1
00:00:01,000 --> 00:01:36,000
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

2
00:01:37,680 --> 00:01:38,980
<font color="#ffacbf">꧁ پایان نقاب ꧂ </font>

3
00:01:38,980 --> 00:01:41,980
<font color="#ff2121">✧༺قسمت چهارم༻✧ </font>
<font color="#ff7f79">•| ⊱مترجم: سما، سلین، ندا ⊰ |•</font

4
00:01:42,350 --> 00:01:45,210
بانوی من، فقط چند روزه که ازدواج کردین

5
00:01:45,230 --> 00:01:46,790
اما مسئول جهیزیه‌تون همین حالا مرده

6
00:01:46,790 --> 00:01:48,000
اونایی که از حقیقت خبر ندارن

7
00:01:48,280 --> 00:01:50,430
ممکنه شما رو مقصر مرگش بدونن

8
00:01:50,590 --> 00:01:52,710
حالا باید چیکار کنیم؟

9
00:01:54,510 --> 00:01:55,150
بانوی من

10
00:01:56,480 --> 00:01:57,590
ارباب، اینجا چیکار می‌کنین؟

11
00:01:57,590 --> 00:01:59,070
می‌تونستین پیغامتون رو به من بدین

12
00:01:59,250 --> 00:02:00,560
لازم نبود خودتون بیاین

13
00:02:00,750 --> 00:02:02,000
یه چیز مهم یادم اومده

14
00:02:02,200 --> 00:02:03,120
که باید خودم بهش بگم

15
00:02:03,120 --> 00:02:04,430
بانوی من، ارباب اومدن

16
00:02:14,410 --> 00:02:15,360
همین الان در رو باز کنین

17
00:02:15,900 --> 00:02:16,860
نه -
بانوی من -

18
00:02:18,470 --> 00:02:19,800
نمی‌تونیم بذاریم همین‌جا بمونه

19
00:02:20,890 --> 00:02:23,750
!بذارش روی تخت، پرده‌ها رو بکش، زود باش

20
00:02:32,030 --> 00:02:32,800
ارباب

21
00:02:34,630 --> 00:02:36,680
ارباب، بانو داروشون رو خوردن

22
00:02:36,750 --> 00:02:37,960
و همین الان خوابیدن

23
00:02:45,080 --> 00:02:46,310
باید باهاش حرف بزنم

24
00:02:47,360 --> 00:02:48,150
برین بیرون

25
00:02:49,470 --> 00:02:50,120
ارباب

26
00:02:50,360 --> 00:02:51,960
بانو دیشب درد شدیدی داشتن

27
00:02:51,960 --> 00:02:53,080
تمام شب نتونستن بخوابن

28
00:02:53,470 --> 00:02:54,800
تازه خوابشون برده

29
00:02:55,470 --> 00:02:56,280
برو کنار

30
00:02:57,430 --> 00:02:59,290
!ارباب! ارباب

31
00:03:54,000 --> 00:03:56,000
ارباب، برای چی اومدین دیدنم؟

32
00:04:01,080 --> 00:04:03,590
یه چیزی بود که یادم رفت بهت بگم

33
00:04:05,080 --> 00:04:06,000
چی شده؟

34
00:04:25,830 --> 00:04:28,480
نتونستم پارچه‌ی زربفت رو درست سر جاش بذارم

35
00:04:28,750 --> 00:04:30,070
و نزدیک بود شما رو بترسونم

36
00:04:30,190 --> 00:04:32,560
ارباب، بانو، لطفا من رو ببخشین

37
00:04:38,800 --> 00:04:39,680
مادربزرگ گفت

38
00:04:40,750 --> 00:04:41,750
خاندان وی پارچه‌های کمیاب زیادی

39
00:04:41,750 --> 00:04:43,120
از دربار بهتون هدیه دادن

40
00:04:44,000 --> 00:04:45,190
که هیچ جای دیگه‌ای پیدا نمی‌شن

41
00:04:46,720 --> 00:04:47,800
می‌خوام خودم ببینمشون

42
00:04:58,390 --> 00:05:01,000
ارباب، همین الان کمد رو گشتن

43
00:05:01,070 --> 00:05:02,160
همه چیز به‌هم ریخته‌ست

44
00:05:02,600 --> 00:05:03,430
ارباب

45
00:05:04,430 --> 00:05:05,390
ارباب

46
00:05:07,390 --> 00:05:08,190
!بذار بگرده

47
00:05:13,870 --> 00:05:15,870
یه زمانی دلم رو به شما سپردم، ارباب

48
00:05:16,190 --> 00:05:17,800
و از روی نادونی اشتباه کردم

49
00:05:18,810 --> 00:05:22,170
از اون موقع ازم متنفر شدین و همیشه بهم شک دارین

50
00:05:23,040 --> 00:05:24,190
من شما رو تحسین می‌کردم، ارباب

51
00:05:24,630 --> 00:05:26,390
چون مردی بودین که همیشه به قولش عمل می‌کنه

52
00:05:27,020 --> 00:05:29,130
منم قسم خوردم به قولم وفا کنم و رفتارم رو عوض کنم

53
00:05:30,510 --> 00:05:31,310
اما شما، ارباب

54
00:05:31,720 --> 00:05:33,800
هنوز من رو یه دزد حقه‌باز می‌دونین

55
00:05:35,000 --> 00:05:36,750
حالا دیگه نمی‌دونم به چی من شک دارین

56
00:05:37,390 --> 00:05:39,270
وسط روز سرزده وارد اتاقم میشین

57
00:05:39,560 --> 00:05:41,310
و با شک و تردید همه جا رو می‌گردین

58
00:05:41,480 --> 00:05:42,680
!بفرمایین، هر چقدر می‌خواین بگردین

59
00:05:43,360 --> 00:05:44,920
بالاخره من فقط کسی‌ام که ازش متنفرین

60
00:05:44,920 --> 00:05:46,070
کسی که هیچ اهمیتی براتون نداره

61
00:05:47,270 --> 00:05:49,120
و حتی ارزش احترام گذاشتن هم نداره

62
00:05:54,270 --> 00:05:55,160
منظورم این نبود

63
00:05:58,680 --> 00:06:00,120
فقط کنجکاو شده بودم

64
00:06:00,480 --> 00:06:02,270
به خدمتکارم گفتم دفترچه‌ی عروسی رو پیدا کنه

65
00:06:02,800 --> 00:06:04,950
اونم لباس‌های زیرم رو حسابی به‌هم ریخت

66
00:06:05,390 --> 00:06:06,680
چون می‌ترسیدم منظره‌ی مناسبی نباشه، قایمش کردم

67
00:06:06,680 --> 00:06:07,390
برای همین مخفیش کردم

68
00:06:09,160 --> 00:06:10,830
اونجا فقط دفترچه‌ی عروسی نیست

69
00:06:12,390 --> 00:06:14,160
وسایل خصوصی مخصوص شب عروسی هم هست

70
00:06:14,920 --> 00:06:15,750
اگه می‌خواین نگاه کنین

71
00:06:16,560 --> 00:06:18,120
پس همه چیز رو خوب و با دقت ببینین

72
00:06:18,630 --> 00:06:19,750
اگه امروز خوب نگاه نکنین

73
00:06:19,750 --> 00:06:20,950
و فردا دوباره هوس کنین سرک بکشین

74
00:06:21,680 --> 00:06:23,160
!شاید دیگه حتی نذارم پاتون رو توی اتاقم بذارین

75
00:06:27,100 --> 00:06:28,980
[پیوند خوشبختی]

76
00:06:35,160 --> 00:06:36,000
...کی فکرش رو می‌کرد که تو

77
00:06:38,910 --> 00:06:39,950
یک بانو باید وقار خودش رو حفظ کنه

78
00:06:40,600 --> 00:06:42,510
وسط روزه، رفتارت رو درست کن

79
00:06:42,890 --> 00:06:45,270
اگه کسی تو رو ببینه چی؟ آبروریزی می‌شه

80
00:06:47,630 --> 00:06:48,680
باشه، نگاه نمی‌کنم

81
00:06:51,480 --> 00:06:52,160
!وایسا

82
00:06:58,040 --> 00:06:58,830
...تو

83
00:06:58,920 --> 00:07:00,050
اصلا برای چی اومدی اینجا؟

84
00:07:03,310 --> 00:07:04,630
حتی وقتی تنهایی می‌خوابی

85
00:07:05,290 --> 00:07:07,240
باید درست لباس بپوشی و وقارت رو حفظ کنی

86
00:07:07,390 --> 00:07:09,390
اومدم درمورد گذشته خاندان لو بهت بگم

87
00:07:09,830 --> 00:07:11,130
که جلوی بقیه خودت رو لو ندی

88
00:07:11,600 --> 00:07:13,590
اما الان وقت مناسبی نیست
یه روز دیگه حرف می‌زنیم

89
00:07:26,160 --> 00:07:26,910
آفرین

90
00:07:28,190 --> 00:07:28,950
ارباب

91
00:07:29,000 --> 00:07:30,800
مگه نگفتین حرف مهمی دارین؟

92
00:07:31,130 --> 00:07:32,680
پس چرا همین که اومدین، دارین می‌رین؟

93
00:07:32,870 --> 00:07:34,120
حالا که این همه راه رو بیهوده اومدم

94
00:07:34,120 --> 00:07:36,160
بانو میائو حسابی سرزنشم می‌کنه

95
00:07:38,460 --> 00:07:39,340
[پیوند خوشبختی]

96
00:07:40,510 --> 00:07:41,560
این چجور سکه‌ایه؟

97
00:07:41,950 --> 00:07:43,070
چرا تا حالا همچین چیزی ندیدم؟

98
00:07:46,800 --> 00:07:47,680
مگه نمی‌خوای بری؟

99
00:07:49,070 --> 00:07:49,600
چرا

100
00:07:54,560 --> 00:07:55,720
بفرمایین ارباب، بذارین کمکتون کنم

101
00:08:04,100 --> 00:08:06,820
[عمارت مرزبان]

102
00:08:15,560 --> 00:08:16,800
امشب نوبت نگهبانی توئه؟

103
00:08:17,000 --> 00:08:17,630
بله

104
00:08:18,240 --> 00:08:20,120
از بعدازظهر دیگه خبری از سرپرست وو نیست

105
00:08:20,190 --> 00:08:21,310
بانوی بزرگ عصبانیه

106
00:08:21,390 --> 00:08:22,630
دستور داده فورا پیداش کنی

107
00:08:23,000 --> 00:08:23,600
چشم

108
00:08:27,270 --> 00:08:28,600
سرپرست وو معمولا زیاد مشروب می‌خوره

109
00:08:28,720 --> 00:08:30,720
و یه گوشه‌ی خنک توی باغ می‌خوابه تا مستیش بپره

110
00:08:31,270 --> 00:08:32,360
همه‌ی خدمتکارها و نوکرهایی رو که

111
00:08:32,360 --> 00:08:33,790
امشب سر کارن بیدار کن

112
00:08:34,070 --> 00:08:36,330
لای صخره‌ها، بوته‌ها و آلاچیق‌ها رو بگردین

113
00:08:36,330 --> 00:08:37,790
چراغ‌دستی بردارین و همه جا رو بگردین

114
00:08:37,930 --> 00:08:39,880
بی‌سروصدا برین، حیاط جلویی رو باخبر نکنین

115
00:08:40,550 --> 00:08:42,080
اگه سرپرست میائو باخبر بشه

116
00:08:42,200 --> 00:08:43,720
حتما یکی مجازات می‌شه

117
00:08:44,120 --> 00:08:44,960
چشم

118
00:09:01,100 --> 00:09:03,080
بانو، همه رو فرستادم برن

119
00:09:04,550 --> 00:09:06,390
بارها سعی کردم جلوتون رو بگیرم

120
00:09:06,390 --> 00:09:07,320
اما اصلا گوش نمی‌دین

121
00:09:08,550 --> 00:09:10,550
اگه همین‌طور سلامتیتون رو به خطر بندازین

122
00:09:10,790 --> 00:09:11,960
دیگه این موضوع رو پنهون نمی‌کنم

123
00:09:11,960 --> 00:09:13,550
خودم همه چیز رو به بانوی ارشد می‌گم

124
00:09:13,550 --> 00:09:14,870
و چهل ضربه شلاق رو به جون می‌خرم

125
00:09:15,360 --> 00:09:16,470
هر بلایی سرم بیاد بهتر از اینه که

126
00:09:16,470 --> 00:09:17,690
[پیوند خوشبختی]
هر روز با ترس زندگی کنم

127
00:09:23,510 --> 00:09:24,320
!بذار بگرده

128
00:09:28,390 --> 00:09:29,510
قطعا یه خبرایی هست

129
00:09:30,480 --> 00:09:31,270
کمکم کن بلند شم

130
00:09:32,840 --> 00:09:33,750
کسی رو باخبر نکن

131
00:09:43,870 --> 00:09:44,510
ارباب

132
00:09:44,960 --> 00:09:46,550
اون شبیه بی تائو، خدمتکار شخصی بانوئه

133
00:09:46,960 --> 00:09:48,870
جنگل پشت عمارت همیشه خلوت و متروکه‌ست

134
00:09:49,030 --> 00:09:50,870
خدمتکارها به ندرت به اونجا میرن

135
00:09:51,670 --> 00:09:52,480
دنبالش برو

136
00:10:02,510 --> 00:10:03,390
همه چیز رو آوردی؟

137
00:10:03,390 --> 00:10:04,150
بله

138
00:10:25,140 --> 00:10:25,920
[مشخصات تولد لو جو]

139
00:10:25,920 --> 00:10:28,910
واقعا این کار جواب می‌ده؟

140
00:10:29,150 --> 00:10:30,360
توی زادگاه من

141
00:10:30,550 --> 00:10:33,090
وقتی زندگی زناشویی به مشکل می‌خوره

142
00:10:33,360 --> 00:10:35,480
فقط کافیه یه دسته از موهای زن رو داشته باشی

143
00:10:35,670 --> 00:10:37,750
مو رو دور طالع تولد هر دوتاشون
می‌بندن و آتیش می‌زنن

144
00:10:38,150 --> 00:10:40,200
این‌طوری سرنوشتشون تا آخر عمر به هم گره می‌خوره

145
00:10:40,200 --> 00:10:42,030
و هیچ‌چیزی نمی‌تونه این پیوند رو از بین ببره

146
00:10:43,790 --> 00:10:44,870
خیالتون راحت باشه، بانو

147
00:10:44,930 --> 00:10:45,740
این آیین

148
00:10:45,740 --> 00:10:46,860
هیچ‌وقت شکست نمی‌خوره

149
00:10:47,200 --> 00:10:50,180
شما و ارباب در هماهنگی کامل زندگی می‌کنین

150
00:10:50,550 --> 00:10:51,550
و تا ابد عاشق و وفادار هم می‌مونین

151
00:11:04,270 --> 00:11:05,720
واقعا اینقدر به من علاقه داره؟

152
00:11:06,670 --> 00:11:08,240
هنوز دست‌بردار نیست

153
00:11:11,030 --> 00:11:11,840
میای؟

154
00:11:12,550 --> 00:11:13,000
الان میام

155
00:11:19,650 --> 00:11:21,360
بانو واقعا عاشق شماست

156
00:11:21,550 --> 00:11:23,060
حتی دست به یه جور

157
00:11:23,060 --> 00:11:23,600
آیین قدیمی و خرافی زده

158
00:11:24,440 --> 00:11:25,480
به نظر من

159
00:11:25,480 --> 00:11:26,720
اون روز توی عمارت شاهدخت

160
00:11:27,220 --> 00:11:29,320
شاید فقط یه لحظه عقلش رو از دست داده بود

161
00:11:30,240 --> 00:11:32,720
با این همه عشقی که به شما داره

162
00:11:32,750 --> 00:11:34,120
شاید بد نباشه کمی ببخشینش

163
00:11:34,120 --> 00:11:35,150
می‌خوای زبونت رو از دست بدی؟

164
00:11:38,300 --> 00:11:39,820
عشق مجوز کشتن آدم‌هاست؟

165
00:11:40,510 --> 00:11:42,550
همچین عشقی منحرف و ترسناکه

166
00:11:43,320 --> 00:11:43,880
من این عشق رو نمی‌خوام

167
00:11:49,790 --> 00:11:51,080
فردا به سرپرست میائو بگو

168
00:11:51,870 --> 00:11:53,080
شب‌ها نگهبان‌های بیشتری بذاره

169
00:11:53,840 --> 00:11:55,030
که دیگه این‌طرف و اون‌طرف پرسه نزنه

170
00:11:56,440 --> 00:11:57,360
و سرما نخوره

171
00:11:58,240 --> 00:11:59,670
وگرنه خانواده‌ی لو رو به بدرفتاری متهم می‌کنه

172
00:12:00,270 --> 00:12:00,840
چشم

173
00:12:19,240 --> 00:12:20,790
بانوی من، رفتن

174
00:12:21,720 --> 00:12:23,150
از کجا می‌دونستین ارباب میاد؟

175
00:12:23,550 --> 00:12:25,550
امروز از صبح خیلی مشکوک شده بود

176
00:12:26,200 --> 00:12:28,400
فقط احتیاط کردم، بیا انجامش بدیم

177
00:12:59,390 --> 00:13:02,030
نگران نباشین، بانوی من، گوان جو بهم گفت

178
00:13:02,120 --> 00:13:04,670
یه بار یکی از خدمتکارها
با مباشر عمارت دعواش شد

179
00:13:04,670 --> 00:13:06,390
و از شدت عصبانیت خودش رو توی چاه انداخت

180
00:13:06,630 --> 00:13:08,480
از اون موقع ورود خدمتکارها به اینجا ممنوع شده

181
00:13:09,480 --> 00:13:11,120
سرپرست وو مصمم بود بهم آسیب بزنه

182
00:13:11,790 --> 00:13:14,280
اما من باید از اون و خاندان وی محافظت کنم

183
00:13:15,320 --> 00:13:16,720
وگرنه اگه حقیقت فاش بشه

184
00:13:17,390 --> 00:13:18,510
منم باید جواب پس بدم

185
00:13:19,550 --> 00:13:21,390
من بی‌احتیاطی کردم و این همه دردسر درست شد

186
00:13:21,720 --> 00:13:23,480
بانوی من، جونم رو مدیون شما هستم

187
00:13:26,840 --> 00:13:28,080
خودش باعث بدبختی خودش شد

188
00:13:28,600 --> 00:13:29,960
لازم نیست تو هم باهاش بمیری

189
00:13:30,510 --> 00:13:31,910
دیگه درباره‌اش حرف نزنیم

190
00:13:32,600 --> 00:13:33,790
کاری که ازت خواسته بودم رو

191
00:13:34,480 --> 00:13:35,550
انجام دادی؟

192
00:13:44,360 --> 00:13:45,910
فقط امیدوارم بتونیم این ماجرا رو قایم کنیم

193
00:13:51,380 --> 00:13:55,300
[عمارت مرزبان]

194
00:13:59,600 --> 00:14:01,020
ارباب، وقت شست‌وشو و لباس پوشیدنه

195
00:14:02,000 --> 00:14:02,790
خودم انجام می‌دم

196
00:14:05,840 --> 00:14:06,510
ارباب

197
00:14:16,080 --> 00:14:17,790
اجازه بدین کمکتون کنم
دست و صورتتون رو بشورین، ارباب

198
00:14:33,630 --> 00:14:34,440
ممنون

199
00:15:03,840 --> 00:15:04,540
ارباب

200
00:15:04,600 --> 00:15:06,690
بانوی ارشد و مادرتون اومدن دیدنتون

201
00:15:15,960 --> 00:15:17,520
مادربزرگ، مادر

202
00:15:21,510 --> 00:15:22,200
جو آر

203
00:15:22,460 --> 00:15:24,540
امروز حالت بهتره؟

204
00:15:25,870 --> 00:15:28,270
مادربزرگ، زخم‌هام کاملا خوب شدن

205
00:15:28,750 --> 00:15:29,360
ببینین

206
00:15:31,870 --> 00:15:32,670
...راستش

207
00:15:40,440 --> 00:15:42,030
مادربزرگ، بذارین کمکتون کنم بشینین

208
00:15:46,080 --> 00:15:47,270
من همیشه بنیه‌ی خوبی داشتم

209
00:15:47,790 --> 00:15:49,240
بیشتر از یه ماهه که توی تخت افتادم

210
00:15:49,480 --> 00:15:50,670
دیگه طاقت ندارم همین‌طور دراز بکشم

211
00:15:51,440 --> 00:15:52,440
تازه، توی دربار

212
00:15:52,750 --> 00:15:54,270
هنوز کارهای فوری زیادی دارم

213
00:15:54,960 --> 00:15:55,930
هیچ کاری، هر چقدر هم فوری باشه

214
00:15:56,140 --> 00:15:57,840
از جونت مهم‌تر نیست

215
00:15:57,960 --> 00:15:59,670
تا وقتی طبیب سلطنتی جائو

216
00:15:59,750 --> 00:16:00,630
شخصا سلامتیت رو تایید نکنه

217
00:16:00,630 --> 00:16:02,650
هیچ‌کدوم از هم‌رزمهات

218
00:16:02,650 --> 00:16:04,440
حتی اون ژنرال جوان، چی

219
00:16:04,440 --> 00:16:06,600
حق ندارن از این در وارد بشن

220
00:16:07,670 --> 00:16:10,080
جو آر، اون موقع پدرت

221
00:16:10,630 --> 00:16:12,630
مادرش و همه‌ی ما رو تنها گذاشت و رفت

222
00:16:13,200 --> 00:16:16,480
اگه حالا بلایی سرت بیاد

223
00:16:17,220 --> 00:16:20,330
دیگه هیچ دلیلی برای زنده موندن ندارم

224
00:16:20,950 --> 00:16:23,390
اون‌وقت بهتره خودم رو حلق‌آویز کنم

225
00:16:23,840 --> 00:16:25,480
تا مجبور نباشم این صحنه رو ببینم

226
00:16:25,790 --> 00:16:27,240
به‌جای اینکه باقی عمرم رو

227
00:16:28,030 --> 00:16:30,440
توی دریایی از غم و اندوه بگذرونم

228
00:16:32,440 --> 00:16:34,840
قسمت این بود که وارد خاندان ما بشی

229
00:16:35,080 --> 00:16:36,480
و همیشه با ترس زندگی کنی

230
00:16:36,750 --> 00:16:39,240
من و مادرت هم سرنوشت مشابهی داریم

231
00:16:39,630 --> 00:16:41,200
اما به اون نگاه کن

232
00:16:41,550 --> 00:16:43,440
فقط چند روزه که اومده اینجا

233
00:16:43,910 --> 00:16:46,280
اما برای تو خودش رو به آب و آتیش زده

234
00:16:46,440 --> 00:16:48,600
اگه ذره‌ای براش ارزش قائل بودی

235
00:16:48,840 --> 00:16:51,630
اینقدر بی‌رحمانه باهاش حرف نمی‌زدی

236
00:16:55,600 --> 00:16:56,440
بانوی ارشد

237
00:16:57,480 --> 00:16:59,630
دایه وو که همراه بانو به اینجا اومده بود

238
00:16:59,630 --> 00:17:01,360
از دیروز ناپدید شده

239
00:17:01,790 --> 00:17:03,670
همه‌ی خدمتکارهای حیاط رو فرستادیم دنبالش

240
00:17:03,720 --> 00:17:05,160
اما هنوز هیچ اثری ازش نیست

241
00:17:05,480 --> 00:17:07,790
همین الان اتاقش رو گشتم

242
00:17:08,000 --> 00:17:10,070
و دیدم تمام پول و اشیای قیمتیش رو برده

243
00:17:12,960 --> 00:17:13,830
مادربزرگ

244
00:17:15,070 --> 00:17:16,110
قبل از ازدواجم

245
00:17:16,720 --> 00:17:18,830
عمه‌ام می‌ترسید برای اداره‌ی خونه
هنوز خیلی جوون باشم

246
00:17:19,750 --> 00:17:21,640
برای همین یکی از مورداعتمادترین دایه‌هاش رو

247
00:17:21,640 --> 00:17:22,440
همراهم فرستاد

248
00:17:23,000 --> 00:17:24,790
من نتونستم درست کنترلش کنم

249
00:17:25,440 --> 00:17:26,790
و این اتفاق افتاد

250
00:17:28,070 --> 00:17:28,880
بانوی ارشد -
بی تائو -

251
00:17:31,070 --> 00:17:31,880
بذار حرفش رو بزنه

252
00:17:34,790 --> 00:17:36,440
بانوی من، چرا ازش دفاع می‌کنین؟

253
00:17:36,960 --> 00:17:38,960
اون زن می‌دونست از طرف بزرگ‌تر
خاندان شما فرستاده شده

254
00:17:38,960 --> 00:17:40,750
اما هیچ احترامی براتون قائل نبود

255
00:17:41,000 --> 00:17:43,240
تمام روز مشروب می‌خورد
قمار می‌کرد و از زیر کار در می‌رفت

256
00:17:43,240 --> 00:17:45,110
حتی هر روز سوپ دانه‌ی نیلوفر شما رو می‌دزدید

257
00:17:45,550 --> 00:17:47,590
وقتی مچش رو گرفتم و سرزنشش کردم

258
00:17:47,590 --> 00:17:49,350
عصبانی شد و تهدید کرد که برمی‌گرده خونه

259
00:17:49,790 --> 00:17:51,960
دیروز روز تعطیلی خدمتکارها بود

260
00:17:52,240 --> 00:17:54,000
برای همین کلی خدمتکار از در پشتی رفت‌وآمد می‌کردن

261
00:17:54,070 --> 00:17:55,510
از طرفی، مجوزی که برای
کارهای بیرون از حیاط استفاده می‌کنیم

262
00:17:55,510 --> 00:17:56,720
اتفاقا همون موقع گم شد

263
00:17:57,210 --> 00:17:58,240
…شاید وسط اون شلوغی یواشکی رفته باشه -
بی تائو -

264
00:17:58,920 --> 00:18:00,790
دایه وو هیچ‌وقت قانون‌شکنی نمی‌کنه

265
00:18:01,110 --> 00:18:02,350
بی‌دلیل به کسی تهمت نزن

266
00:18:03,440 --> 00:18:05,110
این چه ربطی به تو داره؟

267
00:18:05,350 --> 00:18:07,400
خدمتکارهای قدیمی توی خاندان بزرگ

268
00:18:07,610 --> 00:18:10,720
به زیردست‌ها زور می‌گن و
جلوی بالادست‌ها چاپلوسی می‌کنن

269
00:18:11,070 --> 00:18:12,790
اگه زیادی سخت بگیری

270
00:18:13,070 --> 00:18:14,480
از دستت دلخور می‌شن

271
00:18:14,720 --> 00:18:16,240
اما اگه زیادی باهاشون راه بیای

272
00:18:16,920 --> 00:18:20,160
بیشتر ازت سوءاستفاده می‌کنن

273
00:18:22,350 --> 00:18:23,440
رفته که رفته

274
00:18:24,000 --> 00:18:26,200
فردا از دایه میائو بخواه

275
00:18:26,200 --> 00:18:28,700
چندتا خدمتکار کاربلد و
درست‌وحسابی برات انتخاب کنه

276
00:18:30,160 --> 00:18:31,240
ممنونم، مادربزرگ

277
00:18:32,440 --> 00:18:33,590
حالا که فکرش رو می‌کنم

278
00:18:33,590 --> 00:18:35,720
واقعا تقصیر خودمه

279
00:18:36,000 --> 00:18:37,240
وقتی ارباب به هوش اومدن

280
00:18:37,590 --> 00:18:40,400
دایه وو دو بار درخواست کرد
با خبر خوب به عمارت وی برگرده

281
00:18:40,840 --> 00:18:42,810
اما من هر دو بار مخالفت کردم

282
00:18:43,200 --> 00:18:44,840
اگه زودتر از بانوی ارشد اجازه گرفته بودم

283
00:18:44,840 --> 00:18:46,130
و می‌ذاشتم بره

284
00:18:46,160 --> 00:18:49,000
شاید بانو این‌همه عذاب نمی‌کشیدن

285
00:18:50,970 --> 00:18:52,000
پس ماجرا این بوده

286
00:18:53,830 --> 00:18:54,270
مادربزرگ

287
00:18:55,670 --> 00:18:57,750
طبق رسم، تازه‌عروس و داماد باید روز سوم
به دیدن خاندان عروس برن

288
00:18:58,460 --> 00:19:00,070
بیماری من بارها این دیدار رو عقب انداخت

289
00:19:00,380 --> 00:19:02,000
از وقتی همسرم وارد این خاندان شده

290
00:19:02,400 --> 00:19:03,960
در تمام مدتی که از من مراقبت می‌کرد
درست‌وحسابی استراحت نکرده

291
00:19:04,550 --> 00:19:06,030
به همین خاطر بالاخره تونستم خوب بشم

292
00:19:06,550 --> 00:19:07,830
حالا که حالم خوب شده

293
00:19:08,300 --> 00:19:09,400
باید همسرم رو ببرم

294
00:19:09,560 --> 00:19:11,110
به عمارت مرزبان چنگ آن تا به خاندانش سر بزنیم

295
00:19:11,690 --> 00:19:13,160
این وظیفه‌ی من به‌عنوان دامادشونه

296
00:19:14,720 --> 00:19:15,730
مدت‌هاست شنیدم

297
00:19:16,720 --> 00:19:19,830
که همسرم رو خود بانوی ارشد وی بزرگ کرده

298
00:19:20,350 --> 00:19:21,680
رابطه‌ی خیلی نزدیکی دارن

299
00:19:22,240 --> 00:19:23,310
و به هم وابسته‌ان

300
00:19:24,360 --> 00:19:25,860
رائو آر هم نوه‌ایه که خیلی به مادربزرگش وفاداره

301
00:19:26,960 --> 00:19:28,030
مدت زیادیه که از خونه دور بوده

302
00:19:28,720 --> 00:19:30,240
حتما دلش برای مادربزرگش تنگ شده

303
00:19:31,160 --> 00:19:32,350
و بی‌صبرانه می‌خواد خانواده‌ش رو ببینه

304
00:19:32,790 --> 00:19:33,200
...من

305
00:19:45,640 --> 00:19:47,030
هر طور شما بخواین، ارباب

306
00:19:49,920 --> 00:19:53,640
معلومه دنبال هر راهی می‌گردی که
از اینجا بیرون بری

307
00:19:54,550 --> 00:19:55,350
خیلی خب

308
00:19:55,830 --> 00:19:58,750
هفت روز دیگه به دیدن خاندان وی می‌رین

309
00:19:59,390 --> 00:20:02,440
به عمارت وی خبر بدین

310
00:20:02,790 --> 00:20:03,590
جو آر

311
00:20:03,830 --> 00:20:06,270
با اینکه اجازه دادم از عمارت بیرون بری

312
00:20:06,480 --> 00:20:08,510
نباید به خودت فشار بیاری

313
00:20:08,550 --> 00:20:10,480
سلامتی تو از همه چیز مهم‌تره

314
00:20:11,440 --> 00:20:12,310
چشم، مادربزرگ

315
00:20:29,400 --> 00:20:31,590
مادربزرگ، این روزها خیلی نگران بودین

316
00:20:31,590 --> 00:20:33,110
و حسابی وزن کم کردین

317
00:20:33,510 --> 00:20:35,030
منم خیلی نگران حالتون بودم

318
00:20:35,030 --> 00:20:36,960
برای همین خودم این شیرینی‌ها رو درست کردم

319
00:20:37,200 --> 00:20:38,240
و کمی هم عسل بهشون اضافه کردم

320
00:20:38,410 --> 00:20:40,020
روشون ترد و برشته‌ست، یکی امتحان کنین

321
00:20:52,640 --> 00:20:54,750
واقعا باملاحظه‌ای

322
00:20:56,000 --> 00:21:00,270
اما چند روزه که هیچ خبری از رائو آر نداریم

323
00:21:00,550 --> 00:21:01,310
حتی نمی‌دونم

324
00:21:01,310 --> 00:21:04,070
شوهرش، ارباب لو، چه حالیه

325
00:21:05,000 --> 00:21:08,350
چطور می‌تونم نگران نباشم؟

326
00:21:08,960 --> 00:21:11,100
مادر، نگران نباشین

327
00:21:12,030 --> 00:21:14,070
شاید ارباب لو خیلی بدحال باشه

328
00:21:14,400 --> 00:21:15,640
اما رائو آر ما

329
00:21:15,750 --> 00:21:17,920
همیشه بخت و اقبال خوبی داشته

330
00:21:18,440 --> 00:21:21,160
یادتونه اون مروارید گمشده

331
00:21:21,200 --> 00:21:23,070
چطور دوباره پیدا شد و برگشت پیشمون؟

332
00:21:23,270 --> 00:21:24,640
هر چقدر هم بیماریش شدید باشه

333
00:21:24,720 --> 00:21:26,440
ازدواج رائو آر هم برای دفع بدشانسیش بوده

334
00:21:26,960 --> 00:21:28,750
حتما حالش خوب می‌شه

335
00:21:29,200 --> 00:21:32,400
خاندان لو هیچ خبری نفرستادن

336
00:21:33,030 --> 00:21:35,480
اما شاید این خودش نشونه‌ی خوبیه

337
00:21:35,730 --> 00:21:38,790
یوفنگ، دیگه سعی نکن مادر رو دلداری بدی

338
00:21:39,080 --> 00:21:42,070
همه‌ی طبیب‌های دربار گفتن
دیگه نجاتش ممکن نیست

339
00:21:42,480 --> 00:21:45,680
گفتن تا آخر این ماه هم زنده نمی‌مونه

340
00:21:46,160 --> 00:21:47,680
امروز صبح که بیدار شدم

341
00:21:47,680 --> 00:21:48,640
پلک چشمم

342
00:21:48,640 --> 00:21:50,270
مدام می‌پرید

343
00:21:50,750 --> 00:21:52,200
احساس می‌کنم خبر بد

344
00:21:52,790 --> 00:21:54,160
یکی دو روز دیگه می‌رسه

345
00:21:54,790 --> 00:21:57,240
بهتره همه خودمون رو آماده کنیم

346
00:21:57,750 --> 00:21:58,440
!خفه شو

347
00:21:59,000 --> 00:22:01,640
اگه این زبون نحست درست از آب دربیاد

348
00:22:01,920 --> 00:22:04,110
و رائو آر من واقعا بیوه بشه

349
00:22:04,200 --> 00:22:06,480
!کاری می‌کنم به‌خاطر حرفت جونت رو از دست بدی

350
00:22:08,570 --> 00:22:12,450
!بانوی ارشد! خبر فوق‌العاده‌ای دارم! خبر عالی

351
00:22:13,900 --> 00:22:16,640
تبریک می‌گم، بانوی ارشد! از خاندان لو خبر رسیده

352
00:22:16,640 --> 00:22:18,830
ارباب لو بالاخره خوب شدن

353
00:22:18,830 --> 00:22:20,590
به زودی بانو رائو رو

354
00:22:20,590 --> 00:22:22,110
برای دیدار به خونه برمی‌گردونن

355
00:22:22,960 --> 00:22:23,590
واقعا؟

356
00:22:23,790 --> 00:22:24,510
بله، حقیقت داره

357
00:22:25,160 --> 00:22:25,880
چی گفتی؟

358
00:22:26,350 --> 00:22:27,740
!دوباره بگو -
!چه عالی! چه عالی -

359
00:22:27,740 --> 00:22:29,030
!زنده موند! زنده موند

360
00:22:29,030 --> 00:22:31,790
آسمون به ارباب لو رحم کرد و از مرگ نجاتش داد

361
00:22:32,070 --> 00:22:33,550
!زنده‌ست

362
00:22:35,440 --> 00:22:38,030
!خوبه! خوبه! چه عالی

363
00:22:40,000 --> 00:22:41,030
تبریک می‌گم، مادر

364
00:22:41,310 --> 00:22:43,160
چرا یهو گرسنه‌م شد؟

365
00:22:44,160 --> 00:22:45,240
!بمیر

366
00:22:45,240 --> 00:22:46,110
بانو

367
00:22:46,350 --> 00:22:47,550
!همه‌تون باید بمیرین

368
00:22:48,480 --> 00:22:51,420
!چرا نمی‌میرین؟ همه‌تون باید بمیرین

369
00:22:52,160 --> 00:22:53,200
!همه‌تون باید بمیرین

370
00:22:53,460 --> 00:22:54,920
[شاخه‌ی یشم فرو می‌افتد]

371
00:22:54,920 --> 00:22:56,310
!تک‌تکتون باید بمیرین

372
00:22:56,640 --> 00:22:58,510
!بمیرین! همه‌تون بمیرین

373
00:23:00,510 --> 00:23:01,340
رائو آر

374
00:23:04,310 --> 00:23:05,160
حالت خوبه؟

375
00:23:05,680 --> 00:23:06,640
به خودت آسیب زدی؟

376
00:23:07,680 --> 00:23:08,160
!خدای من

377
00:23:10,440 --> 00:23:11,510
همه‌تون برین بیرون

378
00:23:14,480 --> 00:23:15,070
چشم

379
00:23:18,510 --> 00:23:19,400
به دستت نگاه کن

380
00:23:19,880 --> 00:23:21,350
حتی اگه از دست یه خدمتکار عصبانی باشی

381
00:23:21,590 --> 00:23:23,310
نباید این‌طوری به خودت آسیب بزنی

382
00:23:23,400 --> 00:23:23,830
عمه

383
00:23:24,830 --> 00:23:26,160
لو جو نمرده

384
00:23:26,920 --> 00:23:28,440
واقعا زنده مونده

385
00:23:30,240 --> 00:23:31,640
چرا نمرد؟

386
00:23:32,270 --> 00:23:33,880
!قرار بود بمیره

387
00:23:35,000 --> 00:23:36,920
باید توی کثافت می‌پوسید

388
00:23:36,920 --> 00:23:38,110
!تا گوشت و استخونش از هم می‌پاشید

389
00:23:39,880 --> 00:23:41,240
اگه اون زنده بمونه

390
00:23:41,310 --> 00:23:43,400
پس من با این کارم خودم رو گول نزدم

391
00:23:43,960 --> 00:23:46,180
و تمام ثروت و عزت همسر ارباب لو بودن رو

392
00:23:46,180 --> 00:23:47,550
تقدیم یه نفر دیگه نکردم؟

393
00:23:49,640 --> 00:23:51,680
یه زن پست و بی‌ارزش

394
00:23:53,550 --> 00:23:56,350
که از این خونه به اون خونه ظرف توالت خالی می‌کرد

395
00:23:56,750 --> 00:23:59,030
یه‌دفعه تبدیل شده به

396
00:23:59,920 --> 00:24:03,680
همسر قانونی و واقعی ارباب لو

397
00:24:07,160 --> 00:24:08,270
!چه مسخره

398
00:24:10,070 --> 00:24:13,400
چرا؟ چرا؟ چرا؟

399
00:24:13,400 --> 00:24:14,920
!رائو آر، آروم باش

400
00:24:15,960 --> 00:24:17,590
می‌دونم چقدر احساس بی‌عدالتی می‌کنی

401
00:24:17,750 --> 00:24:19,550
همه‌ی این‌ها تقصیر لو جوئه

402
00:24:20,070 --> 00:24:21,480
قرار بود بمیره، ولی زنده موند

403
00:24:21,480 --> 00:24:22,790
گند خورد به همه چی

404
00:24:23,030 --> 00:24:25,110
الان میرم به خاندان لو و نشونشون میدم

405
00:24:25,480 --> 00:24:27,070
جواهر واقعی خاندان وی کیه

406
00:24:27,070 --> 00:24:28,510
و همسر ارباب لو باید کی باشه

407
00:24:28,750 --> 00:24:30,030
به هیچ عنوان نباید همچین کاری بکنی

408
00:24:30,680 --> 00:24:31,400
بهش فکر کن

409
00:24:32,240 --> 00:24:33,880
وقتی لو جو به شدت مریض و دم مرگ بود

410
00:24:34,240 --> 00:24:35,750
خاندان لو حتی به ملکه مادر گزارش داد

411
00:24:36,110 --> 00:24:38,480
با یه مراسم بزرگ از عروس استقبال کردن

412
00:24:38,880 --> 00:24:41,350
همه فکر می‌کنن این عروسی یه مرد درحال مرگ رو درمان کرده

413
00:24:41,350 --> 00:24:43,160
و به عنوان زنی که شانس خوب داره تحسینش میکنن

414
00:24:43,480 --> 00:24:45,880
اگه الان به خاندان لو بری

415
00:24:45,960 --> 00:24:48,070
می‌فهمن خاندان وی

416
00:24:48,160 --> 00:24:49,270
عروس‌ها رو جا به جا کرده

417
00:24:49,790 --> 00:24:51,550
و جرات کرده یه رعیت رو به ازدواج وارثشون در بیارن

418
00:24:51,550 --> 00:24:52,920
معلومه که عصبی میشن

419
00:24:53,720 --> 00:24:55,200
خاندان‌هامون دشمن میشن

420
00:24:55,200 --> 00:24:56,880
و ازدواج هم لغو نمیشه

421
00:24:57,750 --> 00:24:58,400
حتی

422
00:24:59,440 --> 00:25:01,510
حتی اگه مادربزرگت حقیقت رو بفهمه

423
00:25:01,510 --> 00:25:03,030
می‌ترسم تورو نبخشه

424
00:25:09,460 --> 00:25:10,800
عمه، داری میگی

425
00:25:11,400 --> 00:25:13,240
باید این تحقیر رو تحمل کنم

426
00:25:14,270 --> 00:25:17,070
و بذارم یه نفر دیگه اسم و شوهرم رو بدزده؟

427
00:25:18,510 --> 00:25:21,510
باید تا ابد توی این چشمه آب گرم بمونم، و مثل یه سایه زندگی کنم؟

428
00:25:22,590 --> 00:25:24,110
ترجیح میدم بمیرم

429
00:25:24,310 --> 00:25:25,030
رائو آر

430
00:25:26,400 --> 00:25:27,480
آروم باش

431
00:25:28,160 --> 00:25:29,880
به همه چیز فکر کردم

432
00:25:30,690 --> 00:25:33,130
وسایلت رو همین الان جمع کن

433
00:25:33,400 --> 00:25:34,680
مخفیانه باهام به عمارت برگرد

434
00:25:35,590 --> 00:25:36,960
وقتی برای سر زدن به خاندان برگرده

435
00:25:37,440 --> 00:25:39,030
ترتیب همه چیز رو میدم

436
00:25:41,590 --> 00:25:42,720
منظورت اینه که

437
00:25:42,960 --> 00:25:44,790
وقتی اون خدمتکار کثیف برگرده

438
00:25:45,240 --> 00:25:47,030
همه چیز رو درست می‌کنم

439
00:25:47,030 --> 00:25:48,070
و این افتضاح رو جمع می‌کنم

440
00:25:48,440 --> 00:25:50,920
و تو جایگاه اصلیت به عنوان زن ارباب لو رو پس می‌گیری

441
00:25:54,510 --> 00:25:55,400
می‌دونستم

442
00:25:57,350 --> 00:25:59,160
عمه، تو همیشه باهام مهربونی

443
00:25:59,480 --> 00:26:01,440
می‌دونم چقدر اذیت شدی

444
00:26:02,840 --> 00:26:05,550
بعدا خودم کمکت میکنم آماده بشی

445
00:26:17,020 --> 00:26:17,960
[عمارت مرزبان]

446
00:26:17,960 --> 00:26:19,030
زنت امروز صبح

447
00:26:19,030 --> 00:26:21,110
به دیدن بانوی ارشد رفت

448
00:26:21,590 --> 00:26:22,790
فکر کنم

449
00:26:22,790 --> 00:26:24,750
نگهش داشته و قبل رفتن داره نصیحتش می‌کنه

450
00:26:25,090 --> 00:26:27,110
پس وقتی رسید ناراحت نباش

451
00:26:27,440 --> 00:26:29,530
ناراحت نیستم مادر

452
00:26:30,830 --> 00:26:32,270
ارباب، شما تازه خوب شدین

453
00:26:32,460 --> 00:26:33,880
هنوز نباید برین بیرون

454
00:26:34,030 --> 00:26:34,680
وقتی بیرونین

455
00:26:34,920 --> 00:26:36,370
نباید سردتون بشه یا توی باد بمونین

456
00:26:36,540 --> 00:26:38,070
و نباید توی ضیافت بنوشین

457
00:26:38,750 --> 00:26:40,440
مشروب خونتون رو به جوش میاره

458
00:26:40,590 --> 00:26:42,000
ممکنه به سلامتیتون آسیب بزنه

459
00:26:42,070 --> 00:26:42,920
کافیه

460
00:27:04,660 --> 00:27:07,780
[عمارت مرزبان]

461
00:27:07,790 --> 00:27:09,510
بانوی ارشد وقتم رو گرفت

462
00:27:09,680 --> 00:27:11,730
مادر، ارباب، ببخشید که منتظر موندین

463
00:27:12,640 --> 00:27:13,270
رائو آر

464
00:27:13,680 --> 00:27:16,160
وقتی لو جو مریض بود خیلی ساده لباس ‌می‌پوشیدی

465
00:27:16,250 --> 00:27:19,270
امروز واقعا زیبا و درخشان به نظر می‌رسی

466
00:27:19,270 --> 00:27:21,240
خیلی خوشحالم که میبینم

467
00:27:22,750 --> 00:27:23,510
معطلی بسه

468
00:27:24,750 --> 00:27:25,590
بریم

469
00:27:31,830 --> 00:27:34,110
جو آر، تو تازه خوب شدی

470
00:27:34,110 --> 00:27:35,510
هنوز ضعیفی و نیروی کافی نداری

471
00:27:35,830 --> 00:27:37,830
امروز سوار اسب نشو

472
00:27:39,160 --> 00:27:41,480
با زنت توی کالسکه بمون

473
00:27:43,480 --> 00:27:44,270
نیازی نیست

474
00:27:48,600 --> 00:27:49,640
قلبم

475
00:27:53,270 --> 00:27:54,400
مادر راست می‌گین

476
00:27:55,440 --> 00:27:56,640
به حرفتون گوش می‌کنم

477
00:27:58,160 --> 00:28:01,070
خب دیگه برین
زود برگردین

478
00:28:24,200 --> 00:28:25,240
ممنون ارباب

479
00:28:42,400 --> 00:28:43,590
نیازی نیست بدرقه‌امون کنین، مادر

480
00:28:43,880 --> 00:28:44,830
لطفا برگردین داخل

481
00:29:59,590 --> 00:30:01,720
دستش پر از پینه و زخمه

482
00:30:02,720 --> 00:30:04,350
پس بگو چرا همیشه دستکش میپوشه

483
00:30:10,310 --> 00:30:12,680
ارباب، راسته‌ طلافروش‌ها جلوتره

484
00:30:13,590 --> 00:30:15,750
خوب ازم مراقبت کردی و کنارم موندی

485
00:30:16,590 --> 00:30:17,790
دلم میخواد برات جواهرات بخرم

486
00:30:18,460 --> 00:30:19,680
قبلا نمی‌تونستم برم بیرون

487
00:30:20,270 --> 00:30:21,450
امروز می‌تونی هرچی دوست داشتی برداری

488
00:30:29,400 --> 00:30:32,450
ارباب، ببخشید که زودتر ازتون استقبال نکردم

489
00:30:33,240 --> 00:30:34,650
ارباب لطفا بیاین داخل چایی میل کنین

490
00:31:17,350 --> 00:31:17,960
بفرمایید

491
00:31:18,590 --> 00:31:19,550
نمی‌تونم قبولش کنم

492
00:31:19,830 --> 00:31:20,550
امتحان کن

493
00:31:22,790 --> 00:31:24,640
یه پیشگو گفت من از بین پنج عنصر، آب رو کم دارم

494
00:31:24,720 --> 00:31:25,640
طلا آب می‌سازه

495
00:31:25,830 --> 00:31:27,240
پس باید بیشتر طلا استفاده کنم

496
00:31:28,300 --> 00:31:30,040
قبلا از این چیزهای پر زرق و برق خوشم نمیومد

497
00:31:30,960 --> 00:31:32,920
ولی الان می‌خوام شانس خوبم رو با ارباب تقسیم کنم

498
00:31:33,200 --> 00:31:35,030
پس از الان به بعد باید بیشتر طلا بندازم

499
00:31:36,000 --> 00:31:38,790
بی تائو، تو هر روز بهم خدمت می‌کنی

500
00:31:39,510 --> 00:31:41,550
طلا برای منم شانس میاره

501
00:31:43,200 --> 00:31:43,880
شنیدی؟

502
00:31:44,070 --> 00:31:45,600
بهترین جواهراتتون رو برای بانو بیارین

503
00:31:45,800 --> 00:31:47,920
چشم، بانو می‌تونن هرچی دوست داشتن انتخاب کنن

504
00:31:48,310 --> 00:31:50,480
طلا هرچی سنگین‌تر باشه، برکتش بیشتره

505
00:31:50,830 --> 00:31:52,170
برای سلامتی ارباب

506
00:31:52,390 --> 00:31:53,750
فکر کنم باید بارش رو به دوش بکشم

507
00:31:57,350 --> 00:31:58,200
بریم سر اصل مطلب

508
00:32:01,680 --> 00:32:04,000
باشه باشه، اصل مطلب

509
00:32:08,680 --> 00:32:10,640
بانو وی رائو خیلی باحاله

510
00:32:11,110 --> 00:32:12,640
الان که طرز رفتار و

511
00:32:12,640 --> 00:32:13,400
طرز حرف زدنشون رو میبینم

512
00:32:13,720 --> 00:32:15,200
اصلا خبری از اون اخلاق بدی که شنیده بودم نیست

513
00:32:15,200 --> 00:32:16,240
انگار یه آدم دیگه‌ست

514
00:32:18,350 --> 00:32:19,790
چرا زن برادر جدیدم رو دعوت نکنیم داخل؟

515
00:32:20,030 --> 00:32:21,200
دلم میخواد ملاقاتش کنم

516
00:32:23,720 --> 00:32:24,790
اول کار

517
00:32:30,030 --> 00:32:31,590
اون روز، بعد از اینکه شیا هو شیان

518
00:32:31,590 --> 00:32:32,680
فرمانده چپ هوتا رو اعدام کردیم

519
00:32:33,350 --> 00:32:34,550
ارتشمون به‌ زور پیروز شد

520
00:32:35,160 --> 00:32:36,270
ولی شب حمله ناگهانی

521
00:32:37,030 --> 00:32:38,350
نقشه چطوری لو رفت؟

522
00:32:40,440 --> 00:32:41,440
فهمیدی؟

523
00:32:41,960 --> 00:32:43,110
شک داری

524
00:32:45,030 --> 00:32:46,510
نه غیرممکنه

525
00:32:46,830 --> 00:32:48,240
به جز ما

526
00:32:48,240 --> 00:32:48,960
فقط چند نفر توی ارتش

527
00:32:48,960 --> 00:32:50,400
درمورد حمله ناگهانی می‌دونستن که

528
00:32:51,000 --> 00:32:52,440
یا از مقامات مورداعتماد عالیجناب بودن

529
00:32:52,680 --> 00:32:54,350
یا از ژنرال‌های با تجربه جنگی

530
00:32:55,190 --> 00:32:57,440
فکر می‌کنی مخفیانه با هوتا دست به یکی کردن

531
00:32:57,440 --> 00:32:58,750
و اطلاعات نظامی مهم ارتش رو لو دادن؟

532
00:32:59,160 --> 00:33:00,030
چطور ممکنه؟

533
00:33:01,030 --> 00:33:03,790
لو جو، خیلی شکاکی

534
00:33:04,070 --> 00:33:05,550
واقعا این منم که خیلی شکاکم

535
00:33:06,240 --> 00:33:07,920
یا یه نفر داره مخفیانه به دشمن کمک می‌کنه؟

536
00:33:10,030 --> 00:33:11,350
فقط یه راه واسه فهمیدنش هست

537
00:33:11,720 --> 00:33:12,400
چطوری؟

538
00:33:16,420 --> 00:33:18,480
امروز به خاندان همسرم سر میزنم

539
00:33:19,000 --> 00:33:21,240
به زودی کل پایتخت خبردار میشه که هنوز زنده‌ام

540
00:33:22,680 --> 00:33:24,110
فقط یه شایعه پخش کن که

541
00:33:25,030 --> 00:33:25,920
من یه نامه مخفی

542
00:33:26,750 --> 00:33:28,750
از اردوگاه دشمن گرفتم

543
00:33:47,110 --> 00:33:48,590
ارباب به فکر سلامتیتون بودم

544
00:33:49,480 --> 00:33:50,510
دیگه چاره نداشتم

545
00:33:51,220 --> 00:33:52,350
نترکی یه وقت

546
00:34:01,070 --> 00:34:01,510
تو

547
00:34:04,310 --> 00:34:05,400
چیکار می‌کنی؟

548
00:34:06,350 --> 00:34:08,440
همه این‌ها رو با دقت انتخاب کردم

549
00:34:10,150 --> 00:34:11,840
این‌ها به موهام خیلی میاد

550
00:34:13,280 --> 00:34:14,510
این یکی رو نگه داریم

551
00:34:33,400 --> 00:34:36,510
انتخاب خوبیه، ارباب. این سنجاق سر طلا خیلی ظریف ساخته شده

552
00:34:37,230 --> 00:34:38,800
واقعا کمیابه

553
00:34:38,800 --> 00:34:40,880
توی این شهر دیگه مثلش پیدا نمی‌کنین

554
00:34:41,190 --> 00:34:43,800
امیدوار بودم یه کمش رو در آینده برای خودم نگه دارم

555
00:34:44,360 --> 00:34:45,510
حالا اون همه برنامه چیدن هیچ و پوچ شد

556
00:34:46,110 --> 00:34:47,030
خسیس

557
00:34:50,920 --> 00:34:53,400
بقیه رو به عمارت مرزبان بفرستین

558
00:34:55,030 --> 00:34:55,400
چشم

559
00:34:55,760 --> 00:34:56,110
چشم

560
00:34:56,230 --> 00:34:57,030
نمیای؟

561
00:35:03,960 --> 00:35:04,760
بانوی من

562
00:35:09,550 --> 00:35:11,280
خدانگهدار، ارباب

563
00:35:22,840 --> 00:35:24,010
مگه هنوز

564
00:35:24,010 --> 00:35:25,510
اون گردنبند طلا با یاقوت‌ کبود رو نداریم؟

565
00:35:26,510 --> 00:35:27,480
اونم براش بفرست

566
00:35:28,630 --> 00:35:29,880
چشم‌، چشم‌

567
00:35:30,360 --> 00:35:31,110
خیلی سنگینه

568
00:35:31,630 --> 00:35:33,710
امیدوارم گردن ظریفش رو نشکنه

569
00:35:34,620 --> 00:35:40,500
[عمارت مرزبان چنگ‌آن]

570
00:35:45,670 --> 00:35:46,880
اومدی خونه، همین مهمه

571
00:35:49,230 --> 00:35:50,760
فقط همین مهمه

572
00:35:59,190 --> 00:36:01,320
رائو آر من اومده خونه

573
00:36:02,480 --> 00:36:04,400
خیلی خوشحالم که برگشتی

574
00:36:06,110 --> 00:36:07,440
از وقتی ازدواج کردی

575
00:36:07,800 --> 00:36:09,480
مادربزرگت هر روز دلتنگت بود

576
00:36:10,480 --> 00:36:12,190
حتی وقتایی که کسی حواسش نیست گریه می‌کنه

577
00:36:12,670 --> 00:36:15,880
بیناییش این اواخر بدتر شده

578
00:36:16,320 --> 00:36:17,760
داره دارو میخوره

579
00:36:18,800 --> 00:36:20,800
نوه بدی بودم، نگرانتون کردم

580
00:36:21,000 --> 00:36:24,150
رائو آر، بلند شو. لطفا، بلند شو

581
00:36:26,280 --> 00:36:27,630
مادر-
رائو آر-

582
00:36:28,230 --> 00:36:30,030
بذار اول کمکت کنم بشینی

583
00:36:30,190 --> 00:36:31,440
ناراحت نباش

584
00:36:32,760 --> 00:36:33,590
بیا آروم

585
00:36:44,110 --> 00:36:45,030
مادر

586
00:36:45,590 --> 00:36:47,320
توی همچین روز خوبی

587
00:36:47,630 --> 00:36:49,070
و با همچین مهمون‌های محترمی

588
00:36:49,710 --> 00:36:51,670
واقعا نباید گریه کنی

589
00:36:53,150 --> 00:36:54,190
ما همه یه خاندانیم

590
00:36:54,480 --> 00:36:55,710
نیازی نیست انقدر رسمی باشین

591
00:36:57,280 --> 00:36:58,030
از این به بعد

592
00:36:58,230 --> 00:37:00,230
همسرم رو بیشتر میارم بهتون سر بزنه

593
00:37:00,960 --> 00:37:02,190
امیدوارم از اینکه

594
00:37:02,320 --> 00:37:03,360
زیاد بیایم اینجا ناراحت نشین

595
00:37:03,880 --> 00:37:06,480
اگه چند روز می‌موندین خوشحال‌تر میشدم

596
00:37:07,880 --> 00:37:10,710
در عمارت گل بگونیا همیشه به روتون بازه

597
00:37:11,230 --> 00:37:12,710
همه وسایل داخلش

598
00:37:13,000 --> 00:37:14,550
دست نخورده مونده

599
00:37:14,710 --> 00:37:17,760
هر روز با دقت تمیز میشه

600
00:37:27,740 --> 00:37:29,900
[اتاق ارکیده]

601
00:37:41,440 --> 00:37:42,070
بانوی ارشد

602
00:37:42,440 --> 00:37:44,360
[تالار نیلوفر]
از ارباب لو دعوت شده به تالار جلو بیاد

603
00:37:44,760 --> 00:37:45,670
همه‌ی مهمون‌ها رسیدن

604
00:37:50,960 --> 00:37:53,630
ارباب لو، حالت خوب نیست؟

605
00:37:54,920 --> 00:37:56,280
موقع رفتن حالم خوب بود

606
00:37:56,320 --> 00:37:58,280
ولی قبلا با رائو آر رفتم به راسته طلافروش‌ها

607
00:38:00,190 --> 00:38:01,360
شاید زیادی خودم رو خسته کردم

608
00:38:01,920 --> 00:38:03,070
مطمئنم چیز مهمی نیست

609
00:38:04,960 --> 00:38:07,550
رائو آر، بیا اینجا، بیا

610
00:38:09,320 --> 00:38:09,880
بیا

611
00:38:12,630 --> 00:38:15,190
اون تازه از یه بیماری سخت نجات پیدا کرده

612
00:38:15,230 --> 00:38:17,760
نباید مجبورش می‌کردی این همه راه بیاد

613
00:38:18,280 --> 00:38:20,000
این همه رفت و آمد

614
00:38:20,000 --> 00:38:22,110
حتما خسته‌‌اش کرده

615
00:38:22,110 --> 00:38:25,480
کسی که از بیماری طولانی نجات پیدا کرده
 نباید زیاد حرف بزنه

616
00:38:25,800 --> 00:38:27,150
نیروش رو می‌بره

617
00:38:27,630 --> 00:38:30,280
و می‌ترسم بعضی مهمون‌های بی‌فکر

618
00:38:30,670 --> 00:38:32,190
حتی مجبورش کنن بنوشه

619
00:38:33,070 --> 00:38:35,760
ضیافت رو بی‌خیال شو

620
00:38:36,230 --> 00:38:39,590
به‌جاش توی اتاق رائو آر استراحت کن

621
00:38:39,920 --> 00:38:40,710
اینطوری

622
00:38:40,960 --> 00:38:44,070
من هم می‌تونم وقت بیشتری باهاش حرف بزنم

623
00:38:44,480 --> 00:38:45,800
واقعا یه کم خسته‌ام

624
00:38:47,110 --> 00:38:48,510
ممنون از توجهتون، بانوی بزرگ وی

625
00:38:49,400 --> 00:38:50,260
خوبه، خوبه

626
00:38:51,310 --> 00:38:52,880
ارباب لو رو ببرین اتاق رائو آر

627
00:38:53,160 --> 00:38:56,000
مطمئن شین خوب ازش مراقبت می‌شه

628
00:39:02,920 --> 00:39:03,710
مادربزرگ

629
00:39:04,630 --> 00:39:05,190
چای بخور

630
00:39:10,030 --> 00:39:11,070
بی‌دقت بودم

631
00:39:11,230 --> 00:39:12,800
مشکلی نیست
چرا انقدر بی‌دقتی؟

632
00:39:12,880 --> 00:39:14,110
چرا همیشه انقدر دست و پا چلفتی‌ای

633
00:39:17,230 --> 00:39:19,400
بذار ببینم، خودت رو سوزوندی؟

634
00:39:19,730 --> 00:39:22,490
نه، خوبم

635
00:39:23,590 --> 00:39:26,400
رائو آر، همسر وارث خانواده بودن آسون نیست

636
00:39:26,710 --> 00:39:29,920
از الان به بعد باید با وقار بیشتری رفتار کنی

637
00:39:29,920 --> 00:39:33,280
بیا، بریم داخل که تمیزت کنم

638
00:39:34,920 --> 00:39:37,880
مادر، چرا من باهاتون نیام؟

639
00:39:39,440 --> 00:39:42,070
می‌خوام با رائو آر خصوصی حرف بزنم

640
00:39:42,360 --> 00:39:44,280
تو هم باید بیای و مزاحممون بشی؟

641
00:39:45,190 --> 00:39:46,000
برو

642
00:39:46,360 --> 00:39:46,920
بیا

643
00:39:48,800 --> 00:39:49,590
رائو آر

644
00:39:51,550 --> 00:39:53,030
خوب مراقب مادربزرگ باش

645
00:39:54,630 --> 00:39:55,440
چشم

646
00:39:55,800 --> 00:39:57,630
رائو آر، بیا

647
00:40:05,190 --> 00:40:07,710
بالاخره از یه خاندان حقیره

648
00:40:08,630 --> 00:40:11,480
ببین چقدر ترسوئه

649
00:40:12,030 --> 00:40:14,480
هرگز جرات نمی‌کنه جلوی تو وایسه

650
00:40:14,800 --> 00:40:16,000
...ولی تو

651
00:40:17,510 --> 00:40:19,110
اگه خونسردیت رو از دست بدی

652
00:40:19,480 --> 00:40:21,590
فقط خودت رو لو می‌دی

653
00:40:22,110 --> 00:40:23,540
بیشتر از این لازم نیست بگی، یو فنگ

654
00:40:24,190 --> 00:40:25,630
می‌دونم چیکار می‌کنم

655
00:40:28,220 --> 00:40:32,220
[تالار ارکیده]

656
00:40:36,440 --> 00:40:38,000
این اتاق بانو رائوئه

657
00:40:45,000 --> 00:40:46,190
می‌خوام یه مدت تنها استراحت کنم

658
00:40:47,480 --> 00:40:48,320
همه‌ا‌تون می‌تونین برین

659
00:41:11,230 --> 00:41:12,320
...این بو

660
00:41:20,920 --> 00:41:21,880
همه‌ا‌تون می‌تونین برین

661
00:41:34,920 --> 00:41:37,760
مادربزرگ، چیزی هست که می‌خواین بهم بگین؟

662
00:41:45,480 --> 00:41:46,760
بازش کن و ببین

663
00:41:49,760 --> 00:41:52,360
این‌ها زمین‌ها و اسنادیه

664
00:41:52,820 --> 00:41:56,500
که پدرت سال‌ها پیش برات گذاشته

665
00:41:57,000 --> 00:41:58,170
و بیشتر از ده تا مغازه

666
00:41:58,490 --> 00:42:00,510
سند
توی خیابون‌های نزدیک دروازه آن ‌شانگ

667
00:42:00,510 --> 00:42:02,440
و دروازه‌ی هان‌ گوانگه

668
00:42:02,630 --> 00:42:03,630
و بیشتر هم هست

669
00:42:03,840 --> 00:42:04,920
این سال‌ها

670
00:42:04,920 --> 00:42:07,360
یه کم پول شخصی برات پس‌انداز کردم

671
00:42:08,670 --> 00:42:09,920
همه‌‌اش رو خوب نگه دار

672
00:42:15,710 --> 00:42:16,920
من جهیزیه‌ا‌م رو دارم

673
00:42:17,070 --> 00:42:19,630
لطفا اینا رو برای خودتون نگه دارین

674
00:42:19,920 --> 00:42:23,960
بچه‌ی احمق، همه می‌دونن توی جهیزیه‌ا‌ت چیه

675
00:42:24,230 --> 00:42:26,190
نمی‌تونی آزادانه استفاده کنی

676
00:42:27,710 --> 00:42:31,070
مادرشوهرت به‌ندرت خونه رو می‌گردونه

677
00:42:31,480 --> 00:42:34,280
شاخه‌ی دوم عمارت مرزبان رو می‌چرخونه

678
00:42:34,480 --> 00:42:37,590
پس ناچارا یه کنترلی روی تو خواهند داشت

679
00:42:38,030 --> 00:42:39,360
با اینا

680
00:42:40,070 --> 00:42:41,550
می‌تونی زندگی خودت رو بکنی

681
00:42:42,030 --> 00:42:45,110
بدون اینکه
 برای هر چیزی به شوهرت وابسته باشی

682
00:42:45,360 --> 00:42:49,030
یا برای هر خرجی‌ از خاندان اجازه بگیری

683
00:42:49,710 --> 00:42:52,710
هر طور که خواستی می‌تونی خرجش کنی

684
00:42:53,320 --> 00:42:55,760
آزادی خیلی بیشتری خواهی داشت

685
00:42:56,320 --> 00:42:57,480
رائو آر

686
00:42:59,000 --> 00:43:01,440
من تو رو مجبور به
 این ازدواج کردم که جونش رو نجات بدم

687
00:43:02,230 --> 00:43:04,760
واقعا بهت ظلم کردم

688
00:43:05,280 --> 00:43:06,670
و به پسرم

689
00:43:06,880 --> 00:43:08,960
که انقدر جوون مرد ظلم کردم

690
00:43:09,510 --> 00:43:10,590
تو

691
00:43:11,480 --> 00:43:16,400
تنها بچه‌ای هستی که توی این دنیا به جا گذاشته

692
00:43:22,920 --> 00:43:25,030
بانو رائو، زمین سرده

693
00:43:25,440 --> 00:43:29,070
رائو آر، بلند شو، خواهش می‌کنم بلند شو

694
00:43:29,670 --> 00:43:30,800
زمین سرده

695
00:43:49,510 --> 00:43:50,150
...تو

696
00:44:08,760 --> 00:44:09,550
مادر

697
00:44:16,340 --> 00:44:19,400
[تالار نیلوفر]

698
00:44:19,520 --> 00:44:22,110
مادر، چه رازی بود

699
00:44:22,110 --> 00:44:24,110
که تو و نوه‌ا‌ت باید درباره‌ش حرف می‌زدین

700
00:44:24,110 --> 00:44:25,670
که باید از هر دوی ما پنهون می‌کردی؟

701
00:44:25,920 --> 00:44:28,070
یادم افتاد برادرت

702
00:44:28,190 --> 00:44:30,150
یه بار یه آویز یشمی بهم داد

703
00:44:30,550 --> 00:44:31,880
همین‌طوری توی انبار افتاده بود

704
00:44:31,880 --> 00:44:33,590
این همه سال استفاده نشده

705
00:44:33,960 --> 00:44:36,550
برای همین به عنوان یادگاری از اون

706
00:44:37,030 --> 00:44:39,070
به وی رائو دادمش

707
00:44:39,510 --> 00:44:41,070
حتی به این هم حسادت می‌کنی؟

708
00:44:42,030 --> 00:44:43,960
و قراره تو بزرگ‌تر اون باشی

709
00:44:45,890 --> 00:44:47,590
رائو آر، نگاه کن

710
00:44:48,570 --> 00:44:51,360
مادربزرگت واقعا عاشقته

711
00:44:58,670 --> 00:44:59,480
رائو آر

712
00:45:00,070 --> 00:45:01,000
دختر عموت

713
00:45:01,000 --> 00:45:02,320
خیلی پشیمونه

714
00:45:02,550 --> 00:45:04,920
که همیشه قبل از ازدواجت با تو دعوا می‌کرد

715
00:45:05,580 --> 00:45:07,590
اغلب می‌گه بدون تو

716
00:45:07,960 --> 00:45:09,880
خونه خیلی ساکت‌تر شده

717
00:45:10,070 --> 00:45:11,570
وقتی شنید داری برمی‌گردی خونه

718
00:45:11,850 --> 00:45:13,920
خودش شخصا

719
00:45:14,030 --> 00:45:15,230
یه هدیه برای تو و شوهرت آماده کرد

720
00:45:16,960 --> 00:45:18,920
خودش این مرواریدها رو بند کرده

721
00:45:19,190 --> 00:45:20,360
ارزش زیادی ندارن

722
00:45:20,800 --> 00:45:23,070
ولی نشونه‌ی محبت خواهرانه‌ست

723
00:45:23,440 --> 00:45:27,190
حیف که این چند روز سرما خورده

724
00:45:27,590 --> 00:45:29,110
و نمی‌تونه خودش بهت بده

725
00:45:29,110 --> 00:45:31,360
خیلی هم از این بابت ناراحته

726
00:45:32,230 --> 00:45:33,400
ممنون، زن‌عمو

727
00:45:33,400 --> 00:45:34,960
شما دو تا دختر عمو

728
00:45:34,960 --> 00:45:36,510
از بچگی با هم دعوا می‌کردین

729
00:45:37,030 --> 00:45:38,360
فقط چند روز از هم دور بودین

730
00:45:38,760 --> 00:45:40,800
و اون دختر لجباز دیگه نرم شده

731
00:45:41,360 --> 00:45:42,190
چان آر

732
00:45:42,190 --> 00:45:43,960
همیشه مغرور بوده

733
00:45:44,190 --> 00:45:46,190
کم پیش میاد خودش قدم اول رو برداره

734
00:45:46,800 --> 00:45:47,710
واقعا باید

735
00:45:47,800 --> 00:45:49,710
بری توی عمارت ارکیده ببینش

736
00:45:50,440 --> 00:45:53,650
نشون می‌ده که کدورتی بینتون نیست

737
00:46:09,670 --> 00:46:10,480
مادربزرگ

738
00:46:11,280 --> 00:46:13,110
دیدن اینکه شما دختر عموها با هم کنار میاین

739
00:46:14,460 --> 00:46:17,710
خیالم رو راحت می‌کنه، برو

740
00:46:20,450 --> 00:46:23,280
پس برمی‌گردم و همراهیتون می‌کنم

741
00:46:50,070 --> 00:46:51,360
درود، بانو رائو

742
00:46:52,070 --> 00:46:54,150
بی تائو، چون ‌یان خبر داد

743
00:46:54,150 --> 00:46:56,000
که ارباب لو بالش چینی رو سفت

744
00:46:56,110 --> 00:46:57,000
و بالش یشمی رو سرد می‌دونه

745
00:46:57,230 --> 00:46:59,320
بانو یه بالش ابریشمی پر از مروارید داشت

746
00:46:59,320 --> 00:47:00,550
چون ‌یان همه‌جا رو گشت ولی پیداش نکرد

747
00:47:00,590 --> 00:47:02,280
قبلا همه‌ی این چیزها دست تو بود

748
00:47:02,280 --> 00:47:04,030
برای همین پرسید بی تائو می‌تونه کمکش کنه بگرده

749
00:47:04,840 --> 00:47:05,920
برو یه نگاه بنداز

750
00:47:06,840 --> 00:47:07,630
زود برگرد

751
00:47:09,590 --> 00:47:09,960
چشم

752
00:47:20,320 --> 00:47:21,190
بانو

753
00:47:21,440 --> 00:47:23,630
بانو چان از شنیدن اینکه میاین هیجان‌زده شد

754
00:47:23,630 --> 00:47:25,360
مخصوصا من رو فرستاد که به استقبالتون بیام

755
00:47:26,670 --> 00:47:27,480
بفرمایین

756
00:47:54,220 --> 00:47:57,620
[عمارت کتاب]

757
00:47:58,400 --> 00:48:00,800
بانو چان داخل منتظره، بفرمایین

758
00:48:03,150 --> 00:48:05,030
مگه خواهر سومم توی عمارت ارکیده منتظر نبود؟

759
00:48:05,480 --> 00:48:06,670
چرا اینجاست؟

760
00:48:07,000 --> 00:48:08,590
بانو چان همیشه عاشق کتاب بوده

761
00:48:08,800 --> 00:48:10,320
حتی موقع بیماری هم کتاب رو زمین نمی‌ذاره

762
00:48:10,440 --> 00:48:11,840
یادتون نیست، بانو؟

763
00:48:12,030 --> 00:48:13,670
برین داخل می‌بینیش

764
00:48:21,550 --> 00:48:22,760
چرا من رو حبس کردین؟

765
00:48:23,280 --> 00:48:26,470
در رو باز کن، باز کن، در رو باز کن

766
00:48:26,630 --> 00:48:27,920
این در رو باز کن

767
00:48:29,000 --> 00:48:31,000
در رو باز کن، باز کن

768
00:48:37,360 --> 00:48:40,480
در رو باز کن، بذار برم بیرون

769
00:48:41,400 --> 00:48:42,670
در رو باز کن

770
00:48:42,670 --> 00:48:44,840
احمق، فقط باید ببندیش

771
00:48:45,030 --> 00:48:46,480
و یواشکی جاش رو عوض کنی

772
00:48:46,510 --> 00:48:48,000
هیچکس نمی‌فهمید

773
00:48:48,230 --> 00:48:50,960
ولی تو باید یه نمایش راه بندازی و نفت چراغ بیاری

774
00:48:51,190 --> 00:48:52,700
می‌خوای توجه همه رو جلب کنی؟

775
00:48:52,700 --> 00:48:53,790
[عمارت کتاب]
!در رو باز کن

776
00:48:53,840 --> 00:48:55,450
عمارت کتاب خلوته
یکی کمک کنه

777
00:48:55,450 --> 00:48:56,710
اینجا زیاد آتیش‌سوزی می‌شه

778
00:48:57,340 --> 00:48:58,430
اگه یه خدمتکار بسوزه

779
00:48:58,430 --> 00:48:59,360
به نظر هیچکس عجیب نمیاد

780
00:49:00,370 --> 00:49:01,870
عمه، تو من رو بهتر از همه می‌شناسی

781
00:49:02,400 --> 00:49:04,230
من همیشه خودسر و بی‌رحم بودم

782
00:49:04,550 --> 00:49:06,400
اون فقط یه زن حقیره
که ظرف شبانه خالی می‌کرد

783
00:49:06,960 --> 00:49:08,620
چطور جرات می‌کنه چیزی که مال منه رو بگیره؟

784
00:49:09,880 --> 00:49:10,510
!در رو باز کن

785
00:49:10,510 --> 00:49:12,170
می‌خوام بدون قبر بمیره

786
00:49:13,480 --> 00:49:14,400
الان انجامش بده

787
00:49:15,880 --> 00:49:16,590
بدش به من

788
00:49:27,110 --> 00:49:28,320
!در رو باز کن

789
00:49:30,360 --> 00:49:31,710
!در رو باز کن

790
00:49:40,630 --> 00:49:41,590
!کمک

791
00:49:43,360 --> 00:49:44,280
!کمک

792
00:49:45,110 --> 00:49:46,280
!کمک

793
00:49:46,670 --> 00:49:48,550
!کمک

794
00:49:50,400 --> 00:49:51,860
!یکی کمک کنه

795
00:49:52,360 --> 00:49:55,590
!کسی اونجا هست؟ کمک

796
00:49:56,150 --> 00:49:58,000
!کمک

797
00:49:58,024 --> 00:51:38,324
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

