1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:36,960 --> 00:01:39,920
‫[قسمت بیست]

3
00:01:40,360 --> 00:01:41,950
‫عموم با بیماری از دنیا رفت؟

4
00:01:42,000 --> 00:01:44,870
‫چرا کسی اشاره نکرده بود؟

5
00:01:44,920 --> 00:01:46,840
‫بیماری؟

6
00:01:47,760 --> 00:01:50,590
‫اون‌قدر خوش‌بخت نبود.

7
00:01:50,640 --> 00:01:52,590
‫تو دنیای هنرهای رزمی،

8
00:01:52,640 --> 00:01:54,630
‫وقتی کسی با شمشیر زندگی کنه،

9
00:01:54,680 --> 00:01:56,510
‫ممکنه یه روزی کشته بشه.

10
00:01:56,560 --> 00:01:57,950
‫یکی دیگه...

11
00:01:58,000 --> 00:01:59,870
‫طبیعتا اون رو کشته.

12
00:01:59,920 --> 00:02:01,790
‫یعنی عمو به قتل رسیده؟

13
00:02:01,840 --> 00:02:03,550
‫مطمئن نیستم.

14
00:02:03,600 --> 00:02:05,150
‫همین چند وقت پیش،

15
00:02:05,200 --> 00:02:07,950
‫یه اتفاقی تو دژ شنگیون افتاد.

16
00:02:08,000 --> 00:02:10,070
‫چندین متخصص وارد عمارت شدن،

17
00:02:10,120 --> 00:02:11,310
‫قتل‌عام کردن...

18
00:02:11,360 --> 00:02:13,270
‫و اون رو گرفتن.

19
00:02:13,320 --> 00:02:14,510
‫از اون به بعد،

20
00:02:14,560 --> 00:02:16,270
‫هیچ خبری ازش نشده.

21
00:02:16,320 --> 00:02:20,070
‫وقتی پسرم سی یوان رهبری افرادی رو
‫برای پیدا کردنش به دست گرفت،

22
00:02:20,120 --> 00:02:22,230
‫دیدن چند روز پیش تو کوهستان رهاش کرده بودن.

23
00:02:22,280 --> 00:02:24,190
‫فهمیدین قاتلش کی بود؟

24
00:02:24,240 --> 00:02:26,830
‫سی یوان نمی‌خواست من نگران بشم.

25
00:02:26,880 --> 00:02:28,590
‫فقط گفت...

26
00:02:28,640 --> 00:02:31,600
‫خودش می‌دونه چه‌جوری انتقام بگیره.

27
00:02:32,520 --> 00:02:34,470
‫ولی من نگرانشم.

28
00:02:34,520 --> 00:02:38,240
‫می‌ترسم راه انتقامش در نهایت
‫بهش آسیب بزنه.

29
00:02:38,960 --> 00:02:40,630
‫فراموشش کن.

30
00:02:40,680 --> 00:02:42,600
‫بیا بشین.

31
00:02:44,400 --> 00:02:46,080
‫«ترجمه از کیارش»

32
00:02:47,800 --> 00:02:51,110
‫دیده بودم از حیاط همسایه اومدی بیرون.

33
00:02:51,160 --> 00:02:52,590
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

34
00:02:52,640 --> 00:02:54,110
‫اونجا خونه قدیمی دوستمه.

35
00:02:54,160 --> 00:02:56,360
‫داشتیم به یه سری کار رسیدگی می‌کردیم.

36
00:02:57,560 --> 00:03:00,510
‫اگه محل اقامت نداری،

37
00:03:00,560 --> 00:03:03,350
‫چطوره بیای اینجا پیش من زندگی کنی؟

38
00:03:03,400 --> 00:03:04,390
‫مشکلی نیست.

39
00:03:04,440 --> 00:03:06,680
‫ممنون که نگرانم هستی.

40
00:03:14,960 --> 00:03:17,150
‫گفت جنگل کویشی روی تپه پشتی؟

41
00:03:17,200 --> 00:03:18,390
‫آره.

42
00:03:18,440 --> 00:03:20,550
‫درست شنیدم.

43
00:03:20,600 --> 00:03:22,190
‫ارباب!

44
00:03:22,240 --> 00:03:23,270
‫ارباب!

45
00:03:23,320 --> 00:03:24,950
‫لطفا یه نگاهی بندازین.

46
00:03:25,000 --> 00:03:26,070
‫ارباب.

47
00:03:26,120 --> 00:03:28,150
‫افتضاح بزرگی تو تالار چینگهوی به بار اومده.

48
00:03:28,200 --> 00:03:29,390
‫جین شوئه ون...

49
00:03:29,440 --> 00:03:32,510
‫جین شوئه ون برگشته
‫تو همایش سوئن شرکت کنه.

50
00:03:32,560 --> 00:03:33,710
‫چی؟

51
00:03:33,760 --> 00:03:35,590
‫خدمتکار شو اسمش رو
‫تو برگه ثبت‌نام دید...

52
00:03:35,640 --> 00:03:36,910
‫و قیافه‌اش درجا عوض شد.

53
00:03:36,960 --> 00:03:38,270
‫با اونی که ثبت‌نام کرده بود بحث کرد.

54
00:03:38,320 --> 00:03:39,510
‫بحثشون بالا گرفت.

55
00:03:39,560 --> 00:03:42,790
‫الان دیگه جمعیتی تو تالار چینگهوی جمع شده.

56
00:03:42,840 --> 00:03:43,910
‫امکان نداره.

57
00:03:43,960 --> 00:03:45,840
‫گول خوردیم.

58
00:03:47,040 --> 00:03:49,430
‫گفت اسمش جین شوئه ونه،

59
00:03:49,480 --> 00:03:51,510
‫جیو لانگ از خاندان جین.

60
00:03:51,560 --> 00:03:52,550
‫عجیبه.

61
00:03:52,600 --> 00:03:55,270
‫چطور من اصلا اسم چنین عضوی
‫از خاندان جین رو نشنیدم؟

62
00:03:55,320 --> 00:03:57,350
‫- هیچ‌وقت.
‫- اصلا.

63
00:03:57,400 --> 00:03:58,670
‫چند سالته؟

64
00:03:58,720 --> 00:04:00,470
‫تعجبی نداره از ماجرای اون موقع خبر نداری.

65
00:04:00,520 --> 00:04:01,830
‫واقعا چنین آدمی وجود داشت.

66
00:04:01,880 --> 00:04:04,590
‫سال‌ها پیش مرتکب جنایت شد
‫و تو زندان مرد.

67
00:04:04,640 --> 00:04:06,870
‫- تو زندان مرد؟
‫- بیش از ده ساله که مرده!

68
00:04:06,920 --> 00:04:08,750
‫چی؟ مرده؟

69
00:04:08,800 --> 00:04:11,270
‫- پس پسری که اونجا زانو زده کیه؟
‫- الان یادم اومد.

70
00:04:11,320 --> 00:04:12,870
‫پدربزرگم خیلی وقت پیش بهم گفته بود...

71
00:04:12,920 --> 00:04:14,310
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

72
00:04:14,360 --> 00:04:16,990
‫ممکنه در حق جین شوئه ون
‫جفا شده باشه.

73
00:04:17,040 --> 00:04:19,230
‫من حتی قبل از اتمام پرونده
‫شنیده بودم...

74
00:04:19,280 --> 00:04:20,750
‫خاندان جین قبول نکرد کمکش کنه.

75
00:04:20,800 --> 00:04:24,070
‫واسه همین جین لانگ تو زندان
‫با بیماری از دنیا رفت.

76
00:04:24,120 --> 00:04:25,350
‫واقعا؟

77
00:04:25,400 --> 00:04:26,590
‫آره.

78
00:04:26,640 --> 00:04:27,590
‫من همیشه گفتم...

79
00:04:27,640 --> 00:04:30,030
‫این خانواده‌های پولدار با این دیوارهای بلند
‫و حیاط‌های بزرگ...

80
00:04:30,080 --> 00:04:31,110
‫همگی بدن.

81
00:04:31,160 --> 00:04:33,950
‫- دقیقا.
‫- دقیقا! به هیچ دردی نمی‌خورن.

82
00:04:34,000 --> 00:04:35,710
‫چرا ارباب نیومده؟

83
00:04:35,760 --> 00:04:37,590
‫قایم شده؟

84
00:04:37,640 --> 00:04:39,990
‫خاندان جین عذاب وجدان داره؟

85
00:04:40,040 --> 00:04:42,670
‫من شنیدم همین که اسم جین شوئه ون رو نوشتن،

86
00:04:42,720 --> 00:04:44,230
‫چیزی نمونده بود خدمتکار پیرشون غش کنه.

87
00:04:44,280 --> 00:04:45,590
‫چی؟

88
00:04:45,640 --> 00:04:47,510
‫چرت نگین!

89
00:04:47,560 --> 00:04:49,640
‫می‌زنم تو دهنت!

90
00:04:50,720 --> 00:04:53,160
‫پیرمرد.

91
00:04:54,400 --> 00:04:56,550
‫سنی ازت گذشته.
‫این‌جوری ندو.

92
00:04:56,600 --> 00:04:57,910
‫آروم باش. آروم باش.

93
00:04:57,960 --> 00:04:59,350
‫ولم کن!

94
00:04:59,400 --> 00:05:02,110
‫خیال کردی من تشخیص نمی‌دم؟

95
00:05:02,160 --> 00:05:04,470
‫دست همه‌تون تو یه کاسه است.

96
00:05:04,520 --> 00:05:06,880
‫برین کنار!

97
00:05:12,280 --> 00:05:13,750
‫سان لانگ،

98
00:05:13,800 --> 00:05:15,950
‫اون آدم نحس برگشته! اون...

99
00:05:16,000 --> 00:05:17,790
‫بابابزرگ شو.

100
00:05:17,840 --> 00:05:19,790
‫حالا که تو می‌دونی کیه،

101
00:05:19,840 --> 00:05:23,760
‫چرا جلوی بقیه الکی به خودت زحمت می‌دی؟

102
00:05:24,600 --> 00:05:26,630
‫هرکی به این ماجرا ربطی نداره بره بیرون.

103
00:05:26,680 --> 00:05:28,750
‫- همه برین بیرون.
‫- برین.

104
00:05:28,800 --> 00:05:30,920
‫- برین.
‫- برین.

105
00:05:32,120 --> 00:05:33,910
‫برو بیرون.

106
00:05:33,960 --> 00:05:36,310
‫می‌ری یا نه؟ برو بیرون!

107
00:05:36,360 --> 00:05:38,550
‫- این درخت خیلی قشنگه.
‫- درسته.

108
00:05:38,600 --> 00:05:40,320
‫برو بیرون.

109
00:05:41,480 --> 00:05:43,670
‫- سان لانگ...
‫- بابابزرگ شو.

110
00:05:43,720 --> 00:05:45,640
‫بهتره تو هم بری.

111
00:06:05,480 --> 00:06:09,030
‫الان که رئیس خاندان شدی،
‫خیلی متفاوت عمل می‌کنی.

112
00:06:09,080 --> 00:06:11,150
‫رفتارت خیلی اشرافی شده.

113
00:06:11,200 --> 00:06:14,350
‫یادم نمیاد تو خونه جرئت داشته باشی
‫این‌جوری به مردم دستور بدی.

114
00:06:14,400 --> 00:06:16,870
‫رفتارت خیلی مؤدبانه بود.

115
00:06:16,920 --> 00:06:18,150
‫چی شده؟

116
00:06:18,200 --> 00:06:19,630
‫دیگه نقش بازی نمی‌کنی؟

117
00:06:19,680 --> 00:06:21,870
‫واقعا خودتی...

118
00:06:21,920 --> 00:06:24,030
‫هفدهم جوان.

119
00:06:24,080 --> 00:06:26,550
‫هنوز نمردی؟

120
00:06:26,600 --> 00:06:28,150
‫از لحنت تشخیص می‌دم...

121
00:06:28,200 --> 00:06:29,710
‫بعد از غرق شدن کشتی،

122
00:06:29,760 --> 00:06:31,710
‫حتما افرادی رو فرستادی دنبالم بگردن.

123
00:06:31,760 --> 00:06:34,390
‫می‌ترسیدی ممکنه هنوز زنده باشم؟

124
00:06:34,440 --> 00:06:37,230
‫سال‌ها ناپدید شده بودی
‫و خبری ازت نبود.

125
00:06:37,280 --> 00:06:39,950
‫اما همین که برگشتی،
‫یکی از نوادگان خاندان جین رو دزدیدی...

126
00:06:40,000 --> 00:06:43,110
‫و مجبورم کردی از گنجینه قبیله‌مون
‫استفاده کنم.

127
00:06:43,160 --> 00:06:44,230
‫خیلی وحشیانه بود.

128
00:06:44,280 --> 00:06:46,920
‫من اصلا در حد تو وحشی نیستم.

129
00:06:49,520 --> 00:06:51,150
‫تو در ظاهر مردم رو نجات می‌دی،

130
00:06:51,200 --> 00:06:53,830
‫اما در خفا با فرقه تانگ دسیسه می‌چینی.

131
00:06:53,880 --> 00:06:56,480
‫رئیس جین خیلی تواناست.

132
00:06:58,200 --> 00:06:59,310
‫نترس.

133
00:06:59,360 --> 00:07:00,750
‫من مدرکی ندارم.

134
00:07:00,800 --> 00:07:02,350
‫داشتم بلوف می‌زدم.

135
00:07:02,400 --> 00:07:03,790
‫تو همین که برگشتی...

136
00:07:03,840 --> 00:07:06,710
‫کلی سروصدا کردی.

137
00:07:06,760 --> 00:07:07,870
‫چی می‌خوای؟

138
00:07:07,920 --> 00:07:10,390
‫چی می‌خوام؟ کسی بهت نگفته؟

139
00:07:10,440 --> 00:07:13,360
‫معلومه، می‌خوام تو همایش سوئن
‫شرکت کنم.

140
00:07:17,040 --> 00:07:18,870
‫تو در ده سالگی از خونه رفتی.

141
00:07:18,920 --> 00:07:20,190
‫مهارت طبیت...

142
00:07:20,240 --> 00:07:21,390
‫خیلی وقته نابود شده.

143
00:07:21,440 --> 00:07:24,110
‫چطور می‌تونی تو همایش سوئن
‫شرکت کنی؟

144
00:07:24,160 --> 00:07:26,150
‫آره. مهارتم از بین رفته.

145
00:07:26,200 --> 00:07:29,030
‫ولی فقط آبروی خودم می‌ره.
‫تو چرا ناراحتی؟

146
00:07:29,080 --> 00:07:31,590
‫داری از اسم اون استفاده می‌کنی.

147
00:07:31,640 --> 00:07:34,560
‫از اسم عضو خاندان جین استفاده می‌کنی.

148
00:07:36,000 --> 00:07:39,430
‫تعمدا این کار رو می‌کنی تا خاندان جین رو
‫اذیت کنی، مگه نه؟

149
00:07:39,480 --> 00:07:40,550
‫درسته.

150
00:07:40,600 --> 00:07:42,590
‫من اومدم خاندان جین رو اذیت کنم...

151
00:07:42,640 --> 00:07:45,440
‫و راحتی شما رو ازتون بگیرم.

152
00:07:48,520 --> 00:07:50,950
‫یا تو همایش جین شرکت می‌کنم
‫و آبروی خاندان جین رو می‌برم،

153
00:07:51,000 --> 00:07:53,870
‫یا تو پادزهر سم یموتین رو تحویلم می‌دی.

154
00:07:53,920 --> 00:07:56,400
‫خودت انتخاب کن.

155
00:07:57,080 --> 00:07:58,790
‫سم یموتین؟

156
00:07:58,840 --> 00:08:00,510
‫منظورت چیه؟

157
00:08:00,560 --> 00:08:02,110
‫تا حالا اسمش رو هم نشنیدم.

158
00:08:02,160 --> 00:08:03,670
‫وانمود نکن.

159
00:08:03,720 --> 00:08:05,350
‫بهت گفتم پادزهرش رو تحویل بده،

160
00:08:05,400 --> 00:08:06,990
‫نگفتم بسازش.

161
00:08:07,040 --> 00:08:09,520
‫خیال کردی چرا این‌جوری گفتم؟

162
00:08:13,000 --> 00:08:14,960
‫ژان ژائو کجاست؟

163
00:08:15,880 --> 00:08:17,870
‫ژان ژائو، بیا بیرون!

164
00:08:17,920 --> 00:08:19,350
‫اگه ژان ژائو بهت نگفته بود،

165
00:08:19,400 --> 00:08:21,670
‫امروز جرئت نمی‌کردی چنین کاری بکنی.

166
00:08:21,720 --> 00:08:23,510
‫درست نمی‌گم؟

167
00:08:23,560 --> 00:08:25,390
‫من حتی یه‌بار جونش رو نجات دادم.

168
00:08:25,440 --> 00:08:28,160
‫واقعا مهربونی رو با ناسپاسی
‫جبران می‌کنه.

169
00:08:29,800 --> 00:08:31,470
‫خودم می‌خواستم امروز بیام.

170
00:08:31,520 --> 00:08:33,070
‫چه ربطی به ژان ژائو داره؟

171
00:08:33,120 --> 00:08:35,550
‫ضمنا، این‌قدر پز نده
‫که جون یکی رو نجات دادی.

172
00:08:35,600 --> 00:08:37,110
‫من مطمئنم کسی که...

173
00:08:37,160 --> 00:08:40,990
‫جون ژان ژائو رو با قرص افسوس نجات داد
‫تو نبودی، بلکه عمه دورم بود.

174
00:08:41,040 --> 00:08:42,950
‫این‌قدر سعی نکن به اسم خودت بزنیش.

175
00:08:43,000 --> 00:08:44,630
‫ژان ژائو آدم باوقاریه.

176
00:08:44,680 --> 00:08:46,030
‫خودش به عمه دورم سر زد...

177
00:08:46,080 --> 00:08:47,990
‫و براش هدیه برد.

178
00:08:48,040 --> 00:08:50,880
‫اصلا نمی‌تونی بهش نقدی وارد کنی.

179
00:08:52,960 --> 00:08:54,390
‫سان لانگ،

180
00:08:54,440 --> 00:08:56,670
‫تو زرنگ نیستی.

181
00:08:56,720 --> 00:08:58,870
‫دو بار تو رو کشوندن جای دیگه.

182
00:08:58,920 --> 00:09:01,480
‫دو بار دنبال کردی.

183
00:09:17,760 --> 00:09:20,480
‫هفدهم جوان.

184
00:09:21,640 --> 00:09:23,520
‫عمه دور عزیزم.

185
00:09:27,040 --> 00:09:29,350
‫هفدهم جوان.

186
00:09:29,400 --> 00:09:33,870
‫ژان ژائو برام تعریف کرد.
‫حرفش رو باور نکردم.

187
00:09:33,920 --> 00:09:36,960
‫خیال می‌کردم تو...

188
00:09:38,080 --> 00:09:40,360
‫پونزده سال پیش مردی.

189
00:09:41,960 --> 00:09:43,910
‫گذشته‌ها گذشته.

190
00:09:43,960 --> 00:09:45,390
‫ببین.

191
00:09:45,440 --> 00:09:47,710
‫من خیلی قوی شدم.

192
00:09:47,760 --> 00:09:49,470
‫آره.

193
00:09:49,520 --> 00:09:51,310
‫خیلی بزرگ شدی.

194
00:09:51,360 --> 00:09:53,590
‫سرنوشت بالاخره بهت لطف کرد.

195
00:09:53,640 --> 00:09:56,670
‫به حد کافی زجر کشیدی.

196
00:09:56,720 --> 00:09:59,350
‫همون‌جا نمون. با من بیا تو.

197
00:09:59,400 --> 00:10:00,990
‫چشم.

198
00:10:01,040 --> 00:10:02,910
‫وایستا.

199
00:10:02,960 --> 00:10:05,160
‫هنوز نمی‌تونی بری.

200
00:10:10,880 --> 00:10:13,590
‫خیلی سرت شلوغ بود
‫که آبروی خاندان جین رو بخری.

201
00:10:13,640 --> 00:10:16,550
‫یادت رفت بپرسی
‫چرا اینجا زانو زدم.

202
00:10:16,600 --> 00:10:17,870
‫من این بار برگشتم...

203
00:10:17,920 --> 00:10:20,390
‫تا هویت جینم رو پس بگیرم...

204
00:10:20,440 --> 00:10:23,150
‫و از عموی دورم عذرخواهی کنم...

205
00:10:23,200 --> 00:10:25,790
‫که پیروان خاندان جین رو ربودم.

206
00:10:25,840 --> 00:10:27,190
‫می‌دونستم تو حقیقت...

207
00:10:27,240 --> 00:10:31,030
‫استفاده از قرص افسوس رو پنهان می‌کنی.

208
00:10:31,080 --> 00:10:34,270
‫وگرنه آبروی رئیس خاندان جین
‫بدجوری می‌رفت.

209
00:10:34,320 --> 00:10:36,070
‫عمو خودش از این ماجرا خبر داره.

210
00:10:36,120 --> 00:10:38,830
‫می‌خواد دو ساعت اینجا زانو بزنی...

211
00:10:38,880 --> 00:10:40,880
‫و بعد بری دیدنش.

212
00:10:44,240 --> 00:10:45,750
‫عمه جان.

213
00:10:45,800 --> 00:10:47,590
‫عمو خیلی منصفه.

214
00:10:47,640 --> 00:10:49,190
‫من مجازاتم رو قبول کردم،

215
00:10:49,240 --> 00:10:52,270
‫پس اون هم باید مجازاتش رو قبول کنه.

216
00:10:52,320 --> 00:10:54,200
‫بریم.

217
00:11:00,120 --> 00:11:01,990
‫احتمالا اون خدمتکار پیر...

218
00:11:02,040 --> 00:11:04,630
‫می‌خواست در همین راستا
‫بهت هشدار بده.

219
00:11:04,680 --> 00:11:06,030
‫حیف شد.

220
00:11:06,080 --> 00:11:08,800
‫نذاشتی حرفش رو تموم کنه.

221
00:11:10,480 --> 00:11:12,310
‫واقعا شانست ته کشیده.

222
00:11:12,360 --> 00:11:14,200
‫الان بارون می‌باره.

223
00:11:23,600 --> 00:11:27,240
‫[پانزده سال پیش]

224
00:11:35,320 --> 00:11:36,760
‫[خاندان جین]

225
00:11:40,040 --> 00:11:41,590
‫دیگه زانو نزن.

226
00:11:41,640 --> 00:11:44,120
‫تمام تلاشت رو کردی.

227
00:11:44,920 --> 00:11:47,200
‫تو هنوز بچه کوچکی هستی.

228
00:11:47,960 --> 00:11:50,000
‫حتما خیلی بهت سخت گذشت.

229
00:11:50,640 --> 00:11:52,750
‫اگه داداشم بمیره،

230
00:11:52,800 --> 00:11:55,120
‫من دیگه خونه‌ای ندارم.

231
00:11:59,240 --> 00:12:01,790
‫تا وقتی من اینجا هستم،

232
00:12:01,840 --> 00:12:04,120
‫اینجا همیشه خونه توئه.

233
00:12:05,440 --> 00:12:07,000
‫بیا.

234
00:12:11,920 --> 00:12:13,230
‫[کمال و پشت‌کار]
‫تو کل خاندان جین،

235
00:12:13,280 --> 00:12:15,510
‫فقط تو واقعا باهام مهربونی عمه جان.

236
00:12:15,560 --> 00:12:16,550
‫من هنوز تمام وقایع گذشته رو...

237
00:12:16,600 --> 00:12:17,910
‫به یاد دارم.

238
00:12:17,960 --> 00:12:19,910
‫بعد از چندین سال پیش
‫که اون کشتی غرق شد،

239
00:12:19,960 --> 00:12:22,070
‫خاندان جین افرادی رو اعزام کرد
‫تا پیدات کنن.

240
00:12:22,120 --> 00:12:24,160
‫گفتن تو...

241
00:12:25,320 --> 00:12:27,950
‫تقصیر ماست که بیشتر دنبالت نگشتیم،

242
00:12:28,000 --> 00:12:30,990
‫تو بچگی رهات کردیم
‫که تنهایی بچرخی.

243
00:12:31,040 --> 00:12:34,230
‫حتما اون همه سال خیلی عذاب کشیدی.

244
00:12:34,280 --> 00:12:35,590
‫حالم خوبه.

245
00:12:35,640 --> 00:12:36,790
‫در دنیای هنرهای رزمی گشتم...

246
00:12:36,840 --> 00:12:38,920
‫و مهارت‌های زیادی کسب کردم.

247
00:12:39,800 --> 00:12:41,310
‫عمه جان،

248
00:12:41,360 --> 00:12:44,520
‫این‌بار برگشتم تا از خاندان جین بخوام
‫لطفی در حقم بکنه.

249
00:12:46,200 --> 00:12:50,430
‫الان از ژان ژائو شنیدم.
‫گفت سمی که بهشون دادن...

250
00:12:50,480 --> 00:12:51,550
‫سم یموتین نام داره.

251
00:12:51,600 --> 00:12:54,030
‫تو اسم این سم رو شنیدی؟

252
00:12:54,080 --> 00:12:55,880
‫خب...

253
00:12:56,920 --> 00:12:59,630
‫احتمالا شنیده باشم،

254
00:12:59,680 --> 00:13:01,750
‫ولی درست یادم نمیاد.

255
00:13:01,800 --> 00:13:04,120
‫خیلی مطمئن نیستم.

256
00:13:04,720 --> 00:13:07,590
‫تو و سان لانگ الان رویارویی پرتنشی داشتین.

257
00:13:07,640 --> 00:13:10,040
‫اون هم واسه همین بود؟

258
00:13:10,960 --> 00:13:13,270
‫مهارت طبی سان لانگ نظیر نداره،

259
00:13:13,320 --> 00:13:15,270
‫ولی قدرتش کامل نیست.

260
00:13:15,320 --> 00:13:18,030
‫هر از گاهی ناتوان می‌شه.

261
00:13:18,080 --> 00:13:19,510
‫اگه قبول نمی‌کنه کمک کنه،

262
00:13:19,560 --> 00:13:22,030
‫شاید مهارتش واقعا محدوده.

263
00:13:22,080 --> 00:13:23,190
‫نه.

264
00:13:23,240 --> 00:13:25,350
‫قطعا می‌تونه این سم رو درمان کنه.

265
00:13:25,400 --> 00:13:27,800
‫چرا چنین حرفی می‌زنی؟

266
00:13:35,840 --> 00:13:37,310
‫من نمی‌تونم جزئیات...

267
00:13:37,360 --> 00:13:39,350
‫این مسئله رو بیان کنم.

268
00:13:39,400 --> 00:13:41,110
‫ولی سریعا به پادزهرش
‫واسه نجات جون مردم نیاز دارم.

269
00:13:41,160 --> 00:13:43,520
‫خواهش می‌کنم، راه دیگه‌ای پیدا کن.

270
00:13:47,840 --> 00:13:50,270
‫من زنی بیش نیستم.

271
00:13:50,320 --> 00:13:53,350
‫متأسفانه نمی‌تونم کمک خاصی بهت بکنم.

272
00:13:53,400 --> 00:13:55,750
‫سعی می‌کنم دوباره سان لانگ رو راضی کنم.

273
00:13:55,800 --> 00:13:57,750
‫اون سم یموتین رو هم...

274
00:13:57,800 --> 00:13:59,670
‫بیارین پیش من.
‫بذارین نگاهی بهش بندازم.

275
00:13:59,720 --> 00:14:03,190
‫من هم از خانواده طبیبان هستم.

276
00:14:03,240 --> 00:14:04,870
‫عمه جان.

277
00:14:04,920 --> 00:14:06,670
‫داره دیر می‌شه.

278
00:14:06,720 --> 00:14:08,670
‫به آشپزخونه می‌گم غذا حاضر کنن.

279
00:14:08,720 --> 00:14:11,470
‫امشب، همگی اینجا غذا می‌خورین.

280
00:14:11,520 --> 00:14:13,070
‫عمه جان،

281
00:14:13,120 --> 00:14:15,240
‫من می‌خوام اینجا بمونم.

282
00:14:18,880 --> 00:14:20,190
‫عالیه.

283
00:14:20,240 --> 00:14:23,480
‫حالا که برگشتی، چند روز دیگه هم بمون.

284
00:14:24,240 --> 00:14:26,510
‫اینجا قبلا اتاق مطالعه عموت بود.

285
00:14:26,560 --> 00:14:29,590
‫بعد از فوتش، اینجا خالی موند.

286
00:14:29,640 --> 00:14:31,950
‫طرز استفاده از این اتاق با منه.

287
00:14:32,000 --> 00:14:34,640
‫تو بدون نگرانی اینجا بمون.

288
00:14:35,840 --> 00:14:41,320
‫[کمال و پشت‌کار]

289
00:14:45,880 --> 00:14:48,990
‫بذار اون دوتا وانمود کنن خدمتکارتن
‫تا بتونن پیشت بمونن.

290
00:14:49,040 --> 00:14:50,110
‫جفتشون...

291
00:14:50,160 --> 00:14:51,990
‫خیلی زرنگن.

292
00:14:52,040 --> 00:14:54,350
‫بذار امشب سعی کنن...

293
00:14:54,400 --> 00:14:56,600
‫اطلاعات کسب کنن.

294
00:15:15,600 --> 00:15:21,080
‫[عموی پنجم، رئیس پیر خاندان جین]

295
00:15:22,880 --> 00:15:24,920
‫بیا تو.

296
00:15:29,440 --> 00:15:31,160
‫سان لانگ.

297
00:15:32,320 --> 00:15:34,280
‫بلند شو.

298
00:15:55,480 --> 00:15:56,830
‫عموی پنجم.

299
00:15:56,880 --> 00:15:59,030
‫تو از قرص افسوس سواستفاده کردی...

300
00:15:59,080 --> 00:16:00,430
‫تا جون یکی رو نجات بدی.

301
00:16:00,480 --> 00:16:02,550
‫تو رو مقصر نمی‌دونم.

302
00:16:02,600 --> 00:16:03,790
‫ولی...

303
00:16:03,840 --> 00:16:07,310
‫این مسئله رو پنهان کردی
‫و بزرگان قبیله رو بی‌خبر گذاشتی.

304
00:16:07,360 --> 00:16:08,910
‫حقته مجازات بشی.

305
00:16:08,960 --> 00:16:10,910
‫مجازاتم رو می‌پذیرم.

306
00:16:10,960 --> 00:16:13,870
‫هفدهم جوان گفت
‫با فرقه تانگ دسیسه کردی.

307
00:16:13,920 --> 00:16:16,440
‫دفاعی از خودت نداری؟

308
00:16:18,520 --> 00:16:20,510
‫فرقه تانگ چیه؟

309
00:16:20,560 --> 00:16:22,270
‫چرت و پرت می‌گه.

310
00:16:22,320 --> 00:16:24,750
‫متوجه نیستین عمو جان؟

311
00:16:24,800 --> 00:16:26,390
‫این‌بار برگشته...

312
00:16:26,440 --> 00:16:30,040
‫تا از ما انتقام بگیره.

313
00:16:33,480 --> 00:16:35,310
‫به هر حال،

314
00:16:35,360 --> 00:16:39,670
‫ما بعد از غرق شدن کشتی،
‫زیاد زحمت نکشیدیم تا پیداش کنیم.

315
00:16:39,720 --> 00:16:42,150
‫قابل درکه...

316
00:16:42,200 --> 00:16:43,830
‫که نفرت داشته باشه.

317
00:16:43,880 --> 00:16:48,110
‫اگه فقط از من کینه داشت که گذاشتم
‫این همه سال اون بیرون پرسه بزنه،

318
00:16:48,160 --> 00:16:50,630
‫با کمال میل عذرخواهی و جبران می‌کردم.

319
00:16:50,680 --> 00:16:53,070
‫ولی معلومه داره حرف در میاره...

320
00:16:53,120 --> 00:16:54,470
‫و خرابم می‌کنه.

321
00:16:54,520 --> 00:16:58,230
‫همراهانش هم اصلا آدم‌های خوبی نیستن.
‫دست همه‌شون تو یه کاسه است.

322
00:16:58,280 --> 00:17:02,150
‫- مصمم هستن گردن من بندازن.
‫- چرا باید در این راه مصمم باشن؟

323
00:17:02,200 --> 00:17:03,430
‫سان لانگ،

324
00:17:03,480 --> 00:17:05,830
‫تو واقعا کار...

325
00:17:05,880 --> 00:17:07,960
‫شرم‌آوری کردی؟

326
00:17:11,760 --> 00:17:13,720
‫عمو جان،

327
00:17:14,320 --> 00:17:18,270
‫من کل عمرم طبابت خوندم.
‫چطور ممکنه کار شرم‌آوری بکنم؟

328
00:17:18,320 --> 00:17:21,360
‫اگه می‌خواین حرف بقیه رو
‫بیشتر از من باور کنین،

329
00:17:22,320 --> 00:17:25,000
‫کاری از دستم بر نمیاد.

330
00:17:25,200 --> 00:17:26,310
‫- باز هم بخورین.
‫- خوشمزه است.

331
00:17:26,360 --> 00:17:29,200
‫- باز هم بخورین.
‫- بفرمایین، بفرمایین.

332
00:17:49,160 --> 00:17:50,510
‫اینجا رو باش.

333
00:17:50,560 --> 00:17:53,670
‫صورتتون قرمز شده.

334
00:17:53,720 --> 00:17:55,390
‫بعد از چند نوشیدنی،

335
00:17:55,440 --> 00:17:57,150
‫چرت و پرت می‌گین.

336
00:17:57,200 --> 00:17:58,190
‫بگین ببینم.

337
00:17:58,240 --> 00:18:00,230
‫مگه دیگه نمی‌خواین اینجا کار کنین؟

338
00:18:00,280 --> 00:18:01,670
‫از فردا،

339
00:18:01,720 --> 00:18:03,270
‫همه‌تون می‌رین بیرون!

340
00:18:03,320 --> 00:18:05,160
‫برین بیرون!

341
00:18:12,120 --> 00:18:14,710
‫شما دوتا عوضی...

342
00:18:14,760 --> 00:18:16,710
‫هنوز اینجا موندین.

343
00:18:16,760 --> 00:18:18,710
‫عمه چهارم ازمون خواست شام بمونیم.

344
00:18:18,760 --> 00:18:22,110
‫آره، از داداش بای خواست
‫اینجا زندگی کنه.

345
00:18:22,160 --> 00:18:24,350
‫پیرمرد، چرا همین‌جوری اونجا وایستادی؟

346
00:18:24,400 --> 00:18:25,390
‫- بیا. نوشیدنی بخور.
‫- دقیقا.

347
00:18:25,440 --> 00:18:27,320
‫اون‌ها رو ترسوندی.
‫حالا کلی غذا مونده.

348
00:18:27,920 --> 00:18:30,920
‫بیا اینجا. بشین. خجالت نکش.

349
00:18:40,400 --> 00:18:42,350
‫چرا این‌قدر خوشحالی؟

350
00:18:42,400 --> 00:18:43,950
‫یه چیزی فهمیدیم.

351
00:18:44,000 --> 00:18:45,510
‫خدمتکارها گفتن جین ژن پینگ...

352
00:18:45,560 --> 00:18:47,590
‫عادت داره دستور پادزهرها رو بنویسه
‫و نگهشون داره.

353
00:18:47,640 --> 00:18:49,470
‫قبل از این که بفهمیم
‫کجا قایمشون می‌کنه،

354
00:18:49,520 --> 00:18:51,390
‫جین ژن پینگ و اون خدمتکار پیر پیداشون شد.

355
00:18:51,440 --> 00:18:53,030
‫اون پیرمرده کیه؟

356
00:18:53,080 --> 00:18:54,350
‫لباس خدمتکار می‌پوشه،

357
00:18:54,400 --> 00:18:56,150
‫ولی خیلی پرروتر از ارباب رفتار می‌کنه.

358
00:18:56,200 --> 00:18:57,350
‫همین که دهن باز کرد،

359
00:18:57,400 --> 00:18:58,710
‫همه از دور میز فرار کردن.

360
00:18:58,760 --> 00:19:00,790
‫شو آن سه نسله که کارکشته است.

361
00:19:00,840 --> 00:19:03,830
‫حتی جین ژن پینگ بابابزرگ صداش می‌کنه.
‫کی جرئت می‌کنه ازش سرپیچی کنه؟

362
00:19:03,880 --> 00:19:05,230
‫ما می‌کنیم.

363
00:19:05,280 --> 00:19:06,670
‫بای، نگران نباش.

364
00:19:06,720 --> 00:19:08,670
‫پادزهر رو به ما بسپار.

365
00:19:08,720 --> 00:19:09,950
‫کمکت می‌کنیم پیداش کنی.

366
00:19:10,000 --> 00:19:11,550
‫باشه.

367
00:19:11,600 --> 00:19:12,630
‫پس فردا،

368
00:19:12,680 --> 00:19:15,240
‫دوباره بریم خیابون پاگودا.

369
00:19:19,240 --> 00:19:21,950
‫اون دختر اینجا به قتل رسیده بود.

370
00:19:22,000 --> 00:19:23,430
‫بعد از دستگیری داداشت،

371
00:19:23,480 --> 00:19:25,920
‫اصلا صحنه جرم رو دیدی؟

372
00:19:27,560 --> 00:19:29,240
‫نه.

373
00:19:30,360 --> 00:19:32,390
‫اون موقع ده سال بیشتر نداشتی.

374
00:19:32,440 --> 00:19:34,230
‫گمون کنم جرئت نکردی بری تو.

375
00:19:34,280 --> 00:19:36,310
‫بعد از اعلام حکم نهایی،

376
00:19:36,360 --> 00:19:37,990
‫شیانگ کای رئیس شد.

377
00:19:38,040 --> 00:19:39,910
‫پس خیلی چیزها هست که نمی‌دونم.

378
00:19:39,960 --> 00:19:41,310
‫پس هنوز یادته...

379
00:19:41,360 --> 00:19:43,270
‫شرایط سانحه از چه قرار بود؟

380
00:19:43,320 --> 00:19:46,310
‫شهرستان داداشت رو
‫به چه اتهامی دستگیر کرده بود؟

381
00:19:46,360 --> 00:19:48,310
‫روز قبل از سانحه رو یادمه.

382
00:19:48,360 --> 00:19:50,550
‫شیانگ کای من رو برد شهرستان کناری
‫تا به فامیل سر بزنیم.

383
00:19:50,600 --> 00:19:52,310
‫تا ظهر فرداش نرسیده بودیم خونه.

384
00:19:52,360 --> 00:19:53,470
‫همین که رسیدیم،

385
00:19:53,520 --> 00:19:55,710
‫شنیدیم یکی در همسایگی مرده.

386
00:19:55,760 --> 00:19:57,710
‫برین عقب!

387
00:19:57,760 --> 00:19:59,190
‫برین عقب!

388
00:19:59,240 --> 00:20:00,470
‫اینجا چی شده؟

389
00:20:00,520 --> 00:20:02,350
‫[خاندان جین]
‫چرا این همه آدم تو دادگاهن؟

390
00:20:02,400 --> 00:20:03,950
‫یکی مرده.

391
00:20:04,000 --> 00:20:06,670
‫دختر ساکن این حیاط
‫دیشب به قتل رسید.

392
00:20:06,720 --> 00:20:08,390
‫خیلی وحشتناک بود.

393
00:20:08,440 --> 00:20:11,240
‫- برین کنار!
‫- برین کنار.

394
00:20:18,800 --> 00:20:21,270
‫تو بچه‌ای. به جسد نگاه نکن.

395
00:20:21,320 --> 00:20:22,910
‫بدشانسی میاره.

396
00:20:22,960 --> 00:20:25,190
‫عموی چهارم من رو برده بود
‫کالبدگشایی ببینم.

397
00:20:25,240 --> 00:20:27,030
‫حتی تشخیص اعضای داخلی رو یادم داد.

398
00:20:27,080 --> 00:20:28,030
‫من نمی‌ترسم.

399
00:20:28,080 --> 00:20:31,510
‫اگه داداشت نصف تو استفاده می‌کرد،
‫خیلی خوب می‌شد.

400
00:20:31,560 --> 00:20:34,510
‫خورشید وسط آسمونه،
‫ولی هنوز بیدار نشده.

401
00:20:34,560 --> 00:20:37,190
‫حتما دیشب باز هم نوشیدنی خورده.

402
00:20:37,240 --> 00:20:39,870
‫چند روز بیشتر تا همایش سوئن نمونده.

403
00:20:39,920 --> 00:20:41,990
‫مشغول مطالعه و مرور نسخه‌ها نیست.

404
00:20:42,040 --> 00:20:44,240
‫فقط به فکر بازیه.

405
00:21:20,080 --> 00:21:22,750
‫هنوز خوابی؟ بلند شو!

406
00:21:22,800 --> 00:21:24,750
‫زود باش!

407
00:21:24,800 --> 00:21:28,190
‫چی به سرت اومده؟ چرا این‌قدر کثیفی؟
‫پا شو خودت رو بشور.

408
00:21:28,240 --> 00:21:31,310
‫دعوا کردی؟
‫چرا این‌قدر خونی هستی؟

409
00:21:31,360 --> 00:21:33,630
‫من با کسی دعوا نکردم.

410
00:21:33,680 --> 00:21:34,870
‫یه جراحت جزئیه.

411
00:21:34,920 --> 00:21:37,350
‫جزئی؟ با این همه خون؟

412
00:21:37,400 --> 00:21:39,830
‫ردا تنت بود؟

413
00:21:39,880 --> 00:21:41,520
‫ردای خودم؟

414
00:21:42,920 --> 00:21:43,870
‫خب...

415
00:21:43,920 --> 00:21:44,990
‫تو اتاق مطالعه جا گذاشتمش.

416
00:21:45,040 --> 00:21:46,150
‫خیلی کثیف بود.

417
00:21:46,200 --> 00:21:48,190
‫بعدا بندازش دور.

418
00:21:48,240 --> 00:21:49,430
‫یعنی می‌گی دعوا نکردی؟

419
00:21:49,480 --> 00:21:51,790
‫این جاهای زخم رو نگاه کن.

420
00:21:51,840 --> 00:21:53,350
‫این بار مزاحم کدوم دختری شدی؟

421
00:21:53,400 --> 00:21:55,630
‫بالاخره یکی رو عصبانی کردی
‫که نباید می‌کردی.

422
00:21:55,680 --> 00:21:59,320
‫می‌شه این‌قدر بهم توهین نکنی؟

423
00:22:01,120 --> 00:22:03,280
‫می‌خوام چیز خیلی خفنی نشونتون بدم.

424
00:22:04,120 --> 00:22:07,240
‫- باز کنین!
‫- کجا گذاشتمش؟

425
00:22:14,200 --> 00:22:16,720
‫دیشب کسی خونه بود؟

426
00:22:24,440 --> 00:22:27,000
‫اون جراحات واسه چیه؟

427
00:22:28,320 --> 00:22:29,350
‫دیشب،

428
00:22:29,400 --> 00:22:31,030
‫در حین جمع‌آوری گیاهان زخمی شدم.

429
00:22:31,080 --> 00:22:33,390
‫شبانه گیاه جمع می‌کردی؟

430
00:22:33,440 --> 00:22:35,230
‫کی رو گول می‌زنی؟

431
00:22:35,280 --> 00:22:37,510
‫تو دیشب دختر همسایه رو کشتی؟

432
00:22:37,560 --> 00:22:38,790
‫چی؟

433
00:22:38,840 --> 00:22:41,590
‫- دختر همسایه؟
‫- خودت رو به اون راه نزن. تو کشتیش؟

434
00:22:41,640 --> 00:22:43,870
‫اشتباهی نشده؟

435
00:22:43,920 --> 00:22:47,350
‫عمرا اگه ارباب جوان ما
‫کسی رو بکشه.

436
00:22:47,400 --> 00:22:50,590
‫سلاح قتل و لباس خونیش رو پیدا کردم.

437
00:22:50,640 --> 00:22:52,030
‫این چیه؟

438
00:22:52,080 --> 00:22:53,830
‫اون مال... آهای!

439
00:22:53,880 --> 00:22:56,070
‫- اون مال...
‫- چرا دستگیرش می‌کنین؟

440
00:22:56,120 --> 00:22:59,160
‫- نباید همین‌جوری ببرینش!
‫- شما...

441
00:23:00,480 --> 00:23:01,910
‫نباید من رو ببرین!

442
00:23:01,960 --> 00:23:04,840
‫چرا این کار رو می‌کنین؟
‫هیچ مدرکی دارین؟

443
00:23:12,720 --> 00:23:14,880
‫داداش!

444
00:23:23,200 --> 00:23:25,350
‫حکم نهایی پرونده این بود...

445
00:23:25,400 --> 00:23:28,870
‫که داداشم از اون دختر زیبا خوشش اومده بود
‫و مزاحمش شده بود.

446
00:23:28,920 --> 00:23:30,870
‫دختره با تمام قوا مقاومت کرد...

447
00:23:30,920 --> 00:23:32,950
‫و داداشم تصادفی کشتش.

448
00:23:33,000 --> 00:23:34,190
‫داداشت و اون دختر...

449
00:23:34,240 --> 00:23:37,030
‫قبلا ارتباطی داشتن؟

450
00:23:37,080 --> 00:23:39,430
‫فقط چند بار دیده بودم حرف بزنن.

451
00:23:39,480 --> 00:23:41,590
‫ولی شنیدم شو آن شهادت داده بود...

452
00:23:41,640 --> 00:23:44,030
‫که چند بار شاهد بود
‫داداشم مزاحمش شده بود.

453
00:23:44,080 --> 00:23:46,390
‫حرفش حقیقت داره؟

454
00:23:46,440 --> 00:23:48,390
‫اون دختر زیبا بود.

455
00:23:48,440 --> 00:23:52,990
‫من هم شاهد بودم که داداشم
‫می‌خواست باهاش صمیمی بشه.

456
00:23:53,040 --> 00:23:55,480
‫خوب حفظش کن.

457
00:24:03,600 --> 00:24:04,910
‫خانم.

458
00:24:04,960 --> 00:24:05,990
‫خانم.

459
00:24:06,040 --> 00:24:08,670
‫شما تازه از خارج شهر برگشتین، مگه نه؟

460
00:24:08,720 --> 00:24:10,760
‫تو از کجا فهمیدی؟

461
00:24:14,600 --> 00:24:17,030
‫گل روی سرتون افتاده.

462
00:24:17,080 --> 00:24:18,790
‫می‌شه از این نوع گل
‫به عنوان دارو استفاده کرد.

463
00:24:18,840 --> 00:24:20,470
‫فقط تو کوهستان بیرون شهر پیدا می‌شه.

464
00:24:20,520 --> 00:24:22,430
‫تو طبابت بلدی؟

465
00:24:22,480 --> 00:24:23,510
‫معلومه.

466
00:24:23,560 --> 00:24:25,070
‫از شونزده سالگی...

467
00:24:25,120 --> 00:24:26,870
‫بیمار درمان می‌کنم.

468
00:24:26,920 --> 00:24:28,830
‫من هر روز می‌بینمتون
‫که از اینجا رد می‌شین،

469
00:24:28,880 --> 00:24:30,870
‫انگار همیشه خیلی غمگینین.

470
00:24:30,920 --> 00:24:33,480
‫این‌قدر نگران چی هستین؟

471
00:24:35,080 --> 00:24:37,510
‫خانم، اگه تو دردسر افتادین،
‫باید به من بگین.

472
00:24:37,560 --> 00:24:39,550
‫همسایه‌ها باید به هم کمک کنن.
‫خواهش می‌کنم!

473
00:24:39,600 --> 00:24:41,800
‫اگه کاری داشتین،

474
00:24:42,440 --> 00:24:44,590
‫فقط به من بگین.

475
00:24:44,640 --> 00:24:46,870
‫اصلا مایل نیست باهات صحبت کنه.

476
00:24:46,920 --> 00:24:49,430
‫بی‌خیال شو دیگه.

477
00:24:49,480 --> 00:24:51,590
‫ندیدی چقدر نگران بود؟

478
00:24:51,640 --> 00:24:53,390
‫حتما مشکلاتی داره.

479
00:24:53,440 --> 00:24:54,470
‫ضمنا،

480
00:24:54,520 --> 00:24:55,750
‫ما همسایه‌ایم.

481
00:24:55,800 --> 00:24:57,470
‫اون خانم جوانیه.

482
00:24:57,520 --> 00:24:58,950
‫نباید ابراز نگرانی کنم؟

483
00:24:59,000 --> 00:25:01,350
‫اگه زشت بود،

484
00:25:01,400 --> 00:25:03,230
‫باز هم این‌قدر مشتاق بودی کمکش کنی؟

485
00:25:03,280 --> 00:25:06,270
‫مرد زشت داریم، ولی هیچ زن زشتی نداریم.

486
00:25:06,320 --> 00:25:08,830
‫بچه چه می‌فهمه؟

487
00:25:08,880 --> 00:25:10,790
‫حواست رو جمع کن تا جدول
‫طب سوزنیت رو حفظ کنی.

488
00:25:10,840 --> 00:25:14,080
‫این سریع‌ترین راه حفظ کردنشه.

489
00:25:15,400 --> 00:25:16,350
‫با این حال،

490
00:25:16,400 --> 00:25:18,630
‫دلیل نمی‌شه قاتل بوده باشه.

491
00:25:18,680 --> 00:25:19,670
‫ژان،

492
00:25:19,720 --> 00:25:21,640
‫نظر تو چیه؟

493
00:25:22,720 --> 00:25:26,350
‫گفتی سلاح قتل که خنجر بود
‫تو خونه شما پیدا شد.

494
00:25:26,400 --> 00:25:29,630
‫اگه داداشت واقعا در اون حال کنترلش رو
‫از دست می‌داد و همسایه رو می‌کشت...

495
00:25:29,680 --> 00:25:30,830
‫و می‌دونست...

496
00:25:30,880 --> 00:25:32,670
‫سلاح رو برگردونه و قایمش کنه،

497
00:25:32,720 --> 00:25:35,310
‫پس قطعا اون‌قدر عقلش سر حالش بوده
‫که بدونه چه خبره.

498
00:25:35,360 --> 00:25:37,790
‫در اون صورت، باید سریعا
‫خونش رو می‌شست...

499
00:25:37,840 --> 00:25:39,790
‫و سلاح و لباس خونی رو خاک می‌کرد.

500
00:25:39,840 --> 00:25:40,790
‫چطور ممکن بود جرئت کنه...

501
00:25:40,840 --> 00:25:43,670
‫راحت تو تخت دراز بکشه و بخوابه؟

502
00:25:43,720 --> 00:25:46,190
‫راست می‌گی.
‫الان که فکر می‌کنم،

503
00:25:46,240 --> 00:25:48,590
‫اون کار واقعا مشکوکه.

504
00:25:48,640 --> 00:25:50,920
‫دقیقا همون موقع، من...

505
00:26:02,440 --> 00:26:03,390
‫اتاق داخلی...

506
00:26:03,440 --> 00:26:05,600
‫باید اتاق مطالعه باشه.

507
00:26:23,080 --> 00:26:33,080
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

508
00:26:50,560 --> 00:26:51,550
‫داداش بای.

509
00:26:51,600 --> 00:26:53,030
‫این کتاب اسم نداره.

510
00:26:53,080 --> 00:26:55,990
‫- ممکنه یادداشت‌های داداشت باشه؟
‫- نگاه نکن!

511
00:26:56,040 --> 00:26:56,990
‫چرا؟

512
00:26:57,040 --> 00:26:59,000
‫اِم...

513
00:27:10,000 --> 00:27:11,070
‫خب...

514
00:27:11,120 --> 00:27:13,360
‫من بیرون منتظرتون می‌مونم.

515
00:27:18,120 --> 00:27:22,630
‫- چطور ممکنه این در دسترس باشه؟
‫- داداشم چندین کتاب عین این داشت.

516
00:27:22,680 --> 00:27:24,430
‫من از کجا بدونم؟
‫من که اونجا نذاشته بودمش.

517
00:27:24,480 --> 00:27:25,790
‫صدات رو بلند نکن.

518
00:27:25,840 --> 00:27:27,110
‫ممکنه خانم هو بشنوه.

519
00:27:27,160 --> 00:27:28,190
‫گوشش خیلی تیزه،

520
00:27:28,240 --> 00:27:30,840
‫هرچقدر هم آروم حرف بزنم،
‫به هر حال می‌شنوه.

521
00:28:45,840 --> 00:28:47,790
‫اینجا کلی لکه خون هست.

522
00:28:47,840 --> 00:28:50,990
‫حتما اون دختر مرگ دردناکی داشت.

523
00:28:51,040 --> 00:28:53,830
‫دادگاه گفت بیرون خونه
‫آثار گاز بی‌هوشی پیدا کرده بودن.

524
00:28:53,880 --> 00:28:56,910
‫گفتن دختره بیدار شد
‫و با تمام قوا مقاومت کرد.

525
00:28:56,960 --> 00:29:00,520
‫داداشم با یه خنجر بارها بهش حمله کرد.

526
00:29:04,240 --> 00:29:08,400
‫حتی دزد و قاتلان تازه‌کار هم
‫به ندرت گاز بی‌هوشی رو خراب می‌کنن.

527
00:29:09,160 --> 00:29:10,950
‫شما چند نسله تو کار طبابتین.

528
00:29:11,000 --> 00:29:13,160
‫چطور ممکنه خرابش کنین؟

529
00:29:17,120 --> 00:29:18,470
‫ارباب ژان!

530
00:29:18,520 --> 00:29:20,310
‫ارباب ژان!

531
00:29:20,360 --> 00:29:21,430
‫لطفا زود با من بیاین.

532
00:29:21,480 --> 00:29:23,400
‫مینگ ژون‌اِر رو نجات بدین.

533
00:29:25,280 --> 00:29:27,830
‫فقط چند ساله اینجا کار می‌کنین.

534
00:29:27,880 --> 00:29:28,990
‫اگه من نبودم،

535
00:29:29,040 --> 00:29:31,590
‫نمی‌دونستین اون دو داداش چه‌جوری‌ان.

536
00:29:31,640 --> 00:29:33,030
‫در قدیم، داداش بزرگش...

537
00:29:33,080 --> 00:29:35,950
‫تو یه پرونده قتل نقش داشت.

538
00:29:36,000 --> 00:29:38,790
‫در گذشته، خدمتکاری به نام آ می وجود داشت.

539
00:29:38,840 --> 00:29:41,630
‫هر بار جین شوئه ون می‌دیدش،
‫با تمام قوا دنبالش می‌افتاد.

540
00:29:41,680 --> 00:29:45,070
‫مدام می‌گفت چقدر خوشگله.

541
00:29:45,120 --> 00:29:48,790
‫عین افسانه‌ها ازش تعریف می‌کرد.
‫انگار آسمانی و دست‌نیافتنیه.

542
00:29:48,840 --> 00:29:50,670
‫ولی آ می هیچ‌وقت نادیده نگرفتش.

543
00:29:50,720 --> 00:29:53,470
‫بعدش پرروتر شد...

544
00:29:53,520 --> 00:29:56,360
‫و کارهاش رو ادامه داد.

545
00:29:57,680 --> 00:30:01,870
‫آ می وحشت کرده بود.
‫بعد از چند ماه، استعفا داد و رفت خونه.

546
00:30:01,920 --> 00:30:03,790
‫با چنین شخصیتی،

547
00:30:03,840 --> 00:30:04,870
‫واقعا ممکنه مقامات...

548
00:30:04,920 --> 00:30:06,550
‫در حقش جفا کرده باشن؟

549
00:30:06,600 --> 00:30:08,550
‫حتی یه داداش کوچک‌تر داره...

550
00:30:08,600 --> 00:30:10,270
‫که تو دنیای هنرهای رزمی می‌چرخه.

551
00:30:10,320 --> 00:30:11,670
‫به چه دردی می‌خوره؟

552
00:30:11,720 --> 00:30:14,440
‫کلی کار بد ازش بر میاد.

553
00:30:15,760 --> 00:30:17,310
‫ببینین چه خدمتکارهایی آورده.

554
00:30:17,360 --> 00:30:21,560
‫ای دله‌دزد کثافت!

555
00:30:23,120 --> 00:30:24,390
‫با چه رویی به من زل می‌زنی؟

556
00:30:24,440 --> 00:30:27,680
‫چشمت رو از جا در میارم!

557
00:30:29,120 --> 00:30:30,720
‫ارباب جوان.

558
00:30:32,200 --> 00:30:33,470
‫چیکار می‌کنین؟

559
00:30:33,520 --> 00:30:35,480
‫چیکار می‌کنین؟

560
00:30:38,280 --> 00:30:39,910
‫حالت خوبه؟ چیزیت شده؟

561
00:30:39,960 --> 00:30:41,870
‫نگران نباشین. هیچیم نشده.

562
00:30:41,920 --> 00:30:43,270
‫اون پیرمرد برام پاپوش دوخته.

563
00:30:43,320 --> 00:30:44,390
‫من هیچی ندزدیدم.

564
00:30:44,440 --> 00:30:45,870
‫من برات پاپوش دوختم؟

565
00:30:45,920 --> 00:30:48,390
‫من مچت رو گرفتم،
‫ولی باز هم انکار می‌کنی؟

566
00:30:48,440 --> 00:30:50,270
‫می‌گی مچش رو گرفتی.

567
00:30:50,320 --> 00:30:53,070
‫جنس دزدی کجاست؟
‫چیزی پیدا کردی؟

568
00:30:53,120 --> 00:30:56,190
‫داشت دزدکی تو عمارت کتابخونه می‌چرخید.

569
00:30:56,240 --> 00:30:58,910
‫- معلومه می‌خواست یه چیزی بدزده.
‫- ولی من که اصلا وارد نشدم.

570
00:30:58,960 --> 00:31:03,070
‫حالا که این‌قدر مطمئنی یه چیزی دزدیده،
‫باید بریم پیش مقامات تا حلش کنیم.

571
00:31:03,120 --> 00:31:05,230
‫اگه دروغ بگی، مجازات می‌شی.

572
00:31:05,280 --> 00:31:06,560
‫تو...

573
00:31:08,760 --> 00:31:10,990
‫شما دستم رو مجروح کردین!

574
00:31:11,040 --> 00:31:14,230
‫- درد می‌کنه! نمی‌تونم تکونش بدم!
‫- تو ارزش وقت من رو نداری.

575
00:31:14,280 --> 00:31:16,710
‫ارباب جوان، خیلی وقته
‫که جین ژن پینگ اون توئه.

576
00:31:16,760 --> 00:31:19,840
‫می‌ترسم اتفاق بدی افتاده باشه.
‫بریم یه نگاهی بندازیم.

577
00:31:21,040 --> 00:31:22,670
‫چیکار می‌کنین؟

578
00:31:22,720 --> 00:31:25,870
‫باز هم کتک می‌خوای؟

579
00:31:25,920 --> 00:31:27,070
‫باشه.

580
00:31:27,120 --> 00:31:29,720
‫باشه، وایستا ببینم!

581
00:31:30,360 --> 00:31:31,310
‫برین بیرون.

582
00:31:31,360 --> 00:31:33,390
‫همگی برین بیرون!

583
00:31:33,440 --> 00:31:36,070
‫از این به بعد کسی حق نداره
‫به تالار جوجینگ بره.

584
00:31:36,120 --> 00:31:38,150
‫اگه کسی جرئت کنه
‫باهاشون حرف بزنه،

585
00:31:38,200 --> 00:31:41,120
‫خودم پاش رو می‌شکونم!

586
00:31:57,720 --> 00:32:00,830
‫جلوی تالار چینگهوی کلی داستان درست کردی.

587
00:32:00,880 --> 00:32:03,990
‫الان همه دارن حرف می‌زنن.

588
00:32:04,040 --> 00:32:07,310
‫فقط می‌تونم از بابابزرگ شو بخوام
‫به همه داستانی بگه...

589
00:32:07,360 --> 00:32:09,230
‫که همه بدونن...

590
00:32:09,280 --> 00:32:11,470
‫جین شوئه ون چه آدمی بود.

591
00:32:11,520 --> 00:32:13,350
‫حالا که تو به فکر اعتبارت نیستی،

592
00:32:13,400 --> 00:32:14,990
‫در خفا اینجا بمون.

593
00:32:15,040 --> 00:32:16,230
‫باز هم بگرد.

594
00:32:16,280 --> 00:32:18,960
‫هرچی دنبالشی پیدا کن.

595
00:32:24,960 --> 00:32:26,990
‫من الان داشتم...

596
00:32:27,040 --> 00:32:28,430
‫به یه سری نسخه قدیمی...

597
00:32:28,480 --> 00:32:30,600
‫که یه گوشه خاک گرفته بودن
‫رسیدگی می‌کردم.

598
00:32:31,240 --> 00:32:34,710
‫همون موقع یادم اومد
‫یه‌بار بیماری رو درمان کرده بودم.

599
00:32:34,760 --> 00:32:36,910
‫اون هم از دنیای هنرهای رزمی بود.

600
00:32:36,960 --> 00:32:39,630
‫اون هم با یموتین مسموم شده بود.

601
00:32:39,680 --> 00:32:41,230
‫به وضوح یادمه...

602
00:32:41,280 --> 00:32:42,510
‫که اون موقع،

603
00:32:42,560 --> 00:32:46,710
‫حداکثر یه ساعت به‌هوش مونده بود.

604
00:32:46,760 --> 00:32:48,150
‫باقی اوقات...

605
00:32:48,200 --> 00:32:51,950
‫تو چرخه ناتمام توهمات اسیر شده بود.

606
00:32:52,000 --> 00:32:54,670
‫در نهایت، تو توهماتش گم شد...

607
00:32:54,720 --> 00:32:56,880
‫و خودکشی کرد.

608
00:32:59,640 --> 00:33:02,630
‫پادزهر خیلی دیر بهش رسید.
‫هیچ دارویی نتونست نجاتش بده.

609
00:33:02,680 --> 00:33:05,040
‫واسه همین تهش اون‌جوری شد.

610
00:33:06,200 --> 00:33:07,750
‫دو برادر سوگندخورده تو...

611
00:33:07,800 --> 00:33:09,150
‫عاقبتشون عین اون نمی‌شه، مگه نه؟

612
00:33:09,200 --> 00:33:10,750
‫چند وقته مسموم شدن؟

613
00:33:10,800 --> 00:33:12,510
‫پادزهرش رو تحویل بده!

614
00:33:12,560 --> 00:33:13,910
‫کشتن من...

615
00:33:13,960 --> 00:33:17,830
‫با مرگ برادران سوگندخورده‌ات فرقی نداره،

616
00:33:17,880 --> 00:33:19,550
‫عین پونزده سال پیش...

617
00:33:19,600 --> 00:33:23,160
‫که شخصا شانس زنده موندن
‫داداشت رو از بین بردی.

618
00:33:26,760 --> 00:33:28,470
‫تو بارها و بارها...

619
00:33:28,520 --> 00:33:31,150
‫به خونه قدیمی رفتی.

620
00:33:31,200 --> 00:33:33,320
‫چیزی پیدا کردی؟

621
00:33:35,920 --> 00:33:39,470
‫داداشت زیر خاکه.

622
00:33:39,520 --> 00:33:41,230
‫الان دنبال عدالتی؟

623
00:33:41,280 --> 00:33:43,760
‫خیلی دیره.

624
00:33:45,760 --> 00:33:48,390
‫از اولین جلسه دادگاه
‫تا اعلام حکم نهایی،

625
00:33:48,440 --> 00:33:50,510
‫یه‌بار هم پیدات نشده بود.

626
00:33:50,560 --> 00:33:53,510
‫خیال می‌کردم خودت...

627
00:33:53,560 --> 00:33:57,000
‫حکم داداشت رو صادر کردی.
‫قبل از قاضی.

628
00:34:00,280 --> 00:34:01,910
‫واقعا نمی‌شه کتاب رو
‫با جلدش قضاوت کرد.

629
00:34:01,960 --> 00:34:04,230
‫چنین زن جوانی
‫این‌جوری بدبخت شد.

630
00:34:04,280 --> 00:34:07,590
‫مرگ در زنجیر هم براش کمه.

631
00:34:07,640 --> 00:34:09,270
‫حتما اون کوچکه هم به درد نمی‌خوره.

632
00:34:09,320 --> 00:34:11,230
‫یعنی ذات اون هم فاسد و کثیفه؟

633
00:34:11,280 --> 00:34:13,190
‫- حتما عین همن.
‫- دقیقا.

634
00:34:13,240 --> 00:34:15,230
‫- عوضی!
‫- بهش سنگ بزنین!

635
00:34:15,280 --> 00:34:18,110
‫- بهش سنگ بزنین!
‫- بهش سنگ بزنین!

636
00:34:18,160 --> 00:34:19,230
‫بسه!

637
00:34:19,280 --> 00:34:20,830
‫چیکار می‌کنین؟ برین ببینم!

638
00:34:20,880 --> 00:34:22,550
‫برین بیرون! برین!

639
00:34:22,600 --> 00:34:24,760
‫برین!

640
00:34:34,640 --> 00:34:36,470
‫هماهنگی مراسم ختم داداشت...

641
00:34:36,520 --> 00:34:39,040
‫داره تموم می‌شه.

642
00:34:39,760 --> 00:34:41,590
‫به یکی گفتم عریضه بنویسه.

643
00:34:41,640 --> 00:34:43,350
‫ببینم درسته یا نه.

644
00:34:43,400 --> 00:34:45,830
‫می‌خواستم از خاندان جین کمک بگیرم،

645
00:34:45,880 --> 00:34:48,270
‫ولی همه‌شون ازم اجتناب می‌کنن.

646
00:34:48,320 --> 00:34:49,470
‫لعنت بهشون!

647
00:34:49,520 --> 00:34:52,600
‫اصلا ارتباط خانوادگی براشون مهم نیست.

648
00:34:55,120 --> 00:34:56,830
‫من دارم پیر و فرتوت می‌شم.

649
00:34:56,880 --> 00:34:58,790
‫تو هنوز خیلی بچه‌ای.

650
00:34:58,840 --> 00:35:01,310
‫چطور می‌خوای این چیزها رو درک کنی؟

651
00:35:01,360 --> 00:35:02,390
‫دو روز دیگه،

652
00:35:02,440 --> 00:35:04,150
‫می‌ری...

653
00:35:04,200 --> 00:35:07,000
‫تو دادگاه ولایتی و شهادت می‌دی.

654
00:35:09,040 --> 00:35:11,110
‫نمی‌خوای بری؟

655
00:35:11,160 --> 00:35:13,990
‫به نظرت اتهام جیو لانگ اشتباه نیست؟

656
00:35:14,040 --> 00:35:15,910
‫درسته که جیو لانگ آوازه خوبی نداشت،

657
00:35:15,960 --> 00:35:17,950
‫ولی عمرا اگه چنین کارهای...

658
00:35:18,000 --> 00:35:20,760
‫بی‌رحمانه و وحشیانه‌ای بکنه.

659
00:35:33,760 --> 00:35:35,670
‫حتی تو هم حرف داداشت رو
‫باور نمی‌کردی.

660
00:35:35,720 --> 00:35:37,630
‫ما چرا باور کنیم؟

661
00:35:37,680 --> 00:35:39,070
‫می‌خوای طلبت رو بگیری؟

662
00:35:39,120 --> 00:35:40,910
‫خیال کردی حقته؟

663
00:35:40,960 --> 00:35:43,990
‫کسی که بیش از همه مدیون جین شوئه ونه،

664
00:35:44,040 --> 00:35:45,910
‫خودتی...

665
00:35:45,960 --> 00:35:47,710
‫جین یوئه ون.

666
00:35:47,760 --> 00:35:49,310
‫اگه واقعا عدالت انجام نشده،

667
00:35:49,360 --> 00:35:51,710
‫کسی که مدیون داداششه،
‫قاتل اصلی...

668
00:35:51,760 --> 00:35:53,870
‫و دادگاه شهرستانه
‫که به اشتباه محکومش کرد.

669
00:35:53,920 --> 00:35:56,270
‫نمی‌تونی بگی تقصیر یه بچه ده‌ساله بود.

670
00:35:56,320 --> 00:36:00,110
‫بچه بودنش دلیل می‌شه
‫ازش دفاع کنی؟

671
00:36:00,160 --> 00:36:01,430
‫من به وضوح یادمه.

672
00:36:01,480 --> 00:36:05,350
‫اون بچه ده‌ساله اون موقع بلد بود
‫جلوی خونه‌مون زانو بزنه...

673
00:36:05,400 --> 00:36:08,600
‫و زیر بارون واسه قرص افسوس التماس کنه.

674
00:36:09,240 --> 00:36:12,390
‫من باور نمی‌کنم وقتی جین شوئه ون
‫در بستر مرگ بود،

675
00:36:12,440 --> 00:36:15,910
‫واقعا به مرگ و زندگی داداشش اهمیت می‌داد.

676
00:36:15,960 --> 00:36:18,350
‫احتمالا فقط می‌ترسید
‫مردم بهش نقد وارد کنن.

677
00:36:18,400 --> 00:36:19,990
‫فقط نقش بازی می‌کرد.

678
00:36:20,040 --> 00:36:22,790
‫اون‌جوری، دل عمه چهارم به حالش سوخت.

679
00:36:22,840 --> 00:36:24,630
‫می‌خواست تو عمارت نگهش داره...

680
00:36:24,680 --> 00:36:26,950
‫و بزرگش کنه.

681
00:36:27,000 --> 00:36:27,990
‫بای یوتانگ،

682
00:36:28,040 --> 00:36:31,630
‫- با یه تیر دو نشون زد. خیلی خوب بود.
‫- خفه شو!

683
00:36:31,680 --> 00:36:33,310
‫اگه یه کلمه دیگه بگی،

684
00:36:33,360 --> 00:36:36,240
‫من جای بای ادبت می‌کنم.

685
00:36:39,400 --> 00:36:41,880
‫می‌خواین باهاش دوست باشین؟

686
00:36:42,800 --> 00:36:43,870
‫ارزشش رو داره؟

687
00:36:43,920 --> 00:36:46,110
‫مردی که حتی به داداش خودش
‫اعتماد نمی‌کنه،

688
00:36:46,160 --> 00:36:48,560
‫به شما که دوستشین اعتماد می‌کنه؟

689
00:36:56,760 --> 00:36:59,440
‫می‌خوام یه مدت تنها باشم.

690
00:37:17,760 --> 00:37:21,950
‫[تالار چینگهوی]

691
00:37:22,000 --> 00:37:24,400
‫بریم عمه چهارم رو پیدا کنیم.

692
00:37:26,560 --> 00:37:28,920
‫شما دوتا اول برگردین مهمانسرا.

693
00:37:32,120 --> 00:37:33,230
‫عمه جان.

694
00:37:33,280 --> 00:37:34,790
‫در راستای پادزهر سم یموتین...

695
00:37:34,840 --> 00:37:37,160
‫پیشرفتی حاصل شد؟

696
00:37:39,080 --> 00:37:40,230
‫گمون نکنم...

697
00:37:40,280 --> 00:37:42,790
‫بتونم کمکت کنم.

698
00:37:42,840 --> 00:37:46,310
‫شنیدم هفدهم جوان امروز باز هم
‫با سان لانگ بحث شدیدی داشت.

699
00:37:46,360 --> 00:37:47,710
‫سعی می‌کنم باز هم قانعش کنم.

700
00:37:47,760 --> 00:37:48,790
‫عمه جان.

701
00:37:48,840 --> 00:37:50,670
‫داداش بای به اون پادزهر نیاز داره،

702
00:37:50,720 --> 00:37:53,120
‫نه به حرف قشنگ.

703
00:37:56,280 --> 00:37:58,590
‫شما جون ژان رو نجات دادی.

704
00:37:58,640 --> 00:37:59,710
‫داداش بای هم...

705
00:37:59,760 --> 00:38:02,960
‫خیلی ازتون سپاس‌گزاره که در کودکی
‫ازش مراقبت کردین.

706
00:38:03,520 --> 00:38:04,990
‫اون‌ها نمی‌خوان تند صحبت کنن،

707
00:38:05,040 --> 00:38:07,470
‫پس من می‌کنم.

708
00:38:07,520 --> 00:38:09,430
‫سال‌ها پیش، بعد از غرق شدن کشتی،

709
00:38:09,480 --> 00:38:12,110
‫چرا به جست‌وجوی بای ادامه ندادین؟

710
00:38:12,160 --> 00:38:14,430
‫یعنی امیدوار بودین اونجا مرده باشه؟

711
00:38:14,480 --> 00:38:15,550
‫نه.

712
00:38:15,600 --> 00:38:17,150
‫معلومه که نه.

713
00:38:17,200 --> 00:38:18,990
‫چه تعمدی چه نه،

714
00:38:19,040 --> 00:38:21,030
‫خاندان جین رهاش کرد
‫تا تنهایی بچرخه.

715
00:38:21,080 --> 00:38:23,390
‫این خانواده بهش مدیونه.

716
00:38:23,440 --> 00:38:27,120
‫نباید تمام تلاشتون رو بکنین
‫تا جبران کنین؟

717
00:38:33,040 --> 00:38:37,030
‫داداش بای این‌بار درخواست
‫غیرمنطقی نکرده.

718
00:38:37,080 --> 00:38:40,550
‫فقط از خاندان جین خواسته
‫جون برادران سوگندخورده‌اش رو نجات بدن.

719
00:38:40,600 --> 00:38:43,710
‫اما جین ژن پینگ پادزهر رو نگه داشته
‫و قبول نمی‌کنه کمک کنه.

720
00:38:43,760 --> 00:38:47,230
‫حتی بزرگان خاندان جین هم
‫دارن این ماجرا رو نادیده می‌گیرن.

721
00:38:47,280 --> 00:38:49,510
‫یعنی خاندان طبیبان...

722
00:38:49,560 --> 00:38:52,790
‫همیشه این‌قدر در نجات جون دیگران
‫غفلت می‌کنه؟

723
00:38:52,840 --> 00:38:55,600
‫یا نکنه واسه اینه که بای یوتانگه؟

724
00:38:56,640 --> 00:39:00,230
‫قبلا از بای یوتانگ پرسیدین
‫وقتی اینجا نبود زیاد عذاب کشیده یا نه.

725
00:39:00,280 --> 00:39:01,710
‫اون بهتون گفت...

726
00:39:01,760 --> 00:39:03,550
‫گذشته‌ها گذشته.

727
00:39:03,600 --> 00:39:05,390
‫ولی اصلا با خودتون گفتی...

728
00:39:05,440 --> 00:39:06,950
‫بچه ده‌ساله...

729
00:39:07,000 --> 00:39:08,670
‫چه سختی‌هایی کشیده...

730
00:39:08,720 --> 00:39:11,390
‫تا تنهایی زنده بمونه؟

731
00:39:11,440 --> 00:39:12,950
‫به هیچ‌کدومشون اشاره نکرد،

732
00:39:13,000 --> 00:39:14,430
‫چون نمی‌خواست شما ناراحت بشین.

733
00:39:14,480 --> 00:39:15,990
‫نگران برادران سوگندخورده‌اشه،

734
00:39:16,040 --> 00:39:18,510
‫اما برای پادزهر به شما اصرار نکرد.

735
00:39:18,560 --> 00:39:20,830
‫می‌ترسید شما رو تحت فشار بذاره.

736
00:39:20,880 --> 00:39:22,600
‫من...

737
00:39:34,960 --> 00:39:37,840
‫دنبال چی می‌گردین؟

738
00:39:38,920 --> 00:39:42,710
‫خدمتکار شو گفت بای یوتانگ می‌کشه،
‫آتش می‌زنه و از هیچی نمی‌ترسه.

739
00:39:42,760 --> 00:39:45,070
‫شما جلوی مردم خیلی تحقیرش کردین.

740
00:39:45,120 --> 00:39:48,030
‫تو جاده میاد ازتون انتقام بگیره.

741
00:39:48,080 --> 00:39:49,470
‫اما شما باز هم خواستین...

742
00:39:49,520 --> 00:39:52,950
‫از چنین راه دورافتاده‌ای برین بیمار ببینین.

743
00:39:53,000 --> 00:39:55,390
‫اگه جرئت می‌کنه...

744
00:39:55,440 --> 00:39:58,710
‫تو روز روشن بیاد، بذار بیاد.

745
00:39:58,760 --> 00:40:01,710
‫اگه پیداش نشه،
‫تحقیرش می‌کنم.

746
00:40:01,760 --> 00:40:03,190
‫مگه پادزهر رو نمی‌خواد؟

747
00:40:03,240 --> 00:40:06,030
‫مگه نمی‌خواد با حمله به خاندان جین
‫انتقام جین شوئه ون رو بگیره؟

748
00:40:06,080 --> 00:40:07,230
‫بیا دیگه!

749
00:40:07,280 --> 00:40:10,920
‫فقط حرفش رو نزن. عمل کن.

750
00:40:52,320 --> 00:40:54,030
‫رئیس.

751
00:40:54,080 --> 00:40:55,470
‫من خیلی خسته‌ام.

752
00:40:55,520 --> 00:40:58,000
‫چرا این‌قدر تند راه می‌رین؟

753
00:40:59,520 --> 00:41:01,110
‫بسه.

754
00:41:01,160 --> 00:41:02,390
‫من نمی‌خوام بکشمش.

755
00:41:02,440 --> 00:41:04,190
‫من جین ژن پینگ رو می‌شناسم.

756
00:41:04,240 --> 00:41:06,790
‫فرمول‌های عمارت کتابخونه
‫حاصل یه عمر زحمتش هستن.

757
00:41:06,840 --> 00:41:08,350
‫چطور ممکنه طاقت بیاره
‫که آتششون بزنه؟

758
00:41:08,400 --> 00:41:11,430
‫تعقیبش کردم تا بفهمم
‫حرکت بعدیش دقیقا چیه...

759
00:41:11,480 --> 00:41:13,630
‫و فرمول‌هایی که پنهان کرده رو پیدا کنم.

760
00:41:13,680 --> 00:41:15,590
‫ولی در نظر گرفتی...

761
00:41:15,640 --> 00:41:17,190
‫که حتما دام پهن کردن...

762
00:41:17,240 --> 00:41:18,990
‫تا بذارن تعقیبشون کنی؟

763
00:41:19,040 --> 00:41:21,110
‫خیلی وقت بود دیده بودم
‫اون‌ها دنبال مان.

764
00:41:21,160 --> 00:41:24,590
‫افراد فرقه تانگ اصلا در حد تو نیستن.

765
00:41:24,640 --> 00:41:27,630
‫قبوله. این‌قدر با جین ژن پینگ
‫وقت تلف نکن.

766
00:41:27,680 --> 00:41:30,440
‫ما فرمول پادزهر رو داریم.

767
00:41:33,920 --> 00:41:35,550
‫خودم یکی رو فرستادم...

768
00:41:35,600 --> 00:41:37,870
‫تا یه نسخه به جزیره شیانکونگ بفرسته.

769
00:41:37,920 --> 00:41:39,110
‫این فرمول از کجا اومده؟

770
00:41:39,160 --> 00:41:40,350
‫عمه چهارم بهمون داد.

771
00:41:40,400 --> 00:41:43,030
‫باید بابتش از خانم هو تشکر کنی.

772
00:41:43,080 --> 00:41:45,720
‫اون عمه چهارم رو متقاعد کرد.

773
00:41:46,880 --> 00:41:48,630
‫وقتی عمه چهارم برامون فرستادش،

774
00:41:48,680 --> 00:41:51,230
‫گفت بعد از مراجعه به متون باستانی
‫فرمولش رو نوشت.

775
00:41:51,280 --> 00:41:53,990
‫هیچ ربطی به جین ژن پینگ نداره.

776
00:41:54,040 --> 00:41:57,110
‫هنوز داره از جین ژن پینگ محافظت می‌کنه.

777
00:41:57,160 --> 00:41:59,430
‫ولش کن. همین که فرمول رو به دست آوردیم
‫خیلی نادره.

778
00:41:59,480 --> 00:42:00,870
‫باید سریع برم
‫از خانم هو تشکر کنم.

779
00:42:00,920 --> 00:42:01,990
‫نه فقط از اون.

780
00:42:02,040 --> 00:42:05,270
‫مینگ ژون‌اِر هنوز ناراحته
‫که اتهام اشتباه بهش وارد شده.

781
00:42:05,320 --> 00:42:06,510
‫تو که یادت نرفته...

782
00:42:06,560 --> 00:42:08,590
‫بهش قول دادی براش جبران کنی، مگه نه؟

783
00:42:08,640 --> 00:42:11,510
‫چرا زودتر نگفتی؟
‫باید یه چیزی می‌آوردم که بهش بدم.

784
00:42:11,560 --> 00:42:12,750
‫نمی‌تونم دست‌خالی برم.

785
00:42:12,800 --> 00:42:13,870
‫وقت نداریم.

786
00:42:13,920 --> 00:42:15,990
‫مینگ ژون‌اِر از بچگی همراه من بوده.

787
00:42:16,040 --> 00:42:19,070
‫اصلا ندیدم این‌قدر دلخور باشه.

788
00:42:19,120 --> 00:42:20,550
‫برو بهش سر بزن.

789
00:42:20,600 --> 00:42:22,520
‫دنبالم بیا.

790
00:42:29,040 --> 00:42:31,110
‫ماهی کبابی؟

791
00:42:31,160 --> 00:42:33,520
‫شامه‌ات تیزه.

792
00:42:34,480 --> 00:42:36,150
‫بای. زود باش بیا.

793
00:42:36,200 --> 00:42:38,550
‫این ماهی مال توئه. کبابش کن.

794
00:42:38,600 --> 00:42:40,520
‫عجب ضیافتی.

795
00:42:48,840 --> 00:42:49,790
‫هو شائو می،

796
00:42:49,840 --> 00:42:52,920
‫دقیقا چه‌جوری عمه چهارم رو قانع کردی؟

797
00:42:53,760 --> 00:42:55,040
‫«ترجمه از کیارش»

798
00:42:57,040 --> 00:43:07,040
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M