1
00:00:12,846 --> 00:00:14,723
‫[سال ۱۹۶۸]

2
00:00:15,515 --> 00:00:17,600
‫♪ برای رسیدن به بهشت ♪

3
00:00:18,226 --> 00:00:22,897
‫♪ برای رسیدن به بهشت ♪
‫♪ یه نردبان بلند احتیاج داری ♪

4
00:00:22,981 --> 00:00:25,483
‫بسه، انریکه. باید حواست جمع باشه.

5
00:00:25,567 --> 00:00:28,236
‫نه، نه، نه. شوخی نمی‌کنم.
‫اقتصاد فرانسه رو فلج کردن.

6
00:00:28,320 --> 00:00:30,864
‫و می‌دونی همه‌ش از کجا شروع شد؟
‫به لطف اعتراضات دانشجویی.

7
00:00:30,947 --> 00:00:32,198
‫مثل همین، لولا.

8
00:00:32,991 --> 00:00:34,034
‫چی شده؟ همه‌چی مرتبه؟

9
00:00:34,117 --> 00:00:35,702
‫- نه، هیچی خوب نیست.
‫- چرا؟

10
00:00:35,785 --> 00:00:38,580
‫سه گروه دیگه پیام دادن که اعتراض نمی‌کنن.

11
00:00:38,663 --> 00:00:39,873
‫چرا؟

12
00:00:39,956 --> 00:00:42,042
‫ترسوهای لعنتی. چرا؟

13
00:00:42,125 --> 00:00:43,752
‫فکر می‌کنن داریم سمت یه تله می‌ریم.

14
00:00:43,835 --> 00:00:46,504
‫فرقی نمی‌کنه تنها گروه تو خیابون باشیم، خب؟

15
00:00:46,588 --> 00:00:48,089
‫هیچکس نمی‌ترسه.

16
00:00:48,173 --> 00:00:50,467
‫- یونام نقش اصلی و محوری رو داره.
‫- آره!

17
00:00:50,550 --> 00:00:52,260
‫- اصلی و محوری.
‫- شاید تعدادشون زیاد باشه،

18
00:00:52,344 --> 00:00:53,637
‫ولی فکر کنم از ما می‌ترسن.

19
00:00:53,720 --> 00:00:55,096
‫کنترل‌شون دست ماست.

20
00:00:55,180 --> 00:00:56,932
‫ده روز دیگه المپیک شروع می‌شه

21
00:00:57,015 --> 00:00:58,350
‫و دیاز اورداز می‌دونه.

22
00:00:58,725 --> 00:01:00,101
‫اگه واقعاً یه تله باشه چی؟

23
00:01:02,979 --> 00:01:04,523
‫اگه واقعاً یه تله باشه چی؟

24
00:01:05,690 --> 00:01:07,400
‫به هیچ وجه، لوسیو!

25
00:01:07,484 --> 00:01:08,860
‫مطبوعات خارجی الان تو مکزیک هستن.

26
00:01:08,944 --> 00:01:10,362
‫دولت باید خیلی احمق باشه که

27
00:01:10,445 --> 00:01:11,905
‫وقتی کل دنیا نگاه می‌کنه، کاری بکنه.

28
00:01:11,988 --> 00:01:14,032
‫- راست می‌گه.
‫- ما المپیک نمی‌خوایم.

29
00:01:14,116 --> 00:01:15,909
‫انقلاب می‌خوایم.

30
00:01:15,992 --> 00:01:17,869
‫ما المپیک نمی‌خوایم.

31
00:01:17,953 --> 00:01:19,788
‫انقلاب می‌خوایم!

32
00:01:19,871 --> 00:01:21,998
‫ما المپیک نمی‌خوایم!

33
00:01:22,082 --> 00:01:23,500
‫انقلاب می‌خوایم!

34
00:01:23,583 --> 00:01:25,419
‫دوستان من. همینه!

35
00:01:31,133 --> 00:01:32,551
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

36
00:01:32,592 --> 00:01:33,718
‫فقط یه عکس.

37
00:01:34,428 --> 00:01:35,429
‫لوسیو.

38
00:01:35,554 --> 00:01:37,422
‫ما به یه عکس لعنتی احتیاج نداریم.

39
00:01:37,472 --> 00:01:39,099
‫- آره، چرا عکس بگیریم؟
‫- آره.

40
00:01:40,976 --> 00:01:42,060
‫احتیاج داریم.

41
00:01:42,102 --> 00:01:43,645
‫خیلی ضروریه.

42
00:01:43,729 --> 00:01:45,188
‫یه عکس لازم داریم.

43
00:01:45,272 --> 00:01:47,733
‫گروه، برید کنار شومینه.

44
00:01:47,816 --> 00:01:48,817
‫عکس!

45
00:01:49,776 --> 00:01:51,194
‫دور هم جمع بشید.

46
00:01:51,820 --> 00:01:52,904
‫نزدیکتر به هم جمع بشید.

47
00:01:52,988 --> 00:01:54,448
‫مطمئن بشید همه دیده می‌شن.

48
00:01:54,531 --> 00:01:58,076
‫چند نفر وایستید، چند نفر زانو بزنید.
‫تکون نخورید، وگرنه محو می‌شه.

49
00:01:59,286 --> 00:02:00,287
‫آماده.

50
00:02:02,039 --> 00:02:03,040
‫بذار ببینم.

51
00:02:04,708 --> 00:02:05,959
‫دست رو نشون بده، دست!

52
00:02:06,043 --> 00:02:07,294
‫لبخند!

53
00:02:13,300 --> 00:02:15,469
‫[گروه مارکسیستی نارسیسو]

54
00:02:16,929 --> 00:02:18,639
‫آزادی!

55
00:02:18,722 --> 00:02:21,475
‫زندانی‌های سیاسی رو آزاد کنید! آزادی!

56
00:02:21,558 --> 00:02:23,685
‫انقلاب! انقلاب!

57
00:02:23,727 --> 00:02:26,021
‫انقلاب! انقلاب!

58
00:02:26,104 --> 00:02:27,856
‫انقلاب! انقلاب!

59
00:02:28,398 --> 00:02:31,109
‫آزادی! انقلاب!

60
00:02:31,193 --> 00:02:34,196
‫آزادی! انقلاب!

61
00:02:34,279 --> 00:02:36,657
‫انقلاب! انقلاب!

62
00:02:36,698 --> 00:02:38,992
‫انقلاب! انقلاب!

63
00:02:39,117 --> 00:02:40,452
‫انقلاب!

64
00:02:42,371 --> 00:02:43,455
‫[گفتگوی عمومی]

65
00:02:46,667 --> 00:02:49,711
‫انقلاب! انقلاب!

66
00:02:49,753 --> 00:02:52,923
‫انقلاب! انقلاب!

67
00:02:55,217 --> 00:03:00,222
‫«ترجمه از خشایار»

68
00:03:02,558 --> 00:03:08,772
‫[روز ۲ اکتبر]

69
00:03:08,856 --> 00:03:11,316
‫دارن تیراندازی می‌کنن! بدو، بدو!

70
00:03:11,400 --> 00:03:13,152
‫اولگا رو بیار! اولگا رو بیار!

71
00:03:13,235 --> 00:03:14,445
‫لولا!

72
00:03:14,486 --> 00:03:16,238
‫دارن همه رو می‌کشن!

73
00:03:16,321 --> 00:03:18,073
‫دارن همه رو می‌کشن!

74
00:03:19,073 --> 00:03:29,073
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

75
00:04:13,587 --> 00:04:16,215
‫[سال ۱۹۷۱]

76
00:04:18,342 --> 00:04:19,343
‫چی؟

77
00:04:19,927 --> 00:04:21,720
‫گفتم چه حیف.

78
00:04:23,097 --> 00:04:25,641
‫مثلاً یه زن بالغ هستی.

79
00:04:27,810 --> 00:04:29,687
‫- می‌رم قهوه درست کنم.
‫- باشه، مامان.

80
00:04:55,671 --> 00:04:56,922
‫ماریا.

81
00:05:05,389 --> 00:05:08,476
‫بعضی از اونا رو سال ۶۸ کشتم.

82
00:05:08,851 --> 00:05:10,978
‫اونایی که فرار کردن،

83
00:05:11,061 --> 00:05:12,772
‫بالاخره پیداشون کردم.

84
00:05:12,855 --> 00:05:14,857
‫یکی رو تو آپارتمانش کشتم.

85
00:05:15,649 --> 00:05:17,109
‫یکی دیگه رو تو کلیسا کشتم.

86
00:05:17,818 --> 00:05:19,987
‫لباس کشیش پوشیده بود.

87
00:05:20,071 --> 00:05:23,449
‫ولی از جلوی در بوی کمونیسم می‌اومد...

88
00:05:27,036 --> 00:05:28,496
‫چیز دیگه‌ای می‌خوای بدونی؟

89
00:05:29,663 --> 00:05:30,831
‫باشه.

90
00:05:30,915 --> 00:05:33,417
‫گفتی یه نفر ویدئو رو گذاشته جلوی در خونه‌ت.

91
00:05:34,001 --> 00:05:35,211
‫ایده‌ای داری کی بوده؟

92
00:05:35,294 --> 00:05:37,129
‫معلومه، هر کی ضبطش کرده.

93
00:05:37,213 --> 00:05:39,215
‫ولی چرا باید می‌اومد پیش تو؟

94
00:05:39,298 --> 00:05:41,759
‫برای اینکه من رو کنترل کنه، هررا.
‫وگرنه چرا؟

95
00:05:42,176 --> 00:05:45,179
‫چون بیشتر چیزایی که اعتراف می‌کنه،
‫وقتی پلیس بوده انجام داده.

96
00:05:46,347 --> 00:05:47,598
‫ممکنه کپی‌های دیگه هم باشه.

97
00:05:48,307 --> 00:05:50,559
‫اگه طرف می‌خواست علنی بشه،

98
00:05:50,601 --> 00:05:51,936
‫تا حالا شده بود.

99
00:05:52,520 --> 00:05:54,647
‫چیزی که می‌خواد اینه
‫که به حال خودش بذاریمش.

100
00:05:55,231 --> 00:05:57,275
‫و دقیقاً همون کار رو می‌کنیم.

101
00:05:58,901 --> 00:06:00,903
‫این روایت رسمیه، هررا.

102
00:06:01,862 --> 00:06:04,156
‫بعد از انجام یک تحقیق کامل،

103
00:06:04,740 --> 00:06:06,826
‫پلیس وارد محل سکونت مظنون شد...

104
00:06:06,909 --> 00:06:07,910
‫رئیس.

105
00:06:07,994 --> 00:06:10,204
‫اون رو با سلاح‌های فراوان پیدا کردند.

106
00:06:10,288 --> 00:06:14,292
‫بعد از یک درگیری، مهارش کردید،
‫یا هر چی دوست داری بگو.

107
00:06:15,126 --> 00:06:17,837
‫متأسفانه مظنون زنده نموند.

108
00:06:18,504 --> 00:06:21,257
‫نه اسمش رو می‌گیم، نه اینکه پلیس بوده.

109
00:06:21,340 --> 00:06:23,217
‫با تموم احترامی که قائلم، رئیس اسکوبدو،

110
00:06:24,385 --> 00:06:26,220
‫دیر یا زود، حقیقت همیشه لو می‌ره.

111
00:06:26,304 --> 00:06:27,680
‫نه، هررا.

112
00:06:29,140 --> 00:06:30,558
‫اگه درست انجامش بدیم، لو نمی‌ره.

113
00:06:30,641 --> 00:06:32,560
‫ما بهش یک فرصت می‌دیم.

114
00:06:32,643 --> 00:06:35,188
‫وقتی غافلگیر شد، اون لحظه حمله می‌کنیم.

115
00:06:35,271 --> 00:06:36,272
‫اون موقع می‌گیریش.

116
00:06:36,355 --> 00:06:37,356
‫سرنخی داری؟

117
00:06:39,609 --> 00:06:43,738
‫فیلیبرتو گِرا مسئول مراقبت از اون
‫گروه دانشجویی در سال ۱۹۶۸ بود.

118
00:06:43,821 --> 00:06:45,281
‫اینم از انگیزه‌ی قتل.

119
00:06:45,364 --> 00:06:47,575
‫گِرا می‌خواست همه‌شون رو بکشه،

120
00:06:47,658 --> 00:06:49,786
‫ولی یکی از اونا فهمید و زودتر اقدام کرد.

121
00:06:50,411 --> 00:06:51,621
‫چند نفر هنوز زنده‌ان؟

122
00:06:53,331 --> 00:06:55,708
‫- فقط سه نفر.
‫- عالی شد.

123
00:06:56,375 --> 00:06:58,753
‫باید اون سه‌تا آشغال رو گیر بیاریم.

124
00:06:58,836 --> 00:07:02,090
‫و سریع انجامش می‌دیم
‫تا روایت ما، تنها روایت باشه.

125
00:07:02,173 --> 00:07:03,216
‫باشه؟

126
00:07:03,257 --> 00:07:04,383
‫بریم سر کار.

127
00:07:05,843 --> 00:07:08,012
‫همونطور که بعضی از شما می‌دونید،

128
00:07:08,096 --> 00:07:12,642
‫دیشب، سروان روماندیا و من
‫جسد فیلیبرتو گِرا رو پیدا کردیم.

129
00:07:13,476 --> 00:07:16,354
‫گِرا مظنون اصلی سه قتل بود.

130
00:07:16,437 --> 00:07:19,190
‫دو تا از اونا عضو یه گروه دانشجویی بودن

131
00:07:19,232 --> 00:07:21,567
‫که در سال ۱۹۶۸ اعتراض کردن.

132
00:07:21,818 --> 00:07:23,561
‫قبل از اینکه دستگیرش کنیم،

133
00:07:23,611 --> 00:07:25,446
‫یه نفر زودتر کشتش.

134
00:07:25,488 --> 00:07:28,616
‫تحقیق‌مون رو روی سه نفر بازمانده

135
00:07:28,700 --> 00:07:31,911
‫از اون گروه دانشجویی متمرکز می‌کنیم.

136
00:07:31,995 --> 00:07:33,287
‫واضحه؟

137
00:07:33,371 --> 00:07:35,248
‫اون افراد قربانی هستن، قربان.

138
00:07:35,331 --> 00:07:37,542
‫ما باید ازشون محافظت کنیم،
‫نه اینکه شکارشون کنیم.

139
00:07:37,625 --> 00:07:38,876
‫کاماچو!

140
00:07:38,960 --> 00:07:40,295
‫گوش کنین!

141
00:07:40,378 --> 00:07:43,131
‫هیچکس اینجا شکارچی نیست.

142
00:07:43,631 --> 00:07:45,133
‫ولی اونا مظنون هستن.

143
00:07:45,216 --> 00:07:47,510
‫باید ازشون بازجویی کنیم
‫و بی‌گناهی‌شون رو بررسی کنیم.

144
00:07:47,593 --> 00:07:49,053
‫اگه عذر موجه داشته باشن،

145
00:07:49,095 --> 00:07:50,638
‫هیچ مشکلی نیست.

146
00:07:50,763 --> 00:07:55,268
‫اسم سه بازمانده از گروه مارکسیستی نارسیسو

147
00:07:55,351 --> 00:07:58,605
‫لولا هافمن، دامیان اوخدا
‫و انریکه سارابیا هستن.

148
00:07:58,688 --> 00:08:00,356
‫آدرس دو نفر اول رو داریم.

149
00:08:00,440 --> 00:08:02,775
‫متأسفانه، آدرس انریکه سارابیا

150
00:08:02,859 --> 00:08:04,652
‫خیلی سخت پیدا می‌شه.

151
00:08:05,695 --> 00:08:09,365
‫روماندیا، تو و تیمت کل چیزایی که
‫تو خونه‌ی فیلیبرتو گِرا پیدا کردیم رو

152
00:08:09,449 --> 00:08:10,658
‫بررسی کنید.

153
00:08:10,742 --> 00:08:11,784
‫واضحه؟

154
00:08:11,868 --> 00:08:13,328
‫بله، قربان.

155
00:08:13,411 --> 00:08:14,412
‫یه چیز دیگه.

156
00:08:15,496 --> 00:08:17,582
‫و این یه دستور از طرف رئیس اسکوبدو هست.

157
00:08:18,333 --> 00:08:21,669
‫هیچکس بیرون از این اتاق
‫نباید اسم فیلیبرتو گِرا رو بدونه.

158
00:08:21,753 --> 00:08:23,338
‫چه برسه به اینکه

159
00:08:23,379 --> 00:08:25,048
‫پلیس سابق بوده.

160
00:08:26,049 --> 00:08:28,092
‫نمی‌خوایم یه رسوایی درست کنیم. واضحه؟

161
00:08:28,176 --> 00:08:29,177
‫بله، قربان.

162
00:08:29,260 --> 00:08:31,721
‫خیلی‌خب. برید. ممنون.

163
00:08:37,143 --> 00:08:38,311
‫چی شده، گابا؟

164
00:08:38,394 --> 00:08:39,437
‫فیلیبرتو گِرا.

165
00:08:39,938 --> 00:08:41,231
‫بابا اون رو می‌شناخت.

166
00:08:42,232 --> 00:08:43,233
‫گوش کن، گابینا.

167
00:08:43,900 --> 00:08:46,653
‫اصلاً می‌دونی بابا چند نفر رو می‌شناخت؟

168
00:08:46,736 --> 00:08:48,780
‫چند بار اومده بود خونه‌مون.

169
00:08:48,863 --> 00:08:49,948
‫یادم میاد.

170
00:08:51,366 --> 00:08:52,367
‫گابینا.

171
00:08:53,159 --> 00:08:54,244
‫فیلیبرتو گِرا

172
00:08:54,285 --> 00:08:55,662
‫آدم خوبی نبود.

173
00:08:56,496 --> 00:08:59,582
‫همه رو تو نیروی پلیس
‫گول زده بود، حتی بابا رو.

174
00:09:07,257 --> 00:09:09,134
‫من اصلاً با این کارها موافق نیستم.

175
00:09:13,388 --> 00:09:16,016
‫والنتینا، ما فقط دنبال جوابیم.

176
00:09:16,099 --> 00:09:18,226
‫بیشتر شبیه سپر بلاست. نشنیدی؟

177
00:09:18,727 --> 00:09:21,646
‫اسکوبدو داره پنهون می‌کنه
‫که فیلیبرتو گِرا پلیس بوده.

178
00:09:21,730 --> 00:09:24,232
‫چون ۱۷ سال پیش اخراج شده.

179
00:09:24,316 --> 00:09:25,809
‫پس، چرا مطرحش کنیم؟

180
00:09:25,859 --> 00:09:28,153
‫فقط مردم رو علیه ما می‌کنه.

181
00:09:28,695 --> 00:09:30,905
‫تو هم نمی‌تونی مطمئن باشی که بی‌گناهن، وال.

182
00:09:30,989 --> 00:09:32,282
‫صبر کن، صبر کن.

183
00:09:33,325 --> 00:09:35,660
‫با فرض اینکه یکی از اونا این کار رو کرده،

184
00:09:36,036 --> 00:09:37,203
‫به خاطر دفاع شخصی بوده.

185
00:09:38,079 --> 00:09:39,164
‫خیلی بعیده.

186
00:09:39,748 --> 00:09:42,751
‫هرچند ممکنه قاتل می‌ترسیده
‫که گِرا دنبالش بیاد،

187
00:09:42,834 --> 00:09:45,921
‫مدارک به وضوح به یه قتل
‫از پیش برنامه‌ریزی‌شده اشاره می‌کنه.

188
00:09:46,338 --> 00:09:47,339
‫بهش فکر کن.

189
00:09:47,422 --> 00:09:50,800
‫قاتل رفته تو خونه‌ی گِرا.
‫دست و پاش رو بسته و کشته‌ش.

190
00:09:50,967 --> 00:09:53,094
‫بدون تماس با پلیس فرار کرده.

191
00:09:53,136 --> 00:09:54,971
‫این دفاع شخصی نیست.

192
00:09:56,598 --> 00:09:58,475
‫من دنبال شکار فعال‌ها نمی‌رم.

193
00:10:00,143 --> 00:10:02,062
‫پس بیا عذر موجه‌شون رو پیدا کنیم.

194
00:10:02,896 --> 00:10:05,899
‫اگه بتونیم بی‌گناهیشون رو ثابت کنیم،
‫می‌تونیم ازشون محافظت کنیم.

195
00:10:06,900 --> 00:10:08,944
‫یا ترجیح می‌دی بذاری
‫همه‌ی کار رو اونا بکنن؟

196
00:10:14,616 --> 00:10:15,617
‫زود باش.

197
00:10:22,707 --> 00:10:24,000
‫خانم‌ها و آقایان.

198
00:10:24,084 --> 00:10:25,293
‫[اداره‌ی مرکزی پلیس و ترافیک]

199
00:10:25,377 --> 00:10:28,922
‫دیشب، تیمی به رهبری کارآگاه هررا

200
00:10:29,798 --> 00:10:34,386
‫وارد خونه‌ی قاتل لورنزو وارگاس
‫و لوسیو لیما شد.

201
00:10:34,469 --> 00:10:36,805
‫با شجاعتی که از خودشون نشون دادند،

202
00:10:36,888 --> 00:10:38,682
‫به موفقیت رسیدند.

203
00:10:40,308 --> 00:10:42,310
‫- کیه؟
‫- دامیان اوخدا.

204
00:10:42,394 --> 00:10:43,395
‫[پلیس
‫افتخار و اعتماد]

205
00:10:43,478 --> 00:10:44,896
‫باید چند تا سوال ازت بپرسیم.

206
00:10:48,608 --> 00:10:49,776
‫لولا هافمن؟

207
00:10:50,402 --> 00:10:51,737
‫بله.

208
00:10:51,820 --> 00:10:53,405
‫کارآگاه آنتونیو دیاز.

209
00:10:53,739 --> 00:10:55,157
‫لطفاً با من بیا.

210
00:10:55,240 --> 00:10:56,575
‫بهتون قول دادم

211
00:10:57,284 --> 00:10:58,535
‫که می‌گیرمش.

212
00:10:58,618 --> 00:11:00,829
‫همچنین می‌خوام تأیید کنم

213
00:11:00,912 --> 00:11:03,790
‫که قاتل بی‌رحم هم مُرده.

214
00:11:03,874 --> 00:11:06,418
‫بدون حکم هیچ جایی نمیام.

215
00:11:07,502 --> 00:11:09,379
‫- چت شده؟
‫- باید با ما بیای.

216
00:11:09,463 --> 00:11:10,922
‫اسم من لولا هافمنه،

217
00:11:11,006 --> 00:11:13,050
‫و کارآگاه آنتونیو دیاز داره
‫من رو بازداشت می‌کنه!

218
00:11:13,091 --> 00:11:15,510
‫- گیر افتادی، عوضی!
‫- ولم کن، آشغال!

219
00:11:15,594 --> 00:11:17,971
‫اسم قاتل رو فاش نمی‌کنم.

220
00:11:18,055 --> 00:11:19,514
‫اگه اسمش رو ببرم،

221
00:11:19,598 --> 00:11:22,851
‫تحقیقات نشون داده که
‫وقتی این کار رو می‌کنیم،

222
00:11:22,934 --> 00:11:25,854
‫قاتلان بیشتری مثل اون خلق می‌کنیم.

223
00:11:25,937 --> 00:11:27,230
‫پسر جوون.

224
00:11:27,314 --> 00:11:29,316
‫رئیس، بعد از پاکسازی خیابون‌ها،

225
00:11:29,399 --> 00:11:32,152
‫تا حالا به یه شغل سیاسی فکر کردید؟

226
00:11:32,235 --> 00:11:33,528
‫سیاست؟

227
00:11:33,612 --> 00:11:36,406
‫مثلاً کاندیدای ریاست‌جمهوری؟

228
00:11:36,490 --> 00:11:37,741
‫نه، پسرجان.

229
00:11:37,866 --> 00:11:42,746
‫تعهد من در این لحظه،
‫به رئیس‌جمهور تعلق داره.

230
00:11:43,247 --> 00:11:44,498
‫ولی اولویت من،

231
00:11:44,539 --> 00:11:45,749
‫تکرار می‌کنم،

232
00:11:45,791 --> 00:11:49,962
‫ایمن نگه داشتن مکزیکو سیتی هست.

233
00:11:55,384 --> 00:11:57,052
‫آفرین، پسرجان.

234
00:11:57,553 --> 00:11:58,804
‫همیشه در خدمتم، رئیس.

235
00:12:11,233 --> 00:12:12,818
‫- سلام، ماریا.
‫- سلام، چلا.

236
00:12:20,826 --> 00:12:22,369
‫- می‌تونم کمک کنم؟
‫- چی؟

237
00:12:23,454 --> 00:12:24,913
‫نه. خودم می‌تونم.

238
00:12:26,081 --> 00:12:27,666
‫یه کمک به دردت می‌خوره.

239
00:12:28,125 --> 00:12:30,502
‫به کمک احتیاج ندارم.

240
00:12:31,503 --> 00:12:32,629
‫همه‌چی مرتبه؟

241
00:12:34,298 --> 00:12:36,008
‫ممنون... ولی...

242
00:12:39,052 --> 00:12:40,471
‫الان یادم اومد که...

243
00:12:43,599 --> 00:12:45,350
‫باید با چلا حرف بزنم!

244
00:12:48,437 --> 00:12:49,646
‫همه‌چی روبراهه؟

245
00:12:51,607 --> 00:12:53,901
‫راستش، چیزی ندارم بهت بگم.

246
00:12:54,526 --> 00:12:57,071
‫می‌شه فقط باهام حرف بزنی؟

247
00:12:59,573 --> 00:13:00,741
‫می‌دونی چیه؟

248
00:13:01,492 --> 00:13:04,662
‫روابط عاشقانه تو محل کار
‫شاید جالب به نظر برسن.

249
00:13:04,745 --> 00:13:06,080
‫ولی هیچوقت خوب تموم نمی‌شن.

250
00:13:06,747 --> 00:13:07,748
‫باور کن.

251
00:13:08,707 --> 00:13:10,751
‫خوب می‌دونم چطور تموم می‌شه.

252
00:13:14,463 --> 00:13:15,464
‫مواظب باش.

253
00:13:22,054 --> 00:13:23,764
‫جرا! جرا!

254
00:13:23,847 --> 00:13:24,974
‫چیکار داری، گابا؟

255
00:13:25,516 --> 00:13:27,643
‫به نظرت می‌شه بازجویی رو ببینیم؟

256
00:13:27,726 --> 00:13:28,978
‫احمقی آخه؟ واسه چی؟

257
00:13:29,061 --> 00:13:30,813
‫ساکت شو، کسی از تو نپرسید.

258
00:13:30,896 --> 00:13:32,856
‫خواهش می‌کنم. فقط می‌خوایم ببینیم.

259
00:13:33,440 --> 00:13:34,441
‫باشه؟

260
00:13:34,525 --> 00:13:36,902
‫- سهم‌تون رو ندادید.
‫- خفه شو.

261
00:13:38,195 --> 00:13:40,823
‫عقب وایمیستید و حرف نمی‌زنید.

262
00:13:40,906 --> 00:13:42,658
‫- واضحه؟
‫- بله.

263
00:13:47,371 --> 00:13:48,372
‫چیه؟

264
00:14:07,725 --> 00:14:09,185
‫خوشحالم که قبول کردی بیای.

265
00:14:10,603 --> 00:14:11,687
‫چاره‌ای نداشتم.

266
00:14:17,902 --> 00:14:19,236
‫فیلیبرتو گِرا.

267
00:14:21,322 --> 00:14:22,615
‫این اسم رو شنیدی؟

268
00:14:24,825 --> 00:14:26,452
‫همون آشغالی که جاسوسی‌مون می‌کرد.

269
00:14:29,205 --> 00:14:30,289
‫دست برداشت؟

270
00:14:31,373 --> 00:14:34,001
‫گروه‌مون بعد از تلاتلولکو منحل شد...

271
00:14:36,045 --> 00:14:37,463
‫همونطور که احتمالاً از قبل می‌دونی.

272
00:14:39,715 --> 00:14:42,009
‫پس، فکر می‌کنم بهش دستور دادن
‫که به حال خودمون بذاره.

273
00:14:43,928 --> 00:14:45,429
‫باور داریم که فیلیبرتو گِرا

274
00:14:45,513 --> 00:14:48,516
‫با تو و گروهتون کینه‌ی شخصی داشته.

275
00:14:49,308 --> 00:14:50,768
‫من گروهی ندارم.

276
00:14:52,061 --> 00:14:54,939
‫و فقط برای روشن شدن موضوع،
‫فیلیبرتو به دستور

277
00:14:54,980 --> 00:14:57,858
‫همون دولتی که حقوقت رو می‌ده،
‫جاسوسیمون می‌کرد.

278
00:14:59,318 --> 00:15:01,404
‫دیگه برای پلیس کار نمی‌کرد.

279
00:15:01,445 --> 00:15:02,947
‫و با این حال،

280
00:15:03,364 --> 00:15:05,116
‫می‌خواست تک‌تک‌تون رو بکشه.

281
00:15:06,784 --> 00:15:07,785
‫خب؟

282
00:15:08,786 --> 00:15:11,038
‫خوشبختانه، اول خودش کشته شد، نه؟

283
00:15:12,581 --> 00:15:14,000
‫خوشحالم که یکی این کار رو کرد.

284
00:15:15,543 --> 00:15:18,462
‫چون من می‌تونستم نفر بعدی باشم
‫و شما هیچ کاری نمی‌کردید.

285
00:15:19,046 --> 00:15:23,676
‫پنجشنبه شب، بین ساعت ۶ عصر
‫تا ۴ صبح کجا بودی؟

286
00:15:23,759 --> 00:15:24,844
‫همونجایی که همیشه هستم.

287
00:15:26,345 --> 00:15:28,681
‫نگهبان یه کارخانه‌ی صابون‌سازی‌ام.

288
00:15:30,099 --> 00:15:31,684
‫- رئیست می‌تونه تأیید کنه؟
‫- بله.

289
00:15:31,767 --> 00:15:34,520
‫هر شب کارت می‌زنم.

290
00:15:34,604 --> 00:15:36,355
‫اگه بخوای، می‌تونی مدارک رو چک کنی.

291
00:15:39,650 --> 00:15:41,319
‫آدرس کارخانه رو بنویس.

292
00:15:46,073 --> 00:15:49,202
‫زندگی یه پیک واسم هیچ اهمیتی نداره.

293
00:15:49,994 --> 00:15:52,113
‫برای یه سرویس تحویل پول دادم،

294
00:15:52,163 --> 00:15:53,873
‫پس قرار نیست من برم دنبالش.

295
00:15:54,081 --> 00:15:55,583
‫نه، خانم. نه.

296
00:15:58,836 --> 00:16:00,797
‫باید بری اون عذر موجه رو چک کنی.

297
00:16:01,255 --> 00:16:02,840
‫به واکا می‌گم.

298
00:16:02,882 --> 00:16:04,709
‫لوزانو، از تو می‌خوام این کار رو بکنی.

299
00:16:04,759 --> 00:16:06,010
‫مهمه.

300
00:16:06,093 --> 00:16:08,095
‫باید خودت بری.

301
00:16:09,013 --> 00:16:10,264
‫به من خبر بده.

302
00:16:11,015 --> 00:16:12,016
‫باشه.

303
00:16:17,897 --> 00:16:19,398
‫[بدون گفتگو]

304
00:16:22,235 --> 00:16:25,154
‫انریکه سارابیا. کجا پیداش کنیم؟

305
00:16:26,823 --> 00:16:28,199
‫برای چی؟

306
00:16:28,241 --> 00:16:30,660
‫تا بیاریدش اینجا و مثل آشغال
‫باهاش رفتار کنید؟

307
00:16:31,869 --> 00:16:33,579
‫مثل یه مجرم باهاش رفتار کنید؟

308
00:16:33,663 --> 00:16:35,039
‫نه، نه، نه.

309
00:16:35,123 --> 00:16:38,543
‫سابقه‌ی کیفریش باعث می‌شه مجرم محسوب بشه.

310
00:16:39,460 --> 00:16:43,715
‫آسیب به اموال خصوصی،
‫حمله، ممانعت از اجرای عدالت.

311
00:16:44,549 --> 00:16:46,592
‫شما همه‌ی اینا رو به وجود آوردین.

312
00:16:46,676 --> 00:16:47,802
‫از کجا می‌دونی؟

313
00:16:47,885 --> 00:16:49,679
‫می‌گی سه ساله ندیدیش.

314
00:16:49,762 --> 00:16:51,806
‫باید یادآوری کنم که اگه می‌دونی کجاست

315
00:16:51,889 --> 00:16:53,016
‫و همکاری نکنی،

316
00:16:53,433 --> 00:16:54,934
‫این تو رو شریک جرم می‌کنه.

317
00:16:55,184 --> 00:16:56,978
‫و این یه جرمه.

318
00:16:58,563 --> 00:17:01,149
‫از سال ۶۸ انریکه یا هیچکدومشون رو ندیدم.

319
00:17:05,612 --> 00:17:08,281
‫ما فقط می‌خواستیم بخشی از یه چیز مهم باشیم.

320
00:17:10,950 --> 00:17:12,285
‫ما می‌خواستیم

321
00:17:12,785 --> 00:17:14,162
‫دنیا رو عوض کنیم.

322
00:17:18,416 --> 00:17:21,002
‫ولی اون روز فهمیدم که
‫دنیا هیچوقت عوض نمی‌شه.

323
00:17:27,091 --> 00:17:28,468
‫مخصوصاً برای ما.

324
00:17:33,806 --> 00:17:36,643
‫اون روز تو تلاتلولکو
‫نصف گروه‌مون رو کشتن.

325
00:17:40,980 --> 00:17:43,233
‫بهم بگو کسی تاوانش رو پس داده؟

326
00:17:45,109 --> 00:17:46,402
‫ها؟

327
00:18:23,982 --> 00:18:24,983
‫دامیان.

328
00:18:25,817 --> 00:18:26,943
‫دامیان.

329
00:18:28,361 --> 00:18:29,612
‫حالا چی می‌خوای؟

330
00:18:29,696 --> 00:18:32,490
‫فقط می‌خواستم بگم خیلی برات متاسفم.

331
00:18:32,574 --> 00:18:34,659
‫بابت کل چیزایی که گذروندی متاسفم.

332
00:18:34,743 --> 00:18:36,369
‫آره، منم متاسفم.

333
00:18:39,497 --> 00:18:41,708
‫بابت اتفاق‌هایی که برای
‫این کشور می‌افته متاسفم.

334
00:18:43,084 --> 00:18:44,377
‫آره، اونم هست.

335
00:18:47,672 --> 00:18:48,840
‫اون روز کجا بودی؟

336
00:18:51,134 --> 00:18:52,135
‫کدوم روز؟

337
00:18:53,553 --> 00:18:54,554
‫دوم اکتبر.

338
00:18:56,473 --> 00:18:58,642
‫مادرم نذاشت به اون تجمع برم.

339
00:19:00,226 --> 00:19:03,605
‫فرداش، وقتی روزنامه رو خوندم،
‫وسایلم رو جمع کردم و از خونه رفتم.

340
00:19:08,151 --> 00:19:09,736
‫باید اونجا می‌بودم.

341
00:19:11,780 --> 00:19:13,949
‫نه تو و نه هیچکدوممون نباید اونجا می‌بودیم.

342
00:19:16,910 --> 00:19:18,328
‫ولی ما بودیم.

343
00:19:29,506 --> 00:19:30,924
‫می‌شه اینو بذارم پیشت، افسر؟

344
00:19:31,424 --> 00:19:32,425
‫بذارشون اونجا.

345
00:19:35,971 --> 00:19:37,138
‫یالا، بردارش.

346
00:19:46,481 --> 00:19:48,191
‫ماریا. چه سورپرایز قشنگی.

347
00:19:51,528 --> 00:19:52,821
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

348
00:19:53,113 --> 00:19:56,491
‫منتظر رئیس اسکوبدو هستم که

349
00:19:56,533 --> 00:19:58,326
‫به من وقت بده.

350
00:19:59,119 --> 00:20:01,663
‫می‌خوام خدمات مشاوره‌ای خودم رو ارائه بدم.

351
00:20:01,788 --> 00:20:02,956
‫مشاوره؟

352
00:20:03,498 --> 00:20:06,702
‫متوجه شدم که شرکت‌های حقوقی برای جذب

353
00:20:06,752 --> 00:20:10,338
‫وکلایی با پیشینه‌ی من، مشتاق نیستن.

354
00:20:11,423 --> 00:20:12,466
‫به کار احتیاج دارم.

355
00:20:13,508 --> 00:20:15,761
‫اه، ماریا، می‌تونی

356
00:20:16,303 --> 00:20:18,263
‫ازش بخوای من رو در نظر بگیره؟

357
00:20:19,765 --> 00:20:21,058
‫به حرف من گوش نمی‌ده.

358
00:20:21,141 --> 00:20:22,684
‫خودت رو دست کم نگیر.

359
00:20:22,768 --> 00:20:25,437
‫قدرتت خیلی بیشتر از چیزیه
‫که فکر می‌کنی، ماریا.

360
00:20:27,189 --> 00:20:29,274
‫تو هم می‌دونی چطور می‌تونم کمک کنم.

361
00:20:29,691 --> 00:20:32,027
‫به قول معروف هیچ ضرری نداره که

362
00:20:32,069 --> 00:20:34,029
‫یک نفر به آدم کمک کنه.

363
00:20:36,573 --> 00:20:38,825
‫فکر نمی‌کنم بتونم کمک کنم. متاسفم.

364
00:20:39,409 --> 00:20:40,661
‫باید برم، ببخشید.

365
00:20:41,370 --> 00:20:42,371
‫نگران نباش.

366
00:20:42,913 --> 00:20:45,499
‫خوشحال شدم دیدمت، ماریا.

367
00:21:03,350 --> 00:21:04,393
‫خبری نشد؟

368
00:21:07,938 --> 00:21:08,939
‫نه.

369
00:21:10,107 --> 00:21:11,817
‫بی‌گناهیشون تأیید شد.

370
00:21:11,942 --> 00:21:13,110
‫حرف نمی‌زنن.

371
00:21:13,151 --> 00:21:15,445
‫هیچکدوم انریکه سارابیا رو لو نمی‌دن.

372
00:21:15,571 --> 00:21:17,030
‫لولا هافمن می‌دونه کجا پیداش کنه.

373
00:21:17,114 --> 00:21:18,115
‫از کجا می‌دونی؟

374
00:21:18,198 --> 00:21:21,785
‫هر دوشون شش ماه پیش،
‫یه روز و یه جا دستگیر شدن.

375
00:21:21,869 --> 00:21:23,287
‫هنوز باهم در تماس‌ان.

376
00:21:23,370 --> 00:21:24,454
‫باید وادارش کنیم تسلیم بشه.

377
00:21:24,538 --> 00:21:26,331
‫آخه چطور می‌خوای وادارش کنی؟

378
00:21:26,415 --> 00:21:27,416
‫به تو ربطی نداره.

379
00:21:27,457 --> 00:21:30,752
‫اون حرف نمی‌زنه چون داره از دوستش
‫در برابر آدم‌هایی مثل تو محافظت می‌کنه.

380
00:21:32,921 --> 00:21:34,381
‫می‌خوام یه چیزی پیشنهاد بدم.

381
00:21:35,424 --> 00:21:36,425
‫به گفته‌ی اونا،

382
00:21:36,508 --> 00:21:38,343
‫همه‌مون مثل هم هستیم.

383
00:21:40,095 --> 00:21:43,140
‫همون چهره‌ی آشغالی رو داریم
‫که جاسوسیشون رو می‌کرد.

384
00:21:43,265 --> 00:21:45,058
‫که مثل حیوون شکارشون می‌کرد.

385
00:21:45,142 --> 00:21:46,143
‫برو سر اصل مطلب.

386
00:21:46,727 --> 00:21:49,563
‫شاید، بتونیم بهشون یه چهره‌ی جدید...

387
00:21:52,775 --> 00:21:54,068
‫پیشنهاد بدیم.

388
00:21:59,782 --> 00:22:03,827
‫لولا، من ستوان دلا توره هستم
‫و ایشون هم افسر کاماچو.

389
00:22:03,911 --> 00:22:06,789
‫تأیید کردیم که عذر موجه‌ت درسته.

390
00:22:07,539 --> 00:22:08,874
‫ناامید شدین؟

391
00:22:08,957 --> 00:22:09,958
‫نه.

392
00:22:11,377 --> 00:22:12,795
‫خیالمون راحت شد.

393
00:22:15,047 --> 00:22:18,175
‫لولا، باید انریکه سارابیا رو پیدا کنیم.

394
00:22:19,093 --> 00:22:20,260
‫برای چی؟

395
00:22:22,179 --> 00:22:24,682
‫فیلیبرتو گِرا دو تا از دوستام رو کشت.

396
00:22:24,765 --> 00:22:26,976
‫عادلانه‌ست که با جونش تاوان داد.

397
00:22:27,643 --> 00:22:29,269
‫انریکه هیچکس رو نکشته.

398
00:22:30,229 --> 00:22:33,273
‫می‌دونم که فیلیبرتو گِرا
‫یه آدم بی‌ثبات بود.

399
00:22:33,357 --> 00:22:36,527
‫بی‌ثبات کسیه که سر چراغ قرمز
‫بهت فحش بده.

400
00:22:36,610 --> 00:22:38,404
‫فیلیبرتو گِرا یه قاتل بود.

401
00:22:38,487 --> 00:22:40,239
‫یه بیمار روانی.

402
00:22:40,281 --> 00:22:42,700
‫قاتلی که مردم بی‌گناه رو قتل‌عام کرد.

403
00:22:42,741 --> 00:22:43,993
‫آدم‌های خوب. آدم‌هایی که...

404
00:22:45,744 --> 00:22:46,745
‫درسته.

405
00:22:46,829 --> 00:22:48,205
‫به هر حال،

406
00:22:48,247 --> 00:22:49,707
‫باید تحقیق کنیم.

407
00:22:50,165 --> 00:22:51,542
‫نمی‌تونیم فقط...

408
00:22:51,625 --> 00:22:52,918
‫خوشحالم که کشته شد.

409
00:22:56,088 --> 00:22:57,172
‫الان چی زر زد؟

410
00:22:57,256 --> 00:22:59,633
‫- تمومش می‌کنم.
‫- هررا.

411
00:22:59,717 --> 00:23:00,718
‫ولم کن.

412
00:23:01,677 --> 00:23:03,470
‫بذار ادامه بدن. خواهش می‌کنم.

413
00:23:12,354 --> 00:23:15,191
‫منظور افسر کاماچو این بود که...

414
00:23:15,274 --> 00:23:16,275
‫نه.

415
00:23:19,570 --> 00:23:20,779
‫منظورم این بود

416
00:23:21,280 --> 00:23:23,365
‫که خوشحالم کشته شد.

417
00:23:23,449 --> 00:23:24,450
‫وال.

418
00:23:24,533 --> 00:23:28,788
‫چون می‌دونیم که لوسیو لیما
‫و لورنزو وارگاس رو کشته،

419
00:23:28,871 --> 00:23:32,458
‫و می‌دونیم که انگشت‌هاشون رو
‫برای هشدار قطع کرده،

420
00:23:32,583 --> 00:23:34,126
‫می‌دونیم که داشت شما رو شکار می‌کرد،

421
00:23:34,210 --> 00:23:35,878
‫می‌خواست همه‌تون رو بکشه.

422
00:23:37,797 --> 00:23:39,256
‫و پلیس...

423
00:23:40,257 --> 00:23:41,759
‫ده قدم عقب‌تر بود.

424
00:23:44,220 --> 00:23:45,221
‫درسته؟

425
00:23:46,263 --> 00:23:47,264
‫درسته.

426
00:23:48,724 --> 00:23:51,435
‫داشتیم سعی می‌کردیم همه‌تون رو پیدا کنیم

427
00:23:52,478 --> 00:23:54,105
‫تا بهتون هشدار بدیم.

428
00:23:54,146 --> 00:23:56,148
‫همینطوری اولگا رو پیدا کردیم.

429
00:23:59,276 --> 00:24:01,020
‫شما بودید که

430
00:24:01,070 --> 00:24:02,780
‫بهش هشدار دادید؟

431
00:24:06,117 --> 00:24:07,201
‫آره.

432
00:24:08,828 --> 00:24:11,205
‫ممنون. ممنون.

433
00:24:13,708 --> 00:24:16,836
‫لولا، اگه واقعاً باور داری انریکه بی‌گناهه،

434
00:24:17,837 --> 00:24:19,296
‫به ما کمک کن پیداش کنیم.

435
00:24:21,132 --> 00:24:22,508
‫اگه فرار کنه، به نظر گناهکار میاد.

436
00:24:23,884 --> 00:24:26,470
‫و اگه بهش فرصت ندهیم
‫تا بی‌گناهیش رو ثابت کنه،

437
00:24:27,638 --> 00:24:29,682
‫تا آخر عمر فراری می‌مونه.

438
00:24:32,476 --> 00:24:33,686
‫باشه،

439
00:24:33,728 --> 00:24:35,605
‫بهتون می‌گم کجا پیداش کنید.

440
00:24:40,109 --> 00:24:41,903
‫مطمئنی انریکه سارابیا اینجا زندگی می‌کنه؟

441
00:24:41,986 --> 00:24:44,906
‫آره. با مادرش اینجا زندگی می‌کنه.

442
00:24:44,989 --> 00:24:46,532
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

443
00:24:46,616 --> 00:24:48,200
‫خب، چند هفته پیش.

444
00:24:48,284 --> 00:24:50,703
‫مادرش بعضی وقت‌ها میاد،

445
00:24:50,786 --> 00:24:51,829
‫میاد و می‌ره.

446
00:24:52,330 --> 00:24:54,457
‫خب، ممنون بابت اطلاعات.

447
00:24:54,540 --> 00:24:56,459
‫خواهش می‌کنم. با اجازه.

448
00:24:56,542 --> 00:24:57,543
‫خداحافظ.

449
00:24:58,628 --> 00:25:00,254
‫باید این احتمال رو در نظر بگیریم

450
00:25:00,338 --> 00:25:02,006
‫- که شهر رو ترک کرده.
‫- آره.

451
00:25:02,632 --> 00:25:04,550
‫بیا عکسش رو همه جا پخش کنیم.

452
00:25:04,592 --> 00:25:05,968
‫عوارضی،

453
00:25:06,010 --> 00:25:08,554
‫ترمینال‌های اتوبوس، قطار.

454
00:25:09,138 --> 00:25:10,556
‫حتی فرودگاه.

455
00:25:11,849 --> 00:25:12,850
‫تو اینجا بمون.

456
00:25:13,392 --> 00:25:15,686
‫اگه برگشت، مستقیم ببرش کلانتری.

457
00:25:15,770 --> 00:25:16,771
‫باشه.

458
00:25:17,271 --> 00:25:18,356
‫بعداً می‌بینمت.

459
00:25:18,439 --> 00:25:19,440
‫چشم.

460
00:25:30,660 --> 00:25:32,954
‫معلوم شد مامان اشتباه می‌کرد.

461
00:25:33,037 --> 00:25:34,664
‫- درباره‌ی چی؟
‫- رفتم کارو رو ببینم.

462
00:25:35,289 --> 00:25:36,666
‫- واقعاً؟
‫- آره.

463
00:25:36,749 --> 00:25:37,834
‫یه آدم دیگه شده.

464
00:25:38,376 --> 00:25:39,836
‫خوشحال و راضی.

465
00:25:40,628 --> 00:25:42,338
‫واقعاً غافلگیرم کرد.

466
00:25:43,256 --> 00:25:45,633
‫هرچند یه توصیه‌ی عجیب بهم کرد.

467
00:25:46,384 --> 00:25:47,468
‫چه توصیه‌ای؟

468
00:25:49,053 --> 00:25:50,972
‫خلاصه بهم گفت...

469
00:25:51,013 --> 00:25:52,682
‫با روماندیا بیشتر آشنا بشم.

470
00:25:54,058 --> 00:25:58,730
‫چی؟ خب، من توصیه‌ی یه زن
‫خوشحال و راضی رو قبول می‌کنم.

471
00:25:59,022 --> 00:26:00,314
‫یه چیزی پیدا کردم.

472
00:26:02,150 --> 00:26:06,446
‫به همه‌ی بیمارستان‌ها و سردخانه‌های
‫شهر زنگ زدم دنبال انریکه سارابیا بودم.

473
00:26:06,529 --> 00:26:07,530
‫خب؟

474
00:26:08,031 --> 00:26:10,950
‫چیزی پیدا نکردم چون اسم کاملش

475
00:26:11,034 --> 00:26:13,036
‫انریکه سارابیا مدیناست.

476
00:26:13,786 --> 00:26:15,830
‫با فامیل مادرش امتحان کردم،

477
00:26:15,913 --> 00:26:17,123
‫انریکه مدینا،

478
00:26:17,248 --> 00:26:20,251
‫و یه بیمار با اون اسم تو یه بیمارستان
‫در سانتو توماس پیدا کردم.

479
00:26:20,335 --> 00:26:21,502
‫ممکنه خودش باشه.

480
00:26:22,045 --> 00:26:24,255
‫ولی بیمارستان از دادن
‫اطلاعات بیشتر خودداری کرد

481
00:26:24,339 --> 00:26:26,591
‫مگه اینکه یه افسر حضوری اونجا بره.

482
00:26:28,801 --> 00:26:31,054
‫می‌تونی بهمون بگی چه اتفاقی افتاد؟

483
00:26:32,180 --> 00:26:36,059
‫یه هفته پیش، به یک اعتراض دیگه رفته بود.

484
00:26:36,726 --> 00:26:39,270
‫می‌خواستن از دانشجوهای مونتری حمایت کنن.

485
00:26:40,063 --> 00:26:42,148
‫هالکونس معروف جلوشون رو گرفتن،

486
00:26:42,232 --> 00:26:43,775
‫که لباس شخصی پوشیده بودن

487
00:26:43,858 --> 00:26:46,319
‫و به سلاح‌های چوبی مجهز بودن،

488
00:26:46,528 --> 00:26:48,988
‫بعد شروع کردن به کتک زدن همه.

489
00:26:49,197 --> 00:26:51,366
‫پس، یه هفته‌ست اینجاست؟

490
00:26:51,449 --> 00:26:52,784
‫تو کما.

491
00:26:53,952 --> 00:26:54,953
‫می‌دونید چیه؟

492
00:26:55,787 --> 00:26:59,415
‫کسی که تقریباً اون رو تا حد مرگ
‫کتک زده رو سرزنش نمی‌کنم.

493
00:26:59,958 --> 00:27:02,502
‫کسی رو سرزنش می‌کنم که اون رو
‫به اعتراضات برده.

494
00:27:02,627 --> 00:27:05,505
‫که این ایده‌های خطرناک رو تو سرش گذاشته.

495
00:27:05,547 --> 00:27:07,924
‫که عملاً مجبورش کرده بره.

496
00:27:09,467 --> 00:27:10,635
‫این شخص کیه؟

497
00:27:11,678 --> 00:27:15,098
‫یکی از دوست‌های دانشگاهیش،
‫یه پسر به اسم دامیان اوخدا.

498
00:27:16,141 --> 00:27:18,560
‫داری می‌گی که پسرت و دامیان اوخدا

499
00:27:18,643 --> 00:27:21,438
‫بعد از سال ۶۸ در تماس بودن؟

500
00:27:21,521 --> 00:27:23,106
‫جدا نشدنی بودن.

501
00:27:23,189 --> 00:27:25,817
‫هر کاری دامیان می‌خواست
‫انریکه انجام می‌داد.

502
00:27:27,277 --> 00:27:29,195
‫حتی گیتار زدن رو هم ول کرد و...

503
00:27:30,488 --> 00:27:32,615
‫کاش می‌دیدین چقدر خوب می‌زد.

504
00:27:33,116 --> 00:27:36,953
‫ولی برای دامیان، تو مبارزه‌ش با پلیس،
‫جایی برای موسیقی نبود.

505
00:27:37,787 --> 00:27:42,333
‫انتقام گرفتن بابت اتفاق ۶۸، تنها چیزی
‫بود که درباره‌ش حرف می‌زدن، می‌دونین؟

506
00:27:43,001 --> 00:27:44,002
‫خانم.

507
00:27:47,005 --> 00:27:48,882
‫کاری از دستمون برمیاد براتون انجام بدیم؟

508
00:27:51,593 --> 00:27:56,848
‫فکر می‌کنید بتونید گیتارش رو
‫از خونه‌ی مادرم بیارید؟

509
00:27:58,058 --> 00:28:00,310
‫اگه می‌شد خودم می‌رفتم،

510
00:28:00,393 --> 00:28:03,396
‫ولی نمی‌خوام وقتی بیدار شد
‫تنها باشه، می‌دونی؟

511
00:28:05,690 --> 00:28:07,150
‫- دکتر؟
‫- بله؟

512
00:28:08,109 --> 00:28:10,028
‫شانس بیدار شدنش چقدره؟

513
00:28:10,570 --> 00:28:14,866
‫خب، آسیب مغزیش اونقدر شدید بود
‫که مجبور شدیم اون رو به کما ببریم.

514
00:28:15,951 --> 00:28:18,161
‫برای بیدار شدن، به یه معجزه احتیاج داره.

515
00:28:20,163 --> 00:28:22,374
‫- سوال دیگه‌ای نداری؟
‫- نه.

516
00:28:22,457 --> 00:28:23,667
‫با اجازه.

517
00:28:23,750 --> 00:28:24,751
‫ممنون.

518
00:28:35,845 --> 00:28:38,765
‫اسکوبدو درباره‌ی اینکه اسمش رو
‫منتشر نکنیم، درست می‌گفت.

519
00:28:39,349 --> 00:28:41,893
‫آدم‌های دیوانه‌ی زیادی هستن
‫که می‌خوان معروف بشن.

520
00:28:41,977 --> 00:28:43,520
‫هیچکس بیشتر از اسکوبدو دلش نمی‌خواد.

521
00:28:44,020 --> 00:28:45,856
‫نتیجه آزمایش خون رو داری؟

522
00:28:45,939 --> 00:28:46,940
‫آره.

523
00:28:47,649 --> 00:28:48,900
‫یه چیزی پیدا کردیم.

524
00:28:49,818 --> 00:28:50,819
‫چطور فهمیدی؟

525
00:28:51,403 --> 00:28:53,780
‫فقط یه علامت سوزن روی بازوش داره.

526
00:28:55,323 --> 00:28:57,284
‫یا همون شب شروع به تزریق کرده...

527
00:28:58,243 --> 00:28:59,536
‫یا مسموم شده.

528
00:29:00,620 --> 00:29:02,664
‫سدیم پنتوتال چیه؟

529
00:29:02,747 --> 00:29:06,626
‫یه مشتق باربیتوریک با جذب فوری.

530
00:29:06,710 --> 00:29:08,336
‫ولم کن!

531
00:29:08,420 --> 00:29:12,257
‫یه داروی بیهوشی عمومی که
‫سیستم عصبی رو سرکوب می‌کنه.

532
00:29:12,883 --> 00:29:15,218
‫و به عنوان تزریق کشنده استفاده می‌شه.

533
00:29:15,302 --> 00:29:16,887
‫گیر آوردنش سخته؟

534
00:29:16,970 --> 00:29:19,055
‫اگه کارمند بهداشت باشی، نه.

535
00:29:19,139 --> 00:29:21,183
‫ولی باید بلد باشی چطور تزریق کنی.

536
00:29:21,266 --> 00:29:22,434
‫ممنون، مرد.

537
00:29:26,396 --> 00:29:27,606
‫اکتاویو.

538
00:29:29,483 --> 00:29:31,401
‫خوشحالم که می‌بینم داری تحقیق می‌کنی.

539
00:29:33,570 --> 00:29:34,863
‫می‌بینمت.

540
00:29:46,958 --> 00:29:47,959
‫کارآگاه هررا هستم.

541
00:29:48,043 --> 00:29:49,503
‫جرا، دامیان بهمون دروغ گفت.

542
00:29:49,586 --> 00:29:52,506
‫گفت از ۶۸ انریکه رو ندیده.

543
00:29:52,589 --> 00:29:54,883
‫الان با مادرش حرف زدیم و تأیید کرد

544
00:29:54,967 --> 00:29:56,426
‫که هنوز باهم دوست بودن.

545
00:29:57,386 --> 00:29:59,471
‫ما تو بیمارستان سانتو توماس هستیم.

546
00:29:59,554 --> 00:30:01,807
‫صبر کن، گابینا. همونجا بمون.
‫دارم میام، باشه؟

547
00:30:01,890 --> 00:30:02,891
‫نه، نیا.

548
00:30:02,975 --> 00:30:05,686
‫یه هفته‌ست تو کماست
‫و کسی که دنبالش می‌گردیم، این نیست.

549
00:30:05,769 --> 00:30:08,772
‫گابینا، عذر موجه دامیان تأیید شده.

550
00:30:08,855 --> 00:30:11,817
‫پس چرا درباره دیدار با انریکه دروغ می‌گفت؟

551
00:30:23,120 --> 00:30:24,746
‫چلا، می‌شه یه لحظه ما رو ببخشی؟

552
00:30:28,667 --> 00:30:30,002
‫سرم شلوغه.

553
00:30:31,044 --> 00:30:32,880
‫عذر موجه دامیان اوخدا رو تأیید کردی؟

554
00:30:33,755 --> 00:30:34,756
‫آره.

555
00:30:36,925 --> 00:30:38,886
‫باید دوباره بپرسم، پلوتارکو؟

556
00:30:40,345 --> 00:30:41,847
‫با مسئولش حرف زدم.

557
00:30:42,556 --> 00:30:43,765
‫رفتی کارخانه؟

558
00:30:45,517 --> 00:30:46,685
‫یه تلفن زدم...

559
00:30:46,768 --> 00:30:47,978
‫خدا بگم چیکارت کنه!

560
00:30:48,395 --> 00:30:50,063
‫من بهت دستور دادم.

561
00:30:51,648 --> 00:30:53,609
‫شخصاً از خودت خواستم.

562
00:30:54,359 --> 00:30:55,527
‫این دفعه چی بود؟

563
00:30:56,904 --> 00:30:59,156
‫نوشیدنی؟ شرط‌بندی؟ ولگردی؟

564
00:30:59,239 --> 00:31:01,241
‫هی، آروم باش. آروم باش.

565
00:31:04,036 --> 00:31:06,163
‫یا یه توضیح قانع‌کننده بهم می‌دی،

566
00:31:06,580 --> 00:31:09,291
‫یا نشونت رو بهم می‌دی
‫و با یه تعلیق می‌ری خونه.

567
00:31:11,585 --> 00:31:14,213
‫رفتم لباس جشن ۱۵ سالگی دخترم رو بگیرم.

568
00:31:15,881 --> 00:31:19,385
‫مغازه قرار بود بفرسته خونه‌مون و نفرستاد.

569
00:31:19,968 --> 00:31:21,220
‫خودت می‌دونی،

570
00:31:21,303 --> 00:31:23,138
‫آدم رو گول می‌زنن.

571
00:31:24,056 --> 00:31:25,474
‫خب، مشکلش چیه؟

572
00:31:27,059 --> 00:31:29,311
‫دامیان اوخدا درباره‌ی عذر موجه‌ش دروغ گفت.

573
00:31:30,521 --> 00:31:31,772
‫مجبور شدم ولش کنم.

574
00:31:34,149 --> 00:31:38,404
‫قاتل احتمالی یک مامور پلیس
‫به خاطر تو آزاد شده.

575
00:31:41,115 --> 00:31:42,116
‫ببین، جراردو.

576
00:31:42,866 --> 00:31:43,867
‫همونجا بمون.

577
00:31:44,410 --> 00:31:45,661
‫به اندازه‌ی کافی کار کردی.

578
00:31:48,956 --> 00:31:50,749
‫همگی برگردین سر کارتون!

579
00:32:00,676 --> 00:32:01,760
‫هررا.

580
00:32:02,177 --> 00:32:03,262
‫صبر کن.

581
00:32:04,513 --> 00:32:05,723
‫وقتش رو ندارم.

582
00:32:05,806 --> 00:32:08,684
‫- دامیان اوخدا دانشجوی پزشکی بوده.
‫- خب؟

583
00:32:08,726 --> 00:32:11,812
‫فیلیبرتو گِرا بر اثر مصرف
‫بیش از حد سدیم پنتوتال مُرد.

584
00:32:12,438 --> 00:32:16,233
‫یه ماده‌ی شیمیایی که گیر آوردنش
‫خیلی سخته و تزریقش سخت‌تر.

585
00:32:16,358 --> 00:32:18,611
‫ولی برای یه دانشجوی پزشکی سخت نیست.

586
00:32:20,279 --> 00:32:22,406
‫برای یه دانشجوی پزشکی سخت نیست.

587
00:32:26,577 --> 00:32:29,580
‫داری می‌گی تو کل این کارخانه، هیچکس نیست

588
00:32:29,663 --> 00:32:33,417
‫که بتونه تأیید کنه دامیان
‫کل شیفت سر پستش بوده یا نه؟

589
00:32:33,501 --> 00:32:34,543
‫خب، نه.

590
00:32:35,127 --> 00:32:36,754
‫کارش این بود که تنها باشه.

591
00:32:37,421 --> 00:32:39,298
‫ولی هیچوقت مشکلی نداشتیم.

592
00:32:39,381 --> 00:32:43,260
‫ببین، ولی این احتمال هست
‫که وسط شیفت رفته باشه

593
00:32:43,344 --> 00:32:45,346
‫و بدون اینکه کسی بفهمه،
‫برگشته باشه؟

594
00:32:45,971 --> 00:32:47,473
‫گمونم احتمالش باشه.

595
00:32:48,182 --> 00:32:49,433
‫جراردو.

596
00:32:49,517 --> 00:32:51,227
‫واکا الان از طریق بیسیم خبر داد.

597
00:32:51,310 --> 00:32:52,812
‫دامیان اوخدا رسیده خونه.

598
00:32:52,937 --> 00:32:55,189
‫هیچکس تکون نمی‌خوره تا ما برسیم، دیاز.

599
00:32:55,773 --> 00:32:56,941
‫نمی‌خوام بترسونمش.

600
00:32:57,483 --> 00:32:58,818
‫خیلی ممنون. ببخشید.

601
00:33:03,072 --> 00:33:06,909
‫پس ما اینجا بشینیم و هیچ
‫کاری نکنیم تا اونا دستگیرش کنن؟

602
00:33:06,992 --> 00:33:08,119
‫والنتینا،

603
00:33:08,202 --> 00:33:09,870
‫سعی کن یه روز رو بدون شکایت

604
00:33:09,954 --> 00:33:12,331
‫از هر چیزی که نداری و هر کاری
‫که نمی‌تونی بکنی، بگذرونی.

605
00:33:12,832 --> 00:33:14,917
‫اگه به خاطر شماها نبود،

606
00:33:15,000 --> 00:33:17,086
‫اونا کسی رو دستگیر نمی‌کردن.

607
00:33:17,169 --> 00:33:18,170
‫همین کافی نیست؟

608
00:33:18,254 --> 00:33:19,755
‫منم دلم می‌خواست باهاشون برم.

609
00:33:20,339 --> 00:33:22,174
‫ولی فقط به خاطر اینکه ما دستگیرش نمی‌کنیم،

610
00:33:22,258 --> 00:33:24,343
‫به این معنی نیست که کاری نداریم.

611
00:33:24,760 --> 00:33:26,220
‫می‌تونیم یه کار مفید بکنیم.

612
00:33:26,470 --> 00:33:28,806
‫می‌تونیم گیتار انریکه رو ببریم پیش مادرش.

613
00:33:29,807 --> 00:33:30,933
‫این چه فایده‌ای داره؟

614
00:33:31,517 --> 00:33:33,102
‫انریکه تو کماست و دکتر گفت...

615
00:33:33,185 --> 00:33:36,314
‫می‌دونم چی گفت. ولی می‌تونیم
‫به مادرش یه کم امید بدیم.

616
00:33:37,023 --> 00:33:38,774
‫این تنها کاریه که الان می‌تونیم بکنیم.

617
00:33:42,403 --> 00:33:43,529
‫خب؟

618
00:33:44,155 --> 00:33:45,364
‫هنوز داخله.

619
00:33:47,033 --> 00:33:49,577
‫تقریباً ۲۰ دقیقه پیش، پرده‌ها رو کشید.

620
00:33:50,661 --> 00:33:51,954
‫هیچ اتفاق دیگه‌ای نیفتاد.

621
00:33:53,539 --> 00:33:55,082
‫باید فرض کنیم مسلحه.

622
00:33:56,500 --> 00:33:57,501
‫بریم.

623
00:34:07,678 --> 00:34:09,013
‫مطمئنی اینجاست؟

624
00:34:09,764 --> 00:34:11,641
‫این آدرسیه که ارمینیا بهمون داد.

625
00:34:31,953 --> 00:34:32,954
‫دامیان اوخدا.

626
00:34:36,374 --> 00:34:38,084
‫دست‌هات رو بگیر بالا و بیا بیرون، آشغال!

627
00:34:47,051 --> 00:34:48,636
‫نباید ماری‌جوانا بکشی.

628
00:34:49,387 --> 00:34:50,388
‫غیرقانونیه.

629
00:34:51,055 --> 00:34:53,182
‫به علاوه، می‌تونه روی
‫عکس‌العمل‌هات تأثیر بذاره.

630
00:34:53,599 --> 00:34:54,809
‫با چیزای دیگه.

631
00:34:56,185 --> 00:34:57,812
‫بیا یه بازی بکنیم.

632
00:34:57,895 --> 00:34:59,147
‫من به کشیدن ادامه می‌دم،

633
00:34:59,605 --> 00:35:01,983
‫و تو بهم می‌گی چه چیزای دیگه‌ای
‫می‌تونه تحت تأثیر قرار بده.

634
00:35:02,942 --> 00:35:04,402
‫باشه.

635
00:35:24,255 --> 00:35:25,256
‫گابینا.

636
00:35:34,724 --> 00:35:37,143
‫- اینجا عکس رو گرفته بودن.
‫- آره.

637
00:35:37,226 --> 00:35:38,227
‫[گروه مارکسیستی نارسیسو]

638
00:35:38,311 --> 00:35:40,021
‫- بیا اون گیتار رو پیدا کنیم و بریم.
‫- آره.

639
00:35:49,197 --> 00:35:50,198
‫خالیه.

640
00:35:51,449 --> 00:35:53,284
‫کار احمقانه نکن، پسر.

641
00:36:08,258 --> 00:36:09,300
‫اینجا کسی نیست.

642
00:36:21,938 --> 00:36:22,939
‫دامیان.

643
00:36:26,192 --> 00:36:27,402
‫دامیان؟

644
00:36:27,527 --> 00:36:30,238
‫دست‌هات رو آروم بالا بیار.

645
00:36:34,075 --> 00:36:35,201
‫دامیان اوخدا.

646
00:36:42,459 --> 00:36:43,460
‫ماریا.

647
00:36:44,419 --> 00:36:45,420
‫ماریا.

648
00:36:50,425 --> 00:36:51,801
‫- خوبی؟
‫- خوبم. آره. تو خوبی؟

649
00:36:51,885 --> 00:36:53,011
‫- آره.
‫- بریم.

650
00:36:56,306 --> 00:36:57,390
‫درخواست نیروی کمکی بده.

651
00:36:59,684 --> 00:37:00,935
‫مرکز. مرکز.

652
00:37:02,812 --> 00:37:04,522
‫دامیان! لعنت!

653
00:37:06,274 --> 00:37:07,359
‫وایستا!

654
00:37:12,447 --> 00:37:14,240
‫پلیس!

655
00:37:14,324 --> 00:37:15,325
‫دامیان!

656
00:37:15,408 --> 00:37:16,785
‫وال!

657
00:37:16,868 --> 00:37:18,828
‫والنتینا!

658
00:37:20,830 --> 00:37:22,707
‫ببخشید. ببخشید.

659
00:37:22,791 --> 00:37:24,668
‫ببخشید، آقا. مواظب باشید!

660
00:37:27,879 --> 00:37:28,880
‫جلوت رو نگاه کن!

661
00:37:29,547 --> 00:37:31,174
‫وایستا، دامیان!

662
00:37:34,344 --> 00:37:35,345
‫دامیان!

663
00:37:38,223 --> 00:37:39,516
‫والنتینا!

664
00:38:23,185 --> 00:38:24,186
‫وال!

665
00:38:33,069 --> 00:38:34,070
‫وال!

666
00:38:35,864 --> 00:38:38,075
‫وایستا، وایستا! وایستین!

667
00:38:38,909 --> 00:38:39,993
‫خوبین؟

668
00:38:40,702 --> 00:38:42,120
‫آره، خوبیم. خوبیم.

669
00:38:42,662 --> 00:38:45,415
‫فرار کرد. اون... ما باید...

670
00:38:45,499 --> 00:38:46,917
‫غیرممکنه.

671
00:38:52,214 --> 00:38:53,256
‫مرکز، مرکز.

672
00:38:53,340 --> 00:38:55,884
‫ستوان دلا توره هستم. می‌شنوید؟

673
00:39:01,598 --> 00:39:03,475
‫اون رو ببر زیرزمین کلانتری.

674
00:39:13,193 --> 00:39:15,112
‫هشدار سراسری صادر کردیم.

675
00:39:16,780 --> 00:39:19,616
‫همه‌ی گروه‌ها تو شیفت مضاعف هستن.

676
00:39:23,036 --> 00:39:24,037
‫هی.

677
00:39:26,206 --> 00:39:27,624
‫زنده‌ای.

678
00:39:28,458 --> 00:39:31,211
‫جایی که من بزرگ شدم،
‫این اتفاق رو به فال نیک می‌گیریم.

679
00:39:33,338 --> 00:39:34,881
‫باریکلا بخند.

680
00:39:40,262 --> 00:39:41,847
‫یه جا می‌شناسم زیاد از اینجا دور نیست.

681
00:39:43,348 --> 00:39:45,017
‫یه نوشیدنی بد نیست.

682
00:39:45,100 --> 00:39:46,226
‫چی؟

683
00:39:46,310 --> 00:39:47,561
‫من و تو؟

684
00:39:48,145 --> 00:39:49,897
‫- آره. یا نه؟
‫- نه.

685
00:39:50,647 --> 00:39:52,274
‫یعنی، اگه نمی‌تونی...

686
00:39:52,858 --> 00:39:54,059
‫برنامه دارم.

687
00:39:54,109 --> 00:39:56,278
‫با دخترها می‌رم بیرون.

688
00:39:56,361 --> 00:39:58,906
‫آره، باشه. خب،
‫وقتی هیچکدوممون مشغول نبودیم.

689
00:39:58,989 --> 00:40:00,073
‫آره.

690
00:40:01,283 --> 00:40:03,076
‫- شب بخیر.
‫- آره، شب بخیر.

691
00:40:07,247 --> 00:40:08,832
‫بریم یه نوشیدنی بخوریم؟

692
00:40:08,916 --> 00:40:10,083
‫چی؟

693
00:40:10,167 --> 00:40:13,170
‫یعنی، روز سختی داشتیم.

694
00:40:13,212 --> 00:40:15,964
‫ولی برای گرفتن دامیان
‫کاری از دستمون برنمیاد.

695
00:40:16,006 --> 00:40:17,382
‫و خوشبختانه،

696
00:40:17,424 --> 00:40:18,634
‫هنوز زنده‌ایم.

697
00:40:19,551 --> 00:40:20,928
‫و فکر می‌کنم

698
00:40:20,969 --> 00:40:23,013
‫یه نوشیدنی حقمونه.

699
00:40:23,097 --> 00:40:25,099
‫به نظرم ایده‌ی خوبیه.

700
00:40:25,182 --> 00:40:26,558
‫خب، می‌تونیم بریم خونه‌ی من.

701
00:40:26,642 --> 00:40:30,270
‫یه بطری باز کنیم و تفریح کنیم.

702
00:40:31,230 --> 00:40:33,357
‫برنامه‌ت از این خسته‌کننده‌تر می‌شه، ماریا؟

703
00:40:33,399 --> 00:40:36,944
‫اگه واقعاً می‌خوای جشن بگیری،
‫من یه جای عالی می‌شناسم.

704
00:40:37,069 --> 00:40:38,278
‫ببخشید، فقط سه تا.

705
00:40:38,362 --> 00:40:39,363
‫اگه ممکنه.

706
00:40:39,446 --> 00:40:40,572
‫من نصفه می‌خورم.

707
00:40:43,325 --> 00:40:44,660
‫چیه؟ می‌خوام کم بخورم.

708
00:40:44,743 --> 00:40:47,496
‫ماریا، بیا، یه چیز متفاوت رو امتحان کن،
‫خواهش می‌کنم.

709
00:40:47,579 --> 00:40:51,083
‫اینکه من اینجام به اندازه‌ی کافی
‫برات متفاوت نیست؟

710
00:40:51,166 --> 00:40:54,086
‫- وال، اینجا فوق‌العاده‌ست.
‫- آره، درست نمی‌گم؟

711
00:40:54,211 --> 00:40:56,338
‫به علاوه، هر کسی می‌تونه بره روی صحنه.

712
00:40:56,463 --> 00:40:58,007
‫برای خوندن؟

713
00:40:58,090 --> 00:41:00,009
‫نمی‌دونم، هر کاری.

714
00:41:00,092 --> 00:41:02,094
‫خوندن، حرف زدن.

715
00:41:02,845 --> 00:41:04,680
‫شعبده‌بازی. هر چیزی.

716
00:41:04,763 --> 00:41:05,973
‫تو باید بری بالا، ماریا.

717
00:41:06,390 --> 00:41:08,434
‫دیوونه شدی؟ خیلی خجالت‌آوره.

718
00:41:09,018 --> 00:41:10,394
‫مگه نمی‌خوای خودت رو بشناسی؟

719
00:41:11,645 --> 00:41:13,731
‫و جلوی همه خودم رو مسخره کنم؟

720
00:41:13,814 --> 00:41:14,982
‫- نه، ممنون.
‫- می‌دونی چیه؟

721
00:41:15,065 --> 00:41:18,152
‫گور بابای این همه اهمیت دادن به نظر بقیه.

722
00:41:18,235 --> 00:41:20,154
‫ماریا، تو کل عمرت همین کار رو کردی.

723
00:41:20,237 --> 00:41:21,488
‫و می‌دونی چیه؟

724
00:41:21,572 --> 00:41:23,616
‫اگه نتیجه‌ای متفاوت می‌خوای،

725
00:41:23,657 --> 00:41:25,701
‫باید کارهای متفاوت بکنی.

726
00:41:25,784 --> 00:41:27,578
‫و باید قالب رو بشکنی،

727
00:41:27,661 --> 00:41:30,331
‫و تو موقعیت‌هایی بری که ممکنه بترسوننت.

728
00:41:30,414 --> 00:41:31,540
‫چون اگه نری،

729
00:41:33,083 --> 00:41:34,877
‫چطور می‌خوای بفهمی کی هستی؟

730
00:41:36,962 --> 00:41:38,380
‫برای تو آسونه که اینطور بگی.

731
00:41:40,674 --> 00:41:42,092
‫تو شجاعی.

732
00:41:42,176 --> 00:41:43,511
‫تو هم شجاعی.

733
00:41:44,887 --> 00:41:47,139
‫- من رو ببین.
‫- خانم‌ها و خانم‌ها.

734
00:41:47,223 --> 00:41:48,224
‫تو شجاعی.

735
00:41:48,307 --> 00:41:51,519
‫لطفاً به این خانم خوش‌آمدید...
‫اسمت چیه، عزیزم؟

736
00:41:51,602 --> 00:41:53,395
‫آنجلس کروز.

737
00:41:53,479 --> 00:41:54,772
‫- آنجلس کروز.
‫- چی؟

738
00:41:54,855 --> 00:41:56,148
‫داره چیکار می‌کنه؟

739
00:42:01,153 --> 00:42:03,113
‫- این وضعیت خوب نیست.
‫- چیکار کنیم؟

740
00:42:11,831 --> 00:42:12,915
‫چی بگم؟

741
00:42:13,582 --> 00:42:14,834
‫هر چیزی.

742
00:42:14,875 --> 00:42:16,460
‫سخنرانی،

743
00:42:16,544 --> 00:42:18,170
‫شعر.

744
00:42:18,712 --> 00:42:20,965
‫«ای مردان احمقی که زن‌ها رو
‫بی‌دلیل سرزنش می‌کنید،

745
00:42:21,048 --> 00:42:24,468
‫بدون اینکه بفهمید خودتان دلیل همان
‫چیزی هستید که سرزنش می‌کنید.

746
00:42:26,387 --> 00:42:29,473
‫اگر با میل بی‌حد و حصر،
‫خشمشان را برمی‌انگیزید،

747
00:42:29,557 --> 00:42:32,643
‫چطور انتظار دارید خوش‌رفتار باشند،
‫وقتی شما آن‌ها را به بدی ترغیب می‌کنید؟»

748
00:42:32,727 --> 00:42:34,520
‫باریکلا، دختر!

749
00:42:37,690 --> 00:42:40,651
‫«با لطف و بی‌اعتنایی،
‫هر دو را یکسان نگه می‌دارید.

750
00:42:40,735 --> 00:42:44,238
‫اگر بدرفتاری کنند شکایت می‌کنید
‫و اگر خوب رفتار کنند مسخره‌شان می‌کنید.»

751
00:42:45,448 --> 00:42:46,824
‫آره!

752
00:42:48,409 --> 00:42:51,329
‫«چرا از گناهی که همه‌ی شما دارید
‫خشمگین می‌شوید؟

753
00:42:51,412 --> 00:42:54,790
‫آن هم وقتی در وعده و اصرار،

754
00:42:54,874 --> 00:42:58,294
‫با شر، نفس و دنیا هم‌صدا می‌شوید.»

755
00:43:02,506 --> 00:43:03,507
‫تموم شد.

756
00:43:03,591 --> 00:43:04,967
‫اوه، آره!

757
00:43:05,051 --> 00:43:06,093
‫آفرین!

758
00:43:06,177 --> 00:43:07,970
‫فوق‌العاده‌ای!

759
00:43:13,392 --> 00:43:14,602
‫آفرین، آنجلس!

760
00:43:14,685 --> 00:43:16,479
‫آنجلس، چی شد که این کار رو کردی؟

761
00:43:16,562 --> 00:43:18,314
‫می‌خواستم قالب رو بشکنم.

762
00:43:18,397 --> 00:43:21,442
‫آنجلس، فوق‌العاده بود!

763
00:43:21,525 --> 00:43:22,693
‫- آره.
‫- ممنون.

764
00:43:23,277 --> 00:43:25,446
‫- می‌رم بشینم.
‫- آره، بریم.

765
00:43:26,614 --> 00:43:27,823
‫ببخشید.

766
00:43:27,907 --> 00:43:31,452
‫سه تا لیوان پُر و یه نصفه می‌خوایم.

767
00:43:31,536 --> 00:43:33,287
‫چهار تا. چهار تا لیوان پُر بیار.

768
00:43:39,961 --> 00:43:41,712
‫سور خوانا اینس دلا کروز؟

769
00:43:42,630 --> 00:43:45,007
‫باورم نمی‌شه یه راهبه اینو نوشته.

770
00:43:46,551 --> 00:43:49,554
‫هی. می‌تونی یه کم از شعرهاش رو بهم قرض بدی؟

771
00:43:50,680 --> 00:43:51,848
‫کتاب قرض نمی‌دم،

772
00:43:51,889 --> 00:43:53,975
‫ولی می‌تونی بیای خونه‌م بخونیش.

773
00:43:54,642 --> 00:43:55,643
‫باشه.

774
00:43:58,020 --> 00:44:01,107
‫- وال. یه تصمیمی گرفتم.
‫- درباره‌ی چی؟

775
00:44:01,607 --> 00:44:02,900
‫روماندیا.

776
00:44:03,776 --> 00:44:05,278
‫می‌خوام که به توصیه‌ی کارو عمل کنم.

777
00:44:05,361 --> 00:44:06,654
‫وای خدا.

778
00:44:09,157 --> 00:44:10,450
‫اینو پیش‌بینی نمی‌کردم.

779
00:44:11,826 --> 00:44:14,162
‫از کجا بدونم عجول بودن سودی نداره،

780
00:44:14,245 --> 00:44:16,164
‫وقتی هیچوقت پیش‌قدم نشدم؟

781
00:44:18,666 --> 00:44:21,210
‫- دیوونه‌ام؟
‫- نه. اصلاً.

782
00:44:22,420 --> 00:44:23,629
‫باشه، پس.

783
00:44:26,507 --> 00:44:27,592
‫خداحافظ، دخترها.

784
00:44:27,675 --> 00:44:28,676
‫خداحافظ.

785
00:44:29,510 --> 00:44:30,720
‫کجا می‌ره؟

786
00:44:31,095 --> 00:44:32,472
‫می‌ره قالب رو بشکنه.

787
00:44:58,998 --> 00:45:01,125
‫پس قالب شکستن یعنی همین.

788
00:45:01,209 --> 00:45:03,002
‫- مطمئناً.
‫- چی؟ چی؟

789
00:45:03,628 --> 00:45:05,338
‫نمی‌دونم. تو بهم بگو.

790
00:45:05,421 --> 00:45:07,131
‫یا گزینه‌ی دیگه‌ای داری؟

791
00:45:08,132 --> 00:45:10,510
‫- سرده؟
‫- سوالت بهم برخورد...

792
00:45:11,135 --> 00:45:12,512
‫خیلی بهم برخورد، خانم.

793
00:45:13,930 --> 00:45:15,348
‫بفرما.

794
00:45:33,032 --> 00:45:34,242
‫برگشتیم،

795
00:45:34,325 --> 00:45:37,370
‫و اینجا کنار ما در استودیو،
‫رئیس اسکوبدو حضور دارن،

796
00:45:37,453 --> 00:45:40,999
‫مردی که مسئول دستگیری
‫یک قاتل خطرناک دیگه بوده.

797
00:45:41,082 --> 00:45:42,750
‫رئیس اسکوبدو، به استودیو خوش اومدید.

798
00:45:43,418 --> 00:45:45,211
‫ممنون، یاکوبو.

799
00:45:45,295 --> 00:45:46,296
‫[امیلیو اسکوبدو
‫رئیس پلیس]

800
00:45:46,379 --> 00:45:49,048
‫و از همه‌ی کسایی که پای تلویزیون هستن
‫تشکر می‌کنم.

801
00:45:49,132 --> 00:45:53,219
‫درسته که مردان آبی‌پوش ما
‫یک دستگیری بزرگ انجام دادن.

802
00:45:53,303 --> 00:45:56,473
‫ولی وظیفه‌مه که به همه بگم

803
00:45:56,556 --> 00:45:58,850
‫که شهر پاک نیست.

804
00:45:58,933 --> 00:46:01,019
‫که شهر امن نیست...

805
00:46:09,986 --> 00:46:11,863
‫از کجا می‌دونی که می‌شه
‫به این طرف اعتماد کرد؟

806
00:46:11,946 --> 00:46:15,075
‫فقط باید قیمتش رو بدیم،
‫مثل همه‌ی پلیس‌های کوفتی دیگه.

807
00:46:15,158 --> 00:46:18,495
‫دارین می‌گین خیابون‌ها
‫هیچوقت امن نخواهند بود؟

808
00:46:18,578 --> 00:46:19,746
‫نه، یاکوبو.

809
00:46:19,829 --> 00:46:22,165
‫منظورم از این حرف، این بود که

810
00:46:22,207 --> 00:46:23,917
‫همیشه خلافکارها هستن.

811
00:46:24,793 --> 00:46:27,545
‫ولی پلیس همیشه

812
00:46:28,088 --> 00:46:29,381
‫آماده‌ست

813
00:46:29,422 --> 00:46:31,591
‫تا سریع و موثر

814
00:46:32,300 --> 00:46:34,803
‫با اونا روبرو بشه.

815
00:46:34,886 --> 00:46:36,805
‫یه لحظه صبر کنین، رئیس.

816
00:46:36,888 --> 00:46:40,767
‫ولی الان یه چیز غیرعادی
‫تو استودیو دریافت کردیم.

817
00:46:40,850 --> 00:46:43,103
‫یه نوار ویدئویی که از ما خواستن

818
00:46:43,144 --> 00:46:45,438
‫با حضور شما در اینجا،
‫به‌صورت زنده پخشش کنیم.

819
00:46:46,189 --> 00:46:47,732
‫یه نوار ویدئویی، یاکوبو؟

820
00:46:47,816 --> 00:46:49,442
‫بیشتر شبیه یه پیام

821
00:46:49,484 --> 00:46:52,320
‫از طرف قاتلی که تازه مُرده.

822
00:46:53,238 --> 00:46:55,365
‫چه خبر، ستوان؟ چطوری؟

823
00:46:57,075 --> 00:46:58,243
‫پولم رو آوردی؟

824
00:46:59,035 --> 00:47:01,538
‫این باید یه شوخی بیمارگونه باشه.

825
00:47:01,621 --> 00:47:05,750
‫و اگه اینطوره،
‫پلیس باید اول ویدئو رو ببینه.

826
00:47:06,209 --> 00:47:10,505
‫پلیس هم می‌بینه.
‫ولی وظیفه‌ی اول ما در قبال مردمه.

827
00:47:10,881 --> 00:47:12,173
‫نوار رو پخش کن.

828
00:47:15,051 --> 00:47:17,762
‫اسم من فیلیبرتو گِرا واسکز هست،

829
00:47:17,846 --> 00:47:19,472
‫و این اعتراف منه.

830
00:47:19,556 --> 00:47:21,683
‫به مدت ۲۸ سال،

831
00:47:21,725 --> 00:47:24,436
‫از سال ۱۹۲۶ تا ۱۹۵۴،

832
00:47:24,477 --> 00:47:27,606
‫عضو اداره‌ی پلیس مکزیکو سیتی بودم.

833
00:47:28,982 --> 00:47:30,484
‫وقتی افسر بودم،

834
00:47:30,525 --> 00:47:33,236
‫رشوه گرفتم، صدها رشوه.

835
00:47:33,278 --> 00:47:35,280
‫به شاهدها سخت گرفتم،

836
00:47:35,363 --> 00:47:39,201
‫و مردم رو شکنجه کردم
‫تا اعترافات دروغین بدن.

837
00:47:40,243 --> 00:47:41,661
‫بعد یه مدت،

838
00:47:41,745 --> 00:47:43,497
‫افراد دولت با من تماس گرفتن

839
00:47:43,622 --> 00:47:45,415
‫تا جاسوسی چند کمونیست رو بکنم.

840
00:47:45,540 --> 00:47:47,375
‫اون بچه‌های لعنتی.

841
00:47:48,043 --> 00:47:51,129
‫بعضی از اونا رو سال ۶۸ کشتم.

842
00:47:52,089 --> 00:47:55,300
‫اونایی که فرار کردن، بالاخره پیداشون کردم.

843
00:47:55,383 --> 00:47:57,177
‫یکی رو تو آپارتمانش کشتم.

844
00:47:58,470 --> 00:48:00,347
‫یکی دیگه رو تو کلیسا کشتم.

845
00:48:01,556 --> 00:48:03,767
‫لباس کشیش پوشیده بود.

846
00:48:03,850 --> 00:48:07,104
‫ولی از جلوی در بوی کمونیسم می‌اومد...

847
00:48:08,397 --> 00:48:10,607
‫چیز دیگه‌ای می‌خوای بدونی؟

848
00:48:10,691 --> 00:48:13,735
‫ظاهراً رئیس اسکوبدو

849
00:48:13,777 --> 00:48:15,404
‫مجبور شد بره.

850
00:48:15,821 --> 00:48:18,615
‫بریم آگهی‌های بازرگانی رو ببینیم،
‫بعد برمی‌گردیم.

851
00:48:34,673 --> 00:48:39,678
‫«ترجمه از خشایار»

852
00:49:05,120 --> 00:49:07,623
‫[ستوان پلیس]

853
00:49:09,623 --> 00:49:19,623
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M