1
00:00:43,960 --> 00:00:48,960
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:00:55,520 --> 00:00:56,960
‫موضوع بحث امروز اینه.

3
00:00:57,080 --> 00:00:59,750
‫یه ادیب از خانواده‌ای فرودست
‫که از قید و بند خاندانش رها می‌شه،

4
00:00:59,800 --> 00:01:01,350
‫آزمون سلطنتی رو قبول شده
‫و به مقام دولتی رسیده.

5
00:01:01,400 --> 00:01:04,680
‫بهتره به مردم خدمت کنه
‫و به دنیا خیر برسونه،

6
00:01:04,840 --> 00:01:08,040
‫یا دنبال سربلندی خانواده‌ش باشه؟

7
00:01:08,280 --> 00:01:10,360
‫راحت باشین و نظرتون رو بگین.

8
00:01:15,760 --> 00:01:17,320
‫این سؤال از پایه اشتباهه.

9
00:01:21,840 --> 00:01:22,870
‫خدمت به کشور
‫و دنبال کردن آرزوهای شخصی

10
00:01:22,920 --> 00:01:24,240
‫هیچ منافاتی با هم ندارن.

11
00:01:25,480 --> 00:01:26,560
‫چیزی که باید براش تلاش کنیم

12
00:01:26,680 --> 00:01:28,480
‫شکستن زنجیر طبقات اجتماعیه،

13
00:01:29,200 --> 00:01:30,720
‫تا هر ادیبی...

14
00:01:30,800 --> 00:01:32,120
‫فرصت برابری داشته باشه

15
00:01:32,200 --> 00:01:33,800
‫و بتونه به جایی برسه.

16
00:01:33,920 --> 00:01:34,920
‫شن شیائو.

17
00:01:35,000 --> 00:01:37,520
‫نه، الان دیگه باید بازرس شن صداتون کنم.

18
00:01:38,520 --> 00:01:48,520
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

19
00:01:50,320 --> 00:01:51,600
‫جلوی اعلی‌حضرت
‫شروع کردی به بازخواست کردن...

20
00:01:51,640 --> 00:01:52,950
‫و حتی جلوی کالسکۀ سلطنتی رو گرفتی.

21
00:01:53,000 --> 00:01:55,960
‫اینکه فقط یه ضربه شلاق خوردی،
‫خودش نهایت لطفه.

22
00:01:56,360 --> 00:01:58,040
‫چرا از یه غریبه دفاع می‌کنی؟

23
00:02:00,120 --> 00:02:01,480
‫خیلی سفر کردی و چیزهای زیادی دیدی.

24
00:02:01,600 --> 00:02:04,120
‫دربارۀ شاهدخت ژائو یانگ چیزی می‌دونی؟

25
00:02:10,280 --> 00:02:11,520
‫یه چیزهایی می‌دونم.

26
00:02:11,680 --> 00:02:13,400
‫خب، چه‌جور آدمیه؟

27
00:02:16,600 --> 00:02:18,760
‫شنیدم قبل از اینکه
‫لقب شاهدخت ژائو یانگ رو بگیره،

28
00:02:18,800 --> 00:02:20,360
‫یه شاهدخت فراموش‌شده بوده...

29
00:02:20,760 --> 00:02:22,560
‫که توی کاخ سرد به حال خودش رها شده بود.

30
00:02:22,960 --> 00:02:24,560
‫زندگی خیلی سختی داشته.

31
00:02:24,880 --> 00:02:26,080
‫کاخ سرد؟

32
00:02:30,400 --> 00:02:33,200
‫اون زخم هم مال دورانش توی کاخ سرد بوده؟

33
00:02:34,960 --> 00:02:37,040
‫چه مدت اونجا گیر افتاده بود؟

34
00:02:37,480 --> 00:02:39,160
‫اصلاً چطوری تونست بیاد بیرون؟

35
00:02:39,640 --> 00:02:40,800
‫اون و سوی جین ژی...

36
00:02:40,880 --> 00:02:42,720
‫واقعاً عاشق همن، یا...

37
00:02:42,960 --> 00:02:44,280
‫ماجرای دیگه‌ای پشتشه؟

38
00:02:45,760 --> 00:02:49,120
‫از کِی تا حالا انقدر
‫به شاهدخت علاقه‌مند شدی؟

39
00:02:51,760 --> 00:02:53,560
‫اون محرم اسرار ولیعهده،

40
00:02:53,880 --> 00:02:56,040
‫بااین‌حال تمام این مدت
‫مخفیانه با من در ارتباط بوده...

41
00:02:56,360 --> 00:02:57,880
‫و منو توی پایتخت نگه داشته.

42
00:02:59,080 --> 00:03:01,320
‫در ظاهر ولخرج و خوش‌گذرونه.

43
00:03:01,960 --> 00:03:03,440
‫ولی یه حسی بهم می‌گه...

44
00:03:05,320 --> 00:03:07,280
‫این همۀ ماجرا نیست.

45
00:03:07,600 --> 00:03:09,360
‫اون دوسته یا دشمن؟

46
00:03:09,800 --> 00:03:10,960
‫واقعاً نمی‌تونم بفهمم.

47
00:03:11,040 --> 00:03:12,280
‫چطوره بهش...

48
00:03:12,400 --> 00:03:15,360
‫مقام بازرس ناظر رتبۀ هشتم رو بدی
‫تا توی پایتخت بمونه؟

49
00:03:15,520 --> 00:03:16,760
‫نکنه...

50
00:03:18,040 --> 00:03:20,040
‫نمی‌تونی منو از ذهنت بیرون کنی؟

51
00:03:20,200 --> 00:03:21,480
‫اگه لازم شد،

52
00:03:22,440 --> 00:03:23,800
‫می‌تونی ازم کمک بخوای.

53
00:03:23,880 --> 00:03:26,360
‫چند ضربه شلاق بیشتر بهت نزدم.
‫همین لطف کمی نبود.

54
00:03:26,400 --> 00:03:27,800
‫اگه باز سد راهم بشی،

55
00:03:27,960 --> 00:03:29,680
‫دیگه تقصیر خودته اگه به خشونت متوسل بشم.

56
00:03:29,760 --> 00:03:30,920
‫تو می‌خوای ازم استفاده کنی.

57
00:03:31,000 --> 00:03:32,640
‫می‌تونم عملیش کنم.

58
00:03:33,120 --> 00:03:34,880
‫هرچی کمتر می‌فهممش،

59
00:03:35,280 --> 00:03:36,800
‫بیشتر دلم می‌خواد سر از کارش در بیارم.

60
00:03:37,400 --> 00:03:38,680
‫دوست داری...

61
00:03:39,040 --> 00:03:40,200
‫دشمنت باشه

62
00:03:40,280 --> 00:03:41,600
‫یا دوستت؟

63
00:03:42,320 --> 00:03:44,280
‫برای شناختن یه آدم،
‫باید به قلبش نگاه کنی.

64
00:03:44,360 --> 00:03:45,600
‫جوابش رو...

65
00:03:46,800 --> 00:03:48,240
‫باید خودت پیدا کنی.

66
00:03:57,680 --> 00:04:00,110
‫سرورم، به دستور امپراتور
‫برای انتقال غلات اومدیم.

67
00:04:00,160 --> 00:04:01,840
‫لطفاً کار رو برامون سخت نکنید.

68
00:04:02,800 --> 00:04:04,480
‫اعلی‌حضرت فرمان دادن که...

69
00:04:04,560 --> 00:04:08,520
‫غلات تمام انبارهای پایتخت
‫به کانال یونگ‌تونگ منتقل بشه.

70
00:04:08,600 --> 00:04:09,680
‫حرکت کنین! عجله کنین!

71
00:04:09,760 --> 00:04:12,760
‫سرورم، غلات رو
‫به انبارهای خصوصی منتقل کردیم.

72
00:04:21,040 --> 00:04:22,440
‫- سرورم.
‫- برو کنار.

73
00:04:22,560 --> 00:04:23,800
‫اینجا اقامتگاه شاهدخته.

74
00:04:24,120 --> 00:04:25,670
‫توصیه می‌کنم به‌زور وارد نشین.

75
00:04:25,720 --> 00:04:27,040
‫خدمتکار گستاخ!

76
00:04:29,560 --> 00:04:31,080
‫- ولم کن!
‫- جیان شین.

77
00:04:31,200 --> 00:04:32,880
‫بذار شاهزادۀ دوم بیاد تو.

78
00:04:36,880 --> 00:04:38,080
‫سرورم.

79
00:04:38,680 --> 00:04:39,920
‫از این طرف لطفاً.

80
00:04:41,440 --> 00:04:42,640
‫خدمتکار گستاخ.

81
00:04:43,880 --> 00:04:46,080
‫لی شو!

82
00:04:46,680 --> 00:04:48,520
‫برادر دوم، امروز خیلی جوش آوردی.

83
00:04:55,240 --> 00:04:57,600
‫استفاده از غلات به جای پول،
‫وزارت دارایی منو حسابی به دردسر انداخته.

84
00:04:57,640 --> 00:04:59,920
‫نگو که تو این ایده رو به ولیعهد ندادی.

85
00:05:00,520 --> 00:05:02,240
‫برادر دوم، تو هیچ مدرکی نداری.

86
00:05:02,360 --> 00:05:04,160
‫چرا انقدر مطمئنی کار من بوده؟

87
00:05:05,600 --> 00:05:07,680
‫همه می‌دونن تو راهبردشناس ولیعهدی.

88
00:05:07,800 --> 00:05:09,190
‫ذخایر غلات وزارت دارایی

89
00:05:09,240 --> 00:05:11,000
‫داره توسط وزارت کار 
‫و وزارت جنگ خالی می‌شه.

90
00:05:11,040 --> 00:05:13,280
‫داری منو به بن‌بست می‌کشونی.

91
00:05:15,880 --> 00:05:18,040
‫توی این دنیا
‫چیزی به اسم بن‌بست وجود نداره.

92
00:05:18,320 --> 00:05:20,630
‫تو همین الانشم یکی رو داری
‫که می‌تونی ازش استفاده کنی، برادر دوم.

93
00:05:20,680 --> 00:05:22,360
‫چرا کار رو برای خودت سخت می‌کنی؟

94
00:05:25,560 --> 00:05:26,800
‫منظورت

95
00:05:27,240 --> 00:05:28,440
‫شن شیائوعه؟

96
00:05:29,760 --> 00:05:30,800
‫مسخره‌ست.

97
00:05:31,320 --> 00:05:32,760
‫اون زیادی جسوره.

98
00:05:32,880 --> 00:05:34,160
‫با اینکه آدم درستکار و وفاداریه،

99
00:05:34,280 --> 00:05:35,680
‫قطعاً دردسر درست می‌کنه.

100
00:05:35,760 --> 00:05:37,000
‫از چی می‌ترسی؟

101
00:05:37,360 --> 00:05:39,520
‫پدر شخصاً اونو به‌عنوان
‫ادیب برتر انتخاب کرده.

102
00:05:39,600 --> 00:05:41,520
‫اگه زیر پر و بالت بگیریش...

103
00:05:41,640 --> 00:05:44,040
‫و مسئول اجرای طرح پرداخت با غله‌ش کنی،

104
00:05:44,160 --> 00:05:46,080
‫لطف پدر شامل حالت می‌شه.

105
00:05:46,680 --> 00:05:47,880
‫اگه موفق بشه،

106
00:05:48,000 --> 00:05:49,960
‫اعتبارش به وزارت دارایی تو می‌رسه.

107
00:05:50,280 --> 00:05:51,800
‫اگه شکست بخوره،

108
00:05:51,960 --> 00:05:53,560
‫پدر فقط

109
00:05:53,640 --> 00:05:55,200
‫خاندان‌های اشرافی رو سرزنش می‌کنه.

110
00:05:55,400 --> 00:05:57,200
‫هرجور حساب کنی، تقصیرش گردن تو نمی‌افته.

111
00:06:10,720 --> 00:06:12,320
‫چرا باید انقدر لطف کنی

112
00:06:12,960 --> 00:06:14,240
‫و بهم مشورت بدی؟

113
00:06:17,360 --> 00:06:18,960
‫باورت بشه یا نه،

114
00:06:19,560 --> 00:06:21,120
‫کاملاً به خودت بستگی داره.

115
00:06:59,480 --> 00:07:01,000
‫از این به بعد برای رفت‌وآمد
‫به اقامتگاه شاهدخت...

116
00:07:01,960 --> 00:07:03,800
‫از این استفاده کن.

117
00:07:11,360 --> 00:07:13,160
‫دیدار امشبمون رو یادت نره.

118
00:07:15,680 --> 00:07:17,040
‫معلومه دارم چی‌کار می‌کنم؟

119
00:07:20,360 --> 00:07:22,120
‫چرا باهاش موافقت کردم؟

120
00:07:23,520 --> 00:07:24,760
‫نکنه دارم عقلم رو از دست می‌دم؟

121
00:07:27,720 --> 00:07:30,960
‫چطور تونسته اون‌همه سال
‫توی کاخ سرد دووم بیاره؟

122
00:07:44,880 --> 00:07:46,600
‫حالا که این سنجاق‌سر گلدار رو قبول کردم،

123
00:07:47,920 --> 00:07:49,240
‫باید به قولم عمل کنم.

124
00:07:50,960 --> 00:07:53,160
‫وقتی به کسی قول می‌دم، باید پاش وایسم.

125
00:07:55,800 --> 00:07:57,320
‫این چیزیه که پدر بهم یاد داده.

126
00:08:01,600 --> 00:08:03,240
‫[کلبۀ درویشی]

127
00:08:09,080 --> 00:08:11,920
‫بازرس شن، شاهدخت خیلی وقته منتظرتونن.

128
00:08:27,120 --> 00:08:29,360
‫[کاروانسرای شیانکه]

129
00:08:30,640 --> 00:08:33,800
‫بانوی من، چرا دارین شنِ دزد رو
‫هل می‌دین به سمت شاهزادۀ دوم؟

130
00:08:34,600 --> 00:08:36,800
‫اگه بخوام با یه شمشیر
‫ولیعهد رو از پا دربیارم،

131
00:08:36,960 --> 00:08:38,520
‫اول باید از نیروی یکی دیگه استفاده کنم.

132
00:08:38,680 --> 00:08:40,000
‫شن شیائو همون شمشیره.

133
00:08:40,240 --> 00:08:42,080
‫شاهزادۀ دوم هم نیروی پشت اون شمشیر.

134
00:08:43,800 --> 00:08:45,040
‫صبر کن ببینم.

135
00:08:45,720 --> 00:08:47,200
‫منظورت از «شنِ دزد» چیه؟

136
00:08:47,680 --> 00:08:48,880
‫دزد کسیه که چیزی می‌دزده.

137
00:08:49,040 --> 00:08:51,520
‫شن شیائو قلب شما رو دزدیده، بانوی من.

138
00:08:51,680 --> 00:08:52,880
‫پس دزد نیست؟

139
00:08:54,240 --> 00:08:55,480
‫چرند نگو.

140
00:08:57,400 --> 00:09:00,360
‫مگه قرار نبود شمشیرتون امشب برسه؟

141
00:09:00,920 --> 00:09:02,920
‫پس چرا هنوز پیداش نشده؟

142
00:09:04,480 --> 00:09:06,800
‫شما خیلی وقته منتظرین.

143
00:09:08,800 --> 00:09:10,680
‫یه عطر ملایمی می‌ده.

144
00:09:10,960 --> 00:09:12,440
‫می‌تونی عینش رو بسازی؟

145
00:09:13,200 --> 00:09:15,200
‫تو که دیدیش، پس باید متوجهش شده باشی.

146
00:09:16,160 --> 00:09:17,480
‫متأسفانه در این مورد نمی‌تونم کمکی بکنم.

147
00:09:17,520 --> 00:09:20,160
‫من هیچ‌وقت بوی عطری از شن شیائو حس نکردم.

148
00:09:20,640 --> 00:09:22,200
‫اما شنیدم...

149
00:09:22,320 --> 00:09:23,560
‫یه نوع عطری هست...

150
00:09:23,680 --> 00:09:25,960
‫که فقط دو نفری که
‫عاشق همدیگه‌ن می‌تونن حسش کنن.

151
00:09:27,440 --> 00:09:29,640
‫ای وای. پس واقعاً شنِ دزده.

152
00:09:29,800 --> 00:09:31,800
‫دزدی که دل می‌دزده.

153
00:09:33,320 --> 00:09:34,760
‫فکر کنم عقلت رو از دست دادی.

154
00:09:35,000 --> 00:09:36,720
‫چطور ممکنه به اون علاقه داشته باشم؟

155
00:09:37,120 --> 00:09:38,920
‫اگه نمی‌تونی کمک کنی، برو بیرون.

156
00:09:39,120 --> 00:09:40,680
‫کی گفته نمی‌تونم کمک کنم؟

157
00:09:41,280 --> 00:09:42,960
‫می‌خواین شن شیائو رو ببندم
‫و بیارمش پیشتون؟

158
00:09:43,000 --> 00:09:44,190
‫بانوی من، این به کارتون میاد؟

159
00:09:44,240 --> 00:09:45,400
‫تو...

160
00:09:55,800 --> 00:09:57,760
‫نکنه اون بویی که ازش حس کردم...

161
00:09:58,080 --> 00:10:00,600
‫واقعاً ساخته‌ی ذهن خودم بوده؟

162
00:10:13,260 --> 00:10:23,260
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

163
00:10:35,920 --> 00:10:37,120
‫کی هستی؟

164
00:10:45,800 --> 00:10:47,240
‫پس شمایین، شاهدخت آن‌له.

165
00:10:47,760 --> 00:10:49,080
‫گستاخی منو ببخشین.

166
00:10:49,800 --> 00:10:51,240
‫گستاخی؟

167
00:10:51,760 --> 00:10:53,560
‫ناامید می‌شدم اگه

168
00:10:53,960 --> 00:10:55,440
‫یه‌کم گستاخ نبودی.

169
00:10:58,360 --> 00:11:00,320
‫اگه کار اداری دارین،

170
00:11:00,560 --> 00:11:02,160
‫می‌تونین به دیوان نظارت پیغام بفرستین.

171
00:11:02,320 --> 00:11:03,640
‫اگه کار دیگه‌ای نیست،

172
00:11:04,040 --> 00:11:05,480
‫از خدمتتون مرخص می‌شم.

173
00:11:07,960 --> 00:11:09,680
‫تو فقط یه مقام رتبۀ هشتی.

174
00:11:09,800 --> 00:11:11,680
‫چه کار اداری‌ای می‌تونی داشته باشی آخه؟

175
00:11:11,720 --> 00:11:13,040
‫من دعوتت کردم اینجا.

176
00:11:13,160 --> 00:11:15,720
‫چراش رو خودت خوب می‌دونی.

177
00:11:16,000 --> 00:11:17,440
‫اگه باز خودت رو به اون راه بزنی،

178
00:11:17,800 --> 00:11:19,480
‫دیگه خسته‌کننده می‌شه.

179
00:11:21,040 --> 00:11:22,960
‫من همیشه آدم نسبتاً خسته‌کننده‌ای بودم.

180
00:11:23,280 --> 00:11:25,320
‫بانوی من، لطفاً اجازه بدین برم.

181
00:11:26,280 --> 00:11:28,440
‫بیش از سه ساله که بیوه شدم.

182
00:11:28,520 --> 00:11:29,840
‫با آدم‌های بی‌شماری آشنا شدم.

183
00:11:30,200 --> 00:11:32,560
‫تو از همه‌شون جالب‌تری.

184
00:11:32,960 --> 00:11:34,160
‫راستش رو بخوای،

185
00:11:35,960 --> 00:11:37,280
‫توی ضیافت ادیب برتر...

186
00:11:37,320 --> 00:11:40,040
‫دیدمت که اون ردای زرشکی
‫با شکوفه‌های طلایی رو پوشیده بودی

187
00:11:40,120 --> 00:11:41,720
‫و با چه جسارتی 
‫ژائو یانگ رو بازخواست کردی.

188
00:11:41,880 --> 00:11:43,800
‫راستش هنوز نمی‌تونم
‫اون صحنه رو از سرم بیرون کنم.

189
00:11:44,000 --> 00:11:46,080
‫بازرس شن، اگه دوباره اون ردا رو بپوشی،

190
00:11:46,720 --> 00:11:47,880
‫می‌ذارم بری.

191
00:11:48,000 --> 00:11:49,240
‫نظرت چیه؟

192
00:11:52,240 --> 00:11:53,880
‫بانوی من، باید رفتارتون
‫در شأن مقامتون باشه.

193
00:11:53,920 --> 00:11:55,120
‫من دیگه مرخص می‌شم.

194
00:12:00,200 --> 00:12:01,720
‫امروز شنیدم که

195
00:12:02,480 --> 00:12:05,240
‫ژائو یانگ جلوی همه شلاقت زده.

196
00:12:05,840 --> 00:12:08,280
‫یه مرهم دارم که اعلی‌حضرت بهم هدیه دادن.

197
00:12:08,760 --> 00:12:11,160
‫می‌خوای برات بزنمش؟

198
00:12:13,760 --> 00:12:16,160
‫من لیاقت چنین هدیه سلطنتی‌ای رو ندارم.

199
00:12:17,640 --> 00:12:18,840
‫مرخص می‌شم.

200
00:12:20,000 --> 00:12:21,240
‫برید کنار!

201
00:12:23,920 --> 00:12:25,080
‫برش گردونین!

202
00:12:25,160 --> 00:12:26,400
‫چشم!

203
00:12:26,600 --> 00:12:27,880
‫نگهبان‌هام دم درن!

204
00:12:27,960 --> 00:12:29,960
‫امروز نمی‌تونی در بری!

205
00:12:32,960 --> 00:12:34,950
‫این جوون خوش‌قیافه کِی اومده اینجا؟

206
00:12:35,000 --> 00:12:36,040
‫تازه‌واردی؟

207
00:12:36,120 --> 00:12:37,440
‫- اسمت چیه؟
‫- وایسا!

208
00:12:37,560 --> 00:12:39,720
‫بجنبین! از اونور رفت! بگیرینش!

209
00:12:40,000 --> 00:12:42,520
‫شاهدخت دستور دادن.
‫امشب باید بگیریمش.

210
00:12:42,960 --> 00:12:45,400
‫[پاویون فنگچی]

211
00:13:00,120 --> 00:13:01,640
‫چرا هیچی درست به نظر نمیاد؟

212
00:13:15,040 --> 00:13:16,640
‫بازرس شن، دیر کردی.

213
00:13:17,040 --> 00:13:18,240
‫به نظر میاد

214
00:13:18,880 --> 00:13:20,560
‫حال خوبتون رو خراب کردم.

215
00:13:21,120 --> 00:13:22,960
‫پس چرا هنوز نرفتی؟

216
00:13:25,040 --> 00:13:26,280
‫نمی‌رم.

217
00:13:29,120 --> 00:13:30,320
‫بذار برن.

218
00:13:34,960 --> 00:13:36,920
‫شن شیائو قطعاً از این طرف رفت!

219
00:13:37,040 --> 00:13:38,360
‫همۀ اتاق‌ها رو بگردین!

220
00:13:48,280 --> 00:13:49,720
‫همون‌طور که ازت انتظار می‌رفت، بازرس شن.

221
00:13:50,120 --> 00:13:51,480
‫به دعوت من اومدی اینجا،

222
00:13:51,560 --> 00:13:53,000
‫ولی در عین حال آن‌له رو هم تحریک کردی.

223
00:13:53,400 --> 00:13:55,360
‫اگه همراه شخصیش بشی،

224
00:13:55,520 --> 00:13:57,440
‫شاید حتی ترفیع هم بگیری.

225
00:13:57,560 --> 00:13:59,560
‫بازرس شن، خوب بلدی بازی کنی.

226
00:14:00,440 --> 00:14:03,000
‫من قبلاً قول دادم همراه شما باشم.

227
00:14:03,280 --> 00:14:05,400
‫اصلاً قصد نداشتم با کس دیگه‌ای درگیر بشم.

228
00:14:07,160 --> 00:14:08,960
‫بازرس شن، این یعنی وفاداری؟

229
00:14:09,120 --> 00:14:10,960
‫یا فقط داری زبون می‌ریزی...

230
00:14:11,120 --> 00:14:12,920
‫تا خودم به‌جات با آن‌له دربیفتم؟

231
00:14:16,440 --> 00:14:17,560
‫هنوز درد می‌کنه؟

232
00:14:17,640 --> 00:14:18,680
‫آره.

233
00:14:21,760 --> 00:14:23,960
‫پس اون شلاقی که خوردی
‫خیلی هم بیهوده نبوده.

234
00:14:24,000 --> 00:14:26,040
‫جلوی همه با شاهدخت مغرور درافتادی،

235
00:14:26,160 --> 00:14:28,270
‫واسه خودت مدافع مردم شدی

236
00:14:28,320 --> 00:14:30,400
‫و بعدشم اومدی اینجا
‫خودت رو به مظلومیت زدی.

237
00:14:30,760 --> 00:14:32,480
‫وقتی می‌گی می‌خوای ازم استفاده کنی،

238
00:14:32,800 --> 00:14:34,560
‫واقعاً از دل و جون مایه می‌ذاری.

239
00:14:35,680 --> 00:14:37,440
‫دقیقاً چه سختی‌هایی کشیدین...

240
00:14:37,680 --> 00:14:39,960
‫که انقدر به آدم‌ها بدبین شدین؟

241
00:14:44,160 --> 00:14:46,320
‫بازرس شن، جای اینکه
‫گذشتۀ منو شخم بزنی،

242
00:14:47,160 --> 00:14:49,000
‫بهتره بیشتر به فکر مردم باشی.

243
00:14:50,800 --> 00:14:52,520
‫من فقط تصادفاً با آدم‌های بدی روبه‌رو شدم،

244
00:14:53,760 --> 00:14:55,520
‫ولی اونا هم توی دنیای به‌هم‌ریخته‌ای گیر افتادن.

245
00:15:01,200 --> 00:15:02,400
‫ردات رو دربیار.

246
00:15:12,440 --> 00:15:13,760
‫تو که زخمت رو درمان کردی.

247
00:15:13,840 --> 00:15:15,400
‫اما این کار شما نبوده، بانوی من.

248
00:15:18,280 --> 00:15:19,480
‫پس...

249
00:15:19,720 --> 00:15:21,880
‫می‌خواستی شاهدخت برات مرهم بزنه؟

250
00:15:25,880 --> 00:15:27,600
‫شاهدخت جونت بیرونه.

251
00:15:31,800 --> 00:15:34,040
‫اگه آن‌له منو ببینه که زیادی بهت نزدیکم،

252
00:15:34,080 --> 00:15:35,960
‫ولیعهد عمراً ازم بگذره.

253
00:15:36,200 --> 00:15:37,560
‫امروز نمی‌تونم نجاتت بدم.

254
00:15:39,720 --> 00:15:41,280
‫معلومه در حدی نیستم که ازت بخوام...

255
00:15:41,480 --> 00:15:43,960
‫جلوی خواهر ولیعهد خودت رو به خطر بندازی.

256
00:15:44,000 --> 00:15:45,240
‫شن شیائو!

257
00:15:45,480 --> 00:15:47,400
‫فکر نمی‌کردم توی پاویون فنگچی
‫قایم شده باشی!

258
00:15:49,440 --> 00:15:50,680
‫ژائو یانگ، بیا بیرون!

259
00:15:50,800 --> 00:15:52,240
‫اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟

260
00:16:00,680 --> 00:16:02,760
‫خودش هراسون اومد تو.

261
00:16:03,120 --> 00:16:05,280
‫خواهر کوچولو، خربزه‌ای که 
‫به‌زور به دست بیاد شیرین نیست.

262
00:16:05,400 --> 00:16:06,510
‫چرا خودت رو عذاب می‌دی؟

263
00:16:06,560 --> 00:16:07,920
‫شیرین بودن یا نبودنش برام مهم نیست.

264
00:16:07,960 --> 00:16:10,280
‫اگه شیرین نباشه، بهش سس می‌زنم.

265
00:16:10,840 --> 00:16:12,910
‫بانوی من، واقعا می‌خواین یه مقام درباری رو...

266
00:16:12,960 --> 00:16:14,600
‫بازیچۀ شخصی خودتون کنین؟

267
00:16:16,000 --> 00:16:17,840
‫خب که چی؟ بازرس شن،

268
00:16:17,920 --> 00:16:19,950
‫حاضری حتی به قیمت جونت
‫از دستورم سرپیچی کنی؟

269
00:16:20,000 --> 00:16:22,720
‫بازی‌های شما ارزش مُردن نداره.

270
00:16:22,920 --> 00:16:25,120
‫اما اگه همچنان بهم فشار بیارین،

271
00:16:25,400 --> 00:16:27,240
‫قول نمی‌دم بهتون آسیب نزنم.

272
00:16:28,200 --> 00:16:29,360
‫تو...

273
00:16:33,360 --> 00:16:34,600
‫جرئتش رو داری؟

274
00:16:39,280 --> 00:16:41,920
‫به نظر میاد آن‌له امروز
‫دست‌خالی برنمی‌گرده.

275
00:16:42,120 --> 00:16:45,240
‫بازرس شن، معلومه خوب می‌دونی
‫کِی باید کوتاه بیای.

276
00:16:45,720 --> 00:16:47,000
‫چرا باهاش کنار نمیای؟

277
00:16:47,080 --> 00:16:49,760
‫این‌جوری مسیر شغلیت هم هموار می‌شه.

278
00:16:49,880 --> 00:16:51,440
‫آینده‌ت هم روشن می‌شه.

279
00:16:54,720 --> 00:16:56,120
‫نیروهای کمکی رسیدن.

280
00:17:00,040 --> 00:17:02,400
‫آن‌له، خیلی گستاخ شدی!

281
00:17:05,960 --> 00:17:07,760
‫اعلی‌حضرت همیشه چشمشون رو...

282
00:17:08,320 --> 00:17:10,400
‫روی مسخره‌بازی‌هات بستن.

283
00:17:10,800 --> 00:17:12,920
‫اما الان جرئت می‌کنی
‫ادیب برتری رو بکشی که...

284
00:17:14,360 --> 00:17:15,800
‫شخصاً توسط اعلی‌حضرت منصوب شده.

285
00:17:16,040 --> 00:17:17,200
‫کار من نبود.

286
00:17:17,280 --> 00:17:18,400
‫کار ژائو یانگ بود!

287
00:17:18,480 --> 00:17:21,120
‫- کار اون بود!
‫- اتفاقات امروز همین‌جا تموم می‌شه.

288
00:17:21,240 --> 00:17:22,880
‫اگه ببینم

289
00:17:23,080 --> 00:17:24,560
‫باز داری مزاحم بازرس شن می‌شی،

290
00:17:24,800 --> 00:17:26,400
‫منو بابت اینکه به پدر بگم...

291
00:17:26,520 --> 00:17:27,960
‫و زمین‌هات رو ازت بگیره سرزنش نکن.

292
00:17:31,640 --> 00:17:32,920
‫به چی می‌خندی؟

293
00:17:33,080 --> 00:17:34,320
‫دارم به این می‌خندم...

294
00:17:34,520 --> 00:17:36,080
‫چون دارم حساب‌کتاب می‌کنم 
‫چقدر باید خسارت بدی.

295
00:17:36,120 --> 00:17:37,440
‫به تو ربطی نداره.

296
00:17:38,160 --> 00:17:40,840
‫می‌دونی امشب چندتا از مشتری‌ها رو پروندی؟

297
00:17:42,280 --> 00:17:44,000
‫پس واقعاً نمی‌دونستی.

298
00:17:44,360 --> 00:17:46,960
‫کاروانسرای شیانکه مال ولیعهده.

299
00:17:48,280 --> 00:17:50,440
‫انقدر سعی نکن منو از ولیعهد بترسونی.

300
00:17:52,080 --> 00:17:53,320
‫بریم.

301
00:17:54,800 --> 00:17:56,400
‫خسارت یادت نره.

302
00:18:02,960 --> 00:18:04,080
‫بازرس شن،

303
00:18:04,240 --> 00:18:05,920
‫آن‌له دیگه مزاحمت نمی‌شه.

304
00:18:06,280 --> 00:18:08,720
‫سرورم، ممنونم که جونم رو نجات دادین.

305
00:18:08,840 --> 00:18:10,320
‫بازرس شن، لطف داری.

306
00:18:10,600 --> 00:18:12,560
‫- کار کوچیکی بود.
‫- راستی،

307
00:18:12,960 --> 00:18:14,840
‫چی باعث شد به کاروانسرای شیانکه بیاین؟

308
00:18:15,040 --> 00:18:17,800
‫مخصوصاً برای پیدا کردن تو اومدم، بازرس شن.

309
00:18:18,280 --> 00:18:20,640
‫افرادم دیدن که آن‌له آوردتت اینجا.

310
00:18:21,520 --> 00:18:22,950
‫اوضاع روزبه‌روز داره بدتر می‌شه.

311
00:18:23,000 --> 00:18:24,880
‫وزارت دارایی نیروی کافی نداره.

312
00:18:25,160 --> 00:18:26,400
‫می‌خواستم بدونم

313
00:18:26,800 --> 00:18:29,200
‫حاضری زیر نظر وزارت دارایی کار کنی؟

314
00:18:30,000 --> 00:18:31,760
‫اول ژائو یانگ رو بازخواست کردی.

315
00:18:31,880 --> 00:18:33,800
‫بعد برای بازسازی کانال یونگ‌تونگ تلاش کردی.

316
00:18:33,840 --> 00:18:35,480
‫الانم که آن‌له رو عصبانی کردی.

317
00:18:35,560 --> 00:18:37,520
‫ولیعهد ازت نمی‌گذره.

318
00:18:38,080 --> 00:18:40,560
‫چرا برای من کار نمی‌کنی؟

319
00:18:41,360 --> 00:18:43,360
‫اگه عالیجناب از بی‌پروایی‌های من ناراحت نمی‌شن،

320
00:18:43,400 --> 00:18:45,560
‫حاضرم خدمت کنم و باری از دوشتون بردارم.

321
00:18:45,600 --> 00:18:47,960
‫اینو جبران لطف امروزتون حساب کنین.

322
00:18:48,560 --> 00:18:51,080
‫ولی بعید می‌دونم ولیعهد
‫به این راحتی ولت کنه.

323
00:18:51,160 --> 00:18:53,000
‫اگه دیوان نظارت با انتقالت موافقت نکنه،

324
00:18:53,120 --> 00:18:55,480
‫منم نمی‌تونم به‌زور این کار رو بکنم.

325
00:18:56,640 --> 00:18:59,520
‫متوجۀ منظورتون هستم.

326
00:19:00,000 --> 00:19:02,160
‫یه راهی برای گرفتن حکم انتقال پیدا می‌کنم.

327
00:19:17,240 --> 00:19:19,560
‫اولین نفر از خانواده‌ای فرودست
‫که از سرنوشتش رها شد.

328
00:19:20,520 --> 00:19:22,920
‫قرار گرفتن در فهرست برگزیدگان،
‫جهان را تکان می‌دهد.

329
00:19:24,720 --> 00:19:27,600
‫هرگز نگو دروازۀ اشراف به روی ما بسته است.

330
00:19:28,840 --> 00:19:31,440
‫حتی ادیبی با جامه‌ای ساده هم
‫می‌تواند به بالاترین مقام برسد.

331
00:19:31,880 --> 00:19:34,200
‫[مزار شن چینگ ژی]

332
00:19:35,600 --> 00:19:36,680
‫نتایج اومده!

333
00:19:36,760 --> 00:19:38,080
‫نتایج اومده، پدر!

334
00:19:38,560 --> 00:19:40,160
‫می‌رم فهرست رو برات چک کنم!

335
00:19:40,480 --> 00:19:43,680
‫[سال سیزدهم، اولین آزمون سلطنتی امپراتوری یه]

336
00:20:00,360 --> 00:20:02,640
‫[شن چینگ ژی]

337
00:20:03,480 --> 00:20:05,200
‫قبول شدی!
‫[دوران کودکی شن شیائو]

338
00:20:07,800 --> 00:20:09,880
‫آخرین نفرِ رتبۀ دوم!

339
00:20:09,960 --> 00:20:11,040
‫قبول شدم؟

340
00:20:11,120 --> 00:20:12,240
‫واقعاً قبول شدم؟

341
00:20:12,960 --> 00:20:15,080
‫عالیه! فوق‌العاده‌ست!

342
00:20:15,440 --> 00:20:16,680
‫قبول شدم!

343
00:20:16,800 --> 00:20:18,120
‫قبول شدم!

344
00:20:18,200 --> 00:20:19,480
‫قبول شدم!

345
00:20:21,040 --> 00:20:22,520
‫واسه آخر شدن این‌همه سروصدا می‌کنه.

346
00:20:22,600 --> 00:20:25,320
‫هرکی ندونه فکر می‌کنه ادیب برتر شده.

347
00:20:25,360 --> 00:20:26,520
‫برای کسی از یه خانوادۀ ساده،

348
00:20:26,600 --> 00:20:28,840
‫حتی توی فهرست بودن هم کافیه
‫تا عقلش رو از دست بده.

349
00:20:29,800 --> 00:20:31,880
‫آخر شدن هم یعنی قبول شدن.

350
00:20:32,280 --> 00:20:33,360
‫شیائو، بگو ببینم.

351
00:20:33,480 --> 00:20:34,710
‫باید توی یکی از شش وزارتخانه خدمت کنم

352
00:20:34,760 --> 00:20:36,440
‫یا به یکی از سه نهاد قضایی ملحق بشم؟

353
00:20:39,680 --> 00:20:42,070
‫- اولین نفر از خانواده‌ای فرودست که از سرنوشتش رها شد.
‫- عالیه!

354
00:20:42,120 --> 00:20:45,080
‫- قرار گرفتن در فهرست برگزیدگان، جهان را تکان می‌دهد.
‫- عالیه!

355
00:20:45,160 --> 00:20:47,600
‫هرگز نگو دروازۀ اشراف به روی ما بسته است.

356
00:20:48,680 --> 00:20:51,080
‫حتی ادیبی با جامه‌ای ساده هم
‫می‌تواند به بالاترین مقام برسد

357
00:20:51,200 --> 00:20:52,480
‫عالیه!

358
00:20:53,600 --> 00:20:54,710
‫نظرت راجع‌به این ابیات چیه؟

359
00:20:54,760 --> 00:20:56,200
‫یه روز که من از دنیا رفتم،

360
00:20:56,400 --> 00:20:58,600
‫شیائو می‌تونه اینا رو روی سنگ قبرم حک کنه.

361
00:20:59,400 --> 00:21:01,600
‫پدر، داری به آینده‌های دور فکر می‌کنی.

362
00:21:06,320 --> 00:21:08,320
‫[سه سال قبل، خاندان شن]

363
00:21:16,640 --> 00:21:17,720
‫پدر.

364
00:21:21,320 --> 00:21:22,400
‫الان دیگه نصفه‌شبه.

365
00:21:22,480 --> 00:21:23,640
‫چرا نخوابیدی؟

366
00:21:23,720 --> 00:21:25,360
‫اگه می‌دونی دیروقته، پس برو بخواب.

367
00:21:25,480 --> 00:21:26,760
‫چرا نگران منی؟

368
00:21:27,000 --> 00:21:28,680
‫صبح باید درس بخونی.

369
00:21:28,840 --> 00:21:30,080
‫برو، عجله کن.

370
00:21:41,040 --> 00:21:42,160
‫پدر.

371
00:21:44,120 --> 00:21:45,920
‫قراره وارد وزارت دارایی بشم.

372
00:21:48,440 --> 00:21:50,640
‫باور نمی‌کنم واقعاً بر اثر
‫افتادن از صخره مُرده باشی.

373
00:21:52,160 --> 00:21:53,400
‫دلیل مرگت...

374
00:21:54,880 --> 00:21:56,400
‫حتماً به...

375
00:21:57,280 --> 00:21:59,800
‫نامۀ بازخواست ولیعهد مربوط بوده.

376
00:22:01,000 --> 00:22:06,000
‫» ترجمه از الهام صدر «

377
00:22:08,000 --> 00:22:18,000
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M