1
00:00:04,170 --> 00:00:08,208
‫ساعت ۵:۰۵ عصر،
‫صدای ما رو از رادیو ازمرالدا می‌شنوید،

2
00:00:08,258 --> 00:00:11,294
‫موج ۹۲.۸ اف‌ام.

3
00:00:11,344 --> 00:00:13,263
‫گنجینه‌ی موسیقی.

4
00:00:14,013 --> 00:00:15,306
‫عزیزم!

5
00:00:17,267 --> 00:00:19,060
‫ببین چی گرفتم.

6
00:00:21,688 --> 00:00:22,939
‫پلوتارکو. نه.

7
00:00:24,149 --> 00:00:25,400
‫لطفاً.

8
00:00:25,442 --> 00:00:27,152
‫مهمه.

9
00:00:27,235 --> 00:00:29,070
‫از همه مهم‌تر اینه که خوراک سر سفره باشه.

10
00:00:30,530 --> 00:00:32,732
‫یه سالن رقص کوچیک اصلاً سالن رقص نیست.

11
00:00:32,782 --> 00:00:35,910
‫- اون یه کمده.
‫- می‌دونم، ولی بیشتر از این نمی‌تونیم.

12
00:00:37,620 --> 00:00:39,456
‫خب، به هر حال از تو نپرسیدم، باشه؟

13
00:00:39,497 --> 00:00:41,249
‫پولش رو خودم می‌دم و قضیه تمومه.

14
00:00:41,291 --> 00:00:43,042
‫آخه جشن تولد پونزده سالگیشه.

15
00:00:43,960 --> 00:00:44,961
‫جدی؟

16
00:00:45,962 --> 00:00:47,547
‫بعد پولش رو از کجا میاری؟

17
00:00:48,047 --> 00:00:50,959
‫خب، کم‌خرجی می‌کنیم
‫و مشکلی پیش نمیاد.

18
00:00:51,009 --> 00:00:53,511
‫- سه ماهه ترک اعتیاد کردی.
‫- چهار ماه.

19
00:00:55,138 --> 00:00:56,473
‫همینطور ادامه می‌دم.

20
00:00:57,390 --> 00:00:58,967
‫منظورت چیه؟

21
00:00:59,017 --> 00:01:00,176
‫که اگه اون پول رو از دست بدی،

22
00:01:00,226 --> 00:01:02,520
‫نه سالن بزرگ می‌مونه و نه کوچیک.

23
00:01:03,646 --> 00:01:05,231
‫قصد شرط‌بندی نداشتم.

24
00:01:06,733 --> 00:01:07,901
‫لعنتی.

25
00:01:10,028 --> 00:01:11,029
‫عزیزم.

26
00:01:12,405 --> 00:01:13,531
‫اشکالی نداره،

27
00:01:13,573 --> 00:01:14,657
‫مشکلی نیست.

28
00:01:15,533 --> 00:01:16,534
‫باشه.

29
00:01:17,285 --> 00:01:18,828
‫ببین، به روش تو انجامش می‌دیم.

30
00:01:20,330 --> 00:01:21,990
‫ولی تو این رو به لولو توضیح می‌دی.

31
00:01:22,040 --> 00:01:24,659
‫- چی رو توضیح بدم؟
‫- عزیزم.

32
00:01:24,709 --> 00:01:26,327
‫- بابا.
‫- چطوری عزیزم؟

33
00:01:26,377 --> 00:01:28,588
‫لولوکای قشنگم.

34
00:01:29,339 --> 00:01:33,084
‫من و مامانت داشتیم دعوا می‌کردیم
‫که تو تولدت چه آهنگی برقصیم.

35
00:01:33,134 --> 00:01:34,169
‫عالیه،

36
00:01:34,219 --> 00:01:35,386
‫چون من یه ایده دارم.

37
00:01:35,428 --> 00:01:37,005
‫«نَت کینگ کول»، بابا.

38
00:01:37,055 --> 00:01:38,715
‫- انگلیسی؟
‫- اوهوم.

39
00:01:38,765 --> 00:01:40,133
‫نه، نه، نه، نه. من نمی‌خوام...

40
00:01:40,183 --> 00:01:42,143
‫با چیزی که نمی‌فهمم نمی‌رقصم.

41
00:01:43,061 --> 00:01:45,054
‫ولی همه با آهنگ‌های انگلیسی می‌رقصن.

42
00:01:45,104 --> 00:01:46,940
‫آره، خب، من مثل همه نیستم.

43
00:01:48,024 --> 00:01:51,895
‫چون خارجی‌ها نمی‌تونن آهنگی به قشنگی...

44
00:01:51,945 --> 00:01:54,230
‫♪ باشد که بی‌نهایت بدون ستاره بماند ♪

45
00:01:54,280 --> 00:01:55,648
‫نه.

46
00:01:55,698 --> 00:01:57,066
‫♪ یا اقیانوس پهناور ♪

47
00:01:57,116 --> 00:01:58,701
‫- ♪ بی‌عظمت ♪
‫- مامان، نه...

48
00:02:07,168 --> 00:02:09,170
‫اینکه دیشب خونه نیومده

49
00:02:09,963 --> 00:02:11,756
‫به این معنی نیست که مفقوده.

50
00:02:12,966 --> 00:02:14,792
‫تو لوزانو رو بهتر از
‫هر کس دیگه‌ای می‌شناسی.

51
00:02:14,842 --> 00:02:17,345
‫شوهرم رو می‌شناسم،
‫ممکنه شب‌ها سرگردون بشه.

52
00:02:18,054 --> 00:02:19,714
‫ولی این بار فرق می‌کنه.

53
00:02:19,764 --> 00:02:21,516
‫فرق می‌کنه؟ مثلاً...

54
00:02:22,058 --> 00:02:24,260
‫مثل همه‌ی دفعات دیگه‌ای
‫که منتظرش بیدار موندی؟

55
00:02:24,310 --> 00:02:26,646
‫ببین. پلوتارکو مدت‌هاست
‫دیگه درگیر اون چیزها نیست.

56
00:02:27,272 --> 00:02:30,275
‫از وقتی که برنامه‌ریزی جشن ۱۵ سالگی
‫لولو رو شروع کردیم، اینطور نبوده.

57
00:02:30,984 --> 00:02:32,769
‫به من نگو که دیوونه‌م.

58
00:02:32,819 --> 00:02:34,237
‫ببین، اشتباه برداشت نکن.

59
00:02:34,737 --> 00:02:37,649
‫ولی اینجا فشار زیادی روش هست
‫و لوزانو رو می‌شناسی.

60
00:02:37,699 --> 00:02:38,700
‫تونی،

61
00:02:38,741 --> 00:02:40,368
‫جشن ۱۵ سالگی فرداست.

62
00:02:41,661 --> 00:02:43,287
‫اون هیچوقت همچین کاری با دخترش نمی‌کنه.

63
00:02:44,580 --> 00:02:45,581
‫لطفاً.

64
00:02:46,457 --> 00:02:48,042
‫پلیس‌ها دارن کشته می‌شن.

65
00:02:49,127 --> 00:02:51,287
‫دیدم تو تلویزیون چطور
‫وادارشون می‌کنن حرف بزنن.

66
00:02:51,337 --> 00:02:53,206
‫لوزانو دست اون آدم نیست.

67
00:02:53,256 --> 00:02:54,374
‫تو که نمی‌دونی.

68
00:02:54,424 --> 00:02:55,633
‫شوهر من قدیس نیست،

69
00:02:55,675 --> 00:02:57,135
‫ولی تو این رو نمی‌دونی!

70
00:02:57,176 --> 00:02:58,544
‫دنبالش می‌گردیم

71
00:02:58,594 --> 00:03:00,304
‫و پیداش می‌کنیم.

72
00:03:00,805 --> 00:03:03,558
‫لوزانو جشن ۱۵ سالگی لولو رو از دست نمی‌ده.

73
00:03:04,058 --> 00:03:05,476
‫قول می‌دم.

74
00:03:06,476 --> 00:03:16,476
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

75
00:03:17,905 --> 00:03:18,906
‫جراردو.

76
00:03:22,076 --> 00:03:23,202
‫یه مشکل داریم.

77
00:03:26,789 --> 00:03:28,416
‫لوزانو گم شده.

78
00:03:33,337 --> 00:03:36,382
‫[زنان آبی‌پوش]

79
00:04:28,434 --> 00:04:29,602
‫من می‌رم.

80
00:04:33,439 --> 00:04:34,891
‫- صبح بخیر، خانم.
‫- سلام. روز بخیر.

81
00:04:34,941 --> 00:04:37,393
‫یه بسته برای ستوان ماریا دلا توره آوردم.

82
00:04:37,443 --> 00:04:39,103
‫- من بهش می‌دم.
‫- بفرما.

83
00:04:39,153 --> 00:04:40,446
‫- ممنون.
‫- روز خوبی داشته باشی.

84
00:04:52,625 --> 00:04:53,626
‫مامان!

85
00:04:54,126 --> 00:04:56,662
‫مامان، دعوتت کردن به اکران یه فیلم!

86
00:04:56,712 --> 00:04:58,714
‫- می‌شه باهات بیام؟ لطفاً.
‫- البته که نه.

87
00:04:59,757 --> 00:05:00,958
‫چرا تو رو دعوت کردن؟

88
00:05:01,008 --> 00:05:02,585
‫[گابریل آریزمندی
‫شما و یک همراه را دعوت می‌کند]

89
00:05:02,635 --> 00:05:04,887
‫نمی‌دونم. شاید به خاطر اینکه
‫اون مرد رو سر کار دیدم.

90
00:05:05,388 --> 00:05:07,848
‫ولی من کار دارم، تو مدرسه داری،

91
00:05:07,890 --> 00:05:09,183
‫و نباید از کسی

92
00:05:09,809 --> 00:05:12,178
‫که به سختی می‌شناسم هدیه قبول کنم.

93
00:05:12,228 --> 00:05:14,689
‫- ولی چرا نه؟
‫- بیا. نه. بریم.

94
00:05:14,730 --> 00:05:15,982
‫بیا بریم، بابات

95
00:05:16,732 --> 00:05:17,733
‫کم‌کم می‌رسه.

96
00:05:17,775 --> 00:05:19,068
‫وسایلت رو بردار.

97
00:05:19,110 --> 00:05:20,811
‫- لطفاً مامان.
‫- نه، نه.

98
00:05:20,861 --> 00:05:22,071
‫فکرشم نکن. بریم.

99
00:05:29,620 --> 00:05:31,289
‫این کیه؟ و چرا می‌خوای بدونی؟

100
00:05:34,208 --> 00:05:35,501
‫چون می‌شناسمش.

101
00:05:37,086 --> 00:05:38,087
‫اون بابامه.

102
00:05:41,507 --> 00:05:43,801
‫- نه. یادم نمیاد دیده باشمش.
‫- مطمئنی؟

103
00:05:45,094 --> 00:05:46,429
‫آره.

104
00:05:47,305 --> 00:05:50,967
‫و می‌تونی من رو با آدم‌های بیشتری که
‫توی تظاهرات بودن آشنا کنی؟

105
00:05:51,017 --> 00:05:54,020
‫نه، متاسفم. بعد از اتفاقاتی که
‫تو تلاتلولکو افتاد، ارتباطم رو قطع کردم.

106
00:05:54,687 --> 00:05:55,771
‫ببین، گابینا.

107
00:05:56,272 --> 00:05:58,107
‫فقط می‌تونم بهت بگم که

108
00:05:58,607 --> 00:06:00,893
‫هرچند به نظر آدم خوبی میای،
‫ولی با اون یونیفرم،

109
00:06:00,943 --> 00:06:03,487
‫آدم‌هایی که دنبالشون هستی
‫با آغوش باز ازت استقبال نمی‌کنن.

110
00:06:03,988 --> 00:06:05,281
‫متاسفم.

111
00:06:05,865 --> 00:06:06,866
‫ممنون.

112
00:06:09,994 --> 00:06:14,999
‫«ترجمه از خشایار»

113
00:06:17,251 --> 00:06:18,753
‫ماریا. سلام.

114
00:06:19,128 --> 00:06:21,005
‫دیشب نگران بودم.

115
00:06:21,672 --> 00:06:24,800
‫رفتی اتاقت و بهم نگفتی
‫با آلخاندرو چی شد.

116
00:06:27,303 --> 00:06:30,473
‫الکس بود که بهش گفت
‫کجا پیدات کنه، خیلی‌خب؟ نه من.

117
00:06:32,141 --> 00:06:33,476
‫ماریا،

118
00:06:33,517 --> 00:06:34,844
‫می‌خوای کل روز من رو نادیده بگیری؟

119
00:06:34,894 --> 00:06:35,895
‫نه.

120
00:06:36,896 --> 00:06:40,441
‫فقط دیگه هیچی از زندگی خصوصیم
‫بهت نمی‌گم، باشه؟

121
00:06:40,983 --> 00:06:41,984
‫هیچی.

122
00:06:42,651 --> 00:06:45,271
‫و اگه نمی‌تونی این رو بفهمی،
‫منتقلت می‌کنم به یه گروه دیگه.

123
00:06:45,321 --> 00:06:46,322
‫همین.

124
00:06:51,202 --> 00:06:53,454
‫قانون باید اجرا شود.

125
00:06:54,163 --> 00:06:56,282
‫نیروی انتظامی منطقه‌ی فدرال

126
00:06:56,332 --> 00:06:58,209
‫بسیار قاطع عمل می‌کند.

127
00:06:58,250 --> 00:07:00,753
‫- با مجرمان مماشات نمی‌کنیم.
‫- همینجا نگه دار.

128
00:07:02,671 --> 00:07:04,423
‫به این چهره اعتماد داری؟

129
00:07:05,674 --> 00:07:06,884
‫احترام برمی‌انگیزه.

130
00:07:07,092 --> 00:07:08,627
‫و این همون چیزیه که من خواستم؟

131
00:07:08,677 --> 00:07:09,879
‫تو اعتماد خواستی،

132
00:07:09,929 --> 00:07:12,473
‫ولی اعتماد با قدرت به دست میاد.

133
00:07:12,515 --> 00:07:13,682
‫ترس

134
00:07:14,558 --> 00:07:16,393
‫با قدرت به دست میاد.

135
00:07:17,561 --> 00:07:18,896
‫اعتماد

136
00:07:18,938 --> 00:07:22,650
‫با کمک به یه پیرزن برای رد شدن
‫از خیابون به دست میاد، احمق.

137
00:07:22,691 --> 00:07:24,026
‫شرمنده، رئیس،

138
00:07:24,068 --> 00:07:26,904
‫ولی ما مثل همیشه از دفترچه‌ی
‫راهنمای ارتباطات پیروی می‌کنیم، نه؟

139
00:07:27,404 --> 00:07:29,448
‫با این همه تظاهرات که بیرون اتفاق می‌افته،

140
00:07:30,950 --> 00:07:35,613
‫فکر می‌کنی نشونه گرفتن اسلحه به سمت
‫یه جوون که شبیه دانشجوئه، ایده‌ی خوبیه؟

141
00:07:35,663 --> 00:07:37,114
‫قراره دزد باشه.

142
00:07:37,164 --> 00:07:38,165
‫ولی،

143
00:07:39,124 --> 00:07:41,035
‫می‌تونیم پیراهن راه‌راه بهش بپوشونیم.

144
00:07:41,085 --> 00:07:42,244
‫یه دزد کلاسیک.

145
00:07:42,294 --> 00:07:43,587
‫کلاسیک بره به جهنم!

146
00:07:45,047 --> 00:07:46,882
‫من رفتارهای مهربانانه می‌خوام!

147
00:07:47,466 --> 00:07:48,717
‫بچه می‌خوام،

148
00:07:49,635 --> 00:07:50,961
‫پدربزرگ و مادربزرگ،

149
00:07:51,011 --> 00:07:52,304
‫خانواده.

150
00:07:52,346 --> 00:07:54,139
‫نه گشتاپوی لعنتی.

151
00:08:03,107 --> 00:08:04,149
‫اکتاویو.

152
00:08:04,233 --> 00:08:05,734
‫باید حرف بزنیم.

153
00:08:20,291 --> 00:08:22,418
‫نیازی به عذرخواهی نیست.

154
00:08:22,459 --> 00:08:23,953
‫نیومدم عذرخواهی کنم.

155
00:08:24,003 --> 00:08:26,539
‫اومدم بهت بگم که
‫به شوهرم نگفتم کجا می‌رم.

156
00:08:26,589 --> 00:08:28,007
‫هنوز بهش می‌گی شوهرت.

157
00:08:28,507 --> 00:08:29,508
‫چون برگه طلاق امضا نکرده.

158
00:08:30,009 --> 00:08:31,677
‫به خاطر همین اون شب پیشش رفتی؟

159
00:08:32,428 --> 00:08:33,671
‫به تو ربطی نداره.

160
00:08:33,721 --> 00:08:36,549
‫وقتی به خاطرش مشت می‌خورم
‫بهم ربط پیدا می‌کنه.

161
00:08:36,599 --> 00:08:38,425
‫کسی که افتاد روی زمین، اون بود.

162
00:08:38,475 --> 00:08:39,727
‫چون مشت من محکمه.

163
00:08:40,269 --> 00:08:42,596
‫و تو می‌خواستی ثابت کنی
‫مردتر هستی یا چی؟

164
00:08:42,646 --> 00:08:44,273
‫این جای بحث نداره. باور کن.

165
00:08:44,315 --> 00:08:45,607
‫بچه‌گانه رفتار نکن.

166
00:08:45,649 --> 00:08:46,734
‫بچه‌گانه؟

167
00:08:47,609 --> 00:08:50,237
‫این رو زنی می‌گه که از من
‫برای حسود کردن شوهرش استفاده کرد.

168
00:08:51,655 --> 00:08:53,274
‫الان گفتم که بهش نگفته بودم.

169
00:08:53,324 --> 00:08:54,692
‫ولی مثل یه کارآگاه خوب،

170
00:08:54,742 --> 00:08:57,695
‫یه سری سرنخ برای شوهرت گذاشتی
‫که ما رو پیدا کنه.

171
00:08:57,745 --> 00:09:00,205
‫- مسخره‌ست.
‫- رئیس، ببخشید.

172
00:09:14,511 --> 00:09:17,172
‫چیزی که مسخره‌ست اینه که نفهمیدم
‫قرار بود فقط یه آشنایی یک‌باره باشه

173
00:09:17,222 --> 00:09:19,641
‫تا تو تصمیم بگیری برمی‌گردی پیشش یا نه.
‫این مسخره‌ست.

174
00:09:19,683 --> 00:09:22,728
‫این رو مردی می‌گه که بیشتر وقتش رو
‫صرف تلاش برای آشناییِ بیشتر با من کرد

175
00:09:22,853 --> 00:09:24,897
‫تا اینکه وظیفه‌ش به عنوان
‫فرمانده‌مون رو انجام بده.

176
00:09:28,359 --> 00:09:30,644
‫نمی‌دونم تو زندگیت با چه جور
‫احمق‌هایی آشنا شدی،

177
00:09:30,694 --> 00:09:32,571
‫ولی من هیچوقت همچین کاری نمی‌کنم.

178
00:09:33,405 --> 00:09:35,032
‫و اینکه تو این رو نمی‌فهمی،

179
00:09:35,699 --> 00:09:37,159
‫به خاطر اینه که نمی‌خوای بفهمی.

180
00:09:44,124 --> 00:09:45,576
‫می‌خوام به قولت عمل کنی.

181
00:09:45,626 --> 00:09:47,578
‫از دستیارم وقت بگیر.

182
00:09:47,628 --> 00:09:49,463
‫به قولت عمل کن، لعنتی!

183
00:09:50,798 --> 00:09:52,883
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟

184
00:09:53,383 --> 00:09:55,010
‫درباره‌ی ترفیعم به کارآگاه.

185
00:09:55,844 --> 00:09:58,430
‫اون معامله رو در ازای آموزش
‫زنان آبی‌پوش انجام دادیم.

186
00:09:59,264 --> 00:10:00,265
‫که انجامش دادم.

187
00:10:02,101 --> 00:10:03,143
‫روی این توافق کردیم

188
00:10:03,936 --> 00:10:05,971
‫که اون‌ها رو به خونه‌هاشون برمی‌گردونیم.

189
00:10:06,021 --> 00:10:07,389
‫با این حال هنوز اینجان.

190
00:10:07,439 --> 00:10:09,099
‫یا باید اخراجشون کنم؟

191
00:10:09,149 --> 00:10:10,225
‫نه، این رو نمی‌خوام.

192
00:10:10,275 --> 00:10:13,654
‫فقط می‌خوام دوباره کارآگاه بشم،
‫نه یه پرستار بچه‌ی کوفتی!

193
00:10:14,279 --> 00:10:15,572
‫می‌دونی چرا اینجایی؟

194
00:10:17,282 --> 00:10:19,576
‫چون تنها احمقی بودی که

195
00:10:19,618 --> 00:10:20,953
‫جواب مثبت داد.

196
00:10:24,748 --> 00:10:26,083
‫کارآگاهم کن

197
00:10:27,167 --> 00:10:28,293
‫یا استعفا می‌دم.

198
00:10:30,462 --> 00:10:32,756
‫هر کاری دوست داری بکن، احمق.

199
00:11:08,625 --> 00:11:11,461
‫کاش راه آسون‌تری برای گفتنش بود.

200
00:11:12,963 --> 00:11:14,923
‫سروان روماندیا، ولتون کرد.

201
00:11:15,632 --> 00:11:18,252
‫- چی؟
‫- آره. درست شنیدید.

202
00:11:18,302 --> 00:11:20,929
‫- تازه استعفانامه‌ش رو تحویل داد.
‫- چرا؟

203
00:11:20,971 --> 00:11:24,633
‫چون سروان روماندیا از روزی که من
‫دعوتش کردم به این پروژه‌ی زیبا بپیونده،

204
00:11:24,683 --> 00:11:27,719
‫می‌خواست بخشی از تیم کارآگاهان باشه.

205
00:11:27,769 --> 00:11:31,139
‫بهش گفتم که باید
‫به کار با شما ادامه بده،

206
00:11:31,189 --> 00:11:33,600
‫قشقرق به پا کرد
‫و نشونش رو پس داد.

207
00:11:33,650 --> 00:11:35,227
‫پس از این به بعد،

208
00:11:35,277 --> 00:11:38,989
‫تا اطلاع ثانوی من وظایفتون رو
‫به شما محول می‌کنم.

209
00:11:40,407 --> 00:11:41,483
‫ببخشید، رئیس.

210
00:11:41,533 --> 00:11:44,286
‫ولی ستوان دلا توره
‫شیفت‌های ما رو مشخص می‌کنه.

211
00:11:49,875 --> 00:11:50,876
‫خب، دیگه اینطور نیست.

212
00:11:52,252 --> 00:11:53,829
‫ولی ناراحت نباشید.

213
00:11:53,879 --> 00:11:55,672
‫یه لبخند بزنید.

214
00:11:56,006 --> 00:11:57,674
‫چون این چیزیه که ازتون می‌خوام.

215
00:11:57,716 --> 00:11:58,800
‫چهره‌های قشنگ‌تون.

216
00:11:58,842 --> 00:12:02,379
‫یه وظیفه‌ی خیلی مهم بهتون محول می‌کنم.

217
00:12:02,429 --> 00:12:04,348
‫کاری که فقط از پس شما برمیاد.

218
00:12:05,307 --> 00:12:07,301
‫پس آماده بشید،

219
00:12:07,351 --> 00:12:10,854
‫چون قراره ستاره‌های کمپین تبلیغاتی باشید

220
00:12:10,979 --> 00:12:12,147
‫که...

221
00:12:12,856 --> 00:12:13,982
‫از...

222
00:12:16,151 --> 00:12:17,444
‫تلویزیون ملی پخش می‌شه.

223
00:12:17,903 --> 00:12:19,154
‫نگران نباشید.

224
00:12:19,196 --> 00:12:20,781
‫آرایش و گریم هم داریم.

225
00:12:21,198 --> 00:12:22,407
‫ده دقیقه دیگه می‌بینمتون.

226
00:12:30,457 --> 00:12:32,501
‫اگه خبری ازش شنیدی بهم زنگ بزن.

227
00:12:33,543 --> 00:12:34,544
‫مهمه.

228
00:12:36,213 --> 00:12:37,422
‫فهمیدی؟

229
00:12:38,215 --> 00:12:39,216
‫فهمیدم.

230
00:12:41,676 --> 00:12:43,211
‫هیچی بهمون نمی‌گه.

231
00:12:43,261 --> 00:12:44,921
‫باید به اسکوبدو بگیم، نظرت چیه؟

232
00:12:44,971 --> 00:12:46,006
‫نه.

233
00:12:46,056 --> 00:12:49,101
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه
‫که این احمق دیشب خونه نرفته.

234
00:12:50,060 --> 00:12:51,603
‫اگه به اسکوبدو خبر بدیم

235
00:12:51,645 --> 00:12:53,647
‫و لوزانو با اون لبخند مسخره‌ش بیاد،

236
00:12:54,189 --> 00:12:55,941
‫- تعلیق می‌شه.
‫- آره.

237
00:13:04,616 --> 00:13:07,202
‫- دیشب با روماندیا چی شد؟
‫- به تو ربطی نداره.

238
00:13:08,912 --> 00:13:12,365
‫به خاطر همین رفت و همه چیزایی که بهش
‫رسیدیم رو از دست دادیم، پس بهم ربط داره.

239
00:13:12,415 --> 00:13:13,742
‫این زندگی خصوصیمه.

240
00:13:13,792 --> 00:13:14,951
‫فقط می‌خوایم بدونیم.

241
00:13:15,001 --> 00:13:16,753
‫ماریا، ما سزاوار یه توضیحیم.

242
00:13:19,131 --> 00:13:21,091
‫با روماندیا رفتم بولینگ و...

243
00:13:21,758 --> 00:13:23,502
‫شوهرم ما رو دید

244
00:13:23,552 --> 00:13:25,045
‫و اونا به جون هم افتادن.

245
00:13:25,095 --> 00:13:26,596
‫شوهرت به روماندیا حمله کرد

246
00:13:26,638 --> 00:13:28,140
‫چون دید دارید بولینگ بازی می‌کنید؟

247
00:13:30,392 --> 00:13:33,854
‫نه، شوهرش بولینگ بازی کردنشون رو ندید.
‫اون...

248
00:13:35,230 --> 00:13:37,274
‫بیرون سالن اونا رو دید
‫و برای همین از کوره در رفت؟

249
00:13:37,899 --> 00:13:39,484
‫و حالا هر دوشون از من متنفرن.

250
00:13:39,985 --> 00:13:41,978
‫چرا بهم نگفتی چند شب پیش
‫به جای روماندیا

251
00:13:42,028 --> 00:13:43,196
‫پیش آلخاندرو رفته بودی؟

252
00:13:44,406 --> 00:13:46,158
‫- دارم باهات حرف می‌زنم.
‫- می‌خوای بدونی چرا؟

253
00:13:46,199 --> 00:13:47,993
‫- آره، می‌خوام.
‫- چون من رو قضاوت می‌کنی.

254
00:13:48,743 --> 00:13:50,412
‫و نمی‌خواستم تنها بمونم.

255
00:13:51,371 --> 00:13:53,999
‫به علاوه، فقط چون تو دوست داری
‫زندگی شخصی خودت رو به رخ بکشی

256
00:13:54,040 --> 00:13:55,834
‫به این معنی نیست که
‫منم باید همین کار رو بکنم.

257
00:13:56,042 --> 00:13:57,419
‫تو خجالت کشیدی.

258
00:13:57,460 --> 00:13:59,296
‫بس کن، وال. چی می‌خوای؟

259
00:13:59,671 --> 00:14:00,964
‫می‌خوام یه کاری بکنی.

260
00:14:01,089 --> 00:14:03,875
‫می‌خوام بری پیش روماندیا
‫و بهش بگی برگرده.

261
00:14:03,925 --> 00:14:06,086
‫و می‌خوام ما رو برگردونی به اداره.

262
00:14:06,136 --> 00:14:08,380
‫«جلاد» هنوز بیرون پرسه می‌زنه، ماریا.

263
00:14:08,430 --> 00:14:09,514
‫اینجا باید پیاده بشیم.

264
00:14:17,689 --> 00:14:19,482
‫دست‌هام رو بگیرید، بچه‌های کوچولو.

265
00:14:20,066 --> 00:14:22,402
‫عبور از خیابون بدون کمک

266
00:14:22,444 --> 00:14:24,446
‫می‌تونه خطرناک باشه.

267
00:14:24,529 --> 00:14:26,698
‫برای این مورد و خیلی چیزای دیگه،

268
00:14:26,740 --> 00:14:29,492
‫پلیس منطقه‌ی فدرال در خدمت شماست.

269
00:14:30,994 --> 00:14:33,246
‫کات! کات!

270
00:14:33,914 --> 00:14:35,282
‫این چی بود، کاماچو؟

271
00:14:35,332 --> 00:14:37,158
‫قیافه‌ت جوریه انگار یه نفر مُرده.

272
00:14:37,208 --> 00:14:39,578
‫شاید بهتره یکی دیگه
‫واسه این کار بیاد، قربان.

273
00:14:39,628 --> 00:14:41,546
‫نه. دوباره انجامش می‌دیم.

274
00:14:42,839 --> 00:14:44,708
‫دندون‌هات رو نشون بده، کاماچو. دندون.

275
00:14:44,758 --> 00:14:45,876
‫لبخند.

276
00:14:45,926 --> 00:14:47,385
‫همین رو می‌خوام!

277
00:14:48,136 --> 00:14:49,296
‫دوباره ضبط می‌کنیم، کوتوله.

278
00:14:49,346 --> 00:14:51,139
‫- دوباره انجامش می‌دیم، ها؟
‫- باشه.

279
00:14:51,723 --> 00:14:53,516
‫دوباره ضبط می‌کنیم!

280
00:14:54,351 --> 00:14:55,427
‫ستوان دلا توره.

281
00:14:55,477 --> 00:14:57,812
‫- ستوان دلا توره.
‫- موقعیت اول. ممنون!

282
00:15:00,106 --> 00:15:02,359
‫ستوان دلا توره هستم. تمام.

283
00:15:03,526 --> 00:15:05,820
‫ماریا، از مدرسه‌ی دخترت بهمون زنگ زدن.

284
00:15:05,862 --> 00:15:08,448
‫یه مورد اورژانسی بود
‫و مجبور شدن آمبولانس خبر کنن.

285
00:15:08,490 --> 00:15:11,117
‫چیز دیگه‌ای بهمون نگفتن. تمام.

286
00:15:13,203 --> 00:15:16,206
‫- رئیس، باید برم.
‫- نه، نمی‌تونی.

287
00:15:16,247 --> 00:15:17,991
‫یه مورد اورژانسی تو مدرسه‌ی دخترم بوده.

288
00:15:18,041 --> 00:15:21,119
‫و من یه مورد اورژانسی رسانه‌ای
‫تو شهر دارم. گفتم نه.

289
00:15:21,169 --> 00:15:23,755
‫آمبولانس خبر کردن. خواهش می‌کنم.

290
00:15:25,090 --> 00:15:26,508
‫وقت ناهاره!

291
00:15:27,008 --> 00:15:29,419
‫- می‌خوام هر چه سریع‌تر برگردی اینجا.
‫- چشم. ممنون.

292
00:15:29,469 --> 00:15:31,096
‫برو. ما هوات رو داریم.

293
00:15:37,977 --> 00:15:40,021
‫این همون چیزیه که
‫از استخدام مادرها گیرم میاد.

294
00:15:41,815 --> 00:15:43,149
‫اون مزخرف رو خاموش کن.

295
00:15:45,652 --> 00:15:48,154
‫خیلی‌خب، همه گوش کنید!

296
00:15:49,447 --> 00:15:51,066
‫کسی پلوتارکو لوزانو رو دیده؟

297
00:15:51,116 --> 00:15:52,692
‫- نه.
‫- نه، قربان.

298
00:15:52,742 --> 00:15:54,861
‫گوش کنید، احمق‌ها، پشتش رو نگیرید.

299
00:15:54,911 --> 00:15:57,989
‫اگه شرط بسته یا کار احمقانه‌ای کرده،
‫مهم نیست.

300
00:15:58,039 --> 00:15:59,749
‫ولی می‌خوام پیدا بشه.

301
00:16:00,250 --> 00:16:01,826
‫اون رو دیدید؟ آره یا نه؟

302
00:16:01,876 --> 00:16:02,911
‫نه، قربان.

303
00:16:02,961 --> 00:16:04,329
‫اگه کسی دیدش،

304
00:16:04,379 --> 00:16:07,132
‫بهش بگه همین الان بیاد پیشم، باشه؟

305
00:16:08,091 --> 00:16:09,542
‫چشم، قربان.

306
00:16:09,592 --> 00:16:10,593
‫دیاز.

307
00:16:11,136 --> 00:16:12,420
‫زیاد ننوشید، مردک‌ها.

308
00:16:12,470 --> 00:16:13,638
‫فردا کار دارید.

309
00:16:14,180 --> 00:16:17,217
‫خیلی عجیبه.
‫آخه خیلی عجیب به نظر می‌رسه که

310
00:16:17,267 --> 00:16:20,220
‫بدون هیچ درگیری‌ای، همینطور یهویی،

311
00:16:20,270 --> 00:16:22,472
‫کاری کرده شونه‌ش در بره.

312
00:16:22,522 --> 00:16:24,307
‫- خانم دلا توره.
‫- بله. متاسفم.

313
00:16:24,357 --> 00:16:26,476
‫نتونستیم بیشتر منتظرتون بمونیم،
‫پس قبلاً شروع کردیم.

314
00:16:26,526 --> 00:16:28,862
‫- به محض اینکه تونستم اومدم.
‫- همونطور که گفتم،

315
00:16:29,362 --> 00:16:32,774
‫مار بچه‌ی خشنی نیست،
‫تو ذاتش نیست.

316
00:16:32,824 --> 00:16:34,901
‫حتماً یه چیزی باعثش شده.

317
00:16:34,951 --> 00:16:37,153
‫ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم.
‫چه اتفاقی افتاده؟

318
00:16:37,203 --> 00:16:40,240
‫قبلاً برای شوهرتون توضیح دادم
‫و وقت ندارم وارد جزئیات بشم،

319
00:16:40,290 --> 00:16:43,368
‫ولی دخترتون کاری کرده که
‫شونه‌ی یکی از همکلاسی‌هاش در بره.

320
00:16:43,418 --> 00:16:45,411
‫و باید بدونید که در این موسسه،

321
00:16:45,461 --> 00:16:48,498
‫خشونت رو تحت هیچ شرایطی تحمل نمی‌کنیم.

322
00:16:48,548 --> 00:16:50,625
‫به خصوص از یه خانم.

323
00:16:50,675 --> 00:16:53,628
‫دخترم بهم گفت
‫یه همکلاسی اذیتش می‌کرده.

324
00:16:53,678 --> 00:16:55,880
‫شاید اون کسی باشه
‫که باعث این قضیه شده.

325
00:16:55,930 --> 00:16:58,099
‫داری قربانی رو مقصر می‌دونی؟

326
00:16:59,392 --> 00:17:01,511
‫- نه، نه. نه، نمی‌خواستم...
‫- نه، خانم.

327
00:17:01,561 --> 00:17:03,938
‫- نه اصلاً، نه اصلاً.
‫- نه، خانم. نه، خانم.

328
00:17:04,689 --> 00:17:05,982
‫مشکل از خونه‌ی شماست.

329
00:17:07,150 --> 00:17:09,602
‫مار قبلاً یه دختر نمونه بود.

330
00:17:09,652 --> 00:17:10,987
‫تا وقتی که...

331
00:17:12,238 --> 00:17:14,899
‫اختلاف بین شما دو تا شروع شد.

332
00:17:14,949 --> 00:17:16,568
‫ببخشید،
‫این چه ربطی به این قضیه داره؟

333
00:17:16,618 --> 00:17:19,696
‫همه می‌دونن که خونه‌ی ناپایدار،
‫بچه‌های ناپایدار پرورش می‌ده.

334
00:17:19,746 --> 00:17:21,156
‫ببخشید.

335
00:17:21,206 --> 00:17:24,367
‫راستش فکر می‌کنم
‫این یه اتفاق کاملاً مجزا و یک‌باره‌ست.

336
00:17:24,417 --> 00:17:25,702
‫- کاملاً.
‫- بهتون اطمینان می‌دم،

337
00:17:25,752 --> 00:17:26,953
‫من دخترم رو می‌شناسم

338
00:17:27,003 --> 00:17:29,339
‫و مطمئنم که حالش خیلی بده.

339
00:17:29,380 --> 00:17:32,467
‫خانواده‌ی پسر می‌خوان مار اخراج بشه.

340
00:17:33,468 --> 00:17:35,053
‫نه. نه، لطفاً.

341
00:17:35,470 --> 00:17:37,138
‫نه. نه.

342
00:17:37,180 --> 00:17:40,300
‫گزینه‌ای برای مجازات ملایم‌تر نیست؟

343
00:17:40,350 --> 00:17:41,968
‫خودتون گفتید، نه؟

344
00:17:42,018 --> 00:17:43,895
‫اون یه دختر نمونه‌ست.

345
00:17:44,395 --> 00:17:47,732
‫مگه اینکه شما دوتا قبول کنید همکاری کنید.

346
00:17:47,774 --> 00:17:50,018
‫بله، بله. هر چی لازمه. حتماً.

347
00:17:50,068 --> 00:17:52,695
‫آره، هر چی لازمه.
‫چی کار باید بکنیم؟

348
00:17:54,614 --> 00:17:56,324
‫اون یه میانجی خانواده‌ست.

349
00:17:57,408 --> 00:17:58,409
‫باهاش حرف بزنید.

350
00:17:59,786 --> 00:18:01,905
‫و اگه در نهایت توصیه کنه،

351
00:18:01,955 --> 00:18:05,416
‫می‌تونم با پدر و مادر پسر حرف بزنم
‫تا مار سال تحصیلی رو از دست نده.

352
00:18:05,458 --> 00:18:06,951
‫مشکل جدایی ما نیست.

353
00:18:07,001 --> 00:18:09,537
‫- این نحوه‌ی مدیریت توئه.
‫- می‌دونستم من رو مقصر می‌دونی.

354
00:18:09,587 --> 00:18:11,205
‫از اون میانجی خانواده وقت بگیر،

355
00:18:11,255 --> 00:18:13,374
‫چون همین الان باید به این قضیه رسیدگی کنیم.

356
00:18:13,424 --> 00:18:14,884
‫برای دخترت می‌تونی این کار رو بکنی؟

357
00:18:14,926 --> 00:18:16,961
‫بعد می‌تونی مار رو ببری خونه؟
‫چون من با تاکسی اومدم.

358
00:18:17,011 --> 00:18:18,638
‫بله، البته که می‌تونم،

359
00:18:18,680 --> 00:18:21,049
‫ولی باید راجع به یه چیز
‫خیلی مهم باهات حرف بزنم،

360
00:18:21,099 --> 00:18:22,592
‫ولی هیچوقت وقت مناسب پیدا نمی‌کنم.

361
00:18:22,642 --> 00:18:23,643
‫مامان.

362
00:18:24,227 --> 00:18:26,145
‫مار، بیا، عزیزم.

363
00:18:30,566 --> 00:18:31,567
‫مامان.

364
00:18:32,985 --> 00:18:36,239
‫اولین کاری که فردا می‌کنی
‫اینه که از اون پسر عذرخواهی می‌کنی.

365
00:18:36,823 --> 00:18:38,483
‫اون باید از من عذرخواهی کنه.

366
00:18:38,533 --> 00:18:40,109
‫تو کاری کردی شونه‌ش در بره، ماریا.

367
00:18:40,159 --> 00:18:43,029
‫آره. چون گفت اعتراف بعدی
‫که قاتل منتشر می‌کنه،

368
00:18:43,079 --> 00:18:44,288
‫مال توئه.

369
00:18:48,543 --> 00:18:49,619
‫پس نادیده بگیرش.

370
00:18:49,669 --> 00:18:51,079
‫مار.

371
00:18:51,129 --> 00:18:53,047
‫بیا، می‌تونیم با آرامش راجع بهش حرف بزنیم.

372
00:18:56,342 --> 00:18:57,719
‫بابات منتظرته.

373
00:19:01,723 --> 00:19:02,807
‫[خروج]

374
00:19:13,818 --> 00:19:15,027
‫جراردو.

375
00:19:16,571 --> 00:19:18,656
‫اون احمق. ماشینش اونجاست.

376
00:19:21,492 --> 00:19:22,869
‫لوزانوی وامونده.

377
00:19:23,911 --> 00:19:27,665
‫- از موهاش می‌کشمش میارمش بیرون.
‫- مواظب حالت موهاش باش.

378
00:19:27,957 --> 00:19:30,251
‫ذات آدم‌ها هیچوقت عوض نمی‌شه واقعاً.

379
00:19:36,966 --> 00:19:38,459
‫اسکار آگیره، در خدمتم.

380
00:19:38,509 --> 00:19:40,044
‫صبح بخیر، آقا اسکار.

381
00:19:40,094 --> 00:19:41,796
‫خب، من دنبال همکارمون می‌گردم،

382
00:19:41,846 --> 00:19:43,556
‫کارآگاه پلوتارکو لوزانو.

383
00:19:43,598 --> 00:19:45,099
‫اینجا بهش می‌گیم الویس.

384
00:19:45,475 --> 00:19:48,144
‫- البته. دیشب اینجا بود.
‫- پس، اومد اینجا و بعد رفت؟

385
00:19:48,519 --> 00:19:49,729
‫خیلی هیجان‌زده بود.

386
00:19:50,062 --> 00:19:51,472
‫همه بازی‌هاش رو بُرد.

387
00:19:51,522 --> 00:19:55,059
‫رقص‌کنان رفت، تقریباً همه رو
‫به جشن ۱۵ سالگی دخترش دعوت کرد.

388
00:19:55,109 --> 00:19:56,736
‫گفت سالن بزرگ رو رزرو کرده.

389
00:19:59,322 --> 00:20:00,406
‫[خوش آمدید]

390
00:20:20,468 --> 00:20:21,469
‫جراردو.

391
00:20:31,437 --> 00:20:32,388
‫آقایون!

392
00:20:32,438 --> 00:20:33,522
‫جلسه.

393
00:20:33,564 --> 00:20:35,558
‫همه جمع بشید.
‫این اطلاعات مهمه.

394
00:20:35,608 --> 00:20:36,734
‫گوش کنید!

395
00:20:38,152 --> 00:20:40,488
‫پلوتارکو لوزانو گم شده.

396
00:20:40,988 --> 00:20:44,108
‫امروز صبح،
‫ماشینش رو جلوی «خای آلای» پیدا کردیم.

397
00:20:44,158 --> 00:20:45,985
‫فکر می‌کنیم اونجا ربوده شده.

398
00:20:46,035 --> 00:20:47,662
‫با احترام، جرا،

399
00:20:47,995 --> 00:20:49,247
‫ولی از لوزانو حرف می‌زنیم.

400
00:20:49,747 --> 00:20:52,541
‫احتمالاً کل پولش رو هم باخته، می‌دونی؟

401
00:20:53,834 --> 00:20:55,002
‫این بار نه، خیل.

402
00:20:55,086 --> 00:20:56,462
‫دیشب بُرده.

403
00:20:57,421 --> 00:20:58,506
‫خوب هم بُرده.

404
00:20:59,757 --> 00:21:02,718
‫آدم‌های اونجا گفتن هوشیار و خوشحال بود.

405
00:21:03,594 --> 00:21:06,547
‫به همه می‌گفت که برای دخترش،

406
00:21:06,597 --> 00:21:09,433
‫بهترین جشن ۱۵ سالگی تاریخ رو می‌گیره.

407
00:21:10,226 --> 00:21:12,979
‫کلیدهاش رو کنار ماشینش پیدا کردیم.

408
00:21:13,854 --> 00:21:17,650
‫باید فرض کنیم که همکارمون،
‫پلوتارکو لوزانو،

409
00:21:18,150 --> 00:21:20,653
‫توسط همون کسی ربوده شده

410
00:21:20,695 --> 00:21:22,697
‫که کینتانیا و گِرا رو کشت.

411
00:21:23,823 --> 00:21:25,825
‫- می‌فهمید؟
‫- بله، قربان.

412
00:21:26,033 --> 00:21:28,119
‫فکر می‌کنید اعتراف هم در راهه؟

413
00:21:29,537 --> 00:21:31,122
‫محض رضای خدا، واکا.

414
00:21:31,789 --> 00:21:33,991
‫همکارت گم شده.

415
00:21:34,041 --> 00:21:35,493
‫و تنها چیزی که برات مهمه

416
00:21:35,543 --> 00:21:38,045
‫اینه که یه نوار لعنتی تو اخبار میاد، احمق؟

417
00:21:38,921 --> 00:21:41,215
‫همه‌ی کارهاتون رو متوقف کنید!

418
00:21:42,133 --> 00:21:43,292
‫پیداش کنید!

419
00:21:43,342 --> 00:21:46,003
‫نمی‌خوام کسی برگرده اداره

420
00:21:46,053 --> 00:21:48,756
‫مگه اینکه اطلاعاتی
‫درباره‌ی پلوتارکو لوزانو داشته باشه!

421
00:21:48,806 --> 00:21:50,966
‫- چشم، قربان.
‫- اگه لوزانو رو پیدا کنیم،

422
00:21:51,016 --> 00:21:52,593
‫جلاد رو پیدا می‌کنیم.

423
00:21:52,643 --> 00:21:54,345
‫ترجیح می‌دن براش مجسمه بسازن

424
00:21:54,395 --> 00:21:56,806
‫تا اینکه افشا کنن
‫کی داشته افسرها رو می‌ربوده.

425
00:21:56,856 --> 00:21:59,024
‫حالا که یکی از خودتون شده،

426
00:21:59,066 --> 00:22:00,609
‫واقعاً تلاش می‌کنید، نه؟

427
00:22:01,402 --> 00:22:02,445
‫اگه چیزی شنیدی.

428
00:22:03,821 --> 00:22:04,855
‫باشه، ممنون.

429
00:22:04,905 --> 00:22:07,024
‫اگه خبری از لوزانو شنیدی،

430
00:22:07,074 --> 00:22:08,659
‫فوراً بهم بگو، فهمیدی؟

431
00:22:09,535 --> 00:22:11,654
‫- دیدیش یا نه، احمق؟
‫- خب، شاید، شاید.

432
00:22:11,704 --> 00:22:13,122
‫سوگندس رو چک کردی؟

433
00:22:13,789 --> 00:22:14,824
‫سوگندس؟

434
00:22:14,874 --> 00:22:18,077
‫- همونجا که سوگند خوردین!
‫- ولش کن!

435
00:22:18,127 --> 00:22:19,545
‫باشه، لعنتی.

436
00:22:22,131 --> 00:22:23,174
‫وامونده.

437
00:22:24,759 --> 00:22:26,093
‫بریم از اینجا!

438
00:22:29,722 --> 00:22:30,890
‫حالت خوبه؟

439
00:22:31,557 --> 00:22:35,561
‫چطور خوب باشم؟ به لطف خواهرم،
‫کل روز اینجا وقت تلف کردیم.

440
00:22:36,437 --> 00:22:38,055
‫بهش می‌گن روان‌رنجوری جنگی.

441
00:22:38,105 --> 00:22:39,899
‫چیزی که به نظرم داری تجربه‌ش می‌کنی.

442
00:22:39,940 --> 00:22:41,642
‫هیچوقت به جنگ نرفتم، پس نه.

443
00:22:41,692 --> 00:22:43,068
‫برام آشنا نیست.

444
00:22:43,110 --> 00:22:44,987
‫بهترین اسم برای این حالت نیست.

445
00:22:46,322 --> 00:22:48,190
‫تنها چیزی که الان تجربه می‌کنم ناتوانیه،

446
00:22:48,240 --> 00:22:50,526
‫چون باز برگشتیم به این پارک لعنتی.

447
00:22:50,576 --> 00:22:52,077
‫این چیزی نیست که من دیدم.

448
00:22:53,704 --> 00:22:55,281
‫اگه بخوام می‌تونم تمومش کنم.

449
00:22:55,331 --> 00:22:58,033
‫به احتمال زیاد اون رو
‫با چیز بدتری عوض می‌کنی.

450
00:22:58,083 --> 00:22:59,877
‫- توصیه می‌کنم که...
‫- باشه واسه خودت.

451
00:23:01,921 --> 00:23:02,963
‫دارن حرف می‌زنن.

452
00:23:03,672 --> 00:23:04,882
‫خیلی‌خب، کات.

453
00:23:06,425 --> 00:23:07,793
‫ببین، عزیزم.

454
00:23:07,843 --> 00:23:09,211
‫داری حرف می‌زنی.

455
00:23:09,261 --> 00:23:11,213
‫و یه قدم به سمت راست بردار، لطفاً.

456
00:23:11,263 --> 00:23:12,932
‫- ممنون.
‫- بهم عزیزم نگو.

457
00:23:16,310 --> 00:23:17,720
‫ماریا!

458
00:23:17,770 --> 00:23:19,396
‫- ماریا!
‫- چلا.

459
00:23:20,898 --> 00:23:22,066
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

460
00:23:23,526 --> 00:23:26,270
‫- ببخشید که این رو بهتون می‌گم، ولی...
‫- چی شده؟

461
00:23:26,320 --> 00:23:28,614
‫- دیشب لوزانو ربوده شده.
‫- چی؟

462
00:23:29,573 --> 00:23:32,443
‫- وای خدای من.
‫- همه جا دنبالش می‌گردن.

463
00:23:32,493 --> 00:23:34,528
‫طوری ازش حرف می‌زنن که انگار مرده.

464
00:23:34,578 --> 00:23:36,614
‫باید یه کاری بکنید.

465
00:23:36,664 --> 00:23:38,490
‫از اینجا کار زیادی از دستمون برنمیاد.

466
00:23:38,540 --> 00:23:41,118
‫دست‌تون تو ماجرای آندرسر هم بسته بود.

467
00:23:41,168 --> 00:23:43,287
‫ولی باز هم تونستید دستگیرش کنید.

468
00:23:43,337 --> 00:23:45,005
‫هر کاری اون موقع کردید،

469
00:23:45,047 --> 00:23:47,208
‫لطفاً، الان دوباره انجامش بدید.

470
00:23:47,258 --> 00:23:48,676
‫باشه.

471
00:23:48,717 --> 00:23:50,085
‫امتحان می‌کنیم.

472
00:23:50,135 --> 00:23:51,303
‫ممنون.

473
00:23:51,553 --> 00:23:52,763
‫ممنون.

474
00:24:14,702 --> 00:24:16,578
‫سلام. عصر بخیر.

475
00:24:16,662 --> 00:24:18,789
‫من ستوان ماریا دلا توره هستم.

476
00:24:20,749 --> 00:24:22,042
‫می‌دونم کی هستی.

477
00:24:23,210 --> 00:24:24,962
‫اومدم با شوهرتون حرف بزنم.

478
00:24:25,004 --> 00:24:26,964
‫بهم گفت کجا می‌تونم پیداش کنم.

479
00:24:57,286 --> 00:24:58,328
‫سلام؟

480
00:25:50,547 --> 00:25:52,090
‫به کمکت احتیاج دارم.

481
00:25:53,217 --> 00:25:54,593
‫شرمنده، ماریا.

482
00:25:55,093 --> 00:25:56,595
‫از انتظار خسته شدم.

483
00:25:57,095 --> 00:25:58,597
‫یه فعالیت دیگه

484
00:25:59,264 --> 00:26:02,184
‫برای پر کردن وقتم پیدا کردم.

485
00:26:02,851 --> 00:26:05,062
‫ولی تو دنبال من اومدی و...

486
00:26:06,313 --> 00:26:07,689
‫همینطور اسکوبدو.

487
00:26:08,941 --> 00:26:10,108
‫و می‌دونی چیه؟

488
00:26:10,734 --> 00:26:11,735
‫تو...

489
00:26:13,070 --> 00:26:15,155
‫هر دوتاتون همون جور بهم نگاه کردید.

490
00:26:17,074 --> 00:26:18,742
‫انگار که

491
00:26:19,201 --> 00:26:21,161
‫می‌خوام بهتون آسیب بزنم.

492
00:26:21,203 --> 00:26:23,372
‫همکارمون دیروز گم شد.

493
00:26:24,081 --> 00:26:25,916
‫کارآگاه پلوتارکو لوزانو.

494
00:26:27,167 --> 00:26:28,168
‫چرا...

495
00:26:28,460 --> 00:26:29,795
‫چرا باید

496
00:26:30,337 --> 00:26:32,631
‫به حرفت گوش کنم، ماریا؟

497
00:26:32,714 --> 00:26:33,799
‫چرا؟

498
00:26:36,093 --> 00:26:39,346
‫چون هنوز دیر نشده که بهشون نشون بدی

499
00:26:40,013 --> 00:26:42,599
‫تو بیشتر از اون دروغی هستی که ازت ساختن.

500
00:26:45,561 --> 00:26:46,895
‫خیلی بیشتر.

501
00:27:01,201 --> 00:27:03,745
‫ما می‌دونیم که قاتل
‫قربانی‌هاش رو می‌گیره

502
00:27:03,787 --> 00:27:05,247
‫و مجبورشون می‌کنه

503
00:27:05,289 --> 00:27:07,416
‫بدون خشونت اعتراف کنن.

504
00:27:07,457 --> 00:27:09,251
‫وقتی به چیزی که می‌خواد می‌رسه،

505
00:27:09,876 --> 00:27:12,621
‫یه ترکیب به اسم سدیم پنتوتال تزریق می‌کنه.

506
00:27:12,671 --> 00:27:14,456
‫یه تزریق کشنده.

507
00:27:14,506 --> 00:27:15,707
‫می‌شناسیش؟

508
00:27:15,757 --> 00:27:17,459
‫من تو زندان زندگی کردم.

509
00:27:17,509 --> 00:27:19,136
‫می‌گن که

510
00:27:19,177 --> 00:27:21,596
‫مرگ انسانی‌تریه.

511
00:27:21,888 --> 00:27:23,932
‫«مرگ انسانی‌تری».
‫عجیب به نظر میاد.

512
00:27:24,474 --> 00:27:27,144
‫مجازات اعدام تو مکزیک وجود نداره.
‫این رو می‌دونستی؟

513
00:27:27,728 --> 00:27:30,647
‫ممکنه تو خیلی چیزا وحشی باشیم،

514
00:27:30,939 --> 00:27:32,607
‫ولی خوشبختانه برای من،

515
00:27:32,649 --> 00:27:34,026
‫تو اون مورد اینطور نبود.

516
00:27:38,363 --> 00:27:40,949
‫بهم بگو این اعتراف‌ها رو

517
00:27:40,991 --> 00:27:44,244
‫چطور فیلمبرداری می‌کنن.

518
00:27:44,745 --> 00:27:47,030
‫از یه دوربین دستی استفاده می‌کنه.

519
00:27:47,080 --> 00:27:49,366
‫خیلی پیشرفته‌ست.
‫فقط چندتا از اینا تو مکزیک هست.

520
00:27:49,416 --> 00:27:51,334
‫از یه کارگردان فیلم دزدیده. ولی...

521
00:27:52,210 --> 00:27:53,795
‫چیز دیگه‌ای نمی‌دونیم.

522
00:28:14,733 --> 00:28:16,568
‫خیلی ممنون. اینا خوشمزه‌ان.

523
00:28:18,111 --> 00:28:19,780
‫می‌تونی ما رو تنها بذاری، ماکاریا؟

524
00:28:25,660 --> 00:28:28,830
‫ببین، همچین ژست‌های دوستانه‌ای

525
00:28:29,873 --> 00:28:31,408
‫لازم نیست.

526
00:28:31,458 --> 00:28:32,909
‫فقط خواستم مهربون باشم.

527
00:28:32,959 --> 00:28:34,252
‫نه، نه، نه. نه.

528
00:28:34,294 --> 00:28:36,546
‫چیزی که اون می‌شنوه تحقیره.

529
00:28:36,838 --> 00:28:41,468
‫حسادت وقتی شعله‌ور می‌شه
‫که طرف مقابل مهربان باشه.

530
00:28:42,135 --> 00:28:44,387
‫برای پیدا کردن همکارم

531
00:28:44,721 --> 00:28:46,515
‫باید کدوم راه رو برم؟

532
00:28:46,556 --> 00:28:48,008
‫راه خودت، ماریا.

533
00:28:48,058 --> 00:28:49,100
‫نه راه دیگه‌ای.

534
00:28:49,142 --> 00:28:51,553
‫- نمی‌فهمم.
‫- البته که می‌فهمی.

535
00:28:51,603 --> 00:28:52,637
‫چطور ممکنه نفهمی؟

536
00:28:52,687 --> 00:28:54,848
‫با آندرسر این کار رو کردی.

537
00:28:54,898 --> 00:28:57,108
‫پلیس فقط نگران این بود که

538
00:28:57,150 --> 00:28:59,402
‫می‌خواد آدم بکشه یا نه،

539
00:28:59,444 --> 00:29:02,322
‫- در حالی که تو...
‫- سعی می‌کردم دلیلش رو بفهمم.

540
00:29:03,615 --> 00:29:05,534
‫چه سوال مهمی.

541
00:29:06,868 --> 00:29:08,954
‫و در حالی که دنبال اون سوال می‌گشتی،

542
00:29:08,995 --> 00:29:10,997
‫قربانیان رو بررسی کردی.

543
00:29:11,540 --> 00:29:14,334
‫و هر چی بیشتر درباره‌شون می‌دونستی،

544
00:29:14,376 --> 00:29:16,837
‫بیشتر درباره قاتل می‌دونستی. درست می‌گم؟

545
00:29:17,462 --> 00:29:20,048
‫پس باید روی قربانیان تمرکز کنیم.

546
00:29:20,090 --> 00:29:21,466
‫اینطور به نظر میاد.

547
00:29:22,342 --> 00:29:24,344
‫پلوتارکو لوزانو کیه؟

548
00:29:25,095 --> 00:29:27,556
‫این... یه سوال خیلی خوبه.

549
00:29:30,183 --> 00:29:32,886
‫جایی که دارن می‌گردن،
‫هیچوقت پیداش نمی‌کنن.

550
00:29:32,936 --> 00:29:35,347
‫چون لوزانو یه پلیس فاسده.

551
00:29:35,397 --> 00:29:37,849
‫و به هر قیمتی شده از حرف زدن
‫درباره‌ش اجتناب می‌کنن.

552
00:29:37,899 --> 00:29:39,442
‫کاری که باید بکنیم

553
00:29:39,484 --> 00:29:40,936
‫دقیقاً برعکسه.

554
00:29:40,986 --> 00:29:43,071
‫باید درباره‌ی فعالیت‌های فاسدش بدونیم.

555
00:29:43,113 --> 00:29:45,857
‫و از قبل بدونیم چی می‌خواد اعتراف کنه.

556
00:29:45,907 --> 00:29:47,859
‫اینطوری از همه جلو می‌زنیم

557
00:29:47,909 --> 00:29:50,654
‫و جایی رو پیدا می‌کنیم
‫که جلاد اون رو می‌بره.

558
00:29:50,704 --> 00:29:52,280
‫دارید به حرف خودتون گوش می‌دید؟

559
00:29:52,330 --> 00:29:54,074
‫الان ما تو یه پارکیم.

560
00:29:54,124 --> 00:29:57,202
‫اگه اسکوبدو نذاره از اینجا تکون بخوریم،
‫چطور می‌تونیم تو این شرایط تحقیق کنیم؟

561
00:29:57,252 --> 00:29:59,254
‫نیازی به جابجا شدن نداریم.

562
00:30:00,171 --> 00:30:03,174
‫زیرزمین رو تبدیل به مرکز
‫تحقیقات‌مون کردیم، مگه نه؟

563
00:30:10,640 --> 00:30:13,051
‫به یه مرکز ارتباطات احتیاج داریم.

564
00:30:13,101 --> 00:30:14,436
‫تلفن و رادیو.

565
00:30:15,895 --> 00:30:19,349
‫چلا می‌تونه برامون یه کپی
‫از پرونده‌ی پلیسی لوزانو بیاره.

566
00:30:19,399 --> 00:30:23,019
‫همینطور هر پرونده‌ای که لوزانو
‫طی یک سال گذشته بررسی کرده.

567
00:30:23,069 --> 00:30:26,948
‫می‌تونیم از صندوق عقب ماشینم
‫به عنوان تخته‌ی تحقیق استفاده کنیم. بزرگه.

568
00:30:27,282 --> 00:30:30,660
‫این احتمال وجود داره که جلاد
‫به همه‌ی این پرونده‌ها دسترسی داشته باشه،

569
00:30:30,702 --> 00:30:32,988
‫و شاید به همین دلیل لوزانو رو انتخاب کرده.

570
00:30:33,038 --> 00:30:35,365
‫داری می‌گی که جلاد یه افسر پلیسه؟

571
00:30:35,415 --> 00:30:38,326
‫می‌گم نباید هیچکس رو کنار بذاریم.

572
00:30:38,376 --> 00:30:39,961
‫ممکنه لوزانو محتاط بوده باشه،

573
00:30:40,003 --> 00:30:41,671
‫ولی می‌تونه ردپایی جا گذاشته باشه.

574
00:30:41,713 --> 00:30:43,214
‫در موارد فساد پلیس،

575
00:30:43,256 --> 00:30:45,300
‫معمولاً از پرونده‌های رسمی

576
00:30:45,342 --> 00:30:48,253
‫با اطلاعات جعلی برای
‫مخفی کردن جرم استفاده می‌شه.

577
00:30:48,303 --> 00:30:50,422
‫[پلیس - افتخار و اعتماد]

578
00:30:50,472 --> 00:30:52,140
‫یه چیزی پیدا کردم.

579
00:30:53,350 --> 00:30:57,137
‫۱۷ درصد از پرونده‌های مختومه کارآگاه لوزانو

580
00:30:57,187 --> 00:31:00,473
‫مربوط به تعطیلی‌ها
‫و مجوزهای استفاده از زمین بود.

581
00:31:00,523 --> 00:31:01,608
‫خب؟

582
00:31:02,233 --> 00:31:04,728
‫بر اساس مقررات پلیس منطقه‌ی فدرال،

583
00:31:04,778 --> 00:31:07,397
‫اجرای تعطیلی یا بررسی مجوزها،

584
00:31:07,447 --> 00:31:09,240
‫خارج از اختیارات یک کارآگاهه.

585
00:31:09,824 --> 00:31:12,902
‫این بر عهده‌ی بخش تأیید مدیریت هست.

586
00:31:12,952 --> 00:31:15,413
‫پس، این باید چیزی باشه که دنبالش بگردیم.

587
00:31:15,705 --> 00:31:17,407
‫می‌تونیم با جراردو حرف بزنیم.

588
00:31:17,457 --> 00:31:20,627
‫هیچ کدومشون اطلاعات لازم رو به ما نمی‌دن.

589
00:31:21,169 --> 00:31:23,922
‫- دقیقاً.
‫- می‌دونم کی می‌تونه کمکمون کنه.

590
00:31:26,257 --> 00:31:29,085
‫نمی‌دونم، فرفری.
‫چرا از یکی دیگه نمی‌پرسی؟

591
00:31:29,135 --> 00:31:32,380
‫چون اونا چیزای زیادی برای از
‫دست دادن دارن، ولی تو اینطور نیستی.

592
00:31:32,430 --> 00:31:34,716
‫آره، چون هیچی نمی‌دونم.

593
00:31:34,766 --> 00:31:37,302
‫گابریل، می‌تونیم لوزانو رو زنده پیدا کنیم.

594
00:31:37,352 --> 00:31:40,722
‫فقط باید بدونیم
‫تو چه جور کارایی دست داشته.

595
00:31:40,772 --> 00:31:42,065
‫بهت می‌گم، فرفری.

596
00:31:42,816 --> 00:31:46,102
‫ولی اگه چیزی که گفتم رو به کسی بگی،
‫تا روزی که بمیرم انکارش می‌کنم.

597
00:31:46,152 --> 00:31:47,403
‫قول می‌دم.

598
00:31:48,696 --> 00:31:52,033
‫چند ماهی،
‫از من می‌خواست شب‌ها برسونمش.

599
00:31:52,075 --> 00:31:54,369
‫وقتی خیلبرتو هپاتیت گرفته بود، یادته؟

600
00:31:57,539 --> 00:31:59,032
‫یه روال معمول بود.

601
00:31:59,082 --> 00:32:00,375
‫می‌رسیدیم اونجا،

602
00:32:00,416 --> 00:32:01,626
‫پیاده می‌شد،

603
00:32:01,668 --> 00:32:03,044
‫وارد یه جایی می‌شد

604
00:32:03,086 --> 00:32:04,963
‫و من تو ماشین منتظر می‌موندم.

605
00:32:08,174 --> 00:32:10,460
‫معمولاً می‌رفت تو

606
00:32:10,510 --> 00:32:12,303
‫و بعد از چند دقیقه،

607
00:32:12,679 --> 00:32:14,889
‫با یه پاکت بیرون میومد.

608
00:32:17,642 --> 00:32:19,143
‫معمولاً آروم بود.

609
00:32:19,644 --> 00:32:22,272
‫ولی یه شب...

610
00:32:29,529 --> 00:32:31,114
‫گابریل، بیا اینجا!

611
00:32:31,781 --> 00:32:34,534
‫- گفتم بیا، احمق!
‫- نه!

612
00:32:42,750 --> 00:32:44,711
‫دیگه هیچوقت ازم نخواست باهاش برم.

613
00:32:46,588 --> 00:32:47,589
‫موفق باشی.

614
00:32:50,717 --> 00:32:52,460
‫لوزانو کسب‌وکارها رو تعطیل می‌کرد،

615
00:32:52,510 --> 00:32:54,095
‫بابت باج‌گیری پول می‌گرفت،

616
00:32:54,137 --> 00:32:55,797
‫و بعد تعطیلی رو برمی‌داشت.

617
00:32:55,847 --> 00:32:58,007
‫ولی هیچکس شکایت نکرد.

618
00:32:58,057 --> 00:33:01,185
‫خب، وقتی یه افسر ازشون باج می‌گرفت،
‫شکایت نمی‌کردن.

619
00:33:01,978 --> 00:33:04,138
‫می‌تونه توی یکی از این ۱۳ جا باشه.

620
00:33:04,188 --> 00:33:07,609
‫قاتل باید به یه دلیل خاص
‫یه مکان رو انتخاب کرده باشه.

621
00:33:13,239 --> 00:33:14,824
‫محض رضای خدا، امیلیو.

622
00:33:15,408 --> 00:33:17,744
‫بهت گفتم دیگه نمی‌خوام افسری بمیره.

623
00:33:18,995 --> 00:33:21,864
‫- پیداش کردن؟
‫- نه، آقای رئیس‌جمهور.

624
00:33:21,914 --> 00:33:24,459
‫ولی باید فرض کنیم که این افسر،

625
00:33:25,084 --> 00:33:26,878
‫هر چی اسمش باشه، مرده.

626
00:33:28,046 --> 00:33:30,965
‫تمرکز ما در این لحظه باید کجا باشه؟

627
00:33:31,507 --> 00:33:32,884
‫روی اعترافش.

628
00:33:33,509 --> 00:33:34,886
‫و تو چی پیشنهاد می‌دی؟

629
00:33:36,804 --> 00:33:41,134
‫اومدم اجازه بگیرم، آقای رئیس‌جمهور
‫تا رسانه‌ها رو محاصره کنیم.

630
00:33:41,184 --> 00:33:45,513
‫افسرهای بدون یونیفورم رو به استودیوهای
‫تلویزیون، رادیو و مطبوعات بفرستیم.

631
00:33:45,563 --> 00:33:49,901
‫هر کلمه‌ای که می‌نویسن و
‫هر تصویری که پخش می‌شه رو کنترل می‌کنیم.

632
00:33:49,942 --> 00:33:52,937
‫اگه اون احمق اعتراف دیگه‌ای ضبط کنه،

633
00:33:52,987 --> 00:33:54,530
‫هیچکس ازش خبردار نمی‌شه.

634
00:33:55,073 --> 00:33:56,858
‫بهش مخاطب نمی‌دیم.

635
00:33:56,908 --> 00:33:59,452
‫و کم‌کم، اون احمق
‫به فراموشی سپرده می‌شه.

636
00:33:59,786 --> 00:34:04,574
‫یه بسته‌ی تشویقی هم برای رسانه‌ها
‫به خاطر زحمت‌شون آماده کردم.

637
00:34:04,624 --> 00:34:06,459
‫[درباره‌ش حرف نزنید - ممنوع]

638
00:34:07,543 --> 00:34:10,129
‫اگه این اشتباه پیش بره، تقصیرش گردن توئه.

639
00:34:13,132 --> 00:34:15,301
‫آقای رئیس‌جمهور، یک بار گفتید

640
00:34:16,177 --> 00:34:17,720
‫موقعیت فعلی شما

641
00:34:17,762 --> 00:34:20,048
‫نتیجه‌ی اینه که در لحظات کلیدی

642
00:34:20,098 --> 00:34:21,891
‫کاری که باید می‌کردید رو انجام دادید.

643
00:34:25,561 --> 00:34:27,397
‫فکر می‌کنم کم‌کم دارم

644
00:34:27,438 --> 00:34:29,857
‫رئیس پلیسی که دنبالش بودم رو می‌بینم.

645
00:34:49,544 --> 00:34:52,338
‫یه نظریه داریم
‫درباره‌ی جایی که لوزانو ممکنه باشه.

646
00:34:52,380 --> 00:34:55,591
‫می‌دونیم که از خیلی از کسب‌وکارها
‫باج می‌گرفته.

647
00:34:55,633 --> 00:34:58,878
‫لوزانو ممکنه توی یکی از این ۱۳ جا باشه.

648
00:34:58,928 --> 00:35:02,423
‫می‌دونیم کینتانیا رو تو یه کانتینر بار
‫تو گمرک پیدا کردن.

649
00:35:02,473 --> 00:35:05,760
‫همون جایی که به قتل یه جنایتکار اعتراف کرد.

650
00:35:05,810 --> 00:35:09,388
‫لوزانو باید تو همون جایی باشه
‫که بدترین جرمش رو مرتکب شده.

651
00:35:09,438 --> 00:35:11,065
‫ولی نمی‌دونیم کدوم بوده.

652
00:36:51,248 --> 00:36:52,750
‫رسیدیم، برادر.

653
00:36:53,501 --> 00:36:54,627
‫پلوتارکو.

654
00:37:41,841 --> 00:37:43,134
‫خیلی متاسفم، چلا.

655
00:37:44,427 --> 00:37:45,636
‫می‌دونم دوستش داشتی.

656
00:37:47,680 --> 00:37:49,306
‫نمی‌دونم راجع به چی حرف می‌زنی.

657
00:37:50,391 --> 00:37:51,934
‫اون فقط یه همکار بود.

658
00:37:54,019 --> 00:37:55,855
‫لازم نیست چیزی بهم توضیح بدی.

659
00:37:57,314 --> 00:37:58,732
‫فقط می‌خواستم بگم که

660
00:37:59,567 --> 00:38:01,444
‫اگه به یه دوست احتیاج داری،

661
00:38:03,154 --> 00:38:04,363
‫من اینجام.

662
00:38:07,116 --> 00:38:09,535
‫همسرش اومد تا جسد رو شناسایی کنه.

663
00:38:11,287 --> 00:38:13,873
‫نتونستم نزدیکش بشم
‫تا بهش بگم متاسفم.

664
00:38:26,886 --> 00:38:28,387
‫سلام، اسپرانزا.

665
00:38:29,680 --> 00:38:30,723
‫من ماریا هستم.

666
00:38:32,641 --> 00:38:34,810
‫می‌خوای برسونمت خونه؟

667
00:38:36,520 --> 00:38:37,521
‫نمی‌تونم.

668
00:38:39,356 --> 00:38:41,317
‫نمی‌تونم برگردم خونه.

669
00:38:44,320 --> 00:38:47,823
‫اون همه‌ی زندگی دخترم بود.
‫نمی‌دونم چطور بهش بگم.

670
00:38:54,955 --> 00:38:56,332
‫کلمات خودشون میان.

671
00:38:59,919 --> 00:39:00,920
‫لطفاً...

672
00:39:02,838 --> 00:39:05,591
‫لطفاً، چرا خودت همه چی رو بهش نمی‌گی؟

673
00:39:07,217 --> 00:39:08,969
‫اسپرانزا، نمی‌تونم.

674
00:39:10,429 --> 00:39:11,847
‫تو باید این کار رو بکنی.

675
00:39:13,098 --> 00:39:16,602
‫نمی‌خوام من باعث این همه
‫درد و رنج براش باشم.

676
00:39:17,811 --> 00:39:19,138
‫درد و رنج بالاخره سراغش میاد،

677
00:39:19,188 --> 00:39:21,190
‫هر کسی که بهش بگه فرقی نمی‌کنه.

678
00:39:22,107 --> 00:39:24,193
‫نمی‌خوام درد و رنج بکشه.

679
00:39:25,402 --> 00:39:27,863
‫این چیزیه که هر مادری می‌خواد انجام بده.

680
00:39:28,948 --> 00:39:30,032
‫ولی غیرممکنه.

681
00:39:31,116 --> 00:39:33,243
‫پس، وظیفه‌ی من چیه؟

682
00:39:40,834 --> 00:39:42,086
‫اینکه کنارش باشی.

683
00:39:43,712 --> 00:39:46,298
‫وقتی گریه می‌کنه،
‫دستش رو بگیری و بغلش کنی.

684
00:39:47,257 --> 00:39:48,425
‫بعضی وقت‌ها

685
00:39:49,134 --> 00:39:50,928
‫این تنها کاریه که می‌تونیم بکنیم.

686
00:39:57,184 --> 00:39:58,185
‫آره.

687
00:40:18,080 --> 00:40:19,832
‫لوزانو باعث اون آتیش‌سوزی شد.

688
00:40:23,961 --> 00:40:25,295
‫تنهام بذار، گابینا.

689
00:40:28,340 --> 00:40:30,959
‫دو روز قبل از اون آتیش‌سوزی،
‫خودش حکم تعطیلی رو امضا کرد،

690
00:40:31,009 --> 00:40:33,262
‫اونم به خاطر نقص در سیستم اطفای حریق.

691
00:40:34,304 --> 00:40:35,806
‫دوست من تازه کشته شده.

692
00:40:39,017 --> 00:40:40,352
‫نمی‌تونی این رو بفهمی؟

693
00:40:44,314 --> 00:40:45,315
‫برو بیرون.

694
00:40:46,984 --> 00:40:48,152
‫می‌خوام تنها باشم.

695
00:40:49,820 --> 00:40:52,239
‫به خاطر همین می‌دونستی کجا پیداش کنی؟

696
00:40:54,450 --> 00:40:56,452
‫لوزانو مریض بود، گابینا.

697
00:40:58,370 --> 00:41:00,789
‫هر چی که به دست میاورد، سر شرط می‌باخت.

698
00:41:02,791 --> 00:41:04,543
‫تو دریایی از بدهی غرق شده بود.

699
00:41:07,421 --> 00:41:10,257
‫به خاطر همین شروع کرد به گرفتن پول
‫از هر جایی که می‌تونست.

700
00:41:10,841 --> 00:41:14,011
‫چندین و چند بار بهش گفتم بس کن،
‫ولی نمی‌خواست به حرفم گوش بده.

701
00:41:14,636 --> 00:41:16,597
‫از مردم باج می‌گرفت.

702
00:41:18,015 --> 00:41:20,809
‫گابینا، صاحب دِلفوس هم قدیس نبود.

703
00:41:20,934 --> 00:41:22,853
‫صاحب دِلفوس افسر پلیس نبود.

704
00:41:22,936 --> 00:41:24,054
‫لوزانو بود.

705
00:41:24,104 --> 00:41:27,232
‫تو پرونده نوشته شده بود
‫که یه نفر تو آتیش‌سوزی مرده.

706
00:41:28,317 --> 00:41:30,110
‫از کجا باید می‌فهمید؟

707
00:41:34,198 --> 00:41:36,116
‫لوزانو آدم بدی نبود.

708
00:41:37,618 --> 00:41:38,702
‫پس، لطفاً،

709
00:41:39,411 --> 00:41:43,323
‫ازم نخواه کسی رو که بارها
‫زندگیم رو نجات داده، نابود کنم.

710
00:41:43,373 --> 00:41:44,783
‫می‌فهمی؟

711
00:41:44,833 --> 00:41:47,753
‫و نتونستم هیچ کاری بکنم
‫که نجاتش بدم، لعنتی!

712
00:41:50,380 --> 00:41:52,549
‫هیچ کاری نتونستم بکنم!

713
00:42:09,942 --> 00:42:10,943
‫می‌تونم بیام تو؟

714
00:42:11,610 --> 00:42:13,812
‫تکالیفم رو تموم کردم
‫و اتاقم رو تمیز کردم،

715
00:42:13,862 --> 00:42:15,530
‫اگه همین رو می‌خواستی بدونی.

716
00:42:24,790 --> 00:42:26,208
‫ممنون که هوای من رو داشتی، عزیزم.

717
00:42:26,833 --> 00:42:28,076
‫چی؟

718
00:42:28,126 --> 00:42:30,462
‫این به این معنی نیست که با روشت موافقم.

719
00:42:31,338 --> 00:42:33,757
‫ولی می‌فهمم که حتماً چه حسی داشتی.

720
00:42:37,135 --> 00:42:39,212
‫نمی‌خوام اخراج بشم.

721
00:42:39,262 --> 00:42:42,099
‫فردا، من و بابا یه جلسه داریم.

722
00:42:42,140 --> 00:42:43,967
‫و بهشون می‌فهمونیم که مدرسه

723
00:42:44,017 --> 00:42:46,645
‫به خانم‌های بیشتری مثل تو احتیاج داره.

724
00:42:47,396 --> 00:42:48,397
‫نه کمتر.

725
00:42:52,109 --> 00:42:53,860
‫و مهم نیست چه اتفاقی بیفته،

726
00:42:54,861 --> 00:42:56,405
‫باهم این قضیه رو پشت سر می‌ذاریم.

727
00:43:03,286 --> 00:43:05,330
‫می‌تونم یه اعترافی بکنم؟

728
00:43:05,414 --> 00:43:06,832
‫حتماً.

729
00:43:06,915 --> 00:43:10,836
‫تو ماشین، بابا بهم گفت
‫کار درستی کردم که از تو دفاع کردم.

730
00:43:11,128 --> 00:43:12,212
‫واقعاً؟

731
00:43:14,548 --> 00:43:16,008
‫نظرت چیه دو نفری بریم بیرون؟

732
00:43:17,217 --> 00:43:19,845
‫تا جایی که یادمه،
‫امشب یه اکران بزرگ برگزار می‌شه.

733
00:43:19,886 --> 00:43:21,221
‫ما هم بلیط داریم.

734
00:43:21,596 --> 00:43:24,975
‫آره! دوستت دارم! ممنون!

735
00:43:32,023 --> 00:43:33,525
‫والنتینا.

736
00:43:33,608 --> 00:43:34,901
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

737
00:43:35,777 --> 00:43:38,488
‫برای اون کتاب سور خوانا اومدم.

738
00:43:39,114 --> 00:43:40,991
‫دیروقته، ولی... باشه.

739
00:43:41,408 --> 00:43:42,526
‫می‌رم بیارمش.

740
00:43:42,576 --> 00:43:43,827
‫همینجا بمون.

741
00:43:58,258 --> 00:43:59,426
‫باید برگردونیش.

742
00:44:00,051 --> 00:44:01,595
‫معمولاً کتاب قرض نمی‌دم.

743
00:44:02,095 --> 00:44:03,221
‫می‌دونم.

744
00:44:03,263 --> 00:44:04,431
‫ممنون.

745
00:44:07,100 --> 00:44:08,435
‫یه چیز دیگه.

746
00:44:08,477 --> 00:44:11,229
‫تو پارک می‌خواستی چی بهم توصیه کنی؟

747
00:44:12,397 --> 00:44:15,108
‫اینکه با یه متخصص درباره‌ی چیزی
‫که تجربه‌ش می‌کنی حرف بزنی.

748
00:44:16,109 --> 00:44:17,694
‫همون روان‌رنجوری جنگی.

749
00:44:19,613 --> 00:44:20,939
‫و...

750
00:44:20,989 --> 00:44:23,116
‫خب، اگه بخوای می‌تونیم درباره‌ی...

751
00:44:24,201 --> 00:44:27,028
‫خب، درباره‌ی اتفاقی که برام افتاد
‫حرف بزنیم.

752
00:44:27,078 --> 00:44:28,280
‫با من نه.

753
00:44:28,330 --> 00:44:30,031
‫اگه بدون آموزش حرفه‌ای لازم

754
00:44:30,081 --> 00:44:31,583
‫بهت مشاوره بدم، غیراخلاقیه.

755
00:44:32,334 --> 00:44:33,960
‫به آموزش احتیاج نداری.

756
00:44:34,461 --> 00:44:36,379
‫چون من به روان‌درمانگر احتیاج ندارم.

757
00:44:37,881 --> 00:44:39,257
‫به تو احتیاج دارم.

758
00:44:40,759 --> 00:44:42,052
‫چرا من؟

759
00:44:42,093 --> 00:44:43,386
‫از کجا بدونم؟

760
00:44:43,428 --> 00:44:44,763
‫فقط اینطوریه.

761
00:44:46,056 --> 00:44:48,266
‫یا با تو حرف می‌زنم، یا هیچکس.

762
00:44:50,101 --> 00:44:51,228
‫می‌تونی کمکم کنی؟

763
00:44:52,687 --> 00:44:53,772
‫الان ساعت ۹ هست.

764
00:44:54,314 --> 00:44:57,609
‫و اگه تا یه ساعت دیگه نخوابم،
‫روی چرخه‌ی شبانه‌روزیم تأثیر می‌ذاره.

765
00:44:59,110 --> 00:45:00,111
‫خب...

766
00:45:01,071 --> 00:45:02,364
‫پس یه روز دیگه؟

767
00:45:07,160 --> 00:45:09,120
‫یه روز دیگه. باشه.

768
00:45:12,290 --> 00:45:13,291
‫ممنون.

769
00:45:27,472 --> 00:45:29,633
‫- ماریا، نظرت رو بگو!
‫- ماریا، ماریا!

770
00:45:29,683 --> 00:45:32,936
‫- ماریا. ماریا. چند کلمه، لطفاً؟
‫- ماریا. ماریا، ماریا.

771
00:45:35,647 --> 00:45:36,690
‫اوه، وای!

772
00:45:45,573 --> 00:45:47,242
‫ماریا فلیکس!

773
00:45:47,826 --> 00:45:49,494
‫خیلی متاسفم.

774
00:45:50,954 --> 00:45:52,998
‫چه لباس قشنگی، عزیزم.

775
00:45:53,707 --> 00:45:55,000
‫بازیگری؟

776
00:45:55,959 --> 00:45:58,078
‫نه، من ستوان پلیسم.

777
00:45:58,128 --> 00:46:00,163
‫در خدمت شمام، ستوان.

778
00:46:00,213 --> 00:46:01,623
‫من در خدمتم.

779
00:46:01,673 --> 00:46:02,966
‫گابریل!

780
00:46:03,341 --> 00:46:05,802
‫ماریا. خوش اومدی.

781
00:46:06,428 --> 00:46:08,221
‫مایه‌ی افتخاره که اینجایی.

782
00:46:08,805 --> 00:46:10,724
‫امیدوارم لذت ببری.

783
00:46:10,765 --> 00:46:12,642
‫- داخل منتظرت می‌مونم.
‫- حتماً.

784
00:46:16,730 --> 00:46:18,440
‫فوق‌العاده‌ست.

785
00:46:18,481 --> 00:46:20,191
‫وای. اینجا رو ببین.

786
00:46:21,359 --> 00:46:22,978
‫این سینمای متروپولیتنه.

787
00:46:23,028 --> 00:46:26,022
‫خیلی درباره‌ش شنیده بودم،
‫ولی هیچوقت نیومده بودم.

788
00:46:26,072 --> 00:46:27,315
‫تصور می‌کردی اینطوری باشه؟

789
00:46:27,365 --> 00:46:29,442
‫- خانم‌ها و آقایان.
‫- نه. این خیلی بهتره.

790
00:46:29,492 --> 00:46:31,528
‫اعلان سوم.

791
00:46:31,578 --> 00:46:34,280
‫- می‌رم ببینم جریان چیه، ماریا.
‫- اعلان سوم.

792
00:46:34,330 --> 00:46:36,241
‫- یه لحظه تنهات می‌ذارم.
‫- آره، باشه.

793
00:46:36,291 --> 00:46:38,576
‫مایه‌ی افتخاره که اینجایی.
‫از اکران لذت ببر. بشین.

794
00:46:38,626 --> 00:46:39,919
‫- ممنون.
‫- ببخشید.

795
00:46:43,465 --> 00:46:45,592
‫ممنون. ممنون. ممنون.

796
00:47:08,698 --> 00:47:11,159
‫اسم من پلوتارکو لوزانو هست.

797
00:47:12,160 --> 00:47:15,997
‫من کارآگاه اداره‌ی پلیس منطقه‌ی فدرال هستم.

798
00:47:17,582 --> 00:47:19,459
‫و این اعتراف منه.

799
00:47:19,501 --> 00:47:21,578
‫یه کلوپ شبانه بود.

800
00:47:21,628 --> 00:47:23,129
‫«دِلفوس».

801
00:47:23,171 --> 00:47:26,257
‫- مار، با دقت گوش کن.
‫- صاحبش بهم پول بدهکار بود،

802
00:47:26,299 --> 00:47:27,333
‫واسه همین تعطیلش کردم.

803
00:47:27,383 --> 00:47:29,844
‫تا برنگشتم از این صندلی جُم نخور.

804
00:47:30,345 --> 00:47:32,213
‫ولی یه نفر اونجا خوابیده بود.

805
00:47:32,263 --> 00:47:34,090
‫نتونست بیرون بیاد.

806
00:47:34,140 --> 00:47:35,725
‫من اون شخص رو کشتم.

807
00:47:37,811 --> 00:47:39,562
‫غیرعمد بود، ولی کشتمش.

808
00:47:44,567 --> 00:47:47,779
‫سال‌هاست که از جاهای مختلف
‫بابت محافظت پول می‌گیرم.

809
00:47:50,073 --> 00:47:51,908
‫ازش برای شرط‌بندی استفاده می‌کنم

810
00:47:51,950 --> 00:47:53,785
‫و تقریباً همیشه می‌بازم.

811
00:47:59,457 --> 00:48:02,293
‫- اتاق نمایش کجاست؟
‫- بالای پله‌هاست.

812
00:48:03,253 --> 00:48:04,370
‫پلیس خبر کنید!

813
00:48:04,420 --> 00:48:06,047
‫خانم، اجازه ندارید برید اون بالا.

814
00:48:08,633 --> 00:48:10,093
‫و اگه کسی چیزی می‌گفت،

815
00:48:10,260 --> 00:48:12,303
‫به یه تفاهم می‌رسیدیم.

816
00:48:12,345 --> 00:48:14,514
‫سهمشون رو می‌دادم و تموم.

817
00:48:15,723 --> 00:48:16,933
‫چیز دیگه؟

818
00:48:16,975 --> 00:48:18,268
‫آه، درسته.

819
00:48:18,518 --> 00:48:19,894
‫لوکاس اوترو.

820
00:48:20,979 --> 00:48:23,856
‫یه روزنامه‌نگار آماتور از «ایندیپندنسیا».

821
00:48:25,191 --> 00:48:26,359
‫یه آدم ناچیز.

822
00:48:26,442 --> 00:48:27,860
‫دستور گرفتم.

823
00:48:28,111 --> 00:48:29,821
‫باید دخلش رو میاوردم.

824
00:48:31,781 --> 00:48:35,410
‫باید طوری جلوه می‌دادم که انگار
‫کار آندرسر بوده. ولی اینطور نبود.

825
00:48:38,955 --> 00:48:40,540
‫نه، کار من بود.

826
00:48:41,499 --> 00:48:44,585
‫وقتی داشتم ضربه‌ی نهایی رو بهش می‌زدم،

827
00:48:45,169 --> 00:48:47,338
‫یکی وارد آپارتمان شد و...

828
00:48:48,214 --> 00:48:49,674
‫مجبور شدم فرار کنم.

829
00:48:50,508 --> 00:48:55,513
‫«ترجمه از خشایار»

830
00:48:57,513 --> 00:49:07,513
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M