1
00:00:13,513 --> 00:00:18,518
‫«ترجمه از خشایار»

2
00:00:26,484 --> 00:00:27,861
‫کمک!

3
00:00:28,861 --> 00:00:38,861
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:01:35,386 --> 00:01:39,382
‫در همون لحظه‌ای که متهم
‫اسلحه خودش رو بیرون کشید،

5
00:01:39,432 --> 00:01:43,728
‫بنده، در دفاع از خودم،
‫چاره‌ای جز شلیک اسلحه نداشتم.

6
00:01:44,437 --> 00:01:46,222
‫شلیک کشنده‌ای بود.

7
00:01:46,272 --> 00:01:48,433
‫فرمانده، خانم والنتینا کاماچو چطور؟

8
00:01:48,483 --> 00:01:51,644
‫- هنوز نمی‌دونیم ایشون کجاست.
‫- فکر می‌کنین هنوز زنده است؟

9
00:01:51,694 --> 00:01:56,357
‫فکر نمی‌کنین که «نیروی پلیس زنان»،
‫جانِ خانم کاماچو رو به خطر انداخته؟

10
00:01:56,407 --> 00:01:59,152
‫خیلی‌خب. ممنون، فرمانده هررا.

11
00:01:59,202 --> 00:02:01,738
‫چه خبره؟

12
00:02:01,788 --> 00:02:04,124
‫امروز یک روز سخت برای همه ماست،
‫درست نمی‌گم؟

13
00:02:05,041 --> 00:02:07,001
‫داریم روش کار می‌کنیم.

14
00:02:07,502 --> 00:02:10,121
‫از هیچ منابعی دریغ نمی‌کنیم...

15
00:02:10,171 --> 00:02:14,542
‫و بهتون قول می‌دم تا زمانی که همکارمون
‫به خونه برنگشته، آروم نمی‌نشینم.

16
00:02:14,592 --> 00:02:16,386
‫سوال دیگه‌ای جواب نمی‌دم. ممنون.

17
00:02:18,763 --> 00:02:21,808
‫نگران نباش، ماریا.
‫تا موقعی که پیداش نکنیم، آروم نمی‌شینیم.

18
00:02:25,228 --> 00:02:26,604
‫این مادر بیولوژیکیش هست؟

19
00:02:27,147 --> 00:02:28,231
‫مادر بنیتو، آره.

20
00:02:43,371 --> 00:02:46,416
‫این همون تحقیقاتیه که منجر شد
‫به پرورشگاه برسین؟

21
00:02:47,584 --> 00:02:50,211
‫بخشی از اونه.
‫بقیه‌ش در زیرزمینه.

22
00:02:54,883 --> 00:02:55,884
‫بقیه‌اش؟

23
00:02:55,967 --> 00:02:58,211
‫آندرسر از ماده ۱۶۹ به عنوان...

24
00:02:58,261 --> 00:03:00,722
‫یک تهدید برای هر زنی که
‫بخواد کار کنه، استفاده کرد.

25
00:03:03,099 --> 00:03:07,520
‫- پس محل کارشون باید مهم باشه.
‫- همینطور فکر می‌کنیم.

26
00:03:08,271 --> 00:03:10,390
‫به همین خاطر لباس فرم‌شون
‫رو عوض می‌کرد، درسته؟

27
00:03:10,440 --> 00:03:11,524
‫به عنوان مجازات.

28
00:03:12,066 --> 00:03:13,393
‫درسته.

29
00:03:13,443 --> 00:03:16,654
‫- اسمت چیه؟
‫- اسم من آنجلس کروز هست.

30
00:03:17,363 --> 00:03:19,073
‫کارت عالی بود، آنجلس.

31
00:03:24,078 --> 00:03:25,371
‫صبح بخیر، همرزم.

32
00:03:26,164 --> 00:03:29,542
‫- پیداش کردی؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم.

33
00:03:31,169 --> 00:03:35,131
‫درک می‌کنی اگه اون دختر رو
‫پیدا نکنیم، چه پیامدهایی داره؟

34
00:03:36,174 --> 00:03:41,054
‫درک می‌کنی بعد همه کسایی که
‫می‌گفتن این طرح یک اشتباهه،

35
00:03:41,721 --> 00:03:42,764
‫به حرف‌شون می‌رسن؟

36
00:03:44,724 --> 00:03:48,094
‫آندرسر گفت که زنده است.
‫منم...

37
00:03:48,144 --> 00:03:52,982
‫زنان قهرمان. نه قربانی.
‫این هدف تو بود، امیلیو.

38
00:03:53,983 --> 00:03:55,526
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

39
00:03:56,444 --> 00:03:59,697
‫شکست این طرح، میراث من نخواهد بود.

40
00:04:00,323 --> 00:04:03,451
‫- اینطور نمی‌شه چون من تمام تلاشم رو...
‫- خوب گوش کن چی می‌گم.

41
00:04:04,869 --> 00:04:09,374
‫اگه والنتینا کاماچو بمیره،
‫مسئول مرگش تو می‌شی.

42
00:04:10,917 --> 00:04:15,380
‫من شخصا مطمئن می‌شم که
‫همه این رو بفهمن.

43
00:04:21,552 --> 00:04:22,929
‫به نظر خیلی عادی میومد.

44
00:04:25,974 --> 00:04:27,267
‫گابینا، گوش کن چی می‌گم.

45
00:04:29,269 --> 00:04:31,980
‫تو اولین کسی نبودی که
‫گول اون آشغال رو خوردی.

46
00:04:36,192 --> 00:04:39,028
‫اون عوضی یک الگویی داشت
‫که تا حد کمال دنبال می‌کرد.

47
00:04:41,239 --> 00:04:42,532
‫آب.

48
00:04:43,741 --> 00:04:44,909
‫طناب.

49
00:04:46,452 --> 00:04:47,453
‫لباس فرم.

50
00:04:49,831 --> 00:04:50,999
‫وقتی سوار اتوبوس بودم،

51
00:04:52,250 --> 00:04:53,251
‫با خودم گفتم،

52
00:04:54,502 --> 00:04:55,920
‫«چه تصادفی.

53
00:04:57,672 --> 00:04:58,923
‫چقدر رمانتیک.»

54
00:05:01,134 --> 00:05:03,011
‫ولی همه‌ش برنامه‌ریزی شده بود.

55
00:05:04,053 --> 00:05:06,222
‫حتما اونم بخشی از الگوش بوده.

56
00:05:23,614 --> 00:05:25,325
‫من سه بار سوار اتوبوس دیدمش.

57
00:05:25,867 --> 00:05:27,443
‫نیازی نداشته سوار بشه.

58
00:05:27,493 --> 00:05:29,612
‫اگه ماشین می‌خواست،
‫می‌تونست بدزده،

59
00:05:29,662 --> 00:05:32,323
‫همونطور که با ماشین‌های سقف سفید
‫و اون ون انجام داد.

60
00:05:32,373 --> 00:05:35,543
‫ولی سوار اتوبوس شد تا با من
‫و بقیه حرف بزنه.

61
00:05:39,422 --> 00:05:42,884
‫اداره پلیس اینجاست.
‫خیلی به ایستگاه نزدیکه.

62
00:05:43,926 --> 00:05:44,961
‫ممکنه به الگو مربوط باشه.

63
00:05:45,011 --> 00:05:49,590
‫شاید یه الگویی وجود داشته باشه،
‫ولی شرمنده، هنوز نمی‌بینمش.

64
00:05:49,640 --> 00:05:53,144
‫اطلاعات خیلی زیاده.
‫باید فیلترشون کنیم.

65
00:05:53,728 --> 00:05:55,646
‫آدرس قربانی‌ها، بیرون بیاریم.

66
00:05:56,564 --> 00:05:58,399
‫مکان‌هایی که مکرر رفتن، بیرون بیاریم.

67
00:05:58,983 --> 00:06:00,693
‫خانواده و دوستان، بیرون بیاریم.

68
00:06:02,320 --> 00:06:07,533
‫آدرس محل کار قربانی‌ها،
‫در امتداد ایستگاه‌های اتوبوس قرار دارن.

69
00:06:08,034 --> 00:06:11,829
‫آندرسر جسدها رو نزدیک محل کار
‫قربانی بعدی‌اش، رها می‌کرده.

70
00:06:12,413 --> 00:06:15,833
‫به عبارت دیگه، لوسی نزدیک استخری
‫که نورا توش کار می‌کرد، پیدا شد.

71
00:06:16,751 --> 00:06:19,954
‫نورا نزدیک کافه‌ای که
‫پائولا در اون کار می‌کرد.

72
00:06:20,004 --> 00:06:23,424
‫پائولا نزدیک کفش‌فروشی آلما پیدا شد.

73
00:06:24,967 --> 00:06:26,969
‫آلما چند خیابون با ایستگاه فاصله داشت.

74
00:06:28,846 --> 00:06:30,723
‫باید ۱۲ ایستگاه می‌رفته.

75
00:06:31,224 --> 00:06:32,383
‫دوازده قربانی.

76
00:06:32,433 --> 00:06:34,560
‫قربانی بعدی در «جاده تاکوبا» هست.

77
00:06:35,853 --> 00:06:39,607
‫دیاز، لوزانو. باید در امتداد جاده تاکوبا،
‫عملیات پلیسی برپا کنیم.

78
00:06:40,191 --> 00:06:41,234
‫بریم.

79
00:06:42,235 --> 00:06:44,062
‫گوش کنین، آقایون!

80
00:06:44,112 --> 00:06:49,067
‫از حالا به بعد، هر اطلاعات کوچکی که
‫بهتون رسید، هر تماس تلفنی،

81
00:06:49,117 --> 00:06:50,910
‫هر چیزی که شاید مرتبط بدونین،

82
00:06:51,953 --> 00:06:53,496
‫مستقیما میارین پیش آبی‌پوشان.

83
00:06:54,122 --> 00:06:56,407
‫کاپیتان روماندیا و خانم‌ها، مسئول هستن.

84
00:06:56,457 --> 00:06:58,368
‫- شیرفهم شد؟
‫- بله، قربان!

85
00:06:58,418 --> 00:06:59,544
‫برین سر کارتون!

86
00:07:05,758 --> 00:07:07,126
‫ماریا.

87
00:07:07,176 --> 00:07:09,512
‫چند نفر دنبال تو می‌گردن.
‫می‌گن قضیه فوریه.

88
00:07:10,346 --> 00:07:11,597
‫بریم. کیه؟

89
00:07:12,473 --> 00:07:14,142
‫چرا به پلیس ملحق شدی؟

90
00:07:15,268 --> 00:07:16,394
‫چرا گوش نکردی؟

91
00:07:17,937 --> 00:07:19,564
‫تقصیر اون‌ها نیست.

92
00:07:21,524 --> 00:07:23,985
‫نمی‌تونی یک زندگی عادی داشته باشی؟

93
00:07:24,694 --> 00:07:27,063
‫یک زندگی آروم؟

94
00:07:27,113 --> 00:07:29,148
‫اینقدر سخته؟

95
00:07:29,198 --> 00:07:30,825
‫آروم باش، لوز.

96
00:07:33,703 --> 00:07:35,705
‫برای پیدا کردنش، می‌خواین چیکار کنین؟

97
00:07:36,873 --> 00:07:38,666
‫کل اداره پلیس دنبالش می‌گرده.

98
00:07:40,543 --> 00:07:44,130
‫به علاوه، قبل از اینکه آندرسر بمیره،
‫گفت که...

99
00:07:46,340 --> 00:07:47,508
‫والنتینا زنده است.

100
00:07:49,218 --> 00:07:51,220
‫حرف یک قاتل رو باور می‌کنی؟

101
00:07:54,682 --> 00:07:55,892
‫چاره‌ای ندارم.

102
00:08:02,231 --> 00:08:03,733
‫پیداش می‌کنیم.

103
00:08:07,737 --> 00:08:08,738
‫قسم بخور.

104
00:08:11,908 --> 00:08:12,909
‫تو...

105
00:08:14,118 --> 00:08:15,578
‫خواهر بزرگشی.

106
00:08:19,207 --> 00:08:20,208
‫قسم بخور.

107
00:08:24,253 --> 00:08:25,254
‫قسم می‌خورم.

108
00:08:34,347 --> 00:08:37,683
‫سمت شرق، یک چشمه است.
‫یک پارک با سیستم فاضلاب.

109
00:08:38,184 --> 00:08:40,720
‫سمت غرب یک هتل هست. تمام.

110
00:08:40,770 --> 00:08:42,388
‫عالی شد. دریافت شد.
‫شنیدین چی گفت.

111
00:08:42,438 --> 00:08:44,223
‫دیاز، برو سمت چشمه.

112
00:08:44,273 --> 00:08:46,934
‫تو برو سمت پارک.
‫من می‌رم سمت هتل. همدیگه رو می‌بینیم.

113
00:08:46,984 --> 00:08:48,277
‫یالا!

114
00:08:48,778 --> 00:08:50,396
‫شما سمت غرب رو بگردین.

115
00:08:50,446 --> 00:08:52,899
‫ما سمت جنوب دریاچه می‌ریم.

116
00:08:52,949 --> 00:08:56,611
‫هر پهنه‌ی آبی برای پیدا کردن
‫همکارمون، کلیدی هست.

117
00:08:56,661 --> 00:08:57,737
‫بریم.

118
00:08:57,787 --> 00:08:59,664
‫- والنتینا!
‫- والنتینا!

119
00:09:00,248 --> 00:09:01,457
‫والنتینا!

120
00:09:02,959 --> 00:09:03,960
‫چیزی پیدا نشد؟

121
00:09:04,752 --> 00:09:05,753
‫نه، قربان.

122
00:09:10,174 --> 00:09:11,133
‫بازم بگردین.

123
00:09:12,385 --> 00:09:14,178
‫- بازم بگردین!
‫- بریم.

124
00:09:15,721 --> 00:09:17,265
‫تاکوبا تنها ایستگاه نیست.

125
00:09:18,432 --> 00:09:19,884
‫ممکنه هر ایستگاه دیگه‌ای باشه.

126
00:09:19,934 --> 00:09:23,563
‫تفکر منطقی اینه که
‫والنتینا در ایستگاه بعدی باشه،

127
00:09:24,564 --> 00:09:27,984
‫چون به الگوش پایبنده بوده
‫و هیچوقت عوض نکرده.

128
00:09:29,110 --> 00:09:30,645
‫ولی ما کارش رو مختل کردیم.

129
00:09:30,695 --> 00:09:32,989
‫وقتی نقشه‌هاش رو به هم زدیم،
‫بدون برنامه پیش رفت.

130
00:09:33,489 --> 00:09:35,408
‫کم کم کارها رو متفاوت انجام داد.

131
00:09:36,158 --> 00:09:38,528
‫طناب آبی خرید، به جای اینکه
‫خودش اون رو درست کنه.

132
00:09:38,578 --> 00:09:40,279
‫تقریبا کل منطقه رو جستجو کردن...

133
00:09:40,329 --> 00:09:41,697
‫ولی هنوز نشونی از والنتینا نیست.

134
00:09:41,747 --> 00:09:43,583
‫می‌تونیم یه جای دیگه رو بگردیم.

135
00:09:44,333 --> 00:09:47,787
‫کار منطقی اینه که قبل از رفتن
‫به ایستگاه بعدی،

136
00:09:47,837 --> 00:09:49,547
‫یک ایستگاه رو کامل بگردی.

137
00:09:50,423 --> 00:09:55,595
‫جاده تاکوبا، جیراسول،
‫چینامپاس، خوزه ماریا ماتا،

138
00:09:56,053 --> 00:10:00,349
‫ملچو اوکامپو، دلا ویگا،
‫ویرخینیا، آزکاپوتزالکو.

139
00:10:01,309 --> 00:10:02,393
‫آزکاپوتزالکو.

140
00:10:03,936 --> 00:10:05,271
‫اون ایستگاه رو می‌شناسم.

141
00:10:05,771 --> 00:10:07,982
‫جایی که بنیتو، جسد مادرش رو پیدا کرد.

142
00:10:08,899 --> 00:10:10,977
‫در تصفیه خانه آب.

143
00:10:11,027 --> 00:10:12,778
‫از چی حرف می‌زنین؟

144
00:10:13,696 --> 00:10:17,191
‫جایی که جاستینا به قتل رسید.
‫جایی که مورالس در بچگی اون رو پیدا کرد.

145
00:10:17,241 --> 00:10:19,318
‫نمی‌تونه تصادفی باشه.

146
00:10:19,368 --> 00:10:21,487
‫وقتی احساس کرد بهش نزدیک شدیم،
‫کارش رو مختل کردیم.

147
00:10:21,537 --> 00:10:23,039
‫ممکنه الگوش رو عوض کرده باشه؟

148
00:10:23,748 --> 00:10:27,710
‫حتی اگه احساس فشار کنه،
‫چرا بخواد الگوش رو عوض کنه؟

149
00:10:28,210 --> 00:10:29,662
‫با عقل جور در نمیاد.

150
00:10:29,712 --> 00:10:31,547
‫یک واکنش احساسیه، آنجلس.

151
00:10:32,048 --> 00:10:33,299
‫درمونده بوده.

152
00:10:34,467 --> 00:10:37,011
‫انگار می‌خواسته راه پدرش رو ادامه بده.

153
00:10:38,054 --> 00:10:42,808
‫تا مادرش رو در همون مکان بکشه
‫و کارش رو به پایان برسونه.

154
00:10:45,686 --> 00:10:47,980
‫کمک! کمک!

155
00:10:49,398 --> 00:10:51,025
‫کمکم کنین!

156
00:11:12,254 --> 00:11:13,673
‫صبر کن. صبر کن.

157
00:11:22,098 --> 00:11:23,140
‫لعنت.

158
00:11:23,766 --> 00:11:25,518
‫والنتینا باید همینجا باشه.

159
00:11:36,153 --> 00:11:37,738
‫والنتینا!

160
00:11:47,873 --> 00:11:50,076
‫اگه آندرسر الگوش رو عوض کرده باشه...

161
00:11:50,126 --> 00:11:52,745
‫و می‌خواسته قتل مادرش رو بازآفرینی کنه،

162
00:11:52,795 --> 00:11:55,665
‫والنتینا ممکنه در همون مخزنی باشه
‫که مادرش مُرده بود.

163
00:11:55,715 --> 00:11:57,758
‫آخه از کجا بدونیم که کدوم مخزن بوده؟

164
00:12:07,643 --> 00:12:08,644
‫سی و هفت.

165
00:12:09,520 --> 00:12:10,646
‫مخزن ۳۷!

166
00:12:18,863 --> 00:12:20,439
‫- اینجاست!
‫- واقعا؟

167
00:12:20,489 --> 00:12:21,824
‫آره، دست و پاش بسته است.

168
00:12:22,366 --> 00:12:24,827
‫یک وسیله‌ای چیزی بیارین
‫که آب مخزن رو خالی کنم!

169
00:12:38,799 --> 00:12:39,500
‫- والنتینا! والنتینا!
‫- هی!

170
00:12:39,550 --> 00:12:40,334
‫بلند شو! والنتینا!

171
00:12:40,384 --> 00:12:43,053
‫برو کنار. من کمک‌های اولیه بلدم.
‫ماریا. ماریا.

172
00:14:30,911 --> 00:14:32,079
‫مطمئنی؟

173
00:14:33,622 --> 00:14:35,916
‫آره. باید تنها باشم.

174
00:14:36,458 --> 00:14:37,459
‫ولی...

175
00:14:38,794 --> 00:14:41,297
‫اگه چیزی لازم داشتی، همینجام.
‫همین نزدیکی‌ها می‌مونم.

176
00:14:42,631 --> 00:14:44,508
‫فقط بهم خبر بده و میام پیشت.

177
00:14:45,217 --> 00:14:46,343
‫مرسی.

178
00:16:05,881 --> 00:16:09,802
‫نگران نباش.
‫اگه بهت احتیاج داشته باشه، زنگ می‌زنه.

179
00:16:11,512 --> 00:16:13,097
‫حالا می‌بینی. زنگ می‌زنه.

180
00:16:21,438 --> 00:16:23,390
‫ممنون. بذار باشه.

181
00:16:23,440 --> 00:16:24,608
‫خودت چطوری؟

182
00:16:26,443 --> 00:16:27,444
‫اخراج شدم.

183
00:16:28,904 --> 00:16:30,280
‫چی؟

184
00:16:33,200 --> 00:16:35,869
‫کابوس دیشب من رو اخراج کرد.

185
00:16:36,870 --> 00:16:37,871
‫چرا؟

186
00:16:38,372 --> 00:16:43,127
‫مهم نیست.
‫مهم اینه که چی بهم گفت.

187
00:16:45,170 --> 00:16:48,007
‫اون شبی که تو خونه‌اشون شام خوردیم،

188
00:16:48,632 --> 00:16:51,135
‫زنش هیچی بهش نگفته بوده.

189
00:16:51,760 --> 00:16:54,254
‫هیچی در مورد پلیس بودن تو،
‫بهش نگفته بود.

190
00:16:54,304 --> 00:16:56,098
‫- چی؟
‫- درسته.

191
00:16:56,598 --> 00:16:59,518
‫به اون خاطر ترفیع نگرفتم.
‫به خاطر خودم بود.

192
00:17:01,353 --> 00:17:02,479
‫واقعا؟

193
00:17:05,733 --> 00:17:06,942
‫من تو رو سرزنش کردم.

194
00:17:09,862 --> 00:17:11,196
‫تو رو مقصر دونستم، عزیزم.

195
00:17:14,408 --> 00:17:16,952
‫اصلا پشیمون نیستم که
‫چه چیزهایی بهش گفتم.

196
00:17:18,579 --> 00:17:22,791
‫چون وقتی بهم گفت که اخراج شدم،

197
00:17:23,375 --> 00:17:26,336
‫احساس آزادی کردم. دوباره.

198
00:17:27,629 --> 00:17:30,507
‫احساس کردم می‌تونم از اول شروع کنم.

199
00:17:31,175 --> 00:17:32,718
‫درست مثل خودت.

200
00:17:35,512 --> 00:17:36,513
‫مگه نه؟

201
00:17:39,349 --> 00:17:40,809
‫چی شده؟

202
00:17:49,109 --> 00:17:52,321
‫تو خیلی مطمئن بودی که تقصیر منه،
‫اونقدر مطمئن بودی که...

203
00:17:53,906 --> 00:17:55,524
‫می‌دونم حرف‌های وحشتناکی زدم.

204
00:17:55,574 --> 00:17:57,284
‫تو فقط به زبون نیاوری.

205
00:18:00,996 --> 00:18:04,083
‫باید بری. دیروقته.

206
00:18:36,740 --> 00:18:38,033
‫وال.

207
00:18:46,041 --> 00:18:49,169
‫گردآوری غیرقانونی مدارک رسمی.

208
00:18:49,753 --> 00:18:51,755
‫تصرف نقش دیگری.

209
00:18:52,256 --> 00:18:54,424
‫استفاده نادرست از نشان پلیس.

210
00:18:55,425 --> 00:18:57,302
‫ممانعت از اجرای عدالت.

211
00:18:58,053 --> 00:19:01,181
‫انجام بازجویی‌های غیرمجاز.

212
00:19:01,807 --> 00:19:04,643
‫ساخت گواهی جعلی از اعضای مطبوعات.

213
00:19:05,144 --> 00:19:06,562
‫ورود غیرقانونی.

214
00:19:07,062 --> 00:19:10,524
‫اطاعت نکردن از دستورات
‫یک افسر مافوق.

215
00:19:11,817 --> 00:19:12,818
‫دزدی.

216
00:19:13,819 --> 00:19:15,104
‫دروغگویی.

217
00:19:15,154 --> 00:19:16,939
‫اعمال نفوذ.

218
00:19:16,989 --> 00:19:18,607
‫سوء استفاده از قدرت.

219
00:19:18,657 --> 00:19:21,243
‫ما قصد نداشتیم یواشکی
‫بدون اجازه کاری انجام بدیم.

220
00:19:22,035 --> 00:19:25,622
‫وقتی خودشون هیچ کار نمی‌کردن،
‫تهدید کردن ما رو تعلیق می‌کنن.

221
00:19:26,415 --> 00:19:27,950
‫چطور می‌تونستیم کارمون رو انجام بدیم؟

222
00:19:28,000 --> 00:19:29,126
‫کار؟

223
00:19:30,544 --> 00:19:33,247
‫معلوم هست از چی حرف می‌زنی؟
‫کدوم کار؟

224
00:19:33,297 --> 00:19:36,091
‫کار شما ساده بود.
‫تحقیق کردن نبود.

225
00:19:36,800 --> 00:19:38,919
‫کار شما، لبخند زدن بود.

226
00:19:38,969 --> 00:19:43,173
‫واسه عکس‌ها ژست بگیرین،
‫به گردشگران خوشامد بگین.

227
00:19:43,223 --> 00:19:45,267
‫ای بابا، کدوم بخشش رو متوجه نشدین؟

228
00:19:49,021 --> 00:19:50,522
‫باید اعتراف کنم...

229
00:19:54,860 --> 00:19:57,779
‫که رستگار شدین،
‫هر چند به صورت غیرقانونی.

230
00:19:58,780 --> 00:20:02,109
‫ولی چطور می‌تونیم کاری کنیم
‫که مردم بهمون اعتماد کنن،

231
00:20:02,159 --> 00:20:07,289
‫اونم وقتی که نیروی پلیس زنان نمی‌تونه
‫حتی بدون نقض قوانین، عمل کنه؟

232
00:20:09,541 --> 00:20:11,210
‫من با دادستان بخش حرف زدم.

233
00:20:12,252 --> 00:20:15,005
‫می‌خواد برای عبرت بقیه، شما رو تنبیه کنه.

234
00:20:17,591 --> 00:20:19,176
‫- چهار سال زندان.
‫- چی؟

235
00:20:22,596 --> 00:20:27,476
‫ولی من از اون دست آدم‌هام که
‫به فرصت مجدد اعتقاد داره...

236
00:20:28,101 --> 00:20:31,438
‫و متقاعدش کردم که
‫به شما اتهام وارد نکنه.

237
00:20:31,980 --> 00:20:33,398
‫فقط یه مورد کوچک.

238
00:20:36,401 --> 00:20:38,195
‫می‌خوام این برگه سند رو...

239
00:20:40,239 --> 00:20:41,573
‫امضاء کنین.

240
00:20:42,532 --> 00:20:46,453
‫در این سند، شما قبول کردین
‫که در این تحقیقات...

241
00:20:47,412 --> 00:20:49,623
‫یا دستگیری تلالپان آندرسر،
‫نقشی نداشتین.

242
00:20:51,124 --> 00:20:55,913
‫اگه هر کدوم از شما حرفی
‫بر خلاف این سند بزنین،

243
00:20:55,963 --> 00:20:57,256
‫هر چهار نفرتون...

244
00:20:58,507 --> 00:20:59,716
‫به زندان می‌رین.

245
00:21:02,970 --> 00:21:05,764
‫لعنت به این وضعیت!
‫لعنت به همه اون عوضی‌ها!

246
00:21:06,682 --> 00:21:08,592
‫مردم باید بدونن که ما چیکار کردیم.

247
00:21:08,642 --> 00:21:09,968
‫می‌تونیم مبارزه کنیم.

248
00:21:10,018 --> 00:21:12,646
‫می‌تونیم، نمی‌دونم چیکار کنیم،
‫پیش مطبوعات بریم.

249
00:21:14,648 --> 00:21:15,649
‫نه.

250
00:21:17,359 --> 00:21:18,936
‫یعنی چی «نه»، والنتینا؟

251
00:21:18,986 --> 00:21:22,064
‫حق با تو بود.
‫پلیس فاسده، حال به‌هم زنه!

252
00:21:22,114 --> 00:21:23,865
‫می‌خوان به کل کشور دروغ بگن.

253
00:21:24,491 --> 00:21:26,952
‫باید مبارزه کنیم.
‫باید حقیقت رو بگن.

254
00:21:30,205 --> 00:21:32,666
‫بچه‌های خواهرم قرار نیست
‫مادرشون رو از دست بدن.

255
00:21:36,169 --> 00:21:38,255
‫خیلی وقت پیش برنده شدن، گابینا.

256
00:21:39,047 --> 00:21:40,632
‫چرا نمی‌ری امضاء کنی؟

257
00:21:41,591 --> 00:21:43,176
‫قرار نیست هیچ کاری بکنیم؟

258
00:21:44,303 --> 00:21:46,805
‫چرا اینقدر ریسک کردین؟
‫تا هیچکس نفهمه؟

259
00:21:47,681 --> 00:21:49,891
‫ما این کار رو کردیم تا
‫جلوی آدمکشی آندرسر رو بگیریم.

260
00:21:51,435 --> 00:21:52,686
‫موفق هم شدیم.

261
00:22:00,277 --> 00:22:04,156
‫همه چیز در اولین روز ما،
‫در پارک سانتیاگو شروع شد.

262
00:22:05,115 --> 00:22:10,787
‫وقتی که دنبال یک توله‌سگ گمشده می‌گشتیم،
‫جسد پائولا ماچادو رو پیدا کردیم.

263
00:22:12,080 --> 00:22:14,624
‫قربانی شماره شش «تلالپان آندرسر».

264
00:22:16,418 --> 00:22:18,920
‫به نظرم کاری که باهاشون می‌کنن،
‫مزخرف خالصه.

265
00:22:20,797 --> 00:22:22,924
‫فکر می‌کردی هیچ کاری باهاشون نمی‌کنن؟

266
00:22:23,425 --> 00:22:26,178
‫نه. ولی تو هم مثل من دیدی
‫که چیکار کردن.

267
00:22:26,678 --> 00:22:29,139
‫تا حالا تخته تحقیقاتی
‫به این کاملی دیده بودی؟

268
00:22:30,640 --> 00:22:33,352
‫- نه. نه واقعا.
‫- خب؟

269
00:22:34,019 --> 00:22:34,970
‫به همین سادگیه.

270
00:22:35,020 --> 00:22:37,556
‫اگه به خاطر اون‌ها نبود،
‫اون عوضی هنوز آدم می‌کشت.

271
00:22:37,606 --> 00:22:39,608
‫به همین خاطر بدتر از این
‫سرشون نمیاد، دیاز.

272
00:22:40,317 --> 00:22:42,569
‫اون اسکوبدو عوضی، خیلی خوب می‌دونه
‫که اون‌ها چیکار کردن.

273
00:22:43,070 --> 00:22:45,947
‫به همین خاطر یک راه خروج بهشون می‌ده
‫و اون‌ها رو متهم نمی‌کنه.

274
00:22:46,490 --> 00:22:48,909
‫- خب، من باهاش مشکل دارم.
‫- منم همینطور، دیاز.

275
00:22:49,743 --> 00:22:51,703
‫ولی چیکار می‌تونم بکنم؟

276
00:23:09,554 --> 00:23:12,140
‫می‌خوای همونجا وایستی
‫یا قراره بیای تو؟

277
00:23:21,858 --> 00:23:22,859
‫بابا.

278
00:23:30,492 --> 00:23:31,860
‫می‌خوام از پلیس استعفا بدم.

279
00:23:31,910 --> 00:23:34,246
‫واسه من مزخرف نگو.

280
00:23:35,539 --> 00:23:37,165
‫هیچوقت نباید پلیس می‌شدم.

281
00:23:38,750 --> 00:23:39,751
‫خودت می‌دونی.

282
00:23:41,753 --> 00:23:43,088
‫هیچوقت شکایت نکردم.

283
00:23:43,797 --> 00:23:46,383
‫سر کار اومدم و فکر کردم
‫که آخر سر بهش عادت می‌کنم.

284
00:23:48,176 --> 00:23:49,428
‫ولی اینطور نشد.

285
00:23:51,096 --> 00:23:55,934
‫این چند هفته گذشته گابینا رو دیدم
‫تلاش می‌کرد دل خونواده رو به دست بیاره.

286
00:23:57,436 --> 00:24:01,440
‫خانواده‌ای که فقط به این خاطر که
‫از پلیس بودن خوشحاله، اون رو تنبیه می‌کرد.

287
00:24:05,444 --> 00:24:07,062
‫تو لیاقت این افتخار رو نداری.

288
00:24:07,112 --> 00:24:10,023
‫حرفی که داری می‌زنی، مایه شرمساریه.

289
00:24:10,073 --> 00:24:13,785
‫بله، گابینا همیشه بیشتر از تو،
‫دل و جرأت داشت.

290
00:24:39,644 --> 00:24:42,222
‫گفتنش برای من ساده نیست.

291
00:24:42,272 --> 00:24:46,726
‫نیروی پلیس زنان، رسما لغو شد.

292
00:24:46,776 --> 00:24:48,061
‫چی؟

293
00:24:48,111 --> 00:24:49,321
‫چرا؟

294
00:24:49,905 --> 00:24:51,198
‫بهم دستور دادن.

295
00:24:51,781 --> 00:24:53,700
‫نه، چطور ممکنه؟ نه.

296
00:24:54,326 --> 00:24:57,454
‫چون ما هر کاری که ازمون خواستین،
‫انجام دادیم. حتی بیشتر از اون.

297
00:24:58,246 --> 00:25:01,166
‫پس ما می‌ریم پیش بانوی اول
‫و همه چی رو بهش می‌گیم.

298
00:25:04,586 --> 00:25:06,296
‫خود ایشون بهم دستور داد.

299
00:25:07,088 --> 00:25:10,842
‫فردا ظهر، قراره برای مطبوعات اعلام کنیم.

300
00:25:12,844 --> 00:25:14,179
‫واقعا متاسفم.

301
00:25:38,328 --> 00:25:40,664
‫برین سر کار، آقایون. زود باشین.

302
00:26:04,187 --> 00:26:05,188
‫وال.

303
00:26:10,527 --> 00:26:12,821
‫- ساعت چنده؟
‫- اول صبحه.

304
00:26:27,586 --> 00:26:28,962
‫می‌تونستم نجاتش بدم.

305
00:26:31,423 --> 00:26:32,424
‫کی؟

306
00:26:33,550 --> 00:26:34,718
‫ناتالیا.

307
00:26:37,137 --> 00:26:39,506
‫فکر می‌کنی درباره مامان چی بگن؟

308
00:26:39,556 --> 00:26:41,007
‫درباره بابا؟

309
00:26:41,057 --> 00:26:45,178
‫- فکر می‌کنی درباره من چی بگن؟
‫- این هیچ ارتباطی به تو نداره.

310
00:26:45,228 --> 00:26:47,105
‫به والنتینا فکر کن. ۱۲ سالشه.

311
00:26:47,897 --> 00:26:49,933
‫می‌خوای چه الگویی واسه‌ش باشی؟

312
00:26:49,983 --> 00:26:54,195
‫نه. در مورد والنتینا حرف نزن.
‫خیلی زرنگ‌تر از اونیه که فکر می‌کنی.

313
00:26:55,363 --> 00:27:00,744
‫من فقط بهترین‌ها رو واسه تو می‌خوام.
‫حتی اگه الان نتونی همه چی رو درست ببینی.

314
00:27:03,622 --> 00:27:05,373
‫ولی قرار نیست همینجوری بچه‌دار باشی.

315
00:27:07,584 --> 00:27:08,585
‫نه.

316
00:27:09,753 --> 00:27:12,831
‫اصلا هیچوقت بچه‌دار نمی‌شم.

317
00:27:12,881 --> 00:27:14,215
‫دیوونه شدی؟

318
00:27:15,884 --> 00:27:19,137
‫من آزادم که تصمیم بگیرم
‫چیکار می‌خوام بکنم یا نکنم.

319
00:27:19,721 --> 00:27:22,807
‫اگه درک نمی‌کنی، مشکل خودته.

320
00:27:24,059 --> 00:27:25,310
‫می‌خوای آزاد باشی.

321
00:27:26,686 --> 00:27:27,687
‫خیلی‌خب.

322
00:27:29,314 --> 00:27:30,440
‫از ماشینم برو بیرون.

323
00:27:31,441 --> 00:27:32,484
‫برو بیرون.

324
00:27:34,444 --> 00:27:36,321
‫- ازت متنفرم!
‫- منم همینطور.

325
00:27:59,010 --> 00:28:00,637
‫نمی‌تونستم ببینمش.

326
00:28:04,057 --> 00:28:05,558
‫یعنی واقعا ببینمش و بفهممش.

327
00:28:10,814 --> 00:28:12,941
‫نمی‌خوام همین کار رو با تو بکنم.

328
00:28:17,904 --> 00:28:20,490
‫نمی‌خوام تغییر کنی.

329
00:28:24,494 --> 00:28:26,246
‫تو بی عیب و نقصی.

330
00:28:30,333 --> 00:28:31,543
‫دوستت دارم، والنتینا.

331
00:28:32,544 --> 00:28:33,753
‫دوستت دارم.

332
00:28:51,771 --> 00:28:54,474
‫به همین خاطر به لکامبری رفتیم
‫تا با گویو کادناس حرف بزنیم.

333
00:28:54,524 --> 00:28:59,446
‫یک قاتل چه بینشی در مورد ذهن
‫یک قاتل دیگه می‌تونه داشته باشه؟

334
00:29:01,573 --> 00:29:02,699
‫خب؟

335
00:29:03,575 --> 00:29:08,071
‫جناب رئیس جمهور، این نه تنها
‫وجهه پلیس رو تغییر می‌ده،

336
00:29:08,121 --> 00:29:10,582
‫بلکه وجهه کل سیستم قضایی
‫در مکزیک رو تغییر می‌ده.

337
00:29:15,962 --> 00:29:18,465
‫امروز، یک روز جدید برای مکزیکو سیتی است،

338
00:29:19,007 --> 00:29:21,835
‫چرا که تلالپان آندرسر مُرده...

339
00:29:21,885 --> 00:29:25,597
‫و والنتینا کاماچو پیش خونواده‌اش برگشته.

340
00:29:27,098 --> 00:29:28,391
‫به لطف کی؟

341
00:29:29,225 --> 00:29:31,761
‫ما از مردان آبی‌پوش تشکر می‌کنیم...

342
00:29:31,811 --> 00:29:36,975
‫که تحت رهبری بنده،
‫تحقیقاتی رو انجام دادن...

343
00:29:37,025 --> 00:29:41,980
‫که انگار مستقیما از یک رمان
‫پلیسی با کیفیت، اقتباس شده بود.

344
00:29:42,030 --> 00:29:46,443
‫می‌خوام یک تشکر ویژه
‫از یک نفر به خصوص بکنم.

345
00:29:46,493 --> 00:29:51,915
‫کسی که بدون اون، تلالپان آندرسر
‫هنوز بی‌امان آدم می‌کشت.

346
00:29:52,749 --> 00:29:56,461
‫این شخص، شهروند گویو کادناس هست.

347
00:29:57,629 --> 00:30:00,957
‫کسی که از سلول خودش
‫در کاخ سیاه لکامبری،

348
00:30:01,007 --> 00:30:05,345
‫برای نجات جان والنتینا کاماچو
‫به ما کمک کرد.

349
00:30:06,012 --> 00:30:10,058
‫در دوره‌ای که زندانی بود،
‫مدرک وکالت گرفت.

350
00:30:10,683 --> 00:30:15,221
‫تبدیل به یک شوهر شد،
‫پدر سه بچه...

351
00:30:15,271 --> 00:30:18,107
‫و اخیرا، یک افسر پلیس افتخاری.

352
00:30:19,692 --> 00:30:25,356
‫به پاس قدردانی از ایشون،
‫مورد عفو ریاست جمهوری قرار گرفت.

353
00:30:25,406 --> 00:30:29,611
‫امروز ۳۰ سال از زمانی که به عنوان
‫یک جنایتکار وارد لکامبری شد، می‌گذره.

354
00:30:29,661 --> 00:30:32,872
‫امروز، به عنوان یک قهرمان بیرون اومد.

355
00:30:38,253 --> 00:30:42,298
‫آزادی من، به وضوح نشون می‌ده
‫که در چه کشوری زندگی می‌کنم.

356
00:30:43,091 --> 00:30:46,294
‫می‌گه افرادی مثل من لیاقت...

357
00:30:46,344 --> 00:30:48,346
‫یک فرصت برای تغییر رو دارن.

358
00:30:52,600 --> 00:30:54,761
‫و بالاخره... در نهایت...

359
00:30:54,811 --> 00:31:01,025
‫نمی‌تونم بدون تشکر از یک فرد کلیدی...

360
00:31:02,527 --> 00:31:06,698
‫که این تغییر اساسی در زندگی من رو
‫ممکن کرد، اینجا بشینم.

361
00:31:09,909 --> 00:31:11,160
‫منظور بنده...

362
00:31:14,497 --> 00:31:18,543
‫رئیس جمهور مکزیک،
‫آقای لوئیس اچوریا آلوارز هست.

363
00:31:19,544 --> 00:31:22,297
‫ترجیح می‌دن از یک قاتل تشویق کنن
‫تا از یک زن.

364
00:31:22,839 --> 00:31:24,841
‫خب، می‌تونست بدتر از این هم بشه.

365
00:31:26,134 --> 00:31:28,553
‫ممکن بود ما به همون سلول خالی بریم.

366
00:31:40,732 --> 00:31:42,483
‫چرا؟

367
00:31:45,862 --> 00:31:47,438
‫- آلخاندرو.
‫- سلام.

368
00:31:47,488 --> 00:31:49,482
‫ما توافق کردیم که بی خبر، سر نزنی...

369
00:31:49,532 --> 00:31:52,986
‫ببخشید. می‌دونم باید قبلش زنگ می‌زدم.

370
00:31:53,036 --> 00:31:55,288
‫- فقط دو دقیقه.
‫- بابا!

371
00:32:02,003 --> 00:32:03,212
‫این برای توست.

372
00:32:05,048 --> 00:32:06,966
‫- ممنون.
‫- بذار من باز کنم. آره.

373
00:32:17,518 --> 00:32:19,812
‫[ماجراجویی‌های کارآگاه موریتا]

374
00:32:23,608 --> 00:32:24,984
‫صفحه اولش رو نگاه کن.

375
00:32:27,695 --> 00:32:29,614
‫«تقدیم به کارآگاه ماریا.

376
00:32:30,323 --> 00:32:34,786
‫هرگز دست از جستجوی حقیقت برندار.
‫با احترام، دنیل یاکوبوس.»

377
00:32:36,537 --> 00:32:37,947
‫فقط چندتا کتابن؟

378
00:32:37,997 --> 00:32:40,783
‫نه، عزیزم.
‫خیلی بیشتر از این‌هاست.

379
00:32:40,833 --> 00:32:44,337
‫- می‌شه یکی رو بخونم؟
‫- معلومه، می‌تونی همه‌شون رو بخونی.

380
00:32:45,672 --> 00:32:49,626
‫خیلی‌خب. می‌شه یه لحظه من
‫و باباتون رو تنها بذارین؟ خداحافظی کنین.

381
00:32:49,676 --> 00:32:51,302
‫- دوستتون دارم. خداحافظ.
‫- خداحافظ.

382
00:32:59,769 --> 00:33:02,814
‫طرح پلیس زنان کنسل شد.

383
00:33:04,023 --> 00:33:05,433
‫بعد از تموم کارهایی که کردی؟

384
00:33:05,483 --> 00:33:07,527
‫دقیقا به خاطر همه کارهایی که کردیم.

385
00:33:09,696 --> 00:33:13,533
‫راستش... نمی‌دونم می‌خوام چیکار کنم.

386
00:33:15,410 --> 00:33:18,705
‫فقط این رو می‌دونم که می‌خوام تنها باشم.

387
00:33:19,831 --> 00:33:20,999
‫ممنون بابت این کتاب‌ها.

388
00:33:22,000 --> 00:33:24,252
‫هدیه‌ی قشنگیه.

389
00:33:25,545 --> 00:33:29,841
‫ولی نمی‌خوام بهم کادو بدی، آلخاندرو...

390
00:33:32,135 --> 00:33:33,886
‫یا سعی کنی دل من رو خام کنی.

391
00:33:36,014 --> 00:33:37,515
‫چیزی که لازم دارم، زمانه.

392
00:33:40,101 --> 00:33:44,313
‫می‌خوام بفهمم چه چیزی در انتظارمه.

393
00:33:46,524 --> 00:33:47,734
‫خودم تنهایی.

394
00:33:50,528 --> 00:33:51,779
‫می‌فهمم.

395
00:33:53,322 --> 00:33:54,407
‫و...

396
00:33:55,867 --> 00:33:57,076
‫بهش احترام می‌ذارم.

397
00:33:59,078 --> 00:34:00,705
‫هر چقدر می‌خوای وقت بذار.

398
00:34:02,165 --> 00:34:03,875
‫من اصلا...

399
00:34:05,918 --> 00:34:06,919
‫مزاحمت نمی‌شم.

400
00:34:08,796 --> 00:34:09,964
‫حالا هم دیگه می‌رم.

401
00:34:21,642 --> 00:34:22,852
‫ممنون، خواهر.

402
00:34:38,993 --> 00:34:40,078
‫ناهارت.

403
00:34:43,706 --> 00:34:44,699
‫ممنون.

404
00:34:44,749 --> 00:34:46,125
‫گابریل درستش کرده.

405
00:34:47,043 --> 00:34:49,796
‫خب پس، احتمالا خوشمزه است،
‫مگه نه؟

406
00:34:50,630 --> 00:34:51,631
‫آره.

407
00:34:52,715 --> 00:34:55,093
‫آنجلس، عزیزم، این دوستته؟

408
00:34:55,593 --> 00:34:58,763
‫دون لوله، ایشون گابریله،
‫در موردش حرف زده بودم.

409
00:34:59,263 --> 00:35:02,884
‫- چند روز پیش واسه شام اومدیم.
‫- یادم میاد. سلام، گابریل.

410
00:35:02,934 --> 00:35:05,136
‫- سلام. حالتون چطوره؟
‫- از آشنایی باهات خوشوقتم.

411
00:35:05,186 --> 00:35:08,064
‫برو یک پیش‌بند از پشت بردار
‫تا بتونیم کارمون رو شروع کنیم.

412
00:35:08,898 --> 00:35:10,775
‫- چی؟
‫- بهش نگفتی؟

413
00:35:11,901 --> 00:35:15,113
‫یک سورپرایز بود و نمی‌دونستم
‫کِی قراره بهش بگم.

414
00:35:15,696 --> 00:35:17,065
‫چی سورپرایز بود؟

415
00:35:17,115 --> 00:35:20,068
‫با دون لوله حرف زدم که
‫یک کار تو آشپزخونه بهت بده.

416
00:35:20,118 --> 00:35:21,410
‫سورپرایز این بود.

417
00:35:22,495 --> 00:35:23,496
‫سورپرایز!

418
00:35:25,081 --> 00:35:26,157
‫جدی می‌گی؟

419
00:35:26,207 --> 00:35:29,001
‫خب، تنهاتون می‌ذارم تا حرف بزنین.

420
00:35:29,919 --> 00:35:31,712
‫- تو آشپزخونه می‌بینمت؟
‫- بله، آقا.

421
00:35:36,551 --> 00:35:38,052
‫این کار رو واسه من کردی؟

422
00:35:39,637 --> 00:35:42,932
‫کسایی که با هم آشنا می‌شن،
‫از این کارها می‌کنن. به هم کمک می‌کنن.

423
00:35:50,314 --> 00:35:52,400
‫درسته، همدیگه رو بغل می‌کنن.

424
00:35:57,530 --> 00:35:59,991
‫- اینم از پیش‌بندت.
‫- باشه، ممنون.

425
00:36:01,701 --> 00:36:03,911
‫بیا از اینجا شروع کنیم.

426
00:36:04,787 --> 00:36:08,124
‫خاله، تونستی خلافکاری رو بگیری؟

427
00:36:10,209 --> 00:36:12,003
‫راستش یکی رو گرفتیم.

428
00:36:13,462 --> 00:36:16,048
‫- خیلی بدجنس بود؟
‫- خیلی.

429
00:36:17,008 --> 00:36:19,802
‫ولی شما چهار نفر بودین
‫و اون فقط یک نفر بود، مگه نه؟

430
00:36:21,721 --> 00:36:22,722
‫دقیقا.

431
00:36:23,764 --> 00:36:27,226
‫پس اگه خیلی بدجنس بوده
‫و شما گیرش انداختین،

432
00:36:28,144 --> 00:36:29,971
‫چرا اجازه نمی‌دن پلیس باشین؟

433
00:36:30,021 --> 00:36:32,440
‫چون دولت دیگه به ما احتیاجی نداره.

434
00:36:33,191 --> 00:36:34,775
‫ولی منصفانه نیست.

435
00:36:35,776 --> 00:36:36,819
‫نه، درست می‌گی.

436
00:36:37,486 --> 00:36:39,780
‫چرا یک تجمع اعتراضی تشکیل نمی‌دی؟

437
00:36:40,948 --> 00:36:42,658
‫چون این قضیه فراتر از اونه.

438
00:36:44,911 --> 00:36:47,371
‫دولت فقط به وجهه خودش فکر می‌کنه.

439
00:36:47,997 --> 00:36:50,875
‫هیچوقت به اینکه چه چیزی
‫منصفانه است و نیست، فکر نمی‌کنه.

440
00:36:51,500 --> 00:36:54,036
‫فقط دلشون می‌خواد که
‫ازشون عکس بگیرن...

441
00:36:54,086 --> 00:36:56,005
‫و مردم بهشون بگن که خارق‌العاده‌ان.

442
00:36:59,550 --> 00:37:00,718
‫خاله؟

443
00:37:07,433 --> 00:37:10,678
‫خیلی ممنون، همرزم کاستلیانوس
‫بابت سخنان محبت آمیز شما.

444
00:37:10,728 --> 00:37:13,356
‫حقیقت داره که آندرسر مُرده...

445
00:37:14,482 --> 00:37:16,601
‫و کشور بالاخره می‌تونه در آرامش باشه.

446
00:37:16,651 --> 00:37:18,361
‫ولی فردا چه می‌شه؟

447
00:37:19,570 --> 00:37:22,156
‫آیا به عنوان یک دولت آماده‌ایم...

448
00:37:22,823 --> 00:37:27,653
‫که دخترهامون، خواهرهامون،
‫مادرهامون رو به خیابون‌ها بفرستیم...

449
00:37:27,703 --> 00:37:31,666
‫تا با هیولایی مثل آندرسر روبرو بشن؟

450
00:37:32,500 --> 00:37:34,035
‫در چنین لحظاتی،

451
00:37:34,085 --> 00:37:39,916
‫باید به این فکر کنیم که بهترین چیز برای
‫شهروندان چیه و بر اساس اون عمل کنیم.

452
00:37:39,966 --> 00:37:42,551
‫به همین خاطر اینجا اومدم
‫تا اعلام کنم که...

453
00:38:01,028 --> 00:38:02,647
‫فراموش نکن چی امضا کردی.

454
00:38:02,697 --> 00:38:04,073
‫یادم هست.

455
00:38:06,117 --> 00:38:07,326
‫دوستان،

456
00:38:09,245 --> 00:38:12,832
‫باعث افتخارمه که والنتینا کاماچو رو
‫به شما معرفی کنم.

457
00:38:25,428 --> 00:38:27,847
‫خیلی ممنون، همرزم ماریا استر.

458
00:38:31,809 --> 00:38:35,855
‫می‌خوام با تشکر از همه کسایی که
‫برای نجات من کمک کردن، شروع کنم.

459
00:38:40,109 --> 00:38:41,319
‫زندگیم رو مدیون شما هستم.

460
00:38:42,945 --> 00:38:46,983
‫حالا می‌خوام با کسایی حرف بزنم
‫که فکر می‌کنن...

461
00:38:47,033 --> 00:38:51,370
‫به خاطر اینکه جونم به خطر افتاد،
‫طرح پلیس زنان باید از بین بره.

462
00:38:54,665 --> 00:38:57,752
‫اتفاقی که واسه من افتاد،
‫ممکن بود برای هر کسی پیش بیاد.

463
00:38:59,337 --> 00:39:03,299
‫ولی نباید از این موضوع استفاده کنیم
‫تا زنان رو از نیروی پلیس دور کنیم.

464
00:39:04,675 --> 00:39:09,597
‫فداکاری‌هایی زیادی انجام دادیم که اینجا در
‫برابر شما قرار بگیریم و فرصت نصیب‌مون بشه.

465
00:39:13,601 --> 00:39:19,106
‫خیلی از ما دیگه خونواده‌هاشون
‫ازشون حمایت نمی‌کنن.

466
00:39:20,358 --> 00:39:21,942
‫البته اگه حمایتی از قبل می‌شد.

467
00:39:22,985 --> 00:39:25,521
‫لحظات مهمی از بودن در کنار عزیزانمون...

468
00:39:25,571 --> 00:39:28,115
‫بودن در کنار شریک‌هامون،
‫بچه‌هامون رو فدا کردیم.

469
00:39:28,908 --> 00:39:30,159
‫می‌دونین چیه؟

470
00:39:30,659 --> 00:39:33,779
‫همه چیز ارزشش رو داشت،
‫چون این بهای...

471
00:39:33,829 --> 00:39:37,958
‫افتخارِ داشتن نشان پلیس
‫و خدمت به کشورمون بود.

472
00:39:42,588 --> 00:39:47,968
‫وقتی از آکادمی فارغ التحصیل شدیم،
‫شما گفتیم ما بهترین‌های این شهر بودیم.

473
00:39:52,056 --> 00:39:53,516
‫اشتباه نمی‌کردین.

474
00:39:54,225 --> 00:39:56,010
‫هیچوقت نمی‌تونم این حرف رو
‫در مورد خودم بزنم،

475
00:39:56,060 --> 00:40:00,398
‫ولی می‌تونم درباره ۱۵ زنی که الان
‫در برابر شما ایستادن، این حرف رو بزنم.

476
00:40:00,898 --> 00:40:03,776
‫به همین خاطر، از طرف ۱۶ پلیس زن آبی‌پوش،

477
00:40:05,069 --> 00:40:08,489
‫می‌خواستم از شما تشکر کنم که
‫هیچوقت دست از حمایت ما برنداشتین.

478
00:40:09,115 --> 00:40:13,035
‫بهتون اطمینان می‌دم که تاریخ هیچوقت
‫فراموش نمی‌کنه چقدر برای ما جنگیدین.

479
00:40:15,871 --> 00:40:17,957
‫ما هرگز شما رو ناامید نمی‌کنیم.

480
00:40:20,543 --> 00:40:21,877
‫خیلی ممنون.

481
00:40:27,633 --> 00:40:29,135
‫منم شما رو ناامید نمی‌کنم.

482
00:40:31,095 --> 00:40:32,346
‫افسر کاماچو.

483
00:40:34,181 --> 00:40:35,182
‫ممنون.

484
00:40:49,530 --> 00:40:52,817
‫اون یکی در رو چک نکرده بودم
‫که باز بود...

485
00:40:52,867 --> 00:40:56,996
‫به همین خاطر مجرم در رو باز کرد
‫و فرار کرد. به همین سادگی.

486
00:40:58,289 --> 00:41:02,460
‫خب،‌ من... دیگه باید برم،

487
00:41:04,211 --> 00:41:07,965
‫ولی قبل از اینکه خداحافظی کنم،
‫می‌خواستم یک لحظه سکوت کنیم.

488
00:41:09,467 --> 00:41:12,052
‫- ماریا، می‌شه بلند بشی؟
‫- وای خدا.

489
00:41:13,971 --> 00:41:15,264
‫بلند شو.

490
00:41:21,437 --> 00:41:22,638
‫ماریا دلا توره،

491
00:41:22,688 --> 00:41:27,776
‫بابت اینکه در انجام وظایف خودت،
‫رهبری، افتخار و شجاعت نشون دادی،

492
00:41:28,694 --> 00:41:30,196
‫این رو بهت تقدیم می‌کنم.

493
00:41:31,947 --> 00:41:34,283
‫تبریک می‌گم، ستوان ماریا دلا توره.

494
00:41:35,117 --> 00:41:36,535
‫- احسنت!
‫- احسنت!

495
00:41:39,205 --> 00:41:41,290
‫- ممنون، کاپیتان.
‫- تبریک می‌گم.

496
00:41:41,874 --> 00:41:44,368
‫- خب دیگه، شب خوش.
‫- ممنون.

497
00:41:44,418 --> 00:41:46,337
‫- شب خوش.
‫- شب خوش.

498
00:41:47,713 --> 00:41:52,635
‫شما دو نفر دوباره رفتارتون عجیب بود،
‫ولی این دفعه فکر کنم دلیلش رو می‌دونم.

499
00:41:53,594 --> 00:41:55,796
‫فکر کنم همه دلیلش رو می‌دونیم، همم؟

500
00:41:55,846 --> 00:42:00,134
‫من باهاش حرف زدم. مرد خیلی خوبیه
‫ولی آماده نیستم که با کسی باشم.

501
00:42:00,184 --> 00:42:04,063
‫خب، وقتی زنان آبی‌پوش رو داری،
‫کی دلش می‌خواد با یکی دیگه باشه؟

502
00:42:05,981 --> 00:42:07,308
‫به لطف خودت.

503
00:42:07,358 --> 00:42:08,392
‫چی؟

504
00:42:08,442 --> 00:42:11,070
‫منظورت چیه «چی»؟
‫کاری که واسه ما کردی.

505
00:42:11,987 --> 00:42:13,405
‫و نحوه انجامش، وال.

506
00:42:15,199 --> 00:42:17,660
‫تا حالا نشنیده بودم اونجوری حرف بزنی،
‫با چنان...

507
00:42:18,160 --> 00:42:20,412
‫نمی‌دونم،‌ هدفمند بود.

508
00:42:21,330 --> 00:42:23,449
‫- وقتی بهش فکر می‌کنم، مو به تنم سیخ می‌شه.
‫- منم همینطور.

509
00:42:23,499 --> 00:42:24,742
‫من با یکی آشنا شدم.

510
00:42:24,792 --> 00:42:26,535
‫- جانم؟
‫- چی؟

511
00:42:26,585 --> 00:42:29,338
‫ببخشید، نمی‌خواستم موضوع رو عوض کنم.

512
00:42:30,047 --> 00:42:33,008
‫فقط دنبال زمان مناسب بودم که بگم،
‫ولی فرصت پیدا نمی‌کردم.

513
00:42:34,134 --> 00:42:35,135
‫نگاهش کن.

514
00:42:36,095 --> 00:42:39,139
‫اینقدر ساکته ولی واسه خودش رفته
‫با یکی آشنا شده.

515
00:42:40,224 --> 00:42:41,433
‫درسته با یکی آشنا شدم.

516
00:42:44,770 --> 00:42:45,896
‫ولی دوست هم دارم.

517
00:42:47,523 --> 00:42:48,983
‫سه دوست دارم.

518
00:42:59,827 --> 00:43:00,911
‫صبح بخیر.

519
00:43:17,553 --> 00:43:19,805
‫نگاه کردن به آسمون خیلی خوبه، مگه نه؟

520
00:43:22,808 --> 00:43:29,315
‫قبلا وقتی به سقف سلولم نگاه می‌کردم،
‫واسه خودم آسمون رو تصور می‌کردم.

521
00:43:30,733 --> 00:43:35,487
‫آدم تقریبا به هر چیزی عادت می‌کنه.
‫باورنکردنیه.

522
00:43:36,614 --> 00:43:38,941
‫به طور مثال، حالا به این عادت کردم
‫که یک مرد خانواده‌دار باشم.

523
00:43:38,991 --> 00:43:42,620
‫زنم همش خروپف می‌کنه.

524
00:43:44,538 --> 00:43:45,698
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

525
00:43:45,748 --> 00:43:49,293
‫اومدم شخصا بهت تبریک بگم.

526
00:43:50,836 --> 00:43:51,837
‫گیرش انداختی.

527
00:43:52,546 --> 00:43:54,423
‫خب، تو کشتیش.

528
00:43:55,674 --> 00:43:57,009
‫بازم فرقی نداره.

529
00:43:58,177 --> 00:44:01,639
‫بعد پلیس به شما اشاره نکرد.
‫حتی یک بار هم چیزی نگفت.

530
00:44:03,015 --> 00:44:06,518
‫خودمون می‌دونیم که چیکار کردیم.
‫همین کافیه.

531
00:44:07,019 --> 00:44:09,229
‫پلیس این کشور...

532
00:44:09,730 --> 00:44:14,151
‫هیچوقت اجازه نمی‌ده که
‫به ظرفیت کاملت برسی، ماریا.

533
00:44:14,777 --> 00:44:18,947
‫من خودم این رو خوب می‌دونم.
‫اون‌ها ۳۰ سال از زندگیم رو گرفتن.

534
00:44:21,325 --> 00:44:24,328
‫اگه به خاطر تو نبود،
‫بیشتر از این هم طول می‌کشید.

535
00:44:24,828 --> 00:44:27,114
‫نه، نه. به خاطر من نبود.

536
00:44:27,164 --> 00:44:29,083
‫- چرا.
‫- نه، من هیچ کاری نکردم.

537
00:44:32,211 --> 00:44:34,838
‫حالا سوال اینجاست که...

538
00:44:36,215 --> 00:44:38,842
‫آینده برای ما چطور پیش می‌ره؟

539
00:44:40,552 --> 00:44:41,553
‫ببین...

540
00:44:44,848 --> 00:44:48,936
‫تموم اون سال‌هایی که
‫در لکامبری زندانی بودم،

541
00:44:49,436 --> 00:44:51,764
‫پسر، چه داستان‌هایی خوندم.

542
00:44:51,814 --> 00:44:53,774
‫هزاران هزار داستان خوندم.

543
00:44:54,483 --> 00:44:59,980
‫حالا که آزاد شدم،
‫یک داستان به خصوص همه‌ش...

544
00:45:00,030 --> 00:45:01,573
‫تو ذهنم میاد.

545
00:45:03,784 --> 00:45:10,532
‫داستانی درباره یک مرد جوان
‫که پر از خشم و جنون بود...

546
00:45:10,582 --> 00:45:14,753
‫چون از یک بی‌عدالتی وحشتناک رنج می‌برد.

547
00:45:15,587 --> 00:45:20,843
‫واسه همین رفت پیش بابابزرگش تا ازش بپرسه
‫که باید چیکار کنه، چطور واکنش نشون بده.

548
00:45:21,677 --> 00:45:24,012
‫بابابزرگش گفت،

549
00:45:24,888 --> 00:45:26,348
‫«ببین، پسرم،

550
00:45:27,266 --> 00:45:32,688
‫دورن هر آدمی، دو گرگ زندگی می‌کنه.

551
00:45:33,939 --> 00:45:40,904
‫یک گرگ نماینده شر، نفرت،
‫حسادت، خشم و جنون هست.

552
00:45:42,030 --> 00:45:47,786
‫گرگ دیگه نماینده صلح،
‫عشق و سخاوت هست.

553
00:45:48,620 --> 00:45:52,708
‫این دو گرگ مدام جنگ سختی رو
‫در برابر هم به راه میندازن».

554
00:45:55,961 --> 00:45:58,088
‫بعد نوه از بابابزرگش پرسید،

555
00:45:59,590 --> 00:46:01,049
‫«کی برنده می‌شه؟»

556
00:46:01,717 --> 00:46:03,093
‫می‌دونی چی جواب داد؟

557
00:46:05,053 --> 00:46:06,054
‫نه.

558
00:46:08,682 --> 00:46:09,975
‫«اونی که تو بهش غذا بدی».

559
00:46:13,312 --> 00:46:15,898
‫می‌دونی، منم احساس همون پسرک رو دارم.

560
00:46:16,940 --> 00:46:23,280
‫از یک طرف، از اینکه بهت کمک کردم،
‫خیلی خوشحالم.

561
00:46:24,948 --> 00:46:27,818
‫ولی در همون حال،
‫احساس نفرت شدیدی دارم.

562
00:46:27,868 --> 00:46:30,954
‫احساس تاریکی شدیدی دارم...

563
00:46:33,081 --> 00:46:34,450
‫که من رو صدا می‌زنه.

564
00:46:34,500 --> 00:46:36,293
‫به سمت خودش می‌کشونه.

565
00:46:39,046 --> 00:46:41,965
‫به کدوم یکی باید غذا بدم، ماریا؟

566
00:46:45,928 --> 00:46:48,555
‫اونی که باعث آزادیت شد.

567
00:46:49,264 --> 00:46:53,936
‫اونی که باعث شد یک قاتل رو گیر بندازی
‫و خواهرم رو نجات بدی.

568
00:47:06,824 --> 00:47:08,617
‫اینجوری به بهترین حالت خودم می‌رسم؟

569
00:47:12,204 --> 00:47:15,332
‫فقط زمان مشخص می‌کنه.

570
00:47:35,644 --> 00:47:40,649
‫«ترجمه از خشایار»

571
00:47:42,649 --> 00:47:52,649
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M