1
00:00:01,376 --> 00:00:03,336
‫(آن چه گذشت...)
‫خداوند شاه ادوارد را حفظ کند،

2
00:00:03,545 --> 00:00:05,630
‫(آن چه گذشت...)
‫چهارمین نفر از نامش.

3
00:00:06,214 --> 00:00:08,883
‫باری دیگر بر تخت سلطنت
‫انگلستان نشسته ام،

4
00:00:09,551 --> 00:00:12,721
‫که با خون دشمنان بار دیگر
‫خریداری شده.

5
00:00:13,388 --> 00:00:14,723
‫درود بر خاندان یورک!

6
00:00:22,439 --> 00:00:23,732
‫برادر ریچارد،

7
00:00:24,315 --> 00:00:25,692
‫کنار ما می ایستی؟

8
00:00:28,403 --> 00:00:30,238
‫سرورم، ارل ریچموند است.

9
00:00:31,281 --> 00:00:33,074
‫تنها بازمانده خاندان لنکستر است.

10
00:00:33,616 --> 00:00:35,744
‫من ملکه ام!

11
00:00:35,910 --> 00:00:36,953
‫ریچارد کجا رفته؟

12
00:00:37,036 --> 00:00:38,621
‫رفته است تا در برج...

13
00:00:38,830 --> 00:00:40,457
‫...خون به پا کند!

14
00:00:44,794 --> 00:00:47,714
‫(ده سال بعد)

15
00:00:49,090 --> 00:00:53,094
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

16
00:00:54,094 --> 00:01:04,094
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

17
00:01:36,471 --> 00:01:41,184
‫اینک، آقتاب یورک زمستان
‫نارضایتی ما را...

18
00:01:41,267 --> 00:01:45,104
‫...به تابستانی باشکوه مبدل کرده...

19
00:01:46,356 --> 00:01:49,817
‫...و تمام ابرهایی که سایه بر
‫سرای ما انداخته بودند...

20
00:01:49,901 --> 00:01:54,322
‫...در اعماق ژرف اقیانوس
‫مدفون گشته اند.

21
00:01:57,116 --> 00:02:01,079
‫جنگ کریه المنظر جبین
‫پُرچین خویش را صاف کرده...

22
00:02:01,955 --> 00:02:02,956
‫...و اکنون،

23
00:02:03,498 --> 00:02:07,085
‫به جای این که بر مرکب های
‫جوشن پوش سوار شود...

24
00:02:07,627 --> 00:02:11,589
‫...تا ترس به جان دشمنان
‫وحشت زده اندازد،

25
00:02:12,257 --> 00:02:15,969
‫با نوای دلربا و دلپذیر
‫عود، تُند و تیز...

26
00:02:16,052 --> 00:02:19,347
‫...دم اتاق بانویی
‫جست و خیز می کند!

27
00:02:35,029 --> 00:02:36,239
‫اما من...

28
00:02:37,031 --> 00:02:41,369
‫...که برای بازی عشق
‫آفریده نشده ام،

29
00:02:42,704 --> 00:02:46,082
‫یا برای شیفته تصویر خود
‫در آینه شدن...

30
00:02:48,084 --> 00:02:53,006
‫منی که بد شکل داده شده ام و
‫بی بهره از شکوه عشقم...

31
00:02:54,632 --> 00:02:55,717
‫من...

32
00:02:56,634 --> 00:03:00,680
‫...که به دست طبیعت
‫متظاهر از داشتنِ...

33
00:03:01,264 --> 00:03:04,392
‫...تناسب و جذابیت ظاهری
‫محروم شده ام،

34
00:03:06,269 --> 00:03:08,730
‫بدشکل، ناقص،

35
00:03:10,356 --> 00:03:14,318
‫منی که پیش از زمان موعود، نیمه کاره
‫به این جهان ذی روح فرستاده شده ام...

36
00:03:14,402 --> 00:03:17,488
‫...و چنان لنگان و بدقواره ام که سگ ها...

37
00:03:17,572 --> 00:03:19,949
‫...وقتی کنارشان می ایستم،
‫به من واق واق می کنند...

38
00:03:28,458 --> 00:03:29,917
‫خوب، من...

39
00:03:30,460 --> 00:03:34,088
‫...در این موسم صلح ضعیف و حساس،

40
00:03:35,798 --> 00:03:39,761
‫هیچ کاری برای انجام
‫دادن ندارم،

41
00:03:43,431 --> 00:03:45,683
‫جز این که سایه خود در
‫آفتاب نظاره کنم...

42
00:03:45,767 --> 00:03:48,144
‫...و از بدقوارگی خود
‫سخن برانم...

43
00:03:51,606 --> 00:03:55,234
‫...و بنابراین، از آن جا که
‫نمی توانم عاشقی پیشه کنم،

44
00:03:55,318 --> 00:03:59,614
‫برای سرگرم کردن خویش
‫در این روزهای صلح آمیز،

45
00:04:00,156 --> 00:04:04,577
‫مصمم هستم که شرارت
‫پیشه کنم...

46
00:04:05,495 --> 00:04:10,708
‫...و از خوشی های بیهوده
‫این روزها متنفرم.

47
00:04:13,127 --> 00:04:14,796
‫چه نقشه ها که نکشیده ام،

48
00:04:15,880 --> 00:04:17,507
‫نقشه هایی خطرناک...

49
00:04:19,383 --> 00:04:21,260
‫...تا برادرم، شاه، و کلارنس را...

50
00:04:21,344 --> 00:04:24,222
‫...از یک دیگر به شکل مرگباری
‫متنفر سازم...

51
00:04:25,056 --> 00:04:28,518
‫...و اگر شاه ادوارد همان قدر
‫صادق و عادل باشد...

52
00:04:28,601 --> 00:04:32,021
‫...که من حیله گر، دروغگو و
‫خیانت کارم،

53
00:04:33,940 --> 00:04:37,818
‫پس امروز، کلارنس بازداشت و
‫زندانی می گردد،

54
00:04:39,570 --> 00:04:43,741
‫بر اساس پیشگویی ای که می گوید:
‫«وارثان ادوارد به دست «ج» نامی...

55
00:04:44,158 --> 00:04:46,285
‫...کشته خواهند شد.»

56
00:04:47,662 --> 00:04:51,624
‫ای افکار من، به اعماق روحم
‫فرو روید که کلارنس می آید.

57
00:04:53,584 --> 00:04:57,922
‫برادر، منظور از این
‫نگهبان مسلح چیست...

58
00:04:58,005 --> 00:04:59,549
‫....که پشت سر جناب عالیست؟

59
00:05:00,341 --> 00:05:01,926
‫چون اعلی حضرت...

60
00:05:02,009 --> 00:05:04,220
‫...نگران امنیت من است،

61
00:05:04,637 --> 00:05:07,431
‫این نگهبانان را گماشته که
‫مرا به برج ببرند.

62
00:05:07,557 --> 00:05:08,599
‫به چه دلیل؟

63
00:05:08,683 --> 00:05:10,601
‫به این دلیل که نام من
‫«جرج» است.

64
00:05:10,685 --> 00:05:14,522
‫افسوس، عالی جناب،
‫این که تقصیر تو نیست!

65
00:05:15,189 --> 00:05:17,191
‫برای چنین چیزی باید پدرخوانده
‫تو را مقصر بداند.

66
00:05:17,275 --> 00:05:20,194
‫او با گوش جان پذیرای
‫پیشگویی ها و رویاهاست،

67
00:05:20,987 --> 00:05:23,614
‫و می گوید جادوگری
‫به او گفته...

68
00:05:24,031 --> 00:05:27,410
‫...که «ج» نامی وراثت تاج و
‫تخت را از او خواهد ستاند،

69
00:05:27,493 --> 00:05:30,830
‫و چنان چه نام من، جرج،
‫با «ج» آغاز می گردد،

70
00:05:30,913 --> 00:05:33,749
‫چنین متصور می شود که
‫من او هستم.

71
00:05:34,000 --> 00:05:37,128
‫وقتی یک زن مردی را اداره
‫می کند، چنین می شود.

72
00:05:37,211 --> 00:05:39,630
‫این پادشاه نیست که تو را
‫به برج می فرستد.

73
00:05:39,714 --> 00:05:41,841
‫الیزابت، همسرش...کار
‫اوست که...

74
00:05:41,924 --> 00:05:43,718
‫...به این افراط وا می دارد.

75
00:05:46,429 --> 00:05:50,099
‫ما در امان نیستیم، کلارنس.
‫ما در امان نیستیم.

76
00:05:50,182 --> 00:05:52,810
‫تمنا می کنم سروران هر
‫دو مرا عفو فرمایید.

77
00:05:53,561 --> 00:05:58,149
‫اعلی حضرت اکیداً سفارش کرده اند که
‫هیچ کس، صرف نظر از مقام و منزلتش،

78
00:05:58,232 --> 00:06:00,568
‫حق مکالمه خصوصی با
‫برادر ایشان را ندارد.

79
00:06:01,152 --> 00:06:02,862
‫ما از خیانت سخن نمی گوییم، آقا.

80
00:06:02,945 --> 00:06:07,116
‫ما می گوییم پادشاه
‫خردمند و بافضیلت است...

81
00:06:07,783 --> 00:06:09,702
‫...و ملکه بزرگوارش،

82
00:06:09,785 --> 00:06:12,621
‫علی رغم بالا رفتن سنش،
‫زیباست و حسود نیست.

83
00:06:12,747 --> 00:06:14,832
‫نظر تو چیست، آقا؟ می توانی
‫تمام این ها را انکار کنی؟

84
00:06:14,915 --> 00:06:16,876
‫تمنا می کنم حضرت عالی
‫مرا عفو کنید،

85
00:06:16,959 --> 00:06:19,628
‫و مکالمه خود با دوک
‫شریف را قطع کنید.

86
00:06:19,712 --> 00:06:22,465
‫ما از وظیفه تو آگاهیم،
‫برکنبری و اطاعت خواهیم کرد.

87
00:06:24,592 --> 00:06:26,177
‫برادر، بدرود.

88
00:06:27,428 --> 00:06:28,971
‫من نزد پادشاه می روم،

89
00:06:29,597 --> 00:06:31,932
‫اما این آبروریزی مرا
‫از آن چه...

90
00:06:32,016 --> 00:06:34,143
‫...بتوانی تصور کنی، بیشتر
‫تحت تأثیر قرار می دهد.

91
00:06:34,769 --> 00:06:37,480
‫می دانم که هیچ یک از
‫ما را خشنود نمی سازد.

92
00:06:37,813 --> 00:06:41,817
‫خوب، حبس تو چندان
‫طول نخواهد کشید.

93
00:06:42,985 --> 00:06:44,403
‫در این مدت، صبور باش.

94
00:06:45,696 --> 00:06:47,073
‫مجبورم.

95
00:06:48,783 --> 00:06:49,784
‫بدرود.

96
00:06:53,788 --> 00:06:57,708
‫برو، راهی را طی کن که
‫هرگز از آن باز نخواهی گشت.

97
00:06:57,792 --> 00:07:02,087
‫کلارنس صاف و ساده!

98
00:07:02,171 --> 00:07:04,423
‫چنان تو را دوست
‫می دارم...

99
00:07:04,507 --> 00:07:07,885
‫...که به زودی، روح تو را...

100
00:07:07,968 --> 00:07:09,303
‫...روانه بهشت می کنم!

101
00:07:24,944 --> 00:07:26,862
‫وقت بخیر، لرد چمبرلین.

102
00:07:26,987 --> 00:07:30,115
‫- چه خبر؟
‫- شاه بیمار، ضعیف و غمگین هستند...

103
00:07:30,199 --> 00:07:32,409
‫...و طبیب هایشان به شدت
‫نگران ایشانند.

104
00:07:32,493 --> 00:07:34,411
‫ضیافت را نیمه کاره رها
‫کردند تا به تخت خواب بروند.

105
00:07:34,495 --> 00:07:37,373
‫اُه، مدت هاست که تغذیه
‫ناسالمی دارد...

106
00:07:37,456 --> 00:07:39,959
‫...تن همایونی خویش بیش از
‫حد فرسوده ساخته است.

107
00:07:40,835 --> 00:07:42,670
‫- کجاست؟ در تخت خوابش؟
‫- بله.

108
00:07:42,753 --> 00:07:44,463
‫تو جلوتر برو و من
‫به دنبالت می آیم.

109
00:07:45,714 --> 00:07:49,093
‫امیدوارم که نتواند زنده بماند،
‫اما پیش از راهی شدن جرج...

110
00:07:49,176 --> 00:07:52,346
‫...با مرکبی تیزپا به بهشت،
‫نباید بمیرد.

111
00:07:52,846 --> 00:07:54,807
‫من بر نفرت او می افزایم...

112
00:07:54,890 --> 00:07:57,434
‫...و اگر در هدف پنهانم
‫شکست نخورم،

113
00:07:57,518 --> 00:08:00,729
‫جرج عزیز حتی یک روز
‫دیگر زنده نخواهد ماند.

114
00:08:14,493 --> 00:08:18,539
‫چه خبر، دوستان خوب،
‫قوی و استوار من؟

115
00:08:18,872 --> 00:08:20,958
‫آیا اکنون آماده انجام
‫این کار هستید؟

116
00:08:21,041 --> 00:08:22,376
‫بله، سرورم...

117
00:08:23,043 --> 00:08:25,796
‫...و آمده ایم حکمی دریافت کنیم که اجازه
‫ورود به جایی که هست را داشته باشیم.

118
00:08:25,879 --> 00:08:27,881
‫فکر خوبی کردی. آن را
‫همراه خود دارم.

119
00:08:27,965 --> 00:08:31,260
‫اما آقایان، در انجام
‫کار سریع باشید،

120
00:08:31,802 --> 00:08:33,387
‫به التماس او گوش ندهید.

121
00:08:33,887 --> 00:08:36,432
‫برادرم سخنران خوبیست و
‫ممکن است اگر اجازه صحبت...

122
00:08:36,515 --> 00:08:38,976
‫...به او دهید، دلتان را
‫به رحم آورد.

123
00:08:39,226 --> 00:08:42,021
‫سرورم، قرار نیست
‫برای گفتگو بایستیم.

124
00:08:42,187 --> 00:08:44,023
‫مطمئن باشید که سخنران ها
‫در عمل خوب نیستند...

125
00:08:44,106 --> 00:08:46,567
‫...و ما برای استفاده از دستانمان
‫می رویم، نه زبانمان.

126
00:08:47,901 --> 00:08:53,073
‫از چشمان شما سنگ آسیاب می بارد، در
‫حالی که چشم نادان ها اشک می ریزد.

127
00:08:53,157 --> 00:08:56,327
‫از شما خوشم می آید،
‫آقایان. فوراً دست به کار شوید.

128
00:08:56,410 --> 00:08:57,828
‫بروید، بروید، عجله کنید.

129
00:08:57,911 --> 00:08:59,496
‫بله، سرور بزرگوارم.

130
00:09:10,257 --> 00:09:15,304
‫(جنگ رُزها، ریچارد سوم)
‫(اثر ویلیام شکسپیر)

131
00:10:55,070 --> 00:10:56,238
(شاه هنری ششم)

132
00:11:04,872 --> 00:11:09,543
‫آه، نفرین بر دستی که این
‫زخم های کشنده را زد.

133
00:11:10,544 --> 00:11:13,714
‫لعنت بر کسی که دلش آمد
‫چنین کاری کند!

134
00:11:15,883 --> 00:11:19,553
‫باشد که آن بی وجدان منفور، سرنوشتی
‫غم انگیزتر از آن چه می توانم...

135
00:11:20,679 --> 00:11:25,058
‫...برای افعی ها، عنکبوت ها و
‫وزغ ها آرزو کنم، داشته باشد!

136
00:11:27,144 --> 00:11:31,231
‫اگر همسری داشته باشد، بگذار
‫از مرگ او تیره روزتر از آن چه...

137
00:11:32,232 --> 00:11:36,737
‫...من از مرگ شوهر و پدرشوهرم،
‫شاه هنری، شدم، بگردد.

138
00:11:51,168 --> 00:11:54,171
‫چه جادوگر سیاهی...

139
00:11:54,588 --> 00:11:57,007
‫...این اهریمن را
‫احضار کرده است؟

140
00:11:57,591 --> 00:11:59,092
‫گم شو!

141
00:12:00,761 --> 00:12:03,597
‫ای فرستاده وحشتناک جهنم!

142
00:12:03,680 --> 00:12:06,516
‫قدیسه عزیز، محض رضای
‫خدا، چنین آزرده نباش.

143
00:12:06,600 --> 00:12:11,021
‫ای شرور، تو نه قانونِ خدا و
‫نه بشر را نمی شناسی!

144
00:12:11,104 --> 00:12:14,274
‫هیچ هیولایی چنان وحشی نیست که
‫حتی ذره ای ترحم نشناسد!

145
00:12:14,399 --> 00:12:17,611
‫اما من نمی شناسم، پس
‫هیولا نیستم!

146
00:12:17,778 --> 00:12:22,282
‫آه، چه شگفت انگیز که
‫اهریمن حقیقت را می گوید!

147
00:12:22,532 --> 00:12:25,786
‫وقتی فرشتگان چنین خشمگینند،
‫شگفت انگیزتر است!

148
00:12:27,788 --> 00:12:30,040
‫ای که زبان از توصیف
‫زیباییت قاصر است،

149
00:12:30,457 --> 00:12:33,710
‫با من صبوری کن تا بتوانم
‫خود را توجیه کنم.

150
00:12:33,794 --> 00:12:37,422
‫من اجازه توجیه به
‫موجودی که شوهرم،

151
00:12:37,506 --> 00:12:41,176
‫پدرم و پادشاهم را کشته،

152
00:12:41,927 --> 00:12:43,345
‫نخواهم داد.

153
00:12:44,721 --> 00:12:46,598
‫کشته شده اند،

154
00:12:47,307 --> 00:12:51,061
‫آن ها کشته شده اند...و
‫به دست تو، ای نوکر اهریمن!

155
00:12:51,144 --> 00:12:52,979
‫من شوهر تو را نکشتم.

156
00:12:53,063 --> 00:12:54,147
‫پس می گویی زنده است؟

157
00:12:54,231 --> 00:12:57,067
‫خیر، او کشته شده، اما
‫به دست شاه ادوارد.

158
00:12:58,485 --> 00:13:00,904
‫با گلوی فاسدت دروغ می گویی!

159
00:13:00,987 --> 00:13:03,406
‫ملکه مارگارت خنجر
‫مرگبار تو را آغشته به خون...

160
00:13:03,490 --> 00:13:05,325
‫...او دید که بخار می کرد.

161
00:13:05,700 --> 00:13:07,786
‫تو شاه را نکشته ای؟

162
00:13:10,372 --> 00:13:11,998
‫این را از تو می پذیرم، آری.

163
00:13:14,167 --> 00:13:15,502
‫از من می پذیری؟

164
00:13:16,711 --> 00:13:17,712
‫خارپشت!

165
00:13:17,796 --> 00:13:20,841
‫او مهربان بود،

166
00:13:21,633 --> 00:13:24,678
‫آرام و درستکار.

167
00:13:24,761 --> 00:13:26,638
‫پس چه بهتر که پادشاه
‫بهشت او را داشته باشد.

168
00:13:26,763 --> 00:13:29,015
‫او در بهشت است، جایی که
‫تو هرگز نخواهی رفت.

169
00:13:29,182 --> 00:13:30,600
‫بیشتر برازنده آن جا
‫بود تا زمین!

170
00:13:30,684 --> 00:13:33,186
‫و هیچ جا جز جهنم
‫برازنده تو نیست.

171
00:13:33,270 --> 00:13:35,939
‫بله...و اگر گوش فرا دهی،
‫جای دیگری هم هست.

172
00:13:36,022 --> 00:13:38,191
‫- سیاهچال؟
‫- کنار تو.

173
00:13:41,903 --> 00:13:44,823
‫مگر باعث و بانی این
‫مرگ های بی موقع...

174
00:13:44,906 --> 00:13:47,367
‫...به اندازه جلاد
‫مقصر نیست؟

175
00:13:47,450 --> 00:13:50,245
‫تو هم علت آن بودی...

176
00:13:50,537 --> 00:13:52,289
‫...و هم معلول وحشتناکش!

177
00:13:52,372 --> 00:13:55,834
‫زیبایی تو علت آن
‫معلول بود.

178
00:13:57,377 --> 00:14:00,964
‫زیبایی تو که در خواب
‫نیز از ذهن من بیرون نمی رفت،

179
00:14:01,047 --> 00:14:03,466
‫طوری که حاضر بودم
‫جهان را نابود کنم...

180
00:14:03,550 --> 00:14:06,845
‫...که شاید بتوانم
‫فقط یک ساعت...

181
00:14:06,928 --> 00:14:09,431
‫...عشق شیرین تو را بچشم.

182
00:14:11,850 --> 00:14:15,729
‫از من بشنو ای قاتل،
‫اگر باورت می کردم،

183
00:14:16,479 --> 00:14:19,774
‫باشد که این ناخن ها زیبایی
‫از گونه هایم بخراشند!

184
00:14:19,941 --> 00:14:21,860
‫این چشم ها توان تحمل ویرانی
‫چنین زیبایی ای را ندارند.

185
00:14:22,736 --> 00:14:24,738
‫تا من هستم، نمی توانید
‫آسیبی به آن وارد کنید.

186
00:14:24,988 --> 00:14:26,573
‫بسیار عجیب است...

187
00:14:26,656 --> 00:14:28,950
‫...که از آن که به تو عشق
‫می ورزد، انتقام می گیری.

188
00:14:29,117 --> 00:14:31,912
‫کاملا عادلانه و منطقیست...

189
00:14:31,995 --> 00:14:34,748
‫...که از آن که شوهر مرا
‫کشته، انتقام گیرم.

190
00:14:34,831 --> 00:14:37,417
‫بانو، آن که تو را از
‫شوهرت محروم کرد...

191
00:14:37,500 --> 00:14:40,003
‫...چنین کرد که شوهر
‫بهتری نصیب تو گرداند.

192
00:14:40,086 --> 00:14:41,671
‫بهتر از او بر این زمین
‫نفس نمی کشد.

193
00:14:41,755 --> 00:14:43,757
‫کسی هست که تو را بیش از آن چه
‫در توان او بود، دوست می دارد.

194
00:14:43,840 --> 00:14:44,966
‫- پس کجاست؟
‫- این جا.

195
00:14:53,224 --> 00:14:54,851
‫چرا به من تف می اندازی؟

196
00:14:54,934 --> 00:14:57,103
‫ای کاش سمی کشنده بود!

197
00:14:57,270 --> 00:14:59,814
‫تا کنون سمی شیرین تر
‫از این نبوده است.

198
00:14:59,898 --> 00:15:02,651
‫تا کنون سم بر وزغی
‫نفرت انگیزتر نریخته است!

199
00:15:02,734 --> 00:15:05,945
‫از جلوی چشمم دور شو!
‫آه که چشم هایم را آلوده می سازی!

200
00:15:06,112 --> 00:15:09,449
‫چشمان تو، بانوی زیبا،
‫چشمان مرا آلوده کرده اند.

201
00:15:10,325 --> 00:15:13,203
‫اگر دل انتقام جوی تو
‫نمی تواند ببخشد،

202
00:15:13,578 --> 00:15:16,498
‫چنین سخنان تحقیرآمیزی را
‫به دهان خود یاد ندهید که این دهان...

203
00:15:16,581 --> 00:15:19,334
‫...برای ابراز علاقه آفریده شده،
‫بانو، نه چنین اهانتی.

204
00:15:23,004 --> 00:15:28,051
‫بیا، من این خنجر نوک تیز را
‫به تو قرض می دهم...

205
00:15:31,971 --> 00:15:34,599
‫...تا اگر چنین خواستی، در سینه
‫راست گوی من فرو کنی،

206
00:15:36,226 --> 00:15:38,770
‫و روحی که تو را دوست
‫می دارد، از تن رها کنی.

207
00:15:39,312 --> 00:15:44,234
‫آن را در برابر ضربه
‫مهلک، برهنه می گذارم.

208
00:15:59,624 --> 00:16:01,668
‫نه، توقف نکن...

209
00:16:02,585 --> 00:16:04,504
‫...چرا که من شاه هنری را کشتم.

210
00:16:05,255 --> 00:16:06,923
‫همین حالا مرا بکش،

211
00:16:07,340 --> 00:16:10,176
‫چرا که من بودم که
‫شوهرت را چاقو زدم.

212
00:16:27,735 --> 00:16:30,697
‫یا چاقو را دوباره بلند کن یا مرا.

213
00:16:30,905 --> 00:16:33,533
‫برخیز، دروغگو. اگرچه
‫آرزوی مرگ تو را دارم،

214
00:16:36,202 --> 00:16:38,621
‫من جلاد تو نخواهم بود.

215
00:16:40,206 --> 00:16:42,208
‫پس مرا امر کن که خود را
‫بکشم و من چنین می کنم.

216
00:16:44,460 --> 00:16:46,379
‫بسیار خوب، خنجر خود را
‫کنار گذار.

217
00:16:48,214 --> 00:16:49,591
‫پس بگو که مرا می پذیری.

218
00:16:49,674 --> 00:16:51,384
‫پاسخ آن را بعدتر خواهی شنید.

219
00:16:53,428 --> 00:16:54,888
‫اما می توانم امیدوار باشم؟

220
00:16:55,847 --> 00:16:57,849
‫امیدوارم که هر مردی
‫چنین باشد.

221
00:17:00,977 --> 00:17:03,104
‫لطفا این حلقه را بر انگشت کن.

222
00:17:06,816 --> 00:17:08,735
‫اگر آن را بگیرم، وعده ای نداده ام.

223
00:17:19,412 --> 00:17:22,332
‫ببین که حلقه من چگونه
‫انگشت تو را فرا می گیرد،

224
00:17:24,417 --> 00:17:27,503
‫آن چنان که قلب تو دل
‫بیچاره مرا فرا گرفته است...

225
00:17:29,589 --> 00:17:34,385
‫...و اگر بنده حقیر و وفادار تو بتواند تنها
‫یک لطف از دست مهربانت طلب کند،

226
00:17:34,469 --> 00:17:37,263
‫خوشبختی او را تا ابد
‫تضمین خواهی کرد.

227
00:17:41,601 --> 00:17:44,354
‫این که اگر خوشایندت
‫باشد، هم اکنون رهسپار...

228
00:17:44,437 --> 00:17:45,605
‫...وست مینستر گردی.

229
00:17:46,314 --> 00:17:48,942
‫من به هر قیمتی و در اسرع
‫وقت آن جا به دیدارت خواهم آمد.

230
00:17:50,777 --> 00:17:52,570
‫تمنا می کنم، بیا، آن.

231
00:17:56,324 --> 00:17:57,617
‫با من خداحافظی کن.

232
00:18:00,828 --> 00:18:05,166
‫چه شادمانم که چنین
‫توبه می کنی.

233
00:18:13,549 --> 00:18:16,427
‫تا کنون کسی دل زنی با
‫چنین حالی را برده؟

234
00:18:18,763 --> 00:18:21,432
‫تا کنون زنی با چنین حالی
‫از آن کسی گشته؟

235
00:18:23,434 --> 00:18:25,478
‫من او را خواهم داشت، اما
‫خیلی نگاهش نخواهم داشت.

236
00:18:29,982 --> 00:18:30,983
‫چه طور؟

237
00:18:31,401 --> 00:18:35,154
‫منی که شوهر و پدر او را کشتم...

238
00:18:35,238 --> 00:18:38,324
‫...او را در شدیدترین
‫نفرتش یافتم،

239
00:18:38,616 --> 00:18:41,452
‫نفرین در دهان و
‫اشک در چشم،

240
00:18:43,538 --> 00:18:46,624
‫علی رغم همه چیز، او را
‫از آن خود کردم؟

241
00:18:46,708 --> 00:18:47,750
‫ها!

242
00:18:50,753 --> 00:18:53,756
‫آیا خود را با نگاه داشتن
‫به من خوار می سازد؟

243
00:18:53,840 --> 00:18:58,010
‫منی که چنین می لنگم و
‫بدقواره ام؟

244
00:19:00,138 --> 00:19:02,390
‫حتما این همه مدت درباره
‫خود اشتباه می کردم.

245
00:19:05,017 --> 00:19:08,646
‫به جانم قسم، بر خلاف
‫خودم، او مرا مردی...

246
00:19:08,729 --> 00:19:11,149
‫...بسیار خوش ظاهر می داند.

247
00:19:12,066 --> 00:19:14,861
‫وقت این است که برای
‫خود آینه ای بخرم...

248
00:19:14,944 --> 00:19:17,071
‫...و ده دوازده خیاط استخدام کنم...

249
00:19:17,155 --> 00:19:19,657
‫...تا جامه ای مناسب تنم
‫طراحی کنند.

250
00:19:26,873 --> 00:19:29,292
‫حال که با خود صلح کرده ام،

251
00:19:29,375 --> 00:19:32,336
‫اندکی خرج را بر می تابم.

252
00:19:33,671 --> 00:19:36,757
‫بتاب، خورشید زیبا، که
‫تا وقتی آینه ای بخرم...

253
00:19:36,841 --> 00:19:39,760
‫...بتوانم سایه خود را در
‫حین عبور ببینم.

254
00:19:45,892 --> 00:19:48,436
(وست مینستر)

255
00:20:19,592 --> 00:20:22,803
‫صبور باش، خواهر، شکی
‫نیست که اعلی حضرت...

256
00:20:22,887 --> 00:20:25,139
‫...به زودی به حالت
‫طبیعی خود باز می گردند.

257
00:20:25,223 --> 00:20:27,767
‫اگر او بمیرد، چه بر
‫سر من می آید، برادر؟

258
00:20:27,850 --> 00:20:30,311
‫هیچ چیز جز از دست
‫دادن شوهرت.

259
00:20:30,394 --> 00:20:33,147
‫از دست دادن چنین شوهری
‫همه جور آسیبی به همراه دارد.

260
00:20:33,522 --> 00:20:35,608
‫آسمان ها پسری نجیب به
‫شما بخشیده اند، مادر،

261
00:20:35,691 --> 00:20:37,318
‫که وقتی او از دنیا رفت،
‫تسکین بخش شما باشد.

262
00:20:37,401 --> 00:20:41,405
‫آه، او جوان است و تا به سن نرسد،
‫تحت سرپرستی ریچارد گلاستر خواهد بود.

263
00:20:41,489 --> 00:20:44,075
‫مردی که نه من و نه هیچ یک
‫از شما را دوست نمی دارد!

264
00:20:44,825 --> 00:20:47,578
‫تصمیم قطعی گرفته شده که
‫او نایب لرد خواهد بود؟

265
00:20:47,662 --> 00:20:50,665
‫اگر شاه از دنیا برود،
‫چنین خواهد شد.

266
00:20:51,832 --> 00:20:53,709
‫لرد باکینگهام و
‫استنلی آمده اند.

267
00:20:55,419 --> 00:20:57,463
‫وقت بخیر، سروران والا.

268
00:20:57,546 --> 00:20:59,632
‫احتمال بهبود ایشان
‫چگونه است، آقایان؟

269
00:20:59,757 --> 00:21:02,134
‫بانو، امید بسیار است، اعلی حضرت
‫شادمانه سخن می گویند.

270
00:21:02,760 --> 00:21:04,428
‫- با او صحبت کردید؟
‫- آری، بانو.

271
00:21:04,512 --> 00:21:07,556
‫ایشان آرزوی آشتی بین
‫دوک گلاستر...

272
00:21:07,640 --> 00:21:09,308
‫...و برادر و پسر شما دارند،

273
00:21:09,392 --> 00:21:11,185
‫و بین آنان و لرد هیستینگز.

274
00:21:11,268 --> 00:21:13,562
‫کسی را فرستاده اند که آنان را
‫به محضر همایونیشان ببرد.

275
00:21:15,231 --> 00:21:16,899
‫کاش همه چیز خوب بود،

276
00:21:17,483 --> 00:21:18,859
‫اما هیچ گاه چنین نیست.

277
00:21:18,943 --> 00:21:20,611
‫آنان به من ظلم کرده اند و
‫من این را نمی پذیرم!

278
00:21:22,196 --> 00:21:24,031
‫چه کسی از من به شاه
‫شکایت کرده است که...

279
00:21:24,115 --> 00:21:27,201
‫...من مردی بدخلقم و آنان را
‫دوست نمی دارم؟

280
00:21:28,202 --> 00:21:32,957
‫آه، به خدا قسم که حتی ذره ای
‫اعلی حضرت را دوست ندارند...

281
00:21:32,999 --> 00:21:36,460
‫...که گوش او را پر از
‫شایعاتی چنین جنجالی می کنند!

282
00:21:37,378 --> 00:21:40,631
‫چون من نمی توانم تملق
‫گویم یا مهربان باشم،

283
00:21:41,048 --> 00:21:45,720
‫در روی مردم لبخند بزنم و به محض
‫این که رو برگردانند، فریبشان دهم،

284
00:21:45,803 --> 00:21:47,888
‫باید دشمنی کینه ای
‫محسوب شوم؟

285
00:21:47,972 --> 00:21:50,391
‫بین این همه حضار، با چه
‫کس سخن می گویید، سرورم؟

286
00:21:50,474 --> 00:21:54,228
‫با تو که نه صداقت می شناسی و
‫نه لطف، لرد گری.

287
00:21:54,311 --> 00:21:55,563
‫من چه آسیبی به تو رسانده ام؟

288
00:21:55,646 --> 00:21:59,775
‫چه بدی ای به تو کرده ام؟ یا به
‫تو، لرد ریورز؟ یا به تو، الیزابت.

289
00:21:59,859 --> 00:22:01,485
‫یا هر کسی بین شما؟

290
00:22:01,569 --> 00:22:05,239
‫نفرین به همه شما!
‫اعلی حضرت...

291
00:22:05,322 --> 00:22:08,075
‫...نمی تواند لحظه ای در
‫آرامش نفس بکشد...

292
00:22:08,159 --> 00:22:10,911
‫...بی آن که او را با گلایه های
‫عجیب و غریب آزار دهید!

293
00:22:10,995 --> 00:22:14,623
‫ما از آن چه در ذهن توست
‫خبر داریم، برادر گلاستر.

294
00:22:14,999 --> 00:22:17,626
‫تو به مقام و دوستان من
‫حسادت می ورزی.

295
00:22:17,710 --> 00:22:19,587
‫خدا کند هیچ گاه به تو
‫نیازی پیدا نکنیم.

296
00:22:19,670 --> 00:22:22,757
‫در همین حال، خدا خواسته که
‫ما به تو نیاز داشته باشیم.

297
00:22:23,841 --> 00:22:26,552
‫برادرمان جرج به امر
‫تو زندانی شده،

298
00:22:26,635 --> 00:22:27,970
‫خودم بی آبرو گشته ام،

299
00:22:28,053 --> 00:22:30,306
‫و اشراف تحقیر شده اند!

300
00:22:30,389 --> 00:22:32,808
‫من نه تنها هیچ گاه اعلی حضرت را
‫علیه دوک کلارنس نشوراندم،

301
00:22:32,892 --> 00:22:35,102
‫بلکه مدافع صادق او بودم و
‫شفاعتش را کردم.

302
00:22:36,270 --> 00:22:37,813
‫تو با دخالت دادن من در این...

303
00:22:37,897 --> 00:22:40,274
‫...سوءظن های پلید، مرتکب
‫جرم شرم آوری می شوی.

304
00:22:40,357 --> 00:22:44,987
‫به خدا قسم، اعلی حضرت را از این شماتت های
‫نفرت انگیز که بسیار شنیده ام، مطلع می سازم.

305
00:22:45,070 --> 00:22:47,072
‫بگو...و هیچ چیز را
‫از قلم نینداز!

306
00:22:47,156 --> 00:22:49,617
‫بنگر که آن چه گفته ام را در
‫حضور ادوارد نیز اعلام می کنم.

307
00:22:49,700 --> 00:22:52,620
‫قبل از این که تو ملکه شوی،
‫یا شوهرت پادشاه گردد،

308
00:22:52,703 --> 00:22:55,706
‫من چون یابو امورش را
‫پیش می بردم!

309
00:22:55,748 --> 00:22:58,501
‫برای سلطنتی کردن خون او،
‫خون خود ریختم!

310
00:22:59,376 --> 00:23:02,296
‫ای کاش خدا به من هم مثل
‫ادوارد، دلی از سنگ می داد.

311
00:23:02,755 --> 00:23:04,840
‫من برای این جهان بیش از
‫حد خام و ساده لوحم.

312
00:23:04,924 --> 00:23:06,383
‫به من گوش کنید!

313
00:23:06,467 --> 00:23:08,719
‫ای غارتگران گلاویز شده...

314
00:23:09,845 --> 00:23:15,059
‫...که در تقسیم آن چه از من به غنیمت
‫برده اید، یک دیگر را می درید.

315
00:23:16,727 --> 00:23:22,983
‫کدام یک از شما از نگریستن
‫به من لرزه بر اندامش نمی افتد؟

316
00:23:23,817 --> 00:23:28,113
‫آه، ای شرور! از من
‫رو برمگردان.

317
00:23:32,910 --> 00:23:36,163
‫عجوزه چروک خورده پلید!

318
00:23:37,748 --> 00:23:39,375
‫پیش چشم من چه می کنی؟

319
00:23:39,583 --> 00:23:44,546
‫تو به من یک شوهر و
‫یک پسر بدهکاری...

320
00:23:47,424 --> 00:23:48,968
‫...و تو نیز یک قلمرو.

321
00:23:49,134 --> 00:23:51,720
‫جملگی شما.

322
00:23:52,763 --> 00:23:57,434
‫غمی که من دارم،
‫حق شماست...

323
00:23:58,227 --> 00:24:01,772
‫...و خوشی هایی که
‫غصب کرده اید،

324
00:24:04,441 --> 00:24:05,651
‫مال منند.

325
00:24:09,238 --> 00:24:15,244
‫ابرهای تیره و تار، راه را برای
‫نفرین های طوفانی من باز کنید!

326
00:24:18,789 --> 00:24:21,166
‫پسرت، ادوارد، که حال
‫شاهزاده ولز است...

327
00:24:21,250 --> 00:24:24,086
‫...در برابر پسر من، ادوارد،
‫که شاهزاده ولز بود،

328
00:24:24,169 --> 00:24:27,715
‫در جوانی خود با مرگی خشن و
‫بی موقع می میرد.

329
00:24:31,051 --> 00:24:34,221
‫دوران خوشیت مدت ها
‫قبل از مرگت خواهد مُرد.

330
00:24:34,304 --> 00:24:37,141
‫دست از نفرین بردار،
‫عجوزه پیر و چروکیده!

331
00:24:37,224 --> 00:24:40,144
‫و تو را از قلم بیندازم؟ چرا که
‫تو باید حرف مرا بشنوی.

332
00:24:40,310 --> 00:24:42,980
‫اگر آسمان ها آفت مهلکی
‫در چنته داشته باشند،

333
00:24:43,313 --> 00:24:46,400
‫اُه، بگذار تا وقتی گناهانت
‫به اوج رسند، نگهش دارند،

334
00:24:46,483 --> 00:24:50,154
‫و بعد خشم خود را بر
‫سر تو خالی کنند،

335
00:24:50,237 --> 00:24:52,448
‫دشمن صلح این جهان فلک زده.

336
00:24:52,990 --> 00:24:55,492
‫هیچ خوابی چشم مرگبار
‫تو را نخواهد بست...

337
00:24:55,909 --> 00:24:58,787
‫...مگر همراه کابوسی
‫زجرآور باشد...

338
00:24:58,871 --> 00:25:03,000
‫...که تو را با جهنمی پر از
‫اهریمن های زشت به وحشت اندازد!

339
00:25:03,208 --> 00:25:06,962
‫ای خوک زمین کَن بدقواره و
‫زودتر از موعد به دنیا آمده،

340
00:25:07,004 --> 00:25:09,923
‫برده طبیعت و پسر دوزخ...

341
00:25:10,007 --> 00:25:12,885
‫مارگارت! مارگارت.

342
00:25:13,886 --> 00:25:17,806
‫بدین سان نفرینت به خودت
‫برگردانده شد.

343
00:25:18,849 --> 00:25:25,105
‫ای ملکه دروغین بیچاره، ای
‫انعکاس پوچ خوشبختی من!

344
00:25:26,148 --> 00:25:28,275
‫چرا بر این عنکبوت
‫گوژپشت که چون تله ای...

345
00:25:28,317 --> 00:25:30,694
‫...تار مرگبارش را اطرافت
‫می تند، شکر می پاشی؟

346
00:25:30,778 --> 00:25:35,991
‫نادان. نادان! تو خنجری را تیز
‫می کنی که خودت را می کشد!

347
00:25:36,784 --> 00:25:39,203
‫روزی فرا می رسد که
‫از من می خواهی...

348
00:25:39,286 --> 00:25:43,290
‫...کمکت کنم این وزغ سمّی
‫گوژپشت را نفرین کنی.

349
00:25:43,373 --> 00:25:45,793
‫با او بحث کنید،
‫او دیوانه است!

350
00:25:46,251 --> 00:25:50,380
‫پسر مرا ببین که حال در
‫سایه مرگ خفته است،

351
00:25:50,464 --> 00:25:55,719
‫پسری که ابرِ خشم تو
‫پرتوی تابناک و درخشانش را...

352
00:25:55,761 --> 00:25:59,097
‫...در تاریکی ابدی فرو برده است!

353
00:25:59,181 --> 00:26:01,892
‫بس کن، بس کن،

354
00:26:03,727 --> 00:26:06,647
‫اگر از مهربانی نمی کنی،
‫از شرم چنین کن.

355
00:26:07,356 --> 00:26:09,691
‫اُه، باکینگهام،

356
00:26:11,401 --> 00:26:16,782
‫مواظب آن سگ باش! بنگر که وقتی اظهار
‫دوستی می کند، گاز می گیرد و وقتی گاز می گیرد،

357
00:26:16,823 --> 00:26:19,201
‫دندان زهرآگینش تا حد مرگ
‫عذابت خواهد داد.

358
00:26:19,868 --> 00:26:24,039
‫با او کاری نداشته باش.
‫از او بهراس!

359
00:26:26,792 --> 00:26:30,420
‫او چه می گوید،
‫عالی جناب باکینگهام؟

360
00:26:37,886 --> 00:26:40,847
‫چیزی نیست که محترم
‫بشمارم، سرور مهربانم.

361
00:26:44,768 --> 00:26:45,769
‫چه شده؟

362
00:26:48,021 --> 00:26:52,651
‫تو مرا بابت نصیحت
‫مهربانانه ام تحقیر می کنی؟

363
00:26:52,943 --> 00:26:55,821
‫و اهریمنی را تسکین می دهی که
‫من هشدارش را به تو می دهم؟

364
00:26:57,781 --> 00:27:02,327
‫آه، روزی می رسد که
‫این را به یاد می آوری...

365
00:27:02,828 --> 00:27:07,624
‫...وقتی قلب تو را از اندوه
‫می شکافد...

366
00:27:07,708 --> 00:27:10,460
‫...و می گویی:
‫«مارگارت نگون بخت...

367
00:27:12,004 --> 00:27:13,714
‫...یک پیشگو بود.»

368
00:27:19,678 --> 00:27:21,930
‫باشد که تک تکتان...

369
00:27:23,015 --> 00:27:25,183
‫...در سایه نفرت او
‫زندگی کنید،

370
00:27:25,976 --> 00:27:27,853
‫و او در سایه نفرت شما،

371
00:27:29,813 --> 00:27:32,691
‫و جملگی شما در سایه
‫نفرت خدا!

372
00:28:05,182 --> 00:28:08,560
‫از شنیدن نفرین های او
‫مو بر تنم سیخ می شود.

373
00:28:08,643 --> 00:28:12,981
‫برای من نیز. تعجب می کنم که
‫به او چنین آزادی داده شده.

374
00:28:13,231 --> 00:28:16,026
‫به او بسیار ظلم شده است...

375
00:28:17,986 --> 00:28:21,323
‫...و من از سهمی که در این ظلم
‫داشته ام، توبه می کنم.

376
00:28:22,866 --> 00:28:25,619
‫تا آن جا که می دانم، من
‫هیچ ظلمی به او نکرده ام.

377
00:28:26,995 --> 00:28:30,373
‫با این حال تمام امتیازات
‫پایمال شده او را داری!

378
00:28:32,459 --> 00:28:34,377
‫بانو، اعلی حضرت
‫شما را فرا می خوانند،

379
00:28:34,461 --> 00:28:36,797
‫و شما را، سرورم...و
‫شما نیز، آقایان شریف.

380
00:28:36,880 --> 00:28:40,217
‫آمدم. آقایان، با من
‫می آیید؟

381
00:28:40,550 --> 00:28:42,052
‫در خدمت شماییم، سرورم.

382
00:28:45,347 --> 00:28:47,682
‫فتنه های پنهانی که به
‫راه خواهم انداخت،

383
00:28:47,766 --> 00:28:50,060
‫به حساب سنگین دیگران
‫خواهم گذاشت!

384
00:28:50,143 --> 00:28:53,605
‫و برای کلارنس که به راستی
‫خود در تاریکی افکنده ام،

385
00:28:53,688 --> 00:28:55,857
‫پیش روی این ساده لوحان
‫اشک می ریزم،

386
00:28:55,941 --> 00:28:58,610
‫من جمله استنلی، هیستینگز و باکینگهام...

387
00:28:58,819 --> 00:29:01,154
‫...و به آنان می گویم کار
‫ملکه و متحدانش بوده...

388
00:29:01,238 --> 00:29:04,783
‫...که شاه را در برابر برادرم،
‫دوک، شورانده اند.

389
00:29:07,369 --> 00:29:10,372
‫حال آن ها می پذیرند و
‫مرا تحریک می کنند...

390
00:29:10,413 --> 00:29:12,958
‫...که از ریورز و گری
‫انتقام بگیرم،

391
00:29:24,427 --> 00:29:27,848
‫اما آن موقع آه می کشم و با نقل از
‫کتاب مقدس، به آنان می گویم...

392
00:29:27,931 --> 00:29:30,308
‫...خداوند به ما امر کرده
‫بدی را با نیکی پاسخ گوییم...

393
00:29:31,476 --> 00:29:33,770
‫...و این چنین شرارت آشکار
‫خود را می پوشانم...

394
00:29:34,563 --> 00:29:38,525
‫...با قطعاتی که از کتاب مقدس
‫دزدیده ام می پوشانم...

395
00:29:38,608 --> 00:29:40,151
‫...و قدیس جلوه می کنم،

396
00:29:41,486 --> 00:29:43,697
‫در حالی که غالبا نقش
‫اهریمن را بازی می کنم!

397
00:30:02,465 --> 00:30:05,135
‫چرا امروز چنین اندوهگین
‫می نمایید، سرورم؟

398
00:30:07,220 --> 00:30:09,514
‫اُه، شب سختی را
‫گذرانده ام،

399
00:30:11,558 --> 00:30:15,562
‫پر از کابوس هایی بیمناک،
‫از مناظری آن چنان کریه...

400
00:30:15,604 --> 00:30:18,148
‫...که منی که مردی
‫مسیحی و باایمانم...

401
00:30:20,066 --> 00:30:21,568
‫...حتی اگر پاداش آن
‫یک دنیا روز خوش بود،

402
00:30:21,651 --> 00:30:23,403
‫شب دیگری را چنین
‫سپری نمی کردم.

403
00:30:23,486 --> 00:30:25,238
‫چه خوابی دیدید، سرورم؟

404
00:30:29,492 --> 00:30:32,037
‫انگار روحم به همراه...

405
00:30:32,787 --> 00:30:34,497
‫...قایق رانی که شاعران از او...

406
00:30:35,665 --> 00:30:38,376
‫...سخن می گویند، از رود اندوه گذشت...

407
00:30:39,336 --> 00:30:42,172
‫...و وارد قلمروی شب
‫جاودان شد.

408
00:30:45,342 --> 00:30:46,593
‫نخستین کسی...

409
00:30:47,677 --> 00:30:50,096
‫...که به روح غریبم خوشامد گفت،

410
00:30:50,805 --> 00:30:54,642
‫سایه ای فرشته مانند بود،
‫با گیسوانی درخشان...

411
00:30:55,101 --> 00:30:56,895
‫...و آغشته به خون،

412
00:30:58,396 --> 00:31:00,440
‫و بلند فریاد زد:

413
00:31:02,692 --> 00:31:05,195
‫«کلارنس آمده،

414
00:31:08,365 --> 00:31:10,867
‫همان که در جنگل تیوکسبری
‫به من شمشیر زد!

415
00:31:12,535 --> 00:31:17,207
‫بر او بتازید، فرشته های انتقام!
‫او را شکنجه دهید!»

416
00:31:21,669 --> 00:31:26,549
‫با همین سخن، گروهی
‫از اهریمن های پلید...

417
00:31:26,633 --> 00:31:31,262
‫...مرا احاطه کردند و در
‫گوش هایم زوزه کشیدند،

418
00:31:32,430 --> 00:31:35,308
‫چنان فریادهای وحشتناک و بلندی...

419
00:31:35,391 --> 00:31:38,228
‫...که لرزان از خواب برخاستم...

420
00:31:38,436 --> 00:31:40,313
‫...و تا مدت ها بعد،

421
00:31:42,315 --> 00:31:44,442
‫باورم نمی شد که...

422
00:31:45,735 --> 00:31:47,445
‫...در جهنم نیستم.

423
00:31:47,946 --> 00:31:50,949
‫سرورم، تعجبی ندارد که
‫این شما را به وحشت انداخته.

424
00:31:51,741 --> 00:31:54,577
‫منی که می شنوم بازگو
‫می کنیدش، وحشت کرده ام.

425
00:31:55,370 --> 00:31:58,832
‫آه، نگهبان، نگهبان، من
‫به خاطر ادوارد،

426
00:31:59,457 --> 00:32:03,253
‫کارهایی کرده ام که حال
‫علیه روحم شهادت می دهند...

427
00:32:04,254 --> 00:32:06,422
‫...و بنگر که چگونه پاداشم می دهد.

428
00:32:08,007 --> 00:32:10,677
‫نگهبان، تمنا می کنم
‫مدتی کنارم بنشین.

429
00:32:12,178 --> 00:32:15,765
‫روحم افسرده است و
‫ناگزیرم بخوابم.

430
00:32:21,354 --> 00:32:22,772
‫می مانم، سرورم.

431
00:32:25,984 --> 00:32:27,569
‫خداوند به شما آرامش
‫عطا کند.

432
00:32:43,710 --> 00:32:47,088
‫شما که هستید، آقایان؟
‫و چگونه به این جا آمده اید؟

433
00:32:47,130 --> 00:32:49,173
‫می خواهیم با شاهزاده
‫جرج سخن بگوییم،

434
00:32:49,257 --> 00:32:50,425
‫و من با پاهایم این جا آمده ام.

435
00:32:50,508 --> 00:32:52,010
‫با چنین توضیح کوتاهی؟

436
00:32:53,094 --> 00:32:55,388
‫آقا، سخن کوتاه گفتن
‫بهتر از پرگویی است.

437
00:32:57,432 --> 00:32:58,892
‫فرمان را نشانش بده،

438
00:33:00,268 --> 00:33:01,561
‫دیگر سخن نمی گوییم.

439
00:33:11,154 --> 00:33:13,489
‫خداوندا، چه کسی
‫شما را فرستاده این جا؟

440
00:33:13,990 --> 00:33:15,700
‫برای چه آمده اید؟

441
00:33:16,117 --> 00:33:17,243
‫تا مرا بکشید؟

442
00:33:19,495 --> 00:33:23,416
‫دوستانم، من چه اهانتی
‫به شما کرده ام؟

443
00:33:23,499 --> 00:33:27,128
‫به ما خیر، اما به شاه
‫اهانت کرده ای.

444
00:33:27,462 --> 00:33:30,840
‫من برادر او هستم و
‫او را دوست می دارم.

445
00:33:31,257 --> 00:33:33,593
‫اگر به خاطر پول
‫چنین می کنید،

446
00:33:34,802 --> 00:33:38,765
‫عقب نشینی کنید و شما را
‫نزد برادرم گلاستر می فرستم...

447
00:33:38,848 --> 00:33:41,100
‫...و او برای زنده ماندن من
‫پاداش بهتری به شما می دهد...

448
00:33:41,726 --> 00:33:44,520
‫...از پاداشی که ادوارد
‫بابت خبر مرگم خواهد داد.

449
00:33:44,604 --> 00:33:46,022
‫فریب خورده ای.

450
00:33:46,689 --> 00:33:48,650
‫برادرت، گلاستر، از
‫تو متنفر است.

451
00:33:50,026 --> 00:33:52,528
‫سرورم، از خدا طلب عفو
‫کنید که خواهید مُرد.

452
00:33:54,405 --> 00:33:56,783
‫دوست من، در چهره تو
‫ترحمی می بینم.

453
00:33:56,866 --> 00:33:58,159
‫کافیست!

454
00:34:11,005 --> 00:34:15,385
‫اگر این همه کافی نیست،
‫در سطل غرقت می کنم.

455
00:34:20,556 --> 00:34:23,726
‫نه! خواهش می کنم...

456
00:35:03,141 --> 00:35:07,436
‫پس بدین ترتیب، کار یک
‫روز تمام را انجام داده ام.

457
00:35:08,729 --> 00:35:11,232
‫شما بزرگان، این اتحاد را
‫ادامه دهید.

458
00:35:12,608 --> 00:35:15,153
‫ریورز و هیستینگز،

459
00:35:18,114 --> 00:35:21,284
‫در باطن از هم متنفر نباشید.
‫به عشق یک دیگر سوگند یاد کنید.

460
00:35:26,747 --> 00:35:30,751
‫قسم به بهشت که روح من از
‫نفرت کینه توزانه پاک شده است،

461
00:35:31,335 --> 00:35:34,964
‫و با دستم، به عشق راستین
‫قلبم صحه می گذارم.

462
00:35:38,342 --> 00:35:41,053
‫به شرفم قسم که من نیز
‫چنین قسم می خورم.

463
00:35:44,849 --> 00:35:47,310
‫بانو، تو نیز از این قاعده
‫مستثنی نیستی.

464
00:35:48,644 --> 00:35:52,315
‫تو هم نیستی، ناپسری گری،
‫و تو نیز، باکینگهام.

465
00:35:53,482 --> 00:35:55,776
‫شما علیه یک دیگر
‫دسته دسته شده اید...

466
00:35:57,111 --> 00:36:00,281
‫...و هر کار می کنید،
‫بی ریا انجامش دهید.

467
00:36:01,782 --> 00:36:03,159
‫من نیز سوگند می خورم.

468
00:36:08,289 --> 00:36:12,168
‫از این مبادله عشق
‫نباید تخطی کنید.

469
00:36:19,300 --> 00:36:20,426
‫و درست به موقع!

470
00:36:20,509 --> 00:36:22,219
‫دوک گلاستر رسیدند.

471
00:36:24,597 --> 00:36:29,018
‫صبح پادشاه و ملکه معظم و
‫بزرگان اشرافی خوش باد!

472
00:36:29,101 --> 00:36:30,269
‫وقتتان بخیر.

473
00:36:30,353 --> 00:36:36,108
‫الحق که خیر است، زیرا روز را صرف تبدیل
‫دشمنی به صلح و نفرت به عشق بین این بزرگان...

474
00:36:36,859 --> 00:36:39,445
‫...غضبناک و به ناحق
‫خشمگین کرده ایم!

475
00:36:39,528 --> 00:36:41,781
‫چه کار نیکویی، سرور
‫معظم من!

476
00:36:42,365 --> 00:36:44,992
‫اگر من ندانسته یا
‫از روی خشم...

477
00:36:45,076 --> 00:36:48,954
‫...مرتکب عملی شده ام که تحملش
‫برای کسی از حضار سخت بوده،

478
00:36:49,038 --> 00:36:54,210
‫جویای صلح و دوستی
‫با او هستم.

479
00:36:56,587 --> 00:37:01,967
‫هیچ مرد انگلیسی تبار زنده ای نیست که
‫بنده با او ذره ای اختلاف داشته باشم.

480
00:37:04,136 --> 00:37:06,681
‫از خدا می خواهم تمام نزاع ها
‫حل و فصل شده باشند.

481
00:37:09,308 --> 00:37:12,353
‫سرور فرمانروایم، تمنا
‫می کنم حضرت عالی...

482
00:37:12,436 --> 00:37:14,355
‫...برادرمان کلارنس را نیز
‫مورد لطف خود قرار دهید.

483
00:37:14,772 --> 00:37:19,318
‫بانو، من پیشنهاد عشق و
‫دوستی داده ام که در...

484
00:37:20,486 --> 00:37:23,864
‫...برابر اعلی حضرت
‫تمسخر شوم؟

485
00:37:25,074 --> 00:37:28,411
‫کیست که نداند دوک
‫نجیب از دنیا رفته؟

486
00:37:30,287 --> 00:37:33,082
‫با تحقیر کردن جسد او
‫به او بی احترامی می کنید!

487
00:37:33,332 --> 00:37:34,417
‫کیست که نداند
‫او مرده؟

488
00:37:34,583 --> 00:37:35,584
‫کیست که بداند؟

489
00:37:36,127 --> 00:37:38,379
‫خداوندا، این چه
‫دنیاییست؟

490
00:37:38,796 --> 00:37:40,214
‫کلارنس مُرده؟

491
00:37:45,886 --> 00:37:47,430
‫حکم که باطل شده بود!

492
00:37:48,931 --> 00:37:52,143
‫اما مرد بیچاره به حکم
‫اولتان کشته شد،

493
00:37:53,269 --> 00:37:55,855
‫حکمی که گویی مرکوری،
‫ایزد بالدار منتقل کرد.

494
00:37:56,564 --> 00:38:01,819
‫حکم ابطال را مرد لنگ و کندرویی برد
‫که فقط به لحظه دفن او رسید!

495
00:38:03,737 --> 00:38:05,865
‫چه کسی پیش روی من
‫شفاعتش را کرد؟

496
00:38:08,617 --> 00:38:12,496
‫چه کسی در اوج خشمم، پیش پایم زانو
‫زد و التماس کرد که تجدید نظر کنم؟

497
00:38:13,456 --> 00:38:17,877
‫چه کسی حرف از برادری زد؟
‫چه کسی حرف از عشق زد؟

498
00:38:19,295 --> 00:38:21,714
‫خشم حیوانی من تمام این ها را
‫گناهکارانه از حافظه ام...

499
00:38:21,797 --> 00:38:23,382
‫...زدوده بود و هیچ یک از شما...

500
00:38:23,465 --> 00:38:25,384
‫...قدری لطف نداشتید که
‫خاطرنشان کنید.

501
00:38:25,467 --> 00:38:28,137
‫من بی مهر نیز به خاطر
‫آن مرد بیچاره، با خود...

502
00:38:28,220 --> 00:38:29,722
‫...سخنی نگفتم.

503
00:38:31,140 --> 00:38:35,644
‫خداوندا، می ترسم به خاطر
‫این کار، عدالتت به سراغ...

504
00:38:39,148 --> 00:38:44,695
‫...من و تو و هر آن که از
‫آن من و توست بیاید.

505
00:38:49,825 --> 00:38:51,827
‫الیزابت، کمک کن به
‫اتاق خویش بروم.

506
00:38:57,666 --> 00:38:59,668
‫آه، جرج بیچاره!

507
00:39:09,345 --> 00:39:11,138
‫این است نتیجه عجله.

508
00:39:12,598 --> 00:39:14,016
‫ندیدید...

509
00:39:14,308 --> 00:39:17,019
‫...که چگونه اقوام گناهکار ملکه...

510
00:39:17,102 --> 00:39:19,730
‫...وقتی خبر مرگ کلارنس را
‫شنیدند، رنگ باختند؟

511
00:39:21,857 --> 00:39:23,859
‫آه که آنها به پادشاه اصرار
‫ورزیدند که چنین کند.

512
00:39:26,153 --> 00:39:27,780
‫خداوند انتقامش را
‫خواهد گرفت.

513
00:39:29,657 --> 00:39:31,033
‫بیایید، آقایان.

514
00:39:31,533 --> 00:39:33,077
‫در خدمت حضرت عالی هستیم.

515
00:40:28,298 --> 00:40:32,428
‫آه! چه کسی مرا از نالیدن و
‫گریستن برای بخت خویش...

516
00:40:32,469 --> 00:40:36,849
‫...و شکنجه کردن خود
‫باز خواهد داشت؟

517
00:40:37,641 --> 00:40:39,768
‫چرا چنین معرکه می گیری؟

518
00:40:40,477 --> 00:40:43,021
‫شوهرم، پسر شما،

519
00:40:43,647 --> 00:40:47,234
‫پدر آنها، پادشاه ما...
‫مُرده است.

520
00:40:49,403 --> 00:40:52,281
‫اگر زنده می مانید، گریه کنید.
‫اگر خواهید مرد، دست بجنبانید،

521
00:40:52,364 --> 00:40:54,616
‫تا شاید ارواح تیزبال ما
‫به روح پادشاه برسند...

522
00:40:54,658 --> 00:40:57,077
‫...و مانند پیروان مطیعش،
‫دنبال او وارد...

523
00:40:57,161 --> 00:41:00,080
‫...قلمروی جدیدش، شب
‫جاویدان گردند.

524
00:41:01,582 --> 00:41:02,583
‫آه...

525
00:41:04,543 --> 00:41:06,962
‫همان قدر مادر شوهر
‫نجیب تو هستم،

526
00:41:08,172 --> 00:41:11,467
‫در غم تو نیز شریکم.

527
00:41:13,844 --> 00:41:16,847
‫من به سوگ مرگ شوهری
‫لایق نشسته ام...

528
00:41:17,431 --> 00:41:20,017
‫...و با نگریستن به تصویر او
‫در پسرانم زندگی کرده ام،

529
00:41:20,976 --> 00:41:23,645
‫اما حالا، دو آیینه سیمای
‫شاهوار او...

530
00:41:23,729 --> 00:41:26,398
‫...به دست مرگ شرور
‫خُرد شده اند...

531
00:41:27,316 --> 00:41:30,360
‫...و من برای تسکین خویش
‫جز آیینه ای دروغین ندارم...

532
00:41:31,361 --> 00:41:33,989
‫...که هر گاه شرم خویش در آن
‫می بینم، اندوهگینم می کند.

533
00:41:36,700 --> 00:41:38,994
‫تو یک بیوه ای، اما
‫مادر نیز هستی.

534
00:41:39,661 --> 00:41:42,581
‫می توانی از فرزندانی که برایت
‫مانده اند، تسکین بگیری،

535
00:41:43,332 --> 00:41:46,752
‫اما مرگ شوهر مرا از
‫کنارم ربوده...

536
00:41:47,711 --> 00:41:50,839
‫...و دو عصای زیربغلم را
‫از دستان نحیفم گرفته.

537
00:41:51,340 --> 00:41:53,467
‫کلارنس و ادوارد.

538
00:41:55,969 --> 00:41:57,971
‫تا می توانی گریه کن.

539
00:41:58,347 --> 00:42:00,182
‫من پرستار اندوه تو هستم،

540
00:42:00,766 --> 00:42:03,602
‫و آن را با گریه خویش
‫تقویت خواهم کرد.

541
00:42:05,437 --> 00:42:08,190
‫بانو، مانند مادری
‫محتاط، به فکر...

542
00:42:08,690 --> 00:42:10,859
‫...پسرتان، شاهزاده
‫جوان باشید.

543
00:42:11,693 --> 00:42:12,653
‫فورا بفرستید دنبالش.

544
00:42:12,736 --> 00:42:14,529
‫بگذارید تاج گذاری شود.

545
00:42:14,947 --> 00:42:16,615
‫آرامش شما در وجود اوست.

546
00:42:17,449 --> 00:42:22,079
‫خواهر، خواهر، آرام باش.
‫هر یک از ما دلیلی برای...

547
00:42:22,162 --> 00:42:24,790
‫...گریستن به خاطر افول
‫ستاره تابناکمان داریم،

548
00:42:25,374 --> 00:42:28,210
‫اما هیچ کس نمی تواند
‫با گریه شفا پیدا کند.

549
00:42:30,462 --> 00:42:35,092
‫بانو، مادرم، تمنا می کنم ببخشی.
‫حضرت علیه را ندیدم.

550
00:42:36,718 --> 00:42:38,220
‫دعای خیر تو را می طلبم.

551
00:42:43,517 --> 00:42:47,312
‫خداوند تو را مورد لطف قرار دهد و
‫در قلب تو فروتنی قرار دهد.

552
00:42:48,355 --> 00:42:51,900
‫عشق، عطوفت، اطاعت...

553
00:42:52,734 --> 00:42:53,735
‫...و وظیفه شناسی واقعی.

554
00:42:57,072 --> 00:42:58,073
‫آمین.

555
00:43:03,078 --> 00:43:06,123
‫ای شمایی که این غم
‫سنگین را به دوش می کشید،

556
00:43:07,124 --> 00:43:09,960
‫هم اکنون حالِ یک دیگر را
‫با عشق بهبود بخشید.

557
00:43:11,712 --> 00:43:14,131
‫به نظر من بهتر است که
‫تعداد کمی از ما...

558
00:43:14,214 --> 00:43:16,466
‫...فوراً شاهزاده جوان را
‫برای تاج گذاری به عنوان...

559
00:43:16,508 --> 00:43:18,260
‫...پادشاه، از لودلاو به
‫لندن آوریم.

560
00:43:18,301 --> 00:43:21,304
‫عالی جناب باکینگهام،
‫چرا با تعدادی کم؟

561
00:43:22,097 --> 00:43:24,141
‫که مبادا در جمعی بزرگ...

562
00:43:24,224 --> 00:43:26,393
‫...زخم تازه شفایافته شرارت
‫دهان باز کند، عالی جناب،

563
00:43:27,018 --> 00:43:28,895
‫که اکنون از همیشه
‫خطرناک تر است،

564
00:43:28,979 --> 00:43:31,690
‫چرا که کشور خام و
‫بی دولت است.

565
00:43:31,773 --> 00:43:33,442
‫بسیار خوب، پس
‫برویم تصمیم بگیریم...

566
00:43:33,525 --> 00:43:35,777
‫...که چه کسانی باید مستقیماً
‫عازم لودلاو شوند.

567
00:43:35,861 --> 00:43:38,447
‫بانو...و تو، خواهر من،

568
00:43:38,530 --> 00:43:41,199
‫برای بیان نظر خود درباره
‫این کار حضور به هم می رسانید؟

569
00:43:41,283 --> 00:43:42,826
‫با کمال میل.

570
00:43:51,460 --> 00:43:52,627
‫پسرعموی باکینگهام.

571
00:43:54,629 --> 00:43:58,300
‫عالی جناب، محض
‫رضای خدا، ما باید...

572
00:43:58,383 --> 00:44:01,011
‫...میان آنان که به سوی
‫شاهزاده می تازند، باشیم...

573
00:44:01,470 --> 00:44:03,513
‫...چرا که من ترتیبی
‫خواهم داد...

574
00:44:03,597 --> 00:44:06,475
‫...که اقوام مغرور ملکه را
‫از شاهزاده جدا کنیم.

575
00:44:07,768 --> 00:44:09,478
‫ای همزاد من،

576
00:44:10,729 --> 00:44:13,064
‫مشاور همیشگی من،

577
00:44:14,608 --> 00:44:17,068
‫غیب گوی من، پیشگوی من،

578
00:44:17,611 --> 00:44:19,738
‫پسرعموی عزیزم.

579
00:44:21,448 --> 00:44:24,701
‫چون کودکی، هر چه تو
‫بگویی، اطاعت می کنم.

580
00:44:25,785 --> 00:44:29,289
‫پس پیش به سوی لودلاو،
‫چرا که نباید عقب بمانیم.

581
00:45:37,607 --> 00:45:38,984
‫شاهزاده ادوارد.

582
00:45:39,025 --> 00:45:40,568
‫اعلی حضرت.

583
00:45:51,496 --> 00:45:52,872
‫امشب در نورث همپتون
‫استراحت می کنند.

584
00:45:53,415 --> 00:45:55,542
‫فردا یا پس فردا، به
‫این جا خواهند رسید.

585
00:45:56,084 --> 00:45:59,587
‫با تمام وجود مشتاق
‫دیدن شاهزاده ادواردم،

586
00:45:59,671 --> 00:46:02,340
‫امیدوارم که از آخرین بار که
‫او را دیده باشم، بزرگ شده باشد.

587
00:46:02,424 --> 00:46:05,677
‫آه...اما من شنیده ام که چندان رشد
‫نکرده است. می گویند برادر همایونیش...

588
00:46:05,760 --> 00:46:07,804
‫...تقریبا در رشد از او
‫پیشی گرفته است.

589
00:46:07,929 --> 00:46:10,306
‫آری، مادر...اما من
‫نمی خواهم چنین باشد.

590
00:46:10,932 --> 00:46:13,351
‫چرا، نوه عزیزم؟
‫رشد کردن که خوب است!

591
00:46:13,435 --> 00:46:17,022
‫مادربزرگ، یک شب که
‫سر شام نشسته بودیم،

592
00:46:17,105 --> 00:46:19,232
‫عمو ریورزم گفت که
‫چه قدر من از برادرم...

593
00:46:19,315 --> 00:46:20,859
‫...بیشتر قد کشیده ام.

594
00:46:20,942 --> 00:46:22,819
‫عمو ریچاردم گفت:
‫«آری،

595
00:46:23,403 --> 00:46:27,282
‫«گیاهان ریز مملوئند از وقار...
‫علف هرز روید ولی بی قرار!»

596
00:46:28,533 --> 00:46:30,952
‫عجب...عجب...

597
00:46:31,036 --> 00:46:34,414
‫این ضرب المثل درباره آن که تو را
‫مشمول آن دانست، صدق نمی کند!

598
00:46:34,456 --> 00:46:36,833
‫وقتی خود جوان بود،
‫نکبت ترین موجودات بود،

599
00:46:37,125 --> 00:46:41,379
‫و چنان آرام و آهسته و
‫کُند رشد می کرد...

600
00:46:41,463 --> 00:46:43,715
‫...که اگر حرفش حق بود،
‫می بایست باوقار می بود.

601
00:46:43,757 --> 00:46:46,885
‫بچه شرور، برو ببینم.
‫بیش از آن چه باید زرنگی.

602
00:46:50,972 --> 00:46:52,182
‫چه خبر؟

603
00:46:52,932 --> 00:46:55,643
‫بانوی من، خبری که باز
‫گفتنش غمگینم می دارد.

604
00:46:55,852 --> 00:46:57,061
‫شاهزاده چگونه است؟

605
00:46:57,145 --> 00:46:58,563
‫اُه، بانوی من، صحیح و سالم.

606
00:46:58,897 --> 00:47:00,064
‫پس چه خبری آورده ای؟

607
00:47:00,774 --> 00:47:04,944
‫لرد گری و لرد ریورز را به عنوان
‫زندانی به پامفرت فرستاده اند.

608
00:47:05,153 --> 00:47:06,279
‫چه کسی آنان را محکوم کرده؟

609
00:47:06,362 --> 00:47:08,490
‫دوک های قدرتمند،
‫گلاستر و باکینگهام.

610
00:47:08,573 --> 00:47:09,574
‫به چه جرمی؟

611
00:47:09,657 --> 00:47:12,202
‫هر آن چه می توانستم، گفتم.

612
00:47:12,494 --> 00:47:16,289
‫ای روزهای نفرین شده و
‫ناآرام و پر از کشمکش،

613
00:47:16,372 --> 00:47:18,333
‫چشم های من چه بسیار
‫شما را دیده اند!

614
00:47:24,339 --> 00:47:26,090
‫بدرود، دخترم.

615
00:47:26,174 --> 00:47:28,426
‫بیا، بیا، پسرم.

616
00:47:28,468 --> 00:47:30,094
‫به صومعه می رویم.

617
00:47:30,845 --> 00:47:32,597
‫بانو، بدرود.

618
00:47:35,475 --> 00:47:37,018
‫صبر کن.

619
00:47:38,520 --> 00:47:39,938
‫من نیز با شما می آیم.

620
00:48:09,926 --> 00:48:12,303
‫به لندن خوش آمدید،
‫شاهزاده عزیز.

621
00:48:13,888 --> 00:48:16,766
‫برادرزاده عزیزم، پادشاه
‫افکارم، خوش آمدید.

622
00:48:19,978 --> 00:48:22,981
‫مسیر خسته کننده، شما را
‫ملول گردانده.

623
00:48:23,064 --> 00:48:24,691
‫خیر، عمو.

624
00:48:24,774 --> 00:48:27,569
‫می خواهم دایی هایم نیز این جا
‫به من خوشامد گویند.

625
00:48:28,695 --> 00:48:31,197
‫دایی گری و دایی ریورزم
‫کجا هستند؟

626
00:48:33,199 --> 00:48:35,994
‫دایی هایی که می خواهید،
‫خطرناک بودند.

627
00:48:36,869 --> 00:48:38,371
‫حضرت عالی به حرف های
‫شیرین آنان توجه داشتید،

628
00:48:38,413 --> 00:48:40,581
‫ولی به زهر قلب آنان
‫نمی نگریستید.

629
00:48:42,625 --> 00:48:46,170
‫خداوند از آنان و چنان دوستان
‫دروغینی حفظتان کند!

630
00:49:04,480 --> 00:49:07,275
‫عالی جناب، شهردار لندن برای
‫عرض خیر مقدم به شما آمده است!

631
00:49:09,235 --> 00:49:12,113
‫خدا به حضرت عالی سلامتی و
‫ایامی خوش عطا فرماید!

632
00:49:12,363 --> 00:49:13,906
‫تشکر می کنم، لرد عزیزم،

633
00:49:13,990 --> 00:49:15,491
‫و از همگی شما
‫سپاسگزارم.

634
00:49:15,533 --> 00:49:16,743
‫سرورم.

635
00:49:17,952 --> 00:49:19,704
‫لرد استنلی عزیزم.

636
00:49:21,539 --> 00:49:25,168
‫مادرتان، ملکه و برادرتان،
‫یورک، در صومعه پناه گرفته اند.

637
00:49:25,960 --> 00:49:28,463
‫شاهزاده مهربان می خواست به
‫دیدار حضرت عالی بیاید،

638
00:49:28,504 --> 00:49:30,882
‫اما مادرش به زور او را
‫از این کار بازداشت.

639
00:49:30,965 --> 00:49:35,011
‫آه که این چه رویه نادرست و
‫خودسرانه ایست که در پیش گرفته!

640
00:49:36,220 --> 00:49:38,222
‫حضرت والا...

641
00:49:38,306 --> 00:49:39,307
‫...ممکن است جناب عالی...

642
00:49:39,390 --> 00:49:41,684
‫...ملکه را قانع کنید که
‫دوک یورک را همین حالا...

643
00:49:41,768 --> 00:49:43,895
‫...نزد برادر شاهزاده اش بفرستند؟

644
00:49:43,936 --> 00:49:45,980
‫اگر امتناع کردند، لرد هیستینگز،
‫با ایشان برو...

645
00:49:46,481 --> 00:49:49,400
‫...و به زور او را از میان بازوان
‫حسودش بیرون بکش.

646
00:49:49,484 --> 00:49:52,153
‫خدا را خوش نمی آید
‫به مقام مقدس...

647
00:49:52,320 --> 00:49:55,239
‫...صومعه متبرک بی حرمتی کنیم!

648
00:49:57,325 --> 00:50:00,703
‫شما بیش از حد تشریفاتی و
‫سنت گرا هستید.

649
00:50:02,580 --> 00:50:05,208
‫با گرفتن او، به صومعه
‫بی حرمتی نمی شود!

650
00:50:06,042 --> 00:50:08,086
‫حق این کار به کسانی
‫داده می شود که...

651
00:50:08,169 --> 00:50:09,921
‫...اعمالشان برازنده
‫چنین مکانی باشد...

652
00:50:10,004 --> 00:50:12,757
‫...و آنان که به قدری فهم دارند که
‫محل را برای خویش مطالبه کنند.

653
00:50:13,508 --> 00:50:16,010
‫بسیار شنیده ام که مردان
‫بست بنشینند،

654
00:50:16,052 --> 00:50:19,555
‫اما تا کنون نشنیده بودم
‫کودکان بست بنشینند!

655
00:50:35,988 --> 00:50:37,240
‫سرورم،

656
00:50:38,533 --> 00:50:41,702
‫این بار مرا قانع کردید.

657
00:50:43,037 --> 00:50:44,080
‫زود باشید، لرد هیستینگز.

658
00:50:57,218 --> 00:51:00,221
‫عمو گلاستر، بگو وقتی
‫برادرم بیاید،

659
00:51:00,304 --> 00:51:02,932
‫تا زمان تاج گذاری
‫کجا اقامت خواهیم داشت؟

660
00:51:02,974 --> 00:51:05,226
‫اگر اجازه هست، پیشنهاد
‫می کنم حضرت عالی...

661
00:51:05,268 --> 00:51:08,271
‫...یکی دو روز در برج
‫استراحت بفرمایید.

662
00:51:08,521 --> 00:51:12,066
‫بعد از آن، هر جا که
‫خوش داشتید و به نظرتان...

663
00:51:12,149 --> 00:51:14,527
‫...برای صحت و سلامتتان
‫مناسب تر بود.

664
00:51:14,610 --> 00:51:17,238
‫من از برج بیش از هر
‫جایی متنفرم.

665
00:51:17,613 --> 00:51:20,616
‫ژولیوس سزار آن جا را
‫ساخته، عالی جناب؟

666
00:51:20,658 --> 00:51:23,035
‫بله، سرورم، او آن جا را
‫بنا نهاد،

667
00:51:23,119 --> 00:51:25,746
‫که از آن موقع، طی اعصار
‫متوالی، تجدید بنا شده است.

668
00:51:28,082 --> 00:51:29,959
‫به قول معروف، جوانی
‫چنین خردمند...

669
00:51:30,042 --> 00:51:31,794
‫...هیچ گاه زیاد
‫عمر نمی کند!

670
00:51:47,435 --> 00:51:48,853
‫برادر!

671
00:51:50,021 --> 00:51:52,648
‫و دوک یورک به موقع رسید!

672
00:51:52,732 --> 00:51:54,150
‫ریچارد یورک،

673
00:51:54,233 --> 00:51:55,776
‫برادر عزیزم در
‫چه حال است؟

674
00:51:55,860 --> 00:51:57,653
‫خوب، سرور اندوهگینم،

675
00:51:57,737 --> 00:51:59,238
‫حال باید چنین خطابتان کنم.

676
00:51:59,280 --> 00:52:01,282
‫برادرزاده ام، لرد
‫نجیب یورک...

677
00:52:01,324 --> 00:52:03,242
‫...چگونه است؟

678
00:52:03,826 --> 00:52:05,870
‫سپاسگزارم، عموی عزیز.

679
00:52:05,953 --> 00:52:07,371
‫اُه، سرورم،

680
00:52:07,455 --> 00:52:09,957
‫شما گفتید علف هرز
‫سریع می روید.

681
00:52:11,125 --> 00:52:14,295
‫بلی، سرورم، اما
‫منظوری نداشتم.

682
00:52:14,628 --> 00:52:18,090
‫تقاضا می کنم، عمو،
‫این خنجر را به من دهید.

683
00:52:19,800 --> 00:52:23,554
‫می خواهی سلاح مرا
‫بپوشی، لرد کم سن؟

684
00:52:23,846 --> 00:52:26,265
‫بله...که بتوانم آن چنان که
‫مرا خطاب کردید، از شما تشکر کنم.

685
00:52:26,349 --> 00:52:27,391
‫چه طور؟

686
00:52:27,475 --> 00:52:28,642
‫«کم»!

687
00:52:33,356 --> 00:52:36,734
‫برادرم، یورک، همیشه
‫حاضرجوابی می کند.

688
00:52:36,776 --> 00:52:39,403
‫عمو، جناب عالی می دانید
‫چگونه با او کنار آیید.

689
00:52:39,445 --> 00:52:40,738
‫منظورتان تحمل کردنم است،

690
00:52:41,197 --> 00:52:42,740
‫نه کنار آمدن با من.

691
00:52:43,366 --> 00:52:46,535
‫عمو، برادرم هم شما و هم
‫من را به سخره می گیرد،

692
00:52:46,619 --> 00:52:48,412
‫زیرا از آن جا که من
‫چون میمونی کوچکم،

693
00:52:48,496 --> 00:52:50,539
‫تصور می کند باید مرا بر
‫شانه هایتان حمل کنید!

694
00:53:08,516 --> 00:53:11,894
‫با چه هوش تیزبینانه ای
‫دلیل می تراشد،

695
00:53:11,977 --> 00:53:14,480
‫این گونه تیزهوش و جوان
‫بودن شگفت انگیز است!

696
00:53:15,564 --> 00:53:18,317
‫سرورم، اگر تشریف ببرید،

697
00:53:18,359 --> 00:53:22,488
‫من و پسرعموی عزیزم، نزد
‫مادرتان خواهیم رفت...

698
00:53:22,530 --> 00:53:25,658
‫...تا از ایشان تقاضا کنیم در برج به دیدن
‫شما بیایند و به شما خوشامد گویند.

699
00:53:27,660 --> 00:53:30,412
‫یعنی چه؟ به برج می روید، سرورم؟

700
00:53:31,288 --> 00:53:33,791
‫نایب لردم چنین لازم می داند.

701
00:53:35,126 --> 00:53:37,294
‫من در برج خواب آرامی
‫نخواهم داشت.

702
00:53:37,962 --> 00:53:40,464
‫چرا؟ از چه چیز می ترسید؟

703
00:53:40,548 --> 00:53:43,217
‫روح خشمگین عمویم کلارنس.

704
00:53:43,300 --> 00:53:45,302
‫مادربزرگم به من گفت که
‫آن جا کشته شده است.

705
00:53:48,305 --> 00:53:49,807
‫من از هیچ عموی
‫مرده ای نمی ترسم.

706
00:53:49,890 --> 00:53:51,809
‫امیدوارم که از زنده هایشان
‫هم نترسید!

707
00:53:51,892 --> 00:53:55,521
‫و اگر زنده باشند، امیدوارم
‫نیازی به ترسیدنم نباشد.

708
00:53:57,273 --> 00:53:58,524
‫به برج می روم.

709
00:53:58,566 --> 00:54:00,568
‫بیا، برادر.

710
00:54:11,245 --> 00:54:13,372
‫عجب پسر شروریست،

711
00:54:14,248 --> 00:54:15,666
‫جسور، هوشیار،

712
00:54:15,749 --> 00:54:17,126
‫زیرک،

713
00:54:17,877 --> 00:54:20,421
‫گستاخ و توانا.

714
00:54:22,590 --> 00:54:24,842
‫سر تا پا شبیه مادرش است.

715
00:54:25,092 --> 00:54:26,844
‫خوب، بگذار استراحت کنند.

716
00:54:31,724 --> 00:54:32,975
‫بیا جلو، کیتسبی.

717
00:54:38,898 --> 00:54:41,442
‫کیتسبی عزیز، نزد
‫لرد هیستینگز...

718
00:54:41,525 --> 00:54:43,903
‫...برو و از او نظر بخواه.

719
00:54:43,944 --> 00:54:46,196
‫ببین موضعش در برابر
‫هدف ما برای...

720
00:54:46,280 --> 00:54:49,074
‫...نشاندن این دوک شریف...

721
00:54:49,158 --> 00:54:51,785
‫...بر تخت سطنتی چیست.

722
00:54:52,953 --> 00:54:55,581
‫کیتسبی، به او بگو...

723
00:54:55,664 --> 00:54:58,292
‫...که حلقه قدیمی...

724
00:54:58,375 --> 00:55:00,002
‫...دشمنان خطرناک او...

725
00:55:00,085 --> 00:55:03,339
‫...فردا در قلعه پامفرت
‫به قتل می رسند.

726
00:55:11,096 --> 00:55:13,724
‫اگر چنین حس کنیم که
‫لرد هیستینگز...

727
00:55:13,807 --> 00:55:17,186
‫...با برنامه های ما موافق
‫نیست، چه باید کنیم؟

728
00:55:17,311 --> 00:55:18,437
‫گردنش را می زنیم، دوست من.

729
00:55:21,482 --> 00:55:23,525
‫و ببین، هنگامی که شاه شوم،

730
00:55:24,276 --> 00:55:27,154
‫از من ارل هرفورد
‫شدن و تمام...

731
00:55:27,237 --> 00:55:28,739
‫...مایملکی را بخواه...

732
00:55:28,781 --> 00:55:32,034
‫...که برادرم از شاه گرفته بود.

733
00:55:32,076 --> 00:55:33,994
‫آه...

734
00:55:38,165 --> 00:55:41,043
‫من این عهد را به حضرت عالی
‫گوشزد خواهم کرد!

735
00:55:55,140 --> 00:55:56,683
‫اعلی حضرت.

736
00:56:20,249 --> 00:56:23,377
‫کیتسبی، از این دولت متزلزل
‫ما چه خبر دارید؟

737
00:56:24,503 --> 00:56:28,006
‫الحق که دنیای متزلزلیست،
‫عالی جناب،

738
00:56:28,048 --> 00:56:29,967
‫و باور دارم که هرگز
‫قائم نخواهد ایستاد،

739
00:56:30,050 --> 00:56:32,553
‫تا وقتی ریچارد حلقه گل
‫سرزمین را بر سر کند.

740
00:56:34,847 --> 00:56:36,723
‫کدام حلقه گل؟

741
00:56:37,558 --> 00:56:39,059
‫منظورتان تاج است؟

742
00:56:39,101 --> 00:56:40,352
‫آری، عالی جناب عزیز.

743
00:56:42,104 --> 00:56:44,356
‫ترجیح می دهم سر از
‫گردن خویش جدا کنم...

744
00:56:44,398 --> 00:56:47,025
‫...تا ببینم تاج بر چنین سر
‫ناشایستی نهاده شده،

745
00:56:48,152 --> 00:56:50,320
‫اما نمی توانی حدس بزنی
‫که هدف او همین است؟

746
00:56:50,404 --> 00:56:51,697
‫آری، به جانم قسم!

747
00:56:52,322 --> 00:56:55,117
‫و از همین جهت این خبر خوش را
‫به شما می رساند...

748
00:56:55,200 --> 00:56:57,953
‫...که فردا شب، ریورز و گری،

749
00:56:57,995 --> 00:57:00,122
‫اقوام ملکه،

750
00:57:00,164 --> 00:57:02,291
‫باید در پامفرت بمیرند.

751
00:57:07,129 --> 00:57:09,506
‫واقعا که این خبر مرا
‫غمگین نمی کند.

752
00:57:11,133 --> 00:57:13,177
‫امروز شاهد مرگ دو هم میهن
‫خواهی بود...

753
00:57:13,260 --> 00:57:15,888
‫...که به خاطر صداقت، وظیفه شناسی...

754
00:57:15,971 --> 00:57:17,472
‫...و وفاداری می میرند.

755
00:57:17,514 --> 00:57:19,892
‫خدا شاهزادگان را از امثال
‫شما نجات دهد!

756
00:57:19,933 --> 00:57:23,437
‫حلقه ای از خونخواران نفرین شده اید!

757
00:57:24,271 --> 00:57:26,690
‫سریع تر! زندگی شما به
‫پایان رسیده است.

758
00:57:26,773 --> 00:57:29,443
‫اُه، اینک نفرین مارگارت ما را
‫دچار خود ساخته.

759
00:57:29,526 --> 00:57:33,322
‫عجله کنید، ساعت مرگ فرا رسیده.

760
00:57:33,447 --> 00:57:34,865
‫پامفرت! پامفرت!

761
00:57:34,948 --> 00:57:37,451
‫ما خون بی گناهمان را به تو
‫می دهیم که بنوشی.

762
00:58:19,826 --> 00:58:21,495
‫حال، آقایان شریف،

763
00:58:21,578 --> 00:58:23,205
‫علت دیدار ما...

764
00:58:23,246 --> 00:58:24,414
‫...تعیین روز تاج گذاری...

765
00:58:24,498 --> 00:58:25,666
‫...ادوارد جوان است.

766
00:58:25,749 --> 00:58:27,918
‫همه چیز برای این روز
‫باشکوه آماده است؟

767
00:58:28,001 --> 00:58:30,128
‫بلی...و تنها تعیین
‫روز لازم است.

768
00:58:30,671 --> 00:58:33,173
‫گمان می کنم فردا روز
‫میمونی باشد.

769
00:58:34,508 --> 00:58:38,011
‫این جا چه کسی از نظر
‫نایب لرد خبر دارد؟

770
00:58:40,055 --> 00:58:42,849
‫چه کسی نزدیک ترین شخص به
‫دوک شریف است؟

771
00:58:45,560 --> 00:58:47,854
‫به نظر ما، جناب عالی...

772
00:58:48,980 --> 00:58:50,607
‫...نظر او را بهتر از همه می دانید.

773
00:58:52,359 --> 00:58:56,029
‫ما ظاهر یک دیگر را می شناسیم،
‫اما باطنمان...

774
00:58:56,113 --> 00:58:58,240
‫او همان قدر از افکار من
‫آگاه است که من از افکار او.

775
00:59:00,200 --> 00:59:02,994
‫لرد هیستینگز، او و شما
‫بسیار هم را دوست می دارید.

776
00:59:03,078 --> 00:59:04,454
‫اُه!

777
00:59:04,538 --> 00:59:07,666
‫از ایشان سپاسگزارم، می دانم که
‫مرا بسیار دوست می دارند،

778
00:59:07,707 --> 00:59:09,584
‫اما در مورد نیتش راجع به
‫روز تاج گذاری...

779
00:59:09,626 --> 00:59:11,044
‫...هنوز عقیده اش را
‫نخواسته ام،

780
00:59:11,837 --> 00:59:14,131
‫اما شما، سروران نجیبم، می توانید
‫روز را تعیین کنید...

781
00:59:14,214 --> 00:59:16,842
‫...و از طرف دوک، من عقیده
‫خویش خواهم گفت.

782
00:59:18,593 --> 00:59:21,138
‫چه به موقع! خود دوک
‫از راه رسیدند.

783
00:59:21,221 --> 00:59:24,599
‫سروران شریفم، پسرعمویان،
‫صبح بخیر.

784
00:59:25,434 --> 00:59:27,185
‫زیاد خوابیدم،

785
00:59:28,228 --> 00:59:31,606
‫اما امیدوارم غیبت من سبب
‫فراموش شدن طرح های بزرگی...

786
00:59:31,648 --> 00:59:34,276
‫....که ممکن بود در حضورم به نتیجه
‫برسند، نشده باشد.

787
00:59:34,901 --> 00:59:37,070
‫اگر به موقع نرسیده بودید، سرورم،

788
00:59:37,154 --> 00:59:39,906
‫لرد ویلیام هیستینگز از جانب شما
‫اظهار عقیده کرده بود،

789
00:59:40,699 --> 00:59:43,201
‫منظورم عقیده شما راجع به
‫تاج گذاری پادشاه است.

790
00:59:43,869 --> 00:59:45,412
‫اُه؟

791
00:59:45,996 --> 00:59:49,749
‫ممکن نیست کسی از لرد هیستینگز
‫جسورتر باشد.

792
00:59:51,168 --> 00:59:53,044
‫عالی جناب مرا خوب
‫می شناسد...

793
00:59:53,086 --> 00:59:54,588
‫...و بسیار دوستم دارد.

794
00:59:59,301 --> 01:00:02,095
‫لرد الی، آخرین بار که در
‫هوبرن بودم...

795
01:00:02,220 --> 01:00:05,223
‫...توت فرنگی های مرغوبی
‫در باغت دیدم.

796
01:00:05,265 --> 01:00:07,309
‫تمنا می کنم، بفرستید
‫مقداری برایم بیاورند.

797
01:00:07,392 --> 01:00:10,187
‫به مریم مقدس قسم که با کمال
‫میل چنین خواهم کرد، سرورم.

798
01:00:11,479 --> 01:00:13,481
‫پسرعموی باکینگهام، سخنی
‫با تو دارم.

799
01:00:21,615 --> 01:00:24,242
‫هنوز روزی برای این
‫جشن پیروزی تعیین نکرده ایم.

800
01:00:24,284 --> 01:00:26,786
‫به نظر من، فردا خیلی
‫ناگهانی است.

801
01:00:27,287 --> 01:00:29,164
‫سرورم، دوک گلاستر کجا هستند؟

802
01:00:29,289 --> 01:00:30,957
‫کسی را دنبال توت فرنگی ها فرستاده ام.

803
01:00:32,417 --> 01:00:35,212
‫عالی جناب امروز شاد و
‫آرام به نظر می رسند،

804
01:00:35,295 --> 01:00:37,172
‫فکر نمی کنم در عالم
‫مسیحیت کسی باشد...

805
01:00:37,255 --> 01:00:39,925
‫...که بتواند عشق یا نفرت خود را
‫از او کمتر پنهان کند،

806
01:00:40,008 --> 01:00:42,677
‫چرا که از رخسارش می توان
‫فوراً به دلش پی برد.

807
01:00:43,011 --> 01:00:44,679
‫از نشانه هایی که امروز بر چهره...

808
01:00:44,763 --> 01:00:46,389
‫...داشت، چه فهمیدید؟

809
01:00:46,890 --> 01:00:50,268
‫به مریم مقدس قسم که
‫او از هیچ کدام ما رنجیده نیست،

810
01:00:50,352 --> 01:00:52,729
‫چرا که اگر بود، در ظاهر
‫خود نشان می داد.

811
01:00:52,979 --> 01:00:54,856
‫از خداوند می خواهم که
‫این طور نباشد.

812
01:00:59,194 --> 01:01:01,196
‫از همگی استدعا می کنم،

813
01:01:01,279 --> 01:01:03,573
‫به من بگویید چگونه باید
‫با کسانی برخورد کرد...

814
01:01:03,657 --> 01:01:06,284
‫...که توطئه قتل را می چینند،

815
01:01:06,326 --> 01:01:08,453
‫با استفاده از نقشه های
‫اهریمنی...

816
01:01:08,536 --> 01:01:10,664
‫...و سحر و جادوی نفرین شده ای...

817
01:01:10,747 --> 01:01:12,666
‫...که با افسون های دوزخی خود...

818
01:01:12,749 --> 01:01:16,503
‫...بر بدن من تسلط یافته اند؟

819
01:01:16,544 --> 01:01:18,338
‫مهری که من نسبت به
‫حضرت عالی دارم...

820
01:01:18,421 --> 01:01:20,465
‫...مرا چنین می دارد که
‫بگویم لایق مرگند!

821
01:01:20,715 --> 01:01:23,259
‫پس شاهد عمل شوم
‫آنان باش.

822
01:01:23,343 --> 01:01:24,970
‫ببین که چگونه
‫افسونم کرده اند!

823
01:01:26,846 --> 01:01:29,641
‫بازویم را ببینید...

824
01:01:30,517 --> 01:01:32,519
‫...که مانند نهالی بر باد رفته...

825
01:01:32,686 --> 01:01:34,104
‫...پژمرده گشته!

826
01:01:36,439 --> 01:01:38,441
‫و این کار همسر ادوارد است،

827
01:01:38,984 --> 01:01:40,735
‫آن ساحره هیولا صفت...

828
01:01:41,444 --> 01:01:44,572
‫...که با جادوی خود بر من
‫داغ زده است.

829
01:01:44,864 --> 01:01:47,242
‫سرور شریفم، اگر چنین
‫کرده باشند...

830
01:01:47,283 --> 01:01:48,326
‫اگر؟

831
01:01:49,160 --> 01:01:50,203
‫اگر؟

832
01:01:54,040 --> 01:01:58,336
‫تو محافظ این زن ملعونی!

833
01:02:00,422 --> 01:02:04,050
‫حرف از «اگر» با من می زنی!

834
01:02:05,385 --> 01:02:07,053
‫تو یک خائنی.

835
01:02:07,887 --> 01:02:09,431
‫بزنید گردنش را!

836
01:02:16,146 --> 01:02:17,814
‫قسم به سنت پُل که
‫غذا نخواهم خورد...

837
01:02:17,897 --> 01:02:19,441
‫...مگر آن که چنین شود!

838
01:02:22,277 --> 01:02:23,903
‫کیتسبی، ترتیبی بده که
‫انجام شود.

839
01:02:26,406 --> 01:02:30,034
‫بقیه آنها که مرا دوست دارند،
‫برخیزند و به دنبالم بیایند.

840
01:03:05,612 --> 01:03:06,905
‫سروران، می توانستید...

841
01:03:06,988 --> 01:03:08,490
‫...نحوه و هدف خیانت های او را...

842
01:03:08,573 --> 01:03:10,950
‫...به شهروندانی که ممکن است عمل ما را...

843
01:03:11,284 --> 01:03:14,579
‫...بد تعبیر کرده و عزای مرگ او را
‫بگیرند، خاطرنشان شوید.

844
01:03:14,829 --> 01:03:17,499
‫من مردم وظیفه شناسمان را
‫از تمامی اقدامات...

845
01:03:17,582 --> 01:03:19,334
‫...صحیح شما در این مورد
‫خبردار خواهم کرد.

846
01:04:17,934 --> 01:04:20,436
‫پسرعمو باکینگهام، برو نزد...

847
01:04:20,520 --> 01:04:22,772
‫...شهردار و شهروندان
‫در گیلدهال.

848
01:04:23,439 --> 01:04:25,566
‫آن جا، در بهترین فرصت...

849
01:04:25,608 --> 01:04:27,986
‫...به همایونی نبودن فرزندان
‫ادوارد اشاره کن.

850
01:04:39,789 --> 01:04:41,791
‫اُه، کیتسبی!

851
01:05:29,088 --> 01:05:30,465
‫لطفا...

852
01:05:33,468 --> 01:05:35,595
‫من این جا در محضرتان هستم.

853
01:05:36,137 --> 01:05:38,514
‫فکر می کنم که دوک
‫حاضر به صحبت نیستند.

854
01:05:41,934 --> 01:05:45,062
‫کیستبی، سرورت به تقاضای من
‫چه پاسخی می دهد؟

855
01:05:46,481 --> 01:05:47,732
‫ایشان داخلند،

856
01:05:47,815 --> 01:05:50,067
‫به اتفاق دو کشیش محترم،

857
01:05:50,109 --> 01:05:51,986
‫زانو زده و دعا می کنند...

858
01:05:52,945 --> 01:05:54,947
‫...و هیچ تقاضای دنیوی ای...

859
01:05:54,989 --> 01:05:58,117
‫...نمی تواند او را وادار کند که
‫دست از دعای مقدس بردارد.

860
01:05:58,576 --> 01:06:02,121
‫کیتسبی عزیز، نزد دوک برگرد.

861
01:06:02,872 --> 01:06:04,373
‫به او بگو که من،

862
01:06:04,415 --> 01:06:06,042
‫شهردار و مردم شهر...

863
01:06:06,125 --> 01:06:10,046
‫...آمده ایم که درباره
‫طرح های مهم و...

864
01:06:10,129 --> 01:06:13,299
‫...موضوعات خطیر با ایشان
‫مذاکره کنیم.

865
01:06:13,382 --> 01:06:15,635
‫فوراً به ایشان چنین خواهم گفت.

866
01:06:18,971 --> 01:06:20,348
‫آه، سرورانم.

867
01:06:20,932 --> 01:06:23,226
‫این شاهزاده، ادوارد نیست.

868
01:06:23,309 --> 01:06:26,437
‫او بر بالین لاابالی گری نخوابیده،

869
01:06:26,479 --> 01:06:28,856
‫بلکه زانو زده و دعا
‫می کند.

870
01:06:29,649 --> 01:06:30,900
‫اگر این شاهزاده بافضیلت...

871
01:06:30,983 --> 01:06:32,360
‫...مقام پادشاهی را می پذیرفت،

872
01:06:32,443 --> 01:06:34,737
‫انگلستان خوشبخت می شد.

873
01:06:35,279 --> 01:06:37,031
‫خدا نکند ایشان به ما
‫جواب «نه» دهند.

874
01:06:37,657 --> 01:06:39,075
‫می ترسم که چنین شود.

875
01:06:43,496 --> 01:06:45,248
‫حال، کیتسبی، نظر
‫عالی جناب چیست؟

876
01:06:45,331 --> 01:06:47,583
‫می خواهند بدانند شما به چه
‫دلیل چنین جمعیتی را...

877
01:06:47,625 --> 01:06:50,419
‫...گرد هم آورده اید تا
‫نزد او آیید.

878
01:06:51,170 --> 01:06:53,548
‫آقایان، می ترسند که نیت
‫خوبی نداشته باشید.

879
01:06:55,508 --> 01:07:00,680
‫به خدا قسم، ما با عشق
‫خالص نزد او آمده ایم،

880
01:07:01,097 --> 01:07:03,849
‫پس باری دیگر برگرد و
‫به ایشان چنین بگو.

881
01:07:09,105 --> 01:07:13,401
‫وقتی مردان مقدس و مذهبی
‫تسبیح به دست دارند،

882
01:07:13,651 --> 01:07:15,653
‫ایشان را برون کشیدن
‫دشوار است،

883
01:07:15,861 --> 01:07:19,031
‫چرا که در افکار شیرینی غوطه ورند.

884
01:07:21,117 --> 01:07:23,369
‫بنگرید که عالی جناب
‫بین دو کشیش...

885
01:07:23,536 --> 01:07:24,912
‫...زانو زده اند!

886
01:07:25,371 --> 01:07:28,791
‫و بنگرید که کتاب دعا
‫در دست دارند!

887
01:07:31,377 --> 01:07:34,046
‫پلانتاژنه درخشان،

888
01:07:34,547 --> 01:07:36,799
‫مهربان ترین شاهزاده،

889
01:07:37,717 --> 01:07:40,469
‫با مهربانی به درخواست های
‫ما گوش فرا دهید...

890
01:07:40,553 --> 01:07:44,056
‫...و ما را ببخشید که مزاحم
‫دعا و شور و خلسه...

891
01:07:44,140 --> 01:07:46,183
‫...راستین مسیحیتان گشتیم.

892
01:07:48,060 --> 01:07:51,480
‫به گمانم که مرتکب گناهی شده ام...

893
01:07:51,564 --> 01:07:54,817
‫...که در نظر مردم شهر
‫ننگ آور جلوه می نماید.

894
01:07:58,571 --> 01:08:01,991
‫ما از صمیم قلب از حضرت عالی
‫تقاضا می کنیم...

895
01:08:02,408 --> 01:08:04,785
‫...که رهبری و حکومتِ...

896
01:08:04,869 --> 01:08:08,247
‫...شاهانه این جا، سرزمینتان،
‫حق مادرزادیتان،

897
01:08:08,998 --> 01:08:12,626
‫سلطه مطلقتان، ملکتان را
‫به عهده بگیرید.

898
01:08:12,918 --> 01:08:16,797
‫خدا را شکر، نیازی به من نیست.

899
01:08:18,007 --> 01:08:21,886
‫درخت سلطنتی برای ما
‫یک میوه سلطنتی به جا گذاشته.

900
01:08:23,763 --> 01:08:27,016
‫شاهزاده عزیزی که امن و
‫امان در برج اقامت دارند...

901
01:08:27,099 --> 01:08:29,894
‫...با سلطنت خویش، شادی را
‫برای همه ما به ارمغان خواهند آورد.

902
01:08:30,561 --> 01:08:33,105
‫آن چه به من واگذار می کنید،
‫من به او واگذار می کنم.

903
01:08:33,689 --> 01:08:36,609
‫شما می گویید که ادوارد
‫پسر برادرتان است.

904
01:08:36,692 --> 01:08:37,693
‫مم.

905
01:08:37,777 --> 01:08:39,028
‫ما نیز چنین می گوییم،

906
01:08:39,904 --> 01:08:42,031
‫اما نه از همسر مقدرشده ادوارد.

907
01:08:43,240 --> 01:08:44,992
‫چرا که اول...

908
01:08:45,117 --> 01:08:46,869
‫...قرار بر این بود که با
‫بانو بونا ازدواج کند.

909
01:08:47,787 --> 01:08:50,915
‫این الیزابت، بیوه ای بیچاره،

910
01:08:51,499 --> 01:08:55,377
‫او را با فریب از عرش
‫شأن و منزلت...

911
01:08:55,544 --> 01:08:58,422
‫...به فرش بزدلی و تعصب
‫کشاند.

912
01:08:59,089 --> 01:09:02,468
‫از زنی که قرار نبود
‫همسر او گردد،

913
01:09:02,635 --> 01:09:06,764
‫ادوارد کوچکش را به دست
‫آورد که ما شاهزاده می خوانیم.

914
01:09:07,139 --> 01:09:09,016
‫آری.

915
01:09:11,393 --> 01:09:15,648
‫پس، سرور خوبم، به عهده
‫همایونی خویش گیرید...

916
01:09:15,815 --> 01:09:18,192
‫...که این پیشکش شرافتمندانه را بپذیرید.

917
01:09:18,400 --> 01:09:21,320
‫سرور نیکم، بپذیرید! مردمتان
‫از شما تمنا می کنند!

918
01:09:21,529 --> 01:09:25,825
‫افسوس، چرا می خواهید این
‫همه مسئولیت را به من تحمیل کنید؟

919
01:09:27,368 --> 01:09:30,996
‫من برازنده حکومت و
‫پادشاهی نیستم.

920
01:09:34,583 --> 01:09:38,379
‫من نه می توانم تسلیم
‫شما شوم و نه خواهم شد.

921
01:09:38,671 --> 01:09:40,548
‫اگر رد کنید،

922
01:09:40,839 --> 01:09:42,967
‫می دانیم که از مهریست که
‫در دل دارید،

923
01:09:43,008 --> 01:09:45,010
‫و پشیمانی حاکی از محبت و
‫ترحم مهرانگیز شما.

924
01:09:45,344 --> 01:09:46,345
‫با این حال بدانید،

925
01:09:47,012 --> 01:09:50,057
‫پسر برادرتان هرگز به عنوان
‫پادشاه ما حکومت نخواهد کرد،

926
01:09:50,307 --> 01:09:52,851
‫اما ما کس دیگری را به
‫تخت خواهیم نشاند...

927
01:09:53,060 --> 01:09:56,855
‫...که باعث خفت و تباهی
‫خاندان شما خواهد شد!

928
01:09:57,439 --> 01:09:59,316
‫و با این قطعنامه، شما را
‫ترک می کنیم.

929
01:09:59,400 --> 01:10:00,943
‫بیایید برویم، شهروندان...

930
01:10:01,026 --> 01:10:02,194
‫دیگر تمنا نخواهم کرد.

931
01:10:02,278 --> 01:10:04,905
‫آه، سوگند مخورید عالی جناب باکینگهام!

932
01:10:05,030 --> 01:10:07,324
‫شاهزاده عزیز، دوباره فرا
‫بخوانیدشان، تقاضایشان را بپذیرید.

933
01:10:07,616 --> 01:10:10,286
‫اگر آنان را رد رد کنید،
‫کل سرزمین افسوس خواهند خورد!

934
01:10:10,452 --> 01:10:12,955
‫آیا می خواهی دنیایی نگرانی
‫به من تحمیل کنی؟

935
01:10:15,332 --> 01:10:16,750
‫- فرا بخوانشان.
‫- لرد باکینگهام!

936
01:10:22,006 --> 01:10:23,674
‫من که از سنگ ساخته نشده ام!

937
01:10:25,384 --> 01:10:29,305
‫پسرعمو باکینگهام و شما
‫ای مردان خردمند و موقر،

938
01:10:30,306 --> 01:10:33,809
‫اگر اقبال خویش بر دوش
‫من می گذارید،

939
01:10:34,393 --> 01:10:37,563
‫باید بردباری تحمل این
‫بار را داشته باشم.

940
01:10:39,064 --> 01:10:41,442
‫اما خدا شاهد است،

941
01:10:41,525 --> 01:10:44,153
‫و شما نیز به نوبه خود
‫می توانید ببینید...

942
01:10:44,486 --> 01:10:47,114
‫...که من چه قدر به سلطنت
‫بی میلم.

943
01:10:47,948 --> 01:10:51,952
‫خداوند حضرت عالی را حفظ کند،
‫ما می بینیم و چنین خواهیم گفت.

944
01:10:52,244 --> 01:10:54,621
‫و در حین گفتن، جز حقیقت نمی گویید.

945
01:10:55,122 --> 01:11:00,127
‫پس من با این عنوان سلطنتی
‫به شما درود می فرستم.

946
01:11:00,502 --> 01:11:03,630
‫زنده باد ریچارد، پادشاه
‫شایسته انگلستان!

947
01:11:04,256 --> 01:11:07,801
‫زنده باد ریچارد، پادشاهِ
‫شایسته انگلستان!

948
01:11:16,727 --> 01:11:18,979
‫خوش دارید که فردا
‫تاج گذاری شوید؟

949
01:11:20,397 --> 01:11:22,941
‫هر طور مایلید، همان کنید.

950
01:11:23,984 --> 01:11:27,237
‫پس با نهایت شادمانی از
‫محضرتان مرخص می شویم.

951
01:11:27,613 --> 01:11:29,740
‫و من هم راز و نیاز خویش برمیگردم.

952
01:11:31,617 --> 01:11:32,868
‫بدرود، پسرعموی من.

953
01:11:34,286 --> 01:11:36,038
‫بدرود، دوستان عزیز.

954
01:12:13,700 --> 01:12:15,828
‫این دروازه را باز کنید!

955
01:12:16,912 --> 01:12:18,330
‫این جا چه کسی را می بینیم؟

956
01:12:23,627 --> 01:12:26,880
‫خداوند روز خوش و شادی
‫به شما سروران عطا کند.

957
01:12:27,256 --> 01:12:29,132
‫همچنین، خواهر خوبم.

958
01:12:29,383 --> 01:12:30,509
‫چه تو را به این جا کشانده؟

959
01:12:31,510 --> 01:12:35,138
‫به گمانم، برای همان کار
‫خیری که شما در صددش هستید،

960
01:12:35,180 --> 01:12:36,807
‫عرض تبریک به شاهزادگان
‫عزیزی که این جا هستند.

961
01:12:38,976 --> 01:12:41,395
‫خواهر مهربان، ممنونم. همه
‫با هم وارد خواهیم شد.

962
01:12:47,526 --> 01:12:50,529
‫جناب نگهبان، اجازه
‫می خواهم بپرسم...

963
01:12:51,280 --> 01:12:53,574
‫...شاهزاده و پسر جوانم
‫یورک چگونه هستند؟

964
01:12:53,657 --> 01:12:55,033
‫بسیار خوبند، بانوی عزیز.

965
01:12:58,537 --> 01:12:59,913
‫با اجازه شما باید بگویم...

966
01:13:00,455 --> 01:13:02,249
‫...که نمی توانم اجازه دهم
‫آنان را ببینید.

967
01:13:02,374 --> 01:13:04,376
‫پادشاه بر این امر تأکید کرده اند.

968
01:13:05,002 --> 01:13:06,253
‫پادشاه؟ پادشاه کیست؟

969
01:13:06,670 --> 01:13:07,963
‫منظورم نایب لرد است.

970
01:13:08,046 --> 01:13:10,048
‫خداوند نایب لرد را از این
‫عنوان شاهانه دور نگاه دارد!

971
01:13:10,132 --> 01:13:12,509
‫من مادر آنان هستم، که می تواند مرا
‫از آنان دور نگاه دارد؟

972
01:13:12,593 --> 01:13:14,469
‫من مادر پدرشان هستم،
‫آنان را خواهم دید.

973
01:13:14,553 --> 01:13:17,973
‫من نیز قانوناً زن عموی آنانم و
‫قلباً چون مادری دوستشان می دارم.

974
01:13:18,557 --> 01:13:20,434
‫پس مرا نزد آنان ببرید!

975
01:13:20,475 --> 01:13:23,145
‫خیر، بانو، خیر، نمی توانم
‫چنین کنم.

976
01:13:23,395 --> 01:13:26,398
‫سوگند یاد کرده ام، پس
‫مرا عفو بفرمایید.

977
01:13:30,152 --> 01:13:32,779
‫بیایید، بانو، باید فوراً
‫به وست مینستر بروید...

978
01:13:33,113 --> 01:13:35,532
‫...و در آن جا به عنوان ملکه
‫همایونی ریچارد تاج گذاری شوید.

979
01:13:37,409 --> 01:13:38,785
‫یقه پیراهنم را پاره کنید...

980
01:13:39,244 --> 01:13:42,497
‫...وگرنه از شنیدین این خبر
‫مرگبار از هوش می روم!

981
01:13:43,206 --> 01:13:44,875
‫چه خبر وحشتناکی.

982
01:13:45,500 --> 01:13:48,295
‫آه، چه خبر ناخوشایندی!

983
01:13:48,462 --> 01:13:51,465
‫آه از باد شومی که بدبختی می پراکند!

984
01:13:52,341 --> 01:13:54,968
‫آه، ای زهدان منحوس من که
‫مهد مرگ شدی!

985
01:13:55,886 --> 01:13:58,930
‫تو کاکاتریسی را به این دنیا آورده ای...

986
01:13:59,097 --> 01:14:01,266
‫...که نگاهش هر که نتواند
‫از آن فرار کند را می کشد.

987
01:14:02,267 --> 01:14:05,395
‫بیایید، بانو، بیایید، من را
‫با عجله فرستاده اند.

988
01:14:05,437 --> 01:14:08,982
‫از خدا می خواهم که لبه های
‫آن تاج طلایی که باید دور...

989
01:14:09,107 --> 01:14:11,276
‫...جبینم حلقه زند،

990
01:14:12,277 --> 01:14:18,533
‫به فولادی سرخ و گداخته مبدل
‫شود که مغز مرا بسوزاند.

991
01:14:20,660 --> 01:14:22,662
‫کاش با زهری مرگبار
‫تدهین شوم،

992
01:14:22,913 --> 01:14:26,833
‫و قبل از این که بتوانند بگویند «خدا
‫ملکه را حفظ کند!» بمیرم!

993
01:14:27,793 --> 01:14:32,172
‫برو، برو، زن بیچاره. من
‫به جلالت حسادت نمی ورزم.

994
01:14:36,009 --> 01:14:39,930
‫نزد ریچارد برو و باشد که
‫فرشته های نیک نگهبانت باشند.

995
01:15:38,655 --> 01:15:40,031
‫دور بایستید!

996
01:15:41,783 --> 01:15:42,909
‫پسرعمو باکینگهام؟

997
01:15:44,369 --> 01:15:45,495
‫سرور مهربانم.

998
01:15:45,829 --> 01:15:47,205
‫دستت را به من ده.

999
01:16:12,402 --> 01:16:22,402
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

1000
01:16:47,599 --> 01:16:51,978
‫خدا شاه ریچارد را حفظ
‫کند، سومین نفر از نامش.

1001
01:16:52,937 --> 01:16:54,606
‫خدا شاه را حفظ کند!

1002
01:17:54,833 --> 01:17:55,875
‫ریچارد!

1003
01:18:07,011 --> 01:18:08,805
‫باکینگهام.

1004
01:18:09,180 --> 01:18:13,309
‫به مشورت و کمک تو، شاه ریچارد
‫بر تخت سلطنت نشسته است،

1005
01:18:15,687 --> 01:18:17,564
‫اما آیا این افتخارت تنها
‫یک روز از آن من خواهند بود،

1006
01:18:17,647 --> 01:18:20,024
‫یا دوام خواهند آورد و از داشتن
‫آنان مسرور خواهیم بود؟

1007
01:18:21,609 --> 01:18:24,237
‫هنوز هستند و باشد که
‫تا ابد از آن شما باشند.

1008
01:18:24,821 --> 01:18:28,992
‫ادوارد جوان زنده است.

1009
01:18:33,246 --> 01:18:34,622
‫می گویم می خواهم شاه باشم.

1010
01:18:34,664 --> 01:18:37,917
‫خوب، شاه هستید، سرور نامدارم.

1011
01:18:38,209 --> 01:18:40,628
‫پسرعمو، تو که این قدر
‫نفهم نبودی!

1012
01:18:40,712 --> 01:18:42,088
‫باید صریح بگویم؟

1013
01:18:42,922 --> 01:18:45,216
‫می خواهم این فرزندان
‫بی اصل و نسب بمیرند،

1014
01:18:45,675 --> 01:18:47,552
‫و می خواهم فورا
‫انجام شود.

1015
01:18:51,806 --> 01:18:53,433
‫نظر تو چیست؟
‫کوتاه بگو.

1016
01:18:55,393 --> 01:18:57,770
‫حضرت عالی می توانید آن چه
‫میل دارید انجام دهید.

1017
01:19:00,481 --> 01:19:02,775
‫عجب!

1018
01:19:04,277 --> 01:19:08,781
‫سراسر منجمد شده ای! مهرت
‫یخ بسته است!

1019
01:19:09,699 --> 01:19:13,119
‫بگو تو راضی هستی که
‫آنان بمیرند؟

1020
01:19:16,039 --> 01:19:19,667
‫سرور عزیزم، به من یک
‫لحظه مهلت دهید...

1021
01:19:20,418 --> 01:19:22,921
‫...تا نظر قطعی خود را در
‫این مورد بگویم.

1022
01:19:25,048 --> 01:19:27,300
‫به زودی عقیده ام را این جا
‫به اطلاعتان خواهم رساند.

1023
01:19:34,933 --> 01:19:36,434
‫- کیتسبی.
‫- سرورم؟

1024
01:19:37,226 --> 01:19:39,228
‫آیا کسی را می شناسی که
‫طلای فسادانگیز بتواند...

1025
01:19:39,270 --> 01:19:42,148
‫...برای قتلی مخفیانه وسوسه اش کند؟

1026
01:19:42,440 --> 01:19:44,317
‫مردی تهی دست را می شناسم.

1027
01:19:45,068 --> 01:19:46,945
‫طلا بدون شک برای هر کاری
‫او را وسوسه خواهد کرد.

1028
01:19:46,986 --> 01:19:48,029
‫نامش چیست؟

1029
01:19:48,112 --> 01:19:49,364
‫سرورم، نامش تیرل است.

1030
01:19:49,614 --> 01:19:52,492
‫آن مرد را کمی می شناسم.
‫برو احضارش کن.

1031
01:20:00,917 --> 01:20:04,295
‫باکینگهام تیزهوش و مکار...

1032
01:20:06,089 --> 01:20:09,842
‫...دیگر مشاور من نخواهد بود.

1033
01:20:11,803 --> 01:20:14,472
‫اویی که مدت هاست با من کنار
‫می آید و هرگز خسته نمی شود،

1034
01:20:14,555 --> 01:20:16,683
‫حال برای نفس کشیدن
‫توقف می کند!

1035
01:20:20,770 --> 01:20:22,271
‫خوب، بگذار چنین باشد.

1036
01:20:35,993 --> 01:20:37,620
‫خوب، استنلی، چه خبر؟

1037
01:20:39,414 --> 01:20:41,666
‫سرور عزیزم، بدانید که
‫ارل ریچموند،

1038
01:20:41,749 --> 01:20:43,793
‫هنری تودور در راه
‫فرانسه است.

1039
01:20:45,503 --> 01:20:46,879
‫برای مطالبه تاج شما می آید،

1040
01:20:46,963 --> 01:20:48,965
‫پیروانی دارد و به سمت
‫ساحل حرکت می کند.

1041
01:20:53,970 --> 01:20:55,221
‫استنلی،

1042
01:20:56,305 --> 01:20:59,225
‫ریچموند پسر همسر توست.

1043
01:21:06,107 --> 01:21:07,608
‫خوب، مراقبش باش.

1044
01:21:08,568 --> 01:21:09,694
‫بیا جلو، کیتسبی.

1045
01:21:11,904 --> 01:21:14,532
‫در خارج مرزها چنین شایعه بپراکنید که
‫همسرم، آن، شدیداً بیمار است.

1046
01:21:15,116 --> 01:21:17,118
‫من دستور می دهم که
‫نزدیک خویش نگهش دارند.

1047
01:21:21,205 --> 01:21:23,082
‫بنگر که انگار در خواب و خیالی!
‫تکرار می کنم،

1048
01:21:28,880 --> 01:21:32,133
‫این خبر را پخش کنید که ملکه من،
‫آن، بیمار است و ممکن است بمیرد!

1049
01:21:37,346 --> 01:21:41,726
‫زیرا برای من خیلی اهمیت دارد که هر امیدی که رشدش
‫می تواند آسیبی به من برساند را خاموش دارم.

1050
01:21:43,936 --> 01:21:44,937
‫دست بجنبان!

1051
01:21:58,910 --> 01:22:00,203
‫اسم تو تیرل است؟

1052
01:22:00,745 --> 01:22:02,538
‫جیمز تیرل،

1053
01:22:02,955 --> 01:22:04,707
‫و مطیع ترین رعیت شما.

1054
01:22:06,167 --> 01:22:07,418
‫واقعا این گونه است؟

1055
01:22:07,835 --> 01:22:09,462
‫امتحانم کنید، سرور مهربانم.

1056
01:22:13,049 --> 01:22:15,426
‫حاضری یکی از دوستان مرا بکشی؟

1057
01:22:15,593 --> 01:22:18,221
‫اگر چنین بخواهید، آری، اما ترجیح
‫می دهم دو تا از دشمنانتان را بکشم.

1058
01:22:20,765 --> 01:22:25,269
‫خوب، پس دو دشمن سخت
‫در اختیار تو هستند،

1059
01:22:25,853 --> 01:22:31,984
‫دشمنانی که آسایش از من گرفته و
‫مزاحم خواب شیرینم می گردند.

1060
01:22:32,026 --> 01:22:34,153
‫این ها هستند که می خواهم
‫کارشان را بسازی.

1061
01:22:37,907 --> 01:22:41,911
‫تیرل، منظورم بی اصل و
‫نسب های برج است!

1062
01:22:43,496 --> 01:22:46,374
‫بگذارید آزادانه به آن ها
‫دسترسی داشته باشم،

1063
01:22:46,791 --> 01:22:48,793
‫و به زودی شما را از وحشت از
‫آنان خلاص خواهم ساخت.

1064
01:22:51,921 --> 01:22:54,924
‫به من خبر اتمامش را بده و من به تو
‫محبت می کنم و مقامی تقدیمت می کنم.

1065
01:22:58,135 --> 01:22:59,762
‫فورا انجامش می دهم.

1066
01:23:11,399 --> 01:23:15,194
‫سرورم، من به تقاضایی که
‫از من درباره اش...

1067
01:23:15,277 --> 01:23:16,696
‫...نظر خواسته بودید،
‫اندیشیدم.

1068
01:23:16,779 --> 01:23:18,030
‫خوب، برای خود نگهش دار.

1069
01:23:21,200 --> 01:23:24,453
‫سرورم، من هدیه ای که قولش
‫به من داده شده را طلب می کنم،

1070
01:23:24,537 --> 01:23:26,163
‫ارل هرفورد شدن،

1071
01:23:26,872 --> 01:23:29,125
‫و متعلقات آن که قول دادید
‫از آن من خواهند شد...

1072
01:23:29,208 --> 01:23:31,210
‫استنلی، مراقب زنت باش.

1073
01:23:32,169 --> 01:23:34,547
‫اگر او نامه هایی به ریچموند برساند،

1074
01:23:34,630 --> 01:23:36,382
‫تو بازخواست خواهی شد!

1075
01:23:41,011 --> 01:23:44,014
‫نظر شما درباره تقاضای
‫به حق من چیست، اعلی حضرت؟

1076
01:23:46,475 --> 01:23:49,770
‫به یاد دارم که هنری ششم...

1077
01:23:49,854 --> 01:23:52,231
‫...پیشگویی کرد که ریچموندی که
‫آن زمان پسرکی خودسر بود،

1078
01:23:52,398 --> 01:23:53,774
‫پادشاه خواهد شد.

1079
01:23:53,858 --> 01:23:54,859
‫یک پادشاه...

1080
01:23:55,693 --> 01:23:59,572
‫شاید...شاید...

1081
01:24:01,532 --> 01:24:04,535
‫سرورم، قول ارل شدنتان!

1082
01:24:04,660 --> 01:24:05,703
‫ریچموند!

1083
01:24:07,830 --> 01:24:09,957
‫آخرین بار که در اکستر بودم،

1084
01:24:11,125 --> 01:24:15,254
‫شهردار برای ادای احترام
‫قصری را به من نشان داد...

1085
01:24:16,172 --> 01:24:19,800
‫...و آن را روژمون خواند که
‫با شنیدن نامش از جا پریدم،

1086
01:24:20,426 --> 01:24:22,428
‫زیرا شاعری از ایرلند
‫به من گفته بود...

1087
01:24:22,511 --> 01:24:26,140
‫...که بعد از دیدن «ریچموند»
‫زندگیم چندان طولانی نخواهد بود.

1088
01:24:28,559 --> 01:24:29,727
‫سرورم.

1089
01:24:31,729 --> 01:24:35,858
‫من امروز سر بخشش ندارم.

1090
01:25:56,689 --> 01:25:57,982
‫سرورم؟

1091
01:26:17,209 --> 01:26:18,711
‫ما را تنها گذارید.

1092
01:27:54,097 --> 01:27:55,349
‫در سلامت کاملید، سرور
‫همایونی من؟

1093
01:27:55,432 --> 01:27:57,559
‫تیرل مهربان، آیا از شنیدن
‫خبر تو شادمانه می شوم؟

1094
01:27:57,893 --> 01:27:59,269
‫برکنبری در حال
‫دفن آن هاست.

1095
01:28:01,480 --> 01:28:03,232
‫فردا صبح دوباره نزدم
‫بیا، تیرل.

1096
01:28:04,274 --> 01:28:06,318
‫در این حین، به این فکر
‫کن که چه می توانم پاداشت دهم.

1097
01:28:10,030 --> 01:28:11,532
‫حال،

1098
01:28:11,657 --> 01:28:15,661
‫چون می دانم که هدف ریچموند، به دست
‫آوردن الیزابت، دختر برادرم است...

1099
01:28:15,953 --> 01:28:18,580
‫...و با این وصلت، مغرورانه
‫چشم به تاج و تخت خواهد داشت،

1100
01:28:18,956 --> 01:28:21,583
‫به عنوان خواستگاری شاد و
‫موفق نزد او خواهم رفت!

1101
01:28:22,000 --> 01:28:23,001
‫سرورم!

1102
01:28:23,085 --> 01:28:25,212
‫تویی که این گونه گستاخانه
‫وارد می شوی، خبر خوب داری یا بد؟

1103
01:28:26,547 --> 01:28:28,298
‫بد، سرورم.

1104
01:28:28,757 --> 01:28:30,509
‫اسقف الی به فرانسه
‫فرار کرده...

1105
01:28:30,592 --> 01:28:32,469
‫...تا به نیروهای ریچموند در
‫آن جا ملحق شود،

1106
01:28:33,178 --> 01:28:35,222
‫و باکینگهام...

1107
01:28:36,181 --> 01:28:37,724
‫...که توسط ولزی های جنگجو
‫پشتیبانی می شود،

1108
01:28:37,808 --> 01:28:40,811
‫وارد میدان شده و نیرویش
‫پیوسته در حال افزایش است.

1109
01:28:40,978 --> 01:28:43,146
‫الی و ریچموند مرا
‫بیشتر از..

1110
01:28:43,230 --> 01:28:47,150
‫...باکینگهام و ارتشی که شتابانه
‫جمع کرده است می آزارد.

1111
01:28:47,985 --> 01:28:49,152
‫برو، افراد را جمع کن.

1112
01:28:50,320 --> 01:28:51,822
‫سپر من مشاور من است.

1113
01:28:52,155 --> 01:28:54,449
‫وقتی خائنین در میدان مبارزه هستند،
‫باید دست بجنبانیم!

1114
01:29:58,638 --> 01:30:00,057
‫آه!

1115
01:30:02,392 --> 01:30:04,436
‫شاهزادگان بیچاره من!

1116
01:30:08,398 --> 01:30:10,901
‫آه، بچه های نازنینم!

1117
01:30:13,570 --> 01:30:18,200
‫اگر ارواح شما هنوز در
‫هوا پرواز می کنند،

1118
01:30:19,826 --> 01:30:22,829
‫با بال های سبک خود حول
‫من پرواز کنید.

1119
01:30:25,582 --> 01:30:29,461
‫مصیبت هایی که صدایم را
‫شکسته اند، چنان بسیارند...

1120
01:30:30,170 --> 01:30:33,799
‫...که زبان افسرده و خسته از
‫غمم لال گشته.

1121
01:30:34,382 --> 01:30:40,430
‫خداوندا، از چنین بره های
‫نجیبی چشم می پوشی...

1122
01:30:40,555 --> 01:30:43,683
‫...و آنان را در کام گرگ می افکنی؟

1123
01:30:43,892 --> 01:30:48,772
‫ای زندگی مرده، بینایی نابینا،
‫ای شبح زنده ناتوان و فانی...

1124
01:30:49,981 --> 01:30:53,777
‫در خاک قانون مدار انگلستان که حال با
‫نوشیدن خون بی گناهان بی قانون شده...

1125
01:30:53,944 --> 01:30:57,113
‫...ناآرامی خویش را آرام ببخش.

1126
01:30:57,572 --> 01:30:58,824
‫آه.

1127
01:30:59,741 --> 01:31:01,868
‫همان طور که صندلی
‫اندوه را برایم...

1128
01:31:01,952 --> 01:31:04,579
‫...فراهم آورده ای، زودتر
‫گوری هم برایم بکَن.

1129
01:31:06,414 --> 01:31:10,418
‫آه، چه کسی بیشتر از ما
‫دلیل عزاداری دارد؟

1130
01:31:31,189 --> 01:31:35,318
‫یک بار تو را ملکه دروغین
‫صدا کردم، سایه بیچاره.

1131
01:31:36,236 --> 01:31:39,364
‫حالا شوهرت کجاست؟
‫برادرت کجاست؟

1132
01:31:39,656 --> 01:31:42,033
‫سپاهی که تو را دنبال
‫می کرد، کجاست؟

1133
01:31:42,492 --> 01:31:46,663
‫به همه این ها فکر کن و بنگر که
‫به چه روزی افتاده ای.

1134
01:31:47,414 --> 01:31:51,710
‫به جای همسری خوشحال،
‫غمگین ترین بیوه.

1135
01:31:52,752 --> 01:31:56,923
‫به جای مادری مسرور، از
‫اسم «مادر» ماتم می گیری.

1136
01:31:58,425 --> 01:32:00,719
‫آه، به راستی که پیشگویی کرده
‫بودی که زمانی می رسد...

1137
01:32:00,802 --> 01:32:03,096
‫...که از تو می خواهم در نفرین
‫کردن آن عنکبوت قوزدار،

1138
01:32:03,179 --> 01:32:08,935
‫آن وزغ گوژپشت پلید را
‫کمکم کنی!

1139
01:32:09,185 --> 01:32:11,604
‫من شوهری داشتم، تا
‫وقتی ریچاردی او را کشت.

1140
01:32:12,188 --> 01:32:15,233
‫تو دو پسر داشتی، تا وقتی
‫ریچاردی آنان را کشت.

1141
01:32:15,442 --> 01:32:18,111
‫من شوهری داشتم و تو
‫او را کُشتی.

1142
01:32:19,279 --> 01:32:21,531
‫ادموندی هم داشتم و
‫تو او را کشتی.

1143
01:32:21,614 --> 01:32:25,243
‫تو کلارنسی هم داشتی و
‫ریچارد او را کشت.

1144
01:32:25,994 --> 01:32:28,288
‫از لانه زهدان تو، سگی
‫دوزخی...

1145
01:32:28,371 --> 01:32:31,750
‫...برون خزیده که همه ما را
‫شکار مرگ می سازد!

1146
01:32:32,042 --> 01:32:35,920
‫اُه، همسر هری، از غم های
‫من شادمانه مباش.

1147
01:32:36,921 --> 01:32:39,799
‫خداوند شاهد است که به اندازه
‫کافی به خاطر تو اشک ریخته ام.

1148
01:32:49,225 --> 01:32:50,602
‫با من بردباری کنید،

1149
01:32:52,270 --> 01:32:58,568
‫من تشنه انتقامم.

1150
01:33:00,904 --> 01:33:06,076
‫کلارنس، هیستینگز، ریورز،
‫گری و آن...

1151
01:33:06,951 --> 01:33:11,831
‫...با مرگی نابهنگام در گورهای
‫خویش خفه شده اند.

1152
01:33:12,582 --> 01:33:15,251
‫ریچارد هنوز زنده است،

1153
01:33:16,252 --> 01:33:18,630
‫نماینده سیاه دوزخ!

1154
01:33:18,963 --> 01:33:23,843
‫ای خدای مهربان، استدعا می کنم که
‫ریسمان زندگی او را ببری،

1155
01:33:24,260 --> 01:33:27,639
‫و من زنده باشم و بگویم:

1156
01:33:29,641 --> 01:33:33,186
‫«سگ مُرد!»

1157
01:33:36,523 --> 01:33:40,401
‫تویی که در نفرین کردن
‫مهارت بسیار داری،

1158
01:33:41,152 --> 01:33:46,157
‫مدتی بمان و به من هم یاد بده
‫دشمنان خویش را نفرین کنم.

1159
01:33:47,575 --> 01:33:51,079
‫از خوابیدن در شب بپرهیز و
‫روزها را روزه بگیر.

1160
01:33:51,788 --> 01:33:56,292
‫خوشبختی مُرده را با
‫اندوه زنده بسنج.

1161
01:33:57,377 --> 01:34:00,672
‫چنین گمان کن که کودکانت
‫حتی زیباتر بودند...

1162
01:34:01,297 --> 01:34:05,927
‫...و او که آنان را کشت،
‫فاسدتر از آن چه هست.

1163
01:34:07,136 --> 01:34:11,641
‫تعمق در این ها، به تو خواهد
‫آموخت چگونه نفرین کنی.

1164
01:34:11,933 --> 01:34:13,184
‫کلمات من بی روح هستند.

1165
01:34:14,686 --> 01:34:16,312
‫آن ها را با نفرین های
‫خود تسریع کن.

1166
01:34:16,563 --> 01:34:19,566
‫اندوهتان آن ها را سریع تر و
‫نافذتر خواهد کرد.

1167
01:34:19,816 --> 01:34:22,193
‫اگر چنین است، زبان به دندان
‫نگیر و با من بیا...

1168
01:34:23,027 --> 01:34:24,529
‫...و در نفس کلمات زهرآگین،

1169
01:34:24,612 --> 01:34:28,491
‫پسر معلونم را که دو پسر...

1170
01:34:28,950 --> 01:34:31,327
‫...شیرین تو را خفه کرد،
‫خفه کنیم.

1171
01:35:05,153 --> 01:35:06,821
‫قدرتمندترین سرورم،

1172
01:35:06,904 --> 01:35:09,782
‫یک ناوگان قوی از ساحل غربی
‫به سمت سواحل ما می آید.

1173
01:35:10,199 --> 01:35:12,577
‫تصور می کنیم که ریچموند
‫دریاسالارشان باشد...

1174
01:35:12,702 --> 01:35:15,830
‫...و آن جا لنگر انداخته اند و در انتظار
‫استقبال باکینگهام از خویش هستند.

1175
01:35:17,540 --> 01:35:20,209
‫یک فرد تیزپا را نزد
‫دوک نورفولک بفرستید،

1176
01:35:20,293 --> 01:35:22,045
‫راتکلیف، خودت یا کیتسبی.

1177
01:35:22,128 --> 01:35:24,756
‫کیتسبی، پیش دوک برو.
‫راتکلیف، بیا جلو.

1178
01:35:24,881 --> 01:35:26,883
‫به سالزبری برو...

1179
01:35:27,508 --> 01:35:29,177
‫...و هنگامی که رسیدی...

1180
01:35:30,970 --> 01:35:32,472
‫اهریمن نفهم!

1181
01:35:32,722 --> 01:35:34,766
‫چرا این جا ایستاده ای و
‫نزد دوک نمی روی؟

1182
01:35:39,395 --> 01:35:41,314
‫اعلی حضرت، بفرمایید
‫چه می خواهید،

1183
01:35:41,522 --> 01:35:43,149
‫چه پیامی از شما به دوک برسانم؟

1184
01:35:44,734 --> 01:35:48,613
‫به او امر کن که ارتشی تا جای ممکن
‫بزرگ و قدرتمند جمع کند...

1185
01:35:48,905 --> 01:35:51,282
‫- ...و مرا در سالزبری ملاقات کند.
‫- می روم.

1186
01:35:51,324 --> 01:35:53,576
‫خوش دارید من در سالزبری چه کنم؟

1187
01:35:55,203 --> 01:35:57,455
‫خوب، قبل از رفتن من
‫چه کار می توانی بکنی؟

1188
01:35:58,498 --> 01:36:00,375
‫حضرت عالی گفتید باید
‫قبل از شما بروم.

1189
01:36:01,250 --> 01:36:02,418
‫نظرم عوض شده.

1190
01:36:04,128 --> 01:36:06,547
‫استنلی، چه خبر داری؟

1191
01:36:06,756 --> 01:36:07,924
‫ریچموند در دریاست.

1192
01:36:08,549 --> 01:36:10,968
‫به سمت انگلستان راهیست که
‫تاج را از تصاحب کند.

1193
01:36:17,558 --> 01:36:19,310
‫مگر تخت سلطنت خالیست؟

1194
01:36:19,936 --> 01:36:22,105
‫مگر شمشیر سلطنت در
‫تاب و نوسان نیست؟

1195
01:36:22,688 --> 01:36:24,816
‫مگر شاه مُرده؟

1196
01:36:25,066 --> 01:36:27,568
‫مگر امپراتوری بی صاحب مانده؟

1197
01:36:29,862 --> 01:36:33,783
‫از یورک چه وارثی جز
‫ما زنده مانده؟

1198
01:36:34,117 --> 01:36:37,620
‫و پادشاه انگلستان چه کسی
‫جز وارث یورک بزرگ است؟

1199
01:36:38,162 --> 01:36:39,580
‫پس به من بگو...

1200
01:36:39,664 --> 01:36:42,166
‫او بر دریا چه می کند؟

1201
01:36:43,501 --> 01:36:45,753
‫سرورم، جز آن چه گفتم،
‫نمی توانم حدسی بزنم.

1202
01:36:50,133 --> 01:36:53,386
‫می ترسم که تو هم عاصی
‫شوی و به سوی او بگریزی.

1203
01:36:53,970 --> 01:36:55,638
‫او ناپسری توست.

1204
01:36:56,222 --> 01:36:59,142
‫نه، سرور خوبم. به من
‫بدگمان نباشید.

1205
01:36:59,267 --> 01:37:01,060
‫پس ارتشت کجاست که
‫او را عقب راند؟

1206
01:37:01,144 --> 01:37:03,020
‫آیا اکنون در ساحل غربی
‫نیستند تا...

1207
01:37:03,146 --> 01:37:05,523
‫...به شورشیان را امن و امان
‫از کشتیشان پیاده کنند؟

1208
01:37:05,565 --> 01:37:07,942
‫نه، سرور مهربانم، دوستان
‫من در شمال هستند.

1209
01:37:08,151 --> 01:37:09,277
‫دوستانی که با من سردند!

1210
01:37:09,360 --> 01:37:10,403
‫در شمال چه می کنند...

1211
01:37:10,486 --> 01:37:12,488
‫...وقتی باید در غرب به
‫سرورشان خدمت کنند؟

1212
01:37:12,530 --> 01:37:14,407
‫آن ها فرمانی نگرفته اند،
‫پادشاه قدرتمند.

1213
01:37:15,867 --> 01:37:17,618
‫اگر حضرت عالی مایل
‫باشید اجازه مرخصی به من دهید،

1214
01:37:17,660 --> 01:37:20,162
‫دوستانم را جمع می کنم و
‫حضرت عالی را هر زمان...

1215
01:37:20,913 --> 01:37:23,541
‫...و هر جا که خوش داشته
‫باشید، ملاقات خواهم کرد.

1216
01:37:24,041 --> 01:37:25,418
‫آری، آری.

1217
01:37:26,252 --> 01:37:30,423
‫اگر تو بروی، به ریچموند
‫ملحق می شوی،

1218
01:37:32,008 --> 01:37:33,509
‫اما من به تو اعتماد ندارم.

1219
01:37:35,469 --> 01:37:36,971
‫قدرتمندترین حاکم،

1220
01:37:37,680 --> 01:37:40,182
‫شما دلیلی برای مظنون بودن
‫به دوستی من ندارید.

1221
01:37:41,017 --> 01:37:43,185
‫من هرگز دوستی دروغین
‫نبوده ام و نخواهم بود.

1222
01:37:47,189 --> 01:37:48,608
‫پس برو و افرادی جمع کن...

1223
01:37:50,526 --> 01:37:53,654
‫...اما پسرت، جورج استنلی را
‫این جا بگذار.

1224
01:37:56,782 --> 01:37:58,826
‫مواظب باشید که ایمانتان
‫محکم باشد،

1225
01:37:59,827 --> 01:38:03,581
‫وگرنه سر او بر گردن
‫بند نخواهد شد!

1226
01:38:04,874 --> 01:38:08,044
‫پس اگر من ثابت کردم به شما
‫وفادارم، با او مدارا کنید.

1227
01:38:26,479 --> 01:38:28,981
‫سرورم، دوک باکینگهام را
‫گرفته اند.

1228
01:38:29,649 --> 01:38:30,900
‫این بخش خوش اخبار است.

1229
01:38:31,692 --> 01:38:33,694
‫خبر بدتری که باید گفته شود
‫این است که...

1230
01:38:33,778 --> 01:38:37,573
‫...ارل ریچموند با ارتشی
‫قدرتمند به میلفورد رسیده است.

1231
01:38:41,786 --> 01:38:43,412
‫حرکت، حرکت!

1232
01:38:44,246 --> 01:38:48,125
‫چرا که در حین صحبت ما ممکن
‫است نبردی منتهی به بُرد یا شکست گردد!

1233
01:39:53,399 --> 01:39:54,775
‫ایست!

1234
01:40:05,828 --> 01:40:07,997
‫چه کسی قشون من را
‫از حرکت باز داشته؟

1235
01:40:08,497 --> 01:40:11,417
‫آه، اویی که باید با
‫خفه کردن تو...

1236
01:40:11,792 --> 01:40:14,587
‫...در زهدان نفرین شده اش،
‫تو را از این همه...

1237
01:40:15,045 --> 01:40:17,840
‫...قتل و ویرانی که به بار
‫آورده ای، باز می داشت!

1238
01:40:18,674 --> 01:40:22,845
‫به من بگو، ای برده پلید،
‫فرزندان من کجا هستند؟

1239
01:40:23,179 --> 01:40:26,557
‫ای وزغ، ای وزغ،
‫برادرت کلارنس کجاست؟

1240
01:40:26,765 --> 01:40:29,393
‫ریورز عزیز و گری نازنین
‫کجا هستند؟

1241
01:40:29,643 --> 01:40:31,020
‫هیستینگز مهربان کجاست؟

1242
01:40:31,145 --> 01:40:34,148
‫تو به من یک شوهر و
‫یک پسر بدهکاری.

1243
01:40:35,024 --> 01:40:37,568
‫طبل ها را محکم تر بکوبید!

1244
01:40:37,651 --> 01:40:40,988
‫نگذارید آسمان ها سخنان
‫این زنان یاوه گو را بشنوند!

1245
01:40:42,865 --> 01:40:44,241
‫گفتم بزنید!

1246
01:40:44,867 --> 01:40:46,243
‫تو پسر منی؟

1247
01:40:46,327 --> 01:40:50,956
‫آری، خدا را شکر می کنم که
‫پسر پدرم و خودت هستم.

1248
01:40:51,081 --> 01:40:52,249
‫پس بگذار حرف بزنم.

1249
01:40:52,333 --> 01:40:53,459
‫بزن اما من گوش نخواهم داد.

1250
01:40:53,584 --> 01:40:55,586
‫با ملایمت و مهربانی
‫سخن خواهم گفت.

1251
01:40:55,711 --> 01:40:57,713
‫و کوتاه، مادر عزیز، چرا که
‫عجله دارم.

1252
01:40:57,838 --> 01:40:59,506
‫این قدر عجله داری؟

1253
01:41:00,382 --> 01:41:02,009
‫خدا شاهد است،

1254
01:41:02,509 --> 01:41:05,763
‫من در درد و رنج
‫منتظرت ماندم.

1255
01:41:12,895 --> 01:41:15,898
‫تو به زمین آمدی که زمین را
‫به جهنمی برای من مبدل کنی.

1256
01:41:17,566 --> 01:41:19,693
‫تولد تو بار سنگینی برای من بود.

1257
01:41:20,736 --> 01:41:22,905
‫در کودکی خودسر و خودرأی بودی.

1258
01:41:23,864 --> 01:41:27,910
‫در دوران تحصیل، وحشت زده،
‫ناامید، وحشی و خشمگین بودی.

1259
01:41:28,118 --> 01:41:31,872
‫در دوران شباب، جسور،
‫گستاخ و بی باک بودی.

1260
01:41:32,665 --> 01:41:37,169
‫اینک در این سن، مغرور، زیرک،
‫نیرنگ باز و تشنه خونی.

1261
01:41:38,629 --> 01:41:44,009
‫ملایم تری، اما زیان بارتر!
‫مهربانی اما در ابراز نفرت.

1262
01:41:45,803 --> 01:41:48,597
‫می توانی حتی به یک ساعت
‫اشاره کنی...

1263
01:41:48,889 --> 01:41:51,058
‫...که من در محضر تو
‫آرامش داشته بوده باشم؟

1264
01:41:53,310 --> 01:41:55,979
‫اگر در نظر تو، این همه بی لطفم،

1265
01:41:56,397 --> 01:41:59,066
‫بگذار گذر کنم و
‫به تو توهین نکنم، بانو.

1266
01:42:00,401 --> 01:42:03,404
‫طبل ها را به صدا در آورید!

1267
01:42:03,612 --> 01:42:05,114
‫خواهش می کنم، سخنم را بشنو.

1268
01:42:05,239 --> 01:42:07,491
‫بیش از حد تلخ سخن می گویی.

1269
01:42:07,574 --> 01:42:08,951
‫یک کلمه از من بشنو...

1270
01:42:09,034 --> 01:42:12,162
‫...زیرا دیگر با تو سخن نخواهم گفت.

1271
01:42:22,715 --> 01:42:26,385
‫تو یا پیش از آن که فاتح از
‫جنگ برگردی...

1272
01:42:26,635 --> 01:42:28,637
‫...به حکم عادلانه خداوند
‫می میری،

1273
01:42:28,887 --> 01:42:31,765
‫یا من با اندوه می میرم،

1274
01:42:31,890 --> 01:42:34,268
‫و دیگر هرگز چهره
‫تو را نمی بینم.

1275
01:42:35,769 --> 01:42:40,441
‫بنابراین، سنگین ترین نفرین
‫مرا با خود ببر!

1276
01:42:41,108 --> 01:42:43,861
‫باشد که در روز نبرد
‫تو فرسوده تر...

1277
01:42:43,902 --> 01:42:47,531
‫...تمام زره کاملی که
‫پوشیده ای باشی.

1278
01:42:49,199 --> 01:42:52,703
‫امیدوارم که دعاهای من در
‫جبهه دشمنانت بجنگند...

1279
01:42:53,912 --> 01:42:56,290
‫...و آن جا ارواح کوچک
‫فرزندان ادوارد...

1280
01:42:56,498 --> 01:42:59,042
‫...به دشمنان تو روحیه دهند...

1281
01:42:59,376 --> 01:43:02,171
‫...و به آن ها قول موفقیت و
‫پیروزی دهند.

1282
01:43:04,006 --> 01:43:08,302
‫آن چنان که خود خون می ریزی،
‫پایان خونینی هم خواهی داشت.

1283
01:43:09,136 --> 01:43:13,765
‫ننگ به دنبال زندگی توست و
‫ملازم مرگ تو نیز خواهد بود!

1284
01:43:20,147 --> 01:43:24,276
‫گرچه در من دلیل برای نفرین
‫بیشتر است، دل انجامش کمتر است،

1285
01:43:24,693 --> 01:43:26,486
‫حرف او را آمین می گویم.

1286
01:43:28,822 --> 01:43:29,948
‫بمان، بانو.

1287
01:43:31,909 --> 01:43:33,702
‫باید کلمه ای با تو
‫صحبت کنم.

1288
01:43:46,882 --> 01:43:49,885
‫تو دختری به نام الیزابت داری.

1289
01:43:50,469 --> 01:43:54,473
‫بافضیلت و زیبا، از تبار
‫سلطنتی و باوقار.

1290
01:43:54,723 --> 01:43:56,725
‫از این بابت باید بمیرد؟

1291
01:43:58,894 --> 01:44:00,145
‫آه، بگذار زنده بماند...

1292
01:44:00,270 --> 01:44:02,773
‫...و من اخلاق او را فاسد و زیباییش را
‫لکه دار خواهم کرد...

1293
01:44:02,856 --> 01:44:05,609
‫...که قتلی خونین گریبانش نگیرد.

1294
01:44:06,318 --> 01:44:08,195
‫حاضرم اعتراف کنم که
‫او دختر ادوارد نبوده.

1295
01:44:08,320 --> 01:44:11,823
‫تنها اصل و نسب اوست که
‫ضامن زندگیش است.

1296
01:44:12,115 --> 01:44:14,743
‫و برادرانش با همین
‫ضمانت مُردند!

1297
01:44:15,911 --> 01:44:19,289
‫جوری سخن می گویی که
‫انگار من برادرزاده هایم را کشته ام!

1298
01:44:19,539 --> 01:44:20,916
‫واقعا که برادرزاده!

1299
01:44:21,291 --> 01:44:24,544
‫و عمویشان از آن ها
‫آرامش، حق سلطنت،

1300
01:44:24,670 --> 01:44:28,423
‫خویشاوندی، آزادی و
‫حیات را گرفته!

1301
01:44:30,258 --> 01:44:35,764
‫بانو، بدان که از ته قلبم
‫عاشق دختر تو هستم...

1302
01:44:36,264 --> 01:44:39,810
‫...و قصد دارم او را
‫ملکه انگلستان کنم.

1303
01:44:41,144 --> 01:44:42,688
‫پس چه کسی پادشاه
‫او خواهد شد؟

1304
01:44:42,896 --> 01:44:44,898
‫کسی که او را ملکه می سازد،
‫مگر کسی جز او می تواند؟

1305
01:44:45,107 --> 01:44:46,108
‫چه، تو؟

1306
01:44:46,191 --> 01:44:48,068
‫درست است. نظرت چیست؟

1307
01:44:48,485 --> 01:44:50,237
‫چگونه می توانی
‫او را از آن خود سازی؟

1308
01:44:50,320 --> 01:44:53,949
‫این را از تو که آشنایی بیشتری با
‫خلق و خوی او داری می آموزم.

1309
01:44:54,366 --> 01:44:56,118
‫بهتر این است که چه بگویم؟

1310
01:44:56,660 --> 01:44:58,412
‫بگویم برادر پدرش
‫شوهرش خواهد شد؟

1311
01:44:58,453 --> 01:45:00,330
‫یا بگویم عمویش؟

1312
01:45:00,539 --> 01:45:03,667
‫یا آن که برادران و
‫دایی هایش را کشته؟

1313
01:45:03,709 --> 01:45:06,461
‫اما دختر تو آنان را دوباره
‫به دنیا خواهد آورد.

1314
01:45:07,462 --> 01:45:09,089
‫در لانه غنی ای در جسم او...

1315
01:45:09,131 --> 01:45:12,884
‫...بزرگ خواهند شد که دوباره
‫تو را تسکین بخشند!

1316
01:45:13,176 --> 01:45:16,555
‫تحت چه عنوان او را
‫برای تو خواستگاری کنم...

1317
01:45:16,722 --> 01:45:20,851
‫...که خدا، قانون، شرفم و
‫عشق و...

1318
01:45:20,976 --> 01:45:23,520
‫...جوانی او را خوش آید؟

1319
01:45:23,603 --> 01:45:26,022
‫بگو او ملکه ای عالی رتبه و
‫قدرتمند خواهد شد.

1320
01:45:26,148 --> 01:45:28,150
‫تا مثل مادرش برای چنین
‫عنوانی های های بگرید؟

1321
01:45:28,275 --> 01:45:31,153
‫- قسم می خورم...
‫- حال به چه می توانی قسم بخوری؟

1322
01:45:31,236 --> 01:45:33,613
‫خداوند و اقبال، سعادت را
‫بر من حرام کنند!

1323
01:45:33,655 --> 01:45:36,408
‫روز نورش را و شب
‫آرامشش را از من بگیرد!

1324
01:45:36,867 --> 01:45:38,410
‫ستاره های نیک بختی نیز جملگی...

1325
01:45:38,493 --> 01:45:40,662
‫...مخالف کار من باشند اگر
‫با عشق قلبی پاک...

1326
01:45:40,912 --> 01:45:43,790
‫...از دختر زیبا و همایونی
‫تو مراقبت نکنم!

1327
01:45:47,252 --> 01:45:52,132
‫خوشبختی من و تو
‫در وجود اوست!

1328
01:45:54,468 --> 01:45:58,013
‫بدون او، دنبال من و تو...

1329
01:45:58,889 --> 01:46:03,768
‫...مرگ، ویرانی، نابودی و
‫تباهی خواهد بود.

1330
01:46:05,854 --> 01:46:08,356
‫جز با این کار نمی توان
‫جلوی آن را گرفت.

1331
01:46:09,441 --> 01:46:12,861
‫و اگر انجام نشود، اجتنابی
‫از آن نخواهد بود!

1332
01:46:18,033 --> 01:46:19,910
‫ببین، کاری که شده را
‫نمی توان اصلاح کرد.

1333
01:46:19,993 --> 01:46:22,370
‫اگر من از پسران تو
‫حکومت را گرفتم،

1334
01:46:22,412 --> 01:46:24,706
‫برای جبران، به دخترت
‫می دهمش.

1335
01:46:25,415 --> 01:46:27,918
‫بنابراین، «مادر» عزیز...

1336
01:46:28,460 --> 01:46:29,961
‫باید چنین بخوانمت!

1337
01:46:31,713 --> 01:46:33,340
‫پیش او وکیل عشق من باش،

1338
01:46:33,507 --> 01:46:36,551
‫شفاعت آن چه که خواهم
‫بود را بکن، نه آن چه که بوده ام.

1339
01:46:42,057 --> 01:46:44,184
‫باید این گونه خود را به
‫وسوسه اهریمن بسپارم؟

1340
01:46:44,267 --> 01:46:46,937
‫آری، اگر اهریمن تو را به
‫کاری نیک وا می دارد!

1341
01:46:51,399 --> 01:46:52,400
‫می روم.

1342
01:46:53,443 --> 01:46:55,070
‫به زودی نامه ای به
‫من بنویس...

1343
01:46:55,862 --> 01:46:57,739
‫...و عقیده دخترم را به
‫واسطه من خواهی فهمید.

1344
01:47:14,965 --> 01:47:16,508
‫سلام، بلانت عزیز.

1345
01:47:17,342 --> 01:47:19,052
‫از طرف من این را
‫به ریچموند بگو...

1346
01:47:19,094 --> 01:47:21,096
‫...که در خوک دانی این
‫گراز مرگبار...

1347
01:47:21,513 --> 01:47:24,391
‫...پسرم جورج استنلی
‫در زنجیر است.

1348
01:47:25,475 --> 01:47:28,061
‫اگر شورش کنم، سر
‫جورج جوان قطع می شود.

1349
01:47:28,812 --> 01:47:31,064
‫ترس از این اتفاق، جلوی
‫کمک فعلی مرا می گیرد.

1350
01:47:32,607 --> 01:47:36,278
‫پس برو و سخنم را
‫به سرورت برسان.

1351
01:47:36,611 --> 01:47:39,739
‫به او بگو که ملکه از صمیم
‫قلب موافقت کرده...

1352
01:47:39,864 --> 01:47:42,158
‫...که او با الیزابت، دخترش
‫ازدواج کند،

1353
01:47:42,534 --> 01:47:44,786
‫اما به من بگو، ریچموند
‫نجیب حالا کجاست؟

1354
01:47:45,036 --> 01:47:46,204
‫در پمبروک در ولز...

1355
01:47:46,371 --> 01:47:48,123
‫...و سپاه خویش به بازورث می برد،

1356
01:47:48,248 --> 01:47:50,250
‫مگر این که در میان
‫راه درگیر شوند.

1357
01:47:50,750 --> 01:47:53,003
‫خوب، سلامم را به سرورت
‫برسان و دستش را ببوس.

1358
01:47:54,045 --> 01:47:56,047
‫نامه ام نیت مرا برایش
‫روشن می سازد.

1359
01:47:58,299 --> 01:47:59,300
‫بدرود.

1360
01:49:01,738 --> 01:49:03,364
‫شاه ریچارد اجازه نمی دهد
‫با او سخن بگویم؟

1361
01:49:03,531 --> 01:49:05,074
‫نه، سرور مهربانم...

1362
01:49:07,911 --> 01:49:09,287
‫پس صبور باشید.

1363
01:49:11,122 --> 01:49:13,792
‫امروز روز ارواح درگذشته
‫است، کیتسبی، مگر نه؟

1364
01:49:14,292 --> 01:49:15,293
‫چنین است.

1365
01:49:17,796 --> 01:49:21,591
‫پس، روز ارواح درگذشته
‫روز رستاخیز جسم من است.

1366
01:49:23,134 --> 01:49:26,012
‫نفرین مارگارت بد
‫دامن گیر من شده.

1367
01:49:26,930 --> 01:49:29,432
‫او گفت: «وقتی او...

1368
01:49:29,474 --> 01:49:30,892
‫...قلبت را از غم بشکافد.»

1369
01:49:35,438 --> 01:49:38,024
‫بیا، کیتسبی، مرا به سمت
‫اعدامگاه ننگین هدایت کن.

1370
01:49:40,151 --> 01:49:42,278
‫بیداد را فقط بیداد جواب است،

1371
01:49:43,279 --> 01:49:47,492
‫و گناه را تنها گناه.

1372
01:49:48,993 --> 01:49:50,787
‫جلو بیفت، جلاد.

1373
01:50:24,696 --> 01:50:26,572
‫خورشید خسته غروبی
‫طلایی کرده،

1374
01:50:27,532 --> 01:50:29,409
‫و با دنباله درخشان ارابه
‫آتشینش...

1375
01:50:29,534 --> 01:50:31,244
‫...نوید فردایی باشکوه را می دهد.

1376
01:50:33,705 --> 01:50:35,456
‫مقر لرد استنلی کجاست،
‫می دانی؟

1377
01:50:35,873 --> 01:50:38,042
‫هنگ او حداقل در فاصله
‫800 متری از جنوبِ...

1378
01:50:38,251 --> 01:50:40,003
‫...اردوگاه ارتش قدرتمند شاه است.

1379
01:50:42,380 --> 01:50:43,548
‫بلانت نازنین،

1380
01:50:44,090 --> 01:50:45,633
‫راه خوبی پیدا کن که
‫با او سخن گویم،

1381
01:50:45,717 --> 01:50:47,760
‫و این یادداشت ضروری را
‫از طرف من به او بده.

1382
01:50:48,845 --> 01:50:51,848
‫به جان خود قسم، سرورم،
‫تعهد می دهم.

1383
01:50:52,390 --> 01:50:53,891
‫شب خوش، کاپیتان
‫بلانت شریف.

1384
01:50:57,228 --> 01:50:58,730
‫بیایید، آقایان،

1385
01:50:58,896 --> 01:51:00,898
‫بگذارید درباره کار فردا
‫مشورت کنیم.

1386
01:51:01,441 --> 01:51:04,110
‫داخل خیمه من شوید،
‫هوای بیرون سرد و سوزناک است.

1387
01:51:16,080 --> 01:51:17,707
‫امشب شام نخواهم خورد.

1388
01:51:18,958 --> 01:51:20,126
‫یک جام نوشیدنی برایم بریزید.

1389
01:51:24,714 --> 01:51:26,340
‫راستی کلاه خودم را شل کردید؟

1390
01:51:26,424 --> 01:51:28,176
‫تمام زره و تسلیحاتم را
‫در چادرم نهادید؟

1391
01:51:28,259 --> 01:51:30,428
‫بله، سرورم، همه چیز حاضر است.

1392
01:51:40,021 --> 01:51:42,398
‫اقبال و پیروزی از آن
‫تو باد.

1393
01:51:47,695 --> 01:51:49,614
‫تمام آرامشی که شب تیره
‫می تواند داشته باشد...

1394
01:51:49,739 --> 01:51:52,116
‫...از آن تو باد، پدرخوانده شریف.

1395
01:51:52,533 --> 01:51:54,786
‫خلاصه گویم، از آن جا که
‫فصل مجبورمان می کند...

1396
01:51:55,578 --> 01:51:57,455
‫...صبح اول وقت برای
‫نبرد آماده شو.

1397
01:51:58,414 --> 01:52:00,041
‫اگر بتوانم، دفع الوقت خواهم کرد...

1398
01:52:00,124 --> 01:52:02,668
‫...و تو را در این تصادم نامعلوم
‫سلاح ها یاری خواهم کرد.

1399
01:52:03,628 --> 01:52:05,880
‫اما نمی توانم چندان در
‫جبهه تو بجنگم،

1400
01:52:06,506 --> 01:52:10,426
‫که مبادا دیده شوم و
‫برادرت، جورج نازنین...

1401
01:52:10,676 --> 01:52:12,804
‫...پیش چشم پدرش
‫اعدام گردد.

1402
01:52:13,095 --> 01:52:14,096
‫راتکلیف.

1403
01:52:14,639 --> 01:52:16,516
‫پیام رسانی به هنگ
‫استنلی بفرست.

1404
01:52:16,849 --> 01:52:19,268
‫به او امر کن که قبل از طلوع
‫خورشید، سپاه خویش بیاورد...

1405
01:52:19,560 --> 01:52:21,437
‫...که مبادا پسرش، جورج
‫در غار کور...

1406
01:52:21,479 --> 01:52:24,982
‫...شب ابدی فرو رود.

1407
01:52:25,900 --> 01:52:26,901
‫ای تو،

1408
01:52:27,527 --> 01:52:29,654
‫که خود را کاپیتان تو
‫می شمارم،

1409
01:52:31,155 --> 01:52:33,449
‫با چشم پر لطف خود
‫مراقب نیروهای من باش،

1410
01:52:33,866 --> 01:52:36,160
‫ما را فرستاده های انتقام گیر
‫خود گردان،

1411
01:52:36,244 --> 01:52:38,204
‫که بتوانیم تو را در پیروزی
‫درود بفرستیم.

1412
01:52:41,290 --> 01:52:43,543
‫روح هوشیار خود را به
‫تو می سپارم.

1413
01:53:25,084 --> 01:53:29,839
‫وقتی زنده بودم، بدن
‫تدهین شده من...

1414
01:53:29,922 --> 01:53:34,051
‫...توسط تو پر از سوراخ هایی
‫مرگبار شد.

1415
01:53:36,387 --> 01:53:42,518
‫هری ششم آرزو می کند که
‫مأیوس شوی و بمیری!

1416
01:54:08,127 --> 01:54:13,632
‫جرج کلارنس بیچاره که تو
‫به او خیانت کردی و کشتیش.

1417
01:54:15,468 --> 01:54:18,471
‫فردا در نبرد، به من
‫فکر کن،

1418
01:54:19,013 --> 01:54:22,141
‫و بگذار شمشیر کُندت
‫سقوط کند!

1419
01:54:23,559 --> 01:54:28,189
‫مأیوس شو و بمیر!

1420
01:54:36,030 --> 01:54:38,908
‫من اولین نفر بودم که
‫کمکت کردم به تاج برسی.

1421
01:54:41,243 --> 01:54:43,996
‫آخرین کسی بودم که
‫طعم بیداد تو را چشیدم.

1422
01:54:44,872 --> 01:54:49,502
‫خواب ببین، خواب اعمال خونین و
‫مرگ را ببین،

1423
01:54:50,127 --> 01:54:55,633
‫در سستی، مأیوس شو،
‫در یأس نفس بباز!

1424
01:54:58,135 --> 01:54:59,303
‫ریچارد!

1425
01:55:00,179 --> 01:55:01,555
‫همسرت،

1426
01:55:02,473 --> 01:55:05,810
‫آنِ بدبخت، همسرت...

1427
01:55:07,311 --> 01:55:10,314
‫...حتی یک ساعت هم در
‫آرامش نخفت.

1428
01:55:11,065 --> 01:55:13,943
‫حال او خواب هایت را
‫پر از آشوب می کند.

1429
01:55:14,568 --> 01:55:18,447
‫فردا در نبرد، به من
‫فکر کن.

1430
01:55:18,989 --> 01:55:21,492
‫مأیوس شو و بمیر.

1431
01:55:26,288 --> 01:55:29,917
‫خواب برادرزاده هایت را
‫ببین که در برج خفه کردیشان.

1432
01:55:30,376 --> 01:55:33,254
‫بگذار در سینه تو چون
‫سرب باشیم، ریچارد،

1433
01:55:33,754 --> 01:55:37,633
‫و تو را چنان سنگین کنیم که به
‫ویرانی و ننگ و مرگ کشیده شوی.

1434
01:55:38,217 --> 01:55:42,847
‫ارواح برادرانت برایت آرزوی
‫یأس و مرگ می کنند.

1435
01:56:02,241 --> 01:56:03,367
‫مسیحا!

1436
01:56:15,087 --> 01:56:17,965
‫ای وجدان بزدل،

1437
01:56:19,884 --> 01:56:22,011
‫چه پریشانم می کنی!

1438
01:56:24,221 --> 01:56:27,975
‫عرق سرد وحشت بر اندام
‫لرزانم افتاده.

1439
01:56:30,519 --> 01:56:33,856
‫من از چه می ترسم؟
‫از خودم؟

1440
01:56:33,897 --> 01:56:35,649
‫هیچ کس دیگری کنارم نیست.

1441
01:56:36,025 --> 01:56:37,860
‫این جا قاتلی هست؟

1442
01:56:37,901 --> 01:56:39,153
‫نه؟

1443
01:56:42,906 --> 01:56:44,116
‫بله.

1444
01:56:46,660 --> 01:56:47,953
‫من هستم!

1445
01:56:52,625 --> 01:56:57,379
‫وجدانم هزار زبان جداگانه دارد،

1446
01:56:57,463 --> 01:57:01,842
‫و هر زبان چندین داستان
‫برای گفتن دارد،

1447
01:57:02,051 --> 01:57:06,680
‫و تک تک داستان ها مرا
‫محکوم به شرارت می کنند.

1448
01:57:20,694 --> 01:57:22,946
‫مأیوس خواهم شد.

1449
01:57:26,950 --> 01:57:30,162
‫هیچ موجودی مرا
‫دوست نمی دارد...

1450
01:57:31,455 --> 01:57:33,248
‫...و اگر بمیرم،

1451
01:57:33,332 --> 01:57:36,335
‫هیچ کس برایم
‫دل نمی سوزاند!

1452
01:57:37,878 --> 01:57:39,671
‫باید هم چنین باشد!

1453
01:57:41,006 --> 01:57:44,259
‫چرا که خود نیز نمی توانم برای...

1454
01:57:44,301 --> 01:57:47,179
‫...خودم دل بسوزانم!

1455
01:57:49,348 --> 01:57:50,641
‫سرورم؟

1456
01:57:50,724 --> 01:57:52,851
‫دوستانتان بیدارند و
‫زره های خویش می بندند.

1457
01:57:53,811 --> 01:57:58,065
‫کیتسبی، من کابوس
‫ترسناکی دیدم!

1458
01:58:00,609 --> 01:58:02,361
‫دوستانمان به ما وفادار
‫خواهند ماند؟

1459
01:58:02,403 --> 01:58:03,779
‫بدون شک، سرورم.

1460
01:58:05,656 --> 01:58:07,533
‫اُه، به پولس قدیس قسم،

1461
01:58:07,574 --> 01:58:09,410
‫سایه های امشب وحشت بیشتری...

1462
01:58:09,451 --> 01:58:11,245
‫...از حضور ده هزار سرباز
‫در کنار ریچارد...

1463
01:58:11,328 --> 01:58:12,955
‫...به جانم انداخته اند!

1464
01:58:33,183 --> 01:58:35,102
‫هنوز هوا روشن نشده.

1465
01:58:35,769 --> 01:58:37,187
‫بیا، زره به تنم کن.

1466
01:58:50,701 --> 01:58:52,202
‫چگونه خوابیدید، سرورم؟

1467
01:58:52,327 --> 01:58:54,204
‫شیرین ترین خواب و
‫زیباترین رویایی که به سری...

1468
01:58:54,246 --> 01:58:55,823
‫...خواب آلوده راه یافته را دیدم.

1469
01:58:55,873 --> 01:58:57,749
‫ساعت چند صبح است؟

1470
01:58:58,125 --> 01:58:59,835
‫سر ساعت چهار.

1471
01:59:00,294 --> 01:59:02,462
‫پس وقت آنست که سلاح
‫بپوشیم و جهت تعیین کنیم.

1472
01:59:11,305 --> 01:59:13,056
‫بیا، راتکلیفت، دست
‫به کار شو!

1473
01:59:13,098 --> 01:59:14,600
‫اسبم را زین کن!

1474
01:59:14,641 --> 01:59:15,767
‫من افرادم را در میدان...

1475
01:59:15,809 --> 01:59:17,060
‫...هدایت می کنم.

1476
01:59:34,244 --> 01:59:35,621
‫بروید، آقایان.

1477
01:59:36,538 --> 01:59:38,332
‫هر کس جای خویش!

1478
01:59:39,875 --> 01:59:42,920
‫سلاح های نیرومند ما،
‫وجدان ما باشند...

1479
01:59:43,545 --> 01:59:45,797
‫...و شمشیرمان قانون!

1480
01:59:46,006 --> 01:59:48,425
‫به خاطر داشته باشید که
‫با چه کسانی می جنگید،

1481
01:59:49,760 --> 01:59:52,888
‫گروهی خانه به دوش،

1482
01:59:52,930 --> 01:59:55,057
‫حقه باز و فراری.

1483
01:59:55,474 --> 01:59:57,643
‫زباله های بریتون ها...

1484
01:59:57,726 --> 02:00:00,604
‫...و رعیت های پست.

1485
02:00:01,355 --> 02:00:03,482
‫هم وطنان عزیز،

1486
02:00:03,565 --> 02:00:05,108
‫این را به یاد داشته باشید...

1487
02:00:06,109 --> 02:00:09,321
‫اگر عرق می ریزید که
‫ستمگری را سرنگون کنید،

1488
02:00:09,363 --> 02:00:10,656
‫فقط اگر ستمگر
‫کشته شود،

1489
02:00:11,406 --> 02:00:13,283
‫در آرامش خواهید خفت.

1490
02:00:13,909 --> 02:00:17,037
‫و چه کسی رهبر آن هاست
‫چون مردکی پست...

1491
02:00:17,287 --> 02:00:19,331
‫...که مدت ها به خرج
‫برادرمان...

1492
02:00:19,414 --> 02:00:21,166
‫...در برتاین زندگی می کرده؟

1493
02:00:21,416 --> 02:00:23,043
‫یک بزدل!

1494
02:00:23,460 --> 02:00:25,962
‫اگر فرزندانتان را از شمشیر
‫نجات دهید،

1495
02:00:26,380 --> 02:00:29,007
‫فرزندان فرزندانتان در سن
‫شما سپاسگزارتان خواهند بود.

1496
02:00:29,466 --> 02:00:31,718
‫آدمی که بیشترین سرمایی که
‫در زندگی خود حس کرده...

1497
02:00:31,802 --> 02:00:34,554
‫...از کفش هایش در برف بوده!

1498
02:00:34,888 --> 02:00:36,765
‫بیایید این ها را به
‫ضرب شلاق...

1499
02:00:36,807 --> 02:00:38,308
‫...از دریا بیرون افکنیم.

1500
02:00:38,392 --> 02:00:39,559
‫به نام خدا،

1501
02:00:39,643 --> 02:00:42,145
‫و تمام این حرف های حق...

1502
02:00:42,187 --> 02:00:44,356
‫بگذاریم از سرزمین های
‫ما لذت ببرند؟

1503
02:00:44,439 --> 02:00:46,900
‫خیر! از زنانمان همسر گیرند؟

1504
02:00:46,942 --> 02:00:49,986
‫- خیر!
‫- دخترانمان را سلاخی کنند؟

1505
02:00:50,070 --> 02:00:51,196
‫شمشیرهای حاضر خود را بیرون کشید!

1506
02:00:54,366 --> 02:00:56,410
‫چرا که اگر پیروز شویم،

1507
02:00:56,493 --> 02:00:57,994
‫حتی کمترین شما هم...

1508
02:00:58,036 --> 02:01:00,288
‫...سهم خود از غنیمت های
‫آن را خواهد گرفت.

1509
02:01:01,748 --> 02:01:03,125
‫پرچم هایمان را برافرازید!

1510
02:01:04,042 --> 02:01:05,544
‫به دشمنانمان یورش ببرید!

1511
02:01:05,669 --> 02:01:07,337
‫طبل و شیپور را
‫به صدا در آورید،

1512
02:01:07,587 --> 02:01:09,589
‫جسورانه و شادمانه!

1513
02:01:09,631 --> 02:01:11,508
‫خداوند و سنت جرج!

1514
02:01:11,550 --> 02:01:14,428
‫ریچموند و پیروزی!

1515
02:01:16,513 --> 02:01:18,557
‫به تاخت به پیش!

1516
02:01:18,890 --> 02:01:20,517
‫اگر به مقصد بهشت نباشد،

1517
02:01:20,642 --> 02:01:23,395
‫دست در دست به جهنم می رویم!

1518
02:03:28,436 --> 02:03:31,189
‫کمک! کمک! کمک!

1519
02:03:31,231 --> 02:03:33,608
‫اسب شاه کشته شده!

1520
02:03:35,985 --> 02:03:38,113
‫نجات دهید وگرنه
‫مغلوب می شویم!

1521
02:03:41,700 --> 02:03:43,952
‫یک اسب!

1522
02:03:43,993 --> 02:03:45,954
‫یک اسب!

1523
02:03:45,995 --> 02:03:48,998
‫پادشاهیم برای یک اسب!

1524
02:03:49,457 --> 02:03:50,583
‫عقب نشینی کنید، سرورم،

1525
02:03:50,667 --> 02:03:52,293
‫من برایتان اسبی پیدا می کنم.

1526
02:03:52,335 --> 02:03:53,461
‫برده!

1527
02:03:58,174 --> 02:04:02,137
‫به گمانم در میدان شش
‫ریچموند هست!

1528
02:04:02,178 --> 02:04:04,180
‫امروز پنج تایشان را
‫به جای...

1529
02:04:05,306 --> 02:04:06,808
‫...او کشته ام!

1530
02:04:07,809 --> 02:04:10,562
‫یک اسب! یک اسب!

1531
02:04:11,187 --> 02:04:13,815
‫پادشاهیم به خاطر یک اسب...!

1532
02:04:16,568 --> 02:04:18,111
‫بازویتان، سرورم.

1533
02:04:18,570 --> 02:04:19,946
‫آه!

1534
02:04:21,698 --> 02:04:23,199
‫کیتسبی!

1535
02:06:41,045 --> 02:06:42,797
‫سپاسِ...

1536
02:06:42,880 --> 02:06:44,882
‫...خداوند و بازوهای شما،

1537
02:06:48,970 --> 02:06:50,722
‫دوستان پیروزمند.

1538
02:06:51,514 --> 02:06:53,141
‫امروز از آن ماست،

1539
02:06:54,308 --> 02:06:56,185
‫سگ خونخوار مرده.

1540
02:06:59,897 --> 02:07:01,649
‫ریچموند شجاع،

1541
02:07:07,071 --> 02:07:09,198
‫کار خویش به خوبی
‫انجام دادی!

1542
02:07:11,409 --> 02:07:12,952
‫اما به من بگو،

1543
02:07:13,035 --> 02:07:15,163
‫جورج استنلی جوان
‫زنده است؟

1544
02:07:32,221 --> 02:07:33,473
‫پدر!

1545
02:07:35,224 --> 02:07:37,351
‫پروردگار بزرگ بهشت،

1546
02:07:37,393 --> 02:07:39,103
‫برای همه چیز آمین.

1547
02:07:39,395 --> 02:07:40,646
‫آمین!

1548
02:07:53,075 --> 02:07:54,785
‫برادرم، هنری.

1549
02:07:59,957 --> 02:08:01,292
‫این جاست،

1550
02:08:03,085 --> 02:08:05,922
‫تاجی که مدت هاست
‫غصب شده.

1551
02:08:08,674 --> 02:08:09,926
‫آن را بر سر گذار،

1552
02:08:10,218 --> 02:08:11,636
‫لذتش را ببر،

1553
02:08:11,719 --> 02:08:13,554
‫و نهایت استفاده را
‫از آن بکن.

1554
02:08:20,269 --> 02:08:22,522
‫سربازانی که فرار کرده و
‫مطیعانه نزد ما...

1555
02:08:22,605 --> 02:08:24,857
‫...برمیگردند را عفو کنید.

1556
02:08:25,691 --> 02:08:29,445
‫سپس، طبق سوگندی که خورده ایم،

1557
02:08:30,863 --> 02:08:32,114
‫رُز سفید را...

1558
02:08:32,156 --> 02:08:34,158
‫...با رُز سرخ یکی خواهیم کرد.

1559
02:09:06,649 --> 02:09:08,776
‫خداوند شاه هنری را
‫حفظ کند.

1560
02:09:09,485 --> 02:09:11,487
‫هفتمین نفر از نامش!

1561
02:09:11,904 --> 02:09:14,156
‫خداوند شاه هنری را
‫حفظ کند!

1562
02:09:26,627 --> 02:09:29,380
‫انگلستان مدت هاست
‫درگیر جنون بوده...

1563
02:09:30,673 --> 02:09:32,174
‫...و خود را داغدار کرده.

1564
02:09:34,468 --> 02:09:37,430
‫برادر کورکورانه خون
‫برادر ریخته،

1565
02:09:39,306 --> 02:09:43,185
‫پسر مجبور شده قاتل پدرش باشد.

1566
02:09:45,896 --> 02:09:48,899
‫همه این ها موجب تفرقه
‫بین یورک ها و لنکسترها گشته...

1567
02:09:50,067 --> 02:09:52,319
‫...و آن ها را به طرز شومی
‫از هم جدا ساخته.

1568
02:09:54,319 --> 02:10:04,319
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M