1
00:00:05,000 --> 00:00:12,170
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:12,220 --> 00:00:15,390
‫و ما در توکیوی ژاپن،
‫به‌صورت زنده همراه شما هستیم.

3
00:00:17,267 --> 00:00:20,061
‫تو بدترین حالم،
‫می‌تونم هر کسی تو دنیا رو شکست بدم.

4
00:00:20,562 --> 00:00:22,272
‫مهم نیست عملکردم چطور باشه،
‫تو بدترین حالم،

5
00:00:22,355 --> 00:00:23,898
‫هیچ‌کس تو دنیا نمی‌تونه منو شکست بده.

6
00:00:23,982 --> 00:00:25,567
‫دوازده راند بوکس

7
00:00:25,650 --> 00:00:29,029
‫برای قهرمانی سنگین‌وزن دنیا.

8
00:00:29,070 --> 00:00:31,197
‫- ترسیده بودی؟
‫- هرگز.

9
00:00:31,281 --> 00:00:32,824
‫وقت مبارزه‌ست.

10
00:00:33,533 --> 00:00:35,243
‫همه چیز آماده‌ست.

11
00:00:36,036 --> 00:00:40,165
‫مایک تایسون رو با شورت مشکی
‫به همراه باستر داگلاس می‌بینید.

12
00:00:41,708 --> 00:00:43,334
‫اون دست راست رد شد.

13
00:00:43,376 --> 00:00:44,502
‫غافلگیر شده.

14
00:00:44,586 --> 00:00:46,087
‫ضربه‌های محکم می‌زدم،

15
00:00:46,129 --> 00:00:48,882
‫اول می‌زدم.
‫دور و بر نگاه نمی‌کردم که ببینم کِی می‌خورم.

16
00:00:48,923 --> 00:00:50,759
‫می‌دونی، داشتم بهش فشار می‌آوردم.

17
00:00:50,842 --> 00:00:53,344
‫آه، اون دست راست واقعا به مایک خورد.

18
00:00:53,386 --> 00:00:56,798
‫چند تا از دوست‌هام اومده بودن پیشم.
‫داشتم با گوشه چشم راند اول رو تماشا می‌کردم

19
00:00:56,848 --> 00:00:58,808
‫و متوجه می‌شم تایسون داره کتک می‌خوره.

20
00:00:58,892 --> 00:01:01,186
‫زنگ می‌خوره،
‫راند اول تموم می‌شه.

21
00:01:01,227 --> 00:01:03,813
‫باید بگم، دوستان،
‫این هیجان‌انگیزه.

22
00:01:03,897 --> 00:01:05,523
‫پس به رفقام گفتم،

23
00:01:05,607 --> 00:01:08,151
‫«تمومه. باید برم اونجا.
‫احتمالا باید مقاله بنویسم.»

24
00:01:08,234 --> 00:01:10,987
‫گفتم، «الان راند اول رو باخت.
‫بهترین راندشه.»

25
00:01:11,071 --> 00:01:12,989
‫«پس فقط بدتر می‌شه.»

26
00:01:15,617 --> 00:01:18,203
‫یه آپرکات از باستر رد شد.

27
00:01:18,244 --> 00:01:20,580
‫این مبارزه قرار بود
‫یه پیروزی بی‌دردسر باشه.

28
00:01:24,501 --> 00:01:26,169
‫[سه روز قبل]

29
00:01:26,211 --> 00:01:29,005
‫سه روز قبل از مبارزه رسیدم توکیو.

30
00:01:29,089 --> 00:01:30,590
‫و وقتی می‌رم اتاق مایک،

31
00:01:30,673 --> 00:01:33,218
‫مایک با یه کاسه بزرگ میوه اونجا نشسته.

32
00:01:33,760 --> 00:01:34,928
‫ولی کند شده، رفیق.

33
00:01:35,011 --> 00:01:36,638
‫«هی، اوسکی. چطوری، اوسکی؟»

34
00:01:36,721 --> 00:01:38,681
‫همینجا.
‫ادامه بده. ادامه بده.

35
00:01:38,765 --> 00:01:40,100
‫دفعه بعد بهتر می‌شم.

36
00:01:40,600 --> 00:01:42,644
‫همینه. بلند شو.
‫خوبی، مایک؟

37
00:01:42,727 --> 00:01:44,145
‫مایک تو تمرین‌ها افتاد زمین.

38
00:01:44,187 --> 00:01:46,523
‫هیچ‌کس مدت‌ها این کار رو نکرده بود.

39
00:01:46,606 --> 00:01:47,690
‫پس نگرانم.

40
00:01:47,774 --> 00:01:49,609
‫ببینیم چطور پیش می‌ره.
‫راند ۳.

41
00:01:49,692 --> 00:01:53,071
‫مایک به نظر میاد
‫آدرنالینش یه کم بهتر کار می‌کنه.

42
00:01:53,154 --> 00:01:54,739
‫تو بهترین فرم نبودم،

43
00:01:54,823 --> 00:01:57,033
‫ولی فکر می‌کردم هنوز می‌تونم شکستش بدم.

44
00:01:57,117 --> 00:01:59,953
‫مبارزهای بهتر از اون رو
‫تو فرم بدتر شکست داده بودم.

45
00:02:00,036 --> 00:02:02,247
‫اینجا رو ببین!
‫باستر چند تا ضربه می‌زنه.

46
00:02:02,330 --> 00:02:04,207
‫بیشتر از هر وقت دیگه‌ای مشت خورد.

47
00:02:05,291 --> 00:02:07,627
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫اینطوری پیش بره.

48
00:02:09,796 --> 00:02:11,381
‫تو راند هشتم،

49
00:02:11,965 --> 00:02:13,541
‫حس کردم، می‌دونی،

50
00:02:13,591 --> 00:02:16,094
‫مثل اینکه به نفع من پیش می‌ره.

51
00:02:16,928 --> 00:02:18,721
‫باستر اون دست راست بزرگ رو می‌ندازه،

52
00:02:18,805 --> 00:02:20,098
‫ولی مایک رو دستکش می‌گیره.

53
00:02:20,181 --> 00:02:22,058
‫و با یه چپ دوباره مایک رو عقب می‌رونه.

54
00:02:22,142 --> 00:02:24,602
‫شروع کردم به نگاه کردن و پز دادن

55
00:02:24,686 --> 00:02:28,231
‫به جای اینکه دست‌هام رو
‫مثل راندهای قبل رها کنم.

56
00:02:29,232 --> 00:02:31,234
‫آه، اون آپرکات قشنگی بود!

57
00:02:31,317 --> 00:02:32,360
‫بعد گیر افتادم.

58
00:02:33,111 --> 00:02:35,572
‫باستر داگلاس رو پخش زمین می‌کنه!

59
00:02:35,655 --> 00:02:36,948
‫تمومه. تمومه.

60
00:02:37,031 --> 00:02:38,700
‫«اوه، شاید اینجا قسر در رفت.»

61
00:02:40,451 --> 00:02:42,912
‫شمارش رسیده به دو و سه.

62
00:02:42,954 --> 00:02:45,039
‫خیلی‌ها بهم شک داشتن، می‌دونی.

63
00:02:45,123 --> 00:02:46,749
‫ولی تو اون لحظه کوتاه،

64
00:02:46,833 --> 00:02:48,751
‫می‌دونی، انگیزه حتی بیشتر شد

65
00:02:48,877 --> 00:02:52,088
‫به خاطر اتفاقاتی که تو زندگیم افتاده بود

66
00:02:52,130 --> 00:02:54,048
‫و به این مبارزه ختم شده بود.

67
00:02:54,174 --> 00:02:55,133
‫چهار!

68
00:02:56,050 --> 00:02:57,886
‫[سه هفته قبل]

69
00:02:57,969 --> 00:03:00,722
‫اون برای من خیلی مهم بود
‫و دلم براش تنگ می‌شه...

70
00:03:01,306 --> 00:03:02,390
‫خیلی زیاد.

71
00:03:03,308 --> 00:03:04,559
‫ولی، ام...

72
00:03:05,476 --> 00:03:07,145
‫می‌دونی، باید ادامه بدم.

73
00:03:07,228 --> 00:03:08,688
‫مادرم فوت کرده بود.

74
00:03:09,564 --> 00:03:11,774
‫پس باید تمرکزم رو حفظ می‌کردم

75
00:03:11,858 --> 00:03:13,359
‫و چشمم رو به هدف می‌دوختم.

76
00:03:13,401 --> 00:03:15,111
‫رسیده به هفت.

77
00:03:15,195 --> 00:03:17,697
‫- و هشت... و حالا در نه.
‫- هشت. نه.

78
00:03:17,780 --> 00:03:20,116
‫بلند می‌شه؟ بله، می‌شه!

79
00:03:20,200 --> 00:03:21,492
‫خیلی‌خب.

80
00:03:21,534 --> 00:03:24,412
‫و زنگ، راند هشتم رو تموم می‌کنه.

81
00:03:24,996 --> 00:03:27,123
‫اون شب خیلی شانس آورد.

82
00:03:27,832 --> 00:03:29,242
‫فکر می‌کنی مایک تمومش می‌کنه.

83
00:03:29,292 --> 00:03:30,710
‫مایک حتما کارش رو تموم می‌کنه.

84
00:03:31,336 --> 00:03:32,921
‫و الان سوال بزرگ اینه...

85
00:03:33,046 --> 00:03:35,006
‫باستر می‌تونه خودش رو جمع کنه؟

86
00:03:35,089 --> 00:03:36,382
‫فقط یه مشت لازمه.

87
00:03:36,466 --> 00:03:39,260
‫خب، بریم سراغ راند شماره نه.

88
00:03:40,678 --> 00:03:42,805
‫یالا، باستر داره متقابلا ضربه می‌زنه!

89
00:03:42,889 --> 00:03:45,266
‫اون داشت مایک می‌شد.
‫می‌دونی، مبارزه خودش رو می‌جنگید.

90
00:03:45,350 --> 00:03:48,228
‫فقط این بود که
‫من داشتم باستر داگلاس می‌شدم.

91
00:03:48,311 --> 00:03:51,731
‫باستر به شدت مقابله می‌کنه،
‫چند تا ضربه سنگین می‌زنه.

92
00:03:51,814 --> 00:03:53,399
‫من اونجا نشسته بودم و این رو می‌دیدم،

93
00:03:53,483 --> 00:03:55,318
‫با خودم می‌گفتم
‫«این... این مایک تایسون نیست.»

94
00:03:55,401 --> 00:03:57,028
‫«این چیزی نیست که مایک توانش رو داره.»

95
00:03:57,111 --> 00:04:00,114
‫شما شاهد از هم پاشیدن یه افسانه‌اید.

96
00:04:00,198 --> 00:04:03,201
‫امشب، باستر قلبش رو پس گرفته.

97
00:04:05,620 --> 00:04:07,789
‫[بیست و چهار ساعت قبل]

98
00:04:07,872 --> 00:04:11,376
‫رفتم ژاپن که در «توکیو دوم»
‫کنسرت برگزار کنم.

99
00:04:15,964 --> 00:04:17,799
‫شب قبل از مبارزه،

100
00:04:17,882 --> 00:04:20,510
‫مایک اومد به کنسرت

101
00:04:20,593 --> 00:04:23,888
‫و بعد از کنسرت مهمونی گرفتیم.

102
00:04:25,265 --> 00:04:27,725
‫فکر می‌کنم کل شب بیدار بودیم.

103
00:04:27,809 --> 00:04:30,853
‫اون موقع فکر می‌کرد آسیبی نمی‌بینه.

104
00:04:33,189 --> 00:04:34,816
‫اوه، وقتی داور داشت جداشون می‌کرد

105
00:04:34,857 --> 00:04:36,401
‫ یه دست راست خورد.

106
00:04:37,193 --> 00:04:38,486
‫اوه، چه آپرکات قشنگی!

107
00:04:38,569 --> 00:04:40,405
‫اوه، آپرکات. چه آپرکاتی!

108
00:04:40,488 --> 00:04:41,489
‫اینجا رو ببین!

109
00:04:46,244 --> 00:04:51,124
‫برای اولین بار در دوران حرفه‌ای
‫مایک تایسون، اونو زمین می‌زنه!

110
00:04:52,959 --> 00:04:55,336
‫من مایک تایسونم.
‫همه دوستم دارن.

111
00:04:56,379 --> 00:04:57,547
‫چهار!

112
00:04:58,715 --> 00:05:00,341
‫پنج!

113
00:05:00,425 --> 00:05:02,302
‫زنده باد قهرمان سنگین‌وزن.

114
00:05:02,385 --> 00:05:04,178
‫من شکست‌ناپذیرم. قبول نمی‌کنم ببازم.

115
00:05:04,262 --> 00:05:05,888
‫شش!

116
00:05:05,972 --> 00:05:07,223
‫جهنم خالص.

117
00:05:07,265 --> 00:05:10,268
‫بدتر از هر چیزی که بتونم تصور کنم.

118
00:05:11,436 --> 00:05:12,770
‫شش!

119
00:05:12,854 --> 00:05:14,063
‫هفت!

120
00:05:14,147 --> 00:05:16,733
‫- هشت! نه!
‫- اون... تمومه.

121
00:05:16,816 --> 00:05:18,985
‫- تمومه!
‫- مایک تایسون ناک‌اوت شد.

122
00:05:19,485 --> 00:05:21,529
‫باورنکردنیه.

123
00:05:22,196 --> 00:05:26,284
‫باستر داگلاس قهرمان جدید سنگین‌وزن دنیاست.

124
00:05:27,368 --> 00:05:29,579
‫اون صحنه دلخراش بود.

125
00:05:29,662 --> 00:05:30,955
‫می‌دونی، دیوونه‌کننده‌ست.

126
00:05:31,039 --> 00:05:32,957
‫کسی رو له و لورده کرد

127
00:05:33,374 --> 00:05:35,501
‫که شکست‌ناپذیر بود.

128
00:05:35,543 --> 00:05:38,129
‫بزرگ‌ترین شگفتی در تاریخ مبارزات.

129
00:05:38,212 --> 00:05:42,216
‫یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌ها در تاریخ بوکس.

130
00:05:50,224 --> 00:05:52,101
‫برنده با ناک‌اوت،

131
00:05:52,185 --> 00:05:55,021
‫و قهرمان جدید سنگین‌وزن دنیا،

132
00:05:55,104 --> 00:06:00,068
‫جیمز «باستر» داگلاس!

133
00:06:02,320 --> 00:06:04,781
‫می‌دونی،
‫واقعا یه رویا محقق شده بود.

134
00:06:04,864 --> 00:06:07,492
‫و انگار مردم واقعا

135
00:06:08,701 --> 00:06:10,286
‫بهت می‌گفتن...

136
00:06:12,246 --> 00:06:13,581
‫غیرممکنه.

137
00:06:17,085 --> 00:06:18,419
‫با من حرف بزن، عزیزم.

138
00:06:20,380 --> 00:06:22,048
‫الان چطور دوستم داری؟

139
00:06:24,008 --> 00:06:26,344
‫همون‌طور که دیدی، حسابی نقش زمین شده بود.

140
00:06:26,427 --> 00:06:30,515
‫چه صحنه‌ای اینجا در توکیو می‌بینیم.
‫کی باور می‌کرد؟

141
00:06:33,059 --> 00:06:35,353
‫نمی‌تونی بهش بگی،
‫«بهت گفته بودم.»

142
00:06:36,521 --> 00:06:38,815
‫ولی حس می‌کردم
‫نباید این مبارزه رو انجام می‌داد.

143
00:06:40,358 --> 00:06:44,779
‫- چرا اون مبارزه رو باختی؟
‫- چون لت و پارم کرد، برای همین.

144
00:06:47,532 --> 00:06:51,285
‫بعد از سال‌ها شرطی شدن
‫و شرطی شدن و شرطی شدن،

145
00:06:51,369 --> 00:06:53,162
‫فکر می‌کنی شکست‌ناپذیری.

146
00:06:53,246 --> 00:06:55,248
‫و چیزی که زندگی بهت یاد می‌ده

147
00:06:55,289 --> 00:06:56,749
‫اینه که اصلا اینطور نیستی.

148
00:06:56,833 --> 00:06:59,168
‫عملکرد بدی داشتم، ولی بهانه نمیارم.

149
00:06:59,210 --> 00:07:01,003
‫فقط ادامه می‌دم

150
00:07:01,045 --> 00:07:02,839
‫و نتایج بهتری می‌سازم.

151
00:07:04,882 --> 00:07:07,927
‫دنیا طوری نشونش داد
‫انگار یه فاجعه بود.

152
00:07:08,010 --> 00:07:10,179
‫معلوم شد مایک تایسون
‫در توکیو به دردسر افتاد.

153
00:07:10,263 --> 00:07:12,974
‫مایک تایسون دیشب
‫مثل پنکیک پهن شد.

154
00:07:13,057 --> 00:07:14,851
‫به نظرم هر دوتامون
‫زبونمون بند اومده بود.

155
00:07:14,934 --> 00:07:17,228
‫ولی بعد از باخت چیکار می‌کنی؟

156
00:07:17,311 --> 00:07:20,723
‫این فرق بین یه قهرمان

157
00:07:20,773 --> 00:07:22,733
‫و یه مبارز معمولیه.

158
00:07:26,863 --> 00:07:31,868
‫«ترجمه از خشایار»

159
00:07:32,702 --> 00:07:37,457
‫[قسمت سوم: اعتماد]

160
00:07:38,916 --> 00:07:41,127
‫- هنوز قهرمانی، مایک!
‫- خوبی، مایک؟

161
00:07:41,210 --> 00:07:42,128
‫مایکل!

162
00:07:42,211 --> 00:07:43,337
‫واقعا بهت افتخار می‌کنم!

163
00:07:43,421 --> 00:07:44,881
‫بعد از اینکه مایک مبارزه رو باخت،

164
00:07:44,964 --> 00:07:46,716
‫مستقیم برگشت کتسکیل

165
00:07:47,175 --> 00:07:49,051
‫و خودش رو تو خونه حبس کرد.

166
00:07:51,220 --> 00:07:52,847
‫شاید فقط برای کبوترها می‌اومد بیرون.

167
00:07:52,930 --> 00:07:55,516
‫از اون خونه برای هیچی
‫دیگه‌ای بیرون نمی‌اومد.

168
00:07:56,058 --> 00:07:58,436
‫برای من خوب بود
‫که از نقطه صفر شروع کنم.

169
00:07:58,519 --> 00:08:00,438
‫فقط باید، ام،

170
00:08:01,272 --> 00:08:02,857
‫خودم رو جمع می‌کردم

171
00:08:02,899 --> 00:08:05,860
‫و برمی‌گشتم به نظم و تمرین.

172
00:08:10,156 --> 00:08:12,700
‫این چیزیه که از کاس دماتو یاد گرفتم.

173
00:08:14,827 --> 00:08:17,914
‫انسان‌ها برای فروتن بودن ساخته نشدن.

174
00:08:17,997 --> 00:08:19,665
‫برای فروتن شدن ساخته شدن.

175
00:08:20,833 --> 00:08:22,118
‫برای فروتن شدن به دنیا میان.

176
00:08:22,168 --> 00:08:23,586
‫این رو بهم گفت.

177
00:08:25,588 --> 00:08:26,881
‫تو اون دوره،

178
00:08:26,923 --> 00:08:28,925
‫مایک واقعا باانگیزه بود

179
00:08:29,008 --> 00:08:31,260
‫که همه جام‌هاش رو پس بگیره.

180
00:08:31,761 --> 00:08:34,680
‫و باستر داگلاس
‫مبارزه‌ای با هالیفیلد داشت.

181
00:08:34,764 --> 00:08:36,599
‫با یه مشت، ناک‌اوت شد.

182
00:08:37,099 --> 00:08:39,435
‫چه ضربه‌ای از ایواندر هالیفیلد!

183
00:08:39,560 --> 00:08:41,479
‫پس الان هالیفیلد شد

184
00:08:41,521 --> 00:08:43,272
‫مرد جدید محله،

185
00:08:43,356 --> 00:08:44,565
‫هدف جدید.

186
00:08:45,816 --> 00:08:47,693
‫تایسون مبارزِ مبارزه‌ست.

187
00:08:47,735 --> 00:08:50,404
‫واقعا یه گلادیاتور آزموده و امتحان‌داده‌ست.

188
00:08:50,488 --> 00:08:52,406
‫بهترین مبارزی که تا حالا دیدم.

189
00:08:52,490 --> 00:08:54,033
‫و تایسون ایواندر هالیفیلد رو

190
00:08:54,116 --> 00:08:56,118
‫ناک‌اوت می‌کنه.

191
00:08:56,285 --> 00:09:00,081
‫داشت تبدیل می‌شد به بزرگ‌ترین مبارزه
‫در تاریخ این ورزش.

192
00:09:01,499 --> 00:09:04,126
‫تایسون-هالیفیلد،
‫یه رویداد ۱۰۰ میلیون دلاری،

193
00:09:04,210 --> 00:09:06,587
‫یه معدن طلای پرداخت به ازای تماشا.

194
00:09:06,671 --> 00:09:08,089
‫و از نظر روحی،

195
00:09:08,172 --> 00:09:09,882
‫مایک دقیقا همونجاست که می‌خوای.

196
00:09:13,177 --> 00:09:16,055
‫و بعد اون اتهام،
‫بی‌مقدمه گریبان‌گیر مایک شد.

197
00:09:18,057 --> 00:09:19,850
‫انگار همین دیروز بود شنیدم،

198
00:09:19,892 --> 00:09:21,310
‫خوب به یاد دارم.

199
00:09:21,727 --> 00:09:24,146
‫تو ماشین بودیم
‫دور نیویورک می‌گشتیم

200
00:09:24,480 --> 00:09:26,107
‫و یکی به اویی زنگ زد.

201
00:09:27,316 --> 00:09:30,611
‫دون کینگ بهم زنگ زد و گفت،
‫«هی، اویی، ام، مایک کجاست؟»

202
00:09:30,653 --> 00:09:31,988
‫گفتم، «پیش منه، همینجا.»

203
00:09:32,071 --> 00:09:34,115
‫گفت، «می‌گن تو ایندیانا
‫به یکی آزار رسونده.»

204
00:09:34,156 --> 00:09:36,867
‫پس گفتم، «به یکی آزار رسونده؟
‫مایک به هیچ‌کس آزار و اذیت نرسونده.»

205
00:09:38,744 --> 00:09:42,415
‫[ایندیاناپولیس، ایندیانا
‫بیستم جولای ۱۹۹۱]

206
00:09:42,832 --> 00:09:44,709
‫مرکز: ۹۱۱، اورژانس پلیس.

207
00:09:44,750 --> 00:09:47,003
‫دزیره واشنگتن: زنگ زدم
‫تا گزارش یک آزار و اذیت رو بدم.

208
00:09:47,044 --> 00:09:49,956
‫اون رو خوب می‌شناسی یا کسیه
‫که تازه باهاشون آشنا شدی؟

209
00:09:50,006 --> 00:09:52,675
‫کسیه که تقریبا مشهوره.

210
00:09:54,010 --> 00:09:57,263
‫ساعت شش صبحه،
‫صدای زنگ گوشیم رو می‌شنوم.

211
00:09:57,346 --> 00:09:59,265
‫جواب می‌دم. مایکه.

212
00:09:59,724 --> 00:10:02,310
‫می‌گه،
‫«این دختره رو از خودم عصبانی کردم.»

213
00:10:03,311 --> 00:10:06,105
‫با این خانم جوون آشنا شدم.
‫اومد پیشم.

214
00:10:06,188 --> 00:10:07,523
‫چند ساعت با هم خوش گذروندیم.

215
00:10:07,607 --> 00:10:10,943
‫می‌خواست تا پایین پله‌ها همراهیش کنم.
‫من نمی‌خواستم تا پایین پله‌ها همراهیش کنم.

216
00:10:11,027 --> 00:10:12,987
‫پس عصبانی شد.

217
00:10:13,487 --> 00:10:17,158
‫گفتم، «مایک، این همون قاعده‌ایه
‫که همیشه درباره‌ش حرف می‌زنیم.»

218
00:10:17,950 --> 00:10:19,994
‫«همیشه ببرشون بیرون.»

219
00:10:20,077 --> 00:10:24,332
‫«مطمئن شو یکی می‌بینه
‫که چیکار می‌کنید.»

220
00:10:24,415 --> 00:10:26,792
‫«چون اگه یه وقت مشکلی پیش بیاد،

221
00:10:26,959 --> 00:10:30,963
‫یه شاهد داری که بتونه حرفت رو تأیید کنه.»

222
00:10:32,006 --> 00:10:33,049
‫این اتفاق نیفتاد.

223
00:10:33,466 --> 00:10:35,668
‫معمولا هفت روز هفته،

224
00:10:35,718 --> 00:10:37,678
‫شبانه‌روز پیشش بودم.

225
00:10:37,762 --> 00:10:40,181
‫سعی می‌کردم از هر موقعیتی دورش کنم

226
00:10:40,264 --> 00:10:43,893
‫که بتونن بگن، «مایک این کار رو با من کرد»
‫یا «مایک اون کار رو با من کرد». نه.

227
00:10:43,976 --> 00:10:46,062
‫اگه سوئیت داشت،

228
00:10:46,145 --> 00:10:48,731
‫من تو پذیرایی می‌نشستم، اونا تو اتاق.

229
00:10:48,814 --> 00:10:49,982
‫جایی نمی‌رفتم.

230
00:10:50,775 --> 00:10:53,361
‫ولی این بار، نتونستم برم

231
00:10:53,444 --> 00:10:56,864
‫چون اون هفته عروسیم بود.

232
00:10:56,947 --> 00:10:59,075
‫و همینطور که می‌بینید،

233
00:10:59,283 --> 00:11:00,701
‫چی شد؟

234
00:11:01,619 --> 00:11:03,537
‫مایک تایسون امشب در ایندیاناپولیس

235
00:11:03,621 --> 00:11:06,248
‫به اتهام آزار و اذیت به یکی از
‫شرکت‌کنندگان مسابقه زیبایی

236
00:11:06,332 --> 00:11:08,501
‫در اوایل تابستون متهم می‌شه.

237
00:11:08,584 --> 00:11:10,461
‫می‌دونی، به مایک اعتماد دارم. چیزی نیست.

238
00:11:10,544 --> 00:11:13,673
‫و بعد می‌فهمی این ماجرا
‫جدی‌تر از اونیه که

239
00:11:14,090 --> 00:11:15,508
‫اول فکر می‌کردیم.

240
00:11:15,591 --> 00:11:18,427
‫فکر می‌کنی تایسون کاملا

241
00:11:18,469 --> 00:11:20,429
‫جدی بودن این رو درک می‌کنه؟

242
00:11:20,471 --> 00:11:23,349
‫که ممکنه پشت میله‌ها بره؟

243
00:11:23,391 --> 00:11:27,353
‫مشت ناک‌اوت احتمالی،
‫حکم ۶۳ سال زندان.

244
00:11:27,478 --> 00:11:30,106
‫می‌دونی، مثل یه مشت
‫به شکم همه بود.

245
00:11:30,189 --> 00:11:32,441
‫آقای کینگ،
‫نظری می‌تونید بدید؟

246
00:11:32,525 --> 00:11:35,444
‫- آره، این مرد بی‌گناهه.
‫- چطور می‌دونید؟

247
00:11:35,528 --> 00:11:36,904
‫بی‌گناهه.

248
00:11:36,946 --> 00:11:38,280
‫خودش گفت.

249
00:11:38,322 --> 00:11:40,157
‫این بهترین مدرک دنیاست.

250
00:11:40,199 --> 00:11:41,659
‫و بعد این اتفاق می‌افته.

251
00:11:41,701 --> 00:11:44,704
‫قهرمانی سنگین‌وزن دنیا
‫بین مایک تایسون

252
00:11:44,787 --> 00:11:48,749
‫و قهرمان فعلی ایواندر هالیفیلد
‫به تعویق افتاد.

253
00:11:49,542 --> 00:11:51,877
‫پسر، من خیلی نگران بودم.

254
00:11:52,461 --> 00:11:54,672
‫خب، این موضوعیه
‫که به توجه ما احتیاج داره.

255
00:11:58,259 --> 00:12:01,011
‫من توسط وینس فولر

256
00:12:01,053 --> 00:12:06,225
‫از گروه ویلیامز و کانلی
‫که وکلای اصلی درگیر پرونده بودن،

257
00:12:06,308 --> 00:12:09,687
‫انتخاب شدم که وکیل محلی باشم.

258
00:12:09,729 --> 00:12:11,272
‫وینس فولر

259
00:12:11,397 --> 00:12:13,274
‫یه وکیل شرکتی بود

260
00:12:13,357 --> 00:12:16,235
‫که تو چند تا دعوای حقوقی
‫از دون کینگ دفاع کرده بود.

261
00:12:16,318 --> 00:12:20,781
‫فولر رو دیدیم. بعد من گفتم،
‫«مایک، این یارو یه وکیل مالیاتیه.»

262
00:12:20,865 --> 00:12:22,742
‫«می‌خواد برات چیکار کنه؟»

263
00:12:22,825 --> 00:12:25,536
‫دون بیشتر وضعیت رو مدیریت کرد.

264
00:12:25,953 --> 00:12:28,831
‫و اون موقع،
‫بهش تو همه چیز اعتماد داشتم.

265
00:12:28,998 --> 00:12:32,334
‫وینس از شرکتی میومد
‫که شهرت خیلی خوبی داشت.

266
00:12:32,418 --> 00:12:34,128
‫ولی به عنوان

267
00:12:34,211 --> 00:12:35,880
‫وکیل محلی،

268
00:12:35,963 --> 00:12:39,467
‫من سیستم دادگاه رو می‌شناسم،
‫آدم‌های تو سیستم رو می‌شناسم.

269
00:12:39,550 --> 00:12:43,637
‫پس ممکنه حس متفاوتی از وینس بگیرم.

270
00:12:44,430 --> 00:12:47,141
‫اتهامات واقعی، چهار مورد بود.

271
00:12:47,224 --> 00:12:48,476
‫حصر،

272
00:12:48,559 --> 00:12:51,020
‫رفتار انحرافی، دو تا اتهام همین داشت،

273
00:12:51,103 --> 00:12:52,855
‫و بعد یه اتهام آزار و اذیت.

274
00:12:52,938 --> 00:12:54,732
‫یعنی، اینا اتهامات سختی‌ان.

275
00:12:54,815 --> 00:12:58,152
‫مطمئنم که بی‌گناهم.
‫ثابت می‌کنم که بی‌گناهم.

276
00:12:58,235 --> 00:13:01,822
‫ولی وقتی آدمی داری
‫که به بی‌گناهیش باور داره

277
00:13:01,906 --> 00:13:04,408
‫و تو عمق وجودش
‫به عنوان بخشی از روحش حس می‌کنه

278
00:13:04,492 --> 00:13:06,202
‫که هیچ کار اشتباهی نکرده،

279
00:13:06,952 --> 00:13:09,246
‫آره، برای یه جنگ آماده‌ایم.

280
00:13:12,041 --> 00:13:14,335
‫من تک‌تک دقایق اون محاکمه رو پوشش دادم.

281
00:13:14,418 --> 00:13:17,671
‫متهم‌کننده تایسون،
‫یه شرکت‌کننده مسابقه زیبایی

282
00:13:17,755 --> 00:13:19,298
‫به اسم دزیره واشنگتن بود.

283
00:13:19,381 --> 00:13:22,551
‫سلام، من دزیره واشنگتنم
‫و شرکت‌کننده شماره هشت هستم.

284
00:13:22,635 --> 00:13:25,679
‫استراتژی مثل هر استراتژی دیگه‌ای
‫در یه پرونده آزار و اذیت بود.

285
00:13:25,763 --> 00:13:27,056
‫یک رابطه با رضایت بود.

286
00:13:27,139 --> 00:13:31,727
‫دزیره و مایک،
‫تصادفی تو «بلک اکسپو» با هم آشنا شدن.

287
00:13:32,770 --> 00:13:34,730
‫به ایندیانا بلک اکسپو

288
00:13:34,772 --> 00:13:36,899
‫در ایندیاناپولیس، ایندیانا خوش اومدید.

289
00:13:36,941 --> 00:13:39,527
‫این برنامه فرش پرینسه،
‫زنده از بلک اکسپو ضبط می‌کنیم.

290
00:13:39,610 --> 00:13:43,489
‫ما، مردم!

291
00:13:43,572 --> 00:13:45,199
‫رفتن مایک به بلک اکسپو،

292
00:13:45,282 --> 00:13:46,992
‫نشون‌دهنده‌ی رفتار خودجوشش بود.

293
00:13:47,076 --> 00:13:49,328
‫مثل یه رویداد بزرگداشت
‫دستاوردهای سیاه‌پوستان بود.

294
00:13:49,370 --> 00:13:50,746
‫از من خواستن برم

295
00:13:50,830 --> 00:13:52,206
‫و خوش گذشت.

296
00:13:52,248 --> 00:13:54,208
‫یه مسابقه زیبایی زنان برگزار می‌شد

297
00:13:54,250 --> 00:13:55,993
‫و می‌خواست بره.

298
00:13:56,043 --> 00:13:57,336
‫با دزیره واشنگتن آشنا شدم.

299
00:13:58,254 --> 00:14:00,130
‫فکر می‌کردم صید خیلی خوبیه.

300
00:14:00,214 --> 00:14:02,049
‫فکر می‌کردم صید خیلی خوبیه، آره.

301
00:14:02,716 --> 00:14:04,301
‫[دادگاه شهرستان ماریون]

302
00:14:04,844 --> 00:14:07,471
‫مایک تایسون رو آزاد کنید!

303
00:14:07,513 --> 00:14:09,932
‫مایک تایسون رو آزاد کنید!

304
00:14:10,015 --> 00:14:13,227
‫بیرون دادگاه، همیشه جمعیتی انبوه حضور داشت.

305
00:14:13,269 --> 00:14:15,312
‫فضای سیرک‌واری محاکمه رو احاطه کرده،

306
00:14:15,396 --> 00:14:17,940
‫با دلال‌هایی که تا ۱۰۰ دلار برای هر بلیت

307
00:14:18,023 --> 00:14:19,608
‫برای صندلی‌های دادگاه می‌گیرن.

308
00:14:19,692 --> 00:14:23,320
‫نه ‌تنها مطبوعات، بلکه تماشاچی‌ها هم
‫ما رو احاطه کرده بودن.

309
00:14:23,404 --> 00:14:24,697
‫نمی‌تونی این رو با هر نوع

310
00:14:24,780 --> 00:14:28,075
‫پرونده عادی که درگیرش بودم،
‫مقایسه کنی.

311
00:14:28,158 --> 00:14:30,744
‫بازیگران اصلی این درام دادگاهی

312
00:14:30,828 --> 00:14:32,913
‫تحت شرایط مختلفی رسیدن.

313
00:14:32,997 --> 00:14:36,458
‫متهم، مایک تایسون،
‫زیر بار تشویق‌ها.

314
00:14:36,542 --> 00:14:39,461
‫قربانی ادعایی در پوشش رازداری.

315
00:14:39,545 --> 00:14:42,131
‫می‌تونی پیش‌نمایشی بدی که
‫امروز صبح به هیئت منصفه چی می‌گی؟

316
00:14:42,214 --> 00:14:44,425
‫حقیقت و همون کافیه.

317
00:14:45,551 --> 00:14:46,760
‫همیشه کافیه.

318
00:14:46,844 --> 00:14:48,971
‫تو خیلی از پرونده‌های آزار و اذیت،
‫یه وضعیتی داری،

319
00:14:49,054 --> 00:14:51,181
‫که صرفا ادعای یک طرف
‫در برابر ادعای طرف دیگه‌ست.

320
00:14:51,265 --> 00:14:54,101
‫و بین شهادت اون و شهادت اون یکی،

321
00:14:54,184 --> 00:14:57,229
‫یکی باید تصمیم می‌گرفت
‫که با رضایت بود یا نبود.

322
00:14:57,771 --> 00:14:59,390
‫موضوعی بود که باعث دودستگی می‌شد.

323
00:14:59,440 --> 00:15:00,691
‫واقعا همین‌طور بود.

324
00:15:01,025 --> 00:15:03,485
‫دزیره اصلا با رسانه‌ها حرف نزد،

325
00:15:03,569 --> 00:15:06,906
‫جز یه مصاحبه اختصاصی با باربارا والترز.

326
00:15:07,573 --> 00:15:09,199
‫اومد سمتم و بغلم کرد،

327
00:15:09,283 --> 00:15:11,994
‫گفت، «می‌خوای با هم بریم بیرون؟»

328
00:15:12,244 --> 00:15:14,747
‫[شهادت دزیره واشنگتن:
‫لبخند زدم و گفتم «آره».]

329
00:15:14,872 --> 00:15:15,948
‫باورم نمی‌شد.

330
00:15:15,998 --> 00:15:18,208
‫اون روز قبلا باهاش حرف زدم.
‫ازش خواستم بیاد پیشم.

331
00:15:18,459 --> 00:15:20,461
‫[شهادت مایکل تایسون:
‫فقط می‌خوام با تو باشم.]

332
00:15:20,544 --> 00:15:23,380
‫آخر شب بهش زنگ زدم،
‫دو یا سه صبح بود.

333
00:15:25,215 --> 00:15:27,301
‫گفت، «می‌تونی بیای بیرون؟»

334
00:15:27,384 --> 00:15:28,802
‫و شوکه شدم.

335
00:15:28,886 --> 00:15:31,388
‫گفتم، «این موقع؟ بعد چیکار کنم؟»

336
00:15:31,889 --> 00:15:36,352
‫[اون گفت: فقط می‌خوام باهات حرف بزنم.
‫فقط بیا بریم توی ایندیاناپولیس بگردیم.]

337
00:15:36,393 --> 00:15:39,313
‫و بعد رفتم پایین سمت لیموزین و...

338
00:15:39,396 --> 00:15:41,273
‫امم، سوار شدم،

339
00:15:41,315 --> 00:15:44,568
‫و یک دفعه به خودم اومدم و دیدم
‫تو هتل کانتربری هستم.

340
00:15:47,279 --> 00:15:49,406
‫با هم رفتیم داخل. اون اومد اتاقم.

341
00:15:50,658 --> 00:15:52,952
‫قصد نداشتم باهاش کاری بکنم

342
00:15:53,035 --> 00:15:56,580
‫و فکر نمی‌کردم اون هم
‫قصدی داشته باشه.

343
00:15:56,914 --> 00:15:58,248
‫این حرف‌ها چرنده.

344
00:16:00,918 --> 00:16:02,461
‫چرا ساعت ۳ صبح بیاد؟

345
00:16:02,544 --> 00:16:04,630
‫می‌دونی، فقط...

346
00:16:05,798 --> 00:16:06,966
‫و بعد

347
00:16:07,341 --> 00:16:09,259
‫کاملا عوض شد.

348
00:16:09,301 --> 00:16:13,138
‫هیچ کنترلی روی اوضاع نداشتم. تنها کاری
‫که ازم برمیومد، التماس کردن و گریه بود.

349
00:16:13,263 --> 00:16:15,891
‫[شهادت دزیره واشنگتن:
‫بازوم رو گرفت و من رو کشید.]

350
00:16:15,975 --> 00:16:18,477
‫نه. نه، این حقیقت نداره.

351
00:16:18,560 --> 00:16:20,062
‫به اعتقادم، با رضایت هر دو طرف بود.

352
00:16:20,104 --> 00:16:22,314
‫زدمش. انگار به دیوار زده باشم.

353
00:16:22,398 --> 00:16:24,566
‫[هیچ فایده‌ای نداشت]

354
00:16:24,692 --> 00:16:27,569
‫وقتی بهم آزار می‌رسوند،
‫هر کاری می‌تونستم کردم،

355
00:16:27,653 --> 00:16:29,613
‫و هیچی جواب نداد.

356
00:16:29,947 --> 00:16:32,533
‫[شهادت دزیره واشنگتن:
‫لطفا بس کن.]

357
00:16:32,574 --> 00:16:35,577
‫[فقط بذار برم. خواهش می‌کنم.]

358
00:16:35,661 --> 00:16:38,706
‫چطور می‌دونی اونجا چی واقعیه؟
‫باید قضاوت کنی.

359
00:16:38,789 --> 00:16:44,461
‫این خانم جوون در مقابل هیئت منصفه
‫آدم خیلی، خیلی قدرتمندی بود.

360
00:16:45,838 --> 00:16:48,924
‫دادگاه رو بهتر از هر قربانی
‫جنایت خشونت‌آمیزی که

361
00:16:49,008 --> 00:16:50,718
‫فکر کنم تا حالا دیدم کنترل می‌کرد.

362
00:16:52,302 --> 00:16:55,431
‫زمان محاکمه، هر روز تو ایندیانا
‫کنار مایک بودم.

363
00:16:56,557 --> 00:16:58,642
‫مایک یه انرژی توأم با بی‌قراری داشت.

364
00:16:59,309 --> 00:17:02,271
‫یعنی، دارن مایک رو مثل هیولا نشون می‌دن.

365
00:17:03,772 --> 00:17:07,109
‫فکر نمی‌کردم ایده خوبی باشه
‫که مایک شهادت بده.

366
00:17:07,693 --> 00:17:11,613
‫اون آدمیه که از دل خیابان‌ها اومده
‫و خیلی رک و بی‌پرده‌ست.

367
00:17:12,573 --> 00:17:14,366
‫ولی وینس موافق نبود.

368
00:17:15,868 --> 00:17:19,079
‫تاکتیک وکیل مدافعش رو
‫«دفاع چندش» می‌دونستن،

369
00:17:19,163 --> 00:17:20,622
‫که اساسا یعنی،

370
00:17:20,664 --> 00:17:23,042
‫«می‌دونی وقتی با مایک تایسون
‫سروکار داری، با چی طرفی.»

371
00:17:23,083 --> 00:17:25,244
‫[تیم دفاع تایسون راهبرد
‫«موکلم یه خوکه» رو در پیش گرفت]

372
00:17:25,294 --> 00:17:27,004
‫انگار، «می‌دونی موکلم قاتله،

373
00:17:27,046 --> 00:17:28,922
‫پس شکایت نکن که کشته شدی.»

374
00:17:29,006 --> 00:17:31,467
‫که تا حدی دفاع عجیبی بود.

375
00:17:32,885 --> 00:17:35,012
‫اون موقع، تو مطبوعات آدم بدی بودم.

376
00:17:35,095 --> 00:17:38,057
‫یه اسمی بهم دادن،
‫یه چیزی صدام می‌کردن.

377
00:17:38,640 --> 00:17:43,270
‫«دست‌دراز سریالی»
‫یا همچین کوفتی صدام می‌کردن.

378
00:17:43,353 --> 00:17:45,397
‫و من... «آره، ولش، باشه.»

379
00:17:45,481 --> 00:17:48,734
‫به هیچ‌کس حمله نکردم،
‫به زور کاری نکردم

380
00:17:48,817 --> 00:17:50,444
‫یا بهشون آزار نرسوندم.

381
00:17:51,862 --> 00:17:54,948
‫تانیا تریلور، از شرکت‌کنندگان مسابقه
‫«دختر سیاه‌پوست آمریکا»،

382
00:17:55,032 --> 00:17:57,493
‫شهادت داد که تایسون آشکارا
‫به شرکت‌کنندگان دست‌درازی می‌کرد

383
00:17:57,534 --> 00:17:59,244
‫و بهشون پیشنهادهای غیراخلاقی می‌داد.

384
00:18:00,746 --> 00:18:02,790
‫به عنوان بخشی از مسابقه
‫دختر سیاه‌پوست آمریکا،

385
00:18:02,831 --> 00:18:04,208
‫در بلک اکسپو شرکت کردم

386
00:18:04,249 --> 00:18:05,659
‫و نماینده فلوریدا بودم.

387
00:18:05,709 --> 00:18:07,377
‫چون نمی‌دونستیم چه سلبریتی‌هایی میان.

388
00:18:07,503 --> 00:18:09,046
‫و قطعا بهمون نگفته بودن
‫مایک تایسون میاد.

389
00:18:09,129 --> 00:18:10,581
‫یادم میاد داشتیم می‌رقصیدیم

390
00:18:10,631 --> 00:18:11,632
‫صداش رو می‌شنیدی.

391
00:18:11,715 --> 00:18:13,675
‫می‌دونی، مثلا، «هی، می‌خوای بریم بیرون؟

392
00:18:13,759 --> 00:18:17,012
‫بیشتر با هم آشنا بشیم؟ ها؟ نه؟ باشه.»

393
00:18:17,096 --> 00:18:18,347
‫«هی، می‌خوای بریم بیرون؟»

394
00:18:18,430 --> 00:18:21,475
‫- یکی یکی سراغ همه می‌رفت؟
‫- آره، سراغ تک تک دخترها می‌رفت.

395
00:18:21,558 --> 00:18:23,852
‫اون یه آدم رک بود،

396
00:18:23,894 --> 00:18:26,396
‫پس اگه به رابطه علاقه داشت،

397
00:18:26,522 --> 00:18:28,690
‫بعضی وقت‌ها چیزی که تو ذهنش بود رو می‌گفت.

398
00:18:28,774 --> 00:18:32,069
‫من و تو ممکنه یه کم ظریف‌تر باشیم،

399
00:18:32,111 --> 00:18:33,487
‫ولی اون اینطوری نبود.

400
00:18:33,529 --> 00:18:35,572
‫جمله‌ها مستقیم و بی‌ادبانه بود.

401
00:18:35,614 --> 00:18:37,074
‫انگار، «باشه،

402
00:18:37,116 --> 00:18:40,119
‫می‌دونی چطوریه.
‫فاصله‌ت رو حفظ کن.»

403
00:18:42,079 --> 00:18:43,288
‫ولی دزیره،

404
00:18:43,330 --> 00:18:45,124
‫اون جوون و ساده بود.

405
00:18:46,542 --> 00:18:49,336
‫شما ساعت دو صبح
‫به اتاق یه نفر می‌رفتی؟

406
00:18:49,378 --> 00:18:51,755
‫من ساعت دو صبح
‫به اتاق یه نفر نمی‌رم.

407
00:18:51,839 --> 00:18:53,507
‫مخصوصا مایک تایسون.

408
00:18:55,759 --> 00:18:59,012
‫- هیچ‌وقت «نه» گفت؟
‫- نه، هیچ‌وقت «نه» نگفت.

409
00:19:00,097 --> 00:19:02,724
‫می‌دونی کِی از حد می‌گذری
‫و کِی نمی‌گذری؟

410
00:19:02,891 --> 00:19:05,185
‫- می‌دونی؟
‫- خب، من از حد رد نشدم.

411
00:19:05,644 --> 00:19:08,272
‫مایک درونش کلی چیز می‌گذشت،

412
00:19:08,355 --> 00:19:10,315
‫ولی انتظار می‌رفت...

413
00:19:10,399 --> 00:19:12,985
‫کسایی که باید مشت می‌زدن ما بودیم.

414
00:19:13,527 --> 00:19:17,030
‫حالا باید با تکیه بر تناقض‌ها،
‫تو بازجویی متقابل گیرش بندازی.

415
00:19:17,114 --> 00:19:18,407
‫پس سوال کردیم.

416
00:19:18,490 --> 00:19:21,660
‫«دزیره، ساعت دو صبح
‫اونجا داشتی چیکار می‌کردی؟»

417
00:19:21,743 --> 00:19:24,872
‫- فکر می‌کنی تصمیم اشتباهی بود؟
‫- درست فکر نمی‌کردم.

418
00:19:24,955 --> 00:19:26,665
‫وقتی توی اتاقی،

419
00:19:26,707 --> 00:19:28,750
‫قبول کردی که اونجا باشی؟

420
00:19:33,630 --> 00:19:35,299
‫اقدامات احتیاطی رو انجام دادی؟

421
00:19:36,008 --> 00:19:40,012
‫این‌ها با ادعای اینکه
‫ازت سوءاستفاده شده، تناقض دارن.

422
00:19:40,846 --> 00:19:44,266
‫نکته جالب دیگه اینکه وقتی رسید اونجا،

423
00:19:44,349 --> 00:19:45,559
‫معده‌ش درد می‌کرد.

424
00:19:45,642 --> 00:19:49,104
‫رفت دستشویی، معده‌ش درد می‌کرد
‫و بعد گفت نه، چیزی نیست.

425
00:19:49,188 --> 00:19:52,691
‫یا می‌خواست باهاش ارتباط داشته باشه
‫یا پول می‌خواست،

426
00:19:52,774 --> 00:19:54,568
‫و تایسون گفت نه و از اونجا رفت.

427
00:19:54,651 --> 00:19:56,987
‫صادقانه، اون می‌دونست داره چیکار می‌کنه.

428
00:19:57,070 --> 00:19:58,989
‫فقط بحث افکار عمومیه، رفیق.

429
00:19:59,239 --> 00:20:01,700
‫تنها چیزی که می‌خوان جلب توجه و سروصداست.

430
00:20:01,950 --> 00:20:04,494
‫وقتی زنان می‌گن،
‫«من ساعت دو صبح این کار رو کردم»

431
00:20:04,578 --> 00:20:06,455
‫مردم می‌گن،
‫«اونجا داشتی چیکار می‌کردی؟»

432
00:20:06,997 --> 00:20:08,248
‫خودش به خودش آزار رسوند!

433
00:20:08,332 --> 00:20:10,000
‫- رفت تو یه اتاق...
‫- خجالت بکش!

434
00:20:10,083 --> 00:20:11,251
‫دختره دنبال همین بود.

435
00:20:11,335 --> 00:20:14,213
‫خجالت بکش که داری
‫قربانی رو سرزنش می‌کنی.

436
00:20:14,296 --> 00:20:17,049
‫دختره قربانیه؟
‫تایسون هم قربانیه. اون رو ببین.

437
00:20:17,132 --> 00:20:19,384
‫داری اون رو قربانی می‌کنی
‫همونطور که دختره قربانی بود.

438
00:20:19,468 --> 00:20:21,094
‫همین الان داره بهش آزار می‌رسه.

439
00:20:21,178 --> 00:20:23,180
‫وکلا و کینگ،
‫کار درست رو بکنید.

440
00:20:23,263 --> 00:20:25,974
‫نمی‌خوایم قربانی، متهم بشه.

441
00:20:26,683 --> 00:20:28,060
‫اون دختر قربانی بود.

442
00:20:28,435 --> 00:20:31,063
‫می‌خوای به مردم بگی چرا
‫خواستی این مصاحبه رو انجام بدی؟

443
00:20:31,146 --> 00:20:33,148
‫باور کن یا نه،
‫ولی اگه حرفم رو باور نکنی،

444
00:20:33,232 --> 00:20:34,942
‫این اتفاق برای یکی دیگه هم می‌افته.

445
00:20:36,944 --> 00:20:40,072
‫[دزیره واشنگتن به درخواست‌های
‫مصاحبه ما پاسخ نداد]

446
00:20:48,830 --> 00:20:50,249
‫من پزشک اورژانس

447
00:20:50,332 --> 00:20:52,876
‫در مرکز پزشکی اورژانس
‫و ترومای متودیست بودم.

448
00:20:54,253 --> 00:20:56,880
‫دزیره واشنگتن اومد اورژانس.

449
00:20:56,964 --> 00:20:58,882
‫اه، اومد به تریاژ

450
00:20:58,966 --> 00:21:02,177
‫و گفت قربانی آزار و اذیت بوده.

451
00:21:02,261 --> 00:21:03,553
‫آثاری شبیه

452
00:21:03,637 --> 00:21:07,683
‫به خراشیدگی در بدنش مشاهده می‌شد که

453
00:21:08,100 --> 00:21:10,352
‫احتمال وقوع رابطه بدون رضایت رو

454
00:21:10,394 --> 00:21:12,896
‫به‌ مراتب افزایش می‌داد.

455
00:21:15,816 --> 00:21:18,193
‫خب، در اون صورت،

456
00:21:18,277 --> 00:21:20,988
‫بیاید دنبال هر نوع کبودی بگردیم

457
00:21:21,029 --> 00:21:23,407
‫که با اقدام یه نفر،

458
00:21:23,490 --> 00:21:25,242
‫مثلا قوی‌ترین و سریع‌ترین مرد دنیا،

459
00:21:25,284 --> 00:21:27,995
‫برای نگه داشتن اجباری
‫یا سوءاستفاده ازش، همخوانی داشته باشه.

460
00:21:29,288 --> 00:21:33,292
‫کبودی یا آسیب دیگه‌ای
‫روی دزیره یادم نمیاد دیده باشم.

461
00:21:33,333 --> 00:21:34,501
‫هیچی نبود.

462
00:21:36,545 --> 00:21:39,256
‫در نهایت، تنها دو نفری که می‌دونن،

463
00:21:39,339 --> 00:21:41,216
‫همون دو نفر تو اتاقن.

464
00:21:43,927 --> 00:21:46,138
‫[تایسون متزلزل به نظر میاد
‫و آماده‌ی ناک‌اوت زودهنگامه]

465
00:21:49,057 --> 00:21:51,351
‫برام سخت بود
‫که اون رو توی اون وضعیت ببینم،

466
00:21:51,435 --> 00:21:53,979
‫ولی دون هر کاری می‌تونست انجام داد،

467
00:21:54,062 --> 00:21:56,815
‫احتمالا هر کار انسانی ممکن
‫تا به مایک کمک کنه.

468
00:21:56,898 --> 00:21:59,609
‫به دلیل شرایط حاکم،

469
00:21:59,735 --> 00:22:02,571
‫تلاش می‌کرد نظر و حمایت عموم رو جلب کنه.

470
00:22:02,654 --> 00:22:04,823
‫نه یعنی نه!

471
00:22:04,906 --> 00:22:06,950
‫نه یعنی نه!

472
00:22:07,034 --> 00:22:10,245
‫فقط مردهای سفیدپوست اومدن
‫درباره‌ش حرف می‌زنن... عجب رویی دارید.

473
00:22:10,329 --> 00:22:12,956
‫ما تو ایندیاناپولیسیم
‫که ظاهرا یکی از

474
00:22:13,040 --> 00:22:15,334
‫خاستگاه‌های «کو کلاکس کلن» بود.

475
00:22:15,417 --> 00:22:17,669
‫پس جایی نیست که به خاطر

476
00:22:17,753 --> 00:22:19,671
‫مدارای نژادی معروف باشه.

477
00:22:20,047 --> 00:22:22,174
‫- فکر می‌کنم مجرمه.
‫- چرا؟

478
00:22:22,883 --> 00:22:25,469
‫به نظر من، از اون تیپ آدم‌هاییه
‫که مقصر به نظر می‌رسن.

479
00:22:25,510 --> 00:22:27,471
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم به خاطر

480
00:22:27,512 --> 00:22:29,806
‫نژادپرستی تو ایندیانا شانسی داشته باشه.

481
00:22:29,848 --> 00:22:32,642
‫نژادپرستی خودش ادامه پیدا می‌کنه،
‫لازم نیست کسی هم بهش دامن بزنه.

482
00:22:32,726 --> 00:22:34,519
‫احتیاج به هیچ‌کس نداره
‫که ازش حمایت کنه.

483
00:22:34,603 --> 00:22:37,522
‫دون کینگ همون حرف‌های همیشگی رو زد،
‫«قضاوت نادرست.»

484
00:22:37,606 --> 00:22:39,107
‫«تو آمریکا چه انتظاری داری؟»

485
00:22:39,191 --> 00:22:41,693
‫چیزهایی که می‌گه نادرست نیستن،

486
00:22:41,777 --> 00:22:43,737
‫ولی می‌تونستی فیلم‌نامه‌ش رو بنویسی.

487
00:22:43,820 --> 00:22:46,114
‫می‌تونستی دقیقا بنویسی
‫چی می‌خواد بگه.

488
00:22:46,198 --> 00:22:47,824
‫بیاید از طریق تظاهرات بجنگیم.

489
00:22:47,908 --> 00:22:49,951
‫دون برای مبارزهاش هر کاری می‌کنه.

490
00:22:50,077 --> 00:22:52,037
‫بیاید با حذف نیروهای اهریمنی که

491
00:22:52,079 --> 00:22:53,705
‫ما رو تحت سلطه نگه می‌دارن بجنگیم.

492
00:22:53,789 --> 00:22:56,041
‫دون حتی با کو کلاکس کلن ملاقات کرد

493
00:22:56,249 --> 00:22:58,460
‫که سعی کنه به وضعیت مایک کمک کنه.

494
00:22:58,502 --> 00:23:01,213
‫تنها خواسته‌ی ما شرایطی برابر

495
00:23:01,254 --> 00:23:03,465
‫و رعایت تشریفات قانونیه

496
00:23:03,548 --> 00:23:06,593
‫تا عدالت بتونه برقرار بشه.

497
00:23:08,136 --> 00:23:10,305
‫[روز اعلام حکم]

498
00:23:11,014 --> 00:23:12,391
‫[دهم فوریه ۱۹۹۲]

499
00:23:13,433 --> 00:23:15,394
‫درباره پرونده مطمئنی؟

500
00:23:15,477 --> 00:23:17,687
‫درباره پرونده حس خوبی دارم. آره.

501
00:23:23,110 --> 00:23:24,569
‫موکل‌ها همیشه امیدوارن.

502
00:23:24,653 --> 00:23:25,904
‫همیشه حس می‌کنن

503
00:23:25,987 --> 00:23:29,241
‫که با نمایندگی خوب، پیروز می‌شن.

504
00:23:29,866 --> 00:23:31,034
‫می‌دونستم بی‌گناهم.

505
00:23:31,118 --> 00:23:31,993
‫مایک!

506
00:23:32,077 --> 00:23:34,454
‫و خیلی مطمئن بودم که پیروز می‌شم.

507
00:23:34,538 --> 00:23:36,289
‫تا وقتی جرمش ثابت نشه بی‌گناهه.

508
00:23:36,373 --> 00:23:37,874
‫مایک تایسون رو آزاد کنید!

509
00:23:37,958 --> 00:23:40,168
‫[آینده‌ی تایسون در دستان هیئت منصفه‌ست]

510
00:23:40,210 --> 00:23:41,628
‫خبر فوری.

511
00:23:41,711 --> 00:23:45,674
‫اعضای هیئت منصفه در محاکمه مایک تایسون
‫به اتهام آزار و اذیت، به حکم نهایی رسیدن.

512
00:23:45,757 --> 00:23:48,552
‫اریک شان به صورت زنده از ایندیاناپولیس

513
00:23:48,635 --> 00:23:50,303
‫در مورد حکم مایک تایسون گزارش می‌ده.

514
00:23:50,387 --> 00:23:52,264
‫بعد از دو هفته استماع شهادت‌ها،

515
00:23:52,347 --> 00:23:55,600
‫هیئت منصفه در محاکمه مایک تایسون به
‫اتهام آزار و اذیت، نظر خودش رو اعلام کرد.

516
00:23:57,686 --> 00:23:59,187
‫مایک تایسون...

517
00:24:00,564 --> 00:24:02,190
‫مجرم به آزار و اذیت شناخته شد.

518
00:24:04,234 --> 00:24:07,487
‫تایسون به جرم آزار و اذیت
‫و رفتار انحرافی مجرمانه محکوم شد.

519
00:24:07,571 --> 00:24:09,030
‫هیئت منصفه تایسون رو مجرم شناخت.

520
00:24:09,156 --> 00:24:11,741
‫- تایسون مجرم به آزار و اذیت شناخته شد.
‫- آزارگر محکوم‌شده.

521
00:24:11,825 --> 00:24:13,660
‫[حکمی کوبنده]

522
00:24:14,953 --> 00:24:16,538
‫حکم چطور بهت ضربه زد؟

523
00:24:16,621 --> 00:24:20,041
‫این واقعا، واقعا دوران خیلی سخت
‫و تلخی تو زندگیمه.

524
00:24:20,125 --> 00:24:22,502
‫می‌دونی، اصلا نمی‌خوام
‫درباره‌ش حرف بزنم.

525
00:24:22,544 --> 00:24:25,046
‫اونقدر تند حرف نمی‌زنی
‫که این قضیه رو تموم کنی.

526
00:24:27,132 --> 00:24:28,550
‫[ناک‌اوت شد]

527
00:24:30,385 --> 00:24:33,805
‫قاضی گیفورد، تایسون رو به شش سال زندان

528
00:24:33,847 --> 00:24:35,974
‫و ۳۰ هزار دلار جریمه محکوم کرد.

529
00:24:36,016 --> 00:24:37,100
‫[بلافاصله زندانی شد]

530
00:24:38,059 --> 00:24:40,687
‫گفته می‌شه که این شدیدترین محکومیت

531
00:24:40,770 --> 00:24:42,397
‫در تاریخ ورزش هست.

532
00:24:42,481 --> 00:24:43,815
‫داغون شدم.

533
00:24:45,358 --> 00:24:47,736
‫«واسه این مرد شش سال حبس بریدن؟»

534
00:24:48,320 --> 00:24:51,281
‫می‌دونی، وقتی باید ایندیانا رو
‫بدون پسرت ترک می‌کردی،

535
00:24:51,364 --> 00:24:52,824
‫دلت هُری می‌ریخت.

536
00:24:53,408 --> 00:24:55,452
‫نمی‌تونستم باور کنم. یعنی «چطور؟»

537
00:24:55,535 --> 00:24:57,996
‫انگار زندگیش تموم شده بود.
‫واقعا همینطور بود.

538
00:24:58,413 --> 00:24:59,948
‫نمی‌خواستم باور کنم،

539
00:24:59,998 --> 00:25:01,666
‫ولی حدس می‌زدم پیش بیاد.

540
00:25:01,958 --> 00:25:06,296
‫وینس اون رو تو موقعیتی گذاشت
‫که یه جور آدم غیرقابل دفاع بود،

541
00:25:06,379 --> 00:25:07,797
‫چون یه آدم چندش‌آور بود.

542
00:25:08,256 --> 00:25:10,592
‫و ما تو یه ایالت روستایی هستیم

543
00:25:10,717 --> 00:25:14,054
‫و یه جامعه روستایی دورمون داریم.

544
00:25:14,554 --> 00:25:16,640
‫مایک اون نوع پیشینه‌ای رو نداشت که

545
00:25:16,723 --> 00:25:19,351
‫هیئت منصفه بتونه باهاش همذات‌پنداری کنه.

546
00:25:19,392 --> 00:25:21,061
‫فکر می‌کنم مایک...

547
00:25:21,686 --> 00:25:23,688
‫نباید شهادت می‌داد.

548
00:25:25,148 --> 00:25:27,817
‫مطمئن نیستم که در ادای شهادت،
‫عملکرد بدی داشته باشه.

549
00:25:27,901 --> 00:25:30,487
‫ولی یه نکته درباره مایک اینه
‫که خیلی راستگوئه.

550
00:25:30,570 --> 00:25:32,405
‫و فکر می‌کنم حقیقت

551
00:25:33,114 --> 00:25:34,741
‫تو این پرونده

552
00:25:35,325 --> 00:25:36,785
‫بهش آسیب زد.

553
00:25:37,994 --> 00:25:39,746
‫این محاکمه عادلانه نبود.

554
00:25:39,913 --> 00:25:42,249
‫مایک تایسون رو قربانی کردن.

555
00:25:44,960 --> 00:25:46,836
‫فکر می‌کنی چرا محکومت کردن؟

556
00:25:46,920 --> 00:25:49,214
‫ببین، اگه واقعا باور داشتن
‫بهش آزار و اذیت رسوندم،

557
00:25:49,297 --> 00:25:51,841
‫نزدیک ۶۰ سال برام می‌بریدن،
‫شاید حتی بیشتر.

558
00:25:52,133 --> 00:25:53,510
‫الان هنوز اونجا بودم.

559
00:25:53,593 --> 00:25:55,595
‫فکر می‌کنی ازت یه نماد ساختن؟

560
00:25:55,679 --> 00:25:57,389
‫قطعا، یه حرکت سیاسی بود.

561
00:25:59,391 --> 00:26:02,102
‫به نظرت چیزی هست
‫که می‌تونست نتیجه رو عوض کنه؟

562
00:26:02,185 --> 00:26:03,979
‫خب، چیزی که داشتیم

563
00:26:04,020 --> 00:26:05,814
‫ولی نتونستیم به عنوان مدرک بیاریم

564
00:26:05,897 --> 00:26:08,650
‫این بود که دو سه روز بعد از شروع محاکمه،

565
00:26:08,733 --> 00:26:10,193
‫یه تماس دریافت کردیم.

566
00:26:10,277 --> 00:26:12,445
‫سه تا زن مایک رو با دزیره

567
00:26:12,487 --> 00:26:14,531
‫تو لیموزین دیده بودن.

568
00:26:14,614 --> 00:26:16,658
‫ماشین تقریبا همینجا...

569
00:26:18,201 --> 00:26:19,452
‫پارک شده بود.

570
00:26:19,536 --> 00:26:21,746
‫و همدیگه رو بغل کرده بودن.

571
00:26:21,830 --> 00:26:23,957
‫ساعت ۱:۳۰ نصفه‌شب بیرون این هتل.

572
00:26:24,040 --> 00:26:26,376
‫مهم‌تر از همه، دیدی که بغلش کرده بود؟

573
00:26:26,459 --> 00:26:28,169
‫آره همدیگه رو بغل کرده بودن.

574
00:26:28,253 --> 00:26:31,673
‫ولی قاضی گیفورد فکر می‌کرد
‫که این مدرک باید

575
00:26:31,756 --> 00:26:34,259
‫قبل از محاکمه ارائه می‌شد.

576
00:26:34,342 --> 00:26:36,303
‫ولی این موضوع تا تقریبا

577
00:26:36,386 --> 00:26:39,514
‫دو سه روز بعد از محاکمه،
‫به اطلاع ما نرسید.

578
00:26:39,681 --> 00:26:40,932
‫[قاضی گیفورد از دادن شهادت خودداری کرد]

579
00:26:40,974 --> 00:26:43,768
‫اینکه در اون زمان نمی‌شد
‫ازش در دادگاه استفاده کرد،

580
00:26:43,852 --> 00:26:45,854
‫ویران‌کننده بود.

581
00:26:46,646 --> 00:26:48,690
‫ولی در مورد اینکه مرتکب
‫آزار و اذیت شده یا نه،

582
00:26:48,732 --> 00:26:50,984
‫نمی‌تونم بگم این کار رو کرده یا نکرده.

583
00:26:51,067 --> 00:26:52,986
‫می‌فهمی؟ چون اونجا نبودم.

584
00:26:59,868 --> 00:27:01,286
‫مایک تایسون!

585
00:27:02,162 --> 00:27:03,204
‫هی، مایک!

586
00:27:07,375 --> 00:27:09,336
‫مایک، دوست داری هوادارها چی رو بدونن؟

587
00:27:09,419 --> 00:27:12,213
‫چیزی هست که بتونی
‫به حامی‌هات بگی، مایک؟

588
00:27:13,423 --> 00:27:14,924
‫دوباره مبارزه می‌کنی؟

589
00:27:15,550 --> 00:27:17,719
‫من کاری نکردم که لایق این باشم.

590
00:27:20,764 --> 00:27:23,016
‫اون موقع فقط خیلی عصبانی بودم.

591
00:27:24,100 --> 00:27:26,061
‫اون موقع واقعا عصبانی بودم.

592
00:27:30,440 --> 00:27:32,859
‫اگه می‌خوای من رو دنبال کنی و قضاوتم کنی،

593
00:27:33,693 --> 00:27:35,695
‫از دور این کار رو بکن.

594
00:27:38,281 --> 00:27:40,784
‫[مرکز جوانان ایندیانا]

595
00:27:41,368 --> 00:27:42,527
‫[آوریل ۱۹۹۲ - ۲۵ سالگی]

596
00:27:42,577 --> 00:27:44,037
‫من نگران بودم.

597
00:27:44,829 --> 00:27:47,165
‫نه در مورد اینکه «زندگیش رو خراب می‌کنه؟»

598
00:27:47,248 --> 00:27:48,958
‫درباره خودش، آدمیزاد.

599
00:27:49,042 --> 00:27:50,460
‫الان چی می‌شه؟

600
00:27:53,213 --> 00:27:54,381
‫ناراحتم کرد.

601
00:27:59,386 --> 00:28:02,305
‫فقط دونستن اینکه زندگیش عوض شده،
‫انگار از اون...

602
00:28:04,516 --> 00:28:06,726
‫و الان برگشته جایی که نباید باشه،

603
00:28:06,810 --> 00:28:08,978
‫جایی که فکر می‌کردیم
‫هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

604
00:28:10,313 --> 00:28:11,898
‫ولی من زندگی در زندان رو می‌شناسم

605
00:28:11,981 --> 00:28:14,067
‫و هر چیزی اونجا ممکنه اتفاق بیفته.

606
00:28:16,111 --> 00:28:17,445
‫جالبه.

607
00:28:17,529 --> 00:28:19,406
‫واقعا جالبه که

608
00:28:20,031 --> 00:28:21,741
‫تو جایی باشی...

609
00:28:22,617 --> 00:28:24,452
‫که هیچ‌کس بهت اهمیت نمی‌ده.

610
00:28:25,662 --> 00:28:28,665
‫ساکته.
‫بعضی وقت‌ها صدای جیغ مردم رو می‌شنوی.

611
00:28:28,748 --> 00:28:31,126
‫همه اونجا توانایی کشتنت رو دارن.

612
00:28:31,209 --> 00:28:33,461
‫حتی ضعیف‌ترین، کوچیک‌ترین نفر.

613
00:28:33,545 --> 00:28:35,088
‫همه‌شون توانایی کشتنت رو دارن.

614
00:28:35,130 --> 00:28:38,675
‫پس دقیقا از همون زاویه دید شروع می‌کنی.

615
00:28:39,551 --> 00:28:40,802
‫فقط می‌ترسیدم،

616
00:28:40,844 --> 00:28:42,554
‫چون اون تو غرب میانه بود.

617
00:28:43,054 --> 00:28:47,225
‫و تو غرب میانه، حضور گروه‌هایی مثل
‫«ملت‌های آریایی» و امثال اون پررنگ بود.

618
00:28:47,934 --> 00:28:50,687
‫پس من گفتم، «فقط خودت باش.
‫دیوونه نشو، مرد.»

619
00:28:54,357 --> 00:28:56,985
‫قبل از اینکه مایک بیاد، من دو سال بود

620
00:28:57,068 --> 00:28:58,903
‫که تو مرکز جوانان ایندیانا بودم.

621
00:28:58,987 --> 00:29:00,939
‫آخرش هم‌اتاقی شدیم

622
00:29:00,989 --> 00:29:03,074
‫و پیوندی برادرانه بینمون شکل گرفت.

623
00:29:03,491 --> 00:29:06,035
‫خب، با فرید تو ایندیانا
‫در سیستم زندان آشنا شدم.

624
00:29:06,119 --> 00:29:07,495
‫یه آدم خوب.

625
00:29:07,579 --> 00:29:09,873
‫و یه قطب‌نمای اخلاقی،

626
00:29:09,914 --> 00:29:12,292
‫امم، به بزرگی این خونه.

627
00:29:12,375 --> 00:29:14,169
‫فقط یه آدم واقعا خوب.

628
00:29:14,252 --> 00:29:15,670
‫چند نفری بودن که

629
00:29:15,712 --> 00:29:18,047
‫احتمالا می‌خواستن مایک رو به چالش بکشن.

630
00:29:18,089 --> 00:29:22,010
‫ولی مایک، خوش‌شانس بود
‫که آدم‌هایی دور و برش بودن،

631
00:29:22,051 --> 00:29:23,303
‫مثل خودم،

632
00:29:23,344 --> 00:29:25,263
‫که یادش می‌انداختن، «برادر، ببین،

633
00:29:25,388 --> 00:29:27,098
‫اگه اون یارو چیزی بهت گفت،

634
00:29:27,182 --> 00:29:28,516
‫فقط نادیده بگیرش.

635
00:29:28,558 --> 00:29:29,976
‫اون تا ابد اینجا می‌مونه.»

636
00:29:30,059 --> 00:29:31,978
‫من رو از دردسر دور نگه داشت، آره.

637
00:29:32,771 --> 00:29:34,731
‫چون من به دردسر جذب می‌شم.

638
00:29:35,398 --> 00:29:36,649
‫آدمی مثل مایک،

639
00:29:36,733 --> 00:29:38,610
‫که زندگیش رو گذرونده،

640
00:29:38,693 --> 00:29:41,196
‫هر کاری که می‌خواسته کرده، می‌دونی؟

641
00:29:41,279 --> 00:29:43,406
‫یه زندگی پنج ستاره داشته،

642
00:29:43,490 --> 00:29:47,202
‫و بعد فورا انداختنش
‫تو مرکز جوانان ایندیانا

643
00:29:47,285 --> 00:29:50,288
‫و بهش گفتن کِی می‌تونه بخوره
‫و کِی می‌تونه بخوابه.

644
00:29:50,371 --> 00:29:51,456
‫برای اون تغییر بزرگی بود.

645
00:29:53,041 --> 00:29:54,501
‫یه کم طول کشید.

646
00:29:54,584 --> 00:29:56,002
‫یه کم طول کشید.

647
00:29:56,085 --> 00:29:58,087
‫شش هفت ماه اول.

648
00:29:58,505 --> 00:30:00,590
‫چون از اینکه تو زندان بودم عصبانی بودم.

649
00:30:01,007 --> 00:30:03,218
‫یه مدت بعد از زندانی شدن مایک،

650
00:30:03,259 --> 00:30:05,762
‫یه نامه به خونه‌م رسید.

651
00:30:05,804 --> 00:30:08,014
‫یه پاراگراف تو صفحه سه بود،

652
00:30:08,056 --> 00:30:11,643
‫و می‌گفت، «آقای گری، هیچ‌وقت
‫به کاری که نکردم اعتراف نمی‌کنم.»

653
00:30:11,726 --> 00:30:13,686
‫پاراگراف بعدی. «هرچند...»

654
00:30:13,770 --> 00:30:16,397
‫کلی چیزهای دیگه هست
‫که من دیوونه بودم و انجام می‌دادم،

655
00:30:16,481 --> 00:30:19,400
‫باید اون موقع زندانی می‌شدم.
‫ولی برای اون...

656
00:30:19,526 --> 00:30:20,902
‫لطفا ولم کن.

657
00:30:20,985 --> 00:30:22,987
‫ازش پرسیدم
‫اون چیزهای دیگه چی بودن،

658
00:30:23,071 --> 00:30:25,990
‫و فقط گفت،
‫«چیزی که برات نوشتم حقیقت داشت.»

659
00:30:27,075 --> 00:30:29,452
‫چیزی که باید بهش می‌گفتیم این بود،

660
00:30:29,536 --> 00:30:31,996
‫اینجا یه محیط عادی نیست.

661
00:30:32,956 --> 00:30:35,834
‫و وقتی شروع کنی
‫این محیط رو عادی بدونی،

662
00:30:35,917 --> 00:30:37,961
‫اون وقت خودت غیرعادی می‌شی.

663
00:30:38,044 --> 00:30:40,421
‫پس این رو بفهم که باید

664
00:30:40,505 --> 00:30:42,924
‫سیستم خودت رو تو این سیستم بسازی.

665
00:30:43,007 --> 00:30:46,177
‫و اون اساسا از موقعیتش استفاده کرد.

666
00:30:46,261 --> 00:30:48,763
‫سالامی، پروشوتو، کلی پنیر.

667
00:30:48,847 --> 00:30:49,806
‫یالا. دیگه چی؟

668
00:30:49,848 --> 00:30:52,141
‫تا حالا اون فیلم رو دیدی، ام...

669
00:30:52,225 --> 00:30:53,643
‫رفقای خوب؟

670
00:30:54,102 --> 00:30:56,688
‫تو زندان بودن و همه کار می‌کردن.

671
00:30:56,771 --> 00:30:59,232
‫یه جورایی...
‫ما اینطوری زندگی می‌کردیم.

672
00:30:59,858 --> 00:31:01,317
‫خرچنگ می‌خوردیم،

673
00:31:01,401 --> 00:31:05,363
‫برنج سرخ‌شده چینی می‌خوردیم،
‫یا می‌دونی، مرغ کبابی.

674
00:31:05,488 --> 00:31:07,824
‫اینا چیزهایی بودن
‫که برامون می‌آوردن.

675
00:31:07,907 --> 00:31:11,286
‫خیلی خوب زندگی می‌کردم،
‫اصلا فکر نمی‌کردی تو زندان باشم.

676
00:31:11,369 --> 00:31:13,788
‫مقامات اذعان کردن با اختصاص
‫یک اتاق ملاقات اختصاصی به قهرمان سابق،

677
00:31:13,872 --> 00:31:14,914
‫کار رو براش آسان‌تر می‌کنن.

678
00:31:14,998 --> 00:31:16,958
‫مایک ملاقات‌کننده داشت

679
00:31:17,041 --> 00:31:18,543
‫از فلورنس هندرسون...

680
00:31:18,626 --> 00:31:19,627
‫مایک!

681
00:31:19,711 --> 00:31:22,213
‫تا لوئیس فراخان،

682
00:31:22,297 --> 00:31:23,631
‫و هر کسی بینشون.

683
00:31:23,715 --> 00:31:26,634
‫کلی آدم اومدن.
‫مایا آنجلو، جسی جکسون.

684
00:31:26,759 --> 00:31:29,888
‫توپاک اومد منو ببینه، آره.

685
00:31:31,306 --> 00:31:32,932
‫اومد به این وضع نکبت‌بارم یه سر بزنه.

686
00:31:33,016 --> 00:31:35,310
‫لطفا به توپاک شکور خوش‌آمد بگید!

687
00:31:36,728 --> 00:31:39,314
‫♪ احترام به اونایی که گردنشون رو
‫می‌شکنن تا نگه دارن... ♪

688
00:31:39,397 --> 00:31:41,816
‫توپاک به مایک
‫مثل یه برادر بزرگ‌تر نگاه می‌کرد.

689
00:31:41,900 --> 00:31:45,486
‫مایک تایسون تنها کسی بود
‫که یادم میاد میلیونر بود

690
00:31:45,570 --> 00:31:47,447
‫و مثل یه برادر واقعی رفتار می‌کرد.

691
00:31:47,530 --> 00:31:50,033
‫و اون قهرمان ما بود
‫و من می‌خواستم مثل اون باشم.

692
00:31:50,116 --> 00:31:53,828
‫تنها سیاه‌پوستی که می‌شناسم
‫که به اون وضعیت میلیونری رسید

693
00:31:53,912 --> 00:31:55,788
‫و با رپرها هم با احترام رفتار می‌کرد.

694
00:31:55,872 --> 00:31:58,333
‫فکر نمی‌کنی خدا بتونه یکی مثل اون خلق کنه.

695
00:31:58,416 --> 00:32:02,086
‫فقط یه بچه سیاه‌پوست کوچیک
‫از محله فقیرنشین که هیچی براش مهم نیست.

696
00:32:02,170 --> 00:32:03,922
‫«زندگی اراذل»، جدی می‌گم.

697
00:32:04,005 --> 00:32:07,008
‫چون این سفیدپوست‌ها ما رو اراذل می‌بینن.
‫برام مهم نیست چی فکر می‌کنید.

698
00:32:08,051 --> 00:32:11,137
‫پس اومد تو اتاق ملاقات
‫و مردم کنترل خودشون رو از دست دادن.

699
00:32:11,220 --> 00:32:13,431
‫تشویقش می‌کردن؟

700
00:32:13,514 --> 00:32:14,515
‫آره.

701
00:32:14,599 --> 00:32:17,226
‫توپاک واقعا پرید روی میز اتاق ملاقات

702
00:32:17,310 --> 00:32:18,227
‫و داشت می‌گفت،

703
00:32:18,311 --> 00:32:20,688
‫«باید قوی بمونیم، مایک!
‫نباید بذاریم ما رو زمین بزنن.»

704
00:32:20,772 --> 00:32:22,440
‫جوگیر شده بود. بهش گفتیم بیا پایین.

705
00:32:22,523 --> 00:32:25,276
‫مثل، «هی، پسر، بیا پایین از روی میز.
‫بیا پایین لعنتی.»

706
00:32:25,360 --> 00:32:28,363
‫«ما تو زندانیم، پسر! نمی‌تونی این
‫کار رو بکنی». می‌خواستن بیرونش کنن.

707
00:32:28,446 --> 00:32:30,406
‫تعجب می‌کنم که سمتش هجوم نبردن.

708
00:32:31,324 --> 00:32:32,659
‫آدم قشنگی بود.

709
00:32:33,826 --> 00:32:38,456
‫ما هیچوقت واقعا عمق فقدان توپاک رو
‫درک نکردیم، مگه احتمالا ده سال بعد.

710
00:32:38,873 --> 00:32:40,333
‫یه فقدان بزرگ بود.

711
00:32:42,710 --> 00:32:46,506
‫به یه دلیلی خدا تصمیم گرفت
‫این رو بخش بزرگی از زندگیم بکنه،

712
00:32:46,589 --> 00:32:49,217
‫بخش بزرگی از زندگیم
‫که بتونم باهاش کنار بیام.

713
00:32:50,760 --> 00:32:53,012
‫قتل، دوستان در حال مرگ.

714
00:32:53,471 --> 00:32:55,974
‫تو زندان کلی درباره خودم یاد گرفتم.

715
00:32:56,516 --> 00:32:58,726
‫یاد گرفتم که لایق اینم
‫من رو دوست داشته باشن.

716
00:32:59,644 --> 00:33:02,063
‫- این رو تو زندان یاد گرفتی؟
‫- آره.

717
00:33:02,146 --> 00:33:04,023
‫این یه تناقض لفظی نیست؟

718
00:33:04,107 --> 00:33:06,442
‫همینه... من همینم.

719
00:33:06,526 --> 00:33:08,528
‫خود همینم.

720
00:33:09,946 --> 00:33:13,992
‫من کاملا معتقدم هر کسی با چیزهایی که
‫به دست میاره، شخصیت خودش رو می‌سازه.

721
00:33:14,117 --> 00:33:16,744
‫پس از اون دیدگاه به زندگیم نگاه کردم.

722
00:33:18,746 --> 00:33:21,874
‫[ژوئن ۱۹۹۴ - دو سال در زندان]

723
00:33:21,958 --> 00:33:24,919
‫بعد از دو سال در زندان بودن،

724
00:33:25,003 --> 00:33:27,672
‫اومدن پیش مایک و گفتن،
‫«اگه به جرم خودت اعتراف کنی،

725
00:33:27,755 --> 00:33:30,049
‫حکمت رو کم می‌کنیم
‫و می‌تونی زودتر بری خونه.»

726
00:33:30,133 --> 00:33:32,260
‫مایک تایسون!

727
00:33:32,343 --> 00:33:35,471
‫مایک، به دزیره واشنگتن آزار رسوندی؟

728
00:33:36,806 --> 00:33:38,766
‫مایک گفت، «چرا به کاری که نکردم
‫اعتراف کنم؟»

729
00:33:38,850 --> 00:33:41,227
‫«هی، من مبارزم. با این می‌جنگم.»

730
00:33:41,269 --> 00:33:42,395
‫من نمی‌خوام

731
00:33:42,854 --> 00:33:45,481
‫با این کار قهرمان‌بازی دربیارم. اصلا.

732
00:33:45,523 --> 00:33:49,027
‫فقط اینکه حقیقت نداشت.
‫به همین سادگی.

733
00:33:49,110 --> 00:33:51,654
‫من نمردم. تا وقتی نفس می‌کشم،

734
00:33:51,738 --> 00:33:54,240
‫مغزم کار می‌کنه،
‫قلبم کار می‌کنه،

735
00:33:54,323 --> 00:33:55,366
‫پیروز می‌شم.

736
00:33:55,450 --> 00:33:57,410
‫بعضی وقت‌ها، باید

737
00:33:57,452 --> 00:33:59,829
‫بار سنگین دوشمون رو زمین بذاریم

738
00:33:59,871 --> 00:34:01,497
‫و فقط نظاره‌گر باشیم،

739
00:34:01,581 --> 00:34:03,374
‫یاد بگیریم و گوش بدیم.

740
00:34:04,834 --> 00:34:06,335
‫اون رشد کرده بود.

741
00:34:06,419 --> 00:34:08,838
‫من اون رو با اسلام آشنا کردم.

742
00:34:08,921 --> 00:34:10,923
‫ما برای اینکه درست عمل کنیم،
‫به دین احتیاج داریم.

743
00:34:11,007 --> 00:34:13,217
‫باید به خودمون فراتر از
‫چیزی که هستیم نگاه کنیم

744
00:34:13,301 --> 00:34:14,510
‫و دین همین کار رو می‌کنه.

745
00:34:15,428 --> 00:34:17,764
‫و کلی کتاب می‌خوندیم.

746
00:34:18,598 --> 00:34:21,225
‫اونقدر کتاب خوندم،
‫دیگه نمی‌تونستم بخونم.

747
00:34:21,309 --> 00:34:23,519
‫از بس خوندم سرم درد می‌کرد.

748
00:34:23,603 --> 00:34:25,063
‫نزدیک بود کور شم.

749
00:34:26,189 --> 00:34:28,483
‫اون فیلم رو یادت میاد،
‫کنت مونت کریستو؟

750
00:34:28,566 --> 00:34:30,443
‫یه اشتباهی شده.

751
00:34:30,526 --> 00:34:33,946
‫عاشق یه زنی بود،
‫فکر کنم کنتس بود یا همچین چیزی

752
00:34:34,030 --> 00:34:37,617
‫و کسی که باهاش برای اون زن رقابت می‌کرد

753
00:34:37,700 --> 00:34:39,952
‫یه کار خلافی کرد،

754
00:34:40,036 --> 00:34:42,622
‫اون رو به عنوان قاتل
‫یا دزد یا چیزی جا زد

755
00:34:42,705 --> 00:34:44,165
‫و انداختش زندان.

756
00:34:44,248 --> 00:34:45,833
‫و معتقدم که این برای من اتفاق افتاد،

757
00:34:45,917 --> 00:34:48,127
‫پس از اون دیدگاه به زندگیم نگاه کردم.

758
00:34:48,211 --> 00:34:49,921
‫جرم من چیه؟

759
00:34:50,004 --> 00:34:51,839
‫واقعا درباره انتقام هم هست.

760
00:34:51,923 --> 00:34:55,051
‫به اشتباه محکوم شدن به یه چیزی
‫و بعد انتقام گرفتن.

761
00:34:55,134 --> 00:34:56,928
‫نه فرشته، نه اهریمن

762
00:34:57,929 --> 00:34:59,722
‫نمی‌تونن جلوی انتقامم رو بگیرن.

763
00:35:02,100 --> 00:35:04,435
‫چطور نقشه‌ی انتقامت رو کشیدی؟

764
00:35:04,519 --> 00:35:07,939
‫خب، اینکه وقتی بیرون اومدم
‫ثروتمندترین مبارز دنیا باشم.

765
00:35:08,022 --> 00:35:09,440
‫دوباره قهرمان بشم.

766
00:35:12,276 --> 00:35:14,112
‫بهترین انتقام رو می‌خوای بگیری؟

767
00:35:14,153 --> 00:35:16,072
‫رسیدن به بیشترین میزان موفقیت؛

768
00:35:16,114 --> 00:35:18,157
‫به اعتقادم، این بهترین انتقامه.

769
00:35:21,119 --> 00:35:22,361
‫یه چیزی درباره مایک بگم،

770
00:35:22,411 --> 00:35:24,288
‫وقتی تمرکز کرده، کاملا متمرکزه.

771
00:35:24,330 --> 00:35:25,873
‫بیدارم می‌کرد و می‌گفت،

772
00:35:25,957 --> 00:35:27,750
‫«باید دراز و نشست کنم.
‫قوزک‌هام رو بگیر.»

773
00:35:27,834 --> 00:35:29,293
‫پس قوزک‌هاش رو می‌گرفتم

774
00:35:29,335 --> 00:35:30,920
‫وقتی ۵۰۰ تا دراز و نشست می‌رفت.

775
00:35:30,962 --> 00:35:33,005
‫اونقدر دراز و نشست می‌رفت

776
00:35:33,089 --> 00:35:35,591
‫که پشتش واقعا شروع می‌کرد به خونریزی،

777
00:35:35,675 --> 00:35:38,094
‫به خاطر اون کف سفت زمین تو سلول.

778
00:35:38,177 --> 00:35:40,054
‫بعضی وقت‌ها، بیدارم می‌کرد،
‫«آماده‌ام بدوئم.»

779
00:35:40,138 --> 00:35:42,390
‫می‌گفتم، «باشه، برادر»
‫و فقط برمی‌گشتم به خواب.

780
00:35:42,473 --> 00:35:44,016
‫خیلی وقت‌ها تو سلول می‌دویدم،

781
00:35:44,058 --> 00:35:46,060
‫سرجا می‌دویدم، ورزش می‌کردم.

782
00:35:46,102 --> 00:35:48,938
‫و بعد وقتی بیدار می‌شدم،
‫کل اتاق پر از عرق بود.

783
00:35:49,021 --> 00:35:52,942
‫با ۱۲۰ کیلو و خورده‌ای رفتم داخل
‫و با ۹۸ کیلو اومدم بیرون.

784
00:35:53,025 --> 00:35:56,487
‫یعنی دیدم که چطور از یه آدم با اضافه‌وزن

785
00:35:56,571 --> 00:35:58,865
‫به یکی با هیکل بی‌نقص مثل آدونیس تبدیل شد.

786
00:36:02,160 --> 00:36:05,621
‫چطور با از دست دادن قدرت کنار اومدی؟

787
00:36:05,705 --> 00:36:07,248
‫هیچ‌وقت قدرتم رو از دست ندادم.

788
00:36:07,331 --> 00:36:09,083
‫قدرتم همیشه درونم بود.

789
00:36:09,292 --> 00:36:11,127
‫بزرگ‌ترین دارایی من، خودمم.

790
00:36:13,379 --> 00:36:14,881
‫وقتی مایک تایسون تو زندان بود،

791
00:36:14,922 --> 00:36:16,966
‫رده سنگین‌وزن بوکس خلأ بزرگی داشت.

792
00:36:17,049 --> 00:36:18,843
‫اونقدر مبارزه‌های خوبی وجود نداشت.

793
00:36:18,926 --> 00:36:21,596
‫هالیفیلد رو ببین!

794
00:36:21,679 --> 00:36:23,264
‫ایواندر هالیفیلد بود

795
00:36:23,347 --> 00:36:26,225
‫و لنکس لوئیس بود
‫و کم‌کم داشتن بالا میومدن،

796
00:36:26,309 --> 00:36:29,187
‫ولی بازم، منبع اصلی درآمد
‫برای هر دوی اون‌ها،

797
00:36:29,228 --> 00:36:30,605
‫مایک تایسون بود.

798
00:36:30,938 --> 00:36:32,857
‫اون کسی بود که همه می‌خواستن
‫باهاش سرشاخ بشن،

799
00:36:32,940 --> 00:36:34,984
‫چون تا وقتی از سدش رد نمی‌شدی،

800
00:36:35,067 --> 00:36:36,569
‫واقعا نمی‌تونستی قهرمان بشی.

801
00:36:36,652 --> 00:36:40,281
‫هنوز بزرگ‌ترین اسم اون بیرون بود،
‫داخل و بیرون رینگ.

802
00:36:40,323 --> 00:36:42,325
‫و دون داشت همه چیز رو ترتیب می‌داد.

803
00:36:42,408 --> 00:36:44,660
‫وقتی مایک هنوز تو زندان بود این کار رو کرد.

804
00:36:44,744 --> 00:36:48,414
‫مایک تایسون برای بازگشتش به رینگ
‫میلیون‌ها دلار می‌گیره.

805
00:36:48,456 --> 00:36:51,334
‫دون یه ساختاری بین شوتایم

806
00:36:51,375 --> 00:36:53,544
‫و ام‌جی‌ام ترتیب داد

807
00:36:53,628 --> 00:36:57,256
‫که تضمین می‌کرد مایک
‫حدود ۷۳ میلیون دلار پاداش

808
00:36:57,840 --> 00:36:59,750
‫برای حدود ۱۵ مبارزه امضا بگیره.

809
00:36:59,800 --> 00:37:02,053
‫بیش از ۳۰، ۳۵ میلیون برای هر مبارزه.

810
00:37:02,678 --> 00:37:05,681
‫ارزش کل قرارداد ۳۹۵ میلیون دلار بود،

811
00:37:05,723 --> 00:37:07,016
‫همینقدر بود.

812
00:37:07,850 --> 00:37:09,101
‫ببین،

813
00:37:09,227 --> 00:37:13,231
‫هیچ‌کس تو تاریخ بشریت
‫این کار رو نکرده بود.

814
00:37:13,397 --> 00:37:16,025
‫نه فقط ورزش، تو تاریخ بشریت.

815
00:37:16,108 --> 00:37:17,526
‫وقتی می‌ری زندان،

816
00:37:17,568 --> 00:37:18,978
‫موقع بیرون اومدنت،

817
00:37:19,028 --> 00:37:22,031
‫این ۷۳ میلیون رو بگیر
‫و ۴۰۰ میلیون منتظرته.

818
00:37:22,114 --> 00:37:23,783
‫هیچ‌وقت این کار انجام نشده.

819
00:37:23,866 --> 00:37:25,493
‫یه انتظار بزرگ وجود داشت که

820
00:37:25,576 --> 00:37:28,204
‫«وقتی از زندان بیرون بیاد
‫چیکار می‌تونه کنه؟»

821
00:37:28,788 --> 00:37:31,123
‫این موضوع صرفا گویای همون
‫فرهنگ سلبریتی‌محوریه که

822
00:37:31,165 --> 00:37:32,625
‫همه رو به خودش مشغول کرده بود.

823
00:37:32,667 --> 00:37:34,377
‫و اون فرهنگ این بود

824
00:37:34,460 --> 00:37:37,755
‫که حاضر بودن از این محکومیت به خاطر

825
00:37:37,838 --> 00:37:41,550
‫استعداد و هیجانی که
‫به این ورزش می‌آورد، چشم‌پوشی کنن.

826
00:37:41,634 --> 00:37:43,636
‫انگار مردم منتظر بودن که

827
00:37:43,678 --> 00:37:45,513
‫حبسش رو بگذرونه و بیرون بیاد.

828
00:37:48,641 --> 00:37:50,351
‫[مایک تایسون امروز از زندان آزاد خواهد شد]

829
00:37:50,935 --> 00:37:53,854
‫[۲۵ مارس ۱۹۹۵ - ۲۸ سالگی]

830
00:37:53,938 --> 00:37:55,439
‫دون و بقیه همه اونجان،

831
00:37:56,440 --> 00:37:59,443
‫و داشتند درباره تدارک
‫یک مراسم پرشور و پرهیاهو

832
00:37:59,527 --> 00:38:01,279
‫برای لحظه بیرون اومدن مایک حرف می‌زدن.

833
00:38:01,362 --> 00:38:04,115
‫و انگار گفتن،
‫«خب برادر فرید، نظرت چیه؟»

834
00:38:04,198 --> 00:38:06,659
‫و گفتم،
‫«چیزی که شما دارید درباره‌ش حرف می‌زنید،

835
00:38:06,742 --> 00:38:08,077
‫مایک هیچ‌کدومش رو نمی‌خواد.»

836
00:38:09,328 --> 00:38:11,455
‫اون فقط می‌خواد بره خونه.

837
00:38:13,624 --> 00:38:16,961
‫وقتی اومدم بیرون،
‫انبوهی از مردم و رسانه‌ها اونجا بودن.

838
00:38:18,254 --> 00:38:20,798
‫هلیکوپترهای خبری.

839
00:38:20,881 --> 00:38:22,300
‫نمی‌خواستم بیرون بیام.

840
00:38:23,134 --> 00:38:24,176
‫می‌ترسیدم.

841
00:38:26,262 --> 00:38:28,389
‫[تایسون از سد رسانه‌ها
‫و خیرخواهان عبور کرد]

842
00:38:28,597 --> 00:38:30,433
‫[مایک عضلانی هنگام آزادی
‫از دوربین دوری می‌کند]

843
00:38:30,474 --> 00:38:33,060
‫برای یه لحظه، طرز فکر زندان
‫دوباره به همون حال‌وهوا منو برگردوند.

844
00:38:33,102 --> 00:38:35,146
‫برای یه لحظه، منو تسلیم خودش کرده بود.

845
00:38:35,229 --> 00:38:37,606
‫تایسون مدت کوتاهی پس از آزادی
‫از بازداشتگاهی در ایندیانا،

846
00:38:37,690 --> 00:38:40,192
‫به عمارت خود در اوهایو،
‫در نزدیکی کلیولند رسید.

847
00:38:40,276 --> 00:38:42,320
‫هیجان آزاد شدن تایسون

848
00:38:42,403 --> 00:38:45,031
‫در زادگاهش بی‌توجه نمونده.

849
00:38:45,781 --> 00:38:47,658
‫چند روز اونجا زیر نظر گرفتیمش.

850
00:38:47,700 --> 00:38:49,243
‫سه چهار روز اونجا بودم،

851
00:38:49,285 --> 00:38:51,287
‫فقط منتظر بودم بیرون اومدنش رو ببینم.

852
00:38:51,370 --> 00:38:53,873
‫مثل انتظار برای اینکه پاپ بیاد بیرون بالکن.

853
00:38:53,914 --> 00:38:55,207
‫همینطوری بود.

854
00:38:56,584 --> 00:38:58,711
‫می‌شد فهمید که اصلا
‫از این ماجرا خوشش نمیومد.

855
00:38:59,920 --> 00:39:01,964
‫فقط می‌خواست تنهاش بذارن.

856
00:39:02,048 --> 00:39:04,342
‫رفیق، بی‌صبرانه منتظریم
‫که قهرمان رو در خانه ببینیم.

857
00:39:04,425 --> 00:39:07,219
‫برگشته اوهایو،
‫جایی که بهش تعلق داره.

858
00:39:07,970 --> 00:39:10,181
‫همین الان هم مردم هنوز

859
00:39:10,264 --> 00:39:12,224
‫همچین کسی رو یادشون میاد که

860
00:39:12,308 --> 00:39:14,268
‫اینقدر مسلط و مسحورکننده بود.

861
00:39:14,477 --> 00:39:17,855
‫[هر کسی یک تکه از مایک می‌خواد]

862
00:39:17,938 --> 00:39:20,066
‫ولی بعد از زندان،

863
00:39:20,149 --> 00:39:23,778
‫مایک خیلی از خودش محافظت می‌کرد.

864
00:39:24,362 --> 00:39:25,571
‫از جایی اومدم که

865
00:39:25,654 --> 00:39:27,782
‫سه سال، سه سال و نیم
‫اونجا راحت بودم.

866
00:39:27,865 --> 00:39:30,493
‫حالا دوباره برگشتم به این دنیای دیوونه‌وار

867
00:39:30,576 --> 00:39:32,578
‫که هیچ‌کس توش بهت اهمیت نمی‌ده.

868
00:39:33,329 --> 00:39:36,374
‫می‌دونی، حداقل تو زندان،
‫می‌دونی یکی هوات رو داره.

869
00:39:36,415 --> 00:39:37,583
‫این چیز جالبی نیست؟

870
00:39:37,666 --> 00:39:40,086
‫بعد که وارد دنیای بیرون می‌شی،
‫هیچ‌کس هوات رو نداره.

871
00:39:40,169 --> 00:39:43,214
‫عجیبه، نه؟
‫الان درباره این چیزها فکر می‌کنی.

872
00:39:46,467 --> 00:39:48,461
‫زندان بهش فرصت داد

873
00:39:48,511 --> 00:39:50,179
‫درباره خودش و زندگیش فکر کنه

874
00:39:50,221 --> 00:39:52,214
‫و تصمیم بگیره از این به بعد چطور زندگی کنه.

875
00:39:52,264 --> 00:39:54,350
‫حالا می‌خواست آروم پیش بره.

876
00:39:56,727 --> 00:39:58,929
‫مایک اومد خونه و فهمید

877
00:39:58,979 --> 00:40:01,482
‫که باید راهش رو عوض کنه،

878
00:40:01,816 --> 00:40:04,360
‫و یه زن خوب پیدا کرده
‫و می‌خواد ازدواج کنه.

879
00:40:04,443 --> 00:40:05,653
‫آخرش ازدواج کردن.

880
00:40:06,570 --> 00:40:08,197
‫می‌خواستم با یکی ازدواج کنم.

881
00:40:08,280 --> 00:40:10,157
‫می‌خواستم واقعا سعی کنم
‫که این چیزها جواب بده.

882
00:40:10,199 --> 00:40:12,243
‫فکر می‌کردم می‌تونم
‫واقعا این رو به نتیجه برسونم.

883
00:40:13,369 --> 00:40:15,538
‫وقتی مایک اول بیرون اومد،
‫من واقعا تعلل می‌کردم.

884
00:40:15,621 --> 00:40:18,332
‫می‌خواستم فقط خودش رو

885
00:40:18,374 --> 00:40:20,876
‫جمع و جور کنه،
‫فقط از نظر روحی.

886
00:40:20,918 --> 00:40:22,086
‫ولی

887
00:40:22,211 --> 00:40:23,963
‫دون نقشه‌های دیگه‌ای داشت.

888
00:40:24,088 --> 00:40:26,924
‫امروز شهاب‌سنگ تایسون رو پرتاب می‌کنیم

889
00:40:27,007 --> 00:40:30,344
‫و مبارزه بین مایک تایسون

890
00:40:30,428 --> 00:40:33,222
‫و «هوریکین» پیتر مک‌نیلی رو اعلام می‌کنیم.

891
00:40:34,181 --> 00:40:36,892
‫چهار سال منتظر این لحظه بودید.

892
00:40:36,976 --> 00:40:39,061
‫مبارز محبوب دهه.

893
00:40:39,937 --> 00:40:42,356
‫رویداد برتر بوکس امسال.

894
00:40:43,357 --> 00:40:44,850
‫۱۹ آگوست،

895
00:40:44,900 --> 00:40:47,069
‫حدس بزنید کی برگشته.

896
00:40:50,990 --> 00:40:52,867
‫[تایسون-مک‌نیلی]

897
00:40:52,950 --> 00:40:55,369
‫مایک، ما می‌فهمیم
‫که به زمان احتیاج داره.

898
00:40:55,453 --> 00:40:59,248
‫نمی‌تونیم بذاریمش
‫مقابل یه آدم واقعا کارکشته.

899
00:40:59,331 --> 00:41:02,626
‫از اون طرف،
‫دارن ده‌ها میلیون دلار بهت می‌دن.

900
00:41:02,710 --> 00:41:04,170
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

901
00:41:04,253 --> 00:41:06,297
‫پس الان همه چی باید درست باشه.

902
00:41:06,380 --> 00:41:07,882
‫این بچه سفیدپوست رو داری.

903
00:41:07,923 --> 00:41:09,842
‫کلی چرت‌وپرت حرف می‌زنه.

904
00:41:10,009 --> 00:41:11,427
‫می‌دونی، لاف می‌زنه.

905
00:41:11,552 --> 00:41:15,014
‫من هوریکین پیتر مک‌نیلی
‫از مدفیلد، ماساچوستم.

906
00:41:15,097 --> 00:41:16,348
‫شنبه شب،

907
00:41:16,432 --> 00:41:18,559
‫تماشا کنید که تایسون رو می‌زنم.

908
00:41:19,727 --> 00:41:21,145
‫یه تصمیم تجاری بود.

909
00:41:21,228 --> 00:41:22,688
‫باهاش حرف بزن، پیتر.

910
00:41:22,771 --> 00:41:24,356
‫کمکت می‌کنه مبارزه رو تبلیغ کنی.

911
00:41:24,440 --> 00:41:26,525
‫اصلا طرف رو جدی نمی‌گرفتم،

912
00:41:27,276 --> 00:41:29,153
‫ولی مبارزه بزرگی بود.

913
00:41:29,236 --> 00:41:30,571
‫سوال.

914
00:41:30,654 --> 00:41:33,532
‫اگه دزیره واشنگتن اینجا بود،
‫پیامی براش داشتی

915
00:41:33,616 --> 00:41:36,911
‫که الان داره از قضیه رنج می‌بره
‫و تماشا می‌کنه که میلیون‌ها دلار درمیاری؟

916
00:41:37,536 --> 00:41:39,413
‫فقط از مبارزه لذت ببر.

917
00:41:42,208 --> 00:41:43,542
‫از مبارزه لذت ببر.

918
00:41:46,837 --> 00:41:48,756
‫الان به دزیره چی می‌گفتی؟

919
00:41:49,673 --> 00:41:53,052
‫نمی‌دونم.
‫هر کار بدی که سعی کرد بکنه، باخت.

920
00:41:53,719 --> 00:41:55,137
‫می‌دونی، ببین.

921
00:41:55,888 --> 00:41:57,223
‫حتی پولی هم نگرفت.

922
00:41:57,306 --> 00:41:59,266
‫چی گیرش اومد؟
‫یک و نیم میلیون دلار؟

923
00:41:59,391 --> 00:42:02,228
‫من با ۴۰۰ میلیون دلار
‫از زندان بیرون اومدم.

924
00:42:02,311 --> 00:42:04,897
‫پس نمی‌دونم. تو بگو.

925
00:42:05,439 --> 00:42:06,524
‫من شکست‌ناپذیرم.

926
00:42:06,565 --> 00:42:08,609
‫هیچی نمی‌تونه بهم آسیب بزنه.
‫هیچی نمی‌تونه متوقفم کنه.

927
00:42:08,692 --> 00:42:10,194
‫این باور منه.

928
00:42:10,903 --> 00:42:12,571
‫اون چرت‌وپرت‌ها رو می‌گفت،

929
00:42:12,613 --> 00:42:13,822
‫ولی آزارش می‌داد.

930
00:42:13,864 --> 00:42:16,784
‫مایک تایسون یه آزارگر محکومه

931
00:42:16,825 --> 00:42:18,661
‫و ما فکر نمی‌کنیم قهرمان‌سازی از مردی

932
00:42:18,744 --> 00:42:21,413
‫با سابقه خشونت علیه زنان،

933
00:42:21,455 --> 00:42:23,040
‫راه پایان خشونت باشه.

934
00:42:24,083 --> 00:42:25,417
‫[زن‌ها کیسه بوکس نیستن!]

935
00:42:26,418 --> 00:42:28,671
‫باید از این مکان‌ها رد می‌شدیم

936
00:42:28,754 --> 00:42:30,256
‫و زن‌ها جیغ می‌زدن،

937
00:42:30,339 --> 00:42:32,675
‫«تو آزارگری، تو این و اونی»
‫جلوی ام‌جی‌ام.

938
00:42:32,758 --> 00:42:35,261
‫یعنی «وای!» آخه «خدای من.»

939
00:42:35,427 --> 00:42:36,679
‫[یادتون باشه تایسون چیکار کرد]

940
00:42:36,929 --> 00:42:38,556
‫رسانه‌ها با مایک خشن بودن،

941
00:42:38,597 --> 00:42:40,391
‫ولی فقط مایک رو سرسخت‌تر کرد.

942
00:42:40,599 --> 00:42:41,675
‫با من هم خشن هستن

943
00:42:41,725 --> 00:42:42,851
‫و من رئیس‌جمهورم.

944
00:42:42,893 --> 00:42:44,395
‫مایک تایسون!

945
00:42:44,478 --> 00:42:47,106
‫مأموریت من این بود
‫که مثل واعظ باشم،

946
00:42:47,189 --> 00:42:49,900
‫که به همه درباره درست و غلطشون موعظه کنم.

947
00:42:50,734 --> 00:42:52,695
‫نه، اون مسئولیت رو قبول نمی‌کنم.

948
00:42:52,778 --> 00:42:57,074
‫و قهرمان سابق سنگین‌وزن دنیا.

949
00:42:57,783 --> 00:43:01,078
‫فکر کنم نصف دنیا نمی‌خواست بیرون بیاد

950
00:43:01,161 --> 00:43:03,831
‫و خودش و حرفه‌ش رو بازسازی کنه.

951
00:43:03,914 --> 00:43:07,876
‫باور دارم فکر می‌کردن
‫که این پایان عصر مایک تایسون می‌شه،

952
00:43:07,960 --> 00:43:10,045
‫ولی در واقع فقط شروعش بود.

953
00:43:12,715 --> 00:43:14,717
‫چیز بزرگی بود.
‫برای من چیز بزرگی بود،

954
00:43:14,800 --> 00:43:17,177
‫چون هیچ‌وقت همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم.

955
00:43:17,261 --> 00:43:19,972
‫شما اکنون بخشی از بزرگ‌ترین جمعیتی هستید

956
00:43:20,055 --> 00:43:22,391
‫که تاکنون یک رویداد بوکس رو تماشا کردند.

957
00:43:22,474 --> 00:43:25,394
‫میزان مشارکت و واکنش‌ها، باورنکردنی بود.

958
00:43:25,477 --> 00:43:26,770
‫باشه، همه اونجا بودن.

959
00:43:26,854 --> 00:43:28,814
‫وقت نمایشه!

960
00:43:28,897 --> 00:43:31,900
‫فکر می‌کنم از اول تا آخر،
‫هیچ‌کس ننشست

961
00:43:31,942 --> 00:43:34,445
‫چون خیلی هیجان‌زده بودیم

962
00:43:34,528 --> 00:43:36,071
‫که اون برگشته.

963
00:43:36,155 --> 00:43:38,032
‫وقتی دیدمش که داره میاد سمت رینگ،

964
00:43:38,073 --> 00:43:39,742
‫شروع کردم به مور مور شدن.

965
00:43:39,825 --> 00:43:40,951
‫خیلی‌خب، آقایون،

966
00:43:40,993 --> 00:43:42,161
‫بریم سر وقتش!

967
00:43:42,244 --> 00:43:44,872
‫می‌خواستم قهرمان دنیا بشم.

968
00:43:44,955 --> 00:43:47,625
‫هیچی جلوم رو نگرفت
‫که دوباره پسش بگیرم.

969
00:43:48,959 --> 00:43:50,711
‫شروع شد.

970
00:43:52,463 --> 00:43:55,883
‫و مک‌نیلی، همونطور که وعده داده بود،
‫مستقیم میاد سمت مایک تایسون.

971
00:43:55,966 --> 00:43:57,509
‫مک‌نیلی می‌افته زمین!

972
00:43:57,593 --> 00:43:59,303
‫می‌دونستم که مبارزه آسونی می‌شه.

973
00:43:59,386 --> 00:44:01,430
‫مایک تایسون می‌ره برای آپرکات.

974
00:44:01,513 --> 00:44:04,683
‫تایسون با یه هوک چپ، یه راست
‫و مک‌نیلی دوباره می‌افته!

975
00:44:06,393 --> 00:44:09,146
‫خیلی آسیب دیده.
‫به زور می‌تونه سرپا بمونه.

976
00:44:09,229 --> 00:44:11,565
‫همینه، تسلیم شد.
‫مک‌نیلی تسلیم شد.

977
00:44:11,649 --> 00:44:12,900
‫مربیش حوله رو انداخت.

978
00:44:12,983 --> 00:44:15,319
‫و همین.
‫به همین سادگی، تموم شد.

979
00:44:16,945 --> 00:44:18,822
‫اون کوفتی اینقدر سریع تموم شد

980
00:44:18,906 --> 00:44:20,949
‫که نمی‌تونیم اسمش رو مبارزه بذاریم.

981
00:44:21,033 --> 00:44:21,950
‫برگشته بود.

982
00:44:22,034 --> 00:44:22,868
‫[بازگشت سریع و خشن تایسون]

983
00:44:22,993 --> 00:44:25,204
‫قطار دوباره راه افتاده بود.

984
00:44:25,954 --> 00:44:28,791
‫به یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای
‫پرداخت به ازای تماشا در تاریخ تبدیل شد.

985
00:44:28,832 --> 00:44:31,835
‫[مبارزه ۸۹ ثانیه‌ای مایک تایسون
‫و پیتر مک‌نیلی از شبکه شوتایم، تماشای پولی]

986
00:44:31,877 --> 00:44:33,954
‫[این مسابقه با خرید ۱.۵۲ میلیونی
‫رکورد جدیدی ثبت کرد.]

987
00:44:34,004 --> 00:44:36,507
‫مایک، نظرت درباره بازگشت به رینگ چیه؟

988
00:44:36,590 --> 00:44:37,841
‫هرچند کوتاه بود.

989
00:44:38,550 --> 00:44:40,886
‫فقط خوشحال بودم که اونجا بودم.

990
00:44:42,054 --> 00:44:43,305
‫عالی بود،

991
00:44:43,555 --> 00:44:45,307
‫در کانون اون همه توجه بودن.

992
00:44:45,599 --> 00:44:46,725
‫دلم براش تنگ شده بود.

993
00:44:47,976 --> 00:44:49,895
‫بازگشت مایک به بوکس...

994
00:44:51,188 --> 00:44:54,650
‫قطعا یه تأییدیه بود

995
00:44:54,733 --> 00:44:56,110
‫که اولا، اون بهش تعلق داشت...

996
00:44:56,193 --> 00:44:59,697
‫یه آپرکات راست دیگه
‫و ماتیس می‌افته!

997
00:45:00,197 --> 00:45:01,573
‫و دوما، رستگاری.

998
00:45:04,076 --> 00:45:06,120
‫می‌تونی مایک رو بزنی،
‫می‌تونی بندازیش،

999
00:45:06,203 --> 00:45:08,664
‫می‌تونی چیزهای بد درباره‌ش بگی،
‫می‌تونی آزادیش رو بگیری،

1000
00:45:08,747 --> 00:45:09,581
‫ولی حدس بزن چی شد؟

1001
00:45:09,665 --> 00:45:11,125
‫«من هنوز اینجام.»

1002
00:45:11,208 --> 00:45:13,085
‫و بیشتر از هر چیزی،

1003
00:45:13,127 --> 00:45:15,087
‫مایک می‌خواست دوباره قهرمان بشه.

1004
00:45:15,129 --> 00:45:16,755
‫مشتاقم که برای عنوان بجنگم.

1005
00:45:16,839 --> 00:45:18,966
‫حاضرم با هر مردی بجنگم.
‫از هیچ‌کس نمی‌ترسم.

1006
00:45:19,049 --> 00:45:22,052
‫من بهترین مبارز دنیام
‫و می‌خوام بگم «مایکی رو دوست دارم.»

1007
00:45:22,761 --> 00:45:23,929
‫خیلی‌خب، مایک.

1008
00:45:24,012 --> 00:45:26,974
‫می‌دونی، جالبه.
‫وقتی به پدر و مادرت فکر می‌کنی،

1009
00:45:27,057 --> 00:45:28,851
‫هنوز هم اونا رو همون‌طور

1010
00:45:28,892 --> 00:45:31,353
‫در ذهنت می‌بینی که در دوران بچگی می‌دیدی؟

1011
00:45:31,520 --> 00:45:33,856
‫[میکی «مایکی» تایسون
‫دختر مایک]

1012
00:45:33,981 --> 00:45:36,108
‫حتی الان، وقتی بهشون فکر می‌کنم،

1013
00:45:36,233 --> 00:45:37,901
‫همیشه اونا رو همان‌طور که

1014
00:45:37,943 --> 00:45:39,653
‫در دوران بچگیم بودن، به یاد میارم.

1015
00:45:41,697 --> 00:45:43,991
‫هنوز بابام رو با دندون طلایی تصور می‌کنم.

1016
00:45:44,575 --> 00:45:45,859
‫ازشون بدم می‌اومد.

1017
00:45:45,909 --> 00:45:47,870
‫فکر می‌کردم هیچ‌وقت درشون نمیاره.

1018
00:45:48,162 --> 00:45:50,164
‫من تو هارلم بزرگ شدم.

1019
00:45:50,330 --> 00:45:52,166
‫چند سال اول زندگیم،

1020
00:45:52,416 --> 00:45:54,460
‫بابام زندانی بود.

1021
00:45:55,753 --> 00:45:58,672
‫فکر کنم

1022
00:45:58,756 --> 00:46:01,341
‫تو زندان دیدمش.

1023
00:46:02,801 --> 00:46:05,637
‫با مادرش قبل از اینکه برم زندان آشنا شدم.

1024
00:46:06,263 --> 00:46:09,433
‫به من گفت بارداره.
‫گمونم یه جورایی خوشحال بودم.

1025
00:46:09,516 --> 00:46:11,560
‫وقتی بچه جوون بودم،
‫حدس می‌زنم می‌خواستم...

1026
00:46:11,643 --> 00:46:14,897
‫فقط دنبال لذت بودم.
‫نمی‌دونم دنبال چی بودم.

1027
00:46:15,773 --> 00:46:18,901
‫حتی با اینکه همیشه حس می‌کردم
‫پدرم دوستم داره،

1028
00:46:19,026 --> 00:46:22,154
‫عظمت مایک تایسون تو دهه ۹۰،

1029
00:46:22,279 --> 00:46:24,948
‫فقط خیلی عظیم بود.

1030
00:46:27,242 --> 00:46:29,369
‫واقعا یه جورایی ترسناک بود.

1031
00:46:30,537 --> 00:46:32,831
‫هیچ حریم خصوصی‌ای نداشتم.

1032
00:46:32,956 --> 00:46:35,375
‫مردم واقعا...

1033
00:46:35,876 --> 00:46:38,837
‫به حریم خصوصیت احترام نمی‌ذاشتن.

1034
00:46:40,214 --> 00:46:43,300
‫اون موقع رابطه زیادی با بچه‌هام نداشتم.

1035
00:46:43,425 --> 00:46:44,843
‫خیلی خودمحور بودم.

1036
00:46:46,345 --> 00:46:49,223
‫اگه دور و بر یه میلیون نفر باشم،
‫می‌تونم تحملش کنم.

1037
00:46:49,306 --> 00:46:51,183
‫زنم و بچه‌هام،

1038
00:46:51,266 --> 00:46:53,143
‫خیلی وحشت‌زده می‌شن.

1039
00:46:53,227 --> 00:46:55,062
‫مثلا «معلوم هست چتونه؟»

1040
00:46:55,145 --> 00:46:57,815
‫قبلا عاشقش بودم. توش غرق می‌شدم.

1041
00:46:59,525 --> 00:47:01,527
‫اون آدمی نبود

1042
00:47:01,610 --> 00:47:03,987
‫که بتونه خانواده‌دوست باشه.

1043
00:47:04,029 --> 00:47:05,230
‫[برونو در جدال بعدی با تایسون]

1044
00:47:05,280 --> 00:47:07,783
‫همیشه دنبال مبارزه بعدی بود.

1045
00:47:07,825 --> 00:47:09,034
‫[تایسون با پیروزی بر برونو
‫می‌تونه عنوان قهرمانیش رو پس بگیره]

1046
00:47:09,993 --> 00:47:12,120
‫می‌خواستم اصطلاحا «دنیا رو فتح کنم.»

1047
00:47:13,664 --> 00:47:15,874
‫با خانواده چطور می‌تونی این کار رو بکنی؟

1048
00:47:22,464 --> 00:47:24,842
‫یادم میاد دون اومد پیشمون

1049
00:47:24,925 --> 00:47:26,552
‫و مبارزه فرانک برونو رو روی میز گذاشت.

1050
00:47:26,635 --> 00:47:30,514
‫قهرمان جدید سنگین‌وزن دبلیو‌بی‌سی دنیا...

1051
00:47:30,597 --> 00:47:32,057
‫برونو قهرمانه!

1052
00:47:32,140 --> 00:47:35,018
‫فرانک برونو!

1053
00:47:35,102 --> 00:47:38,772
‫این خیلی مهم بود، چون اون
‫کمربند قهرمانی سنگین‌وزن رو داشت.

1054
00:47:38,856 --> 00:47:41,233
‫می‌دونی، پس این یه فرصت برای مایک بود

1055
00:47:41,316 --> 00:47:42,901
‫که همه جام‌هاش رو پس بگیره.

1056
00:47:44,486 --> 00:47:46,154
‫می‌دونی کِی مایک داره میاد.

1057
00:47:46,238 --> 00:47:48,115
‫یعنی می‌تونی تمرکزش رو ببینی.

1058
00:47:48,198 --> 00:47:51,827
‫تنها کاری که می‌خواستم بکنم
‫این بود که بزرگ‌ترین مبارز تمام دوران باشم.

1059
00:47:51,910 --> 00:47:53,662
‫اون عنوان رو می‌خواستم،

1060
00:47:53,745 --> 00:47:55,539
‫«بزرگ‌ترین مبارز تمام دوران.»

1061
00:47:55,956 --> 00:47:58,166
‫قهرمان سابق برای کسب عنوان
‫سنگین‌وزن دبلیوبی‌سی

1062
00:47:58,250 --> 00:48:01,044
‫در ۱۶ مارس مقابل فرانک برونو قرار می‌گیره.

1063
00:48:01,128 --> 00:48:04,423
‫۱۱۲ کیلوگرم.

1064
00:48:05,883 --> 00:48:08,760
‫مایک وقتی از زندان بیرون اومد
‫خیلی، خیلی گشنه بود.

1065
00:48:08,844 --> 00:48:12,222
‫پس می‌دونستم که شانس
‫قهرمانی دنیا رو به دست میاره.

1066
00:48:12,306 --> 00:48:14,057
‫نمی‌دونستم که مقابل من می‌شه.

1067
00:48:14,141 --> 00:48:16,560
‫مایک تایسون رو تقدیم می‌کنم!

1068
00:48:16,643 --> 00:48:19,229
‫اینقدر توجه دور و بر
‫سوپراستار مایک تایسون هست

1069
00:48:19,313 --> 00:48:21,440
‫که بعضی وقت‌ها به نظر میاد انگار قهرمان،

1070
00:48:21,523 --> 00:48:23,650
‫فرانک برونو، مدعی عنوان قهرمانیه.

1071
00:48:23,734 --> 00:48:25,569
‫می‌خوام ببرم.
‫می‌خوام ناک‌اوتش کنم،

1072
00:48:25,652 --> 00:48:26,737
‫دقیقا بندازمت پیش دون کینگ.

1073
00:48:26,820 --> 00:48:27,905
‫هی، رفقا،

1074
00:48:27,988 --> 00:48:30,991
‫فقط تو آمریکا.

1075
00:48:31,074 --> 00:48:34,036
‫فقط تو آمریکا، پسر.

1076
00:48:36,914 --> 00:48:38,415
‫اینم از دون کینگ.

1077
00:48:39,291 --> 00:48:42,419
‫یه کم عصبی بودم
‫چون الیور مک‌کال رو شکست داده بود

1078
00:48:42,502 --> 00:48:43,754
‫و مک‌کال سرسخت بود.

1079
00:48:44,129 --> 00:48:46,673
‫[فرانک برونو در برابر الیور مک‌کال
‫۲ سپتامبر ۱۹۹۵]

1080
00:48:46,715 --> 00:48:48,342
‫ولی باید برمی‌گشتم.

1081
00:48:49,051 --> 00:48:50,510
‫انتقام من بود،

1082
00:48:50,552 --> 00:48:52,346
‫دوباره قهرمان شدن.

1083
00:48:54,973 --> 00:48:57,476
‫[مسابقه قهرمانی سنگین وزن دبلیوبی‌سی
‫۱۶ مارس ۱۹۹۶]

1084
00:48:58,644 --> 00:49:01,813
‫[مایک تایسون در برابر فرانک برونو
‫۱۶ مارس ۱۹۹۶]

1085
00:49:01,897 --> 00:49:03,690
‫وقتی می‌رفتی تو رینگ، جنگ بود.

1086
00:49:06,401 --> 00:49:09,071
‫مثل یه گاو تو مغازه چینی‌فروشی اومد.
‫خیلی وحشی.

1087
00:49:09,154 --> 00:49:11,490
‫بوم، بوم، بوم، بوم.

1088
00:49:14,368 --> 00:49:16,161
‫تایسون کلی ترکیب داشت.

1089
00:49:16,244 --> 00:49:18,330
‫هوک چپ و هوک راست

1090
00:49:18,413 --> 00:49:20,832
‫و همه سبک‌های مختلف رو انجام می‌داد.

1091
00:49:20,916 --> 00:49:23,502
‫سخت بود، چون مدام منو می‌گرفت
‫و نگه می‌داشت.

1092
00:49:24,336 --> 00:49:25,671
‫اگه یکی داره بهت آسیب می‌زنه،

1093
00:49:25,754 --> 00:49:28,382
‫برای اینکه جلوش رو بگیری،
‫تا می‌تونی نگهش می‌داری.

1094
00:49:28,465 --> 00:49:30,258
‫هی، ببین، من ناامید نمی‌شم.

1095
00:49:30,342 --> 00:49:33,553
‫یه هوک چپ مستقیم به صورت فرانک برونو.

1096
00:49:33,637 --> 00:49:35,222
‫می‌دونستم فرانک نمی‌تونه

1097
00:49:35,263 --> 00:49:37,182
‫در برابر مایک تا آخر دووم بیاره.

1098
00:49:37,265 --> 00:49:38,684
‫مایک وحشی بود.

1099
00:49:39,643 --> 00:49:42,729
‫باید خیلی سخت روی این کار کنی
‫تا جلوش رو بگیری.

1100
00:49:42,771 --> 00:49:44,690
‫وقتی چیزی رو بخوام، به دستش میارم.

1101
00:49:46,149 --> 00:49:47,818
‫همچین آدمی‌ام.

1102
00:49:49,069 --> 00:49:50,904
‫سه، چهار، پنج ترکیب مشتی.

1103
00:49:50,988 --> 00:49:52,698
‫این لحظه بزرگی بود.

1104
00:49:52,781 --> 00:49:55,367
‫بعد از زندان واقعا حالم بد بود.

1105
00:49:59,746 --> 00:50:01,915
‫برونو روی طناب‌ها می‌افته.

1106
00:50:02,040 --> 00:50:03,917
‫همه چیز تو راند سه تموم شد.

1107
00:50:04,001 --> 00:50:06,795
‫مایک تایسون دوباره قهرمان شد.

1108
00:50:08,714 --> 00:50:10,540
‫مایک تایسون برگشته.

1109
00:50:10,590 --> 00:50:12,926
‫عصر تایسون شروع شده.

1110
00:50:13,343 --> 00:50:15,554
‫این یه جورایی مثل انتقامه.

1111
00:50:15,679 --> 00:50:16,805
‫رستگاری؟

1112
00:50:17,347 --> 00:50:18,932
‫نه، انتقام.

1113
00:50:21,059 --> 00:50:23,478
‫مبارزه خوبی بود،
‫ولی اون خطرناک بود.

1114
00:50:23,562 --> 00:50:24,938
‫بوکسور بهتر برنده شد.

1115
00:50:25,313 --> 00:50:27,024
‫اون مبارزه به من فهموند

1116
00:50:28,275 --> 00:50:29,860
‫هیچ‌کس نمی‌تونه مایک رو ببره.

1117
00:50:30,402 --> 00:50:32,154
‫آره، تیم تایسون برگشته.

1118
00:50:33,321 --> 00:50:36,283
‫چرخه‌ی کامل. دقیقا برگشتیم
‫به همون جایی که رها کردیم.

1119
00:50:38,368 --> 00:50:42,039
‫وقتی به تفاوت بین ۸۶ و ۹۶ فکر می‌کنی،

1120
00:50:42,539 --> 00:50:44,082
‫گمونم من

1121
00:50:44,458 --> 00:50:45,959
‫دو تا آدم مختلفم.

1122
00:50:46,585 --> 00:50:50,380
‫حتی با اینکه عنوان رو بردم،
‫بار اول سبک‌تر بودم.

1123
00:50:50,464 --> 00:50:52,883
‫چه حسی داره
‫که این کمربند رو بپوشی؟

1124
00:50:52,966 --> 00:50:54,885
‫همون لحظه‌ایه که کل عمرم منتظرش بودم.

1125
00:50:54,968 --> 00:50:58,221
‫همه‌چیز تازه و پر از شور جوانی بود.

1126
00:50:59,097 --> 00:51:01,266
‫می‌دونی، دومی جنبه‌ی تاریک من بود.

1127
00:51:01,558 --> 00:51:03,935
‫[سال ۱۹۹۶ - ۲۹ سالگی]

1128
00:51:05,145 --> 00:51:08,231
‫بعد از مبارزه،
‫مایک یه جورایی مستقیم برگشت

1129
00:51:08,315 --> 00:51:10,358
‫به همون راهی که قبل از اومدن

1130
00:51:10,400 --> 00:51:11,985
‫به زندان زندگی می‌کرد.

1131
00:51:13,862 --> 00:51:15,363
‫ماشین‌های شیک می‌روند.

1132
00:51:16,740 --> 00:51:18,825
‫با زیرشلواری ورساچه راه می‌رفت،

1133
00:51:18,867 --> 00:51:20,535
‫لباس پرو می‌کرد.

1134
00:51:20,619 --> 00:51:22,704
‫فقط می‌خواستم
‫هر کاری که می‌خوام بکنم.

1135
00:51:23,747 --> 00:51:26,458
‫یه زمانی این شهر، شهر مایک تایسون بود.

1136
00:51:26,541 --> 00:51:29,002
‫ببین، اینجا هر کاری می‌خواستم
‫می‌تونستم بکنم، آره.

1137
00:51:29,086 --> 00:51:31,963
‫برای همه پول درمی‌آوردم.
‫پول خرج می‌کردم.

1138
00:51:32,047 --> 00:51:34,341
‫تو دهه ۹۰ اینجا یه کالای بزرگ بودم.

1139
00:51:34,966 --> 00:51:37,094
‫اون حس سرخوشی خرید،

1140
00:51:37,135 --> 00:51:39,471
‫چیزی بود که دنبالش می‌گشت.

1141
00:51:39,554 --> 00:51:42,099
‫می‌دونی، پول رو بی‌حساب و کتاب خرج کنی.

1142
00:51:43,391 --> 00:51:46,269
‫واقعا یه ذهنیت شکم‌پرستیه.
‫این حسیه که داری.

1143
00:51:46,353 --> 00:51:48,396
‫تو قهرمانی.
‫هر چی بخوای می‌تونی داشته باشی.

1144
00:51:48,480 --> 00:51:51,900
‫تایسون زمانی رو هم به خرید
‫یک ببر سفید کمیاب اختصاص داد.

1145
00:51:51,983 --> 00:51:53,318
‫چهار تا ازشون داشتم.

1146
00:51:55,070 --> 00:51:57,697
‫کنیا مورد علاقه‌ش بود.
‫شماره یک بود.

1147
00:51:58,406 --> 00:52:00,200
‫تازه با من می‌خوابید.

1148
00:52:00,826 --> 00:52:04,329
‫وقت‌هایی بود که می‌دیدم به مایک حمله می‌کنه
‫و انگار «می‌خواد مایک رو زخمی کنه.»

1149
00:52:05,163 --> 00:52:06,915
‫اون گربه باید منو می‌کشت.

1150
00:52:06,998 --> 00:52:09,501
‫اگه این ببر بهش بزنه، ۱۰۰ میلیون می‌پره.
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

1151
00:52:09,584 --> 00:52:12,546
‫یه انسان و یه گربه
‫نباید همچین رابطه‌ای داشته باشن.

1152
00:52:12,629 --> 00:52:14,631
‫حس می‌کنی که راضی شده بودی؟

1153
00:52:16,174 --> 00:52:17,008
‫نه.

1154
00:52:17,884 --> 00:52:19,970
‫انتقام اون چیزی نبود که فکر می‌کردم.

1155
00:52:20,053 --> 00:52:24,516
‫فکر می‌کردم مثل این می‌مونه که بگم،
‫«هاها. دیدی چی شد؟» ولی اینطور نبود!

1156
00:52:29,104 --> 00:52:32,649
‫خشن بودنِ مایک

1157
00:52:32,732 --> 00:52:37,028
‫در روایتی که دون کینگ ساخت،
‫خوب جواب می‌داد.

1158
00:52:37,112 --> 00:52:38,655
‫سیرک، اگه بشه گفت.

1159
00:52:38,738 --> 00:52:41,199
‫اون مدیر سیرک بود
‫و این بخشی از نمایش بود.

1160
00:52:42,033 --> 00:52:44,244
‫دون واقعا می‌خواست مایک
‫دوباره برگرده به رینگ.

1161
00:52:44,286 --> 00:52:45,537
‫بحث پوله.

1162
00:52:45,579 --> 00:52:47,706
‫ولی مایک، تو ذهنش،
‫«فقط می‌خوام استراحت کنم.»

1163
00:52:47,747 --> 00:52:50,375
‫ولی وقتی پول رو گرفتی،
‫باید بجنگی.

1164
00:52:50,417 --> 00:52:51,835
‫باید اجرا کنی.

1165
00:52:53,295 --> 00:52:54,754
‫و اون موقع،

1166
00:52:54,838 --> 00:52:57,174
‫از ام‌جی‌ام فشار میومد.

1167
00:52:57,299 --> 00:52:59,509
‫«یه اسم می‌خوایم. یه اسم بزرگ می‌خوایم.»

1168
00:53:01,261 --> 00:53:03,013
‫«قراره با هالیفیلد بجنگی.»

1169
00:53:03,096 --> 00:53:05,724
‫بالاخره، دو تا از بزرگ‌ترین مبارزان دنیا

1170
00:53:05,807 --> 00:53:07,475
‫همدیگه رو می‌بینن.

1171
00:53:08,393 --> 00:53:10,228
‫سال ۱۹۹۶ هست

1172
00:53:10,270 --> 00:53:13,398
‫و تایسون بالاخره با هالیفیلد می‌جنگه،

1173
00:53:13,481 --> 00:53:15,442
‫پنج سال بعد از اینکه دوران اوجش گذشته بود.

1174
00:53:15,525 --> 00:53:17,652
‫هر چی لازم باشه، من دارم،

1175
00:53:17,694 --> 00:53:19,362
‫و پیروز می‌شم.

1176
00:53:19,404 --> 00:53:22,073
‫بلیت‌ها با قیمت‌های نجومی
‫فروش می‌رفت

1177
00:53:22,157 --> 00:53:23,909
‫و دوباره فروش می‌رفت.

1178
00:53:23,950 --> 00:53:26,328
‫هدف من اینه که حریفم
‫مشت‌هام رو حس کنه.

1179
00:53:26,411 --> 00:53:28,663
‫این دو تا گلادیاتور رو تو اوجشون داشتی.

1180
00:53:28,788 --> 00:53:32,459
‫ایواندر الان واقعا جایگاهش رو
‫به عنوان یک بوکسور سنگین‌وزن ثابت کرده.

1181
00:53:32,500 --> 00:53:34,169
‫«قوی» رو نابود کرد.

1182
00:53:34,211 --> 00:53:36,171
‫مایکل دوکز رو هم نابود کرد.

1183
00:53:37,505 --> 00:53:40,675
‫ولی حتی با اینکه هالیفیلد مبارز بزرگی بود،

1184
00:53:40,759 --> 00:53:42,761
‫مایک تو این مبارزه خیلی محبوب‌تر بود.

1185
00:53:42,844 --> 00:53:46,473
‫همه به هالیفیلد نگاه می‌کردن
‫انگار از حد خودش گذشته.

1186
00:53:46,556 --> 00:53:48,225
‫مایک می‌خواد به هالیفیلد آسیب بزنه.

1187
00:53:48,308 --> 00:53:51,019
‫قهرمان دنیا، قهرمان مردم،

1188
00:53:51,102 --> 00:53:52,729
‫مایک تایسون.

1189
00:53:52,896 --> 00:53:54,439
‫تو دوران اوجم بودم،

1190
00:53:54,522 --> 00:53:56,900
‫ولی بعد از اینکه دوباره عنوان رو گرفتم،

1191
00:53:57,692 --> 00:53:59,569
‫دیگه هیچی برام مهم نبود.

1192
00:53:59,653 --> 00:54:00,987
‫مهم نبود.

1193
00:54:02,239 --> 00:54:05,784
‫می‌خواستم به مایک قدیم برگردم.

1194
00:54:07,661 --> 00:54:10,080
‫تو لاس وگاسیم.
‫مایک داره می‌پلکه.

1195
00:54:10,163 --> 00:54:11,581
‫من و اون دور می‌زدیم،

1196
00:54:11,665 --> 00:54:12,791
‫دخترها رو می‌دیدیم.

1197
00:54:13,333 --> 00:54:15,919
‫«مگه ۳۳ روز دیگه با ایواندر نمی‌جنگی؟»

1198
00:54:16,002 --> 00:54:17,629
‫گفت، «تامی، بی‌خیال. بهم گیر نده.»

1199
00:54:17,671 --> 00:54:20,465
‫«دارم با این پیشخدمت حرف می‌زنم.
‫واقعا باحاله. منو دوست داره.»

1200
00:54:20,548 --> 00:54:21,800
‫یه هفته قبل از مبارزه،

1201
00:54:21,883 --> 00:54:23,218
‫به یه جلسه تمرین عمومی رفتم.

1202
00:54:23,301 --> 00:54:26,054
‫- خوبه.
‫- و می‌بینم هالیفیلد حسابی ورزیده‌ست.

1203
00:54:26,096 --> 00:54:27,180
‫یعنی...

1204
00:54:27,722 --> 00:54:29,724
‫- پس رفتم به مایک گفتم.
‫- همینه، عزیزم.

1205
00:54:29,808 --> 00:54:31,977
‫گفتم، «هی، مایک، طرف خیلی ورزیده‌ست.»

1206
00:54:34,521 --> 00:54:36,564
‫می‌تونی برگردی و وزن‌کشی رو ببینی

1207
00:54:37,524 --> 00:54:39,150
‫و ببینی چطور مایک نگاهش می‌کنه،

1208
00:54:39,484 --> 00:54:40,769
‫چشم‌هاش رو ببینی،

1209
00:54:40,819 --> 00:54:42,028
‫داره سبک‌سنگینش می‌کنه.

1210
00:54:42,779 --> 00:54:45,365
‫طرف... فقط مایک رو شوکه کرد.

1211
00:54:45,448 --> 00:54:47,033
‫دست‌کم گرفتمش.

1212
00:54:47,117 --> 00:54:49,744
‫تایسون در برابر هالیفیلد...

1213
00:54:49,828 --> 00:54:51,705
‫ولی می‌دونستم باید سطح کارم رو بالا ببرم.

1214
00:54:52,080 --> 00:54:54,457
‫[۹ نوامبر ۱۹۹۶]

1215
00:54:55,917 --> 00:54:57,410
‫هیچی مثل

1216
00:54:57,460 --> 00:54:59,004
‫یه مسابقه بزرگ بوکس نیست.

1217
00:55:00,672 --> 00:55:03,091
‫اوه، پسر، این یه... مثل...

1218
00:55:03,133 --> 00:55:05,051
‫غیرقابل توصیف بود، پسر.

1219
00:55:06,678 --> 00:55:09,047
‫فقط نیت‌های وحشیانه داشتم.

1220
00:55:09,097 --> 00:55:10,807
‫طاقت نداشتم.

1221
00:55:13,143 --> 00:55:17,355
‫همونطور که انتظار می‌رفت،
‫مایک تایسون سریع شروع می‌کنه.

1222
00:55:17,439 --> 00:55:19,691
‫دست راست، هوک چپ. فقط اصول اولیه.

1223
00:55:19,774 --> 00:55:21,359
‫بچه‌ها، صبر کنید، بس کنید!

1224
00:55:21,443 --> 00:55:22,861
‫آره، چند تا ضربه خوب خورد.

1225
00:55:25,113 --> 00:55:27,240
‫فکر نمی‌کردم سه راند طول بکشه.

1226
00:55:28,867 --> 00:55:30,076
‫مبارزه خیلی نزدیکی بود.

1227
00:55:31,077 --> 00:55:32,537
‫ضربه سر تصادفی.

1228
00:55:32,662 --> 00:55:34,998
‫اون موقع بود که کم‌کم
‫متوجه ضربه‌های سر شدیم.

1229
00:55:35,081 --> 00:55:36,541
‫تایسون زخمی شده.

1230
00:55:36,624 --> 00:55:39,836
‫بدون اینکه منو بزنه،
‫حس سرگیجه داشتم.

1231
00:55:44,341 --> 00:55:45,717
‫ایواندر احتمالا

1232
00:55:45,759 --> 00:55:48,011
‫بین یک تا دوازده بار با سر به مایک زد.

1233
00:55:48,595 --> 00:55:50,472
‫و تو ورزش بوکس،

1234
00:55:50,555 --> 00:55:53,099
‫اگه یه بار عمدا با سر به یکی بزنی،

1235
00:55:54,225 --> 00:55:56,478
‫مشمول رد صلاحیت فوری می‌شی.

1236
00:55:56,561 --> 00:55:57,729
‫دکتر اومد.

1237
00:55:57,812 --> 00:55:59,522
‫ضربه‌های سر عمدی بودن؟

1238
00:55:59,564 --> 00:56:02,359
‫دو تا بوکسور داری،
‫یکی از اون یکی کوچیک‌تره.

1239
00:56:03,026 --> 00:56:04,444
‫همیشه اتفاق می‌افته.

1240
00:56:05,945 --> 00:56:07,947
‫ضربه سر چیزیه که باهاش کنار میای.

1241
00:56:08,031 --> 00:56:11,868
‫بزرگ‌ترین مشکل مایک این بود
‫که تقریبا اصلا تمرین نکرده بود.

1242
00:56:11,951 --> 00:56:15,121
‫بیش از حد اعتمادبه‌نفس پیدا کرده بود
‫و فکر می‌کرد، «حریف این یارو می‌شم.»

1243
00:56:15,205 --> 00:56:16,122
‫راند ۱۱.

1244
00:56:16,206 --> 00:56:17,749
‫ضربه‌های سر، امم...

1245
00:56:17,791 --> 00:56:19,334
‫گیجم کرده بود.

1246
00:56:19,626 --> 00:56:20,752
‫می‌شنیدمشون.

1247
00:56:22,003 --> 00:56:23,338
‫صدای مشت‌ها رو می‌شنیدم.

1248
00:56:25,173 --> 00:56:26,716
‫ولی هیچی حس نمی‌کردم.

1249
00:56:28,385 --> 00:56:29,844
‫فقط از حال رفتم.

1250
00:56:32,097 --> 00:56:34,724
‫میچ هالپرن مبارزه رو متوقف کرد!
‫و هالیفیلد برنده شد.

1251
00:56:34,808 --> 00:56:36,643
‫باورم نمی‌شه چی دارم می‌بینم.

1252
00:56:36,726 --> 00:56:39,562
‫هالیفیلد شگفتی عظیم رو رقم می‌زنه.

1253
00:56:39,646 --> 00:56:42,482
‫مایک تو دردسره و داره ضربه می‌خوره.

1254
00:56:42,565 --> 00:56:45,819
‫اگه مایک زمین نخوره،
‫داور باید متوقفش کنه.

1255
00:56:46,403 --> 00:56:47,779
‫[هالیفیلد، تایسون رو غافلگیر کرد!]

1256
00:56:47,821 --> 00:56:50,073
‫[قهرمان سابق، تایسون رو در راند یازدهم
‫با ناک‌اوت فنی شکست داد]

1257
00:56:50,115 --> 00:56:51,483
‫[همه به جز هالیفیلد شک داشتن]

1258
00:56:51,533 --> 00:56:52,826
‫هالیفیلد شکستش داد.

1259
00:56:53,159 --> 00:56:54,411
‫کمربند رو از دست داد.

1260
00:56:54,619 --> 00:56:57,038
‫[هالیفیلد، تایسون رو شوکه کرد
‫و تاج قهرمانی دبلیوبی‌ای رو از آن خود کرد]

1261
00:56:58,123 --> 00:57:01,459
‫آماده نبودم، می‌دونی؟
‫تمرین کافی نداشتم.

1262
00:57:01,543 --> 00:57:04,546
‫خسته بودم.
‫اون ادامه داد به جنگیدن و، ام...

1263
00:57:05,004 --> 00:57:08,967
‫چند ضربه با هم ردوبدل کردیم
‫و اونم جانانه جنگید.

1264
00:57:09,092 --> 00:57:10,635
‫لت و پارم کرد. اون...

1265
00:57:10,927 --> 00:57:13,221
‫آره، اون شب عالی جنگید.

1266
00:57:13,388 --> 00:57:15,348
‫با سر بهم زد، ولی بازم،

1267
00:57:15,432 --> 00:57:16,850
‫عالی جنگید.

1268
00:57:18,852 --> 00:57:20,311
‫این یک مورد استثنایی بود.

1269
00:57:20,395 --> 00:57:23,064
‫فکر نمی‌کنم کسی تصور می‌کرد
‫دوران تایسون تموم شده

1270
00:57:23,148 --> 00:57:26,025
‫یا دیگه نمی‌تونه برگرده و برنده بشه.

1271
00:57:27,110 --> 00:57:28,236
‫اون موقع، انگیزه رو

1272
00:57:28,319 --> 00:57:30,071
‫از دست داده بودم.
‫گشنگی رو از دست داده بودم.

1273
00:57:30,113 --> 00:57:31,364
‫اون میل رو از دست داده بودم.

1274
00:57:32,031 --> 00:57:35,285
‫همون عشق و علاقه رو نداشتم چون
‫همون آدم‌ها رو کنارم نداشتم.

1275
00:57:35,368 --> 00:57:37,370
‫بوم! با یه هوک چپ اینجا یا اینجا.

1276
00:57:37,454 --> 00:57:39,831
‫و بعد، فورا، دون می‌گه،

1277
00:57:39,873 --> 00:57:41,291
‫«بیاید یه مبارزه مجدد داشته باشیم.»

1278
00:57:41,833 --> 00:57:43,251
‫[مبارزه مجدد]

1279
00:57:44,002 --> 00:57:46,963
‫در مورد دون،
‫مسئله همیشه کسب بیشترین درآمد بود.

1280
00:57:47,005 --> 00:57:48,756
‫و بهتر از هر کسی این کار رو می‌کرد.

1281
00:57:48,840 --> 00:57:53,636
‫دون کینگ مبارزه مجدد هالیفیلد-تایسون رو
‫الان به طور رسمی اعلام کرد.

1282
00:57:53,720 --> 00:57:55,180
‫من یه محصولم.

1283
00:57:55,763 --> 00:57:57,015
‫یادته؟

1284
00:57:57,098 --> 00:57:59,017
‫من یه محصولم. انسان نیستم.

1285
00:57:59,058 --> 00:58:01,478
‫الان دارم بزرگ‌ترین رویداد
‫ورزشی تاریخ رو برگزار می‌کنم!

1286
00:58:01,561 --> 00:58:03,563
‫می‌خوام محصول خوب باشم
‫یا محصول بد.

1287
00:58:03,646 --> 00:58:05,940
‫من یه محصولم،
‫مهم نیست بخوام یا نه.

1288
00:58:06,024 --> 00:58:09,569
‫این باورنکردنی‌ترین نمایشیه
‫که تا حالا دیدم.

1289
00:58:17,118 --> 00:58:22,123
‫«ترجمه از خشایار»

1290
00:58:24,123 --> 00:58:34,123
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M