1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:37,120 --> 00:01:39,920
‫[قسمت ۱۸]

3
00:01:40,440 --> 00:01:43,320
‫مدارک محکمی علیه
‫جنایات جینگ یی‌مینگ وجود داره.

4
00:01:43,920 --> 00:01:46,240
‫ارباب بائو حق خاندان دینگ رو می‌گیره،

5
00:01:46,520 --> 00:01:47,640
‫یعنی

6
00:01:48,440 --> 00:01:49,800
‫حتما به اعدام محکوم میشه؟

7
00:01:49,880 --> 00:01:51,080
‫بله.

8
00:01:52,160 --> 00:01:53,520
‫وقتی خونه‌ی خاندان دینگ بودم،

9
00:01:53,600 --> 00:01:55,600
‫ژائو هوی درمورد شیائو یون باهام حرف زد.

10
00:01:56,200 --> 00:01:59,040
‫خیلی پشیمون بود که
‫اون موقع حرفت رو باور نکرده.

11
00:01:59,600 --> 00:02:00,880
‫بعد از اینکه از خونه رفتی،

12
00:02:01,280 --> 00:02:03,440
‫جسد شیائو یون رو نگه داشت

13
00:02:03,520 --> 00:02:05,400
‫به امید اینکه برگردی و مدرک پیدا کنی

14
00:02:05,600 --> 00:02:07,200
‫و حق شیائو یون رو بگیری.

15
00:02:08,960 --> 00:02:10,160
‫یوئه هوا.

16
00:02:16,560 --> 00:02:17,800
‫ژائو هوی.

17
00:02:20,600 --> 00:02:21,800
‫متاسفم.

18
00:02:24,080 --> 00:02:25,280
‫باید

19
00:02:26,320 --> 00:02:27,960
‫حرفت رو باور می‌کردم.

20
00:02:31,240 --> 00:02:32,560
‫خیلی پشیمونم.

21
00:02:37,240 --> 00:02:38,440
‫با من

22
00:02:39,920 --> 00:02:41,320
‫برگرد خونه.

23
00:02:49,000 --> 00:02:50,200
‫باشه.

24
00:02:52,000 --> 00:02:57,000
‫«ترجمه از آرام متین»

25
00:03:02,800 --> 00:03:04,040
‫نوشیدنی بهاری دونگ‌تینگ.

26
00:03:04,240 --> 00:03:06,240
‫می‌گن بهترین نوشیدنی شیانگ‌یانگ‌ـه.

27
00:03:12,240 --> 00:03:14,600
‫بهترین نوشیدنی شهر مال تالار لیوکه‌ست.

28
00:03:15,040 --> 00:03:16,240
‫سرت کلاه گذاشتن.

29
00:03:16,520 --> 00:03:17,720
‫جدی؟

30
00:03:20,320 --> 00:03:21,520
‫ژائو هوی چطوره؟

31
00:03:21,640 --> 00:03:23,920
‫به هوش اومده، بهتره.

32
00:03:24,720 --> 00:03:25,960
‫یوئه هوا هم پیششه.

33
00:03:27,320 --> 00:03:28,520
‫من درمورد ژی‌هوا،

34
00:03:29,480 --> 00:03:30,680
‫عجولانه رفتار کردم.

35
00:03:31,040 --> 00:03:32,240
‫متاسفم.

36
00:03:35,880 --> 00:03:37,120
‫تقصیر زخم درمان‌نشده توئه.

37
00:03:37,640 --> 00:03:38,880
‫سرزنشت نمی‌کنم.

38
00:03:39,200 --> 00:03:40,400
‫زخم درمان‌نشده؟

39
00:03:43,640 --> 00:03:44,840
‫تو چی می‌دونی؟

40
00:03:46,640 --> 00:03:47,840
‫درمورد برادرت.

41
00:03:50,360 --> 00:03:51,640
‫ژی‌هوا همه‌چی رو بهم گفت.

42
00:03:51,880 --> 00:03:54,520
‫وقتی جوون بودی، برادرت به خاطر
‫جرمی که مرتکب نشده بود، کشته شد.

43
00:03:55,320 --> 00:03:56,920
‫برای همین وقتی دیدی فان کشته شد،

44
00:03:57,000 --> 00:03:58,840
‫غم و خشمت دو برابر شد.

45
00:03:59,760 --> 00:04:01,160
‫می‌خواستی ژی‌هوا رو بکشی.

46
00:04:03,120 --> 00:04:04,760
‫ولی ژی‌هوا از این فرصت استفاده کرد

47
00:04:04,920 --> 00:04:08,040
‫تا بهت بگه پرونده‌ی برادرت یه محکومیت ناعادلانه بوده.

48
00:04:09,160 --> 00:04:12,760
‫برای همین می‌خواستی
‫حاکم شهرستان ایچنگ رو هم بکشی

49
00:04:12,840 --> 00:04:14,080
‫تا انتقام برادرت رو بگیری.

50
00:04:24,040 --> 00:04:26,560
‫یه چیز دیگه هم هست که هنوز بهت نگفتم.

51
00:04:27,160 --> 00:04:28,360
‫ژی‌هوا گفت

52
00:04:28,560 --> 00:04:30,960
‫این سی مینگ بود
‫که بهش گفت از پرونده‌ی برادرت استفاده کنه

53
00:04:31,280 --> 00:04:33,440
‫تا تو رو دنبال تحقیق
‫درمورد حاکم ایچنگ بفرسته.

54
00:04:33,800 --> 00:04:35,000
‫سی مینگ؟

55
00:04:35,680 --> 00:04:37,760
‫سی مینگ از کجا درمورد اون پرونده خبر داشته؟

56
00:04:38,040 --> 00:04:39,680
‫چه ارتباطی باهاش داشته؟

57
00:04:40,360 --> 00:04:43,480
‫جواب همین سوال‌ها کلید پیدا کردن سی مینگ‌ـه.

58
00:04:45,360 --> 00:04:46,960
‫چطوره بریم رو در رو با حاکم ایچنگ

59
00:04:47,240 --> 00:04:48,440
‫مواجه بشیم؟

60
00:04:48,840 --> 00:04:50,240
‫شاید جواب بعضی سوال‌هات رو پیدا کنی.

61
00:04:57,040 --> 00:04:58,240
‫اگه نمی‌خوای بیای،

62
00:04:58,760 --> 00:04:59,960
‫اشکالی نداره.

63
00:05:01,000 --> 00:05:04,040
‫فقط تمام ماجرای اون موقع رو برام تعریف کن،

64
00:05:04,440 --> 00:05:06,440
‫من خودم عدالت رو در حقت اجرا می‌کنم.

65
00:05:08,920 --> 00:05:10,600
‫عدالت؟

66
00:05:12,800 --> 00:05:14,160
‫اگه برادرم

67
00:05:14,800 --> 00:05:16,440
‫به ناحق به دست مامورها اعدام شده باشه،

68
00:05:17,640 --> 00:05:19,080
‫و تو هم یکی از همون مامورها باشی،

69
00:05:19,720 --> 00:05:22,960
‫چطور می‌تونی تضمین کنی که واقعا عدالت اجرا میشه؟

70
00:05:34,000 --> 00:05:35,320
‫تو هنوز بهم اعتماد نداری.

71
00:06:08,640 --> 00:06:11,880
‫بانو هو. اومدم درمورد
‫چانگ هونگ بی باهات صحبت کنم.

72
00:06:12,280 --> 00:06:13,920
‫- بفرمایید داخل.
‫- همینجا خوبه.

73
00:06:14,320 --> 00:06:15,680
‫فقط می‌خوام درمورد چانگ...

74
00:06:17,080 --> 00:06:18,320
‫درمورد گذشته‌ی شیائو دی بهتون بگم.

75
00:06:18,560 --> 00:06:19,760
‫بعدش میرم.

76
00:06:27,480 --> 00:06:29,000
‫برای اینکه چانگ هونگ بی درست بزرگ بشه،

77
00:06:29,280 --> 00:06:31,400
‫باید هر روز  آب حیات شعله زمردین رو بخوره.

78
00:06:31,960 --> 00:06:34,720
‫فقط کسانی که طبع یانگِ
‫خیلی قوی داشته باشن می‌تونن تحملش کنن.

79
00:06:35,080 --> 00:06:36,480
‫مامان‌بزرگ خیلی جاها رو گشت

80
00:06:36,800 --> 00:06:39,440
‫و بالاخره قبل از سه‌سالگی،
‫شیائو دی رو توی منطقه‌ی باشو پیدا کرد.

81
00:06:40,240 --> 00:06:42,320
‫اگه یه روز خواستی
‫کمکش کنی خانواده‌ش رو پیدا کنه،

82
00:06:43,080 --> 00:06:44,280
‫می‌تونی جست‌وجو رو از همون‌جا شروع کنی.

83
00:06:45,000 --> 00:06:46,200
‫باشه.

84
00:06:46,720 --> 00:06:47,920
‫ممنون.

85
00:06:51,480 --> 00:06:54,760
‫شیائو دی، بابت کارهایی که
‫قبلا باهات کردم معذرت می‌خوام.

86
00:06:54,960 --> 00:06:56,200
‫ولی خیالت راحت،

87
00:06:56,640 --> 00:06:58,000
‫از این به بعد، وقتی بانو هو کنارت باشه،

88
00:06:58,240 --> 00:07:01,760
‫اون روزهای بی‌رحمانه دیگه برنمی‌گردن.

89
00:07:06,400 --> 00:07:07,600
‫صبر کن.

90
00:07:11,080 --> 00:07:14,000
‫بای درمورد وضعیتت بهم گفت.

91
00:07:14,360 --> 00:07:16,680
‫می‌فهمم هر کاری که توی کاخ هانشویی کردی

92
00:07:16,880 --> 00:07:18,080
‫واقعا انتخاب خودت نبوده.

93
00:07:19,080 --> 00:07:22,280
‫حالا هم جینگ یی‌مینگ
‫به‌زودی برای محاکمه به پایتخت برده می‌شه.

94
00:07:23,440 --> 00:07:25,880
‫دادگاه تکلیفش رو روشن می‌کنه.

95
00:07:27,520 --> 00:07:30,040
‫وقتشه باری که این همه مدت
‫به دوش کشیدی رو زمین بذاری.

96
00:07:35,640 --> 00:07:37,040
‫لباسی که امروز پوشیدی

97
00:07:37,760 --> 00:07:40,720
‫خیلی بیشتر از اون
‫لباس خشک و سرد قبلیت بهت میاد.

98
00:07:42,520 --> 00:07:44,360
‫وقتی با چشم خودم
‫مرگ جینگ یی‌مینگ رو ببینم،

99
00:07:45,840 --> 00:07:47,360
‫اون موقع رهاش می‌کنم.

100
00:07:49,120 --> 00:07:50,360
‫خداحافظ.

101
00:09:20,280 --> 00:09:21,520
‫تویی.

102
00:09:22,840 --> 00:09:24,120
‫هنوز زنده‌ای.

103
00:09:24,640 --> 00:09:25,840
‫آره.

104
00:09:26,200 --> 00:09:28,080
‫تنها دلیلی که تا امروز زنده موندم

105
00:09:29,840 --> 00:09:31,440
‫این بود که بیام سراغت.

106
00:09:34,440 --> 00:09:35,800
‫پس شجاعتت در همین حده؟

107
00:09:36,080 --> 00:09:37,720
‫حالا که من شکست خوردم

108
00:09:38,520 --> 00:09:39,720
‫تازه جرات کردی انتقام بگیری؟

109
00:09:43,600 --> 00:09:44,800
‫باشه، شروع کن.

110
00:09:48,160 --> 00:09:49,720
‫من مثل تو ترسو نیستم.

111
00:09:49,920 --> 00:09:52,000
‫اگه فقط می‌خواستم با یه ضربه بکشمت،

112
00:09:52,280 --> 00:09:53,840
‫دلیلی نداشت بیام اینجا.

113
00:09:54,080 --> 00:09:55,720
‫این قفس از آهن سیاه ساخته شده.

114
00:09:56,000 --> 00:09:58,200
‫حتی اگه منو بکشی، نمی‌تونی از اینجا فرار کنی.

115
00:09:58,560 --> 00:10:01,200
‫پس بذار یکبار برای همیشه تکلیفمون رو روشن کنیم.

116
00:10:01,520 --> 00:10:02,840
‫چه گستاخ.

117
00:10:03,360 --> 00:10:05,120
‫یه دختربچه مثل تو

118
00:10:05,520 --> 00:10:06,880
‫جرات می‌کنه من رو به مبارزه بطلبه؟

119
00:10:07,760 --> 00:10:10,640
‫فکر کردی امروز اومدی اینجا که شکارچی باشی.

120
00:10:11,280 --> 00:10:15,800
‫ولی برای من،
‫تو فقط شکاری هستی که یه پات لب گوره.

121
00:10:36,880 --> 00:10:38,880
‫یک سال گذشته و مهارت‌هات خیلی بهتر شده.

122
00:11:08,240 --> 00:11:10,320
‫اگه برادرت زخمیم نکرده بود،

123
00:11:11,040 --> 00:11:13,160
‫تا الان با یه ضربه‌ی کف دست کشته بودمت.

124
00:11:13,400 --> 00:11:15,400
‫نمی‌تونی منو بکشی، چون عرضه‌ش رو نداری.

125
00:11:15,520 --> 00:11:16,760
‫بهونه نیار.

126
00:11:16,840 --> 00:11:18,080
‫تحمل شکست رو نداری؟

127
00:11:27,280 --> 00:11:29,200
‫یه قدم با مرگ فاصله داری. انقدر تقلا نکن.

128
00:11:29,680 --> 00:11:31,120
‫الان می‌کشمت.

129
00:12:02,960 --> 00:12:04,640
‫وقتی با چشم خودم
‫مرگ جینگ یی‌مینگ رو ببینم،

130
00:12:05,680 --> 00:12:07,160
‫اون موقع رهاش می‌کنم.

131
00:12:41,240 --> 00:12:42,440
‫حالا می‌فهمی

132
00:12:42,840 --> 00:12:44,480
‫من فقط دینگ یوئه هوا نیستم.

133
00:12:44,800 --> 00:12:46,360
‫سال‌ها به کاخ هانشویی خدمت کردم،

134
00:12:46,640 --> 00:12:48,600
‫اسمم رو پنهان کردم و مثل یه ترسو زندگی کردم،

135
00:12:49,800 --> 00:12:51,720
‫همه‌ش برای اینکه به این سلاح دست پیدا کنم.

136
00:12:52,280 --> 00:12:54,480
‫حالا چه اهمیتی داره فن دست
‫شفقت بزرگ تو توی دنیا بی‌رقیب باشه؟

137
00:12:54,920 --> 00:12:56,360
‫گفتم می‌کشمت،

138
00:12:57,240 --> 00:12:58,600
‫و همین کار رو هم کردم.

139
00:13:08,360 --> 00:13:09,920
‫بیشتر از ده ساله که کارهای پلید کردی،

140
00:13:10,000 --> 00:13:11,360
‫و زندگی دخترهای زیادی رو نابود کردی.

141
00:13:11,520 --> 00:13:14,000
‫پدرم رو کشتی، برادرهام رو به‌شدت زخمی کردی،

142
00:13:14,160 --> 00:13:15,520
‫و خانواده‌م رو نابود کردی!

143
00:13:16,760 --> 00:13:18,000
‫پس امروز،

144
00:13:18,840 --> 00:13:20,720
‫می‌خوام جلوی چشمم بمیری.

145
00:13:21,000 --> 00:13:23,640
‫می‌خوام ببینی یه مورچه چطور یه فیل رو می‌کشه.

146
00:13:26,560 --> 00:13:27,960
‫حتی اگه به دنیای مردگان هم رفتی،

147
00:13:29,080 --> 00:13:30,560
‫این رو یادت باشه،

148
00:13:31,800 --> 00:13:33,000
‫کسی که کشتت

149
00:13:34,240 --> 00:13:36,280
‫دختر خاندان دینگ بود.

150
00:14:29,480 --> 00:14:30,560
‫یوئه هوا.

151
00:14:31,240 --> 00:14:32,440
‫بانو هو،

152
00:14:33,480 --> 00:14:34,880
‫نیازی نیست چیزی بگی.

153
00:14:36,120 --> 00:14:37,640
‫وقتی پای انتقام درمیونه،

154
00:14:38,520 --> 00:14:40,000
‫چطور می‌تونم بسپرمش به یکی دیگه؟

155
00:14:43,680 --> 00:14:45,120
‫همون‌طور که قبلا بهت گفتم،

156
00:14:45,480 --> 00:14:48,240
‫فقط وقتی می‌تونستم واقعا
‫رهاش کنم که مرگ جینگ یی‌مینگ رو

157
00:14:50,000 --> 00:14:51,720
‫با چشم خودم ببینم.

158
00:14:54,080 --> 00:14:56,920
‫و حالا، بالاخره آزادم.

159
00:14:58,040 --> 00:14:59,440
‫تو یه زندانی تحت تعقیب دادگاه رو کشتی.

160
00:14:59,760 --> 00:15:01,280
‫مامورها می‌افتن دنبالت.

161
00:15:01,640 --> 00:15:04,480
‫قبل از اینکه دست به کار بشم،
‫از عواقبش خبر داشتم.

162
00:15:05,320 --> 00:15:07,280
‫چه خودم به خاطر کشتن جینگ یی‌مینگ کشته می‌شدم،

163
00:15:08,480 --> 00:15:11,240
‫چه مامورها به خاطر کشتنش دنبالم می‌افتادن،

164
00:15:11,600 --> 00:15:12,800
‫از پسش برمی‌اومدم.

165
00:15:19,080 --> 00:15:20,360
‫من پشیمون نیستم.

166
00:15:49,480 --> 00:15:50,920
‫دروازه‌های شهر به‌زودی باز می‌شن.

167
00:15:52,080 --> 00:15:54,640
‫اگه تا قبل از باز شدن دروازه‌ها خبری از زندان نشد،

168
00:15:54,720 --> 00:15:55,960
‫می‌تونی فرار کنی.

169
00:15:57,560 --> 00:15:59,720
‫زخم‌هات مثل زخم‌های ژائو هوی هستن.

170
00:15:59,960 --> 00:16:03,320
‫من برمی‌گردم مهمان‌خانه و
‫نسخه‌ای که بای براش نوشته رو میارم.

171
00:16:03,960 --> 00:16:05,840
‫بعد از اینکه از شهر رفتی،
‫کنار دریاچه‌ی ماه تابان منتظرم بمون.

172
00:16:06,000 --> 00:16:07,240
‫ممنون، لینگ‌لونگ.

173
00:16:16,960 --> 00:16:18,520
‫چهره‌ی قاتل رو دیدی؟

174
00:16:28,160 --> 00:16:29,360
‫ببریدش.

175
00:16:37,720 --> 00:16:40,040
‫جناب ژان، اگه این شخص
‫می‌خواسته شاهدین رو ساکت کنه،

176
00:16:40,320 --> 00:16:41,840
‫احتمالا ژی‌هوا هم زنده نمی‌موند.

177
00:16:42,280 --> 00:16:44,040
‫با توجه به اینکه
‫جینگ یی‌مینگ وحشیانه کشته شده،

178
00:16:44,880 --> 00:16:46,440
‫احتمالا این یه انتقام شخصی بوده.

179
00:16:52,200 --> 00:16:53,400
‫جناب ژان،

180
00:16:53,720 --> 00:16:56,280
‫با اینکه هه بو دیگه برای دادگاه فایده‌ای نداشت،

181
00:16:56,520 --> 00:16:58,000
‫ولی باز هم توی زندان کشته شده.

182
00:16:58,080 --> 00:17:00,400
‫باید به مقامات بالاتر جواب پس بدیم.

183
00:17:01,160 --> 00:17:02,600
‫این کوتاهی من بود.

184
00:17:04,720 --> 00:17:05,920
‫مسئولیتش رو می‌پذیرم.

185
00:17:39,600 --> 00:17:41,240
‫بانو هو، یه اتفاق وحشتناک افتاده.

186
00:17:44,320 --> 00:17:45,920
‫یوئه هوا دیشب جینگ یی‌مینگ رو کشت.

187
00:17:46,080 --> 00:17:47,320
‫بعدش هم فرار کرده.

188
00:17:48,720 --> 00:17:50,360
‫مامورها رفتن دنبالش؟

189
00:17:50,840 --> 00:17:53,440
‫آره، ولی همین که دروازه‌های شهر باز شد، فرار کرد.

190
00:17:53,600 --> 00:17:54,840
‫حالا دیگه هیچکس پیداش نمی‌کنه.

191
00:17:57,360 --> 00:17:58,360
‫ژان کجاست؟

192
00:17:58,440 --> 00:18:00,400
‫داره برای دادگاه درخواست می‌نویسه.

193
00:18:00,600 --> 00:18:04,200
‫می‌گه یوئه هوا توی پرونده‌ی
‫عمارت ژونگ‌شائو کمک بزرگی کرده

194
00:18:04,280 --> 00:18:06,120
‫و امیدوار‌ه دادگاه باهاش مدارا کنه.

195
00:18:08,440 --> 00:18:09,840
‫باید یه مدتی برم بیرون.

196
00:18:13,800 --> 00:18:15,920
‫لطفا فرستاده ماه رو نجات بده.

197
00:18:59,200 --> 00:19:00,680
‫من ژانگ یوئه از کاخ هانشویی هستم.

198
00:19:00,760 --> 00:19:02,080
‫نتونستم چانگ هونگ بی رو برگردونم.

199
00:19:02,240 --> 00:19:03,440
‫اومدم مجازاتم رو بپذیرم.

200
00:19:14,920 --> 00:19:17,840
‫وقتی وارد کاخ هانشویی شدم،
‫هویتم رو پنهان کردم.

201
00:19:18,240 --> 00:19:20,880
‫و حالا با رها کردن چانگ هونگ بی،
‫قوانین فرقه رو زیر پا گذاشتم.

202
00:19:21,160 --> 00:19:22,400
‫می‌دونم جرایمم سنگینه.

203
00:19:23,000 --> 00:19:24,240
‫حاضرم هر مجازاتی رو بپذیرم،

204
00:19:24,640 --> 00:19:25,840
‫بدون هیچ اعتراضی.

205
00:19:26,320 --> 00:19:27,640
‫بندازیدش توی سیاه‌چال.

206
00:19:28,440 --> 00:19:29,840
‫قبل از غروب آفتاب،

207
00:19:30,200 --> 00:19:31,800
‫جلوی چشم همه اعدامش کنید.

208
00:19:54,200 --> 00:19:55,400
‫مامان‌بزرگ،

209
00:19:55,800 --> 00:19:57,040
‫ژان ژائو درخواست ملاقات دارن.

210
00:20:03,400 --> 00:20:06,240
‫جای تعجب نداره که
‫نتونستم زودتر پیدات کنم.

211
00:20:06,480 --> 00:20:09,640
‫رفته بودی از ژان ژائو کمک بخوای.

212
00:20:10,760 --> 00:20:12,720
‫چه جرات کردی!

213
00:20:17,760 --> 00:20:19,880
‫من فو فنگ رو مجبور کردم من رو بیاره اینجا.

214
00:20:20,160 --> 00:20:21,560
‫لطفا به خاطر این کار مجازاتش نکنید.

215
00:20:21,880 --> 00:20:23,200
‫کافیه، ژان ژائو.

216
00:20:23,880 --> 00:20:25,920
‫من رو یه پیرزن خرفت فرض کردی؟

217
00:20:26,720 --> 00:20:28,360
‫واقعا عجب آدمی هستی.

218
00:20:28,600 --> 00:20:30,920
‫فرقی نمی‌کنه کسی بهت ربط داشته باشه یا نه،

219
00:20:31,000 --> 00:20:32,240
‫باز اصرار داری همه رو نجات بدی.

220
00:20:34,120 --> 00:20:36,320
‫فو فنگ، فعلا اینجا کاری باهات نداریم.

221
00:20:36,760 --> 00:20:37,960
‫برو.

222
00:20:41,320 --> 00:20:43,480
‫قبلا ژانگ یوئه رو بازی دادی

223
00:20:43,600 --> 00:20:46,680
‫تا کاخ هانشویی رو مهره‌ی خودت کنی.

224
00:20:46,920 --> 00:20:48,240
‫هنوز به خاطر اون کارت نیومدم سراغت،

225
00:20:48,400 --> 00:20:50,440
‫حالا خودت جرات کردی بیای پیش من.

226
00:20:52,000 --> 00:20:53,640
‫کاخ هانشویی به هه بو پشت نکرد

227
00:20:53,960 --> 00:20:56,240
‫چون من و ژانگ یوئه گولشون زده بودیم.

228
00:20:57,080 --> 00:20:59,680
‫به خاطر این بود که شما
‫و همه‌ی افراد کاخ هانشویی

229
00:21:00,040 --> 00:21:02,000
‫دل‌تون برای اون زن‌ها سوخت.

230
00:21:02,080 --> 00:21:03,360
‫برای همین دست به کار شدین.

231
00:21:05,400 --> 00:21:07,480
‫من اون‌قدر عمر کردم

232
00:21:07,880 --> 00:21:10,080
‫که هر جور بی‌عدالتی رو ببینم.

233
00:21:10,360 --> 00:21:12,040
‫من کسی نیستم

234
00:21:12,200 --> 00:21:15,520
‫که فقط با دیدن رنج چند دختر، یهو دل‌رحم بشم.

235
00:21:15,800 --> 00:21:17,720
‫تنها دلیل اینکه اجازه دادم دست به کار بشن

236
00:21:17,920 --> 00:21:21,480
‫این بود که دیگه نمی‌خواستم
‫زیر سلطه‌ی هه بو بمونم.

237
00:21:21,920 --> 00:21:23,240
‫آدم‌هایی که زیر نظر شما هستن

238
00:21:23,720 --> 00:21:25,480
‫همه زندگی سختی داشتن.

239
00:21:25,840 --> 00:21:29,560
‫حدس می‌زنم یوئه هوا رو هم به این خاطر پذیرفتی

240
00:21:29,800 --> 00:21:31,320
‫که دلت برای یه دختر جوون

241
00:21:31,720 --> 00:21:33,200
‫که تنها توی دنیای رزمی سرگردون بود سوخته بود.

242
00:21:34,280 --> 00:21:36,760
‫ولی اون از دلسوزی من سوءاستفاده کرد.

243
00:21:38,040 --> 00:21:39,480
‫گذشته‌ش رو جعل کرد

244
00:21:39,840 --> 00:21:41,160
‫و فریبم داد.

245
00:21:42,680 --> 00:21:44,120
‫اون دلیل خودش رو داشت.

246
00:21:44,440 --> 00:21:45,800
‫چاره‌ای جز دروغ گفتن نداشت.

247
00:21:47,600 --> 00:21:48,960
‫می‌خواید بدونی

248
00:21:49,560 --> 00:21:51,400
‫چرا یوئه هوا از خونه فرار کرد

249
00:21:51,840 --> 00:21:54,800
‫و چطور سر از کاخ هانشویی درآورد؟

250
00:22:29,320 --> 00:22:30,560
‫مگه بهت نگفتم

251
00:22:30,760 --> 00:22:33,160
‫اگه نتونستی چانگ هونگ بی رو
‫پیدا کنی، به کاخ هانشویی برنگرد؟

252
00:22:33,240 --> 00:22:35,360
‫چطور نفهمیدی منظورم چیه؟

253
00:22:37,680 --> 00:22:38,960
‫اگه برنمی‌گشتم،

254
00:22:39,840 --> 00:22:42,040
‫تو و بقیه‌ی شاگردها باید تاوانش رو می‌دادید.

255
00:22:42,320 --> 00:22:43,800
‫نهایتش یه مجازات کوچیک می‌شد.

256
00:22:44,240 --> 00:22:45,800
‫مامان‌بزرگ که ما رو نمی‌کشت.

257
00:22:46,640 --> 00:22:49,240
‫ولی برگشتن تو عملا خودکشی بود.

258
00:22:51,040 --> 00:22:52,240
‫من برگشتم

259
00:22:52,720 --> 00:22:53,960
‫نه فقط به خاطر شماها،

260
00:22:54,760 --> 00:22:56,160
‫بلکه به خاطر خودم.

261
00:22:57,040 --> 00:22:58,400
‫من خیلی به مامان‌بزرگ بدهکارم.

262
00:22:58,880 --> 00:23:00,080
‫نمی‌تونستم همینجوری فرار کنم.

263
00:23:01,320 --> 00:23:02,520
‫حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه،

264
00:23:04,200 --> 00:23:05,400
‫می‌پذیرمش.

265
00:23:07,440 --> 00:23:10,400
‫ژانگ‌ری، توی مدتی که در کاخ هانشویی بودم،

266
00:23:11,760 --> 00:23:13,800
‫ممنونم که تو و بقیه‌ی شاگردها ازم مراقبت کردید.

267
00:23:22,520 --> 00:23:26,080
‫فکر کردی با تعریف کردن این داستان‌های احساسی

268
00:23:26,160 --> 00:23:28,280
‫دل من نرم میشه و از کشتنش می‌گذرم؟

269
00:23:29,320 --> 00:23:30,520
‫چیزی که اون آزاد کرد

270
00:23:31,240 --> 00:23:33,360
‫بزرگ‌ترین گنج کاخ هانشویی بود.

271
00:23:34,080 --> 00:23:36,800
‫اون جرمی مرتکب شده که
‫پایه‌های کاخ هانشویی رو به خطر انداخته.

272
00:23:37,560 --> 00:23:39,480
‫حتی مرگ هم نمی‌تونه کفاره‌ش باشه.

273
00:23:40,000 --> 00:23:42,480
‫شما فن نهایی‌تون رو به کمال رسوندید.

274
00:23:42,680 --> 00:23:44,360
‫هنوز به چانگ هونگ بی نیاز داری؟

275
00:23:44,560 --> 00:23:47,640
‫ژان ژائو، لازم نیست با حرف‌هات تحریکم کنی.

276
00:23:48,240 --> 00:23:49,680
‫در مورد اشتباهی که ژانگ یوئه کرده،

277
00:23:49,760 --> 00:23:51,400
‫هیچ التماسی نظرم رو عوض نمی‌کنه.

278
00:23:51,560 --> 00:23:53,000
‫ولی به این فکر کردید؟

279
00:23:53,800 --> 00:23:55,720
‫کاخ هانشویی سال‌ها
‫خودش رو از دنیا پنهان کرده بود،

280
00:23:55,920 --> 00:23:59,360
‫ولی این‌بار،
‫به خاطر فاش شدن راز چانگ هونگ بی،

281
00:23:59,440 --> 00:24:01,880
‫وارد درگیری شدین و هه بو هم کنترل‌تون کرد.

282
00:24:02,720 --> 00:24:03,920
‫از نظر من،

283
00:24:04,280 --> 00:24:07,640
‫چانگ هونگ بی شاید برای
‫کاخ هانشویی گنجی بی‌قیمت باشه،

284
00:24:08,080 --> 00:24:09,440
‫ولی بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف‌تون هم هست.

285
00:24:10,600 --> 00:24:12,160
‫شاید قدرت خودتون و شاگردهاتون

286
00:24:12,520 --> 00:24:14,680
‫و میراثی که کاخ هانشویی

287
00:24:14,800 --> 00:24:18,600
‫در طول نسل‌ها ساخته رو دست‌کم گرفتید.

288
00:24:22,880 --> 00:24:26,240
‫همه می‌گن تو آدم صادق و ساده‌ای هستی،

289
00:24:27,160 --> 00:24:30,520
‫ولی کی فکرش رو می‌کرد انقدر خوب حرف بزنی؟

290
00:24:32,840 --> 00:24:34,920
‫هر کلمه‌ای که گفتم از ته قلبم بود.

291
00:24:35,200 --> 00:24:37,240
‫حالا که گنج مخفی کاخ هانشویی دیگه مخفی نیست،

292
00:24:37,320 --> 00:24:38,680
‫امیدوارم خوب فکر کنید

293
00:24:38,800 --> 00:24:40,720
‫که آیا چانگ هونگ بی

294
00:24:41,280 --> 00:24:44,080
‫در آینده برای کاخ هانشویی
‫خوش‌یمنه یا بلا و دردسر با خودش میاره.

295
00:24:47,080 --> 00:24:49,880
‫صمیمانه ازتون می‌خوام ژانگ یوئه رو ببخشید.

296
00:24:50,080 --> 00:24:52,800
‫این لطف رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم

297
00:24:53,200 --> 00:24:54,840
‫و یه روزی با تمام توانم جبرانش می‌کنم.

298
00:25:02,160 --> 00:25:04,680
‫تصمیمم رو گرفتم.
‫هیچ حرفی نمی‌تونه عوضش کنه.

299
00:25:04,920 --> 00:25:06,120
‫اگه باز هم التماس کنی،

300
00:25:06,720 --> 00:25:08,720
‫همین الان اعدامش می‌کنم.

301
00:25:47,160 --> 00:25:49,000
‫وقت اعدامه.

302
00:26:15,100 --> 00:26:25,100
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

303
00:26:51,200 --> 00:26:52,760
‫تو به‌زودی می‌میری.

304
00:26:53,400 --> 00:26:55,200
‫حرف آخری داری؟

305
00:26:56,760 --> 00:26:58,200
‫من نتونستم لطف‌تون رو جبران کنم.

306
00:26:58,680 --> 00:26:59,880
‫مستحق مرگم.

307
00:27:00,000 --> 00:27:01,200
‫هیچ بهونه‌ای ندارم.

308
00:27:01,880 --> 00:27:03,680
‫ژان ژائو اومده بود اینجا.

309
00:27:04,400 --> 00:27:06,160
‫درمورد گذشته‌ت برام گفت.

310
00:27:06,760 --> 00:27:08,840
‫می‌خواست با تحریک احساساتم

311
00:27:09,160 --> 00:27:10,840
‫وادارم کنه از جونت بگذرم.

312
00:27:11,200 --> 00:27:12,800
‫ژان فقط می‌خواست کمکم کنه.

313
00:27:13,040 --> 00:27:14,560
‫لطفا به خاطر من براش دردسر درست نکنید.

314
00:27:15,040 --> 00:27:16,360
‫من در این سن و سال،

315
00:27:17,320 --> 00:27:19,480
‫انقدر کم ظرفیت نیستم که ازش کینه به دل بگیرم.

316
00:27:20,520 --> 00:27:23,280
‫با این حال، چیزهایی که بهم گفت

317
00:27:23,880 --> 00:27:26,320
‫من رو یاد یه داستان انداخت.

318
00:27:27,680 --> 00:27:29,200
‫سال‌ها پیش،

319
00:27:29,440 --> 00:27:30,640
‫یه دختر جوانی بود.

320
00:27:31,120 --> 00:27:33,280
‫اون توی یه خانواده‌ی تاجر به دنیا اومده بود.

321
00:27:33,680 --> 00:27:36,240
‫مادرش همون لحظه‌ای که به دنیا اومد، مُرد.

322
00:27:36,840 --> 00:27:38,320
‫وقتی چهارده سالش شد،

323
00:27:38,680 --> 00:27:40,440
‫شوهرش دادن.

324
00:27:40,960 --> 00:27:42,280
‫شب عروسی،

325
00:27:42,360 --> 00:27:46,720
‫فهمید شوهرش یه کندذهنه
‫که آب دهنش مدام سرازیر میشه

326
00:27:47,080 --> 00:27:49,600
‫و حتی قدرت تشخیص آدم‌ها رو هم نداره.

327
00:27:51,880 --> 00:27:56,000
‫بعدا معلوم شد پدر و برادرهاش
‫توی تجارت ضرر کرده بودن.

328
00:27:56,240 --> 00:27:57,760
‫برای پرداخت بدهی‌هاشون،

329
00:27:58,680 --> 00:28:00,120
‫دختره رو فروخته بودن.

330
00:28:01,200 --> 00:28:04,120
‫هنوز شش ماه از رفتنش
‫به خونه‌ی شوهرش نگذشته بود

331
00:28:04,400 --> 00:28:06,480
‫که پدرشوهر و مادرشوهرش به دست

332
00:28:06,560 --> 00:28:08,840
‫برادرشوهر و زن برادرشوهرش کشته شدن.

333
00:28:09,360 --> 00:28:11,680
‫و قتل رو گردن اون انداختن.

334
00:28:13,000 --> 00:28:15,160
‫دختره از خانواده‌ی خودش
‫خواست به نفعش شهادت بدن،

335
00:28:15,840 --> 00:28:19,160
‫ولی اون‌ها که از برادرشوهر و زنش رشوه گرفته بودن،

336
00:28:19,360 --> 00:28:21,920
‫با اون‌ها همدست شدن و تهمت رو بهش چسبوندن.

337
00:28:23,960 --> 00:28:25,160
‫بعدش چی شد؟

338
00:28:26,600 --> 00:28:28,040
‫اون دختر پدر و برادرش رو کشت،

339
00:28:28,280 --> 00:28:29,760
‫به‌عنوان یه فراری پا به فرار گذاشت،

340
00:28:29,840 --> 00:28:31,320
‫و تنها توی دنیای رزمی سرگردون شد.

341
00:28:32,480 --> 00:28:34,080
‫خیلی سختی کشید،

342
00:28:34,280 --> 00:28:37,120
‫حتی بیناییش رو هم از دست داد.

343
00:28:38,800 --> 00:28:42,000
‫بعدها با استادی گوشه‌نشین آشنا شد

344
00:28:42,840 --> 00:28:44,480
‫که اون رو به کاخ هانشویی برد،

345
00:28:44,920 --> 00:28:46,120
‫اون رو به شاگردی پذیرفت،

346
00:28:46,360 --> 00:28:48,240
‫و هنرهای رزمی بی‌نظیری بهش یاد داد.

347
00:28:49,240 --> 00:28:51,200
‫در نهایت، اون استاد همه‌چی رو بهش سپرد.

348
00:28:51,680 --> 00:28:54,760
‫اون دختر، شما بودی؟

349
00:28:58,080 --> 00:28:59,280
‫دهه‌هاست

350
00:29:00,680 --> 00:29:03,920
‫که هیچ‌وقت جرات نکردم سستی کنم،

351
00:29:04,680 --> 00:29:07,520
‫چون می‌ترسیدم باعث
‫شرمندگی آموزه‌های استادم بشم

352
00:29:08,000 --> 00:29:11,440
‫و آبروی کاخ هانشویی رو لکه‌دار کنم.

353
00:29:11,920 --> 00:29:13,120
‫ما شاگردها

354
00:29:14,040 --> 00:29:16,000
‫همیشه فداکاری‌هاتون رو درک می‌کردیم.

355
00:29:16,680 --> 00:29:19,000
‫وقتی سلاح حسرت عشق رو بهت سپردم،

356
00:29:19,520 --> 00:29:22,560
‫باور داشتم می‌تونی سختی‌ها رو تحمل کنی

357
00:29:22,800 --> 00:29:25,280
‫و در تصمیم‌گیری‌هات
‫به‌اندازه‌ی کافی قاطع و بی‌رحم هستی.

358
00:29:25,520 --> 00:29:27,840
‫بین صدها شاگرد کاخ هانشویی،

359
00:29:28,560 --> 00:29:32,640
‫فکر می‌کردم فقط تو
‫شایستگی جانشین شدن من رو داری.

360
00:29:46,440 --> 00:29:48,000
‫من نتونستم انتظاراتتون رو برآورده کنم.

361
00:29:48,360 --> 00:29:52,080
‫با این حال، این همه مدت
‫هویت واقعیت رو ازم پنهان کردی

362
00:29:52,160 --> 00:29:55,280
‫و حتی گنج مقدس کاخ هانشویی رو آزاد کردی.

363
00:29:55,560 --> 00:29:56,760
‫فرستاده ماه،

364
00:29:57,440 --> 00:29:58,920
‫به گناهت اعتراف می‌کنی؟

365
00:30:01,360 --> 00:30:02,600
‫بله.

366
00:30:20,680 --> 00:30:22,960
‫اشتباهت مستحق مجازات مرگ بود.

367
00:30:24,000 --> 00:30:25,560
‫ولی تو شاگردها رو رهبری کردی

368
00:30:25,760 --> 00:30:27,440
‫تا مقابل هه بو بایستن و خدمت بزرگی کردی.

369
00:30:27,600 --> 00:30:30,320
‫پس به‌جای سرت، موهات رو می‌زنم

370
00:30:30,520 --> 00:30:32,520
‫و فعلا حکم اعدامت رو تعلیق می‌کنم.

371
00:30:40,880 --> 00:30:42,280
‫دنیای رزمی پهناوره،

372
00:30:42,840 --> 00:30:44,760
‫دنیا بزرگ و بی‌انتهاست.

373
00:30:45,200 --> 00:30:46,640
‫اینکه برگردی یا نه،

374
00:30:47,880 --> 00:30:50,960
‫کاملا به انتخاب خودت بستگی داره.

375
00:31:35,200 --> 00:31:38,960
‫اون ضربه‌ای که قبلا با عصام بهت زدم،

376
00:31:39,320 --> 00:31:40,320
‫حالت خوبه؟

377
00:31:40,520 --> 00:31:42,840
‫چیز مهمی نیست. ممنون که نگران شدین.

378
00:31:44,000 --> 00:31:47,560
‫تو واقعا به ژانگ یوئه وفاداری و ارادت داری.

379
00:31:48,360 --> 00:31:51,400
‫شاگردهای کاخ هانشویی باید همین‌طور باشن.

380
00:31:54,520 --> 00:31:56,880
‫مامان‌بزرگ، وقتی ژان ژائو بهتون التماس می‌کرد،

381
00:31:56,960 --> 00:31:58,480
‫شما به هیچ عنوان کوتاه نیومدید.

382
00:31:58,560 --> 00:31:59,800
‫ولی حالا...

383
00:32:01,640 --> 00:32:03,960
‫اگه به خاطر التماس ژان ژائو آزادش کرده بودم،

384
00:32:04,680 --> 00:32:09,040
‫ژانگ یوئه این لطف رو مدیون اون می‌شد.

385
00:32:09,800 --> 00:32:11,000
‫چرا باید بذاریم

386
00:32:11,720 --> 00:32:14,640
‫یکی دیگه این لطف رو به نام خودش ثبت کنه؟

387
00:32:16,280 --> 00:32:18,560
‫حالا که کاخ هانشویی اون رو بخشیده،

388
00:32:19,120 --> 00:32:21,080
‫این دِین رو به یاد خواهد داشت.

389
00:32:21,760 --> 00:32:24,800
‫اون هیچ‌وقت به خاطر
‫یه فرقه دیگه به ما خیانت نمی‌کنه.

390
00:32:27,160 --> 00:32:29,520
‫با این حال، ژان ژائو نکته‌ی خوبی رو مطرح کرد.

391
00:32:31,000 --> 00:32:33,200
‫وقتی گنجی که باید
‫مخفی بمونه، دیگه مخفی نباشه،

392
00:32:33,520 --> 00:32:36,120
‫به‌جای گنج، تبدیل به
‫باری روی دوش کاخ هانشویی میشه.

393
00:32:36,360 --> 00:32:39,880
‫اون موقع دیگه
‫دلیلی برای نگه داشتنش وجود نداره.

394
00:32:40,960 --> 00:32:42,160
‫منظورتون چیه، مامان‌بزرگ؟

395
00:32:42,600 --> 00:32:44,120
‫اولش فکر می‌کردم

396
00:32:44,880 --> 00:32:47,800
‫اون مناسب‌ترین جانشینه.

397
00:32:48,600 --> 00:32:50,120
‫ولی حالا...

398
00:32:51,880 --> 00:32:53,080
‫شاید این بهترین راه باشه.

399
00:32:57,080 --> 00:32:58,160
‫اینجا کسی نیست.

400
00:33:05,280 --> 00:33:07,000
‫چرا کاخ هانشویی کاملا خالیه؟

401
00:33:07,080 --> 00:33:09,000
‫نکنه محل اعدام رو بیرون قصر بردن؟

402
00:33:09,120 --> 00:33:11,120
‫بیاید جدا بشیم و کوهستان پشتی رو بگردیم.

403
00:33:11,200 --> 00:33:12,400
‫زیاد دور نشدن.

404
00:33:12,680 --> 00:33:13,880
‫دارن میان.

405
00:33:34,680 --> 00:33:35,680
‫اون رفت.

406
00:33:35,760 --> 00:33:36,960
‫منظورت چیه؟

407
00:33:37,520 --> 00:33:39,400
‫- یوئه هوا رو اعدام کردید؟
‫- مامان‌بزرگ آزادش کرد.

408
00:33:43,280 --> 00:33:44,520
‫از مسیر کوهستان رفت.

409
00:34:09,480 --> 00:34:10,680
‫بیا.

410
00:34:11,400 --> 00:34:12,600
‫یوئه هوا.

411
00:34:14,560 --> 00:34:17,840
‫نگران نباش.
‫به دینگ نگفتم چه بلایی سرت اومده.

412
00:34:18,080 --> 00:34:19,360
‫حالش خوبه و داره استراحت می‌کنه.

413
00:34:20,040 --> 00:34:21,240
‫ممنونم.

414
00:34:25,320 --> 00:34:27,160
‫شیائو دی هم می‌خواست برای بدرقه‌ت بیاد.

415
00:34:31,000 --> 00:34:32,200
‫می‌گفت

416
00:34:32,400 --> 00:34:35,080
‫تو مثل بقیه‌ی شاگردها باهاش بدرفتاری نکردی.

417
00:34:35,440 --> 00:34:36,840
‫یواشکی مراقبش بودی

418
00:34:36,920 --> 00:34:38,520
‫و غذاهای مختلف براش می‌آوردی.

419
00:34:39,600 --> 00:34:41,840
‫ولی چشم بستن روی زجرش هم کار درستی نبود.

420
00:34:42,600 --> 00:34:44,200
‫چند تا لطف کوچیک نمی‌تونه جبرانش کنه.

421
00:34:45,800 --> 00:34:48,160
‫گذشته‌ها دیگه گذشته.

422
00:34:48,960 --> 00:34:50,640
‫اسم من حالا شیائو دی‌ـه.

423
00:34:51,320 --> 00:34:54,360
‫و اسم تو دینگ یوئه هواست.

424
00:35:02,400 --> 00:35:03,600
‫یوئه هوا،

425
00:35:04,320 --> 00:35:06,560
‫یه چیزی هست که همیشه می‌خواستم ازت بپرسم.

426
00:35:07,360 --> 00:35:08,680
‫می‌خوای بپرسی

427
00:35:09,320 --> 00:35:11,240
‫که از پیوستن به کاخ هانشویی پشیمونم یا نه.

428
00:35:13,000 --> 00:35:15,960
‫شاید بعضی‌ها برای دختر خاندان دینگ دل بسوزونن

429
00:35:16,040 --> 00:35:17,280
‫که تبدیل به فرستاده ماه شد،

430
00:35:17,760 --> 00:35:19,680
‫ولی من هیچ‌وقت
‫از این راهی که اومدم پشیمون نشدم.

431
00:35:20,240 --> 00:35:22,080
‫حتی به لقب فرستاده ماه افتخار می‌کنم،

432
00:35:23,360 --> 00:35:24,560
‫چون

433
00:35:25,680 --> 00:35:27,240
‫با جون و دل به دستش آوردم.

434
00:35:30,840 --> 00:35:32,480
‫بعد از فاجعه‌ای که برای خانواده‌م پیش اومد،

435
00:35:32,560 --> 00:35:34,880
‫هویتم رو پنهان کردم
‫و توی دنیای رزمی سرگردون شدم،

436
00:35:35,560 --> 00:35:36,960
‫و انواع سختی‌ها رو تحمل کردم.

437
00:35:37,600 --> 00:35:39,360
‫همون موقع فهمیدم

438
00:35:39,760 --> 00:35:42,880
‫تنها دلیلی که قبلا کسی
‫جرات نمی‌کرد بهم زور بگه این بود که

439
00:35:43,160 --> 00:35:44,400
‫من دختر خاندان دینگ بودم،

440
00:35:44,480 --> 00:35:45,720
‫و توی یه خاندان سرشناس رزمی به دنیا اومده بودم.

441
00:35:46,160 --> 00:35:47,520
‫بیرون از خاندان دینگ،

442
00:35:48,560 --> 00:35:49,800
‫هیچ‌کس نبودم.

443
00:35:55,120 --> 00:35:56,800
‫هیچ‌وقت لحظه‌ای که

444
00:35:57,160 --> 00:35:58,920
‫شاگردهای ارشد مامان‌بزرگ رو شکست دادم،

445
00:35:59,280 --> 00:36:01,720
‫سلاح حسرت عشق رو به دست گرفتم
‫و فرستاده ماه شدم رو فراموش نمی‌کنم.

446
00:36:03,240 --> 00:36:04,760
‫از اون لحظه به بعد، مطمئن شدم

447
00:36:06,760 --> 00:36:08,360
‫مهم نیست از نسل چه کسی باشم،

448
00:36:08,880 --> 00:36:10,400
‫توی این دنیای خطرناک رزمی،

449
00:36:10,960 --> 00:36:12,280
‫می‌تونم روی پای خودم وایسم.

450
00:36:20,440 --> 00:36:22,720
‫تصمیم گرفتی از این به بعد کجا بری؟

451
00:36:26,360 --> 00:36:28,000
‫توی این چند ماهی که در کاخ هانشویی بودم،

452
00:36:28,120 --> 00:36:30,000
‫اسم چند پزشک معروف رو فهمیدم.

453
00:36:30,440 --> 00:36:31,680
‫می‌خوام یکی‌یکی برم سراغشون

454
00:36:32,000 --> 00:36:34,040
‫و ببینم کدومشون می‌تونه برادر بزرگم رو درمان کنه.

455
00:36:38,200 --> 00:36:40,600
‫لینگ‌لونگ، یه سوال دارم.

456
00:36:41,040 --> 00:36:42,960
‫وقتی روی پرونده‌ها تحقیق می‌کنی،

457
00:36:43,040 --> 00:36:44,240
‫بردن شیائو دی با خودت سخت نیست؟

458
00:36:51,240 --> 00:36:52,280
‫شیائو دی،

459
00:36:52,520 --> 00:36:55,720
‫فرستاده خورشید بهم گفت
‫خانواده‌ت ممکنه کجا باشن.

460
00:36:56,400 --> 00:36:57,880
‫وقتی برای پیدا کردن پزشک‌ها سفر می‌کنم،

461
00:36:58,080 --> 00:36:59,520
‫می‌تونم تو رو هم ببرم دنبال پدر و مادرت بگردی.

462
00:36:59,960 --> 00:37:02,040
‫این رو جبران کوچیکی از طرف من در نظر بگیر.

463
00:37:05,480 --> 00:37:08,720
‫حاضری این فرصت رو بهم بدی؟

464
00:37:16,880 --> 00:37:18,320
‫تصمیمش با خودته.

465
00:38:10,520 --> 00:38:11,720
‫برگشتی؟

466
00:38:14,840 --> 00:38:16,320
‫واقعا باهاش خوب رفتار می‌کنی.

467
00:38:16,400 --> 00:38:18,960
‫ترسیدی توی راه تنها باشه،
‫برای همین شیائو دی رو هم باهاش فرستادی.

468
00:38:20,560 --> 00:38:23,160
‫تو بودی که یوئه هوا رو
‫از شهر فراری دادی، مگه نه؟

469
00:38:24,920 --> 00:38:26,360
‫سم واقعا به مغزت زده.

470
00:38:26,440 --> 00:38:27,680
‫باز داری توهم می‌زنی؟

471
00:38:28,960 --> 00:38:30,640
‫یکی پشت پرده دست به کار شده،

472
00:38:30,800 --> 00:38:32,360
‫فقط چون دلش نمی‌اومده ببینه

473
00:38:32,440 --> 00:38:34,400
‫ژان ژائو بین وظیفه و احساساتش گیر افتاده.

474
00:38:35,480 --> 00:38:37,080
‫چه ملاحظه‌کار!

475
00:38:48,440 --> 00:38:51,880
‫یو لیان گفت بانو جینگ تقریبا خوب شده.

476
00:38:52,280 --> 00:38:53,680
‫به‌زودی راهی پایتخت میشه.

477
00:38:54,840 --> 00:38:57,760
‫هویت همه‌ی آدمکش‌های
‫عمارت ژونگ‌شائو رو بررسی و تایید کردم.

478
00:38:58,000 --> 00:38:59,640
‫به محض اینکه پادزهر ارباب تانگ برسه،

479
00:38:59,840 --> 00:39:01,080
‫بین همه پخشش می‌کنیم.

480
00:39:01,840 --> 00:39:04,640
‫برای شهادت هم یو لیان و بانو جینگ کافی هستن.

481
00:39:05,280 --> 00:39:08,040
‫شن و بقیه لازم نیست به پایتخت برن.

482
00:39:09,120 --> 00:39:10,800
‫پس یعنی دخترهای عمارت فنگلای

483
00:39:10,880 --> 00:39:12,040
‫دیگه برای شهادت لازم نیستن؟

484
00:39:20,160 --> 00:39:22,680
‫دخترهای عمارت فنگلای
‫دیگه لازم نیست به پایتخت برن؟

485
00:39:25,160 --> 00:39:28,320
‫می‌تونن خودشون آزادیشون رو
‫پس بگیرن و برگردن به خونه‌هاشون؟

486
00:39:29,360 --> 00:39:30,920
‫ارباب جوان، با شماست.

487
00:39:31,560 --> 00:39:32,600
‫واقعا؟

488
00:39:34,000 --> 00:39:36,200
‫هنوز بابت اتفاق اون شب ازم ناراحتی؟

489
00:39:36,480 --> 00:39:37,960
‫چرا وقتی گفتم باید یوئه هوا رو نجات بدیم،

490
00:39:38,040 --> 00:39:39,280
‫خودت رو به نشنیدن نزدی؟

491
00:39:39,360 --> 00:39:40,720
‫شما دوتا دعوا کردید؟

492
00:39:41,680 --> 00:39:43,080
‫فقط اون نیست

493
00:39:43,840 --> 00:39:45,080
‫که می‌تونه بچگانه و مسخره رفتار کنه.

494
00:39:47,320 --> 00:39:48,480
‫از دستت ناراحته

495
00:39:48,560 --> 00:39:52,080
‫چون به ما نگفتی
‫مسموم شدی و داری توهم می‌زنی.

496
00:39:52,440 --> 00:39:54,600
‫من واقعا حالم خوبه.
‫لازم نیست نگرانم باشی.

497
00:39:54,680 --> 00:39:56,600
‫اون میگه حالش خوبه. لازم نیست نگرانش باشی.

498
00:39:56,760 --> 00:39:57,920
‫مثل یه قاطر لجبازه.

499
00:39:58,040 --> 00:40:01,360
‫- گفت مثل یه قاطر لجبازی...
‫- شنیدم. لازم نیست تکرارش کنی.

500
00:40:09,000 --> 00:40:10,480
‫فکر می‌کردم بعد از همه‌ی
‫چیزهایی که با هم پشت سر گذاشتیم،

501
00:40:10,600 --> 00:40:12,680
‫تبدیل به دوست‌هایی شدیم
‫که به همدیگه اعتماد کامل داریم.

502
00:40:12,960 --> 00:40:15,840
‫ولی معلوم شد یکی
‫اصلا به من اعتماد نداشته.

503
00:40:17,920 --> 00:40:20,000
‫چطور تا حالا نفهمیده بودم انقدر دورویی؟

504
00:40:20,080 --> 00:40:21,360
‫حالا دیگه نقش قربانی رو هم بازی می‌کنی؟

505
00:40:22,720 --> 00:40:24,800
‫منم باید یه چیزی بگم.

506
00:40:25,040 --> 00:40:26,120
‫از قدیم گفتن،

507
00:40:26,200 --> 00:40:27,840
‫با دلسوزی نمی‌شه لشکر رو فرماندهی کرد
‫و با احساسات نمی‌شه کاری رو پیش برد.

508
00:40:27,920 --> 00:40:29,520
‫بعضی از قوانین هنوز باید اجرا بشن.

509
00:40:29,920 --> 00:40:32,520
‫ما با یکی صادقانه رفتار کردیم،

510
00:40:32,760 --> 00:40:35,240
‫ولی اون هنوز نتونسته کاملا بهمون اعتماد کنه

511
00:40:35,320 --> 00:40:36,640
‫و بی‌ملاحظه عمل کرده.

512
00:40:37,480 --> 00:40:40,280
‫همچین آدمی نباید از گروه اخراج بشه؟

513
00:40:40,440 --> 00:40:42,360
‫- ژان ژائو قبلا توضیح داد...
‫- حق با توئه.

514
00:40:42,480 --> 00:40:45,680
‫اون آدم خیلی راحت
‫اون حرف‌های ناراحت‌کننده رو زد.

515
00:40:45,880 --> 00:40:48,120
‫حتما از خیلی وقت پیش
‫این فکرها رو توی دلش نگه داشته بوده.

516
00:40:50,760 --> 00:40:52,200
‫فقط فکر کردن به حرف‌هایی که زد،

517
00:40:53,160 --> 00:40:54,760
‫هنوز هم دلم رو به درد میاره.

518
00:40:57,240 --> 00:40:58,440
‫حالا که حرفش شد،

519
00:40:58,520 --> 00:41:00,520
‫هنوز نگفتی اون روز چی بهت گفت.

520
00:41:01,120 --> 00:41:02,280
‫حالا که همه اینجان،

521
00:41:02,360 --> 00:41:04,760
‫چرا برامون نمیگی چی گفت که ناراحتت کرد؟

522
00:41:05,240 --> 00:41:06,680
‫ارباب جوان، جزئیاتش رو بگید.

523
00:41:07,640 --> 00:41:08,880
‫من اون روز

524
00:41:09,600 --> 00:41:11,600
‫داشتم جلوی ژی‌هوا نقش بازی می‌کردم.

525
00:41:12,840 --> 00:41:14,080
‫حواسم سر جاش نبود،

526
00:41:14,160 --> 00:41:15,920
‫عصبانی بودم و حرف‌هایی زدم که نباید می‌زدم.

527
00:41:18,360 --> 00:41:19,560
‫معذرت می‌خوام.

528
00:41:20,440 --> 00:41:22,320
‫لطفا به دل نگیر، باشه؟

529
00:41:25,760 --> 00:41:27,720
‫- درمورد اون روز...
‫- کافیه.

530
00:41:28,600 --> 00:41:29,680
‫حالا فهمیدم.

531
00:41:29,840 --> 00:41:32,080
‫کاملا فهمیدم چرا امروز این نمایش رو راه انداختید.

532
00:41:32,320 --> 00:41:34,720
‫فکر نکن نمی‌فهمم
‫از قبل با هم هماهنگ کرده بودید.

533
00:41:34,920 --> 00:41:37,200
‫این‌همه هماهنگ پیش رفتید
‫که دسته‌جمعی بریزید سر من؟

534
00:41:38,200 --> 00:41:39,240
‫بریم.

535
00:41:39,520 --> 00:41:41,000
‫همراهت میام پیش حاکم ایچنگ.

536
00:41:41,160 --> 00:41:43,680
‫- گفت همراهت میاد پیش...
‫- خودش شنید.

537
00:41:45,160 --> 00:41:46,360
‫باشه.

538
00:41:46,520 --> 00:41:47,720
‫بعد از غذا می‌ریم.

539
00:41:49,560 --> 00:41:50,760
‫باشه.

540
00:42:13,720 --> 00:42:15,760
‫بیا. منم باهات میام.

541
00:42:29,600 --> 00:42:31,400
‫تو 15 سال پیش

542
00:42:32,600 --> 00:42:33,920
‫به پرونده‌ی جین شوئه رسیدگی کردی؟

543
00:42:36,840 --> 00:42:38,080
‫جین شوئه؟

544
00:42:38,920 --> 00:42:42,080
‫منظورم پرونده‌ی قتلیه که توی شهر تنکسی اتفاق افتاد.

545
00:42:43,960 --> 00:42:45,360
‫شهر تنکسی...

546
00:42:51,680 --> 00:42:55,080
‫اون موقع که اونجا دفتردار اداری بودم،

547
00:42:56,440 --> 00:42:57,920
‫به این پرونده رسیدگی کردم.

548
00:42:59,280 --> 00:43:01,400
‫ممکنه حکم اشتباهی صادر شده باشه؟

549
00:43:01,480 --> 00:43:02,720
‫حکم اشتباه؟

550
00:43:03,400 --> 00:43:04,640
‫محاله.

551
00:43:07,000 --> 00:43:12,000
‫«ترجمه از آرام متین»

552
00:43:14,000 --> 00:43:24,000
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M