1
00:00:14,556 --> 00:00:15,765
‫شما خانمش هستید؟

2
00:00:16,808 --> 00:00:17,809
‫آره.

3
00:00:18,852 --> 00:00:20,687
‫- آره.
‫- می‌تونید همراه ما بیاید.

4
00:00:21,354 --> 00:00:22,355
‫ممنون.

5
00:00:28,361 --> 00:00:30,447
‫- باهاش حرف بزن. باهاش حرف بزن.
‫- باشه.

6
00:00:31,197 --> 00:00:36,069
‫لوکاس، لطفا پیشم بمون.
‫من رو تنها نذار.

7
00:00:36,119 --> 00:00:38,405
‫- یه کاری بکن.
‫- نبض نداره.

8
00:00:38,455 --> 00:00:40,573
‫چرا نبض نداره؟

9
00:00:40,623 --> 00:00:43,001
‫یک، دو، سه، چهار...

10
00:00:45,879 --> 00:00:46,880
‫اکسیژن.

11
00:00:47,464 --> 00:00:52,502
‫یک، دو، سه، چهار، پنج،
‫شش، هفت، هشت، نه، ده.

12
00:00:52,552 --> 00:00:53,636
‫لوکاس!

13
00:00:58,767 --> 00:00:59,517
‫واله.

14
00:01:00,310 --> 00:01:03,021
‫اگه زنده نمونه، چی؟

15
00:01:03,980 --> 00:01:05,015
‫می‌خواستن بکشنش.

16
00:01:05,065 --> 00:01:08,601
‫- کی؟ کی می‌خواسته بکشش؟
‫- چمی‌دونم! پلیس، دزد.

17
00:01:08,651 --> 00:01:11,021
‫- آخه چرا؟
‫- چراش رو نمی‌دونم. ما...

18
00:01:11,071 --> 00:01:15,316
‫اون مستحقش نیست
‫و تقصیر من بود.

19
00:01:15,366 --> 00:01:17,569
‫تقصیر من بود، ماریا.
‫تقصیر من بود.

20
00:01:17,619 --> 00:01:20,914
‫- نگران نباش.
‫- تقصیر من احمق بود.

21
00:01:23,416 --> 00:01:25,293
‫به نظرم این نظرت رو جلب می‌کنه.

22
00:01:27,378 --> 00:01:29,589
‫قربانی رو اینجا تو راهرو پیدا کردیم.

23
00:01:30,548 --> 00:01:32,717
‫وضعیتش وخیمه ولی پایداره.

24
00:01:33,593 --> 00:01:35,720
‫ایده‌ای داری که کی بهش حمله کرده؟

25
00:01:37,430 --> 00:01:38,681
‫واسه همین بهت زنگ زدم.

26
00:01:42,644 --> 00:01:43,645
‫برو تو.

27
00:01:53,738 --> 00:01:58,743
‫«ترجمه از خشایار»

28
00:02:03,748 --> 00:02:05,750
‫[169]

29
00:02:06,750 --> 00:02:16,750
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

30
00:03:07,687 --> 00:03:09,647
‫شانس آوردی، والنتینا.

31
00:03:11,399 --> 00:03:12,859
‫یک پنجره خونه شکسته بود.

32
00:03:14,611 --> 00:03:16,821
‫به نظر میاد وقتی رسیدی،
‫هنوز اونجا بوده.

33
00:03:22,869 --> 00:03:24,237
‫چرا این کار رو کرده؟

34
00:03:24,287 --> 00:03:26,247
‫می‌خواست نامه‌ش چاپ بشه.

35
00:03:28,666 --> 00:03:29,617
‫نمی‌دونم.

36
00:03:29,667 --> 00:03:32,253
‫می‌دونی لوکاس چیز دیگه‌ای
‫هم کشف کرده بوده یا نه؟

37
00:03:32,921 --> 00:03:34,831
‫تا اونجا که می‌دونم نه.

38
00:03:34,881 --> 00:03:37,750
‫تو خونه‌ش اطلاعات پیدا کردیم.

39
00:03:37,800 --> 00:03:40,336
‫داشته در مورد هویت واقعی
‫آندرسر تحقیق می‌کرده.

40
00:03:40,386 --> 00:03:43,264
‫- تو چیزی درباره‌ش می‌دونی؟
‫- هیچی درباره‌ش نمی‌دونم.

41
00:03:44,682 --> 00:03:49,395
‫یک پوشه محرمانه هم حول
‫تحقیقات پلیس تو خونه‌ش بود.

42
00:03:52,357 --> 00:03:55,101
‫والنتینا، معلوم هست لوکاس
‫چطوری اون پرونده رو گیر آورده؟

43
00:03:55,151 --> 00:03:56,603
‫نمی‌دونم.

44
00:03:56,653 --> 00:03:59,614
‫هر پلیسی می‌تونه اون اطلاعات رو
‫با 50 پزو بفروشه.

45
00:04:02,283 --> 00:04:06,913
‫می‌دونم باورش واست سخته،
‫ولی دارم سعی می‌کنم کمک کنم.

46
00:04:08,456 --> 00:04:10,208
‫خودت دیدی.

47
00:04:10,875 --> 00:04:15,463
‫خیلی خطرناکه که خودت تنهایی
‫بخوای در موردش تحقیق کنی.

48
00:04:24,722 --> 00:04:28,142
‫یک مامور بیرون گذاشتم که
‫مطمئن بشم در امان می‌مونی.

49
00:04:36,359 --> 00:04:39,195
‫می‌خوام این لباس‌های چروکی که
‫پیدا کردم رو اتو بزنم.

50
00:04:40,738 --> 00:04:42,323
‫نمی‌خوای بری ببینیش؟

51
00:04:43,950 --> 00:04:46,160
‫تا مزخرفاتش رو تصدیق کنم؟

52
00:04:48,329 --> 00:04:51,249
‫با تصدیق کارهای تو،
‫به اندازه کافی دردسر درست کردم.

53
00:04:52,834 --> 00:04:54,419
‫می‌خوای به مجازاتش ادامه بدی؟

54
00:04:56,963 --> 00:04:58,381
‫فکر کردی دارم این کار رو می‌کنم؟

55
00:04:59,173 --> 00:05:00,833
‫کسی که داره مجازات می‌کنه، والنتیناست.

56
00:05:00,883 --> 00:05:04,170
‫خودش تنهایی زندگی می‌کنه.
‫فکر می‌کنه از پس همه چیز بر میاد.

57
00:05:04,220 --> 00:05:06,756
‫نقش قربانی رو بازی نکن.
‫قشنگ نیست.

58
00:05:06,806 --> 00:05:10,393
‫جفت‌تون فکر می‌کنین که
‫خیلی شجاع و مستقل هستین.

59
00:05:11,561 --> 00:05:13,596
‫ولی تو بهتر از هر کسی باید درک کنی...

60
00:05:13,646 --> 00:05:16,190
‫که نباید اشتباهات بچه‌هات رو جشن بگیری.

61
00:05:17,442 --> 00:05:21,612
‫اگه اشتباهات من باعث شده که
‫اینقدر زجر بکشی،‌ پس چرا نمی‌ری؟

62
00:05:27,618 --> 00:05:28,703
‫بهم احتیاج داری.

63
00:05:29,454 --> 00:05:30,455
‫نه.

64
00:05:31,539 --> 00:05:34,834
‫دخترت، والنتینا، به کمکت احتیاج داره.

65
00:05:51,142 --> 00:05:52,302
‫چندتا لباس آوردم.

66
00:05:52,352 --> 00:05:53,978
‫باید برگردم اداره.

67
00:05:54,896 --> 00:05:56,606
‫هنوز خیلی زوده، فکر نمی‌کنی؟

68
00:05:57,315 --> 00:05:59,192
‫آره، ولی باید با بابام حرف بزنم.

69
00:06:00,860 --> 00:06:01,944
‫مگه باهات حرف می‌زنه؟

70
00:06:03,988 --> 00:06:05,073
‫نه دقیقا،

71
00:06:05,948 --> 00:06:08,201
‫ولی باید درباره جراردو باهاش حرف بزنم.

72
00:06:09,786 --> 00:06:11,037
‫اون به دیدنم اومد.

73
00:06:11,829 --> 00:06:13,581
‫خب، برای اینکه از زبونم حرف بکشه.

74
00:06:14,582 --> 00:06:16,200
‫باید تحقیق کنه، والنتینا.

75
00:06:16,250 --> 00:06:17,502
‫از خواب بیدار شو.

76
00:06:18,336 --> 00:06:21,255
‫همه‌شون مثل همدیگه‌ان،
‫از جمله بابات و داداشت.

77
00:06:23,674 --> 00:06:26,761
‫- اون‌ها آدم‌های خوبی‌ان. نمی‌شناسیشون.
‫- تو چه دنیایی داری زندگی می‌کنی؟

78
00:06:29,305 --> 00:06:31,382
‫تا آخر عمرت می‌تونی
‫اون لباس فرم رو بپوشی...

79
00:06:31,432 --> 00:06:33,059
‫و هیچ تفاوتی ایجاد نکنی.

80
00:06:34,143 --> 00:06:36,312
‫روی جلد یک مجله بودی، مگه نه؟

81
00:06:37,522 --> 00:06:38,731
‫باید خدات رو شکر کنی.

82
00:06:40,400 --> 00:06:42,894
‫می‌دونم که وضعیت سختی رو می‌گذرونی،

83
00:06:42,944 --> 00:06:45,271
‫ولی نباید اینجوری با یک دوست حرف بزنی.

84
00:06:45,321 --> 00:06:46,864
‫کی گفته ما با هم دوستیم؟

85
00:06:53,329 --> 00:06:54,580
‫دیگه نیستیم.

86
00:06:59,836 --> 00:07:01,162
‫[گرگوریو کادناس - زندان لکامبری]

87
00:07:01,212 --> 00:07:02,338
‫[مکزیکو سیتی، کد پستی 15280]

88
00:07:05,466 --> 00:07:06,551
‫برای توست.

89
00:07:07,135 --> 00:07:08,970
‫از زندان لکامبری فرستادن.

90
00:07:12,473 --> 00:07:15,301
‫«ماریا، تو من رو یاد کاساندرا میندازی.

91
00:07:15,351 --> 00:07:18,137
‫وقتی به ملاقات اومده بودی،
‫همه‌ش به اون فکر می‌کردم.

92
00:07:18,187 --> 00:07:22,692
‫به عنوان یک وکیل، به اطلاعاتی دسترسی دارم
‫که فکرش رو هم نمی‌تونی بکنی.

93
00:07:23,401 --> 00:07:26,362
‫اطلاعات با ارزش مثل پرونده‌های باز.

94
00:07:28,698 --> 00:07:31,067
‫بیشتر از هر چیزی، خودم رو مردی می‌دونم
‫که به حرفش عمل می‌کنه،

95
00:07:31,117 --> 00:07:33,653
‫پس به قولم عمل می‌کنم.

96
00:07:33,703 --> 00:07:36,581
‫از خوندن اطلاعات لذت ببر
‫و یادت باشه که فقط تو نیستی.

97
00:07:37,248 --> 00:07:38,374
‫گرگوریو کادناس».

98
00:07:42,211 --> 00:07:44,455
‫[گزیده‌هایی از اساطیر یونان]

99
00:07:44,505 --> 00:07:46,841
‫با این کتاب می‌خواد به ما چی بگه؟

100
00:07:47,717 --> 00:07:49,594
‫نمی‌دونم. تا حالا نخوندمش.

101
00:07:55,558 --> 00:07:56,559
‫همونطور که قول داده بودم.

102
00:07:57,768 --> 00:08:01,389
‫تموم پرونده‌های حل نشده
‫از زنان به قتل رسیده یا گم شده...

103
00:08:01,439 --> 00:08:02,899
‫در طول 15 سال گذشته.

104
00:08:04,734 --> 00:08:06,110
‫یه لحظه وقت داری؟

105
00:08:06,944 --> 00:08:12,283
‫آخه باید قبل از اینکه شیفت‌مون تموم بشه،
‫تموم این پرونده‌ها رو مرور کنیم.

106
00:08:13,034 --> 00:08:14,035
‫ماریا.

107
00:08:16,746 --> 00:08:18,823
‫باشه. بعد از شیفتم.

108
00:08:18,873 --> 00:08:19,957
‫اینجا می‌بینمت.

109
00:08:21,751 --> 00:08:22,752
‫نه، نه.

110
00:08:24,378 --> 00:08:26,506
‫همینجا بمونین. روشن‌تره.

111
00:08:31,177 --> 00:08:32,211
‫قضیه چی بود؟

112
00:08:32,261 --> 00:08:34,130
‫چی؟ قضیه چی بود؟

113
00:08:34,180 --> 00:08:35,348
‫از دستش عصبانی هستی؟

114
00:08:36,182 --> 00:08:37,183
‫نه.

115
00:08:38,684 --> 00:08:41,312
‫صدات تغییر کرد.
‫همینطور زبان بدنت.

116
00:08:42,063 --> 00:08:44,774
‫سخت نفس می‌کشی
‫و عصبی شدی.

117
00:08:45,483 --> 00:08:47,818
‫وقتی یکی از دستم عصبانی می‌شه،
‫متوجه این تغییرات می‌شم.

118
00:08:48,319 --> 00:08:50,021
‫نمی‌دونم چی بگم.

119
00:08:50,071 --> 00:08:54,692
‫بگذریم، اگه می‌خوای پیشرفتی حاصل بشه،
‫باید این‌ها رو بررسی کنیم.

120
00:08:54,742 --> 00:08:56,160
‫اطلاعات زیادیه.

121
00:08:56,953 --> 00:09:00,957
‫اطلاعات زیادی نیست. فقط
‫اطلاعاتی‌ان که هنوز طبقه‌بندی نشدن.

122
00:09:02,875 --> 00:09:04,377
‫از طرز فکرت خوشم میاد.

123
00:09:10,383 --> 00:09:13,377
‫اول، باید زنان بیکار رو کنار بذاریم.

124
00:09:13,427 --> 00:09:14,462
‫[زنان شاغل]

125
00:09:14,512 --> 00:09:17,340
‫بر اساس سن، شهر محل تولد و اینکه...

126
00:09:17,390 --> 00:09:20,101
‫به اتحادیه یا گروه‌های اجتماعی
‫تعلق داشتن یا نه، مرتب می‌کنیم.

127
00:09:20,643 --> 00:09:23,229
‫هر کدوم از این متغیرها
‫می‌تونن قابل توجه باشن.

128
00:09:24,855 --> 00:09:25,856
‫بیست مورد.

129
00:09:26,899 --> 00:09:28,150
‫بیست قربانی احتمالی.

130
00:09:31,904 --> 00:09:33,531
‫این کتاب چه ارتباطی به این قضایا داره؟

131
00:09:33,948 --> 00:09:35,399
‫شاید هیچ ارتباطی نباشه.

132
00:09:35,449 --> 00:09:37,034
‫شاید فقط یک هدیه باشه.

133
00:09:38,411 --> 00:09:39,620
‫تو بهش یک پیانو دادی.

134
00:09:43,207 --> 00:09:45,126
‫وقت ندارم.

135
00:09:56,012 --> 00:09:57,421
‫گفتم وقت ندارم.

136
00:09:57,471 --> 00:09:59,140
‫جراردو تو دردسر افتاده.

137
00:10:00,474 --> 00:10:01,767
‫داره قانون رو زیر پا می‌ذاره.

138
00:10:02,435 --> 00:10:03,936
‫خودم دیدمش.

139
00:10:06,647 --> 00:10:09,225
‫یک اتهام جدی می‌زنی.

140
00:10:09,275 --> 00:10:11,727
‫کسایی که بازداشت شدن رو شکنجه می‌ده.

141
00:10:11,777 --> 00:10:16,407
‫داداشت مسئول یک پرونده تحقیقاتی بزرگه.

142
00:10:17,283 --> 00:10:19,285
‫خبر داشتی که این کار رو می‌کنه؟

143
00:10:20,745 --> 00:10:21,871
‫معلومه که نه.

144
00:10:28,753 --> 00:10:34,717
‫ولی در طول سال‌هایی که در این شغل بودم،
‫با یکی دو پلیس ناامید روبرو شدم.

145
00:10:35,426 --> 00:10:38,337
‫مطمئنم برادرت همون کاری که
‫تو می‌گی رو انجام می‌ده...

146
00:10:38,387 --> 00:10:40,806
‫چون می‌خواد آندرسر رو گیر بندازه.

147
00:10:41,432 --> 00:10:42,683
‫ولی حق با توئه.

148
00:10:43,643 --> 00:10:46,145
‫اگه کسی خبردار بشه،
‫ممکنه خیلی خطرناک باشه.

149
00:10:46,896 --> 00:10:52,026
‫واسه همین خیلی مهمه هیچکس
‫در مورد چیزی که بهم گفتی، خبردار نشه.

150
00:10:53,277 --> 00:10:54,612
‫من با داداشت حرف می‌زنم.

151
00:10:59,325 --> 00:11:00,868
‫ممنون که بهم خبر دادی.

152
00:11:01,744 --> 00:11:03,496
‫کار درستی کردی.

153
00:11:09,919 --> 00:11:10,920
‫گابینا.

154
00:11:13,756 --> 00:11:16,884
‫دلمون می‌خواد یکی از این روزها،
‫واسه شام بیای خونه.

155
00:11:22,473 --> 00:11:24,592
‫اون قضیه کاملا تموم شده.

156
00:11:24,642 --> 00:11:27,978
‫اصلا دیگه نمی‌خوام اون زن رو ببینم.

157
00:11:30,106 --> 00:11:34,026
‫ولی احساس می‌کنم هر کار بکنم،

158
00:11:35,069 --> 00:11:36,529
‫اون هیچوقت من رو نمی‌بخشه.

159
00:11:37,071 --> 00:11:43,202
‫به نظرم این وضعیت کمتر از اونی که تصور
‫می‌کنی به کاری که انجام دادی، مربوط می‌شه.

160
00:11:43,911 --> 00:11:45,246
‫من اینطور فکر نمی‌کنم.

161
00:11:46,580 --> 00:11:51,085
‫ماریا کمتر از یک ماهه که
‫در اداره پلیس کار می‌کنه و نگاهش کن.

162
00:11:52,002 --> 00:11:55,548
‫هوشیار شده. واسه شغلش هیجان داره.

163
00:11:56,966 --> 00:11:57,967
‫سرزنده شده.

164
00:12:01,679 --> 00:12:05,099
‫مطمئنی که می‌خوای به همون
‫حالت سابقش برگرده؟

165
00:12:16,986 --> 00:12:20,531
‫این دستاورد با تلاش فراوان، به دست اومده.

166
00:12:21,282 --> 00:12:25,202
‫طرح «زنان آبی پوش» تازه شروع کار هست.

167
00:12:25,828 --> 00:12:29,865
‫زنان این شهر باید درک کنن که...

168
00:12:29,915 --> 00:12:32,785
‫باید با خونواده‌های قربانی‌ها حرف بزنیم.

169
00:12:32,835 --> 00:12:33,961
‫وقت نداریم.

170
00:12:35,087 --> 00:12:37,715
‫باید بفهمیم که گویو
‫می‌خواد به ما چی بگه.

171
00:12:39,592 --> 00:12:41,711
‫ولی باید برم والنتینا رو ببینم.

172
00:12:41,761 --> 00:12:44,263
‫نباید در همچین زمانی، تنها باشه.

173
00:12:46,223 --> 00:12:48,559
‫ولی دلم نمی‌خواد بچه‌ها رو تنها بذارم.

174
00:12:49,477 --> 00:12:50,686
‫مادر خیلی خوبی هستی.

175
00:12:52,354 --> 00:12:54,023
‫بعضی وقت‌ها زیاد مطمئن نیستم.

176
00:12:56,066 --> 00:12:58,978
‫آخرین باری که مامان و بابام رو دیدم،
‫یادم نمیاد.

177
00:12:59,028 --> 00:13:01,113
‫وقتی تیراندازی شروع شد،
‫از هوش رفتم.

178
00:13:02,364 --> 00:13:04,408
‫بعضی صداهای خاص،
‫من رو از پا در میارن.

179
00:13:05,910 --> 00:13:07,453
‫پس اون زمان تو...

180
00:13:08,037 --> 00:13:09,038
‫بله.

181
00:13:09,997 --> 00:13:12,742
‫می‌خوام بگم که بهتره
‫بری پیش بچه‌هات.

182
00:13:12,792 --> 00:13:14,952
‫- کار درست همینه.
‫- ... ما متعهد به حمایت...

183
00:13:15,002 --> 00:13:16,921
‫از قدرت زنان از طریق
‫چنین تیم‌هایی هستیم...

184
00:13:21,300 --> 00:13:22,918
‫شب بخیر، عزیزم.

185
00:13:22,968 --> 00:13:24,053
‫می‌دونی چیه؟

186
00:13:25,262 --> 00:13:28,724
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم
‫بابا مثل قبل ما رو دوست نداره.

187
00:13:29,517 --> 00:13:30,768
‫این حرف رو نزن.

188
00:13:31,393 --> 00:13:32,803
‫حقیقت نداره.

189
00:13:32,853 --> 00:13:34,889
‫معلومه که ما رو دوست داره، الکس.

190
00:13:34,939 --> 00:13:38,642
‫مطمئنم به اندازه ما،
‫دلش واسه‌مون تنگ شده.

191
00:13:38,692 --> 00:13:41,395
‫درسته، عزیزم.
‫خیلی دوستتون داره.

192
00:13:41,445 --> 00:13:45,282
‫همیشه این رو می‌گه.
‫همیشه درباره شما می‌پرسه.

193
00:13:45,866 --> 00:13:48,619
‫مدام ازم می‌خواد که تو رو
‫خیلی بغل کنم، پس... ببخشید.

194
00:14:33,080 --> 00:14:34,915
‫بابا تو آکاپولکو نیست، مگه نه؟

195
00:14:38,168 --> 00:14:39,753
‫چرا همچین حرفی می‌زنی، عزیزم؟

196
00:14:40,421 --> 00:14:43,415
‫چون همه چیز خیلی عجیب به نظر میاد.
‫نمی‌دونم چطور بگم.

197
00:14:43,465 --> 00:14:45,509
‫تو ناراحتی، اونم همینطور.

198
00:14:50,556 --> 00:14:51,640
‫فقط اینکه...

199
00:14:53,225 --> 00:14:55,394
‫هر دو نفرمون مشغول کار هستیم.

200
00:14:56,645 --> 00:14:59,398
‫مجبور نیستی بهم دروغ بگی، مامان.
‫من دیگه بچه نیستم.

201
00:15:00,482 --> 00:15:01,859
‫می‌دونم یه مشکلی پیش اومده.

202
00:15:02,860 --> 00:15:04,194
‫دیگه همدیگه رو دوست ندارین؟

203
00:15:06,113 --> 00:15:08,699
‫اوه، عزیزم. بیا اینجا.

204
00:15:09,575 --> 00:15:11,702
‫معلومه که همدیگه رو دوست داریم.

205
00:15:13,329 --> 00:15:15,205
‫می‌دونی چند وقته؟

206
00:15:16,749 --> 00:15:21,462
‫خودت حساب کن.
‫من 21 سالم بود، اون 27.

207
00:15:23,339 --> 00:15:26,050
‫بابات تازه از مکزیک اومده بود اینجا.

208
00:15:27,384 --> 00:15:30,512
‫یک معمار پرشور و ذوق بود.

209
00:15:31,597 --> 00:15:35,726
‫آرزو داشت که کل شهر رو
‫به یک اثر هنری تبدیل کنه.

210
00:15:37,353 --> 00:15:40,105
‫غیرممکن بود که عاشقش نشی.

211
00:15:42,650 --> 00:15:44,360
‫پس چرا دیگه مثل قبل نیست؟

212
00:15:48,697 --> 00:15:51,533
‫زندگی آدم رو به مسیرهای مختلف می‌بره.

213
00:15:52,826 --> 00:15:54,119
‫ولی نمی‌فهمم.

214
00:15:54,745 --> 00:15:57,748
‫تو تغییر کردی،
‫الان پلیس شدی.

215
00:16:00,542 --> 00:16:01,543
‫آره.

216
00:16:02,753 --> 00:16:03,921
‫اونم نمی‌تونه عوض بشه؟

217
00:16:06,090 --> 00:16:07,299
‫مامان؟

218
00:16:08,342 --> 00:16:10,386
‫می‌شه اینجا پیشت بخوابم؟

219
00:16:10,886 --> 00:16:13,639
‫مگه تو این خونه وقت خواب نداریم؟

220
00:16:15,015 --> 00:16:16,225
‫می‌شه؟

221
00:16:17,643 --> 00:16:19,103
‫معلومه که می‌تونی، عزیزم.

222
00:16:19,728 --> 00:16:20,729
‫منم می‌خوام.

223
00:16:22,564 --> 00:16:24,400
‫باشه. پس وقتشه بخوابین.

224
00:16:25,067 --> 00:16:26,477
‫- بیا اینجا، عزیزم.
‫- شب بخیر.

225
00:16:26,527 --> 00:16:28,404
‫خیلی دوست‌تون دارم.

226
00:16:42,668 --> 00:16:44,211
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

227
00:16:44,795 --> 00:16:46,005
‫نباید تنها باشی.

228
00:16:46,922 --> 00:16:49,383
‫کار بهتری نداری انجام بدی؟

229
00:16:51,051 --> 00:16:52,511
‫چرا. خیلی کارها دارم.

230
00:16:54,304 --> 00:16:55,556
‫ولی ترجیح می‌دم اینجا باشم.

231
00:17:00,060 --> 00:17:01,895
‫فقط گفته باشم،
‫قهوه‌شون خیلی مزخرفه.

232
00:17:15,743 --> 00:17:16,827
‫من قهوه نمی‌خورم.

233
00:17:18,370 --> 00:17:20,706
‫اگه دلت نمی‌خواد،
‫مجبور نیستیم حرف بزنیم.

234
00:17:22,332 --> 00:17:24,585
‫به هر حال، کلی کار باید بکنم.

235
00:17:41,310 --> 00:17:43,721
‫[تولد افسانه کاساندرا]

236
00:17:43,771 --> 00:17:44,855
‫کاساندرا.

237
00:17:46,857 --> 00:17:49,401
‫اون حقیقت رو می‌دونست،
‫ولی هیچکس حرفش رو باور نمی‌کرد.

238
00:18:03,999 --> 00:18:05,417
‫[کاپیتان خوزه ماریا مورالس]

239
00:18:09,546 --> 00:18:12,049
‫[بازرس مورالس]

240
00:18:21,725 --> 00:18:23,102
‫- سلام.
‫- سلام.

241
00:18:24,228 --> 00:18:27,022
‫با خودم گفتم شاید دوست داشته باشی
‫امروز رو با بچه‌ها بگذرونی.

242
00:18:28,315 --> 00:18:29,767
‫اوه. همه‌مون با هم؟

243
00:18:29,817 --> 00:18:32,436
‫نه، نه. بیا تو. باید برم سر کار.

244
00:18:32,486 --> 00:18:35,155
‫- واقعا، امروز؟ روز تعطیل؟
‫- آره، آره. روز تعطیل.

245
00:18:35,781 --> 00:18:39,151
‫یه چیزی پیدا کردیم که ممکنه مهم باشه.

246
00:18:39,201 --> 00:18:43,530
‫ولی... نمی‌دونم،
‫نمی‌خوای به بچه‌ها بگی...

247
00:18:43,580 --> 00:18:46,200
‫می‌تونیم بریم پیاده‌روی، چیزی بخوریم...

248
00:18:46,250 --> 00:18:49,119
‫به پیدا کردن هویتش نزدیک شدیم.

249
00:18:49,169 --> 00:18:52,005
‫شاید بتونیم سرنخ‌هایی پیدا کنیم
‫که هیچکس پیدا نکرده بوده.

250
00:18:52,756 --> 00:18:55,217
‫اگه این منجر به دستگیریش بشه،
‫می‌تونی بفهمی...

251
00:18:56,635 --> 00:18:59,471
‫می‌فهمی چقدر برای ما مهمه؟

252
00:19:01,515 --> 00:19:02,891
‫باشه...

253
00:19:03,851 --> 00:19:06,303
‫- اینجا می‌مونم. می‌تونی روم حساب کنی...
‫- ممنون.

254
00:19:06,353 --> 00:19:09,022
‫- ...تا موقعی که برگردی. اینجا می‌مونم.
‫- درست.

255
00:19:09,857 --> 00:19:10,808
‫باشه.

256
00:19:10,858 --> 00:19:12,976
‫- لطفا مراقب خودت باش.
‫- حتما. می‌تونی بری طبقه بالا.

257
00:19:13,026 --> 00:19:14,728
‫- باشه.
‫- بچه‌ها طبقه بالان.

258
00:19:14,778 --> 00:19:15,863
‫ممنون!

259
00:19:33,380 --> 00:19:35,382
‫پنج قاشق شکر ریختم،
‫درست همونطور که دوست داری.

260
00:19:35,966 --> 00:19:37,251
‫از اون طرف خیابون خریدم...

261
00:19:37,301 --> 00:19:39,962
‫چون گفتی از قهوه‌هایی که
‫اینجا می‌دن، خوشت نمیاد.

262
00:19:40,012 --> 00:19:41,513
‫گفتی مزه خوبی ندارن.

263
00:19:44,349 --> 00:19:45,809
‫با اون‌ها چی می‌خوای بگی؟

264
00:19:47,477 --> 00:19:48,729
‫بهداشت مهمه.

265
00:19:52,149 --> 00:19:53,225
‫شوخی کردم.

266
00:19:53,275 --> 00:19:57,237
‫تموم پرستاران در دسترس،
‫لطفا به آزمایشگاه برید.

267
00:19:57,863 --> 00:19:59,198
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

268
00:20:02,659 --> 00:20:04,286
‫چرا باهام مهربونی؟

269
00:20:05,746 --> 00:20:06,997
‫چرا نباشم؟

270
00:20:07,831 --> 00:20:09,416
‫چون من آدم خوبی نیستم.

271
00:20:10,918 --> 00:20:13,170
‫یک آدم خودخواه، ایرادگیر
‫و بی‌حوصله‌ام.

272
00:20:13,837 --> 00:20:14,838
‫یک آدم دورو.

273
00:20:16,423 --> 00:20:18,342
‫واسه همین هیچ دوستی ندارم.

274
00:20:18,926 --> 00:20:20,177
‫من می‌تونم دوستت باشم.

275
00:20:22,012 --> 00:20:23,013
‫چرا؟

276
00:20:25,641 --> 00:20:26,767
‫چون با هم همکاریم.

277
00:20:34,900 --> 00:20:36,443
‫می‌تونم بغلت کنم؟

278
00:20:59,883 --> 00:21:00,884
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

279
00:21:02,511 --> 00:21:04,763
‫آنجلس، صبح بخیر.

280
00:21:05,681 --> 00:21:06,848
‫یک ارتباط پیدا کردم.

281
00:21:07,599 --> 00:21:09,309
‫تونستی بفهمی قضیه‌اش چیه؟

282
00:21:11,228 --> 00:21:12,229
‫کارت حرف نداره.

283
00:21:13,230 --> 00:21:16,566
‫چندتا از پرونده‌هایی که بیرون کشیدیم،
‫یک وجه مشترک دارن.

284
00:21:17,526 --> 00:21:19,269
‫چیزی مربوط به قربانی‌ها می‌شه؟

285
00:21:19,319 --> 00:21:20,404
‫نه دقیقا.

286
00:21:21,071 --> 00:21:22,906
‫همه‌ش مربوط به افسانه کاساندراست.

287
00:21:23,490 --> 00:21:27,160
‫کاساندرا، دختر پادشاه تروآ،
‫با آپولو پیمان بست.

288
00:21:27,744 --> 00:21:30,656
‫در عوض اینکه پیشش بمونه،
‫هدیه پیشگویی بهش رسید.

289
00:21:30,706 --> 00:21:34,201
‫وقتی آپولو این هدیه رو بهش داد،
‫نظرش رو عوض کرد و ازش دوری کرد.

290
00:21:34,251 --> 00:21:37,045
‫واسه همین آپولو مجازاتش کرد.

291
00:21:37,629 --> 00:21:40,007
‫هیچکس پیشگویی‌هاش رو باور نمی‌کرد.

292
00:21:40,674 --> 00:21:42,834
‫بازرس مورالس این پرونده‌ها رو گرفت...

293
00:21:42,884 --> 00:21:46,054
‫چون فکر می‌کرد که همه‌شون
‫توسط یک نفر انجام شده.

294
00:21:46,638 --> 00:21:48,056
‫هیچکس هم حرفش رو باور نکرد.

295
00:21:50,225 --> 00:21:52,302
‫باید پیداش کنیم و باهاش حرف بزنیم.

296
00:21:52,352 --> 00:21:53,729
‫پرونده‌ش رو بررسی کردم.

297
00:21:54,229 --> 00:21:56,857
‫چندین سال پیش بازنشست شد
‫ولی آدرس خونه‌ش رو پیدا کردم.

298
00:22:00,736 --> 00:22:03,730
‫اوخی. از چتر نجات
‫برای فرار استفاده می‌کنم.

299
00:22:03,780 --> 00:22:06,733
‫همه‌شون نماد خوش‌شانسیم رو می‌خوان.
‫آدم‌های غیرقابل اعتماد خونگی...

300
00:22:06,783 --> 00:22:07,868
‫اااه!

301
00:22:09,870 --> 00:22:10,871
‫مار؟

302
00:22:13,290 --> 00:22:14,416
‫مار؟

303
00:22:15,375 --> 00:22:17,085
‫چی شده، عزیزم؟

304
00:22:19,338 --> 00:22:22,708
‫مار، در قفله. چی شده؟

305
00:22:22,758 --> 00:22:24,334
‫تنهام بذار. چیزیم نیست.

306
00:22:24,384 --> 00:22:27,045
‫تنهات بذارم؟ ولی... چرا جیغ زدی؟

307
00:22:27,095 --> 00:22:28,922
‫در رو باز کن. بذار ببینم.

308
00:22:28,972 --> 00:22:30,849
‫از اینجا برو. می‌خوام تنها باشم.

309
00:22:32,017 --> 00:22:33,685
‫مار، داری من رو می‌ترسونی.

310
00:22:34,186 --> 00:22:35,228
‫چی شده؟

311
00:22:35,937 --> 00:22:38,231
‫مامان کجاست؟
‫لطفا بهش بگو بیاد.

312
00:22:39,483 --> 00:22:40,817
‫مامان سر کاره.

313
00:22:42,986 --> 00:22:44,071
‫حالت تهوع دارم.

314
00:22:45,447 --> 00:22:46,448
‫حالت تهوع؟

315
00:22:47,074 --> 00:22:48,450
‫چرا؟ چیزی خوردی؟

316
00:22:50,285 --> 00:22:51,286
‫نه.

317
00:22:53,705 --> 00:22:54,706
‫نه؟

318
00:22:56,166 --> 00:22:57,626
‫تو...

319
00:23:01,713 --> 00:23:03,215
‫الان به مامان زنگ می‌زنم.

320
00:23:05,133 --> 00:23:07,878
‫عزیزم، گوش کن.

321
00:23:07,928 --> 00:23:09,930
‫این طبیعیه.

322
00:23:10,555 --> 00:23:12,257
‫کاملا طبیعیه.

323
00:23:12,307 --> 00:23:13,683
‫ببین، اگه...

324
00:23:17,145 --> 00:23:18,605
‫خیلی‌خب، برمی‌گردم.

325
00:23:24,069 --> 00:23:25,020
‫کاپیتان روماندیا هستم.

326
00:23:25,070 --> 00:23:28,573
‫من آلخاندرو دلا توره هستم.
‫لطفا به زنم بگید بیاد پای تلفن.

327
00:23:29,866 --> 00:23:31,026
‫دلا توره اینجا نیست.

328
00:23:31,076 --> 00:23:36,823
‫خب، ازت می‌خوام پیداش کنی و بهش بگی
‫که یک مورد اورژانسی تو خونه پیش اومده.

329
00:23:36,873 --> 00:23:38,867
‫مورد جدیه؟ بگم آمبولانس بیاد؟

330
00:23:38,917 --> 00:23:40,786
‫نه، جدی نیست،
‫ولی باید بدونه که...

331
00:23:40,836 --> 00:23:44,331
‫یک مورد اورژانسی تو خونه پیش اومده.
‫لطفا بهش بگو، اضطراریه.

332
00:23:44,381 --> 00:23:46,633
‫نمی‌دونم می‌تونم پیداش کنم یا نه.

333
00:23:47,300 --> 00:23:49,636
‫تو مثلا اونجا مسئولی، مگه نه؟

334
00:23:51,263 --> 00:23:53,223
‫وامونده بمونه!

335
00:24:01,481 --> 00:24:03,650
‫معلوم هست کجا رفتن؟

336
00:24:13,201 --> 00:24:15,695
‫- صبح بخیر، خانم. حالتون چطوره؟
‫- صبح بخیر.

337
00:24:15,745 --> 00:24:18,123
‫ما دنبال بازرس مورالس می‌گردیم.

338
00:24:19,291 --> 00:24:21,251
‫مربوط به چیه؟
‫داشتم می‌رفتم بیرون.

339
00:24:21,751 --> 00:24:22,752
‫ببینید.

340
00:24:23,837 --> 00:24:27,299
‫نمی‌دونم کی بهتون گفته که اینجاست.

341
00:24:28,049 --> 00:24:29,968
‫شوهرم چند سال پیش مُرد.

342
00:24:30,469 --> 00:24:32,963
‫ما دنبال اطلاعات پرونده‌هایی می‌گردیم
‫که وقتی ایشون...

343
00:24:33,013 --> 00:24:34,556
‫پلیس بود، روی اون‌ها تحقیق می‌کرد.

344
00:24:35,765 --> 00:24:37,851
‫- پرونده‌هایی در مورد زنان؟
‫- درسته.

345
00:24:40,812 --> 00:24:45,901
‫می‌دونین به خاطر وسواس فکری شوهرم
‫با اون پرونده‌ها، چه بلایی سرش اومد؟

346
00:24:46,985 --> 00:24:48,361
‫سکته قلبی کرد.

347
00:24:50,197 --> 00:24:51,865
‫خیلی متاسفیم، خانم.

348
00:24:52,532 --> 00:24:56,244
‫حالا اگه من رو ببخشید،
‫نباید واسه کلیسا دیر کنم.

349
00:24:59,748 --> 00:25:00,874
‫نباید بذاریم همینجوری بره.

350
00:25:01,500 --> 00:25:04,202
‫می‌تونیم باهاش به عشای ربانی بریم
‫تا یک پیوند عاطفی ایجاد کنیم.

351
00:25:04,252 --> 00:25:07,881
‫پیوندهای عاطفی باعث ایجاد اعتماد می‌شه.
‫شاید بعدش حاضر باشه باهامون حرف بزنه.

352
00:25:28,777 --> 00:25:30,070
‫ماریا.

353
00:26:05,397 --> 00:26:06,273
‫خانم!

354
00:26:08,066 --> 00:26:09,067
‫دورا.

355
00:26:11,570 --> 00:26:13,989
‫بهت گفتم که تنهام بذار.

356
00:26:14,489 --> 00:26:17,701
‫یکی به آمبولانس زنگ بزنه!
‫کمک! یکی غش کرده!

357
00:26:34,050 --> 00:26:35,302
‫خیلی پر سر و صدا بود.

358
00:26:38,972 --> 00:26:39,973
‫متاسفم.

359
00:26:45,395 --> 00:26:47,230
‫باید نزدیکت می‌موندم.

360
00:26:47,897 --> 00:26:48,848
‫حالت چطوره؟

361
00:26:48,898 --> 00:26:50,058
‫تقصیر تو نیست.

362
00:26:50,108 --> 00:26:51,818
‫بدنم اینطور واکنش نشون می‌ده.

363
00:26:53,653 --> 00:26:55,730
‫برادرزاده‌ام مثل توئه.

364
00:26:55,780 --> 00:26:57,824
‫تحمل سر و صدای بلند رو نداره.

365
00:26:59,242 --> 00:27:00,910
‫تا حالا پیش روانپزشک رفتی؟

366
00:27:01,786 --> 00:27:04,698
‫مامان‌بزرگم می‌گه روانپزشک‌ها
‫یک مشت کلاهبردار هستن.

367
00:27:04,748 --> 00:27:06,491
‫همه‌شون کلاهبردار نیستن، عزیزم.

368
00:27:06,541 --> 00:27:09,711
‫بعضی‌هاشون جواب‌های ارزشمندی دارن.

369
00:27:12,797 --> 00:27:15,884
‫بابا قراره با جراردو حرف بزنه
‫و مشکل رو حل کنه.

370
00:27:16,384 --> 00:27:18,345
‫وگرنه جراردو ممکنه تو دردسر بیفته.

371
00:27:19,304 --> 00:27:21,256
‫تو بهتره دخالت نکنی، مو فرفری.

372
00:27:21,306 --> 00:27:24,225
‫جراردو و گیلبرتو مثل
‫اراذل و اوباش رفتار می‌کنن.

373
00:27:24,768 --> 00:27:25,894
‫می‌فهمم چی می‌گی.

374
00:27:26,519 --> 00:27:28,021
‫خب، به نظر نمیاد فهمیده باشی.

375
00:27:30,565 --> 00:27:32,400
‫من گوش نمی‌کنم و تو نمی‌خوای ببینی.

376
00:27:33,234 --> 00:27:35,737
‫همه‌مون از دستورات پیروی می‌کنیم،
‫حتی اگه ازشون خوشمون نیاد.

377
00:27:36,488 --> 00:27:38,865
‫پس چرا کاری که واقعا دلت می‌خواد
‫انجام بدی رو انجام نمی‌دی؟

378
00:27:41,117 --> 00:27:44,154
‫«سلام، بابا، می‌خوام
‫از پلیس استعفا بدم...

379
00:27:44,204 --> 00:27:49,793
‫چون تنها کاری که همیشه دلم می‌خواسته
‫انجام بدم، آشپزی بوده».

380
00:27:51,044 --> 00:27:52,329
‫اون درک می‌کنه.

381
00:27:52,379 --> 00:27:55,006
‫حتما. همونطور که تو رو درک کرد، آره؟

382
00:27:58,301 --> 00:28:00,845
‫محض اطلاعت، بابا امروز
‫من رو واسه شام دعوت کرد.

383
00:28:02,138 --> 00:28:03,598
‫می‌خواد تو رو خام کنه، مو فرفری.

384
00:28:04,933 --> 00:28:06,343
‫بابا آدم خوبیه.

385
00:28:06,393 --> 00:28:08,770
‫نه، نه، نه. دیگه بسه، مو فرفری.

386
00:28:09,437 --> 00:28:10,722
‫چشم‌هات رو باز کن.

387
00:28:10,772 --> 00:28:12,265
‫کار بابا بود.

388
00:28:12,315 --> 00:28:15,101
‫اون بهشون دستور داد
‫که از اون هتل متروکه استفاده کنن...

389
00:28:15,151 --> 00:28:17,729
‫تا مردم رو شکنجه بدن
‫تا موقعی که آندرسر رو پیدا کنن.

390
00:28:17,779 --> 00:28:19,280
‫خیلی‌خب؟‌ کار اون بود.

391
00:28:38,216 --> 00:28:45,098
‫می‌دونی وقتی بچه بودم، فکر می‌کردم
‫آدم بزرگ بودن چطوریه؟

392
00:28:46,850 --> 00:28:51,354
‫فکر می‌کردم می‌تونم هر کاری که
‫آرزوش رو دارم، انجام بدم.

393
00:28:52,230 --> 00:28:57,852
‫اینکه چیزهای قشنگ درست کنم،
‫آثار هنری،

394
00:28:57,902 --> 00:29:01,114
‫خونه‌هایی که مردم توش بهتر زندگی کنن.

395
00:29:02,991 --> 00:29:05,076
‫ولی تو همه این کارها رو کردی.

396
00:29:06,870 --> 00:29:12,167
‫آخرش به طراحی ساختمون‌های اداری رسیدم.

397
00:29:14,085 --> 00:29:16,504
‫اونی که تو آکاپولکوست،
‫باید قشنگ بشه.

398
00:29:18,131 --> 00:29:20,592
‫مطمئن نیستم که قشنگ بشه.

399
00:29:24,888 --> 00:29:26,514
‫من و مامانت...

400
00:29:28,850 --> 00:29:32,345
‫الان دوره سختی رو می‌گذرونیم.

401
00:29:32,395 --> 00:29:34,147
‫چون به پلیس ملحق شد؟

402
00:29:35,398 --> 00:29:37,817
‫اولش فکر می‌کردم به خاطر همینه.

403
00:29:39,235 --> 00:29:41,446
‫بعدش فهمیدم که به خاطر اون نیست.

404
00:29:42,739 --> 00:29:46,034
‫به خاطر اینه که من از خیلی چیزها
‫که آرزوشون رو داشتم، دور شدم.

405
00:29:48,495 --> 00:29:52,907
‫ولی مامانت واقعا داره
‫به رویای بچگیش دست پیدا می‌کنه...

406
00:29:52,957 --> 00:29:55,084
‫و به جای اینکه واسه‌ش خوشحال بشم،

407
00:29:55,752 --> 00:29:57,504
‫احساس خوبی ندارم...

408
00:29:58,922 --> 00:30:00,089
‫و از این احساس خوشم نمیاد.

409
00:30:03,051 --> 00:30:04,260
‫ببین.

410
00:30:08,348 --> 00:30:10,600
‫- فوق‌العاده است.
‫- جدی می‌گی؟

411
00:30:13,478 --> 00:30:17,941
‫شاید الان دقیقا ندونم که
‫حس و حالت چطوره...

412
00:30:18,608 --> 00:30:25,440
‫یا مثل مامانت ندونم که
‫از چه کلماتی استفاده کنم.

413
00:30:25,490 --> 00:30:29,452
‫ولی بهت اطمینان می‌دم...

414
00:30:31,704 --> 00:30:36,000
‫که تو هیچوقت هرگز تنها نمی‌مونی.

415
00:30:51,641 --> 00:30:53,635
‫شوهرم درگیر این ایده شده بود...

416
00:30:53,685 --> 00:30:58,022
‫که یک مرد مسئول چندین قتل بوده.

417
00:30:59,816 --> 00:31:03,269
‫هر چی بیشتر تو اداره پلیس
‫بهش می‌گفتن که دیوونه شده،

418
00:31:03,319 --> 00:31:04,988
‫بیشتر روی این ایده پافشاری می‌کرد.

419
00:31:05,905 --> 00:31:07,407
‫مثل افسانه کاساندرا.

420
00:31:09,033 --> 00:31:15,949
‫شما نمی‌دونی یادداشتی گذاشته بوده
‫یا چیزی در مورد مظنون گفته بوده؟

421
00:31:15,999 --> 00:31:21,963
‫نه، ولی قبل از اینکه بمیره،
‫فکر می‌کرد اولین قربانی قاتل رو پیدا کرده.

422
00:31:23,590 --> 00:31:25,341
‫یادتون میاد چه کسی بود؟

423
00:31:26,342 --> 00:31:27,594
‫چطور می‌شه فراموش کنم؟

424
00:31:28,428 --> 00:31:32,181
‫نزدیک به 15 سال پیش،
‫یک زن کشته شد.

425
00:31:33,641 --> 00:31:35,184
‫یک قدیس واقعی.

426
00:31:36,436 --> 00:31:37,437
‫اسمش رزا بود.

427
00:31:38,021 --> 00:31:39,647
‫مسئول یک پرورشگاه بود.

428
00:31:40,565 --> 00:31:42,650
‫جسدش تو زیرزمین خونه‌ش پیدا شد.

429
00:31:44,235 --> 00:31:46,988
‫می‌تونین تصور کنین که
‫چه تاثیری روی بچه‌ها گذاشت؟

430
00:31:49,157 --> 00:31:51,659
‫می‌دونید که اون پرورشگاه هنوز بازه یا نه؟

431
00:31:52,535 --> 00:31:57,874
‫وقتی مُرد پرورشگاه بسته شد، ولی یکی از
‫فرزندخوانده‌هاش هنوز اونجا زندگی می‌کنه.

432
00:31:58,958 --> 00:32:00,752
‫یک پسری به اسم وینسنته.

433
00:32:01,544 --> 00:32:03,246
‫تا حالا اون رو دیدین؟

434
00:32:03,296 --> 00:32:04,464
‫نه.

435
00:32:05,173 --> 00:32:07,926
‫شوهرم یکی دو بار باهاش حرف زد.

436
00:32:08,426 --> 00:32:12,263
‫وقتی مُرد، وینسنته اومد اینجا
‫و دنبال پرونده‌هاش بود.

437
00:32:13,556 --> 00:32:18,311
‫ولی اگه فکر می‌کنین که
‫یادداشت‌های شوهرم باارزشه،

438
00:32:19,020 --> 00:32:20,438
‫می‌تونین برین از اون بخواین.

439
00:32:25,318 --> 00:32:28,196
‫می‌تونیم یه موقع دیگه بریم،
‫هر موقع حالت بهتر شد.

440
00:32:29,030 --> 00:32:30,156
‫باید الان بریم.

441
00:32:30,823 --> 00:32:31,866
‫خیلی نزدیک شدیم.

442
00:32:32,367 --> 00:32:34,702
‫فقط یادداشت‌های تحقیقات رو می‌خوایم.

443
00:32:36,537 --> 00:32:37,789
‫اگه باهامون همکاری نکرد، چی؟

444
00:32:38,957 --> 00:32:39,999
‫چرا همکاری نکنه؟

445
00:32:40,833 --> 00:32:43,086
‫ما کمکش می‌کنیم تا قاتل
‫مادرش رو پیدا کنیم.

446
00:32:44,712 --> 00:32:47,215
‫اگه من بودم، دلم می‌خواست بدونم
‫چه کسی مامان و بابام رو کشت.

447
00:33:11,406 --> 00:33:13,366
‫دکتر می‌گه حالت خوب می‌شه.

448
00:33:16,244 --> 00:33:19,914
‫مطمئنم با خودت فکر می‌کنی،
‫«لطفا، والنتینا، ساکت شو».

449
00:33:27,255 --> 00:33:29,507
‫بهت قول می‌دم که نیومدم اینجا
‫تا اذیتت کنم. این دفعه نه.

450
00:33:33,219 --> 00:33:34,762
‫اومدم بگم متاسفم.

451
00:33:39,684 --> 00:33:41,352
‫چون هیچوقت این رو بهت نگفتم،

452
00:33:42,520 --> 00:33:44,772
‫ولی باید بدونی که من
‫همیشه چه احساسی داشتم.

453
00:33:46,983 --> 00:33:49,068
‫تو یک مرد فوق‌العاده‌ای، لوکاس.

454
00:33:52,405 --> 00:33:56,117
‫تو شجاع و بی‌نظیر هستی
‫و یک روزنامه‌نگار واقعی هستی،

455
00:33:57,035 --> 00:34:00,705
‫مثل اونایی که فکر می‌کردم
‫دیگه وجود خارجی ندارن.

456
00:34:07,920 --> 00:34:11,132
‫می‌ترسم تنها بمونم
‫ و به نظرم همه این رو می‌دونن.

457
00:34:13,217 --> 00:34:15,344
‫ولی یک چیزی هست که
‫من رو بیشتر از همه چی می‌ترسونه...

458
00:34:18,097 --> 00:34:19,807
‫و اونم اینه که به اذیت کردنت ادامه بدم.

459
00:34:22,560 --> 00:34:25,021
‫واسه همین می‌خوام یه خرده
‫شبیه تو بشم.

460
00:34:27,315 --> 00:34:29,025
‫می‌خوام آدم خوبی بشم.

461
00:34:30,485 --> 00:34:31,569
‫آدم بخشنده.

462
00:34:32,820 --> 00:34:35,531
‫کسی که به غیر از خودش،
‫به بقیه هم فکر می‌کنه.

463
00:34:56,344 --> 00:34:57,637
‫خداحافظ.

464
00:34:59,055 --> 00:35:01,432
‫به کلارا زنگ زدم.
‫قراره بیاد تو رو ببینه.

465
00:35:15,446 --> 00:35:16,447
‫من رو یادت میاد؟

466
00:35:19,909 --> 00:35:21,702
‫آره. از کلوپ اون شب.

467
00:35:23,579 --> 00:35:25,915
‫خیلی واضح بود که
‫من در دعوا کردن خبره نیستم؟

468
00:35:26,791 --> 00:35:29,418
‫بین خودم و خودت بمونه،
‫هیچوقت تا حالا دعوا نکردم.

469
00:35:31,504 --> 00:35:33,548
‫نگهبان امنیتی هستی؟

470
00:35:34,298 --> 00:35:35,383
‫تو یک موزه کار می‌کنم.

471
00:35:37,135 --> 00:35:38,636
‫«نمی‌تونی اونجا بشینی، خانم».

472
00:35:40,221 --> 00:35:42,348
‫خب، اساسا، کار من اینه.

473
00:35:44,100 --> 00:35:45,226
‫من چقدر خنگم.

474
00:35:46,435 --> 00:35:48,521
‫خیلی کارت خوبه.

475
00:35:52,567 --> 00:35:54,193
‫اداره پلیس!

476
00:35:55,862 --> 00:35:57,530
‫ایستگاه بعدی باید پیاده بشم.

477
00:36:01,075 --> 00:36:02,577
‫می‌شه همراهت بیام؟

478
00:36:07,874 --> 00:36:09,959
‫به قیافه‌ات می‌خوره
‫که روز خوبی نداشتی.

479
00:36:12,086 --> 00:36:13,337
‫بدترین روزم بوده.

480
00:36:15,381 --> 00:36:16,382
‫متاسفم.

481
00:36:17,466 --> 00:36:20,469
‫ولی خورشید بیرون اومده.
‫ممکنه بهتر بشه.

482
00:36:27,018 --> 00:36:28,853
‫می‌خوای امشب بریم بیرون؟

483
00:37:09,477 --> 00:37:10,895
‫ظهر بخیر.

484
00:37:13,564 --> 00:37:14,690
‫ظهر بخیر.

485
00:37:15,524 --> 00:37:16,859
‫وینسنته ریس گالوان؟

486
00:37:18,194 --> 00:37:19,570
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

487
00:37:22,823 --> 00:37:25,201
‫معلوم هست کجایی، ماریا؟

488
00:37:40,508 --> 00:37:42,510
‫[خوزه ماریا مورالس]

489
00:37:42,551 --> 00:37:43,552
‫ای وامونده.

490
00:37:49,892 --> 00:37:51,602
‫نوشیدنی می‌خواید بیارم؟

491
00:37:52,395 --> 00:37:53,688
‫نه. ممنون.

492
00:37:54,772 --> 00:37:58,526
‫بهمون گفتن که پرونده‌های
‫بازرس مورالس دست شماست.

493
00:37:59,402 --> 00:38:01,821
‫مطمئنید که چیزی نمی‌خواید بخورید؟

494
00:38:03,614 --> 00:38:08,160
‫دورا، همسر بازرس مورالس،
‫درباره پرونده‌ها بهمون گفت.

495
00:38:10,663 --> 00:38:15,167
‫اون مورالس. آره، درست.
‫با همسرش.

496
00:38:18,254 --> 00:38:19,672
‫واقعا آدم خوبی بود.

497
00:38:20,506 --> 00:38:24,176
‫به نظر تنها پلیسی بود
‫که واقعا دنبال عدالت بود...

498
00:38:25,803 --> 00:38:27,430
‫تا موقعی که مُرد.

499
00:38:29,473 --> 00:38:30,725
‫درست مثل مامانم.

500
00:38:31,642 --> 00:38:32,643
‫منظورتون چیه؟

501
00:38:33,644 --> 00:38:34,729
‫اونم به قتل رسید؟

502
00:38:36,063 --> 00:38:37,398
‫نه.

503
00:38:37,898 --> 00:38:39,859
‫یعنی جفتشون مُردن.

504
00:38:45,072 --> 00:38:46,615
‫هیچوقت نمی‌دونم مورالس چطور مُرد.

505
00:38:50,703 --> 00:38:55,499
‫دورا بهم گفت که می‌تونست
‫جلوی مرگش رو بگیره.

506
00:38:56,751 --> 00:38:57,752
‫مامانم...

507
00:39:05,009 --> 00:39:07,511
‫مامانم هم می‌تونست
‫جلوی مرگ خودش رو بگیره.

508
00:39:09,513 --> 00:39:16,020
‫در واقع شاید بشه گفت
‫اصلا دنبال مرگ بوده.

509
00:39:19,523 --> 00:39:20,941
‫منظورتون چیه؟

510
00:39:23,361 --> 00:39:24,695
‫یه لحظه صبر کنید.

511
00:39:30,242 --> 00:39:31,744
‫اصلا از این وضعیت خوشم نمیاد.

512
00:39:32,370 --> 00:39:33,537
‫اگه خودش باشه، چی؟

513
00:39:34,705 --> 00:39:37,833
‫مامور دلا توره، کاپیتان روماندیا هستم.
‫دریافت می‌کنی؟

514
00:39:40,294 --> 00:39:41,629
‫جواب بده، ماریا. وامونده.

515
00:39:54,517 --> 00:39:57,061
‫ببخشید. گرسنه بودن.

516
00:40:01,732 --> 00:40:02,733
‫لطفا، بشینید.

517
00:40:11,575 --> 00:40:14,078
‫وینسنته، به کمکت احتیاج داریم.

518
00:40:15,871 --> 00:40:17,998
‫اگه مامانم رو می‌دیدین،
‫عاشقش می‌شدین.

519
00:40:20,334 --> 00:40:22,169
‫یک زن خیلی دوست‌داشتنی بود.

520
00:40:24,130 --> 00:40:27,466
‫هیچوقت به خاطر اینکه بچه‌های
‫واقعیش نبودیم، باهامون متفاوت رفتار نکرد.

521
00:40:29,051 --> 00:40:30,886
‫اینجوری حتی قوی‌تره، مگه نه؟

522
00:40:34,014 --> 00:40:38,060
‫محبت به عنوان یک انتخاب،
‫نه به عنوان یک تعهد.

523
00:40:38,686 --> 00:40:40,763
‫یادداشت‌های بازرس دست شماست؟

524
00:40:40,813 --> 00:40:44,350
‫چون می‌دونین بقیه مادرها چطورن.

525
00:40:44,400 --> 00:40:46,652
‫مادر واقعی‌ام.

526
00:40:48,028 --> 00:40:49,029
‫ازم متنفر بود.

527
00:40:51,282 --> 00:40:53,993
‫یک برآمدگی انگشت داشت...

528
00:40:55,369 --> 00:40:57,288
‫که بیشتر از بقیه به چشم میومد.

529
00:40:57,788 --> 00:40:58,789
‫اون رو درست...

530
00:41:02,626 --> 00:41:03,627
‫اینجا فرو می‌کرد.

531
00:41:04,211 --> 00:41:06,622
‫- باید بریم.
‫- زود باش.

532
00:41:06,672 --> 00:41:08,632
‫پرونده‌هایی که می‌خواید دست منه!

533
00:41:11,218 --> 00:41:14,263
‫قفل نشده. قلق داره.

534
00:41:15,890 --> 00:41:17,967
‫بازش کن. بذار بریم.

535
00:41:18,017 --> 00:41:19,885
‫شما به پرونده‌ها احتیاج ندارین.

536
00:41:19,935 --> 00:41:22,888
‫دقیقا می‌دونم کی مامانم رو کشت.

537
00:41:22,938 --> 00:41:25,900
‫به پلیس گفتم، ولی گوش نکردن.

538
00:41:26,775 --> 00:41:28,819
‫می‌خواین بدونین؟

539
00:41:29,987 --> 00:41:31,780
‫حرفم رو باور می‌کنین؟

540
00:41:36,076 --> 00:41:37,286
‫پلیس!

541
00:41:38,913 --> 00:41:39,914
‫کسی اینجا نیست؟

542
00:42:50,359 --> 00:42:51,485
‫کسی اینجا نیست؟

543
00:42:52,361 --> 00:42:53,362
‫ماریا!

544
00:42:55,823 --> 00:42:57,157
‫این پایین هستیم!

545
00:43:12,339 --> 00:43:13,841
‫آنجلس؟ ماریا!

546
00:43:14,633 --> 00:43:16,218
‫تفنگ رو بذار کنار. بذارش کنار.

547
00:43:16,802 --> 00:43:18,470
‫- حالتون خوبه؟
‫- وینسنته.

548
00:43:20,723 --> 00:43:21,840
‫اون با ماست.

549
00:43:21,890 --> 00:43:23,100
‫کاپیتان روماندیاست.

550
00:43:26,103 --> 00:43:30,316
‫لوسیا مارتینز. رئیسش به ما گفت
‫شبی که کشته شد، اینجا بوده.

551
00:43:31,275 --> 00:43:33,444
‫حتما یکی اون رو دیده.

552
00:43:35,195 --> 00:43:37,906
‫قبلا بهتون گفتیم.
‫هیچکس اون رو یادش نمیاد.

553
00:43:38,907 --> 00:43:40,075
‫خبری از مینروا نشد؟

554
00:43:40,868 --> 00:43:42,369
‫- نه.
‫- نه.

555
00:43:52,963 --> 00:43:56,091
‫وقتی بچه بودم،
‫یک سگ به اسم کوئنا داشتم.

556
00:43:57,760 --> 00:43:58,969
‫بهترین دوست من بود.

557
00:44:00,387 --> 00:44:03,015
‫ولی یکی از بچه‌های رزا، اون رو کشت.

558
00:44:03,849 --> 00:44:05,434
‫منظورت چیه «اون رو کشت»؟

559
00:44:06,894 --> 00:44:09,563
‫یک روز، درست مثل الان،
‫صدای پارس وحشیانه شنیدم.

560
00:44:11,774 --> 00:44:15,444
‫وقتی رسیدم اونجا، بنیتو رو پیدا کردم
‫که یک گازگرفتگی بزرگ روی دستش بود...

561
00:44:16,654 --> 00:44:17,738
‫و کوئنا مُرده بود.

562
00:44:19,365 --> 00:44:22,618
‫گفت کوئنا اول بهش حمله کرد
‫ولی دروغ می‌گفت.

563
00:44:24,203 --> 00:44:25,913
‫اون سگ خیلی مهربونی بود.

564
00:44:28,165 --> 00:44:29,166
‫بنیتو کیه؟

565
00:44:31,460 --> 00:44:36,332
‫بنیتو لاگوناس، قاتل مامانم و همون
‫کسی که مورالس در موردش تحقیق می‌کرد.

566
00:44:36,382 --> 00:44:38,008
‫یعنی ممکنه این تلالپان آندرسر باشه؟

567
00:44:39,551 --> 00:44:41,679
‫آره، اون رو یادم میاد. جوری که اجرا میکرد.

568
00:44:41,762 --> 00:44:43,305
‫یادت میاد اون روز همراه کسی بود یا نه؟

569
00:44:44,014 --> 00:44:47,601
‫با اون پسری که همراهش بود،
‫خیلی شاد به نظر می‌رسید.

570
00:44:48,602 --> 00:44:51,772
‫اینم دفترچه خاطرات مامانمه.

571
00:44:54,983 --> 00:44:57,736
‫«تا حالا هیچوقت در اتاق
‫خوابم رو قفل نکرده بودم.

572
00:44:58,237 --> 00:45:00,364
‫برای اولین بار، می‌ترسم بمیرم».

573
00:45:15,754 --> 00:45:17,498
‫ازت می‌خوام یادت بیاد،

574
00:45:17,548 --> 00:45:21,885
‫به خاطر بیاری که این مرد
‫مشخصه فیزیکی خاصی داشت یا نه.

575
00:45:23,721 --> 00:45:24,805
‫چرا.

576
00:45:25,431 --> 00:45:28,600
‫یک جای زخم بزرگ روی دستش بود.

577
00:45:38,610 --> 00:45:43,615
‫«ترجمه از خشایار»

578
00:45:54,334 --> 00:45:55,703
‫آنچه خواهید دید...

579
00:45:55,753 --> 00:45:58,622
‫اگه این دفترچه خاطرات رو داشتی،
‫چرا اون رو به پلیس تحویل ندادی؟

580
00:45:58,672 --> 00:46:01,125
‫می‌دونستم قراره اتفاق بدی بیفته.

581
00:46:01,175 --> 00:46:05,846
‫بنیتو شاید مادرخوانده‌ش رو کشته باشه
‫ولی به این معنی نیست که همون آندرسره.

582
00:46:06,764 --> 00:46:11,101
‫باید یک پیوند با قتل‌های آندرسر
‫پیدا کنیم. یک انگیزه پیدا کنیم.

583
00:46:11,810 --> 00:46:13,562
‫تو چی فهمیدی، رزا؟

584
00:46:15,562 --> 00:46:25,562
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M