1
00:01:36,120 --> 00:01:39,000
‫[قسمت سی و چهار]

2
00:01:39,240 --> 00:01:40,360
‫«ترجمه از کیارش»

3
00:01:40,640 --> 00:01:43,670
‫ژو جی لیانگ گفت بیای اینجا؟

4
00:01:43,720 --> 00:01:45,310
‫ازت سوال پرسیدم.

5
00:01:45,360 --> 00:01:46,790
‫بگو دیگه.

6
00:01:46,840 --> 00:01:48,880
‫حرف بزن!

7
00:01:49,560 --> 00:01:50,670
‫چیزخور شده...

8
00:01:50,720 --> 00:01:51,790
‫و عقلش رو از دست داده.

9
00:01:51,840 --> 00:01:54,480
‫متأسفانه هیچی ازش دستگیرمون نمی‌شه.

10
00:01:55,480 --> 00:02:05,480
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

11
00:02:07,400 --> 00:02:09,040
‫تو.

12
00:02:09,960 --> 00:02:11,640
‫بیا اینجا.

13
00:02:13,120 --> 00:02:15,390
‫بیا اینجا.

14
00:02:15,440 --> 00:02:17,030
‫این رو...

15
00:02:17,080 --> 00:02:19,910
‫فقط تو باید بشنوی.

16
00:02:19,960 --> 00:02:23,190
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نباید بدونه.

17
00:02:23,240 --> 00:02:24,840
‫بیا اینجا.

18
00:02:25,560 --> 00:02:27,240
‫بیا اینجا.

19
00:02:31,320 --> 00:02:35,000
‫شانگویی فامیل توئه.

20
00:02:36,480 --> 00:02:41,230
‫چرا مدام به ژان ژائو کمک کردی
‫راجع به خانواده خودت تحقیق کنه؟

21
00:02:41,280 --> 00:02:45,230
‫همه ما با همیم.

22
00:02:45,280 --> 00:02:49,200
‫شانگویی از خانواده خودته.

23
00:02:49,920 --> 00:02:52,790
‫راجع به خانواده خودت تحقیق می‌کنی؟

24
00:02:52,840 --> 00:02:54,270
‫این دیگه واقعا...

25
00:02:54,320 --> 00:02:58,720
‫حماقت جدیدیه.

26
00:03:19,560 --> 00:03:22,230
‫خیال می‌کردم عمه‌ام این رو
‫از خاندان لین آورده.

27
00:03:22,280 --> 00:03:24,240
‫اما خبر نداشتم...

28
00:03:24,960 --> 00:03:27,720
‫که این شیء در واقع مال خانواده خودم بود.

29
00:03:33,400 --> 00:03:35,790
‫تو از اول شک داشتی، مگه نه؟

30
00:03:35,840 --> 00:03:38,400
‫ارتباط خانواده‌مون
‫با ارباب شیانگیانگ رو می‌گم.

31
00:03:41,080 --> 00:03:43,310
‫هر قدمی که هو شیائوچن برمی‌داره...

32
00:03:43,360 --> 00:03:45,990
‫با احتیاط محاسبه شده.

33
00:03:46,040 --> 00:03:47,550
‫در راستای شناسایی،

34
00:03:47,600 --> 00:03:50,030
‫اگه فقط می‌خواست
‫از ژائو یوآن محافظت کنه،

35
00:03:50,080 --> 00:03:53,120
‫می‌تونست ژائو ژنگ‌ده رو بکشه.

36
00:03:54,160 --> 00:03:56,720
‫چرا باید داداشت رو دعوت می‌کرد؟

37
00:04:01,400 --> 00:04:03,430
‫بعد از شناسایی اون روز،

38
00:04:03,480 --> 00:04:06,470
‫من به خیلی‌ها بدجوری شک کردم.

39
00:04:06,520 --> 00:04:09,160
‫ولی جرئت نکردم بیشتر فکر کنم.

40
00:04:10,200 --> 00:04:13,680
‫واسه همین به زور افکارم رو
‫سرکوب کردم.

41
00:04:14,400 --> 00:04:15,590
‫تا این که دیشب،

42
00:04:15,640 --> 00:04:19,400
‫فهمیدیم راز وانشان معدن طلا بود.

43
00:04:20,240 --> 00:04:22,920
‫فقط همون موقع فهمیدم
‫باید باهاش روبه‌رو بشم.

44
00:04:24,840 --> 00:04:27,190
‫عمارت لینگ‌لونگ رو خیلی‌ها می‌شناسن،

45
00:04:27,240 --> 00:04:29,230
‫ولی تعداد اندکی می‌دونن...

46
00:04:29,280 --> 00:04:30,670
‫که خاندان هو...

47
00:04:30,720 --> 00:04:34,600
‫شمشیرساز بودن.
‫اسم خاندان هو رو با فلزگری مشهور کردن.

48
00:04:36,720 --> 00:04:38,350
‫ژان،

49
00:04:38,400 --> 00:04:40,590
‫من باید برگردم خونه‌ام...

50
00:04:40,640 --> 00:04:43,120
‫تا از پدر و داداشم جواب بگیرم.

51
00:04:43,960 --> 00:04:45,560
‫باشه.

52
00:04:50,720 --> 00:04:52,510
‫چرا این‌قدر طول کشید اسب انتخاب کنی؟

53
00:04:52,560 --> 00:04:54,350
‫من که به تو اسب عادی نمی‌دم.

54
00:04:54,400 --> 00:04:56,560
‫باید اسب خوبی باشه.

55
00:04:59,720 --> 00:05:01,590
‫یاکشا امروز صبح پدیدار شده بود.

56
00:05:01,640 --> 00:05:03,310
‫ممکنه بیاد سراغ ژان.

57
00:05:03,360 --> 00:05:04,350
‫مواظبش باش.

58
00:05:04,400 --> 00:05:06,000
‫نگران نباش.

59
00:05:32,120 --> 00:05:33,190
‫نشان رو بردار...

60
00:05:33,240 --> 00:05:35,150
‫و دو پسر کوچولو رو هم ببر.

61
00:05:35,200 --> 00:05:36,710
‫سی مینگ رو ببر دادگاه شهرستان...

62
00:05:36,760 --> 00:05:38,390
‫و فرستاده امپراتوری رو
‫تو شیانگیانگ پیدا کن.

63
00:05:38,440 --> 00:05:39,910
‫سی مینگ رو بهش تحویل بده.

64
00:05:39,960 --> 00:05:42,190
‫بذار پسرها چند روز اونجا بمونن.

65
00:05:42,240 --> 00:05:44,320
‫من تو شهرستان گوچنگ می‌مونم.

66
00:05:44,920 --> 00:05:46,600
‫چرا؟

67
00:05:51,640 --> 00:05:53,950
‫[جان چون علف، عدالت چون خاک]
‫حاکم شهرستان گوچنگ.

68
00:05:54,000 --> 00:05:55,790
‫هدف بعدی ژو جی لیانگه.

69
00:05:55,840 --> 00:05:56,950
‫تو اینجا می‌مونی...

70
00:05:57,000 --> 00:05:59,520
‫تا به خدمت ژو جی لیانگ برسی؟

71
00:06:06,080 --> 00:06:08,710
‫چطور می‌خوای این کار رو بکنی؟

72
00:06:08,760 --> 00:06:10,910
‫با جونت؟

73
00:06:10,960 --> 00:06:13,150
‫ممکنه بقیه از شرایط جسمانیت
‫خبر نداشته باشن،

74
00:06:13,200 --> 00:06:14,790
‫ولی من خوب باهاش آشنایی دارم.

75
00:06:14,840 --> 00:06:16,270
‫علائم روش شونه‌ات،

76
00:06:16,320 --> 00:06:17,590
‫با این که کمی کاهش یافتن،

77
00:06:17,640 --> 00:06:19,590
‫چند روز دیگه بیشتر می‌شن.

78
00:06:19,640 --> 00:06:22,440
‫سم اون موقع بدتر حمله می‌کنه.

79
00:06:23,520 --> 00:06:26,270
‫- می‌دونم.
‫- نه، نمی‌دونی.

80
00:06:26,320 --> 00:06:28,470
‫داری جونت رو جلوی سرنوشتت
‫شرط می‌بندی.

81
00:06:28,520 --> 00:06:29,910
‫اگه از هنرهای رزمی استفاده نکنی،

82
00:06:29,960 --> 00:06:31,510
‫ممکنه یه ماه دیگه زنده بمونی.

83
00:06:31,560 --> 00:06:32,830
‫ولی اگه زیادی از مهارت‌هات
‫استفاده کنی،

84
00:06:32,880 --> 00:06:35,160
‫ممکنه...

85
00:06:46,240 --> 00:06:47,800
‫امروز،

86
00:06:48,440 --> 00:06:51,640
‫مینگ ژو اِر رفت دم دروازه شهر
‫دنبال ژو جی لیانگ.

87
00:06:52,480 --> 00:06:55,070
‫نمی‌فهمی چه فکری تو سرشه؟

88
00:06:55,120 --> 00:06:56,470
‫اشتباه یاکشا...

89
00:06:56,520 --> 00:06:58,030
‫به‌خاطر من شروع شد.

90
00:06:58,080 --> 00:07:00,480
‫خودم باید جبرانش کنم.

91
00:07:01,360 --> 00:07:03,590
‫تو که ایزد نیستی.

92
00:07:03,640 --> 00:07:07,110
‫حتما باید کل رنج این دنیا رو
‫خودت متحمل بشی؟

93
00:07:07,160 --> 00:07:10,390
‫یاکشای دروغین خبیثه.
‫چه یاکشا وجود داشته باشه یا نه،

94
00:07:10,440 --> 00:07:11,550
‫باز هم آدم می‌کشه،
‫آتش‌افروزی می‌کنه...

95
00:07:11,600 --> 00:07:13,190
‫و از مردم دزدی می‌کنه.

96
00:07:13,240 --> 00:07:15,350
‫اشتباهات اون هیچ ربطی به تو نداره.

97
00:07:15,400 --> 00:07:16,430
‫نه.

98
00:07:16,480 --> 00:07:18,390
‫اگه تو جای من بودی...

99
00:07:18,440 --> 00:07:22,520
‫و اون مردم بیگناه یکی‌یکی
‫جلوی چشمت می‌مردن،

100
00:07:25,720 --> 00:07:28,440
‫نمی‌تونستی خودت رو ببخشی.

101
00:07:30,320 --> 00:07:32,080
‫ژان ژائو،

102
00:07:33,040 --> 00:07:35,470
‫حالا که در این راه بهت پیوستم،

103
00:07:35,520 --> 00:07:38,000
‫در نیمه راه کنار نمی‌کشم.

104
00:07:39,200 --> 00:07:43,200
‫بهم قول بده زنده بمونی.
‫صبر کن کارم تو شیانگیانگ رو تموم کنم.

105
00:07:48,000 --> 00:07:51,200
‫[شهرستان وانشان]

106
00:08:04,800 --> 00:08:06,670
‫سرورم.

107
00:08:06,720 --> 00:08:08,430
‫نقره‌ای که ارباب درخواست کرده بود...

108
00:08:08,480 --> 00:08:10,070
‫به زودی حاضر می‌شه.

109
00:08:10,120 --> 00:08:11,430
‫واکنش مردم چطوره؟

110
00:08:11,480 --> 00:08:12,510
‫خب،

111
00:08:12,560 --> 00:08:14,750
‫یه مقدار دلخور شدن.

112
00:08:14,800 --> 00:08:16,950
‫ولی چون شنیدن دستور شماست،

113
00:08:17,000 --> 00:08:18,110
‫هر خانوار...

114
00:08:18,160 --> 00:08:20,400
‫مقدار زیادی کمک کرد.

115
00:08:24,400 --> 00:08:26,550
‫ژو جی لیانگ موفق شد.

116
00:08:26,600 --> 00:08:27,830
‫همون‌طور که انتظار داشتین،

117
00:08:27,880 --> 00:08:30,990
‫ژان ژائو تو شهرستان گوچنگ موند.

118
00:08:31,040 --> 00:08:34,200
‫هو لینگ‌لونگ برگشته خونه.

119
00:08:35,840 --> 00:08:36,950
‫بای یوتانگ چی؟

120
00:08:37,000 --> 00:08:39,360
‫داره سی مینگ رو می‌بره شیانگیانگ.

121
00:08:42,240 --> 00:08:43,550
‫احتیاط کن.

122
00:08:43,600 --> 00:08:45,630
‫به شهروندان و نگهبانان بگو
‫حواسشون رو جمع کنن...

123
00:08:45,680 --> 00:08:46,910
‫و حواسشون به دروازه‌های شهر باشه.

124
00:08:46,960 --> 00:08:49,960
‫نباید بذاریم بای یوتانگ
‫یواشکی وارد شهرستان بشه.

125
00:09:13,840 --> 00:09:17,470
‫[عمارت لینگ‌لونگ]

126
00:09:17,520 --> 00:09:18,550
‫خانم هو.

127
00:09:18,600 --> 00:09:19,830
‫فرمانده شائو تو هستن...

128
00:09:19,880 --> 00:09:22,240
‫و منتظر شمان.

129
00:09:33,520 --> 00:09:35,960
‫مگه بهت نگفتم برنگرد؟

130
00:09:42,720 --> 00:09:43,750
‫عمو هو.

131
00:09:43,800 --> 00:09:45,870
‫بهت که گفتم...

132
00:09:45,920 --> 00:09:48,280
‫برمی‌گرده.

133
00:10:02,880 --> 00:10:06,350
‫من بارها سعی کردم
‫نصیحتت کنم،

134
00:10:06,400 --> 00:10:07,950
‫ولی گوشت بدهکار نبود.

135
00:10:08,000 --> 00:10:10,830
‫مجبورم کردی جلوی ژان ژائو
‫و افرادش...

136
00:10:10,880 --> 00:10:14,160
‫چهره حقیقی خاندان هو رو فاش کنم.

137
00:10:16,640 --> 00:10:19,320
‫نتیجه امروز...

138
00:10:20,200 --> 00:10:22,760
‫حاصل تصمیمات خودته.

139
00:10:34,240 --> 00:10:37,270
‫گمون نکنم ازم بخوای
‫امروز اون هدایای نامزدی رو...

140
00:10:37,320 --> 00:10:39,560
‫برگردونم خونه خودم.

141
00:10:41,200 --> 00:10:42,950
‫من تاریخ عروسی رو جلو می‌اندازم.

142
00:10:43,000 --> 00:10:45,800
‫زود باش و آماده شو.

143
00:10:46,560 --> 00:10:49,040
‫شانگویی دقیقا کیه؟

144
00:10:52,720 --> 00:10:54,840
‫پدر منه؟

145
00:10:55,800 --> 00:10:57,910
‫یا داداشمه؟

146
00:10:57,960 --> 00:11:00,320
‫هیچ‌کدوم.

147
00:11:03,640 --> 00:11:05,640
‫شانگویی...

148
00:11:10,760 --> 00:11:13,120
‫خود تویی.

149
00:11:16,200 --> 00:11:17,190
‫رسمه...

150
00:11:17,240 --> 00:11:18,750
‫که راز چشم لینگ‌لونگ...

151
00:11:18,800 --> 00:11:22,270
‫فقط بعد از ازدواجت بهت گفته بشه.

152
00:11:22,320 --> 00:11:24,350
‫ولی با احتساب شرایط،
‫از عمه بزرگت بپرس.

153
00:11:24,400 --> 00:11:27,190
‫دیگه پنهانش نمی‌کنه.

154
00:11:27,240 --> 00:11:29,590
‫از شانگویی قبلی بپرس.

155
00:11:29,640 --> 00:11:31,430
‫اون همه‌چیز رو...

156
00:11:31,480 --> 00:11:34,480
‫از اول برات می‌گه.

157
00:11:58,720 --> 00:11:59,870
‫ظاهرا...

158
00:11:59,920 --> 00:12:02,270
‫من یه قدم ازت عقب بودم.

159
00:12:02,320 --> 00:12:04,990
‫خودت حاکم شهرستان رو فرستادی رفت.

160
00:12:05,040 --> 00:12:08,000
‫خیال کردی می‌تونی همه‌چی رو
‫پیش‌بینی کنی؟

161
00:12:10,000 --> 00:12:11,590
‫پس حدس زده بودی...

162
00:12:11,640 --> 00:12:15,720
‫یکی طبیب قانونی اون پرونده قدیمی رو
‫هدف قرار داده؟

163
00:12:22,480 --> 00:12:23,470
‫ژان ژائو.

164
00:12:23,520 --> 00:12:26,070
‫همه‌مون می‌خوایم کمکت کنیم.

165
00:12:26,120 --> 00:12:29,320
‫می‌خوایم کمکت کنیم
‫آدم‌های بد رو مجازات کنی.

166
00:12:30,520 --> 00:12:32,150
‫اگه به مبارزه با من ادامه بدی،

167
00:12:32,200 --> 00:12:33,870
‫به موقع نمی‌رسی آکادمی...

168
00:12:33,920 --> 00:12:35,760
‫تا رئیسش رو نجات بدی.

169
00:12:36,640 --> 00:12:39,190
‫خیال کردی قهرمانی و عدالت رو
‫برقرار می‌کنی؟

170
00:12:39,240 --> 00:12:40,830
‫از من بشنو. تو هیچی نیستی.

171
00:12:40,880 --> 00:12:43,600
‫واقعا خیلی احمقی.

172
00:12:54,000 --> 00:12:57,000
‫[شگرد ذهنی لینگ‌لونگ]

173
00:13:04,080 --> 00:13:06,950
‫پیشرفت و سرنگونی عمارت لینگ‌لونگ...

174
00:13:07,000 --> 00:13:09,790
‫به این شگرد ذهنی بستگی داره.

175
00:13:09,840 --> 00:13:11,030
‫راز چشم لینگ‌لونگ...

176
00:13:11,080 --> 00:13:12,670
‫که می‌خوای بدونی...

177
00:13:12,720 --> 00:13:14,990
‫هم تو این شگرد ذهنی پنهان شده.

178
00:13:15,040 --> 00:13:17,830
‫اربابان مؤسس عمارت لینگ‌لونگ ما...

179
00:13:17,880 --> 00:13:19,750
‫یه زن و شوهر بودن.

180
00:13:19,800 --> 00:13:21,470
‫آقائه یه مهارت سبک‌بالی...

181
00:13:21,520 --> 00:13:23,150
‫به نام نگاه گذرا ابداع کرد...

182
00:13:23,200 --> 00:13:25,110
‫و این یانگ آن رو ساخت.

183
00:13:25,160 --> 00:13:27,630
‫خانمه شمشیرزنی ابرهای
‫سر به فلک کشیده رو ابداع کرد.

184
00:13:27,680 --> 00:13:28,670
‫پدرت...

185
00:13:28,720 --> 00:13:31,440
‫حتما این رو بهت گفته، مگه نه؟

186
00:13:32,800 --> 00:13:34,110
‫پس یادت میاد...

187
00:13:34,160 --> 00:13:36,470
‫فن شنود از فرسنگ‌ها دور رو...

188
00:13:36,520 --> 00:13:39,120
‫از کجا یاد گرفتی؟

189
00:13:41,560 --> 00:13:44,150
‫گمون کنم وقتی شونزده‌ساله بودم،

190
00:13:44,200 --> 00:13:47,400
‫پدر یه طومار از شگرد ذهنی نشونم داده بود.

191
00:13:50,000 --> 00:13:52,030
‫ارباب مؤسس خاندان هوی ما،

192
00:13:52,080 --> 00:13:53,350
‫بانو شائو،

193
00:13:53,400 --> 00:13:56,070
‫فقط شمشیرزنی ابرهای سر به فلک کشیده رو
‫ابداع نکرده بود.

194
00:13:56,120 --> 00:13:57,550
‫ایشون شگرد ذهنی...

195
00:13:57,600 --> 00:13:59,760
‫لینگ‌لونگ رو هم ابداع کرده بود.

196
00:14:01,240 --> 00:14:02,910
‫این شگرد به شدت...

197
00:14:02,960 --> 00:14:04,630
‫لطیف و زنانه است.

198
00:14:04,680 --> 00:14:07,910
‫فقط زنان می‌تونن استادش بشن.

199
00:14:07,960 --> 00:14:10,190
‫شگرد ذهنی هفت مرحله داره.

200
00:14:10,240 --> 00:14:12,670
‫فن شنود از فرسنگ‌ها دور تو...

201
00:14:12,720 --> 00:14:14,270
‫تازه مرحله یک و پایه‌اشه.

202
00:14:14,320 --> 00:14:15,790
‫وقتی به مرحله چهارم برسی...

203
00:14:15,840 --> 00:14:17,710
‫و با این یانگ آن استفاده‌اش کنی،

204
00:14:17,760 --> 00:14:21,030
‫می‌تونی تغییرات اندک
‫انرژی رو حس کنی.

205
00:14:21,080 --> 00:14:23,480
‫بعدش می‌تونی کجا رو بگردی.

206
00:14:24,960 --> 00:14:26,630
‫پس چشم لینگ‌لونگ...

207
00:14:26,680 --> 00:14:29,000
‫که آوازه‌اش پیچیده همینه.

208
00:14:31,240 --> 00:14:32,510
‫چشم لینگ‌لونگ...

209
00:14:32,560 --> 00:14:35,110
‫فنی سری برای شناسایی
‫معادن طلاست.

210
00:14:35,160 --> 00:14:38,470
‫پس کل افسانه‌های چشم لینگ‌لونگ...

211
00:14:38,520 --> 00:14:41,240
‫ردگم‌کنی بودن و خاندانمون
‫از خودش در آورده بود؟

212
00:14:42,920 --> 00:14:43,950
‫خاندان هو...

213
00:14:44,000 --> 00:14:46,710
‫تعمدا حقیقت رو پنهان کرد.

214
00:14:46,760 --> 00:14:49,190
‫وگرنه، وقتی این راز فاش می‌شد،

215
00:14:49,240 --> 00:14:51,350
‫قطعا طمع و رقابت فرقه‌ها...

216
00:14:51,400 --> 00:14:52,870
‫و اشراف قدرتمند رو به همراه داشت.

217
00:14:52,920 --> 00:14:54,150
‫بعدش خاندان هو...

218
00:14:54,200 --> 00:14:56,800
‫باز هم اتفاقات فاجعه‌باری رو
‫تجربه می‌کرد.

219
00:14:57,760 --> 00:15:00,110
‫وقتی شگرد ذهنی لینگ‌لونگ ابداع شد،

220
00:15:00,160 --> 00:15:03,030
‫یکی از پیروان خاندان هو فاشش کرد.

221
00:15:03,080 --> 00:15:04,430
‫تو یه چشم به هم زدن،

222
00:15:04,480 --> 00:15:07,510
‫باعث شد چندین فرقه محاصره‌مون کنن.

223
00:15:07,560 --> 00:15:08,630
‫شگرد ذهنی لینگ‌لونگ...

224
00:15:08,680 --> 00:15:10,550
‫به شش طومار مجزا تقسیم شد.

225
00:15:10,600 --> 00:15:12,750
‫یکی اینجا پیش خاندان هو موند،

226
00:15:12,800 --> 00:15:13,950
‫اما بقیه‌شون...

227
00:15:14,000 --> 00:15:16,510
‫تو دنیا گم شد.

228
00:15:16,560 --> 00:15:18,030
‫این طومارها...

229
00:15:18,080 --> 00:15:20,350
‫سه مرحله اول رو توضیح می‌دادن.

230
00:15:20,400 --> 00:15:22,270
‫بدون پایه سه مرحله اول،

231
00:15:22,320 --> 00:15:24,910
‫طومارهای بقیه...

232
00:15:24,960 --> 00:15:27,520
‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

233
00:15:29,640 --> 00:15:31,270
‫اون موقع،

234
00:15:31,320 --> 00:15:35,350
‫فرقه‌های زیادی به خاندان هو حمله کردن.

235
00:15:35,400 --> 00:15:39,790
‫حتی نمی‌دونستن طومار
‫چند مرحله اول دست کیه.

236
00:15:39,840 --> 00:15:41,950
‫مدتی،

237
00:15:42,000 --> 00:15:44,230
‫دیوانه شده بودن...

238
00:15:44,280 --> 00:15:46,520
‫و همدیگه رو سلاخی می‌کردن.

239
00:15:47,160 --> 00:15:49,550
‫بعد از اتمام اون دشواری‌ها،

240
00:15:49,600 --> 00:15:52,150
‫هر کی رفت پی راه خودش.

241
00:15:52,200 --> 00:15:53,710
‫از اون به بعد،

242
00:15:53,760 --> 00:15:56,910
‫خاندان هو راز شگرد ذهنی لینگ‌لونگ رو
‫پنهان کرد...

243
00:15:56,960 --> 00:15:59,390
‫و تا چند نسل صلح به همراه داشت.

244
00:15:59,440 --> 00:16:01,550
‫تا این که...

245
00:16:01,600 --> 00:16:04,920
‫کاخ شوانچینگ پیدامون کرد.

246
00:16:07,480 --> 00:16:09,270
‫تو اشاره کرده بودی که ازدواج تو هم...

247
00:16:09,320 --> 00:16:12,150
‫با رئیس کاخ شوانچینگ...

248
00:16:12,200 --> 00:16:14,360
‫اتحادی اجباری بود.

249
00:16:15,440 --> 00:16:19,390
‫یعنی واسه این بود
‫که اون‌ها هم طومار داشتن؟

250
00:16:19,440 --> 00:16:21,270
‫اون‌ها مرحله سوم...

251
00:16:21,320 --> 00:16:24,150
‫شگرد ذهنی رو در اختیار داشتن.

252
00:16:24,200 --> 00:16:26,110
‫از یه‌جایی فهمیده بودن...

253
00:16:26,160 --> 00:16:28,510
‫که دو مرحله اول دست خاندان ماست.

254
00:16:28,560 --> 00:16:32,270
‫تهدید کردن که این راز رو پخش می‌کنن،

255
00:16:32,320 --> 00:16:34,750
‫درخواست اتحاد با ازدواج دادن...

256
00:16:34,800 --> 00:16:38,630
‫تا طومارهای باقی‌مونده رو
‫با همدیگه پیدا کنیم.

257
00:16:38,680 --> 00:16:41,150
‫به‌خاطر صلح خاندان هو،

258
00:16:41,200 --> 00:16:43,760
‫من چاره‌ای جز ازدواج نداشتم.

259
00:16:45,240 --> 00:16:47,470
‫بعدش، کاخ شوانچینگ طماع شد.

260
00:16:47,520 --> 00:16:50,390
‫فهمیدن راز باز کردن چشم لینگ‌لونگ...

261
00:16:50,440 --> 00:16:52,390
‫استفاده‌اش به همراه این یانگ آنه.

262
00:16:52,440 --> 00:16:53,950
‫واسه همین دسیسه کردن...

263
00:16:54,000 --> 00:16:56,590
‫تا دو مرحله اول شگرد
‫و این یانگ آن رو...

264
00:16:56,640 --> 00:16:58,070
‫واسه خودشون بردارن.

265
00:16:58,120 --> 00:16:59,150
‫از اون به بعد،

266
00:16:59,200 --> 00:17:00,310
‫خاندانمون دیگه طاقت نیاورد.

267
00:17:00,360 --> 00:17:02,150
‫بعد از تقلایی سهمگین،

268
00:17:02,200 --> 00:17:05,320
‫بالاخره مرحله سوم رو پس گرفتیم.

269
00:17:05,880 --> 00:17:08,150
‫ولی حتی اون موقع هم...

270
00:17:08,200 --> 00:17:10,190
‫کابوس دختران هو...

271
00:17:10,240 --> 00:17:12,560
‫تموم نشد.

272
00:17:13,240 --> 00:17:15,190
‫منظورت...

273
00:17:15,240 --> 00:17:17,190
‫فرقه چینگ‌شانه؟

274
00:17:17,240 --> 00:17:18,390
‫خاندان لین.

275
00:17:18,440 --> 00:17:21,150
‫خاندان لین اون موقع
‫به هه بو خدمت می‌کردن.

276
00:17:21,200 --> 00:17:23,630
‫فقط دنبال اتحاد با ازدواج نبودن،

277
00:17:23,680 --> 00:17:26,350
‫بلکه راز شگرد ذهنی رو
‫هم به هه بو گفتن.

278
00:17:26,400 --> 00:17:28,590
‫هه بو اومد با پدرت مذاکره کنه،

279
00:17:28,640 --> 00:17:30,910
‫قول داد کل طومارهای گم‌شده رو...

280
00:17:30,960 --> 00:17:32,270
‫واسه خاندان هو پیدا می‌کنه.

281
00:17:32,320 --> 00:17:33,870
‫ولی در ازاش،

282
00:17:33,920 --> 00:17:35,990
‫عمه‌ات باید به ارباب شیانگیانگ
‫خدمت می‌کرد...

283
00:17:36,040 --> 00:17:37,350
‫و به...

284
00:17:37,400 --> 00:17:38,790
‫چهارمین ارباب یزدانی تبدیل می‌شد...

285
00:17:38,840 --> 00:17:40,470
‫و براش معدن طلا پیدا می‌کرد.

286
00:17:40,520 --> 00:17:42,470
‫پدرت قبول نکرد.

287
00:17:42,520 --> 00:17:44,150
‫خلاصه هه بو...

288
00:17:44,200 --> 00:17:47,230
‫باز هم برگشت و بهش فشار آورد.

289
00:17:47,280 --> 00:17:49,670
‫وقتی عمه فهمید،

290
00:17:49,720 --> 00:17:52,350
‫از خاندان هو فرار کرد.

291
00:17:52,400 --> 00:17:54,110
‫رفت پیش خاندان لین.

292
00:17:54,160 --> 00:17:55,750
‫علاوه بر به هم زدن نامزدیش،

293
00:17:55,800 --> 00:17:59,280
‫می‌خواست به خاندان هو کمک کنه
‫مرحله چهارم شگرد ذهنی رو پس بگیرن.

294
00:17:59,880 --> 00:18:01,190
‫ولی اصلا خبر نداشت...

295
00:18:01,240 --> 00:18:02,790
‫که یه قدم عقب بود.

296
00:18:02,840 --> 00:18:04,990
‫شاهد بود که هه بو و افرادش...

297
00:18:05,040 --> 00:18:07,480
‫کل خاندان لین رو سلاخی کردن.

298
00:18:09,360 --> 00:18:10,910
‫خاندان لین در اصل می‌خواستن...

299
00:18:10,960 --> 00:18:13,870
‫با استفاده از این شرایط
‫نظر هه بو رو جلب کنن.

300
00:18:13,920 --> 00:18:17,360
‫کسی چه می‌دونست
‫تهش این‌جوری بشه؟

301
00:18:18,160 --> 00:18:20,510
‫یه‌کم بعدش،

302
00:18:20,560 --> 00:18:23,110
‫همه طومارها...

303
00:18:23,160 --> 00:18:26,390
‫دست ارباب شیانگیانگ افتاد.

304
00:18:26,440 --> 00:18:27,990
‫از اون به بعد،

305
00:18:28,040 --> 00:18:31,480
‫می‌تونست خاندانمون رو تهدید کنه.

306
00:18:32,240 --> 00:18:34,470
‫یعنی بعد از فوت عمه،

307
00:18:34,520 --> 00:18:36,470
‫تو چاره‌ای نداشتی...

308
00:18:36,520 --> 00:18:39,600
‫جز این که تحت نظر ارباب شانگیانگ
‫شانگویی بشی.

309
00:18:41,160 --> 00:18:42,830
‫معدن طلای شهرستان وانشان رو...

310
00:18:42,880 --> 00:18:45,710
‫خودت بعد از یادگیری مرحله چهارم...

311
00:18:45,760 --> 00:18:48,080
‫شگرد ذهنی پیدا کرده بودی.

312
00:18:50,840 --> 00:18:52,270
‫اولش،

313
00:18:52,320 --> 00:18:53,750
‫من و پدرت خیال می‌کردیم...

314
00:18:53,800 --> 00:18:56,190
‫فدا کردن من به تنهایی
‫برای نوادگان...

315
00:18:56,240 --> 00:18:57,870
‫خاندان هو صلح به همراه میاره.

316
00:18:57,920 --> 00:19:02,110
‫ولی کسی چه می‌دونست ارباب شیانگیانگ
‫با معدن طلا راضی نمی‌شه.

317
00:19:02,160 --> 00:19:05,550
‫می‌خواست پدرت تو رو
‫همسر پسرش شائو جی زو کنه...

318
00:19:05,600 --> 00:19:10,120
‫و بعدش همه بقایای شگرد ذهنی لینگ‌لونگ رو
‫بهمون پس بده.

319
00:19:10,720 --> 00:19:13,320
‫پس دفعه قبل که برگشتم،

320
00:19:14,840 --> 00:19:17,310
‫تو راز چشم لینگ‌لونگ رو بهم نگفتی.

321
00:19:17,360 --> 00:19:18,910
‫حتی بهم گفتی...

322
00:19:18,960 --> 00:19:20,430
‫از خاندان هو برم.

323
00:19:20,480 --> 00:19:23,440
‫همه‌اش واسه این بود که می‌خواستی
‫تنهایی سرنوشت شانگویی رو به دوش بکشی.

324
00:19:24,720 --> 00:19:26,840
‫تو دو بار خودت رو...

325
00:19:27,680 --> 00:19:30,360
‫برای خاندان هو فدا کردی...

326
00:19:31,000 --> 00:19:33,710
‫و به قیمت کل عمرت تموم شد.

327
00:19:33,760 --> 00:19:36,320
‫زندگیم هرچقدر هم سخت بوده باشه،

328
00:19:37,280 --> 00:19:40,240
‫تا الان اکثرش رو تحمل کردم.

329
00:19:42,040 --> 00:19:44,640
‫نمی‌خوام تو عذابی که من کشیدم رو...

330
00:19:45,360 --> 00:19:48,040
‫متحمل بشی.

331
00:19:48,840 --> 00:19:50,270
‫واسه همین با این که می‌دونستم...

332
00:19:50,320 --> 00:19:53,480
‫رفتن تو ارباب شیانگیانگ رو
‫عصبانی می‌کنه،

333
00:19:54,680 --> 00:19:57,520
‫باز هم اون حرف‌ها رو زدم.

334
00:20:02,080 --> 00:20:03,720
‫فرزندم،

335
00:20:05,480 --> 00:20:06,910
‫پدرت رو مقصر ندون.

336
00:20:06,960 --> 00:20:08,830
‫از همون اولش،

337
00:20:08,880 --> 00:20:11,350
‫به‌خاطر شگرد ذهنی این کار رو نکرده بود.

338
00:20:11,400 --> 00:20:14,670
‫به‌خاطر آرامش و صلح
‫نسل‌های بعدی هو این کار رو کرده بود.

339
00:20:14,720 --> 00:20:17,790
‫تا وقتی اون طومارها پیدا نشن،

340
00:20:17,840 --> 00:20:20,400
‫کابوس‌های دخترهای هو...

341
00:20:21,040 --> 00:20:23,520
‫هم تمومی نداره.

342
00:20:35,920 --> 00:20:38,680
‫[آکادمی جیاچنگ]

343
00:20:56,880 --> 00:20:58,030
‫بشین.

344
00:20:58,080 --> 00:20:59,750
‫رئیس کجاست؟

345
00:20:59,800 --> 00:21:01,310
‫حالش خوبه.

346
00:21:01,360 --> 00:21:03,390
‫من به ژو جی لیانگ گفتم
‫اون رو بهانه کنه...

347
00:21:03,440 --> 00:21:05,480
‫تا تو رو بکشونه اینجا.

348
00:21:06,760 --> 00:21:09,200
‫یه‌کم باهام یادی از قدیم کن.

349
00:21:20,060 --> 00:21:30,060
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

350
00:21:40,920 --> 00:21:42,030
‫دیدی؟

351
00:21:42,080 --> 00:21:44,280
‫بهت که گفتم میاد اینجا.

352
00:21:45,000 --> 00:21:47,270
‫چیه؟ باز شب تا صبح بیدار بودی؟

353
00:21:47,320 --> 00:21:49,190
‫چند ماه تا امتحانات مونده.

354
00:21:49,240 --> 00:21:50,750
‫لازم نیست این‌قدر جون بکنی.

355
00:21:50,800 --> 00:21:51,870
‫ببین کی به کی می‌گه.

356
00:21:51,920 --> 00:21:53,790
‫مگه خودت هم تا دیروقت بیدار نبودی؟

357
00:21:53,840 --> 00:21:56,790
‫گاهی، واقعا به ژان ژائو حسودیم می‌شه.

358
00:21:56,840 --> 00:21:59,350
‫شهرت و مقام اصلا براش مهم نیست.

359
00:21:59,400 --> 00:22:01,630
‫اصلا تو فکرش نیستی...

360
00:22:01,680 --> 00:22:03,110
‫امتحانات امپراتوری رو بدی...

361
00:22:03,160 --> 00:22:05,200
‫تا دنبال کار عالی‌رتبه باشی؟

362
00:22:09,760 --> 00:22:11,470
‫وقتی والدینم من رو فرستادن اینجا،

363
00:22:11,520 --> 00:22:12,470
‫گفتن...

364
00:22:12,520 --> 00:22:14,270
‫کافیه دروس کلاسیک رو بخونم،

365
00:22:14,320 --> 00:22:15,710
‫دانشم رو گسترش بدم...

366
00:22:15,760 --> 00:22:17,790
‫و آدم منظم و باوقاری بشم.

367
00:22:17,840 --> 00:22:19,070
‫واسه شهرت و مقام هم...

368
00:22:19,120 --> 00:22:21,590
‫اگه تو امتحان قبول بشم،
‫امتیاز مضاعف خوبیه.

369
00:22:21,640 --> 00:22:22,630
‫اگه رد بشم،

370
00:22:22,680 --> 00:22:23,790
‫پافشاری نمی‌کنن.

371
00:22:23,840 --> 00:22:24,830
‫ولی هدفت...

372
00:22:24,880 --> 00:22:26,590
‫که می‌خوای آدم منظم و باوقاری باشی...

373
00:22:26,640 --> 00:22:28,030
‫واقعا خیلی سخته.

374
00:22:28,080 --> 00:22:30,440
‫چالش عمریه.

375
00:22:33,040 --> 00:22:36,440
‫می‌دونی چرا شیائوچن این‌قدر
‫نگران امتحانه؟

376
00:22:37,840 --> 00:22:39,510
‫اون نامزد کرده.

377
00:22:39,560 --> 00:22:41,230
‫اگه این‌بار هم تو امتحان امپراتوری رد بشه،

378
00:22:41,280 --> 00:22:43,150
‫می‌ترسه پدرزن آینده‌اش...

379
00:22:43,200 --> 00:22:44,470
‫از ازدواجشون منصرف بشه.

380
00:22:44,520 --> 00:22:45,750
‫خفه شو!

381
00:22:45,800 --> 00:22:47,230
‫این‌قدر چشمم نزن.

382
00:22:47,280 --> 00:22:48,630
‫اگه این ازدواج سر بگیره،

383
00:22:48,680 --> 00:22:50,070
‫من تا آخر عمرم خونه شما غذا می‌خورم.

384
00:22:50,120 --> 00:22:52,950
‫ما از پس تو بر نمیایم.

385
00:22:53,000 --> 00:22:55,070
‫امروز که برگشتم اینجا...

386
00:22:55,120 --> 00:22:58,030
‫و یادی از دوران تحصیلمون کردم،

387
00:22:58,080 --> 00:22:59,840
‫خیلی احساساتی شدم.

388
00:23:00,600 --> 00:23:04,440
‫هیچ‌کدوممون اندازه اون موقع روحیه نداریم.

389
00:23:05,560 --> 00:23:06,870
‫شی‌ون نامزدی رو به هم زد.

390
00:23:06,920 --> 00:23:08,750
‫ازدواج نکردیم.

391
00:23:08,800 --> 00:23:10,670
‫برادر لیو تو امتحان رد شد.

392
00:23:10,720 --> 00:23:12,110
‫از بین ما سه‌تا،

393
00:23:12,160 --> 00:23:13,630
‫ظاهرا فقط تو...

394
00:23:13,680 --> 00:23:16,200
‫به حرف دلت عمل کردی.

395
00:23:19,720 --> 00:23:22,040
‫با چه رویی اسم برادر لیو رو میاری؟

396
00:23:22,600 --> 00:23:24,310
‫تو با خدمت به ارباب شیانگیانگ...

397
00:23:24,360 --> 00:23:27,030
‫تو مرگش همدست بودی.

398
00:23:27,080 --> 00:23:29,950
‫خودش راه اشتباهی انتخاب کرد.

399
00:23:30,000 --> 00:23:32,110
‫من طاقت ندارم که ببینم تو هم
‫عین اون کله‌شق موندی.

400
00:23:32,160 --> 00:23:35,440
‫واسه همین اومدم اینجا
‫تا آخرین فرصت رو بهت بدم.

401
00:23:36,400 --> 00:23:37,430
‫ژان ژائو،

402
00:23:37,480 --> 00:23:38,870
‫همین الان دست بردار.

403
00:23:38,920 --> 00:23:40,430
‫بی‌خیال پرونده معدن طلا شو...

404
00:23:40,480 --> 00:23:42,390
‫و از شهرستان وانشان من دور شو.

405
00:23:42,440 --> 00:23:45,510
‫تو که سی مینگ رو دستگیر کردی.
‫همین واسه گزارشت کافیه.

406
00:23:45,560 --> 00:23:47,710
‫جراحت قدیمیت رو بهانه کن...

407
00:23:47,760 --> 00:23:50,120
‫و از مأموریت کناره‌گیری کن.

408
00:23:52,240 --> 00:23:56,320
‫ارباب هو، واسه من نقشه فرار ریختی.

409
00:24:01,960 --> 00:24:04,150
‫تو از پرونده جین شوئه ون به بعد،

410
00:24:04,200 --> 00:24:06,750
‫به همکاران بی‌شماری توهین کردی.

411
00:24:06,800 --> 00:24:08,550
‫این‌ها فقط به فکر اینن...

412
00:24:08,600 --> 00:24:10,630
‫که چطوری تو رو بکشن.

413
00:24:10,680 --> 00:24:12,390
‫ارباب ژان، شاید عملکردت...

414
00:24:12,440 --> 00:24:14,750
‫به عنوان مقام عالی‌رتبه بی‌نقص باشه،

415
00:24:14,800 --> 00:24:17,000
‫ولی گذشته‌ات...

416
00:24:19,160 --> 00:24:21,790
‫شنیدم یه سری از همکاران درباری...

417
00:24:21,840 --> 00:24:24,960
‫نقاط ضعفت رو پیدا کردن.

418
00:24:26,520 --> 00:24:27,870
‫من و ارباب ژان...

419
00:24:27,920 --> 00:24:29,670
‫قبلا همکلاسی بودیم.

420
00:24:29,720 --> 00:24:33,270
‫هیچ‌کس تو رو بهتر از من نمی‌شناسه.

421
00:24:33,320 --> 00:24:34,350
‫بگو ببینم.

422
00:24:34,400 --> 00:24:36,350
‫باید از شرایط استفاده کنم...

423
00:24:36,400 --> 00:24:38,310
‫و آتش پرونده یاکشا رو...

424
00:24:38,360 --> 00:24:40,440
‫شعله‌ورتر کنم؟

425
00:24:41,360 --> 00:24:43,590
‫وقتی پرونده یاکشا فاش بشه،

426
00:24:43,640 --> 00:24:44,590
‫ارباب ژان،

427
00:24:44,640 --> 00:24:48,390
‫می‌خوای با بحث یاکشای راستین و دروغین
‫از خودت دفاع کنی؟

428
00:24:48,440 --> 00:24:50,350
‫دادگاه به خودش زحمت نمی‌ده
‫که تعیین کنه...

429
00:24:50,400 --> 00:24:53,030
‫کدوم یاکشا داشت بیگناهان رو می‌کشت.

430
00:24:53,080 --> 00:24:56,390
‫به این اهمیت می‌دن که یه مأمور قانون
‫عالی‌رتبه...

431
00:24:56,440 --> 00:24:58,230
‫واقعا غیرقانونی اعدام می‌کرد...

432
00:24:58,280 --> 00:25:01,510
‫و قانون رو لگدمال می‌کرد.

433
00:25:01,560 --> 00:25:03,870
‫مردم خیلی عصبانی می‌شن.

434
00:25:03,920 --> 00:25:06,270
‫احتمالا ارباب بائو و حتی اعلی‌حضرت...

435
00:25:06,320 --> 00:25:08,880
‫نتونن ازت محافظت کنن.

436
00:25:12,440 --> 00:25:14,750
‫من درخواستش رو نوشتم.

437
00:25:14,800 --> 00:25:16,880
‫بستگی به تصمیم تو داره...

438
00:25:17,600 --> 00:25:20,560
‫که ثبتش کنم یا نه.

439
00:25:43,880 --> 00:25:45,510
‫ژان ژائو،

440
00:25:45,560 --> 00:25:49,270
‫حتما باید این‌قدر بهم فشار بیاری؟

441
00:25:49,320 --> 00:25:51,790
‫حاضری رئیسی رو که پشتت بد گفته
‫نجات بدی.

442
00:25:51,840 --> 00:25:54,030
‫ولی بی‌خیال من نمی‌شی.

443
00:25:54,080 --> 00:25:56,310
‫یعنی من از اون هم بدترم؟

444
00:25:56,360 --> 00:26:00,710
‫خیال کردی من، هو شیائوچن، این همه سال
‫تو وانشان مشغول شرارت بودم؟

445
00:26:00,760 --> 00:26:01,910
‫می‌دونی...

446
00:26:01,960 --> 00:26:05,430
‫ارباب شیانگیانگ ده سال پیش
‫چطوری معدن طلا رو اداره می‌کرد؟

447
00:26:05,480 --> 00:26:07,670
‫اون موقع، مردان جوانی مثل دوان شی‌لانگ
‫که گم می‌شدن،

448
00:26:07,720 --> 00:26:10,630
‫همه رو می‌دزدیدن می‌بردن گوچنگ
‫تا تو معدن کار کنن.

449
00:26:10,680 --> 00:26:14,110
‫کارگرها تا پای مرگ کای می‌کردن
‫و یه قرون هم دستمزد نمی‌گرفتن.

450
00:26:14,160 --> 00:26:15,910
‫جسدشون رو همین‌جوری خاک می‌کردن...

451
00:26:15,960 --> 00:26:18,230
‫و خانواده‌شون اصلا نمی‌تونستن
‫پیداشون کنن.

452
00:26:18,280 --> 00:26:20,830
‫بعدش، ارباب شیانگیانگ اومد
‫شهرستان وانشان معدن‌کاوی کنه.

453
00:26:20,880 --> 00:26:22,510
‫وقتی من تازه به شهرستان
‫اومده بودم،

454
00:26:22,560 --> 00:26:26,110
‫شرایط اونجا هم دقیقا
‫عین گوچنگ بود.

455
00:26:26,160 --> 00:26:28,840
‫تازه بعد از این که من
‫معدن طلا رو به دست گرفتم،

456
00:26:28,880 --> 00:26:29,670
‫شرایط عوض شد.

457
00:26:29,720 --> 00:26:31,430
‫پیشرفت الان شهرستان وانشان...

458
00:26:31,480 --> 00:26:34,280
‫همه‌اش به لطف منه.

459
00:26:39,040 --> 00:26:41,270
‫ولی در عین حال تویی...

460
00:26:41,320 --> 00:26:44,390
‫که با جون مردم عین علف رفتار می‌کنی...

461
00:26:44,440 --> 00:26:46,670
‫و بیگناهان رو سلاخی می‌کنی.

462
00:26:46,720 --> 00:26:47,950
‫وقتی تازه به این مقام رسیده بودی،

463
00:26:48,000 --> 00:26:49,150
‫واسه نمایش سلطه‌ات،

464
00:26:49,200 --> 00:26:51,150
‫با فرقه شیولو نمایش اجرا کردی،

465
00:26:51,200 --> 00:26:53,430
‫بهشون دستور دادی مردم رو قتل‌عام کنن.

466
00:26:53,480 --> 00:26:54,670
‫در طول حکمرانیت،

467
00:26:54,720 --> 00:26:56,270
‫به ارباب شیانگیانگ خدمت کردی...

468
00:26:56,320 --> 00:27:00,030
‫و کل مردم شهرستان رو
‫باهاش همدست کردی.

469
00:27:00,080 --> 00:27:02,270
‫بی‌شمار معدن‌کار واسه همین مردن.

470
00:27:02,320 --> 00:27:03,350
‫همین چند وقت پیش،

471
00:27:03,400 --> 00:27:05,150
‫واسه ماست‌مالی ژائو یوآن،

472
00:27:05,200 --> 00:27:08,670
‫نذاشتی ما پرونده اسکلت‌ها رو
‫بررسی کنیم.

473
00:27:08,720 --> 00:27:11,070
‫هیچی جلودارت نبود.

474
00:27:11,120 --> 00:27:14,000
‫واسه همین بیگناهان جون باختن.

475
00:27:14,640 --> 00:27:17,510
‫این همه جنایت،

476
00:27:17,560 --> 00:27:19,670
‫کدومشون تهمت اشتباهه؟

477
00:27:19,720 --> 00:27:21,630
‫وقتی داشتی اون آدم‌ها رو می‌کشتی،

478
00:27:21,680 --> 00:27:22,830
‫با خودت نگفتی...

479
00:27:22,880 --> 00:27:24,750
‫همه‌شون شهروندان
‫تحت حاکمیت توئن؟

480
00:27:24,800 --> 00:27:27,630
‫پیشرفت امروز شهرستان وانشان
‫هدیه‌ای از طرف منه.

481
00:27:27,680 --> 00:27:29,990
‫گیریم چند نفر رو هم بکشم، خب که چی؟

482
00:27:30,040 --> 00:27:32,470
‫چند نفر رو می‌کشم
‫تا از خیلی‌های دیگه محافظت کنم.

483
00:27:32,520 --> 00:27:33,950
‫تا وقتی اکثریت زندگی خوبی داشته باشن،

484
00:27:34,000 --> 00:27:35,790
‫چه فرقی می‌کنه تعداد انگشت‌شماری
‫قربانی بشن؟

485
00:27:35,840 --> 00:27:37,950
‫متأسفانه حتی اگه مردم
‫حقیقت رو بدونن،

486
00:27:38,000 --> 00:27:40,350
‫باز هم می‌گن کشتار من درست بود.

487
00:27:40,400 --> 00:27:42,070
‫حتی چند نفر دیگه هم انتخاب می‌کنن...

488
00:27:42,120 --> 00:27:44,190
‫تا من بکشمشون.

489
00:27:44,240 --> 00:27:46,110
‫همو‌ن‌طور که حاضرن
‫کارگران جوانی ارائه بدن...

490
00:27:46,160 --> 00:27:47,990
‫تا جونشون رو تو معدن به خطر بندازن.

491
00:27:48,040 --> 00:27:50,520
‫هو شائوچن، تو روانی‌ای!

492
00:27:52,280 --> 00:27:55,510
‫واقعا واسه مردمت اهمیت قائلی؟

493
00:27:55,560 --> 00:27:57,910
‫یا جون بیگناهان رو به کار گرفتی...

494
00:27:57,960 --> 00:28:01,120
‫تا راه جاه‌طلبانه خودت رو طی کنی؟

495
00:28:04,200 --> 00:28:06,270
‫اون‌ها بیگناهن،

496
00:28:06,320 --> 00:28:08,670
‫ولی به‌خاطر بدشانسی خودشونه.

497
00:28:08,720 --> 00:28:09,950
‫ژان ژائو،

498
00:28:10,000 --> 00:28:12,470
‫کلی بی‌عدالتی تو این دنیا هست.

499
00:28:12,520 --> 00:28:15,880
‫همه لیاقت عدالت رو ندارن.

500
00:28:18,560 --> 00:28:20,830
‫اگه خودت قربانی می‌شدی...

501
00:28:20,880 --> 00:28:23,190
‫تا راه ارباب شیانگیانگ باز بشه،

502
00:28:23,240 --> 00:28:26,120
‫باز هم همین رو می‌گفتی؟

503
00:28:27,680 --> 00:28:30,750
‫من، شو شیائوچن، می‌تونم
‫نظر ارباب شیانگیانگ رو جلب کنم...

504
00:28:30,800 --> 00:28:34,350
‫و مردم من رو ایزدی محسوب می‌کنن
‫که شهرستان وانشان رو نجات داده.

505
00:28:34,400 --> 00:28:36,110
‫من به شانس تکیه نمی‌کنم.

506
00:28:36,160 --> 00:28:38,510
‫تواناییمه!

507
00:28:38,560 --> 00:28:40,670
‫جون من بی‌ارزش نیست.

508
00:28:40,720 --> 00:28:44,520
‫من هیچ‌وقت از اون‌هایی نمی‌شم
‫که قربانی می‌شن.

509
00:28:58,000 --> 00:29:01,190
‫متأسفانه از نظر ارباب،

510
00:29:01,240 --> 00:29:04,240
‫همه بی‌ارزشن.

511
00:29:04,920 --> 00:29:06,710
‫صبر تا شکست بخوری...

512
00:29:06,760 --> 00:29:09,520
‫و ببینی اون موقع
‫چه‌جوری باهات رفتار می‌کنه.

513
00:29:11,280 --> 00:29:13,270
‫می‌دونم فقط داره ازم استفاده می‌کنه.

514
00:29:13,320 --> 00:29:14,870
‫من هم دارم ازش استفاده می‌کنم.

515
00:29:14,920 --> 00:29:16,070
‫الان براش کار می‌کنم...

516
00:29:16,120 --> 00:29:19,710
‫و این همه دستم رو کثیف می‌کنم
‫تا به هدف خودم برسم.

517
00:29:19,760 --> 00:29:23,430
‫وقتی به مقام بالایی برسم،
‫طبیعتا به نفع مردمه.

518
00:29:23,480 --> 00:29:25,190
‫بعدش درک می‌کنی.

519
00:29:25,240 --> 00:29:26,270
‫من، هو شائوچن،

520
00:29:26,320 --> 00:29:27,950
‫هیچ‌وقت نیت اصلیم رو فراموش نکردم.

521
00:29:28,000 --> 00:29:30,080
‫این‌قدر به خودت دروغ نگو!

522
00:29:31,560 --> 00:29:35,320
‫تو دیگه هو شائوچن نیستی.

523
00:29:37,040 --> 00:29:39,040
‫نمی‌تونی برگردی.

524
00:29:43,440 --> 00:29:45,240
‫الان،

525
00:29:46,440 --> 00:29:50,280
‫حتی اگه مجبور باشی کل شهر رو
‫واسه رسیدن به هدفت قربانی کنی،

526
00:29:51,240 --> 00:29:53,560
‫درنگ نمی‌کنی.

527
00:29:57,640 --> 00:29:59,870
‫نمی‌تونی برگردی.

528
00:29:59,920 --> 00:30:02,430
‫من اشتباه نمی‌کنم!

529
00:30:02,480 --> 00:30:04,190
‫تویی که اشتباه می‌کنی.

530
00:30:04,240 --> 00:30:05,830
‫من هنوز شکست نخوردم.

531
00:30:05,880 --> 00:30:07,990
‫هنوز به بن‌بست نخوردم.

532
00:30:08,040 --> 00:30:09,590
‫حالا که نمی‌تونیم به توافق برسیم،

533
00:30:09,640 --> 00:30:12,030
‫بیا با همدیگه سرنگون بشیم.

534
00:30:12,080 --> 00:30:13,270
‫ژان ژائو،

535
00:30:13,320 --> 00:30:14,630
‫تو باید درک کنی...

536
00:30:14,680 --> 00:30:17,230
‫چرا به ژو جی لیانگ گفتم تو شهرستان گوچنگ
‫مرتکب اون جنایات بشه...

537
00:30:17,280 --> 00:30:20,870
‫و چرا همه اون‌هایی که کشته شدن
‫به پرونده یاکشا مربوط بودن؟

538
00:30:20,920 --> 00:30:22,270
‫می‌خواستم ببینم...

539
00:30:22,320 --> 00:30:23,510
‫بین من و تو،

540
00:30:23,560 --> 00:30:25,470
‫اول آبروی کی می‌ره...

541
00:30:25,520 --> 00:30:28,520
‫و کی نمی‌تونه رستگار بشه.

542
00:30:33,320 --> 00:30:35,070
‫ارباب هو،

543
00:30:35,120 --> 00:30:36,910
‫افرادت رو بردار و برو.

544
00:30:36,960 --> 00:30:39,030
‫این‌قدر پای بیگناهان رو وسط نکش.

545
00:30:39,080 --> 00:30:41,030
‫بیا دیگه از...

546
00:30:41,080 --> 00:30:44,360
‫ژو جی لیانگ تو میدان نبردمون
‫استفاده نکنیم.

547
00:31:34,320 --> 00:31:35,750
‫من از دروازه شیانگیانگ،

548
00:31:35,800 --> 00:31:37,950
‫علائم پنج موش رو دنبال کردم.

549
00:31:38,000 --> 00:31:40,510
‫می‌دونستم سفر دو برادرم
‫به شهرستان وانشان...

550
00:31:40,560 --> 00:31:42,440
‫خوب پیش رفت.

551
00:31:46,640 --> 00:31:47,590
‫برگرد.

552
00:31:47,640 --> 00:31:50,350
‫شهرستان وانشان خیلی بزرگش کرده
‫که واسه کل شهر ساعت خاموشی تعیین کرده.

553
00:31:50,400 --> 00:31:52,710
‫همه‌اش واسه محافظت مقابل
‫موش طلاییه.

554
00:31:52,760 --> 00:31:55,350
‫این‌جوری ما دوتا می‌تونیم راحت بچرخیم.

555
00:31:55,400 --> 00:31:56,670
‫برو.

556
00:31:56,720 --> 00:31:58,510
‫من خیلی وقت پیش
‫به حاکم شهرستان هو گفتم،

557
00:31:58,560 --> 00:31:59,670
‫ولی چشم و گوشش بسته است.

558
00:31:59,720 --> 00:32:01,070
‫خیال می‌کرد شوخی می‌کنم.

559
00:32:01,120 --> 00:32:03,430
‫من خیلی تو اون حیاط راحتم.

560
00:32:03,480 --> 00:32:04,870
‫بعدا یه حیاط بزرگ‌تر بهم بدین...

561
00:32:04,920 --> 00:32:07,110
‫تا برادران سوگندخورده‌ام رو هم بیارم.

562
00:32:07,160 --> 00:32:09,600
‫همین‌جا تو خونه شما بازنشست می‌شم.

563
00:32:10,920 --> 00:32:11,870
‫بای پنجم،

564
00:32:11,920 --> 00:32:14,510
‫تو حالا...

565
00:32:14,560 --> 00:32:17,790
‫پادوی ژان ژائو شدی.

566
00:32:17,840 --> 00:32:22,270
‫می‌خوای کاری کنی بقیه جزیره شیانکونگ
‫هم بهش خدمت کنن، مگه نه؟

567
00:32:22,320 --> 00:32:25,320
‫- حتی می‌خوای به زن‌داداشت...
‫- برادر دوم،

568
00:32:29,440 --> 00:32:31,190
‫براش قرص افسوس درست کنه؟

569
00:32:31,240 --> 00:32:32,950
‫برادر دوم، من شما دوتا رو دعوت کردم اینجا.

570
00:32:33,000 --> 00:32:34,470
‫فرض کنین دارین به من کمک می‌کنین.

571
00:32:34,520 --> 00:32:36,950
‫وقتی ژان ژائو رو دیدین،
‫غر نزنین یا شکایت نکنین.

572
00:32:37,000 --> 00:32:40,240
‫وگرنه پنج موش خیلی بد جلوه می‌کنن.

573
00:32:46,960 --> 00:32:48,070
‫قرص افسوس زن‌داداش...

574
00:32:48,120 --> 00:32:50,510
‫در چه حاله؟

575
00:32:50,560 --> 00:32:51,910
‫مقداری پیشرفت کرده.

576
00:32:51,960 --> 00:32:54,520
‫ولی هنوز باید یه‌کم صبر کنیم.

577
00:32:57,680 --> 00:32:58,790
‫همین الان،

578
00:32:58,840 --> 00:33:00,590
‫من و برادر دوم نگاهی انداختیم.

579
00:33:00,640 --> 00:33:02,990
‫این باغ شخصیه.

580
00:33:03,040 --> 00:33:05,150
‫با این که نگهبانان گشت می‌زنن،

581
00:33:05,200 --> 00:33:07,190
‫امنیتش خیلی زیاد نیست.

582
00:33:07,240 --> 00:33:10,190
‫اون کشتی‌ها پر از طلا
‫و نقره واقعی‌ان.

583
00:33:10,240 --> 00:33:13,830
‫اون ارباب پیر شیانگیانگ
‫گنجینه‌اش رو اینجا جمع کرده.

584
00:33:13,880 --> 00:33:16,070
‫گمون نمی‌کنم رازش...

585
00:33:16,120 --> 00:33:17,670
‫از بیرونش معلوم باشه.

586
00:33:17,720 --> 00:33:19,190
‫حتما...

587
00:33:19,240 --> 00:33:21,400
‫باید اون تو باشه.

588
00:33:23,920 --> 00:33:25,110
‫برادر دوم، برادر چهارم،

589
00:33:25,160 --> 00:33:27,030
‫حواستون به باغ باشه.

590
00:33:27,080 --> 00:33:28,350
‫من می‌رم تو...

591
00:33:28,400 --> 00:33:30,190
‫ببینم واقعا چه خبره.

592
00:33:30,240 --> 00:33:32,910
‫برادر پنجم، مواظب باش.

593
00:33:32,960 --> 00:33:35,080
‫به من اعتماد ندارین؟

594
00:34:27,720 --> 00:34:29,590
‫پدر.

595
00:34:29,640 --> 00:34:30,750
‫هلیم فرنگی درست کردم.

596
00:34:30,800 --> 00:34:31,790
‫یه‌کم بخور.

597
00:34:31,840 --> 00:34:33,790
‫از فنگ‌اِر خواستم بهت بگه...

598
00:34:33,840 --> 00:34:36,030
‫برنگردی.

599
00:34:36,080 --> 00:34:38,680
‫چرا گوش ندادی؟

600
00:34:41,560 --> 00:34:43,680
‫اگه من برم،

601
00:34:47,560 --> 00:34:50,400
‫تو چه‌جوری با ارباب شیانگیانگ
‫روبه‌رو می‌شی؟

602
00:35:05,840 --> 00:35:07,470
‫این نامه رو...

603
00:35:07,520 --> 00:35:09,590
‫فرقه بایهوا به عمه بزرگ داده بود.

604
00:35:09,640 --> 00:35:11,790
‫من این همه مدت
‫پیش خودم نگهش داشتم.

605
00:35:11,840 --> 00:35:13,840
‫الان مال توئه.

606
00:35:18,320 --> 00:35:20,470
‫با این نامه از اینجا برو.

607
00:35:20,520 --> 00:35:21,790
‫ازت محافظت می‌کنه.

608
00:35:21,840 --> 00:35:24,080
‫[از طرف فرقه بایهوا به هو ژی‌یان]

609
00:35:29,440 --> 00:35:31,870
‫پدر، لطفا به شائو جی زو خبر بده.

610
00:35:31,920 --> 00:35:33,680
‫من باهاش ازدواج می‌کنم.

611
00:35:35,280 --> 00:35:37,480
‫ولی یه‌کم گیج شدم.

612
00:35:38,080 --> 00:35:40,870
‫ارباب شیانگیانگ که خودش
‫معدن طلا داره.

613
00:35:40,920 --> 00:35:44,960
‫چرا باید خطر توهین به خاندان هو رو قبول کنه
‫تا فقط من به این ازدواج تن بدم؟

614
00:35:47,120 --> 00:35:50,560
‫تو هم بارها بهم هشدار دادی
‫به خاندان هو برنگردم.

615
00:35:52,480 --> 00:35:54,720
‫چیزی می‌دونی؟

616
00:36:07,040 --> 00:36:09,600
‫دختر هو فرار نمی‌کنه.

617
00:36:10,600 --> 00:36:14,030
‫عمارت لینگ‌لونگ الان دقیقا
‫چه مشکلی داره؟

618
00:36:14,080 --> 00:36:16,990
‫لطفا همه‌چی رو بهم بگو پدر.

619
00:36:17,040 --> 00:36:18,710
‫هر سرنوشتی باشه،

620
00:36:18,760 --> 00:36:21,200
‫من با تو به دوش می‌کشمش.

621
00:36:30,520 --> 00:36:32,510
‫به تازگی تو شهرستان گوچنگ
‫قتل رخ نداده بود؟

622
00:36:32,560 --> 00:36:35,390
‫شیانگیانگ هم مسدود شده.
‫عجب وضعی.

623
00:36:35,440 --> 00:36:38,790
‫من شنیدم قتل شهرستان گوچنگ
‫کار یاکشا بود.

624
00:36:38,840 --> 00:36:40,670
‫مگه می‌شه مقامات مضطرب نشن؟

625
00:36:40,720 --> 00:36:42,350
‫مگه ندیدی؟
‫هر کی تو خیابون...

626
00:36:42,400 --> 00:36:46,110
‫خنجر یا شمشیر داره رو...

627
00:36:46,160 --> 00:36:48,870
‫قبل از ورود به شهر بازجویی می‌کنن.

628
00:36:48,920 --> 00:36:50,870
‫تو هنوز نمی‌دونی، مگه نه؟

629
00:36:50,920 --> 00:36:52,390
‫فقط شهرستان گوچنگ نیست.

630
00:36:52,440 --> 00:36:54,710
‫یاکشا داره تو پایتخت
‫دردسر بیشتری درست می‌کنه.

631
00:36:54,760 --> 00:36:57,670
‫پایتخت؟
‫یعنی یاکشا تو پایتخت هم آشوب به پا کرده؟

632
00:36:57,720 --> 00:36:59,560
‫آقا.

633
00:37:04,080 --> 00:37:05,760
‫تحویلش بده.

634
00:37:19,920 --> 00:37:22,150
‫[دادگاه شهرستان]

635
00:37:22,200 --> 00:37:23,960
‫[بایگانی اسناد]

636
00:37:48,000 --> 00:37:49,710
‫مگه نگفتی پرونده‌ها رو دیدی؟

637
00:37:49,760 --> 00:37:51,670
‫من بایگانی نانژانگ رو
‫زیر و رو کردم.

638
00:37:51,720 --> 00:37:54,270
‫پرونده خانواده‌ام اینجا نیست.

639
00:37:54,320 --> 00:37:55,710
‫دوباره برام مرورشون کن.

640
00:37:55,760 --> 00:37:57,350
‫چرا هنوز داری این‌ها رو می‌گردی؟

641
00:37:57,400 --> 00:37:59,470
‫از پریروز، چند بار مرورشون کردی؟

642
00:37:59,520 --> 00:38:00,510
‫بهت که گفتم،

643
00:38:00,560 --> 00:38:02,190
‫در پرونده خانواده تو شکی نیست.

644
00:38:02,240 --> 00:38:04,640
‫چرا حرفم رو باور نمی‌کنی؟

645
00:38:25,640 --> 00:38:28,070
‫شرایط پایتخت چطوره؟

646
00:38:28,120 --> 00:38:29,670
‫حتی از شایعات...

647
00:38:29,720 --> 00:38:31,800
‫شیانگیانگ هم خراب‌تره.

648
00:38:37,360 --> 00:38:38,920
‫ژائو ژی‌اِر.

649
00:38:39,680 --> 00:38:41,230
‫ارباب ژان.

650
00:38:41,280 --> 00:38:43,150
‫بیا صحبت کنیم.

651
00:38:43,200 --> 00:38:45,870
‫اندکی بعد از حرکتمون
‫از شهر تنکسی،

652
00:38:45,920 --> 00:38:48,150
‫یکی تو دربار امپراتوری درخواستی
‫برای پرونده یاکشا ثبت کرد.

653
00:38:48,200 --> 00:38:49,870
‫اعلی‌حضرت می‌خواست فعلا
‫سرکوبش کنه،

654
00:38:49,920 --> 00:38:53,270
‫ولی مقاماتی که پرونده رو در آورده بودن
‫بی‌خیالش نمی‌شدن.

655
00:38:53,320 --> 00:38:54,510
‫اعلی‌حضرت چاره‌ای جز این نداشت...

656
00:38:54,560 --> 00:38:56,630
‫که تحقیقاتش رو به شاهزاده هوی بسپاره.

657
00:38:56,680 --> 00:38:57,670
‫ارباب ژان.

658
00:38:57,720 --> 00:39:01,030
‫در این مدت، من و شاهزاده هوی
‫این مسئله رو ازتون پنهان کردیم،

659
00:39:01,080 --> 00:39:02,270
‫دلیل اصلیش این بود
‫که می‌ترسیدیم...

660
00:39:02,320 --> 00:39:04,920
‫اگه بدونین پریشان بشین.

661
00:39:05,760 --> 00:39:07,790
‫دفعه قبل که دیدین
‫من و مینگ ژو اِر...

662
00:39:07,840 --> 00:39:09,150
‫به پرونده قدیمی اشاره می‌کنیم،

663
00:39:09,200 --> 00:39:10,190
‫هیچ سوال...

664
00:39:10,240 --> 00:39:11,270
‫دیگه‌ای نپرسیدین.

665
00:39:11,320 --> 00:39:12,270
‫همون موقع فهمیدم...

666
00:39:12,320 --> 00:39:14,480
‫شما خودتون خبر دارین.

667
00:39:15,680 --> 00:39:16,710
‫ژانگ لونگ و ژائو هو...

668
00:39:16,760 --> 00:39:18,880
‫برام پیغام فرستادن.

669
00:39:19,760 --> 00:39:20,750
‫اومدم پیشت...

670
00:39:20,800 --> 00:39:21,990
‫چون می‌خواستم ازت بپرسم...

671
00:39:22,040 --> 00:39:24,750
‫شرایط پایتخت الان در چه حاله.

672
00:39:24,800 --> 00:39:27,550
‫من به پایتخت خبر دادم که ژائو جی لیانگ
‫بیگناهان رو تحت پوشش...

673
00:39:27,600 --> 00:39:29,350
‫یاکشا می‌کشه.

674
00:39:29,400 --> 00:39:32,150
‫خیال می‌کردم گناه شما پاک بشه،

675
00:39:32,200 --> 00:39:35,550
‫اما انتظار نداشتم کلی مقلد یاکشا
‫تو پایتخت پدیدار بشن.

676
00:39:35,600 --> 00:39:38,550
‫همین باعث شده اون مقامات دربار
‫بیشتر دنبالتون بیفتن.

677
00:39:38,600 --> 00:39:41,470
‫نیمی از دربار خواهان مجازات شمان.

678
00:39:41,520 --> 00:39:43,110
‫ارباب بائو در دفاع از شما صحبت کرد،

679
00:39:43,160 --> 00:39:46,190
‫ولی بابتش استیضاح شد.

680
00:39:46,240 --> 00:39:47,310
‫اعلی‌حضرت هم می‌دونه...

681
00:39:47,360 --> 00:39:49,870
‫پرونده ارباب شیانگیانگ
‫به مرحله حساسی رسیده.

682
00:39:49,920 --> 00:39:51,630
‫اما یاکشا داره تو پایتخت
‫آشوب به بار میاره.

683
00:39:51,680 --> 00:39:52,790
‫مقامات خشمگینن.

684
00:39:52,840 --> 00:39:54,670
‫مقلدهای یاکشا تو پایتخت...

685
00:39:54,720 --> 00:39:56,270
‫باید کار ارباب شیانگیانگ باشه.

686
00:39:56,320 --> 00:39:57,910
‫اگه من حذف بشم
‫و راجع بهم تحقیق بشه،

687
00:39:57,960 --> 00:40:00,830
‫یکی دیگه رو می‌فرستن
‫این پرونده رو به دست بگیره.

688
00:40:00,880 --> 00:40:03,870
‫متأسفانه خیلی واسه جلوگیری
‫از نقشه ارباب شیانگیانگ دیر می‌شه.

689
00:40:03,920 --> 00:40:05,990
‫ارباب چو، فرستاده امپراتوری،

690
00:40:06,040 --> 00:40:09,270
‫خیلی به اون مقاماتی که واسه سرنگونی شما
‫نقشه کشیدن نزدیکه.

691
00:40:09,320 --> 00:40:10,990
‫بارها از شاهزاده خواسته...

692
00:40:11,040 --> 00:40:12,390
‫پرونده یاکشا رو مرور کنه،

693
00:40:12,440 --> 00:40:13,670
‫ولی شاهزاده قبول نکرده.

694
00:40:13,720 --> 00:40:15,870
‫امروز صبح، دیدم مأموران وانشان...

695
00:40:15,920 --> 00:40:17,550
‫به دیدار ارباب چو رفته بودن.

696
00:40:17,600 --> 00:40:19,880
‫باید احتیاط کنین.

697
00:40:20,520 --> 00:40:22,550
‫حالا که به فکر جون خودت نیستی،

698
00:40:22,600 --> 00:40:25,190
‫فقط می‌تونم عزیزانت رو هدف قرار بدم...

699
00:40:25,240 --> 00:40:27,750
‫تا مجبورت کنم بری.

700
00:40:27,800 --> 00:40:29,880
‫مینگ ژو اِر.

701
00:40:46,040 --> 00:40:47,870
‫ارباب چو.

702
00:40:47,920 --> 00:40:51,030
‫ارباب چو، من نمی‌خواستم
‫پرونده‌ها رو به هم بریزم.

703
00:40:51,080 --> 00:40:53,360
‫مرتبشون می‌کنم.

704
00:40:58,160 --> 00:40:59,710
‫بیرون سرده.

705
00:40:59,760 --> 00:41:01,840
‫بیا تو تا صحبت کنیم.

706
00:41:11,520 --> 00:41:12,790
‫[ارباب چو، فرستاده امپراتوری]
‫از دفتردار...

707
00:41:12,840 --> 00:41:15,390
‫شنیدم...

708
00:41:15,440 --> 00:41:18,870
‫تو از پریروز افتادی به جون...

709
00:41:18,920 --> 00:41:20,150
‫بایگانی دادگاه...

710
00:41:20,200 --> 00:41:24,070
‫و شبانه‌روز دنبال پرونده می‌گردی.

711
00:41:24,120 --> 00:41:25,750
‫این رو هم شنیدم...

712
00:41:25,800 --> 00:41:28,870
‫که یکی از خادمان جوان
‫شاهزاده هوی همراهته.

713
00:41:28,920 --> 00:41:30,990
‫آدم خیلی جالبیه.

714
00:41:31,040 --> 00:41:32,350
‫خیلی خوب می‌دونه...

715
00:41:32,400 --> 00:41:35,990
‫حتی اگه بایگانی رو
‫زیر و رو کنی،

716
00:41:36,040 --> 00:41:38,630
‫به جایی نمی‌رسی.

717
00:41:38,680 --> 00:41:39,910
‫با این حال،

718
00:41:39,960 --> 00:41:41,150
‫همچنان...

719
00:41:41,200 --> 00:41:42,960
‫همراهت می‌مونه.

720
00:41:44,240 --> 00:41:48,280
‫راستش، پرونده‌های یاکشا...

721
00:41:49,120 --> 00:41:51,790
‫همگی دست شاهزاده هوی هستن.

722
00:41:51,840 --> 00:41:55,870
‫من بارها درخواست مرورشون رو دادم،

723
00:41:55,920 --> 00:41:58,390
‫ولی شاهزاده...

724
00:41:58,440 --> 00:42:00,190
‫همیشه رد کرده.

725
00:42:00,240 --> 00:42:01,510
‫در نتیجه،

726
00:42:01,560 --> 00:42:04,750
‫مجبور شدم در خفا یکی رو پیدا کنم...

727
00:42:04,800 --> 00:42:06,960
‫تا یه نسخه از روش فراهم کنه.

728
00:42:13,640 --> 00:42:16,040
‫ده سال پیش،

729
00:42:17,880 --> 00:42:22,110
‫یه شکارچی تو شهرستان نانژانگ
‫به نام مینگ...

730
00:42:22,160 --> 00:42:24,310
‫با خانواده‌اش...

731
00:42:24,360 --> 00:42:26,590
‫به دست یاکشا سلاخی شدن.

732
00:42:26,640 --> 00:42:28,270
‫این همون پرونده‌ایه...

733
00:42:28,320 --> 00:42:30,310
‫که دنبالش می‌گردی؟

734
00:42:30,360 --> 00:42:31,590
‫ارباب چو،

735
00:42:31,640 --> 00:42:33,630
‫لطفا بذارین اون پرونده رو ببینم.

736
00:42:33,680 --> 00:42:36,160
‫می‌تونم بذارم ببینیش،

737
00:42:36,960 --> 00:42:39,230
‫ولی باید بهم قول بدی...

738
00:42:39,280 --> 00:42:43,070
‫شاهد پرونده‌ام باشی.

739
00:42:43,120 --> 00:42:45,550
‫شهادت بدی که یاکشا...

740
00:42:45,600 --> 00:42:47,750
‫خانواده‌ات رو کشته بود.

741
00:42:47,800 --> 00:42:49,150
‫یاکشا؟

742
00:42:49,200 --> 00:42:50,950
‫یعنی ژو جی لیانگ؟

743
00:42:51,000 --> 00:42:53,910
‫مگه اون خیلی وقت پیش
‫به‌خاطر همین پرونده محکوم به مرگ نشد؟

744
00:42:53,960 --> 00:42:55,470
‫ژو جی لیانگ...

745
00:42:55,520 --> 00:42:57,880
‫محکوم به مرگ شده بود؟

746
00:42:58,520 --> 00:43:00,960
‫ژان ژائو این‌جوری بهت گفته؟

747
00:43:01,640 --> 00:43:03,830
‫بهت دروغ گفته.

748
00:43:03,880 --> 00:43:05,080
‫«ترجمه از کیارش»

749
00:43:07,080 --> 00:43:17,080
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M