1
00:00:00,020 --> 00:00:00,650
‫این ادموند لاپوله که روی خاک...

2
00:00:00,675 --> 00:00:02,110
‫انگلستان، می بینم؟

3
00:00:02,264 --> 00:00:03,599
‫من خشم پروردگار و یورکی ها رو...

4
00:00:03,632 --> 00:00:06,101
‫بر سر هنری تودور لعنتی، خالی خواهم کرد.

5
00:00:06,201 --> 00:00:07,503
‫ادموند دلاپول دستگیر شده.

6
00:00:07,536 --> 00:00:08,937
‫ببخشید نتونستم زودتر خودم رو برسونم.

7
00:00:09,071 --> 00:00:10,372
‫اتفاقی افتاده؟

8
00:00:10,506 --> 00:00:11,740
‫نکنه اونا از دستم خسته شدن و می خوان سرم رو بزنن؟

9
00:00:11,774 --> 00:00:12,858
‫البته که نه.

10
00:00:12,908 --> 00:00:14,343
‫- چی شده؟
‫- اون نمیاد.

11
00:00:14,376 --> 00:00:15,644
‫پدرم...بهمون خیانت کرده.

12
00:00:15,778 --> 00:00:16,812
‫ما با خداوند صحبت می کنیم...

13
00:00:16,945 --> 00:00:17,946
‫و ازش می خوایم که مادرت رو بابت...

14
00:00:18,080 --> 00:00:18,914
‫غرورش، ببخشه.

15
00:00:19,047 --> 00:00:20,048
‫هنری؟

16
00:00:20,182 --> 00:00:21,617
‫هنری!

17
00:00:21,683 --> 00:00:23,352
‫مردم انگلستان، شما به پیروزی خود خواهید رسید...

18
00:00:23,485 --> 00:00:25,754
‫و ولیعهدی جدید از رحم من، برایتان متولد خواهد شد.

19
00:00:25,821 --> 00:00:27,656
‫من به عنوان یکی از دختران انگلستان اینجا می ایستم،

20
00:00:27,790 --> 00:00:29,191
‫و این قول رو به شما می دم.

21
00:00:29,324 --> 00:00:49,311
‫«شاهدخت اسپانیایی»
‫قسمت دوم فصل دوم
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: شهریار نادرمحمد

22
00:00:50,311 --> 00:01:00,311
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

23
00:01:28,417 --> 00:01:32,788
‫این که اون از من گرفته شده،

24
00:01:32,854 --> 00:01:35,090
‫ضد طبیعت...ضد انگلستان به نظر میاد.

25
00:01:38,593 --> 00:01:40,362
‫لینا، این بعضی وقتا خیلی عصبانیم می کنه...

26
00:01:43,398 --> 00:01:46,401
‫یه جوری که انگار توم آتیش روشن شده.

27
00:01:46,535 --> 00:01:50,439
‫تو بچه جدیدی داری که باید دوستش داشته باشی.

28
00:01:50,572 --> 00:01:52,007
‫به پادشاه گفتی؟

29
00:01:55,310 --> 00:01:58,513
‫نه. می خواستم اول مطمئن شم.

30
00:01:58,613 --> 00:02:01,583
‫ولی همچنین،

31
00:02:01,717 --> 00:02:05,887
‫نمی خوام هنری کوچولو رو رها کنم.

32
00:02:06,021 --> 00:02:07,356
‫احساس می کنم انگار با این کار، در حقش خیانت می کنم.

33
00:02:07,389 --> 00:02:09,691
‫نه، علیا حضرت.

34
00:02:15,530 --> 00:02:18,166
‫لینا، دیگه وقتشه خونه ات بمونی.

35
00:02:18,300 --> 00:02:21,136
‫بسی می تونه از من مراقبت کنه.

36
00:02:21,269 --> 00:02:23,171
‫به زودی به دیدنت میام.

37
00:02:24,539 --> 00:02:26,641
‫بهش بگو.

38
00:02:39,354 --> 00:02:41,356
‫همین الان، وقت حمله است!

39
00:02:41,490 --> 00:02:43,458
‫بولونیا، لمباری و ژنو که توسط...

40
00:02:43,558 --> 00:02:45,060
‫فرانسوی ـها تصرف شده ان رو...

41
00:02:45,193 --> 00:02:47,029
‫برای پاپ جولیس پس می گیریم،

42
00:02:47,129 --> 00:02:48,630
‫و سرزمین های خودمون رو هم پس خواهیم گرفت.

43
00:02:48,764 --> 00:02:51,633
‫امپراطور روم مقدس هم از این جنبش حمایت می کنه.

44
00:02:51,733 --> 00:02:54,069
‫اون شما رو مسیحی ـترین پادشاه می دونه.

45
00:02:54,169 --> 00:02:55,170
‫باید هم همین طور باشه.

46
00:02:55,237 --> 00:02:58,040
‫این جنگ، یه جنگ مقدسه.

47
00:02:58,173 --> 00:03:00,642
‫پسرخاله ام، چارلز و پدرش، مکسیمیلیان، همراه ما هستن.

48
00:03:00,776 --> 00:03:02,677
‫ولی این دفعه دیگه پدرتون رو در نظر نمی گیریم.

49
00:03:02,778 --> 00:03:04,579
‫خیانت پدرم، تنها منجر به قوی تر شدن ما می شه.

50
00:03:06,748 --> 00:03:09,317
‫ما باید روی خودمون، انگلستان،

51
00:03:09,451 --> 00:03:10,585
‫تمرکز کنیم.

52
00:03:10,652 --> 00:03:12,020
‫آقایون،

53
00:03:12,154 --> 00:03:14,790
‫ملکه خستگی ناپذیره، مگه نه؟

54
00:03:14,923 --> 00:03:17,292
‫اگه حمل بر بی حرمتی نباشه، باید بگم که ایشون
‫هرگز انقدر قدرتمند به نظر نمی رسیدند.

55
00:03:20,595 --> 00:03:22,464
‫فرمانده هاوارد،

56
00:03:22,531 --> 00:03:23,665
‫به باش نیاز دارین،

57
00:03:23,799 --> 00:03:25,400
‫یا می خواین حرفی بزنین؟

58
00:03:28,070 --> 00:03:31,473
‫اعلی حضرت، شما اشتباه کردین که فرماندهی ارتش رو بر
‫عهده گرفتین.

59
00:03:31,540 --> 00:03:33,708
‫در این صورت، کشور رو بدون جانشین رها خواهید کرد و...

60
00:03:33,842 --> 00:03:36,778
‫انگلستان در موقعیت آسیب پذیری قرار خواهد گرفت.

61
00:03:36,912 --> 00:03:38,780
‫شما توصیه می کنین که پادشاه اینجا بمونن یا
‫نظر دیگه ای دارین؟

62
00:03:38,914 --> 00:03:39,915
‫انتظار دارین گلدوزی کنه؟

63
00:03:39,948 --> 00:03:42,417
‫وقتی پادشاه، فرماندهی افرادش رو بر عهده می گیره،

64
00:03:42,551 --> 00:03:44,953
‫قدرتشون رو ده برابر افزایش می ده.

65
00:03:45,053 --> 00:03:47,222
‫و اگه یه تیر به گلو یا قلب...

66
00:03:47,355 --> 00:03:48,790
‫یا خدای نکرده، جای دیگه ـشون بخوره،

67
00:03:48,924 --> 00:03:50,625
‫فاجعه...

68
00:03:50,725 --> 00:03:53,228
‫رخ می ده.

69
00:03:53,295 --> 00:03:55,430
‫فرمانده یه چیز رو درست می گه.

70
00:03:55,564 --> 00:03:57,566
‫ادموند دلاپول هنوز زنده است،

71
00:03:57,699 --> 00:03:59,367
‫و قبلا یه بار سعی کرده تاج و تخت رو تصرف کنه.

72
00:03:59,501 --> 00:04:02,104
‫سه سال از شورش اون می گذره.

73
00:04:02,204 --> 00:04:03,638
‫هیچکس نیست که بخواد بهش بپیونده.

74
00:04:03,738 --> 00:04:05,640
‫علیا حضرت، اون همیشه می تونه از شورشیای...

75
00:04:05,740 --> 00:04:07,742
‫پولی، استفاده کنه.

76
00:04:07,843 --> 00:04:09,978
‫و اگه این سرزمین بدون جانشین پادشاه بمونه...

77
00:04:10,112 --> 00:04:11,379
‫ولی جناب کشیش، جانشین پادشاه اینجاست،

78
00:04:13,381 --> 00:04:15,317
‫درون شکم من.

79
00:04:26,995 --> 00:04:29,397
‫می خواستم مطمئن شم.

80
00:04:30,098 --> 00:04:32,234
‫ملکه، بچه من رو حامله است،

81
00:04:32,701 --> 00:04:34,269
‫و ما پیروز خواهیم شد.

82
00:04:38,507 --> 00:04:40,509
‫بازم بهتون تبریک می گم.

83
00:04:40,609 --> 00:04:42,477
‫موندم چطوری بحث حضور...

84
00:04:42,611 --> 00:04:44,579
‫گسترده ـتر خانواده ام در دربار رو مطرح کنم.

85
00:04:44,713 --> 00:04:46,181
‫هنری.

86
00:04:53,155 --> 00:04:54,489
‫ادموند دلاپول، قطعا خطر به حساب نمیاد.

87
00:04:55,257 --> 00:04:57,759
‫هر کاری از دستم بر بیاد، برای محافظت ازت انجام می دم،

88
00:04:57,893 --> 00:05:00,662
‫و اگه دلاپول ابزاری باشه که از طریقش بتونم ازت محافظت
‫کنم،

89
00:05:00,795 --> 00:05:03,365
‫پس همین الان شخصا سرش رو می زنم.

90
00:05:11,423 --> 00:05:14,626
‫راستی، سنکا قبلا می گفت...

91
00:05:14,759 --> 00:05:18,730
‫که بعضی وقتا، حتی زندگی کردن هم کار شجاعانه ایه.

92
00:05:22,467 --> 00:05:25,470
‫رجی، کلاسات چطورن؟

93
00:05:25,604 --> 00:05:27,672
‫خب، ما در مورد سنکا و طبیعت رواقیون صحبت کردیم.

94
00:05:27,739 --> 00:05:30,242
‫اون سوالات زیادی داشت.

95
00:05:30,375 --> 00:05:33,345
‫پسرتون آینده روشنی در کلیسا داره.

96
00:05:33,445 --> 00:05:36,882
‫خب، قطعا فلسفه رواقیون در خانواده ما جریان داره.

97
00:05:37,015 --> 00:05:37,983
‫رجی، بیا بریم.

98
00:05:48,126 --> 00:05:51,630
‫بانو پول، سکوت اون برای صدمه زدن به شما نیست.

99
00:05:51,696 --> 00:05:54,199
‫برای محافظت از خودش در مقابل درد و رنجه.

100
00:05:54,332 --> 00:05:55,367
‫من چاره ای نداشتم جز...

101
00:05:55,467 --> 00:05:57,669
‫این که اون رو توی دِیر بذارم.

102
00:05:57,802 --> 00:05:59,905
‫این بخاطر امنیت خودش بود.

103
00:06:00,038 --> 00:06:01,907
‫بانو پول، به زمان اعتماد کنین.

104
00:06:02,040 --> 00:06:04,342
‫زمان حال پسرتون رو خوب می کنه.

105
00:06:04,409 --> 00:06:06,044
‫و می خوام بدونین...

106
00:06:06,144 --> 00:06:09,147
‫که اگه هر وقت نیاز به صحبت کردن با کسی داشتین،

107
00:06:09,247 --> 00:06:11,483
‫من اینجام.

108
00:06:12,651 --> 00:06:14,352
‫ممنون.

109
00:06:20,525 --> 00:06:22,427
‫استاد مور واقعا ازت راضی بود.

110
00:06:22,494 --> 00:06:25,497
‫بازم پیشش خواهی رفت.

111
00:06:25,597 --> 00:06:27,966
‫مادر، توی وستمینستر یه خبرایی شده.

112
00:06:30,268 --> 00:06:31,970
‫چه خبرایی؟

113
00:06:32,103 --> 00:06:33,972
‫این دستور پادشها بوده.

114
00:06:34,072 --> 00:06:35,540
‫شما نباید ناراحت بشین.

115
00:06:38,084 --> 00:06:39,452
‫پسرخاله من که تهدیدی برای شما به شما نمی ره.

116
00:06:39,586 --> 00:06:41,288
‫خواهش می کنم، پادشاه رو منصرف کنین.

117
00:06:41,421 --> 00:06:42,856
‫کافیه شما یه حرف بزنین تا...

118
00:06:42,989 --> 00:06:45,225
‫مادر، بهت که گفتم، این خواسته پادشاهه.

119
00:06:45,325 --> 00:06:46,559
‫علیا حضرت، متاسفم.

120
00:06:46,693 --> 00:06:49,129
‫هنری، اشکالی نداره.

121
00:06:49,262 --> 00:06:50,697
‫مگی، کاری از دستمون برنمیاد.

122
00:06:50,797 --> 00:06:52,666
‫پس حتی تلاش هم نمی کنین؟

123
00:06:52,799 --> 00:06:53,984
‫بانو پول، گویا شما یادتون رفته با کی دارین صحبت می...

124
00:06:54,034 --> 00:06:56,403
‫بسی، ساکت باش.

125
00:06:56,469 --> 00:06:57,837
‫مگی، پسرخاله ات، ادموند،

126
00:06:57,971 --> 00:06:59,472
‫رهبر یه شورش علیه تاج و تخت بوده.

127
00:06:59,606 --> 00:07:01,174
‫و بخاطر همین هم توی زندانه.

128
00:07:01,308 --> 00:07:02,742
‫قطعا این مجازات براش کافیه.

129
00:07:02,842 --> 00:07:04,344
‫مادر، ما اشتباه می کردیم.

130
00:07:04,444 --> 00:07:05,879
‫همه ـمون اشتباه می کردیم.

131
00:07:06,012 --> 00:07:07,647
‫پادشاه سه سال اضافی به پسرخاله ات داد،

132
00:07:07,681 --> 00:07:09,683
‫چون پادشاه آدم عادلیه،

133
00:07:09,749 --> 00:07:11,518
‫ولی الان باید حکم به حق، براش اجرا بشه.

134
00:07:11,551 --> 00:07:12,819
‫بهش گفتم شما هیچوقت این کار رو نمی کنین.

135
00:07:16,122 --> 00:07:18,858
‫من اون دختر رو که با چهره گریان برای بخشش بابت خونی که
‫برای رسیدنش به اینجا ریخته شده بود،

136
00:07:18,925 --> 00:07:20,360
‫التماس می کرد رو یادمه.

137
00:07:21,995 --> 00:07:23,630
‫علیا حضرت، واقعا که مسیر دور و درازی رو طی کردین.

138
00:07:24,030 --> 00:07:25,432
‫من هم اون دختر رو یادمه.

139
00:07:27,567 --> 00:07:28,969
‫اون ریسک مرگ محبوبش رو به جون خرید...

140
00:07:29,002 --> 00:07:30,303
‫تا بابت زنده موندن شما...

141
00:07:30,370 --> 00:07:32,505
‫و سه فرزندتون، التماس کنه.

142
00:07:32,605 --> 00:07:34,708
‫پسرخاله شما، برای من و بچه ام،

143
00:07:34,774 --> 00:07:35,642
‫یه خطر به حساب میاد و باید اعدام...

144
00:07:35,742 --> 00:07:37,277
‫کاترین، این حرفای پادشاهه...

145
00:07:37,377 --> 00:07:38,812
‫که داره از دهنت بیرون میاد.

146
00:07:40,347 --> 00:07:41,648
‫من رو ببخشین.

147
00:07:49,656 --> 00:07:53,660
‫(برج لندن)

148
00:08:11,945 --> 00:08:13,680
‫ادموند، پسر خاله عزیزم.

149
00:08:16,549 --> 00:08:17,684
‫این دفعه چی برام آوردی؟

150
00:08:21,755 --> 00:08:22,889
‫خبرای تلخ.

151
00:08:40,273 --> 00:08:42,776
‫علیا حضرت، ازتون ممنونم.

152
00:08:42,909 --> 00:08:44,177
‫ما شنیدیم که شما به جلاد پول دادین تا...

153
00:08:44,244 --> 00:08:45,245
‫تا نوک سلاحش رو تیز کنه.

154
00:08:48,114 --> 00:08:50,717
‫و الان هم این قضیه تموم شده.

155
00:08:50,817 --> 00:08:51,951
‫می تونی چشمات رو ببندی...

156
00:08:52,085 --> 00:08:54,788
‫و روی حمله بزرگ بعدی به تودورها تمرکز کنی.

157
00:08:54,921 --> 00:08:58,224
‫و پادشاه هم پسرم رو به سمت خطر می بره.

158
00:08:58,358 --> 00:09:01,661
‫جنگیدن در رکاب پادشاه، افتخار بزرگیه.

159
00:09:01,795 --> 00:09:03,129
‫اورسولا رو به اتاق ـهامون ببر.

160
00:09:10,303 --> 00:09:12,172
‫من قبلا فکر می کردم با هم دوستیم.

161
00:09:15,241 --> 00:09:18,945
‫پس نفرتت رو کنار بذار.

162
00:09:19,045 --> 00:09:21,314
‫پسرخاله ات خودش سرنوشتش رو ساخت.
‫حتی خودش هم این رو گفت.

163
00:09:23,616 --> 00:09:26,152
‫من برای همه شما، تودورها، دعا می کنم...

164
00:09:26,286 --> 00:09:29,122
‫دعا می کنم که شکوه و جلالتون بیشتر و بیشتر بشه.

165
00:09:29,255 --> 00:09:30,757
‫من چه الان و چه تا ابد،

166
00:09:30,857 --> 00:09:33,827
‫خدمتکار وفادار شما خواهم بود.

167
00:09:47,273 --> 00:09:51,277
‫(نورتامبرلند - در نزدیکی مرز اسکاتلند)

168
00:09:56,282 --> 00:09:58,084
‫رحم کنین!

169
00:10:01,621 --> 00:10:04,524
‫بر

170
00:10:04,624 --> 00:10:07,327
‫انگلیسی بی شرف.

171
00:10:14,367 --> 00:10:16,369
‫(عمارت هالیرود - ادینبورو)

172
00:10:24,377 --> 00:10:27,647
‫افراد، به پیش!
‫پیروزی از آن ماست!

173
00:11:05,718 --> 00:11:07,387
‫علیا حضرت.

174
00:11:09,389 --> 00:11:11,591
‫وای، زیباست.

175
00:11:13,826 --> 00:11:15,395
‫رنگ گراناداست.

176
00:11:15,528 --> 00:11:17,130
‫برای محکم کردن قنداقشه...

177
00:11:17,263 --> 00:11:19,933
‫و بزرگ هم بشه می تونه به عنوان جواهر ازش
‫استفاده کنه.

178
00:11:20,066 --> 00:11:21,534
‫کاترین، ازت ممنونم.

179
00:11:23,536 --> 00:11:26,406
‫فکر می کنی بچه ام دختره؟

180
00:11:26,539 --> 00:11:28,942
‫یه حسی این رو بهم می گه،

181
00:11:29,075 --> 00:11:30,543
‫همون طور که یه حسی در مورد بچه خودم هم دارم.

182
00:11:33,379 --> 00:11:35,615
‫نترس.

183
00:11:35,748 --> 00:11:38,284
‫خدا هر دوی شما و شوهر خوشتیپت رو خیر بده.

184
00:11:38,418 --> 00:11:40,587
‫ولی علیا حضرت، اون اینجا نخواهد بود.

185
00:11:40,720 --> 00:11:44,424
‫شما دارین اون رو به فرانسه می فرستین.

186
00:11:44,557 --> 00:11:46,192
‫علیا حضرت.

187
00:11:46,326 --> 00:11:48,561
‫این باعث افتخاره.

188
00:11:48,695 --> 00:11:51,130
‫گروهبان.

189
00:11:51,264 --> 00:11:54,400
‫می خوام تو رو به عنوان یکی از محافظین شخصی خودم در
‫قصر، انتخاب کنم.

190
00:11:55,868 --> 00:11:58,838
‫علیا حضرت، من رو ببخشین.

191
00:11:58,972 --> 00:12:00,106
‫من باید توی جنگ با فرانسه، زیر...

192
00:12:00,139 --> 00:12:01,774
‫پرچم لرد استفورد بجنگم.

193
00:12:01,874 --> 00:12:03,910
‫اگه تو از محافظین من باشی، توی وستمینستر می مونی.

194
00:12:03,977 --> 00:12:06,179
‫اوویدو، می تونی به دنیا اومدن بچه ات رو ببینی.

195
00:12:09,983 --> 00:12:11,317
‫نه.

196
00:12:11,451 --> 00:12:13,453
‫بابت مهربونیتون ممنونم،

197
00:12:13,586 --> 00:12:16,222
‫ولی...من افرادی رو رهبری می کنم،

198
00:12:16,356 --> 00:12:18,057
‫و اونا هم چشمشون به منه.

199
00:12:18,191 --> 00:12:19,993
‫من یه وظیفه ای دارم، و...

200
00:12:20,126 --> 00:12:21,594
‫خودم می خوام برم.

201
00:12:24,230 --> 00:12:25,231
‫اگه این چیزیه که می خوای...

202
00:12:29,469 --> 00:12:31,504
‫خب دیگه، تنهاتون می ذارم.

203
00:12:36,876 --> 00:12:38,911
‫علیا حضرت.

204
00:12:39,045 --> 00:12:41,180
‫هم زایمان و هم جنگاوری...

205
00:12:41,247 --> 00:12:43,249
‫درد و رنج رو با خودشون به همراه میارن.

206
00:12:43,383 --> 00:12:46,185
‫هر دوی اون ها، کسانی که باهاشون روبرو می شن رو به چالش
‫می کشن.

207
00:12:46,319 --> 00:12:48,755
‫یکی از اونا دامن گیر زنان می شه و یکی هم دامن گیر مردان.

208
00:12:57,263 --> 00:12:58,915
‫این آسونه، ولی ما تجهیزات کافی نداریم...

209
00:12:58,965 --> 00:13:00,166
‫ای جیمز استوارت خوک صفت!

210
00:13:02,101 --> 00:13:04,937
‫بهم گفتن که این متعلق به ملکه آن بریتانیه.

211
00:13:05,071 --> 00:13:07,340
‫بهم گفتن که اون این رو به عنوان هدیه فرستاده.

212
00:13:07,473 --> 00:13:09,375
‫این نشونه ای از دوستی اونه.

213
00:13:09,475 --> 00:13:12,211
‫نه؛ مدرکی واضح از باور اون مبنی بر ضعیف بودن توئه.

214
00:13:12,345 --> 00:13:13,479
‫شوهرش، شاه لویی، در جریان شهرت تو...

215
00:13:13,513 --> 00:13:14,814
‫صحیح.

216
00:13:14,947 --> 00:13:16,516
‫به عنوان یه چشم چرونه،

217
00:13:16,649 --> 00:13:17,667
‫و از زنش می خواد که تو رو توی مشت کوچیکش بگیره.

218
00:13:17,717 --> 00:13:19,619
‫ای بابا، مگ. مگ.

219
00:13:22,422 --> 00:13:24,557
‫حملاتت به مرز انگلستان، به سود اونه؟

220
00:13:24,691 --> 00:13:26,376
‫شاید دفعه بعدی که از مرز رد شدیم،

221
00:13:26,426 --> 00:13:27,927
‫بتونیم اونجا بمونیم.

222
00:13:28,061 --> 00:13:29,662
‫منظورت اینه که حمله کنیم؟

223
00:13:31,631 --> 00:13:34,934
‫برادرت داره آماده حمله به فرانسه می شه.

224
00:13:35,068 --> 00:13:37,070
‫ملکه آن هم در حال حاضر، پریشونه.

225
00:13:37,136 --> 00:13:38,838
‫اینجا دیگه مسئله جوانمردی مطرحه.

226
00:13:38,971 --> 00:13:41,407
‫به هیچ وجه نمی تونی این کار رو بکنی.
‫ما با انگلستان معاهده صلح امضا کردیم.

227
00:13:41,541 --> 00:13:44,544
‫معاهده صلح اسکاتلند با فرانسه حتی از مال ما هم قدیمی تره.

228
00:13:44,677 --> 00:13:46,713
‫این زن یه دستکش برات فرستاده...

229
00:13:46,846 --> 00:13:49,282
‫که بوی اونجایی که عرب نی انداخت می ده،

230
00:13:49,415 --> 00:13:51,250
‫و تو هم بخاطرش داری علیه خانواده من اعلان جنگ می کنی!

231
00:13:51,317 --> 00:13:54,120
‫ارتش شاه اونجا نخواهد بود.

232
00:13:54,253 --> 00:13:55,655
‫پس عزیزم، به سختی می شه اسمش رو جنگ گذاشت.

233
00:13:55,755 --> 00:13:57,724
‫پس من چی؟

234
00:13:57,857 --> 00:13:59,592
‫من رو برای حفظ صلح به اینجا فرستادن.

235
00:13:59,726 --> 00:14:01,561
‫درسته.

236
00:14:01,694 --> 00:14:03,229
‫ولی برادر لامصبت...

237
00:14:03,329 --> 00:14:05,465
‫هنوز سهمت از ارثیه آرتور رو بهت نداده،

238
00:14:05,598 --> 00:14:08,534
‫با وجود این که این بخشی از توافقمون بود.

239
00:14:08,668 --> 00:14:11,037
‫قبول دارم، هنری در پرداخت حقم...

240
00:14:11,170 --> 00:14:14,040
‫کند عمل کرده، ولی جیمز، اون بالاخره سهمم رو بهم می ده.

241
00:14:14,140 --> 00:14:17,043
‫برادرت آدم طمع کاریه.

242
00:14:17,176 --> 00:14:18,978
‫تو هیچوقت دستت به اون ثروت نمی رسه،

243
00:14:19,112 --> 00:14:20,847
‫که یعنی...

244
00:14:20,980 --> 00:14:24,050
‫اتحاد ما با انگلستان...

245
00:14:24,183 --> 00:14:25,485
‫بی ارزشه.

246
00:14:39,665 --> 00:14:41,200
‫آقایون، آماده جنگ شین.

247
00:14:52,378 --> 00:14:54,313
‫درباریان وفادار من،

248
00:14:54,447 --> 00:14:56,883
‫اکنون می خوام شما رو به دستان توانای...

249
00:14:57,016 --> 00:14:59,285
‫ملکه عزیزتون،

250
00:14:59,419 --> 00:15:02,088
‫وفادارترین، مومن ترین،

251
00:15:02,221 --> 00:15:04,791
‫و داناترین زن دنیا بگذارم.

252
00:15:04,891 --> 00:15:06,592
‫من ایشون رو در نبود خودم،

253
00:15:06,692 --> 00:15:09,729
‫فرمانده قوا...

254
00:15:09,862 --> 00:15:12,398
‫و نایب السطنه انگلستان می نامم.

255
00:15:17,829 --> 00:15:21,299
‫بچه متولد نشده ـمون،

256
00:15:21,432 --> 00:15:22,700
‫پاسخ این اعتمادتون رو به درستی بدم.

257
00:15:45,690 --> 00:15:47,358
‫الان دیگه حتی یکی از کشتی ـهای تجاریمون در...

258
00:15:47,391 --> 00:15:48,559
‫ساحل برویک رو هم دزدیده ان.

259
00:15:48,693 --> 00:15:50,628
‫عوضیا.

260
00:15:50,762 --> 00:15:52,447
‫ولی ذات اسکاتلندیا، بیشتر از این که شبیه جنگجوها باشه،
‫مثل دزداست.

261
00:15:52,497 --> 00:15:54,265
‫اونا آدمای فرصت طلبی ان،

262
00:15:54,398 --> 00:15:55,867
‫و الان هم به این دلیل شجاع شدن...

263
00:15:56,000 --> 00:15:57,769
‫که می دونن پادشاه ما خارج از کشوره.

264
00:15:57,902 --> 00:15:59,704
‫ارتش قابل توجهی نداریم،
‫و مجبوریم...

265
00:16:03,274 --> 00:16:05,343
‫نه. جناب فرمانده، حرفت رو بزن.

266
00:16:06,177 --> 00:16:07,445
‫چون پادشاه یه زن رو در راس...

267
00:16:07,578 --> 00:16:08,579
‫انگلستان قرار داده.

268
00:16:11,716 --> 00:16:13,217
‫ملکه مارگارت از اسکاتلند برام نامه نوشته که...

269
00:16:13,317 --> 00:16:15,186
‫شوهرش می خواد به ما حمله کنه.

270
00:16:15,319 --> 00:16:17,455
‫جراتش رو نداره.
‫بیخودی گفته.

271
00:16:17,522 --> 00:16:18,556
‫من براش نامه نوشتم و ازش...

272
00:16:18,589 --> 00:16:20,858
‫خواستم به جیمز بگه که این کار رو نکنه،

273
00:16:20,992 --> 00:16:22,794
‫ولی فرمانده، شما باید به شمال برین.

274
00:16:22,927 --> 00:16:24,495
‫باید سرباز جمع کنین تا در صورتی...

275
00:16:24,629 --> 00:16:26,364
‫که بدترین اتفاق بیفته، از انگلستان دفاع کنین.

276
00:16:26,497 --> 00:16:28,557
‫- این دیگه خیلی چرته و پرت و مزخرفه.
‫- می شه لطفا فحش ندین؟

277
00:16:28,608 --> 00:16:30,910
‫و شما هم قوای من هستین.

278
00:16:31,043 --> 00:16:32,945
‫پس جناب هاوارد، من بهتون دستور می دم که
‫به شمال برین.

279
00:16:37,316 --> 00:16:39,752
‫«همسر عزیزم،

280
00:16:39,819 --> 00:16:44,457
‫شوهر دوست داشتنی من، پادشاه من،

281
00:16:44,590 --> 00:16:47,160
‫شنیده ام که شما توی تروان اردوگاه زدین...

282
00:16:47,260 --> 00:16:49,729
‫و شهر رو محاصره کردین.

283
00:16:49,829 --> 00:16:51,164
‫هنری، این اولین...

284
00:16:51,264 --> 00:16:52,799
‫مورد از پیروزی های بزرگ و پرشمارت خواهد بود.

285
00:16:54,100 --> 00:16:55,935
‫من هم...

286
00:16:56,068 --> 00:16:59,405
‫باید به این حملات دردسرساز اسکاتلندی ـها
‫رسیدگی کنم.

287
00:16:59,539 --> 00:17:01,741
‫و فرمانده هاوارد هم مردان قدرتمند انگلستان رو ترغیب
‫می کنه...

288
00:17:01,841 --> 00:17:05,411
‫تا به ارتش تضعیف شده ـمون، کمک کنن.

289
00:17:05,545 --> 00:17:06,979
‫من باور دارم که مردان انگلیسی خوب زیادی...

290
00:17:07,113 --> 00:17:08,548
‫به ندای کسب افتخار برای تو پاسخ می دن...

291
00:17:08,681 --> 00:17:12,084
‫و با اسکاتلندی ها مقابله می کنن.

292
00:17:12,218 --> 00:17:13,936
‫ولی پادشاه من، تو نیازی نیست نگران...

293
00:17:13,986 --> 00:17:15,354
‫این مسائل باشی.

294
00:17:15,488 --> 00:17:17,690
‫حال من خوبه،

295
00:17:17,824 --> 00:17:22,195
‫و پسرت هم هر روز بزرگ تر می شه.

296
00:17:22,295 --> 00:17:26,699
‫به من گفته ان که جنگ دامان مردان و زایمان دامان زنان رو می گیره.

297
00:17:26,833 --> 00:17:28,367
‫هر کدوم از ما، سختی ـهای...

298
00:17:28,501 --> 00:17:31,404
‫مخصوص خودمون رو تحمل می کنیم.

299
00:17:31,537 --> 00:17:34,440
‫شاید رسم زندگی همینه.

300
00:17:34,574 --> 00:17:36,409
‫همسر عاشقت،

301
00:17:36,542 --> 00:17:40,413
‫ملکه کاترین، نایب السلطنه انگلستان.»

302
00:17:45,451 --> 00:17:47,253
‫علیا حضرت، این از طرف فرمانده هاوارده.

303
00:17:52,258 --> 00:17:54,293
‫ارتش رو جمع کرده؟

304
00:18:03,761 --> 00:18:07,131
‫زره ساز ارشد...

305
00:18:07,231 --> 00:18:08,533
‫به خدماتت نیاز دارم.

306
00:18:15,214 --> 00:18:16,549
‫جیمز؟

307
00:18:18,651 --> 00:18:20,052
‫جیمز؟

308
00:18:28,628 --> 00:18:30,329
‫آنگس داگلاس.

309
00:18:30,429 --> 00:18:32,865
‫علیا حضرت.

310
00:18:32,999 --> 00:18:34,667
‫- اومده ام پادشاه رو ببینم.
‫- ایشون رفته ان.

311
00:18:34,700 --> 00:18:36,002
‫من هم اومده ام به ارتش پدرم ملحق شم،

312
00:18:36,135 --> 00:18:37,937
‫ولی اونا هم رفته ان.

313
00:18:38,070 --> 00:18:40,573
‫پس باید من رو به شاه جیمز برسونی.

314
00:18:41,641 --> 00:18:43,776
‫علیا حضرت...

315
00:18:43,876 --> 00:18:45,811
‫شما نمی تونین به جنگ برین.

316
00:18:50,283 --> 00:18:53,019
‫تو به قدرت رویاها و وحی اعتقاد داری؟

317
00:18:56,222 --> 00:18:58,858
‫بله. معلومه که دارم.

318
00:18:59,892 --> 00:19:01,527
‫وگرنه اجدادمون از چه راه دیگه ای می تونن باهامون حرف بزنن؟

319
00:19:04,297 --> 00:19:07,133
‫علیا حضرت، شما رویای خاصی دیدین؟

320
00:19:07,266 --> 00:19:09,669
‫من رویا دیدم که...

321
00:19:09,802 --> 00:19:11,270
‫من و پادشاه...

322
00:19:11,404 --> 00:19:13,673
‫به خون اسکاتلند آغشته شدیم.

323
00:19:16,842 --> 00:19:18,878
‫پس باید این رو بهشون بگین.

324
00:19:36,696 --> 00:19:38,631
‫جیمز!

325
00:19:41,500 --> 00:19:42,835
‫مگ، می بینی؟

326
00:19:42,935 --> 00:19:45,404
‫همه ـشون اومدن.

327
00:19:45,504 --> 00:19:47,773
‫اختلافاتشون رو کنار گذاشتن تا با یه دشمن مشترک، روبرو
‫بشن.

328
00:19:49,875 --> 00:19:52,278
‫شاه هنری جای دیگه ایه،

329
00:19:52,411 --> 00:19:54,280
‫و نباید در آبدارخونه رو باز می ذاشته!

330
00:19:56,082 --> 00:19:58,718
‫خدا بهمون رحم کنه.

331
00:20:15,434 --> 00:20:17,603
‫مری، من درخواست کردم که لینا رو به وستمینستر بیارن...

332
00:20:17,737 --> 00:20:18,921
‫تا موقعی که بچه اش میاد،

333
00:20:18,971 --> 00:20:20,039
‫ارسولا و بسی باشن که بهش کمک کنن.

334
00:20:20,172 --> 00:20:21,173
‫حتما، کاترین.

335
00:20:22,508 --> 00:20:24,243
‫کاترین.

336
00:20:24,377 --> 00:20:26,612
‫مگی.

337
00:20:26,746 --> 00:20:29,615
‫فرمانده هاوارد در جمع کردن سرباز به مشکل خورده.

338
00:20:29,682 --> 00:20:31,083
‫اگه اونا نایب السلطنه خودشون رو ببینن...

339
00:20:31,183 --> 00:20:32,385
‫کاترین...

340
00:20:32,518 --> 00:20:34,520
‫این کارت احمقانه است.

341
00:20:34,654 --> 00:20:36,055
‫مهم نیست مادرت بهت چی گفته،

342
00:20:36,088 --> 00:20:37,206
‫تو توانایی این کار رو نداری...

343
00:20:37,256 --> 00:20:39,692
‫بانو پول، پس کی داره؟

344
00:20:39,825 --> 00:20:41,394
‫در غیاب ارتشمون، انگلستان سرزمین...

345
00:20:41,527 --> 00:20:44,096
‫زنان و کودکانه.

346
00:20:44,230 --> 00:20:45,498
‫بالاخره یکی باید از اونا دفاع کنه.

347
00:20:47,967 --> 00:20:49,268
‫پسرخاله ات، ادموند، خطر پیروی از یک...

348
00:20:49,402 --> 00:20:51,971
‫جنبش رو می دونست.

349
00:20:52,071 --> 00:20:55,474
‫اون آماده مردن برای چیزی که بهش باور داشت، بود.

350
00:20:55,574 --> 00:20:57,576
‫من هم حاضرم برای نجات کشورم، جونم رو بدم.

351
00:21:00,813 --> 00:21:03,582
‫یه کاری می کنم جیمز به خودش بیاد و منطقی رفتار کنه...

352
00:21:03,716 --> 00:21:05,584
‫یا باهاش می جنگم، ولی در هر صورت...

353
00:21:05,718 --> 00:21:06,719
‫می رم.

354
00:21:44,348 --> 00:21:46,117
‫ساکت شید!

355
00:21:46,250 --> 00:21:47,852
‫بذارین حرف بزنم!

356
00:21:47,985 --> 00:21:49,353
‫ساکت!

357
00:21:50,855 --> 00:21:52,990
‫ما می دونیم که اسکاتلندی ـها کجان.

358
00:21:53,124 --> 00:21:55,726
‫اگه از مرزمون عبور کنن،

359
00:21:55,860 --> 00:21:57,895
‫ارتشی داریم که باهاشون مقابله خواهد کرد؛

360
00:21:58,028 --> 00:22:01,432
‫ارتشی که الان داره به سمت فلادن می ره.

361
00:22:01,565 --> 00:22:03,734
‫به من پشت نکنین!

362
00:22:03,868 --> 00:22:06,837
‫شما وظیفه دارین از کشورتون محافظت کنین!

363
00:22:11,308 --> 00:22:13,344
‫صبح بخیر.

364
00:22:13,444 --> 00:22:15,513
‫به ما بپیوندین.

365
00:22:15,646 --> 00:22:18,516
‫قبل از این که اسکاتلندی ـها سرزمینمون رو تصرف کنن،

366
00:22:18,649 --> 00:22:20,084
‫به ملکه ـتون بپیوندین تا جلوشون بایستیم.

367
00:22:25,089 --> 00:22:26,090
‫تعدادشون رو می دونیم؟

368
00:22:26,223 --> 00:22:27,658
‫از ما بیشترن.

369
00:22:27,792 --> 00:22:29,627
‫و تمرین دیده هم هستن،

370
00:22:29,760 --> 00:22:32,963
‫این در حالیه که افراد ما از کارگرای اصطبل، گارسونای مهمون خونه ها
‫و چوپان ـها تشکیل می شن.

371
00:22:33,097 --> 00:22:34,765
‫هر چی باشه، انگلیسی هستن.

372
00:22:34,899 --> 00:22:36,300
‫هاوارد...

373
00:22:36,400 --> 00:22:38,052
‫من نمی خوام شما اصلا نزدیک این نبرد بشین.

374
00:22:38,102 --> 00:22:39,904
‫جناب فرمانده، شما نمی تونین به من دستور بدین.

375
00:22:40,037 --> 00:22:42,873
‫من اونی که ملکه و جانشین پادشاه رو به کشتن داده،
‫نمی شم.

376
00:22:42,973 --> 00:22:44,642
‫اگه اتفاقی براتون بیفته، قلب این...

377
00:22:44,742 --> 00:22:45,776
‫عوضی پیر می شکنه.

378
00:22:49,113 --> 00:22:50,614
‫از طرف اسکاتلندی هاست.

379
00:22:52,249 --> 00:22:54,518
‫مشخصه که شاه جیمز می خواد معامله کنه.

380
00:23:00,925 --> 00:23:02,827
‫این مهر پادشاه نیست،

381
00:23:02,960 --> 00:23:04,829
‫مهر ملکه است.

382
00:23:36,660 --> 00:23:38,529
‫اینجا چی داریم؟

383
00:23:54,144 --> 00:23:55,880
‫افراد، این سرزمین ماست!

384
00:23:56,981 --> 00:23:59,550
‫سرورم، فکر می کنین دارین کجا می رین؟

385
00:23:59,683 --> 00:24:01,852
‫آروم باش پسر جون،

386
00:24:01,952 --> 00:24:03,420
‫بذار بانو رد بشن.

387
00:24:10,561 --> 00:24:12,630
‫شاه جیمز!

388
00:24:12,763 --> 00:24:14,398
‫کاترین!

389
00:24:14,498 --> 00:24:15,766
‫از دست این زنای لامصب.

390
00:24:17,434 --> 00:24:19,069
‫من وقت صحبت کردن با تو رو ندارم.

391
00:24:19,203 --> 00:24:20,204
‫اعلی حضرت، باید وقت داشته باشین.

392
00:24:21,906 --> 00:24:23,607
‫با این که حامله ای، به اینجا اومدی.

393
00:24:23,741 --> 00:24:24,808
‫اگه شوهرت، اتحادمون رو زیر پا نمی ذاشت...

394
00:24:24,842 --> 00:24:26,210
‫مجبور نمی شدم بیام.

395
00:24:28,412 --> 00:24:29,747
‫همسر من یه خوابی دیده،

396
00:24:29,880 --> 00:24:32,082
‫خواب دیده که ملحفه ـهای تختمون به خون اسکاتلندیا
‫آغشته شده ان.

397
00:24:32,216 --> 00:24:35,219
‫خب، من هم یه خواب دیدم،

398
00:24:35,352 --> 00:24:38,422
‫خواب دیدم که پرچم اسکاتلند بر فراز برج لندن به اهتزاز دراومده.

399
00:24:38,522 --> 00:24:40,424
‫این کارت چطوری ارزش دستکش یه...

400
00:24:40,524 --> 00:24:41,558
‫ملکه فرانسوی حقیر رو داره؟

401
00:24:41,592 --> 00:24:43,027
‫خب، مگ، به نظر می رسه که مثل ما...

402
00:24:43,093 --> 00:24:44,662
‫از قضیه خبردار نیستی.

403
00:24:44,795 --> 00:24:47,765
‫این جنگ برای اون ملکه یا شرافت نیست.

404
00:24:47,865 --> 00:24:50,901
‫اون داره برای طلایی که شاه لویی وعده اش رو بهش داده،
‫می جنگه.

405
00:24:51,035 --> 00:24:52,269
‫اعلی حضرت، لطفا اگه...

406
00:24:52,303 --> 00:24:54,438
‫اشتباه می کنم، حرفم رو اصلاح کنین.

407
00:24:54,505 --> 00:24:56,373
‫ادعاهای اسکاتلندی ها در اروپا، توسط پاپ...

408
00:24:56,507 --> 00:24:57,808
‫رد شده ان.

409
00:24:57,942 --> 00:25:00,444
‫شوهرت، با تایید پاپ،

410
00:25:00,544 --> 00:25:01,912
‫داره به متحدین ما، یعنی فرانسوی ها،

411
00:25:01,946 --> 00:25:03,247
‫حمله می کنه.

412
00:25:03,380 --> 00:25:06,617
‫این اشتباهه.

413
00:25:06,750 --> 00:25:09,353
‫این حمله به جنوب، غرور اسکاتلندی ـها رو به اونا بر می گردونه.

414
00:25:09,486 --> 00:25:11,088
‫و جون هزاران اسکاتلندی رو حروم می کنه.

415
00:25:11,188 --> 00:25:12,923
‫جون انگلیسی ـها هم همین طور.

416
00:25:13,057 --> 00:25:15,960
‫نمی شه به جاش خسارت بدن؟

417
00:25:16,093 --> 00:25:18,095
‫شما فکر می کنی ما باید بخاطر این که این آقا از جونمون
‫بگذره، بهش پول بدیم؟

418
00:25:18,228 --> 00:25:19,797
‫گور بابای خسارت.

419
00:25:21,065 --> 00:25:23,567
‫پیرمرد، اگه یه بار دیگه با ملکه این طوری صحبت کنی،

420
00:25:23,701 --> 00:25:26,070
‫با چاقو چشمات رو از حدقه درمیارم!

421
00:25:26,203 --> 00:25:28,405
‫فکر نمی کنم یه مرد دامن پوش...

422
00:25:28,505 --> 00:25:29,773
‫بتونه آسیب زیادی به من بزنه.

423
00:25:31,375 --> 00:25:34,211
‫من 17000 سرباز دارم.

424
00:25:34,345 --> 00:25:36,213
‫ارتش شما از یه مشت مزرعه دار تشکیل شده و...

425
00:25:36,347 --> 00:25:38,916
‫فرماندهیش هم با یه مادر پا به ماهه.

426
00:25:38,983 --> 00:25:40,668
‫کاترین، خواهش می کنم، محض رضای خدا،

427
00:25:40,718 --> 00:25:42,286
‫بخاطر صلح خواستم به اینجا بیای.

428
00:25:49,660 --> 00:25:52,997
‫می تونیم صلح کنیم.

429
00:25:53,097 --> 00:25:54,798
‫اجباری نیست که فردا کسی بمیره.

430
00:25:56,300 --> 00:25:57,601
‫نیروهاتون رو از اینجا خارج کنین.

431
00:26:04,875 --> 00:26:05,676
‫کاترین...

432
00:26:07,678 --> 00:26:09,113
‫خواهر...

433
00:26:09,246 --> 00:26:11,548
‫مگ، سر جات وایسا.

434
00:26:11,682 --> 00:26:14,551
‫اون می دونه نمی تونه جلوی این اتفاق رو بگیره.

435
00:26:17,121 --> 00:26:19,690
‫اگه قرار باشه از افراد ارتشم بخوام که عقب نشینی کنن،

436
00:26:19,823 --> 00:26:21,725
‫باید یه چیزی...

437
00:26:25,162 --> 00:26:27,131
‫باید بهم اطمینان بدی که بهمون حمله نمی کنی.

438
00:26:31,468 --> 00:26:32,870
‫من نمی خوام جون بچه ام رو به خطر بندازم.

439
00:26:35,406 --> 00:26:37,741
‫بهم قول بده که دنبالمون نمیاین.

440
00:26:59,730 --> 00:27:01,198
‫باشه.

441
00:27:01,298 --> 00:27:02,299
‫قول می دم دنبالتون نیایم.

442
00:27:04,234 --> 00:27:08,072
‫علیا حضرت، کار هوشمندانه ای کردین که با ما کنار اومدین.

443
00:27:08,205 --> 00:27:09,773
‫مادر بودن بر همه چیز ارجعیت داره، درسته؟

444
00:27:25,622 --> 00:27:27,925
‫می رم به افراد اطلاع بدم.

445
00:27:28,025 --> 00:27:29,760
‫بهشون بگو آماده نبرد شن.

446
00:27:32,529 --> 00:27:34,598
‫خاکتانسیوسو،

447
00:27:34,665 --> 00:27:39,069
‫در فرهنگ اسپانیایی به عنوان مرد رجزخوانی...

448
00:27:39,203 --> 00:27:40,504
‫که همیشه خودش رو تضعیف می کنه،
‫شناخته می شه.

449
00:27:42,473 --> 00:27:44,074
‫اون وقتی فهمید زن ترسیده می خواد عقب
‫نشینی کنه،

450
00:27:44,174 --> 00:27:46,510
‫خیالش راحت شد.

451
00:27:46,643 --> 00:27:49,079
‫اون انتظار نداره ما مبارزه کنیم.

452
00:27:49,213 --> 00:27:51,048
‫یه گروه کوچیک از افراد مشعل به دست جمع کن...

453
00:27:51,181 --> 00:27:53,484
‫و تا شهر دنبالم بیا.

454
00:27:57,087 --> 00:27:58,489
‫لعنتی.

455
00:28:16,740 --> 00:28:17,741
‫ای مردم خوب...

456
00:28:21,678 --> 00:28:26,650
‫...می تونین ببینین که من آدم خانواده دوستی هستم.

457
00:28:26,750 --> 00:28:30,988
‫این زره، حول مرکزیت پادشاه آینده متولد نشده،
‫ساخته شده.

458
00:28:31,121 --> 00:28:32,489
‫مادرم وقتی من رو حامله بود،

459
00:28:32,523 --> 00:28:35,526
‫من رو با خودش به میدون نبرد می برد.

460
00:28:35,659 --> 00:28:37,861
‫من در میان جنگ، شکل گرفتم.

461
00:28:40,531 --> 00:28:42,299
‫فردا صبح، من و پسرم به مقابله...

462
00:28:42,399 --> 00:28:45,469
‫با اسکاتلندی ها خواهیم پرداخت.

463
00:28:45,602 --> 00:28:47,437
‫و چه جور مادری، وقتی که حامله است...

464
00:28:47,571 --> 00:28:49,139
‫به جنگ می ره؟

465
00:28:53,277 --> 00:28:57,581
‫خب، حرف من به شما مادران اینه،

466
00:28:57,714 --> 00:28:59,616
‫ما حاضریم جونمون رو برای بچه ـهامون بدیم، درسته؟

467
00:29:01,485 --> 00:29:03,053
‫پس باید حاضر باشیم بخاطرشون، خون هم بریزیم.

468
00:29:05,255 --> 00:29:08,559
‫ای مردان و زنان انگلستان،

469
00:29:08,692 --> 00:29:11,461
‫این نبرد شماست.

470
00:29:11,595 --> 00:29:14,164
‫تبرها و چاقوهاتون،

471
00:29:14,298 --> 00:29:17,601
‫خشم و غرورتون رو با خودتون بیارین.

472
00:29:19,503 --> 00:29:22,172
‫در رکاب من و پسرم...

473
00:29:22,306 --> 00:29:24,641
‫بجنگین.

474
00:29:33,150 --> 00:29:35,519
‫انگلیسی ها دارن عقب نشینی می کنن؟

475
00:29:35,652 --> 00:29:38,388
‫اعلی حضرت، اونا دارن توی فضای باز جمع می شن.

476
00:29:38,488 --> 00:29:40,824
‫باید باهاشون درگیر شیم.

477
00:29:43,794 --> 00:29:45,963
‫کاترین.

478
00:30:50,861 --> 00:30:53,830
‫لینا؟ لینا؟

479
00:30:53,964 --> 00:30:56,700
‫بسی، بهت گفتم که زیاد قضیه حاملگیم رو گنده نکنی.

480
00:30:56,833 --> 00:31:00,304
‫حتما امروز زیادی راه رفتم.

481
00:31:05,475 --> 00:31:07,277
‫بیا، بذار بهت کمک کنم.

482
00:31:07,434 --> 00:31:09,588
‫من به شانس نیاز ندارم.

483
00:31:09,721 --> 00:31:11,647
‫خدا با منه.

484
00:31:16,211 --> 00:31:18,013
‫ارسولا، فکر کنم...فکر کنم بچه داره میاد!

485
00:31:18,080 --> 00:31:20,115
‫نمی تونم. نمی تونم.

486
00:31:24,144 --> 00:31:25,846
‫بانو پول، چیکار کنم؟

487
00:31:25,979 --> 00:31:27,414
‫آب بیار.

488
00:31:27,990 --> 00:31:29,124
‫علیا حضرت، اینجا جای شما نیست.

489
00:31:29,157 --> 00:31:29,958
‫مری، تو نباید اینجا باشی.

490
00:31:30,058 --> 00:31:31,326
‫خودم می خوام کمک کنم.

491
00:31:43,815 --> 00:31:47,019
‫افراد، آماده باش!

492
00:31:47,152 --> 00:31:49,121
‫راه رو باز کنین!

493
00:32:02,134 --> 00:32:04,836
‫آقایون،

494
00:32:04,970 --> 00:32:08,573
‫من واقعا باور دارم که این درگیری کوچیک، پایین تر از سطح
‫ماست.

495
00:32:08,707 --> 00:32:11,343
‫ولی در هر صورت، تمرین خوبیه.

496
00:32:29,895 --> 00:32:32,597
‫نیزه داران رو بفرستین.

497
00:32:41,006 --> 00:32:44,609
‫افراد، ایست!

498
00:32:44,743 --> 00:32:47,479
‫گروه اول، آماده.

499
00:32:47,579 --> 00:32:49,347
‫گروه اول، نیزه ـها پایین!

500
00:33:36,403 --> 00:33:37,971
‫علیا حضرت، حق با شما بود.

501
00:33:38,105 --> 00:33:39,906
‫شاه جیمز، در کمال تکبر،

502
00:33:40,040 --> 00:33:41,541
‫تمام افرادش...

503
00:33:41,675 --> 00:33:42,976
‫و خودش رو درگیر این نبرد کرده!

504
00:33:43,110 --> 00:33:44,177
‫اون می جنگه.

505
00:33:44,277 --> 00:33:45,579
‫چی؟

506
00:33:45,712 --> 00:33:46,746
‫شاه اونا می جنگه.

507
00:33:46,880 --> 00:33:48,915
‫که کار احمقانه ایه، علیا حضرت.

508
00:33:49,015 --> 00:33:51,885
‫حمله!

509
00:34:26,052 --> 00:34:28,054
‫من باید روی قسمت جنوبی نظارت کنم.

510
00:34:28,188 --> 00:34:29,890
‫- محافظین شما ازتون محافظت خواهند کرد.
‫- برو فرمانده.

511
00:34:30,023 --> 00:34:31,091
‫برو وظیفه ات رو انجام بده.

512
00:34:46,072 --> 00:34:48,775
‫از پسش برمیام.

513
00:34:48,909 --> 00:34:51,478
‫باید از پسش بربیام.

514
00:34:59,252 --> 00:35:01,354
‫از ملکه محافظت کن!

515
00:36:00,113 --> 00:36:01,448
‫جیمز.

516
00:37:13,053 --> 00:37:15,855
‫پادشاه کشته شد!

517
00:37:15,989 --> 00:37:17,757
‫عقب نشینی کنین!

518
00:37:17,891 --> 00:37:19,759
‫آهای! عقب نشینی کنین!

519
00:37:19,893 --> 00:37:21,261
‫کارش تمومه!

520
00:37:21,394 --> 00:37:22,395
‫از میدون مبارزه خارج شین!

521
00:37:22,495 --> 00:37:24,965
‫عقب نشینی کنین!

522
00:37:38,311 --> 00:37:39,512
‫لینا!

523
00:37:53,677 --> 00:37:56,980
‫بلند شو! بلند شو!

524
00:37:57,113 --> 00:37:58,515
‫- برگرد پیش ما!
‫- مگ.

525
00:37:58,648 --> 00:38:00,050
‫- برگرد پیش ما!
‫- مگ. مگ.

526
00:38:14,230 --> 00:38:15,632
‫اون مرد خوبی بود.

527
00:38:18,935 --> 00:38:21,638
‫تو پدر دو پسرم...

528
00:38:21,771 --> 00:38:25,141
‫و بهترین دوستم رو...

529
00:38:26,843 --> 00:38:28,878
‫ازم گرفتی!

530
00:38:31,514 --> 00:38:34,217
‫اون تقاص این کارش رو می دونست.

531
00:38:34,317 --> 00:38:36,786
‫الان، بزرگ ترین پسرت، وارث تاج و تخت پدرشه.

532
00:38:36,886 --> 00:38:38,321
‫برگرد و از اون محافظت کن.

533
00:38:40,223 --> 00:38:41,825
‫من به هنری می گم که تا زمانی که بچه ات به سن قانونی برسه،

534
00:38:41,958 --> 00:38:44,260
‫از تو به عنوان تنها نایب السلطنه اسکاتلند حمایت کنه.

535
00:38:46,663 --> 00:38:48,298
‫می تونی جسد شوهرت رو با خودت به خونه ببری.

536
00:38:51,234 --> 00:38:53,970
‫ولی من کتش رو بر می دارم...

537
00:38:54,104 --> 00:38:55,872
‫و به عنوان سمبلی از پیروزیمون...

538
00:38:56,005 --> 00:38:58,241
‫برای هری می فرستم.

539
00:39:03,113 --> 00:39:04,314
‫حالا دیگه شوهرت رو به خونه ببر.

540
00:40:09,412 --> 00:40:10,713
‫- علیا حضرت.
‫- علیا حضرت.

541
00:40:11,005 --> 00:40:12,440
‫خدا رو شکر که حالتون خوبه.

542
00:40:12,574 --> 00:40:14,109
‫علیا حضرت، همه چیز خوبه.

543
00:40:14,209 --> 00:40:16,177
‫مثل برادرش، یه پسر کوچولوی...

544
00:40:16,311 --> 00:40:19,347
‫سالم و سلامته.

545
00:40:22,750 --> 00:40:25,687
‫خیلی برات خوشحالم.

546
00:40:25,787 --> 00:40:27,827
‫کاترین، بذار تو رو به اتاقت ببرم.

547
00:40:28,448 --> 00:40:30,717
‫این پیروزی پادشاهه.

548
00:40:30,850 --> 00:40:32,752
‫دومین پیروزیش.

549
00:40:32,886 --> 00:40:34,988
‫فرانسویا در تروان از دستشون...

550
00:40:35,088 --> 00:40:37,357
‫فرار کردن و در تورنای به زانو در اومدن.

551
00:40:39,459 --> 00:40:40,994
‫اوویدو چیزیش نمی شه.

552
00:40:43,496 --> 00:40:45,765
‫ممنون.

553
00:40:45,899 --> 00:40:47,667
‫ممنون. ممنون.

554
00:40:51,304 --> 00:40:55,508
‫کاترین، من اشتباه می کردم.

555
00:40:55,608 --> 00:40:58,077
‫اشتباه کردم که اون طوری بهت حمله کردم.

556
00:41:05,652 --> 00:41:07,654
‫من واقعا تو رو تحسین می کنم.

557
00:41:15,228 --> 00:41:17,697
‫مگی، من دشمنت نیستم.

558
00:41:58,129 --> 00:41:59,814
‫ملکه من، ممنون که کت شاه اسکاتلند رو...

559
00:41:59,864 --> 00:42:00,999
‫برام فرستادین.

560
00:42:01,683 --> 00:42:05,153
‫هدیه ای براتون آوردم:

561
00:42:05,253 --> 00:42:06,654
‫دوک لانگویل غل و زنجیر شده.

562
00:42:09,624 --> 00:42:11,092
‫اونجا می تونه به روح فرانسوی...

563
00:42:11,226 --> 00:42:12,794
‫فاسد خودش فکر کنه.

564
00:42:15,430 --> 00:42:16,560
‫برو پدرسوخته. برو پیشش.

565
00:42:22,762 --> 00:42:25,698
‫و از خدای قادر، تشکر می کنیم.

566
00:42:25,798 --> 00:42:26,966
‫خوشحال می شم امشب روی تخت خودم بخوابم.

567
00:42:27,000 --> 00:42:29,949
‫من هم همین طور، پادشاه من.

568
00:42:31,421 --> 00:42:33,323
‫جناب کشیش، می تونم ازتون بپرسم...

569
00:42:33,456 --> 00:42:34,924
‫که به چه حقی، رابطه بین...

570
00:42:35,024 --> 00:42:37,193
‫ملکه و شاه رو زیر سوال می برین؟

571
00:42:37,327 --> 00:42:40,363
‫علیا حضرت، هر نوع حقی که بخواین.

572
00:42:40,496 --> 00:42:42,332
‫هیچی مهم تر از جانشین پادشاه نیست.

573
00:42:44,734 --> 00:42:45,902
‫هیچی.

574
00:42:50,940 --> 00:42:52,375
‫باید روشون اسم بذاریم.

575
00:42:53,876 --> 00:42:55,745
‫احمد و یوسف.

576
00:42:55,812 --> 00:42:58,014
‫اوویدو، خواهش می کنم،

577
00:42:58,147 --> 00:42:59,816
‫الان که توی یه کشور مسیحی هستیم، باید اسامی
‫مسیحی روشون بذاریم.

578
00:43:01,384 --> 00:43:03,386
‫نمی ذارم اونا با ترس از چیزی فرار کنن.

579
00:43:07,590 --> 00:43:10,593
‫حتما حسابی خواب میاد...

580
00:43:10,660 --> 00:43:12,528
‫و بخاطر جنگیدن خسته شدی.

581
00:43:18,101 --> 00:43:19,202
‫می خوای حقیقت رو بدونی؟

582
00:43:21,237 --> 00:43:24,173
‫ما با هیچ خطری روبرو نشدیم.

583
00:43:24,274 --> 00:43:26,943
‫فرانسویا فرار کردن.

584
00:43:27,076 --> 00:43:30,647
‫محاصره تورنای؟

585
00:43:30,780 --> 00:43:33,650
‫فقط منتظر موندیم و منتظر موندیم و منتظر موندیم...

586
00:43:37,053 --> 00:43:40,657
‫و من توی فکر و خیال خونه و...

587
00:43:40,790 --> 00:43:42,191
‫تو بودم.

588
00:43:44,811 --> 00:43:46,312
‫شما داستان ـهای اسکاتلند رو تعریف خواهید کرد؟

589
00:43:46,379 --> 00:43:48,381
‫چیزی برای تعریف کردن وجود نداره.

590
00:43:48,514 --> 00:43:50,016
‫به جاش به پادشاه گوش می دم.

591
00:43:50,116 --> 00:43:51,184
‫پس بذار یکیش رو برات تعریف کنم.

592
00:43:53,186 --> 00:43:55,455
‫وقتی فرانسویا حس کردن که اوضاع بر وفق مرادشون پیش
‫نمی ره،

593
00:43:55,555 --> 00:43:56,823
‫انقدر سریع فرار کردن،

594
00:43:56,923 --> 00:43:58,825
‫که چکمه ـهاشون رو جا گذاشتن.

595
00:43:58,958 --> 00:44:00,660
‫راستش تعجب کردم که چطور تا دریا...

596
00:44:00,760 --> 00:44:02,528
‫فراریشون ندادیم.

597
00:44:02,629 --> 00:44:05,131
‫استفورد اسم این نبرد...

598
00:44:05,264 --> 00:44:06,265
‫رو نبرد چکمه ـها گذاشته.

599
00:44:08,568 --> 00:44:10,269
‫بسی، تنهامون بذار.

600
00:44:14,507 --> 00:44:17,477
‫در مورد حرفی که قبلا بهت زدم...

601
00:44:17,577 --> 00:44:18,911
‫باید بگم که حس و حال مساعدی نداشتم.

602
00:44:21,347 --> 00:44:22,949
‫تو دوران سخت و خسته کننده ای رو گذروندی.

603
00:44:23,082 --> 00:44:26,419
‫تو هم همین طور، به شمال رفتی و...

604
00:44:26,552 --> 00:44:27,804
‫حواست رو به اون هاوارد احمق جمع کردی.

605
00:44:27,854 --> 00:44:29,222
‫هاوارد سرباز وفاداریه.

606
00:44:32,859 --> 00:44:34,827
‫ولی خواهر، مگ، عزادار شده.

607
00:44:34,961 --> 00:44:36,562
‫خواهرم، مگ، حاکم اسکاتلنده.

608
00:44:36,696 --> 00:44:39,065
‫اون باید خوشحال باشه.

609
00:44:39,165 --> 00:44:41,167
‫اون و پسرانش با ما صلح می کنن.

610
00:44:41,300 --> 00:44:44,170
‫این نتیجه خوشحال کننده ایه.

611
00:44:44,303 --> 00:44:46,205
‫نباید با این وضعت به جنگ می رفتی.

612
00:44:48,045 --> 00:44:50,468
‫و کشور...

613
00:44:50,601 --> 00:44:53,504
‫و بخاطر تعقیب اون بزدلای فرانسوی...

614
00:44:58,076 --> 00:45:00,611
‫بهتون امر می کنم که بلند شین.

615
00:45:01,646 --> 00:45:04,816
‫سر هنری پول،

616
00:45:04,949 --> 00:45:06,918
‫سر چارلز برندون.

617
00:45:15,827 --> 00:45:18,029
‫خب، این ارزش شوالیه بودن رو تا حدی...

618
00:45:18,162 --> 00:45:21,099
‫کم می کنه، موافق نیستی؟

619
00:45:27,171 --> 00:45:28,840
‫الان حتی از قبل هم جیگرتر شدم،

620
00:45:28,940 --> 00:45:30,041
‫مگه نه، عزیز دلم؟

621
00:45:30,108 --> 00:45:31,275
‫مطمئنم بابت شوالیه شدنت...

622
00:45:31,376 --> 00:45:32,944
‫انقدر حرف می زنی که حوصله ام سر بره.

623
00:45:34,379 --> 00:45:36,948
‫و توماس هاوارد؟

624
00:45:37,081 --> 00:45:39,517
‫ایشون رو تشویق نمی کنین؟

625
00:45:39,650 --> 00:45:42,120
‫بخاطر این که نذاشت دامنت گلی بشه؟

626
00:45:42,220 --> 00:45:43,554
‫اعلی حضرت درست می گن.

627
00:45:43,688 --> 00:45:46,624
‫هاوارد به اندازه کافی القاب و عناوین داشته.

628
00:45:56,567 --> 00:45:58,136
‫اگه پدرت اینجا بود، بهت افتخار می کرد.

629
00:46:03,007 --> 00:46:04,442
‫علیا حضرت، حالتون خوبه؟

630
00:46:04,475 --> 00:46:06,177
‫انگار رنگتون پریده.

631
00:46:06,310 --> 00:46:08,279
‫فقط خسته ام.

632
00:46:08,379 --> 00:46:10,448
‫کی می تونه بخاطر خسته بودن، بهتون ایراد بگیره؟

633
00:46:10,515 --> 00:46:12,316
‫اگه واقعا قرار به بزرگداشت شجاعت باشه،

634
00:46:12,450 --> 00:46:13,584
‫باید شما رو شوالیه کنن.

635
00:46:13,618 --> 00:46:15,052
‫موافقم.

636
00:46:15,186 --> 00:46:18,523
‫یه زن رو شوالیه کنن؟
‫مگی، یاغی شدیا.

637
00:46:18,656 --> 00:46:21,726
‫یاغی بودن توی خونمه،
‫حداقل این چیزیه که بقیه بهم می گن.

638
00:46:21,826 --> 00:46:23,594
‫تو ترکوندی!
‫آفرین!

639
00:46:23,661 --> 00:46:25,029
‫- بالاخره!
‫- هاوارد!

640
00:46:25,096 --> 00:46:27,965
‫می گم، هاوارد!

641
00:46:28,099 --> 00:46:29,734
‫هنوز هم همه جام سالمه.

642
00:46:54,450 --> 00:46:56,018
‫- بانو بلونت؟
‫- اعلی حضرت.

643
00:46:56,152 --> 00:46:57,887
‫ملکه، که شما مسئولیت خدمت بهشون رو بر عهده داری،
‫کجان؟

644
00:46:58,020 --> 00:47:00,323
‫نمی تونم ببینمشون.

645
00:47:08,464 --> 00:47:11,400
‫کاترین!

646
00:47:11,534 --> 00:47:13,703
‫نه، نمی تونم...نمی تونم نگاه کنم.

647
00:47:13,836 --> 00:47:16,105
‫نه.

648
00:47:19,242 --> 00:47:20,977
‫جلو نیاین!

649
00:47:24,180 --> 00:47:26,482
‫نمی تونم نگاه کنم.

650
00:47:30,353 --> 00:47:31,667
‫یه پسره.

651
00:47:32,964 --> 00:47:36,667
‫(برخی از رویدادهای تاریخی و شخصیت ـهای این سریال برای
‫اهداف داستانی، با واقعیت تغییر کرده اند.)

652
00:47:38,667 --> 00:47:48,667
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M