1
00:00:00,000 --> 00:01:34,000
<font color="#fffc00"><b>.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M</b></font>

2
00:01:34,880 --> 00:01:38,920
<font color="#ffacbf">꧁ پایان نقاب ꧂ </font>

3
00:01:38,944 --> 00:01:41,844
<font color="#ff2121">✧༺قسمت چهاردهم༻✧ </font>
<font color="#ff7f79">•| ⊱ مترجم: Aram ⊰ |•</font>

4
00:01:42,640 --> 00:01:44,240
نه... دارین چیکار می‌کنین؟

5
00:01:45,160 --> 00:01:47,440
مال سال‌ها پیشه
چیز دیدنی‌ای نداره

6
00:01:47,520 --> 00:01:49,000
چرا اصرار داری ببینیش؟

7
00:01:49,840 --> 00:01:52,680
اون قبلاً همین‌جا کار می‌کرد

8
00:01:56,600 --> 00:01:57,960
بچه‌ها، خسته شدین یه استراحتی بکنین

9
00:01:58,040 --> 00:01:58,960
به خودتون سخت نگیرین

10
00:02:00,040 --> 00:02:03,720
اگه دلم براش نمی‌سوخت
کی یه بچه رو پناه می‌داد؟

11
00:02:03,800 --> 00:02:06,880
به‌زور می‌تونست کار کنه
اون‌وقت این ‌همه از غذای منو هم هدر می‌داد

12
00:02:06,960 --> 00:02:09,479
تا وقتی اینجا بود شکمش سیر بود
و لباس گرم تنش می‌کرد

13
00:02:09,560 --> 00:02:10,720
اینجا بهش خوش می‌گذشت

14
00:02:10,800 --> 00:02:11,640
...برای خانواده ما

15
00:02:11,720 --> 00:02:12,880
خواهش می‌کنم، این کار رو نکنین

16
00:02:12,960 --> 00:02:15,640
خانواده لیو به خسیس بودن معروفه

17
00:02:15,720 --> 00:02:17,640
بچه‌های کم‌سن‌وسال استخدام می‌کنین که دستمزد کمتری بدین

18
00:02:18,400 --> 00:02:19,640
انتظار داری حرفت رو باور کنم؟

19
00:02:19,720 --> 00:02:21,320
اگه هنوزم حقیقت رو نگی

20
00:02:22,000 --> 00:02:25,760
وقتی از زبون یکی دیگه حقیقت رو بفهمم
تاندون‌های دستت رو قطع می‌کنم

21
00:02:26,280 --> 00:02:28,160
...رحم کنین، حقیقت اینه که

22
00:02:28,840 --> 00:02:30,680
اون فقط یه سال اینجا کار کرد

23
00:02:31,360 --> 00:02:33,280
معمولاً همونجا می‌خوابید

24
00:02:39,600 --> 00:02:41,680
با یه بچه هشت‌ساله این‌طوری رفتار کردی؟

25
00:02:42,200 --> 00:02:43,040
اصلاً آدمی؟

26
00:02:43,120 --> 00:02:45,040
اگه من بهش پناه نمی‌دادم

27
00:02:45,120 --> 00:02:46,000
اون بچه نحیف و استخونی

28
00:02:46,080 --> 00:02:47,800
توی یه قبر متروکه و پر از علف دفن شده بود

29
00:02:48,400 --> 00:02:49,240
باید ازم ممنون هم باشه

30
00:02:50,200 --> 00:02:52,480
باور نمی‌کنین، خودم نشونتون می‌دم -
راه بیفت -

31
00:02:56,480 --> 00:02:57,600
...ممنونم، ارباب

32
00:03:01,800 --> 00:03:02,640
ممنونم عزیزم

33
00:03:15,040 --> 00:03:16,760
...شاهدخت، واقعاً که

34
00:03:16,840 --> 00:03:19,720
می‌تونستین بذارین خودشون انبار رو بررسی کنن
چرا خودتون رفتین پایین؟

35
00:03:20,840 --> 00:03:22,280
با اینکه پناهنده‌ها وضع اسفباری دارن

36
00:03:23,320 --> 00:03:24,880
ولی خیلیاشون تنبل و حقه‌بازن

37
00:03:25,640 --> 00:03:28,160
این انبار باید آذوقه کل زمستون رو تأمین کنه

38
00:03:28,800 --> 00:03:30,000
باید خودم بررسیش کنم -
دارم میام -

39
00:03:33,200 --> 00:03:34,560
همه این کارها فقط برای زنده موندنه؟

40
00:03:35,320 --> 00:03:36,560
چرا اینقدر به خودت سخت می‌گیری؟

41
00:03:38,120 --> 00:03:39,280
...قبلاً بهت قول دادم

42
00:03:39,920 --> 00:03:41,920
نمی‌تونم برای محافظت از خودم
کاملاً به تو تکیه کنم

43
00:03:43,840 --> 00:03:45,760
تو که نمی‌تونی همیشه کنارم باشی

44
00:03:45,840 --> 00:03:46,680
تموم شد

45
00:03:46,760 --> 00:03:47,640
...تازه

46
00:03:48,800 --> 00:03:49,960
زمستون‌ها سرمای استخون‌سوزی دارن

47
00:03:51,600 --> 00:03:52,760
هر سال آدم‌ها از سرما یخ می‌زنن و می‌میرن

48
00:03:53,840 --> 00:03:55,080
تو نمی‌دونی گرسنگی و سرما کشیدن یعنی چی

49
00:03:55,720 --> 00:03:56,880
مواظب باش، آروم برو

50
00:03:56,960 --> 00:04:01,680
هر نون گندم اضافه‌ای می‌تونه
جون یه نفر دیگه رو نجات بده

51
00:04:10,200 --> 00:04:11,720
خودت رو بیشتر از چیزی که هستی، بزرگ نکن

52
00:04:12,240 --> 00:04:15,600
این مردم پایه و اساس جایگاه منن

53
00:04:17,519 --> 00:04:19,600
بیا، می‌برمت کوهستان

54
00:04:20,200 --> 00:04:22,320
تله ژنرال چی یه گراز وحشی گرفته

55
00:04:27,080 --> 00:04:28,520
آروم‌تر

56
00:04:39,840 --> 00:04:41,720
بیا، می‌ریم بالای کوه

57
00:04:43,040 --> 00:04:43,960
راهزن

58
00:04:44,560 --> 00:04:45,680
من یه راهزنم

59
00:04:46,440 --> 00:04:47,560
فقط دنبال توام

60
00:04:48,520 --> 00:04:49,440
بریم

61
00:04:51,120 --> 00:04:52,840
شاهدخت

62
00:04:52,920 --> 00:04:54,400
(شیان‌ جوانگ)

63
00:04:54,480 --> 00:04:57,640
پدرش که قمارباز بود، برای پرداخت بدهی‌هاش

64
00:04:58,160 --> 00:05:00,040
اون رو از کارگاه لاک‌ساطی بیرون آورد

65
00:05:00,640 --> 00:05:01,920
و به اون خانواده فروخت

66
00:05:02,000 --> 00:05:04,080
پسر پانزده‌ساله‌شون تازه مرده بود

67
00:05:04,160 --> 00:05:06,920
و می‌خواستن جسد یه دختر کم‌سن‌وسال رو
با پسرشون دفن کنن

68
00:05:07,760 --> 00:05:11,200
چطور ممکنه کسی اینقدر بی‌رحم باشه که
همچین کار وحشیانه‌ای بکنه؟

69
00:05:11,280 --> 00:05:12,120
بعدش چه بلایی سرش اومد؟

70
00:05:19,760 --> 00:05:20,800
اونجاست -
نه -

71
00:05:20,880 --> 00:05:23,040
نه! منو نکشین -
هنوز می‌خوای فرار کنی؟ -

72
00:05:23,760 --> 00:05:24,760
نه

73
00:05:29,800 --> 00:05:30,960
<i>با اینکه هنوز بچه بود</i>

74
00:05:31,520 --> 00:05:35,720
<i>درد رو تحمل می‌کرد
بدون ‌اینکه حتی صدایی ازش دربیاد</i>

75
00:05:37,760 --> 00:05:40,200
<i>خودش رو به مردن زد
و همه رو گول زد</i>

76
00:05:52,960 --> 00:05:55,640
<i>کارگرهای آسیاب می‌گفتن
حتی توی سرمای سوزان زمستون</i>

77
00:05:56,560 --> 00:05:58,040
<i>آ چو فقط یه پیراهن نازک می‌پوشید</i>

78
00:05:58,720 --> 00:06:02,360
<i>دست‌ها و پاهاش ترک‌های عمیق و خون‌آلود داشتن</i>

79
00:06:02,920 --> 00:06:05,080
<i>ترک‌ها خوب می‌شدن و دوباره باز می‌شدن</i>

80
00:06:06,560 --> 00:06:07,800
<i>از همه کوچک‌تر بود</i>

81
00:06:07,880 --> 00:06:09,960
<i>اما از سپیده‌دم تا نیمه‌شب کار می‌کرد</i>

82
00:06:10,040 --> 00:06:12,000
<i>و همیشه کمترین دستمزد رو می‌گرفت</i>

83
00:06:13,240 --> 00:06:16,920
<i>چون صاحب آسیاب می‌دونست
هیچ جای دیگه‌ای رو نداره که بره</i>

84
00:06:18,440 --> 00:06:20,040
<i>همه بهش می‌گفتن لال کوچولو</i>

85
00:06:20,560 --> 00:06:21,880
<i>وقتی تازه به آسیاب اومده بود</i>

86
00:06:22,480 --> 00:06:23,800
<i>به‌زور می‌تونست حرف بزنه</i>

87
00:06:25,080 --> 00:06:27,840
چرا نمی‌تونست حرف بزنه؟ -
از ترس زبونش بند اومده بود -

88
00:06:27,920 --> 00:06:31,320
اما بعد از اینکه به‌سختی از مرگ نجات پیدا کرد
و یه سال توی آسیاب موند

89
00:06:31,400 --> 00:06:33,080
پدر واقعیش، لای گن، دوباره پیداش کرد

90
00:06:34,040 --> 00:06:37,080
همه بهش گفتن فرار کنه
ولی بازم برگشت

91
00:06:37,760 --> 00:06:40,640
چرا آخه باید برمی‌گشت؟

92
00:06:40,720 --> 00:06:43,840
می‌گفت مادرش زمین‌گیر شده بود

93
00:06:44,480 --> 00:06:47,920
اگه برنمی‌گشت سر کار
خواهر کوچیک‌ترش رو هم می‌فروختن

94
00:06:52,320 --> 00:06:56,440
خاله‌ات واقعاً باید اینجا می‌بود
تا این حرف‌ها رو می‌شنید

95
00:06:57,640 --> 00:07:02,000
شماها اون دختر بیچاره رو به این روز انداختین

96
00:07:02,080 --> 00:07:04,080
تاوان کاری رو که کردین پس می‌دین

97
00:07:07,120 --> 00:07:10,120
همینا رو پیدا کردی؟
چیز دیگه‌ای هم بود؟

98
00:07:12,160 --> 00:07:14,560
سال‌های زیادی گذشته
سرنخ‌های زیادی برای دنبال کردن هست

99
00:07:16,120 --> 00:07:17,040
اما چندتا سرنخ پیدا کردم

100
00:07:17,120 --> 00:07:19,680
درباره کسایی که باهاش
توی خونه اجاره‌ای زندگی می‌کردن

101
00:07:21,280 --> 00:07:23,000
عجله کن، باید زودتر پیداشون کنی

102
00:07:24,040 --> 00:07:26,280
مادربزرگ، هرچقدرم بیچاره باشه بازم غریبه‌ست

103
00:07:27,200 --> 00:07:30,440
چرا اینقدر به گذشته آ چو اهمیت می‌دین؟

104
00:07:30,960 --> 00:07:34,720
من بررسی کردم، بانو چیائو
حتی وقتی باردار بود هم کار می‌کرد

105
00:07:35,400 --> 00:07:37,080
و هر روز کنار رودخونه لباس می‌شست

106
00:07:37,800 --> 00:07:40,440
همسایه‌ها دیدن که بچه به دنیا اومد
و جلوی چشمشون بزرگ شد

107
00:07:41,520 --> 00:07:43,360
مشخصات ثبت خانوار و سنش هم درسته

108
00:07:43,440 --> 00:07:45,320
مادربزرگ، دیگه به چی شک دارین؟

109
00:07:45,400 --> 00:07:47,160
راستش خودمم نمی‌دونم

110
00:07:47,240 --> 00:07:49,840
فقط نمی‌تونم این حس نگرانی رو از خودم دور کنم

111
00:07:51,000 --> 00:07:53,000
به تحقیق ادامه بده، زودتر سر از کارش دربیار

112
00:07:53,080 --> 00:07:55,600
باشه، بازم می‌گردم

113
00:07:55,680 --> 00:07:56,560
برو

114
00:08:03,600 --> 00:08:05,200
این رو برای چی می‌خوای؟

115
00:08:05,280 --> 00:08:08,520
عمه، سؤال نپرس، فقط بدش من

116
00:08:09,160 --> 00:08:11,360
...جون‌دای -
من جون‌دای تو نیستم -

117
00:08:11,440 --> 00:08:12,960
من وی رائوام

118
00:08:13,960 --> 00:08:16,320
پدرم قهرمانی بود که توی میدون جنگ کشته شد

119
00:08:17,080 --> 00:08:20,400
مادرم همسر سلطنتی لیه
محبوب‌ترین همسر امپراتور

120
00:08:21,080 --> 00:08:23,640
من نجیب‌زاده‌ترین دختر پایتختم

121
00:08:36,919 --> 00:08:38,320
نگران نباش، عمه

122
00:08:40,559 --> 00:08:41,919
فقط برای احتیاطه

123
00:08:56,840 --> 00:09:00,520
(آشپزخانه)

124
00:09:04,600 --> 00:09:07,080
این سوپ جینسینگ برای مادربزرگه؟ -
بله -

125
00:09:08,000 --> 00:09:09,040
بدش من

126
00:09:15,760 --> 00:09:17,880
اینجا دیگه به تو نیازی نیست، برو بیرون

127
00:09:18,480 --> 00:09:21,200
طبق قوانین خونه باید توی آماده کردن
غذای بانوی بزرگ دقت زیادی بشه

128
00:09:21,880 --> 00:09:23,680
حتی برای یه لحظه هم نمی‌تونم
بدون مراقبت ولش کنم

129
00:09:33,640 --> 00:09:35,840
مادربزرگ، این اواخر اشتهای زیادی نداشتین

130
00:09:35,920 --> 00:09:37,280
و مدام از خستگی شکایت می‌کنین

131
00:09:38,160 --> 00:09:40,320
بهتره این سوپ جینسینگ رو
قبل از غذا بخورین

132
00:09:40,400 --> 00:09:41,560
تا بیشترین تأثیر رو داشته باشه

133
00:09:42,080 --> 00:09:44,840
اگه بعد از غذا بخورین
تأثیرش خیلی کمتر می‌شه

134
00:09:54,560 --> 00:09:57,480
پسرخاله؟ -
هو جوئه، داری چیکار می‌کنی؟ -

135
00:09:58,080 --> 00:09:59,960
آشپزخونه از دود زغال پر شده

136
00:10:00,040 --> 00:10:01,360
تو که همیشه ازش بدت می‌اومد
و پات رو هم اونجا نمی‌ذاشتی

137
00:10:02,240 --> 00:10:05,680
ولی امروز خودت شخصاً
سوپ جینسینگ مادربزرگ رو درست کردی

138
00:10:05,760 --> 00:10:06,960
چرا؟

139
00:10:23,840 --> 00:10:26,000
مگه چه اشکالی داره
برای مادربزرگم کاری انجام بدم؟

140
00:10:27,240 --> 00:10:28,320
مادربزرگ

141
00:10:28,400 --> 00:10:30,360
دیگه نمی‌مونم که بیشتر از این
باعث ناراحتی کسی نشم

142
00:10:30,440 --> 00:10:32,320
مرخص می‌شم -
...عزیزم -

143
00:10:33,280 --> 00:10:34,160
خواهر رائو

144
00:10:38,240 --> 00:10:39,080
...مادربزرگ

145
00:10:39,720 --> 00:10:41,640
قصدش خیر بود

146
00:10:41,720 --> 00:10:46,120
دید که این روزا کم غذا می‌خورم
و زیادی سرفه می‌کنم

147
00:10:46,200 --> 00:10:49,480
برای همین به خدمتکارها گفت
یه سوپ جینسینگ غلیظ درست کنن

148
00:10:49,560 --> 00:10:51,680
و بهش شیره بامبو و آب زنجبیل اضافه کنن

149
00:10:51,760 --> 00:10:55,120
قصدش خیر بود
چرا اینقدر بهش شک داری؟

150
00:10:55,200 --> 00:10:56,560
...مادربزرگ، من فقط

151
00:10:56,640 --> 00:10:58,560
هر روز داری درباره گذشته آچو تحقیق می‌کنی

152
00:10:59,160 --> 00:11:00,600
این باعث شده به همه شک کنی، مگه نه؟

153
00:11:03,520 --> 00:11:06,040
با این حال، تا وقتی مدرکی نداری

154
00:11:07,280 --> 00:11:08,720
نباید شک و تردیدت رو نشون می‌دادی

155
00:11:10,320 --> 00:11:11,400
اشتباه از من بود

156
00:11:11,960 --> 00:11:13,080
الان می‌رم ازش عذرخواهی کنم

157
00:11:18,160 --> 00:11:19,920
بالاخره هنوز جوونه

158
00:11:20,680 --> 00:11:22,040
هنوز نمی‌تونه خونسردیش رو حفظ کنه

159
00:11:34,400 --> 00:11:35,320
ارباب جوان

160
00:11:41,320 --> 00:11:43,360
رائو آر! رائو آر! داری چیکار می‌کنی؟

161
00:11:43,440 --> 00:11:44,880
!رائو آر! بذارش زمین

162
00:11:44,960 --> 00:11:45,880
ولم کن -
بده به من -

163
00:11:46,480 --> 00:11:47,920
بدش! ولش کن -
ولم کن -

164
00:11:49,240 --> 00:11:50,960
چرا هنوز برات مهمه چه بلایی سرم میاد؟

165
00:11:52,160 --> 00:11:53,760
رائو آر، معذرت می‌خوام

166
00:11:53,840 --> 00:11:59,200
رفتی درباره گذشته آ چو تحقیق کردی
تا ببینی چقدر بدبخت و بیچاره بوده

167
00:11:59,280 --> 00:12:00,480
معلومه که داری نظرت رو عوض می‌کنی

168
00:12:01,240 --> 00:12:02,320
درسته

169
00:12:02,400 --> 00:12:04,520
اون بیچاره‌ست چون جای منو دزدیده

170
00:12:05,720 --> 00:12:08,840
اما من آدم شروری‌ام
با اینکه همه‌چیزم رو از دست دادم

171
00:12:09,760 --> 00:12:13,280
این‌طور نیست -
چون سرکش و تندخوام -

172
00:12:13,960 --> 00:12:16,560
و مثل اون مکار و حسابگر نیستم

173
00:12:17,920 --> 00:12:21,240
همه ازم متنفرن و پشت سرم بد می‌گن

174
00:12:21,320 --> 00:12:23,720
حتی وقتی می‌خوام
برای مادربزرگ کاری انجام بدم

175
00:12:23,800 --> 00:12:25,840
بازم بهم شک می‌کنین و متهمم می‌کنین

176
00:12:26,440 --> 00:12:28,760
من بیشتر از هر کسی مادربزرگ رو دوست دارم

177
00:12:28,840 --> 00:12:30,520
چطور ممکنه بهش آسیب بزنم؟

178
00:12:32,440 --> 00:12:34,880
هر کاری می‌کنم اشتباهه

179
00:12:35,400 --> 00:12:39,480
حالا که چشم دیدنم رو ندارین پس بزارین بمیرم

180
00:12:40,000 --> 00:12:40,840
رائو آر

181
00:12:41,360 --> 00:12:44,640
یه لحظه کنترلم رو از دست دادم
نمی‌دونم چی شد که اینطوری شدم

182
00:12:45,400 --> 00:12:48,160
خودمم نمی‌دونم چرا
همچین شک و تردیدی به دلم افتاد

183
00:12:49,240 --> 00:12:50,920
از وقتی دایه چانگ مرده

184
00:12:52,480 --> 00:12:54,040
شاید چیزی نگفته باشی

185
00:12:55,160 --> 00:12:56,880
اما همیشه به من شک داشتی

186
00:12:57,560 --> 00:13:01,200
اون پیرزن فریبکار و بدجنسی بود
چطور حرفش رو باور کردی؟

187
00:13:02,040 --> 00:13:03,920
به من شک داشتی که مادربزرگ رو مسموم کردم، نه؟

188
00:13:05,600 --> 00:13:06,440
آره

189
00:13:07,840 --> 00:13:09,240
درسته که زیر بالشتم سم قایم کرده بودم

190
00:13:10,280 --> 00:13:12,080
اما برای خودم بود

191
00:13:12,600 --> 00:13:15,040
ترجیح می‌دم زندگی خودم رو تموم کنم

192
00:13:15,840 --> 00:13:18,640
تا اینکه همه کسایی که
دوستشون دارم، ازم متنفر باشن

193
00:13:18,720 --> 00:13:21,000
رائو آر

194
00:13:21,080 --> 00:13:22,720
بس کن رائو آر! رائو آر

195
00:13:27,560 --> 00:13:30,440
!برین طبیب رو خبر کنین! زود باشین

196
00:13:31,760 --> 00:13:32,720
رائو آر

197
00:13:33,240 --> 00:13:35,600
منو ببخش، اشتباه کردم

198
00:13:36,680 --> 00:13:40,000
از این به بعد هر چی بگی باور می‌کنم
و دیگه بی‌دلیل بهت شک نمی‌کنم

199
00:13:42,760 --> 00:13:43,800
رائو آر

200
00:13:46,680 --> 00:13:48,120
یکی بیاد

201
00:13:48,640 --> 00:13:50,720
زود بیاین

202
00:13:50,800 --> 00:13:52,320
(قصر جائو یانگ)

203
00:14:09,400 --> 00:14:10,240
همه‌اتون برین بیرون

204
00:14:15,600 --> 00:14:17,680
گفتی رائو آر قصد داشته خودکشی کنه؟

205
00:14:17,760 --> 00:14:18,600
همسر سلطنتی، نگران نباشین

206
00:14:18,680 --> 00:14:21,000
خوشبختانه ارباب هو به‌موقع جلوش رو گرفت

207
00:14:21,080 --> 00:14:22,040
مقدار خیلی کمی سم خورده

208
00:14:22,720 --> 00:14:24,400
بهش جوشانده شیرین‌بیان و
لوبیا دادن تا اثر سم رو خنثی کنن

209
00:14:24,480 --> 00:14:26,160
اندام‌های داخلیش آسیبی ندیدن

210
00:14:40,120 --> 00:14:41,000
همسر سلطنتی، لطفاً آروم باشین

211
00:14:41,920 --> 00:14:44,080
همه‌ی اینا تقصیر منه

212
00:14:45,240 --> 00:14:47,440
رائو آر این ‌همه سختی کشیده

213
00:14:48,840 --> 00:14:50,800
با این حال هنوز بهش گفتم
قایم بشه و منتظر بمونه

214
00:14:52,560 --> 00:14:58,200
دختر نجیب‌زاده یه خاندان بزرگ
مجبور شده مخفیانه زندگی کنه

215
00:14:59,880 --> 00:15:02,160
حتماً از دست من که مادرشم ناراحته

216
00:15:03,560 --> 00:15:05,120
بانو چیائو کجاست؟

217
00:15:05,200 --> 00:15:08,040
این‌همه وقته دنبالش می‌گردین
هنوز پیداش نکردین؟

218
00:15:08,560 --> 00:15:09,520
همسر سلطنتی

219
00:15:09,600 --> 00:15:12,680
تمام نواحی و شهرستان‌های اطراف پایتخت رو گشتیم

220
00:15:13,200 --> 00:15:15,760
طبیب‌خانه سلطنتی و درمانگاه‌های محلی رو هم بررسی کردیم

221
00:15:15,840 --> 00:15:17,240
اما همین صبح خبری به دستمون رسید

222
00:15:17,320 --> 00:15:18,440
دو سال پیش

223
00:15:18,520 --> 00:15:20,960
طبیب بازنشسته دربار، وانگ جونگ ‌لو

224
00:15:21,040 --> 00:15:23,400
به خاطر درمان بیماری‌های تحلیلی بدن معروف بود

225
00:15:24,960 --> 00:15:27,240
الان کجاست؟ -
شهرستان یونگ -

226
00:15:28,000 --> 00:15:30,400
اگه لازم شد، تمام شهرستان یونگ رو زیر و رو کنین

227
00:15:30,480 --> 00:15:31,880
بانو چیائو و دخترش رو پیدا کنین

228
00:15:32,720 --> 00:15:33,680
چشم

229
00:15:42,080 --> 00:15:44,840
این رو ببر و به رائو آر بده

230
00:15:44,920 --> 00:15:48,560
بهش بگو قولی رو که بهش دادم
هیچ‌وقت فراموش نکردم

231
00:15:49,520 --> 00:15:51,520
بهش بگو روی خوب شدنش تمرکز کنه

232
00:15:53,040 --> 00:15:54,760
همین که بتونه از تخت بلند بشه

233
00:15:55,880 --> 00:15:59,600
برش می‌گردونم و کاری می‌کنم تاوان پس بدن

234
00:16:01,920 --> 00:16:04,200
(زیبایی درخشان، وقار کم‌نظیر)

235
00:16:12,240 --> 00:16:14,400
<i>آ چو، آ چو</i>

236
00:16:14,480 --> 00:16:18,280
<i>مجبورم کردی مثل یه سگ ولگرد
دم تکون بدم و التماس کنم منو ببخشن</i>

237
00:16:19,040 --> 00:16:21,160
<i>حتی اگه به دنیای زیرین برم</i>

238
00:16:21,680 --> 00:16:23,720
<i>تنها نمی‌رم</i>

239
00:16:25,000 --> 00:16:27,600
<i>تو رو هم با خودم پایین می‌کشم</i>

240
00:16:32,080 --> 00:16:32,920
خطا رفت

241
00:16:33,640 --> 00:16:35,520
تیراندازی با کمان زمان می‌بره تا یاد بگیری

242
00:16:35,600 --> 00:16:36,640
عجله نکن

243
00:16:37,520 --> 00:16:38,360
بیا

244
00:16:52,480 --> 00:16:53,760
من بیشتر روزا توی اردوگاه نظامی‌ام

245
00:16:54,360 --> 00:16:55,960
ذاتاً آدم خشنی‌ام و آداب معاشرت بلد نیستم

246
00:16:57,600 --> 00:17:00,720
اگه از حد و حدودم فراتر رفتم
لطفاً منو ببخش، شاهدخت

247
00:17:01,240 --> 00:17:02,080
این روزا ارتش خیلی سرش شلوغه

248
00:17:03,080 --> 00:17:04,960
شاید مدتی نتونم بیام اینجا

249
00:17:05,040 --> 00:17:07,760
اگه می‌خوای تیراندازی با کمان یاد بگیری، یه کماندار زن می‌شناسم

250
00:17:07,839 --> 00:17:09,280
ازش می‌خوام به‌جای من بهت آموزش بده، این‌طوری مناسب‌تره

251
00:17:10,000 --> 00:17:12,040
ممنونم ژنرال، منم همین فکر رو می‌کردم

252
00:17:14,359 --> 00:17:15,680
بیا ببین تمرین‌ها چطور پیش می‌ره

253
00:17:16,400 --> 00:17:17,440
بالاخره دارن یه چیزایی یاد می‌گیرن

254
00:17:24,240 --> 00:17:25,359
خوبی؟ -
این دیگه قابل قبول نیست -

255
00:17:25,440 --> 00:17:27,319
بچه‌ی کی اینقدر بی‌تربیت شده؟

256
00:17:27,400 --> 00:17:29,200
میدون تمرین جای دویدن و بازی کردن نیست

257
00:17:30,000 --> 00:17:31,880
ما رو ببخشین، شاهذخت

258
00:17:31,960 --> 00:17:33,480
چه احمق بی‌ملاحظه‌ای

259
00:17:34,840 --> 00:17:35,880
شاهدخت

260
00:17:35,960 --> 00:17:38,400
شوهرش موقع شکار توی کوهستان پاش شکست

261
00:17:38,480 --> 00:17:39,920
خانواده‌شون دیگه راهی برای امرار معاش نداشتن

262
00:17:40,000 --> 00:17:41,920
برای همین گذاشتیم اینجا بمونه
و لباس‌های عمارت رو بشوره

263
00:17:42,520 --> 00:17:44,000
زود باش عذرخواهی کن

264
00:17:44,080 --> 00:17:45,440
منو ببخشین، شاهدخت

265
00:17:45,520 --> 00:17:47,000
تیغه شمشیر چشم نداره

266
00:17:47,080 --> 00:17:49,120
مراقب بچه باش
نذار آسیب ببینه

267
00:17:49,200 --> 00:17:50,240
بی‌تائو

268
00:17:52,200 --> 00:17:53,040
یکم امتحان کن

269
00:18:05,360 --> 00:18:07,480
شما خیلی بزرگوارین، شاهدخت

270
00:18:07,560 --> 00:18:09,680
این افتخار بزرگی براشونه
زود باشین و در برابر شاهدخت تعظیم کنین

271
00:18:10,280 --> 00:18:11,200
لازم نیست

272
00:18:13,160 --> 00:18:14,280
...این دو تا بچه

273
00:18:15,040 --> 00:18:16,160
آهان، دوقلوان

274
00:18:17,000 --> 00:18:17,840
چه جفت دوست‌داشتنی‌ای

275
00:18:19,280 --> 00:18:21,400
نترسین این هدیه شاهدخته

276
00:18:21,480 --> 00:18:22,520
قبولش کنین

277
00:18:24,560 --> 00:18:26,280
بیا، همه‌شون رو بردار

278
00:18:28,880 --> 00:18:30,280
بیا بریم -
زود باش، بریم -

279
00:18:30,360 --> 00:18:32,040
دیگه اینجا ندویین و نیاین

280
00:18:33,080 --> 00:18:34,080
ژنرال چی

281
00:18:36,600 --> 00:18:39,160
توی این دنیا ممکنه دو نفر اینقدر شبیه هم باشن؟

282
00:18:39,240 --> 00:18:42,800
زن‌هایی که دوقلو باردار می‌شن
خیلی وقت‌ها ممکنه

283
00:18:42,880 --> 00:18:43,760
هم خودشون رو از دست بدن و هم بچه‌هاشون رو

284
00:18:44,760 --> 00:18:48,240
برای همین دوقلوها کمیابن
اما غیرممکن نیستن

285
00:18:48,320 --> 00:18:49,520
اون دو تا که همین الان دیدیم دوقلو بودن، نه؟

286
00:18:49,600 --> 00:18:50,440
اگه دوقلو نباشن چی؟

287
00:18:51,480 --> 00:18:53,200
اگه دو نفر نه خویشاوند باشن
و نه هیچ ارتباطی با هم داشته باشن

288
00:18:53,280 --> 00:18:54,720
اما اتفاقی شبیه هم باشن

289
00:18:55,240 --> 00:18:57,560
اون‌وقت می‌شه بازی سرنوشت، یه تصادف محض

290
00:18:58,440 --> 00:18:59,440
سرنوشت؟

291
00:19:02,040 --> 00:19:03,600
ممکنه سرنوشت واقعاً
همچین تصادفی رو رقم بزنه؟

292
00:19:06,040 --> 00:19:09,800
...دوتا غریبه که اصلاً با هم نسبت خونی ندارن

293
00:19:13,120 --> 00:19:14,240
چطور ممکنه اینقدر شبیه هم باشن؟

294
00:19:16,720 --> 00:19:17,800
چرا؟

295
00:19:20,760 --> 00:19:21,600
شاهدخت

296
00:19:21,680 --> 00:19:23,880
یکی از همراهان همسر سلطنتی لی
داره میره سمت شهرستان یونگ

297
00:19:32,160 --> 00:19:34,840
ژنرال چی به مردهایی که آموزش دادی نیاز دارم

298
00:19:36,120 --> 00:19:37,480
فقط چند روزه که تمرین می‌کنن

299
00:19:37,560 --> 00:19:39,360
شاید ظاهرشون منظم باشه اما پر از ضعفن

300
00:19:40,120 --> 00:19:41,760
در برابر یه ارتش آموزش‌دیده

301
00:19:41,840 --> 00:19:44,640
به‌راحتی شکست می‌خورن
و حتی فرصت مبارزه هم پیدا نمی‌کنن

302
00:19:44,720 --> 00:19:47,400
اگه کمک لازم داری
چند نفر دیگه در اختیارت می‌ذارم

303
00:19:47,480 --> 00:19:49,520
نه، نمی‌تونم از افراد تو

304
00:19:50,400 --> 00:19:51,640
یا خاندان لو استفاده کنم

305
00:19:53,160 --> 00:19:56,120
گذشته از این، آدم فقط با رفتن به مزرعه
کشاورزی یاد می‌گیره

306
00:19:58,040 --> 00:19:59,680
تمرین توی میدون نظامی چه فایده‌ای داره؟

307
00:20:00,760 --> 00:20:02,040
باید تجربه واقعی به دست بیارن

308
00:20:12,080 --> 00:20:13,200
مادر

309
00:20:18,840 --> 00:20:20,520
!خواهش می‌کنم! ازم بگذرین

310
00:20:20,600 --> 00:20:21,920
من... من همه بدهی‌های قمارم رو پرداخت کردم

311
00:20:22,000 --> 00:20:23,480
حتی یه سکه هم بدهکار نیستم -
نه -

312
00:20:23,560 --> 00:20:25,200
منو با خودتون نبرین -
ژنرال، اینجا چه خبره؟ -

313
00:20:27,480 --> 00:20:28,800
مادر، هونگ‌شیان

314
00:20:28,880 --> 00:20:31,960
بی‌عرضه، جز مشروب خوردن و قمار
کار دیگه‌ای بلد نیستی

315
00:20:32,040 --> 00:20:33,000
حالا ببین چه بلایی سرمون آوردی

316
00:20:33,600 --> 00:20:35,720
همه‌شون رو ببرین -
من بی‌گناهم -

317
00:20:35,800 --> 00:20:37,400
من بی‌گناهم

318
00:20:37,480 --> 00:20:39,120
من بی‌گناهم

319
00:20:45,160 --> 00:20:46,120
شماها کی هستین؟

320
00:20:46,200 --> 00:20:48,400
ما رو کجا می‌برین؟ -
ساکت باش -

321
00:20:48,920 --> 00:20:50,640
آروم باشین و دردسر درست نکنین

322
00:20:55,480 --> 00:20:58,120
معاون ژنرال جائو دل‌پیچه گرفتم، باید برم دستشویی

323
00:20:58,800 --> 00:21:00,720
منم همین‌طور -
منم دیگه نمی‌تونم تحمل کنم -

324
00:21:00,800 --> 00:21:01,560
چه خبره؟ -
بجنبین -

325
00:21:01,640 --> 00:21:02,720
خودتون رو جمع‌وجور کنین

326
00:21:02,800 --> 00:21:04,040
حتماً از اون چای‌فروشی‌ایه که از کنارش رد شدیم

327
00:21:04,120 --> 00:21:06,360
یکی توی چای چیزی ریخته

328
00:21:06,440 --> 00:21:07,640
چی؟

329
00:21:10,320 --> 00:21:11,160
برین اونجا

330
00:21:19,400 --> 00:21:21,880
یکی به کالسکه حمله کرده
!نگهبان‌ها! نگهبان‌ها

331
00:21:28,640 --> 00:21:29,680
فکر نکنین می‌تونین کاری کنین

332
00:21:32,160 --> 00:21:32,960
همه‌شون رو گرفتیم

333
00:21:36,880 --> 00:21:38,440
منو نکشین -
تو رو خدا منو نکشین -

334
00:21:38,520 --> 00:21:39,360
منو نکشین -
مادر، هونگ‌شیان -

335
00:21:41,640 --> 00:21:44,880
خواهر؟ مادر، خواهر اومده نجاتمون بده

336
00:21:44,960 --> 00:21:46,920
شاهدخت، همه‌شون رو با دارو از پا درآوردم

337
00:21:47,000 --> 00:21:48,440
خوب از پسش برنیومدم؟ -
بیا پایین -

338
00:21:48,520 --> 00:21:49,800
بیشترین سهم از این پیروزی مال توئه

339
00:21:51,080 --> 00:21:53,120
به خاطر این پیروزی به هرکدوم از افراد

340
00:21:53,640 --> 00:21:56,000
صد سکه و یک طاقه ابریشم می‌دم

341
00:21:56,080 --> 00:21:56,920
از این به بعد

342
00:21:57,000 --> 00:21:58,920
به هر وعده غذاییتون دو برنج مرغوب
و یک بشقاب گوشت اضافه می‌شه

343
00:21:59,720 --> 00:22:01,400
پاینده باد شاهدخت

344
00:22:01,480 --> 00:22:02,960
پاینده باد شاهدخت

345
00:22:03,040 --> 00:22:04,920
پاینده باد شاهدخت

346
00:22:05,000 --> 00:22:06,240
پاینده باد شاهدخت

347
00:22:09,480 --> 00:22:11,680
طبیب وانگ واقعاً معجزه می‌کنه

348
00:22:11,760 --> 00:22:13,160
مادر، خیلی حالتون بهتر شده

349
00:22:13,800 --> 00:22:14,800
آ چو

350
00:22:15,360 --> 00:22:17,720
حالا که نگاهت می‌کنم
به‌سختی می‌شناسمت

351
00:22:23,080 --> 00:22:24,160
این‌همه غذای خوب اینجاست

352
00:22:24,760 --> 00:22:26,600
ما دوتا چطور می‌تونیم همه‌اش رو بخوریم؟

353
00:22:26,680 --> 00:22:28,080
چرا برادرت و خواهرت رو دعوت نمی‌کنی

354
00:22:29,240 --> 00:22:30,960
تا همه اعضای خانواده دور هم باشیم؟

355
00:22:31,040 --> 00:22:33,800
از ترس داشتن تا مرز سکته رفتن
و سرتاپاشون خاکیه

356
00:22:33,880 --> 00:22:35,040
وضع ‌و روز خوبی ندارن

357
00:22:35,560 --> 00:22:37,280
به یکی گفتم ببرتشون تا خودشون رو بشورن

358
00:22:38,280 --> 00:22:39,280
براشونم غذا آماده می‌کنن

359
00:22:39,880 --> 00:22:42,840
برادرت عاشق مشروبه
باید یکی حواسش بهش باشه

360
00:22:43,720 --> 00:22:46,400
هونگ‌شیان هم از ترس به خودش می‌لرزید
بهتره برم بهشون سر بزنم

361
00:22:46,480 --> 00:22:49,560
این‌همه وقت همدیگه رو ندیده بودیم
ولی حتی نگفتی دلت برام تنگ شده بود

362
00:22:49,640 --> 00:22:51,760
همش از هونگ‌شیان و رون‌شنگ حرف می‌زنی

363
00:22:51,840 --> 00:22:52,800
بین بچه‌هات فرق می‌ذاری

364
00:22:53,400 --> 00:22:55,440
یعنی فقط اونا برات مهمن؟

365
00:22:55,520 --> 00:22:56,640
پس من چی؟ من دخترت نیستم؟

366
00:22:59,560 --> 00:23:01,160
هر روز به تو فکر می‌کنم

367
00:23:02,120 --> 00:23:05,200
اما بین سه تا بچه‌ام
تو از همه بزرگ‌تری

368
00:23:05,880 --> 00:23:09,400
باهوش و عاقلی
برای همین کمتر از همه نگرانتم

369
00:23:09,480 --> 00:23:10,680
اما اون دوتا فرق دارن

370
00:23:10,760 --> 00:23:12,040
همین که چشم ازشون بردارم
یه دردسری درست می‌کنن

371
00:23:12,120 --> 00:23:14,640
توی این عمارت این‌همه آدم رفت‌وآمد می‌کنن

372
00:23:15,160 --> 00:23:18,880
...فقط می‌ترسم
می‌ترسم برات دردسر درست کنن

373
00:23:23,200 --> 00:23:24,040
واقعاً؟

374
00:23:28,640 --> 00:23:29,680
دخترم

375
00:23:30,440 --> 00:23:31,680
خیلی وقته گذشته

376
00:23:31,760 --> 00:23:33,800
خیلی عوض شدی

377
00:23:35,320 --> 00:23:36,440
چه تغییری کردم؟

378
00:23:37,040 --> 00:23:38,360
نمی‌تونم درست توضیحش بدم

379
00:23:39,080 --> 00:23:41,920
باابهت‌تر و قدرتمندتر شدی

380
00:23:42,840 --> 00:23:46,120
طرز حرف زدنت و رفتارت هم
اصلاً شبیه گذشته نیست

381
00:23:46,200 --> 00:23:47,600
من فقط یه پیرزن بیچاره‌ام

382
00:23:48,280 --> 00:23:50,160
حالا حتی خودمم ازت یکم حساب می‌برم

383
00:23:51,200 --> 00:23:52,480
به‌سختی می‌شناسمت

384
00:23:53,720 --> 00:23:57,280
هرچقدرم که عوض بشم
بازم دختر خودتم

385
00:24:03,800 --> 00:24:04,840
...این

386
00:24:05,480 --> 00:24:07,120
مهمون دیگه‌ای هم قراره بیاد؟

387
00:24:09,720 --> 00:24:12,080
یکی از آشنایان قدیمیت
می‌خواد باهات یه دیداری تازه کنه

388
00:24:14,360 --> 00:24:15,520
بازرسی بزرگ نظامی هر سه سال یک‌بار برگزار می‌شه

389
00:24:15,600 --> 00:24:17,720
همه یگان‌ها دارن تمام تلاششون رو می‌کنن
تا پیش اعلیحضرت خودی نشون بدن

390
00:24:17,800 --> 00:24:19,040
فردا صبح زود هم تمرین دارین

391
00:24:19,120 --> 00:24:21,960
گفتین توی پادگان می‌مونین
ولی بازم با عجله برگشتین

392
00:24:23,440 --> 00:24:25,400
نکنه می‌ترسین شاهدخت فرار کنه؟

393
00:24:27,360 --> 00:24:29,240
زیاده‌روی کردم حقم بود تنبیه بشم

394
00:24:29,840 --> 00:24:30,800
اون زن کیه؟

395
00:24:39,320 --> 00:24:42,000
برو بفهم امشب بانو کی رو دعوت کرده

396
00:24:42,720 --> 00:24:43,600
چشم

397
00:24:55,480 --> 00:24:57,800
خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
امیدوارم حالتون خوب بوده باشه

398
00:24:57,880 --> 00:25:00,280
به بانو ادای احترام می‌کنم

399
00:25:02,440 --> 00:25:03,480
وای خدای من

400
00:25:04,040 --> 00:25:06,360
چطور اجازه بدم بانو برای من شراب بریزه؟

401
00:25:07,640 --> 00:25:09,520
این افتخار خیلی بزرگیه

402
00:25:10,680 --> 00:25:11,920
چطور می‌تونم ریشه‌هام رو فراموش کنم؟

403
00:25:12,560 --> 00:25:14,600
وقتی هان لیائو
عمداً آشوب به پا کرد

404
00:25:15,120 --> 00:25:17,240
اگه شما، خاله لیو، با زیرکی بهم کمک نمی‌کردین

405
00:25:17,320 --> 00:25:18,400
امروز به اینجا نمی‌رسیدم

406
00:25:19,200 --> 00:25:21,360
بعد از اونم برای اینکه گرفتار نشین

407
00:25:21,960 --> 00:25:24,520
مجبور شدین مدام از یه جایی به جای دیگه پناه ببرین

408
00:25:24,600 --> 00:25:26,200
همیشه بابت این موضوع عذاب وجدان داشتم

409
00:25:27,280 --> 00:25:29,240
باید خیلی وقت پیش به سلامتیتون می‌نوشیدم

410
00:25:30,800 --> 00:25:31,720
به سلامتی شما، خاله لیو

411
00:25:36,280 --> 00:25:38,640
می‌گن خرگوش زرنگ
سه تا لونه داره، مگه نه؟

412
00:25:38,720 --> 00:25:41,440
با این‌همه پولی که بهم دادین
هر از گاهی مخفیگاهم رو عوض کنم که

413
00:25:41,520 --> 00:25:42,640
کاری نداره

414
00:25:42,720 --> 00:25:46,080
اگه شما دعوتم نکرده بودیه
اصلاً آفتابی نمی‌شدم

415
00:25:46,960 --> 00:25:49,600
از همون اول می‌دونستم که
آینده درخشانی در انتظارتونه

416
00:25:50,360 --> 00:25:52,800
پس تمام زحماتی که برای سرپوش گذاشتن
روی کارهاتون کشیدم، هدر نرفته

417
00:25:53,840 --> 00:25:55,280
قدر خوبی دیگران رو می‌دونین

418
00:25:55,960 --> 00:25:57,360
بیا، یه کاسه دیگه بنوشیم

419
00:26:02,280 --> 00:26:06,280
وی رائو، دقیقاً چه نقشه‌ای توی سرته؟

420
00:26:06,880 --> 00:26:07,720
بذارین دوباره به سلامتیتون بنوشم

421
00:26:10,080 --> 00:26:11,200
بفرمایید

422
00:26:18,680 --> 00:26:22,800
نگاه کن، چقدر باوقار و شیک شده

423
00:26:23,960 --> 00:26:26,640
بانو چیائو، با داشتن همچین دختری

424
00:26:26,720 --> 00:26:28,640
تا آخر عمرتون توی آسایش زندگی می‌کنین

425
00:26:29,800 --> 00:26:31,800
وقتی زیادی می‌نوشی
شروع می‌کنی به پرت‌وپلا گفتن

426
00:26:31,880 --> 00:26:33,840
اگه کسی حرفت رو بشنوه چی؟

427
00:26:33,920 --> 00:26:35,200
چرا نمی‌بریش تا استراحت کنه؟

428
00:26:35,280 --> 00:26:37,160
فردا هم یه هدیه حسابی
براش بفرست تا جبران کنی

429
00:26:39,240 --> 00:26:41,800
عجله‌ای نیست
اینجا که غریبه نداریم

430
00:26:43,040 --> 00:26:45,600
حالا چه اشکالی داره
یکم بیشتر حرف بزنیم؟

431
00:26:47,600 --> 00:26:50,840
وقتی بچه بودم پدرم مدام منو کتک می‌زد و سرزنش می‌کرد

432
00:26:51,360 --> 00:26:53,200
فکر می‌کردم بیشتر از هشت سال عمر نمی‌کنم

433
00:26:54,360 --> 00:26:55,600
کی فکرش رو می‌کرد کارم به اینجا بکشه؟

434
00:26:56,840 --> 00:27:01,240
این نشون می‌ده هیچ‌کس نمی‌تونه
آینده رو پیش‌بینی کنه

435
00:27:04,040 --> 00:27:05,560
دقیقاً همین‌طوره

436
00:27:05,640 --> 00:27:08,600
اون پدر بی‌رحمت تو رو توی کوهستان ول کرد

437
00:27:08,680 --> 00:27:10,880
به خیال اینکه گرگ‌ها می‌خورنت

438
00:27:11,640 --> 00:27:15,280
می‌گن بعد از هر بلای بزرگی
روزهای خوب از راه می‌رسن

439
00:27:15,360 --> 00:27:17,160
این ضرب‌المثل درباره تو درست از آب دراومد

440
00:27:20,120 --> 00:27:21,240
واقعاً همچین اتفاقی افتاده بود؟

441
00:27:22,000 --> 00:27:22,840
چرا من هیچ‌وقت چیزی نشنیده بودم؟

442
00:27:22,920 --> 00:27:25,680
اون موقع فقط دو سالت بود

443
00:27:26,200 --> 00:27:27,160
چطور ممکن بود یادت بمونه؟

444
00:27:28,000 --> 00:27:30,960
اون پدر عوضی توی قمار پول باخت

445
00:27:31,800 --> 00:27:32,840
بعدم تو رو مسبب بدشانسیش دونست

446
00:27:33,600 --> 00:27:37,520
وقتی حواسم نبود یواشکی تو رو برداشت و ولت کرد

447
00:27:39,400 --> 00:27:41,280
ارباب، آروم‌تر صحبت کنین

448
00:27:41,360 --> 00:27:44,040
اون شب، مادرت از لباس شستن برگشت

449
00:27:44,120 --> 00:27:47,120
وقتی دید پیدات نیست
از نگرانی دیوونه شد

450
00:27:47,200 --> 00:27:50,040
به حرف هیچ‌کدوممون گوش نکرد

451
00:27:50,120 --> 00:27:53,400
و تنهایی زد به کوهستان
تا دنبالت بگرده

452
00:27:54,120 --> 00:27:56,480
!آ چو! آ چو

453
00:27:59,360 --> 00:28:00,440
آ چو

454
00:28:01,720 --> 00:28:02,760
آ چو

455
00:28:06,080 --> 00:28:06,840
آ چو

456
00:28:07,520 --> 00:28:08,920
دور شو

457
00:28:10,640 --> 00:28:11,880
...آ چو

458
00:28:24,200 --> 00:28:25,800
توی تمام این دنیا

459
00:28:26,320 --> 00:28:32,280
فقط یه مادر جرئت می‌کنه
برای نجات بچه‌اش با گرگ‌ها بجنگه

460
00:28:32,360 --> 00:28:35,120
وقتی مادرت روز بعد
از کوهستان اومد پایین

461
00:28:35,200 --> 00:28:39,080
تمام بدنش پر از زخم بود

462
00:28:39,600 --> 00:28:43,360
گرگ حتی یه تیکه از گوشت اینجاش رو
کنده بود

463
00:28:43,440 --> 00:28:47,160
اما تو رو محکم بغل کرده بود
و حاضر نبود ولت کنه

464
00:28:47,240 --> 00:28:51,360
هیچ‌کس نمی‌تونست شما دوتا رو از هم جدا کنه

465
00:28:51,440 --> 00:28:56,080
تا آخر عمرم این صحنه رو فراموش نمی‌کنم

466
00:29:14,200 --> 00:29:15,800
پس این زخم‌های روی دستت

467
00:29:17,600 --> 00:29:19,120
همه به خاطر من بودن

468
00:29:20,400 --> 00:29:23,920
فکر می‌کردم برات مهم نیستم
فکر می‌کردم دوستم نداری

469
00:29:24,520 --> 00:29:26,200
تو همه این کارها رو به خاطر من کردی

470
00:29:27,600 --> 00:29:29,320
چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی؟

471
00:29:33,680 --> 00:29:35,560
من ضعیف بودم و نتونستم ازت محافظت کنم

472
00:29:36,280 --> 00:29:38,320
همه‌اش تقصیر من بود

473
00:29:40,120 --> 00:29:41,800
در حقت کوتاهی کردم

474
00:29:45,080 --> 00:29:46,560
منو ببخش، دخترم

475
00:29:47,760 --> 00:29:50,080
باعث شدم این‌ همه سختی بکشی

476
00:29:50,880 --> 00:29:53,000
و بار سنگین این خانواده رو به دوش بکشی

477
00:29:53,640 --> 00:29:55,960
حتی حالا هم داریم بارت رو سنگین‌تر می‌کنیم

478
00:29:57,480 --> 00:29:59,800
دلم برات کبابه

479
00:30:06,000 --> 00:30:10,400
چرا هیچ‌وقت نگفتی از درون چقدر عذاب می‌کشی؟

480
00:30:13,160 --> 00:30:14,680
من هیچ‌وقت چیز زیادی نخواستم

481
00:30:15,920 --> 00:30:18,000
همین چیزهایی که بهم دادی
همیشه برام کافی بوده

482
00:30:21,200 --> 00:30:22,440
خاله لیو مست کرده

483
00:30:23,200 --> 00:30:25,240
بذارین ببرمتون تا استراحت کنین

484
00:30:25,320 --> 00:30:28,280
شما دوتا با هم خوب صحبت کنین

485
00:30:28,840 --> 00:30:29,760
چه شراب خوبی

486
00:30:30,280 --> 00:30:33,040
...گرگ یه تیکه از گوشتش رو کنده بود

487
00:30:36,680 --> 00:30:37,520
مادر

488
00:30:38,720 --> 00:30:40,400
هونگ‌شیان گفت دلش برام تنگ شده

489
00:30:40,920 --> 00:30:43,280
منم توی اتاق قسمت غربی جاش دادم

490
00:30:44,480 --> 00:30:45,720
چرا شما هم نمیاین اونجا؟

491
00:30:46,400 --> 00:30:48,280
چند روزه توی راه بودم خسته‌ام

492
00:30:49,120 --> 00:30:50,440
دیگه نمی‌خوام هی جابه‌جا بشم

493
00:30:51,480 --> 00:30:52,960
همین اتاق هم کاملاً مناسبه

494
00:30:54,040 --> 00:30:56,320
شما خواهرها هم باید
یکم با هم وقت بگذرونین

495
00:30:57,520 --> 00:30:58,960
باشه؟ -
حتماً -

496
00:31:02,760 --> 00:31:04,200
هرچی شما بگین، مادر

497
00:31:39,360 --> 00:31:40,440
عزیزم، برگشتی؟

498
00:31:42,280 --> 00:31:43,320
چرا چشمات قرمزه؟

499
00:31:45,880 --> 00:31:47,280
شام خوردی؟

500
00:31:47,800 --> 00:31:48,760
به یکی می‌گم برات آماده کنه

501
00:31:50,600 --> 00:31:53,240
زحمت نکش اعلیحضرت قراره توی شکار زمستونی از ارتش
 بازدید کنه

502
00:31:55,720 --> 00:31:58,600
هنوز توی پادگان کارهای زیادی مونده
چند تا وسیله جمع می‌کنم و می‌رم

503
00:31:59,960 --> 00:32:01,600
پس من وسایلت رو جمع می‌کنم

504
00:32:07,440 --> 00:32:09,520
بیا، این رو بپوش
شب‌ها هوا سرده

505
00:32:14,760 --> 00:32:17,800
جائو سونگ و جائو بای رو اینجا می‌ذارم
اگه چیزی لازم داشتی بهشون بگو

506
00:32:19,840 --> 00:32:20,920
باشه، فهمیدم

507
00:32:22,560 --> 00:32:23,440
شب بخیر

508
00:32:33,800 --> 00:32:35,400
از حرف‌هایی که همین الان زد

509
00:32:36,240 --> 00:32:38,640
به نظر می‌رسه به اصل‌ونسب خودش شک داره

510
00:32:41,080 --> 00:32:42,080
ار... ارباب

511
00:32:42,160 --> 00:32:45,080
مگه قرار نبود امشب اینجا بمونین؟
چرا یه ‌دفعه نظرتون عوض شد؟

512
00:32:45,160 --> 00:32:46,160
(ارکیده خوشبو)

513
00:32:46,240 --> 00:32:47,560
برو یکی از اعضای خاندان وی رو پیدا کن

514
00:32:47,640 --> 00:32:49,000
توی عمارت مرزبان چنگ‌آن دنبال کی می‌گردین؟

515
00:32:50,480 --> 00:32:52,280
نه، توی عمارت مرزبان چنگ‌آن نه

516
00:32:52,880 --> 00:32:55,440
برو به دیوان حکومتی
خودمم میام اونجا

517
00:32:57,200 --> 00:33:00,120
سرورم! برای چی می‌خواین برین دیوان حکومتی؟

518
00:33:02,960 --> 00:33:04,120
چقدر احمق بودم

519
00:33:06,320 --> 00:33:08,480
چطور تونستم به مادر خودم شک کنم؟

520
00:33:13,160 --> 00:33:14,600
اگه مادر واقعی من نبود

521
00:33:16,920 --> 00:33:19,240
چرا باید برای نجات جونم
با گرگ‌ها می‌جنگید؟

522
00:33:22,200 --> 00:33:23,360
چقدر نادون بودم

523
00:33:24,960 --> 00:33:26,120
شاهدخت

524
00:33:26,640 --> 00:33:29,800
کارگاه پرورش کرم ابریشم آماده شده
هر وقت فرصت داشتین می‌تونین بازدید کنین

525
00:33:30,440 --> 00:33:33,360
گفته بودین سربازها
به سه رده تقسیم بشن

526
00:33:33,440 --> 00:33:36,400
و حقوق و غذای هر رده متفاوت باشه

527
00:33:36,920 --> 00:33:38,720
جناب فنگ مقرراتش رو آماده کرده

528
00:33:38,800 --> 00:33:40,960
وقتی بررسیشون کردین
اعلامشون می‌کنیم

529
00:33:41,040 --> 00:33:42,680
نهال‌های درخت میوه هم رسیده

530
00:33:42,760 --> 00:33:44,120
دیگه خیلی دیره

531
00:33:45,360 --> 00:33:47,120
فردا کلی کار داریم

532
00:33:48,320 --> 00:33:49,680
بهتره بخوابین

533
00:33:50,800 --> 00:33:53,280
آره، دیگه دیره

534
00:33:58,240 --> 00:33:59,480
وقت استراحته

535
00:34:09,000 --> 00:34:10,760
!وای نه! آتیش

536
00:34:10,840 --> 00:34:12,320
آتیش -
آتیش -

537
00:34:12,400 --> 00:34:14,120
خاموشش کنین -
وای نه -

538
00:34:14,199 --> 00:34:17,400
آتیش رو خاموش کنین -
زود باشین -

539
00:34:17,480 --> 00:34:18,400
کمک

540
00:34:18,480 --> 00:34:20,040
عجله کنین

541
00:34:20,120 --> 00:34:22,080
!شاهدخت رو نجات بدین! زود باشین

542
00:34:23,199 --> 00:34:24,159
کمک

543
00:34:24,800 --> 00:34:26,159
شاهدخت هنوز داخلن

544
00:34:26,239 --> 00:34:28,280
اتاق شاهدخت آتیش گرفته -
کمک -

545
00:34:28,360 --> 00:34:29,800
یکی کمک کنه -
هونگ‌شیان -

546
00:34:29,880 --> 00:34:30,880
آتیش رو خاموش کنین

547
00:34:30,960 --> 00:34:33,199
هونگ‌شیان -
شاهدخت هنوز داخلن -

548
00:34:34,159 --> 00:34:35,159
آتیش

549
00:34:36,080 --> 00:34:38,480
آتیش -
آتیش -

550
00:34:38,560 --> 00:34:40,360
آب بیشتری بیارین

551
00:34:40,440 --> 00:34:42,480
زود باشین -
کمک -

552
00:34:42,560 --> 00:34:43,760
هونگ‌شیان -
کمک -

553
00:34:44,280 --> 00:34:46,120
هونگ‌شیان -
عجله کنین -

554
00:34:46,199 --> 00:34:48,040
هونگ‌شیان -
آب رسید -

555
00:34:48,639 --> 00:34:49,920
آب رو بیارین

556
00:34:51,120 --> 00:34:51,960
هونگ‌شیان

557
00:34:52,040 --> 00:34:53,320
از اونجا بیرونشون بیاریدن -
زود باشین -

558
00:34:53,960 --> 00:34:55,320
عجله کنین -
هونگ‌شیان -

559
00:34:56,360 --> 00:34:58,840
زود باشین -
از اونجا بیارینشون بیرون -

560
00:34:59,400 --> 00:35:00,760
یکی کمک کنه -
آب رسید -

561
00:35:00,840 --> 00:35:02,520
از اونجا بیارینشون بیرون

562
00:35:03,120 --> 00:35:03,960
آتیش

563
00:35:05,400 --> 00:35:07,360
این طرف هم آتیش گرفته

564
00:35:07,880 --> 00:35:08,920
آب بیشتری بیارین

565
00:35:09,520 --> 00:35:11,560
زود باشین -
آب بیشتری بیارین

566
00:35:14,160 --> 00:35:15,520
عجله کنین

567
00:35:28,080 --> 00:35:29,920
...یادت رفته که

568
00:35:31,920 --> 00:35:33,640
یه دختر دیگه هم داری؟

569
00:35:47,120 --> 00:35:48,760
من دخترت نیستم

570
00:35:51,360 --> 00:35:52,720
پس من کی‌ام؟

571
00:35:56,960 --> 00:35:58,760
من کی‌ام؟

572
00:36:08,720 --> 00:36:10,200
اون خدمتکار احمق

573
00:36:10,280 --> 00:36:12,280
زمان نگهبانی شبانه، شمعدون رو انداخت

574
00:36:12,360 --> 00:36:14,360
خوشبختانه به‌موقع بیدار شدی
وگرنه فاجعه به بار می‌اومد

575
00:36:15,240 --> 00:36:16,720
همه با وحشت این‌طرف و اون‌طرف می‌دویدن

576
00:36:16,800 --> 00:36:17,840
با اون وضع چطور می‌تونستن
آتیش رو خاموش کنن؟

577
00:36:17,920 --> 00:36:19,680
فقط مزاحم کار بقیه شده بودن

578
00:36:20,520 --> 00:36:22,960
باید به حسابشون برسی
نباید ازشون بگذری

579
00:36:23,560 --> 00:36:24,480
دیگه مزاحم خواهرت نشو

580
00:36:25,320 --> 00:36:26,160
سرش شلوغه

581
00:36:26,960 --> 00:36:27,920
مادر

582
00:36:28,000 --> 00:36:30,360
خواهر گفت حالا که توی پایتختیم
دیگه لازم نیست از اینجا بریم

583
00:36:31,000 --> 00:36:33,000
از این به بعد همین‌جا زندگی می‌کنیم

584
00:36:33,080 --> 00:36:36,400
گفت برام یه استاد خوب پیدا می‌کنه
تا موسیقی و رقص یادم بده

585
00:36:37,280 --> 00:36:39,120
دیگه مجبور نیستیم
از یه جایی به جای دیگه فرار کنیم

586
00:36:39,200 --> 00:36:40,120
یا همیشه توی ترس زندگی کنیم

587
00:36:40,840 --> 00:36:44,240
همیشه دلم می‌خواست رقص یاد بگیرم
ولی هیچ‌وقت پول شهریه‌اش رو نداشتم

588
00:36:45,120 --> 00:36:46,200
...حالا خواهر می‌تونه -
بسه -

589
00:36:47,560 --> 00:36:48,400
دیگه حرف نزن

590
00:36:53,040 --> 00:36:55,320
مادر خسته‌ست
تو هم برو استراحت کن

591
00:37:11,840 --> 00:37:12,760
آ چو

592
00:37:14,560 --> 00:37:16,320
امیدوارم اونقدر بی‌رحم نباشی که

593
00:37:17,160 --> 00:37:21,080
وقتی حقیقت تولدت رو فهمیدی
از ما انتقام بگیری

594
00:37:21,840 --> 00:37:23,840
فقط من مقصر بودم

595
00:37:23,920 --> 00:37:25,600
هونگ‌شیان و رون‌شنگ هیچ تقصیری ندارن

596
00:37:25,680 --> 00:37:26,880
لطفاً ازشون بگذر، باشه؟

597
00:37:32,000 --> 00:37:33,280
من بی‌رحمم؟

598
00:37:37,480 --> 00:37:39,200
چون به سل مبتلا بودی

599
00:37:40,200 --> 00:37:43,760
وقتی فقط شیش سالم بود
شاگرد کارگاه لاک‌سازی شدم

600
00:37:45,200 --> 00:37:47,760
بعد پدرم منو به عقد یه مرده‌ درآورد

601
00:37:48,880 --> 00:37:52,560
به‌زور جون سالم به در بردم
اما بازم برگشتم

602
00:37:53,520 --> 00:37:54,720
می‌ترسیدم

603
00:37:56,040 --> 00:37:57,880
می‌ترسیدم اگه تنهایی فرار کنم

604
00:37:59,840 --> 00:38:01,280
تو رو کتک بزنن

605
00:38:02,240 --> 00:38:03,520
و خواهر و برادرهام رو بفروشن

606
00:38:04,480 --> 00:38:06,280
از شدت کار داشتم از پا درمی‌اومدم

607
00:38:08,520 --> 00:38:11,480
حاضر بودم پوست درخت بجوم
یا از گوشت تن خودم بکنم

608
00:38:13,760 --> 00:38:15,440
اما نذارم حتی یکی از شما گرسنه بمونه

609
00:38:16,960 --> 00:38:18,320
اما تو چیکار کردی، مادر؟

610
00:38:18,400 --> 00:38:20,920
نشستی و دیدی منو کتک می‌زنن و می‌فروشن

611
00:38:21,440 --> 00:38:24,560
با من مثل یه حیوون رفتار می‌شد
شب و روز عذاب می‌کشیدم

612
00:38:24,640 --> 00:38:27,760
اما تو حتی یه کلمه هم
از حقیقت رو بهم نگفتی

613
00:38:33,680 --> 00:38:35,320
فقط بهم می‌گفتی سرنوشتم رو بپذیرم

614
00:38:38,040 --> 00:38:41,600
که چون توی فقر به دنیا اومدم
محکومم تا آخر عمر عذاب بکشم

615
00:38:42,680 --> 00:38:44,000
می‌گفتی تحمل کنم

616
00:38:44,080 --> 00:38:46,560
و قانعم می‌کردی که برای بچه‌های خودت
از خواسته‌های خودم بگذرم

617
00:38:46,640 --> 00:38:48,080
...و حالا

618
00:38:51,480 --> 00:38:53,960
به من می‌گی بی‌رحم؟

619
00:38:59,240 --> 00:39:01,760
آ چو، نباید اون حرف رو می‌زدم

620
00:39:01,840 --> 00:39:04,040
اشتباه کردم، لطفاً منو ببخش

621
00:39:05,000 --> 00:39:07,280
اگه حتی یه ذره‌ عذاب وجدان داری

622
00:39:08,720 --> 00:39:10,520
حقیقت رو بهم بگو

623
00:39:22,840 --> 00:39:23,880
اون شب

624
00:39:24,840 --> 00:39:26,560
...گرگ‌ها رو فراری دادم

625
00:39:28,560 --> 00:39:32,560
اما دختر خودم از سرما یخ زده و مرده بود

626
00:39:33,640 --> 00:39:36,200
دفنش کردم و به خونه برگشتم

627
00:40:06,120 --> 00:40:07,920
...آ چوی من، من

628
00:40:12,640 --> 00:40:13,480
آ چو

629
00:40:15,040 --> 00:40:16,080
آ چو، آ چو

630
00:40:17,000 --> 00:40:18,960
گریه نکن، گریه نکن

631
00:40:19,040 --> 00:40:21,080
بعدش تو رو پیدا کردم

632
00:40:44,760 --> 00:40:46,880
لباسم رو درآوردم
و تو رو توش پیچیدم

633
00:40:48,960 --> 00:40:51,440
بعد نصفه‌شب یواشکی با تو برگشتم خونه

634
00:40:53,520 --> 00:40:55,200
چطور هیچ‌کس متوجه نشد؟

635
00:40:56,040 --> 00:41:00,080
برای یه خانواده فقیر
بچه دوساله به چشم نمیاد

636
00:41:01,520 --> 00:41:06,120
حتی پدر خودشم بهش توجهی نمی‌کرد چه برسه به بقیه

637
00:41:07,560 --> 00:41:11,800
گفتم دختر خودمی و هیچ‌کس هم بهش شک نکرد

638
00:41:14,440 --> 00:41:18,160
پس لباس‌هایی که تنم بود
و یادگاری‌هایی که همراهم بودن کجان؟

639
00:41:27,200 --> 00:41:28,280
بی‌تائو

640
00:41:29,800 --> 00:41:31,560
رون‌شنگ از شدت مستی از حال رفته بود

641
00:41:32,200 --> 00:41:34,120
حتی با شروع آتیش‌سوزی هم بیدار نشد

642
00:41:35,680 --> 00:41:37,120
برو ببین بیدار شده یا نه

643
00:41:37,200 --> 00:41:38,200
چشم

644
00:41:38,280 --> 00:41:40,160
نه، خواهش می‌کنم این کار رو نکن

645
00:41:42,440 --> 00:41:43,480
بهت می‌گم

646
00:41:44,120 --> 00:41:45,880
زیر اجاق خونه قدیمیمون مخفیشون کردم

647
00:41:48,000 --> 00:41:50,920
آ چو، قبول دارم بهت دروغ گفتم

648
00:41:51,000 --> 00:41:52,480
اما اگه تو رو از اون کوهستان نمی‌آوردم

649
00:41:52,560 --> 00:41:53,880
از سرما می‌مردی

650
00:41:55,640 --> 00:41:57,800
به خاطر اینکه جونت رو نجات دادم

651
00:41:58,320 --> 00:42:00,360
لطفاً از برادر و خواهرت بگذر

652
00:42:01,000 --> 00:42:03,200
اگه می‌خوای سرزنشم کن
اگه می‌خوای ازم متنفر باش

653
00:42:03,280 --> 00:42:04,680
هر کاری می‌خوای با من بکن

654
00:42:04,760 --> 00:42:06,240
اونا از هیچ‌چیزی خبر ندارن

655
00:42:06,840 --> 00:42:10,160
خواهش می‌کنم ازشون بگذر به پات می‌افتم

656
00:42:14,080 --> 00:42:14,920
آ چو

657
00:42:16,360 --> 00:42:19,280
اون شب من دخترم رو از دست دادم

658
00:42:20,280 --> 00:42:22,720
و پدر و مادرت تو رو
توی کوهستان رها کردن

659
00:42:23,560 --> 00:42:25,360
اونا بودن که تو رو دور انداختن

660
00:42:26,040 --> 00:42:28,960
قسمتت این بود که دختر من بشی

661
00:42:29,560 --> 00:42:32,200
قبول دارم اون موقع خودخواه بودم

662
00:42:32,280 --> 00:42:33,840
باعث شدم سختی بکشی

663
00:42:33,920 --> 00:42:37,040
و این‌همه رنج رو تحمل کنی
می‌دونم اشتباه کردم

664
00:42:37,560 --> 00:42:39,520
از این به بعد همه با هم زندگی می‌کنیم

665
00:42:40,040 --> 00:42:41,800
هزار برابر جبران می‌کنم

666
00:42:41,880 --> 00:42:42,960
باشه؟

667
00:42:48,640 --> 00:42:49,640
...مادر

668
00:42:51,920 --> 00:42:55,480
بیشتر از ده ساله که دارم
بابت نجات جونم دِینم رو بهت ادا می‌کنم

669
00:42:56,640 --> 00:42:58,200
هنوزم کافی نبوده؟

670
00:43:05,040 --> 00:43:07,840
آ چو

671
00:43:10,120 --> 00:43:12,400
من هیچ‌وقت آ چوی تو نبودم

672
00:43:30,920 --> 00:43:33,440
ارباب، شاهدخت همه رو مرخص کرده

673
00:43:33,520 --> 00:43:36,160
یه ساعته که تنهایی توی اتاقه

674
00:43:38,400 --> 00:43:39,240
در رو بشکنین

675
00:43:40,800 --> 00:43:42,080
...اما

676
00:43:42,680 --> 00:43:43,680
بازش کنین

677
00:43:44,280 --> 00:43:45,120
چشم

678
00:44:20,920 --> 00:44:22,280
چرا هنوز دودلی؟

679
00:44:26,120 --> 00:44:28,800
من دیگه هرچی لازم بود بدونم، فهمیدم

680
00:44:30,320 --> 00:44:33,360
حالا که تصمیمت رو گرفتی
باید تا آخرش پیش بری

681
00:44:36,000 --> 00:44:39,760
باید قاطع‌تر باشی

682
00:46:31,920 --> 00:46:34,280
(عمر طولانی و برکات بی‌پایان)

683
00:46:35,440 --> 00:46:36,440
...یه نفر هست که

684
00:46:38,960 --> 00:46:40,120
می‌خوام باهاش آشنات کنم

685
00:46:40,144 --> 00:47:00,144
<font color="#fffc00"><b>.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M</b></font>

