1
00:01:30,160 --> 00:01:35,160
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:01:37,200 --> 00:01:40,270
‫[قسمت بیست‌وپنجم]

3
00:01:40,320 --> 00:01:42,630
‫سرورم به ‌دعوت دوستشون، «بای یوتانگ»، اومدن

4
00:01:42,680 --> 00:01:46,710
‫تا رقابت استادان طب رو از نزدیک تماشا کنن.

5
00:01:46,760 --> 00:01:50,950
‫حضور والاحضرت واقعاً باعث افتخار ماست.

6
00:01:51,000 --> 00:01:54,070
‫ولی ما تا حالا میزبان
‫همچین مهمان عالی‌رتبه‌ای نبودیم.

7
00:01:54,120 --> 00:01:57,070
‫می‌ترسم پیش خانواده سلطنتی آبرومون بره.

8
00:01:57,120 --> 00:01:59,070
‫رئیس، نگران نباشید.

9
00:01:59,120 --> 00:02:00,790
‫والاحضرت خیلی خاکی و بی‌تکلفن.

10
00:02:00,840 --> 00:02:02,870
‫فقط کافیه مثل سال‌های قبل،

11
00:02:02,920 --> 00:02:04,630
‫مراسم رو باشکوه برگزار کنید.

12
00:02:04,680 --> 00:02:06,590
‫- حتماً.
‫- درسته.

13
00:02:06,640 --> 00:02:10,510
‫تا وقتی والاحضرت بتونن
‫دوست صمیمی‌شون رو در همایش ببینن،

14
00:02:10,560 --> 00:02:13,310
‫خاطرشون مکدر نمی‌شه.

15
00:02:13,360 --> 00:02:15,070
‫متوجهم.

16
00:02:15,120 --> 00:02:16,880
‫دیگه رفع‌ زحمت می‌کنم.

17
00:02:27,320 --> 00:02:30,670
‫بهم پول دادین و خرج اقامتم
‫توی مهمانسرا رو دادین.

18
00:02:30,720 --> 00:02:34,590
‫واقعاً فقط می‌خواین حقیقت رو به همه بگم؟

19
00:02:34,640 --> 00:02:36,230
‫دو روز از کار و زندگیت زدی.

20
00:02:36,280 --> 00:02:38,910
‫این پول برای جبرانشه.

21
00:02:38,960 --> 00:02:44,070
‫لطفاً دقیقاً همون چیزهایی که به ما گفتی رو
‫یه بار دیگه به همه بگو.

22
00:02:44,120 --> 00:02:45,760
‫باشه.

23
00:02:48,840 --> 00:02:51,200
‫اینجا خونۀ «یائو یوشان»ـه، درسته؟

24
00:02:52,480 --> 00:02:54,990
‫چند روزه هیچ خبری ازش نیست.

25
00:02:55,040 --> 00:02:57,470
‫می‌ترسم بلایی سرش اومده باشه.

26
00:02:57,520 --> 00:03:00,120
‫بیچاره زنش که تنها مونده.

27
00:03:11,920 --> 00:03:13,110
‫ارباب ژان.

28
00:03:13,160 --> 00:03:16,120
‫رئیسمون دعوتتون کردن جنگل کویشی
‫تا باهاتون صحبت کنن.

29
00:03:17,120 --> 00:03:27,120
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

30
00:03:43,320 --> 00:03:46,790
‫معلومه که این یه تله‌ست.

31
00:03:46,840 --> 00:03:49,070
‫اگه بریم...

32
00:03:49,120 --> 00:03:51,590
‫با پای خودمون رفتیم توی تله‌شون.

33
00:03:51,640 --> 00:03:54,230
‫یه‌جوری دست‌به‌سرشون کن.

34
00:03:54,280 --> 00:03:56,510
‫بگو یه پرونده مهم توی منطقه پیش اومده

35
00:03:56,560 --> 00:03:58,110
‫یا بگو بدجوری مریض شدی.

36
00:03:58,160 --> 00:04:00,990
‫قضیه اومدن شاهزاده چیه؟

37
00:04:01,040 --> 00:04:02,790
‫فقط یه بلوفه.

38
00:04:02,840 --> 00:04:03,870
‫عجله نکن.

39
00:04:03,920 --> 00:04:05,920
‫بیا یه‌کم صبر کنیم.

40
00:04:23,240 --> 00:04:25,040
‫بیا تو!

41
00:04:48,280 --> 00:04:50,480
‫توی مأموریتم شکست خوردم.

42
00:04:52,440 --> 00:04:54,960
‫انتظارش رو داشتم.

43
00:04:55,960 --> 00:04:59,390
‫یه راه دیگه برای تعویق همایش سوئن پیدا می‌کنم.

44
00:04:59,440 --> 00:05:01,990
‫براتون زمان می‌خرم تا شاهدها رو ساکت کنین.

45
00:05:02,040 --> 00:05:04,990
‫یا... کلاً کاری می‌کنم همایش برگزار نشه.

46
00:05:05,040 --> 00:05:06,350
‫نه.

47
00:05:06,400 --> 00:05:09,910
‫همایش باید برگزار بشه،

48
00:05:09,960 --> 00:05:13,880
‫اونم دقیقاً طبق برنامه.

49
00:05:15,160 --> 00:05:16,750
‫روی این تختهٔ کوچیک،

50
00:05:16,800 --> 00:05:18,510
‫شاید شبیه بن‌بست به نظر برسه.

51
00:05:18,560 --> 00:05:19,710
‫اما...

52
00:05:19,760 --> 00:05:22,070
‫با فدا کردن یه مهره،

53
00:05:22,120 --> 00:05:26,880
‫می‌شه فهمید حریف چقدر دستش پره.

54
00:05:27,560 --> 00:05:29,390
‫چرا ریسک نکنیم؟

55
00:05:29,440 --> 00:05:30,550
‫درسته.

56
00:05:30,600 --> 00:05:32,910
‫باید از ژان ژائو تشکر کنیم.

57
00:05:32,960 --> 00:05:36,430
‫همۀ شاهدها و مدارک رو برامون جمع کرده.

58
00:05:36,480 --> 00:05:37,910
‫ارباب ژان...

59
00:05:37,960 --> 00:05:40,350
‫حالا که می‌خواد برامون تله بذاره،

60
00:05:40,400 --> 00:05:43,470
‫ما هم راحت می‌ریم توی تله‌ش.

61
00:05:43,520 --> 00:05:48,160
‫[مهمانسرای اقامت لذت‌بخش]

62
00:06:36,600 --> 00:06:39,880
‫ژان، بای برگشت.

63
00:06:43,440 --> 00:06:44,390
‫اومدی.

64
00:06:44,440 --> 00:06:47,030
‫خانم جیائو و پسرش
‫توی اتاق بغلی مستقر شدن.

65
00:06:47,080 --> 00:06:49,830
‫تا وقتی مراقبشونیم، اتفاقی نمی‌افته.

66
00:06:49,880 --> 00:06:51,550
‫خوبه.

67
00:06:51,600 --> 00:06:54,750
‫فقط یه شاهد کلیدی کم داریم، یائو یوشان.

68
00:06:54,800 --> 00:06:58,070
‫اگه پیداش کنیم،
‫شانس بردمون خیلی بیشتر می‌شه.

69
00:06:58,120 --> 00:06:59,550
‫ولی داشتم فکر می‌کردم...

70
00:06:59,600 --> 00:07:01,950
‫اگه لو ون‌جیه واقعاً همون سی مینگ باشه،

71
00:07:02,000 --> 00:07:03,670
‫حتی با وجود همۀ شاهدها...

72
00:07:03,720 --> 00:07:06,520
‫...بازم یه راهی برای فرار از اتهامات پیدا می‌کنه.

73
00:07:09,360 --> 00:07:11,480
‫می‌خوام به دره‌ی گلبرگ‌های پرنده برم.

74
00:07:12,160 --> 00:07:13,150
‫چی؟

75
00:07:13,200 --> 00:07:14,310
‫امشب بارون تندی می‌باره.

76
00:07:14,360 --> 00:07:15,990
‫پیدا کردن گیاه آفتاب‌بارون راحت می‌شه.

77
00:07:16,040 --> 00:07:18,310
‫اگه بتونم پیلهٔ یک‌روزه
‫که توی یادداشت‌ها بود رو پیدا کنم،

78
00:07:18,360 --> 00:07:20,750
‫ثابت می‌شه که برادرم
‫واقعاً توی کوهستان بوده.

79
00:07:20,800 --> 00:07:22,030
‫ولی تو زخمی هستی.

80
00:07:22,080 --> 00:07:24,120
‫چطوری می‌خوای بری دنبالش بگردی؟

81
00:07:24,720 --> 00:07:26,550
‫برادرم توی ناز و نعمت بزرگ شده بود.

82
00:07:26,600 --> 00:07:28,110
‫بدن ضعیف و رنجوری داشت.

83
00:07:28,160 --> 00:07:29,510
‫وقتی اون تونسته بره بالا،

84
00:07:29,560 --> 00:07:31,190
‫یه زخم کوچیک که برای من چیزی نیست.

85
00:07:31,240 --> 00:07:33,190
‫این تنها کاریه که هنوز می‌تونم براش بکنم.

86
00:07:33,240 --> 00:07:35,830
‫ولی خیلی خطرناکه.

87
00:07:35,880 --> 00:07:37,550
‫حتی اگه اون پیله رو هم پیدا کنی،

88
00:07:37,600 --> 00:07:40,320
‫شاید برای محکوم کردن سی مینگ کافی نباشه.

89
00:07:45,760 --> 00:07:47,640
‫مراقب باش.

90
00:07:51,000 --> 00:07:52,550
‫اگه تا فردا صبح برنگشتم،

91
00:07:52,600 --> 00:07:54,230
‫مستقیم برو تالار چینگهوی.

92
00:07:54,280 --> 00:07:55,710
‫منتظر من نمون.

93
00:07:55,760 --> 00:07:56,910
‫بای!

94
00:07:56,960 --> 00:07:58,760
‫بای!

95
00:07:59,840 --> 00:08:01,390
‫اون هنوز زخمیه.

96
00:08:01,440 --> 00:08:03,320
‫بذار بره.

97
00:08:04,480 --> 00:08:07,270
‫اگه امشب تمام تلاشش رو نکنه،

98
00:08:07,320 --> 00:08:09,720
‫تا آخر عمرش حسرت می‌خوره.

99
00:08:28,160 --> 00:08:30,800
‫داره بارون می‌گیره.

100
00:08:37,400 --> 00:08:39,510
‫بیا اول غذا بخوریم.

101
00:08:39,560 --> 00:08:41,870
‫بانو هو، نگران نباشین.

102
00:08:41,920 --> 00:08:44,950
‫قبل از رفتن بای،
‫کلی وسایل کوهنوردی بهش دادیم.

103
00:08:45,000 --> 00:08:45,990
‫چیزیش نمی‌شه.

104
00:08:46,040 --> 00:08:48,680
‫درسته، بانو هو.
‫غذاتون داره یخ می‌کنه.

105
00:09:01,840 --> 00:09:04,310
‫هنوز از یائو یوشان خبری نیست.

106
00:09:04,360 --> 00:09:06,310
‫نکنه...

107
00:09:06,360 --> 00:09:09,000
‫افتاده باشه دست سی مینگ؟

108
00:09:10,000 --> 00:09:13,000
‫اگه مجبورش کنن شهادت دروغ بده...

109
00:09:14,000 --> 00:09:15,950
‫امروز که از جلوی خونۀ یائو یوشان رد می‌شدیم،

110
00:09:16,000 --> 00:09:18,120
‫یه چیزی گفتی، یادته؟

111
00:09:20,800 --> 00:09:22,830
‫«هنوز پیداش نکردن.»

112
00:09:22,880 --> 00:09:24,550
‫«احتمالاً بلایی سرش اومده.»

113
00:09:24,600 --> 00:09:26,600
‫نه اونو نمی‌گم.

114
00:09:28,640 --> 00:09:30,550
‫گفتی:

115
00:09:30,600 --> 00:09:32,960
‫«بیچاره زنش که تنها مونده.»

116
00:09:44,840 --> 00:09:46,710
‫شوهرش چند روزه غیبش زده،

117
00:09:46,760 --> 00:09:49,070
‫ولی بازم حوصله داره به گداها کمک کنه.

118
00:09:49,120 --> 00:09:51,720
‫اون خوب می‌دونه یائو یوشان کجاست.

119
00:10:20,960 --> 00:10:23,790
‫شوهرم واقعاً برنگشته.
‫من از کجا بدونم کجاست؟

120
00:10:23,840 --> 00:10:25,190
‫خطر بزرگی تهدیدش می‌کنه.

121
00:10:25,240 --> 00:10:27,030
‫من واقعاً نمی‌دونم.

122
00:10:27,080 --> 00:10:29,320
‫برید جای دیگه دنبالش بگردین.

123
00:10:30,440 --> 00:10:32,230
‫اگه بقیه زودتر پیداش کنن،

124
00:10:32,280 --> 00:10:34,320
‫فاجعه می‌شه!

125
00:10:38,400 --> 00:10:39,910
‫داره بارون می‌گیره.

126
00:10:39,960 --> 00:10:41,950
‫درست نیست اینجا بمونین.

127
00:10:42,000 --> 00:10:43,960
‫لطفاً برید.

128
00:11:22,720 --> 00:11:25,350
‫[با آرامش اقامت کنید، شادی را تجربه کنید]

129
00:11:25,400 --> 00:11:28,230
‫بارون خیلی شدیده.

130
00:11:28,280 --> 00:11:32,360
‫بانو هو، توی شیانگژو
‫همیشه انقدر عجیب بارون می‌باره؟

131
00:11:33,000 --> 00:11:35,240
‫پاییزها همیشه همین‌طوریه.

132
00:11:35,800 --> 00:11:37,910
‫برای همایش سوئن فردا...

133
00:11:37,960 --> 00:11:41,590
‫یعنی نقشه‌مون جواب می‌ده؟

134
00:11:41,640 --> 00:11:44,640
‫خدا می‌دونه بای الان توی چه وضعیه.

135
00:11:49,880 --> 00:11:51,710
‫همه‌چی درست می‌شه، بانو هو.

136
00:11:51,760 --> 00:11:53,270
‫شاهزاده‌مون گفتن:

137
00:11:53,320 --> 00:11:54,710
‫«خدا هوای آدم‌های خوب رو داره.»

138
00:11:54,760 --> 00:11:56,070
‫بارون هر چقدرم شدید باشه،

139
00:11:56,120 --> 00:11:57,750
‫بالاخره بند میاد.

140
00:11:57,800 --> 00:12:00,640
‫[با آرامش اقامت کنید، شادی را تجربه کنید]

141
00:13:51,560 --> 00:13:53,720
‫گیاه آفتاب‌بارون.

142
00:13:54,720 --> 00:13:57,040
‫واقعاً گیاه آفتاب‌بارونه!

143
00:15:54,000 --> 00:15:55,480
‫[عمارت جین]

144
00:16:21,000 --> 00:16:22,830
‫رئیس!

145
00:16:22,880 --> 00:16:24,310
‫رئیس!

146
00:16:24,360 --> 00:16:25,430
‫رئیس!

147
00:16:25,480 --> 00:16:27,270
‫یه عده از طرف دادگاه ولایتی اومدن.

148
00:16:27,320 --> 00:16:29,510
‫می‌گن فرماندار برای مراسم اومده.

149
00:16:29,560 --> 00:16:31,470
‫- فرماندار هم اومده؟
‫- فرماندار؟

150
00:16:31,520 --> 00:16:35,120
‫همایش سوئن امسال حسابی شلوغ شده.

151
00:16:40,680 --> 00:16:44,200
‫بالاخره می‌تونیم چهره واقعی سی مینگ رو ببینیم.

152
00:16:48,120 --> 00:16:50,240
‫[لو ون‌جیه، فرماندار شیانگژو]

153
00:17:05,160 --> 00:17:08,320
‫همچین تحفه‌ای هم نیست.

154
00:17:09,480 --> 00:17:12,830
‫بیاین ببینین. یه کالسکه دیگه!

155
00:17:12,880 --> 00:17:13,990
‫چقدر باشکوهه!

156
00:17:14,040 --> 00:17:15,790
‫خدا می‌دونه کدوم آدم مهمیه.

157
00:17:15,840 --> 00:17:17,430
‫شنیدم شاهزاده هوی‌ـه.

158
00:17:17,480 --> 00:17:20,880
‫شاهزاده‌ست دیگه.
‫بایدم باشکوه باشه.

159
00:17:43,920 --> 00:17:46,110
‫من «لو ون‌جیه» فرماندار شیانگژو هستم،

160
00:17:46,160 --> 00:17:48,800
‫خوش‌ اومدین، والاحضرت.

161
00:17:50,720 --> 00:17:52,790
‫من ژائو ژی‌اِر هستم، مباشر عمارت شاهزاده.

162
00:17:52,840 --> 00:17:55,430
‫درود فرماندار لو.

163
00:17:55,480 --> 00:17:56,670
‫در جواب شما،

164
00:17:56,720 --> 00:17:59,310
‫والاحضرت در طول مسیر مناظر قشنگی دیدن.

165
00:17:59,360 --> 00:18:00,910
‫برای همین خواستن کمی قدم بزنن.

166
00:18:00,960 --> 00:18:04,200
‫بفرمایید داخل. ایشون هم به‌زودی می‌رسن.

167
00:18:09,080 --> 00:18:10,800
‫فرماندار لو، بفرمایید.

168
00:18:19,520 --> 00:18:21,440
‫شما شماره شش هستید.

169
00:18:25,360 --> 00:18:30,000
‫[جاودانۀ هنرهای طول‌ عمر]

170
00:18:38,760 --> 00:18:40,750
‫زمان موعود نزدیکه.

171
00:18:40,800 --> 00:18:42,950
‫می‌ترسم والاحضرت نرسن.

172
00:18:43,000 --> 00:18:44,670
‫والاحضرت صراحتاً دستور دادن.

173
00:18:44,720 --> 00:18:48,750
‫همایش سوئن رو به‌خاطر ایشون به تأخیر نندازین.

174
00:18:48,800 --> 00:18:52,440
‫می‌رم چند تا اسب تندرو پیدا کنم
‫تا به استقبال والاحضرت بریم.

175
00:18:55,280 --> 00:18:56,550
‫ژان ژائو از ولایت کای‌فنگ.

176
00:18:56,600 --> 00:18:57,990
‫به دستور شاهزاده هوی،

177
00:18:58,040 --> 00:19:00,240
‫اینجام تا در خدمت فرماندار لو باشم.

178
00:19:01,240 --> 00:19:03,270
‫جسارت نمی‌کنم.
‫شما مقام عالی‌رتبه پایتخت هستین.

179
00:19:03,320 --> 00:19:05,760
‫چطور می‌تونم اجازه بدم در خدمت من باشین؟

180
00:19:12,360 --> 00:19:17,000
‫[عمارت جین]
‫زمان موعود فرا رسید!

181
00:19:32,280 --> 00:19:33,710
‫فرماندار لو.

182
00:19:33,760 --> 00:19:35,470
‫وقتی همایش سوئن شروع بشه،

183
00:19:35,520 --> 00:19:37,190
‫هر سه حیاط بسته می‌شن.

184
00:19:37,240 --> 00:19:38,750
‫در این مدت هیچ‌کس حق خروج نداره.

185
00:19:38,800 --> 00:19:41,030
‫این سنت صد ساله که تغییری نکرده.

186
00:19:41,080 --> 00:19:44,800
‫بهتره قوانین‌شون رو زیر پا نذاریم.

187
00:19:47,280 --> 00:19:49,230
‫حالا که والاحضرت نمی‌تونن برسن،

188
00:19:49,280 --> 00:19:52,190
‫از فرماندار لو دعوت می‌کنیم...

189
00:19:52,240 --> 00:19:53,270
‫در جایگاه افتخاری بشینن.

190
00:19:53,320 --> 00:19:55,310
‫فرماندار لو، بفرمایید.

191
00:19:55,360 --> 00:19:57,910
‫نمی‌تونم پام رو از گلیمم درازتر کنم.

192
00:19:57,960 --> 00:20:00,190
‫والاحضرت اون‌قدرها هم سخت‌گیر نیستن.

193
00:20:00,240 --> 00:20:01,790
‫فرماندار لو، بفرمایید.

194
00:20:01,840 --> 00:20:02,870
‫بفرمایید.

195
00:20:02,920 --> 00:20:05,320
‫پس به درخواستتون عمل می‌کنم.

196
00:20:09,040 --> 00:20:12,630
‫[همایش سوئن]

197
00:20:12,680 --> 00:20:16,070
‫[تالار چینگهوی]

198
00:20:16,120 --> 00:20:18,520
‫فرماندار لو، بفرمایید.

199
00:20:23,320 --> 00:20:25,790
‫اگه اشتباه نکنم،

200
00:20:25,840 --> 00:20:29,150
‫والاحضرت اصلاً نیومدن، درسته؟

201
00:20:29,200 --> 00:20:30,430
‫این چه حرفیه.

202
00:20:30,480 --> 00:20:32,520
‫مگه می‌شه؟

203
00:20:48,480 --> 00:20:50,120
‫بانو هو.

204
00:20:53,080 --> 00:20:55,230
‫حتی شاهزادۀ کاخ نانچینگ هم
‫امروز برای شرکت در مراسم اومده.

205
00:20:55,280 --> 00:20:57,270
‫خیلی دلم می‌خواد برم بیرون ببینمشون.

206
00:20:57,320 --> 00:21:00,720
‫آره، امسال خیلی شلوغه.

207
00:21:07,520 --> 00:21:09,550
‫کی زنگ رو زد؟ هنوز که وقتش نشده.

208
00:21:09,600 --> 00:21:11,990
‫- چه خبره؟ مگه جفتمون اینجا نیستیم؟
‫- زمان موعود فرا رسید!

209
00:21:12,040 --> 00:21:13,310
‫فقط چند دقیقه زودتره.

210
00:21:13,360 --> 00:21:16,230
‫اگه رئیس بفهمه زنگ رو بی‌موقع زدیم،

211
00:21:16,280 --> 00:21:18,190
‫حتماً تنبیه‌مون می‌کنه.

212
00:21:18,240 --> 00:21:20,280
‫پس من می‌زنمش.

213
00:21:29,420 --> 00:21:39,420
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

214
00:21:48,560 --> 00:21:50,150
‫دوستان و آشنایان،

215
00:21:50,200 --> 00:21:52,710
‫از اینکه در همایش سوئن شرکت کردین ممنونم.

216
00:21:52,760 --> 00:21:54,990
‫خانواده جین بی‌نهایت سپاسگزارن.

217
00:21:55,040 --> 00:21:56,750
‫مخصوصاً امروز،

218
00:21:56,800 --> 00:21:58,150
‫با حضور فرماندار لو.

219
00:21:58,200 --> 00:22:01,390
‫حضورتون کلبه محقر ما رو منور کرده.

220
00:22:01,440 --> 00:22:02,590
‫من، ژن پینگ،

221
00:22:02,640 --> 00:22:05,120
‫ازتون ممنونم که تشریف آوردین.

222
00:22:06,200 --> 00:22:09,070
‫طبق سنت همایش سوئن،

223
00:22:09,120 --> 00:22:14,910
‫هر کدوم از شرکت‌کنندگان،
‫پلاکی با شمارهٔ انتخابی‌شون دارن.

224
00:22:14,960 --> 00:22:16,470
‫داخل این جعبهٔ ابریشمی،

225
00:22:16,520 --> 00:22:18,630
‫پلاک‌های مشابه قرار داره.

226
00:22:18,680 --> 00:22:19,670
‫تا چند لحظه دیگه،

227
00:22:19,720 --> 00:22:22,590
‫شاگردی که شماره‌ش رو درمیارم
‫باید برای آزمون بیاد جلو.

228
00:22:22,640 --> 00:22:24,720
‫هیچ تأخیری هم جایز نیست.

229
00:22:28,520 --> 00:22:30,470
‫پس چرا بای هنوز نیومده؟

230
00:22:30,520 --> 00:22:32,150
‫کل دیشب رو بیرون بوده.

231
00:22:32,200 --> 00:22:34,920
‫تا الان دیگه باید دارو رو پیدا کرده باشه.

232
00:22:49,080 --> 00:22:51,160
‫[شش]
‫شماره شش.

233
00:23:05,640 --> 00:23:07,190
‫شماره شش اینجاست؟

234
00:23:07,240 --> 00:23:10,150
‫در غیر این صورت، انصراف تلقی می‌شه!

235
00:23:10,200 --> 00:23:11,750
‫دید بای اینجا نیست،

236
00:23:11,800 --> 00:23:13,840
‫برای همین عمداً قرعه رو دستکاری کرد.

237
00:23:14,920 --> 00:23:17,160
‫شماره شش منم.

238
00:23:24,440 --> 00:23:26,270
‫بای یوتانگ ازم خواست به‌جاش
‫توی آزمون شرکت کنم.

239
00:23:26,320 --> 00:23:28,390
‫چی؟ شرکت کردن به‌جای یکی دیگه؟

240
00:23:28,440 --> 00:23:30,750
‫تا حالا همچین چیزی نشنیده بودم.

241
00:23:30,800 --> 00:23:33,230
‫مگه می‌شه یکی دیگه به‌جاش مسابقه بده؟

242
00:23:33,280 --> 00:23:34,830
‫همگی آروم باشید.

243
00:23:34,880 --> 00:23:38,550
‫من و بای یوتانگ امروز نیومدیم اینجا
‫توی مسابقه شرکت کنیم.

244
00:23:38,600 --> 00:23:40,630
‫حالا که امروز فرماندار لو اینجان،

245
00:23:40,680 --> 00:23:42,470
‫می‌خوایم از این فرصت استفاده کنیم...

246
00:23:42,520 --> 00:23:43,830
‫تا از شما، فرماندار لو، درخواست کنیم...

247
00:23:43,880 --> 00:23:46,720
‫به یه پروندهٔ ناعادلانهٔ قدیمی رسیدگی کنید.

248
00:23:52,600 --> 00:23:54,590
‫برای این کار به دادگاه ولایتی برید.

249
00:23:54,640 --> 00:23:55,910
‫اینجا که...

250
00:23:55,960 --> 00:23:57,270
‫دادگاه نیست.

251
00:23:57,320 --> 00:24:01,550
‫هیچ دادگاهی توی شیانگژو جرئت نداره
‫این پرونده رو قبول کنه.

252
00:24:01,600 --> 00:24:03,310
‫چون این پرونده...

253
00:24:03,360 --> 00:24:07,480
‫توسط شخص شما، فرماندار لو،
‫مختومه اعلام شد.

254
00:24:13,280 --> 00:24:14,510
‫خانواده جین...

255
00:24:14,560 --> 00:24:16,510
‫فقط برای همین...

256
00:24:16,560 --> 00:24:18,840
‫منو دعوت کردن اینجا؟

257
00:24:20,640 --> 00:24:21,710
‫تو!

258
00:24:21,760 --> 00:24:23,110
‫تو، تو، تو...

259
00:24:23,160 --> 00:24:24,830
‫بده‌ش به من!

260
00:24:24,880 --> 00:24:28,630
‫وقتی رئیس قبول کرد
‫«هفده کوچولو» توی مسابقه شرکت کنه،

261
00:24:28,680 --> 00:24:30,910
‫حسابی حواسم رو جمع کردم.

262
00:24:30,960 --> 00:24:32,350
‫هفده کوچولو کجاست؟

263
00:24:32,400 --> 00:24:33,870
‫اون پسرهٔ خیره‌سر کجاست؟

264
00:24:33,920 --> 00:24:35,520
‫بیا بیرون!

265
00:24:37,480 --> 00:24:39,030
‫تو یه غریبه‌ای.

266
00:24:39,080 --> 00:24:40,950
‫چه حقی داری
‫توی کارهای خانواده جین دخالت کنی؟

267
00:24:41,000 --> 00:24:43,270
‫این فقط مشکل خانواده شما نیست.

268
00:24:43,320 --> 00:24:46,870
‫برادر بای، پسر ارشد شاخه پنجم
‫از سیزدهمین نسل خانواده جین بود،

269
00:24:46,920 --> 00:24:49,150
‫«جین شوئه ‌ون».

270
00:24:49,200 --> 00:24:52,190
‫به قتل یه زن جوون متهم شد.

271
00:24:52,240 --> 00:24:55,800
‫حتماً همهٔ کسایی که اینجا حضور دارن
‫در موردش شنیدن.

272
00:24:59,160 --> 00:25:01,790
‫و قربانی اون زمان، عمهٔ من بود.

273
00:25:01,840 --> 00:25:04,550
‫چطور صلاحیت ندارم
‫اینجا دادخواهی کنم؟

274
00:25:04,600 --> 00:25:05,590
‫تو...

275
00:25:05,640 --> 00:25:06,950
‫حضار محترم.

276
00:25:07,000 --> 00:25:09,190
‫عمه‌م به‌طرز مشکوکی کشته شد.

277
00:25:09,240 --> 00:25:12,070
‫قاتل اصلی هنوز آزاده.

278
00:25:12,120 --> 00:25:14,190
‫جین شوئه ‌ون ۱۵ سال به‌ناحق متهم شد.

279
00:25:14,240 --> 00:25:16,350
‫حتی اسمش رو از شجره‌نامه خانواده خط زدن.

280
00:25:16,400 --> 00:25:20,550
‫امروز از فرماندار لو می‌خوام
‫این پرونده رو جلوی همه دوباره باز کنن

281
00:25:20,600 --> 00:25:22,910
‫و حق رو به حق‌دار برسونن.

282
00:25:22,960 --> 00:25:25,910
‫درست و غلط، وفاداری و خیانت، خیر و شر...

283
00:25:25,960 --> 00:25:27,510
‫همۀ کسایی که اینجایین...

284
00:25:27,560 --> 00:25:29,600
‫شاهد من خواهید بود.

285
00:25:35,400 --> 00:25:37,510
‫رئیس بزرگ،

286
00:25:37,560 --> 00:25:39,950
‫چطور می‌تونی اجازه بدی

287
00:25:40,000 --> 00:25:41,870
‫همچین معرکه‌ای راه بندازه؟

288
00:25:41,920 --> 00:25:43,190
‫اگه این‌جوری بهش رو بدین،

289
00:25:43,240 --> 00:25:45,110
‫پس این همایش سوئن...

290
00:25:45,160 --> 00:25:48,520
‫- بهتره کلاً لغو بشه!
‫- ارباب لو، لطفاً آروم باشین.

291
00:25:50,560 --> 00:25:52,110
‫بانوی جوان،

292
00:25:52,160 --> 00:25:53,830
‫اگه واقعاً شکایتی داری،

293
00:25:53,880 --> 00:25:55,510
‫صبر کن تا مسابقه تموم بشه،

294
00:25:55,560 --> 00:25:57,590
‫اون‌وقت فرماندار لو برات قضاوت می‌کنه.

295
00:25:57,640 --> 00:26:00,310
‫این‌همه آدم اومدن اینجا
‫تا توی مراسم شرکت کنن،

296
00:26:00,360 --> 00:26:03,160
‫نه اینکه بشینن پای محاکمه.

297
00:26:04,280 --> 00:26:05,630
‫رئیس بزرگ،

298
00:26:05,680 --> 00:26:06,950
‫از نظر سنی و جایگاه،

299
00:26:07,000 --> 00:26:09,600
‫شما عموبزرگۀ جین شوئه‌ ون هستین.

300
00:26:10,320 --> 00:26:13,030
‫به یکی از پسران خانواده جین
‫بیشتر از یه دهه ظلم شده.

301
00:26:13,080 --> 00:26:16,510
‫این از یه آزمون پزشکی اهمیت کمتری داره؟

302
00:26:16,560 --> 00:26:20,510
‫شنیدم جین شوئه ‌ون
‫خیلی بهتون احترام می‌ذاشت.

303
00:26:20,560 --> 00:26:21,990
‫حالا که هنوز اسمش لکه‌داره،

304
00:26:22,040 --> 00:26:24,430
‫چطور می‌تونین جوری رفتار کنین
‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده...

305
00:26:24,480 --> 00:26:26,630
‫و همایش سوئن رو اینجا برگزار کنین؟

306
00:26:26,680 --> 00:26:28,950
‫این خانم راست می‌گه.

307
00:26:29,000 --> 00:26:31,150
‫یه طبیب علاوه‌بر مهارت پزشکی،

308
00:26:31,200 --> 00:26:33,510
‫باید قلب رئوفی هم داشته باشه.

309
00:26:33,560 --> 00:26:35,630
‫کسی که بهش ظلم شده،
‫یکی از همکارانمونه.

310
00:26:35,680 --> 00:26:37,470
‫چطور می‌تونیم از شکایتش چشم‌پوشی کنیم

311
00:26:37,520 --> 00:26:39,470
‫و فقط چشم به به شهرت و ثروت ببندیم؟

312
00:26:39,520 --> 00:26:42,030
‫به‌نظرم می‌شه مسابقه رو عقب انداخت.

313
00:26:42,080 --> 00:26:45,440
‫رسیدگی به دادخواهی این خانم در اولویته.

314
00:26:46,040 --> 00:26:50,320
‫- گل گفتی!
‫- آفرین!

315
00:26:56,600 --> 00:27:00,040
‫- محاکمه مجدد!
‫- محاکمه مجدد!

316
00:27:16,040 --> 00:27:19,990
‫چطور می‌تونین شکایات مردم رو
‫نادیده بگیرین، فرماندار لو؟

317
00:27:20,040 --> 00:27:21,630
‫لطفاً بفرمایین بشینین، قربان.

318
00:27:21,680 --> 00:27:25,920
‫می‌خواین چند نفر رو بیارم
‫تا دستورات دادگاه رو اعلام کنن؟

319
00:27:40,360 --> 00:27:42,510
‫من از دادگاه ولایتی اومدم.

320
00:27:42,560 --> 00:27:47,280
‫بین دادگاه‌های شهرستان‌های مختلف
‫رفت‌وآمد می‌کنم.

321
00:27:50,200 --> 00:27:53,440
‫فرماندار لو پرونده رو دوباره باز می‌کنه، مگه نه؟

322
00:28:04,480 --> 00:28:07,520
‫اگه شکایتی هست، زودتر بگو.

323
00:28:08,760 --> 00:28:10,430
‫اما...

324
00:28:10,480 --> 00:28:13,430
‫درمورد پرونده‌ای که واسه ۱۵ سال پیشه،

325
00:28:13,480 --> 00:28:15,990
‫شاید جزئیاتش رو دقیق یادم نیاد.

326
00:28:16,040 --> 00:28:18,040
‫فرماندار لو.

327
00:28:19,160 --> 00:28:21,590
‫پرونده‌ها و مدارک فیزیکی همه‌شون اینجان.

328
00:28:21,640 --> 00:28:23,150
‫اگه یادتون نمیاد،

329
00:28:23,200 --> 00:28:25,680
‫راحت باشین و برای یادآوری
‫یه نگاهی بهشون بندازین.

330
00:28:37,280 --> 00:28:39,960
‫این پرونده‌ها رو از کجا گیر آوردی؟

331
00:28:40,920 --> 00:28:42,070
‫اون زمان...

332
00:28:42,120 --> 00:28:44,310
‫این پرونده توی شهرستان شیانگیانگ
‫مختومه اعلام شد.

333
00:28:44,360 --> 00:28:45,630
‫پرونده‌ها...

334
00:28:45,680 --> 00:28:48,760
‫طبیعتاً از دادگاه شهرستان شیانگیانگ
‫درخواست شدن.

335
00:28:52,240 --> 00:28:54,190
‫معاون و بایگان اونجا حتی گفتن

336
00:28:54,240 --> 00:28:56,710
‫دو روز پیش انبار دفتر شهرستان آتیش گرفته.

337
00:28:56,760 --> 00:28:59,990
‫تمامی اسناد و پرونده‌ها خاکستر شدن.

338
00:29:00,040 --> 00:29:01,110
‫خوشبختانه،

339
00:29:01,160 --> 00:29:03,920
‫من از قبل درخواست پرونده‌ها رو داده بودم.

340
00:29:04,520 --> 00:29:05,990
‫اگه فرماندار لو حرفم رو باور نمی‌کنن،

341
00:29:06,040 --> 00:29:08,160
‫می‌تونین برید و خودتون تحقیق کنین.

342
00:29:09,160 --> 00:29:11,320
‫نیازی نیست.

343
00:29:17,200 --> 00:29:18,870
‫توی پرونده نوشته...

344
00:29:18,920 --> 00:29:21,030
‫که جین شوئه‌ ون براساسِ...

345
00:29:21,080 --> 00:29:24,270
‫شهادت سه نفر و دو مدرک فیزیکی محکوم شد.

346
00:29:24,320 --> 00:29:28,280
‫اولین شاهد سرخدمتکار خانواده جین بود...

347
00:29:29,640 --> 00:29:31,560
‫«شو آن».

348
00:29:33,000 --> 00:29:34,230
‫آقای شو،

349
00:29:34,280 --> 00:29:36,280
‫لطفاً بیا جلو.

350
00:29:38,200 --> 00:29:40,110
‫شو آن،

351
00:29:40,160 --> 00:29:42,280
‫بیا جلو و جواب بده.

352
00:29:44,400 --> 00:29:46,200
‫چشم، قربان.

353
00:29:51,240 --> 00:29:55,510
‫گفتی قبل از جنایت، دیدی که
‫جین شوئه‌ ون مزاحم مقتول شده.

354
00:29:55,560 --> 00:29:58,350
‫با الفاظ زشت و دست‌درازی؟

355
00:29:58,400 --> 00:29:59,790
‫خوب فکر کن.

356
00:29:59,840 --> 00:30:01,470
‫دقیقاً چی گفت؟

357
00:30:01,520 --> 00:30:04,350
‫و چطوری دست‌درازی کرد؟

358
00:30:04,400 --> 00:30:06,590
‫دیگه می‌خواست چی بگه؟

359
00:30:06,640 --> 00:30:08,110
‫هر وقت یه دختر می‌دید،

360
00:30:08,160 --> 00:30:09,430
‫می‌افتاد دنبالش.

361
00:30:09,480 --> 00:30:13,630
‫می‌گفت: «زیباییت باعث غرق شدن ماهی‌ها و سقوط غازها
‫از آسمون می‌شه، ماه رو خجل می‌کنه و گل‌ها رو شرمنده،

362
00:30:13,680 --> 00:30:18,270
‫مثل الهه ماه، چانگ‌ئه، یا الهه ووشان.»

363
00:30:18,320 --> 00:30:20,190
‫وقتی دختره بهش محل نمی‌داد،

364
00:30:20,240 --> 00:30:22,590
‫روز روشن دستش رو دراز می‌کرد

365
00:30:22,640 --> 00:30:26,310
‫تا به موهاش دست بزنه.

366
00:30:26,360 --> 00:30:30,110
‫بعد از اینکه دست می‌زد،
‫دستش رو می‌برد زیر دماغش تا بوش کنه.

367
00:30:30,160 --> 00:30:32,910
‫یه آدم حسابی همچین کاری می‌کنه؟

368
00:30:32,960 --> 00:30:35,110
‫- آره.
‫- درسته.

369
00:30:35,160 --> 00:30:39,310
‫چرا این داستان یه‌کم آشناست؟

370
00:30:39,360 --> 00:30:41,470
‫فقط من نیستم.

371
00:30:41,520 --> 00:30:45,320
‫واسه شما هم آشنا نیست؟

372
00:30:45,960 --> 00:30:46,950
‫آره.

373
00:30:47,000 --> 00:30:48,670
‫طی ده روز گذشته،

374
00:30:48,720 --> 00:30:50,590
‫وقتی به عمارت جین سر می‌زدم،

375
00:30:50,640 --> 00:30:54,350
‫این حرف‌ها رو دست‌کم سه بار شنیدم.

376
00:30:54,400 --> 00:30:55,550
‫البته...

377
00:30:55,600 --> 00:30:56,870
‫هر بار که تعریفش می‌کنی،

378
00:30:56,920 --> 00:31:00,320
‫دختری که جین شوئه ‌ون مزاحمش شده
‫یه نفر دیگه‌ست.

379
00:31:01,040 --> 00:31:04,000
‫مطمئنم شماها بیشتر از من شنیدینش.

380
00:31:06,680 --> 00:31:07,990
‫اما...

381
00:31:08,040 --> 00:31:10,710
‫جین شوئه ‌ون یه محقق به‌شدت بااستعداد بود.

382
00:31:10,760 --> 00:31:12,550
‫حتی اگه می‌خواست حرف‌های رکیک بزنه،

383
00:31:12,600 --> 00:31:14,590
‫انقدر تکراری حرف نمی‌زد.

384
00:31:14,640 --> 00:31:16,310
‫تازه اینکه بخواد دقیقاً همون جملات رو

385
00:31:16,360 --> 00:31:18,760
‫برای همه استفاده کنه؟

386
00:31:20,400 --> 00:31:22,790
‫وقتی پای متلک گفتن وسط باشه،

387
00:31:22,840 --> 00:31:24,870
‫همه‌شون تقریباً مثل همن.
‫مگه چقدر می‌تونن با هم فرق داشته باشن؟

388
00:31:24,920 --> 00:31:27,430
‫وقتی توی عمارت سرمون داد می‌زدی،

389
00:31:27,480 --> 00:31:31,440
‫همیشه همین‌طور بود، حتی کلمه‌به‌کلمه‌ش؟

390
00:31:32,040 --> 00:31:34,470
‫برای همین نمی‌تونم شک نکنم...

391
00:31:34,520 --> 00:31:36,110
‫که شاید یه روز

392
00:31:36,160 --> 00:31:39,030
‫شنیدی جین شوئه‌ ون
‫این حرف‌ها رو به یه خانمی زده،

393
00:31:39,080 --> 00:31:41,110
‫بعد حفظشون کردی

394
00:31:41,160 --> 00:31:43,430
‫و از اون به بعد،
‫فرقی نمی‌کرد داستانِ کی باشه،

395
00:31:43,480 --> 00:31:45,430
‫دقیقاً همون دیالوگ رو به کار می‌بردی.

396
00:31:45,480 --> 00:31:46,390
‫من...

397
00:31:46,440 --> 00:31:48,310
‫آیا همچین شهادتی

398
00:31:48,360 --> 00:31:49,470
‫می‌تونه جدی گرفته بشه؟

399
00:31:49,520 --> 00:31:51,470
‫نه!

400
00:31:51,520 --> 00:31:53,030
‫امکان نداره!

401
00:31:53,080 --> 00:31:55,750
‫من دروغ نگفتم!

402
00:31:55,800 --> 00:31:57,470
‫می‌گی دروغ نگفتی؟

403
00:31:57,520 --> 00:32:03,150
‫پس دقیقاً تکرار کن جین شوئه ‌ون
‫به مقتول چی گفت!

404
00:32:03,200 --> 00:32:04,390
‫- درسته!
‫- آره!

405
00:32:04,440 --> 00:32:06,040
‫بگو!

406
00:32:08,520 --> 00:32:09,550
‫- بگو!
‫- حرف بزن!

407
00:32:09,600 --> 00:32:11,600
‫بگو!

408
00:32:12,600 --> 00:32:14,910
‫من پیرم! یادم نمیاد!

409
00:32:14,960 --> 00:32:16,710
‫یادت نمیاد،

410
00:32:16,760 --> 00:32:18,470
‫یا اصلاً واضح نشنیدی؟

411
00:32:18,520 --> 00:32:21,830
‫فقط دیدی جین شوئه‌ ون
‫داره با مقتول حرف می‌زنه

412
00:32:21,880 --> 00:32:24,640
‫و فرض کردی داره مزاحمش می‌شه؟

413
00:32:25,200 --> 00:32:27,910
‫حرف‌های شو آن فقط برای تأییده.

414
00:32:27,960 --> 00:32:30,110
‫حتی اگه بیشترش غیرقابل‌اعتماد باشه،

415
00:32:30,160 --> 00:32:32,950
‫همه از ذات عیاش و سبکسرانهٔ جین شوئه‌ ون

416
00:32:33,000 --> 00:32:35,030
‫خبر دارن.

417
00:32:35,080 --> 00:32:37,320
‫این برای محکوم کردنش کافی نیست؟

418
00:32:41,080 --> 00:32:43,550
‫از اونجایی که فرماندار لو این‌طور می‌گن،

419
00:32:43,600 --> 00:32:47,560
‫ثابت می‌کنه شهادت شو آن دیگه اعتباری نداره.

420
00:32:58,920 --> 00:33:02,070
‫لو ون‌جیه واقعاً احمقه.

421
00:33:02,120 --> 00:33:04,790
‫اگه زحمات شما نبود،

422
00:33:04,840 --> 00:33:07,280
‫تا الان صد دفعه مُرده بود.

423
00:33:11,160 --> 00:33:15,470
‫شاهد دوم پروندهٔ اصلی،
‫استاد فعلی فرقه تانگ بود،

424
00:33:15,520 --> 00:33:17,480
‫«تانگ جی».

425
00:33:19,520 --> 00:33:20,910
‫توی دادگاه،

426
00:33:20,960 --> 00:33:23,230
‫جین شوئه ‌ون گفت که شب قتل،

427
00:33:23,280 --> 00:33:26,270
‫به دره‌ی گلبرگ‌های پرنده در چهل مایلی
‫شیانگیانگ رفته بود تا گیاه دارویی جمع کنه.

428
00:33:26,320 --> 00:33:27,470
‫قبل از ورود به کوهستان،

429
00:33:27,520 --> 00:33:31,590
‫در عمارت چونشین واقع در ورودی دره،
‫تانگ جی و یه زن رو دیده

430
00:33:31,640 --> 00:33:32,750
‫و حتی باهاشون سلام‌علیک کرده.

431
00:33:32,800 --> 00:33:34,150
‫اما تانگ جی...

432
00:33:34,200 --> 00:33:35,790
‫در دادگاه قاطعانه انکارش کرد.

433
00:33:35,840 --> 00:33:38,510
‫تانگ جی امروز اینجا نیست.

434
00:33:38,560 --> 00:33:40,670
‫چطور می‌خوای شهادتش رو رد کنی؟

435
00:33:40,720 --> 00:33:43,310
‫نمی‌تونم ردش کنم،

436
00:33:43,360 --> 00:33:47,320
‫اما یکی هست که می‌تونه ثابت کنه
‫جین شوئه‌ ون دروغ نمی‌گفته.

437
00:34:04,400 --> 00:34:06,440
‫این کیه؟

438
00:34:07,480 --> 00:34:09,190
‫در جواب جناب قاضی،

439
00:34:09,240 --> 00:34:10,830
‫اسم من «سویی تیان»ـه.

440
00:34:10,880 --> 00:34:12,790
‫اهل روستای جیانگ هستم.

441
00:34:12,840 --> 00:34:14,630
‫با شکار امرار معاش می‌کنم.

442
00:34:14,680 --> 00:34:19,230
‫هر تابستون و پاییز،
‫چند ماهی توی دره‌ی گلبرگ‌های پرنده می‌مونم.

443
00:34:19,280 --> 00:34:20,710
‫بیست سال پیش،

444
00:34:20,760 --> 00:34:23,670
‫اغلب یه مرد و زن رو دم ورودی می‌دیدم

445
00:34:23,720 --> 00:34:26,110
‫که مخفیانه در عمارت چونشین
‫همدیگه رو می‌دیدن.

446
00:34:26,160 --> 00:34:27,310
‫پونزده سال پیش،

447
00:34:27,360 --> 00:34:29,830
‫حتی وقتی طاعون به اوج خودش رسیده بود،

448
00:34:29,880 --> 00:34:32,390
‫بازم توی کوهستان زیاد همدیگه رو می‌دیدن.

449
00:34:32,440 --> 00:34:34,350
‫خیلی واضح یادمه.

450
00:34:34,400 --> 00:34:35,830
‫تانگ جی رو می‌شناسی؟

451
00:34:35,880 --> 00:34:37,310
‫نه.

452
00:34:37,360 --> 00:34:38,550
‫اما،

453
00:34:38,600 --> 00:34:40,590
‫پرتره‌ش رو دیدم.

454
00:34:40,640 --> 00:34:44,870
‫واقعاً خیلی شبیه همون کسیه که قبلاً دیدم.

455
00:34:44,920 --> 00:34:46,910
‫پرتره؟

456
00:34:46,960 --> 00:34:51,030
‫فقط از روی یه پرتره نتیجه گرفتی
‫کسی که دیدی تانگ جی بوده؟

457
00:34:51,080 --> 00:34:52,710
‫ارباب ژان،

458
00:34:52,760 --> 00:34:55,590
‫موقع بازجویی از شو آن

459
00:34:55,640 --> 00:34:57,630
‫انقدر ملایمت به خرج ندادی.

460
00:34:57,680 --> 00:35:01,030
‫اینکه شکارچی می‌تونه اون مرد رو
‫به‌عنوان تانگ جی شناسایی کنه یا نه مهم نیست.

461
00:35:01,080 --> 00:35:05,110
‫اما حرف‌هاش برای اثبات بی‌گناهی
‫جین شوئه‌ ون کافیه.

462
00:35:05,160 --> 00:35:07,590
‫شب قتل، اون توی شهر نبود.

463
00:35:07,640 --> 00:35:09,310
‫به دره‌ی گلبرگ‌های پرنده رفته بود.

464
00:35:09,360 --> 00:35:11,590
‫برای همین یه مرد و زن رو دید

465
00:35:11,640 --> 00:35:13,910
‫که توی عمارت چونشین قرار گذاشته بودن.

466
00:35:13,960 --> 00:35:15,830
‫شکارچی هم گفت

467
00:35:15,880 --> 00:35:19,630
‫که این مرد و زن هر سال
‫توی دره‌ی گلبرگ‌های پرنده همدیگه رو می‌دیدن.

468
00:35:19,680 --> 00:35:23,190
‫شاید جین شوئه‌ ون
‫سال‌ها قبل از حادثه دیده بودتشون

469
00:35:23,240 --> 00:35:26,430
‫و توی دادگاه دروغ گفت که همون شب بوده.

470
00:35:26,480 --> 00:35:28,830
‫کی می‌گه این حقیقت نداره؟

471
00:35:28,880 --> 00:35:31,430
‫این کار خیلی احمقانه نیست؟

472
00:35:31,480 --> 00:35:33,510
‫ادعا کرد که با اون مرد سلام‌علیک کرده

473
00:35:33,560 --> 00:35:36,830
‫و اصرار داشت اون مرد تانگ جی بوده.

474
00:35:36,880 --> 00:35:38,590
‫اگه دروغ بود،

475
00:35:38,640 --> 00:35:43,360
‫یعنی منتظر بود تا شما تانگ جی رو پیدا کنین
‫و دستش رو جلوش رو کنین؟

476
00:35:47,360 --> 00:35:49,430
‫فرماندار لو،

477
00:35:49,480 --> 00:35:51,110
‫موارد مشکوک زیادی...

478
00:35:51,160 --> 00:35:53,640
‫در مدارک اون زمان وجود داشت.

479
00:35:56,120 --> 00:35:57,670
‫توی پرونده نوشته

480
00:35:57,720 --> 00:35:59,710
‫پارگی روی این ردای خونی...

481
00:35:59,760 --> 00:36:01,830
‫کار ناخن‌های عمه‌م بوده.

482
00:36:01,880 --> 00:36:03,670
‫اما روی شونۀ جین شوئه‌ ون،

483
00:36:03,720 --> 00:36:06,270
‫زخم دو و نیم سانتی‌متر عمق داشت.

484
00:36:06,320 --> 00:36:08,960
‫یه آدم واقعاً می‌تونه انقدر عمیق چنگ بندازه؟

485
00:36:10,280 --> 00:36:12,190
‫پس به نظر تو،

486
00:36:12,240 --> 00:36:15,120
‫اون زخم چطوری ایجاد شده؟

487
00:36:21,840 --> 00:36:24,150
‫من برادر جین شوئه‌ ونم.

488
00:36:24,200 --> 00:36:28,800
‫بذارید بهتون بگم
‫زخم روی بدن برادرم چطوری به وجود اومد.

489
00:36:42,960 --> 00:36:44,310
‫این چیزیه که...

490
00:36:44,360 --> 00:36:47,870
‫پزشک قانونی براساس
‫زخم‌های روی بدن جین شوئه ‌ون کشیده.

491
00:36:47,920 --> 00:36:49,230
‫تناسب،

492
00:36:49,280 --> 00:36:50,470
‫اندازه

493
00:36:50,520 --> 00:36:55,950
‫و عمق زخم دقیقاً مثل زخم روی بدن بای‌ـه.

494
00:36:56,000 --> 00:36:57,360
‫واقعاً عین همن.

495
00:36:58,240 --> 00:36:59,630
‫یه جای کار می‌لنگه.

496
00:36:59,680 --> 00:37:01,590
‫اون موقع توی دادگاه

497
00:37:01,640 --> 00:37:02,870
‫برادرم گفت اون شب،

498
00:37:02,920 --> 00:37:04,590
‫توی کوهستان مشغول جمع‌آوری گیاه دارویی بوده.

499
00:37:04,640 --> 00:37:06,550
‫دروغ نمی‌گفت!

500
00:37:06,600 --> 00:37:10,310
‫گیاهانی که جمع می‌کرد کنار غاری رشد می‌کنن
‫که شاهین‌ها لونه می‌سازن.

501
00:37:10,360 --> 00:37:14,120
‫زخم‌های روی بدنش
‫کار حملهٔ یه شاهین بود.

502
00:37:39,600 --> 00:37:42,830
‫وقتی شاهین از شکار برگشت،
‫منو دید که دم ورودی غار دراز کشیده بودم.

503
00:37:42,880 --> 00:37:46,950
‫فکر کرد من تهدیدی برای تخم‌هاشم
‫و واسه همین با تمام توانش بهم حمله کرد.

504
00:37:47,000 --> 00:37:49,430
‫حتماً برادرمم اون موقع
‫با همین وضعیت روبه‌رو شده بوده.

505
00:37:49,480 --> 00:37:51,590
‫برای همین زخم‌های مشابهی داشته.

506
00:37:51,640 --> 00:37:55,120
‫گیاهی که جمع می‌کرده رو هم پیدا کردم.

507
00:38:02,360 --> 00:38:04,320
‫پیله یک‌روزه.

508
00:38:05,360 --> 00:38:09,600
‫استاد جین و رئیس بزرگ حتماً اینو می‌شناسن.

509
00:38:12,560 --> 00:38:17,030
‫قبل از اینکه از پیله دربیاد،
‫شفافه و مثل آتیش داغه.

510
00:38:17,080 --> 00:38:18,230
‫درسته.

511
00:38:18,280 --> 00:38:20,070
‫پیله یک‌روزه است.

512
00:38:20,120 --> 00:38:22,830
‫باورم نمی‌شه تونستی
‫همچین گنج کمیابی رو پیدا کنی.

513
00:38:22,880 --> 00:38:25,110
‫توی چاه خونهٔ قدیمی‌مون توی خیابون پاگودا،

514
00:38:25,160 --> 00:38:28,110
‫پیله یک‌روزه‌ای که برادرم چیده بود رو پیدا کردم.

515
00:38:28,160 --> 00:38:32,120
‫جایزهٔ اصلی ۱۵ سال پیش
‫باید مال اون می‌شد.

516
00:38:41,600 --> 00:38:43,630
‫ادعا می‌کنی این همون پیله یک‌روزه‌ست؟

517
00:38:43,680 --> 00:38:44,790
‫باشه.

518
00:38:44,840 --> 00:38:47,270
‫حتی اگه این تیکه گِل پیله یک‌روزه باشه،

519
00:38:47,320 --> 00:38:52,670
‫یکی دیده که اون داشته از خونه مقتول می‌اومده بیرون.
‫واسه این چه توضیحی داری؟

520
00:38:52,720 --> 00:38:54,310
‫منظورتون...

521
00:38:54,360 --> 00:38:56,600
‫خانم جیائوئه؟

522
00:38:58,160 --> 00:38:59,920
‫راه رو باز کنید.

523
00:39:12,760 --> 00:39:14,350
‫من اون موقع شهادت دروغ دادم.

524
00:39:14,400 --> 00:39:17,590
‫کسی که اون روز دیدم جین شوئه‌ ون نبود.

525
00:39:17,640 --> 00:39:20,350
‫کسی که از اون حیاط بیرون اومد شوهرم بود،

526
00:39:20,400 --> 00:39:22,310
‫استادِ دژ شنگیون،

527
00:39:22,360 --> 00:39:24,160
‫«جیائو چائو گویی».

528
00:39:29,520 --> 00:39:31,320
‫چی گفتی؟

529
00:39:31,960 --> 00:39:34,670
‫جیائو چائو گویی شخصاً بهم اعتراف کرد...

530
00:39:34,720 --> 00:39:36,870
‫که بانو هو رو به‌شدت زخمی کرده.

531
00:39:36,920 --> 00:39:38,750
‫حتی بهم دستور داد...

532
00:39:38,800 --> 00:39:40,470
‫تا حقیقت رو از مقامات پنهان کنم

533
00:39:40,520 --> 00:39:42,470
‫و برای جین شوئه ‌ون پاپوش بدوزم.

534
00:39:42,520 --> 00:39:43,750
‫تهدیدم کرد،

535
00:39:43,800 --> 00:39:46,000
‫گفت اگه گوش نکنم منو می‌کشه.

536
00:39:46,880 --> 00:39:48,710
‫می‌تونم به آسمون‌ها قسم بخورم.

537
00:39:48,760 --> 00:39:50,590
‫اگه حتی یه دروغ گفته باشم،

538
00:39:50,640 --> 00:39:53,590
‫نسل خانواده جیائو از روی زمین منقرض بشه.

539
00:39:53,640 --> 00:39:54,830
‫چه وضعشه!

540
00:39:54,880 --> 00:39:57,150
‫واقعاً به جین شوئه ‌ون ظلم شد.

541
00:39:57,200 --> 00:39:59,150
‫ای زن خائن!

542
00:39:59,200 --> 00:40:03,390
‫چطور جرئت کردی شهادت دروغ بدی،
‫فریبم بدی و از قاتل دفاع کنی؟

543
00:40:03,440 --> 00:40:08,070
‫باعث شدی یه مرد بی‌گناه ۱۵ سال زجر بکشه
‫و با کینه بمیره!

544
00:40:08,120 --> 00:40:09,230
‫نگهبان‌ها!

545
00:40:09,280 --> 00:40:11,640
‫- ببریدش بازداشتگاه!
‫- چشم، قربان!

546
00:40:13,000 --> 00:40:15,750
‫فرماندار لو، این خشم یهویی‌تون
‫برای دفاع از حق چیه؟

547
00:40:15,800 --> 00:40:17,630
‫خانم جیائو مقصر بود،

548
00:40:17,680 --> 00:40:19,670
‫اما شما قاضی این پرونده بودین،

549
00:40:19,720 --> 00:40:21,110
‫نه ایشون.

550
00:40:21,160 --> 00:40:23,070
‫حق با شماست.

551
00:40:23,120 --> 00:40:25,110
‫دقیقاً به‌خاطر فریبکاری اون بود

552
00:40:25,160 --> 00:40:27,950
‫که در این پرونده اشتباه قضاوت کردم.

553
00:40:28,000 --> 00:40:30,590
‫واقعاً امپراتور رو ناامید کردم.

554
00:40:30,640 --> 00:40:32,830
‫و شرمندهٔ همهٔ شما بزرگانم!

555
00:40:32,880 --> 00:40:34,270
‫پرونده‌...

556
00:40:34,320 --> 00:40:36,310
‫کاملاً پر از ابهام بود،

557
00:40:36,360 --> 00:40:40,590
‫بااین‌حال روی شهادت چند نفر حساب کردی
‫و نسنجیده پرونده رو بستی.

558
00:40:40,640 --> 00:40:43,800
‫تناقضاتش رو هم کلاً نادیده گرفتی.

559
00:40:44,440 --> 00:40:46,030
‫فرماندار لو،

560
00:40:46,080 --> 00:40:48,710
‫واقعاً فریب خوردی و اشتباه قضاوت کردی،

561
00:40:48,760 --> 00:40:50,910
‫یا با قاتل همدست شدی

562
00:40:50,960 --> 00:40:54,440
‫تا عمداً جین شوئه‌ ون رو سپر بلای قاتل کنی؟

563
00:41:03,040 --> 00:41:05,590
‫چطور جرئت می‌کنی علناً بهم تهمت بزنی!

564
00:41:05,640 --> 00:41:07,870
‫صحنۀ جرم پر از رد شمشیر بود.

565
00:41:07,920 --> 00:41:10,830
‫کی اثاثیه رو عوض کرد تا اون ردها رو بپوشونه؟

566
00:41:10,880 --> 00:41:11,950
‫و چرا توی پرونده

567
00:41:12,000 --> 00:41:15,470
‫- هیچ اشاره‌ای به این رد شمشیرها نشده؟
‫- کدوم رد شمشیرها؟

568
00:41:15,520 --> 00:41:16,710
‫من اصلاً همچین چیزی یادم نمیاد.

569
00:41:16,760 --> 00:41:18,310
‫یادت نمیاد؟

570
00:41:18,360 --> 00:41:20,680
‫خب، یکی هست که یادشه.

571
00:41:34,200 --> 00:41:35,750
‫فرماندار لو،

572
00:41:35,800 --> 00:41:37,310
‫ایشون رو یادتونه؟

573
00:41:37,360 --> 00:41:40,950
‫۱۵ سال پیش وقتی حاکم شیانگیانگ بودین،

574
00:41:41,000 --> 00:41:43,030
‫اون و وانگ شینگ...

575
00:41:43,080 --> 00:41:46,080
‫مأمورهای تحت فرمانتون بودن.

576
00:41:49,280 --> 00:41:51,440
‫من یائو یوشان هستم.

577
00:41:52,760 --> 00:41:54,720
‫درود، فرماندار لو.

578
00:42:11,280 --> 00:42:12,960
‫یائو یوشان!

579
00:42:18,480 --> 00:42:20,800
‫تا کِی می‌خواستی قایم بشی؟

580
00:42:30,360 --> 00:42:32,430
‫ارباب ژان، می‌شه بپرسم

581
00:42:32,480 --> 00:42:34,800
‫چطوری منو شناختین؟

582
00:42:37,480 --> 00:42:39,510
‫بار دومی که رفتم خونه‌تون،

583
00:42:39,560 --> 00:42:41,950
‫زنت زیاد نگران به نظر نمی‌رسید.

584
00:42:42,000 --> 00:42:43,470
‫همون موقع باید می‌فهمیدم.

585
00:42:43,520 --> 00:42:46,160
‫از قبل می‌دونست کجایی.

586
00:42:47,160 --> 00:42:48,230
‫علاوه‌بر این...

587
00:42:48,280 --> 00:42:50,590
‫گداها معمولاً توی بازارهای شلوغ گدایی می‌کنن،

588
00:42:50,640 --> 00:42:53,990
‫اما شماها توی پس‌کوچه‌ها بودین.

589
00:42:54,040 --> 00:42:56,480
‫حتی وقتی بارون می‌اومد هم نمی‌رفتین.

590
00:42:57,080 --> 00:43:01,710
‫پس حدس زدم حتماً یکی هر روز
‫بهت غذا می‌رسونه.

591
00:43:01,760 --> 00:43:03,350
‫شناختمت...

592
00:43:03,400 --> 00:43:05,630
‫چون کاملاً با بقیۀ گداها...

593
00:43:05,680 --> 00:43:07,680
‫فرق داشتی.

594
00:43:07,720 --> 00:43:12,720
‫» ترجمه از الهام صدر «

595
00:43:14,720 --> 00:43:24,720
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M