1
00:00:01,000 --> 00:00:38,300
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

2
00:00:39,790 --> 00:00:41,110
تنها گل صدتومنی بنفش خاندان وی توی این باغ

3
00:00:44,280 --> 00:00:46,110
که از همه گل‌های صدتومنی دیگه سرتره

4
00:00:46,960 --> 00:00:47,960
به نظرم

5
00:00:48,110 --> 00:00:49,960
فقط گلی با این زیبایی بی‌نظیر

6
00:00:50,880 --> 00:00:52,150
لایق شماست بانوی من

7
00:00:58,790 --> 00:00:59,960
چی توی موهام گذاشتی؟

8
00:01:00,520 --> 00:01:01,320
!خودت رو بزن

9
00:01:12,710 --> 00:01:14,070
چه احمق بی‌فکری هستی

10
00:01:14,560 --> 00:01:16,230
بانوی من قراره با ارباب لو دیدار کنن

11
00:01:16,310 --> 00:01:18,230
اون‌وقت تو هی از "تنهایی" حرف می‌زنی

12
00:01:18,350 --> 00:01:19,430
حقته که سیلی بخوری

13
00:01:20,150 --> 00:01:21,070
عصبانی نباشین بانوی من

14
00:01:21,280 --> 00:01:23,400
اون زبون‌بسته‌ست و نمی‌دونه چی باید بگه

15
00:01:28,200 --> 00:01:28,920
نظرتون چیه که

16
00:01:29,150 --> 00:01:31,680
به جاش این سنجاق موی دوقلو رو بزنید؟

17
00:01:32,230 --> 00:01:34,070
دو گل کنار هم نشونه‌ی خوش‌یمنیه

18
00:01:34,400 --> 00:01:36,950
"و طرحش هم نماد "یکی بودن دل‌هاست

19
00:01:37,120 --> 00:01:39,510
امیدوارم شما و ارباب لو
همدل و هم‌دل باشین

20
00:01:39,510 --> 00:01:40,560
و زندگی مشترک طولانی
و خوشی داشته باشین

21
00:03:31,880 --> 00:03:33,180
<font color="#ffacbf">꧁ پایان نقاب ꧂ </font>

22
00:03:33,180 --> 00:03:36,180
<font color="#ff2121">✧༺قسمت اول༻✧ </font>
<font color="#ff7f79">•| ⊱ مترجم: ثمر ⊰ |•</font>

23
00:03:36,580 --> 00:03:39,900
[عمارت شاهدخت بزرگ]

24
00:03:49,680 --> 00:03:51,120
توی ضیافت گل شاهدخت بزرگ

25
00:03:51,520 --> 00:03:53,280
[وی رائو]
مطمئنا بیشتر از همه‌ی بانوان دیگه می‌درخشید

26
00:03:53,410 --> 00:03:54,590
[نوه‌ی چهارم ارشدبانو وی]
و نفر اول می‌شین

27
00:04:00,630 --> 00:04:01,590
ارباب لو

28
00:04:14,470 --> 00:04:17,400
شنیدم بیماری مرزبان دوباره عود کرده

29
00:04:17,940 --> 00:04:19,800
و هیچکدوم از بهترین طبیب‌های پایتخت
نتونستن درمانش کنن

30
00:04:19,800 --> 00:04:20,790
[لو جو، وارث مرزبان یینگ]

31
00:04:20,790 --> 00:04:23,070
من مقداری پودر درمان زخم خون اژدها دارم

32
00:04:23,600 --> 00:04:24,790
این پودر به خصوص

33
00:04:24,790 --> 00:04:26,720
برای زخم‌های مزمنی که خوب نمی‌شن خیلی موثره

34
00:04:27,310 --> 00:04:30,070
مرزبان بیش از چهل سال توی میدان جنگ جنگیده

35
00:04:30,390 --> 00:04:31,430
پدربزرگم

36
00:04:31,630 --> 00:04:33,270
همیشه براش احترام زیادی قائل بوده

37
00:04:33,920 --> 00:04:35,600
خانواده‌ی من این دارو رو
با هیچ قصد دیگه‌ای جز اینکه

38
00:04:36,360 --> 00:04:39,310
به کارها و فضیلت‌های اون قهرمان
سالخورده ادای احترام کنه، تقدیم نمی‌کنه

39
00:04:39,630 --> 00:04:41,120
و هر کمکی از دستش برمیاد انجام بده

40
00:04:41,560 --> 00:04:44,240
امیدوارم این هدیه رو رد نکنین

41
00:04:51,560 --> 00:04:52,160
جیه ده

42
00:04:52,720 --> 00:04:53,120
بگیرش

43
00:04:53,390 --> 00:04:53,750
چشم

44
00:04:57,070 --> 00:04:58,680
لطفا از طرف من از پدربزرگتون تشکر کنین

45
00:04:59,120 --> 00:05:00,560
وقتی پدربزرگم حالش بهتر شد

46
00:05:00,870 --> 00:05:02,160
خودم به دیدنشون می‌رم و تشکر می‌کنم

47
00:05:11,020 --> 00:05:14,620
[شی هوا‌ لو، نوه‌ی استاد اعظم دربار]

48
00:05:14,800 --> 00:05:16,840
می‌گن ارباب لو آدم سرد و سخت‌گیریه

49
00:05:16,840 --> 00:05:17,950
و با همه فاصله نگه می‌داره

50
00:05:18,240 --> 00:05:20,120
به خصوص از زن‌ها دوری می‌کنه

51
00:05:20,510 --> 00:05:22,120
اما از چیزی که همین الان دیدم

52
00:05:22,390 --> 00:05:23,240
اون با تو

53
00:05:23,240 --> 00:05:24,480
خیلی گرم و صمیمی بود

54
00:05:24,920 --> 00:05:26,160
حرف بی‌خود نزن

55
00:05:26,750 --> 00:05:29,240
ارباب لو از قبل نامزد داره

56
00:05:30,240 --> 00:05:31,310
از نظر موقعیت خانوادگی

57
00:05:31,390 --> 00:05:33,430
پدربزرگت دانشمند مشهوریه که استاد اعظم دربار

58
00:05:33,430 --> 00:05:34,390
دو امپراتور بوده

59
00:05:34,600 --> 00:05:36,510
موقعیت خانوادگی شما
خیلی بالاتر از خاندان ویه

60
00:05:37,040 --> 00:05:38,190
از نظر استعداد هم

61
00:05:38,430 --> 00:05:40,360
توی موسیقی، بازی وی چی
خوشنویسی و نقاشی مهارت داری

62
00:05:40,360 --> 00:05:42,360
شعر و شاعری هم که
برات مثل آب خوردنه

63
00:05:42,560 --> 00:05:44,680
اما من تا حالا ندیدم بانو رائو
استعداد خاصی داشته باشه

64
00:05:45,190 --> 00:05:46,740
تنها چیزی که داره شهرت زیباییشه

65
00:05:46,820 --> 00:05:47,310
[بی تائو]

66
00:05:47,310 --> 00:05:48,870
[خدمتکار عمارت مرزبان چنگ آن]
اما به ندرت جلوی دیگران ظاهر می‌شه

67
00:05:48,870 --> 00:05:49,630
و همیشه پنهون نگهش می‌دارن

68
00:05:49,920 --> 00:05:51,430
کی می‌دونه واقعا خوشگله یا زشت؟

69
00:05:51,680 --> 00:05:52,430
تازه این هم بماند که

70
00:05:52,800 --> 00:05:54,120
...مادر اصلیش

71
00:05:54,510 --> 00:05:55,480
رفتار و اخلاقش

72
00:05:55,720 --> 00:05:56,720
همیشه نقل محفل‌هاست

73
00:05:56,720 --> 00:05:57,310
بسه

74
00:05:58,290 --> 00:05:59,510
تو چه حقی داری
همچین حرف‌هایی بزنی؟

75
00:06:00,240 --> 00:06:01,070
بیا بریم

76
00:06:08,000 --> 00:06:08,830
بانو وی

77
00:06:09,360 --> 00:06:11,480
بقیه‌ی بانوان همین الان
توی تالار پذیرایی منتظرتونن

78
00:06:12,830 --> 00:06:14,190
یکم احساس خفگی می‌کنم

79
00:06:15,220 --> 00:06:17,230
می‌خوام توی باغ قدم بزنم
و ذهنم رو آروم کنم

80
00:06:18,750 --> 00:06:19,660
وقتی بچه بودم

81
00:06:19,660 --> 00:06:21,800
خیلی وقت‌ها با مادربزرگم
برای دیدن شاهدخت بزرگ به اینجا می‌اومدم

82
00:06:21,800 --> 00:06:22,870
لازم نیست راه رو بهم نشون بدین

83
00:06:23,510 --> 00:06:25,000
لطفا به شاهدخت بزرگ اطلاع بدین

84
00:06:25,270 --> 00:06:26,870
که قبل از شروع ضیافت می‌رسم

85
00:06:27,870 --> 00:06:28,510
چشم

86
00:06:37,270 --> 00:06:39,390
قرار نبود از منظره‌ی آلاچیق
کنار آب لذت ببریم؟

87
00:06:39,600 --> 00:06:40,830
چرا جاش رو عوض کردن و آوردنمون اینجا؟

88
00:06:40,950 --> 00:06:41,670
علیاحضرت گفتن

89
00:06:41,670 --> 00:06:43,070
از آلاچیق دیه سوی می‌شه همه‌جا رو دید

90
00:06:43,270 --> 00:06:45,160
و منظره از بالا قشنگ‌تره

91
00:07:07,040 --> 00:07:07,830
!بگیرینش

92
00:07:11,160 --> 00:07:12,040
دارین چیکار می‌کنین؟

93
00:07:22,220 --> 00:07:23,800
اون دختر خوشگل بی‌مغز کیه؟

94
00:07:25,360 --> 00:07:27,270
مادر کدوم‌یکی انقدر مایه‌ی خجالته که
حتی نمی‌شه اسمش رو آورد؟

95
00:07:28,270 --> 00:07:29,240
و اخلاق و رفتار کیه که

96
00:07:29,720 --> 00:07:31,430
همیشه

97
00:07:32,600 --> 00:07:34,430
سوژه‌ی حرف و حدیث مردمه؟

98
00:07:35,480 --> 00:07:36,160
بانو وی

99
00:07:36,830 --> 00:07:38,470
خدمتکارم زیاده‌روی کرده

100
00:07:38,520 --> 00:07:39,640
و به شما بی‌احترامی کرده

101
00:07:39,760 --> 00:07:41,270
ولی اون ذاتا رک و بی‌پرده‌ست

102
00:07:41,480 --> 00:07:42,750
و قصد بدی نداشته

103
00:07:42,920 --> 00:07:43,670
عجله برای چیه؟

104
00:07:43,670 --> 00:07:44,460
[عمارت دیه سوی]

105
00:07:44,560 --> 00:07:45,630
تو رو فراموش نکردم

106
00:07:46,920 --> 00:07:48,310
ای بی‌حیای پست‌فطرت

107
00:07:48,720 --> 00:07:50,630
عجب خدمتکاری تربیت کردی

108
00:07:52,190 --> 00:07:54,160
از بچگی نامزد لو جو بودم

109
00:07:54,310 --> 00:07:55,830
پس اون مال منه

110
00:07:57,600 --> 00:07:59,190
چه جرئتی داری که چشم به اون دوختی؟

111
00:08:01,510 --> 00:08:01,950
شو چنگ

112
00:08:02,300 --> 00:08:04,340
[چی جونگ کای، پسر دوم مرزبان پینگ شی]

113
00:08:07,270 --> 00:08:08,830
شنیدم نامزدت هم امروز اینجاست

114
00:08:09,190 --> 00:08:10,800
به زودی راهی جنگ می‌شی

115
00:08:11,190 --> 00:08:12,560
نمی‌خوای بری باهاش خداحافظی کنی؟

116
00:08:13,630 --> 00:08:14,560
سرت به کار خودت باشه

117
00:08:15,480 --> 00:08:16,510
مادربزرگ وی از بانو وی رائو

118
00:08:16,510 --> 00:08:17,550
مثل چشم‌هاش مراقبت می‌کنه

119
00:08:17,900 --> 00:08:18,800
و به ندرت می‌ذاره از خونه بیرون بره

120
00:08:19,510 --> 00:08:21,230
همه می‌گن خیلی زیباست

121
00:08:22,570 --> 00:08:23,500
حالا چقدر زیباست؟

122
00:08:24,720 --> 00:08:26,150
به تمریناتت بیشتر توجه کن

123
00:08:26,430 --> 00:08:27,870
!توی عمارت دیه سوی اتفاقی افتاده

124
00:08:30,120 --> 00:08:32,430
ترجیح می‌دم هر چیزی که مال منه

125
00:08:33,120 --> 00:08:35,120
خاکستر بشه

126
00:08:36,000 --> 00:08:38,150
تا اینکه حتی ذره‌ای ازش رو
با کسی شریک بشم

127
00:08:39,820 --> 00:08:40,870
شیه هوا لو

128
00:08:41,020 --> 00:08:42,720
چطور جرئت می‌کنی با من رقابت کنی؟

129
00:08:43,000 --> 00:08:44,750
...من کاری نکردم -
اصلا عرضه‌اش رو داری؟ -

130
00:09:00,270 --> 00:09:01,030
!لو جو

131
00:09:01,720 --> 00:09:02,510
اینجا چه خبره؟

132
00:09:03,030 --> 00:09:04,510
چطور یهو از اون بالا افتاد؟

133
00:09:04,660 --> 00:09:08,270
[عمارت دیه سوی]

134
00:09:08,270 --> 00:09:08,750
بانوی من

135
00:09:09,000 --> 00:09:09,720
یکی دیگه هم اومده

136
00:09:10,240 --> 00:09:11,550
حالا باید چیکار کنیم؟

137
00:09:15,690 --> 00:09:16,200
جیه ده

138
00:09:16,870 --> 00:09:18,360
ورودی باغ رو نگهبانی بده
و نذار کسی وارد یا خارج بشه

139
00:09:18,650 --> 00:09:19,100
چشم

140
00:09:19,100 --> 00:09:19,630
چی جونگ کای

141
00:09:19,630 --> 00:09:20,870
لطفا خودت برو شاهدخت بزرگ رو خبر کن

142
00:09:21,090 --> 00:09:21,860
باشه

143
00:09:24,440 --> 00:09:25,960
...ارباب لو، لطفا

144
00:09:26,550 --> 00:09:27,240
نجاتم بدین

145
00:09:28,210 --> 00:09:29,080
خواهش می‌کنم نجاتم بدین

146
00:09:29,440 --> 00:09:30,510
وی رائو می‌خواد من رو بکشه

147
00:09:31,300 --> 00:09:32,980
[عمارت دیه سوی]

148
00:10:00,030 --> 00:10:01,790
...بانوی من

149
00:10:10,200 --> 00:10:11,200
صدات درنیاد

150
00:10:23,980 --> 00:10:27,140
[عمارت دیه سوی]

151
00:10:30,390 --> 00:10:31,600
!بی تائو

152
00:10:33,200 --> 00:10:34,150
!بی تائو

153
00:10:38,570 --> 00:10:40,600
!چقدر سنگ‌دلی

154
00:10:42,390 --> 00:10:43,000
!پینگ شیانگ

155
00:10:43,670 --> 00:10:45,200
دقیقا اینجا چه اتفاقی افتاده؟ -
!پینگ شیانگ -

156
00:10:45,390 --> 00:10:47,360
چرا شما دو بانو به جای حضور توی ضیافت

157
00:10:47,360 --> 00:10:49,570
توی این عمارت خلوت دیه سوی پرسه می‌زدین؟

158
00:10:49,900 --> 00:10:52,190
[شاهدخت بزرگ]
و بانو شیه چطور از اون بالا افتاده؟

159
00:10:52,630 --> 00:10:53,450
!شاهدخت اعظم

160
00:10:55,390 --> 00:10:57,630
همین الان اتفاقی توی باغ
با بانو شیه روبه رو شدم

161
00:10:58,320 --> 00:11:00,360
ایشون با مهربونی ازم خواستن
باهاشون قدم بزنم

162
00:11:00,600 --> 00:11:02,550
و گفتن آفتاب سرشون رو گیج برده

163
00:11:02,910 --> 00:11:04,550
برای همین پیشنهاد دادن
توی عمارت استراحت کنیم

164
00:11:04,960 --> 00:11:06,270
من هم از روی خیرخواهی به خدمتکارم گفتم

165
00:11:06,270 --> 00:11:07,790
بره از کالسکه مرهم خنک‌کننده بیاره

166
00:11:08,390 --> 00:11:09,200
اما بعدش

167
00:11:09,550 --> 00:11:11,000
ایشون ناگهان بهم اعتراف کردن

168
00:11:11,780 --> 00:11:13,080
که مدت‌هاست عاشق ارباب لو هستن

169
00:11:13,260 --> 00:11:15,240
و ازم خواستن نامزدیم رو
با ایشون به هم بزنم

170
00:11:15,690 --> 00:11:17,060
از خجالت خواستم از اونجا برم

171
00:11:17,080 --> 00:11:19,340
اما ایشون به زانو افتادن و التماسم کردن

172
00:11:19,480 --> 00:11:21,480
که از نامزدیم دست بکشم

173
00:11:21,790 --> 00:11:23,480
بارها سعی کردم باهاشون منطقی صحبت کنم

174
00:11:23,870 --> 00:11:25,510
اما ایشون بدجنس شدن

175
00:11:27,270 --> 00:11:29,550
خوشبختانه خدمتکار وفادارم
بی تائو جلو اومد تا ازم محافظت کنه

176
00:11:29,960 --> 00:11:32,150
و بانو شیه حین درگیری
تعادلشون رو از دست دادن

177
00:11:33,120 --> 00:11:34,550
خدمتکار بیچاره‌ام

178
00:11:34,840 --> 00:11:35,720
...صورتش

179
00:11:41,630 --> 00:11:44,630
وی رائو، داری حقیقت رو وارونه
!جلوه می‌دی و بهم تهمت می‌زنی

180
00:11:44,960 --> 00:11:46,870
!تو من رو هل دادی

181
00:11:47,460 --> 00:11:49,410
شاهدخت اعظم، ارباب لو

182
00:11:49,720 --> 00:11:50,870
خدمتکار مخصوصم پینگ شیانگ

183
00:11:50,870 --> 00:11:52,480
می‌تونه شهادت بده

184
00:11:53,440 --> 00:11:55,480
!پینگ شیانگ

185
00:11:56,390 --> 00:11:57,510
پینگ شیانگ... بیهوشه

186
00:11:57,960 --> 00:11:59,080
می‌ترسم فعلا نتونه شهادت بده

187
00:12:09,720 --> 00:12:10,370
بانو شیه

188
00:12:11,660 --> 00:12:12,720
این سنجاق موی طلا

189
00:12:13,200 --> 00:12:14,440
مال شماست؟

190
00:12:47,030 --> 00:12:48,960
اگه دو تا خدمتکارم حواسشون جمع نبود

191
00:12:49,320 --> 00:12:51,240
و وقتی به چیزی شک کردن برنمی‌گشتن

192
00:12:51,390 --> 00:12:52,360
می‌ترسم

193
00:12:53,440 --> 00:12:56,080
دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونستم
شما رو ببینم، ارباب لو

194
00:12:56,790 --> 00:12:57,960
برای اینکه تقصیر رو گردن نگیرین

195
00:12:58,320 --> 00:12:59,510
جز دروغ گفتن کاری نکردین

196
00:13:00,030 --> 00:13:01,080
و آبروی من رو بردین

197
00:13:01,910 --> 00:13:03,240
اصلا وجدان دارین؟

198
00:13:08,680 --> 00:13:10,460
همین الان برای نجات خدمتکارم

199
00:13:10,740 --> 00:13:12,480
تلاش کردم سنجاق مو رو ازش بگیرم

200
00:13:13,030 --> 00:13:14,330
برای همین این زخم رو برداشتم

201
00:13:14,990 --> 00:13:16,870
لطفا خوب فکر کنین

202
00:13:16,910 --> 00:13:18,630
اینجا اقامتگاه شاهدخت بزرگه

203
00:13:18,870 --> 00:13:21,240
از بچگی مادربزرگم سخت‌گیرانه تربیتم کرده

204
00:13:21,510 --> 00:13:23,600
چطور ممکنه من انقدر بی‌رحم و بی‌پروا باشم؟

205
00:13:23,720 --> 00:13:25,750
اصلا از کجا همچین جرئتی بیارم؟

206
00:13:29,340 --> 00:13:30,990
بی‌دلیل بهم ظلم شده

207
00:13:32,000 --> 00:13:35,440
!شاهدخت، لطفا حق رو به حق‌دار برسونین

208
00:13:36,600 --> 00:13:38,000
شاهدخت

209
00:13:38,360 --> 00:13:39,390
!لطفا بی‌گناهی من رو ثابت کنین

210
00:13:41,840 --> 00:13:42,630
لو جو

211
00:13:43,150 --> 00:13:44,080
کدوم یکی

212
00:13:44,670 --> 00:13:46,320
از این دو تا بانوی زیبا راست می‌گه؟

213
00:13:46,870 --> 00:13:49,670
ارباب لو، نظر شما چیه؟

214
00:14:01,840 --> 00:14:03,600
فقط خدمتکارهای خاندان شیه
و وی توی عمارت بودن

215
00:14:04,270 --> 00:14:05,630
هیچ غریبه ای هم اونجا نبود که شاهد باشه

216
00:14:06,510 --> 00:14:08,150
حالا هر دو طرف حرف‌های متفاوتی می‌زنن

217
00:14:08,910 --> 00:14:10,670
برای همین حتی قضاوت برای شاهدخت بزرگ هم سخته

218
00:14:11,670 --> 00:14:13,670
بانو شیه معلومه که خیلی ترسیده

219
00:14:14,120 --> 00:14:14,960
و حسابی به هم‌ریخته‌ست

220
00:14:15,080 --> 00:14:16,150
این ممکنه باعث حرف و حدیث بشه

221
00:14:17,150 --> 00:14:18,480
بهتره فعلا همین‌جا بمونه

222
00:14:19,150 --> 00:14:20,320
خودش رو مرتب کنه و لباس عوض کنه

223
00:14:21,360 --> 00:14:23,000
بعد هم تا خونه همراهیش کنن

224
00:14:23,360 --> 00:14:25,270
ارباب لو، به نظرم این کار مناسبه

225
00:14:26,150 --> 00:14:28,550
خب، اول نامزدت رو تا خونه همراهی کن

226
00:14:34,000 --> 00:14:35,240
ممنونم، شاهدخت اعظم

227
00:14:53,700 --> 00:14:57,020
[اقامتگاه شاهدخت بزرگ چینگ یوان]

228
00:15:05,670 --> 00:15:07,200
این اواخر قبیله‌ی هوتا مدام به
مرزهای شمالی حمله می‌کنن

229
00:15:07,600 --> 00:15:08,510
و خانواده‌های مرزنشین رو نابود می‌کنن

230
00:15:08,510 --> 00:15:09,270
و از خونه‌هاشون آواره می‌کنن

231
00:15:10,600 --> 00:15:12,080
من داوطلب شدم که برای
سرکوبشون لشکرکشی کنم

232
00:15:13,390 --> 00:15:14,790
و سپاه به زودی راه می‌افته

233
00:15:15,390 --> 00:15:16,510
وقتی برگشتم

234
00:15:16,750 --> 00:15:18,000
شخصا به اقامتگاهتون میام

235
00:15:24,600 --> 00:15:25,750
تا به

236
00:15:28,750 --> 00:15:30,120
نامزدیمون پایان بدم

237
00:15:31,000 --> 00:15:32,270
می‌خوای نامزدیمون رو به هم بزنی؟

238
00:15:37,870 --> 00:15:39,720
توی میدان جنگ جنازه‌های بی‌شماری دیدم

239
00:15:40,670 --> 00:15:41,480
زخم شمشیر

240
00:15:42,090 --> 00:15:43,200
با چند تا حرف نمی‌تونه
جور دیگه‌ای جلوه داده بشه

241
00:15:44,360 --> 00:15:45,790
اینکه اون اول بهت حمله کرده

242
00:15:46,270 --> 00:15:47,750
یا خودت زخمی شدی تا براش پاپوش بدوزی

243
00:15:48,510 --> 00:15:49,910
با اندازه‌گیری زخم به راحتی مشخص می‌شه

244
00:15:50,270 --> 00:15:51,510
این دو نوع زخم

245
00:15:51,510 --> 00:15:52,360
از نظر عمق و شکل کاملا با هم فرق دارن

246
00:15:52,840 --> 00:15:54,150
نرده‌ای که ازش افتاده

247
00:15:54,960 --> 00:15:55,960
و نحوه‌ی فرود اومدنش

248
00:15:56,080 --> 00:15:57,000
هم می‌تونن سرنخ بدن

249
00:15:57,390 --> 00:15:58,720
در نهایت، مقصر

250
00:16:01,360 --> 00:16:02,910
دیگه جایی برای پنهان شدن نداره

251
00:16:05,080 --> 00:16:06,080
من این کار رو نکردم

252
00:16:07,320 --> 00:16:09,270
چرا حرف یه غریبه رو
بیشتر از من باور می‌کنی؟

253
00:16:09,870 --> 00:16:11,390
چه چهره‌ی زیبایی

254
00:16:13,390 --> 00:16:15,000
چه دست‌های ظریف و بی‌نقصی

255
00:16:16,600 --> 00:16:18,360
اما قلبی که توی سینه‌اته

256
00:16:18,750 --> 00:16:20,670
از هر مار و عقربی زهرآگین‌تره

257
00:16:21,790 --> 00:16:23,150
جلوی همه رسوات نکردم

258
00:16:23,720 --> 00:16:25,720
چون نمی‌خواستم آبروی خاندانت رو ببرم

259
00:16:27,480 --> 00:16:29,390
یا اعتبار عموت وی رو که
تمام عمر براش زحمت کشیده

260
00:16:30,080 --> 00:16:31,840
با دست دختر خودش نابود کنم

261
00:16:42,200 --> 00:16:43,000
درسته

262
00:16:44,600 --> 00:16:46,240
من هلش دادم

263
00:16:48,960 --> 00:16:50,670
حیف که بخت باهام یار نبود

264
00:16:51,320 --> 00:16:53,150
و تو اتفاقی گرفتیش

265
00:16:53,480 --> 00:16:55,030
اون موقع توی گذرگاه چی یانگ

266
00:16:55,030 --> 00:16:56,510
پدرم پدرت رو از بین کوهی از جنازه‌ها بیرون کشید

267
00:16:56,510 --> 00:16:57,750
و نجاتش داد

268
00:16:58,320 --> 00:16:59,910
اما خودش زخم‌های وحشتناکی برداشت

269
00:16:59,910 --> 00:17:01,240
و از شدت خون‌ریزی جون داد

270
00:17:02,870 --> 00:17:04,360
با مرگش من یتیم شدم

271
00:17:04,360 --> 00:17:05,960
حالا تو می‌خوای نامزدیمون رو به هم بزنی؟

272
00:17:09,550 --> 00:17:11,070
عمرا بذارم

273
00:17:13,480 --> 00:17:15,110
خاندان تو به من بدهکاره

274
00:17:17,110 --> 00:17:18,510
خودت هم همین‌طور

275
00:17:19,310 --> 00:17:21,200
می‌گی من به اندازه‌ی مار زهرآگینم؟

276
00:17:23,110 --> 00:17:24,160
چه بدبختی‌ای

277
00:17:26,550 --> 00:17:29,030
قسمتته که با یکی مثل من هم‌خواب بشی

278
00:17:30,680 --> 00:17:33,720
و تا وقتی زنده‌ای نمی‌تونی از دستم فرار کنی

279
00:17:34,790 --> 00:17:36,310
پس فقط صبر کن

280
00:17:38,790 --> 00:17:41,200
و ببین چطور این نامزدی رو به هم می‌زنم

281
00:17:43,680 --> 00:17:44,510
!لو جو

282
00:17:55,640 --> 00:17:56,310
!راه رو باز کنین

283
00:17:57,070 --> 00:17:57,960
!راه رو باز کنین

284
00:17:58,310 --> 00:17:59,440
!برین کنار

285
00:17:59,920 --> 00:18:01,070
!تو، راه رو باز کن

286
00:18:01,590 --> 00:18:02,420
!خرت و پرت دارم

287
00:18:05,400 --> 00:18:06,960
پس فقط صبر کن

288
00:18:07,750 --> 00:18:10,200
و ببین چطور این نامزدی رو به هم می‌زنم

289
00:18:11,030 --> 00:18:12,460
!بیاین یه نگاهی بندازین

290
00:18:15,960 --> 00:18:16,590
!راه رو باز کنین

291
00:18:17,220 --> 00:18:17,970
!چه بوی گندی

292
00:18:32,590 --> 00:18:33,440
کوری مگه؟

293
00:18:34,000 --> 00:18:34,640
!جلوی پات رو نگاه کن

294
00:18:34,640 --> 00:18:35,510
من کور و بی‌احتیاط بودم

295
00:18:35,510 --> 00:18:36,480
و به بانوی بزرگوار توهین کردم

296
00:18:36,720 --> 00:18:38,000
همین الان تمیزش می‌کنم

297
00:18:38,000 --> 00:18:39,440
!آقا، نرین

298
00:18:40,170 --> 00:18:41,170
چه بدشانسی‌ای

299
00:18:41,600 --> 00:18:43,100
کالسکه‌ی بانوی من رو کثیف کردی

300
00:18:43,310 --> 00:18:44,240
!حقته که یه درس درست‌وحسابی بگیری

301
00:18:48,160 --> 00:18:49,260
!ای زن زشت فضولات‌جمع‌کن

302
00:18:49,260 --> 00:18:50,590
تقصیر من بود

303
00:18:51,000 --> 00:18:51,960
لطفا بهم رحم کنین

304
00:18:52,200 --> 00:18:53,000
تقصیر من بود

305
00:18:53,000 --> 00:18:53,960
لطفا بهم رحم کنین

306
00:18:57,480 --> 00:18:58,480
لطفا بهم رحم کنین

307
00:18:59,240 --> 00:19:00,030
لطفا بهم رحم کنین

308
00:19:00,030 --> 00:19:01,030
بیست ضربه شلاق بهش بزنین

309
00:19:01,440 --> 00:19:01,920
بریم

310
00:19:12,540 --> 00:19:14,860
[چو]

311
00:20:21,830 --> 00:20:23,200
اون زن نحیف و سل‌گرفته

312
00:20:23,440 --> 00:20:25,070
!هر روز جز بدشانسی چیزی برام نمیاره

313
00:20:25,400 --> 00:20:27,000
!باز هم همه‌ی پولم رو به باد داد

314
00:20:28,830 --> 00:20:30,440
!بس کن انقدر سرفه نکن
!جلوی خودت رو بگیر

315
00:20:32,160 --> 00:20:32,750
!گمشو بیرون

316
00:20:34,110 --> 00:20:35,590
!ای بی‌چشم‌وروی نمک‌نشناس

317
00:20:35,590 --> 00:20:37,070
چطور جرئت می‌کنی
روی پدرت دست بلند کنی؟

318
00:20:37,640 --> 00:20:39,270
!یه روز صاعقه می‌زنه خشکت می‌کنه

319
00:20:51,790 --> 00:20:53,030
چو، برگشتی

320
00:21:00,160 --> 00:21:01,480
پدرت رو به

321
00:21:02,030 --> 00:21:03,310
روی خودت نیار

322
00:21:06,070 --> 00:21:07,590
وقتی زیادی مشروب می‌خوره

323
00:21:08,030 --> 00:21:09,200
دیگه آدمیزاد سرش نمی‌شه

324
00:21:13,640 --> 00:21:14,480
چی شده؟

325
00:21:18,160 --> 00:21:19,160
این چه بلاییه سرت اومده؟

326
00:21:19,480 --> 00:21:20,550
سرتاپات زخمی شده

327
00:21:20,680 --> 00:21:21,510
کی این بلا رو سرت آورده؟

328
00:21:23,000 --> 00:21:23,550
مادر

329
00:21:25,550 --> 00:21:26,350
دیگه از این وضع خسته شدم

330
00:21:29,590 --> 00:21:32,510
از وقتی به دنیا اومدیم
نه شکم سیر داشتیم نه لباس گرم

331
00:21:34,030 --> 00:21:35,960
نصفه‌شب می‌خوابیم
و قبل از طلوع آفتاب بیدار می‌شیم

332
00:21:40,350 --> 00:21:42,720
در خونه‌ها رو می‌زنیم
و پسمونده‌ی غذا جمع می‌کنیم

333
00:21:43,350 --> 00:21:44,400
توالت‌ها رو تمیز می‌کنیم

334
00:21:45,070 --> 00:21:47,160
و لباس می‌شوریم
تا دست‌هامون زخم بشه

335
00:21:48,400 --> 00:21:49,110
چرا باید

336
00:21:49,550 --> 00:21:50,400
این‌طوری زندگی کنیم؟

337
00:21:55,070 --> 00:21:56,550
تقصیر منه

338
00:21:57,350 --> 00:21:58,590
من تو رو

339
00:21:58,920 --> 00:22:00,440
وارد خانواده‌ای کردم که
توی این بدبختی گیر افتاده

340
00:22:02,030 --> 00:22:02,960
دختر خوبم

341
00:22:04,590 --> 00:22:06,200
کی می‌تونه سرنوشتی رو که
باهاش به دنیا اومده عوض کنه؟

342
00:22:06,200 --> 00:22:07,310
!من می‌تونم

343
00:22:09,070 --> 00:22:09,750
مادر

344
00:22:11,000 --> 00:22:12,480
من یه خوک یا سگ پست نیستم

345
00:22:12,480 --> 00:22:13,960
من یه انسانم

346
00:22:19,480 --> 00:22:20,550
فقط تماشا کن

347
00:22:23,440 --> 00:22:25,680
نمی‌ذارم تا آخر عمرم
گل‌ولای زیر پای مردم باشم

348
00:22:26,200 --> 00:22:28,310
اگه آسمون حتی یه ساقه هم بهم بده

349
00:22:28,960 --> 00:22:30,650
با تمام قدرتم بهش چنگ می‌زنم

350
00:22:30,790 --> 00:22:33,200
و به هر قیمتی شده خودم رو بالا می‌کشم

351
00:22:35,640 --> 00:22:36,790
درمانت می‌کنم

352
00:22:38,640 --> 00:22:40,590
و نمی‌ذارم خواهر و برادرهای کوچیکم
دیگه گرسنگی بکشن

353
00:22:40,720 --> 00:22:41,750
یا با ترس زندگی کنن

354
00:22:44,510 --> 00:22:46,110
مثل یه انسان واقعی زندگی می‌کنم

355
00:22:56,310 --> 00:22:57,400
هوتاها دوباره حمله کردن

356
00:22:57,640 --> 00:22:59,000
اما با فرماندهی ارباب لو

357
00:22:59,000 --> 00:23:00,270
!حتما دشمن رو شکست می‌دیم

358
00:23:02,510 --> 00:23:03,590
!پیروزی

359
00:23:03,830 --> 00:23:04,920
!پیروزی

360
00:23:05,020 --> 00:23:06,270
!پیروزی

361
00:23:06,590 --> 00:23:07,680
!پیروزی

362
00:23:07,880 --> 00:23:09,070
!پیروزی

363
00:23:09,510 --> 00:23:10,510
!پیروزی

364
00:23:10,590 --> 00:23:13,000
[میخانه‌ی پیروزی]
می‌دونم چه احساسی داری

365
00:23:13,070 --> 00:23:15,110
برای همین بانوی ارشد استثنائا
اجازه داد برای بدرقه‌اش بری

366
00:23:15,510 --> 00:23:17,640
وقتی ارباب لو تو رو ببینه

367
00:23:17,640 --> 00:23:19,400
حتما از خوشحالی سر از پا نمی‌شناسه

368
00:23:28,270 --> 00:23:29,590
!ارباب لو حتما پیروز می‌شه

369
00:23:38,960 --> 00:23:39,880
چی رو نگاه می‌کنی؟

370
00:23:41,000 --> 00:23:41,960
چه زن پرخاشگر و نفرت‌انگیزی

371
00:23:42,750 --> 00:23:43,590
محلش نذار

372
00:23:46,160 --> 00:23:52,200
!پیروزی

373
00:23:52,720 --> 00:23:53,820
اون روز جلوی اقامتگاه شاهدخت بزرگ

374
00:23:53,820 --> 00:23:55,110
دلش نمی‌اومد ازم خداحافظی کنه

375
00:23:56,240 --> 00:23:58,030
بهم قول داد وقتی به پایتخت برگشت

376
00:23:58,550 --> 00:23:59,920
به اقامتگاهمون بیاد و رسما خواستگاری کنه

377
00:24:01,350 --> 00:24:02,960
!چه خبر فوق‌العاده‌ای

378
00:24:03,200 --> 00:24:04,790
بانوی ارشد مدت‌هاست که بی‌صبرانه منتظر

379
00:24:05,110 --> 00:24:06,480
رسیدن این روزه

380
00:24:06,640 --> 00:24:09,440
باید زودتر برگردم و بهش خبر بدم

381
00:24:09,510 --> 00:24:10,310
بانو گو

382
00:24:10,310 --> 00:24:11,750
و بانو هنگ‌ئه

383
00:24:12,270 --> 00:24:14,550
باید تدارکات عروسی رو شروع کنیم

384
00:24:15,120 --> 00:24:16,000
دقیقا

385
00:24:17,790 --> 00:24:20,200
اینجا توی پایتخت منتظر می‌مونم
تا ارباب لو برگرده

386
00:24:21,640 --> 00:24:23,640
تا بالاخره بتونیم ازدواج کنیم

387
00:24:24,100 --> 00:24:25,860
[دروازه‌ی هنگ چنگ]

388
00:24:31,790 --> 00:24:32,720
لو جو

389
00:24:33,750 --> 00:24:34,720
تو چاره‌ای نداری

390
00:24:38,940 --> 00:24:41,700
[اقامتگاه مرزبان چنگ آن، دو ماه بعد]

391
00:24:41,700 --> 00:24:46,540
[فهرست جهیزیه وی رائو]

392
00:24:58,270 --> 00:24:59,880
اگه این نقطه‌ی هه گو رو بیشتر ماساژ بدی

393
00:25:00,000 --> 00:25:02,030
برای چشم‌هات مفیده

394
00:25:02,030 --> 00:25:03,880
می‌دونم نوه‌ی فداکاری هستی

395
00:25:04,110 --> 00:25:06,350
[مادربزرگ وی، بزرگ خاندان]
هر وقت آب‌سیاه چشمم عود می‌کنه

396
00:25:06,590 --> 00:25:08,110
[اقامتگاه مرزبان چنگ آن]
سردرد وحشتناکی می‌گیرم

397
00:25:08,830 --> 00:25:10,070
و همه‌چیز

398
00:25:10,240 --> 00:25:11,680
برام تار می‌شه

399
00:25:12,590 --> 00:25:14,110
اما توی این یک ماه گذشته

400
00:25:14,230 --> 00:25:15,690
حریره‌ی جگر خوک و گیاه چانگ جو

401
00:25:15,690 --> 00:25:17,690
[وی چان]
که برام می‌فرستادی

402
00:25:18,240 --> 00:25:20,200
[نوه‌ی سوم مادربزرگ وی]
خیلی کمکم کرده

403
00:25:24,400 --> 00:25:25,330
مادر

404
00:25:25,530 --> 00:25:27,530
این کاسه‌ها و بشقاب‌های میوه

405
00:25:27,590 --> 00:25:29,880
[گو یو فنگ]
طرح‌های خیلی خاصی دارن

406
00:25:30,090 --> 00:25:31,410
[همسر پسر بزرگ مادربزرگ وی]
پیشنهادتون عالی بود

407
00:25:32,010 --> 00:25:34,240
هنر دست نقره‌کار جانگ

408
00:25:34,440 --> 00:25:36,590
واقعا همون‌قدر که می‌گن بی‌نظیره

409
00:25:36,830 --> 00:25:38,110
از وقتی دخترا به دنیا اومدن

410
00:25:38,310 --> 00:25:39,400
داریم براشون

411
00:25:39,640 --> 00:25:43,310
لباس، رختخواب و جهیزیه کنار می‌ذاریم

412
00:25:43,750 --> 00:25:45,270
دیروز انبار رو باز کردم

413
00:25:45,350 --> 00:25:46,960
و فهرست جهیزیه رو نوشتم

414
00:25:46,960 --> 00:25:48,310
من همیشه

415
00:25:48,750 --> 00:25:50,550
رائو رو بیشتر از بقیه دوست داشتم

416
00:25:51,110 --> 00:25:53,480
دلم نمی‌اومد ببینم از پیشمون می‌ره

417
00:25:54,110 --> 00:25:56,920
برای همین خودم چند قلم دیگه هم
به جهیزیه‌اش اضافه کردم

418
00:25:57,030 --> 00:26:00,590
در مجموع، جهیزیه‌اش شده 128 بار

419
00:26:00,960 --> 00:26:02,680
خوبه، خیلی هم خوبه

420
00:26:04,590 --> 00:26:06,550
هنگ ئه، یه نگاهی بنداز

421
00:26:07,000 --> 00:26:08,110
ببین چیزی از قلم نیفتاده

422
00:26:11,930 --> 00:26:13,910
[وی هنگ ئه]
یوفنگ، تو همیشه همه چیز رو
با دقت انجام می‌دی

423
00:26:14,110 --> 00:26:16,880
[دختر بزرگ بانوی بزرگ خاندان وی]
این فهرست دیگه از این کامل‌تر نمی‌شه

424
00:26:31,270 --> 00:26:31,790
رائو

425
00:26:32,350 --> 00:26:32,960
ببین

426
00:26:33,550 --> 00:26:34,920
چی برات آماده کردم

427
00:26:36,550 --> 00:26:37,200
خوشت میاد؟

428
00:26:39,720 --> 00:26:41,160
!چه گردنبند قشنگی

429
00:26:41,680 --> 00:26:43,030
دو ساله دنبالش می‌گردم

430
00:26:43,030 --> 00:26:44,590
ولی هنوز نتونستم چیزی به این خوبی پیدا کنم

431
00:26:45,350 --> 00:26:45,920
عمه هنگ ئه

432
00:26:46,110 --> 00:26:46,960
چرا این رو به من نمی‌دین؟

433
00:26:48,830 --> 00:26:50,550
جواهر قیمتی برای بانوی زیباست

434
00:26:53,030 --> 00:26:53,480
بیا

435
00:26:53,750 --> 00:26:54,920
بذار خودم گردنت بندازم

436
00:26:59,310 --> 00:27:00,960
خیلی بهت میاد

437
00:27:01,570 --> 00:27:02,160
چه قشنگه

438
00:27:03,350 --> 00:27:04,590
عمه هنگ ئه، خیلی تبعیض قائل می‌شین

439
00:27:05,030 --> 00:27:05,640
چی؟

440
00:27:05,640 --> 00:27:07,750
رائو تنها خواهرزاده‌تونه

441
00:27:07,960 --> 00:27:09,590
و من رو از سر راه پیدا کردین؟

442
00:27:10,510 --> 00:27:12,270
چان، درست حرف بزن

443
00:27:12,830 --> 00:27:14,310
خودت رو با رائو مقایسه می‌کنی؟

444
00:27:14,720 --> 00:27:16,510
اون از محبت پدر و مادرش خیلی کم نصیب برده

445
00:27:16,750 --> 00:27:17,750
طبیعیه که من

446
00:27:17,790 --> 00:27:19,110
یه کم بیشتر هواش رو داشته باشم

447
00:27:19,630 --> 00:27:22,070
وقتی نوبت ازدواج تو بشه

448
00:27:22,130 --> 00:27:23,770
منم یه چیز خاص برات آماده می‌کنم

449
00:27:25,790 --> 00:27:26,350
!چان

450
00:27:28,640 --> 00:27:30,680
تو دخترخاله‌ی بزرگ‌تری

451
00:27:30,680 --> 00:27:33,640
به‌جای اینکه
به دخترخاله‌ی کوچیک‌ترت محبت کنی

452
00:27:33,830 --> 00:27:35,880
به یه هدیه حسودی می‌کنی

453
00:27:36,070 --> 00:27:37,830
چطور می‌تونی اینقدر تنگ‌نظر باشی

454
00:27:38,200 --> 00:27:40,440
و اینقدر از محبت خواهرانه بی‌بهره باشی؟

455
00:27:41,000 --> 00:27:42,160
کتاب آداب زنان رو ده بار

456
00:27:42,510 --> 00:27:43,590
!رونویسی کن

457
00:27:48,070 --> 00:27:49,310
من که جرات ندارم

458
00:27:49,310 --> 00:27:50,240
هدیه‌ی عمه هنگ ئه رو به کسی بدم

459
00:27:50,640 --> 00:27:52,550
ولی توی اتاقم یه گردنبند قشنگ دیگه دارم

460
00:27:53,160 --> 00:27:55,000
بعدازظهر یکی رو می‌فرستم برات بیاره

461
00:27:55,790 --> 00:27:57,110
لطفا مادربزرگ رو عصبانی نکن

462
00:27:58,000 --> 00:28:00,240
کی از این اداهای مهربونت خوشش میاد؟

463
00:28:01,070 --> 00:28:03,270
شماها دیگه شورش رو درآوردین
!این چه تبعیضیه

464
00:28:03,920 --> 00:28:04,960
!گردنبندت رو نمی‌خوام

465
00:28:06,200 --> 00:28:06,830
!چان

466
00:28:08,160 --> 00:28:09,720
چقدر بچه‌ست

467
00:28:11,880 --> 00:28:12,440
رائو

468
00:28:13,480 --> 00:28:14,400
به دل نگیر

469
00:28:15,160 --> 00:28:16,310
بهش اهمیت نده

470
00:28:16,640 --> 00:28:18,240
تا وقتی من زنده‌ام

471
00:28:18,480 --> 00:28:20,310
مطمئن می‌شم جهیزیه‌ی مفصلی داشته باشی

472
00:28:20,480 --> 00:28:24,000
و با شکوه و جلال وارد خاندان لو بشی

473
00:28:24,880 --> 00:28:25,960
ممنونم، مادربزرگ

474
00:28:29,110 --> 00:28:30,400
می‌رم دنبال چان

475
00:28:37,310 --> 00:28:40,070
رائو واقعا عاقل‌تره

476
00:28:41,070 --> 00:28:43,960
این دو دختر هر بار همدیگه رو
می‌بینن دعواشون می‌شه

477
00:28:44,200 --> 00:28:45,880
واقعا نمی‌دونم باهاشون چیکار کنم

478
00:28:46,720 --> 00:28:48,030
در واقع خیلی هم به هم نزدیکن

479
00:28:48,540 --> 00:28:50,640
[تالار نیلوفر]

480
00:28:50,640 --> 00:28:53,590
بانوی ارشد، سپاه از جنگ با هوتا برگشته

481
00:28:54,510 --> 00:28:55,680
بردیم یا باختیم؟

482
00:28:55,750 --> 00:28:57,070
!بردیم! یه پیروزی بزرگ

483
00:28:58,840 --> 00:28:59,510
!چه عالی

484
00:28:59,510 --> 00:29:00,070
!آفرین

485
00:29:00,070 --> 00:29:01,560
!تبریک می‌گیم، بانوی ارشد -
!چه خبر خوبی -

486
00:29:01,560 --> 00:29:02,400
!عالیه

487
00:29:02,880 --> 00:29:04,070
تبریک می‌گم، مادر

488
00:29:04,460 --> 00:29:06,790
اعلی‌حضرت حتما پاداش خوبی به لو جو می‌ده

489
00:29:07,270 --> 00:29:08,460
جنگ رو بردیم

490
00:29:09,010 --> 00:29:11,070
اما شنیدم مردم پایتخت می‌گن

491
00:29:11,400 --> 00:29:12,550
که ممکنه ارباب لو

492
00:29:12,880 --> 00:29:14,550
از این مهلکه جون سالم به در نبره

493
00:29:15,000 --> 00:29:15,750
چی؟

494
00:29:18,100 --> 00:29:20,220
[عمارت مرزبان]

495
00:29:25,350 --> 00:29:27,030
کمتر از دو هفته بعد از رسیدن به مرز

496
00:29:27,640 --> 00:29:29,510
لو جو سپاه اصلی هوتا رو به شمال عقب راند

497
00:29:30,400 --> 00:29:31,110
همون شب

498
00:29:31,510 --> 00:29:33,680
با سه هزار سواره به اردوگاه دشمن حمله کرد

499
00:29:34,240 --> 00:29:36,440
اما نمی‌دونیم چطور
خبر به گوش هوتا رسیده بود

500
00:29:36,590 --> 00:29:37,720
و از قبل براشون کمین گذاشته بودن

501
00:29:37,720 --> 00:29:38,960
[مرزبان یینگ]

502
00:29:38,960 --> 00:29:40,240
با تمام توان جنگیدیم
تا از محاصره بیرون بیایم

503
00:29:40,380 --> 00:29:43,460
[بانو یینگ]

504
00:29:45,070 --> 00:29:46,240
اما تلفات سنگینی دادیم

505
00:30:04,200 --> 00:30:05,030
!لو جو

506
00:30:15,590 --> 00:30:16,240
لو جو

507
00:30:17,270 --> 00:30:18,350
با یه تیر زهرآلود زخمی شد

508
00:30:18,930 --> 00:30:21,110
با اینکه زخمی بود، به دل سپاه دشمن زد

509
00:30:21,960 --> 00:30:24,030
و سر فرمانده چپ هوتا

510
00:30:24,030 --> 00:30:25,590
شیائو شیان، رو از تن جدا کرد

511
00:30:27,110 --> 00:30:28,160
فرمانده‌مون به‌شدت زخمی شده بود

512
00:30:28,750 --> 00:30:29,720
اما سپاه هوتا آشفته و سردرگم شده بود

513
00:30:30,720 --> 00:30:31,880
روحیه‌ی سربازهای ما بالا رفت

514
00:30:31,960 --> 00:30:33,160
و با تمام قوا بهشون حمله کردیم

515
00:30:33,590 --> 00:30:35,350
هوتا تسلیم شده و از امپراتور
درخواست تایید فرمانروایی کرده

516
00:30:36,480 --> 00:30:37,960
...اما دوست عزیزم

517
00:30:41,960 --> 00:30:43,070
!زود باشین! دارو رو بیارین

518
00:30:53,240 --> 00:30:54,000
طبیب دربار، جانگ

519
00:30:54,920 --> 00:30:55,510
...پسرم

520
00:30:55,640 --> 00:30:56,440
!بانو -
آروم باشین -

521
00:30:56,640 --> 00:30:57,750
شما مادر لو جو هستین

522
00:30:58,000 --> 00:30:59,440
همه‌ی اهل این عمارت چشمشون به شماست

523
00:30:59,920 --> 00:31:01,070
نباید خودتون رو ببازین

524
00:31:02,030 --> 00:31:02,750
طبیب دربار، جانگ

525
00:31:03,200 --> 00:31:04,680
شما قبلا طبیب نظامی بودین

526
00:31:05,440 --> 00:31:07,550
و چندین دهه با هوتا سروکار داشتین

527
00:31:07,830 --> 00:31:09,640
فکر می‌کنم فقط شما می‌تونین
لو جو رو نجات بدین

528
00:31:09,660 --> 00:31:10,920
[هه وان نیانگ، همسر پسر بزرگ مرزبان یینگ]

529
00:31:10,920 --> 00:31:13,510
راستش رو بهم بگین، هنوز می‌شه نجاتش داد؟

530
00:31:14,000 --> 00:31:14,510
شاهدخت اعظم

531
00:31:15,240 --> 00:31:17,440
این زهریه که هوتا برای شکار استفاده می‌کنن

532
00:31:17,920 --> 00:31:19,830
ارباب لو از دوازده‌سالگی کنار شما جنگیده

533
00:31:20,070 --> 00:31:21,440
باید می‌دونست این زهر چقدر خطرناکه

534
00:31:21,640 --> 00:31:23,640
باید همون موقع به پایتخت برمی‌گشت

535
00:31:23,640 --> 00:31:24,510
تا تیر رو از بدنش دربیارن

536
00:31:24,510 --> 00:31:25,440
گوشت عفونی رو ببرن

537
00:31:25,680 --> 00:31:27,180
و با سوزن خون آلوده به زهر رو خارج کنن

538
00:31:27,270 --> 00:31:28,030
اون‌وقت شاید زنده می‌موند

539
00:31:28,510 --> 00:31:30,440
اما خیلی دیر برگشته

540
00:31:33,350 --> 00:31:33,640
می‌ترسم

541
00:31:33,880 --> 00:31:35,550
احتمال زنده موندنش خیلی کمه

542
00:31:52,480 --> 00:31:53,350
جو

543
00:31:54,640 --> 00:31:55,680
هنوز می‌شه نجاتت داد

544
00:31:56,750 --> 00:31:58,110
از خدایان طلب کمک می‌کنم

545
00:31:58,830 --> 00:32:02,680
و توی هر 180 معبد پایتخت زانو می‌زنم

546
00:32:03,750 --> 00:32:05,750
حتی اگه مجبور بشم

547
00:32:06,830 --> 00:32:08,070
هر درمانی که وجود داره امتحان کنم

548
00:32:10,000 --> 00:32:12,240
!بالاخره یه راهی برای نجاتش پیدا می‌کنم

549
00:32:19,100 --> 00:32:20,240
[در پرتوی خورشید]

550
00:32:20,240 --> 00:32:22,880
مادر همین الان داشت
به خدمتکارها می‌گفت هدیه آماده کنن

551
00:32:23,200 --> 00:32:25,830
تا به عمارت شما بیان به دیدنتون

552
00:32:26,200 --> 00:32:26,750
اما فکرش رو هم نمی‌کردیم

553
00:32:27,110 --> 00:32:28,960
که شما زودتر به دیدنمون بیاین

554
00:32:29,160 --> 00:32:30,880
حتی از قبل هم خبر ندادین

555
00:32:31,000 --> 00:32:32,110
وگرنه ما

556
00:32:32,440 --> 00:32:34,090
مقدمات استقبال شایسته‌ای رو فراهم می‌کردیم

557
00:32:36,510 --> 00:32:38,640
خانواده‌های ما نسل‌هاست که با هم صمیمی‌ان

558
00:32:39,030 --> 00:32:40,550
وقتی این دو بچه

559
00:32:40,550 --> 00:32:41,720
با هم ازدواج کنن

560
00:32:41,960 --> 00:32:43,590
دیگه عملا یه خانواده می‌شیم

561
00:32:43,880 --> 00:32:46,270
دیگه چه نیازی به این تشریفات هست؟

562
00:32:48,310 --> 00:32:49,240
عزیزم

563
00:32:49,510 --> 00:32:50,720
امروز بدون دعوت قبلی

564
00:32:50,960 --> 00:32:52,720
به اینجا اومدم

565
00:32:52,920 --> 00:32:54,030
و فقط یه دلیل دارم

566
00:32:54,310 --> 00:32:57,070
می‌خوام درباره‌ی ازدواج بچه‌ها صحبت کنم

567
00:33:13,790 --> 00:33:16,110
خانواده‌هامون از قبل قرار گذاشته بودن

568
00:33:16,450 --> 00:33:17,720
که وقتی لو جو پیروزمندانه برگرده

569
00:33:17,720 --> 00:33:19,310
مراسم عروسی رو برگزار کنیم

570
00:33:19,440 --> 00:33:21,550
من هم روز مبارکی انتخاب کردم

571
00:33:21,590 --> 00:33:24,550
دوازدهم ماه پنجم قمری

572
00:33:24,970 --> 00:33:26,580
یعنی فقط پنج روز دیگه

573
00:33:27,400 --> 00:33:28,370
شاهدخت اعظم

574
00:33:28,720 --> 00:33:31,640
این دیگه خیلی عجله‌ای نیست؟

575
00:33:31,640 --> 00:33:32,590
دقیقا

576
00:33:32,830 --> 00:33:34,480
برای خانواده‌هایی مثل ما

577
00:33:34,480 --> 00:33:37,030
آماده کردن دختر برای ازدواج

578
00:33:37,070 --> 00:33:40,480
ممکنه سه تا پنج سال طول بکشه

579
00:33:40,960 --> 00:33:42,160
عزیزم

580
00:33:42,830 --> 00:33:47,550
لازم نیست خودت رو به نفهمیدن بزنی

581
00:33:48,350 --> 00:33:50,680
وی رائو می‌تونه صبر کنه

582
00:33:51,310 --> 00:33:53,030
اما نوه‌ی من نمی‌تونه

583
00:33:53,550 --> 00:33:55,480
لو جو توی جنگ زخمی شده

584
00:33:55,480 --> 00:33:56,960
و حالا بستریه

585
00:33:56,960 --> 00:34:00,270
راهب معبد جائوتای خودش بهم گفت

586
00:34:00,270 --> 00:34:02,790
که وی رائو سرنوشت مبارکی داره

587
00:34:02,790 --> 00:34:04,240
و از بخت خوب و خردمندی برخورداره

588
00:34:04,240 --> 00:34:06,920
اگه با ازدواجش برای لو جو خوش‌یمنی بیاره

589
00:34:06,920 --> 00:34:09,280
لو جو حتما از این مهلکه
جون سالم به در می‌بره

590
00:34:10,000 --> 00:34:10,840
تاریخ عروسی رو هم

591
00:34:10,840 --> 00:34:12,920
خود راهب انتخاب کرده

592
00:34:13,670 --> 00:34:14,920
امروز می‌خوام

593
00:34:15,000 --> 00:34:16,630
یه قول بهتون بدم

594
00:34:16,630 --> 00:34:18,670
تا وقتی وی رائو قبول کنه باهاش ازدواج کنه

595
00:34:18,670 --> 00:34:20,320
چه لو جو به هوش بیاد چه نیاد

596
00:34:20,320 --> 00:34:22,760
خاندان ما تا ابد خودش رو مدیونش می‌دونه

597
00:34:23,230 --> 00:34:24,920
اگه نوه‌ام اون‌قدر خوش‌شانس نباشه

598
00:34:25,150 --> 00:34:27,000
که چنین همسر خوش‌یمنی نصیبش بشه

599
00:34:27,230 --> 00:34:28,760
رائو می‌تونه انتخاب کنه

600
00:34:28,760 --> 00:34:30,280
با هر جوون دیگه‌ای از خاندان لو

601
00:34:30,280 --> 00:34:32,070
که دلش می‌خواد ازدواج کنه

602
00:34:32,710 --> 00:34:34,760
اگه هم اصرار داشته باشه از خاندان لو بره

603
00:34:34,760 --> 00:34:36,960
ده هزار لیانگ نقره هم
به جهیزیه‌اش اضافه می‌کنم

604
00:34:37,230 --> 00:34:38,880
تا بتونه دوباره ازدواج کنه

605
00:34:41,960 --> 00:34:43,400
حالا فهمیدم

606
00:34:44,550 --> 00:34:49,000
خانواده‌ی مرزبان یینگ سال‌ها
با وفاداری به کشور خدمت کرده

607
00:34:49,760 --> 00:34:53,320
لو جو هم قهرمانیه که توی جنگ زخمی شده

608
00:34:53,550 --> 00:34:57,800
حرفی که می‌خوام بزنم شاید بهتون بربخوره

609
00:34:58,400 --> 00:35:00,070
ولی مجبورم بگمش

610
00:35:00,760 --> 00:35:05,760
لو جو حالش خیلی وخیمه و
هیچ درمانی هم جواب نداده

611
00:35:05,880 --> 00:35:08,840
همه توی پایتخت این رو می‌دونن

612
00:35:09,070 --> 00:35:10,800
این نوه‌ی من

613
00:35:11,840 --> 00:35:13,480
از بچگی پدرش رو از دست داده

614
00:35:13,840 --> 00:35:16,400
حالا هم می‌خواین مجبورش کنین

615
00:35:16,400 --> 00:35:20,320
که توی این سن کم بیوه بشه و داغ شوهر ببینه

616
00:35:20,630 --> 00:35:23,590
!این که فرستادنش به کام مرگه

617
00:35:23,840 --> 00:35:25,110
مادر، لطفا آروم باشین

618
00:35:25,440 --> 00:35:26,590
می‌شه این حرف‌ها رو

619
00:35:26,920 --> 00:35:29,000
با ملایمت بیشتری بیان کرد

620
00:35:29,150 --> 00:35:30,070
نباید

621
00:35:30,590 --> 00:35:33,190
رابطه‌ی دو خانواده رو خراب کنیم

622
00:35:33,190 --> 00:35:35,440
الان دیگه برام مهم نیست

623
00:35:36,360 --> 00:35:38,880
شاید نوه‌ی بزرگ شما عزیز باشه

624
00:35:39,550 --> 00:35:44,070
ولی این دلیل نمی‌شه نوه‌ی من رو قربانی کنین

625
00:35:44,230 --> 00:35:44,960
اون موقع

626
00:35:45,190 --> 00:35:49,000
مجبور شدم پسر خودم رو به خاک بسپرم

627
00:35:49,670 --> 00:35:50,440
حالا هم

628
00:35:50,670 --> 00:35:53,440
انتظار دارین نوه‌ام با لو جو ازدواج کنه

629
00:35:54,110 --> 00:35:56,070
به این امید که
با برگزاری عروسی حالش خوب بشه؟

630
00:35:59,630 --> 00:36:01,550
من به هیچ وجه نمی‌تونم قبول کنم

631
00:36:02,070 --> 00:36:05,030
شما پسرتون رو از دست دادین

632
00:36:05,760 --> 00:36:07,880
و این مصیبت بزرگی بود

633
00:36:09,000 --> 00:36:11,400
اما از چهار پسر من، سه‌تاشون مردن

634
00:36:11,400 --> 00:36:12,630
و اون یکی هم معلول شده

635
00:36:12,630 --> 00:36:14,670
من باید غم دلم رو به کی بگم؟

636
00:36:15,360 --> 00:36:17,630
نه آسمون رو سرزنش می‌کنم، نه کسی رو

637
00:36:17,840 --> 00:36:20,000
این سرنوشت مردهای خانواده‌ی منه

638
00:36:20,960 --> 00:36:22,000
اما لو جو

639
00:36:22,590 --> 00:36:24,880
برای کشور و مردمش جنگیده

640
00:36:25,000 --> 00:36:27,480
اگه شجاعتش توی خط مقدم نبود

641
00:36:27,480 --> 00:36:30,400
امروز خانواده‌ی شما
این آرامش و آسایش رو داشت؟

642
00:36:32,070 --> 00:36:33,880
برای نجات جون نوه‌ام

643
00:36:34,550 --> 00:36:36,400
حتی اگه مجبور بشم
از نفوذ خانواده‌ام استفاده کنم

644
00:36:36,510 --> 00:36:39,070
کاری می‌کنم که کالسکه‌ی عروس نوه‌تون
!از دروازه‌ی ما رد بشه

645
00:36:39,630 --> 00:36:41,590
اگه قراره تاوانی پس بدم

646
00:36:41,590 --> 00:36:43,320
حتی اگه مجبور بشم هزار تکه بشم

647
00:36:43,320 --> 00:36:45,590
خودم به تنهایی تحملش می‌کنم

648
00:36:49,670 --> 00:36:51,280
در مورد این ازدواج

649
00:36:52,880 --> 00:36:53,920
بانوی بزرگ وی

650
00:36:54,670 --> 00:36:55,360
شما

651
00:36:56,030 --> 00:36:58,070
چاره‌ای جز موافقت ندارین

652
00:37:00,280 --> 00:37:00,880
!گزارش

653
00:37:03,030 --> 00:37:04,280
یکی از خدمتکاران قصر چانگ له

654
00:37:04,360 --> 00:37:05,550
با فرمان ملکه‌ی مادر رسیده

655
00:37:24,670 --> 00:37:26,000
دروازه‌ی اصلی رو باز کنین

656
00:37:26,840 --> 00:37:28,110
میز عود رو آماده کنین

657
00:37:28,880 --> 00:37:30,360
همراه من بیاین

658
00:37:31,590 --> 00:37:33,920
تا فرمان ملکه‌ی مادر رو دریافت کنیم

659
00:37:45,590 --> 00:37:47,070
رائو، داری جهیزیه‌ات رو تماشا می‌کنی؟

660
00:37:49,000 --> 00:37:50,880
بانو چان، نمی‌تونین
همین‌طوری سرزده وارد بشین

661
00:37:51,280 --> 00:37:52,150
...بانو چان

662
00:37:52,150 --> 00:37:54,030
یعنی نمی‌تونم با دخترخاله‌ام حرف بزنم؟

663
00:37:59,880 --> 00:38:01,590
این همه زیورآلات یشمی و دستبند طلا

664
00:38:02,480 --> 00:38:04,190
ولی شاید هیچ‌وقت فرصت نکنی
ازشون استفاده کنی

665
00:38:05,000 --> 00:38:08,070
طبق رسم و رسوم
زنی که شوهرش رو از دست می‌ده

666
00:38:08,400 --> 00:38:11,760
باید لباس‌های زبر و خشک
از جنس کنف بپوشه

667
00:38:12,480 --> 00:38:13,760
اون هم به مدت سه سال

668
00:38:14,480 --> 00:38:15,760
به حرفم گوش کن

669
00:38:15,880 --> 00:38:18,360
برای عروسیت کلی لباس کنفی کنار بذار

670
00:38:18,480 --> 00:38:19,320
که بعدا

671
00:38:19,320 --> 00:38:20,960
غافلگیر نشی

672
00:38:21,670 --> 00:38:22,550
چی گفتی؟

673
00:38:25,440 --> 00:38:26,150
نکنه

674
00:38:26,400 --> 00:38:27,880
هنوز خبر نداری، رائو؟

675
00:38:28,760 --> 00:38:30,630
دیگه هیچ درمانی برای زخم‌های لو جو نیست

676
00:38:30,630 --> 00:38:31,800
یه قدم با مرگ فاصله داره

677
00:38:32,480 --> 00:38:34,550
شاید کالسکه‌ی عروسیت هنوز درست و حسابی

678
00:38:34,710 --> 00:38:36,280
وارد عمارتش نشده

679
00:38:36,400 --> 00:38:38,960
که خودت رو بیوه ببینی

680
00:38:41,110 --> 00:38:43,230
وانمود می‌کنی چقدر باادب و سربه‌راهی

681
00:38:43,360 --> 00:38:45,070
ولی خدمتکارات رو آزار می‌دی و

682
00:38:45,070 --> 00:38:45,840
هزار جور کار کثیف می‌کنی

683
00:38:46,510 --> 00:38:48,070
فقط مادربزرگه که گول
نقش بازی کردنت رو می‌خوره

684
00:38:50,280 --> 00:38:51,760
دختر همون مادره

685
00:38:52,230 --> 00:38:52,920
خودت رو نگاه کن

686
00:38:53,550 --> 00:38:55,550
تو هم مثل مادر واقعیت نحسی میاری و
شوهرت رو بدبخت می‌کنی

687
00:38:55,550 --> 00:38:56,800
درست مثل همون زن

688
00:38:57,230 --> 00:38:59,440
انگار کشتن عموی دومم براش کافی نبود

689
00:39:00,030 --> 00:39:02,360
بعدش هم بی‌شرمانه دنبال پول و مقام افتاد

690
00:39:02,920 --> 00:39:05,480
از سر تا پا یه زن بی‌کلاس بود

691
00:39:10,400 --> 00:39:11,880
قبلا هیچ‌وقت باهات بدرفتاری نکردم

692
00:39:13,630 --> 00:39:15,400
چون هنوز به دردم می‌خوردی

693
00:39:16,880 --> 00:39:19,280
ولی این بار خودت اول با من درافتادی

694
00:39:22,360 --> 00:39:23,360
می‌خوای چیکار کنی؟

695
00:39:29,960 --> 00:39:31,710
!برین مادربزرگ و مادرم رو خبر کنین

696
00:39:31,710 --> 00:39:33,000
!بذارین چهره‌ی واقعیش رو ببینن -
چشم -

697
00:39:40,150 --> 00:39:43,440
!می‌خواد من رو بکشه

698
00:39:43,940 --> 00:39:45,070
[عمارت گل بگونیا]

699
00:39:45,070 --> 00:39:46,190
مادر، نگران نباشین

700
00:39:46,510 --> 00:39:48,320
خواهرها همیشه با هم جر و بحث می‌کنن -
!عجله کنین -

701
00:39:48,320 --> 00:39:50,030
زود باشین -
چیز مهمی نیست -

702
00:39:57,150 --> 00:39:58,230
!مادربزرگ

703
00:39:58,920 --> 00:39:59,630
چی شده؟

704
00:39:59,800 --> 00:40:01,480
!مادربزرگ

705
00:40:02,150 --> 00:40:03,760
!وی رائو دیوونه شده

706
00:40:03,760 --> 00:40:06,550
!می‌خواد نوه‌تون رو بکشه

707
00:40:06,760 --> 00:40:08,920
شما دوتا دیگه چه‌تونه؟

708
00:40:10,440 --> 00:40:11,590
!یکی کمک کنه

709
00:40:11,960 --> 00:40:14,030
!کمک -
!کمک -

710
00:40:14,840 --> 00:40:15,760
...بانو

711
00:40:17,030 --> 00:40:17,920
!یکی بیاد کمک کنه

712
00:40:17,920 --> 00:40:18,960
!بیاین تو و نجاتش بدین

713
00:40:19,110 --> 00:40:20,480
!بیارینش پایین

714
00:40:23,230 --> 00:40:24,480
دارین چیکار می‌کنین؟

715
00:40:24,480 --> 00:40:26,010
!بیارینش پایین! زود باشین

716
00:40:26,010 --> 00:40:26,660
!بیارینش پایین

717
00:40:26,920 --> 00:40:27,510
!وای، چه فاجعه‌ای

718
00:40:27,510 --> 00:40:29,360
!زود باشین! بیارینش پایین

719
00:40:29,480 --> 00:40:30,280
حالت خوبه؟

720
00:40:32,630 --> 00:40:35,030
رائو، به چی فکر می‌کردی؟

721
00:40:35,030 --> 00:40:36,110
!دختر نادون

722
00:40:37,110 --> 00:40:38,110
منتظر چی هستین؟

723
00:40:38,110 --> 00:40:40,000
!برین آب بیارین! زود باشین -
چشم -

724
00:40:40,510 --> 00:40:41,550
بیا، آروم‌آروم بنوش

725
00:40:42,230 --> 00:40:43,030
اول یه کم آب بخور

726
00:40:45,840 --> 00:40:47,030
دختر نادون

727
00:40:47,550 --> 00:40:49,360
آخه چه بلایی سرت اومده؟

728
00:40:49,360 --> 00:40:50,920
می‌تونستی بهم بگی

729
00:40:51,630 --> 00:40:53,190
من برات حق‌خواهی می‌کردم

730
00:40:53,880 --> 00:40:56,550
!مادربزرگت هم می‌تونست کمکت کنه

731
00:40:57,030 --> 00:40:58,480
چرا باید به فکر

732
00:40:58,590 --> 00:41:00,590
گرفتن جون خودت می‌افتادی؟

733
00:41:04,880 --> 00:41:05,960
مادر

734
00:41:06,550 --> 00:41:08,440
من فقط می‌خواستم دلداریش بدم

735
00:41:08,630 --> 00:41:10,440
اما وقتی فهمید باید
با خانواده‌ی لو ازدواج کنه

736
00:41:10,630 --> 00:41:11,960
یه‌دفعه به من حمله کرد

737
00:41:12,150 --> 00:41:13,710
و مثل دیوونه‌ها شروع کرد
به کتک زدن و فحش دادن

738
00:41:13,710 --> 00:41:15,070
!من دخترخاله‌ی بزرگ‌ترشم

739
00:41:16,110 --> 00:41:17,280
!مادربزرگ

740
00:41:21,480 --> 00:41:22,070
زانو بزن

741
00:41:23,280 --> 00:41:23,960
!می‌گم زانو بزن

742
00:41:24,960 --> 00:41:26,230
دختر بی‌فکر

743
00:41:26,550 --> 00:41:28,000
مادربزرگت این موضوع رو ازش پنهون کرد

744
00:41:28,000 --> 00:41:28,920
تا آبروی خانواده حفظ بشه

745
00:41:29,230 --> 00:41:31,480
چطور جرات کردی همه‌چیز رو
به زبون بیاری و ناراحتش کنی؟

746
00:41:32,280 --> 00:41:33,880
چقدر بی‌ملاحظه‌ای

747
00:41:34,710 --> 00:41:35,510
!و احمق

748
00:41:36,760 --> 00:41:37,960
این همه دردسر درست کردی

749
00:41:38,630 --> 00:41:40,110
زود باش عذرخواهی کن

750
00:41:41,030 --> 00:41:42,840
!ببین چه بلایی سرم آورده

751
00:41:44,110 --> 00:41:45,230
همیشه نقش بازی می‌کنه

752
00:41:45,230 --> 00:41:46,280
و خودش رو بی‌گناه نشون می‌ده

753
00:41:46,400 --> 00:41:47,760
!شما هم همگی گولش رو می‌خورین

754
00:41:48,000 --> 00:41:48,710
هر بار هم

755
00:41:48,760 --> 00:41:49,710
!طرف اون رو می‌گیرین

756
00:41:49,710 --> 00:41:50,510
!بسه

757
00:41:52,190 --> 00:41:52,670
برو

758
00:41:53,070 --> 00:41:55,320
سه شبانه‌روز توی تالار نیاکان زانو بزن

759
00:41:55,880 --> 00:41:57,480
!هیچ‌کس هم حق نداره بهش غذا بده

760
00:41:57,800 --> 00:41:58,360
چشم

761
00:42:04,440 --> 00:42:05,510
!همه از اینجا برین

762
00:42:15,670 --> 00:42:16,590
...رائو

763
00:42:17,230 --> 00:42:17,960
...رائو

764
00:42:20,000 --> 00:42:21,510
مادربزرگ

765
00:42:22,360 --> 00:42:24,440
از بچگی بداقبال بودم

766
00:42:26,510 --> 00:42:28,030
نه پدر و مادری داشتم که دوستم داشته باشن

767
00:42:28,400 --> 00:42:29,920
نه برادری که بتونم بهش تکیه کنم

768
00:42:30,190 --> 00:42:33,030
تا امروز فقط به خاطر شما دوام آوردم

769
00:42:33,230 --> 00:42:34,150
اما لو جو

770
00:42:34,480 --> 00:42:36,550
همین حالاش هم لب مرگه

771
00:42:37,110 --> 00:42:39,230
اگه باهاش ازدواج کنم، آخرش بیوه می‌شم

772
00:42:40,000 --> 00:42:41,630
مردم ممکنه بگن زن‌های خانواده‌ی وی

773
00:42:41,630 --> 00:42:43,320
شوهرهاشون رو به کشتن می‌دن

774
00:42:43,840 --> 00:42:46,150
اون‌وقت هم آبروی خانواده می‌ره
هم اعتبار دخترخاله‌هام

775
00:42:47,110 --> 00:42:47,800
...من

776
00:42:48,550 --> 00:42:50,230
!کاش مرده بودم

777
00:42:50,230 --> 00:42:51,110
!رائو

778
00:42:51,840 --> 00:42:52,590
...رائو

779
00:42:53,710 --> 00:42:54,550
...رائو

780
00:42:58,400 --> 00:42:59,280
مادر

781
00:42:59,760 --> 00:43:02,920
برادر دومم وقتی زنده بود
بیشتر از هر کسی رائو رو دوست داشت

782
00:43:03,280 --> 00:43:05,190
اون تنها فرزندشه

783
00:43:06,110 --> 00:43:08,800
حالا اصلا چه اهمیتی داره
خانواده‌ی لو چقدر مقام و منزلت داره؟

784
00:43:09,920 --> 00:43:11,110
اگه می‌خوان قهرمان باشن

785
00:43:11,110 --> 00:43:12,710
!خودشون برن قهرمانی کنن

786
00:43:12,710 --> 00:43:14,960
چرا باید رائوی بی‌گناه رو هم
وارد این ماجرا کنن؟

787
00:43:16,150 --> 00:43:16,960
تازه

788
00:43:17,710 --> 00:43:19,000
مادر واقعی رائو هم

789
00:43:19,280 --> 00:43:21,070
...از قبل این‌همه بدنامی داره

790
00:43:21,190 --> 00:43:22,440
!تو هم ساکت شو

791
00:43:24,000 --> 00:43:25,630
!دیگه اسم اون زن رو جلوی من نیار

792
00:43:30,960 --> 00:43:33,190
اگه راه دیگه‌ای داشتم

793
00:43:35,110 --> 00:43:38,920
فکر می‌کنی حاضر می‌شدم رائو رو قربانی کنم؟

794
00:43:40,960 --> 00:43:44,480
اما خانواده‌ی مرزبان ما رو توی تنگنا گذاشته

795
00:43:45,670 --> 00:43:48,150
اونا از ملکه‌ی مادر فرمان گرفتن

796
00:43:50,000 --> 00:43:52,590
انتظار داری آشکارا از فرمان سرپیچی کنم

797
00:43:52,590 --> 00:43:55,840
و همه‌ی خانواده‌مون رو به کشتن بدم؟

798
00:43:59,840 --> 00:44:01,030
فرمان ملکه‌ی مادر؟

799
00:44:06,110 --> 00:44:07,000
رائو

800
00:44:07,510 --> 00:44:09,670
برای حفظ خانواده‌مون

801
00:44:10,110 --> 00:44:12,550
و امنیت تمام خاندان وی

802
00:44:14,880 --> 00:44:15,400
تو باید

803
00:44:16,960 --> 00:44:20,150
فراموش کنی که اصلا
!مادربزرگی به اسم من داشتی

804
00:44:24,150 --> 00:44:24,960
...مادر

805
00:44:28,880 --> 00:44:29,670
...مادربزرگ

806
00:44:30,320 --> 00:44:32,480
!مادر، لطفا رائو رو نجات بدین

807
00:44:32,840 --> 00:44:34,440
!مادربزرگ

808
00:44:35,150 --> 00:44:36,670
!مادر

809
00:44:43,150 --> 00:44:44,360
دیگه نمی‌تونم روی مادربزرگ حساب کنم

810
00:44:46,480 --> 00:44:47,150
عمه هنگ ئه

811
00:44:48,150 --> 00:44:49,630
شما همیشه از همه بیشتر هوام رو داشتین

812
00:44:51,110 --> 00:44:52,190
کمکم می‌کنین؟

813
00:44:53,360 --> 00:44:54,070
چطور؟

814
00:45:06,400 --> 00:45:07,300
عمه هنگ ئه

815
00:45:08,110 --> 00:45:09,480
نمی‌خوام بیوه بشم

816
00:45:19,710 --> 00:45:20,400
رائو

817
00:45:23,840 --> 00:45:24,550
نگران نباش

818
00:45:24,800 --> 00:45:27,280
حتی اگه مجبور بشم
تمام پایتخت رو زیر و رو کنم

819
00:45:28,230 --> 00:45:30,480
بالاخره یکی رو پیدا می‌کنم

820
00:45:31,280 --> 00:45:32,670
که به جای تو باهاش ازدواج کنه

821
00:45:32,694 --> 00:47:32,694
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

