1
00:00:00,000 --> 00:01:35,000
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

2
00:01:35,080 --> 00:01:38,920
<font color="#ffacbf">꧁ پایان نقاب ꧂ </font>

3
00:01:38,944 --> 00:01:41,744
<font color="#ff2121">✧༺قسمت پانزدهم༻✧ </font>
<font color="#ff7f79">•| ⊱ مترجم: Aram ⊰ |•</font>

4
00:02:00,080 --> 00:02:01,640
به شاهدخت ووآن ادای احترام می‌کنم

5
00:02:02,720 --> 00:02:05,240
ارباب لو برای رسیدگی به یه پرونده‌ی قدیمی

6
00:02:05,320 --> 00:02:06,560
نیمه‌شب اومد دیوان حکومتی

7
00:02:07,240 --> 00:02:10,000
منم استثنائاً پرونده‌های شونزده سال پیش رو آوردم بیرون

8
00:02:13,320 --> 00:02:14,160
چه پرونده‌ای؟

9
00:02:15,120 --> 00:02:16,920
شونزده سال پیش، توی جشن فانوس

10
00:02:17,520 --> 00:02:19,320
دختر خردسال شاخه دوم خاندان مرزبان چنگ‌آن

11
00:02:19,920 --> 00:02:22,560
به اسم وی رائو، دزدیده شد و
به قاچاقچی‌ها فروخته شد

12
00:02:23,800 --> 00:02:26,920
بعدش دایه و نگهبان‌هاش از ترس مجازات فرار کردن

13
00:02:27,520 --> 00:02:29,760
اما توی راه کوه جنوبی، راهزن‌ها کشتنشون

14
00:02:30,280 --> 00:02:31,560
اعلی‌حضرت به‌شدت عصبانی شدن

15
00:02:31,640 --> 00:02:33,600
و دستور دادن دیوان حکومتی به پرونده رسیدگی کنه

16
00:02:34,200 --> 00:02:35,480
همینطور دستور دادن سربازها

17
00:02:36,120 --> 00:02:37,400
تمام شهر رو بگردن، اما هیچ خبری نشد

18
00:02:37,480 --> 00:02:38,720
تا اینکه توی ماه پنجم سال بعد

19
00:02:38,800 --> 00:02:40,160
خاندان وی

20
00:02:40,840 --> 00:02:42,680
بعد از یک سال، اون دختر رو توی بازار پیدا کردن

21
00:02:45,960 --> 00:02:47,440
روز دزدیده شدنش

22
00:02:48,440 --> 00:02:49,720
چه لباسی تنش بود؟

23
00:02:50,240 --> 00:02:51,640
اون موقع

24
00:02:51,720 --> 00:02:53,920
بانوی چهارم وی به‌سختی دو سالش بود

25
00:02:54,000 --> 00:02:56,680
یه ردای زرشکی از پارچه ابریشمی
با نقش ابر پوشیده بود

26
00:02:57,240 --> 00:03:00,920
شنل خز روباه سفید و جوراب‌های ابریشمی سفید کوچولو هم داشت

27
00:03:01,000 --> 00:03:02,800
با کفش‌های ابریشمی قرمز و نوک برگشته

28
00:03:02,880 --> 00:03:06,080
همینطور قفل طول عمر و یشمی گردنش بود که

29
00:03:06,160 --> 00:03:07,840
روش نوشته بود عمر طولانی

30
00:03:07,920 --> 00:03:09,880
و برکت بی‌پایان

31
00:03:09,960 --> 00:03:11,000
(عمر طولانی، برکت بی‌پایان)

32
00:03:15,840 --> 00:03:17,560
خودشه

33
00:03:18,520 --> 00:03:20,800
پس اون بانوی چهارمی که توی شیان‌ جوانگه کیه؟

34
00:03:22,280 --> 00:03:24,320
چطور ممکنه همچین اتفاق
عجیب و وحشتناکی افتاده باشه؟

35
00:03:40,440 --> 00:03:42,840
تو کی هستی؟ چرا اون بیرون یواشکی پرسه می‌زنی؟

36
00:03:42,920 --> 00:03:45,120
ارباب، شاهدخت، بهم رحم کنین

37
00:03:45,720 --> 00:03:48,200
فکر کردم این حیاط متروکه‌ست

38
00:03:48,280 --> 00:03:50,160
برای همین اومدم ببینم
چیز باارزشی پیدا می‌شه یا نه

39
00:03:50,760 --> 00:03:51,920
پس دزدی

40
00:03:52,760 --> 00:03:54,480
همون اول ارباب لو رو شناختی

41
00:03:54,560 --> 00:03:55,760
و منو هم به‌عنوان شاهدخت ووآن شناختی

42
00:03:56,440 --> 00:03:58,080
معلومه که دزد معمولی نیستی

43
00:03:58,160 --> 00:03:59,600
از لطفتون ممنونم، ارباب

44
00:03:59,680 --> 00:04:00,880
لطفاً اونو ببرین دیوان حکومتی

45
00:04:00,960 --> 00:04:02,280
و حسابی ازش بازجویی کنین

46
00:04:02,360 --> 00:04:03,840
نیازی به دستور شما نیست، شاهدخت

47
00:04:03,920 --> 00:04:05,120
دیوان حکومتی

48
00:04:05,200 --> 00:04:07,240
برای ادب کردن دزدهای خرده‌پا
راه‌وچاه خودش رو داره

49
00:04:07,880 --> 00:04:09,720
!شاهدخت، ازم بگذرین! خواهش می‌کنم

50
00:04:10,400 --> 00:04:12,800
!دروغ گفتم! من دزد نیستم

51
00:04:12,880 --> 00:04:14,640
...مـ... مـ... من

52
00:04:19,200 --> 00:04:20,600
معاون قاضی رو بدرقه کنین

53
00:04:21,200 --> 00:04:23,280
بقیه هم بیرون حیاط منتظر بمونن

54
00:04:24,000 --> 00:04:24,840
چشم

55
00:04:40,880 --> 00:04:43,720
شاهدخت، اسم من لو لونه

56
00:04:43,800 --> 00:04:45,720
خدمتکار ارشد عمارت مرزبان چنگ‌آنم

57
00:04:45,800 --> 00:04:49,160
اسم خانوادگی همسرم چانگه و
قبلاً به بانو گو خدمت می‌کرد

58
00:04:49,240 --> 00:04:51,520
سه روز پیش، همسرم از عمارت فرار کرد

59
00:04:51,600 --> 00:04:54,440
اما یه نفر اونو به قتل رسوند

60
00:04:54,520 --> 00:04:55,720
کی کشتش؟

61
00:04:55,800 --> 00:04:58,680
اون بدل بانوی چهارم توی شیان‌ جوانگ

62
00:05:02,520 --> 00:05:03,760
از کجا می‌دونی بدلشه؟

63
00:05:03,840 --> 00:05:07,320
همسرم حقیقت هویت اونو فهمیده بود

64
00:05:07,400 --> 00:05:08,720
برای همین کشتنش تا ساکتش کنن

65
00:05:09,520 --> 00:05:13,040
منم می‌دونم اون موقع واقعاً چه اتفاقی افتاد

66
00:05:13,120 --> 00:05:15,080
دیگه نمی‌خواستم هر شب با ترس زندگی کنم

67
00:05:15,160 --> 00:05:16,640
و منتظر باشم که نوبت خودم برسه

68
00:05:16,720 --> 00:05:19,400
برای همین خطر کردم و به دیدنتون اومدم، شاهدخت

69
00:05:19,480 --> 00:05:21,640
فقط امیدوارم با این کار بتونم گناهانم رو جبران کنم

70
00:05:21,720 --> 00:05:23,560
و جونم رو نجات بدم، شاهدخت

71
00:05:24,200 --> 00:05:25,960
هرچی می‌دونی برام تعریف کن

72
00:05:26,040 --> 00:05:27,440
هیچی رو از قلم ننداز

73
00:05:27,520 --> 00:05:29,280
اگه حتی یه کلمه دروغ بگی

74
00:05:29,920 --> 00:05:31,360
استخون‌هات رو دونه‌ دونه خرد می‌کنم

75
00:05:32,160 --> 00:05:35,560
جرئتش رو ندارم! تمام حرف‌هام حقیقت داره

76
00:05:35,640 --> 00:05:37,000
کار وی هنگ‌ئه بود

77
00:05:37,080 --> 00:05:38,600
...از همسر دوم، بانو جو، متنفر بود

78
00:05:38,680 --> 00:05:42,360
نه، از همسر سلطنتی لی متنفر بود که
دخترش رو ول کرد و دوباره ازدواج کرد

79
00:05:42,440 --> 00:05:44,720
به دایه و نگهبان‌ها رشوه داد

80
00:05:44,800 --> 00:05:46,680
تا عمداً بانوی چهارم رو رها کنن

81
00:05:46,760 --> 00:05:49,240
همسرم با چشم خودش همه‌ چیزو دید

82
00:05:49,320 --> 00:05:50,640
بیش از یک سال بعد

83
00:05:50,720 --> 00:05:52,400
همسر سلطنتی لی دیگه طاقت
دوری از دخترش رو نداشت

84
00:05:52,480 --> 00:05:53,920
و همه‌جا دنبالش می‌گشت

85
00:05:54,000 --> 00:05:56,760
وی هنگ‌ئه برای اینکه نذاره اعلی‌حضرت
خاندان مرزبان چنگ‌آن رو مقصر بدونه

86
00:05:56,840 --> 00:05:58,240
نقشه شوم دیگه‌ای کشید

87
00:05:58,320 --> 00:06:00,560
دختری پیدا کرد که سن و ظاهرش شبیه اون بود

88
00:06:00,640 --> 00:06:03,040
تا جای بانوی چهارم رو بگیره

89
00:06:03,120 --> 00:06:05,680
شاهدخت، من می‌تونم شهادت بدم که

90
00:06:05,760 --> 00:06:07,480
وی رائویی که توی شیان‌ جوانگه یه بدل و شیاده

91
00:06:07,560 --> 00:06:09,160
و شما، شاهدخت

92
00:06:09,240 --> 00:06:12,320
دختر واقعی خاندان مرزبانین

93
00:06:17,640 --> 00:06:19,120
هم شاهد داریم و هم مدرک

94
00:06:20,960 --> 00:06:22,280
به چی فکر می‌کنی؟

95
00:06:23,760 --> 00:06:24,600
نه

96
00:06:26,800 --> 00:06:28,240
نه، یه جای کار می‌لنگه

97
00:06:29,480 --> 00:06:32,320
هنوز چیزهای زیادی هست که
با هم جور درنمیان

98
00:06:34,760 --> 00:06:38,080
پیدا کردن دوتا دختر هم‌سن که
اینقدر شبیه هم باشن

99
00:06:38,160 --> 00:06:40,200
به‌اندازه کافی سخته

100
00:06:41,880 --> 00:06:43,400
با این حال، وی هنگ‌ئه تمام این سال‌ها

101
00:06:44,240 --> 00:06:47,240
از تنها دختر برادرش مثل چشم‌هاش مراقبت کرده

102
00:06:47,840 --> 00:06:49,600
حتی برای همین وی رائوی قلابی

103
00:06:50,280 --> 00:06:51,280
یه عروس جایگزین هم پیدا کرده

104
00:06:52,200 --> 00:06:53,720
این اصلاً منطقی نیست

105
00:06:54,800 --> 00:06:56,240
من و جون‌دای

106
00:06:57,200 --> 00:06:58,600
واقعاً خیلی به هم شبیهیم

107
00:07:00,280 --> 00:07:01,840
...وی هنگ‌ئه و پدر واقعیت

108
00:07:04,120 --> 00:07:05,400
دوقلو بودن

109
00:07:08,560 --> 00:07:10,400
جون‌دای دختر اونه -
جون‌دای دختر اونه -

110
00:07:15,680 --> 00:07:17,240
می‌رم عمارت مرزبان چنگ‌آن

111
00:07:17,920 --> 00:07:19,400
باید بانوی بزرگ وی رو ببینم

112
00:07:20,280 --> 00:07:21,400
همین الان

113
00:07:22,480 --> 00:07:23,960
<i>می‌دونم باید چطور با این موضوع کنار بیام</i>

114
00:07:24,040 --> 00:07:25,520
<i>شما بهتره برگردین اردوگاه، ارباب</i>

115
00:07:25,600 --> 00:07:28,400
<i>نمی‌خوام کارهای کشور رو
به خاطر من عقب بندازین</i>

116
00:07:32,000 --> 00:07:32,840
جائو سونگ

117
00:07:33,440 --> 00:07:35,960
همراهش برو عمارت وی و
چند نفر دیگه هم با خودت ببر

118
00:07:36,600 --> 00:07:38,240
چشم، ارباب -
جائو بای -

119
00:07:38,760 --> 00:07:40,520
دویست سرباز زبده از اردوگاه انتخاب کن

120
00:07:41,120 --> 00:07:42,880
کار دیگه‌ای باهاشون دارم -
چشم -

121
00:07:44,920 --> 00:07:47,320
...ارباب، اون خدمتکار بی‌تائو -
توی راه برام تعریف کن -

122
00:07:56,000 --> 00:07:57,120
همسر سلطنتی لی

123
00:07:57,200 --> 00:07:59,400
افرادی که فرستاده بودیم دنبال بانو چیائو، برگشتن

124
00:07:59,480 --> 00:08:01,560
توی راه بهشون حمله شده

125
00:08:01,640 --> 00:08:04,560
بانو چیائو و اون دو نفر دیگه ناپدید شدن

126
00:08:08,920 --> 00:08:10,960
غیر از اون، کی جرئت می‌کنه

127
00:08:11,040 --> 00:08:12,600
وسط روز آدم‌ربایی کنه؟

128
00:08:13,360 --> 00:08:16,560
هنوز جوونه، اینقدر هم گستاخ شده

129
00:08:16,640 --> 00:08:18,720
کاروان ملکه مادر از قصر خارج شده؟

130
00:08:18,800 --> 00:08:21,160
نگران نباشین، همسر سلطنتی لی
آمان رفته بررسی کنه

131
00:08:23,880 --> 00:08:24,720
همسر سلطنتی لی

132
00:08:24,800 --> 00:08:26,680
کالسکه سلطنتی ملکه مادر
بیست لی از شهر فاصله گرفته

133
00:08:26,760 --> 00:08:28,760
ملکه و بقیه همسران امپراتور هم همراهشن

134
00:08:29,760 --> 00:08:30,680
خوبه

135
00:08:31,640 --> 00:08:33,400
این همه صبر بی‌فایده نبود

136
00:08:33,480 --> 00:08:35,039
بالاخره این روز رو دیدم

137
00:08:35,679 --> 00:08:38,760
ملکه مادر برای درمان به چشمه‌های آب گرم رفته

138
00:08:39,559 --> 00:08:42,280
حالا می‌تونم بدون هیچ ملاحظه‌ای این فساد رو ریشه‌کن کنم

139
00:08:43,080 --> 00:08:44,880
تا وقتی به پایتخت برگرده

140
00:08:44,960 --> 00:08:46,880
همه‌چیز تموم شده

141
00:08:47,640 --> 00:08:50,320
کالسکه رو آماده کنین
می‌خوام از قصر برم بیرون

142
00:08:52,240 --> 00:08:53,120
چشم -
چشم -

143
00:09:04,840 --> 00:09:07,120
(عمارت مرزبان چنگ‌آن)

144
00:09:08,840 --> 00:09:12,160
اون دوتا دختر زیبا فقط یه وسیله‌ برای سرگرمی بودن

145
00:09:12,680 --> 00:09:14,360
ارزشش رو نداشت که مادر رو اینقدر ناراحت کنم

146
00:09:15,600 --> 00:09:17,360
من از قبل از عمارت بیرونشون کردم

147
00:09:17,440 --> 00:09:19,040
اونا زن‌های ظریف و نازک‌نارنجی‌ان

148
00:09:19,960 --> 00:09:21,080
ضعیف و آسیب‌پذیر

149
00:09:21,920 --> 00:09:24,280
وقتی یک‌دفعه پشتیبانشون رو از دست بدن

150
00:09:24,360 --> 00:09:26,920
حتماً به‌سختی می‌تونن گلیم خودشون رو از آب بکشن بیرون

151
00:09:27,840 --> 00:09:29,200
متوجه‌ام

152
00:09:29,280 --> 00:09:30,120
(وقار پاییزی، دل سرشار از فضیلت)

153
00:09:30,200 --> 00:09:32,480
در مورد خرج‌ومخارجشون هم

154
00:09:32,560 --> 00:09:34,040
یه بهونه‌ای پیدا می‌کنم

155
00:09:35,120 --> 00:09:37,200
و هزینه‌هاشون رو از حساب مخارج خونه می‌دم

156
00:09:39,880 --> 00:09:43,600
با داشتن همسری مثل تو، دیگه چی می‌خوام؟

157
00:09:43,680 --> 00:09:45,080
این فقط وظیفه‌امه

158
00:09:46,720 --> 00:09:47,560
راستی

159
00:09:48,160 --> 00:09:51,280
بانو چون نصف شب
از درد شکم ناله می‌کرد

160
00:09:51,360 --> 00:09:54,480
طبیب آوردیم، ولی نتونست علتش رو پیدا کنه

161
00:09:55,960 --> 00:09:57,120
بهتره برین بهش سر بزنین

162
00:09:58,640 --> 00:10:00,320
همیشه داره بهونه می‌گیره و
قشقرق به پا می‌کنه

163
00:10:01,520 --> 00:10:04,720
اگه همه به‌اندازه تو عاقل و فهمیده بودن

164
00:10:04,800 --> 00:10:06,600
دردسرهای منم خیلی کمتر می‌شد

165
00:10:07,720 --> 00:10:09,400
پس من مرخص می‌شم، ارباب

166
00:10:11,240 --> 00:10:12,800
می‌رم بهش سر بزنم

167
00:10:16,680 --> 00:10:17,520
...کمرم

168
00:10:18,160 --> 00:10:19,640
واقعاً دست‌وپام رو بسته

169
00:10:22,120 --> 00:10:23,160
برادر

170
00:10:23,240 --> 00:10:25,560
نمی‌بینی برادرت به‌سختی می‌تونه تکون بخوره؟

171
00:10:26,160 --> 00:10:28,560
زن بالغی شدی، چطور هنوز اینقدر بی‌ملاحظه و بی‌ادبی؟

172
00:10:29,160 --> 00:10:30,120
بی‌ادب

173
00:10:35,800 --> 00:10:38,880
زن‌برادر، نجاتم بده
زن‌برادر، تو رو خدا نجاتم بده

174
00:10:39,600 --> 00:10:41,880
اول بلند شو، زود باش

175
00:10:47,240 --> 00:10:48,120
می‌تونین برین

176
00:10:48,200 --> 00:10:49,320
چشم

177
00:10:53,560 --> 00:10:56,920
زن‌برادر، همین الان شاهدخت ووآن رو دیدم

178
00:10:57,000 --> 00:10:58,560
یه مرد رو با نگهبان آورد اینجا

179
00:10:58,640 --> 00:10:59,800
منم چند نفر رو فرستادم بفهمن قضیه چیه

180
00:10:59,880 --> 00:11:01,880
واقعاً شاهد و مدرک داره که

181
00:11:01,960 --> 00:11:04,280
ثابت می‌کنه خودش وی رائوی واقعیه

182
00:11:04,360 --> 00:11:06,440
من قبلاً هم بهش شک کرده بودم

183
00:11:06,520 --> 00:11:07,840
...بالاخره، ظاهرش

184
00:11:07,920 --> 00:11:10,040
اما توی این دنیا اتفاق‌های عجیب زیاد می‌افته

185
00:11:10,120 --> 00:11:12,120
اینکه دو نفر شبیه هم باشن چیز عجیبی نیست

186
00:11:12,880 --> 00:11:14,240
تازه، اون موقع

187
00:11:14,760 --> 00:11:17,600
اون بچه جلوی چشم همه مرد

188
00:11:18,480 --> 00:11:19,840
!مرده

189
00:11:19,920 --> 00:11:21,880
همه‌امون با چشم خودمون دیدیم

190
00:11:23,360 --> 00:11:25,960
...نکنه

191
00:11:26,040 --> 00:11:28,280
مرده‌ها واقعاً می‌تونن زنده بشن؟

192
00:11:29,480 --> 00:11:32,720
زن‌برادر... اون واقعاً برگشته

193
00:11:32,800 --> 00:11:35,120
برگشته! باید کمکم کنی

194
00:11:35,200 --> 00:11:37,560
اگه حالا نجاتم ندی

195
00:11:37,640 --> 00:11:40,560
یه فاجعه بزرگ در انتظارمونه

196
00:11:42,760 --> 00:11:45,560
همیشه راهی برای نجات هست، هول نکن

197
00:11:47,280 --> 00:11:48,160
...اما اون

198
00:11:49,520 --> 00:11:52,240
من و جو فو سال‌ها جاری بودیم

199
00:11:52,320 --> 00:11:54,080
من بهتر از هرکسی می‌شناسمش

200
00:11:54,160 --> 00:11:56,360
باهوشه

201
00:11:57,080 --> 00:11:59,560
اونقدر باهوش که به ضرر خودش تموم می‌شه

202
00:12:00,160 --> 00:12:02,000
آدم‌های مغرور

203
00:12:02,600 --> 00:12:04,560
و یک‌دنده

204
00:12:05,080 --> 00:12:09,600
معمولاً لجبازن و اصرار دارن همه‌چیز طبق میل خودشون پیش بره

205
00:12:10,240 --> 00:12:12,120
تمام این سال‌ها توی قصر

206
00:12:12,200 --> 00:12:16,240
توی ناز و نعمت زندگی کرده و
خودش رو بالاتر از همه می‌دونه

207
00:12:16,320 --> 00:12:18,600
حالا دیگه طاقت مخالفت هیچ‌کس رو نداره

208
00:12:18,680 --> 00:12:20,560
(وقار پاییزی، دل سرشار از فضیلت)

209
00:12:20,640 --> 00:12:24,000
از همین نقطه‌ضعفش به نفع خودت استفاده کن

210
00:12:26,240 --> 00:12:27,640
...فقط

211
00:12:27,720 --> 00:12:30,240
زن‌برادر، راه دیگه‌ای هم داری؟

212
00:12:30,960 --> 00:12:32,880
نقشه‌ی بی‌رحمانه‌ایه

213
00:12:32,960 --> 00:12:34,680
شاید عاقبت بدی داشته باشه

214
00:12:34,760 --> 00:12:36,600
بی‌خیال، انگار اصلاً چیزی نگفتم

215
00:12:36,680 --> 00:12:37,520
...هی

216
00:12:38,040 --> 00:12:40,440
زن‌برادر، هرچی بگی انجام می‌دم

217
00:12:40,520 --> 00:12:42,560
فقط کافیه نجاتم بدی

218
00:12:42,640 --> 00:12:44,000
هرچی بخوای بهت می‌دم

219
00:12:44,680 --> 00:12:47,560
...زن‌برادر -
نه، واقعاً نمی‌شه -

220
00:12:47,640 --> 00:12:49,720
زن‌برادر، دیگه وقت نداریم

221
00:12:50,520 --> 00:12:52,160
فقط بهم بگو باید چیکار کنم

222
00:12:52,760 --> 00:12:54,560
چه موفق بشیم چه نه، مسئولیتش با خودم

223
00:12:54,640 --> 00:12:56,680
تو رو درگیر نمی‌کنم

224
00:12:56,760 --> 00:12:59,080
تا آخر عمرم

225
00:12:59,160 --> 00:13:01,560
هیچ‌وقت کاری رو که برام کردی فراموش نمی‌کنم

226
00:13:05,360 --> 00:13:07,040
حالا که کار به اینجا رسیده

227
00:13:08,000 --> 00:13:09,440
بهتره امتحانش کنیم

228
00:13:10,320 --> 00:13:12,720
اینکه نتیجه بده یا نه، به سرنوشت بستگی داره

229
00:13:55,560 --> 00:13:56,400
کی اونجاست؟

230
00:13:56,480 --> 00:13:58,160
منم، مادربزرگ

231
00:14:02,240 --> 00:14:04,040
تو هم مریضی

232
00:14:04,120 --> 00:14:07,320
مگه طبیب نگفته بود باید حسابی استراحت کنی؟

233
00:14:08,360 --> 00:14:10,440
لازم نیست از من مراقبت کنی

234
00:14:10,520 --> 00:14:12,240
برگرد و استراحت کن

235
00:14:12,320 --> 00:14:14,040
از بچگی توی خاندان وی حبس بودم

236
00:14:14,120 --> 00:14:15,840
برای همین هیچ‌وقت فرصت نکردم بهتون نزدیک بشم

237
00:14:15,920 --> 00:14:17,440
حالا که بالاخره این فرصت رو پیدا کردم

238
00:14:17,520 --> 00:14:20,120
فقط می‌خوام هر روز کنارتون باشم

239
00:14:20,200 --> 00:14:22,920
مراقبت از شما چطور می‌تونه برام زحمت باشه؟

240
00:14:25,960 --> 00:14:27,400
مادربزرگ، انگار حالتون خوب نیست

241
00:14:30,880 --> 00:14:33,160
...توی این سن ‌و سال

242
00:14:34,040 --> 00:14:36,080
درد و تب یهویی طبیعیه

243
00:14:36,160 --> 00:14:40,200
اما امروز نمی‌دونم چرا خیلی خواب‌آلودم

244
00:14:40,920 --> 00:14:43,000
اصلاً جون و رمق ندارم

245
00:14:46,800 --> 00:14:50,080
شاید سرما خورده باشین، نباید دست‌کم بگیریمش

246
00:14:50,600 --> 00:14:53,280
دراز بکشین و استراحت کنین، مادربزرگ، می‌رم طبیب رو بیارم

247
00:14:53,880 --> 00:14:54,840
باشه

248
00:15:03,440 --> 00:15:04,760
خوب ازشون مراقبت کنین

249
00:15:05,400 --> 00:15:06,360
چشم -
چشم -

250
00:15:20,720 --> 00:15:21,720
برو به مادربزرگ خبر بده اومدم

251
00:15:21,800 --> 00:15:22,800
باید باهاش صحبت کنم

252
00:15:22,880 --> 00:15:24,800
ارباب جوان، بانوی بزرگ سرما خورده

253
00:15:24,880 --> 00:15:26,480
تب و سردرد داره و عمیق خوابیدن

254
00:15:27,080 --> 00:15:28,360
جرئت نکردم بیدارش کنم

255
00:15:29,280 --> 00:15:30,600
عجیبه

256
00:15:30,680 --> 00:15:31,840
همیشه سالم بوده

257
00:15:32,440 --> 00:15:34,720
روز جشن چونگ‌یانگ تمام کوه رو بدون توقف بالا رفت

258
00:15:34,800 --> 00:15:36,440
چطور یهو مریض شده؟

259
00:15:37,920 --> 00:15:38,760
طبیب معاینه‌اشون کرده؟

260
00:15:39,360 --> 00:15:40,600
طبیب نبضشون رو گرفته

261
00:15:40,680 --> 00:15:43,080
گفته سرما انرژی حیاتی بدنشون رو ضعیف کرده

262
00:15:43,160 --> 00:15:45,000
و برای دفع سرما، جوشونده شاخه دارچین تجویز کرده

263
00:15:46,760 --> 00:15:47,760
پس بعداً برمی‌گردم

264
00:15:52,160 --> 00:15:53,000
خواهر کوچیکم اومده بود؟

265
00:15:53,640 --> 00:15:54,600
بله، ارباب جوان

266
00:15:54,680 --> 00:15:56,920
طبیب وانگ اول می‌خواست
جوشونده‌ی ما هوانگ تجویز کنه

267
00:15:57,000 --> 00:15:58,480
اما بانوی جوان بهش گفت پیرمرد بی‌عرضه

268
00:15:58,560 --> 00:16:00,440
گفت برای تعریق باید جوشونده شاخه دارچین مصرف بشه

269
00:16:00,520 --> 00:16:02,920
بعد طبیب لی و جانگ هم تشخیصشون رو تأیید کردن

270
00:16:03,000 --> 00:16:04,640
و بعد از اون بانوی بزرگ دارو رو خورد

271
00:16:04,720 --> 00:16:07,560
بانوی جوان هم تا وقتی بانوی بزرگ داروش رو خورد کنارشون موند

272
00:16:08,600 --> 00:16:09,560
واقعاً با دقته

273
00:16:10,720 --> 00:16:13,000
همین که مادربزرگ بیدار شد بهم خبر بده -
چشم -

274
00:16:13,080 --> 00:16:17,320
(عمارت حواصیل)

275
00:16:18,000 --> 00:16:21,760
<i>عمه، تمام موانع سر راهت رو برداشتم</i>

276
00:16:21,840 --> 00:16:24,000
<i>ناامیدم نکن</i>

277
00:16:31,640 --> 00:16:35,040
<i>لو جو، نمی‌ذارم امروزم نقشه‌هام رو خراب کنی</i>

278
00:16:36,040 --> 00:16:38,800
<i>وقتشه یک‌بار برای همیشه این ماجرا رو تموم کنیم</i>

279
00:16:39,400 --> 00:16:41,440
صبر کنین

280
00:16:42,040 --> 00:16:44,440
همسر سلطنتی لی

281
00:16:44,520 --> 00:16:47,040
برای همسر سلطنتی لی راه رو باز کنین
هرکس جلوی کاروانشون رو بگیره، صد ضربه شلاق می‌خوره

282
00:16:47,120 --> 00:16:48,240
سرت رو پایین بنداز

283
00:16:48,320 --> 00:16:49,400
همسر سلطنتی لی

284
00:16:49,480 --> 00:16:51,880
یکی از خاندان مرزبان چنگ‌آن درخواست ملاقات داره

285
00:16:51,960 --> 00:16:54,840
همسر سلطنتی لی! موضوع فوری‌ای دارم که باید گزارش بدم

286
00:16:54,920 --> 00:16:57,560
من از خاندان وی هستم، وی هنگ‌ئه‌ام

287
00:16:58,440 --> 00:17:00,080
پس واقعاً یکی از آشناهای قدیمیه

288
00:17:01,080 --> 00:17:02,320
شونزده سال گذشته

289
00:17:02,920 --> 00:17:04,800
واقعاً مدت زیادی گذشته

290
00:17:05,560 --> 00:17:06,440
بذارین بیاد

291
00:17:11,520 --> 00:17:14,720
وی هنگ‌ئه به همسر سلطنتی لی ادای احترام می‌کنه

292
00:17:14,800 --> 00:17:15,960
وی هنگ‌ئه

293
00:17:16,720 --> 00:17:20,079
یادمه همیشه برای هر چیزی یه قانون داشتی

294
00:17:20,720 --> 00:17:23,200
اگه زن بیوه‌ای بیش از حد عزاداری می‌کرد

295
00:17:23,720 --> 00:17:26,480
می‌گفتی به بزرگ‌ترها
بی‌احترامی کرده و فرزند ناخلفیه

296
00:17:27,680 --> 00:17:30,920
اگه اونقدر گریه می‌کرد که
دیگه اشکی براش نمی‌موند

297
00:17:31,000 --> 00:17:32,680
بهش می‌گفتی سنگدل

298
00:17:33,400 --> 00:17:35,040
اگه برای معاینه پیش طبیب مرد می‌رفت

299
00:17:35,760 --> 00:17:38,480
پشت سرش غیبت می‌کردی

300
00:17:38,560 --> 00:17:40,800
و بهش می‌گفتی بی‌حیا

301
00:17:41,480 --> 00:17:43,720
معلومه که آداب و رفتار درست
برات از همه‌چیز مهم‌تره

302
00:17:43,800 --> 00:17:46,080
پس باید بدونی

303
00:17:46,160 --> 00:17:48,520
خاندان سلطنتی حرمت خودش رو داره

304
00:17:48,600 --> 00:17:50,840
هرکس نظم کاروان سلطنتی رو به هم بزنه

305
00:17:51,560 --> 00:17:53,480
به این راحتی‌ها بخشیده نمی‌شه

306
00:17:56,480 --> 00:17:58,160
حالا می‌خوام بدونم

307
00:17:58,800 --> 00:18:00,680
چه موضوع مهمی پیش اومده که

308
00:18:01,280 --> 00:18:03,840
مجبور شدی جلوی کاروان منو بگیری؟

309
00:18:04,920 --> 00:18:07,880
اگه دلیل قانع‌کننده‌ای نداشته باشی
صد ضربه شلاق می‌خوری

310
00:18:08,680 --> 00:18:09,960
و راه فراری هم نداری

311
00:18:10,920 --> 00:18:12,200
تموم کارهای قبلیم

312
00:18:12,720 --> 00:18:14,600
از روی نادونی و حماقتم بود

313
00:18:15,120 --> 00:18:16,440
به شما توهین کردم، همسر سلطنتی لی

314
00:18:17,360 --> 00:18:18,960
حاضرم شلاق رو تحمل کنم

315
00:18:19,600 --> 00:18:21,760
فقط ازتون می‌خوام بهم رحم کنین

316
00:18:21,840 --> 00:18:24,720
اما این موضوع به شاهدخت ووآن مربوطه

317
00:18:25,360 --> 00:18:27,440
به دختر خودتون مربوطه

318
00:18:27,520 --> 00:18:28,800
لطفاً حرف‌هام رو بشنوین

319
00:18:28,880 --> 00:18:32,520
به حرمت برادر مرحومم

320
00:18:32,600 --> 00:18:34,240
یه لطفی در حقم بکنین

321
00:18:44,320 --> 00:18:45,480
بذارین خاندان وی همراهمون بیاد

322
00:18:48,640 --> 00:18:51,160
کوه جنوبی فاصله زیادی با پایتخت نداره

323
00:18:52,280 --> 00:18:54,600
اینقدر به امپراتور نزدیکه که باید امن باشه

324
00:18:55,120 --> 00:18:58,480
پس چرا نمی‌تونیم همین
چندتا راهزن رو از بین ببریم؟

325
00:18:59,560 --> 00:19:03,160
راهزن‌های کوه جنوبی مدت‌هاست که دربار رو توی دردسر انداختن

326
00:19:03,240 --> 00:19:05,040
اعلی‌حضرت بارها سرباز فرستادن

327
00:19:05,120 --> 00:19:06,840
اما هرچی بیشتر می‌کشیم
تعدادشون بیشتر می‌شه

328
00:19:06,920 --> 00:19:09,040
بازرگان‌هایی که از اونجا می‌گذرن
از ترس به خودشون می‌لرزن

329
00:19:09,560 --> 00:19:10,680
اینجا

330
00:19:10,760 --> 00:19:12,000
مسیرهای اونجا خیلی ناهمواره

331
00:19:12,080 --> 00:19:13,800
دفاع ازش آسونه، حمله کردن بهش سخته

332
00:19:13,880 --> 00:19:15,320
راهزن‌ها توی قله‌های مختلف پراکنده شدن

333
00:19:15,400 --> 00:19:17,320
روزها مخفی می‌شن و شب‌ها حمله می‌کنن

334
00:19:17,400 --> 00:19:18,800
وقتی سربازها از کوه بالا می‌رن، فرار می‌کنن

335
00:19:18,880 --> 00:19:20,800
پیدا کردنشون که هیچ، حتی نمی‌تونیم نابودشون کنیم

336
00:19:21,960 --> 00:19:23,680
اما این مشکل ارتش شمالیه

337
00:19:23,760 --> 00:19:25,600
چه ربطی به تو داره، ارباب لو؟

338
00:19:25,680 --> 00:19:27,240
چرا یهو به این موضوع علاقه‌مند شدی؟

339
00:19:30,160 --> 00:19:31,760
ارباب، سربازها جمع شدن

340
00:19:31,840 --> 00:19:33,000
آماده حرکتیم

341
00:19:33,640 --> 00:19:34,800
ارباب

342
00:19:36,520 --> 00:19:38,120
ارباب، همین الان خبری از قصر رسیده

343
00:19:38,200 --> 00:19:39,800
اعلی‌حضرت امروز برای بازرسی سربازها میان

344
00:19:39,880 --> 00:19:42,040
کاروان سلطنتی از دروازه سی‌ما خارج شده

345
00:19:43,920 --> 00:19:45,920
تموم ارتش رو به حالت آماده‌باش دربیارین

346
00:19:46,000 --> 00:19:47,440
همه فرمانده‌ها رو جمع کنین

347
00:19:47,520 --> 00:19:49,200
همین حالا با من بیاین تا
میدون تمرین رو آماده کنیم

348
00:19:52,320 --> 00:19:54,240
نه، یه جای کار می‌لنگه -
چی شده؟ -

349
00:19:54,840 --> 00:19:56,560
هنوز موعد بازرسی بزرگ نرسیده

350
00:19:56,640 --> 00:19:57,920
و سربازها هم آماده نیستن

351
00:19:58,440 --> 00:20:00,640
بازرسی سربازها توی زمان صلح برخلاف رواله

352
00:20:01,240 --> 00:20:03,000
چرا اعلی‌حضرت یهو نظرشون رو عوض کردن؟

353
00:20:03,640 --> 00:20:06,080
از این ماجرا بوی خوبی نمیاد

354
00:20:06,720 --> 00:20:08,320
واقعاً عجیبه

355
00:20:08,840 --> 00:20:10,360
اما اگه اعلی‌حضرت یهویی تصمیم گرفتن

356
00:20:10,440 --> 00:20:11,640
فقط باید ازشون استقبال کنیم

357
00:20:11,720 --> 00:20:13,040
زیادی بهش فکر نکن

358
00:20:13,120 --> 00:20:15,480
اعلی‌حضرت زمان بازرسی رو جلو انداختن

359
00:20:16,000 --> 00:20:17,320
شاید کسی تحریکشون کرده باشه

360
00:20:18,880 --> 00:20:20,240
باید به یه کار فوری رسیدگی کنم

361
00:20:20,760 --> 00:20:23,440
شون‌چین، اردوگاه رو به تو می‌سپارم

362
00:20:24,360 --> 00:20:26,280
یه راهی پیدا کن که کالسکه سلطنتی رو معطل کنی

363
00:20:29,320 --> 00:20:30,320
...هی، تو

364
00:20:34,920 --> 00:20:36,320
توی این موقعیت کجا داری می‌ری؟

365
00:20:36,400 --> 00:20:37,920
به اعلی‌حضرت چی بگم؟

366
00:20:38,000 --> 00:20:40,680
حتی اعلی‌حضرت هم نمی‌تونن
روال قانونی رو زیر پا بذارن

367
00:20:40,760 --> 00:20:42,840
فقط بگو دفاع اردوگاه هنوز آماده نیست

368
00:20:42,920 --> 00:20:43,760
و امنیت اعلی‌حضرت به خطر می‌افته

369
00:20:43,840 --> 00:20:46,720
یادت باشه چند تا ناظر دربار رو
هم با خودت همراه کنی

370
00:20:46,800 --> 00:20:47,640
و به هر قیمتی جلوی حرکتشون رو بگیری

371
00:20:47,720 --> 00:20:49,160
عقلت رو از دست دادی؟

372
00:20:49,680 --> 00:20:51,360
چه کاری از جونت مهم‌تره؟

373
00:20:52,120 --> 00:20:53,920
نمی‌تونی همین‌طوری جلوی کاروان اعلی‌حضرت رو بگیری

374
00:20:54,000 --> 00:20:56,280
نه، هیچ‌جا نمی‌ری

375
00:20:56,360 --> 00:20:57,640
هر کاری هست می‌تونه صبر کنه

376
00:20:58,320 --> 00:21:00,320
همراه من میای تا از اعلی‌حضرت استقبال کنیم

377
00:21:00,400 --> 00:21:03,040
ژنرال چی درست می‌گه، ارباب
لطفاً بیشتر فکر کنین

378
00:21:04,440 --> 00:21:06,680
روت حساب می‌کنم، حرکت کنین

379
00:21:12,600 --> 00:21:14,840


380
00:21:15,480 --> 00:21:17,960
!اون احمق! چه احمق تمام‌عیاری

381
00:21:19,000 --> 00:21:20,400
هنوز حتی درباره بی‌تائو هم بهش نگفتم

382
00:21:20,480 --> 00:21:21,960
برای بی‌تائو چه اتفاقی افتاده؟

383
00:21:22,040 --> 00:21:24,320
هـ... هیچی

384
00:21:24,400 --> 00:21:25,640
شاید دارم زیادی فکر می‌کنم

385
00:21:26,520 --> 00:21:28,520
خدا می‌دونه ارباب کی برمی‌گرده

386
00:21:31,880 --> 00:21:33,320
(قلعه راهزنان کوهستان جنوبی)

387
00:21:33,400 --> 00:21:34,760
بازم بریز

388
00:21:35,480 --> 00:21:36,680
بخور دیگه

389
00:21:37,280 --> 00:21:40,320
!سربازها دارن میان! سربازها

390
00:21:40,400 --> 00:21:41,880
سربازها

391
00:21:41,960 --> 00:21:43,640
سربازها دارن میان

392
00:21:43,720 --> 00:21:45,280
سربازها دارن میان

393
00:21:56,840 --> 00:21:57,680
تکون بخور

394
00:22:00,000 --> 00:22:01,360
بجنب -
زود باش -

395
00:22:04,800 --> 00:22:05,680
خوب نگاه کن

396
00:22:06,640 --> 00:22:08,240
این دوتا رو می‌شناسی؟

397
00:22:09,360 --> 00:22:12,400
نه، نه... نمی‌شناسمشون

398
00:22:12,480 --> 00:22:13,320
بکشینش

399
00:22:14,560 --> 00:22:16,800
نه! صبر کنین! صبر کنین! ژنرال، بهم رحم کنین

400
00:22:16,880 --> 00:22:18,680
به خدا تا حالا ندیدمشون

401
00:22:19,320 --> 00:22:21,880
فقط توی کوهستان جنوبی
سیزده‌تا قلعه بزرگ وجود داره

402
00:22:21,960 --> 00:22:24,520
رئیس‌های همشون قاتل‌های بی‌رحمی‌ان

403
00:22:24,600 --> 00:22:26,520
ژنرال، شاید جای اشتباهی اومدین

404
00:22:27,200 --> 00:22:28,320
سیزده تا؟

405
00:22:29,240 --> 00:22:30,680
این که مشکلی نیست

406
00:22:31,480 --> 00:22:32,760
یکی‌یکی نابودشون می‌کنیم

407
00:22:32,840 --> 00:22:36,520
سرهاشون رو بروی خاک می‌ریزیم
و کوهستان رو به خاک و خون می‌کشیم

408
00:22:36,600 --> 00:22:39,200
تا قبل از طلوع فردا پیداشون می‌کنیم

409
00:22:40,280 --> 00:22:41,320
نه، نه، صبر کنین

410
00:22:42,240 --> 00:22:44,160
هرکاری بگین انجام می‌دم ژنرال

411
00:22:44,240 --> 00:22:46,200
دیگه دارم صبرم رو از دست می‌دم

412
00:22:46,920 --> 00:22:48,800
جلو می‌افتی و ما رو
از دروازه‌هاشون رد می‌کنی

413
00:22:49,400 --> 00:22:50,520
تا قبل از غروب آفتاب

414
00:22:51,360 --> 00:22:54,520
هر سیزده سر رو می‌خوام
مرتب کنار هم چیده شده باشه، حتی یکی هم کم نباشه

415
00:22:54,600 --> 00:22:56,160
به روی چشم ژنرال

416
00:22:59,720 --> 00:23:00,760
(شیان‌ جوانگ)

417
00:23:00,840 --> 00:23:02,520
تمام چیزهایی که همین الان گفتی

418
00:23:02,600 --> 00:23:04,200
حقیقت داره؟

419
00:23:04,280 --> 00:23:05,880
اون به یه خدمتکار فراری
از خاندان وی پناه داده

420
00:23:05,960 --> 00:23:08,360
و درباره ناپدید شدن رائو آر
توی سال‌های قبل هم تحقیق کرده

421
00:23:08,440 --> 00:23:10,240
کی می‌دونه واقعاً چه نقشه‌ای توی سرشه؟

422
00:23:11,040 --> 00:23:13,320
آسمون و زمین شاهدن

423
00:23:13,400 --> 00:23:15,760
به روح برادر مرحومم قسم می‌خورم

424
00:23:15,840 --> 00:23:17,000
اگه حتی یه کلمه از حرفم دروغ باشه

425
00:23:17,080 --> 00:23:20,200
عاقبت شومی نصیبم بشه

426
00:23:22,680 --> 00:23:24,240
این موضوع به دختر عزیز همسر سلطنتی لی مربوطه

427
00:23:24,320 --> 00:23:25,640
جرئت نکردم از شما پنهونش کنم

428
00:23:26,160 --> 00:23:28,760
به خاطر بچه‌ی خودتون

429
00:23:29,440 --> 00:23:32,400
لطفاً عادلانه قضاوت کنین
و حق رائو آر رو بهش برگردونین

430
00:23:34,920 --> 00:23:35,880
همسر سلطنتی لی

431
00:23:35,960 --> 00:23:38,280
بانوی بزرگ وی، بانو گو

432
00:23:38,360 --> 00:23:39,880
و شاهدخت ووآن درخواست ملاقات دارن

433
00:23:41,680 --> 00:23:42,600
بسیار خب

434
00:23:43,320 --> 00:23:44,920
هر کسی که باید اینجا باشه، اومده

435
00:23:45,520 --> 00:23:46,600
بذارین بیان داخل

436
00:23:47,320 --> 00:23:48,240
چشم

437
00:24:03,720 --> 00:24:06,560
همسر سلطنتی لی، بانوی بزرگ وی
و شاهدخت ووآن رو به حضور می‌پذیرن

438
00:24:13,640 --> 00:24:16,800
رائو آر، باهام بیا داخل

439
00:24:49,440 --> 00:24:54,440
(در آرامش حقیقت، در اعماق جنگل)

440
00:24:56,720 --> 00:24:57,720
نیازی نیست

441
00:24:58,840 --> 00:25:01,240
بانوی بزرگ وی، بفرمایین بشینین

442
00:25:09,440 --> 00:25:11,080
شاهدخت ووآن، به‌موقع اومدی

443
00:25:11,800 --> 00:25:13,280
حتی اگه امروز هم نمی‌اومدی

444
00:25:13,360 --> 00:25:15,600
خودم یکی رو می‌فرستادم دنبالت

445
00:25:16,760 --> 00:25:20,520
امیدوارم هشدارم رو فراموش نکرده باشی

446
00:25:20,600 --> 00:25:24,080
...همسر سلطنتی لی -
هر تنبیهی که می‌خواین براش در نظر بگیرین -

447
00:25:24,680 --> 00:25:28,600
بذارین اول مدرکی رو که آورده ببینین

448
00:25:29,480 --> 00:25:31,160
دقیقاً همون چیزهایی رو که به من گفتی

449
00:25:31,240 --> 00:25:34,440
برای همسر سلطنتی لی تعریف کن

450
00:25:38,480 --> 00:25:40,960
...همسر سلطنتی لی، آ چو

451
00:25:41,040 --> 00:25:43,120
نه، شاهدخت ووآن

452
00:25:43,640 --> 00:25:44,880
دختر واقعی من نیست

453
00:25:45,480 --> 00:25:47,040
شونزده سال پیش

454
00:25:47,120 --> 00:25:49,920
زیر یه سرو کهنسال توی تپه پشتی کوهستان پیداش کردم

455
00:25:50,440 --> 00:25:51,480
دختر بزرگم توی بچگی از دنیا رفته بود

456
00:25:51,560 --> 00:25:53,200
برای همین خطر کردم

457
00:25:53,280 --> 00:25:55,160
و هویت آ چو رو به این بچه دادم

458
00:25:55,240 --> 00:25:57,200
و مثل دختر بیچاره خودم بزرگش کردم

459
00:25:57,840 --> 00:26:00,040
از روی خودخواهی حقیقت رو ازش پنهون کردم

460
00:26:00,640 --> 00:26:01,920
برای این گناهم مستحق مرگم

461
00:26:02,920 --> 00:26:03,920
همسر سلطنتی لی، لطفاً بهم رحم کنین

462
00:26:10,200 --> 00:26:12,000
توی کوهستان پیداش کردی؟

463
00:26:12,800 --> 00:26:15,360
بله، همون‌جا پیداش کردم

464
00:26:15,960 --> 00:26:17,240
شب جشنواره فانوس‌ها

465
00:26:17,320 --> 00:26:20,200
وی رائو رو دزدیدن و بدون ‌هیچ رد و نشونی ناپدید شد

466
00:26:21,360 --> 00:26:22,840
یکی آشکارا برای آسیب زدن
بهش نقشه کشیده بود

467
00:26:23,480 --> 00:26:25,720
و می‌خواست به قتل برسونتش، لو لون

468
00:26:28,000 --> 00:26:30,600
همسر سلطنتی لی، همسرم دایه چانگ

469
00:26:30,680 --> 00:26:32,440
سال‌ها توی عمارت وی خدمت می‌کرد

470
00:26:32,520 --> 00:26:35,280
و از تمام اتفاقات اونجا خبر داشت

471
00:26:35,360 --> 00:26:38,320
یه روز اتفاقی اون دختر رو دید خودش بود

472
00:26:39,080 --> 00:26:40,600
به دایه و نگهبان‌ها رشوه داد

473
00:26:40,680 --> 00:26:43,200
و با خلافکارها همدست شد
تا دختر جوون رو بدزده و بفروشه

474
00:26:43,280 --> 00:26:45,840
بعدشم از ترس اینکه اعدام بشه

475
00:26:45,920 --> 00:26:48,560
دختر بیچاره رو بی‌رحمانه
توی بیابون رها کرد

476
00:26:48,640 --> 00:26:50,760
و به حال خودش گذاشت تا بمیره

477
00:26:51,280 --> 00:26:52,840
شب ناپدید شدن بانوی جوان

478
00:26:52,920 --> 00:26:55,240
...لباس سرخ تنش بود -
لازم نیست این رو بهم بگی -

479
00:26:55,320 --> 00:26:58,400
شب ناپدید شدن وی رائو
دربار همه‌جا اعلامیه پخش کرد

480
00:26:58,480 --> 00:27:00,160
همه می‌دونستن چی پوشیده بود

481
00:27:00,760 --> 00:27:02,720
ردای ابریشمی سرخ با نقش ابر

482
00:27:02,800 --> 00:27:05,120
و روش شنل خز روباه سفید

483
00:27:05,200 --> 00:27:06,920
چیه؟ پیداشون کردین؟

484
00:27:07,520 --> 00:27:08,400
البته

485
00:27:09,640 --> 00:27:11,960
مادرخونده‌ام سال‌ها
زیر اجاق مخفیشون کرده بود

486
00:27:12,040 --> 00:27:13,680
همین تازگی پیداشون کردیم

487
00:27:14,960 --> 00:27:15,920
بی‌تائو

488
00:27:21,600 --> 00:27:23,120
اینم مدرک

489
00:27:23,200 --> 00:27:24,360
یه نگاهی بندازین، همسر سلطنتی لی

490
00:27:34,240 --> 00:27:35,440
یین‌گو

491
00:28:42,040 --> 00:28:43,720
(عمر طولانی و برکت بی‌پایان)

492
00:29:04,360 --> 00:29:06,160
این یکی قشنگه -
مگه نه؟ -

493
00:29:06,240 --> 00:29:08,600
(عمر طولانی و برکت بی‌پایان)

494
00:29:12,000 --> 00:29:13,680
فقط به فکر هدیه دخترتی

495
00:29:16,080 --> 00:29:16,920
بیا

496
00:29:21,240 --> 00:29:22,800
بیا، خودم برات می‌ذارمش

497
00:29:44,480 --> 00:29:47,000
...مادر... من

498
00:30:11,280 --> 00:30:13,760
درسته، اون موقع وی جین

499
00:30:14,640 --> 00:30:17,160
خودش قفل طول عمر رو حکاکی کرد

500
00:30:17,840 --> 00:30:21,200
و روش نوشت عمر طولانی و برکت بی‌پایان

501
00:30:22,040 --> 00:30:23,840
اما وقتی رائو آر به دنیا اومد

502
00:30:25,400 --> 00:30:27,600
اسمش رو مینگ‌جو گذاشتم

503
00:30:28,520 --> 00:30:30,440
دختر عزیزم که

504
00:30:30,520 --> 00:30:32,400
مثل یه مروارید توی کف دستم عزیز بود

505
00:30:33,200 --> 00:30:35,560
اما از ترس اینکه مبادا
از برکتش کم بشه

506
00:30:36,080 --> 00:30:37,400
فقط جرئت کردم چند کلمه ریز

507
00:30:37,480 --> 00:30:39,920
...پشت قفل طول عمر حک کنم

508
00:30:40,720 --> 00:30:43,640
«تقدیم به دختر عزیزم، مینگ‌جو»

509
00:30:44,320 --> 00:30:48,040
اون نوشته ریز هیچ‌وقت
توی پرونده ثبت نشد

510
00:30:48,120 --> 00:30:50,040
و افراد خیلی کمی ازش خبر داشتن

511
00:30:52,360 --> 00:30:54,480
اما پشت این قفل طول عمر

512
00:30:55,520 --> 00:30:57,000
هیچ نوشته‌ای نیست

513
00:31:13,400 --> 00:31:14,440
...چطور

514
00:31:15,440 --> 00:31:16,520
چطور ممکنه؟

515
00:31:21,720 --> 00:31:23,520
وقتی شاهدخت ووآن رو پیدا کردم

516
00:31:23,600 --> 00:31:25,480
همین قفل طول عمر گردنش بود

517
00:31:26,120 --> 00:31:27,840
فهمیدم که به هویت واقعیش مربوطه

518
00:31:28,520 --> 00:31:30,680
می‌ترسیدم کسی متوجه بشه
و بچه‌ام رو ازم بگیره

519
00:31:31,680 --> 00:31:33,840
فقیر بودیم، اما هیچ‌وقت جرئت نکردم بفروشمش

520
00:31:34,480 --> 00:31:35,680
همین قفله

521
00:31:38,040 --> 00:31:42,440
همسر سلطنتی لی، ممکنه اشتباهی شده باشه؟

522
00:31:43,160 --> 00:31:44,040
مادر

523
00:31:44,120 --> 00:31:47,960
خودتون از بچگی رائو آر رو بزرگ کردین

524
00:31:48,040 --> 00:31:50,240
هیچ‌وقت هم به هویتش شک نداشتین

525
00:31:50,840 --> 00:31:53,400
حالا یکی دیگه ادعا می‌کنه دختر شماست

526
00:31:53,480 --> 00:31:56,640
پس یادگاری باید کاملاً مطابقت داشته باشه

527
00:31:56,720 --> 00:31:58,480
تا بشه حرفش رو باور کرد

528
00:31:58,560 --> 00:32:01,400
لطفاً خونسردیتون رو حفظ کنین

529
00:32:02,200 --> 00:32:03,520
بذارین همسر سلطنتی لی

530
00:32:04,680 --> 00:32:06,080
با دقت ازشون سؤال کنه

531
00:32:07,280 --> 00:32:08,240
لو لون

532
00:32:09,360 --> 00:32:11,480
همسرت دایه چانگ کجاست؟

533
00:32:11,560 --> 00:32:12,480
مرده

534
00:32:13,080 --> 00:32:14,800
به قتل رسیده

535
00:32:14,880 --> 00:32:16,400
وی هنگ‌ئه

536
00:32:17,480 --> 00:32:18,960
تو دایه چانگ رو کشتی؟

537
00:32:20,960 --> 00:32:22,640
همسر سلطنتی لی، بهم تهمت زدن

538
00:32:22,720 --> 00:32:25,720
اون زن اشیای قیمتی رو دزدید
و از عمارت فرار کرد

539
00:32:25,800 --> 00:32:28,320
از صخره افتاد پایین
حقش هم همین بود

540
00:32:29,520 --> 00:32:31,080
رائو آر برادرزاده‌ی خودمه

541
00:32:31,680 --> 00:32:33,760
من ازدواج کردم و به هر حال
نمی‌تونم وارث ثروت خانواده برادرم بشم

542
00:32:33,840 --> 00:32:36,840
اینکه بخوام به وی رائو آسیب بزنم
اصلاً منطقی نیست

543
00:32:37,880 --> 00:32:39,960
این مرد خائن و طمعکاره

544
00:32:40,040 --> 00:32:42,640
اون و زنش با هم همدست بودن

545
00:32:42,720 --> 00:32:45,560
حالا هم با غریبه‌ها همدست شده
تا به ارباب‌های خودش تهمت بزنه

546
00:32:45,640 --> 00:32:47,560
اصلاً دنبال چیه؟

547
00:32:48,560 --> 00:32:51,200
همسر سلطنتی لی، حقیقت رو ببینین

548
00:32:51,800 --> 00:32:54,280
بهش چهل ضربه شلاق بزنین
بعد دوباره ازش بازجویی کنین

549
00:32:54,920 --> 00:32:57,000
نگهبان‌ها -
همسر سلطنتی لی، رحم کنین! خواهش می‌کنم -

550
00:32:57,080 --> 00:32:58,920
هر چی گفتم حقیقته

551
00:32:59,000 --> 00:33:02,120
مـ... من جرئت دروغ گفتن ندارم
همسر سلطنتی لی، رحم کنین

552
00:33:02,200 --> 00:33:03,520
نمی‌تونین با شکنجه ازش اعتراف بگیرین -
خواهش می‌کنم رحم کنین

553
00:33:03,600 --> 00:33:05,120
تو حق حرف زدن نداری

554
00:33:14,280 --> 00:33:16,920
اعتراف می‌کنم

555
00:33:17,440 --> 00:33:18,680
همه‌چیز رو می‌گم

556
00:33:22,360 --> 00:33:23,640
همسر سلطنتی لی

557
00:33:24,160 --> 00:33:25,840
من دروغ گفتم

558
00:33:25,920 --> 00:33:27,360
حقیقت اینه که

559
00:33:27,440 --> 00:33:30,080
به دستور شاهدخت ووآن این کار رو کردم

560
00:33:46,480 --> 00:33:48,040
!زود باش! تندتر

561
00:33:48,760 --> 00:33:50,800
مادر، ارباب چه پیغامی فرستاده که

562
00:33:50,880 --> 00:33:52,960
اینطوری با عجله می‌ریم شیان‌ جوانگ؟

563
00:33:53,800 --> 00:33:55,800
چرا زن‌برادر رو با خودمون نمی‌بریم؟

564
00:33:56,520 --> 00:33:58,320
این موضوع به شاهدخت ووآن مربوطه؟

565
00:33:58,400 --> 00:34:01,400
اون از پس کارهای مهم برنمیاد
فقط اوضاع رو خراب‌تر می‌کنه

566
00:34:02,080 --> 00:34:03,080
تو عاقل و دوراندیشی

567
00:34:03,160 --> 00:34:06,400
فعلاً سؤال نپرس
وقتی رسیدیم می‌فهمی

568
00:34:09,040 --> 00:34:09,880
هی، تو

569
00:34:12,760 --> 00:34:14,040
چه خبره؟

570
00:34:14,120 --> 00:34:15,560
بانو، دو تا کالسکه دم دروازه شهر به هم برخورد کردن

571
00:34:15,639 --> 00:34:17,040
هیچ‌کدوم حاضر نیستن کوتاه بیان

572
00:34:17,120 --> 00:34:18,159
برای همین راه دروازه رو بستن

573
00:34:18,239 --> 00:34:19,520
از یه مسیر دیگه برین، همین الان

574
00:34:19,600 --> 00:34:21,960
اگه از سمت غرب دور بزنیم
راه خیلی طولانی می‌شه

575
00:34:22,040 --> 00:34:24,080
شاید تا ساعت شو نرسیم به عمارت

576
00:34:24,719 --> 00:34:27,400
اوضاع خرابه، خیلی هم خرابه

577
00:34:28,239 --> 00:34:30,120
راه رو برای کالسکه مرزبان باز کنین

578
00:34:33,840 --> 00:34:35,760
از راه فرعی برین! زود باشین

579
00:34:37,920 --> 00:34:38,840
...اون

580
00:34:38,920 --> 00:34:40,639
دویست سکه بهم داد

581
00:34:40,719 --> 00:34:43,880
و گفت دروغ سر هم کنم
و به بانو هنگ‌ئه تهمت بزنم

582
00:34:43,960 --> 00:34:46,440
داستان رشوه دادن به دایه
و عوض کردن دخترها

583
00:34:46,520 --> 00:34:48,000
همه‌اش ساخته‌ی‌ دست این شیاده

584
00:34:48,080 --> 00:34:50,159
حتی مدرک جعلی هم درست کرد
تا همه رو فریب بده

585
00:34:50,239 --> 00:34:53,719
دیدین؟ حتی یه قفل طول عمر
دقیقاً مثل اصلش پیدا کرده

586
00:34:53,800 --> 00:34:55,520
اولش جرئت نمی‌کردم این کار رو بکنم

587
00:34:55,600 --> 00:34:57,920
اما اون مدام وسوسه‌ام می‌کرد

588
00:34:58,880 --> 00:35:01,760
می‌دونست که قیافه‌اش عین وی رائوئه

589
00:35:01,840 --> 00:35:04,160
برای همین این نقشه رو کشید
تا شما رو به جون هم بندازه

590
00:35:04,920 --> 00:35:08,240
به هر حال، زنم دیگه مرده

591
00:35:08,320 --> 00:35:10,840
دایه و نگهبان‌ها هم مردن
و دیگه هیچ شاهدی باقی نمونده

592
00:35:10,920 --> 00:35:12,920
وقتی حقیقت و دروغ رو قاطی کنی
به‌راحتی می‌تونی همه‌چیز رو دستکاری کنی

593
00:35:13,560 --> 00:35:15,400
اگه حتی بخشی از حرفش رو باور می‌کردین

594
00:35:15,480 --> 00:35:17,160
می‌تونست بقیه حرف‌هاش رو هم واقعی جلوه بده

595
00:35:17,240 --> 00:35:19,160
و عنوان شاهدخت رو به دست بیاره

596
00:35:19,240 --> 00:35:21,800
و تا آخر عمر توی ناز و نعمت زندگی کنه

597
00:35:21,880 --> 00:35:23,800
حتی بهم قول داد یه عمارت و زمین حاصلخیز بده

598
00:35:23,880 --> 00:35:25,600
به‌ اضافه‌ی یه زن زیبا و جوون

599
00:35:25,680 --> 00:35:28,600
یه لحظه عقلم رو از دست دادم
طمع کورم کرده بود

600
00:35:28,680 --> 00:35:31,040
مستحق مرگم

601
00:35:31,120 --> 00:35:33,200
مار دروغگو -
مستحق مرگم -

602
00:35:33,280 --> 00:35:35,840
ادعا کردی خدمتکار خاندان وی هستی
و اومدی از من پناه بخوای

603
00:35:36,440 --> 00:35:37,560
اما از قبل یکی خریده بودت

604
00:35:37,640 --> 00:35:38,920
این دام رو پهن کردی تا من رو بدنام کنی

605
00:35:39,600 --> 00:35:40,560
اگه این قفل طول عمر جعلیه

606
00:35:40,640 --> 00:35:42,880
پس لباس‌ها و کفش‌ها و جوراب‌ها هم جعلی‌ان؟

607
00:35:42,960 --> 00:35:45,440
من اون موقع فقط یه بچه بودم
از کجا باید می‌دونستم

608
00:35:45,520 --> 00:35:46,880
وسایل شخصی

609
00:35:46,960 --> 00:35:49,120
دختر یکی از خاندان‌های اشراف‌زاده
شونزده سال پیش چه شکلی بوده؟

610
00:35:49,200 --> 00:35:50,640
حتی اگه همه‌اشون جعلی باشن

611
00:35:51,280 --> 00:35:53,200
پس چرا دایه و نگهبان‌های فراری

612
00:35:53,280 --> 00:35:54,720
درست توی کوهستان جنوبی کشته شدن؟

613
00:35:55,480 --> 00:35:57,720
اگه این برای ساکت کردن شاهدها نبود
پس چی بود؟

614
00:35:57,800 --> 00:36:00,080
چطور جرئت می‌کنی این دروغ بی‌شرمانه رو بگی؟

615
00:36:00,160 --> 00:36:02,120
از مجازات آسمانی نمی‌ترسی؟

616
00:36:02,200 --> 00:36:05,480
همسر سلطنتی لی، برای اثبات حرفم مدرک دارم

617
00:36:05,560 --> 00:36:09,240
حتی یه سکه از رشوه‌ای که بهم داد خرج نکردم

618
00:36:09,320 --> 00:36:12,760
همه‌اش رو بیرون شهر
زیر درخت نارون قدیمی توی شیب جی‌وی دفن کردم

619
00:36:12,840 --> 00:36:15,280
اگه باورم ندارین یکی رو بفرستین درش بیاره

620
00:36:20,800 --> 00:36:21,800
نگهبان‌ها

621
00:36:22,840 --> 00:36:24,000
ببرینش تا مدرک رو بیرون بیاره

622
00:36:27,360 --> 00:36:28,320
حرکت کن

623
00:36:29,520 --> 00:36:31,440
بانو لی، وقتی مدرک پیدا شد

624
00:36:32,040 --> 00:36:33,360
ارباب لو خودش با چشم‌هاش دید

625
00:36:33,440 --> 00:36:36,040
می‌تونه به نفعم شهادت بده -
ارباب لو؟ -

626
00:36:37,280 --> 00:36:40,120
ارباب لو رو آن چنان اغوا کردی که
دیگه خوب و بد رو تشخیص نمی‌ده

627
00:36:40,200 --> 00:36:41,800
اون‌وقت انتظار داری حقیقت رو تشخیص بده؟

628
00:36:42,960 --> 00:36:45,960
قاچاقچی‌های آدم هیچ‌وقت
مدرکی از خودشون به جا نمی‌ذارن

629
00:36:46,040 --> 00:36:48,440
خیلی وقت پیش همه رو می‌سوزوندن
یا دفن می‌کردن

630
00:36:50,640 --> 00:36:53,560
همه اینا جعلیه

631
00:36:54,160 --> 00:36:56,560
!جعلیه! تک‌تکشون جعلی‌ان

632
00:37:04,640 --> 00:37:07,000
اون عروس بدلی که اون موقع پیدا کردم

633
00:37:07,640 --> 00:37:10,280
اونقدر طمعکاره که

634
00:37:10,360 --> 00:37:14,320
همچین دروغ شاخ‌داری سر هم کرد
تا جای رائو آر رو بگیره

635
00:37:15,200 --> 00:37:18,280
همه‌اش تقصیر منه
من که عمه‌اش بودم

636
00:37:18,880 --> 00:37:21,880
گرگ رو به خونه راه دادم و به رائو آر آسیب زدم

637
00:37:22,440 --> 00:37:23,280
همسر سلطنتی لی

638
00:37:23,920 --> 00:37:25,080
این مادر و دختر

639
00:37:25,160 --> 00:37:28,280
مخفیانه برای جا زدن خودشون
به جای یه بانوی اشراف‌زاده توطئه کردن

640
00:37:29,200 --> 00:37:31,320
نباید از مجازات در برن

641
00:37:31,400 --> 00:37:33,600
!نه! قسم می‌خورم که این‌طور نیست

642
00:37:33,680 --> 00:37:35,800
من واقعاً شاهدخت ووآن رو پیدا کردم

643
00:37:35,880 --> 00:37:37,080
جرئت دروغ گفتن ندارم

644
00:37:39,320 --> 00:37:41,360
رائوآر دختر واقعی شما نیست

645
00:37:42,720 --> 00:37:45,640
با این حال اینقدر عجله دارین محکومم کنی

646
00:37:46,640 --> 00:37:48,000
واقعاً دنبال چی هستین؟

647
00:37:48,960 --> 00:37:50,480
من دنبال چی‌ام؟

648
00:37:50,560 --> 00:37:52,360
مگه من چی می‌خوام؟

649
00:37:52,440 --> 00:37:54,440
فقط دلم برای اون بچه بیچاره می‌سوزه که

650
00:37:54,520 --> 00:37:56,320
برادر مرحومم از خودش به جا گذاشت

651
00:37:58,120 --> 00:37:59,560
بله، واقعاً بیچاره‌ست

652
00:38:02,000 --> 00:38:04,040
پدر واقعیم توی میدون جنگ کشته شد

653
00:38:04,120 --> 00:38:06,960
و دختر کوچیکش رو به خانواده خودش سپرد

654
00:38:08,880 --> 00:38:09,920
به این امید که شما

655
00:38:10,520 --> 00:38:12,800
از دختر عزیزش مراقبت کنین و با عشق بزرگش کنین

656
00:38:12,880 --> 00:38:15,400
از کجا می‌دونست خواهر خودش

657
00:38:15,480 --> 00:38:18,240
برای منفعت خودش جای دو دختر رو عوض می‌کنه؟

658
00:38:18,800 --> 00:38:22,200
یکی توی ناز و نعمت بزرگ شد

659
00:38:22,720 --> 00:38:25,160
و اون یکی توی فقر زندگی کرد
و به آخر خط رسید

660
00:38:27,040 --> 00:38:30,120
وی هنگ‌ئه، از خودت بپرس

661
00:38:30,760 --> 00:38:31,720
بعد از تمام کارهایی که کردی

662
00:38:31,800 --> 00:38:34,040
می‌تونی با برادرت که توی جنگ کشته شد روبه‌رو بشی؟

663
00:38:34,120 --> 00:38:36,640
می‌تونی با وجدان خودت کنار بیای؟ -
خفه شو -

664
00:38:37,240 --> 00:38:38,520
وجدانم راحته

665
00:38:38,600 --> 00:38:42,080
!من هیچ کاری نکردم! می‌تونم به آسمون قسم بخورم

666
00:38:42,160 --> 00:38:43,280
چرا باید بترسم؟

667
00:38:53,080 --> 00:38:53,920
بی‌تائو

668
00:38:55,520 --> 00:38:58,120
تو توی خاندان وی بزرگ شدی

669
00:38:58,200 --> 00:39:00,760
همیشه کنار بانوی چهارم بودی

670
00:39:00,840 --> 00:39:02,800
اون از همه بیشتر به تو اهمیت می‌داد

671
00:39:03,920 --> 00:39:07,240
چطور می‌تونی تمام محبت‌های خاندان وی رو فراموش کنی

672
00:39:07,320 --> 00:39:08,760
و به کسی کمک کنی همچین شرارتی بکنه؟

673
00:39:08,840 --> 00:39:10,640
چطور می‌تونی به یه شیاد خدمت کنی؟

674
00:39:11,560 --> 00:39:12,520
بی‌تائو

675
00:39:12,600 --> 00:39:15,920
بهمون بگو، چی می‌دونی؟

676
00:39:41,600 --> 00:39:42,920
کار تو بود

677
00:39:46,720 --> 00:39:48,960
تو قفل طول عمر رو عوض کردی

678
00:39:50,760 --> 00:39:51,960
...شاهدخت

679
00:39:52,720 --> 00:39:53,800
...من

680
00:39:54,840 --> 00:39:55,680
...من

681
00:39:58,040 --> 00:40:00,760
اگه همینطور وقت تلف کنی
همسر سلطنتی لی رو عصبانی می‌کنی

682
00:40:00,840 --> 00:40:02,880
اونوقت می‌برنت بیرون
و اونقدر می‌زننت تا بمیری

683
00:40:02,960 --> 00:40:05,440
پدر و مادر و برادرهات هم مجازات می‌شن

684
00:40:08,040 --> 00:40:09,680
بهتره حقیقت رو بگی

685
00:40:10,280 --> 00:40:13,120
نترس اگه حقیقت رو بگی

686
00:40:13,720 --> 00:40:17,520
همسر سلطنتی لی عدالت رو برقرار می‌کنه

687
00:40:17,600 --> 00:40:19,680
حرف بزن! زبونت بند اومده؟

688
00:40:20,200 --> 00:40:21,160
گفتم حرف بزن

689
00:40:45,360 --> 00:40:46,880
پس قضیه این بود

690
00:40:49,720 --> 00:40:52,360
از همون روز اولی که وارد عمارت وی شدم

691
00:40:53,720 --> 00:40:56,560
یکی رو از قبل کنارم گذاشته بودن

692
00:40:58,120 --> 00:41:00,160
تا منتظر همچین روزی بمونه

693
00:41:02,520 --> 00:41:05,800
من خیلی احمق و ساده‌لوح بودم

694
00:41:07,200 --> 00:41:09,640
اونقدر برای پیدا کردن مادر واقعیم عجله داشتم که

695
00:41:11,600 --> 00:41:13,840
دامی رو که درست جلوی چشمم بود ندیدم

696
00:41:21,800 --> 00:41:23,080
وی هنگ‌ئه

697
00:41:27,360 --> 00:41:29,040
وقتی اون موقع ناپدید شدم

698
00:41:29,600 --> 00:41:32,480
حتماً داخل عمارت همدستی داشتی
که جای ما رو عوض کنه

699
00:41:34,720 --> 00:41:37,240
اون شخص کی می‌تونسته باشه؟ -
...تو -

700
00:41:40,280 --> 00:41:42,880
زبون تیزی داری

701
00:41:43,680 --> 00:41:44,920
از خودت دفاع می‌کنی
و به بقیه حمله می‌کنی

702
00:41:45,600 --> 00:41:47,720
و مدام به اتهام‌هات ادامه می‌دی

703
00:41:47,800 --> 00:41:49,440
هیچ مدرکی نداری

704
00:41:49,520 --> 00:41:53,280
اما حقیقت رو وارونه جلوه می‌دی
و به بقیه تهمت می‌زنی

705
00:41:54,440 --> 00:41:58,160
هنوز جوونی راه درست رو انتخاب کن

706
00:41:58,680 --> 00:42:02,560
کاری نکن که بعداً پشیمون بشی

707
00:42:03,800 --> 00:42:05,640
قفل طول عمر رو می‌شه جعل کرد

708
00:42:06,560 --> 00:42:07,760
شاهدها رو هم می‌شه خرید

709
00:42:11,280 --> 00:42:12,720
شونزده سال گذشته

710
00:42:14,000 --> 00:42:15,800
یکی عمداً توی این ماجرا دخالت کرده

711
00:42:15,880 --> 00:42:17,720
تا حقیقت رو به دروغ تبدیل کنه

712
00:42:17,800 --> 00:42:19,680
و مادر و دختری رو از هم جدا نگه داره

713
00:42:20,240 --> 00:42:21,640
اما می‌خوام ازت بپرسم

714
00:42:23,480 --> 00:42:24,680
همسر سلطنتی لی

715
00:42:27,480 --> 00:42:29,800
چرا دختر خودت رو گم کردی؟

716
00:42:30,560 --> 00:42:31,920
و چرا

717
00:42:32,000 --> 00:42:35,120
حالا که درست جلوی چشماته
حقیقت رو نمی‌بینی

718
00:42:35,200 --> 00:42:37,920
و اجازه می‌دی با دروغ بهش تهمت بزنن؟

719
00:42:45,200 --> 00:42:46,280
چرا؟

720
00:42:56,640 --> 00:42:57,800
مادر

721
00:43:14,600 --> 00:43:17,600
مادر، شما گیج شدین
چطور حرف یه شیاد رو باور می‌کنین؟

722
00:43:17,680 --> 00:43:21,360
با حرف‌های شیرینش خوب و بد رو جابه‌جا می‌کنه

723
00:43:21,960 --> 00:43:25,080
حرف اون رو باور می‌کنین
اما دختر خودتون رو نه؟

724
00:43:26,400 --> 00:43:28,320
مادر، بهم نگاه کنین

725
00:43:29,960 --> 00:43:31,320
این رو لمس کنین

726
00:43:33,360 --> 00:43:35,320
وقتی اون موقع خاندان وی رو ترک کردین

727
00:43:35,400 --> 00:43:38,000
مادربزرگ به خاطر مرگ زودهنگام پدر
عزادار بود

728
00:43:38,080 --> 00:43:39,560
هیچ‌کس توی خانواده وقت رسیدگی به من رو نداشت

729
00:43:40,160 --> 00:43:43,120
یواشکی از خونه رفتم بیرون
تا شما رو توی قصر پیدا کنم

730
00:43:43,720 --> 00:43:45,560
اما پله‌ها خیلی بلند بودن

731
00:43:45,640 --> 00:43:47,960
پام لیز خورد و افتادم
برای همین این جای زخم رو دارم

732
00:43:49,560 --> 00:43:52,240
این جای زخم نشون می‌ده
چقدر دلم براتون تنگ شده بود مادر

733
00:43:55,160 --> 00:43:56,200
مادر

734
00:43:57,880 --> 00:43:59,800
مادر، واقعاً می‌خواین حرف اون رو باور کنین

735
00:43:59,880 --> 00:44:01,480
و دختر خودتون رو رها کنین؟

736
00:44:03,120 --> 00:44:04,480
هنوز درد می‌کنه؟

737
00:44:42,120 --> 00:44:45,680
دنیا به کجا رسیده؟

738
00:44:46,440 --> 00:44:49,480
دیگه چی حقیقته و چی دروغ؟

739
00:44:49,560 --> 00:44:50,560
...من

740
00:44:52,160 --> 00:44:53,240
مادر

741
00:44:53,880 --> 00:44:57,840
بهتره این موضوع رو به همسر سلطنتی لی بسپاریم

742
00:44:57,920 --> 00:45:00,360
تا وقتی همسر سلطنتی لی قاطعانه تصمیم بگیره

743
00:45:00,440 --> 00:45:01,680
و به این ماجرا پایان بده

744
00:45:01,760 --> 00:45:04,760
خاندان لو هم می‌فهمه که قضیه تموم شده

745
00:45:04,840 --> 00:45:06,520
و دیگه جرئت نمی‌کنه مخالفت ‌کنه

746
00:45:06,600 --> 00:45:09,120
هرچقدر هم لو جو جسور باشه

747
00:45:09,200 --> 00:45:13,040
بازم رئیس خاندان، مرزبان بزرگه

748
00:45:13,640 --> 00:45:15,200
وقتی کار تموم بشه

749
00:45:15,280 --> 00:45:17,400
دوتا خاندان می‌تونن بقیه مسائل رو حل کنن

750
00:45:18,000 --> 00:45:19,720
اون‌وقت همه‌چیز رو لاپوشونی می‌کنیم

751
00:45:20,320 --> 00:45:22,600
و پای خاندان وی رو وسط نمی‌کشیم

752
00:45:23,440 --> 00:45:25,120
بالاخره خیالتون راحت می‌شه

753
00:45:25,200 --> 00:45:26,600
و می‌تونیم

754
00:45:27,760 --> 00:45:32,480
به پدر مرحوم بانوی چهارم هم جوابی بدیم

755
00:45:32,560 --> 00:45:36,520
فقط می‌ترسم همسر سلطنتی لی دودل بشه

756
00:45:36,600 --> 00:45:39,320
و بیش از حد ملاحظه کنه

757
00:45:45,600 --> 00:45:46,680
مادر

758
00:45:47,280 --> 00:45:49,840
حالا دیگه مدارک کامله
هیچ دفاعی ازش باقی نمونده

759
00:45:50,600 --> 00:45:52,200
بازم می‌خواین از این دروغگو حمایت کنین

760
00:45:52,280 --> 00:45:55,400
و بذارین جلوی همه تحقیرم کنه
و آبروی پدر رو ببره؟

761
00:45:56,000 --> 00:45:57,840
مادر، تصمیمتون رو بگیرین

762
00:46:04,960 --> 00:46:05,920
آ چو

763
00:46:07,360 --> 00:46:08,720
دیگه چی برای گفتن داری؟

764
00:46:09,880 --> 00:46:11,200
حرفی ندارم

765
00:46:14,120 --> 00:46:16,480
...نگهبان‌ها! ببرینش

766
00:46:20,280 --> 00:46:21,240
صبر کنین

767
00:46:21,264 --> 00:46:41,264
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

