1
00:01:37,280 --> 00:01:40,230
‫[قسمت ۱۱]

2
00:01:40,280 --> 00:01:43,230
‫فرستاده ماه! اگه نتونی اون دو تا رو بگیری،

3
00:01:43,280 --> 00:01:47,160
‫همه رو تو کاخ هانشویی باهاشون دفن می‌کنم!

4
00:01:56,160 --> 00:01:59,110
‫هو لینگ‌لونگ، درست به موقع رسیدی.

5
00:01:59,160 --> 00:02:00,350
‫از مهارت‌هات استفاده کن.

6
00:02:00,400 --> 00:02:01,670
‫باهاش بازی کن.

7
00:02:01,720 --> 00:02:04,960
‫بانو هو، مراقب سلاح حسرت عشق باش.

8
00:02:09,960 --> 00:02:13,910
‫نمی‌تونیم همینجوری به جنگیدن ادامه بدیم.
‫باید یه راهی برای فرار پیدا کنیم.

9
00:02:13,960 --> 00:02:15,310
‫ژی‌هوا رو بگیر.

10
00:02:15,360 --> 00:02:17,680
‫ازش به عنوان گروگان استفاده کن.

11
00:02:19,000 --> 00:02:24,000
‫«ترجمه از آرام متین»

12
00:02:25,000 --> 00:02:35,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

13
00:02:41,160 --> 00:02:44,040
‫واقعا که یه مشت احمق به درد نخورن.

14
00:02:52,320 --> 00:02:54,390
‫قدرت فن دست شفقت کوچیکت همین‌قدره؟

15
00:02:54,440 --> 00:02:56,840
‫تو و ژی هوا شاگرد یه استاد بودید؟

16
00:02:57,440 --> 00:02:58,470
‫این دفعه جاخالی نمیدم.

17
00:02:58,520 --> 00:03:01,200
‫بیا، دقیقا همین‌جا بهم ضربه بزن.

18
00:03:09,000 --> 00:03:11,230
‫حسرت عشق و یین یانگ آن
‫جفتشون از آهن‌ربا ساخته شدن.

19
00:03:11,280 --> 00:03:14,160
‫اینجوری جنگیدن به نفع هیچکس نیست.

20
00:03:22,240 --> 00:03:24,070
‫کاخ هانشویی سال‌هاست که خلوت بوده.

21
00:03:24,120 --> 00:03:25,590
‫چرا همدست ژی هوا شدی؟

22
00:03:25,640 --> 00:03:27,190
‫قصد ما این نیست.

23
00:03:27,240 --> 00:03:29,560
‫ژی هوا تهدیدت کرده؟

24
00:03:31,320 --> 00:03:34,390
‫شائو دی کجاست؟ حالش چطوره؟

25
00:03:34,440 --> 00:03:37,960
‫- شائو دی...
‫- همگی، دست نگه دارید!

26
00:03:53,280 --> 00:03:54,630
‫اگه تمومش نکنید،

27
00:03:54,680 --> 00:03:57,800
‫گلوی این کف دست شفقت کوچیک رو می‌برم.

28
00:04:09,840 --> 00:04:11,150
‫ژی هوا!

29
00:04:11,200 --> 00:04:12,510
‫داری چیکار می‌کنی؟

30
00:04:12,560 --> 00:04:13,990
‫اگه یه حرکت دیگه بکنی،

31
00:04:14,040 --> 00:04:16,320
‫واقعا این کار رو می‌کنم.

32
00:04:17,320 --> 00:04:18,550
‫ژی هوا!

33
00:04:18,600 --> 00:04:19,670
‫اگه من بمیرم...

34
00:04:19,720 --> 00:04:22,150
‫چطور می‌خوای جواب هه بو رو بدی؟

35
00:04:22,200 --> 00:04:25,040
‫دقیقا. چطور می‌خوای توجیهش کنی؟

36
00:04:26,080 --> 00:04:27,880
‫برید کنار!

37
00:04:48,040 --> 00:04:50,600
‫قتل!

38
00:05:20,480 --> 00:05:23,120
‫فکر نمی‌کردم انقدر به‌درد‌بخور باشی.

39
00:05:24,240 --> 00:05:25,350
‫برید دنبالشون!

40
00:05:25,400 --> 00:05:27,360
‫همون‌جا وایسا!

41
00:05:45,600 --> 00:05:47,310
‫همه‌ش به‌خاطر شن جونگ‌یوان بود.

42
00:05:47,360 --> 00:05:50,150
‫بالاخره تونستم عسل لینگ‌لونگ رو بخورم.

43
00:05:50,200 --> 00:05:54,310
‫کف دست صاعقه‌ای شن جونگ‌یوان
‫فقط یه شهرت توخالی نیست.

44
00:05:54,360 --> 00:05:57,960
‫تا چند روز آینده از انرژی درونیت استفاده نکن.

45
00:06:00,000 --> 00:06:01,990
‫اون لگدی که زدی خیلی وحشیانه بود.

46
00:06:02,040 --> 00:06:05,430
‫راستش رو بگو.
‫از روی کینه شخصی زدی؟

47
00:06:05,480 --> 00:06:06,790
‫- آره.
‫- تو...

48
00:06:06,840 --> 00:06:08,320
‫ژان.

49
00:06:09,000 --> 00:06:10,750
‫زخمت رو پانسمان کردی؟

50
00:06:10,800 --> 00:06:12,190
‫حالم خوبه.

51
00:06:12,240 --> 00:06:14,350
‫فقط یه زخم سطحیه. نگران نباش.

52
00:06:14,400 --> 00:06:15,670
‫منم آسیب دیدم.

53
00:06:15,720 --> 00:06:17,230
‫اینجام. بهم لگد زد.

54
00:06:17,280 --> 00:06:19,360
‫مگه همین الان عسل لینگ‌لونگ نخوردی؟

55
00:06:21,160 --> 00:06:23,600
‫بانو یو لیان رو دیدی؟

56
00:06:25,240 --> 00:06:26,990
‫دخترهای زیادی اونجا زندانی هستن.

57
00:06:27,040 --> 00:06:29,030
‫ولی یو لیان رو ندیدم.

58
00:06:29,080 --> 00:06:30,750
‫از یکی از دخترها شنیدم

59
00:06:30,800 --> 00:06:33,710
‫که اون پیش هه بو،
‫صاحب عمارت ژونگ‌شائوـه.

60
00:06:33,760 --> 00:06:34,950
‫زیاد اونجا نمیره.

61
00:06:35,000 --> 00:06:37,270
‫حالشون خوبه؟

62
00:06:37,320 --> 00:06:39,190
‫اونا تو یه منجلاب گیر افتادن،

63
00:06:39,240 --> 00:06:41,120
‫و دارن برای زنده موندن تقلا می‌‌کنن.

64
00:06:43,920 --> 00:06:47,990
‫از کجا فهمیدی من و ژان ژائو
‫تو عمارت ژونگ‌شائو تو خطر هستیم؟

65
00:06:48,040 --> 00:06:49,390
‫ژان، حق با تو بود.

66
00:06:49,440 --> 00:06:51,760
‫هوا چونگ واقعا مشکوکه.

67
00:06:53,680 --> 00:06:54,870
‫[عمارت فنگلای]

68
00:06:54,920 --> 00:06:56,430
‫استاد هوا، دارید می‌رید؟

69
00:06:56,480 --> 00:06:57,910
‫- این دفعه خیلی زود دارید می‌رید؟
‫- فردا میام پیشتون.

70
00:06:57,960 --> 00:07:00,200
‫- باشه.
‫- زود برگرد!

71
00:07:10,840 --> 00:07:12,070
‫[مغازه گلدوزی روژن]

72
00:07:12,120 --> 00:07:14,270
‫اخیرا اتفاق عجیبی افتاده؟

73
00:07:14,320 --> 00:07:17,830
‫خب، سه نفر با رفتار عجیب سروکله‌شون پیدا شد.

74
00:07:17,880 --> 00:07:19,190
‫دو تا مرد و یه زن.

75
00:07:19,240 --> 00:07:21,800
‫حتی به حیاط پشتی نفوذ کردن.

76
00:07:23,240 --> 00:07:24,790
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

77
00:07:24,840 --> 00:07:27,510
‫می‌دونی چقدر برام دردسر درست کردی؟

78
00:07:27,560 --> 00:07:29,480
‫چی شده، استاد هوا؟

79
00:07:32,360 --> 00:07:33,710
‫حالم خوب نیست.

80
00:07:33,760 --> 00:07:38,000
‫- دقیقا کجاتون درد می‌کنه؟
‫- انقدر سوال نپرس.

81
00:07:39,000 --> 00:07:41,070
‫چند روزی خودت رو قایم کن.

82
00:07:41,120 --> 00:07:43,830
‫فعلا کسی رو نمیارم اینجا.

83
00:07:43,880 --> 00:07:45,910
‫می‌تونی بیشتر مراقب باشی؟

84
00:07:45,960 --> 00:07:49,190
‫دیگه نذار چیزی خراب بشه، باشه؟

85
00:07:49,240 --> 00:07:51,790
‫استاد هوا، می‌تونم بپرسم...

86
00:07:51,840 --> 00:07:53,390
‫اون سه نفر دقیقا کی بودن؟

87
00:07:53,440 --> 00:07:55,400
‫لازم نیست نگران اون باشی.

88
00:07:56,040 --> 00:07:58,360
‫مهم نیست اونا کی هستن.

89
00:07:59,360 --> 00:08:01,990
‫وقتی وارد عمارت ژونگ‌شائو بشن،

90
00:08:02,040 --> 00:08:04,760
‫دیگه راه برگشتی ندارن.

91
00:08:05,760 --> 00:08:07,910
‫لعنتی. واقعا اون هوا چونگ رو دست‌کم گرفتم.

92
00:08:07,960 --> 00:08:10,750
‫اگه دوباره بگیرمش، زنده‌زنده پوستش رو می‌کنم!

93
00:08:10,800 --> 00:08:12,190
‫خودم قبلا دست‌وپاش رو بستم.

94
00:08:12,240 --> 00:08:13,790
‫فان مراقبشه.

95
00:08:13,840 --> 00:08:15,350
‫بدک نیست، هو شائومی.

96
00:08:15,400 --> 00:08:16,590
‫وقتی این پرونده بسته بشه،

97
00:08:16,640 --> 00:08:20,080
‫می‌تونی همراه ژان ژائو بری
‫و تو ولایت کای‌فنگ کار کنی.

98
00:08:22,800 --> 00:08:26,360
‫این استادها تو عمارت ژونگ‌شائو
‫کی هستن که تونستن واقعا زخمیت کنن؟

99
00:08:28,000 --> 00:08:30,430
‫بعد از اینکه از بای یو تانگ جدا شدم،

100
00:08:30,480 --> 00:08:34,190
‫به یه اتاق مخفی هدایت شدم
‫و با سه تا شمشیرزن برخورد کردم.

101
00:08:34,240 --> 00:08:35,830
‫اونا با هماهنگی کامل می‌جنگیدن،

102
00:08:35,880 --> 00:08:38,950
‫و همه‌شون توسط زنگوله‌های
‫توی دست ژی هوا کنترل می‌شدن.

103
00:08:39,000 --> 00:08:41,070
‫بی‌وقفه حمله می‌کردن.

104
00:08:41,120 --> 00:08:44,550
‫وقتی گیرت بندازن، فرار کردن سخته.

105
00:08:44,600 --> 00:08:47,950
‫و عجیب‌تر از همه،
‫فنون شمشیرزنی بود که استفاده می‌کردن...

106
00:08:48,000 --> 00:08:50,390
‫یکی‌شون شمشیرزنی
‫غرش اژدها از عمارت باوانگ بود.

107
00:08:50,440 --> 00:08:52,390
‫یکی دیگه شمشیرزنی
‫سایه تنها از عمارت شنگ‌یون.

108
00:08:52,440 --> 00:08:56,720
‫و همین‌طور شمشیرزنی ابرهای
‫سر به فلک کشیده از عمارت لینگ‌لونگ.

109
00:08:57,680 --> 00:08:59,270
‫انگار عمارت ژونگ‌شائو...

110
00:08:59,320 --> 00:09:03,360
‫واقعا فقط یه مکان برای
‫عیش‌ونوش و خوش‌گذرونی نیست.

111
00:09:06,320 --> 00:09:07,350
‫ارباب ژان.

112
00:09:07,400 --> 00:09:08,830
‫فان.

113
00:09:08,880 --> 00:09:12,230
‫مطمئن شدیم که یو لیان
‫واقعا به عمارت ژونگ‌شائو برده شده.

114
00:09:12,280 --> 00:09:13,310
‫پس الان حالش خوبه؟

115
00:09:13,360 --> 00:09:15,350
‫خوبه.

116
00:09:15,400 --> 00:09:18,510
‫امشب واقعا راهی برای بیرون آوردنش نداشتیم.

117
00:09:18,560 --> 00:09:19,910
‫ولی نگران نباش.

118
00:09:19,960 --> 00:09:22,110
‫حالا که فهمیدیم یو لیان
‫توی عمارت ژونگ‌شائوـه،

119
00:09:22,160 --> 00:09:24,640
‫حتما می‌تونیم نجاتش بدیم.

120
00:09:25,640 --> 00:09:26,750
‫خب.

121
00:09:26,800 --> 00:09:28,830
‫هو شائومی حسابی از خجالتت دراومده.

122
00:09:28,880 --> 00:09:30,270
‫خیلی پررویی که

123
00:09:30,320 --> 00:09:32,390
‫می‌خواستی سرم کلاه بذاری.

124
00:09:32,440 --> 00:09:34,550
‫اون موقع نتونستم ذات واقعیت رو بشناسم.

125
00:09:34,600 --> 00:09:38,440
‫چیه؟ منم باید صدات کنم استاد هوا؟

126
00:09:43,800 --> 00:09:44,990
‫بای یو تانگ.

127
00:09:45,040 --> 00:09:46,790
‫عاقل باش و همین الان ولم کن، فهمیدی؟

128
00:09:46,840 --> 00:09:48,430
‫وگرنه... آخ!

129
00:09:48,480 --> 00:09:50,550
‫چیه؟ باز می‌خوای منو بزنی؟

130
00:09:50,600 --> 00:09:52,310
‫تمام شب کتکم زدی، دختره‌ی دیوونه!

131
00:09:52,360 --> 00:09:53,710
‫معتادش شدی؟

132
00:09:53,760 --> 00:09:55,950
‫تو به عمارت ژونگ‌شائو کمک کردی
‫که به اون همه دختر آسیب بزنه.

133
00:09:56,000 --> 00:09:58,720
‫شانس آوردی با شمشیرم نکشتمت.

134
00:10:03,800 --> 00:10:05,400
‫منو بکشی؟

135
00:10:06,120 --> 00:10:08,240
‫جراتش رو داری؟

136
00:10:09,680 --> 00:10:12,670
‫اون محقق همین الان چی صداش زد؟

137
00:10:12,720 --> 00:10:14,920
‫ارباب ژان.

138
00:10:16,280 --> 00:10:18,110
‫- تو...
‫- ارباب...

139
00:10:18,160 --> 00:10:20,480
‫تو حکومتی هستی، مگه نه؟

140
00:10:22,120 --> 00:10:23,830
‫یه مامور حکومت...

141
00:10:23,880 --> 00:10:26,520
‫نمی‌تونه آدم بکشه.

142
00:10:30,880 --> 00:10:33,880
‫کمک! کمک...

143
00:10:36,240 --> 00:10:37,350
‫اشکالی نداره.

144
00:10:37,400 --> 00:10:38,830
‫من که نیستم.

145
00:10:38,880 --> 00:10:43,430
‫یه مسافرخونه مثل این جای مناسبی
‫برای مخفی کردن یه آدم زنده نیست.

146
00:10:43,480 --> 00:10:44,630
‫تازه،

147
00:10:44,680 --> 00:10:47,270
‫شائو جی زو از قبل می‌دونه ما کجاییم.

148
00:10:47,320 --> 00:10:49,150
‫باید یه جای جدید برای موندن پیدا کنیم.

149
00:10:49,200 --> 00:10:50,670
‫ارباب ژان،

150
00:10:50,720 --> 00:10:52,550
‫من توی این شهر یه فامیل دور دارم.

151
00:10:52,600 --> 00:10:54,670
‫چند ماه پیش رفته پایتخت.

152
00:10:54,720 --> 00:10:56,270
‫خونه‌ش هم اتفاقا خالیه.

153
00:10:56,320 --> 00:10:57,430
‫می‌تونیم بریم اونجا.

154
00:10:57,480 --> 00:10:59,200
‫به نظرم فکر خوبیه.

155
00:10:59,840 --> 00:11:01,830
‫فردا صبح یه گاری آماده می‌کنم

156
00:11:01,880 --> 00:11:04,830
‫تا هوا چونگ و فان رو از در پشتی ببرم بیرون.

157
00:11:04,880 --> 00:11:05,870
‫هو شائومی،

158
00:11:05,920 --> 00:11:06,910
‫فردا وقتی دروازه‌های شهر باز شد،

159
00:11:06,960 --> 00:11:08,950
‫با ژان ژائو از شهر برو بیرون.

160
00:11:09,000 --> 00:11:10,760
‫از شهر بریم بیرون؟

161
00:11:13,160 --> 00:11:14,310
‫استاد بای،

162
00:11:14,360 --> 00:11:16,590
‫سرما خوردید؟

163
00:11:16,640 --> 00:11:19,270
‫آره، سرما خوردم.

164
00:11:19,320 --> 00:11:20,670
‫سرماخوردی؟

165
00:11:20,720 --> 00:11:24,640
‫فردا که کارت تموم شد،
‫برو عطاری یه دارو بگیر.

166
00:12:15,680 --> 00:12:18,150
‫[جینگ یی‌مینگ، رئیس فرقه شانگ‌چینگ]

167
00:12:18,200 --> 00:12:19,600
‫[هه بو]

168
00:12:40,440 --> 00:12:41,590
‫[جینگ شینگ‌زه، از فرقه شانگ‌چینگ]

169
00:12:41,640 --> 00:12:43,310
‫پدر!

170
00:12:43,360 --> 00:12:45,950
‫ژی هوا از قبل درمورد
‫نقشه امشب چیزی به من نگفته بود.

171
00:12:46,000 --> 00:12:48,880
‫خودسرانه این گند رو بالا آورد.

172
00:12:51,400 --> 00:12:54,950
‫می‌دونی چه جور آدم‌هایی
‫برای خوش‌گذرونی به عمارت ژونگ‌شائو میان؟

173
00:12:55,000 --> 00:12:57,110
‫خودسرانه مهمون‌ها رو بیرون کردی،

174
00:12:57,160 --> 00:12:59,750
‫همه رو ترسوندی و اونجا رو به گند کشیدی!

175
00:12:59,800 --> 00:13:02,560
‫تازه نتونستی حتی یه نفرشون رو هم بگیری.

176
00:13:04,720 --> 00:13:06,270
‫پدر،

177
00:13:06,320 --> 00:13:08,230
‫ژی هوا فقط به شما بی‌احترامی نمی‌کنه.

178
00:13:08,280 --> 00:13:10,830
‫همین الان حتی سعی کرد منو بکشه.

179
00:13:10,880 --> 00:13:12,830
‫شمشیر بای یو تانگ روی گلوم بود،

180
00:13:12,880 --> 00:13:16,600
‫ولی عمدا تحریکش کرد تا بای یو تانگ منو بکشه.

181
00:13:19,840 --> 00:13:22,750
‫در هر صورت، امشب ترسیدن مهمان‌ها...

182
00:13:22,800 --> 00:13:24,190
‫تقصیر من بود.

183
00:13:24,240 --> 00:13:26,400
‫خواهش می‌کنم مجازاتم کنید، ارباب.

184
00:13:30,280 --> 00:13:31,670
‫چند نفر از افرادت رو بردار.

185
00:13:31,720 --> 00:13:33,950
‫عمارت ژونگ‌شائو رو جمع‌وجور کنید.

186
00:13:34,000 --> 00:13:37,070
‫جوری که فردا بشه
‫بازش کرد و کار رو شروع کرد.

187
00:13:37,120 --> 00:13:39,880
‫ارباب، الان ژان ژائو...

188
00:13:42,920 --> 00:13:43,910
‫پدر،

189
00:13:43,960 --> 00:13:46,350
‫تازه یادم اومد
‫یه کارهایی دارم که باید انجام بدم.

190
00:13:46,400 --> 00:13:47,710
‫الان میرم بهشون برسم.

191
00:13:47,760 --> 00:13:49,320
‫صبر کن.

192
00:13:50,480 --> 00:13:53,510
‫تازه دعوت‌نامه‌های جشن تولد رو فرستادیم،

193
00:13:53,560 --> 00:13:55,870
‫اما دینگ ژائو هوی امروز رسید.

194
00:13:55,920 --> 00:13:58,230
‫ترتیب اقامتش رو توی عمارت دادم.

195
00:13:58,280 --> 00:14:01,190
‫این‌که انقدر زود اومده، یه‌کم مشکوکه.

196
00:14:01,240 --> 00:14:03,430
‫چند نفر رو ببر و حواست بهش باشه.

197
00:14:03,480 --> 00:14:05,440
‫چشم، پدر.

198
00:14:11,040 --> 00:14:14,790
‫فکر کردی نمی‌دونم چه نقشه‌ای تو سرته؟

199
00:14:14,840 --> 00:14:19,470
‫فکر کردی چون سی مینگ پشتته،
‫می‌تونی هر کاری دلت خواست بکنی؟

200
00:14:19,520 --> 00:14:22,910
‫عمارت ژونگ‌شائو فقط یه ارباب داره،
‫و اونم منم، هه بو.

201
00:14:22,960 --> 00:14:25,910
‫اون فکرهای نادرستی که توی سرته رو

202
00:14:25,960 --> 00:14:28,400
‫بهتره از سرت بیرون کنی.

203
00:14:40,400 --> 00:14:44,110
‫بهت گفته بودم فن دست شفقتِ
‫بزرگ رو به این راحتی به کار نبر،

204
00:14:44,160 --> 00:14:46,030
‫ولی تو انقدر بی‌پروا ازش استفاده کردی.

205
00:14:46,080 --> 00:14:50,640
‫می‌خوای همه بفهمن من
‫فنون مخفی فرقه شانگ‌چینگ رو بهت یاد دادم؟

206
00:14:52,320 --> 00:14:54,070
‫با خراب کردن اعتبار من،

207
00:14:54,120 --> 00:14:56,920
‫دقیقا چی گیرت میاد؟

208
00:14:59,400 --> 00:15:04,230
‫م... من هیچ‌وقت قصد
‫خراب کردن اعتبار شما رو نداشتم، استاد.

209
00:15:04,280 --> 00:15:05,390
‫فقط اینکه...

210
00:15:05,440 --> 00:15:09,110
‫فن دست شفقتِ بزرگ
‫تنها مهارتیه که واسه دفاع از خودم بلدم.

211
00:15:09,160 --> 00:15:11,950
‫سال‌هاست دارم تو سراسر دنیا می‌چرخم.

212
00:15:12,000 --> 00:15:15,390
‫اگه حمایت فن دست شفقتِ عظیم نبود،

213
00:15:15,440 --> 00:15:18,640
‫تا حالا هزار بار مرده بودم.

214
00:15:25,560 --> 00:15:26,830
‫یه کم بعد،

215
00:15:26,880 --> 00:15:29,670
‫برو و به زخمت رسیدگی کن.

216
00:15:29,720 --> 00:15:31,230
‫ولی درمورد ماجرای امروز،

217
00:15:31,280 --> 00:15:34,240
‫ازم دلخور نشو که عصبانی شدم.

218
00:15:35,240 --> 00:15:36,830
‫جشن تولد نزدیکه،

219
00:15:36,880 --> 00:15:39,360
‫ولی تو این‌همه غوغا به پا کردی.

220
00:15:40,040 --> 00:15:43,230
‫می‌ترسم نقشه‌هام رو خراب کنی.

221
00:15:43,280 --> 00:15:46,190
‫اتفاقا به خاطر نقشه‌های شما بود...

222
00:15:46,240 --> 00:15:49,110
‫که تصمیم گرفتم امشب دست به کار بشم.

223
00:15:49,160 --> 00:15:52,030
‫ژان ژائو خیلی سریع عمارت ژونگ‌شائو رو پیدا کرد.

224
00:15:52,080 --> 00:15:54,990
‫ترسیدم ردپاها رو دنبال کنه
‫و چیزهای بیشتری رو بفهمه.

225
00:15:55,040 --> 00:15:58,840
‫اگه این‌طور میشد،
‫ده سال زحمات بی‌وقفه شما...

226
00:15:59,800 --> 00:16:02,440
‫همه‌اش دود می‌شد می‌رفت هوا.

227
00:16:04,960 --> 00:16:06,430
‫آفرین به تو.

228
00:16:06,480 --> 00:16:09,280
‫که انقدر به فکر منی.

229
00:16:10,040 --> 00:16:14,910
‫باشه. عمارت یه استثنا قائل میشه
‫و یه روز تعطیل می‌کنه تا دوباره روبه‌راه بشه.

230
00:16:14,960 --> 00:16:18,400
‫تو برو و تمرکزت رو بذار
‫روی سر و کله زدن با ژان ژائو.

231
00:16:28,240 --> 00:16:30,030
‫وقتی جشن تولد تموم شه،

232
00:16:30,080 --> 00:16:33,950
‫و کارهایی که باید انجام بدم رو تموم کنم،

233
00:16:34,000 --> 00:16:36,600
‫این هویتم به عنوان رهبرِ یه فرقه پرآوازه...

234
00:16:37,400 --> 00:16:39,840
‫بد نیست اون رو بذارم کنار.

235
00:16:41,440 --> 00:16:43,670
‫چیزی که آرزوش رو داری

236
00:16:43,720 --> 00:16:47,240
‫بالاخره بهت میدم.

237
00:16:50,400 --> 00:16:52,950
‫متوجهم، پدر. متوجهم.

238
00:16:53,000 --> 00:16:56,200
‫من فقط می‌خوام کمکتون کنم
‫که به اون آرزوی بزرگتون برسید.

239
00:17:02,480 --> 00:17:05,360
‫از در پشتی برو بیرون.
‫نذار کسی تو رو ببینه.

240
00:17:21,680 --> 00:17:24,720
‫بانو، اون صدا چی بود؟

241
00:17:27,800 --> 00:17:30,950
‫[خانم جینگ، فرقه شانگ‌چینگ]
‫چیزی نبود، فقط یه گربه ولگرد بود. شلوغش نکن.

242
00:17:31,000 --> 00:17:33,710
‫فردا به یکی میگم
‫گربه‌های ولگرد رو جمع کنه،

243
00:17:33,760 --> 00:17:36,120
‫تا مزاحم آرامش شما نشن.

244
00:17:36,680 --> 00:17:37,870
‫لازم نیست.

245
00:17:37,920 --> 00:17:41,150
‫اون گربه کوچولو
‫اغلب تو باغ جلویی بازی می‌کنه.

246
00:17:41,200 --> 00:17:45,070
‫حتما واسه غذا طمع کرده
‫و راه خونه رو گم کرده.

247
00:17:45,120 --> 00:17:47,070
‫در راهرو الان بازه.

248
00:17:47,120 --> 00:17:48,790
‫فقط کافیه بره بیرون،

249
00:17:48,840 --> 00:17:50,110
‫چند تا پیچ رو رد کنه،

250
00:17:50,160 --> 00:17:52,720
‫اون‌وقت میرسه به باغ جلویی.

251
00:18:05,640 --> 00:18:07,030
‫چیز مشکوکی هست؟

252
00:18:07,080 --> 00:18:09,640
‫قربان، هیچ چیز مشکوکی نیست.

253
00:18:25,320 --> 00:18:26,910
‫تو...

254
00:18:26,960 --> 00:18:29,390
‫همین الان کسی رو ندیدی؟

255
00:18:29,440 --> 00:18:31,030
‫سرورم،

256
00:18:31,080 --> 00:18:35,320
‫من فقط یه گربه‌ی ولگرد دیدم که از روی سقف پرید.

257
00:18:38,320 --> 00:18:39,430
‫تو چی؟

258
00:18:39,480 --> 00:18:40,710
‫سرورم،

259
00:18:40,760 --> 00:18:43,880
‫منم فقط یه گربه‌ی ولگرد دیدم.

260
00:19:24,800 --> 00:19:34,800
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

261
00:20:15,720 --> 00:20:17,790
‫خواهش می‌کنم!
‫به من رحم کنید! رحم کنید!

262
00:20:17,840 --> 00:20:19,150
‫من از عمد این کار رو نکردم.

263
00:20:19,200 --> 00:20:22,230
‫اونا چاقو گذاشتن زیر گلوم
‫و مجبورم کردن که این کار رو بکنم.

264
00:20:22,280 --> 00:20:24,630
‫یعنی اونا چاقو گذاشتن زیر گلوت

265
00:20:24,680 --> 00:20:27,080
‫و مجبورت کردن بری به عمارت ژونگ‌شائو؟

266
00:20:29,640 --> 00:20:31,590
‫ک... ک... کدوم عمارت؟

267
00:20:31,640 --> 00:20:34,280
‫خودت رو به نفهمی نزن. حرف بزن.

268
00:20:35,600 --> 00:20:38,960
‫خیلی خب، باشه. حرف می‌زنم.

269
00:20:39,800 --> 00:20:42,520
‫از کجا می‌خواید شروع کنم؟

270
00:20:44,800 --> 00:20:46,510
‫از ناپدید شدن یو لیان شروع کن.

271
00:20:46,560 --> 00:20:47,630
‫حاکم شهرستان‌تون،

272
00:20:47,680 --> 00:20:49,190
‫با اینکه پرونده رو گرفت،

273
00:20:49,240 --> 00:20:50,750
‫فقط داشت الکی دست و پا می‌زد.

274
00:20:50,800 --> 00:20:54,030
‫اون از قبل در مورد کارهای
‫عمارت ژونگ‌شائو خبر داشت؟

275
00:20:54,080 --> 00:20:55,270
‫بله.

276
00:20:55,320 --> 00:20:58,030
‫ارباب لی مرتب به عمارت ژونگ‌شائو رفت و آمد داشت.

277
00:20:58,080 --> 00:21:00,230
‫برای همین می‌دونست
‫یو لیان رو دزدیدن و بردن اونجا.

278
00:21:00,280 --> 00:21:02,590
‫ولی اصلا قصد نداشت تحقیق کنه.

279
00:21:02,640 --> 00:21:04,910
‫حتی به ما هشدار داد که فضولی نکنیم.

280
00:21:04,960 --> 00:21:08,030
‫مسئول بازار تجاری هم
‫از مشتری‌های ثابت عمارت ژونگ‌شائوـه.

281
00:21:08,080 --> 00:21:09,390
‫بله.

282
00:21:09,440 --> 00:21:13,110
‫اون مسئول بازار تجاری، اغلب اطلاعات
‫محرمانه رو به عمارت ژونگ‌شائو می‌رسونه.

283
00:21:13,160 --> 00:21:15,190
‫اونجا مهمون ویژه هم هست.

284
00:21:15,240 --> 00:21:18,270
‫اون روز، هراسون رفت پیش ارباب لی

285
00:21:18,320 --> 00:21:21,310
‫و گفت نامه‌ی محرمانه برای هه‌بو دزدیده شده.

286
00:21:21,360 --> 00:21:23,390
‫ارباب لی اولش حسابی خوشحال بود،

287
00:21:23,440 --> 00:21:26,950
‫تا اینکه فهمید نشان ورود خودش
‫به عمارت ژونگ‌شائو هم گم شده.

288
00:21:27,000 --> 00:21:28,800
‫برای همین اون...

289
00:21:30,880 --> 00:21:32,150
‫برای همین...

290
00:21:32,200 --> 00:21:34,430
‫برای همین یاد لیو هونگ‌یی افتاد.

291
00:21:34,480 --> 00:21:37,670
‫لیو همیشه باهاش
‫مخالفت می‌کرد و زیر بارش نمی‌رفت.

292
00:21:37,720 --> 00:21:39,990
‫اون روزها کسی از محل لیو خبر نداشت،

293
00:21:40,040 --> 00:21:44,710
‫برای همین ارباب لی نتیجه گرفت که
‫لیو مخفیانه پرونده‌ی یو لیان رو به عهده گرفته

294
00:21:44,760 --> 00:21:46,470
‫و از این راه عمارت ژونگ‌شائو رو بررسی می‌کرده.

295
00:21:46,520 --> 00:21:50,030
‫پس ارباب لی براش تله گذاشت
‫تا لیو هونگ‌یی رو دستگیر کنه.

296
00:21:50,080 --> 00:21:53,920
‫نشان گم‌شده رو هم توی خونه‌ی لیو جاساز کرد،

297
00:21:55,480 --> 00:21:56,590
‫همراه با...

298
00:21:56,640 --> 00:21:58,750
‫همراه با نامه‌هایی که با شما رد و بدل کرده بود.

299
00:21:58,800 --> 00:22:01,550
‫بعدش، ارباب لی تحویلش داد به هه‌بو.

300
00:22:01,600 --> 00:22:03,550
‫برای اینکه خودش رو نجات بده،

301
00:22:03,600 --> 00:22:07,150
‫ارباب لی نگفت که
‫کوتاهی خودش در پرونده‌ی یو لیان

302
00:22:07,200 --> 00:22:09,670
‫باعث شد لیو هونگ‌یی
‫سر از عمارت ژونگ‌شائو دربیاره.

303
00:22:09,720 --> 00:22:12,350
‫اون فقط گفت که
‫مسئول بازار اون روز منگ بوده

304
00:22:12,400 --> 00:22:13,790
‫و توی دربار زیاده‌گویی کرده،

305
00:22:13,840 --> 00:22:17,720
‫که همین باعث جلب توجه لیو هونگ‌یی شده
‫و منجر به دزدیده شدن نامه‌ی محرمانه شده.

306
00:22:22,400 --> 00:22:25,440
‫ارباب لی خیلی زرنگه.

307
00:22:26,040 --> 00:22:28,790
‫اون می‌دونست لیو برای محافظت از یو لیان و فان،

308
00:22:28,840 --> 00:22:31,560
‫هیچ‌وقت حرف‌هاش رو تکذیب نمی‌کنه.

309
00:22:33,160 --> 00:22:34,590
‫تو هم خیلی زرنگی.

310
00:22:34,640 --> 00:22:35,910
‫با این زبون‌بازی‌هایی که می‌کنی،

311
00:22:35,960 --> 00:22:37,750
‫خودت رو از تمام تقصیرها تبرئه کردی.

312
00:22:37,800 --> 00:22:39,200
‫من...

313
00:22:41,600 --> 00:22:44,110
‫لیو هونگ‌یی داشت
‫روی پرونده‌ی یو لیان تحقیق می‌کرد...

314
00:22:44,160 --> 00:22:46,510
‫تو بودی که به حاکم خبر دادی؟

315
00:22:46,560 --> 00:22:50,600
‫واسه همینم امروز اونجا مهمون ویژه بودی.

316
00:22:53,400 --> 00:22:54,350
‫بله.

317
00:22:54,400 --> 00:22:56,630
‫من بودم که به ارباب لی گفتم

318
00:22:56,680 --> 00:23:00,110
‫که لیو هونگ‌یی دانشمندی رو که
‫پرونده رو گزارش کرده بود، نجات داده.

319
00:23:00,160 --> 00:23:01,870
‫واسه همین هم بهم نشان رو داد،

320
00:23:01,920 --> 00:23:04,880
‫تا بتونم توی عمارت ژونگ‌شائو خوش بگذرونم.

321
00:23:06,760 --> 00:23:08,070
‫این... این همون نشانه؟

322
00:23:08,120 --> 00:23:09,990
‫من واقعا هر چی می‌دونستم رو بهتون گفتم.

323
00:23:10,040 --> 00:23:11,960
‫هیچی رو پنهون نکردم.

324
00:23:16,240 --> 00:23:17,950
‫هنوز همه‌چی رو نگفتی.

325
00:23:18,000 --> 00:23:19,030
‫به حرف زدن ادامه بده.

326
00:23:19,080 --> 00:23:23,560
‫بهتون گفتم! هر چی می‌دونستم رو گفتم!
‫واقعا چیزی رو پنهون نکردم!

327
00:23:24,760 --> 00:23:27,750
‫فکر می‌کنی چون قربانی نمی‌تونه
‫شهادت بده، می‌تونی حقیقت رو مخفی کنی؟

328
00:23:27,800 --> 00:23:30,750
‫حتی اگه برای بازجویی
‫از لیو هونگ‌یی از سم استفاده شده باشه،

329
00:23:30,800 --> 00:23:32,510
‫پس چطور روی بدنش...

330
00:23:32,560 --> 00:23:35,230
‫اون همه زخم و جراحت بود؟

331
00:23:35,280 --> 00:23:38,070
‫- من...
‫- اگه می‌تونستید اون نامه‌ی محرمانه رو پیدا کنید،

332
00:23:38,120 --> 00:23:41,510
‫همین برای همه‌ی شما یه موفقیت بزرگ نبود؟

333
00:23:41,560 --> 00:23:45,190
‫با اینکه لیو هونگ‌یی رو
‫شکنجه کردید، ولی هیچ حرفی نزد.

334
00:23:45,240 --> 00:23:48,030
‫واسه همین بود که حاضر شدید
‫اون رو به هه بود تحویلش بدید.

335
00:23:48,080 --> 00:23:49,520
‫من...

336
00:23:50,480 --> 00:23:52,390
‫شما توی یه دفتر کار می‌کردید،

337
00:23:52,440 --> 00:23:55,110
‫ولی با لیو هونگ‌یی اینقدر بی‌رحم بودی.

338
00:23:55,160 --> 00:23:58,230
‫واقعا به خاطر اینه که
‫تحت اختیار مافوقت چاره‌ی دیگه‌ای نداشتی،

339
00:23:58,280 --> 00:24:01,670
‫یا اینکه اصلا نمی‌تونی
‫درست و غلط رو از هم تشخیص بدی؟

340
00:24:01,720 --> 00:24:04,470
‫قربان! قربان! من فقط دارم سعی می‌کنم
‫تو دفتر حاکم یه لقمه نون دربیارم.

341
00:24:04,520 --> 00:24:05,550
‫خواهش می‌کنم رحم کنید!

342
00:24:05,600 --> 00:24:06,990
‫ژان!

343
00:24:07,040 --> 00:24:09,200
‫از کوره در نرو.

344
00:24:32,080 --> 00:24:33,510
‫ژان،

345
00:24:33,560 --> 00:24:37,440
‫ما حتما حقیقت رو می‌فهمیم
‫و بی‌گناهی پاسبان لیو رو ثابت می‌کنیم.

346
00:24:38,040 --> 00:24:39,710
‫توی حوزه قضایی شیانگژو،

347
00:24:39,760 --> 00:24:42,840
‫حتما هنوز کلی مسئول درستکار و شریف وجود داره.

348
00:24:47,240 --> 00:24:49,960
‫می‌ترسم از ریشه فاسد شده باشه.

349
00:25:07,240 --> 00:25:08,800
‫استاد بای.

350
00:25:09,520 --> 00:25:11,320
‫از این طرف.

351
00:25:35,920 --> 00:25:37,310
‫شما این‌همه برای این پرونده زحمت می‌کشید

352
00:25:37,360 --> 00:25:38,550
‫اونوقت مجبورید توی یه همچین جایی بمونید.

353
00:25:38,600 --> 00:25:40,760
‫ببخشید که شما رو به زحمت انداختم.

354
00:25:42,880 --> 00:25:45,310
‫این اتاق هر چیزی که لازم داریم رو داره.

355
00:25:45,360 --> 00:25:46,630
‫درضمن،

356
00:25:46,680 --> 00:25:49,910
‫آدم‌هایی مثل ما که دوره‌گردیم، آسمون رو
‫سقف، و زمین رو تخت‌خوابمون می‌دونیم.

357
00:25:49,960 --> 00:25:52,000
‫نگرانش نباش.

358
00:26:12,120 --> 00:26:13,630
‫استاد بای.

359
00:26:13,680 --> 00:26:14,910
‫عطاری بازه.

360
00:26:14,960 --> 00:26:16,190
‫زود برید دارو بگیرید.

361
00:26:16,240 --> 00:26:17,270
‫من براتون دم می‌کنم.

362
00:26:17,320 --> 00:26:18,550
‫تو واقعا مهارت‌های زیادی داری.

363
00:26:18,600 --> 00:26:21,630
‫نه تنها می‌تونی سوپ ضد خماری درست کنی،
‫بلکه می‌تونی دارو هم دم کنی.

364
00:26:21,680 --> 00:26:24,030
‫من و یو لیان خیلی زود
‫پدر و مادرمون رو از دست دادیم.

365
00:26:24,080 --> 00:26:26,230
‫از بچگی هوای هم رو داشتیم.

366
00:26:26,280 --> 00:26:27,350
‫ولی حالا که فکرش رو می‌کنم،

367
00:26:27,400 --> 00:26:29,190
‫به عنوان یه برادر بزرگتر...

368
00:26:29,240 --> 00:26:30,950
‫خیلی براش کم گذاشتم.

369
00:26:31,000 --> 00:26:34,070
‫یو لیان به خاطر من خیلی سختی کشید.

370
00:26:34,120 --> 00:26:36,160
‫واقعا خیلی بهش مدیونم.

371
00:26:39,720 --> 00:26:42,190
‫برای یو لیان یه نعمته...

372
00:26:42,240 --> 00:26:43,950
‫که برادری مثل تو کنارشه.

373
00:26:44,000 --> 00:26:46,480
‫حرف از مدیون بودن نزن.

374
00:26:55,320 --> 00:26:56,710
‫خیلی‌خب، استاد بای.

375
00:26:56,760 --> 00:26:58,070
‫زود برید دارو رو بگیرید.

376
00:26:58,120 --> 00:27:00,150
‫وگرنه ارباب ژان وقتی برگرده دعواتون می‌کنه.

377
00:27:00,200 --> 00:27:02,080
‫باشه.

378
00:27:22,280 --> 00:27:23,360
‫[مغازه گلدوزی روژن]

379
00:27:24,160 --> 00:27:25,880
‫استاد بای.

380
00:27:27,800 --> 00:27:29,720
‫چرا اومدید اینجا؟

381
00:27:30,360 --> 00:27:33,510
‫وضعیت جنون‌آمیزِ
‫شن جونگ‌یوان بعد از مسموم شدن...

382
00:27:33,560 --> 00:27:35,560
‫برات آشنا نیست؟

383
00:27:36,560 --> 00:27:38,280
‫سمی که اون داره...

384
00:27:38,960 --> 00:27:42,390
‫این همون سمیه که تو روی دو تا
‫برادر قسم‌خورده‌ی من استفاده کردی، مگه نه؟

385
00:27:42,440 --> 00:27:44,950
‫چند نفر دیگه رو با این سم کنترل کردی؟

386
00:27:45,000 --> 00:27:47,310
‫اسمش سم یموتین‌ـه.

387
00:27:47,360 --> 00:27:50,470
‫دیروز، قصد داشتم به خوردِ ژان ژائو بدم.

388
00:27:50,520 --> 00:27:54,270
‫متاسفانه، نمی‌دونم
‫چه چیز عجیبی در مورد اون وجود داره،

389
00:27:54,320 --> 00:27:56,440
‫که روی اون اصلا اثر نکرد.

390
00:27:57,240 --> 00:27:58,390
‫ولی مهم نیست.

391
00:27:58,440 --> 00:28:01,230
‫من هنوز دو تا برادر
‫قسم‌خورده‌ت رو توی دستم دارم.

392
00:28:01,280 --> 00:28:02,950
‫این برگ‌های برنده من...

393
00:28:03,000 --> 00:28:04,310
‫برات کافی هستن؟

394
00:28:04,360 --> 00:28:05,630
‫منظورت چیه؟

395
00:28:05,680 --> 00:28:09,630
‫اگه دو تا برادر قسم‌خورده‌ت زودتر پادزهر رو نگیرن...

396
00:28:09,680 --> 00:28:12,190
‫می‌ترسم اونا هم درست مثل شن جونگ‌یوان بشن.

397
00:28:12,240 --> 00:28:14,880
‫پادزهر اون روز تقلبی بود!

398
00:28:16,000 --> 00:28:19,990
‫من هیچ‌وقت نگفتم
‫چیزی که تو پیش من پیدا کردی...

399
00:28:20,040 --> 00:28:23,070
‫قطعا پادزهر بوده.

400
00:28:23,120 --> 00:28:25,150
‫تو خیلی وقته که از جزیره‌ی شیانکونگ دوری...

401
00:28:25,200 --> 00:28:26,790
‫مگه نه؟

402
00:28:26,840 --> 00:28:30,440
‫اثر سم باید دوباره عود کرده باشه.

403
00:28:31,320 --> 00:28:36,150
‫وقتی به شیانگژو برگشتی، به جزیره‌ی
‫شیانکونگ نامه نوشتی تا بهشون خبر بدی، درسته؟

404
00:28:36,200 --> 00:28:38,720
‫زن برادرت جواب داده.

405
00:28:43,160 --> 00:28:45,270
‫الان از مسافرخونه رد می‌شدم.

406
00:28:45,320 --> 00:28:47,840
‫نامه‌ات رو برات گرفتم.

407
00:28:59,200 --> 00:29:02,870
‫ارباب بای، انقدر احمق نیستی
‫که فکر کنی با کتک زدنم توی خیابون...

408
00:29:02,920 --> 00:29:05,600
‫می‌تونی پادزهر رو به دست بیاری.

409
00:29:07,120 --> 00:29:08,990
‫چیکار کنم...

410
00:29:09,040 --> 00:29:11,200
‫تا پادزهر رو بهم بدی؟

411
00:29:12,000 --> 00:29:13,870
‫می‌خوام بدونم...

412
00:29:13,920 --> 00:29:16,310
‫ژان ژائو چی فهمیده.

413
00:29:16,360 --> 00:29:18,070
‫اگه بهم بگی،

414
00:29:18,120 --> 00:29:20,270
‫شاید به دادن پادزهر بهت...

415
00:29:20,320 --> 00:29:22,910
‫فکر کنم.

416
00:29:22,960 --> 00:29:25,430
‫البته لازم نیست همین حالا جواب بدی.

417
00:29:25,480 --> 00:29:28,630
‫فردا همین موقع بیا عمارت فنگلای و پیدام کن.

418
00:29:28,680 --> 00:29:30,470
‫اونوقت بهم بگو...

419
00:29:30,520 --> 00:29:33,440
‫که با شرایط من موافقی یا نه.

420
00:29:59,520 --> 00:30:01,270
‫ارباب ژان، بانو هو.

421
00:30:01,320 --> 00:30:03,120
‫برگشتید.

422
00:30:05,000 --> 00:30:07,150
‫این مرد، کارمند دفتر شهرستان یینچنگ‌ـه.

423
00:30:07,200 --> 00:30:09,080
‫قبلا دیدیش.

424
00:30:10,080 --> 00:30:12,070
‫اطلاعات محرمانه‌ی زیادی
‫درمورد عمارت ژونگ‌شائو لو داد.

425
00:30:12,120 --> 00:30:13,630
‫می‌ترسم اگه برگرده، ساکتش کنن،

426
00:30:13,680 --> 00:30:16,200
‫برای همین آوردمش اینجا تا یه مدت مخفی بمونه.

427
00:30:53,760 --> 00:30:55,030
‫چیکار می‌کنید؟

428
00:30:55,080 --> 00:30:56,110
‫خودتون رو خسته نکنید.

429
00:30:56,160 --> 00:30:58,240
‫یه کلمه هم حرف نمی‌زنم.

430
00:30:59,080 --> 00:31:00,550
‫ساکت موندی...

431
00:31:00,600 --> 00:31:02,990
‫چون فکر می‌کنی
‫افراد عمارت ژونگ‌شائو میان نجاتت بدن؟

432
00:31:03,040 --> 00:31:05,150
‫اگه امشب پیدام نشه،

433
00:31:05,200 --> 00:31:07,880
‫حتما یه نفر رو می‌فرستن دنبالم.

434
00:31:08,480 --> 00:31:10,120
‫جدی؟

435
00:31:11,160 --> 00:31:14,070
‫به نظر نمیاد براشون اونقدرا هم مهم باشی.

436
00:31:14,120 --> 00:31:15,830
‫من خیلی مهمم!

437
00:31:15,880 --> 00:31:18,630
‫اگه من نبودم که این‌همه
‫دختر خوشگل رو براشون شناسایی کنم،

438
00:31:18,680 --> 00:31:20,280
‫من...

439
00:31:29,200 --> 00:31:31,270
‫می‌ترسم حتی اگه بیان،

440
00:31:31,320 --> 00:31:33,360
‫برای نجات تو نیومده باشن.

441
00:31:36,960 --> 00:31:39,790
‫یعنی... منظورت اینه که...

442
00:31:39,840 --> 00:31:41,390
‫میان تا ساکتم کنن.

443
00:31:41,440 --> 00:31:42,590
‫اگه من جای اون‌ها بودم،

444
00:31:42,640 --> 00:31:44,710
‫باور نمی‌کردم که کتکت خورده باشی

445
00:31:44,760 --> 00:31:47,280
‫و هیچی رو لو نداده باشی.

446
00:31:52,200 --> 00:31:54,030
‫پس... پس...

447
00:31:54,080 --> 00:31:57,070
‫پس هرچی می‌خواید بدونید رو بهتون میگم.

448
00:31:57,120 --> 00:31:58,710
‫می‌تونی جونم رو نجات بدی؟

449
00:31:58,760 --> 00:32:01,430
‫این‌که نجات پیدا کنی یا نه، دست من نیست.

450
00:32:01,480 --> 00:32:02,710
‫ولی می‌دونم...

451
00:32:02,760 --> 00:32:05,030
‫اگه همین حالا چیزی نگی،

452
00:32:05,080 --> 00:32:08,070
‫و بذاری توی دادگاه حرف بزنی،

453
00:32:08,120 --> 00:32:09,310
‫دیگه خیلی دیر شده.

454
00:32:09,360 --> 00:32:10,750
‫حرف می‌زنم.

455
00:32:10,800 --> 00:32:12,190
‫همه رو میگم.

456
00:32:12,240 --> 00:32:14,200
‫چی می‌خوای بدونی؟

457
00:32:15,760 --> 00:32:17,030
‫چرا عمارت ژونگ‌شائو...

458
00:32:17,080 --> 00:32:18,710
‫دو تا ورودی جدا داره؟

459
00:32:18,760 --> 00:32:23,040
‫بین مهمون‌هایی که از عمارت فنگلای میان
‫و اون‌هایی که از حیاط پشتی میان، چه فرقی هست؟

460
00:32:28,520 --> 00:32:29,830
‫اگه درست و حسابی حرف بزنی،

461
00:32:29,880 --> 00:32:31,830
‫شاید بتونم توی مجازاتت تخفیف بگیرم،

462
00:32:31,880 --> 00:32:33,800
‫تا کمتر عذاب بکشی.

463
00:32:34,600 --> 00:32:36,270
‫باشه.

464
00:32:36,320 --> 00:32:38,040
‫میگم.

465
00:32:39,120 --> 00:32:43,350
‫اون‌هایی که از عمارت فنگلای میان
‫نشان‌های آهنی دارن و رزمی‌کارن.

466
00:32:43,400 --> 00:32:46,550
‫اون‌هایی هم که از حیاط پشتی مغازه میان،
‫بیشترشون با تخت روان میان.

467
00:32:46,600 --> 00:32:48,670
‫کمتر کسی تا حالا قیافه‌شون رو دیده.

468
00:32:48,720 --> 00:32:50,550
‫برای همین نمی‌دونم اونا کی هستن.

469
00:32:50,600 --> 00:32:54,080
‫فقط می‌دونم مهمون‌های ویژه‌ی
‫عمارت ژونگ‌شائو هستن.

470
00:32:55,080 --> 00:32:56,830
‫نشان‌ها!

471
00:32:56,880 --> 00:32:58,910
‫حتی نشان‌هاشون هم با بقیه فرق داره.

472
00:32:58,960 --> 00:33:02,870
‫نشان‌هاشون سه نوعه:
‫طلایی، نقره‌ای و برنزی.

473
00:33:02,920 --> 00:33:06,430
‫البته، نشان‌های طلایی از همه معتبرترن.

474
00:33:06,480 --> 00:33:07,630
‫هر دفعه...

475
00:33:07,680 --> 00:33:09,590
‫که این مهمون‌ها پیداشون میشه،

476
00:33:09,640 --> 00:33:11,790
‫خیلی دست‌ودلبازانه خرج می‌کنن.

477
00:33:11,840 --> 00:33:13,230
‫واسه همینه که بیشتر اون دخترها...

478
00:33:13,280 --> 00:33:15,720
‫توسط اون‌ها خریده میشن.

479
00:33:21,320 --> 00:33:24,270
‫تو می‌دونی اون‌ها کی هستن؟

480
00:33:24,320 --> 00:33:25,550
‫مطمئن نیستم.

481
00:33:25,600 --> 00:33:29,790
‫صندلی‌های توی سالن بر اساس
‫طلایی، نقره‌ای و برنزی بودن تعیین میشه.

482
00:33:29,840 --> 00:33:32,470
‫ماهایی که نشان‌های معمولی داریم،

483
00:33:32,520 --> 00:33:35,560
‫هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنیم با اون‌ها حرف بزنیم.

484
00:33:39,480 --> 00:33:40,750
‫تو دخترها رو توی شیانگژو...

485
00:33:40,800 --> 00:33:42,990
‫انقدر بی‌شرمانه می‌دزدیدی،

486
00:33:43,040 --> 00:33:44,870
‫اون‌وقت هیچ‌وقت گیر نیفتادی؟

487
00:33:44,920 --> 00:33:47,950
‫عمارت ژونگ‌شائو من رو از
‫هدف قرار دادن دخترهای محلی منع کرده بود.

488
00:33:48,000 --> 00:33:49,670
‫می‌ترسیدن اگه خیلی نزدیک باشن،

489
00:33:49,720 --> 00:33:52,190
‫خانواده‌هاشون بیان دنبالشون بگردن.

490
00:33:52,240 --> 00:33:55,630
‫قبلا همیشه می‌رفتم جیانگ‌نان.

491
00:33:55,680 --> 00:33:58,150
‫دخترها رو می‌دزدیدم و می‌آوردمشون اینجا.

492
00:33:58,200 --> 00:34:01,350
‫ولی بدشانسی آوردم و خوردم به پُست ارباب بای.

493
00:34:01,400 --> 00:34:04,270
‫بعد از اینکه کتکم زد،
‫دیگه جرات نکردم برگردم اونجا.

494
00:34:04,320 --> 00:34:07,120
‫ولی عمارت ژونگ‌شائو خیلی بهم فشار می‌آورد.

495
00:34:07,960 --> 00:34:11,270
‫واسه همین مجبور شدم دو تا دختر رو
‫از همین اطراف جور کنم تا کار رو تموم کنم.

496
00:34:11,320 --> 00:34:13,440
‫یکی‌شون...

497
00:34:14,400 --> 00:34:16,430
‫یو لیان بود.

498
00:34:16,480 --> 00:34:18,800
‫تو خواهر من رو دزدیدی...

499
00:34:19,520 --> 00:34:21,160
‫فان.

500
00:34:22,280 --> 00:34:24,320
‫بی‌شرف!

501
00:34:28,960 --> 00:34:32,630
‫خانواده‌های اون دو تا دختر
‫اومدن مغازه گلدوزی تا دنبالشون بگردن.

502
00:34:32,680 --> 00:34:35,110
‫اون موقع از ترس داشتم می‌مردم.

503
00:34:35,160 --> 00:34:36,190
‫با این حال،

504
00:34:36,240 --> 00:34:38,710
‫با اینکه این‌همه وقت گذشته...

505
00:34:38,760 --> 00:34:41,800
‫هیچ سروصدای خاصی ازشون نشنیدم.

506
00:35:22,600 --> 00:35:24,960
‫- چی شده؟
‫- حرف نزن.

507
00:35:25,960 --> 00:35:27,760
‫چت شده؟

508
00:35:28,560 --> 00:35:29,710
‫چیزی نیست.

509
00:35:29,760 --> 00:35:33,030
‫دارم می‌بینم زخم‌هات چطور دارن خوب میشن.

510
00:35:33,080 --> 00:35:34,030
‫راستی،

511
00:35:34,080 --> 00:35:35,310
‫الان رفتم دارو بگیرم،

512
00:35:35,360 --> 00:35:37,230
‫دیدم مغازه گلدوزی روژن تعطیل کرده.

513
00:35:37,280 --> 00:35:38,710
‫می‌ترسم فقط مغازه نباشه.

514
00:35:38,760 --> 00:35:41,790
‫بعد از اتفاق دیشب، احتمالا
‫عمارت ژونگ‌شائو هم فعالیتش رو متوقف می‌کنه.

515
00:35:41,840 --> 00:35:44,270
‫اگه این‌طور باشه، تحقیق کردن سخت‌تر میشه.

516
00:35:44,320 --> 00:35:45,590
‫حتی اگه فعالیتشون رو متوقف کنن،

517
00:35:45,640 --> 00:35:48,230
‫افراد کاخ هانشویی نمی‌تونن دست از کار بکشن.

518
00:35:48,280 --> 00:35:50,950
‫این چند روز حتما گرفتار
‫جمع‌وجور کردن عواقب این ماجرا هستن.

519
00:35:51,000 --> 00:35:52,430
‫مغازه گلدوزی رو زیر نظر می‌گیریم.

520
00:35:52,480 --> 00:35:54,600
‫حرکت‌هاشون رو می‌پاییم.

521
00:35:57,240 --> 00:35:59,070
‫ولی تو نیا.

522
00:35:59,120 --> 00:36:00,350
‫داروت رو بخور و خوب استراحت کن.

523
00:36:00,400 --> 00:36:01,710
‫حواست به هوا چونگ باشه،

524
00:36:01,760 --> 00:36:03,840
‫و مراقب فان باش.

525
00:36:11,880 --> 00:36:14,080
‫[کاخ هانشویی]

526
00:36:23,320 --> 00:36:25,390
‫- عرض ادب، بانوی بزرگ.
‫- عرض ادب، بانوی بزرگ.

527
00:36:25,440 --> 00:36:27,190
‫فرستادگان خورشید و ماه.

528
00:36:27,240 --> 00:36:29,310
‫گفتید گزارشی دارید.

529
00:36:29,360 --> 00:36:30,990
‫دقیقا چی شده؟

530
00:36:31,040 --> 00:36:34,400
‫دیشب توی عمارت ژونگ‌شائو
‫با ژان ژائو روبه‌رو شدیم.

531
00:36:36,600 --> 00:36:38,510
‫ژان ژائو؟

532
00:36:38,560 --> 00:36:40,390
‫پس اون زنده‌ست؟

533
00:36:40,440 --> 00:36:41,750
‫نه‌تنها زنده‌ست،

534
00:36:41,800 --> 00:36:44,110
‫بلکه کمک هم داشت.

535
00:36:44,160 --> 00:36:46,790
‫شجاعت ژان ژائو واقعا نظیر نداره.

536
00:36:46,840 --> 00:36:50,150
‫حتی جرات کرده به عمارت ژونگ‌شائو نفوذ کنه.

537
00:36:50,200 --> 00:36:52,110
‫هه بو سال‌هاست توی شیانگژو فعالیت می‌کنه.

538
00:36:52,160 --> 00:36:53,750
‫نفوذش رو نمی‌شه دست‌کم گرفت.

539
00:36:53,800 --> 00:36:55,310
‫اگه ژان ژائو بخواد این پرونده رو حل کنه،

540
00:36:55,360 --> 00:36:57,270
‫باید خیلی سختی بکشه.

541
00:36:57,320 --> 00:36:58,630
‫توی قلمرو هه بو،

542
00:36:58,680 --> 00:36:59,990
‫اگه ژان ژائو بخواد تحقیق کنه،

543
00:37:00,040 --> 00:37:02,030
‫واقعا تک‌وتنها می‌جنگه.

544
00:37:02,080 --> 00:37:05,040
‫- پس می‌خوام...
‫- می‌خوای کمکش کنی؟

545
00:37:07,320 --> 00:37:08,950
‫نمی‌خوام به اون کمک کنم.

546
00:37:09,000 --> 00:37:11,190
‫فقط می‌خوام به کاخ هانشویی کمک کنم.

547
00:37:11,240 --> 00:37:13,550
‫کاخ هانشویی صد ساله که اسم‌ورسم داره.

548
00:37:13,600 --> 00:37:16,150
‫حالا کارمون به جایی رسیده که
‫با آدمی مثل هه بو معاشرت می‌کنیم.

549
00:37:16,200 --> 00:37:18,790
‫و برای کارهای کثیفش
‫جونمون رو به خطر میندازیم.

550
00:37:18,840 --> 00:37:20,030
‫اگه این وضع ادامه پیدا کنه،

551
00:37:20,080 --> 00:37:23,600
‫مردم بیرون حتما مسخره‌مون می‌کنن
‫که همدست یه آدم شرور شدیم.

552
00:37:25,680 --> 00:37:29,750
‫ژانگ یوئه، ناراحتی که مجبورت می‌کنم

553
00:37:29,800 --> 00:37:31,550
‫این کارها رو انجام بدی؟

554
00:37:31,600 --> 00:37:33,670
‫عمارت ژونگ‌شائو تو کار خرید و فروش زن‌هاست.

555
00:37:33,720 --> 00:37:35,510
‫اون‌ها به زن‌ها ظلم می‌کنن.

556
00:37:35,560 --> 00:37:36,870
‫من خودم زنم،

557
00:37:36,920 --> 00:37:39,830
‫- چطور می‌تونم همدستشون باشم؟
‫- گستاخ!

558
00:37:39,880 --> 00:37:43,240
‫تو داری به من هم توهین می‌کنی.

559
00:37:44,160 --> 00:37:45,470
‫من جرات چنین کاری ندارم.

560
00:37:45,520 --> 00:37:47,110
‫قبلا،

561
00:37:47,160 --> 00:37:51,510
‫آدمی مثل هه بو حتی ارزش
‫یک نگاه دوباره از طرف من رو هم نداشت.

562
00:37:51,560 --> 00:37:52,630
‫ولی...

563
00:37:52,680 --> 00:37:55,030
‫چانگ هونگ بی هنوز مفقوده.

564
00:37:55,080 --> 00:37:58,750
‫ژانگ یوئه، خودت می‌دونی
‫اگه با هه بو همکاری نکنیم،

565
00:37:58,800 --> 00:38:01,880
‫چه بلایی سر کاخ هانشویی میاد؟

566
00:38:04,840 --> 00:38:07,550
‫رگ حیاتی کاخ هانشویی دست یه شخص دیگه‌ست.

567
00:38:07,600 --> 00:38:10,790
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه
‫هر کاری میگن انجام بدیم.

568
00:38:10,840 --> 00:38:12,390
‫با این اوضاع،

569
00:38:12,440 --> 00:38:14,830
‫در رقابت بین ژان ژائو و هه بو،

570
00:38:14,880 --> 00:38:16,910
‫ژان ژائو هیچ شانسی برای برنده شدن نداره.

571
00:38:16,960 --> 00:38:20,030
‫اگه بی‌فکر کمکش کنی و هه بو بفهمه،

572
00:38:20,080 --> 00:38:22,190
‫فقط جون تو به خطر نمی‌افته.

573
00:38:22,240 --> 00:38:25,430
‫کل کاخ هانشویی به خاطر تو گرفتار میشه.

574
00:38:25,480 --> 00:38:26,550
‫ژانگ یوئه،

575
00:38:26,600 --> 00:38:29,040
‫فهمیدی؟

576
00:38:29,960 --> 00:38:31,510
‫فهمیدم.

577
00:38:31,560 --> 00:38:33,750
‫هر چیزی اولویت خودش رو داره.

578
00:38:33,800 --> 00:38:36,720
‫نباید به خاطر منفعت‌های کوچیک،
‫مصلحت بزرگ‌تر رو از دست بدیم.

579
00:38:41,520 --> 00:38:42,470
‫ژی هوا.

580
00:38:42,520 --> 00:38:43,950
‫خیلی فوری احضارم کردید.

581
00:38:44,000 --> 00:38:47,070
‫به موضوعی که سپرده بودم رسیدگی کردی؟

582
00:38:47,120 --> 00:38:48,150
‫بله.

583
00:38:48,200 --> 00:38:49,830
‫قبلا درموردش صحبت کردیم.

584
00:38:49,880 --> 00:38:54,910
‫برای مقابله با ژان ژائو، باید بفهمیم
‫دقیقا چه برگ‌های برنده‌ای در اختیار داره.

585
00:38:54,960 --> 00:38:56,710
‫یه چیز دیگه هم هست.

586
00:38:56,760 --> 00:38:57,990
‫به نظرم مشکوکه.

587
00:38:58,040 --> 00:38:59,390
‫لیو هونگ‌یی مرده.

588
00:38:59,440 --> 00:39:01,070
‫این بار وقتی ژان ژائو رسید،

589
00:39:01,120 --> 00:39:02,950
‫به دادگاه شهرستان ایچنگ نرفت.

590
00:39:03,000 --> 00:39:04,870
‫پس چطور تونست

591
00:39:04,920 --> 00:39:06,110
‫رد نامه‌ی محرمانه رو بگیره

592
00:39:06,160 --> 00:39:09,520
‫و انقدر سریع عمارت ژونگ‌شائوی ما رو پیدا کنه؟

593
00:39:10,240 --> 00:39:11,470
‫این دو نفر...

594
00:39:11,520 --> 00:39:13,510
‫صاحب و خدمتکار مغازه گلدوزی هستن.

595
00:39:13,560 --> 00:39:14,870
‫طبق اعترافاتشون،

596
00:39:14,920 --> 00:39:18,190
‫هوا چونگ طی دو ماه گذشته،
‫دو دختر رو در نزدیکی شیانگیانگ دزدیده

597
00:39:18,240 --> 00:39:19,790
‫و برای عمارت ژونگ‌شائوی ما فرستاده.

598
00:39:19,840 --> 00:39:21,830
‫[فان یو لیان]
‫اتفاقا،

599
00:39:21,880 --> 00:39:24,990
‫خانواده‌های هر دوشون اومده بودن
‫مغازه گلدوزی دنبالشون می‌گشتن.

600
00:39:25,040 --> 00:39:26,430
‫منظورت یو لیان،

601
00:39:26,480 --> 00:39:28,670
‫و اون یکی...

602
00:39:28,720 --> 00:39:32,030
‫[هوی دای]
‫اینجا اسم هنریش هوی دای‌ـه.

603
00:39:32,080 --> 00:39:34,150
‫اهل شهرستان چینگ‌یوان‌ـه.

604
00:39:34,200 --> 00:39:37,110
‫اون فان یو لیان اهل شهرستان ایچنگ‌ـه.

605
00:39:37,160 --> 00:39:39,390
‫من به دادگاه هر دو شهرستان سر زدم.

606
00:39:39,440 --> 00:39:41,750
‫خانواده‌های هردوشون
‫گم‌شدنشون رو گزارش داده بودن.

607
00:39:41,800 --> 00:39:44,870
‫حاکم شهرستان چینگ‌یوان خیلی فرز و کاربلد بود.

608
00:39:44,920 --> 00:39:47,910
‫اون شخصی که گزارش داده بود،
‫همون‌جا ساکتش کردن.

609
00:39:47,960 --> 00:39:49,750
‫ولی حاکم شهرستان ایچنگ...

610
00:39:49,800 --> 00:39:51,230
‫خیلی کند و دو دل بود،

611
00:39:51,280 --> 00:39:54,800
‫و گذاشت لیو هونگ‌یی پرونده رو دنبال کنه.

612
00:39:56,480 --> 00:39:57,470
‫ارباب!

613
00:39:57,520 --> 00:39:58,870
‫بهمون رحم کنید، ارباب!

614
00:39:58,920 --> 00:40:00,270
‫ارباب! ارباب!

615
00:40:00,320 --> 00:40:01,830
‫ما رو ببخشید، ارباب!

616
00:40:01,880 --> 00:40:03,270
‫ارباب!

617
00:40:03,320 --> 00:40:05,390
‫ارباب، رحم کنید!

618
00:40:05,440 --> 00:40:08,270
‫ارباب!

619
00:40:08,320 --> 00:40:10,510
‫خب، این حاکم ایچنگ.

620
00:40:10,560 --> 00:40:13,830
‫انگار همه‌مون رو احمق فرض کرده بود.

621
00:40:13,880 --> 00:40:17,110
‫می‌ترسم لیو هونگ‌یی رد پرونده یو لیان رو

622
00:40:17,160 --> 00:40:19,030
‫تا خودِ عمارت ژونگ‌شائو دنبال کرده باشه.

623
00:40:19,080 --> 00:40:20,070
‫دقیقا.

624
00:40:20,120 --> 00:40:22,310
‫اون قبلا به این موضوع اعتراف کرده.

625
00:40:22,360 --> 00:40:24,110
‫بعد از مرگ لیو هونگ‌یی،

626
00:40:24,160 --> 00:40:28,670
‫آدم فرستاد تا خونه یو لیان
‫و خونه لیو هونگ‌یی رو زیر نظر بگیرن.

627
00:40:28,720 --> 00:40:30,790
‫می‌خواست خبرچین رو ساکت کنه،

628
00:40:30,840 --> 00:40:32,670
‫ولی هیچکس رو پیدا نکرد.

629
00:40:32,720 --> 00:40:36,190
‫فکر می‌کنم ژان ژائو قبلا اون آدم رو پیدا کرده.

630
00:40:36,240 --> 00:40:39,270
‫همین آدم هم بود
‫که اون رو به مغازه گلدوزی رسوند

631
00:40:39,320 --> 00:40:41,910
‫و این‌همه دردسر برامون درست کرد.

632
00:40:41,960 --> 00:40:45,150
‫هوا چونگ غیبش زده.

633
00:40:45,200 --> 00:40:47,550
‫می‌ترسم افتاده باشه دست ژان ژائو.

634
00:40:47,600 --> 00:40:49,430
‫شینگ‌زه.

635
00:40:49,480 --> 00:40:53,990
‫چند تا آدم بردار و تمام معبدهای خرابه
‫و خونه‌های متروکه شیانگ‌یانگ رو بگرد.

636
00:40:54,040 --> 00:40:56,990
‫امکان نداره نتونیم پیداشون کنیم.

637
00:40:57,040 --> 00:40:58,630
‫- چشم قربان.
‫- ژی هوا.

638
00:40:58,680 --> 00:40:59,870
‫از یو لیان بازجویی کن.

639
00:40:59,920 --> 00:41:02,910
‫ببین قوم و خویشی این اطرف داره یا نه.

640
00:41:02,960 --> 00:41:06,230
‫ممکنه ژان ژائو با بقیه اونجا مخفی شده باشن.

641
00:41:06,280 --> 00:41:10,110
‫چشم، استاد، لطفا هوی دای رو هم به من بسپارید.

642
00:41:10,160 --> 00:41:12,240
‫یه چند تا سوال دارم که باید ازش بپرسم.

643
00:41:32,600 --> 00:41:33,870
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

644
00:41:33,920 --> 00:41:36,000
‫چیزی شده؟

645
00:41:37,360 --> 00:41:38,390
‫اومدم جای هو شائومی وایسم.

646
00:41:38,440 --> 00:41:39,790
‫من خسته نیستم.

647
00:41:39,840 --> 00:41:42,430
‫چرا رنگت هر لحظه پریده‌تر میشه؟

648
00:41:42,480 --> 00:41:44,710
‫داروهات رو نخوردی؟

649
00:41:44,760 --> 00:41:46,520
‫من...

650
00:41:58,360 --> 00:41:59,550
‫چی دارن حمل می‌کنن؟

651
00:41:59,600 --> 00:42:01,560
‫بیا بریم دنبالشون.

652
00:42:09,000 --> 00:42:10,230
‫حالت اندامش،

653
00:42:10,280 --> 00:42:11,870
‫شبیه یه زنه.

654
00:42:11,920 --> 00:42:14,680
‫این از جیب اون دختر افتاد.

655
00:42:17,600 --> 00:42:20,030
‫تا اون موقع، اگه کسی انتخابت کرد،

656
00:42:20,080 --> 00:42:22,320
‫این رو بهش بده.

657
00:42:24,720 --> 00:42:26,280
‫دیگه از من نمی‌ترسی؟

658
00:42:27,160 --> 00:42:28,600
‫دیگه نه.

659
00:42:29,240 --> 00:42:31,640
‫منتظرتون می‌مونم تا نجاتمون بدید.

660
00:42:41,040 --> 00:42:43,750
‫کاخ هانشویی قبلا خیلی خوش‌نام بود.

661
00:42:43,800 --> 00:42:46,470
‫حالا کارتون به جایی رسیده که
‫کارهای کثیف هه بو رو انجام می‌دید.

662
00:42:46,520 --> 00:42:48,430
‫آسیب رسوندن یه دختر بی‌دفاع!

663
00:42:48,480 --> 00:42:49,990
‫اگه امروز نکشمت،

664
00:42:50,040 --> 00:42:52,280
‫عدالت اجرا نمیشه!

665
00:42:52,960 --> 00:42:55,230
‫این دختر رو کاخ هانشویی ما نکشته.

666
00:42:55,280 --> 00:42:57,630
‫وقتت رو با جنگیدن با ما تلف نکن.

667
00:42:57,680 --> 00:43:00,910
‫هه بو دیگه می‌دونه چطور
‫مغازه گلدوزی رو پیدا کردید.

668
00:43:00,960 --> 00:43:02,510
‫آدم‌هایی که باید ازشون محافظت کنید...

669
00:43:02,560 --> 00:43:04,520
‫باید خوب مخفی بشن.

670
00:43:07,000 --> 00:43:12,000
‫«ترجمه از آرام متین»

671
00:43:14,000 --> 00:43:24,000
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M