1
00:00:12,929 --> 00:00:14,381
‫عزیزم، آروم باش.

2
00:00:14,431 --> 00:00:16,099
‫هی، به من نگاه کن.

3
00:00:16,349 --> 00:00:17,926
‫- آروم باش.
‫- هنوز اینجاست؟

4
00:00:17,976 --> 00:00:19,219
‫دیگه اینجا نیست، باشه؟

5
00:00:19,269 --> 00:00:21,312
‫نمی‌ذارم اتفاق بدی برات بیفته.

6
00:00:21,813 --> 00:00:23,223
‫نفس بکش. آروم،

7
00:00:23,273 --> 00:00:24,315
‫خیلی‌خب؟

8
00:00:24,941 --> 00:00:26,067
‫عزیزانم،

9
00:00:26,109 --> 00:00:27,435
‫خیلی خوشحالم که حالتون خوبه.

10
00:00:27,485 --> 00:00:28,403
‫آه، چقدر ترسیدم.

11
00:00:29,904 --> 00:00:31,106
‫- بریم.
‫- من می‌مونم.

12
00:00:31,156 --> 00:00:32,732
‫شما برید.
‫بعداً بهتون می‌رسم.

13
00:00:32,782 --> 00:00:35,110
‫- نمی‌تونی با ما بیای؟
‫- مامان. باید بمونم.

14
00:00:35,160 --> 00:00:36,903
‫- ماریا، خطرناکه. بریم.
‫- مامان، لطفاً.

15
00:00:36,953 --> 00:00:38,830
‫- دلا توره، چی داریم؟
‫- کارآگاه.

16
00:00:39,622 --> 00:00:42,292
‫یه قربانی تنها داخل اتاق آپارات.

17
00:00:42,959 --> 00:00:44,577
‫مطمئن شدم کسی وارد نشه.

18
00:00:44,627 --> 00:00:47,205
‫پس ممکنه ردپایی از قاتل باشه.

19
00:00:47,255 --> 00:00:48,581
‫فیلم اعتراف بالاست؟

20
00:00:48,631 --> 00:00:50,750
‫بله، همه چی
‫همونطور که پیداش کردم مونده.

21
00:00:50,800 --> 00:00:51,926
‫آفرین، ستوان.

22
00:00:51,968 --> 00:00:53,553
‫با خانواده‌ت خداحافظی کن. دنبالم بیا.

23
00:00:55,388 --> 00:00:57,474
‫برو، مامان. نگران ما نباش.

24
00:00:58,933 --> 00:01:00,477
‫- ممنون.
‫- موفق باشی.

25
00:01:02,270 --> 00:01:03,396
‫کارآگاه.

26
00:01:04,773 --> 00:01:05,774
‫کارآگاه!

27
00:01:07,317 --> 00:01:09,811
‫دلا توره.
‫یه چیزی هست که نمی‌فهمم.

28
00:01:09,861 --> 00:01:12,188
‫آخه تو اینجا چیکار می‌کردی؟

29
00:01:12,238 --> 00:01:14,741
‫گابریل آریزمندی،
‫کارگردان فیلم، من رو دعوت کرد.

30
00:01:15,950 --> 00:01:17,786
‫- و چرا باید این کار رو بکنه؟
‫- نمی‌دونم.

31
00:01:18,787 --> 00:01:21,614
‫با سروان روماندیا رفته بودم
‫که باهاش مصاحبه کنم.

32
00:01:21,664 --> 00:01:24,000
‫مسئله اینه، وقتی اعتراف شروع شد،

33
00:01:24,042 --> 00:01:25,418
‫از جام بلند شدم

34
00:01:25,460 --> 00:01:27,337
‫و هر چه سریع‌تر
‫خودم رو رسوندم این بالا.

35
00:01:30,090 --> 00:01:31,382
‫در رو باز پیدا کردم

36
00:01:31,424 --> 00:01:32,592
‫و قربانی درست اونجا بود.

37
00:01:32,634 --> 00:01:34,344
‫اسمش الازار بود،

38
00:01:34,385 --> 00:01:36,513
‫دستیار گابریل آریزمندی.

39
00:01:36,763 --> 00:01:38,256
‫ظاهراً مهاجم

40
00:01:38,306 --> 00:01:40,433
‫از پشت بهش چاقو زده.

41
00:01:40,475 --> 00:01:42,018
‫بعدش اعتراف رو پخش کرده

42
00:01:42,060 --> 00:01:43,353
‫و فرار کرده.

43
00:01:43,812 --> 00:01:45,230
‫باید اون اعتراف رو ببینیم

44
00:01:45,271 --> 00:01:46,689
‫و بشنویم لوزانو چی گفته.

45
00:01:47,023 --> 00:01:48,024
‫آره.

46
00:01:52,904 --> 00:01:53,905
‫به در نگاه کن.

47
00:01:54,572 --> 00:01:56,950
‫قاتل چطور بدون اینکه دیده بشه وارد شده؟

48
00:01:58,284 --> 00:01:59,360
‫این فرق می‌کنه.

49
00:01:59,410 --> 00:02:00,528
‫چطور «فرق می‌کنه»؟

50
00:02:00,578 --> 00:02:01,946
‫این فیلم ۳۵ میلی‌متریه.

51
00:02:01,996 --> 00:02:04,833
‫بقیه‌ی اعتراف‌ها نوار ویدئو بودن.

52
00:02:04,874 --> 00:02:07,285
‫هر کسی این کار رو کرده
‫به آزمایشگاه فیلم دسترسی داشته.

53
00:02:07,335 --> 00:02:09,204
‫روند آسونی نیست.

54
00:02:09,254 --> 00:02:10,463
‫ماریا،

55
00:02:10,505 --> 00:02:14,008
‫گفتی آریزمندی قبل از شروع اعتراف رفت؟

56
00:02:14,050 --> 00:02:15,794
‫بله، درست قبل از اعتراف.

57
00:02:15,844 --> 00:02:17,595
‫دیدمش که با عجله
‫از سالن نمایش بیرون رفت.

58
00:02:18,096 --> 00:02:19,631
‫وقتی رفتم بیرون، پیداش نکردم.

59
00:02:19,681 --> 00:02:21,424
‫دیاز، با خیلبرتو برو.

60
00:02:21,474 --> 00:02:24,227
‫اون آشغال رو پیدا کنید
‫و همین الان ببریدش اداره.

61
00:02:24,727 --> 00:02:25,728
‫بریم.

62
00:02:30,608 --> 00:02:32,527
‫[کارگردان: گابریل آریزمندی]

63
00:02:33,611 --> 00:02:36,656
‫[زنان آبی‌پوش]

64
00:02:37,656 --> 00:02:47,656
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

65
00:03:20,867 --> 00:03:24,571
‫«قاتل پلیس معروف به جلاد
‫کارآگاه لوزانو رو مجبور کرد

66
00:03:24,621 --> 00:03:26,489
‫به تلاش برای قتل روزنامه‌نگار لوکاس اوترو

67
00:03:26,539 --> 00:03:27,574
‫اعتراف کنه،

68
00:03:27,624 --> 00:03:29,784
‫و طوری نشونش بده
‫که انگار جنایت آندرسر بوده.»

69
00:03:29,834 --> 00:03:31,169
‫«نور، دوربین، اعتراف!»

70
00:03:31,294 --> 00:03:32,420
‫خب؟

71
00:03:34,422 --> 00:03:36,833
‫نه تنها به تلاش برای کشتن لوکاس اعتراف کرد،

72
00:03:36,883 --> 00:03:38,835
‫بلکه گفت دستور می‌گرفته.

73
00:03:38,885 --> 00:03:40,170
‫ولی از کی؟

74
00:03:40,220 --> 00:03:42,722
‫از کسی که می‌خواست لوکاس
‫درباره‌ی آندرسر حرف نزنه.

75
00:03:43,264 --> 00:03:44,515
‫می‌تونسته هر کسی باشه.

76
00:03:45,141 --> 00:03:46,801
‫نه، هر کسی نه.

77
00:03:46,851 --> 00:03:49,220
‫- پس فکر می‌کنی کی بوده؟
‫- رئیس‌جمهور،

78
00:03:49,270 --> 00:03:50,521
‫اسکوبدو...

79
00:03:51,731 --> 00:03:52,732
‫یا بابات.

80
00:03:56,945 --> 00:03:58,655
‫نگو که بهش فکر نکرده بودی! گابی...

81
00:04:00,698 --> 00:04:03,284
‫بعد از جلسه،
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

82
00:04:03,326 --> 00:04:05,203
‫باید یه چیزی بهت بگم.

83
00:04:05,495 --> 00:04:07,997
‫لطفاً، یادت نره چرا اینجاییم.

84
00:04:08,498 --> 00:04:12,377
‫باور کن اگه بخوام فراموش کنم
‫یه لوبوتومی لازم دارم.

85
00:04:13,544 --> 00:04:15,163
‫دارم درباره‌ی مار حرف می‌زنم.

86
00:04:15,213 --> 00:04:16,714
‫چرا این کار رو کردی؟

87
00:04:18,925 --> 00:04:20,960
‫می‌خواستی منو حسود کنی؟

88
00:04:21,010 --> 00:04:23,596
‫- واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم.

89
00:04:24,097 --> 00:04:26,516
‫فکر کردم داریم پیشرفت می‌کنیم
‫که ازش گذشته بودی.

90
00:04:26,557 --> 00:04:28,434
‫آنفولانزا نیست، آلخاندرو.

91
00:04:31,271 --> 00:04:36,276
‫«ترجمه از خشایار»

92
00:04:37,443 --> 00:04:38,945
‫امروز موضوع ما نیست.

93
00:04:39,696 --> 00:04:41,239
‫موضوع کمک به مار هست.

94
00:04:42,699 --> 00:04:44,742
‫برای این می‌تونیم هم‌تیمی باشیم.

95
00:04:47,620 --> 00:04:49,330
‫- آره.
‫- باشه.

96
00:04:52,208 --> 00:04:53,835
‫[کارنامه‌ی انضباطی و تحصیلی]

97
00:04:55,378 --> 00:04:56,796
‫اونطور که خوندم،

98
00:04:56,838 --> 00:04:58,798
‫شما دو تا جدا زندگی می‌کنید.

99
00:04:59,132 --> 00:05:02,543
‫وضعیت ما امروز همینه.

100
00:05:02,593 --> 00:05:04,137
‫ولی هنوز در...

101
00:05:04,178 --> 00:05:07,015
‫در حال تصمیم‌گیری هستیم.

102
00:05:07,140 --> 00:05:08,516
‫امم، آره.

103
00:05:10,643 --> 00:05:13,346
‫دررفتگی شونه، دومین حادثه

104
00:05:13,396 --> 00:05:14,931
‫بین مار و همکلاسیشه.

105
00:05:14,981 --> 00:05:16,232
‫خب، همکلاسیش

106
00:05:16,274 --> 00:05:18,943
‫حرف‌های وحشتناکی به دخترمون زده.

107
00:05:18,985 --> 00:05:21,771
‫و مار احساس کرده باید از من دفاع کنه.

108
00:05:21,821 --> 00:05:23,781
‫چرا باید احساس کنه باید از شما دفاع کنه؟

109
00:05:24,449 --> 00:05:27,026
‫و حتی اگه اینطور بوده،

110
00:05:27,076 --> 00:05:28,828
‫شما تأییدش می‌کنی؟

111
00:05:28,870 --> 00:05:31,948
‫- نه.
‫- نه، نه، البته که نه.

112
00:05:31,998 --> 00:05:34,375
‫شکرگزار باش که اون پسر

113
00:05:34,417 --> 00:05:37,086
‫تونسته خشمش رو کنترل کنه،

114
00:05:37,128 --> 00:05:39,330
‫چون می‌تونست برای دخترت خیلی بدتر بشه.

115
00:05:39,380 --> 00:05:40,957
‫- نه.
‫- بله، البته.

116
00:05:41,007 --> 00:05:43,176
‫امم. درست فهمیدم که شما

117
00:05:43,217 --> 00:05:45,970
‫تمام‌وقت برای پلیس کار می‌کنی؟

118
00:05:46,012 --> 00:05:47,305
‫درسته. تمام‌وقت.

119
00:05:49,515 --> 00:05:54,095
‫گوش کن خانم، بچه‌ها به طور سنتی
‫به غیبت پدر عادت کردن.

120
00:05:54,145 --> 00:05:57,940
‫چون خب، پدرها مسئول
‫تأمین ثبات مالی هستن.

121
00:05:58,941 --> 00:06:00,351
‫ولی مادر،

122
00:06:00,401 --> 00:06:02,070
‫با حضورش،

123
00:06:02,528 --> 00:06:05,565
‫مسئول تأمین عشق و محافظته.

124
00:06:05,615 --> 00:06:08,067
‫با هم، ثبات رو فراهم می‌کنن.

125
00:06:08,117 --> 00:06:10,161
‫باید بدونی که هر روز،

126
00:06:10,203 --> 00:06:13,623
‫ساعت ۴:۳۰ صبح بیدار می‌شم.

127
00:06:13,664 --> 00:06:16,751
‫- بیدارشون می‌کنم، آماده...
‫- غفلت مادری.

128
00:06:18,169 --> 00:06:19,662
‫بچه‌هات

129
00:06:19,712 --> 00:06:22,048
‫از غفلت مادری رنج می‌برن.

130
00:06:22,799 --> 00:06:24,542
‫غفلت مادری؟

131
00:06:24,592 --> 00:06:27,211
‫متأسفانه، این روزا خیلی رایجه.

132
00:06:27,261 --> 00:06:30,139
‫مار داره التماس می‌کنه که برگردی خونه.

133
00:06:30,181 --> 00:06:31,341
‫آقای دلا توره،

134
00:06:31,391 --> 00:06:34,435
‫شما به درآمد زنت احتیاج داری

135
00:06:34,477 --> 00:06:36,729
‫که نیازهای اولیه‌ی

136
00:06:36,771 --> 00:06:39,816
‫خونه‌تون رو تأمین کنی؟

137
00:06:41,067 --> 00:06:42,068
‫اه...

138
00:06:42,443 --> 00:06:46,406
‫- نه، نه، نه، نه. دقیقاً نه، ولی...
‫- کاش فقط این دلیل بود.

139
00:06:46,614 --> 00:06:47,740
‫خانم،

140
00:06:47,907 --> 00:06:49,909
‫باید کارت رو ترک کنی.

141
00:06:50,034 --> 00:06:51,577
‫راه دیگه‌ای نمی‌بینم.

142
00:06:53,162 --> 00:06:54,580
‫چی؟

143
00:06:54,622 --> 00:06:57,367
‫چطور می‌تونی این رو به من بگی؟
‫تو هم کار می‌کنی.

144
00:06:57,417 --> 00:06:59,377
‫آره، ولی بچه‌های من متأهلن.

145
00:07:00,420 --> 00:07:03,039
‫توصیه‌م رو فردا به مدرسه ارائه می‌دم.

146
00:07:03,089 --> 00:07:05,466
‫و تا اون موقع بهت فرصت می‌دم
‫که فکر کنی.

147
00:07:06,384 --> 00:07:08,086
‫چطور می‌تونی اینطوری بری؟

148
00:07:08,136 --> 00:07:11,547
‫حداقل یه راه‌حل برای مار داد.

149
00:07:11,597 --> 00:07:13,216
‫غفلت مادری؟

150
00:07:13,266 --> 00:07:15,468
‫من این رو نگفتم. اون گفت.

151
00:07:15,518 --> 00:07:18,388
‫- و تو هیچی نگفتی. خدایا!
‫- چی می‌خوای؟

152
00:07:18,438 --> 00:07:19,806
‫- که شروع کنم به دعوا؟
‫- خدایا!

153
00:07:19,856 --> 00:07:22,642
‫ماریا. ماریا، لطفاً.

154
00:07:22,692 --> 00:07:23,851
‫باید یه چیزی بهت بگم.

155
00:07:23,901 --> 00:07:26,070
‫باید یه چیزی رو باهات در میون بذارم.

156
00:07:26,112 --> 00:07:27,697
‫برای این حرف خیلی دیره!

157
00:07:36,330 --> 00:07:37,448
‫وال. ببخشید.

158
00:07:37,498 --> 00:07:38,666
‫لوکاس.

159
00:07:45,798 --> 00:07:47,967
‫- چطوری؟
‫- خوبم. خوبم.

160
00:07:48,593 --> 00:07:49,802
‫روزنامه رو ترک کردم.

161
00:07:50,720 --> 00:07:52,088
‫چی؟ دیگه نمی‌نویسی؟

162
00:07:52,138 --> 00:07:53,764
‫چرا، البته. هنوز زیاد می‌نویسم،

163
00:07:53,806 --> 00:07:55,892
‫ولی برای یه نشریه‌ی جایگزین.

164
00:07:57,185 --> 00:08:00,271
‫هی، حدس می‌زنم
‫درباره‌ی آخرین اعتراف شنیدی.

165
00:08:02,857 --> 00:08:05,560
‫اسم کسی که دستور قتلم رو داده رو داری؟

166
00:08:05,610 --> 00:08:07,361
‫نه، هیچ سرنخی ندارم.

167
00:08:07,695 --> 00:08:10,656
‫- خب، اون داخل همین ساختمونه.
‫- آره، آره. خیلی محتمله.

168
00:08:11,365 --> 00:08:12,984
‫خب، هنوز داخل چیکار می‌کنی؟

169
00:08:13,034 --> 00:08:14,452
‫جای تو اینجاست.

170
00:08:15,578 --> 00:08:17,371
‫اعتراضات. یادته؟

171
00:08:17,705 --> 00:08:20,366
‫نه اینکه سعی کنی تنها کسی رو دستگیر کنی
‫که می‌خواد حقیقت بیرون بیاد.

172
00:08:20,416 --> 00:08:21,701
‫داری درباره‌ی یه قاتل حرف می‌زنی.

173
00:08:21,751 --> 00:08:24,170
‫نمی‌فهمی اگه اون خوک لعنتی
‫تو رو دیده بود،

174
00:08:24,212 --> 00:08:26,088
‫تو رو هم می‌کشت؟

175
00:08:26,130 --> 00:08:28,174
‫انگار تنها کسی که داره عوض می‌شه تویی.

176
00:08:33,429 --> 00:08:34,555
‫هنوز دیر نشده.

177
00:08:35,223 --> 00:08:37,558
‫امشب یه اعتراض سکوت داریم.

178
00:08:39,477 --> 00:08:40,478
‫بیا.

179
00:08:41,771 --> 00:08:43,389
‫[اعتراض سکوت!
‫ایستگاه پلیس - برای حقیقت]

180
00:08:43,439 --> 00:08:44,899
‫اگه بخوای بیای، من اینجام.

181
00:09:00,998 --> 00:09:02,041
‫اومدم.

182
00:09:06,546 --> 00:09:08,464
‫چی شده؟
‫چرا در رو قفل کرده بودی؟

183
00:09:08,923 --> 00:09:10,591
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

184
00:09:11,926 --> 00:09:13,419
‫وال.

185
00:09:13,469 --> 00:09:14,637
‫- وال.
‫- امم.

186
00:09:15,137 --> 00:09:16,472
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

187
00:09:21,894 --> 00:09:23,104
‫چی شد؟

188
00:09:23,563 --> 00:09:24,730
‫لوکاس رو دیدم

189
00:09:25,231 --> 00:09:26,399
‫و...

190
00:09:28,276 --> 00:09:32,280
‫دارن یه اعتراض سکوت
‫برای حمایت از جلاد ترتیب می‌دن.

191
00:09:32,989 --> 00:09:34,649
‫امشب و من رو دعوت کرد.

192
00:09:34,699 --> 00:09:36,984
‫برای حمایت از یه قاتل؟

193
00:09:37,034 --> 00:09:38,402
‫آره و لوکاس...

194
00:09:38,452 --> 00:09:40,121
‫جوری بهم نگاه کرد که انگار دشمنشم.

195
00:09:44,083 --> 00:09:46,711
‫- چطور می‌تونم کمک کنم، وال؟
‫- بهم کار بده.

196
00:09:47,587 --> 00:09:51,007
‫اگه می‌خوای کمک کنی، بهم کار بده
‫تا بتونیم اون آشغال رو بگیریم. ها؟

197
00:09:56,387 --> 00:09:59,006
‫یه اعتراض سکوت در حمایت از جلاد.

198
00:09:59,056 --> 00:10:01,642
‫امشب، آقای رئیس‌جمهور.

199
00:10:02,143 --> 00:10:05,638
‫و چه فکری برای تموم کردن این قضیه
‫قبل از اینکه بدتر بشه داری؟

200
00:10:05,688 --> 00:10:08,224
‫باهاشون مذاکره کنیم.

201
00:10:08,274 --> 00:10:12,445
‫- مذاکره.
‫- ما با حیوون‌ها مذاکره نمی‌کنیم، امیلیو.

202
00:10:13,070 --> 00:10:14,655
‫این قضیه مشت آهنین می‌خواد.

203
00:10:15,406 --> 00:10:16,407
‫می‌دونم.

204
00:10:17,074 --> 00:10:19,035
‫ولی مطبوعات اینجا میاد

205
00:10:19,076 --> 00:10:21,245
‫و ما به یه تصویر قابل اعتماد احتیاج داریم.

206
00:10:21,287 --> 00:10:23,289
‫من نظر تو رو نخواستم، امیلیو.

207
00:10:23,331 --> 00:10:26,542
‫قبل از اینکه اعتراف دیگه‌ای بیرون بیاد،
‫من کنترل رو به دست می‌گیرم.

208
00:10:42,600 --> 00:10:44,477
‫لوزانو به تو جواب می‌داد.

209
00:10:50,816 --> 00:10:52,652
‫من دستور ندادم

210
00:10:52,735 --> 00:10:55,613
‫و هیچ ربطی بهش نداشتم.

211
00:10:56,614 --> 00:10:59,325
‫فکر می‌کنی چون شرکت نکردی بی‌گناهی؟

212
00:11:01,619 --> 00:11:02,953
‫خب، اینطور نیست، جراردو.

213
00:11:06,040 --> 00:11:07,458
‫- دیاز.
‫- گابینا.

214
00:11:10,086 --> 00:11:11,462
‫آریزمندی رو پیدا کردیم.

215
00:11:15,091 --> 00:11:16,384
‫خوبه. امم.

216
00:11:18,803 --> 00:11:21,339
‫- بیارش اینجا.
‫- نه، نه، لازم نیست.

217
00:11:21,389 --> 00:11:23,099
‫خودش داوطلبانه تسلیم شده.

218
00:11:23,140 --> 00:11:25,092
‫تازه رسیده اداره.

219
00:11:25,142 --> 00:11:26,644
‫امم. این جدیده.

220
00:11:26,686 --> 00:11:28,054
‫چیزی که می‌دونیم، یاکوبو،

221
00:11:28,104 --> 00:11:31,015
‫اینکه کارگردان معروف داره میاد
‫تا اظهاراتش رو بگه،

222
00:11:31,065 --> 00:11:33,225
‫اونم بعد از اعتراف آخرین قربانی

223
00:11:33,275 --> 00:11:36,187
‫که در مراسم اکران فیلمش
‫«جزر و مد سرخ» نشون داده شد.

224
00:11:36,237 --> 00:11:39,899
‫اول از همه، می‌خوام
‫عمیق‌ترین انزجار خودم رو نسبت

225
00:11:39,949 --> 00:11:42,827
‫به اعترافی که دیشب نشون داده شد، ابراز کنم.

226
00:11:43,202 --> 00:11:45,154
‫و هرچند فساد چیزیه که
‫بیشتر از همه ازش متنفرم،

227
00:11:45,204 --> 00:11:47,164
‫اتفاقی که دیشب افتاد

228
00:11:47,206 --> 00:11:48,658
‫واقعاً غیرعادی بود.

229
00:11:48,708 --> 00:11:50,167
‫می‌خوام بدونید

230
00:11:50,209 --> 00:11:52,545
‫که من اینجام، نمی‌ترسم.

231
00:11:52,586 --> 00:11:57,091
‫و همینجا، مثل فیلم‌هام،
‫با قدرت هر جا پنهان بشه مقابله می‌کنم.

232
00:11:57,133 --> 00:11:58,626
‫آریزمندی چندین بار

233
00:11:58,676 --> 00:12:00,670
‫به خاطر اخلال در نظم عمومی دستگیر شده.

234
00:12:00,720 --> 00:12:03,305
‫باید خودمون به یه نتیجه‌گیری برسیم.

235
00:12:03,347 --> 00:12:04,473
‫چی می‌دونیم؟

236
00:12:04,515 --> 00:12:06,634
‫دوربینی که برای ضبط اعتراف‌ها استفاده کرد

237
00:12:06,684 --> 00:12:09,053
‫همون دوربینی بود که دستیارش
‫گزارش دزدیش رو داده بود.

238
00:12:09,103 --> 00:12:13,140
‫آریزمندی می‌فرستش که گزارش جعلی بده،
‫می‌دونست که آخرش پیداش می‌کنیم.

239
00:12:13,190 --> 00:12:14,934
‫و تو مراسم اکران،
‫از پشت چاقو بهش می‌زنه.

240
00:12:14,984 --> 00:12:16,185
‫تا کارهای ناتموم رو تموم کنه.

241
00:12:16,235 --> 00:12:19,063
‫جراردو گفت با توجه به موقعیت
‫بین در و پروژکتور،

242
00:12:19,113 --> 00:12:21,273
‫قاتل نمی‌تونست قربانیش رو غافلگیر کنه.

243
00:12:21,323 --> 00:12:23,192
‫غافلگیرکننده نبود
‫چون رئیسش بود.

244
00:12:23,242 --> 00:12:25,069
‫جالبه، ولی مدرک نیست.

245
00:12:25,119 --> 00:12:27,863
‫ولی چرا باید اعتراف رو
‫تو اکران خودش نشون بده؟

246
00:12:27,913 --> 00:12:29,115
‫دقیقاً.

247
00:12:29,165 --> 00:12:31,075
‫ریسک کردن فایده‌ای نداره.

248
00:12:31,125 --> 00:12:32,710
‫چون می‌خواد با آتیش بازی کنه.

249
00:12:32,752 --> 00:12:34,545
‫این با مشخصات یه خودشیفته سازگاره.

250
00:12:36,714 --> 00:12:39,633
‫باید از زاویه‌ی روانشناختی
‫به پرونده نزدیک بشیم.

251
00:12:41,302 --> 00:12:43,879
‫داشتم یه مطالعه از انگلستان به اسم

252
00:12:43,929 --> 00:12:45,181
‫روش برایتون رو بررسی می‌کردم.

253
00:12:45,890 --> 00:12:47,224
‫یه روش مقایسه‌ایه.

254
00:12:47,600 --> 00:12:49,593
‫دو تا پروفایل روانشناختی می‌سازیم.

255
00:12:49,643 --> 00:12:51,554
‫یکی بر اساس صحنه‌های جرم.

256
00:12:51,604 --> 00:12:53,848
‫درباره‌ی الگوهای رفتاری،
‫سطح خشونت،

257
00:12:53,898 --> 00:12:55,816
‫و نظم گمانه‌زنی می‌کنیم.

258
00:12:55,858 --> 00:12:58,561
‫و با اون، می‌تونیم ویژگی‌های شخصیتی

259
00:12:58,611 --> 00:13:00,654
‫و انگیزه‌های احتمالی رو استنتاج کنیم.

260
00:13:00,696 --> 00:13:01,822
‫و پروفایل دوم؟

261
00:13:02,406 --> 00:13:04,525
‫اون رو بر اساس گابریل آریزمندی می‌سازیم.

262
00:13:04,575 --> 00:13:06,994
‫با استفاده از بازجویی، مصاحبه با آشنایان،

263
00:13:07,036 --> 00:13:08,496
‫سوابق و اظهارات.

264
00:13:08,537 --> 00:13:09,914
‫و مقایسه‌شون می‌کنیم.

265
00:13:09,955 --> 00:13:11,907
‫باید وارد اتاق بازجویی بشیم.

266
00:13:11,957 --> 00:13:14,034
‫بی‌فایده‌ست هر چهارتامون بریم.

267
00:13:14,084 --> 00:13:16,120
‫یکی باید سوابق عمومی رو چک کنه.

268
00:13:16,170 --> 00:13:17,580
‫من می‌تونم این کار رو بکنم.

269
00:13:17,630 --> 00:13:20,124
‫همچنین باید با نزدیکانش حرف بزنیم.

270
00:13:20,174 --> 00:13:21,834
‫می‌تونیم با زنش شروع کنیم.

271
00:13:21,884 --> 00:13:23,544
‫- می‌خوای باهاش مصاحبه کنی؟
‫- من؟

272
00:13:23,594 --> 00:13:25,346
‫آره، تو می‌خواستی کار کنی، نه؟

273
00:13:25,930 --> 00:13:28,132
‫وقتی همه‌ی اطلاعات رو جمع کردیم،

274
00:13:28,182 --> 00:13:29,800
‫می‌فهمیم که آیا مقایسه،

275
00:13:29,850 --> 00:13:31,560
‫گناهکاریش رو تقویت می‌کنه

276
00:13:31,602 --> 00:13:33,270
‫یا اینکه از مظنون بودن حذفش می‌کنه.

277
00:13:39,443 --> 00:13:41,028
‫کسی از قربانیان رو می‌شناختی؟

278
00:13:42,488 --> 00:13:46,617
‫موکلم حق داره
‫به این سوال جواب نده.

279
00:13:47,201 --> 00:13:49,779
‫چون تو وابسته به دولت شدی، مگه نه؟

280
00:13:49,829 --> 00:13:51,163
‫کارآگاه،

281
00:13:51,205 --> 00:13:52,414
‫مواظب باش.

282
00:13:53,207 --> 00:13:56,043
‫موکلم یه کارگردان مشهوره.

283
00:13:57,002 --> 00:13:59,213
‫و یادآوری می‌کنم
‫که دستگیر نشده.

284
00:14:03,425 --> 00:14:05,386
‫تا حالا فانتزی کشتن

285
00:14:06,470 --> 00:14:08,055
‫یه پلیس رو داشتی؟

286
00:14:13,686 --> 00:14:14,687
‫کی نداشته؟

287
00:14:15,479 --> 00:14:19,016
‫درباره‌ی نفرتی که شوهرت
‫از پلیس داره چی می‌تونی بهم بگی؟

288
00:14:19,066 --> 00:14:21,485
‫ما ازدواج کردیم، ولی فقط روی کاغذ.

289
00:14:21,527 --> 00:14:23,112
‫و در مورد نظراتش...

290
00:14:23,153 --> 00:14:26,232
‫خب، نفرت اون از پلیس
‫که بر کسی پوشیده نیست.

291
00:14:26,282 --> 00:14:29,693
‫و هیچ‌وقت حرفی زد که این نفرت رو
‫از صحنه نمایش به واقعیت بکشونه؟

292
00:14:29,743 --> 00:14:31,362
‫گابریل آدم عمل‌گراییه.

293
00:14:31,412 --> 00:14:35,032
‫به تناسب چیزی که می‌تونه به دست بیاره،

294
00:14:35,082 --> 00:14:37,743
‫یا چیزی که ممکنه از دست بده،
‫ریسک می‌کنه.

295
00:14:37,793 --> 00:14:39,954
‫و فکر می‌کنی عقایدش کورش می‌کنه؟

296
00:14:40,004 --> 00:14:41,922
‫فکر نمی‌کنم حتی خودش هم بدونه

297
00:14:41,964 --> 00:14:43,883
‫عقاید واقعیش چیه.

298
00:14:43,924 --> 00:14:45,843
‫فیلم‌هاش خلاف این رو می‌گن.

299
00:14:47,970 --> 00:14:50,639
‫چون دقیقاً می‌دونه
‫مردم چی می‌خوان ببینن.

300
00:14:51,223 --> 00:14:52,224
‫و این...

301
00:14:52,892 --> 00:14:55,636
‫- اینم یه هنره، نه؟
‫- به روایتش اعتقاد نداری؟

302
00:14:55,686 --> 00:14:58,814
‫گابریل همیشه بیشتر به کارگردان بودن
‫علاقه داشته

303
00:14:59,273 --> 00:15:00,441
‫تا کارگردانی کردن.

304
00:15:00,482 --> 00:15:01,859
‫آدم خشنیه؟

305
00:15:01,901 --> 00:15:04,436
‫به نظرم همه‌ی نابغه‌ها یه جورایی خشن هستن.

306
00:15:04,486 --> 00:15:07,072
‫اونقدر خشن که پلیس‌ها رو بدزده

307
00:15:07,114 --> 00:15:09,992
‫و از اعترافشون فیلم بگیره؟

308
00:15:10,367 --> 00:15:12,786
‫فیلم گرفتن از پلیس‌های فاسد

309
00:15:12,828 --> 00:15:14,997
‫که به جنایاتشون اعتراف می‌کنن؟

310
00:15:15,039 --> 00:15:18,542
‫می‌تونم تصور کنم که این ایده
‫به ذهنش خطور کنه.

311
00:15:22,796 --> 00:15:24,214
‫ولی کشتنشون؟

312
00:15:24,256 --> 00:15:25,507
‫هرگز.

313
00:15:26,508 --> 00:15:28,302
‫این هم اولین جعبه، افسر.

314
00:15:28,677 --> 00:15:29,712
‫جعبه‌ی اول؟

315
00:15:29,762 --> 00:15:31,722
‫استاد آریزمندی یه مکتبه.

316
00:15:32,139 --> 00:15:34,091
‫به نمایندگی از کسایی حرف می‌زنه
‫که صدایی ندارن.

317
00:15:34,141 --> 00:15:35,142
‫هوم.

318
00:15:44,318 --> 00:15:46,946
‫[آریزمندی به دولت حمله می‌کند]

319
00:15:48,614 --> 00:15:49,857
‫[آریزمندی، صدای جوانان]

320
00:15:49,907 --> 00:15:51,617
‫[مردم خواستار آزادی زندانیان سیاسی هستند]

321
00:15:55,371 --> 00:15:56,405
‫[گابریل آریزمندی]

322
00:15:56,455 --> 00:15:58,248
‫[مقاومت سینمایی در زمان سانسور]

323
00:16:00,960 --> 00:16:03,879
‫[آریزمندی رهبری تجمع را بر عهده دارد]

324
00:16:04,463 --> 00:16:05,631
‫جواب بده.

325
00:16:06,924 --> 00:16:08,676
‫اون روزها کجا بودی؟

326
00:16:10,761 --> 00:16:12,638
‫دلت نمی‌خواد تو زندان بپوسی.

327
00:16:12,972 --> 00:16:14,298
‫دو ساعته گذشته

328
00:16:14,348 --> 00:16:15,599
‫و هیچی بهمون نگفته.

329
00:16:16,433 --> 00:16:18,143
‫از توجه لذت می‌بره.

330
00:16:18,310 --> 00:16:19,937
‫تو باید بازجوییش کنی.

331
00:16:27,486 --> 00:16:29,071
‫با تو کار دارن.

332
00:16:36,870 --> 00:16:38,205
‫- گابریل، لطفاً.
‫- هیس.

333
00:16:40,457 --> 00:16:41,492
‫کی اون کار رو کرد؟

334
00:16:41,542 --> 00:16:42,543
‫من.

335
00:16:42,918 --> 00:16:44,294
‫خدایا، کروز.

336
00:16:44,962 --> 00:16:47,881
‫یا به بازجویی احترام می‌ذاری
‫یا برو بیرون، فهمیدی؟

337
00:16:48,257 --> 00:16:49,675
‫اون مغروره،

338
00:16:49,717 --> 00:16:51,593
‫ویژگی‌های خودشیفتگی نشون می‌ده،

339
00:16:51,635 --> 00:16:52,920
‫و خودش رو خدا می‌دونه.

340
00:16:52,970 --> 00:16:54,797
‫و اگه بهش یادآوری کنی
‫که فقط یه آدمه،

341
00:16:54,847 --> 00:16:56,590
‫- می‌تونی تعادلش رو بهم بزنی.
‫- باشه.

342
00:16:56,640 --> 00:16:58,717
‫ولی قرار نیست به من بگی
‫چطور کارم رو بکنم.

343
00:16:58,767 --> 00:16:59,935
‫کارآگاه، لطفاً.

344
00:16:59,977 --> 00:17:01,603
‫بذار من باهاش حرف بزنم.

345
00:17:02,104 --> 00:17:04,181
‫من رو به اکرانش دعوت کرد
‫و فکر کنم می‌دونم چرا.

346
00:17:04,231 --> 00:17:05,766
‫می‌خواست خودنمایی کنه.

347
00:17:05,816 --> 00:17:06,850
‫من رو دست‌کم می‌گیره،

348
00:17:06,900 --> 00:17:09,528
‫و می‌تونیم از این به نفع
‫خودمون استفاده کنیم، لطفاً.

349
00:17:25,544 --> 00:17:26,628
‫ستوان.

350
00:17:27,671 --> 00:17:30,666
‫هی، تغییر بزرگیه، ها، بچه‌ها؟

351
00:17:30,716 --> 00:17:33,210
‫- آقای آریزمندی.
‫- بهم بگو گابریل.

352
00:17:33,260 --> 00:17:34,420
‫می‌تونیم خصوصی حرف بزنیم؟

353
00:17:34,470 --> 00:17:36,722
‫- البته که نه.
‫- برو بیرون.

354
00:17:40,100 --> 00:17:41,268
‫بشین.

355
00:17:42,061 --> 00:17:43,187
‫ممنون.

356
00:17:48,400 --> 00:17:49,985
‫بابت قضیه اکران متاسفم.

357
00:17:50,027 --> 00:17:51,695
‫واقعاً می‌خواستم فیلم رو ببینم.

358
00:17:51,737 --> 00:17:53,447
‫تو و بقیه‌ی کشور.

359
00:17:54,907 --> 00:17:56,942
‫- مطمئنم.
‫- امم.

360
00:17:56,992 --> 00:18:00,237
‫می‌دونستی دوربینی که برای
‫فیلم‌برداری اعتراف‌ها استفاده شده

361
00:18:00,287 --> 00:18:02,573
‫همون دوربینی بود که گزارش دزدیش رو دادی؟

362
00:18:02,623 --> 00:18:04,124
‫خب، اول از همه،

363
00:18:04,249 --> 00:18:06,168
‫الازار گزارش داد، نه من.

364
00:18:06,210 --> 00:18:08,962
‫- امم.
‫- دوم اینکه، من از کجا باید بدونم؟

365
00:18:09,671 --> 00:18:10,964
‫می‌تونم یه رازی بهت بگم؟

366
00:18:11,632 --> 00:18:13,383
‫همه از من خوششون نمیاد.

367
00:18:15,719 --> 00:18:18,130
‫و به خاطر همین فکر می‌کنی
‫دستیارت رو کشتن؟ الازار؟

368
00:18:18,180 --> 00:18:19,431
‫ که تو رو گیر بندازن؟

369
00:18:19,473 --> 00:18:21,016
‫بچه‌ی بیچاره، حیف شد.

370
00:18:21,058 --> 00:18:23,227
‫گذشته‌ی خیلی پر دردسری داشت.

371
00:18:23,268 --> 00:18:24,770
‫و بچه‌ی خوبی بود،

372
00:18:24,812 --> 00:18:26,313
‫ولی خب، تعجب نمی‌کنم.

373
00:18:26,980 --> 00:18:31,110
‫قدرت همیشه کسایی رو که تهدید
‫محسوب می‌شن، تحت تعقیب قرار می‌ده.

374
00:18:32,653 --> 00:18:34,521
‫هو شی مین، ماندلا...

375
00:18:34,571 --> 00:18:35,906
‫حتی فیدل.

376
00:18:37,491 --> 00:18:39,326
‫من زیاد از سینما نمی‌دونم، ولی...

377
00:18:40,577 --> 00:18:44,498
‫شما یه کارگردان مشهوری، درسته؟

378
00:18:46,041 --> 00:18:48,127
‫اینطور می‌گن.

379
00:18:49,294 --> 00:18:51,288
‫و برداشتم اینه که اغلب در فیلم‌هات،

380
00:18:51,338 --> 00:18:53,590
‫تمایل داری علیه دولت حرف بزنی. چرا؟

381
00:18:55,217 --> 00:18:56,677
‫چیزی که می‌بینم رو به تصویر می‌کشم،

382
00:18:57,344 --> 00:18:59,972
‫حتی اگه بعضی‌ها رو معذب کنه.

383
00:19:01,014 --> 00:19:03,934
‫به خاطر همینه که فیلم‌هات
‫تأثیر زیادی نداشتن؟

384
00:19:12,192 --> 00:19:14,144
‫ببین عزیزم، بذار یه چیزی رو روشن کنم.

385
00:19:14,194 --> 00:19:16,396
‫اینکه اون آشغال‌های آکادمی
‫به من حسودی می‌کنن،

386
00:19:16,446 --> 00:19:17,489
‫دلیلی نیست...

387
00:19:17,531 --> 00:19:19,908
‫من درباره‌ی آکادمی حرف نمی‌زدم،
‫درباره‌ی مردم حرف می‌زدم.

388
00:19:19,950 --> 00:19:22,486
‫طبق اطلاعات من، فیلم‌های آخرت

389
00:19:22,536 --> 00:19:24,580
‫در گیشه خوب عمل نکردن.

390
00:19:29,459 --> 00:19:31,662
‫مردم هنر رو تشخیص نمی‌دن،

391
00:19:31,712 --> 00:19:34,414
‫حتی اگه مونا لیزا جلوشون ظاهر بشه.

392
00:19:34,464 --> 00:19:35,999
‫داشتم سوابقت رو بررسی می‌کردم،

393
00:19:36,049 --> 00:19:39,253
‫و ظاهراً، در حال منگی
‫از جوایز آریل اخراج شدی...

394
00:19:39,303 --> 00:19:41,547
‫آخه چرا به این شایعات اهمیت می‌دی؟

395
00:19:41,597 --> 00:19:44,383
‫به یکی از برگزارکنندگان حمله‌ی فیزیکی کردی.

396
00:19:44,433 --> 00:19:46,143
‫- البته.
‫- چون نامزد نشده بودی؟

397
00:19:46,185 --> 00:19:47,636
‫چون اون آشغال لیاقتش رو داشت،

398
00:19:47,686 --> 00:19:49,605
‫و می‌دونی کی دیگه لیاقتش رو داره؟

399
00:19:49,646 --> 00:19:51,732
‫پلیس لعنتی این شهر.

400
00:19:52,649 --> 00:19:54,318
‫می‌خوای درباره‌ی اعتراف‌ها حرف بزنیم؟

401
00:19:54,359 --> 00:19:57,321
‫بگو. وقتی دوربین ازت فیلم بگیره،
‫می‌خوای به چی اعتراف کنی؟

402
00:20:01,116 --> 00:20:02,985
‫توی اکران فیلمم چیکار می‌کردی لعنتی؟

403
00:20:03,035 --> 00:20:04,278
‫ولم کن، لطفاً.

404
00:20:04,328 --> 00:20:06,163
‫دارم با تو حرف می‌زنم، زنیکه!

405
00:20:06,705 --> 00:20:08,790
‫به من دست نزن، ولگرد!

406
00:20:09,499 --> 00:20:12,995
‫گابریل آریزمندی، به اتهام حمله
‫به یه افسر پلیس بازداشت می‌شی.

407
00:20:13,045 --> 00:20:15,289
‫- هی، هی، هی.
‫- حالا گندت درمیاد.

408
00:20:15,339 --> 00:20:16,957
‫آره، درسته. خواهیم دید.

409
00:20:17,007 --> 00:20:18,008
‫ببریدش!

410
00:20:23,597 --> 00:20:25,933
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

411
00:20:27,017 --> 00:20:28,093
‫آفرین.

412
00:20:28,143 --> 00:20:30,854
‫حالا بهمون دلیلی داد که خونه‌ش رو بگردیم.

413
00:20:36,610 --> 00:20:39,271
‫اگه نمی‌خوای همراه رئیست
‫بری اداره پلیس، برو کنار.

414
00:20:39,321 --> 00:20:40,697
‫- حرکت کن!
‫- برو کنار!

415
00:20:40,739 --> 00:20:42,232
‫گروه یک، با من.

416
00:20:42,282 --> 00:20:43,659
‫گروه دو، حیاط خلوت.

417
00:20:43,700 --> 00:20:45,068
‫- حرکت!
‫- نه، نه، نه!

418
00:20:45,118 --> 00:20:46,662
‫عقب!

419
00:20:46,745 --> 00:20:47,746
‫برو عقب!

420
00:20:54,211 --> 00:20:55,879
‫یالا، همه‌ی اینا رو خالی کن!

421
00:20:57,547 --> 00:20:59,049
‫جلو نیا!

422
00:21:00,217 --> 00:21:02,836
‫- حرکت!
‫- گارسیا، با فلورس!

423
00:21:02,886 --> 00:21:03,921
‫عقب باش!

424
00:21:03,971 --> 00:21:05,931
‫تو! حرکت کن!

425
00:21:16,191 --> 00:21:17,776
‫بفرما. باز شد، قربان.

426
00:21:29,705 --> 00:21:31,081
‫اینجا چه جور جاییه؟

427
00:21:32,082 --> 00:21:37,170
‫همون جایی که برای پخش
‫فیلم ویدئویی تو سینما لازم داری.

428
00:21:40,090 --> 00:21:41,300
‫آشغال.

429
00:21:41,967 --> 00:21:45,721
‫[اکتاویو روماندیا]

430
00:21:57,024 --> 00:21:58,025
‫ماریا.

431
00:21:59,192 --> 00:22:00,193
‫حالت خوبه؟

432
00:22:01,028 --> 00:22:03,280
‫آره، فقط یه کم شوکه شدم.

433
00:22:03,780 --> 00:22:06,116
‫می‌خواستم بپرسم
‫می‌تونم برم بیرون غذا بخورم یا نه.

434
00:22:06,992 --> 00:22:08,660
‫می‌خوام پدر و مادر گابریل رو ببینم.

435
00:22:09,328 --> 00:22:11,496
‫آماده‌ایم قدم بعدی رو برداریم.

436
00:22:11,580 --> 00:22:13,665
‫البته. بعداً می‌بینمت.

437
00:22:14,291 --> 00:22:15,325
‫حق با تو بود.

438
00:22:15,375 --> 00:22:18,045
‫گابریل فقط یه کم هل احتیاج داشت.

439
00:22:30,390 --> 00:22:32,351
‫مراحل قانونی پرونده آریزمندی داره طی می‌شه.

440
00:22:33,018 --> 00:22:34,519
‫تبریک می‌گم، دلا توره.

441
00:22:35,812 --> 00:22:36,813
‫آفرین.

442
00:22:37,939 --> 00:22:39,608
‫استراتژیت

443
00:22:41,068 --> 00:22:42,235
‫جالب بود.

444
00:22:53,163 --> 00:22:54,581
‫می‌تونم یه نصیحتی بهت بکنم؟

445
00:22:56,041 --> 00:22:57,084
‫قضیه رو شخصی نگیر.

446
00:22:58,001 --> 00:22:59,211
‫روماندیا همینطوریه.

447
00:22:59,795 --> 00:23:02,631
‫می‌گن دیر یا زود به همه‌مون پشت می‌کرد.

448
00:23:06,385 --> 00:23:08,220
‫با کمال احترام، کارآگاه،

449
00:23:09,846 --> 00:23:11,139
‫هر کی این رو می‌گه

450
00:23:11,848 --> 00:23:14,976
‫بهتره حرف بقیه رو گوش نده
‫و وقت بذاره که بشناسدش،

451
00:23:16,228 --> 00:23:17,813
‫قبل از اینکه دهنش رو باز کنه.

452
00:23:21,608 --> 00:23:22,901
‫متوجه شدم،

453
00:23:23,443 --> 00:23:24,694
‫ستوان.

454
00:23:33,328 --> 00:23:35,113
‫افسر، نگاه کن.

455
00:23:35,163 --> 00:23:37,582
‫یه مقاله‌ی جدید درباره‌ی
‫«جزر و مد سرخ» پیدا کردم.

456
00:23:38,875 --> 00:23:40,994
‫[گابریل آریزمندی همه‌چیزش رو شرط می‌بنده]

457
00:23:41,044 --> 00:23:43,705
‫می‌گن هر دو خونش رو رهن گذاشته
‫تا پول ساختش رو بده.

458
00:23:43,755 --> 00:23:45,340
‫هنرمندها همین کار رو می‌کنن، نه؟

459
00:23:45,382 --> 00:23:46,508
‫همه‌چیزشون رو می‌ذارن.

460
00:23:46,550 --> 00:23:49,378
‫می‌دونستی بعد از قضیه تلاتلولکو رفت
‫و با دانشجوها مصاحبه کرد؟

461
00:23:49,428 --> 00:23:51,430
‫می‌تونی تصور کنی چه داستان‌هایی جمع کرد؟

462
00:23:56,643 --> 00:23:57,844
‫الو؟

463
00:23:57,894 --> 00:23:58,970
‫سلام، برندون؟

464
00:23:59,020 --> 00:24:00,147
‫گابینا هستم.

465
00:24:00,188 --> 00:24:02,524
‫هفته‌ی پیش تو گروه همدیگه رو دیدیم.

466
00:24:02,566 --> 00:24:03,775
‫یادم نمیاد.

467
00:24:03,817 --> 00:24:04,935
‫کی؟

468
00:24:04,985 --> 00:24:06,144
‫گابینا،

469
00:24:06,194 --> 00:24:08,321
‫دوست اون موقرمز که بهت توهین کرد.

470
00:24:08,530 --> 00:24:11,867
‫من تو ردیف آخر بودم
‫وقتی داستان برادرت رو تعریف کردی.

471
00:24:13,535 --> 00:24:14,786
‫چی می‌خوای؟

472
00:24:15,287 --> 00:24:17,414
‫می‌خوام درباره‌ی اون روز بدونم.

473
00:24:18,206 --> 00:24:19,249
‫دوم اکتبر.

474
00:24:23,462 --> 00:24:24,463
‫باشه.

475
00:24:25,714 --> 00:24:26,915
‫امشب ساعت ۸.

476
00:24:26,965 --> 00:24:28,341
‫آماده‌ای آدرس رو بنویسی؟

477
00:24:28,675 --> 00:24:31,169
‫به مامانت گفتی
‫به آجیل حساسیت دارم؟

478
00:24:31,219 --> 00:24:32,804
‫آه، نگران نباش.

479
00:24:33,054 --> 00:24:34,631
‫خودم آشپزی می‌کنم. به علاوه،

480
00:24:34,681 --> 00:24:36,808
‫اونم آجیل دوست نداره، پس...

481
00:24:36,850 --> 00:24:38,009
‫و بابات؟

482
00:24:38,059 --> 00:24:39,603
‫بابام اینجا نیست.

483
00:24:41,354 --> 00:24:43,565
‫لحظه‌ی آخر مجبور شد کنسل کنه.

484
00:24:43,940 --> 00:24:45,859
‫ولی به من گفتی هر دوشون اینجان.

485
00:24:46,526 --> 00:24:48,987
‫آره، ولی نگران نباش.

486
00:24:49,029 --> 00:24:50,439
‫دوست داشت اینجا باشه،

487
00:24:50,489 --> 00:24:51,865
‫ولی یه چیزی تو اداره پیش اومد...

488
00:24:51,907 --> 00:24:53,450
‫تو اداره چی شد؟

489
00:24:54,034 --> 00:24:55,744
‫اه، مهم نیست.

490
00:24:56,077 --> 00:24:57,245
‫مامانم اینجاست

491
00:24:57,287 --> 00:24:58,872
‫و خیلی دوست داره که تو رو ببینه.

492
00:24:59,998 --> 00:25:00,999
‫باشه؟

493
00:25:03,627 --> 00:25:04,920
‫بیا.

494
00:25:05,253 --> 00:25:08,165
‫بذارش زمین، اکتاویو. کار تو نیست.

495
00:25:08,215 --> 00:25:11,051
‫مردک، تو کمرت کاملاً داغونه،

496
00:25:11,092 --> 00:25:13,053
‫آخرش میفتی رو زمین.

497
00:25:13,887 --> 00:25:15,672
‫اونوقت کج‌وکوله چیکار می‌کنی؟

498
00:25:15,722 --> 00:25:18,642
‫- کج‌وکوله؟ من از فولاد ساخته شدم، مرد.
‫- نه.

499
00:25:19,017 --> 00:25:21,311
‫هی، راستی، یکی اومده سراغت.

500
00:25:29,069 --> 00:25:31,321
‫- بهشون پشت کردی.
‫- اونا پلیسن.

501
00:25:31,363 --> 00:25:32,781
‫عادت می‌کنن.

502
00:25:35,367 --> 00:25:37,118
‫زمان خیلی بدی از اداره رفتی.

503
00:25:37,452 --> 00:25:40,372
‫مردم معمولاً وقتی اوضاع راحته نمی‌رن.

504
00:25:40,872 --> 00:25:42,832
‫- یا می‌رن؟
‫- فکر نکنم.

505
00:25:44,167 --> 00:25:47,212
‫استراحتم به زودی تموم می‌شه.
‫پس برو سر اصل مطلب.

506
00:25:50,423 --> 00:25:53,260
‫می‌خوام بدونم
‫چرا دماغ رئیس پلیس رو شکوندی.

507
00:25:55,512 --> 00:25:57,931
‫- چرا می‌خوای بدونی؟
‫- اکتاویو، من تو رو نمی‌شناسم.

508
00:25:58,765 --> 00:26:01,476
‫و از این که مجبور باشم
‫حرف بقیه رو گوش بدم خسته شدم.

509
00:26:02,269 --> 00:26:03,770
‫می‌خوام خودم بدونم

510
00:26:03,812 --> 00:26:05,564
‫کی روبه‌روم نشسته.

511
00:26:11,778 --> 00:26:13,238
‫اگه بگم، ولم می‌کنی؟

512
00:26:17,158 --> 00:26:18,660
‫اگه بگی، ولت می‌کنم.

513
00:26:26,334 --> 00:26:27,669
‫توی...

514
00:26:28,378 --> 00:26:29,713
‫سال ۶۸،

515
00:26:30,672 --> 00:26:33,216
‫چند روز قبل از تلاتلولکو،

516
00:26:33,717 --> 00:26:35,210
‫رئیس موندراگون

517
00:26:35,260 --> 00:26:36,970
‫منو صدا زد دفترش.

518
00:26:37,220 --> 00:26:39,422
‫بهم گفت که روز شانس منه.

519
00:26:39,472 --> 00:26:41,132
‫که انتخاب شدم

520
00:26:41,182 --> 00:26:44,394
‫تا اعتراضات تو میدون رو مهار کنم.

521
00:26:45,729 --> 00:26:48,398
‫که مجوز دارم

522
00:26:49,482 --> 00:26:52,027
‫از هر وسیله‌ای

523
00:26:52,944 --> 00:26:55,238
‫برای کنترل دانشجوها استفاده کنم.

524
00:26:59,200 --> 00:27:01,620
‫خب، من گفتم نه.

525
00:27:02,662 --> 00:27:04,372
‫که خودمو درگیر این کار نمی‌کنم.

526
00:27:06,041 --> 00:27:08,084
‫گفت «پشیمون می‌شی».

527
00:27:09,544 --> 00:27:10,795
‫به هر حال،

528
00:27:10,837 --> 00:27:12,672
‫بلند شدم که برم،

529
00:27:13,465 --> 00:27:15,258
‫و اون در رو بست.

530
00:27:17,218 --> 00:27:18,503
‫«یا دستور من رو اجرا می‌کنی

531
00:27:18,553 --> 00:27:20,263
‫یا نشونت رو تحویل می‌دی.»

532
00:27:21,348 --> 00:27:23,975
‫من قبلاً جوابش رو داده بودم،
‫پس ازش خواستم کنار بره.

533
00:27:26,478 --> 00:27:27,729
‫و چیزی بهم گفت...

534
00:27:29,939 --> 00:27:31,608
‫که تکرارش نمی‌کنم.

535
00:27:33,109 --> 00:27:34,944
‫چیزی که به خانواده‌م مربوط می‌شد.

536
00:27:36,905 --> 00:27:38,323
‫و همین بود.

537
00:27:39,074 --> 00:27:41,326
‫نشونم رو با دست چپم تحویل دادم...

538
00:27:43,119 --> 00:27:44,287
‫و با دست راست...

539
00:27:46,247 --> 00:27:47,582
‫دماغش رو شکوندم.

540
00:28:04,349 --> 00:28:06,685
‫دوست دارم فکر کنم که
‫اوضاع می‌تونست متفاوت باشه.

541
00:28:08,228 --> 00:28:09,646
‫نمی‌دونم هنوز وقت هست یا نه.

542
00:28:11,314 --> 00:28:13,024
‫ولی فکر می‌کنم ارزش تلاش کردن رو داره.

543
00:28:16,986 --> 00:28:19,280
‫مادرشوهرم از کتاب آشپزی استفاده نمی‌کرد.

544
00:28:19,322 --> 00:28:20,824
‫همه‌ش رو از بر بود.

545
00:28:20,865 --> 00:28:23,743
‫ببین، پیشبندی که گابریل پوشیده
‫مال اون بود.

546
00:28:24,411 --> 00:28:28,073
‫مادرشوهرم فقط وقتی اون رو می‌پوشید که
‫برای کسی که دوستش داشت آشپزی می‌کرد.

547
00:28:28,123 --> 00:28:30,700
‫- می‌گفت جادوییه.
‫- آره.

548
00:28:30,750 --> 00:28:32,001
‫بین خودمون بمونه،

549
00:28:32,043 --> 00:28:34,003
‫گابریل رو بیشتر از همه دوست داشت.

550
00:28:34,045 --> 00:28:36,539
‫اون تنها کسی بود
‫که چاشنی خانوادگی رو می‌فهمید.

551
00:28:36,589 --> 00:28:38,258
‫نه طعم، خب؟ چاشنی.

552
00:28:39,259 --> 00:28:40,719
‫چاشنی قانونی داره؟

553
00:28:42,345 --> 00:28:44,472
‫نه. فقط یه راهه

554
00:28:44,556 --> 00:28:46,766
‫که با ذائقه‌ت به یاد بیاری.

555
00:28:46,975 --> 00:28:48,309
‫توماسا.

556
00:28:49,060 --> 00:28:50,353
‫بابات اومد.

557
00:28:50,937 --> 00:28:52,105
‫مامان.

558
00:28:58,027 --> 00:28:59,279
‫فرمانده هررا،

559
00:28:59,529 --> 00:29:01,781
‫ممنون که من رو به خونه‌تون دعوت کردید.

560
00:29:02,115 --> 00:29:03,775
‫خوشحالم که تونستید به ما بپیوندید.

561
00:29:03,825 --> 00:29:05,410
‫فوراً درش بیار.

562
00:29:05,910 --> 00:29:07,746
‫ما تو اداره همدیگه رو دیدیم،

563
00:29:07,996 --> 00:29:10,373
‫ولی ما اینجاییم که بهتون بگیم

564
00:29:10,415 --> 00:29:12,250
‫من و گابریل با هم قرار می‌ذاریم

565
00:29:12,292 --> 00:29:14,419
‫و داریم قدم بعدی رو برمی‌داریم.

566
00:29:15,003 --> 00:29:16,337
‫من ازت چیزی پرسیدم؟

567
00:29:17,088 --> 00:29:19,165
‫نه، ولی منم جواب نمی‌دادم.

568
00:29:19,215 --> 00:29:21,835
‫داشتم بهتون می‌گفتم من و گابریل
‫با هم قرار می‌ذاریم...

569
00:29:21,885 --> 00:29:24,462
‫بهت گفتم فوراً درش بیار!

570
00:29:24,512 --> 00:29:25,889
‫شبیه یه زن شدی.

571
00:29:26,848 --> 00:29:29,851
‫منطقیه چون پیشبند مادربزرگشه.

572
00:29:30,769 --> 00:29:32,270
‫باشه، بابا. خیلی‌خب.

573
00:29:32,562 --> 00:29:34,105
‫بریم پذیرایی. لطفاً.

574
00:29:40,612 --> 00:29:42,313
‫بیا عزیزم. بشین.

575
00:29:42,363 --> 00:29:43,773
‫- بابا.
‫- بشین.

576
00:29:43,823 --> 00:29:46,109
‫- بابا، بابا، لطفاً.
‫- زانو بزن.

577
00:29:46,159 --> 00:29:48,411
‫- نه، نه، بابا. لطفاً. لطفاً.
‫- زانو بزن! زانو بزن!

578
00:29:50,246 --> 00:29:53,249
‫تو به عشقی که به وطنم دارم خیانت کردی.

579
00:29:53,750 --> 00:29:56,920
‫به مقدس‌ترین چیز
‫تو خونه‌ی خودم بی‌احترامی کردی.

580
00:29:58,838 --> 00:30:00,290
‫نه، نه، نه، بابا. بابا...

581
00:30:00,340 --> 00:30:02,167
‫و علاوه بر همه‌ی اینا،
‫یه فراری از خدمت هستی.

582
00:30:02,217 --> 00:30:03,384
‫نه، بابا!

583
00:30:05,011 --> 00:30:06,304
‫بس کن، بابا.

584
00:30:07,138 --> 00:30:08,631
‫- گریه نکن.
‫- لطفاً. بابا، لطفاً.

585
00:30:08,681 --> 00:30:09,891
‫مرد باش!

586
00:30:11,518 --> 00:30:16,014
‫و اگه این کافی نبود، جرأت کردی
‫اون عقب‌مونده رو بیاری خونه‌ی من؟

587
00:30:16,064 --> 00:30:17,599
‫خیلی متاسفم، بابا.

588
00:30:17,649 --> 00:30:18,650
‫خفه شو.

589
00:30:19,400 --> 00:30:20,894
‫برو از خونه‌ی من بیرون.

590
00:30:20,944 --> 00:30:23,196
‫نمی‌خوام دیگه ببینمت!

591
00:30:31,913 --> 00:30:33,331
‫لطفاً، برو.

592
00:30:37,210 --> 00:30:38,378
‫برو بیرون!

593
00:30:53,351 --> 00:30:54,853
‫آنجلس.

594
00:30:57,355 --> 00:30:58,356
‫آنجلس.

595
00:31:01,401 --> 00:31:02,610
‫آنجلس.

596
00:31:03,111 --> 00:31:04,404
‫حالت خوبه؟

597
00:31:06,447 --> 00:31:07,448
‫متاسفم.

598
00:31:08,074 --> 00:31:09,909
‫خوبم. فقط...

599
00:31:10,118 --> 00:31:11,703
‫یه کم حواسم پرته.

600
00:31:20,169 --> 00:31:23,331
‫پروفایل روانشناختی رو
‫بر اساس صحنه‌های جرم تموم کردم.

601
00:31:23,381 --> 00:31:25,667
‫با توجه به نحوه‌ی پیدا کردن اجساد،

602
00:31:25,717 --> 00:31:28,837
‫می‌تونیم فرض کنیم قاتل دقیق و باهوشه.

603
00:31:28,887 --> 00:31:30,847
‫تکرار دقیق اعمالش

604
00:31:30,889 --> 00:31:32,557
‫نشون‌دهنده‌ی آدمی روش‌مند،

605
00:31:32,599 --> 00:31:34,676
‫با احتیاج وسواسی به کنترله.

606
00:31:34,726 --> 00:31:36,553
‫تجویز سدیم پنتوتال،

607
00:31:36,603 --> 00:31:38,730
‫ماده‌ای که برای اعدام استفاده می‌شه،

608
00:31:38,771 --> 00:31:40,773
‫نشون می‌ده نقش قاضی رو به خودش می‌گیره.

609
00:31:40,815 --> 00:31:43,059
‫خودش رو برتر از قربانی می‌دونه.

610
00:31:43,109 --> 00:31:45,353
‫متکبر، با فاصله‌گیری عاطفی

611
00:31:45,403 --> 00:31:47,906
‫که نشون‌دهنده‌ی شخصیت روان‌پریشه.

612
00:31:48,573 --> 00:31:49,699
‫چیز عجیب اینه که

613
00:31:49,741 --> 00:31:51,200
‫وقتی اعتراف‌ها رو ضبط می‌کنه،

614
00:31:51,242 --> 00:31:52,277
‫آرمان‌گرایی نشون می‌ده.

615
00:31:52,327 --> 00:31:55,446
‫آرمان‌گراهای واقعی دنبال خیر مشترک هستن

616
00:31:55,496 --> 00:31:57,582
‫و معمولاً احساس همدلی دارن.

617
00:31:57,624 --> 00:32:00,535
‫ولی یکی از بارزترین
‫ویژگی‌های یه روان‌پریش،

618
00:32:00,585 --> 00:32:02,712
‫دقیقاً کمبود همدلیه.

619
00:32:03,212 --> 00:32:04,672
‫که باعث می‌شه فکر کنم

620
00:32:04,714 --> 00:32:06,090
‫این آرمان‌گرایی

621
00:32:06,132 --> 00:32:08,009
‫ممکنه فقط یه دروغ باشه

622
00:32:08,051 --> 00:32:10,094
‫تا اعمالش رو برای مردم توجیه کنه.

623
00:32:10,136 --> 00:32:11,629
‫درباره‌ی آریزمندی چی می‌دونیم؟

624
00:32:11,679 --> 00:32:15,550
‫مطبوعات ازش به عنوان کارگردان معتبر
‫و فعال اجتماعی یاد می‌کنن.

625
00:32:15,600 --> 00:32:16,926
‫تو اعتراض‌ها شرکت می‌کنه،

626
00:32:16,976 --> 00:32:20,647
‫سخنرانی‌هایی در حمایت
‫از دانشجوها و کارگرها انجام می‌ده.

627
00:32:20,688 --> 00:32:24,058
‫من فقط یه قربانی دیگه
‫از این دولت جنایتکارم.

628
00:32:24,108 --> 00:32:25,860
‫همین دولتی که

629
00:32:25,902 --> 00:32:27,695
‫این قاتل رو به وجود آورد.

630
00:32:27,737 --> 00:32:29,606
‫می‌خواید چیز دیگه‌ای بگید، قربان؟

631
00:32:29,656 --> 00:32:32,609
‫آره، لطفاً. اگه می‌خواید
‫ببینید این دولت چیکار می‌کنه،

632
00:32:32,659 --> 00:32:34,986
‫برید سینماها
‫و «جزر و مد سرخ» رو ببینید، لطفاً.

633
00:32:35,036 --> 00:32:36,996
‫همیشه از ستمدیدگان حمایت می‌کنه.

634
00:32:37,038 --> 00:32:39,290
‫آرمان‌گرا و باهوشه.

635
00:32:39,332 --> 00:32:40,533
‫در طول بازجویی،

636
00:32:40,583 --> 00:32:41,960
‫محاسبه‌گر به نظر می‌رسید.

637
00:32:42,001 --> 00:32:43,494
‫ولی وقتی شهرتش رو زیر سوال بردیم،

638
00:32:43,544 --> 00:32:45,630
‫کنترلش رو از دست داد
‫و تکبرش رو نشون داد.

639
00:32:45,672 --> 00:32:47,707
‫نمی‌تونست خونسرد بمونه.

640
00:32:47,757 --> 00:32:48,917
‫چون همه‌ش دروغ بود.

641
00:32:48,967 --> 00:32:51,544
‫زنش گفت که آرمان‌گرا نیست.

642
00:32:51,594 --> 00:32:53,963
‫این آشغال فقط به نفع خودش عمل می‌کنه

643
00:32:54,013 --> 00:32:56,349
‫و فقط به خودش اعتقاد داره.

644
00:32:56,391 --> 00:32:58,226
‫زنش ممکنه دروغ بگه.

645
00:32:58,267 --> 00:33:00,186
‫فکر می‌کنم والنتینا درست می‌گه.

646
00:33:00,770 --> 00:33:02,597
‫واکنشش در طول بازجویی

647
00:33:02,647 --> 00:33:05,892
‫نشون می‌ده که به نحوه‌ی درک مردم
‫از خودش وسواس داره.

648
00:33:05,942 --> 00:33:07,644
‫توهم خودبزرگ‌بینی داره

649
00:33:07,694 --> 00:33:09,862
‫با نیاز دائمی به تحسین‌شدن.

650
00:33:09,904 --> 00:33:14,359
‫چرا این با پروفایل
‫صحنه‌ی جرم مطابقت نداره؟

651
00:33:14,409 --> 00:33:18,071
‫کسی با اون پروفایل نمی‌تونه
‫ناشناس بمونه.

652
00:33:18,121 --> 00:33:20,907
‫قاتلی مثل اون حتی
‫از کانون توجه هم پنهان نمی‌شه.

653
00:33:20,957 --> 00:33:22,750
‫حتی برای فرار از زندان؟

654
00:33:23,835 --> 00:33:26,663
‫انگیزه‌ها و تکانه‌های روانی می‌تونن
‫از منطق قوی‌تر باشن.

655
00:33:26,713 --> 00:33:29,590
‫پس، آریزمندی جلاد نیست.

656
00:33:29,632 --> 00:33:31,801
‫یعنی قاتل هنوز بیرونه.

657
00:33:34,554 --> 00:33:38,883
‫ما معتقدیم که علی‌رغم
‫هم‌پوشانی‌های تصادفی در بعضی موارد،

658
00:33:38,933 --> 00:33:41,844
‫از نظر روانشناختی، همون آدم نیست.

659
00:33:41,894 --> 00:33:43,513
‫بر چه اساسی؟

660
00:33:43,563 --> 00:33:45,098
‫ویژگی‌های روانشناختی،

661
00:33:45,148 --> 00:33:46,691
‫انگیزه‌ها،

662
00:33:46,733 --> 00:33:47,859
‫مشاهده،

663
00:33:47,900 --> 00:33:49,193
‫سوابقش،

664
00:33:49,235 --> 00:33:50,403
‫مصاحبه‌ها،

665
00:33:50,445 --> 00:33:52,822
‫و جنبه‌های دیگه‌ای که
‫یه شخصیت رو تعریف می‌کنن.

666
00:33:52,864 --> 00:33:53,948
‫گیرش انداختیم.

667
00:33:54,449 --> 00:33:56,117
‫اون آشغال لوزانو رو کشته.

668
00:33:57,201 --> 00:33:58,528
‫نگاه کن.

669
00:33:58,578 --> 00:34:00,121
‫این توی صندوق عقب ماشینش بود.

670
00:34:00,163 --> 00:34:04,667
‫یه آزمایشگاه فیلم هم پیدا کردیم که می‌تونست
‫فیلم‌هاش رو خودش ظاهر و منتقل کنه.

671
00:34:06,044 --> 00:34:07,253
‫با قاضی حرف بزن.

672
00:34:09,714 --> 00:34:10,840
‫منطقی نیست.

673
00:34:11,507 --> 00:34:13,918
‫این پروفایل‌ها مربوط به یک شخص واحد نیستن.

674
00:34:13,968 --> 00:34:16,838
‫پروفایل روانشناختی در برابر مدرک بی‌معنیه.

675
00:34:16,888 --> 00:34:18,347
‫خب؟ کجا رو اشتباه کردیم؟

676
00:34:18,931 --> 00:34:20,433
‫واضحه، همه‌جا.

677
00:34:36,741 --> 00:34:37,867
‫داری می‌ری؟

678
00:34:39,744 --> 00:34:41,287
‫بچه‌هام رو ندیدم.

679
00:34:44,457 --> 00:34:46,993
‫این همه وقت صرف این قضیه شد و...

680
00:34:47,043 --> 00:34:48,419
‫و برای چی؟

681
00:34:51,881 --> 00:34:53,424
‫برای هیچی.

682
00:35:00,515 --> 00:35:02,475
‫دارم فکر می‌کنم به اعتراضات ملحق بشم.

683
00:35:04,268 --> 00:35:05,520
‫چرا؟

684
00:35:07,939 --> 00:35:10,691
‫چون شاید لوکاس درست می‌گه
‫و باید اونجا باشم.

685
00:35:11,192 --> 00:35:12,935
‫- خطرناکه.
‫- مبارزه‌ی منه.

686
00:35:12,985 --> 00:35:14,270
‫نه، وال.

687
00:35:14,320 --> 00:35:16,489
‫مبارزه‌ی تو جشن گرفتن برای جلاد نیست.

688
00:35:16,531 --> 00:35:17,657
‫متوقف کردنشه.

689
00:35:18,199 --> 00:35:20,201
‫و اگه بخوام هر دوتا کار رو بکنم چی؟

690
00:35:23,871 --> 00:35:25,990
‫مطمئن نیستم بتونی این کار رو بکنی.

691
00:35:26,040 --> 00:35:27,450
‫چرا نه؟

692
00:35:27,500 --> 00:35:29,627
‫تو تونستی دو تا کار رو همزمان بکنی.

693
00:35:30,169 --> 00:35:31,963
‫فکر می‌کنی کارم رو خوب انجام می‌دم؟

694
00:35:32,463 --> 00:35:34,590
‫به نظرم نهایت تلاشت رو می‌کنی.

695
00:35:36,801 --> 00:35:38,594
‫به اون اعتراضات نرو.

696
00:35:57,029 --> 00:35:59,365
‫[زنده باد جلاد!]

697
00:36:24,140 --> 00:36:25,183
‫آنجلس،

698
00:36:25,224 --> 00:36:26,767
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

699
00:36:30,021 --> 00:36:31,522
‫گابریل بهم گفت.

700
00:36:32,523 --> 00:36:33,608
‫چی؟

701
00:36:34,483 --> 00:36:35,818
‫بابام با اون چیکار کرد.

702
00:36:38,029 --> 00:36:39,280
‫چطوری؟

703
00:36:41,782 --> 00:36:42,783
‫خوبم.

704
00:36:43,826 --> 00:36:45,244
‫من رو نزد.

705
00:36:46,078 --> 00:36:48,623
‫وقتی کوچیک بودم
‫و اون اینطوری می‌شد،

706
00:36:48,664 --> 00:36:51,667
‫فکر می‌کردم تبدیل به یه آدم دیگه می‌شه.

707
00:36:52,627 --> 00:36:54,212
‫انگار بابای من نیست.

708
00:36:56,214 --> 00:36:59,842
‫فرداش، همه‌مون طوری رفتار می‌کردیم
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

709
00:37:01,761 --> 00:37:04,513
‫گابریل همیشه بدترین کتک رو می‌خورد.

710
00:37:16,400 --> 00:37:17,652
‫چه حسی داری؟

711
00:37:20,571 --> 00:37:22,615
‫نمی‌دونم چه حسی باید داشته باشم.

712
00:37:22,823 --> 00:37:25,451
‫فراموش کن چه حسی باید داشته باشی.

713
00:37:27,703 --> 00:37:29,288
‫خودت چه حسی داری؟

714
00:37:32,124 --> 00:37:33,251
‫غمگین.

715
00:37:39,048 --> 00:37:41,133
‫باید به حرف گابریل گوش می‌دادم.

716
00:37:45,304 --> 00:37:46,639
‫ایده‌ی خوبی نبود.

717
00:37:49,308 --> 00:37:50,309
‫من فقط...

718
00:37:52,270 --> 00:37:54,105
‫فقط می‌خواستم قدم بعدی رو بردارم.

719
00:37:56,399 --> 00:37:57,692
‫ولی حالا فکر می‌کنم که...

720
00:38:07,118 --> 00:38:09,787
‫فکر می‌کنم اون قدم بعدی
‫برای کسی مثل من نیست.

721
00:38:17,003 --> 00:38:18,004
‫گوش کن چی می‌گم.

722
00:38:21,007 --> 00:38:23,175
‫عشق برای همه‌ست.

723
00:38:23,634 --> 00:38:25,428
‫برای همه، آنجلس.

724
00:38:26,721 --> 00:38:29,307
‫همیشه عده‌ای هستن که درکش نمی‌کنن.

725
00:38:30,349 --> 00:38:31,809
‫ولی می‌دونی چیه؟

726
00:38:32,184 --> 00:38:33,561
‫برن به درک.

727
00:38:35,646 --> 00:38:37,523
‫چون هر کسی که درکش نمی‌کنه،

728
00:38:37,898 --> 00:38:39,358
‫لیاقت ما رو نداره.

729
00:38:44,739 --> 00:38:46,490
‫می‌تونم بغلت کنم؟

730
00:38:59,378 --> 00:39:01,380
‫می‌خوام بدونی که ما پشتتیم.

731
00:39:03,132 --> 00:39:04,508
‫همیشه.

732
00:39:08,471 --> 00:39:09,722
‫می‌دونم که

733
00:39:10,348 --> 00:39:12,683
‫فردا مراحل قانونیش انجام می‌شه.

734
00:39:13,392 --> 00:39:16,687
‫دستور دادم که تو زندان لکامبری

735
00:39:16,729 --> 00:39:20,107
‫ازش به گرمی استقبال کنن.

736
00:39:20,274 --> 00:39:22,985
‫تو دستور قتل اون روزنامه‌نگار رو دادی.

737
00:39:24,987 --> 00:39:26,906
‫جرأت داری بیای اینجا

738
00:39:26,947 --> 00:39:29,075
‫و من رو متهم کنی؟

739
00:39:30,451 --> 00:39:32,028
‫دیگه اجازه نمی‌دم افرادم رو

740
00:39:32,078 --> 00:39:34,497
‫پشت سرم وادار به انجام کاری بکنی.

741
00:39:34,538 --> 00:39:37,124
‫تو وظیفه داشتی آندرسر رو متوقف کنی

742
00:39:37,166 --> 00:39:39,043
‫و هیچ غلطی نکردی.

743
00:39:39,085 --> 00:39:43,339
‫اون روزنامه‌نگار داشت
‫تو رو شبیه یه احمق واقعی نشون می‌داد.

744
00:39:43,381 --> 00:39:44,840
‫تو اون دستور رو دادی.

745
00:39:45,007 --> 00:39:47,093
‫همونطور که جرأت داری

746
00:39:47,134 --> 00:39:49,220
‫اینجوری از من شکایت کنی،

747
00:39:49,261 --> 00:39:51,639
‫باید جرأت داشته باشی

748
00:39:51,680 --> 00:39:54,183
‫از اسم خانواده‌ت دفاع کنی.

749
00:39:54,225 --> 00:39:57,186
‫همون اسمی که افرادم رو
‫وادار به جنایتکار شدن می‌کنه.

750
00:39:57,728 --> 00:39:59,972
‫همون اسمی که به بچه‌هاش پشت می‌کنه

751
00:40:00,022 --> 00:40:02,942
‫وقتی بیشتر از همه احتیاجش دارن
‫یا وقتی با تو هم‌راستا نیستن.

752
00:40:11,200 --> 00:40:12,535
‫چی می‌خوای، آشغال؟

753
00:40:12,993 --> 00:40:14,870
‫می‌خوای بزنم لت و پارت کنم؟

754
00:40:14,912 --> 00:40:17,373
‫جرأتش رو نداری، آشغال!

755
00:40:22,795 --> 00:40:25,172
‫به خاطر همین تو رو انتخاب نکردم.

756
00:40:27,466 --> 00:40:29,260
‫به خاطر همین رفتم با لوزانو حرف زدم.

757
00:40:29,301 --> 00:40:31,420
‫و به خاطر همین حالا می‌رم پیش خیلبرتو.

758
00:40:31,470 --> 00:40:33,506
‫و می‌دونستی به لطف اون،

759
00:40:33,556 --> 00:40:35,891
‫قراره یه مدال جدید بگیری؟

760
00:40:36,934 --> 00:40:38,644
‫مدالی که لیاقتش رو نداری.

761
00:40:42,815 --> 00:40:44,692
‫به خیلبرتو دستور دادی چیکار کنه؟

762
00:40:48,195 --> 00:40:49,780
‫من قرار بود

763
00:40:50,072 --> 00:40:52,199
‫بخشی از اون مبارزه باشم.

764
00:40:52,658 --> 00:40:56,570
‫می‌خواستم دوباره همون
‫حس لوکاس رو داشته باشم.

765
00:40:56,620 --> 00:40:57,788
‫همون خشم،

766
00:40:57,830 --> 00:40:59,165
‫همون عصبانیت.

767
00:40:59,832 --> 00:41:01,033
‫پس چرا رفتی؟

768
00:41:01,083 --> 00:41:02,460
‫نمی‌دونم.

769
00:41:02,835 --> 00:41:05,913
‫چرا باید جلوی کسی رو بگیریم

770
00:41:05,963 --> 00:41:08,424
‫که پلیس‌های فاسد رو حذف می‌کنه؟

771
00:41:09,008 --> 00:41:11,677
‫- چون آدم کشتن غیرقانونیه.
‫- اونا اول کشتن.

772
00:41:18,017 --> 00:41:19,560
‫حس می‌کنم دارم خفه می‌شم.

773
00:41:20,478 --> 00:41:23,022
‫مثل وقتی که توی اون مخزن بودی.

774
00:41:23,939 --> 00:41:25,941
‫نمی‌دونم چرا نمردم.

775
00:41:27,109 --> 00:41:29,528
‫تو اونجا چه حسی داشتی؟

776
00:41:29,570 --> 00:41:31,113
‫ترس.

777
00:41:33,449 --> 00:41:35,242
‫اولش، فقط ترس بود.

778
00:41:36,410 --> 00:41:39,455
‫و وقتی آب بالا میومد،

779
00:41:40,581 --> 00:41:42,374
‫گلوم از جیغ زدن درد می‌کرد.

780
00:41:43,417 --> 00:41:45,202
‫و وقتی آب رفت تو دماغم

781
00:41:45,252 --> 00:41:46,921
‫و بالاخره نتونستم نفس بکشم...

782
00:41:51,050 --> 00:41:52,334
‫یه چیزی عوض شد.

783
00:41:52,384 --> 00:41:53,961
‫احساس آرامش کردم.

784
00:41:54,011 --> 00:41:55,387
‫حس کردم اگه بمیرم،

785
00:41:55,429 --> 00:41:56,722
‫دیگه مهم نیست.

786
00:41:57,223 --> 00:41:59,308
‫که مرگم باعث آرامش می‌شه،

787
00:41:59,350 --> 00:42:01,101
‫چون زندگیم فرقی ایجاد نکرد.

788
00:42:01,143 --> 00:42:02,937
‫به خاطر همین از اعتراضات اومدم بیرون.

789
00:42:02,978 --> 00:42:04,605
‫چون به هیچ دردی نمی‌خورم.

790
00:42:04,647 --> 00:42:06,941
‫فکر نمی‌کنم دامیان اوخدا اینطور فکر کنه.

791
00:42:09,777 --> 00:42:11,487
‫تصمیم گرفت پیش تو بیاد

792
00:42:11,529 --> 00:42:12,905
‫و تو بهش ایمان داشتی.

793
00:42:14,031 --> 00:42:15,407
‫ما رو متقاعد کردی

794
00:42:16,200 --> 00:42:19,245
‫و یه تحقیق برای اثبات
‫بی‌گناهیش راه انداختی.

795
00:42:19,995 --> 00:42:21,455
‫و موفق شدیم.

796
00:42:21,539 --> 00:42:25,251
‫حتی جراردو رو متقاعد کردی
‫که پشت سر پلیس، آزادش کنه.

797
00:42:26,001 --> 00:42:29,505
‫اگه تو نبودی،
‫دامیان اوخدا الان توی یه سلول بود.

798
00:42:31,048 --> 00:42:32,049
‫یا مرده بود.

799
00:42:34,176 --> 00:42:35,803
‫در عوض، زنده‌ست

800
00:42:35,970 --> 00:42:37,221
‫و آزاده.

801
00:42:39,223 --> 00:42:40,641
‫به لطف تو.

802
00:42:43,602 --> 00:42:45,729
‫این یعنی تو یه فرقی ایجاد کردی.

803
00:42:49,567 --> 00:42:50,859
‫ممنون.

804
00:42:59,493 --> 00:43:02,112
‫برندون؟ من گابینام.
‫قبلاً تلفنی حرف زدیم.

805
00:43:02,162 --> 00:43:04,248
‫بیا تو. من این پشتم.

806
00:43:27,104 --> 00:43:28,272
‫تکون نخور.

807
00:43:30,357 --> 00:43:32,017
‫چیکار می‌کنی؟ لطفاً.

808
00:43:32,067 --> 00:43:33,944
‫فکر کردی من احمقم؟

809
00:43:34,111 --> 00:43:36,989
‫می‌دونم تو و رفیقت پلیسید.
‫تبلیغ تلویزیونیتون رو دیدم.

810
00:43:37,323 --> 00:43:38,782
‫مسلحی؟

811
00:43:38,866 --> 00:43:40,284
‫نه. نه، نه.

812
00:43:46,248 --> 00:43:47,666
‫پلیس‌ها بیرونن؟

813
00:43:48,917 --> 00:43:50,502
‫از من چی می‌خوای؟

814
00:43:50,711 --> 00:43:52,212
‫به خاطر گروهه؟

815
00:43:52,254 --> 00:43:54,882
‫اگه یکی از همکارهات بیاد تو، می‌میری.

816
00:43:54,923 --> 00:43:56,050
‫فهمیدی؟

817
00:43:57,051 --> 00:43:58,135
‫زانو بزن.

818
00:44:02,848 --> 00:44:03,849
‫هیس!

819
00:44:08,228 --> 00:44:09,438
‫به خاطر این اومدم.

820
00:44:10,856 --> 00:44:13,275
‫باید بدونم آیا این شخص...

821
00:44:14,902 --> 00:44:18,781
‫این شخص ربطی به کشتار داشته یا نه...

822
00:44:20,824 --> 00:44:22,401
‫کشتار دوم اکتبر.

823
00:44:22,451 --> 00:44:26,322
‫می‌خوای بگم که دیدمش، تا فردا
‫با یه اسلحه روی سرم از خواب بیدار شم؟

824
00:44:26,372 --> 00:44:27,706
‫اون بابامه.

825
00:44:28,540 --> 00:44:31,126
‫اسم من گابینا هرراست.

826
00:44:31,460 --> 00:44:34,213
‫و اون فرمانده آلدو هرراست.

827
00:44:34,630 --> 00:44:36,173
‫می‌خوام تقاص پس بده.

828
00:44:37,007 --> 00:44:39,259
‫چون کارهای وحشتناکی کرده.

829
00:44:41,136 --> 00:44:43,514
‫و قسم می‌خورم اگه مدرکی پیدا کنم،

830
00:44:43,681 --> 00:44:45,099
‫ازش استفاده می‌کنم.

831
00:44:47,518 --> 00:44:49,603
‫چون لیاقت رفتن به زندان رو داره.

832
00:44:50,688 --> 00:44:53,816
‫فقط از این می‌ترسی که
‫روی صندلی جلاد بشینه.

833
00:44:55,901 --> 00:44:56,902
‫راه برو.

834
00:44:58,570 --> 00:44:59,571
‫آهسته.

835
00:45:11,041 --> 00:45:12,167
‫پسرها،

836
00:45:12,751 --> 00:45:14,670
‫این دستورها از بالا میاد.

837
00:45:14,962 --> 00:45:16,714
‫استفاده از زور مجازه.

838
00:45:16,755 --> 00:45:18,340
‫رسانه‌ها اینجا میان،

839
00:45:18,382 --> 00:45:19,967
‫پس ملاحظه‌شون رو نکنید.

840
00:45:20,050 --> 00:45:21,135
‫همه چی رو بشکنید.

841
00:45:21,176 --> 00:45:22,344
‫همه چی رو بسوزونید.

842
00:45:23,220 --> 00:45:24,588
‫- فهمیدید؟
‫- بله، قربان.

843
00:45:24,638 --> 00:45:25,639
‫موفق باشید.

844
00:46:09,391 --> 00:46:11,518
‫این‌ها عکس‌هاییه که اون روز گرفتم.

845
00:46:12,811 --> 00:46:15,647
‫همراه با بقیه عکس‌هایی که
‫در طول این سال‌ها جمع کردم.

846
00:46:21,737 --> 00:46:22,946
‫اینا رو ببین.

847
00:46:42,216 --> 00:46:45,677
‫پلیس هر کاری کرد تا هر عکسی
‫که اون روز گرفته شده رو نابود کنه.

848
00:46:45,803 --> 00:46:47,387
‫تا کاری که کردن رو حذف کنن.

849
00:46:54,394 --> 00:46:55,854
‫می‌شه این یکی رو ببینیم؟

850
00:46:57,981 --> 00:46:58,982
‫آره.

851
00:47:06,824 --> 00:47:08,650
‫مرگ بر سکوت!

852
00:47:08,700 --> 00:47:10,152
‫زنده باد جلاد!

853
00:47:10,202 --> 00:47:12,120
‫مرگ بر پلیس لعنتی!

854
00:48:04,882 --> 00:48:06,049
‫اون بابامه.

855
00:48:31,742 --> 00:48:33,285
‫[آریزمندی شما را به افتتاحیه دعوت می‌کند]

856
00:48:33,327 --> 00:48:35,495
‫توی اکران فیلمم چیکار می‌کردی لعنتی؟

857
00:48:37,205 --> 00:48:38,916
‫اسمش الازار بود،

858
00:48:38,957 --> 00:48:40,834
‫دستیار گابریل آریزمندی.

859
00:48:50,969 --> 00:48:52,921
‫سلام. چیزی که خواستم رو آوردی؟

860
00:48:52,971 --> 00:48:54,381
‫- آره.
‫- ممنون.

861
00:48:54,431 --> 00:48:55,599
‫خواهش می‌کنم.

862
00:48:59,144 --> 00:49:00,979
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

863
00:49:09,821 --> 00:49:11,523
‫ممنون که همه اومدید.

864
00:49:11,573 --> 00:49:13,275
‫ماریا، اینجا چیکار می‌کنیم؟

865
00:49:13,325 --> 00:49:15,035
‫ما اشتباه نمی‌کردیم.

866
00:49:15,786 --> 00:49:17,496
‫آریزمندی جلاد نیست.

867
00:49:19,873 --> 00:49:21,408
‫در حین بازجویی،

868
00:49:21,458 --> 00:49:24,328
‫آریزمندی از من پرسید
‫چرا به اکران رفتم

869
00:49:24,378 --> 00:49:27,381
‫وقتی ظاهراً خودش
‫دعوت‌نامه رو برام فرستاده بود.

870
00:49:28,131 --> 00:49:29,541
‫تو چشم‌هاش می‌دیدم.

871
00:49:29,591 --> 00:49:31,301
‫واقعاً می‌خواست بدونه چرا.

872
00:49:31,760 --> 00:49:32,928
‫پس،

873
00:49:33,053 --> 00:49:34,805
‫کی منو به اکران دعوت کرد؟

874
00:49:34,846 --> 00:49:36,390
‫[سدیم پنتوتال]

875
00:49:40,435 --> 00:49:43,105
‫[استفاده از آن در پروتکل‌های
‫تزریق مرگبار آغاز شد.]

876
00:49:43,730 --> 00:49:45,557
‫دوربینش دزدیده شد،

877
00:49:45,607 --> 00:49:48,276
‫یا حداقل الازار اینطور گزارش داد.

878
00:49:48,318 --> 00:49:49,895
‫گفت که اشتباه بوده.

879
00:49:49,945 --> 00:49:52,823
‫که هیچ‌وقت دوربین رو
‫تو ماشین جا نذاشته بودن.

880
00:49:52,864 --> 00:49:55,158
‫به جز روزی که دزدیده شد.

881
00:49:56,118 --> 00:49:57,452
‫چه تصادفی، نه؟

882
00:49:59,579 --> 00:50:03,083
‫بعدش، از پشت توسط کسی
‫که می‌شناختش چاقو خورد.

883
00:50:05,502 --> 00:50:07,746
‫کسی که بهش اعتماد داشت.

884
00:50:07,796 --> 00:50:09,131
‫ولی اون شخص

885
00:50:09,172 --> 00:50:10,841
‫آریزمندی نبود.

886
00:50:11,341 --> 00:50:12,376
‫گابینا.

887
00:50:12,426 --> 00:50:16,922
‫قبل از اینکه برای آریزمندی کار کنه،
‫الازار بارها دستگیر شده بود،

888
00:50:16,972 --> 00:50:19,683
‫به خاطر خرابکاری و تخریب اموال خصوصی.

889
00:50:20,350 --> 00:50:22,352
‫سه سال تو زندان لکامبری گذروند.

890
00:50:23,520 --> 00:50:26,690
‫دارم می‌گم اشتباه نکرده بودیم
‫چون یه نفر دیگه هست

891
00:50:26,732 --> 00:50:30,235
‫که کاملاً با پروفایل جلاد مطابقت داره.

892
00:50:34,239 --> 00:50:36,608
‫یه روان‌پریش که خونسرد،

893
00:50:36,658 --> 00:50:39,828
‫محاسبه‌گر، باهوش و متکبره.

894
00:50:40,579 --> 00:50:42,155
‫کسی که پلیس رو مقصر می‌دونه

895
00:50:42,205 --> 00:50:44,783
‫که ۳۴ سال از عمرش رو

896
00:50:44,833 --> 00:50:47,169
‫با زندانی کردنش تو لکامبری ازش گرفت.

897
00:50:47,210 --> 00:50:49,413
‫در سال ۱۹۶۵،

898
00:50:49,463 --> 00:50:53,258
‫الازار به خاطر یه تجدیدنظرخواهی موفق

899
00:50:53,300 --> 00:50:56,303
‫از طرف وکیل و هم‌سلولیش آزاد شد...

900
00:50:56,344 --> 00:50:57,754
‫گرگوریو کادناس.

901
00:50:57,804 --> 00:50:59,214
‫دقیقاً.

902
00:50:59,264 --> 00:51:03,677
‫«جنایتکاران واقعی در کشور ما
‫نشان به تن می‌زنند و یونیفرم می‌پوشند.

903
00:51:03,727 --> 00:51:07,848
‫تنها فرقشون با مجرمانی
‫که در لکامبری باهاشون زندگی می‌کنم

904
00:51:07,898 --> 00:51:10,017
‫لباس مبدلی‌ست که می‌پوشند.

905
00:51:10,067 --> 00:51:12,394
‫حداقل هم‌سلولی‌هام می‌دانند

906
00:51:12,444 --> 00:51:14,946
‫طرفِ چه کی هستند.»

907
00:51:14,988 --> 00:51:16,281
‫قضیه آرمان‌گرایی نیست.

908
00:51:17,491 --> 00:51:18,492
‫انتقامه.

909
00:51:20,744 --> 00:51:26,208
‫«ترجمه از خشایار»

910
00:51:28,208 --> 00:51:38,208
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M