1
00:00:48,006 --> 00:00:49,257
‫واقعی هستی؟

2
00:00:50,257 --> 00:01:00,257
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:07,067 --> 00:01:08,985
‫واقعی هستی؟

4
00:01:24,667 --> 00:01:26,211
‫واقعی هستی؟

5
00:01:30,840 --> 00:01:32,008
‫تو دیگه کی هستی؟

6
00:01:37,847 --> 00:01:39,015
‫چرنده.

7
00:01:43,269 --> 00:01:45,271
‫چرنده.

8
00:01:47,357 --> 00:01:48,775
‫کلاهت جا موند.

9
00:01:59,035 --> 00:02:01,037
‫مترجمان: مریم سهرابی و میثم موسویان

10
00:02:03,123 --> 00:02:04,582
‫چی؟ چی؟

11
00:02:08,044 --> 00:02:09,254
‫اون کیه؟

12
00:02:09,379 --> 00:02:11,673
‫همون یاروئه که ادعا می‌کنه پدرمه.

13
00:02:12,048 --> 00:02:13,550
‫پس اون پدرته؟

14
00:02:13,675 --> 00:02:15,552
‫من انتخابش نکردم. حتماً دیگه.

15
00:02:15,677 --> 00:02:18,346
‫خب الان چه راه‌هایی دارم؟
‫راه‌های قانونی‌ام چیست؟

16
00:02:18,721 --> 00:02:19,973
‫راه‌های قانونی برای چی؟

17
00:02:20,098 --> 00:02:22,559
‫که از اینجا پرتش کنم بیرون.
‫نمی‌تونه اینجا بمونه.

18
00:02:22,684 --> 00:02:24,727
‫یعنی می‌تونم حکم منع تردد براش بگیرم؟

19
00:02:24,853 --> 00:02:27,021
‫وقتی پای خانواده وسط باشه پیچیده می‌شه.
‫شاید پیامدهایی داشته باشه...

20
00:02:27,147 --> 00:02:29,065
‫- خلاص شدن از دست یه پیرمرد توی اوکلاهوما.
‫- خلاص شدن؟

21
00:02:29,190 --> 00:02:32,152
‫بی‌خيال، من ۱۷ سال بود
‫این حرومی رو ندیده بودم.

22
00:02:32,986 --> 00:02:34,696
‫کسی هست که بتونی بهش زنگ بزنی؟

23
00:02:35,655 --> 00:02:36,573
‫نه.

24
00:02:36,698 --> 00:02:39,033
‫لعنتی.

25
00:02:39,159 --> 00:02:40,451
‫چقدر شبیه همید.

26
00:02:40,869 --> 00:02:43,621
‫آره مرد، لی اصل برابر کپی همون مرده.

27
00:02:43,746 --> 00:02:46,791
‫- چه خوش‌تیپه.
‫- هی، کی بهش غذا داده؟

28
00:02:50,503 --> 00:02:54,924
‫خیلی خب، قانون شماره یک،
‫به هیچ وجه بهش غذا ندید.

29
00:02:55,008 --> 00:02:56,676
‫غذا ممنوع.

30
00:02:56,801 --> 00:02:58,845
‫اشکالی نداره، آروم باش.
‫چیه، مگه اینقدر گرسنه و گداست یا همچین چیزی؟

31
00:02:58,970 --> 00:03:00,096
‫خدای من.

32
00:03:00,221 --> 00:03:01,723
‫به نظر گرسنه می‌اومد.

33
00:03:02,557 --> 00:03:04,017
‫باید کمکش می‌کردیم. سالمنده.

34
00:03:04,142 --> 00:03:07,103
‫فقط به خاطر اینکه پیره
‫معنیش این نیست که سالمنده.

35
00:03:08,146 --> 00:03:09,981
‫- آره، همینه.
‫- آره، سالمنده، رفیق.

36
00:03:16,237 --> 00:03:17,614
‫برای چی اومدی؟

37
00:03:18,323 --> 00:03:19,449
‫هان؟

38
00:03:21,784 --> 00:03:22,994
‫درسته.

39
00:03:23,119 --> 00:03:24,829
‫دیگه بسه، خیلی خب؟
‫بازی درنیار.

40
00:03:25,246 --> 00:03:28,458
‫خیلی خب، پس قضیه اینه، هان؟

41
00:03:28,583 --> 00:03:32,837
‫اینجا پیدات میشه،
‫نصفه و نیمه عقلت رو از دست دادی

42
00:03:33,421 --> 00:03:35,215
‫و من باید ازت مراقبت کنم.

43
00:03:35,798 --> 00:03:37,175
‫این کار رو نمی‌کنم.

44
00:03:38,426 --> 00:03:41,304
‫نمی‌کنم.
‫چون تو آدم پستی هستی.

45
00:03:42,055 --> 00:03:44,432
‫تو کلاهبرداری و همیشه هم همین بودی.

46
00:03:44,557 --> 00:03:50,355
‫سخت کار کردم تا از زندگیم بیرونت کنم
‫و غلط می‌کنم بذارم دوباره برگردی توش.

47
00:03:56,361 --> 00:03:59,197
‫می‌فرستمت یه آسایشگاه خراب‌شده.

48
00:03:59,322 --> 00:04:01,074
‫- لعنت به تو.
‫- همینه.

49
00:04:01,199 --> 00:04:03,993
‫ببین، می‌دونستم داری فیلم بازی می‌کنی.
‫می‌دونستم. مچتو گرفتم.

50
00:04:04,077 --> 00:04:06,579
‫خب پس قضیه چیه؟ هان؟
‫جهنم و ضرر، چی می‌خوای؟

51
00:04:06,704 --> 00:04:09,749
‫آره، اینجا محل کسب و کار منه، هان؟
‫من یه روزنامه‌نگارم.

52
00:04:09,874 --> 00:04:12,710
‫این زندگی منه.
‫من زندگی‌مو دوست دارم. تو دعوت نیستی.

53
00:04:13,753 --> 00:04:15,004
‫این فروشگاه منه.

54
00:04:15,129 --> 00:04:16,381
‫اینا کتاب‌های منن.

55
00:04:16,506 --> 00:04:17,924
‫اونا کارمندان منن.

56
00:04:18,049 --> 00:04:20,001
‫اون پسر سرخپوست اون بیرون
‫گفت اینجا زندگی می‌کنه.

57
00:04:20,051 --> 00:04:22,762
‫آره، می‌دونی، می‌خوام بدونم
‫اینجا چی کار داری؟

58
00:04:22,887 --> 00:04:26,724
‫- ما ریشه سرخ‌پوستی داریم.
‫- نه، نه. نه، در واقع نداریم.

59
00:04:26,849 --> 00:04:30,186
‫- هر جور راحتی.
‫- خیلی خب، مسخره‌بازی درنیار.

60
00:04:30,853 --> 00:04:32,188
‫اینجا چی کار داری؟

61
00:04:37,151 --> 00:04:40,697
‫درباره‌ت توی روزنامه خوندم.

62
00:04:40,822 --> 00:04:44,117
‫یه چیزی درباره‌ی یه جایزه
‫یا یه همچین چیزی بود.

63
00:04:45,702 --> 00:04:47,495
‫نوشته بود یه کتابفروشی داری.

64
00:04:47,620 --> 00:04:48,705
‫آره.

65
00:04:49,455 --> 00:04:52,542
‫من قبلاً کتابفروشی داشتم، یادت رفته؟

66
00:04:52,667 --> 00:04:54,085
‫یه ویدئو کلوپ بود.

67
00:04:54,877 --> 00:04:56,838
‫یعنی کتاب هم داشتن.

68
00:04:57,630 --> 00:05:01,259
‫سگ آبی بزرگ کتاب مورد علاقه من بود.
‫دو بار خوندمش. هفت سالم بود.

69
00:05:01,384 --> 00:05:05,972
‫اون فقط یه بخش از مغازه بود.

70
00:05:06,097 --> 00:05:08,391
‫من مقصر نیستم که اون تو رو جذب کرد.

71
00:05:08,474 --> 00:05:12,395
‫برای اینکه بدونی یا شاید یادت رفته،

72
00:05:12,478 --> 00:05:16,065
‫تصاویر... عجیب غریبی داشت...

73
00:05:16,524 --> 00:05:20,528
‫تو دوران بچگیم تو ایالت اوکلاهوما غیرقانونی بود.

74
00:05:20,653 --> 00:05:23,406
‫نمی‌دونم توی کدوم غاری زندگی می‌کردی.

75
00:05:24,532 --> 00:05:30,621
‫فکر می‌کنی زندگی سراسر گل و بلبله،
‫ولی این طور نیست.

76
00:05:32,123 --> 00:05:34,167
‫گل و بلبل؟

77
00:05:36,336 --> 00:05:37,628
‫من فقط چیزهای اولیه رو می‌خواستم.

78
00:05:37,754 --> 00:05:41,257
‫می‌دونی، غذا، آب، یه سقف بالای سرم،

79
00:05:41,382 --> 00:05:43,760
‫اما فکر کنم... خواسته‌ی زیادی بود.

80
00:05:43,843 --> 00:05:45,428
‫عوض نشدی.

81
00:05:45,511 --> 00:05:47,221
‫- هنوز هم همونی.
‫- آره، هستم. من همینم.

82
00:05:47,347 --> 00:05:49,098
‫من تو نیستم.

83
00:05:49,557 --> 00:05:52,185
‫این تنها چیزی بود که می‌خواستم باشم،
‫که تو نباشم.

84
00:05:52,310 --> 00:05:55,855
‫یادت میاد تو چه مزخرفاتی
‫بهت کمک می‌کردم، هان؟

85
00:05:55,980 --> 00:05:57,440
‫کلاهبرداری‌ها؟

86
00:05:57,899 --> 00:06:00,443
‫مغازه کارت‌های بیسبال؟

87
00:06:00,568 --> 00:06:03,196
‫مجبورم می‌کردی کارت‌های تقلبی رو بذارم توی

88
00:06:03,321 --> 00:06:05,615
‫کاورهای پلاستیکی کوچیک، هان؟

89
00:06:05,740 --> 00:06:08,993
‫و تو یه کشیش بودی، هان؟
‫انجیل رو تبلیغ می‌کردی،

90
00:06:09,118 --> 00:06:11,079
‫تا اینکه با یه زن مچت رو گرفتن، هان؟

91
00:06:11,204 --> 00:06:13,831
‫و بعد باهاش فرار کردی
‫تا شرکت هرمی راه بندازی.

92
00:06:13,956 --> 00:06:15,792
‫بشقاب و قاشق چنگال می‌فروختیم.

93
00:06:15,917 --> 00:06:18,378
‫- اینطور نبود که...
‫- نه، نه، نه، من این بازی رو ادامه نمی‌دم.

94
00:06:18,503 --> 00:06:21,214
‫تو همیشه یه دست پنهان داری.
‫اینو می‌دونم.

95
00:06:21,339 --> 00:06:25,093
‫خب، پس... کارت پنهون
‫زیر آستینت چیه، هان؟ چیه؟

96
00:06:25,218 --> 00:06:28,638
‫- بهت گفتم درباره جایزه‌ت خوندم.
‫- آره، من یه جایزه بردم.

97
00:06:28,721 --> 00:06:31,015
‫بردم. آره، چیز مهمی نیست.

98
00:06:31,140 --> 00:06:33,017
‫نه، می‌دونی چیه؟
‫در واقع مهم بود.

99
00:06:33,142 --> 00:06:34,977
‫چیز مهمی بود.

100
00:06:35,103 --> 00:06:38,106
‫یعنی پول جایزه‌ای در کار نبود
‫اگه دنبال اونی.

101
00:06:38,231 --> 00:06:39,315
‫متاسفم.

102
00:06:39,941 --> 00:06:43,403
‫نوشته بود یه کتابفروشی داری.

103
00:06:44,404 --> 00:06:47,448
‫- تو مقاله اشاره کرده بود یه دختر داری.
‫- آره؟

104
00:06:53,913 --> 00:06:55,039
‫نه.

105
00:06:55,706 --> 00:06:56,833
‫نه.

106
00:06:57,792 --> 00:06:59,419
‫تو حق نداری نوه داشته باشی.

107
00:06:59,544 --> 00:07:01,337
‫تازه اون اصلاً اینجا زندگی نمی‌کنه.

108
00:07:01,462 --> 00:07:03,005
‫پیش مادرشه.

109
00:07:03,423 --> 00:07:06,467
‫فکر نکردی که دلم می‌خواد نوه‌ام رو ببینم؟

110
00:07:08,428 --> 00:07:10,179
‫اولین و تنها نوه‌ام رو؟

111
00:07:10,930 --> 00:07:15,226
‫فکر می‌کنم باید
‫قبل از اینا به این فکر می‌کردی.

112
00:07:16,561 --> 00:07:18,604
‫مشکلات ما، مشکلات ماست

113
00:07:18,729 --> 00:07:23,484
‫و هیچ‌ کدوم نباید تداخل ایجاد کنه
‫یا مانع بشه که...

114
00:07:31,617 --> 00:07:33,953
‫اسمش چیه؟

115
00:07:44,630 --> 00:07:46,132
‫می‌خوام از اینجا بری...

116
00:07:46,591 --> 00:07:48,176
‫تا آخر امروز.

117
00:07:49,343 --> 00:07:50,803
‫پس،

118
00:07:51,888 --> 00:07:54,140
‫پس هر برنامه‌ای لازمه براش بچین.

119
00:08:05,902 --> 00:08:08,070
‫دیدرا، تو مسئول پاییدن پدرم هستی.

120
00:08:08,196 --> 00:08:10,072
‫نه، من مسئول کتابفروشی‌ام.

121
00:08:10,198 --> 00:08:13,618
‫ویلون، هنری، اصلاً نذارید از جلوی چشمتون
‫تکون بخوره. شنیدید چی گفتم؟

122
00:08:13,743 --> 00:08:16,078
‫- آره، گرفتم. باشه، نه آب، نه غذا.
‫- خیلی خب. حله.

123
00:08:16,204 --> 00:08:18,289
‫در ضمن، به حرف‌هاش هم اصلاً گوش ندید.

124
00:08:18,414 --> 00:08:21,792
‫نفس کشیدنش هم دروغه،
‫حواستون باشه دور و بر صندوق هم نپلکه.

125
00:08:21,918 --> 00:08:23,794
‫داداش، اگه اون پیرمرد حرکتی بزنه،

126
00:08:23,920 --> 00:08:26,047
‫می‌زنم فک و دهنشو یکی می‌کنم.

127
00:08:26,172 --> 00:08:28,799
‫یه سوالی بپرسم. شما ددلی نیتیوز هستید، درسته؟
‫تو هم عضو مافیای بومی‌ها؟

128
00:08:28,925 --> 00:08:30,551
‫اون یارو رو می‌شناسید، اسمش میکوئه؟

129
00:08:30,676 --> 00:08:32,470
‫- میکو؟ ای بابا.
‫- آره.

130
00:08:32,595 --> 00:08:34,639
‫- حاجی، من حداقل سی تا میکو می‌شناسم.
‫- میکو دین، می‌شناسیش؟

131
00:08:34,764 --> 00:08:36,307
‫- میکو دین؟ نه.
‫- نه بابا.

132
00:08:36,432 --> 00:08:38,226
‫- کسی به اسم میکو دین نمی‌شناسم. چطور؟
‫- آره.

133
00:08:38,351 --> 00:08:40,811
‫توی بونتیل زندانی بوده و الان غیبش زده،
‫افتاد؟

134
00:08:40,937 --> 00:08:43,022
‫پیش خودم گفتم شاید بتونید از رابط‌هاتون برای پیدا کردن
‫سرنخی ازش استفاده کنید.

135
00:08:43,147 --> 00:08:45,983
‫رفیق، اگه اونجا غیبش زده
‫حتماً ریزریزش کردن،

136
00:08:46,108 --> 00:08:48,986
‫- بعدشم فرستادنش پایین چاه توالت رفته.
‫- از کجا انقدر مطمئنی؟

137
00:08:49,111 --> 00:08:50,196
‫اصلاً چرا واست مهمه؟

138
00:08:50,321 --> 00:08:52,114
‫چون، گوش کن، یکی از دوست‌هاش

139
00:08:52,240 --> 00:08:54,909
‫- یعنی دختره حسابی نگرانشه.
‫- دختره؟ آره بابا.

140
00:08:55,034 --> 00:08:56,577
‫عمراً لنگه پای اونم پیدا کنی.

141
00:08:56,702 --> 00:08:58,913
‫- چرا؟
‫- حتماً الان داره با یکی صفا می‌کنه.

142
00:08:59,038 --> 00:09:00,665
‫یا خدا.

143
00:09:00,790 --> 00:09:03,084
‫داداش ببین، جعل کردن مرگت
‫تو اوکلاهوما جرم سبکیه، رفیق.

144
00:09:03,209 --> 00:09:05,878
‫من پارسال پنج بار همین فیلمو اومدم
‫تا نخوام با یه دختره برم بیرون.

145
00:09:06,003 --> 00:09:08,714
‫وقتی اعضای گنگستری که واسه امنیت استخدام کردم
‫هیچ پارتی‌ای ندارن،

146
00:09:08,839 --> 00:09:10,758
‫به چه دردی می‌خورن آخه؟

147
00:09:10,883 --> 00:09:13,469
‫شروع نکن دیگه، مرد.
‫اینجا حساب کتاب داره، داداش.

148
00:09:13,553 --> 00:09:15,846
‫کله‌گنده‌ها هستن، رئیس‌ها هستن،

149
00:09:15,972 --> 00:09:17,848
‫جنگجوها هستن،
‫بعدش نوبت ماست.

150
00:09:17,974 --> 00:09:19,433
‫خیلی خب، فقط در رو ببند، باشه؟

151
00:09:19,559 --> 00:09:21,310
‫- و حواست به پیرمرده هم باشه.
‫- حرص نخور. حله.

152
00:09:21,394 --> 00:09:23,771
‫- هی، یه کم تنقلات بده بهم. چی؟
‫- نه، به تو بادوم‌زمینی نمی‌رسه. یالا.

153
00:09:23,896 --> 00:09:25,273
‫- ضایع.
‫- حواست به اون پیرمرد باشه!

154
00:09:25,398 --> 00:09:27,650
‫هست بابا.
‫می‌خوام سرحال بیارمش.

155
00:09:31,821 --> 00:09:32,772
‫[هارتلند پرس]

156
00:09:32,822 --> 00:09:33,773
‫[مارتی برونر - سردبیر]

157
00:09:33,823 --> 00:09:34,991
‫بیا تو.

158
00:09:36,117 --> 00:09:37,493
‫سلام لی، چه کمکی از دستم برمیاد؟

159
00:09:37,577 --> 00:09:41,038
‫به‌به! نیگاش کن.
‫واسه خودت اتاق جدا داری.

160
00:09:41,163 --> 00:09:44,584
‫دمت گرم، من بیرون روی کاناپه
‫به زور یه جا برای نشستن گیر آوردم.

161
00:09:44,709 --> 00:09:46,419
‫- جام راحته.
‫- آره، معلومه راحته.

162
00:09:46,544 --> 00:09:50,047
‫نه جداً، این اواخر خیلی به فکرت بودم.

163
00:09:50,172 --> 00:09:52,800
‫یعنی واقعاً...
‫داری غوغا می‌کنی.

164
00:09:52,925 --> 00:09:55,052
‫مطالبی که داری می‌نویسی، می‌دونی،

165
00:09:55,177 --> 00:09:58,014
‫داری همه‌ی این دلقک‌ها رو می‌ذاری تو جیبت.
‫جداً کارت درسته.

166
00:09:59,932 --> 00:10:01,309
‫چی می‌خوای، لی؟

167
00:10:01,434 --> 00:10:04,604
‫هیچی.
‫فقط... داشتم فکر می‌کردم...

168
00:10:04,729 --> 00:10:07,648
‫نمی‌دونم، شاید... لابد می‌خوای
‫مقاله‌م رو رد کنی بره پی کارش.

169
00:10:07,773 --> 00:10:09,692
‫- آره.
‫- آره، نه خب، منظورم اینه که...

170
00:10:09,817 --> 00:10:11,986
‫همه حسابی واسش هیجان دارن و منتظرشن.
‫پروژه خیلی خفنیه.

171
00:10:12,111 --> 00:10:14,280
‫احتمالاً هم می‌ره روی جلد مجله، حله؟

172
00:10:14,405 --> 00:10:15,948
‫و من فقط فکر کردم

173
00:10:16,073 --> 00:10:18,200
‫- از اونجا که بزرگ‌ترمی اول بیارمش پیش خودت.
‫- بزرگ‌ترت؟

174
00:10:18,284 --> 00:10:19,619
‫الان چنان می‌زنم تو دهنت
‫که صدای سگ بدی!

175
00:10:19,744 --> 00:10:22,204
‫قصدم فقط ادای احترام بود، باشه؟

176
00:10:22,330 --> 00:10:25,082
‫صبر کن عنوانش رو بگم، باشه؟

177
00:10:25,207 --> 00:10:30,046
‫«تکه‌های تاریخ: روزنه‌ای به یک جهان فراموش‌شده.»

178
00:10:33,299 --> 00:10:35,509
‫وسوسه‌انگیزه، نه؟

179
00:10:36,260 --> 00:10:38,137
‫هنوز یه کلمه‌ش رو هم ننوشتی، نه؟

180
00:10:38,262 --> 00:10:40,848
‫گوش بده، من باید طبق ندای قلبم پیش برم، افتاد؟

181
00:10:40,973 --> 00:10:42,683
‫و دلم داره...

182
00:10:42,808 --> 00:10:44,977
‫منو می‌بره به یه مسیر دیگه.

183
00:10:45,102 --> 00:10:47,229
‫خب، چطوره بری همون مسیری
‫که بابتش بهت پول دادن؟

184
00:10:47,355 --> 00:10:51,734
‫باشه، نصفشو دادن،
‫اما من پیش‌پرداخت بعدیم رو کامل می‌دم به تو.

185
00:10:51,859 --> 00:10:56,155
‫- وقتی هیچی نمی‌نویسی پیش‌پرداختی در کار نیست.
‫- آره، ولی من دارم می‌نویسم، خب؟

186
00:10:56,280 --> 00:10:58,115
‫فقط نمی‌تونم درباره باستان‌شناسی بنویسم.

187
00:10:58,240 --> 00:11:01,202
‫من تو زمان حال زندگی می‌کنم.
‫اون مال گذشته‌ست، باشه؟

188
00:11:01,327 --> 00:11:03,996
‫و چیزی که الان سر راهم سبز شده
‫خیلی گنده‌ست،

189
00:11:04,121 --> 00:11:06,290
‫- پای جون مردم وسطه...
‫- باز یکی از این داستان‌ها.

190
00:11:06,415 --> 00:11:08,417
‫و الان حواسم باید کاملاً جمع همین باشه.

191
00:11:08,542 --> 00:11:10,461
‫تو باید الایژا رو از سرم باز کنی.

192
00:11:10,586 --> 00:11:14,215
‫- گوش کن. من خودم کلی کار برای نوشتن دارم.
‫- من به این نیاز دارم، متوجه‌هی؟

193
00:11:14,340 --> 00:11:16,884
‫- این دفعه باید اوضاع رو روبراه کنم.
‫- لی.

194
00:11:17,009 --> 00:11:19,345
‫باور کن یه دنیا ممنونت می‌شم.

195
00:11:19,470 --> 00:11:21,097
‫این دیگه چه کوفتیه؟

196
00:11:21,222 --> 00:11:23,099
‫خیلی خب. نه. این کل تحقیق‌هاست.
‫واقعاً دستت درد نکنه.

197
00:11:23,224 --> 00:11:24,850
‫این چیه آخه؟
‫هی، این جعبه‌ی وامونده رو بردار.

198
00:11:24,975 --> 00:11:26,769
‫- نه، مارتی...
‫- مگه شهر بازیه؟

199
00:11:27,144 --> 00:11:29,146
‫داری چه غلطی...
‫مسخره‌م کردی؟

200
00:11:47,123 --> 00:11:49,542
‫- سلام.
‫- یا خدا! چی کار داری می‌کنی؟

201
00:11:49,667 --> 00:11:51,335
‫- روبراهی؟
‫- چرا نباشم؟

202
00:11:51,460 --> 00:11:52,920
‫- چون دیشب به یکی شلیک کردی.
‫- خدای من، نه.

203
00:11:53,045 --> 00:11:54,004
‫از حقم دفاع کردم.

204
00:11:54,130 --> 00:11:55,506
‫این کار رو کردم.

205
00:11:56,048 --> 00:11:58,008
‫خب من روبراه نیستم.
‫باشه؟ دیشب اصلاً چشم روی هم نذاشتم.

206
00:11:58,134 --> 00:11:59,885
‫- چرا؟
‫- فکرم مدام پیش تو بود.

207
00:12:00,010 --> 00:12:02,138
‫- لی.
‫- می‌دونی، نه... اون نگهبان زندان چی؟

208
00:12:02,263 --> 00:12:05,766
‫می‌گم نکنه اون یارو که بهش شلیک کردی هم
‫نگهبان زندان بوده، اصلاً چرا افتادن دنبالت؟

209
00:12:05,891 --> 00:12:09,019
‫یا به خاطر اینه که فکر می‌کنن میکو هنوز زنده‌ست،
‫یا فکر می‌کنن تو یه چیزی می‌دونی.

210
00:12:09,145 --> 00:12:12,565
‫در هر دو صورت، این نگهبان‌ها مثل گنگسترهایی هستن
‫که فقط کارت شناسایی پلاستیکی دارن،

211
00:12:12,690 --> 00:12:14,358
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟
‫- آره. نشان دارن. درسته.

212
00:12:14,483 --> 00:12:17,278
‫تازه احتمالاً با گنگ‌های داخل زندان هم
‫دست ‌به ‌یکین.

213
00:12:17,403 --> 00:12:18,779
‫من چند تا گزارش تحلیلی

214
00:12:18,904 --> 00:12:20,990
‫- درباره اخوت آریایی نوشتم.
‫- جالبه.

215
00:12:21,073 --> 00:12:23,284
‫طبق تجربه‌ی من،
‫فساد از چند جبهه مختلف شروع می‌شه...

216
00:12:23,409 --> 00:12:27,037
‫- لی، لی، لی، بس کن. ببین، من...
‫- نه. بیش از حد رفتیم تو عمق قضیه که بخوایم بیخیال بشیم.

217
00:12:27,163 --> 00:12:30,374
‫فکر کنم خودم باید تنهایی از پسش بربیام.
‫باشه، یه راهی براش پیدا می‌کنم.

218
00:12:30,499 --> 00:12:32,126
‫نمی‌دونم چطوری،

219
00:12:32,251 --> 00:12:34,503
‫- ولی حتماً حلش می‌کنم.
‫- نمی‌تونم با این همه دردسر تنهات بذارم.

220
00:12:34,587 --> 00:12:36,630
‫- خب، به نظرم تا همین الانم به اندازه کافی کمک کردی ولی...
‫- نه. ببین، تو داری منو تنبیه می‌کنی،

221
00:12:36,756 --> 00:12:39,216
‫سر اون قضیه رودست زدن.
‫چون می‌دونم گند زدم.

222
00:12:39,341 --> 00:12:42,511
‫- باید ببخشیم.
‫- بخدا قضیه ربطی به اون حقه‌بازی نداره.

223
00:12:42,595 --> 00:12:45,181
‫اصلاً اگه گاهی کار دست آدم نده
‫که اسمش حقه نمی‌شه.

224
00:12:45,264 --> 00:12:48,142
‫- ممنون که اینو گفتی.
‫- پس فقط سر جات بمون و کارتو بکن،

225
00:12:48,267 --> 00:12:49,810
‫می‌دونی چیه؟
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

226
00:12:49,935 --> 00:12:51,395
‫- زنگ نمی‌زنی.
‫- می‌زنم.

227
00:12:51,520 --> 00:12:53,022
‫- کاملاً تابلوعه که قرار نیست زنگ بزنی.
‫- چرا، می‌زنم.

228
00:12:53,147 --> 00:12:54,982
‫- پس خودم تنهایی کمکت می‌کنم.
‫- باشه.

229
00:12:55,107 --> 00:12:56,984
‫- آره خودم حلش می‌کنم، کمکت می‌کنم.
‫- عالیه.

230
00:12:57,109 --> 00:12:59,653
‫هنوز روی خوب منو ندیدی،
‫این خط و این نشون.

231
00:13:00,029 --> 00:13:01,739
‫معنی این حرفت چیه؟
‫خیلی چرند و پرنده.

232
00:13:01,864 --> 00:13:04,033
‫- دارم می‌گم نقشه دارم.
‫- اونوقت نقشه‌ت چیه؟

233
00:13:04,158 --> 00:13:05,367
‫خب، من یه حرفه‌ای‌ام.

234
00:13:05,451 --> 00:13:06,786
‫روش کار من خیلی خاص و تکه.

235
00:13:06,911 --> 00:13:08,579
‫درسته. خب، خیلی سریع برای مرور،

236
00:13:08,704 --> 00:13:10,664
‫تعقیبم کردن، بعد دیشب چی شد؟

237
00:13:10,790 --> 00:13:12,291
‫- مجبور شدم چی کار کنم؟
‫- به یه نفر شلیک کنی.

238
00:13:12,416 --> 00:13:14,084
‫پس بیا اوضاع رو از چیزی که هست

239
00:13:14,210 --> 00:13:16,128
‫- خراب‌تر نکنیم.
‫- نه، من قراره اوضاع رو روبراه کنم.

240
00:13:16,253 --> 00:13:18,422
‫این کاریه که می‌خوام بکنم
‫و ناامیدت نمی‌کنم.

241
00:13:18,547 --> 00:13:20,049
‫باشه.

242
00:13:20,132 --> 00:13:22,593
‫- حالت خوبه؟
‫- این دیگه چه بساطیه؟ باید برم دادگاه.

243
00:13:25,304 --> 00:13:27,014
‫ببین، فقط می‌گم یه زنگ بزن،
‫منظورم اینه که

244
00:13:27,139 --> 00:13:30,726
‫- اگه خواستی با هم یه نهاری چیزی بخوریم.
‫- خفه‌شو دیگه.

245
00:13:30,851 --> 00:13:33,562
‫باشه، من که کاری بهت ندارم.

246
00:13:34,647 --> 00:13:38,150
‫بیشتر مردم می‌دونن که نیل یانگ
‫یه مدتی توی تالسا زندگی کرده.

247
00:13:38,275 --> 00:13:41,237
‫آهنگ آخرین سفر به تالسا
‫معلومه که درباره تالساست اما...

248
00:13:41,779 --> 00:13:44,865
‫خیلی‌ها نمی‌دونن ومپایر بلوز
‫توی آلبوم ساحل، شاهکار به تمام معنا،

249
00:13:44,990 --> 00:13:47,034
‫اونم مال... اونم درباره تالساست.

250
00:13:47,159 --> 00:13:49,870
‫من خون‌آشامی‌ام که خون زمین رو می‌مکه. منظورش نفته.
‫داره درباره نفت حرف می‌زنه.

251
00:13:49,995 --> 00:13:52,206
‫- آدامس چسبیده به کفشم.
‫- نیل یانگ.

252
00:13:52,331 --> 00:13:54,041
‫کی آدامسشو تف کرده اینجا؟

253
00:13:57,795 --> 00:13:59,630
‫اون علف کوفتی زندگیت رو به باد می‌ده.

254
00:13:59,755 --> 00:14:02,591
‫می‌دونی که الان دیگه قانونی شده، داداش.

255
00:14:03,175 --> 00:14:05,761
‫دیگه به من نگو، داداش.
‫من داداش تو نیستم.

256
00:14:06,929 --> 00:14:09,056
‫چیه؟
‫از اسم مستعار خوشت نمیاد؟

257
00:14:09,181 --> 00:14:11,767
‫پسر کو ندارد نشان از پدر،
‫دقیقاً لنگه همن.

258
00:14:12,685 --> 00:14:15,062
‫نگفتم غیرقانونیه.
‫گفتم نابودت می‌کنه.

259
00:14:15,187 --> 00:14:19,900
‫زندگیت رو سیاه می‌کنه.
‫کلی دوست و آشنا داشتم که زندگیشون به فنا رفت.

260
00:14:20,818 --> 00:14:22,361
‫مخصوصاً توی ویتنام.

261
00:14:22,486 --> 00:14:26,240
‫بچه‌ها علف‌باز برمی‌گشتن.
‫همش سیگاری‌های سنگین تایلندی.

262
00:14:28,576 --> 00:14:32,496
‫خود منم در حد پنج دقیقه
‫مشکل مصرف علف پیدا کردم ولی گذاشتمش کنار.

263
00:14:32,621 --> 00:14:34,081
‫مغزت رو می‌پوسونه.

264
00:14:34,540 --> 00:14:35,958
‫ویتنام بودی؟

265
00:14:36,458 --> 00:14:37,877
‫آره.

266
00:14:38,002 --> 00:14:42,256
‫- جنگ ویتنام؟
‫- اسمم رو اونجا گذاشتن. اسم مستعارم رو.

267
00:14:43,048 --> 00:14:45,134
‫عجب. خیلی خب، اسم مستعارت چیه؟

268
00:14:45,259 --> 00:14:46,260
‫قورباغه.

269
00:14:46,385 --> 00:14:48,804
‫قورباغه؟ چرا؟

270
00:14:49,221 --> 00:14:53,017
‫از هلیکوپتر می‌پریدم وسط اقیانوس.

271
00:14:54,393 --> 00:14:55,895
‫به خاطر همین بهم می‌گفتن قورباغه.

272
00:14:56,020 --> 00:14:57,730
‫ما هم قراره...
‫باید قورباغه صدات کنیم؟

273
00:14:57,855 --> 00:14:59,106
‫آره، قورباغه خوبه.

274
00:14:59,231 --> 00:15:01,901
‫قورباغه.

275
00:15:02,359 --> 00:15:03,986
‫راستی اون غذاخوری پایین خیابون
‫غذای خوبی داره؟

276
00:15:04,111 --> 00:15:06,363
‫سوییت امیلی؟ آره بابا، ته همه‌شونه.

277
00:15:06,488 --> 00:15:07,656
‫پنکیک‌های مدل میکی‌ماوس داره.

278
00:15:07,781 --> 00:15:10,826
‫بیا بریم، یه فنجون قهوه مهمونم کن.

279
00:15:12,161 --> 00:15:13,829
‫باشه، حله پیرمرد.

280
00:15:13,913 --> 00:15:15,831
‫می‌زنیم به حساب کتابفروشی.

281
00:15:15,915 --> 00:15:18,334
‫- هی، عیبی نداره منم بیام؟
‫- چرا، داره.

282
00:15:18,459 --> 00:15:20,044
‫من به هر حال باید برم اونجا.

283
00:15:20,169 --> 00:15:22,796
‫جک، اگه مشتری اومد خبرم کن.

284
00:15:22,922 --> 00:15:23,797
‫خب...

285
00:15:34,600 --> 00:15:36,977
‫خب... می‌گن که ویلون جنینگز
‫اینجا یه خونه داشته.

286
00:15:37,102 --> 00:15:40,731
‫من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم لی
‫به دنیا اومده باشه

287
00:15:40,856 --> 00:15:43,525
‫انگار همیشه همینجا حی و حاضر بوده،

288
00:15:44,109 --> 00:15:47,780
‫با این حال، ایناهاش، لی بزرگ.

289
00:15:50,950 --> 00:15:52,910
‫می‌دونی، یه ساندویچ بیکن سفارش داده.

290
00:15:53,035 --> 00:15:54,495
‫آره، بیکن و کاهو و گوجه.

291
00:15:54,620 --> 00:15:56,538
‫نه، فقط خود بیکن خالی.

292
00:15:57,873 --> 00:16:01,168
‫شایعه شده ویلون جنینگز اینجا خونه داشته
‫یا شایدم تو بتونی قضیه رو روشن کنی.

293
00:16:01,293 --> 00:16:02,753
‫هنوز دارم سعی می‌کنم
‫ته و توش رو دربیارم.

294
00:16:02,878 --> 00:16:04,755
‫ولی حتماً اینجا یه نامزدی چیزی داشته.

295
00:16:04,880 --> 00:16:07,257
‫یه آهنگ داره به اسم
‫«نذار خورشید توی تالسا برات غروب کنه»، درسته؟

296
00:16:07,383 --> 00:16:09,677
‫یه ادای احترام هم به جی‌جی کیل خونده.
‫بدک نیست.

297
00:16:09,802 --> 00:16:11,470
‫کسی از اون آهنگ حرفی نمی‌زنه ولی عالیه.

298
00:16:11,595 --> 00:16:13,347
‫این دیگه کیه؟

299
00:16:14,056 --> 00:16:15,099
‫شما کی هستی؟

300
00:16:15,516 --> 00:16:17,393
‫من ایبلم. مغازه صفحه فروشی
‫کناری مال منه.

301
00:16:17,518 --> 00:16:19,353
‫- صفحه دوست داری؟
‫- کی می‌پرسه؟

302
00:16:19,478 --> 00:16:21,063
‫- من دارم می‌پرسم.
‫- نپرس.

303
00:16:21,188 --> 00:16:24,066
‫- شما دو تا دقیقاً چیکار می‌کنید؟
‫- اینا ولگردن.

304
00:16:24,149 --> 00:16:25,693
‫- مامور امنیتیم.
‫- آره، عوضی.

305
00:16:25,818 --> 00:16:28,237
‫خلاصه که آره. امنیت
‫داخل کتابفروشی و جلوش با ماست.

306
00:16:28,362 --> 00:16:30,280
‫برای چی امنیت لازم داره؟

307
00:16:30,406 --> 00:16:32,449
‫نمی‌دونستی؟

308
00:16:32,574 --> 00:16:34,576
‫یه مشت نژادپرست نازی بودن،
‫مدام می‌اومدن اینجا و کتکش می‌زدن.

309
00:16:34,702 --> 00:16:37,997
‫نژادپرست؟
‫مگه چیکار کرده بود که اینجور آدم‌ها کشیده شدن سمتش؟

310
00:16:38,330 --> 00:16:41,542
‫از مغزش...
‫از مغزش کار کشید.

311
00:16:41,667 --> 00:16:43,252
‫آره، یه مقاله درباره‌شون نوشت.

312
00:16:43,377 --> 00:16:45,462
‫می‌دونی، من قبلش دیدم که
‫اون بیرون دارن پرسه می‌زنن.

313
00:16:45,587 --> 00:16:48,549
‫بهش هشدار دادم
‫ولی کاری نکرد. به هر حال کتکشو خورد.

314
00:16:48,674 --> 00:16:51,385
‫شما کاهو یا گوجه نمی‌خوای؟

315
00:16:51,510 --> 00:16:54,555
‫اگه ساندویچ کامل می‌خواستم
‫همونو سفارش می‌دادم.

316
00:16:55,723 --> 00:16:56,724
‫فهمیدم.

317
00:16:57,307 --> 00:17:00,811
‫چرا خودش از پسش برنمیاد؟
‫یعنی انقدر ترسو و بزدله؟

318
00:17:00,936 --> 00:17:03,063
‫- اصلاً چرا باید بادیگارد بخواد؟
‫- فرانسیس.

319
00:17:03,522 --> 00:17:05,399
‫باید محیط رو برای فرانسیس امن نگه داره.

320
00:17:05,524 --> 00:17:07,234
‫می‌دونی، بین خودمون بمونه...
‫پسرت حسابی پخمه‌ست.

321
00:17:07,359 --> 00:17:08,986
‫دست‌به‌کتکش صفره.

322
00:17:09,111 --> 00:17:11,947
‫فرانسیس،
‫گذاشته دختره اینجا بمونه؟

323
00:17:12,322 --> 00:17:14,616
‫نوه من توی یه کتابفروشی زندگی می‌کنه؟

324
00:17:14,700 --> 00:17:16,160
‫نه، نه، نه، توی کتابفروشی نه.

325
00:17:16,285 --> 00:17:18,787
‫طبقه بالاش یه آپارتمان نقلی داره.

326
00:17:18,912 --> 00:17:20,789
‫شبیه یه اتاق زیرشیروانی خاک‌گرفته‌ست.

327
00:17:25,502 --> 00:17:27,421
‫اسمشو گذاشته فرانسیس.

328
00:18:07,002 --> 00:18:09,546
‫اگه کمکی برای پیدا کردن چیزی
‫از دستم برمیاد بهم بگید.

329
00:18:10,130 --> 00:18:11,215
‫ممنون.

330
00:18:14,051 --> 00:18:15,677
‫گوشت بونتیل؟

331
00:18:16,095 --> 00:18:19,223
‫- کیک‌های گوشتی.
‫- آره.

332
00:18:19,348 --> 00:18:22,559
‫این همون کار خیرخواهانه‌ايه
‫که نگهبانای زندان هر سال انجام می‌دن.

333
00:18:22,684 --> 00:18:24,103
‫- آره.
‫- دخترا عاشقشمن.

334
00:18:24,228 --> 00:18:26,480
‫آره، شایدم بعضی پسرا، مگه نه؟

335
00:18:26,605 --> 00:18:28,065
‫حتماً همینطوره.

336
00:18:28,190 --> 00:18:29,983
‫- آره؟ عیبی نداره که یه مرد سالم...
‫- هوم.

337
00:18:30,109 --> 00:18:31,819
‫یوهوو!

338
00:18:31,944 --> 00:18:33,570
‫وای.

339
00:18:34,196 --> 00:18:36,949
‫- آقای نوامبر رو ببین. می‌شناسیش؟
‫- ای کاش می‌شناختم.

340
00:18:37,074 --> 00:18:40,077
‫آره، اسلحه‌ش از بقیه بزرگ‌تره، مگه نه؟

341
00:18:40,202 --> 00:18:43,789
‫اسلحه‌ی گنده‌ایه.

342
00:18:44,414 --> 00:18:46,041
‫- چاقه.
‫- می‌دونی،

343
00:18:46,166 --> 00:18:47,793
‫اینا مدام تو راه کافه میان اینجا.

344
00:18:47,918 --> 00:18:50,254
‫- جدی؟ کافه، هان؟
‫- کافه.

345
00:18:50,379 --> 00:18:52,840
‫اسمش سکرتس ـه، اون‌طرف اتوبان.

346
00:18:52,923 --> 00:18:54,174
‫هوم، خیلی هم راز نیست.

347
00:18:54,258 --> 00:18:55,801
‫- رازی در کار نیست.
‫- نه.

348
00:18:55,926 --> 00:18:58,262
‫- خیلی خبره.
‫- عجب.

349
00:18:58,387 --> 00:19:00,889
‫- نزدیک بود اونجا کار کنم.
‫- جدی؟

350
00:19:01,014 --> 00:19:02,599
‫همه کافه دوست دارن.

351
00:19:02,724 --> 00:19:04,852
‫همین‌ طوره.

352
00:19:04,935 --> 00:19:07,187
‫همه‌ی نگهبان‌ها بعد از شیفت اونجا پاتوق می‌کنن.

353
00:19:08,856 --> 00:19:11,233
‫تقویم و اسلیم‌جیم روی هم چند می‌شه؟

354
00:19:11,358 --> 00:19:17,072
‫خب، برای تو
‫تقویم ۲.۹۹ دلاره و اسلیم‌جیم...

355
00:19:18,282 --> 00:19:20,576
‫مهمون خودم.

356
00:19:21,368 --> 00:19:23,704
‫ممنون، بورلی.

357
00:19:23,787 --> 00:19:25,080
‫واو.

358
00:19:25,205 --> 00:19:26,999
‫- باشه، می‌تونی برداریش. باشه.
‫- خیلی خب. ممنون.

359
00:19:27,124 --> 00:19:28,917
‫- بازم سر بزن، باشه؟
‫- حتماً.

360
00:19:31,795 --> 00:19:33,130
‫به زودی می‌بینمت.

361
00:20:07,539 --> 00:20:09,583
‫سلام، اصلاً می‌تونی...

362
00:20:10,167 --> 00:20:11,835
‫لعنتی، هنوز باید برم باهاش حرف بزنم.

363
00:20:11,960 --> 00:20:13,086
‫فکر کردم دیشب حرف زدی.

364
00:20:13,212 --> 00:20:15,088
‫ببخشید، شلوغ پلوغ بودم.

365
00:20:15,172 --> 00:20:17,382
‫می‌گم، چه خبره؟ چی ‌کار می‌کنی؟
‫تمام روز چسبیدی به گوشی.

366
00:20:17,507 --> 00:20:18,709
‫اوضاع از چه قراره؟

367
00:20:18,759 --> 00:20:19,760
‫[لی: یه سرنخ پیدا کردم. شام بخوریم؟]

368
00:20:20,010 --> 00:20:21,845
‫خیلی خب. یادت نره.

369
00:20:21,970 --> 00:20:24,890
‫ساعت یک باید تو دادگاه هریسون باشی
‫برای پرونده‌ی رانندگی تحت تاثیر مواد رابرت رید.

370
00:20:25,015 --> 00:20:27,517
‫تا حالا با یه نویسنده قرار گذاشتی؟

371
00:20:28,435 --> 00:20:29,686
‫یا خدا.

372
00:20:30,646 --> 00:20:32,439
‫چی؟ نه.

373
00:20:32,522 --> 00:20:34,816
‫- تو که با یه نویسنده قرار نمیذاری، مگه نه؟
‫- نه، نه، این دیوونگیه.

374
00:20:34,942 --> 00:20:37,945
‫- من... من اصلاً قرار نمی‌ذارم.
‫- درسته.

375
00:20:38,320 --> 00:20:42,574
‫وای، وای، وای،
‫راستی بهت گفتم که بالاخره از شر پوکی خلاص شدم؟

376
00:20:43,533 --> 00:20:45,744
‫با آدم‌های عجیب‌غریب مشکل ندارم
‫ولی نه این‌ جوریش.

377
00:20:45,869 --> 00:20:47,913
‫هر وقت این اطراف بود مدام بهم زل می‌زد.

378
00:20:48,038 --> 00:20:50,415
‫سوءتفاهم نشه جذاب هستم
‫اما دلم نمی‌خواد اون نگاهم کنه.

379
00:20:50,540 --> 00:20:52,834
‫لطفاً قضاوت نکن.
‫فقط باید از شرش خلاص می‌شدم.

380
00:20:52,960 --> 00:20:56,922
‫تازه این بار صددرصد می‌ره بونتیل.
‫چند سالی می‌ندازیمش توی قفس.

381
00:20:57,047 --> 00:20:59,424
‫دیگه سه یا چهار بار خطا کرده.

382
00:20:59,549 --> 00:21:01,176
‫- پوکی.
‫- طفلکی قراره کتک مفصلی بخوره...

383
00:21:23,031 --> 00:21:24,324
‫توپ تو سوراخ گوشه.

384
00:21:26,660 --> 00:21:30,122
‫هی، سفید افتاد.

385
00:21:30,247 --> 00:21:31,873
‫گرفتی؟ چنگ زدن گربه؟

386
00:21:31,999 --> 00:21:33,375
‫گم شدی؟

387
00:21:37,254 --> 00:21:38,380
‫یا خدا.

388
00:21:41,174 --> 00:21:44,386
‫- نخواست باهات بازی کنه؟
‫- نه، ظاهراً که نه.

389
00:21:44,928 --> 00:21:46,763
‫خب، به هر حال،

390
00:21:46,847 --> 00:21:48,807
‫اونا تمام روز با زندانی‌ها سر و کار دارن،
‫پس شخصیش نکن.

391
00:21:48,932 --> 00:21:52,686
‫یکی از دوستای من،
‫مک‌من توی زندان کار می‌کنه.

392
00:21:52,811 --> 00:21:56,148
‫می‌شناسیش؟
‫مرد سفیدپوست، سبیلو، یه کم هیکلی.

393
00:21:56,982 --> 00:21:58,900
‫بی‌خیال بابا،

394
00:21:59,026 --> 00:22:01,153
‫تو الان قیافه‌ی تک‌تک آدم‌هایی رو که
‫تا حالا به عنوان نگهبان کار کردن توصیف کردی پس...

395
00:22:01,278 --> 00:22:03,071
‫آره، به گمونم راست میگی.

396
00:22:03,196 --> 00:22:05,782
‫این یارو رو که موهاش رو های‌لایت کرده چی؟

397
00:22:06,158 --> 00:22:07,284
‫قضیه‌ی این چیه؟

398
00:22:07,409 --> 00:22:09,536
‫آره. اون چیلی‌ ـه.

399
00:22:12,039 --> 00:22:13,415
‫- چیلی؟
‫- آره، یه کم افسرده‌ست.

400
00:22:13,540 --> 00:22:15,542
‫- همین دو هفته پیش اخراج شد پس...
‫- جدی؟

401
00:22:15,667 --> 00:22:19,796
‫آره، اما ما طوری رفتار می‌کنیم که انگار نمی‌دونیم.
‫می‌ذاریم تخفیف ادار زندانش سر جاش بمونه.

402
00:22:19,921 --> 00:22:21,340
‫برات نوشیدنی بیارم، داداش؟

403
00:22:21,465 --> 00:22:23,967
‫آره، یکی بیار.

404
00:22:24,092 --> 00:22:25,969
‫می‌دونی، اصلاً می‌دونی چیه؟

405
00:22:26,094 --> 00:22:28,430
‫همون نوشیدنی مخصوص خودتونو بده.
‫به نظر خنک و خوب میاد.

406
00:22:28,555 --> 00:22:30,766
‫یه جورایی نوشیدنی زنونه‌ست،
‫باهاش مشکلی نداری؟

407
00:22:30,891 --> 00:22:33,685
‫خب، ایرادی نداره. من دوست دارم.

408
00:22:34,936 --> 00:22:38,273
‫آره، یه مخصوص بده با میوه‌ی اضافه.

409
00:22:49,785 --> 00:22:51,578
‫اشکالی نداره بشینم کنارت؟

410
00:22:55,207 --> 00:22:56,867
‫- کشوره آزاده.
‫- آره، دقیقاً.

411
00:22:56,917 --> 00:23:00,629
‫این شیلاست.
‫اصالتاً اهل آردموره‌.

412
00:23:00,754 --> 00:23:02,506
‫- آردمور؟
‫- آره.

413
00:23:02,631 --> 00:23:05,217
‫باید عکسش رو روی تمبر پستی چاپ کنن، مگه نه؟

414
00:23:05,342 --> 00:23:06,301
‫آره.

415
00:23:08,220 --> 00:23:10,305
‫نگهبان زندانی؟

416
00:23:13,058 --> 00:23:15,143
‫واو رفیق، این فوق‌العاده‌ست.

417
00:23:15,727 --> 00:23:18,230
‫این... یعنی... کار خوبیه، مگه نه؟

418
00:23:18,355 --> 00:23:20,816
‫- آره، خوبه. واقعاً خوبه.
‫- آره، باحال به نظر می‌رسه.

419
00:23:20,941 --> 00:23:21,942
‫باحال. خیلی باحال.

420
00:23:22,067 --> 00:23:23,860
‫حالا واقعاً باحاله؟

421
00:23:24,820 --> 00:23:26,613
‫- بله، نسبتاً باحاله.
‫- آره؟

422
00:23:28,782 --> 00:23:30,283
‫اسمت چیه؟

423
00:23:31,159 --> 00:23:35,122
‫دالاس. من تو شهر بعدی زندگی می‌کنم.

424
00:23:35,247 --> 00:23:37,541
‫دارم به این فکر می‌کنم که درخواست بدم.

425
00:23:37,916 --> 00:23:40,460
‫می‌دونی، فکر می‌کنم ویژگی‌های لازم
‫برای نگهبان شدن رو دارم.

426
00:23:41,586 --> 00:23:43,672
‫من... من چیلی‌ام.

427
00:23:43,797 --> 00:23:45,841
‫- هی، چیـ...
‫- چیلی. چیلی فرانکس.

428
00:23:45,924 --> 00:23:48,635
‫چیلی فرانکس. جدی می‌گی؟

429
00:23:48,760 --> 00:23:52,305
‫واو، این...
‫عجب اسم فوق‌العاده‌اییه.

430
00:23:52,431 --> 00:23:54,599
‫خیلی خفنه.

431
00:23:54,724 --> 00:23:57,853
‫عجب... چیلی فرانکس. وای.

432
00:23:57,978 --> 00:23:59,479
‫آره.

433
00:23:59,604 --> 00:24:02,482
‫حدود چهار ساله که اونجا کار می‌کنم.

434
00:24:03,859 --> 00:24:05,402
‫کار سختیه، مال همه نیست.

435
00:24:05,527 --> 00:24:08,697
‫آدم‌ها رو قورت می‌دن و تُف می‌کنن بیرون.

436
00:24:09,156 --> 00:24:11,199
‫استخدام شدن سخت نیست،

437
00:24:11,783 --> 00:24:14,411
‫اما دووم آوردن توش از کار تو...

438
00:24:15,036 --> 00:24:17,706
‫از اف‌بی‌آی یا یگان ویژه‌ی نیروی دریایی سخت‌تره،

439
00:24:17,831 --> 00:24:20,208
‫- یا... احتمالاً.
‫- آره، ولی اونا خیلی بزرگش کردن.

440
00:24:20,333 --> 00:24:22,502
‫آخه مسئول تبلیغات‌شون کیه اصلاً،
‫می‌دونی چی می‌گم؟

441
00:24:22,961 --> 00:24:25,755
‫یعنی بعضی از اون بچه‌ها پیش شماها مثل

442
00:24:25,881 --> 00:24:27,591
‫- آره. والا.
‫- بچه‌پیشاهنگ می‌مونن.

443
00:24:27,716 --> 00:24:29,342
‫بی‌خیال، تو کلی داستان داری واسه تعریف کردن، مگه نه؟

444
00:24:29,468 --> 00:24:32,888
‫- آره، اونا بی‌دست ‌و پان.
‫- آره.

445
00:24:33,263 --> 00:24:36,057
‫نه، جدی،
‫داستان‌های زیادی داری، نه؟

446
00:24:36,808 --> 00:24:38,852
‫راستش، یه عالمه ماجرای کثیف و داغون دیدم...

447
00:24:38,977 --> 00:24:40,353
‫- آره.
‫- می‌دونی؟

448
00:24:41,354 --> 00:24:42,564
‫حتماً همینطوره.

449
00:24:43,315 --> 00:24:45,567
‫کلی داستان دارم، می‌دونی،

450
00:24:45,692 --> 00:24:47,402
‫و اگه راستش رو بخوای...

451
00:24:50,363 --> 00:24:54,701
‫خیلی دیوونه‌وارتر از اون چیزیه
‫که مردم عادی به گوششون می‌رسه.

452
00:24:56,995 --> 00:24:58,788
‫چیزهای عجیب و غریب.

453
00:24:59,372 --> 00:25:01,082
‫عجب. وای.

454
00:25:01,875 --> 00:25:04,002
‫خب، لعنت، بذار یه نوشیدنی برات بگیرم، هان؟

455
00:25:04,127 --> 00:25:06,463
‫چی می‌خوری...

456
00:25:06,922 --> 00:25:09,132
‫نوشیدنی همین جا.

457
00:25:09,674 --> 00:25:10,675
‫باشه.

458
00:25:11,510 --> 00:25:13,887
‫الان برمی‌گردم، چیلی فرانک.

459
00:25:14,012 --> 00:25:15,347
‫باشه.

460
00:25:53,223 --> 00:26:03,223
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

461
00:26:41,099 --> 00:26:42,100
‫هوم.

462
00:26:42,684 --> 00:26:44,519
‫رفیق، این یه مورد رو باید حتماً بهت بگم.

463
00:26:45,020 --> 00:26:47,480
‫- آره؟
‫- یه یارویی قرص مسکن

464
00:26:47,564 --> 00:26:50,150
‫با یه دم‌باریک قاچاقی آورد تو، خب؟

465
00:26:50,233 --> 00:26:52,402
‫ملت می‌رفتن پیشش تا دندون‌هاشون رو بکِشه.

466
00:26:52,527 --> 00:26:54,029
‫- یا خدا.
‫- بهش می‌گفتن دندون‌پزشک.

467
00:26:54,154 --> 00:26:55,989
‫لعنت، از دندون‌پزشکا متنفرم.

468
00:26:56,072 --> 00:26:58,325
‫این قضیه یه مدتی ادامه داشت
‫تا اینکه یکی اون دم‌باریک رو دزدید

469
00:26:58,450 --> 00:27:01,745
‫واسه دعوا و باهاش چشم‌های یه بنده خدایی رو
‫از کاسه درآورد.

470
00:27:01,870 --> 00:27:03,622
‫لعنتی. یا خدا، مرد.

471
00:27:03,747 --> 00:27:06,249
‫چه‌جوری قرص‌ها
‫و دم‌باریک رو بردن اون تو؟

472
00:27:06,374 --> 00:27:08,084
‫همه‌شون اون تو
‫یه جور کاسبی راه انداختن.

473
00:27:08,209 --> 00:27:10,170
‫- همه‌ی اون زندانی‌ها انگار که...
‫- آره. آره.

474
00:27:10,295 --> 00:27:12,088
‫آره بابا. واقعاً؟

475
00:27:12,213 --> 00:27:13,923
‫نگهبان‌ها چی، هان؟ اونا چی...

476
00:27:15,258 --> 00:27:17,135
‫نکنه مأمور اف‌بی‌آی هستی، ها؟

477
00:27:17,260 --> 00:27:19,554
‫نه مرد، فقط دارم می‌گم، خب؟
‫مرد باید کاری رو که لازمه بکنه.

478
00:27:19,679 --> 00:27:21,389
‫منظورم اینه، الان دارم بهت نگاه می‌کنم.

479
00:27:21,514 --> 00:27:23,850
‫می‌تونم بگم تو مردی هستی
‫که پای کاری که باید انجام بشه وایمیسته.

480
00:27:23,975 --> 00:27:25,143
‫- آره.
‫- اشتباه می‌گم؟

481
00:27:25,268 --> 00:27:28,271
‫- شاید. آره.
‫- عجب.

482
00:27:37,238 --> 00:27:38,156
‫بوم، عزیزم.

483
00:27:41,660 --> 00:27:44,162
‫هی، می‌دونی چیه... بیا از اینجا بزنیم بیرون.

484
00:27:44,287 --> 00:27:46,081
‫می‌خوای بیای خونه‌ی من که راحت حرف بزنیم؟

485
00:27:46,456 --> 00:27:49,751
‫گرسنه‌ت نیست؟ آخه من
‫بهترین چیزبرگرهای شهر رو درست می‌کنم.

486
00:27:49,876 --> 00:27:51,836
‫- چی؟
‫- از دیژان بپرس.

487
00:27:51,961 --> 00:27:53,838
‫یه بار چند تاش رو آوردم اینجا.

488
00:27:54,673 --> 00:27:56,716
‫بیا از اینجا بریم.

489
00:27:56,800 --> 00:28:00,345
‫- بیا بریم. راه بیفت مرد.
‫- خیلی خب، آره، معلومه که آره، حله.

490
00:28:00,762 --> 00:28:03,139
‫- بزن بریم.
‫- اینجا هم که دیگه سوت و کوره به هر حال.

491
00:28:11,523 --> 00:28:12,524
‫[لی: چیلی داره زبون باز می‌کنه.]

492
00:28:13,024 --> 00:28:16,653
‫ریپ، هنوزم می‌بینم که داغونی.

493
00:28:17,487 --> 00:28:22,325
‫اشکالی نداره برم یه نوشابه بخورم؟
‫بی‌خیال. بی‌خیال، می‌دونم بدت نمیاد.

494
00:28:25,245 --> 00:28:27,622
‫- آروم باش.
‫- خودشه.

495
00:28:28,498 --> 00:28:29,708
‫پوکی.

496
00:28:31,209 --> 00:28:33,378
‫آره، نتونستی دور بمونی.

497
00:28:35,171 --> 00:28:37,215
‫می‌ترسم این‌ دفعه کارم طول بکشه.

498
00:28:37,340 --> 00:28:38,591
‫دمتون گرم، بچه‌ها.

499
00:28:58,820 --> 00:29:00,321
‫هی، جینجر، چه خبر؟

500
00:29:00,447 --> 00:29:03,616
‫می‌تونم فقط پنج دقیقه وقت داشته باشم؟

501
00:29:04,784 --> 00:29:06,536
‫با پوک؟

502
00:29:06,661 --> 00:29:08,163
‫آره، فقط...
‫فکر کنم حدود شش دقیقه بهم وقت بدی حله.

503
00:29:08,288 --> 00:29:09,873
‫باشه، باشه،
‫همین‌جا می‌مونم.

504
00:29:09,998 --> 00:29:11,958
‫ممنونتم، لطف کردی.

505
00:29:13,168 --> 00:29:14,335
‫هی، پوک.

506
00:29:14,461 --> 00:29:16,546
‫- هی، چه خبر، جینج؟
‫- سلام.

507
00:29:16,671 --> 00:29:20,091
‫- حالا شدی وکیل جدید من؟
‫- نه، نیستم...

508
00:29:20,967 --> 00:29:26,181
‫راستش نمی‌تونم کمکت کنم
‫ولی به یه زحمتی برات دارم.

509
00:29:26,639 --> 00:29:29,684
‫یه لطف کوچیک از پوک می‌خوای؟
‫جالبه.

510
00:29:29,809 --> 00:29:34,189
‫آره، ولی همین اول کار، جفتمون خوب می‌دونیم
‫قرار نیست قسر در بری، درسته؟

511
00:29:34,314 --> 00:29:35,607
‫ما که اینو نمی‌دونیم.

512
00:29:35,732 --> 00:29:37,484
‫- سابقه‌هات خیلی زیاده.
‫- هوم.

513
00:29:37,609 --> 00:29:39,319
‫موقع سرقت هم اونجا بودی.

514
00:29:39,444 --> 00:29:41,529
‫چه کار تو بوده باشه چه نبوده باشه
‫باید یه کم آب‌خنک بخوری.

515
00:29:44,699 --> 00:29:46,326
‫من... من واقعاً به کمکت نیاز دارم.

516
00:29:47,494 --> 00:29:48,703
‫از من کمک می‌خوای؟

517
00:29:49,120 --> 00:29:50,580
‫این یارو رو می‌شناسی؟

518
00:29:52,749 --> 00:29:53,917
‫نه، نمی‌شناسمش.

519
00:29:54,959 --> 00:29:56,878
‫- مطمئنی؟
‫- آره، قیافه‌ش اصلاً برام آشنا نیست.

520
00:29:57,003 --> 00:29:59,339
‫می‌شناسیش بابا. احتمالاً
‫تو فیسبوک باهاش دوست هم هستی.

521
00:29:59,464 --> 00:30:01,716
‫نه بابا، دارم بهت می‌گم
‫این یارو رو به جا نمیارم.

522
00:30:01,841 --> 00:30:04,511
‫هی، پوکی، منو سر ندون.

523
00:30:04,636 --> 00:30:06,513
‫جینجی، دارم سعی می‌کنم، واقعاً دارم سعی می‌کنم.

524
00:30:06,638 --> 00:30:07,806
‫دارم مغزم رو زیر و رو می‌کنم.

525
00:30:08,181 --> 00:30:10,141
‫اگه چیزی می‌دونستم بهت می‌گفتم.

526
00:30:13,770 --> 00:30:15,021
‫قول می‌دم.

527
00:30:15,355 --> 00:30:16,523
‫باشه.

528
00:30:17,607 --> 00:30:19,025
‫لعنتی.

529
00:30:25,865 --> 00:30:27,200
‫هی، ممنون، اد.

530
00:30:37,585 --> 00:30:39,003
‫- نگاش کن.
‫- آره.

531
00:30:39,128 --> 00:30:41,422
‫- گفتی کار خود خودته؟
‫- آره.

532
00:30:41,548 --> 00:30:42,632
‫- آره؟ عالیه.
‫- آره.

533
00:30:42,757 --> 00:30:44,092
‫عالیه، واقعاً محشره.

534
00:30:45,593 --> 00:30:48,471
‫من بهترین برگرهای شهر رو درست می‌کنم،
‫شک نکن.

535
00:30:48,888 --> 00:30:51,850
‫- دمت گرم مرد. شانس آوردم، نه؟
‫- آره.

536
00:30:51,975 --> 00:30:55,520
‫ببین، نون رو با کَره
‫چرب و برشته می‌کنم.

537
00:30:55,645 --> 00:30:57,564
‫عالیه.

538
00:30:57,689 --> 00:31:00,567
‫جای دیگه برگر نمی‌خورم،
‫چون وقتی خودم بهترینش رو درست می‌کنم چرا برم بخرم؟

539
00:31:00,692 --> 00:31:02,318
‫خودت که خوب می‌دونی داداش!

540
00:31:02,443 --> 00:31:05,196
‫خودت که این کاره‌ای، داداش.

541
00:31:05,321 --> 00:31:06,531
‫می‌دونم.

542
00:31:06,656 --> 00:31:09,033
‫عالی به نظر میان. واو، مرد.

543
00:31:09,158 --> 00:31:11,369
‫آره بابا، خودم هم نمی‌دونستم چقدر گشنه‌مه.

544
00:31:11,494 --> 00:31:12,495
‫آره، تا همین الان.

545
00:31:12,620 --> 00:31:14,163
‫- تا همین الان، آره.
‫- تا همین الان!

546
00:31:14,289 --> 00:31:15,957
‫- هی. آره. آره.
‫- فقط صبر کن.

547
00:31:16,082 --> 00:31:18,585
‫قراره حسابی سیر سیر بشی.

548
00:31:19,210 --> 00:31:21,296
‫توی زندان، برگرها رو با کالباس درست می‌کنن.
‫[نفوذ کامل شد]

549
00:31:21,421 --> 00:31:24,591
‫ببین، گلوله‌ش می‌کنن
‫و با یه قالب کَره سرخش می‌کنن.

550
00:31:25,091 --> 00:31:28,803
‫اصلاً مزه‌ی برگر نمی‌ده،
‫ولی خب بچه‌ها خلاقیت دارن، باید اعتراف کنم.

551
00:31:28,928 --> 00:31:30,638
‫همون‌جا تو سلولشون می‌پزن؟

552
00:31:30,763 --> 00:31:33,391
‫آره، خب معمولاً تو هر بند یه نفر هست

553
00:31:33,516 --> 00:31:35,351
‫که تو سلولش آشپزی می‌کنه.
‫بهش می‌گن سرآشپز.

554
00:31:35,476 --> 00:31:38,062
‫بعد اونا... یعنی... این کار مجازه؟

555
00:31:38,104 --> 00:31:39,147
‫خب...

556
00:31:40,273 --> 00:31:42,191
‫- ببین، تو زندان همه‌ چی به احترامه.
‫- درسته.

557
00:31:42,317 --> 00:31:44,235
‫واسه همین من به عنوان نگهبان،
‫می‌ذارم هر کاری لازمه بکنن

558
00:31:44,360 --> 00:31:45,904
‫تا یه کم طعم دنیای بیرون رو بچشن،

559
00:31:46,029 --> 00:31:48,281
‫این ‌جوری احترام به دست میاری.

560
00:31:48,406 --> 00:31:49,607
‫حرکت هوشمندانه‌ایه.

561
00:31:49,657 --> 00:31:53,119
‫ولی همین الان اینو بهت بگم،
‫اگه یکی‌شون سمت من خیز برداره

562
00:31:53,286 --> 00:31:55,455
‫پسر، مطمئن باش
‫دهنش رو سرویس می‌کنم.

563
00:31:57,165 --> 00:31:59,417
‫می‌دونم چشمت افتاده
‫به کاپ‌های تکواندو.

564
00:31:59,542 --> 00:32:00,243
‫آره مرد. واو.

565
00:32:00,293 --> 00:32:02,670
‫خب، تو بزن‌بزن معروفم به لت‌وپار کردن.

566
00:32:02,795 --> 00:32:03,746
‫معلومه، معلومه.

567
00:32:03,796 --> 00:32:08,259
‫یه چیز دیگه‌م بهت بگم،
‫تو کل زندگیت

568
00:32:08,384 --> 00:32:12,347
‫کسی رو ندیدی که مثل من
‫مشت‌خورش ملس باشه.

569
00:32:13,306 --> 00:32:14,933
‫- کلی مشت لعنتی خوردم.
‫- آره.

570
00:32:15,058 --> 00:32:17,352
‫- یه عالمه!
‫- آره، خب معلومه، دمت گرم.

571
00:32:17,477 --> 00:32:19,854
‫- کل زندگیم.
‫- واو.

572
00:32:19,979 --> 00:32:24,067
‫اینو ببین. عالیه.

573
00:32:24,359 --> 00:32:25,652
‫هی، بیا یه کم خوش بگذرونیم.

574
00:32:25,818 --> 00:32:27,070
‫یا خدا. چی...

575
00:32:27,195 --> 00:32:30,114
‫بیا، یه مشت بزن تو شکمم.

576
00:32:31,157 --> 00:32:32,825
‫- چی؟
‫- یالا. یه مشت بکوب تو شکمم.

577
00:32:32,951 --> 00:32:35,203
‫این یکیش مجانیه.
‫بعدی پنجاه سنته.

578
00:32:36,537 --> 00:32:38,498
‫- نه بابا، من نمی‌...
‫- جدی می‌گم.

579
00:32:38,623 --> 00:32:40,625
‫- من به شکمت مشت نمی‌زنم.
‫- خواهش می‌کنم، بزن تو شکمم.

580
00:32:40,750 --> 00:32:41,876
‫خیلی جدی‌ام، ها؟

581
00:32:42,001 --> 00:32:43,920
‫دلم می‌خواد یه مشت بکوبی تو شکمم.

582
00:32:44,045 --> 00:32:46,673
‫هی، گوش کن، اگه قراره نگهبان بشی،
‫باید اهل درگیری بدنی باشی.

583
00:32:46,798 --> 00:32:49,092
‫منم خوب بلدم چطور ضربه‌ی مشت رو
‫جذب و بعد آزاد کنم.

584
00:32:49,217 --> 00:32:51,511
‫همه ‌چی به انرژیه.
‫دارم بهت می‌گم، یه مشت بزن تو شکمم.

585
00:32:51,636 --> 00:32:53,930
‫- من تو شکمت مشت نمی‌زنم.
‫- بزن تو اون شکم لامصب!

586
00:32:54,055 --> 00:32:55,848
‫- یالا، بی‌عرضه. یه مشت بزن تو شکمم.
‫- خیلی خب.

587
00:32:55,974 --> 00:32:59,936
‫گفتم بزن، عوضی!
‫تو...

588
00:33:01,187 --> 00:33:02,355
‫باشه.

589
00:33:07,193 --> 00:33:08,778
‫- حالت خوبه؟
‫- آماده نبودم.

590
00:33:09,153 --> 00:33:10,738
‫- چیلی.
‫- هنوز عضلات شکمم رو منقبض نکرده بودم.

591
00:33:11,114 --> 00:33:13,658
‫- شرمنده. من... من زدم...
‫- نه، نه، نه، اشکالی نداره.

592
00:33:13,783 --> 00:33:16,369
‫خیلی... خیلی محکم بود.
‫نباید این‌قدر محکم می‌زدم.

593
00:33:16,494 --> 00:33:18,705
‫یه جورایی...
‫خوب هستی...

594
00:33:18,871 --> 00:33:22,291
‫خورد به... کلیه‌م.

595
00:33:23,001 --> 00:33:25,253
‫یا خدا.

596
00:33:25,378 --> 00:33:27,046
‫باید به من می‌گفتی
‫که یه مبارز آموزش‌دیده‌ای.

597
00:33:27,171 --> 00:33:29,090
‫- نه، زیاد دعوا می‌کنم.
‫- نفس کشیدن برام سخته.

598
00:33:29,215 --> 00:33:31,634
‫خب فکر کنم، یه کم جوگیر شدم و فقط...

599
00:33:31,759 --> 00:33:34,262
‫خیلی...
‫خیلی محکم زدم. خیلی محکم زدم.

600
00:33:34,387 --> 00:33:35,888
‫- چی؟
‫- خب، اونقدرها هم بد درد نگرفت.

601
00:33:36,014 --> 00:33:37,056
‫- نگرفت؟
‫- اشکالی نداره.

602
00:33:37,181 --> 00:33:38,391
‫- آره، باشه.
‫- اشکالی نداره.

603
00:33:38,516 --> 00:33:39,934
‫می‌رم دستشویی.

604
00:33:40,268 --> 00:33:42,020
‫فقط دارم می‌رم دست‌...

605
00:33:42,145 --> 00:33:44,605
‫هی، تو به برگرها سر بزن، باشه؟

606
00:33:44,981 --> 00:33:47,358
‫من باید یه سر برم دستشویی، باشه؟

607
00:33:53,322 --> 00:33:55,825
‫- دمت گرم. این خیلی خوشمزه به نظر می‌رسه!
‫- خب، آره.

608
00:33:55,950 --> 00:33:58,202
‫- خوشحالم که برات درست کردم.
‫- واو، همین الان بخورمش؟

609
00:33:58,327 --> 00:33:59,787
‫- آره، بخور.
‫- بخورمش؟

610
00:33:59,912 --> 00:34:01,581
‫خب، نمی‌خوام تحت فشار بذارمت.

611
00:34:01,706 --> 00:34:04,208
‫بفرمایید. هوم.

612
00:34:04,333 --> 00:34:05,960
‫- هوم!
‫- خوشمزه‌ست؟

613
00:34:07,670 --> 00:34:09,505
‫- وای!
‫- از گوشت واگیو هم بهتره، مگه نه؟

614
00:34:09,630 --> 00:34:10,840
‫آره.

615
00:34:10,965 --> 00:34:13,009
‫یه کم سس مایونز نداری؟

616
00:34:13,134 --> 00:34:15,511
‫نه، این برگرها نیازی به مایونز ندارن.

617
00:34:15,678 --> 00:34:17,680
‫روغن خود گوشت یه جورایی نرم‌شون می‌کنه.

618
00:34:17,805 --> 00:34:21,893
‫راست می‌گی. راست می‌گی.
‫واقعاً طعم فوق‌العاده‌ای داره.

619
00:34:22,018 --> 00:34:23,519
‫آره، داداش.

620
00:34:23,644 --> 00:34:25,354
‫ببین، کیفیت گوشته که مهمه، قضیه اینه.

621
00:34:25,480 --> 00:34:28,107
‫تازه گوشت وقتی مجانی باشه مزه‌ی بهتری میده.

622
00:34:28,691 --> 00:34:30,526
‫- منظورت چیه؟
‫- الان می‌گم بهت.

623
00:34:31,027 --> 00:34:33,446
‫یکی از رفقای کاری‌ام تو کشتارگاه آشنا داشت.

624
00:34:33,571 --> 00:34:36,074
‫حتی این جنس‌ها رو قاچاقی میاورد تو زندان.

625
00:34:37,408 --> 00:34:38,910
‫این گوشت رو از زندان آوردی؟

626
00:34:39,035 --> 00:34:40,703
‫من که اینو قاچاقی از زندان نیاوردم، احمق.

627
00:34:40,870 --> 00:34:43,498
‫مستقیماً از خود منبع آوردمش.
‫قصابی.

628
00:34:43,873 --> 00:34:46,375
‫ایول.

629
00:34:46,542 --> 00:34:47,877
‫- فکر کردی من کیم؟
‫- واو.

630
00:34:49,962 --> 00:34:51,464
‫آره، وای.

631
00:34:53,674 --> 00:34:55,885
‫می‌دونی، یه چیزی که من...

632
00:34:56,302 --> 00:34:58,554
‫می‌خواستم ازت بپرسم شنیدم یه نگهبان...

633
00:34:58,679 --> 00:35:01,933
‫- کی؟ چه نگهبانی؟
‫- نمی‌دونم، یادم رفته.

634
00:35:02,058 --> 00:35:03,601
‫- کی رو میگی؟
‫- نمی‌دونم! فقط...

635
00:35:03,726 --> 00:35:04,977
‫بگو کیه.

636
00:35:05,103 --> 00:35:07,021
‫اسمش یادم رفته.

637
00:35:07,146 --> 00:35:08,898
‫من همه‌ی نگهبان‌ها رو می‌شناسم. کدوم‌شون؟

638
00:35:09,065 --> 00:35:11,192
‫خب، یکی می‌گفت همون کسیه
‫که قراره باهاش حرف بزنی.

639
00:35:11,317 --> 00:35:14,445
‫اسمش مک‌ نمی‌دونم چی،
‫یه چیزی تو این مایه...

640
00:35:14,570 --> 00:35:17,198
‫- مک‌من؟
‫- خودشه.

641
00:35:20,409 --> 00:35:22,161
‫آره، مک‌من رو می‌شناسم.

642
00:35:22,745 --> 00:35:26,207
‫اون رئیسه، می‌دونی، همه‌کاره.

643
00:35:26,666 --> 00:35:27,875
‫حداقل رییس نگهبان‌هاست.

644
00:35:28,334 --> 00:35:31,129
‫آره، با هم بالا اومدیم.
‫مثل صمیمی‌ترین دوستم می‌مونه.

645
00:35:31,879 --> 00:35:34,715
‫مثل صمیمی‌ترین دوستته
‫یا واقعاً صمیمی‌ترین دوستته؟

646
00:35:35,341 --> 00:35:37,009
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

647
00:35:38,094 --> 00:35:39,262
‫باشه.

648
00:35:41,514 --> 00:35:44,308
‫بذار برات سس مایونز بیارم، هان؟
‫برات مایونز میارم.

649
00:35:44,433 --> 00:35:47,728
‫- هی رفیق، منظوری نداشتم...
‫- نه، اشکالی نداره. هی، خیارشور می‌خوای؟

650
00:35:47,854 --> 00:35:50,314
‫داشتم باهات شوخی می‌کردم رفیق.
‫خیارشور می‌خوای؟

651
00:35:51,023 --> 00:35:52,275
‫آره.

652
00:35:54,986 --> 00:35:56,988
‫فرانسیس ریبون.

653
00:35:58,781 --> 00:35:59,949
‫بله؟

654
00:36:01,200 --> 00:36:02,451
‫خب...

655
00:36:04,453 --> 00:36:05,788
‫کمکی از دست من برمیاد؟

656
00:36:09,458 --> 00:36:10,751
‫منم.

657
00:36:11,711 --> 00:36:13,462
‫پدربزرگتم.

658
00:36:17,091 --> 00:36:18,593
‫پدربزرگ من مرده.

659
00:36:26,601 --> 00:36:28,936
‫آره، با قیافه‌ای که من دارم
‫نمی‌شه حدس زد،

660
00:36:29,061 --> 00:36:33,065
‫اما یه عمو دارم که اصالتش کاملاً ژاپنیه.

661
00:36:33,191 --> 00:36:36,027
‫- نه بابا. واو.
‫- آره.

662
00:36:36,152 --> 00:36:37,320
‫قبول دارم.

663
00:36:37,862 --> 00:36:39,906
‫تو بیکرزفیلد کالیفرنیا زندگی می‌کنه.

664
00:36:40,281 --> 00:36:42,366
‫یه روزی می‌رم بهش سر بزنم.

665
00:36:44,410 --> 00:36:47,455
‫آره، من یه یتیمم.
‫هر دو تا والدینم فوت کردن.

666
00:36:47,997 --> 00:36:50,082
‫تو چطور؟
‫پدر و مادرت هنوز دور و برت هستن؟

667
00:36:50,208 --> 00:36:51,334
‫هوم.

668
00:36:52,001 --> 00:36:54,128
‫مامانم فوت کرد. سرطان داشت.

669
00:36:55,004 --> 00:36:57,298
‫آره، مال منم همین‌طور.
‫بابا هم همین وضع رو داره.

670
00:36:57,423 --> 00:36:58,758
‫پدر تو هم فوت کرده؟

671
00:36:58,883 --> 00:37:00,593
‫نه، متأسفانه.

672
00:37:01,219 --> 00:37:04,096
‫- لعنتی! گفت متأسفانه.
‫- چی؟

673
00:37:04,222 --> 00:37:06,140
‫- هی، نمی‌تونی این رو بگی، مرد.
‫- آره، گفتم.

674
00:37:06,557 --> 00:37:10,311
‫نه. نه، مهم نیست چی بشه، نمی‌تونی اینو بگی...
‫باید قدرشون رو بدونی.

675
00:37:10,436 --> 00:37:11,979
‫نه، تو بابای من رو نمی‌شناسی.

676
00:37:17,151 --> 00:37:20,196
‫می‌دونی، خانواده مثل یه آینه‌ست

677
00:37:20,321 --> 00:37:24,700
‫که بهت نشون میده کی هستی
‫و ممکنه چه جور آدمی بشی.

678
00:37:25,910 --> 00:37:27,995
‫این یعنی چی...
‫این یعنی چی که خانواده...

679
00:37:28,120 --> 00:37:31,707
‫یعنی من تقدیرم اینه که بشم مثل بابام؟

680
00:37:32,583 --> 00:37:33,709
‫شاید.

681
00:37:34,627 --> 00:37:36,128
‫می‌دونی، احتمالاً به نظرت می‌رسه

682
00:37:36,254 --> 00:37:38,589
‫که تمام عمرت داشتی از دستش فرار می‌کردی،

683
00:37:39,131 --> 00:37:40,841
‫اما شاید داری واقعاً از خودت فرار می‌کنی.

684
00:37:43,427 --> 00:37:44,428
‫هوم.

685
00:37:45,012 --> 00:37:47,390
‫لعنتی. بوسفوس.
‫باید زیادس کنم.

686
00:37:47,556 --> 00:37:49,100
‫آره. آره.

687
00:37:49,225 --> 00:37:50,810
‫♪ من یه... ♪

688
00:37:50,935 --> 00:37:54,480
‫- ♪ زن خوب تو خونه دارم ♪
‫- خدای من.

689
00:37:55,064 --> 00:37:58,651
‫♪ که فکر می‌کنه هیچ کار اشتباهی نمی‌کنم ♪

690
00:37:59,735 --> 00:38:01,737
‫♪ اما بعضی وقتا، خدایا ♪

691
00:38:01,904 --> 00:38:05,616
‫♪ اون همیشه دور و بر نیست ♪

692
00:38:07,535 --> 00:38:12,915
‫♪ و می‌دونی اون موقع‌ست که سقوط می‌کنم ♪

693
00:38:13,082 --> 00:38:17,295
‫♪ اصلاً نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم ♪

694
00:38:19,588 --> 00:38:26,470
‫♪ عازم جهنمم، عازم! ♪

695
00:38:26,595 --> 00:38:31,309
‫♪ برام ترانه‌هایی از یه مرد سرگردان بخون ♪

696
00:38:31,434 --> 00:38:35,521
‫- ♪ یه نوشیدنی خنک بذار تو دستم ♪
‫- لعنتی.

697
00:38:38,316 --> 00:38:43,070
‫- هی، چیلی. چیلی... آره.
‫- ♪ عاشق شنیدن صدای اون گیتارها هستم ♪

698
00:38:43,195 --> 00:38:45,906
‫بذار...

699
00:38:46,032 --> 00:38:49,785
‫♪ اون‌قدر تنهام که می‌تونم گریه کنم ♪

700
00:38:49,910 --> 00:38:54,332
‫♪ خب، درونم کاملاً گره می‌خوره ♪

701
00:38:54,457 --> 00:38:55,499
‫خودت می‌دونی.

702
00:38:55,624 --> 00:38:58,127
‫♪ سرگردون میشم ♪

703
00:38:58,502 --> 00:39:02,214
‫♪ و عازم جهنم ♪

704
00:39:11,891 --> 00:39:14,101
‫بعضی اوقات حالم خیلی گرفته می‌شه.

705
00:39:16,103 --> 00:39:18,439
‫به خاطر همینه که این اسلحه رو همین‌طور
‫بیرون نگه می‌دارم.

706
00:39:19,023 --> 00:39:21,233
‫چیلی، چی کار... بیخیال مرد.

707
00:39:21,359 --> 00:39:23,986
‫برام بگو...
‫از یکی از این کاپ‌ها برام بگو،

708
00:39:24,111 --> 00:39:26,280
‫قضیه اون بزرگه چیه؟

709
00:39:32,995 --> 00:39:34,372
‫چیلی؟

710
00:39:35,164 --> 00:39:37,792
‫نمی‌خوام در مورد تکواندو حرف بزنم.

711
00:39:38,667 --> 00:39:40,169
‫خیلی خب.

712
00:39:44,924 --> 00:39:46,675
‫آشغال احمق.

713
00:39:48,135 --> 00:39:49,261
‫احمق.

714
00:39:58,729 --> 00:39:59,897
‫چیلی.

715
00:40:05,194 --> 00:40:06,320
‫چیلی.

716
00:40:07,488 --> 00:40:08,656
‫بیخیال.

717
00:40:09,323 --> 00:40:10,699
‫بیخیال، دختر.

718
00:40:10,825 --> 00:40:12,284
‫یالا.

719
00:40:12,827 --> 00:40:14,412
‫یالا.

720
00:40:18,416 --> 00:40:21,085
‫نه، شرمنده‌ام،
‫شرمنده‌ام، شرمنده‌ام، شرمنده‌ام، شرمنده‌ام.

721
00:40:21,210 --> 00:40:23,421
‫بفرما، بگیرش، بگیرش، بگیرش، بگیرش.

722
00:40:23,546 --> 00:40:25,339
‫شرمنده‌ام. شرمنده‌ام.

723
00:40:25,464 --> 00:40:27,550
‫- شرمنده‌ام، شرمنده‌ام.
‫- فقط...

724
00:40:28,050 --> 00:40:29,969
‫می‌تونستم سوراخت کنم، پسر.

725
00:40:30,719 --> 00:40:37,226
‫البته اگه تفنگ لیزری داشتم.
‫اون تفنگ شکاری فقط آینه رو خرد می‌کنه.

726
00:40:39,395 --> 00:40:43,816
‫هی، می‌دونی چه‌طوره، فکر کنم موسیقی
‫جونم رو نجات داد بیشتر از یه بار.

727
00:40:44,942 --> 00:40:51,490
‫راستش رو بخوای، می‌دونی،
‫این یک ماه گذشته کمی سخت گذشته.

728
00:40:51,615 --> 00:40:52,700
‫آره.

729
00:40:53,075 --> 00:40:57,329
‫آره، می‌دونی چیه، یارو تو کافه...

730
00:40:58,080 --> 00:41:01,375
‫گفت که دیگه نگهبان نیستی.

731
00:41:01,750 --> 00:41:04,044
‫خب، نمی‌دونستم باید چه برداشتی از این بکنم.

732
00:41:06,422 --> 00:41:07,923
‫به اون چه ربطی داره؟

733
00:41:08,048 --> 00:41:09,633
‫خب، ربطی نداره.
‫به اون ربطی نداره.

734
00:41:09,758 --> 00:41:12,428
‫- همین‌طور به تو.
‫- خب، من...

735
00:41:12,553 --> 00:41:14,972
‫من از دستش عصبانی نیستم، مرد.
‫برام مهم نیست.

736
00:41:15,514 --> 00:41:17,683
‫این لباس فرم دروغ نیست.

737
00:41:18,559 --> 00:41:20,394
‫- نه.
‫- من تو قلبم هنوز یه نگهبانم.

738
00:41:20,519 --> 00:41:21,979
‫می‌دونم. می‌دونم که هستی.

739
00:41:24,398 --> 00:41:25,941
‫و راستش رو بخوای،

740
00:41:26,734 --> 00:41:28,903
‫می‌دونی، مک‌من همون کسیه که اخراجم کرد.

741
00:41:30,112 --> 00:41:34,200
‫بهت گفتم که با هم دوست بودیم.
‫خب، این خیلی دردناک بود.

742
00:41:36,535 --> 00:41:38,037
‫و حالا دیگه به تلفن‌هام جواب نمی‌ده.

743
00:41:38,537 --> 00:41:41,499
‫فقط می‌خوام بهم زنگ بزنه، مرد.
‫فقط زنگ بزنه.

744
00:41:41,624 --> 00:41:43,042
‫چیلی.

745
00:41:43,167 --> 00:41:46,795
‫گاهی دنیا یه جورایی بهمون نشون میده
‫که کجا نباید باشیم،

746
00:41:46,921 --> 00:41:50,591
‫چون داره ما رو
‫برای یه چیز بزرگ‌تر آماده می‌کنه.

747
00:41:51,550 --> 00:41:54,762
‫لعنتی، خودش هم همچین مالی نیست.

748
00:41:54,887 --> 00:41:56,222
‫جدی؟

749
00:41:56,347 --> 00:41:59,934
‫اما، منظورم اینه که نمی‌تونی،
‫اصلاً نمی‌تونی...

750
00:42:00,059 --> 00:42:02,228
‫نمی‌تونی چی؟ چی؟ بهم بگو. بگو.

751
00:42:02,353 --> 00:42:07,358
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی کله‌گنده‌ها رو بازخواست کنی.

752
00:42:08,025 --> 00:42:10,569
‫می‌دونی، چون اونوقت فقط اخراجت می‌کنن.

753
00:42:11,070 --> 00:42:13,072
‫و این مثل یه چرخه بزرگه...

754
00:42:13,197 --> 00:42:16,450
‫- هی، چیلی. چیلی. چیلی.
‫- که اصلاً ازش سر درمیاری.

755
00:42:17,201 --> 00:42:18,285
‫چیلی.

756
00:42:19,161 --> 00:42:20,788
‫دقیقاً می‌دونم چی میگی.

757
00:42:20,913 --> 00:42:22,164
‫- جدی؟
‫- آره.

758
00:42:22,498 --> 00:42:25,834
‫آخه... من قبلاً آدم‌های قدرتمند رو زمین زدم.

759
00:42:26,544 --> 00:42:29,088
‫دونالد واشبرگ رو می‌شناسی؟

760
00:42:30,339 --> 00:42:31,507
‫- فرماندار؟
‫- زود باش.

761
00:42:31,674 --> 00:42:32,925
‫آره، فرماندار.

762
00:42:34,051 --> 00:42:35,511
‫قبلاً اینو نگفته بودم،

763
00:42:35,636 --> 00:42:37,805
‫اما تو زندگی دیگه‌ام یه روزنامه‌نگارم.

764
00:42:37,930 --> 00:42:40,933
‫و جوری تو مشتم بود که هر چی می‌گفتم گوش می‌کرد.

765
00:42:41,058 --> 00:42:42,601
‫مجبور شد یه معامله جوش بده.

766
00:42:42,726 --> 00:42:44,103
‫نه، کاملاً جدی می‌گم.

767
00:42:44,228 --> 00:42:45,604
‫مجبور شد یه معامله جوش بده.

768
00:42:45,729 --> 00:42:49,066
‫برای همین در عوض در مورد برادرش نوشتم.

769
00:42:49,858 --> 00:42:53,654
‫- همون یارو عجیبه؟
‫- آره. آره، همون.

770
00:42:54,363 --> 00:42:56,907
‫آره، جدی می‌گم.

771
00:42:57,032 --> 00:42:58,158
‫پس...

772
00:42:59,034 --> 00:43:01,120
‫پس نمی‌خوای نگهبان باشی؟

773
00:43:01,245 --> 00:43:04,999
‫نه، منظورم اینه که بهش علاقه دارم.

774
00:43:05,124 --> 00:43:11,213
‫فقط روزنامه‌نگاری درآمد چندانی نداره
‫اما خب می‌تونه کمک کنه.

775
00:43:11,755 --> 00:43:15,259
‫می‌دونی، این لباس حق توئه، مرد.

776
00:43:15,676 --> 00:43:18,470
‫می‌تونیم اون مرتیکه رو راست و ریستش کنیم.

777
00:43:18,596 --> 00:43:20,973
‫می‌دونی، شاید حق با توئه.
‫می‌دونی، شاید بتونیم یه کاری بکنیم.

778
00:43:21,098 --> 00:43:24,184
‫خب، نمی‌دونم، فقط دارم تلاش می‌کنم کمک کنم.

779
00:43:27,229 --> 00:43:30,649
‫مرد، بازم نوشیدنی می‌خوایم؟
‫ساعت چنده‌؟

780
00:43:30,774 --> 00:43:33,569
‫نمی‌دونم... مرد، گوشیم خاموش شده.

781
00:43:33,694 --> 00:43:35,613
‫شارژر چیزی داری،

782
00:43:35,738 --> 00:43:38,073
‫چون اگه بذاری می‌تونم با اوبر برگردم ون خودم...

783
00:43:38,240 --> 00:43:41,994
‫هی، مغازه بسته ست،
‫اما یه جا رو بلدم که می‌تونیم ازش بگیریم.

784
00:43:42,119 --> 00:43:43,529
‫- نه، دیگه نوشیدنی نمی‌خوایم.
‫- هی، می‌دونی چیه؟

785
00:43:43,579 --> 00:43:44,246
‫قضیه اینه.

786
00:43:44,371 --> 00:43:45,364
‫- اذیت نکن.
‫- چی؟

787
00:43:45,414 --> 00:43:48,500
‫بیا چند تا نوشیدنی دیگه بزنیم
‫و بعد برمی‌گردونمت ون خودت.

788
00:43:49,168 --> 00:43:50,836
‫- بیخیال، فقط یه دونه خنک دیگه.
‫- نمی‌تونم...

789
00:43:50,961 --> 00:43:52,796
‫چند تا داستان از مک‌من برات تعریف می‌کنم.

790
00:43:53,213 --> 00:43:55,257
‫- بیخیال مرد. بریم.
‫- خیلی خب، چیلی، تو...

791
00:43:55,382 --> 00:43:58,135
‫هی، چیلی، نمیشه باهات چونه زد، رفیق.

792
00:43:58,260 --> 00:43:59,637
‫بیا بزنیم بیرون.

793
00:44:19,907 --> 00:44:21,825
‫نه، هارولد؟

794
00:44:22,117 --> 00:44:23,994
‫سگ گنده، دوباره گیر افتادی؟

795
00:44:39,301 --> 00:44:40,594
‫داریم چی کار می‌کنیم، مرد؟

796
00:44:40,719 --> 00:44:42,304
‫فکر کردم گفتی می‌ریم نوشیدنی بگیریم.

797
00:44:42,471 --> 00:44:44,473
‫نه، نه. می‌گیریم، می‌گیریم.

798
00:44:44,598 --> 00:44:47,518
‫می‌دونم این پسره همیشه
‫یه بسته ۳۰ تایی پشت وانتش قایم می‌کنه.

799
00:44:47,643 --> 00:44:50,646
‫نه، من اهلش نیستم... بیخیال چیلی.
‫نه، امشب رو بیخیال شو.

800
00:44:50,771 --> 00:44:52,398
‫- به اندازه کافی خوردیم.
‫- سریع تمومش می‌کنم. سریع تمومش می‌کنم.

801
00:44:52,523 --> 00:44:54,274
‫بیا، به این گوش کن. بیا، به این آهنگ گوش کن.

802
00:44:54,400 --> 00:44:55,984
‫- نه، نمی‌خوام...
‫- الان برمی‌گردم.

803
00:44:56,151 --> 00:44:58,487
‫هی، چند تا دیگه، بعدش کارمون تمومه، باشه؟

804
00:44:59,321 --> 00:45:00,280
‫این...

805
00:45:00,406 --> 00:45:01,949
‫هی، چیلی.

806
00:45:11,166 --> 00:45:12,668
‫داری چی کار می‌کنی؟

807
00:45:17,005 --> 00:45:19,049
‫داری چی کار می‌کنی؟

808
00:45:53,000 --> 00:45:54,293
‫لی ریبون!

809
00:45:54,418 --> 00:45:55,919
‫- لعنتی.
‫- لی ریبون!

810
00:45:56,462 --> 00:45:58,380
‫- هی، مک، آروم باش! هی!
‫- می‌دونم کی هستی!

811
00:45:58,505 --> 00:46:00,549
‫- لعنت بهت!
‫- اومدی با من در بیفتی؟

812
00:46:00,674 --> 00:46:02,301
‫- لعنتی! لعنتی.
‫- نه! نه! نه!

813
00:46:03,343 --> 00:46:04,553
‫لعنتی.

814
00:46:05,095 --> 00:46:07,639
‫نه! گوش کن، گوش کن.
‫آروم باش، رفیق. مرد خوبی بود که.

815
00:46:07,765 --> 00:46:11,018
‫تو و اون زنیکه بلوند با آدم اشتباهی درافتادین!

816
00:46:11,143 --> 00:46:12,936
‫لعنتی!

817
00:46:13,061 --> 00:46:15,314
‫لعنت بهت!

818
00:46:15,439 --> 00:46:16,607
‫هی، یه لحظه صبر کن.

819
00:46:16,732 --> 00:46:17,816
‫کجا رفت؟

820
00:46:18,400 --> 00:46:20,319
‫هی، نه، نه، نه!
‫این‌ طور نکن... فقط می‌خواستم بهت بگم...

821
00:46:20,444 --> 00:46:22,112
‫- لعنتی!
‫- کجاست؟

822
00:46:22,571 --> 00:46:24,239
‫خدا لعنتت کنه.

823
00:46:24,364 --> 00:46:26,408
‫- لعنتی! لعنتی!
‫- مرد خوبیه، مرد. آروم باش!

824
00:46:28,118 --> 00:46:30,954
‫خدای من!

825
00:46:31,246 --> 00:46:33,749
‫- گوش کن، هی، رفیق. آروم باش.
‫- دستت رو بکش.

826
00:46:33,874 --> 00:46:36,585
‫مک. مک. مک!

827
00:46:36,752 --> 00:46:40,047
‫- بهت می‌گم، فقط آروم باش، رفیق. آروم باش.
‫- کجاست؟

828
00:46:40,589 --> 00:46:42,007
‫میکو کجاست؟

829
00:46:42,132 --> 00:46:44,134
‫مک، تنها دلیلی که اومدم این بود که...

830
00:46:44,259 --> 00:46:46,136
‫می‌خواستم قابلیت‌های رهبریم رو بهت نشون بدم

831
00:46:46,261 --> 00:46:49,640
‫و بهت بفهمونم که کارگر خوبیم، مرد.

832
00:46:50,224 --> 00:46:51,850
‫من آدم به درد نخوری نیستم.

833
00:46:52,851 --> 00:46:54,686
‫آدم به درد نخوری نیستم.

834
00:46:58,232 --> 00:47:01,401
‫لـ...

835
00:47:05,906 --> 00:47:07,825
‫پیدات می‌کنم!

836
00:47:12,955 --> 00:47:14,456
‫لعنتی.

837
00:47:17,292 --> 00:47:20,128
‫دمپایی‌های لعنتییم خونی شد.

838
00:47:21,463 --> 00:47:22,798
‫گندش بزنن.

839
00:47:24,798 --> 00:47:34,798
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M