1
00:00:25,650 --> 00:00:27,852
‫ساکت، کت روی مبل خوابیده.

2
00:00:27,902 --> 00:00:29,854
‫باز داره گرانولای من رو می‌خوره.

3
00:00:29,904 --> 00:00:32,232
‫چرا به من می‌گی؟ با خودش صحبت کن.

4
00:00:32,282 --> 00:00:34,359
‫نمی‌دونم.
‫اون عملاً بی‌خانمان‌ـه، نه؟

5
00:00:34,409 --> 00:00:37,445
‫اون‌وقت ما داریم توی یه خونه‌ی زیبا
‫با دوتا بچه‌هاش زندگی می‌کنیم.

6
00:00:37,495 --> 00:00:39,114
‫یه‌جورایی مثل نمک روی زخم پاشیدن‌ـه.

7
00:00:39,164 --> 00:00:40,490
‫پرنسس ۱۷ سالشـه.

8
00:00:40,540 --> 00:00:43,326
‫توی این سن باید از طریق کراش زدن 
‫روی سلبریتی‌هایی که هیچ‌وقت نمی‌بینه،

9
00:00:43,376 --> 00:00:45,412
‫یاد بگیره چطور احساساتـش رو
‫به صورت امنی کنترل کنه.

10
00:00:45,462 --> 00:00:48,331
‫انگار تیموتی شالامه رو دعوت کردیم
‫باهامون زندگی کنه،

11
00:00:48,381 --> 00:00:50,709
‫بعد از پرنسس انتظار داشته باشیم
‫حواسـش به امتحاناتـش باشه.

12
00:00:50,759 --> 00:00:51,793
‫- عجیبـه.
‫- آره.

13
00:00:51,843 --> 00:00:53,253
‫اون چرا باید بیاد با ما زندگی کنه؟

14
00:00:53,303 --> 00:00:55,138
‫احتمالاً خودش یه خونه‌ی خیلی بزرگ داره، نه؟

15
00:00:56,848 --> 00:00:57,891
‫سلام.

16
00:01:05,815 --> 00:01:06,933
‫ما باید باهاش صحبت کنیم.

17
00:01:06,983 --> 00:01:08,017
‫- موافقم.
‫- اینجوری نمی‌شه.

18
00:01:08,067 --> 00:01:09,561
‫خب، پس نتیجه رو بهم بگو.

19
00:01:09,611 --> 00:01:11,062
‫- نه، جیس.
‫- من نمی‌خوام انجامش بدم.

20
00:01:11,112 --> 00:01:12,939
‫من بگم ممکنه بد برداشت کنه.

21
00:01:12,989 --> 00:01:14,491
‫خیلی‌خب، پس باهم انجامش بدیم؟

22
00:01:15,200 --> 00:01:16,234
‫- باشه.
‫- آره.

23
00:01:16,284 --> 00:01:17,819
‫ولی تو نزدیکـش بشین.

24
00:01:17,869 --> 00:01:18,953
‫باشه.

25
00:01:19,454 --> 00:01:20,530
‫ببین.

26
00:01:20,580 --> 00:01:23,450
‫نظرت درمورد اینکه من اپراتور بالون شم، چیه؟

27
00:01:23,500 --> 00:01:28,288
‫جیس، نمی‌شه هروقت دچار بحران وجودی می‌شی
‫من این ایده رو ازت بشنوم.

28
00:01:28,338 --> 00:01:30,748
‫خب، به نظر میاد راه خوبی 
‫برای پول درآوردن باشه.

29
00:01:30,798 --> 00:01:34,836
‫به نظر من چیزی که توی ذهنت
‫به عنوان کسب و کار بالون‌سواری داری،

30
00:01:34,886 --> 00:01:36,337
‫با واقعیت خیلی فرق می‌کنه.

31
00:01:36,387 --> 00:01:38,047
‫- شاید، آره.
‫- باید به چیزهای دیگه مثل

32
00:01:38,097 --> 00:01:40,341
‫فرم‌های سلب مسئولیت،
‫نگه‌داری ایمن گاز هم فکر کنی.

33
00:01:40,391 --> 00:01:42,010
‫آره، درمورد نگه‌داری گاز فکر نکرده بودم.

34
00:01:42,060 --> 00:01:43,803
‫- نه، فکر نکرده بودی.
‫- کلی دردسر داره، نه؟

35
00:01:43,853 --> 00:01:46,014
‫خب، من چطوری قراره یه مددکار خوب باشم

36
00:01:46,064 --> 00:01:48,183
‫وقتی خانواده‌ی خودم انقدر بهم ریخته‌ست؟

37
00:01:48,233 --> 00:01:49,642
‫اونقدر هم بهم ریخته نیست.

38
00:01:49,692 --> 00:01:50,777
‫تایلر خوشحالـه.

39
00:01:55,448 --> 00:01:56,449
‫چیه؟

40
00:01:59,535 --> 00:02:00,578
‫عالی شد.

41
00:02:00,620 --> 00:02:07,210
‫» ترجمه از تـارا «

42
00:02:08,210 --> 00:02:18,210
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

43
00:02:21,099 --> 00:02:22,467
‫بله؟

44
00:02:22,517 --> 00:02:24,052
‫- سلام.
‫- سلام.

45
00:02:24,102 --> 00:02:25,228
‫سلام.

46
00:02:26,688 --> 00:02:28,273
‫- آره.
‫- بیا داخل.

47
00:02:30,400 --> 00:02:31,442
‫آخه...

48
00:02:39,075 --> 00:02:40,151
‫آره.

49
00:02:40,201 --> 00:02:41,869
‫چه خبره؟ رفتارتون خیلی عجیب‌ـه.

50
00:02:44,497 --> 00:02:47,075
‫- باید درمورد مامانت صحبت کنیم.
‫- خب.

51
00:02:47,125 --> 00:02:48,334
‫آره.

52
00:02:51,713 --> 00:02:52,747
‫جیسون فکر می‌کنه...

53
00:02:52,797 --> 00:02:54,048
‫جیسون؟

54
00:02:57,468 --> 00:02:58,803
‫ما فکر می‌کنیم...

55
00:03:01,097 --> 00:03:03,174
‫اینکه اون اینجا زندگی کنه،

56
00:03:03,224 --> 00:03:05,051
‫در درازمدت شدنی نیست.

57
00:03:05,101 --> 00:03:06,469
‫پرنسس، لطفاً نرو.

58
00:03:06,519 --> 00:03:08,646
‫- باید درموردش صحبت کنیم.
‫- برگرد، پرنسس.

59
00:03:09,981 --> 00:03:12,266
‫معلومه که شدنی نیست.

60
00:03:12,316 --> 00:03:15,194
‫کابوس‌ـه.
‫داره دیوانه‌ام می‌کنه.

61
00:03:16,529 --> 00:03:18,189
‫خب.

62
00:03:18,239 --> 00:03:20,984
‫من... توی ذهنم یه تصوراتی داشتم
‫از اینکه اگه یه روز برگرده چطوری می‌شه

63
00:03:21,034 --> 00:03:22,694
‫و اصلاً شبیه این وضعیت نبود.

64
00:03:22,744 --> 00:03:24,946
‫- خب، چه تصوراتی داشتی؟
‫- نمی‌دونم.

65
00:03:24,996 --> 00:03:27,949
‫بیشتر شیرینی‌پزی، شونه کردنِ مو

66
00:03:27,999 --> 00:03:29,534
‫و درست کردن آلبوم یادگاری.

67
00:03:29,584 --> 00:03:32,462
‫و اینکه کمکـم کنه همه‌چی رو درک کنم.

68
00:03:33,921 --> 00:03:37,250
‫ولی اون نمی‌تونه جواب هیچ‌کدوم
‫از سوال‌هام رو بده و می‌دونم چرا.

69
00:03:37,300 --> 00:03:38,710
‫چون خودشم نمی‌دونه.

70
00:03:38,760 --> 00:03:40,211
‫نمی‌دونه چرا رفته.

71
00:03:40,261 --> 00:03:41,929
‫کلاً دلیل هیچ‌کدوم از کارهاش رو نمی‌دونه.

72
00:03:42,430 --> 00:03:43,589
‫- واقعاً متاسفم.
‫- آره.

73
00:03:43,639 --> 00:03:45,975
‫بایدم باشی، چون همه‌ش تقصیر توـه.

74
00:03:46,601 --> 00:03:47,719
‫ولی مگه خودت اینو نمی‌خواستی؟

75
00:03:47,769 --> 00:03:49,721
‫- نمی‌خواستی مامانت برگرده؟
‫- چرا.

76
00:03:49,771 --> 00:03:51,481
‫- خب.
‫- ولی تو باید جلوم رو می‌گرفتی.

77
00:03:52,064 --> 00:03:54,567
‫باشه، ولی...

78
00:03:55,443 --> 00:03:57,437
‫تو وقتی یه چیزی رو می‌خوای، پرنسس،

79
00:03:57,487 --> 00:03:59,021
‫سخت می‌شه قانعت کرد.

80
00:03:59,071 --> 00:04:01,115
‫ولی شما بزرگ‌ترین، باید جلوم وایمیستادین.

81
00:04:02,074 --> 00:04:03,451
‫آره، درسته.

82
00:04:04,452 --> 00:04:05,870
‫ما باهاش صحبت می‌کنیم

83
00:04:06,454 --> 00:04:08,498
‫و بهش می‌گیم باید یه جای دیگه 
‫برای زندگی پیدا کنه.

84
00:04:08,539 --> 00:04:09,866
‫نه، خودم می‌خوام صحبت کنم.

85
00:04:09,916 --> 00:04:11,576
‫نه، فکر می‌کنیم بهتره ما صحبت کنیم.

86
00:04:11,626 --> 00:04:13,127
‫گفتم خودم می‌خوام صحبت کنم.

87
00:04:13,711 --> 00:04:15,455
‫باشه، ولی الان خیلی واضح گفتی

88
00:04:15,505 --> 00:04:17,590
‫- که ما باید جلوت وایستیم.
‫- آره، ولی نه در این مورد.

89
00:04:18,674 --> 00:04:20,009
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

90
00:04:21,552 --> 00:04:23,012
‫بیا اینجا، بیا.

91
00:04:27,058 --> 00:04:28,976
‫ما یه خانواده‌ی نرمال نیستیم،‌ مگه نه؟

92
00:04:30,937 --> 00:04:32,980
‫به نظرم احتمالاً 
‫از چیزی که فکر می‌کنی نرمال‌تریم.

93
00:04:35,525 --> 00:04:36,526
‫خیلی‌خب.

94
00:04:37,318 --> 00:04:38,653
‫بهتره پاشی آماده شی

95
00:04:39,487 --> 00:04:41,280
‫وگرنه به وودسکات دیر می‌رسیم.

96
00:04:41,864 --> 00:04:43,032
‫به چی؟

97
00:04:44,033 --> 00:04:45,076
‫وودسکات.

98
00:04:46,786 --> 00:04:48,070
‫خب، همون‌طور که همه می‌دونیم

99
00:04:48,120 --> 00:04:51,657
‫من اتفاقی شوهرم رو افسرده کردم
‫و تنها راه برای برگردوندنِ اعتماد به نفسـش

100
00:04:51,707 --> 00:04:54,202
‫اینه که نشونش بدیم
‫حداقل یکی از ایده‌هاش کار می‌کنه.

101
00:04:54,252 --> 00:04:58,247
‫اونی که کمترین خطر مرگ داره رو انتخاب کردم
‫که وودسکات‌ـه.

102
00:04:58,297 --> 00:04:59,582
‫من یه سوال کوچک دارم.

103
00:04:59,632 --> 00:05:00,917
‫- وودسکات چیه؟
‫- درسته.

104
00:05:00,967 --> 00:05:04,045
‫منشورش رو اینجا دارم، اینجاست...

105
00:05:04,095 --> 00:05:06,339
‫نه، این... نه، این نیست...

106
00:05:06,389 --> 00:05:07,507
‫نه، اینم مال یه چیز دیگه‌ست.

107
00:05:07,557 --> 00:05:09,175
‫خدای من، چطور ممکنه توی یه خونه

108
00:05:09,225 --> 00:05:11,552
‫چندتا منشور وجود داشته باشه
‫که تو بخوای اشتباهی برداری.

109
00:05:11,602 --> 00:05:13,054
‫«وودسکات.

110
00:05:13,104 --> 00:05:16,482
‫فستیوالی که توش مردم بدون استفاده از پول
‫مهارت‌هاشون رو تبادل می‌کنند.»

111
00:05:17,692 --> 00:05:20,645
‫آره، برای مردی که کلی پول داره
‫و هیچ مهارتی نداره ایده‌ی عجیبی‌ـه،

112
00:05:20,695 --> 00:05:21,854
‫ولی کاریش نمی‌شه کرد.

113
00:05:21,904 --> 00:05:23,189
‫«بیلی جوئل» هم اجرا داره؟

114
00:05:23,239 --> 00:05:24,323
‫بهتره نداشته باشه.

115
00:05:25,241 --> 00:05:27,827
‫بیلی جوئل تنها مردیـه که مامانت اجازه داره
‫بهش نزدیک شه.

116
00:05:28,411 --> 00:05:29,996
‫- من نمی‌تونم...
‫- نه.

117
00:05:30,663 --> 00:05:32,456
‫خب، بریم سراغ تدارکات.

118
00:05:33,207 --> 00:05:34,700
‫ویک، ما یه سن می‌خوایم.

119
00:05:34,750 --> 00:05:36,285
‫مامان، تو ریسه‌های تزئینی رو آویزون کن.

120
00:05:36,335 --> 00:05:37,787
‫- باشه.
‫- از شش و نیم تولدی

121
00:05:37,837 --> 00:05:40,081
‫که برای استیوی گرفتی،
‫کلی ریسه‌ی تزئینی مونده.

122
00:05:40,131 --> 00:05:42,333
‫پرنسس، کت، تابلوهای راهنما با شما.

123
00:05:42,383 --> 00:05:43,384
‫و تایلر...

124
00:05:46,971 --> 00:05:48,256
‫اونجا چه خبره؟

125
00:05:48,306 --> 00:05:51,600
‫آره، این واکنشـش به جدایی از بارباراست.

126
00:05:53,311 --> 00:05:55,771
‫خب، باید برات کاری پیدا کنیم 
‫که بیشتر پشت میزی باشه

127
00:05:55,813 --> 00:05:58,266
‫و کمتر با مردم سر و کار داشته باشی.

128
00:05:58,316 --> 00:06:01,143
‫بابا، تو مسئول تزئین بخش وسطی.

129
00:06:01,193 --> 00:06:02,353
‫چطور پیش می‌ره؟

130
00:06:02,403 --> 00:06:04,655
‫مجسمه‌ی «بزرگداشت بشریت»
‫به موقع تموم می‌شه؟

131
00:06:05,364 --> 00:06:06,399
‫همه‌چی آماده‌ست.

132
00:06:06,449 --> 00:06:11,028
‫چیزهایی که نمی‌شه با کلمات توصیف کرد رو
‫با پاپیه ماشه درست کردم.

133
00:06:11,078 --> 00:06:12,905
‫خدا کمک‌مون کنه.

134
00:06:12,955 --> 00:06:14,448
‫- بریم سر کارمون.
‫- همه برن سر کاهاشون.

135
00:06:14,498 --> 00:06:16,742
‫برین، زود باشین، سریع.

136
00:06:16,792 --> 00:06:19,128
‫جیسون به زودی اسکات رو میاره.
‫عجله کنین.

137
00:06:20,212 --> 00:06:22,456
‫کارن، از من می‌خوای چیکار کنم؟

138
00:06:22,506 --> 00:06:25,509
‫می‌خوام تو چهره‌ی کل فستیوال باشی.

139
00:06:27,261 --> 00:06:28,262
‫کارن.

140
00:06:28,846 --> 00:06:30,840
‫باشه، حتماً.

141
00:06:30,890 --> 00:06:32,591
‫عالیه، اینو بگیر.

142
00:06:32,641 --> 00:06:33,934
‫خیلی خوبه.

143
00:06:34,727 --> 00:06:36,979
‫این گلوریاست، غازی که از دل مردم اومده.

144
00:06:37,897 --> 00:06:40,983
‫توی منشور خیلی واضح نوشته شده
‫که این فستیوال باید یه نماد داشته باشه.

145
00:06:41,942 --> 00:06:42,977
‫غاز؟

146
00:06:43,027 --> 00:06:44,904
‫آره، چون غازها...

147
00:06:46,113 --> 00:06:47,314
‫چی نوشته بود؟

148
00:06:47,364 --> 00:06:51,819
‫«غازها موجوداتی جمع‌گرا و مهارنشدنی‌ان
‫و همین باعث می‌شه نمادی ایده‌آل

149
00:06:51,869 --> 00:06:53,829
‫برای خیزش‌های مردمی باشن.»
‫اینم توضیحـش.

150
00:06:54,580 --> 00:06:55,614
‫درسته.

151
00:06:55,664 --> 00:06:57,950
‫می‌دونی... منم مهارت‌هایی دارم 
‫که به درد بخوره.

152
00:06:58,000 --> 00:06:59,376
‫خوبه، آفرین.

153
00:07:04,548 --> 00:07:06,425
‫مهارت‌های زیادی هم دارم.

154
00:07:07,760 --> 00:07:09,845
‫بی‌خیال رفیق، این کار رو نکن.
‫دارن نگاه‌مون می‌کنن.

155
00:07:10,721 --> 00:07:12,590
‫فکر می‌کنن دارم باهات قطع ارتباط کنم.

156
00:07:12,640 --> 00:07:14,425
‫اگه می‌کردی سرزنشـت نمی‌کردم.

157
00:07:14,475 --> 00:07:15,593
‫تو خیلی از من بهتری.

158
00:07:15,643 --> 00:07:17,686
‫چی؟ من خوش‌شانسـم که تو رو توی زندگیم دارم.

159
00:07:18,938 --> 00:07:20,856
‫قدبلندی...

160
00:07:23,234 --> 00:07:25,903
‫خیلی خوش‌قیافه‌ای، پولداری.

161
00:07:28,447 --> 00:07:30,074
‫اینا چیزهاییـن که خیلی زود فراموش می‌شن.

162
00:07:31,033 --> 00:07:32,743
‫مثل قطرات بارون روی شیشه‌ی ماشین.

163
00:07:35,454 --> 00:07:36,747
‫استعداد، جیسون.

164
00:07:37,706 --> 00:07:39,834
‫استعداد موتوریـه که این دنیا رو 
‫به حرکت درمیاره.

165
00:07:41,210 --> 00:07:44,038
‫تمام قوانین، تمام پل‌ها، تمام ایده‌ها،

166
00:07:44,088 --> 00:07:48,542
‫همه‌شون به دست آدم‌های بااستعداد
‫خلق شدن.

167
00:07:48,592 --> 00:07:51,637
‫و این تنها چیزیـه که هرچقدر تلاش کنی،

168
00:07:52,137 --> 00:07:53,464
‫نمی‌تونی به دستـش بیاری.

169
00:07:53,514 --> 00:07:54,965
‫به من اعتماد کن، من می‌دونم.

170
00:07:55,015 --> 00:07:57,268
‫و بدون اون ما فقط...

171
00:07:58,394 --> 00:08:00,813
‫رهگذرهای این زندگی هستیم.

172
00:08:02,565 --> 00:08:04,058
‫مجسمه‌ای برامون ساخته نمی‌شه.

173
00:08:04,108 --> 00:08:06,727
‫خب، رفیق.
‫بذار این پیش من باشه، آره.

174
00:08:06,777 --> 00:08:07,937
‫لعنتی.

175
00:08:07,987 --> 00:08:10,314
‫هی، مشکل‌شون سفارش‌شونـه؟

176
00:08:10,364 --> 00:08:13,117
‫نه، مشکلـش زن‌شـه که بهش ایمان نداره.

177
00:08:17,162 --> 00:08:19,498
‫لعنتی، تو محکم نگه‌ش دار...

178
00:08:21,500 --> 00:08:23,244
‫خیلی‌خب، باشه.

179
00:08:23,294 --> 00:08:25,746
‫اینجا رو ببین، خدای من.

180
00:08:25,796 --> 00:08:28,173
‫- بکشـش، بکش، آره، خوبه.
‫- بکش.

181
00:08:30,593 --> 00:08:32,052
‫[پرتره با جان]

182
00:08:32,094 --> 00:08:33,837
‫آویزون کردنِ ریسه کار استرس‌زایی‌ـه.

183
00:08:33,887 --> 00:08:35,264
‫بکش، بکش، بکش! آره!
‫[وودسکات]

184
00:08:38,142 --> 00:08:39,885
‫وای، نه.

185
00:08:39,935 --> 00:08:42,054
‫تابلوت اشتباه تایپی داره.
‫[مغازه‌ی تعمیرات میک]

186
00:08:42,104 --> 00:08:43,439
‫نه، هیچ اشتباهی نداره.

187
00:08:43,939 --> 00:08:46,433
‫وقتی بیزنس‌ام رو فروختم،
‫اسم «ویک» رو هم فروختم.

188
00:08:46,483 --> 00:08:47,893
‫بیزنسـت رو فروختی؟

189
00:08:47,943 --> 00:08:49,853
‫آره، دنیای تجارت برای من مناسب نیست.

190
00:08:49,903 --> 00:08:51,146
‫آره.

191
00:08:51,196 --> 00:08:55,359
‫پس اونا الان «خدمات تعمیرکاری ویک» هستن
‫و من «میک‌»ام.

192
00:08:55,409 --> 00:08:58,203
‫البته به صورت حرفه‌ای.
‫شما می‌تونین همچنان ویک صدام کنین.

193
00:08:58,912 --> 00:09:01,031
‫آهان، خوب شد گفتی.

194
00:09:01,081 --> 00:09:02,825
‫- نیکی.
‫- بله؟

195
00:09:02,875 --> 00:09:05,544
‫نیکی، به نظر خالی میاد.

196
00:09:06,462 --> 00:09:08,747
‫من کل شهر تراکت پخش کردم.

197
00:09:08,797 --> 00:09:11,550
‫می‌دونی اولین فستیوال «برنینگ من»
‫فقط ۲۰ نفر شرکت کردن؟

198
00:09:12,760 --> 00:09:15,045
‫پس ممکنه ۳۰ سال دیگه، 
‫ایلان ماسک بیاد اینجا.

199
00:09:15,095 --> 00:09:18,549
‫خب، اگه بچه‌هاش رو نیاره
‫به تعداد برنینگ من هم نمی‌رسیم.

200
00:09:18,599 --> 00:09:21,885
‫این فاجعه‌ست، انگار دارم بهش ثابت می‌کنم
‫ایده‌هاش احمقانه‌ست.

201
00:09:21,935 --> 00:09:23,679
‫نه! خانواده‌ش اینجان.

202
00:09:23,729 --> 00:09:24,972
‫ما حمایتـش می‌کنیم.

203
00:09:25,022 --> 00:09:26,940
‫هر بی‌عرضه‌ای می‌تونه 
‫خانواده داشته باشه، نیکی.

204
00:09:27,441 --> 00:09:29,985
‫اون پیرو یا طرفدار لازم داره.

205
00:09:32,029 --> 00:09:33,689
‫نه، نه، همه‌چی رو بهم می‌زنم.

206
00:09:33,739 --> 00:09:35,282
‫- چی؟
‫- قبل از اینکه برسه اینجا.

207
00:09:40,079 --> 00:09:41,330
‫زیباست.

208
00:09:43,040 --> 00:09:44,041
‫کجا می‌ریم؟

209
00:09:44,917 --> 00:09:47,211
‫یکم قدیم بزنیم، رفیق.

210
00:09:50,589 --> 00:09:53,509
‫این یکی از نامطلوب‌ترین 
‫قسمت‌های زمین‌مونـه.

211
00:09:54,009 --> 00:09:55,010
‫واقعاً؟

212
00:09:56,136 --> 00:09:58,931
‫گاهی واقعاً نمی‌شه برات دلسوزی کرد،
‫مگه نه رفیق؟

213
00:10:01,683 --> 00:10:02,718
‫الو؟

214
00:10:02,768 --> 00:10:04,061
‫آره، نقشه منتفی شد.

215
00:10:05,062 --> 00:10:06,805
‫- چرا؟
‫- چون هیچ‌کس نیومده.

216
00:10:06,855 --> 00:10:09,141
‫- فاجعه‌ست.
‫- ما نزدیکیـم.

217
00:10:09,191 --> 00:10:11,310
‫این می‌تونه به معنای واقعی
‫بشکونتـش به لبه‌ی پرتگاه.

218
00:10:11,360 --> 00:10:13,479
‫این قسمت جنگل هم صاف و همواره.

219
00:10:13,529 --> 00:10:17,533
‫می‌دونی باغچه‌ی ما عملاً چهارتا گلدون
‫روی پله فراره؟

220
00:10:19,743 --> 00:10:21,904
‫بیا، رفیق.
‫بیا برگردیم، اسکات.

221
00:10:21,954 --> 00:10:22,988
‫این فلش‌ها چیـن؟

222
00:10:23,038 --> 00:10:24,957
‫بیا بریم، رفیق.
‫زود باش بیا بریم...

223
00:10:25,958 --> 00:10:27,493
‫بیا انبار نوشیدنی‌هات رو نشونـم بده.

224
00:10:27,543 --> 00:10:28,836
‫هی، اسکات.

225
00:10:29,503 --> 00:10:32,798
‫[وودسکات]

226
00:10:32,923 --> 00:10:33,924
‫این چیه؟

227
00:10:36,343 --> 00:10:37,344
‫تو چیکار کردی؟

228
00:10:38,804 --> 00:10:40,464
‫خب، این وودسکات‌ـه.

229
00:10:40,514 --> 00:10:42,808
‫به خاطر تو به واقعیت تبدیلش کردیم.

230
00:10:45,435 --> 00:10:46,812
‫چرا؟

231
00:10:46,854 --> 00:10:49,690
‫خب، می‌خواستم بهت ثابت کنم
‫ایده‌هات می‌تونن عملی شن.

232
00:10:49,898 --> 00:10:51,066
‫هیچ‌کس اینجا نیست.

233
00:10:51,692 --> 00:10:52,693
‫خب...

234
00:10:53,777 --> 00:10:57,689
‫می‌دونی، اولین فستیوال برنینگ من
‫فقط ۲۰ نفر شرکت کردن.

235
00:10:57,739 --> 00:10:59,274
‫منم تازه فهمیدم.

236
00:10:59,324 --> 00:11:02,110
‫یه آبروریزی دیگه جلوی مردم.

237
00:11:02,160 --> 00:11:06,164
‫این زمین خودمونـه،
‫پس عملاً مردمی وجود نداره.

238
00:11:25,100 --> 00:11:27,311
‫[بازیافت خلاقانه‌ی با پرنسس]

239
00:11:33,567 --> 00:11:35,611
‫[منو با عشق تعمیر کن]

240
00:11:38,822 --> 00:11:39,940
‫هی، مامان.

241
00:11:39,990 --> 00:11:41,908
‫من... باید یه چیزی بهت بگم.

242
00:11:42,618 --> 00:11:44,620
‫[من رو دور ننداز]

243
00:11:50,709 --> 00:11:53,412
‫چسب خمیری‌مون داره تموم می‌شه،
‫پس کمتر استفاده کن، باشه؟

244
00:11:53,462 --> 00:11:54,838
‫آره، باشه.

245
00:11:56,423 --> 00:11:57,633
‫آره.

246
00:12:03,847 --> 00:12:04,931
‫معذرت می‌خوام، اسکات.

247
00:12:06,558 --> 00:12:08,018
‫ولی کسایی که اومدن،

248
00:12:09,061 --> 00:12:10,437
‫بهت ایمان دارن.

249
00:12:11,021 --> 00:12:12,522
‫مجبور بودن بیان.

250
00:12:13,023 --> 00:12:14,399
‫چون خانواده‌ان.

251
00:12:16,068 --> 00:12:17,778
‫به جزء اون پسره که استایل گاث داره.

252
00:12:20,072 --> 00:12:21,156
‫خب، یعنی چی؟

253
00:12:21,823 --> 00:12:23,275
‫ترجیح می‌دادی کیا اینجا باشن؟

254
00:12:23,325 --> 00:12:26,078
‫کسایی که بهت نزدیکـن یا یه مشت...

255
00:12:30,874 --> 00:12:33,001
‫آدم غریبه.
‫آره، آدم‌های غریبه خیلی بهترن.

256
00:12:38,298 --> 00:12:39,383
‫اونا کیـن؟

257
00:12:42,386 --> 00:12:44,221
‫خب، حتماً تراکت‌ها رو دیدن...

258
00:12:44,846 --> 00:12:46,306
‫چون اومدن...

259
00:12:47,182 --> 00:12:48,725
‫برای وودسکات.

260
00:12:54,022 --> 00:12:55,941
‫چون به من باور دارن.

261
00:12:58,860 --> 00:13:00,153
‫گلوریا!

262
00:13:10,330 --> 00:13:11,665
‫نگاه‌ش کن.

263
00:13:18,088 --> 00:13:20,540
‫می‌خواستم معنی پشت این فستیوال رو
‫توضیح بدم،

264
00:13:20,590 --> 00:13:25,053
‫ولی این کار رو به سازنده‌اش می‌سپرم.

265
00:13:26,638 --> 00:13:27,839
‫نه، من...

266
00:13:27,889 --> 00:13:29,975
‫من نمی‌تو...
‫ اگه می‌خوای به من واگذار کنی، باشه.

267
00:13:32,352 --> 00:13:36,189
‫ببینین، الان وقت بزرگ‌نمایی نیست.

268
00:13:38,150 --> 00:13:42,437
‫یک دنیای جدید پیش روی ماست

269
00:13:42,487 --> 00:13:46,408
‫و ما الان در آستانه‌ی فردا ایستادیم،
‫با امیدی که قطب‌نمای ماست.

270
00:13:49,119 --> 00:13:50,871
‫بدون نیاز به پول،

271
00:13:51,454 --> 00:13:56,418
‫ارزش ذاتی هر فرد شناخته می‌شه،
‫نه اینکه مثل کالا باهاش رفتار شه.

272
00:13:57,002 --> 00:14:00,714
‫یک ماساژ برای دوتا گلدون.

273
00:14:01,673 --> 00:14:04,718
‫یک فیشیال برای یه جلسه‌ی تانگو.

274
00:14:05,302 --> 00:14:09,130
‫یه نقاشی پرتره برای 
‫یه ارزیابی ارگونومیک محیط کار.

275
00:14:09,180 --> 00:14:11,591
‫خودتون ارزش خودتون رو تعیین کنین، نه بانک.

276
00:14:11,641 --> 00:14:16,313
‫اقتصاد در آینده این شکلی می‌شه.

277
00:14:17,689 --> 00:14:20,141
‫بیشتر شبیه اقتصاد قرن پنجم نیست؟

278
00:14:20,191 --> 00:14:21,610
‫بس کن، خوشحالـه.

279
00:14:27,908 --> 00:14:29,409
‫[گل]

280
00:14:31,453 --> 00:14:33,196
‫- آره.
‫- باید بگم که...

281
00:14:33,246 --> 00:14:35,323
‫کاری که داری با این شخصیت می‌کنی رو
‫خیلی دوست دارم.

282
00:14:35,373 --> 00:14:37,951
‫اگه اجازه بدی 
‫یه نکته‌ی کوچک درمورد اجرات بگم.

283
00:14:38,001 --> 00:14:40,629
‫به نظرم بهتره ۲۰% شورشی‌تر باشی.

284
00:14:43,506 --> 00:14:46,793
‫ببخشید، می‌خوای یه غاز شورشی‌تر باشه؟

285
00:14:46,843 --> 00:14:48,928
‫یه کوچولو شورشی باشه.

286
00:14:49,429 --> 00:14:52,549
‫تصور کن اصلاً از موقعیتی که 
‫توش قرار گرفتی خوشت نمیاد

287
00:14:52,599 --> 00:14:54,384
‫و این موضوع عصبانیـت می‌کنه.

288
00:14:54,434 --> 00:14:55,435
‫آفرین.

289
00:14:56,561 --> 00:14:57,854
‫البته یکم کمتر.

290
00:14:58,438 --> 00:15:00,015
‫یه چیزی بین این دو حالت.

291
00:15:00,065 --> 00:15:01,066
‫آره.

292
00:15:04,444 --> 00:15:06,613
‫[پرتره با جان]

293
00:15:08,907 --> 00:15:10,033
‫خیلی‌خب.

294
00:15:16,915 --> 00:15:18,533
‫نوشته پرتره می‌کشی.

295
00:15:18,583 --> 00:15:20,919
‫آره، پرتره‌ی زنم رو.

296
00:15:21,711 --> 00:15:23,546
‫یه ساعت وقتـم رو هدر دادم.

297
00:15:26,299 --> 00:15:27,751
‫جان.

298
00:15:27,801 --> 00:15:29,002
‫می‌شه یه پرتره‌ی بزرگ بکشی؟

299
00:15:29,052 --> 00:15:31,212
‫انقدر بزرگ باشه که بتونم 
‫توی اتاق نشیمن آویزونـش کنم.

300
00:15:31,262 --> 00:15:32,672
‫معلومه که می‌شه.

301
00:15:32,722 --> 00:15:33,723
‫آره.

302
00:15:34,891 --> 00:15:35,892
‫کتابـم.

303
00:15:44,109 --> 00:15:45,935
‫داری مجانی تعمیر می‌کنی؟

304
00:15:45,985 --> 00:15:48,605
‫یه بار قله‌ی دنیای تجارت رو فتح کردم.
‫خبری نیست.

305
00:15:48,655 --> 00:15:50,315
‫حالا برای عشقـش این کار رو انجام می‌دم.

306
00:15:50,365 --> 00:15:52,067
‫خب، داری کل سیستم رو خراب می‌کنی.

307
00:15:52,117 --> 00:15:53,785
‫تبادل مهارت‌ـه.

308
00:15:54,369 --> 00:15:55,703
‫این ساعت کوکو مال کیه؟

309
00:15:56,204 --> 00:15:57,705
‫مال اون خانم ناخن‌کار.

310
00:15:58,665 --> 00:16:00,417
‫خب، برو ناخن‌هات رو درست کن.

311
00:16:03,169 --> 00:16:06,339
‫همین الان برو به خاطر اسکات 
‫ناخن‌هات رو درست کن.

312
00:16:07,757 --> 00:16:09,050
‫زود باش.

313
00:16:11,177 --> 00:16:13,430
‫یکم اینجا استراحت کنین.

314
00:16:17,851 --> 00:16:18,977
‫پاهاتون رو بچرخونین.

315
00:16:21,104 --> 00:16:22,397
‫و خم شین.

316
00:16:25,483 --> 00:16:26,526
‫حالت خوبه؟

317
00:16:27,277 --> 00:16:29,646
‫می‌شه جای من وایستی؟
‫خیلی گرمـه.

318
00:16:29,696 --> 00:16:31,489
‫- واقعاً؟
‫- آره، خواهش می‌کنم.

319
00:16:32,532 --> 00:16:34,609
‫- آره، باشه، درش بیار.
‫- ممنون.

320
00:16:34,659 --> 00:16:38,113
‫و این داستان زندگی این شخصیتـه
‫که اسکات نوشته.

321
00:16:38,163 --> 00:16:40,156
‫راستـش با اینکه عجیبه ولی مفید هم هست.

322
00:16:40,206 --> 00:16:43,451
‫چیزهایی که مجبور شده پشت سر بذاره،
‫واقعاً دردناکـه.

323
00:16:43,501 --> 00:16:45,745
‫و برای چی، جیس؟
‫برای سرزمین مادریش، روسیه؟

324
00:16:45,795 --> 00:16:47,080
‫و...

325
00:16:47,130 --> 00:16:48,665
‫ببخشید، نه نمی‌تونم.

326
00:16:48,715 --> 00:16:50,750
‫- حالت خوبه، رفیق؟
‫- بابا، می‌شه صحبت کنیم؟

327
00:16:50,800 --> 00:16:52,627
‫واقعاً؟ ولی من...

328
00:16:52,677 --> 00:16:54,470
‫حیف شد، آره.

329
00:16:56,389 --> 00:16:58,133
‫احتمالاً یکی دیگه مجبور می‌شه
‫انجامش بده، نه؟

330
00:16:58,183 --> 00:16:59,475
‫بیا بریم، رفیق.

331
00:17:06,524 --> 00:17:08,977
‫داستان این تغییر برند چیه؟

332
00:17:09,027 --> 00:17:10,153
‫به خاطر بارباراست؟

333
00:17:10,737 --> 00:17:11,905
‫از کجا فهمیدی؟

334
00:17:12,697 --> 00:17:13,731
‫همین‌جوری حدس زدم.

335
00:17:13,781 --> 00:17:15,608
‫می‌خواستم دوباره از من خوشش بیاد.

336
00:17:15,658 --> 00:17:16,901
‫نمی‌دونم.

337
00:17:16,951 --> 00:17:19,329
‫من بودم به اینکه اون از چی خوشـش میاد
‫اهمیت نمی‌دادم.

338
00:17:19,412 --> 00:17:20,663
‫خود واقعیت باش.

339
00:17:21,831 --> 00:17:23,583
‫زن‌ها مردهای با اعتماد به نفس رو دوست دارن.

340
00:17:23,708 --> 00:17:25,869
‫اگه خود واقعی‌ام با اعتماد به نفس نباشه چی؟

341
00:17:25,919 --> 00:17:28,713
‫خب، پس مشکل همینـه، نه؟

342
00:17:29,464 --> 00:17:30,999
‫می‌دونی چیه؟
‫امروز با کسی وقت گذروندم

343
00:17:31,049 --> 00:17:34,010
‫که خودش رو کاملاً گم کرده بود
‫و تو نباید بذاری این اتفاق برات بفیه.

344
00:17:34,677 --> 00:17:36,880
‫چون وقتی خود واقعیت باشی،

345
00:17:36,930 --> 00:17:39,599
‫همه‌چی... یه‌جورایی چفت می‌شه.

346
00:17:40,475 --> 00:17:42,302
‫ولی اگه بازم نخواد با من باشه چی؟

347
00:17:42,352 --> 00:17:44,145
‫به هرحال خودت با خودت می‌مونی.

348
00:17:46,856 --> 00:17:47,857
‫مگه نه؟

349
00:17:49,609 --> 00:17:54,489
‫پس سعی کن کسی باشی
‫که خودت دوست داشته باشی باهاش وقت بگذرونی.

350
00:17:56,366 --> 00:17:57,742
‫یا می‌تونی چندتا تتو بزنی.

351
00:17:58,743 --> 00:18:00,328
‫زن‌ها عاشق تتو هستن، پسر.

352
00:18:01,120 --> 00:18:02,705
‫هی.

353
00:18:03,190 --> 00:18:13,190
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

354
00:18:13,675 --> 00:18:14,842
‫سلام.

355
00:18:17,679 --> 00:18:18,680
‫نمی‌تونم انجامش بدم.

356
00:18:20,348 --> 00:18:21,766
‫نمی‌تونم بهش بگم.

357
00:18:25,436 --> 00:18:28,931
‫بعد از این همه سال،
‫هنوزم این منم که نگرانِ اونم.

358
00:18:28,981 --> 00:18:30,149
‫این... این اصلاً...

359
00:18:30,775 --> 00:18:31,818
‫اصلاً عادلانه نیست.

360
00:18:34,821 --> 00:18:37,073
‫اون اصلاً منو نمی‌شناسه.

361
00:18:38,157 --> 00:18:39,575
‫نمی‌دونه چه تاثیراتی روم گذاشته.

362
00:18:40,910 --> 00:18:46,574
‫نمی‌دونه هنوز یه کوله‌پشتی زیر تختم دارم
‫که وسایل پرورشگاه‌ام توشه

363
00:18:46,624 --> 00:18:49,377
‫و با اینکه هفت ساله توی این خونه‌ام
‫هنوز بازش نکردم،

364
00:18:49,961 --> 00:18:54,382
‫چون هیچ‌جا نمی‌تونم احساس آرامش داشته باشم.

365
00:18:56,342 --> 00:18:57,377
‫نمی‌دونه وقتی شش سالم بود،

366
00:18:57,427 --> 00:19:00,221
‫کسی رو نداشتم قبل خواب برام داستان بخونه،

367
00:19:00,430 --> 00:19:05,226
‫برای همین مجبور بودم با این گروه‌های حمایتی
‫تماس بگیرم تا تلفنی برام داستان بخونن.

368
00:19:05,852 --> 00:19:09,522
‫کتاب مورد علاقه‌ی من رو گذاشته بودن
‫کنار تلفن تا دم دست باشه، نیکی.

369
00:19:12,358 --> 00:19:14,735
‫این همه چیز هست...

370
00:19:16,070 --> 00:19:18,406
‫که اون بلد نیست درست‌شون کنه.

371
00:19:24,996 --> 00:19:28,708
‫ولی چرا انقدر براش سخته مامانِ من باشه؟

372
00:19:37,925 --> 00:19:40,636
‫من کل زندگیـم به اون فکر کردم.

373
00:19:42,597 --> 00:19:45,766
‫فکر کنم باید بفهمم بدون فکر کردن به اون، 
‫کی هستم.

374
00:19:57,278 --> 00:19:58,362
‫سلام.

375
00:20:00,323 --> 00:20:01,324
‫این خیلی قشنگـه.

376
00:20:01,991 --> 00:20:03,910
‫چه مهارتی داری که در ازاش بدی؟

377
00:20:04,327 --> 00:20:07,663
‫موقع هدیه گرفتن خوب واکنش نشون می‌دم.

378
00:20:11,292 --> 00:20:12,326
‫شمع!

379
00:20:12,376 --> 00:20:13,628
‫شمع می‌سازی؟

380
00:20:13,920 --> 00:20:16,122
‫نه، گمونم فقط از شمع خوشم میاد.

381
00:20:16,172 --> 00:20:17,623
‫صبر کن.

382
00:20:17,673 --> 00:20:22,136
‫موقع پاستا درست کردن،
‫می‌دونم دقیقاً چقدر باید پاستا بریزم.

383
00:20:23,095 --> 00:20:24,255
‫نه؟

384
00:20:24,305 --> 00:20:25,306
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

385
00:20:26,098 --> 00:20:28,009
‫خب، امروز فهمیدم، پرنسس،

386
00:20:28,059 --> 00:20:32,096
‫که دنیا مهارت‌های زنانه رو 
‫شدیداً بی‌ارزش می‌کنه

387
00:20:32,146 --> 00:20:34,732
‫و درمقابل مهارت‌های مردانه رو 
‫الکی بزرگ می‌کنه.

388
00:20:35,316 --> 00:20:36,726
‫چی؟ مثلاً نقاشی روی بشقاب؟

389
00:20:36,776 --> 00:20:38,277
‫لباس غازت چی شد؟

390
00:20:38,653 --> 00:20:41,314
‫آره، یکم دیگه می‌رم پسـش می‌گیرم
‫تا بتونی با مامانت حرف بزنی، باشه؟

391
00:20:41,364 --> 00:20:42,573
‫چی؟

392
00:20:55,336 --> 00:20:58,798
‫پدر پدربزرگـم توی گل و لای پاشندیل غرق شد.

393
00:21:09,517 --> 00:21:10,518
‫مامان؟

394
00:21:11,519 --> 00:21:12,520
‫سلام.

395
00:21:15,606 --> 00:21:17,358
‫- مامان، من...
‫- نمی‌تونی حدس بزنی چی شد.

396
00:21:18,150 --> 00:21:19,685
‫یه خبر فوق‌العاده دارم.

397
00:21:19,735 --> 00:21:21,487
‫کار پیدا کردم.

398
00:21:22,071 --> 00:21:23,564
‫مربیگری یوگا.

399
00:21:23,614 --> 00:21:25,399
‫چی؟ کجا؟

400
00:21:25,449 --> 00:21:26,742
‫تایلند.

401
00:21:29,620 --> 00:21:30,621
‫کِی؟

402
00:21:31,539 --> 00:21:33,199
‫خب، امشب می‌رم.

403
00:21:33,249 --> 00:21:36,502
‫و می‌دونم یهویی شد
‫ولی خیلی درمونده بودن،

404
00:21:37,044 --> 00:21:40,089
‫چون تعداد خیلی کمی

405
00:21:41,674 --> 00:21:44,093
‫مربی یوگای زن توی دنیا وجود داره، پس...

406
00:21:45,928 --> 00:21:47,012
‫اسمـش چیه؟

407
00:21:47,930 --> 00:21:48,964
‫اسم باشگاه‌ش؟

408
00:21:49,014 --> 00:21:50,015
‫آره.

409
00:21:51,809 --> 00:21:52,810
‫یوگا...

410
00:21:55,062 --> 00:21:56,814
‫یوگا، یوگا.

411
00:21:59,692 --> 00:22:01,652
‫چه اسم مناسبی.

412
00:22:05,114 --> 00:22:07,400
‫آره، می‌دونم می‌خواستی من بمونم

413
00:22:07,450 --> 00:22:10,870
‫ولی، خب این فرصت خیلی خوبیـه.

414
00:22:11,537 --> 00:22:12,538
‫آره.

415
00:22:13,706 --> 00:22:15,207
‫چرا گریه می‌کنی؟

416
00:22:16,792 --> 00:22:19,036
‫چون فرصت خیلی خوبیـه.

417
00:22:19,086 --> 00:22:20,254
‫آره.

418
00:22:26,260 --> 00:22:27,470
‫معذرت می‌خوام.

419
00:22:29,513 --> 00:22:30,514
‫می‌دونم.

420
00:22:34,018 --> 00:22:35,019
‫دستـت رو بده.

421
00:22:42,067 --> 00:22:43,736
‫حالا می‌تونی اون کوله‌پشتی رو باز کنی.

422
00:22:56,582 --> 00:23:00,661
‫فقط بهش یاد دادم چطوری با تخم مرغ
‫لبه‌ی رول سوسیس رو بهم بچسبونه.

423
00:23:00,711 --> 00:23:03,506
‫من اینو نمی‌خوام، نیکی.
‫نمی‌خوامـش!

424
00:23:04,089 --> 00:23:06,175
‫- لطفاً، نه.
‫- بی‌خیال، جیلی!

425
00:23:11,138 --> 00:23:12,264
‫حالت خوبه؟

426
00:23:14,975 --> 00:23:16,427
‫با مامانت صحبت کردی؟

427
00:23:16,477 --> 00:23:17,728
‫آره.

428
00:23:18,687 --> 00:23:20,105
‫بیشتر از اون چیزی که می‌خواستم.

429
00:23:20,981 --> 00:23:23,359
‫دنبال خونه برای اجاره می‌گرده؟

430
00:23:23,943 --> 00:23:25,402
‫می‌ره تایلند.

431
00:23:28,864 --> 00:23:29,865
‫آهان.

432
00:23:31,408 --> 00:23:32,409
‫خب...

433
00:23:33,410 --> 00:23:37,081
‫گمونم هرچی از لندن دورتر شی
‫پولت باارزش‌تر می‌شه، نه؟

434
00:23:39,458 --> 00:23:40,459
‫هی.

435
00:23:41,627 --> 00:23:42,912
‫تو خوبی؟

436
00:23:42,962 --> 00:23:44,088
‫آره.

437
00:23:45,130 --> 00:23:46,257
‫آره.

438
00:23:46,840 --> 00:23:51,503
‫فکر کنم باید به خداحافظی کردن باهاش
‫عادت کنم.

439
00:23:51,553 --> 00:23:53,013
‫عزیزم.

440
00:24:07,736 --> 00:24:09,571
‫ممنون که این کار رو کردی.

441
00:24:10,614 --> 00:24:12,733
‫می‌دونم خوشت نمیاد 
‫مردم از دست‌شویی‌مون استفاده کنن.

442
00:24:12,783 --> 00:24:13,784
‫چی؟

443
00:24:14,535 --> 00:24:16,412
‫مردم دارن از دست‌شویی خونه‌مون
‫استفاده می‌کنن؟

444
00:24:17,329 --> 00:24:19,073
‫ولی من دست‌شویی سیار گرفتم.

445
00:24:19,123 --> 00:24:20,582
‫کسی بهشون نگفته من دست‌شویی سیار...

446
00:24:21,750 --> 00:24:22,868
‫خیلی‌خب.

447
00:24:22,918 --> 00:24:24,503
‫حالا مجبوریم خونه‌مون رو عوض کنیم.

448
00:24:25,879 --> 00:24:27,297
‫درضمن، می‌خواستم بهت بگم

449
00:24:29,258 --> 00:24:32,720
‫معذرت می‌خوام که اکثر دوست‌های جدیدت رو
‫به خاطر من از دست دادی.

450
00:24:33,595 --> 00:24:34,930
‫خب، اشکال نداره.

451
00:24:35,597 --> 00:24:38,892
‫در اصل اونا فقط به خاطر تو منو دوست داشتن.

452
00:24:40,686 --> 00:24:42,563
‫مردم دوستـت دارن، اسکات.

453
00:24:44,064 --> 00:24:45,274
‫منظورم اینه که...

454
00:24:47,359 --> 00:24:48,527
‫تو خاصی.

455
00:24:51,822 --> 00:24:55,067
‫آره، تو تنها بودی و یه ساعت وقت داشتی.
‫می‌تونستم دوتا حرکت تانگو برم...

456
00:24:55,117 --> 00:24:56,618
‫این جواب نمی‌ده، نه؟

457
00:24:57,661 --> 00:24:58,829
‫ووسکات؟

458
00:24:59,705 --> 00:25:00,956
‫فکر نکنم، نه.

459
00:25:01,790 --> 00:25:04,626
‫و شاخص قیمت مدام درحال نوسان‌ـه.

460
00:25:04,793 --> 00:25:08,497
‫مکانیک دوچرخه شاکیـه
‫چون دوچرخه‌ی آرایشگر سرویس کامل نمی‌خواسته

461
00:25:08,547 --> 00:25:11,625
‫و فقط ترمزهاش رو تست کرده،
‫پس آرایشگر نصف موهاش رو زده.

462
00:25:11,675 --> 00:25:12,710
‫نه، نه، یه لحظه صبر کن.

463
00:25:12,760 --> 00:25:13,969
‫خیلی‌خب، رفیق.

464
00:25:14,470 --> 00:25:15,888
‫چرا انقدر خوشحالی؟

465
00:25:17,181 --> 00:25:19,057
‫تو هفت‌تا دست‌شویی سیار اجاره کردی.

466
00:25:20,309 --> 00:25:23,645
‫فکر کردی انقدر آدم میاد 
‫که هفت‌تا دست‌شویی سیار نیاز می‌شه.

467
00:25:24,229 --> 00:25:26,565
‫ون گوگ، گوگن، کافکا.

468
00:25:27,357 --> 00:25:28,776
‫همه‌شون تنها مُردن.

469
00:25:31,069 --> 00:25:33,614
‫ولی من کسی رو دارم 
‫که هفت‌تا دست‌شویی سیار کرایه کرده.

470
00:25:36,450 --> 00:25:40,370
‫می‌دونی، بین تمام ایده‌های دیوانه‌وارم
‫که همه می‌گفتن شانس موفقیت نداره،

471
00:25:42,456 --> 00:25:44,792
‫تو تنها ایده‌ی موفقیت‌آمیزم بودی.

472
00:25:51,548 --> 00:25:54,668
‫حالت خوبه؟ پرنسس گفت داری می‌ری.

473
00:25:54,718 --> 00:25:57,262
‫آره، ولی این دفعه فرق داره.

474
00:25:58,055 --> 00:26:01,433
‫این دفعه چون بهم نیاز داره فرار نمی‌کنم،
‫می‌رم چون بهم نیاز نداره.

475
00:26:03,060 --> 00:26:04,353
‫سلام.

476
00:26:04,520 --> 00:26:06,647
‫شنیدم داری به انصراف دادن فکر می‌کنی.

477
00:26:07,356 --> 00:26:08,474
‫نباید این کار رو بکنی.

478
00:26:08,524 --> 00:26:13,987
‫من راه درست کردنِ مسائل رو بلد نیستم،
‫ولی راهـش هرچی هست، شما دوتا بلدین.

479
00:26:20,118 --> 00:26:22,704
‫[بغل مجانی]

480
00:26:23,413 --> 00:26:26,241
‫همه‌چی داره از هم می‌پاشه، مگه نه؟

481
00:26:26,291 --> 00:26:28,243
‫ببین، اون ما رو داره، باشه؟
‫مشکلی براش پیش نمیاد.

482
00:26:28,293 --> 00:26:31,205
‫- آره، پرنسس رو نمی‌گم.
‫- همه می‌تونن باغچه‌ی سنگی درست کنن، رفیق.

483
00:26:31,255 --> 00:26:33,332
‫ولی راه انداختن یه کسب و کار کوچک
‫کار هرکسی نیست.

484
00:26:33,382 --> 00:26:34,625
‫الان بهت می‌گم چیکارت می‌کنم.

485
00:26:34,675 --> 00:26:36,418
‫یه‌جوری می‌زنمـت 
‫که زیر یکی از پاسیوهایی که

486
00:26:36,468 --> 00:26:38,504
‫- هفته‌ی پیش ساختم، پیدات کنن.
‫- وای، نه.

487
00:26:38,554 --> 00:26:40,255
‫چرا همه دارن دعوا می‌کنن؟

488
00:26:40,305 --> 00:26:44,092
‫مطمئم نیستم وودسکات
‫دنیای جدید پیش رومون باشه.

489
00:26:44,142 --> 00:26:47,479
‫شاید همه خودخواهـن
‫و هیچ‌وقت قرار نیست همدیگه رو درک کنیم.

490
00:26:47,896 --> 00:26:51,316
‫دلیل شکست این سیستم، خودخواهی آدم‌ها نیست.

491
00:26:52,442 --> 00:26:56,238
‫گاهی به این خاطر شکست می‌خوره
‫که زمان‌بندی کار سختیـه.

492
00:26:56,905 --> 00:26:59,483
‫نیازهای آدم‌های توی یه لحظه
‫باهم هماهنگ نمی‌شه.

493
00:26:59,533 --> 00:27:02,361
‫گاهی وقتی طرف بوریتو لازم داره،
‫تو مانیکور لازم نداری.

494
00:27:02,411 --> 00:27:04,321
‫برای همین پول رو اختراع کردیم.

495
00:27:04,371 --> 00:27:06,498
‫چیزی که بتونی در ازای چیزی که می‌گیری
‫بهشون بدی.

496
00:27:06,999 --> 00:27:08,116
‫یه‌جور قول‌ـه.

497
00:27:08,166 --> 00:27:10,919
‫شاید الان چیزی که می‌خوای رو نداشته باشم
‫ولی ممکنه فردا داشته باشم.

498
00:27:11,920 --> 00:27:17,009
‫گاهی زمان می‌بره 
‫تا جفت‌تون یه چیز رو بخواین.

499
00:27:18,969 --> 00:27:22,139
‫راستـش این یه کتاب جالب
‫درمورد تاریخ سرمایه‌داری‌ـه.

500
00:27:22,931 --> 00:27:25,183
‫این حجم از آگاهی از اسکات بعیده.
‫[عجب بانک‌داری]

501
00:27:26,351 --> 00:27:27,719
‫مامان، ما توی یه فرقه‌ایم؟

502
00:27:27,769 --> 00:27:29,688
‫مدام این سوال رو می‌پرسی
‫و منم مدام جواب می‌دم،

503
00:27:29,730 --> 00:27:31,598
‫«نه، فکر نکنم ولی حواسم هست.»

504
00:27:31,648 --> 00:27:33,725
‫وقتی توی فرقه باشه، نشونه‌اش رو می‌بینی.

505
00:27:33,775 --> 00:27:34,810
‫بهم اعتماد کن.

506
00:27:34,860 --> 00:27:35,894
‫خدای من.

507
00:27:35,944 --> 00:27:37,396
‫آروم، آروم‌تر بکشین.

508
00:27:37,446 --> 00:27:39,564
‫نمی‌خوام جا به جا شه.

509
00:27:39,614 --> 00:27:40,899
‫اون دیگه چیه؟

510
00:27:40,949 --> 00:27:43,068
‫نمی‌خوام ترک بخوره، همین.

511
00:27:43,118 --> 00:27:45,487
‫اون یه مجسمه‌ی ۶ متری از صورت اسکات‌ـه.

512
00:27:45,537 --> 00:27:47,414
‫

513
00:27:55,088 --> 00:27:59,676
‫و اگه نسبت پایه به ارتفاع رو رعایت کنیم،
‫سال دیگه می‌تونیم کل بدنش رو بسازیم.

514
00:28:00,844 --> 00:28:05,549
‫البته ممکنه بدنـش رو نتونیم درست دربیاریم.

515
00:28:05,599 --> 00:28:07,342
‫ممکنه خیلی جلب توجه کنه.

516
00:28:07,392 --> 00:28:10,512
‫گاهی با خودم می‌گم 
‫شاید خوب شد که مامانت زود رفت.

517
00:28:10,562 --> 00:28:11,688
‫خب، آره.

518
00:28:12,481 --> 00:28:14,683
‫عجب آتش زیبایی.

519
00:28:14,733 --> 00:28:15,901
‫فکر می‌کنین معنیـش چیه؟

520
00:28:16,610 --> 00:28:20,947
‫فکر می‌کنم معنیش اینه که
‫از خاکستر چیزهای بهتری زاده می‌شن.

521
00:28:21,823 --> 00:28:23,992
‫معنیـش آزاد کردنِ خودت از گذشته‌ست.

522
00:28:27,037 --> 00:28:29,664
‫راستـش، قرار نبود آتش زده شه.

523
00:28:30,499 --> 00:28:34,002
‫خیلی از اهالی از ترافیک سنگین شاکی بودن.

524
00:28:36,004 --> 00:28:38,131
‫بذار این موضوع بین خودمون بمونه، باشه؟

525
00:28:39,758 --> 00:28:42,093
‫مطمئنین ما توی فرقه نیستیم؟

526
00:28:43,011 --> 00:28:44,379
‫نه.

527
00:28:44,429 --> 00:28:45,680
‫ما توی یه خانواده‌ایم.

528
00:28:46,807 --> 00:28:49,309
‫و بیرون اومدن از اون خیلی سخت‌تره.

529
00:29:19,548 --> 00:29:21,842
‫[گرانولا]

530
00:29:24,928 --> 00:29:26,263
‫راست، چپ، راست.

531
00:29:31,935 --> 00:29:33,687
‫[پروژه‌ها]

532
00:29:41,111 --> 00:29:42,862
‫[سطل زباله]

533
00:30:12,350 --> 00:30:14,227
‫[پرنسس]

534
00:30:30,410 --> 00:30:31,661
‫پرنسس!

535
00:30:58,188 --> 00:31:03,485
‫» ترجمه از تارا «

536
00:31:05,485 --> 00:31:15,485
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M