1
00:00:00,001 --> 00:00:01,402
‫آنچه در شاهدخت اسپانیایی گذشت...

2
00:00:01,435 --> 00:00:02,970
‫بعد از من، چه کسی بر انگلستان حکومت خواهد کرد؟

3
00:00:03,004 --> 00:00:04,905
‫پاسخ این سوال، در اونجاست.

4
00:00:04,939 --> 00:00:06,490
‫من حق خودم رو به واحد طلا بر می دارم.

5
00:00:06,540 --> 00:00:08,075
‫بهش به چشم یه حمله مرزی نگاه کن.

6
00:00:08,109 --> 00:00:10,144
‫ما متوجه شدیم که دوک آلبانی...

7
00:00:10,177 --> 00:00:12,697
‫درخواستی برای ابطال قرارداد ازدواجت مطرح کرده.

8
00:00:12,747 --> 00:00:14,765
‫اگه اونا عاشق هم بودن، حضرت پاپ درخواستشون...

9
00:00:14,815 --> 00:00:16,200
‫رو بدون این که بهش فکر کنه، رد می کرد.

10
00:00:16,250 --> 00:00:17,385
‫آره، این درسته.

11
00:00:17,418 --> 00:00:18,652
‫نمی شه پیوند ازدواجی که در محضر خداوند بسته شده...

12
00:00:18,686 --> 00:00:20,338
‫رو باطل کرد.

13
00:00:20,388 --> 00:00:21,889
‫اصلاح طلبان مارتین لوتر.

14
00:00:21,922 --> 00:00:23,858
‫اونا می گن پادشاه توسط خداوند برگزیده نشده.

15
00:00:23,891 --> 00:00:27,461
‫اگه کتاب ـها رو بسوزونی، آیا به زودی آدم ـها رو هم خواهی سوزوند؟

16
00:00:27,495 --> 00:00:30,064
‫من دارم برای خداوند و پادشاهی می جنگم.

17
00:00:30,097 --> 00:00:32,350
‫- کار خیر انجام می دم.
‫- هیچ خیری توی اون ماشین نیست.

18
00:00:32,400 --> 00:00:34,301
‫دیگه هیچ جا احساس امنیت نمی کنم.

19
00:00:34,335 --> 00:00:35,886
‫این یه انگلستان متفاوته.

20
00:00:35,936 --> 00:00:37,037
‫کمکم کن.

21
00:00:37,121 --> 00:00:38,990
‫نباید این قضیه رو با کسی در میون بذاری.
‫خواهش می کنم به پادشاه چیزی نگو.

22
00:00:39,040 --> 00:00:40,207
‫قسم می خورم چیزی نگم.

23
00:00:40,241 --> 00:00:43,010
‫ادوارد استفورد، تو محکوم به خیانت شدی.

24
00:00:43,044 --> 00:00:45,279
‫حکمت اعدامه.

25
00:00:46,981 --> 00:01:06,967
‫«شاهدخت اسپانیایی» - قسمت هشتم فصل دوم
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: شهریار نادرمحمد

26
00:01:07,967 --> 00:01:17,967
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

27
00:01:37,298 --> 00:01:39,133
‫آه!

28
00:01:39,266 --> 00:01:42,236
‫نه! نمی خوام این رو بشنوم!

29
00:01:43,504 --> 00:01:44,905
‫جلوم وایسادی...

30
00:01:44,939 --> 00:01:48,342
‫و می گی یکی دیگه از پسرام کشته شده.

31
00:01:52,046 --> 00:01:54,281
‫تو دیگه چه اهریمنی هستی؟

32
00:01:54,849 --> 00:01:55,883
‫چطوری باید این رو تحمل کنم؟

33
00:01:55,916 --> 00:01:57,384
‫چطوری؟

34
00:02:07,862 --> 00:02:09,697
‫از درد به خودت نمی پیچی؟

35
00:02:10,648 --> 00:02:12,917
‫چند وقته که این رو ازم پنهان کردی؟

36
00:02:14,318 --> 00:02:17,054
‫- چطوری کشتیش؟
‫- من نکشتمش!

37
00:02:17,087 --> 00:02:19,523
‫توی شکم تو بود، پس بگو کی؟

38
00:02:39,643 --> 00:02:42,279
‫به دلیل اعدام استفورد اینطوری شد؟

39
00:02:51,856 --> 00:02:53,958
‫نه.

40
00:02:55,226 --> 00:02:56,677
‫نه، قبلش بود.

41
00:02:56,727 --> 00:02:58,562
‫اون هم برای همین به اتاقم اومده بود.

42
00:02:58,596 --> 00:02:59,763
‫داشت...

43
00:03:01,498 --> 00:03:02,900
‫آرومم می کرد.

44
00:03:02,933 --> 00:03:06,086
‫پس استفورد...قبل از من در جریان بود؟

45
00:03:06,136 --> 00:03:07,771
‫اون آدم مهربونی بود.

46
00:03:07,805 --> 00:03:10,207
‫اون آدم سگی بود!

47
00:03:11,108 --> 00:03:14,712
‫وظیفه اش بود که این رو بهم بگه،

48
00:03:14,745 --> 00:03:17,214
‫ولی از من پنهانش کرد!

49
00:03:18,983 --> 00:03:20,985
‫خوشحالم که اعدامش کردم.

50
00:03:23,187 --> 00:03:25,456
‫آره، شاید باید تو رو هم اعدام کنم.

51
00:03:29,927 --> 00:03:31,562
‫پس بکن.

52
00:03:32,930 --> 00:03:34,265
‫دیگه دردش نمی تونه بیشتر از اینی...

53
00:03:34,298 --> 00:03:36,433
‫که الان حس می کنم، باشه.

54
00:03:49,680 --> 00:03:51,782
‫هنری فیتزرویم رو برام بیارین.

55
00:03:52,283 --> 00:03:54,618
‫می خوام پسرم همینجا توی قصر باشه.

56
00:03:56,620 --> 00:03:58,255
‫و عمه ام رو از قصر بیرون بندازین...

57
00:03:58,289 --> 00:04:00,257
‫و نذارین دیگه چشمم بهش بیفته.

58
00:04:00,791 --> 00:04:03,110
‫مگه این که بخوای کنار لرد استفورد،

59
00:04:03,160 --> 00:04:04,995
‫به جرگه خائنین بپیوندی.

60
00:04:12,937 --> 00:04:14,905
‫کاترین، چطوری می تونی تحملش کنی؟

61
00:04:14,939 --> 00:04:17,007
‫اون همه اش زیر سوال می برتت، به دخترت آسیب می زنه،

62
00:04:17,041 --> 00:04:18,142
‫و جون افراد وفادار رو می گیره...

63
00:04:18,175 --> 00:04:20,077
‫از پادشاه بدگویی نکن.

64
00:04:21,211 --> 00:04:23,280
‫- مری، بیا.
‫- اون یه هیولاست!

65
00:04:23,314 --> 00:04:25,582
‫بانو پول، حرفات بوی خیانت می دن.

66
00:04:25,950 --> 00:04:28,185
‫و اگه این دفعه توی برج زندانیت کنه،

67
00:04:28,619 --> 00:04:30,220
‫من به کمکت نمیام.

68
00:04:30,554 --> 00:04:32,790
‫بیا. مری، بیا!

69
00:04:53,277 --> 00:04:54,812
‫باهام دعا کن.

70
00:05:09,093 --> 00:05:11,228
‫بابت حال و هوای پدرت، ازت معذرت می خوام.

71
00:05:12,496 --> 00:05:14,398
‫تقصیر تو نیست.

72
00:05:25,442 --> 00:05:27,511
‫خیلی دوستت دارم.

73
00:05:51,668 --> 00:05:56,073
‫(اسکاتلند)

74
00:06:12,322 --> 00:06:14,525
‫خوبه. اونا اینجان.

75
00:06:17,761 --> 00:06:20,531
‫مردان آران و مردان همیلتون،

76
00:06:20,564 --> 00:06:22,066
‫شما من رو می شناسین.

77
00:06:23,067 --> 00:06:25,335
‫شما عاشق شوهرم بودین.

78
00:06:25,602 --> 00:06:29,673
‫شاه جیمز جونش رو برای این کشور...

79
00:06:29,706 --> 00:06:31,542
‫و آینده اش، داد.

80
00:06:31,575 --> 00:06:35,479
‫آینده ای که در پسر من...

81
00:06:35,512 --> 00:06:40,050
‫و وارث تاج و تخت اسکاتلند، جیمز، نهفته،

82
00:06:41,652 --> 00:06:43,420
‫جیمی کوچولوی من،

83
00:06:43,921 --> 00:06:47,691
‫که الان در استیرلینگ، زندانی آلبانیه.

84
00:06:48,625 --> 00:06:51,045
‫پس ای اشرافیان اصیل اسکاتلند،

85
00:06:51,095 --> 00:06:54,665
‫ازتون می خوام...

86
00:06:55,032 --> 00:06:57,601
‫که بهم کمک کنین...

87
00:06:57,634 --> 00:07:00,037
‫پسرم رو روی تختی که حقشه، بشونم...

88
00:07:00,270 --> 00:07:03,607
‫تا حال کشورمون خوب بشه...

89
00:07:03,640 --> 00:07:06,677
‫و من هم با طلای انگلستان،

90
00:07:06,944 --> 00:07:09,379
‫براتون جبران خواهم کرد.

91
00:07:22,259 --> 00:07:23,894
‫بهم کمک می کنین؟

92
00:07:25,195 --> 00:07:26,463
‫برو عقب!

93
00:07:28,532 --> 00:07:30,434
‫همینه! این بهتره!

94
00:07:30,467 --> 00:07:32,136
‫یالا، در مقابل ضربه ام دفاع کن.

95
00:07:32,169 --> 00:07:34,204
‫خب؟ نقطه ضعفم رو پیدا کن!

96
00:07:36,073 --> 00:07:37,574
‫یه برنده داریم.

97
00:07:37,708 --> 00:07:39,576
‫مامان!

98
00:07:58,695 --> 00:08:00,430
‫این دیگه یعنی چی؟

99
00:08:00,464 --> 00:08:03,734
‫اسمش رو عدالت بذار، الکساندر استوارت.

100
00:08:03,834 --> 00:08:06,003
‫جیمی، برادرت کجاست؟

101
00:08:06,036 --> 00:08:07,638
‫اوه، اون داخله.

102
00:08:08,005 --> 00:08:09,773
‫- برین بیارینش.
‫- چشم.

103
00:08:09,806 --> 00:08:11,441
‫جیمی، بیا اینجا.

104
00:08:15,379 --> 00:08:16,797
‫پس این یه آدم دزدیه.

105
00:08:16,847 --> 00:08:18,332
‫نه.

106
00:08:18,382 --> 00:08:20,651
‫این یه تاج گذاریه.

107
00:08:26,256 --> 00:08:29,943
‫باورم نمی شه ملکه همچون حرفی زد، حتی اون.

108
00:08:29,993 --> 00:08:31,929
‫این که به ما پشت کنه...

109
00:08:32,262 --> 00:08:34,264
‫این دربار فاسده...

110
00:08:34,298 --> 00:08:35,382
‫همه ـشون فاسدن.

111
00:08:35,432 --> 00:08:37,201
‫چه بلایی سرمون میاد؟

112
00:08:38,669 --> 00:08:40,938
‫از گرسنگی تلف می شیم یا دارمون می زنن؟

113
00:08:42,472 --> 00:08:43,674
‫ای کاش به حرفت گوش می دادم...

114
00:08:43,707 --> 00:08:45,642
‫و خودم رو نامرئی می کردم.

115
00:08:45,876 --> 00:08:48,445
‫چیزی که تو می خواستی، هیچ عیبی نداره، هیچی...

116
00:08:48,478 --> 00:08:50,314
‫و نمی خواهم هم همچین حرفی بزنی.

117
00:08:51,715 --> 00:08:53,650
‫ما از گرسنگی نمی میریم.

118
00:08:54,117 --> 00:08:57,788
‫دوباره از ظروف طلایی، شیرینی می خوریم...

119
00:08:58,689 --> 00:09:01,024
‫یا شخصا مطمئن می شم که تودورها توی جهنم بسوزن.

120
00:09:02,326 --> 00:09:04,294
‫دروازه رو باز کنین!

121
00:09:04,328 --> 00:09:06,430
‫- اون کیه؟
‫- برین کنار!

122
00:09:18,976 --> 00:09:20,410
‫هنری!

123
00:09:29,486 --> 00:09:32,322
‫به دستور پادشاه، تمامی مال و اموال...

124
00:09:32,356 --> 00:09:35,225
‫عمارت استفورد، مصادره خواهند شد.

125
00:09:35,259 --> 00:09:36,510
‫چطور انقدر خودت رو گم کردی...

126
00:09:36,560 --> 00:09:37,794
‫- که همچین کاری با گوشت و خون خودت...
‫- مصادره خواهد شد...

127
00:09:37,828 --> 00:09:40,264
‫- می کنی؟ خواهرت...
‫- و طبق قوانین خیانت به کشور، به پادشاه...

128
00:09:40,297 --> 00:09:41,531
‫خواهند رسید.

129
00:09:41,565 --> 00:09:43,000
‫و من هم مادرتم.

130
00:09:43,033 --> 00:09:45,052
‫مادر، نه.

131
00:09:45,102 --> 00:09:47,104
‫مادام، طبق دستور پادشاه،

132
00:09:47,137 --> 00:09:49,473
‫شما از سر راه کنار می رین...

133
00:09:49,506 --> 00:09:51,108
‫یا به سربازا می گم که شما رو ببرن.

134
00:09:51,141 --> 00:09:52,709
‫برین کنار.

135
00:09:53,210 --> 00:09:54,578
‫می دونستیم این روز می رسه.

136
00:09:54,611 --> 00:09:55,812
‫نه.

137
00:09:57,814 --> 00:10:00,083
‫نه، تکون نخواهم خورد.

138
00:10:03,553 --> 00:10:06,156
‫خدا به روح فاسدت رحم کنه.

139
00:10:06,456 --> 00:10:08,408
‫نمی ذارم یه پسر که...

140
00:10:08,458 --> 00:10:09,826
‫به جای گوش دادن به حرف وجدانش،

141
00:10:09,860 --> 00:10:11,495
‫به حرف یه ظالم گوش می ده، بهم فرمان بده.

142
00:10:11,528 --> 00:10:15,399
‫خواهش می کنم. مادر، خواهش می کنم.

143
00:10:16,433 --> 00:10:18,235
‫برو کنار.

144
00:10:19,870 --> 00:10:22,072
‫من بخاطر تو یا کس دیگه ای، از جام تکون نمی خورم.

145
00:10:22,572 --> 00:10:24,574
‫پس ای شوالیه بزرگ و شجاع، شمشیرت رو بکش...

146
00:10:24,608 --> 00:10:26,343
‫و از نعش مادرت رد شو.

147
00:10:33,317 --> 00:10:36,787
‫(کاخ ادینبورو)

148
00:10:56,373 --> 00:10:57,941
‫علیا حضرت.

149
00:10:58,208 --> 00:10:59,576
‫خب...

150
00:11:00,077 --> 00:11:03,680
‫این خیلی...

151
00:11:04,948 --> 00:11:07,651
‫- عجیبه.
‫- من دارم کاخم رو پس می گیرم.

152
00:11:07,684 --> 00:11:09,786
‫شما می تونی به فرانسه برگردی.

153
00:11:09,820 --> 00:11:13,623
‫من خودم نایب السلطنه شاه جیمز خواهم بود.

154
00:11:14,191 --> 00:11:17,327
‫من همیشه سعی کردم به شما کمک کنم.

155
00:11:17,361 --> 00:11:19,996
‫دروغ ـها و شایعات بی اساسی که به ما انگ...

156
00:11:20,030 --> 00:11:22,366
‫عاشق بودن می زنن، وجهه شما رو لکه دار کردن.

157
00:11:22,699 --> 00:11:24,167
‫نمی تونم بذارم همچین حرفی زده بشه.

158
00:11:24,201 --> 00:11:25,902
‫وجهه جفتمون رو خراب می کنه.

159
00:11:26,036 --> 00:11:27,604
‫من خواهرت، مری، رو ترجیح می دم.

160
00:11:28,905 --> 00:11:30,507
‫حدس می زنم برادرت، جناب پادشاه،

161
00:11:30,540 --> 00:11:31,641
‫این رو تایید نکرده.

162
00:11:31,675 --> 00:11:33,276
‫نظر اون یا...

163
00:11:33,310 --> 00:11:35,579
‫ملکه اسپانیاییش برام مهم نیست.

164
00:11:36,046 --> 00:11:39,383
‫من به اسکاتلند و پسرام اهمیت می دم.

165
00:11:51,561 --> 00:11:54,698
‫دیگه این مسخره بازی ـها بسه.

166
00:11:55,665 --> 00:11:57,968
‫خداحافظ، الکساندر.

167
00:12:01,171 --> 00:12:05,976
‫شاه جیمز، خدا حفظت کنه و بهت برکت بده.

168
00:12:20,223 --> 00:12:24,361
‫زن بودن من رو با ضعف یا تسلیم شدن اشتباه نگیرین.

169
00:12:25,495 --> 00:12:27,531
‫دیگه در سایه ـها نخواهم موند.

170
00:12:28,331 --> 00:12:32,002
‫من همراه پسرم، بر این سرزمین حکومت خواهم کرد...

171
00:12:32,035 --> 00:12:35,839
‫و هر کسی که در مقابلم قرار بگیره، مجازات خواهد شد.

172
00:12:41,636 --> 00:12:43,797
‫ایشون می خوان خبری در مورد پسرمون اعلام کنن.

173
00:12:44,664 --> 00:12:45,882
‫بسی، چه خبری؟

174
00:12:45,932 --> 00:12:48,635
‫نیازی به حضور ملکه نیست.

175
00:12:56,877 --> 00:12:59,479
‫مری، تو هیچوقت انقدر ملکه وار نبودی.

176
00:13:01,114 --> 00:13:04,117
‫تو قوت آراگون و کستیل رو داری.

177
00:13:04,885 --> 00:13:06,486
‫بیا.

178
00:13:17,606 --> 00:13:19,274
‫به حرف پادشاه...

179
00:13:19,307 --> 00:13:21,243
‫و کاردینال مهربون گوش کن.

180
00:13:21,276 --> 00:13:22,978
‫مثل کارگرای مزرعه غوز نکن.

181
00:13:23,011 --> 00:13:25,213
‫مثل شوالیه ـها صاف وایسا.

182
00:13:32,287 --> 00:13:33,755
‫کجا بودی؟

183
00:13:33,788 --> 00:13:35,524
‫امروز بهت نیاز داشتم.

184
00:13:41,354 --> 00:13:43,356
‫پدرم نمی خواد اینجا باشم.

185
00:13:43,390 --> 00:13:44,958
‫پس نظرش رو عوض خواهیم کرد.

186
00:13:45,032 --> 00:13:46,918
‫علیا حضرت، دیدن شما به شکلی غیر منتظره، خوشحال کننده است.

187
00:13:46,952 --> 00:13:48,787
‫دیدن ملکه و شاهدخت سلطنتیش...

188
00:13:48,820 --> 00:13:50,822
‫«غیر منتظره» است؟

189
00:14:00,190 --> 00:14:02,058
‫اعلی حضرت، شاهنشاه.

190
00:14:19,476 --> 00:14:21,645
‫اعلی حضرت...

191
00:14:21,878 --> 00:14:23,780
‫دعوت شما باعث افتخار ماست.

192
00:14:23,813 --> 00:14:26,316
‫خداوند شادی خودش رو با...

193
00:14:26,349 --> 00:14:28,985
‫اعطای هدایا به فرزندان خودش، بهمون نشون می ده.

194
00:14:29,386 --> 00:14:30,754
‫هنری.

195
00:14:32,789 --> 00:14:35,892
‫دعای خیر من، همراه شماست.

196
00:14:37,961 --> 00:14:40,564
‫پدرم...

197
00:14:43,166 --> 00:14:46,303
‫یاور من...

198
00:14:46,836 --> 00:14:48,271
‫خوبه...

199
00:14:52,943 --> 00:14:55,178
‫داری سعی می کنی چی بگی؟

200
00:14:55,845 --> 00:14:57,881
‫داره تلاش می کنه بگه:

201
00:14:57,914 --> 00:15:00,517
‫«پدر، من دعای خیر شما رو قبول خواهم کرد.»

202
00:15:02,485 --> 00:15:06,223
‫پدر جان، من دعای خیر شما رو قبول می کنم.

203
00:15:14,164 --> 00:15:16,366
‫و هنری، حالا نوبت توئه.

204
00:15:17,334 --> 00:15:22,172
‫پدر جان، من دعای...

205
00:15:22,205 --> 00:15:24,257
‫قبول می کنم، پدر.

206
00:15:24,307 --> 00:15:26,076
‫دو بار از پدر استفاده کردی.

207
00:15:26,109 --> 00:15:27,944
‫مگه دوتا پدر داری؟

208
00:15:31,014 --> 00:15:34,985
‫البته، مری عزیز، اون دو پدر بزرگ داره...

209
00:15:35,218 --> 00:15:37,921
‫یکی توی بهشت و یکی هم اینجا، روی تخت پادشاهی انگلستان.

210
00:15:38,855 --> 00:15:40,590
‫اون بچه دلبریه.

211
00:15:44,761 --> 00:15:47,163
‫به پاس این دربار...

212
00:15:47,430 --> 00:15:50,400
‫من پسرم، هنری، رو به...

213
00:15:50,433 --> 00:15:54,004
‫مقام دوک ریچموند و سامرست انتصاب می کنم.

214
00:15:56,606 --> 00:15:58,842
‫و همچنین، اون از امروز...

215
00:15:58,875 --> 00:16:00,877
‫به مقام دریاسالار ارشد،

216
00:16:00,910 --> 00:16:03,780
‫رییس شورای شمال،

217
00:16:03,813 --> 00:16:06,283
‫و نگهبان مناطق مرزی خواهد رسید.

218
00:16:08,084 --> 00:16:10,253
‫خدا پادشاه رو حفظ کنه!

219
00:16:10,287 --> 00:16:12,622
‫خدا پادشاه رو حفظ کنه!

220
00:16:21,598 --> 00:16:24,067
‫جناب پادشاه، دخترمون چی؟

221
00:16:24,434 --> 00:16:26,219
‫چیزی نیست که بتونم به یه دختر بدم.

222
00:16:26,269 --> 00:16:27,837
‫تاج و تخت.

223
00:16:28,538 --> 00:16:30,340
‫می تونی انگلستان رو بهش بدی.

224
00:16:34,277 --> 00:16:36,313
‫نه، برای اون منظور، یه پسر دارم.

225
00:16:49,751 --> 00:16:51,286
‫کاترین.

226
00:16:53,254 --> 00:16:57,625
‫- مری.
‫- بابت بچه متاسفم.

227
00:16:58,426 --> 00:17:00,045
‫خواهرم برام نامه ای فرستاده و در اون...

228
00:17:00,095 --> 00:17:01,763
‫به شایعه ای من باب عشق بین خودش و آلبانی اشاره کرده.

229
00:17:01,796 --> 00:17:03,048
‫می گه که این شایعه زیر سر توئه.

230
00:17:03,098 --> 00:17:04,599
‫خواهرت اسیر حماقت شده.

231
00:17:04,632 --> 00:17:06,234
‫آلبانی رفته.

232
00:17:06,267 --> 00:17:08,570
‫اون به فرانسه برگشته.

233
00:17:09,070 --> 00:17:11,072
‫مگ پسر خودش رو روی تخت پادشاهی نشونده...

234
00:17:11,106 --> 00:17:13,341
‫و تا وقتی که اون به سن قانونی برسه، در کنارش به عنوان
‫نایب السلطنه، حکمرانی خواهد کرد.

235
00:17:13,375 --> 00:17:15,260
‫پس باید با آنگس حکمرانی کنه،

236
00:17:15,310 --> 00:17:17,312
‫چون اون رو نمی شه از حقوق شوهریش محروم کرد.

237
00:17:17,345 --> 00:17:20,682
‫برادرم...نسبت به موضع اون،

238
00:17:20,715 --> 00:17:23,118
‫همذات پنداری بیشتری داره.

239
00:17:23,518 --> 00:17:26,287
‫اون الان از امید خواهرم برای ابطال قرارداد ازدواجش، حمایت می کنه.

240
00:17:29,724 --> 00:17:31,910
‫مری، بیا.

241
00:17:31,960 --> 00:17:34,996
‫باید به پادشاه و پسرش تبریک بگیم.

242
00:17:41,603 --> 00:17:44,472
‫ببخشید که ما مثل قبل، با هم دوست نخواهیم بود.

243
00:17:59,654 --> 00:18:01,222
‫مبارکه.

244
00:18:09,697 --> 00:18:11,433
‫آن، برو پیش پادشاه.

245
00:18:11,466 --> 00:18:13,468
‫لبخند بزن و لطفش رو جلب کن.

246
00:18:32,220 --> 00:18:34,389
‫خواهش می کنم، فقط اون یه سپر رو برامون بذارین.

247
00:18:34,989 --> 00:18:37,158
‫پادشاه اون رو به پدرم داده بود.

248
00:18:38,193 --> 00:18:40,128
‫هنری، انقدر احمق نباش.

249
00:18:58,079 --> 00:19:00,915
‫سر توماس، متاسفم. من نتونستم...

250
00:19:02,817 --> 00:19:04,402
‫اون از جاش تکون نمی خوره.

251
00:19:04,452 --> 00:19:05,987
‫«سر» توماس؟

252
00:19:06,020 --> 00:19:07,522
‫توی این انگلستان عالی و جدید،

253
00:19:07,555 --> 00:19:09,941
‫این پاداشیه که به شکنجه گرا داده می شه؟
‫تو رو شوالیه کردن؟

254
00:19:09,991 --> 00:19:12,977
‫مگی، خواهش می کنم، بذار این مصادره مراتب خودش رو
‫طی کنه.

255
00:19:13,027 --> 00:19:14,963
‫سر توماس، از اسمم استفاده نکنین.

256
00:19:15,163 --> 00:19:16,965
‫من بانو پول، کنتس سالیزبوری هستم.

257
00:19:16,998 --> 00:19:18,700
‫نه، نیستی.

258
00:19:19,300 --> 00:19:21,236
‫عنوانت باطل شده.

259
00:19:31,513 --> 00:19:33,781
‫ببین، من اومدم اینجا...
‫و اگه دلت می خواد، می تونی با این مخالفت کنی...

260
00:19:33,815 --> 00:19:35,717
‫ولی من به عنوان دوست به اینجا اومد.

261
00:19:36,117 --> 00:19:37,685
‫دوست؟

262
00:19:37,719 --> 00:19:40,488
‫می دونی چندتا دوست از دست دادم؟

263
00:19:40,655 --> 00:19:41,789
‫خانواده؟

264
00:19:42,724 --> 00:19:45,560
‫اونایی که دوستشون داشتم و برام مهم بودن؟

265
00:19:46,094 --> 00:19:48,897
‫و تو، اونی که بهش به چشم یه دوست عزیز نگاه می کردم،

266
00:19:48,930 --> 00:19:51,199
‫نه به چشم کسی که توانایی شنیدن فغان ناشی از درد آدما رو داره...

267
00:19:51,232 --> 00:19:52,550
‫من دلایل خودم رو توضیح دادم.

268
00:19:52,600 --> 00:19:55,587
‫آره، «برای خداوند و پادشاه.»

269
00:19:55,637 --> 00:19:57,071
‫درسته.

270
00:19:57,105 --> 00:19:58,857
‫من تمام زندگیم رو برای...

271
00:19:58,907 --> 00:20:00,742
‫خدمت وفادارانه به هر دوی اونا، سختی کشیدم....

272
00:20:00,775 --> 00:20:02,644
‫و ببین این سختی من رو به کجا کشونده.

273
00:20:05,547 --> 00:20:08,082
‫بانو پول، من نگران شمام.

274
00:20:09,484 --> 00:20:13,788
‫شما بیش از حد توی این زندگی تاریکی دیدین،

275
00:20:13,821 --> 00:20:17,425
‫و می ترسم که این تاریکی، روح و ذهن شما رو آلوده کرده باشه.

276
00:20:18,526 --> 00:20:21,429
‫اگه آدم چیزی نداشته باشه، پس دلیلی نداره از چیزی بترسه.

277
00:20:22,430 --> 00:20:26,067
‫اونایی که همه چیز دارن باید بترسن.

278
00:20:28,102 --> 00:20:29,504
‫چرا؟

279
00:20:30,038 --> 00:20:31,873
‫می خوای چیکار کنی؟

280
00:20:33,975 --> 00:20:35,727
‫هنری، ما این وضع رو درست می کنیم.

281
00:20:35,777 --> 00:20:37,412
‫من هنوز قوی و سالمم.

282
00:20:37,445 --> 00:20:38,730
‫بس کن. کاترین، این حرفات هر دوی ما رو زیر سوال می برن.

283
00:20:38,780 --> 00:20:41,583
‫من هر روز، سه بار توی محراب دعا می کنم...

284
00:20:42,016 --> 00:20:43,751
‫و التماسش می کنم که یه پسر بهم بده.

285
00:20:44,385 --> 00:20:45,637
‫دیگه چه کاری از دستم برمیاد؟

286
00:20:45,687 --> 00:20:47,388
‫ازدواجم نفرین شده؟

287
00:20:47,889 --> 00:20:49,924
‫کاترین، خیلی وقته که به این موضوع فکر می کنم.

288
00:20:53,061 --> 00:20:54,662
‫تو عاشق برادرم بودی؟

289
00:20:55,396 --> 00:20:57,165
‫این دفعه راستش رو بهم می گی.

290
00:20:57,198 --> 00:20:59,233
‫چرا باید دوباره این رو ازم بپرسی؟

291
00:21:01,336 --> 00:21:04,606
‫بعد از این همه سال و درد و رنج،

292
00:21:04,639 --> 00:21:05,957
‫من عاشق اون نبودم.

293
00:21:06,007 --> 00:21:08,009
‫پس چرا؟ چرا خدا لطفش رو از من دریغ می کنه؟

294
00:21:08,042 --> 00:21:10,478
‫- هنری، خواهش می کنم...
‫- نه، نه، دیگه برای ما خیلی دیر شده.

295
00:21:11,012 --> 00:21:12,747
‫خودت این رو می دونی. من هم می دونم.

296
00:21:14,682 --> 00:21:16,451
‫پس دخترمون کافیه.

297
00:21:17,885 --> 00:21:20,238
‫واقعا به نظرت، این که خدا...

298
00:21:20,288 --> 00:21:22,490
‫به جای پسر، یه دختر برای حکمرانی بر انگلستان بهمون داده...

299
00:21:22,523 --> 00:21:24,258
‫انقدر غیر ممکنه؟

300
00:21:26,653 --> 00:21:28,321
‫تو فوق العاده ای.

301
00:21:28,821 --> 00:21:31,491
‫به جای این که شکست ـهای خودت رو قبول کنی،

302
00:21:31,691 --> 00:21:36,329
‫می خوای وانمود کنی که اراده خدا چیز دیگه ایه.

303
00:21:38,431 --> 00:21:39,899
‫این تویی که خدا لطفش رو ازش دریغ می کنه.

304
00:21:41,200 --> 00:21:43,636
‫- من هنری فیتزروی رو دارم.
‫- اون نامشروعه.

305
00:21:44,037 --> 00:21:45,622
‫در حالی که مری یه شاهدخت واقعیه.

306
00:21:45,672 --> 00:21:47,440
‫در مورد پسرم اینطوری صحبت نکن.

307
00:21:47,807 --> 00:21:49,409
‫جرات نکن اینطوری حرف بزنی!

308
00:21:51,044 --> 00:21:53,846
‫و کاترین، خدا وعده ده ـها پسر دیگه رو بهم داده.

309
00:21:54,981 --> 00:21:57,016
‫ده ـها پسر دیگه.

310
00:22:20,073 --> 00:22:21,641
‫لینا...

311
00:22:22,308 --> 00:22:24,777
‫پادشاه در دامان یک بیماری افتاده،

312
00:22:24,811 --> 00:22:27,080
‫و اگه ما کاری نکنیم، این بیماری همه ما رو در بر خواهد گرفت...

313
00:22:33,152 --> 00:22:34,787
‫چیکار نکنیم؟

314
00:22:35,722 --> 00:22:36,889
‫خودت گفتی،

315
00:22:36,923 --> 00:22:39,092
‫پسرا از زمان شلوغی ـها، اینجا احساس امنیت ندارن.

316
00:22:39,125 --> 00:22:41,394
‫ما هیچ جایی برای رفتن نداریم.

317
00:22:41,561 --> 00:22:44,330
‫اوویدو، این نیز بگذرد. باید بگذره.

318
00:22:46,299 --> 00:22:49,102
‫از زبون بقیه سربازا شنیدم.

319
00:22:49,502 --> 00:22:52,772
‫رزا و شوهرش با کشتیشون توی...

320
00:22:52,805 --> 00:22:54,507
‫تیلبوری لنگر انداختن.

321
00:22:54,874 --> 00:22:56,409
‫می دونم.

322
00:22:57,009 --> 00:22:58,678
‫اون برام نامه فرستاد.

323
00:23:00,713 --> 00:23:02,615
‫چی گفت؟

324
00:23:04,917 --> 00:23:06,886
‫گفت می خواد ما رو ببینه.

325
00:23:08,755 --> 00:23:11,924
‫مقصدشون کجاست؟ بعد از انگلستان کجا می رن؟

326
00:23:21,134 --> 00:23:24,103
‫اوویدو، الان وقتش نیست.

327
00:23:31,477 --> 00:23:33,246
‫نمی تونم باهاش ارتباط برقرار کنم.

328
00:23:33,713 --> 00:23:36,482
‫اون توی این باورش که خدا داره ما رو تحت قضاوت خودش
‫قرار می ده، گیر کرده.

329
00:23:37,049 --> 00:23:39,185
‫من دارم مجازات می شم.

330
00:23:39,919 --> 00:23:41,437
‫این وولزیه که داره شعله آتیش اون...

331
00:23:41,487 --> 00:23:43,156
‫برای افزایش قدرتش رو تندتر می کنه.

332
00:23:44,724 --> 00:23:46,042
‫فکر می کنی اون بخواد ادعا کنه...

333
00:23:46,092 --> 00:23:47,593
‫که ازدواجمون غیر قانونیه؟

334
00:23:48,161 --> 00:23:50,129
‫نمی دونم.

335
00:23:50,696 --> 00:23:53,433
‫- رزا به لندن رسیده...
‫- من برای اون، وقت ندارم!

336
00:23:58,337 --> 00:24:00,239
‫خانواده ات چطورن؟

337
00:24:01,574 --> 00:24:03,009
‫حالشون خوبه؟

338
00:24:04,477 --> 00:24:06,212
‫پسرام، به دلیل انگلیسی نبودن، مورد زورگویی قرار می گیرن.

339
00:24:06,245 --> 00:24:08,548
‫تو حداقل پسر داری.

340
00:24:08,748 --> 00:24:10,550
‫باعث می شی پسردار شدن آسون به نظر بیاد.

341
00:24:18,124 --> 00:24:20,126
‫بانو پول اینجاست.

342
00:24:20,726 --> 00:24:23,529
‫گمونم اومده تا به پادشاه التماس کنه که بهش صدقه بده.

343
00:24:30,036 --> 00:24:31,637
‫بانو پول.

344
00:24:32,104 --> 00:24:34,407
‫سر توماس، ما انتظار دیدن ایشون رو نداشتیم.

345
00:24:34,440 --> 00:24:35,808
‫شاید فکر می کردی تا الان توی یه سوراخی...

346
00:24:35,842 --> 00:24:37,243
‫از گرسنگی مرده باشم.

347
00:24:37,276 --> 00:24:39,011
‫اون بهم می گه که اطلاعاتی برای پادشاه داره،

348
00:24:39,045 --> 00:24:40,913
‫ولی نمی گه چه اطلاعاتی.

349
00:24:41,714 --> 00:24:45,051
‫بانو پول، حواست باشه، نباید با پادشاه درافتاد.

350
00:24:45,084 --> 00:24:47,086
‫حال و هوای ایشون بی ثباته.

351
00:24:47,119 --> 00:24:49,489
‫این رو باید سال ـها پیش بهش می گفتم، ولی نگفتم.

352
00:24:50,022 --> 00:24:51,457
‫اوه، توماس.

353
00:24:51,491 --> 00:24:53,259
‫تو خیلی سریع به حمله وولزی...

354
00:24:53,292 --> 00:24:55,311
‫- به دوستت استفورد، پیوستی.
‫- جلوی زبونت رو خواهی گرفت.

355
00:24:55,361 --> 00:24:56,929
‫برای حفظ محبت پادشاه نسبت به نام خانوادگیت،

356
00:24:56,963 --> 00:24:59,665
‫بولین، حاضری زیر آب هر کسی رو بزنی و اون رو به زندان بفرستی.

357
00:25:00,032 --> 00:25:02,134
‫پس شاید الان من باید از تو یاد بگیرم.

358
00:25:05,271 --> 00:25:08,207
‫نمی خوام دیگه کلمه «نه» رو از دهنت بشنوم.

359
00:25:08,508 --> 00:25:10,126
‫وولزی، فهمیدی چی گفتم؟

360
00:25:10,176 --> 00:25:12,328
‫بله، جناب پادشاه، ولی بنده به عنوان یه کاردینال...

361
00:25:12,378 --> 00:25:14,680
‫کلیسای کاتولیک، باید بی پرده بگم که...

362
00:25:14,714 --> 00:25:16,566
‫پیوند ازدواجی که در محضر خداوند انجام گرفته، به سادگی،
‫ناگسستنیه...

363
00:25:16,616 --> 00:25:20,119
‫اعلی حضرت، عمه ـتون می خوان شما رو ببینن.

364
00:25:20,686 --> 00:25:22,088
‫اعلی حضرت.

365
00:25:23,022 --> 00:25:25,458
‫شما به روش ـهای مختلف زیادی، من و خانواده ام رو...

366
00:25:25,491 --> 00:25:27,193
‫مجازات کردین، و من...

367
00:25:27,226 --> 00:25:29,395
‫از خداوند پرسیدم که چرا باید همچین کاری کنین.

368
00:25:30,396 --> 00:25:32,532
‫و اون هم پاسخ این سوال رو بهم داده.

369
00:25:33,266 --> 00:25:35,668
‫که من اشتباه کردم که حقیقت رو به شما نگفتم.

370
00:25:35,701 --> 00:25:37,453
‫مادام، شما هیچی نمی تونین به پادشاه بگین تا...

371
00:25:37,503 --> 00:25:38,938
‫حقیقت یه دروغ.

372
00:25:38,971 --> 00:25:40,740
‫عمه جان، چه دروغی؟

373
00:25:40,773 --> 00:25:43,109
‫- مطمئنم هیچی نیست...
‫- چه دروغی؟

374
00:25:48,314 --> 00:25:50,616
‫- برو.
‫- اعلی حضرت.

375
00:25:51,117 --> 00:25:52,618
‫برو!

376
00:26:01,193 --> 00:26:03,029
‫خب عمه جان، صحبت کن.

377
00:26:06,299 --> 00:26:10,169
‫اونایی که توبه کنن، به سخاوت من پی خواهند برد.

378
00:26:13,105 --> 00:26:14,974
‫ملکه عاشق برادر شما بود.

379
00:26:17,643 --> 00:26:19,712
‫اون موقع ازدواجتون، دوشیزه نبود.

380
00:26:23,849 --> 00:26:24,984
‫مطمئن شو که اون حسابی در...

381
00:26:25,017 --> 00:26:27,486
‫- زمینه سیاست و اقتصاد سررشته پیدا کنه.
‫- چشم، علیا حضرت.

382
00:26:27,520 --> 00:26:29,922
‫و بهم نگو که این مسائل، مناسب یه دختر نیستن.

383
00:26:34,160 --> 00:26:35,628
‫مادر.

384
00:26:37,863 --> 00:26:39,165
‫چی شده؟

385
00:26:39,632 --> 00:26:42,001
‫- بده ببینم چیه.
‫- «سگ اسپانیایی.»

386
00:26:48,007 --> 00:26:49,475
‫این رو ببین.

387
00:26:51,143 --> 00:26:53,245
‫این رو اینجا انداخته بودن تا من پیداش کنم.

388
00:26:55,114 --> 00:26:57,149
‫اومدم دعوتت کنم تا با هم به شکار بریم.

389
00:26:59,085 --> 00:27:00,653
‫فقط خودم و خودت.

390
00:27:03,522 --> 00:27:05,291
‫البته.

391
00:27:06,993 --> 00:27:10,930
‫من همیشه گوش به فرمان توئم،
‫ولی قبل از این که بریم...

392
00:27:13,466 --> 00:27:14,734
‫اجازه هست؟

393
00:27:34,971 --> 00:27:37,573
‫لردهای محترم مجلس،

394
00:27:37,606 --> 00:27:39,976
‫من بابت به رسمیت شناختن پسرم،

395
00:27:40,009 --> 00:27:43,079
‫جیمز، به عنوان پادشاه بر حق...

396
00:27:43,112 --> 00:27:45,348
‫از شما ممنونم.

397
00:27:47,883 --> 00:27:51,237
‫البته، من و بقیه، تا زمان رسیدن اون به سن...

398
00:27:51,287 --> 00:27:54,824
‫مناسب، بهش مشاوره خواهیم داد.

399
00:27:54,857 --> 00:27:56,092
‫گور بابای مشاوره ـتون.

400
00:27:56,125 --> 00:27:59,295
‫خداوند عصر جدیدی...

401
00:27:59,328 --> 00:28:03,849
‫از صلح و شکوفایی و قدرت متحدانه رو به ما اعطا کرده.

402
00:28:03,899 --> 00:28:05,968
‫ما اکنون حریفی قابل برای اون...

403
00:28:06,002 --> 00:28:09,538
‫پادشاه انگلیسی حریص و همسر دروغگوش خواهیم
‫بود.

404
00:28:09,572 --> 00:28:11,607
‫علیا حضرت، منظورتون برادر...

405
00:28:12,008 --> 00:28:14,110
‫و خانواده خودتونه؟

406
00:28:15,044 --> 00:28:17,313
‫- خانواده من، اینه.
‫- شما یه تودوری.

407
00:28:17,847 --> 00:28:19,849
‫و با این که قول داده بودی هرگز ازدواج نکنی،

408
00:28:19,882 --> 00:28:21,751
‫با یه داگلاس ازدواج کردی.

409
00:28:22,184 --> 00:28:23,803
‫چطور می تونیم بدونیم مشاوره ای...

410
00:28:23,853 --> 00:28:26,822
‫که به شاهمون می دی، به سود تودورها...

411
00:28:26,856 --> 00:28:30,092
‫و آنگس نیست؟

412
00:28:33,295 --> 00:28:37,500
‫خب، می تونی از سلول زندانت، به این موضوع فکر کنی.

413
00:28:37,533 --> 00:28:39,869
‫نه، شما نمی تونی همچین کاری کنی.

414
00:28:39,902 --> 00:28:43,272
‫- من برادر...
‫- می تونم هر کاری دلم بخواد، بکنم.

415
00:28:43,539 --> 00:28:45,374
‫و الان هم کردم.

416
00:28:48,878 --> 00:28:50,413
‫نه.

417
00:29:05,761 --> 00:29:07,196
‫برو کنار.

418
00:29:18,407 --> 00:29:19,775
‫کس دیگه ای هم هست؟

419
00:29:41,464 --> 00:29:43,299
‫هنری، مشکلی پیش اومده؟

420
00:29:43,332 --> 00:29:45,134
‫چه مشکلی می تونه پیش بیاد؟

421
00:29:48,704 --> 00:29:51,707
‫به نظر نمیاد این پایین شکار زیادی پیدا بشه.

422
00:29:56,779 --> 00:29:58,180
‫برو پایین ـتر.

423
00:30:21,303 --> 00:30:22,872
‫همونجا.

424
00:30:27,343 --> 00:30:29,512
‫هنری، مگه این که بخوای به ماهی ـها شلیک کنیم...

425
00:30:29,545 --> 00:30:30,813
‫برو.

426
00:30:30,846 --> 00:30:32,515
‫آخ، بس کن!

427
00:30:32,548 --> 00:30:33,916
‫آخ! آخ!

428
00:30:34,915 --> 00:30:36,327
‫تو یه دروغگو...

429
00:30:36,927 --> 00:30:39,296
‫و گناهکاری!

430
00:30:40,464 --> 00:30:42,700
‫عمه ام به همه چیز اعتراف کرد.

431
00:30:45,669 --> 00:30:47,855
‫تو عاشق برادرم بودی،

432
00:30:47,905 --> 00:30:51,075
‫و سال ـها بهم دروغ گفتی.

433
00:30:51,108 --> 00:30:53,477
‫نه، من...این کار رو نکردم!

434
00:30:53,844 --> 00:30:56,814
‫کاترین، اون جلوی در اتاقت بوده و همه چیز رو شنیده!

435
00:30:56,847 --> 00:30:59,183
‫نه، اون...اون دروغ می گه تا دوباره نظرت رو...

436
00:30:59,216 --> 00:31:01,986
‫به خودش جلب کنه. ولم کن!

437
00:31:02,520 --> 00:31:04,088
‫بس کن!

438
00:31:04,121 --> 00:31:06,240
‫کاترین، اون جلوی من وایساد،

439
00:31:06,290 --> 00:31:07,825
‫و دست به انجیل، قسم خورد.

440
00:31:07,858 --> 00:31:09,009
‫اون توی اتاقم نبوده...

441
00:31:09,059 --> 00:31:11,195
‫پس شهادتش دروغینه.

442
00:31:12,696 --> 00:31:14,598
‫آرتور که بود.

443
00:31:15,266 --> 00:31:19,470
‫اون خودش با خوشحالی زیادی، قضیه عشق و عاشقی
‫بین شما رو برام تعریف کرد.

444
00:31:20,638 --> 00:31:24,475
‫کاترین، می تونی چیزای زیادی به برادرم نسبت بدی...

445
00:31:25,476 --> 00:31:27,044
‫ولی اون دروغگو نیست.

446
00:31:29,713 --> 00:31:33,484
‫تو یه زن بدکاری و من و به همراهم، تمام انگستان...

447
00:31:33,517 --> 00:31:35,419
‫- هنری، من...
‫- رو به گناه انداختی.

448
00:31:35,452 --> 00:31:37,271
‫ننداختم.

449
00:31:37,321 --> 00:31:40,407
‫«اگه مردی با همسر برادر خودش ازدواج کنه،

450
00:31:40,457 --> 00:31:42,610
‫کار ناپاکی انجام داده،

451
00:31:42,660 --> 00:31:44,662
‫و بدون فرزند خواهد موند.»

452
00:31:44,695 --> 00:31:46,330
‫لویکتیکوس.

453
00:31:47,498 --> 00:31:50,401
‫تو تمام پسرای من رو در آتش خشم خدا سوزوندی!

454
00:31:50,434 --> 00:31:53,103
‫انجیل یه بند دیگه ای هم داره!

455
00:31:54,438 --> 00:31:56,206
‫کتاب تثنیه.

456
00:31:56,240 --> 00:31:59,343
‫«وقتی برادری، بدون فرزند می میره،

457
00:31:59,810 --> 00:32:02,246
‫همسرش نباید به یه غریبه داده بشه،

458
00:32:02,279 --> 00:32:05,599
‫ولی برادر شوهرش باید اون رو به همسری قبول کنه...

459
00:32:05,649 --> 00:32:07,785
‫و وظایف همسری رو در قبالش انجام بده.»

460
00:32:10,521 --> 00:32:12,256
‫پس تایید کردی.

461
00:32:20,698 --> 00:32:22,232
‫بالاخره.

462
00:32:23,334 --> 00:32:26,203
‫بعد از این همه سال.

463
00:32:30,608 --> 00:32:32,576
‫تو یه کثافت گناهکاری.

464
00:32:33,544 --> 00:32:35,579
‫هنری، تو عاشق من بودی.

465
00:32:37,915 --> 00:32:39,850
‫هنوز هم عاشقمی.

466
00:32:40,050 --> 00:32:41,819
‫نه، ازت متنفرم.

467
00:32:42,052 --> 00:32:46,156
‫کاترین، تو من رو به شعله ـهای آتش جهنم انداختی.

468
00:32:50,527 --> 00:32:53,030
‫من قلب و روحم رو بهت دادم.

469
00:32:54,465 --> 00:32:57,801
‫من بیشتر از هر زنی که در طول تاریخ عاشق مردی
‫بوده، بهت عشق ورزیدم.

470
00:32:59,837 --> 00:33:01,839
‫من خودم رو در اختیارت گذاشتم...

471
00:33:03,273 --> 00:33:05,042
‫وفاداریم...

472
00:33:05,609 --> 00:33:07,244
‫محبتم...

473
00:33:07,845 --> 00:33:09,546
‫تعهدم.

474
00:33:13,751 --> 00:33:14,918
‫ولی تو دوشیزه نبودی.

475
00:33:14,952 --> 00:33:17,821
‫من از همون لحظه ای که تو رو دیدم، مال تو شدم.

476
00:33:17,855 --> 00:33:19,390
‫خواهش می کنم.

477
00:33:20,090 --> 00:33:21,458
‫خواهش می کنم.

478
00:33:24,662 --> 00:33:26,463
‫هنری، کی اینجاست؟

479
00:33:32,336 --> 00:33:34,271
‫هنری، اون کیه؟

480
00:33:35,472 --> 00:33:36,807
‫هیچکس.

481
00:33:37,675 --> 00:33:39,410
‫وولزیه؟

482
00:33:40,277 --> 00:33:42,379
‫اون رو به اینجا آوردی تا من رو بکشه؟

483
00:33:53,424 --> 00:33:55,092
‫اسبم رو بیارین!

484
00:33:55,459 --> 00:33:57,561
‫نه، هنری.

485
00:33:57,594 --> 00:34:00,698
‫هنری! هنری، خواهش می کنم!

486
00:34:00,731 --> 00:34:02,032
‫نه!

487
00:34:02,066 --> 00:34:03,300
‫اسبم رو بیارین!

488
00:34:06,670 --> 00:34:09,039
‫هنری، نه.

489
00:34:11,141 --> 00:34:12,409
‫هنری!

490
00:34:38,235 --> 00:34:41,972
‫اوویدو، بهم قول بده که زیادی حرف نزنی.

491
00:34:42,005 --> 00:34:43,607
‫به زمان بیشتری نیاز دارم.

492
00:34:45,275 --> 00:34:46,710
‫لینا!

493
00:34:48,078 --> 00:34:49,513
‫لینا!

494
00:34:49,546 --> 00:34:51,749
‫رزای عزیزم!

495
00:34:57,087 --> 00:34:59,757
‫خیلی خوشحالم که دارین باهامون میاین.

496
00:35:00,023 --> 00:35:02,826
‫دخترای من و پسران تو، کنار هم در امپراطوری...

497
00:35:02,860 --> 00:35:04,595
‫عثمانی بزرگ خواهند شد.

498
00:35:05,963 --> 00:35:07,631
‫باهاتون بیایم؟

499
00:35:08,332 --> 00:35:11,535
‫رزا، ما هنوز تصمیم نگرفتیم.

500
00:35:12,603 --> 00:35:15,172
‫شوهرم، آلوارو، یه پیشنهاد کاری برای اوویدو داره،

501
00:35:15,539 --> 00:35:18,675
‫به عنوان کشتی ساز.

502
00:35:20,644 --> 00:35:22,913
‫پسرات می تونن شاگردی کنن.

503
00:35:26,550 --> 00:35:28,152
‫تو از قبل اینا رو می دونی؟

504
00:35:28,385 --> 00:35:29,953
‫آلوارو یه یادداشت برام فرستاد.

505
00:35:29,987 --> 00:35:31,221
‫تو این رو بهم نگفتی.

506
00:35:31,255 --> 00:35:33,223
‫لینا، زندگی بهتری خواهیم داشت.

507
00:35:33,257 --> 00:35:34,625
‫ما برای همون زندگی بهتر به انگلستان اومدیم.

508
00:35:34,658 --> 00:35:36,226
‫اینجا بهتر از قبل نبود!

509
00:35:37,027 --> 00:35:38,629
‫نه.

510
00:35:39,696 --> 00:35:43,133
‫به عنوان یه خانواده، با هم خواهیم بود!

511
00:35:44,501 --> 00:35:48,305
‫صبح و شب با پسرامون خواهیم بود.

512
00:35:49,206 --> 00:35:51,942
‫و دوباره نور رو خواهیم دید.

513
00:35:59,316 --> 00:36:00,784
‫رزا.

514
00:36:02,619 --> 00:36:06,390
‫من...دلم برات تنگ شده بود.

515
00:36:08,525 --> 00:36:10,761
‫خیلی دوست دارم از اینجا برم...

516
00:36:11,328 --> 00:36:13,030
‫ولی ملکه...

517
00:36:14,031 --> 00:36:16,166
‫اون داره درد و سختی می کشه.

518
00:36:17,501 --> 00:36:21,004
‫تو مهربونی و همیشه وفاداری.

519
00:36:23,740 --> 00:36:26,176
‫اوویدو هم داره درد و سختی می کشه.

520
00:36:27,110 --> 00:36:28,645
‫پسراتون هم همینطور.

521
00:36:35,752 --> 00:36:37,521
‫بیا.

522
00:36:44,628 --> 00:36:46,563
‫برای بردن اسناد به عمارت استفورد، نیاز دارم...

523
00:36:46,597 --> 00:36:48,148
‫که یه پادو باهام بیاد،

524
00:36:48,198 --> 00:36:49,967
‫و مطمئن شه که تمام مال و اموالی...

525
00:36:50,000 --> 00:36:51,935
‫که مصادره شده بودن، بهمون بر می گردن.

526
00:36:52,769 --> 00:36:55,506
‫پادشاه در قبال اونایی که به فرمانش عمل می کنن،
‫رفتار سخاوتمندانه ای داره.

527
00:37:00,277 --> 00:37:03,213
‫علیا حضرت، محافظانتون کجان؟

528
00:37:11,121 --> 00:37:13,056
‫بهش چی گفتی؟

529
00:37:14,892 --> 00:37:16,760
‫من خدمتکار وفادار پادشاهم.

530
00:37:17,361 --> 00:37:19,229
‫مگه نمی خواستی همچین کسی باشم؟

531
00:37:24,001 --> 00:37:26,570
‫باید به حرف وجدانت عمل کنی.

532
00:37:28,372 --> 00:37:30,040
‫همه ـمون باید همین کار رو بکنیم.

533
00:37:35,604 --> 00:37:37,272
‫مگ عزیزم...

534
00:37:38,073 --> 00:37:40,442
‫می دونم که از دستم عصبانی هستی،

535
00:37:41,376 --> 00:37:43,445
‫ولی من دارم برات نامه می فرستم تا ازت کمک بخوام.

536
00:37:45,847 --> 00:37:48,350
‫پادشاه معتقده که من بهش دروغ گفتم.

537
00:37:49,051 --> 00:37:51,486
‫اون به دنبال ابطال قرارداد ازدواجمون خواهد رفت.

538
00:37:52,754 --> 00:37:55,390
‫حالا هر بلایی که سرم بیاد، باید از دخترم
‫و جایگاهش...

539
00:37:55,424 --> 00:37:57,960
‫در انگلستان، محافظت کنم.

540
00:37:58,860 --> 00:38:00,796
‫الان، برادرت به حرفت گوش می ده،

541
00:38:00,829 --> 00:38:03,432
‫و ازت خواهش می کنم...

542
00:38:03,865 --> 00:38:06,101
‫که یه کاری کنی که مری رو در نظر داشته باشه.

543
00:38:07,436 --> 00:38:10,839
‫خواهر با وفایت، کاترین.

544
00:38:12,674 --> 00:38:14,243
‫بیا تو.

545
00:38:23,085 --> 00:38:25,320
‫یکی از طرف برادرتون، پادشاه انگلستانه.

546
00:38:25,354 --> 00:38:27,022
‫اون یکی از طرف ملکه کاترینه.

547
00:38:30,192 --> 00:38:32,027
‫هر کدومشون یه نامه فرستادن.

548
00:38:32,160 --> 00:38:34,329
‫حتما دارم یه کاری رو درست انجام می دم.

549
00:38:38,433 --> 00:38:40,335
‫فکر می کنی چی بگن؟

550
00:38:40,836 --> 00:38:43,538
‫می گن که ملکه، موقع ازدواج، دوشیزه نبوده.

551
00:38:44,973 --> 00:38:47,009
‫شاید الان شاه هنری در زمینه خلاص شدن از همسر...

552
00:38:47,042 --> 00:38:49,144
‫دلش بیشتر به حالتون بسوزه.

553
00:38:51,947 --> 00:38:55,817
‫و کاترین چی؟ اون چی می گه؟

554
00:38:56,018 --> 00:38:57,986
‫من نمی تونم کاترین رو درک کنم.

555
00:38:58,520 --> 00:39:00,522
‫راستش الان من هم نمی تونم.

556
00:39:01,523 --> 00:39:04,192
‫این در حالیه که اون یه زمانی الگو و الهام بخش من بود.

557
00:39:05,193 --> 00:39:08,730
‫ولی معتقدم که الان مثل برادرم، سردرگمه.

558
00:39:17,372 --> 00:39:19,608
‫هال استوارت، چهره ات چه حالت غمگینی داره.

559
00:39:23,278 --> 00:39:25,347
‫حرفش هست که شوهرتون...

560
00:39:26,248 --> 00:39:29,785
‫لرد آنگس، می گه شما صلاحیت حکمرانی ندارین.

561
00:39:30,519 --> 00:39:31,787
‫اون داره زیر پرچم خودش، سرباز جمع می کنه...

562
00:39:31,820 --> 00:39:32,921
‫و شما رو به چالش خواهد کشید.

563
00:39:32,954 --> 00:39:34,890
‫خب، پس...

564
00:39:35,357 --> 00:39:38,694
‫از اسکاتلند، پرتش می کنیم بیرون.

565
00:39:41,063 --> 00:39:44,099
‫هال، دارم تو رو به عنوان ارشدترین مقام دربارم،
‫منتصب می کنم.

566
00:39:44,433 --> 00:39:47,369
‫علیا حضرت...مگ...

567
00:39:47,869 --> 00:39:50,939
‫برخی از اقوام، همچنان دید بدی نسبت به
‫حکمرانی پسرتون دارن.

568
00:39:51,840 --> 00:39:54,843
‫من یه استوارتم، پس شاید اگه فردی از قوم دیگری...

569
00:39:54,876 --> 00:39:57,946
‫- رو به ارشدترین مقام...
‫- ولی هال، من تو رو می خوام.

570
00:40:02,050 --> 00:40:05,187
‫بارنابی، کی این بلا رو سرت آورده؟

571
00:40:06,355 --> 00:40:08,523
‫پسرای انگلیسی.

572
00:40:19,801 --> 00:40:21,770
‫بانو پول بهش گفته که من، موقع ازدواجمون،

573
00:40:21,803 --> 00:40:23,238
‫دوشیزه نبودم.

574
00:40:24,139 --> 00:40:28,243
‫پادشاه...من رو نخواهد بخشید.

575
00:40:29,111 --> 00:40:30,912
‫اون حتی حاضر نیست من رو ببینه.

576
00:40:31,179 --> 00:40:32,948
‫ولی باید ببینه.

577
00:40:33,215 --> 00:40:34,783
‫شما همسرشی.

578
00:40:34,816 --> 00:40:37,019
‫باور دارم که اون پی عوض کردن این مسئله خواهد رفت.

579
00:40:37,052 --> 00:40:38,987
‫ولی نمی تونه.

580
00:40:41,123 --> 00:40:43,658
‫لینا، ببخشید...

581
00:40:45,994 --> 00:40:48,063
‫که این اواخر اینطوری بودم.

582
00:40:49,631 --> 00:40:52,768
‫من نسبت به تو، عزیزترین دوستم، منصف نبودم.

583
00:40:54,703 --> 00:40:57,005
‫بدون تو، نمی تونستم به اینجا برسم.

584
00:40:57,773 --> 00:40:59,574
‫لطفا من رو ببخش.

585
00:41:01,877 --> 00:41:04,379
‫- کاترین...
‫- برات چه کاری از دستم برمیاد؟

586
00:41:04,813 --> 00:41:07,132
‫برای پسرات و اوویدو؟

587
00:41:07,182 --> 00:41:08,950
‫چیزی هست که بهش نیاز داشته باشین؟

588
00:41:15,857 --> 00:41:17,426
‫پادشاه من.

589
00:41:19,494 --> 00:41:21,163
‫می خواستم باهاتون صحبت کنم...

590
00:41:21,196 --> 00:41:22,831
‫به نظر میاد که همین الان هم داری صحبت می کنی.

591
00:41:23,665 --> 00:41:25,634
‫توماس، می خوام ازت قدردانی کنم.

592
00:41:25,967 --> 00:41:28,603
‫دخترانت به عنوان خدمه شخصی ملکه،

593
00:41:28,770 --> 00:41:30,539
‫در رکاب اون خواهند بود.

594
00:41:30,739 --> 00:41:33,341
‫سرورم، شما خیلی لطف دارین.

595
00:42:04,673 --> 00:42:07,542
‫کی اینجاست؟ هنری، کی اینجاست؟

596
00:42:09,511 --> 00:42:11,880
‫تو دیگه چه اهریمنی هستی؟ نه!

597
00:43:40,477 --> 00:43:41,945
‫خدایا، من رو ببخش.

598
00:43:50,720 --> 00:43:52,522
‫بیاین دیگه!

599
00:43:52,923 --> 00:43:56,593
‫مگ! مگ!

600
00:43:56,626 --> 00:43:59,946
‫سرورم، چرا به کافه ای که ازش اومدین،

601
00:43:59,996 --> 00:44:01,531
‫بر نمی گردین؟

602
00:44:01,565 --> 00:44:03,166
‫حواست باشه چی می گی.

603
00:44:05,268 --> 00:44:06,736
‫مگ!

604
00:44:08,905 --> 00:44:10,307
‫مگ!

605
00:44:12,309 --> 00:44:13,677
‫مگ!

606
00:44:19,950 --> 00:44:21,218
‫حمله.

607
00:44:21,651 --> 00:44:23,203
‫اون داره دور می زنه تا از بخش غربی وارد بشه.

608
00:44:23,253 --> 00:44:25,488
‫خوبه!

609
00:44:25,722 --> 00:44:27,457
‫می تونه هدیه ام رو قبول کنه!

610
00:44:29,726 --> 00:44:33,096
‫حمله!

611
00:44:40,003 --> 00:44:41,104
‫یعنی چی؟

612
00:44:43,846 --> 00:44:45,383
‫شلیک کنین! همینطوری شلیک کنین!

613
00:44:54,826 --> 00:44:56,528
‫بلند شو!

614
00:45:26,391 --> 00:45:30,395
‫مگ! عوضی!

615
00:45:52,317 --> 00:45:53,852
‫علیا حضرت...

616
00:45:55,020 --> 00:45:56,388
‫چی شده؟

617
00:45:56,655 --> 00:45:58,390
‫خبر بدی داری.

618
00:45:59,190 --> 00:46:00,525
‫علیا حضرت، دارین گریه می کنین.

619
00:46:00,558 --> 00:46:01,826
‫نه.

620
00:46:03,295 --> 00:46:04,796
‫چی شده؟

621
00:46:07,232 --> 00:46:11,269
‫رزا...در تیلبوریه.

622
00:46:17,542 --> 00:46:19,110
‫می خوای بری.

623
00:46:21,379 --> 00:46:23,214
‫نه...

624
00:46:23,715 --> 00:46:25,383
‫شما رو تنها نمی ذارم.

625
00:46:27,419 --> 00:46:31,389
‫ولی این برای ما...برای پسرام، یه فرصته.

626
00:46:31,423 --> 00:46:33,358
‫البته که باید بری.

627
00:46:35,293 --> 00:46:37,629
‫- علیا حضرت...
‫- آرزو می کنم که ای کاش می تونستم همراهتون بیام.

628
00:46:39,464 --> 00:46:43,068
‫کاترین، چی شده؟

629
00:46:44,652 --> 00:46:47,155
‫فکر کردم یه کار خیلی شرورانه ای انجام بدم...

630
00:46:47,188 --> 00:46:49,391
‫کاری که من رو راهی جهنم می کنه.

631
00:46:52,027 --> 00:46:53,828
‫به کشتن اون...

632
00:46:55,163 --> 00:46:56,731
‫فکر کردم.

633
00:46:59,200 --> 00:47:01,770
‫- من نمی رم.
‫- نه، نه، باید بری.

634
00:47:03,838 --> 00:47:05,673
‫الان دیگه به اون مسئله فکر نمی کنم.

635
00:47:10,612 --> 00:47:12,680
‫از دل دردم، قدرت بیرون خواهم کشید.

636
00:47:14,282 --> 00:47:15,617
‫تحمل خواهم کرد.

637
00:47:18,820 --> 00:47:20,555
‫بعدش نجات پیدا خواهی کرد.

638
00:47:22,123 --> 00:47:24,059
‫مگه انجیل هم همین رو نمی گه؟

639
00:47:25,460 --> 00:47:28,930
‫«آنکه تا پایان راه، تحمل کند،

640
00:47:29,130 --> 00:47:31,099
‫نجات خواهد یافت.»

641
00:47:34,502 --> 00:47:36,204
‫آره.

642
00:47:36,838 --> 00:47:38,306
‫آره، حق با توئه.

643
00:47:39,808 --> 00:47:41,576
‫این اراده خداونده.

644
00:47:47,282 --> 00:47:49,717
‫لینا، تو عزیزترین دوست من بودی.

645
00:47:52,353 --> 00:47:54,289
‫من خیلی دوستت دارم.

646
00:47:57,959 --> 00:47:59,794
‫من هم شما رو دوست دارم.

647
00:48:01,463 --> 00:48:05,233
‫شما همیشه نورانی خواهی بود.

648
00:48:18,646 --> 00:48:23,118
‫ببین، بعدش پدرم به لطف خداوند، تاج پادشاهی...

649
00:48:23,151 --> 00:48:27,789
‫رو در بازوورث تصاحب کرد؛ اتفاقی که به سود تمام
‫اهالی انگلستان بود.

650
00:48:27,822 --> 00:48:31,659
‫عمه ام هم الان از لطف من و خداوند...

651
00:48:32,894 --> 00:48:34,462
‫سود می بره.

652
00:48:35,697 --> 00:48:38,867
‫یا عمه جان، نکنه شما از این وضعیت راضی نیستین؟

653
00:48:40,101 --> 00:48:42,937
‫هنری، صاف بشین. این چه طرز نشستنه.

654
00:48:42,971 --> 00:48:44,539
‫آبروی پدرت رو می بری.

655
00:48:44,973 --> 00:48:47,509
‫می دونی، هر از چند گاهی، مادربزرگم رو در شما
‫می بینم.

656
00:48:49,010 --> 00:48:51,279
‫اعلی حضرت، من معتقدم که از اون ثروتمندترم.

657
00:48:52,113 --> 00:48:54,249
‫«دارایی اندک درستکاران...

658
00:48:54,282 --> 00:48:56,451
‫از ثروت فراوان بدکاران، بهتر است...

659
00:48:57,018 --> 00:48:59,154
‫چون که خداوند با درستکاران است.»

660
00:48:59,787 --> 00:49:02,223
‫مزامیر، آیه 37.

661
00:49:03,992 --> 00:49:06,227
‫هنری، می خوام تنهایی باهات صحبت کنم.

662
00:49:06,895 --> 00:49:09,130
‫عمه جان، لطفا پسرم رو به تمرین تیراندازی ببرین.

663
00:49:09,164 --> 00:49:10,431
‫من هم به زودی بهتون ملحق می شم.

664
00:49:10,732 --> 00:49:12,233
‫اعلی حضرت.

665
00:49:24,646 --> 00:49:26,614
‫می دونم می خوای از شرم خلاص شی.

666
00:49:28,716 --> 00:49:30,318
‫و اجازه اش رو می دم.

667
00:49:31,719 --> 00:49:33,338
‫من وستمینستر رو ترک خواهم کرد...

668
00:49:33,388 --> 00:49:35,089
‫و به آرامی، دور از دربار به زندگیم ادامه خواهم داد.

669
00:49:35,123 --> 00:49:37,592
‫- ولی این تصمیم منه و من...
‫- نه.

670
00:49:39,027 --> 00:49:40,862
‫نه، من این تصمیم رو گرفتم.

671
00:49:42,997 --> 00:49:44,666
‫من دوستت دارم.

672
00:49:45,500 --> 00:49:46,901
‫دلم به حالت می سوزه.

673
00:49:49,470 --> 00:49:51,372
‫ولی هنری، این رو بدون.

674
00:49:51,906 --> 00:49:54,909
‫نمی ذارم من رو از این ازدواج برونی.

675
00:49:55,276 --> 00:49:57,512
‫من همیشه همسرت خواهم موند.

676
00:49:58,947 --> 00:50:01,716
‫به هیچ وجه نمی تونی این رو تغییر بدی.

677
00:50:07,722 --> 00:50:09,924
‫امیدوارم به آرامش برسی.

678
00:50:40,697 --> 00:50:42,732
‫قدر چیزی که بینتونه رو بدون.

679
00:50:44,033 --> 00:50:45,602
‫این دوران، ماندگار نیست...

680
00:50:46,269 --> 00:50:48,671
‫و شاید الان جای من رو گرفته باشی،

681
00:50:49,138 --> 00:50:51,975
‫ولی هیچوقت جایگاه من به عنوان ملکه انگلستان
‫رو نخواهی گرفت.

682
00:50:58,706 --> 00:51:00,775
‫مری، دختر عزیزتر از جانم،

683
00:51:01,242 --> 00:51:04,512
‫چیزای خیلی زیادی وجود دارن که برای درکشون،
‫خیلی کوچیکی...

684
00:51:11,552 --> 00:51:15,456
‫چیزایی مثل این که چرا داریم قصر و پدرت رو ترک می کنیم.

685
00:51:17,058 --> 00:51:18,893
‫ولی من از هیچی پشیمون نیستم.

686
00:51:20,962 --> 00:51:24,032
‫اگه خداوند دوباره من رو به عقب برگردونه،

687
00:51:24,432 --> 00:51:27,635
‫دقیقا مثل بار اول زندگی خواهم کرد،

688
00:51:28,436 --> 00:51:30,605
‫و مسیرم رو تغییر نخواهم داد.

689
00:51:33,925 --> 00:51:35,660
‫و دوستی رو تجربه کردم.

690
00:51:39,464 --> 00:51:42,900
‫ما مدتی، چیزی که دیگران آرزوش رو داشتن،
‫ساختیم...

691
00:51:49,407 --> 00:51:51,509
‫کملاتی برای انگلستان...

692
00:51:52,710 --> 00:51:54,879
‫و بهشتی برای خودمون.»

693
00:52:02,086 --> 00:52:05,456
‫مادر جان، اون مرده؟

694
00:52:08,526 --> 00:52:11,462
‫خداوند ایمان ما رو امتحان می کنه و ما همیشه
‫نمی دونیم...

695
00:52:11,496 --> 00:52:12,964
‫که اون چه امتحانی داره ازمون می گیره.

696
00:52:12,997 --> 00:52:15,333
‫آیا داره قدرتمون برای ادامه مسیر رو امتحان می کنه...

697
00:52:16,668 --> 00:52:19,537
‫یا پذیرفتن چیزایی که نمی تونیم تغییرشون بدیم...

698
00:52:19,871 --> 00:52:22,106
‫و باید آرامش رو در پذیرفتن...

699
00:52:22,907 --> 00:52:25,109
‫و حفظ ایمانمون به خداوند پیدا کنیم؟

700
00:52:28,446 --> 00:52:30,465
‫من صدای خدا رو، وقتی که باهام صحبت می کنه، می شنوم.

701
00:52:30,515 --> 00:52:32,483
‫اون ازم می خواد به آرامش برسم...

702
00:52:33,618 --> 00:52:37,889
‫تا قلبم رو از عشق به تو و اون پر کنم.

703
00:53:05,883 --> 00:53:07,919
‫و به همین خاطر، ذهنش رو درگیر جستجویی پوچ...

704
00:53:07,952 --> 00:53:10,321
‫به دنبال جایزه ای که هیچوقت نمی تونه بهش برسه،
‫می کنه.

705
00:53:11,189 --> 00:53:13,758
‫ولی اون در جریان این جستجو،

706
00:53:13,791 --> 00:53:16,961
‫بزرگ ـترین جایزه ای که خداوند بهمون داده رو
‫نمی بینه،

707
00:53:17,328 --> 00:53:18,830
‫اون جایزه، تو هستی.

708
00:53:21,899 --> 00:53:23,618
‫اون رو ببخش.

709
00:53:23,668 --> 00:53:26,204
‫دعا کن که دوباره بتونه راهش رو پیدا کنه...

710
00:53:27,338 --> 00:53:29,941
‫و دوباره بهش آرامش داده بشه.»

711
00:53:34,378 --> 00:53:36,247
‫بقیه من رو هری صدا می کنن.

712
00:53:43,621 --> 00:53:45,556
‫مری، هدفت رو باور کن.

713
00:53:48,359 --> 00:53:49,994
‫قلب شادی داشته باش.»

714
00:53:50,128 --> 00:53:51,529
‫اوناهاش.

715
00:53:56,134 --> 00:53:58,002
‫این به تو قدرت خواهد داد.

716
00:54:00,571 --> 00:54:02,907
‫آغازت، اونجایی که ازش اومدی،

717
00:54:03,407 --> 00:54:04,909
‫رو به یاد داشته باش.

718
00:54:09,380 --> 00:54:11,282
‫اون شماله. می بینی؟

719
00:54:17,296 --> 00:54:19,132
‫همونطور که اون رو دوست دارم.

720
00:54:19,632 --> 00:54:21,501
‫آزادش کنیم؟

721
00:54:22,435 --> 00:54:24,036
‫من همسرشم.

722
00:54:28,608 --> 00:54:30,443
‫من ملکه انگلستانم.

723
00:54:31,077 --> 00:54:34,313
‫من خدمتکار مطیع خداوند هستم.

724
00:54:59,530 --> 00:55:03,534
‫(برخی از رویدادها و شخصیت ـهای تاریخی در این سریال،
‫به دلایل روایی، تغییر کرده اند.)

725
00:55:05,534 --> 00:55:15,534
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M