1
00:00:04,878 --> 00:00:06,779
‫آنچه در سریال شاهدخت اسپانیایی گذشت...

2
00:00:06,813 --> 00:00:09,082
‫خواهرم، مری، ملکه بیوه فرانسه شده.

3
00:00:09,115 --> 00:00:11,050
‫پس الان باید مقدمات یه ازدواج دیگه که اتحاد
‫آنگلو-فرانسه ـمون...

4
00:00:11,084 --> 00:00:12,752
‫رو تثبیت کنه، فراهم کنم.

5
00:00:12,785 --> 00:00:14,554
‫برادرم چه تصمیمی در مورد سرنوشتم گرفته؟

6
00:00:15,096 --> 00:00:15,889
‫اون با چارلی برندون ازدواج کرده.

7
00:00:15,922 --> 00:00:17,357
‫خدا جفتشون رو لعنت کنه!

8
00:00:17,932 --> 00:00:19,425
‫شاید ما رو از طریق هوا و هوس، امتحان می کنه.

9
00:00:19,475 --> 00:00:20,777
‫آنگس کجاست؟

10
00:00:20,810 --> 00:00:23,413
‫از زمانی که شما رفتی، اون با جین استوارت نامزد کرده.

11
00:00:23,479 --> 00:00:26,466
‫برو بیرون و برنگرد.

12
00:00:26,516 --> 00:00:28,902
‫من شوهرتم، پس همه اینا مال منه.

13
00:00:28,952 --> 00:00:30,687
‫شاهزاده مری، مادرش رو می خواد.

14
00:00:30,720 --> 00:00:31,788
‫اون قویه.

15
00:00:31,821 --> 00:00:32,989
‫اون پسر نیست.

16
00:00:33,022 --> 00:00:34,557
‫بهم گفتن که حامله ای.

17
00:00:34,591 --> 00:00:35,658
‫بچه مال منه؟

18
00:00:38,761 --> 00:00:40,096
‫بهم یه پسر بده.

19
00:00:42,999 --> 00:00:57,981
‫«شاهدخت اسپانیایی» - قسمت ششم فصل دوم
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: شهریار نادرمحمد

20
00:00:58,981 --> 00:01:08,981
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

21
00:01:48,498 --> 00:01:50,733
‫ایول!

22
00:02:07,950 --> 00:02:09,385
‫اینجا یه اژدها قایم شده؟

23
00:02:30,523 --> 00:02:31,991
‫آه!

24
00:02:42,068 --> 00:02:44,470
‫علیا حضرت، از پنجره فاصله بگیرین.

25
00:02:45,138 --> 00:02:47,140
‫سرما می خورین.

26
00:02:47,740 --> 00:02:50,510
‫- اون رو ببر پیش مادرش.
‫- چشم، اعلی حضرت.

27
00:02:59,018 --> 00:03:00,753
‫علیا حضرت.

28
00:03:02,989 --> 00:03:06,092
‫اسقف وولزی با دخترتون صحبت کرده.

29
00:03:06,626 --> 00:03:08,861
‫می گه اون باید ازدواج کنه.

30
00:03:28,781 --> 00:03:30,483
‫علیا حضرت.

31
00:03:33,853 --> 00:03:35,121
‫هنری...

32
00:03:36,122 --> 00:03:38,057
‫بهم گفتن که وولزی دیگه الان فکر می کنه که جایگاهش...

33
00:03:38,091 --> 00:03:39,625
‫از ملکه والاتره،

34
00:03:39,659 --> 00:03:42,211
‫چون به دخترم اطلاع داده که باید ازدواج کنه.

35
00:03:42,261 --> 00:03:44,080
‫تنها راه بازسازی اتحاد من با فرانسوی ـها...

36
00:03:44,130 --> 00:03:47,100
‫از اونجایی که خواهرم خودش رو حروم چارلی برندون کرد...

37
00:03:47,300 --> 00:03:49,035
‫اینه که دخترمون با پسر ارشد پادشاه اونا ازدواج کنه.

38
00:03:49,068 --> 00:03:50,153
‫این صرفا خواسته وولزی نیست.

39
00:03:50,203 --> 00:03:52,038
‫کنت ویلتشر هم این رو می خواد...

40
00:03:52,071 --> 00:03:54,273
‫و اون سفیر ما در فرانسه است.

41
00:03:54,607 --> 00:03:56,075
‫چرا باید اعتراض کنی؟

42
00:03:56,109 --> 00:03:57,777
‫تو که تا الان هرگز به دختره، علاقه ای نشون ندادی.

43
00:03:57,810 --> 00:03:59,245
‫من مادرشم.

44
00:03:59,345 --> 00:04:00,413
‫و ملکه ام.

45
00:04:00,446 --> 00:04:04,050
‫در عین حال، من باید از دست خواهرم و چارلز برندون که توی...

46
00:04:04,083 --> 00:04:06,986
‫فرانسه هستن رنج بکشم و مجبور شم وانمود کنم که نمی خوام
‫سر خواهرم رو به سیخ بکشم.

47
00:04:07,320 --> 00:04:09,622
‫خدا رو شکر که تو حرفم رو گوش می کنی.

48
00:04:09,922 --> 00:04:11,591
‫کس دیگه ای نمی کنه.

49
00:04:20,533 --> 00:04:22,802
‫به برادر زاده عزیزم، چارلز...

50
00:04:23,136 --> 00:04:26,172
‫ما داستان ـهای بزرگی از حکومت تو در اسپانیا،

51
00:04:26,205 --> 00:04:28,841
‫پس از مرگ پدرم، فردیناند، شنیدیم...

52
00:04:29,775 --> 00:04:33,079
‫و با این امید برات نامه می فرستم که به زودی از نزدیک
‫ببینمت.

53
00:04:34,280 --> 00:04:36,099
‫در کالی، برنامه دیداری بین شوهرم...

54
00:04:36,149 --> 00:04:37,950
‫و فرانسوی ـها، ریخته شده.

55
00:04:38,584 --> 00:04:40,103
‫هنری دنبال ایجاد اتحادی جدید...

56
00:04:40,153 --> 00:04:42,555
‫و ثبیت اون از طریق نامزدی دخترمون، شاهزاده مری،

57
00:04:42,588 --> 00:04:44,357
‫با پسر ارشد پادشاه فرانسه است.

58
00:04:45,191 --> 00:04:47,660
‫ولی برام سواله که آیا پیمان اتحاد...

59
00:04:47,693 --> 00:04:49,362
‫بسیار ارزشمندتری وجود داره که...

60
00:04:49,629 --> 00:04:52,765
‫با تو، پادشاه اسپانیا، بشه برقرار کرد...

61
00:04:52,798 --> 00:04:54,650
‫چون تو هم قطعا به یه همسر نیاز داری...

62
00:04:54,700 --> 00:04:57,403
‫و کی از دختر من مناسب ـتر؟

63
00:05:02,975 --> 00:05:05,511
‫علیا حضرت، نامه رو به سفیر اسپانیا تحویل می دم.

64
00:05:07,246 --> 00:05:08,614
‫لینا؟

65
00:05:10,183 --> 00:05:14,153
‫وقتی که ما به فرانسه می ریم، تو همینجا پیش شوهرت می مونی.

66
00:05:15,888 --> 00:05:17,690
‫الان نمی تونی سفر کنی.

67
00:05:19,258 --> 00:05:20,626
‫مراقبش باش.

68
00:05:23,996 --> 00:05:26,132
‫ممنون، کاترین.

69
00:05:46,419 --> 00:05:47,520
‫توماس.

70
00:05:49,088 --> 00:05:52,258
‫- خوشحالم که دوباره می بینمت.
‫- همچنین، مگی.

71
00:05:57,396 --> 00:05:58,714
‫شماری آشوب کوچیک...

72
00:05:58,764 --> 00:06:01,984
‫توسط تجار خارجی که از اروپا به اینجا اومدن، ایجاد شده.

73
00:06:02,034 --> 00:06:03,953
‫شمار سربازان حاضر در خیابون ـها رو دو برابر کردیم...

74
00:06:04,003 --> 00:06:05,338
‫تا مطمئن بشیم که درگیری پیش نمیاد.

75
00:06:05,371 --> 00:06:06,739
‫پسرم هم بین اوناست.

76
00:06:06,772 --> 00:06:08,057
‫اوه، نترس.

77
00:06:08,107 --> 00:06:09,692
‫قرار نیست به چیزی منتهی شن.

78
00:06:09,742 --> 00:06:11,244
‫امیدوارم.

79
00:06:11,277 --> 00:06:13,112
‫به اندازه کافی، جنگ دیدم.

80
00:06:15,948 --> 00:06:18,451
‫می شه یه لحظه حواست به شاهدخت مری باشه؟

81
00:06:18,484 --> 00:06:20,052
‫البته.

82
00:06:24,657 --> 00:06:25,825
‫علیا حضرت.

83
00:06:28,194 --> 00:06:31,964
‫هنوز به شاهدخت مری گفته نشده که وقتی که با کسی
‫نامزد بشه...

84
00:06:31,998 --> 00:06:33,366
‫قراره چه اتفاقی براش بیفته.

85
00:06:33,399 --> 00:06:35,468
‫فرض کرده بودم که شما این رو بهش می گین.

86
00:06:35,668 --> 00:06:38,604
‫ما هنوز نمی دونیم که اون قراره با یه فرانسوی نامزد کنه یا نه.

87
00:06:38,804 --> 00:06:42,108
‫این که یه شاهدخت انگلیسی با چه کسی ازدواج می کنه،
‫در محدوده اختیارات یه قصاب زاده نیست.

88
00:06:42,942 --> 00:06:45,244
‫شاید یه خواستگار دیگه ای براش پیدا کنیم.

89
00:06:46,012 --> 00:06:48,848
‫اوی، ما خودمون گاو داریم، خب؟

90
00:06:48,881 --> 00:06:51,684
‫نیازی به آشغال کثیف خارجی شما نداریم!

91
00:06:52,184 --> 00:06:53,986
‫از علیا حضرت معذرت می خوام.

92
00:06:54,020 --> 00:06:56,505
‫ادبیات لنگرگاه، برای گوش ـهای یه بانو، بیش از حد زمخته.

93
00:06:56,555 --> 00:06:57,790
‫ولی اون راست می گه.

94
00:06:57,990 --> 00:06:59,408
‫هیچی چرم انگلیسی نمی شه.

95
00:06:59,458 --> 00:07:01,761
‫این زینی که استفورد برام درست کرده رو ببین.

96
00:07:01,927 --> 00:07:03,663
‫این فرانسیس رو سر جاش می شونه.

97
00:07:03,696 --> 00:07:05,731
‫خبر اومده که اون انقدر سرخوشه که نمی تونه روی زین
‫خودش بشینه.

98
00:07:05,765 --> 00:07:09,302
‫این چندان به نفع وجهه خوب پسرش نیست.

99
00:07:10,469 --> 00:07:13,172
‫وولزی، نمی دونم بخاطر چی انقدر اخم کردی.

100
00:07:13,306 --> 00:07:15,541
‫همین الان به عنوان صدر اعظم انگلستان انتصابت کردم، نکردم؟

101
00:07:17,576 --> 00:07:19,853
‫خدا می دونه که دیگه حوصله ناله ـهات رو نداشتم.

102
00:07:40,608 --> 00:07:43,310
‫دوک آلبانی فقط به مدت چند هفته داره از اینجا می ره.

103
00:07:43,344 --> 00:07:47,481
‫اون می ره تا عمو هنری بد اخلاقتون و پادشاه فرانسه رو ببینه.

104
00:07:47,848 --> 00:07:49,333
‫اونا مهمونی بزرگی برگزار کردن.

105
00:07:49,383 --> 00:07:50,935
‫قراره که اونجا فواره ـهایی از نوشیدنی،

106
00:07:50,985 --> 00:07:54,522
‫اسب ـهایی جواهرپوش و درختی پر از کیک ـهای آلو شکری
‫باشه.

107
00:07:54,689 --> 00:07:57,842
‫فکر می کنم هال استوارت احتمالا داره براتون خالی می بنده.

108
00:07:57,892 --> 00:07:59,794
‫به حرف من گوش کنین، خالی نمی بنده.

109
00:07:59,827 --> 00:08:03,030
‫دفعه بعدی که من رو می بینین، اندازه ام 10 برابر شده.

110
00:08:03,064 --> 00:08:05,266
‫تا وقتی که برگردم،

111
00:08:05,299 --> 00:08:07,368
‫هال استوارت سرپرستی شاهزادگان رو بر عهده خواهد داشت.

112
00:08:07,635 --> 00:08:09,136
‫اون شما رو در امان نگه می داره.

113
00:08:10,404 --> 00:08:11,672
‫یالا.

114
00:08:17,511 --> 00:08:19,213
‫چطوری وارد اینجا شدی؟

115
00:08:19,246 --> 00:08:21,015
‫برو بیرون!

116
00:08:21,549 --> 00:08:24,719
‫مگ، تو زن منی و این حقمه که اینجا باشم.

117
00:08:24,752 --> 00:08:26,554
‫پس به محض این که آلبانی می ره،

118
00:08:26,587 --> 00:08:28,823
‫تو دزدکی به اینجا میای!

119
00:08:29,824 --> 00:08:31,625
‫خب، چی شد؟

120
00:08:31,759 --> 00:08:34,895
‫زن جدیدت بالاخره سر عقل اومد و بیرونت کرد؟

121
00:08:34,929 --> 00:08:36,997
‫ملکه گفت که نمی خواد اینجا باشی.

122
00:08:38,199 --> 00:08:40,601
‫- من شوهرشم.
‫- به سختی.

123
00:08:40,634 --> 00:08:42,870
‫به سختی از پس وظایف شوهریت بر می اومدی.

124
00:08:42,903 --> 00:08:46,574
‫کل ازدواجمون در بوی بد دهن، شعر و شاعری سطح پایین و
‫ناامیدی خلاصه می شد.

125
00:08:47,374 --> 00:08:51,312
‫از نظر قانون، حضرت پاپ و خداوند،

126
00:08:51,345 --> 00:08:52,780
‫اون زنمه،

127
00:08:52,947 --> 00:08:55,366
‫و تا وقتی که بمیره، متعلق به منه.

128
00:08:55,416 --> 00:08:56,984
‫یا تا وقتی که تو بمیری.

129
00:08:57,218 --> 00:09:01,455
‫چون اگه نزدیک من شی،

130
00:09:01,622 --> 00:09:03,390
‫قطعا یکیمون می میره.

131
00:09:03,691 --> 00:09:06,794
‫یا تو از زخم چاقو یا من از خنده.

132
00:09:06,994 --> 00:09:09,930
‫خب، من اگه جای تو بودم، وقتی زنی همچین قولی می ده...

133
00:09:09,964 --> 00:09:12,199
‫دوست نداشتم اینجا باشم.

134
00:09:24,812 --> 00:09:27,515
‫هال، جیمی و الکساندر رو به قصر برگردون.

135
00:09:27,548 --> 00:09:29,984
‫بقیه بچه ـهای جیمز، همینجا در امان خواهند بود.

136
00:09:31,519 --> 00:09:35,089
‫من با کنت آنگس، کار دارم.

137
00:09:35,289 --> 00:09:38,225
‫و باید یه نامه برای برادرم بنویسم.

138
00:09:38,592 --> 00:09:40,227
‫فکر می کنی اون بهت کمک می کنه؟

139
00:09:40,795 --> 00:09:42,096
‫حتی وقتی که سه هفته توی اون انبار گیر افتاده بودیم...

140
00:09:42,129 --> 00:09:44,031
‫هم بهمون کمک نکرد.

141
00:10:11,992 --> 00:10:16,997
‫(نشست سلطنتی: کالی، فرانسه)

142
00:10:22,002 --> 00:10:24,872
‫اگه انگلیسی ـها در حالی که...

143
00:10:24,905 --> 00:10:26,390
‫خیلی ـها در پیدا کردن کار به مشکل خوردن، از این
‫ریخت و پاش خبردار بشن...

144
00:10:26,440 --> 00:10:28,142
‫جلوی عظمت پادشاهشون زانو می زنن...

145
00:10:28,175 --> 00:10:29,877
‫و ازش پیروی می کنن.

146
00:10:59,139 --> 00:11:01,609
‫برادر. کاترین.

147
00:11:02,676 --> 00:11:04,178
‫مری.

148
00:11:04,912 --> 00:11:07,147
‫دیدنت باعث دلگرمیمه.

149
00:11:08,115 --> 00:11:09,583
‫اعلی حضرت.

150
00:11:14,188 --> 00:11:16,040
‫برادر، من رو به آغوش نمی کشی؟

151
00:11:16,090 --> 00:11:18,459
‫جفتمون جریمه ای که خواستی رو پرداخت کردیم.

152
00:11:18,492 --> 00:11:20,761
‫التماست می کنیم که بهمون روی خوش نشون بدی.

153
00:11:23,030 --> 00:11:25,232
‫- هنری...
‫- شما به من خیانت کردین.

154
00:11:25,766 --> 00:11:27,801
‫برین خدا رو شکر کنین که بابت خیانت به کشور، اعدام نمی شین.

155
00:11:30,371 --> 00:11:33,440
‫حالا دیگه دخترمون باید آماده دیدار با شاه فرانسیس بشه.

156
00:11:40,347 --> 00:11:42,116
‫پادشاه بالاخره قبولتون می کنه.

157
00:11:42,783 --> 00:11:44,285
‫مطمئن می شم که می کنه.

158
00:11:47,329 --> 00:11:49,164
‫چون با چارلی ازدواج کردم،

159
00:11:49,198 --> 00:11:51,734
‫اون باید بره قربانی فرانسه بشه.

160
00:11:52,501 --> 00:11:54,503
‫یه مری در ازای یه مری دیگه.

161
00:11:55,104 --> 00:11:57,206
‫من نمی ذارم همچین اتفاقی بیفته.

162
00:12:15,507 --> 00:12:16,642
‫مری.

163
00:12:19,111 --> 00:12:21,447
‫به مادرت عرض ادب کن.
‫اون داره صدات می کنه.

164
00:12:25,150 --> 00:12:27,252
‫ازدواج وظیفه یه شاهدخته.

165
00:12:27,620 --> 00:12:29,488
‫و من هم برای کمک بهت، اینجا خواهم بود.

166
00:12:29,655 --> 00:12:32,124
‫بهش گفتم که فعلا قرار نیست اون اتفاق بیفته.

167
00:12:32,591 --> 00:12:35,361
‫اون سال ـهای زیادی تا زندگی در فرانسه، فاصله داره.

168
00:12:35,694 --> 00:12:37,630
‫پس نباید بترسی.

169
00:12:37,730 --> 00:12:39,531
‫من نمی ترسم.

170
00:12:43,469 --> 00:12:44,803
‫خوبه.

171
00:12:45,838 --> 00:12:48,040
‫این خوبه، مری.

172
00:12:49,608 --> 00:12:53,345
‫اعلی حضرت، شاهنشاه اسپانیا، چارلز پنجم!

173
00:12:53,379 --> 00:12:55,147
‫باید هنری رو پیدا کنم.

174
00:12:56,382 --> 00:12:58,217
‫مری، باهام بیا.

175
00:13:05,057 --> 00:13:06,792
‫پادشاه رو که یادته،

176
00:13:07,026 --> 00:13:09,328
‫چارلز پنجم، برادر زاده ام.

177
00:13:10,195 --> 00:13:11,413
‫عمه جان.

178
00:13:14,016 --> 00:13:16,585
‫اعلی حضرت، شاه هنری.

179
00:13:18,454 --> 00:13:20,556
‫انتظار نداشتم تو رو اینجا ببینم.

180
00:13:20,756 --> 00:13:23,192
‫خب، این دیداری بین پادشاهان بزرگ اروپاست.

181
00:13:23,559 --> 00:13:26,795
‫فرصتیه تا عمه ام رو ببینم و با شما ملاقات کنم.

182
00:13:27,062 --> 00:13:28,797
‫خب، فردیناند اشتباهات زیادی کرد...

183
00:13:28,831 --> 00:13:30,699
‫که درست کردنشون، به عهده تو گذاشته شده.

184
00:13:31,800 --> 00:13:34,870
‫من داستان ـهای زیادی از دلاوری شما،

185
00:13:35,237 --> 00:13:38,424
‫زمانی که فرانسوی ـها رو شکست دادین و پیروزی بزرگی برای
‫انگلستان به ارمغان آوردین، شنیدم.

186
00:13:38,474 --> 00:13:40,175
‫وقتی که اتحادی بین اسپانیا و انگلستان، ما رو...

187
00:13:40,209 --> 00:13:43,445
‫قدرتمند می کنه، حیفه که نذاریم تحقق پیدا کنه.

188
00:13:48,050 --> 00:13:49,752
‫اسم اون گرروئه.

189
00:13:50,953 --> 00:13:52,588
‫«جنگجو».

190
00:13:52,955 --> 00:13:54,556
‫اون مال شماست.

191
00:13:54,590 --> 00:13:56,525
‫اون نشانی از دوستی کشورهای ماست.

192
00:13:56,558 --> 00:13:57,960
‫خواهش می کنم، بفرمایید.

193
00:13:58,427 --> 00:14:00,629
‫اون مثل اسب مادرم تربیت شده...

194
00:14:00,829 --> 00:14:03,132
‫تا دشمن رو با یه لگد بکشه.

195
00:14:05,167 --> 00:14:07,002
‫ممنون.

196
00:14:07,202 --> 00:14:08,837
‫هدیه ات رو قبول می کنم.

197
00:14:18,013 --> 00:14:20,482
‫چرا اون رو «اعلی حضرت» خطاب می کنی؟

198
00:14:22,484 --> 00:14:24,620
‫این عنوان مورد علاقه اونه.

199
00:14:26,455 --> 00:14:28,290
‫پادشاه باید از ما محافظت کنه،

200
00:14:28,323 --> 00:14:32,161
‫ولی مادامی که انگلیسی ـها گشنگی می کشن، خارجی ـها
‫دارن شکمبارگی می کنن.

201
00:14:32,561 --> 00:14:33,512
‫شاه هنری...

202
00:14:33,562 --> 00:14:35,597
‫شاه هنری هیچ کاری نمی کنه...

203
00:14:35,631 --> 00:14:38,233
‫چون سرش کلا گرم اینه که انقدر توی بشقاب ـهای طلایی...

204
00:14:38,267 --> 00:14:41,070
‫فرانسوی غذا بخوره تا حالش بد شه.

205
00:14:41,236 --> 00:14:45,040
‫خارجی ـها با اجناس ارزون خودشون...

206
00:14:45,074 --> 00:14:47,076
‫مشاغل ما رو می دزدن و درآمدمون رو نابود می کنن.

207
00:14:47,142 --> 00:14:51,480
‫از انگلیسی ـها می خوام که به خودشون بیان و از خودشون
‫دفاع کنن.

208
00:14:51,780 --> 00:14:55,818
‫بیاین کار این خارجی ـها رو بسازیم و روزگارشون رو سیاه کنیم.

209
00:14:56,218 --> 00:14:57,653
‫بیاین اونا رو بیرون بندازیم!

210
00:14:57,686 --> 00:14:59,671
‫کی با منه؟

211
00:14:59,721 --> 00:15:01,790
‫بیاین. بیاین بریم خونه.

212
00:15:01,824 --> 00:15:03,492
‫لینا، می دونم که وضع ناآرامه.

213
00:15:03,525 --> 00:15:05,794
‫ولی لندنی ـها هیچوقت اینطوری نبودن.

214
00:15:05,828 --> 00:15:08,097
‫فروشنده ـها نمی تونن با قیمت محصولات خارجی رقابت کنن.

215
00:15:08,130 --> 00:15:10,065
‫شاگردان از کار بیکار شدن.

216
00:15:10,232 --> 00:15:13,702
‫مردانی که بچه ـهاشون گرسنگی می کشن، زیر یه انگیزه
‫مشترک، متحد می شن.

217
00:15:14,870 --> 00:15:16,538
‫چیکار باید بکنیم؟

218
00:15:16,705 --> 00:15:20,008
‫من نگهبان سلطنتی منتخب برای حفظ صلح بین مردمم.

219
00:15:20,142 --> 00:15:22,335
‫ازتون محافظت می کنم.

220
00:15:45,108 --> 00:15:46,376
‫چه منظره باشکوهی...

221
00:15:46,410 --> 00:15:49,046
‫اولین دیدار دو شاه.

222
00:16:00,331 --> 00:16:01,633
‫برادر فرانسه.

223
00:16:02,000 --> 00:16:03,902
‫برادر انگلستان.

224
00:16:04,269 --> 00:16:06,155
‫البته شنیدم که سه قلو هستیم...

225
00:16:06,205 --> 00:16:10,008
‫و برادر اسپانیا هم به مهمونیمون اومده.

226
00:16:11,009 --> 00:16:12,444
‫خب...

227
00:16:12,878 --> 00:16:15,781
‫یکم رقابت سالم به مردان قدرتمند، ضرری نمی رسونه.

228
00:16:32,865 --> 00:16:34,550
‫شاید مریضه.

229
00:16:34,600 --> 00:16:36,151
‫ممکنه، ما می دونیم که نوزدان پسر...

230
00:16:36,201 --> 00:16:38,821
‫معمولا از دختران ضعیف ـترن.

231
00:16:38,871 --> 00:16:40,839
‫اگه قراره با دخترم ازدواج کنه، باید قوی باشه.

232
00:16:40,873 --> 00:16:43,509
‫قوی ـترین انتخاب، شاه چارلز اسپانیا خواهد بود.

233
00:16:43,842 --> 00:16:47,379
‫اون 20 سالشه و تمام دارایی ـهای دنیای نو رو زیر پاش داره.

234
00:16:49,715 --> 00:16:51,340
‫شاهدخت مری انگلستان.

235
00:16:58,699 --> 00:17:02,436
‫دختر زیبایی هستی، البته به شدت یک دنده ای.

236
00:17:02,469 --> 00:17:04,204
‫هر چی باشه، از یه بی خاصیت کسل کننده...

237
00:17:04,238 --> 00:17:05,455
‫و بی مغز بهتره.

238
00:17:05,505 --> 00:17:07,074
‫پس شروط رو تعیین می کنیم.

239
00:17:07,107 --> 00:17:08,442
‫نه.

240
00:17:08,942 --> 00:17:11,245
‫- اول باید فرزند ارشد رو ببینیم...
‫- ولی رنگش پریده ـها.

241
00:17:11,278 --> 00:17:12,946
‫وضعیت سلامتیش چطوره؟

242
00:17:13,847 --> 00:17:14,530
‫بچه محکمیه.

243
00:17:14,857 --> 00:17:17,776
‫همراه اون دختر، تعداد قابل توجهی ملک و املاک هم
‫ارائه می شه.

244
00:17:17,826 --> 00:17:20,329
‫ما بیشتر جویای وضعیت سلامتی پسر ارشد شما هستیم.

245
00:17:20,362 --> 00:17:23,765
‫پسرم می تونه اسب نر شما رو یه لقمه چپ کنه.

246
00:17:25,000 --> 00:17:27,603
‫شکی توی قوتش نیست.

247
00:17:28,103 --> 00:17:31,290
‫این مبلغیه که بابت جهیزیه مری می خوایم.

248
00:17:31,340 --> 00:17:33,008
‫در قالب سکه ـهای دوکات طلایی باشه.

249
00:17:37,379 --> 00:17:39,514
‫حتما داری شوخی می کنی.

250
00:17:39,882 --> 00:17:42,985
‫به پدرت، لویی، برای ازدواج با خواهرم، به زور نیمی از این مبلغ رو دادیم.

251
00:17:43,018 --> 00:17:46,622
‫خواهرت یه شاهدخت واقعی بود.

252
00:17:47,022 --> 00:17:48,891
‫مری هم همینطوره.

253
00:17:49,491 --> 00:17:52,461
‫همسرت با برادرت ازدواج کرده بود، مگه نه؟

254
00:17:52,861 --> 00:17:55,998
‫از پاپ پرسیده شد که آیا شما اصلا می تونین با هم ازدواج کنین...

255
00:17:56,031 --> 00:18:00,035
‫که آیا ازدواج شما اصلا از دیدگاه خدا، قانونی هست یا نه.

256
00:18:06,141 --> 00:18:07,876
‫اعلی حضرت.

257
00:18:09,411 --> 00:18:11,880
‫چطور جرات می کنی به ملکه انگلستان توهین کنی؟

258
00:18:13,714 --> 00:18:14,783
‫بیا بیرون.

259
00:18:14,816 --> 00:18:16,952
‫با کمال میل.

260
00:18:17,920 --> 00:18:19,821
‫با کمال میل.

261
00:18:22,057 --> 00:18:23,458
‫اعلی حضرت.

262
00:18:50,769 --> 00:18:51,970
‫آخ.

263
00:18:54,673 --> 00:18:56,208
‫آها!

264
00:19:04,282 --> 00:19:06,551
‫تسلیم می شی؟

265
00:19:10,055 --> 00:19:11,056
‫چی؟

266
00:19:12,424 --> 00:19:15,994
‫گفتم «تسلیم می شی»؟

267
00:19:16,995 --> 00:19:18,196
‫تسلیم می شم!

268
00:19:29,975 --> 00:19:34,379
‫شجاعانه مبارزه کردی، برادر انگلستان.

269
00:19:40,152 --> 00:19:42,154
‫شانس آوردی با اسب از روت رد نمی شم.

270
00:19:42,988 --> 00:19:45,157
‫فقط ورزش و رقابت سالم بود.

271
00:19:45,190 --> 00:19:47,292
‫- هنری...
‫- اون مشروعیت دخترمون و...

272
00:19:47,326 --> 00:19:49,895
‫درستی ازدواجمون رو زیر سوال برد.

273
00:19:49,928 --> 00:19:52,664
‫خون خالص ـترین دودمان اروپا، در رگ ـهای مری جریان داره.

274
00:19:53,231 --> 00:19:56,702
‫و این کثافت فکر می کنه می تونه مثل گوشت اسب...

275
00:19:56,735 --> 00:19:58,403
‫سرش چونه بزنه؟

276
00:20:12,300 --> 00:20:14,102
‫اینجا خونه تو نیست.

277
00:20:18,807 --> 00:20:20,842
‫دارن تهدیدمون می کنن.

278
00:20:21,376 --> 00:20:23,879
‫چوبه داری که با خون خوک کشیده شده.

279
00:20:24,980 --> 00:20:26,348
‫کار اونا بوده؟

280
00:20:26,381 --> 00:20:27,883
‫نمی دونم...

281
00:20:29,985 --> 00:20:31,520
‫برو داخل.

282
00:20:40,295 --> 00:20:42,531
‫ساعات منع عبور و مرور تعیین کردیم.

283
00:20:43,131 --> 00:20:47,302
‫وظیفه دارم گشت بزنم.

284
00:20:47,636 --> 00:20:49,738
‫یعنی شب اینجا نیستی؟

285
00:20:50,005 --> 00:20:51,673
‫ما قراره تنها باشیم؟

286
00:20:51,706 --> 00:20:54,076
‫هیچ آسیبی به کسی نمی رسه.

287
00:21:04,553 --> 00:21:06,054
‫کاترین؟

288
00:21:06,971 --> 00:21:08,123
‫علیا حضرت!

289
00:21:08,323 --> 00:21:09,591
‫رزا!

290
00:21:10,392 --> 00:21:14,029
‫خیلی خوشحالم که دوباره می بینمتون.

291
00:21:20,802 --> 00:21:23,071
‫باورم نمی شه واقعا خودتی.

292
00:21:23,805 --> 00:21:25,373
‫چطور اینجایی؟

293
00:21:25,407 --> 00:21:27,375
‫با دربار اسپانیا اومدیم.

294
00:21:27,409 --> 00:21:29,244
‫شوهرم یه دریانورده.

295
00:21:30,345 --> 00:21:32,347
‫نامه ـهام به دستتون نرسید؟

296
00:21:32,714 --> 00:21:33,782
‫من...

297
00:21:35,550 --> 00:21:37,452
‫همه ـشون رو نخوندم.

298
00:21:38,053 --> 00:21:39,721
‫خوندنشون...

299
00:21:39,754 --> 00:21:41,623
‫دوران دردناکی رو گذروندم.

300
00:21:43,558 --> 00:21:45,127
‫می دونم.

301
00:21:45,360 --> 00:21:46,828
‫متاسفم.

302
00:21:47,963 --> 00:21:49,598
‫لینا برام نامه می فرستاد.

303
00:21:50,899 --> 00:21:52,901
‫ولی شما الان صاحب یه دختر شدین.

304
00:21:53,602 --> 00:21:57,139
‫دخترای من ماگدالنا، کریستینا و لوسیا هستن.

305
00:21:59,508 --> 00:22:01,676
‫شاهدخت مری کجاست؟

306
00:22:02,010 --> 00:22:03,478
‫خیلی دلم می خواست ببینمش.

307
00:22:03,512 --> 00:22:06,915
‫اون پیش بانو پوله.

308
00:22:07,349 --> 00:22:09,851
‫وولزی می خواد اون رو به عقد فرزند ارشد پادشاه فرانسه
‫دربیاره.

309
00:22:10,352 --> 00:22:14,723
‫ترجیح می دم زودتر با چارلز، پادشاه اسپانیا ازدواج کنه.

310
00:22:16,525 --> 00:22:19,628
‫ولی اون که فقط شش سالشه.

311
00:22:23,932 --> 00:22:26,635
‫لینا چطوره؟ اینجاست؟

312
00:22:27,636 --> 00:22:29,437
‫نه. اون دوباره حامله شده.

313
00:22:30,739 --> 00:22:32,474
‫همین الان هم دو تا پسر داره.

314
00:22:33,308 --> 00:22:35,210
‫ببخشید، رزا.

315
00:22:35,477 --> 00:22:37,245
‫باید برم.

316
00:22:38,413 --> 00:22:40,248
‫می شه بعدا بیشتر صحبت کنیم؟

317
00:22:41,716 --> 00:22:43,485
‫بله، کاترین عزیز.

318
00:22:43,985 --> 00:22:45,954
‫باید بیشتر صحبت کنیم.

319
00:22:45,987 --> 00:22:47,622
‫باید.

320
00:22:51,159 --> 00:22:53,495
‫نمی تونم مری رو به عقد پسر اون دربیاریم.

321
00:22:55,163 --> 00:22:57,098
‫اون به جفتمون توهین کرد.

322
00:22:57,132 --> 00:22:58,900
‫باید چارلز رو براش در نظر بگیریم.

323
00:22:58,934 --> 00:23:00,969
‫کاترین، من از شرافتت دفاع کردم.

324
00:23:01,870 --> 00:23:03,872
‫به همین راضی باش.

325
00:23:12,147 --> 00:23:14,482
‫به نظر میاد که مری حسابی بخاطر شوهرش، چارلی،

326
00:23:14,516 --> 00:23:16,084
‫خوشحال و شادابه.

327
00:23:17,352 --> 00:23:19,487
‫خدا به اونا هم مثل ما لطف داشته.

328
00:23:23,300 --> 00:23:24,734
‫این پادشاهی...

329
00:23:26,736 --> 00:23:28,238
‫و همدیگه رو بهمون داده.

330
00:23:29,673 --> 00:23:32,209
‫آدم ـهای کمی همچین شادی ای رو تجربه می کنن.

331
00:23:36,813 --> 00:23:38,582
‫شاید کافی باشه.

332
00:23:42,852 --> 00:23:44,888
‫شاید خدا می خواد که همین برامون کافی باشه.

333
00:23:44,921 --> 00:23:46,022
‫کافی؟

334
00:23:47,023 --> 00:23:49,125
‫منظورت بدون یه پسره؟

335
00:23:52,429 --> 00:23:56,366
‫اگه نمی خواد سلسله بسازم...

336
00:23:58,001 --> 00:23:59,803
‫چرا این همه قدرت و ثروت بهم بخشیده؟

337
00:24:01,371 --> 00:24:04,708
‫خدا من رو بیشتر امتحان می کنه، چون پادشاهم.

338
00:24:06,443 --> 00:24:08,278
‫و در امتحانش قبول می شم.

339
00:24:10,814 --> 00:24:13,149
‫نامه ای از مگ به دستم رسیده.

340
00:24:22,225 --> 00:24:23,727
‫برادر عزیزم...

341
00:24:25,395 --> 00:24:27,631
‫خبرای غم انگیزی برات دارم.

342
00:24:29,432 --> 00:24:32,369
‫فکر می کنم عقلم رو از دست دادم.

343
00:24:34,104 --> 00:24:36,096
‫می ترسم که این مریضی، مدت مدیدی، از پیش از ازدواجم با
‫آنگس،

344
00:24:36,856 --> 00:24:39,426
‫من رو درگیر خودش کرده بوده.

345
00:24:39,659 --> 00:24:43,463
‫در واقع، معتقدم که این بیماری، دلیل ازدواج تاسف بار ما بوده.

346
00:24:49,769 --> 00:24:50,971
‫از اونجایی که قانون به ما می گه...

347
00:24:51,004 --> 00:24:52,656
‫که ازدواج، در صورتی که یکی از طرفین...

348
00:24:52,706 --> 00:24:55,358
‫در هنگام خوندن خطبه عقد، دیوانه باشن، باطله...

349
00:24:55,408 --> 00:24:59,813
‫ازدواجم باید در اسرع وقت ملغی شه.

350
00:24:59,846 --> 00:25:02,716
‫لطفا برای پاپ نامه بفرست و سریعا این رو ازش بخواه.

351
00:25:03,383 --> 00:25:06,753
‫اون نمی تونه همینطوری مردی که خداوند بهش پیوند زده رو دور بندازه.

352
00:25:06,920 --> 00:25:09,589
‫باید در جشن شرکت کنیم.

353
00:25:28,141 --> 00:25:31,778
‫«از این رو، قلب، باید همراه او برود.

354
00:25:33,146 --> 00:25:36,883
‫«و تو را حاکم خود خواند.

355
00:25:36,916 --> 00:25:39,285
‫«که من هیچوقت، نه این قلب را می خواستم...

356
00:25:39,352 --> 00:25:42,355
‫و نه قلبی که آزارم می دهد را قبول می کنم...»

357
00:25:42,522 --> 00:25:43,740
‫چیکار داری می کنی؟

358
00:25:43,790 --> 00:25:45,458
‫همه چیز این خونه مال منه...

359
00:25:45,492 --> 00:25:46,910
‫نه، به هیچی دست نمی زنی.

360
00:25:46,960 --> 00:25:48,161
‫و همه اش رو با خودم می برم.

361
00:25:48,194 --> 00:25:51,164
‫می تونی توی متون قانونی بخونی که همه اش مال منه.

362
00:25:51,197 --> 00:25:52,549
‫نمی تونی این کار رو بکنی.

363
00:25:52,599 --> 00:25:54,117
‫اوه، می تونم...

364
00:25:54,167 --> 00:25:55,502
‫آنگس!

365
00:25:56,202 --> 00:25:57,010
‫و می کنم.

366
00:26:11,910 --> 00:26:14,145
‫امیدواره بتونه دوباره باهات دوست بشه.

367
00:26:14,279 --> 00:26:16,448
‫خب، نباید بهم دروغ می گفت.

368
00:26:16,614 --> 00:26:19,150
‫اون گفت که باهام صادقه، ولی نبود.

369
00:26:19,984 --> 00:26:22,220
‫در حقیقت، بیشتر مری رو مقصر می دونم.

370
00:26:22,253 --> 00:26:23,822
‫مردان ضعیفن،

371
00:26:24,155 --> 00:26:25,924
‫به راحتی فریب می خورن.

372
00:26:33,089 --> 00:26:34,591
‫آلبانی.

373
00:26:35,892 --> 00:26:38,595
‫ازتون می خوام با خواهر هنری، مگ، صحبت کنین.

374
00:26:39,095 --> 00:26:41,364
‫می دونم که اون از وضعش توی اسکاتلند، ناراضیه...

375
00:26:41,398 --> 00:26:43,233
‫ولی هیچ کاری از دست پادشاه برنمیاد،

376
00:26:43,266 --> 00:26:44,334
‫و اون باید بهترین استفاده رو از موقعیتش کنه.

377
00:26:44,367 --> 00:26:46,202
‫موافق نیستم.

378
00:26:46,236 --> 00:26:48,872
‫فکر می کنم اگه آدم ناراضی باشه، باید شرایطش رو تغییر بده.

379
00:26:48,905 --> 00:26:51,107
‫من سرنوشتم رو خودم به دست گرفتم،

380
00:26:51,141 --> 00:26:53,576
‫و الان هم خداوند شادی ای بهم داده که هرگز مثلش رو تجربه
‫نکرده بودم.

381
00:26:53,610 --> 00:26:55,378
‫تو آزاد بودی که با هر کی بخوای، ازدواج کنی.

382
00:26:55,412 --> 00:26:57,914
‫ولی مگ انتخابش رو کرده و باید پاش وایسه.

383
00:26:57,947 --> 00:26:59,399
‫مری، عزیزم، باید به حرف ملکه گوش بدیم.

384
00:26:59,449 --> 00:27:01,017
‫مگ کتاب ـهای قانون رو مطالعه کرده...

385
00:27:01,051 --> 00:27:02,635
‫و فهمیده که ممکنه راهی برای ملغی کردن قرارداد ازدواجش
‫وجود داشته باشه.

386
00:27:02,685 --> 00:27:04,087
‫راهی وجود نداره.

387
00:27:04,854 --> 00:27:06,556
‫و خاندان داگلاس هم به کار پادشاه میان،

388
00:27:06,589 --> 00:27:08,291
‫چون طرفدار انگلیسن،

389
00:27:08,324 --> 00:27:09,843
‫اون نمی تونه در اقدامی فکر نشده در قبال آنگس،

390
00:27:09,893 --> 00:27:12,328
‫علیه ـشون موضع بگیره.

391
00:27:13,797 --> 00:27:15,765
‫لطفا مطمئن شین که این رو می دونه.

392
00:27:18,426 --> 00:27:21,196
‫لینا، سریع، پسرا رو بیار.

393
00:27:21,229 --> 00:27:22,597
‫- چی شده؟
‫- قانون ساعات منع عبور و مرور رو زیر پا گذاشتن.

394
00:27:22,630 --> 00:27:24,532
‫شما رو به قصر که امن ـتره، می برم.

395
00:27:24,566 --> 00:27:26,418
‫بیاین. بیاین.

396
00:27:26,468 --> 00:27:28,570
‫بیاین. بیاین.

397
00:27:28,937 --> 00:27:29,954
‫برین کنار.

398
00:27:30,004 --> 00:27:31,406
‫خیله خب پسرا، بیاین بزنیمش.

399
00:27:31,439 --> 00:27:32,674
‫اون گرز رو بنداز!

400
00:27:34,342 --> 00:27:36,311
‫بیاین. با من بیاین.

401
00:27:43,218 --> 00:27:44,669
‫برگردین اینجا!

402
00:27:44,719 --> 00:27:46,354
‫به نام پادشاه!

403
00:27:47,455 --> 00:27:49,691
‫خونه بسی از قصر نزدیک ـتره.

404
00:27:49,824 --> 00:27:51,409
‫حتما یه سری نگهبان برای محافظت از پسرش، اونجا خواهند بود.

405
00:27:51,459 --> 00:27:52,727
‫بیاین بریم. باهام بیاین.

406
00:27:53,561 --> 00:27:55,063
‫نزدیکم بمونین! نزدیکم بمونین!

407
00:27:57,298 --> 00:27:59,033
‫کاترین عزیزم،

408
00:27:59,467 --> 00:28:01,035
‫چقدر درد کشیدی.

409
00:28:01,603 --> 00:28:03,872
‫این رو می تونم به وضوح ببینم.

410
00:28:06,040 --> 00:28:08,376
‫هنری با مستخدم خودم،

411
00:28:09,210 --> 00:28:11,146
‫بسی، صاحب یه فرزند پسر شده.

412
00:28:13,815 --> 00:28:15,850
‫تمام تلاش ـهام، بی ثمر بودن.

413
00:28:17,385 --> 00:28:18,887
‫متاسفم.

414
00:28:20,155 --> 00:28:21,473
‫ولی...

415
00:28:21,523 --> 00:28:23,308
‫اون هنوز بهت محبت داره؟

416
00:28:23,358 --> 00:28:24,492
‫پادشاه؟

417
00:28:25,493 --> 00:28:26,961
‫اون...

418
00:28:27,262 --> 00:28:28,663
‫تغییر کرده.

419
00:28:31,666 --> 00:28:33,401
‫اون ناامید شده.

420
00:28:33,434 --> 00:28:35,186
‫تقصیر خودش نیست.

421
00:28:35,236 --> 00:28:36,871
‫من هیچی بهش ندادم.

422
00:28:36,905 --> 00:28:38,506
‫نه.

423
00:28:38,706 --> 00:28:41,009
‫من رو ببخش، ولی این حقیقت نداره.

424
00:28:42,010 --> 00:28:44,779
‫و بی دلیل داری قلب خودت رو آزار می دی.

425
00:28:45,680 --> 00:28:49,184
‫تو به پادشاه یه دختر قدرتمند و باهوش دادی.

426
00:28:49,217 --> 00:28:51,319
‫- آخه اون به چه دردی می خوره؟
‫- کاترین.

427
00:28:51,452 --> 00:28:53,688
‫مادرت ملکه ایزابل کستیله.

428
00:28:54,823 --> 00:28:58,393
‫دخترت از نسل ملکه ـهای جنگجوئه.

429
00:28:59,327 --> 00:29:02,664
‫بیخیال اون پسر انگلیسی سوسول شو.

430
00:29:04,332 --> 00:29:08,503
‫مری وارث توئه، میراثته،

431
00:29:08,670 --> 00:29:11,873
‫اون کسیه که یه روزی فرمانروایی می کنه و دنباله روی
‫عظمت تو می شه.

432
00:29:12,907 --> 00:29:15,910
‫ولی اون برای انجام این کار، به عشق مادرش نیاز داره.

433
00:29:21,516 --> 00:29:23,585
‫انتظار نداشتم اون رو ببینم.

434
00:29:24,586 --> 00:29:26,221
‫چه بلایی سر چشمش اومده؟

435
00:29:26,254 --> 00:29:28,556
‫- در جریان یه مسابقه نیزه بازی سواره از دستش داد.
‫- اوه.

436
00:29:29,691 --> 00:29:32,360
‫باید بهت می گفتم که اون اینجاست.

437
00:29:32,527 --> 00:29:34,095
‫ببخشید.

438
00:29:37,765 --> 00:29:39,000
‫رزا.

439
00:29:43,738 --> 00:29:45,473
‫خوب به نظر میای.

440
00:29:46,641 --> 00:29:48,676
‫زیبا به نظر میای.

441
00:29:48,843 --> 00:29:49,878
‫مثل یه...

442
00:29:51,479 --> 00:29:52,580
‫هلو.

443
00:29:52,614 --> 00:29:53,948
‫نه. یه...

444
00:29:53,982 --> 00:29:56,584
‫ببخشید.

445
00:29:56,818 --> 00:29:59,888
‫واقعا هم خوبم. مرسی.

446
00:30:00,088 --> 00:30:01,756
‫خوشحالی؟

447
00:30:02,824 --> 00:30:05,393
‫بیشتر از چیزی که فکر می کردم ممکن باشه.

448
00:30:06,327 --> 00:30:08,563
‫من خیلی بهت فکر می کنم.

449
00:30:10,164 --> 00:30:12,267
‫این که چی می تونست بشه.

450
00:30:16,337 --> 00:30:17,939
‫نباید حسرت داشته باشی.

451
00:30:19,173 --> 00:30:21,476
‫تصمیم ـهامون، ما رو به جایی که برامون مقدر شده، می رسونن.

452
00:30:25,313 --> 00:30:29,450
‫همسرم، آلوارو.

453
00:30:32,153 --> 00:30:34,188
‫ادوارد، امیدوارم به آرامش برسی.

454
00:30:40,862 --> 00:30:43,014
‫اوه، وولزی، محض رضای خدا...

455
00:30:43,064 --> 00:30:44,365
‫ازم دور شو.

456
00:30:44,532 --> 00:30:46,334
‫اَه.

457
00:30:46,734 --> 00:30:49,938
‫مردی که «آلتر رکس» صداش می کنن.

458
00:30:52,073 --> 00:30:53,841
‫اشتباه می کنین.

459
00:30:53,875 --> 00:30:57,312
‫نه...هیچکس من رو به این اسم صدا نمی کنه.

460
00:30:57,345 --> 00:30:58,947
‫چرا، خودم شنیدم.

461
00:30:59,147 --> 00:31:01,683
‫«اون یکی شاه».

462
00:31:02,951 --> 00:31:04,852
‫خب، این چیزیه که بقیه می گن.

463
00:31:07,221 --> 00:31:08,690
‫خیلی مضحکه.

464
00:31:13,503 --> 00:31:16,723
‫مثل یکی از نمایشنامه ـهای «شب دوازدهم» ـه،

465
00:31:16,773 --> 00:31:20,243
‫از...از اونایی که یه بازیگر احمق...

466
00:31:20,276 --> 00:31:22,312
‫فکر می کنه خودش باید شاه باشه.

467
00:31:41,547 --> 00:31:43,316
‫لینا. اوویدو. بیاین تو.

468
00:31:43,349 --> 00:31:45,418
‫ببخشید که نصفه شب مزاحمت می شیم.

469
00:31:45,985 --> 00:31:47,487
‫حالتون خوبه؟

470
00:31:47,520 --> 00:31:50,023
‫صدای نبرد ـها رو شنیدیم. حتما ترسیدین.

471
00:31:50,056 --> 00:31:51,858
‫زیاد مزاحمتون نمی شیم.

472
00:31:51,891 --> 00:31:53,776
‫گمونم در هر صورت، دیر یا زود، همچین اتفاقی می افتاد.

473
00:31:53,826 --> 00:31:55,728
‫بدون شک، وقتی که آدما گرسنه و بیکار می شن،

474
00:31:55,762 --> 00:31:57,497
‫ناآرامی به وجود میاد.

475
00:31:57,530 --> 00:31:58,998
‫توی انگلستان که اینطوری نیست.

476
00:31:59,432 --> 00:32:03,002
‫این طریقه آدمای کاری صادقی که از فرمایشات خداوند مطلعن،
‫نیست.

477
00:32:03,236 --> 00:32:05,371
‫همه اش زیر سر خارجی ـهاست.

478
00:32:05,672 --> 00:32:09,442
‫اتفاقا خارجی ـهان که قربانی خشونتن.

479
00:32:10,043 --> 00:32:12,679
‫خب، اونا مشاغل انگلیسی ـها رو ازشون می گیرن...

480
00:32:12,712 --> 00:32:14,464
‫و نتیجه اش هم همینه.

481
00:32:14,514 --> 00:32:16,883
‫تودورها زیر بار شورش نمی رن.

482
00:32:17,183 --> 00:32:18,685
‫اگه چند نفر رو اعدام کنن، ملت به زودی...

483
00:32:18,718 --> 00:32:21,020
‫ساز و کار این دور و اطراف رو به یاد میارن.

484
00:32:26,325 --> 00:32:28,528
‫باید برم به افراد کلانتر کمک کنم.

485
00:32:33,933 --> 00:32:35,401
‫لینا.

486
00:32:40,073 --> 00:32:44,243
‫پادشاه فرمودن که اینجا رو به مقصد انگلستان، ترک کنیم!

487
00:32:44,944 --> 00:32:46,345
‫اعلی حضرت.

488
00:32:47,413 --> 00:32:49,165
‫از شلوغی ـهای لندن و این که باید...

489
00:32:49,215 --> 00:32:51,451
‫بلافاصله برگردین، خبردار شدم.

490
00:32:52,285 --> 00:32:54,353
‫شاید باید قیمت نوشیدنی رو بالا ببرم.

491
00:32:54,754 --> 00:32:56,456
‫این می تونه جلوشون رو بگیره.

492
00:32:57,323 --> 00:33:01,027
‫چارلی، همه جوون ـها که نمی تونن مثله قدیمای ما نوشیدنی
‫بخورن، نه؟

493
00:33:02,028 --> 00:33:04,230
‫و با این حال، موقع طلوع آفتاب، بیدار و آماده شکار باشن.

494
00:33:07,934 --> 00:33:09,268
‫چه دورانی بود.

495
00:33:15,742 --> 00:33:18,077
‫بهم گفتن که جریمه ـهات رو پرداخت کردی.

496
00:33:23,449 --> 00:33:25,051
‫عفو می کنمت.

497
00:33:25,885 --> 00:33:28,805
‫می تونین با ما به انگلستان برگردی، هم تو و هم مری، اگه بخواین.

498
00:33:28,855 --> 00:33:31,057
‫ممنون، هنری.

499
00:33:31,090 --> 00:33:33,192
‫خدا بهت برکت بده.

500
00:33:40,433 --> 00:33:41,801
‫کاترین.

501
00:33:42,068 --> 00:33:44,070
‫شاهدخت مری آماده حرکته.

502
00:33:45,037 --> 00:33:46,372
‫چه تصمیمی گرفت؟

503
00:33:46,405 --> 00:33:48,141
‫اون قراره با کی ازدواج کنه؟

504
00:33:48,775 --> 00:33:52,378
‫داره شایستگی ـهای فرزند ارشد شاه فرانسه و برادر زاده ام، چارلز،

505
00:33:53,212 --> 00:33:56,082
‫یا این که بیشتر به من اعتماد داره یا وولزی رو سبک و سنگین
‫می کنه.

506
00:33:58,718 --> 00:33:59,919
‫کاترین.

507
00:34:01,154 --> 00:34:03,790
‫علیا حضرت، دارین می رین؟

508
00:34:05,992 --> 00:34:09,929
‫رزا، خیلی خوب شد که دیدمت، خیلی هم خوشحال شدم.

509
00:34:10,229 --> 00:34:12,431
‫لیاقت همه اش رو داری.

510
00:34:14,367 --> 00:34:18,504
‫سِر شادی اینه که برای داشته ـهات، ارزش قائل بشی...

511
00:34:18,871 --> 00:34:20,973
‫نه این که آرزوی نداشته ـهات رو در سر داشته باشی.

512
00:34:26,879 --> 00:34:28,481
‫عاشق دخترت...

513
00:34:29,415 --> 00:34:31,050
‫و خدات باش.

514
00:34:31,884 --> 00:34:33,586
‫به اون ـها بچسب.

515
00:34:33,953 --> 00:34:35,588
‫اونا هستن که مهمن.

516
00:34:35,655 --> 00:34:37,223
‫اونا هستن که می مونن.

517
00:34:44,831 --> 00:34:47,066
‫می خوام این رو داشته باشی.

518
00:34:47,934 --> 00:34:50,036
‫الان، بیشتر از من بهش نیاز داری.

519
00:34:55,608 --> 00:34:57,844
‫راه برگشت به اون رو پیدا کن...

520
00:34:58,177 --> 00:35:01,514
‫به دخترت و به خودت.

521
00:35:38,517 --> 00:35:40,152
‫مری؟

522
00:35:41,053 --> 00:35:42,722
‫بیا پیشم بشین.

523
00:35:42,889 --> 00:35:44,724
‫بیا امواج رو نگاه کنیم.

524
00:36:07,213 --> 00:36:09,849
‫هنری، می خوام دخترمون تحصیل کنه.

525
00:36:09,882 --> 00:36:11,150
‫تحصیل؟

526
00:36:11,183 --> 00:36:13,686
‫نه صرفا مواردی مثل بافندگی و موسیقی...

527
00:36:13,719 --> 00:36:18,024
‫بلکه فلسفه، زبان ـهای خارجه و مسائل حکومتی.

528
00:36:18,824 --> 00:36:20,810
‫اون مثل یه پسر تحصیل می کنه،

529
00:36:20,860 --> 00:36:22,295
‫و من هم روی این مسئله، نظارت می کنم.

530
00:36:22,328 --> 00:36:24,263
‫به چه دلیل؟

531
00:36:25,064 --> 00:36:27,266
‫اون یه روزی ملکه می شه...

532
00:36:27,566 --> 00:36:29,435
‫و باید نحوه حکمرانی رو یاد بگیره.

533
00:36:31,070 --> 00:36:33,205
‫به محض این که تکلیف ازدواجش مشخص شه،

534
00:36:33,239 --> 00:36:35,808
‫می تونی هر چیزی که بخوای، به اون دختر یاد بدی.

535
00:36:37,076 --> 00:36:38,511
‫ممنون، هنری.

536
00:36:39,845 --> 00:36:41,514
‫تو مرد خوبی هستی.

537
00:36:48,154 --> 00:36:50,089
‫چه دختر خوشگلی.

538
00:36:51,157 --> 00:36:53,159
‫اوه، مری، این عالیه.

539
00:36:54,226 --> 00:36:56,629
‫چی باعث شده انقدر خوشحال شین؟

540
00:36:56,662 --> 00:37:00,299
‫مری ادای شاه فرانسیس رو خیلی شبیه خودش درمیاره.

541
00:37:02,335 --> 00:37:04,303
‫مری، می شه من هم بشنومش؟

542
00:37:18,351 --> 00:37:20,353
‫رجی هم با من همینطوری بود.

543
00:37:20,853 --> 00:37:24,090
‫اون انقدر ازم دور بود که با عشق مادری، آشنا نبود.

544
00:37:24,357 --> 00:37:26,459
‫اون هم با من حرف نمی زد.

545
00:37:28,694 --> 00:37:33,132
‫ولی اگه سخت باهاش کار کنی، هنوز خیلی دیر نشده.

546
00:37:33,632 --> 00:37:36,202
‫- اون فقط به زمان نیاز داره.
‫- این زمان رو بهش می دم.

547
00:37:37,436 --> 00:37:39,372
‫لیاقتش رو خواهم داشت.

548
00:37:41,807 --> 00:37:43,542
‫علیا حضرت،

549
00:37:43,576 --> 00:37:45,911
‫تا شب به انگلستان می رسیم.

550
00:37:47,179 --> 00:37:49,949
‫ممنون، لرد استفورد.

551
00:38:13,039 --> 00:38:14,507
‫دیگه کافیه!

552
00:38:14,540 --> 00:38:15,975
‫کافیه.

553
00:38:17,843 --> 00:38:19,278
‫برو خونه ات.

554
00:38:23,582 --> 00:38:25,918
‫واسه من شمشیر نکشین.

555
00:38:26,419 --> 00:38:29,555
‫اگه برین خونه ـهاتون، دستگیرتون نمی کنیم.

556
00:38:30,523 --> 00:38:31,690
‫دستگیرشون کنین!

557
00:38:31,724 --> 00:38:34,460
‫می خوام این ـها رو غل و زنجیر کنین!

558
00:38:34,493 --> 00:38:35,828
‫این سگ صفت ـها رو بکشین!

559
00:38:35,861 --> 00:38:37,596
‫جرات می کنن جلوی پادشاه قد علم کنن.

560
00:38:37,630 --> 00:38:39,065
‫همه ـشون رو بکشین!

561
00:38:40,399 --> 00:38:42,701
‫هنری، نه! اون مسلح نیست!

562
00:38:53,712 --> 00:38:55,081
‫لینا.

563
00:38:56,449 --> 00:38:57,783
‫اون مرده.

564
00:39:03,956 --> 00:39:06,559
‫اینجا جامون امن نیست. باید به قصر بریم.

565
00:39:08,135 --> 00:39:10,771
‫وقتی که در حقیقت، این پادشاهه که با...

566
00:39:10,805 --> 00:39:12,540
‫مالیات بی پایانش، مسبب سختی ـهاشونه.

567
00:39:12,573 --> 00:39:14,008
‫همچین حرفایی نزن.

568
00:39:14,542 --> 00:39:16,410
‫حتی به من.

569
00:39:33,961 --> 00:39:35,863
‫چطوری رد شیم؟

570
00:39:37,765 --> 00:39:40,734
‫استفورد، تو رو خدا از دخترم و ملکه محافظت کن.

571
00:39:58,119 --> 00:39:59,753
‫مری، من فقط...

572
00:40:00,254 --> 00:40:01,655
‫مری؟

573
00:40:02,223 --> 00:40:05,126
‫نه. اون...اون کجاست؟

574
00:40:05,159 --> 00:40:06,760
‫- مری!
‫- علیا حضرت، از اسبتون پیاده نشین.

575
00:40:06,794 --> 00:40:07,895
‫من پیداش می کنم.

576
00:40:07,928 --> 00:40:11,398
‫- مری؟
‫- مری؟ شاهدخت مری؟

577
00:40:13,167 --> 00:40:15,803
‫مری! مری!

578
00:40:15,836 --> 00:40:18,572
‫مری!

579
00:40:18,606 --> 00:40:20,541
‫مری!

580
00:40:21,976 --> 00:40:24,278
‫مری! مری!

581
00:40:24,879 --> 00:40:26,480
‫مری!

582
00:40:28,082 --> 00:40:30,050
‫مری! مری!

583
00:40:31,485 --> 00:40:34,572
‫مری!

584
00:40:34,622 --> 00:40:37,424
‫مری! مری!

585
00:40:37,458 --> 00:40:40,127
‫مری!

586
00:40:40,995 --> 00:40:41,996
‫مری!

587
00:40:46,700 --> 00:40:48,502
‫مادر!

588
00:40:50,137 --> 00:40:51,789
‫مری! بده اش به من!

589
00:40:51,839 --> 00:40:53,574
‫بده...بده اش به من!

590
00:40:53,607 --> 00:40:55,242
‫مری.

591
00:41:06,053 --> 00:41:08,022
‫استفورد پیداش کرد!

592
00:41:10,124 --> 00:41:11,926
‫استفورد پیداش کرد!

593
00:41:30,077 --> 00:41:31,612
‫علیا حضرت.

594
00:41:31,745 --> 00:41:33,047
‫آسیب دیدین؟

595
00:41:34,248 --> 00:41:35,883
‫گرفتار جمعیت شدیم.

596
00:41:36,016 --> 00:41:37,851
‫مری رو گم کردم.

597
00:41:38,052 --> 00:41:39,820
‫فکر کردم خدا داره تنبیه ام می کنه.

598
00:41:41,322 --> 00:41:42,923
‫تو...و بچه ات چی؟

599
00:41:42,957 --> 00:41:44,091
‫حالمون خوبه.

600
00:41:44,124 --> 00:41:45,626
‫پسرا و اوویدو هم حالشون خوبه.

601
00:41:45,659 --> 00:41:47,795
‫- خوبه.
‫- ولی علیا حضرت...

602
00:41:49,863 --> 00:41:51,732
‫چند تا از سربازان سلطنتی...

603
00:41:51,765 --> 00:41:53,317
‫مری رو بگیر.

604
00:41:53,367 --> 00:41:54,468
‫هنری.

605
00:41:55,569 --> 00:41:57,938
‫- نگران دخترمونم.
‫- همه دیوونه شدن.

606
00:41:58,172 --> 00:41:59,773
‫اول که توی شهر بهم خیانت می کنن،

607
00:41:59,807 --> 00:42:01,492
‫و الان هم که خواهرم یه نامه برام فرستاده...

608
00:42:01,542 --> 00:42:03,844
‫و داره سعی می کنه آبروی من رو جلوی همه مسیحی ـهای
‫دنیا، ببره.

609
00:42:05,946 --> 00:42:09,216
‫اون حتی سعی می کنه پادشاه مرده اسکاتلندی ـها رو به زندگی
‫برگردونه.

610
00:42:10,618 --> 00:42:14,622
‫برادر عزیزم، این نامه رو عاجزانه برات می نویسم.

611
00:42:15,022 --> 00:42:17,758
‫متوجه شدم که همسرم، جیمز چهارم،

612
00:42:17,791 --> 00:42:21,929
‫در جریان نبرد فلادن نمرده، بلکه فرار کرده و زنده است!

613
00:42:21,962 --> 00:42:24,848
‫این یعنی قرارداد ازدواج من با کنت آنگس، غیر قانونیه.

614
00:42:24,898 --> 00:42:26,634
‫این قضیه رو توی کتاب ـهای قانون بررسی کردم.

615
00:42:26,667 --> 00:42:29,637
‫لطفا از طرف من، این رو از پاپ درخواست کن.

616
00:42:29,803 --> 00:42:32,373
‫اون باید قرارداد ازدواج من رو ملغی کنه.

617
00:42:40,447 --> 00:42:41,982
‫خدایا، من رو ببخش.

618
00:42:44,118 --> 00:42:45,719
‫من یه گناهکارم.

619
00:42:47,588 --> 00:42:49,523
‫بخششت رو به من عطا کن،

620
00:42:49,890 --> 00:42:52,726
‫و بهم کمک کن بفهمم که می خوای چیکار کنم.

621
00:42:57,206 --> 00:43:00,909
‫ازت خواهش می کنم که دیگه نامه نفرستی...

622
00:43:00,943 --> 00:43:03,779
‫و این حمله کفرآمیز به ازدواج رو تموم کنی.

623
00:43:03,812 --> 00:43:08,350
‫من هر طوری که می تونستم، از تو و نایب السلطنه بودنت
‫حمایت کردم.

624
00:43:08,717 --> 00:43:12,221
‫ولی باید قبول کنی که ازدواجت در محضر خداوند و قانون...

625
00:43:12,254 --> 00:43:13,872
‫انجام گرفته...

626
00:43:13,922 --> 00:43:16,525
‫و با تلاش برای ملغی کردن اون، خودت رو شرمگین می کنی.

627
00:43:17,626 --> 00:43:19,561
‫با آنگس کنار بیا.

628
00:43:21,163 --> 00:43:23,098
‫همسر خوبی براش باش.

629
00:43:27,169 --> 00:43:30,739
‫رزا...حالش خوب بود؟

630
00:43:31,040 --> 00:43:32,441
‫خوشحال بود؟

631
00:43:34,009 --> 00:43:36,011
‫باهاش صحبت کردین؟

632
00:43:37,980 --> 00:43:39,148
‫آره.

633
00:43:51,193 --> 00:43:55,531
‫مری، می خوام در مورد شلوغی ـها...

634
00:43:56,732 --> 00:43:59,568
‫و مردمی که توی خیابون ـها آسیب دیدن صحبت کنم.

635
00:44:00,669 --> 00:44:03,972
‫می دونم که حتما ترسیدی، ولی خیلی شجاع بودی.

636
00:44:14,049 --> 00:44:17,686
‫شاید فردا بتونیم با هم قدم بزنیم.

637
00:44:18,587 --> 00:44:20,522
‫توی باغ؟

638
00:44:20,756 --> 00:44:22,791
‫مردای بد اعدام می شن.

639
00:44:24,159 --> 00:44:25,360
‫چی؟

640
00:44:26,428 --> 00:44:29,364
‫پدرم سرشون رو قطع می کنه.

641
00:44:36,839 --> 00:44:39,875
‫«جان رایت، برانگیختن خشونت در خیابان.

642
00:44:40,075 --> 00:44:42,361
‫ریچارد فلچر، برانگیختن آشوب.

643
00:44:42,411 --> 00:44:44,947
‫هنری سوییفت، حمله به سربازان شاه.

644
00:44:44,980 --> 00:44:47,349
‫مارک لیتلتون، نابود کردن...»

645
00:44:49,551 --> 00:44:52,054
‫هنری، باید در مورد مری باهات صحبت کنم.

646
00:44:54,723 --> 00:44:56,692
‫«نابود کردن دارایی ـهای یه تاجر پشم.

647
00:44:56,725 --> 00:44:59,161
‫جان لینکولن، حمله به سربازان شاه،

648
00:44:59,194 --> 00:45:00,262
‫برانگیختن خشونت.»

649
00:45:00,295 --> 00:45:02,431
‫اعلی حضرت، این ـها رهبران گروه ـهای آشوب گر هستن...

650
00:45:02,464 --> 00:45:04,266
‫که افرادم دستگیر کردن.

651
00:45:04,299 --> 00:45:06,401
‫اونا علیه صلح پادشاه، قد علم کردن.

652
00:45:06,502 --> 00:45:09,004
‫اونا شورشی ان. باید تقاص پس بدن.

653
00:45:13,242 --> 00:45:15,677
‫هنری، باید بهشون رحم کنی.

654
00:45:18,013 --> 00:45:19,848
‫اونا مردم توئن.

655
00:45:22,017 --> 00:45:23,418
‫علیه تو قد علم نکردن.

656
00:45:23,452 --> 00:45:24,753
‫اونا صرفا گرسنه ان و نمی تونن کار پیدا کنن.

657
00:45:24,787 --> 00:45:27,089
‫- خودت که هرج و مرج توی خیابون ـها رو دیدی.
‫- آره.

658
00:45:27,923 --> 00:45:30,325
‫و همه کودکان لندنی هم خونریزی دیدن.

659
00:45:32,127 --> 00:45:33,529
‫از جمله مری.

660
00:45:34,263 --> 00:45:36,064
‫اون خونریزی، آشفته اش کرده.

661
00:45:37,533 --> 00:45:39,234
‫خواهش می کنم...

662
00:45:42,838 --> 00:45:46,241
‫درد بیشتری بهشون تحمیل نکن.

663
00:45:47,576 --> 00:45:49,244
‫معصومیتشون رو نجات بده.

664
00:45:50,746 --> 00:45:53,615
‫نذار خون پدرانشون، روی دستان تو باشه.

665
00:46:00,789 --> 00:46:02,457
‫اونا اعدام می شن.

666
00:46:03,625 --> 00:46:05,294
‫وولزی، مقدمات رو فراهم کن.

667
00:46:08,163 --> 00:46:10,199
‫من خادم خواسته پادشاه هستم.

668
00:46:14,002 --> 00:46:15,768
‫«همسر خوبی باش.

669
00:46:21,118 --> 00:46:22,953
‫هیچ اسبی نداریم.

670
00:46:23,220 --> 00:46:24,788
‫اون اسب ـها رو با خودش برده.

671
00:46:25,022 --> 00:46:26,790
‫پس پیاده می ریم.

672
00:46:42,406 --> 00:46:44,942
‫علیا حضرت، حق این مردان، مرگ نیست.

673
00:46:45,108 --> 00:46:47,644
‫اونا دارن از گرسنگی می میرن. هیچی ندارن.

674
00:46:48,545 --> 00:46:50,480
‫بدترین حمله ـها از جانب سربازان ما بودن.

675
00:46:50,514 --> 00:46:53,984
‫قبلا تلاشم رو کردم، ولی باز هم می کنم.

676
00:46:56,587 --> 00:46:58,722
‫علیا حضرت؟

677
00:47:18,609 --> 00:47:20,210
‫هنری، خواهش می کنم.

678
00:47:20,711 --> 00:47:22,846
‫التماس می کنم که نظرت رو عوض کنی.

679
00:47:22,880 --> 00:47:24,481
‫گفتم عوض نمی کنم.

680
00:47:27,851 --> 00:47:31,221
‫محکومین به جرایم حمله به اشخاص خارجی،

681
00:47:31,255 --> 00:47:33,090
‫و بر هم زدن صلح پادشاه، گناهکار شناخته شدن.

682
00:47:34,591 --> 00:47:36,526
‫سخن پایانی دارین؟

683
00:47:37,294 --> 00:47:39,930
‫- خواهش می کنم، رحم کنین.
‫- رحم کنین.

684
00:47:40,530 --> 00:47:42,432
‫سرورم، رحم کنین!

685
00:47:43,667 --> 00:47:45,102
‫دارشون بزنین.

686
00:47:46,303 --> 00:47:48,839
‫- هنری...
‫- بدون این که نگاهشون کنم هم می تونن بمیرن.

687
00:47:57,381 --> 00:47:58,782
‫هنری.

688
00:47:59,616 --> 00:48:00,784
‫هنری.

689
00:48:02,953 --> 00:48:05,222
‫هنری، التماس می کنم نظرت رو عوض کنی.

690
00:48:06,290 --> 00:48:08,275
‫کارشون اشتباه بود، ولی اونا داشتن از گرسنگی تلف می شدن.

691
00:48:08,325 --> 00:48:10,661
‫اونا تسلیم اراده من خواهند شد، تو هم همینطور.

692
00:48:11,094 --> 00:48:14,598
‫تمام مردم انگلستان تسلیم اراده شما هستن، اعلی حضرت.

693
00:48:17,200 --> 00:48:19,803
‫کاترین، برو پیش مری و بهش بگو که ملکه خواهد شد.

694
00:48:20,938 --> 00:48:24,474
‫ملکه اسپانیا، مثل مادربزرگش.

695
00:48:25,909 --> 00:48:27,911
‫می خوای اون رو به عقد چارلز دربیاری؟

696
00:48:30,781 --> 00:48:33,183
‫ممنون، هنری.

697
00:48:34,051 --> 00:48:36,119
‫از طرف دخترمون ازت تشکر می کنم.

698
00:48:38,555 --> 00:48:41,291
‫و دیگه نذارین اسم «آلتر رکس» به گوشم بخوره.

699
00:48:42,659 --> 00:48:44,795
‫اعلی حضرت، التماس می کنم که من رو ببخشین...

700
00:48:44,828 --> 00:48:46,613
‫عنوان من جناب پادشاهه.

701
00:48:46,663 --> 00:48:48,165
‫یادت باشه.

702
00:48:50,734 --> 00:48:52,336
‫جناب پادشاه...

703
00:48:53,704 --> 00:48:55,439
‫لطفا از جون این مردان بگذرین.

704
00:48:56,740 --> 00:48:58,241
‫من...

705
00:49:00,344 --> 00:49:02,045
‫دوباره حامله شدم.

706
00:49:03,880 --> 00:49:06,316
‫بخاطر پسرتون از جونشون بگذرین.

707
00:49:13,340 --> 00:49:15,676
‫این آخرین فرصته.

708
00:49:20,247 --> 00:49:22,249
‫بهشون رحم کنین.

709
00:49:27,454 --> 00:49:28,989
‫ازت ممنونم.

710
00:49:36,363 --> 00:49:39,166
‫«جان رایت، برانگیختن خشونت در خیابان.

711
00:49:39,199 --> 00:49:41,918
‫ویلیام اسمیت، دزدی از اموال یک فروشنده.

712
00:49:41,968 --> 00:49:44,087
‫جان لینکولن، حمله به سربازان پادشاه،

713
00:49:44,137 --> 00:49:45,539
‫و برانگیختن خشونت.

714
00:49:45,772 --> 00:49:47,541
‫خداوند روحشان را مورد رحمت قرار دهد.»

715
00:49:47,574 --> 00:49:49,276
‫وایسین! وایسین!

716
00:49:49,476 --> 00:49:53,046
‫جناب پادشاه اون ـها رو عفو کردن.

717
00:49:56,850 --> 00:49:58,785
‫می تونین آزادشون کنین.

718
00:50:01,722 --> 00:50:04,758
‫- خدا پادشاه را حفظ کند.
‫- خدا پادشاه را حفظ کند!

719
00:50:04,791 --> 00:50:06,593
‫خدا پادشاه هنری را حفظ کند!

720
00:50:06,626 --> 00:50:08,829
‫خدا پادشاه را حفظ کند!

721
00:50:09,229 --> 00:50:11,364
‫خدا پادشاه را حفظ کند!

722
00:50:11,498 --> 00:50:13,533
‫خدا پادشاه را حفظ کند!

723
00:50:13,667 --> 00:50:15,802
‫خدا پادشاه را حفظ کند!

724
00:50:15,936 --> 00:50:18,071
‫خدا پادشاه را حفظ کند!

725
00:50:18,338 --> 00:50:20,574
‫خدا پادشاه را حفظ کند!

726
00:50:32,711 --> 00:50:35,444
‫پس اصلا دلتون برای مادر بیچاره ـتون تنگ نشد؟

727
00:50:37,824 --> 00:50:39,526
‫آنگس رفته.

728
00:50:41,261 --> 00:50:43,447
‫اون تمام دارایی ـهام رو با خودش برد.

729
00:50:43,497 --> 00:50:45,398
‫تمام دارایی ـهای اون ـها هم همینطور.

730
00:50:45,899 --> 00:50:49,903
‫و برادرم هم بهم کمک نمی کنه، کاترین هم ازم می خواد...

731
00:50:50,237 --> 00:50:53,607
‫که «راه بیام» و «همسر خوبی» باشم.

732
00:50:54,541 --> 00:50:56,042
‫ولی این کار رو نمی کنم.

733
00:50:56,076 --> 00:50:57,811
‫اون این دفعه دیگه خیلی زیاده روی کرده.

734
00:50:57,844 --> 00:50:59,112
‫پس بهم کمک کن.

735
00:50:59,146 --> 00:51:01,465
‫می دونم که خانواده ات با پاپ رابطه داره.

736
00:51:01,515 --> 00:51:06,019
‫از طرف من، این رو ازش بخواه.
‫درخواست طلاق من رو بهش ارائه بده.

737
00:51:06,052 --> 00:51:08,054
‫در مورد تمام جنبه ـهای قانونیش، تحقیق کردم.

738
00:51:08,088 --> 00:51:09,272
‫می دونم که حق با منه.

739
00:51:09,322 --> 00:51:12,025
‫اگه قبول کنه، این می شه اولین باری که با طلاق موافقت کرده.

740
00:51:12,392 --> 00:51:13,593
‫شانس موفقیت زیادی نداری.

741
00:51:13,627 --> 00:51:15,896
‫ولی درخواستم رو براش مطرح کن.

742
00:51:16,062 --> 00:51:17,697
‫بهش التماس کن...

743
00:51:18,598 --> 00:51:23,370
‫چون یه راهی پیدا می کنم تا خودم رو از شر اون داگلاس اهریمنی
‫خلاص کنم...

744
00:51:23,403 --> 00:51:26,206
‫حتی اگه این آخرین کاری باشه که توی عمرم می کنم.

745
00:51:26,640 --> 00:51:30,310
‫و هیچکس، از جمله هنری و ملکه اش،

746
00:51:30,343 --> 00:51:32,279
‫نمی تونه جلوم رو بگیره.

747
00:51:56,503 --> 00:52:01,508
‫(برخی از رویدادها و شخصیت ـهای تاریخی این سریال، به دلایل
‫روایی، دستخوش تغییرات شده اند.)

748
00:52:03,508 --> 00:52:13,508
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M