﻿1
00:00:03,000 --> 00:00:53,000
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

2
00:01:33,000 --> 00:01:53,000
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

3
00:01:56,958 --> 00:01:59,792
‏‫مزه اش از دفعه قبل بهتره؟‬
‏‫خوشمزه است؟‬

4
00:02:01,292 --> 00:02:02,750
‏‫چند لقمه بخور,‬

5
00:02:03,667 --> 00:02:07,458
‏‫بابا به این غذا می‌گفت «لوبیا لیبی»,‬

6
00:02:28,375 --> 00:02:30,333
‏‫چرا دوباره سرفه می‌کنی؟‬

7
00:02:30,417 --> 00:02:32,667
‏‫حتماً باز بهش آبنبات دادی,‬

8
00:02:40,833 --> 00:02:42,125
‏‫یه جرعه آب بخور,‬

9
00:02:44,792 --> 00:02:45,958
‏‫خوبی؟‬

10
00:02:46,542 --> 00:02:47,542
‏‫آروم بخور,‬

11
00:02:47,625 --> 00:02:49,750
‏‫مامان، سینه‌ام درد می‌کنه,‬

12
00:02:52,458 --> 00:02:53,958
‏‫چرا باز درد گرفته؟‬

13
00:02:59,000 --> 00:03:00,042
‏‫بیا,‬

14
00:03:01,000 --> 00:03:05,208
‏‫فکر می‌کنی روغن گیاهی اثر داره؟‬
‏‫ببرش دکتر,‬

15
00:03:06,375 --> 00:03:07,625
‏‫تو چی سرت می‌شه؟‬

16
00:03:10,625 --> 00:03:12,875
‏‫باز بهش بیسکویت و نون دادی؟‬

17
00:03:12,958 --> 00:03:16,125
‏‫گفتی بیسکویت نه,‬
‏‫حالا نون هم نمی‌تونه بخوره؟‬

18
00:03:16,208 --> 00:03:20,792
‏‫این نون‌ها فرآوری‌شده و مخمردارن,‬
‏‫سالم نیستن,‬

19
00:03:20,875 --> 00:03:22,583
‏‫صد بار بهت نگفتم؟‬

20
00:03:22,667 --> 00:03:25,208
‏‫حساسیت «وون» با این غذاها عود می‌کنه,‬

21
00:03:25,292 --> 00:03:27,667
‏‫حالا نگاهش کن, حالت خوب نیست؟‬

22
00:03:27,750 --> 00:03:29,833
‏‫برات روغن می‌مالم، باشه؟‬

23
00:03:32,417 --> 00:03:36,208
‏‫در ضمن، واسه هر مریضی کوچیکی‬
‏‫ندو دکتر,‬

24
00:03:37,208 --> 00:03:39,958
‏‫این دکترای طب مدرن فقط‬
‏‫آنتی‌بیوتیک می‌بندن به ناف آدم,‬

25
00:03:40,042 --> 00:03:41,833
‏‫منم بلدم از این نسخه‌ها بپیچم,‬

26
00:03:43,917 --> 00:03:46,833
‏‫این دکترای غربی فقط بلدن‬
‏‫یه عیبی روی آدم بذارن,‬

27
00:03:47,417 --> 00:03:50,958
‏‫می‌دونی آنتی‌بیوتیک چقدر عوارض داره؟‬

28
00:03:51,708 --> 00:03:54,542
‏‫توی اینترنت همش می‌بینم مردم می‌گن‬
‏‫که حالشون بد شده،‬

29
00:03:54,625 --> 00:03:56,125
‏‫اونم بعد از خوردن این داروها,‬

30
00:03:57,208 --> 00:03:59,208
‏‫به حرف من گوش نمی‌دی،‬

31
00:03:59,292 --> 00:04:01,750
‏‫ولی حرفای مردم توی اینترنت رو قبول داری,‬

32
00:04:01,833 --> 00:04:05,667
‏‫فکر کنم باید «وون» رو ببریم‬
‏‫یه چکاپ کامل پیش دکتر,‬

33
00:04:08,458 --> 00:04:11,458
‏‫به هر حال، دیگه نباید‬
‏‫نون و بیسکویت بخوره,‬

34
00:04:12,375 --> 00:04:13,542
‏‫فهمیدی؟‬

35
00:04:26,917 --> 00:04:28,208
‏‫نه عزیزم,‬

36
00:04:28,917 --> 00:04:30,333
‏‫سرفه‌های «وون» طولانی شده,‬

37
00:04:30,417 --> 00:04:33,000
‏‫باید ببریم دکتر معاینه‌اش کنه,‬

38
00:04:34,833 --> 00:04:36,375
‏‫تو چی می‌دونی؟‬

39
00:04:36,458 --> 00:04:38,833
‏‫بارها گفتم، ولی تو نمی‌فهمی,‬

40
00:04:38,917 --> 00:04:40,708
‏‫فکر می‌کنی این داروها اثر دارن،‬

41
00:04:40,792 --> 00:04:43,417
‏‫ولی فقط واسه سلامتی پسرمون ضرر دارن,‬

42
00:04:47,292 --> 00:04:49,833
‏‫هفته دیگه می‌برمش کلاس «چی‌کونگ»,‬

43
00:04:51,125 --> 00:04:52,792
‏‫جدی می‌گی؟‬

44
00:04:52,875 --> 00:04:55,500
‏‫پسرمون فقط هفت سالشه,‬
‏‫می‌خوای بره «چی‌کونگ»؟‬

45
00:04:55,583 --> 00:04:57,125
‏‫الان حالش اصلاً خوب نیست,‬

46
00:04:57,208 --> 00:05:00,125
‏‫دردسر درست نکن, ببرش دکتر,‬

47
00:05:00,875 --> 00:05:02,083
‏‫تو چی می‌فهمی؟‬

48
00:05:02,833 --> 00:05:04,000
‏‫خودم می‌دونم چیکار کنم,‬

49
00:05:06,542 --> 00:05:10,833
‏‫حالا نگران پسرمون شدی؟‬
‏‫من همیشه تنهایی ازش مراقبت کردم,‬

50
00:05:19,750 --> 00:05:22,917
‏‫وقتی به دنیا آوردمش،‬
‏‫خودم هنوز یه بچه بودم,‬

51
00:05:24,292 --> 00:05:26,708
‏‫یه بچه داشت از یه بچه دیگه مراقبت می‌کرد,‬

52
00:05:29,375 --> 00:05:31,792
‏‫می‌دونی چقدر زحمت کشیدم؟‬

53
00:05:34,167 --> 00:05:35,500
‏‫وقتی به گذشته نگاه می‌کنم،‬

54
00:05:37,833 --> 00:05:39,917
‏‫شاید تصمیم اشتباهی گرفتیم,‬

55
00:05:41,917 --> 00:05:44,125
‏‫وقتی باهات آشنا شدم، خیلی جوون بودی,‬

56
00:05:45,542 --> 00:05:48,375
‏‫ما هیچ آمادگی‌ای برای تشکیل خانواده،‬

57
00:05:48,458 --> 00:05:50,417
‏‫برای ازدواج و بچه‌دار شدن نداشتیم,‬

58
00:05:53,750 --> 00:05:55,625
‏‫بیا دیگه در این باره حرف نزنیم,‬

59
00:05:55,708 --> 00:05:58,458
‏‫تمام جوونی من پای این خونواده رفت,‬

60
00:06:03,958 --> 00:06:05,708
‏‫تنها آرزوم اینه که پسرمون‬

61
00:06:07,167 --> 00:06:08,542
‏‫سلامت باشه،‬

62
00:06:09,250 --> 00:06:10,750
‏‫قوی و قدبلند,‬

63
00:06:30,917 --> 00:06:34,958
‏‫تالار گفتگوی هنگ‌کنگ‬

64
00:06:36,208 --> 00:06:39,292
‏‫باز داری تو اینترنت دنبال درمان‌های عجیب و غریب می‌گردی؟‬

65
00:06:41,042 --> 00:06:42,292
‏‫بگیر بخواب,‬

66
00:06:52,417 --> 00:06:53,500
‏‫جستجوهای اخیر‬

67
00:06:53,583 --> 00:06:54,750
‏‫درمان سرفه‬

68
00:06:54,833 --> 00:06:56,458
‏‫درمان سبز بدون تزریق‬

69
00:06:59,583 --> 00:07:02,792
‏‫کمک‌های خاله ها به داغدیدگان‬

70
00:07:05,958 --> 00:07:06,875
‏‫سرفه کودکان‬

71
00:07:06,958 --> 00:07:07,958
‏‫درمان سبز‬

72
00:07:14,042 --> 00:07:15,458
‏‫اینم نتیجه امتحانشه,‬

73
00:07:16,458 --> 00:07:19,208
‏‫بیشترِ این سوال‌ها رو سر کلاس درس داده بودم,‬

74
00:07:21,000 --> 00:07:25,417
‏‫مثلاً همین یه سوال رو، بیشتر از سه بار توضیح دادم,‬

75
00:07:25,500 --> 00:07:28,333
‏‫همه دانش‌آموزها درست جواب دادن، به جز اون,‬

76
00:07:28,417 --> 00:07:31,750
‏‫واسه همین ازتون خواستم بیاین تا درباره پیشرفتش صحبت کنیم,‬

77
00:07:32,792 --> 00:07:33,875
‏‫منظورتون چیه؟‬

78
00:07:33,958 --> 00:07:36,667
‏‫اخیراً سر کلاس خیلی حواس‌پرت شده,‬

79
00:07:37,542 --> 00:07:39,083
‏‫بذارید این‌طوری بگم،‬

80
00:07:39,167 --> 00:07:41,875
‏‫مشکل از تواناییش نیست، بلکه از طرز فکرشه,‬

81
00:07:45,792 --> 00:07:47,667
‏‫آخه اون قبلاً مریض بود,,,‬

82
00:07:47,750 --> 00:07:50,208
‏‫البته، درک می‌کنم که حالش خوب نبود,‬

83
00:07:50,292 --> 00:07:53,458
‏‫نه تنها حواس‌پرت بود، بلکه روی بقیه هم تاثیر می‌گذاشت,‬

84
00:08:06,667 --> 00:08:09,083
‏‫خانم یانگ، من یه سوال دارم,‬

85
00:08:09,167 --> 00:08:12,708
‏‫یه بچه ۷ ساله کلاس دومی مگه باید چه طرز فکری داشته باشه؟‬

86
00:08:14,250 --> 00:08:17,458
‏‫قبلاً هم دانش‌آموزهای دیگه مشکلات مشابهی داشتن,‬

87
00:08:17,542 --> 00:08:19,708
‏‫بعد از صحبت با والدینشون،‬

88
00:08:19,792 --> 00:08:22,500
‏‫معلوم شد ریشه بیشترِ این مسائل به خودِ والدین برمی‌گرده,,,‬

89
00:08:22,583 --> 00:08:25,625
‏‫روابط خانوادگی ما خیلی هم خوبه,‬

90
00:08:27,250 --> 00:08:31,792
‏‫نمره‌های «وان» افت کرده, نکنه شما خوب درس نمی‌دید؟‬

91
00:08:32,500 --> 00:08:35,833
‏‫اون‌وقت شما تقصیر رو می‌ندازید گردن خونواده و طرز فکر «وان»,‬

92
00:08:36,708 --> 00:08:38,208
‏‫مشکل از نحوه آموزش شماست,‬

93
00:08:41,375 --> 00:08:42,417
‏‫بیا بریم,‬

94
00:08:56,583 --> 00:09:00,417
‏‫از بقیه شکایتی نداشت، ولی از پسر من ایراد گرفت,‬

95
00:09:06,250 --> 00:09:07,667
‏‫چی شده؟‬

96
00:09:07,750 --> 00:09:10,333
‏‫مامان، ناراحتی؟‬

97
00:09:10,417 --> 00:09:13,625
‏‫دوست ندارم وقتی این‌قدر عصبانی نگام می‌کنی,‬

98
00:09:16,583 --> 00:09:19,375
‏‫منم دوست ندارم بقیه ازت ایراد بگیرن,‬

99
00:09:21,292 --> 00:09:23,833
‏‫اگه نمی‌خوای ناراحتی منو ببینی،‬

100
00:09:24,792 --> 00:09:27,500
‏‫بچه خوبی باش و خوب درس بخون,‬

101
00:09:27,583 --> 00:09:28,667
‏‫باشه؟‬

102
00:09:29,958 --> 00:09:32,792
‏‫وگرنه خانم یانگ دوباره می‌خواد منو ببینه,‬

103
00:09:32,875 --> 00:09:35,667
‏‫خوشم نمی‌آد وقتی‬
‏‫بقیه ازت انتقاد می‌کنن,‬

104
00:09:39,625 --> 00:09:40,708
‏‫امروز،‬

105
00:09:42,583 --> 00:09:45,833
‏‫رفتار خوبی با خانم یانگ نداشتم,‬

106
00:09:45,917 --> 00:09:48,292
‏‫تا چند روز دیگه‬
‏‫ازش عذرخواهی می‌کنم,‬

107
00:09:54,750 --> 00:09:57,708
‏‫وون,‬

108
00:09:57,792 --> 00:09:59,333
‏‫وون!‬

109
00:10:08,250 --> 00:10:10,250
‏‫وون,‬

110
00:10:12,792 --> 00:10:15,375
‏‫وون!‬

111
00:10:19,750 --> 00:10:23,000
‏‫اورژانس‬

112
00:10:23,625 --> 00:10:26,708
‏‫یه مدتی هست که این بیماری رو داره,‬

113
00:10:26,792 --> 00:10:28,750
‏‫با داروهایی که تجویز کردم،‬

114
00:10:28,833 --> 00:10:31,333
‏‫نباید وضعیتش‬
‏‫تا این حد وخیم می‌شد,‬

115
00:10:32,375 --> 00:10:35,250
‏‫شما چطور به عنوان پدر و مادر این‌قدر سهل‌انگاری کردین؟‬

116
00:10:36,750 --> 00:10:41,125
‏‫اگه زودتر برای درمان می‌اومدین،‬
‏‫نتیجه این‌جوری نمی‌شد,‬

117
00:11:17,958 --> 00:11:20,333
‏‫شنیدی دکتر چی گفت؟‬

118
00:11:21,875 --> 00:11:24,583
‏‫بهت گفتم ببرش بیمارستان‬
‏‫تا چکاپ بشه,‬

119
00:11:24,667 --> 00:11:25,875
‏‫بهت گفته بودم,‬

120
00:11:25,958 --> 00:11:27,667
‏‫هیچ‌وقت به حرفم گوش ندادی!‬

121
00:11:28,542 --> 00:11:32,708
‏‫تو فقط حرفای اینترنتی رو قبول داشتی،‬
‏‫اما حرف من رو باور نکردی,‬

122
00:11:32,792 --> 00:11:35,167
‏‫پسرمون حالا مرده, خیالت راحت شد؟‬

123
00:11:39,917 --> 00:11:42,917
‏‫همش می‌گفتی‬
‏‫که باید بره پیش دکتر,‬

124
00:11:43,000 --> 00:11:45,083
‏‫مگه اینجا کلی دکتر نبود؟‬

125
00:11:47,750 --> 00:11:48,958
‏‫پسرم,,,‬

126
00:11:51,375 --> 00:11:54,250
‏‫پسرم حالا مرده, اونا چیکار کردن؟‬

127
00:11:54,333 --> 00:11:56,458
‏‫بعد از گفتن چند کلمه، گذاشت رفت,‬

128
00:11:56,542 --> 00:12:01,417
‏‫بقیه رو مقصر نکن,‬
‏‫بزرگترین مشکل خودِ تویی!‬

129
00:12:07,042 --> 00:12:08,083
‏‫آره,‬

130
00:12:11,083 --> 00:12:12,875
‏‫من بزرگترین مشکلم,‬

131
00:12:12,958 --> 00:12:14,333
‏‫اشتباه کردم,‬

132
00:12:15,458 --> 00:12:17,708
‏‫- خوب ازش مراقبت نکردم,‬
‏‫- چرا، کردی,‬

133
00:12:17,792 --> 00:12:20,125
‏‫فوق‌العاده خوب ازش مراقبت کردی!‬

134
00:12:20,208 --> 00:12:22,583
‏‫اون‌قدر خوب که اجازه نداشت‬
‏‫هیچی بخوره,‬

135
00:12:22,667 --> 00:12:26,000
‏‫شکلات، بیسکویت، نون، مرغ سوخاری،‬
‏‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده یا برگر,‬

136
00:12:26,083 --> 00:12:28,042
‏‫هیچ‌کدوم از اینا اصلاً اجازه نداشت!‬

137
00:12:29,958 --> 00:12:34,292
‏‫حتی نمی‌تونست دارو بخوره,‬
‏‫این چیزی بود که تو اینترنت می‌گفتن، نه؟‬

138
00:12:35,958 --> 00:12:40,375
‏‫فازِ متخصص سلامتی برداشته بودی,‬
‏‫چرا نرفتی پیش همون متخصصای اینترنتی؟‬

139
00:12:40,458 --> 00:12:43,292
‏‫تو در واقع داری منو‬
‏‫برای کشتن پسرمون سرزنش می‌کنی,‬

140
00:12:44,625 --> 00:12:46,292
‏‫آره,‬

141
00:12:46,375 --> 00:12:48,708
‏‫هر کاری کردم اشتباه بود,‬

142
00:12:50,250 --> 00:12:51,958
‏‫پس چرا خودت جاش اون کارها رو نکردی؟‬

143
00:12:52,792 --> 00:12:54,542
‏‫بیا حالا یه بچه‌ی دیگه بیاریم,‬

144
00:12:54,625 --> 00:12:56,000
‏‫- نه!‬
‏‫- من خونه می‌مونم,‬

145
00:12:56,083 --> 00:12:57,500
‏‫- من وون رو می‌خوام!‬
‏‫- که لباس بشورم,‬

146
00:12:57,583 --> 00:12:58,792
‏‫- منم همین‌طور,‬
‏‫- مشق‌ها,‬

147
00:12:58,875 --> 00:13:00,000
‏‫برات غذا پختم,‬

148
00:13:00,083 --> 00:13:01,958
‏‫- تو غر زدی,‬
‏‫- اگه اون‌طوری بود،‬

149
00:13:02,042 --> 00:13:03,542
‏‫اون نمی‌مرد,‬

150
00:13:09,208 --> 00:13:10,958
‏‫نمی‌خوام به این حرفا گوش بدم,‬

151
00:13:16,292 --> 00:13:17,917
‏‫الان دیگه کاملاً کرخت شدم,‬

152
00:13:20,958 --> 00:13:22,417
‏‫پسرم مرده,‬

153
00:13:23,458 --> 00:13:26,458
‏‫الان خیالت راحت شد؟‬

154
00:15:04,792 --> 00:15:07,833
‏‫«وون» نمی‌خواد اینجا بمونه,‬

155
00:15:07,917 --> 00:15:10,875
‏‫بهم گفت که‬
‏‫نمی‌خواد اینجا باشه,‬

156
00:15:10,958 --> 00:15:12,000
‏‫وون,‬

157
00:15:13,958 --> 00:15:15,000
‏‫وون,‬

158
00:15:19,792 --> 00:15:22,875
‏‫می‌دونم,‬
‏‫می‌دونم نمی‌خوای اینجا بمونی,‬

159
00:15:25,500 --> 00:15:27,667
‏‫می‌دونم نمی‌خوای اینجا بمونی,‬

160
00:15:29,500 --> 00:15:33,750
‏‫می‌دونم نمی‌خوای اینجا بمونی,‬
‏‫نترس, تنهات نمی‌ذارم,‬

161
00:15:35,583 --> 00:15:36,917
‏‫می‌برمت خونه,‬

162
00:15:37,792 --> 00:15:39,167
‏‫می‌برمت خونه,‬

163
00:15:39,250 --> 00:15:41,083
‏‫می‌برمت خونه,‬

164
00:15:45,542 --> 00:15:46,542
‏‫شانس‬

165
00:15:48,833 --> 00:15:50,417
‏‫می‌برمت خونه,‬

166
00:15:51,875 --> 00:15:53,417
‏‫می‌برمت خونه,‬

167
00:16:50,167 --> 00:16:51,625
‏‫<i>خوب ازش مراقبت کردی,</i>‬

168
00:16:51,708 --> 00:16:54,042
‏‫<i>واقعاً سنگ‌تموم گذاشتی!</i>‬

169
00:16:54,125 --> 00:16:56,500
‏‫<i>اون‌قدر خوب که اجازه نداشت‬
‏‫لب به چیزی بزنه,</i>‬

170
00:16:56,583 --> 00:16:59,875
‏‫<i>آب‌نبات، کوکی، نون، مرغ سوخاری،‬
‏‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده یا برگر,</i>‬

171
00:16:59,958 --> 00:17:02,083
‏‫<i>هیچ‌کدومِ اینا اصلاً اجازه نبود!</i>‬

172
00:17:23,125 --> 00:17:24,583
‏‫بیا صبحانه بخور,‬

173
00:17:25,625 --> 00:17:26,792
‏‫بیا,‬

174
00:17:29,958 --> 00:17:33,417
‏‫گفتی هیچ‌وقت نذاشتم «وون» اینا رو بخوره,‬

175
00:17:35,458 --> 00:17:37,083
‏‫بیا بخور,‬

176
00:17:40,833 --> 00:17:42,458
‏‫هی، نوشابه,‬

177
00:17:43,417 --> 00:17:45,875
‏‫نوشابه‌ی تگری هم که موردعلاقته,‬

178
00:17:57,167 --> 00:17:58,708
‏‫برگر,‬

179
00:17:58,792 --> 00:18:00,458
‏‫بیا,‬

180
00:18:00,542 --> 00:18:01,583
‏‫بخور دیگه,‬

181
00:18:02,750 --> 00:18:04,042
‏‫لقمه‌های گنده بردار,‬

182
00:18:05,708 --> 00:18:07,000
‏‫بیا, اینو بگیر,‬

183
00:18:13,958 --> 00:18:15,167
‏‫اینم از نودل لیوانی,‬

184
00:18:16,333 --> 00:18:18,208
‏‫آماده‌ست, الان می‌تونی بخوریش,‬

185
00:18:21,667 --> 00:18:24,333
‏‫مخصوصاً مدل کلسیم‌دارش رو‬
‏‫انتخاب کردم,‬

186
00:18:25,250 --> 00:18:26,542
‏‫بیا,‬

187
00:18:26,625 --> 00:18:27,667
‏‫بخور دیگه,‬

188
00:18:45,125 --> 00:18:47,500
‏‫اگه فکر می‌کنی این غذاها خوبن،‬

189
00:18:49,417 --> 00:18:51,333
‏‫هر روز همینا رو می‌خوریم,‬

190
00:18:53,917 --> 00:18:56,500
‏‫ببینیم کی بیشتر عمر می‌کنه و‬
‏‫سالم می‌مونه,‬

191
00:19:27,167 --> 00:19:28,292
‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

192
00:19:46,208 --> 00:19:48,167
‏‫اون واقعاً دوست داره این غذاها رو بخوره,‬

193
00:21:23,708 --> 00:21:25,667
‏‫نمره‌های این کلاس افت کرده,‬

194
00:21:25,750 --> 00:21:29,333
‏‫نمی‌دونم به‌خاطر اینه که بعد از تعطیلات‬
‏‫درسا رو شروع کردیم یا نه,‬

195
00:21:29,417 --> 00:21:31,833
‏‫شاید تمرکزشون کم شده,‬
‏‫حس من که اینه,‬

196
00:21:32,542 --> 00:21:34,625
‏‫دوباره داری «وون» رو تنبیه می‌کنی؟‬

197
00:21:38,417 --> 00:21:41,000
‏‫احساست رو درک می‌کنم,‬

198
00:21:41,542 --> 00:21:44,083
‏‫همه‌مون از مرگ «وون» خیلی ناراحتیم,‬

199
00:21:45,500 --> 00:21:49,083
‏‫اگه کمکی از دستم برمی‌آد،‬
‏‫حتماً بهم بگو,‬

200
00:21:49,167 --> 00:21:51,167
‏‫حتماً کمکت می‌کنم,‬

201
00:21:55,042 --> 00:21:56,083
‏‫خانم,‬

202
00:22:53,458 --> 00:22:54,542
‏‫وون,‬

203
00:23:43,333 --> 00:23:44,500
‏‫وون,‬

204
00:23:55,167 --> 00:23:56,417
‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

205
00:24:04,542 --> 00:24:07,417
‏‫وون برگشته دنبال ما می‌گرده,‬

206
00:24:07,500 --> 00:24:09,458
‏‫همین الان دیدم اینجا نشسته بود,‬

207
00:24:10,625 --> 00:24:11,625
‏‫وون,‬

208
00:24:12,417 --> 00:24:13,625
‏‫وون,‬

209
00:24:17,792 --> 00:24:18,917
‏‫وون,‬

210
00:24:22,708 --> 00:24:24,458
‏‫وون، بسه دیگه,‬

211
00:24:24,542 --> 00:24:26,000
‏‫خیلی دلم برات تنگ شده بود,‬

212
00:24:26,083 --> 00:24:27,708
‏‫بیا بیرون، باشه؟‬

213
00:24:30,250 --> 00:24:32,083
‏‫عزیزم، اون توی آشپزخونه‌ست,‬

214
00:24:33,417 --> 00:24:34,625
‏‫این‌طوری نکن,‬

215
00:24:36,375 --> 00:24:37,875
‏‫وون مُرده,‬

216
00:24:39,792 --> 00:24:40,958
‏‫اون نمُرده,‬

217
00:24:57,583 --> 00:25:01,542
‏‫نمی‌تونم قبول کنم که پسرمون‬
‏‫تبدیل به خاکستر شده,‬

218
00:25:14,667 --> 00:25:16,500
‏‫واقعاً آوردمش خونه,‬

219
00:25:18,583 --> 00:25:20,417
‏‫واقعاً اومد خونه,‬

220
00:25:21,292 --> 00:25:22,583
‏‫اون اومد خونه,‬

221
00:25:24,542 --> 00:25:26,292
‏‫اون خونه‌ست,‬

222
00:25:26,375 --> 00:25:27,625
‏‫اون خونه‌ست,‬

223
00:25:29,708 --> 00:25:35,792
‏‫وون نمُرده,‬

224
00:25:35,875 --> 00:25:42,458
‏‫اون نمُرده,‬

225
00:26:08,917 --> 00:26:10,292
‏‫مشاهده بیشتر‬

226
00:26:11,167 --> 00:26:16,458
‏‫خاله هاه به کسانی که عزیزانشان را‬
‏‫از دست داده‌اند کمک می‌کند‬

227
00:26:19,250 --> 00:26:21,208
‏‫تا به حال به سرپرستی گرفتن فکر کرده‌اید؟‬

228
00:26:21,292 --> 00:26:25,500
‏‫صمیمانه امیدواریم سرپرستی عروسکی را که خاله هاه‬
‏‫مخصوص ساخته، برعهده بگیرید‬

229
00:26:31,417 --> 00:26:35,250
‏‫عروسک‌های او برای کسانی که عزیزانشان را‬
‏‫از دست داده‌اند، آرامش می‌آورند‬

230
00:26:47,542 --> 00:26:49,833
‏‫پروفایلتون رو توی اینترنت دیدم,‬

231
00:26:49,917 --> 00:26:53,042
‏‫می‌خوام درباره مراحل‬
‏‫گرفتن عروسک بدونم,‬

232
00:26:58,000 --> 00:27:00,208
‏‫قبل از اینکه مراحل رو شروع کنیم،‬

233
00:27:00,292 --> 00:27:04,583
‏‫می‌خوام بدونم تو و همسرت‬
‏‫مشکلی با هم دارین؟‬

234
00:27:06,375 --> 00:27:08,208
‏‫یه پسر داشتم,‬

235
00:27:08,292 --> 00:27:10,208
‏‫هفت سالش بود,‬

236
00:27:10,292 --> 00:27:12,042
‏‫اون مُرد,‬

237
00:27:12,125 --> 00:27:13,500
‏‫می‌تونید کمکم کنید؟‬

238
00:27:18,000 --> 00:27:19,417
‏‫ایشون شوهرتونه؟‬

239
00:27:27,958 --> 00:27:30,542
‏‫از همون لحظه‌ای که پات رو گذاشتی تو،‬

240
00:27:30,625 --> 00:27:32,750
‏‫تردید داشتی,‬

241
00:27:35,000 --> 00:27:38,208
‏‫اون گفت اگه از اینجا یه عروسک بگیریم‬
‏‫پسرم برمی‌گرده,‬

242
00:27:38,292 --> 00:27:39,667
‏‫این فقط یه کلاهبرداری نیست؟‬

243
00:27:40,875 --> 00:27:42,750
‏‫مگه من ازت پول خواستم؟‬

244
00:27:44,250 --> 00:27:46,167
‏‫از دست دادن پسرش‬

245
00:27:46,250 --> 00:27:49,167
‏‫ضربه بزرگی به همسرت بود,‬

246
00:27:51,208 --> 00:27:52,958
‏‫فقط یه زن می‌تونه درک کنه‬

247
00:27:53,042 --> 00:27:55,542
‏‫دردی مثل این رو,‬

248
00:27:58,167 --> 00:27:59,708
‏‫بیا بریم عزیزم, بیا بریم,‬

249
00:27:59,792 --> 00:28:01,208
‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

250
00:28:02,333 --> 00:28:04,958
‏‫این شیاد یه کلاهبرداره!‬
‏‫حرفش رو باور می‌کنی؟‬

251
00:28:07,917 --> 00:28:10,125
‏‫تو نمی‌فهمی,‬

252
00:28:12,292 --> 00:28:14,708
‏‫می‌خوام دوباره پسرم رو ببینم,‬

253
00:28:14,792 --> 00:28:16,083
‏‫کمکم کن,‬

254
00:28:18,750 --> 00:28:19,875
‏‫کمکم کن,‬

255
00:28:27,167 --> 00:28:29,250
‏‫می‌بینم که,,,‬

256
00:28:29,333 --> 00:28:31,875
‏‫هردوتاتون مشکل دارین,‬

257
00:28:33,875 --> 00:28:35,542
‏‫من خاله «ها» هستم,‬

258
00:28:35,625 --> 00:28:40,125
‏‫خیلی چیزها هست‬
‏‫که با یه چشم هم می‌شه دید,‬

259
00:28:41,792 --> 00:28:44,250
‏‫منم باطن خیلی چیزها رو می‌بینم,‬

260
00:28:54,042 --> 00:28:55,167
‏‫دنبالم بیاین,‬

261
00:29:16,792 --> 00:29:17,917
‏‫بلندش کن,‬

262
00:29:21,333 --> 00:29:22,583
‏‫بغلش کن,‬

263
00:30:02,833 --> 00:30:03,833
‏‫وون,‬

264
00:30:09,333 --> 00:30:11,167
‏‫وون,‬

265
00:30:13,625 --> 00:30:14,750
‏‫وون,‬

266
00:30:32,167 --> 00:30:34,625
‏‫هی، بذارش زمین,‬

267
00:30:36,083 --> 00:30:38,417
‏‫نگاه کن, اون پسرمونه، مگه نه؟‬

268
00:30:38,500 --> 00:30:40,083
‏‫اون پسر منه,‬

269
00:30:40,167 --> 00:30:41,625
‏‫پسرم,‬

270
00:30:42,708 --> 00:30:44,208
‏‫بذارش زمین!‬

271
00:30:47,417 --> 00:30:50,750
‏‫- برگشتی, خوب شد که برگشتی,‬
‏‫- کجا بودی؟‬

272
00:30:50,833 --> 00:30:52,125
‏‫بذارش زمین!‬

273
00:30:53,833 --> 00:30:55,667
‏‫می‌دونی چقدر نگرانت بودم؟‬

274
00:30:57,000 --> 00:31:00,500
‏‫خیلی وقت بود این‌جوری‬
‏‫لبخند نزده بود، نه؟‬

275
00:31:14,708 --> 00:31:16,125
‏‫بیا، بهش دست بزن,‬

276
00:31:17,333 --> 00:31:18,500
‏‫لمسش کن,‬

277
00:31:26,792 --> 00:31:27,917
‏‫بابا,‬

278
00:31:33,708 --> 00:31:37,833
‏‫تصمیم با خودته که‬
‏‫می‌خوای عروسک رو ببری خونه یا نه,‬

279
00:31:49,375 --> 00:31:52,708
‏‫وقتی بردیش خونه،‬

280
00:31:52,792 --> 00:31:56,083
‏‫یادت باشه تحت هیچ شرایطی‬
‏‫نذاری آسیب ببینه,‬

281
00:32:19,583 --> 00:32:21,375
‏‫چند روزه ندیدمت,‬

282
00:32:22,000 --> 00:32:23,375
‏‫مامان، اون چیه؟‬

283
00:32:44,292 --> 00:32:47,792
‏‫بعضی از همکلاسی‌هات‬
‏‫می‌پرسیدن کجا بودی,‬

284
00:32:47,875 --> 00:32:49,667
‏‫خانم یانگ سراغم رو گرفت؟‬

285
00:32:49,750 --> 00:32:52,917
‏‫خانم یانگ؟‬
‏‫البته که سراغت رو گرفت,‬

286
00:32:53,000 --> 00:32:55,958
‏‫تو پسر خوبی هستی, اون خیلی دلتنگت بود,‬

287
00:32:56,042 --> 00:32:59,792
‏‫چند روز استراحت کن،‬
‏‫بعد می‌برمت مدرسه، باشه؟‬

288
00:33:01,917 --> 00:33:03,042
‏‫پسر گلم,‬

289
00:33:04,083 --> 00:33:06,417
‏‫هنوز قفسه سینه‌ات درد می‌کنه؟‬

290
00:33:06,500 --> 00:33:07,625
‏‫الان بهتری,,,؟‬

291
00:33:12,500 --> 00:33:15,250
‏‫فردا توی خانه‌ی سالمندان جلسه دارم,‬

292
00:33:15,333 --> 00:33:18,208
‏‫می‌شه تو به جای من بری؟‬
‏‫می‌خوام پیش همسرم باشم,‬

293
00:33:18,292 --> 00:33:19,958
‏‫حتماً, مشکلی نیست,‬

294
00:33:24,333 --> 00:33:25,792
‏‫همسرت چطوره؟‬

295
00:33:27,417 --> 00:33:30,750
‏‫بعد از مرگ «وون»،‬
‏‫انگار عوض شده,‬

296
00:33:31,833 --> 00:33:33,542
‏‫حالش زیاد مساعد نیست,‬

297
00:33:34,667 --> 00:33:36,500
‏‫فکر کنم به زمان نیاز داره,‬

298
00:33:38,583 --> 00:33:42,583
‏‫نگرانم تو خونه تنها بمونه،‬
‏‫واسه همین می‌خوام پیشش باشم,‬

299
00:33:44,167 --> 00:33:45,333
‏‫آره، درسته,‬

300
00:33:45,417 --> 00:33:48,417
‏‫واسه یه مادر،‬
‏‫پذیرش این اتفاق سخته,‬

301
00:33:48,500 --> 00:33:51,250
‏‫اطرافیان هم زمان لازم دارن‬
‏‫تا با این قضیه کنار بیان,‬

302
00:33:52,042 --> 00:33:53,375
‏‫نگران نباش، من هستم,‬

303
00:34:01,292 --> 00:34:04,875
‏‫خانمت انگار یه آدم دیگه شده؟‬
‏‫چه تغییری کرده؟‬

304
00:34:31,375 --> 00:34:34,125
‏‫یک، دو، سه,‬

305
00:34:34,208 --> 00:34:38,042
‏‫<i>چرخ می‌زنم و توی باغ قدم می‌زنم</i>‬

306
00:34:38,125 --> 00:34:41,750
‏‫<i>کیک برنجی سرخ‌شده، توپک برنجی چسبناک</i>‬

307
00:34:45,167 --> 00:34:46,917
‏‫چقدر قشنگ آواز می‌خونی,‬

308
00:34:47,000 --> 00:34:49,125
‏‫بذار کمکت کنم,‬

309
00:34:49,792 --> 00:34:50,917
‏‫ای وای,‬

310
00:34:53,917 --> 00:34:55,208
‏‫خوش‌بوئه، مگه نه؟‬

311
00:34:55,292 --> 00:34:57,833
‏‫برنج سرخ‌شده با لوبیا‬
‏‫و گوشت تکه‌ای,‬

312
00:34:57,917 --> 00:34:59,292
‏‫الان آماده می‌شه,‬

313
00:35:09,500 --> 00:35:11,000
‏‫چیپس خریدم,‬

314
00:35:13,792 --> 00:35:16,583
‏‫مامان، نگاه کن! چقدر نازه,‬

315
00:35:16,667 --> 00:35:18,250
‏‫چند سالته؟‬

316
00:35:19,833 --> 00:35:21,208
‏‫اسمش «وُون»ـه,‬

317
00:35:21,292 --> 00:35:22,417
‏‫هفت سالشه,‬

318
00:35:22,500 --> 00:35:23,708
‏‫تو چی؟‬

319
00:35:23,792 --> 00:35:25,833
‏‫منم هفت سالمه,‬

320
00:35:25,917 --> 00:35:27,958
‏‫مامان، من این عروسک پارچه‌ای رو می‌خوام,‬

321
00:35:28,042 --> 00:35:30,208
‏‫من می‌خوام یه عروسکِ پسر بخرم,‬

322
00:35:30,292 --> 00:35:32,125
‏‫بریم خونه در موردش حرف می‌زنیم، باشه؟‬

323
00:35:32,208 --> 00:35:33,583
‏‫باشه,‬

324
00:35:34,500 --> 00:35:37,583
‏‫می‌تونم بپرسم این عروسک پارچه‌ای رو‬
‏‫از کجا خریدین؟‬

325
00:35:51,417 --> 00:35:53,000
‏‫این پسرمه,‬

326
00:36:01,917 --> 00:36:06,125
‏‫دیوونه شدی؟ از کجا خریدمش؟‬
‏‫تو دخترت رو از کجا خریدی؟‬

327
00:36:11,583 --> 00:36:12,792
‏‫خیلی بی‌ادبی,‬

328
00:36:12,875 --> 00:36:14,667
‏‫دیوونه,‬

329
00:36:14,750 --> 00:36:17,125
‏‫معذرت می‌خوام,‬

330
00:36:17,208 --> 00:36:20,125
‏‫ببخشید,‬

331
00:36:28,917 --> 00:36:30,000
‏‫خواهر,‬

332
00:36:32,333 --> 00:36:33,875
‏‫عجب سفره‌ای!‬

333
00:36:33,958 --> 00:36:35,375
‏‫الانه که آماده بشه,‬

334
00:36:38,625 --> 00:36:39,708
‏‫مینگ,‬

335
00:36:48,458 --> 00:36:51,042
‏‫مینگ؟ داریم مزاحمت می‌شیم؟‬

336
00:36:52,333 --> 00:36:53,417
‏‫نه,‬

337
00:36:54,042 --> 00:36:55,208
‏‫بیا، بخور,‬

338
00:36:55,292 --> 00:36:57,292
‏‫عزیزم، ظرف تخم‌مرغ رو بذار کنار,‬

339
00:37:00,417 --> 00:37:01,458
‏‫عجله کن, بخور,‬

340
00:37:02,917 --> 00:37:04,458
‏‫بیا، تا گرمه بخور,‬

341
00:37:06,667 --> 00:37:07,917
‏‫عزیزم، یه میگو بخور,‬

342
00:37:08,458 --> 00:37:09,500
‏‫وُون,‬

343
00:37:10,250 --> 00:37:11,333
‏‫پاشو,‬

344
00:37:18,000 --> 00:37:20,833
‏‫اگه الان بخوابی،‬
‏‫شب خوابت نمی‌بره,‬

345
00:37:22,417 --> 00:37:24,333
‏‫ترسناکه، خودت ببین,‬

346
00:37:32,000 --> 00:37:34,000
‏‫بیا، باهاشون سلام‌علیک کن,‬

347
00:37:37,208 --> 00:37:38,333
‏‫پسر خوب,‬

348
00:37:39,542 --> 00:37:42,208
‏‫خیلی وقته «وُون» رو ندیدی، «چئونگ»,‬

349
00:37:42,292 --> 00:37:43,958
‏‫تازگی‌ها چاق شده,‬

350
00:37:44,042 --> 00:37:45,083
‏‫بخور دیگه,‬

351
00:37:46,125 --> 00:37:47,250
‏‫یه میگوی دیگه هم بخور,‬

352
00:37:47,333 --> 00:37:48,833
‏‫غذا داره سرد می‌شه,‬

353
00:37:49,583 --> 00:37:50,833
‏‫وون,‬

354
00:37:50,917 --> 00:37:52,667
‏‫بیا، بیا غذا بخوریم,‬

355
00:37:52,750 --> 00:37:55,042
‏‫اگه پسر خوبی باشی و خوب غذا بخوری،‬

356
00:37:55,125 --> 00:37:57,667
‏‫می‌تونی با عمو چئونگ بازی کامپیوتری کنی، باشه؟‬

357
00:37:57,750 --> 00:38:02,333
‏‫عمو چئونگ توی بازی‌های کامپیوتری استاده, ببینیم امروز کی می‌بره,‬

358
00:38:03,458 --> 00:38:05,750
‏‫خیلی زود یاد می‌گیره,‬

359
00:38:07,750 --> 00:38:09,333
‏‫بیا، بخور آفرین, پسر خوب,‬

360
00:38:11,625 --> 00:38:12,750
‏‫آخ!‬

361
00:38:15,542 --> 00:38:16,958
‏‫دلم درد می‌کنه,‬

362
00:38:18,042 --> 00:38:19,375
‏‫دلت درد می‌کنه؟‬

363
00:38:20,583 --> 00:38:23,292
‏‫- خانمم دل‌درد گرفته, - بله,‬

364
00:38:24,500 --> 00:38:26,417
‏‫- بیا بریم خونه, - بریم خونه,‬

365
00:38:27,500 --> 00:38:31,042
‏‫ببخشید مزاحم شدیم, دیگه می‌برمش خونه,‬

366
00:38:31,125 --> 00:38:34,500
‏‫دفعه بعد بیا با وون بازی کامپیوتری کن، باشه؟‬

367
00:38:36,125 --> 00:38:38,000
‏‫- حتماً, - ما دیگه می‌ریم,‬

368
00:38:38,083 --> 00:38:39,125
‏‫بریم,‬

369
00:38:42,458 --> 00:38:43,500
‏‫خداحافظ,‬

370
00:38:49,667 --> 00:38:50,708
‏‫اشکالی نداره,‬

371
00:38:53,333 --> 00:38:55,542
‏‫- پسرش تازه فوت کرده,,, - چئونگ!‬

372
00:38:58,542 --> 00:39:00,375
‏‫به کسی نگو چی دیدی,‬

373
00:39:02,083 --> 00:39:04,625
‏‫نگران نباش, ما خیلی وقته با هم رفیقیم,‬

374
00:39:04,708 --> 00:39:06,458
‏‫برگرد پیشش و مراقبش باش,‬

375
00:39:06,542 --> 00:39:07,792
‏‫ما دیگه می‌ریم,‬

376
00:39:18,250 --> 00:39:20,875
‏‫انگار زنِ مینگ جن‌زده شده,‬

377
00:39:20,958 --> 00:39:22,333
‏‫توسط چی؟‬

378
00:39:22,417 --> 00:39:23,833
‏‫خیلی غیرعادی بود,‬

379
00:39:23,917 --> 00:39:26,083
‏‫داشت با یه عروسک حرف می‌زد,‬

380
00:39:28,625 --> 00:39:29,625
‏‫برگشتی,‬

381
00:39:41,625 --> 00:39:42,750
‏‫خانمت چطوره؟‬

382
00:39:47,875 --> 00:39:48,917
‏‫سلام,‬

383
00:39:50,708 --> 00:39:52,792
‏‫به آدمم گفتم جنسا رو بیاره,‬

384
00:39:54,083 --> 00:39:56,500
‏‫اشکالی نداره، منم بودم همین کارو می‌کردم,‬

385
00:39:56,583 --> 00:39:57,875
‏‫فعلاً,‬

386
00:39:59,167 --> 00:40:00,208
‏‫داری می‌ری؟‬

387
00:40:01,458 --> 00:40:02,750
‏‫جعبه ابزارم کجاست؟‬

388
00:40:03,583 --> 00:40:04,667
‏‫اینجاست,‬

389
00:40:09,125 --> 00:40:10,292
‏‫من می‌تونم به جات برم,‬

390
00:40:29,917 --> 00:40:34,417
‏‫پیرمرد، این‌قدر وسایل خونه رو خراب نکن,‬

391
00:40:34,500 --> 00:40:37,792
‏‫خیلی دردسر داره که هی مجبور بشیم یکی رو برای تعمیر صدا کنیم,‬

392
00:40:38,625 --> 00:40:42,417
‏‫واقعاً از دستت خسته شدم, جدی می‌گم,‬

393
00:40:42,500 --> 00:40:45,833
‏‫کی می‌خوای عوض بشی؟ اینجوری نمی‌شه,‬

394
00:40:49,083 --> 00:40:51,917
‏‫خانم، شیر آب رو درست کردم,‬

395
00:40:52,000 --> 00:40:54,083
‏‫هزینه‌ش چقدر شد؟‬

396
00:40:54,167 --> 00:40:56,083
‏‫شیر آب ۲۵۰ دلاره,‬

397
00:40:56,167 --> 00:40:57,833
‏‫۱۰۰ دلار هم دستمزد,‬

398
00:40:57,917 --> 00:40:59,875
‏‫خیلی خب, بذار حسابت رو بدم,‬

399
00:40:59,958 --> 00:41:00,958
‏‫راحت باشید,‬

400
00:41:13,917 --> 00:41:15,833
‏‫پولم کجاست؟‬

401
00:41:17,417 --> 00:41:22,375
‏‫آقا، آدمای مسنی مثل من فراموش‌کار می‌شن, یادم رفته پولم رو کجا گذاشتم,‬

402
00:41:22,458 --> 00:41:25,125
‏‫به دخترم زنگ می‌زنم که بیاد حسابت رو بده، باشه؟‬

403
00:41:25,208 --> 00:41:26,625
‏‫باشه، مشکلی نیست,‬

404
00:41:32,458 --> 00:41:34,917
‏‫- سلام، موی,‬
‏‫- سلام,‬

405
00:41:35,000 --> 00:41:39,417
‏‫ای بابا، باز بابات شیر آبِ خونه رو خراب کرد,‬

406
00:41:39,500 --> 00:41:42,458
‏‫به تعمیرکار زنگ زدم، اومد درستش کرد,‬

407
00:41:42,542 --> 00:41:46,167
‏‫ولی یادم رفته پولامو کجا گذاشتم,,,‬

408
00:41:46,250 --> 00:41:50,000
‏‫<i>شما نگران نباشید,‬
‏‫بعداً پول رو براش کارت به کارت می‌کنم,</i>‬

409
00:41:50,083 --> 00:41:52,167
‏‫<i>می‌شه گوشی رو بدید بهشون؟</i>‬

410
00:41:52,750 --> 00:41:53,958
‏‫باشه,‬

411
00:41:54,042 --> 00:41:57,875
‏‫آقا، می‌شه لطفاً‬
‏‫تلفنی با دخترم صحبت کنید؟‬

412
00:41:57,958 --> 00:41:59,000
‏‫باشه,‬

413
00:42:00,583 --> 00:42:02,250
‏‫- سلام,‬
‏‫<i>- آقا؟</i>‬

414
00:42:02,333 --> 00:42:05,292
‏‫<i>مامانم هنوز داره از بابام شکایت می‌کنه؟</i>‬

415
00:42:05,375 --> 00:42:09,667
‏‫<i>لطفاً به دل نگیرید,‬
‏‫مامانم دیگه حواسش جمع نیست,</i>‬

416
00:42:09,750 --> 00:42:13,375
‏‫<i>در واقع، بابام خیلی وقت پیش فوت کرده,</i>‬

417
00:42:13,458 --> 00:42:15,833
‏‫<i>اون فکر می‌کنه بابام هنوز پیشمونه,</i>‬

418
00:42:15,917 --> 00:42:21,208
‏‫<i>همش می‌گه تمام وسایل‬
‏‫و اثاثیه رو بابام خراب کرده,</i>‬

419
00:42:23,417 --> 00:42:26,167
‏‫دادم آقا درستش کنه,‬

420
00:42:26,250 --> 00:42:28,250
‏‫اگه دوباره خرابش کنی،‬

421
00:42:28,333 --> 00:42:32,667
‏‫مسئولیت هماهنگی‬
‏‫و هزینه‌ی تعمیرش با خودته,‬

422
00:43:06,667 --> 00:43:07,708
‏‫<i>بابا,</i>‬

423
00:43:11,625 --> 00:43:12,708
‏‫بابا,‬

424
00:43:33,458 --> 00:43:35,083
‏‫گشنمه,‬

425
00:43:42,792 --> 00:43:43,875
‏‫<i>بابا,</i>‬

426
00:45:02,667 --> 00:45:03,708
‏‫الو,‬

427
00:45:04,458 --> 00:45:06,083
‏‫بله، خودم هستم,‬

428
00:45:06,167 --> 00:45:07,292
‏‫چی؟‬

429
00:45:07,375 --> 00:45:08,667
‏‫نمی‌خوایش؟‬

430
00:45:08,750 --> 00:45:09,792
‏‫چرا؟‬

431
00:45:11,542 --> 00:45:12,792
‏‫نه، من,,,‬

432
00:45:16,792 --> 00:45:17,917
‏‫رئیس،‬

433
00:45:18,000 --> 00:45:20,708
‏‫امروز صبح،‬
‏‫دو تا کنسلی داشتیم,‬

434
00:45:26,792 --> 00:45:27,917
‏‫صبح بخیر، رئیس,‬

435
00:46:14,958 --> 00:46:18,000
‏‫پسرمون داره باهوش‌تر می‌شه,‬

436
00:46:18,083 --> 00:46:21,542
‏‫همه‌ی سوال‌های ریاضی رو درست جواب داد,‬

437
00:46:23,000 --> 00:46:26,042
‏‫با اینکه مدرسه نرفته،‬
‏‫اصلاً عقب نمی‌مونه,‬

438
00:46:27,167 --> 00:46:28,333
‏‫تازه،‬

439
00:46:29,333 --> 00:46:30,875
‏‫دیگه واسه خودش نظر می‌ده,‬

440
00:46:31,542 --> 00:46:33,458
‏‫گفت که دلش "هات‌پات" می‌خواد,‬

441
00:46:34,125 --> 00:46:35,625
‏‫بیا شام بریم بیرون,‬

442
00:46:37,958 --> 00:46:39,125
‏‫بازم؟‬

443
00:46:39,958 --> 00:46:41,458
‏‫امروز خیلی خسته‌ام,‬

444
00:46:41,542 --> 00:46:43,000
‏‫بذار واسه یه روز دیگه,‬

445
00:46:45,250 --> 00:46:47,375
‏‫ولی من به پسرمون قول دادم,‬

446
00:46:48,125 --> 00:46:49,917
‏‫بذارش به حساب جایزه‌ش,‬

447
00:47:00,167 --> 00:47:01,958
‏‫این چه طرز برخورد کردنه؟‬

448
00:47:04,333 --> 00:47:06,417
‏‫معلومه که اصلاً دلت نمی‌خواد بیای,‬

449
00:47:08,833 --> 00:47:09,958
‏‫ولش کن، اصلاً نخواستیم,‬

450
00:47:14,375 --> 00:47:15,958
‏‫خودم می‌برمش بیرون,‬

451
00:47:16,625 --> 00:47:18,542
‏‫من همیشه خودم مراقبش بودم,‬

452
00:47:39,167 --> 00:47:40,750
‏‫نگاه کن! چقدر ترسناکه,‬

453
00:47:40,833 --> 00:47:42,542
‏‫داره با یه عروسک هات‌پات می‌خوره,‬

454
00:47:42,625 --> 00:47:43,750
‏‫ببخشید,‬

455
00:47:47,167 --> 00:47:49,042
‏‫بیا، یه پفک سویا بخور,‬

456
00:47:49,125 --> 00:47:50,958
‏‫یادت هست؟‬

457
00:47:51,042 --> 00:47:52,875
‏‫قبل از خوردن فوتش کن، باشه؟‬

458
00:47:56,167 --> 00:47:57,833
‏‫دلم کوفته قلقلی گوشت می‌خواد,‬

459
00:47:57,917 --> 00:48:01,125
‏‫کوفته‌ها رو تازه ریختیم تو, برات می‌کشم,‬

460
00:48:01,208 --> 00:48:03,125
‏‫دلم کوفته قلقلی می‌خواد,‬

461
00:48:06,417 --> 00:48:07,583
‏‫نگاه کن,‬

462
00:48:07,667 --> 00:48:09,250
‏‫هنوز نپختن,‬

463
00:48:10,042 --> 00:48:12,375
‏‫- می‌خوام خودم بخورم,‬
‏‫- وان، بشین,‬

464
00:48:12,458 --> 00:48:14,042
‏‫بشین,‬

465
00:48:16,000 --> 00:48:18,625
‏‫برداشتنشون راحت نیست, کمکت می‌کنم,‬

466
00:48:18,708 --> 00:48:19,792
‏‫وان,‬

467
00:48:21,583 --> 00:48:22,958
‏‫بشین,‬

468
00:48:25,833 --> 00:48:28,000
‏‫ببین! سعی می‌کنم برِش دارم,‬

469
00:48:28,083 --> 00:48:29,375
‏‫بیا, من کمکت می‌کنم,‬

470
00:48:30,625 --> 00:48:33,375
‏‫منم نمی‌تونم بردارم، چه برسه به تو,‬

471
00:48:34,417 --> 00:48:37,083
‏‫برم یه قاشق بیارم,‬

472
00:48:37,167 --> 00:48:38,250
‏‫ببخشید,‬

473
00:48:39,000 --> 00:48:40,833
‏‫پسر خوب, بشین، باشه؟‬

474
00:48:47,542 --> 00:48:49,750
‏‫چکار می‌کنی؟ داغه!‬

475
00:48:49,833 --> 00:48:51,750
‏‫به حرفم گوش کن! داغه!‬

476
00:48:51,833 --> 00:48:52,875
‏‫وان!‬

477
00:48:53,542 --> 00:48:55,875
‏‫چکار می‌کنی؟ نکن این کارو!‬

478
00:48:55,958 --> 00:48:58,167
‏‫داری چکار می‌کنی؟ وان!‬

479
00:48:58,250 --> 00:48:59,500
‏‫- گوش کن!‬
‏‫- نگاه نکن,‬

480
00:48:59,583 --> 00:49:01,417
‏‫- نه! به حرفم گوش کن!‬
‏‫- فیلم نگیر,‬

481
00:49:55,833 --> 00:49:58,000
‏‫خیلی درد داره، مگه نه؟‬

482
00:49:58,083 --> 00:50:00,583
‏‫از این به بعد باید به حرفم گوش بدی، باشه؟‬

483
00:50:02,042 --> 00:50:05,958
‏‫در ضمن، با خانم یانگ هم صحبت کردم,‬

484
00:50:06,042 --> 00:50:08,083
‏‫فردا می‌برمت مدرسه,‬

485
00:50:09,125 --> 00:50:10,417
‏‫واسه مدرسه ذوق داری؟‬

486
00:50:11,750 --> 00:50:13,125
‏‫خوشحالی؟‬

487
00:50:15,083 --> 00:50:16,500
‏‫پسر خوب,‬

488
00:50:16,583 --> 00:50:20,125
‏‫وقتی خوشحالیِ تو رو می‌بینم منم خوشحال می‌شم,‬

489
00:50:29,125 --> 00:50:32,667
‏‫صبح بخیر وان, به مدرسه خوش اومدی,‬

490
00:50:32,750 --> 00:50:34,833
‏‫چقدر قد کشیدی!‬

491
00:50:34,917 --> 00:50:36,292
‏‫کلاس خصوصی انگلیسی می‌رفتی؟‬

492
00:50:36,375 --> 00:50:38,083
‏‫بعداً میام ازت درس می‌پرسم,‬

493
00:50:39,083 --> 00:50:41,583
‏‫خانم یانگ، بابت اتفاق اون روز عذرخواهی می‌کنم,‬

494
00:50:41,667 --> 00:50:44,083
‏‫هدف مدرسه همیشه مصلحت دانش‌آموزهاست,‬

495
00:50:44,167 --> 00:50:46,375
‏‫نیازی نیست به گذشته برگردیم,‬

496
00:50:47,083 --> 00:50:48,542
‏‫کاملاً درک می‌کنیم,‬

497
00:50:50,292 --> 00:50:53,167
‏‫پس، می‌شه هوای «وان» رو داشته باشید؟‬

498
00:50:53,250 --> 00:50:54,958
‏‫الان می‌برمش سر کلاس,‬

499
00:51:26,833 --> 00:51:32,667
‏‫خوش اومدی دانش‌آموز «یو زی وان»,‬

500
00:51:37,125 --> 00:51:39,500
‏‫دانش‌آموز «یو زی وان»، خوش آمدی‬

501
00:51:39,583 --> 00:51:42,375
‏‫بچه‌ها، همگی یه کادو آماده کردید,,,‬

502
00:51:42,458 --> 00:51:43,792
‏‫,,,برای وان، مگه نه؟‬

503
00:51:43,875 --> 00:51:45,375
‏‫آره,‬

504
00:51:46,500 --> 00:51:47,667
‏‫«وُن»،‬

505
00:51:47,750 --> 00:51:53,917
‏‫این یه یادگاری کوچیکه که بچه‌های‬
‏‫کلاسمون برات نوشتن,‬

506
00:51:54,000 --> 00:51:55,625
‏‫لطفاً ازمون قبولش کن,‬

507
00:52:39,250 --> 00:52:40,708
‏‫خوشحالی؟‬

508
00:52:42,042 --> 00:52:44,458
‏‫فردا خودم می‌رسونمت مدرسه,‬

509
00:52:44,542 --> 00:52:45,583
‏‫اومد بیرون,‬

510
00:52:47,917 --> 00:52:49,625
‏‫سلام,‬

511
00:52:49,708 --> 00:52:50,708
‏‫لطفاً جواب بدین,‬

512
00:52:50,792 --> 00:52:53,125
‏‫چرا با خودت عروسک آوردی مدرسه؟‬

513
00:52:53,208 --> 00:52:54,292
‏‫واقعاً محبوبی‌ها!‬

514
00:52:54,375 --> 00:52:55,375
‏‫اسمی هم داره؟‬

515
00:52:55,417 --> 00:52:56,833
‏‫بعضیا می‌گن دنبال جلب توجهی,‬

516
00:52:56,917 --> 00:52:57,917
‏‫اسم داره؟‬

517
00:52:57,958 --> 00:52:59,458
‏‫می‌خوای بهش کمک کنی؟‬

518
00:52:59,542 --> 00:53:01,292
‏‫- نه,‬
‏‫- این یه جور صحنه‌سازیه؟‬

519
00:53:01,375 --> 00:53:03,167
‏‫- می‌خوای ثبت‌نامش کنی؟‬
‏‫- هی!‬

520
00:53:03,250 --> 00:53:04,250
‏‫بس کنید!‬

521
00:53:04,333 --> 00:53:06,250
‏‫- چه نسبتی باهاش داری؟‬
‏‫- فیلم نگیر,‬

522
00:53:06,333 --> 00:53:07,542
‏‫- دوست‌پسرشی؟‬
‏‫- تو کی هستی؟‬

523
00:53:07,625 --> 00:53:09,542
‏‫- تو کِیش می‌شی؟‬
‏‫- نزدیک نیا,‬

524
00:53:09,625 --> 00:53:11,917
‏‫- دنبالم نیا,‬
‏‫- چرا عروسک بغل کردی؟‬

525
00:53:12,000 --> 00:53:13,792
‏‫- چته؟‬
‏‫- عوضی,‬

526
00:53:13,875 --> 00:53:14,875
‏‫عکس‌ها رو بگیر,‬

527
00:53:15,958 --> 00:53:17,292
‏‫خیلی درد می‌کنه، نه؟‬

528
00:53:18,083 --> 00:53:20,375
‏‫از این به بعد باید حرف منو گوش بدی، باشه؟‬

529
00:53:21,667 --> 00:53:24,167
‏‫در ضمن، با خانم «یانگ» هم صحبت کردم,‬

530
00:53:24,250 --> 00:53:26,375
‏‫فردا خودم می‌برمت مدرسه,‬

531
00:53:40,375 --> 00:53:42,333
‏‫سلام خانم «یانگ»,‬

532
00:53:44,667 --> 00:53:48,250
‏‫من پدر «یو زی وُن» هستم,‬
‏‫لطفاً کمکم کنید,‬

533
00:53:54,667 --> 00:53:58,458
‏‫خب بچه‌ها، امروز می‌خوام‬
‏‫باهاتون یه بازی انجام بدم,‬

534
00:53:58,542 --> 00:54:01,625
‏‫تا چند لحظه‌ی دیگه، یه عروسک‬
‏‫پارچه‌ای میارم اینجا,‬

535
00:54:01,708 --> 00:54:06,667
‏‫باید مثل «وُن» واقعی باهاش رفتار کنیم‬
‏‫و با هم سر کلاس باشیم، باشه؟‬

536
00:54:06,750 --> 00:54:09,583
‏‫باشه,‬

537
00:54:09,667 --> 00:54:11,083
‏‫فقط باید آروم باشی,‬

538
00:54:11,167 --> 00:54:13,375
‏‫به هیچ وجه تحریکش نکن,‬

539
00:54:13,458 --> 00:54:14,458
‏‫باشه,‬

540
00:54:14,542 --> 00:54:16,333
‏‫بچه‌های کلاسم هم در جریان هستن,‬

541
00:54:17,375 --> 00:54:18,417
‏‫اومدن,‬

542
00:54:20,042 --> 00:54:21,750
‏‫- خانم معلم,‬
‏‫- صبح بخیر «وُن»,‬

543
00:54:21,833 --> 00:54:23,583
‏‫خوش اومدی به مدرسه,‬

544
00:54:24,333 --> 00:54:26,917
‏‫بچه‌ها، شما یه هدیه‬

545
00:54:27,000 --> 00:54:28,333
‏‫برای «وُن» آماده کردین، مگه نه؟‬

546
00:54:28,417 --> 00:54:30,250
‏‫بله,‬

547
00:54:30,333 --> 00:54:32,042
‏‫لطفاً ازمون قبولش کن,‬

548
00:55:10,625 --> 00:55:12,750
‏‫اونا آدمای بدی هستن,‬

549
00:55:14,208 --> 00:55:16,417
‏‫دیدن که تو پسر خوبی هستی,‬

550
00:55:16,500 --> 00:55:18,917
‏‫ازت خوششون اومده و می‌خواستن بدزدنت,‬

551
00:55:19,583 --> 00:55:21,292
‏‫اما اصلاً لازم نیست بترسی,‬

552
00:55:21,375 --> 00:55:24,625
‏‫من کنارتم و ازت محافظت می‌کنم,‬
‏‫اونا موفق نمی‌شن,‬

553
00:55:24,708 --> 00:55:27,833
‏‫<i>این ویدیو رو ببین, حسابی معروف شدی,</i>‬

554
00:55:30,750 --> 00:55:31,833
‏‫<i>داری چیکار می‌کنی؟</i>‬

555
00:55:31,917 --> 00:55:33,333
‏‫<i>چیکار داری می‌کنی؟</i>‬

556
00:55:33,417 --> 00:55:35,083
‏‫<i>این‌طوری نکن,</i>‬

557
00:55:35,167 --> 00:55:36,208
‏‫<i>سوختی,</i>‬

558
00:55:36,292 --> 00:55:38,750
‏‫<i>وون، داری چیکار می‌کنی؟ بس کن,</i>‬

559
00:55:38,833 --> 00:55:40,750
‏‫<i>- داری چیکار می‌کنی؟‬
‏‫- نگاه نکن,</i>‬

560
00:55:40,833 --> 00:55:43,833
‏‫<i>- به حرفم گوش بده,‬
‏‫- نگاه نکن, نترس,</i>‬

561
00:55:52,083 --> 00:55:54,083
‏‫فقط یه خانواده‌ان که دارن هات‌پات می‌خورن,‬

562
00:55:56,208 --> 00:55:58,625
‏‫- هی، داری چیکار می‌کنی؟‬
‏‫- با دقت نگاه کن,‬

563
00:55:58,708 --> 00:55:59,917
‏‫خوب نگاه کن!‬

564
00:56:00,000 --> 00:56:01,083
‏‫بذارش زمین,‬

565
00:56:01,167 --> 00:56:03,417
‏‫اون وون نیست! فقط یه عروسکه!‬

566
00:56:03,500 --> 00:56:04,583
‏‫بذارش زمین!‬

567
00:56:04,667 --> 00:56:06,333
‏‫سعی کردم باهاش کنار بیام,‬

568
00:56:06,417 --> 00:56:07,417
‏‫- نمی‌تونم,‬
‏‫- وون,‬

569
00:56:07,500 --> 00:56:09,083
‏‫نمی‌تونم! می‌فهمی؟‬

570
00:56:09,167 --> 00:56:11,000
‏‫مزخرف نگو, وون,‬

571
00:56:11,083 --> 00:56:12,917
‏‫- به خودت بیا!‬
‏‫- وون رو بهم برگردون,‬

572
00:56:13,000 --> 00:56:15,042
‏‫- به خودت بیا!‬
‏‫- اون رو بهم برگردون,‬

573
00:56:15,125 --> 00:56:17,292
‏‫- به خودت بیا!‬
‏‫- پسرم رو بهم برگردون!‬

574
00:56:40,208 --> 00:56:41,750
‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

575
00:56:50,458 --> 00:56:53,792
‏‫عزیزم، انگار وون مرده,‬

576
00:56:56,125 --> 00:56:59,458
‏‫بدنش سرده و تکون نمی‌خوره,‬

577
00:57:00,500 --> 00:57:01,583
‏‫عزیزم,‬

578
00:57:03,167 --> 00:57:04,208
‏‫باهام بیا!‬

579
00:57:06,042 --> 00:57:07,750
‏‫خوب نگاه کن!‬

580
00:57:10,083 --> 00:57:11,167
‏‫وون اینجاست,‬

581
00:57:12,750 --> 00:57:14,208
‏‫چی داری می‌گی؟‬

582
00:57:14,292 --> 00:57:16,000
‏‫وون توی اتاقه,‬

583
00:57:16,083 --> 00:57:17,625
‏‫اون چیز وون نیست!‬

584
00:57:17,708 --> 00:57:19,292
‏‫فقط یه عروسکه, وون,,,‬

585
00:57:19,958 --> 00:57:22,875
‏‫مامان، قایم شده بودم تا باهات بازی کنم,‬

586
00:57:25,333 --> 00:57:26,875
‏‫پس داشتی بازی می‌کردی,‬

587
00:57:30,875 --> 00:57:33,542
‏‫خوبه که حالت خوبه,‬
‏‫بیا برگردیم بخوابیم,‬

588
00:58:00,042 --> 00:58:02,708
‏‫چرا منم دارم می‌بینم؟‬

589
00:58:02,792 --> 00:58:04,083
‏‫می‌بینیش‬

590
00:58:05,000 --> 00:58:07,417
‏‫چون خودت می‌خوای که ببینی,‬

591
00:58:08,333 --> 00:58:09,708
‏‫از اون مهم‌تر،‬

592
00:58:10,417 --> 00:58:12,667
‏‫الان دیگه حرفم رو باور می‌کنی,‬

593
00:58:16,250 --> 00:58:20,583
‏‫خب باید چیکار کنم؟‬
‏‫نمی‌تونم فقط تماشا کنم که اون به این کارش ادامه بده,‬

594
00:58:20,667 --> 00:58:23,667
‏‫می‌دونی؟‬
‏‫تا حالا این‌طوری ندیده بودمش,‬

595
00:58:23,750 --> 00:58:25,167
‏‫خیلی ترسناکه,‬

596
00:58:28,167 --> 00:58:32,417
‏‫ترس در واقع زاییده‌ی‬
‏‫تخیل خودته,‬

597
00:58:32,500 --> 00:58:37,542
‏‫اگه چیزهای خوبی برای امیدواری داشته باشی،‬
‏‫مثل این می‌مونه که یه فرشته پیدا کردی,‬

598
00:58:38,458 --> 00:58:42,250
‏‫تمام انرژیت رو روی اون بذار,‬

599
00:58:43,458 --> 00:58:46,458
‏‫اون‌وقت انگار یه فرشته نصیبت شده,‬

600
00:58:47,083 --> 00:58:48,500
‏‫احساس آرامش می‌کنی,‬

601
00:58:49,458 --> 00:58:52,750
‏‫باشه؟ درست مثل همسرت,‬

602
00:58:52,833 --> 00:58:57,708
‏‫اون تمام امیدش رو توی اون عروسک پارچه‌ای می‌بینه,‬

603
00:58:59,750 --> 00:59:01,292
‏‫پس فرشته‌ی من کجاست؟‬

604
00:59:04,500 --> 00:59:05,875
‏‫اینجاست,‬

605
00:59:19,750 --> 00:59:23,583
‏‫<i>تمام انرژیت رو روی اون بذار,</i>‬

606
00:59:24,875 --> 00:59:28,208
‏‫اون‌وقت انگار صاحب یه فرشته شدی,‬

607
00:59:28,292 --> 00:59:29,750
‏‫خیالت راحت می‌شه,‬

608
00:59:41,042 --> 00:59:43,292
‏‫یه لقمه بخور, این‌بار شور نیست,‬

609
00:59:44,083 --> 00:59:45,667
‏‫بهت دروغ نمی‌گم,‬

610
00:59:58,417 --> 00:59:59,625
‏‫خیلی شوره!‬

611
01:00:00,750 --> 01:00:02,000
‏‫یه جرعه آب بخور,‬

612
01:00:13,917 --> 01:00:16,583
‏‫چی شد یهو تصمیم گرفتی خوشحالمون کنی؟‬

613
01:00:20,417 --> 01:00:22,875
‏‫در واقع، می‌دونم چطوری خوشحالت کنم,‬

614
01:00:24,417 --> 01:00:28,292
‏‫کار و معاشرت همه‌اش بهونه بود,‬

615
01:00:29,333 --> 01:00:30,792
‏‫اوضاع اون‌قدرها هم آسون نیست,‬

616
01:00:31,708 --> 01:00:33,542
‏‫کارهای خونه که از اون هم سخت‌تره,‬

617
01:00:34,250 --> 01:00:35,250
‏‫بیا,‬

618
01:00:35,333 --> 01:00:38,292
‏‫به عنوان جایزه،‬
‏‫یه تیکه مرغ با پیازچه بهت می‌دم,‬

619
01:00:38,375 --> 01:00:41,583
‏‫البته اینو خودم نپختم،‬
‏‫خریدمش,‬

620
01:00:43,000 --> 01:00:45,333
‏‫«وون»، غذای موردعلاقه‌ته, بیا,‬

621
01:00:47,375 --> 01:00:48,500
‏‫بخور,‬

622
01:00:48,583 --> 01:00:49,708
‏‫بخور دیگه,‬

623
01:00:51,333 --> 01:00:53,458
‏‫«باد شدید،‬
‏‫لونه‌ی پرنده رو خراب کرد,»‬

624
01:00:53,542 --> 01:00:54,917
‏‫«حالا باید چیکار کنیم؟»‬

625
01:00:55,583 --> 01:00:58,667
‏‫«باباهه گفت:‬
‏‫با تلاش زیاد دوباره می‌سازمش,»‬

626
01:00:58,750 --> 01:01:02,292
‏‫«بعدش بابای پرنده یه لونه‌ی دیگه ساخت,»‬

627
01:01:02,375 --> 01:01:06,333
‏‫«حالا اونا یه خونه‌ی گرم دارن‬
‏‫و تا همیشه به خوبی و خوشی زندگی کردن,»‬

628
01:01:08,833 --> 01:01:11,333
‏‫قصه تموم شد, وقت خوابه، باشه؟‬

629
01:01:17,458 --> 01:01:18,500
‏‫عزیزم؟‬

630
01:01:20,333 --> 01:01:23,208
‏‫واقعاً نمی‌خوام همه‌اش سرزنشت کنم,‬

631
01:01:25,375 --> 01:01:27,500
‏‫همین‌طوری که الان هست رو دوست دارم,‬

632
01:01:27,583 --> 01:01:29,667
‏‫بیا با هم مهربون حرف بزنیم,‬

633
01:01:31,000 --> 01:01:32,417
‏‫این‌طوری نگو,‬

634
01:01:34,250 --> 01:01:35,958
‏‫قبلاً تقصیر من بود,‬

635
01:01:58,125 --> 01:02:01,292
‏‫<i>تولدت مبارک</i>‬

636
01:02:01,375 --> 01:02:04,292
‏‫<i>تولدت مبارک</i>‬

637
01:02:04,375 --> 01:02:08,583
‏‫<i>- تولدم مبارک‬
‏‫- تولدت مبارک</i>‬

638
01:02:08,667 --> 01:02:12,625
‏‫<i>- تولدم مبارک‬
‏‫- تولدت مبارک</i>‬

639
01:02:12,708 --> 01:02:15,167
‏‫یادت رفته بود امروز تولدته؟‬

640
01:02:15,250 --> 01:02:16,583
‏‫بیا و یه آرزو کن,‬

641
01:02:27,750 --> 01:02:30,000
‏‫آرزو می‌کنم این لحظه ابدی بشه,‬

642
01:02:31,417 --> 01:02:35,125
‏‫چون محبوبم و کسی که عاشقشم هر دو اینجان,‬

643
01:02:44,333 --> 01:02:47,667
‏‫«وون»، پنیر سویا می‌خوری؟‬

644
01:02:47,750 --> 01:02:49,208
‏‫آبجی، تو هم بیشتر بخور,‬

645
01:02:49,292 --> 01:02:50,667
‏‫دستپختت حرف نداره,‬

646
01:02:50,750 --> 01:02:53,833
‏‫آره، غذاهات روز به روز خوشمزه‌تر می‌شن,‬

647
01:02:53,917 --> 01:02:55,250
‏‫می‌شه یه کم دیگه بردارم؟‬

648
01:02:55,333 --> 01:02:57,583
‏‫آره، اون همه‌اش نق می‌زنه‬
‏‫که دستپختم خوب نیست,‬

649
01:02:57,667 --> 01:02:59,167
‏‫تو خونه که کم غذا می‌خوری,‬

650
01:02:59,250 --> 01:03:00,500
‏‫چی؟‬

651
01:03:00,583 --> 01:03:02,292
‏‫خانم من بهترین آشپز دنیاست,‬

652
01:03:02,375 --> 01:03:04,042
‏‫- درسته,‬
‏‫- یه کم پنیر سویا بخور,‬

653
01:03:18,708 --> 01:03:19,750
‏‫عزیزم؟‬

654
01:03:20,500 --> 01:03:22,125
‏‫«وون» دیگه پاهاش رو تکون نمیده,‬

655
01:03:23,208 --> 01:03:24,250
‏‫چه خوب,‬

656
01:03:26,917 --> 01:03:29,542
‏‫خیلی وقت بود خانوادگی بیرون نرفته بودیم,‬

657
01:03:30,208 --> 01:03:33,417
‏‫خیلی وقته ورزش نکردی، نه؟‬

658
01:03:33,500 --> 01:03:36,250
‏‫اون موقع که افتاده بودی دنبالم، خیلی رو فرم بودی,‬

659
01:03:36,333 --> 01:03:38,167
‏‫اون رکابی رو یادت میاد؟‬

660
01:03:39,000 --> 01:03:40,333
‏‫البته که یادمه,‬

661
01:03:40,417 --> 01:03:41,917
‏‫هنوز اون رکابی رو دارم,‬

662
01:03:42,000 --> 01:03:43,667
‏‫ولی این (هیکل) رو نه,‬

663
01:03:44,583 --> 01:03:48,125
‏‫باید ورزش کنم, وگرنه دیگه نمیتونم «وون» رو بغل کنم,‬

664
01:03:48,208 --> 01:03:49,417
‏‫آره,‬

665
01:03:50,708 --> 01:03:52,292
‏‫«وون» داره قد می‌کشه,‬

666
01:03:53,333 --> 01:03:54,417
‏‫بچه،‬

667
01:03:55,542 --> 01:03:59,375
‏‫میدونی عکس گرفتن از بقیه بدون اجازه بی‌ادبیه؟‬

668
01:03:59,458 --> 01:04:02,417
‏‫نگرفتم, فقط داشتم از قایق عکس می‌گرفتم,‬

669
01:04:03,708 --> 01:04:04,750
‏‫عزیزم،‬

670
01:04:05,375 --> 01:04:07,792
‏‫این کار رو نکن، ممکنه بچه بترسه,‬

671
01:04:09,208 --> 01:04:11,625
‏‫آقا، می‌تونید چک کنید, واقعاً عکس نگرفته,‬

672
01:04:16,042 --> 01:04:17,167
‏‫ببخشید,‬

673
01:04:18,167 --> 01:04:19,542
‏‫اشکالی نداره,‬

674
01:04:19,625 --> 01:04:22,542
‏‫«دونگ»، بیا بریم اون طرف, کلی عکس دیگه بگیریم,‬

675
01:04:27,375 --> 01:04:28,417
‏‫نگران نباش,‬

676
01:04:28,500 --> 01:04:30,833
‏‫نمی‌ذارم در آینده بقیه ازت ایراد بگیرن,‬

677
01:04:33,292 --> 01:04:34,417
‏‫عزیزم,,,‬

678
01:04:36,708 --> 01:04:38,542
‏‫من مدام «وون» رو میارم بیرون,‬

679
01:04:38,625 --> 01:04:40,417
‏‫خیلی تحت فشاری؟‬

680
01:04:43,875 --> 01:04:47,083
‏‫چرا «وون» رو برنمی‌گردونیم پیش خاله «ها»؟‬

681
01:04:48,792 --> 01:04:50,167
‏‫این چه حرفیه می‌زنی؟‬

682
01:04:51,292 --> 01:04:54,500
‏‫مگه از اینکه دوباره دور همیم خوشحال نیستی؟‬

683
01:04:55,167 --> 01:04:58,875
‏‫پیاده‌روی و قرار عاشقانه, مگه این خوشی‌ها بد هستن؟‬

684
01:05:02,083 --> 01:05:05,625
‏‫خانمم وقتی لبخند می‌زنه خیلی خوشگل می‌شه,‬

685
01:05:11,167 --> 01:05:13,833
‏‫نکنه همین الان کلی شکر توی شیرچای ریختی؟‬

686
01:05:13,917 --> 01:05:15,500
‏‫داری شیرین‌زبونی می‌کنی,‬

687
01:05:20,000 --> 01:05:22,417
‏‫باید بیشتر از این حرف‌ها بزنم,‬

688
01:05:24,958 --> 01:05:27,417
‏‫می‌دونم شنیدنش خوشحالت می‌کنه,‬

689
01:05:28,625 --> 01:05:30,125
‏‫الان دارم می‌گم,‬

690
01:05:33,917 --> 01:05:35,792
‏‫امیدوارم خیلی دیر نشده باشه,‬

691
01:05:41,042 --> 01:05:43,500
‏‫چونگ‬

692
01:05:44,583 --> 01:05:45,625
‏‫سلام,‬

693
01:05:45,708 --> 01:05:49,792
‏‫سلام رئیس, یه سفارش جدید داریم, مشتری می‌خواد باهاتون صحبت کنه,‬

694
01:05:49,875 --> 01:05:51,542
‏‫باشه, الان میام,‬

695
01:06:46,250 --> 01:06:47,708
‏‫چیکار کردی؟‬

696
01:06:56,458 --> 01:06:58,750
‏‫چیکار کردی؟‬

697
01:07:01,083 --> 01:07:03,042
‏‫تو یه نفر رو کشتی,‬

698
01:07:04,042 --> 01:07:05,667
‏‫این هم آلت قتاله,‬

699
01:07:05,750 --> 01:07:07,125
‏‫تو یه نفر رو کشتی,‬

700
01:07:07,208 --> 01:07:09,250
‏‫نه، من نکشتم,‬

701
01:07:09,333 --> 01:07:10,542
‏‫این فقط یه عروسکه,‬

702
01:07:10,625 --> 01:07:11,958
‏‫تو پسرم رو کشتی!‬

703
01:07:12,042 --> 01:07:13,250
‏‫زنگ می‌زنم به پلیس,‬

704
01:07:13,333 --> 01:07:15,792
‏‫به پلیس می‌گم بیاد دستگیرت کنه!‬

705
01:07:15,875 --> 01:07:17,208
‏‫این‌جوری نکن,‬

706
01:07:17,292 --> 01:07:18,333
‏‫نه,‬

707
01:07:18,917 --> 01:07:20,792
‏‫- وون!‬
‏‫- دیوونه نشو!‬

708
01:07:20,875 --> 01:07:23,625
‏‫پسرم رو کشتی!‬
‏‫چرا من رو هم نمی‌کشی؟‬

709
01:07:23,708 --> 01:07:24,917
‏‫نه! دیوونه نشو!‬

710
01:07:25,000 --> 01:07:26,625
‏‫نه!‬

711
01:07:26,708 --> 01:07:28,125
‏‫دیوونه نشو!‬

712
01:08:01,708 --> 01:08:05,667
‏‫*تمام انرژیت رو روی اون بذار,*‬

713
01:08:06,750 --> 01:08:10,250
‏‫*اون‌وقت انگار صاحب یه فرشته شدی,*‬

714
01:08:10,333 --> 01:08:11,750
‏‫حالت بهتر می‌شه,‬

715
01:08:20,083 --> 01:08:22,417
‏‫- خودت رو جمع و جور کن!‬
‏‫- پسرم رو بهم برگردون!‬

716
01:09:37,458 --> 01:09:38,458
‏‫وون,‬

717
01:09:40,583 --> 01:09:41,750
‏‫وون,‬

718
01:09:45,458 --> 01:09:46,708
‏‫وون,‬

719
01:09:46,792 --> 01:09:47,917
‏‫کجایی؟‬

720
01:09:51,750 --> 01:09:53,000
‏‫باز قایم شدی؟‬

721
01:10:26,208 --> 01:10:27,375
‏‫وون,‬

722
01:10:31,417 --> 01:10:33,208
‏‫دارم میام ببینمت,‬

723
01:10:37,875 --> 01:10:39,667
‏‫دارم میام ببینمت,‬

724
01:11:20,333 --> 01:11:21,542
‏‫*من خاله «ها» هستم,*‬

725
01:11:21,625 --> 01:11:25,292
‏‫*چیزهای زیادی هست که‬
‏‫با یه چشم هم می‌شه دید,*‬

726
01:11:40,750 --> 01:11:45,083
‏‫چون خودت می‌خوای، می‌بینیش,‬

727
01:12:40,542 --> 01:12:43,042
‏‫راستش می‌دونم چطوری خوشحالت کنم,‬

728
01:12:44,500 --> 01:12:48,375
‏‫کار و معاشرت همه‌اش بهانه بود,‬

729
01:12:49,375 --> 01:12:50,708
‏‫اوضاع راحت نیست,‬

730
01:12:51,708 --> 01:12:53,667
‏‫خانه‌داری که از اون هم سخت‌تره,‬

731
01:12:55,375 --> 01:12:56,417
‏‫بیا,‬

732
01:12:57,167 --> 01:13:00,167
‏‫با یه تیکه مرغ پیازچه‌ای‬
‏‫بهت جایزه می‌دم,‬

733
01:13:01,125 --> 01:13:02,917
‏‫وون، غذای موردعلاقه‌ته,‬

734
01:13:11,542 --> 01:13:14,792
‏‫*تولدت مبارک*‬

735
01:13:14,875 --> 01:13:17,958
‏‫*تولدت مبارک*‬

736
01:13:18,042 --> 01:13:22,000
‏‫*- تولدم مبارک‬
‏‫- تولدت مبارک*‬

737
01:13:22,083 --> 01:13:25,417
‏‫*- تولدم مبارک‬
‏‫- تولدت مبارک*‬

738
01:13:25,500 --> 01:13:28,000
‏‫کاش این لحظه تا ابد ادامه داشت,‬

739
01:13:29,625 --> 01:13:33,500
‏‫چون عزیزترین آدم زندگیم و کسی که‬
‏‫عاشقشم، هر دو اینجان,‬

740
01:13:44,292 --> 01:13:47,083
‏‫وون، پنیر لوبیا می‌خوری؟‬

741
01:13:48,083 --> 01:13:50,083
‏‫آبجی، لطفاً بیشتر بخور,‬

742
01:13:50,167 --> 01:13:51,750
‏‫دستپختت واقعاً خوشمزه‌ست,‬

743
01:14:02,875 --> 01:14:05,167
‏‫باید این حرف‌ها رو بیشتر بهت بگم,‬

744
01:14:06,875 --> 01:14:10,292
‏‫می‌دونم از شنیدنش خوشحال می‌شی,‬

745
01:14:12,542 --> 01:14:13,875
‏‫الان دارم می‌گمشون,‬

746
01:14:15,958 --> 01:14:17,750
‏‫امیدوارم خیلی دیر نشده باشه,‬

747
01:14:23,000 --> 01:14:38,000
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

