1
00:00:05,000 --> 00:00:09,584
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:09,634 --> 00:00:11,386
‫واقعا خیلی به خودم فکر می‌کردم.

3
00:00:14,848 --> 00:00:17,058
‫بزرگ‌ترین مبارز تاریخ.

4
00:00:18,143 --> 00:00:21,354
‫تا حالا شده بگی
‫کسی بزرگ‌ترین مبارز تاریخه؟

5
00:00:21,938 --> 00:00:25,150
‫ولی غرورم همیشه پیشتاز بود.

6
00:00:25,775 --> 00:00:27,694
‫تقصیر اعتماد به نفس پایین منه.

7
00:00:29,404 --> 00:00:31,239
‫ولی مواد مخدر و نوشیدنی...

8
00:00:34,701 --> 00:00:36,703
‫اون جسارت و اعتماد رو بهت می‌ده.

9
00:00:40,373 --> 00:00:44,085
‫وقتی تازه شروع به مصرف می‌کنی
‫و مواد اثر می‌کنن، حس فوق‌العاده‌ای داره.

10
00:00:48,798 --> 00:00:50,258
‫هیچ کار اشتباهی نمی‌تونی بکنی.

11
00:00:55,388 --> 00:00:58,767
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمی که معتاد شدی
‫تا وقتی که خیلی دیر شده.

12
00:01:08,985 --> 00:01:10,487
‫اسم من سینو هست.

13
00:01:11,488 --> 00:01:13,782
‫تخصص من در زمینه اعتیاده.

14
00:01:14,574 --> 00:01:17,619
‫حدود ۱۹ ساله که درمانگر مایکم.

15
00:01:18,578 --> 00:01:21,414
‫اولین باری که دیدمش،
‫افسرده بود، افکار خودکشی داشت.

16
00:01:21,539 --> 00:01:23,291
‫تو وضعیت خوبی نبود.

17
00:01:25,001 --> 00:01:27,087
‫من نمی‌گم «از مردن نمی‌ترسم.»

18
00:01:27,754 --> 00:01:30,757
‫می‌گم اون موقع به زندگی چنگ نمی‌زدم.

19
00:01:31,424 --> 00:01:34,260
‫از اینکه اینطوری حس می‌کردم
‫احساس بدی داشتم. حریص بودم.

20
00:01:34,928 --> 00:01:37,180
‫برای اینکه به اون خوبی سابق برگردی،

21
00:01:37,263 --> 00:01:39,307
‫باید تاریکی رو روشن کنی.

22
00:01:39,390 --> 00:01:43,645
‫من خیلی آشفته‌م.
‫کل زندگیم بر پایه آشفتگی کنترل‌شده‌ست.

23
00:01:43,728 --> 00:01:46,731
‫می‌دونی، وقتی دوربین روشن می‌شه،
‫اونا میان.

24
00:01:48,525 --> 00:01:50,693
‫اگه می‌خواستم تو زندگی به چیزی برسم،

25
00:01:50,777 --> 00:01:52,737
‫اون اهریمن‌ها ظاهر می‌شن.

26
00:01:59,536 --> 00:02:04,165
‫[قسمت چهارم: انسان]

27
00:02:05,083 --> 00:02:07,544
‫[سال ۱۹۹۷ - سی سالگی]

28
00:02:07,627 --> 00:02:11,047
‫سعی کردیم قبل از مبارزه دوم هالیفیلد
‫با یه نفر دیگه بجنگیم.

29
00:02:12,590 --> 00:02:15,009
‫ولی مایک گفت، «نه، هالیفیلد رو می‌خوام.»

30
00:02:15,093 --> 00:02:18,972
‫این یه کینه‌ی دیرینه‌ست.

31
00:02:19,681 --> 00:02:23,351
‫ماجرا درباره اینه که آخرش کدوم‌مون
‫به عنوان سرسخت‌ترین مرد زمین باقی می‌مونه.

32
00:02:23,434 --> 00:02:24,686
‫ولی اون انتقام می‌خواد.

33
00:02:24,769 --> 00:02:27,730
‫هزار تا «مبارزه‌ی قرن» وجود داشته.

34
00:02:27,814 --> 00:02:29,023
‫این یکی ممکنه خودش باشه.

35
00:02:29,107 --> 00:02:32,694
‫سریع به اردو برگشتیم.
‫مایک خیلی متمرکز بود.

36
00:02:32,777 --> 00:02:36,114
‫مایک مصممه، باشگاه می‌ره،
‫تمرین مبارزه می‌کنه.

37
00:02:37,365 --> 00:02:40,243
‫ساعت ۴:۳۰ صبح با مایک بیدارم
‫و مایک سریع می‌دوئه.

38
00:02:40,326 --> 00:02:43,538
‫وقتی تمرین می‌کنه و متمرکزه،
‫نمی‌خواد هیچ‌کس دور و برش باشه.

39
00:02:43,621 --> 00:02:45,540
‫حتی نمی‌تونی هیچ دختری بیاری.

40
00:02:45,623 --> 00:02:49,252
‫اون موقع...
‫اون موقع می‌فهمی که آماده‌ست.

41
00:02:49,335 --> 00:02:50,837
‫فقط مشتاق بردنم.

42
00:02:50,920 --> 00:02:53,756
‫و فکر می‌کنم، ام...
‫اگه ببرم، با ناک‌اوت می‌برم.

43
00:02:53,840 --> 00:02:58,219
‫مبارزه اول،
‫ضربه‌های سر خیلی روی مایک تأثیر گذاشت.

44
00:02:58,303 --> 00:03:01,139
‫و می‌دونست که باید بهش غلبه کنه.

45
00:03:01,723 --> 00:03:03,308
‫دوباره یه هدف داشت.

46
00:03:03,391 --> 00:03:06,686
‫می‌خواست ثابت کنه
‫که هالیفیلد بهتر نیست.

47
00:03:08,188 --> 00:03:10,815
‫الان بیشتر از هر وقت دیگه‌ای متمرکزم.

48
00:03:11,524 --> 00:03:12,859
‫قبل از ورود به این مبارزه،

49
00:03:12,942 --> 00:03:15,945
‫فهمیدم باید بیشتر از دفعه قبل
‫یه چیزی به میدون بیارم.

50
00:03:16,487 --> 00:03:20,283
‫ظهور تلویزیون کابلی...
‫وارد خونه‌های همه شد،

51
00:03:20,366 --> 00:03:26,331
‫پس هیاهو و رسانه پشت این مبارزه
‫توجه کل دنیا رو جلب کرد.

52
00:03:26,915 --> 00:03:30,501
‫من یه آتشفشان بودم
‫که منتظر انفجار بود.

53
00:03:30,585 --> 00:03:32,670
‫وقت مبارزه مجدد شده.

54
00:03:34,923 --> 00:03:37,967
‫تایسون پیش‌بینی می‌کنه
‫به یه پیروزی خیره‌کننده برسه.

55
00:03:38,051 --> 00:03:40,345
‫فقط نمی‌خوان مبارزه تموم بشه.

56
00:03:40,803 --> 00:03:42,889
‫[مایک تایسون در برابر ایواندر هالیفیلد]

57
00:03:42,972 --> 00:03:45,558
‫شروع شد.
‫مبارزه دوم، راند اول.

58
00:03:46,059 --> 00:03:50,021
‫یه ضربه مستقیم راست از مایک تایسون
‫که ایواندر هالیفیلد ردش کرد.

59
00:03:50,104 --> 00:03:53,107
‫نیت‌های بد پشت مشت‌های هر دو مبارز.

60
00:03:53,191 --> 00:03:56,110
‫دو راند اول، مایک روونه.

61
00:03:56,194 --> 00:03:58,613
‫و حرکت زیاد از تایسون.

62
00:03:58,696 --> 00:04:01,532
‫خوب حرکت می‌کنه.
‫آماده‌ست. دقیق عمل می‌کنه.

63
00:04:01,616 --> 00:04:05,620
‫ضربه دست راست قشنگ از مایک.
‫داره سعی می‌کنه دست راستش رو به هدف برسونه.

64
00:04:05,703 --> 00:04:10,500
‫و همینطور که می‌بینی،
‫یه ضربه سر بزرگ میاد.

65
00:04:10,583 --> 00:04:13,036
‫یه بریدگی پیش اومده،
‫دقیقا مثل مبارزه اول.

66
00:04:13,086 --> 00:04:15,213
‫تایسون برای کمک به داور نگاه می‌کنه.

67
00:04:15,296 --> 00:04:18,424
‫هالیفیلد گلاویز می‌شه، ضربه سر، چشم زخمی.

68
00:04:18,508 --> 00:04:20,593
‫بریم برای راند سه.

69
00:04:20,677 --> 00:04:22,679
‫آدم با خودش فکر می‌کنه
‫چه زخم‌های روحی

70
00:04:22,762 --> 00:04:25,640
‫از نبرد اول تو ذهن تایسون مونده.

71
00:04:25,723 --> 00:04:28,059
‫اون لحظه داشتم
‫خیلی عصبانی می‌شدم، آره.

72
00:04:28,142 --> 00:04:31,771
‫بریدگی بالای چشم راست نسبتا عمیقه.

73
00:04:31,854 --> 00:04:34,941
‫ضربه‌های سر رو می‌دیدی.
‫می‌دیدی که کلافه‌ست.

74
00:04:42,824 --> 00:04:44,284
‫اینجا چی شد؟

75
00:04:46,035 --> 00:04:47,829
‫و بعد دیدیم هالیفیلد پرید

76
00:04:47,912 --> 00:04:50,331
‫مثل وقتی یه بچه کوچیک قهر می‌کنه.

77
00:04:51,916 --> 00:04:53,626
‫ایواندر هالیفیلد... حواست باشه!

78
00:04:53,710 --> 00:04:56,379
‫اینجا بالای سرمون
‫توسط تایسون هل داده شد.

79
00:04:56,462 --> 00:04:59,465
‫کنار رینگ انگار یه جور سردرگمیه.
‫«چی شده؟ نمی‌دونم.»

80
00:05:00,049 --> 00:05:02,635
‫اوه خدای من،
‫گوش راستش خونیه.

81
00:05:02,719 --> 00:05:05,054
‫به صفحه نگاه کردم.
‫گفتم، «الان گازش گرفت؟»

82
00:05:05,638 --> 00:05:07,557
‫باورم نمی‌شه چی دارم می‌بینم.

83
00:05:07,640 --> 00:05:08,933
‫«فکر کنم گازش گرفت.»

84
00:05:09,017 --> 00:05:12,603
‫هالیفیلد توسط مایک تایسونِ ناجوانمرد
‫گاز گرفته شد.

85
00:05:12,687 --> 00:05:15,982
‫یعنی چی؟ آخه الان چی شد؟

86
00:05:16,065 --> 00:05:17,859
‫واقعا این کار رو کرد؟

87
00:05:18,526 --> 00:05:21,279
‫اون... مایک گازش گرفت.

88
00:05:21,362 --> 00:05:22,864
‫مایک گوشش رو کند.

89
00:05:25,199 --> 00:05:28,786
‫هیچ‌وقت چیزی ندیده بودم
‫که حتی ذره‌ای بهش شبیه باشه.

90
00:05:29,454 --> 00:05:31,080
‫فقط کنترلش رو از دست داد.

91
00:05:35,668 --> 00:05:39,047
‫همه سعی می‌کنن بفهمن،
‫«می‌جنگیم؟ نمی‌جنگیم؟ تمومه؟»

92
00:05:40,923 --> 00:05:43,760
‫دو امتیاز کم می‌شه.
‫مبارزه ادامه پیدا می‌کنه.

93
00:05:45,928 --> 00:05:47,722
‫و این به لطف ایواندره.

94
00:05:48,348 --> 00:05:50,641
‫گفت، «محافظ دهنم رو بده.
‫برگردیم. بریم سر وقتش.»

95
00:05:51,225 --> 00:05:54,020
‫ایواندر هالیفیلد الان خیلی عصبانیه.

96
00:05:54,103 --> 00:05:55,772
‫- این...
‫- دوباره این کار رو کرد.

97
00:05:55,855 --> 00:05:57,482
‫- وای لعنت.
‫- دوباره این کار رو کرد!

98
00:05:58,691 --> 00:06:01,986
‫مایک تایسون برای بار دوم
‫ایواندر هالیفیلد رو گاز گرفت.

99
00:06:02,070 --> 00:06:04,447
‫گاز دوم واضح بود چون اون...

100
00:06:04,530 --> 00:06:06,657
‫مثل سگ روی استخوان بود.

101
00:06:06,741 --> 00:06:08,159
‫می‌تونی ببینیش.

102
00:06:08,242 --> 00:06:11,662
‫کاملا شوکه بودم چون هیچ‌کس
‫تا حالا تو این وضعیت نبوده.

103
00:06:11,746 --> 00:06:16,667
‫تمومه. چون فکر می‌کنم
‫دیگه به اندازه کافی تحمل کردن.

104
00:06:16,751 --> 00:06:19,837
‫غوغایی به پا شده بود.
‫اعضای هر دو تیم اومدن تو رینگ.

105
00:06:19,921 --> 00:06:22,382
‫دعوا تو رینگ بعد از پایان مبارزه.

106
00:06:22,465 --> 00:06:25,968
‫تایسون دوباره داره سعی می‌کنه
‫به هالیفیلد برسه، فکر کنم.

107
00:06:26,052 --> 00:06:28,763
‫اونجا احساس امنیت نمی‌کردم.

108
00:06:28,846 --> 00:06:30,765
‫نمی‌دونستم جمعیت می‌خواد چیکار کنه.

109
00:06:30,848 --> 00:06:32,809
‫هرج و مرج کامله،

110
00:06:32,892 --> 00:06:36,437
‫و تایسون فقط داره
‫به هر کی جلوشه ضربه می‌زنه.

111
00:06:37,063 --> 00:06:40,358
‫وقتی داشتم تماشا می‌کردم،
‫باورم نمی‌شد که داره اتفاق می‌افته.

112
00:06:40,441 --> 00:06:44,862
‫کل تصور آدم از یک ورزشکار یا یک پدیده،

113
00:06:44,946 --> 00:06:47,031
‫ درست جلوی چشمت عوض می‌شه.

114
00:06:47,115 --> 00:06:49,992
‫غیرحرفه‌ای‌ترین چیزی بود
‫که تو ورزش بوکس دیدم.

115
00:06:50,076 --> 00:06:53,037
‫مایک تایسون ظاهرا
‫عقلش رو از دست داده.

116
00:06:53,621 --> 00:06:56,165
‫مایک دیوونه شده بود
‫و من سعی می‌کردم نگهش دارم.

117
00:06:56,249 --> 00:06:58,459
‫مثلا «مایک، بیا بریم از اینجا.
‫یالا، بریم.»

118
00:06:58,543 --> 00:07:00,336
‫و از رینگ بیرون اومدیم.

119
00:07:02,880 --> 00:07:05,800
‫محافظ تایسون داره با حراست دعوا می‌کنه.

120
00:07:05,883 --> 00:07:10,263
‫مردم آب و لیوان و کلی چیز می‌انداختن.

121
00:07:10,346 --> 00:07:11,681
‫آره، دیوونه‌کننده بود.

122
00:07:11,764 --> 00:07:15,935
‫در حالی که مایک تایسون در حال ترک رینگه،
‫اینجا غوغایی به پا شده.

123
00:07:16,018 --> 00:07:17,937
‫مردم زمین می‌افتن.
‫دوربین ما افتاد.

124
00:07:18,020 --> 00:07:19,272
‫ولش کن! آروم باش!

125
00:07:20,940 --> 00:07:22,483
‫خب، برگشتم به رختکن.

126
00:07:22,567 --> 00:07:23,693
‫گمونم وقتی یه نفر حس می‌کنه

127
00:07:23,776 --> 00:07:27,238
‫داره از داور التماس می‌کنه
‫که یه کم توجه کنه،

128
00:07:27,321 --> 00:07:30,825
‫ولی داور بهش توجهی نمی‌کنه،
‫اون وقت از مرز منطق فراتر می‌ره.

129
00:07:30,908 --> 00:07:33,161
‫و یک نکته درباره‌ی دون کینگ.

130
00:07:33,744 --> 00:07:36,581
‫دون می‌دونه یه مخاطب داشت
‫که باید راضیش می‌کرد.

131
00:07:36,664 --> 00:07:40,501
‫پس تصمیم گرفت خودش وارد بشه
‫و مایک رو دوباره بیرون بیاره.

132
00:07:40,585 --> 00:07:43,921
‫گازش گرفتی.
‫اون تلافی ضربه‌ای بود که به چشمت زد؟

133
00:07:44,005 --> 00:07:46,674
‫مهم نیست من چیکار کردم،
‫اون دو تا مبارزه داره با سر بهم می‌زنه.

134
00:07:46,757 --> 00:07:48,259
‫باید درباره‌ش حرف بزنی، مایک.

135
00:07:48,342 --> 00:07:51,387
‫نه، حرف زدم!
‫تو رینگ بهش رسیدگی کردم.

136
00:07:51,471 --> 00:07:55,141
‫مایک رفت تو حالت بقا
‫و کاری رو کرد که باید انجام می‌داد،

137
00:07:55,224 --> 00:07:56,559
‫دقیقا مثل اینکه تو خیابون بود.

138
00:07:56,642 --> 00:07:59,812
‫نمی‌تونم بذارم مدام اینطوری ضربه سر بخورم.
‫باید بچه‌هام رو بزرگ کنم.

139
00:07:59,896 --> 00:08:02,607
‫طرف مدام با سر بهم می‌زنه،
‫سعی می‌کنه زخمیم کنه، با بریدگی متوقفم کنه.

140
00:08:02,690 --> 00:08:03,733
‫باید تلافی کنم.

141
00:08:05,234 --> 00:08:06,903
‫متأسفم و می‌دونی چیه؟

142
00:08:06,986 --> 00:08:10,490
‫اگه ضربه سر می‌خوری،
‫طرف رو ناک‌اوت کن یا بهش ضربه سر بزن.

143
00:08:10,573 --> 00:08:12,074
‫مایک می‌گفت،

144
00:08:12,158 --> 00:08:15,161
‫«برای پیروزی هر کاری لازمه انجام بده
‫و بعدا عذرخواهی کن.»

145
00:08:16,329 --> 00:08:17,788
‫این فقط یه فلسفه‌ست.

146
00:08:17,872 --> 00:08:20,833
‫محافظ دهن رو تف کرد بیرون.
‫محافظ دهن رو تف کرد بیرون.

147
00:08:20,917 --> 00:08:22,627
‫ایواندر خونسردیش رو حفظ کرده بود.

148
00:08:22,710 --> 00:08:24,003
‫و بخشیش به خاطر این بود

149
00:08:24,086 --> 00:08:27,131
‫که ایواندر تو دوره آماتوری،
‫دقیقا همین کار رو کرده بود.

150
00:08:27,215 --> 00:08:29,634
‫گوش حریفش رو گاز گرفته بود.

151
00:08:30,301 --> 00:08:34,722
‫می‌دونی، واقعا معتقدم که
‫خود ترس باعث می‌شه آدم‌ها

152
00:08:34,805 --> 00:08:37,975
‫برای رهایی، سراغ آسون‌ترین
‫و سریع‌ترین کار برن.

153
00:08:38,059 --> 00:08:40,686
‫الان درباره حرفه‌ت
‫می‌خوای چیکار کنی، مایک؟

154
00:08:40,770 --> 00:08:42,897
‫- باید بهش احترام گذاشته بشه، برادر.
‫- باشه.

155
00:08:47,193 --> 00:08:49,070
‫فقط اتفاق افتاد.

156
00:08:52,114 --> 00:08:53,241
‫تقصیر منه.

157
00:08:55,660 --> 00:08:58,079
‫نمی‌تونم کسی رو سرزنش کنم.

158
00:08:59,705 --> 00:09:01,499
‫من واقعا یه بچه لوسم، می‌دونی؟

159
00:09:01,582 --> 00:09:04,418
‫مخصوصا یه بچه لوس تو بوکس،
‫پس داشتم مثل یه بچه لوس رفتار می‌کردم.

160
00:09:05,753 --> 00:09:08,214
‫چرا فکر می‌کنی کنترلت رو از دست دادی؟

161
00:09:08,297 --> 00:09:09,840
‫فقط به خاطر اون لحظه بود.

162
00:09:11,926 --> 00:09:14,554
‫با سر بهم می‌زد.
‫حسابی هم داشت کتکم می‌زد.

163
00:09:16,597 --> 00:09:19,141
‫ولی فقط عقلم رو از دست دادم.
‫فقط از دستش دادم.

164
00:09:24,480 --> 00:09:28,276
‫حالا سوال اینه که آیا بوکس،
‫مایک تایسون رو متوقف می‌کنه؟

165
00:09:28,359 --> 00:09:31,445
‫اگه ذره‌ای اعتبار داره،
‫باید بابت کاری که کرد عذرخواهی کنه.

166
00:09:31,529 --> 00:09:34,156
‫- متأسف نیستم.
‫- باید محروم بشه.

167
00:09:34,240 --> 00:09:37,493
‫اون لیاقتش رو نداره که
‫طبق قوانین بوکس مبارزه کنه.

168
00:09:37,577 --> 00:09:39,287
‫اوه، نابودم کردن.

169
00:09:40,621 --> 00:09:42,790
‫مطبوعات حسابی از خجالتم دراومدن.

170
00:09:43,291 --> 00:09:44,625
‫تایسون مثل اراذل رفتار می‌کنه.

171
00:09:44,709 --> 00:09:47,461
‫فکر می‌کنم به عنوان مجازات باید
‫برای همیشه از بوکس محروم بشه.

172
00:09:48,045 --> 00:09:51,340
‫حتی بیل کلینتون هم وقتی دید چی شد
‫یه احساس خاصی نسبت بهش داشت.

173
00:09:51,424 --> 00:09:54,093
‫واکنش شخصی شما
‫نسبت به اتفاقات مبارزه تایسون

174
00:09:54,176 --> 00:09:55,177
‫در شنبه‌شب چه بود؟

175
00:09:55,261 --> 00:09:57,430
‫من وحشت‌زده بودم.

176
00:09:58,139 --> 00:10:01,017
‫وای، واقعا؟ ببین کی داره حرف می‌زنه، ها؟

177
00:10:02,059 --> 00:10:05,605
‫پس الان، می‌دونی...
‫اون هانیبال لکتر هم شده.

178
00:10:07,940 --> 00:10:10,151
‫آقای تایسون به کمک روانی احتیاج داره.

179
00:10:10,735 --> 00:10:13,195
‫فکر می‌کنم واقعا مشکل داره.
‫داره تقلا می‌کنه.

180
00:10:15,531 --> 00:10:18,618
‫فکر می‌کنی چرا اون کار رو کردی؟
‫می‌دونم کنترلت رو از دست دادی.

181
00:10:18,701 --> 00:10:21,078
‫یعنی، همه یه جورایی
‫کنترلشون رو از دست می‌دن. ما...

182
00:10:21,162 --> 00:10:23,372
‫برای اولین بار در دوران حرفه‌ای بوکسم،

183
00:10:23,456 --> 00:10:25,583
‫فکر می‌کنم قضیه رو شخصی کردم. عصبانی شدم.

184
00:10:25,916 --> 00:10:27,793
‫[گاز قرن ممکن است
‫تایسون را نقش بر زمین کند]

185
00:10:27,877 --> 00:10:28,878
‫[مرد دیوانه]

186
00:10:30,504 --> 00:10:31,631
‫اشتباه کردم...

187
00:10:33,341 --> 00:10:35,092
‫و انتظار دارم تاوانش رو بدم.

188
00:10:35,301 --> 00:10:37,637
‫[دیگه از دست تایسون به ستوه اومدیم]

189
00:10:37,720 --> 00:10:41,057
‫می‌دونستیم عواقبی برای کارهاش در راهه.

190
00:10:41,140 --> 00:10:42,725
‫سعی می‌کردیم کم‌شون کنیم.

191
00:10:43,559 --> 00:10:47,355
‫ولی می‌دونستیم کمیسیون بوکس،
‫باید کاری که مجبور بودن رو می‌کردن.

192
00:10:47,438 --> 00:10:48,814
‫این یه موضوع خیلی جدیه.

193
00:10:48,898 --> 00:10:52,193
‫نه فقط حادثه گاز گرفتن
‫بلکه دعوای بعدش و همه اتفاقات.

194
00:10:52,276 --> 00:10:54,487
‫تو ایالت نوادا تحمل نمی‌شه.

195
00:10:54,820 --> 00:10:57,615
‫[مجوز تایسون باطل شد]

196
00:10:57,740 --> 00:10:59,825
‫کمیسیون مجوزش رو باطل کرد.

197
00:10:59,909 --> 00:11:02,495
‫تایسون نمی‌تونه بجنگه،
‫حتی نمی‌تونه تمرین کنه.

198
00:11:03,371 --> 00:11:05,790
‫به حداکثر جریمه محکوم شد
‫و محروم شد.

199
00:11:08,042 --> 00:11:10,044
‫هیچ‌کس به اندازه مایک که
‫از نظر مالی میلیون‌ها دلار

200
00:11:10,086 --> 00:11:11,879
‫جریمه شد،
‫متحمل همچین جریمه سنگینی نشده بود.

201
00:11:11,921 --> 00:11:13,255
‫[تایسون برای حمله کلی ضرر می‌کنه]

202
00:11:13,297 --> 00:11:14,298
‫[سه میلیون دلار]

203
00:11:15,007 --> 00:11:18,135
‫تقریبا باور کرده بودم
‫که برای همیشه محروم می‌شم.

204
00:11:18,219 --> 00:11:20,971
‫وقتی تعلیق شدم واقعا بد بود.

205
00:11:22,682 --> 00:11:24,183
‫مایک منزوی بود.

206
00:11:24,809 --> 00:11:26,185
‫مبارزه نمی‌کرد.

207
00:11:27,395 --> 00:11:28,979
‫فکر می‌کنم مایک ناراحت شد

208
00:11:29,063 --> 00:11:31,899
‫و حالا یک میلیون نفر هم افتادن دنبالش.

209
00:11:31,982 --> 00:11:34,568
‫خب، خدمات درآمد داخلی یک مشت ناک‌اوت
‫به قهرمان سابق سنگین‌وزن،

210
00:11:34,652 --> 00:11:35,778
‫مایک تایسون زد.

211
00:11:35,861 --> 00:11:40,491
‫یک وثیقه بزرگ روی عمارتش
‫در کنتیکت گذاشتن، ۶.۳ میلیون دلار.

212
00:11:40,991 --> 00:11:44,036
‫چطور این برای من اتفاق افتاد؟
‫نمی‌دونستم.

213
00:11:44,537 --> 00:11:48,165
‫وقتی خدمات درآمد داخلی سراغم اومد،
‫اون موقع یه حسابرسی کردیم.

214
00:11:48,249 --> 00:11:50,251
‫و فهمیدیم پول‌ها کجا رفته.

215
00:11:51,043 --> 00:11:55,047
‫به مایک گفتیم،
‫«دون داره سرت کلاه می‌ذاره.»

216
00:11:55,131 --> 00:11:58,342
‫«گزارش دقیقی از حساب‌هات نمی‌گیری.»

217
00:11:58,426 --> 00:12:01,595
‫چند تا کاغذ آماده کردیم و نشونش دادیم
‫که داره سرش کلاه می‌ره.

218
00:12:01,679 --> 00:12:06,559
‫شلی اومد و واقعا خیلی چیزها رو
‫درباره پول مایک آشکار کرد.

219
00:12:06,642 --> 00:12:08,936
‫وکلام بهم گفته بودن
‫دون داره دزدی می‌کنه.

220
00:12:09,019 --> 00:12:13,482
‫سهم زیادی از پولم رو می‌گرفت،
‫تقریبا به اندازه خودم.

221
00:12:14,150 --> 00:12:17,236
‫داریم درباره ده‌ها میلیون دلار حرف می‌زنیم.

222
00:12:18,779 --> 00:12:21,031
‫نمی‌دونم دون از مایک دزدیده یا نه.

223
00:12:21,115 --> 00:12:23,534
‫از هیچ‌کدوم از سوابق چیزی نشنیدم،
‫هیچ‌کدوم رو ندیدم.

224
00:12:23,617 --> 00:12:27,705
‫چیزی که می‌دونم و می‌تونم شهادت بدم،

225
00:12:27,788 --> 00:12:31,917
‫اینه که با دون کینگ به عنوان پروموتر،
‫تیم تایسون پول بیشتری

226
00:12:32,001 --> 00:12:36,839
‫از هر تیم بوکسی
‫یا هر چهره ورزشی تو تاریخ درآورد.

227
00:12:37,548 --> 00:12:39,592
‫یه بار از دون کینگ پرسیدم،

228
00:12:39,675 --> 00:12:41,677
‫«از مبارزهات دزدی نمی‌کنی، نه؟»

229
00:12:41,761 --> 00:12:43,345
‫گفت، «معلومه که دزدی می‌کنم!»

230
00:12:43,429 --> 00:12:45,431
‫گفت، « اونا بازم از من
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای

231
00:12:45,514 --> 00:12:46,849
‫قراره پول در بیارن.»

232
00:12:48,309 --> 00:12:52,646
‫می‌دونم که از دست دون خیلی عصبانی بود.

233
00:12:53,272 --> 00:12:55,441
‫و به من هم گفت،

234
00:12:56,108 --> 00:12:59,487
‫«مردم نمی‌فهمن چرا اینقدر عصبانی‌ام.»

235
00:12:59,570 --> 00:13:03,115
‫گفت، «بحث پول نیست.
‫اونقدر برام مهم نیست.»

236
00:13:03,199 --> 00:13:07,411
‫«اینکه من این یارو رو دوست داشتم.
‫بهش اعتماد داشتم.»

237
00:13:07,495 --> 00:13:11,248
‫احساس می‌کردم بهم خیانت شده،
‫چون حقیقت رو ازم پنهون کرده بودن.

238
00:13:12,875 --> 00:13:16,712
‫بوکسور مایک تایسون
‫علیه پروموتر سابقش دون کینگ

239
00:13:16,796 --> 00:13:18,631
‫برای ۱۰۰ میلیون دلار شکایت کرده.

240
00:13:18,714 --> 00:13:22,510
‫هر کسی تو زندگی یه قیمتی داره.
‫هر کسی یه قیمتی داره.

241
00:13:24,345 --> 00:13:27,348
‫دعواها و این چیزها پیش اومد.
‫اوضاع زشت شد.

242
00:13:27,431 --> 00:13:30,226
‫این شکایتیه که اصلا هیچ اعتباری نداره.

243
00:13:30,309 --> 00:13:33,687
‫و فکر می‌کنم شواهد
‫این رو تأیید و پشتیبانی کنه.

244
00:13:34,855 --> 00:13:39,235
‫منو ناراحت می‌کنه که مایک تایسون
‫اجازه می‌ده ازش به عنوان مهره استفاده بشه.

245
00:13:39,318 --> 00:13:42,530
‫ببین، این آدم‌ها رو در نظر بگیر،
‫امثال شلی فینکل،

246
00:13:43,030 --> 00:13:46,408
‫اینا کسایی بودن که مایک رو بازی دادن.

247
00:13:47,660 --> 00:13:49,578
‫به نظرم مثل کرکس می‌مونن

248
00:13:49,662 --> 00:13:51,914
‫فکر می‌کنی شلی یه جورایی
‫با زیرکی خودش رو جا کرد؟

249
00:13:51,997 --> 00:13:53,332
‫دقیقا همین اتفاق افتاد.

250
00:13:53,415 --> 00:13:55,501
‫- قضیه همینه؟
‫- زندگی همینه.

251
00:13:55,835 --> 00:13:58,963
‫[فینکل قرارداد بست]

252
00:13:59,588 --> 00:14:02,675
‫واقعا به مایک اهمیت می‌دادم.

253
00:14:02,758 --> 00:14:05,511
‫من و مایک همیشه رابطه خوبی داشتیم.

254
00:14:05,594 --> 00:14:09,849
‫و من به عنوان انسان بهش علاقه داشتم،

255
00:14:09,932 --> 00:14:12,852
‫نه به عنوان یه دستگاه پول‌سازی.

256
00:14:12,935 --> 00:14:15,104
‫همه اون مبارزهایی که دون داشت،

257
00:14:16,814 --> 00:14:17,773
‫همه‌شون نابود شدن.

258
00:14:18,065 --> 00:14:19,149
‫[ویترسپون برای ۹ میلیون دلار شکایت کرد]

259
00:14:19,275 --> 00:14:21,902
‫بی‌خانمان شدن. داغون شدن.
‫روحیه‌شون رو در هم شکست.

260
00:14:22,820 --> 00:14:24,113
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

261
00:14:25,072 --> 00:14:26,448
‫فکر می‌کرد همین کار رو با من کنه.

262
00:14:26,532 --> 00:14:28,993
‫فکر می‌کرد آخرش
‫تو یه تیمارستان یا زندان می‌افتم.

263
00:14:30,369 --> 00:14:34,164
‫و اون اولین باری بود که فهمیدم
‫اون قدرت رو از طریق من به دست آورده.

264
00:14:34,248 --> 00:14:35,791
‫بدون من کیه؟

265
00:14:41,171 --> 00:14:42,965
‫قدرت، منم.

266
00:14:45,593 --> 00:14:48,971
‫فهمیدم که... اخراج شدم

267
00:14:50,180 --> 00:14:52,099
‫و تیم تایسون هم مثل بقیه،

268
00:14:52,600 --> 00:14:54,935
‫در حالی که ای‌اس‌پی‌ان تماشا می‌کردن،
‫منحل شد.

269
00:14:56,896 --> 00:14:58,272
‫تایسون از مدیران مشترکش،

270
00:14:58,355 --> 00:15:00,441
‫جان هورن و روری هالووی، جدا می‌شه؛
‫اقدامی که

271
00:15:00,524 --> 00:15:04,778
‫می‌تونه تصویر مرد نابالغی که لوس بار اومده
‫و دیگران کنترلش می‌کنن رو از بین ببره.

272
00:15:04,862 --> 00:15:07,364
‫چرا از روری جدا شدی؟
‫اون دوستت بود.

273
00:15:07,448 --> 00:15:09,700
‫آره، ولی بهتر بود جدا بشم.
‫می‌خواستم روی پای خودم شروع کنم.

274
00:15:09,825 --> 00:15:12,745
‫[تایسون جدایی از دو مدیر خود رو تأیید کرد]

275
00:15:12,912 --> 00:15:15,039
‫- هیچ‌وقت حرف نزدیم.
‫- تا امروز؟

276
00:15:15,122 --> 00:15:16,081
‫تا امروز.

277
00:15:17,374 --> 00:15:18,667
‫بیش از ۲۰ ساله.

278
00:15:24,131 --> 00:15:27,593
‫حس می‌کنی یه زمانی
‫تیم خوبی بودید؟

279
00:15:27,676 --> 00:15:28,886
‫آره.

280
00:15:28,969 --> 00:15:29,887
‫چرا؟

281
00:15:30,471 --> 00:15:32,097
‫چون اینطور بود. چرا؟ نمی‌دونم.

282
00:15:32,181 --> 00:15:35,726
‫آره همینطور بود. داری می‌پرسی...
‫ببین، قضیه دقیقا همینجا خراب می‌شه.

283
00:15:35,809 --> 00:15:39,146
‫می‌پرسی چرا، چون اونا تیم منن.
‫من جمعشون کرده بودم.

284
00:15:39,229 --> 00:15:41,398
‫توضیح می‌خوای؟
‫نمی‌تونم توضیح بدم.

285
00:15:41,482 --> 00:15:43,192
‫- نه؟
‫- نه.

286
00:15:43,984 --> 00:15:46,445
‫یعنی، حس می‌کردی
‫دارید تمرین می‌کنید،

287
00:15:46,528 --> 00:15:48,197
‫مبارزات رو برنده می‌شید،
‫همه چی داشت جواب می‌داد.

288
00:15:48,280 --> 00:15:51,909
‫نمی‌فهمم چی داری می‌گی...
‫داری این رو برام سخت می‌کنی.

289
00:15:51,992 --> 00:15:56,330
‫چرا این کار رو می‌کنی؟
‫این تیم منه. من تیم رو انتخاب کردم. همین.

290
00:15:59,208 --> 00:16:02,211
‫مایک خیلی خودشیفته‌ست.
‫اونا خیلی خودشیفته‌ان.

291
00:16:03,212 --> 00:16:09,343
‫وقتی چیزی رو از هم بپاشی،
‫سخته بخوای دوباره سر همش کنی.

292
00:16:10,260 --> 00:16:14,306
‫خیلی ضربه‌ی سنگینی بود.
‫واقعا ضربه‌ی سختی بود. نمی‌خوام دروغ بگم.

293
00:16:14,390 --> 00:16:18,644
‫نمی‌خوام به عنوان قربانی شناخته بشم،
‫چون با مایک کلی پول درآوردم.

294
00:16:18,727 --> 00:16:21,855
‫فقط... فقط فکر می‌کردم
‫لایق یه گفتگو بودم.

295
00:16:23,190 --> 00:16:25,818
‫ولی دون، یه روز رک گفت.

296
00:16:25,901 --> 00:16:28,654
‫«شماها بهتره یه نقشه دوم داشته باشید.»

297
00:16:28,737 --> 00:16:31,448
‫و اساسا گفت، «بهتره پولتون رو ذخیره کنید،

298
00:16:31,532 --> 00:16:33,242
‫چون مایک می‌خواد ولتون کنه.»

299
00:16:34,243 --> 00:16:35,285
‫حق با اون بود.

300
00:16:37,579 --> 00:16:40,165
‫فقط می‌خواستم
‫زندگیم رو سر و سامون بدم.

301
00:16:42,710 --> 00:16:44,003
‫یه کم درون‌نگری کردم.

302
00:16:46,922 --> 00:16:49,425
‫برگشتم به ریشه‌هام و این چیزها.

303
00:16:51,969 --> 00:16:53,303
‫همینه.

304
00:17:21,040 --> 00:17:23,042
‫می‌خوان از ما در حال قدم زدن
‫با سگ فیلم بگیرن.

305
00:17:23,125 --> 00:17:25,419
‫عملا می‌تونیم از این طرف بریم و برگردیم.

306
00:17:25,502 --> 00:17:27,004
‫نمی‌خوام سگ رو ببرم.

307
00:17:27,087 --> 00:17:30,132
‫خب، تو نمی‌بریش. فقط راه می‌ریم.
‫اونا فقط تصاویر تکمیلی می‌خوان.

308
00:17:30,215 --> 00:17:32,051
‫همینجا می‌تونیم تصاویر تکمیلی بگیریم.

309
00:17:34,678 --> 00:17:36,847
‫باشه، تصویر تکمیلی رو گرفتیم. بوم.

310
00:17:38,348 --> 00:17:40,434
‫ما ۱۶ ساله با هم ازدواج کردیم.

311
00:17:43,729 --> 00:17:45,981
‫اعتماد برای مایک چیز مهمیه.

312
00:17:47,149 --> 00:17:50,194
‫و وقتی اون اعتماد رو از دست بده،

313
00:17:50,277 --> 00:17:52,446
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت واقعا بتونی پس بگیری.

314
00:17:53,989 --> 00:17:56,241
‫می‌تونه ببخشه، ولی دیگه تمومه.

315
00:17:57,451 --> 00:17:59,036
‫مطمئنم که آسیب دیده بود،

316
00:17:59,119 --> 00:18:01,955
‫مخصوصا به خاطر رابطه‌ش با روری و دون.

317
00:18:04,249 --> 00:18:05,167
‫خیلی سخته،

318
00:18:05,250 --> 00:18:07,503
‫مدام یکی بیاد تو زندگیت

319
00:18:07,586 --> 00:18:09,254
‫و بگه اون جواب همه چیزه،

320
00:18:09,338 --> 00:18:13,967
‫یا مجبور باشی به یکی برای انجام
‫کاری اعتماد کنی و ناامید بشی.

321
00:18:16,887 --> 00:18:19,223
‫ولی این همون داستان آمریکاییه، نه؟

322
00:18:19,306 --> 00:18:21,558
‫مردم دوست دارن ببینن
‫زمین می‌خوری و برمی‌گردی.

323
00:18:27,231 --> 00:18:29,399
‫- من نمی‌رم اونجا، مرد.
‫- هیچی برای نگرانی نداری.

324
00:18:29,483 --> 00:18:31,318
‫«هیچی برای نگرانی نداری» یعنی چی؟

325
00:18:31,360 --> 00:18:32,486
‫[گرسنه‌ای؟ چرا صبر کنی؟]

326
00:18:32,569 --> 00:18:35,197
‫باور کنی یا نه،
‫تو خیابون‌ها به خاطرش قهرمان بودم،

327
00:18:35,280 --> 00:18:37,199
‫برای گاز گرفتن گوش ایواندر.

328
00:18:37,282 --> 00:18:39,576
‫خیلی از مردم فکر می‌کردن این سرگرمیه.

329
00:18:39,660 --> 00:18:42,663
‫ولی تایسون هنوز رفیقمه.
‫هنوز رفیقمه. هواشو دارم.

330
00:18:42,746 --> 00:18:45,874
‫و با خودم می‌گفتم،
‫«این دیگه واقعا وحشیانه‌ست.»

331
00:18:45,958 --> 00:18:47,709
‫هنوز دوستت داریم، مایک.

332
00:18:47,793 --> 00:18:52,172
‫حتی با اینکه این کار رو کردم، می‌دونی،
‫بعد یکی بهم بگه که باحال بود؟

333
00:18:52,256 --> 00:18:54,591
‫می‌دونی، فکر می‌کنی آدم عاقلیه.

334
00:18:54,675 --> 00:18:56,718
‫واقعا، هالیفیلد خودش
‫این وضع رو برای خودش رقم زد.

335
00:18:56,802 --> 00:19:01,640
‫فکر می‌کنم تو عشق و جنگ هر کاری مجازه.
‫اون داشت با سر می‌زدش، پس گازش گرفت.

336
00:19:02,224 --> 00:19:04,268
‫یعنی «وای، این دیوونه‌کننده‌ست.»

337
00:19:04,351 --> 00:19:06,186
‫مثل جای گاز. این جواب می‌ده.

338
00:19:06,270 --> 00:19:08,230
‫و برای کسایی که می‌گن
‫سلیقه خوبی نیست،

339
00:19:08,313 --> 00:19:09,731
‫می‌گم، «آره، ولی مزه خوبی داره.»

340
00:19:09,815 --> 00:19:11,483
‫حس می‌کردم گند زدم.

341
00:19:11,567 --> 00:19:13,277
‫این ماجرا رو باشکوه جلوه دادن.

342
00:19:13,360 --> 00:19:15,654
‫و داشتم می‌دیدم مردم واقعا چی هستن.

343
00:19:15,737 --> 00:19:17,739
‫- برگرد عقب.
‫- مایک.

344
00:19:17,823 --> 00:19:20,450
‫ببین، می‌خوایم بپرسیم.
‫بیا تو، پسر.

345
00:19:21,076 --> 00:19:24,496
‫ولی درکش می‌کردم.
‫این کوفت حیوان‌صفتیه.

346
00:19:25,956 --> 00:19:27,457
‫این چیزیه که مردم می‌خوان.

347
00:19:27,541 --> 00:19:29,793
‫دعوای بیشتر تو رینگ بعد از مبارزه!

348
00:19:29,877 --> 00:19:31,378
‫همه‌شون حیوونن، پسر.

349
00:19:35,299 --> 00:19:37,593
‫این سوخت منه. همون آتیشی که شعله‌ور می‌شه.

350
00:19:37,676 --> 00:19:41,305
‫مایک تایسون می‌گه آماده‌ست
‫که به بوکس برگرده.

351
00:19:41,388 --> 00:19:44,892
‫حالا این بوکسه که باید تصمیم بگیره
‫آیا برای مایک تایسون آماده‌ست یا نه.

352
00:19:44,975 --> 00:19:47,603
‫الان فقط به افراد کمیسیون لاس ‌وگاس می‌گم

353
00:19:47,686 --> 00:19:50,272
‫خیلی متأسفم، فوق‌العاده متأسفم.

354
00:19:50,355 --> 00:19:51,982
‫- چطوری، جوون؟
‫- سلام!

355
00:19:52,065 --> 00:19:54,860
‫خب و من واقعا آدم خوبیم.

356
00:19:55,485 --> 00:19:57,321
‫خداحافظ، بچه‌ها.

357
00:19:57,404 --> 00:19:59,990
‫با آغوش باز پذیرفتمش

358
00:20:00,073 --> 00:20:02,326
‫و اون موقع با هم شروع کردیم به کار.

359
00:20:02,409 --> 00:20:07,497
‫گفتم، «ببین، باید بفهمیم
‫چطور مجوزت رو پس بگیری،

360
00:20:07,581 --> 00:20:10,042
‫چون این الان کلید اصلی ماجراست.»

361
00:20:10,125 --> 00:20:12,377
‫«بدون مجوزت، نمی‌تونی مبارزه کنی

362
00:20:12,461 --> 00:20:14,755
‫و می‌تونی تو رینگ، اعتبارت رو بازسازی کنی.»

363
00:20:14,963 --> 00:20:17,591
‫امروز، تقریبا با اشک، مایک آهنین

364
00:20:17,674 --> 00:20:20,636
‫از هیئت نظارت بر امور ورزشی برای
‫یه فرصت دوباره در مبارزه التماس کرد.

365
00:20:20,719 --> 00:20:24,223
‫پس مایک این فرصت رو داره
‫که به ورزش برگرده

366
00:20:24,306 --> 00:20:26,725
‫و ورزشکارها فرصت محدودی دارن.

367
00:20:26,808 --> 00:20:28,852
‫بابت کاری که کردم متأسفم.

368
00:20:28,936 --> 00:20:30,646
‫و کاش هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتاد.

369
00:20:30,729 --> 00:20:32,564
‫تا آخر عمرم آزارم می‌ده.

370
00:20:32,648 --> 00:20:36,902
‫حس می‌کردم تو دادگاهم.
‫یه جنایتی کردم. آدم بده بودم.

371
00:20:36,985 --> 00:20:41,907
‫چهار رأی موافق و یک رأی مخالف داریم.
‫پیشنهاد تصویب شد.

372
00:20:42,241 --> 00:20:44,910
‫[هیئت بوکس نوادا به تایسون فرصت دیگری داد]

373
00:20:45,619 --> 00:20:47,663
‫مایک رو یه سال محروم کردن.

374
00:20:47,746 --> 00:20:49,706
‫بعد گفتن «آه، مشکلی نیست. مبارزه بعدی.»

375
00:20:51,375 --> 00:20:52,876
‫همه می‌خواستن برگرده

376
00:20:52,960 --> 00:20:56,213
‫چون هنوز بزرگ‌ترین جاذبه‌ی این ورزش بود.

377
00:20:56,296 --> 00:20:59,174
‫لاس ‌وگاس می‌خواد کسی رو رد کنه که می‌تونه

378
00:20:59,258 --> 00:21:01,385
‫تو یه آخر هفته صد میلیون دلار بسازه؟

379
00:21:01,468 --> 00:21:02,302
‫معلومه که نه.

380
00:21:02,386 --> 00:21:04,763
‫مجوزش رو پسش بدید.
‫کِی بهش می‌گید؟

381
00:21:05,722 --> 00:21:07,474
‫«به همون حالت قبلی برگرد، مایک.» درسته؟

382
00:21:07,557 --> 00:21:09,518
‫همه‌ش جواب داد. ادامه بده.

383
00:21:17,442 --> 00:21:18,860
‫[استیو وین - غول صنعت کازینو]

384
00:21:21,196 --> 00:21:24,491
‫مایک تایسون. اون یه گلادیاتوره.

385
00:21:25,284 --> 00:21:28,870
‫چطور ممکنه تعجب‌آور باشه
‫که مردهایی که این کار رو می‌کنن،

386
00:21:29,913 --> 00:21:31,832
‫رگه‌ای از خشونت داشته باشن؟

387
00:21:33,875 --> 00:21:37,462
‫و چیزی در ذات ما انسان‌ها هست که

388
00:21:37,546 --> 00:21:38,839
‫ما رو بهش جذب می‌کنه.

389
00:21:40,590 --> 00:21:44,845
‫شاید زشت‌ترین بخش ذات انسانی ماست.

390
00:21:44,928 --> 00:21:46,638
‫ولی همینه.

391
00:21:46,722 --> 00:21:50,976
‫این مبارزات بزرگ در لاس وگاس...

392
00:21:53,437 --> 00:21:54,563
‫به اوج شدت رسیدن.

393
00:21:54,646 --> 00:21:56,690
‫[لاس وگاس، نوادا
‫۱۶ ژانویه ۱۹۹۹]

394
00:21:56,815 --> 00:22:00,444
‫وقت نمایشه!
‫[مایک تایسون در برابر فرانسوا بوتا]

395
00:22:02,529 --> 00:22:05,907
‫- یه ضربه راست کوبنده!
‫- بوتا نقش بر زمین می‌شه.

396
00:22:06,908 --> 00:22:08,994
‫همین کافی بود. یه ضربه.

397
00:22:09,077 --> 00:22:10,996
‫می‌خوای عنوان رو پس بگیری؟

398
00:22:11,079 --> 00:22:13,874
‫انگیزه‌م فقط مایک تایسون بودنه.

399
00:22:13,957 --> 00:22:15,459
‫فقط همین.

400
00:22:15,542 --> 00:22:17,878
‫خودم بودن، کاری که می‌کنم.

401
00:22:18,378 --> 00:22:20,255
‫کاری که هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌کنه.

402
00:22:20,339 --> 00:22:22,924
‫اون‌ها رو بیار. می‌تونن
‫عنوانشون رو نگه دارن. اون رو نمی‌خوام.

403
00:22:23,008 --> 00:22:25,135
‫می‌خوام سلامتیشون رو ازشون بگیرم.

404
00:22:27,637 --> 00:22:28,722
‫خب، جدا شید!

405
00:22:28,805 --> 00:22:31,683
‫اوه، بعد از زنگ نقش زمین می‌شه
‫و نوریس می‌افته.

406
00:22:31,767 --> 00:22:32,768
‫دوباره به این وضع رسیدیم!

407
00:22:32,851 --> 00:22:35,312
‫ولی محو می‌شه، مگه نه؟
‫انگیزه.

408
00:22:35,395 --> 00:22:36,938
‫آره، ولی من محو نمی‌شم.

409
00:22:37,564 --> 00:22:38,982
‫من تا ابد می‌مونم.

410
00:22:40,984 --> 00:22:42,903
‫همه چی محو می‌شه جز من.

411
00:22:43,403 --> 00:22:45,947
‫خشم زیادی با خودت به داخل رینگ می‌بری.

412
00:22:46,031 --> 00:22:49,493
‫این برات جواب می‌ده
‫یا بعضی وقت‌ها علیه‌ت کار می‌کنه؟

413
00:22:49,576 --> 00:22:53,121
‫خب، به جهنم. مبارزه‌ست،
‫هر چی اتفاق بیفته، می‌افته.

414
00:22:53,747 --> 00:22:56,124
‫کار به جایی رسید که اون رو بدنام کرده بودن

415
00:22:56,208 --> 00:22:58,960
‫و دیگه حاضر نبود تن به اون بازی بده.

416
00:22:59,669 --> 00:23:03,006
‫پس، وقتی برات مهم نیست،
‫هیچ فیلتری نداری.

417
00:23:03,090 --> 00:23:05,092
‫مایک، چرا باید اینطوری حرف بزنی؟

418
00:23:05,175 --> 00:23:07,969
‫خب، اونطوری که می‌خوام دارم باهات حرف بزنم.

419
00:23:08,053 --> 00:23:10,555
‫اگه مشکلی داری،
‫دستگاهت رو خاموش کن.

420
00:23:10,639 --> 00:23:13,475
‫می‌دونی چیه؟ فکر می‌کنم
‫الان بحث رو تمومش کنیم.

421
00:23:13,558 --> 00:23:15,185
‫برو گمشو.

422
00:23:15,685 --> 00:23:17,604
‫[دیوانگی تایسون فراتر از رینگ است]

423
00:23:17,687 --> 00:23:21,900
‫یه جذابیت پیچیده‌ای اونجا هست.

424
00:23:21,983 --> 00:23:23,193
‫ولی نمی‌تونی رو برگردونی.

425
00:23:23,276 --> 00:23:25,112
‫فکر می‌کنی برام مهمه
‫اون تو چه بلایی سرتون میاد؟

426
00:23:25,195 --> 00:23:26,613
‫برام مهم نیست زنده بمونم یا بمیرم.

427
00:23:26,696 --> 00:23:29,241
‫من یه... من یه روانی نابهنجارم.

428
00:23:29,324 --> 00:23:30,492
‫همه دارن درباره‌ش حرف می‌زنن.

429
00:23:30,575 --> 00:23:33,620
‫می‌خوای تنها کسی باشی
‫که درباره مایک تایسون نظری نداره؟

430
00:23:34,162 --> 00:23:36,581
‫اگه من مایک تایسون نباشم،
‫بدترین مرد سیاره،

431
00:23:36,665 --> 00:23:38,083
‫چطور می‌خوای از من پول دربیاری؟

432
00:23:41,086 --> 00:23:42,671
‫و نیلسن نقش زمین می‌شه.

433
00:23:42,754 --> 00:23:46,258
‫همین شد تموم وجودم، می‌دونی؟
‫معتاد هرج‌ومرج بودم.

434
00:23:46,341 --> 00:23:48,760
‫هرج‌ومرج کنترل‌شده.
‫تبدیل به همین شدم.

435
00:23:48,844 --> 00:23:50,929
‫معتاد هرج‌ومرج بودن یعنی چی؟

436
00:23:51,555 --> 00:23:53,223
‫همه باید منو نگاه کنن.

437
00:23:57,561 --> 00:24:00,105
‫نمی‌دونی که واقعا اینقدر
‫از کنترل خارج شده یا نه،

438
00:24:00,188 --> 00:24:02,732
‫چون لحظه‌هایی داره که هوشیاره.

439
00:24:02,816 --> 00:24:05,694
‫نمی‌دونم. احتمالا فقط از خودم عصبانی‌ام.
‫نمی‌دونم چی...

440
00:24:05,777 --> 00:24:08,989
‫- دیگه عصبانی نیستی؟
‫- نه، حداقل ظاهرا نه.

441
00:24:09,072 --> 00:24:13,493
‫ولی بعد چیزهایی می‌گه
‫که اونقدر مزخرفن

442
00:24:13,994 --> 00:24:17,205
‫که با خودت می‌گی،
‫«معلوم هست اینجا چه خبره؟»

443
00:24:17,289 --> 00:24:19,958
‫مایک، می‌تونی این مبارزه رو پیروز بشی؟

444
00:24:20,041 --> 00:24:23,211
‫- داری بی‌موقع حرف می‌زنی؟
‫- نه، فکر کنم همه داریم با هم حرف می‌زنیم.

445
00:24:23,295 --> 00:24:26,840
‫معمولا با زن‌ها مصاحبه نمی‌کنم
‫مگه اینکه باهاشون رابطه داشته باشم.

446
00:24:28,758 --> 00:24:31,094
‫شاید فقط کارهایی می‌کرد
‫که خیلی عجیب بودن

447
00:24:31,178 --> 00:24:33,346
‫چون سعی می‌کرد از خودش پیشی بگیره.

448
00:24:33,430 --> 00:24:37,225
‫و توی اون وضعیت گم شد
‫و نتونست جمعش کنه.

449
00:24:37,309 --> 00:24:40,437
‫کاش یکی از شما بچه داشت
‫تا می‌تونستم با لگد به سرشون بزنم

450
00:24:40,520 --> 00:24:43,231
‫یا شکم‌شون رو لگد بزنم
‫که دردم رو حس کنید،

451
00:24:43,315 --> 00:24:45,650
‫چون این دردیه که دارم...
‫هر روز بیدار شدن.

452
00:24:46,485 --> 00:24:49,654
‫فکر کنم اون موقع بود
‫که یه کم مواد زدم.

453
00:24:51,823 --> 00:24:54,409
‫حس می‌کردم هر کاری می‌تونم بکنم،
‫داخل و بیرون رینگ،

454
00:24:54,493 --> 00:24:56,328
‫چون همه بهم می‌گفتن می‌تونم.

455
00:24:57,120 --> 00:24:59,164
‫چطور تست اعتیاد رو قبول شدی؟

456
00:24:59,247 --> 00:25:00,499
‫اوه، لعنت.

457
00:25:02,584 --> 00:25:04,336
‫شروع شد، راند اول.

458
00:25:04,544 --> 00:25:05,337
‫حالا برای ویزینیتور
‫یه منبع گرمایی فراهم کن

459
00:25:05,420 --> 00:25:08,131
‫- اوه! ایناهاش...
‫- تست مواد؟ نه.

460
00:25:08,215 --> 00:25:10,217
‫من هیچ تست اعتیادی انجام ندادم.

461
00:25:10,509 --> 00:25:12,260
‫وقتی من مبارزه می‌کنم،
‫قوانین عوض می‌شن.

462
00:25:12,344 --> 00:25:14,804
‫داور داره سعی می‌کنه
‫مبارزه رو متوقف کنه. تایسون هنوز...

463
00:25:14,888 --> 00:25:16,181
‫داور رو انداخت!

464
00:25:16,890 --> 00:25:18,099
‫این هرج و مرجه.

465
00:25:18,183 --> 00:25:20,644
‫چی؟ می‌خوان جلوی ورود این پول
‫به شهر رو بگیرن؟

466
00:25:20,727 --> 00:25:23,772
‫تایسون حتی دستورات داور رو نمی‌فهمید.

467
00:25:23,855 --> 00:25:26,316
‫چون من مواد می‌زنم بی‌خیال اون پول نمی‌شن.

468
00:25:26,399 --> 00:25:28,527
‫لنکس لوئیس، دارم میام سراغت.

469
00:25:28,610 --> 00:25:31,821
‫لنکس فاتحه؟
‫نه، من اسکندرم. اون اسکندر نیست.

470
00:25:31,905 --> 00:25:34,533
‫من بهترینم.
‫هیچ‌وقت کسی اینقدر وحشی نبوده.

471
00:25:34,616 --> 00:25:37,077
‫من سانی لیستونم. من جک دمپسی‌ام.
‫هیچ‌کس مثل من نیست.

472
00:25:37,160 --> 00:25:39,663
‫من از قماش اونام.
‫هیچ‌کس حریفم نمی‌شه.

473
00:25:39,746 --> 00:25:42,666
‫سبک مبارزه‌م بی‌محاباست.
‫دفاعم نفوذناپذیره.

474
00:25:42,749 --> 00:25:45,752
‫من وحشی‌ام. قلبت رو می‌خوام.
‫می‌خوام بچه‌هاش رو بخورم.

475
00:25:45,919 --> 00:25:47,337
‫[لنکس لوئیس، قهرمان سابق سنگین‌وزن]

476
00:25:47,379 --> 00:25:49,965
‫وقتی گفت می‌خواد بچه‌هام رو بخوره،

477
00:25:50,048 --> 00:25:51,508
‫مادرم وحشت کرد.

478
00:25:51,591 --> 00:25:54,261
‫انگار، «یعنی چی می‌خواد بچه‌هات رو بخوره؟»

479
00:25:54,344 --> 00:25:57,305
‫و من گفتم، «مامان، نگران نباش.
‫اینا فقط حرف‌های زندونه.»

480
00:25:57,389 --> 00:25:59,599
‫نمی‌خواستم اون دوران تموم بشه

481
00:25:59,683 --> 00:26:03,353
‫بدون اینکه مردم بدونن
‫بهترین مبارز اون دوران کی بود.

482
00:26:03,436 --> 00:26:07,607
‫بالاخره، مایک مبارزه‌ای رو گرفت
‫که دنیا منتظرش بود.

483
00:26:09,776 --> 00:26:12,153
‫یکی از بزرگ‌ترین اعلامیه‌ها در تاریخ ورزش.

484
00:26:12,237 --> 00:26:14,239
‫مایک تایسون، لنکس لوئیس،

485
00:26:14,322 --> 00:26:16,616
‫برای قهرمانی سنگین‌وزن دنیا.

486
00:26:17,409 --> 00:26:19,202
‫[مبارزه تایسون-لوئیس ممکن است
‫پردرآمدترین مسابقه باشد]

487
00:26:19,244 --> 00:26:20,579
‫رقبای سرسختی بودن.

488
00:26:20,620 --> 00:26:23,331
‫من یه تایتان مستبد هستم.
‫غیرممکنه بتونه منو شکست بده.

489
00:26:23,415 --> 00:26:24,749
‫برای من مثل یه شخصیت کارتونیه.

490
00:26:24,833 --> 00:26:27,877
‫می‌خوام درس عبرت بهش بدم.
‫می‌خوام ادبش کنم.

491
00:26:27,961 --> 00:26:29,963
‫من با تلاش و پیشرفت،

492
00:26:30,046 --> 00:26:32,799
‫قهرمانی سنگین‌وزن دنیا رو به دست آوردم

493
00:26:32,882 --> 00:26:35,427
‫و اون داره میاد تا سعی کنه ازم بگیرش.

494
00:26:35,510 --> 00:26:37,095
‫من اجازه نمی‌دم.

495
00:26:38,847 --> 00:26:42,434
‫فکر می‌کنم مایک
‫هیچ‌وقت نمی‌تونست حرفه‌ش رو

496
00:26:42,517 --> 00:26:44,894
‫بدون مبارزه با لنکس لوئیس به پایان برسونه.

497
00:26:47,272 --> 00:26:50,358
‫داشتیم تمرین می‌کردیم
‫و داشت خیلی جدی کار می‌کرد.

498
00:26:50,442 --> 00:26:52,360
‫کنفرانس خبری داشت نزدیک می‌شد.

499
00:26:52,444 --> 00:26:56,114
‫گفتم، «هی، لازم نیست اردو رو ترک کنیم

500
00:26:56,197 --> 00:26:58,033
‫که به این کنفرانس خبری بریم.»

501
00:26:58,116 --> 00:27:00,493
‫«معلوم نیست اگه بریم نیویورک چی می‌شه.»

502
00:27:00,910 --> 00:27:02,746
‫[نیویورک سیتی ۲۲ ژانویه ۲۰۰۲]

503
00:27:02,871 --> 00:27:04,706
‫چالشگر رو معرفی می‌کنم،

504
00:27:04,789 --> 00:27:08,710
‫سنگین‌وزن شماره یک دبلیوبی‌سی در دنیا،

505
00:27:08,793 --> 00:27:13,089
‫قهرمان سابق بلامنازع سنگین‌وزن دنیا،

506
00:27:13,173 --> 00:27:16,509
‫مایک تایسون آهنین!

507
00:27:20,347 --> 00:27:21,389
‫من اونجا بودم.

508
00:27:21,473 --> 00:27:24,100
‫اوه، مرد، روز جالبی بود.

509
00:27:24,184 --> 00:27:26,144
‫به نظرم زیاد حال و حوصله نداشت.

510
00:27:26,227 --> 00:27:29,064
‫و حالا، خانم‌ها و آقایان،
‫مدافع عنوان قهرمانی،

511
00:27:29,147 --> 00:27:32,067
‫اون قهرمان سنگین‌وزن دنیاست،

512
00:27:32,150 --> 00:27:35,820
‫لنکس لوئیس!

513
00:27:35,904 --> 00:27:37,197
‫بعد یهو دیدم

514
00:27:37,280 --> 00:27:40,241
‫کلاهش رو برداشت و انداخت زمین.

515
00:27:40,325 --> 00:27:44,329
‫برای من، قبلا این رو دیده بودم.
‫مثل اعلان جنگه.

516
00:27:52,337 --> 00:27:54,589
‫مطمئن شدم که اول مشت‌هام رو بزنم.

517
00:27:54,673 --> 00:27:56,091
‫بوم، بوم، بوم.

518
00:27:57,801 --> 00:28:00,136
‫سعی کردم سر لنکس رو از جاش بکنم.

519
00:28:01,012 --> 00:28:02,972
‫یعنی، از نزدیکش رد شد.

520
00:28:05,642 --> 00:28:08,061
‫کم‌کم تو پام احساس درد کردم.

521
00:28:08,603 --> 00:28:10,188
‫و داشتم در برابر درد مقاومت می‌کردم

522
00:28:10,271 --> 00:28:12,399
‫و می‌دیدم که داره
‫اینجوری نگاهم می‌کنه...

523
00:28:12,899 --> 00:28:16,861
‫گفتم، «هی، داره پام رو گاز می‌گیره.
‫داره پام رو گاز می‌گیره.»

524
00:28:18,279 --> 00:28:20,615
‫اون موقع یه دیوونه روانی بودم، ها؟

525
00:28:20,699 --> 00:28:23,034
‫همه گفتن، «گازت گرفت؟»
‫گفتم، «آره، گاز گرفت.»

526
00:28:23,702 --> 00:28:27,497
‫لنکس لوئیس زخم خونین روی پاش رو نشون داد.

527
00:28:27,580 --> 00:28:29,791
‫می‌دونی، این...
‫ما بوکسوریم. چرا گاز می‌گیری؟

528
00:28:29,874 --> 00:28:31,960
‫این مسابقه گاز گرفتن نیست.
‫مسابقه بوکسه.

529
00:28:33,962 --> 00:28:36,965
‫نمی‌دونستم مایک گازش گرفته،
‫ولی بهم گفت.

530
00:28:37,048 --> 00:28:40,176
‫«پای اون آشغال رو گاز گرفتم.»

531
00:28:41,261 --> 00:28:42,554
‫متأسفم.

532
00:28:44,597 --> 00:28:45,849
‫چرا گازش گرفتی؟

533
00:28:45,932 --> 00:28:49,811
‫نمی‌دونم. فقط داشتم کثافت‌بازی می‌کردم.
‫بعضی وقت‌ها یه کثافتم.

534
00:28:51,896 --> 00:28:54,190
‫من تو کنفرانس خبری بودم.

535
00:28:55,150 --> 00:28:56,735
‫همه می‌ترسیدن بگیرنش.

536
00:28:57,444 --> 00:29:00,071
‫وقتی پریدم رو صحنه، گفتم، «مایک،

537
00:29:00,155 --> 00:29:03,283
‫می‌تونیم این خراب‌شده رو داغون کنیم
‫یا اینکه آروم بگیریم.»

538
00:29:04,242 --> 00:29:07,245
‫«می‌خوای چیکار کنی؟»
‫و اون گفت، «فقط ولم کن.»

539
00:29:09,289 --> 00:29:11,249
‫آخرین باری که من و اون همدیگه رو دیدیم،

540
00:29:11,332 --> 00:29:14,294
‫دست دادیم و گفتیم
‫بعدا همدیگه رو می‌بینیم.

541
00:29:14,377 --> 00:29:16,254
‫فکر می‌کردم بچه‌ی خوبیه.

542
00:29:16,796 --> 00:29:19,674
‫با دیدن این مایک...
‫من اون مایک رو نمی‌شناسم.

543
00:29:20,258 --> 00:29:21,926
‫چرا اینقدر از من عصبانیه؟

544
00:29:22,761 --> 00:29:25,847
‫و بعد تایسون یه کار حتی عجیب‌تر کرد.

545
00:29:26,890 --> 00:29:29,142
‫یه لباس مهار براش بیارید!
‫[مخصوص بیماران روانی]

546
00:29:30,268 --> 00:29:33,688
‫خودت رو بذار توی لباس مهار،
‫پسر سفیدپوست عوضی!

547
00:29:34,981 --> 00:29:37,734
‫آشغال. دستت به من نمی‌رسه.
‫مرد نیستی.

548
00:29:37,776 --> 00:29:39,277
‫زنده زنده می‌خورمت.

549
00:29:39,360 --> 00:29:42,989
‫مایک رو به سمت تماشاچی‌هاست و من کنارشم،

550
00:29:43,072 --> 00:29:46,242
‫و من اینطوری نگاه می‌کنم،
‫ولی دارم با مایک حرف می‌زنم.

551
00:29:46,326 --> 00:29:48,995
‫می‌گم، «هی، مرد، بیا،
‫بیا از اینجا بریم.»

552
00:29:49,078 --> 00:29:50,663
‫بیا، ترسوی کوچولو.

553
00:29:50,747 --> 00:29:52,081
‫می‌ترسی. ترسویی.

554
00:29:52,165 --> 00:29:54,083
‫مرد نیستی که با من بجنگی.

555
00:29:54,292 --> 00:29:55,293
‫نمی‌دونستم تو گزارشم سرزنشش کنم،

556
00:29:55,376 --> 00:29:57,462
‫یا براش متأسف باشم،
‫یا آمبولانس خبر کنم.

557
00:29:57,545 --> 00:29:59,130
‫نمی‌دونستم چه غلطی بکنم

558
00:29:59,214 --> 00:30:02,258
‫چون این عجیب‌ترین چیزیه
‫که تا حالا تو زندگیم دیدم.

559
00:30:02,342 --> 00:30:03,218
‫از من می‌ترسی.

560
00:30:03,301 --> 00:30:05,720
‫اونقدر تو رو می‌زنم که
‫به غلط کردن بیفتی، بدبخت.

561
00:30:11,851 --> 00:30:15,271
‫[سال ۲۰۲۶ - پنجاه و نه سالگی]

562
00:30:16,773 --> 00:30:18,608
‫ولی نمی‌دونم چی شد.

563
00:30:18,691 --> 00:30:21,444
‫- فکر می‌کنی چه اتفاقی افتاد؟
‫- نمی‌دونم.

564
00:30:21,528 --> 00:30:24,155
‫نه، این‌طور نیست داداش.
‫چرا این کار رو کردی؟

565
00:30:28,117 --> 00:30:30,495
‫من احساساتم رو
‫قضاوت نمی‌کنم.

566
00:30:30,578 --> 00:30:33,289
‫وقتی گریه می‌کنم فکر
‫نمی‌کنم ضعیفم. من...

567
00:30:33,373 --> 00:30:36,125
‫فقط قضاوتشون نمی‌کنم.
‫خودش اتفاق می‌افته.

568
00:30:37,126 --> 00:30:42,173
‫این دوربین برای من،
‫مثل مواد مخدره، همین دوربین.

569
00:30:43,633 --> 00:30:47,095
‫اون‌قدر تحت تأثیر و مغلوب این
‫مواد مخدر می‌شم...

570
00:30:47,178 --> 00:30:49,389
‫که خودم رو احمق جلوه می‌دم.

571
00:30:50,390 --> 00:30:52,058
‫تا این حد اعتیادآوره.

572
00:30:52,809 --> 00:30:55,103
‫اگه مجبور باشم چیزی بگم،
‫می‌گمش. بوم.

573
00:30:55,186 --> 00:30:57,564
‫حتی وقتی به دردسر می‌افتم.
‫همیشه همین‌طوره.

574
00:30:58,982 --> 00:31:00,733
‫همیشه. لعنتی.

575
00:31:09,242 --> 00:31:11,619
‫اون‌قدر داغونت می‌کنم تا
‫عاشقم بشی، عوضی.

576
00:31:11,703 --> 00:31:14,914
‫"اون‌قدر داغونت می‌کنم تا عاشقم بشی."
‫اون‌قدر بهت درد می‌دم...

577
00:31:14,998 --> 00:31:16,624
‫تا جلوی من تسلیم بشی.

578
00:31:16,708 --> 00:31:18,376
‫تو کی هستی که من رو
‫قضاوت کنی؟

579
00:31:18,960 --> 00:31:23,590
‫بوکس،
‫حتی توی حالت عادی هم غیرقابل‌پیش‌بینیه.

580
00:31:24,173 --> 00:31:27,176
‫حالا تایسون رو هم بهش اضافه کن، کلاً
‫مسابقه رو فراموش می‌کنی.

581
00:31:27,260 --> 00:31:29,345
‫منظورم اینه که ممکنه تو راه رسیدن
‫به رینگ یکی رو بکشه.

582
00:31:29,429 --> 00:31:31,923
‫می‌دونی، اگه این کار رو بکنه،
‫دلت می‌خواد اون‌جا باشی و ببینی.

583
00:31:31,973 --> 00:31:33,967
[تایسون مبارزه می‌کند و گاز می‌گیرد؟]

584
00:31:34,017 --> 00:31:37,145
‫"نگران نباش. بیا مبارزه کنیم." اون من رو گاز
‫گرفت. توی رینگ جوابش رو می‌دم.

585
00:31:43,318 --> 00:31:47,488
‫برای هر بلیت ۲۵۰۰ دلار گرفتن و
‫فوراً همه فروش رفت.

586
00:31:48,781 --> 00:31:51,284
‫فکر می‌کردم فرصت بزرگی
‫برام باشه.

587
00:31:52,911 --> 00:31:54,829
‫بی‌صبرانه منتظرم
‫یه‌کم پول دربیارم.

588
00:31:55,371 --> 00:31:57,290
‫لنوکس لوئیس خیلی آسیب‌پذیره.

589
00:31:57,373 --> 00:31:58,324
‫اون ضربه‌فنی شده بود...

590
00:31:58,374 --> 00:32:00,835
‫توسط حریف تمرینی تایسون،
‫اولیور مک‌کال.

591
00:32:00,919 --> 00:32:02,921
‫توسط هاسم رحمان هم
‫ضربه‌فنی شده بود.

592
00:32:03,004 --> 00:32:04,380
‫شروع کارش هم کنده.

593
00:32:04,464 --> 00:32:07,383
‫تصمیم گرفتم تایسون توی راند اول بهش
‫حمله کنه و ضربه‌فنیش کنه.

594
00:32:13,222 --> 00:32:16,059
‫دیواری از نیروهای امنیتی
‫توی رینگ هست.

595
00:32:16,142 --> 00:32:18,561
‫امنیت رو ببینید.
‫من تا حالا چنین چیزی ندیده بودم.

596
00:32:18,645 --> 00:32:21,439
‫یه دیواره انسانیه تا این دو نفر رو
‫از هم جدا نگه داره.

597
00:32:21,522 --> 00:32:23,608
‫ما الان سنمون بالاتر رفته.
‫دیگه بچه نیستیم.

598
00:32:26,569 --> 00:32:32,033
‫می‌ریم سراغ مسابقه
‫اصلی امشب.

599
00:32:32,116 --> 00:32:34,827
‫الان دیگه یه مبارز کاملم.

600
00:32:34,911 --> 00:32:36,621
‫خب،
‫آماده شروع هستیم.

601
00:32:38,873 --> 00:32:42,085
‫مایک با لباس سیاه و لنوکس لوئیس
‫با لباس سفید.

602
00:32:44,337 --> 00:32:45,755
‫لوئیس با دست راست
‫ضربه می‌زنه.

603
00:32:45,838 --> 00:32:48,049
‫لنوکس با آپارکات می‌اد و این
‫درگیرشون می‌کنه.

604
00:32:48,132 --> 00:32:49,258
‫یه ضربه به مایک
‫می‌زنه.

605
00:32:49,342 --> 00:32:52,720
‫سعی می‌کنه با آپارکات به مایک بزنه. بهش
‫می‌خوره و بعد گیرش می‌ندازه.

606
00:32:52,804 --> 00:32:58,768
‫اگه به مبارزه نگاه کنی، لنوکس از درگیر
‫شدن باهاش استرس داشت.

607
00:32:58,851 --> 00:33:01,813
‫انتظار داشتم لنوکس بیشتر هجومی باشه،
‫اما نیست.

608
00:33:01,896 --> 00:33:03,982
‫این کاملاً مایک تایسونه که
‫داره حمله می‌کنه.

609
00:33:04,065 --> 00:33:06,859
‫یه هوک زد و رد شد و به لنوکس
‫نخورد.

610
00:33:06,943 --> 00:33:08,194
‫یه چپ وحشیانه!

611
00:33:08,778 --> 00:33:11,656
‫اگه اون ضربه خورده بود،
‫صدمه جدی می‌زد.

612
00:33:11,739 --> 00:33:13,858
‫خب؟ فقط آروم باش عزیزم.
‫راند خوبی بود.

613
00:33:13,908 --> 00:33:15,243
‫راند اول رو تو بردی، خب؟

614
00:33:15,326 --> 00:33:17,245
‫اون می‌خواست من رو عقب بکشه،

615
00:33:17,328 --> 00:33:19,706
‫و من پیش خودم گفتم: "آره؟ الان با این
‫آپارکات‌ها مواجه می‌شی."

616
00:33:19,789 --> 00:33:21,708
‫تا بهش نشون بدم: "رفیق،
‫این چیزیه که قراره گیرت بیاد."

617
00:33:22,792 --> 00:33:25,461
‫اینم از آپارکات داخلی که موقع جلو
‫اومدن مایک بهش می‌خوره.

618
00:33:25,545 --> 00:33:27,964
‫دستام بعدش یه‌کم
‫متورم شده بودن،

619
00:33:28,047 --> 00:33:30,717
‫و این اولین باری بود که دستام
‫تورم می‌کردن،

620
00:33:30,800 --> 00:33:32,635
‫پس داشتم خیلی محکم بهش
‫ضربه می‌زدم.

621
00:33:32,719 --> 00:33:36,180
‫می‌بینم که کنار چشم راست مایک
‫تایسون یه‌کم زخم شده.

622
00:33:36,264 --> 00:33:39,475
‫از نظر روحی، به عنوان یه بوکسور، وقتی
‫می‌بینی صورت یکی زخم شده،

623
00:33:39,559 --> 00:33:41,894
‫انگار ترغیبت می‌کنه،
‫مثل این‌که: "آها، حالا شد."

624
00:33:44,981 --> 00:33:46,399
‫بد بود.

625
00:33:48,568 --> 00:33:50,695
‫یادمه که حسابی کتک خوردم.

626
00:33:50,778 --> 00:33:53,156
‫توروخدا، تو دوتا دست داری.
‫متوجهی؟

627
00:33:53,239 --> 00:33:55,491
‫- نه، من...
‫- فقط دستات رو به حرکت دربیار!

628
00:33:57,744 --> 00:34:00,079
‫راند بعدی اومدم بیرون
‫تا کلکشو بکنم.

629
00:34:01,581 --> 00:34:03,291
‫حالا لنوکس لوئیس
‫وارد می‌شه.

630
00:34:03,374 --> 00:34:06,794
‫منتظر می‌مونه، جب می‌زنه. اینم از
‫آپارکات. با دست راست زدش.

631
00:34:06,878 --> 00:34:09,547
‫مایک ناتوانی خودش رو توی انجام
‫هر کاری نشون داده.

632
00:34:09,630 --> 00:34:13,051
‫دیدم که توی راند قبلی برای ضربه
‫راست جا خالی داده بود.

633
00:34:13,134 --> 00:34:15,845
‫چشم چپ مایک پف کرده،
‫با راست داره عقب می‌کشه...

634
00:34:15,928 --> 00:34:17,597
‫ضربه بهش می‌خوره!
‫و می‌افته زمین!

635
00:34:19,223 --> 00:34:21,392
‫- سه، دو...
‫- سعی می‌کنه بلند بشه.

636
00:34:21,476 --> 00:34:24,771
‫انگار توکیو دوباره تکرار شده،
‫و همین‌طوره.

637
00:34:25,271 --> 00:34:29,025
‫لنوکس لوئیس،
‫مایک تایسون رو ضربه‌فنی می‌کنه.

638
00:34:29,108 --> 00:34:30,485
‫تمام شد.

639
00:34:30,568 --> 00:34:33,362
‫لنوکس لوئیس میراث خودش
‫رو تثبیت می‌کنه...

640
00:34:33,446 --> 00:34:38,242
‫به عنوان یکی از بهترین قهرمانان
‫سنگین‌وزن این عصر.

641
00:34:45,291 --> 00:34:47,293
‫اون واقعاً مبارز بزرگی بود.

642
00:34:47,376 --> 00:34:49,087
‫کارش فوق‌العاده بود.

643
00:34:49,170 --> 00:34:54,050
‫حس کردم که، می‌دونی،
‫حتی با وجود این‌که مایک باخت،

644
00:34:54,133 --> 00:34:55,593
‫احترام واقعی خودش رو
‫به من نشون داد...

645
00:34:55,676 --> 00:35:00,056
‫با اومدنش و پاک کردن خون
‫از روی صورت من.

646
00:35:01,265 --> 00:35:04,352
‫اون موقعی که دفعه اول باهاش
‫بودم هم همین‌طوری بود،

647
00:35:04,435 --> 00:35:05,436
‫وقتی جوون‌تر بودیم.

648
00:35:05,520 --> 00:35:07,522
‫می‌تونم بگم اون‌قدر دوستش دارم و
‫بهش احترام می‌ذارم...

649
00:35:07,605 --> 00:35:09,482
‫که هیچ کار بی‌احترامی نسبت
‫بهش انجام ندم.

650
00:35:09,565 --> 00:35:13,111
‫اون برای من از این نظر مثل
‫یه بچه بزرگ بود.

651
00:35:13,194 --> 00:35:16,447
‫می‌دونی،
‫بچه‌ای که بده و بی‌رحمه،

652
00:35:16,531 --> 00:35:20,576
‫و بعد یهو مامانش میاد و بهش سیلی می‌زنه و
‫شلپ شلپ می‌زنه توی صورتش.

653
00:35:21,244 --> 00:35:24,872
‫و بعد این کار بیدارش می‌کنه و می‌گه: "باشه،
‫الان دیگه درست رفتار می‌کنم."

654
00:35:24,956 --> 00:35:28,501
‫می‌دونی، من با دون کینگ و این آدما
‫سختی‌های زیادی رو کشیدم،

655
00:35:28,584 --> 00:35:32,213
‫و این واقعاً رفتار من
‫رو تغییر داد.

656
00:35:33,089 --> 00:35:37,510
‫فکر کنم این‌طوری بود که: "مجبور بودم این مبارزه
‫رو انجام بدم، انجامش دادم،

657
00:35:37,593 --> 00:35:40,304
‫و حالا ببینم به کجا می‌رم."

658
00:35:43,266 --> 00:35:46,219
[این شکست می‌تواند پایانی بر دوران تایسون در سنگین‌وزن باشد]

659
00:35:46,269 --> 00:35:48,229
‫حدود یه هفته قبل از مبارزه
‫با لنوکس لوئیس،

660
00:35:48,312 --> 00:35:51,566
‫مایک من رو دعوت کرد که برم اون‌جا
‫و مهمونش باشم.

661
00:35:53,526 --> 00:35:55,111
‫شب مسابقه بود.

662
00:35:55,695 --> 00:36:01,492
‫و اون اومد پیشم. صورتم متورم شده بود. اون
‫تمام شب روی صورتم یخ می‌ذاشت.

663
00:36:03,286 --> 00:36:06,330
‫و فکر کنم با هم برگشتیم
‫نیویورک.

664
00:36:06,414 --> 00:36:07,915
‫من انگار داشتم ازش
‫مراقبت می‌کردم.

665
00:36:07,999 --> 00:36:09,458
‫اون اومد توی آپارتمان من،

666
00:36:09,542 --> 00:36:14,213
‫و خیلی جذبه و یه جور
‫خجالت داشت.

667
00:36:14,297 --> 00:36:17,133
‫من قبلاً هرگز چنین تجربه‌ای رو
‫توی یه رابطه نداشتم،

668
00:36:17,216 --> 00:36:18,885
‫که نامزدم رو بپرستم،

669
00:36:19,635 --> 00:36:23,598
‫اما می‌دونستم اون موقع
‫حالش خوب نبود.

670
00:36:23,681 --> 00:36:26,976
‫نمی‌خوام بگم ساده‌لوح بودم. می‌دونی،
‫می‌دونستم چه سابقه‌ای داره.

671
00:36:27,059 --> 00:36:28,936
‫اما یه دختر می‌تونه
‫امیدوار باشه.

672
00:36:29,020 --> 00:36:30,479
‫من داشتم یه زندگی دوگانه
‫رو می‌گذروندم.

673
00:36:32,732 --> 00:36:34,233
‫هیچ وقت نمی‌اومدم خونه.

674
00:36:34,984 --> 00:36:38,154
‫همیشه بی‌وفایی می‌کردم،
‫همه‌جا نامزد داشتم.

675
00:36:38,654 --> 00:36:42,700
‫اون به من بی‌وفایی می‌کرد،
‫اما یه رابطه واقعی با یکی دیگه داشت،

676
00:36:43,284 --> 00:36:45,703
‫و من خیلی شکسته شده بودم.

677
00:36:48,039 --> 00:36:49,290
‫اهمیتی نمی‌دادم.

678
00:36:49,498 --> 00:36:51,751
‫گیر افتادن توی خوش‌گذرونی‌های
‫بیش از حد.

679
00:36:52,460 --> 00:36:56,464
‫کوکائین آدم‌ها رو بیدار نگه می‌داره و این
‫شخصیت من رو تغذیه می‌کنه.

680
00:36:56,547 --> 00:36:59,800
‫همیشه منیتم بود که باهام حرف می‌زد.
‫اون بزرگ‌ترین طرفدار منه.

681
00:37:00,301 --> 00:37:03,137
‫وقتی تتو زد،
‫زمانه واقعاً دیوانه‌واری بود.

682
00:37:03,721 --> 00:37:06,641
‫می‌خواستم روی صورتم تتو بزنم.
‫از قیافه‌ام خوشم نمی‌اومد‏.‏

683
00:37:06,724 --> 00:37:08,517
‫فقط می‌خواستم تغییرش بدم.

684
00:37:09,185 --> 00:37:11,437
‫این یکی از کارهای سرکشانه
‫من توی زندگیه.

685
00:37:15,483 --> 00:37:18,110
‫هیچ‌کس واقعاً با تتوی
‫صورت راه نمی‌رفت...

686
00:37:18,194 --> 00:37:20,279
‫مگر این‌که یه دیوونه
‫تمام‌عیار بوده باشه.

687
00:37:20,363 --> 00:37:23,241
‫مایک می‌خواست این‌جا، این‌جا و این‌جا بزنه.
‫می‌خواست کل صورتش رو بپوشونه،

688
00:37:23,324 --> 00:37:25,451
‫و بره توی جنگل زندگی کنه و از
‫تمشک‌ها تغذیه کنه.

689
00:37:27,995 --> 00:37:30,081
‫خوشبختانه، ما منصرفش کردیم.

690
00:37:31,165 --> 00:37:33,709
‫می‌دونستم که هر چیزی بعد از این فقط
‫برای پول خواهد بود...

691
00:37:33,793 --> 00:37:36,087
‫و فقط به عنوان یه نمایش
‫دوره‌ای خواهد بود.

692
00:37:36,170 --> 00:37:38,839
‫فقط می‌خوام اوضاعم رو مرتب کنم.
‫خیلی داغونم، مرد.

693
00:37:38,923 --> 00:37:40,758
‫باید به زندگیم سروسامون بدم،
‫داداش.

694
00:37:41,342 --> 00:37:47,306
‫احساس می‌کنم اون تتو نشون‌دهنده چیزی بود
‫که مایک توی اون زمان بود.

695
00:37:47,390 --> 00:37:50,351
‫فقط یه نمایش سرگرمی
‫فرهنگی بود.

696
00:37:50,434 --> 00:37:54,021
‫مایک، واقعاً این هفته مریض بودی؟
‫مشکل چی بود؟

697
00:37:54,105 --> 00:37:55,398
‫کمرم شکست.

698
00:37:57,108 --> 00:37:59,610
‫- منظورت از این حرف چیه‌؟
‫- کمرم شکسته.

699
00:37:59,694 --> 00:38:03,072
‫- چی، یه مهره؟ یا کدوم بخشش؟
‫- خب، ستون فقرات.

700
00:38:03,656 --> 00:38:05,691
‫احتمالاً اون باید پایان
‫حرفه‌اش می‌شد،

701
00:38:05,741 --> 00:38:07,368
‫اما اون به فراموشی
‫سپرده نشد.

702
00:38:07,451 --> 00:38:08,452
‫اون برگشت.

703
00:38:11,998 --> 00:38:13,666
‫فقط یه هدف برای
‫مک‌براید.

704
00:38:13,749 --> 00:38:15,501
‫پس چرا به مبارزه کردن ادامه دادی؟

705
00:38:15,584 --> 00:38:17,586
‫خودم هم نمی‌دونم.
‫حتی نمی‌تونم بهت بگم.

706
00:38:19,255 --> 00:38:22,967
‫دارم مبارزه رو نگاه می‌کنم و مایک از یه پسر
‫سفیدپوست بزرگ کتک خورد.

707
00:38:23,592 --> 00:38:26,554
‫کوین مک‌براید، یه بوکسور معمولی،
‫داره مایک تایسون رو...

708
00:38:26,637 --> 00:38:28,597
‫شبیه یه سنگین‌وزن درجه
‫سه جلوه میده.

709
00:38:29,724 --> 00:38:32,935
‫عجیب بود که چطور توی اون نقطه انتظار
‫داشتید داستان تموم بشه.

710
00:38:35,730 --> 00:38:39,317
‫زمین‌خوردن نبود،
‫مک‌براید فقط تایسون رو پرت کرد زمین.

711
00:38:43,112 --> 00:38:44,989
‫من فقط می‌خواستم اون لحظه
‫رو متوقف کنم.

712
00:38:45,072 --> 00:38:47,450
‫مایک تایسون روی
‫صندلیش جا می‌زنه.

713
00:38:47,533 --> 00:38:51,704
‫اون برای راند هفتم بیرون نمی‌اد.
‫همه‌چیز تمام شد.

714
00:38:53,497 --> 00:38:55,958
‫اگه تمام کاری رو که از دستش
‫برمی‌آد انجام بده،

715
00:38:56,876 --> 00:38:59,420
‫ممکنه به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مبارزان
‫تمام دوران‌ها در نظر گرفته بشه.

716
00:38:59,503 --> 00:39:02,006
‫من دیگه اون توحش رو ندارم.
‫من دیگر یه حیوان نیستم.

717
00:39:02,089 --> 00:39:04,175
‫این یعنی ما دیگه مبارزه‌ت
‫رو نمی‌بینیم؟

718
00:39:04,258 --> 00:39:05,801
‫به احتمال زیاد من دیگه
‫مبارزه نخواهم کرد.

719
00:39:06,802 --> 00:39:09,430
‫این فقط یه لحظه تاریک
‫توی زمانه.

720
00:39:09,513 --> 00:39:11,140
‫دیگه برام مهم نبود.

721
00:39:13,517 --> 00:39:14,643
‫و من نگران بودم.

722
00:39:14,727 --> 00:39:17,605
‫اون با خودش چه می‌کنه؟
‫چه نوع زندگی رو پیش خواهد گرفت؟

723
00:39:17,855 --> 00:39:20,808
مایک تایسون؛ دوران حرفه‌ای بوکس به پایان رسیده]
[در اندیشه زندگی فرو می‌رود

724
00:39:20,858 --> 00:39:22,810
[تایسون بالاخره ناک‌اوت شد]

725
00:39:22,860 --> 00:39:25,654
‫مایک، خیلی از مردم می‌خوان بدونن الان
‫با زندگیت چه می‌کنی...

726
00:39:25,738 --> 00:39:27,239
‫اگه بوکس تمام زندگیت بوده.

727
00:39:27,323 --> 00:39:29,241
‫خب، مطمئنم یه کاری برای انجام
‫دادن پیدا می‌کنم.

728
00:39:30,868 --> 00:39:34,747
‫و از اون موقع،
‫اون فقط به نوعی شروع به سقوط کرد.

729
00:39:34,830 --> 00:39:38,042
‫اون توی فینیکس با مادر پسرش که اون
‫زمان با هم بودن، موند.

730
00:39:46,675 --> 00:39:48,260
‫و اون موقع بود که اون
‫واقعاً...

731
00:39:49,512 --> 00:39:50,930
‫توی پایین‌ترین
‫نقطه خودش بود.

732
00:39:53,849 --> 00:39:55,684
‫همه فوراً عاشقش می‌شن.

733
00:39:55,768 --> 00:39:58,979
‫برادرها، خواهرها،
‫نامادری‌ها.

734
00:40:03,234 --> 00:40:04,360
‫رفیق من.

735
00:40:07,571 --> 00:40:11,033
‫مادرم توی یه کلوپ توی
‫فینیکس رقصنده بود.

736
00:40:11,117 --> 00:40:14,662
‫پدرم تمرینات زیادی توی آریزونا انجام داد،
‫بنابراین اون موقع باهاش آشنا شد.

737
00:40:14,745 --> 00:40:17,623
‫و، می‌دونی، اون گفت که اون کلوپ
‫شبانه رو تعطیل کرد،

738
00:40:17,706 --> 00:40:20,793
‫چون فکر می‌کرد اون زیباترین دختریه
‫که تا به حال دیده.

739
00:40:21,377 --> 00:40:23,045
‫عاشقش شدی؟

740
00:40:24,463 --> 00:40:28,676
‫بله. بله. آره.

741
00:40:29,468 --> 00:40:34,098
‫پسر، من باید حدود شش،
‫هفت سالم بوده باشه، حدود اون سن.

742
00:40:34,598 --> 00:40:36,183
‫ما این خانه رو توی
‫فینیکس داشتیم.

743
00:40:36,267 --> 00:40:37,768
‫من بودم، مادرم،

744
00:40:37,852 --> 00:40:40,604
‫و بعد اون‌ها خواهرم،
‫اکسودوس رو داشتن.

745
00:40:41,939 --> 00:40:43,983
‫من توی خانواده‌ای با عشق
‫زیاد بزرگ شدم،

746
00:40:44,650 --> 00:40:47,153
‫اما، همچنین افراط‌های دیگه.

747
00:40:47,736 --> 00:40:51,198
‫یادمه پدرم از بازنشستگی
‫خودش اومد بیرون...

748
00:40:51,282 --> 00:40:53,534
‫و، آره، فقط به نوعی رفت...

749
00:40:53,617 --> 00:40:57,163
‫توی این نوع رکود افسرده
‫توی زندگیش.

750
00:40:57,246 --> 00:40:58,456
‫اون دوره‌های خودش رو داشت.

751
00:40:58,539 --> 00:40:59,957
‫غیرمنطقی بشه.

752
00:41:00,040 --> 00:41:03,461
‫خیلی جیغ زدن، خیلی داد زدن،
‫خیلی پنهان شدن.

753
00:41:05,254 --> 00:41:08,382
‫من واقعاً اولش به عنوان یه پدر
‫فاجعه‌بار بودم.

754
00:41:08,466 --> 00:41:12,178
‫رفتن به این خشم‌ها که در اون مبلمان رو
‫توی خانه پرت می‌کنه...

755
00:41:12,261 --> 00:41:14,805
‫و سر مادرم جیغ می‌زنه و اون رو توی
‫اتاقش قفل می‌کنه...

756
00:41:14,889 --> 00:41:18,934
‫در حالی که پدرم مواد و مهمونی‌های نامناسب خودش
‫رو انجام می‌ده، بعد اون می‌رفت.

757
00:41:19,018 --> 00:41:22,146
‫من اون رو برای چهار یا پنج ماه توی
‫یه زمان نمی‌دیدم،

758
00:41:22,229 --> 00:41:25,149
‫و این فقط من بودم،
‫مادرم، و خواهرم.

759
00:41:26,984 --> 00:41:30,488
‫من یه‌کم توی زمان‌بندی روابط
‫پدرم گیج می‌شم...

760
00:41:30,571 --> 00:41:33,240
‫چون همپوشانی زیادی با دخترهای
‫مختلف وجود داره.

761
00:41:33,824 --> 00:41:38,537
‫اما این زمانی بود که اون احتمالاً
‫با کیکی هم بود.

762
00:41:39,997 --> 00:41:41,874
‫مایک غیرمنتظره
‫به من زنگ زد،

763
00:41:41,957 --> 00:41:44,835
‫و اون می‌خواست من برم و اون رو توی
‫وگاس ملاقات کنم.

764
00:41:46,045 --> 00:41:50,841
‫من ملاقات با اون رو توی نوامبر
‫۲۰۰۷ شروع کردم.

765
00:41:50,925 --> 00:41:53,636
‫من همیشه منتظر بودم
‫ازش عبور کنم.

766
00:41:54,136 --> 00:41:57,723
‫اون فقط کسی بود که من هرگز
‫ازش عبور نکردم.

767
00:41:58,682 --> 00:42:00,893
‫و بعدش رابطه‌مون اختصاصی شد.

768
00:42:03,729 --> 00:42:06,023
‫من هیچ‌وقت دور و بر
‫یه معتاد نبودم.

769
00:42:07,149 --> 00:42:09,735
‫اصلاً نمی‌دونستم دارم خودم
‫رو وارد چی می‌کنم.

770
00:42:10,819 --> 00:42:11,820
‫می‌دونی...

771
00:42:13,030 --> 00:42:15,407
‫کوکائین موادی هست که می‌خواد
‫تو رو تنها کنه.

772
00:42:15,491 --> 00:42:16,659
‫من رو تنها نگه می‌داره.

773
00:42:17,743 --> 00:42:19,036
‫مایکِ کوکائینی
‫از همه بدتره.

774
00:42:20,037 --> 00:42:21,413
‫کلاً هیچی واسه‌ش مهم نیست.

775
00:42:22,081 --> 00:42:24,917
‫آره،
‫خدایی خیلی کارهای احمقانه‌ای اینجا کردم.

776
00:42:25,918 --> 00:42:29,547
‫عادت داشتم نشئه بشم و پیاده برم تا باشگاه،
‫بعد پیاده برم تا آرایشگاه...

777
00:42:29,630 --> 00:42:31,840
‫بعد پیاده برگردم به خیابون اصلی
‫و پیاده برگردم خانه.

778
00:42:31,924 --> 00:42:34,009
‫این‌طوری مثلاً ۶۵ کیلومتر توی
‫اون روز پیاده‌روی می‌شد.

779
00:42:34,969 --> 00:42:38,055
‫مثل تماشا کردنِ یه آدم
‫بی‌روح بود...

780
00:42:38,138 --> 00:42:41,475
‫که فقط...
‫حریمت رو اشغال می‌کنه.

781
00:42:43,310 --> 00:42:44,436
‫این...

782
00:42:45,980 --> 00:42:47,606
‫من هیچ‌وقت چیزی شبیهش
‫ندیده بودم.

783
00:42:47,690 --> 00:42:50,150
‫کاملاً تو رو دیوونه می‌کنه.

784
00:42:50,985 --> 00:42:52,611
‫تو رو دیوونه می‌کنه.

785
00:42:54,530 --> 00:42:56,574
‫تمام پول‌هاش رو خرج
‫کرده بود، و...

786
00:42:56,657 --> 00:42:59,034
‫می‌خوام بگم،
‫راستش واقعاً نعمت بود.

787
00:42:59,118 --> 00:43:02,037
‫واقعاً خوشحالم که پول بی‌نهایت نداشت تا
‫خرجِ حل کردنِ این مشکل کنه.

788
00:43:02,121 --> 00:43:06,250
‫ما واقعاً مجبور بودیم با هم ارتباط برقرار کنیم،
‫چون پول بی‌نهایتی در کار نبود.

789
00:43:07,376 --> 00:43:10,588
‫کم‌کم فهمیدم که انگار فقط داره از
‫شهرتش تغذیه می‌کنه...

790
00:43:10,671 --> 00:43:12,464
‫تا همه اون کارهایی که می‌کرد
‫رو انجام بده.

791
00:43:15,843 --> 00:43:17,886
‫آره،
‫نیازمندِ دو زار پول بودم.

792
00:43:19,555 --> 00:43:20,889
‫آیرون مایک تایسون!

793
00:43:20,931 --> 00:43:21,724
‫آیرون مایک تایسون!

794
00:43:23,434 --> 00:43:26,020
‫واسه پول توی لابی هتل مسابقه
‫نمایشی می‌دادم.

795
00:43:34,987 --> 00:43:37,698
‫واقعاً شرمنده‌ام کردید.
‫خیلی ممنون که تشریف آوردید.

796
00:43:39,074 --> 00:43:41,368
‫انرژی زیادی از طرف
‫جمعیت میاد.

797
00:43:41,452 --> 00:43:42,745
‫این چه حسی بهت می‌ده؟

798
00:43:42,828 --> 00:43:46,665
‫فکر کنم این آدم‌ها دنبال دیدن کسی
‫هستن که دیگه وجود نداره.

799
00:43:48,959 --> 00:43:50,919
‫فکر کنم توی اون مقطع از
‫زندگیِ مایک...

800
00:43:51,003 --> 00:43:51,870
‫یکی دیگه!

801
00:43:51,920 --> 00:43:54,715
احتمالاً اون زمان داشت با نسخه‌های مختلفی
از خودش می‌جنگید‏.‏

802
00:43:55,341 --> 00:43:58,093
‫از من می‌خوان بهشون فحش بدم،
‫از من می‌خوان حرکات زشت دربیارم،

803
00:43:58,177 --> 00:44:01,096
‫و از من می‌خوان اون...
‫اون گردن‌کلفت باشم.

804
00:44:01,180 --> 00:44:02,890
‫به خودم می‌گم، این همه زحمت،

805
00:44:02,973 --> 00:44:06,435
‫این همه چیز، مبارزه‌ها، این همه حرف‌های
‫از روی منیت و سرسختی...

806
00:44:06,518 --> 00:44:10,939
‫چرا انقدر مهم بود؟ می‌دونی،
‫واقعاً چرا؟

807
00:44:11,023 --> 00:44:12,733
‫این فقط، خیلی طنزآمیزه.

808
00:44:12,816 --> 00:44:15,778
‫نمی‌دونم. می‌خوام عوض بشم.
‫می‌خوام از اون آدم فرار کنم،

809
00:44:15,861 --> 00:44:17,946
‫اما همه همیشه اون آدم رو از درون
‫من بیرون می‌کشن.

810
00:44:18,030 --> 00:44:21,450
‫اصلاً چرا من باید
‫خفن‌ترین آدم باشم؟

811
00:44:21,533 --> 00:44:23,827
‫چرا اصلاً یه نفر باید
‫اون شخص باشه؟

812
00:44:24,411 --> 00:44:26,330
‫چرا اون شخص باید وجود
‫داشته باشه؟

813
00:44:29,750 --> 00:44:34,797
‫نمی‌دونم دارم درست حرف می‌زنم یا نه، چون واسه
‫خودم هم منطقی نیست. این...

814
00:44:34,880 --> 00:44:37,549
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫یه درکی پیدا کنم.

815
00:44:37,633 --> 00:44:39,635
‫چرا اون انقدر مهم بود؟

816
00:44:39,718 --> 00:44:41,512
‫نمی‌دونم. من فقط...
‫هیچی نمی‌دونم.

817
00:44:41,595 --> 00:44:44,640
‫این تنها چیزیه که می‌دونم،
‫این‌که هیچی نمی‌دونم.

818
00:44:44,723 --> 00:44:46,433
‫من واقعاً هیچی نمی‌دونم.

819
00:44:49,687 --> 00:44:52,064
‫توی اون زمان،
‫کارهای مداوم وجود نداشت...

820
00:44:52,147 --> 00:44:54,024
‫به خاطر گذشته مایک.

821
00:44:54,108 --> 00:44:55,984
‫دیگه پولی در کار نبود.

822
00:44:56,068 --> 00:44:57,152
‫و بعد همه چیز تغییر کرد...

823
00:44:57,236 --> 00:44:59,613
‫چون شانس بهش رو کرد و توی فیلم خماری بازی کرد‏.‏

824
00:45:01,031 --> 00:45:02,241
‫مایک تایسون؟

825
00:45:02,324 --> 00:45:04,243
‫الان بخش موردعلاقه‌ام
‫داره میاد.

826
00:45:08,497 --> 00:45:09,498
‫هنوز هم بلده.

827
00:45:10,666 --> 00:45:12,960
‫روحشم خبر نداشت که قراره
‫این اتفاق بیفته.

828
00:45:13,752 --> 00:45:15,170
‫لعنتی.

829
00:45:15,254 --> 00:45:18,841
‫رفتم اون‌جا و...
‫هنوز توی دوره زیاده‌روی توی کوکائین بودم.

830
00:45:18,924 --> 00:45:20,718
‫حدود ۱۳۵ کیلو بودم.

831
00:45:21,301 --> 00:45:23,011
‫یه جورایی من رو دوباره گذاشت
‫توی اون موقعیت.

832
00:45:23,095 --> 00:45:24,972
‫آماده نبودم.
‫هنوز داشتم نشئه می‌شدم.

833
00:45:25,055 --> 00:45:27,516
‫و حالا دوباره برگشتم تا این چیزها
‫رو به دست بیارم.

834
00:45:27,599 --> 00:45:28,600
‫بزن قدش.

835
00:45:30,144 --> 00:45:34,606
‫توی مرحله‌ای بودیم که فقط کارهایی که لازم
‫بود رو می‌کردیم تا بگذرونیم.

836
00:45:34,690 --> 00:45:38,360
‫بعد یک‌دفعه، مردم اون رو به خاطر
‫اون فیلم می‌شناختن.

837
00:45:38,444 --> 00:45:40,612
‫و تلفن یه‌کم بیشتر
‫زنگ می‌خورد.

838
00:45:40,904 --> 00:45:43,574
‫و وقتی دوباره به دست
‫آوردن شهرت و پول رو شروع کرد،

839
00:45:43,657 --> 00:45:45,617
‫عدم اعتمادبه‌نفس‌هاش شروع
‫به رو آمدن کردن.

840
00:45:46,326 --> 00:45:50,581
‫و فکر کنم کوکائین و تمام اون چیزها فقط
‫به اون احساسات دامن می‌زد.

841
00:45:50,664 --> 00:45:54,334
‫مثل یه بمب ساعتی، فقط دلمون نمی‌خواست وقتی
‫منفجر می‌شه اون‌اطراف باشیم.

842
00:45:57,379 --> 00:45:59,298
‫خیلی از مردم شانس این رو ندارن
‫که زندگی کنن...

843
00:45:59,381 --> 00:46:03,177
‫حتی نصف یک سال از زندگی تو رو،
‫مایک. می‌دونی؟

844
00:46:03,260 --> 00:46:06,680
‫خوش به حالشون.
‫مجبور نیستن درد زندگی من رو تحمل کنن.

845
00:46:07,639 --> 00:46:08,974
‫شاید هم درد زیادی نباشه،

846
00:46:09,057 --> 00:46:11,852
‫اما دردی که من ازش جان سالم به در بردم،
‫یه نفر دیگه رو می‌کشت.

847
00:46:12,895 --> 00:46:14,980
‫از اون زاویه دید.

848
00:46:16,732 --> 00:46:18,817
‫واقعاً خیلی هم سخت نیست.

849
00:46:19,401 --> 00:46:22,863
‫بعضی از مردم فقط برای تحمل درد و رنج
‫ساخته شدن، می‌دونی؟

850
00:46:23,572 --> 00:46:25,491
‫بعضی از مردم واسه این
‫کار ساخته شدن.

851
00:46:29,411 --> 00:46:34,166
‫ما یه خانه تاون‌هاوس رو اجاره کرده بودیم،
‫و مادر اکسودوس زنگ زد.

852
00:46:36,919 --> 00:46:40,172
‫یکی از دوستام تلفن رو برداشت و گفت:
‫"مایک، باید بریم فینیکس."

853
00:46:40,255 --> 00:46:42,216
‫"اکسودوس آسیب دیده‏.‏‫"

854
00:46:45,761 --> 00:46:47,846
‫این یکی از اولین خاطراتیه که
‫اصلاً به یاد دارم.

855
00:46:49,431 --> 00:46:51,058
‫من هفت سالم بود.
‫اون چهار سالش بود.

856
00:46:54,353 --> 00:46:56,980
‫اون روز، من و اکسودوس،
‫زود بیدار شدیم.

857
00:46:57,648 --> 00:46:59,942
‫با هم وقت می‌گذروندیم،
‫نقاشی می‌کشیدیم.

858
00:47:01,151 --> 00:47:04,571
‫توی اتاق دیگه باب اسفنجی رو روشن کردیم، فقط برای
‫این‌که صدایی توی پس‌زمینه باشه.

859
00:47:04,655 --> 00:47:07,074
‫وقتشه دور شهر بچرخونیمش.

860
00:47:07,157 --> 00:47:08,575
‫و تمرکزم روی نقاشیم باشه.

861
00:47:08,659 --> 00:47:09,785
‫دور شهر.

862
00:47:09,868 --> 00:47:11,078
‫و من گفتم: "فقط برو...

863
00:47:11,161 --> 00:47:13,497
‫توی اون یکی اتاق بازی کن"،
‫یا یه چیزی شبیه این.

864
00:47:14,122 --> 00:47:15,958
‫معمولاً همیشه برمی‌گشت.

865
00:47:16,041 --> 00:47:19,169
‫پیله می‌کرد، همون‌طوری که خواهرهای کوچک‌تر
‫به برادرهای بزرگ‌تر پیله می‌کنن.

866
00:47:19,253 --> 00:47:22,673
‫اما مامانم حدود یک ساعت
‫بعد بیدار می‌شه.

867
00:47:23,298 --> 00:47:28,303
‫و از من پرسید، می‌دونی: "برو اکسودوس
‫رو واسه صبحونه‌ش صدا کن."

868
00:47:29,096 --> 00:47:32,057
‫بنابراین من فقط می‌رم توی اتاق
‫درست بغل‌دستی. خب؟

869
00:47:32,140 --> 00:47:35,602
‫و می‌رم،
‫و به سمت راستم نگاه می‌کنم،

870
00:47:35,686 --> 00:47:40,524
‫و فقط کابل تردمیل رو می‌بینم و خواهرم
‫که ازش آویزون شده.

871
00:47:44,486 --> 00:47:47,447
‫گردن دچار برق‌گرفتگی، و خون.

872
00:47:49,032 --> 00:47:51,451
‫و من فقط آروم به سمت اتاق
‫بعدی می‌رم...

873
00:47:51,535 --> 00:47:54,413
‫و فقط به مامانم می‌گم: "مامان،
‫اکسودوس مرده."

874
00:48:03,171 --> 00:48:04,756
من‏.‏‏.‏‏.‏

875
00:48:04,840 --> 00:48:06,508
‫- دستمال می‌خوام.
‫- آره.

876
00:48:06,592 --> 00:48:08,218
‫می‌شه واسه‌ش بیارید؟

877
00:48:08,802 --> 00:48:09,803
‫بفرما.

878
00:48:22,858 --> 00:48:24,776
‫بعد از اون چطوری
‫ادامه دادی؟

879
00:48:26,820 --> 00:48:28,322
بعد از اینکه دخترت رو از دست دادی‏.‏

880
00:48:43,587 --> 00:48:44,838
‫خب، نمی‌دونم.

881
00:48:44,922 --> 00:48:47,007
‫لعنتی. نمی‌دونم. نمی‌دونم.

882
00:49:02,731 --> 00:49:04,399
‫نمی‌دونم.

883
00:49:04,483 --> 00:49:06,318
‫هنوز داریم روی اون
‫کار می‌کنیم.

884
00:49:11,198 --> 00:49:15,911
‫می‌دونی، این... آخه،
‫اندوه چیز عجیبیه، به‌خصوص...

885
00:49:18,455 --> 00:49:22,501
‫می‌دونی، پدری که بچه‌ش رو از
‫دست می‌ده، این...

886
00:49:24,211 --> 00:49:27,381
‫یه روزهایی حالش خوب بود و یه روزهایی
‫خیلی غمگین بود،

887
00:49:27,464 --> 00:49:29,716
‫و بعضی روزها،
‫فقط روزهایی بود که کلاً گریه می‌کرد.

888
00:49:31,051 --> 00:49:34,972
‫اولین باری که دیدمش،
‫واقعاً باید توی درد فوق‌العاده‌ای می‌بود.

889
00:49:35,055 --> 00:49:37,975
‫و این رو هم می‌دونستم که اون موضوع داشت
‫به اعتیادش هم دامن می‌زد.

890
00:49:38,809 --> 00:49:41,937
‫نزدیک بود قید زندگی رو بزنه.
‫واقعاً ناامید بود.

891
00:49:42,020 --> 00:49:46,692
‫توی وضعیت واقعاً به شدت...
‫افتضاحی بود.

892
00:49:50,112 --> 00:49:52,447
شروع کردن به تراپی رفتن‏.‏

893
00:49:53,323 --> 00:49:56,493
‫واقعاً سخت بود چون اون
‫خیلی خلوت‌شکن بود.

894
00:49:57,285 --> 00:49:59,204
‫باید می‌دیدم جدی هست یا نه.

895
00:49:59,830 --> 00:50:02,624
‫نمی‌دونستم چون اون یه معتاده،
‫یه آدم خیابونیه،

896
00:50:02,708 --> 00:50:04,251
‫یه خلافکاره، یه کلاهبرداره.

897
00:50:04,334 --> 00:50:06,920
‫آیا این... باید می‌فهمیدم چی
‫واقعی هست و چی نیست.

898
00:50:07,713 --> 00:50:09,715
‫آیا واسه خوب شدن جدیه؟

899
00:50:11,133 --> 00:50:14,970
‫و برای همین اون گه‌گاهی حدود دو یا سه ماه
‫متوالی اینجا زندگی می‌کرد.

900
00:50:17,889 --> 00:50:20,892
جای بزرگ و شیکی نبود‏.‏

901
00:50:23,437 --> 00:50:26,064
‫جاییه که سعی می‌کنی پاک بشی.

902
00:50:29,276 --> 00:50:33,071
‫وقتی توی مرکز بازپروری بودم، شروع
‫می‌کنی به کشف این‌که کی هستی،

903
00:50:33,155 --> 00:50:35,741
‫و می‌فهمی که از خودت خوشت
‫میاد یا نه.

904
00:50:39,411 --> 00:50:41,413
‫حس می‌کردم توی ارتش هستم.

905
00:50:42,289 --> 00:50:44,166
‫باید این اتاق رو تمیز کرد.

906
00:50:46,376 --> 00:50:48,920
‫می‌دونی،
‫با فراز و نشیب همراه بود.

907
00:50:50,213 --> 00:50:52,215
‫اما هرچی بیشتر پاک می‌شد،

908
00:50:52,299 --> 00:50:54,551
‫فکر کنم خجالت بیشتری،
‫شرمساری بیشتری داشت...

909
00:50:54,634 --> 00:50:57,054
‫بابت بعضی از کارهای مختلفی
‫که انجام داده بود.

910
00:50:59,848 --> 00:51:01,266
‫و بارها لغزش داشت.

911
00:51:04,061 --> 00:51:08,356
‫اون لغزش می‌کنه، و میاد توی اتاق من و
‫فقط روی تخت می‌شینه،

912
00:51:08,440 --> 00:51:11,276
‫و فقط سرش رو می‌ذاره روی شونه‌ام و شروع
‫می‌کنه به گریه کردن، خب؟

913
00:51:11,359 --> 00:51:13,779
‫فقط بابت همه‌چیز
‫عذرخواهی می‌کنه.

914
00:51:19,910 --> 00:51:23,622
‫باید فکر کنی که این چیزها چطور ممکن هست
‫روی بچه‌هات تأثیر بذاره.

915
00:51:27,709 --> 00:51:32,130
‫می‌دونی، اکثر آدم‌های مثل من، بچه‌هاشون
‫عاقبتِ خیلی خوبی پیدا نمی‌کنن.

916
00:51:32,214 --> 00:51:33,215
‫می‌دونی؟

917
00:51:34,424 --> 00:51:38,011
‫اون لغزش می‌کرد،
‫و چند روزی ناپدید می‌شد.

918
00:51:38,970 --> 00:51:41,556
‫و بعد، طبعاً هیچ‌کس نمی‌تونست بخوابه.
‫همه‌مون دنبالش می‌گشتیم.

919
00:51:42,099 --> 00:51:45,143
‫اون زمان، هر بار تی‌ام‌زی رو نگاه می‌کردم، می‌دونستم
‫قراره مایک تایسون رو ببینم.

920
00:51:45,227 --> 00:51:46,603
‫"جسد مایک تایسون پیدا شد."

921
00:51:47,187 --> 00:51:49,731
‫صبح به خیر، آریزونا. خب.

922
00:51:49,815 --> 00:51:53,527
‫قرار بود یکی از اون فاجعه‌ها بشه، مرد.
‫مثل: "اوردوزِ مایک تایسون."

923
00:51:54,111 --> 00:51:55,445
‫یعنی، یادمه یه بار،

924
00:51:55,529 --> 00:51:59,282
‫من حتی داشتم سعی می‌کردم توی گوگل
‫بگردم و بفهمم کجاست.

925
00:51:59,366 --> 00:52:02,911
‫و بعد روز بعد،
‫اون جوری میاد توی خانه که انگار هیچی نشده،

926
00:52:02,994 --> 00:52:05,122
‫و منم فقط کاملاً از
‫خجالتش درآمدم.

927
00:52:07,082 --> 00:52:10,252
‫زن من، بچه‌هام، نمی‌تونن جلوی من رو
‫واسه انجام اون کار بگیرن.

928
00:52:10,335 --> 00:52:12,003
‫خودم باید بخوام
‫که تمومش کنم.

929
00:52:12,504 --> 00:52:14,589
‫هیچ‌کس... هیچ دلیلی وجود نداره که
‫بتونه جلوی من رو بگیره...

930
00:52:14,673 --> 00:52:18,260
‫از کشتن خودم یا آسیب زدن به خودم اگه
‫خودم نخوام تموم بشه.

931
00:52:18,343 --> 00:52:20,262
‫هیچ‌کس نمی‌تونه جلوم رو بگیره.
‫فقط...

932
00:52:20,345 --> 00:52:22,472
‫مغز من این‌طوری کار می‌کنه.

933
00:52:24,015 --> 00:52:26,643
‫ما توی مراکز بازپروری
‫زیادی با هم بودیم.

934
00:52:26,726 --> 00:52:29,563
‫تو تمام عمرت معتاد
‫خواهی بود.

935
00:52:29,646 --> 00:52:31,106
‫خودت الان این رو می‌دونی.

936
00:52:31,189 --> 00:52:36,945
‫دیگه خیلی دیره که بگی، می‌دونی،
‫دیگه هیچ‌وقت انجامش نمی‌دی.

937
00:52:39,322 --> 00:52:41,408
‫آخرین لغزشی که داشت،

938
00:52:42,784 --> 00:52:44,870
‫یه جورایی یه لغزشِ
‫سنگین بود.

939
00:52:47,789 --> 00:52:49,875
‫وقتی به بدترین نقطه فکر می‌کنم،
‫به این فکر می‌کنم.

940
00:52:49,958 --> 00:52:52,377
‫فقط... اوردوز کردن.

941
00:52:52,460 --> 00:52:54,504
‫و دارم خون‌ریزی می‌کنم و...

942
00:52:55,213 --> 00:52:59,092
‫بینی‌ام داره خون میاد و کنترلم رو
‫دست دادم. خیس عرقم.

943
00:52:59,176 --> 00:53:01,845
‫اوردوز کردم.
‫خیلی بارها انجامش دادم،

944
00:53:01,928 --> 00:53:06,600
‫اما این یکی، می‌دونی،
‫یه‌کم شدیدتر از بقیه بود.

945
00:53:07,976 --> 00:53:09,936
‫من رسماً...
‫فکر می‌کردم اون قراره بمیره.

946
00:53:10,020 --> 00:53:15,317
‫بنابراین همه‌مون فقط داشتیم سعی می‌کردیم فکر کنیم
‫چطوری می‌تونیم کاری کنیم مایک خوب بشه.

947
00:53:16,318 --> 00:53:18,612
‫اون زمان،
‫ما این دوست رو داشتیم.

948
00:53:19,863 --> 00:53:21,072
‫اون یه شامان رو می‌شناخت...

949
00:53:21,156 --> 00:53:24,159
‫که این کاری که بهش می‌گن ۵-ام-ای-او-دی-ام-تی
‫رو انجام می‌ده.

950
00:53:25,535 --> 00:53:28,330
‫از وزغِ بوفو آلواریوس
‫به دست میاد.

951
00:53:29,080 --> 00:53:30,457
‫بهش می‌گن مولکول خدا.

952
00:53:31,499 --> 00:53:33,168
‫و وقتی مصرفش می‌کنی،

953
00:53:33,251 --> 00:53:36,129
‫هر نوع اعتیاد یا چیزهایی که داری باهاشون
‫دست‌وپنجه نرم می‌کنی،

954
00:53:36,213 --> 00:53:38,173
‫کمک می‌کنه توی ذهنت
‫متعادل بشن.

955
00:53:39,758 --> 00:53:43,887
‫ما یه مداخله با اون وزغ انجام
‫دادیم، می‌دونی؟ دی‌ام‌تی.

956
00:53:43,970 --> 00:53:45,305
‫و مخم رو سوت داد.

957
00:53:46,264 --> 00:53:48,016
‫من بیشتر از صد بار
‫انجامش دادم.

958
00:53:50,143 --> 00:53:53,855
‫هر زمان که مجبور باشم درباره هر چیزی یه تصمیم
‫بزرگ بگیرم، وزغ رو مصرف می‌کنم.

959
00:53:55,273 --> 00:53:57,067
‫اما جواب داد؟

960
00:53:57,859 --> 00:54:00,695
‫از اون موقع دیگه کوکائین یا
‫نوشیدنی مصرف نکردم.

961
00:54:02,822 --> 00:54:04,658
‫چه حسی داره حالا؟

962
00:54:04,741 --> 00:54:05,909
‫چرا با من انجامش نمی‌دی؟

963
00:54:05,992 --> 00:54:07,369
‫نمی‌دونم بتونم یا نه.

964
00:54:07,452 --> 00:54:08,620
‫می‌تونی. با من انجامش بده.

965
00:54:08,662 --> 00:54:09,571
‫شاید.

966
00:54:09,621 --> 00:54:10,789
‫جدی می‌گم.

967
00:54:20,882 --> 00:54:21,750
‫این مرگ منیت هست.

968
00:54:21,800 --> 00:54:24,928
‫برای کسی که چنین زندگی‌ای داشته
‫که بر پایه منیتش بوده،

969
00:54:25,762 --> 00:54:30,016
‫خیلی درمان‌بخشه که مایک بتونه
‫همه اون‌ها رو رها کنه.

970
00:54:40,068 --> 00:54:43,021
[فلوید راس‏:‏ کارگردان]

971
00:54:43,071 --> 00:54:45,031
‫نمی‌ری... پیش منی،
‫یادت باشه.

972
00:54:45,115 --> 00:54:46,157
‫همین‌جا؟

973
00:54:55,000 --> 00:54:57,544
‫شیطون‌های درونم رو
‫فوراً کنار می‌زنه.

974
00:55:01,256 --> 00:55:03,633
‫تورو با ترس‌هات هم
‫روبرو می‌کنه.

975
00:55:06,386 --> 00:55:08,096
‫و من هنوز ازش می‌ترسم.

976
00:55:26,489 --> 00:55:27,490
‫کیکی.

977
00:55:28,700 --> 00:55:30,076
‫- کیکی.
‫- بله.

978
00:55:30,160 --> 00:55:31,202
‫مطمئنی؟

979
00:55:32,078 --> 00:55:33,538
‫حالا فقط نفس بکش.

980
00:55:35,081 --> 00:55:36,082
‫نه.

981
00:55:37,167 --> 00:55:38,335
‫نه، بس کن.

982
00:55:38,418 --> 00:55:39,627
‫بذار بلند شم.

983
00:55:40,128 --> 00:55:41,129
زودباش.

984
00:55:43,548 --> 00:55:45,050
‫همه‌اش چرند و پرنده.

985
00:55:46,509 --> 00:55:48,053
‫چرا این کار رو کردم؟

986
00:55:50,722 --> 00:55:53,433
‫چرا می‌خوام این ادمه باشم؟
‫بس کن.

987
00:55:54,934 --> 00:55:57,395
‫چرا می‌خوام بمیرم؟
‫نمیتونم بفهمم.

988
00:55:57,479 --> 00:55:59,147
‫موضوع همینه.

989
00:55:59,230 --> 00:56:02,734
‫من قرار نیست...
‫اینجا بشینم و...

990
00:56:03,360 --> 00:56:05,862
‫این همون چیزیه که می‌خوای.
‫چرا می‌خوای تمومش کنم؟

991
00:56:05,945 --> 00:56:07,614
‫چرا جلوی من رو می‌گیری؟

992
00:56:09,199 --> 00:56:11,034
‫مگه نمی‌خوای بمیرم؟

993
00:56:20,293 --> 00:56:23,546
‫کیکی، من نمی‌خوام جلو چشم همه
‫این مردم بمیرم.

994
00:56:25,131 --> 00:56:28,343
‫اما قشنگه. لعنتی!

995
00:56:39,687 --> 00:56:43,274
‫پرتقاضاترین بوکسور
‫روزگار ما.

996
00:56:43,358 --> 00:56:46,861
‫مایک تایسون آهنین!

997
00:56:46,945 --> 00:56:49,197
‫این منم.
‫مایک تایسون این‌طوری شروع شد.

998
00:56:49,280 --> 00:56:50,657
‫اون‌قدر می‌زنمت تا دوستم
‫داشته باشی.

999
00:56:50,740 --> 00:56:54,119
‫این منیت مونه که می‌گه "نامیرام،
‫من نامیرام"؟

1000
00:56:54,202 --> 00:56:57,747
‫یا فقط... چرند و پرنده؟

1001
00:56:57,831 --> 00:57:01,000
‫"هنوز می‌تونی مبارزه کنی مایک. چرا با
‫این یارو مبارزه نمی‌کنی؟"

1002
00:57:01,084 --> 00:57:03,753
‫این رو بهم گفت؟ آره، گفت.

1003
00:57:03,837 --> 00:57:07,090
‫اون مغزم رو شست‌وشو داد.
‫یه ذهن آلوده رو پاک کرد.

1004
00:57:07,173 --> 00:57:08,925
‫باید به درون واقعی
‫یه آدم برسم.

1005
00:57:18,351 --> 00:57:19,352
‫مادرم،

1006
00:57:20,353 --> 00:57:21,771
‫استادم،

1007
00:57:21,855 --> 00:57:24,899
‫آدمایی که بیشتر از همه می‌خواستم
‫موفقیتم رو ببینن...

1008
00:57:25,567 --> 00:57:26,568
‫وجود ندارن.

1009
00:57:27,110 --> 00:57:29,237
‫ترس مثل آتیشه.

1010
00:57:32,449 --> 00:57:35,660
‫زندگی یعنی از دست دادن.
‫همه چیز یعنی از دست دادن.

1011
00:57:35,743 --> 00:57:37,871
‫پدرم برام ترسناکه.

1012
00:57:37,954 --> 00:57:40,331
‫پدرم یه آدم
‫بی‌مسئولیته.

1013
00:57:44,502 --> 00:57:46,588
‫باید این مسیر رو تنها
‫طی می‌کردم.

1014
00:57:57,098 --> 00:57:59,017
‫من لیاقت دوست داشته
‫شدن رو دارم.

1015
00:58:27,754 --> 00:58:29,422
‫مجبور بودم.

1016
00:58:31,382 --> 00:58:32,509
‫- کیکی؟
‫- خوبم.

1017
00:58:32,592 --> 00:58:35,803
‫راستش، من فقط... خوبم.
‫فقط دارم خاطرات رو رها می‌کنم.

1018
00:58:35,887 --> 00:58:37,639
‫می‌دونم خوبی عزیزم. باشه.

1019
00:58:37,722 --> 00:58:39,098
‫فقط عجله نکن عزیزم.

1020
00:58:44,270 --> 00:58:45,563
‫لعنتی.

1021
00:58:47,899 --> 00:58:50,985
‫همه می‌دونن.
‫الان داری چی رو مخفی می‌کنی؟

1022
00:58:52,028 --> 00:58:55,782
‫ما این کار رو توی تلویزیون انجام
‫دادیم؟ بوفو آلواریوس رو.

1023
00:58:55,865 --> 00:58:57,867
‫برای کل دنیا؟

1024
00:59:01,162 --> 00:59:02,622
‫همه رازهای من رو برملا کن،

1025
00:59:02,705 --> 00:59:06,209
‫تا هر چیزی که فکر می‌کنم دارم ازش
‫فرار می‌کنم رو رو کنم،

1026
00:59:06,292 --> 00:59:09,087
‫این باعث میشه حس کنم کل
‫دنیا خبر دارن.

1027
00:59:10,171 --> 00:59:13,216
‫همه‌اش سر رها کردن کنترله،
‫برادر.

1028
00:59:16,386 --> 00:59:18,137
‫به خدا قسم، انگار...

1029
00:59:18,763 --> 00:59:19,764
‫مایک برگشت.

1030
00:59:21,307 --> 00:59:23,810
‫انگار، اون رسماً...
‫به همین سرعتی.

1031
00:59:25,562 --> 00:59:27,313
‫وقتی کارهای درونی
‫رو انجام دادم،

1032
00:59:27,397 --> 00:59:30,733
‫هر چیزی که نسبت به من منفی
‫بود رو رها کردم.

1033
00:59:30,817 --> 00:59:33,528
‫مواد و نوشیدنی و همه اون چیزا
‫رو فقط رها کردم.

1034
00:59:33,611 --> 00:59:35,196
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم مایک
‫درمان شده باشه.

1035
00:59:36,823 --> 00:59:40,743
‫فکر کنم حالش خوب بشه.
‫اوضاعش خوب میشه، می‌دونی؟

1036
00:59:40,827 --> 00:59:42,954
‫اما شیطون‌های درونی لعنتی
‫و خیلی قوی‌ای داره.

1037
00:59:45,957 --> 00:59:48,418
‫اعتقاد دارم خیلی نمونده
‫که زنده بمونم.

1038
00:59:48,501 --> 00:59:50,461
‫نزدیک ۶۰ سالمه. توی...

1039
00:59:50,545 --> 00:59:54,090
‫مادر و پدرم مگه چقدر عمر کردن؟

1040
00:59:54,757 --> 00:59:56,676
‫به ۵۵ سال هم نرسیدن.

1041
00:59:57,427 --> 00:59:59,596
‫بنابراین بسیار سپاسگزارم.

1042
01:00:01,180 --> 01:00:07,687
‫در واقع لذت‌بخشه که می‌بینم پدرم داره
‫به یه پدر فعال‌تر تبدیل میشه.

1043
01:00:07,770 --> 01:00:13,359
‫اون خودش رو بیشتر به عنوان یه... آدم
‫معمولی توی خانواده می‌پذیره.

1044
01:00:13,443 --> 01:00:17,947
‫اما فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت
‫واقعاً به آرامش برسه.

1045
01:00:18,031 --> 01:00:20,450
‫فکر می‌کنم اون‌قدر از گذشته‌اش
‫شکسته شده...

1046
01:00:20,533 --> 01:00:23,786
‫که احتمالاً دیگه قابل
‫درست شدن نیست.

1047
01:00:23,870 --> 01:00:26,289
‫اما می‌دونم اون داخل،

1048
01:00:26,372 --> 01:00:29,250
‫یه آدم شکسته هست که فقط سعی می‌کنه
‫پدر خوبی باشه.

1049
01:00:34,839 --> 01:00:39,302
‫من موقع بزرگ شدن خانواده‌ای نداشتم، واسه
‫همین می‌خواستم این چرخه رو...

1050
01:00:39,385 --> 01:00:40,386
‫توی زندگیم بشکنم.

1051
01:00:41,012 --> 01:00:42,430
‫خیلی معمولی به نظر می‌رسه،

1052
01:00:42,513 --> 01:00:45,224
‫اما می‌خواستم چیزهایی رو به بچه‌هام
‫بدم که خودم نداشتم.

1053
01:00:49,687 --> 01:00:51,105
‫ما با هم دو تا بچه داریم.

1054
01:00:51,773 --> 01:00:54,359
‫پسرمون مراکو و
‫دخترمون میلان.

1055
01:00:54,442 --> 01:00:56,486
‫- زودباش روکو، مبارزه کن!
‫- میلان، اونو بگیر!

1056
01:00:56,569 --> 01:00:59,614
‫هی. یک، دو، بلند شو!

1057
01:00:59,697 --> 01:01:03,242
‫اینکه می‌بینی مایک نه تنها از نظر
‫فیزیکی کنار بچه‌ها هست،

1058
01:01:03,326 --> 01:01:06,537
‫بلکه از نظر احساسی
‫هم کنارشونه...

1059
01:01:06,621 --> 01:01:07,872
‫عالی بود!

1060
01:01:07,955 --> 01:01:10,458
‫♪  تولدت مبارک  ♪

1061
01:01:10,541 --> 01:01:11,626
‫یه هدیه واقعیه‌.

1062
01:01:11,709 --> 01:01:13,920
‫- مال تو روی زمینه.
‫- ما بابا رو دوست داریم، مگه نه؟

1063
01:01:14,003 --> 01:01:16,923
‫بابات چه جور بابا تینسوریه؟

1064
01:01:17,006 --> 01:01:19,884
‫اون آروم دست می‌زنه.

1065
01:01:20,385 --> 01:01:23,304
‫- امروز همه چه حسی دارن؟
‫- عالی. عالی.

1066
01:01:23,388 --> 01:01:27,350
‫جالبه. انگار مایک تغییر نکرده.
‫فقط تکامل یافته.

1067
01:01:27,558 --> 01:01:28,935
‫- تایسون داره می‌ره برادوی.
‫- یه شو اعترافی تک‌نفره.

1068
01:01:29,018 --> 01:01:30,186
‫من الان اهلی شدم.

1069
01:01:30,770 --> 01:01:34,399
‫فکر کنم اینکه می‌تونه خودش رو بازآفرینی
‫کنه، نشان‌دهنده میراثشه.

1070
01:01:34,482 --> 01:01:37,985
‫- یه جور بازگشت.
‫- مایک تایسون، ستاره سینما.

1071
01:01:38,069 --> 01:01:40,071
‫بد نیست برای یه آدم ازکارافتاده
‫با تتوی روی صورت...

1072
01:01:40,154 --> 01:01:42,615
‫مایک تایسون رسوخ‌ناپذیر!

1073
01:01:42,699 --> 01:01:45,785
‫الان من رو ببین.
‫دوباره شدم مایک آهنین.

1074
01:01:45,868 --> 01:01:52,250
‫برای یک مرد یا هر آدمی که این همه فراز
‫و نشیب رو تحمل کنه،

1075
01:01:52,333 --> 01:01:56,587
‫و هنوز با یه جور عزت نفس ایستاده باشه، مرد،
‫باید بهش احترام بذاری.

1076
01:01:56,671 --> 01:01:58,214
‫- ممنون.
‫- خیلی ممنون.

1077
01:01:58,965 --> 01:02:01,050
‫اون راهی برای نفوذ توی
‫دل مردم داره.

1078
01:02:01,134 --> 01:02:03,594
‫اون توی این مرحله از زندگیش
‫می‌تونه به خودش بخنده...

1079
01:02:04,220 --> 01:02:05,888
‫و همه‌چیز رو اون‌قدر
‫جدی نگیره.

1080
01:02:05,972 --> 01:02:08,433
‫بابا، نمی‌خوام بیفتی.
‫بابا!

1081
01:02:08,516 --> 01:02:10,435
‫یکی برای حل کردن یه راز
‫به کمک نیاز داره.

1082
01:02:11,519 --> 01:02:13,938
‫این مردمن که تو رو قهرمان
‫جهان می‌کنن.

1083
01:02:14,939 --> 01:02:16,899
‫اونا تو رو شبیه
‫یه اسطوره می‌کنن،

1084
01:02:16,983 --> 01:02:19,861
‫اونا تو رو به هر کسی که توی زندگی
‫هستی تبدیل می‌کنن.

1085
01:02:21,529 --> 01:02:23,239
‫همه‌چیز به مردم بستگی داره.

1086
01:02:23,322 --> 01:02:25,241
‫فکر کنم شهرت واقعاً همینه.

1087
01:02:25,908 --> 01:02:28,661
‫مثلاً هر بچه‌ای رویای این رو داره
‫که بالای جهان باشه.

1088
01:02:28,745 --> 01:02:30,204
‫اون رسماً به اون‌جا رسید.

1089
01:02:30,288 --> 01:02:33,124
‫و مثل هر موادی،
‫فقط داری دنبال اون اوج می‌دوی.

1090
01:02:33,750 --> 01:02:35,918
‫فکر کنم حتی امروز هم رها
‫کردنش سخته.

1091
01:02:36,002 --> 01:02:40,840
‫مایک تایسون!

1092
01:02:55,521 --> 01:02:58,983
‫باید دیوونه می‌بودم که باور کنم بزرگ‌ترین بوکسور تاریخم‏.‏

1093
01:03:02,153 --> 01:03:04,822
‫مردم می‌خوان غیرممکن
‫رو باور کنن.

1094
01:03:04,906 --> 01:03:07,492
‫چطور ممکنه بزرگ‌ترین بوکسوری که تا حالا
‫زیسته وجود داشته باشه...

1095
01:03:07,575 --> 01:03:11,829
‫وقتی مردم نسل‌ها و نسل‌ها
‫بوکسور داشتن؟

1096
01:03:15,124 --> 01:03:17,043
‫این آدم وجود نداره.

1097
01:03:21,005 --> 01:03:23,216
‫اما ما چیزی رو می‌خوایم که اصلاً
‫نمی‌تونه وجود داشته باشه.

1098
01:03:30,723 --> 01:03:34,727
‫می‌دونی، بچه‌ای مثل من فقط می‌خواست به آدمایی مثل
‫خودش نگاه کنه و اونا رو دنبال کنه.

1099
01:03:34,811 --> 01:03:36,813
‫من فقط شدیداً
‫می‌خواستم کسی بشم.

1100
01:03:42,318 --> 01:03:44,403
‫توی بچگی این رو داشتی؟

1101
01:03:50,618 --> 01:03:53,120
‫من بیشتر از هر کسی که می‌شناسم
‫پولدار و بی‌پول شدم.

1102
01:03:53,204 --> 01:03:56,123
‫- درسته.
‫- این... از دست دادنه. من هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت خسته نمی‌شم.

1103
01:03:56,207 --> 01:03:59,710
‫همیشه یا همه‌چیز یا هیچ‌چیز.
‫لعنتی!

1104
01:04:03,631 --> 01:04:06,634
‫اتفاقی که برای من می‌افته
‫برای مردم نمی‌افته.

1105
01:04:08,761 --> 01:04:11,055
‫می‌دونم که خاص هستم.

1106
01:04:16,018 --> 01:04:17,687
‫می‌دونم خاص هستم.

1107
01:04:19,897 --> 01:04:23,150
‫هیچ نظری ندارم.
‫فکر می‌کنم که خیلی خاص هستم.

1108
01:04:36,539 --> 01:04:38,207
‫من نیازی نیست وجود
‫داشته باشم.

1109
01:04:40,042 --> 01:04:41,711
‫من نیازی نیست وجود
‫داشته باشم.

1110
01:04:44,255 --> 01:04:47,550
‫به یه دلیلی، یه چیزی به من اجازه
‫داد وجود داشته باشم.

1111
01:04:52,930 --> 01:04:54,891
و من اینو ستایش می‌کنم‏.‏

1112
01:04:56,891 --> 01:05:06,891
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M