1
00:00:27,694 --> 00:00:32,699
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:00:35,827 --> 00:00:38,538
‫تمام اعضای خانواده چول به قتل رسیدن

3
00:00:41,082 --> 00:00:43,126
‫و چول به دروغ برای این قتل متهم شد.

4
00:00:43,877 --> 00:00:45,462
‫ولی درنهایت تبرئه شد.

5
00:00:46,838 --> 00:00:48,006
‫بعد از ده سال،

6
00:00:48,256 --> 00:00:51,301
‫اون یه میلیونر شد که ارزش خالص دارایی‌هاش
‫بیش از 800 میلیون وون بود.

7
00:00:51,843 --> 00:00:55,221
‫اون ایستگاه خبری دابلیو رو راه‌اندازی کرد
‫تا قاتل خانواده‌ش رو پیدا کنه.

8
00:00:57,599 --> 00:00:59,309
‫روزی توسط یه مَرد ناشناس مورد حمله قرار گرفت.

9
00:01:02,353 --> 00:01:05,398
‫زنی از ناکجاآباد ظاهر شد و اونو نجات داد.

10
00:01:05,482 --> 00:01:06,357
‫اوه یونجو.

11
00:01:07,025 --> 00:01:08,193
‫الان کجایی؟

12
00:01:08,276 --> 00:01:10,737
‫ولی موقع غیب شدن، کارت خودش رو جا گذاشت.

13
00:01:10,820 --> 00:01:12,947
‫- لطفا بذار وارد بشم.
‫- نه، نمی‌تونی...

14
00:01:13,031 --> 00:01:14,908
‫هر بار که زندگی چول در خطره،

15
00:01:15,158 --> 00:01:17,535
‫- یونجو پیدا میشه و نجاتش میده.
‫- حالت خوبه؟

16
00:01:18,703 --> 00:01:20,371
‫منظورت از دنیایی که من زندگی می‌کنم، چیه؟

17
00:01:20,955 --> 00:01:22,415
‫این دنیای تو داخل وبتونه.

18
00:01:23,166 --> 00:01:27,128
‫و تو نقش اصلی اون وبتون هستی.

19
00:01:30,507 --> 00:01:33,426
‫چول متوجه شد که شخصیت اصلی داخل یه وبتونه.

20
00:01:34,594 --> 00:01:35,845
‫و در همون لحظه،

21
00:01:36,429 --> 00:01:38,348
‫دنیای چول از حرکت ایستاد.

22
00:01:39,057 --> 00:01:41,184
‫این چش شد؟

23
00:01:42,184 --> 00:01:52,184
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

24
00:02:00,203 --> 00:02:01,996
‫چول پا در دنیای واقعی گذاشت.

25
00:02:15,927 --> 00:02:18,596
‫چول می‌فهمه کی خانواده‌ش رو کشته؟

26
00:02:39,492 --> 00:02:42,537
‫- هی، دیوونه شدی؟
‫- نکنه می‌خوای بمیری؟

27
00:02:43,246 --> 00:02:44,664
‫حواست باشه کجا میری.

28
00:02:45,039 --> 00:02:48,209
‫- عوضی.
‫- چه غلطی می‌کنه؟

29
00:02:50,879 --> 00:02:53,173
‫- لعنتی.
‫- چه مرگشه؟

30
00:02:55,466 --> 00:02:59,012
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- از وسط خیابون برو اونور.

31
00:04:13,503 --> 00:04:15,296
‫[کانگ چول - شخصیت نقش اصلی]

32
00:04:15,380 --> 00:04:17,757
‫[یون سوهی، دوست و دستیار شخصی چول]

33
00:04:17,840 --> 00:04:19,592
‫[سو دویون، محافظ چول]

34
00:04:27,767 --> 00:04:29,727
‫اون باید تا 75 ثانیه دیگه شلیک کنه.

35
00:04:29,811 --> 00:04:33,356
‫- بنظر خیلی مضطرب میاد.
‫- باید ذهنش رو خالی کنه.

36
00:04:33,481 --> 00:04:37,652
‫- سه، دو، یک...
‫- باید شلیک کنه.

37
00:04:38,778 --> 00:04:39,946
‫امتیاز 10.9 می‌گیره.

38
00:04:40,029 --> 00:04:41,406
‫امتیاز 10.9

39
00:04:41,572 --> 00:04:43,616
‫- کانگ چول امتیاز 10.9 گرفت.
‫- اون نفر اول شد.

40
00:04:44,409 --> 00:04:45,618
‫من اومدم.

41
00:04:53,751 --> 00:04:55,295
‫مامان؟

42
00:05:07,015 --> 00:05:08,182
‫بابا...

43
00:05:38,338 --> 00:05:42,592
‫ما تمام مدارک رو داریم.
‫نمی‌تونی تا ابد ساکت بمونی.

44
00:05:45,470 --> 00:05:48,139
‫آدمایی که در سنین پایین به موفقیت می‌رسن،
‫همیشه دردسرساز میشن.

45
00:05:49,599 --> 00:05:53,019
‫بگو ببینم. تیراندازی یاد گرفتی
‫تا به خانواده‌‎ت شلیک کنی؟

46
00:06:06,991 --> 00:06:09,786
‫به چی زل زدی؟!
‫کثافت روانی.

47
00:06:10,411 --> 00:06:13,331
‫[من شدیدا از دادگاه خواستار اشد مجازات برای کانگ چول هستم]

48
00:06:13,498 --> 00:06:16,459
‫[آشغال عوضی]

49
00:06:16,584 --> 00:06:19,045
‫[چطور به این نتیجه رسیدی؟]

50
00:06:33,768 --> 00:06:35,144
‫[دادستان سابق، هان چول‌هو...]

51
00:06:35,228 --> 00:06:38,064
‫هان چول‌هو، دادستان سابق،
‫امروز با پیوستن...

52
00:06:38,147 --> 00:06:39,982
‫به حزب چانگمین وارد سیاست شد.

53
00:06:40,108 --> 00:06:43,528
‫نظام عدالت اجتماعی که از هم پاشیده رو
‫دوباره بازسازی می‌کنم.

54
00:06:43,903 --> 00:06:46,030
‫این ماموریتیه که این مَردم به من واگذار کردن.

55
00:06:46,239 --> 00:06:48,658
‫و من برای رضایت این مَردم،

56
00:06:49,033 --> 00:06:51,327
‫ماموریت خودم رو تکمیل خواهم کرد.

57
00:07:02,755 --> 00:07:05,508
‫- چی؟ از چی داری حرف می‌‎زنی؟
‫- لطفا یه نگاهی بندازین.

58
00:07:05,633 --> 00:07:07,135
‫[نماینده کنگره، هان چول‌هو]

59
00:07:09,303 --> 00:07:12,140
‫کانگ چول مدیرعامل شرکته.

60
00:07:12,640 --> 00:07:15,935
‫انتظار داشتم یه معتاد شده باشه و آخرش
‫توی یه کوچه بیفته و بمیره.

61
00:07:16,018 --> 00:07:19,897
‫انگار بعد ول کردن دانشگاه،
‫بازم درسش رو ادامه داده.

62
00:07:19,981 --> 00:07:22,400
‫اسمش رو مخفی کرده تا مطبوعات بهش نزدیک نشن.

63
00:07:22,567 --> 00:07:25,486
‫بعد اینکه دیروز شرکتش عمومی شد،
‫این قضیه رو تایید کردیم.

64
00:07:25,570 --> 00:07:26,696
‫عجب دنیای مضحکی.

65
00:07:27,155 --> 00:07:29,949
‫اون یه قاتله که باید تا ابد
‫توی زندان بپوسه،

66
00:07:30,032 --> 00:07:31,951
‫ولی الان واسه ما مدیرعامل شرکت شده.

67
00:07:40,668 --> 00:07:41,669
‫شروع کن.

68
00:07:48,050 --> 00:07:49,218
‫دویون.

69
00:07:58,060 --> 00:07:59,604
‫چرا می‌خوای از من یاد بگیری؟

70
00:08:00,771 --> 00:08:03,191
‫شنیدم تو بهترینی.

71
00:08:03,357 --> 00:08:05,902
‫- از بهترینا خوشم میاد.
‫- ولی چرا؟

72
00:08:06,110 --> 00:08:08,905
‫با این ثروت تو، می‌تونی کلی محافظ استخدام کنی.

73
00:08:10,907 --> 00:08:13,034
‫پول همیشه نمی‌تونه از آدم محافظت کنه.

74
00:08:13,326 --> 00:08:16,287
‫بعدشم، بنظر میاد از الان به بعد قراره
‫بین دشمنانم محاصره بشم.

75
00:08:17,705 --> 00:08:18,664
‫شروع کنیم.

76
00:08:20,458 --> 00:08:21,501
‫باید اینا رو بپوشم؟

77
00:08:27,507 --> 00:08:29,967
‫- خوبه. دوباره. یک، دو.
‫- یک، دو.

78
00:08:30,051 --> 00:08:31,260
‫جاخالی.
‫دوباره جاخالی.

79
00:08:32,345 --> 00:08:33,471
‫جاخالی.

80
00:08:34,222 --> 00:08:36,307
‫بزن.
‫آفرین.

81
00:08:36,599 --> 00:08:38,518
‫پایین‎‌تر بزن.
‫خوبه.

82
00:08:39,185 --> 00:08:40,853
‫تو می‌تونی.
‫دوباره.

83
00:08:41,479 --> 00:08:42,939
‫- بزن.
‫- خوبه.

84
00:08:45,942 --> 00:08:47,401
‫خوب بود.

85
00:08:48,027 --> 00:08:49,946
‫- عوضی.
‫- چطور جرات کردی؟

86
00:08:53,908 --> 00:08:54,700
‫بیا اینجا، آشغال.

87
00:08:55,159 --> 00:08:56,786
‫[آکادمی هنر کامپیوتر]

88
00:09:00,164 --> 00:09:01,832
‫- هی!
‫- آشغال!

89
00:09:07,547 --> 00:09:12,343
‫دیشب رئیس اوباش و مجرم فراری، پارک یون‌هیونگ

90
00:09:12,426 --> 00:09:14,720
‫به بازداشت پلیس درآمد.

91
00:09:15,221 --> 00:09:18,349
‫مشخص شده که مجرم از بازداشت پلیس فرار می‌کرده

92
00:09:18,891 --> 00:09:20,268
‫فقط داره خودنمایی می‌کنه.

93
00:09:20,768 --> 00:09:22,103
‫با اینحال،

94
00:09:22,603 --> 00:09:24,272
‫مَردم دارن ازش تعریف می‌کنن.

95
00:09:26,065 --> 00:09:29,986
‫کانگ چول پرونده‌ای رو حل می‌کنه
‫که حتی پلیس ازش مایوس شده بود.

96
00:09:30,570 --> 00:09:31,612
‫علاوه‌بر این،

97
00:09:31,946 --> 00:09:35,533
‫درحال تامین‌مالی پرونده‌های قضایی برای قربانیان هست.

98
00:09:36,450 --> 00:09:40,079
‫جناب نماینده، رسما داره نظر عموم رو
‫با پول می‌خره.

99
00:09:40,371 --> 00:09:42,790
‫اون مجرم واقعیه.
‫شکی در این نیست.

100
00:09:42,915 --> 00:09:45,793
‫- واسه همین من اونو تحت پیگرد قرار دادم.
‫- آقای هان.

101
00:09:46,252 --> 00:09:49,255
‫لازم نیست عصبانی بشین.
‫آروم باشین.

102
00:09:49,964 --> 00:09:53,926
‫با بالا رفتن محبوبیت چول،
‫حمایت از شما درحال کاهشه.

103
00:09:54,010 --> 00:09:56,012
‫شما باهم رابطه معکوس دارین.

104
00:09:57,013 --> 00:09:59,890
‫در دو سال گذشته، تعداد افرادی که باور دارن

105
00:09:59,974 --> 00:10:02,727
‫شما برای کانگ چول پاپوش درست کردید

106
00:10:02,810 --> 00:10:04,270
‫به بالای 80 درصد رسیده.

107
00:10:04,353 --> 00:10:07,690
‫الان وقت عصبانی شدن نیست.
‫باید اقدامات متقابل انجام بدی.

108
00:10:13,446 --> 00:10:16,032
‫تو آبروی حزب ما هستی.

109
00:10:17,533 --> 00:10:18,576
‫باید اینو درنظر بگیری

110
00:10:19,785 --> 00:10:22,371
‫که اگه چول قاتل واقعی رو پیدا کنه

111
00:10:23,372 --> 00:10:25,207
‫چه اتفاقی برای ما می‌افته.

112
00:10:28,836 --> 00:10:31,255
‫چطور می‌تونه قاتل واقعی رو پیدا کنه؟

113
00:10:31,839 --> 00:10:34,008
‫قاتل واقعی خود کانگ چول هست.

114
00:11:15,383 --> 00:11:17,009
‫حالتون خوبه؟

115
00:11:18,177 --> 00:11:21,055
‫ساعات کاری امروز تموم شد.

116
00:11:21,263 --> 00:11:23,057
‫باید تعطیل کنیم.

117
00:11:25,685 --> 00:11:27,019
‫این کتاب...

118
00:11:28,604 --> 00:11:29,730
‫خوب فروش میره؟

119
00:11:30,398 --> 00:11:31,273
‫چی؟

120
00:11:32,525 --> 00:11:33,901
‫کتاب محبوبیه؟

121
00:11:34,068 --> 00:11:36,821
‫البته. الان پنج ساله که پرفروش‌ترین کتاب شده.

122
00:11:41,534 --> 00:11:42,660
‫که اینطور.

123
00:11:45,413 --> 00:11:46,747
‫جالبه.

124
00:11:53,796 --> 00:11:56,632
‫الان براتون می‌ذارمشون توی کیسه.
‫لطفا یه لحظه صبر کنین.

125
00:11:59,677 --> 00:12:00,970
‫نیازی نیست.

126
00:12:01,595 --> 00:12:02,847
‫خودم داستان رو تا ته می‌دونم.

127
00:12:07,143 --> 00:12:10,396
‫[اگه یه بار دیگه بشنوم،
‫شاید تحت تاثیر قرار بگیرم]

128
00:12:22,700 --> 00:12:23,993
‫[پارک سوبونگ]

129
00:12:25,536 --> 00:12:27,288
‫سلام؟ چی شد؟

130
00:12:27,371 --> 00:12:29,623
‫با مسئول فنی تماس گرفتم
‫ولی اون گفت هیچیش نیست.

131
00:12:29,707 --> 00:12:32,293
‫از طرف سرور هم مشکلی نداریم.

132
00:12:32,752 --> 00:12:35,796
‫الان از محل کار بیرون زدم.
‫ترسیدم تنهایی اونجا بمونم.

133
00:12:35,880 --> 00:12:39,133
‫احساس کردم که تسخیر شده.
‫به محض برگشت آقای اوه، منم برمی‌گردم.

134
00:12:39,800 --> 00:12:41,510
‫بسیارخب.

135
00:12:44,013 --> 00:12:46,265
‫دکتر اوه، اتاق شماره سه لازمتون دارن.

136
00:12:46,766 --> 00:12:47,808
‫باشه.

137
00:13:02,823 --> 00:13:03,949
‫یونجو.

138
00:13:04,784 --> 00:13:05,868
‫میگم تو...

139
00:13:06,911 --> 00:13:09,747
‫تو نامزد کردی؟

140
00:13:10,247 --> 00:13:11,332
‫نامزد؟

141
00:13:11,749 --> 00:13:13,125
‫این چه مزخرفاتیه؟

142
00:13:13,209 --> 00:13:15,878
‫یکی اومده و میگه نامزد توئه.

143
00:13:15,961 --> 00:13:17,254
‫نامزد من؟ کیه؟

144
00:13:17,797 --> 00:13:21,592
‫اسمش رو نگفت.
‫فقط گفت اگه بگم نامزدته، خودت می‌فهمی.

145
00:13:21,675 --> 00:13:24,595
‫حتما منو با یکی دیگه اشتباه گرفته.

146
00:13:24,678 --> 00:13:25,930
‫نامزدت نیست، نه؟

147
00:13:26,388 --> 00:13:29,225
‫چطور وقتی خواستگار نداشتم،
‫می‌تونم نامزد داشته باشم؟

148
00:13:29,308 --> 00:13:30,810
‫آره، منطقیه.

149
00:13:31,185 --> 00:13:32,686
‫شاید طرف بیماره.

150
00:13:32,895 --> 00:13:33,938
‫بهرحال، موفق باشی.

151
00:13:53,833 --> 00:13:57,711
‫[اتاق عمل]

152
00:13:57,795 --> 00:13:59,463
‫بنظرم اشتباه گرفتین.

153
00:13:59,922 --> 00:14:01,757
‫احتمالا با یکی دیگه اشتباه گرفتین.

154
00:14:03,843 --> 00:14:05,052
‫سوک‌بوم.

155
00:14:22,236 --> 00:14:23,487
‫همدیگه رو می‌شناسین؟

156
00:14:24,655 --> 00:14:25,698
‫آره.

157
00:14:41,881 --> 00:14:43,048
‫حالت خوبه؟

158
00:14:45,634 --> 00:14:47,720
‫می‌خواستم بدونم بعد فرار از زندان
‫در چه حالی؟

159
00:14:48,053 --> 00:14:49,263
‫بنظر که حالت خوبه.

160
00:14:52,266 --> 00:14:53,601
‫چطوری...

161
00:14:54,310 --> 00:14:56,145
‫بازم وارد دنیای تو شدم؟

162
00:14:56,645 --> 00:14:59,565
‫محاله. اینجا قطعا همون بیمارستانیه که من کار می‌کنم.

163
00:14:59,690 --> 00:15:00,900
‫حتی سوک‌بوم هم اینجاست.

164
00:15:01,984 --> 00:15:02,860
‫من اومدم.

165
00:15:05,279 --> 00:15:06,488
‫من به...

166
00:15:07,573 --> 00:15:08,824
‫دنیای تو اومدم.

167
00:15:11,702 --> 00:15:12,870
‫چطوری؟

168
00:15:13,078 --> 00:15:14,496
‫چطور اینجا اومدی؟

169
00:15:16,874 --> 00:15:18,709
‫دنیایی که توش زندگی می‌کردم از حرکت ایستاد.

170
00:15:19,710 --> 00:15:20,628
‫چی؟

171
00:15:21,962 --> 00:15:23,505
‫همه خشک‌شون زد.

172
00:15:24,048 --> 00:15:25,049
‫بجز خودم.

173
00:15:26,717 --> 00:15:29,720
‫برای همین فرار کردم و همه چی رو پشت سر گذاشتم.

174
00:15:31,680 --> 00:15:33,682
‫نمی‌دونم چرا فقط من زنده موندم.

175
00:15:36,185 --> 00:15:37,937
‫شاید واسه اینکه من نقش اصلی هستم.

176
00:15:40,314 --> 00:15:41,941
‫شاید این امتیازیه که نقش اصلی داره.

177
00:15:44,860 --> 00:15:48,113
‫با تمام پولی که داشتم،
‫هر 33 نسخه وبتون رو خوندم.

178
00:15:49,114 --> 00:15:50,824
‫الان دیگه قانع شدم

179
00:15:51,408 --> 00:15:54,745
‫که چطور اینقدر خوب منو می‌شناختی.

180
00:15:58,207 --> 00:15:59,875
‫حتما طرفدارم بودی.

181
00:16:00,584 --> 00:16:02,336
‫هرچی باشه هفت سال تمام نگاهم کردی.

182
00:16:07,174 --> 00:16:08,425
‫الان می‌دونی...

183
00:16:09,802 --> 00:16:11,679
‫چقدر ازش پشیمونم؟

184
00:16:14,765 --> 00:16:17,434
‫باید همونجا به حرفت گوش می‌کردم.

185
00:16:18,978 --> 00:16:20,104
‫جوابم رو بده.

186
00:16:20,813 --> 00:16:21,981
‫نمی‌تونم.

187
00:16:22,982 --> 00:16:25,859
‫بهت گفتم. اگه دهن باز کنم، زندگیت نابود میشه.

188
00:16:28,654 --> 00:16:30,114
‫تصورشم نمی‌کردم...

189
00:16:32,366 --> 00:16:34,827
‫که حقیقت اینطوری باشه.

190
00:16:36,370 --> 00:16:38,080
‫باید به حرفت گوش می‌دادم.

191
00:16:42,167 --> 00:16:44,044
‫الان می‌فهمم

192
00:16:44,670 --> 00:16:47,339
‫بخاطر خودم بود که هیچی نگفتی.

193
00:16:48,424 --> 00:16:49,383
‫من اینجا اومدم

194
00:16:50,342 --> 00:16:52,136
‫چون می‌خواستم خداحافظی کنم.

195
00:16:58,225 --> 00:17:00,602
‫خیلی ازت ممنونم

196
00:17:01,311 --> 00:17:02,354
‫که دلسوز من بودی.

197
00:17:05,107 --> 00:17:07,067
‫تو آدم خیلی خوبی هستی

198
00:17:07,443 --> 00:17:09,278
‫و کاملا صلاحیت اینو داری که
‫تبدیل به یک دکتر خوب بشی.

199
00:17:19,997 --> 00:17:22,416
‫دکتر اوه، پروفسور پارک اومده.

200
00:17:22,499 --> 00:17:23,917
‫الان میام.

201
00:17:26,295 --> 00:17:27,629
‫سرت شلوغه.
‫برگرد داخل.

202
00:17:28,047 --> 00:17:29,339
‫جایی میری؟

203
00:17:31,300 --> 00:17:33,385
‫کجا می‌خوای بری؟
‫همینجا منتظرم باش.

204
00:17:33,719 --> 00:17:36,472
‫عمل بزرگی نیست، پس زود تموم میشه، باشه؟

205
00:17:36,680 --> 00:17:38,640
‫کاری نکن و همینجا صبر کن.

206
00:17:38,724 --> 00:17:40,893
‫فکر کن من سرپرستت هستم و منتظرم باش.

207
00:17:42,644 --> 00:17:44,188
‫می‌خوای ادای منو دربیاری؟

208
00:17:44,688 --> 00:17:47,399
‫نه، واسه این میگم چون هیچی نداری.

209
00:17:47,483 --> 00:17:49,693
‫نه پول داری، نه جایی برای موندن
‫و نه کارت شناسایی.

210
00:17:52,029 --> 00:17:55,199
‫خوب می‌دونم الان چقدر احساس سردرگمی داری.

211
00:17:56,200 --> 00:17:58,827
‫و توی این دنیا واقعا دکترم.

212
00:17:59,286 --> 00:18:03,123
‫درسته، به اندازه تو وضعم خوب نیست
‫ولی خونه و پول دارم.

213
00:18:03,415 --> 00:18:04,792
‫فقط بهم اعتماد کن و منتظرم باش

214
00:18:05,918 --> 00:18:07,252
‫تا از اتاق عمل بیرون بیام.

215
00:18:08,337 --> 00:18:10,714
‫جایی نرو.
‫فقط همینجا منتظر باش.

216
00:18:12,674 --> 00:18:13,842
‫باشه؟

217
00:18:16,220 --> 00:18:17,721
‫لطفا به حرفم گوش کن.

218
00:18:28,649 --> 00:18:30,734
‫خیلی طول نمیکشه.
‫تا چهل دقیقه تموم میشه.

219
00:18:43,288 --> 00:18:44,206
‫چرا اینکارو کردی؟

220
00:18:46,291 --> 00:18:48,502
‫بعد اینکه تموم کتاب‌ها رو خوندم،

221
00:18:48,710 --> 00:18:51,004
‫خیلی حس بدتری از قبل پیدا کردم،

222
00:18:52,005 --> 00:18:53,590
‫ولی یه چیز خوبی هم ازش بیرون اومد.

223
00:18:55,926 --> 00:18:58,095
‫همیشه فکر کردم من کاستی دارم،

224
00:18:58,345 --> 00:19:00,347
‫ولی هرچی که خوندی و احساس کردی، منم خوندم.

225
00:19:04,268 --> 00:19:07,771
‫پس خجالت نکش و حرف الکی نزن.

226
00:19:21,368 --> 00:19:22,452
‫همینجا وایسا.

227
00:19:26,165 --> 00:19:28,709
‫اگه وقتی من نبودم اتفاقی افتاد،

228
00:19:28,792 --> 00:19:30,669
‫برو دنبال دکتر کانگ سوک‌بوم از بخش جراحی قلب.

229
00:19:30,752 --> 00:19:33,213
‫اگه بهش بگی دوست من هستی،
‫بهت کمک می‌کنه، باشه؟

230
00:19:34,006 --> 00:19:35,465
‫همون پسره که یکم پیش دیدم؟

231
00:19:37,467 --> 00:19:39,344
‫وقتی گفتم نامزد تو هستم،
‫خیلی بی‌ادبی کرد.

232
00:19:40,012 --> 00:19:41,346
‫با اون که صنمی نداری، نه؟

233
00:19:41,889 --> 00:19:43,807
‫گفتم که من یه دختر مجرد هستم.

234
00:19:55,152 --> 00:19:56,987
‫متاسفم که دیر اومدم.

235
00:19:58,363 --> 00:20:02,743
‫اسم اون یونجو فقط دردسره.
‫هرچیزی که به این اسم گره خورده، طلسم شده.

236
00:20:02,868 --> 00:20:04,244
‫مثلا وبتون دابلیو رو ببین.

237
00:20:04,411 --> 00:20:06,246
‫از وقتی کاراکتر اوه یونجو توش ظاهر شد،

238
00:20:06,371 --> 00:20:07,998
‫داره به سراشیبی میره.

239
00:20:08,081 --> 00:20:10,834
‫همینطور به سراشیبی میره تا آخرش
‫به چاه نفت برسه.

240
00:20:10,959 --> 00:20:12,961
‫و اون یکی اون یونجو در شرف ازبین بُردن

241
00:20:13,045 --> 00:20:15,380
‫بخش بزرگ جراحی قلب میونگسی هست.

242
00:20:16,924 --> 00:20:19,134
‫- کارت تمومه. بعد جراحی بیا پیشم.
‫- چی؟

243
00:20:20,844 --> 00:20:21,970
‫باشه.

244
00:20:27,684 --> 00:20:29,478
‫[جراحی: 15 دقیقه
‫بیهوشی: 24 دقیقه]

245
00:20:36,193 --> 00:20:37,653
‫[اوه سونگ‌مو]

246
00:21:36,712 --> 00:21:38,880
‫[دابلیو، اثر اوه سونگ‌مو]

247
00:22:07,701 --> 00:22:11,496
‫[اتاق پنت‌هاوس کانگ چول]

248
00:22:18,211 --> 00:22:19,629
‫[اتاق پنت‌هاوس کانگ چول]

249
00:22:50,327 --> 00:22:52,746
‫[سو دویون]

250
00:22:55,040 --> 00:22:57,501
‫[یون سوهی]

251
00:22:58,710 --> 00:23:01,505
‫[کانگ چول]

252
00:24:42,272 --> 00:24:44,774
‫عذر می‌خوام. آهای؟
‫بیداری؟

253
00:24:44,941 --> 00:24:45,984
‫صدام رو می‌شنوی؟

254
00:24:46,067 --> 00:24:48,236
‫- لطفا بذار وارد بشم.
‫- نه، نمی‌تونی...

255
00:24:50,280 --> 00:24:51,823
‫نه، خواهش می‌کنم.

256
00:24:53,116 --> 00:24:54,367
‫حالت خوبه؟

257
00:25:05,253 --> 00:25:07,088
‫من یکی از اون آدمام

258
00:25:07,297 --> 00:25:09,758
‫که برات پایان خوش می‌خوام.

259
00:25:11,343 --> 00:25:14,346
‫من طرفدارتم.
‫قسم می‌خورم.

260
00:25:36,826 --> 00:25:39,496
‫[درحال عمل]

261
00:25:39,996 --> 00:25:41,456
‫کار همگی خوب بود.

262
00:25:41,540 --> 00:25:43,124
‫کارتون خوب بود.

263
00:25:45,877 --> 00:25:47,754
‫- کجا میری؟
‫- ببخشید؟

264
00:25:47,837 --> 00:25:49,756
‫یادت رفت که می‌خواستم اخراجت کنم؟

265
00:25:49,839 --> 00:25:53,009
‫- یادم نرفته.
‫- پس کجا می‌خواستی بری؟ بیا اینجا.

266
00:25:53,301 --> 00:25:56,263
‫الان؟ یه نفر بیرون منتظر منه.

267
00:25:57,806 --> 00:26:00,642
‫سرجات قرار بگیر تا سه، دو...

268
00:26:02,185 --> 00:26:04,354
‫هی، تو همیشه

269
00:26:04,854 --> 00:26:07,566
‫خنگ و بی‌کله بودی

270
00:26:07,649 --> 00:26:12,320
‫ولی حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫می‌بینم دقیقا بعد اینکه بهت گفتم

271
00:26:12,445 --> 00:26:14,739
‫من از طرفداران وبتون دابلیو هستم

272
00:26:14,823 --> 00:26:18,451
‫برای من زبل‌بازی درآوردی.

273
00:26:18,743 --> 00:26:21,037
‫چطور جرات می‌کنی از پدرت
‫به نفع خودت استفاده کنی؟

274
00:26:22,747 --> 00:26:24,708
‫قضیه این نیست.

275
00:26:24,791 --> 00:26:26,501
‫یعنی چی قضیه این نیست؟

276
00:26:26,710 --> 00:26:28,753
‫حالا که اونو گفتم، پس اینم میگم.

277
00:26:29,212 --> 00:26:32,257
‫این روزها بخاطر وبتون خیلی استرس گرفتم.

278
00:26:32,591 --> 00:26:34,217
‫چی توی سر پدرت می‌گذره؟

279
00:26:34,509 --> 00:26:38,388
‫چرا بجای اینکه دنبال قاتل بگردن،
‫افتادن توی روابط عشقی؟

280
00:26:38,471 --> 00:26:40,682
‫چه خبره؟ انگار یادش رفته ژانر وبتون چیه!

281
00:26:41,016 --> 00:26:43,184
‫اینم میشه اتفاق بیفته دیگه، نمیشه؟

282
00:26:47,939 --> 00:26:50,734
‫- چی گفتی؟
‫- نمیشه که مَردم دائما کار کنن.

283
00:26:50,817 --> 00:26:52,819
‫بنظرم اینطوری غیرواقعی میشه.

284
00:26:53,320 --> 00:26:55,655
‫قهرمانان هم عاشق میشن.

285
00:26:55,780 --> 00:26:57,699
‫حالا هرچقدرم انتقامش مهم باشه،

286
00:26:57,782 --> 00:27:00,118
‫بازم باید لحظه‌ای باشه که
‫یه دل نه، صد دل عاشق بشه.

287
00:27:00,201 --> 00:27:01,911
‫چول هم یه انسانه.

288
00:27:02,329 --> 00:27:05,248
‫ناراحت شدی که به پدرت بی‌احترامی کردم؟

289
00:27:06,249 --> 00:27:08,084
‫- نه، قربان.
‫- بعدشم اون که عشق نیست.

290
00:27:08,168 --> 00:27:09,586
‫فقط بچه بازیه.

291
00:27:10,086 --> 00:27:13,381
‫چول و اون دختره که هم اسم توئه،
‫فقط دارن باهم بازی می‌کنن.

292
00:27:13,465 --> 00:27:14,758
‫اینم می‌تونه یه نوع عشق باشه.

293
00:27:14,841 --> 00:27:17,761
‫- چرا اینقدر مطمئنی که این عشق نیست؟
‫- چی؟

294
00:27:17,844 --> 00:27:20,889
‫چطور فکر کردی کارشون فقط بازی باهمه؟
‫من که اینطور ندیدم.

295
00:27:21,431 --> 00:27:23,725
‫هی. اونا چیکار کردن؟

296
00:27:23,850 --> 00:27:27,562
‫چول اصلا هیچی به دختره نگفت.
‫یه بار به دختره گفت که عاشقتم؟

297
00:27:28,229 --> 00:27:31,775
‫مگه لازمه با صدای بلند بگه؟

298
00:27:32,108 --> 00:27:33,193
‫غیر این، دختره چطور باید بفهمه که عاشقشه؟

299
00:27:34,152 --> 00:27:35,195
‫چطور بفهمه؟

300
00:27:37,572 --> 00:27:38,865
‫من می‌دونم چطوری،

301
00:27:39,532 --> 00:27:42,994
‫- ولی به شما نمیگم.
‫- خبر لو رفتن داستان!

302
00:27:43,745 --> 00:27:45,497
‫حتما یه چیزی شنیدی.

303
00:27:45,955 --> 00:27:48,166
‫راست میگه؟
‫بگو ببینم،

304
00:27:48,625 --> 00:27:50,794
‫اون دختره آخرش با چول ازدواج می‌کنه؟

305
00:27:52,420 --> 00:27:54,005
‫نه. بس کن.

306
00:27:54,089 --> 00:27:57,676
‫این احمقانه‌س!
‫نمی‌شه همچین اتفاقی بیفته.

307
00:27:57,759 --> 00:27:59,594
‫چرا احمقانه‌س؟

308
00:27:59,678 --> 00:28:02,055
‫- اینم میشه.
‫- اصلا با عقل جور درمیاد؟

309
00:28:02,138 --> 00:28:04,474
‫اون باید با یون سوهی ازدواج کنه.

310
00:28:04,557 --> 00:28:06,601
‫چرا؟ چرا باید با یون سوهی ازدواج کنه؟

311
00:28:06,685 --> 00:28:09,479
‫اونا از زمان دبیرستان باهمدیگه دوست بودن.

312
00:28:09,562 --> 00:28:12,732
‫- مثل روز روشنه که باید باهم ازدواج کنن.
‫- اصلا هم مثل روز روشن نیست.

313
00:28:12,816 --> 00:28:15,026
‫مگه هرکی باهم دوسته باید باهم ازدواج کنه؟

314
00:28:15,318 --> 00:28:17,529
‫چرا فکر می‌کنی چول از سوهی خوشش میاد؟

315
00:28:17,946 --> 00:28:21,950
‫باشه، فهمیدم. چون مشخصه که یون سوهی
‫از چول خیلی خوشش میاد.

316
00:28:22,033 --> 00:28:24,035
‫هزار بار گفته شده.

317
00:28:24,119 --> 00:28:26,913
‫ولی حتی یه صحنه دیدی

318
00:28:26,996 --> 00:28:29,207
‫که نشون بده چول به یون سوهی
‫به چشم کسی جز دوستش نگاه می‌کنه؟

319
00:28:29,290 --> 00:28:31,167
‫من همه چی رو یادمه.

320
00:28:31,251 --> 00:28:33,586
‫حتما باید برات کلمه به کلمه بگم؟

321
00:28:33,670 --> 00:28:36,673
‫حتی اگه چول چیزی نگه،
‫باز اینطوری میشه.

322
00:28:36,756 --> 00:28:37,924
‫مشخصه.

323
00:28:38,299 --> 00:28:42,220
‫«سوهی، تا الان به این پی نبرده بودم،
‫ولی تو کسی هستی که از ته دل عاشقش هستم.»

324
00:28:42,303 --> 00:28:44,973
‫اون به عشقش اقرار می‎‌کنه،
‫ازدواج می‌کنن و داستان تموم میشه.

325
00:28:45,056 --> 00:28:47,851
‫- مثل هر داستان دیگه‌ای!
‫- احساسات انسان که قاعده و شیوه خاصی نداره.

326
00:28:47,934 --> 00:28:50,770
‫چرا هرطور که دوست داری
‫چول رو قضاوت می‌کنی؟

327
00:28:50,854 --> 00:28:52,063
‫تو حتی اونو خوب نمی‌شناسی.

328
00:28:52,147 --> 00:28:54,190
‫چول منو دوست داره.

329
00:28:54,274 --> 00:28:55,734
‫این حقیقته.

330
00:29:01,072 --> 00:29:02,449
‫دکتر اوه.

331
00:29:05,827 --> 00:29:07,370
‫چول تو رو دوست داره؟

332
00:29:08,538 --> 00:29:09,664
‫نه.

333
00:29:09,748 --> 00:29:13,168
‫منظورم کاراکتر هم‌نام منه.

334
00:29:13,376 --> 00:29:16,838
‫عقل تو هم اندازه عقل دختر کوچولوی منه.

335
00:29:16,963 --> 00:29:21,384
‫دخترم به دبیرستان میره و رفتارهاش مثل توئه.
‫عین هم هستین.

336
00:29:21,509 --> 00:29:24,220
‫تو رو بهش معرفی کنم؟
‫دوست داری باهاش آشنا بشی؟

337
00:29:24,304 --> 00:29:25,805
‫نه، مرسی.

338
00:29:25,889 --> 00:29:28,016
‫چرا که نه؟
‫دوست خوبی برای هم میشین.

339
00:29:28,099 --> 00:29:31,603
‫پروفسور، خیلی متاسفم ولی کار خیلی مهمی دارم.

340
00:29:31,686 --> 00:29:33,146
‫میشه بعدا سرزنشم کنین؟

341
00:29:33,229 --> 00:29:35,356
‫من سرزنشت نمی‌کنم.
‫خودت الکی صداتو می‌بری بالا.

342
00:29:35,482 --> 00:29:36,483
‫متاسفم!

343
00:29:37,150 --> 00:29:40,779
‫یونجو، کجا میری؟
‫یونجو؟

344
00:29:46,159 --> 00:29:48,661
‫کجا رفت؟
‫بهش گفتم که همینجا صبر کنه.

345
00:30:18,024 --> 00:30:19,734
‫الان می‌فهمم

346
00:30:20,401 --> 00:30:23,238
‫بخاطر خودم بود که هیچی نگفتی.

347
00:30:24,155 --> 00:30:25,323
‫من اینجا اومدم

348
00:30:26,115 --> 00:30:28,117
‫چون می‌خواستم خداحافظی کنم.

349
00:30:36,668 --> 00:30:37,669
‫[بابا]

350
00:30:38,753 --> 00:30:41,714
‫شماره موردنظر در دسترس نمی‌باشد.

351
00:30:46,261 --> 00:30:48,263
‫بابا، کجایی؟

352
00:31:48,698 --> 00:31:50,033
‫[پارک سوبونگ]

353
00:31:50,116 --> 00:31:51,367
‫آقا، کجا هستین؟

354
00:31:51,451 --> 00:31:54,329
‫انگار یونجو دوباره به دنیای وبتون رفته.

355
00:31:57,957 --> 00:31:59,083
‫پارک هستم.

356
00:31:59,334 --> 00:32:02,795
‫نسخه‌ای که صبح برام فرستادی،
‫نسخه‌ی نهاییه؟

357
00:32:03,046 --> 00:32:04,422
‫محتواش یکم عجیب بنظر میاد.

358
00:32:05,381 --> 00:32:07,842
‫دیدم جواب نمیدی، منم آپلودش کردم.

359
00:32:07,967 --> 00:32:09,093
‫[پارک سوبونگ]

360
00:32:09,719 --> 00:32:11,429
‫آقا، بخش جدید رو خوندین؟

361
00:32:11,512 --> 00:32:14,098
‫یونجو جاش اَمنه ولی نمی‌تونم
‫با داستان کنار بیام.

362
00:32:14,557 --> 00:32:16,142
‫لطفا باهام تماس بگیرین.

363
00:32:19,270 --> 00:32:20,438
‫[یونجو]

364
00:32:20,855 --> 00:32:22,815
‫بابا، کجایی؟

365
00:32:25,276 --> 00:32:26,694
‫[یونجو]

366
00:32:32,700 --> 00:32:33,952
‫آقای اوه سونگ‌مو؟

367
00:32:59,894 --> 00:33:02,438
‫سلام بابا؟
‫کجایی؟

368
00:33:03,898 --> 00:33:05,024
‫الو؟

369
00:33:07,527 --> 00:33:08,695
‫تو بودی.

370
00:33:14,659 --> 00:33:15,952
‫یه حسی بهم می‌گفت که کار توئه.

371
00:33:20,999 --> 00:33:22,959
‫چندین بار همو دیدیم.

372
00:33:24,502 --> 00:33:25,378
‫یادته دیگه، درسته؟

373
00:33:30,008 --> 00:33:31,217
‫لطفا بیا بشین.

374
00:33:31,592 --> 00:33:33,052
‫کلی حرف باهم داریم.

375
00:33:40,393 --> 00:33:41,477
‫چطور...

376
00:33:42,520 --> 00:33:44,313
‫چطور به این دنیا اومدم؟

377
00:33:47,275 --> 00:33:48,943
‫اینم باید بهم توضیح بدی.

378
00:33:49,777 --> 00:33:51,404
‫فکر کردم تو منو خلق کردی.

379
00:33:55,491 --> 00:33:56,617
‫بیا اینجا.

380
00:34:11,132 --> 00:34:12,383
‫بشین.

381
00:34:31,527 --> 00:34:33,821
‫بابا!

382
00:35:03,142 --> 00:35:04,143
‫پاشو.

383
00:35:16,155 --> 00:35:17,406
‫قدردان دخترت باش.

384
00:35:18,366 --> 00:35:21,035
‫بخاطر یونجو بهت سخت نمی‌گیرم.

385
00:35:22,745 --> 00:35:25,039
‫وقتی تو مصرانه قصد کشتن منو داشتی،

386
00:35:25,373 --> 00:35:27,667
‫دخترت کلی تلاش کرد تا منو نجات بده.

387
00:35:52,650 --> 00:35:53,526
‫الو؟

388
00:35:53,985 --> 00:35:55,736
‫سوبونگ، کجایی؟

389
00:35:56,028 --> 00:35:58,865
‫توی کافی‌نت نشستم و دارم وقت‌کُشی می‌کنم.

390
00:35:59,198 --> 00:36:02,618
‫فورا به محل کار برو.
‫انگار یه اتفاق بدی داره می‌افته.

391
00:36:03,161 --> 00:36:04,036
‫اتفاق بد؟

392
00:36:04,412 --> 00:36:07,165
‫چول رفته پیش پدر.

393
00:36:07,665 --> 00:36:10,334
‫چی؟ از چی حرف می‌زنی؟

394
00:36:10,585 --> 00:36:12,003
‫چول اینجاست.

395
00:36:12,086 --> 00:36:13,963
‫الان پیش بابامه.

396
00:36:14,046 --> 00:36:15,548
‫چرا تو...

397
00:36:15,882 --> 00:36:17,216
‫گفتی چول اینجاست؟

398
00:36:17,633 --> 00:36:19,594
‫فورا بدو سمت محل کار.

399
00:36:19,677 --> 00:36:22,555
‫برو و به چول بگو صبر کنه.
‫بهش بگو الان خودمو می‌رسونم.

400
00:36:22,638 --> 00:36:26,184
‫بهش بگو صبر کنه و دست به کاری نزنه
‫چون باید باهاش حرف بزنم، باشه؟

401
00:36:28,728 --> 00:36:31,355
‫الو، یونجو؟ یونجو؟

402
00:36:33,941 --> 00:36:35,818
‫کانگ چول...کانگ چول اینجاس؟

403
00:36:36,068 --> 00:36:37,778
‫چرا اینجا اومد؟

404
00:36:39,488 --> 00:36:41,782
‫آقا، لطفا کامپیوتر شماره 35 رو خاموش کن.

405
00:37:08,643 --> 00:37:10,019
‫داری خونریزی می‌کنی.

406
00:37:12,313 --> 00:37:14,398
‫گمونم توی این دنیا نامیرا نباشی.

407
00:37:15,483 --> 00:37:17,068
‫یه آدم عادی هستی.

408
00:37:17,526 --> 00:37:18,945
‫زخمی میشی و خونریزی می‌کنی.

409
00:37:22,114 --> 00:37:23,699
‫اینطوری باید باشه.

410
00:37:23,866 --> 00:37:25,368
‫اینطوری عادلانه‌س.

411
00:37:25,868 --> 00:37:28,704
‫بی‌انصافی بود که فقط من خونریزی می‌کردم
‫و صدمه می‌دیدم.

412
00:38:16,627 --> 00:38:19,297
‫یونجو اولین نفری نبود که بعد
‫چاقو خوردن به دنیای خودم کشیدم.

413
00:38:21,716 --> 00:38:22,591
‫تو اولین نفر بودی.

414
00:38:43,487 --> 00:38:46,115
‫کمکم کن.
‫لطفا کمکم کن.

415
00:38:49,076 --> 00:38:50,953
‫لطفا با آمبولانس تماس بگیر.

416
00:39:24,403 --> 00:39:25,321
‫بیا تمومش کنیم.

417
00:39:31,410 --> 00:39:32,995
‫بیا این بار تمومش کنیم.

418
00:40:21,544 --> 00:40:25,089
‫تو بودی که منو به شدت با چاقو زخمی کردی.

419
00:40:28,467 --> 00:40:31,011
‫بعدش دخترت پیداش شد و نجاتم داد.

420
00:40:35,766 --> 00:40:37,059
‫هیچکس نمی‌دونست

421
00:40:38,060 --> 00:40:39,770
‫دو نفر اونجا بهم چاقو زد.

422
00:40:42,940 --> 00:40:45,901
‫منم چون مدرکی نداشتم، حرفی نزدم
‫ولی غریزه‌م اینو بهم می‌گفت.

423
00:40:46,235 --> 00:40:49,155
‫شخصی که بدون دلیل و هدف می‌خواست من بمیرم،

424
00:40:49,447 --> 00:40:50,322
‫تو بودی.

425
00:40:53,451 --> 00:40:55,494
‫اون موقع حتی نمی‌دونستم کی هستی.

426
00:41:03,169 --> 00:41:04,712
‫باید منو اینجا خلق کرده باشی.

427
00:41:06,005 --> 00:41:08,090
‫با قلم توی دستت،

428
00:41:08,757 --> 00:41:10,593
‫کلی روش برای کشتن من داشتی.

429
00:41:11,051 --> 00:41:14,180
‫حالا که به پول، شهرت و موفقیت رسیدی،
‫دیگه بهم نیازی نداری.

430
00:41:14,638 --> 00:41:16,515
‫منو خلق کردی و عذابم دادی.

431
00:41:16,599 --> 00:41:19,768
‫با هرج و مرج زندگی من
‫تبدیل به یک آدم موفق شدی.

432
00:41:20,519 --> 00:41:22,646
‫بعدش می‌خواستی منو بکشی،
‫برای همین بهم چاقو زدی.

433
00:41:22,730 --> 00:41:24,857
‫بهم سمّ خوروندی و خواستی با ماشین زیرم بگیری.

434
00:41:26,692 --> 00:41:29,487
‫نقاشی کشیدن کافی نبود،
‫برای همین شخصا اومدی و بهم چاقو زدی.

435
00:41:30,154 --> 00:41:32,406
‫ازت تقاضای کمک کردم ولی تو
‫با خونسردی و با بی‎‌رحمی بهم چاقو زدی.

436
00:41:38,078 --> 00:41:40,498
‫وقتی منتظر بودم، یکم درباره‌ت تحقیق کردم.

437
00:41:42,166 --> 00:41:43,834
‫اونقدر محبوبی که

438
00:41:44,126 --> 00:41:46,879
‫همه جای اینترنت درباره‌ت نوشتن.

439
00:41:48,964 --> 00:41:51,884
‫- همش کار نکن.
‫- منم دوست ندارم همش سر کار باشم.

440
00:41:51,967 --> 00:41:54,428
‫از روی ناچاریه که اینکارو می‌کنم.

441
00:41:54,595 --> 00:41:56,055
‫- از روی ناچاریه؟
‫- آره.

442
00:41:56,138 --> 00:41:58,432
‫اونوقت من باید برم بمیرم.

443
00:41:58,516 --> 00:42:02,102
‫- این حرفا چیه؟
‫- دیگه خسته شدم.

444
00:42:02,186 --> 00:42:03,938
‫از همه چی خسته شدم.

445
00:42:04,772 --> 00:42:06,774
‫دیگه کافیه.

446
00:42:06,941 --> 00:42:08,817
‫اوه سونگ‌مو یه آدم نالایق بود.

447
00:42:10,152 --> 00:42:14,782
‫اون یه کارتونیست بود که تا بحال
‫یه بارم طعم موفقیت رو نچشیده بود.

448
00:42:16,659 --> 00:42:18,994
‫نمی‌تونستی با این ذلت زندگی کنی
‫و اراده‌ای از خودت نداشتی.

449
00:42:19,078 --> 00:42:21,539
‫همیشه مثل یه بازنده احساس حقارت داشتی.

450
00:42:22,373 --> 00:42:23,999
‫و مهمتر از همه، سنی ازت گذشته بود.

451
00:42:27,878 --> 00:42:29,255
‫برای همین منو بوجود آوردی.

452
00:42:30,381 --> 00:42:32,758
‫یه پسر جوان، سالم، مشهور و ثروتمند.

453
00:42:32,925 --> 00:42:34,468
‫یکی با اراده قوی.

454
00:42:34,969 --> 00:42:37,304
‫یه مَرد قوی که برعکس خودت بود.

455
00:42:42,101 --> 00:42:44,353
‫برای همین اسمم رو کانگ چول گذاشتی،
‫به معنای فولادین.

456
00:42:44,687 --> 00:42:46,063
‫توی مقاله اینو نوشته بود.

457
00:42:48,983 --> 00:42:52,695
‫می‌خواستی برای فرار از واقعیت
‫نیابتا از طریق من زندگیت رو بگذرونی.

458
00:42:53,487 --> 00:42:55,447
‫با اینحال خیلی طولی نکشید

459
00:42:56,073 --> 00:42:58,075
‫چون درنهایت همسرت ازت جدا شد.

460
00:42:59,910 --> 00:43:02,288
‫فورا افسردگی گرفتی.

461
00:43:02,496 --> 00:43:04,206
‫همیشه اینطوری بودی.

462
00:43:04,915 --> 00:43:08,460
‫عقده حقارت داری، اعتمادبه نفس نداری
‫و به راحتی تسلیم میشی.

463
00:43:17,136 --> 00:43:18,637
‫برای همین برخلاف برنامه اصلیت...

464
00:43:21,140 --> 00:43:22,975
‫منو کشتی.

465
00:43:23,434 --> 00:43:26,353
‫مجبورم کردی که خودکشی کنم
‫چون خودت شهامت انجامش رو نداشتی.

466
00:43:32,484 --> 00:43:34,528
‫چون تنها چیزی که روش کنترل داشتی،

467
00:43:35,237 --> 00:43:36,989
‫من بودم.

468
00:43:41,160 --> 00:43:42,786
‫همون موقع بود که اوضاع درست پیش نرفت.

469
00:43:45,372 --> 00:43:47,875
‫همش یه کابوس رو می‌دیدم.

470
00:43:50,544 --> 00:43:52,546
‫کابوس غرق شدن در رودخانه هان.

471
00:44:16,362 --> 00:44:18,030
‫همش می‌گفتم برای چی کابوس می‌بینم.

472
00:44:21,075 --> 00:44:22,910
‫گمونم قبل اینکه نظرت عوض بشه

473
00:44:23,494 --> 00:44:26,205
‫و منو نجات بدی، واقعا مُرده بودم.

474
00:44:26,288 --> 00:44:27,539
‫من نجاتت ندادم.

475
00:44:28,874 --> 00:44:30,584
‫در برابر مرگ مقاومت کردی.

476
00:44:32,378 --> 00:44:34,046
‫من واقعا...

477
00:44:34,463 --> 00:44:37,466
‫اونجا کشتمت ولی تو مقاومت کردی.

478
00:44:37,966 --> 00:44:39,677
‫التماسم کردی که نجاتت بدم.

479
00:44:43,889 --> 00:44:45,432
‫چون دلم برات سوخت،

480
00:44:45,933 --> 00:44:47,393
‫نجاتت دادم.

481
00:44:47,976 --> 00:44:50,145
‫اون موقع دوستت داشتم.

482
00:44:51,563 --> 00:44:53,148
‫و مشکل دقیقا همین بود.

483
00:44:54,191 --> 00:44:56,694
‫از اون موقع، منم عین خودت

484
00:44:56,985 --> 00:44:58,320
‫تبدیل به یک هیولا شدم.

485
00:44:59,530 --> 00:45:02,199
‫درسته. من همه چی رو بهت دادم.

486
00:45:02,616 --> 00:45:06,120
‫من هرچی که می‌خواستم داشته باشم، به تو دادم،

487
00:45:06,745 --> 00:45:08,288
‫ولی چه اتفاقی افتاد؟

488
00:45:08,789 --> 00:45:12,000
‫سعی کردی با ذهنی که من برات ساختم،
‫از این دنیا اطلاعات جمع کنی.

489
00:45:13,502 --> 00:45:16,380
‫اصلا منطقی نیست.
‫تو فقط یه نقاشی هستی.

490
00:45:16,463 --> 00:45:18,006
‫تو حتی انسان نیستی

491
00:45:18,173 --> 00:45:20,134
‫ولی همش منو شکنجه میدی.

492
00:45:20,217 --> 00:45:22,302
‫و الانم که اینجا سر و کله‌ت پیدا شده.

493
00:45:24,054 --> 00:45:27,015
‫بعضی وقتا قلم خودش حرکت می‌کنه.

494
00:45:27,766 --> 00:45:29,727
‫وقتی صبح بیدار میشم،

495
00:45:30,310 --> 00:45:31,812
‫می‌بینم نقاشیم کاملا فرق کرده.

496
00:45:31,895 --> 00:45:36,483
‫اولش پیش روان‌پزشک رفتم
‫چون فکر کردم دارم عقلم رو ازدست میدم.

497
00:45:38,819 --> 00:45:41,238
‫فکر می‌‎کنین عقلمو ازدست دادم؟

498
00:45:41,321 --> 00:45:45,075
‫نه، فقط بیش از حد کار می‌کنی.

499
00:45:45,534 --> 00:45:46,869
‫تو که دیگه بچه نیستی.

500
00:45:46,952 --> 00:45:50,497
‫با دوستام درباره‌ش حرف زدم
‫ولی کسی حرفامو باور نکرد.

501
00:46:12,770 --> 00:46:15,981
‫خیلی ترسیده بودم و سعی کردم فرار کنم

502
00:46:20,903 --> 00:46:21,904
‫ولی نتونستم.

503
00:46:25,073 --> 00:46:26,617
‫بخاطر یونجو نتونستم.

504
00:46:33,040 --> 00:46:33,957
‫بابا.

505
00:46:45,344 --> 00:46:46,512
‫من...

506
00:46:48,347 --> 00:46:50,933
‫وقتی داشت بزرگ میشد،
‫کاری براش انجام ندادم.

507
00:46:57,105 --> 00:46:58,440
‫یونجو، بیا اینجا.

508
00:47:04,029 --> 00:47:05,364
‫بابا متاسفه.

509
00:47:15,999 --> 00:47:18,627
‫به خودم گفتم حالا که مَردم خوششون اومده

510
00:47:19,336 --> 00:47:21,296
‫و ازش پول خوبی درآوردم،

511
00:47:21,421 --> 00:47:22,631
‫به کارم ادامه بدم.

512
00:47:33,559 --> 00:47:35,352
‫اگه یکم دیگه پول دربیارم،

513
00:47:35,769 --> 00:47:40,023
‫می‌تونم براش یه بیمارستان بسازم تا دیگه
‫نگران پول نباشه.

514
00:47:48,240 --> 00:47:50,617
‫فکر می‌کنی فقط خودت کابوس می‌دیدی؟

515
00:47:51,618 --> 00:47:53,662
‫منم هر شب کابوس می‌دیدم!

516
00:47:54,913 --> 00:47:56,874
‫کابوس اینکه مثل الان به سراغم میای.

517
00:47:58,709 --> 00:48:00,961
‫روزگارم تا امروز مثل جهنم بود،

518
00:48:01,920 --> 00:48:04,381
‫ولی استقامت کردم چون می‌دونستم
‫بزودی به انتها می‌رسه.

519
00:48:05,716 --> 00:48:07,009
‫تنها نور و اُمید من این بود

520
00:48:07,092 --> 00:48:09,553
‫که بعد تموم کردن کارم
‫دیگه لازم نیست تو رو بکشم.

521
00:48:11,263 --> 00:48:13,891
‫ولی باز تو نمُردی.
‫منو به دنیای خودت کشوندی.

522
00:48:13,974 --> 00:48:17,311
‫حتی یونجو رو به اون دنیا کشوندی.
‫برای همین بهت چاقو زدم.

523
00:48:17,394 --> 00:48:19,813
‫راه دیگه‌ای برای پایان دادن به این نفرین بلد نبودم.

524
00:48:23,984 --> 00:48:25,986
‫تو فقط یه توهمی.

525
00:48:26,820 --> 00:48:30,115
‫تو هیچی نیستی.
‫یه کاراکتری که من بوجود آوردم.

526
00:48:30,490 --> 00:48:32,951
‫پس چرا سر و کله‌ت اینجا پیدا شده

527
00:48:33,410 --> 00:48:35,245
‫و ادای آدما رو درمیاری؟

528
00:48:35,621 --> 00:48:39,958
‫چرا با ادامه دادن به داستان
‫پای دخترم رو وسط آوردی؟

529
00:48:41,043 --> 00:48:45,172
‫تو فقط یه کاراکتر داستانی هستی، فهمیدی؟
‫فقط یه چیزی هستی که من بوجود آوردم.

530
00:48:50,177 --> 00:48:51,678
‫می‌خوای بهم شلیک کنی؟

531
00:48:52,846 --> 00:48:54,056
‫شلیک کن.

532
00:48:54,514 --> 00:48:55,891
‫فکر کردی می‌تونی بهم شلیک کنی؟

533
00:48:57,225 --> 00:48:59,603
‫نه، نمی‌تونی.

534
00:49:00,979 --> 00:49:02,230
‫می‌خوای بدونی چرا؟

535
00:49:03,440 --> 00:49:06,234
‫چون تو یه کاراکتری هستی که هرگز
‫نمی‌تونه کسی رو به قتل برسونه.

536
00:49:08,320 --> 00:49:10,697
‫من تو رو مَرد درستکاری ساختم.

537
00:49:11,114 --> 00:49:13,784
‫یه مَرد با اخلاق که به قانون پایبنده.

538
00:49:14,326 --> 00:49:18,830
‫حتی وقتی انتقام می‌گیری،
‫باید طبق قانون باشه.

539
00:49:20,415 --> 00:49:22,125
‫واسه همینه که تو و آدمایی مثل تو

540
00:49:22,459 --> 00:49:24,002
‫تبدیل به قهرمان میشن.

541
00:49:25,253 --> 00:49:29,466
‫تو پسری هستی که نمی‌تونه صرف خاطر اینکه
‫از یه مَرد بی‌دفاع و غیرمسلح عصبانیه،

542
00:49:29,883 --> 00:49:32,469
‫بهش شلیک کنه.

543
00:49:32,886 --> 00:49:34,471
‫تو همچین آدمی هستی.

544
00:49:35,514 --> 00:49:37,224
‫این شخصیت توئه.

545
00:49:40,811 --> 00:49:44,439
‫فکر کردی به اراده خودت اینجا اومدی؟

546
00:49:44,606 --> 00:49:45,774
‫فکر کردی اراده داری؟

547
00:49:46,483 --> 00:49:49,528
‫نه، همش اینطوری برنامه‌ریزی شده بود.

548
00:49:50,195 --> 00:49:53,365
‫من تو رو به یک آدم با اراده قوی و غیرعادی تبدیل کردم.

549
00:49:53,699 --> 00:49:57,911
‫تو اراده و تحمل عبور از سختی‌ها رو داری.

550
00:49:59,496 --> 00:50:03,667
‫مشکل این بود که یکم زیاده‌روی کردم.

551
00:50:04,501 --> 00:50:06,128
‫بهت چنان اراده قوی دادم

552
00:50:06,378 --> 00:50:10,549
‫که حتی تونستی بر مرگ هم پیروز بشی.

553
00:50:10,924 --> 00:50:12,175
‫با اینحال،

554
00:50:12,801 --> 00:50:15,637
‫بازم تو مخلوق منی.

555
00:50:16,680 --> 00:50:21,309
‫هرگز از شخصیتی که بهت دادم، دور نشدی.

556
00:50:25,522 --> 00:50:27,357
‫اگه می‌خوای، بهم شلیک کن.

557
00:50:28,400 --> 00:50:29,818
‫بابا، بس کن.

558
00:50:30,152 --> 00:50:32,446
‫لطفا چیزی نگو.

559
00:50:33,613 --> 00:50:34,573
‫می‌تونی بهم شلیک کنی؟

560
00:50:37,367 --> 00:50:38,660
‫شلیک کن!

561
00:51:20,952 --> 00:51:23,997
‫بشین و طرح اصلی خودت رو نقاشی کن.

562
00:51:26,208 --> 00:51:29,252
‫طرح اصلی خودت رو تغییر دادی
‫و مجبورم کردی تا خودکشی کنم.

563
00:51:29,711 --> 00:51:32,214
‫تمام مشکلات بعد این شروع شد
‫که از این کار سرباز زدم.

564
00:51:33,173 --> 00:51:36,635
‫اگه طبق طرح اصلی پیش بری، منم می‌پذیرمش.

565
00:51:37,094 --> 00:51:39,096
‫بعدش همه چی به حالت عادی برمی‌گرده.

566
00:51:39,930 --> 00:51:41,181
‫موافق نیستی؟

567
00:51:44,017 --> 00:51:45,936
‫دوستام هنوز اونجا هستن.

568
00:51:48,271 --> 00:51:49,272
‫دویون؟

569
00:51:52,025 --> 00:51:54,194
‫نه زنده هستن و نه مُردن.

570
00:51:57,614 --> 00:51:59,491
‫نمی‌تونم اونا رو اینطوری ول کنم.

571
00:52:00,117 --> 00:52:02,536
‫فقط به این خاطر اینطوری شده
‫که از وبتون خارج شدی.

572
00:52:02,619 --> 00:52:04,412
‫اینقدر دنبال دلیل نباش و به جاش
‫دنبال راه‌حل بگرد.

573
00:52:04,621 --> 00:52:06,957
‫فقط نقاشی کن و همه چی رو به حالت اول برگردون.

574
00:52:08,625 --> 00:52:09,835
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

575
00:52:12,003 --> 00:52:14,464
‫- منظورت چیه؟
‫- کاری از دستم برنمیاد.

576
00:52:15,340 --> 00:52:17,676
‫حتی نمی‌تونم داستان رو طوری که می‌خوام، تموم کنم.

577
00:52:18,343 --> 00:52:22,013
‫داستان فقط وقتی ادامه پیدا می‌کنه
‫که تو بپذیریش.

578
00:52:22,472 --> 00:52:24,724
‫می‌دونی من چه جور داستانی رو می‌پذیرم.

579
00:52:25,308 --> 00:52:26,393
‫ساده هست.

580
00:52:26,476 --> 00:52:29,271
‫قاتل اصلی رو بگیرم و به جزای کارش برسونم.

581
00:52:29,354 --> 00:52:32,315
‫و می‌خوام یه زندگی عادی داشته باشم.
‫همین و بس.

582
00:52:33,525 --> 00:52:35,569
‫فقط بگو قاتل واقعی کیه.

583
00:52:35,652 --> 00:52:39,531
‫همونطور که گفتی، اراده من برای پیدا کردن
‫مظنون اونقدر قویه که حتی نمی‌تونم بمیرم.

584
00:52:39,614 --> 00:52:40,657
‫حتی آخرش پام به اینجا باز شد.

585
00:52:42,993 --> 00:52:44,661
‫چهره قاتل واقعی رو بکش

586
00:52:45,036 --> 00:52:46,663
‫تا یادم بمونه.

587
00:52:50,625 --> 00:52:51,668
‫نقاشی کن.

588
00:53:09,644 --> 00:53:10,729
‫نمی‌دونم.

589
00:53:11,646 --> 00:53:12,647
‫چی؟

590
00:53:12,772 --> 00:53:14,357
‫قاتل واقعی در کار نیست.

591
00:53:16,026 --> 00:53:18,361
‫فقط یه ایده اولیه بود.

592
00:53:24,743 --> 00:53:27,704
‫فقط برای قوی‌تر کردن شخصیت اصلی
‫این مدلی ساخته بودم.

593
00:53:29,456 --> 00:53:30,707
‫مامان؟

594
00:53:31,791 --> 00:53:34,252
‫یه طرح رایج برای قهرمانان کتابه.

595
00:53:34,961 --> 00:53:38,215
‫یه ترومای روحی در سنین جوانی.

596
00:53:40,133 --> 00:53:43,470
‫کره‌ سربلند باد.

597
00:53:46,473 --> 00:53:48,767
‫حتی منم نمی‌دونم کی قاتله.

598
00:53:53,480 --> 00:53:54,522
‫الان داری...

599
00:53:55,732 --> 00:53:57,275
‫جدی میگی؟

600
00:53:59,027 --> 00:54:01,154
‫فقط وقتی می‌تونی به قهرمان تبدیل بشی
‫که پرونده حل نشه.

601
00:54:02,781 --> 00:54:06,243
‫اگه مجرم رو بگیری، داستان همونجا تموم میشه.

602
00:54:07,327 --> 00:54:11,248
‫اگه خوشحال بودی، چرا باید به خودت زحمت می‌دادی
‫و اون همه زحمت می‌کشیدی؟

603
00:54:13,667 --> 00:54:16,002
‫برای همینم سرنخی وجود نداره.

604
00:54:19,089 --> 00:54:20,507
‫از اولشم وجود نداشت.

605
00:54:26,054 --> 00:54:27,430
‫نمی‌دونی کیه؟

606
00:54:31,101 --> 00:54:32,227
‫قاتلی وجود نداره؟

607
00:54:37,023 --> 00:54:39,192
‫تو کل خانواده‌ی منو کُشتی.

608
00:54:40,568 --> 00:54:43,863
‫برام پاپوش درست کردی و انداختیم توی زندان،
‫ولی نمی‌دونی قاتل کیه؟

609
00:54:47,284 --> 00:54:48,868
‫اونای جلوی چشمای خودم مُردن.

610
00:54:49,911 --> 00:54:53,540
‫به طرز وحشتناکی جلوی من کشته شدن.

611
00:54:53,957 --> 00:54:56,084
‫پدر و مادر و خواهر و برادرم.

612
00:54:56,501 --> 00:54:59,087
‫با چشمای خودم جسدشون رو دیدم
‫ولی هیچ تیراندازی وجود نداره؟

613
00:55:01,673 --> 00:55:05,510
‫آقا، لطفا عجله کنین.
‫زودباشین.

614
00:55:07,804 --> 00:55:08,888
‫که اینطور.

615
00:55:12,100 --> 00:55:13,393
‫برای همین...

616
00:55:14,394 --> 00:55:15,812
‫سعی کردی منو بکشی.

617
00:55:16,771 --> 00:55:19,190
‫هیچوقت نمی‌تونستم پایان خوشی داشته باشم.

618
00:55:19,816 --> 00:55:21,234
‫اگه این اتفاق نمی‌افتاد،

619
00:55:21,401 --> 00:55:24,321
‫تا ابد به نقاشی کشیدنت ادامه می‌دادی
‫و از موفقیتت لذت می‌بردی.

620
00:55:24,446 --> 00:55:27,615
‫در همون حین، من هر شب از بی‌خوابی زجر می‌کشیدم

621
00:55:27,699 --> 00:55:30,785
‫و هر روز بخاطر قاتلی که نمی‌تونستم بگیرم،
‫صدمه می‌دیدم.

622
00:55:30,869 --> 00:55:33,872
‫دردی بی‌انتها می‌کشیدم و
‫همه چیز بارها تکرار میشد.

623
00:55:37,334 --> 00:55:38,209
‫اصلا...

624
00:55:39,753 --> 00:55:41,838
‫روحت خبر داره چیا کشیدم؟

625
00:55:46,134 --> 00:55:48,845
‫نمی‌تونی یکی‌شونو تحمل کنی

626
00:55:50,472 --> 00:55:52,640
‫و من بارها اون دردها رو پشت سر گذاشتم.

627
00:55:53,641 --> 00:55:56,770
‫با اون دستات یجور نقاشی کشیدی
‫که انگار خدا هستی.

628
00:55:57,854 --> 00:55:59,564
‫مسئولیتی قبول نکردی.

629
00:56:02,984 --> 00:56:06,112
‫هنوزم تک تک لحظات زجرآورم رو یادمه.

630
00:56:07,280 --> 00:56:08,907
‫داستان خیالی اینطوریه دیگه.

631
00:56:09,866 --> 00:56:11,451
‫وظیفه‌ی من بعنوان نویسنده همینه.

632
00:56:13,453 --> 00:56:14,537
‫نه.

633
00:56:16,873 --> 00:56:18,875
‫تو فقط یه نویسنده نیستی.

634
00:56:21,294 --> 00:56:24,297
‫دیدی که من زنده‌م و نفس می‌کشم
‫ولی باز سعی کردی که منو بکشی.

635
00:56:25,507 --> 00:56:26,966
‫این ذات واقعیت هست.

636
00:56:27,717 --> 00:56:29,677
‫تو یه آدم بی‌رحم و سوءاستفاده‌گری.

637
00:56:30,303 --> 00:56:33,139
‫فقط به این خاطر بقیه نفهمیدن چون بجای چاقو،
‫قلم به دست گرفته بودی.

638
00:56:37,936 --> 00:56:40,063
‫درون وجودت یه آدم کثافت و بی‌رحمی.

639
00:56:40,688 --> 00:56:42,607
‫تو هم مرتکب قتل شدی.

640
00:56:47,112 --> 00:56:48,571
‫نه!

641
00:56:48,655 --> 00:56:50,407
‫نه! نه! خواهش می‌کنم!

642
00:57:10,093 --> 00:57:11,344
‫آقای اوه!

643
00:57:30,071 --> 00:57:31,156
‫آقای اوه!

644
00:57:33,074 --> 00:57:34,242
‫آقای اوه!

645
00:57:40,248 --> 00:57:41,499
‫به فکر راه‌حل باش.

646
00:57:44,252 --> 00:57:45,420
‫هر کاری لازمه، انجام بده.

647
00:57:47,964 --> 00:57:49,716
‫قبل اینکه برگردم، یه راهی پیدا کن.

648
00:57:57,724 --> 00:57:59,350
‫خودتو خوش‌شانس درنظر بگیر.

649
00:58:01,394 --> 00:58:02,645
‫بخاطر خوش‌شانسیم نیست.

650
00:58:05,190 --> 00:58:07,358
‫از اولم نمی‌تونستی بهم شلیک کنی.

651
00:58:08,735 --> 00:58:10,528
‫شخصیتت اینطوری نوشته شده.

652
00:59:17,804 --> 00:59:20,265
‫چرا کانگ چول رو نجات دادی؟
‫باید می‌ذاشتی بمیره.

653
00:59:20,348 --> 00:59:23,851
‫این اتفاق بخاطر این افتاد که تو
‫اون شب اونو نجات دادی.

654
00:59:24,060 --> 00:59:26,563
‫این منطقی‌ترین پایان برای کاراکتر اصلیه

655
00:59:26,854 --> 00:59:28,940
‫که موقع گشتن به دنبال قاتل،
‫خودشم قاتل شد.

656
00:59:29,023 --> 00:59:32,569
‫اگه توی وبتون بنویسه «پایان»، بعدش چی میشه؟

657
00:59:32,694 --> 00:59:35,863
‫«پایان» واقعا چه معنی میده؟

658
00:59:36,114 --> 00:59:38,741
‫لطفا چول رو نجات بده.
‫خواهش می‌کنم نجاتش بده.

659
00:59:38,825 --> 00:59:40,493
‫هنوزم می‌تونه نجات داده بشه.

660
00:59:40,535 --> 00:59:43,037
W W W . M O V I E S H O . C O M

661
00:59:45,037 --> 00:59:55,037
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M