1
00:00:00,959 --> 00:00:05,964
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

2
00:00:08,758 --> 00:00:13,179
‫خود آسمان ها، سیارات و این زمین،

3
00:00:13,263 --> 00:00:17,016
‫از نظر درجه، ترتیب و جایگاه،

4
00:00:17,100 --> 00:00:21,563
‫با نظم و قانون در این
‫دستگاه می گردند.

5
00:00:22,647 --> 00:00:24,816
‫کافیست تنها یک درجه بکاهید،

6
00:00:25,567 --> 00:00:27,610
‫تاری را از کوک خارج کنید،

7
00:00:28,403 --> 00:00:29,904
‫و نظاره کنید...

8
00:00:30,447 --> 00:00:32,907
‫...که چه ناهماهنگی ای
‫حاصل می شود!

9
00:00:33,907 --> 00:00:43,907
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

10
00:00:55,180 --> 00:00:59,184
‫(جنگ رُزها)
‫(هنری ششم، بخش اول)
‫(اثر ویلیام شکسپیر)

11
00:01:00,310 --> 00:01:03,229
‫(کلیسای وست مینستر)
‫(درست بعد از مراسم تدفین هنری پنجم)

12
00:01:04,189 --> 00:01:07,142
‫(سرنوشت کشور و همچنین مناطقی
‫که هنری پنجم در فرانسه فتح کرد،)

13
00:01:07,192 --> 00:01:10,653
‫(حال در دستان پسر جوانش، هنری ششم،
‫و نایب لرد هامفری گلاستر قرار دارد.)

14
00:02:15,343 --> 00:02:16,803
‫شاه هنری پنجم...

15
00:02:17,971 --> 00:02:19,931
‫...که چندان عمر نکرد،

16
00:02:21,766 --> 00:02:24,978
‫انگلستان هرگز پادشاهی با این
‫عظمت را از دست نداده بود.

17
00:02:25,645 --> 00:02:28,398
‫گویی که انگلستان پیش از او
‫پادشاهی نداشته باشد.

18
00:02:30,108 --> 00:02:31,859
‫چشمان درخشانش،

19
00:02:32,360 --> 00:02:34,529
‫لبریز از آتش خشم،

20
00:02:35,863 --> 00:02:40,743
‫چشم هایی که دشمنانش را از خورشید نیم روز
‫بیشتر به عقب می راند و خیره می کرد،

21
00:02:41,244 --> 00:02:43,705
‫خشمگینانه به صورت آنان می تابید.

22
00:02:45,832 --> 00:02:49,377
‫هنری پنجم، به روحت
‫دعا می کنم.

23
00:02:50,086 --> 00:02:53,965
‫به این سرزمین رونق ده،
‫از جنگ داخلی در امان دارش.

24
00:02:54,048 --> 00:02:56,718
‫در بهشت با سیارات بدیمن بجنگ.

25
00:02:57,593 --> 00:03:01,222
‫چرا که روح تو ستاره ای
‫بسیار باشکوه تر از...

26
00:03:01,305 --> 00:03:03,725
‫...ژولیوس سزار یا پرفروغ تر از...

27
00:03:05,810 --> 00:03:07,562
‫سروران شریفم.

28
00:03:08,312 --> 00:03:11,190
‫اخبار غم انگیزی از فرانسه
‫برایتان آورده ام،

29
00:03:11,691 --> 00:03:15,403
‫از تلفات، قتل عام و بلایا.

30
00:03:16,571 --> 00:03:19,073
‫پاریس، ژیزور و پواتیه،
‫همگی را از دست دادیم.

31
00:03:19,157 --> 00:03:22,326
‫در برابر جسد هنری چه می گویی، مرد؟
‫به آرامی سخن بگو.

32
00:03:23,077 --> 00:03:27,123
‫از دست دادن آن شهرهای بزرگ باعث
‫می گردد تابوت گشاید و از مرگ برگردد!

33
00:03:27,206 --> 00:03:29,041
‫پاریس را از دست دادیم؟

34
00:03:30,168 --> 00:03:31,919
‫ژیزور خود تسلیم شد؟

35
00:03:32,712 --> 00:03:34,505
‫اگر هنری دوباره به زندگی
‫برمیگشت،

36
00:03:34,589 --> 00:03:38,176
‫این خبر بار دیگر روح از
‫تنش ساقط می کرد.

37
00:03:38,259 --> 00:03:41,012
‫چگونه آن ها را از دست دادیم؟
‫چه خیانتی رخ داد؟

38
00:03:41,095 --> 00:03:44,557
‫خیانتی در کار نبود، بلکه
‫فقدان نفر و پول بود.

39
00:03:45,558 --> 00:03:48,478
‫از قلمروی انگلستان، یک نیمه کَنده شده.

40
00:03:48,561 --> 00:03:50,688
‫اگر در این مراسم تدفین
‫به قدر کافی اشک نریخته بودیم،

41
00:03:50,772 --> 00:03:53,399
‫این خبر مطمئنا ما را به
‫گریه خواهد انداخت.

42
00:03:53,483 --> 00:03:55,860
‫سپر فولادیم را به من دهید.
‫من برای فرانسه می جنگم!

43
00:03:55,943 --> 00:03:58,362
‫کاری می کنم فرانسوی ها به جای
‫چشمانشان، از زخم هایشان...

44
00:03:58,446 --> 00:03:59,781
‫...از فلاکتشان خون گریه کنند.

45
00:03:59,864 --> 00:04:01,365
‫آیا باید از این رسوایی
‫پا به گریز گذاریم؟

46
00:04:01,449 --> 00:04:04,202
‫پا به هیچ نخواهیم گذاشت جز
‫بر گریبان دشمنانمان.

47
00:04:04,452 --> 00:04:06,662
‫اکستر، اگر تو منفعل باشی،
‫من خواهم جنگید.

48
00:04:06,746 --> 00:04:09,373
‫گلاستر، چرا به پیش رفتن من
‫شک داری؟

49
00:04:09,457 --> 00:04:12,960
‫من همین حالا هم ارتشی در ذهن خود آماده
‫کرده ام و فرانسه را با آن شکست داده ام.

50
00:04:13,753 --> 00:04:14,879
‫سرور مهربانم،

51
00:04:15,797 --> 00:04:19,634
‫نمی خواهم سوگواری شما بر جسد
‫شاه هنری را دو چندان کنم، اما...

52
00:04:21,385 --> 00:04:24,222
‫...باید به شما از جنگ بر سر
‫اورلئان خبر دهم،

53
00:04:25,223 --> 00:04:29,352
‫بین لردهای قدرتمند،
‫تالبوت و سالزبری،

54
00:04:30,937 --> 00:04:32,355
‫و فرانسوی ها.

55
00:04:35,024 --> 00:04:36,317
‫سالزبری!

56
00:04:43,366 --> 00:04:45,701
‫شبانگاه، به اردوگاه
‫حمله کردند.

57
00:04:47,036 --> 00:04:48,454
‫تالبوت کشته شده؟

58
00:04:48,538 --> 00:04:49,747
‫خیر.

59
00:04:49,830 --> 00:04:53,334
‫تالبوت زنده است، اما مجبور
‫به گریختن از اورلئان شده.

60
00:04:54,835 --> 00:04:59,549
‫بدرود، آقایان. من باید فوراً برای
‫گم کردن فرانسه در جشن سنت جرج...

61
00:04:59,632 --> 00:05:02,009
‫...آتش به پا کنم!

62
00:05:02,093 --> 00:05:04,345
‫یا کاملا دوفَن را از بین می برم،

63
00:05:04,637 --> 00:05:07,807
‫یا او را مطیع می گردانم و به
‫یوغ می کشم. بیا.

64
00:05:08,266 --> 00:05:11,227
‫من هم با حداکثر سرعت
‫به برج روانه می شوم،

65
00:05:11,310 --> 00:05:14,188
‫و آن جا، هنری جوان را
‫شاه اعلام می کنم.

66
00:06:07,992 --> 00:06:09,535
‫اعلی حضرت.

67
00:06:17,126 --> 00:06:20,755
‫(هفده سال بعد)

68
00:06:23,174 --> 00:06:25,593
‫برکنبری؟

69
00:06:44,779 --> 00:06:47,656
‫سرورم، برادرزاده
‫مهربانتان.

70
00:06:47,740 --> 00:06:50,576
‫ریچارد پلانتاژنه...آمده است؟

71
00:06:50,659 --> 00:06:52,661
‫آه، عموی شریفم،

72
00:06:53,996 --> 00:06:55,331
‫برادرزاده تان، ریچارد آمده است.

73
00:06:56,123 --> 00:06:59,585
‫مرا یاری ده که او را
‫در آغوش گیرم.

74
00:07:09,678 --> 00:07:13,265
‫مرد بیچاره، هم بر من و
‫هم تو بد گذشته است.

75
00:07:14,183 --> 00:07:17,478
‫هر دو از افتخارات و
‫میراثمان محروم شدیم.

76
00:07:18,938 --> 00:07:21,816
‫اما حال، قاضی نومیدی ها،

77
00:07:22,650 --> 00:07:24,235
‫«مرگ»،

78
00:07:25,694 --> 00:07:28,823
‫ناجی آدمیان از درماندگی،

79
00:07:30,199 --> 00:07:34,286
‫با بزرگواری مرا چنین
‫رهایی می بخشد.

80
00:07:34,787 --> 00:07:37,248
‫حال که مشکلاتی که او به
‫بار می آورد پایان یافته،

81
00:07:38,249 --> 00:07:42,294
‫می خواهم تو آن چه از
‫دست رفته را بازیابی.

82
00:07:43,003 --> 00:07:46,715
‫عموی خوبم، به خاطر پدرم،

83
00:07:46,799 --> 00:07:49,009
‫برای بزرگداشت پلانتاژنه حقیقی،

84
00:07:49,093 --> 00:07:51,845
‫و برای این اتحاد، هدف را
‫اعلام کنید.

85
00:07:55,516 --> 00:07:59,937
‫هنری چهارم، پدربزرگ
‫پادشاه جوان،

86
00:08:01,146 --> 00:08:04,400
‫پادشاه ریچارد حقیقیش را
‫براندازی کرد.

87
00:08:05,317 --> 00:08:08,279
‫حق مادرزادی من بود که
‫وارث بعدی سلطنت باشم.

88
00:08:09,029 --> 00:08:11,824
‫وقتی دوستانم با این
‫غصب مخالفت کردند...

89
00:08:13,367 --> 00:08:17,371
‫...و سعی بر آن داشتند که من را
‫به عنوان وارث به حق بگذارند،

90
00:08:19,373 --> 00:08:23,711
‫من آزادی خویش و آنان
‫جانشان را از دست دادند.

91
00:08:24,461 --> 00:08:26,422
‫آیا شما پادشاه به حقید؟

92
00:08:27,423 --> 00:08:29,466
‫و من وارث شما؟

93
00:08:29,550 --> 00:08:32,595
‫سکوت، برادرزاده، سیاست
‫داشته باش.

94
00:08:33,262 --> 00:08:36,223
‫خاندان لنکستر جای خود را
‫محکم کرده اند...

95
00:08:36,557 --> 00:08:41,270
‫...و همچون کوه، نمی توان
‫آنان را برکَند!

96
00:08:43,897 --> 00:08:46,692
‫پس، بدرود،

97
00:08:47,735 --> 00:08:49,903
‫باشد که به آرزوهای خویش برسی،

98
00:08:50,904 --> 00:08:53,532
‫و در زندگی خود موفق باشی،

99
00:08:54,325 --> 00:08:57,161
‫چه در صلح و چه در جنگ.

100
00:09:11,967 --> 00:09:15,971
‫در این جا، مشعل کم فروغ
‫مورتیمر خاموش گشت،

101
00:09:20,934 --> 00:09:23,354
‫و حال، برای تمام آن
‫ناحقی ها،

102
00:09:23,729 --> 00:09:25,814
‫آن زخم های تلخ...

103
00:09:26,940 --> 00:09:30,944
‫...که سرنوشت مدت هاست بر
‫بدن خاندان من زده،

104
00:09:33,280 --> 00:09:37,951
‫در سکوت قسم می خورم که
‫تلافی کنم.

105
00:09:51,673 --> 00:09:55,844
‫عموی بزرگ من ادموند مورتیمر
‫بود که با فیلیپا ازدواج کرد،

106
00:09:55,969 --> 00:09:58,555
‫تنها دختر لیونل، دوک کلارنس.

107
00:09:58,639 --> 00:10:02,768
‫بنابراین، چنان چه سلطنت
‫پسر بزرگتر به کوچکتر برسد،

108
00:10:04,937 --> 00:10:06,063
‫من پادشاهم.

109
00:10:10,901 --> 00:10:13,403
‫به چشم من، حقیقت چنان
‫عریان می نماید...

110
00:10:13,487 --> 00:10:16,031
‫...که هر چشم کوری می تواند
‫آن را بجوید.

111
00:10:21,912 --> 00:10:24,706
‫حال که شما چنین زبان بسته و
‫بی میل به صحبتید،

112
00:10:25,582 --> 00:10:27,918
‫هر آن که نجیب زاده ای
‫حقیقی است...

113
00:10:28,168 --> 00:10:30,963
‫...اگر گمان می دارد که
‫حقیقت را گفته ام،

114
00:10:32,214 --> 00:10:34,341
‫از این بوته رُز سفیدی...

115
00:10:36,343 --> 00:10:38,720
‫...با من بچیند.

116
00:10:39,805 --> 00:10:43,600
‫هر آن کس که نه بزدل و
‫نه چاپلوس است...

117
00:10:44,560 --> 00:10:47,646
‫...از این خاربن، رُز سرخی
‫در کنار من بچیند.

118
00:10:49,273 --> 00:10:50,607
‫من هیچ رنگی را
‫دوست نمی دارم.

119
00:10:50,691 --> 00:10:54,361
‫و بدون ذره ای چاپلوسی زیرکانه،

120
00:10:54,778 --> 00:10:58,282
‫این رُز سفید را کنار
‫سرورم می چینم.

121
00:11:03,912 --> 00:11:06,915
‫من این رُز سرخ را با
‫سامرست شجاع می چینم،

122
00:11:07,666 --> 00:11:09,835
‫و با همه شما می گویم که
‫به نظرم سخنش حق است.

123
00:11:09,918 --> 00:11:12,713
‫آقایان و صاحب مقامان، بس
‫کنید و دیگر رُزی نچینید،

124
00:11:12,796 --> 00:11:15,966
‫تا وقتی چنین نتیجه گیرید که
‫آن کس که از بوته اش...

125
00:11:16,049 --> 00:11:19,261
‫...گل کمتری چیده شود،

126
00:11:19,344 --> 00:11:22,598
‫باید در حقانیت مغلوب دیگری گردد.

127
00:11:22,889 --> 00:11:25,017
‫لرد شریف وارویک،
‫این راه حل مناسبیست.

128
00:11:25,100 --> 00:11:28,145
‫اگر سهم من کمتر باشد،
‫سکوت اختیار می کنم.

129
00:11:29,521 --> 00:11:30,689
‫و من نیز.

130
00:11:33,066 --> 00:11:35,902
‫پس، به نام حقیقت...

131
00:11:36,778 --> 00:11:39,364
‫...و شفافیت این موضوع،

132
00:11:44,745 --> 00:11:47,414
‫من این غنچه بی رنگ و
‫تازه را می چینم،

133
00:11:47,497 --> 00:11:50,959
‫و به طرف رُز سفید
‫رأی می دهم.

134
00:11:51,585 --> 00:11:54,921
‫بسیار خوب، بسیار خوب.
‫زود باشید، دیگر چه کسی رأی می دهد؟

135
00:12:00,010 --> 00:12:01,970
‫سامرست، حال چه برای
‫گفتن داری؟

136
00:12:02,304 --> 00:12:03,555
‫در غلاف من،

137
00:12:03,639 --> 00:12:07,100
‫شمشیری منتظر است که می تواند
‫رُز سفید تو را سرخ از خون کند.

138
00:12:07,184 --> 00:12:08,518
‫در عین حال،

139
00:12:09,603 --> 00:12:13,899
‫گویی که گونه های تو از رُزهای ما تقلید کرده اند،
‫چرا که از وحشت رنگ باخته اند.

140
00:12:13,982 --> 00:12:18,278
‫از وحشت نیست، بلکه از خشم این است که
‫زبانت به خطایت اعتراف نمی کند.

141
00:12:19,154 --> 00:12:21,198
‫احمق مغرور، گم شو!

142
00:12:21,823 --> 00:12:23,867
‫از هر دوی شما عار دارم.

143
00:12:23,950 --> 00:12:26,745
‫عار از ما نداشته باش، پلانتاژنه.

144
00:12:27,454 --> 00:12:29,790
‫خنجر خود در گلویت
‫فرو خواهم کرد.

145
00:12:29,873 --> 00:12:31,249
‫بیا برویم، سافک عزیز.

146
00:12:31,333 --> 00:12:33,919
‫با ادامه گفتگو با چنین نوچه ای
‫به او بها داده ایم!

147
00:12:36,713 --> 00:12:40,425
‫به خدا قسم که به او
‫توهین کرده ای، سامرست!

148
00:12:40,509 --> 00:12:43,178
‫مگر پدر تو برای
‫خیانت اعدام نشد؟

149
00:12:43,261 --> 00:12:45,972
‫گویا گناه خیانت وی در
‫خون تو نیز جریان دارد،

150
00:12:46,056 --> 00:12:48,475
‫و تا وقتی به تخت سلطنت
‫نشانده شوی، نوچه می مانی.

151
00:12:48,558 --> 00:12:50,685
‫پدر من خائن نبود،

152
00:12:52,479 --> 00:12:55,107
‫و این را با کمک مردانی بهتر
‫از سامرست ثابت می کنم،

153
00:12:55,190 --> 00:12:56,775
‫و تو را برای بازداشتش
‫شلاق می زنم.

154
00:12:56,858 --> 00:13:01,279
‫مراقب باش، نگو که
‫هشدار ندادم.

155
00:13:01,446 --> 00:13:04,241
‫خواهی دید که برای مقابله
‫با تو حاضریم،

156
00:13:04,324 --> 00:13:07,994
‫و ما را از این رنگ ها
‫به عنوان دشمنان خود بشناس.

157
00:13:08,078 --> 00:13:12,207
‫چرا که علی رغم تلاش شما،
‫این رنگ پیروز خواهد شد.

158
00:13:12,290 --> 00:13:14,167
‫و به روحم قسم،

159
00:13:14,251 --> 00:13:17,504
‫من و هوادارنم تا ابد...

160
00:13:17,587 --> 00:13:21,675
‫...این رُز سفید و عصبانی را
‫به عنوان نماد سفیدِ...

161
00:13:22,968 --> 00:13:24,553
‫...نفرت خونخوار من...

162
00:13:25,846 --> 00:13:27,973
‫...خواهیم پوشید.

163
00:13:28,056 --> 00:13:31,226
‫کار خود کن و در جاه طلبی
‫خود غرق شو.

164
00:13:34,146 --> 00:13:36,481
‫(وست مینستر)

165
00:14:03,800 --> 00:14:04,843
‫اُه!

166
00:14:06,678 --> 00:14:08,054
‫گلاستر.

167
00:14:16,897 --> 00:14:19,608
‫با سخنرانی از پیش برنامه ریزی
‫شده آمده ای؟

168
00:14:20,483 --> 00:14:23,486
‫با اعلامیه های مکتوب و
‫هوشمندانه طراحی شده؟

169
00:14:24,571 --> 00:14:27,741
‫همفری گلاستر، اگر با سند و
‫مدرک مرا متهم می کنید،

170
00:14:27,824 --> 00:14:29,826
‫در نشان دادنشان درنگ نکنید.

171
00:14:31,077 --> 00:14:33,038
‫چرا که من آمادگی دارم
‫با تمام ادعاهای شما...

172
00:14:33,121 --> 00:14:35,040
‫...به سرعت پاسخ دهم.

173
00:14:36,833 --> 00:14:37,918
‫اعلی حضرت؟

174
00:14:39,586 --> 00:14:43,632
‫ای کشیش متکبر، این مکان
‫حکم می کند که صبور باشم،

175
00:14:43,715 --> 00:14:46,176
‫وگرنه باید بدانی که به
‫من اهانت کرده ای.

176
00:14:47,260 --> 00:14:49,679
‫تو مهلک ترین رباخوارانی،

177
00:14:50,096 --> 00:14:52,849
‫طبیعت متخاصم، دشمن صلح.

178
00:14:53,266 --> 00:14:57,771
‫لاابالی، سرکش، چنان که هیچ
‫مردی در حرفه تو نباید باشد.

179
00:14:57,854 --> 00:15:00,315
‫ضمنا، در هراسم که اگر اسرارت فاش گردد،

180
00:15:00,690 --> 00:15:03,735
‫پادشاه، سرورت هم، 
‫چندان از...

181
00:15:03,818 --> 00:15:07,197
‫...شرارت حسودانه دل سیاهت
‫معاف نیست!

182
00:15:09,449 --> 00:15:11,660
‫گلاستر، با تو مخالفت می کنم.

183
00:15:11,743 --> 00:15:14,287
‫اگر من طماع بودم،

184
00:15:14,371 --> 00:15:17,499
‫یا جاه طلب، یا فاسد، چنان که
‫او مرا می خواند،

185
00:15:17,957 --> 00:15:19,167
‫چگونه این قدر فقیرم؟

186
00:15:20,835 --> 00:15:23,338
‫این مسئله نیست که دوک را
‫به خشم آورده است.

187
00:15:23,630 --> 00:15:26,966
‫سبب این است که هیچ کس
‫جز او نباید قدرتی داشته باشد.

188
00:15:28,051 --> 00:15:30,804
‫هیچ کس جز او نباید کنار
‫شاه باشد،

189
00:15:31,638 --> 00:15:33,473
‫و این همان دردیست که
‫در سینه دارد...

190
00:15:33,556 --> 00:15:35,892
‫...و باعث می شود این
‫اتهامات را بغرد.

191
00:15:35,975 --> 00:15:38,561
‫آیا من نایب نیستم،
‫کشیش گستاخ؟

192
00:15:38,645 --> 00:15:40,063
‫گلاستر هتاک!

193
00:15:40,146 --> 00:15:43,775
‫آن چه سزاوار احترام است، کار
‫روحانی توست، نه زندگی تو.

194
00:15:43,858 --> 00:15:45,026
‫رُم این وضع را
‫درست می کند.

195
00:15:45,110 --> 00:15:46,319
‫پس بشتاب!

196
00:15:51,866 --> 00:15:54,369
‫عمویان گلاستر و وینچستر،

197
00:15:54,452 --> 00:15:57,914
‫می خوام شما را قانع کنم،
‫اگر خواهش های من کارگر افتند،

198
00:15:58,331 --> 00:16:00,875
‫که با عشق و دوستی...

199
00:16:02,001 --> 00:16:03,336
‫...هم دل باشید.

200
00:16:04,671 --> 00:16:07,757
‫اُه، چه رسوایی ای
‫برای تاج و تخت ماست...

201
00:16:07,841 --> 00:16:12,595
‫...که دو فرد شریف چون
‫شما مجادله کنند.

202
00:16:14,639 --> 00:16:16,015
‫باور کنید، آقایان،

203
00:16:17,016 --> 00:16:19,102
‫با وجود سن کمم، می توانم تشخیص دهم...

204
00:16:19,519 --> 00:16:22,981
‫...که اختلاف داخلی چون
‫ماری سمیست...

205
00:16:23,064 --> 00:16:26,359
‫...که به دل و روده رفاه عمومی
‫چنگ می زند.

206
00:16:27,444 --> 00:16:30,321
‫آه، این نفاق چگونه دلم را می خراشد!

207
00:16:31,656 --> 00:16:35,285
‫لرد وینچستر، می توانی اشک و
‫آه مرا نظاره کنی...

208
00:16:35,368 --> 00:16:37,078
‫...و حتی یک لحظه نرم نشوی؟

209
00:16:38,413 --> 00:16:41,624
‫اگر اعضای مقدس کلیسا
‫درگیر منازعه گردند...

210
00:16:41,708 --> 00:16:45,795
‫...چه کسی باید صلح را حفظ کند؟

211
00:16:45,879 --> 00:16:48,047
‫صلح کنید، عالی جناب نایب لرد.

212
00:16:48,798 --> 00:16:50,216
‫صلح کنید، وینچستر.

213
00:16:50,550 --> 00:16:52,302
‫اگر او تسلیم نشود، من
‫هرگز سازش نخواهم کرد.

214
00:16:53,511 --> 00:16:56,389
‫همدردی با پادشاه مرا
‫وادار به پذیرش می کند.

215
00:16:59,475 --> 00:17:01,436
‫نظاره کنید، لرد وینچستر...

216
00:17:01,519 --> 00:17:04,564
‫...که دوک این خشم نامطلوب و
‫ناگهانی را کناری نهاده ست.

217
00:17:05,231 --> 00:17:08,735
‫چرا هنوز چنین عبوس و ناراحت
‫به نظر می آیی؟

218
00:17:09,068 --> 00:17:12,071
‫بیا، وینچستر، دستم را
‫به سویت دراز می کنم.

219
00:17:17,410 --> 00:17:18,494
‫وای!

220
00:17:19,454 --> 00:17:20,872
‫عموی مقدس،

221
00:17:21,581 --> 00:17:26,377
‫شنیده ام که موعظه می کنی که
‫عناد گناه بزرگ و سنگینیست،

222
00:17:27,462 --> 00:17:30,757
‫پس خود به آن چه آموزش
‫می دهی عمل نمی کنی؟

223
00:17:34,302 --> 00:17:37,430
‫خوب، دوک گلاستر، من
‫با تو صلح می کنم.

224
00:17:41,768 --> 00:17:45,521
‫اُه، عموی مهربان، دوک
‫مهربان گلاستر،

225
00:17:45,605 --> 00:17:48,942
‫چه قدر این مصالحه
‫مرا خشنود ساخته.

226
00:17:51,945 --> 00:17:54,781
‫این تقاضا را بپذیرید،
‫سرور مهربان،

227
00:17:55,156 --> 00:17:57,700
‫و حق ریچارد پلانتاژنه را
‫در نظر گیرید.

228
00:18:02,205 --> 00:18:03,206
‫آه...

229
00:18:06,125 --> 00:18:08,294
‫آفرین، لرد وارویک،

230
00:18:08,378 --> 00:18:11,798
‫چرا که شاهزاده عزیز دلیل بزرگی
‫برای اجرای عدالت در حق ریچارد دارند.

231
00:18:12,340 --> 00:18:13,549
‫لردهای عزیزم،

232
00:18:13,633 --> 00:18:17,845
‫خوشحالم که هر آن چه ریچارد در زمان
‫تولد داشت را به او بازگردانم.

233
00:18:20,848 --> 00:18:23,434
‫خدمتگزار حقیر شما
‫قول اطاعت و...

234
00:18:24,644 --> 00:18:27,814
‫...خدمت حقیرانه می دهد،
‫تا زمان مرگ.

235
00:18:28,064 --> 00:18:31,192
‫پس زانو بزن و زانوی خود
‫در مقابل پای من بگذار...

236
00:18:36,280 --> 00:18:38,783
‫...و در ازای انجام این وظیفه،

237
00:18:41,411 --> 00:18:45,873
‫من شمشیر دلاور یورک را
‫بر تو می نهم.

238
00:18:47,166 --> 00:18:50,169
‫برخیز، ریچارد، مانند یک
‫پلانتاژنه واقعی.

239
00:18:51,462 --> 00:18:55,049
‫و برخیز، دوک یورکی که
‫شاهزاده انتخاب کرده ست.

240
00:18:55,466 --> 00:18:57,301
‫باشد که ریچارد
‫موفق باشد...

241
00:18:59,137 --> 00:19:01,347
‫...و هر کس که کینه ای...

242
00:19:02,640 --> 00:19:05,101
‫...از حضرت عالی داشته
‫باشد، معدوم گردد.

243
00:19:08,646 --> 00:19:11,149
‫خوش آمدید، شاهزاده بزرگ،

244
00:19:11,524 --> 00:19:14,068
‫دوک قدرتمند یورک!

245
00:19:17,029 --> 00:19:20,074
‫بمیر، شاهزاده حقیر،
‫دوک فرومایه یورک.

246
00:19:20,867 --> 00:19:23,119
‫حال، اعلی حضرت، بهتر
‫است که عازم شویم...

247
00:19:23,202 --> 00:19:26,456
‫...تا از دریا بگذرید و در
‫فرانسه تاج گذاری کنید.

248
00:19:26,539 --> 00:19:29,625
‫حضور شاه عشق پیروانش و
‫دوستان وفادارش را...

249
00:19:29,709 --> 00:19:32,503
‫...برمی انگیزد و دشمنانش را
‫خاموش می کند.

250
00:19:32,879 --> 00:19:35,882
‫همین که گلاستر کلمه ای
‫به زبان آورد، شاه هنری می رود،

251
00:19:36,549 --> 00:19:39,927
‫چرا که مشورت دوستانه
‫دست دشمنان را کوتاه می کند.

252
00:19:40,511 --> 00:19:42,388
‫کشتی های شما حاضرند.

253
00:20:03,993 --> 00:20:06,579
‫(فرانسه)

254
00:20:33,189 --> 00:20:36,859
‫خدا شاه هنری انگلستان و
‫فرانسه را حفظ کند،

255
00:20:36,943 --> 00:20:38,778
‫ششمین نفر از خاندانش.

256
00:20:39,278 --> 00:20:40,780
‫خدا شاه را حفظ کند.

257
00:20:47,411 --> 00:20:49,121
‫سرور مهربانم،

258
00:20:49,830 --> 00:20:54,126
‫هنگامی که با عجله از کاله
‫برای تاج گذاریتان روانه شدیم،

259
00:20:54,627 --> 00:20:57,380
‫نامه ای به دست من رسید که
‫از طرف دوفن فرانسه...

260
00:20:57,463 --> 00:20:59,465
‫...برای شما نوشته شده.

261
00:21:04,804 --> 00:21:06,472
‫نایب لرد من،

262
00:21:07,807 --> 00:21:08,891
‫نامه را بخوان.

263
00:21:11,435 --> 00:21:12,770
‫«به پادشاه.»

264
00:21:14,063 --> 00:21:16,482
‫آیا فراموش کرده ایشان
‫فرمانروای اوست؟

265
00:21:17,525 --> 00:21:19,485
‫«من با هدفی خاص،

266
00:21:20,152 --> 00:21:22,905
‫دل سوخته از ویرانی کشورم،

267
00:21:22,989 --> 00:21:26,242
‫به رهبری ژان لاپوسل...

268
00:21:27,284 --> 00:21:30,037
‫...شهر روآن که از دست
‫داده بودیم را پس گرفته ام،

269
00:21:30,997 --> 00:21:33,749
‫افراد حضرت عالی که آن جا را
‫اشغال کرده بودند را بیرون انداخته...

270
00:21:33,833 --> 00:21:35,960
‫...و مردمم مرا ستوده اند،

271
00:21:36,043 --> 00:21:38,963
‫به عنوان چارلز، شاه
‫به حق فرانسه.»

272
00:21:39,839 --> 00:21:41,382
‫اُه، چه خیانت شرم آوری!

273
00:21:41,799 --> 00:21:44,260
‫فرانسه شورش کرده است؟

274
00:21:44,593 --> 00:21:47,513
‫چنین است، سرورم، و
‫دشمن شما شده است.

275
00:21:54,562 --> 00:21:56,439
‫پس لرد تالبوت،

276
00:21:57,189 --> 00:22:02,403
‫باید نزد چارلز برگردی و او را برای
‫این توهین مجازات کنی.

277
00:22:03,362 --> 00:22:06,157
‫نظرت چیست، عالی جناب،
‫رضایت داری؟

278
00:22:06,490 --> 00:22:08,200
‫رضایت، سرورم؟

279
00:22:08,701 --> 00:22:10,786
‫التماس می کردم که چنین
‫وظیفه ای را به من محول کنید.

280
00:22:11,078 --> 00:22:12,955
‫پس از این جمعیت نیروهای
‫خود را گزینش کنید.

281
00:22:13,038 --> 00:22:15,374
‫سامرست، تو گروهی سواره
‫داری، درست است؟

282
00:22:15,458 --> 00:22:16,625
‫بله، سرورم.

283
00:22:16,709 --> 00:22:19,253
‫به تالبوت عزیز کمک می کنی
‫فرانسه را تحت کنترل در آورد؟

284
00:22:19,336 --> 00:22:21,589
‫قسم می خورم آن چه لازم دارد
‫فراهم می آورم.

285
00:22:22,465 --> 00:22:26,552
‫حال، با قدرت کامل، مستقیما
‫به سمت چارلز بتازید.

286
00:22:27,052 --> 00:22:30,264
‫بگذارید نظاره کند خیانتش
‫ما را چه ناخشنود ساخته،

287
00:22:30,347 --> 00:22:33,392
‫و توهین به یک دوست
‫چه جرمیست.

288
00:22:33,476 --> 00:22:34,894
‫می روم، سرورم،

289
00:22:35,186 --> 00:22:37,730
‫قلباً امیدوارم شاهد
‫سردرگمی...

290
00:22:37,813 --> 00:22:40,608
‫...دشمنان خود باشید.

291
00:22:45,404 --> 00:22:49,366
‫لردهای سامرست و یورک،
‫تقاضا می کنم، به پیش آیید.

292
00:22:58,209 --> 00:23:02,213
‫دلیلی نمی بینم که
‫اگر این رُز را به سینه بزنم،

293
00:23:03,255 --> 00:23:04,965
‫احدی مشکوک شود که...

294
00:23:05,049 --> 00:23:07,593
‫...به سامرست بیشتر از
‫یورک علاقه مندم.

295
00:23:08,010 --> 00:23:11,096
‫هر دو از بستگان من هستند و
‫هر دو را دوست می دارم.

296
00:23:12,431 --> 00:23:15,434
‫همان گونه که حال در
‫صلحیم،

297
00:23:16,310 --> 00:23:20,773
‫بگذارید در صلح و عشق
‫ادامه دهیم.

298
00:23:27,988 --> 00:23:29,448
‫پسرعمو یورک،

299
00:23:31,033 --> 00:23:34,912
‫من حضرت عالی را به نیابت از
‫خویش در این بخش های فرانسه برمی گزینم...

300
00:23:36,538 --> 00:23:38,457
‫...و لرد عزیز سامرست،

301
00:23:38,874 --> 00:23:42,753
‫سواره نظام خویش را با
‫پیاده نظام او یک جا جمع کن...

302
00:23:42,795 --> 00:23:47,841
‫...و مانند حامیانی وفادار،
‫هر دو تالبوت و عمو اکسترِ...

303
00:23:48,217 --> 00:23:50,344
‫...دلیرمان را دنبال کنید...

304
00:23:50,803 --> 00:23:53,639
‫...تا روآن و نزد چارلز خائن.

305
00:23:54,515 --> 00:23:56,809
‫به خوبی و خوشی با
‫هم بروید...

306
00:23:58,143 --> 00:24:02,147
‫...و خشم خود را به سمت
‫دشمنانتان نشانه بگیرید.

307
00:24:19,415 --> 00:24:21,417
‫شاه چه زیبا نقش سخنور را
‫بازی کرد.

308
00:24:23,002 --> 00:24:24,461
‫چنین است،

309
00:24:24,753 --> 00:24:28,007
‫اما هنوز، خوش ندارم که نشان
‫سامرست را می پوشد.

310
00:24:28,090 --> 00:24:30,759
‫آرام، این جز علاقه ای ساده نبود.
‫او را سرزنش نکنید.

311
00:24:30,843 --> 00:24:33,345
‫شاهزاده عزیز، چنین تصور
‫می کنم که...

312
00:24:34,013 --> 00:24:35,806
‫...هیچ منظوری نداشت.

313
00:24:36,432 --> 00:24:38,058
‫اما به حال خود گذارش.

314
00:24:38,517 --> 00:24:40,936
‫حال باید به مسائل دیگری
‫رسیدگی کنیم.

315
00:24:45,566 --> 00:24:48,694
‫ریچارد یورک به خوبی
‫صدای خود خاموش کرد،

316
00:24:53,198 --> 00:24:56,076
‫چرا که اگر اشتیاق قلبیش
‫فاش می شد،

317
00:24:57,870 --> 00:25:01,707
‫می ترسم که نفرت کینه توزانه
‫بیشتری در آن می دیدیم،

318
00:25:02,374 --> 00:25:07,379
‫و بیداد خشم جوشانی بیش از آن چه
‫در مخیله می گنجد.

319
00:25:11,050 --> 00:25:14,136
‫وقتی عصای سلطنتی در دستان پسری
‫بی تجربه قرار می گیرد، چنین انتظاری می رود،

320
00:25:14,219 --> 00:25:16,889
‫اما وقتی حسادت
‫تفرقه و دشمنی می پروراند...

321
00:25:18,390 --> 00:25:20,309
‫...بیشتر می گردد.

322
00:25:20,684 --> 00:25:22,478
‫این گونه باران می بارد،

323
00:25:24,730 --> 00:25:26,565
‫و این گونه سردرگمی
‫آغاز می گردد.

324
00:25:43,165 --> 00:25:46,168
‫(روآن)

325
00:25:52,090 --> 00:25:54,176
‫ژان.

326
00:25:54,551 --> 00:25:55,761
‫ژان.

327
00:26:01,225 --> 00:26:02,768
‫ژان؟

328
00:26:08,273 --> 00:26:09,274
‫ژان؟

329
00:26:19,743 --> 00:26:21,411
‫کشور خود را بنگرید.

330
00:26:22,746 --> 00:26:25,123
‫فرانسه سرسبز را بنگرید...

331
00:26:26,792 --> 00:26:31,129
‫...و از ریخت افتادن شهرها و
‫شهرستان ها را به خاطر...

332
00:26:31,547 --> 00:26:34,258
‫...ویرانگری دشمن
‫سنگدلمان ببینید.

333
00:26:35,717 --> 00:26:38,595
‫ما گله ای کوچک از گوزن های
‫ترسوی انگلیسی هستیم...

334
00:26:39,930 --> 00:26:43,058
‫...که گروهی از سگ های وحشی فرانسوی
‫آنان را احاطه کرده اند.

335
00:26:44,810 --> 00:26:48,605
‫اگر قرار است گوزن انگلیسی
‫باشیم، بگذارید اصیل باشیم،

336
00:26:49,731 --> 00:26:52,651
‫نه رذیلانی که به اشاره ای
‫سقوط می کنند،

337
00:26:52,734 --> 00:26:55,612
‫بلکه گوزن هایی دیوانه و
‫مجنون و مستأصل.

338
00:26:55,696 --> 00:26:59,491
‫مردان خوب، من از پدری
‫چوپان متولد شده ام،

339
00:26:59,574 --> 00:27:02,452
‫در هیچ هنری آموزش ندیده ام.

340
00:27:02,536 --> 00:27:05,038
‫با سر فولادپوش خود به
‫سگ های خونخوار حمله می کنیم...

341
00:27:05,539 --> 00:27:08,000
‫...و کاری می کنیم بزدلان
‫در خلیج دور بایستند.

342
00:27:08,083 --> 00:27:10,252
‫روزی به درگاه برّه خدا دعا می کردم،
‫(از عناوین عیسی در انجیل یوحنا)

343
00:27:10,836 --> 00:27:12,879
‫مریم مقدس بر من ظاهر شد...

344
00:27:13,714 --> 00:27:16,258
‫...و در الهامی سرشار از شکوه...

345
00:27:16,341 --> 00:27:19,428
‫...مرا واداشت که از حرفه
‫خود کنار گذارم...

346
00:27:19,511 --> 00:27:22,014
‫...و کشورم را از مصیبت
‫رهایی بخشم!

347
00:27:22,764 --> 00:27:26,560
‫خداوند و سنت جرج، تالبوت و
‫حق انگلستان...

348
00:27:26,768 --> 00:27:29,604
‫...سبب موفقیت ما در این
‫مبارزه خطرناک باشند!

349
00:28:35,170 --> 00:28:36,797
‫لرد سامرست؟

350
00:29:24,052 --> 00:29:26,680
‫و پسرش، جان جوان،

351
00:29:27,222 --> 00:29:29,850
‫که خبر رسید دو ساعت پیش...

352
00:29:29,933 --> 00:29:32,769
‫...شتابان به سمت پدر
‫جنگجویش می رود.

353
00:29:37,357 --> 00:29:38,942
‫زود باش! برو.

354
00:29:39,359 --> 00:29:41,528
‫بلافاصله سوارانم را
‫می فرستم.

355
00:29:42,195 --> 00:29:44,739
‫ظرف شش ساعت، به
‫کمک او خواهند رفت.

356
00:29:44,823 --> 00:29:48,326
‫آن زمان برای نجات دیر است،
‫یا او را می گیرند و یا می کشند.

357
00:29:48,410 --> 00:29:49,911
‫اگه مرده باشد،

358
00:29:51,538 --> 00:29:53,498
‫پس بدرود، تالبوت شجاع.

359
00:29:54,541 --> 00:29:56,585
‫آوازه اش در این دنیا
‫زنده می ماند،

360
00:29:57,085 --> 00:29:59,296
‫و شرمش در تو.

361
00:30:22,569 --> 00:30:24,529
‫پدر!

362
00:30:25,280 --> 00:30:26,406
‫جان!

363
00:30:31,786 --> 00:30:33,455
‫جان، تو را خواندم که...

364
00:30:33,538 --> 00:30:35,665
‫...نام تالبوت را زنده نگه داری.

365
00:30:35,749 --> 00:30:38,460
‫حال، به ضیافت مرگ آمده ای،

366
00:30:38,752 --> 00:30:40,462
‫خطری وحشتناک و
‫اجتناب ناپذیر.

367
00:30:40,920 --> 00:30:43,882
‫برای همین، پسر عزیزم،
‫بر سریع ترین اسب سوار شو،

368
00:30:43,965 --> 00:30:46,468
‫و من راهنماییت می کنم که به
‫ناگه بگریزی.

369
00:30:47,177 --> 00:30:49,095
‫بیا، معطل نکن، برو.

370
00:30:49,804 --> 00:30:52,724
‫مگر نام من تالبوت نیست؟
‫مگر من پسر تو نیستم؟

371
00:30:53,475 --> 00:30:55,101
‫آن وقت فرار کنم؟

372
00:30:55,435 --> 00:30:57,312
‫اُه، اگر عاشق مادرم هستی،

373
00:30:57,645 --> 00:31:01,483
‫با بی شرف و پست ساختن
‫من، نام او را لکه دار نکن.

374
00:31:01,775 --> 00:31:04,027
‫تو باید بگریزی که اگر من
‫کشته شدم، انتقامم را بگیری.

375
00:31:04,277 --> 00:31:06,529
‫آن که فرار کند، هرگز
‫برنخواهد گشت.

376
00:31:07,405 --> 00:31:10,992
‫اگر هر دو بمانیم، هر دو
‫مطمئنا خواهیم مُرد.

377
00:31:11,201 --> 00:31:14,329
‫پس بگذار من بمانم و
‫تو بگریز، پدر.

378
00:31:15,413 --> 00:31:19,167
‫زانو می زنم و التماس
‫می کنم که بمیرم...

379
00:31:19,626 --> 00:31:22,045
‫...تا این که در بدنامی
‫زندگی کنم.

380
00:31:22,128 --> 00:31:24,130
‫با اختیارم به تو فرمان
‫می دهم که بروی!

381
00:31:24,297 --> 00:31:27,217
‫برای جنگ می روم، اما برای
‫گریختن از دشمن خیر!

382
00:31:27,509 --> 00:31:31,137
‫بمان یا برو، هر کار که خود
‫می خواهی و من نیز چنین می کنم.

383
00:31:31,930 --> 00:31:35,934
‫چرا که اگر پدرم بمیرد،
‫من نخواهم زیست.

384
00:31:41,022 --> 00:31:43,358
‫بیا، پهلو به پهلو،

385
00:31:44,609 --> 00:31:46,528
‫یا با هم زنده می مانیم و
‫یا می میریم،

386
00:31:46,611 --> 00:31:49,489
‫و روحمان شانه به شانه از
‫فرانسه به بهشت پرواز می کند.

387
00:32:29,320 --> 00:32:31,155
‫تالبوت جوان کجاست؟

388
00:32:34,701 --> 00:32:36,452
‫جان دلیر کجاست؟

389
00:32:38,830 --> 00:32:40,707
‫روحِ دیگر من کجاست؟

390
00:32:58,182 --> 00:32:59,309
‫نه.

391
00:33:08,443 --> 00:33:09,527
‫اُه، جان.

392
00:33:11,070 --> 00:33:12,572
‫خشم کورکورانه...

393
00:33:13,573 --> 00:33:15,533
‫...و عصبانیت قلبی...

394
00:33:16,576 --> 00:33:19,078
‫...به ناگه تو را از من گرفت...

395
00:33:20,246 --> 00:33:23,416
‫...تا روانه جنگ متراکم
‫فرانسوی ها شوی،

396
00:33:27,337 --> 00:33:28,713
‫و آن جا...

397
00:33:30,757 --> 00:33:32,592
‫...در آن دریای خون،

398
00:33:34,594 --> 00:33:37,430
‫پسرم روح دلاورش را
‫خیساند...

399
00:33:41,184 --> 00:33:43,102
‫...و آن جا ایکاروس من مُرد،

400
00:33:43,811 --> 00:33:45,271
‫غنچه ام،

401
00:33:47,440 --> 00:33:48,983
‫در غرورش.

402
00:34:02,163 --> 00:34:04,248
‫اگر یورک و سامرست
‫برای نجات می آمدند،

403
00:34:04,332 --> 00:34:06,334
‫روز خونینی برایمان
‫رقم می خورد.

404
00:34:06,667 --> 00:34:08,419
‫تکه تکه شان کنید.

405
00:34:08,503 --> 00:34:10,338
‫استخوان آنان که جانشان
‫افتخار انگلستان،

406
00:34:10,421 --> 00:34:12,715
‫و موجب حیرت گُل بود،
‫(منطقه ای در غرب اروپا)

407
00:34:12,799 --> 00:34:15,176
‫- بشکنید و جدا کنید.
‫- اُه، نه، چنین نگو.

408
00:34:15,802 --> 00:34:17,720
‫بیایید به آنان که وقتی
‫زنده بودند ازشان...

409
00:34:17,804 --> 00:34:19,931
‫...می گریختیم، در مرگ
‫بدی نکنیم.

410
00:34:20,348 --> 00:34:21,933
‫دوفن کجاست؟

411
00:34:23,267 --> 00:34:25,770
‫امروز روزِ ماست،
‫کثافت های دون مایه.

412
00:34:27,021 --> 00:34:30,066
‫نیروهای شما مغلوب
‫فرانسه و خدا شدند.

413
00:34:30,149 --> 00:34:32,443
‫تو که هستی، اهریمن؟

414
00:34:33,027 --> 00:34:34,987
‫قهرمان بزرگ میدان کجاست؟

415
00:34:36,197 --> 00:34:38,616
‫لرد تالبوت شجاع،
‫ارل شروزبری.

416
00:34:41,869 --> 00:34:44,914
‫اُه، ای کاش چشمانم به
‫گلوله بدل می گشتند...

417
00:34:44,997 --> 00:34:49,001
‫...که در خشم خود، به چهره های
‫شما شلیکشان کنم.

418
00:34:49,752 --> 00:34:52,130
‫بروید، اجسادشان را ببرید.

419
00:34:52,213 --> 00:34:54,340
‫ما آنان را می بریم.

420
00:35:21,534 --> 00:35:24,704
‫اُه، اگر می توانستیم مردگان را
‫به زندگی بخوانیم،

421
00:35:25,496 --> 00:35:28,541
‫برای ارعاب کل سرزمین
‫فرانسه کافی بود.

422
00:36:02,450 --> 00:36:06,078
‫ارتش انگلستانی که به
‫دو قسمت تقسیم شده بود،

423
00:36:07,830 --> 00:36:09,582
‫حال باید به هم بپیوندد...

424
00:36:11,667 --> 00:36:12,919
‫...و یکی شود.

425
00:36:40,029 --> 00:36:42,865
‫از خاکستر مقدس تالبوت...

426
00:36:43,115 --> 00:36:46,619
‫...ققنوسی برخواهد خاست که
‫فرانسه را به وحشت می اندازد!

427
00:37:05,304 --> 00:37:06,347
‫دوباره!

428
00:37:31,122 --> 00:37:33,165
‫ژان. ژان.

429
00:37:33,833 --> 00:37:35,000
‫ژان.

430
00:37:35,835 --> 00:37:37,002
‫ژان.

431
00:37:41,507 --> 00:37:42,675
‫ژان.

432
00:39:30,115 --> 00:39:31,617
‫زن زیبا،

433
00:39:33,118 --> 00:39:35,996
‫نهراس و فرار مکن،

434
00:39:36,288 --> 00:39:38,666
‫چرا که جز با احترام
‫با تو رفتار نخواهم کرد.

435
00:39:39,291 --> 00:39:41,460
‫به این دست ادای
‫احترام می کنم،

436
00:39:48,676 --> 00:39:49,760
‫تو که هستی؟

437
00:39:51,470 --> 00:39:53,430
‫بگو که بتوانم ادای احترام کنم.

438
00:39:54,306 --> 00:39:55,933
‫نامم مارگارت است،

439
00:39:57,017 --> 00:39:58,894
‫و دختر دوکی هستم.

440
00:39:59,687 --> 00:40:02,314
‫دوک آنژو.
‫تو که هستی؟

441
00:40:07,528 --> 00:40:08,987
‫من یک اِرل هستم،

442
00:40:11,031 --> 00:40:12,825
‫و سامرست خوانده می شوم.

443
00:40:13,492 --> 00:40:16,745
‫بگو، سامرست، اگر
‫نامت چنین است،

444
00:40:17,955 --> 00:40:19,957
‫برای عبور چه مبلغی
‫باید بپردازم؟

445
00:40:20,040 --> 00:40:23,544
‫چرا که تصور می کنم
‫زندانی تو هستم.

446
00:40:27,589 --> 00:40:29,258
‫چرا سخن نمی گویی؟

447
00:40:29,675 --> 00:40:32,928
‫چه باید بپردازم؟

448
00:40:33,053 --> 00:40:35,305
‫شاهدخت شیرین،
‫آیا اسارت خود را...

449
00:40:35,389 --> 00:40:38,392
‫...شاد نمی پندارید...

450
00:40:39,560 --> 00:40:40,769
‫...اگر ملکه شوید؟

451
00:40:40,894 --> 00:40:45,023
‫در اسارت ملکه بودن
‫حقیرانه تر از این است...

452
00:40:45,274 --> 00:40:47,943
‫...که برده ای نوکرمآب باشم.

453
00:40:48,736 --> 00:40:50,904
‫چرا که شاهدخت باید آزاد باشد.

454
00:40:50,988 --> 00:40:52,698
‫و تو نیز خواهی بود،

455
00:40:53,866 --> 00:40:56,660
‫اگر شاه همایونی انگلستان
‫شاد آزاد باشد.

456
00:40:57,786 --> 00:40:58,996
‫چرا؟

457
00:40:59,621 --> 00:41:01,540
‫آزادی او چه ربطی
‫به من دارد؟

458
00:41:01,665 --> 00:41:04,793
‫من قول می دهم که تو را
‫ملکه هنری سازم،

459
00:41:06,128 --> 00:41:08,714
‫و تاجی ارزشمند بر سرت گذارم،

460
00:41:08,797 --> 00:41:11,049
‫اگر تو حاضر باشی که...

461
00:41:11,133 --> 00:41:12,134
‫چه؟

462
00:41:14,094 --> 00:41:15,596
‫عشق او باشی.

463
00:41:21,518 --> 00:41:23,520
‫من لایق همسر هنری
‫بودن نیستم.

464
00:41:24,438 --> 00:41:29,193
‫نه، بانوی من. من لایق نیستم که
‫چنین بانوی زیبایی را قانع کنم...

465
00:41:31,195 --> 00:41:32,779
‫...که همسر او باشد.

466
00:41:36,700 --> 00:41:38,994
‫نظر شما چیست، خانم،
‫می پذیرید؟

467
00:41:40,120 --> 00:41:41,205
‫و...

468
00:41:42,164 --> 00:41:43,957
‫اگر پدرم موافق باشد،

469
00:41:46,293 --> 00:41:47,377
‫من حاضرم.

470
00:41:50,631 --> 00:41:53,133
‫پس، بانو،

471
00:41:55,302 --> 00:41:58,472
‫در قلعه پدرتان درخواست
‫مذاکره صلح موقت خواهیم داد...

472
00:41:59,681 --> 00:42:01,350
‫...تا با او رایزنی کنیم.

473
00:42:03,352 --> 00:42:05,229
‫کجایی، جادوگر؟

474
00:42:14,988 --> 00:42:18,867
‫دختر فرانسوی، بالاخره
‫به چنگال من افتادی.

475
00:42:19,326 --> 00:42:22,329
‫باشد که دچار مصیبتی
‫طاعون وار گردی،

476
00:42:22,829 --> 00:42:26,208
‫و به هنگام خواب در تخت خود،

477
00:42:26,291 --> 00:42:30,087
‫به ناگه با دستانی خونین
‫غافلگیر گردی.

478
00:42:30,212 --> 00:42:35,133
‫بمیر، زنک نفرت انگیز،
‫ساحره، زبان به دندان بگیر!

479
00:42:53,485 --> 00:42:55,237
‫ببین، آنژو.

480
00:42:56,905 --> 00:42:58,407
‫ببین که دخترت زندانیست.

481
00:42:58,657 --> 00:43:02,995
‫راه حل چیست؟ من یک سربازم و
‫شایسته نیست گریه کنم...

482
00:43:03,495 --> 00:43:06,498
‫...یا از بی وفایی تقدیر بنالم.

483
00:43:08,583 --> 00:43:10,836
‫راه حل کافی وجود دارد،
‫عالی جناب.

484
00:43:11,461 --> 00:43:13,839
‫برای حفظ آبروی خود
‫اجازه دهید...

485
00:43:13,880 --> 00:43:16,049
‫...که دخترتان با پادشاه من
‫وصلت کند.

486
00:43:16,883 --> 00:43:19,636
‫خود او را به زحمت قانع کرده ام...

487
00:43:19,720 --> 00:43:22,097
‫...و این اسارت آسان،

488
00:43:22,180 --> 00:43:24,599
‫سبب آزادی شاهانه دخترتان گشته.

489
00:43:26,476 --> 00:43:28,103
‫آیا چنان که می اندیشد
‫سخن می گوید؟

490
00:43:31,398 --> 00:43:35,652
‫مارگارت زیبا می داند که ارل سامرست
‫اهل تملق یا وانمود کردن نیست.

491
00:43:38,572 --> 00:43:41,992
‫خوش آمدی، اِرل شجاع،
‫به قلمروی ما.

492
00:43:43,076 --> 00:43:45,954
‫آن چه حضرت عالی خوش
‫خوش دارید، به آنژو امر کنید.

493
00:43:48,749 --> 00:43:50,125
‫ممنون، آنژو،

494
00:43:51,501 --> 00:43:53,628
‫مایه شادمانیست که
‫دختری به این شیرینی...

495
00:43:54,588 --> 00:43:56,256
‫...همدم پادشاهی گردد.

496
00:43:56,381 --> 00:43:59,009
‫پاسخ حضرت عالی به
‫درخواست من چیست؟

497
00:43:59,092 --> 00:44:01,887
‫از آن جا که شما شأن خود پایین
‫آوردید تا دختر کم ارزش مرا...

498
00:44:01,970 --> 00:44:04,765
‫...قانع کنید عروس شاهانه
‫همچون والا حضرتی باشد،

499
00:44:06,349 --> 00:44:10,228
‫به این شرط که در سکوت از
‫شهرهای خود لذت ببرم،

500
00:44:10,604 --> 00:44:12,898
‫شهر مین و آنژو.

501
00:44:14,399 --> 00:44:17,444
‫اگر هنری چنین بخواهد،
‫دخترم از آن او خواهد بود.

502
00:44:24,326 --> 00:44:25,577
‫این قیمت اوست.

503
00:44:26,703 --> 00:44:29,706
‫من او را تحویل می دهم و قول
‫می دهم آن دو شهر از آن...

504
00:44:29,748 --> 00:44:33,126
‫...حضرت عالیست که در
‫سکوت از آن ها لذت ببرید.

505
00:44:33,835 --> 00:44:37,464
‫و من نیز دوباره، به نام
‫همایونی هنری،

506
00:44:39,424 --> 00:44:40,926
‫دست او را به تو می دهم...

507
00:44:41,635 --> 00:44:43,887
‫...برای اثبات صداقتم.

508
00:44:45,430 --> 00:44:47,182
‫...تا این ازدواج رسمی شود.

509
00:44:48,975 --> 00:44:50,560
‫پس بدرود، آنژو.

510
00:44:51,311 --> 00:44:53,063
‫من این الماس را در قصر طلایی...

511
00:44:53,730 --> 00:44:56,149
‫...با شاهزاده مسیحی،
‫شاه هنری می دادم،

512
00:44:56,900 --> 00:44:58,193
‫اگر او این جا بود.

513
00:45:19,714 --> 00:45:20,840
‫بدرود، سرورم.

514
00:45:23,635 --> 00:45:25,887
‫سامرست از مارگارت فقط...

515
00:45:25,971 --> 00:45:28,390
‫...آرزوی خوش، تحسین و دعای خیر خواهد داشت.

516
00:45:30,308 --> 00:45:31,685
‫بدرود، بانوی عزیز.

517
00:45:33,853 --> 00:45:37,399
‫اما گوش کن، مارگارت، از
‫پادشاه من هیچ تعریف نمی کنی؟

518
00:45:37,565 --> 00:45:39,818
‫چنان از او تعریف می کنم که
‫شایسته ندیمه،

519
00:45:40,819 --> 00:45:45,448
‫من جسارت نمی کنم چنین اشارات
‫کوچکی به یک شاه کنم.

520
00:46:09,806 --> 00:46:11,307
‫ساحره را به پیش آرید!

521
00:46:11,391 --> 00:46:13,560
‫نه!

522
00:46:17,397 --> 00:46:20,650
‫نه! لطفا، نه!

523
00:46:26,573 --> 00:46:28,491
‫- نه!
‫- به چوب ببندیدش!

524
00:46:28,575 --> 00:46:30,201
‫چرا که بیش از حد
‫عمر کرده و...

525
00:46:30,285 --> 00:46:33,079
‫...دنیا را با پلیدی پر کرده است.

526
00:46:37,834 --> 00:46:41,337
‫اول، بگذار به تو بگویم
‫چه کسی را محکوم می کنی.

527
00:46:43,923 --> 00:46:46,718
‫من دختر یک چوپان
‫روستایی نیستم،

528
00:46:47,343 --> 00:46:50,221
‫بلکه از دودمان پادشاهانم.

529
00:46:50,722 --> 00:46:54,601
‫آسمان ها مرا برگزیده اند که
‫بر زمین معجزه کنم.

530
00:46:54,893 --> 00:46:57,270
‫من مطلقاً هیچ کار با
‫ارواح خبیث نداشتم!

531
00:46:58,938 --> 00:47:00,190
‫اما شما...

532
00:47:01,024 --> 00:47:03,443
‫...که آلوده به حرص هایتان شده اید،

533
00:47:03,985 --> 00:47:06,863
‫و خون بی گناه مظلومان
‫دامانتان را لکه دار کرده...

534
00:47:07,947 --> 00:47:10,116
‫شما چنین می پندارید که
‫رخداد معجزه...

535
00:47:10,200 --> 00:47:12,827
‫...بدون کمک گرفتن از
‫اهریمن ها غیرممکن است.

536
00:47:13,411 --> 00:47:14,788
‫ژان دارک،

537
00:47:15,455 --> 00:47:16,956
‫از هر نظر...

538
00:47:17,207 --> 00:47:19,459
‫...پاک و معصوم بوده است!

539
00:47:19,918 --> 00:47:22,796
‫خون بی گناهش که
‫بی رحمانه ریخته...

540
00:47:23,129 --> 00:47:26,925
‫...دم دروازه های بهشت
‫فریاد انتقام جویی خواهد زد!

541
00:47:28,092 --> 00:47:31,012
‫بر چوبه مرگ سطل های
‫قیر قرار دهید،

542
00:47:31,095 --> 00:47:33,640
‫که عذابش کوتاه گردد.

543
00:47:35,809 --> 00:47:36,976
‫فورا او را بکشید!

544
00:47:42,941 --> 00:47:46,069
‫هیچ چیز دل سنگتان را
‫به رحم نمی آورد؟

545
00:47:46,152 --> 00:47:49,322
‫هیچ التماس نکن که
‫برای هیچ و پوچ است.

546
00:47:50,823 --> 00:47:53,826
‫باشد که خورشید باشکوه
‫بر هر کشور که شما در آن...

547
00:47:53,868 --> 00:47:56,496
‫...سکنی می گزنید، نتابد،

548
00:47:56,579 --> 00:48:01,960
‫اما تاریکی و سایه غم انگیز
‫مرگ، احاطه تان کند،

549
00:48:02,168 --> 00:48:04,671
‫تا وقتی ناامیدی و بدبختی...

550
00:48:04,712 --> 00:48:09,467
‫...وادارتان کند که گردن خود
‫بشکنید و خود را به دار آویزید.

551
00:48:09,717 --> 00:48:13,221
‫چندین تکه شو و خوراک
‫خاکسترها شو،

552
00:48:14,514 --> 00:48:17,684
‫ای فرستاده پلید و ملعون جهنم!

553
00:49:15,241 --> 00:49:18,995
‫(وست مینستر)

554
00:49:19,370 --> 00:49:22,498
‫ارل شریف، توصیف
‫خاص و شگفت انگیزتان...

555
00:49:22,540 --> 00:49:25,251
‫...از مارگارت زیبا، من را
‫متحیر کرده است.

556
00:49:26,377 --> 00:49:28,004
‫فضایل او،

557
00:49:28,046 --> 00:49:29,672
‫علاوه بر جذابیت ظاهریش...

558
00:49:29,756 --> 00:49:33,551
‫...در قلبم احساس عشق را
‫پرورانده است...

559
00:49:34,886 --> 00:49:36,846
‫...و همان طور که یک
‫طوفان قدرتمند، قوی ترین...

560
00:49:36,929 --> 00:49:39,182
‫...کشتی را به امواج می کوبد،

561
00:49:39,891 --> 00:49:41,642
‫طوفان آوازه او...

562
00:49:41,726 --> 00:49:44,979
‫...مرا تکان می دهد و یا
‫کشتیم ویران خواهد گشت...

563
00:49:45,521 --> 00:49:48,524
‫...و یا به جایی می رسم که
‫ثروت عشق او از آنم گردد.

564
00:49:48,566 --> 00:49:50,068
‫آهسته، سرور مهربانم،

565
00:49:50,151 --> 00:49:54,197
‫این توصیف سطحی همچون
‫مقدمه ای از فضایل اوست.

566
00:49:54,864 --> 00:49:57,575
‫اگر مهارت کافی در توصیف...

567
00:49:57,658 --> 00:49:59,535
‫...کمالات این دختر زیبا داشتم،

568
00:49:59,577 --> 00:50:01,829
‫می توانستم یک کتاب را با
‫خطوط فریبنده پر کنم...

569
00:50:01,913 --> 00:50:04,582
‫...و علاوه بر این ها، او که
‫چنین خارق العاده است...

570
00:50:04,665 --> 00:50:06,834
‫...در ضمیر خود چنان
‫متواضع است...

571
00:50:06,918 --> 00:50:09,462
‫...که حاضر است تحت
‫فرمان شما باشد،

572
00:50:10,171 --> 00:50:12,590
‫و به هنری به عنوان سرورش
‫عشق بورزد و تکریمش دارد.

573
00:50:13,216 --> 00:50:16,135
‫و غیر از این نیز هنری
‫نمی خواهد.

574
00:50:17,637 --> 00:50:20,807
‫پس، نایب لرد من،

575
00:50:22,600 --> 00:50:27,980
‫اجازه دهید که مارگارت آنژو
‫ملکه انگلستان گردد.

576
00:50:30,149 --> 00:50:33,027
‫پس باید اجازه ارتکاب
‫به گناه را بدهم؟

577
00:50:38,324 --> 00:50:39,951
‫سرورم، می دانید که...

578
00:50:39,992 --> 00:50:43,120
‫...حضرت عالی نامزد بانوی
‫بلندمرتبه دیگری هستید،

579
00:50:43,162 --> 00:50:45,706
‫دختر ارل آرمانیاک.

580
00:50:47,250 --> 00:50:50,253
‫چگونه این قرار را باطل کنیم...

581
00:50:50,294 --> 00:50:53,214
‫...بدون این که شرافت شما با
‫رسوایی خدشه دار گردد؟

582
00:50:53,297 --> 00:50:56,551
‫آن گونه که حاکمی با سوگندهای
‫غیرقانونی چنین می کند.

583
00:50:56,592 --> 00:50:58,719
‫دختر یک ارل بینوا هم
‫قد و قامت یک شاه نیست،

584
00:50:58,761 --> 00:51:00,513
‫بنابراین می توان چنین
‫عهدی را بی تخلف شکست.

585
00:51:00,555 --> 00:51:03,307
‫لطفا به من بگویید مارگارت
‫چگونه از این فراتر است؟

586
00:51:03,349 --> 00:51:04,976
‫پدر او بهتر از اِرل نیست.

587
00:51:05,017 --> 00:51:09,272
‫پدر او چنان مقام بالایی دارد که اتحاد
‫با او، تداوم صلح را تضمین می کند...

588
00:51:09,355 --> 00:51:11,399
‫...و فرانسوی ها را وفادار به
‫ما حفظ می کند.

589
00:51:11,482 --> 00:51:14,110
‫ارل آرمانیاک نیز همین است.

590
00:51:14,193 --> 00:51:17,947
‫ضمنا، ثروت او جهیزیه
‫سخاوتمندانه ای را مهیا می کند...

591
00:51:18,489 --> 00:51:21,534
‫...در حالی که آنژو بیشتر
‫تمایل به گرفتن دارد تا دادن.

592
00:51:21,742 --> 00:51:23,494
‫جهیزیه، سرورم؟

593
00:51:24,328 --> 00:51:28,833
‫پادشاه خود را چنان خوار نشمار که
‫بینوا و فرومایه و خسیس باشد...

594
00:51:29,417 --> 00:51:32,420
‫...و ثروت را به عشق
‫بی نقص ترجیح دهد.

595
00:51:33,045 --> 00:51:35,172
‫هنری می تواند ملکه خود را
‫غنی سازد،

596
00:51:35,256 --> 00:51:37,216
‫نه که در پی ملکه ای باشد که
‫او را غنی کند.

597
00:51:37,550 --> 00:51:40,845
‫پس رعیت های بی ارزش برای
‫همسران خود چانه می زنند،

598
00:51:40,928 --> 00:51:44,348
‫مانند بازاریان برای خرید
‫گاو یا اسب.

599
00:51:46,017 --> 00:51:48,394
‫ازدواج از این حرف ها
‫باارزش تر است.

600
00:51:49,353 --> 00:51:52,231
‫هنری پادشاه را به چه کس
‫می توانیم جفت کنیم،

601
00:51:52,565 --> 00:51:54,066
‫جز مارگارت؟

602
00:51:54,400 --> 00:51:57,278
‫شجاعت دلاورانه و روح
‫بی باک او...

603
00:51:57,361 --> 00:51:59,655
‫...مطابق آرمان های ما برای
‫همسری پادشاه است.

604
00:51:59,739 --> 00:52:01,866
‫چرا که هنری که خود
‫پسر پادشاهی فاتح است،

605
00:52:01,907 --> 00:52:03,951
‫و محتمل است که فاتحان
‫بیشتری به دنیا آورد...

606
00:52:04,035 --> 00:52:07,663
‫...اگر با عشق وارد وصلتی با
‫بانوی بلندمرتبه...

607
00:52:07,705 --> 00:52:09,498
‫...همچون مارگارت زیبا گردد.

608
00:52:11,083 --> 00:52:14,086
‫با کشتی این نامه را به
‫فرانسه ببرید، عالی جناب.

609
00:52:14,587 --> 00:52:15,838
‫من هر پیمانی را می پذیرم،

610
00:52:16,088 --> 00:52:18,341
‫و ترتیب می دهم بانو مارگارت
‫حاضر شوند و...

611
00:52:18,382 --> 00:52:19,925
‫...از دریاها عبور کنند و وارد
‫انگلستان شوند...

612
00:52:20,009 --> 00:52:23,512
‫...و به عنوان ملکه وفادار و تدهین شده
‫شاه هنری تاج گذاری گردد،

613
00:52:32,104 --> 00:52:34,857
‫و شما، عموی خوبم،
‫هیچ کینه به دل مگیرید.

614
00:52:36,233 --> 00:52:39,737
‫اگر مرا با معیار آن جور که بودید
‫بسنجید و نه آن چه حال هستید،

615
00:52:40,780 --> 00:52:44,033
‫مطمئنم که این پافشاری ناگهانی من
‫بر خواسته خویش را می بخشید.

616
00:52:45,451 --> 00:52:46,744
‫هیچ مشکلی...

617
00:53:21,362 --> 00:53:23,989
‫طبق دستور اعلی حضرت
‫همایونی،

618
00:53:25,282 --> 00:53:27,910
‫من در سفرم به سمت
‫فرانسه چنین دستور داشتم...

619
00:53:27,993 --> 00:53:30,996
‫...که شاهدخت مارگارت را
‫نزد حضرت عالی آورم.

620
00:53:31,789 --> 00:53:33,791
‫من وظیفه خود را انجام داده ام...

621
00:53:34,166 --> 00:53:35,918
‫...و حال با فروتنی زانو می زنم...

622
00:53:36,085 --> 00:53:39,588
‫...در برابر انگلستان و اشراف
‫شادمانه ترین هدیه ای...

623
00:53:39,839 --> 00:53:43,259
‫...که مارکی ها تا کنون داده اند را
‫تقدیم می کنم،

624
00:53:44,260 --> 00:53:47,680
‫زیباترین ملکه ای که یک
‫پادشاه تا کنون دریافت کرده.

625
00:54:33,559 --> 00:54:35,561
‫خوش آمدی، ملکه مارگارت.

626
00:54:38,772 --> 00:54:42,776
‫من نمی توانم نشانه بزرگتری از عشقم
‫جز این ابراز کنم.

627
00:54:45,029 --> 00:54:48,157
‫اُه، خداوندی که به من
‫زندگانی داده است...

628
00:54:49,116 --> 00:54:52,369
‫...به من دلی پر از شکرگزاری دهد،

629
00:54:53,120 --> 00:54:56,624
‫چرا که تو با این چهره زیبا به من...

630
00:54:56,707 --> 00:55:00,085
‫...دنیایی از نعمات دنیوی
‫به روحم هدیه دادی.

631
00:55:02,379 --> 00:55:06,675
‫آیا عشق ما را با یک دیگر
‫هم فکر کرده است؟

632
00:55:09,136 --> 00:55:11,180
‫پادشاه بزرگ انگلستان،

633
00:55:11,889 --> 00:55:13,766
‫و سرور مهربان من،

634
00:55:15,601 --> 00:55:18,520
‫مکالماتی که در ذهنم داشته ام...

635
00:55:18,979 --> 00:55:20,856
‫...روزها، شب ها،

636
00:55:21,231 --> 00:55:25,277
‫بیدار و خواب، در رویاهایم،
‫با شما، سرورم،

637
00:55:26,820 --> 00:55:30,824
‫به من شجاعت می بخشند که
‫به پادشاهم درود بفرستم.

638
00:56:02,439 --> 00:56:03,607
‫آقایان،

639
00:56:04,191 --> 00:56:06,443
‫شادمانه یک صدا...

640
00:56:07,778 --> 00:56:09,279
‫...به عشق من خوشامد گویید.

641
00:56:10,948 --> 00:56:13,450
‫پاینده باد، ملکه مارگارت،

642
00:56:14,284 --> 00:56:16,453
‫شادی انگلستان!

643
00:56:17,913 --> 00:56:19,581
‫از همه شما سپاسگزاریم.

644
00:56:22,084 --> 00:56:23,460
‫نایب لرد.

645
00:56:24,211 --> 00:56:25,421
‫اگر موردپسند جناب عالی
‫واقع گردد،

646
00:56:25,504 --> 00:56:28,882
‫این هم جزئیات معاهده صلح...

647
00:56:29,383 --> 00:56:31,135
‫...بین سرور ما،

648
00:56:32,761 --> 00:56:35,013
‫...و پادشاه فرانسه، چارلز.

649
00:56:37,766 --> 00:56:41,395
‫«بین شاه چارلزِ فرانسوی...

650
00:56:41,603 --> 00:56:43,730
‫...و ویلیام، دوک سامرست،
‫سفیر هنری...

651
00:56:43,814 --> 00:56:46,567
‫...پادشاه انگلستان، توافق شد...

652
00:56:47,234 --> 00:56:50,362
‫...که هنری مذکور باید بانو مارگارت را
‫به همسری گرفته...

653
00:56:50,404 --> 00:56:52,781
‫...و وی را به عنوان ملکه انگلستان
‫تاج گذاری کند.»

654
00:56:52,823 --> 00:56:55,701
‫- بله! بله!
‫- «همچنین، منطقه آنژو،

655
00:56:55,784 --> 00:57:00,164
‫شهرهای روآن و پاریس و
‫شهرستان مین...

656
00:57:00,455 --> 00:57:03,834
‫...آزاد و تحویل پادشاه فرانسه
‫خواهند شد.»

657
00:57:08,505 --> 00:57:10,382
‫عمو، چه شد؟

658
00:57:12,843 --> 00:57:14,845
‫می بخشید، سرور مهربانم.

659
00:57:14,928 --> 00:57:17,973
‫ناخوشی ناگهان قلبم را
‫فرا گرفت...

660
00:57:18,140 --> 00:57:22,394
‫...و چشمانم را سیاهی برد و چنین شد که
‫نمی توانم بیش از این بخوانم.

661
00:57:23,562 --> 00:57:26,064
‫عمو وینچستر، خواهش
‫می کنم، بخوانید.

662
00:57:38,201 --> 00:57:41,872
‫«و او به خرج پادشاه انگلستان
‫فرستاده خواهد شد،

663
00:57:42,664 --> 00:57:44,416
‫بدون داشتن هیچ جهازی.»

664
00:57:48,503 --> 00:57:50,255
‫مطابق میل من هستند.

665
00:57:51,673 --> 00:57:53,717
‫ممنون، عمو وینچستر.

666
00:57:55,177 --> 00:57:58,305
‫بیا.
‫بگذار داخل شویم.

667
00:58:15,280 --> 00:58:18,283
‫اشراف شجاع انگلستان،
‫ستون های کشور،

668
00:58:18,325 --> 00:58:21,203
‫دوک هامفری باید بار غم
‫خود بر شانه شما گذارد.

669
00:58:22,496 --> 00:58:26,375
‫مگر برادرم هنری، جوانی،
‫شجاعت، ثروت و مردم خود را...

670
00:58:26,625 --> 00:58:30,253
‫...در جنگ ها وقف نکرد؟

671
00:58:31,797 --> 00:58:34,299
‫آیا برای فتح فرانسه، میراث برحقش...

672
00:58:35,050 --> 00:58:38,303
‫...در سرمای زمستان و گرمای
‫سوزان تابستان...

673
00:58:38,345 --> 00:58:41,473
‫...دائما روانه میدان جنگ نمی شد؟

674
00:58:42,349 --> 00:58:45,727
‫و آیا سالزبری و تالبوت شریف...

675
00:58:46,269 --> 00:58:49,564
‫...جانشان را برای حفظ آن چه
‫هنری به دست آورد ندادند؟

676
00:58:49,648 --> 00:58:51,400
‫خود شما...

677
00:58:51,942 --> 00:58:55,696
‫...در فرانسه و نرماندی زخم های
‫عمیق نخوردید؟

678
00:58:56,113 --> 00:58:59,241
‫و آیا این زحمات و افتخارات
‫باید بمیرند؟

679
00:59:01,159 --> 00:59:05,038
‫آه، اشراف انگلستان،
‫این اتحاد ننگین است!

680
00:59:05,705 --> 00:59:08,875
‫این ازدواج مرگبار است و
‫آوازه شما را از بین برده و...

681
00:59:09,459 --> 00:59:12,212
‫...آثار تاریخی فرانسه فتح شده را
‫خدشه دار کرده و...

682
00:59:12,254 --> 00:59:15,632
‫...همه چیز را باطل می کند،
‫گویی که هیچ گاه چیزی وجود نداشته!

683
00:59:15,882 --> 00:59:19,052
‫گلاستر، این  سخن احساساتی
‫به چه معنی است؟

684
00:59:19,136 --> 00:59:21,805
‫چرا که فرانسه از آنِ ماست و
‫چنان حفظش می کنیم.

685
00:59:21,888 --> 00:59:23,306
‫بله، اگر بتوانیم آن را
‫حفظ می کنیم،

686
00:59:23,390 --> 00:59:25,392
‫اما هم اکنون غیرممکن است که
‫چنین بتوانیم کرد!

687
00:59:25,434 --> 00:59:29,104
‫سامرست آنژو و مین را
‫به دوفن داده است،

688
00:59:29,187 --> 00:59:30,939
‫که حال باید پادشاه بخوانیم!

689
00:59:30,981 --> 00:59:34,609
‫آنژو و مین! من برای
‫فتح هر دو جنگیدم...

690
00:59:35,485 --> 00:59:38,655
‫...و آیا شهرهایی که من با
‫زخم تصرف کردم،

691
00:59:39,030 --> 00:59:42,284
‫با صحبت های مسالمت آمیز
‫باز گردانده خواهند شد؟

692
00:59:43,702 --> 00:59:46,746
‫حتی اگر فرانسه قلب از سینه ام
‫بیرون کشد و بدرد،

693
00:59:46,830 --> 00:59:49,458
‫من این اتحاد را نمی پذیرم.

694
00:59:50,208 --> 00:59:52,335
‫تا کنون جز این نخوانده ام که
‫پادشاهان انگلستان...

695
00:59:52,377 --> 00:59:56,256
‫...بسیار طلا و جهاز با همسرانشان
‫دریافت می کردند...

696
00:59:57,007 --> 00:59:59,634
‫...و پادشاه هنری ما، از
‫جهاز به حق خویش می گذرد...

697
01:00:00,302 --> 01:00:02,846
‫...تا با کسی وصلت کند که
‫هیچ مزیتی به همراه ندارد!

698
01:00:03,054 --> 01:00:06,683
‫او باید در فرانسه می ماند و
‫در فرانسه گرسنگی می کشید!

699
01:00:06,766 --> 01:00:09,019
‫عالی جناب گلاستر،
‫شما بیش از حد خشمگینید.

700
01:00:09,102 --> 01:00:11,021
‫عالی جناب وینچستر،
‫من می دانم چه در ذهن شماست.

701
01:00:11,104 --> 01:00:12,856
‫سخنان من نیست که مورد
‫پسندتان واقع نمی گردند،

702
01:00:12,939 --> 01:00:15,692
‫بلکه حضور من است که
‫شما را می آزارد.

703
01:00:16,443 --> 01:00:19,696
‫آقایان، خداحافظ...و وقتی
‫من رفتم، بگویید...

704
01:00:20,071 --> 01:00:23,241
‫...که من پیش بینی کردم
‫فرانسه را از دست خواهیم داد.

705
01:00:41,384 --> 01:00:44,387
‫خوب، نایب لردمان
‫خشمگینانه رفت.

706
01:00:46,473 --> 01:00:49,017
‫آگاهید که او دشمن من است.

707
01:00:50,435 --> 01:00:52,729
‫در واقع دشمن همگی ماست.

708
01:00:53,563 --> 01:00:56,358
‫و متأسفانه، دوست خوبی
‫برای پادشاه هم نیست.

709
01:00:57,609 --> 01:00:59,778
‫آقا، در نظر داشته باشید که
‫او نفر بعدی در خط جانشینیست...

710
01:00:59,861 --> 01:01:02,614
‫...و وارث بلافصل تاج و
‫تخت انگلستان.

711
01:01:04,449 --> 01:01:06,701
‫می ترسم که با وجود
‫صحبت های شیرینش،

712
01:01:06,743 --> 01:01:09,371
‫معلوم شود که نایب لرد
‫خطرناکیست.

713
01:01:10,538 --> 01:01:13,291
‫پس چرا باید محافظ
‫فرمانروای ما باشد...

714
01:01:13,333 --> 01:01:15,835
‫...وقتی خود او به سنی رسیده که
‫خود را اداره کند؟

715
01:01:19,297 --> 01:01:22,926
‫عالی جناب وینچستر،
‫به من ملحق شوید...

716
01:01:23,927 --> 01:01:25,595
‫...و با هم، در کنار دوک
‫سامرست،

717
01:01:25,679 --> 01:01:28,807
‫به سرعت دوک هامفری را
‫از جایگاهش کنار می زنیم.

718
01:01:31,643 --> 01:01:33,770
‫روزی می رسد که یورک
‫مدعی حق خود می شود...

719
01:01:33,853 --> 01:01:36,231
‫...و وقتی من فرصت خوبی
‫ببینم، تاج و تخت را به دست خواهم گرفت.

720
01:01:36,314 --> 01:01:39,109
‫لنکستر متکبر نیز حقم را
‫غصب نخواهد کرد،

721
01:01:39,192 --> 01:01:41,319
‫تاج را بر سر خود
‫نخواهد گذاشت،

722
01:01:41,403 --> 01:01:44,781
‫لنکستری که لاابالی گریش
‫شایسته پادشاه نیست.

723
01:01:44,864 --> 01:01:48,410
‫پس مدتی منعفل باش، یورک،
‫تا وقتی زمان مناسب فرا رسد.

724
01:01:49,119 --> 01:01:51,913
‫تماشا کن و وقتی دیگران
‫به خواب رفتند، بیدار شو...

725
01:01:52,455 --> 01:01:54,874
‫...تا از اسرار کشور آگاه شوی.

726
01:01:55,375 --> 01:01:58,253
‫تا وقتی هنری در خوشی
‫عشق افراط کند...

727
01:01:59,379 --> 01:02:02,382
‫...و بین هامفری و اشراف
‫اختلاف پیش آید.

728
01:02:04,300 --> 01:02:07,345
‫آن گاه، رُز سفید را بالا خواهم برد...

729
01:02:08,513 --> 01:02:11,891
‫...و او را مجبور به تسلیم
‫تاج و تخت می کنم،

730
01:02:12,851 --> 01:02:15,729
‫او که حکومت کودکانه اش
‫انگلستان زیبا را نابوده کرده است.

731
01:02:45,508 --> 01:02:49,387
‫چرا قامت سرورم چون ذرت بیش از
‫حد رسیده خم شده؟

732
01:02:51,097 --> 01:02:55,477
‫چرا چشمانت چنین به زمین
‫خشک خیره شده،

733
01:02:55,518 --> 01:02:58,438
‫و چیزی را می نگرند که گویی
‫آنان را کور کرده است؟

734
01:02:58,938 --> 01:03:00,940
‫آن جا چه می بینی؟

735
01:03:04,527 --> 01:03:06,279
‫تاج پادشاه هنری را؟

736
01:03:07,363 --> 01:03:08,865
‫اگر چنین است، بنگر،

737
01:03:09,949 --> 01:03:13,828
‫و سر خم کن، تا وقتی که
‫بر سر تو حلقه بزند!

738
01:03:15,705 --> 01:03:19,334
‫خواب ناخوشایند امشبم
‫مرا غمگین کرده.

739
01:03:23,213 --> 01:03:25,215
‫چه خوابی دیدی، سرورم؟

740
01:03:25,298 --> 01:03:26,424
‫به من بگو...

741
01:03:27,425 --> 01:03:31,304
‫...و من با بازگویی رویای شیرین
‫صبحگاهم آن را از یادتان خواهم برد.

742
01:03:35,934 --> 01:03:38,937
‫خواب دیدم این عصا،

743
01:03:40,104 --> 01:03:42,023
‫نشان قدرتم در دربار،

744
01:03:42,273 --> 01:03:45,568
‫به دست کسی که به یاد ندارم
‫از وسط شکسته شده،

745
01:03:47,904 --> 01:03:50,573
‫اما تصور می کنم
‫به دست کاردینال بود،

746
01:03:51,658 --> 01:03:54,410
‫و روی قطعات عصای شکسته...

747
01:03:54,452 --> 01:03:57,580
‫...سر سامرست و سافک را
‫زده بودند.

748
01:03:59,624 --> 01:04:01,292
‫این خواب من بود.

749
01:04:04,629 --> 01:04:06,506
‫خدا می داند به چه معنیست.

750
01:04:09,092 --> 01:04:11,469
‫این چیزی جز اختلاف نبوده.

751
01:04:11,844 --> 01:04:13,846
‫هر کس که سعی کند شاخه ای
‫از نخلستان گلاستر را بکشند...

752
01:04:13,888 --> 01:04:16,516
‫...سرش را برای این کار
‫از دست خواهد داد.

753
01:04:17,767 --> 01:04:19,394
‫اما به من گوش کن،

754
01:04:20,436 --> 01:04:23,564
‫هامفری من، دوک عزیزم.

755
01:04:25,942 --> 01:04:30,196
‫من خواب دیدم که بر
‫تخت اعلی حضرت نشسته ام،

756
01:04:31,948 --> 01:04:34,575
‫در کلیسای جامع وست مینستر،

757
01:04:35,743 --> 01:04:39,122
‫و بر آن تخت که پادشاهان و
‫ملکه ها تاج گذاری می کنند،

758
01:04:40,581 --> 01:04:44,127
‫هنری و بانو مارگارت مقابل
‫من زانو زدند...

759
01:04:44,377 --> 01:04:46,754
‫...و تاج بر سر من نهادند.

760
01:04:46,838 --> 01:04:50,091
‫خیر، النور، پس باید تو را
‫سرزنش کنم.

761
01:04:50,174 --> 01:04:52,927
‫مگر تو دومین زن بانفوذ
‫سرزمین...

762
01:04:52,969 --> 01:04:55,638
‫...و همسر نایب لرد و
‫عشق او نیستی؟

763
01:04:56,347 --> 01:04:59,600
‫با این حال بر خیانت
‫پافشاری می کنی...

764
01:05:00,643 --> 01:05:02,770
‫...که منجر به سقوط همسرت و
‫خودت از اوج افتخار...

765
01:05:02,854 --> 01:05:04,856
‫...به پای رسوایی گردی؟

766
01:05:04,939 --> 01:05:07,066
‫از من دور شو و دیگر
‫چیزی به گوشم نخوان!

767
01:05:07,150 --> 01:05:10,903
‫چه شده؟ از النور بابت بازگو کردن
‫رویایش خشمگین گشته ای؟

768
01:05:10,987 --> 01:05:14,115
‫دفعه بعد، رویاهایم را برای خویش
‫نگاه می دارم تا سرزنش نشوم.

769
01:05:15,324 --> 01:05:16,993
‫نایب لردم،

770
01:05:17,702 --> 01:05:20,705
‫اعلی حضرت خوش دارند که
‫برای جلسه ای حاضر گردید...

771
01:05:20,747 --> 01:05:23,166
‫...که هم اکنون در وست مینستر
‫برگزار خواهد شد.

772
01:05:24,000 --> 01:05:25,126
‫من می روم.

773
01:05:32,341 --> 01:05:34,719
‫نل، با ما می آیی؟

774
01:05:35,845 --> 01:05:37,597
‫بله، سرور عزیزم، دنبالت
‫خواهم آمد.

775
01:06:23,794 --> 01:06:33,794
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

776
01:07:19,991 --> 01:07:21,367
‫چیست؟

777
01:07:21,409 --> 01:07:23,911
‫آیا شاه هنری باید هم چنان
‫شاگرد گلاسترِ...

778
01:07:24,745 --> 01:07:27,373
‫...ترشرو باقی بماند؟

779
01:07:27,707 --> 01:07:30,835
‫آیا من در عنوان و ظاهر
‫ملکه هستم...

780
01:07:30,876 --> 01:07:33,546
‫...اما باید تسلیم اراده
‫یک دوک باشم؟

781
01:07:36,048 --> 01:07:38,801
‫به شما می گویم، آقا،
‫اولین بار که هم را دیدیم،

782
01:07:38,843 --> 01:07:43,639
‫فکر کردم شاه هنری در شجاعت، ابراز
‫علاقه و تناسب شبیه به شماست،

783
01:07:44,557 --> 01:07:46,726
‫اما فکر و ذکر او
‫درگیر مذهب است،

784
01:07:47,101 --> 01:07:50,604
‫و تعداد دعاهایی که بر تسبیح
‫خویش می خواند.

785
01:07:51,564 --> 01:07:54,817
‫کاش مجمع کاردینال ها او را
‫به عنوان پاپ برمی گزید...

786
01:07:54,900 --> 01:07:56,444
‫...و به رُم می بردش.

787
01:07:56,986 --> 01:08:00,489
‫آن سرزمین شایسته حضرت قدیس است!

788
01:08:04,618 --> 01:08:06,245
‫بانو، صبور باشید.

789
01:08:06,746 --> 01:08:09,498
‫همان طور که علت آمدن حضرت عالی
‫به انگلستان من بودم،

790
01:08:09,582 --> 01:08:12,960
‫در انگلستان هم برای نهایت
‫رضایت شما تلاش خواهم کرد.

791
01:08:15,588 --> 01:08:17,590
‫غیر از نایب لرد،

792
01:08:17,965 --> 01:08:22,762
‫وینچستر را داریم، کشیش متکبر،

793
01:08:23,763 --> 01:08:27,892
‫سافک، اکستر و
‫یورک شاکی.

794
01:08:28,934 --> 01:08:31,812
‫و پست ترین این ها می تواند در
‫انگستان بیشتر از پادشاه اثر گذارد.

795
01:08:33,355 --> 01:08:36,025
‫تمام این لردها روی هم رفته
‫مرا به اندازه آن زن متکبر،

796
01:08:36,108 --> 01:08:39,361
‫همسر نایب لرد،

797
01:08:40,070 --> 01:08:42,114
‫آزرده نمی سازند.

798
01:08:43,407 --> 01:08:46,952
‫او با صفی از ندیمه ها...

799
01:08:47,411 --> 01:08:48,954
‫...در دربار عبور می کند،

800
01:08:49,914 --> 01:08:53,042
‫بیشتر به ملکه می ماند تا
‫همسر دوک هامفری.

801
01:08:53,584 --> 01:08:56,253
‫غریبگان در دربار او را
‫اشتباها ملکه تلقی می کنند!

802
01:08:56,337 --> 01:08:58,255
‫او به خرج دوک لباس های
‫گران بها می پوشد،

803
01:08:58,339 --> 01:09:01,217
‫و در دلش، فقر ما را
‫تحقیر می کند.

804
01:09:05,137 --> 01:09:07,181
‫آیا نباید در پی انتقام گرفتن از او باشم؟

805
01:09:08,140 --> 01:09:10,768
‫آن روز در میان دوستانش
‫چنین لاف زد...

806
01:09:11,477 --> 01:09:14,855
‫...دنباله کهنه ترین پیراهنش...

807
01:09:15,147 --> 01:09:18,275
‫...ارزش بیشتری از تمام
‫سرزمین های پدرم دارد،

808
01:09:18,776 --> 01:09:21,028
‫تا وقتی که سامرست دو سرزمین را
‫در ازای دخترش به او داد.

809
01:09:21,111 --> 01:09:25,783
‫بانو، من شخصا برای او
‫بوته ای آماده کرده ام...

810
01:09:27,201 --> 01:09:29,829
‫...و چنان پرندگان خوش آوازی در
‫آن جای دادم...

811
01:09:29,870 --> 01:09:32,122
‫...که برای شنیدن نغمه شان
‫به دام خواهد افتاد...

812
01:09:32,206 --> 01:09:35,084
‫...و دیگر هیچ گاه شما را
‫نخواهد آزرد. پس...

813
01:09:36,001 --> 01:09:37,503
‫او را به حال خود گذارید.

814
01:09:38,963 --> 01:09:41,632
‫و بانو...به من گوش کنید،

815
01:09:42,883 --> 01:09:45,010
‫چرا که با چنین نصیحتی
‫جسارت می کنم.

816
01:09:45,094 --> 01:09:47,388
‫اگرچه ما کاردینال را
‫دوست نمی داریم،

817
01:09:47,471 --> 01:09:51,517
‫باید با او و دیگر اشراف
‫متحد گردیم...

818
01:09:52,268 --> 01:09:56,063
‫...تا وقتی دوک هامفری را
‫رسوا کنیم.

819
01:09:58,315 --> 01:09:59,942
‫آن گاه، بالاخره،

820
01:10:01,735 --> 01:10:04,363
‫یکی یکی از میان
‫برشان می داریم،

821
01:10:04,947 --> 01:10:08,701
‫و خود شما هدایت کشتی
‫سعادت را بر عهده می گیرید.

822
01:10:11,870 --> 01:10:14,123
‫اگر یورک در فرانسه
‫خود را خوار و خفیف کرده،

823
01:10:14,206 --> 01:10:15,833
‫پس بگذارید از نیابت
‫سلب شود.

824
01:10:15,874 --> 01:10:18,252
‫اگر سافک لایق جایگاهش نیست،

825
01:10:18,335 --> 01:10:21,463
‫بگذارید یورک نائیب السلطنه باشد.
‫من او را می پذیرم.

826
01:10:21,547 --> 01:10:24,967
‫چه جناب عالی لایق باشید و
‫چه نباشید،

827
01:10:25,050 --> 01:10:27,678
‫بحثی نیست که یورک
‫لایق تر است.

828
01:10:29,388 --> 01:10:32,141
‫وارویک جاه طلب، بگذار از
‫تو بهتران سخن گویند.

829
01:10:32,224 --> 01:10:35,144
‫کاردینال در میدان جنگ از
‫من بهتر نیست.

830
01:10:35,227 --> 01:10:37,354
‫هر که این جاست، از تو
‫بهتر است، وارویک.

831
01:10:37,438 --> 01:10:40,441
‫باشد که وارویک بهترین
‫همه گردد!

832
01:10:40,482 --> 01:10:42,901
‫منطق داشته باش، سامرست.

833
01:10:43,527 --> 01:10:45,529
‫چرا در این مسئله، سافک
‫باید ارجح دانسته شود؟

834
01:10:45,612 --> 01:10:48,657
‫چرا که خواسته پادشاه
‫چنین است.

835
01:10:55,080 --> 01:11:00,586
‫بانو، پادشاه شخصا آن قدر سن
‫دارند که انتقاد خویش اعلام کنند.

836
01:11:01,253 --> 01:11:03,380
‫این مسائل به زنان مربوط نیست.

837
01:11:05,257 --> 01:11:07,051
‫اگر سن او به اندازه کافیست،

838
01:11:08,427 --> 01:11:12,806
‫چه لزومی دارد جناب عالی
‫نایب اعلی حضرت باشید؟

839
01:11:14,266 --> 01:11:17,644
‫بانو، من محافظ سرزمین هستم،

840
01:11:17,936 --> 01:11:21,315
‫و به خواسته ایشان از جایگاهم
‫کناره گیری می کنم.

841
01:11:22,524 --> 01:11:24,651
‫پس کناره گیری کن...

842
01:11:25,611 --> 01:11:27,488
‫...گستاخی خود را کنار گذارید.

843
01:11:28,447 --> 01:11:30,324
‫چرا که از زمانی که
‫شما شاه شدید،

844
01:11:31,116 --> 01:11:32,659
‫و کسی جز شما حکومت نمی کند،

845
01:11:32,743 --> 01:11:35,245
‫کشور روز به روز ویران تر می شود،

846
01:11:35,537 --> 01:11:38,040
‫خارج از کشور، دوفن
‫چیره شده است...

847
01:11:38,123 --> 01:11:40,375
‫...و تمام اشراف و اعیان
‫سرزمین...

848
01:11:40,417 --> 01:11:42,544
‫...تحت سلطه شما، برده های
‫محض شدند.

849
01:11:42,628 --> 01:11:43,921
‫شما عوام را نابود کرده اید،

850
01:11:44,004 --> 01:11:47,508
‫خزانه های کلیسا از مالیات های وضع شده
‫خالی و ضعیف گشته اند.

851
01:11:47,549 --> 01:11:51,428
‫ساختمان های مجلل و جامه
‫همسر شما...

852
01:11:51,762 --> 01:11:54,264
‫...خزانه دولت را متحمل
‫هزینه هنگفتی کرده است.

853
01:11:54,348 --> 01:11:56,725
‫اگر از این که در فرانسه
‫شهرها و زمین ها را...

854
01:11:56,767 --> 01:11:59,561
‫...به فروش می گذارید مطمئن بودیم،
‫اگرچه بسیار شک داریم،

855
01:11:59,645 --> 01:12:02,523
‫به سرعت سرتان را
‫از دست می دادید!

856
01:12:02,648 --> 01:12:04,316
‫کافیست!

857
01:12:07,528 --> 01:12:10,781
‫پادشاه  از آن چه
‫می داند، مطمئن است.

858
01:12:17,996 --> 01:12:18,997
‫آه!

859
01:12:21,750 --> 01:12:23,252
‫بادبزنم را به من بده.

860
01:12:48,819 --> 01:12:50,320
‫چه شده، نوکر؟

861
01:12:51,113 --> 01:12:52,489
‫نمی توانی؟

862
01:12:58,036 --> 01:12:59,288
‫زن فرانسوی متکبر.

863
01:12:59,913 --> 01:13:01,915
‫اگر می توانستم با ناخن هایم
‫زیبایی تو را لمس کنم،

864
01:13:01,999 --> 01:13:04,501
‫انگشتانم را چون ده فرمان
‫به صورتت می کشیدم!

865
01:13:04,626 --> 01:13:07,754
‫عمه عزیز، سکوت کنید،
‫او منظوری نداشت.

866
01:13:07,921 --> 01:13:10,591
‫منظوری نداشت؟

867
01:13:12,801 --> 01:13:14,177
‫پادشاه مهربان،

868
01:13:15,220 --> 01:13:16,888
‫در انتظار باشید.

869
01:13:17,681 --> 01:13:21,226
‫سیلی زدن او به بانو النور
‫بی مجازات نخواهد ماند.

870
01:13:26,440 --> 01:13:27,441
‫علیاحضرت.

871
01:13:48,003 --> 01:13:50,380
‫عالی جناب، شاهین شما
‫عجب منظوری رساند!

872
01:13:50,631 --> 01:13:52,799
‫و چه قدر بالاتر از شاهین های
‫دیگر اوج گرفت!

873
01:13:52,883 --> 01:13:54,634
‫جای تعجب نیست که
‫چنان که حضرت عالی فرمودید،

874
01:13:54,676 --> 01:13:57,220
‫شاهین های عالی جناب
‫نایب لرد به خوبی اوج می گیرند.

875
01:13:57,429 --> 01:13:59,306
‫از عشق اربابشان به در اوج
‫بودن ، آگاهند...

876
01:13:59,514 --> 01:14:02,517
‫...و خود حتی از شاهینش
‫بلندپروازتر است!

877
01:14:02,601 --> 01:14:05,645
‫سرورم، من جز ذهنی
‫پست و حقیر ندارم...

878
01:14:05,729 --> 01:14:08,607
‫...که نمی تواند بیش این پرنده اوج بگیرد.

879
01:14:08,982 --> 01:14:11,109
‫به نظر من که همین پرنده
‫می خواست از ابرها بالاتر پرواز کند.

880
01:14:11,151 --> 01:14:14,821
‫خوب، سامرست، انگلستان
‫از گستاخی شما آگاه است.

881
01:14:15,155 --> 01:14:17,532
‫و از جاه طلبی شما، گلاستر.

882
01:14:18,033 --> 01:14:20,535
‫خواهش می کنم، آرام
‫باشید، ملکه خوبم،

883
01:14:20,577 --> 01:14:23,246
‫و این دو صاحب مقام
‫خشمگین را به هیجان نیاورید.

884
01:14:23,663 --> 01:14:25,540
‫چرا که برکت از آن اوست که
‫بر زمین صلح می آورد.

885
01:14:25,624 --> 01:14:26,666
‫مم.

886
01:14:27,542 --> 01:14:29,294
‫با شدت گرفتن بادها،

887
01:14:29,795 --> 01:14:31,922
‫عصبانیت شما نیز
‫شدت می گیرد، آقایان.

888
01:14:32,005 --> 01:14:34,257
‫لطفا به من اجازه دهید
‫این اختلاف را حل کنم.

889
01:14:37,761 --> 01:14:39,513
‫عموی عزیزمان با
‫چه خبر آمده است؟

890
01:14:39,554 --> 01:14:42,182
‫خبری که بازگو کردنش
‫دلم را به لرزه می اندازد.

891
01:14:43,183 --> 01:14:46,186
‫بانو النور، همسر نایب لرد،

892
01:14:47,354 --> 01:14:50,524
‫اقدام خطرناکی بر علیه
‫حکومت شما کرده است،

893
01:14:51,358 --> 01:14:54,236
‫و ارواح خبیث را از زیر زمین
‫احضار کرده است...

894
01:14:54,736 --> 01:14:58,240
‫...که از بلندای زندگی و مرگ
‫شاه هنری و دیگر اعضای...

895
01:14:59,032 --> 01:15:01,910
‫...شورای معتمد حضرت عالی
‫خبر بگیرد.

896
01:15:02,244 --> 01:15:05,372
‫بعدا جزئیات بیشتری خواهید فهمید.

897
01:15:14,089 --> 01:15:16,466
‫و نایب لرد، بدین سان
‫همسر شما...

898
01:15:16,550 --> 01:15:19,427
‫...باید در لندن در انتظار
‫محاکمه باشد.

899
01:15:19,511 --> 01:15:22,389
‫فکر می کنم این خبر از
‫تیزی شمشیرتان بکاهد.

900
01:15:22,472 --> 01:15:25,267
‫لرد بلندپرواز، از رنجاندن
‫دل من دست بردار.

901
01:15:26,977 --> 01:15:31,356
‫غم و اندوه کل نیروی مرا
‫از من گرفته اند...

902
01:15:31,481 --> 01:15:34,526
‫...و هر آن قدر که شکست خورده ام،
‫تسلیم شما هستم.

903
01:15:36,069 --> 01:15:41,449
‫اُه، خداوندا، گناهکاران چه
‫شیطنت ها که نمی کنند!

904
01:15:41,908 --> 01:15:44,786
‫این چنین خود را نابود می کنند.

905
01:15:45,662 --> 01:15:50,083
‫گلاستر، شاهد باش که در
‫لانه تو فساد هست و...

906
01:15:51,334 --> 01:15:54,838
‫...تو تصور می کردی
‫بی نقص و بهترینی.

907
01:15:54,921 --> 01:15:57,674
‫بانو، درباره خودم، به
‫آسمان سوگند می خورم،

908
01:15:57,716 --> 01:16:00,343
‫که عاشق پادشاه و کشورم بوده ام.

909
01:16:01,678 --> 01:16:04,431
‫و درباره همسرم، نمی دانم
‫چه اتفاقی افتاده است.

910
01:16:04,639 --> 01:16:06,892
‫از آن چه شنیده ام متأسفم.

911
01:16:07,559 --> 01:16:08,852
‫او زن شریفی است،

912
01:16:08,935 --> 01:16:11,980
‫اما اگر شرف و درستکاری را فراموش کرده و
‫با چنان کسانی هم صحبت شده باشد،

913
01:16:12,063 --> 01:16:14,316
‫من او را از هم نشینی
‫خود محروم می سازم...

914
01:16:14,649 --> 01:16:16,651
‫...و او را به قانون و
‫شرمش واگذار می کنم،

915
01:16:16,735 --> 01:16:19,654
‫چرا که لکه ننگ نامِ
‫درستکار گلاستر شده است.

916
01:16:21,781 --> 01:16:22,908
‫خوب،

917
01:16:23,909 --> 01:16:26,453
‫امشب را این جا می مانیم.

918
01:16:27,913 --> 01:16:29,706
‫فردا به سمت لندن برخواهیم گشت،

919
01:16:29,789 --> 01:16:32,417
‫برای این که به طور کامل
‫این اقدام را بررسی کنیم.

920
01:16:56,149 --> 01:16:58,026
‫بیا!

921
01:17:54,207 --> 01:17:57,085
‫پیش بایست، بانو النور کوبهم.

922
01:18:02,173 --> 01:18:05,427
‫در برابر خداوند و ما،

923
01:18:06,719 --> 01:18:08,012
‫گناه تو سنگین است.

924
01:18:10,473 --> 01:18:13,143
‫حکم قانون را از بابت
‫گناهت دریافت کن...

925
01:18:14,978 --> 01:18:18,857
‫...که طبق کتاب خداوند،
‫مرگ معین شده.

926
01:18:21,818 --> 01:18:23,611
‫شما، بانو،

927
01:18:24,863 --> 01:18:27,657
‫چون از خاندانی با اصل و نسبید،

928
01:18:28,783 --> 01:18:31,578
‫بعد از سه روز توبه عمومی،

929
01:18:32,745 --> 01:18:35,415
‫در تبعید و در کشور
‫خود زندگی خواهید کرد،

930
01:18:36,416 --> 01:18:39,544
‫با سر جان گلسدیل، در
‫جزیره من.

931
01:18:45,091 --> 01:18:46,759
‫از تبعیدم استقبال می کنم.

932
01:18:53,057 --> 01:18:54,559
‫از مرگم استقبال می کنم.

933
01:18:56,519 --> 01:18:57,896
‫النور...

934
01:18:58,479 --> 01:19:00,273
‫می بینی که قانون...

935
01:19:00,940 --> 01:19:02,817
‫...تو را قضاوت کرده است.

936
01:19:02,901 --> 01:19:05,528
‫من نمی توانم آن که را قانون
‫محکوم می کند، تبرئه گردانم.

937
01:19:07,196 --> 01:19:10,950
‫چشمانم پر از اشک و
‫قلبم پر از اندوه است.

938
01:19:13,244 --> 01:19:14,662
‫آه، هامفری،

939
01:19:15,079 --> 01:19:19,834
‫در سن تو، چنین رسوایی ای سرت را
‫از اندوه بر زمین می آورد.

940
01:19:24,923 --> 01:19:27,967
‫از اعلی حضرت خواهش می کنم
‫به من اجازه مرخص شدن دهند.

941
01:19:28,593 --> 01:19:32,972
‫غم من مستلزم تسلی و
‫سنم مستلزم آرامش است.

942
01:19:37,644 --> 01:19:38,895
‫بمان!

943
01:19:40,271 --> 01:19:42,148
‫هامفری، دوک گلاستر،

944
01:19:43,274 --> 01:19:45,652
‫قبل از رفتنت، عصایت را
‫تسلیم کن.

945
01:19:47,403 --> 01:19:50,573
‫هنری محافظ خود خواهد بود،

946
01:19:51,199 --> 01:19:53,826
‫و خداوند راهنمای من.

947
01:19:56,996 --> 01:20:00,041
‫اما با آرامش برو، هامفری.

948
01:20:00,958 --> 01:20:04,462
‫هنوز همان قدر عزیزی که در دوران
‫محافظت از پادشاه خود بودی.

949
01:20:05,505 --> 01:20:09,008
‫من دلیلی نمی بینم که پادشاهی در
‫این سن و سال نیازمند حفاظت...

950
01:20:09,842 --> 01:20:12,845
‫...چون کودکی باشد.

951
01:20:14,889 --> 01:20:18,810
‫خداوند و شاه هنری بر قلمروی
‫انگلستان فرمانروایی می کنند!

952
01:20:19,519 --> 01:20:22,939
‫عصای خود را تسلیم کنید، آقا،
‫و قلمروی شاه را به او دهید.

953
01:20:26,359 --> 01:20:27,610
‫عصای من.

954
01:20:30,196 --> 01:20:32,824
‫هنری شریف، این...

955
01:20:33,783 --> 01:20:35,284
‫...عصای من است.

956
01:20:36,828 --> 01:20:39,455
‫من همان قدر با میل
‫کناره گیری می کنم...

957
01:20:40,748 --> 01:20:43,751
‫...که پدرتان این عصا را
‫با میل به من داد،

958
01:20:46,379 --> 01:20:52,510
‫و حتی آن را با چنان
‫میلی پیش پایتان می نهم...

959
01:20:55,680 --> 01:20:59,559
‫...که دیگران با چنان جاه طلبی ای
‫آن را دریافت می کنند.

960
01:21:03,563 --> 01:21:05,314
‫بدرود، پادشاه عزیز.

961
01:21:07,024 --> 01:21:08,943
‫وقتی من دار فانی را
‫وداع گویم،

962
01:21:09,485 --> 01:21:12,363
‫باشد که صلح پسندیده ای
‫بر تخت شما سلطنت کند.

963
01:21:32,383 --> 01:21:35,636
‫بگذارید این عصا که
‫از جنس شرافت است...

964
01:21:36,929 --> 01:21:39,307
‫...آن جا بایستد،

965
01:21:40,308 --> 01:21:45,313
‫جایگاهی که شایسته تر است،
‫در دست هنری.

966
01:22:02,580 --> 01:22:04,457
‫حرکت کنید!
‫حرکت کنید!

967
01:22:17,178 --> 01:22:18,429
‫النور!

968
01:22:19,013 --> 01:22:22,058
‫سرورم، آمده ای که نظاره گر
‫شرمندگی من در ملأ عام باشی؟

969
01:22:23,017 --> 01:22:27,146
‫حال تو نیز مجازات خواهی شد.
‫به طعنه های آنان گوش فرا ده!

970
01:22:28,314 --> 01:22:30,441
‫آه، گلاستر.

971
01:22:31,067 --> 01:22:32,985
‫خود را از طعنه های
‫پرنفرتشان مخفی کن...

972
01:22:33,069 --> 01:22:35,821
‫...و در خلوت خود برای شرمندگی
‫من عزاداری کن،

973
01:22:35,863 --> 01:22:39,116
‫و دشمنان من و خودت را
‫نفرین کن.

974
01:22:39,200 --> 01:22:41,744
‫صبور باش، نل نازنین،
‫این اندوه را فراموش کن.

975
01:22:41,827 --> 01:22:44,830
‫آه، گلاستر، به من یاد بده
‫خویشتن را فراموش کنم.

976
01:22:45,706 --> 01:22:48,334
‫چرا که به نظرم چون
‫همسر قانونی تو هستم،

977
01:22:48,417 --> 01:22:50,795
‫نباید چنان برده شوم،

978
01:22:50,878 --> 01:22:53,422
‫محصور در شرمندگی با
‫اعلامیه هایی پشت سرم!

979
01:22:54,173 --> 01:22:57,593
‫سنگ های ناهموار جاده، پاهای نرم
‫مرا می برند و وقتی درد خود بیان می کنم،

980
01:22:57,677 --> 01:22:59,178
‫بدخواهان می خندند!

981
01:22:59,971 --> 01:23:01,722
‫آه. هامفری!

982
01:23:02,682 --> 01:23:04,934
‫می توانم این ننگ سنگین را
‫تحمل کنم؟

983
01:23:05,977 --> 01:23:08,646
‫حال روز من تاریک و شب
‫روز من خواهد شد.

984
01:23:08,729 --> 01:23:11,857
‫یاد کردن از جلال و جبروتم
‫جهنم من خواهد شد!

985
01:23:11,899 --> 01:23:15,027
‫لطفا، سر جان، از
‫همسر من محافظت کنید.

986
01:23:15,236 --> 01:23:18,614
‫و خواهش می کنم با او بدرفتاری
‫نکنید و با او خوب باشید!

987
01:23:18,656 --> 01:23:20,449
‫گاهی می گویم،

988
01:23:21,826 --> 01:23:26,080
‫من همسر دوک هامفری هستم و او از
‫شاهزادگان و فرمانروایان کشور است!

989
01:23:26,747 --> 01:23:27,790
‫در حالی که من، دوشس بدبختش،

990
01:23:27,873 --> 01:23:30,626
‫مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفتم.

991
01:23:32,420 --> 01:23:34,797
‫چرا که سامرست و یورک...

992
01:23:35,381 --> 01:23:39,260
‫...و آن کشیش، همه تله هایی برای بستن
‫بال های تو خواهند گذاشت...

993
01:23:40,052 --> 01:23:42,179
‫...پس تا می توانی پرواز کن،

994
01:23:43,597 --> 01:23:46,100
‫- چرا که تو را خواهند گرفت!
‫- نل نازنین، دست بردار!

995
01:23:47,309 --> 01:23:49,562
‫تو کاملا در اشتباهی.

996
01:23:49,645 --> 01:23:52,022
‫برای مجازات شدن باید اول
‫مرتکب گناهی شوم...

997
01:23:52,481 --> 01:23:55,025
‫...و اگر بیست برابر این هم
‫دشمن داشتم،

998
01:23:55,109 --> 01:23:57,778
‫تمام این ها نمی توانستند
‫خدشه ای بر من وارد کنند،

999
01:23:57,862 --> 01:24:01,365
‫تا وقتی که وفادار، صادق و
‫بی گناه باقی بمانم.

1000
01:24:02,032 --> 01:24:05,411
‫بزرگترین کمک تو این است که
‫سکوت کنی، نل نازنین،

1001
01:24:05,870 --> 01:24:08,748
‫التماست می کنم که صبوری
‫در دل خود بپرورانی،

1002
01:24:08,831 --> 01:24:11,250
‫این تمسخر چند روزه
‫به زودی پایان خواهد یافت!

1003
01:24:13,085 --> 01:24:15,087
‫هامفری!

1004
01:24:37,318 --> 01:24:40,196
‫جناب عالی به جلسه ای
‫احضار شده اید.

1005
01:24:41,071 --> 01:24:42,698
‫در قصر.

1006
01:24:43,532 --> 01:24:45,075
‫جلسه؟ الان؟

1007
01:24:46,076 --> 01:24:48,621
‫و بدون این که پیش از آن
‫از من نظر بخواهند؟

1008
01:24:50,372 --> 01:24:52,291
‫زد و بندی در کار است.

1009
01:24:54,752 --> 01:24:57,755
‫بسیار خوب، آن جا خواهم رفت.

1010
01:25:04,845 --> 01:25:07,973
‫ته دلم اطمینان دارم که
‫ارل وارویک...

1011
01:25:08,057 --> 01:25:10,851
‫...روزی دوک یورک را
‫پادشاه خواهد ساخت.

1012
01:25:13,771 --> 01:25:16,440
‫و دوست من، من از این
‫مطمئن هستم...

1013
01:25:17,733 --> 01:25:20,611
‫...که ریچارد روزی ارل وارویک را...

1014
01:25:20,653 --> 01:25:23,530
‫...بزرگترین مرد انگلستان
‫پس از شاه خواهد ساخت.

1015
01:25:46,553 --> 01:25:49,431
‫تعجب می کنم که لرد
‫گلاستر این جا نیست.

1016
01:25:51,267 --> 01:25:54,019
‫اون عادت ندارد که آخرین
‫نفر از راه برسد.

1017
01:25:54,561 --> 01:25:58,232
‫مگر نمی بینی یا نمی خواهی ببینی...

1018
01:25:59,024 --> 01:26:02,277
‫...که چهره ی جدید بیگانه ای دارد؟

1019
01:26:03,237 --> 01:26:06,407
‫این که خود را چه باشکوه می پندارد؟

1020
01:26:07,449 --> 01:26:11,245
‫چه قدر اخیرا گستاخ و
‫متکبر گشته است،

1021
01:26:11,328 --> 01:26:13,747
‫چه قدر خودرأی و
‫بی شباهت به خود سابقش!

1022
01:26:14,540 --> 01:26:18,085
‫ما او را از زمانی که خوش رو و
‫مهربان بود به یاد داریم،

1023
01:26:18,168 --> 01:26:21,046
‫و تمام دربار او را برای
‫مطیع بودنش تحسین می کردند.

1024
01:26:22,006 --> 01:26:26,010
‫اما حال او را ببینید،
‫برای مثال در صبح...

1025
01:26:26,093 --> 01:26:28,721
‫...که همه برای یک دیگر
‫آرزوی روزی خوش می کنند،

1026
01:26:29,179 --> 01:26:32,808
‫او ابرو در هم می کشد و
‫با عصبانیت نگاه می کند،

1027
01:26:34,351 --> 01:26:38,355
‫و ما را خوار می شمارد.

1028
01:26:39,606 --> 01:26:42,985
‫هامفری در انگلستان
‫کم کسی نیست،

1029
01:26:43,485 --> 01:26:45,279
‫و اگر شما سقوط کنید،

1030
01:26:45,529 --> 01:26:47,906
‫او وارث بعدی تاج و تخت است.

1031
01:26:48,282 --> 01:26:51,702
‫به نظر من سیاست درستی نیست که
‫ذهن کینه توز او را محترم شماریم،

1032
01:26:51,785 --> 01:26:53,287
‫او را در دربار شما جایگاه دهیم...

1033
01:26:53,370 --> 01:26:55,497
‫...و از اعضای شورای حضرت عالی نگاه داریم.

1034
01:26:57,040 --> 01:27:01,086
‫علاقه و احترامی که برای سرورم
‫قائل هستم، باعث شده اند که متوجهِ...

1035
01:27:02,254 --> 01:27:04,256
‫...این خطرات از طرف دوک گردم.

1036
01:27:05,299 --> 01:27:07,468
‫عالی جنابان سامرست و وینچستر،

1037
01:27:07,843 --> 01:27:09,595
‫اگر می توانید، ادعای
‫مرا رد کنید...

1038
01:27:09,636 --> 01:27:12,014
‫...و اگر خیر، صحت حرفم را
‫اعلام فرمایید.

1039
01:27:13,348 --> 01:27:16,351
‫حضرت عالی به خوبی
‫دوک را قضاوت کرده اید...

1040
01:27:17,436 --> 01:27:19,229
‫...و اگر اول من را به بیان
‫نظراتم دعوت کرده بودید،

1041
01:27:19,313 --> 01:27:21,315
‫گمان می کنم که خود آن چه
‫شما گفتید را می گفتم.

1042
01:27:21,356 --> 01:27:22,399
‫مم.

1043
01:27:22,483 --> 01:27:26,487
‫به جانم قسم که دوشس
‫به تشویق او...

1044
01:27:27,404 --> 01:27:30,073
‫...اقدامات اهریمنی خود را
‫آغاز کرده.

1045
01:27:30,866 --> 01:27:34,369
‫جایی که نهر عمیق باشد،
‫آب بی سر و صدا جریان می یابد،

1046
01:27:34,495 --> 01:27:37,539
‫روباه به هنگام ربودن بره
‫زوزه نمی کشد.

1047
01:27:37,790 --> 01:27:39,541
‫بدانید، سرورم،

1048
01:27:40,167 --> 01:27:43,045
‫گلاستر مردیست که هنوز
‫صدایش در نیامده،

1049
01:27:44,213 --> 01:27:46,215
‫و پر از فریب است.

1050
01:27:49,134 --> 01:27:51,011
‫عموی من، گلاستر، همان قدر
‫بی گناه از خیانت...

1051
01:27:51,094 --> 01:27:53,222
‫...به شخص همایونی ماست که...

1052
01:27:53,263 --> 01:27:55,891
‫...بره ای تازه به دنیا آمده،
‫یا کبوتری بی آزار.

1053
01:27:56,308 --> 01:27:59,811
‫دوک مردی باتقوا، مهربان و درستکارتر از
‫این است که نیت شر داشته باشد...

1054
01:27:59,853 --> 01:28:01,772
‫...یا قصد ساقط کردن مرا داشته باشد.

1055
01:28:02,439 --> 01:28:05,442
‫او به نظر کبوتر می نماید؟

1056
01:28:07,319 --> 01:28:10,322
‫پرهای او از آن خود نیستند،

1057
01:28:12,032 --> 01:28:15,410
‫چرا که او چون کلاغی
‫پر از نفرت است.

1058
01:28:16,745 --> 01:28:18,121
‫او برّه باشد؟

1059
01:28:19,039 --> 01:28:22,334
‫پس پوستش را
‫قرض گرفته است،

1060
01:28:23,544 --> 01:28:27,422
‫چرا که همان قدر رام است که
‫گرگی گرسنه!

1061
01:28:28,590 --> 01:28:31,760
‫مراقب باشید، سرورم،
‫رفاه همه ما...

1062
01:28:32,135 --> 01:28:35,889
‫...وابسته به کوتاه کردن
‫دست این مرد فریبکار است.

1063
01:28:46,316 --> 01:28:48,568
‫پادشاه عزیزم سلامت باد.

1064
01:28:49,569 --> 01:28:51,363
‫خوش آمدید، سر ویلیام.

1065
01:28:51,863 --> 01:28:53,740
‫چه خبر از فرانسه؟

1066
01:28:57,160 --> 01:29:00,289
‫چارلز، دوفن، سوگند پیشین
‫خود را شکست...

1067
01:29:00,539 --> 01:29:03,959
‫...و پرچم خود بر تمام شهرها
‫برافراشت.

1068
01:29:04,751 --> 01:29:07,170
‫هر دهانی او را پادشاه
‫می خواند...

1069
01:29:07,254 --> 01:29:11,425
‫...و شما از بهره خود از تک تک آن
‫مناطق کاملا محروم گشته اید.

1070
01:29:12,217 --> 01:29:13,844
‫همه چیز از دست رفته.

1071
01:29:16,054 --> 01:29:19,099
‫عالی جناب، چه خبر بدی
‫از فرانسه آورده ای...

1072
01:29:21,268 --> 01:29:22,936
‫...اما هر آن چه خدا بخواهد،
‫خواهد شد.

1073
01:29:32,112 --> 01:29:34,614
‫آرزوی خوشبختی برای
‫سرورم پادشاه دارم.

1074
01:29:35,282 --> 01:29:37,909
‫مرا بابت تأخیر بسیارم
‫ببخشید، سرورم.

1075
01:29:37,993 --> 01:29:42,164
‫نه، گلاستر، بدان که
‫زود آمده ای،

1076
01:29:44,332 --> 01:29:47,502
‫من تو را به جرم خیانت به
‫سلطنت بازداشت می کنم.

1077
01:29:49,337 --> 01:29:52,466
‫خوب، سامرست، تو نه
‫سرخ شدنم را خواهی دید...

1078
01:29:52,966 --> 01:29:55,844
‫...و نه تغییر رفتارم بابت این بازداشت.

1079
01:29:56,386 --> 01:29:58,388
‫حتی پاک ترین چشمه هم
‫چنان از گل و لای به دور نیست،

1080
01:29:58,472 --> 01:30:01,224
‫که من از خیانت به
‫سرورم دورم.

1081
01:30:03,310 --> 01:30:04,936
‫که می تواند مرا متهم کند؟

1082
01:30:05,479 --> 01:30:07,481
‫گناه من چیست؟

1083
01:30:07,564 --> 01:30:11,693
‫عالی جناب، تصور می شود که
‫شما از فرانسه باج گرفته اید...

1084
01:30:12,611 --> 01:30:15,655
‫...و با توجه به نایب بودنتان،
‫حقوق سربازان را نیز دریافت کردید،

1085
01:30:16,323 --> 01:30:19,493
‫که همین سبب شد اعلی حضرت
‫فرانسه را از دست بدهد.

1086
01:30:19,951 --> 01:30:21,828
‫غیر از «تصور» مدرکی هست؟

1087
01:30:22,370 --> 01:30:24,498
‫چه کسی چنین فکری می کند؟

1088
01:30:25,999 --> 01:30:28,502
‫من هیچ گاه حقوق سربازان را
‫از آنان نربودم.

1089
01:30:29,836 --> 01:30:32,088
‫خدا به دادم برسد،
‫من شب بیدار می ماندم،

1090
01:30:32,130 --> 01:30:36,176
‫خیر، شب های پیاپی، برای
‫نفع رساندن به انگلستان.

1091
01:30:36,760 --> 01:30:39,679
‫برعکس، من بارها از کیسه
‫خود خرج کرده ام،

1092
01:30:39,763 --> 01:30:42,015
‫چرا که نمی خواستم از رعیت های
‫نیازمند مالیات بستانم،

1093
01:30:42,098 --> 01:30:43,725
‫مبالغ هنگفتی را به سربازان
‫پرداخت کردم،

1094
01:30:43,767 --> 01:30:45,143
‫و هیچ گاه نخواستم آن را
‫باز پس گیرم.

1095
01:30:45,185 --> 01:30:48,480
‫این چنین گفتن برای شما
‫آسان است، عالی جناب.

1096
01:30:48,563 --> 01:30:50,690
‫خدا شاهد است که غیر از
‫حقیقت نمی گویم!

1097
01:30:50,732 --> 01:30:53,485
‫در هنگامی که نایب بودید،
‫شکنجه های عجیبی را برای...

1098
01:30:53,527 --> 01:30:55,403
‫...برای جرمی در نظر گرفتید که
‫پیش از آن کسی نمی شناخت،

1099
01:30:55,487 --> 01:30:57,489
‫این که انگلستان آلوده به
‫استبداد آلوده شده است!

1100
01:30:57,531 --> 01:30:59,533
‫خوب، همه می دانند که وقتی
‫من نایب بودم،

1101
01:30:59,616 --> 01:31:01,785
‫شفقت تنها گناه من بود،

1102
01:31:01,868 --> 01:31:03,787
‫چرا که اشک های گناهکاران
‫دلم را به درد می آورد.

1103
01:31:03,870 --> 01:31:06,373
‫عالی جناب، پاسخ دادن به این
‫اتهاهامات بسیار آسان است،

1104
01:31:06,456 --> 01:31:08,708
‫اما جرایم سنگین تری در
‫اتهامات شما وجود دارند...

1105
01:31:08,750 --> 01:31:11,127
‫...که از آن ها نمی توانید به
‫آسانی خود را تبرئه کنید.

1106
01:31:11,211 --> 01:31:13,839
‫- من به نام اعلی حضرت شما را بازداشت می کنم...
‫- اعلی حضرت!

1107
01:31:13,880 --> 01:31:15,507
‫...و شما را به عالی جناب
‫کاردینال می سپارم...

1108
01:31:15,590 --> 01:31:17,467
‫...که تا زمان محاکمه بعدیتان
‫نگاه دارد.

1109
01:31:17,551 --> 01:31:19,177
‫سرورم؟

1110
01:31:20,262 --> 01:31:22,764
‫اُه، عمو گلاستر،
‫بسیار امید دارم...

1111
01:31:22,806 --> 01:31:25,225
‫...که خود را از تمام اتهامات
‫تبرئه کنید.

1112
01:31:26,476 --> 01:31:28,603
‫وجدانم به من می گوید
‫او بی گناه است.

1113
01:31:29,020 --> 01:31:31,815
‫آه، سرور مهربانم، این ایام
‫ایام خطرناکیست.

1114
01:31:32,649 --> 01:31:35,151
‫جاه طلبی ناپاک درستکاری را
‫خاموش کرده است.

1115
01:31:36,361 --> 01:31:39,114
‫می دانم هدف توطئه آنان
‫گرفتن جان من است.

1116
01:31:41,491 --> 01:31:44,619
‫و اگر مرگ من این جزیره را
‫شادمان می سازد،

1117
01:31:45,078 --> 01:31:47,706
‫و به استبداد آنان پایان می دهد،

1118
01:31:48,081 --> 01:31:50,875
‫من با کمال میل به آن
‫تن می دهم،

1119
01:31:52,043 --> 01:31:55,171
‫اما مرگ من تنها مقدمه
‫نمایش آنان است،

1120
01:31:55,755 --> 01:31:59,134
‫چرا که هزاران نفر دیگر که
‫هنوز کوچکترین بویی نبرده اند...

1121
01:31:59,175 --> 01:32:01,928
‫...باز هم پایان تراژدی آنان
‫نخواهند بود.

1122
01:32:02,012 --> 01:32:05,515
‫چشمان سرخ سامرست حکایت از
‫سیاهی دلش می کنند.

1123
01:32:05,599 --> 01:32:07,851
‫تو، وینچستری که دست
‫بر آسمان دراز می کنی،

1124
01:32:07,892 --> 01:32:10,020
‫تویی که دست متکبرت را
‫کوتاه کرده ام...

1125
01:32:10,061 --> 01:32:12,731
‫...با اتهام دروغین جانم را
‫تهدید می کنی.

1126
01:32:14,024 --> 01:32:18,153
‫و شما، بانوی من، مانند دیگران،

1127
01:32:18,695 --> 01:32:22,073
‫بی دلیل مرا رسوا می کنید...

1128
01:32:22,907 --> 01:32:26,077
‫...و تمام تلاشتان را کرده اید
‫که سرور عزیز من...

1129
01:32:27,203 --> 01:32:30,874
‫...به دشمنم مبدل گردد.

1130
01:32:33,126 --> 01:32:35,378
‫بله، همه شما...

1131
01:32:36,379 --> 01:32:38,506
‫...دست روی دست گذاشته اید...

1132
01:32:39,090 --> 01:32:42,344
‫...تا جان بی گناه مرا از من بگیرید.

1133
01:32:43,303 --> 01:32:46,056
‫نمی خواهم شاهدین دروغین
‫مرا محکوم کنند،

1134
01:32:46,097 --> 01:32:49,601
‫یا خیانت هایی که به من نسبت
‫می دهید بر گناهم بیفزایند.

1135
01:32:50,143 --> 01:32:52,896
‫الحق که از قدیم درست می گفتند:

1136
01:32:53,146 --> 01:32:56,024
‫به راحتی می توان با
‫چوب سگی ضعیف را زد.

1137
01:32:56,107 --> 01:32:57,734
‫سرورم، انتقادات او
‫غیرقابل تحمل هستند.

1138
01:32:57,817 --> 01:32:59,694
‫او مغالطه می کند و تمام روز
‫ما را این جا نگاه می دارد.

1139
01:32:59,736 --> 01:33:00,862
‫کاردینال، او زندانی شماست.

1140
01:33:00,904 --> 01:33:02,030
‫دوک را ببرید.

1141
01:33:02,113 --> 01:33:05,909
‫آه...و چنین می شود که شاه هنری
‫عصای خود را دور می اندازد،

1142
01:33:05,992 --> 01:33:09,245
‫پیش از آن که پاهایش توان
‫حمله بدنش را داشته باشند.

1143
01:33:09,746 --> 01:33:13,500
‫چنین می شود که چوپان از
‫کنار شما رانده می شود...

1144
01:33:13,541 --> 01:33:17,796
‫...و گرگ ها غرولند می کنند که
‫اول کدام شما را بدرد.

1145
01:33:18,171 --> 01:33:21,341
‫آه، کاش ترس من بی جا باشد.
‫آه، کاش این طور باشد.

1146
01:33:21,716 --> 01:33:25,220
‫چرا که شاه هنری عزیز، من
‫از نابودی شما می ترسم.

1147
01:33:32,852 --> 01:33:35,480
‫سرورم باید از این
‫نوشته چشم پوشی کنید.

1148
01:33:36,648 --> 01:33:41,152
‫عالی جنابان، آن چه عقلتان
‫بهترین کار می داند،

1149
01:33:41,194 --> 01:33:44,072
‫گویی که من این جا
‫هستم، انجام دهید یا ندهید.

1150
01:33:49,369 --> 01:33:52,789
‫حال چه...حضرت عالی می روید؟

1151
01:33:54,874 --> 01:33:56,376
‫بله، مارگارت.

1152
01:33:57,544 --> 01:33:59,712
‫قلب من غرق اندوه شده.

1153
01:34:24,237 --> 01:34:25,905
‫عمو هامفری،

1154
01:34:27,407 --> 01:34:30,159
‫من در چهره تو جز
‫شرف، صداقت و...

1155
01:34:30,910 --> 01:34:34,080
‫...وفاداری نمی بینم.

1156
01:34:36,082 --> 01:34:39,627
‫تو هیچ گاه به آنان یا هر کس
‫دیگری بدی نکردی...

1157
01:34:41,254 --> 01:34:44,924
‫...و همان طور که قصاب
‫گوساله را می برد...

1158
01:34:45,008 --> 01:34:49,637
‫...و مفلوک را می بندد و وقتی
‫تقلا می کند، کتکش می زند،

1159
01:34:49,721 --> 01:34:52,348
‫و تا کشتارگاه خونین می بردش،

1160
01:34:52,724 --> 01:34:55,852
‫او را نیز همین قدر بی رحمانه
‫از این جا بیرون می کنند.

1161
01:34:58,354 --> 01:35:00,607
‫برای بخت او می گریم،

1162
01:35:03,443 --> 01:35:06,321
‫و بین هر ناله می گویم:

1163
01:35:08,072 --> 01:35:09,699
‫«خائن کیست؟»

1164
01:35:11,451 --> 01:35:13,620
‫«گلاستر چنین نیست.»

1165
01:35:22,837 --> 01:35:27,842
‫سرورم، هنری، در امورات مهم ساده ست و
‫بیش از حد و احمقانه دلسوز است...

1166
01:35:27,925 --> 01:35:30,678
‫...و نمایش گلاستر او را
‫افسون می کند.

1167
01:35:31,971 --> 01:35:36,351
‫این مردک، گلاستر، باید
‫سریع تر خلاص شود...

1168
01:35:36,601 --> 01:35:39,145
‫...تا ما را از ترسی که از
‫او داریم، خلاص گرداند.

1169
01:35:41,147 --> 01:35:45,526
‫این که او باید بمیرد
‫سیاست درستیست،

1170
01:35:47,945 --> 01:35:50,740
‫اما هنوز برای مرگ او
‫علت می خواهیم.

1171
01:35:50,823 --> 01:35:53,618
‫وی باید طبق روند قانونی
‫محکوم گردد.

1172
01:35:53,701 --> 01:35:56,079
‫اما به نظر من این سیاست
‫عاقلانه نیست.

1173
01:35:56,162 --> 01:35:57,789
‫پادشاه هنوز سعی می کند تا
‫جان او را نجات دهد،

1174
01:35:57,872 --> 01:35:59,874
‫و رعیت ها برای اعتراض برمی خیزند
‫تا جان او را نجات دهند...

1175
01:35:59,916 --> 01:36:02,293
‫...و ما چیزی جز استدلای
‫سست و بی اعتمادی...

1176
01:36:03,920 --> 01:36:07,215
‫...نداریم که نشان دهیم او
‫لایق مرگ است.

1177
01:36:07,673 --> 01:36:10,968
‫بنابراین، با این وضع
‫از شر او خلاص نمی شویم.

1178
01:36:12,637 --> 01:36:14,764
‫مگر فقط یک احمق
‫روباهی را برنمی گزیند...

1179
01:36:14,806 --> 01:36:17,350
‫...که مرغی را از دست
‫کورکوری گرسنه حفاظت کند؟

1180
01:36:17,850 --> 01:36:19,644
‫پس مرگ مرغ اجتناب ناپذیر است.

1181
01:36:19,727 --> 01:36:21,479
‫بانو، درست است.

1182
01:36:21,521 --> 01:36:24,148
‫بگذارید گلاستر بمیرد، چرا که
‫او واقعا یک روباه است،

1183
01:36:25,400 --> 01:36:27,276
‫که طبیعت ثابت کرده
‫دشمن گروه پرندگان است،

1184
01:36:27,360 --> 01:36:29,862
‫حتی قبل از این که لباس هایش
‫به خون آلوده شوند.

1185
01:36:32,865 --> 01:36:35,118
‫بگذارید این جا نایستیم و بحث
‫نکنیم که چگونه او را بکشیم،

1186
01:36:35,159 --> 01:36:37,537
‫چه با تله و دام باشد و
‫چه تیزبینی،

1187
01:36:37,578 --> 01:36:41,207
‫خواب یا بیدار...تا وقتی بمیرد،
‫چگونگی آن مهم نیست.

1188
01:36:45,545 --> 01:36:49,048
‫سامرست شریف، شجاعانه
‫سخن گفتی.

1189
01:36:52,510 --> 01:36:54,137
‫هنوز شجاعانه نیست.

1190
01:36:57,849 --> 01:36:59,767
‫کافیست امر کنید، آقایان.

1191
01:37:01,811 --> 01:37:03,563
‫من کشیش او خواهم بود.

1192
01:37:07,066 --> 01:37:08,693
‫این دست من.

1193
01:37:10,653 --> 01:37:12,280
‫ارزش انجام دادن دارد.

1194
01:37:12,363 --> 01:37:13,781
‫من نیز چنین می گویم.

1195
01:37:13,865 --> 01:37:15,533
‫و من.

1196
01:37:16,242 --> 01:37:18,494
‫و حال ما سه نفر
‫توافق کرده ایم،

1197
01:37:20,037 --> 01:37:22,915
‫چندان مهم نیست که چه کسی
‫ما را مقصر بداند.

1198
01:37:25,501 --> 01:37:27,253
‫بدرود، آقایان.

1199
01:39:02,848 --> 01:39:04,475
‫حال، آقایان، کار را تمام کردید؟

1200
01:39:05,184 --> 01:39:07,561
‫بله، ارباب عزیزم.
‫انجام شد.

1201
01:39:07,812 --> 01:39:09,605
‫خوب، خبر خوشیست.

1202
01:39:10,689 --> 01:39:13,818
‫بروید، من به خاطر این عمل جسورانه
‫شما را پاداش خواهم داد.

1203
01:39:14,360 --> 01:39:16,237
‫جسد را خواباندید؟

1204
01:39:17,196 --> 01:39:19,365
‫همه چیز رو به راه...

1205
01:39:19,573 --> 01:39:21,200
‫...و طبق دستورات من
‫پیش رفته است؟

1206
01:39:21,492 --> 01:39:23,244
‫بله، ارباب عزیز.

1207
01:39:27,039 --> 01:39:28,165
‫برو، برو.

1208
01:39:51,814 --> 01:39:54,567
‫برو عمویم را نزد من بیاور.

1209
01:39:55,401 --> 01:39:57,903
‫بگو قصد داریم ایشان را
‫محاکمه کنیم.

1210
01:39:57,945 --> 01:40:00,489
‫همین حالا ایشان را
‫فرا می خوانم، سرورم.

1211
01:40:09,999 --> 01:40:13,127
‫آقایان، دادگاه را تشکیل دهید...

1212
01:40:14,587 --> 01:40:18,382
‫و خواهش می کنم علیه عموی
‫من هیچ چیز مگویید،

1213
01:40:18,465 --> 01:40:20,718
‫مگر بر اساس مدارک حقیقی،

1214
01:40:20,801 --> 01:40:22,595
‫و از نیت خیر،

1215
01:40:22,678 --> 01:40:25,681
‫و تنها اگر در عمل ثابت
‫شود که مجرم است.

1216
01:40:25,764 --> 01:40:28,392
‫خدا نکند که سوءنیتی
‫وجود داشته باشد و...

1217
01:40:28,434 --> 01:40:31,187
‫...مرد شریفی بی تقصیر
‫محکوم گردد.

1218
01:40:31,937 --> 01:40:34,565
‫به درگاه خدا دعا می کنم که
‫او را از ظن تبرئه کند.

1219
01:40:35,524 --> 01:40:39,445
‫ممنونم، مگ. این حرف ها
‫مرا بسیار خوشحال می کنند.

1220
01:40:48,954 --> 01:40:50,205
‫حال چه شده؟

1221
01:40:51,957 --> 01:40:53,834
‫چرا رنگ باخته ای؟

1222
01:40:54,752 --> 01:40:56,921
‫چرا می لرزی؟
‫عموی من کجاست؟

1223
01:40:57,880 --> 01:40:58,923
‫مُرده، سرورم.

1224
01:40:59,256 --> 01:41:01,300
‫گلاستر مُرده.

1225
01:41:01,508 --> 01:41:04,428
‫- خداوندا!
‫- قضاوت مخفیانه خدا.

1226
01:41:10,726 --> 01:41:11,727
‫سرورم؟

1227
01:41:15,272 --> 01:41:18,025
‫اُه، هنری، چشمانت را
‫باز کن!

1228
01:41:21,236 --> 01:41:24,114
‫- سرور عزیزم چگونه است؟
‫- آرام باشید، سرورم.

1229
01:41:25,449 --> 01:41:26,951
‫هنری عزیز، آرام باشید.

1230
01:41:28,619 --> 01:41:32,748
‫لرد سامرست مرا تسکین می بخشد؟

1231
01:41:33,791 --> 01:41:36,585
‫به من دست نزن، می گویم دور شو!

1232
01:41:36,669 --> 01:41:39,546
‫ای پیام آور عذاب، از جلوی
‫چشم من دور شو!

1233
01:41:42,591 --> 01:41:44,134
‫وارویک عزیز،

1234
01:41:45,344 --> 01:41:48,514
‫با من به برای دیدن جسد بی جان
‫او به اتاقش بیا.

1235
01:42:16,250 --> 01:42:18,627
‫ای تو که همه چیز را
‫قضاوت می کنی،

1236
01:42:19,878 --> 01:42:22,172
‫به افکار من ثبات بخش.

1237
01:42:26,385 --> 01:42:28,679
‫جلو آیید، فرمانروای عزیز.

1238
01:43:31,325 --> 01:43:35,329
‫همان قدر که اطمینان
‫دارم من زنده هستم،

1239
01:43:36,538 --> 01:43:39,666
‫باور دارم که دستانی خشن...

1240
01:43:39,958 --> 01:43:43,837
‫...گریبان این دوک با عزت و
‫اعتبار را گرفته اند.

1241
01:43:43,879 --> 01:43:46,798
‫وارویک، چه کسی حاضر
‫است دوک را بکشد؟

1242
01:43:47,799 --> 01:43:50,052
‫من از او حفاظت می کردم،

1243
01:43:50,844 --> 01:43:53,847
‫امنیت او را به سامرست و
‫سافک سپردم.

1244
01:43:53,889 --> 01:43:56,141
‫و امیدوارم ما قاتل نباشیم.

1245
01:43:56,225 --> 01:43:58,393
‫اما همه شما دشمنان قسم خورده
‫دوک هامفری بودید...

1246
01:43:58,477 --> 01:44:01,230
‫...مشخص است که دشمن
‫با او چنین کرده.

1247
01:44:02,314 --> 01:44:05,484
‫تو قاتلی، سامرست؟

1248
01:44:05,567 --> 01:44:06,735
‫چاقویت کو؟

1249
01:44:07,486 --> 01:44:09,780
‫من چاقویی که با آن مردی خوابیده را
‫بکشم همراه نمی برم.

1250
01:44:09,863 --> 01:44:11,740
‫اما این شمشیر انتقام من است...

1251
01:44:12,991 --> 01:44:17,245
‫...که اگرچه زنگ زده است، هر آن کس
‫که به من افترای نشان خونین رنگِ...

1252
01:44:17,329 --> 01:44:20,582
‫...قتل بزند، در سینه پر از عنادش
‫فرو خواهم کرد.

1253
01:44:20,666 --> 01:44:23,418
‫- تو، وارویک...
‫- بانو، احتراماً می گویم...

1254
01:44:23,502 --> 01:44:25,879
‫...هر کلمه ای که در دفاع
‫از او بگویید...

1255
01:44:26,338 --> 01:44:28,966
‫...کسر شأن جایگاه سلطنتی شماست.

1256
01:44:29,007 --> 01:44:32,719
‫لرد کندذهن، در عمل نادانید!

1257
01:44:33,553 --> 01:44:39,559
‫مادرتان با روستایی بی سوادی
‫وصلت کرد...

1258
01:44:39,851 --> 01:44:41,520
‫...و گویی قلمه ای اصیل را...

1259
01:44:41,603 --> 01:44:44,940
‫...با سیب جنگلی پیوند زده
‫باشند که میوه آن تو باشی!

1260
01:44:44,982 --> 01:44:46,024
‫اکستر!

1261
01:44:50,862 --> 01:44:54,616
‫این یعنی چه، آقایان؟

1262
01:44:54,950 --> 01:44:59,705
‫در محضر ما سلاح های
‫خشمگین خود را بیرون کشیده اید؟

1263
01:45:00,497 --> 01:45:02,374
‫جرئت می کنید چنین
‫جسارتی کنید؟

1264
01:45:02,708 --> 01:45:06,586
‫این چه صدای سرسام آوریست که می آید؟

1265
01:45:06,670 --> 01:45:09,339
‫یورک خائن باعث همه چیز
‫شده، سرور قدرتمند.

1266
01:45:11,508 --> 01:45:13,760
‫اگر سامرست و سافک
‫اعدام نشوند،

1267
01:45:13,802 --> 01:45:15,679
‫یا از قلمروی انگلستان
‫زیبا تبعید نگردند،

1268
01:45:15,762 --> 01:45:18,807
‫مردم آنها را با خشونت
‫از شما خواهند گرفت.

1269
01:45:19,725 --> 01:45:22,477
‫به نظر من، دوک هامفری
‫عزیز به دست آنان کشته شده.

1270
01:45:23,353 --> 01:45:26,857
‫به نظر من، می ترسم که
‫آنان مسبب مرگ حضرت عالی شوند.

1271
01:45:28,233 --> 01:45:32,028
‫از لطف و محبت شما
‫سپاسگزارم، یورک.

1272
01:45:32,821 --> 01:45:37,200
‫البته که ذهن من هر ساعت
‫تهدیدی که این آقایان برای...

1273
01:45:37,242 --> 01:45:39,661
‫...حکومتم ایجاد می کنند را
‫پیش گویی می کند.

1274
01:45:40,328 --> 01:45:44,583
‫بنابراین، به همین عظمت قسم
‫می خورم...

1275
01:45:44,666 --> 01:45:48,295
‫...اگر بعد از سه روز آینده، این هوا را
‫با نفس خود آلوده سازند،

1276
01:45:48,378 --> 01:45:49,629
‫مجازات مرگ است.

1277
01:45:49,671 --> 01:45:52,632
‫هنری، بگذارید من شفاعت
‫سامرست نجیب را بکنم!

1278
01:45:52,674 --> 01:45:55,510
‫ملکه نانجیبی که او را
‫نجیب می خواند!

1279
01:45:55,844 --> 01:45:57,471
‫گفتم سکوت کن.

1280
01:45:57,679 --> 01:46:01,183
‫اگر شفاعت آنان را بکنی، جز افزودن
‫به خشم من کاری نکرده ای.

1281
01:46:03,101 --> 01:46:05,729
‫اگر بعد از سه روز...

1282
01:46:05,770 --> 01:46:09,566
‫...شما دو نفر در هر زمینی که من
‫حاکم آنم باشید،

1283
01:46:09,900 --> 01:46:13,028
‫حتی دنیا هم دیه کافی
‫برای گذشتن از جانتان نیست.

1284
01:46:13,069 --> 01:46:14,446
‫پادشاه خردمند!

1285
01:46:15,071 --> 01:46:16,698
‫هر دوی شما تبعید می شوید!

1286
01:46:20,952 --> 01:46:24,456
‫تو را باز می گردانم،
‫وگرنه مطمئن باش...

1287
01:46:24,539 --> 01:46:26,541
‫...کاری خواهم کرد که
‫خود نیز تبعید گردم.

1288
01:46:35,634 --> 01:46:37,761
‫فکر می کردم تو عاشق من هستی!

1289
01:46:37,802 --> 01:46:40,805
‫اما می بینم که عروسک
‫خیمه شب بازی این آقایان شده ای،

1290
01:46:41,473 --> 01:46:45,852
‫و سامرست و سافک وفادار را
‫تبعید می کنی.

1291
01:46:48,605 --> 01:46:50,732
‫عشق من، نمی خواهم
‫گریه کنی.

1292
01:46:52,192 --> 01:46:55,362
‫سافک و سامرست آزاد خواهند ماند...

1293
01:46:55,445 --> 01:46:58,073
‫...و در صلح این جا زندگی
‫خواهند کرد.

1294
01:47:00,116 --> 01:47:01,993
‫سافک آزاد باشد؟

1295
01:47:02,577 --> 01:47:04,454
‫سامرست آزاد باشد؟

1296
01:47:04,829 --> 01:47:08,124
‫و لاشه خونین گلاستر
‫آن جا؟

1297
01:47:08,375 --> 01:47:09,876
‫پادشاه دروغین!

1298
01:47:09,918 --> 01:47:12,295
‫سر تو لایق تاج نیست.

1299
01:47:12,879 --> 01:47:16,216
‫آن زر باید حول جبین مرا
‫فرا بگیرد.

1300
01:47:17,092 --> 01:47:20,220
‫این دستیست که باید
‫عصا را بالا نگه دارد.

1301
01:47:21,179 --> 01:47:23,431
‫من بسیار اصیل تر از
‫پادشاه هستم،

1302
01:47:24,057 --> 01:47:27,978
‫بیشتر به شاهان می مانم،
‫افکارم شاهانه تر است.

1303
01:47:28,061 --> 01:47:29,479
‫کنار رو!

1304
01:47:29,562 --> 01:47:30,563
‫کافیست، یورک.

1305
01:47:31,564 --> 01:47:34,693
‫نمی توانم سکوت کنم و
‫شاهد باشم که تو...

1306
01:47:34,734 --> 01:47:36,987
‫...چنین اعلی حضرت را
‫می آزاری.

1307
01:47:37,070 --> 01:47:41,574
‫من سرور تو هستم، اکستر.
‫پیش پای من زانو بزن.

1308
01:47:41,616 --> 01:47:44,244
‫پادشاه من این است، یورک و
‫من اشتباه نمی کنم،

1309
01:47:44,536 --> 01:47:46,913
‫اما اگر گمان می کنی چنین
‫می کنم، تویی که در اشتباهی.

1310
01:47:46,955 --> 01:47:50,875
‫او را در برج نگاه دارید و
‫سر شوم او را ببرید.

1311
01:47:50,959 --> 01:47:54,671
‫- او یک خائن است!
‫- وارویک،

1312
01:47:56,631 --> 01:47:59,134
‫زانوی تو تعظیم را
‫فراموش کرده است؟

1313
01:48:00,760 --> 01:48:05,515
‫من خود عنوان این دوک
‫برجسته را بررسی کرده ام...

1314
01:48:05,640 --> 01:48:08,018
‫...و وجدان من، ایشان را
‫وارث حقیقی...

1315
01:48:08,101 --> 01:48:12,355
‫...تاج و تخت انگلستان می دانم.

1316
01:48:12,439 --> 01:48:14,733
‫مگر تو قسم نخوردی به
‫من وفادار باشی؟

1317
01:48:14,816 --> 01:48:15,817
‫خوردم.

1318
01:48:15,900 --> 01:48:18,903
‫می توانی عهدت را با آسمان ها
‫برای چنین چیزی بشکنی؟

1319
01:48:18,987 --> 01:48:21,823
‫قسم خوردن به انجام یک
‫گناه خود گناه بزرگیست.

1320
01:48:22,949 --> 01:48:26,327
‫اما گناه بزرگتر از آن، نگاه
‫داشتن عهدی گناهکارانه است.

1321
01:48:27,287 --> 01:48:31,332
‫سپاهمان را فرا خوانید و
‫آنان را سلاح دهید!

1322
01:48:32,292 --> 01:48:35,295
‫بگذارید برویم، سرورم و
‫آماده شویم.

1323
01:48:36,046 --> 01:48:37,213
‫ما می رویم،

1324
01:48:38,047 --> 01:48:40,175
‫اما برای بر سر گذاشتن
‫تاجم برمیگردم.

1325
01:48:50,518 --> 01:48:53,521
‫چنان طوفان سیاهی در
‫انگلستان به پا خواهم کرد...

1326
01:48:53,563 --> 01:48:57,609
‫...که ده هزار روح را روانه
‫بهشت و جهنم کند.

1327
01:49:03,323 --> 01:49:04,616
‫سسیلی!

1328
01:49:05,450 --> 01:49:06,701
‫سسیلی!

1329
01:49:07,702 --> 01:49:08,870
‫پسرها!

1330
01:49:10,830 --> 01:49:12,749
‫سسیلی. آنها کجا هستند؟

1331
01:49:12,832 --> 01:49:14,083
‫داخل.

1332
01:49:17,170 --> 01:49:18,546
‫ادوارد!

1333
01:49:18,963 --> 01:49:20,465
‫جورج!

1334
01:49:22,217 --> 01:49:23,468
‫ادموند.

1335
01:49:26,721 --> 01:49:27,847
‫و...

1336
01:49:29,057 --> 01:49:30,433
‫ریچارد!

1337
01:49:32,060 --> 01:49:33,394
‫ریچارد!

1338
01:49:35,394 --> 01:49:45,394
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M