1
00:01:04,040 --> 00:01:06,280
‫حالا که برای جمع‌آوری غلات اومدی،

2
00:01:06,480 --> 00:01:07,800
‫بذار ببینم حرف حسابت چیه.

3
00:01:07,960 --> 00:01:09,640
‫طبق فرمان جمع‌آوری غلات،

4
00:01:10,880 --> 00:01:12,880
‫من چقدر غله باید فراهم کنم؟

5
00:01:16,880 --> 00:01:18,400
‫طبق فرمان،

6
00:01:18,560 --> 00:01:20,680
‫بانوی من باید ۱.۸۰۰ تن غله تحویل بده.

7
00:01:23,760 --> 00:01:25,040
‫۱.۸۰۰ تن؟

8
00:01:25,160 --> 00:01:27,400
‫قلمرو من سالی فقط ۶۰۰ تن محصول میده.

9
00:01:27,480 --> 00:01:29,360
‫و تو همین‌طوری ۱.۸۰۰ تن می‌خوای.

10
00:01:29,440 --> 00:01:31,880
‫این یعنی سه سال تمام درآمدم رو ازم می‌خوای.

11
00:01:32,400 --> 00:01:34,120
‫این عدد بر اساس

12
00:01:34,240 --> 00:01:36,640
‫کل املاک ثبت‌شده به نام شما محاسبه شده.

13
00:01:37,480 --> 00:01:38,720
‫خیلی بجاست که

14
00:01:39,640 --> 00:01:41,160
‫بانوی من سهم بیشتری بپردازه.

15
00:01:42,160 --> 00:01:45,000
‫شنیدم قبلاً شاهدخت آن‌له چشمش دنبالت بود.

16
00:01:45,080 --> 00:01:46,440
‫ولی ردش کردی.

17
00:01:46,560 --> 00:01:48,080
‫حالا که می‌بینمت،

18
00:01:48,200 --> 00:01:49,520
‫بالاخره دلیلش رو فهمیدم.

19
00:01:50,080 --> 00:01:51,120
‫خواهر ژائو یانگ،

20
00:01:51,240 --> 00:01:53,800
‫می‌تونم بگم خودت هم خیلی به بازرس شن علاقه داری.

21
00:01:53,880 --> 00:01:55,640
‫چرا ۱.۸۰۰ تن رو بهش نمیدی؟

22
00:01:55,760 --> 00:01:58,120
‫ببینیم بازرس شن اونوقت راضی میشه یا نه.

23
00:01:58,880 --> 00:02:01,040
‫شاهدخت، بهش بدین.

24
00:02:03,480 --> 00:02:05,640
‫بازرس شن خیلی گرون درمیاد.

25
00:02:05,760 --> 00:02:08,040
‫من استطاعتش رو ندارم.

26
00:02:11,640 --> 00:02:12,880
‫بانوی من،

27
00:02:12,960 --> 00:02:16,240
‫تا جایی که من می‌دونم اینجا کاروانسرا نیست.

28
00:02:22,040 --> 00:02:24,120
‫اگه غلات می‌خوای، شدنیه.

29
00:02:26,400 --> 00:02:28,040
‫اما ۱.۸۰۰ تن به همین راحتی به دست نمیاد.

30
00:02:28,120 --> 00:02:29,360
‫دقیقاً.

31
00:02:31,920 --> 00:02:34,520
‫گل پیونی داخل این توپ گل جایزه‌ست.

32
00:02:34,640 --> 00:02:36,080
‫اگه بتونی بگیریش،

33
00:02:36,680 --> 00:02:39,160
‫اون گل رو با ۱.۸۰۰ تن غلات معاوضه می‌کنم.

34
00:02:40,920 --> 00:02:42,160
‫جدی می‌گین؟

35
00:02:42,280 --> 00:02:43,960
‫اگه نمی‌خوای بازی کنی،

36
00:02:44,080 --> 00:02:45,560
‫می‌تونی بری.

37
00:02:48,800 --> 00:02:50,630
‫بانوی من اون مردم رو که نادیده نمی‌گیرین،

38
00:02:50,680 --> 00:02:51,920
‫درسته؟

39
00:02:58,280 --> 00:02:59,440
‫خیلی خب.

40
00:02:59,600 --> 00:03:00,840
‫اگه بانوی من می‌خواد بازی کنه،

41
00:03:00,880 --> 00:03:02,480
‫منم تا آخرش بازی می‌کنم.

42
00:03:02,640 --> 00:03:03,880
‫صبر کن.

43
00:03:05,520 --> 00:03:07,360
‫کمان بازرس شن رو بیارید.

44
00:03:08,360 --> 00:03:18,360
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

45
00:03:20,880 --> 00:03:22,720
‫بانوی من از قبل می‌دونست که من میام.

46
00:03:23,280 --> 00:03:24,920
‫انتظارت رو می‌کشیدم.

47
00:03:52,240 --> 00:03:54,120
‫بازرس شن فوق‌العاده‌ست!

48
00:04:08,480 --> 00:04:10,200
‫بازرس شن عجب مهارت‌هایی داری.

49
00:04:11,720 --> 00:04:12,960
‫واقعاً میشه این گل رو

50
00:04:13,320 --> 00:04:15,160
‫با ۱.۸۰۰ تن غلات از بانوی من معاوضه کرد؟

51
00:04:15,360 --> 00:04:17,760
‫بهم بگو، فکر می‌کنی من می‌تونم اون غلات رو تحویل بدم؟

52
00:04:18,080 --> 00:04:19,320
‫نمی‌تونید.

53
00:04:19,800 --> 00:04:21,960
‫- عصبانی نیستی؟
‫- چرا، هستم.

54
00:04:22,160 --> 00:04:23,720
‫اما می‌دونم تو از منم ناراحت‌تری.

55
00:04:24,360 --> 00:04:25,600
‫واسه چی ناراحت باشم؟

56
00:04:26,920 --> 00:04:28,280
‫ناراحتی که قولم رو شکستم.

57
00:04:28,760 --> 00:04:29,880
‫چون پونزده روز بود که نیومدم،

58
00:04:30,000 --> 00:04:31,480
‫همون‌طور که گفته بودم.

59
00:04:33,240 --> 00:04:34,480
‫پس این گل رو

60
00:04:35,280 --> 00:04:36,560
‫به عنوان عذرخواهی

61
00:04:36,960 --> 00:04:38,200
‫تقدیم شاهدخت می‌کنم.

62
00:04:43,720 --> 00:04:44,720
‫شرط‌بندی، شرط‌بندی.

63
00:04:44,800 --> 00:04:46,760
‫شاهدخت وقتشه غلات رو بدین.

64
00:04:50,240 --> 00:04:52,800
‫بانوی من، آدم‌های قصر شرقی رسیدن.

65
00:04:54,320 --> 00:04:56,640
‫بازرس شن، یه لحظه من رو معذور کن.

66
00:04:56,880 --> 00:04:58,000
‫بانوی من؟

67
00:04:58,120 --> 00:04:59,760
‫بازرس شن، نرو.

68
00:04:59,840 --> 00:05:01,040
‫بمون و بیشتر بازی کن.

69
00:05:01,080 --> 00:05:02,320
‫بازرس شن.

70
00:05:03,040 --> 00:05:04,480
‫بازرس شن، منم می‌خوام بازی کنم!

71
00:05:04,560 --> 00:05:05,840
‫منم می‌خوام بازی کنم!

72
00:05:06,040 --> 00:05:07,400
‫منم می‌خوام بازی کنم!

73
00:05:10,880 --> 00:05:11,920
‫بانوی من،

74
00:05:12,000 --> 00:05:13,600
‫شما و بازرس شن

75
00:05:13,680 --> 00:05:16,040
‫خیلی صمیمی به نظر می‌رسین.

76
00:05:16,520 --> 00:05:17,680
‫شاید

77
00:05:17,760 --> 00:05:19,680
‫چشم‌های پیر من سو نداره.

78
00:05:19,760 --> 00:05:23,040
‫نمی‌دونم چطور باید این رو

79
00:05:23,120 --> 00:05:24,320
‫به ولیعهد گزارش بدم.

80
00:05:24,400 --> 00:05:26,240
‫چشم‌هاتون خیلی هم خوب کار می‌کنن.

81
00:05:26,840 --> 00:05:28,520
‫این اواخر از بیکاری بی‌حوصله بودم.

82
00:05:28,720 --> 00:05:30,320
‫بازرس شن اومد و غلات خواست،

83
00:05:30,400 --> 00:05:32,320
‫منم از فرصت استفاده کردم تا یکم سرگرمش کنم.

84
00:05:32,600 --> 00:05:34,120
‫اون یه ادیب برتر از تبار عامیه.

85
00:05:34,160 --> 00:05:35,520
‫اگه یکم تشویقش کنی،

86
00:05:35,560 --> 00:05:37,120
‫برای جلب توجه دم تکون میده.

87
00:05:37,280 --> 00:05:39,560
‫وقتی ازش خسته بشم بیرونش می‌کنم.

88
00:05:39,640 --> 00:05:41,280
‫این ‌طور فکر نمی‌کنی؟

89
00:05:41,360 --> 00:05:42,560
‫این‌ طور نیست؟

90
00:05:44,000 --> 00:05:46,080
‫دقیقاً.

91
00:05:46,640 --> 00:05:48,320
‫برگرد و به ولیعهد بگو

92
00:05:48,440 --> 00:05:50,760
‫که حتی یک دانه برنج هم بهش نمیدم.

93
00:05:51,400 --> 00:05:52,560
‫مطمئنم شن شیائو

94
00:05:52,640 --> 00:05:55,000
‫جرئت نمی‌کنه به انبار غله‌ی من
‫در شهرستان وانیان دستبرد بزنه، مگه نه؟

95
00:05:57,880 --> 00:05:59,240
‫کاملاً درست می‌گین، شاهدخت.

96
00:05:59,320 --> 00:06:01,920
‫پس به ولیعهد اطلاع میدم

97
00:06:02,080 --> 00:06:03,720
‫که بانوی من

98
00:06:04,080 --> 00:06:06,440
‫همه چی رو تحت کنترل دارن.

99
00:06:16,200 --> 00:06:19,320
‫شن شیائو، حالا همه چی دست توئه.

100
00:06:25,840 --> 00:06:27,080
‫در رو باز کن!

101
00:06:27,680 --> 00:06:28,920
‫عجله کن، در رو باز کن!

102
00:06:31,040 --> 00:06:32,280
‫کیه؟

103
00:06:38,360 --> 00:06:40,520
‫من بازرس شن شیائو از وزارت دارایی‌ام.

104
00:06:40,760 --> 00:06:42,560
‫با فرمان امپراتوری اومدم غله مصادره کنم.

105
00:06:43,880 --> 00:06:45,880
‫شما حتماً آرزوی مرگ دارید.

106
00:06:45,960 --> 00:06:47,840
‫می‌دونید ملک کیه؟

107
00:06:47,920 --> 00:06:50,560
‫این انبار غله‌ی شاهدخت ژائو یانگه.

108
00:06:51,960 --> 00:06:55,040
‫انبار غله‌ی شاهدخت ژائو یانگ
‫دقیقاً همون‌ جاییه که من به‌خاطرش اومدم.

109
00:06:56,040 --> 00:06:57,280
‫غلات رو جابجا کنید.

110
00:07:06,960 --> 00:07:08,080
‫داماد سلطنتی!

111
00:07:08,160 --> 00:07:09,560
‫داماد سلطنتی، یه بلایی نازل شده!

112
00:07:09,600 --> 00:07:11,160
‫داماد سلطنتی، شن شیائو...

113
00:07:11,240 --> 00:07:13,560
‫شن شیائو داره انبار غله‌ی شاهدخت رو غارت می‌کنه.

114
00:07:16,640 --> 00:07:18,760
‫چهار، پنج، شش؟

115
00:07:18,880 --> 00:07:20,160
‫کاراکتر چو.

116
00:07:20,400 --> 00:07:23,960
‫ولی دیروز بهم یاد دادی که چهار خط افقی داره.

117
00:07:25,080 --> 00:07:27,120
‫شاید اشتباه نوشتم.

118
00:07:27,400 --> 00:07:28,960
‫دوباره بنویس.

119
00:07:30,440 --> 00:07:32,360
‫بانوی من، کسی از وانیان اومده.

120
00:07:32,400 --> 00:07:33,840
‫می‌گن فوریه.

121
00:07:36,760 --> 00:07:39,120
‫چو، بیا برگردیم اتاق و بنویسیم.

122
00:07:43,040 --> 00:07:44,440
‫از بیرون گزارش بده.

123
00:07:46,280 --> 00:07:48,120
‫بانوی من، از وزارت دارایی سرباز آورده.

124
00:07:48,160 --> 00:07:49,680
‫با حکم مصادره‌ی غلات اعلی‌حضرت،

125
00:07:49,720 --> 00:07:52,360
‫به زور وارد ملک شدن و دارن غله رو می‌برن.

126
00:07:53,160 --> 00:07:55,710
‫به زور وارد ملک شدن و دارن غلات رو می‌برن.

127
00:07:55,760 --> 00:07:58,120
‫باقی‌مونده‌ها حریفشون نمیشن.

128
00:07:58,360 --> 00:07:59,720
‫لطفاً نیرو بفرستید، بانوی من.

129
00:07:59,760 --> 00:08:01,000
‫نیازی نیست.

130
00:08:01,560 --> 00:08:03,840
‫وزارت دارایی تحت فرمان اعلی‌حضرت این کار رو می‌کنه.

131
00:08:04,000 --> 00:08:06,320
‫مگه می‌تونم جلوی پدرم دربیام؟

132
00:08:06,880 --> 00:08:08,080
‫می‌تونی بری.

133
00:08:08,200 --> 00:08:09,440
‫بله، بانوی من.

134
00:08:15,040 --> 00:08:16,040
‫بانوی من.

135
00:08:16,120 --> 00:08:18,400
‫داماد سلطنتی با نزدیک ۱۰۰ سرباز زبده رفته سمت انبار وانیان.

136
00:08:18,440 --> 00:08:20,760
‫بازرس شن ممکنه کشته بشه.

137
00:08:25,600 --> 00:08:26,840
‫بجنبید! همه‌ چی رو ببرید بیرون!

138
00:08:27,000 --> 00:08:28,240
‫سریع باشید!

139
00:08:40,040 --> 00:08:41,240
‫همگی، دست نگه دارید!

140
00:08:41,320 --> 00:08:42,360
‫غلات رو بذارید زمین!

141
00:08:42,440 --> 00:08:43,480
‫هیچ‌کس تکون نخوره!

142
00:08:49,760 --> 00:08:51,360
‫بازرس شن، دارید غله مصادره می‌کنید

143
00:08:51,400 --> 00:08:52,640
‫یا مستقیم دارید دزدی می‌کنید؟

144
00:08:52,680 --> 00:08:55,400
‫حتی اگه دزدی هم باشه
‫دارم غلات شاهدخت ژائو یانگ رو می‌دزدم.

145
00:08:55,480 --> 00:08:56,920
‫به شما چه ربطی داره، فرمانده سوی؟

146
00:08:56,960 --> 00:08:58,880
‫چون من همسر شاهدخت ژائو یانگ هستم.

147
00:09:02,440 --> 00:09:03,560
‫این ‌طوره؟

148
00:09:03,640 --> 00:09:05,040
‫تا جایی که می‌دونم،

149
00:09:05,720 --> 00:09:08,640
‫داماد سلطنتی سوی یه همسر بیرون داره

150
00:09:09,280 --> 00:09:11,680
‫و از شاهدخت ژائو یانگ کاملاً جداست.

151
00:09:11,800 --> 00:09:12,840
‫تا حالا داماد سلطنتی‌ای

152
00:09:12,920 --> 00:09:14,520
‫مثل تو ندیده بودم.

153
00:09:15,400 --> 00:09:17,880
‫شن شیائو، داری با مرگ بازی می‌کنی.

154
00:09:22,360 --> 00:09:24,400
‫من عهد نظامی کردم

155
00:09:24,480 --> 00:09:26,920
‫که با 1800 تن غله بمونم یا بمیرم.

156
00:09:28,160 --> 00:09:29,920
‫اگه فرمانده سوی اصرار داره جلوم رو بگیره،

157
00:09:31,240 --> 00:09:32,440
‫بهتره همین الان

158
00:09:32,560 --> 00:09:34,200
‫جونم رو بگیری.

159
00:09:44,680 --> 00:09:46,520
‫فرمانده سوی، جرأت نداری حرکت کنی.

160
00:09:46,680 --> 00:09:47,920
‫پس من همه‌ی

161
00:09:48,360 --> 00:09:50,480
‫ذخایر غله‌ش رو برمی‌دارم.

162
00:10:06,680 --> 00:10:08,640
‫می‌خوای جونت رو به خطر بندازی؟

163
00:10:08,720 --> 00:10:11,240
‫جون من از شما ارزشمندتره، فرمانده سوی.

164
00:10:31,800 --> 00:10:33,200
‫بذار غلات رو ببره.

165
00:10:33,680 --> 00:10:35,000
‫داری ازش دفاع می‌کنی؟

166
00:10:35,200 --> 00:10:36,440
‫بذار بره.

167
00:10:41,760 --> 00:10:43,560
‫غارت انبار غله خودش جرم سنگینیه.

168
00:10:43,760 --> 00:10:45,080
‫با دفاع از اون،

169
00:10:45,200 --> 00:10:46,600
‫فقط مرگش رو قطعی می‌کنی!

170
00:10:57,360 --> 00:10:58,520
‫شن شیائو.

171
00:10:58,680 --> 00:10:59,920
‫غله رو بهت میدم.

172
00:11:00,080 --> 00:11:01,160
‫برو.

173
00:11:08,400 --> 00:11:09,640
‫سوی جین ژی.

174
00:11:09,960 --> 00:11:11,160
‫غله رو آزاد کن.

175
00:11:15,880 --> 00:11:16,960
‫از فرمانم اطاعت کنید.

176
00:11:17,080 --> 00:11:18,720
‫- غلات رو آزاد کنید.
‫- اطاعت!

177
00:11:18,880 --> 00:11:20,080
‫غلات رو جابجا کنید.

178
00:11:37,200 --> 00:11:39,400
‫تو واقعاً گذاشتی شن شیائو انبار رو غارت کنه.

179
00:11:40,360 --> 00:11:41,880
‫دارم نجاتت میدم.

180
00:11:42,480 --> 00:11:44,280
‫شن شیائو تحت فرمان امپراتوری عمل می‌کنه.

181
00:11:44,440 --> 00:11:45,470
‫ممکنه پاش رو از گلیمش درازتر کرده باشه،

182
00:11:45,520 --> 00:11:47,040
‫ولی اگه به دست تو کشته بشه،

183
00:11:47,160 --> 00:11:48,880
‫مرتکب جرم نابخشودنی‌ای می‌شی.

184
00:11:50,760 --> 00:11:52,000
‫پس،

185
00:11:53,080 --> 00:11:54,840
‫واقعاً نگران منی.

186
00:11:56,960 --> 00:11:58,480
‫باور کنی یا نه، انتخاب خودته.

187
00:12:00,080 --> 00:12:01,640
‫خیلی خب، باور می‌کنم.

188
00:12:01,920 --> 00:12:03,400
‫حالا که این کار رو برام می‌کنی،

189
00:12:03,520 --> 00:12:04,720
‫فردا برای رهبری سربازان مسلح

190
00:12:04,840 --> 00:12:07,240
‫برای غارت و ترور شاهدخت استیضاحش می‌کنم.

191
00:12:07,360 --> 00:12:08,880
‫علیه‌ش شکواییه می‌نویسم.

192
00:12:09,160 --> 00:12:11,840
‫این به داماد سلطنتی هم کمک می‌کنه
‫تا یه دشمن خطرناک رو حذف کنه.

193
00:12:12,400 --> 00:12:13,720
‫شن شیائو

194
00:12:13,800 --> 00:12:15,240
‫باید بمیره.

195
00:12:15,800 --> 00:12:17,480
‫اون کِی سعی کرد ترورم کنه؟

196
00:12:19,480 --> 00:12:21,560
‫این مدرک تلاشش برای ترور توئه.

197
00:12:22,680 --> 00:12:24,080
‫اگه بگیم کرده،

198
00:12:24,200 --> 00:12:25,560
‫یعنی کرده.

199
00:12:26,240 --> 00:12:27,480
‫مگر اینکه...

200
00:12:29,360 --> 00:12:30,640
‫طاقت از دست دادنش رو نداشته باشی.

201
00:12:32,880 --> 00:12:34,120
‫هر کاری می‌خوای بکن.

202
00:12:34,480 --> 00:12:36,160
‫اگه می‌خوای استیضاحش کن.

203
00:12:36,760 --> 00:12:38,480
‫شن شیائو هیچ ربطی به من نداره.

204
00:12:38,920 --> 00:12:41,120
‫فقط نمی‌خوام خلاف فرمان اعلی‌حضرت عمل کنم.

205
00:12:42,000 --> 00:12:43,240
‫پس خوبه.

206
00:12:44,800 --> 00:12:46,520
‫یه نصیحت برات دارم، داماد سلطنتی.

207
00:12:46,800 --> 00:12:49,240
‫از دست دادن انبار وانیان مسئله‌ی کوچیکیه.

208
00:12:49,360 --> 00:12:51,760
‫ولی اگه برای انبار داماد سلطنتی اتفاقی بیفته،

209
00:12:52,080 --> 00:12:53,720
‫عواقبش غیرقابل تصوره.

210
00:12:56,120 --> 00:12:58,120
‫سریع نیروهای زبده بفرستید به انبار داماد سلطنتی.

211
00:12:58,160 --> 00:13:00,000
‫- با نهایت هوشیاری ازش محافظت کنید.
‫- اطاعت.

212
00:13:01,760 --> 00:13:03,000
‫بریم.

213
00:13:11,040 --> 00:13:21,040
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

214
00:13:29,080 --> 00:13:30,960
‫بانوی من قلب بی‌رحمی داره.

215
00:13:31,320 --> 00:13:33,840
‫تازه سرکارش گذاشتی و عصبانی فرستادیش رفت.

216
00:13:34,080 --> 00:13:36,560
‫بازرس شن اصلاً به نظر نمی‌رسید
‫که داره بازی درمیاره.

217
00:13:37,160 --> 00:13:38,400
‫وگرنه،

218
00:13:38,560 --> 00:13:40,280
‫چطور می‌تونستم وادارش کنم تصمیم بگیره

219
00:13:40,440 --> 00:13:42,000
‫که انبارم رو غارت کنه؟

220
00:13:42,240 --> 00:13:43,480
‫غارت انبار؟

221
00:13:43,880 --> 00:13:45,800
‫غارت انبار فقط یه پوششه.

222
00:13:46,080 --> 00:13:47,520
‫هدف اصلیم

223
00:13:47,600 --> 00:13:49,800
‫اینکه سوی جین ژی رو وسط هرج‌ و مرج گیر بندازم

224
00:13:49,920 --> 00:13:52,160
‫و مکان انبار ولیعهد رو لو بدم.

225
00:13:54,160 --> 00:13:55,520
‫فقط امیدوارم این دفعه

226
00:13:55,920 --> 00:13:57,760
‫بتونه واقعاً نقش شن دزد رو خوب بازی کنه.

227
00:13:59,560 --> 00:14:01,000
‫وقتی تموم شد،

228
00:14:02,480 --> 00:14:03,880
‫یه جوری این کارش رو جبران می‌کنم.

229
00:14:19,560 --> 00:14:20,600
‫برو کنار!

230
00:14:20,680 --> 00:14:21,920
‫می‌خوام ژائو یانگ رو ببینم!

231
00:14:22,880 --> 00:14:25,040
‫علیاحضرت دارن استراحت می‌کنن.
‫نمی‌تونید برید تو.

232
00:14:25,360 --> 00:14:27,240
‫حتی تو جرأت داری جلوی من دربیای؟

233
00:14:30,080 --> 00:14:31,520
‫علیاحضرت دارن استراحت می‌کنن.

234
00:14:31,600 --> 00:14:32,870
‫- نمی‌تونید برید تو.
‫- برو کنار.

235
00:14:32,920 --> 00:14:34,320
‫علیاحضرت دارن استراحت می‌کنن.

236
00:14:34,400 --> 00:14:38,040
‫هیچ‌کس اجازه نداره وارد بشه!

237
00:14:38,200 --> 00:14:39,400
‫برو کنار!

238
00:14:43,640 --> 00:14:45,040
‫بهت گفتم.

239
00:14:49,320 --> 00:14:51,680
‫برادر دوم، چه افتخاری نصیبمون شده تشریف آوردی؟

240
00:14:57,400 --> 00:14:58,640
‫ای سگ.

241
00:14:59,200 --> 00:15:00,240
‫من سگ نیستم.

242
00:15:00,320 --> 00:15:01,560
‫من یه گنجشکم.

243
00:15:06,800 --> 00:15:09,000
‫حالا که دلم سیر شده پر از انرژی‌ام.

244
00:15:09,640 --> 00:15:11,200
‫حتماً عقلم رو از دست داده بودم

245
00:15:11,280 --> 00:15:13,440
‫که باور کردم واقعاً می‌خواستی کمکم کنی.

246
00:15:13,680 --> 00:15:16,680
‫تمام این مدت داشتی به ولیعهد کمک می‌کردی
‫علیه‌م توطئه کنه.

247
00:15:17,200 --> 00:15:20,000
‫برادر دوم، منظورت همون غارت انبار توسط شن شیائو ـه؟

248
00:15:21,480 --> 00:15:24,280
‫این تو نیستی که باید ازم عذرخواهی ‌کنی؟

249
00:15:28,400 --> 00:15:30,630
‫کار شن شیائو بود؟

250
00:15:30,680 --> 00:15:32,040
‫اون کِی سعی کرد منو بکشه؟

251
00:15:32,720 --> 00:15:34,120
‫اگه بگیم کرده،

252
00:15:34,200 --> 00:15:35,560
‫یعنی کرده.

253
00:15:36,080 --> 00:15:37,320
‫آره.

254
00:15:39,000 --> 00:15:40,240
‫واقعاً جرأت کرده

255
00:15:40,320 --> 00:15:41,720
‫تلاش کنه به شاهدخت حمله کنه؟

256
00:15:45,080 --> 00:15:47,120
‫شن شیائو تو رو بی‌خبر گذاشت و انبار رو غارت کرد

257
00:15:47,160 --> 00:15:49,960
‫دقیقاً برای اینکه کاملاً دور بمونی

258
00:15:50,120 --> 00:15:51,720
‫و پات گیر نشه.

259
00:15:51,800 --> 00:15:53,440
‫این کار رو برای وزارت دارایی کرد.

260
00:15:53,600 --> 00:15:55,160
‫برادر دوم، ازش دفاع نمی‌کنی؟

261
00:15:55,560 --> 00:15:56,760
‫دفاع؟

262
00:15:56,920 --> 00:15:58,760
‫داره تو دردسر میندازتم.

263
00:16:00,600 --> 00:16:02,800
‫تلاش برای ترور شاهدخت جرم بزرگیه.

264
00:16:03,120 --> 00:16:04,520
‫می‌تونه بار این اتهام رو به دوش بکشه؟

265
00:16:05,200 --> 00:16:06,600
‫مگه اینکه اتفاق پیش‌بینی‌نشده‌ای بیفته،

266
00:16:07,680 --> 00:16:09,560
‫شکواییه‌های استیضاح هم من و هم شن شیائو

267
00:16:09,880 --> 00:16:13,040
‫فردا روی میز پدر روی هم انباشته میشه.

268
00:16:13,880 --> 00:16:15,360
‫وقتی این اتفاق بیفته، ولیعهد

269
00:16:15,640 --> 00:16:18,000
‫حتی‌المقدور از فرصت استفاده می‌کنه تا نابودم کنه.

270
00:16:18,120 --> 00:16:19,560
‫در واقع برعکسه‌.

271
00:16:20,040 --> 00:16:21,920
‫هرچقدر بیشتر استیضاحت کنن،

272
00:16:22,040 --> 00:16:23,680
‫امنیتت بیشتر میشه.

273
00:16:23,960 --> 00:16:25,280
‫مگه پدر بیشتر از همه نگران

274
00:16:25,400 --> 00:16:26,640
‫تبانی مقام‌های قدیمی

275
00:16:26,680 --> 00:16:28,560
‫خانواده‌های اصیل با قصر شرقی نیست؟

276
00:16:28,680 --> 00:16:30,840
‫اگه فردا سرسختانه از شن شیائو دفاع کنی،

277
00:16:31,320 --> 00:16:32,560
‫شاید

278
00:16:32,680 --> 00:16:34,560
‫پدر نظر بهتری نسبت بهت پیدا کنه.

279
00:16:39,880 --> 00:16:41,080
‫بذار بهش فکر کنم.

280
00:16:41,800 --> 00:16:43,080
‫تو اول استراحت کن.

281
00:16:43,320 --> 00:16:44,640
‫شن شیائو

282
00:16:44,920 --> 00:16:46,640
‫خوب بلده برام دردسر درست کنه.

283
00:17:03,720 --> 00:17:05,400
‫هنوزم جرأت می‌کنی تو عمارت من آفتابی بشی.

284
00:17:11,560 --> 00:17:12,960
‫خواهش می‌کنم، بانوی من، بشینید.

285
00:17:24,840 --> 00:17:26,440
‫هر شرایطی هم که باشه،

286
00:17:27,280 --> 00:17:29,680
‫علیاحضرت نباید اجازه می‌داد بهش آسیب برسه.

287
00:17:40,600 --> 00:17:42,880
‫معلوم نیست اصلاً زنده بمونی فردا رو ببینی،

288
00:17:42,920 --> 00:17:44,200
‫اونوقت نگران منی؟

289
00:17:45,680 --> 00:17:47,240
‫معلومه که نگرانتم.

290
00:17:48,400 --> 00:17:49,840
‫تیغ به این چیزا اهمیت نمیده که کی رو می‌بره.

291
00:17:49,960 --> 00:17:51,520
‫التماس می‌کنم، بانوی من، از این به بعد،

292
00:17:51,800 --> 00:17:53,480
‫دیگه هیچ‌وقت از این ترفندها استفاده نکنید.

293
00:17:53,680 --> 00:17:55,360
‫فقط برای نجات تو این کار رو کردم.

294
00:18:01,760 --> 00:18:03,320
‫پس منظور علیاحضرت اینه که

295
00:18:03,920 --> 00:18:05,720
‫امشب جونت رو به خطر انداختی تا نجاتم بدی

296
00:18:05,960 --> 00:18:08,200
‫- چون برات مهمم.
‫- خودشیفته نشو.

297
00:18:12,120 --> 00:18:14,240
‫تو این موقعیت هنوزم حوصله‌ی شوخی داری؟

298
00:18:14,280 --> 00:18:15,480
‫می‌دونی که

299
00:18:15,840 --> 00:18:17,760
‫سوی جین ژی قصد داره از مصدومیتم استفاده کنه

300
00:18:17,840 --> 00:18:19,560
‫تا به دروغ متهمت کنه که سعی داشتی ترورم کنی؟

301
00:18:19,600 --> 00:18:20,880
‫برنامه‌ای داری؟

302
00:18:22,360 --> 00:18:23,560
‫همه ‌چی خیلی ناگهانی اتفاق افتاد.

303
00:18:25,360 --> 00:18:26,560
‫اصلاً برنامه‌ای ندارم.

304
00:18:28,240 --> 00:18:29,360
‫ولی فردا اگه اون می‌خواد

305
00:18:29,440 --> 00:18:31,160
‫علیاحضرت در محکومیتم همراهیش کنه،

306
00:18:31,280 --> 00:18:33,560
‫بانوی من باید با تمام وجود بهم ضربه بزنه.

307
00:18:36,480 --> 00:18:37,840
‫می‌فهمی که

308
00:18:38,080 --> 00:18:39,670
‫تلاش برای ترور یکی از اعضای خانواده‌ی سلطنتی

309
00:18:39,720 --> 00:18:41,040
‫مجازاتش اعدامه؟

310
00:18:41,120 --> 00:18:42,560
‫ایستادن در برابر ولیعهد

311
00:18:43,160 --> 00:18:46,080
‫یعنی یه پات اون دنیاست.

312
00:18:47,800 --> 00:18:50,400
‫تا زمانی که غلات مصادره‌شده به خزانه سلطنتی برسه،

313
00:18:51,200 --> 00:18:52,560
‫من حاضرم

314
00:18:52,880 --> 00:18:54,120
‫جونم رو فدا کنم.

315
00:19:03,080 --> 00:19:06,680
‫شن شیائو، بازرس وزارت دارایی رو استیضاح می‌کنم.

316
00:19:06,760 --> 00:19:08,320
‫به بهانه‌ی مصادره‌ی غلات،

317
00:19:08,360 --> 00:19:10,240
‫افراد مسلح رو به راهزنی واداشت،

318
00:19:10,360 --> 00:19:11,720
‫شبانه به عمارت سلطنتی نفوذ کرد،

319
00:19:11,760 --> 00:19:12,830
‫و به شاهدخت آسیب جدی رساند.

320
00:19:12,880 --> 00:19:14,280
‫جنایاتش نابخشودنی‌ست.

321
00:19:15,080 --> 00:19:16,800
‫شن شیائو به طرز تکان‌دهنده‌ای گستاخه.

322
00:19:16,880 --> 00:19:18,040
‫باید به شدت مجازات بشه.

323
00:19:18,080 --> 00:19:19,800
‫کاملاً به اقتدار سلطنتی بی‌احترامی کرده.

324
00:19:19,880 --> 00:19:21,920
‫- جرمش اعدامه.
‫- بله، جرمش اعدامه.

325
00:19:21,960 --> 00:19:24,600
‫چنین رفتار خیانت‌کارانه‌ای باید با مرگ مجازات بشه.

326
00:19:24,680 --> 00:19:25,920
‫- موافقم.
‫- موافقم.

327
00:19:26,000 --> 00:19:27,360
‫ما هم موافقیم.

328
00:19:27,440 --> 00:19:28,480
‫شاهدخت ژائو یانگ، لی شو

329
00:19:28,560 --> 00:19:30,840
‫و بازرس شن شیائو

330
00:19:31,080 --> 00:19:33,920
‫از وزارت دارایی رو احضار کنید،

331
00:19:34,040 --> 00:19:36,360
‫تا در دربار حضور پیدا کنند.

332
00:19:48,560 --> 00:19:49,680
‫این واقعاً تکان‌دهنده‌ست.

333
00:19:49,760 --> 00:19:50,960
‫واقعاً جرأت کرده به شاهدخت حمله کنه.

334
00:19:51,000 --> 00:19:52,520
‫اون فقط یه آدم بی‌سر و پا از یه خانواده‌ی معمولیه،

335
00:19:52,560 --> 00:19:54,320
‫ولی جرأت کرده اینقدر بی‌محابا عمل کنه.

336
00:19:54,400 --> 00:19:55,880
‫این مایه ننگه‌ که آدم

337
00:19:55,960 --> 00:19:57,240
‫- توی یه دادگاه باهاش همکار باشه.
‫- با پشتیبانی شاهزاده‌ی دوم،

338
00:19:57,280 --> 00:19:58,720
‫جرأت کرده اینقدر گستاخ بشه.

339
00:19:58,800 --> 00:20:00,000
‫عجب ابله گستاخی.

340
00:20:00,080 --> 00:20:02,200
‫امروز دیگه از دستش خلاص نمی‌شیم.

341
00:20:02,280 --> 00:20:03,840
‫آیا موضوع غارت انبار

342
00:20:04,080 --> 00:20:06,280
‫و آسیب جسمی که داماد سلطنتی
‫گزارش داده درسته؟

343
00:20:12,120 --> 00:20:13,320
‫بله.

344
00:20:13,880 --> 00:20:15,640
‫کمی ترسیده بودم.

345
00:20:15,960 --> 00:20:17,400
‫اما الان حالم خوبه.

346
00:20:22,400 --> 00:20:23,760
‫اعلی‌حضرت، لطفاً عاقلانه قضاوت کنید.

347
00:20:23,880 --> 00:20:25,150
‫شن شیائو افراد مسلح رو برای غارت غلات برد،

348
00:20:25,200 --> 00:20:26,870
‫به شاهدخت بی‌احترامی کرد
‫و قانون رو زیر پا گذاشت.

349
00:20:26,920 --> 00:20:28,520
‫سه خطای بزرگ در کنار هم
‫جرایمش رو نابخشودنی می‌کنه.

350
00:20:35,080 --> 00:20:36,320
‫شن شیائو.

351
00:20:36,400 --> 00:20:38,160
‫امروز همه مقام‌ها دارن استیضاحت می‌کنن.

352
00:20:38,480 --> 00:20:40,080
‫برای دفاع از خودت چی داری بگی؟

353
00:20:42,040 --> 00:20:43,280
‫من

354
00:20:43,800 --> 00:20:45,160
‫گناه‌کارم.

355
00:20:51,960 --> 00:20:53,760
‫گناه من اینه که باور داشتم

356
00:20:54,520 --> 00:20:56,240
‫شما سروران، با وجود مقام بالاتون،

357
00:20:57,200 --> 00:21:00,280
‫هنوز می‌تونید مردم گرسنه‌ی گوانژونگ رو ببینید

358
00:21:00,520 --> 00:21:02,000
‫که هزار کیلومتر اونطرف‌تر دارن جون می‌دن.

359
00:21:03,440 --> 00:21:04,720
‫که می‌تونید

360
00:21:04,800 --> 00:21:07,800
‫فریادهای دردناک عوام رو بشنوید
‫که مجبور شدن بچه‌هاشون رو با غذا عوض کنن.

361
00:21:09,080 --> 00:21:10,840
‫جرم من اینه که باور داشتم

362
00:21:11,440 --> 00:21:14,600
‫این عبارت که «مردم مهم‌ترین رکن کشورند»،

363
00:21:15,120 --> 00:21:17,120
‫فقط جوهری روی کتاب‌های مرجع نیست،

364
00:21:17,600 --> 00:21:19,880
‫بلکه اصولی حک‌شده روی قلب‌های شماست.

365
00:21:23,760 --> 00:21:25,640
‫شما برای تصاحب غلات استیضاحم می‌کنید.

366
00:21:27,400 --> 00:21:28,640
‫اون غلات

367
00:21:28,840 --> 00:21:30,440
‫واقعاً توسط من غارت شد!

368
00:21:32,680 --> 00:21:34,160
‫واقعاً این کار رو کرد.

369
00:21:34,320 --> 00:21:35,440
‫اعتراف کرد.

370
00:21:35,520 --> 00:21:36,840
‫خودش اعتراف کرد.

371
00:21:36,960 --> 00:21:38,720
‫- اعتراف کرد.
‫- اگه اون غلات رو غارت نمی‌کردم،

372
00:21:38,760 --> 00:21:40,040
‫اون 1800 تن غله

373
00:21:40,200 --> 00:21:42,760
‫توی انبار شاهدخت می‌موند تا بپوسه.

374
00:21:43,360 --> 00:21:45,000
‫فردا در سرتاسر گوانژونگ،

375
00:21:45,520 --> 00:21:47,000
‫میلیون‌ها انسان

376
00:21:47,080 --> 00:21:48,920
‫ممکن بود به توده‌ای از استخوان تبدیل بشن.

377
00:21:51,080 --> 00:21:54,000
‫با این حال، همه‌ی شما فقط نگران قوانین

378
00:21:55,040 --> 00:21:56,440
‫و شرافت خودتون هستید.

379
00:21:56,960 --> 00:21:58,600
‫از همه‌تون می‌پرسم،

380
00:21:59,440 --> 00:22:01,280
‫شرافت گرانبهای شما مهم‌تره،

381
00:22:02,080 --> 00:22:04,400
‫یا جان مردم؟

382
00:22:07,520 --> 00:22:09,720
‫امروز، من این سوال رو از طرف اون مردم می‌پرسم،

383
00:22:10,160 --> 00:22:11,840
‫از طرف عدالت زیر این آسمان،

384
00:22:12,000 --> 00:22:13,920
‫و از طرف همین لباس رسمی که تن منه!

385
00:22:14,440 --> 00:22:15,640
‫سروران من.

386
00:22:15,960 --> 00:22:17,120
‫امروز،

387
00:22:17,280 --> 00:22:19,360
‫اگه کشتن من، شن شیائو، به‌تنهایی

388
00:22:19,880 --> 00:22:22,080
‫بالاخره چشمانتون رو

389
00:22:22,880 --> 00:22:24,760
‫به جهنم زنده‌ای که اون‌ سوی
‫دیوارهای قصر در جریانه باز کنه...

390
00:22:26,560 --> 00:22:28,360
‫اگه کشتن من تنها

391
00:22:28,800 --> 00:22:30,760
‫بتونه اون مردم رو نجات بده،

392
00:22:33,560 --> 00:22:35,200
‫اونوقت با فروتنی از اعلی‌حضرت التماس می‌کنم

393
00:22:40,040 --> 00:22:41,760
‫که همین الان منو بکشن.

394
00:22:43,760 --> 00:22:53,760
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M