1
00:00:07,007 --> 00:00:12,012
‫«ترجمه از خشایار»

2
00:00:12,595 --> 00:00:14,556
‫- صبح بخیر!
‫- صبح بخیر!

3
00:00:15,556 --> 00:00:25,556
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:45,336 --> 00:00:48,548
‫- پائولا کجاست؟
‫- شیفتش هنوز شروع نشده.

5
00:00:52,469 --> 00:00:53,553
‫ای وامونده.

6
00:00:54,554 --> 00:00:55,638
‫صبح بخیر.

7
00:01:18,536 --> 00:01:20,905
‫هی! هر وقت آماده بودی، بیا.

8
00:01:20,955 --> 00:01:21,873
‫اومدم.

9
00:01:23,708 --> 00:01:24,918
‫ببخشید.

10
00:01:25,418 --> 00:01:26,628
‫- بازم قهوه بریزم؟
‫- لطفا.

11
00:01:31,216 --> 00:01:32,634
‫- ممنون.
‫- شرمنده.

12
00:01:33,593 --> 00:01:35,045
‫خواهرت چه مرگش شده؟

13
00:01:35,095 --> 00:01:36,421
‫نمی‌دونم.

14
00:01:36,471 --> 00:01:38,840
‫وقتی رسید اینجا،
‫بهش بگو اخراج شده.

15
00:01:38,890 --> 00:01:41,810
‫شاید مریضی چیزی شده.
‫جواب تلفنش رو نمی‌ده.

16
00:01:42,602 --> 00:01:43,887
جلوی خونه‌اش رفتی؟

17
00:01:43,937 --> 00:01:45,597
‫فکر می‌کردم قراره اینجا ببینمش.

18
00:01:45,647 --> 00:01:47,891
‫[آندرسر هنوز آزاد می‌چرخه]

19
00:01:47,941 --> 00:01:50,560
‫صورتحساب بیارید، لطفا.

20
00:01:50,610 --> 00:01:51,945
‫میز شماره پنج صدا می‌زنه.

21
00:01:53,238 --> 00:01:54,606
‫عکسش رو آوردم.

22
00:01:54,656 --> 00:01:55,782
‫بذار ببینم.

23
00:01:58,910 --> 00:01:59,994
‫خوشگله.

24
00:02:02,789 --> 00:02:03,998
‫پیش شما باشه.

25
00:02:04,666 --> 00:02:06,451
‫می‌خوام گزارش مفقود شدنش رو بدم.

26
00:02:06,501 --> 00:02:08,336
‫ولی دیروز دیدیش، مگه نه؟

27
00:02:08,837 --> 00:02:11,372
‫من اخبار رو می‌خوندم،
‫اگه آندرسر گرفته باشش چی...

28
00:02:11,422 --> 00:02:12,757
‫باز آندرسر.

29
00:02:14,884 --> 00:02:16,136
‫دیگه کافیه.

30
00:02:17,720 --> 00:02:19,255
‫می‌دونی چند نفر امروز اومدن...

31
00:02:19,305 --> 00:02:21,850
‫تا بهم بگن این عوضی
‫خواهرشون رو دزدیده؟

32
00:02:23,393 --> 00:02:24,394
‫هفت نفر.

33
00:02:30,775 --> 00:02:33,736
‫می‌دونی چند نفرشون برگشتن خونه
‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده؟

34
00:02:35,697 --> 00:02:36,698
‫همه‌شون.

35
00:02:38,324 --> 00:02:41,244
‫پیشنهاد می‌کنم برگردی خونه.

36
00:02:41,911 --> 00:02:45,707
‫واسه خودت یک چای آرامش‌بخش بریزی.
‫کتاب بخونی.

37
00:02:47,375 --> 00:02:48,376
‫پائولا؟

38
00:02:59,929 --> 00:03:01,431
‫من نگرانش هستم.

39
00:03:02,557 --> 00:03:03,591
‫ببین.

40
00:03:03,641 --> 00:03:05,051
‫این واقعیت که سر کار نرفته،

41
00:03:05,101 --> 00:03:06,978
‫معنیش این نیست که
‫اتفاق بدی واسه‌ش افتاده.

42
00:03:08,938 --> 00:03:10,940
‫مردم همه رازهایی دارن، همین.

43
00:03:37,133 --> 00:03:38,134
‫پائو؟

44
00:03:46,100 --> 00:03:47,560
‫گربه وامونده.

45
00:03:49,062 --> 00:03:51,105
‫همیشه اوقات اتفاق میفته،
‫همیشه هم یک جوره.

46
00:03:52,607 --> 00:03:54,267
‫- اون گربه‌ش رو تنها نمی‌ذاشت.
‫- نه.

47
00:03:54,317 --> 00:03:55,602
‫بدون آب و غذا.

48
00:03:55,652 --> 00:03:58,938
‫گربه‌ها سرسخت هستن.
‫باور کن. خودم سه تا دارم.

49
00:03:58,988 --> 00:04:00,406
‫آخه از این کارها نمی‌کنه.

50
00:04:01,950 --> 00:04:06,412
‫ببین، معمولا در اینجور موارد،
‫با یک نفر آشنا شدن.

51
00:04:07,288 --> 00:04:09,574
‫- به گربه غذا بده.
‫- شما متوجه نیستی،

52
00:04:09,624 --> 00:04:11,000
‫اون با کسی آشنا نشده.

53
00:04:11,668 --> 00:04:12,752
‫مطمئنی؟

54
00:04:13,711 --> 00:04:16,706
‫اینجا همه‌ش نگرانش هستی...

55
00:04:16,756 --> 00:04:20,260
‫بعد یک روز، سر و کله‌شون پیدا می‌شه
‫و درباره مرد جدیدشون حرف می‌زنن.

56
00:04:21,469 --> 00:04:24,097
‫ببین خانم، اینقدر وقتم رو هدر نده.

57
00:04:24,806 --> 00:04:26,599
‫باید برگردم سر کار اصلی‌مون.

58
00:05:28,036 --> 00:05:29,946
‫پس با ما غذا نمی‌خوری؟

59
00:05:29,996 --> 00:05:34,075
‫بهت گفتم، نمی‌تونم قبل از اینکه
‫شیفتم تموم نشده، بیام.

60
00:05:34,125 --> 00:05:36,494
‫خودت می‌دونی، عزیزم. لطفا.
‫مامان‌بزرگ پیشت می‌مونه.

61
00:05:36,544 --> 00:05:40,623
‫مامان، می‌دونی که از دستپخت
‫مامان‌بزرگ بدم میاد. افتضاحه.

62
00:05:40,673 --> 00:05:42,125
‫هی، اینقدر ناله نکن.

63
00:05:42,175 --> 00:05:43,301
‫بهش محل نده، مامان.

64
00:05:45,511 --> 00:05:47,472
‫می‌تونم واسه شام
‫ویل میلانیز درست کنم. چطوره؟

65
00:05:49,682 --> 00:05:52,268
‫اگه مامانم واسم غذا درست نکنه،
‫من چیزی نمی‌خورم.

66
00:06:06,074 --> 00:06:08,359
‫- حالت خوبه؟
‫- نه، نمی‌دونم خوبم یا نه.

67
00:06:08,409 --> 00:06:11,954
‫فکر کنم ترسیدم.
‫یا نگرانم. نمی‌دونم.

68
00:06:12,914 --> 00:06:16,034
‫به نظرم دو هفته برای
‫آماده شدن کافی نیست.

69
00:06:16,084 --> 00:06:19,203
‫مطمئنم هر چیزی که
‫لازم باشه رو می‌دونی.

70
00:06:19,253 --> 00:06:20,838
‫- آره. مطمئنی؟
‫- معلومه.

71
00:06:21,422 --> 00:06:22,882
‫کار درستی می‌کنم؟

72
00:06:25,760 --> 00:06:26,761
‫آره.

73
00:06:27,428 --> 00:06:28,379
‫- آره.
‫- آره؟

74
00:06:28,429 --> 00:06:30,214
‫آره، کار درستی می‌کنی.

75
00:06:30,264 --> 00:06:31,591
‫- جدی؟ فکر می‌کنی؟
‫- آره.

76
00:06:31,641 --> 00:06:34,635
‫مطمئنم. از هواپیما پرش زدی، مگه نه؟

77
00:06:34,685 --> 00:06:37,105
‫- آره.
‫- چتر نجات باز شد؟

78
00:06:39,440 --> 00:06:40,441
‫آره. آره، باز شد.

79
00:06:42,068 --> 00:06:43,528
‫می‌دونی مشکلت چیه؟

80
00:06:45,154 --> 00:06:46,522
‫خیلی به خودت سخت می‌گیری.

81
00:06:46,572 --> 00:06:49,400
‫چیزی که الان نمی‌دونی،
‫بعدا یاد می‌گیری.

82
00:06:49,450 --> 00:06:51,411
‫قدم به قدم. هیچ مشکلی نیست.

83
00:06:52,662 --> 00:06:54,872
‫ولی من طرف بچه‌ها رو می‌گیرم،

84
00:06:55,706 --> 00:06:58,000
‫چون ویل میلانیز مامانت
‫به خوبی مال خودت نیست.

85
00:07:02,046 --> 00:07:03,047
‫ممنون.

86
00:07:19,522 --> 00:07:22,567
‫رستاخیز بدن...

87
00:07:23,067 --> 00:07:24,819
‫و زندگی ابدی.

88
00:07:39,834 --> 00:07:41,085
‫صبح بخیر، بابا.

89
00:07:54,765 --> 00:07:57,351
‫[در خونسردی]

90
00:08:20,541 --> 00:08:22,910
‫واقعا می‌خوای اولین روز دیر بری؟

91
00:08:22,960 --> 00:08:24,879
‫معلومه که نه، مامان.

92
00:08:33,137 --> 00:08:35,840
‫فکر می‌کردم گفتی تا الان
‫دیگه خبری از آندرسر پخش نمی‌شه.

93
00:08:35,890 --> 00:08:39,927
‫خب، آقای رئیس جمهور،
‫موفق شدیم کمی نزدیک بشیم.

94
00:08:39,977 --> 00:08:41,896
‫- تحقیقات...
‫- پس امیلیو،

95
00:08:42,522 --> 00:08:44,524
‫لطفا توضیح بده این تیتر کوفتی چیه!

96
00:08:46,067 --> 00:08:48,561
‫به «پیپسا» زنگ بزن.
‫این لعنتی‌ها رو خفه کن.

97
00:08:48,611 --> 00:08:50,938
‫با کمال احترام، جناب رئیس جمهور،

98
00:08:50,988 --> 00:08:53,900
‫فکر نکنم دولت از تیتری نفع ببره...

99
00:08:53,950 --> 00:08:57,820
‫که بگه ما رسانه‌ها رو سانسور می‌کنیم.

100
00:08:57,870 --> 00:09:00,573
‫پس یک بار برای همیشه
‫اون قاتل آشغال رو بگیر!

101
00:09:00,623 --> 00:09:02,200
‫شنیدی چی گفتم، لعنتی؟

102
00:09:02,250 --> 00:09:05,286
‫داریم روش کار می‌کنیم،
‫آقای رئیس جمهور.

103
00:09:05,336 --> 00:09:08,331
‫شیفت‌های دوگانه و سه‌گانه.
‫همه رو مامور کردم که...

104
00:09:08,381 --> 00:09:10,041
‫از بهونه‌هات خسته شدم، امیلیو.

105
00:09:10,091 --> 00:09:11,584
‫کار تو ساده بود.

106
00:09:11,634 --> 00:09:14,212
‫کنترل روایت رو به دست بگیر
‫و تصویر پلیس رو تغییر بده.

107
00:09:14,262 --> 00:09:16,138
‫می‌تونی انجامش بدی
‫یا به یکی دیگه زنگ بزنم؟

108
00:09:18,349 --> 00:09:19,600
‫روز خوبی داشته باشید.

109
00:09:33,030 --> 00:09:34,615
‫دیشب دوباره خونه نیومدی.

110
00:09:36,742 --> 00:09:39,120
‫بعد از اینکه این کثافت رو بگیرم،
‫می‌خوابم.

111
00:09:46,210 --> 00:09:47,420
‫با بابا حرف زدی؟

112
00:09:48,004 --> 00:09:49,005
‫یه جورایی.

113
00:09:51,966 --> 00:09:53,968
‫می‌دونی هیچوقت قبول نمی‌کنه
‫که اینجا باشی، مگه نه؟

114
00:10:22,163 --> 00:10:25,666
‫یک باشگاه خیاطی،
‫همچین چیزی گیرمون اومده. لعنتی.

115
00:10:26,334 --> 00:10:27,335
‫کسی چه می‌دونه؟

116
00:10:27,918 --> 00:10:30,955
‫اونقدر بد نیست که
‫چندتا زن اینجا باشه. مگه نه؟

117
00:10:31,005 --> 00:10:32,923
‫اینقدر مزخرف نگو.

118
00:10:34,383 --> 00:10:36,586
‫یکی باید به این زن‌ها بگه
‫که نباید..

119
00:10:36,636 --> 00:10:38,095
‫نباید چی؟

120
00:10:39,972 --> 00:10:40,973
‫لوزانو؟

121
00:10:42,141 --> 00:10:43,976
‫چرا وقت تلف می‌کنیم، روماندیا؟

122
00:10:49,815 --> 00:10:54,320
‫هی. حقیقت داره که مجبور شدن
‫تو رو از یک کلوپ بیرون بکشن؟

123
00:10:57,990 --> 00:10:59,575
‫کلوپ مجلل.

124
00:11:00,576 --> 00:11:03,496
‫می‌بینین، بچه‌ها؟
‫چقدر این قضیه جدی هست؟

125
00:11:04,163 --> 00:11:08,125
‫اونقدر جدی گرفتن که یک مرد
‫جسور رو مسئول این قضیه کردن.

126
00:11:10,169 --> 00:11:12,171
‫با اون نشان، تو پلیس نمی‌شی.

127
00:11:19,178 --> 00:11:20,554
‫می‌خوای دوباره از دستش بدی؟

128
00:11:24,725 --> 00:11:26,310
‫همین فکر رو می‌کردم.

129
00:11:29,021 --> 00:11:30,231
‫لطفا سرجاتون بشینید.

130
00:11:37,071 --> 00:11:38,114
‫سلام.

131
00:11:38,989 --> 00:11:40,241
‫حالتون چطوره؟

132
00:11:41,033 --> 00:11:42,410
‫- سلام.
‫- سلام.

133
00:11:43,327 --> 00:11:44,495
‫- سلام.
‫- حالت چطوره؟

134
00:11:47,998 --> 00:11:49,041
‫چقدر قشنگ.

135
00:11:52,420 --> 00:11:54,330
‫خانم‌ها، حالتون چطوره؟

136
00:11:54,380 --> 00:11:55,331
‫خوبیم، ممنون.

137
00:11:55,381 --> 00:11:58,467
‫اومدم در اولین روز کاری،
‫آرزوی موفقیت بکنم.

138
00:11:59,385 --> 00:12:03,923
‫و بهتون یادآوری کنم که در شهر،

139
00:12:03,973 --> 00:12:07,309
‫شما نماینده نیروی پلیس شهر هستید.

140
00:12:08,352 --> 00:12:09,353
‫پس...

141
00:12:11,689 --> 00:12:12,690
‫لبخند بزنید.

142
00:12:15,401 --> 00:12:17,445
‫همیشه بخندید. بذارید ببینم.

143
00:12:19,113 --> 00:12:20,698
‫آره، همینه. کاپیتان.

144
00:12:24,201 --> 00:12:27,079
‫شما رو به چهار گردان
‫چهار نفره تقسیم می‌کنیم.

145
00:12:29,039 --> 00:12:32,326
‫پرز، لوپز، کاریون، هرناندز.
‫سمت پارک هوندیدو برین.

146
00:12:32,376 --> 00:12:36,505
‫سانچز، آئدو، رودریگز، آستورگا.
‫سمت لا آلامدا برین.

147
00:12:37,047 --> 00:12:42,887
‫دلا توره، کاماچو، هررا و کروز.
‫سمت پارک سانتیاگو برین.

148
00:12:43,804 --> 00:12:45,589
‫حالا برین تجهیزات‌تون رو بگیرین.

149
00:12:45,639 --> 00:12:49,135
‫روز اول خیلی خوبی داشته باشین.

150
00:12:49,185 --> 00:12:50,603
‫ممنون.

151
00:12:52,605 --> 00:12:53,647
‫خانم هررا.

152
00:12:54,857 --> 00:12:56,392
‫بله، قربان. گابینا هررا.

153
00:12:56,442 --> 00:12:58,436
‫- گابینا هررا. درسته؟
‫- بله، قربان.

154
00:12:58,486 --> 00:13:02,189
‫دختر کاپیتان هررا،
‫رئیس پاسگاه، درسته؟

155
00:13:02,239 --> 00:13:03,274
‫بله، قربان.

156
00:13:03,324 --> 00:13:04,408
‫احسنت.

157
00:13:04,909 --> 00:13:06,152
‫به نظرم تو بیشتر از هر کسی...

158
00:13:06,202 --> 00:13:07,945
‫اهمیت کاری که می‌کنیم رو
‫درک می‌کنی.

159
00:13:07,995 --> 00:13:10,206
‫- البته، قربان.
‫- همه درک نمی‌کنن.

160
00:13:10,998 --> 00:13:11,949
‫نه، رئیس.

161
00:13:11,999 --> 00:13:13,083
‫این یک مشکله.

162
00:13:14,043 --> 00:13:15,961
‫بذار تغییرش بدیم، گابینا!

163
00:13:16,545 --> 00:13:18,622
‫تنها راه تغییر این موضوع،
‫با داستان‌سرایی هست.

164
00:13:18,672 --> 00:13:22,134
‫داستان‌های واقعی، انسانی و حقیقی.

165
00:13:22,885 --> 00:13:25,254
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟
‫- نه راستش.

166
00:13:25,304 --> 00:13:26,806
‫می‌خوام داستان تو رو بگم.

167
00:13:28,015 --> 00:13:29,633
‫«گابینا هررا.

168
00:13:29,683 --> 00:13:32,470
‫دختر یک فرمانده پلیس پرافتخار.

169
00:13:32,520 --> 00:13:37,775
‫خواهر سه افسر پلیس
‫از نیروی پلیس مکزیکوسیتی».

170
00:13:38,442 --> 00:13:41,562
‫پس، می‌خواین روی جلد
‫مجله قرار بگیرم؟

171
00:13:41,612 --> 00:13:43,280
‫آره. تو.

172
00:13:43,781 --> 00:13:44,782
‫به همراه پدرت.

173
00:13:45,449 --> 00:13:47,651
‫- نه.
‫- چرا نه؟

174
00:13:47,701 --> 00:13:51,238
‫- چون از این قضیه خوشش نمیاد.
‫- از چی خوشش نمیاد؟

175
00:13:51,288 --> 00:13:52,907
‫- اینکه در کانون توجه باشه.
‫- واقعا؟

176
00:13:52,957 --> 00:13:56,001
‫- نه. ازش متنفره.
‫- چقدر بد شد.

177
00:13:57,461 --> 00:14:00,339
‫- آره.
‫- مهم نیست، گابینا. ما تو رو داریم.

178
00:14:01,215 --> 00:14:02,875
‫همین مهمه.

179
00:14:02,925 --> 00:14:06,345
‫پس وقتی شیفتت تموم شد،
‫بیا پیشم در اتاق جلسات.

180
00:14:20,442 --> 00:14:23,229
‫- فکر می‌کنی چی بهمون می‌دن؟
‫- کالیبر 22.

181
00:14:23,279 --> 00:14:25,564
‫- خوبه.
‫- نه، نیمه اتوماتیک. چیزهای خوب.

182
00:14:25,614 --> 00:14:27,867
‫کی رو می‌خوای بکشی؟

183
00:14:33,455 --> 00:14:34,456
‫ممنون.

184
00:14:41,005 --> 00:14:42,122
‫عذر می‌خوام.

185
00:14:42,172 --> 00:14:45,175
‫می‌دونید از کجا می‌تونیم
‫باقی تجهیزات رو تحویل بگیریم؟

186
00:14:46,135 --> 00:14:47,511
‫کدوم باقی تجهیزات؟

187
00:14:49,179 --> 00:14:50,472
‫سلاح‌های گرم.

188
00:14:53,017 --> 00:14:56,303
‫گمونم مشکل اداری باشه.

189
00:14:56,353 --> 00:14:58,639
‫هنوز یه کم کاغذبازی باید بکنیم.

190
00:14:58,689 --> 00:15:00,774
‫- کی تموم می‌شه؟
‫- نمی‌دونم.

191
00:15:01,317 --> 00:15:03,068
‫با این قراره چیکار کنیم؟

192
00:15:03,694 --> 00:15:08,657
‫داخلش سکه هست که در صورت مشاهده هرگونه
‫فعالیت غیرقانونی به پلیس خبر بدین.

193
00:15:12,786 --> 00:15:14,280
‫شنیدی چی گفت، مگه نه؟

194
00:15:14,330 --> 00:15:16,866
‫- شنیدی چی گفت یا نه؟
‫- آره، وال. آروم باش.

195
00:15:16,916 --> 00:15:21,337
‫پس ما که خودمون پلیس هستیم
‫باز باید به پلیس خبر بدیم؟

196
00:15:21,921 --> 00:15:23,289
‫سوت چطور؟

197
00:15:23,339 --> 00:15:28,052
‫در صورتی که این فعالیت به سمت
‫شما روانه می‌شد، سوت می‌زنین.

198
00:15:29,428 --> 00:15:31,755
‫در اون صورت کاپیتان،
‫خودت بیا برو سوت بزن.

199
00:15:31,805 --> 00:15:33,807
‫به نظر میاد تجربه‌ش رو داری.

200
00:15:34,725 --> 00:15:35,893
‫- والنتینا.
‫- چیه؟

201
00:15:38,145 --> 00:15:39,513
‫بهتره تحت کنترل بگیریش.

202
00:15:39,563 --> 00:15:40,848
‫مشکلی واسش پیش نمیاد.

203
00:15:40,898 --> 00:15:42,433
‫اینجوری از کار بیکار می‌شه.

204
00:15:42,483 --> 00:15:45,569
‫ماشین گشتی‌مون کجاست؟

205
00:15:49,573 --> 00:15:51,075
‫بعد ما حرفشون رو باور کردیم.

206
00:15:52,201 --> 00:15:54,495
‫به نظرم بی منطق رفتار می‌کنی.

207
00:15:55,871 --> 00:15:57,406
‫- من؟
‫- آره، تو.

208
00:15:57,456 --> 00:15:59,208
‫من بی منطق هستم؟

209
00:16:00,292 --> 00:16:02,328
‫بهمون دروغ گفتن.
‫فکر می‌کنی دروغگویی، منطقی هست؟

210
00:16:02,378 --> 00:16:04,046
‫تاخیر وجود داره.

211
00:16:04,713 --> 00:16:06,665
‫داداشم یک بار دستبندش رو گم کرد.

212
00:16:06,715 --> 00:16:11,545
‫می‌گفت ازش دزدیدن ولی من
‫مطمئنم که گم‌شون کرده بود.

213
00:16:11,595 --> 00:16:15,182
‫خب، مسئله اینجاست که
‫تعویض‌شون چهار ماه طول کشید.

214
00:16:15,891 --> 00:16:18,477
‫وقتی یکی رو دستگیر می‌کرد،
‫مجبور بود از طناب استفاده کنه.

215
00:16:19,645 --> 00:16:22,940
‫بیچاره خیلی خجالت می‌کشید.

216
00:16:23,857 --> 00:16:25,567
‫بهتره سلاح گرم حمل نکنیم.

217
00:16:26,610 --> 00:16:29,563
‫از نظر آماری، وجود اسلحه
‫احتمال وقوع خشونت رو افزایش می‌ده،

218
00:16:29,613 --> 00:16:30,940
‫به جای اینکه کاهش بده.

219
00:16:30,990 --> 00:16:32,900
‫- جدی می‌گی؟
‫- مطالعات ثابت کردن.

220
00:16:32,950 --> 00:16:39,531
‫به علاوه 71 درصد از افسران در حین وظیفه
‫حتی یک بار هم با اسلحه‌شون شلیک نمی‌کنن.

221
00:16:39,581 --> 00:16:42,868
‫- شنیدی چی گفت، وال؟ خوبه بدونی.
‫- آره، خیلی خوبه.

222
00:16:42,918 --> 00:16:44,745
‫- سلام.
‫- سلام.

223
00:16:44,795 --> 00:16:46,038
‫شغل شما بهترینه.

224
00:16:46,088 --> 00:16:47,665
‫ممنونم، خانم جوان.

225
00:16:47,715 --> 00:16:49,466
‫شوهر من یک خلبانه.

226
00:16:50,217 --> 00:16:52,261
‫واسه کدوم شرکت هواپیمایی کار می‌کنین؟

227
00:17:09,570 --> 00:17:11,689
‫حالا وقتشه سر کارمون بریم.

228
00:17:11,739 --> 00:17:14,533
‫می‌شه کمکم کنید که
‫موزه مکزیکوسیتی رو پیدا کنم؟

229
00:17:16,493 --> 00:17:17,778
‫کمکی از دستم ساخته است، آقایون؟

230
00:17:17,828 --> 00:17:19,663
‫می‌خواید برای صرف قهوه،
‫به ما ملحق بشید؟

231
00:17:20,789 --> 00:17:23,125
‫نه. معلومه که نه.
‫در حال انجام وظیفه‌ام.

232
00:17:30,340 --> 00:17:34,962
‫دویست متر به سمت جنوب،
‫دویست متر دیگه به سمت غرب.

233
00:17:35,012 --> 00:17:36,096
‫بعد به موزه می‌رسین.

234
00:17:37,639 --> 00:17:39,591
‫فکر می‌کنی کی هستم؟ سردبیر؟

235
00:17:39,641 --> 00:17:41,802
‫من فقط سه ماهه که واسه
‫دفتر روزنامه کار می‌کنم.

236
00:17:41,852 --> 00:17:43,479
‫ما یک داستان داریم، لوکاس.

237
00:17:44,813 --> 00:17:46,398
‫سوت به جای اسلحه.

238
00:17:47,608 --> 00:17:49,935
‫- بهمون دروغ گفتن.
‫- فکر می‌کردم گفتن تاخیر داره.

239
00:17:49,985 --> 00:17:52,146
‫معلومه همین رو می‌گن.
‫قرار نیست اعتراف کنن.

240
00:17:52,196 --> 00:17:55,449
‫وال، تاخیر در دولت مکزیک،
‫اصلا چیز جدیدی نیست.

241
00:17:58,035 --> 00:17:59,069
‫چه بلایی سرت اومده؟

242
00:17:59,119 --> 00:18:00,412
‫از چی حرف می‌زنی؟

243
00:18:00,913 --> 00:18:03,365
‫چرا آخه اعتراف نمی‌کنی که ترسیدی، مردک؟

244
00:18:03,415 --> 00:18:06,243
‫وقتی عصبانی هستی دلت می‌خواد
‫همه همراهت عصبانی باشن.

245
00:18:06,293 --> 00:18:07,586
‫نه. ولی...

246
00:18:08,962 --> 00:18:11,048
‫تماس مهمی بود.

247
00:18:11,548 --> 00:18:15,177
‫- اون سکه‌ها فقط برای استفاده رسمی هستن.
‫- خب...

248
00:18:15,761 --> 00:18:18,305
‫مجبور بودم رسما یه کم
‫دق دلیم رو خالی کنم.

249
00:18:20,015 --> 00:18:21,350
‫چرا اینقدر اصرار می‌کنی؟

250
00:18:23,060 --> 00:18:24,269
‫با یک نفر جدید آشنا شده.

251
00:18:25,979 --> 00:18:28,690
‫چیز جدی نیست.
‫قرار نیست دووم داشته باشه.

252
00:18:29,858 --> 00:18:33,821
‫اون... چطور می‌شه گفت؟
‫از سر ناچاری رفته سراغش.

253
00:18:34,822 --> 00:18:39,076
‫اوستین! اوستین! اوستین!

254
00:18:39,701 --> 00:18:41,195
‫- بیا بریم.
‫- ماریا.

255
00:18:41,245 --> 00:18:42,538
‫- چه خبر شده؟
‫- اوستین!

256
00:18:43,080 --> 00:18:44,865
‫- نمی‌تونم اوستین رو پیدا کنم.
‫- اوستین کیه؟

257
00:18:44,915 --> 00:18:47,242
‫- سگم.
‫- چه شکلیه؟

258
00:18:47,292 --> 00:18:49,953
‫کوچیکه. سفیدرنگ با خال‌های قهوه‌ای.

259
00:18:50,003 --> 00:18:52,039
‫نگران نباش. کمک می‌کنیم
‫که پیداش کنی.

260
00:18:52,089 --> 00:18:56,085
‫نه، راستش این کار رو نمی‌کنیم
‫چون وظیفه ما نیست.

261
00:18:56,135 --> 00:18:59,263
‫- حالا دیگه می‌تونی بری بچه‌جان. خداحافظ.
‫- نه، صبر کن.

262
00:18:59,888 --> 00:19:01,348
‫اتفاقا این کار ماست.

263
00:19:02,099 --> 00:19:04,810
‫ازمون خواستن که کمک کنیم
‫و اونم به کمک ما احتیاج داره.

264
00:19:06,520 --> 00:19:08,522
‫چرا همیشه باید کاری رو بکنی
‫که بهت گفتن؟

265
00:19:10,482 --> 00:19:13,819
‫حتی وقتی بچه بودی، هیچوقت
‫خارج از قوانین عمل نمی‌کردی.

266
00:19:14,695 --> 00:19:16,321
‫چون قوانین واسه همین وضع شدن.

267
00:19:17,406 --> 00:19:20,701
‫من افسر پلیس نشدم که
‫اینور اونور دنبال سگ گمشده بگردم.

268
00:19:21,952 --> 00:19:22,953
‫تو چطور؟

269
00:19:23,495 --> 00:19:24,530
‫تو چطور؟

270
00:19:24,580 --> 00:19:26,156
‫- می‌بینی؟ هیچکس.
‫- چی رو ببینم؟

271
00:19:26,206 --> 00:19:27,708
‫که قرار نیست دنبالش بگردیم.

272
00:19:28,625 --> 00:19:30,752
‫من و داداش‌هام همه چیز رو
‫با پرتاب سکه حل می‌کنیم.

273
00:19:32,838 --> 00:19:33,839
‫قبوله.

274
00:19:35,465 --> 00:19:37,259
‫- خیلی‌خب.
‫- باشه. شیر.

275
00:19:41,054 --> 00:19:42,222
‫اوستین!

276
00:19:48,187 --> 00:19:49,688
‫اوستین.

277
00:19:59,740 --> 00:20:00,991
‫اوستین!

278
00:20:05,412 --> 00:20:08,040
‫- صداش بزن.
‫- اوستین!

279
00:20:09,958 --> 00:20:12,753
‫اوستین. هی، کوچولو، بیا اینجا.

280
00:20:14,046 --> 00:20:15,047
‫سلام.

281
00:20:15,756 --> 00:20:18,125
‫پرونده حل شد.
‫حالا می‌شه بریم، دخترها؟

282
00:20:18,175 --> 00:20:19,176
‫اینجا رو ببین.

283
00:20:23,680 --> 00:20:25,682
‫هی، بیا اینجا، پسر.

284
00:20:26,642 --> 00:20:28,936
‫بیا. چقدر بانمکه!

285
00:20:29,770 --> 00:20:31,647
‫ببین. ببین.

286
00:20:32,231 --> 00:20:33,357
‫نگاه کن.

287
00:20:35,776 --> 00:20:36,235
‫چی شده؟

288
00:20:41,365 --> 00:20:42,824
‫جلوی مردم رو بگیر، لطفا.

289
00:20:43,533 --> 00:20:45,911
‫- چی شده؟
‫- انگار شبیه یکی دیگه از قربانیان آندرسره.

290
00:20:46,745 --> 00:20:49,331
‫همون ویژگی‌ها: زنی با موی قهوه‌ای تیره.

291
00:20:50,040 --> 00:20:54,578
‫تغییر روپوش. پا، مچ پا و مچ دست
‫بسته شده بوده.

292
00:20:54,628 --> 00:20:55,829
‫علت مرگ؟

293
00:20:55,879 --> 00:20:58,415
‫احتمال زیاد خفه شده بوده
‫ولی کالبدشکافی باید تایید کنه.

294
00:20:58,465 --> 00:21:00,500
‫- جواهرات، متعلقات؟
‫- یک گردنبند پیدا شده.

295
00:21:00,550 --> 00:21:02,544
‫خیلی‌خب، ببرش پاسگاه.

296
00:21:02,594 --> 00:21:05,881
‫اون رو بده بررسی کنن.
‫شاید اثر انگشتش رو پیدا کردیم.

297
00:21:05,931 --> 00:21:06,848
‫چیز دیگه‌ای نیست؟

298
00:21:07,474 --> 00:21:09,259
‫منطقه رو خوب گشتیم
‫ولی هیچکس چیزی ندیده.

299
00:21:09,309 --> 00:21:12,020
‫گوش کن چی می‌گم.
‫دوباره بگردین.

300
00:21:12,521 --> 00:21:14,940
‫- باید یه شاهد پیدا کنیم، مرد.
‫- باشه.

301
00:21:22,447 --> 00:21:23,490
‫لعنت.

302
00:21:24,825 --> 00:21:25,943
‫کی جسد رو پیدا کرد؟

303
00:21:25,993 --> 00:21:27,369
‫خوشت نمیاد بدونی کار کی بوده.

304
00:21:39,256 --> 00:21:40,841
‫- تو جسد رو پیدا کردی؟
‫- نه.

305
00:21:41,591 --> 00:21:42,592
‫من پیدا کردم.

306
00:21:43,593 --> 00:21:45,345
‫چیز دیگه‌ای هم هست که
‫باید بدونیم، واکا؟

307
00:21:46,054 --> 00:21:48,015
‫یک توله‌سگ اون‌ها رو به جسد هدایت کرده.

308
00:21:49,224 --> 00:21:55,022
‫ولی وقتی رسیدیم، فهمیدیم که ایشون
‫کت خودش رو روش انداخته بود.

309
00:21:55,522 --> 00:21:58,692
‫چرا آخه یک نفر صحنه جرم رو خراب کرده؟

310
00:21:59,276 --> 00:22:00,277
‫برای احترام گذاشتن.

311
00:22:05,073 --> 00:22:06,408
‫احترام؟

312
00:22:08,201 --> 00:22:09,870
‫می‌خوام یه نصیحتی بهت بکنم،
‫دخترجان.

313
00:22:10,537 --> 00:22:14,992
‫اگه می‌خوای به جسد احترام بذاری،
‫اول به صحنه جرم احترام می‌ذاری.

314
00:22:15,042 --> 00:22:17,127
‫بعدش اگه ممکن بود،
‫به جسد احترام میذاری.

315
00:22:18,503 --> 00:22:19,463
‫شیرفهم شد؟

316
00:22:24,176 --> 00:22:25,761
‫- شیرفهم شد؟
‫- آره.

317
00:22:30,015 --> 00:22:31,933
‫- شناسایی شده؟
‫- نه هنوز.

318
00:22:33,268 --> 00:22:36,855
‫خیلی‌خب، فهرست‌های افراد
‫گمشده رو چک کنین.

319
00:22:37,356 --> 00:22:38,857
‫- باید یه چیزی پیدا کنیم.
‫- باشه.

320
00:22:40,108 --> 00:22:42,402
‫کنار جسد یک رد کفش هست.

321
00:22:42,903 --> 00:22:44,404
‫شاید بتونین ازش قالب بگیرین.

322
00:22:55,874 --> 00:22:56,875
‫دیاز.

323
00:23:01,838 --> 00:23:03,840
‫رد کفش رو ثبت کن.

324
00:23:10,972 --> 00:23:12,391
‫- واکا.
‫- بله، قربان؟

325
00:23:15,394 --> 00:23:17,012
‫لطفا از اینجا ببرشون.

326
00:23:17,062 --> 00:23:19,564
‫اظهارات‌شون رو تو پاسگاه بگیر.

327
00:23:23,402 --> 00:23:25,445
‫بیاین بریم.
‫واسه امروز دیگه کافیه.

328
00:23:27,447 --> 00:23:28,448
‫بریم!

329
00:24:08,989 --> 00:24:11,566
‫من آزادم که تصمیم بگیرم
‫می‌خوام چیکار کنم یا نکنم.

330
00:24:11,616 --> 00:24:14,244
‫اگه درک نمی‌کنی، مشکل خودته.

331
00:24:16,371 --> 00:24:19,291
‫می‌خوای آزاد باشی؟
‫از ماشینم برو بیرون.

332
00:24:32,053 --> 00:24:34,005
‫[ناتالیا کاماچو مورالس]

333
00:24:34,055 --> 00:24:35,056
‫- ماریا.
‫- چیه؟

334
00:24:38,185 --> 00:24:39,394
‫اون تو رو یاد کسی ننداخت؟

335
00:24:40,729 --> 00:24:41,730
‫کی؟

336
00:24:43,482 --> 00:24:44,483
‫ناتالیا.

337
00:24:45,859 --> 00:24:47,068
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

338
00:24:49,529 --> 00:24:50,864
‫اصلا قیافه‌ش بهش نمی‌خورد.

339
00:24:53,158 --> 00:24:55,702
‫نگفتم که شبیه همدیگه بودن،
‫گفتم من رو یاد اون انداخت...

340
00:24:56,453 --> 00:24:57,412
‫ولش کن.

341
00:25:06,463 --> 00:25:08,498
‫روز اولت چطور می‌گذره؟

342
00:25:08,548 --> 00:25:11,042
‫گمونم خوب می‌گذره. ولی...

343
00:25:11,092 --> 00:25:15,380
‫خوبه، مگه نه؟ آروم شدی.
‫می‌بینی؟ مشکلی نیست.

344
00:25:15,430 --> 00:25:18,058
‫آره، خب، روز عجیبی بوده.

345
00:25:18,892 --> 00:25:21,102
‫شاید این حالت رو خوب کنه.

346
00:25:22,562 --> 00:25:23,647
‫سلام، مامان؟

347
00:25:24,147 --> 00:25:25,599
‫- سلام، عزیزم.
‫- هی، داشتم حرف می‌زدم.

348
00:25:25,649 --> 00:25:29,736
‫حدس بزن چی شده؟ به معلمم گفتم
‫تو یک پلیسی و مجرم‌ها رو دستگیر می‌کنی.

349
00:25:30,320 --> 00:25:31,396
‫مجرم دستگیر کرده؟

350
00:25:31,446 --> 00:25:33,990
‫مامان، حقیقت داره که
‫یک مجرم دستگیر کردی؟

351
00:25:35,158 --> 00:25:37,319
‫- یکی یکی حرف بزنین.
‫- نه، عزیزم.

352
00:25:37,369 --> 00:25:38,653
‫امروز فقط روز اولم بود.

353
00:25:38,703 --> 00:25:41,781
‫معلمم گفت مجرم‌های واقعی،
‫خود پلیس‌ها هستن.

354
00:25:41,831 --> 00:25:43,533
‫این دیدگاه خودشه.

355
00:25:43,583 --> 00:25:45,460
‫خب، اشتباه می‌کنه.
‫دیوونه است.

356
00:25:46,586 --> 00:25:49,172
‫- مامان، کِی میای خونه؟
‫- ساعت هفت.

357
00:25:50,048 --> 00:25:51,841
‫یادتون نره مشق‌هاتون رو انجام بدین، باشه؟

358
00:25:52,592 --> 00:25:55,837
‫خیلی دلم واسه‌تون تنگ شده.
‫گوشی رو بدین به باباتون.

359
00:25:55,887 --> 00:25:57,347
‫- باشه.
‫- دوستت داریم.

360
00:26:00,559 --> 00:26:01,051
‫- سلام.
‫- سلام.

361
00:26:01,101 --> 00:26:02,302
‫چه اتفاق عجیبی امروز افتاده؟

362
00:26:02,352 --> 00:26:04,271
‫لوزانو می‌خواد درباره جسد شما رو ببینه.

363
00:26:04,771 --> 00:26:06,356
‫- الان!
‫- باشه، اومدم.

364
00:26:08,692 --> 00:26:09,893
‫- بعدا حرف می‌زنیم، باشه؟
‫- مطمئنی؟

365
00:26:09,943 --> 00:26:11,603
‫باید قطع کنم. می‌بینمت.

366
00:26:11,653 --> 00:26:13,655
‫- باشه، خداحافظ.
‫- خداحافظ.

367
00:26:17,993 --> 00:26:19,411
‫کارآگاه، اومدن.

368
00:26:22,622 --> 00:26:24,499
‫الان یک مظنون آوردن.

369
00:26:25,083 --> 00:26:28,003
‫یک آدم قد کوتاه و چاقه.
‫داره کچل می‌شه و ریش داره.

370
00:26:29,045 --> 00:26:30,380
‫حداقل 30 سالشه.

371
00:26:31,381 --> 00:26:32,549
‫تو پارک می‌کنه.

372
00:26:33,049 --> 00:26:34,926
‫شما موقع شیفت، اون رو ندیدین؟

373
00:26:35,594 --> 00:26:37,095
‫- نه.
‫- نه.

374
00:26:37,679 --> 00:26:38,680
‫مطمئنین؟

375
00:26:42,475 --> 00:26:43,768
‫اومدش.

376
00:27:05,123 --> 00:27:09,169
‫گوش کنین. می‌خوام قبل از اینکه برین،
‫این اظهارات روی میزم آماده باشه.

377
00:27:10,462 --> 00:27:12,664
‫- می‌تونین بعدا پر کنین. راه بیفتین.
‫- داریم می‌ریم.

378
00:27:12,714 --> 00:27:14,507
‫یالا، یالا. راه بیفتین.

379
00:27:29,105 --> 00:27:32,651
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم.

380
00:27:34,486 --> 00:27:37,614
‫نمی‌تونم صورتش رو از ذهنم بیرون کنم.

381
00:27:38,114 --> 00:27:39,157
‫افتضاح بود.

382
00:27:40,283 --> 00:27:42,160
‫می‌تونین تصور کنین که
‫چه زجری کشیده؟

383
00:27:42,661 --> 00:27:44,871
‫می‌تونین تصور کنین که
‫چقدر ترسیده بوده؟

384
00:27:45,622 --> 00:27:46,831
‫الان پیش خداست.

385
00:27:48,333 --> 00:27:49,492
‫اینطور نیست،

386
00:27:49,542 --> 00:27:52,504
‫الان روی یک تخته فلزی
‫توی سردخونه است.

387
00:27:53,630 --> 00:27:55,332
‫جسد بی جان و تنهاش.

388
00:27:55,382 --> 00:27:59,177
‫اون فقط بدنشه.
‫روحش پیش خداست.

389
00:28:02,847 --> 00:28:06,468
‫خوشحالم اینطور فکر می‌کنی
‫چون می‌تونی توضیح بدی.

390
00:28:06,518 --> 00:28:11,189
‫به نظرت اون آشغالی که
‫این کار رو کرده، روحی داره؟

391
00:28:12,273 --> 00:28:15,852
‫هممون روح وجود داریم.
‫انجیل اینطور می‌گه.

392
00:28:15,902 --> 00:28:18,238
‫نه، کسایی مثل تو این حرف رو می‌زنن.

393
00:28:19,489 --> 00:28:20,782
‫با اون تدبیر خودت.

394
00:28:21,908 --> 00:28:25,537
‫نه تدبیر من نیست.
‫تدبیر خداست.

395
00:28:26,705 --> 00:28:29,407
‫مامان‌بزرگم می‌گه در فصل
‫بیست و نهم کتاب ارمیا...

396
00:28:29,457 --> 00:28:31,159
‫پس اینجا چه غلطی می‌کنیم؟

397
00:28:31,209 --> 00:28:34,371
‫می‌شه لطفا توضیح بدی
‫که چرا دنبال آندرسر می‌گردیم...

398
00:28:34,421 --> 00:28:39,584
‫اگه در نهایت تموم این قتل‌ها
‫برنامه از پیش تعیین شده است؟

399
00:28:39,634 --> 00:28:41,052
‫والنتینا، دست از سرش بردار.

400
00:28:45,640 --> 00:28:47,016
‫من اظهارنامه‌ش رو پر می‌کنم.

401
00:28:48,935 --> 00:28:50,270
‫حالت خوبه؟

402
00:28:51,563 --> 00:28:54,315
‫- خوبی؟
‫- نمی‌خواستم ناراحتش کنم.

403
00:29:00,029 --> 00:29:03,274
‫رئیسش می‌گه شیفت 24 ساعته داره.

404
00:29:03,324 --> 00:29:05,785
‫فقط هفته‌ای یک بار بهش سر می‌زنه.

405
00:29:06,786 --> 00:29:10,448
‫یعنی مظنون می‌تونه
‫برای مدت طولانی غیبش بزنه.

406
00:29:10,498 --> 00:29:12,584
‫فقط به این مرد گزارش می‌ده
‫و تموم شد رفت.

407
00:29:14,669 --> 00:29:17,213
‫اظهارات‌مون رو آوردم، کارآگاه.

408
00:29:18,465 --> 00:29:19,674
‫- کار دیگه‌ای ندارید؟
‫- نه.

409
00:29:20,425 --> 00:29:23,052
‫به علاوه قبلا به خاطر
‫آزار و اذیت زندان رفته بوده.

410
00:29:23,553 --> 00:29:25,255
‫دیگه چی لازم داریم که
‫اون رو زندانی کنیم؟

411
00:29:25,305 --> 00:29:27,716
‫طبق ارزیابی روانپزشکی،

412
00:29:27,766 --> 00:29:30,685
‫اون پرونده وقتی 17 ساله شد،
‫مختومه اعلام شد.

413
00:29:31,686 --> 00:29:34,681
‫نشونه‌هایی از عقب‌ماندگی ذهنی
‫از خودش نشون داده.

414
00:29:34,731 --> 00:29:38,184
‫عقب مانده ذهنی.
‫یک آدم منحرف همینه.

415
00:29:38,234 --> 00:29:41,613
‫می‌دونم، لوزانو.
‫ولی به مدرک احتیاج داریم.

416
00:29:42,739 --> 00:29:44,733
‫صحبت از مدرک احتمالی شد...

417
00:29:44,783 --> 00:29:47,360
‫بیا، سوفی. بشین کار من.

418
00:29:47,410 --> 00:29:48,528
‫بذار اثر انگشت‌ها رو ببینم.

419
00:29:48,578 --> 00:29:49,788
‫اثر انگشت‌ها مطابقت دارن.

420
00:29:57,962 --> 00:29:58,963
‫آقایون...

421
00:30:01,007 --> 00:30:04,010
‫این پرونده رو پیش سردفتر ببرین.
‫ازش بخواین اعتراف رو ویرایش کنه.

422
00:30:04,844 --> 00:30:06,304
‫- باید به مادرش زنگ بزنیم.
‫- نه.

423
00:30:06,805 --> 00:30:08,339
‫نه تا موقعی که اعتراف
‫امضا شده‌ش رو نگیریم.

424
00:30:08,389 --> 00:30:09,516
‫لوزانو، باهام بیام.

425
00:30:36,918 --> 00:30:38,127
‫مارگاریتو.

426
00:30:39,796 --> 00:30:41,047
‫این زن رو می‌شناسی؟

427
00:30:47,804 --> 00:30:48,847
‫تیتو؟

428
00:30:50,682 --> 00:30:51,683
‫تیتو.

429
00:30:52,642 --> 00:30:54,060
‫این زن رو می‌شناسی؟

430
00:31:01,901 --> 00:31:05,655
‫- کسی قهوه نمی‌خواد؟
‫- ممنون، خانم. ذهنم رو خوندی.

431
00:31:11,119 --> 00:31:12,161
‫به نظرت خوشگل نیست؟

432
00:31:17,375 --> 00:31:20,503
‫رفته بود تو پارکی که
‫توش کار می‌کنی، قدم بزنه.

433
00:31:22,005 --> 00:31:23,006
‫دیدیش، مگه نه؟

434
00:31:24,799 --> 00:31:27,093
‫دیدیش و می‌خواستی باهاش
‫حرف بزنی، درست نمی‌گم؟

435
00:31:29,721 --> 00:31:33,057
‫چون می‌خواستی باهاش حرف بزنی،
‫بهش نزدیک شدی، مگه نه؟

436
00:31:33,641 --> 00:31:34,934
‫ولی اون تو رو رد کرد.

437
00:31:36,311 --> 00:31:37,812
‫بعد تو عصبانی شدی، مگه نه؟

438
00:31:38,771 --> 00:31:40,940
‫خیلی عصبانی شدی، تیتو، مگه نه؟

439
00:31:44,611 --> 00:31:46,145
‫کجا داری می‌ری، مرد؟

440
00:31:46,195 --> 00:31:47,363
‫بگیر بشین. بیا!

441
00:31:48,448 --> 00:31:51,526
‫«بیست و نهم مارس 1971.

442
00:31:51,576 --> 00:31:55,413
‫مظنون، پائولا ماچادو روخو رو تعقیب کرد.

443
00:31:55,955 --> 00:31:58,583
‫بهش نزدیک شد، باهاش حرف زد.»

444
00:31:59,959 --> 00:32:01,911
‫تو کشتیش، عوضی.

445
00:32:01,961 --> 00:32:03,463
‫چرا این کار رو کردی، تیتو؟

446
00:32:06,132 --> 00:32:09,919
‫خوب نگاه کن چون باید
‫بهای این کارت رو بدی، عوضی!

447
00:32:09,969 --> 00:32:13,756
‫اعتراف نامه رو امضا کن.
‫بعد تقاصش رو پس می‌دی.

448
00:32:13,806 --> 00:32:16,342
‫خودکار کوفتی رو بردار، تیتو!
‫باید امضا کنی...

449
00:32:16,392 --> 00:32:18,678
‫نمی‌فهمه چی دارین می‌گین.
‫درک نمی‌کنین؟

450
00:32:18,728 --> 00:32:21,890
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫برو بیرون، همین حالا!

451
00:32:21,940 --> 00:32:25,652
‫- آره، داشتم می‌رفتم.
‫- باید امضا کنی، تیتو!

452
00:32:32,492 --> 00:32:34,869
‫- لطفا، به چیزی دست نزنین.
‫- باشه.

453
00:32:35,703 --> 00:32:38,289
‫گابریلا، عزیز من.

454
00:32:39,415 --> 00:32:43,286
‫- گابینا.
‫- گابینا. چه اسم قشنگی.

455
00:32:43,336 --> 00:32:47,006
‫واست یه سورپرایز دارم.
‫خب، یک سورپرایز بزرگ.

456
00:32:48,716 --> 00:32:50,051
‫درست نمی‌گم، فرمانده؟

457
00:32:57,642 --> 00:33:03,514
‫خب داشتم فکر می‌کردم...
‫گابینا روی جلد باشه: خوبه.

458
00:33:03,564 --> 00:33:08,152
‫ولی پدر و دختر روی جلد باشن:
‫عالی، فوق‌العاده می‌شه.

459
00:33:08,653 --> 00:33:14,075
‫بعد با خودم گفتم، «بذار ببینیم پدرت
‫چقدر از کانون توجه بدش میاد». درسته؟

460
00:33:15,034 --> 00:33:16,619
‫واسه همین بهتون زنگ زدم،
‫مگه نه، فرمانده؟

461
00:33:17,662 --> 00:33:18,663
‫بریم.

462
00:33:19,789 --> 00:33:22,166
‫شروع کنیم.

463
00:33:23,793 --> 00:33:24,661
‫همینه.

464
00:33:24,711 --> 00:33:26,287
‫خیلی‌خب، وقتشه شروع کنیم.

465
00:33:26,337 --> 00:33:29,215
‫فرمانده، می‌شه یه خرده
‫به دخترتون نزدیک بشین؟

466
00:33:30,633 --> 00:33:31,634
‫لطفا؟

467
00:33:38,891 --> 00:33:41,978
‫فرمانده، به نظرتون بهتر نیست
‫دخترتون رو بغل کنین؟

468
00:33:43,438 --> 00:33:45,732
‫بغلش کنین، فرمانده. درسته.

469
00:33:47,900 --> 00:33:49,318
‫حالا یک لبخند بزرگ بزنین.

470
00:33:51,029 --> 00:33:53,197
‫بخند، فرمانده.

471
00:33:55,533 --> 00:33:59,579
‫- همینه! عالی شد! عالی.
‫- یکی دیگه بگیرم.

472
00:34:05,460 --> 00:34:07,587
‫آبی. آبی. بیا اینجا.

473
00:34:09,464 --> 00:34:11,874
‫خواهر قربانی اونجاست.

474
00:34:11,924 --> 00:34:14,677
‫اومده جسد رو شناسایی کنه.
‫اون رو ببر سردخونه.

475
00:34:15,303 --> 00:34:16,763
‫چی؟ من؟

476
00:34:17,889 --> 00:34:19,632
‫دارم با کس دیگه‌ای حرف می‌زنم؟

477
00:34:19,682 --> 00:34:23,177
‫من باید ساعت 7 خونه باشم.
‫به خونواده‌ام قول دادم.

478
00:34:23,227 --> 00:34:25,521
‫واسم مهم نیست
‫به پاپ قول داده باشی یا نه.

479
00:34:27,440 --> 00:34:30,109
‫بیا اینجا. بیا.

480
00:34:30,651 --> 00:34:33,479
‫کاری که بهت گفتن
‫انجام می‌دی، شیرفهم شد؟

481
00:34:33,529 --> 00:34:38,242
‫به علاوه، زن‌ها در اینجور کارها
‫بهتر هستن. بیا.

482
00:34:46,292 --> 00:34:48,544
‫شب خوش. جسیکا ماچادو؟

483
00:34:49,045 --> 00:34:50,546
‫- بله.
‫- من ماریا دلا توره هستم.

484
00:34:51,380 --> 00:34:53,800
‫ببخشیدم اینقدر دیر اومدم،
‫سر کار بودم.

485
00:34:54,592 --> 00:34:55,635
‫باهام بیا.

486
00:34:56,135 --> 00:34:57,386
‫پائولا حالش خوبه؟

487
00:34:59,555 --> 00:35:00,556
‫جانم؟

488
00:35:01,849 --> 00:35:04,560
‫بهم گفتن یک اطلاعاتی
‫در مورد خواهرم دارن.

489
00:35:05,895 --> 00:35:06,896
‫تو دردسر افتاده؟

490
00:35:07,522 --> 00:35:08,940
‫چیز دیگه‌ای بهت نگفتن؟

491
00:35:10,900 --> 00:35:11,901
‫مثلا چی؟

492
00:35:14,570 --> 00:35:15,988
‫بیا بشین. لطفا.

493
00:35:21,869 --> 00:35:23,830
‫- خواهرت...
‫- پائولا.

494
00:35:24,372 --> 00:35:25,498
‫پائولا.

495
00:35:28,376 --> 00:35:30,628
‫ما امروز عصر یک جسد تو پارک پیدا کردیم.

496
00:35:31,254 --> 00:35:32,255
‫چی؟

497
00:35:33,548 --> 00:35:34,757
‫ازت می‌خوایم که...

498
00:35:36,759 --> 00:35:38,302
‫بهمون بگی پائولاست یا نه.

499
00:35:45,685 --> 00:35:46,727
‫عزیزم.

500
00:35:48,354 --> 00:35:51,524
‫- خواهرتونه؟
‫- پائولا.

501
00:35:53,234 --> 00:35:54,527
‫این پائولاست.

502
00:35:57,446 --> 00:35:59,949
‫باهات چیکار کردن، عزیزم؟

503
00:36:14,172 --> 00:36:16,716
‫نه!

504
00:36:27,518 --> 00:36:28,803
‫تنهایی؟

505
00:36:28,853 --> 00:36:30,146
‫آره. تو چی؟

506
00:36:31,022 --> 00:36:32,148
‫آره.

507
00:36:33,107 --> 00:36:34,233
‫جالب شد.

508
00:36:35,735 --> 00:36:37,069
‫پشت تلفن ناراحت بودی.

509
00:36:39,405 --> 00:36:40,481
‫به خاطر تفنگ‌ها.

510
00:36:40,531 --> 00:36:43,534
‫آره، درباره تفنگ‌ها ناراحتم.

511
00:36:44,035 --> 00:36:45,203
‫یه خرده کندوکاو کردم.

512
00:36:46,245 --> 00:36:50,241
‫فکر نکنم تحویل ندادن سلاح گرم
‫به شما، مشکل اداری باشه.

513
00:36:50,291 --> 00:36:52,493
‫پس تاخیر نیست؟

514
00:36:52,543 --> 00:36:55,838
‫پس یعنی فکر می‌کنن که از نظر اخلاقی
‫حمل اسلحه گرم برای زنان درست نیست؟

515
00:36:56,631 --> 00:36:57,924
‫چه روز گندی بود!

516
00:37:07,934 --> 00:37:09,185
‫می‌خوای بیای تو؟

517
00:37:11,145 --> 00:37:12,146
‫نمی‌تونم.

518
00:37:20,655 --> 00:37:21,697
‫می‌خواستین من رو ببینین؟

519
00:37:24,450 --> 00:37:26,327
‫دوتا اولین.

520
00:37:27,495 --> 00:37:29,497
‫اولین جسد در اولین روز کاری.

521
00:37:30,957 --> 00:37:33,167
‫اگه کمکی می‌کنه باید بگم...

522
00:37:35,836 --> 00:37:37,255
‫آندرسر اعتراف کرد.

523
00:37:37,922 --> 00:37:38,923
‫چی؟

524
00:37:40,007 --> 00:37:42,551
‫فردا صبح در برابر قاضی حاضر می‌شه.

525
00:37:45,304 --> 00:37:48,591
‫متاسفم ولی اون رو مجبور کردن که
‫امضا کنه. از نظر روانی ثبات نداره.

526
00:37:48,641 --> 00:37:50,977
‫معلومه ثبات نداره.
‫شش زن رو کشته.

527
00:37:51,936 --> 00:37:53,104
‫- ولی...
‫- می‌فهمم.

528
00:37:54,397 --> 00:37:57,391
‫اولین جسدت رو دیدی،
‫ولی به خاطر همین مدرک داریم.

529
00:37:57,441 --> 00:37:58,976
‫من اونجا بودم، کاپیتان.

530
00:37:59,026 --> 00:38:03,064
‫کتکش می‌زدن، اصلا نمی‌تونست
‫حرف بزنه، سه تا افسر بودن.

531
00:38:03,114 --> 00:38:04,740
‫- اصلا نمی‌تونست که...
‫- بس کن!

532
00:38:06,617 --> 00:38:07,910
‫دیگه هیچ حرفی در موردش نزن.

533
00:38:10,037 --> 00:38:12,456
‫یه چیز دیگه بهت می‌گم
‫و به خاطرش ازم تشکر می‌کنی.

534
00:38:16,335 --> 00:38:18,587
‫شوهرت دلش نمی‌خواد
‫هیچکدوم از این چیزها رو بشنوه.

535
00:38:20,423 --> 00:38:21,882
‫این مسائل رو با خودت به خونه نبر.

536
00:38:23,926 --> 00:38:24,969
‫بهم اعتماد کن.

537
00:38:26,053 --> 00:38:27,638
‫زن سابقم می‌تونه تایید کنه.

538
00:38:29,682 --> 00:38:30,891
‫برو خونه. دیروقته.

539
00:38:33,436 --> 00:38:34,437
‫شب بخیر.

540
00:39:01,422 --> 00:39:02,673
‫می‌خوای برسونمت؟

541
00:39:07,636 --> 00:39:08,679
‫همینجاست.

542
00:39:15,978 --> 00:39:18,814
‫می‌تونی درباره اون شب بهم بگی؟

543
00:39:23,944 --> 00:39:26,781
‫خیلی عجله داشت که بره.
‫آخه چطور مشکوک نشدم؟

544
00:39:27,406 --> 00:39:28,616
‫می‌شه منتظرم بمونی؟

545
00:39:29,450 --> 00:39:33,871
‫نه، همین الان هم دیرم شده
‫و همیشه بهم می‌گی سر وقت بیام.

546
00:39:37,166 --> 00:39:39,201
‫اگه فقط بگی واسه چی
‫دیرت شده، خوب می‌شد.

547
00:39:39,251 --> 00:39:43,214
‫- خداحافظ.
‫- پائولا، این شهر خیلی خطرناکه.

548
00:39:45,257 --> 00:39:47,635
‫یک دقیقه بعدش بیرون رفتم
‫ولی اون رفته بود.

549
00:40:00,773 --> 00:40:02,108
‫فقط یک ماشین دیدم.

550
00:40:03,067 --> 00:40:04,602
‫سقف سفیدرنگ داشت.

551
00:40:04,652 --> 00:40:08,531
‫آخر کوچه پارک شده بود
‫ولی موتورش روشن بود.

552
00:40:13,202 --> 00:40:14,787
‫اون ماشین رو قبلا دیده بودی؟

553
00:40:17,081 --> 00:40:18,082
‫اصلا.

554
00:40:19,125 --> 00:40:20,751
‫کاملا غریبه به نظر می‌رسید.

555
00:40:21,669 --> 00:40:23,629
‫واسه‌ش عادی بود که
‫همچین کاری بکنه؟

556
00:40:24,964 --> 00:40:26,090
‫چه کاری؟

557
00:40:26,674 --> 00:40:28,426
‫سوار ماشین غریبه‌ها بشه.

558
00:40:29,927 --> 00:40:31,170
‫چی می‌خوای بگی؟

559
00:40:31,220 --> 00:40:32,713
‫می‌خوام بگم که...

560
00:40:32,763 --> 00:40:35,224
‫واسه‌ش عادی بوده
با غریبه ها زودی صمیمی شه

561
00:40:36,517 --> 00:40:37,551
زن عجیبی بود ؟

562
00:40:37,601 --> 00:40:38,803
‫نه.

563
00:40:38,853 --> 00:40:40,679
‫در مورد خواهرم همچین فکری می‌کنی؟

564
00:40:40,729 --> 00:40:42,773
‫نه، نه، همچین فکری نکردم.

565
00:40:44,191 --> 00:40:45,226
‫جسیکا.

566
00:40:45,276 --> 00:40:48,145
‫چطور جرأت می‌کنی همچین حرفی
‫درباره کسی بزنی که اصلا ندیدش.

567
00:40:48,195 --> 00:40:49,613
‫خجالت بکش.

568
00:40:57,121 --> 00:40:58,280
‫- ممنون.
‫- خداحافظ.

569
00:40:58,330 --> 00:41:03,002
‫فرمانده. ممنون که وقت
‫گرانبهات رو به ما دادی.

570
00:41:06,338 --> 00:41:07,798
‫از تو هم ممنونم گابینا.

571
00:41:08,299 --> 00:41:11,385
‫اونجور که جوون‌های امروزی می‌گن
‫«تو ترکوندی، عزیزم».

572
00:41:12,386 --> 00:41:14,388
‫به نظرت فوق‌العاده نیست، فرمانده؟

573
00:41:22,521 --> 00:41:23,522
‫بابا.

574
00:41:25,024 --> 00:41:25,858
‫ممنون که...

575
00:41:31,489 --> 00:41:33,949
‫همین که من رو تو این موقعیت
‫قرار دادی، کافیه.

576
00:41:35,242 --> 00:41:36,994
‫این قضیه شوخی نیست.

577
00:41:37,661 --> 00:41:39,371
‫نمی‌دونی تو شهر چه خبره.

578
00:41:41,540 --> 00:41:44,543
‫سعی کردم بهت هشدار بدم.
‫سعی کردم ازت مراقبت کنم.

579
00:41:46,629 --> 00:41:49,173
‫تا موقعی که ازت نخواستم
‫به چشم‌های من نگاه نکن!

580
00:42:00,309 --> 00:42:02,144
‫دیگه تو این خونه جایی نداری.

581
00:42:21,163 --> 00:42:23,040
‫مامان. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

582
00:42:23,749 --> 00:42:25,376
‫اومدم نجاتت بدم.

583
00:42:26,377 --> 00:42:28,662
‫مامان، کار چطور بود؟ فوق‌العاده بود؟

584
00:42:28,712 --> 00:42:30,998
‫برو دست‌هات رو بشور.
‫داداشت کجاست؟

585
00:42:31,048 --> 00:42:33,250
‫سر غذای مامان‌بزرگ،
‫قشقرق به پا کرد.

586
00:42:33,300 --> 00:42:33,926
‫- عزیزم.
‫- سلام.

587
00:42:35,010 --> 00:42:36,754
‫سس کچاپ رو کجا قایم کردی؟

588
00:42:36,804 --> 00:42:38,589
‫جایی قایم نکردم.
‫تو انباریه، مامان.

589
00:42:38,639 --> 00:42:42,718
‫به نظرم بچه‌ها نباید
‫سس کچاپ بخورن. مگه نه؟

590
00:42:42,768 --> 00:42:44,103
‫ممنون، مامان.

591
00:42:44,645 --> 00:42:46,480
‫ممنون بابت همه چی.

592
00:42:47,773 --> 00:42:49,058
‫چرا بهش زنگ زدی؟

593
00:42:49,108 --> 00:42:52,736
‫چون گرسنه بودیم.
‫موضوع رو عوض نکن.

594
00:42:54,238 --> 00:42:57,074
‫می‌دونی که سر همه چیز
‫ازت حمایت کردم.

595
00:42:57,825 --> 00:42:58,901
‫همه چیز.

596
00:42:58,951 --> 00:43:01,954
‫ولی به این احتیاج دارم.
‫بچه‌ها بهش احتیاج دارن.

597
00:43:02,871 --> 00:43:05,541
‫چی شده؟ می‌تونیم روت حساب کنیم یا نه؟

598
00:43:06,333 --> 00:43:09,086
‫می‌دونی چند بار مجبور شدیم
‫بدون تو شام بخوریم...

599
00:43:09,587 --> 00:43:13,666
‫- چون یک جلسه دیروقت داشتی؟
‫- من نمی‌خوام دعوا کنم.

600
00:43:13,716 --> 00:43:18,929
‫آکاپولکو رو ول کردم که پیش تو باشم،
‫پیش بچه‌ها باشم.

601
00:43:20,389 --> 00:43:22,057
‫ما آماده‌ایم.

602
00:43:24,893 --> 00:43:26,937
‫فکر کنم دیگه بهتره اداره پلیس نرم.

603
00:43:27,438 --> 00:43:28,514
‫چرا؟

604
00:43:28,564 --> 00:43:31,734
‫جسد یک زن 24 ساله رو
‫تو پارک پیدا کردیم.

605
00:43:35,279 --> 00:43:36,322
‫وحشتناکه.

606
00:43:39,533 --> 00:43:41,610
‫بعد همکارم، والنتینا سرم داد زد...

607
00:43:41,660 --> 00:43:44,663
‫چون بهش گفتم که
‫روح قربانی پیش خداست.

608
00:43:47,124 --> 00:43:49,543
‫بهم گفت که آندرسر روحی نداره.

609
00:43:50,252 --> 00:43:52,121
‫ولی مشخصه که انجیل رو نخونده.

610
00:43:52,171 --> 00:43:54,206
‫احتمالا عصبانی بوده.

611
00:43:54,256 --> 00:43:55,424
‫چون اشتباه می‌کنه.

612
00:43:56,800 --> 00:43:58,252
‫نه لزوما.

613
00:43:58,302 --> 00:44:01,755
‫تو همیشه می‌گی که
‫روح قربانی‌ها پیش خداست.

614
00:44:01,805 --> 00:44:05,467
‫آره، آره، ولی همه افراد
‫مثل ما فکر نمی‌کنن.

615
00:44:05,517 --> 00:44:07,478
‫پس حق با کیه؟

616
00:44:08,187 --> 00:44:11,724
‫- جفت‌تون. اون...
‫- الان نمی‌فهمم.

617
00:44:11,774 --> 00:44:15,402
‫به چیزی که باور داره، اعتقاد داره.
‫ما هم همینطور.

618
00:44:15,986 --> 00:44:21,992
‫باید مردم رو جوری که هستن بپذریم،
‫نه جوری که ما می‌خوایم اونطور باشن.

619
00:44:23,160 --> 00:44:25,162
‫شکلات داغت داره سرد می‌شه.

620
00:44:40,427 --> 00:44:41,553
‫همه چیز مرتبه؟

621
00:44:42,137 --> 00:44:44,890
‫آره. دارم واسه بچه‌ها
‫ویل میلانیز درست می‌کنم.

622
00:44:47,935 --> 00:44:53,941
‫تو رادیو شنیدم که یک قربانی
‫دیگه از قاتل آندرسر پیدا شده.

623
00:44:55,275 --> 00:44:56,360
‫آره.

624
00:44:56,944 --> 00:44:58,028
‫تو پارک؟

625
00:44:59,530 --> 00:45:00,781
‫آره، درباره‌ش شنیدم.

626
00:45:03,075 --> 00:45:06,078
‫وحشتناکه. واسه همین حالت بد بود؟

627
00:45:06,870 --> 00:45:11,792
‫نه. نه، به خاطر روز اول کاری
‫عصبی بودم.

628
00:45:13,836 --> 00:45:15,546
‫می‌دونی، یک ماشین قشنگ دیدم.

629
00:45:16,046 --> 00:45:19,291
‫یک ماشین جدید با سقف سفید.
‫گرون قیمت هستن؟

630
00:45:19,341 --> 00:45:21,969
‫خب، ارزون نیستن.
‫چون وارداتی هستن.

631
00:45:22,553 --> 00:45:28,183
‫ولی اگه همچین ماشینی دوست داری،
‫وقتی شریک شرکت شدم، یکی واست می‌خرم.

632
00:45:30,102 --> 00:45:34,314
‫کادیلاک، مثل اون‌هایی که تو
‫تبلیغات نشون می‌ده. می‌دونی؟

633
00:45:34,815 --> 00:45:36,358
‫آره، معلومه. خیلی قشنگه.

634
00:45:38,360 --> 00:45:39,653
‫اخبار کم کم شروع می‌شه.

635
00:45:40,112 --> 00:45:42,364
‫- خیلی قشنگی.
‫- ممنون.

636
00:45:45,534 --> 00:45:46,702
‫قرار بود بهت زنگ بزنن؟

637
00:45:47,369 --> 00:45:48,370
‫نه.

638
00:45:51,290 --> 00:45:52,291
‫الو؟

639
00:45:53,876 --> 00:45:55,002
‫یه دقیقه صبر کنید.

640
00:45:56,086 --> 00:45:58,172
‫کاپیتان روماندیا باهات کار داره.

641
00:46:00,215 --> 00:46:01,083
‫الو؟

642
00:46:01,133 --> 00:46:02,259
‫دلا توره.

643
00:46:02,801 --> 00:46:04,378
‫از خواهر مقتول بازجویی کردی؟

644
00:46:04,428 --> 00:46:06,338
‫می‌خواست برسونمش خونه.

645
00:46:06,388 --> 00:46:09,216
‫الان نیم ساعت وقت صرف کردم
‫که راضیش کنم گزارش تو رو نده،

646
00:46:09,266 --> 00:46:11,226
‫بعد نمی‌دونم کار درستی کردم یا نه.

647
00:46:11,810 --> 00:46:13,854
‫- بعدا میام پیشت عزیزم، باشه؟
‫- باشه.

648
00:46:17,983 --> 00:46:19,184
‫دلا توره!

649
00:46:19,234 --> 00:46:20,402
‫بله، قربان.

650
00:46:21,153 --> 00:46:24,907
‫متاسفم، ولی به نظر میاد
‫که مقتول، پائولا،

651
00:46:26,366 --> 00:46:29,361
‫شبی که کشته شد،
‫سوار یک ماشین شده بود.

652
00:46:29,411 --> 00:46:30,487
‫خب که چی؟

653
00:46:30,537 --> 00:46:32,080
‫یک ماشین گرون قیمت بوده.

654
00:46:32,915 --> 00:46:36,034
‫از اون مدل ماشین‌ها که
‫یک پارکبان توان مالیش رو نداره.

655
00:46:36,084 --> 00:46:37,035
‫دیگه کافیه.

656
00:46:37,085 --> 00:46:39,546
‫هیچکدوم از این چیزها اهمیتی نداره
‫چون دیگه طرف مُرده.

657
00:46:40,130 --> 00:46:41,081
‫چی؟

658
00:46:41,131 --> 00:46:43,926
‫بعد از اینکه اعترافش رو امضا کرده،
‫جسدش توی سلول پیدا شده.

659
00:46:45,260 --> 00:46:48,931
‫امروز در ساعت 13:24...

660
00:46:49,515 --> 00:46:51,842
‫در پاسخ به یک تماس اضطراری...

661
00:46:51,892 --> 00:46:55,062
‫در پارک خاردین دی سانتیاگو
‫در منطقه تلالپان،

662
00:46:55,854 --> 00:46:58,440
‫دپارتمان پلیس مکزیکوسیتی...

663
00:46:59,107 --> 00:47:02,903
‫جسد بی جان پائولا ماچادو رو پیدا کرد.

664
00:47:03,904 --> 00:47:08,567
‫بعد از ارائه شواهد غیرقابل انکار
‫علیه یک فرد،

665
00:47:08,617 --> 00:47:10,444
‫این شخص دستگیر شد.

666
00:47:10,494 --> 00:47:14,823
‫باغبانی به نام مارگاریتو هیدالگو فلورس،

667
00:47:14,873 --> 00:47:18,043
‫با سن تقریبی 35 سال.

668
00:47:18,752 --> 00:47:23,048
‫بعد از ارائه شواهد غیرقابل انکار
‫در برابر مظنون،

669
00:47:23,549 --> 00:47:28,003
‫ایشون در نهایت به جنایات خودش
‫اعتراف کرد.

670
00:47:28,053 --> 00:47:30,672
‫ساعاتی بعد، وقتی اون رو
‫به سلول خودش بردن،

671
00:47:30,722 --> 00:47:33,884
‫جایی که قرار بود باقی عمرش رو
‫در اونجا سپری کنه...

672
00:47:33,934 --> 00:47:36,895
‫و جنایاتی که مرتکب شده بود،
‫اون رو آزار بدن،

673
00:47:37,688 --> 00:47:42,317
‫تلالپان آندرسر تصمیم گرفت
‫که جان خودش رو بگیره.

674
00:47:42,442 --> 00:47:46,780
‫با این مرگ، امشب بالاخره
‫شهر ما در آرامش می‌خوابه.

675
00:47:47,781 --> 00:47:49,700
‫- بالاخره یه خبر خوب.
‫- قربان.

676
00:47:50,242 --> 00:47:52,327
‫شب همگی بینندگان بخیر.

677
00:47:52,911 --> 00:47:57,875
‫تلالپان آندرسر، شش قربانی
‫از خودش به جای گذاشت.

678
00:47:58,667 --> 00:48:01,295
‫کل شهر رو به وحشت انداخت.

679
00:48:02,462 --> 00:48:07,376
‫ولی پایان شب سیه، سپید است.

680
00:48:07,426 --> 00:48:12,005
‫نیروی پلیس مکزیکوسیتی
‫با شجاعت واکنش نشون داد.

681
00:48:12,055 --> 00:48:13,340
‫من اونجا بودم، کاپیتان.

682
00:48:13,390 --> 00:48:15,425
‫نمی‌خواست حرف بزنه و کتکش می‌زدن.

683
00:48:15,475 --> 00:48:16,802
‫سه تا افسر پلیس بودن.

684
00:48:16,852 --> 00:48:18,604
‫- اصلا نمی‌تونست که...
‫- بس کن! بس کن!

685
00:48:19,104 --> 00:48:20,639
‫خوب گوش کن چی می‌گم.

686
00:48:20,689 --> 00:48:22,733
‫نمی‌تونی از کسی بازجویی کنی.

687
00:48:24,693 --> 00:48:25,903
‫تو کارآگاه نیستی.

688
00:48:27,946 --> 00:48:29,781
‫پرونده آندرسر مختومه شده.

689
00:48:30,574 --> 00:48:31,909
‫شب خوش.

690
00:48:39,374 --> 00:48:40,584
‫[رنگ قهوه‌ای - سقف سفید]

691
00:48:45,130 --> 00:48:46,164
‫[قتل‌های مرتبط با زنان]

692
00:48:46,214 --> 00:48:48,759
‫[پلیس سرنخی ندارد -
‫قتل‌ها در حال افزایش هستند]

693
00:48:52,387 --> 00:48:57,392
‫«ترجمه از خشایار»

694
00:48:59,269 --> 00:49:00,387
‫آنچه خواهید دید...

695
00:49:00,437 --> 00:49:01,597
‫[آندرسر دستگیر شد!]

696
00:49:01,647 --> 00:49:03,849
‫از حالا به بعد، به طور متناوب
‫بین پاسگاه و پارک‌ها خدمت می‌کنید.

697
00:49:03,899 --> 00:49:04,850
‫کمک لازم دارین؟

698
00:49:04,900 --> 00:49:06,568
‫اگه بگم آره، از اینجا می‌ری؟

699
00:49:07,277 --> 00:49:10,606
‫می‌خوام مطمئن بشم که
‫تیتو فلورس همون آندرسر بوده.

700
00:49:10,656 --> 00:49:11,857
‫جسیکا ماچادو معتقده که...

701
00:49:11,907 --> 00:49:13,567
‫شبی که خواهرش به قتل رسید،

702
00:49:13,617 --> 00:49:14,910
‫سوار یک ماشین با سقف سفید شد.

703
00:49:16,119 --> 00:49:18,488
‫روزی که مارگاریتو دستگیر شد،
‫به مادرش اشاره کردن.

704
00:49:18,538 --> 00:49:19,573
‫می‌تونیم باهاش حرف بزنیم.

705
00:49:19,623 --> 00:49:20,582
‫[آدمکش]

706
00:49:21,625 --> 00:49:24,711
‫اونقدر سر کار نبودی که یادت رفته
‫اوضاع اینجا چطوریه؟

707
00:49:25,212 --> 00:49:27,756
‫از کجا می‌تونم جفت این کفش رو پیدا کنم؟

708
00:49:29,756 --> 00:49:39,756
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M