1
00:00:14,556 --> 00:00:18,184
‫[یازدهم ژوئن ۱۹۷۱]

2
00:00:18,935 --> 00:00:23,773
‫[یک روز بعد از کشتاری که
‫به «ال هالکوناسو» معروف شد،]

3
00:00:24,357 --> 00:00:28,153
‫[جایی که یک گروه شبه‌نظامی،]

4
00:00:28,653 --> 00:00:31,531
‫[به یک اعتراض یورش برد]

5
00:00:32,115 --> 00:00:35,827
‫[و تعدادی کشته شدن]

6
00:00:36,369 --> 00:00:39,372
‫[ به خاطر اتفاقاتی که افتاده بود.]

7
00:00:45,545 --> 00:00:46,588
‫سلام.

8
00:00:47,255 --> 00:00:48,715
‫یکی با یخ واسم بریز.

9
00:00:48,757 --> 00:00:50,425
‫یه دونه هم برای خودت بریز،

10
00:00:50,508 --> 00:00:51,718
‫مهمون من.

11
00:00:52,052 --> 00:00:54,220
‫می‌دونی که تنها نوشیدن رو دوست ندارم.

12
00:00:55,889 --> 00:00:57,974
‫تو ساعت کاری نمی‌تونم بنوشم، مائو.

13
00:00:58,558 --> 00:00:59,934
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

14
00:01:00,727 --> 00:01:04,064
‫لازم نیست که دنبالت بگردم، می‌دونی؟

15
00:01:05,523 --> 00:01:06,524
‫چی براتون بیارم؟

16
00:01:07,484 --> 00:01:09,861
‫خوشم نمیاد که نادیده بگیری
‫یا مثل یه غریبه باهام رفتار کنی.

17
00:01:09,944 --> 00:01:10,987
‫می‌شنوی؟

18
00:01:11,029 --> 00:01:11,863
‫مائو،

19
00:01:11,905 --> 00:01:13,073
‫تو غریبه نیستی،

20
00:01:13,198 --> 00:01:14,908
‫ولی لطفاً، اینجا نه.
‫تو دردسر می‌افتم.

21
00:01:14,991 --> 00:01:16,576
‫به جهنم. می‌خوام حرف بزنم.

22
00:01:16,659 --> 00:01:18,953
‫- الان نه، مائو.
‫- خونه‌ت.

23
00:01:19,037 --> 00:01:20,038
‫نه خونه‌م، نه.

24
00:01:20,121 --> 00:01:23,458
‫آره. یا خونه‌ت، یا الان تو رو
‫می‌کشم بیرون. نظرت چیه؟

25
00:01:23,541 --> 00:01:24,751
‫آروم باش، مائو.

26
00:01:24,834 --> 00:01:27,712
‫بچه‌هام باید کار کنن.
‫چرا نمی‌ری یه جای دیگه پرسه بزنی؟

27
00:01:28,712 --> 00:01:38,712
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

28
00:01:40,100 --> 00:01:41,518
‫به نظرم یه نوشیدنی لازم داری.

29
00:01:42,977 --> 00:01:44,854
‫دوست دارم، ولی فردا امتحان دارم.

30
00:01:45,396 --> 00:01:46,481
‫چت شده؟

31
00:01:46,564 --> 00:01:48,141
‫دانشگاهت همین جاست،

32
00:01:48,191 --> 00:01:49,359
‫نه تو یه کلاس درس.

33
00:01:49,859 --> 00:01:52,904
‫فقط یادت باشه تو این شهر، دانشجو بودن

34
00:01:52,987 --> 00:01:54,280
‫از همه چیز خطرناک‌تره.

35
00:01:57,117 --> 00:01:58,993
‫خب، من نظرم این نیست.

36
00:01:59,077 --> 00:02:00,161
‫نظر منه.

37
00:02:00,453 --> 00:02:02,038
‫ندیدی تو اون تجمع چی شد؟

38
00:02:02,956 --> 00:02:05,041
‫- شنیدم.
‫- و چی گفتن؟

39
00:02:06,334 --> 00:02:07,877
‫«دعوای بین دانشجوها.»

40
00:02:08,795 --> 00:02:09,921
‫چرنده.

41
00:02:09,963 --> 00:02:11,965
‫اگه از من بپرسی، کار دولته.

42
00:02:12,090 --> 00:02:13,633
‫مثل سال ۶۸.

43
00:02:14,425 --> 00:02:15,376
‫گفته باشم.

44
00:02:15,426 --> 00:02:16,511
‫بهش فکر کن.

45
00:03:10,356 --> 00:03:12,525
‫از تحقیر کردن من لذت می‌بری؟

46
00:03:13,359 --> 00:03:14,360
‫مائوریسیو.

47
00:03:14,903 --> 00:03:16,196
‫امتحان دارم.

48
00:03:16,279 --> 00:03:19,866
‫یه امتحان کوفتی از کار من مهم‌تره؟

49
00:03:19,949 --> 00:03:21,993
‫دیگه نمی‌دونم چی بگم.

50
00:03:23,661 --> 00:03:25,413
‫تصمیمش به تو نیست، احمق.

51
00:03:26,456 --> 00:03:28,374
‫ای بابا، نمی‌شه آروم باشین؟

52
00:03:28,458 --> 00:03:30,043
‫خیر سرم می‌خوام بخوابم.

53
00:03:30,543 --> 00:03:32,879
‫- ببخشید همسایه.
‫- عذرخواهی نمی‌خوام.

54
00:03:32,962 --> 00:03:34,172
‫سکوت می‌خوام،

55
00:03:34,214 --> 00:03:35,798
‫وگرنه باید با پلیس طرف بشی.

56
00:03:43,181 --> 00:03:44,390
‫ارزشش رو نداری.

57
00:04:10,375 --> 00:04:12,126
‫مائو، مائو، مائو...

58
00:04:13,920 --> 00:04:15,380
‫پنج دقیقه. باشه.

59
00:04:21,678 --> 00:04:22,762
‫نه.

60
00:04:22,845 --> 00:04:25,348
‫نه، نه، نه، نه. خواهش
‫می‌کنم، نه! خواهش می‌کنم، نه!

61
00:04:25,431 --> 00:04:27,183
‫نه! خواهش می‌کنم، نه!

62
00:04:31,145 --> 00:04:34,190
‫[زنان آبی‌پوش]

63
00:05:28,995 --> 00:05:33,958
‫«ترجمه از خشایار»

64
00:06:46,781 --> 00:06:48,282
‫- سلام.
‫- سلام.

65
00:06:49,200 --> 00:06:50,910
‫بچه‌ها، بابا اومد!

66
00:06:51,619 --> 00:06:52,662
‫دارن میان.

67
00:06:53,538 --> 00:06:56,165
‫راستی، تبریک می‌گم.
‫درباره شغل جدیدت شنیدم.

68
00:06:56,249 --> 00:06:57,417
‫ممنون.

69
00:06:57,458 --> 00:06:59,710
‫آره، یه شرکت جدیده.

70
00:06:59,836 --> 00:07:02,296
‫رئیسم عملاً یه نوجوونه.

71
00:07:02,755 --> 00:07:04,590
‫ولی خوبه. خوشحالم.

72
00:07:05,007 --> 00:07:06,008
‫واقعاً برات خوشحالم.

73
00:07:06,509 --> 00:07:07,760
‫دلم برات تنگ شده.

74
00:07:07,844 --> 00:07:09,512
‫آلخاندرو، لطفاً.

75
00:07:09,595 --> 00:07:10,847
‫ببخشید.

76
00:07:10,930 --> 00:07:12,348
‫منظورم اینه،

77
00:07:12,432 --> 00:07:13,766
‫یه ماه کامل گذشته،

78
00:07:13,891 --> 00:07:16,978
‫و دوست دارم بدونم الان کجای کاریم،

79
00:07:17,061 --> 00:07:18,855
‫اینکه تو مسیر درستم...

80
00:07:18,938 --> 00:07:20,106
‫یا نه.

81
00:07:20,440 --> 00:07:21,941
‫دلم می‌خواد بهت جواب بدم.

82
00:07:22,024 --> 00:07:24,110
‫ولی با بچه‌ها،

83
00:07:24,193 --> 00:07:27,363
‫کار و خونه درگیر بودم.

84
00:07:27,488 --> 00:07:30,658
‫هنوز وقت نکردم درست بهش فکر کنم.

85
00:07:31,284 --> 00:07:34,620
‫خب، من وقتش رو پیدا کردم
‫که درست بهش فکر کنم.

86
00:07:34,704 --> 00:07:37,123
‫و به خانواده‌م احتیاج دارم.

87
00:07:38,249 --> 00:07:39,250
‫خداحافظ مامان.

88
00:07:39,333 --> 00:07:40,451
‫- خداحافظ عزیزهای دلم.
‫- سلام.

89
00:07:40,501 --> 00:07:41,961
‫- روز خوبی داشته باشید.
‫- حالت چطوره؟

90
00:07:42,044 --> 00:07:43,045
‫خداحافظ.

91
00:07:48,593 --> 00:07:52,138
‫روابط مردم و پلیس بدتر از همیشه شده.

92
00:07:52,221 --> 00:07:55,224
‫با یک گزارش ویژه از
‫یاکوبو زابلودوفسکی همراه باشید.

93
00:07:55,308 --> 00:07:59,061
‫فقط یک ماه پیش، مردم از پلیس تعریف می‌کردند

94
00:07:59,145 --> 00:08:02,773
‫که خیابان‌ها را از شر قاتل ترسناک
‫تلالپان آندرسر پاک کرده است.

95
00:08:02,857 --> 00:08:04,400
‫ولی امروز،

96
00:08:04,484 --> 00:08:07,987
‫تمام دستاوردها پس از درگیری خشونت‌آمیز

97
00:08:08,070 --> 00:08:12,408
‫با گروهی از محرکان که به یک تجمع
‫دانشجویی حمله کردند، از بین رفت،

98
00:08:12,492 --> 00:08:14,577
‫و پلیس را مجبور به واکنش کرد.

99
00:08:15,077 --> 00:08:18,706
‫فرصت صحبت با رئیس اسکوبدو
‫در مورد این حادثه را داشتیم.

100
00:08:18,789 --> 00:08:21,626
‫بچه‌های آبی‌پوش من فقط سعی می‌کردن

101
00:08:21,667 --> 00:08:24,212
‫از خشونت بیشتری جلوگیری کنن.

102
00:08:24,295 --> 00:08:27,173
‫اون افراطی‌ها، شورشی‌ها،

103
00:08:27,256 --> 00:08:29,884
‫به مردم بی‌گناه حمله می‌کردن.

104
00:08:29,967 --> 00:08:31,928
‫مادران، کودکان.

105
00:08:32,011 --> 00:08:35,556
‫بچه‌های من فقط نظم رو برگردوندن.

106
00:08:35,681 --> 00:08:37,767
‫افسران پلیس، جان‌ مردم رو نجات می‌دن...

107
00:09:14,387 --> 00:09:16,097
‫وال، خوابت نبرد.

108
00:09:16,138 --> 00:09:18,432
‫دیشب سروصدا می‌کردی.

109
00:09:19,433 --> 00:09:21,936
‫تحقیق کردم و یه جایی پیدا کردم.

110
00:09:23,020 --> 00:09:25,523
‫یه گروه حمایتی که می‌تونی باهاشون حرف بزنی.

111
00:09:25,565 --> 00:09:26,941
‫می‌تونم باهات بیام.

112
00:09:27,817 --> 00:09:29,026
‫چه جالب.

113
00:09:29,110 --> 00:09:31,153
‫منم یه جا پیدا کردم که

114
00:09:31,237 --> 00:09:33,030
‫مردم توش حرف بزنن.

115
00:09:33,364 --> 00:09:34,490
‫بهش می‌گن کافه.

116
00:09:35,366 --> 00:09:35,908
‫در رو ببند.

117
00:09:41,122 --> 00:09:43,457
‫حتماً ۲۰ بار اشتباه گفتمش.

118
00:09:43,541 --> 00:09:46,419
‫تا اینکه آشپز بهم گفت، «تلفظش بورگینیونه.»

119
00:09:48,045 --> 00:09:49,338
‫احساس حماقت کردم.

120
00:09:49,880 --> 00:09:51,132
‫تو احمق نیستی.

121
00:09:51,173 --> 00:09:52,592
‫فقط فرانسوی نیستی.

122
00:09:54,051 --> 00:09:55,219
‫این رو امتحان کن.

123
00:09:59,807 --> 00:10:01,058
‫نمکش زیاده.

124
00:10:02,143 --> 00:10:04,604
‫- تو مثل مادرم سخت‌گیری.
‫- سلام.

125
00:10:04,687 --> 00:10:07,565
‫- سلام، صبح بخیر. دوست داری امتحان کنی؟
‫- البته.

126
00:10:13,195 --> 00:10:14,614
‫عالیه، گابریل.

127
00:10:14,697 --> 00:10:17,366
‫- جدی؟ آنجلس می‌گه نمکش زیاده.
‫- آره.

128
00:10:18,159 --> 00:10:20,036
‫مثل مادرش سخت‌گیرم.

129
00:10:20,119 --> 00:10:21,746
‫اون رو دیدی؟

130
00:10:21,829 --> 00:10:23,122
‫نه.

131
00:10:23,789 --> 00:10:24,874
‫باید ببینمش؟

132
00:10:25,583 --> 00:10:26,959
‫ساعت رو دیدی؟

133
00:10:27,209 --> 00:10:28,794
‫بهتره دیرت نشه، ها؟

134
00:10:38,262 --> 00:10:39,347
‫اینجا چی داریم؟

135
00:10:39,972 --> 00:10:41,515
‫یه قربانی.

136
00:10:41,599 --> 00:10:43,768
‫لوسیو لیما، ۲۲ ساله.

137
00:10:43,851 --> 00:10:46,354
‫کتک خورده، خفه شده و مثله شده.

138
00:10:46,812 --> 00:10:48,222
‫ضربه به صورت،

139
00:10:48,272 --> 00:10:50,775
‫مچ‌های کبود، علائم درگیری.

140
00:10:51,776 --> 00:10:53,694
‫احتمالاً سعی کرده از خودش دفاع کنه.

141
00:10:53,778 --> 00:10:55,196
‫زمان تقریبی مرگ؟

142
00:10:55,279 --> 00:10:57,031
‫حدوداً ساعت ۲ بامداد.

143
00:10:57,990 --> 00:11:00,117
‫- سرقت؟
‫- نه. به نظر نمی‌رسه.

144
00:11:00,201 --> 00:11:01,744
‫در به زور باز نشده.

145
00:11:01,827 --> 00:11:04,997
‫تو کیف پولش و یه کشو پول پیدا کردیم.

146
00:11:05,081 --> 00:11:06,415
‫با یه ساعت طلا.

147
00:11:07,249 --> 00:11:08,959
‫احتمالاً همدیگه رو می‌شناختن.

148
00:11:10,252 --> 00:11:11,587
‫سانتانا، سوفی رو بیار.

149
00:11:11,671 --> 00:11:13,506
‫احتمالاً پر از اثر انگشته.

150
00:11:13,631 --> 00:11:14,632
‫چشم، قربان.

151
00:11:15,341 --> 00:11:17,134
‫- جسد کجاست؟
‫- تو اتاق خواب.

152
00:11:21,931 --> 00:11:24,016
‫- کی گزارش داد؟
‫- همسایه‌ش.

153
00:11:24,100 --> 00:11:26,102
‫سونیا لینارس.

154
00:11:26,602 --> 00:11:29,146
‫داشته می‌رفته سر کار که دیده در بازه.

155
00:11:47,498 --> 00:11:48,582
‫انگشت‌هاش چی شده؟

156
00:11:49,417 --> 00:11:51,210
‫قاتل با خودش برده.

157
00:12:03,973 --> 00:12:06,308
‫یادتون باشه بیرون آروم باشید.

158
00:12:06,934 --> 00:12:09,220
‫بعد از اون آشفتگی با «هالکونس»،

159
00:12:09,270 --> 00:12:10,730
‫مردم خیلی حساس شدن.

160
00:12:11,021 --> 00:12:13,607
‫هر کسی با یونیفرم، مرد یا زن،

161
00:12:13,649 --> 00:12:15,401
‫می‌تونه دردسرساز بشه.

162
00:12:16,902 --> 00:12:18,821
‫اگه چیزی شد، بیسیم دارید.

163
00:12:18,988 --> 00:12:20,239
‫استفاده کنید.

164
00:12:22,116 --> 00:12:23,159
‫ستوان.

165
00:12:24,160 --> 00:12:26,454
‫برنامه‌ی شیفت‌ها اعلام شده.

166
00:12:26,579 --> 00:12:27,830
‫روز خوبی داشته باشید.

167
00:12:27,913 --> 00:12:29,707
‫ممنون.

168
00:12:31,625 --> 00:12:33,377
‫همگی روز خوبی داشته باشید.

169
00:12:42,386 --> 00:12:43,429
‫بیا دنبالم.

170
00:12:43,596 --> 00:12:45,306
‫یه قتل داریم. یک قتل پرماجرا.

171
00:12:45,389 --> 00:12:46,724
‫چی شده؟

172
00:12:46,807 --> 00:12:48,934
‫یه پسر جوون خفه شده و مثله شده.

173
00:12:49,018 --> 00:12:51,270
‫قاتل لعنتی دو تا انگشتش رو
‫به عنوان غنیمت برده.

174
00:12:53,939 --> 00:12:55,274
‫بیا، بیا، بیا، بیا.

175
00:12:55,357 --> 00:12:56,358
‫بریم.

176
00:12:56,442 --> 00:12:58,652
‫سوفیا همه جای خونه، اثر انگشت پیدا کرد،

177
00:12:58,736 --> 00:13:01,322
‫به جز روی جسد، میز و در.

178
00:13:01,405 --> 00:13:03,908
‫قاتل حواسش بوده که اون قسمت‌ها رو پاک کنه.

179
00:13:04,867 --> 00:13:06,535
‫درباره‌ی قربانی چی می‌دونیم؟

180
00:13:06,994 --> 00:13:08,245
‫لوسیو لیما.

181
00:13:08,329 --> 00:13:10,206
‫تو یه کافه شیفت شب کار می‌کرد.

182
00:13:10,289 --> 00:13:12,333
‫- ال اوچو.
‫- بفرما.

183
00:13:13,292 --> 00:13:15,836
‫اون کافه مال سوسول‌هاست.

184
00:13:16,420 --> 00:13:20,216
‫احتمالاً با یه آدم اشتباهی درگیر شده
‫و تنبیه شده.

185
00:13:20,299 --> 00:13:23,928
‫همسایه گفت که شنیده لوسیو لیما
‫با یه نفر دیگه بحث می‌کرده.

186
00:13:24,011 --> 00:13:25,971
‫- چه ساعتی؟
‫- ساعت ۱:۳۰ بامداد.

187
00:13:26,055 --> 00:13:27,306
‫برو کافه، لوزانو.

188
00:13:27,389 --> 00:13:28,766
‫ارزشش رو نداره.

189
00:13:28,849 --> 00:13:30,768
‫اون‌ها با پلیس حرف نمی‌زنن.

190
00:13:30,851 --> 00:13:31,977
‫ولی با تو حرف می‌زنن.

191
00:13:32,937 --> 00:13:35,022
‫آخه کی می‌تونه
‫جلوی اون صدا مقاومت کنه؟

192
00:13:35,105 --> 00:13:37,149
‫با اون قیافه، با اون موها.

193
00:13:37,233 --> 00:13:39,401
‫- خوشتیپ!
‫- چقدر تو بی‌عیب و نقصی.

194
00:13:39,485 --> 00:13:41,070
‫- بس کن.
‫- خیلی خوشتیپه!

195
00:13:41,153 --> 00:13:42,404
‫- هر روز دوش می‌گیره.
‫- ناز نکن.

196
00:13:42,488 --> 00:13:43,739
‫فقط با دوست جدید برنگردی.

197
00:13:43,823 --> 00:13:45,741
‫- لطفاً سلام ما رو بهشون برسون.
‫- خوش بگذره.

198
00:13:49,578 --> 00:13:51,080
‫شنیدی؟

199
00:13:51,205 --> 00:13:52,414
‫باید تحقیق کنیم.

200
00:13:53,290 --> 00:13:55,000
‫نه، نمی‌تونیم.

201
00:13:55,125 --> 00:13:57,419
‫- چرا؟
‫- چون مجوز نداریم.

202
00:13:57,586 --> 00:13:59,129
‫به علاوه، این مسئولیت اوناست.

203
00:13:59,922 --> 00:14:01,298
‫به نظرت اونا چیکار می‌کنن؟

204
00:14:01,799 --> 00:14:03,968
‫- منظورت چیه؟
‫- تیتو فلورس رو یادته؟

205
00:14:04,134 --> 00:14:06,053
‫چون دقیقاً همون کار رو می‌کنن.

206
00:14:06,136 --> 00:14:07,304
‫یه نفر رو از خیابون می‌گیرن،

207
00:14:07,346 --> 00:14:08,722
‫قتل رو می‌ندازن گردنش

208
00:14:08,806 --> 00:14:10,474
‫و پرونده رو می‌بندن، ماریا.

209
00:14:10,683 --> 00:14:12,935
‫این مثل قضیه‌ی آندرسر نیست.

210
00:14:13,018 --> 00:14:15,855
‫باید می‌شنیدی چطور
‫درباره‌ش حرف می‌زدن. انگار که...

211
00:14:16,772 --> 00:14:19,400
‫اون خودش می‌خواسته که کشته بشه.

212
00:14:19,984 --> 00:14:22,111
‫داشتن مسخره‌ش می‌کردن، ماریا.

213
00:14:23,571 --> 00:14:25,906
‫تو رو می‌شناسم. می‌دونم که دلت می‌سوزه.

214
00:14:25,948 --> 00:14:27,366
‫معلومه که دلم می‌سوزه، وال.

215
00:14:28,742 --> 00:14:31,245
‫ولی اونا کار خودشون رو دارن،
‫ما هم کار خودمون.

216
00:14:31,412 --> 00:14:33,163
‫شیفت‌ها رو چیدم.

217
00:14:33,247 --> 00:14:34,790
‫باید بریم پارک.

218
00:14:51,223 --> 00:14:53,225
‫باید از پوشیدن اون یونیفرم خجالت بکشی.

219
00:14:53,309 --> 00:14:54,310
‫عزیزم، بیا بریم.

220
00:14:54,393 --> 00:14:57,187
‫- ببخشید خانم، ولی لازم نیست...
‫- آره. شرم کن.

221
00:14:57,271 --> 00:14:59,356
‫اون بچه‌های جوون داشتن
‫مسالمت‌آمیز اعتراض می‌کردن.

222
00:15:10,200 --> 00:15:11,994
‫- چه خبر؟
‫- نه، راه نداره.

223
00:15:12,077 --> 00:15:14,038
‫جمعه سهمم رو دادم. دیگه چیزی ندارم.

224
00:15:14,121 --> 00:15:15,664
‫آروم باش، شاهدخت.

225
00:15:16,165 --> 00:15:18,584
‫به خاطر لوسیو لیما اومدم.

226
00:15:18,667 --> 00:15:21,086
‫- می‌شناسیش؟
‫- اینجا کار می‌کنه. چرا؟

227
00:15:21,879 --> 00:15:23,505
‫چون مُرده.

228
00:15:25,174 --> 00:15:27,593
‫امروز صبح تو خونه‌ش به قتل رسیده.

229
00:15:27,801 --> 00:15:28,802
‫چی؟

230
00:15:29,929 --> 00:15:32,181
‫درباره‌ی این لوسیو چی می‌تونی بهم بگی؟

231
00:15:33,933 --> 00:15:36,477
‫- تو چه دردسری بوده؟
‫- هیچی.

232
00:15:36,560 --> 00:15:38,479
‫مواد؟ به کسی پول بدهکار بوده؟

233
00:15:38,562 --> 00:15:39,855
‫نه، هیچکدوم.

234
00:15:39,980 --> 00:15:41,315
‫بچه‌ی خوبی بود.

235
00:15:41,607 --> 00:15:42,900
‫خدای من، کی کشته‌ش؟

236
00:15:42,983 --> 00:15:45,569
‫چطوره بذاری سوال‌ها رو من بپرسم؟

237
00:15:46,403 --> 00:15:50,032
‫کسی بوده که دوستت توی زندگیش،
‫ممکنه اذیتش کرده باشه؟

238
00:15:50,115 --> 00:15:51,575
‫اون چه اهمیتی داره؟

239
00:15:51,617 --> 00:15:54,119
‫هی، آروم باش، ملکه.

240
00:15:54,203 --> 00:15:55,663
‫به نفعت نیست من رو عصبانی کنی.

241
00:15:56,705 --> 00:15:57,706
‫مگه نه؟

242
00:15:59,833 --> 00:16:01,126
‫یه لیست اسم بهم بده.

243
00:16:01,210 --> 00:16:03,671
‫کسایی که باهاشون رفت‌وآمد داشت.
‫دوست‌هاش.

244
00:16:03,754 --> 00:16:05,381
‫مشتری‌های همیشگی اینجا.

245
00:16:05,464 --> 00:16:06,674
‫هیچی بهت نمی‌دم.

246
00:16:06,715 --> 00:16:07,841
‫هیچ لیستی.

247
00:16:07,925 --> 00:16:09,093
‫همین فکر رو می‌کردم.

248
00:16:10,427 --> 00:16:12,346
‫خب، حالا که اینجام.

249
00:16:13,305 --> 00:16:15,349
‫سهم هفته‌ی بعد رو الان بده.

250
00:16:15,474 --> 00:16:16,600
‫هر چی که همراهت داری.

251
00:16:29,029 --> 00:16:31,532
‫اگه چیزی یادت اومد، بهم زنگ بزن.

252
00:16:39,164 --> 00:16:40,499
‫بعد از شیفتمون می‌ریم.

253
00:16:40,582 --> 00:16:42,376
‫فقط می‌ریم اون کافه که اونجا کار می‌کرده.

254
00:16:42,459 --> 00:16:43,627
‫این چه اشکالی داره؟

255
00:16:44,211 --> 00:16:45,212
‫تموم شد؟

256
00:16:46,380 --> 00:16:47,881
‫دومو آریگاتو.
‫[خیلی ممنون]

257
00:16:47,965 --> 00:16:48,966
‫- مرسی.
‫- آریگاتو.

258
00:16:49,800 --> 00:16:50,801
‫آریگاتو.

259
00:16:52,177 --> 00:16:54,013
‫ماریا می‌خواد ما رو از دردسر دور نگه داره.

260
00:16:55,055 --> 00:16:57,016
‫به نظرم داره یه ستوان خوب می‌شه.

261
00:16:57,099 --> 00:17:00,019
‫یه ماهه داریم از دردسر
‫دوری می‌کنیم. دیگه بسه.

262
00:17:00,769 --> 00:17:03,188
‫به علاوه، نه اون و نه آنجلس
‫لازم نیست از این موضوع باخبر بشن.

263
00:17:03,272 --> 00:17:05,182
‫اینطوری، همچنان یه ستوان خوب می‌مونه.

264
00:17:05,232 --> 00:17:06,900
‫من و تو هم یه قاتل رو دستگیر می‌کنیم.

265
00:17:07,359 --> 00:17:08,777
‫نمی‌خوام اونا رو بی‌خبر بذارم.

266
00:17:08,861 --> 00:17:10,195
‫منم همینطور.

267
00:17:11,238 --> 00:17:13,365
‫ولی بدترین حالت اینه که

268
00:17:13,449 --> 00:17:14,742
‫هیچی پیدا نکنیم.

269
00:17:14,825 --> 00:17:16,452
‫فقط وقتمون رو تلف می‌کنیم و تموم.

270
00:17:17,244 --> 00:17:18,704
‫نظرت چیه؟

271
00:17:19,997 --> 00:17:21,331
‫این یعنی آره؟

272
00:17:21,415 --> 00:17:23,167
‫نمی‌ذاریم اونا تحقیق کنن

273
00:17:23,250 --> 00:17:25,878
‫وقتی که دقیقاً باید همین کار رو بکنیم.

274
00:17:25,961 --> 00:17:29,173
‫وقتی بهتون گفتم درباره‌ی آندرسر
‫تحقیق نکنین، همین حس رو داشتم.

275
00:17:30,549 --> 00:17:32,051
‫داری کار درست رو انجام می‌دی.

276
00:17:33,135 --> 00:17:34,887
‫یه رهبر خوب بودن یعنی

277
00:17:34,928 --> 00:17:36,388
‫مراقب تیم خودت باشی.

278
00:17:36,472 --> 00:17:37,848
‫چه دوست داشته باشن چه نداشته باشن.

279
00:17:38,515 --> 00:17:41,143
‫اینکه جراردو رو متقاعد کنیم
‫بذاره ما تحقیق کنیم...

280
00:17:41,351 --> 00:17:43,270
‫اونجوری می‌شد گفت که من یه رهبر خوبم.

281
00:17:43,604 --> 00:17:45,189
‫یه کم بهشون وقت بده.

282
00:17:45,314 --> 00:17:47,399
‫بالاخره می‌فهمن.

283
00:17:48,067 --> 00:17:49,485
‫واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟

284
00:17:50,778 --> 00:17:51,820
‫ماریا.

285
00:17:52,905 --> 00:17:53,989
‫مطمئنم.

286
00:17:56,116 --> 00:17:57,284
‫ممنون.

287
00:17:57,701 --> 00:17:59,453
‫به این حرف‌ها احتیاج داشتم.

288
00:18:22,101 --> 00:18:23,268
‫وای.

289
00:18:23,560 --> 00:18:25,771
‫چی شده به دنیای مردگان من اومدی؟

290
00:18:28,565 --> 00:18:29,775
‫می‌خوام

291
00:18:29,817 --> 00:18:31,360
‫یه چیزی ازت بپرسم.

292
00:18:32,361 --> 00:18:33,987
‫- به عنوان دوست.
‫- برو به جهنم.

293
00:18:34,530 --> 00:18:37,533
‫هنوز از سه سال پیش، هزار پزو
‫به من بدهکاری، «دوست.»

294
00:18:37,616 --> 00:18:39,576
‫پول نمی‌خوام.

295
00:18:39,660 --> 00:18:40,994
‫باید با جراردو حرف بزنم

296
00:18:41,078 --> 00:18:43,497
‫تا زنان آبی‌پوش من،
‫بتونن تو تحقیقات کمک کنن.

297
00:18:44,081 --> 00:18:46,291
‫چشمت به یکی از اوناست، درست می‌گم؟

298
00:18:46,375 --> 00:18:48,961
‫- چرند نگو.
‫- ماریا؟

299
00:18:49,044 --> 00:18:51,672
‫می‌دونی که اگه بهشون اعتماد نداشتم
‫همچین چیزی نمی‌خواستم.

300
00:18:55,342 --> 00:18:58,428
‫باید وقتی گاردش پایینه، بری پیشش.

301
00:19:00,264 --> 00:19:01,882
‫گوش کن امشب

302
00:19:01,932 --> 00:19:04,476
‫خونه‌ی من بازی پوکره.

303
00:19:05,352 --> 00:19:07,104
‫پولی که به من بدهکاری رو بیار

304
00:19:07,396 --> 00:19:08,981
‫و می‌ذارم پای میز بشینی.

305
00:19:16,280 --> 00:19:18,157
‫خانواده‌ای نداره، خانم.

306
00:19:20,284 --> 00:19:22,327
‫بله، می‌دونم. آره.

307
00:19:22,494 --> 00:19:24,163
‫دارم نهایت تلاشم رو می‌کنم.

308
00:19:24,746 --> 00:19:26,039
‫فقط سوزوندن.

309
00:19:27,082 --> 00:19:28,417
‫سوزوندن. ممنون.

310
00:19:33,547 --> 00:19:34,840
‫ببخشید؟ شما مایک هستید؟

311
00:19:35,841 --> 00:19:39,011
‫می‌خوایم چند تا سوال
‫درباره‌ی لوسیو لیما بپرسیم.

312
00:19:39,136 --> 00:19:40,512
‫قبلاً با همکارتون حرف زدم.

313
00:19:40,596 --> 00:19:42,139
‫می‌خوام کافه رو باز کنم. لطفاً برید.

314
00:19:42,264 --> 00:19:43,557
‫می‌شه با ما هم حرف بزنی؟

315
00:19:44,975 --> 00:19:46,343
‫برای چی؟

316
00:19:46,393 --> 00:19:49,021
‫اون به اتفاقی که برای لوسیو افتاده
‫هیچ اهمیتی نمی‌ده.

317
00:19:49,563 --> 00:19:50,564
‫چرا شما اهمیت بدین؟

318
00:19:50,647 --> 00:19:52,482
‫چون ما مثل اونا نیستیم.

319
00:19:53,317 --> 00:19:55,819
‫همون چیزی رو بهتون می‌گم که بهش گفتم.

320
00:19:55,986 --> 00:19:57,112
‫هیچی نمی‌دونم.

321
00:19:57,196 --> 00:19:58,530
‫حالا برین گمشین!

322
00:19:59,823 --> 00:20:01,992
‫اتفاقی که برای لوسیو افتاد منصفانه نبود.

323
00:20:03,160 --> 00:20:06,038
‫یه فاجعه بود و می‌دونی
‫چی ما رو عصبی می‌کنه؟

324
00:20:06,163 --> 00:20:08,332
‫اینکه بدونیم کسی که این کار رو کرده
‫هنوز آزاد می‌گرده.

325
00:20:09,499 --> 00:20:11,210
‫می‌دونم نمی‌تونم دوباره زنده‌ش کنم.

326
00:20:14,379 --> 00:20:16,215
‫ولی می‌دونی ما چیکار می‌تونیم بکنیم؟

327
00:20:18,050 --> 00:20:21,053
‫می‌تونیم اون آشغالی که این کار رو کرد
‫دستگیر کنیم تا دوباره آدم نکشه.

328
00:20:25,057 --> 00:20:26,642
‫فکر می‌کنین دوباره آدم می‌کشه؟

329
00:20:28,477 --> 00:20:30,103
‫چی می‌خواین بدونین؟

330
00:20:30,187 --> 00:20:32,522
‫کسی هست که بخواد بهش آسیب بزنه؟

331
00:20:32,606 --> 00:20:35,234
‫کسی که باهاش مشکل داشته؟

332
00:20:38,654 --> 00:20:40,280
‫یه نفر رو می‌شناسم.

333
00:20:45,410 --> 00:20:47,246
‫انقدر دلم براشون تنگ شده بود

334
00:20:47,329 --> 00:20:51,959
‫که تصمیم گرفتم وقت بذارم
‫و باهاشون بیرون برم.

335
00:20:52,042 --> 00:20:53,710
‫از کجا می‌دونی اونجا هستن؟

336
00:20:54,503 --> 00:20:57,381
‫چون قبل از اینکه برم پلیس،

337
00:20:57,422 --> 00:20:58,966
‫هر چهارشنبه

338
00:20:59,007 --> 00:21:00,550
‫اونجا می‌رفتیم.

339
00:21:01,093 --> 00:21:02,511
‫یادته که می‌رفتم اونجا؟

340
00:21:03,345 --> 00:21:06,473
‫با فابیولا، تیتا، ازمرالدا قرار می‌ذاشتم.

341
00:21:10,394 --> 00:21:12,271
‫شب مخصوص ما دخترها بود.

342
00:21:14,982 --> 00:21:17,109
‫اصلا باورم نمی‌شه.

343
00:21:17,192 --> 00:21:19,736
‫ماریا النا کاماچو دلا توره.

344
00:21:19,820 --> 00:21:21,613
‫نمی‌دونم چقدر تعجب کردم
‫تو رو اینجا می‌بینم!

345
00:21:21,655 --> 00:21:22,739
‫ماریا!

346
00:21:22,781 --> 00:21:23,907
‫چطوری؟

347
00:21:23,949 --> 00:21:25,325
‫چه خوشگل شدی!

348
00:21:25,367 --> 00:21:28,412
‫باید بهمون می‌گفتی که میای.

349
00:21:28,912 --> 00:21:31,373
‫- حس می‌کنم یه قرن گذشته.
‫- کاملاً!

350
00:21:32,165 --> 00:21:34,459
‫- چیزی میل دارید؟
‫- فقط یه لیوان آب، لطفاً.

351
00:21:34,543 --> 00:21:37,671
‫- نه!
‫- نه، همون منهتن همیشگی خودش، لطفاً.

352
00:21:38,297 --> 00:21:40,841
‫- من کی باشم که بحث کنم؟
‫- دقیقاً.

353
00:21:40,924 --> 00:21:43,510
‫- درباره‌ی چی حرف می‌زدید؟
‫- رابی، می‌دونی.

354
00:21:43,593 --> 00:21:46,221
‫مثل همیشه. آره. یه ویروس بد گرفته،

355
00:21:46,305 --> 00:21:47,931
‫استفراغ، اسهال.

356
00:21:48,056 --> 00:21:50,267
‫یه هفته‌ست نرفته مدرسه.

357
00:21:50,392 --> 00:21:53,437
‫و معلومه که ناخن‌هام بهم ریخته.
‫فقط نگاهشون کنین. نگاه کن. ببین.

358
00:21:53,520 --> 00:21:56,231
‫یکی رو می‌شناسم که
‫تو یه چشم به هم زدن درستشون کنه.

359
00:21:56,315 --> 00:21:57,316
‫چینیه.

360
00:21:57,399 --> 00:21:58,734
‫- چینیِ خود چین؟
‫- درسته.

361
00:21:58,817 --> 00:22:01,320
‫چون یه بار بهم گفتن چینیه
‫و معلوم شد وراکروزیه.

362
00:22:03,196 --> 00:22:05,991
‫فکر کردیم دیگه نمی‌خوای ازمون خبر بگیری.

363
00:22:07,659 --> 00:22:09,536
‫آره، می‌دونم یه مدته گذشته.

364
00:22:10,287 --> 00:22:12,456
‫به علاوه، این قضیه با آلخاندرو، یعنی...

365
00:22:12,539 --> 00:22:13,832
‫کاری که باهات کرد واقعاً پست بود.

366
00:22:13,915 --> 00:22:15,834
‫اگه نظر من رو بخوای، چندش‌آوره.

367
00:22:15,917 --> 00:22:18,837
‫ولی خوب کار کردی که اون رو سر جاش نشوندی.

368
00:22:19,629 --> 00:22:21,048
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- خب،

369
00:22:21,131 --> 00:22:24,092
‫خیلی سرم شلوغ بوده و غرق کار بودم.

370
00:22:24,176 --> 00:22:25,927
‫پس، می‌خواستی یه کم با دخترها وقت بگذرونی.

371
00:22:27,304 --> 00:22:28,513
‫آره، یه همچین چیزی.

372
00:22:28,597 --> 00:22:30,891
‫ماریا، نذار کسی بهت فشار بیاره.

373
00:22:30,932 --> 00:22:32,726
‫فقط وقت بذار، خوش بگذرون...

374
00:22:32,851 --> 00:22:35,228
‫حالا که بین مردها کار می‌کنی،

375
00:22:35,312 --> 00:22:38,648
‫ممکنه یه مرد خوشتیپ پیدا کنی
‫که با اسلحه‌ش شعبده‌بازی کنه!

376
00:22:38,732 --> 00:22:40,484
‫اگه مادرشوهرت می‌شنید...

377
00:22:40,567 --> 00:22:43,278
‫بذار بشنوه. جدی می‌گم.

378
00:22:43,362 --> 00:22:45,614
‫نگو کسی بهت چشم نداره.

379
00:22:46,656 --> 00:22:47,991
‫خب، هنوز که همه چی تموم نشده.

380
00:22:48,909 --> 00:22:50,744
‫تموم نشده ولی کور نیستی، نه؟

381
00:22:53,997 --> 00:22:55,040
‫خب...

382
00:22:57,876 --> 00:22:58,877
‫شاید یه نفر باشه.

383
00:22:58,960 --> 00:23:00,587
‫بهتون گفتم! نوشیدنی فوری.

384
00:23:02,005 --> 00:23:03,256
‫وای.

385
00:23:03,340 --> 00:23:05,133
‫فکر نمی‌کردم بیای.

386
00:23:05,258 --> 00:23:06,676
‫خب، منم همینطور.

387
00:23:08,345 --> 00:23:09,671
‫یه مرد خوش‌قول.

388
00:23:09,721 --> 00:23:11,098
‫بشمارمش؟

389
00:23:11,973 --> 00:23:14,059
‫- برو به جهنم.
‫- بیا تو.

390
00:23:18,772 --> 00:23:20,857
‫- بیا، دنبالم بیا.
‫- ممنون.

391
00:23:23,985 --> 00:23:26,446
‫یه کادو هم برات می‌فرستم.

392
00:23:35,622 --> 00:23:36,873
‫سانتانا.

393
00:23:38,417 --> 00:23:40,669
‫این لعنتی اینجا چیکار می‌کنه؟

394
00:23:43,338 --> 00:23:45,257
‫این‌ها رو به جای حرف‌زدن می‌ذارم.

395
00:23:52,848 --> 00:23:54,057
‫یه صندلی بیار.

396
00:23:55,517 --> 00:23:56,560
‫پنج کارت.

397
00:23:56,643 --> 00:23:58,979
‫ببین، می‌تونی این یکی رو داشته باشی. همین.

398
00:24:01,148 --> 00:24:03,275
‫سلام عزیزم، اوضاع چطوره؟

399
00:24:03,316 --> 00:24:04,901
‫خوش می‌گذره؟

400
00:24:04,943 --> 00:24:06,695
‫خیلی خوب می‌گذره.

401
00:24:06,820 --> 00:24:09,364
‫و داشتم فکر می‌کردم یه کم بیشتر بمونم.

402
00:24:10,198 --> 00:24:12,159
‫- اشکالی نداره؟
‫- معلومه.

403
00:24:12,242 --> 00:24:13,827
‫بچه‌ها خوابیدن.

404
00:24:13,910 --> 00:24:16,413
‫منم دارم کتابم رو می‌خونم.

405
00:24:17,205 --> 00:24:18,832
‫به ازمرالدا سلام برسون.

406
00:24:19,374 --> 00:24:20,500
‫چشم مادر، ممنون.

407
00:24:23,170 --> 00:24:24,171
‫خیلی ممنون.

408
00:24:29,009 --> 00:24:30,677
‫نظرتون درباره‌ی ماریای جدید چیه؟

409
00:24:31,261 --> 00:24:32,721
‫مستقل شده، نه؟

410
00:24:32,804 --> 00:24:34,806
‫- آره، نه؟
‫- گم شده.

411
00:24:35,390 --> 00:24:38,977
‫من... آره، از اینکه آلخاندرو
‫بهش بی‌مهری کرد، تعجب نکردم.

412
00:24:39,060 --> 00:24:42,105
‫با این حال، تو بهش می‌گی
‫بره با یه پلیس آشنا بشه.

413
00:24:43,148 --> 00:24:44,858
‫نمی‌دونم. بیایین مواظب باشیم، دخترها.

414
00:24:44,941 --> 00:24:47,777
‫باید مواظب شوهرهامون باشیم،
‫چون اون دیگه پلیس شده

415
00:24:47,861 --> 00:24:50,280
‫و هیچوقت نمی‌دونی کی رو هدف می‌گیره.

416
00:24:50,363 --> 00:24:51,656
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

417
00:25:00,040 --> 00:25:01,291
‫خب، چی گفت؟

418
00:25:02,125 --> 00:25:04,503
‫آره. خب، الکس، اون...

419
00:25:05,545 --> 00:25:07,631
‫حالش خوب نیست. مریضه.

420
00:25:07,714 --> 00:25:09,883
‫یه ویروس، احتمالاً. مثل رابی.

421
00:25:09,966 --> 00:25:12,636
‫وظیفه‌ی مادری تمومی نداره.
‫نه، خواهش می‌کنم.

422
00:25:12,719 --> 00:25:14,095
‫نگران نباش.

423
00:25:16,598 --> 00:25:17,724
‫خداحافظ، عزیزم.

424
00:25:27,275 --> 00:25:28,568
‫چیزی جا گذاشتی؟

425
00:25:32,030 --> 00:25:33,448
‫اومدم اینجا

426
00:25:34,032 --> 00:25:35,825
‫دنبال دوست‌هام.

427
00:25:38,453 --> 00:25:40,747
‫چون سردرگمم،

428
00:25:41,331 --> 00:25:43,375
‫و نمی‌دونم با زندگیم چیکار کنم.

429
00:25:43,458 --> 00:25:44,584
‫چون...

430
00:25:47,295 --> 00:25:48,588
‫چون می‌ترسم.

431
00:25:54,469 --> 00:25:56,513
‫لازم نیست شوهرهاتون رو قایم کنید.

432
00:25:57,180 --> 00:25:58,431
‫محض رضای خدا.

433
00:25:59,182 --> 00:26:03,270
‫من آدم خوبی‌ام و هیچوقت
‫به کسی از پشت خنجر نمی‌زنم.

434
00:26:08,191 --> 00:26:09,192
‫هیچوقت.

435
00:26:11,027 --> 00:26:12,028
‫شب بخیر.

436
00:26:14,322 --> 00:26:15,907
‫دلم می‌خواد برم تو یه سوراخ قایم شم.

437
00:26:17,742 --> 00:26:20,370
‫- سه‌تا ده.
‫- هیچی.

438
00:26:23,373 --> 00:26:24,541
‫بفرمایید خانم‌ها.

439
00:26:25,000 --> 00:26:27,252
‫ممنون که بازی کردید.

440
00:26:29,129 --> 00:26:30,338
‫می‌دونی،

441
00:26:30,463 --> 00:26:33,008
‫وقتی وارد نیروی پلیس شدم،
‫همه درباره‌ی تو حرف می‌زدن.

442
00:26:34,009 --> 00:26:36,011
‫«بهترین کارآگاه شهر.»

443
00:26:37,804 --> 00:26:39,097
‫همین رو می‌گفتن.

444
00:26:40,098 --> 00:26:42,434
‫تا اینکه دماغ رئیس رو شکوند.

445
00:26:43,143 --> 00:26:44,311
‫چرا این کار رو کردی؟

446
00:26:46,563 --> 00:26:47,564
‫مهم نیست.

447
00:26:49,566 --> 00:26:50,817
‫دوباره انجامش می‌دی؟

448
00:26:55,238 --> 00:26:56,656
‫یه میلیون بار.

449
00:26:59,200 --> 00:27:01,369
‫حالا که حرف از تکرار کارها شد.

450
00:27:04,623 --> 00:27:07,667
‫چطوره بذاری تیم من
‫توی تحقیقاتت کمک کنه؟

451
00:27:08,543 --> 00:27:09,836
‫ای بابا، روماندیا.

452
00:27:10,378 --> 00:27:11,755
‫خودت می‌دونی دفعه‌ی قبل چی شد.

453
00:27:11,838 --> 00:27:12,922
‫آندرسر رو گرفتی.

454
00:27:13,006 --> 00:27:15,050
‫من مشکلی ندارم.

455
00:27:15,133 --> 00:27:16,426
‫مخصوصاً کروز.

456
00:27:16,509 --> 00:27:18,303
‫دیدی چطور تخته‌هاش رو مرتب می‌کنه؟

457
00:27:18,428 --> 00:27:20,597
‫به جهنم که چطور تخته مرتب می‌کنه.

458
00:27:20,680 --> 00:27:22,265
‫من از یه زن دستور نمی‌گیرم.

459
00:27:22,349 --> 00:27:23,350
‫این چطوره؟

460
00:27:24,267 --> 00:27:26,102
‫اگه دست بعدی رو ببرم،

461
00:27:26,269 --> 00:27:27,604
‫یه ماه امتحانش می‌کنی.

462
00:27:28,813 --> 00:27:31,608
‫اگه ببازم، پولم پیشت می‌مونه
‫و دیگه اذیتت نمی‌کنم.

463
00:27:31,691 --> 00:27:33,068
‫دیوانه‌ای اگه فکر کنی جراردو...

464
00:27:33,151 --> 00:27:34,235
‫یه هفته.

465
00:27:35,528 --> 00:27:37,030
‫- قبوله.
‫- تونی، پخش کن.

466
00:27:52,337 --> 00:27:53,338
‫یک.

467
00:27:56,424 --> 00:27:57,509
‫یکی دیگه.

468
00:28:00,220 --> 00:28:03,223
‫- بله؟
‫- دو جفت.

469
00:28:04,015 --> 00:28:05,225
‫جراردو.

470
00:28:05,475 --> 00:28:07,927
‫باید همین الان بریم.

471
00:28:07,977 --> 00:28:08,978
‫الان؟

472
00:28:09,020 --> 00:28:10,605
‫- آره.
‫- کجا می‌رین؟

473
00:28:16,277 --> 00:28:18,196
‫لعنت به این وضعیت.

474
00:28:18,279 --> 00:28:19,280
‫اوه، خب.

475
00:28:19,364 --> 00:28:21,199
‫فکر کنم امشب شانس نداشتی.

476
00:28:22,867 --> 00:28:23,952
‫لوزانو!

477
00:28:24,619 --> 00:28:25,620
‫بیا بریم!

478
00:28:35,171 --> 00:28:36,589
‫آماده‌ای؟

479
00:28:39,843 --> 00:28:41,219
‫نه زیاد.

480
00:28:42,762 --> 00:28:44,055
‫ولی چاره‌ای ندارم.

481
00:28:55,859 --> 00:28:56,860
‫بیا.

482
00:29:01,281 --> 00:29:02,824
‫چی شد؟

483
00:29:11,166 --> 00:29:12,500
‫دختره.

484
00:29:17,756 --> 00:29:19,299
‫خیلی خوشحالم.

485
00:29:20,759 --> 00:29:22,385
‫خیلی خوشگله.

486
00:29:22,469 --> 00:29:24,095
‫وایولتا چطوره؟

487
00:29:24,179 --> 00:29:26,473
‫حالش خوبه. یه کم خسته‌ست.

488
00:29:26,556 --> 00:29:28,099
‫سلام.

489
00:29:28,183 --> 00:29:29,225
‫ولی حالش خوبه.

490
00:29:29,267 --> 00:29:30,643
‫تو الان عمه شدی.

491
00:29:38,276 --> 00:29:40,153
‫- ببین، همونه.
‫- اون؟ اوه!

492
00:29:52,165 --> 00:29:53,541
‫بابت پتو ببخشید.

493
00:29:53,583 --> 00:29:55,877
‫صورتی‌ها رو بردن خشک‌شویی.

494
00:29:55,960 --> 00:29:59,547
‫- آبی عالیه. اوه، عزیزم.
‫- آره.

495
00:30:01,966 --> 00:30:03,885
‫چشم‌هاش کاملاً بازه.

496
00:30:05,136 --> 00:30:06,513
‫می‌رم یه قهوه بیارم.

497
00:30:07,555 --> 00:30:10,892
‫معمولاً بیشتر طول می‌کشه
‫تا باز بشن، ولی نگاهش کن.

498
00:30:12,519 --> 00:30:14,312
‫من رو یاد تو می‌ندازه.

499
00:30:14,395 --> 00:30:16,773
‫باورم نمی‌شه جراردو بابا شده.

500
00:30:18,191 --> 00:30:20,109
‫برادرت تازه می‌خواد

501
00:30:20,401 --> 00:30:23,112
‫مهم‌ترین درس زندگی رو یاد بگیره.

502
00:30:26,324 --> 00:30:27,325
‫چه درسی؟

503
00:30:28,660 --> 00:30:30,703
‫هیچی از خانواده

504
00:30:31,329 --> 00:30:32,664
‫مهم‌تر نیست.

505
00:30:43,550 --> 00:30:46,594
‫دیشب، جسد لوسیو لیما،

506
00:30:46,636 --> 00:30:48,805
‫دانشجوی ۲۲ ساله،

507
00:30:48,930 --> 00:30:51,391
‫مثله و خفه شده

508
00:30:51,474 --> 00:30:54,435
‫تو آپارتمانش در کلونیا خوارس پیدا شد.

509
00:30:54,519 --> 00:30:56,563
‫رئیس پلیس، امیلیو اسکوبدو،

510
00:30:56,646 --> 00:30:58,231
‫هنوز بیانیه‌ای نداده.

511
00:30:58,273 --> 00:31:01,025
‫در همین حال، همسایه‌ها احساس
‫ناامنی می‌کنن که داره آروم آروم...

512
00:31:01,109 --> 00:31:03,236
‫زابلودوفسکیِ آشغال.

513
00:31:03,319 --> 00:31:06,322
‫به در خونه‌هاشون نزدیک می‌شه.

514
00:31:06,406 --> 00:31:07,657
‫پس از شما می‌پرسم،

515
00:31:07,740 --> 00:31:10,159
‫آیا اوضاع به حالت عادی برمی‌گرده؟

516
00:31:11,160 --> 00:31:13,288
‫به روزهایی که

517
00:31:13,329 --> 00:31:16,416
‫خشونت یک مشکل روزمره در شهر ما نبود؟

518
00:31:17,083 --> 00:31:18,918
‫همه دوست داریم برگردیم، نه؟

519
00:31:19,836 --> 00:31:24,007
‫شاید رئیس اسکوبدو دوباره بتونه
‫با گویو کادناس ارتباط برقرار کنه.

520
00:31:24,257 --> 00:31:26,301
‫چون به لطف اون بود که

521
00:31:26,384 --> 00:31:29,262
‫پلیس تونست تلالپان آندرسر رو بگیره،

522
00:31:29,387 --> 00:31:32,223
‫اتفاقی که باعث شد

523
00:31:32,265 --> 00:31:35,184
‫بعد از ۳۴ سال زندان آزاد بشه.

524
00:31:38,229 --> 00:31:40,440
‫- بی‌خیال.
‫- پس هم‌نظریم؟

525
00:31:40,523 --> 00:31:42,358
‫- درباره‌ی چی؟
‫- اینکه تقصیر تو بود.

526
00:31:42,442 --> 00:31:44,611
‫به خاطر خطایی که باعث شد
‫بازی رو ببازیم، اخراج شد.

527
00:31:44,694 --> 00:31:46,029
‫- چه خطایی؟
‫- بی‌خیال!

528
00:31:46,112 --> 00:31:48,156
‫- بی‌خیال!
‫- یعنی چی. نه، منظورم...

529
00:31:48,239 --> 00:31:49,866
‫یعنی یه برخورد محکم بود، ولی خطا نبود.

530
00:31:49,949 --> 00:31:51,743
‫- خطا بود و حساب شد.
‫- تو چی؟

531
00:31:51,826 --> 00:31:53,620
‫چطور یادته؟ تو چند سالت بود، ده سال؟

532
00:31:53,661 --> 00:31:55,705
‫نزدیک بود مچ پای مهاجم رو بشکونی.

533
00:31:55,788 --> 00:31:57,665
‫چه مچ پایی؟ همش چرند می‌گی.

534
00:31:57,749 --> 00:31:59,542
‫اونقدرها هم آسیب ندید.

535
00:31:59,626 --> 00:32:01,252
‫کسی که واقعاً آسیب دید،

536
00:32:01,336 --> 00:32:02,754
‫داور لعنتی بود.

537
00:32:02,879 --> 00:32:04,505
‫- نه!
‫- اوه، خدا، داور.

538
00:32:04,589 --> 00:32:06,007
‫چرا؟ داور چی شد؟

539
00:32:06,090 --> 00:32:09,469
‫بابا تو جایگاه بود
‫و وقتی داور بهم کارت قرمز داد،

540
00:32:09,552 --> 00:32:11,512
‫می‌دونی که دیوونه شد و دوید بیرون...

541
00:32:11,596 --> 00:32:14,015
‫مثل یه شیر وحشی، سریع پرید.

542
00:32:14,098 --> 00:32:15,725
‫موی داور رو گرفت

543
00:32:15,808 --> 00:32:19,771
‫و جلوی همه شروع کرد به کتک زدنش.

544
00:32:19,854 --> 00:32:23,024
‫همینطوری می‌گفت،
‫«این خطاست؟ این خطاست؟»

545
00:32:23,107 --> 00:32:24,400
‫بارها و بارها.

546
00:32:24,484 --> 00:32:26,945
‫- بارها و بارها.
‫- چرا جلوش رو نگرفتی؟

547
00:32:29,280 --> 00:32:30,490
‫خب، باباست.

548
00:32:30,573 --> 00:32:32,450
‫نه، چهار نفر لازم بود
‫تا جلوش رو بگیرن.

549
00:32:32,533 --> 00:32:34,827
‫قسم می‌خورم، جون اون مرد رو نجات دادن.

550
00:32:50,051 --> 00:32:53,596
‫پسر جوانی که اخیراً به قتل رسید،
‫لوسیو لیما...

551
00:32:53,680 --> 00:32:56,849
‫- مامان!
‫- در کافه زیرزمینی ال اوچو کار می‌کرد...

552
00:32:56,933 --> 00:32:59,185
‫- مامان!
‫- واقع در بخش نامتعارف...

553
00:32:59,268 --> 00:33:00,269
‫- مامان!
‫- شهر.

554
00:33:01,688 --> 00:33:02,772
‫بابا اومد.

555
00:33:04,107 --> 00:33:05,108
‫باشه.

556
00:33:05,191 --> 00:33:08,069
‫جوری درباره‌ی من حرف می‌زدن
‫انگار... من یه تیکه آشغالم.

557
00:33:08,152 --> 00:33:09,654
‫اونا فقط حسودن.

558
00:33:10,446 --> 00:33:11,864
‫به چی حسودن؟

559
00:33:11,906 --> 00:33:14,409
‫جرأت کاری که تو کردی رو نداشتن.

560
00:33:14,909 --> 00:33:18,037
‫تو همیشه از همه‌شون شجاع‌تر بودی.

561
00:33:18,121 --> 00:33:19,539
‫و البته، خیلی ازشون زیباتری

562
00:33:19,580 --> 00:33:21,791
‫و همین اونا رو دیوونه می‌کرد.

563
00:33:22,208 --> 00:33:23,501
‫مخصوصاً ازمرالدا.

564
00:33:23,584 --> 00:33:25,795
‫- جدی می‌گم، آلخاندرو.
‫- منم همینطور.

565
00:33:26,587 --> 00:33:29,549
‫بهت کمک کردن بفهمی که مثل اونا نیستی.

566
00:33:30,383 --> 00:33:32,552
‫و اینکه بفهمی چه جور آدمی نیستی،

567
00:33:32,593 --> 00:33:34,262
‫خودش یه جور پیشرفته.

568
00:33:34,345 --> 00:33:37,473
‫حالا می‌دونی یه شایعه‌پرداز درجه‌‌سه نیستی.

569
00:33:38,683 --> 00:33:39,851
‫سلام بابا!

570
00:33:40,852 --> 00:33:43,021
‫سلام! بریم. آماده‌اید؟

571
00:33:43,938 --> 00:33:45,398
‫روز خوبی داشته باشید.

572
00:33:49,527 --> 00:33:52,697
‫چرا نمی‌تونیم یه غذای معمولی سرو کنیم؟

573
00:33:53,865 --> 00:33:57,493
‫بهت هشدار می‌دم، قبل از مراسم
‫می‌رم خونه غذا می‌خورم.

574
00:33:59,746 --> 00:34:01,664
‫صبر کن. باید قطع کنم.

575
00:34:04,542 --> 00:34:06,044
‫چی می‌خواید؟ سرم شلوغه.

576
00:34:06,127 --> 00:34:09,380
‫می‌دونیم کارآگاه، ولی چیزی داریم
‫که ممکنه براتون جالب باشه.

577
00:34:09,464 --> 00:34:10,882
‫واقعاً؟ شک دارم.

578
00:34:10,965 --> 00:34:14,635
‫- یکی به خط اطلاع‌رسانی زنگ زد.
‫- اوهوم. یه نفر به اسم مایک.

579
00:34:14,719 --> 00:34:17,138
‫صاحب کافه‌ای‌ به اسم ال اوچو هست.

580
00:34:17,722 --> 00:34:20,725
‫ظاهراً باهاش حرف زدی
‫و بذار بهت بگم کارآگاه،

581
00:34:20,808 --> 00:34:23,519
‫که تأثیر زیادی روش گذاشتی.

582
00:34:25,146 --> 00:34:27,982
‫- جدی؟
‫- کاملاً.

583
00:34:28,066 --> 00:34:29,484
‫یادش اومد که

584
00:34:29,567 --> 00:34:31,652
‫لوسیو لیما یه نفر

585
00:34:31,694 --> 00:34:34,363
‫به اسم مائوریسیو روبیروسا رو می‌شناخته.

586
00:34:34,447 --> 00:34:35,573
‫همه‌چیز اینجاست.

587
00:34:35,656 --> 00:34:37,450
‫نمی‌خواستیم وقتتون رو تلف کنیم،

588
00:34:37,533 --> 00:34:39,535
‫پس بررسی کردیم که آقای روبیروسا

589
00:34:39,577 --> 00:34:41,162
‫سابقه‌ی کیفری داره یا نه.

590
00:34:41,287 --> 00:34:42,705
‫معلوم شد که داره.

591
00:34:43,372 --> 00:34:46,209
‫سه بار به خاطر رفتار
‫خشونت‌آمیز دستگیر شده.

592
00:34:46,334 --> 00:34:47,452
‫علاوه بر این،

593
00:34:47,502 --> 00:34:49,629
‫شب قتل تو ال اوچو بوده.

594
00:34:51,589 --> 00:34:53,925
‫خب، از اینکه زنگ زده تعجب نکردم، ها؟

595
00:34:54,634 --> 00:34:57,136
‫دقیق می‌دونم چقدر فشار بیارم.

596
00:34:57,178 --> 00:34:58,429
‫این کلید کاره.

597
00:34:59,055 --> 00:35:00,681
‫اینکه بدونی کِی...

598
00:35:01,557 --> 00:35:03,059
‫می‌دونید؟ کشیدن افسار.

599
00:35:03,142 --> 00:35:05,061
‫- وای. احسنت.
‫- عالیه.

600
00:35:05,144 --> 00:35:06,604
‫- خیلی عالیه.
‫- آره.

601
00:35:07,188 --> 00:35:08,356
‫خیلی خب.

602
00:35:08,439 --> 00:35:10,441
‫خب، اگه اجازه بدید ما بریم.

603
00:35:12,819 --> 00:35:15,780
‫گابینا، حالا می‌تونیم بریم
‫مراسم خاکسپاری لوسیو لیما.

604
00:35:15,863 --> 00:35:17,281
‫ببینیم دیگه چی می‌تونیم پیدا کنیم.

605
00:35:17,365 --> 00:35:19,117
‫دیوونه شدی؟

606
00:35:19,200 --> 00:35:20,910
‫ما کارمون رو کردیم.

607
00:35:20,993 --> 00:35:22,578
‫بذار اونا بهش برسن.

608
00:35:22,662 --> 00:35:24,122
‫ما یه توافقی کردیم.

609
00:35:24,413 --> 00:35:26,332
‫چرا انقدر فضا رو خراب می‌کنی، گابینا؟

610
00:35:26,415 --> 00:35:27,416
‫بیا دیگه.

611
00:35:27,458 --> 00:35:28,493
‫وال،

612
00:35:28,543 --> 00:35:30,086
‫دیگه بس کن.

613
00:35:31,129 --> 00:35:32,463
‫وگرنه به ماریا می‌گم.

614
00:35:34,632 --> 00:35:35,800
‫باشه. فهمیدم.

615
00:35:37,426 --> 00:35:39,720
‫[آدرس: مکزیکو سیتی، خیابان پاسئو دل اولیو،
‫پلاک ۳۸۲ - کدپستی ۷۴۷۲۸]

616
00:35:41,848 --> 00:35:43,599
‫پلیس! در رو باز کن.

617
00:35:44,892 --> 00:35:45,935
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

618
00:35:46,060 --> 00:35:47,937
‫آقای مائوریسیو روبیروسا اینجان؟

619
00:35:49,814 --> 00:35:51,232
‫آقا، با شما کار دارن.

620
00:35:53,317 --> 00:35:55,153
‫ممنون، دامینگا. خودم رسیدگی می‌کنم.

621
00:35:57,405 --> 00:35:58,614
‫بله، می‌تونم کمکتون کنم؟

622
00:35:58,656 --> 00:36:00,741
‫من کارآگاه جراردو هررا هستم،

623
00:36:00,908 --> 00:36:02,702
‫ایشون کارآگاه پلوتارکو لوزانو هستن.

624
00:36:03,244 --> 00:36:04,328
‫خوشبختم.

625
00:36:12,837 --> 00:36:15,006
‫- دستت چی شده؟
‫- هیچی.

626
00:36:15,381 --> 00:36:17,925
‫آقای روبیروسا، دو شب پیش کجا بودید؟

627
00:36:19,302 --> 00:36:21,470
‫دو شب پیش، اینجا خونه بودم. چرا؟

628
00:36:22,305 --> 00:36:24,682
‫اتفاقاً تو کافه‌ای به اسم ال اوچو نبودید؟

629
00:36:27,143 --> 00:36:29,270
‫ال اوچو؟ هیچ ایده‌ای ندارم چیه.

630
00:36:30,271 --> 00:36:31,689
‫سلام. همه‌چیز مرتبه؟

631
00:36:31,772 --> 00:36:33,858
‫آره. عزیزم، برو تو منتظرم باش.

632
00:36:33,941 --> 00:36:36,444
‫این افسرها آدرس رو اشتباه اومدن
‫و دارن می‌رن.

633
00:36:36,944 --> 00:36:39,989
‫- چی شده؟
‫- ای بابا، گریسلدا! لطفاً برو تو.

634
00:36:40,072 --> 00:36:41,866
‫برو ببین بچه‌هات به چی احتیاج دارن.

635
00:36:42,366 --> 00:36:44,493
‫بذار کمکت کنم که یادت بیاد.

636
00:36:45,203 --> 00:36:48,623
‫ال اوچو همون کافه ‌ایه که
‫سوسول‌ها رفت‌و آمد می‌کنن.

637
00:36:56,964 --> 00:36:58,799
‫گوش کنین آقایون.
‫فکر کنم یه سوءتفاهمی شده.

638
00:36:58,883 --> 00:37:01,219
‫- خونواده‌م اینجاست...
‫- خیلی‌خب، آقای روبیروسا.

639
00:37:01,844 --> 00:37:03,596
‫بریم تو کلانتری حرف بزنیم.

640
00:37:04,222 --> 00:37:06,007
‫من هیچ جایی با شما نمیام،

641
00:37:06,057 --> 00:37:07,350
‫پس لطفاً برید...

642
00:37:08,017 --> 00:37:09,769
‫صبر کن. صبر کن!

643
00:37:11,312 --> 00:37:12,897
‫این یه سوءتفاهمه.

644
00:37:13,731 --> 00:37:14,857
‫آقای روبیروسا،

645
00:37:14,941 --> 00:37:16,943
‫تنها سوءتفاهم اینه که فکر کردی

646
00:37:17,026 --> 00:37:18,986
‫داریم ازت درخواست می‌کنیم بیای.

647
00:37:20,154 --> 00:37:21,364
‫بیا ببریمش.

648
00:37:22,031 --> 00:37:24,659
‫همین الان قاتل رو دستگیر کردن.

649
00:37:25,243 --> 00:37:26,744
‫مائوریسیو روبیروسا.

650
00:37:27,870 --> 00:37:30,164
‫رفتن خونه‌ش و دستگیرش کردن.

651
00:37:30,498 --> 00:37:32,917
‫فکر کنم هیچوقت نمی‌تونی
‫یه نفر رو واقعاً بشناسی.

652
00:37:34,043 --> 00:37:35,461
‫خب، با خودم فکر کردم که

653
00:37:35,544 --> 00:37:37,004
‫دوست داشته باشین بدونین.

654
00:37:37,046 --> 00:37:38,130
‫ممنون.

655
00:37:39,966 --> 00:37:41,175
‫خوبه، نه؟

656
00:37:41,259 --> 00:37:42,385
‫- آره.
‫- عالیه.

657
00:37:42,468 --> 00:37:45,304
‫دیدی که جراردو چطور
‫همه‌چی رو تحت کنترل داشت؟

658
00:37:45,388 --> 00:37:46,639
‫همینطور به نظر میاد.

659
00:37:48,182 --> 00:37:49,934
‫برای دستگیریش به ما احتیاج نداشتن.

660
00:37:50,893 --> 00:37:52,478
‫به نظرت چطور پرونده رو حل کردن؟

661
00:37:52,561 --> 00:37:54,438
‫وال. بس کن.

662
00:37:54,522 --> 00:37:55,731
‫چی رو بس کنه؟

663
00:37:55,815 --> 00:37:58,651
‫«به ماریا نگو چقدر اشتباه می‌کنه».
‫همین رو می‌خواست بگه.

664
00:37:59,360 --> 00:38:03,239
‫برای روشن شدن موضوع، تنها کاری که
‫لوزانو کرد این بود که یه شاهد رو تهدید کرد.

665
00:38:03,906 --> 00:38:07,076
‫همون شاهدی که با ما حرف زد
‫و اسم طرف رو بهمون داد.

666
00:38:13,207 --> 00:38:14,959
‫پشت سرم تحقیق کردین؟

667
00:38:15,042 --> 00:38:16,043
‫نه.

668
00:38:16,627 --> 00:38:19,213
‫ما یه سرنخ به دست آوردیم
‫که به‌ خاطر همون تحقیق، پیدا شد.

669
00:38:19,297 --> 00:38:20,715
‫همه‌چیز درباره‌ی تو نیست.

670
00:38:20,798 --> 00:38:22,883
‫فکر کردی من نمی‌خوام تحقیق کنم؟

671
00:38:23,426 --> 00:38:25,428
‫از وقتی تو بچه بودی همین رو می‌خواستم.

672
00:38:26,762 --> 00:38:27,763
‫رویای منه، وال.

673
00:38:27,847 --> 00:38:30,099
‫اینکه بهشون ثابت کنیم
‫ما بیشتر از یه منشی هستیم، چی شد؟

674
00:38:30,182 --> 00:38:31,600
‫احتیاجی نیست به کسی چیزی ثابت کنیم.

675
00:38:32,226 --> 00:38:33,394
‫ما آندرسر رو گرفتیم.

676
00:38:33,477 --> 00:38:34,937
‫نه، شماها گرفتیدش!

677
00:38:35,021 --> 00:38:37,023
‫من با دست و پای بسته،
‫تو یه تانکر آب بودم.

678
00:38:41,986 --> 00:38:42,987
‫وال.

679
00:38:47,700 --> 00:38:48,743
‫ولش کن.

680
00:38:50,411 --> 00:38:51,412
‫وال.

681
00:38:52,330 --> 00:38:53,331
‫من می‌رم.

682
00:39:07,303 --> 00:39:08,637
‫چی شده؟ خوبی؟

683
00:39:08,721 --> 00:39:09,972
‫خوبم.

684
00:39:10,014 --> 00:39:11,432
‫یه دقیقه بهم وقت بده، گابینا.

685
00:39:11,474 --> 00:39:12,892
‫یه دقیقه، خواهش می‌کنم.

686
00:39:24,487 --> 00:39:27,948
‫نه، خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

687
00:39:29,450 --> 00:39:30,743
‫به من نگاه کن.

688
00:39:32,203 --> 00:39:33,287
‫به من نگاه کن!

689
00:39:34,580 --> 00:39:35,664
‫نفس بکش.

690
00:39:37,208 --> 00:39:38,667
‫با من نفس بکش. دم.

691
00:39:40,044 --> 00:39:41,170
‫بازدم.

692
00:39:41,754 --> 00:39:42,838
‫آروم باش.

693
00:39:44,090 --> 00:39:45,299
‫دم.

694
00:39:48,302 --> 00:39:49,595
‫همینه.

695
00:39:50,554 --> 00:39:52,515
‫بازدم. درسته.

696
00:39:53,557 --> 00:39:54,892
‫بهش نگو.

697
00:39:55,059 --> 00:39:57,561
‫به ماریا نگو. خواهش می‌کنم.

698
00:39:58,354 --> 00:40:00,189
‫خواهش می‌کنم. حالم خوبه.

699
00:40:00,272 --> 00:40:02,149
‫باشه؟ خوبم.

700
00:40:07,571 --> 00:40:10,282
‫- قهوه نیست. چای آوردم.
‫- ممنون.

701
00:40:12,576 --> 00:40:14,954
‫چای سنبل‌الطیب، استرس رو کم می‌کنه.

702
00:40:17,623 --> 00:40:19,750
‫- یه چیزی تو این پرونده درست نیست...
‫- نه!

703
00:40:20,292 --> 00:40:21,544
‫خواهش می‌کنم، آنجلس!

704
00:40:24,130 --> 00:40:26,715
‫نمی‌خوام تو هم قوانین رو نادیده بگیری.

705
00:40:30,886 --> 00:40:31,887
‫ببخشید.

706
00:40:39,395 --> 00:40:41,647
‫پسر من هشت سالش بود.

707
00:40:44,066 --> 00:40:45,526
‫و دکترها...

708
00:40:47,111 --> 00:40:49,488
‫تا حالا کسی رو ندیده بودن که

709
00:40:50,072 --> 00:40:51,240
‫اینطوری بجنگه.

710
00:40:52,450 --> 00:40:55,494
‫باید بریم مراسم خاکسپاری لوسیو لیما،
‫تحقیق کنیم.

711
00:40:55,619 --> 00:40:56,829
‫خب، نه.

712
00:40:57,079 --> 00:40:58,456
‫ما یه توافقی کردیم.

713
00:40:59,623 --> 00:41:01,500
‫تو کمک بگیری و من به ماریا نمی‌گم

714
00:41:01,584 --> 00:41:03,335
‫تو دستشویی چی شد.

715
00:41:04,170 --> 00:41:05,713
‫پس، حالا خوب گوش کن.

716
00:41:07,089 --> 00:41:09,341
‫و بالاخره تونستم به قبرش سر بزنم.

717
00:41:18,601 --> 00:41:20,019
‫ممنون، هاسینتو.

718
00:41:21,020 --> 00:41:22,563
‫رنج تو خیلی چیزها به ما یاد می‌ده.

719
00:41:23,063 --> 00:41:25,232
‫برای رسیدن به نور،
‫باید از تاریکی عبور کنیم.

720
00:41:26,859 --> 00:41:28,194
‫والنتینا.

721
00:41:28,736 --> 00:41:30,529
‫چیزی هست که دوست
‫داشته باشی به اشتراک بذاری؟

722
00:41:30,779 --> 00:41:32,656
‫نه. ممنون.

723
00:41:32,823 --> 00:41:34,450
‫ما اینجام تا گوش کنیم.

724
00:41:36,869 --> 00:41:39,121
‫فکر می‌کنی به تاریکی احتیاج داریم؟

725
00:41:39,872 --> 00:41:40,873
‫بله.

726
00:41:42,416 --> 00:41:43,834
‫چون این مرد...

727
00:41:44,627 --> 00:41:46,462
‫بدترین درد دنیا رو

728
00:41:46,504 --> 00:41:47,963
‫تجربه کرده،

729
00:41:48,047 --> 00:41:49,965
‫و تنها چیزی که می‌تونی به اون

730
00:41:50,090 --> 00:41:51,634
‫و همه‌ی ما اینجا بگی،

731
00:41:51,675 --> 00:41:55,304
‫اینه که همه مصیبت‌هایی که می‌کشیم ضروریه.

732
00:41:57,473 --> 00:41:59,683
‫اتفاقی که برای تو افتاد هم ضروری بود.

733
00:42:00,643 --> 00:42:01,936
‫تو من رو نمی‌شناسی.

734
00:42:03,229 --> 00:42:04,396
‫بیا بریم، گابینا.

735
00:42:06,106 --> 00:42:08,108
‫من به تعهد خودم عمل کردم.

736
00:42:11,612 --> 00:42:13,113
‫دوست‌مون رو درک می‌کنم.

737
00:42:21,622 --> 00:42:22,873
‫سه سال پیش،

738
00:42:24,208 --> 00:42:27,461
‫دوم اکتبر ۱۹۶۸،

739
00:42:28,128 --> 00:42:30,965
‫پلیس، برادرم اولیسس رو به قتل رسوند.

740
00:42:33,259 --> 00:42:35,844
‫اولیسس تو میدان د لاس ترس کولتوراس،

741
00:42:35,928 --> 00:42:37,012
‫در تلاتلولکو به قتل رسید.

742
00:42:38,097 --> 00:42:40,224
‫خیلی اصرار داشت که به اعتراضات بره.

743
00:42:40,808 --> 00:42:43,727
‫واسه همین اون روز، دوربینم رو
‫برداشتم و تصمیم گرفتم باهاش برم.

744
00:42:44,395 --> 00:42:46,564
‫وقتی اولین هلیکوپتر، منور رو انداخت،

745
00:42:46,689 --> 00:42:47,773
‫برگشتم تا عکس بگیرم.

746
00:42:48,566 --> 00:42:49,942
‫و تیراندازی شروع شد.

747
00:42:50,526 --> 00:42:52,027
‫وقتی برگشتم، اون رفته بود.

748
00:42:55,072 --> 00:42:56,615
‫تو اون آشوب گمش کردم.

749
00:42:58,409 --> 00:42:59,702
‫گمش کردم.

750
00:43:01,412 --> 00:43:04,206
‫چند ساعت بعد،
‫با یه گلوله توی پشتش پیداش کردم،

751
00:43:04,999 --> 00:43:06,458
‫تو میدون اصلی مُرده بود.

752
00:43:08,627 --> 00:43:10,421
‫اون درد رو با خودم حمل کردم،

753
00:43:10,504 --> 00:43:12,631
‫همه‌ی اون کینه و نفرت رو،

754
00:43:13,424 --> 00:43:16,677
‫بدون اینکه بفهمم تنها کسی
‫که نابود می‌کنم، خودم هستم.

755
00:43:20,306 --> 00:43:22,266
‫به همین خاطر، این گروه رو راه انداختم.

756
00:43:23,225 --> 00:43:24,852
‫تا خودمون رو دوباره بسازیم.

757
00:43:26,061 --> 00:43:28,897
‫تا یاد بگیریم تو کشور چجوری زندگی کنیم.

758
00:43:31,900 --> 00:43:33,611
‫چون چطور ممکنه عدالت وجود داشته باشه،

759
00:43:34,236 --> 00:43:37,615
‫وقتی یه عده مجرم واقعی هستن؟

760
00:43:40,326 --> 00:43:41,535
‫آنجلس.

761
00:43:44,538 --> 00:43:46,248
‫چی می‌خواستی بهم بگی؟

762
00:43:46,457 --> 00:43:48,417
‫نمی‌خوام قوانین رو زیرپا بذارم.

763
00:43:48,751 --> 00:43:50,619
‫خب، فقط با حرف زدن که

764
00:43:50,669 --> 00:43:53,047
‫قانونی رو زیرپا نمی‌ذاریم.

765
00:43:57,551 --> 00:43:59,345
‫مائوریسیو روبیروسا رو دستگیر کردن.

766
00:43:59,428 --> 00:44:02,097
‫کارآگاه‌ها فکر می‌کنن
‫جنایت ناشی از هیجان بوده.

767
00:44:02,181 --> 00:44:05,309
‫ولی اینجور قتل‌ها معمولاً

768
00:44:05,392 --> 00:44:07,311
‫بی‌نظم و آشفته‌ان.

769
00:44:07,353 --> 00:44:10,022
‫قاتل معمولاً بعد از عمل، فرار می‌کنه.

770
00:44:10,105 --> 00:44:11,315
‫ولی تو این مورد،

771
00:44:11,357 --> 00:44:12,691
‫بعد از کشتنش،

772
00:44:13,275 --> 00:44:14,568
‫اون رو برداشته،

773
00:44:14,610 --> 00:44:15,903
‫به صندلی بسته و...

774
00:44:15,944 --> 00:44:18,614
‫- و دو تا انگشتش رو قطع کرده.
‫- با نقشه قبلی.

775
00:44:18,822 --> 00:44:20,366
‫چرا باید انگشت‌هاش رو ببره؟

776
00:44:21,033 --> 00:44:25,245
‫جنایت ناشی از هیجان معمولاً
‫میل به جمع‌آوری غنیمت ایجاد نمی‌کنه.

777
00:44:25,871 --> 00:44:29,667
‫جنایت ناشی از هیجان معمولاً
‫میل به فراموشی ایجاد می‌کنه.

778
00:44:34,838 --> 00:44:35,839
‫ممنون.

779
00:44:47,393 --> 00:44:49,061
‫باید با جراردو حرف بزنیم.

780
00:44:50,104 --> 00:44:51,105
‫چرا؟

781
00:44:51,855 --> 00:44:54,149
‫نمی‌دونم در نهایت چه جور ستوانی می‌شم،

782
00:44:54,733 --> 00:44:56,694
‫ولی می‌دونم چه جور ستوانی نمی‌خوام باشم.

783
00:44:56,860 --> 00:44:59,738
‫نمی‌خوام ببینم که قربانی‌ها
‫توسط پلیس قضاوت می‌شن.

784
00:44:59,905 --> 00:45:02,574
‫نمی‌خوام وقتی می‌تونم کمک کنم، کنار بایستم.

785
00:45:03,033 --> 00:45:05,577
‫می‌خوام اجازه‌ی تحقیقات رو بگیرم.

786
00:45:05,911 --> 00:45:08,956
‫- شاید الان وقتش نباشه.
‫- دقیقاً وقتشه.

787
00:45:09,039 --> 00:45:12,042
‫فکر می‌کنیم چیزی هست که می‌تونه
‫جهت این پرونده رو عوض کنه.

788
00:45:12,084 --> 00:45:14,461
‫ببین، جراردو دوست نداره
‫بی‌اجازه بریم تو دفترش.

789
00:45:14,503 --> 00:45:15,963
‫وقتی بشنوه چی می‌دونیم، خوشش میاد.

790
00:45:16,046 --> 00:45:17,214
‫جواب منفی می‌ده، باشه؟

791
00:45:17,297 --> 00:45:18,757
‫از کجا می‌دونی؟

792
00:45:19,341 --> 00:45:20,551
‫چون ازش پرسیدم.

793
00:45:21,093 --> 00:45:22,469
‫دیشب.

794
00:45:23,220 --> 00:45:24,221
‫چی؟

795
00:45:30,227 --> 00:45:32,604
‫یه جایگاه سر میز پوکر

796
00:45:32,688 --> 00:45:34,606
‫با بقیه کارآگاها به دست آوردم.

797
00:45:34,690 --> 00:45:36,734
‫مخصوصاً رفتم که ازش درخواست کنم.

798
00:45:36,817 --> 00:45:38,819
‫و گفت نه.

799
00:45:39,570 --> 00:45:40,729
‫فقط نه؟

800
00:45:40,779 --> 00:45:42,197
‫دلیلش رو بهت نگفت؟

801
00:45:42,322 --> 00:45:44,324
‫خب، نه. دلیل؟ نه.

802
00:45:44,783 --> 00:45:45,993
‫نه؟

803
00:45:46,660 --> 00:45:47,953
‫نه، چون

804
00:45:48,036 --> 00:45:49,830
‫از نظر فنی، اون دست رو باختم.

805
00:45:51,707 --> 00:45:53,417
‫داری می‌گی تصمیم درباره آینده‌ی ما

806
00:45:53,500 --> 00:45:55,127
‫دور یه میز پر از مرد که

807
00:45:55,210 --> 00:45:57,045
‫ورق بازی می‌کردن، گرفته شد؟

808
00:45:57,087 --> 00:45:59,548
‫بدون اینکه هیچ‌کدوممون حضور داشته باشیم؟

809
00:46:01,759 --> 00:46:02,760
‫متاسفم.

810
00:46:22,446 --> 00:46:24,907
‫کارآگاه، باید باهات حرف بزنم.

811
00:46:25,491 --> 00:46:27,534
‫افسر، برای وارد شدن به این دفتر،

812
00:46:27,576 --> 00:46:28,952
‫اول باید در بزنی.

813
00:46:29,620 --> 00:46:30,662
‫فهمیدم.

814
00:46:30,704 --> 00:46:31,955
‫در ضمن من ستوانم.

815
00:46:34,082 --> 00:46:35,125
‫ستوان.

816
00:46:35,250 --> 00:46:36,335
‫چی می‌خوای؟

817
00:46:36,418 --> 00:46:39,087
‫فهمیدم که دیشب یه بازی ورق برگزار شده.

818
00:46:39,171 --> 00:46:41,089
‫یه بازی پوکر، اگه اشتباه نکنم.

819
00:46:41,173 --> 00:46:42,549
‫و یه شرط بندی انجام شده.

820
00:46:43,842 --> 00:46:46,011
‫دلا توره، تو باید با روماندیا حرف بزنی،

821
00:46:46,094 --> 00:46:47,346
‫- نه با من.
‫- قبلاً حرف زدم،

822
00:46:47,429 --> 00:46:49,473
‫و حالا باید با تو حرف بزنم.

823
00:46:49,556 --> 00:46:50,599
‫اون به حساب نمیاد.

824
00:46:52,684 --> 00:46:54,061
‫شرط شرطه.

825
00:46:54,186 --> 00:46:56,897
‫وقتی طرف مقابل حضور نداره،
‫قبول نیست، کارآگاه.

826
00:46:59,650 --> 00:47:01,443
‫اوه، فهمیدم، آره، آره.

827
00:47:01,527 --> 00:47:03,153
‫روماندیا اومده پیش تو گریه کرده.

828
00:47:03,237 --> 00:47:06,240
‫ازت نمی‌خوام رویه‌ی کار رو عوض کنی.

829
00:47:06,448 --> 00:47:09,159
‫ازت می‌خوام بذاری خودم
‫تو اون شرط بندی شرکت کنم.

830
00:47:09,243 --> 00:47:10,861
‫اگه تو ببری، دیگه اذیتت نمی‌کنم.

831
00:47:10,911 --> 00:47:12,079
‫ولی اگه من ببرم،

832
00:47:12,788 --> 00:47:15,040
‫باید بذاری تو تحقیقات کمک کنیم.

833
00:47:18,877 --> 00:47:20,379
‫پوکر بلدی؟

834
00:47:21,338 --> 00:47:23,006
‫هیچ ایده‌ای ازش ندارم.

835
00:47:25,342 --> 00:47:26,552
‫ولی

836
00:47:26,635 --> 00:47:29,471
‫می‌دونم که خانواده‌ی هررا

837
00:47:29,513 --> 00:47:32,474
‫همیشه دعواهای خودشون رو
‫با شیر یا خط حل می‌کنن.

838
00:47:37,354 --> 00:47:38,772
‫دلا توره.

839
00:47:40,148 --> 00:47:41,316
‫از این کار مطمئنی؟

840
00:47:42,693 --> 00:47:44,736
‫به همون اندازه که به تیمم اعتماد دارم.

841
00:47:45,863 --> 00:47:47,614
‫و به کاری که می‌تونیم براتون انجام بدیم.

842
00:48:00,002 --> 00:48:01,086
‫شیر یا خط؟

843
00:48:01,962 --> 00:48:03,046
‫شیر.

844
00:48:23,692 --> 00:48:25,110
‫می‌خوام اول وقت، اینجا باشی.

845
00:48:28,780 --> 00:48:30,023
‫حتماً، کارآگاه.

846
00:48:30,073 --> 00:48:31,158
‫خیلی ممنون.

847
00:48:39,166 --> 00:48:40,584
‫[سردخانه‌ی لوپز]

848
00:49:08,445 --> 00:49:09,613
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

849
00:49:10,489 --> 00:49:12,991
‫اومدم به خانواده‌ی لوسیو لیما تسلیت بگم.

850
00:49:13,992 --> 00:49:15,786
‫کسی ازشون رو اینجا می‌بینی؟

851
00:49:18,997 --> 00:49:20,332
‫اون بی‌غیرت‌ها

852
00:49:20,624 --> 00:49:23,710
‫وقتی اومد تو شهر درس بخونه،
‫پشتش رو خالی کردن.

853
00:49:25,545 --> 00:49:26,755
‫متاسفم.

854
00:49:26,838 --> 00:49:28,340
‫نمی‌دونستم.

855
00:49:28,757 --> 00:49:30,550
‫همه‌مون یه مشکلی داریم.

856
00:50:09,214 --> 00:50:12,342
‫[گروه مارکسیستی نارسیسو]

857
00:50:46,460 --> 00:50:48,086
‫متاسفم، فرزندم. ندیدمت.

858
00:50:49,046 --> 00:50:50,213
‫کلیسا تعطیل شد.

859
00:50:53,967 --> 00:50:55,761
‫فردا صبح بیا.

860
00:51:01,558 --> 00:51:03,143
‫گفتم تعطیل کردیم.

861
00:51:51,525 --> 00:51:54,236
‫به نام پدر و پسر و روح‌القدس.

862
00:52:23,306 --> 00:52:28,270
‫«ترجمه از خشایار»

863
00:52:30,270 --> 00:52:40,270
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M