1
00:00:20,770 --> 00:00:21,771
‫صبح بخیر.

2
00:00:22,439 --> 00:00:23,773
‫چه خبرا؟ صبح بخیر.

3
00:00:24,274 --> 00:00:25,275
‫سلام.

4
00:00:26,151 --> 00:00:27,902
‫[بخش جنایی - فوری]

5
00:00:28,902 --> 00:00:38,902
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

6
00:00:41,708 --> 00:00:43,910
‫«این رو فردا در صفحه اول منتشر کنید...

7
00:00:43,960 --> 00:00:47,005
‫وگرنه تا موقعی که این کار رو نکنید،
‫هر روز دختر یک نفر رو می‌کشم.

8
00:00:47,714 --> 00:00:51,334
‫برای اثبات هویتم باید بگم
‫جسد آلما آلوارز رو...

9
00:00:51,384 --> 00:00:54,179
‫در کیلومتر 27 بزرگراه تولوکا،
‫کنار جاده ولش کردم.

10
00:00:55,430 --> 00:00:58,850
‫اونجا نمُرد. مجبور شدم
‫تو بیمارستان خوارز بکشمش.

11
00:00:59,434 --> 00:01:01,344
‫آلما یک خال مادرزادی
‫در سمت چپ بدنش داشت.

12
00:01:01,394 --> 00:01:03,638
‫این جزئیات هیچوقت منتشر نشده».

13
00:01:03,688 --> 00:01:05,265
‫چک کن. همین الان
‫به پزشکی قانونی زنگ بزن.

14
00:01:05,315 --> 00:01:10,111
‫«خطاب به تمام زنان شهر،
‫من مرگ شما هستم.

15
00:01:12,113 --> 00:01:14,532
‫ورود من همانطور که غیرمنتظره است،
‫دقیق هم هست.

16
00:01:15,992 --> 00:01:20,205
‫پلیس جز دروغ گفتن، کاری نکرده واسه همین
‫تصمیم گرفتم مستقیما با شما حرف بزنم.

17
00:01:22,457 --> 00:01:23,625
‫من مارها رو شکار می‌کنم.

18
00:01:25,043 --> 00:01:26,252
‫اون‌ها رو به تنهایی شکار می‌کنم.

19
00:01:26,961 --> 00:01:30,632
‫در خیابون‌ها، با قطب نمایی که
‫من رو هدایت می‌کنه، راه می‌رم...

20
00:01:31,549 --> 00:01:34,794
‫قطب نمایی که کمکم می‌کنه انتخاب کنم،
‫که من رو به سمت شما هدایت می‌کنه.

21
00:01:34,844 --> 00:01:38,181
‫با احتیاط راه برین،
‫چون وقتی چشم‌مون به هم بیفته،

22
00:01:39,265 --> 00:01:41,601
‫حتی اگه واسه یه لحظه باشه،
‫مرگ شما متعلق به من می‌شه.

23
00:01:42,894 --> 00:01:44,062
‫به زودی می‌بینمتون.»

24
00:01:44,604 --> 00:01:47,524
‫امضا شده توسط تلالپان آندرسر، 169.

25
00:01:48,233 --> 00:01:49,559
‫- این رو بررسی کن.
‫- بله، قربان.

26
00:01:49,609 --> 00:01:50,977
‫تایید شد، رئیس.

27
00:01:51,027 --> 00:01:52,520
‫- به چاپخانه زنگ بزنم؟
‫- بزن.

28
00:01:52,570 --> 00:01:53,855
‫نمی‌تونیم این رو منتشر کنیم.

29
00:01:53,905 --> 00:01:57,358
‫- چرا نتونیم؟ خبره.
‫- نباید از یک دیوونه دستور بگیریم.

30
00:01:57,408 --> 00:01:58,735
‫ساکت باش.

31
00:01:58,785 --> 00:02:00,111
‫- رئیس، خواهشا.
‫- لوکاس، لوکاس.

32
00:02:00,161 --> 00:02:01,905
‫- لطفا!
‫- لوکاس!

33
00:02:01,955 --> 00:02:05,033
‫گوش کن چی می‌گم.
‫اگه این رو منتشر نکنیم،

34
00:02:05,083 --> 00:02:07,961
‫می‌تونی دلیل این تصمیم رو
‫به والدین قربانی‌های بعدی توضیح بدی؟

35
00:02:08,962 --> 00:02:09,963
‫به چاپخونه زنگ بزن.

36
00:02:11,422 --> 00:02:13,424
‫اینجوری زن‌ها وحشت می‌کنن.

37
00:02:15,885 --> 00:02:17,220
‫شاید بهتره وحشت کنن.

38
00:03:24,954 --> 00:03:27,373
‫[گفته‌های شخص آندرسر]

39
00:03:29,626 --> 00:03:34,631
‫«ترجمه از خشایار»

40
00:03:38,760 --> 00:03:40,461
‫لازم نیست دو بار در بزنی. بیا تو.

41
00:03:40,511 --> 00:03:41,554
‫بیدارن؟

42
00:03:42,055 --> 00:03:43,097
‫- نه هنوز.
‫- باشه.

43
00:03:43,765 --> 00:03:44,807
‫سلام.

44
00:03:51,689 --> 00:03:53,066
‫زود برمی‌گردم.

45
00:03:54,234 --> 00:03:56,694
‫نمی‌دونیم تا کِی می‌تونیم
‫این رو ادامه بدیم.

46
00:03:58,279 --> 00:03:59,647
‫بچه‌ها متوجه می‌شن.

47
00:03:59,697 --> 00:04:00,823
‫آره.

48
00:04:01,699 --> 00:04:04,327
‫معلومه متوجه می‌شن.
‫احمق نیستن.

49
00:04:06,663 --> 00:04:08,907
‫- بذار من برگردم.
‫- نه. دیگه نمی‌خوام تظاهر کنم.

50
00:04:08,957 --> 00:04:10,792
‫منم نمی‌خوام.

51
00:04:11,960 --> 00:04:13,995
‫- مامان، ون اومده.
‫- اومدم.

52
00:04:14,045 --> 00:04:16,422
‫نه. بذار من برم.

53
00:04:17,632 --> 00:04:18,833
‫- همینجا باش.
‫- باشه.

54
00:04:18,883 --> 00:04:21,336
‫یادت نره فردا باید به مدرسه الکس بری.

55
00:04:21,386 --> 00:04:22,795
‫قضیه مدرسه الکس فرداست؟

56
00:04:22,845 --> 00:04:26,049
‫بله، فرداست.
‫هفته قبل و یک هفته قبلش بهت گفته بود.

57
00:04:26,099 --> 00:04:30,186
‫مسئله اینه که این هفته
‫چندتا مشتری تو شهر دارم.

58
00:04:31,896 --> 00:04:34,649
‫فقط همین هفته. فردا قراره برن
‫و باید پیش‌شون باشم.

59
00:04:35,566 --> 00:04:37,769
‫همه پدرهای بچه‌ها اونجا هستن.

60
00:04:37,819 --> 00:04:40,321
‫- بابا،‌ ون داره می‌ره.
‫- اومدم.

61
00:04:40,822 --> 00:04:42,615
‫چه احمقی هستم.

62
00:04:43,366 --> 00:04:44,609
‫- تقصیر منه.
‫- و اکنون...

63
00:04:44,659 --> 00:04:46,736
‫- مردی که بیشترین شخصیت‌هایی را...
‫- دوستت دارم.

64
00:04:46,786 --> 00:04:48,863
‫که درباره آن‌ها صحبت می‌شود
‫را به خانه‌های شما می‌آورد.

65
00:04:48,913 --> 00:04:49,906
‫- می‌بینمت.
‫- این شما...

66
00:04:49,956 --> 00:04:53,284
‫و این هم مرد روزهای سخت،
‫یاکوبو زابلودوسکی.

67
00:04:53,334 --> 00:04:57,580
‫امروز به سراغ دون گرگوریو کادناس
‫در زندان لکامبری اومدیم.

68
00:04:57,630 --> 00:05:01,751
‫دون گرگوریو، ممنونم که امروز صبح
‫وقت‌تون رو با ما به اشتراک گذاشتید.

69
00:05:01,801 --> 00:05:03,086
‫خواهش می‌کنم من رو گویو صدا کنید.

70
00:05:03,136 --> 00:05:04,629
‫[زندان لکامبری]

71
00:05:04,679 --> 00:05:08,925
‫در کتاب‌تون به طور گسترده
‫درباره وحشت این زندان صحبت کردید.

72
00:05:08,975 --> 00:05:12,437
‫من 30 ساله که اینجا هستم...

73
00:05:13,479 --> 00:05:17,317
‫چون پلیس تصمیم گرفت که
‫من یک حیوون هستم...

74
00:05:17,984 --> 00:05:20,945
‫و سزاوار زندگی در قفس هستم.

75
00:05:21,529 --> 00:05:25,984
‫می‌بینم که بُریده‌های کاغذ زیادی
‫از آندرسر پشت سر شماست.

76
00:05:26,034 --> 00:05:28,486
‫فکر نمی‌کنید که آندرسر یک حیوانه؟

77
00:05:28,536 --> 00:05:29,570
‫نه.

78
00:05:29,620 --> 00:05:32,915
‫حیوون‌ها به دلیل احتیاج ندارن.

79
00:05:33,416 --> 00:05:37,829
‫اون‌ها انگیزه عاطفی ندارن.

80
00:05:37,879 --> 00:05:43,084
‫صحبت از انگیزه شد، دون گویو،
‫فکر می‌کنید معنی عدد 169 چیه؟

81
00:05:43,134 --> 00:05:45,962
‫پلیس ادعا می‌کنه که
‫یک نماد شیطانی هست.

82
00:05:46,012 --> 00:05:47,463
‫اصلا.

83
00:05:47,513 --> 00:05:50,933
‫طبق معمول اشتباه می‌کنن.

84
00:05:51,476 --> 00:05:55,680
‫پلیس همیشه در دست کم گرفتن...

85
00:05:55,730 --> 00:05:58,691
‫مردم این کشور، همیشه خبره بوده.

86
00:05:59,484 --> 00:06:03,571
‫وقتی در مورد هیولا حرف می‌زنن،
‫یک تصویر می‌سازن.

87
00:06:05,365 --> 00:06:10,953
‫مردم انتظار دارن کسی رو ببینن
‫که دو متر قد داره،

88
00:06:11,996 --> 00:06:15,366
‫با پنجه و نیش‌های بزرگ.

89
00:06:15,416 --> 00:06:19,162
‫در همون حین، قاتل واقعی اون بیرونه.

90
00:06:19,212 --> 00:06:23,583
‫کسی که ظاهرش هیچ فرقی
‫با من و شما نداره.

91
00:06:23,633 --> 00:06:26,803
‫کسی که مورد توجه قرار نمی‌گیره.
‫نامرئیه.

92
00:06:28,429 --> 00:06:30,431
‫[اشعار]

93
00:06:34,685 --> 00:06:37,397
‫[طنز فلسفی]

94
00:06:39,524 --> 00:06:41,976
‫اگه اشتباه نکنم با شیشه دمیده کار می‌کرد.

95
00:06:42,026 --> 00:06:44,237
‫- می‌دونید، مثل مجسمه‌ها.
‫- واقعا؟

96
00:06:46,114 --> 00:06:47,607
‫شما کی هستی؟ نمی‌شناسم‌تون.

97
00:06:47,657 --> 00:06:49,867
‫ایشون مارتین، همسایه ماست.

98
00:06:50,701 --> 00:06:51,819
‫ماریو.

99
00:06:51,869 --> 00:06:57,116
‫ماریو با مهربونی پیشنهاد داد
‫که اجاق گاز رو درست کنه.

100
00:06:57,166 --> 00:06:59,369
‫خوشحال می‌شم که بتونم کمک کنم.

101
00:06:59,419 --> 00:07:03,456
‫متخصص فنی گفت که 250 پزو می‌شه.
‫همینقدر می‌تونم بهتون بدم.

102
00:07:03,506 --> 00:07:06,542
‫نه،‌ عزیزم. با پول دادن بهش توهین نکن.

103
00:07:06,592 --> 00:07:09,303
‫اجازه بده در عوض تو رو
‫واسه شام بیرون ببره.

104
00:07:10,346 --> 00:07:13,925
‫در اون صورت، برای تعمیر اجاق گاز
‫پول از دست می‌دن...

105
00:07:13,975 --> 00:07:16,803
‫و پول رستوران هم که اضافه می‌شه.

106
00:07:16,853 --> 00:07:18,396
‫اصلا منطقی به نظر نمیاد.

107
00:07:18,896 --> 00:07:22,850
‫نمی‌دونم از کِی می‌شه،
‫ولی خیلی وقته که سر قرار نرفته.

108
00:07:22,900 --> 00:07:23,985
‫هیچوقت.

109
00:07:25,445 --> 00:07:26,896
‫هیچوقت تا حالا سر قرار نرفتم.

110
00:07:26,946 --> 00:07:28,990
‫پس من دوست دارم بریم.

111
00:07:29,532 --> 00:07:30,616
‫می‌بینی که دوست داره.

112
00:07:35,705 --> 00:07:37,039
‫نه، ممنون.

113
00:07:37,957 --> 00:07:38,916
‫خداحافظ.

114
00:07:46,299 --> 00:07:48,926
‫چی می‌تونم بگم، اعضای محترم مطبوعات؟

115
00:07:50,303 --> 00:07:54,132
‫انتشار این نامه، کاملا غیرمسئولانه بوده.

116
00:07:54,182 --> 00:07:58,010
‫تنها چیزی که لوکاس اوترو بهش رسید،

117
00:07:58,060 --> 00:08:00,346
‫این بود که حیوان رو به کانون توجه آورد.

118
00:08:00,396 --> 00:08:01,939
‫ولی مطمئن باشید...

119
00:08:02,648 --> 00:08:04,358
‫کارآگاه هررا...

120
00:08:05,526 --> 00:08:10,031
‫آندرسر رو پیدا می‌کنه
‫و به دست عدالت می‌سپاره.

121
00:08:11,491 --> 00:08:14,202
‫من به همراه کل کشور،

122
00:08:14,744 --> 00:08:18,331
‫کاملا اطمینان داریم که
‫این کار رو می‌کنی، کارآگاه.

123
00:08:18,956 --> 00:08:20,166
‫خواهش می‌کنم.

124
00:08:21,125 --> 00:08:24,295
‫قتل زنان افزایش یافته، کارآگاه هررا!

125
00:08:24,921 --> 00:08:28,382
‫اون اسکوبدوی عوضی، خودش رو
‫از پرونده سلب مسئولیت می‌کنه.

126
00:08:28,966 --> 00:08:31,010
‫تو رو مقصر جلوه می‌ده.

127
00:08:31,636 --> 00:08:34,505
‫تو هم سر جات وایستادی
‫و هیچ کاری نمی‌کنی.

128
00:08:34,555 --> 00:08:37,266
‫هر کاری از دستم بر بیاد،
‫دارم انجام می‌دم، فرمانده.

129
00:08:37,808 --> 00:08:39,685
‫صدات رو روی من بلند می‌کنی؟

130
00:08:43,523 --> 00:08:44,524
‫نه، قربان.

131
00:08:46,984 --> 00:08:47,985
‫عذر می‌خوام.

132
00:08:52,406 --> 00:08:54,867
‫فشار رو تا اینجا حس می‌کنی، مگه نه؟

133
00:08:56,953 --> 00:08:57,954
‫آره.

134
00:08:58,746 --> 00:09:02,041
‫یکی اون بیرون هست
‫که یک چیزی می‌دونه.

135
00:09:04,085 --> 00:09:06,087
‫می‌دونی چرا حرف نمی‌زنن؟

136
00:09:09,423 --> 00:09:13,010
‫چون کل شهر از آندرسر می‌ترسن.

137
00:09:13,511 --> 00:09:16,138
‫می‌خوای اون یک نفر حرف بزنه؟

138
00:09:17,515 --> 00:09:21,394
‫کاری کن که از تو بیشتر بترسه
‫تا از اون.

139
00:09:22,520 --> 00:09:23,521
‫نه.

140
00:09:28,234 --> 00:09:30,111
‫با کمال احترام، قربان،

141
00:09:30,695 --> 00:09:32,730
‫زمونه عوض شده.

142
00:09:32,780 --> 00:09:34,607
‫ای مرگ بگیره اون «با کمال احترام»!

143
00:09:34,657 --> 00:09:39,529
‫این مزخرف رو به دخترهایی بگو
‫که سر راه اون آشغال قرار می‌گیرن.

144
00:09:39,579 --> 00:09:40,913
‫برو به اون‌ها بگو!

145
00:09:43,749 --> 00:09:45,876
‫می‌خوای بهت کمک کنم یا نه؟

146
00:09:47,712 --> 00:09:50,790
‫من کل شب انجیل رو بازخوانی کردم
‫و اصلا با عقل جور در نمیاد.

147
00:09:50,840 --> 00:09:53,376
‫مردم هر روز به یک دلیلی آدم می‌کشن.

148
00:09:53,426 --> 00:09:54,877
‫لازم نیست حتما با عقل جور در بیاد.

149
00:09:54,927 --> 00:09:56,587
‫- پات رو بیار پایین.
‫- خودم می‌دونم.

150
00:09:56,637 --> 00:09:58,347
‫اون آیه هیچ معنایی نداره.

151
00:09:58,806 --> 00:10:00,550
‫قربانیان آندرسر هیچ مطابقتی...

152
00:10:00,600 --> 00:10:03,719
‫با گروه‌هایی که در کتاب اول قرنتیان،
‫ آیه 6:9 ذکر شدن، ندارن.

153
00:10:03,769 --> 00:10:06,063
‫پلیس این رو به نفع خودش تفسیر کرده.

154
00:10:06,856 --> 00:10:08,182
‫همونطور که والنتینا می‌گه.

155
00:10:08,232 --> 00:10:09,600
‫ای بابا.

156
00:10:09,650 --> 00:10:12,186
‫انجیل از جهات زیادی برای توجیه...

157
00:10:12,236 --> 00:10:14,397
‫انواع خشونت‌ها توجیه شده،

158
00:10:14,447 --> 00:10:16,107
‫ولی این مطابقت نداره.

159
00:10:16,157 --> 00:10:20,069
‫پس اگه از انجیل نیست،
‫معنی 169 چیه؟

160
00:10:20,119 --> 00:10:22,822
‫نمی‌دونم. یک پیامه.

161
00:10:22,872 --> 00:10:24,665
‫یک چیزیه که می‌خواد ما بفهمیم.

162
00:10:25,791 --> 00:10:26,792
‫پات رو بیار پایین.

163
00:10:29,879 --> 00:10:31,213
‫واسه‌تون بیسیم آوردم.

164
00:10:32,798 --> 00:10:36,510
‫- بذار ببینم.
‫- پس لطفا کدها رو حفظ کنید...

165
00:10:38,012 --> 00:10:39,347
‫و یادتون باشه،

166
00:10:40,890 --> 00:10:43,976
‫فقط برای استفاده رسمی هست.

167
00:10:44,977 --> 00:10:46,554
‫باورم نمی‌شه مردهای طبقه بالا...

168
00:10:46,604 --> 00:10:49,732
‫بالاخره یه چیزی غیر از اون
‫سوت کوفتی به ما می‌دن.

169
00:10:50,274 --> 00:10:52,685
‫اسلحه نیستن، ولی بالاخره یک چیزی هستن.

170
00:10:52,735 --> 00:10:54,186
‫- راست می‌گی.
‫- چی تغییر کرده؟

171
00:10:54,236 --> 00:10:55,855
‫چرا بالاخره موافقت کردن؟

172
00:10:55,905 --> 00:10:59,784
‫راستش در موردش چیزی نمی‌دونن،

173
00:11:00,409 --> 00:11:02,370
‫ولی شما باید بتونین ارتباط برقرار کنین.

174
00:11:03,204 --> 00:11:06,707
‫و بهتره که آدم طلب بخشش کنه
‫تا اینکه اجازه بگیره.

175
00:11:07,958 --> 00:11:10,753
‫پس نگران ما بودی. چه خوب.

176
00:11:17,426 --> 00:11:19,387
‫اجازه نمی‌دی که برگرده، ها؟

177
00:11:19,929 --> 00:11:22,306
‫نه، ولی پیچیده است.

178
00:11:23,349 --> 00:11:25,685
‫از اینجا که من می‌بینم،
‫اونقدر پیچیده نیست.

179
00:11:26,227 --> 00:11:29,897
‫چرا به جاش در مورد لوکاس بهم نمی‌گی؟
‫حالش چطوره؟ هنوز پیش کلاراست؟

180
00:11:30,606 --> 00:11:33,526
‫راستش امشب باهاش به هم می‌زنه.

181
00:11:34,610 --> 00:11:35,903
‫تبریک می‌گم، برنده شدی.

182
00:11:37,822 --> 00:11:39,315
‫چرا نمی‌تونی واسم خوشحال باشی؟

183
00:11:39,365 --> 00:11:41,776
‫اگه نمی‌دونستم که آخرش
‫قراره چی بشه، خوشحال می‌شدم.

184
00:11:41,826 --> 00:11:44,203
‫تو حوصله‌ات سر می‌ره،
‫اون صدمه می‌بینه.

185
00:11:47,206 --> 00:11:48,666
‫اون دوست آلخاندرو نیست؟

186
00:11:50,209 --> 00:11:51,827
‫- خرونیمو.
‫- ماریا.

187
00:11:51,877 --> 00:11:53,963
‫- یک دقیقه فرصت داری؟
‫- حتما.

188
00:11:54,797 --> 00:11:56,549
‫- تو برو. خودم رو می‌رسونم.
‫- باشه.

189
00:11:58,008 --> 00:11:59,301
‫بیا لطفا.

190
00:12:04,014 --> 00:12:05,266
‫همه چیز مرتبه؟

191
00:12:06,559 --> 00:12:07,885
‫نه.

192
00:12:07,935 --> 00:12:09,637
‫نه راستش. نمی‌خواستم بیام،

193
00:12:09,687 --> 00:12:12,773
‫ولی فکر کنم بهتره حقیقت رو بدونی
‫که چه خبر شده.

194
00:12:13,607 --> 00:12:14,859
‫چه خبر شده؟

195
00:12:15,818 --> 00:12:16,861
‫من آلخاندرو رو دیدم.

196
00:12:17,361 --> 00:12:20,147
‫سر کارش تمرکز نکرده،
‫حرف نمی‌زنه،

197
00:12:20,197 --> 00:12:23,526
‫تو اتاق هتل می‌خوابه.
‫محض رضای خدا،‌ دلش واست تنگ شده.

198
00:12:23,576 --> 00:12:25,903
‫متاسفم، خرونیمو.
‫واسه این چیزها وقت ندارم.

199
00:12:25,953 --> 00:12:27,279
‫باید برم سر کارم. عذر می‌خوام.

200
00:12:27,329 --> 00:12:28,414
‫گوش کن.

201
00:12:30,833 --> 00:12:34,295
‫نمی‌خواد اقدامات قضایی انجام بده
‫ولی گزینه‌هاش رو داره.

202
00:12:35,045 --> 00:12:36,213
‫از چی حرف می‌زنی؟

203
00:12:37,798 --> 00:12:39,458
‫- این چیه؟
‫- پیش‌نویس یک حکم قانونی...

204
00:12:39,508 --> 00:12:43,137
‫که مجبورت می‌کنه کارت رو ترک کنی
‫و به خونه برگردی.

205
00:12:44,597 --> 00:12:45,631
‫چی؟

206
00:12:45,681 --> 00:12:47,475
‫وقتی شغل زن...

207
00:12:48,225 --> 00:12:50,978
‫به یکپارچگی اخلاقی در ساختار
‫خانواده لطمه وارد می‌کنه،

208
00:12:51,604 --> 00:12:55,816
‫قانون به وضوح بیان کرده که
‫شوهر می‌تونه زن رو مجبور به ترک کار کنه.

209
00:12:57,693 --> 00:12:59,653
‫دادگاه‌های این کشور طرف اون رو می‌گیرن.

210
00:13:00,154 --> 00:13:02,698
‫- نمی‌تونه این کار رو بکنه.
‫- اون می‌تونه، تو نمی‌تونی.

211
00:13:04,200 --> 00:13:05,151
‫واست احترام قائلم، ماریا.

212
00:13:05,201 --> 00:13:06,786
‫هیچکس نمی‌خواد کار به اینجا بکشه.

213
00:13:07,912 --> 00:13:11,499
‫ولی تو باید سر عقل بیای.
‫این قضیه از کنترل خارج شده.

214
00:13:12,124 --> 00:13:13,125
‫این چه مزخرفیه؟

215
00:13:13,626 --> 00:13:15,044
‫می‌تونی تکذیبش کنی.

216
00:13:15,586 --> 00:13:18,964
‫پلیس بودن به ساختار اخلاقی
‫در ساختار خانواده آسیب نمی‌رسونه.

217
00:13:19,548 --> 00:13:22,468
‫انگار مهم نیست آسیب می‌رسونه
‫یا نمی‌رسونه.

218
00:13:22,968 --> 00:13:24,762
‫هر چی شوهر بگه، همون می‌شه.

219
00:13:25,846 --> 00:13:29,308
‫طبق قانون مدنی، ماده 169...

220
00:13:32,353 --> 00:13:33,771
‫- ای وای.
‫- چیه؟

221
00:13:34,438 --> 00:13:35,439
‫چی شده؟

222
00:13:36,899 --> 00:13:40,277
‫ماده 169 قانون مدنی.

223
00:13:40,820 --> 00:13:43,447
‫چی شده؟ کجاست؟

224
00:13:43,989 --> 00:13:47,618
‫«شوهر می‌تواند به انجام فعالیت‌های
‫کاری همسرش اعتراض کند.»

225
00:13:48,118 --> 00:13:49,278
‫نگو که همینه.

226
00:13:49,328 --> 00:13:50,738
‫این تصادفی نیست.

227
00:13:50,788 --> 00:13:54,033
‫تصادفات، ارتباطاتی هستن که
‫هنوز متوجه‌شون نشدیم.

228
00:13:54,083 --> 00:13:55,793
‫پس آندرسر چی می‌خواد؟

229
00:13:56,335 --> 00:13:58,003
‫شاید می‌خواد قربانی‌هاش رو مجازات کنه.

230
00:13:59,129 --> 00:14:00,756
‫همه‌شون سر کار می‌رفتن.

231
00:14:01,465 --> 00:14:02,842
‫ولی هیچکدوم‌شون ازدواج نکرده بودن.

232
00:14:03,884 --> 00:14:05,719
‫واسه همین تصمیم گرفته
‫خودش اون‌ها رو مجازات ‌کنه.

233
00:14:06,428 --> 00:14:08,389
‫عدد 169 درباره انجیل نیست.

234
00:14:09,807 --> 00:14:11,642
‫ولی چرا زن‌های شاغل رو می‌کشه؟

235
00:14:15,855 --> 00:14:17,389
‫منظورت چیه مُرده؟

236
00:14:17,439 --> 00:14:19,767
‫جسد دست و پا بسته‌ش،
‫توی یخچال خونه‌ش پیدا شد.

237
00:14:19,817 --> 00:14:21,318
‫غیرممکنه.

238
00:14:22,570 --> 00:14:27,074
‫نام‌های مستعار زیادی داشت.
‫آندرس لوپز، دامیان اسیخا.

239
00:14:28,117 --> 00:14:29,827
‫ادواردو سوارز. این‌ها آشنا به نظر نمیان؟

240
00:14:30,327 --> 00:14:31,495
‫اینجا اسمش لالو سوارز بود.

241
00:14:32,037 --> 00:14:33,205
‫- واقعا؟
‫- اوهوم.

242
00:14:34,582 --> 00:14:36,584
‫هیچ چیز عجیبی در موردش وجود نداشت.

243
00:14:37,668 --> 00:14:41,171
‫سرش تو کار خودش بود.
‫کارش رو خوب انجام می‌داد.

244
00:14:43,591 --> 00:14:48,596
‫یکی دو بار مچش رو گرفتم که
‫یواشکی از در پشتی بیرون می‌رفت...

245
00:14:50,222 --> 00:14:52,975
‫خب می‌دونی، با خانمش می‌رفت.

246
00:14:54,143 --> 00:14:55,144
‫که اینطور.

247
00:14:55,895 --> 00:14:58,222
‫اون خانم اینجا کار می‌کرد؟
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم؟

248
00:14:58,272 --> 00:14:59,565
‫قبلا کار می‌کرد.

249
00:15:00,149 --> 00:15:03,319
‫گمونم به این می‌گن عشق واقعی
‫چون تو یه روز، با هم از اینجا رفتن.

250
00:15:05,738 --> 00:15:08,741
‫می‌گم پرونده‌اش رو نداری بدی؟

251
00:15:09,241 --> 00:15:11,118
‫چرا، اینجا دارمش، پسر جان...

252
00:15:11,994 --> 00:15:13,329
‫ولی محرمانه هستن.

253
00:15:13,829 --> 00:15:15,372
‫چقدر محرمانه؟

254
00:15:21,378 --> 00:15:25,215
‫این دومین قربانی بود.
‫آرانتزا رویز، مهماندار هواپیما.

255
00:15:26,592 --> 00:15:28,427
‫پیلار والدز، پرستار.

256
00:15:29,678 --> 00:15:31,764
‫لوسی مارتینز، دوزنده.

257
00:15:32,848 --> 00:15:36,143
‫نورا منندز، کارگر نظافت.

258
00:15:37,978 --> 00:15:40,022
‫پائولا ماچادو، پیشخدمت.

259
00:15:41,357 --> 00:15:44,485
‫و آلما آلوارز. کارمند فروشگاه کفش.

260
00:15:45,110 --> 00:15:47,947
‫همه‌شون شاغل بودن
‫و لباس فرم می‌پوشیدن.

261
00:15:50,032 --> 00:15:54,745
‫به اعتقادمون لباس‌های فرم رو پیش خودش
‫نگه می‌داره، انگار یه ارزشی واسه‌ش دارن.

262
00:15:55,955 --> 00:15:57,498
‫نظریه بدی نیست.

263
00:15:58,082 --> 00:16:02,620
‫پرونده‌هایی وجود داشتن که قاتل بعضی
‫از وسایل قربانی‌ها رو نگه می‌داشته.

264
00:16:02,670 --> 00:16:04,254
‫مثل غنیمت.

265
00:16:04,797 --> 00:16:05,831
‫دقیقا.

266
00:16:05,881 --> 00:16:09,218
‫پروتکل می‌گه باید در راستای
‫منافع عمومی، اقدام کنیم.

267
00:16:10,177 --> 00:16:11,512
‫باید به مردم گوشزد کنیم.

268
00:16:12,054 --> 00:16:14,465
‫قرار نیست بریم تو خیابون
‫و باعث ایجاد وحشت بشیم.

269
00:16:14,515 --> 00:16:16,684
‫همین الانش هم تو خیابون‌ها
‫وحشت وجود داره، قربان.

270
00:16:18,519 --> 00:16:21,388
‫اون دفعه که در مورد ماشین
‫با سقف سفید...

271
00:16:21,438 --> 00:16:23,273
‫به آندرسر هشدار دادین، چی شد؟

272
00:16:25,526 --> 00:16:26,527
‫درسته.

273
00:16:27,027 --> 00:16:28,771
‫درست جلوی اداره به آتیش کشیده شد...

274
00:16:28,821 --> 00:16:32,116
‫و تنها سرنخ‌مون برای پیدا کردنش رو
‫از دست دادیم.

275
00:16:35,035 --> 00:16:37,037
‫بیاین یه سرنخ دیگه رو همونجوری
‫از دست ندیم.

276
00:16:42,501 --> 00:16:43,953
‫حق با کاپیتانه.

277
00:16:44,003 --> 00:16:47,214
‫تا موقعی که اطلاعات بیشتری
‫پیدا نکردیم، نباید به اشتراک بذاریم.

278
00:16:47,715 --> 00:16:49,049
‫پس هیچ کاری نکنیم؟

279
00:16:49,758 --> 00:16:53,137
‫الان زن‌های زیادی با لباس فرم هستن
‫که ممکنه قربانی‌های بعدی بشن.

280
00:16:53,679 --> 00:16:54,847
‫مثل ما.

281
00:16:56,056 --> 00:16:58,183
‫ما هم لباس فرم می‌پوشیم.

282
00:17:01,437 --> 00:17:04,231
‫[خاطرات سلول 23 - گویو کادناس]

283
00:17:10,112 --> 00:17:11,864
‫چی می‌خونی؟ بذار ببینم.

284
00:17:14,950 --> 00:17:16,660
‫حق با گویو کادناسه.

285
00:17:17,286 --> 00:17:18,237
‫درباره چی؟

286
00:17:18,287 --> 00:17:21,407
‫تو یک مصاحبه گفت که 169 شیطانی نیست.

287
00:17:21,457 --> 00:17:26,253
‫گویو کادناس چهار زن رو کشت
‫و تو حیاط خونه‌ش دفن کرد، ماریا.

288
00:17:27,254 --> 00:17:30,424
‫مطمئن نیستم از اون دست افرادی باشه
‫که بخوای ازش مشاوره بگیری.

289
00:17:32,342 --> 00:17:34,553
‫اگه بتونه کمکمون کنه که
‫آندرسر رو پیدا کنیم، چی؟

290
00:17:38,015 --> 00:17:39,016
‫چطوری؟

291
00:17:43,020 --> 00:17:46,231
‫می‌خوام از لوکاس درخواست کنی
‫که واسم گواهی مطبوعاتی گیر بیاره.

292
00:17:52,821 --> 00:17:55,816
‫نمی‌فهمم چرا یک نفر باید دلش بخواد
‫که به ملاقات همچین آدمی بیاد.

293
00:17:55,866 --> 00:17:58,610
‫دارم یک مقاله در مورد
‫کتاب آقای کادناس می‌نویسم.

294
00:17:58,660 --> 00:18:02,122
‫کتاب‌های بهتری وجود ندارن
‫که درباره‌شون مقاله بنویسی؟

295
00:18:02,831 --> 00:18:05,125
‫قضیه این زن‌ها و حساسیت بی‌جاشون چیه؟

296
00:18:06,293 --> 00:18:08,921
‫اینی که گوشه زندانه از هر مرد دیگه‌ای
‫که اون بیرونه، بیشتر جذابیت داره.

297
00:18:11,006 --> 00:18:14,218
‫حتی زنان غیر جوون به دیدنش میان،
‫درست مثل شما.

298
00:18:17,471 --> 00:18:18,756
‫خیلی‌خب.

299
00:18:18,806 --> 00:18:22,351
‫بازدید مطبوعاتی پنج دقیقه است.
‫وقتی زمان تموم شد، بهت خبر می‌دم.

300
00:18:24,895 --> 00:18:25,896
‫ممنون.

301
00:18:45,874 --> 00:18:47,793
‫ظهر بخیر، آقای کادناس.

302
00:18:49,128 --> 00:18:50,212
‫اسم من ماریاست.

303
00:18:51,255 --> 00:18:56,176
‫من روی یک مقاله در مورد آندرسر
‫برای روزنامه ایندیپندنسیا کار می‌کنم.

304
00:18:56,969 --> 00:18:58,303
‫چه جور مقاله‌ای؟

305
00:19:01,014 --> 00:19:02,716
‫از اونجا که وقت زیادی نداریم،

306
00:19:02,766 --> 00:19:08,605
‫می‌خواستم روی چیزی که می‌تونه یک نفر
‫رو به ارتکاب جرم سوق بده، تمرکز کنم.

307
00:19:09,731 --> 00:19:11,400
‫چندتا سوال نوشتم.

308
00:19:22,953 --> 00:19:23,954
‫ماریا.

309
00:19:25,164 --> 00:19:26,957
‫از این اسم خوشم میاد. ماریا.

310
00:19:28,292 --> 00:19:32,004
‫هر بار که می‌شنومش، یاد
‫ماریا دلوس آنجلس گونزالز میفتم.

311
00:19:32,880 --> 00:19:34,590
‫اولین قربانیت بود، درسته؟

312
00:19:36,008 --> 00:19:40,345
‫تو این دفترچه کوچیکت در مورد
‫اون سوال نوشته شده؟

313
00:19:42,472 --> 00:19:43,757
‫نه.

314
00:19:43,807 --> 00:19:45,809
‫پس شروع بدی خواهی داشت.

315
00:19:46,894 --> 00:19:52,608
‫برای اینکه وارد ذهن یک هنرمند بشی،

316
00:19:53,692 --> 00:19:56,069
‫باید با هنرش آشنا باشی.

317
00:19:57,154 --> 00:19:59,823
‫فکر می‌کنی تلالپان آندرسر یک هنرمنده؟

318
00:20:01,783 --> 00:20:06,997
‫می‌خوای درباره چیزی حرف بزنی که...

319
00:20:08,040 --> 00:20:09,875
‫هیچی درباره‌ش نمی‌دونی، مگه نه؟

320
00:20:12,085 --> 00:20:13,712
‫اگه من...

321
00:20:15,714 --> 00:20:17,382
‫در این لحظه...

322
00:20:20,510 --> 00:20:24,223
‫از این میز رد بشم و...

323
00:20:25,557 --> 00:20:30,187
‫به سمت تو برسم، می‌تونم تک تک
‫استخوان‌های گردنت رو بشکنم.

324
00:20:35,317 --> 00:20:40,689
‫شما گفتی که پلیس در مورد
‫انگیزه‌های آندرسر اشتباه می‌کنه.

325
00:20:40,739 --> 00:20:42,324
‫از کجا می‌دونستی؟

326
00:20:44,201 --> 00:20:46,328
‫اگه من احساس گناه نکنم،
‫یعنی گناهکارم؟

327
00:20:47,287 --> 00:20:48,622
‫- آره.
‫- نه، فکر نمی‌کنم.

328
00:20:49,122 --> 00:20:50,332
‫سه دقیقه!

329
00:20:50,916 --> 00:20:52,376
‫حسودی می‌کنی!

330
00:20:54,670 --> 00:20:58,507
‫بدش میاد که من ملاقاتی دارم

331
00:20:59,091 --> 00:21:00,300
میخواد همش تنها باشم

332
00:21:00,842 --> 00:21:02,794
‫پلیس چه چیزی رو نمی‌بینه؟

333
00:21:02,844 --> 00:21:07,266
‫آندرسر چند نفر رو کشته؟

334
00:21:08,016 --> 00:21:09,017
‫هفت‌تا.

335
00:21:09,518 --> 00:21:10,560
‫بفرما.

336
00:21:17,818 --> 00:21:20,729
‫دوباره و دوباره.

337
00:21:20,779 --> 00:21:22,114
‫تا سر حد فرسودگی.

338
00:21:27,035 --> 00:21:28,745
‫هفت قربانی.

339
00:21:29,913 --> 00:21:33,333
‫باید کارت خیلی خوب باشه که گیر نیفتی،

340
00:21:34,710 --> 00:21:35,752
‫فکر نمی‌کنی؟

341
00:21:36,378 --> 00:21:39,289
‫من از پیانو خوشم میاد.
‫پیانو می‌زنم.

342
00:21:39,339 --> 00:21:40,749
‫خبر داشتی؟

343
00:21:40,799 --> 00:21:43,051
‫نه، نمی‌دونستم.

344
00:21:45,012 --> 00:21:48,390
‫قبلا یک پیانوی قشنگ تو حیاط داشتیم.

345
00:21:48,890 --> 00:21:51,677
‫اصلا نمی‌دونی چقدر طول کشید
‫که یاد بگیرم بزنم...

346
00:21:51,727 --> 00:21:53,053
‫می‌خوای کمکم کنی یا نه؟

347
00:21:53,103 --> 00:21:57,107
‫چندین سال طول کشید
‫که درست پیانو بزنم.

348
00:21:58,442 --> 00:22:00,694
‫تو اولین تلاش نمی‌تونی
‫بی عیب و نقص بزنی.

349
00:22:01,486 --> 00:22:05,274
‫تقریبا چهار سال پیش بود.

350
00:22:05,324 --> 00:22:09,152
‫اینجا یک آتش‌سوزی بزرگ شد، ماریا...

351
00:22:09,202 --> 00:22:12,531
‫و پیانو از بین رفت.

352
00:22:12,581 --> 00:22:17,119
‫باورت می‌شه که سرپرست زندان
‫به خودش زحمت نداد یکی دیگه بیاره؟

353
00:22:17,169 --> 00:22:18,453
‫وقت تمومه!

354
00:22:18,503 --> 00:22:19,997
‫من هنوز وقت دارم.

355
00:22:20,047 --> 00:22:23,383
‫- تو هیچی بهم نگفتی.
‫- حرفت درست نیست. گوش نمی‌کنی.

356
00:22:24,009 --> 00:22:25,135
‫وقتت تمومه.

357
00:22:26,386 --> 00:22:29,172
‫یه چیزی بهم بگو، لطفا.
‫یک چیز بدردبخور.

358
00:22:29,222 --> 00:22:31,508
‫می‌تونم بیشتر بهت بگم
‫ولی در عوضش یه چیزی می‌خوام.

359
00:22:31,558 --> 00:22:32,884
‫- چی؟
‫- یک پیانو.

360
00:22:32,934 --> 00:22:34,353
‫پیانو؟

361
00:22:35,103 --> 00:22:37,472
‫بعدش هر چی لازم داری
‫بهت می‌گم.

362
00:22:37,522 --> 00:22:39,599
‫فکر نکنم بتونم واست پیانو بیارم.

363
00:22:39,649 --> 00:22:44,488
‫پس فکر نکنم بتونم کمکت کنم، افسر.

364
00:22:48,789 --> 00:22:58,789
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

365
00:23:03,090 --> 00:23:04,758
‫- سلام.
‫- سلام.

366
00:23:05,884 --> 00:23:07,135
‫بریم؟

367
00:23:11,098 --> 00:23:12,432
‫همه چیز مرتبه؟

368
00:23:13,642 --> 00:23:15,977
‫مامان‌بزرگم می‌خواد با همسایه‌مون
‫برم بیرون شام بخورم.

369
00:23:16,770 --> 00:23:18,063
‫می‌خواد با یک نفر آشنا بشم.

370
00:23:21,566 --> 00:23:22,567
‫خیلی‌خب.

371
00:23:25,320 --> 00:23:30,033
‫خوبیش رو می‌رسونه که نگران
‫زندگی عاطفیت هست، مگه نه؟

372
00:23:32,452 --> 00:23:33,620
‫خودت چی؟

373
00:23:34,579 --> 00:23:35,872
‫دلت می‌خواد بری؟

374
00:23:37,332 --> 00:23:38,792
‫گفتم نمی‌رم.

375
00:23:41,545 --> 00:23:42,921
‫خیلی خوبه، مگه نه؟

376
00:23:43,797 --> 00:23:46,466
‫یعنی نمی‌دونیم چه علایقی داره...

377
00:23:48,301 --> 00:23:51,388
‫از همسایه‌اتون خوشت نمیاد؟ زشته؟

378
00:23:51,972 --> 00:23:54,015
‫می‌خوای فردا با من شام بخوری؟

379
00:23:55,225 --> 00:23:56,226
‫من؟

380
00:23:59,813 --> 00:24:03,817
‫آره. آره، حتما. معلومه.

381
00:24:20,000 --> 00:24:21,001
‫نمی‌تونی بیای تو.

382
00:24:21,501 --> 00:24:22,627
‫چرا؟ چی شده؟

383
00:24:24,963 --> 00:24:27,382
‫دیگه به بچه‌ها در مورد خودمون دروغ نمی‌گم.

384
00:24:29,176 --> 00:24:33,972
‫چطور تونستی امروز صبح اینقدر مهربون باشی
‫و بعد اونجوری از پشت بهم خنجر بزنی؟

385
00:24:34,514 --> 00:24:37,426
‫چطور می‌تونم... چی؟
‫از چی حرف می‌زنی؟

386
00:24:37,476 --> 00:24:40,554
‫ادای بی‌گناه‌ها رو در نیار، آلخاندرو.
‫خرونیمو رو فرستادی بیاد من رو تهدید کنه.

387
00:24:40,604 --> 00:24:41,771
‫دیوونه شدی؟

388
00:24:42,397 --> 00:24:44,724
‫فکر می‌کنی که من...
‫من هیچکس رو هیچ جا نفرستادم.

389
00:24:44,774 --> 00:24:46,193
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.

390
00:24:46,776 --> 00:24:49,020
‫چی کار کرد... گوش کن،
‫بهت چی گفت؟ چی گفت؟

391
00:24:49,070 --> 00:24:52,115
‫نمی‌فهمی به تنها کسی که صدمه می‌زنی،
‫بچه‌ها هستن؟

392
00:24:52,616 --> 00:24:53,567
‫چی کار کرد؟

393
00:24:53,617 --> 00:24:55,911
‫بعد تو از یک قاضی می‌خوای
‫که من از کارم استعفا بدم؟

394
00:24:56,411 --> 00:24:59,448
‫از کارت استعفا بدی؟
‫من همچین کاری نکردم! قسم می‌خورم!

395
00:24:59,498 --> 00:25:02,826
‫- با خرونیمو حرف زدی یا نزدی؟
‫- چرا. با خرونیمو حرف زدم.

396
00:25:02,876 --> 00:25:04,661
‫توی هتل بودم اومد به دیدنم. ماریا!

397
00:25:04,711 --> 00:25:07,706
‫واسم مهم نیست که تموم
‫قوانین به نفع تو باشن!

398
00:25:07,756 --> 00:25:09,166
‫واسم مهم نیست که باید چیکار کنم.

399
00:25:09,216 --> 00:25:10,834
‫- به حرفم گوش نمی‌کنی.
‫- واسم مهم نیست!

400
00:25:10,884 --> 00:25:13,920
‫اگه روی این اصرار کنی،
‫من رو برای همیشه از دست می‌دی!

401
00:25:13,970 --> 00:25:16,882
‫گوش می‌کنی چی می‌گم؟
‫ببین، من به خرونیمو نگفتم که...

402
00:25:16,932 --> 00:25:20,969
‫در واقع این آخر هفته با بچه‌ها
‫حرف می‌زنیم و بهشون می‌گیم جدا شدیم.

403
00:25:21,019 --> 00:25:22,354
‫ماریا، لطفا!

404
00:25:27,484 --> 00:25:29,728
‫به خاطر کنفرانس مطبوعاتی دیروز،

405
00:25:29,778 --> 00:25:34,866
‫اداره پلیس خیلی شلوغه، پس امروز
‫خط‌های اضطراری رو جواب می‌دین...

406
00:25:35,742 --> 00:25:39,079
‫و با هر خبرچینی که به اداره میاد،
‫صحبت کنین.

407
00:25:42,791 --> 00:25:44,084
‫خیلی‌خب، بذار ببینم.

408
00:25:44,626 --> 00:25:47,212
‫همه پیام‌ها رو به سه ستون مرتب کردم.

409
00:25:48,296 --> 00:25:51,591
‫ستون اول، همه کارآگاهان اصلی
‫باید پیگیری کنن.

410
00:25:52,259 --> 00:25:54,219
‫زنانی که اخیرا ناپدید شدن،

411
00:25:54,803 --> 00:25:58,265
‫هر کسی که در مورد 169،
‫یه چیزی جدید یا شنیده.

412
00:25:58,890 --> 00:26:01,017
‫افراد فضول و مزاحم و از این دست.

413
00:26:01,518 --> 00:26:05,105
‫موارد غیرمرتبط به آندرسر،
‫به ستون شماره دو می‌رن.

414
00:26:06,273 --> 00:26:11,778
‫هر آدم عجیب و غریبی که شوخی می‌کنه،
‫وقت ما رو هدر می‌ده، ستون سوم.

415
00:26:13,780 --> 00:26:14,864
‫سوالی هست؟

416
00:26:16,533 --> 00:26:17,534
‫بهش رسیدگی کن.

417
00:26:21,329 --> 00:26:22,405
‫ماریا کجاست؟

418
00:26:22,455 --> 00:26:26,084
‫افسر دلا توره به دلایل شخصی،
‫امروز دیرتر میاد.

419
00:26:27,252 --> 00:26:30,455
‫به نظرتون شغل پدرهاتون جالب نیست؟

420
00:26:30,505 --> 00:26:33,091
‫چرا، خانم.

421
00:26:35,218 --> 00:26:37,254
‫صبح بخیر. حالتون چطوره؟

422
00:26:37,304 --> 00:26:40,590
‫صبح بخیر، خانم دلا توره.
‫با همسرتون اومدید؟

423
00:26:40,640 --> 00:26:41,891
‫متاسفانه نه.

424
00:26:42,434 --> 00:26:46,146
‫یه مسئله‌ای سر کار پیش اومد
‫ولی من می‌تونم جاش رو بگیرم.

425
00:26:48,148 --> 00:26:50,275
‫درسته. گمونم مشکلی نباشه.

426
00:26:50,900 --> 00:26:51,901
‫عالی شد.

427
00:26:55,071 --> 00:27:00,569
‫برای پدر بعدی، بیاین به آقای کاپلینی،
‫پدر کاساندرا خوشامد بگیم.

428
00:27:00,619 --> 00:27:01,911
‫ایشون یک وکیل هست.

429
00:27:07,459 --> 00:27:09,077
‫صبح بخیر، بچه‌ها.

430
00:27:09,127 --> 00:27:11,329
‫صبح بخیر.

431
00:27:11,379 --> 00:27:14,674
‫من دیگو کاپلینی هستم و یک وکیلم.

432
00:27:18,261 --> 00:27:20,805
‫اداره پلیس مکزیکو سیتی.

433
00:27:22,390 --> 00:27:25,393
‫ببخشید، جناب افسر.
‫الان شما رو وصل می‌کنم.

434
00:27:26,186 --> 00:27:28,513
‫- اداره پلیس مکزیکو سیتی.
‫- اداره پلیس مکزیکو سیتی.

435
00:27:28,563 --> 00:27:29,723
‫یادت نمیاد، خانم؟

436
00:27:29,773 --> 00:27:32,475
‫خب، مسلما نمی‌تونیم کاری بکنیم.
‫درک می‌کنید که این شهر چقدر بزرگه؟

437
00:27:32,525 --> 00:27:34,728
‫- عوضی!
‫- صبح بخیر.

438
00:27:34,778 --> 00:27:38,815
‫مردم آزارها در پارک لاویگا جمع شدن...

439
00:27:38,865 --> 00:27:40,817
‫به یک سبک موسیقی آزاردهنده گوش می‌دن.

440
00:27:40,867 --> 00:27:42,736
‫اداره پلیس مکزیکو سیتی.

441
00:27:42,786 --> 00:27:46,156
‫یک مردی اینجاست به زن‌هایی
‫که رد می‌شن، فحاشی می‌کنه.

442
00:27:46,206 --> 00:27:48,199
‫نامزدم فکر می‌کنه که ناپدریش،
‫آندرسر هست.

443
00:27:48,249 --> 00:27:50,785
‫همیشه اوقات گریه می‌کنه ولی
‫این بار خیلی بیش از حده.

444
00:27:50,835 --> 00:27:52,504
‫چیزی که لازم داره، یک نامزد جدیده.

445
00:27:53,046 --> 00:27:55,040
‫مطمئنید که بو از آپارتمانش میاد؟

446
00:27:55,090 --> 00:27:56,333
‫خب، من منگ نیستم.

447
00:27:56,383 --> 00:27:59,002
‫فکر کنم قصابم، آندرسر هست.

448
00:27:59,052 --> 00:28:00,295
‫از کجا می‌دونی که خودشه؟

449
00:28:00,345 --> 00:28:04,507
‫آدم عجیب و ساکتیه
‫و موی بلندی داره.

450
00:28:04,557 --> 00:28:07,427
‫موی بلند داشتن آدم رو قاتل نمی‌کنه، خانم.

451
00:28:07,477 --> 00:28:08,895
‫چه زمانی اتفاق افتاد؟

452
00:28:09,479 --> 00:28:10,647
‫هفت سال پیش.

453
00:28:12,232 --> 00:28:16,936
‫به دختر عمه‌ام حمله کرد
‫و زن‌ها رو «مار» صدا می‌زد.

454
00:28:16,986 --> 00:28:19,981
‫مار؟ مثل نامه تو روزنامه.

455
00:28:20,031 --> 00:28:21,408
‫منم دقیقا همین فکر رو کردم.

456
00:28:22,534 --> 00:28:25,362
‫به علاوه می‌گفت زن‌ها نباید کار کنن.

457
00:28:25,412 --> 00:28:26,496
‫یک لحظه صبر کنید، لطفا.

458
00:28:32,544 --> 00:28:34,045
‫یک سرنخ قابل اطمینانه.

459
00:28:34,671 --> 00:28:35,964
‫بی‌فایده است. ستون شماره سه.

460
00:28:36,506 --> 00:28:38,458
‫چرا؟ چون اسم طرف رو نمی‌دونسته؟

461
00:28:38,508 --> 00:28:41,252
‫چون اول از همه، احتمالا زن خانه‌داره،

462
00:28:41,302 --> 00:28:43,763
‫به مشخصات قربانیان آندرسر نمی‌خوره.

463
00:28:44,264 --> 00:28:48,518
‫دوما، هفت سال پیش بوده،
‫خیلی قبل‌تر از اینکه شروع به کشتن کنه.

464
00:28:49,644 --> 00:28:50,595
‫ستون شماره سه.

465
00:28:50,645 --> 00:28:54,983
‫حالا مادر الکس، خانم ماریا دلا توره.

466
00:29:04,701 --> 00:29:05,702
‫ممنون.

467
00:29:06,411 --> 00:29:07,412
‫سلام به همگی.

468
00:29:08,538 --> 00:29:09,581
‫اسم من ماریاست.

469
00:29:11,207 --> 00:29:13,618
‫نه تنها مادر الکسم،

470
00:29:13,668 --> 00:29:16,296
‫یک افسر پلیس هم هستم.

471
00:29:17,046 --> 00:29:18,206
‫می‌دونستید؟

472
00:29:18,256 --> 00:29:23,928
‫وقتی هم‌سن شما بودم،
‫این بزرگ‌ترین رویای من بود.

473
00:29:25,054 --> 00:29:27,015
‫هر چی بزرگ‌تر شدم،

474
00:29:27,640 --> 00:29:32,103
‫مردم کم کم بهم گفتن که
‫باید آرزوهام رو کنار بذارم.

475
00:29:32,771 --> 00:29:35,148
‫اینکه فقط می‌تونم یک همسر
‫یا یک مادر باشم.

476
00:29:36,316 --> 00:29:37,525
‫منم به حرف‌شون گوش کردم.

477
00:29:38,651 --> 00:29:42,697
‫تا اینکه یک روز،
‫زندگی تلنگری به من زد.

478
00:29:45,241 --> 00:29:46,367
‫یک تلنگر دردناک.

479
00:29:48,286 --> 00:29:51,414
‫بعدش یادم اومد چه کسی بودم...

480
00:29:53,708 --> 00:29:55,418
‫و چه کسی می‌خواستم بشم.

481
00:29:56,211 --> 00:30:00,715
‫پس اگه کسی از شما،
‫پسر یا دختر،

482
00:30:01,508 --> 00:30:05,378
‫رویای این رو داره که فضانورد، آتش نشان،

483
00:30:05,428 --> 00:30:09,808
‫ستاره سینما یا افسر پلیس بشه،
‫باید دنبالش بره.

484
00:30:10,558 --> 00:30:13,436
‫هیچوقت اجازه ندین که کسی به
‫شما بگه نمی‌تونین رویاپردازی کنین.

485
00:30:17,023 --> 00:30:18,691
‫می‌دونین چه موقعی این رو فهمیدم؟

486
00:30:19,859 --> 00:30:22,395
‫در آخرین روز دوره آموزشی
‫به عنوان افسر پلیس،

487
00:30:22,445 --> 00:30:25,031
‫وقتی که با وجود ترس،

488
00:30:25,698 --> 00:30:30,078
‫جرأت کردم که از یک هواپیما
‫در ارتفاع 10 هزار پایی بیرون بپرم.

489
00:30:34,249 --> 00:30:35,375
‫سوالی ندارین؟

490
00:30:37,752 --> 00:30:40,922
‫می‌ترسیدی که از هواپیما بپری؟

491
00:30:41,840 --> 00:30:44,250
‫خیلی می‌ترسیدم. ولی آخرش...

492
00:30:44,300 --> 00:30:45,385
‫الکس.

493
00:30:47,053 --> 00:30:48,213
‫بله؟

494
00:30:48,263 --> 00:30:49,973
‫به نظرم مامانت خیلی باحاله.

495
00:30:53,059 --> 00:30:54,060
‫مامان.

496
00:31:01,067 --> 00:31:02,068
‫ممنون.

497
00:31:03,820 --> 00:31:04,821
‫موفق باشی، مامان.

498
00:31:05,321 --> 00:31:06,322
‫ممنونم.

499
00:31:10,159 --> 00:31:11,953
‫ماریا. ماریا، جواب بده.

500
00:31:13,496 --> 00:31:15,748
‫بله؟ ماریا هستم. تمام.

501
00:31:16,291 --> 00:31:18,501
‫بیا اینجا. آنجلس یه چیزی پیدا کرده.

502
00:31:19,210 --> 00:31:20,620
‫فکر می‌کردم بهم بگین دیوونه‌ام...

503
00:31:20,670 --> 00:31:22,630
‫که فکر می‌کنم آندرسر بوده.

504
00:31:23,214 --> 00:31:24,707
‫مال خیلی وقت پیشه.

505
00:31:24,757 --> 00:31:26,885
‫مهم نیست مال چند وقت پیشه.

506
00:31:27,468 --> 00:31:29,212
‫پشت تلفن، شما نگفتی...

507
00:31:29,262 --> 00:31:31,297
‫که دختر عمه‌اتون، آلیسیا،
‫کارش چی بوده.

508
00:31:31,347 --> 00:31:32,599
‫نه، نگفتم.

509
00:31:33,766 --> 00:31:35,768
‫مهم نیست که چطور پول
‫اجاره خونه رو می‌داده، مگه نه؟

510
00:31:36,269 --> 00:31:38,062
‫می‌تونی حقیقت رو به ما بگی، لورا.

511
00:31:39,814 --> 00:31:43,109
‫ما نیومدیم اینجا که دختر عمه‌ات رو
‫قضاوت کنیم یا دستگیرش کنیم.

512
00:31:43,651 --> 00:31:44,777
‫اومدیم اینجا که کمکت کنیم.

513
00:31:47,655 --> 00:31:49,324
‫تو یک خیابون بزرگ کار می‌کرد.

514
00:31:54,579 --> 00:31:55,914
‫نزدیک خیابون سالیوان.

515
00:31:57,206 --> 00:31:58,374
‫اونجا یه ماشین گرفت

516
00:32:00,627 --> 00:32:05,256
‫بهش یک بطری نوشیدنی داد که بخوره
‫و اونم تظاهر کرد که ازش خورده.

517
00:32:05,965 --> 00:32:07,800
‫خیلی زرنگ بوده.

518
00:32:09,093 --> 00:32:10,762
‫شاید همین جونش رو نجات داد.

519
00:32:13,473 --> 00:32:17,727
‫دست‌هاش رو با طناب بست
‫و دستش رو دور گردنش گذاشت...

520
00:32:19,938 --> 00:32:22,732
‫و بهش گفت که زن‌ها نباید کار کنن.

521
00:32:25,693 --> 00:32:28,696
‫همون موقع بهش ضربه زد
‫و تونست از ماشین بیرون بیاد...

522
00:32:29,739 --> 00:32:31,866
‫و با دست‌های بسته، فرار کرد.

523
00:32:33,409 --> 00:32:35,370
‫اونقدر دوید که دیگه نمی‌تونست بدوئه.

524
00:32:36,663 --> 00:32:38,831
‫می‌دونید کجا می‌تونیم
‫دختر عمه‌اتون رو پیدا کنیم؟

525
00:32:39,332 --> 00:32:40,792
‫باید باهاش حرف بزنیم.

526
00:32:41,834 --> 00:32:42,785
‫نمی‌دونم.

527
00:32:42,835 --> 00:32:48,424
‫چند ماه بعد، به شمال خوارز رفت.

528
00:32:50,927 --> 00:32:55,214
‫پس مردی که عقاید خودش رو
‫جلوی این زن آشکار کرده،

529
00:32:55,264 --> 00:32:59,010
‫به نظر نمیاد همون مرد دقیقی باشه که
‫حتی یک اثر انگشت از خودش به جا نمی‌ذاره.

530
00:32:59,060 --> 00:33:00,979
‫اظهار نظر خیلی منطقی‌ای هست.

531
00:33:01,729 --> 00:33:03,731
‫به نظر نمیاد همون مرد باشه.

532
00:33:04,315 --> 00:33:06,225
‫به نظرم می‌تونه همون مرد باشه.

533
00:33:06,275 --> 00:33:10,446
‫کسی که نمی‌تونه پیانو بزنه، در نهایت
‫می‌تونه به نوازنده پیانو تبدیل بشه.

534
00:33:11,155 --> 00:33:13,700
‫باید با جراردو حرف بزنیم.

535
00:33:14,450 --> 00:33:15,702
‫بعدش بهش چی بگیم؟

536
00:33:16,494 --> 00:33:19,539
‫اینکه سرنخی رو دنبال کردیم
‫که لوزانو گفت دنبالش نریم؟

537
00:33:20,248 --> 00:33:22,951
‫اینکه با کسی حرف زدیم
‫که یک شاهد نیست،

538
00:33:23,001 --> 00:33:25,745
‫ولی شاهد اصلی دختر عمه‌اشه
‫که الان هفت ساله ندیدش؟

539
00:33:25,795 --> 00:33:28,539
‫پس بیاین دنبال مدرک قطعی بگردیم.

540
00:33:28,589 --> 00:33:31,175
‫چون خسته شدم از اینکه
‫حس یک پلیس رو ندارم،

541
00:33:32,301 --> 00:33:36,097
‫از اینکه لباس فرم رو بدست آوردم
‫که فقط قهوه سرو کنم،

542
00:33:36,639 --> 00:33:39,926
‫از اینکه یواشکی پشت سر داداش‌هام
‫تحقیق کنم، کسایی که باهام حرف نمی‌زنن...

543
00:33:39,976 --> 00:33:42,854
‫و از دست بابام که تظاهر می‌کنه
‫که من وجود خارجی ندارم.

544
00:33:46,232 --> 00:33:48,693
‫به نظرم باید خودمون رو نشون بدیم.

545
00:33:51,070 --> 00:33:54,357
‫باید به پرونده‌های حل نشده،
‫دسترسی پیدا کنیم.

546
00:33:54,407 --> 00:33:57,944
‫تنها راه برای پیدا کردن
‫قربانیان احتمالی دیگه همینه.

547
00:33:57,994 --> 00:33:59,996
‫ولی اون پرونده‌ها مهر و موم شدن.

548
00:34:03,332 --> 00:34:07,754
‫اینجا یه مکان امن هست،
‫مخصوصا برای کاری که قراره بکنین.

549
00:34:08,713 --> 00:34:11,916
‫آشنایان قربانی‌ها یه چیزی می‌دونن
‫و اون عوضی‌ها باید حرف بزنن،

550
00:34:11,966 --> 00:34:13,593
‫به هر طریقی که شده.

551
00:34:14,135 --> 00:34:15,461
‫آکیلئو ماتا،

552
00:34:15,511 --> 00:34:18,256
‫نگهبان استخر جایی که
‫نورا منندز کار می‌کرد.

553
00:34:18,306 --> 00:34:20,058
‫قربانی شماره پنج.

554
00:34:25,229 --> 00:34:27,315
‫خورخه آرماندو پرز، امدادگر.

555
00:34:28,024 --> 00:34:31,986
‫در همون شیفت پیلار والدز کار می‌کرد،
‫قربانی شماره دو.

556
00:34:36,074 --> 00:34:37,450
‫یه نگاهی به آشپزخونه بندازید.

557
00:34:44,415 --> 00:34:46,868
‫برونو آرگوئلس، صاحب رستورانی...

558
00:34:46,918 --> 00:34:49,078
‫که پائولا ماچادو کار می‌کرد...

559
00:34:49,128 --> 00:34:52,373
‫- دون آرگوئلس. همراه من بیا.
‫- قربانی شماره شش.

560
00:34:52,423 --> 00:34:56,753
‫فلیکس خیمنز، مدیر کارخونه نساجی
‫که لوسیا مارتینز کار می‌کرد...

561
00:34:56,803 --> 00:34:58,012
‫قربانی شماره سه.

562
00:34:58,930 --> 00:35:01,891
‫جراردو کل روز بیرون بوده
‫و جواب بیسیمش رو نمی‌ده.

563
00:35:02,642 --> 00:35:04,010
‫نمی‌دونی کجاست؟

564
00:35:04,060 --> 00:35:07,688
‫خبر ندارم، گابینا. امروز صبح
‫با داداش‌هات و دیاز رفت.

565
00:35:08,773 --> 00:35:10,558
‫- هیچکدومشون جواب نمی‌دن؟
‫- نه.

566
00:35:10,608 --> 00:35:13,186
‫هیچی توی سوابق تلفنی
‫در مورد اون یا گیلبرتو نیست.

567
00:35:13,236 --> 00:35:14,562
‫عجیبه.

568
00:35:14,612 --> 00:35:19,784
‫اوهوم. واقعا عجیبه. اگه کمکی می‌کنه،
‫قرص‌های جراردو رو به لوزانو دادم.

569
00:35:20,368 --> 00:35:21,861
‫شاید اون‌ها رو پیش جراردو ببره.

570
00:35:21,911 --> 00:35:23,946
‫درسته. ممنون.

571
00:35:23,996 --> 00:35:26,582
‫- شب خوبی داشته باشی.
‫- ممنون، تو هم همینطور.

572
00:35:34,215 --> 00:35:36,125
‫- نمی‌دونم.
‫- چطور می‌شه چیزی ندونی؟

573
00:35:36,175 --> 00:35:38,086
‫باهاش چیکار کردی؟
‫با پائولا ماچادو چیکار کردی؟

574
00:35:38,136 --> 00:35:40,138
‫- هیچ کار!
‫- همین الان بهم بگو!

575
00:35:50,064 --> 00:35:51,315
‫عوضی!

576
00:35:54,360 --> 00:35:55,444
‫لطفا بس کن.

577
00:36:01,993 --> 00:36:03,202
‫بیشتر بگو.

578
00:36:04,620 --> 00:36:06,622
‫[هتل پلازا مادرید]

579
00:36:06,664 --> 00:36:08,374
‫چه غلطی داری می‌کنی، هررا؟

580
00:36:10,793 --> 00:36:11,953
‫شما اینجا چیکار می‌کنی، قربان؟

581
00:36:12,003 --> 00:36:16,007
‫نه. تو اینجا داری چیکار می‌کنی، عوضی؟
‫فکر کردی من نمی‌فهمم؟

582
00:36:16,757 --> 00:36:19,127
‫شما گفتی می‌خوای به نتیجه برسی، درسته؟

583
00:36:19,177 --> 00:36:21,387
‫ولی نه اینجوری، مردک.

584
00:36:22,513 --> 00:36:25,183
‫بازی کوچیکت رو تموم کن.
‫این یک دستوره.

585
00:36:25,683 --> 00:36:28,177
‫شما گفتی بهم اعتماد داری.

586
00:36:28,227 --> 00:36:29,345
‫آره، می‌دونم ولی...

587
00:36:29,395 --> 00:36:34,650
‫شما گفتی... کاملا به ارگانی
‫که اداره‌اش می‌کنی...

588
00:36:35,568 --> 00:36:39,272
‫و به روش‌هاش، اعتماد داری.

589
00:36:39,322 --> 00:36:41,490
‫پس اگه نمی‌خوای اخراجم کنی...

590
00:36:47,079 --> 00:36:48,581
‫بذار کارم رو بکنم.

591
00:36:57,298 --> 00:36:59,008
‫پرونده آندرس لوپز رو ادامه می‌دم.

592
00:37:00,134 --> 00:37:02,879
‫پلیس فکر می‌کرد آندرسر
‫اون رو به خاطر ماشینش کشته،

593
00:37:02,929 --> 00:37:05,056
‫ولی من حس می‌کنم یه چیز دیگه است.

594
00:37:05,556 --> 00:37:09,352
‫گوش کن چی شده. وقتی کشته شد،
‫تو یک کارخونه مانکن‌سازی کار می‌کرده.

595
00:37:10,019 --> 00:37:13,189
‫اونجا با یکی دوست بوده که
‫همون روز قتل ناپدید می‌شه.

596
00:37:13,689 --> 00:37:16,184
‫پرونده‌اش رو گرفتم و عکسش
‫جلوی روی منه و حدس بزن کیه؟

597
00:37:16,234 --> 00:37:19,812
‫اولین قربانی آندرسر بوده،
‫همون کسی که هیچوقت شناسایی نشد.

598
00:37:19,862 --> 00:37:21,614
‫چی داری می‌گی؟ این خیلی مهمه.

599
00:37:22,406 --> 00:37:26,452
‫آره، مطمئنم یه ارتباطی به
‫کارخونه مانکن‌سازی داره.

600
00:37:27,536 --> 00:37:28,988
‫چرا؟ از کجا فهمیدی؟

601
00:37:29,038 --> 00:37:30,998
‫نمی‌دونم ولی حس می‌کنم
‫همدیگه رو می‌شناختن.

602
00:37:32,291 --> 00:37:36,754
‫اولین ماشین دزدی استفاده شده
‫و اولین قربانی از اون کارخونه بودن.

603
00:37:37,672 --> 00:37:39,415
‫بعدا همه چی رو بهت می‌گم.

604
00:37:39,465 --> 00:37:41,801
‫یک ساعت دیگه می‌بینمت. دوستت دارم.

605
00:37:46,973 --> 00:37:48,049
‫الو؟

606
00:37:48,099 --> 00:37:49,558
‫مامان، حالت چطوره؟

607
00:37:50,101 --> 00:37:51,560
‫همه چیز مرتبه.

608
00:37:52,520 --> 00:37:54,814
‫می‌تونی یه خرده بیشتر
‫پیش بچه‌ها بمونی؟

609
00:37:55,856 --> 00:37:57,358
‫آره، حتما.

610
00:37:58,526 --> 00:38:01,187
‫چرا پیانو رو فروختی؟

611
00:38:01,237 --> 00:38:02,438
‫چون هیچکس پیانو نمی‌زد.

612
00:38:02,488 --> 00:38:04,031
‫ولی مال آلخاندروست.

613
00:38:04,573 --> 00:38:09,412
‫آره، خب، به هر حال،
‫فضای زیادی رو اشغال کرده بود.

614
00:38:10,454 --> 00:38:11,455
‫ممنون، مامان.

615
00:39:15,603 --> 00:39:16,971
‫نوش جانت!

616
00:39:17,021 --> 00:39:19,690
‫یالا، عوضی! حرف بزن!

617
00:39:23,235 --> 00:39:24,904
‫می‌خوای نفس بکشی؟

618
00:39:26,030 --> 00:39:29,325
‫چرا نفس می‌کشی؟
‫از مزه خون خوشت میاد؟

619
00:39:31,911 --> 00:39:32,912
‫عوضی.

620
00:39:34,288 --> 00:39:38,918
‫- دیگه کافیه. بسه.
‫- چی؟ چی بسه؟

621
00:39:40,503 --> 00:39:41,921
‫چی بسه؟

622
00:39:42,463 --> 00:39:45,341
‫- باهاش دوست شده بودم.
‫- بتو، وایستا.

623
00:39:46,801 --> 00:39:48,928
‫چرا مخفی نگه داشتی؟

624
00:39:49,887 --> 00:39:52,173
‫چرا چیزی نگفتی که با لوسی دوست بودی؟

625
00:39:52,223 --> 00:39:53,599
‫چون متاهلم.

626
00:39:55,726 --> 00:39:57,061
‫زن و بچه دارم.

627
00:40:03,109 --> 00:40:06,771
‫ولی تمومش کردم. کاری به کارش نداشتم.

628
00:40:06,821 --> 00:40:09,023
‫- جدی؟
‫- من هیچ کاری باهاش نکردم.

629
00:40:09,073 --> 00:40:10,107
‫چرا؟

630
00:40:10,157 --> 00:40:11,867
‫با یک نفر دوست شده بود.

631
00:40:13,911 --> 00:40:19,375
‫اون شبی که مُرد، توی کارگاه شنیدم
‫که پشت تلفن با یکی دیگه حرف می‌زد.

632
00:40:20,918 --> 00:40:24,463
‫داشتن برنامه می‌چیدن.
‫می‌خواستن همدیگه رو ببینن.

633
00:40:25,214 --> 00:40:26,424
‫کجا؟

634
00:40:27,133 --> 00:40:29,176
‫توی یک کافه یا رستوران. نمی‌دونم.

635
00:40:30,803 --> 00:40:32,972
‫یک جایی به اسم «پارادایز».

636
00:40:35,224 --> 00:40:36,642
‫[پرونده‌های حل نشده]

637
00:40:41,605 --> 00:40:43,357
‫اوه، خدای من!

638
00:40:44,442 --> 00:40:47,695
‫دزدکی وارد دفترم شدی.
‫سراغ کشوها رفتی.

639
00:40:48,195 --> 00:40:49,905
‫بعد کلیدهام رو دزدیدی!

640
00:40:50,948 --> 00:40:51,949
‫من رو ببخش.

641
00:40:52,616 --> 00:40:57,446
‫فقط نصیحت شما رو دنبال می‌کردم که...

642
00:40:57,496 --> 00:40:59,957
‫بهتره آدم درخواست بخشش کنه
‫تا اینکه اجازه بگیره.

643
00:41:00,791 --> 00:41:03,369
‫با خودم گفتم اگه مدرکی پیدا کنم...

644
00:41:03,419 --> 00:41:05,087
‫ماریا، تو هیچ حد و مرزی نداری.

645
00:41:06,422 --> 00:41:08,299
‫کسایی مثل تو اینجا
‫باید بهای سنگینی بدن.

646
00:41:08,799 --> 00:41:11,886
‫پس برو خونه و به شوهرت بگو
‫که ماجراجوییت تموم شد.

647
00:41:12,470 --> 00:41:14,889
‫فردا دیگه برنگرد. اخراجی.

648
00:41:15,639 --> 00:41:18,017
‫کلیدها رو بهم بده. همین الان!

649
00:41:23,439 --> 00:41:25,933
‫قربانی شماره یک،
‫اولین قربانی آندرسر نبوده.

650
00:41:25,983 --> 00:41:26,851
‫ماریا.

651
00:41:26,901 --> 00:41:29,737
‫شاید قربانی‌های بیشتری باشن
‫که درباره‌شون نمی‌دونیم.

652
00:41:30,237 --> 00:41:34,692
‫شاید سر یکی از اون‌ها مراقب نبوده
‫و از خودش مدرک به جا گذاشته باشه.

653
00:41:34,742 --> 00:41:37,828
‫بهم مدرک بده. چیزی داری؟

654
00:41:39,038 --> 00:41:40,039
‫نه.

655
00:41:41,624 --> 00:41:42,625
‫خداحافظ.

656
00:42:00,851 --> 00:42:03,053
‫چقدر اسباب دردسری، امیلیو.
‫باورنکردنی هستی.

657
00:42:03,103 --> 00:42:05,189
‫- متاسفم، جناب رئیس جمهور.
‫- گیرش انداختی؟

658
00:42:07,274 --> 00:42:09,101
‫دقیقا به خاطر همین اومدم.

659
00:42:09,151 --> 00:42:10,236
‫چی می‌خوای؟

660
00:42:12,446 --> 00:42:16,400
‫پلیس داره مردم رو بازداشت می‌کنه
‫و شکنجه می‌ده...

661
00:42:16,450 --> 00:42:19,653
‫و وظیفه من اینه که پلیس رو تغییر بدم...

662
00:42:19,703 --> 00:42:23,374
‫نه. وظیفه تو این بود که
‫تصویر پلیس رو تغییر بدی.

663
00:42:24,250 --> 00:42:27,253
‫حالا وظیفه‌ات اینه که آندرسر رو بگیری.

664
00:42:28,587 --> 00:42:30,506
‫می‌دونی چرا من به این جایگاه رسیدم؟

665
00:42:31,674 --> 00:42:36,136
‫چون وقتی زمان عمل رسید،
‫کار لازم رو انجام دادم.

666
00:42:45,437 --> 00:42:46,522
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

667
00:42:47,189 --> 00:42:50,276
‫می‌دونم که می‌ترسی از اسم
‫واقعی خودت در گزارش استفاده کنی.

668
00:42:53,028 --> 00:42:55,648
‫وقتی بهمون می‌گفتی چه اتفاقی افتاده،

669
00:42:55,698 --> 00:42:57,575
‫تو رو دیدم مچ دستت رو می‌مالیدی...

670
00:42:58,784 --> 00:43:00,786
‫انگار چیزی رو به یاد میاوردی
‫که اون با تو کرده بود.

671
00:43:04,498 --> 00:43:05,874
‫ما هر دو یک چیز رو می‌خوایم،

672
00:43:07,710 --> 00:43:10,087
‫اینکه دیگه کسی دردی که
‫تو کشیدی رو تجربه نکنه.

673
00:43:11,797 --> 00:43:16,135
‫برای این کار، باید با استفاده
‫از نام واقعیت، شکایت ثبت کنی.

674
00:43:16,802 --> 00:43:18,796
‫فقط اینجوری می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

675
00:43:18,846 --> 00:43:23,008
‫- من شوهر و یک پسر دارم.
‫- تونیو، شام آماده است.

676
00:43:23,058 --> 00:43:27,646
‫چیزی درباره گذشته‌ام نمی‌دونن
‫و هیچوقت نمی‌خوام بفهمن.

677
00:43:28,772 --> 00:43:30,182
‫ای کاش می‌تونستم کمکی بکنم ولی...

678
00:43:30,232 --> 00:43:31,317
‫می‌فهمم.

679
00:43:33,652 --> 00:43:36,780
‫ولی پلیس این کشور
‫فقط دو چیز رو جدی می‌گیره:

680
00:43:37,323 --> 00:43:39,158
‫شهادت و مدرک.

681
00:43:43,704 --> 00:43:44,830
‫همینجا صبر کن.

682
00:43:45,331 --> 00:43:46,332
‫باشه.

683
00:43:55,591 --> 00:43:57,092
‫- ماریا؟
‫- کاپیتان،

684
00:43:57,801 --> 00:43:59,428
‫باید یه چیزی نشون‌تون بدم.

685
00:44:00,179 --> 00:44:01,180
‫ببخشید.

686
00:44:01,764 --> 00:44:02,806
‫بیا تو.

687
00:44:03,432 --> 00:44:07,186
‫باید آروم بشم. می‌شه یه نوشیدنی بخورم؟

688
00:44:08,062 --> 00:44:09,063
‫آره.

689
00:44:16,654 --> 00:44:18,989
‫اگه اومدی که شغلت رو پس بگیری...

690
00:44:21,950 --> 00:44:24,078
‫وقتت رو داری هدر می‌دی.

691
00:44:30,334 --> 00:44:31,493
‫اون چیه؟

692
00:44:31,543 --> 00:44:34,038
‫مدرک از طرف زنی که
‫هفت سال پیش بهش حمله شد،

693
00:44:34,088 --> 00:44:37,583
‫اونم توسط مردی که زن‌ها رو «مار»
‫صدا می‌زد و می‌گفت همه‌شون رو می‌کشه.

694
00:44:37,633 --> 00:44:39,209
‫ولی این زن تونست فرار کنه.

695
00:44:39,259 --> 00:44:41,136
‫با این طناب دستش رو بسته بود.

696
00:44:45,933 --> 00:44:49,470
‫«قربانی شماره یک،
‫اولین قربانی آندرسر نبوده».

697
00:44:49,520 --> 00:44:50,771
‫تمرین کرده.

698
00:44:52,022 --> 00:44:53,273
‫اینطور به نظر می‌رسه.

699
00:44:55,359 --> 00:44:56,568
‫هنوزم اخراج شدم؟

700
00:44:59,697 --> 00:45:00,698
‫امروز نه.

701
00:45:10,290 --> 00:45:13,085
‫می‌دونی مهم‌ترین ویژگی یک کارآگاه چیه؟

702
00:45:14,294 --> 00:45:15,295
‫چیه؟

703
00:45:16,088 --> 00:45:17,089
‫اینکه بی‌خیال نمی‌شه.

704
00:45:19,466 --> 00:45:21,218
‫می‌دونی بزرگ‌ترین عیبش چیه؟

705
00:45:22,553 --> 00:45:23,671
‫همون بی‌خیال نشدن؟

706
00:45:23,721 --> 00:45:24,805
‫دقیقا.

707
00:45:26,974 --> 00:45:27,975
‫آفرین.

708
00:45:37,860 --> 00:45:39,111
‫ممنون، کاپیتان.

709
00:45:40,487 --> 00:45:41,613
‫برای چی؟

710
00:45:42,364 --> 00:45:43,782
‫برای اینکه از هواپیما پرتم کردی.

711
00:45:45,951 --> 00:45:47,745
‫برای اینکه نشون دادی
‫چه توانایی‌هایی دارم.

712
00:47:01,318 --> 00:47:02,319
‫پیشرفتی حاصل شد؟

713
00:47:09,660 --> 00:47:12,454
‫امیلیو اسکوبدو؟ رئیس پلیس؟

714
00:47:13,872 --> 00:47:16,750
‫- بله.
‫- خاک تو سرت کنن، احمق.

715
00:47:29,429 --> 00:47:32,599
‫احمق کیه؟

716
00:47:33,350 --> 00:47:35,018
‫برو بمیر!

717
00:47:36,186 --> 00:47:37,771
‫برو بمیر!

718
00:47:45,988 --> 00:47:46,989
‫خرو.

719
00:47:49,783 --> 00:47:51,819
‫معلوم هست چه مرگت شده؟

720
00:47:51,869 --> 00:47:53,153
‫به من کمک نکن!

721
00:47:53,203 --> 00:47:55,614
‫دست از سر ماریا بردار!

722
00:47:55,664 --> 00:47:56,832
‫شنیدی چی گفتم؟

723
00:47:57,332 --> 00:47:58,458
‫شنیدی چی گفتم؟

724
00:48:25,736 --> 00:48:28,739
‫[بخش زنان نیروی پلیس]

725
00:48:30,782 --> 00:48:32,993
‫[ماریا دلا توره - بخش زنان نیروی پلیس]

726
00:48:34,828 --> 00:48:37,080
‫[زندان لکامبری]

727
00:48:39,416 --> 00:48:40,417
‫لوکاس؟

728
00:48:48,550 --> 00:48:49,551
‫لوکاس.

729
00:48:52,012 --> 00:48:53,055
‫لوکاس.

730
00:49:09,821 --> 00:49:11,114
‫کمکم کنین، خواهشا!

731
00:49:12,032 --> 00:49:13,784
‫یک آمبولانس بفرستین، لعنتی‌ها!

732
00:49:14,701 --> 00:49:16,954
‫یک آمبولانس بفرستین، لعنتی‌ها!

733
00:49:32,844 --> 00:49:37,808
‫«ترجمه از خشایار»

734
00:49:40,894 --> 00:49:42,054
‫آنچه خواهید دید...

735
00:49:42,104 --> 00:49:45,140
‫می‌دونم باور کردنش سخته،
‫ولی می‌خوام کمک کنم.

736
00:49:45,190 --> 00:49:46,099
‫[زندان لکامبری]

737
00:49:46,149 --> 00:49:48,068
‫از طرف زندان لکامبری اومده.

738
00:49:48,694 --> 00:49:51,905
‫کاساندرا. اون حقیقت رو می‌دونست
‫ولی هیچکس حرفش رو باور نکرد.

739
00:49:52,656 --> 00:49:56,735
‫برای شما خیلی خطرناکه که
‫تنهایی تحقیق کنین.

740
00:49:56,785 --> 00:49:59,112
‫باید بفهمیم که گویو سعی داره
‫چی بهمون بگه.

741
00:49:59,162 --> 00:50:02,240
‫حدود 15 سال پیش، یک زن کشته شد.

742
00:50:02,290 --> 00:50:04,042
‫مسئول یک پرورشگاه بود.

743
00:50:06,042 --> 00:50:16,042
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M