1
00:00:06,083 --> 00:00:07,450
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,500 --> 00:00:09,041
‫- آماده باشین!
‫- دیسا!

3
00:00:11,500 --> 00:00:12,700
‫کوه آتش‌فشان بیدار شده.

4
00:00:12,750 --> 00:00:14,241
‫زمین‌لرزه‌هایی...

5
00:00:14,291 --> 00:00:16,491
‫در اعماق زمین پخش شدن،

6
00:00:16,541 --> 00:00:18,491
‫چاه‌های خورشیدی‌مون فرو ریختن،

7
00:00:18,541 --> 00:00:19,991
‫توانایی‌مون برای کشاورزی از بین رفت.

8
00:00:20,041 --> 00:00:21,241
‫نه، نه، نه.

9
00:00:21,291 --> 00:00:23,875
‫این حلقه‌ها قدرتمندتر از هر چیزی هستن

10
00:00:23,916 --> 00:00:26,541
‫که توسط دورف‌ها یا انسان‌ها ساخته شده.

11
00:00:27,125 --> 00:00:28,666
‫اونا حلقه‌های قدرت هستن.

12
00:00:28,916 --> 00:00:30,875
‫قدرتی برای درمان کوه‌تون.

13
00:00:31,125 --> 00:00:33,666
‫و به پدرت راهی برای نجات سلطنتش میدن

14
00:00:33,833 --> 00:00:35,825
‫شاید این راهی باشه
‫برای اینکه احترامش رو دوباره به دست بیاری.

15
00:00:35,875 --> 00:00:37,208
‫شاید حتی میراثت رو.

16
00:00:37,625 --> 00:00:39,416
‫الان به پدرم توهین کردی؟

17
00:00:39,791 --> 00:00:41,666
‫اگه یک بار دیگه بد ملکه رو بگی،

18
00:00:41,708 --> 00:00:43,616
‫این تویی که ناقص میشی.

19
00:00:43,666 --> 00:00:45,250
‫فهمیدی چی گفتم؟

20
00:00:46,250 --> 00:00:47,241
‫ملکه دروغ‌ها!

21
00:00:47,291 --> 00:00:48,450
‫اون لایق حکمرانی نیست!

22
00:00:48,500 --> 00:00:50,575
‫آخرین حرف‌های شاه که به من گفت،

23
00:00:50,625 --> 00:00:53,700
‫و گفت که از اینجا... مشورت گرفته.

24
00:00:53,750 --> 00:00:55,825
‫این سنگ‌الف ملکه شماست!

25
00:00:55,875 --> 00:00:58,166
‫- ساکت باش!
‫- پالانتیر مال منه. بهش نیاز داریم.

26
00:01:00,541 --> 00:01:02,075
‫قاتل!

27
00:01:02,125 --> 00:01:03,375
‫جادوی سیاه!

28
00:01:06,291 --> 00:01:09,875
‫فارازون! فارازون! فارازون!

29
00:01:10,000 --> 00:01:11,250
‫فارازون!

30
00:01:11,291 --> 00:01:12,241
‫فارازون!

31
00:01:12,291 --> 00:01:15,450
‫شاه برین‌تون باور داره که دورف‌ها لایقش نیستن.

32
00:01:15,500 --> 00:01:18,450
‫در واقع، اون ساختن هر حلقه‌ای رو کلاً ممنوع کرده.

33
00:01:18,500 --> 00:01:20,916
‫ما وقت نداریم که با حرف‌های بیخود،

34
00:01:20,958 --> 00:01:22,950
‫متقاعدش کنیم که چه کسی لایق کمک هست.

35
00:01:23,000 --> 00:01:23,866
‫داری چیکار می‌کنی؟

36
00:01:23,916 --> 00:01:26,325
‫بهش میگم که دارم کارگاه رو می‌بندم.

37
00:01:26,375 --> 00:01:28,325
‫به شاه برین دروغ میگی؟

38
00:01:28,375 --> 00:01:30,750
‫صرفا دارم فضایی واسه اتمام کارمون فراهم می‌کنم.

39
00:01:31,625 --> 00:01:35,075
‫این قدرت تو ارگیون قابل اطمینان نیست.

40
00:01:35,125 --> 00:01:36,700
‫یه بار بهم گفتی،

41
00:01:36,750 --> 00:01:40,325
‫سرنوشت الف‌ها توسط افراد
‫خردمندتر از ما تعیین میشه.

42
00:01:40,375 --> 00:01:43,075
‫که تلاش برای تغییرش،
‫تلاش برای دور زدن مرگ،

43
00:01:43,125 --> 00:01:45,616
‫ممکنه به فاجعه‌ای بزرگ‌تر منجر بشه.

44
00:01:45,666 --> 00:01:47,616
‫همش به این فکر می‌کنم...

45
00:01:47,666 --> 00:01:49,575
‫اگه راست می‌گفتی چی؟

46
00:01:49,625 --> 00:01:52,200
‫یه ارتش از اورک‌ها
‫وارد سرزمین‌های الف‌ها شدن.

47
00:01:52,250 --> 00:01:53,366
‫اون مسیر.

48
00:01:53,416 --> 00:01:54,700
- ‫حدس می‌زنم به-

49
00:01:54,750 --> 00:01:56,241
‫ارگیون باشه، سرورم.

50
00:01:56,291 --> 00:01:59,625
‫باید این خبر به شاه برین برسه
‫قبل از اینکه لشکر ما به موردور حرکت کنه.

51
00:02:00,750 --> 00:02:02,116
‫اونجا.

52
00:02:02,166 --> 00:02:03,325
‫برو به لیندون.

53
00:02:03,375 --> 00:02:04,916
‫من تا جایی که بتونم معطل‌شون می‌کنم.

54
00:02:05,875 --> 00:02:07,041
‫بگیرش.

55
00:02:07,750 --> 00:02:09,125
‫بگیرش، الروند.

56
00:02:09,541 --> 00:02:19,416
‫«ترجمه از وحید فرحناکی و محمد سید»

57
00:02:20,041 --> 00:02:22,750
‫یه ستاره در ساعت ملاقاتمون می‌درخشه...

58
00:02:23,375 --> 00:02:25,125
‫بانو گالادریل.

59
00:02:26,125 --> 00:02:36,125
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

60
00:04:54,625 --> 00:04:55,575
‫از این سمت، سرورم.

61
00:04:55,625 --> 00:04:59,575
‫همونطور که می‌بینین، داریم سعی می‌کنیم
‫یه راه جدید حفاری کنیم،

62
00:04:59,625 --> 00:05:01,241
‫تا به نور خورشید برسیم.

63
00:05:01,291 --> 00:05:06,916
‫ولی تا حالا، هر تلاشی
‫فقط کوه رو ناپایدارتر کرده.

64
00:05:23,750 --> 00:05:24,875
‫مشکلی هست، سرورم؟

65
00:05:27,000 --> 00:05:28,000
‫نه.

66
00:05:28,750 --> 00:05:31,791
‫نه، همه چیز به زودی درست میشه.

67
00:05:32,875 --> 00:05:33,875
‫آره.

68
00:06:10,916 --> 00:06:12,125
‫اینجا رو حفاری کن.

69
00:06:14,500 --> 00:06:17,825
‫سرورم، این دیوار زیر‌بناست.

70
00:06:17,875 --> 00:06:21,125
‫- اگه خرابش کنیم
‫- داری فنّ حفاری رو به من توضیح میدی؟

71
00:06:25,375 --> 00:06:27,208
‫اینجا جاییه که باید حفاری کنیم.

72
00:06:27,250 --> 00:06:28,541
‫حالا هر چی گفتم انجام بده.

73
00:06:36,041 --> 00:06:37,291
‫تبرت رو بده.

74
00:06:37,916 --> 00:06:39,541
‫- پدر
‫- تبر!

75
00:07:03,750 --> 00:07:04,700
‫ناروی!

76
00:07:04,750 --> 00:07:07,000
‫امم... شیفت کاری تموم شد!

77
00:07:07,500 --> 00:07:08,741
‫برید.

78
00:07:08,791 --> 00:07:09,950
‫برید!

79
00:07:10,000 --> 00:07:11,541
‫- خیلی خوب.
‫- یه بار گفتی بسه دیگه

80
00:07:29,125 --> 00:07:31,033
‫سرورم، فکر نمی‌کنی

81
00:07:31,083 --> 00:07:33,125
‫باید یه نفسی تازه کنی؟

82
00:07:34,291 --> 00:07:36,916
‫اون چیزی که نیاز داریم هوا نیست، نوره.

83
00:07:44,250 --> 00:07:45,200
‫سرورم! نه!

84
00:07:45,250 --> 00:07:46,166
‫پدر، نه!

85
00:08:05,625 --> 00:08:08,125
‫دفعه‌ی بعد که بهت میگم حفاری کن،

86
00:08:10,125 --> 00:08:11,166
‫میگی چشم و حفاری می‌کنی.

87
00:08:23,500 --> 00:08:24,583
‫اینجا.

88
00:08:24,625 --> 00:08:25,500
‫اینجا

89
00:08:26,041 --> 00:08:27,575
‫درست. یک، دو، سه، چهار.

90
00:08:27,625 --> 00:08:29,450
‫بیچاره بالانشینان.

91
00:08:29,500 --> 00:08:30,916
‫غلامان خورشید.

92
00:08:35,125 --> 00:08:38,166
‫اسیرِ جریان بی‌پایان طلوع و غروبش.

93
00:08:51,416 --> 00:08:55,250
‫تو خازاد-دووم، از این استبداد آزادیم.

94
00:09:01,000 --> 00:09:05,875
‫اینجا، خودمون خورشید رو نزد خودمون میاریم.

95
00:09:07,916 --> 00:09:12,875
‫بالاخره، یک بار دیگر، سپیده دم در کوه ماست!

96
00:09:19,250 --> 00:09:20,950
‫خازاد...

97
00:09:21,000 --> 00:09:22,750
‫دووم!

98
00:09:26,416 --> 00:09:28,825
‫همکاری دورف‌ها و الف‌ها

99
00:09:28,875 --> 00:09:31,116
‫گفته شده بود این غیرممکنه.

100
00:09:31,166 --> 00:09:34,575
‫ولی همکاری ما
‫این شگفتی رو ممکن کرد.

101
00:09:34,625 --> 00:09:39,125
‫و امروز، یه رویای جدید شروع می‌کنیم،

102
00:09:39,875 --> 00:09:42,750
‫تا دوستی‌مون رو در سنگ جاودانه و حک کنیم.

103
00:09:45,625 --> 00:09:46,750
‫ناروی؟

104
00:09:51,916 --> 00:09:53,541
‫لحظه‌ی بزرگ ناروی.

105
00:09:55,875 --> 00:09:56,916
‫بنگرید...

106
00:10:02,166 --> 00:10:03,791
‫درهای دورین را.

107
00:10:05,750 --> 00:10:08,625
‫دروازه‌ی جدید غربی کوه ما.

108
00:10:09,666 --> 00:10:10,791
‫نفوذ ناپذیر.

109
00:10:10,833 --> 00:10:12,791
‫فقط در نور ماه قابل دیدن است.

110
00:10:13,500 --> 00:10:15,958
‫و توسط رمزی محافظت میشه،

111
00:10:16,000 --> 00:10:18,875
‫که فقط دوستان می‌دونن.

112
00:10:20,000 --> 00:10:22,125
‫حالا، توجه کنین، صنعتگران،

113
00:10:22,916 --> 00:10:25,700
‫به ناروی خیلی دقت کنید وقتی اینجاست.

114
00:10:25,750 --> 00:10:27,991
‫نه فقط بخاطر اینکه یه هنرمند ماهره.

115
00:10:28,041 --> 00:10:29,200
‫ام...

116
00:10:29,250 --> 00:10:30,833
‫اون همینطور یه دزد بدنامه.

117
00:10:30,875 --> 00:10:32,791
‫نذارید هیچ جواهری گم بشه.

118
00:10:34,291 --> 00:10:37,075
‫آره، خوب،
‫سعی کن جیبش رو بگردی.

119
00:10:37,125 --> 00:10:39,116
‫اوه، نه...

120
00:10:39,166 --> 00:10:41,000
‫به افتخار دوستی‌ای پایدار...

121
00:10:41,791 --> 00:10:44,875
‫بین الف‌ها و دورف‌ها.

122
00:10:46,875 --> 00:10:49,375
‫ممنونیم از مهمان‌نوازیتون

123
00:10:57,000 --> 00:10:58,325
‫زیادی بود؟

124
00:10:58,375 --> 00:11:00,041
‫حرفام.

125
00:11:00,666 --> 00:11:02,666
‫بهت گفتم کوتاه باشه.

126
00:11:04,500 --> 00:11:05,825
‫اوه...

127
00:11:05,875 --> 00:11:07,416
‫یادم نمیاد همچین چیزی گفتی.

128
00:11:09,166 --> 00:11:12,000
‫خب، همیشه گوش نمی‌کنی.

129
00:11:13,500 --> 00:11:15,500
‫وقتی یه ایده تو سرت جا میوفته.

130
00:11:19,875 --> 00:11:21,625
‫حقیقت اینه که باید بیشتر حرف می‌زدم.

131
00:11:23,625 --> 00:11:24,875
‫که از تلاش‌هات تقدیر کنم.

132
00:11:28,416 --> 00:11:29,625
‫ببخشید.

133
00:11:31,875 --> 00:11:33,875
‫برام سخته خوشحال بمونم،

134
00:11:35,000 --> 00:11:38,375
‫وقتی که کسایی که از ظهور موردور بیشترین ضربه رو خوردن هنوز دارن رنج میکشن.

135
00:11:41,375 --> 00:11:42,750
‫حلقه‌های انسان‌ها؟

136
00:11:49,500 --> 00:11:51,500
‫هیچی از حلقه‌ها نگفتم.

137
00:11:52,250 --> 00:11:55,450
‫این یه بازیه که بازی می‌کنی، نه؟

138
00:11:55,500 --> 00:11:58,158
‫بذر‌هایی رو تو ذهن دیگران میکاری

139
00:11:58,208 --> 00:11:59,075
‫و بعد قانعشون می‌کنی

140
00:11:59,125 --> 00:12:01,116
‫که حاصل فکر خودشونه.

141
00:12:01,166 --> 00:12:04,500
‫فکر می‌کردم تو این موضوع باهم هم‌عقیده‌ایم.

142
00:12:07,125 --> 00:12:09,325
‫نظرت تغییر کرده؟

143
00:12:09,375 --> 00:12:13,750
‫امشب برای دورف‌هاست. بیا.
‫فردا می‌تونیم درباره‌ی انسان‌ها حرف بزنیم.

144
00:12:15,750 --> 00:12:17,791
‫ترجیح میدم همین الان دربارشون حرف بزنم.

145
00:12:22,125 --> 00:12:24,500
‫خیلی از درد و رنج انسان‌ها کار خودشونه.

146
00:12:26,875 --> 00:12:29,450
‫و بهم گفتن که این انسان‌های سرزمین‌های جنوبی بودن

147
00:12:29,500 --> 00:12:31,700
‫که تو پیروزی آدار کمکش کردن.

148
00:12:31,750 --> 00:12:32,741
‫فقط بعضی از اونا.

149
00:12:32,791 --> 00:12:35,250
‫خیلی از بقیه‌شون همین الان
‫خونه‌های جدید پیدا کردن،

150
00:12:36,375 --> 00:12:39,500
‫به وسیله‌ی مردم خودشون، از نومنور.

151
00:12:40,375 --> 00:12:42,200
‫تا حالا به نومنور رفتی؟

152
00:12:42,250 --> 00:12:43,916
‫نه.

153
00:12:45,166 --> 00:12:46,625
‫قابل توجهه.

154
00:12:47,625 --> 00:12:48,916
‫ولی شکسته.

155
00:12:50,125 --> 00:12:53,500
‫همیشه بین شکوه و ویرانی در نوسانه.

156
00:12:55,125 --> 00:12:57,166
‫بابت نومنور میترسم.

157
00:12:58,375 --> 00:13:00,000
‫بیشتر از هر سرزمین دیگه‌ تو سرزمین میانه.

158
00:13:02,375 --> 00:13:04,408
‫امید داشتم حلقه‌هامون

159
00:13:04,458 --> 00:13:05,875
‫ممکنه اون رو پایدار کنن.

160
00:13:07,166 --> 00:13:09,541
‫ما نمی‌تونیم حلقه‌ رو به انسان‌ها بدیم.

161
00:13:10,166 --> 00:13:12,450
‫ریسک فساد بیش از حد زیاده.

162
00:13:12,500 --> 00:13:14,950
‫هر مشکلی که بخوایم حل کنیم
‫هیچی نیست

163
00:13:15,000 --> 00:13:16,700
‫در مقابل اونایی که ممکنه ایجاد کنیم.

164
00:13:16,750 --> 00:13:17,791
‫آره.

165
00:13:18,666 --> 00:13:19,875
‫درسته.

166
00:13:20,916 --> 00:13:21,833
‫معلومه.

167
00:13:21,875 --> 00:13:23,916
‫انسان‌ها میتونن خیلی ضعیف باشن.

168
00:13:26,875 --> 00:13:28,541
‫ولی وقتی تاریکی فرا میرسه،

169
00:13:29,625 --> 00:13:31,616
‫همیشه یه سری هستن

170
00:13:31,666 --> 00:13:34,625
‫که می‌درخشن و می‌تابن.

171
00:13:37,041 --> 00:13:40,166
‫ائارندیل، توئور،

172
00:13:41,291 --> 00:13:43,791
‫برن، پسر باراهیر.

173
00:13:47,500 --> 00:13:48,875
‫دقیقاً چی می‌خوای بگی؟

174
00:13:51,125 --> 00:13:53,125
‫باید انسان‌های قابل اعتماد پیدا کنیم.

175
00:13:54,416 --> 00:13:58,200
‫خردمندترین، نجیب‌ترین،
‫و پاک‌ترین قلب‌ها.

176
00:13:58,250 --> 00:14:02,700
‫از نومنور تا رون،
‫نُه حامل حلقه رو شناسایی می‌کنیم

177
00:14:02,750 --> 00:14:04,491
‫از نُه تا از بزرگ‌ترین پادشاهی‌های فانی.

178
00:14:04,541 --> 00:14:05,625
‫نُه تا؟

179
00:14:08,125 --> 00:14:09,750
‫کمال سه حلقه.

180
00:14:12,041 --> 00:14:13,500
‫سه برابر کامل شده.

181
00:14:15,750 --> 00:14:20,291
‫برای سومین ساخت‌مون، نه تا درست خواهیم کرد.

182
00:14:23,375 --> 00:14:27,416
‫کارهای بزرگی کردیم،

183
00:14:27,458 --> 00:14:28,375
‫دوست من.

184
00:14:30,291 --> 00:14:33,791
‫نذار با برداشتن لقمهٔ بزرگ‌تر از دهن‌مون

185
00:14:35,875 --> 00:14:39,500
‫به سمت شکست قدم برداریم.

186
00:14:44,000 --> 00:14:47,000
‫ببخشید. جوابم منفیه.

187
00:14:48,375 --> 00:14:50,875
‫حلقه‌های قدرت تکمیل هستن.

188
00:14:52,125 --> 00:14:53,166
‫معلومه.

189
00:14:56,291 --> 00:14:59,500
‫نیاز نیست معذرت بخوای. بسیار خوب.

190
00:15:09,250 --> 00:15:11,500
‫من خودم اون نه تا رو درست میکنم.

191
00:15:21,125 --> 00:15:24,875
‫تا حالا دیدیش؟
‫اونور دریای غربی‌مون رو.

192
00:15:25,750 --> 00:15:27,700
‫برج سفید ارِسیا...

193
00:15:27,750 --> 00:15:31,000
‫دروازه‌ی ورودی به سرزمین‌های جاودان.

194
00:15:31,875 --> 00:15:33,375
‫نه.

195
00:15:34,041 --> 00:15:35,666
‫فقط تیزبین‌ترین چشم میتونه ببینتش.

196
00:15:37,416 --> 00:15:40,000
‫و فقط از قله‌ی منلتارما.

197
00:15:40,625 --> 00:15:42,916
‫فکر کنم الف‌ها
‫عمداً اونجا گذاشتنش.

198
00:15:43,416 --> 00:15:45,950
‫تا هر غروب یادآور این باشه

199
00:15:46,000 --> 00:15:48,041
‫که روزهای ما باید به پایان برسه

200
00:15:49,041 --> 00:15:50,625
‫و روزهای اونها نه.

201
00:15:51,750 --> 00:15:54,450
‫که هر چقدر هم که بالا بریم،

202
00:15:54,500 --> 00:15:58,041
‫یه سری چیزها همیشه از دسترس ما دور خواهند بود.

203
00:16:02,625 --> 00:16:05,375
‫عصای پادشاهی الان از آنِ شماست، پدر.

204
00:16:07,250 --> 00:16:08,741
‫آیا این به اندازه کافی دستاورد بزرگی نیست؟

205
00:16:08,791 --> 00:16:12,291
‫تمام عمرم باور داشتم که بوده.

206
00:16:20,291 --> 00:16:22,950
‫عصا اون چیزیه که تو ازش می‌سازی.

207
00:16:23,000 --> 00:16:26,491
‫عصر پیروزی انسان‌ها نزدیکه، پدر.
‫بیا قبولش کنیم.

208
00:16:26,541 --> 00:16:30,250
‫بیا نومنوری رو بسازیم
‫که همیشه تو ذهن داشتی.

209
00:16:40,250 --> 00:16:42,741
‫یک زمانی، وقتی کنار مادر بودی،

210
00:16:42,791 --> 00:16:47,875
‫مادرت پیش‌بینی کرده بود
‫ تو گرفتار بدبختی خواهی شد.

211
00:16:52,000 --> 00:16:53,166
‫مادرم؟

212
00:16:57,125 --> 00:16:58,700
‫چی گفت؟

213
00:16:58,750 --> 00:17:03,075
‫اگه تو کاری که بهت میدم خوب عمل کنی

214
00:17:03,125 --> 00:17:04,375
‫بهت خواهم گفت.

215
00:17:04,500 --> 00:17:07,500
‫وگرنه باید دنبال جای دیگه‌ای

216
00:17:07,541 --> 00:17:09,875
‫برای استفاده ازت بگردم.

217
00:17:13,750 --> 00:17:17,450
‫فارازون! فارازون! فارازون!

218
00:17:17,500 --> 00:17:20,041
‫فارازون! فارازون! فارازون!

219
00:17:20,666 --> 00:17:21,666
‫بهشون گوش کن.

220
00:17:22,500 --> 00:17:24,450
‫صداهای دیگه‌ای هم اون بیرون هستن.

221
00:17:24,500 --> 00:17:26,575
‫والاندیل بهم گفته که تو محله قدیمی،

222
00:17:26,625 --> 00:17:28,875
‫شب و روز برات دعا می‌کنن.

223
00:17:30,000 --> 00:17:31,291
‫برای ملکه‌شون.

224
00:17:33,375 --> 00:17:34,991
‫ملکه ما.

225
00:17:35,041 --> 00:17:37,575
‫به همه‌مون فرمان بده
‫و با هم می‌تونیم درستش کنیم.

226
00:17:37,625 --> 00:17:39,616
- ‫- گارد دریایی هنوز بهت وفاداره.
‫- الندیل-

227
00:17:39,666 --> 00:17:41,916
‫- با هم می‌تونیم بجنگیم.
‫- الندیل.

228
00:17:53,916 --> 00:17:55,708
‫تو بودی که دلم رو دوباره

229
00:17:55,750 --> 00:17:58,250
‫به راه مؤمنان باز کردی.

230
00:17:59,291 --> 00:18:01,200
‫قسم خوردیم که همچنان خدمت کنیم.

231
00:18:01,250 --> 00:18:02,541
‫حالا می‌خوای کاری نکنی...

232
00:18:03,375 --> 00:18:05,375
‫وقتی گرگ‌ها دارن گهواره رو لیس می‌زنن؟

233
00:18:06,791 --> 00:18:09,000
‫چی دیدی؟

234
00:18:09,041 --> 00:18:10,000
‫تو پالانتیر.

235
00:18:17,375 --> 00:18:18,500
‫خودم رو دیدم.

236
00:18:21,166 --> 00:18:22,250
‫گم‌شده.

237
00:18:24,125 --> 00:18:25,500
‫سواره از شهر به...

238
00:18:31,250 --> 00:18:32,250
‫نمی‌دونم کجا.

239
00:18:32,875 --> 00:18:35,125
‫پس اون رو ندیدی.

240
00:18:36,000 --> 00:18:38,125
‫- چی رو ندیدم؟
‫- شاید تغییر کرده.

241
00:18:38,750 --> 00:18:40,000
‫منظورت چیه؟

242
00:18:41,375 --> 00:18:43,700
‫برای پیروزی هر جنگی نیازی به نبرد نیست.

243
00:18:43,750 --> 00:18:47,325
‫گاهی حفظ آرامش قلب
‫بزرگ‌ترین پیروزیه،

244
00:18:47,375 --> 00:18:50,366
‫بزرگ‌ترین عمل ایمان که می‌توان انجام داد.

245
00:18:50,416 --> 00:18:51,916
‫من نمی‌فهمم.

246
00:18:54,375 --> 00:18:57,866
‫سالهاست که این پالانتیر

247
00:18:57,916 --> 00:19:00,450
‫فقط سقوط جزیره‌مون رو بهم نشون میده.

248
00:19:00,500 --> 00:19:03,450
‫ولی وقتی تو لمسش کردی،
‫اون تصویر ناپدید شد.

249
00:19:03,500 --> 00:19:05,500
‫به مسیری جدید تغییر کرد.

250
00:19:06,125 --> 00:19:09,575
‫پادشاهی فارازون
‫بخشی از اون مسیره.

251
00:19:09,625 --> 00:19:11,866
‫و همینطور تو.

252
00:19:11,916 --> 00:19:14,416
‫ازم فرمان خواستی.

253
00:19:17,416 --> 00:19:18,666
‫حالا داده شد.

254
00:19:27,250 --> 00:19:29,333
‫مهم نیست چقدر فشار میارن،

255
00:19:29,375 --> 00:19:30,950
‫مهم نیست چی رو می‌خوان بگیرن،

256
00:19:31,000 --> 00:19:34,250
‫نباید سرنوشت جدید نومنور رو به خطر بندازی.

257
00:19:35,041 --> 00:19:38,500
‫باید در دل توفان آروم بمونی.

258
00:19:39,125 --> 00:19:41,375
‫برگرد به کشتی‌ات، ناخدا.

259
00:19:48,750 --> 00:19:50,325
‫به میل خودت تحویلش میدی؟

260
00:19:50,375 --> 00:19:51,200
‫آره.

261
00:19:51,250 --> 00:19:53,416
‫دیگه سرباز گارد دریای نیستی. بعدی.

262
00:19:55,541 --> 00:19:56,541
‫صف بکشین.

263
00:19:57,041 --> 00:19:58,200
‫ستوان.

264
00:19:58,250 --> 00:19:59,375
‫خوبه. این سمت.

265
00:20:04,375 --> 00:20:06,000
‫معنای این کارها چیه؟

266
00:20:06,750 --> 00:20:08,416
‫هرکسی که وفادار به ملکه نائب‌السلطنه

267
00:20:08,458 --> 00:20:10,950
‫تشخیص داده شده رتبه‌اش رو ازش گرفتن.

268
00:20:11,000 --> 00:20:12,450
‫به دستور کی؟

269
00:20:12,500 --> 00:20:13,791
‫به دستور من.

270
00:20:18,125 --> 00:20:19,825
‫ببخشید. امیدوار بودم زودتر بهت بگم.

271
00:20:19,875 --> 00:20:23,250
‫لرد بلزاگار می‌خواست همه‌تون رو به خیانت متهم کنه.

272
00:20:24,166 --> 00:20:28,200
‫و با این حال، سرنگونی یه ملکه
‫بهت ارتقاء داده.

273
00:20:28,250 --> 00:20:30,916
‫چطور جرات می‌کنی غم من رو به یه جاه‌طلبی کوچیک تقلیل بدی؟

274
00:20:31,666 --> 00:20:34,991
‫برادر من مرده چون میریل تو یه سنگ الف نگاه کرده.

275
00:20:35,041 --> 00:20:37,575
‫چیزی که مقدسه رو مسخره می‌کنی.

276
00:20:37,625 --> 00:20:39,991
‫چیزی که مسخره‌اس رو مسخره می‌کنم.

277
00:20:40,041 --> 00:20:41,500
‫آر-فارازون پادشاهته.

278
00:20:42,166 --> 00:20:43,791
‫قبولش کن، پدر. التماست می‌کنم.

279
00:20:45,500 --> 00:20:47,541
‫داری یه مسیر خطرناک رو می‌ری.

280
00:20:48,875 --> 00:20:50,866
‫و تو داری روی آب دریا راه میری.

281
00:20:50,916 --> 00:20:53,166
‫حواست باشه پات رو کجا می‌ذاری

282
00:20:53,208 --> 00:20:54,625
‫راه زیادی تا عمقش هست.

283
00:20:59,750 --> 00:21:01,700
‫- آماده‌ای؟
‫- همه چی اونجاست؟

284
00:21:01,750 --> 00:21:03,166
‫- آره.
‫- بعدی.

285
00:21:04,250 --> 00:21:06,750
‫همه‌اش اونجاست. همه‌اش مثل بقیه‌ست.
‫الان چکش کن.

286
00:21:14,375 --> 00:21:15,541
‫ناخدا عرشه رو ترک می‌کنه!

287
00:21:18,000 --> 00:21:19,625
‫الان دیگه ناخدای کسی نیست.

288
00:21:40,291 --> 00:21:41,291
‫حق با اونه.

289
00:21:48,375 --> 00:21:49,375
‫من نیستم.

290
00:21:54,875 --> 00:21:55,875
‫ناخدا.

291
00:22:00,875 --> 00:22:02,491
‫- ممنون، ناخدا.
‫- خدا پشت و پناهت.

292
00:22:02,541 --> 00:22:03,450
‫بسه.

293
00:22:03,500 --> 00:22:05,450
‫- ممنون، ناخدا.
‫- ممنون، ناخدا.

294
00:22:05,500 --> 00:22:07,700
‫- خدا بهت برکت بده، ناخدا.
‫- ناخدا، ممنون، آقا.

295
00:22:07,750 --> 00:22:09,116
‫- خدا بهت برکت بده.
‫- ممنون، آقا.

296
00:22:09,166 --> 00:22:10,625
‫ممنون، ناخدا.

297
00:22:11,750 --> 00:22:12,950
‫بسه.

298
00:22:13,000 --> 00:22:14,950
‫- ممنون، ناخدا.
‫- ممنون، ناخدا.

299
00:22:15,000 --> 00:22:16,991
‫فکر می‌کنی این چطور تموم میشه؟ ساکت!

300
00:22:17,041 --> 00:22:20,625
‫- ممنون، ناخدا. ممنون.
‫- برکت بده، ناخدا. برکت بده.

301
00:22:22,375 --> 00:22:25,000
‫- ناخدا، الندیل.
‫- خدا بهت برکت بده.

302
00:22:26,375 --> 00:22:27,375
‫ولاندیل.

303
00:22:28,125 --> 00:22:30,250
‫شاید بتونم اسمتو از لیست خط بزنم.

304
00:22:31,250 --> 00:22:32,375
‫با پادشاه حرف میزنم.

305
00:22:33,500 --> 00:22:34,750
‫این کار رو برام می‌کنی؟

306
00:22:37,791 --> 00:22:39,541
‫یکی از قدیمی‌ترین دوستانمی.

307
00:22:40,416 --> 00:22:42,908
‫فکر کنم به اندازه کافی روشن کردی

308
00:22:42,958 --> 00:22:44,625
‫که دوستات کیا هستن.

309
00:23:33,000 --> 00:23:35,075
‫ای شاه برین بزرگوار.

310
00:23:35,125 --> 00:23:38,075
‫این نامه رو می‌نویسم تا شادی عمیقم رو بیان کنم

311
00:23:38,125 --> 00:23:41,791
‫به خاطر موفقیت حلقه‌های سه‌گانه در لیندون.

312
00:23:42,750 --> 00:23:44,333
‫همون‌طور که درخواست شد،

313
00:23:44,375 --> 00:23:48,125
‫کوره آهنگری خاموشه و کارگاه خالیه.

314
00:23:48,750 --> 00:23:51,325
‫آرامش گرانبهایی بر شهر حکم‌فرما شده،

315
00:23:51,375 --> 00:23:54,000
‫و روزهای روشنی در پیش می‌بینم.

316
00:23:54,541 --> 00:23:57,325
‫امیدوارم بزودی بتونین سفری داشته باشید.

317
00:23:57,375 --> 00:24:00,825
‫تا اون زمان، همچنان مثل همیشه،

318
00:24:00,875 --> 00:24:04,875
‫خدمت‌گزار وفادارتون هستم، لرد کلبریمبور

319
00:24:09,875 --> 00:24:11,825
‫ناوگان ما آماده‌ی رفتنه.

320
00:24:11,875 --> 00:24:12,950
‫منتظر چی هستیم؟

321
00:24:13,000 --> 00:24:15,116
‫همه چی تو ارگیون خوبه.

322
00:24:15,166 --> 00:24:17,616
‫این نامه ثابت می‌کنه گالادریل اشتباه می‌کرده.

323
00:24:17,666 --> 00:24:19,908
‫و در حالی که ما معطل می‌کنیم،

324
00:24:19,958 --> 00:24:22,041
‫ارتش آدار روز به روز قوی‌تر میشه.

325
00:24:22,625 --> 00:24:25,375
‫اگه بخوایم حمله کنیم، باید الان حرکت کنیم.

326
00:24:39,500 --> 00:24:41,375
‫دشمن تو موردوره.

327
00:24:42,416 --> 00:24:45,200
‫واقعاً حاضری آینده‌ی سرزمین میانه رو

328
00:24:45,250 --> 00:24:47,791
‫با زمزمه‌های اون حلقه به تنهایی به خطر بندازی؟

329
00:24:57,291 --> 00:24:59,291
‫- تو گیر داده بودی.
‫- می‌دونم.

330
00:25:00,250 --> 00:25:03,291
‫- از همون اول.
‫- می‌دونم. دادم. می‌دونم.

331
00:25:05,000 --> 00:25:09,075
‫ولی یاد گرفتن شنیدن صدای کوه
‫یه نعمته از آئوله،

332
00:25:09,125 --> 00:25:12,875
‫که در طول عمر تیز و بهتر می‌شه.

333
00:25:13,916 --> 00:25:14,791
‫و این...

334
00:25:17,500 --> 00:25:19,000
‫احساس می‌کنم یه جورایی تقلبه.

335
00:25:19,666 --> 00:25:21,000
‫آره، اون دورین سومه.

336
00:25:21,916 --> 00:25:24,541
‫فکر کنم یه چیزایی درباره‌ی قدرت‌داشتن می‌دونه.

337
00:25:25,041 --> 00:25:29,116
‫این نوع قدرت حتی صبورترین
‫دورف‌ها رو هم وسوسه می‌کنه.

338
00:25:29,166 --> 00:25:31,250
‫دعا می‌کنم که پدرت راه درست رو ادامه بده.

339
00:25:43,250 --> 00:25:45,616
‫اوه! این عالیه.

340
00:25:45,666 --> 00:25:46,625
‫آره.

341
00:25:47,416 --> 00:25:49,075
‫اون دویست در میاد.

342
00:25:49,125 --> 00:25:50,991
‫دویست؟ برای یه سنگِ کوفتی؟

343
00:25:51,041 --> 00:25:53,075
‫گوی کریستالیِ موزیکال‌ـه.

344
00:25:53,125 --> 00:25:56,825
‫حتی اگه کالسکه و شش تا اسب هم باشه
‫این همه پول براش نمی‌دم.

345
00:25:56,875 --> 00:25:58,700
‫تقصیر قانون جدید پادشاهه.

346
00:25:58,750 --> 00:26:01,825
‫هر دو سکه‌ای که خرج می‌شه،
‫یک سکه‌اش به سلطنت می‌رسه.

347
00:26:01,875 --> 00:26:03,791
‫بهش می‌گه «خراجِ حلقه».

348
00:26:05,000 --> 00:26:06,375
‫خراج حلقه؟

349
00:26:06,875 --> 00:26:10,075
‫آقا، این برای تولدِ هفتۀ آیندۀ دختر کوچولومونه.

350
00:26:10,125 --> 00:26:12,950
‫به‌خاطر اون یه‌کم ارزون‌تر می‌دین؟
‫۱۰۰ بدیم؟

351
00:26:13,000 --> 00:26:15,250
‫- ۱۰۰؟
‫- ۱۰۰!

352
00:26:16,375 --> 00:26:17,375
‫نظرتون چیه؟

353
00:26:17,541 --> 00:26:19,625
‫عین اینه که ازم دزدی کرده باشید!

354
00:26:26,000 --> 00:26:27,200
‫هوم!

355
00:26:27,250 --> 00:26:28,583
‫۱۵۰؟

356
00:26:35,500 --> 00:26:36,491
‫اوه!

357
00:26:36,541 --> 00:26:38,616
‫- مواظب باش.
‫- ای خدا! ببخشید.

358
00:26:38,666 --> 00:26:40,583
‫داره غلت می‌خوره. داره غلت می‌خوره.

359
00:26:42,625 --> 00:26:44,416
‫انگار با پات زدی رفت.

360
00:26:45,166 --> 00:26:47,500
‫- خانم، خیلی ببخشید که سر راه‌تون قرار گرفتم.
‫- حواست کجاست؟

361
00:26:47,708 --> 00:26:51,333
‫گرفتمش، گرفتمش، گرفتمش.
‫نه، نگرفتمش.

362
00:27:06,958 --> 00:27:07,958
‫خب دیگه...

363
00:27:08,583 --> 00:27:10,166
‫کجایی فسقلیِ...

364
00:27:14,916 --> 00:27:15,791
‫اوه!

365
00:27:17,958 --> 00:27:18,958
‫چی؟

366
00:27:20,166 --> 00:27:21,833
‫اینجا کجاست؟

367
00:27:43,541 --> 00:27:45,166
‫پس اینجایی.

368
00:27:51,291 --> 00:27:52,416
‫هوم.

369
00:28:16,791 --> 00:28:20,125
‫فرستاده‌های هفت قلمروی دورفی،

370
00:28:21,000 --> 00:28:25,375
‫امروز جمع‌تون کردم اینجا
‫چون‌که سرزمین میانه داره تغییر می‌کنه.

371
00:28:27,250 --> 00:28:28,916
‫دست و پاهاش دارن کشیده می‌شن.

372
00:28:29,750 --> 00:28:32,166
‫استخوون‌هاش دارن تلق‌تلوق می‌کنن.

373
00:28:34,041 --> 00:28:38,125
‫یه‌جور ارادۀ تاریک،
‫تمام مملکت‌هامون رو به خطر میندازه.

374
00:28:40,875 --> 00:28:43,791
‫ولی تبِ آئوله،

375
00:28:43,833 --> 00:28:45,916
‫آزمونی بود که مردم من پشت سر گذاشتنش.

376
00:28:47,625 --> 00:28:50,000
‫و به‌زودی، شما هم پشت سر می‌ذاریدش.

377
00:28:50,916 --> 00:28:53,916
‫و با همدیگه برمی‌خیزیم و برای نژادمون
‫وارد عصر جدیدی می‌شیم

378
00:28:57,458 --> 00:29:00,250
‫با کمکِ قدرتی که همه‌چیز رو تغییر می‌ده.

379
00:29:03,291 --> 00:29:04,750
‫هفت حلقه!

380
00:29:06,666 --> 00:29:08,166
‫هفت ارباب!

381
00:29:09,916 --> 00:29:14,625
‫و هر کدوم با خودشون، قدرت به‌همراه دارن.

382
00:29:16,750 --> 00:29:18,416
‫قدرت بر روی زمین.

383
00:29:19,666 --> 00:29:20,666
‫قدرت بر روی خاک.

384
00:29:21,750 --> 00:29:24,791
‫قدرت برای شکل‌دادنِ سرنوشتِ تمام دورف‌ها برای همیشه.

385
00:29:27,750 --> 00:29:31,116
‫حلقه‌ها برای شما نیستن، برای ارباب‌هاتونن.

386
00:29:31,166 --> 00:29:36,000
‫برید بهشون بگید هر کدوم از قلمروهاتون
‫می‌تونن سرِ این سفرۀ پر برکت بشینن.

387
00:29:38,416 --> 00:29:40,208
‫ولی یه بهایی داره.

388
00:29:51,500 --> 00:29:53,791
‫خازاد دووم دیگه هیچ‌وقت کم‌وکسری‌ای نخواهد داشت.

389
00:29:56,500 --> 00:29:59,125
‫ما دقیقاً زیرمون طلا داریم.

390
00:30:03,416 --> 00:30:06,075
‫باید خیلی عمیق‌تر از اینا حفر کنیم.

391
00:30:06,125 --> 00:30:08,741
‫آخه کی این محدودیت‌ها رو اِعمال کرده؟

392
00:30:08,791 --> 00:30:12,125
‫شما کردین، اعلی‌حضرت.
‫ده‌ها سال پیش.

393
00:30:13,541 --> 00:30:14,625
‫پس روشون خط بکِش.

394
00:30:15,375 --> 00:30:16,408
‫خط؟ ولی اعلی‌حضرت...

395
00:30:16,458 --> 00:30:20,166
‫روشون خط بکِش، استاد حفاری.
‫وگرنه پیداشون می‌کنم...

396
00:30:23,500 --> 00:30:25,541
‫- کجاست؟
‫- درش آوردین.

397
00:30:25,583 --> 00:30:27,125
‫کجاست؟ باهاش چی‌کار کردی؟

398
00:30:27,166 --> 00:30:30,000
‫همون‌جاست، اعلی‌حضرت.
‫فقط درش آوردین.

399
00:30:30,875 --> 00:30:34,500
‫گفتید حس می‌کنید دست‌تون سنگین شده.

400
00:30:36,750 --> 00:30:37,541
‫عه...

401
00:30:38,875 --> 00:30:39,666
‫هوم.

402
00:30:40,500 --> 00:30:43,041
‫شده بود. شده بود.

403
00:30:58,500 --> 00:31:00,875
‫شروع کنید اون نقاطی که علامت‌گذاری کردم رو بکَنید.

404
00:31:02,250 --> 00:31:03,250
‫چشم.

405
00:31:07,875 --> 00:31:08,875
‫وایستا!

406
00:31:14,250 --> 00:31:15,791
‫یه چیزی زیرِ معدن‌هاست.

407
00:31:16,000 --> 00:31:17,950
‫دیسا با گوش‌های خودش شنیده.

408
00:31:18,000 --> 00:31:22,041
‫یه اهریمن بی‌نام‌ونشون،
‫باستانی و قدرتمند.

409
00:31:23,250 --> 00:31:25,125
‫نباید حفاری کنید.

410
00:31:29,375 --> 00:31:31,708
‫استاد حفاری، دستورات لازم بهت داده شد.

411
00:31:33,166 --> 00:31:34,625
‫ناروی، التماست می‌کنم.

412
00:31:36,541 --> 00:31:39,541
‫استاد حفاری، دستورات لازم بهت داده شد.

413
00:31:51,166 --> 00:31:54,916
‫سنگ‌آوازه‌خوان‌ها می‌گن صدای کوه رو شنیدن.

414
00:31:56,250 --> 00:32:01,375
‫- چی؟
‫- با این حلقه، می‌تونم ببینم‌شون.

415
00:32:03,625 --> 00:32:07,866
‫تک‌تک دالان‌ها، تک‌تک سنگ‌های معدن، تک‌تک جواهرات رو.

416
00:32:07,916 --> 00:32:10,375
‫هزاران ساله که...

417
00:32:11,125 --> 00:32:16,125
‫از اقیانوس بی‌کرانِ ثروت‌هامون
‫فقط در حد یه نوک انگشت، استخراج کردیم.

418
00:32:17,000 --> 00:32:18,791
‫دیسا اشتباه می‌کنه.

419
00:32:22,250 --> 00:32:23,625
‫خطری وجود نداره.

420
00:32:35,041 --> 00:32:36,125
‫سرورم!

421
00:32:37,500 --> 00:32:38,500
‫زخمی شدی؟

422
00:32:43,250 --> 00:32:44,416
‫حالت خوبه؟

423
00:33:09,125 --> 00:33:10,750
‫چشم‌هام دارن اشتباه می‌بینن؟

424
00:33:14,041 --> 00:33:15,041
‫نه.

425
00:33:15,916 --> 00:33:18,575
‫داشتیم یه طراحیِ جدید برای یه حلقۀ دیگه امتحان می‌کردیم.

426
00:33:18,625 --> 00:33:21,416
‫«میردانیا» قصد داشت سایزش رو تغییر بده
‫تا اینکه...

427
00:33:26,500 --> 00:33:27,666
‫خودش کجاست؟

428
00:33:31,250 --> 00:33:33,166
‫- مواظب باشید!
‫- ارباب!

429
00:33:35,125 --> 00:33:36,125
‫ممنونم.

430
00:33:38,125 --> 00:33:39,125
‫برید عقب.

431
00:33:51,250 --> 00:33:52,375
‫وایستا.

432
00:33:54,625 --> 00:33:55,750
‫نفس عمیق بکِش.

433
00:34:01,625 --> 00:34:02,875
‫چی شد؟

434
00:34:03,166 --> 00:34:06,125
‫توی یه جایی مثل اینجا بودم

435
00:34:06,250 --> 00:34:12,250
‫ولی پوشیده در مِه و تاریکی و...

436
00:34:12,791 --> 00:34:14,500
‫دیدم که...

437
00:34:16,625 --> 00:34:19,666
‫اولش فکر می‌کردم شعلۀ کوره‌ست که روشنه.

438
00:34:23,500 --> 00:34:24,750
‫ولی نبود.

439
00:34:25,291 --> 00:34:26,291
‫چی بود؟

440
00:34:27,625 --> 00:34:29,416
‫بلند بود...

441
00:34:31,041 --> 00:34:34,041
‫و پوستش از جنس شعله بود.

442
00:34:36,916 --> 00:34:42,616
‫نفس می‌کشید، بوی متعفنِ مرگ می‌داد
‫و اومد سمتم.

443
00:34:42,666 --> 00:34:44,666
‫و من... دیدم...

444
00:34:45,750 --> 00:34:47,375
‫چشم‌هاش رو دیدم.

445
00:34:48,916 --> 00:34:51,541
‫بی‌رحم و ابدی بودن.

446
00:34:52,250 --> 00:34:53,875
‫فکر می‌کنم اون اینجا بوده.

447
00:34:54,875 --> 00:34:57,200
‫فکر می‌کنم کل مدت، اینجا بین‌مون بوده.

448
00:34:57,250 --> 00:34:58,875
‫الآن دیگه پیش مایی.

449
00:35:00,250 --> 00:35:01,916
‫دلیلی برای ترسیدن وجود نداره.

450
00:35:04,541 --> 00:35:06,041
‫یه نگاه به اطرافت بنداز.

451
00:35:08,250 --> 00:35:09,500
‫همه‌چیز روبه‌راهه.

452
00:35:12,791 --> 00:35:16,791
‫این‌بار چه کار متفاوتی انجام دادین؟

453
00:35:19,541 --> 00:35:25,000
‫ارباب موهبت‌ها هم مثل شما نگران بود
‫که انسان‌ها بیش‌ازحد قابل فاسد شدن‌اند.

454
00:35:25,833 --> 00:35:28,866
‫برای همین رفتیم دنبال اینکه آلیاژ رو
‫با زیاد کردنِ میتریل، تقویت کنیم.

455
00:35:28,916 --> 00:35:30,200
‫نه، نه!

456
00:35:30,250 --> 00:35:32,500
‫اگه می‌خواستید این کار رو بکنید، باید...

457
00:35:34,541 --> 00:35:35,791
‫باید...

458
00:35:40,375 --> 00:35:42,825
‫اگه همین توصیۀ کوتاه‌ات رو بهمون بگی

459
00:35:42,875 --> 00:35:47,750
‫دیگه لازم نیست ساعت‌ها زحمت و فشار رو تحمل کنیم.

460
00:36:00,500 --> 00:36:02,000
‫- سرورم، کلبریمبور.
‫- باید...

461
00:36:03,750 --> 00:36:07,325
‫عذر می‌خوام، سرورم،
‫ولی «دورینِ پسر» از خازاد دووم رسیده.

462
00:36:07,375 --> 00:36:08,666
‫نه، بهش بگو منتظر بمونه.

463
00:36:09,625 --> 00:36:11,908
‫می‌گه کار فوری داره.

464
00:36:11,958 --> 00:36:13,833
‫مربوط به حلقه‌ها می‌شه.

465
00:36:15,750 --> 00:36:17,200
‫من می‌رم ببینم چی می‌خواد.

466
00:36:17,250 --> 00:36:18,416
‫نه.

467
00:36:20,000 --> 00:36:22,375
‫نه. خودم می‌رم.

468
00:36:32,666 --> 00:36:33,741
‫منظورت چیه که عوض شده؟

469
00:36:33,791 --> 00:36:37,616
‫انگار بی‌عاطفه‌تر شده.
‫زودتر از کوره در می‌ره.

470
00:36:37,666 --> 00:36:40,575
‫بهم اطلاع دادن حاضر نیست حلقه‌های دیگه رو
‫به بقیه بده

471
00:36:40,625 --> 00:36:45,366
‫مگر اینکه لردهای دورف قول بدن
‫نصف معدن‌هاشون رو باهاش سهیم بشن.

472
00:36:45,416 --> 00:36:48,416
‫طمع از خصوصیت‌های اخلاقی اون نیست.
‫هیچ‌وقت نبوده.

473
00:36:49,250 --> 00:36:50,291
‫احتـ...

474
00:36:54,666 --> 00:36:57,741
‫احتمالش هست حلقه‌ای که دستش کرده...

475
00:36:57,791 --> 00:36:59,166
‫نه!

476
00:37:00,750 --> 00:37:03,200
‫ما از همون پروسۀ قبلی استفاده کردیم، دورین.

477
00:37:03,250 --> 00:37:06,416
‫از همون مواد اولیه،
‫حتی از همون ابزارهایی که باهاشون سه حلقه رو ساختیم.

478
00:37:07,500 --> 00:37:12,000
‫نمی‌شه راحت تمام تقصیرها رو
‫بندازید گردنِ حلقه‌هاتون.

479
00:37:15,000 --> 00:37:17,625
‫پس شاید تقصیر سازندۀ حلقه‌ست!

480
00:37:19,000 --> 00:37:20,116
‫منظورت چیه؟

481
00:37:20,166 --> 00:37:24,000
‫چقدر روی این «آناتار» شناخت داری؟

482
00:37:39,375 --> 00:37:41,000
‫خیلی شجاعی.

483
00:37:42,041 --> 00:37:47,416
‫بعضی از افرادی که جهان نامرئی رو دیدن،
‫توی این جهان دیگه خیلی احساس آرامش نمی‌کنن.

484
00:37:49,625 --> 00:37:51,241
‫تو هم دیدی‌اش؟

485
00:37:51,291 --> 00:37:52,875
‫بله.

486
00:37:54,500 --> 00:37:58,541
‫زیر نورش، همه‌چیز اون‌طور ظاهر می‌شه
‫که واقعاً هست.

487
00:38:00,000 --> 00:38:03,625
‫موجوداتی از طیف‌های مختلف نور.

488
00:38:06,500 --> 00:38:07,875
‫و تاریکی‌اش!

489
00:38:11,000 --> 00:38:12,666
‫اینو با نهایت تأسف می‌گم

490
00:38:13,791 --> 00:38:16,166
‫که دوست ندارم چیزی که تو دیدی رو
‫هیچ‌کدوم‌تون ببینید

491
00:38:17,625 --> 00:38:19,666
‫تا وقتی که کمکش کنم حالش خوب بشه.

492
00:38:21,875 --> 00:38:27,500
‫داری... داری در مورد لرد کلبریمبور صحبت می‌کنی؟

493
00:38:28,375 --> 00:38:29,541
‫بله.

494
00:38:31,666 --> 00:38:36,250
‫انرژی‌ای که خلق سه حلقه
‫و هفت حلقه ازش گرفت،

495
00:38:36,833 --> 00:38:38,875
‫توانی در بدنش نذاشته.

496
00:38:39,291 --> 00:38:40,875
‫در برابر سایه‌ها آسیب‌پذیر شده.

497
00:38:45,125 --> 00:38:46,750
‫پس، چیزی که من دیدم...

498
00:38:48,041 --> 00:38:50,166
‫قول بده در موردش با هیچ‌کس صحبت نمی‌کنی.

499
00:38:51,125 --> 00:38:52,450
‫حتی به اون نگو.

500
00:38:52,500 --> 00:38:53,750
‫قول می‌دم.

501
00:39:00,041 --> 00:39:01,375
‫چقدر عجیب.

502
00:39:02,125 --> 00:39:05,125
‫وقتی نور تابید لای موهات...

503
00:39:06,875 --> 00:39:09,083
‫یه لحظه کاملاً شبیهِ اون شدی.

504
00:39:10,291 --> 00:39:11,625
‫شبیهِ کی؟

505
00:39:13,125 --> 00:39:14,750
‫بانو گالادریل. مسلماً!

506
00:39:33,625 --> 00:39:38,116
‫روحِ ازدست‌رفتگان‌مون، خواهانِ آرامش‌اند.

507
00:39:38,166 --> 00:39:41,666
‫امشب، بهشون کمک می‌کنیم به خواسته‌شون برسن.

508
00:39:42,541 --> 00:39:46,700
‫تا روزی که در سرزمین سبزِ دوردست...

509
00:39:46,750 --> 00:39:49,375
‫زیر آفتاب پُر نور، دوباره همدیگه رو ببینیم.

510
00:39:51,083 --> 00:39:54,916
‫[صحبت به زبانی دیگر]

511
00:40:36,291 --> 00:40:39,791
‫به دستور پادشاه، ورود به این معبد، ممنوعه.

512
00:40:40,500 --> 00:40:41,700
‫به خونه‌هاتون برگردید.

513
00:40:41,750 --> 00:40:44,200
‫پسرم، این قدیمی‌ترین معبدِ نومنورـه.

514
00:40:44,250 --> 00:40:46,000
‫سرِ راهِ قناتِ جدیده.

515
00:40:46,666 --> 00:40:48,950
‫یا به خواستِ خودتون برید
‫یا مجبورتون می‌کنیم برید.

516
00:40:49,000 --> 00:40:51,000
‫پادشاه عذرخواهی کردن.

517
00:41:00,416 --> 00:41:03,041
‫چه حسی داره دختری داشته باشی
‫که خجالت بکِشه پدرشی؟

518
00:41:08,250 --> 00:41:10,666
‫شنیدی که چی گفت، پیرمرد؟
‫برو بیرون!

519
00:41:13,916 --> 00:41:15,325
‫دست‌هاش رو بگیرید.

520
00:41:15,375 --> 00:41:16,875
‫صبر کنید. صبر کنید!

521
00:41:18,916 --> 00:41:20,541
‫من تا بیرون همراهی‌اش می‌کنم.

522
00:41:22,291 --> 00:41:26,916
‫اگه اون نگهداری نشه،
‫روح‌هایی که براش اشک ریختن گُم می‌شن.

523
00:41:29,541 --> 00:41:30,625
‫اون عتیقه رو بدید بهش.

524
00:41:35,000 --> 00:41:36,375
‫بده بهش، پسر جون!

525
00:41:54,916 --> 00:41:57,708
‫نمی‌دونم خبر داری یا نه،
‫ولی من ترفیع گرفتم و...

526
00:42:08,375 --> 00:42:09,625
‫نگه‌اش دارید.

527
00:42:20,625 --> 00:42:24,450
‫این معبد برای مؤمنانه.
‫افراد پادشاه اینجا جایی ندارن.

528
00:42:24,500 --> 00:42:26,250
‫نمی‌بینم الآن مشغول دعا باشی.

529
00:42:29,708 --> 00:42:31,833
‫- خدا منو ببخشه!
‫- برای چی؟

530
00:42:32,541 --> 00:42:34,000
‫نه! نه!

531
00:42:42,500 --> 00:42:43,500
‫والاندیل!

532
00:42:55,875 --> 00:42:57,750
‫نه! والاندیل!

533
00:43:16,166 --> 00:43:17,166
‫نه!

534
00:43:35,666 --> 00:43:38,625
‫نه! والاندیل، بذارش زمین!

535
00:43:46,000 --> 00:43:47,250
‫بذارش زمین، پسر.

536
00:43:50,000 --> 00:43:51,833
‫بهت دستور می‌دم.

537
00:44:16,250 --> 00:44:17,500
‫چشم، ناخدا.

538
00:44:21,166 --> 00:44:22,166
‫نه.

539
00:44:34,375 --> 00:44:36,000
‫نه، نه، نه، نه، نه.

540
00:44:46,208 --> 00:44:47,291
‫نه.

541
00:45:24,750 --> 00:45:29,750
‫به زندانبان خبر بدید
‫اون بود که شورش رو شروع کرد.

542
00:45:37,875 --> 00:45:38,616
‫نه!

543
00:45:38,666 --> 00:45:42,700
‫نه، دارم می‌گم حلقه‌های دورفی یه مشکلی دارن.

544
00:45:42,750 --> 00:45:46,200
‫یا پادشاه دورین داره از حلقه‌اش سوء استفاده می‌کنه
‫و تقصیرات رو انداخته گردن حلقه.

545
00:45:46,250 --> 00:45:47,375
‫نه!

546
00:45:48,041 --> 00:45:49,575
‫نه، همچین فکری نمی‌کنم.

547
00:45:49,625 --> 00:45:52,625
‫تویی که خودت فلزها رو
‫با مهارت بالا و ترفندهات تغییر می‌دی

548
00:45:53,250 --> 00:45:55,875
‫حواست باشه کسی با ترفندهاش، بازی‌ات نداده بشه.

549
00:45:56,750 --> 00:45:58,741
‫تو جایی خنجر می‌بینی که وجود نداره.

550
00:45:58,791 --> 00:46:01,825
‫تو هم اون‌قدر خنجرها رو نادیده می‌گیری
‫تا می‌بینی گذاشتن‌شون زیرِ گلوت.

551
00:46:01,875 --> 00:46:03,625
‫نه. کافیه!

552
00:46:03,791 --> 00:46:05,291
‫تو...

553
00:46:07,625 --> 00:46:08,916
‫به هر طریقی...

554
00:46:10,791 --> 00:46:13,000
‫حلقه‌های دورفی رو تغییر دادی؟ آره یا نه؟

555
00:46:18,125 --> 00:46:19,250
‫نه.

556
00:46:39,541 --> 00:46:40,875
‫با هم تغییرشون دادیم.

557
00:46:42,416 --> 00:46:44,041
‫چی می‌گی برای خودت؟

558
00:46:45,250 --> 00:46:49,875
‫این مسائل، به همون اندازه که فنّی‌ان،
‫روحانی هم هستن.

559
00:46:51,000 --> 00:46:53,991
‫و این‌بار پای فریب و حقه رو به پروسه‌اش باز کردیم.

560
00:46:54,041 --> 00:46:55,500
‫فریب و حقه؟

561
00:46:57,500 --> 00:46:59,041
‫از چه فریب و حقه‌ای...؟

562
00:47:02,416 --> 00:47:03,625
‫نامه!

563
00:47:07,250 --> 00:47:08,250
‫نه.

564
00:47:10,041 --> 00:47:11,916
‫نه، اون... اون...

565
00:47:12,916 --> 00:47:14,125
‫دروغ گفتی.

566
00:47:16,875 --> 00:47:18,575
‫دروغ نبود.

567
00:47:18,625 --> 00:47:20,916
‫شاه بَرین‌ات با سه تا حلقه موافقت کرد.

568
00:47:21,916 --> 00:47:26,575
‫ولی هفت تا رو با دوز و کلک ساختیم.

569
00:47:26,625 --> 00:47:28,250
‫باید فوراً بری لیندون...

570
00:47:29,125 --> 00:47:30,950
‫و حقیقت رو به شاه برین‌ات اعتراف کنی.

571
00:47:31,000 --> 00:47:32,616
‫وگرنه اوضاع بدتر می‌شه.

572
00:47:32,666 --> 00:47:34,541
‫نه، اگه این کار رو بکنم، دیگه...

573
00:47:36,500 --> 00:47:39,000
‫دیگه هیچ‌وقت بهم اجازه نمی‌ده چیزی بسازم.

574
00:47:40,041 --> 00:47:41,666
‫یا باید این کار رو بکنی،

575
00:47:43,750 --> 00:47:45,500
‫یا اینکه بیشتر از قبل...

576
00:47:48,125 --> 00:47:49,875
‫خودمون رو غرق در منجلاب می‌کنیم.

577
00:47:53,875 --> 00:47:56,825
‫پدر، من قبلاً رفته بودم ارگیون.

578
00:47:56,875 --> 00:48:01,950
‫باور کن یه شرارتی روی این حلقه‌ها انجام شده.

579
00:48:02,000 --> 00:48:05,125
‫دیگه نباید ازشون استفاده کنیم.

580
00:48:05,625 --> 00:48:11,200
‫زمان و فشار، می‌تونن دورف‌ها رو شکل بدن

581
00:48:11,250 --> 00:48:14,166
‫دقیقاً همون‌طور که می‌تونن سنگ‌ها رو شکل بدن.

582
00:48:16,375 --> 00:48:20,616
‫امیدوار بودم فراقِ بین ما،
‫به شکل‌گیریِ تو کمک کنه، پسرم.

583
00:48:20,666 --> 00:48:25,450
‫ولی انتظار نداشتم این‌قدر خودم رو شکل بده.

584
00:48:25,500 --> 00:48:27,200
‫- پدر...
‫- بهت افتخار می‌کنم.

585
00:48:27,250 --> 00:48:29,333
‫- نه.
‫- بهت افتخار می‌کنم.

586
00:48:30,416 --> 00:48:35,875
‫تمایلت برای اتحاد با اِلف‌ها
‫قلمرومون رو نجات داده.

587
00:48:37,291 --> 00:48:41,000
‫به همین خاطر، الآن، الآن بیشتر از هر زمان

588
00:48:42,375 --> 00:48:44,000
‫بهت نیاز دارم.

589
00:48:45,000 --> 00:48:48,041
‫تبرت رو کنار خودم لازم دارم.

590
00:48:56,666 --> 00:48:57,666
‫شاهزاده دورین.

591
00:49:20,666 --> 00:49:22,000
‫دورین؟

592
00:49:23,000 --> 00:49:25,625
‫دورین، چی گفت؟ اون...

593
00:49:31,750 --> 00:49:32,700
‫سعی‌ام رو کردم.

594
00:49:32,750 --> 00:49:35,241
‫ولی... دورین، نه.

595
00:49:35,291 --> 00:49:37,041
‫هر چی بهش گفتم گوشش بدهکار نبود.

596
00:49:39,541 --> 00:49:40,625
‫دورین...

597
00:49:51,250 --> 00:49:52,250
‫قسم بخور.

598
00:49:54,875 --> 00:49:59,250
‫قسم بخور که هیچ‌وقت یکی از اون حلقه‌ها رو
‫دستت نمی‌کنی.

599
00:50:08,375 --> 00:50:09,666
‫قسم می‌خورم.

600
00:50:16,500 --> 00:50:21,000
‫در قلب سنگ و خاک،
‫نیروی عجیبی وجود داره.

601
00:50:22,625 --> 00:50:25,875
‫حتی وقتی محصولی هنوز در مراحل اولیه‌ست
‫و هنرمند داره روش کار می‌کنه...

602
00:50:29,041 --> 00:50:30,416
‫از سازنده‌اش سرپیچی می‌کنه.

603
00:50:32,500 --> 00:50:35,125
‫ما قصور کردیم. تک‌تک‌مون!

604
00:50:35,625 --> 00:50:40,325
‫طراحی‌ها تا کوچک‌ترین جزئیات
‫پیاده‌سازی شدن، سرورم.

605
00:50:40,375 --> 00:50:41,750
‫واقعاً؟

606
00:50:43,041 --> 00:50:46,366
‫تک‌تک ضربات چکش،
‫بدون هیچ نقصی اصابت کردن؟

607
00:50:46,416 --> 00:50:51,875
‫یا نکنه غرور و تنبلی دست به دست هم دادن
‫تا توجه‌تون کم بشه؟

608
00:50:54,750 --> 00:50:58,825
‫باید اشتباهات‌مون رو جبران کنیم
‫و تنها راهش...

609
00:50:58,875 --> 00:51:03,625
‫اینه که با همدیگه حلقه‌ها رو تکمیل کنیم.

610
00:51:06,250 --> 00:51:09,616
‫نُه حلقه، باید فراتر از کمک‌دستِ انسان‌ها باشن

611
00:51:09,666 --> 00:51:12,741
‫و باید توازن رو به کل پروژه برگردونن.

612
00:51:12,791 --> 00:51:16,625
‫باید از سه حلقه قدرت بگیرن.

613
00:51:17,250 --> 00:51:18,500
‫و به نحوی...

614
00:51:20,875 --> 00:51:22,666
‫هفت حلقه رو پوشش بدن.

615
00:51:25,541 --> 00:51:28,708
‫باید تاوانِ خطاهای همه‌مون باشن.

616
00:51:31,791 --> 00:51:34,166
‫شب و روز کار می‌کنیم.

617
00:51:35,750 --> 00:51:40,250
‫طراحی‌های جدید. آلیاژهای جدید.
‫پروسه‌ای جدید.

618
00:51:41,125 --> 00:51:43,075
‫من در تمام مراحل کنارتون خواهم بود.

619
00:51:43,125 --> 00:51:47,325
‫و هر کدوم از شماها که کوچک‌ترین کم‌کاری‌ای بکنه

620
00:51:47,375 --> 00:51:50,700
‫اون‌وقت هر چقدر هم که زور بزنه...

621
00:51:50,750 --> 00:51:53,000
‫دیگه آهنگر ارگیون نمی‌مونه.

622
00:51:56,041 --> 00:51:57,575
‫منظورم رو به‌وضوح اعلام کردم؟

623
00:51:57,625 --> 00:51:59,375
‫بله، سرورم.

624
00:52:00,125 --> 00:52:01,416
‫از الآن شروع می‌کنیم.

625
00:52:07,250 --> 00:52:09,208
‫چِش شده؟

626
00:52:10,875 --> 00:52:14,500
‫دوستان، دلسرد نشید.

627
00:52:16,875 --> 00:52:20,750
‫درسته ارباب‌تون به‌نظر نامعقول میاد.

628
00:52:22,416 --> 00:52:26,791
‫درسته خواسته‌هاش افراطی
‫ یا حتی غیرممکن به‌نظر میان.

629
00:52:28,625 --> 00:52:32,000
‫ولی این صرفاً به‌خاطر اینه که می‌دونه
‫چه چیزهایی وابسته به موفقیت شما هستند.

630
00:52:33,000 --> 00:52:35,500
‫با این‌حال، من می‌دونم روسیاهش نمی‌کنید.

631
00:52:39,625 --> 00:52:40,958
‫منم روسیاه نمی‌کنید.

632
00:52:44,791 --> 00:52:47,500
‫من به شخصه مطمئنم...

633
00:52:48,875 --> 00:52:50,950
‫که حلقه‌های قدرت رو تکمیل می‌کنیم.

634
00:52:51,000 --> 00:52:52,041
‫بله.

635
00:52:57,375 --> 00:52:58,491
‫شروع کنیم؟

636
00:52:58,541 --> 00:53:00,041
‫بله، صد درصد، ارباب.

637
00:53:01,375 --> 00:53:02,875
‫«ارباب موهبت‌ها» برازنده‌تونه.

638
00:53:05,125 --> 00:53:06,250
‫بریم مشغول شیم.

639
00:53:51,500 --> 00:53:52,666
‫شاه برین!

640
00:53:54,166 --> 00:53:57,166
‫شاه برین، اورک‌ها توی موردور نیستن.

641
00:53:57,666 --> 00:53:59,916
‫یه سپاه‌شون داره به سمت ارگیون می‌ره.

642
00:54:00,416 --> 00:54:01,575
‫حق با گالادریل بود.

643
00:54:01,625 --> 00:54:04,916
‫باید همین حالا ارتش رو بفرستید ارگیون.

644
00:54:06,000 --> 00:54:07,750
‫امکان‌پذیر نیست.

645
00:54:08,125 --> 00:54:13,875
‫بنا به دلایلی اعتقاد دارم
‫که مغز متفکر تمام این ماجراها، سائورون‌ـه.

646
00:54:14,750 --> 00:54:19,125
‫شاه برین، ارگیون جواهرِ پادشاهیِ الف‌هاست.

647
00:54:19,166 --> 00:54:21,950
‫اگه سقوط کنه، زخمِ‌کاری‌ای به کل سرزمین میانه زده می‌شه.

648
00:54:22,000 --> 00:54:23,791
‫باید نیروی کمکی بفرستید!

649
00:54:24,791 --> 00:54:28,866
‫ارتش‌مون نمی‌تونه هم آدار
‫و هم سائورون رو شکست بده.

650
00:54:28,916 --> 00:54:30,250
‫تنهایی نمی‌تونه.

651
00:54:33,375 --> 00:54:36,666
‫یالا! یالا!

652
00:54:50,625 --> 00:54:51,791
‫برید عقب!

653
00:55:19,416 --> 00:55:20,625
‫بیاریدش بیرون.

654
00:55:22,750 --> 00:55:24,825
‫- حواس‌تون بهش باشه.
‫- چیزی نیست.

655
00:55:24,875 --> 00:55:26,250
‫آره.

656
00:55:44,500 --> 00:55:46,041
‫نیاوردمت اینجا...

657
00:55:46,750 --> 00:55:48,125
‫که زندانی‌ام باشی.

658
00:55:48,541 --> 00:55:50,375
‫آوردمت تا شاید باهام متحد شی.

659
00:55:51,375 --> 00:55:53,583
‫چون‌که یه دشمن مشترک داریم.

660
00:56:06,916 --> 00:56:11,916
‫«ترجمه از وحید فرحناکی و محمد سید»

661
00:56:13,916 --> 00:56:23,916
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M