1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:48,120 --> 00:00:53,120
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

3
00:00:59,040 --> 00:01:00,760
‫تو واقعا خوب بلدی منعطف باشی
‫و خودت رو سازگار کنی.

4
00:01:01,000 --> 00:01:03,440
‫برای یکی که بهش اهمیت میدی،
‫حاضری هرچیزی یاد بگیری.

5
00:01:03,560 --> 00:01:05,320
‫حیف از این همه چاپلوسی و دلبری

6
00:01:05,480 --> 00:01:07,040
‫مدت زیادی هیجان‌انگیز نمی‌مونه.

7
00:01:07,280 --> 00:01:09,240
‫احتمالا دوشیزه ژانگ بعد از چند روز
‫حوصله‌اش سر میره.

8
00:01:10,600 --> 00:01:11,720
‫بله.

9
00:01:12,480 --> 00:01:15,800
‫تو چون حوصله‌ات سر رفته
‫زود منو پس می‌زنی.

10
00:01:16,040 --> 00:01:17,440
‫اصلا من کِی گفتم که...

11
00:01:27,560 --> 00:01:30,240
‫جمله‌ات رو تموم نکردی.
‫یعنی ازم خوشت میاد.

12
00:01:31,600 --> 00:01:32,840
‫کی ازت خوشش میاد؟

13
00:01:34,840 --> 00:01:36,520
‫تو که در هر صورت ازم خوشت نمیاد.

14
00:01:36,640 --> 00:01:37,920
‫چاره‌ای ندارم.

15
00:01:38,160 --> 00:01:40,800
‫گمونم همینطوری یکی رو انتخاب می‌کنم.

16
00:01:41,640 --> 00:01:43,320
‫درکل زندگی خیلی سریع می‌گذره.

17
00:01:46,080 --> 00:01:47,320
‫چطور جرات می‌کنی؟

18
00:01:49,160 --> 00:01:51,080
‫البته که تا وقتی تو اینجایی
‫جرات چنین کاری رو ندارم.

19
00:01:51,840 --> 00:01:53,310
‫دلت پر از پیچ و تابه.

20
00:01:53,360 --> 00:01:54,880
‫همیشه همه‌چیز رو توی خودت می‌ریزی.

21
00:01:55,240 --> 00:01:57,600
‫دیگه عادت کردم که چیزهایی رو ازم مخفی کنی.

22
00:01:58,080 --> 00:01:59,920
‫هرچی نباشه، تو...

23
00:02:00,320 --> 00:02:01,880
‫رازهای زیادی رو ازم پنهون کردی.

24
00:02:03,520 --> 00:02:06,280
‫پس واقعا مهم نیست.

25
00:02:07,600 --> 00:02:09,040
‫منظورت چیه؟

26
00:02:10,080 --> 00:02:11,360
‫کِی قصد داری

27
00:02:11,880 --> 00:02:13,880
‫درباره شاهزاده هفتم بهم بگی، بانوی من؟

28
00:02:17,160 --> 00:02:18,600
‫شاهزاده هفتم.

29
00:02:19,560 --> 00:02:20,880
‫چطور فهمیدی؟

30
00:02:22,040 --> 00:02:24,040
‫تو از قبل می‌دونستی که له‌شنگ واقعا کیه.

31
00:02:27,480 --> 00:02:30,680
‫همون سالنامه مصور دودمان یه که اعلی‌حضرت
‫مدام تعریفش رو می‌کنه.

32
00:02:32,240 --> 00:02:33,920
‫یه بار توی خونه له‌شنگ دیدمش.

33
00:02:37,440 --> 00:02:38,920
‫حتی می‌دونم...

34
00:02:39,400 --> 00:02:41,440
‫اون نجیب‌زاده‌ای که از آدم‌های طبقه پایین حمایت می‌کنه

35
00:02:41,480 --> 00:02:42,960
‫شما هستی، بانوی من.

36
00:02:47,320 --> 00:02:48,880
‫من نمی‌تونم چیزی رو از تو قایم کنم، مگه نه؟

37
00:02:49,040 --> 00:02:50,600
‫ولی اونقدر که تصور می‌کنی
‫نجیب نیستم.

38
00:02:50,720 --> 00:02:52,480
‫پرورش دادن آدم‌های به ‌درد بخور

39
00:02:52,640 --> 00:02:55,040
‫صرفا برای حفظ گزینه‌های متعدده.

40
00:02:55,680 --> 00:02:57,600
‫یه مرد متشخص اعمال آدم رو قضاوت می‌کنه،
‫نه قصد و نیت.

41
00:02:57,720 --> 00:03:00,160
‫کمک به خانواده‌های نیازمند

42
00:03:00,320 --> 00:03:01,880
‫کار خوبیه.

43
00:03:02,080 --> 00:03:03,800
‫من به تازگی فهمیدم.

44
00:03:04,320 --> 00:03:06,640
‫تو در جناح ولیعهد نیستی،

45
00:03:07,160 --> 00:03:08,710
‫و اهمیتی هم به شاهزاده‌ی دوم نمیدی.

46
00:03:08,760 --> 00:03:10,040
‫هرکاری که تو کردی

47
00:03:10,440 --> 00:03:12,440
‫برای حمایت از شاهزاده هفتم بوده.

48
00:03:13,560 --> 00:03:15,560
‫حالا که دیگه می‌دونی،

49
00:03:16,160 --> 00:03:18,400
‫حاضری به له‌شنگ کمک کنی؟

50
00:03:18,680 --> 00:03:21,960
‫اگه برای له‌شنگه، حتما تمام‌قد ازش حمایت می‌کنم.

51
00:03:22,160 --> 00:03:23,400
‫ولی بانوی من...

52
00:03:25,160 --> 00:03:28,040
‫تو خیلی سختی کشیدی که از شاهزاده هفتم حمایت کنی.

53
00:03:28,480 --> 00:03:31,120
‫واقعا به خاطر افتخار خدمت به پادشاه آینده‌ست

54
00:03:31,280 --> 00:03:34,120
‫یا انگیزه‌های خودت رو داری؟

55
00:03:38,160 --> 00:03:39,560
‫معلومه انگیزه‌های خودم رو دارم.

56
00:03:40,280 --> 00:03:42,280
‫می‌خوام آدم‌هایی مثل من

57
00:03:42,960 --> 00:03:44,640
‫دیگه مثل علف‌های هرز سرگردان

58
00:03:45,080 --> 00:03:46,800
‫زیر منت بقیه زندگی نکنن.

59
00:03:48,040 --> 00:03:49,280
‫معتقدم...

60
00:03:49,880 --> 00:03:51,440
‫که له‌شنگ حاکم دانایی میشه.

61
00:03:55,280 --> 00:03:56,520
‫خواسته‌ی تو...

62
00:03:56,960 --> 00:03:59,200
‫با خواسته آدم‌های زیادی مثل شن شیائو یکیه.

63
00:03:59,480 --> 00:04:00,720
‫اگه اینطوره،

64
00:04:01,440 --> 00:04:03,560
‫کامل ازت حمایت می‌کنم.

65
00:04:03,880 --> 00:04:05,720
‫انبار غلات ولیعهد

66
00:04:05,840 --> 00:04:07,400
‫در 48 کیلومتری شرق کوه چیانفو قرار داره.

67
00:04:07,600 --> 00:04:09,920
‫- هنوزم جرات داری ازش دزدی کنی؟
‫- جرات نمی‌کنم.

68
00:04:10,880 --> 00:04:12,880
‫این بار به نقشه امن‌تری نیاز داریم.

69
00:04:13,240 --> 00:04:15,960
‫پس منتظر خبر خوبت هستم، بازرس شن.

70
00:04:22,400 --> 00:04:23,640
‫بانوی من.

71
00:04:24,200 --> 00:04:26,040
‫همین الانش هم فهمیدم انگیزه‌ات چیه.

72
00:04:26,640 --> 00:04:28,040
‫ولی تو کِی می‌خوای...

73
00:04:28,520 --> 00:04:30,360
‫متوجه انگیزه من بشی؟

74
00:04:40,280 --> 00:04:42,640
‫عجله کن.
‫خبر فوری‌ای برای ولیعهد دارم.

75
00:04:46,120 --> 00:04:47,160
‫چیه؟

76
00:04:48,040 --> 00:04:49,470
‫به انبار غلات در حومهٔ غربی حمله شده.

77
00:04:49,520 --> 00:04:52,480
‫دیشب، شن شیائو با نیروهای وزارت دارایی
‫بهش حمله کرده.

78
00:05:01,840 --> 00:05:05,760
‫توی این انبار بدون مالک
‫۵۰۰ هزار بوشل غلات وجود داشت!

79
00:05:05,880 --> 00:05:09,240
‫حتی غلات کانال یونگ‌تونگ هم
‫اونجا مخفی شده بود.

80
00:05:09,560 --> 00:05:11,000
‫مردم به زور دارن سر می‌کنن.

81
00:05:11,120 --> 00:05:13,320
‫ولی بعضی‌ها هنوز دارن سود می‌برن.

82
00:05:13,680 --> 00:05:15,800
‫بگین ببینم!
‫کی غلات رو دزدیده؟

83
00:05:27,360 --> 00:05:28,600
‫ولیعهد.

84
00:05:28,680 --> 00:05:31,240
‫چرا غلاتی که وزارت دارایی

85
00:05:31,360 --> 00:05:32,760
‫به کانال یونگ‌تونگ داده بود
‫در اون انبار بوده؟

86
00:05:37,880 --> 00:05:39,120
‫پدر.

87
00:05:39,280 --> 00:05:41,960
‫این مشکوکه.
‫غلات ممکنه از کانال نیومده باشن.

88
00:05:42,040 --> 00:05:44,240
‫شاید وزارت دارایی اشتباه کرده.

89
00:05:44,320 --> 00:05:45,880
‫لطفا پیگیریش کنین، پدر.

90
00:05:46,640 --> 00:05:49,320
‫پدر، اون غلات رو لرد سوی تایید کرده بود.

91
00:05:49,400 --> 00:05:51,400
‫هیچ ارتباطی با وزارت دارایی نداره.

92
00:05:51,720 --> 00:05:52,960
‫کافیه!

93
00:05:53,080 --> 00:05:56,240
‫شما دوتا فقط تقصیر رو گردن همدیگه می‌ندازین
‫و به همدیگه حمله می‌کنین!

94
00:06:02,280 --> 00:06:03,520
‫اعلی‌حضرت.

95
00:06:08,040 --> 00:06:10,200
‫من حاضرم این غلات بدون مالک
‫رو پیگیری کنم

96
00:06:10,280 --> 00:06:12,880
‫تا توضیحی به مردم بدم.

97
00:06:17,120 --> 00:06:18,320
‫خوبه.

98
00:06:18,840 --> 00:06:21,880
‫من حالا تو رو به مقام بازرس درجه پنج دیوان ترفیع میدم.

99
00:06:22,000 --> 00:06:24,560
‫در پیگیری این پرونده
‫به سه نهاد قضایی کمک کن.

100
00:06:24,680 --> 00:06:26,520
‫حتما ته و توش رو در بیار.

101
00:06:27,160 --> 00:06:29,040
‫هرطور شما امر بفرمایید، اعلی‌حضرت.

102
00:06:30,920 --> 00:06:33,000
‫هرطور شما امر بفرمایید، اعلی‌حضرت.

103
00:06:48,680 --> 00:06:50,040
‫پدر می‌خواد تحقیقات انجام بشه.

104
00:06:50,720 --> 00:06:52,160
‫چطور می‌خواین تحقیق کنین؟

105
00:06:56,240 --> 00:06:57,790
‫چطور باید پیگیریش کنیم؟

106
00:06:57,840 --> 00:06:59,120
‫نمی‌تونیم پیگیریش کنیم.

107
00:06:59,960 --> 00:07:01,200
‫من...

108
00:07:02,800 --> 00:07:05,640
‫سرورم.
‫درحال حاضر فقط می‌تونیم قضیه رو کش بدیم.

109
00:07:05,720 --> 00:07:07,840
‫سه نهاد قضایی نوبتی پیگیریش می‌کنن.
‫این...

110
00:07:07,880 --> 00:07:08,880
‫نمی‌تونیم کشش بدیم.

111
00:07:09,000 --> 00:07:11,680
‫فراموش کردی که امروز اعلی‌حضرت
‫چقدر عصبانی بود؟

112
00:07:11,760 --> 00:07:14,440
‫اگه همینطوری وقت‌کشی کنیم،
‫اعلی‌حضرت عصبانی‌تر هم میشه.

113
00:07:14,520 --> 00:07:15,560
‫این...

114
00:07:15,680 --> 00:07:16,920
‫بیا داخل.

115
00:07:24,560 --> 00:07:25,760
‫سرورم.

116
00:07:26,520 --> 00:07:28,080
‫من مسئول امور غلات هستم.

117
00:07:28,360 --> 00:07:31,120
‫اگه منو تحویل بدین،
‫پرونده بسته میشه.

118
00:07:31,880 --> 00:07:34,880
‫تنها خواسته‌ام اینه که به خانواده‌ام رسیدگی بشه.

119
00:07:38,240 --> 00:07:39,480
‫خیلی‌خب.

120
00:07:40,320 --> 00:07:42,480
‫قصر شرقی به خوبی
‫به خانواده‌ات رسیدگی می‌کنه.

121
00:07:43,960 --> 00:07:45,200
‫همگی.

122
00:07:45,760 --> 00:07:47,800
‫از جین ‌ژی یاد بگیرین.

123
00:07:48,880 --> 00:07:50,880
‫بله، همینطوره.

124
00:07:51,120 --> 00:07:52,840
‫هرطور شما امر بفرمایید، سرورم.

125
00:07:58,440 --> 00:08:00,800
‫[زندان وزارت دادگستری]

126
00:08:08,240 --> 00:08:10,320
‫چرا امروز به اقامتگاه شاهدخت نیومدی؟

127
00:08:11,480 --> 00:08:14,640
‫چای، ناظر غلاتِ کانال یونگ‌تونگ
‫خودش رو تحویل داد.

128
00:08:14,760 --> 00:08:16,000
‫باید ازش بازجویی کنم.

129
00:08:16,600 --> 00:08:18,480
‫اون صرفا سپر بلای قصر شرقیـه.

130
00:08:18,560 --> 00:08:21,080
‫اگه الان ازش بازجویی کنی،
‫اصلا چی می‌تونی از زیر زبونش بکشی؟

131
00:08:22,640 --> 00:08:24,000
‫اگه علیه ولیعهد اعتراف کنه،

132
00:08:24,080 --> 00:08:25,800
‫ولیعهد دیگه راه فراری نداره.

133
00:08:25,960 --> 00:08:27,440
‫اون اعتراف نمی‌کنه.

134
00:08:27,880 --> 00:08:29,120
‫حتی اگه بکنه،

135
00:08:29,240 --> 00:08:31,360
‫با یه اعتراف که نمیشه ولیعهد رو زمین زد.

136
00:08:31,480 --> 00:08:32,880
‫من راه خودم رو دارم.

137
00:08:34,160 --> 00:08:36,960
‫جانشین سلطنت 500 هزار بوشل
‫غلات اختلاس کرده

138
00:08:37,080 --> 00:08:38,870
‫و جون مردم هم اصلا براش ارزش نداره.

139
00:08:38,920 --> 00:08:40,160
‫من ته و توی قضیه رو در میارم.

140
00:08:40,240 --> 00:08:42,960
‫غلات به خزانه کشور برگشتن،
‫اونقدر هست که بشه کلی آدم رو نجات داد.

141
00:08:43,040 --> 00:08:44,520
‫ولیعهد یه مقدار از چشم افتاده.

142
00:08:44,560 --> 00:08:46,400
‫ما هر کاری که لازم بود رو انجام دادیم.

143
00:08:46,480 --> 00:08:48,080
‫حالا این پرونده می‌تونه بسته بشه.

144
00:08:48,360 --> 00:08:51,560
‫اگه بازم فشار بیاریم،
‫ولیعهد رو مجبور می‌کنی که بیاد سراغت.

145
00:08:53,000 --> 00:08:54,880
‫حتی اگه به قیمت جونم هم تموم بشه
‫این پرونده رو پیگیری می‌کنم.

146
00:08:59,880 --> 00:09:01,160
‫شن شیائو.

147
00:09:01,240 --> 00:09:03,390
‫فکر کردی که من نمی‌خوام ولیعهد رو زمین بزنم؟

148
00:09:03,440 --> 00:09:04,800
‫من اینو بیشتر از هرکسی می‌خوام.

149
00:09:04,880 --> 00:09:06,920
‫اما چیزی که بیشتر از این می‌خوام
‫زدن درست تیر به هدفه.

150
00:09:07,000 --> 00:09:10,040
‫منتظر فرصتی‌ام که کامل
‫ولیعد رو به خاک سیاه بشونم.

151
00:09:14,240 --> 00:09:16,920
‫حالا دیگه هیچ جای نگرانی‌ای نداریم.

152
00:09:17,040 --> 00:09:19,000
‫- بله.
‫- از داماد سلطنتی سوی هم همین انتظار می‌رفت.

153
00:09:20,320 --> 00:09:22,800
‫بازرس شن، به موقع اومدین.

154
00:09:23,440 --> 00:09:26,440
‫ناظر چای به فسادی که مرتکب شده
‫اعتراف کرد.

155
00:09:27,080 --> 00:09:28,600
‫بعد از اعتراف،

156
00:09:28,720 --> 00:09:30,600
‫از ترس خودکشی کرد.

157
00:09:32,280 --> 00:09:33,520
‫پرونده...

158
00:09:34,400 --> 00:09:35,480
‫بسته شد.

159
00:09:35,680 --> 00:09:36,720
‫بله.

160
00:09:36,880 --> 00:09:38,120
‫بسته شد.

161
00:09:38,200 --> 00:09:40,560
‫فردا پرونده رو به اعلی‌حضرت تحویل میدم.

162
00:09:40,640 --> 00:09:42,560
‫بازرس شن، شما امروز خیلی زحمت کشیدین.

163
00:09:42,760 --> 00:09:44,440
‫برین خونه کمی استراحت کنین.

164
00:09:48,520 --> 00:09:50,040
‫یه قربانی.

165
00:09:52,320 --> 00:09:53,840
‫یه اعتراف.

166
00:09:54,840 --> 00:09:56,880
‫شما دارین یه پرونده رو پیگیری می‌کنین

167
00:09:57,760 --> 00:09:59,320
‫یا فقط لاپوشونیش می‌کنین؟

168
00:10:18,040 --> 00:10:20,640
‫من، بازرس دیوان عالی شن شیائو،

169
00:10:20,760 --> 00:10:22,200
‫جونم رو به خطر می‌ندازم
‫تا اینو گزارش بدم.

170
00:10:22,280 --> 00:10:23,720
‫ناظر چای خودش رو تحویل داد،

171
00:10:23,960 --> 00:10:26,040
‫اما قبل از اینکه در زندان بازجویی بشه مُرد.

172
00:10:26,400 --> 00:10:27,710
‫ابهامات زیادی وجود داره.

173
00:10:27,760 --> 00:10:29,520
‫انگار یکی می‌خواسته اون رو ساکت کنه.

174
00:10:32,080 --> 00:10:34,800
‫سه نهاد قضایی
‫آهسته و سرسری به پرونده رسیدگی کردن.

175
00:10:35,360 --> 00:10:37,720
‫نمی‌تونن از اتهام سهل‌انگاری
‫یا حتی دست داشتن در این ماجرا قسر در برن.

176
00:10:38,080 --> 00:10:39,800
‫این پرونده ریشه و بنیان مملکت رو
‫در بر می‌گیره.

177
00:10:39,840 --> 00:10:42,360
‫چیزی نیست که بشه تمام تقصیرها رو
‫گردن یه ناظر انداخت.

178
00:10:45,840 --> 00:10:48,120
‫اعلی‌حضرت، ازتون عاجزانه می‌خوام
‫که با دقت تمام پرونده رو پیگیری کنین.

179
00:10:48,560 --> 00:10:49,920
‫لطفا ته و توی قضیه رو در بیارین

180
00:10:50,160 --> 00:10:51,430
‫تا دل مردم آروم بگیره

181
00:10:51,480 --> 00:10:53,000
‫و نظم دوباره به دربار برگرده.

182
00:11:05,720 --> 00:11:07,320
‫به حکم امپراتور،

183
00:11:07,400 --> 00:11:09,520
‫به بازرس دیوان عالی شن شیائو
‫دستور داده میشه

184
00:11:09,600 --> 00:11:11,720
‫تا پرونده انبار غلات بدون مالک

185
00:11:11,760 --> 00:11:13,800
‫و خودکشی ناظر چای رو پیگیری کنه.

186
00:11:13,880 --> 00:11:17,160
‫سه نهاد قضایی می‌تونن کمک کنن
‫اما نباید از حدشون بگذرن.

187
00:11:17,280 --> 00:11:19,840
‫هر کس مانع بشه،
‫خودش هم تحت پیگرد قرار می‌گیره.

188
00:11:19,920 --> 00:11:21,960
‫هرطور شما امر بفرمایید، اعلی‌حضرت.

189
00:11:25,200 --> 00:11:26,440
‫هرطور شما امر بفرمایید، اعلی‌حضرت.

190
00:11:42,480 --> 00:11:44,680
‫این رسما شورشه!

191
00:11:45,040 --> 00:11:46,800
‫اون شن شیائو پست‌فطرت.

192
00:11:47,560 --> 00:11:50,560
‫سه گزارش پشت سر هم فرستاد
‫تا سه نهاد قضایی رو متهم کنه.

193
00:11:51,360 --> 00:11:52,600
‫واضحه...

194
00:11:53,440 --> 00:11:55,480
‫که داره منو هدف قرار میده!

195
00:11:56,640 --> 00:11:57,840
‫چطوره که...

196
00:11:58,000 --> 00:11:59,040
‫نه.

197
00:11:59,120 --> 00:12:00,840
‫الان اعلی‌حضرت خشمگینه.

198
00:12:00,960 --> 00:12:04,080
‫اگه بکشیش، قصر شرقی رو توی دردسر می‌ندازی.

199
00:12:08,800 --> 00:12:11,840
‫مگه نگفته که ناظر چای
‫به قدر کافی قدرتمند نبود؟

200
00:12:13,080 --> 00:12:14,320
‫پس من...

201
00:12:16,240 --> 00:12:19,080
‫یکی رو بهش میدم که قدرت بیشتری داره.

202
00:12:24,440 --> 00:12:26,560
‫[انبار غلات بدون مالک]

203
00:12:46,520 --> 00:12:49,600
‫بازرس شن، مظنون پرونده انبار غلات
‫خودش رو تحویل داده.

204
00:13:01,620 --> 00:13:11,620
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

205
00:13:23,640 --> 00:13:24,880
‫تو چرا اومدی اینجا؟

206
00:13:25,040 --> 00:13:27,000
‫مگه تو درباره پرونده تحقیق نمی‌کنی؟

207
00:13:27,320 --> 00:13:29,160
‫نگهبان انبار بدون مالک

208
00:13:29,280 --> 00:13:31,000
‫اسمش جزو اقامتگاه شاهدختـه.

209
00:13:31,080 --> 00:13:33,800
‫بنابراین، من مظنون این پرونده شدم.

210
00:13:34,680 --> 00:13:36,320
‫می‌خواد تو رو قربانی کنه؟

211
00:13:36,480 --> 00:13:38,240
‫من همیشه حکم یه مهره بازی رو داشتم.

212
00:13:39,480 --> 00:13:41,240
‫چرا به اعلی‌حضرت نمیگی؟

213
00:13:41,480 --> 00:13:42,720
‫مدرکم کجاست؟

214
00:13:43,200 --> 00:13:45,120
‫بدون مدرک صرفا تهمت بی‌اساسه.

215
00:13:45,600 --> 00:13:47,960
‫اون 500 هزار بوشل غلات
‫هیچ ربطی به تو نداره.

216
00:13:49,600 --> 00:13:52,080
‫از اونجایی که مطمئنی ربطی به من نداره،

217
00:13:52,200 --> 00:13:53,720
‫به نظر میاد سوالی ازم نداری.

218
00:13:53,840 --> 00:13:55,120
‫پس میرم بخوابم.

219
00:14:04,040 --> 00:14:05,560
‫چطور کار به اینجا کشید؟

220
00:14:20,440 --> 00:14:22,800
‫این تخت خیلی سفته.
‫چطور باید بخوابم؟

221
00:14:25,400 --> 00:14:27,800
‫اینو از خونه آوردم.
‫تمیزه.

222
00:14:43,360 --> 00:14:46,280
‫بانوی من، لطفا اول استراحت کن.
‫من باید به کارهای مهمی رسیدگی کنم.

223
00:14:46,880 --> 00:14:48,360
‫مگه گفتم که می‌تونی بری؟

224
00:15:05,800 --> 00:15:07,040
‫بمون و کمکم کن بخوابم.

225
00:15:09,280 --> 00:15:10,520
‫الان؟

226
00:15:11,080 --> 00:15:12,680
‫فقط کاری که گفتم رو بکن.

227
00:15:19,960 --> 00:15:21,200
‫وایسا!

228
00:15:23,000 --> 00:15:24,240
‫وایسا ببینم!

229
00:15:24,680 --> 00:15:26,040
‫تو، همونجا وایسا.

230
00:15:26,400 --> 00:15:27,640
‫شیائو چو.

231
00:15:30,240 --> 00:15:31,320
‫بازرس شن.

232
00:15:31,400 --> 00:15:33,640
‫این بچه میگه که برای شاهدخت ژائو یانگ کار می‌کنه.

233
00:15:33,720 --> 00:15:34,960
‫من...

234
00:15:37,120 --> 00:15:38,200
‫شیائو چو، چرا اومدی اینجا؟

235
00:15:38,360 --> 00:15:39,840
‫اومدم تو رو ببینم.

236
00:15:40,000 --> 00:15:41,880
‫جیان شین نگرانه که نتونی خوب بخوابی.

237
00:15:42,000 --> 00:15:44,920
‫ازم خواست یه چیزهایی بیارم اینجا
‫تا از تنهایی در بیای.

238
00:15:46,880 --> 00:15:49,400
‫چرا اینقدر بدجنسی؟

239
00:15:49,480 --> 00:15:52,040
‫پولم رو گرفتی
‫ولی قبول نکردی بذاری بیام داخل.

240
00:15:58,960 --> 00:16:00,440
‫سلام، بازرس شن.

241
00:16:02,520 --> 00:16:04,680
‫اینا رو نگه می‌دارم.
‫تو دیگه باید برگردی.

242
00:16:05,000 --> 00:16:06,240
‫بازرس شن سرش شلوغه.

243
00:16:06,360 --> 00:16:07,560
‫ولی من کلی وقت دارم.

244
00:16:07,720 --> 00:16:09,880
‫چرا من نمی‌تونم اینجا بمونم؟

245
00:16:16,080 --> 00:16:17,920
‫شاهدخت باارزشه.

246
00:16:18,000 --> 00:16:19,920
‫مطمئن شو که اتفاقی براش نیفته.

247
00:16:20,040 --> 00:16:22,080
‫یه مو از سرش کم نشه.

248
00:16:22,200 --> 00:16:24,160
‫یا یه ذره هم وزن کم نکنه.

249
00:16:24,360 --> 00:16:27,080
‫وگرنه نمی‌بخشمت!

250
00:16:27,680 --> 00:16:31,320
‫بازرس شن، جیان شین بهم گفت اینو بهت بگم.

251
00:16:32,360 --> 00:16:33,600
‫فهمیدم.

252
00:16:38,440 --> 00:16:41,120
‫اوه، درسته.
‫یه چیز خیلی مهم.

253
00:16:41,480 --> 00:16:44,960
‫وقتی شاهدخت تنها می‌خوابه،
‫همیشه کابوس می‌بینه.

254
00:16:45,240 --> 00:16:48,840
‫جیان شین گفت که اگه بازرس شن پیشش باشه
‫کابوس نمی‌بینه.

255
00:16:49,760 --> 00:16:53,520
‫امشب حتما پیش شاهدخت بمون.

256
00:16:55,440 --> 00:16:57,040
‫حتما پیشش می‌مونم.

257
00:16:59,920 --> 00:17:01,160
‫بسه دیگه.

258
00:17:01,680 --> 00:17:04,000
‫تو دیگه کِی مثل جیان شین پرحرف شدی؟

259
00:17:04,160 --> 00:17:06,760
‫برای مجازات صد بار خطاطی انجام میدی.
‫شنیدی؟

260
00:17:06,840 --> 00:17:09,160
‫وقتی تموم شد، میام کارت رو نگاه می‌کنم.

261
00:17:09,640 --> 00:17:10,880
‫واقعا؟

262
00:17:11,280 --> 00:17:13,160
‫من تا حالا شده زیر قولم بزنم؟

263
00:17:13,240 --> 00:17:15,400
‫باشه.
‫همین الان میرم انجام بدم.

264
00:17:15,520 --> 00:17:17,360
‫حتما زود برگرد، بانوی من.

265
00:17:21,000 --> 00:17:23,640
‫بازرس شن.
‫صبح که شاهدخت بیدار شد،

266
00:17:23,720 --> 00:17:25,880
‫دوست داره با آب سرد
‫صورتش رو بشوره.

267
00:17:28,080 --> 00:17:30,080
‫و قبل از اینکه شاهدخت غذا بخوره،

268
00:17:30,160 --> 00:17:31,920
‫باید چای اسمانتوس بخوره.

269
00:17:38,560 --> 00:17:39,760
‫وقتی شاهدخت چای می‌خوره،

270
00:17:39,840 --> 00:17:41,640
‫باید کنارش شیرینی شیر طلایی بخوره.

271
00:17:41,680 --> 00:17:45,280
‫حتما باید تازه از شیرینی‌پزی "یوئی" تهیه بشه.

272
00:17:46,080 --> 00:17:47,320
‫فهمیدم.

273
00:17:55,960 --> 00:17:57,360
‫بانوی من.

274
00:17:57,600 --> 00:18:00,360
‫من میرم به اون پرونده‌ها رسیدگی کنم.

275
00:18:00,520 --> 00:18:01,760
‫صبر کن.

276
00:18:02,360 --> 00:18:04,720
‫مگه نشنیدی شیائو چو چی گفت؟

277
00:18:05,360 --> 00:18:07,480
‫نباید بذاری گرسنه بمونم،
‫نه حتی یه ذره.

278
00:18:07,800 --> 00:18:09,080
‫من الان گرسنمه.

279
00:18:11,680 --> 00:18:12,920
‫خیلی‌خب.

280
00:18:15,880 --> 00:18:17,320
‫تشنمه.

281
00:18:19,600 --> 00:18:20,920
‫زیاد داغه.

282
00:18:27,040 --> 00:18:28,280
‫دیگه نمی‌خوامش.

283
00:18:28,480 --> 00:18:29,720
‫خوابم میاد.

284
00:18:41,560 --> 00:18:42,800
‫به حرفم گوش بده.

285
00:18:43,680 --> 00:18:44,920
‫دست از تحقیق بردار.

286
00:18:46,240 --> 00:18:47,760
‫می‌ترسم نتونم ازت محافظت کنم.

287
00:18:50,280 --> 00:18:52,400
‫دیروقته، بخواب.

288
00:18:55,760 --> 00:18:57,160
‫من میرم پرونده‌ها رو بگیرم.

289
00:18:57,920 --> 00:18:59,440
‫بعد برمی‌گردم و پیشت می‌مونم.

290
00:19:03,480 --> 00:19:05,520
‫می‌دونستم که اینطوری میشی.

291
00:19:06,600 --> 00:19:08,280
‫خوشحالم که عوض نشدی.

292
00:19:09,840 --> 00:19:12,880
‫من اون موقع از صداقت و شجاعتت خوشم میومد.

293
00:19:13,280 --> 00:19:14,880
‫ولی آدم‌هایی مثل تو...

294
00:19:15,400 --> 00:19:17,440
‫گاهی اوقات واقعا کلافه ‌کننده هستن.

295
00:19:43,200 --> 00:19:44,400
‫چی شده؟

296
00:19:52,240 --> 00:19:56,080
‫ولیعهد کل پرونده انبار غلات بدون مالک رو
‫انداخته گردن تو.

297
00:19:57,360 --> 00:19:59,920
‫حتی ما رو متهم کرده که ناظر چای رو کشتیم

298
00:20:00,080 --> 00:20:02,000
‫تا برای ولیعهد پاپوش بدوزیم.

299
00:20:02,600 --> 00:20:04,320
‫نامه‌ اتهام علیه ما

300
00:20:04,520 --> 00:20:06,480
‫قبل از سپیده‌دم به دست اعلی‌حضرت می‌رسه.

301
00:20:09,320 --> 00:20:10,640
‫کار به اینجا کشیده.

302
00:20:11,120 --> 00:20:12,480
‫داره تو رو سپر بلا می‌کنه.

303
00:20:12,600 --> 00:20:14,360
‫یعنی نمی‌خوای جلو بیای و متهمش کنی؟

304
00:20:14,880 --> 00:20:16,480
‫هنوز متوجه نشدی؟

305
00:20:17,240 --> 00:20:18,920
‫گردن گرفتن تقصیرهای ولیعهد

306
00:20:19,720 --> 00:20:21,760
‫نقش من در قصر شرقی هست.

307
00:20:22,440 --> 00:20:25,520
‫اگه همیشه احتیاط نمی‌کردم و متواضع نبودم،

308
00:20:26,120 --> 00:20:28,040
‫تا حالا هزار بار مرده بودم.

309
00:20:30,440 --> 00:20:31,680
‫شن شیائو.

310
00:20:31,840 --> 00:20:33,760
‫تو بار اولی که مردن یکی رو دیدی
‫چند سالت بود؟

311
00:20:36,080 --> 00:20:37,640
‫من هشت سالم بود.

312
00:20:39,600 --> 00:20:41,200
‫مادرم به شدت مریض بود.

313
00:20:41,480 --> 00:20:42,880
‫می‌ترسید که منو گرفتار کنه.

314
00:20:43,600 --> 00:20:45,360
‫به خاطر همین خودش رو در کاخ سرد دار زد.

315
00:20:47,840 --> 00:20:49,960
‫مادر!

316
00:20:50,160 --> 00:20:51,960
‫اون سال، باد و برف بدجوری بی‌رحم بود.

317
00:20:52,800 --> 00:20:55,160
‫اون حتی یه حصیر هم نداشت.

318
00:21:02,000 --> 00:21:03,840
‫ولی زندگی در قصر همینه.

319
00:21:06,840 --> 00:21:08,960
‫این دنیا همینقدر بی‌رحمه.

320
00:21:10,600 --> 00:21:11,920
‫همه‌جا همینه.

321
00:21:12,040 --> 00:21:14,640
‫التماس می‌کنم، خواهش می‌کنم کمکم کنین.

322
00:21:14,760 --> 00:21:17,000
‫بدون اینکه بفهمم زمان چطور می‌گذره
‫ساعت‌ها اونجا روی زانو افتاده بودم.

323
00:21:17,800 --> 00:21:19,440
‫فقط التماس می‌کردم مقداری هیزم بهم بدن

324
00:21:19,840 --> 00:21:21,480
‫تا بتونم جسد مادرم رو بسوزونم.

325
00:21:22,880 --> 00:21:24,080
‫اونطوری،

326
00:21:24,280 --> 00:21:27,120
‫می‌‌تونست به عنوان خاکستر
‫به زمین برگرده.

327
00:21:29,040 --> 00:21:30,280
‫امیدوار بودم که

328
00:21:30,840 --> 00:21:32,800
‫در زندگی بعدیش
‫یه جای گرم نصیبش بشه.

329
00:21:34,960 --> 00:21:36,440
‫بدون مادرم،

330
00:21:36,760 --> 00:21:38,800
‫زندگی در کاخ سرد سخت‌تر هم شد.

331
00:21:39,240 --> 00:21:41,720
‫هر روز که بیدار می‌شدم
‫باید کلی کار انجام می‌دادم.

332
00:21:42,240 --> 00:21:43,800
‫جدا از این،

333
00:21:44,440 --> 00:21:47,080
‫خدمتکارهای بی‌رحم هم اذیتم می‌کردن.

334
00:21:49,640 --> 00:21:52,000
‫ولی همیشه حرف مادرم یادم بود.

335
00:21:52,440 --> 00:21:54,040
‫خوب زندگی کن.

336
00:21:54,240 --> 00:21:56,320
‫از کاخ سرد جون سالم به در ببر.

337
00:21:57,560 --> 00:21:58,800
‫اون موقع،

338
00:21:59,320 --> 00:22:02,200
‫ولیعهد که داشت به قدرت می‌رسید
‫تنها امید من بود.

339
00:22:02,960 --> 00:22:06,440
‫منم هرکاری می‌تونستم کردم تا بهش نزدیک بشم،
‫سعی کنم رضایتش رو جلب کنم.

340
00:22:06,840 --> 00:22:09,560
‫اگه بتونی شلاق منو تحمل کنی،
‫می‌ذارم بمونی.

341
00:22:11,200 --> 00:22:12,640
‫جای زخم روی شانه‌ام

342
00:22:13,160 --> 00:22:14,630
‫به خاطر اون لحظه بود.

343
00:22:14,680 --> 00:22:16,240
‫تا وقتی که زنده می‌موندم،

344
00:22:18,880 --> 00:22:20,600
‫تا وقتی که می‌تونستم از کاخ سرد بیرون برم...

345
00:22:20,640 --> 00:22:22,160
‫عالیه!

346
00:22:23,320 --> 00:22:25,720
‫- قشنگ زدیش!
‫- حتی اگه باید سگ می‌شدم،

347
00:22:26,040 --> 00:22:27,480
‫انجامش می‌دادم.

348
00:22:31,400 --> 00:22:33,560
‫من شانسی به اینجا نرسیدم.

349
00:22:33,960 --> 00:22:35,360
‫حساب‌ شده‌ست.

350
00:22:35,720 --> 00:22:37,400
‫با فهمیدن انگیزه‎‌های همه.

351
00:22:37,600 --> 00:22:39,320
‫عواقب هر کارم رو قدم به قدم حساب می‌کردم.

352
00:22:39,760 --> 00:22:42,520
‫من از کاخ سرد فرار نکردم
‫که یه جای دیگه بمیرم.

353
00:22:42,680 --> 00:22:44,160
‫می‌خوام زندگی کنم.

354
00:22:44,480 --> 00:22:46,080
‫و دلم می‌خواد بهترین زندگی ممکن رو داشته باشم.

355
00:22:47,960 --> 00:22:49,880
‫معلومه که می‌خوام ولیعهد رو زمین بزنم.

356
00:22:50,600 --> 00:22:51,960
‫ولی قبلش،

357
00:22:52,080 --> 00:22:54,000
‫برنده باید من باشم.

358
00:22:54,360 --> 00:22:56,520
‫اونی که آخرش سر پا می‌مونه باید من باشم.

359
00:22:57,120 --> 00:22:58,440
‫فقط با زنده موندن

360
00:22:58,640 --> 00:23:00,160
‫می‌تونم شانس برنده شدن رو داشته باشم.

361
00:23:01,160 --> 00:23:02,400
‫درسته؟

362
00:23:06,440 --> 00:23:08,200
‫اعلی‌حضرت احمق نیست.

363
00:23:08,680 --> 00:23:09,960
‫اون همه‌چیز رو می‌دونه.

364
00:23:10,080 --> 00:23:11,560
‫تو رو فرستاد تحقیق کنی

365
00:23:11,680 --> 00:23:13,600
‫که فقط ولیعهد رو تحت فشار قرار بده

366
00:23:13,720 --> 00:23:15,000
‫و تعادل دربار رو حفظ کنه.

367
00:23:15,160 --> 00:23:16,920
‫من، تو...

368
00:23:17,040 --> 00:23:18,400
‫و حتی ولیعهد

369
00:23:18,840 --> 00:23:20,800
‫فقط مهره‌هایی هستیم که اون برای حفظ تعادل مملکت بازی‌شون میده.

370
00:23:20,960 --> 00:23:22,680
‫در خصوص 500 هزار بوشل غلات هم...

371
00:23:22,960 --> 00:23:25,440
‫اونا تازه بخش کوچیکی از ذخایر ولیعهده.

372
00:23:26,520 --> 00:23:28,760
‫دلیل اصلی‌ای که داره غلات احتکار می‌کنه

373
00:23:29,240 --> 00:23:30,600
‫برای اینکه که ارتشی بسازه.

374
00:23:34,880 --> 00:23:36,920
‫اون وارثه، چه نیازی به ارتش داره؟

375
00:23:37,480 --> 00:23:40,160
‫یعنی ممکنه که اعلی‌حضرت
‫نظرش رو عوض کرده باشه؟

376
00:23:42,760 --> 00:23:44,680
‫اعلی‌حضرت هنوز پشت ولیعهد رو خالی نکرده.

377
00:23:45,080 --> 00:23:46,590
‫ولی چشم دیدن خاندان‌های اشرافی رو هم نداره.

378
00:23:46,640 --> 00:23:48,680
‫پیوند ولیعهد با خاندان‌های اشرافی خیلی محکمه.

379
00:23:48,960 --> 00:23:51,920
‫پس اگه می‌خواد ولیعهد رو عزل کنه،
‫تنها راهش اینه که

380
00:23:53,640 --> 00:23:55,080
‫مجبورش کنه دست به شورش بزنه.

381
00:23:58,960 --> 00:24:01,160
‫ما فقط مقابل ولیعهد قرار نگرفتیم.

382
00:24:01,520 --> 00:24:03,760
‫با هیولایی عظیم و پیچیده مواجه هستیم.

383
00:24:03,840 --> 00:24:05,920
‫یه حرکت اشتباه ازمون سر بزنه
‫همه‌چیز رو باختیم.

384
00:24:06,680 --> 00:24:08,160
‫متوجهی؟

385
00:24:08,360 --> 00:24:09,600
‫متوجهم.

386
00:24:10,840 --> 00:24:12,720
‫پس اقدام بعدیت چیه؟

387
00:24:14,960 --> 00:24:16,800
‫الان که پدرم خیلی خشمگینه،

388
00:24:17,120 --> 00:24:19,800
‫احتمالا عنوانم رو از دست میدم
‫و مجازات می‌شم.

389
00:24:21,320 --> 00:24:23,680
‫ولی تا زمانی که تو و له‌شنگ
‫هنوز توی دربار هستین،

390
00:24:24,160 --> 00:24:25,480
‫هنوزم شانسی داریم.

391
00:24:25,640 --> 00:24:26,920
‫شکست نخوردیم.

392
00:24:33,040 --> 00:24:34,760
‫[قصر شرقی]

393
00:24:35,480 --> 00:24:37,120
‫تو ژائو یانگ رو فرستادی زندان.

394
00:24:38,720 --> 00:24:42,400
‫می‌خوای کل 500 هزار بوشل غلات رو
‫بندازی گردن اون؟

395
00:24:42,520 --> 00:24:44,760
‫این وظیفه اون در قصر شرقیه.

396
00:24:45,080 --> 00:24:46,680
‫ناظر چای مرده.

397
00:24:47,080 --> 00:24:48,680
‫ولی شن شیائو ول کن نیست.

398
00:24:49,600 --> 00:24:52,120
‫هیچ‌کس برای سپربلا شدن
‫مناسب‌تر از اون نیست.

399
00:24:53,120 --> 00:24:54,640
‫خودتم اینو خوب می‌دونی.

400
00:24:54,840 --> 00:24:56,520
‫- سرورم.
‫- کافیه.

401
00:24:57,600 --> 00:24:59,920
‫زندان رفتن ژائو یانگ تازه شروعشه.

402
00:25:00,760 --> 00:25:02,160
‫این آتش...

403
00:25:03,840 --> 00:25:06,120
‫باید از این هم شعله‌ورتر بشه.

404
00:25:09,400 --> 00:25:10,920
‫منظورت چیه؟

405
00:25:11,160 --> 00:25:13,160
‫اگه ژائو یانگ در زندان بمیره

406
00:25:14,000 --> 00:25:15,800
‫و در آخرین حرفاش...

407
00:25:16,440 --> 00:25:18,480
‫شن شیائو رو به کشتنش متهم کنه...

408
00:25:19,480 --> 00:25:22,000
‫یه نخبه رعیت‌زاده که یه شاهدخت رو می‌کشه.

409
00:25:22,240 --> 00:25:23,520
‫عجب پایان بی‌نقصی.

410
00:25:23,600 --> 00:25:24,840
‫می‌خواین بکشیش؟

411
00:25:25,160 --> 00:25:28,240
‫اون سال‌ها بهت خدمت کرد!
‫چطور می‌تونی چنین کاری کنی، سرورم؟

412
00:25:28,360 --> 00:25:29,840
‫سزاوارش نیست.

413
00:25:30,280 --> 00:25:32,760
‫ولی یه رعیت بی‌همه‌چیز فکر کرده
‫که می‌تونه منو زمین بزنه.

414
00:25:33,120 --> 00:25:34,440
‫این اجازه رو نمیدم.

415
00:25:34,520 --> 00:25:36,920
‫سرورم.
‫خطر این کار خیلی بالاست.

416
00:25:37,840 --> 00:25:40,360
‫اگه شاهدخت بمیره،
‫اعلی‌حضرت قطعا دستور پیگیری میده.

417
00:25:40,400 --> 00:25:43,320
‫پس قبل از اینکه پدر پیگیر بشه
‫باید فکر همه‌جاش رو بکنیم.

418
00:25:49,880 --> 00:25:51,200
‫سوی جین ‌ژی.

419
00:25:51,920 --> 00:25:55,000
‫خاندان سوی پیوند دیرینه‌ای با قصر شرقی داره.

420
00:25:56,480 --> 00:25:58,120
‫تو می‌خوای...

421
00:25:58,800 --> 00:26:02,000
‫یک قرن میراث خاندانت رو
‫به خاطر یه زن فدا کنی؟

422
00:26:03,360 --> 00:26:05,680
‫دلسوزی بی‌فایده‌ات رو واسه خودت نگه دار.

423
00:26:06,080 --> 00:26:07,600
‫بعد از امشب،

424
00:26:08,680 --> 00:26:10,560
‫دیگه ژائو یانگ دیار فانی رو وداع میگه.

425
00:26:18,120 --> 00:26:19,360
‫متوجهم،

426
00:26:20,920 --> 00:26:22,160
‫سرورم.

427
00:26:39,840 --> 00:26:43,320
‫[زندان وزارت دادگستری]

428
00:26:44,320 --> 00:26:49,280
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

429
00:26:51,280 --> 00:27:01,280
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M