1
00:00:05,000 --> 00:00:11,336
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:11,386 --> 00:00:15,265
‫مارتی. مارتی، منم.
‫می دونم اون جایی.

3
00:00:15,348 --> 00:00:16,433
‫لطفاً بیا بیرون.

4
00:00:16,516 --> 00:00:18,017
‫نه. دلم درد می کنه.

5
00:00:18,101 --> 00:00:20,937
‫خب، هر کار داری می کنی رو
‫تموم کن و بیا برگردیم تو.

6
00:00:21,020 --> 00:00:22,731
‫- از هورا جا موندی.
‫- برام مهم نیست.

7
00:00:22,814 --> 00:00:24,733
‫اون جا زیادی آدم هست.
‫همه هم من رو نگاه می کنن.

8
00:00:28,862 --> 00:00:30,739
‫تپه کادوها رو ندیدی؟

9
00:00:31,865 --> 00:00:34,743
‫اگه یه ساعت آینده رو پشت سر بذاری،
‫می تونی لوازم تحریر فروشی راه بندازی.

10
00:00:34,826 --> 00:00:38,163
‫چطوره شمع ها رو روشن کنیم،
‫یه کوچولو کیک بخوریم،

11
00:00:38,246 --> 00:00:40,373
‫با مامان بزرگ فلو پایکوبی کنیم
‫و از این جا بزنیم بیرون؟

12
00:00:40,457 --> 00:00:43,585
‫تمام مدت باهاتم.
‫قول میدم.

13
00:00:54,304 --> 00:00:56,222
‫عالیه. میشه بیای این جا؟
‫بیا ببینم.

14
00:00:58,641 --> 00:01:00,059
‫خیلی خوب. همگی لبخند بزنین.

15
00:01:03,062 --> 00:01:06,983
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

16
00:01:17,368 --> 00:01:19,245
‫جوئل، آدامس بادکنکی.

17
00:01:19,329 --> 00:01:22,207
‫قبل از این که بری داخل داشتیش
‫یا زیر صندلی پیداش کردی؟

18
00:01:22,290 --> 00:01:23,291
‫- بی خیال، جوئل.
‫- سلام، مامانی!

19
00:01:23,374 --> 00:01:25,335
‫- سلام، مامان.
‫- سلام، بچه ها.

20
00:01:25,418 --> 00:01:26,794
‫- فیلم چطور بود؟
‫- خیلی خوب بود.

21
00:01:26,878 --> 00:01:29,547
‫آقاهه لباس خانما رو تن کرد
‫و با یه آقای دیگه رفت بیرون.

22
00:01:29,631 --> 00:01:31,174
‫- اوه، چه عالی!
‫- باحال بود.

23
00:01:31,257 --> 00:01:32,759
‫- خیلی باحاله، آره.
‫- آره.

24
00:01:32,842 --> 00:01:33,843
‫بعد از ظهرت چطور بود؟

25
00:01:33,927 --> 00:01:36,221
‫رفتم مرکز شهر، واسه پارکینگ
‫جریمه شدم.

26
00:01:36,304 --> 00:01:39,516
‫20 دقیقه با پلیس ترافیک
‫بحث کردم. عینهو بهشت بود.

27
00:01:39,599 --> 00:01:42,060
‫مکالمه بی مزاحمت
‫با یه آدم بزرگ.

28
00:01:42,143 --> 00:01:43,645
‫معرکه بود.

29
00:01:44,312 --> 00:01:46,022
‫خیلی خوب. ببین، من باید برم.

30
00:01:46,606 --> 00:01:47,440
‫ناهار خورده ن؟

31
00:01:47,523 --> 00:01:49,359
‫پس چی! اسنو-کپ و عناب!
‫(برند شکلات سازی)

32
00:01:49,442 --> 00:01:50,526
‫- مارتی!
‫- باید برم.

33
00:01:51,110 --> 00:01:54,239
‫صبر کن. تولدت.
‫باید یه برنامه ای بریزیم.

34
00:01:54,322 --> 00:01:57,659
‫- نه. می دونی از شلوغی خوشم نمیاد.
‫- خب، لازم نیست مفصل باشه.

35
00:01:57,742 --> 00:01:59,953
‫زودتر بیا که بچه ها بتونن توش باشن.

36
00:02:00,036 --> 00:02:01,871
‫یه کم بره کباب می کنم.

37
00:02:01,955 --> 00:02:03,665
‫آژیر آتیش سوزی فعال میشه.

38
00:02:04,624 --> 00:02:07,669
‫قول میدم کاری کنم
‫که هیچ کس لذت نبره.

39
00:02:07,752 --> 00:02:10,213
‫- باشه؟
‫- به نظر عالی میاد. باشه، خودم رو می رسونم.

40
00:02:10,296 --> 00:02:12,715
‫هی، اصلاً کجا داری میری؟

41
00:02:12,799 --> 00:02:14,425
‫- نه. نه، نه، نه.
‫- نه؟

42
00:02:14,509 --> 00:02:16,970
‫نه. میرم دیدن دکتر هرشکوف.

43
00:02:17,679 --> 00:02:19,722
‫- دوباره؟
‫- آره.

44
00:02:21,140 --> 00:02:24,477
‫مارتی، این...
‫خیلی خوشحالم.

45
00:02:24,560 --> 00:02:25,561
‫داره جواب میده؟

46
00:02:25,645 --> 00:02:27,146
‫- فکر کنم. مطمئن نیستم.
‫- خیلی خوب.

47
00:02:27,230 --> 00:02:29,857
‫یعنی...اون می خواد
‫از احساساتم صحبت کنم،

48
00:02:29,941 --> 00:02:31,651
‫اما احساس اصلیم
‫اینه که دلم نمی خواد!

49
00:02:31,734 --> 00:02:32,986
‫مارتی.

50
00:02:34,320 --> 00:02:35,321
‫خودت رو ببین!

51
00:02:35,905 --> 00:02:37,824
‫فقط از چیزی که نگرانت می کنه صحبت کن.

52
00:02:37,907 --> 00:02:38,908
‫- خب؟
‫- باشه.

53
00:02:39,033 --> 00:02:40,994
‫- من باید برم. خداحافظ، بچه ها!
‫- دوستت دارم. بهت افتخار می کنم.

54
00:02:41,077 --> 00:02:42,078
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ، دایی مارتی.

55
00:02:42,161 --> 00:02:43,913
‫بین ما، فیلیس همیشه
‫بچه قویه بوده،

56
00:02:43,997 --> 00:02:46,708
‫اما سالی که گذشت...
‫یعنی...

57
00:02:46,791 --> 00:02:48,251
‫واقعاً خیلی سختی کشیده.

58
00:02:48,334 --> 00:02:51,254
‫مرگ بابام خیلی براش سخت بود و بعد...

59
00:02:52,672 --> 00:02:55,758
‫داره طلاق می گیره.
‫دلم براش می سوزه.

60
00:02:55,842 --> 00:02:56,926
‫منم همین طور،

61
00:02:57,677 --> 00:02:59,095
‫اما این جلسه اون نیست.

62
00:03:00,304 --> 00:03:01,305
‫جلسه توئه.

63
00:03:03,516 --> 00:03:06,019
‫ببخشید. هنوز عادت نکرده م.

64
00:03:07,895 --> 00:03:09,355
‫راستی، واقعاً عاشق پیراهنتم.

65
00:03:10,023 --> 00:03:11,649
‫رالف لورنه؟

66
00:03:12,275 --> 00:03:13,943
‫لیفشیتز. فامیلی واقعیش اینه.

67
00:03:14,027 --> 00:03:15,194
‫رالف لیفشیتز.

68
00:03:15,278 --> 00:03:17,697
‫نه بابا! اصلاً نمی دونستم!

69
00:03:17,780 --> 00:03:19,490
‫باهاش آشنائم.

70
00:03:19,574 --> 00:03:23,953
‫تو یکی از مراسم های یو جی ای باهاش
‫یه عکس گرفتم. مرد خیلی خوبیه. کارهاش جاودانه ن.

71
00:03:24,037 --> 00:03:25,288
‫واقعاً همین طوره.

72
00:03:25,371 --> 00:03:30,334
‫ولی مارتی...تو باز هم استادانه
‫بحث رو عوض کردی.

73
00:03:30,835 --> 00:03:31,669
‫حالا بجنب.

74
00:03:32,295 --> 00:03:33,463
‫بچسب به بحث.

75
00:03:33,546 --> 00:03:36,841
‫کنجکاوم، مرگ پدرت
‫چه تأثیری روی تو گذاشت؟

76
00:03:36,924 --> 00:03:37,925
‫من؟

77
00:03:39,010 --> 00:03:40,845
‫منظورم اینه که...
‫من خوبم.

78
00:03:40,928 --> 00:03:41,929
‫خوب؟

79
00:03:42,930 --> 00:03:44,766
‫تو بابات رو از دست دادی، مارتی.

80
00:03:44,849 --> 00:03:47,727
‫کاملاً حق داری که حس خوبی
‫نسبت بهش نداشته باشی.

81
00:03:47,810 --> 00:03:48,811
‫آره.

82
00:03:51,105 --> 00:03:52,815
‫به گمونم چندان هم خوب نیستم.

83
00:03:53,900 --> 00:03:59,572
‫می دونی اگه به خودت اجازه بدی
‫یه حسی رو احساس کنی و اسم روش بذاری،

84
00:04:00,072 --> 00:04:04,076
‫چه رهایی و قدرتی می تونه بهت بده؟

85
00:04:11,501 --> 00:04:12,627
‫دلم براش تنگ شده.

86
00:04:12,710 --> 00:04:13,878
‫البته که شده.

87
00:04:14,420 --> 00:04:18,508
‫وقتی به این فکر می کنم
‫که از دنیا رفته، احساسِ...

88
00:04:20,343 --> 00:04:21,344
‫...خوبی نداره.

89
00:04:21,427 --> 00:04:24,138
‫درد کشیدن خجالت نداره، مارتی.

90
00:04:25,389 --> 00:04:26,849
‫چرا دلت براش تنگ میشه؟

91
00:04:30,394 --> 00:04:31,521
‫اون بابام بود.

92
00:04:32,146 --> 00:04:33,814
‫و این به این معنیه
‫که تو بچه ش بودی...

93
00:04:35,149 --> 00:04:36,776
‫...و بچه بودن حس خوبیه.

94
00:04:37,276 --> 00:04:38,694
‫آدم مجبور نیست
‫مسئولیت پذیر باشه...

95
00:04:39,570 --> 00:04:41,322
‫- ...یا تصمیمی بگیره،
‫- آره.

96
00:04:42,365 --> 00:04:45,368
‫اما حالا وقتشه که مرد باشی
‫و این چیز ترسناکیه.

97
00:04:46,994 --> 00:04:47,995
‫آره.

98
00:04:48,955 --> 00:04:53,292
‫به خاطر اینه که پدرهامون الگویی
‫برای مرد بودن واسه مون فراهم می کنن.

99
00:04:53,960 --> 00:04:55,294
‫وقتی از دست میدیمشون،

100
00:04:56,587 --> 00:05:01,676
‫حس می کنیم نمونه مردانگی رو
‫در کنارشون از دست میدیم.

101
00:05:03,094 --> 00:05:06,430
‫بله. آره، دقیقاً همین طوره. خودشه.

102
00:05:06,514 --> 00:05:07,890
‫بیشتر برام تعریفش رو بکن.

103
00:05:10,101 --> 00:05:13,813
‫خب، آره. به گمونم
‫حالا که از دنیا رفته،

104
00:05:13,896 --> 00:05:19,110
‫حس می کنم...می دونی،
‫چشم همه به منه که جاش رو بگیرم،

105
00:05:19,193 --> 00:05:20,194
‫اما...

106
00:05:20,278 --> 00:05:23,197
‫اما می ترسی هنوز
‫به چشممشون پسربچه باشی،

107
00:05:23,281 --> 00:05:25,533
‫چون خودت هم هنوز
‫همین طوری خودت رو می بینی.

108
00:05:34,625 --> 00:05:38,838
‫تصور می کنم همین الان کاری رو
‫کردی که ما روان شناس ها بهش میگیم «پیشرفت».

109
00:05:41,424 --> 00:05:42,842
‫خدایا.

110
00:05:46,429 --> 00:05:47,805
‫و وقتمون تموم شد.

111
00:05:49,682 --> 00:05:52,893
‫بدم میاد که جلسه رو همون موقع
‫که داریم به نتیجه می رسیم تموم کنم،

112
00:05:53,728 --> 00:05:55,354
‫اما دکتر جون هم باید غذا بخوره.

113
00:05:58,441 --> 00:05:59,942
‫می دونی...

114
00:06:00,026 --> 00:06:02,361
‫من معمولاً میرم حاضری فروشی
‫و یه لقمه می زنم،

115
00:06:02,445 --> 00:06:06,824
‫اما اگه دوست داری بیای
‫که بحث رو تموم کنیم...

116
00:06:07,700 --> 00:06:08,909
‫ایرادی نداره.

117
00:06:09,535 --> 00:06:10,703
‫- واقعاً؟
‫- آره.

118
00:06:10,786 --> 00:06:12,705
‫من...آره، باید برای وقت اضافه
‫ازت هزینه ش رو بگیرم،

119
00:06:12,788 --> 00:06:14,498
‫- اما مشکلی نیست.
‫- نه، نه، نه، نه.

120
00:06:14,582 --> 00:06:15,958
‫ایرادی نداره.

121
00:06:16,042 --> 00:06:18,878
‫تا وقتی خودت مشکلی نداشته باشی،
‫من راضیم.

122
00:06:20,087 --> 00:06:20,496
[بوفه کره ای و ساندویچ]

123
00:06:20,546 --> 00:06:22,381
‫- پس تقریباً 40 سالته.
‫- آره.

124
00:06:23,299 --> 00:06:26,927
‫- واسه تولدت می خوای چی کار کنی؟
‫- مثل فیلیس حرف می زنی.

125
00:06:27,636 --> 00:06:29,847
‫هیچ کار.
‫من از مهمونی خوشم نمیاد.

126
00:06:29,930 --> 00:06:31,098
‫اهلش نیستم.

127
00:06:31,849 --> 00:06:33,350
‫خب، حتماً بر میتصوا گرفتی دیگه؟

128
00:06:33,434 --> 00:06:35,352
‫آره، اما از بیشترش جا موندم.

129
00:06:35,978 --> 00:06:39,356
‫تو دستشویی بودم.
‫مشکل گوارشی دارم.

130
00:06:39,440 --> 00:06:41,692
‫گاهی وقت ها دل و روده م
‫مثل سیم تلفن به هم...

131
00:06:41,776 --> 00:06:43,527
‫- ...گره می خورن.
‫- که این طور.

132
00:06:43,611 --> 00:06:46,072
‫حتی از هورا هم جا موندم.
‫روز وحشتناکی بود.

133
00:06:46,989 --> 00:06:48,991
سلام!

134
00:06:49,241 --> 00:06:50,076
سلام، دکتر!

135
00:06:50,910 --> 00:06:52,661
‫مرغش رو امتحان کن.
‫بهترین غذاشه.

136
00:06:53,746 --> 00:06:56,207
‫به نظر تُند میاد.
‫معده م!

137
00:06:56,290 --> 00:06:57,583
‫از دستت میره، مارتی!

138
00:06:58,417 --> 00:06:59,627
‫اما خب...

139
00:06:59,710 --> 00:07:02,296
‫حدس می زنم خیلی چیزها
‫از دستت میره، مگه نه؟

140
00:07:02,379 --> 00:07:05,216
‫فکر می کنی هدف زندگی
‫اجتناب از آسیب دیدنه؟

141
00:07:06,050 --> 00:07:08,427
‫هدف زندگی
‫زندگی کردنه.

142
00:07:09,136 --> 00:07:11,806
‫آسیب دیدن فقط هزینه ورودیشه، دوست من.

143
00:07:13,098 --> 00:07:14,975
‫خب، چی می خوای؟

144
00:07:16,977 --> 00:07:17,812
‫خیلی خوب.

145
00:07:18,521 --> 00:07:21,023
‫آره. من می خوام...

146
00:07:21,524 --> 00:07:28,030
‫صادقانه تقاضا می کنم
‫که شما برای من...بله.

147
00:07:28,113 --> 00:07:32,117
‫آره. بکنیدش ساندویچ بوقلمون با نون سفید.

148
00:07:32,201 --> 00:07:35,329
‫خشک، با یه برگ کاهو.

149
00:07:35,412 --> 00:07:37,414
‫نه. نه، نه، نه.
‫نه، نه، نه. بذارین...

150
00:07:37,498 --> 00:07:40,876
‫رُست بیف چطوره؟ شاید
‫رُست بیف با نون زمل؟

151
00:07:41,752 --> 00:07:42,795
‫نظر تو چیه؟

152
00:07:42,878 --> 00:07:44,713
‫فکر کنم باید مسئولیت قبول کنی...

153
00:07:44,797 --> 00:07:46,257
‫...و تصمیم بگیری.

154
00:07:46,340 --> 00:07:48,300
‫یه ساندویچ انتخاب کن، خب؟

155
00:07:48,384 --> 00:07:49,927
‫یالا. فقط هر چی
‫نوک زبونته بگو.

156
00:07:50,427 --> 00:07:53,597
‫انتخاب کن. چیه؟ هر چی.

157
00:07:54,139 --> 00:07:55,516
‫- فکر نکن.
‫- بوقلمون!

158
00:07:55,599 --> 00:07:57,184
‫خودشه. این هم از این. والسلام.

159
00:07:57,268 --> 00:07:58,894
‫ساندویچ بوقلمون،
‫خشک و خالی!

160
00:07:59,728 --> 00:08:03,857
‫مارتی، برام روشنه
‫که به عنوان پسر یکی یه دونه،

161
00:08:04,650 --> 00:08:07,236
‫تو رو لوس کرده ن.
‫مجبور نبودی بزرگ شی.

162
00:08:07,820 --> 00:08:08,821
‫همین جلوت رو گرفته.

163
00:08:10,823 --> 00:08:14,326
‫حق با توئه.
‫کاملاً حق با توئه.

164
00:08:14,410 --> 00:08:17,580
‫اما دیگه نمیشه.
‫حاکم زندگیت شو.

165
00:08:19,456 --> 00:08:22,167
‫به خودت و کارمندات
‫نشون بده کی رئیسه.

166
00:08:23,294 --> 00:08:25,337
‫فرمانروای قلمروی خودت باش.

167
00:08:30,634 --> 00:08:31,844
‫به چی نگاه می کنی؟

168
00:08:34,221 --> 00:08:35,681
‫یه بیمار جدید دارم.

169
00:08:35,764 --> 00:08:39,226
‫امروز من رو یاد چیزی انداخت
‫که خیلی وقت بود بهش فکر نکرده بودم.

170
00:08:41,270 --> 00:08:43,188
‫- این پسر رو ببین.
‫- اُه، خدای من.

171
00:08:43,272 --> 00:08:46,400
‫بر میتصوای توئه؟
‫چه قدر بانمک بودی!

172
00:08:46,900 --> 00:08:47,901
‫بانمک؟

173
00:08:48,861 --> 00:08:50,404
‫ببین چه فلک زده م.

174
00:08:50,487 --> 00:08:53,407
‫- اون کت شلوار ارزون...
‫- کراوات گیره ایه؟

175
00:08:55,534 --> 00:08:56,952
‫همه که خانواده پولدار ندارن!

176
00:08:57,453 --> 00:09:00,456
‫حرفم این نبود. فقط یادم رفت
‫اینا وجود دارن.

177
00:09:00,539 --> 00:09:05,461
‫می خواستم یه چیز اساسی باشه،
‫یه مناسبت بزرگ.

178
00:09:06,253 --> 00:09:07,254
‫این طور نبود.

179
00:09:08,839 --> 00:09:10,215
‫حتی مهمونی هم برام نگرفتن.

180
00:09:11,050 --> 00:09:12,926
‫این عکس ها رو
‫از کجا پیدا کردی؟

181
00:09:13,886 --> 00:09:15,679
‫از تو کمد پذیرایی
‫کشیدمشون بیرون.

182
00:09:17,264 --> 00:09:21,643
‫فکر کنم مدت هاست
‫بهشون نگاه نکرده م.

183
00:09:22,269 --> 00:09:23,896
‫من که فکر می کنم
‫به نظر ملوس میای.

184
00:09:24,938 --> 00:09:25,939
‫بس کن.

185
00:09:26,440 --> 00:09:29,068
‫ضمناً متأسفم که مامان بابات
‫کاری نکردن که حس کنی خاصی.

186
00:09:30,778 --> 00:09:31,779
‫عیبی نداره.

187
00:09:33,030 --> 00:09:34,239
‫وسعشون نمی رسید...

188
00:09:35,449 --> 00:09:37,743
‫...و راستیتش، نمی دونستن چطوری.

189
00:10:03,060 --> 00:10:04,228
‫لباس جدیدش رو نگاه!

190
00:10:05,729 --> 00:10:09,566
‫اُه، آره. لیفشیتزه.

191
00:10:09,650 --> 00:10:12,361
‫- اسم واقعیش اینه.
‫- خیلی خفنه.

192
00:10:12,444 --> 00:10:14,530
‫میشه همه جمع شین؟

193
00:10:15,781 --> 00:10:17,533
‫همین الان.
‫لطفاً؟

194
00:10:19,159 --> 00:10:22,871
‫وظیفه منه که شماها
‫که همکارم هستین رو...

195
00:10:23,539 --> 00:10:27,543
‫...به سمت نتایج موفقیت آمیز
‫در زمینه اهداف کاری هدایت کنم.

196
00:10:27,626 --> 00:10:28,836
‫برای همین،

197
00:10:28,919 --> 00:10:31,588
‫اینا قوانین پایه ای هستن
‫که دارم تصویب می کنم...

198
00:10:31,672 --> 00:10:35,467
‫...که به کل تیم کمک می کنه
‫بهترین عملکرد رو...

199
00:10:36,635 --> 00:10:37,636
‫...داشته باشن.

200
00:10:40,180 --> 00:10:42,891
‫کار سر ساعت 9 شروع میشه.

201
00:10:43,725 --> 00:10:44,726
‫آره. عالیه.

202
00:10:48,772 --> 00:10:50,983
‫دیگه ازدحام دور دستگاه کپی نداریم...

203
00:10:51,066 --> 00:10:53,151
‫...که از اتفاقات فالکون کرست حرف بزنین.

204
00:10:55,070 --> 00:10:59,950
‫ناهار 36 دقیقه ست.
‫ببخشید، 30 دقیقه.

205
00:11:00,033 --> 00:11:04,997
‫صفرم شبیه ششه،
‫برای همین اشتباه خوندم.

206
00:11:05,080 --> 00:11:08,250
‫- معذرت می خوام. خونه بازار شام بود.
‫- سلام، فیلیس. صبح بخیر.

207
00:11:10,127 --> 00:11:11,587
‫نمی دونستم
‫جلسه کادری داریم.

208
00:11:12,504 --> 00:11:13,964
‫فرقی هم می کرد؟

209
00:11:14,047 --> 00:11:15,257
‫معذرت می خوام؟

210
00:11:15,340 --> 00:11:17,342
‫نباید صرف نظر از همه چیز
‫سر موقع بیای؟

211
00:11:20,220 --> 00:11:21,638
‫خب، اگه حتماً باید بدونی،

212
00:11:22,472 --> 00:11:25,559
‫جوئل امروز صبح
‫موهاش رو با موبر شست.

213
00:11:25,642 --> 00:11:28,478
‫برای همین هم بچه هشت ساله م
‫شبیه تلی ساوالاس کوفتی شده.

214
00:11:28,562 --> 00:11:31,273
‫برای همین هم لطفاً سر نیم ساعت
‫به من پیله نکن، خیلی ممنون.

215
00:11:31,773 --> 00:11:33,734
‫چی رفته تو جلدش؟
‫خداوندا.

216
00:11:36,111 --> 00:11:37,779
‫سالی که نکوست
‫از بهارش پیداست.

217
00:11:37,863 --> 00:11:39,197
‫- خدایا.
‫- منتظریم، فیلیس.

218
00:11:39,281 --> 00:11:41,158
‫فقط دارم کیفم رو می ذارم زمین،
‫خیلی ممنون.

219
00:11:41,241 --> 00:11:43,410
‫- به محض این که صندلی پیدا کنه.
‫- یه کم درک داشته باش، مارتی.

220
00:11:44,119 --> 00:11:45,120
‫پسرم کچله.

221
00:11:45,203 --> 00:11:48,206
‫شاید باید یه چیزایی رو تو کابینت
‫دور از دست بچه نگه داری!

222
00:11:48,290 --> 00:11:50,709
‫- بهم امون بده، مارتی.
‫- منتظرتیم، فیلیس.

223
00:11:55,672 --> 00:11:57,591
‫- دیشب فالکون کرست رو دیدی؟
‫- من...

224
00:11:57,674 --> 00:11:58,842
‫- الان منفجر میشم.
‫- فیلیس!

225
00:11:58,925 --> 00:12:00,385
‫- خیلی تکان دهنده...
‫- من...

226
00:12:02,012 --> 00:12:05,223
‫مجبورم یه کم بهت
‫پیله کنم، خب؟

227
00:12:05,891 --> 00:12:08,268
‫دارم سعی می کنم
‫قوانین رو توضیح بدم.

228
00:12:08,894 --> 00:12:10,520
‫خیلی خوب.
‫باشه.

229
00:12:11,355 --> 00:12:12,647
‫لطفاً.

230
00:12:14,566 --> 00:12:17,069
‫مهم ترین قانون...

231
00:12:18,403 --> 00:12:19,404
‫معذرت می خوام.

232
00:12:19,988 --> 00:12:23,658
‫مهم ترین قانون اینه
‫که سر کار، ما...

233
00:12:24,868 --> 00:12:25,869
‫ما...

234
00:12:27,662 --> 00:12:29,039
‫سر کار ما کار می کنیم.

235
00:12:29,122 --> 00:12:32,584
‫باشه؟ پس این یعنی
‫صحبت خصوصی نداریم.

236
00:12:32,667 --> 00:12:34,086
‫ضمناً پچ پچ پشت تلفن هم نداریم.

237
00:12:34,169 --> 00:12:37,714
‫مارتی، مارتی.
‫دکتر هرشکوف پشت خطه.

238
00:12:38,256 --> 00:12:39,424
‫واقعاً؟

239
00:12:39,966 --> 00:12:44,054
‫خیلی خوب. می دونی،
‫از نظر فنی این...

240
00:12:44,137 --> 00:12:45,847
‫به نظرم مربوط به کاره، بنابراین...

241
00:12:45,931 --> 00:12:47,724
‫گفت کار خصوصی داره.

242
00:12:47,808 --> 00:12:51,603
‫خب، بهتره ازش بخوای
‫بعداً بهت زنگ بزنه.

243
00:12:51,686 --> 00:12:53,688
‫درسته. باشه.

244
00:12:53,772 --> 00:12:57,567
‫همین یه بار، به عنوان
‫امتیاز شخصی...

245
00:12:57,651 --> 00:13:01,196
‫...من از کلیه محدودیت های مذکور
‫معاف هستم،

246
00:13:01,279 --> 00:13:05,492
‫چون از نظر فنی،
‫این قوانین تا پایان جلسه...

247
00:13:06,076 --> 00:13:08,453
‫...تصویب نمیشن.

248
00:13:08,537 --> 00:13:11,498
‫پس، بنا به همین،
‫ختم جلسه.

249
00:13:11,581 --> 00:13:14,209
‫نه. جلسه متوقف شد.

250
00:13:21,508 --> 00:13:22,884
‫کیش و مات.

251
00:13:24,386 --> 00:13:25,387
‫لیروی.

252
00:13:25,470 --> 00:13:28,056
‫هیچ وقت سرباز رو
‫دست کم نگیر، پسر.

253
00:13:30,016 --> 00:13:31,434
‫ایناهاش! سلام!

254
00:13:31,518 --> 00:13:33,895
‫- هی، لیروی، میشه...مرسی.
‫- مشکلی نیست.

255
00:13:33,979 --> 00:13:34,980
‫بشین.

256
00:13:36,940 --> 00:13:37,941
‫حتماً.

257
00:13:38,984 --> 00:13:40,318
‫- ممنون که اومدی.
‫- آره.

258
00:13:40,819 --> 00:13:43,572
‫- امیدوارم مزاحم روزت نشده باشم.
‫- نه، نه، مشکلی نیست.

259
00:13:44,281 --> 00:13:45,407
‫اوضاع رو به راهه؟

260
00:13:45,490 --> 00:13:47,159
‫همه چیز عالیه.

261
00:13:48,577 --> 00:13:50,328
‫تو فکرت بودم، مارتی.

262
00:13:51,580 --> 00:13:53,039
‫تو فکر من بودی؟

263
00:13:53,123 --> 00:13:56,626
‫تولدت نزدیکه و برات
‫یه فکر هیجان انگیز کرده م.

264
00:13:56,710 --> 00:14:00,130
‫می خوای دست به کار شی
‫و یه مرد جدید بشی، درسته؟

265
00:14:00,213 --> 00:14:01,590
‫یه فصل جدید تو زندگیت شروع کنی، بله؟

266
00:14:02,757 --> 00:14:06,344
‫فکر می کنم باید این لحظه مهم رو
‫ثبت کنی.

267
00:14:06,887 --> 00:14:11,266
‫به نظرم باید برای بار دوم
‫بر میتصوا بگیری.

268
00:14:12,058 --> 00:14:13,602
‫- چی چی؟
‫- یه دنباله.

269
00:14:13,685 --> 00:14:15,312
‫یه بازی برگشت.

270
00:14:15,395 --> 00:14:16,771
‫راکی هم برگشت تو رینگ!

271
00:14:17,272 --> 00:14:18,732
‫تو هم برمی گردی رو صحنه.

272
00:14:20,025 --> 00:14:21,318
‫- مطمئن نیستم.
‫- ولی بهش فکر کن.

273
00:14:21,401 --> 00:14:23,069
‫ذهنت هنوز درگیر اولیه.

274
00:14:23,820 --> 00:14:25,697
‫یه بخشی از تو هنوز
‫با دل و روده به هم ریخته...

275
00:14:25,780 --> 00:14:27,490
‫...تو اون دستشویی گیر کرده.

276
00:14:27,574 --> 00:14:30,035
‫این می تونه یه فرصت دیگه باشه.

277
00:14:30,118 --> 00:14:32,996
‫دوباره انجامش بده.
‫بهترین راه برای جشن گرفتن 40 سالگیت.

278
00:14:35,206 --> 00:14:36,207
‫جالبه.

279
00:14:37,375 --> 00:14:38,627
‫- خوشت نیومد.
‫- چرا!

280
00:14:39,377 --> 00:14:42,297
‫بهش فکر کن. این می تونه
‫یه مناسک گذار حقیقی باشه.

281
00:14:42,964 --> 00:14:46,551
‫راهی برای اعلام کردن
‫این مرد جدید، این توی جدید.

282
00:14:46,635 --> 00:14:48,595
‫دارم بهت میگم،
‫عاشق این فکرم.

283
00:14:48,678 --> 00:14:50,889
‫نمی خوام به نظر
‫نمک نشناس بیام، اما...

284
00:14:52,015 --> 00:14:53,016
‫میشه بهش فکر کنم؟

285
00:14:53,808 --> 00:14:56,770
‫البته. خب، من که...
‫من که نمی خوام زورت کنم.

286
00:14:57,437 --> 00:14:58,271
‫دست خودته.

287
00:15:01,858 --> 00:15:03,068
‫من باید برم.

288
00:15:03,985 --> 00:15:05,070
‫سر جلسه می بینمت.

289
00:15:05,153 --> 00:15:06,655
‫روز خوبی داشته باشی، مارتی.

290
00:15:07,155 --> 00:15:08,948
‫ضمناً تصمیمت رو بهم بگو.

291
00:15:34,182 --> 00:15:36,685
‫- سلام. مرسی که گذاشتی بیام بالا.
‫- می دونستم میای.

292
00:15:36,768 --> 00:15:38,603
‫- ببخشید؟
‫- اصلاً به تو نمی خورد.

293
00:15:38,686 --> 00:15:39,771
‫چی داری میگی؟

294
00:15:39,854 --> 00:15:42,065
‫خب، می دونم اومدی
‫بابت امروز معذرت بخوای.

295
00:15:42,148 --> 00:15:43,149
‫واسه چی؟

296
00:15:43,233 --> 00:15:46,694
‫برای این که جلوی کل دفتر
‫این قدر باهام بی ادبی کردی.

297
00:15:46,778 --> 00:15:48,530
‫متأسفم که بی ادبی
‫برداشتش کردی،

298
00:15:48,613 --> 00:15:49,948
‫اما سعی دارم
‫اوضاع رو دست بگیرم.

299
00:15:50,031 --> 00:15:51,741
‫سعی دارم فرمانروای قلمروی خودم باشم.

300
00:15:51,825 --> 00:15:54,744
‫قلمروت؟ گرفتم.

301
00:15:55,453 --> 00:15:56,538
‫آره.

302
00:15:56,621 --> 00:16:00,959
‫پس به گمونم...تراپی
‫واقعاً داره جواب میده، ها؟

303
00:16:01,042 --> 00:16:03,586
‫- آره. واقعاً همین طوره.
‫- باشه.

304
00:16:03,670 --> 00:16:06,548
‫دکتر آیک هم یه فکری داشت.

305
00:16:06,631 --> 00:16:10,510
‫- اُه، حالا این شده اسمش؟ دکتر آیک؟
‫- آره.

306
00:16:10,593 --> 00:16:14,139
‫اولش، این فکر به نظر یه خرده
‫عجیب می زد، اما گوش بده.

307
00:16:14,973 --> 00:16:17,684
‫دکتر آیک فکر می کنه
‫برای تولد چهل سالگیم...

308
00:16:20,186 --> 00:16:21,688
‫باید بر میتصوا بگیرم.

309
00:16:25,316 --> 00:16:27,569
‫- قبلاً بر میتصوا گرفتی.
‫- درسته.

310
00:16:27,652 --> 00:16:29,112
‫برای بار دوم.

311
00:16:38,288 --> 00:16:40,206
‫مگه اولی چش بود؟

312
00:16:40,790 --> 00:16:42,333
‫روز وحشتناکی بود، یادت نیست؟

313
00:16:42,417 --> 00:16:44,252
‫قرائت هفت آرام رو
‫خراب کردم...

314
00:16:44,335 --> 00:16:46,629
‫...و...و...تو دستشویی قایم شدم.

315
00:16:46,713 --> 00:16:48,798
‫اما مامان و بابا
‫خیلی بهت افتخار می کردن.

316
00:16:48,882 --> 00:16:50,717
‫اونا...براشون خیلی ارزش داشت.

317
00:16:50,800 --> 00:16:52,677
‫می دونم، اما...

318
00:16:55,138 --> 00:16:56,514
‫خب...

319
00:16:58,808 --> 00:17:04,606
‫خب، این دکتر به نظر
‫یه کم غیرمعمول میاد، نه؟

320
00:17:04,689 --> 00:17:06,524
‫آره، به گمونم،

321
00:17:09,944 --> 00:17:13,907
‫اما قضیه اینه که خیلی اهمیت میده...

322
00:17:14,782 --> 00:17:16,951
‫...و هر چیزی که راجع بهم گفت
‫درست بود.

323
00:17:17,577 --> 00:17:18,953
‫یعنی واقعاً من رو می بینه!

324
00:17:19,037 --> 00:17:23,041
‫درکم می کنه
‫و تراپی جواب میده!

325
00:17:23,708 --> 00:17:26,544
‫می دونم همه ش حرف و احساسات
‫و این چیز میزاست،

326
00:17:26,628 --> 00:17:29,923
‫اما وقتی با صدای بلند می گیشون،
‫حق با اونه، به آدم قدرت میده.

327
00:17:30,006 --> 00:17:31,174
‫رهایی بخشه.

328
00:17:32,717 --> 00:17:33,760
‫راحتت می کنه.

329
00:17:33,843 --> 00:17:34,844
‫می دونی؟

330
00:17:34,928 --> 00:17:39,766
‫و دارم چیزایی رو حس می کنم
‫و انجام میدم که هیچ وقت...

331
00:17:42,185 --> 00:17:45,021
‫موضوع اینه که نصیحتش
‫به من از اول دقیق بوده...

332
00:17:45,104 --> 00:17:49,275
‫...و اگه فکر می کنه من باید
‫این کار رو بکنم، پس شاید باید بکنم!

333
00:17:49,859 --> 00:17:50,860
‫مارتی.

334
00:17:53,446 --> 00:17:55,615
‫خیلی برات خوشحالم.

335
00:17:57,033 --> 00:17:58,159
‫واقعاً میگم،

336
00:18:01,621 --> 00:18:02,747
‫اما تو...

337
00:18:03,623 --> 00:18:05,833
‫لازم نیست با عجله
‫کاری رو انجام بدی.

338
00:18:05,917 --> 00:18:07,293
‫چرا که نه؟
‫هیجان انگیزه!

339
00:18:07,377 --> 00:18:10,213
‫من براش آماده م.
‫واقعاً هستم. من...

340
00:18:10,296 --> 00:18:11,297
‫مارتی.

341
00:18:11,881 --> 00:18:14,550
‫مشکل 40 ساله شدنه؟

342
00:18:14,634 --> 00:18:15,843
‫نه.

343
00:18:15,927 --> 00:18:19,097
‫راه های دیگه ای هم
‫برای تا کردن با بحران میانسالی هست.

344
00:18:19,180 --> 00:18:21,516
‫مثلاً خرید کوروت، می دونی؟

345
00:18:21,599 --> 00:18:25,019
‫چه می دونم، برو ول بگرد.
‫من که قضاوت نمی کنم.

346
00:18:27,188 --> 00:18:28,481
‫حس خوبی دارم، فیلیس.

347
00:18:30,566 --> 00:18:31,859
‫برام خوشحال نیستی؟

348
00:18:31,943 --> 00:18:34,278
‫البته که هستم.

349
00:18:34,362 --> 00:18:37,490
‫خیلی وقته این قدر هوشیار نبوده م.

350
00:18:38,324 --> 00:18:39,325
‫به نظرم می تونه خوب باشه...

351
00:18:39,409 --> 00:18:41,411
‫...و با هم انجامش میدیم، می دونی؟

352
00:18:41,494 --> 00:18:42,578
‫به عنوان یه خانواده.

353
00:18:47,667 --> 00:18:51,879
‫ولی وقتی سیزده سالت بود،
‫یه بار خانوادگی...

354
00:18:52,463 --> 00:18:53,881
‫...انجامش دادیم.

355
00:18:54,632 --> 00:18:56,676
‫این بار فرق می کنه.

356
00:18:58,511 --> 00:19:00,054
‫این بار بهتر میشه.

357
00:19:18,030 --> 00:19:19,365
‫آره، بهم اعتماد کن، میریام.

358
00:19:19,866 --> 00:19:22,952
‫به فلوریدا «نه» بگو.
‫نرو. پات رو بکن تو یه کفش.

359
00:19:23,035 --> 00:19:24,704
‫مادرت مجبور میشه
‫باهاش کنار بیاد.

360
00:19:25,204 --> 00:19:27,373
‫باشه. ممنون.

361
00:19:29,333 --> 00:19:30,918
‫- سلام.
‫- سلام.

362
00:19:31,002 --> 00:19:32,003
‫ببین کی زود اومده!

363
00:19:35,590 --> 00:19:38,968
‫خب، بهش فکر کردم
‫و می خوام انجامش بدم.

364
00:19:39,886 --> 00:19:40,928
‫چه خبر خوبی!

365
00:19:41,012 --> 00:19:43,639
‫واقعاً فکر می کنم می تونه
‫برام خوب باشه، می دونی،

366
00:19:43,723 --> 00:19:45,266
‫خواهرم موافق نیست، اما...

367
00:19:45,349 --> 00:19:47,226
‫اما می دونی، اون هم
‫راضی میشه.

368
00:19:47,310 --> 00:19:49,479
‫تنها مسئله اینه که تولدم
‫سه هفته دیگه ست...

369
00:19:49,562 --> 00:19:51,314
‫...و فکر نکنم کنیسه م
‫بتونه بهم جا بده.

370
00:19:51,397 --> 00:19:53,774
‫نگران نباش. من دیگه
‫با مال خودم صحبت کردم.

371
00:19:53,858 --> 00:19:55,443
‫- واقعاً؟
‫- آره.

372
00:19:55,943 --> 00:19:58,446
‫ته دلم حس می کردم
‫که راضی میشی.

373
00:19:58,529 --> 00:20:00,156
‫من با خاخامم صمیمیم...

374
00:20:00,239 --> 00:20:03,284
‫...و کمکش کردم یکی دو سال پیش
‫از دوران سختی عبور کنه.

375
00:20:03,367 --> 00:20:04,577
‫خوشحال میشه جورش کنه.

376
00:20:04,660 --> 00:20:08,039
‫یه مراسم برای اون روز
‫داره، برای همین می تونیم دوبلش کنیم.

377
00:20:08,122 --> 00:20:10,708
‫وای. نمی دونم چی بگم.

378
00:20:10,791 --> 00:20:13,127
‫خب، بگو حسابی تمرین می کنی
‫و می ترکونی!

379
00:20:13,211 --> 00:20:16,422
‫چند تا از دوستام رو دعوت می کنم.
‫اون جا رو پر می کنم.

380
00:20:28,314 --> 00:20:38,314
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

381
00:20:50,206 --> 00:20:51,499
‫خاخام.

382
00:20:51,582 --> 00:20:52,708
‫فیلیس، سلام.

383
00:20:52,792 --> 00:20:54,752
‫می خواستم بدونم می تونم
‫یه ثانیه باهاتون حرف بزنم یا نه.

384
00:20:54,835 --> 00:20:55,836
‫البته. بیا تو.

385
00:20:55,920 --> 00:20:58,506
‫داشتم می رفتم جلسه انجمن خواهری...

386
00:20:58,589 --> 00:21:02,051
‫...و فقط می خواستم
‫یه ثانیه باهاتون حرف بزنم.

387
00:21:02,134 --> 00:21:03,386
‫خوشحالم که می بینمت.

388
00:21:04,845 --> 00:21:08,808
‫می خواستم باهاتون درباره
‫ماجرای بر میتصوا صحبت کنم.

389
00:21:09,934 --> 00:21:11,310
‫می خوام نظرتون رو بدونم،

390
00:21:11,394 --> 00:21:15,898
‫چون از نظر من، خانواده م
‫و یادشون رو تحقیر می کنه.

391
00:21:17,024 --> 00:21:18,192
‫قضیه بر میتصوا چیه؟

392
00:21:21,612 --> 00:21:22,905
‫بر میتصوای مارتی.

393
00:21:25,032 --> 00:21:26,325
‫- برادرت، مارتی؟
‫- بله.

394
00:21:26,409 --> 00:21:29,620
‫یه فکر جنون آمیز
‫واسه تولد چهل سالگیش کرده.

395
00:21:30,329 --> 00:21:33,958
‫ببخشید، من اصلاً نمی دونم
‫داری از چی حرف می زنی.

396
00:21:34,458 --> 00:21:36,877
‫- شروع کن.
‫- اولین باره که می شنوم.

397
00:21:37,878 --> 00:21:39,422
‫بیشتر برام بگو.

398
00:21:39,505 --> 00:21:40,923
‫حضار.

399
00:21:45,469 --> 00:21:48,013
‫خیلی خوب، مارتی.
‫شروع کن. امتحانش کن.

400
00:21:54,937 --> 00:21:55,938
‫آه، ببخشید.

401
00:21:57,523 --> 00:21:58,899
‫خیلی خوب، درست میشه.

402
00:21:58,983 --> 00:22:00,234
‫عالیه.

403
00:22:00,317 --> 00:22:01,610
‫امیلی، نوبت توئه.

404
00:22:19,253 --> 00:22:20,254
‫اوضاع چطوره؟

405
00:22:20,337 --> 00:22:22,715
‫بسیار عالی. مارتی داره
‫سخت کار می کنه.

406
00:22:22,798 --> 00:22:24,467
‫به نفعشه بکنه. من رو
‫شرمنده نکن، مارتی!

407
00:22:24,550 --> 00:22:26,010
‫کلی آدم دعوت کرده م.

408
00:22:26,802 --> 00:22:27,845
‫سعی می کنم نکنم!

409
00:22:29,013 --> 00:22:31,640
‫فقط دارم کارهای نهایی روز بزرگ رو می کنم.

410
00:22:31,724 --> 00:22:35,936
‫خاخام، من هنوز منتظرِ
‫سفارش علیا هستم.

411
00:22:36,020 --> 00:22:37,730
‫به نظرتون می تونین
‫به دستم برسونیدش؟

412
00:22:37,813 --> 00:22:39,106
‫- حتماً.
‫- بسیار خوب.

413
00:22:39,190 --> 00:22:40,941
‫باید برم یه سر
‫به برق سالن بزنم.

414
00:22:41,025 --> 00:22:43,819
‫یه دی جی محشر گرفته م
‫که تو مهمونی آهنگ بذاره.

415
00:22:43,903 --> 00:22:47,198
‫البته اگه مشکلی با هزینه ش نداری.

416
00:22:48,407 --> 00:22:49,658
‫هر چی لازمه بگیر، دُکی.

417
00:22:50,868 --> 00:22:53,204
‫عالیه. خیلی خوب،
‫یه کم دیگه می بینمت.

418
00:22:53,287 --> 00:22:55,456
‫صبر کن، آیزاک،
‫یه دقیقه وقت می خوام.

419
00:22:56,457 --> 00:22:58,959
‫بچه ها، کارتون عالیه.
‫ادامه بدین. با هم کار کنین.

420
00:23:02,463 --> 00:23:06,342
‫خاخام گلدبرگ از کنیسه مدیسون
‫تماس گرفت که راجع به تو...

421
00:23:06,425 --> 00:23:08,010
‫- ...صحبت کنه.
‫- من؟

422
00:23:08,093 --> 00:23:10,471
‫راستش، از طرف
‫فیلیس شاپیرو زنگ زده بود.

423
00:23:10,554 --> 00:23:11,555
‫می دونی کیه؟

424
00:23:12,306 --> 00:23:14,892
‫- نمی دونم.
‫- فکر کنم خواهر مارتیه.

425
00:23:18,187 --> 00:23:19,939
‫درباره چی پرس و جو می کرد؟

426
00:23:20,022 --> 00:23:23,108
‫تو. شهرتت تو ساختمونمون...

427
00:23:23,192 --> 00:23:26,028
‫...و این که تا حالا برای بیماری
‫بر میتصوا گرفتی یا نه.

428
00:23:26,570 --> 00:23:28,155
‫من نمی دونستم
‫مارتی بیمارته.

429
00:23:28,239 --> 00:23:29,949
‫فکر می کردم
‫فقط دوستته.

430
00:23:30,824 --> 00:23:34,578
‫آره، مارتی...مارتی بیمارمه...

431
00:23:35,537 --> 00:23:38,624
‫...و کاری که داریم براش می کنیم،
‫کاری که شما دارین براش می کنین...

432
00:23:39,583 --> 00:23:41,293
‫...میتصوای درمانیه.

433
00:23:42,127 --> 00:23:49,051
‫تولد 13 سالگی این مرد
‫کل عمرش جلودارش بوده.

434
00:23:53,597 --> 00:23:55,224
‫چند نفر رو دعوت کردی؟

435
00:23:57,309 --> 00:23:58,352
‫خیلی ها، مثلاً...

436
00:23:58,435 --> 00:23:59,979
‫تعداد دقیقش دستته؟

437
00:24:00,729 --> 00:24:02,273
‫فکر کنم حول و حوش صد نفر.

438
00:24:02,356 --> 00:24:03,357
‫وای!

439
00:24:03,440 --> 00:24:04,692
‫تو چی؟

440
00:24:05,526 --> 00:24:07,987
‫آره. فکر کنم...
‫یعنی...خواهیم دید.

441
00:24:09,613 --> 00:24:11,991
‫- سر مردم شلوغه.
‫- آره.

442
00:24:12,074 --> 00:24:13,075
‫...اون با منه.

443
00:24:13,158 --> 00:24:14,159
‫خدا عاشقشه.

444
00:24:14,827 --> 00:24:16,328
‫خودش بهت گفت؟

445
00:24:21,583 --> 00:24:23,502
‫خیلی خوب.
‫بیاین بریم سراغ...

446
00:24:33,929 --> 00:24:34,930
‫مارتی.

447
00:24:35,723 --> 00:24:37,057
‫- سلام.
‫- یه دقیقه وقت داری؟

448
00:24:37,891 --> 00:24:39,059
‫البته. چه خبر؟

449
00:24:42,646 --> 00:24:43,689
‫بشین.

450
00:24:45,274 --> 00:24:46,316
‫باشه.

451
00:24:49,778 --> 00:24:52,781
‫خواهرت فیلیسه، درسته؟
‫فیلیس شاپیرو؟

452
00:24:53,490 --> 00:24:54,533
‫بله، چطور؟

453
00:24:55,868 --> 00:24:57,202
‫چه جور آدمیه، مارتی؟

454
00:24:58,912 --> 00:25:01,749
‫می دونم اشاره کردی که اخیراً
‫دوران سختی رو پشت سر گذاشته،

455
00:25:01,832 --> 00:25:03,751
‫اما نیّت خاصی داره؟

456
00:25:05,377 --> 00:25:06,670
‫متوجه نمیشم.

457
00:25:06,754 --> 00:25:08,213
‫سابقه بیماری روانی داره؟

458
00:25:08,297 --> 00:25:10,716
‫تا حالا برای عدم تعادل شیمیایی
‫درمان شده؟

459
00:25:10,799 --> 00:25:11,884
‫- همچین چیزی؟
‫- نه.

460
00:25:11,967 --> 00:25:15,345
‫فقط سعی دارم حین تنظیم زنگ خطرم
‫درک کنم که اون کیه.

461
00:25:15,429 --> 00:25:18,140
‫رادار روان شناسیم
‫داره بوق بوق می کنه.

462
00:25:18,223 --> 00:25:20,350
‫چرا؟ منظورت چیه؟

463
00:25:20,434 --> 00:25:23,479
‫خب، ظاهراً اون
‫درباره م پرس و جو می کرده.

464
00:25:24,772 --> 00:25:28,650
‫به کنیسه زنگ زده که سابقه م رو
‫چک کنه. ببینه قابل اعتمادم یا نه.

465
00:25:28,734 --> 00:25:31,487
‫- چی؟
‫- من، دکتر آیزاک هرشکوف،

466
00:25:31,570 --> 00:25:33,489
‫هیئت علمی دانشکده پزشکی نیویورک.

467
00:25:33,572 --> 00:25:35,866
‫اُه، خدای من. دکتر هرشکوف،
‫نمی دونم چی باید بگم.

468
00:25:35,949 --> 00:25:40,996
‫به عنوان پزشک، همه ما
‫قسم می خوریم که ضرری نرسونیم.

469
00:25:41,079 --> 00:25:45,000
‫سوگندیه که من خورده م
‫و خیلی هم جدی می گیرمش.

470
00:25:45,083 --> 00:25:49,338
‫پس وقتی یه نفر حسن خُلقم رو
‫می بره زیر سوال، برام دردناکه.

471
00:25:50,005 --> 00:25:52,883
‫- واقعاً دردناکه.
‫- متأسفم. خیلی متأسفم...

472
00:25:52,966 --> 00:25:56,637
‫شهرتم تنها چیزیه که دارم.
‫خیلی براش زحمت کشیده م.

473
00:25:56,720 --> 00:25:58,597
‫- از هر کس خواستی بپرس. غیرقابل بحثه.
‫- نه، می دونم.

474
00:25:58,680 --> 00:26:00,474
‫شما بهترین دکتر ممکنین.

475
00:26:00,557 --> 00:26:01,725
‫نگرانم، مارتی.

476
00:26:01,809 --> 00:26:04,144
‫نگرانم که خواهرت
‫صلاحت رو نمی خواد.

477
00:26:04,228 --> 00:26:07,481
‫اما از اول خودش گفت
‫که باید تراپی رو امتحان کنم.

478
00:26:07,564 --> 00:26:10,567
‫می دونم، اما واقعاً می خواد
‫رشد و تغییرت رو ببینه...

479
00:26:10,651 --> 00:26:12,986
‫...یا ترجیح میده تو رو
‫همینی که هستی نگه داره؟

480
00:26:13,529 --> 00:26:16,406
‫آدمای این مدلی، خودشون
‫حاضر نیستن دست به کار شن،

481
00:26:16,490 --> 00:26:19,243
‫برای همین وقتی رشد تو رو
‫می بینن، براشون تهدیدآمیزه.

482
00:26:19,326 --> 00:26:23,330
‫- ولی من فکر می کنم خیر و صلاحم رو می خواد!
‫- پس چرا سعی داره خرابش کنه؟

483
00:26:25,290 --> 00:26:31,088
‫مارتی، اعتماد جوهر هویتم
‫و کاریه که می کنم.

484
00:26:31,171 --> 00:26:32,464
‫باید باشه.

485
00:26:32,548 --> 00:26:38,220
‫بدون اعتماد، من هیچی نیستم.
‫بدون اعتماد، ما هیچی نداریم.

486
00:26:42,724 --> 00:26:45,769
‫من بهت اعتماد دارم.
‫کاملاً بهت اعتماد دارم.

487
00:26:46,979 --> 00:26:49,189
‫باهاش حرف می زنم.
‫واقعاً میگم. باهاش حرف می زنم.

488
00:26:49,273 --> 00:26:50,357
‫قول میدم.

489
00:27:06,540 --> 00:27:08,375
‫بهم امون بده، دنیل.

490
00:27:08,458 --> 00:27:10,711
‫نه، با من حرف
‫از آپر وست...

491
00:27:12,170 --> 00:27:13,422
‫باید باهات حرف بزنم.

492
00:27:13,505 --> 00:27:15,090
‫- چی کار داری می کنی؟
‫- همین الان.

493
00:27:17,009 --> 00:27:20,262
‫اگه این یکی از اون سخنرانی های
‫«سر کار، کار می کنیم» هاته،

494
00:27:20,345 --> 00:27:21,513
‫نمی تونم بشنوم...

495
00:27:21,596 --> 00:27:23,390
‫- نمی تونم الان تحملش کنم.
‫- تو به خاخامش زنگ زدی؟

496
00:27:23,473 --> 00:27:24,641
‫- چی؟
‫- دکتر آیک.

497
00:27:24,725 --> 00:27:25,726
‫به خاخامش زنگ زدی.

498
00:27:25,809 --> 00:27:28,353
‫چرا زاغ سیاه اون رو چوب می زنی؟

499
00:27:28,437 --> 00:27:30,188
‫برای همین ناراحتی؟

500
00:27:30,272 --> 00:27:34,234
‫من...مارتی، من زاغ سیاه چوب نمی زنم.
‫دارم از تو مراقبت می کنم.

501
00:27:34,318 --> 00:27:37,404
‫شرمنده م کردی، فیلیس.
‫اون خیلی ناراحته.

502
00:27:37,487 --> 00:27:40,449
‫خب، من اهمیتی به اون نمیدم، مارتی.
‫به تو اهمیت میدم.

503
00:27:40,532 --> 00:27:41,533
‫اهمیت میدی؟ واقعاً؟

504
00:27:41,616 --> 00:27:44,328
‫من خواهرتم. این وظیفه مه!

505
00:27:46,455 --> 00:27:48,498
‫مارتی، یه دقیقه
‫دست نگه دار.

506
00:27:48,582 --> 00:27:50,834
‫چی...«بدو سمت نور، کارول آن»!

507
00:27:50,917 --> 00:27:52,461
‫مثل دیوونه ها حرف می زنی!

508
00:27:52,544 --> 00:27:55,422
‫واقعاً فکر نمی کنی
‫این پیشنهاد عجیبی...

509
00:27:55,505 --> 00:27:57,049
‫...از طرف یه تراپیسته؟

510
00:28:00,343 --> 00:28:01,928
‫سعی داره کمکم کنه!

511
00:28:02,012 --> 00:28:03,430
‫اما این پا از گلیم درازتر کردنه!

512
00:28:03,513 --> 00:28:05,182
‫کی گفته؟ تو؟

513
00:28:05,807 --> 00:28:07,017
‫بذار بهت بگم
‫من چه فکری می کنم.

514
00:28:07,100 --> 00:28:11,855
‫فکر می کنم تو تغییر من رو
‫می بینی و همین تهدیدت می کنه.

515
00:28:12,981 --> 00:28:14,858
‫تو این فکر رو
‫می کنی یا اون؟

516
00:28:14,941 --> 00:28:16,985
‫تو بهم گفتی این کار رو
‫بکنم، فیلیس!

517
00:28:17,069 --> 00:28:21,281
‫من بهت گفتم با یکی حرف بزنی،
‫نه که تولد 13 سالگیت رو دوباره بگیری.

518
00:28:22,783 --> 00:28:24,451
‫خب، من انجامش میدم، باشه؟

519
00:28:25,577 --> 00:28:26,578
‫باشه.

520
00:28:27,621 --> 00:28:29,164
‫هر چی، مارتی.
‫مشکلی نیست.

521
00:28:29,247 --> 00:28:32,084
‫و اگه نمی تونی
‫ازم حمایت کنی، نیا.

522
00:28:33,502 --> 00:28:35,295
‫پس حالا جدی جدی
‫13 ساله شدی!

523
00:28:35,378 --> 00:28:37,172
‫اگه باورش نداری،
‫نمی خوام اون جا باشی.

524
00:28:37,255 --> 00:28:39,341
‫- می خوای بهت دروغ بگم؟
‫- نه.

525
00:28:40,967 --> 00:28:43,595
‫من باورش ندارم.
‫به نظرم مضحکه.

526
00:28:44,221 --> 00:28:45,555
‫- مضحک؟
‫- بله.

527
00:28:45,639 --> 00:28:46,932
‫- خیلی خوب. باشه.
‫- باشه.

528
00:28:47,015 --> 00:28:48,683
‫پس نیا، خب؟

529
00:28:48,767 --> 00:28:51,686
‫حتی اگه نظرت عوض شد. نیا.

530
00:28:51,770 --> 00:28:52,771
‫مارتی.

531
00:28:53,605 --> 00:28:54,606
‫باشه!

532
00:28:55,857 --> 00:28:58,151
‫چه روز خاصی.

533
00:28:58,777 --> 00:29:01,029
‫به بنی میتصوای ما خوش اومدین...
‫(مراسم میتصوای مختلط)

534
00:29:01,112 --> 00:29:04,950
‫...و خوشامد میگیم به کل خانواده
‫و دوستانی که امروز شاهد خواهند بود...

535
00:29:05,033 --> 00:29:10,372
‫...امیلی زندگیش رو به عنوان
‫یه بزرگسال یهودی حاضر در اجتماع شروع می کنه.

536
00:29:11,122 --> 00:29:12,123
‫همین طور مارتی.

537
00:29:13,458 --> 00:29:17,879
‫مارتی که به همین کار ادامه میده.

538
00:29:21,883 --> 00:29:23,552
‫علیای اول.

539
00:32:16,975 --> 00:32:17,976
‫آفرین!

540
00:32:22,438 --> 00:32:23,273
‫آره.

541
00:32:23,356 --> 00:32:24,357
‫مبارکه.

542
00:32:25,400 --> 00:32:27,068
‫مبارکه، مبارکه.

543
00:32:27,944 --> 00:32:29,779
‫- مبارکه. بیا جشن بگیریم.
‫- آره.

544
00:32:40,123 --> 00:32:42,166
‫مارتی. مارتی، چه خبره؟

545
00:32:43,042 --> 00:32:44,294
‫باید برم دستشویی.

546
00:32:44,377 --> 00:32:46,754
‫- همه بیرون منتظرتیم.
‫- نه، می دونم.

547
00:32:46,838 --> 00:32:48,256
‫فقط باید...

548
00:32:50,216 --> 00:32:51,217
‫دلم درد می کنه.

549
00:32:51,801 --> 00:32:52,802
‫مارتی.

550
00:32:53,970 --> 00:32:56,431
‫این خودشه، مار...
‫بخش سختش تموم شد.

551
00:32:56,514 --> 00:32:59,350
‫- حالا وقتشه که حالش رو ببری.
‫- می دونم، فقط...

552
00:33:03,396 --> 00:33:07,275
‫مارتی، حتی مطمئن نیستم
‫این مشکلت واقعی باشه.

553
00:33:07,358 --> 00:33:10,987
‫نه، واقعیه. آره.
‫بدجوری عود کرده.

554
00:33:11,070 --> 00:33:12,822
‫من چند هفته ست
‫می شناسمت...

555
00:33:12,905 --> 00:33:16,409
‫...و هیچی ندیده م که نشون بده
‫مشکل گوارشی داری.

556
00:33:17,660 --> 00:33:21,331
‫بذار از بند دروغی آزادت کنم
‫که همه، من جمله خواهرت و خودت...

557
00:33:21,414 --> 00:33:23,958
‫...سی ساله زنده نگه داشتین.

558
00:33:24,709 --> 00:33:26,711
‫تو هیچ مشکلی نداری.

559
00:33:27,503 --> 00:33:29,714
‫پسر کوچولوها
‫مشکل گوارشی دارن.

560
00:33:29,797 --> 00:33:32,216
‫مردهای واقعی
‫قضای حاجت می کنن!

561
00:33:32,800 --> 00:33:34,052
‫حالا بجنب.

562
00:33:35,553 --> 00:33:36,638
‫وقتشه.

563
00:33:46,648 --> 00:33:47,649
‫خب...

564
00:33:51,361 --> 00:33:52,362
‫به جای داییتون میگم...

565
00:33:52,445 --> 00:33:55,156
‫...که متأسفه که امشب نتونست بیاد.

566
00:34:00,119 --> 00:34:01,329
‫خیلی خیلی متأسف!

567
00:34:08,127 --> 00:34:09,754
‫اما خانواده همینه دیگه، نه؟

568
00:34:12,256 --> 00:34:15,301
‫جمع آدمایی که بهشون
‫یه معذرت خواهی بدهکاری.

569
00:34:56,008 --> 00:35:00,263
‫بعضی وقت ها آدمایی که دوستشون داریم
‫کارهایی می کنن که باهاشون موافق نیستیم.

570
00:35:01,264 --> 00:35:03,683
‫گاهی وقت ها مثل یه مشت
‫احمق کوفتی رفتار می کنن.

571
00:35:03,766 --> 00:35:04,851
‫بددهنیم رو ببخشین.

572
00:35:07,395 --> 00:35:08,396
‫حالا بیاین بخوریم.

573
00:35:11,023 --> 00:35:15,361
‫یک، دو، سه.

574
00:35:17,361 --> 00:35:27,361
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M