1
00:01:07,080 --> 00:01:09,440
‫تو هیچ ‌وقت شب‌ها تو اقامتگاه من نبودی.

2
00:01:09,600 --> 00:01:12,000
‫انگار منو خیلی خوب می‌شناسی.

3
00:01:13,360 --> 00:01:15,600
‫همیشه نسبت به من و شن شیائو بدبینی.

4
00:01:16,120 --> 00:01:17,440
‫می‌خوای گیر بیفتم

5
00:01:17,520 --> 00:01:20,120
‫تا فضا برای زن جدیدت باز بشه؟

6
00:01:22,080 --> 00:01:23,320
‫لی شو.

7
00:01:23,680 --> 00:01:26,040
‫اگه نمی‌دونستم ازم متنفری،

8
00:01:26,480 --> 00:01:28,160
‫فکر می‌کردم

9
00:01:28,400 --> 00:01:30,400
‫داری از حسادت می‌سوزی.

10
00:01:35,680 --> 00:01:36,920
‫ولم کن!

11
00:01:37,840 --> 00:01:39,960
‫چی شد که رابطه‌ی ما به اینجا کشید؟

12
00:01:40,040 --> 00:01:41,120
‫ولم کن!

13
00:01:41,400 --> 00:01:42,640
‫دست از سرم بردار!

14
00:01:43,080 --> 00:01:44,280
‫ولم کن!

15
00:01:46,640 --> 00:01:47,880
‫ولم کن!

16
00:01:48,880 --> 00:01:58,880
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

17
00:02:12,360 --> 00:02:14,240
‫اون مال گذشته بود.
‫چرا همش حرفشو می‌کشی وسط؟

18
00:02:20,280 --> 00:02:22,120
‫اونی که شن شیائو رو نجات داد من نبودم.

19
00:02:22,840 --> 00:02:24,120
‫داری به آدم اشتباهی تهمت می‌زنی.

20
00:02:30,880 --> 00:02:32,040
‫خسته‌ام.

21
00:02:32,440 --> 00:02:33,600
‫فقط برو.

22
00:02:59,160 --> 00:03:00,480
‫برو استراحت کن.

23
00:03:17,000 --> 00:03:19,280
‫اون شب عروسی بهت توهین کرد.

24
00:03:20,200 --> 00:03:21,640
‫حتی دوستت نداشت.

25
00:03:23,040 --> 00:03:24,640
‫این کجاش عجیبه؟

26
00:03:25,480 --> 00:03:27,360
‫مگه همه‌ی مردا همین ‌جوری نیستن؟

27
00:03:30,080 --> 00:03:31,720
‫این یعنی کارش درسته؟

28
00:03:31,840 --> 00:03:34,160
‫حتی اگه درست نباشه، یعنی قرار نیست اتفاق بیفته؟

29
00:03:37,320 --> 00:03:39,400
‫هنوزم به فکر داماد سلطنتی هستی؟

30
00:03:44,280 --> 00:03:45,480
‫نه.

31
00:03:45,680 --> 00:03:48,600
‫حالا که کارتون تموم شده و طلاق گرفتید،
‫چرا هنوز درگیرشی؟

32
00:03:49,440 --> 00:03:51,000
‫فکر کردی کی هستی؟

33
00:03:51,480 --> 00:03:52,800
‫تو فقط یه همراه شخصی هستی.

34
00:03:52,960 --> 00:03:55,120
‫فکر کردی حق داری تو زندگیم نظر بدی؟

35
00:03:58,760 --> 00:04:01,160
‫اگه نخوام فقط همراه باشم چی؟

36
00:04:10,040 --> 00:04:11,560
‫دیوونه شدی؟

37
00:04:12,320 --> 00:04:13,920
‫نشنیدی چی گفتم؟

38
00:04:14,040 --> 00:04:16,160
‫فقط کارت رو بکن و دردسر درست نکن!

39
00:04:16,320 --> 00:04:18,600
‫نه اینکه خودم کم دردسر دارم؟

40
00:04:24,560 --> 00:04:25,800
‫فهمیدم.

41
00:04:27,440 --> 00:04:29,880
‫تو و داماد سلطنتی مثل زوج‌های معمولی نیستید.

42
00:04:31,280 --> 00:04:32,880
‫فقط وقتی ولیعهد سقوط کنه،

43
00:04:33,600 --> 00:04:35,720
‫اونوقت بالاخره آزاد میشی.

44
00:04:39,760 --> 00:04:41,200
‫هر کاری که لازم باشه،

45
00:04:42,240 --> 00:04:43,840
‫انجام میدم.

46
00:05:17,520 --> 00:05:19,160
‫اون شن عوضی...

47
00:05:19,400 --> 00:05:22,160
‫نه. بازرس شن واقعاً یه چیز دیگه‌ست.

48
00:05:22,240 --> 00:05:23,320
‫فکر می‌کردم

49
00:05:23,440 --> 00:05:25,880
‫این بازرس شن بوده که دلت رو برده.

50
00:05:26,080 --> 00:05:27,360
‫ولی حالا به نظر میاد

51
00:05:27,480 --> 00:05:29,920
‫این تویی که دلت رو باختی.

52
00:05:30,480 --> 00:05:31,800
‫چه مزخرفاتی داری میگی؟

53
00:05:35,560 --> 00:05:37,640
‫بانوی من، باز سردرد گرفتی؟

54
00:05:37,760 --> 00:05:40,720
‫حالا که بازرس شن امشب اینجا نیست،
‫باز قراره کابوس ببینی؟

55
00:05:40,880 --> 00:05:42,920
‫نظرت چیه بازرس شن رو صدا کنم بیاد؟

56
00:05:43,040 --> 00:05:44,520
‫اون از هر دارویی بهتر عمل می‌کنه.

57
00:05:44,600 --> 00:05:46,000
‫کدوم بازرس شن؟

58
00:05:46,680 --> 00:05:47,920
‫اون فقط شن عوضیه.

59
00:05:48,000 --> 00:05:49,920
‫یه احمق فضول که بلد نیست
‫سرش به کار خودش باشه!

60
00:05:57,320 --> 00:06:01,160
‫شاهزاده کین هفتم در سراسر قلمرو سفر کرده،

61
00:06:01,240 --> 00:06:02,960
‫و گنجینه‌هایی رو به عنوان پیشکش آورده.

62
00:06:03,040 --> 00:06:04,680
‫اعلی‌حضرت خشنود هستند،

63
00:06:04,800 --> 00:06:08,560
‫و از مقامات و بستگان سلطنتی دعوت کردند تا در این جشن شرکت کنند

64
00:06:08,880 --> 00:06:11,240
‫تا در لطف اعلی‌حضرت سهیم باشند.

65
00:06:18,760 --> 00:06:21,600
‫من از سفر برگشتم و سه هدیه آماده کردم

66
00:06:21,920 --> 00:06:23,560
‫تا به شما تقدیم کنم، پدر.

67
00:06:26,920 --> 00:06:28,320
‫این اولین هدیه‌ست.

68
00:06:28,880 --> 00:06:30,640
‫بهترین برنج برداشت‌شده در امسال

69
00:06:30,760 --> 00:06:33,320
‫از انبار وانمینگ در جیانگ‌نان.

70
00:06:33,440 --> 00:06:34,760
‫هر دانه مثل یشم خالصه.

71
00:06:35,720 --> 00:06:37,320
‫گوانژونگ مدتی پیش دچار قحطی شد.

72
00:06:37,520 --> 00:06:39,600
‫وقتی شنیدم خیلی نگران شدم.

73
00:06:40,000 --> 00:06:41,680
‫برای همین این برنج رو به عنوان پیشکش آوردم.

74
00:06:41,840 --> 00:06:44,600
‫امیدوارم دودمان یه از برکتی فراوان برخوردار شود.

75
00:06:45,480 --> 00:06:46,960
‫قحطی در گوانژونگ...

76
00:06:47,520 --> 00:06:49,320
‫این برنج واقعاً نشانه‌ی خوبی‌ست.

77
00:06:49,880 --> 00:06:51,120
‫بسیار عالی.

78
00:06:51,480 --> 00:06:53,520
‫پدر، این دومین هدیه‌ست.

79
00:06:53,840 --> 00:06:55,360
‫در راه بازگشت از لانگشی

80
00:06:55,480 --> 00:06:57,080
‫یک لوح سنگی باستانی بی‌نام پیدا کردم،

81
00:06:57,520 --> 00:06:59,400
‫که روی آن ترانه‌ای محلی حک شده بود
‫که قرن‌هاست سینه به سینه گشته،

82
00:06:59,440 --> 00:07:00,800
‫ترانه‌ای در ستایش عشق والدین،

83
00:07:01,040 --> 00:07:02,680
‫و آرزوی صلح برای خانه و کشور.

84
00:07:02,840 --> 00:07:04,240
‫نسخه‌برداری کردم و تقدیمتان می‌کنم.

85
00:07:04,280 --> 00:07:05,480
‫امیدوارم پدر

86
00:07:06,080 --> 00:07:08,000
‫از عمری طولانی و پربرکت
‫در سلامت کامل برخوردار باشد.

87
00:07:09,000 --> 00:07:10,600
‫این هدیه ساده و صمیمانه‌ست.

88
00:07:11,800 --> 00:07:13,200
‫پسرم واقعاً متفکره.

89
00:07:15,080 --> 00:07:17,040
‫پدر، لطفاً به آخرین هدیه نگاه کنید.

90
00:07:22,160 --> 00:07:23,480
‫این آخرین هدیه

91
00:07:23,640 --> 00:07:25,520
‫سالنامه‌ی مصور دودمان یه است.

92
00:07:26,120 --> 00:07:28,880
‫بعد از ترک قصر،یه سفر کردم.

93
00:07:29,040 --> 00:07:31,080
‫تمام کوه‌ها، رودخانه‌ها
‫و شهرهایی که دیدم رو ثبت کردم،

94
00:07:31,240 --> 00:07:34,120
‫به همراه آداب و رسوم و محصولات محلی در این سالنامه.

95
00:07:35,720 --> 00:07:37,360
‫اگرچه سالنامه کامل است،

96
00:07:38,080 --> 00:07:39,760
‫اما هنوز نیازمند ویرایشه.

97
00:07:39,840 --> 00:07:41,640
‫اجازه بدید

98
00:07:41,840 --> 00:07:44,680
‫در معبد چیان‌فو بمونم
‫تا تصاویر رو کامل کنم.

99
00:07:45,080 --> 00:07:47,280
‫تا بتونم به ‌زودی تقدیمتان کنم، پدر.

100
00:07:48,520 --> 00:07:49,760
‫بسیار خوب.

101
00:07:50,160 --> 00:07:53,320
‫چنین مناظر باشکوهی همگی توسط پسرم ثبت شده.

102
00:07:54,200 --> 00:07:55,440
‫فرمان رو صادر کنید.

103
00:07:55,640 --> 00:07:57,200
‫به هفتمین شاهزاده، لی کین،

104
00:07:57,280 --> 00:07:59,120
‫ده قالب مرکب نفیس از غرب

105
00:07:59,240 --> 00:08:00,400
‫و صد طاقه ابریشم پیشکشی اعطا شود.

106
00:08:00,440 --> 00:08:02,240
‫به او اجازه داده می‌شه که مقابل تخت قدم بزنه.

107
00:08:02,360 --> 00:08:04,310
‫می‌تونی در اتاق آرامش در معبد چیان‌فو بمونی

108
00:08:04,360 --> 00:08:06,000
‫تا بر تکمیل سالنامه تمرکز کنی.

109
00:08:06,280 --> 00:08:07,520
‫تمام هزینه‌ها

110
00:08:07,720 --> 00:08:09,640
‫توسط دربار داخلی پوشش داده می‌شود.

111
00:08:11,880 --> 00:08:13,480
‫از لطف شما سپاسگزارم، پدر.

112
00:08:23,240 --> 00:08:25,310
‫برادر هفتم، ده سال بود که بی‌خبر ناپدید شده بودی.

113
00:08:25,360 --> 00:08:26,720
‫حالا ناگهان برگشته‌ای،

114
00:08:27,280 --> 00:08:28,840
‫و باعث شدی همه با نگاه تازه‌ای به تو بنگرن.

115
00:08:28,880 --> 00:08:30,200
‫از تعریف شما سپاسگزارم.

116
00:08:30,880 --> 00:08:33,680
‫من برای این کشور کار مفیدی نکرده‌ام.

117
00:08:34,080 --> 00:08:36,920
‫فقط می‌تونم کارهای کوچک و ناچیز انجام بدم.

118
00:08:37,960 --> 00:08:39,200
‫بسیار خب.

119
00:08:39,280 --> 00:08:41,280
‫پس سالنامه رو خوب تمام کن.

120
00:08:41,640 --> 00:08:43,320
‫پدر رو ناامید نکن.

121
00:08:45,800 --> 00:08:47,040
‫بله، برادر.

122
00:08:56,320 --> 00:08:58,040
‫در مقایسه با مال من،

123
00:08:58,320 --> 00:09:01,760
‫مناظری که تو نقاشی کردی ابهت بیشتری دارن.

124
00:09:01,880 --> 00:09:04,400
‫سه تا پیشکش دوباره کشوندت جلوی تاج و تخت.

125
00:09:04,480 --> 00:09:06,000
‫پس این ده سال ارزشش رو داشت.

126
00:09:06,120 --> 00:09:08,960
‫فعلاً فقط روی تزکیه‌ی خودت در معبد چیان‌فو تمرکز کن.

127
00:09:09,120 --> 00:09:11,040
‫صبر کن تا شن شیائو، ولیعهد رو

128
00:09:11,160 --> 00:09:13,200
‫به جان شاهزاده‌ی دوم بندازه و هر دو تضعیف شون،

129
00:09:13,280 --> 00:09:15,360
‫آنگاه به دربار بازخواهی گشت.

130
00:09:15,600 --> 00:09:18,400
‫من هیچ شکی در نقشه‌ی شما ندارم.

131
00:09:19,880 --> 00:09:21,120
‫فقط اینکه...

132
00:09:21,240 --> 00:09:24,760
‫نمی‌خوای نقشه‌مون رو با شن شیائو در میان بذاری؟

133
00:09:27,360 --> 00:09:29,040
‫من اون موقع اونو به شما پیشنهاد کردم.

134
00:09:29,120 --> 00:09:31,560
‫اما حالا اونو به تنهایی در معرض خطر قرار دادیم.

135
00:09:31,840 --> 00:09:33,040
‫از این بابت احساس ناآرامی می‌کنم.

136
00:09:33,160 --> 00:09:35,160
‫ما یکدیگر رو دوستان نزدیکی می‌دونیم.

137
00:09:35,640 --> 00:09:37,000
‫اما تمام این مدت،

138
00:09:37,800 --> 00:09:39,280
‫این راز رو از اون پنهان کردیم.

139
00:09:42,840 --> 00:09:44,480
‫تو اونو به من پیشنهاد کردی.

140
00:09:44,640 --> 00:09:48,320
‫اما نمی‌دونستی که اون برای پیشرفت
‫شغلی‌اش کارهای بی‌رحمانه‌ی زیادی کرده.

141
00:09:48,600 --> 00:09:50,960
‫ذهنی حسابگر داره و قاطعانه عمل می‌کنه.

142
00:09:51,040 --> 00:09:53,160
‫اگه اهدافش با اهداف ما هم‌سو باشه،

143
00:09:53,760 --> 00:09:55,600
‫بالاخره از هویت تو باخبر خواهد شد.

144
00:09:55,840 --> 00:09:58,160
‫اگه اهدافش با ما یکی نباشه چه؟

145
00:09:59,840 --> 00:10:02,240
‫قراره روزی بر تخت پادشاهی بشینی.

146
00:10:02,840 --> 00:10:04,760
‫نباید بذاری احساسات شخصی تو رو عقب نگه داره.

147
00:10:05,880 --> 00:10:07,160
‫اما به تو قول می‌دم

148
00:10:07,840 --> 00:10:09,320
‫که از جانش می‌گذرم.

149
00:10:09,840 --> 00:10:11,080
‫به یاد داشته باش.

150
00:10:11,160 --> 00:10:12,920
‫مهم نیست تو این راه چه کسی آسیب می‌بینه،

151
00:10:13,520 --> 00:10:16,160
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم چیزی مانع رسیدن ما به هدفمون بشه.

152
00:10:19,480 --> 00:10:20,800
‫متوجه هستم.

153
00:10:26,640 --> 00:10:29,720
‫او همون کودک نفرین‌شده‌ایه که هنگام تولد مادرشو کشت.

154
00:10:30,000 --> 00:10:32,200
‫پدر همیشه به چشم یه آدم نحس نگاهش کرده.

155
00:10:32,960 --> 00:10:35,160
‫اون حتی یه روز هم تو دربار حاضر نشده.

156
00:10:35,680 --> 00:10:36,840
‫اصلاً باورم نمیشه

157
00:10:38,120 --> 00:10:41,440
‫که اون بتونه با این سه تا هدیه‌ی بی‌ارزش
‫بازی رو عوض کنه.

158
00:10:41,840 --> 00:10:43,080
‫نکنه

159
00:10:44,440 --> 00:10:46,520
‫اومده تا مثل برادر دوم،

160
00:10:46,640 --> 00:10:48,600
‫واسه تخت پادشاهی با من بجنگه؟

161
00:10:49,120 --> 00:10:50,360
‫مسخره‌ست.

162
00:10:50,960 --> 00:10:52,590
‫خیلی عجیبه که هفتمین شاهزاده دقیقاً الان،

163
00:10:52,640 --> 00:10:54,200
‫به پایتخت برگشته

164
00:10:54,320 --> 00:10:56,520
‫دقیقاً همزمان با ظاهر شدن شن شیائو.

165
00:10:56,920 --> 00:10:58,800
‫قطعاً اتفاقی نیست، سرورم.

166
00:10:58,840 --> 00:11:00,640
‫یعنی با شن شیائو ارتباط داره؟

167
00:11:01,440 --> 00:11:02,680
‫یا اینکه برگشته

168
00:11:03,920 --> 00:11:06,080
‫تا به برادر دوم کمک کنه؟

169
00:11:07,760 --> 00:11:11,040
‫الان شن شیائو و شاهزاده‌ی دوم دارن
‫دنبال نقاط ضعف شما می‌گردن.

170
00:11:11,400 --> 00:11:12,960
‫خوشبختانه ما آماده‌ایم.

171
00:11:13,120 --> 00:11:14,520
‫در مورد شاهزاده هفتم،

172
00:11:14,920 --> 00:11:16,600
‫اون هنوز هیچ پایگاهی تو دربار نداره.

173
00:11:16,680 --> 00:11:17,880
‫فعلاً تهدیدی نیست،

174
00:11:18,160 --> 00:11:20,000
‫اما باید به ریش‌سفیدای دربار هشدار بدیم

175
00:11:20,200 --> 00:11:21,880
‫که زیاد دور و برش نپلکن.

176
00:11:23,400 --> 00:11:25,920
‫وقتشه که اینا حساب کار دستشون بیاد.

177
00:11:26,800 --> 00:11:28,960
‫جشن تولد سه روز دیگه‌م،

178
00:11:29,120 --> 00:11:30,600
‫بهترین فرصته.

179
00:11:36,920 --> 00:11:38,760
‫همه‌تون رو امروز اینجا دعوت کردم،

180
00:11:38,840 --> 00:11:40,320
‫فقط واسه جشن تولدم نیست.

181
00:11:40,440 --> 00:11:42,110
‫چون کشور الان با یه فاجعه روبروست.

182
00:11:42,160 --> 00:11:43,880
‫قصر شرقی یه انبار غلات برپا می‌کنه

183
00:11:43,920 --> 00:11:45,120
‫تا هر وقت لازم بود از مردم حمایت کنه.

184
00:11:45,160 --> 00:11:46,200
‫برای اینکه الگوی بقیه باشیم،

185
00:11:46,280 --> 00:11:48,720
‫قصر شرقی فعلاً 6 هزار تن غله اهدا می‌کنه.

186
00:11:49,320 --> 00:11:51,040
‫امیدوارم همه‌تون تو این کار شریک بشید.

187
00:11:54,440 --> 00:11:55,680
‫این...

188
00:11:57,480 --> 00:11:59,550
‫آماده شدن برای بحرانِ ملی دیگه چه صیغه‌ایه؟

189
00:11:59,600 --> 00:12:02,320
‫ولیعهد داره از برگشتنِ له‌شنگ سوءاستفاده میکنه

190
00:12:02,480 --> 00:12:06,160
‫تا به بهانه‌ی این ضیافت تولد،
‫همه مقامات بی‌طرف رو بکشونه اینجا.

191
00:12:06,560 --> 00:12:08,560
‫فقط می‌خواد خاندان‌های اشرافی رو به خودش پابند کنه

192
00:12:08,680 --> 00:12:10,880
‫و جلوی بابا خودی نشون بده.

193
00:12:13,000 --> 00:12:15,000
‫خانواده‌ی ژنگ حاضره از آرمان شما حمایت کنه.

194
00:12:20,400 --> 00:12:22,640
‫شما حمایت منو هم دارید.

195
00:12:31,840 --> 00:12:33,320
‫خانواده‌ی سانگ از شما حمایت می‌کنه.

196
00:12:33,440 --> 00:12:35,080
‫خانواده‌ی دینگ هم همین‌طور.

197
00:12:36,240 --> 00:12:37,840
‫خانواده‌ی بای هم حمایتتون می‌کنه.

198
00:12:38,360 --> 00:12:39,480
‫منم حمایتتون می‌کنم.

199
00:12:39,560 --> 00:12:43,840
‫- حمایت من رو هم دارید.
‫- منم حمایتتون می‌کنم.

200
00:12:46,560 --> 00:12:48,430
‫ببخشید می‌تونم بپرسم آیا انبار غلات

201
00:12:48,480 --> 00:12:50,360
‫توسط وزارت دارایی مدیریت میشه

202
00:12:50,480 --> 00:12:53,160
‫یا باید طبق دستور قصر شرقی عمل کنیم؟

203
00:12:55,920 --> 00:12:57,120
‫برادر دوم،

204
00:12:59,040 --> 00:13:01,040
‫به وفاداری من شک داری؟

205
00:13:17,080 --> 00:13:19,760
‫فداکاری سرورم برای کشور و مردمش کاملاً آشکاره.

206
00:13:19,880 --> 00:13:21,160
‫من، شن شیائو،

207
00:13:21,720 --> 00:13:25,200
‫مخصوصاً اومدم تا برای ولیعهدبانو
‫آرزوی رفاه و سلامتی کنم.

208
00:13:25,720 --> 00:13:28,320
‫شنیدم که ولیعهدبانو دارن برای ساخت
‫انبار غله آذوقه اهدا می‌کنن.

209
00:13:28,360 --> 00:13:31,120
‫من خیرخواهی شما رو برای مردم می‌ستایم.

210
00:13:31,240 --> 00:13:33,760
‫واسه همین، مخصوصاً یه کادوی تولد براتون آوردم.

211
00:13:46,920 --> 00:13:48,920
‫- این چه بوییه؟
‫- یه کیسه‌ی برنجه.

212
00:13:52,960 --> 00:13:54,360
‫این که خاکه.

213
00:13:54,480 --> 00:13:55,800
‫چطور جرأت کردی به من توهین کنی؟

214
00:13:55,920 --> 00:13:58,480
‫توهین نیست. این واقعیت زندگی مردمه.

215
00:13:58,560 --> 00:14:00,840
‫غله‌ای که مردم الان از مسئولین می‌خرن،

216
00:14:01,240 --> 00:14:04,840
‫مخلوطی از خاک و پوسته‌ی غله‌ست.

217
00:14:05,280 --> 00:14:07,440
‫این نشون نمیده که

218
00:14:07,720 --> 00:14:09,800
‫ساخت انبار غلات چقدر حیاتیه؟

219
00:14:11,200 --> 00:14:12,680
‫پرروی گستاخ.

220
00:14:13,360 --> 00:14:15,160
‫- بگیرینش!
‫- همکاران عزیزم،

221
00:14:15,440 --> 00:14:19,080
‫صدای زاری مردم رو از بیرون نشنیدید؟

222
00:14:31,640 --> 00:14:32,960
‫سرورم!

223
00:14:33,040 --> 00:14:35,680
‫خبر بد. پناهنده‌ها وقتی شنیدن

224
00:14:35,800 --> 00:14:38,440
‫که ولیعهدبانو تو جشن تولدشون دارن
‫آش نذری میدن دروازه‌ها رو بستن.

225
00:14:39,840 --> 00:14:41,160
‫این شورشه!

226
00:14:41,680 --> 00:14:42,920
‫این شورشه!

227
00:14:47,120 --> 00:14:48,440
‫دیگه نمی‌تونیم بیشتر از این تحقیق کنیم.

228
00:14:48,520 --> 00:14:51,200
‫ولیعهد ساخت‌وساز کانال یونگ‌تونگ رو متوقف کرده.

229
00:14:51,280 --> 00:14:53,190
‫اون می‌خواد وزارت دارایی رو زمین بزنه.

230
00:14:53,240 --> 00:14:55,360
‫واسه ساخت کانال باید غلات توزیع کنیم.

231
00:14:55,880 --> 00:14:58,200
‫دیگه نمی‌تونیم دست‌دست کنیم.

232
00:14:58,360 --> 00:15:00,720
‫غله؟ غله از کجا بیاریم؟

233
00:15:01,400 --> 00:15:03,160
‫می‌تونیم از غلات نظامی تای‌کانگ استفاده کنیم؟

234
00:15:03,240 --> 00:15:05,880
‫خانواده‌های سلطنتی، اشراف و مسئولین بلندمرتبه

235
00:15:06,240 --> 00:15:08,120
‫غلات مازاد دارن.

236
00:15:08,920 --> 00:15:10,640
‫تنها راه اینه که غلات رو از اونا بگیریم

237
00:15:10,880 --> 00:15:12,520
‫تا نقشه‌ی ولیعهد رو خراب کنیم.

238
00:15:12,840 --> 00:15:14,320
‫اون‌وقت کانال یونگ‌تونگ ساخته میشه.

239
00:15:14,360 --> 00:15:15,840
‫و مردم نجات پیدا می‌کنن.

240
00:15:15,960 --> 00:15:17,160
‫جمع‌آوری غلات؟

241
00:15:17,280 --> 00:15:19,600
‫گرفتن غذا از دهان اشراف و مسئولین،

242
00:15:19,800 --> 00:15:21,680
‫عملاً یعنی بریدن راهتون از دربار.

243
00:15:21,720 --> 00:15:23,440
‫هیچ‌ کس این کار رو نمی‌کنه.

244
00:15:25,800 --> 00:15:27,040
‫من حاضرم این کار رو بکنم.

245
00:15:27,240 --> 00:15:28,840
‫اما به فرمان امپراتوری نیاز دارم.

246
00:15:29,000 --> 00:15:30,680
‫برای گرفتن اون فرمان،

247
00:15:30,920 --> 00:15:34,200
‫اول باید حمایت ولیعهد رو جلب کنم.

248
00:15:36,320 --> 00:15:37,560
‫این شورشه!

249
00:16:02,860 --> 00:16:12,860
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

250
00:16:38,160 --> 00:16:39,520
‫برید عقب!

251
00:16:39,600 --> 00:16:40,840
‫برید کنار!

252
00:16:40,960 --> 00:16:43,360
‫چی کار می‌کنید؟ دارید شورش می‌کنید؟

253
00:16:44,800 --> 00:16:45,920
‫برید عقب!

254
00:16:46,560 --> 00:16:49,960
‫توروخدا، رحم کنید.
‫بچه‌ی من داره از گرسنگی می‌میره.

255
00:16:50,440 --> 00:16:52,760
‫توروخدا رحم کنید، اشرافزادگان.

256
00:16:53,800 --> 00:16:55,880
‫توروخدا، رحم کنید.

257
00:16:58,520 --> 00:17:01,240
‫اشراف‌زاده، فقط یه کاسه آش به من بدید.

258
00:17:01,320 --> 00:17:03,280
‫التماستون می‌کنم.

259
00:17:03,920 --> 00:17:05,800
‫تو رو خدا کمک‌مون کنید.

260
00:17:05,920 --> 00:17:07,160
‫برو اون ‌طرف!

261
00:17:31,040 --> 00:17:32,640
‫هر کسی به این اقامتگاه تجاوز کنه،

262
00:17:32,880 --> 00:17:34,560
‫به عنوان آشوبگر باهاش برخورد میشه.

263
00:17:39,840 --> 00:17:41,200
‫اونا شهروندن،

264
00:17:41,520 --> 00:17:42,720
‫نه آشوبگر.

265
00:17:43,360 --> 00:17:45,070
‫مگه ولیعهد این ضیافت عشق رو برپا نکرد

266
00:17:45,120 --> 00:17:46,960
‫تا به مردم کمک کنه؟

267
00:17:49,880 --> 00:17:54,280
‫درسته. ضیافت امروز واسه کمک به قربانیان فاجعه‌ست.

268
00:17:54,640 --> 00:17:56,760
‫نگهبان‌ها، ایستگاه‌های پخش غذا رو برپا کنید.

269
00:17:56,920 --> 00:18:00,800
‫ممنونیم.

270
00:18:09,520 --> 00:18:11,040
‫فرمان امپراتوری رسید!

271
00:18:11,120 --> 00:18:13,720
‫شن شیائو از وزارت دارایی فرمان رو دریافت کن.

272
00:18:13,840 --> 00:18:17,520
‫از ضیافت تولد ولیعهدبانو
‫برای کمک به آسیب‌دیده‌ها خیلی راضیم.

273
00:18:17,600 --> 00:18:20,840
‫بدین‌وسیله به شن شیائو، بازرس وزارت دارایی دستور میدم،

274
00:18:20,920 --> 00:18:22,880
‫که با این فرمان اقدام به جمع‌آوری غلات کنه.

275
00:18:23,000 --> 00:18:24,560
‫از شاهزاده‌ها و اشراف تا پایین‌رده‌ها،

276
00:18:24,720 --> 00:18:26,520
‫تمام مقامات بلندپایه

277
00:18:26,640 --> 00:18:28,480
‫با حقوق 60 تن غله،

278
00:18:28,560 --> 00:18:30,720
‫باید طبق وسعشون کمک کنند

279
00:18:30,800 --> 00:18:33,240
‫تا نیازهای فوری کشور برطرف شود.

280
00:18:33,400 --> 00:18:35,080
‫ما در دوران سختی به سر می‌بریم.

281
00:18:35,160 --> 00:18:36,680
‫جان مردم در خطره.

282
00:18:36,720 --> 00:18:39,800
‫کمک به ملت در این شرایط نشانه‌ی وفاداری واقعی‌ایه.

283
00:18:40,040 --> 00:18:42,120
‫امیدوارم همه‌تون نیت خیر من رو درک کنید

284
00:18:42,240 --> 00:18:43,920
‫و برای این هدف با هم همکاری کنید.

285
00:18:44,000 --> 00:18:46,400
‫به لطف دربار خیانت نکنید.

286
00:18:46,480 --> 00:18:48,040
‫این فرمان ماست.

287
00:18:48,720 --> 00:18:51,000
‫من، شن شیائو، فرمان رو می‌پذیرم.

288
00:19:13,120 --> 00:19:15,080
‫شن شیائو دستور داره غله جمع کنه.

289
00:19:15,680 --> 00:19:16,950
‫چیزی در موردش شنیدی؟

290
00:19:17,000 --> 00:19:18,720
‫نه اینکه فقط شنیده باشم.

291
00:19:19,720 --> 00:19:21,470
‫الان پونزده روزه که ندیدمش.

292
00:19:21,520 --> 00:19:23,520
‫همین باعث شده شبا خوابم نبره.

293
00:19:27,840 --> 00:19:29,480
‫یه چیزایی شنیدم.

294
00:19:30,080 --> 00:19:31,680
‫شنیدم شن شیائو

295
00:19:31,880 --> 00:19:34,120
‫تازگی‌ها داره به همه‌ی خانواده‌های اشرافی سر می‌زنه.

296
00:19:34,280 --> 00:19:35,840
‫ولی خیلی موفق نبوده.

297
00:19:36,160 --> 00:19:37,640
‫تا الان غله‌ای که جمع کرده

298
00:19:37,960 --> 00:19:39,440
‫کمتر از سه هزار تنه.

299
00:19:40,440 --> 00:19:42,280
‫کمتر از ۵۰ سه هزار تن؟

300
00:19:46,760 --> 00:19:48,000
‫شن شیائو

301
00:19:48,320 --> 00:19:50,480
‫فقط واسه کانال یونگ‌تونگ غله جمع نمی‌کنه.

302
00:19:50,640 --> 00:19:52,440
‫این کار واسه منه.

303
00:19:52,680 --> 00:19:53,920
‫این آدما

304
00:19:54,480 --> 00:19:56,280
‫دارن بهم توهین می‌کنن.

305
00:20:12,280 --> 00:20:13,520
‫می‌خوام تو

306
00:20:13,920 --> 00:20:16,120
‫رهبری اهدای غله برای شن شیائو رو به عهده بگیری.

307
00:20:19,040 --> 00:20:20,640
‫تو دختر منی،

308
00:20:21,280 --> 00:20:23,080
‫و عضو خانواده‌ی سویی.

309
00:20:23,440 --> 00:20:25,200
‫تو به قصر شرقی نزدیکی.

310
00:20:25,600 --> 00:20:26,960
‫اگه تو دست به کار بشی،

311
00:20:27,560 --> 00:20:29,440
‫خانواده‌های اشرافی و خاندان سلطنتی

312
00:20:29,960 --> 00:20:32,240
‫نیت من رو می‌فهمن.

313
00:20:34,440 --> 00:20:37,280
‫تو ثروتمندترین املاک رو داری، با ده‌ها هزار تن غله.

314
00:20:37,520 --> 00:20:39,160
‫این به تو لطمه‌ای نمی‌زنه.

315
00:20:42,320 --> 00:20:43,560
‫پدر،

316
00:20:44,120 --> 00:20:45,680
‫املاک من

317
00:20:45,920 --> 00:20:48,200
‫مثل املاک شاهدخت آن‌له‌ست.

318
00:20:49,760 --> 00:20:51,000
‫چطور

319
00:20:51,560 --> 00:20:53,680
‫آن‌له می‌خواد از سختی‌های دربار سر در بیاره؟

320
00:20:54,320 --> 00:20:57,040
‫اون اصلاً با تو قابل مقایسه نیست.

321
00:21:01,400 --> 00:21:02,760
‫چشم، پدر.

322
00:21:03,520 --> 00:21:05,470
‫انگار پدر می‌خواد ازم سوءاستفاده کنه

323
00:21:05,520 --> 00:21:08,520
‫تا به ولیعهد و خانواده‌های اشرافی گوشزد کنه.

324
00:21:12,720 --> 00:21:15,240
‫شیائو چو، ندو!

325
00:21:15,360 --> 00:21:16,600
‫شیائو چو.

326
00:21:17,320 --> 00:21:18,560
‫شیائو چو.

327
00:21:19,320 --> 00:21:20,560
‫وایسا!

328
00:21:21,320 --> 00:21:22,560
‫شیائو چو.

329
00:21:26,240 --> 00:21:28,560
‫- بانوی من.
‫- توروخدا بهم رحم کنید، بانوی بزرگوار!

330
00:21:28,640 --> 00:21:30,280
‫توروخدا بهم رحم کنید، بانوی بزرگوار!

331
00:21:31,080 --> 00:21:32,360
‫چی شده، شیائو چو؟

332
00:21:34,480 --> 00:21:37,520
‫گفتم می‌خوام بهش خوندن یاد بدم، اونم فرار کرد.

333
00:21:37,640 --> 00:21:40,560
‫بانوی بزرگوار، من نمی‌خوام خوندن یاد بگیرم.

334
00:21:40,680 --> 00:21:43,280
‫آگوئی مخفیانه چند تا کلمه یاد گرفت،

335
00:21:43,400 --> 00:21:45,800
‫و اربابش چشماش رو درآورد.

336
00:21:46,440 --> 00:21:47,880
‫شما من رو نجات دادید.

337
00:21:48,000 --> 00:21:50,400
‫مثل یه اسب یا گاو براتون کار می‌کنم.

338
00:21:50,560 --> 00:21:52,920
‫فقط مجبورم نکنید درس بخونم.

339
00:21:53,240 --> 00:21:54,120
‫پست‌فطرتا.

340
00:21:55,080 --> 00:21:57,080
‫ارباب قبلیت الان کجاست؟

341
00:21:57,200 --> 00:22:00,600
‫وقتی داشتیم فرار می‌کردیم اربابم از مریضی مرد.

342
00:22:01,560 --> 00:22:03,960
‫مادربزرگ وقتی داشتیم فرار می‌کردیم منو آورد اینجا.

343
00:22:04,360 --> 00:22:06,600
‫اونم از گرسنگی مرد.

344
00:22:07,160 --> 00:22:08,520
‫می‌فهمم.

345
00:22:09,000 --> 00:22:10,320
‫طبق قانون یه،

346
00:22:10,600 --> 00:22:13,360
‫فقط کسایی که وضعیتی بالاتر از مردم عادی دارن
‫می‌تونن خوندن و نوشتن یاد بگیرن.

347
00:22:13,800 --> 00:22:15,880
‫اگر کسی از طبقات فرودست خوندن و نوشتن یاد بگیره،

348
00:22:15,920 --> 00:22:17,560
‫تعدی از حد و جایگاه خود محسوب می‌شه.

349
00:22:17,920 --> 00:22:19,720
‫عجیب نیست که اینقدر ترسیدی.

350
00:22:22,920 --> 00:22:24,240
‫از امروز به بعد،

351
00:22:24,680 --> 00:22:26,240
‫من وضعیت فرودستی تو رو لغو می‌کنم.

352
00:22:26,680 --> 00:22:28,440
‫حالا می‌تونی خوندن و نوشتن یاد بگیری.

353
00:22:29,200 --> 00:22:30,440
‫واقعاً؟

354
00:22:30,840 --> 00:22:32,080
‫واقعاً؟

355
00:22:33,160 --> 00:22:34,440
‫معلومه.

356
00:22:34,600 --> 00:22:36,920
‫یه شاهدخت هیچ‌وقت زیر قولش نمی‌زنه.
‫دروغ نمی‌گه.

357
00:22:37,440 --> 00:22:38,720
‫بیا بریم اتاق مطالعه.

358
00:22:39,160 --> 00:22:40,320
‫ممنونم، بانوی بزرگوار!

359
00:22:40,400 --> 00:22:41,960
‫ممنونم، بانوی بزرگوار!

360
00:22:43,080 --> 00:22:44,320
‫پاشو.

361
00:22:45,680 --> 00:22:47,520
‫بریم. بریم اتاق مطالعه.

362
00:22:47,840 --> 00:22:49,160
‫شیائو چو، اون ‌طرف نیست.

363
00:22:49,360 --> 00:22:50,600
‫این‌ طرفه.

364
00:22:51,880 --> 00:22:53,680
‫بیا. از این طرف.

365
00:22:54,320 --> 00:22:55,800
‫درست مثل یه گنجشک کوچولوئه.

366
00:22:55,880 --> 00:22:57,840
‫واسه همینه بهم می‌گن شیائو چو.

367
00:22:57,920 --> 00:22:59,480
‫مادربزرگ می‌گه باهوشم.

368
00:22:59,600 --> 00:23:01,560
‫واسه همینه همیشه موفق می‌شم غذا گیر بیارم.

369
00:23:01,640 --> 00:23:04,160
‫وگرنه خیلی وقت پیش از گرسنگی مرده بودم.

370
00:23:04,560 --> 00:23:06,440
‫از این به بعد دیگه لازم نیست واسه غذا بجنگی.

371
00:23:08,400 --> 00:23:10,320
‫واقعاً می‌خوای اونو با خودت به خونه ببری؟

372
00:23:16,480 --> 00:23:18,360
‫اشرافزادگان به کسایی که
‫از خانواده‌های معمولین از بالا نگاه می‌کنن،

373
00:23:19,280 --> 00:23:21,200
‫تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها به مردم عادی،

374
00:23:21,800 --> 00:23:23,600
‫و مردم عادی به طبقات فرودست‌.

375
00:23:24,040 --> 00:23:25,440
‫اما طبقات فرودست

376
00:23:26,320 --> 00:23:27,920
‫حتی آدم هم به حساب نمیان.

377
00:23:29,040 --> 00:23:30,920
‫ما واقعاً از اونا بهتریم؟

378
00:23:31,040 --> 00:23:32,960
‫ما هم تو این قصر یه جورایی فرودستیم.

379
00:23:36,960 --> 00:23:38,200
‫له‌شنگ.

380
00:23:39,720 --> 00:23:42,160
‫این دنیا تا مغز استخوان فاسد شده.

381
00:23:44,120 --> 00:23:46,080
‫پس وقت تغییره.

382
00:23:51,360 --> 00:23:53,680
‫اعلی‌حضرت به من دستور دادن
‫که به شن شیائو غله اهدا کنم.

383
00:23:54,480 --> 00:23:57,040
‫اونا دارن تو رو مجبور می‌کنن،
‫به جای اینکه به ولیعهد فشار بیارن.

384
00:23:57,520 --> 00:23:59,840
‫این یعنی تو رو علناً مقابل ولیعهد قرار دادن، نه؟

385
00:24:01,480 --> 00:24:03,360
‫من همیشه فقط یه مهره بودم.

386
00:24:03,800 --> 00:24:05,840
‫واسه پدر و ولیعهد فرقی نمی‌کنه.

387
00:24:07,520 --> 00:24:09,520
‫قبل از اینکه ولیعهد عنایت اعلی‌حضرت رو از دست بده،

388
00:24:10,160 --> 00:24:11,880
‫باید این غلات رو اهدا کنم.

389
00:24:12,840 --> 00:24:15,000
‫نقشه‌ی بی‌نقصی داری؟

390
00:24:15,840 --> 00:24:18,840
‫نه. ولی بعد از این همه مدت راه رفتن روی لبه‌ی تیغ،

391
00:24:19,560 --> 00:24:21,720
‫تجربه کسب کردم و یاد گرفتم چطور استراتژی بچینم.

392
00:24:24,120 --> 00:24:26,040
‫شن شیائو برای جمع‌آوری غله راه افتاده.

393
00:24:26,120 --> 00:24:28,080
‫وقتشه که به خونه‌ی من بیاد.

394
00:24:28,760 --> 00:24:31,240
‫ازش استفاده می‌کنم تا یه حرکت ریسکی انجام بدم.

395
00:24:32,320 --> 00:24:34,160
‫این کمکم می‌کنه حمایت اعلی‌حضرت رو حفظ کنم،

396
00:24:35,320 --> 00:24:37,320
‫و ضربه‌ای به قصر شرقی بزنم.

397
00:24:39,640 --> 00:24:42,520
‫خانم‌ها، این گل الان مال منه.

398
00:24:42,600 --> 00:24:44,720
‫- چه ادعای بزرگی.
‫- آره.

399
00:24:44,800 --> 00:24:46,400
‫شاهدخت اینجاست. نمی‌تونی ببری.

400
00:24:46,520 --> 00:24:49,080
‫حرف اضافه بسه. برو و تیر رو بنداز.

401
00:24:50,800 --> 00:24:52,680
‫- حالا خجالت کشیدی؟
‫- دقیقاً.

402
00:24:52,760 --> 00:24:54,800
‫- بذار من امتحان کنم.
‫- تو حتی از من هم بهتر نیستی.

403
00:24:54,880 --> 00:24:56,560
‫من قطعاً از تو بهترم.

404
00:25:07,920 --> 00:25:09,160
‫بانوی من.

405
00:25:10,120 --> 00:25:11,360
‫شیائو چو.

406
00:25:13,000 --> 00:25:15,280
‫اون اشراف دارن چیکار می‌کنن؟

407
00:25:16,000 --> 00:25:18,040
‫دارن نخ از گل رد می‌کنن و قلبشون رو محک می‌زنن.

408
00:25:18,080 --> 00:25:20,840
‫داخل اون توپ گلی یه گل پیونی هست.

409
00:25:21,160 --> 00:25:23,400
‫وقتی گل پیونی شکوفه می‌ده
‫بقیه‌ی گل‌ها رو تحت شعاع قرار میده.

410
00:25:23,520 --> 00:25:25,720
‫هر زیبایی دیگه‌ای در برابرش سر خم می‌کنه.

411
00:25:26,960 --> 00:25:29,960
‫اون گل پیونی جایزه‌ی امروزه.

412
00:25:30,080 --> 00:25:33,400
‫بانو، اصلاً چی دارید می‌گید؟

413
00:25:33,520 --> 00:25:34,960
‫چه باحال.

414
00:25:35,040 --> 00:25:36,600
‫منم می‌خوام یه ادیب بشم.

415
00:25:36,720 --> 00:25:38,520
‫منم می‌خوام اونقدر عالی بشم.

416
00:25:42,480 --> 00:25:43,920
‫ادیب.

417
00:25:44,720 --> 00:25:46,680
‫باید کلی کتاب بخونه.

418
00:25:47,160 --> 00:25:48,960
‫کوه و رودخونه‌های توی نقشه،

419
00:25:49,520 --> 00:25:51,160
‫آداب و رسوم توی سفرنامه‌ها،

420
00:25:51,680 --> 00:25:53,480
‫اوج و سقوط توی کتاب‌های تاریخ.

421
00:25:54,720 --> 00:25:57,160
‫قدیما همه‌ی اینا رو فقط برای زنده موندن یاد می‌گرفتم

422
00:25:57,240 --> 00:25:59,160
‫تا هم‌درس ولیعهد بشم

423
00:25:59,240 --> 00:26:01,360
‫و براش کتاب نسخه‌نویسی کنم.

424
00:26:07,960 --> 00:26:11,560
‫پس از این به بعد خودم خوندن و نوشتن یادت میدم.

425
00:26:12,560 --> 00:26:14,360
‫ممنونم، بانوی من، بانی خیر من.

426
00:26:14,480 --> 00:26:16,240
‫آفرین دختر خوب. پاشو.

427
00:26:19,640 --> 00:26:22,320
‫بانوی من، بازرس شن تقاضای ملاقات کردن.

428
00:26:23,800 --> 00:26:26,600
‫بازرس شن.

429
00:26:26,920 --> 00:26:29,440
‫اون بازرس شنه؟

430
00:26:37,720 --> 00:26:39,280
‫بانوی من، بازرس شن رسیدن.

431
00:26:39,320 --> 00:26:40,560
‫خودشه.

432
00:26:43,720 --> 00:26:45,120
‫واقعاً خوش‌قیافه‌ست.

433
00:26:48,760 --> 00:26:51,840
‫اون همون اشرافی‌ایه که منو همراه شاهدخت نجات داد.

434
00:26:58,280 --> 00:27:00,760
‫بانوی من، من فرمان جمع‌آوری غلات رو آوردم.

435
00:27:01,080 --> 00:27:02,840
‫اومدم از شما غله جمع کنم.

436
00:27:04,680 --> 00:27:06,480
‫پس بحث جمع‌آوری غله‌ست.

437
00:27:06,600 --> 00:27:07,920
‫چه خبره؟

438
00:27:09,320 --> 00:27:11,720
‫انتظار نداشتم بازرس شن خودش شخصاً بیاد.

439
00:27:12,080 --> 00:27:14,470
‫- حتی تا کاروانسرای شیانکه هم اومده تا غله جمع کنه.
‫- نه؟

440
00:27:14,520 --> 00:27:15,920
‫کلی راه کوبیده اومده اینجا.

441
00:27:16,040 --> 00:27:17,880
‫خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودیم.

442
00:27:18,720 --> 00:27:19,960
‫و حالا که بالاخره همدیگه رو دیدیم،

443
00:27:20,760 --> 00:27:22,920
‫مجبوری با این موضوع زهرماری بیای سراغم؟

444
00:27:29,840 --> 00:27:32,200
‫- ادیب برتر داره خجالت می‌کشه.
‫- چه خبر شده؟

445
00:27:34,200 --> 00:27:44,200
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M