1
00:00:01,000 --> 00:00:03,795
‫(آن چه گذشت...)
‫ما را با این رنگ ها دشمنان خود بدانید.

2
00:00:03,878 --> 00:00:07,132
‫(آن چه گذشت...)
‫این رُز سفید و خشمگین...

3
00:00:07,298 --> 00:00:11,094
‫...به عنوان نماد سفید نفرتِ
‫خونخوار من است.

4
00:00:16,057 --> 00:00:18,059
‫خوش آمدی، ملکه مارگارت.

5
00:00:18,226 --> 00:00:19,519
‫پادشاه من.

6
00:00:19,769 --> 00:00:21,438
‫...ماری زهرآگین است...

7
00:00:21,730 --> 00:00:24,607
‫...که دل و روده رفاه عمومی را
‫از هم می درد.

8
00:00:27,694 --> 00:00:29,362
‫من بسیار اصیل تر از
‫شاه هستم.

9
00:00:29,446 --> 00:00:32,490
‫آن زر باید دور جبین من
‫حلقه بزند!

10
00:00:34,451 --> 00:00:38,037
‫سپاهمان را پیش خوانید و
‫گویید که خود را مسلح کنند!

11
00:00:38,455 --> 00:00:40,457
‫برای بر سر نهادن تاجم
‫برخواهم گشت.

12
00:00:42,876 --> 00:00:43,960
‫پسرها!

13
00:00:44,461 --> 00:00:47,756
‫ادوارد، جرج...

14
00:00:48,798 --> 00:00:49,799
‫و...

15
00:00:50,842 --> 00:00:52,135
‫...ریچارد!

16
00:00:54,262 --> 00:00:57,640
‫(پنج سال بعد)

17
00:00:58,640 --> 00:01:08,640
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

18
00:01:51,778 --> 00:01:54,530
‫- سرورم!
‫- اعلی حضرت...

19
00:01:54,656 --> 00:01:57,408
‫دوک یورک و وارویک
‫صف آرایی کرده اند...

20
00:01:57,492 --> 00:02:00,828
‫...و با ارتشی قدرتمند و قَدَر
‫در حال پیشروی به سمت...

21
00:02:00,912 --> 00:02:02,413
‫...جلو هستند.

22
00:02:02,497 --> 00:02:04,624
‫تا صبح این جا خواهند بود.

23
00:02:04,916 --> 00:02:06,709
‫ملکه کجاست؟

24
00:02:08,044 --> 00:02:11,172
‫ایشان با دوک سامرست
‫داخل هستند.

25
00:02:13,800 --> 00:02:16,427
‫تسلیم شو یا بمیر،
‫سامرست.

26
00:02:36,030 --> 00:02:37,573
‫آه!

27
00:03:10,815 --> 00:03:11,816
‫پدر!

28
00:03:36,549 --> 00:03:38,176
‫سافک حقیر!

29
00:03:39,051 --> 00:03:40,720
‫وارویک تو را می خواند!

30
00:03:42,305 --> 00:03:43,848
‫سافک، با تو هستم!

31
00:03:46,184 --> 00:03:48,811
‫بیا جلو و با من بجنگ!

32
00:03:49,312 --> 00:03:50,563
‫سافک!

33
00:03:58,780 --> 00:04:02,992
‫عجل یک یا هر دوی ما
‫فرا رسیده است.

34
00:04:16,672 --> 00:04:19,342
‫دست نگه دار، وارویک!
‫برو به دنبال...

35
00:04:19,425 --> 00:04:20,927
‫...طعمه دیگری باش.

36
00:04:21,010 --> 00:04:22,553
‫چرا که من شخصا...

37
00:04:23,054 --> 00:04:25,264
‫...باید این گوزن را شکار
‫کنم و بکشم.

38
00:04:28,476 --> 00:04:30,228
‫پس با افتخار چنین
‫می کنم، یورک.

39
00:04:30,895 --> 00:04:33,814
‫شما برای تاج می جنگید.

40
00:04:38,444 --> 00:04:41,489
‫بیا، سافک. از رُز
‫خود دفاع کن!

41
00:05:30,621 --> 00:05:32,665
‫تو را می شناسم، سامرست.

42
00:05:35,793 --> 00:05:38,129
‫اهریمن تاریک و رذل،
‫دور شو.

43
00:05:39,255 --> 00:05:41,173
‫خون شریف لنکستر...

44
00:05:41,257 --> 00:05:43,718
‫...نباید به دست چنین
‫مهتر ناتوانی ریخته شود.

45
00:05:43,801 --> 00:05:47,513
‫تو چون یک جوی، گودال
‫یا چاهکی...

46
00:05:48,472 --> 00:05:53,519
‫...که کثافت و گِل آن، چشمه نقره گونی
‫که انگلستان از آن می نوشد را آلوده کرده.

47
00:05:54,228 --> 00:05:56,230
‫لب هایی که به ملکه
‫ابراز علاقه کرده اند...

48
00:05:56,314 --> 00:05:58,524
‫...باید زمین را جارو بزنند،

49
00:05:59,317 --> 00:06:03,362
‫چرا که حالا خاندان یورک
‫با آتش انتقام می سوزد!

50
00:06:03,654 --> 00:06:05,573
‫غیرممکن است که من
‫به دست رعیت پستی...

51
00:06:05,656 --> 00:06:08,242
‫...چون تو کشته شوم.

52
00:06:08,909 --> 00:06:12,163
‫کلمات تو در من موجب
‫خشم می گردد، نه پشیمانی.

53
00:06:12,288 --> 00:06:16,667
‫آری، اما اقداماتم به زودی
‫خشم تو را خاموش می دارد.

54
00:06:19,170 --> 00:06:21,547
‫چه شده، حالا وحشت کرده ای؟

55
00:06:22,882 --> 00:06:24,592
‫حال سر خم می کنی؟

56
00:06:25,342 --> 00:06:27,845
‫شرافت واقعی وحشت نمی شناسد.

57
00:06:29,013 --> 00:06:30,598
‫زود باش.

58
00:06:31,766 --> 00:06:33,684
‫هر بی رحمی ای که در
‫توانت هست، بنما...

59
00:06:34,185 --> 00:06:36,062
‫...که مرگ من...

60
00:06:36,771 --> 00:06:39,315
‫...هرگز فراموش نگردد.

61
00:06:55,206 --> 00:06:56,624
‫پدر!

62
00:06:59,543 --> 00:07:01,253
‫پدرم کجاست؟

63
00:07:03,172 --> 00:07:04,507
‫سافک!

64
00:07:05,716 --> 00:07:07,885
‫دوک سافک کجاست؟

65
00:07:08,385 --> 00:07:09,845
‫پدر!

66
00:07:40,918 --> 00:07:43,337
‫اُه، بگذار این جهان
‫پست پایان یابد،

67
00:07:47,091 --> 00:07:49,176
‫و شعله های قیامت معهود...

68
00:07:49,260 --> 00:07:51,595
‫...زمین و آسمان را به هم ببافند!

69
00:07:59,436 --> 00:08:01,272
‫حتی در مقابل این منظره،

70
00:08:03,440 --> 00:08:05,609
‫قلب من به سنگ مبدل می شود.

71
00:08:12,116 --> 00:08:16,495
‫از این پس، ترحم نخواهم کرد.

72
00:08:20,165 --> 00:08:23,627
‫شهرت خود را از بی رحمی
‫کسب خواهم کرد.

73
00:08:28,632 --> 00:08:30,342
‫سامرست!

74
00:08:30,884 --> 00:08:32,595
‫سامرست!

75
00:08:37,975 --> 00:08:39,226
‫سامرست!

76
00:08:46,317 --> 00:08:47,818
‫سامرست؟

77
00:09:30,486 --> 00:09:34,948
‫مارگارت، به انتقام فکر
‫کن و دست از گریه بکش.

78
00:09:43,123 --> 00:09:47,544
‫اما چه کسی می تواند این
‫منظره را ببیند و نگرید؟

79
00:09:50,839 --> 00:09:52,549
‫امیدم از بین رفته.

80
00:09:52,633 --> 00:09:54,093
‫افسوس، ملکه من،

81
00:10:00,349 --> 00:10:02,810
‫عشق من، می ترسم که
‫اگر من مرده بودم،

82
00:10:02,893 --> 00:10:05,437
‫چنان برای من نمی گریستی.

83
00:10:07,356 --> 00:10:10,275
‫مارگارت، خداوند...

84
00:10:11,777 --> 00:10:15,364
‫...و امیدمان به یاری ما
‫خواهند آمد.

85
00:10:16,448 --> 00:10:19,743
‫...و جایی که این شکاف...

86
00:10:19,868 --> 00:10:21,912
‫...که حال در سرنوشت
‫ما افتاده است...

87
00:10:22,371 --> 00:10:24,873
‫...می تواند متوقف گردد.

88
00:10:40,472 --> 00:10:43,976
‫حال، به شمشیرم قسم که
‫امروز خوب جنگیدی.

89
00:10:44,768 --> 00:10:45,936
‫همه ما چنینیم.

90
00:10:46,728 --> 00:10:48,146
‫یکی از حامیان قدیمی
‫پادشاه هست...

91
00:10:48,272 --> 00:10:50,691
‫...که یا کشته شده و یا به طرز
‫خطرناکی مجروح گشته است.

92
00:10:50,858 --> 00:10:53,610
‫برای اثبات حقیقت بودنش،
‫پدر، به خون او بنگر.

93
00:10:54,319 --> 00:10:57,614
‫پسر من چنین است!

94
00:10:59,575 --> 00:11:04,037
‫کسی سامرست را ندیده یا
‫نشنیده که چه بر سر او آمده؟

95
00:11:04,496 --> 00:11:07,291
‫فاسدترین آفت رُز
‫خونین رنگ؟

96
00:11:07,791 --> 00:11:09,209
‫عالی جناب یورک،

97
00:11:09,835 --> 00:11:11,628
‫این هم دوک سامرست...

98
00:11:12,129 --> 00:11:13,505
‫...که هنگام ملحق شدن به جنگ...

99
00:11:13,589 --> 00:11:15,632
‫...با او مواجه شدم.

100
00:11:19,303 --> 00:11:22,139
‫تو به جای من سخن گو و تعریف
‫کن که چه کردم!

101
00:11:22,931 --> 00:11:24,516
‫وای!

102
00:11:25,767 --> 00:11:27,436
‫چیست؟

103
00:11:28,270 --> 00:11:30,480
‫مرده اید، عالی جناب سامرست؟

104
00:11:30,814 --> 00:11:33,317
‫امیدوارم که این چنین سر
‫شاه هنری را تکان دهم!

105
00:11:36,653 --> 00:11:39,531
‫اگر حقیقت داشته باشد که
‫شاه به لندن فرار کرده است،

106
00:11:40,324 --> 00:11:42,075
‫آن جا او را خواهیم گرفت.

107
00:11:42,242 --> 00:11:45,495
‫طبل و شیپورها را
‫بنوازید و همه به سوی لندن بتازید!

108
00:11:45,829 --> 00:11:49,958
‫باشد که روزهای این چنینی
‫بیشتری به ما عطا شود!

109
00:12:40,717 --> 00:12:43,053
‫ریچارد! پسرم!

110
00:12:54,189 --> 00:12:55,440
‫ریچارد!

111
00:13:20,465 --> 00:13:24,302
‫(جنگ رُزها)
‫(هنری ششم، بخش دوم)
‫(اثر ویلیام شکسپیر)

112
00:13:24,678 --> 00:13:28,849
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

113
00:13:44,197 --> 00:13:47,534
‫پس این جا قصر شاه
‫بزدل است...

114
00:13:48,368 --> 00:13:50,078
‫...و این هم تخت سلطنت.

115
00:13:50,579 --> 00:13:52,581
‫تصاحبش کن، یورک،
‫چرا که از آن توست...

116
00:13:52,664 --> 00:13:54,374
‫...و نه وارثان شاه هنری.

117
00:13:55,876 --> 00:13:58,378
‫پس به من کمک کن، وارویک
‫عزیز تا چنین کنم.

118
00:13:58,461 --> 00:14:01,798
‫همه شما را یاری خواهیم کرد.
‫باشد که هر کس بگریزد، بمیرد.

119
00:14:03,967 --> 00:14:06,595
‫ممنون، ورنون عزیز.

120
00:14:07,888 --> 00:14:09,973
‫پس کنار من بمانید، آقایان.

121
00:14:10,056 --> 00:14:13,268
‫و هنگامی که شاه رسید،
‫هیچ خشونتی به او نشان ندهید،

122
00:14:13,351 --> 00:14:15,896
‫مگر این که سعی کند به زور
‫شما را بیرون کند.

123
00:14:16,646 --> 00:14:19,900
‫ملکه امروز مجلس خود را
‫این جا برگزار می کند،

124
00:14:21,234 --> 00:14:23,570
‫اما انتظار ندارد که ما
‫شورای او باشیم.

125
00:14:25,739 --> 00:14:29,534
‫چه با کلمات و چه با زور،
‫بگذار تا حق خود ستانیم.

126
00:14:30,410 --> 00:14:33,288
‫«مجلس خونین» نام خواهد
‫گرفت، مگر این که پلانتاژنه،

127
00:14:33,371 --> 00:14:34,748
‫دوک یورک، شاه گردد...

128
00:14:35,290 --> 00:14:38,376
‫...و هنری شرم آور که
‫بزدلیش ما را نقل مجلس...

129
00:14:38,835 --> 00:14:41,504
‫...دشمنانمان کرده، براندازی شود.

130
00:14:41,630 --> 00:14:44,925
‫پس مرا ترک نکنید،
‫آقایان...و محکم باشید.

131
00:14:46,968 --> 00:14:49,763
‫قصد دارم آن چه حق
‫من است را تصاحب کنم.

132
00:14:55,268 --> 00:14:57,270
‫نه پادشاه،

133
00:14:57,937 --> 00:14:59,314
‫و نه بزرگترین دوستدارش...

134
00:14:59,773 --> 00:15:03,943
‫...جرئت جُم خوردن ندارند،
‫اگر وارویک زنگ خود به صدا در آورد...

135
00:15:04,444 --> 00:15:09,240
‫...و اگر من پلانتاژنه را بکارم،
‫هیچ کس جرئت ریشه کنی او را ندارد.

136
00:15:15,121 --> 00:15:16,623
‫پسرم!

137
00:15:17,916 --> 00:15:19,959
‫یورک و وارویک این جا هستند.

138
00:15:24,923 --> 00:15:29,052
‫ریچارد، تصمیم بگیر.
‫تاج انگلستان را تصاحب کن.

139
00:15:35,058 --> 00:15:37,894
‫بنگرید که شورشی سرسخت
‫کجا ایستاده است.

140
00:15:39,479 --> 00:15:41,398
‫آیا باید این وضع را
‫تاب آوریم؟

141
00:15:41,815 --> 00:15:43,691
‫بیایید سرنگونش کنیم.

142
00:15:43,775 --> 00:15:46,611
‫قلبم از عصبانیت می سوزد،
‫نمی توانم تاب آورم!

143
00:15:48,363 --> 00:15:50,365
‫صبور باش، ارل بزرگوار
‫وستمورلند.

144
00:15:50,448 --> 00:15:52,951
‫سرور مهربانم، بگذارید
‫همین جا در مجلس...

145
00:15:53,034 --> 00:15:54,994
‫...به خاندان یورک یورش ببریم.

146
00:15:55,161 --> 00:15:56,955
‫دل هنری اصلا چنین
‫نمی خواهد که...

147
00:15:57,038 --> 00:15:59,457
‫...مجلس را تبدیل به
‫کشتارگاه کند.

148
00:15:59,541 --> 00:16:00,750
‫مگر نمی دانید که شهر
‫پشتیبان آنان است...

149
00:16:00,834 --> 00:16:02,710
‫...و چندین گروه سرباز
‫تحت فرمانشان دارند؟

150
00:16:02,877 --> 00:16:05,922
‫اما وقتی دوک کشته شود،
‫آنان به سرعت می گریزند.

151
00:16:06,005 --> 00:16:08,800
‫پسرعموی اکستر،
‫اخم کردن،

152
00:16:08,883 --> 00:16:11,010
‫کلمات و تهدیدها...

153
00:16:11,094 --> 00:16:13,054
‫...سلاحی خواهند بود که هنری
‫قصد بر استفاده دارد.

154
00:16:14,347 --> 00:16:16,266
‫ای دوک نفاق افکن یورک!

155
00:16:16,349 --> 00:16:20,061
‫از تخت من پایین آی و پیش پای
‫من برای لطف و بخشش من...

156
00:16:20,145 --> 00:16:21,688
‫...زانو بزن!

157
00:16:23,940 --> 00:16:25,442
‫من فرمانروای تو هستم.

158
00:16:25,733 --> 00:16:27,235
‫منم که فرمانروای تو هستم.

159
00:16:37,328 --> 00:16:40,665
‫از خجالت هم شده، پایین آی.
‫ایشان تو را دوک یورک ساخت.

160
00:16:40,915 --> 00:16:43,376
‫این میراث من بود، آن چنان که
‫ارل بودن میراثم بود.

161
00:16:43,668 --> 00:16:45,378
‫پدرت به تاج و تخت
‫خیانت کرد.

162
00:16:45,503 --> 00:16:47,630
‫اکستر، تویی که به عنوان
‫پیروی هنری غاصب...

163
00:16:47,714 --> 00:16:50,008
‫...به تاج و تخت خیانت کرده ای.

164
00:16:50,091 --> 00:16:52,468
‫جز پادشاه طبیعیش، از
‫که باید پیروی کند؟

165
00:16:52,552 --> 00:16:56,181
‫حقیقت است، کلیفورد...و
‫آن هم دوک یورک، ریچارد است.

166
00:16:56,347 --> 00:17:00,602
‫و من باید بایستم و تو
‫بر تخت من بنشینی؟

167
00:17:00,810 --> 00:17:02,729
‫باید چنین شود و خواهد شد.

168
00:17:03,479 --> 00:17:04,898
‫خود را قانع کن.

169
00:17:20,955 --> 00:17:22,707
‫دوک لنکستر باش.

170
00:17:23,583 --> 00:17:24,918
‫بگذار او پادشاه باشد.

171
00:17:25,001 --> 00:17:28,171
‫ایشن هم دوک لنکستر و
‫هم پادشاه هستند،

172
00:17:28,922 --> 00:17:32,091
‫و لرد وستمورلند چنین
‫نگاهشان می دارد.

173
00:17:32,175 --> 00:17:33,760
‫و وارویک با آن
‫مخالف است.

174
00:17:33,843 --> 00:17:36,220
‫فراموش کرده اید که
‫ما همان کسانی هستیم...

175
00:17:36,304 --> 00:17:38,723
‫...که شما را از میدان
‫جنگ فراری دادند...

176
00:17:39,349 --> 00:17:43,102
‫...و پدر تو را کشتند،
‫کلیفورد جوان.

177
00:17:43,436 --> 00:17:46,189
‫بله، وارویک، محنت
‫آن را به یاد دارم.

178
00:17:46,648 --> 00:17:50,526
‫پلانتاژنه، از تو، پسرانت،

179
00:17:50,610 --> 00:17:52,403
‫اقوام و دوستانت...

180
00:17:53,112 --> 00:17:57,367
‫...بیشتر از قطرات خونی که در رگ های
‫پدرم بود، جان می ستانم.

181
00:17:57,450 --> 00:17:59,285
‫آیا می خواهی علت بر حق بودن
‫سلطنتم را عنوان کنم؟

182
00:17:59,535 --> 00:18:03,122
‫اگر خیر، شمشیرهای ما در
‫میدان صحبت خواهند کرد.

183
00:18:04,374 --> 00:18:07,794
‫تو چه عنوانی داری،
‫ای خائن به سلطنت؟

184
00:18:08,294 --> 00:18:11,798
‫پدر تو، آن چنان که
‫تو هستی،

185
00:18:11,923 --> 00:18:13,967
‫دوک یورک بود.

186
00:18:15,301 --> 00:18:18,054
‫من پسر هنری پنجم هستم،

187
00:18:18,638 --> 00:18:21,474
‫کسی که دوفن و فرانسوی ها را
‫به زانو در آورد...

188
00:18:21,683 --> 00:18:24,560
‫...و شهرها و مناطقشان را
‫تحت سلطه خود در آورد!

189
00:18:24,644 --> 00:18:28,856
‫از فرانسه سخن مگو، چرا که
‫تو همه چیز را از دست داده ای.

190
00:18:28,940 --> 00:18:32,151
‫نایب لرد آن را از دست
‫داد، نه من!

191
00:18:33,152 --> 00:18:36,489
‫وقتی من تاج گذاری شدم،
‫جز نُه ماه سن نداشتم.

192
00:18:36,823 --> 00:18:39,325
‫هم اکنون به قدر کافی سن دارید و با این
‫وجود، هنوز در حال از دست دادنید.

193
00:18:40,243 --> 00:18:42,036
‫پدر، تاج را از سر
‫غاصب بردار!

194
00:18:42,120 --> 00:18:44,038
‫پدر مهربان، چنین کن و
‫بر سر خود بگذارش.

195
00:18:44,122 --> 00:18:46,165
‫طبل ها و شیپورها را به صدا
‫درآورید تا پادشاه فرار کند!

196
00:18:46,499 --> 00:18:48,042
‫پسرها، آرام باشید.

197
00:18:48,459 --> 00:18:52,088
‫تصور می کنی که تخت
‫سلطنت خود را که پدربزرگم...

198
00:18:52,171 --> 00:18:56,676
‫...و پدرم بر آن نشستند،
‫رها می کنم؟

199
00:18:57,552 --> 00:19:02,682
‫خیر، اول باید پادشاهی
‫مرا از بین ببرید.

200
00:19:03,349 --> 00:19:07,103
‫عنوان من درست است و
‫بسیار معتبرتر از او.

201
00:19:07,353 --> 00:19:10,356
‫ثابتش کن، هنری و تو
‫پادشاه خواهی بود.

202
00:19:25,913 --> 00:19:29,375
‫هنری چهارم تاج را با فتح
‫به دست آورد.

203
00:19:36,382 --> 00:19:38,176
‫به واسطه شورش علیه
‫پادشاهش بود.

204
00:19:43,389 --> 00:19:45,975
‫ریچارد تاج را تسلیم
‫هنری چهارم کرد،

205
00:19:46,184 --> 00:19:49,562
‫که وارث او پدر من بود و
‫من هم وارث او هستم.

206
00:19:49,645 --> 00:19:50,813
‫او علیه ریچارد
‫قیام کرد...

207
00:19:50,897 --> 00:19:53,941
‫...و او را به زور وادار به
‫تسلیم تاج و تخت کرد.

208
00:19:55,193 --> 00:19:57,278
‫فرض کنیم این کار را
‫به میل خود انجام داده،

209
00:19:57,361 --> 00:19:59,906
‫به نظر تو این برای سلطنت
‫او منصفانه بود؟

210
00:20:00,031 --> 00:20:01,073
‫خیر.

211
00:20:03,075 --> 00:20:04,702
‫چرا که او نمی توانست
‫تاج خود را تسلیم کند...

212
00:20:04,785 --> 00:20:07,288
‫...مگر این که وارث مستقیم
‫او جانشین شود و حکومت کند.

213
00:20:10,875 --> 00:20:13,419
‫تو علیه ما هستی،
‫دوک اکستر؟

214
00:20:13,502 --> 00:20:17,798
‫وجدانم به من می گوید...

215
00:20:17,882 --> 00:20:20,259
‫...او پادشاه به حق است.

216
00:20:24,722 --> 00:20:28,267
‫همه چیز از من رو برمی گرداند
‫تا به سمت او روانه گردد.

217
00:20:30,436 --> 00:20:33,731
‫چه زمزمه می کنید یا چه
‫نقشه ای می کشید، آقایان؟

218
00:20:33,856 --> 00:20:35,775
‫با دوک شاه منشِ یورک
‫عدالت در پیش گیرید...

219
00:20:35,858 --> 00:20:38,361
‫...وگرنه قصر را پر از
‫مردان مسلح خواهم کرد،

220
00:20:38,444 --> 00:20:41,155
‫و بر تخت سلطنتی که او
‫اکنون بر آن نشسته،

221
00:20:41,239 --> 00:20:44,992
‫عنوانش را با خون
‫غاصبان می نویسم!

222
00:20:45,034 --> 00:20:46,661
‫عالی جناب وارویک.

223
00:20:48,329 --> 00:20:49,872
‫همین یک حرف مرا بشنو.

224
00:20:54,627 --> 00:21:00,925
‫بگذار تا وقتی زنده هستم
‫به عنوان شاه حکومت کنم.

225
00:21:11,435 --> 00:21:13,729
‫رسماً تاج و تخت را به من و
‫وارثانم واگذار کن،

226
00:21:14,313 --> 00:21:17,650
‫که تا وقتی زنده ای بتوانی
‫در سکوت حکومت کنی.

227
00:21:22,405 --> 00:21:23,906
‫من راضی هستم.

228
00:21:26,617 --> 00:21:28,160
‫ریچارد پلانتاژنه،

229
00:21:29,495 --> 00:21:31,831
‫بعد از درگذشت من از
‫قلمرویم لذت ببر.

230
00:21:36,377 --> 00:21:38,754
‫این چه بدی ایست که در
‫حق شاهزاده، پسرتان می کنید؟

231
00:21:39,088 --> 00:21:45,219
‫هنری فرومایه، وحشت زده و
‫مستأصل!

232
00:21:45,302 --> 00:21:47,888
‫چگونه هم به خود و هم
‫ما آسیب رساندی؟

233
00:21:47,972 --> 00:21:49,765
‫نمی توانم بمانم و به این
‫صحبت گوش دهم.

234
00:21:49,890 --> 00:21:53,936
‫بیا، پسرعمو، بگذار این
‫خبر را به ملکه بگوییم.

235
00:21:54,061 --> 00:21:58,149
‫بدرود، پادشاه منحط و
‫سست عنصر...

236
00:21:58,566 --> 00:22:01,068
‫...که در خون سردش...

237
00:22:01,152 --> 00:22:03,821
‫...هیچ اثری از شرافت نیست.

238
00:22:06,532 --> 00:22:09,034
‫بدین سو آی و به آنان
‫توجه مکن.

239
00:22:09,118 --> 00:22:11,370
‫آنان به دنبال انتقامند و
‫به همین سبب تسلیم نمی شوند.

240
00:22:11,871 --> 00:22:13,122
‫آه، اکستر.

241
00:22:13,289 --> 00:22:15,416
‫چرا آه می کشید، سرورم؟

242
00:22:16,625 --> 00:22:20,421
‫برای خویش آه نمی کشم،
‫لرد وارویک، بلکه برای پسرم...

243
00:22:21,839 --> 00:22:24,842
‫...که هم اکنون به طرزی
‫غیرطبیعی از میراثش محروم داشته ام.

244
00:22:25,509 --> 00:22:27,428
‫اما بگذار این طور باشد.

245
00:22:27,511 --> 00:22:32,183
‫هم اکنون تاج و تخت را تا ابد
‫به تو و وارثانت واگذار می کنم.

246
00:22:35,269 --> 00:22:36,896
‫به این شرط...

247
00:22:38,022 --> 00:22:42,234
‫...که تو این جا قسم بخوری
‫این جنگ داخلی را پایان دهی...

248
00:22:42,359 --> 00:22:48,282
‫...و تا وقتی زنده ام، مرا به عنوان
‫پادشاه و فرمانروایت محترم شماری.

249
00:22:59,835 --> 00:23:03,255
‫من با کمال میل چنین سوگند
‫می خورم و عمل می کنم.

250
00:23:04,173 --> 00:23:05,925
‫پاینده باد شاه هنری!

251
00:23:06,634 --> 00:23:08,052
‫پاینده باد شاه هنری.

252
00:23:08,302 --> 00:23:12,723
‫و تو نیز پاینده باشی...و
‫فرزندان جسورت.

253
00:23:13,265 --> 00:23:16,268
‫حال یورک و لنکستر
‫مصاحله کرده اند.

254
00:23:16,352 --> 00:23:19,230
‫نفرین بر آن کس که بخواهد
‫دشمنی بینشان ایجاد کند.

255
00:23:21,982 --> 00:23:24,026
‫بیایید، پسرها!

256
00:24:10,906 --> 00:24:12,324
‫آه، مرد تأسف آور!

257
00:24:13,993 --> 00:24:15,786
‫اگر دوشیزه می مردم...

258
00:24:16,245 --> 00:24:18,831
‫...و هرگز تو را نمی دیدم،
‫هرگز پسرت را به دنیا نمی آوردم،

259
00:24:19,290 --> 00:24:21,792
‫چرا که ثابت کرده ای
‫پدر غیرعادی ای هستی...

260
00:24:22,376 --> 00:24:26,296
‫اصلا او را نصف آن قدری که
‫من دوستش دارم دوست داشته ای؟

261
00:24:26,380 --> 00:24:28,674
‫یا به جای او درد را
‫حس کرده ای؟

262
00:24:28,757 --> 00:24:31,343
‫یا آن چنان که من با خونم
‫تغذیه اش کردم، چنین کرده ای؟

263
00:24:31,427 --> 00:24:34,638
‫اگر این طور بود، همان جا
‫خون خود می ریختی...

264
00:24:34,847 --> 00:24:37,808
‫...جای این که آن دوک
‫وحشی را وارث خود کنی...

265
00:24:37,891 --> 00:24:40,060
‫...و تنها پسر خود را از
‫میراثش محروم کنی.

266
00:24:40,269 --> 00:24:44,982
‫مرا ببخش، مارگارت، ارل
‫وارویک و دوک مجبورم کردند.

267
00:24:45,274 --> 00:24:47,359
‫مجبورت کردند؟

268
00:24:48,277 --> 00:24:51,697
‫با این که شاهی، می گذاری
‫به تو زور بگویند؟

269
00:24:52,364 --> 00:24:54,033
‫از شنیدن حرف هایت
‫خجالت می کشم.

270
00:24:54,867 --> 00:24:56,702
‫آه، بدبخت بزدل!

271
00:24:56,785 --> 00:24:58,412
‫اگر من آن جا بودم،

272
00:24:58,829 --> 00:25:01,373
‫اگرچه زنی نادانم،

273
00:25:01,457 --> 00:25:03,625
‫مگر سربازان مرا به
‫نیزه می کشیدند...

274
00:25:03,709 --> 00:25:05,419
‫...که به چنین کاری
‫راضی شوم،

275
00:25:07,129 --> 00:25:11,300
‫اما تو زندگی خود را به
‫شرافت خود ترجیح می دهی...

276
00:25:11,383 --> 00:25:15,179
‫...و حال که می بینم چنین می کنی،
‫راه جدایی در پیش می گیرم،

277
00:25:15,846 --> 00:25:17,264
‫هم از پشت میز تو، هنری،
‫و هم اتاق تو،

278
00:25:17,347 --> 00:25:19,600
‫تا وقتی این اقدام مجلس
‫مبنی بر محرومیت پسرم از...

279
00:25:19,683 --> 00:25:22,603
‫...میراثش، لغو گردد.

280
00:25:25,939 --> 00:25:29,443
‫لردهایی که از ذات
‫بردل تو دست کشیده اند...

281
00:25:30,027 --> 00:25:33,989
‫...از من پیروی خواهند کرد
‫تا شرمندگی کامل تو...

282
00:25:34,323 --> 00:25:37,534
‫...و ویرانی کامل خاندان یورک.

283
00:25:39,953 --> 00:25:41,747
‫پس تو را ترک می کنم.

284
00:25:42,790 --> 00:25:46,585
‫بمان، مارگارت مهربان...و
‫حرف های مرا بشنو.

285
00:25:48,420 --> 00:25:51,215
‫همین حالا نیز بیش از
‫حد سخن گفته ای.

286
00:25:58,806 --> 00:26:00,557
‫اگرچه بزرگترین نیستم،
‫به من اجازه بده!

287
00:26:00,641 --> 00:26:02,476
‫نه، من بهتر نقش خطیب را
‫بازی می کنم!

288
00:26:02,559 --> 00:26:04,520
‫اما من دلایلی قوی و
‫قانع کننده دارم!

289
00:26:04,603 --> 00:26:07,481
‫چه خبر است، پسرها؟

290
00:26:08,190 --> 00:26:09,608
‫مشاجره می کنید؟

291
00:26:10,901 --> 00:26:13,862
‫دعوا بر سر چیست؟
‫چگونه شروع شد؟

292
00:26:18,700 --> 00:26:22,746
‫دعوایی در کار نیست،
‫یک مخالفت جزئیست.

293
00:26:23,539 --> 00:26:25,541
‫درباره چه؟

294
00:26:25,624 --> 00:26:27,543
‫تاج و تخت انگلستان،
‫پدر، که از آن شماست.

295
00:26:27,626 --> 00:26:29,002
‫از آن من، پسر؟

296
00:26:30,629 --> 00:26:32,256
‫نه تا وقتی که شاه
‫هنری بمیرد.

297
00:26:33,048 --> 00:26:36,301
‫حق شما وابسته به مرگ و
‫زندگی او نیست.

298
00:26:37,135 --> 00:26:39,846
‫شما در حال حاضر وارث هستید،
‫پس همین اکنون از آن لذت ببرید.

299
00:26:41,557 --> 00:26:43,725
‫با فضا دادن به خاندان لنکستر...

300
00:26:43,809 --> 00:26:46,478
‫...در نهایت آن ها از شما
‫پیشی می گیرند، پدر.

301
00:26:46,603 --> 00:26:48,313
‫من قسم خوردم...

302
00:26:49,606 --> 00:26:51,858
‫...که او در آرامش
‫سلطنت می کند.

303
00:26:52,067 --> 00:26:54,820
‫اما برای پادشاهی، هر
‫سوگندی را می توان شکست.

304
00:26:55,529 --> 00:26:57,990
‫من هزار سوگند را می شکستم که
‫یک سال حکومت کنم.

305
00:26:58,073 --> 00:27:00,158
‫خدا نکند از حضرت عالی
‫دست بکشند!

306
00:27:00,867 --> 00:27:03,287
‫و چنین می شود،

307
00:27:03,370 --> 00:27:05,080
‫اگر آشکارا اعلام جنگ کنم.

308
00:27:05,163 --> 00:27:06,665
‫من خلاف آن را ثابت خواهم کرد،

309
00:27:06,790 --> 00:27:08,333
‫اگر صحبتم را بشنوید.

310
00:27:09,209 --> 00:27:10,919
‫نمی توانی، پسرم،

311
00:27:11,003 --> 00:27:12,587
‫غیرممکن است.

312
00:27:22,097 --> 00:27:25,892
‫یک سوگند ارزشی ندارد مگر این که در
‫برابر قاضی قانونی و حقیقی ای قید شود...

313
00:27:25,976 --> 00:27:28,103
‫...که بر آن که سوگند می خورد
‫قدرت داشته باشد.

314
00:27:28,186 --> 00:27:30,939
‫هنری چنین قدرتی نداشت، اما
‫جایگاهش را غصب کرد.

315
00:27:31,481 --> 00:27:33,608
‫بنابراین، از آن جا که او
‫شما را وادار به کناره گیری کرده،

316
00:27:33,692 --> 00:27:35,777
‫سوگند شما، عالی جناب،

317
00:27:35,861 --> 00:27:37,612
‫باطل و بیهوده اس،

318
00:27:37,696 --> 00:27:39,114
‫بنابراین، مسلح شوید.

319
00:27:39,197 --> 00:27:42,200
‫پدر، به این فکر کنید که بر سر نهادن
‫تاج چه قدر شیرین است.

320
00:27:42,242 --> 00:27:43,243
‫پس چرا درنگ می کنیم؟

321
00:27:43,452 --> 00:27:46,955
‫آرام نخواهم گرفت تا وقتی
‫که رُز سفیدی که می پوشم...

322
00:27:47,039 --> 00:27:50,125
‫...در خون ولرم قلب هنری
‫یکدست رنگ شود!

323
00:27:50,208 --> 00:27:51,209
‫ریچارد!

324
00:27:53,253 --> 00:27:54,504
‫کافیست.

325
00:27:56,673 --> 00:27:57,799
‫سرورم!

326
00:27:57,883 --> 00:27:59,217
‫بیشتر در این مورد
‫صحبت خواهیم کرد.

327
00:27:59,301 --> 00:28:01,428
‫ملکه و تمام ارل ها و
‫لردهای شمال...

328
00:28:01,511 --> 00:28:03,388
‫...قصد دارند شما را در
‫خانه خود محاصره کنند.

329
00:28:03,472 --> 00:28:05,057
‫اکنون نزدیکند، سرورم.

330
00:28:10,270 --> 00:28:12,939
‫ادوارد و جرج، هر دو
‫کنار من باشید.

331
00:28:13,023 --> 00:28:14,608
‫ریچارد و ادموند، با مادر
‫خویش فرار کنید.

332
00:28:15,650 --> 00:28:17,611
‫پدر، بر آنان پیروز خواهیم
‫شد، نهراسید.

333
00:28:17,694 --> 00:28:19,362
‫پلانتاژنه!

334
00:28:20,072 --> 00:28:22,240
‫بیا، پسرم.
‫ادموند.

335
00:28:22,741 --> 00:28:24,409
‫برو، ریچارد. مراقب مادرت باش!

336
00:28:24,993 --> 00:28:27,120
‫بیایید به پیش رویم و در
‫میدان با آنان مواجه شویم.

337
00:28:42,469 --> 00:28:43,762
‫پلانتاژنه!

338
00:28:56,399 --> 00:28:58,652
‫به خانه خواهرت برو.
‫پشت سرت را نگاه نکن.

339
00:28:58,735 --> 00:29:00,111
‫ادموند و ریچارد به دنبالت
‫خواهند آمد.

340
00:29:00,153 --> 00:29:02,823
‫بیا، ریچارد!
‫ادموند!

341
00:29:02,906 --> 00:29:04,199
‫پلانتاژنه!

342
00:29:04,282 --> 00:29:05,325
‫برو، مادر!

343
00:29:05,408 --> 00:29:06,910
‫کلیفورد نزدیک
‫می شود! برو!

344
00:29:07,160 --> 00:29:09,704
‫این جا بمانید، آقایان.
‫مدتی خود را پنهان کنید.

345
00:29:09,788 --> 00:29:11,832
‫ادموند! ریچارد!

346
00:29:11,915 --> 00:29:13,416
‫برو، مادر، ما دنبالت
‫خواهیم آمد!

347
00:31:14,537 --> 00:31:17,665
‫فرزند لوس دوک نفرین شده یورک،

348
00:31:17,707 --> 00:31:19,626
‫که پدرش پدر مرا کشت،

349
00:31:20,335 --> 00:31:21,586
‫تو خواهی مُرد.

350
00:31:21,669 --> 00:31:25,423
‫من هدف خوبی برای غضب
‫تو نیستم.

351
00:31:25,757 --> 00:31:28,176
‫انتقام خود از افراد بگیر و
‫بگذار من زنده بمانم.

352
00:31:28,259 --> 00:31:29,761
‫بیهوده حرف می زنی،
‫پسرک بیچاره.

353
00:31:30,136 --> 00:31:31,930
‫خون پدرم مسیری که
‫حرف تو باید از آن...

354
00:31:32,055 --> 00:31:34,641
‫...وارد گردد را مسدود
‫کرده است.

355
00:31:34,724 --> 00:31:37,519
‫دیدن هر کسی از خاندان یورک...

356
00:31:37,602 --> 00:31:39,729
‫...خشمیست که روح مرا
‫شکنجه می کند!

357
00:31:40,271 --> 00:31:42,690
‫و تا وقتی خاندان نفرین شده شان را
‫ریشه کن کنم...

358
00:31:42,774 --> 00:31:46,611
‫...و حتی یک نفر را هم زنده
‫نگذارم، در جهنم زندگی می کنم.

359
00:31:47,904 --> 00:31:51,282
‫- بنابراین...
‫- اُه، بگذار التماس کنم.

360
00:31:51,950 --> 00:31:54,577
‫بگذار قبل از مرگم
‫التماس کنم.

361
00:31:55,078 --> 00:31:59,332
‫به تو التماس می کنم، کلیفورد
‫مهربان، به من رحم کن!

362
00:32:00,500 --> 00:32:01,501
‫رحم؟

363
00:32:01,918 --> 00:32:04,462
‫پدر تو پدر مرا کُشت،

364
00:32:05,296 --> 00:32:07,215
‫بنابراین، بمیر.

365
00:32:28,403 --> 00:32:32,740
‫پلانتاژنه، دارم می آیم،
‫پلانتاژنه!

366
00:33:21,873 --> 00:33:23,082
‫پلانتاژنه!

367
00:33:48,733 --> 00:33:52,111
‫بیا، وستمورلند بی رحم.

368
00:33:53,112 --> 00:33:56,324
‫خشم سیری ناپذیر تو را به
‫چالش می کشم تا افزون گردد.

369
00:33:56,407 --> 00:33:59,285
‫من با کلمات تو را به چالش
‫نخواهم کشید،

370
00:33:59,786 --> 00:34:02,372
‫بلکه با تو گلاویز می شوم،

371
00:34:02,455 --> 00:34:04,707
‫با هر ضربی که بزنی،
‫دو ضرب می زنم!

372
00:34:46,165 --> 00:34:47,166
‫ایست!

373
00:34:50,128 --> 00:34:51,629
‫کلیفورد شجاع!

374
00:34:52,839 --> 00:34:57,176
‫به هزار دلیل می بایست مرگ
‫خائن را به تعویق اندازیم.

375
00:34:59,720 --> 00:35:01,472
‫بیایید.

376
00:35:02,640 --> 00:35:06,894
‫بگذارید بر این تپه
‫کود زانو بزند.

377
00:35:16,612 --> 00:35:19,365
‫چه...چه...؟

378
00:35:21,492 --> 00:35:24,912
‫قرار بود تو پادشاه
‫انگلستان شوی؟

379
00:35:26,873 --> 00:35:29,917
‫حال پسرانت کجا هستند که
‫از تو حمایت کنند؟

380
00:35:32,170 --> 00:35:35,548
‫ادموند عزیزت کجاست؟

381
00:35:42,388 --> 00:35:44,181
‫تاجی برای یورک.

382
00:35:48,019 --> 00:35:49,562
‫ببین، یورک،

383
00:35:51,272 --> 00:35:55,693
‫من این دستمال را آغشته به
‫خونی می کنم که کلیفورد شجاع...

384
00:35:55,776 --> 00:36:00,406
‫...با نوک سلاحش از گردن
‫پسر جوانت گرفته.

385
00:36:02,366 --> 00:36:07,538
‫این را به تو می دهم که
‫با آن گونه هایت را خشک کنی.

386
00:36:11,709 --> 00:36:14,420
‫چرا چنین صبوری، مرد؟

387
00:36:16,339 --> 00:36:18,215
‫باید خشمگین باشی.

388
00:36:20,718 --> 00:36:23,095
‫نمی توانی بدون تاج
‫سخن گویی.

389
00:36:25,556 --> 00:36:29,685
‫دستانش را بگیرید تا
‫تاج بر سرش بنهم.

390
00:36:48,162 --> 00:36:50,915
‫حال شبیه به یک پادشاه شده.

391
00:36:51,749 --> 00:36:56,629
‫آه، این همان است که
‫تخت هنری را گرفت...

392
00:36:57,380 --> 00:37:00,549
‫...و این هم وارث پذیرفته اش بود،

393
00:37:01,967 --> 00:37:06,764
‫اما چگونه است که
‫پلانتاژنه بزرگ چنین زود...

394
00:37:06,889 --> 00:37:11,394
‫...تاج گذاری شده و سوگند
‫رسمی خود شکسته؟

395
00:37:11,936 --> 00:37:16,315
‫تصور می کنم تو نباید
‫پادشاه شوی،

396
00:37:16,357 --> 00:37:19,527
‫تا وقتی که شاه هنری ما
‫دست به دست مرگ دهد.

397
00:37:21,404 --> 00:37:24,490
‫اُه، این یک خطاست...

398
00:37:25,658 --> 00:37:29,036
‫...که بیش از حد نابخشودنیست.

399
00:37:32,748 --> 00:37:34,458
‫تاج را بردارید،

400
00:37:34,542 --> 00:37:37,294
‫و با تاج، سرش را!

401
00:37:37,378 --> 00:37:40,423
‫این کار من است!
‫برای آرامش خاطر پدرم.

402
00:37:44,677 --> 00:37:45,678
‫نه، بمان.

403
00:37:48,472 --> 00:37:51,892
‫بگذارید نیایش هایش را بشنویم.

404
00:37:55,396 --> 00:37:57,523
‫ماده گرگ فرانسه،

405
00:37:58,649 --> 00:38:02,027
‫تویی که قلب ببرت در
‫جسم زنی پیچیده شده،

406
00:38:02,653 --> 00:38:06,782
‫بیا، تاج خودت را بگیر و
‫همراه آن، نفرین مرا!

407
00:38:07,408 --> 00:38:10,786
‫باشد که آن جا که نیازت
‫شد، همان آسایشی نصیبت گردد...

408
00:38:11,454 --> 00:38:14,582
‫...که هم اکنون من از دستان
‫بی رحم تو می گیرم.

409
00:38:19,753 --> 00:38:23,215
‫کلیفورد سنگ دل، مرا
‫از دنیا برگیر،

410
00:38:25,009 --> 00:38:27,178
‫باشد که روحم به بهشت،

411
00:38:28,554 --> 00:38:30,848
‫و نفرینم بر سر شما باشد!

412
00:38:34,685 --> 00:38:36,562
‫این برای مرگ پدرم!

413
00:38:40,357 --> 00:38:41,859
‫و این هم برای عدالت...

414
00:38:42,401 --> 00:38:44,653
‫...در حق پادشاه خوش قلب ما!

415
00:38:52,161 --> 00:38:56,165
‫این هم برای گرفتن
‫انتقام سامرست عزیزم.

416
00:39:09,386 --> 00:39:11,138
‫سرش را ببرید،

417
00:39:12,264 --> 00:39:14,391
‫و بالای دروازه های
‫شهر بگذارید.

418
00:40:05,317 --> 00:40:07,736
‫مانده ام که چگونه پدرِ
‫همایونیمان گریخته.

419
00:40:07,820 --> 00:40:08,821
‫شمشیرش.

420
00:40:32,052 --> 00:40:34,972
‫می بینید که صبح چگونه
‫دروازه طلایی خود می گشاید...

421
00:40:37,474 --> 00:40:39,852
‫...و به خورشید باشکوه
‫بدرود می گوید؟

422
00:40:42,479 --> 00:40:44,356
‫چشمانم اشتباه می کنند یا
‫واقعا سه خورشید می بینم؟

423
00:40:47,693 --> 00:40:49,445
‫سه خورشید باشکوه،

424
00:40:50,779 --> 00:40:52,698
‫هر یک خورشیدی بی نقص...

425
00:40:54,908 --> 00:40:57,411
‫...که ابرها آنان را از هم
‫جدا نساخته اند،

426
00:40:57,786 --> 00:41:02,082
‫بلکه در آسمان صاف و درخشان
‫زخمی شده اند.

427
00:41:02,833 --> 00:41:04,585
‫بنگر، بنگر،

428
00:41:04,668 --> 00:41:06,295
‫به هم ملحق می شوند و هم را در
‫آغوش می کشند و می بوسند،

429
00:41:06,378 --> 00:41:08,380
‫گویی که سوگند اتحادی
‫نابود نشدنی خورده اند.

430
00:41:10,048 --> 00:41:12,342
‫اکنون جز یک چراغ، یک
‫نور، یک خورشید نیستند.

431
00:41:14,219 --> 00:41:17,598
‫با این نشانه، بهشت به
‫رویدادی اشاره می کند.

432
00:41:19,516 --> 00:41:23,061
‫فکر می کنم ما را به میدان
‫فرا می خواند، برادر،

433
00:41:24,354 --> 00:41:27,483
‫که ما، پسرانِ پلانتاژنه شجاع،

434
00:41:27,566 --> 00:41:29,943
‫باید نور خود با هم
‫در آمیزیم...

435
00:41:30,027 --> 00:41:33,322
‫...و مانند خورشید به
‫جهان بتابیم.

436
00:41:34,281 --> 00:41:36,158
‫اما کسی آمده است که
‫چهره جدیش، گویای...

437
00:41:36,241 --> 00:41:39,036
‫...داستانی وحشتناک بر
‫نوک زبان اوست.

438
00:41:46,210 --> 00:41:47,920
‫سرورم،

439
00:41:48,003 --> 00:41:52,007
‫وقتی دوک شریف یورک کشته شد،
‫من نظاره گری محزون بودم.

440
00:41:53,008 --> 00:41:55,636
‫دستان بسیاری پدرتان را گرفتند،

441
00:41:57,054 --> 00:41:59,181
‫اما تنها به دست خشمگین
‫کلیفورد بی رحم...

442
00:41:59,223 --> 00:42:01,516
‫...و ملکه، کشته شد،

443
00:42:02,100 --> 00:42:05,103
‫ملکه ای که دوک مهربان را
‫با خفت و خواری تاج گذاری کرد،

444
00:42:05,729 --> 00:42:06,897
‫به روی او خندید،

445
00:42:07,105 --> 00:42:09,274
‫و وقتی از اندوه گریست،

446
00:42:10,692 --> 00:42:13,737
‫ملکه بی رحم به او برای
‫خشک کردن گونه اش چه داد؟

447
00:42:14,571 --> 00:42:16,198
‫یک دستمال...

448
00:42:17,032 --> 00:42:18,283
‫...که آغشته به خون بی گناهِ...

449
00:42:18,367 --> 00:42:21,662
‫...ادموند جوان عزیز بود که
‫کلیفورد به قتل رساند. اُه...

450
00:42:23,247 --> 00:42:25,791
‫بعد از تمسخر و تحقیر و
‫شماتت های بسیار،

451
00:42:27,334 --> 00:42:29,127
‫سرش را بریدند...

452
00:42:30,754 --> 00:42:34,383
‫...و بر بالای دروازه های
‫شهر نهادند...

453
00:42:34,424 --> 00:42:36,468
‫...جایی که هم اکنون هست.

454
00:42:38,428 --> 00:42:40,931
‫غم انگیزترین منظره ای که
‫تا کنون دیده ام.

455
00:42:54,653 --> 00:42:56,446
‫دوک مهربان یورک،

456
00:42:58,031 --> 00:43:00,158
‫تکیه گاه ما...هم اکنون رفته ای،

457
00:43:00,200 --> 00:43:01,952
‫دیگر نه خدمه ای داریم و
‫نه جایی برای ماندن.

458
00:43:02,703 --> 00:43:05,163
‫اُه، کلیفورد، کلیفوردِ خشن،

459
00:43:06,164 --> 00:43:09,167
‫تو گلِ اروپا را به خاطر
‫جوانمردیش کشتی.

460
00:43:09,251 --> 00:43:11,962
‫حال قصر روح من
‫به زندانی بدل گشته.

461
00:43:14,047 --> 00:43:16,675
‫زیرا از این پس دیگر
‫شادی نخواهم کرد.

462
00:43:18,510 --> 00:43:19,761
‫هیچ گاه.

463
00:43:21,513 --> 00:43:24,057
‫دیگر هیچ خوشی ای نخواهم دید!

464
00:43:26,226 --> 00:43:27,769
‫نمی توانم بگریم.

465
00:43:30,522 --> 00:43:32,274
‫گریستن برای نوزادان است!

466
00:43:33,608 --> 00:43:35,736
‫جنگ و انتقام برای من است!

467
00:43:36,445 --> 00:43:38,155
‫ریچارد، من نام تو را دارم،

468
00:43:38,447 --> 00:43:42,075
‫و یا انتقام مرگ تو را می گیرم و
‫یا در تلاش برای آن خواهم مُرد.

469
00:43:42,409 --> 00:43:44,453
‫اگرچه دوک شجاع نام
‫خود را برای تو گذاشته،

470
00:43:44,703 --> 00:43:47,289
‫قلمرو و جایگاهش را
‫برای من گذاشته است.

471
00:43:48,415 --> 00:43:51,543
‫نگو جایگاه و قلمرو،

472
00:43:52,335 --> 00:43:54,921
‫بگو تخت سلطنت و سرزمین!

473
00:43:55,005 --> 00:43:56,590
‫یا آن ها از آنِ تو هستند...

474
00:43:56,673 --> 00:43:58,467
‫...یا تو فرزند او نیستی!

475
00:43:58,884 --> 00:44:00,051
‫چه خبر است،

476
00:44:00,135 --> 00:44:01,678
‫آقایان بزرگوار؟

477
00:44:03,346 --> 00:44:05,724
‫آگاه باشید که این
‫دست راستِ...

478
00:44:05,766 --> 00:44:07,267
‫...قدرتمند من،

479
00:44:07,350 --> 00:44:11,104
‫می تواند تاج را از سر
‫هنری بزدل بردارد.

480
00:44:11,563 --> 00:44:15,108
‫اگر همان قدر که در
‫ملایمت، آرامش...

481
00:44:15,192 --> 00:44:18,111
‫...و دعا کردن معروف است،

482
00:44:18,195 --> 00:44:20,697
‫در جنگ شهرت داشت...

483
00:44:21,698 --> 00:44:23,950
‫اما در این دوران آشفته،
‫چه می توان کرد؟

484
00:44:24,367 --> 00:44:27,787
‫آیا باید زره های فولادی
‫خود به کناری اندازیم؟

485
00:44:28,205 --> 00:44:32,209
‫یا باید بر کلاه خود دشمنانمان...

486
00:44:32,250 --> 00:44:35,754
‫...با دستان انتقام جو
‫دعا کنیم؟

487
00:44:36,046 --> 00:44:38,798
‫اگر با دومی موافقید،
‫بگویید «بله!»

488
00:44:38,882 --> 00:44:40,425
‫و دست به کار
‫شوید، آقایان!

489
00:44:40,592 --> 00:44:43,512
‫برای همین وارویک
‫به دنبال شما آمده است.

490
00:44:47,307 --> 00:44:49,559
‫دوستان، به سمت
‫لندن می تازیم...

491
00:44:49,601 --> 00:44:51,978
‫...و بار دیگر بانگ «حمله!»
‫بر دشمنانمان خواهیم زد.

492
00:44:52,062 --> 00:44:54,189
‫لرد وارویک،

493
00:44:54,231 --> 00:44:56,358
‫من بر شانه تو تکیه می کنم...

494
00:44:56,483 --> 00:44:57,734
‫...و اگر تو شکست بخوری،

495
00:44:58,276 --> 00:45:00,153
‫خدای نکرده،

496
00:45:00,904 --> 00:45:03,907
‫ادوارد نیز سقوط می کند،
‫که آسمان ها ما را از این خطر حفظ کنند!

497
00:45:04,491 --> 00:45:05,742
‫شما دیگر ارل مارچ نیستید،

498
00:45:06,535 --> 00:45:08,662
‫بلکه دوک یورکید.

499
00:45:08,703 --> 00:45:12,207
‫مقام بعدی، تاج و تخت
‫سلطنت انگلستان است.

500
00:45:12,290 --> 00:45:15,961
‫زیرا شما باید در هر
‫روستایی که از آن گذر می کنیم...

501
00:45:16,086 --> 00:45:19,089
‫...پادشاه انگلستان
‫اعلام شوید.

502
00:45:19,339 --> 00:45:20,966
‫شاه ادوارد!

503
00:45:36,106 --> 00:45:38,400
‫اُه، خوش آمدید، سروران!

504
00:45:40,485 --> 00:45:43,280
‫سر آن دشمن قسم خورده که
‫در پی بر سر نهادن...

505
00:45:43,863 --> 00:45:46,616
‫...تاج شما بود، حال آن جاست.

506
00:45:48,410 --> 00:45:52,956
‫آیا باعث شادی قلبی
‫شما نمی شود، سرورم؟

507
00:45:54,249 --> 00:45:55,875
‫دیدن این منظره...

508
00:45:55,917 --> 00:45:59,045
‫...روح مرا می آزارد.

509
00:45:59,754 --> 00:46:02,382
‫انتقام خود متوقف کنید،

510
00:46:02,966 --> 00:46:04,467
‫خداوندا.

511
00:46:05,385 --> 00:46:09,764
‫سرور مهربانم، این
‫ملایمت بیش از حد...

512
00:46:09,848 --> 00:46:12,350
‫...و دلسوزی مضر باید
‫کنار گذاشته شود.

513
00:46:12,892 --> 00:46:15,520
‫یورک جاه طلب چشم
‫به تاج و تخت شما داشت.

514
00:46:16,479 --> 00:46:18,982
‫اویی که جز دوک نبود،
‫پسرش را شاه می ساخت!

515
00:46:19,357 --> 00:46:22,986
‫شمایی که شاهید و
‫پسری چنین خوب دارید،

516
00:46:23,028 --> 00:46:25,071
‫قانع شدید که او را از
‫میراثش محروم کنید،

517
00:46:26,156 --> 00:46:28,742
‫که شما را بی محبت ترین
‫پدر جلوه می داد.

518
00:46:32,037 --> 00:46:35,331
‫حیف نمی شد که این
‫پسر عالی...

519
00:46:35,415 --> 00:46:38,543
‫...به خاطر پدرش، حق
‫مادرزادی خود را از دست دهد؟

520
00:46:39,961 --> 00:46:42,005
‫به پسر بنگرید،

521
00:46:42,881 --> 00:46:45,508
‫و قلب نرم خود از
‫سنگ کنید!

522
00:46:47,677 --> 00:46:49,179
‫کلیفورد،

523
00:46:49,971 --> 00:46:53,850
‫هیچ گاه نشنیده ای که
‫هر آن چه به خطا به دست آید...

524
00:46:53,892 --> 00:46:56,060
‫...تنها نتیجه بد می دهد؟

525
00:46:56,936 --> 00:47:00,815
‫و آیا پسری که پدرش برای
‫غارت به جهنم رفته،

526
00:47:01,483 --> 00:47:04,861
‫می تواند سعادت یابد؟

527
00:47:07,739 --> 00:47:09,115
‫من میراث نیکی...

528
00:47:09,157 --> 00:47:11,409
‫...برای پسرم به جا می گذارم،

529
00:47:12,619 --> 00:47:16,122
‫و ای کاش پدرم نیز از
‫این بیشتر برایم نمی گذاشت.

530
00:47:21,127 --> 00:47:22,754
‫آه، پسرعموی یورک،

531
00:47:23,963 --> 00:47:26,466
‫کاش دوستان عزیزتان
‫می دانستند...

532
00:47:26,549 --> 00:47:28,051
‫...که چگونه اندوهگین می شوم...

533
00:47:28,134 --> 00:47:30,428
‫...که چنین کشته شده اید.

534
00:47:30,553 --> 00:47:31,971
‫سرورم،

535
00:47:32,055 --> 00:47:34,224
‫روحیه داشته باشید.

536
00:47:34,974 --> 00:47:36,768
‫دشمنان ما نزدیکند،

537
00:47:37,393 --> 00:47:41,648
‫و شجاعت نداشتن، پای
‫پیروانتان را سست می کند.

538
00:47:43,358 --> 00:47:45,610
‫شما قول شوالیگی به
‫پسر جسورمان دادی.

539
00:47:45,860 --> 00:47:48,488
‫شمشیر از غلاف بیرون بکش و
‫هم اکنون عنوان را به او بده.

540
00:47:48,571 --> 00:47:50,198
‫ادوارد، زانو بزن.

541
00:47:56,246 --> 00:47:57,455
‫ادوارد...

542
00:47:58,331 --> 00:47:59,582
‫ند...

543
00:48:00,875 --> 00:48:02,752
‫شاهزاده ولز،

544
00:48:04,128 --> 00:48:05,755
‫به عنوان یک شوالیه برخیز...

545
00:48:07,757 --> 00:48:09,259
‫...و این درس فراگیر.

546
00:48:10,468 --> 00:48:13,221
‫شمشیرت را به حق بکش.

547
00:48:21,646 --> 00:48:25,149
‫پدر مهربانم، با اجازه
‫همایونی شما،

548
00:48:25,441 --> 00:48:28,570
‫من تا زمان مرگم از سلطنتمان
‫دفاع خواهم کرد.

549
00:48:28,736 --> 00:48:29,946
‫سرورم...

550
00:48:31,990 --> 00:48:34,367
‫فرماندهان سلطنتی،
‫آماده باشید...

551
00:48:34,701 --> 00:48:38,079
‫...که وارویک با گروهی از
‫سربازان تا دندان مسلح می رسد،

552
00:48:38,329 --> 00:48:40,081
‫و از دوک یورک پشتیبانی می کند،

553
00:48:40,123 --> 00:48:43,251
‫که حالا به واسطه مرگ
‫پدرش، ادوارد است.

554
00:48:43,626 --> 00:48:45,461
‫همه او را پادشاه می خوانند.

555
00:48:45,920 --> 00:48:48,673
‫آماده جنگ شوید که
‫نزدیکند.

556
00:48:50,133 --> 00:48:52,552
‫توصیه می کنم حضرت عالی
‫از میدان جنگ دور بمانید.

557
00:48:53,136 --> 00:48:56,431
‫وقتی شما غایبید، ملکه
‫موفق تر هستند.

558
00:48:57,307 --> 00:48:59,976
‫بله، سرور خوبم...و ما را
‫به سرنوشتمان بسپارید.

559
00:49:00,351 --> 00:49:02,895
‫اما این سرنوشت من هم هست.

560
00:49:05,815 --> 00:49:07,817
‫پس می آیم.

561
00:49:07,859 --> 00:49:11,279
‫پس بگذارید با هدفی
‫محکم باشد...جنگیدن!

562
00:50:35,238 --> 00:50:38,157
‫تا حالا شاهی بوده که از تاج و تخت
‫زمینی برخوردار باشد...

563
00:50:38,241 --> 00:50:41,118
‫...و از حکومت کردن کمتر از
‫من رضایت داشته باشد؟

564
00:50:42,745 --> 00:50:45,373
‫هنوز از گهواره بیرون نیامده بودم...

565
00:50:45,414 --> 00:50:47,667
‫...که مرا پادشاه کردند،

566
00:50:47,708 --> 00:50:50,127
‫در سن نُه ماهگی.

567
00:50:51,128 --> 00:50:55,299
‫آن قدری که من در آرزوی
‫رعیت بودن هستم،

568
00:50:55,925 --> 00:50:59,428
‫هیچ رعیتی آرزوی سلطنت نداشته است.

569
00:51:06,978 --> 00:51:08,479
‫آن جایی، قصاب؟

570
00:51:11,649 --> 00:51:13,150
‫بلی، گوژپشت،

571
00:51:13,901 --> 00:51:15,444
‫این جا ایستاده ام که
‫پاسخت دهم.

572
00:51:16,821 --> 00:51:20,950
‫تو بودی که برادرم را
‫کشتی، مگر نه؟

573
00:51:21,993 --> 00:51:24,245
‫آری، این همان دستیست...

574
00:51:24,328 --> 00:51:26,831
‫...که پدرت، یورک را
‫شمشیر زد،

575
00:51:26,914 --> 00:51:29,458
‫و این دستیست...

576
00:51:29,542 --> 00:51:31,544
‫...که برادرت ادموند را کشت،

577
00:51:31,711 --> 00:51:35,715
‫و این قلبیست که از مرگ
‫آنان شادی می کند!

578
00:51:36,132 --> 00:51:38,134
‫با کینه سخن مگو،

579
00:51:38,384 --> 00:51:41,012
‫چرا که امشب با عیسی مسیح
‫شام خواهی خورد.

580
00:51:41,053 --> 00:51:43,556
‫ملعون بدنام،

581
00:51:43,639 --> 00:51:45,766
‫این حرف ها به تو نیامده.

582
00:51:45,850 --> 00:51:48,644
‫اگر در بهشت نباشد، قطعا
‫در جهنم شام خواهی خورد!

583
00:51:50,521 --> 00:51:51,689
‫تلاشت را بکن!

584
00:52:31,562 --> 00:52:33,439
‫زود باش، ریچارد،

585
00:52:34,398 --> 00:52:36,776
‫من شمشیر به سینه پدرت
‫فرو کردم،

586
00:52:37,360 --> 00:52:39,278
‫حال سینه من بشکاف.

587
00:52:40,946 --> 00:52:41,989
‫مرا بکش، ریچارد.

588
00:52:43,366 --> 00:52:44,867
‫رحم داشته باش...

589
00:52:49,246 --> 00:52:50,873
‫...و مرا بکش.

590
00:52:58,005 --> 00:53:01,008
‫کارم را بساز، ریچارد،
‫رحم داشته باش!

591
00:53:04,303 --> 00:53:05,471
‫ریچارد!

592
00:53:17,900 --> 00:53:19,068
‫اُه، هنری،

593
00:53:25,366 --> 00:53:28,035
‫اگر همچون پادشاهان
‫حکومت می کردی،

594
00:53:28,911 --> 00:53:31,705
‫یا آن چنان که پدرت و
‫پدرش کردند،

595
00:53:32,414 --> 00:53:35,918
‫من و ده هزار نفر دیگر
‫از این سرزمین نگون بخت...

596
00:53:36,919 --> 00:53:39,922
‫...نمی مردیم و هیچ بیوه
‫عزاداری از خود به جا نمی گذاشتیم.

597
00:53:43,926 --> 00:53:46,303
‫دشمن بی رحم است...

598
00:53:46,428 --> 00:53:48,556
‫...و دلسوزی نمی کند.

599
00:53:54,520 --> 00:53:57,648
‫از دست دادن این همه خون
‫مرا بی حال کرده است.

600
00:53:59,608 --> 00:54:01,777
‫خلاصم کن، هنری.

601
00:54:20,129 --> 00:54:21,755
‫خلاصم...

602
00:54:55,331 --> 00:54:58,000
‫این مرد، مثل من، یک
‫پیاده نظام حقیر است.

603
00:54:58,167 --> 00:55:00,919
‫حال که او را کشته ام،
‫نیازی به سکه هایش ندارد.

604
00:55:01,670 --> 00:55:04,506
‫در بدترین شرایط نیز
‫باید خیری وجود داشته باشد.

605
00:55:05,007 --> 00:55:07,259
‫زر و زیورت کو، پیرمرد؟

606
00:55:08,093 --> 00:55:10,262
‫اگر طلایی داری،
‫به من بده...

607
00:55:10,763 --> 00:55:12,931
‫...چرا که با صد ضربه
‫آن را خریده ام.

608
00:55:21,690 --> 00:55:22,775
‫این کیست؟

609
00:55:24,276 --> 00:55:25,694
‫اُه، خدایا!

610
00:55:26,862 --> 00:55:28,614
‫چهره پدرم است.

611
00:55:37,539 --> 00:55:40,459
‫عجب دوران تاریکی که
‫چنین رویدادی می سازد!

612
00:55:42,169 --> 00:55:43,837
‫این که من...

613
00:55:44,546 --> 00:55:46,965
‫...که از دستان او جان گرفته ام،

614
00:55:48,926 --> 00:55:52,054
‫با دستان خودم جان
‫او گرفتم.

615
00:55:54,223 --> 00:55:55,474
‫اُه، نه!

616
00:55:56,308 --> 00:55:57,684
‫نه، نه.

617
00:55:59,978 --> 00:56:01,355
‫بزرگترین پسرم است!

618
00:56:04,400 --> 00:56:06,318
‫خداوندا، مرا ببخش،

619
00:56:08,028 --> 00:56:10,781
‫نمی دانستم چه کرده ام،

620
00:56:13,826 --> 00:56:15,452
‫و مرا ببخش، پدر،

621
00:56:17,579 --> 00:56:19,331
‫چرا که تو را نشناختم.

622
00:56:23,419 --> 00:56:26,672
‫اُه، رحم کن، خدایا، عجب
‫روزگار تأسف باری!

623
00:56:29,424 --> 00:56:31,051
‫حیف...

624
00:56:32,302 --> 00:56:33,595
‫حیف...

625
00:56:35,222 --> 00:56:38,600
‫آسمان مهربان، حیف!

626
00:56:42,896 --> 00:56:47,401
‫حال تو را از این جا می برم،
‫جایی که بتوانم اشک بریزم.

627
00:56:48,735 --> 00:56:50,779
‫تو را می برم،

628
00:56:51,738 --> 00:56:54,241
‫و می گذارم تا آن جا که
‫می خواهند بجنگند.

629
00:57:04,418 --> 00:57:06,170
‫کاش مرده بودم،

630
00:57:07,713 --> 00:57:09,840
‫اگر خدا چنین می خواست.

631
00:57:11,466 --> 00:57:15,012
‫چرا که در این دنیا...

632
00:57:15,804 --> 00:57:19,057
‫...جز درد و اندوه چه هست؟

633
00:57:42,122 --> 00:57:44,416
‫دور شوید، بانو، پادشاه
‫گم شده است.

634
00:57:44,958 --> 00:57:46,335
‫یورک پیروز شده...

635
00:57:46,418 --> 00:57:48,587
‫...و در خون ریخته ما
‫غلت می زند!

636
00:57:48,670 --> 00:57:49,671
‫دور شوید!

637
00:58:07,648 --> 00:58:09,942
‫درود بر شاه ادوارد!

638
00:58:14,029 --> 00:58:16,198
‫حال بگذارید نفسی
‫تازه کنیم، آقایان،

639
00:58:17,532 --> 00:58:19,910
‫خوش اقبالی به ما دستور
‫توقف می دهد...

640
00:58:20,118 --> 00:58:23,497
‫...و با چهره ای آرام، اخم های
‫در هم کشیده جنگ را باز می کند.

641
00:58:25,374 --> 00:58:27,751
‫او کیست که در حال
‫مرگ چنین عذاب می کشد؟

642
00:58:29,169 --> 00:58:31,546
‫و حال که نبرد به پایان
‫رسیده، چه دوست و چه دشمن...

643
00:58:32,673 --> 00:58:33,840
‫...با او با ملایمت
‫رفتار کنید.

644
00:58:33,924 --> 00:58:36,802
‫حکم شفقت را باطل کنید،

645
00:58:37,552 --> 00:58:39,221
‫چرا که کلیفورد است!

646
00:58:41,264 --> 00:58:44,142
‫سر را از دروازه های
‫شهر پایین آورید،

647
00:58:44,685 --> 00:58:48,063
‫سر پدرتان...که کلیفورد
‫آن جا نهاده است،

648
00:58:48,647 --> 00:58:52,401
‫و به جای آن سر او را قرار دهید.

649
00:58:53,318 --> 00:58:55,445
‫چشم در برابر چشم،

650
00:58:55,570 --> 00:58:57,447
‫چنین باید پاسخ داد.

651
00:58:57,489 --> 00:59:00,242
‫این جغد مرگبار که جز
‫نغمه مرگ برای ما و...

652
00:59:00,409 --> 00:59:03,078
‫...افرادمان نخوانده را به
‫خانه ما بیاورید.

653
00:59:05,747 --> 00:59:07,916
‫فکر می کنم هوشیار نیست.

654
00:59:07,999 --> 00:59:09,126
‫صحبت کن، کلیفورد،

655
00:59:10,794 --> 00:59:12,587
‫می دانی که با تو
‫سخن می گوید؟

656
00:59:17,426 --> 00:59:20,220
‫ابر تاریک مرگ بر
‫پرتوی حیات او...

657
00:59:20,303 --> 00:59:21,930
‫...سایه انداخته است،

658
00:59:22,597 --> 00:59:24,224
‫و او نه ما را می بیند...

659
00:59:24,474 --> 00:59:26,393
‫...و نه حرف های ما را
‫می شنود.

660
00:59:26,476 --> 00:59:28,603
‫کلیفورد، طلب بخشش کن...

661
00:59:28,770 --> 00:59:30,689
‫...و هیچ بخششی
‫دریافت نکن.

662
00:59:33,275 --> 00:59:35,569
‫چه؟ ناسزا نمی گویی؟

663
00:59:36,945 --> 00:59:39,573
‫خیر...اگر کلیفورد نتواند
‫ناسزایی نثار دوستانش نکند،

664
00:59:39,656 --> 00:59:41,908
‫دنیا به هم می ریزد.

665
00:59:41,950 --> 00:59:43,952
‫از همین جا فهمیدم که مُرده است.

666
00:59:44,995 --> 00:59:46,621
‫سر خائن را ببرید،

667
00:59:46,872 --> 00:59:49,916
‫بعد با راهپیمایی پیروزمندانه
‫به سمت قصر بروید...

668
00:59:50,584 --> 00:59:54,880
‫...تا به عنوان پادشاه
‫انگلستان تاج گذاری شوید.

669
00:59:59,718 --> 01:00:01,970
‫هر چه بخواهی، وارویک
‫عزیز، همان خواهد شد.

670
01:00:02,596 --> 01:00:06,016
‫چرا که با تکیه بر شانه تو،
‫تخت سلطنتم را می سازم.

671
01:00:08,351 --> 01:00:12,147
‫ریچارد، تو را دوک گلاستر
‫می گردانم،

672
01:00:12,439 --> 01:00:13,648
‫جرج، دوک کلارنس.

673
01:00:14,107 --> 01:00:15,734
‫وارویک، مثل ما،

674
01:00:15,775 --> 01:00:18,403
‫هر آن چه خوش دارد
‫می کند.

675
01:00:19,821 --> 01:00:22,741
‫حال پیش به سوی لندن...تا
‫این افتخارات را تصاحب کنیم.

676
01:01:21,096 --> 01:01:31,096
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

677
01:02:29,451 --> 01:02:30,452
‫اکنون...

678
01:02:33,747 --> 01:02:36,291
‫پر از عشق خالص،

679
01:02:36,916 --> 01:02:38,668
‫با نگاهی مشتاقانه...

680
01:02:39,210 --> 01:02:41,379
‫...به سرزمینم سلام می کنم.

681
01:02:41,671 --> 01:02:43,798
‫نه، هری.

682
01:02:44,132 --> 01:02:46,885
‫هری، این سرزمین تو نیست.

683
01:02:47,177 --> 01:02:52,056
‫جای تو اشغال شده،
‫عصا از تو گرفته شده،

684
01:02:52,307 --> 01:02:56,060
‫و روغنی که با آن مسح
‫شده بودی، شسته شده است.

685
01:02:56,811 --> 01:02:59,981
‫حال هیچ زانوی خم شده ای
‫تو را قیصر نمی خواند.

686
01:03:00,064 --> 01:03:03,193
‫نه، حتی یک نفر هم
‫برای رسیدگی به تو نمی آید،

687
01:03:06,196 --> 01:03:10,325
‫چرا که چگونه می توانم به آنان
‫کمک کنم، اگر به خود نمی توانم؟

688
01:03:22,170 --> 01:03:25,548
‫بگذار سختی های تلخ را
‫در آغوش بگیرم...

689
01:03:25,798 --> 01:03:28,927
‫...چرا که خردمندان می گویند
‫این خردمندانه ترین راه است!

690
01:03:49,239 --> 01:03:52,283
‫او پادشاه سابق است!
‫بگذارید اسیرش کنیم.

691
01:03:52,742 --> 01:03:54,535
‫یک لحظه صبر کن.

692
01:03:56,246 --> 01:03:57,413
‫اُه، خدایا!

693
01:03:58,331 --> 01:04:00,833
‫به نظرم زندگی شادی
‫می شد اگر چوپانِ...

694
01:04:00,875 --> 01:04:02,252
‫...ساده ای بیش نبودم.

695
01:04:03,670 --> 01:04:04,671
‫آن گاه...

696
01:04:05,672 --> 01:04:09,050
‫...می دیدم چگونه دقایق می گذرند،

697
01:04:09,884 --> 01:04:13,012
‫چند دقیقه یک ساعت
‫کامل را می سازند،

698
01:04:14,472 --> 01:04:16,975
‫روز حاصل چند ساعت است،

699
01:04:18,351 --> 01:04:22,397
‫چند روز یک سال را
‫به پایان می رسانند،

700
01:04:24,565 --> 01:04:28,611
‫و یک مرد فانی چند سال
‫می تواند زندگی کند.

701
01:04:30,405 --> 01:04:32,031
‫وقتی این ها را
‫دانستم،

702
01:04:32,073 --> 01:04:34,450
‫بعد زمان را تقسیم می کنم،

703
01:04:35,868 --> 01:04:38,496
‫ساعت های بسیار باید
‫از گله ام مراقبت کنم،

704
01:04:38,579 --> 01:04:41,833
‫روزهای بسیار گوسفندانم
‫باردار خواهند بود.

705
01:04:41,916 --> 01:04:46,045
‫سال های بسیار پشم خواهم چید.

706
01:04:47,088 --> 01:04:49,716
‫پس...دقایق،

707
01:04:50,258 --> 01:04:54,012
‫ساعت ها، روزها، ماه ها و سال ها،

708
01:04:54,053 --> 01:04:57,306
‫می گذرند تا به پایان برسند،

709
01:04:57,932 --> 01:05:03,938
‫و مرا با موی سپید به
‫گوری ساکت ببرند.

710
01:05:05,732 --> 01:05:10,111
‫آه، عجب زندگی ای می شد،

711
01:05:11,487 --> 01:05:15,366
‫چه قدر شیرین و دوست داشتنی.

712
01:05:17,118 --> 01:05:21,497
‫مگر درخت زالزالک سایه ای
‫دلپذیرتر به چوپانانی که مراقب...

713
01:05:21,622 --> 01:05:23,791
‫...گوسفندان نادانشان
‫هستند، نمی دهد...

714
01:05:23,875 --> 01:05:27,253
‫...تا سایه بان گلدوزی شده
‫گران بها به...

715
01:05:27,295 --> 01:05:28,963
‫...پادشاهانی که...

716
01:05:30,465 --> 01:05:33,885
‫...از خیانت افراد خود می ترسند؟

717
01:05:38,806 --> 01:05:40,683
‫اُه، چرا می دهد،

718
01:05:43,936 --> 01:05:46,981
‫هزار برابر می دهد.

719
01:05:47,482 --> 01:05:48,483
‫بگو،

720
01:05:50,193 --> 01:05:53,321
‫تو که هستی که درباره
‫پادشاهان و ملکه ها سخن می گویی؟

721
01:05:53,905 --> 01:05:55,323
‫بیش از آن چه جلوه می کنم،

722
01:05:55,406 --> 01:05:57,825
‫و کمتر از آن چه
‫به دنیا آمده ام.

723
01:05:58,159 --> 01:06:01,829
‫اگر مردان می توانند از پادشاهان
‫سخن بگویند، من چرا نتوانم؟

724
01:06:03,122 --> 01:06:04,165
‫آری.

725
01:06:05,458 --> 01:06:08,336
‫اما تو جوری حرف می زنی
‫گویی که شاه بوده ای.

726
01:06:08,377 --> 01:06:09,879
‫خوب، چنین هستم،

727
01:06:10,004 --> 01:06:12,173
‫در ذهنم...و همین کافیست.

728
01:06:13,591 --> 01:06:16,511
‫اما اگر تو پادشاهی،

729
01:06:16,594 --> 01:06:18,596
‫تاجت کجاست؟

730
01:06:19,847 --> 01:06:21,849
‫تاجم در قلبم است،

731
01:06:22,767 --> 01:06:24,936
‫نه روی سرم، نمی توان
‫آن را دید.

732
01:06:27,021 --> 01:06:29,524
‫تاج من «قناعت» است.

733
01:06:31,192 --> 01:06:34,070
‫تاجی که کمتر پادشاهی
‫از آن لذت می برد.

734
01:06:34,195 --> 01:06:38,199
‫خوب، اگر تو شاهی،
‫با تاج قناعت،

735
01:06:39,033 --> 01:06:42,328
‫حتما قانعی که با ما بیایی.

736
01:07:17,154 --> 01:07:20,783
‫خداوند شاه ادوارد را
‫حفظ کند، چهارمین نفر از نامش!

737
01:07:21,242 --> 01:07:23,411
‫خداوند شاه را حفظ کند!

738
01:07:38,551 --> 01:07:44,056
‫(ده سال بعد)

739
01:07:49,103 --> 01:07:51,522
‫جناب عالی در فرانسه
‫چه کار دارید؟

740
01:07:51,605 --> 01:07:54,483
‫می خواهم خواهر شاه فرانسه را
‫ملکه ادوارد گردانم.

741
01:07:54,608 --> 01:07:57,028
‫این چنین، دو سرزمین با هم
‫متحد خواهند شد...

742
01:07:57,111 --> 01:07:59,280
‫...و به واسطه دوستی با فرانسه،

743
01:07:59,363 --> 01:08:01,866
‫از دشمنان پراکنده مان که
‫امید به برخاست دوباره دارند...

744
01:08:01,949 --> 01:08:04,744
‫...نخواهیم ترسید.

745
01:08:04,910 --> 01:08:07,830
‫مارگارت نیز چنین از وضع
‫و محل تولدش استفاده کرد...

746
01:08:07,913 --> 01:08:11,333
‫...تا برای خود و پسرش
‫اخذ پناهندگی کند،

747
01:08:11,625 --> 01:08:13,878
‫آن هم در قلب دربار لوئی.

748
01:08:15,379 --> 01:08:17,882
‫شاه لوئی نمی تواند با
‫نیش خود شما را به درد آورد،

749
01:08:17,923 --> 01:08:20,926
‫اما انگار وزوز او گوش
‫شما را می آزارد.

750
01:08:21,135 --> 01:08:25,181
‫او شاهزاده ایست که به زودی
‫با حرف های تأثیرگذار متقاعد می شود.

751
01:08:25,765 --> 01:08:28,017
‫شاه لوئی آلوده به
‫ندامت گشته،

752
01:08:28,100 --> 01:08:31,854
‫چرا که شکوه های او را شنیده و
‫اشک های شورش را دیده...

753
01:08:32,855 --> 01:08:34,398
‫ملکه مارگارت ناطق ماهریست.

754
01:08:34,482 --> 01:08:38,360
‫ببر در زمان عزاداری
‫خاموش خواهد ماند.

755
01:08:39,487 --> 01:08:41,155
‫درست می گویید.

756
01:08:41,822 --> 01:08:42,823
‫بدرود، عالی جناب.

757
01:08:42,907 --> 01:08:45,159
‫لرد هیستینگز، بدرود.

758
01:09:10,810 --> 01:09:12,478
‫شاه شریف انگلستان،

759
01:09:12,561 --> 01:09:16,065
‫در میدان جنگ ایجکوت، همسر
‫این بانو، ریچارد گری...

760
01:09:16,106 --> 01:09:19,985
‫...کشته شده و زمین های او را
‫لنکستری ها تصاحب کردند.

761
01:09:20,110 --> 01:09:21,987
‫تقاضای او این است که آن
‫زمین ها را باز پس گیرد.

762
01:09:22,530 --> 01:09:24,448
‫اعلی حضرت، بهتر است
‫تقاضایش را برآورده کنید.

763
01:09:25,074 --> 01:09:27,868
‫دریغ داشتنشان از او
‫مایه ننگ ماست.

764
01:09:28,369 --> 01:09:30,788
‫خوب، بیوه، ما درخواست
‫تو را بررسی می کنیم،

765
01:09:30,871 --> 01:09:32,790
‫کمی بعد برای دانستن تصمیم
‫ما به این جا بیا.

766
01:09:32,998 --> 01:09:35,626
‫سرور مهربانم، من نمی توانم
‫تأخیر را تاب آورم.

767
01:09:35,668 --> 01:09:36,669
‫اگر حضرت عالی
‫موافق باشید،

768
01:09:36,752 --> 01:09:38,128
‫حال پاسخم دهید،

769
01:09:38,587 --> 01:09:41,257
‫و من به هر آن چه شما
‫صلاح بدانید، قانعم.

770
01:09:49,223 --> 01:09:51,850
‫می بینم که بانو باید تقاضایی را
‫برآورده کنند...

771
01:09:51,934 --> 01:09:53,561
‫...تا شاه تقاضای فروتنانه شان را...

772
01:09:53,644 --> 01:09:55,396
‫...برآورده کنند.

773
01:09:57,314 --> 01:10:01,569
‫چند فرزند داری، بیوه؟
‫به من بگو.

774
01:10:02,069 --> 01:10:03,862
‫یک پسر، سرور مهربانم.

775
01:10:05,030 --> 01:10:07,449
‫حیف است که زمین های
‫پدریش را از دست بدهد.

776
01:10:07,658 --> 01:10:10,077
‫پس مهربان باشید، از خدا
‫بترسید و به او عطایشان کنید.

777
01:10:10,411 --> 01:10:12,204
‫آقایان، ما را تنها گذارید.

778
01:10:33,017 --> 01:10:34,643
‫حال به من بگو، بانو،

779
01:10:35,853 --> 01:10:37,104
‫پسرت را دوست داری؟

780
01:10:37,271 --> 01:10:39,648
‫آری، همان قدر که
‫خویشتن را دوست دارم.

781
01:10:40,357 --> 01:10:41,984
‫و آیا هر کاری برای خیر و
‫صلاح او نمی کنید؟

782
01:10:42,067 --> 01:10:43,944
‫برای خیر و صلاح او،
‫تا حدی زیان را تاب می آورم.

783
01:10:44,069 --> 01:10:47,614
‫پس برای خیر رساندن به او،
‫زمین های شوهرت را بستان.

784
01:10:47,698 --> 01:10:50,117
‫برای همین نزد
‫حضرت عالی آمدم.

785
01:10:52,328 --> 01:10:55,205
‫اگر آنان را به تو بدهم،
‫چه خدمتی به من می کنی؟

786
01:10:55,247 --> 01:10:57,624
‫هر چه امر کنید که
‫در توانم باشد انجام دهم.

787
01:10:57,791 --> 01:11:00,419
‫اما به درخواست من
‫اعتراض خواهید کرد.

788
01:11:00,544 --> 01:11:02,546
‫نه، سرور مهربانم،
‫مگر این که نتوانم.

789
01:11:02,629 --> 01:11:04,923
‫آری، اما کاری که از تو
‫می خواهم را می توانی.

790
01:11:05,007 --> 01:11:08,302
‫پس آن چه حضرت عالی
‫امر کنید، انجام می دهم.

791
01:11:16,602 --> 01:11:17,895
‫چرا وقفه، سرورم؟

792
01:11:18,228 --> 01:11:19,730
‫وظیفه ام را نخواهم شنید؟

793
01:11:19,813 --> 01:11:22,733
‫وظیفه ای آسان، فقط
‫باید پادشاهی را دوست بدارید.

794
01:11:23,776 --> 01:11:26,028
‫زودتر از این ها انجام شده است،
‫چرا که من از مردم شما هستم.

795
01:11:26,153 --> 01:11:30,324
‫نه، منظورم چنین
‫دوست داشتنی نبود.

796
01:11:30,783 --> 01:11:33,285
‫خوب، پس منظورتان آن چه
‫تصور می کردم نیست.

797
01:11:35,037 --> 01:11:36,830
‫مستقیما بگویم، می خواهم چون
‫شوهرت به من عشق بورزی.

798
01:11:36,955 --> 01:11:39,833
‫مستقیما بگویم، ترجیح
‫می دهم در زندان بمانم.

799
01:11:42,461 --> 01:11:45,714
‫پس نمی خواهی زمین های
‫شوهرت را پس بستانی؟

800
01:11:45,798 --> 01:11:47,466
‫اگر بستانم، شرافتم
‫جهیزیه من خواهد بود،

801
01:11:47,549 --> 01:11:49,468
‫و با این قیمت، آن ها را
‫نخواهم خرید.

802
01:11:49,551 --> 01:11:52,304
‫در این صورت، در حق
‫فرزندت بسیار بدی می کنی.

803
01:11:52,429 --> 01:11:55,599
‫در غیر این صورت، حضرت عالی
‫هم به او و هم من بدی می کنید،

804
01:11:55,682 --> 01:11:58,310
‫با این پیشنهاد که من
‫بازیچه دست شما گردم!

805
01:12:02,648 --> 01:12:04,691
‫منظورم را اشتباه برداشت
‫کرده ای، بانو.

806
01:12:08,195 --> 01:12:10,697
‫نظرت چیست که شاه ادوارد
‫تو را به عنوان ملکه اش بگیرد؟

807
01:12:13,659 --> 01:12:15,410
‫ملکه اش، سرورم؟

808
01:12:15,869 --> 01:12:17,246
‫بیوه عزیز،

809
01:12:19,706 --> 01:12:23,210
‫به سلطنتم قسم می خورم
‫که غیر نیت قلبیم را...

810
01:12:23,293 --> 01:12:25,462
‫...به زبان نمی آورم،

811
01:12:28,006 --> 01:12:30,300
‫و آن هم این است که تو
‫عشق زندگی من باشی.

812
01:12:30,551 --> 01:12:32,427
‫و این از آن چه در توان
‫من است، بیشتر است.

813
01:12:32,678 --> 01:12:34,555
‫به من گوش کن، بیوه...

814
01:12:36,890 --> 01:12:38,642
‫واقعا منظورم ملکه من بود.

815
01:12:45,899 --> 01:12:48,694
‫(پاریس)

816
01:13:07,588 --> 01:13:08,964
‫وارویک شجاع، خوش آمدی!

817
01:13:10,090 --> 01:13:11,717
‫چه چیزی تو را به
‫فرانسه کشانده است؟

818
01:13:12,259 --> 01:13:14,386
‫از طرف ادوارد شایسته،
‫شاه آلبیون،

819
01:13:14,761 --> 01:13:16,513
‫با پیام محبت می آیم،

820
01:13:16,597 --> 01:13:18,140
‫و عشق صادقانه.

821
01:13:18,849 --> 01:13:21,268
‫اول، به دنبال اتحادی دوستانه،

822
01:13:21,768 --> 01:13:24,396
‫و دوم برای تأیید
‫این دوستی...

823
01:13:24,479 --> 01:13:25,856
‫...با پیوند زناشویی،

824
01:13:25,897 --> 01:13:28,442
‫اگر شما بپذیرید که...

825
01:13:28,609 --> 01:13:30,736
‫...بانو بونای بافضیلت،

826
01:13:30,777 --> 01:13:32,571
‫خواهر زیبایتان را...

827
01:13:32,654 --> 01:13:34,031
‫...به عقد قانونی...

828
01:13:34,114 --> 01:13:36,116
‫...شاه انگلستان در آورید.

829
01:13:36,283 --> 01:13:37,534
‫شاه لوئی و بانو بونا،

830
01:13:37,618 --> 01:13:39,244
‫قبل از پاسخ دادن به وارویک...

831
01:13:39,286 --> 01:13:40,412
‫...حرف من را بشنوید.

832
01:13:41,580 --> 01:13:47,085
‫خواسته او برخاسته از عشق
‫صادقانه و نیت خیر نیست،

833
01:13:47,169 --> 01:13:50,172
‫بلکه از فریب است.

834
01:13:50,213 --> 01:13:52,466
‫ضرورت ایجاب می کند،

835
01:13:54,634 --> 01:13:57,262
‫چرا که ستمگران چگونه
‫خانه را در امان اداره کنند...

836
01:13:57,304 --> 01:14:01,350
‫...بدون این که از خارج
‫کشور اتحادی قوی بخرند؟

837
01:14:01,433 --> 01:14:02,601
‫مارگارت زیان رسان...

838
01:14:02,684 --> 01:14:03,935
‫و چرا «ملکه» نه؟

839
01:14:03,977 --> 01:14:05,604
‫چون پدرت هنری تاج و
‫تخت را غصب کرده بود...

840
01:14:05,645 --> 01:14:08,190
‫...و او همان قدری ملکه است که
‫تو شاهزاده!

841
01:14:08,273 --> 01:14:09,775
‫خوب، وارویک،

842
01:14:09,816 --> 01:14:12,569
‫چگونه می توانی علیه
‫شاه حقیقی خود سخن گویی...

843
01:14:12,611 --> 01:14:14,529
‫...و از این خیانت سرخ نشوی؟

844
01:14:14,613 --> 01:14:16,156
‫شرم کن، آکسفورد،

845
01:14:16,239 --> 01:14:18,533
‫هنری را رها کن و ادوارد را
‫شاه صدا کن.

846
01:14:18,909 --> 01:14:20,702
‫نه، وارویک، نه.

847
01:14:20,827 --> 01:14:23,330
‫تا وقتی جان در این
‫دست وجود دارد،

848
01:14:23,413 --> 01:14:25,665
‫این دست پشتیبان
‫خاندان لنکستر است.

849
01:14:25,832 --> 01:14:26,833
‫و من نیز خاندان یورک!

850
01:14:26,958 --> 01:14:28,210
‫وارویک،

851
01:14:29,628 --> 01:14:30,879
‫به من بگو،

852
01:14:30,921 --> 01:14:33,548
‫وجدانت چنین می گوید که
‫ادوارد شاه حقیقی توست؟

853
01:14:36,510 --> 01:14:39,888
‫زیرا من مایل نیستم با آن که
‫قانوناً انتخاب نشده وصلت کنم.

854
01:14:42,224 --> 01:14:46,520
‫به شرف و اعتبارم قسم می خورم.

855
01:14:50,857 --> 01:14:52,859
‫پس خواهر من از آن
‫ادوارد خواهد شد.

856
01:15:04,871 --> 01:15:09,292
‫تا امروز، لوئی دوست هنری بود.

857
01:15:09,459 --> 01:15:11,711
‫و هنوز دوست او و
‫مارگارت است،

858
01:15:11,795 --> 01:15:13,672
‫و هر آن چه منزل شما
‫بخواهد و من بتوانم داد،

859
01:15:13,755 --> 01:15:16,258
‫با نهایت محبت خواهم داد.

860
01:15:21,555 --> 01:15:25,183
‫وارویک، این نامه ای برای
‫ما یا توست.

861
01:15:25,350 --> 01:15:28,103
‫عالی جناب وارویک،
‫این نامه برای شماست،

862
01:15:28,186 --> 01:15:30,230
‫از طرف برادرتان.

863
01:15:31,106 --> 01:15:34,359
‫این یکی از طرف شاه ما
‫به حضرت عالیست...

864
01:15:36,570 --> 01:15:39,322
‫...و مارگارت، این یکی
‫برای توست،

865
01:15:40,490 --> 01:15:42,117
‫نمی دانم از طرف که.

866
01:15:57,924 --> 01:16:00,927
‫شاه شما با بانو گری
‫ازدواج کرده است؟

867
01:16:04,389 --> 01:16:06,641
‫این اتحادیست که با
‫فرانسه می طلبد؟

868
01:16:07,058 --> 01:16:08,977
‫جرئت می کند ما را به این
‫شکل مسخره کند؟

869
01:16:10,103 --> 01:16:11,354
‫شاه لوئی،

870
01:16:11,813 --> 01:16:13,690
‫با شهادت آسمان ها،
‫چنین اظهار می دارم...

871
01:16:13,732 --> 01:16:15,483
‫...که من نقشی...

872
01:16:15,567 --> 01:16:18,111
‫...در این کار نادرست
‫ادوارد نداشته ام.

873
01:16:19,029 --> 01:16:22,282
‫او دیگر پادشاه من نیست،
‫چرا که مرا بی آبرو می کند،

874
01:16:22,490 --> 01:16:24,784
‫اما بیش از همه خودش را،
‫اگر می توانست شرمش را ببیند.

875
01:16:26,494 --> 01:16:29,497
‫مگر من تاج سلطنت را
‫بر سر او ننهادم؟

876
01:16:29,539 --> 01:16:32,834
‫مگر من حق مادرزادی
‫هنری را از او نگرفتم؟

877
01:16:33,293 --> 01:16:35,712
‫و در نهایت پاداشم
‫شرمندگیست؟

878
01:16:37,422 --> 01:16:40,675
‫شرم بر خود او، چرا که
‫من لایق افتخارم!

879
01:16:44,179 --> 01:16:45,555
‫هم اکنون او را
‫رها می کنم...

880
01:16:46,556 --> 01:16:49,100
‫...و به هنری برمیگردم.

881
01:16:53,688 --> 01:16:56,316
‫ملکه بزرگوارم، اجازه
‫دهید کینه های گذشته فراموش گردند،

882
01:16:56,399 --> 01:16:59,778
‫و از این پس، من خدمتگزار
‫حقیقی شما هستم.

883
01:16:59,819 --> 01:17:03,198
‫من انتقام این بدی که در حق
‫بانو بونا شده را می گیرم...

884
01:17:03,657 --> 01:17:07,035
‫...و هنری را به جایگاه
‫پیشینش برمیگردانم.

885
01:17:10,705 --> 01:17:11,998
‫وارویک،

886
01:17:16,336 --> 01:17:19,214
‫این حرف ها...

887
01:17:20,173 --> 01:17:22,175
‫...نفرت مرا به عشق
‫مبدل کرده اند،

888
01:17:23,009 --> 01:17:26,763
‫و خطاهای گذشته ات را
‫می بخشم و فراموش می کنم،

889
01:17:26,805 --> 01:17:30,558
‫و خوشحالم که تو دوست
‫شاه هنری شده ای.

890
01:17:30,642 --> 01:17:35,146
‫آن قدر دوست او، دوست
‫حقیقی او هستم که...

891
01:17:36,064 --> 01:17:39,442
‫...اگر شاه لوئی موافقت کنند
‫که چند گروه...

892
01:17:39,526 --> 01:17:42,278
‫...سرباز منتخب به ما عطا کنند،

893
01:17:42,445 --> 01:17:44,948
‫من متعهد می شوم که آنان را
‫به ساحل خود ببرم...

894
01:17:45,031 --> 01:17:48,701
‫...و ستمگر را با جنگ از
‫جایگاهش برون کنم.

895
01:17:49,202 --> 01:17:50,328
‫برادر عزیز،

896
01:17:50,870 --> 01:17:52,789
‫چگونه انتقام بونا
‫گرفته شود،

897
01:17:52,872 --> 01:17:55,125
‫مگر با کمک تو به این
‫ملکه پریشان حال؟

898
01:17:58,086 --> 01:17:59,379
‫کمک من را خواهید داشت.

899
01:18:00,171 --> 01:18:03,049
‫بگذارید متواضعانه برای
‫همه چیز تشکر کنم.

900
01:18:03,216 --> 01:18:08,221
‫پس، پیام رسان انگلستان، این
‫نامه بازگردان و به ادوارد دروغین،

901
01:18:09,722 --> 01:18:13,726
‫پادشاه مدعیتان، بگو که لوئی
‫فرانسه ماسک دارانی را می فرستد...

902
01:18:13,810 --> 01:18:15,562
‫...که با او و عروس
‫جدیدش جشن بگیرند!

903
01:18:15,770 --> 01:18:20,400
‫به او بگو من آماده
‫پوشیدن زره هستم.

904
01:18:20,942 --> 01:18:24,070
‫از طرف من به او بگو که
‫در حقم بدی کرده است،

905
01:18:24,154 --> 01:18:28,074
‫بنابراین، من به زودی
‫تاج از سرش برخواهم داشت.

906
01:18:28,491 --> 01:18:30,743
‫وارویک، این شک مرا
‫پاسخ بده...

907
01:18:31,202 --> 01:18:33,454
‫ما چه تضمینی من بابِ
‫وفاداری تو داریم؟

908
01:18:39,252 --> 01:18:43,256
‫من چنین وفاداری پایدارم را
‫تضمین می کنم...

909
01:18:43,923 --> 01:18:47,427
‫...که اگر ملکه ما و این
‫شاهزاده جوان موافقت کنند،

910
01:18:48,469 --> 01:18:50,346
‫ترتیب می دهم که
‫کوچک ترین دخترم،

911
01:18:50,430 --> 01:18:51,723
‫بانو آن،

912
01:18:51,806 --> 01:18:55,810
‫در پیمان مقدس زناشویی
‫به او بپیوندد.

913
01:18:58,563 --> 01:19:01,482
‫بله، من موافقم،

914
01:19:02,442 --> 01:19:04,194
‫و از این فکرت
‫سپاسگزارم.

915
01:19:04,611 --> 01:19:05,987
‫پسرم، ادوارد.

916
01:19:08,114 --> 01:19:10,617
‫بله، من می پذیرم.

917
01:19:11,451 --> 01:19:13,578
‫حال، برای این که
‫تعهد بدهم،

918
01:19:13,661 --> 01:19:15,079
‫دستم را دراز می کنم.

919
01:19:17,874 --> 01:19:20,668
‫مشتاقم که ادوارد به خاطر
‫تمسخر ازدواج با بانویی فرانسوی...

920
01:19:21,294 --> 01:19:24,589
‫...در جنگ شکست بخورد!

921
01:19:39,979 --> 01:19:41,356
‫اُه!

922
01:20:08,299 --> 01:20:09,676
‫بگو، برادر کلارنس،

923
01:20:11,719 --> 01:20:13,846
‫آیا همسری که برایت
‫برگزیده ایم را دوست داری؟

924
01:20:18,101 --> 01:20:20,895
‫من شاه تو هستم و باید به
‫آن چه می خواهم برسم.

925
01:20:21,145 --> 01:20:24,065
‫و چون شاه ما هستید،
‫خواهید رسید.

926
01:20:24,565 --> 01:20:27,819
‫اما ازدواج عجولانه به
‫ندرت نتیجه خوشی دارد.

927
01:20:28,903 --> 01:20:30,571
‫آری، برادر ریچارد، به
‫تو نیز بر خورده است؟

928
01:20:30,655 --> 01:20:31,656
‫نه، من؟ نه!

929
01:20:31,739 --> 01:20:33,491
‫خدا نکند من طالب
‫جدا شدن دو نفری باشم...

930
01:20:33,574 --> 01:20:35,118
‫...که خدا به یک دیگر
‫رسانده است!

931
01:20:35,201 --> 01:20:38,079
‫گذشته از تمسخر و
‫نارضایتی شما،

932
01:20:38,413 --> 01:20:41,040
‫دلیلی برای بر مخالفت
‫خود با این که الیزابت...

933
01:20:41,082 --> 01:20:43,584
‫...همسر من و ملکه انگلستان
‫گردد بیاورید.

934
01:20:43,626 --> 01:20:45,503
‫آزادانه فکرتان را
‫بیان کنید.

935
01:20:51,426 --> 01:20:53,428
‫دوستی با فرانسه، به واسطه...

936
01:20:53,469 --> 01:20:56,347
‫...اتحاد به خاطر ازدواج با
‫خواهر شاه لوئی مغرور...

937
01:20:56,431 --> 01:21:00,184
‫...رفاه عمومی ما را بیشتر
‫از هر ازدواج داخلی ای...

938
01:21:00,393 --> 01:21:01,686
‫...تقویت می کرد.

939
01:21:01,769 --> 01:21:03,396
‫آری، که چه؟

940
01:21:04,313 --> 01:21:07,567
‫خواسته من بود و این بار
‫قانون خواسته من خواهد بود.

941
01:21:07,608 --> 01:21:08,985
‫با این حال...

942
01:21:09,652 --> 01:21:11,404
‫...به نظر من حضرت عالی
‫کار درستی نکردید...

943
01:21:11,612 --> 01:21:13,656
‫...که وارث و دختر لرد اسکیلز را...

944
01:21:13,739 --> 01:21:15,741
‫...به برادر همسر عزیزتان دادید.

945
01:21:16,033 --> 01:21:18,035
‫او برای من از ریورز
‫مناسب تر بود.

946
01:21:18,119 --> 01:21:21,164
‫بیچاره کلارنس! پس
‫نارضایتی تو...

947
01:21:21,247 --> 01:21:23,249
‫...به خاطر همسر است؟

948
01:21:23,708 --> 01:21:25,084
‫من برای تو یکی
‫فراهم می کنم.

949
01:21:25,334 --> 01:21:27,628
‫ولی در انتخاب خود، نشان
‫داده اید که قضاوتتان...

950
01:21:27,712 --> 01:21:29,338
‫...سطحیست،

951
01:21:29,839 --> 01:21:32,717
‫پس لطفا به من اجازه بدهید خودم
‫برای خودم واسطه گری کنم...

952
01:21:34,010 --> 01:21:36,012
‫...و به همین منظور، قصد دارم
‫به زودی ترکتان کنم.

953
01:21:36,262 --> 01:21:38,514
‫چه مرا ترک کنی و چه بمانی،
‫ادوارد کینگ می ماند...

954
01:21:38,556 --> 01:21:41,225
‫...و این بستگی به خواست
‫برادرش ندارد.

955
01:21:47,690 --> 01:21:50,818
‫سرورم، خصومت آنان، حتی
‫اگر من با آنان خوب باشم،

956
01:21:50,860 --> 01:21:54,113
‫شادی مرا با ابر خطر و
‫اندوه می پوشاند.

957
01:21:54,155 --> 01:21:57,158
‫عشق من، توجهی به
‫توهین های آنان نکن.

958
01:21:57,658 --> 01:22:00,328
‫تا زمانی که ادوارد دوست
‫وفادار تو و فرمانروای...

959
01:22:00,411 --> 01:22:02,788
‫...حقیقی آنان است که
‫باید مطیعش باشند،

960
01:22:02,872 --> 01:22:05,875
‫چه خطر و چه اندوهی می تواند
‫بر سر تو بیاید؟

961
01:22:09,170 --> 01:22:11,714
‫خیر، آنان اطاعات می کنند و
‫تو را دوست خواهند داشت...

962
01:22:16,886 --> 01:22:18,137
‫سرورم!

963
01:22:18,179 --> 01:22:20,181
‫چه نامه یا چه خبری از
‫فرانسه رسیده، هیستینگز شریف؟

964
01:22:20,264 --> 01:22:22,892
‫و پاسخ شاه لوئی به
‫نامه های ما چیست؟

965
01:22:22,975 --> 01:22:25,394
‫«برو به ادوارد دروغین،
‫شاه مدعی خود بگو...

966
01:22:25,478 --> 01:22:28,648
‫...که لوئی فرانسه ماسک دارانی را
‫خواهد فرستاد...

967
01:22:28,731 --> 01:22:30,900
‫...که با او و عروس جدیدش
‫جشن بگیرند.»

968
01:22:30,983 --> 01:22:32,485
‫آیا لوئی چنین جسور است؟

969
01:22:32,652 --> 01:22:33,819
‫ملکه هنری چه گفت؟

970
01:22:33,903 --> 01:22:35,655
‫چرا که مطمئنم او هم
‫در آن جا حضور داشته.

971
01:22:35,905 --> 01:22:37,198
‫او گفت: «به او بگو...

972
01:22:37,281 --> 01:22:39,033
‫...من حاضرم زره بپوشم.»

973
01:22:39,116 --> 01:22:41,369
‫احتمالا قصد دارد نقش
‫آمازون ها را بازی کند.

974
01:22:42,328 --> 01:22:44,956
‫وارویک درباره این
‫جرایم چه گفت؟

975
01:22:46,499 --> 01:22:49,877
‫او که بیش از همه از حضرت
‫عالی عصبانی است...

976
01:22:49,919 --> 01:22:51,837
‫...این جملات را برای
‫سرورم فرستاده است:

977
01:22:52,880 --> 01:22:55,424
‫«از طرف من به او بگو که
‫به من بدی کرده است،

978
01:22:55,508 --> 01:22:58,177
‫و بنابراین، من به زودی
‫تاج از سرش برمیدارم.»

979
01:22:58,594 --> 01:22:59,762
‫ها!

980
01:23:00,304 --> 01:23:02,807
‫پس خائن چنین مغرورانه
‫سخن می گوید؟

981
01:23:03,474 --> 01:23:05,518
‫خوب، حال که به من هشدار
‫داده اند، خود را مسلح می کنم.

982
01:23:05,685 --> 01:23:08,980
‫جنگ نصیبشان می شود و بهای
‫گستاخی خود را می پردازند.

983
01:23:10,606 --> 01:23:12,733
‫اما بگو، وارویک...

984
01:23:13,025 --> 01:23:14,944
‫...با مارگارت دوست شده است؟

985
01:23:15,444 --> 01:23:16,445
‫آری.

986
01:23:17,405 --> 01:23:19,407
‫سرور مهربانم، چنان دوستی
‫قدرتمندی ایجاد کرده اند...

987
01:23:19,448 --> 01:23:22,243
‫...که شاهزاده جوان با دختر
‫وارویک ازدواج خواهد کرد.

988
01:23:23,869 --> 01:23:26,914
‫حال، شاهِ برادر، بدرود و
‫محکم بمان،

989
01:23:28,082 --> 01:23:30,209
‫چرا که من به سوی دختر
‫دیگر وارویک می روم،

990
01:23:31,001 --> 01:23:32,378
‫چون اگرچه پادشاهی را
‫می خواستم،

991
01:23:33,003 --> 01:23:37,299
‫حداقل در ازدواج از تو
‫کمتر نخواهم بود.

992
01:23:44,390 --> 01:23:45,433
‫برادرم نزد وارویک
‫می رود؟

993
01:23:45,516 --> 01:23:47,643
‫اما من در برابر بدترین اتفاق
‫ممکن مسلح هستم...

994
01:23:47,727 --> 01:23:50,020
‫...و در این شرایط اضطراری
‫نیاز به شتاب است.

995
01:23:51,230 --> 01:23:53,274
‫یا رسیده اند و یا به
‫زودی خواهند رسید.

996
01:23:53,357 --> 01:23:55,484
‫من باید برای جنگ
‫سرباز بگیرم...

997
01:23:55,651 --> 01:23:57,903
‫...اما قبل از رفتنم،
‫برادر ریچارد،

998
01:24:01,574 --> 01:24:04,493
‫به من بگو تو هم وارویک را
‫از من بیشت دوست داری یا خیر.

999
01:24:04,618 --> 01:24:07,246
‫اگر چنین است، برو،
‫به او ملحق شو.

1000
01:24:07,538 --> 01:24:10,416
‫دشمن داشتن را به دوستان
‫دروغین ترجیح می دهم.

1001
01:24:13,461 --> 01:24:15,087
‫کنار ما می ایستی؟

1002
01:24:17,923 --> 01:24:19,300
‫آری.

1003
01:24:22,636 --> 01:24:25,890
‫صرف نظر از هر کس که
‫علیه شما می تازد.

1004
01:24:42,448 --> 01:24:44,700
‫به من اعتماد کنید، عالی جناب،
‫همه چیز خوب پیش خواهد رفت.

1005
01:24:44,783 --> 01:24:45,910
‫همم.

1006
01:24:45,993 --> 01:24:49,038
‫عوام دسته دسته به سمت
‫ما هجوم می آورند...

1007
01:24:49,914 --> 01:24:53,292
‫...و ببینید که کلارنس در
‫انتظار شماست.

1008
01:24:53,667 --> 01:24:57,171
‫سریع بگویید، سرورم،
‫ما دوستان هم هستیم؟

1009
01:24:58,464 --> 01:25:00,132
‫از این مترس، عالی جناب.

1010
01:25:00,424 --> 01:25:02,676
‫پس، کلارنس عزیز، به
‫وارویک خوش آمدی.

1011
01:25:03,594 --> 01:25:06,013
‫من مشکوک بودن را وقتی
‫قلب شریفی به نشانه دوستی...

1012
01:25:06,096 --> 01:25:09,725
‫...دست دراز کرده است،
‫بزدلی می دانم،

1013
01:25:09,767 --> 01:25:12,770
‫وگرنه تصور می کردم
‫که کلارنس،

1014
01:25:12,811 --> 01:25:17,191
‫برادر ادوارد، جز دوستی دروغین
‫در اقدامات ما نیست.

1015
01:25:18,275 --> 01:25:20,527
‫اما خوش آمدی، جرج،

1016
01:25:22,529 --> 01:25:25,157
‫دختر کوچکترم از آن
‫تو خواهد شد.

1017
01:25:29,495 --> 01:25:30,746
‫عالی جناب!

1018
01:25:54,853 --> 01:25:56,480
‫دروازه بگشایید!

1019
01:25:56,855 --> 01:25:59,149
‫دروازه را برای
‫لرد وارویک بگشایید!

1020
01:27:11,346 --> 01:27:12,723
‫پدر...

1021
01:29:27,357 --> 01:29:28,984
‫وارویک عزیز.

1022
01:29:30,360 --> 01:29:32,029
‫بعد از خدا،

1023
01:29:33,280 --> 01:29:36,283
‫تو مرا آزاد کردی.

1024
01:29:37,117 --> 01:29:39,244
‫او نویسنده بود...

1025
01:29:39,911 --> 01:29:42,164
‫...و تو قلم او.

1026
01:29:43,957 --> 01:29:45,459
‫برای این که...

1027
01:29:47,252 --> 01:29:51,131
‫...بتوانم طالع بدخواه را
‫شکست دهم...

1028
01:29:54,426 --> 01:29:57,929
‫...و مردم این...

1029
01:29:58,013 --> 01:30:00,766
‫...سرزمین مبارک...

1030
01:30:00,807 --> 01:30:03,810
‫...به خاطر ستارگان شوم اقبال من...

1031
01:30:03,894 --> 01:30:07,064
‫...مجازات نگردند.

1032
01:30:07,272 --> 01:30:08,565
‫وارویک!

1033
01:30:11,276 --> 01:30:13,403
‫اگرچه هنوز بر سرم...

1034
01:30:13,445 --> 01:30:15,322
‫...تاج قرار دارد،

1035
01:30:16,156 --> 01:30:21,411
‫در این جا دولتم را
‫به تو می سپارم،

1036
01:30:23,538 --> 01:30:26,166
‫چرا که تو در همه
‫اعمال خود...

1037
01:30:26,249 --> 01:30:28,126
‫...خوش اقبالی.

1038
01:30:28,502 --> 01:30:31,630
‫و من تنها کلارنس را
‫انتخاب می کنم...

1039
01:30:32,297 --> 01:30:33,840
‫...به عنوان محافظ.

1040
01:30:35,592 --> 01:30:38,595
‫وارویک و کلارنس هر دو
‫دستتان را به من دهید.

1041
01:30:43,225 --> 01:30:44,976
‫حالا دست به دست هم دهید،

1042
01:30:45,977 --> 01:30:48,855
‫و دست بر قلب خود گذارید...

1043
01:30:51,358 --> 01:30:54,277
‫...که هیچ اختلافی مانع
‫دولت نشود.

1044
01:30:54,402 --> 01:30:58,031
‫هر دوی شما را محافظان
‫این سرزمین می کنم.

1045
01:30:59,741 --> 01:31:02,869
‫در حالی که خودم این جا
‫در خلوت زندگی می کنم...

1046
01:31:03,495 --> 01:31:06,748
‫...و آخرین روزهایم را صرف...

1047
01:31:06,832 --> 01:31:08,333
‫...پرستش خدا،

1048
01:31:08,917 --> 01:31:12,420
‫توبه برای گناهان،

1049
01:31:12,462 --> 01:31:14,256
‫و ستایش خالقم می کنم.

1050
01:31:16,550 --> 01:31:19,344
‫به هم می پیوندیم،
‫مانند سایه ای دوگانه...

1051
01:31:20,095 --> 01:31:24,391
‫...برای جسم هنری و جایگاهش را
‫پس خواهیم گرفت.

1052
01:31:24,683 --> 01:31:27,936
‫پس به عنوان اولینِ
‫امورات اصلیتان...

1053
01:31:28,019 --> 01:31:29,771
‫...بگذارید خواهش کنم...

1054
01:31:29,854 --> 01:31:31,606
‫...چرا که دیگر فرمان نمی دهم،

1055
01:31:31,648 --> 01:31:33,942
‫که بفرستید دنبال ملکه تان،
‫مارگارت، که از فرانسه...

1056
01:31:34,025 --> 01:31:36,403
‫...با حداکثر سرعت برگردد.

1057
01:31:38,363 --> 01:31:42,367
‫انجام می شود، سرورم،
‫با نهایت سرعت.

1058
01:31:45,954 --> 01:31:47,497
‫و اکستر،

1059
01:31:48,540 --> 01:31:51,960
‫آن جوان کیست که چنین
‫مراقب اویی؟

1060
01:31:54,087 --> 01:31:55,630
‫سرورم، این هنری
‫جوان است.

1061
01:31:55,755 --> 01:31:57,048
‫ارل ریچموند.

1062
01:31:58,717 --> 01:32:02,387
‫بعد از شما و پسر
‫جوانتان، شاهزاده،

1063
01:32:03,138 --> 01:32:05,932
‫او آخرین بازمانده جان گونت است.

1064
01:32:06,641 --> 01:32:08,893
‫او از خاندان لنکستر است.

1065
01:32:12,689 --> 01:32:14,065
‫بیا جلو،

1066
01:32:15,734 --> 01:32:17,402
‫امید انگلستان.

1067
01:32:26,786 --> 01:32:30,332
‫اگر قدرت های سرّی...

1068
01:32:30,498 --> 01:32:34,127
‫...حقیقت را در افکار
‫آسمانی من قرار داده باشند،

1069
01:32:35,628 --> 01:32:39,132
‫این پسر زیبا برای این
‫کشور نعمت خواهد بود.

1070
01:32:41,885 --> 01:32:44,387
‫به او احترام گذارید، آقایان.

1071
01:32:46,306 --> 01:32:47,974
‫بیا، کنار من بنشین.

1072
01:32:48,266 --> 01:32:49,684
‫چه پیشنهادی دارید، آقایان؟

1073
01:32:50,977 --> 01:32:53,855
‫بیاین سرباز بگیریم و در میدان
‫به مصاف ادوارد برویم.

1074
01:32:54,522 --> 01:32:58,151
‫بدرود، آقایان عزیز، بیایید
‫در تیوکسبری ملاقات کنیم.

1075
01:33:02,197 --> 01:33:03,740
‫و این ریچموند جوان را...

1076
01:33:04,324 --> 01:33:07,452
‫...من خود به برتاین خواهم برد،

1077
01:33:08,369 --> 01:33:10,872
‫تا وقتی طوفان جنگ
‫داخلی به پایان رسد.

1078
01:33:11,831 --> 01:33:13,500
‫همین طور خواهد شد.

1079
01:34:10,849 --> 01:34:12,725
‫بنگرید که وارویک عبوس
‫کجا نشسته است.

1080
01:34:13,768 --> 01:34:17,397
‫عجب مزاحم بزرگی، آیا
‫ادوارد خوش گذران آمده است؟

1081
01:34:18,189 --> 01:34:21,943
‫خوب، وارویک، آیا تو
‫چنان که وظیفه ات است...

1082
01:34:21,985 --> 01:34:25,989
‫...با مهربانی صحبت می کنی و
‫متواضعانه زانو می زنی؟

1083
01:34:26,865 --> 01:34:30,618
‫مرا شاه خطاب می کنی و
‫از من بخشش می طلبی؟

1084
01:34:30,910 --> 01:34:33,329
‫خیر...تو حاضری افراد
‫خود را پیش آوری...

1085
01:34:33,413 --> 01:34:37,208
‫...و اعتراف کنی که تو را که
‫بر تخت نشاند و از آن کنار زد؟

1086
01:34:37,584 --> 01:34:39,335
‫وارویک را محافظ بخوان و
‫توبه کن...

1087
01:34:39,377 --> 01:34:41,379
‫...تا هم چنان دوک یورک
‫باقی بمانی.

1088
01:34:42,630 --> 01:34:44,048
‫آقا، آیا دوک بودن...

1089
01:34:44,257 --> 01:34:45,633
‫...هدیه خوبی نیست؟

1090
01:34:46,050 --> 01:34:48,845
‫برای چنین هدیه خوبی
‫از تو تشکر می کنم.

1091
01:34:49,637 --> 01:34:53,391
‫من بودم که سلطنت را
‫به برادر تو دادم.

1092
01:34:54,142 --> 01:34:56,644
‫پس حتی اگر هدیه وارویک
‫بوده باشد، از آن من است.

1093
01:34:56,686 --> 01:34:59,814
‫بیا، وارویک، یک لحظه
‫وقت بگذار و زانو بزن.

1094
01:35:00,523 --> 01:35:01,899
‫زانو بزن!

1095
01:35:04,485 --> 01:35:08,364
‫پس کی می زنی؟ تا تنور
‫داغ است نان را بچسبان.

1096
01:35:08,448 --> 01:35:10,491
‫ترجیح می دهم به یک
‫ضرب این دست را قطع کنم...

1097
01:35:10,575 --> 01:35:13,369
‫...و با دست دیگر به صورت شما
‫پرتاب کنم تا این که تسلیم گردم.

1098
01:35:17,749 --> 01:35:19,000
‫و حال...

1099
01:35:20,752 --> 01:35:23,671
‫جرج کلارنس وارد می شود،

1100
01:35:24,964 --> 01:35:27,717
‫کسی که تعصبش نسبت به
‫عدالت، بر طبیعت عشقِ...

1101
01:35:28,426 --> 01:35:31,429
‫...بین برادران اولویت دارد!

1102
01:35:34,599 --> 01:35:36,976
‫بیا، کلارنس، بیا.

1103
01:35:37,393 --> 01:35:40,146
‫اگر وارویک تو را
‫بخواند، می آیی.

1104
01:35:55,453 --> 01:35:56,704
‫برادر؟

1105
01:36:05,922 --> 01:36:09,092
‫پدر وارویک، می دانی
‫این یعنی چه؟

1106
01:36:13,346 --> 01:36:14,972
‫این جا را بنگر،

1107
01:36:16,974 --> 01:36:19,727
‫من بدنامی خویش را
‫به تو می دهم.

1108
01:36:21,979 --> 01:36:25,149
‫من خانه پدری خویش را
‫ویران نمی کنم،

1109
01:36:25,691 --> 01:36:28,444
‫که خون خود ریخت تا
‫سنگ ها را سیمان کند...

1110
01:36:28,486 --> 01:36:30,988
‫...و لنکستر را کنار زند.

1111
01:36:32,073 --> 01:36:34,992
‫بابت خطاهایی که کرده ام
‫چنان متأسفم...

1112
01:36:35,618 --> 01:36:37,995
‫...که برای این که سزاوار
‫کنار برادرم بودن باشم،

1113
01:36:39,831 --> 01:36:43,126
‫در این جا خود را دشمن
‫قسم خورده تو اعلام می کنم.

1114
01:36:44,001 --> 01:36:47,755
‫با این هدف که هر جا تو را
‫دیدم، برای گمراه کردنِ...

1115
01:36:47,839 --> 01:36:50,341
‫...پلیدانه من، بلای جانت گردم.

1116
01:36:52,260 --> 01:36:54,887
‫بنابراین، وارویک
‫مغرور،

1117
01:36:56,222 --> 01:36:57,723
‫تو را پس می زنم،

1118
01:36:59,267 --> 01:37:02,895
‫و با گونه های سرخ به
‫برادرم رو می اندازم.

1119
01:37:13,114 --> 01:37:14,615
‫مرا عفو کن، ادوارد.

1120
01:37:17,034 --> 01:37:18,536
‫جبران می کنم.

1121
01:37:19,996 --> 01:37:21,163
‫و ریچارد،

1122
01:37:22,248 --> 01:37:25,293
‫به اشتباهات من با اخم
‫منگر، چرا که از این پس...

1123
01:37:25,376 --> 01:37:28,254
‫...دیگر ناپایدار نخواهم بود.

1124
01:37:30,047 --> 01:37:34,302
‫خوش آمدی و ده برابر
‫بیشتر عزیز...

1125
01:37:35,720 --> 01:37:38,639
‫...انگار که هرگز سزاوار
‫نفرت ما نبوده ای.

1126
01:37:38,848 --> 01:37:41,392
‫خوش آمدی، کلارنس شریف.

1127
01:37:42,351 --> 01:37:45,521
‫برادر چنین است.

1128
01:37:52,278 --> 01:37:54,947
‫اُه، خائن گذرا،

1129
01:37:55,698 --> 01:37:58,701
‫دروغگو و بی انصاف.

1130
01:37:58,910 --> 01:37:59,952
‫چه شده، وارویک،

1131
01:38:00,578 --> 01:38:01,954
‫خیمه ات را برای
‫مبارزه ترک...

1132
01:38:01,996 --> 01:38:03,998
‫...می کنی یا ما این قدر سنگ
‫پرتاب کنیم تا کر شوید؟

1133
01:38:04,081 --> 01:38:07,251
‫افسوس که من برای
‫دفاع این جا نیامده ام.

1134
01:38:10,880 --> 01:38:13,007
‫من بلافاصله به میدا می روم...

1135
01:38:13,090 --> 01:38:15,968
‫...و تو را به مبارزه
‫دعوت می کنم، ادوارد،

1136
01:38:16,927 --> 01:38:19,305
‫اگر جرئتش را داشته باشی.

1137
01:38:19,805 --> 01:38:23,851
‫بله، وارویک، ادوارد جرئت دارد و
‫رهبری را هم به دست می گیرد!

1138
01:38:25,227 --> 01:38:27,146
‫بیایید، آقایان. پیش
‫به سوی میدان!

1139
01:38:28,189 --> 01:38:30,316
‫سنت جورج و پیروزی!

1140
01:40:22,136 --> 01:40:23,262
‫به پیش!

1141
01:40:23,888 --> 01:40:25,306
‫حمله!

1142
01:42:34,435 --> 01:42:36,937
‫غم انگیزم که بار دیگر
‫خیانت تو را می بینم،

1143
01:42:37,312 --> 01:42:38,689
‫کلارنس.

1144
01:42:44,570 --> 01:42:45,571
‫بیا.

1145
01:42:50,117 --> 01:42:51,743
‫چرا ایستادی؟

1146
01:42:52,369 --> 01:42:56,373
‫من باید رفتار شجاعانه تو را
‫دوست بدارم، اکستر،

1147
01:42:56,415 --> 01:42:59,168
‫اما تو دشمن سرسخت
‫من هستی.

1148
01:42:59,209 --> 01:43:02,004
‫دلاوری تو نیز مستحق
‫ستایش و احترام نیست،

1149
01:43:02,087 --> 01:43:04,590
‫بلکه حاکی از نادانی و
‫در جهت خیانت است.

1150
01:44:05,776 --> 01:44:11,740
‫جنگ به تو آرامش داده و
‫حال بی حرکت هستی.

1151
01:44:18,622 --> 01:44:20,666
‫روحش قرین آرامش،
‫اگر خواست...

1152
01:44:22,417 --> 01:44:24,169
‫...بهشت چنین باشد.

1153
01:45:05,210 --> 01:45:09,840
‫و این چنین بود که درخت سدر
‫تسلیم لبه تبر شد.

1154
01:45:09,923 --> 01:45:15,303
‫اکنون، جلال و جبروت من
‫به خاک و خون کشیده شده.

1155
01:45:15,345 --> 01:45:20,308
‫اما شکوه، دولت و حکومت
‫جز گرد و خاک چیست؟

1156
01:45:21,017 --> 01:45:23,019
‫ما تا آن جا که بتوانیم
‫زندگی می کنیم،

1157
01:45:24,062 --> 01:45:27,232
‫اما به هر حال باید بمیریم.

1158
01:45:27,315 --> 01:45:29,067
‫آه، وارویک.

1159
01:45:31,278 --> 01:45:32,279
‫وارویک.

1160
01:45:35,198 --> 01:45:36,450
‫وارویک،

1161
01:45:36,491 --> 01:45:40,245
‫اگر حال تو چون حال کنونی ما بود،
‫می توانستیم تمام خساراتمان را جبران کنیم.

1162
01:45:40,829 --> 01:45:44,958
‫مراقب دخترم باش، آکسفورد،

1163
01:45:45,375 --> 01:45:49,504
‫مراقب آن باش و او را
‫در امان نگه دار.

1164
01:45:54,468 --> 01:45:56,595
‫از تو خداحافظی می کنم...

1165
01:45:58,388 --> 01:46:00,515
‫...تا وقتی در بهشت
‫ملاقات کنیم.

1166
01:47:22,847 --> 01:47:24,474
‫پیروزی برای یورک!

1167
01:47:29,980 --> 01:47:31,106
‫ببریدش!

1168
01:47:57,382 --> 01:47:58,633
‫خائن را به دار آویزید!

1169
01:47:58,717 --> 01:48:01,344
‫او را بفرستید، من حرف هایش را
‫نخواهم شنید.

1170
01:48:05,932 --> 01:48:07,475
‫خدا شاه هنری را
‫حفظ کند!

1171
01:48:08,226 --> 01:48:10,395
‫خدا ملکه مارگارت را
‫حفظ کند!

1172
01:48:11,813 --> 01:48:14,816
‫پس متأسفانه در این دنیای
‫آشفته از هم جدا می شویم...

1173
01:48:16,609 --> 01:48:21,239
‫...تا با خوشحالی یک دیگر را
‫در اورشلیم زیبا ملاقات کنیم!

1174
01:48:22,991 --> 01:48:25,869
‫بنگرید که شاهزاده ند
‫جوان می آید!

1175
01:48:27,162 --> 01:48:28,580
‫- ند!
‫- دلاور را به پیش آرید.

1176
01:48:28,663 --> 01:48:30,373
‫بگذارید حرف هایش را بشنویم.

1177
01:48:35,045 --> 01:48:37,547
‫چه؟ چنین خار سبزی
‫می تواند خراشی ایجاد کند؟

1178
01:48:40,341 --> 01:48:41,384
‫ادوارد،

1179
01:48:42,177 --> 01:48:43,595
‫در قبال این همه زحمت که...

1180
01:48:43,678 --> 01:48:46,556
‫...برایم ایجاد کرده ای،
‫چه چیزی برای ارائه داری؟

1181
01:48:46,598 --> 01:48:52,228
‫مانند یک رعیت سخن گو،
‫یورک جاه طلب و مغرور.

1182
01:48:53,730 --> 01:48:57,150
‫فرض کن که من هم اکنون
‫از طرف پدرم صحبت می کنم.

1183
01:48:57,233 --> 01:49:02,864
‫تختت را تسلیم کن و در برابر
‫من زانو بزن، خائن.

1184
01:49:04,407 --> 01:49:08,661
‫خداوندا، خیره چشم، برای این
‫حرفت مجازاتت خواهیم کرد.

1185
01:49:08,745 --> 01:49:11,664
‫آرام باش، پسر سرسخت،
‫وگرنه زبانت را افسون می کنم.

1186
01:49:11,748 --> 01:49:15,126
‫جوان بی ادب، چه قدر
‫بی پروایی.

1187
01:49:15,210 --> 01:49:20,215
‫من وظیفه خویش می دانم.
‫همه شما وظیفه نشناسید.

1188
01:49:20,882 --> 01:49:26,095
‫ادوارد لاابالی و تو ای
‫جرج دروغگو،

1189
01:49:26,596 --> 01:49:29,349
‫و تو...دیکِ بدقواره!

1190
01:49:29,724 --> 01:49:30,767
‫ند!

1191
01:49:30,850 --> 01:49:33,895
‫به همه شما می گویم که
‫از شما بهترم.

1192
01:49:33,978 --> 01:49:37,023
‫شما خائنید...

1193
01:49:37,106 --> 01:49:42,862
‫...و حق من و پدرم را
‫غصب کرده اید!

1194
01:49:48,535 --> 01:49:49,911
‫این را داشته باش...

1195
01:49:55,875 --> 01:49:57,794
‫اُه! معرکه می گیری؟

1196
01:50:01,464 --> 01:50:04,926
‫این را داشته باش تا
‫عذابت پایان یابد.

1197
01:50:08,721 --> 01:50:11,099
‫مرا هم بکش!

1198
01:50:11,140 --> 01:50:12,642
‫با کمال میل می کشم!

1199
01:50:13,351 --> 01:50:16,062
‫دست نگه دار، ریچارد. دست
‫نگه دار که کار بسیار کرده ایم.

1200
01:50:19,899 --> 01:50:21,651
‫چرا او باید زنده بماند...

1201
01:50:22,402 --> 01:50:26,281
‫...که دنیا را پر از
‫حرف هایش کند؟

1202
01:50:51,180 --> 01:50:54,559
‫جای من از پادشاه عذرخواهی
‫کن، برادرم.

1203
01:50:55,268 --> 01:50:57,895
‫من برای کاری جدی
‫به لندن می روم.

1204
01:50:58,354 --> 01:51:00,356
‫پیش از آمدنت، حتما
‫خبر خواهی گرفت.

1205
01:51:00,690 --> 01:51:02,233
‫- چه؟
‫- برج.

1206
01:51:02,859 --> 01:51:04,235
‫برج!

1207
01:51:18,791 --> 01:51:20,918
‫او را ببرید، به شما دستور
‫می دهم او را ببرید.

1208
01:51:21,669 --> 01:51:24,172
‫نه، مرا نبرید!

1209
01:51:25,131 --> 01:51:26,674
‫همین جا خلاصم کنید!

1210
01:51:27,216 --> 01:51:28,468
‫این جا!

1211
01:51:29,844 --> 01:51:32,263
‫او را ببرید و تحویل فرانسه دهید.

1212
01:51:36,059 --> 01:51:37,727
‫ریچارد کجا رفته؟

1213
01:51:39,520 --> 01:51:40,897
‫به لندن.

1214
01:51:41,731 --> 01:51:43,566
‫با عجله، و حدس می زنم...

1215
01:51:43,608 --> 01:51:47,361
‫...برای خون به پا کردن در برج.

1216
01:51:49,739 --> 01:51:52,241
‫هر گاه چیزی به ذهنش
‫می رسد، عجله می کند.

1217
01:52:20,311 --> 01:52:24,941
‫پیروزی برای یورک و
‫پیروزی برای ادوارد.

1218
01:52:26,359 --> 01:52:28,194
‫اکنون دوک یورک،

1219
01:52:29,695 --> 01:52:32,323
‫و به زودی پادشاه.

1220
01:52:38,371 --> 01:52:41,123
‫کاش تلف می شد،

1221
01:52:41,541 --> 01:52:45,419
‫مغز، استخوان ها و
‫همه جا...

1222
01:52:46,087 --> 01:52:50,716
‫...که از تنه او وارثی چون
‫شاخه ای جوان رشد نکند...

1223
01:52:50,758 --> 01:52:55,263
‫...که مرا از دوران طلایی ای که
‫در آرزوی آن هستم باز دارد.

1224
01:53:00,476 --> 01:53:03,396
‫البته که من رویایی جز
‫حکومت کردن ندارم.

1225
01:53:05,898 --> 01:53:08,025
‫مانند کسی که بر تپه ای
‫ایستاده است...

1226
01:53:08,067 --> 01:53:10,486
‫...و ساحلی دور را می نگرد،

1227
01:53:12,280 --> 01:53:14,156
‫من هم در آرزوی تاجم،

1228
01:53:15,324 --> 01:53:17,577
‫که این قدر دور است.

1229
01:53:27,920 --> 01:53:30,089
‫چشمم بیش از حد
‫تیز است...

1230
01:53:30,172 --> 01:53:32,842
‫...و دلم بیش از حد مغرور،

1231
01:53:34,176 --> 01:53:37,555
‫مگر این که دستم و قدرتم
‫بتوانند با آنان همراه شوند.

1232
01:53:40,141 --> 01:53:42,435
‫خوب، فرض کنیم ریچارد
‫به پادشاهی نرسد،

1233
01:53:42,518 --> 01:53:45,021
‫این جهان چه شادی دیگری
‫می تواند به او ارائه دهد؟

1234
01:53:47,315 --> 01:53:49,358
‫بهشت خود را در کنار
‫یک زن پیدا می کنم،

1235
01:53:50,651 --> 01:53:54,155
‫و زنان زیبا را با حرف ها و
‫ظاهر جذابم افسون می کنم.

1236
01:54:00,953 --> 01:54:03,581
‫آه، چه فکر تأسف باری...

1237
01:54:05,207 --> 01:54:07,460
‫...و بعیدتر از به دست آوردن...

1238
01:54:08,169 --> 01:54:10,546
‫...بیست تاج طلا!

1239
01:54:13,883 --> 01:54:18,763
‫عشق مرا در زهدان
‫مادرم رها کرد...

1240
01:54:19,847 --> 01:54:24,810
‫...و نوعی باج به طبیعت
‫سست عنصر و فاسد داد...

1241
01:54:24,852 --> 01:54:28,898
‫...تا دست مرا چون شاخه ای
‫پژمرده کوچک کند.

1242
01:54:29,815 --> 01:54:33,069
‫تا کوهی از حسادت بر
‫پشت من نهد،

1243
01:54:33,152 --> 01:54:36,614
‫که یک ناهنجاری بنشیند و
‫بدن مرا به تمسخر بگیرد.

1244
01:54:37,907 --> 01:54:40,785
‫تا پاهای مرا با اندازه ای
‫نابرابر شکل دهد.

1245
01:54:41,160 --> 01:54:45,081
‫تا هر بخش مرا بی تناسب
‫بسازد، همچون هرج و مرج!

1246
01:54:50,419 --> 01:54:52,671
‫آیا من مردی هستم که
‫بتوان دوست داشت؟

1247
01:54:55,591 --> 01:54:59,845
‫آه، در سر داشتن چنین
‫فکری عجب اشتباهیست!

1248
01:55:06,435 --> 01:55:09,939
‫پس چون این زمین برای من
‫هیچ خوشی ای ندارد،

1249
01:55:12,149 --> 01:55:14,902
‫بهشتم را از رویای تاج
‫داشتن می سازم...

1250
01:55:16,612 --> 01:55:21,242
‫...و تا زنده هستم، این دنیا را
‫جز جهنم نمی شمارم.

1251
01:55:33,295 --> 01:55:35,840
‫با این حال، نمی دانم
‫چگونه به تاج برسم،

1252
01:55:37,299 --> 01:55:40,427
‫چرا که جان های بسیاری
‫بین من و هدف وجود دارد،

1253
01:55:43,931 --> 01:55:47,810
‫و من، چون کسی که در
‫جنگل پرتلاطم گم گشته است،

1254
01:55:48,143 --> 01:55:51,021
‫که راه می جوید و از
‫راه دور می شود،

1255
01:55:51,355 --> 01:55:54,483
‫خود را عذاب می دهم که به
‫تاج و تخت انگلستان برسم...

1256
01:55:58,696 --> 01:56:02,074
‫...و از این عذاب، خود را
‫می رهانم،

1257
01:56:03,033 --> 01:56:06,370
‫یا راهم را با تبری خونین
‫باز خواهم کرد.

1258
01:56:12,835 --> 01:56:16,213
‫بله، می توانم لبخند بزنم،

1259
01:56:16,881 --> 01:56:20,509
‫و در حین لبخند، بُکشم،

1260
01:56:21,135 --> 01:56:23,137
‫و فریاد بزنم «راضیم!»...

1261
01:56:23,512 --> 01:56:25,931
‫...به آن چه که قلبم را
‫به درد می آورد...

1262
01:56:28,517 --> 01:56:33,022
‫...و گونه هایم را خیس از
‫اشک تمساح می کند...

1263
01:56:33,897 --> 01:56:37,693
‫...و در هر مناسبتی نقاب
‫به چهره بزنم.

1264
01:56:39,820 --> 01:56:42,072
‫می توانم این کار را بکنم یا
‫نمی توانم به تاج برسم؟

1265
01:56:43,449 --> 01:56:47,077
‫اگر دورتر هم بود،

1266
01:56:47,119 --> 01:56:49,538
‫آن را به چنگ می آوردم.

1267
01:57:30,704 --> 01:57:32,081
‫روز خوش، سرورم.

1268
01:57:35,042 --> 01:57:38,003
‫چرا چنین غرق خواندن شده اید؟

1269
01:57:45,260 --> 01:57:47,054
‫مردک، ما را تنها بگذار.

1270
01:57:48,680 --> 01:57:50,224
‫باید مشورت کنیم.

1271
01:58:02,111 --> 01:58:05,322
‫پس چوپان بی احتیاط از
‫گرگ می گریزد.

1272
01:58:07,616 --> 01:58:10,411
‫اکنون در کدام صحنه مرگ
‫باید بازی کنیم؟

1273
01:58:11,286 --> 01:58:15,165
‫سوءظن همیشه ذهن گناهکار را
‫تسخیر می کند.

1274
01:58:16,458 --> 01:58:20,087
‫دزد از ترس هر بوته ای را
‫افسری می پندارد!

1275
01:58:20,129 --> 01:58:23,841
‫آه، مرا با سلاح هایت بکش،
‫نه با حرف هایت.

1276
01:58:23,882 --> 01:58:26,009
‫سینه ام به نوک خنجر تو
‫بهتر جا می دهد...

1277
01:58:26,093 --> 01:58:28,971
‫...تا گوش هایم به
‫گذشته غم انگیزت.

1278
01:58:30,472 --> 01:58:32,349
‫اما برای چه آمده ای؟

1279
01:58:33,684 --> 01:58:34,768
‫برای گرفتن جانم؟

1280
01:58:34,810 --> 01:58:37,437
‫فکر می کنی من یک جلادم؟

1281
01:58:37,521 --> 01:58:39,648
‫از شکنجه گر بودنت که مطمئنم.

1282
01:58:39,731 --> 01:58:42,818
‫اگر کشتن بی گناهان،
‫اعدام محسوب گردد،

1283
01:58:42,860 --> 01:58:45,612
‫پس جلاد نیز هستی!

1284
01:58:46,780 --> 01:58:50,367
‫من پسر تو را به خاطر
‫گستاخیش کشتم.

1285
01:58:59,334 --> 01:59:04,214
‫اگر اولین باری که خودت
‫گستاخی کردی، کشته می شدی،

1286
01:59:05,173 --> 01:59:08,010
‫زنده نمی ماندی که
‫پسر مرا بکشی،

1287
01:59:09,720 --> 01:59:13,098
‫و چنین پیش گویی می کنم...

1288
01:59:13,849 --> 01:59:17,561
‫...که هزاران نفر، مردان
‫برای پسرانشان،

1289
01:59:18,854 --> 01:59:20,606
‫زنان برای شوهرانشان،

1290
01:59:21,440 --> 01:59:25,319
‫ایتام برای مرگ بی موقع
‫والدینشان،

1291
01:59:25,360 --> 01:59:29,823
‫ساعتی که به دنیا آمدی را
‫نفرین خواهند کرد.

1292
01:59:31,116 --> 01:59:33,535
‫جغد از تولد تو
‫جیغ کشید،

1293
01:59:34,453 --> 01:59:36,413
‫نشانه ای اهریمنی.

1294
01:59:36,705 --> 01:59:38,332
‫سگ ها زوزه کشیدند،

1295
01:59:38,373 --> 01:59:42,127
‫و طوفان وحشتناکی
‫درختان را از جا کند.

1296
01:59:43,503 --> 01:59:47,257
‫مادرت بیش از هر مادر
‫دیگری درد کشید،

1297
01:59:47,341 --> 01:59:51,678
‫با این حال کمتر از آن چه هر
‫مادری آرزو دارد به دنیا آورد!

1298
01:59:51,720 --> 01:59:56,099
‫یعنی توده ای ناقص و
‫از شکل افتاده.

1299
01:59:58,393 --> 02:00:02,648
‫در هنگام تولد، تو در
‫دهان دندان داشتی...

1300
02:00:02,689 --> 02:00:06,026
‫...تا نشان دهی که آمده ای تا
‫دنیا را به نیش بکشی!

1301
02:00:06,234 --> 02:00:07,861
‫و اگر بقیه اش درست باشد که من...

1302
02:00:07,903 --> 02:00:09,029
‫دیگر گوش نمی دهم!

1303
02:00:09,404 --> 02:00:10,822
‫وسط نطقت بمیر، پیش گو!

1304
02:00:13,867 --> 02:00:17,120
‫تقدیر من است که این کار و
‫بسیار کار دیگر کنم.

1305
02:00:21,249 --> 02:00:25,754
‫آری...و برای بسیار
‫کشتار دیگر، بعد از این.

1306
02:00:28,090 --> 02:00:29,966
‫خداوند گناهان مرا ببخشد...

1307
02:00:31,885 --> 02:00:33,804
‫...و تو را عفو کند.

1308
02:00:46,525 --> 02:00:49,277
‫بنگر که شمشیر من
‫چگونه برای مرگِ...

1309
02:00:49,694 --> 02:00:51,905
‫...شه هنری بیچاره
‫می گرید!

1310
02:00:54,241 --> 02:00:57,244
‫باشد که همیشه چنین اشک های
‫ارغوانی رنگی برای آنان که...

1311
02:00:57,327 --> 02:01:00,831
‫...آرزوی سقوط خاندان ما را
‫دارند، ریخته شود!

1312
02:01:01,498 --> 02:01:04,418
‫اگر ذره ای حیات در
‫تو باقی مانده،

1313
02:01:04,960 --> 02:01:08,588
‫برو، برو به جهنم و بگو
‫من تو را آن جا فرستاده ام.

1314
02:01:08,630 --> 02:01:13,385
‫منی که نه شفقت، نه
‫عشق و نه ترس می شناسم!

1315
02:01:37,659 --> 02:01:40,036
‫الحق که آن چه هنری به
‫من گفت، حقیقت است.

1316
02:01:41,663 --> 02:01:43,290
‫بسیار شنیده ام که
‫مادرم می گفت...

1317
02:01:43,373 --> 02:01:45,959
‫...من با پاهایم وارد این
‫دنیا شدم.

1318
02:01:46,001 --> 02:01:48,086
‫به نظر شما دلیل نداشتم که
‫عجله کنم...

1319
02:01:48,128 --> 02:01:51,381
‫...و به دنبال نابودی آنان که
‫حق ما را غصب کردند باشم؟

1320
02:01:54,009 --> 02:01:57,637
‫حال که آسمان ها...

1321
02:01:58,180 --> 02:02:00,390
‫...بدنم را چنین شکل داده اند،

1322
02:02:01,850 --> 02:02:06,563
‫بگذار جهنم در پاسخ
‫ذهنم را به راه کج ببرد.

1323
02:02:10,442 --> 02:02:12,402
‫من برادری ندارم،

1324
02:02:13,737 --> 02:02:16,990
‫من مثل هیچ برادری نیستم،

1325
02:02:17,574 --> 02:02:21,077
‫و این کلمه «عشق»،

1326
02:02:21,953 --> 02:02:24,331
‫که ریش سپیدان مقدس
‫می شمارندش،

1327
02:02:24,414 --> 02:02:27,334
‫اگر در مردانی که همه
‫شبیه به همند باشد،

1328
02:02:27,417 --> 02:02:29,669
‫در من نیست.

1329
02:02:30,795 --> 02:02:35,508
‫من فقط خودم هستم.

1330
02:02:55,779 --> 02:03:00,283
‫بار دیگر بر تخت سلطنت
‫انگلستان نشسته ام،

1331
02:03:01,076 --> 02:03:03,954
‫که با خون دشمنان از
‫نو خریداری شده.

1332
02:03:04,329 --> 02:03:06,706
‫چنین است که سوءظن
‫از جایگاهم زدودم...

1333
02:03:06,748 --> 02:03:09,918
‫...و جای پای خود محکم کردم.

1334
02:03:11,252 --> 02:03:12,629
‫به من گوش کن.

1335
02:03:13,588 --> 02:03:14,965
‫من ملکه هستم.

1336
02:03:17,008 --> 02:03:19,886
‫من ملکه هستم!

1337
02:03:19,928 --> 02:03:23,056
‫شاهزاده ادوارد، عموهای
‫تو و خود من،

1338
02:03:23,098 --> 02:03:26,559
‫برای تو زره به تن
‫شب ها پاسبانی کردیم،

1339
02:03:27,769 --> 02:03:30,188
‫...و ثمره زحمات ما را
‫درو کنی.

1340
02:03:33,775 --> 02:03:35,402
‫کلارنس و گلاستر،

1341
02:03:35,485 --> 02:03:38,738
‫هر دو برادر، برادرزاده
‫شاهزاده خود را ببوسید.

1342
02:03:44,953 --> 02:03:47,580
‫ممنون، کلارنس شریف.

1343
02:03:48,331 --> 02:03:50,709
‫برادر بزرگوار، ممنونم.

1344
02:03:55,046 --> 02:03:57,340
‫و من درختی که تو از آن...

1345
02:03:57,424 --> 02:03:59,676
‫...جوانه زدی را دوست دارم.

1346
02:04:01,219 --> 02:04:04,973
‫بوسه عاشقانه ای که بر این
‫ثمره می زنم را شاهد باش.

1347
02:04:16,776 --> 02:04:18,778
‫اگر حقیقت را بگویم،

1348
02:04:19,195 --> 02:04:21,448
‫یهودا استادش را بوسید...

1349
02:04:22,073 --> 02:04:24,367
‫...و فریاد زد:
‫«همه درود فرستید»،

1350
02:04:24,951 --> 02:04:28,455
‫در حالی که تنها نیتش شر بود!

1351
02:04:29,164 --> 02:04:31,666
‫حال که با خوشحالی
‫نشسته ام،

1352
02:04:31,708 --> 02:04:35,712
‫و صلح را در کشورم و
‫عشق را از برادرانم دارم،

1353
02:04:36,754 --> 02:04:38,756
‫پاینده باد شاهزاده ادوارد!

1354
02:04:40,884 --> 02:04:42,927
‫پاینده باد شاهزاده ادوارد!

1355
02:04:44,927 --> 02:04:54,927
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M