﻿1
00:00:08,896 --> 00:00:35,696
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

2
00:03:00,920 --> 00:03:35,920
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

3
00:03:37,916 --> 00:03:39,000
ماها سینگ جی!

4
00:03:39,024 --> 00:04:14,024
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

5
00:04:14,750 --> 00:04:16,125
چی؟
چی شده؟

6
00:04:16,250 --> 00:04:18,500
سرورم، او زنده است.

7
00:04:18,541 --> 00:04:29,291
او زنده است.

8
00:04:31,625 --> 00:04:35,000
کچهره ای که
ارتش افغانی دید و از آن فرار کرد -

9
00:04:35,375 --> 00:04:37,125
این یک کچهره معمولی نیست.

10
00:04:37,166 --> 00:04:39,500
این متعلق به هری سینگ نالوا است.

11
00:04:45,250 --> 00:04:47,416
پس از مرگ هری سینگ نالوا،

12
00:04:47,625 --> 00:04:51,000
هر زمان که ارتش افغانی
برای حمله به قلعه او نزدیک می شد،

13
00:04:51,125 --> 00:04:55,125
سینگ های او کچهره هری سینگ نالوا را
برای خشک شدن آویزان می کردند.

14
00:04:55,250 --> 00:05:00,250
و با این کار، گلوی ارتش افغانی را
از ترس خشک می کردند.

15
00:05:00,375 --> 00:05:02,500
بوله سو نیهال...

16
00:05:02,625 --> 00:05:06,875
ست شری آکال...

17
00:05:08,541 --> 00:05:14,250
افتخار بر شیر پنجاب!

18
00:05:14,375 --> 00:05:19,750
درود بر شیر پنجاب!

19
00:05:19,875 --> 00:05:27,125
اگرچه از دست دادن هاری سینگ نالوا
مهاراجه رنجیت سینگ را دلشکسته کرد،

20
00:05:27,541 --> 00:05:30,000
او پنجاب را محکم در چنگ خود نگه داشت،

21
00:05:30,500 --> 00:05:34,916
شمشیرش تا زمانی که زندگی در او بود
به او قدرت می بخشید.

22
00:05:35,000 --> 00:05:43,875
درود بر مهاراجه رنجیت سینگ جی!

23
00:05:48,166 --> 00:05:51,250
اما وقتی شیر پنجاب رفت،

24
00:05:51,500 --> 00:05:55,750
انگار پنجاب
یتیم شده بود.

25
00:05:57,500 --> 00:06:02,000
در زمانی که پنجاب وارثی نداشت،

26
00:06:02,750 --> 00:06:08,291
این سرزمین زیر بار هجوم‌های بی‌شمار
از سرزمین‌های دوردست خسته شده بود.

27
00:06:08,375 --> 00:06:14,625
دزدها، راهزن‌ها، داکوها،
یاغی‌ها و مهم‌تر از همه،

28
00:06:17,875 --> 00:06:19,250
غارتگران!

29
00:06:20,125 --> 00:06:24,375
آن‌ها هیچ دین، هیچ ایمان،
هیچ انسانیتی نمی‌شناختند.

30
00:06:24,500 --> 00:06:29,125
پنج دشمن انسان - خشم، طمع،
تعرض، وابستگی و تکبر -

31
00:06:29,166 --> 00:06:31,250
همراهان همیشگی‌شان بودند.

32
00:06:31,500 --> 00:06:32,875
آن‌ها از رودخانه عبور کردند،

33
00:06:33,000 --> 00:06:35,750
در حالی که ردی از خون در پی خود به جا گذاشتند،

34
00:06:35,875 --> 00:06:40,000
و هیچ احترامی برای سن قائل نبودند.

35
00:06:40,500 --> 00:06:43,666
کسی که با رویای فتح جهان به راه افتاد،
کسی نبود جز

36
00:06:43,750 --> 00:06:45,916
رهبر غارتگران،

37
00:06:46,250 --> 00:06:47,916
جونگی جاهانا.

38
00:06:56,250 --> 00:06:58,375
حضور جونگی
آنقدر مهیب بود که

39
00:06:58,416 --> 00:07:01,250
اگر فقط یک نگاه به آسمان می انداخت،

40
00:07:02,875 --> 00:07:05,166
حتی خود آسمان ها
از ترس به لرزه می افتادند.

41
00:07:07,166 --> 00:07:10,875
حمله به افراد غیرمسلح
آسان ترین کار است.

42
00:07:14,125 --> 00:07:16,000
خدایا، به من نیرو بده.

43
00:07:17,375 --> 00:07:18,250
پدر!

44
00:07:18,291 --> 00:07:21,875
سرورم، جان پدرم را ببخش.
لطفا جان پدرم را ببخش.

45
00:07:22,000 --> 00:07:23,166
به جایشان این جواهرات را بگیرید.

46
00:07:23,250 --> 00:07:24,250
لطفا جان پدرم را نجات دهید.

47
00:07:24,291 --> 00:07:25,125
به جایشان این جواهرات را بگیرید.

48
00:07:25,250 --> 00:07:27,125
می بایست زودتر آنها را می آوردی.

49
00:07:29,916 --> 00:07:30,916
پدر...

50
00:07:31,000 --> 00:07:32,166
پدر!

51
00:07:41,000 --> 00:07:43,375
الان نمی توانم از شما گندم بگیرم، می توانم؟

52
00:07:48,625 --> 00:07:52,250
در یک سوی رودخانه،
جونگی ویرانی به بار آورده بود،

53
00:07:52,500 --> 00:07:54,916
و در سوی دیگر،
امروز، برای اولین بار،

54
00:07:55,000 --> 00:07:58,000
با ارتشش برای به نمایش گذاشتن قدرتش

55
00:07:58,125 --> 00:08:02,875
کاترو، خواهر بزرگتر جونگی جهانا، اومد.

56
00:08:03,375 --> 00:08:04,875
این دارا بخش است -

57
00:08:05,125 --> 00:08:08,625
داماد جونگی جهانا
و شوهر کاترو.

58
00:08:09,666 --> 00:08:12,250
این دوگر است -

59
00:08:12,750 --> 00:08:15,000
برادر کوچکتر دارا بخش.

60
00:08:22,541 --> 00:08:23,625
بفرمایید.

61
00:08:29,000 --> 00:08:30,666
ناهار من را بده،

62
00:08:30,875 --> 00:08:31,875
الان می آورم.

63
00:08:31,916 --> 00:08:34,625
خیلی گرسنه ام.

64
00:08:35,500 --> 00:08:37,750
اداره یک روستا آسان نیست.

65
00:08:37,875 --> 00:08:40,875
ما فقط اسماً حکومت می‌کنیم.

66
00:08:41,375 --> 00:08:43,166
هر چه بابا هزورا سینگ بگوید، اینجا قانون است.

67
00:08:43,375 --> 00:08:44,500
گوش کن،

68
00:08:45,000 --> 00:08:47,250
شاید بخواهی نمک کمتری
در عدس استفاده کنی؛

69
00:08:47,416 --> 00:08:49,875
زبان دان سینگ
از قبل خیلی شور است!

70
00:08:50,500 --> 00:08:52,375
پسر شجاع من، بچنا، کجاست؟

71
00:08:52,500 --> 00:08:54,041
باید حالش خوب باشد.

72
00:08:54,750 --> 00:08:57,125
بعد از من، او مسئولیت
امور روستا را بر عهده خواهد گرفت.

73
00:08:57,291 --> 00:09:00,000
البته،
اما اکال سینگ کسی خواهد بود که حکومت خواهد کرد.

74
00:09:00,500 --> 00:09:02,500
زبانت مثل دم عقرب است،

75
00:09:02,625 --> 00:09:04,541
همیشه زهر می پاشد.

76
00:09:04,666 --> 00:09:08,416
حفظ مقام و حکومت واقعی دو مسئله متفاوت است، برادر قلاب سینگ.

77
00:09:08,500 --> 00:09:10,666
شما می دانید بابا هزورا چه احترامی
در اینجا دارد،

78
00:09:10,750 --> 00:09:12,666
و مرید او نیز به همان اندازه مورد احترام است.

79
00:09:12,750 --> 00:09:14,750
آیا واقعاً باور دارید که آنها
اجازه می دهند باچنا مسئولیت را بر عهده بگیرد؟

80
00:09:14,791 --> 00:09:17,375
من از شما می خواهم که علیه آنها اقدام کنید،

81
00:09:17,625 --> 00:09:19,375
حداقل به خاطر باچنا.

82
00:09:19,750 --> 00:09:23,375
مادر، چیزی به من بده بخورم،
خیلی گرسنه ام.

83
00:09:23,750 --> 00:09:26,166
امروز باید شمشیر من را
در عمل می دیدی.

84
00:09:26,250 --> 00:09:27,250
فوق العاده.

85
00:09:27,291 --> 00:09:30,541
باید به او چیزی مقوی
برای خوردن بدهید.

86
00:09:30,625 --> 00:09:31,125
باشه.

87
00:09:31,166 --> 00:09:34,625
پسرم، یادت باشه، مهم نیست چی بشه،
نذار اکال سینگ تو رو بترسونه.

88
00:09:36,291 --> 00:09:38,875
باید یه کم وقت بذاری
و بازی من رو ببینی، پدر.

89
00:09:39,125 --> 00:09:41,500
من هرگز نمیذارم اکال سینگ ببره.

90
00:09:41,666 --> 00:09:44,250
و پدرت
هرگز نمیذاره هزورا سینگ ببره.

91
00:09:44,916 --> 00:09:48,250
نگران نباش،
من به زودی باهاشون برخورد میکنم.

92
00:09:53,500 --> 00:09:54,875
طبل رنجیت نقاره داره میزنه...

93
00:09:55,000 --> 00:09:56,166
این موقع صبح؟

94
00:09:57,666 --> 00:10:01,375
وقتی رنجیت نقاره بدون
دستور رئیس نواخته میشه،

95
00:10:01,541 --> 00:10:02,916
رئیس واقعاً چه نوع قدرتی دارد؟

96
00:10:03,875 --> 00:10:07,125
فرصت‌ها برای اثبات قدرتت نادرند، برادر قلاب سینگ.

97
00:10:07,375 --> 00:10:08,875
و حالا شانس این را داری که آن را بقاپانی.

98
00:10:14,041 --> 00:10:17,041
بوله سو نهال...

99
00:10:17,125 --> 00:10:20,500
ست شری آکال...

100
00:10:44,625 --> 00:10:47,875
بابا هزورا سینگ دستور داد
تا رنجیت نگارا نواخته شود.

101
00:10:48,125 --> 00:10:49,916
حتماً دلیل مهمی پشتش است.

102
00:10:50,750 --> 00:10:51,875
غارتگران.

103
00:10:52,125 --> 00:10:54,125
ها؟ غارتگران؟

104
00:10:54,625 --> 00:10:55,791
غارتگران؟

105
00:10:56,125 --> 00:10:57,500
بسیار خب، حضورا سینگ جی.

106
00:10:57,625 --> 00:11:01,125
من، دان سینگ، و همه ما سینگ،

107
00:11:01,291 --> 00:11:04,041
به جلو حرکت خواهیم کرد
و مستقیماً با دشمن روبرو خواهیم شد.

108
00:11:04,375 --> 00:11:08,291
تو، باچان سینگ،
و بقیه سینگ های

109
00:11:08,625 --> 00:11:11,750
روستا اینجا خواهید ماند
و منتظر دستورات بعدی ما خواهید بود.

110
00:11:29,000 --> 00:11:33,500
خالصه متعلق به خداست
و پیروزی متعلق به خداست!

111
00:11:34,416 --> 00:11:37,375
من معتقدم اگر زنان
و کودکان عقب بمانند،

112
00:11:37,416 --> 00:11:40,375
محافظت از آنها در برابر خطر
آسان تر خواهد بود.

113
00:11:40,500 --> 00:11:42,791
عمو، فقط ضعیفان نیاز به محافظت دارند.

114
00:11:43,000 --> 00:11:45,666
هنگامی که کلمات "سینگ" و "کائور"
به یک نام اضافه می شوند،

115
00:11:45,791 --> 00:11:50,125
در قلب خالصه، جایی برای تردید، شک و یا استثنا وجود ندارد.

116
00:11:50,250 --> 00:11:52,250
این عزم راسخ کائورها است.

117
00:11:52,291 --> 00:11:54,791
ما در این نبرد با قدرتی برابر خواهیم جنگید.

118
00:11:54,916 --> 00:11:56,750
هیچ شکی در این مورد نیست، ساهج کائور جی.

119
00:11:57,750 --> 00:11:59,125
این سنت پنت است که

120
00:11:59,916 --> 00:12:01,916
هیچ فردی نباید فرصت خدمت به دیگران را از دست بدهد.

121
00:12:02,000 --> 00:12:03,875
همه چیز خوب است،

122
00:12:04,000 --> 00:12:08,416
اما پیروی از استراتژی رئیس به نفع همه خواهد بود.

123
00:12:09,041 --> 00:12:13,041
بسیار خوب، هازورا سینگ جی، کائورها اینجا با شما خواهند ماند.

124
00:12:13,416 --> 00:12:15,166
به یاد داشته باشید، سینگ ها،

125
00:12:15,250 --> 00:12:20,250
نباید به دشمن در حاشیه‌ی دهکده
لحظه‌ای استراحت داد.

126
00:12:20,291 --> 00:12:20,750
پیش برویم.

127
00:12:20,875 --> 00:12:23,250
بوله سو نهال...

128
00:12:23,291 --> 00:12:26,250
ست شری آکال...

129
00:12:30,125 --> 00:12:33,041
کسی که وارد این دنیا می‌شود،
باید در نهایت آن را ترک کند،

130
00:12:33,250 --> 00:12:36,916
و عمل شریف دادن
مرگ بر عهده‌ی ماست - غارتگران.

131
00:12:37,000 --> 00:12:39,291
باید به آن افتخار کنیم!

132
00:12:41,875 --> 00:12:46,500
ما خالساها را با مرگ روبرو خواهیم کرد!

133
00:12:52,750 --> 00:12:56,166
آرزو دارم هر سری را
که جرأت برخاستن در برابر ما را دارد، ببینم

134
00:12:56,791 --> 00:13:00,791
که از لبه‌ی شمشیرهایتان آویزان است!

135
00:13:04,500 --> 00:13:10,625
واحد دینا اولین حمله را
از جلو آغاز خواهد کرد،

136
00:13:12,000 --> 00:13:14,791
و من رهبری حمله دوم را
بر عهده خواهم داشت.

137
00:13:14,875 --> 00:13:18,500
دینا فکر نمی کند که این لازم باشد.

138
00:13:19,041 --> 00:13:21,750
دینا نام دیگر مرگ است.

139
00:13:23,041 --> 00:13:28,250
ناله های درد و رنج از
صفوف دشمن باید به گوش دینا برسد!

140
00:13:45,750 --> 00:13:47,750
خالصه متعلق به خداست...

141
00:13:47,916 --> 00:13:50,500
و پیروزی متعلق به خداست!

142
00:13:50,666 --> 00:13:52,166
ما بابت تاخیر عذرخواهی می کنیم.

143
00:13:52,250 --> 00:13:54,000
چه دستوراتی برای ما دارید؟

144
00:13:54,625 --> 00:13:55,916
صبر کنید.

145
00:13:57,625 --> 00:13:58,666
دان سینگ!

146
00:14:02,666 --> 00:14:05,000
نباید فرار کند!

147
00:14:05,416 --> 00:14:08,041
سرش را می خواهم!

148
00:14:49,000 --> 00:14:50,416
پدر!

149
00:14:51,750 --> 00:14:53,041
حضورہ سینگ جی،

150
00:14:54,000 --> 00:14:58,166
زنانشان در جنگ مانند
جنگجویان می جنگند.

151
00:14:58,250 --> 00:15:03,291
سر دان سینگ با یک ضربه
توسط یکی از این زنان جدا شد.

152
00:15:03,375 --> 00:15:04,500
به نصیحتم گوش کن -

153
00:15:04,666 --> 00:15:08,875
بگذار از اینجا عقب نشینی کنیم و
جوانان، پیران و زنان را نجات دهیم.

154
00:15:09,000 --> 00:15:12,125
کسانی که از میدان جنگ فرار می کنند
زمینی پیدا نمی کنند، عمو.

155
00:15:12,250 --> 00:15:16,125
تاریخ گواه است که طبیعت هرگز میدان نبردی
نیافریده است

156
00:15:16,250 --> 00:15:18,916
که حتی یک سیک هم در آن
پشت به دشمن کرده و فرار کرده باشد.

157
00:15:20,291 --> 00:15:21,291
بیا، عمو،

158
00:15:21,541 --> 00:15:22,625
اجازه دهید به جلو برویم

159
00:15:23,000 --> 00:15:27,250
و به دشمن اطلاع دهیم
اصل خالصه را:

160
00:15:27,750 --> 00:15:29,791
برای قلب‌های فروتن، ما غذا می‌آوریم؛

161
00:15:29,916 --> 00:15:32,000
برای روح‌های متکبر، شمشیرهایمان را آشکار می‌کنیم!

162
00:15:32,125 --> 00:15:35,625
بوله سو نهال...

163
00:15:35,750 --> 00:15:39,916
ست شری آکال...

164
00:15:49,250 --> 00:15:50,750
او شکست‌ناپذیر است، آکال!

165
00:15:50,875 --> 00:15:55,375
او شکست ناپذیر است، آکال!

166
00:15:55,750 --> 00:15:58,625
کسی که شکست نخورده باقی می ماند آکال است،
شکست ناپذیر.

167
00:15:58,666 --> 00:16:00,250
کسی که نابود نمی شود آکال است،
شکست ناپذیر.

168
00:16:00,375 --> 00:16:01,166
او شکست ناپذیر است، آکال!

169
00:16:01,250 --> 00:16:03,875
کسی که شکست نخورده باقی می ماند آکال است،
شکست ناپذیر.

170
00:16:04,000 --> 00:16:05,750
کسی که نابود نمی شود آکال است،
شکست ناپذیر.

171
00:16:05,791 --> 00:16:06,791
او شکست ناپذیر است، آکال!

172
00:16:06,875 --> 00:16:09,041
کسی که شکست نخورده باقی می ماند آکال است،
شکست ناپذیر.

173
00:16:09,125 --> 00:16:11,125
آن کسی که نابود نشدنی است، اکال است،
تسخیر ناپذیر.

174
00:16:11,166 --> 00:16:12,500
او تسخیر ناپذیر است، اکال!

175
00:16:19,625 --> 00:16:21,875
ما آماده ایم تا جان خود را فدا کنیم،

176
00:16:21,916 --> 00:16:24,500
ما از ناموس خالصه محافظت خواهیم کرد، هر چه بادا باد.

177
00:16:24,916 --> 00:16:27,291
نفس ما همیشه فروتن باقی می ماند،

178
00:16:27,375 --> 00:16:29,500
اما عقل ما اوج می گیرد، رام نشده.

179
00:16:29,541 --> 00:16:30,375
او تسخیر ناپذیر است، اکال!

180
00:16:30,500 --> 00:16:32,375
ما آماده ایم تا جان خود را فدا کنیم،

181
00:16:32,416 --> 00:16:35,375
ما از ناموس خالصه محافظت خواهیم کرد، هر چه بادا باد.

182
00:16:35,500 --> 00:16:37,875
نفس ما همیشه فروتن باقی می ماند،

183
00:16:38,000 --> 00:16:40,125
اما عقل ما آزادانه به اوج می‌رسد.

184
00:16:40,250 --> 00:16:41,000
او تسخیرناپذیر است، اکال!

185
00:16:41,125 --> 00:16:43,416
تو تیغ شمشیرها را با ظرافت برمی‌گردانی،

186
00:16:43,500 --> 00:16:46,000
این یکی روی لبه‌های تیغ می‌رقصد،

187
00:16:46,125 --> 00:16:48,625
این یکی می‌تواند با هزار نفر روبرو شود،

188
00:16:48,750 --> 00:16:51,541
تو تیغ شمشیرها را با ظرافت برمی‌گردانی،

189
00:16:51,625 --> 00:16:59,375
تو برکات گورو گوبیند سینگ جی را
تا آخر عمر حفظ می‌کنی.

190
00:17:22,500 --> 00:17:26,375
او تسخیرناپذیر است، اکال!

191
00:17:26,500 --> 00:17:33,250
اوست تسخیرناپذیر، آکال!

192
00:17:33,291 --> 00:17:35,791
آنها مثل رانجا زندگی نکردند،
با آسودگی جشن بگیرند،

193
00:17:35,875 --> 00:17:38,541
اینگونه اند جنگجویان
از آیین گورو گوبیند سینگ جی.

194
00:17:38,625 --> 00:17:41,500
بلند قامت و توانا، با مو و ریش بلند،

195
00:17:41,541 --> 00:17:44,291
فقط نگاهشان می توانست
آرواره ببر را بسوزاند.

196
00:17:44,416 --> 00:17:46,625
اوه، ببینید چگونه این دلاوران غرش می کنند،

197
00:17:46,666 --> 00:17:49,250
مانند عقاب ها، آنها تماشا می کنند
هر حرکت و کار دشمن را.

198
00:17:49,291 --> 00:17:51,916
آنها سعی کردند آنها را بکشند،
اما سینگ ها هرگز تمام نمی شوند،

199
00:17:52,000 --> 00:17:54,541
حتی بدون سرهایشان،
تعظیم یا خم نمی شوند.

200
00:17:55,166 --> 00:17:56,500
این برای همه شگفت انگیز است!

201
00:17:56,541 --> 00:17:57,291
او تسخیر ناپذیر است، اکال!

202
00:17:57,375 --> 00:17:59,166
خداوند راستین همیشه
با ما استوار ایستاده است!

203
00:17:59,250 --> 00:18:00,000
او تسخیر ناپذیر است، اکال!

204
00:18:00,041 --> 00:18:01,791
با قلم و شمشیر در دست صدا می زنیم،

205
00:18:01,875 --> 00:18:02,625
او تسخیر ناپذیر است، اکال!

206
00:18:02,750 --> 00:18:04,416
چه نزدیک و چه دور، به همه سلام می کنم،

207
00:18:04,500 --> 00:18:05,791
او تسخیر ناپذیر است، اکال!

208
00:18:18,791 --> 00:18:23,750
من یک نفر را به جنگ
علیه ۱۲۵۰۰۰ نفر خواهم فرستاد،

209
00:18:24,166 --> 00:18:29,375
من گنجشک ها را به جنگ بازها خواهم فرستاد،

210
00:18:29,500 --> 00:18:36,125
آنگاه فقط خودم را گوبیند سینگ خواهم نامید.

211
00:19:28,291 --> 00:19:30,875
کسی که شکست نخورده باقی می ماند، آکال است،
تسخیرناپذیر.

212
00:19:30,916 --> 00:19:32,750
کسی که نمی تواند نابود شود، آکال است،
تسخیرناپذیر.

213
00:19:32,875 --> 00:19:33,791
او تسخیرناپذیر است، آکال!

214
00:19:33,875 --> 00:19:36,125
کسی که شکست نخورده باقی می ماند، آکال است،
تسخیرناپذیر.

215
00:19:36,250 --> 00:19:38,125
کسی که نمی تواند نابود شود، آکال است،
تسخیرناپذیر.

216
00:19:38,250 --> 00:19:39,375
او تسخیرناپذیر است، آکال!

217
00:19:40,750 --> 00:19:43,250
آکال سینگ فرمانی از
خداوند ازلی دریافت نکرده است.

218
00:19:43,375 --> 00:19:45,625
که شمشیر، متبرک شده
توسط گورو گوبیند سینگ جی،

219
00:19:46,125 --> 00:19:48,375
هرگز نباید با خون هیچ زنی
آغشته شود.

220
00:19:53,500 --> 00:19:56,000
شما تیغه های شمشیرها را با ظرافت می چرخانید،

221
00:19:56,041 --> 00:19:58,750
این یکی روی لبه های تیغه می رقصد،

222
00:19:58,875 --> 00:20:01,500
این یکی می تواند با هزار نفر روبرو شود،

223
00:20:01,625 --> 00:20:06,416
شما تیغه های شمشیرها را با ظرافت می چرخانید،

224
00:20:06,500 --> 00:20:10,375
شما برکات گورو گوبیند سینگ جی را
تا آخر عمر دارید.

225
00:20:10,541 --> 00:20:12,375
من پسر گورو گوبیند سینگ جی هستم،

226
00:20:12,541 --> 00:20:14,750
من هرگز هیچ حسابی را تسویه نشده باقی نگذاشته ام!

227
00:20:37,166 --> 00:20:44,500
ما به سلاح هایمان وابسته ایم،
همیشه آماده دفاع هستیم،

228
00:20:45,291 --> 00:20:52,916
ما قد علم می‌کنیم و هرگز پنهان نمی‌شویم
وقتی دشمنان صعود می‌کنند.

229
00:20:54,416 --> 00:21:02,375
آن‌ها سقوط ما را تا بی‌نهایت توطئه می‌کنند،

230
00:21:02,750 --> 00:21:13,041
اما ما برمی‌خیزیم، ما تحمل می‌کنیم، ما نزول نمی‌کنیم.

231
00:21:13,125 --> 00:21:21,791
سینگ‌ها تا پایان مبارزه می‌کنند،

232
00:21:23,375 --> 00:21:34,125
سینگ‌ها هرگز متزلزل نمی‌شوند، هرگز نمی‌شکنند یا خم نمی‌شوند.

233
00:21:34,375 --> 00:21:37,041
آکال سینگ، آن‌ها دارند
راه خود را به سمت رودخانه باز می‌کنند.

234
00:21:58,291 --> 00:22:09,750
او تسخیرناپذیر است، آکال!

235
00:22:23,375 --> 00:22:25,500
این اصل خالصه است:

236
00:22:26,125 --> 00:22:28,166
برای قلب‌های فروتن، ما غذا می‌آوریم؛

237
00:22:28,625 --> 00:22:30,750
برای روح‌های متکبر، شمشیرهای ما آشکار می‌شوند!

238
00:22:30,916 --> 00:22:33,166
بوله سو نیهال...

239
00:22:33,250 --> 00:22:37,000
ست شری آکال...

240
00:22:37,250 --> 00:22:43,500
دارا بخش هرگز چنین
سکونی در چشمان کترو ندیده بود.

241
00:22:43,791 --> 00:22:47,375
بعد از یک عمر جنگ،

242
00:22:47,875 --> 00:22:50,166
این اولین بار است که
با چنین میدان جنگی روبرو شده‌ام.

243
00:22:52,375 --> 00:22:53,500
این افراد چه کسانی هستند،

244
00:22:55,250 --> 00:22:58,500
که حضورشان به اندازه
یک یوزپلنگ خونخوار وحشیانه است؟

245
00:22:59,000 --> 00:23:02,291
وقتی به گوشه رانده شوند خطرناک‌تر هم می‌شوند.

246
00:23:07,291 --> 00:23:11,750
من بی‌باکانه زندگی کرده‌ام،
و از هر لحظه زندگی لذت برده‌ام،

247
00:23:12,416 --> 00:23:15,125
اما طعم ترس برایم بیگانه بود.

248
00:23:15,416 --> 00:23:17,791
فقط حالا، برای اولین بار،
گرفتار آن شده‌ام -

249
00:23:18,375 --> 00:23:21,000
که توسط آن سردار جوان ایجاد شده.

250
00:23:22,000 --> 00:23:23,750
کاترو این را می‌گوید؟

251
00:23:27,166 --> 00:23:29,875
وقتی دشمن اینقدر قدرتمند است،

252
00:23:30,916 --> 00:23:34,625
عاقلانه‌تر است که به دنبال صلح باشیم
تا اینکه وارد جنگ شویم.

253
00:23:35,041 --> 00:23:36,750
جونگی کجاست؟

254
00:23:49,750 --> 00:23:51,500
لحظه‌ای که ما
یک خلخال به پای یک کبوتر ماده می‌بندیم،

255
00:23:52,375 --> 00:23:54,375
راه رفتنش تغییر می‌کند.

256
00:23:57,375 --> 00:24:01,041
آن کبوتر نر درست مثل من است.

257
00:24:04,000 --> 00:24:05,125
دایی جان!

258
00:24:05,666 --> 00:24:07,500
بعد از مدت‌ها برگشتید.

259
00:24:11,041 --> 00:24:12,041
نورا!

260
00:24:12,500 --> 00:24:14,250
من مشتاقانه منتظر رسیدن شما بودم.

261
00:24:15,125 --> 00:24:16,291
اینطور میگن،

262
00:24:16,916 --> 00:24:21,291
در دهکده های اطراف، شمشیری همتای شمشیر نورا وجود نداره؟

263
00:24:22,291 --> 00:24:24,625
خب، دایی جان، بالاخره من خواهرزاده کی هستم؟

264
00:24:25,291 --> 00:24:28,416
شجاعت از طریق خون به ارث نمی‌رسه؛

265
00:24:29,625 --> 00:24:31,791
در قلب ساکنه.

266
00:24:32,750 --> 00:24:35,291
و کسانی که شجاعت واقعی دارن، هرگز به دشمن فرصت نمیدن

267
00:24:36,416 --> 00:24:38,250
که ادعا کنه خواهرزاده کی هستن.

268
00:24:47,250 --> 00:24:49,666
یالا نورا،
بذار ببینیم چه توانایی‌هایی داری.

269
00:24:52,666 --> 00:24:53,416
وای.

270
00:25:12,875 --> 00:25:14,125
دایی جان!

271
00:25:26,500 --> 00:25:28,500
این شمشیر دست نگه داشته

272
00:25:29,500 --> 00:25:31,500
چون توسط دایی مادریت گرفته شده.

273
00:25:33,875 --> 00:25:39,125
نه، گردن من رسید
چون توسط دایی مادریم به کار گرفته شده.

274
00:25:39,375 --> 00:25:41,291
اگر یک مرد معمولی بود،

275
00:25:41,541 --> 00:25:45,041
این شمشیر روی زمین می افتاد
به همراه دستی که آن را گرفته بود.

276
00:26:11,041 --> 00:26:15,500
فقط افراد معمولی خودشان را
با دیگران از همان نوع مقایسه می کنند، نورا.

277
00:26:16,000 --> 00:26:20,875
و بگذار بهت بگم،
ما افراد معمولی نیستیم.

278
00:26:21,416 --> 00:26:25,500
ما پیام آوران
مرگ روی این زمین هستیم.

279
00:26:25,875 --> 00:26:28,125
این کاری نیست که افراد معمولی انجام می دهند.

280
00:26:28,625 --> 00:26:32,750
نورا، تشخیص عیب ها و
ضعف های خود یک هنر است،

281
00:26:33,375 --> 00:26:37,375
و این هنری است که
باید همه با آن آشنا باشند.

282
00:26:39,875 --> 00:26:42,125
سرورم، لطفا سریع بیایید.

283
00:26:42,250 --> 00:26:43,750
لطفا، به سمت
اتاق درمان بروید.

284
00:27:12,250 --> 00:27:14,291
نیازی نیست صحبت کنید؛

285
00:27:15,625 --> 00:27:19,750
فقط با انگشت
به سمت دشمن اشاره کنید.

286
00:27:21,916 --> 00:27:23,750
من به دنبال جنگ نیستم.

287
00:27:24,625 --> 00:27:28,750
اگر ممکن است، از شما می خواهم
چند چیز را به من قول دهید.

288
00:27:29,500 --> 00:27:30,416
امر کنید.

289
00:27:30,625 --> 00:27:31,791
بعد از اینکه من رفتم،

290
00:27:32,500 --> 00:27:38,666
جونگی هر کلمه ای را که خواهرش
می گوید به عنوان یک دستور اطاعت خواهد کرد.

291
00:27:39,916 --> 00:27:41,125
من دیگه وقت ندارم.

292
00:27:41,500 --> 00:27:43,291
من به قولت نیاز دارم.

293
00:27:44,000 --> 00:27:45,125
قول میدم.

294
00:27:46,041 --> 00:27:47,125
از امروز به بعد،

295
00:27:47,541 --> 00:27:52,250
هر کلمه ای که از دهان کاترو خارج بشه
برای من یک دستوره.

296
00:27:55,375 --> 00:27:59,416
جونگی نورا رو مثل پسر خودش می بینه،

297
00:27:59,875 --> 00:28:03,250
و همیشه ازش محافظت میکنه.

298
00:28:03,750 --> 00:28:06,750
هر شمشیری که علیه نورا بلند بشه

299
00:28:09,250 --> 00:28:11,000
اعلام جنگ محسوب میشه.

300
00:28:11,666 --> 00:28:16,125
یک قول مهم دیگه:

301
00:28:16,750 --> 00:28:19,500
حاکمیت ما در این سوی رودخانه باقی خواهد ماند،

302
00:28:20,500 --> 00:28:25,000
و نیروهای جونگی هرگز از آن عبور نخواهند کرد.

303
00:28:28,791 --> 00:28:31,500
برای دارا مناسب نیست که

304
00:28:33,416 --> 00:28:35,875
مرزهای حاکمیت ما را محدود کند.

305
00:28:37,041 --> 00:28:38,500
بهت گفتم...

306
00:28:39,125 --> 00:28:41,375
قول بده.

307
00:29:03,125 --> 00:29:07,125
از وقتی بابا هزورا سینگ
مسئولیت امور روستا را بر عهده گرفت،

308
00:29:07,166 --> 00:29:10,041
هیچ کس جرات نکرد
چشم طمع به آن داشته باشد،

309
00:29:10,375 --> 00:29:12,916
و آرامش به سرزمین بازگشت.

310
00:29:13,000 --> 00:29:15,000
روستا با شادی و سعادت
شکوفا شد.

311
00:29:22,250 --> 00:29:26,750
فرزندان من، داشتن برکت گورو گوبیند سینگ جی کار آسانی نیست.

312
00:29:28,625 --> 00:29:32,750
با قدم زدن در لبه شمشیر است که خالصه واقعی گورو شکل می گیرد.

313
00:29:33,750 --> 00:29:37,875
فرزندان من، ارتش خالصه متعلق به
خداوند ازلی است،

314
00:29:38,125 --> 00:29:42,125
و خالصه کسی است که مستقیماً با ظلم روبرو می شود.

315
00:29:42,666 --> 00:29:46,375
خالصه محافظ ضعیفان و درماندگان است.

316
00:29:46,666 --> 00:29:52,250
خالصه کسی است که اسب ها را هدایت می کند و به جامعه خدمت می کند.

317
00:29:53,875 --> 00:29:58,250
خالصه کسی است که بر لبه شمشیر می رقصد.

318
00:29:58,750 --> 00:30:01,500
خالصه نترس است،

319
00:30:01,666 --> 00:30:03,666
خالصه ابدی است،

320
00:30:03,750 --> 00:30:05,666
خالصه شکست ناپذیر است،

321
00:30:05,750 --> 00:30:09,416
خالصه فرزند پروردگار حقیقی است.

322
00:30:12,125 --> 00:30:13,750
فرزندانم، چه می فهمید؟

323
00:30:14,125 --> 00:30:16,541
بابا جی،
ما می فهمیم که خالصه کسی است

324
00:30:16,625 --> 00:30:19,500
که با دستان بسته در مقابل جماعت تعظیم می کند،

325
00:30:20,666 --> 00:30:23,500
و تیغه شمشیر را
در میدان جنگ می چرخاند.

326
00:30:24,500 --> 00:30:26,750
حق با شماست، زورا سینگ جی.

327
00:30:28,041 --> 00:30:30,541
سینگ ها سرهایشان را با متانت تزلزل ناپذیر از دست می دهند،

328
00:30:30,875 --> 00:30:33,291
این شمشیر است که در ستایش جنگجو خم می شود.

329
00:30:34,041 --> 00:30:36,500
مرگ برای همیشه آهنگی می خواند،

330
00:30:36,916 --> 00:30:39,250
برای این سردارهایی که سرهای خود را در طول زمان فدا کردند.

331
00:30:42,000 --> 00:30:44,916
بابا دیپ سینگ،
تو بی‌همتایی، تنها،

332
00:30:45,625 --> 00:30:48,041
بدنی که می‌جنگد اگرچه
سرش رفته باشد.

333
00:30:48,166 --> 00:30:51,375
هیچ تردیدی نیست، هیچ ترسی برای تحمل،

334
00:30:51,625 --> 00:30:53,916
سرهای زیادی را با
دقتی تزلزل‌ناپذیر جدا کردی.

335
00:30:54,250 --> 00:30:56,625
مرگ برای همیشه آوازی می‌خواند،

336
00:30:56,875 --> 00:30:59,375
برای این سردارهایی که
سرهایشان را در تمام مسیر قربانی کردند.

337
00:30:59,666 --> 00:31:02,000
بولے سو نیہال...

338
00:31:02,125 --> 00:31:05,625
ست شری اکال...!

339
00:31:19,291 --> 00:31:21,000
این مرد جوان بی‌رقیب است!

340
00:31:22,625 --> 00:31:25,375
هازورا سینگ، تو یک سلاح عالی
در اینجا ساخته‌ای.

341
00:31:27,666 --> 00:31:28,875
اکال سینگ با حکمت به دنیا آمد،

342
00:31:29,125 --> 00:31:32,791
ذهنی فراتر از سال‌هایش،
و شجاعتی که در فولاد شکل گرفته بود.

343
00:31:33,000 --> 00:31:37,416
در سنی که کودکان دیگر با اسباب‌بازی‌ها
بازی می‌کردند،

344
00:31:37,625 --> 00:31:40,125
این پسر شجاع، سلاح‌ها را
به عنوان همراهان واقعی خود انتخاب کرد.

345
00:31:40,166 --> 00:31:42,625
آیا کس دیگری هست که بخواهد
شمشیر خود را امتحان کند؟

346
00:31:42,750 --> 00:31:45,750
با اجازه شما،
آیا من می‌توانم، سردار جی؟

347
00:32:16,500 --> 00:32:17,750
چندی پیش،

348
00:32:18,250 --> 00:32:20,791
وقتی پدر و مادرش فوت کردند،

349
00:32:21,500 --> 00:32:23,416
من تعجب کردم که چه
بر سر این پسر جوان آمده است.

350
00:32:23,666 --> 00:32:27,041
وقتی سعی کردم او را به فرزندی قبول کنم، او پاسخ داد،

351
00:32:27,250 --> 00:32:31,250
"منو ببخش بابا جی،
من هم پسرت هستم."

352
00:32:31,291 --> 00:32:35,750
"اما چطور ممکنه فرزند دسمش پیتا،
گورو گوبیند سینگ جی، یتیم باشه؟"

353
00:32:35,875 --> 00:32:37,750
حتی در آن لحظه،
این فرزند خدا من را شگفت زده کرد.

354
00:32:46,166 --> 00:32:50,041
او گفت، "بابا جی، به من
هدیه دانش رزمی را عطا کن."

355
00:32:50,125 --> 00:32:53,166
وقتی دو قدم به او یاد می دادم،

356
00:32:56,166 --> 00:32:58,000
او چهار تا را یاد می گرفت
و یک حرکت جدید به من نشان می داد.

357
00:32:59,541 --> 00:33:03,250
در دستان او، حتی کوچکترین
سلاح هم تبدیل به نیرویی می شود که باید حسابش را کرد.

358
00:33:23,500 --> 00:33:25,041
مادر، این زیبا بود.

359
00:33:25,250 --> 00:33:27,000
می بینم، زورا سینگ جی،

360
00:33:27,250 --> 00:33:29,250
نمی دانستم
شما از مادرتان حمایت می کنید.

361
00:33:29,375 --> 00:33:31,791
زورا سینگ همیشه از مادرش
حمایت کرده‌است.

362
00:33:31,875 --> 00:33:33,500
تو هیچوقت متوجه نشدی.

363
00:34:03,500 --> 00:34:05,500
با کشتن دارا بخش،

364
00:34:05,666 --> 00:34:08,166
مردی که زندگی دخترم را
نابود کرد،

365
00:34:08,625 --> 00:34:12,625
او دانش رزمی‌ای را که
به او آموخته بودم، جبران کرد.

366
00:34:17,250 --> 00:34:18,125
پدر،

367
00:34:18,625 --> 00:34:19,125
زورا!

368
00:34:19,166 --> 00:34:22,791
می‌خواستم بپرسم آیا ما
با کسی دشمنی داریم؟

369
00:34:23,500 --> 00:34:27,375
پسر من، دشمنی شخصی با
اصول ما مغایرت دارد.

370
00:34:28,000 --> 00:34:29,125
اگر اینطور است

371
00:34:29,166 --> 00:34:32,125
پس چرا شمشیـر بازی رو به همه ی اهالی ده یاد میدی؟

372
00:34:33,541 --> 00:34:35,625
سوالاتش نشون دهنده ی خِردی فراتر از سنشه.

373
00:34:35,750 --> 00:34:37,000
جوابش رو بده.

374
00:34:37,875 --> 00:34:40,791
پسرم، یک خالصه همیشه باید آماده باشه

375
00:34:40,875 --> 00:34:43,125
تا اصول اعتقاداتش رو حفظ کنه.

376
00:34:43,250 --> 00:34:45,375
و اصل خالصه اینه:

377
00:34:45,916 --> 00:34:47,875
برای قلب های فروتن، غذا می آوریم؛

378
00:34:48,166 --> 00:34:50,250
برای روح های متکبر، شمشیرهایمان را نشان می دهیم.

379
00:34:51,791 --> 00:34:53,500
برای قلب های فروتن، غذا می آوریم؛

380
00:34:54,000 --> 00:34:55,625
برای روح های متکبر، شمشیرهایمان را نشان می دهیم.

381
00:35:02,250 --> 00:35:03,750
من از خداوند قادر متعال سپاسگزارم،

382
00:35:03,875 --> 00:35:06,500
زیرا من متعلق به جامعه پنجابی هستم.

383
00:35:10,250 --> 00:35:14,875
هر ذره از وجود ما،
جسم و روح، پنجابی است!

384
00:35:18,250 --> 00:35:22,791
این سرزمین فرزانگان،
قدیسان و جنگجویان است.

385
00:35:23,625 --> 00:35:28,000
واههگورو، یشوع، الله،
ام - همه برای یک پنجابی یکسان هستند!

386
00:35:28,041 --> 00:35:31,541
ما مادران را خدا می‌دانیم،

387
00:35:31,625 --> 00:35:35,291
عزیزم، مانند سایه‌های خنک روی چمن،

388
00:35:35,375 --> 00:35:40,625
دوست من، معشوق من،
سرنوشت ما توسط پروردگار رقم خورده است.

389
00:35:40,750 --> 00:35:45,416
در این سرزمینی که خدا
در هر دانه ساکن است،

390
00:35:46,041 --> 00:35:51,000
ما مردم آن سرزمین مقدس هستیم.

391
00:35:51,375 --> 00:35:56,666
در خنده‌های ما،
شادی پروردگار حقیقی پابرجاست،

392
00:35:56,750 --> 00:36:01,666
ما مردم آن سرزمین مقدس هستیم.

393
00:36:22,541 --> 00:36:27,500
جایی که مردم جانشان را
برای دوستان فدا می‌کنند،

394
00:36:28,000 --> 00:36:32,541
ما از چنین مکانی سخن می‌گوییم،
بسیار باشکوه.

395
00:36:33,375 --> 00:36:38,250
جایی که طلا و نقره در زمین می‌روید،

396
00:36:38,291 --> 00:36:43,416
ما از چنین مکانی سخن می‌گوییم، بسیار باشکوه.

397
00:36:43,500 --> 00:36:44,875
بیا و خودت ببین،

398
00:36:45,000 --> 00:36:46,250
خوب گوش کن، مثل یک افسون است،

399
00:36:46,250 --> 00:36:48,875
حتی بادها اینجا خیلی خوب آواز می‌خوانند.

400
00:36:49,000 --> 00:36:50,250
هر کسی که به اینجا می‌آید،

401
00:36:50,291 --> 00:36:51,625
هرگز برنمی‌گرده، این واضحه،

402
00:36:51,750 --> 00:36:55,375
زندگی اینجا زیباتر می‌شه.

403
00:36:55,541 --> 00:36:58,166
ما مادرها رو مثل خدا می‌دونیم،

404
00:36:58,250 --> 00:37:02,000
عزیزم، مثل سایه‌های خنک روی چمن،

405
00:37:02,041 --> 00:37:07,375
دوست من، معشوق من،
سرنوشت ما توسط خداوند نوشته شده.

406
00:37:07,416 --> 00:37:12,375
در این سرزمینی که خدا
در هر ذره‌اش ساکنه،

407
00:37:12,625 --> 00:37:17,375
ما مردم اون سرزمین مقدس هستیم.

408
00:37:22,625 --> 00:37:27,250
امیدوارم فصل عشق برای همیشه پایدار بمونه،

409
00:37:27,416 --> 00:37:32,625
مهم نیست چه زمانی، حالا یا همیشه.

410
00:37:33,250 --> 00:37:38,416
مردم باید یاد بگیرن که از ته دل
بخندن،

411
00:37:38,625 --> 00:37:43,375
حتی وقتی اشک از چشمانشان جاری می شود.

412
00:37:43,500 --> 00:37:44,750
هر وقت دهانت را باز می کنی،

413
00:37:44,875 --> 00:37:46,166
ما صدای شیرینی می شنویم،

414
00:37:46,250 --> 00:37:48,791
مانند آهنگ صدای رباب.

415
00:37:48,875 --> 00:37:50,125
زمان کجا می رود؟

416
00:37:50,166 --> 00:37:51,500
من واقعاً نمی دانم،

417
00:37:51,625 --> 00:37:54,500
این زیبایی درخشش پنجاب است!

418
00:37:54,541 --> 00:37:58,291
ما مادران را خدا می دانیم،

419
00:37:58,416 --> 00:38:01,875
عزیزم، مانند سایه های خنک روی خاک،

420
00:38:02,041 --> 00:38:07,375
دوست من، محبوب من،
سرنوشت ما توسط خداوند رقم خورده است.

421
00:38:07,416 --> 00:38:12,500
در این سرزمین که خدا در هر دانه ساکن است،

422
00:38:12,750 --> 00:38:18,250
ما مردم آن سرزمین مقدس هستیم.

423
00:38:22,375 --> 00:38:25,000
جیتو،
این لباس رنگ طاووسی برای تو است،

424
00:38:25,041 --> 00:38:26,791
و این دستار برای شوهرت در نظر گرفته شده است.

425
00:38:26,875 --> 00:38:28,000
نگران لباس های دیگر نباش؛

426
00:38:28,041 --> 00:38:29,125
من به آنها هم رسیدگی خواهم کرد.

427
00:38:29,250 --> 00:38:30,166
او نوه روستای ماست،

428
00:38:30,250 --> 00:38:31,375
بنابراین او مانند یک دختر برای ما است.

429
00:38:32,625 --> 00:38:33,625
ببین، سهاج،

430
00:38:34,375 --> 00:38:39,250
کاروان عروسی دخترم
از اینجا شروع خواهد شد، درست مثل من.

431
00:38:39,500 --> 00:38:42,166
اون موقع، پدرم اجازه نمی‌داد با کسی از اون طرف رودخونه ازدواج کنم،

432
00:38:42,375 --> 00:38:45,125
اما پدر جیتو، سردارا سینگ، رو
خیلی قبول داشت،

433
00:38:45,416 --> 00:38:49,875
برای همین آخرش مجبور شدم اون طرف رودخونه
ساکن بشم.

434
00:38:49,916 --> 00:38:52,625
وقتی جیتو
و چیچی وارد زندگی ما شدن،

435
00:38:52,750 --> 00:38:53,916
دنیای ما پر از شادی شد.

436
00:39:00,291 --> 00:39:03,000
چیچی حتی از زورا هم کوچیک‌تر بود
که دارا بخش،

437
00:39:04,375 --> 00:39:06,291
رهبر غارتگر،

438
00:39:06,791 --> 00:39:11,750
با ارتشش به روستای ما حمله کرد.

439
00:39:12,875 --> 00:39:18,500
پدر جیتو با همراهانش
شجاعانه جنگید.

440
00:39:20,125 --> 00:39:22,250
با توجه به وخامت اوضاع،

441
00:39:22,750 --> 00:39:25,875
تعدادی از مردان مورد احترام روستا
به زنان،

442
00:39:26,000 --> 00:39:28,250
کودکان و سالمندان
در عبور از رودخانه به سمت امنیت کمک کردند.

443
00:39:28,875 --> 00:39:33,750
هنگام عبور، پدر جیتو
درست جلوی چشمان شما به شهادت رسید،

444
00:39:34,750 --> 00:39:38,500
اما او اطمینان حاصل کرد که مهاجمان
هرگز به ما نرسند.

445
00:39:40,291 --> 00:39:41,875
بی بی، حالت خوبه؟

446
00:39:42,625 --> 00:39:43,750
چرا اینقدر ساکتی؟

447
00:39:45,000 --> 00:39:46,291
چرا اینقدر غمگین به نظر می رسی؟

448
00:39:46,625 --> 00:39:49,375
مسئولیت های
عروسی جیتو بر عهده ماست.

449
00:39:49,541 --> 00:39:51,375
لازم نیست نگران باشی، باشه؟

450
00:39:51,875 --> 00:39:53,750
با وجود شما در کنارمان،
هیچ نگرانی ندارم.

451
00:39:54,375 --> 00:39:58,250
تنها آرزوی من این است که چیچی
جای پای شما بگذارد.

452
00:39:58,416 --> 00:40:02,250
او نوه بابا هزورا سینگ
و پسر سردارا سینگ است.

453
00:40:02,625 --> 00:40:06,250
توله های شیر با غریزه شکار
به دنیا می آیند.

454
00:40:06,375 --> 00:40:10,875
جنگجویان قدم در جای پای
دیگران نمی گذارند; راه خود را می تراشند.

455
00:40:11,000 --> 00:40:12,375
صبر کن و ببین-به زودی،

456
00:40:12,500 --> 00:40:15,250
تمام این دهکده به چیچی
افتخار خواهد کرد

457
00:40:15,500 --> 00:40:20,000
همانطور که به پدرش، سردارا سینگ، افتخار می کنند.

458
00:40:37,250 --> 00:40:38,750
آفرین پسرم، شجاع.

459
00:40:39,291 --> 00:40:42,000
او حتی اجازه نمی دهد مگسی
او را غافلگیر کند.

460
00:40:43,250 --> 00:40:47,125
بابا جی، تفنگ پر و آماده است.

461
00:40:49,250 --> 00:40:53,125
چیچی، تفنگ را بیاور.

462
00:40:53,375 --> 00:40:55,791
امروز، تو شلیک خواهی کرد،
جنگجوی جوان.

463
00:40:56,416 --> 00:40:58,375
من معتقدم بابا درستش کرده.

464
00:40:58,875 --> 00:41:00,000
این بار، کار خواهد کرد.

465
00:41:00,750 --> 00:41:02,000
موفق نخواهد شد.

466
00:41:03,000 --> 00:41:06,166
چنان سینگ،
بابا وقتش را با آن فلز برنجی هدر می دهد.

467
00:41:07,041 --> 00:41:09,875
بابا جی، ثابت کن باچنا اشتباه می کند.

468
00:41:10,250 --> 00:41:12,125
او متقاعد شده که
امروز هم کار نخواهد کرد.

469
00:41:12,250 --> 00:41:13,416
هیس.

470
00:41:14,291 --> 00:41:15,416
کار خواهد کرد.

471
00:41:16,000 --> 00:41:17,416
حتماً کار خواهد کرد.

472
00:41:18,916 --> 00:41:22,166
بیا جوان، نام خدا را بگو،

473
00:41:24,250 --> 00:41:25,500
و ماشه را بکش.

474
00:41:55,541 --> 00:41:56,791
امروز هم کار نکرد.

475
00:41:57,166 --> 00:41:58,166
لعنت بهش.

476
00:41:58,250 --> 00:41:59,875
دیدی؟ بهت گفتم.

477
00:42:00,125 --> 00:42:02,500
تفنگ پیر شده،
بابا جی، درست مثل خودت.

478
00:42:02,875 --> 00:42:04,375
کار نمیکنه، بابا.

479
00:42:04,791 --> 00:42:10,875
باچنا، اسلحه برای خودش
روح و هدفی دارد.

480
00:42:11,250 --> 00:42:14,041
در مواقع نیاز، هرگز شکست نمی خورد.

481
00:42:14,791 --> 00:42:16,791
اگر شک داری، خودت امتحانش کن.

482
00:42:17,000 --> 00:42:18,750
این قدرت واقعی
سلاح را آشکار می‌کند.

483
00:42:18,875 --> 00:42:21,166
فکر کنم باید امتحانش کنیم.

484
00:42:21,500 --> 00:42:22,666
بزن بریم، چیچی.

485
00:42:27,291 --> 00:42:28,500
بنگ!

486
00:42:33,875 --> 00:42:37,375
البته، شما تمرین زیادی
در شلیک به مردم خودتان دارید.

487
00:42:37,625 --> 00:42:39,875
حتماً کاری کرده‌اند
که او را تحریک به این کار کرده‌اند.

488
00:42:40,791 --> 00:42:43,625
بابا، دیروز شلیک نکرد،
و فردا هم شلیک نخواهد کرد.

489
00:42:43,916 --> 00:42:46,000
حقیقت این است که اصلا شلیک نخواهد کرد.

490
00:42:46,250 --> 00:42:47,250
کار خواهد کرد.

491
00:42:47,375 --> 00:42:48,500
قطعا جواب خواهد داد،

492
00:42:48,791 --> 00:42:50,250
وقتی زمانش مناسب باشد.

493
00:42:50,750 --> 00:42:53,125
اگر امروز لحظه مناسب برای
تفنگ بود،

494
00:42:53,166 --> 00:42:55,416
باچنا، آن آخرین لحظه‌ات می‌بود.

495
00:42:56,125 --> 00:42:58,125
چه چیزی به تو چنین اطمینان
و تکبری می‌دهد؟

496
00:42:58,250 --> 00:42:59,916
آیا حمایت آکال سینگ است؟

497
00:43:00,291 --> 00:43:02,125
کسی که با همسر خودش تمرین می‌کند؟

498
00:43:02,250 --> 00:43:06,125
طوفان پیش رو او را خواهد شست،
مانند شاخه‌های مرده‌ای که رودخانه می‌برد.

499
00:43:06,166 --> 00:43:07,666
اما بدان که اوضاع دیگر
مثل سابق نیست.

500
00:43:07,750 --> 00:43:09,250
تعدادشان افزایش یافته،

501
00:43:09,291 --> 00:43:12,166
و هرکدومشون میتونن یک بز رو بخورن.

502
00:43:12,500 --> 00:43:14,250
چند نفر توی دهکده ما زندگی میکنن؟

503
00:43:14,291 --> 00:43:15,250
حدود ۱۵۰۰ نفر؟

504
00:43:15,416 --> 00:43:16,625
و چند نفر جنگجوی واقعی هستن، بهم بگو؟

505
00:43:17,791 --> 00:43:21,375
اگه فکر میکنی این احمق ها جنگجو هستن،
سخت در اشتباهی.

506
00:43:26,750 --> 00:43:28,125
پس، باچان سینگ،

507
00:43:28,791 --> 00:43:32,291
آیا اون شب تاریک و
سرد در چمکور رو فراموش کردی

508
00:43:33,541 --> 00:43:37,875
وقتی هر جنگجوی خالسا
در مقابل صدها هزار نفر ایستاد؟

509
00:43:39,166 --> 00:43:41,125
ما حتی در مقابل میلیون ها نفرشون هم
پلک نزدیم.

510
00:43:42,125 --> 00:43:45,125
پس، این مشت راهزن
حتی ارزش شمردن رو هم توی چشم ما ندارن.

511
00:43:45,166 --> 00:43:46,500
بابا، تو توی خیال زندگی می‌کنی.

512
00:43:47,250 --> 00:43:51,750
وقتی دشمن با آرایش‌های زرهی پیشروی می‌کنه،

513
00:43:51,875 --> 00:43:54,541
این تسمه‌های فلزی که تو درست می‌کنی، شانسی ندارن.

514
00:43:55,666 --> 00:43:56,625
چطور جرات می‌کنی!

515
00:44:03,875 --> 00:44:06,625
برای به کار بردنشون به بازوهای قوی نیاز داری،

516
00:44:07,166 --> 00:44:09,166
با پاهای آتشین که بتونن وزن رو تحمل کنن.

517
00:44:12,166 --> 00:44:13,875
جنگیدن رو فراموش کن؛

518
00:44:14,250 --> 00:44:16,625
بابا، با اون پای چوبی‌ت، حتی نمی‌تونی فرار کنی.

519
00:44:18,041 --> 00:44:20,291
و بالرام و بشیر...

520
00:44:20,375 --> 00:44:21,625
اونا دیگه کین؟

521
00:44:21,750 --> 00:44:23,291
آن‌ها هیچ ارتباطی با این موضوع ندارند.

522
00:44:23,625 --> 00:44:26,541
آن‌ها با ما مشکل دارند،
منظورم سیک‌هاست.

523
00:44:26,625 --> 00:44:30,166
و این هندوها و مسلمان‌ها
بی‌دلیل هیجان‌زده می‌شوند.

524
00:44:30,791 --> 00:44:31,750
بچنا!

525
00:44:31,791 --> 00:44:33,041
نه.

526
00:44:42,041 --> 00:44:43,250
باچان سینگ،

527
00:44:45,375 --> 00:44:49,875
تو از هندوها، مسلمان‌ها،
و سیک‌ها حرف می‌زنی، اما این را بدان -

528
00:44:50,166 --> 00:44:53,375
مبارزه ما علیه
هیچ دین یا طبقه‌ای نیست.

529
00:44:54,500 --> 00:44:57,166
این مبارزه برای حقیقت است،
علیه اشتباه.

530
00:44:58,625 --> 00:45:01,541
این مبارزه برای انسانیت است،
علیه ظلم.

531
00:45:01,916 --> 00:45:08,500
افراد ضعیف و گمراهی مثل تو نمی‌توانند
مسیر متحد ما را بشکنند.

532
00:45:11,166 --> 00:45:13,166
و در مورد پاهایم...

533
00:45:21,250 --> 00:45:23,000
پاها برای دویدن نیستند،

534
00:45:24,250 --> 00:45:25,625
آنها برای محکم ایستادن هستند.

535
00:45:27,250 --> 00:45:32,750
پاها فقط اسماً برای همه‌ی ما وجود دارند،

536
00:45:33,041 --> 00:45:39,291
عزت نفسمان باعث می‌شود قد علم کنیم.

537
00:45:39,375 --> 00:45:43,125
ما وارثان خونی بسیار وحشتناک و مهیب هستیم،

538
00:45:43,625 --> 00:45:50,250
ما به مبارزه ادامه می‌دهیم، حتی بعد از دست دادن سرمان.

539
00:45:52,250 --> 00:45:54,416
تفنگ خفه شد،

540
00:45:55,000 --> 00:45:57,041
پس شروع کردی به بازی کردن
با باروت، ها؟

541
00:45:59,416 --> 00:46:04,291
اسب و زبان فقط زمانی رام می شوند
که افسارشان محکم نگه داشته شود.

542
00:46:08,791 --> 00:46:13,375
وقتی تفنگ درست شلیک شود،
به هدفش ضربه می زند،

543
00:46:15,000 --> 00:46:18,000
اما وقتی بد شلیک شود،
آشوب به پا می کند.

544
00:46:25,166 --> 00:46:28,125
بابا جی، نیازی نبود
که شما اینجا نگهبانی بدهید.

545
00:46:28,666 --> 00:46:29,750
ما از قبل آنجا بودیم.

546
00:46:29,875 --> 00:46:31,041
شما باید امروز استراحت می کردید.

547
00:46:31,625 --> 00:46:38,250
آکال سینگ، کسانی که فقط روی
اسب استراحت می کنند، در تختخواب نمی خوابند.

548
00:46:38,916 --> 00:46:40,375
حق با شماست، بابا جی.

549
00:46:43,375 --> 00:46:44,500
خودتان را معرفی کنید.

550
00:46:46,041 --> 00:46:47,875
من هستم، چانان سینگ، آکال سینگ.

551
00:46:48,000 --> 00:46:49,250
چانان سینگ جی،

552
00:46:49,541 --> 00:46:52,791
نیمه شب کجا سرگردانی،
باعث نگرانی رفقایت شده‌ای؟

553
00:46:53,000 --> 00:46:54,375
هیچ جا، آکال سینگ،

554
00:46:54,875 --> 00:46:57,625
ما برای آوردن عسل آمدیم
چون آشپزها کم آورده بودند.

555
00:46:57,916 --> 00:47:01,000
آنها داشتند شیرینی آماده می‌کردند
برای عروسی جیتو.

556
00:47:01,375 --> 00:47:04,750
و بله، ما دسته‌ای
از غارتگران را آن طرف رودخانه دیدیم.

557
00:47:04,916 --> 00:47:07,625
وقتی رد می‌شدیم، آنها آخرین روستا
را ویران کرده بودند.

558
00:47:07,791 --> 00:47:08,750
جونگی جهانا؟

559
00:47:08,791 --> 00:47:10,166
بله، جونگی جهانا.

560
00:47:10,291 --> 00:47:13,250
شنیده‌ام که آنها ادعا کرده‌اند
هر روستایی را آن طرف رودخانه.

561
00:47:13,625 --> 00:47:16,500
و این امکان وجود دارد که آن‌ها
اکنون در فکر عبور از رودخانه باشند.

562
00:47:16,625 --> 00:47:17,875
مشکلی نیست،

563
00:47:18,416 --> 00:47:20,875
زیرا نه تیردان‌های ما خالی است،

564
00:47:21,000 --> 00:47:23,875
و نه کمان‌های ما خمیده‌اند،

565
00:47:24,125 --> 00:47:27,541
و نه لبه شمشیرهایمان زنگ زده است.

566
00:47:27,791 --> 00:47:29,750
ما مردمی صلح‌دوست هستیم،

567
00:47:30,000 --> 00:47:32,625
اما وقتی ظلم غیرقابل تحمل می‌شود،

568
00:47:32,916 --> 00:47:35,416
فرمان گورو گوبیند سینگ جی توانا
واضح است:

569
00:47:36,000 --> 00:47:39,125
"چو کار از همه حیلت درگذشت،

570
00:47:39,750 --> 00:47:43,500
حلال است بردن به شمشیر دست."

571
00:47:49,250 --> 00:47:50,750
نظرت چیه، بیلوریا،

572
00:47:53,125 --> 00:47:57,875
اون طرف رودخونه چه خبره؟

573
00:47:59,041 --> 00:48:03,541
اون طرف رودخونه هم آدمایی مثل ما هستن -
با دو تا دست، دو تا پا.

574
00:48:04,291 --> 00:48:09,250
ببین، بابا جی، بعضی‌ها دنبال جنگن،
بعضی‌ها دنبال صلح.

575
00:48:10,750 --> 00:48:12,750
مطمئناً بالای سر اون‌ها هم...

576
00:48:12,791 --> 00:48:14,916
همون آسمون کشیده شده.

577
00:48:18,500 --> 00:48:19,750
نظرت چیه،

578
00:48:21,041 --> 00:48:22,750
اونا از ما می‌ترسن؟

579
00:48:23,041 --> 00:48:28,250
توی صفوف خالصه،
ترس ممنوعه.

580
00:48:30,250 --> 00:48:33,500
اگه اونایی که اون طرف
رودخونه هستن جرات کنن ما رو به چالش بکشن،

581
00:48:34,000 --> 00:48:36,166
خالساها هر توهم و تردیدی را در قلب هایشان نابود خواهند کرد.

582
00:48:36,250 --> 00:48:42,291
قلب من نیز مشتاق است قدرت خالسا را آزمایش کند.

583
00:48:45,375 --> 00:48:47,125
سرورم، کسی آن طرف رودخانه ایستاده است.

584
00:48:47,375 --> 00:48:48,500
جونگی جهانا.

585
00:48:59,291 --> 00:49:00,250
عزیزم؟

586
00:49:00,416 --> 00:49:02,125
چرا به آن نیاز داری، آکال سینگ؟

587
00:49:02,416 --> 00:49:05,750
به آن نیاز دارم تا تیر را سنگین کنم،
تا آن را به آن طرف رودخانه بفرستم.

588
00:49:27,500 --> 00:49:30,166
واقعاً شگفت انگیز است که
تیر از رودخانه عبور کرد.

589
00:49:30,625 --> 00:49:32,541
اما خوشبختانه، پشت سر ماند.

590
00:49:39,875 --> 00:49:41,250
تیر پشت سر نماند؛

591
00:49:41,791 --> 00:49:42,916
عقب نگه داشته شده بود.

592
00:49:43,041 --> 00:49:45,000
این حمله یک چالش نیست،
بلکه یک هشدار است -

593
00:49:45,041 --> 00:49:47,041
که در سمت خودمان از رودخانه بمانیم.

594
00:49:48,916 --> 00:49:52,875
خالصه محدودیت های ما را نشان داده است.

595
00:49:53,541 --> 00:49:55,750
تیری که آنها فرستادند شیرین است.

596
00:49:57,750 --> 00:49:59,625
آن را در عسل پوشانده اند تا وزن آن بیشتر شود.

597
00:50:01,291 --> 00:50:02,916
آنها نمی فهمند که

598
00:50:05,416 --> 00:50:07,375
من از تیری که در عسل پوشانده شده
قدردانی نمی کنم،

599
00:50:08,750 --> 00:50:11,166
بلکه از تیری که در خون پوشانده شده قدردانی می کنم.

600
00:50:12,375 --> 00:50:15,916
من سبک دشمن را دوست دارم.

601
00:50:16,375 --> 00:50:18,541
نمیتونم خلافِ قولم عمل کنم،

602
00:50:20,916 --> 00:50:26,500
وگرنه رودخونه با یه نگاه من دو نیم میشد.

603
00:51:31,916 --> 00:51:34,500
جونگی جاهانای من برگشته،

604
00:51:36,000 --> 00:51:38,500
آخرین دهکده کنار رودخونه رو فتح کرده!

605
00:51:47,916 --> 00:51:49,875
داشتن قدرت یه فضیلته،

606
00:51:50,250 --> 00:51:53,000
و استفاده ازش هیچ خجالتی نداره.

607
00:51:53,166 --> 00:51:54,125
فوق العاده ست.

608
00:51:54,166 --> 00:51:55,250
خوب گفتی.

609
00:51:56,125 --> 00:51:58,125
اما امروز،
دنیا با شمشیر اداره میشه.

610
00:51:58,500 --> 00:52:01,875
و وقتی قدرت
و تیغه به دنیا شکل میدن،

611
00:52:02,000 --> 00:52:05,875
صحبت از محدودیت‌ها چیزی نیست
جز بهانه‌ای برای ضعیفان.

612
00:52:06,375 --> 00:52:08,541
این فرمان دارا بخش بود -

613
00:52:09,166 --> 00:52:13,250
اسب‌های جنگی جهانا باید
فقط در این طرف رودخانه چرا کنند.

614
00:52:13,875 --> 00:52:15,125
این کاترو نیست،

615
00:52:15,416 --> 00:52:19,000
این ترس از سیک‌ها است که سخن می‌گوید،
و در زبان قبیله ما طنین می‌اندازد.

616
00:52:19,250 --> 00:52:23,500
ترسی که از استراتژی فریبکارانه
یک زن ضعیف زاده شده است.

617
00:52:23,750 --> 00:52:25,041
مراقب باش، دینا،

618
00:52:25,500 --> 00:52:27,166
تو خوب می‌دانی که

619
00:52:27,875 --> 00:52:33,000
پیروزی‌ها و شکست‌های ما
همیشه فقط بخشی از نبرد بوده‌اند.

620
00:52:33,125 --> 00:52:34,291
ممکن بود اینطور بوده باشد.

621
00:52:35,166 --> 00:52:37,125
سال‌ها گذشته،

622
00:52:37,541 --> 00:52:39,541
اما زخمی که سیک‌ها به من دادند
هنوز روی صورتم مانده،

623
00:52:39,625 --> 00:52:41,250
به تازگیِ روزی که ایجاد شد.

624
00:52:45,125 --> 00:52:48,250
خوب نگاه کن، جونگی،
به بینی از شکل افتاده‌ام.

625
00:52:48,375 --> 00:52:51,791
در تمام این سال‌ها،
من حتی یک بار هم تصویر خودم را ندیده‌ام،

626
00:52:52,041 --> 00:52:57,791
با این امید که یک روز،
انتقام شمشیری که باعثش شد را خواهم گرفت.

627
00:52:58,541 --> 00:53:03,125
دینا، من موافقم... حق با تو است.

628
00:53:03,625 --> 00:53:07,250
اما من به برادر مرحوم تو قول دادم.

629
00:53:14,625 --> 00:53:18,250
فقط آرزو می‌کردم که تو انتقام
برادرم را می‌گرفتی،

630
00:53:18,500 --> 00:53:20,291
به جای اینکه به او قول بدهی.

631
00:53:20,500 --> 00:53:24,916
کسی که در شمشیربازی در پنج رودخانه بی‌همتاست -

632
00:53:25,000 --> 00:53:27,250
جونگی جاهانا، دایی مادریم!

633
00:53:30,375 --> 00:53:32,500
دایی مادریم برای من چی آورده؟

634
00:53:35,041 --> 00:53:36,125
این چیه؟

635
00:53:36,250 --> 00:53:38,375
اینها تنها اسباب‌بازی‌هایی هستند که مردان با آن‌ها بازی می‌کنند، نورا.

636
00:53:39,875 --> 00:53:41,916
و یک مرد با این اسباب‌بازی چه می‌کند؟

637
00:53:42,291 --> 00:53:43,416
شکار پرندگان؟

638
00:53:43,625 --> 00:53:45,916
شما در حال حاضر هر دهکده در این طرف رودخانه را تسخیر کرده‌اید،

639
00:53:46,541 --> 00:53:48,125
اما ما نمی‌توانیم به طرف دیگر برویم.

640
00:53:50,000 --> 00:53:51,250
یا می‌توانیم؟

641
00:53:57,875 --> 00:53:59,791
چه کسی چی میگه،

642
00:54:00,500 --> 00:54:02,750
از کجا میاد و چرا،

643
00:54:03,625 --> 00:54:05,375
جونگی همه چیز رو میدونه.

644
00:54:10,916 --> 00:54:15,041
طمع نگهبان باعث میشه
وظیفه‌اش رو فراموش کنه.

645
00:54:16,625 --> 00:54:20,500
خون یک خائن باعث میشه
وفاداری‌اش رو فراموش کنه،

646
00:54:23,416 --> 00:54:27,916
و خشم جونگی باعث میشه
روابطش رو فراموش کنه.

647
00:54:45,375 --> 00:54:48,875
بعضی وقتا، حس میکنم
تو دقیقا مثل منی، نورا.

648
00:54:49,791 --> 00:54:52,916
تمام زندگیم رو صرف خدمت به
این تخت کردم،

649
00:54:54,125 --> 00:54:56,791
اما وقتی که وقتش رسید،
جونگی روی اون نشست.

650
00:54:57,166 --> 00:54:59,375
بعد فکر کردم، اگه من نه،

651
00:54:59,666 --> 00:55:02,041
یک روز برادرزاده‌ام روی آن خواهد نشست.

652
00:55:03,166 --> 00:55:04,375
اما افسوس،

653
00:55:04,875 --> 00:55:08,291
سرنوشت تو مانند یک سگ خانگی است،

654
00:55:08,625 --> 00:55:14,250
که اگرچه بخشی از خانواده است،
چیزی بیشتر از یک سگ نیست.

655
00:55:14,666 --> 00:55:16,166
داری من را عصبانی می‌کنی،

656
00:55:16,375 --> 00:55:20,125
و کسانی که به
لطف خدا اعتقاد دارند دعا می‌کنند که

657
00:55:20,375 --> 00:55:21,916
نورا عصبانی نشود.

658
00:55:23,541 --> 00:55:26,250
تو باید عصبانی باشی، نورا.

659
00:55:26,750 --> 00:55:30,041
زیرا با اینکه تو
وارث بر حق این تخت هستی،

660
00:55:30,125 --> 00:55:33,125
هنوز هم برای زیبایی
آن طرف رودخانه دلتنگ هستی.

661
00:55:33,750 --> 00:55:35,250
تاریخ گواه است -

662
00:55:36,875 --> 00:55:38,625
تاج و تخت از روی خیرات بدست نمی آید،

663
00:55:39,375 --> 00:55:41,791
بلکه با گردن زدن پادشاه بدست می آید.

664
00:55:43,125 --> 00:55:44,541
بفرمایید عمو.

665
00:55:45,416 --> 00:55:47,000
سم اسب نورا

666
00:55:47,750 --> 00:55:50,541
اولین نشانه
جنگ در آن سوی رودخانه خواهد بود.

667
00:55:51,166 --> 00:55:53,250
آفرین بر شما، ای دلیران.

668
00:55:53,625 --> 00:55:55,416
در جنگل، فقط یک شیر وجود دارد،

669
00:55:55,500 --> 00:55:57,375
و همه او را به عنوان پادشاه
جنگل می شناسند.

670
00:55:57,500 --> 00:56:01,250
شما همه شیرانی هستید که
توسط گورو گوبیند سینگ جی مورد لطف قرار گرفته اید.

671
00:56:01,500 --> 00:56:03,791
در دهکده‌ای که این همه شیر در آن پرسه می‌زند،

672
00:56:04,041 --> 00:56:06,166
چه کسی جرأت به چالش کشیدن آن‌ها را دارد؟

673
00:56:06,250 --> 00:56:08,500
شما از به چالش نکشیدن ما توسط آن‌ها سخن می‌گویید،

674
00:56:08,666 --> 00:56:10,625
در حالی که دشمن
از قبل آماده حمله است؟

675
00:56:10,875 --> 00:56:12,416
فکر می‌کنی اگر ساکت بمانی،

676
00:56:12,500 --> 00:56:13,750
ما نخواهیم فهمید که

677
00:56:14,125 --> 00:56:16,750
ارتش جونگی جهانا
از قبل به کرانه‌های رودخانه رسیده است؟

678
00:56:16,875 --> 00:56:18,041
نگران نباش،

679
00:56:19,375 --> 00:56:24,875
نیروهای ما آماده ایستادگی
در برابر ظلم استبداد هستند.

680
00:56:25,041 --> 00:56:28,791
من نمی‌فهمم
چرا همه را گمراه می‌کنی.

681
00:56:28,875 --> 00:56:30,375
روزی که تصمیم بگیرند،

682
00:56:30,500 --> 00:56:31,500
آنها خواهند آمد،

683
00:56:31,541 --> 00:56:34,291
و در حضور شما،
همه چیز را نابود خواهند کرد!

684
00:56:34,625 --> 00:56:36,250
حرف شما دروغ است!

685
00:56:36,666 --> 00:56:37,750
آیا می دانید چه کسی خواهد آمد؟

686
00:56:37,791 --> 00:56:38,541
می دانید؟

687
00:56:38,750 --> 00:56:40,541
جونگی جهانا.

688
00:56:40,625 --> 00:56:41,791
بله، جونگی جهانا!

689
00:56:41,875 --> 00:56:43,625
رهبر غارتگران!

690
00:56:45,625 --> 00:56:48,625
سردار آکال سینگ می داند
که وقتی زمانش برسد،

691
00:56:48,791 --> 00:56:51,875
زنان و کودکان
ابتدا به مکان امن فرستاده خواهند شد.

692
00:56:52,291 --> 00:56:53,291
چه کسی با مرگ روبرو می شود؟

693
00:56:53,375 --> 00:56:55,875
ما! تو، و افرادی مثل من.

694
00:56:56,000 --> 00:56:57,125
بچنا!

695
00:56:57,875 --> 00:57:00,166
آکال سینگ، متوقف شو.

696
00:57:02,000 --> 00:57:07,375
اگر بچنا راه حل خوبی دارد،
بگذارید آن را بشنویم.

697
00:57:08,250 --> 00:57:12,500
روستاهای آن طرف
رودخانه رونق دارند زیرا هر سال،

698
00:57:12,666 --> 00:57:17,041
غلات، 20-25 گوسفند،
و سایر ضروریات را به جونگی جهانا می دهند،

699
00:57:17,125 --> 00:57:19,541
و بقای خود را تضمین می کنند.

700
00:57:19,875 --> 00:57:21,250
پس، مشکلش چیست؟

701
00:57:21,916 --> 00:57:26,750
باچان سینگ، آن‌ها فقط گوسفند و بز نمی‌گیرند،

702
00:57:27,125 --> 00:57:30,625
آن‌ها زنان ما را می‌گیرند و به بردگی می‌کشند.

703
00:57:30,875 --> 00:57:32,375
بابا، چه موافق باشید چه نباشید،

704
00:57:32,625 --> 00:57:36,125
اگر دادن کمی بتواند ما را از جنگ نجات دهد،

705
00:57:36,250 --> 00:57:37,375
چه ضرری در آن وجود دارد؟

706
00:57:37,416 --> 00:57:40,416
باچنا، آنچه تو پیشنهاد می‌کنی چیزی نیست

707
00:57:40,750 --> 00:57:43,500
جز بردگی پیچیده شده
در یک پوشش شیرین.

708
00:57:43,875 --> 00:57:50,916
همان بردگی‌ای که گورو
هنگام غسل تعمید ما به عنوان سیک، علیه آن جنگید.

709
00:57:51,000 --> 00:57:52,291
آن زمان متفاوتی بود،
دوران متفاوتی.

710
00:57:52,375 --> 00:57:54,750
فقط ترسوها از زمان به عنوان بهانه استفاده می‌کنند.

711
00:57:55,375 --> 00:57:58,000
برده‌داری، برده‌داری است در هر دوره‌ای، باچنا.

712
00:57:58,291 --> 00:58:01,000
اجداد ما هرگز از نبرد رویگردان نبودند.

713
00:58:01,125 --> 00:58:03,375
شمشیرهایشان را در خون شستند،

714
00:58:03,416 --> 00:58:06,250
قربانی دادند،
و حکومت خودشان را رقم زدند.

715
00:58:06,291 --> 00:58:07,625
ما چطور حکومتمان را رقم زدیم؟

716
00:58:07,750 --> 00:58:09,291
با کشتن پدرم؟

717
00:58:09,750 --> 00:58:12,625
اگر آن روز به حرف پدرم گوش می‌دادیم
و عقب می‌نشستیم،

718
00:58:12,666 --> 00:58:14,250
برای بهبودی کل دهکده
می‌بود.

719
00:58:14,375 --> 00:58:15,125
اما شما نکردید.

720
00:58:15,166 --> 00:58:20,125
برای تثبیت سلطه‌تان،
عمو و پدرم را قربانی کردید،

721
00:58:20,166 --> 00:58:21,541
و حالا می‌خواهی ما را قربانی کنی.

722
00:58:21,625 --> 00:58:23,000
نمی‌گذارم این اتفاق بیفتد.

723
00:58:25,166 --> 00:58:26,541
آکال سینگ...

724
00:58:28,125 --> 00:58:29,125
نه.

725
00:58:38,750 --> 00:58:40,541
پدر، این خون کیست؟

726
00:58:40,916 --> 00:58:44,541
زورا، این خون تکبر است.

727
00:58:45,416 --> 00:58:46,625
خون تکبر؟

728
00:58:48,041 --> 00:58:50,541
پدر، آیا تکبر یک انسان است یا یک حیوان؟

729
00:58:50,916 --> 00:58:52,750
پسرم، این کاری است که تکبر می‌کند.

730
00:58:52,875 --> 00:58:55,500
یک مرد را تبدیل به یک حیوان می‌کند.

731
00:58:58,375 --> 00:59:02,375
پدر، چطور می‌توانم مطمئن شوم
که این در من ریشه ندواند؟

732
00:59:02,666 --> 00:59:03,500
زورا، پسرم،

733
00:59:03,916 --> 00:59:08,250
به همین دلیل است که همیشه گفته‌ام ضروری است
با فیض واههگورو ارتباط برقرار کرد.

734
00:59:08,375 --> 00:59:13,041
تکبر فقط در کسانی به وجود می‌آید که
از نام واههگورو جدا هستند.

735
00:59:13,291 --> 00:59:16,750
قلبت را از حقیقت
و نام پروردگار حقیقی پر کن،

736
00:59:16,791 --> 00:59:18,875
تا دیگر جایی برای تکبر باقی نماند.

737
00:59:22,125 --> 00:59:23,250
واههگورو، واههگورو،

738
00:59:23,666 --> 00:59:25,625
از امروز به بعد،
حتی یک روز را هم از دست نخواهم داد.

739
00:59:25,875 --> 00:59:27,291
از این به بعد،
هر روز دعاها را زمزمه خواهم کرد.

740
00:59:28,416 --> 00:59:30,791
لطفا مرا ببخش،
پروردگارا، و مرا به عنوان فرزند خود بپذیر.

741
00:59:31,625 --> 00:59:32,500
واههگورو، واههگورو.

742
00:59:32,625 --> 00:59:37,791
واههگورو،

743
00:59:38,291 --> 00:59:43,916
نام خدا راستین و جاودانه است.

744
00:59:44,500 --> 00:59:49,500
واههگورو،

745
00:59:49,875 --> 00:59:56,125
نام خدا راستین و جاودانه است.

746
01:00:00,500 --> 01:00:06,166
من کیستم که لایق این باشم،
این همه لطف توست، ای پروردگارم،

747
01:00:06,250 --> 01:00:11,625
تو پادشاهی هستی که تاج بر سر پادشاهان می‌گذاری،
ای پروردگارم.

748
01:00:11,750 --> 01:00:14,000
واههگورو،

749
01:00:14,125 --> 01:00:16,500
نام خدا راستین و جاودانه است.

750
01:00:16,541 --> 01:00:18,916
واههگورو،

751
01:00:19,666 --> 01:00:22,666
نام خدا راستین و جاویدان است.

752
01:00:22,875 --> 01:00:28,625
خداوند راستین، شرف را در ژرفای
قلب و روحم شعله‌ور ساخت،

753
01:00:28,750 --> 01:00:33,916
واههگوروی من بزرگ است، او گنجشک‌ها را
چون عقاب‌های شجاع و جسور ساخت.

754
01:00:34,000 --> 01:00:39,541
ای محبوب من،

755
01:00:40,500 --> 01:00:43,250
پرچم زعفرانی به اهتزاز درمی‌آید،

756
01:00:43,375 --> 01:00:46,041
ما قوم تو هستیم،

757
01:00:46,125 --> 01:00:51,250
سپاسگزار صدقه‌ای که عطا می‌کنی،

758
01:00:51,791 --> 01:00:54,291
تو ما را از شجاعت پر می‌کنی،

759
01:00:54,375 --> 01:00:57,125
و شرفی که سرریز می‌شود،

760
01:00:57,250 --> 01:01:02,375
در زندگی‌های محقری که داریم.

761
01:01:02,500 --> 01:01:08,000
من کی هستم که لایق این باشم،
این همه لطف شماست، ای پروردگار من،

762
01:01:08,125 --> 01:01:13,375
تو پادشاهی هستی که پادشاهان را تاجگذاری می‌کنی،
ای پروردگار من.

763
01:01:13,500 --> 01:01:17,916
ای خدای مهربان...

764
01:01:19,000 --> 01:01:22,500
ای خدای مهربان...

765
01:01:22,541 --> 01:01:24,416
واههگورو،

766
01:01:24,500 --> 01:01:26,916
نام خدا راستین و جاودانه است.

767
01:01:27,000 --> 01:01:29,875
واههگورو،

768
01:01:30,000 --> 01:01:33,125
نام خدا راستین و جاودانه است.

769
01:01:33,416 --> 01:01:35,500
واهِگورو،

770
01:01:35,750 --> 01:01:38,875
نام خداوند راستین و جاودانه است.

771
01:01:39,000 --> 01:01:41,125
واهِگورو،

772
01:01:41,250 --> 01:01:44,666
نام خداوند راستین و جاودانه است.

773
01:01:51,375 --> 01:01:53,041
عمو دِینا واقعاً زیاده‌روی می‌کنه.

774
01:01:53,500 --> 01:01:55,875
اون گفت زیبایی زیادی
اون طرف رودخونه هست.

775
01:01:56,041 --> 01:01:57,666
این زیبایی کجاست؟

776
01:01:58,375 --> 01:02:00,166
فکر می‌کنم وقتشه برگردیم.

777
01:02:00,750 --> 01:02:02,375
اگه دایی جونگی بفهمه
ما اینجا هستیم،

778
01:02:03,000 --> 01:02:03,916
به دردسر بزرگی می‌افتیم.

779
01:02:04,166 --> 01:02:05,250
پناهگاه را پایین بیاورید.

780
01:02:06,500 --> 01:02:08,791
بجنبید، همه. آتش را خاموش کنید.

781
01:02:29,875 --> 01:02:33,041
عمو دینا واقعاً داناست!

782
01:02:33,666 --> 01:02:35,166
حق با او بود؛

783
01:02:36,250 --> 01:02:38,625
زیبایی بسیاری
در آن سوی رودخانه وجود دارد.

784
01:02:39,291 --> 01:02:41,500
مثل یک برداشت محصول است،
رسیده و آماده درو شدن.

785
01:02:44,875 --> 01:02:45,625
سلام.

786
01:02:45,666 --> 01:02:46,500
این‌ها را بگیرید.

787
01:02:46,541 --> 01:02:47,541
مختار سینگ جی...

788
01:02:47,791 --> 01:02:50,291
بی‌بی، جیتو را از قبل فرستاده‌ای؟

789
01:02:50,625 --> 01:02:52,125
پسر، سفر درازی در پیش داشتند.

790
01:02:52,166 --> 01:02:53,875
و یک جنگل در راه است.

791
01:02:54,041 --> 01:02:56,500
آنها اصرار داشتند زودتر بروند.

792
01:02:56,875 --> 01:02:58,750
من رفتم تا مهاراج را همراهی کنم.

793
01:02:59,750 --> 01:03:01,250
فرصت نشد او را ببینم.

794
01:03:01,375 --> 01:03:02,500
چه کسی با او رفت؟

795
01:03:02,541 --> 01:03:04,250
چیچی و بچنا.

796
01:03:04,750 --> 01:03:05,500
آنها با او رفتند.

797
01:03:05,625 --> 01:03:06,500
روی کار خودت تمرکز کن.

798
01:03:06,625 --> 01:03:07,791
- این خیلی زیاده.
- چیچی و بچنا؟

799
01:03:21,500 --> 01:03:24,625
قسم می‌خورم به سرور گم‌شده‌ی
مومنین،

800
01:03:25,375 --> 01:03:27,166
لذت باز کردن دروازه‌های قلعه
با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست،

801
01:03:27,250 --> 01:03:29,250
چرا که جنگیدید و آن را تصاحب کردید.

802
01:03:33,750 --> 01:03:39,000
برو نورا، این عروس حق توست.

803
01:04:01,500 --> 01:04:04,875
برو جوان، از جوانی‌ات لذت ببر.

804
01:04:05,416 --> 01:04:07,625
برو به داستان هیر
در مجلس تلاوت گوش کن.

805
01:04:07,875 --> 01:04:10,166
تو هنوز خیلی جوانی
برای مواجهه با پایانت.

806
01:04:44,666 --> 01:04:45,750
باورنکردنیه.

807
01:04:46,041 --> 01:04:47,416
حتما متوجه نشدی

808
01:04:48,041 --> 01:04:50,875
اما نورا از دیدن
روحیه‌ات خیلی شگفت‌زده شد، عزیزم.

809
01:04:57,125 --> 01:04:58,625
بیا، یه فرصت دیگه بهت میدم...

810
01:04:59,125 --> 01:05:00,625
برو، تا وقتی که میتونی فرار کن.

811
01:05:56,875 --> 01:06:00,875
هیچکس یادش نمیاد جنگ چطوری برده میشه،

812
01:06:01,375 --> 01:06:04,791
اما همه یادشونه کی برد.

813
01:06:04,875 --> 01:06:06,000
چیچی!

814
01:06:06,750 --> 01:06:08,000
هنوز داری چیچی رو صدا میزنی؟

815
01:06:09,291 --> 01:06:11,666
باید شروع کنی به ذکر نام
نورا.

816
01:06:22,625 --> 01:06:24,125
چیچی! چیچی!

817
01:06:29,625 --> 01:06:32,250
او تسخیرناپذیر است، آکال!

818
01:06:32,375 --> 01:06:37,875
او شکست ناپذیر است، اکال!

819
01:06:38,625 --> 01:06:40,500
آیا فقط در تیراندازی خوب هستی

820
01:06:41,375 --> 01:06:43,375
یا مهارت های شمشیرزنی هم
داری، جنگجو؟

821
01:06:43,500 --> 01:06:47,416
باور کن، بعد از مدتی خواهی گفت

822
01:06:48,125 --> 01:06:50,750
کاش با تیر تو را کشته
بودم بهتر بود.

823
01:06:51,000 --> 01:06:53,625
آنها مثل رانجا زندگی نکردند،
که با آسودگی ضیافت کنند،

824
01:06:53,750 --> 01:06:56,375
اینگونه اند جنگجویان
کیش گورو گوبیند سینگ جی.

825
01:06:56,416 --> 01:06:59,000
بلند و توانا،
با مو و ریش بلند،

826
01:06:59,125 --> 01:07:01,666
فقط نگاهشان میتوانست
آرواره ببر را بسوزاند.

827
01:07:02,250 --> 01:07:07,500
خب، چی بگم دیگه،
من یه دنده هستم.

828
01:07:07,666 --> 01:07:10,625
خالساها معروف هستند
به شکستن اراده افراد یک دنده،

829
01:07:10,791 --> 01:07:11,750
رایگان.

830
01:07:11,791 --> 01:07:12,875
او تسخیرناپذیر است، آکال!

831
01:07:22,791 --> 01:07:24,750
او تسخیرناپذیر است، آکال!

832
01:07:24,875 --> 01:07:27,250
انگار با تاریخ
آشنایی نداری.

833
01:07:27,375 --> 01:07:31,666
سینگ ها سر کسانی را می برند
که جرات کنند حجاب یک زن را بردارند.

834
01:07:31,750 --> 01:07:34,625
او تسخیرناپذیر است، آکال!

835
01:08:12,875 --> 01:08:14,250
او تسخیرناپذیر است، آکال!

836
01:08:20,875 --> 01:08:22,041
پدربزرگ!

837
01:08:30,916 --> 01:08:33,625
چیچی، فرزندم، حالت خوبه؟

838
01:08:33,666 --> 01:08:35,916
من خیلی خوبم.

839
01:08:39,125 --> 01:08:43,791
سینگ ها، او و دیگر سینگ ها را
فورا پیش دکتر ببرید.

840
01:08:43,875 --> 01:08:44,666
باشه.

841
01:08:45,000 --> 01:08:46,250
چیچی!

842
01:08:47,875 --> 01:08:49,125
حالش خوبه.

843
01:08:50,250 --> 01:08:51,250
آنها چه کسانی بودند؟

844
01:08:52,250 --> 01:08:53,250
بابا جی.

845
01:09:04,166 --> 01:09:05,666
غارتگران.

846
01:09:46,291 --> 01:09:49,666
آکال سینگ، اگر از رودخانه عبور کند،

847
01:09:50,000 --> 01:09:52,250
این اعلام جنگ خواهد بود.

848
01:09:53,791 --> 01:09:55,875
بابا جی، اما شما به من یاد دادید

849
01:09:55,916 --> 01:09:58,416
که خالصه هرگز از پشت ضربه نمی زند.

850
01:10:47,625 --> 01:10:52,000
همه سر جای خود بمانند!

851
01:10:52,250 --> 01:10:53,041
او چه کار می کند؟

852
01:10:53,125 --> 01:10:53,625
بیا بریم.

853
01:10:53,666 --> 01:10:55,166
هر وقت جونگی جهانا وقت تلف کردن داشته باشه،

854
01:10:55,250 --> 01:10:56,750
این بازی رو برای سرگرمی انجام میده -

855
01:10:57,791 --> 01:11:03,000
هر روز تعدادی برده رو انتخاب میکنه
و بهشون فرصت میده که اونو بکشن.

856
01:11:03,916 --> 01:11:05,625
هیچکس تا به حال اونو شکست نداده،

857
01:11:06,000 --> 01:11:09,000
و کسایی که شکست میخورن فقط نمیبازن؛
بلکه نابود هم میشن.

858
01:11:09,750 --> 01:11:11,291
اگه بلد نیستی چطوری بجنگی چی؟

859
01:11:11,791 --> 01:11:13,000
پس باید بلد باشی چطوری بمیری.

860
01:11:14,625 --> 01:11:17,750
تصمیم با خودته، ولی من پیشنهاد نمیکنم
ته صف وایسی،

861
01:11:17,875 --> 01:11:20,375
چون شنیدم هرکی
ته صف باشه معمولا اول انتخاب میشه.

862
01:11:21,875 --> 01:11:22,750
جلو هم وای نایست؛

863
01:11:22,791 --> 01:11:24,000
خیلی اوقات،
آنها همچنین از جلو انتخاب می‌کنند.

864
01:11:24,041 --> 01:11:25,041
برگرد اینجا.

865
01:11:26,625 --> 01:11:29,000
چه جلو بایستی چه پشت،

866
01:11:29,125 --> 01:11:30,791
ما بالاخره تو را گیر می‌اندازیم.

867
01:13:06,125 --> 01:13:07,916
چرا ضعیفان را شکار می‌کنید؟

868
01:13:09,291 --> 01:13:11,250
ادعا می‌کنی جونگی هستی،
اما فقط اسماً هست؟

869
01:13:11,500 --> 01:13:13,625
اگر جرات داری،
بیا و مرا آزاد کن.

870
01:13:14,000 --> 01:13:16,125
او باعث می‌شود ما
به عنوان خسارت جانبی کشته شویم.

871
01:13:29,916 --> 01:13:33,750
فکر کردی صدایت را نشنیدم؟

872
01:13:35,000 --> 01:13:37,500
جونگی هیچ چیز را ناتمام رها نمی‌کند.

873
01:13:44,041 --> 01:13:44,791
دروازه ها رو باز کنید.

874
01:13:44,875 --> 01:13:45,625
اطاعت میشه، سرورم.

875
01:13:58,625 --> 01:14:01,041
به نظر نمیاد اونقدرها هم پیر باشی.

876
01:14:03,250 --> 01:14:07,500
به نظر میرسه خیلی زود از زندگی خسته شدی.

877
01:14:10,791 --> 01:14:16,375
سرنوشتت هم نعمته و هم نفرین.

878
01:14:17,875 --> 01:14:21,500
نعمتش اینه که فقط خوش شانس ها

879
01:14:23,041 --> 01:14:26,000
میتونن اینقدر به جونگی نزدیک بشن.

880
01:14:27,041 --> 01:14:31,875
نفرینش اینه که
اگه جونگی نزدیک دشمن باشه،

881
01:14:32,250 --> 01:14:34,500
پایانشون حتمیه.

882
01:17:47,166 --> 01:17:48,166
نورا...

883
01:17:49,625 --> 01:17:50,625
نورا...

884
01:17:51,625 --> 01:17:52,625
نورا...!

885
01:17:54,166 --> 01:17:55,041
نورا...

886
01:17:58,416 --> 01:18:00,625
جاودانه به ما کمک کرد.

887
01:18:01,500 --> 01:18:05,791
اما کجایند کسانی
که جرات کردند به آبروی ما لکه وارد کنند؟

888
01:18:05,875 --> 01:18:08,875
سخنان گورو گوبیند سینگ جی واضح است:

889
01:18:09,750 --> 01:18:12,250
"Jabhe ban lageo, tabhe ross jageo."

890
01:18:12,375 --> 01:18:17,625
آنها پاسخی را که
سزاوارش بودند دریافت کردند، کاداک سینگ جی.

891
01:18:18,416 --> 01:18:23,500
هر که بودند، دیگر
جرات نمی کنند به این طرف پا بگذارند.

892
01:18:23,625 --> 01:18:25,375
منظورت از "این طرف" چیه؟

893
01:18:26,541 --> 01:18:29,750
در طرف دیگر،
تعدادی روح پلید و شرور وجود دارند.

894
01:18:29,791 --> 01:18:35,500
چه افکار نجیبانه‌ای در سر داری، بابا جی!

895
01:18:36,000 --> 01:18:37,375
حقیقت را به آن‌ها بگو!

896
01:18:37,625 --> 01:18:39,500
به آن‌ها بگو که غارتگران
با سرعت از طرف دیگر نزدیک می‌شوند.

897
01:18:40,000 --> 01:18:42,416
آن‌ها می‌آیند تا انتقام خود را بگیرند،

898
01:18:42,541 --> 01:18:45,500
کسانی که توسط آکال سینگ تکه پاره شدند.

899
01:18:46,416 --> 01:18:49,375
پنهانش نکن.
آکال سینگ، پنهانش نکن.

900
01:18:49,500 --> 01:18:52,000
بله، حق با شماست.

901
01:18:52,625 --> 01:18:54,041
نباید چیزی را پنهان کنیم.

902
01:18:54,750 --> 01:18:57,916
درست همانطور که چیچی را
رها کردید تا تنها بجنگد، و پشت درخت پنهان شدید.

903
01:19:00,375 --> 01:19:01,916
ما نباید چیزی را پنهان کنیم، درست است؟

904
01:19:02,000 --> 01:19:04,250
برادر سپر خواهرش است.

905
01:19:04,500 --> 01:19:07,500
خواهرت با خطر روبرو شد،
و تو پنهان کردن را انتخاب کردی؟

906
01:19:09,125 --> 01:19:11,875
چرا به جای آن،
از شرم غرق نشدی، باچنا؟

907
01:19:13,000 --> 01:19:14,125
بابا...

908
01:19:18,500 --> 01:19:21,625
امروز اکال سینگ خودِ
هیبتِ عذاب را به خود گرفته، بابا.

909
01:19:23,250 --> 01:19:24,750
نه، اکال سینگ.

910
01:19:25,291 --> 01:19:29,791
بیایید در این روز فرخنده
خون بیشتری نریزیم.

911
01:19:30,000 --> 01:19:31,166
نه، پسرم.

912
01:19:31,416 --> 01:19:33,500
این مسئله شخصی ماست.

913
01:19:33,916 --> 01:19:35,750
ما آن را در خانه حل خواهیم کرد.

914
01:19:35,791 --> 01:19:37,791
بابا، بهش بگو
که فورا از جلوی چشمام دور شه.

915
01:19:37,875 --> 01:19:42,000
امروز، لبه شمشیر آکال سینگ
از کنترلش خارج شده.

916
01:19:57,166 --> 01:19:58,291
هزورا سینگ،

917
01:19:58,500 --> 01:20:02,125
با این حال، چه کسی کسی است که
مهمترین درس تاریخ را نیاموخته؟

918
01:20:02,375 --> 01:20:03,500
جونگی جهانا.

919
01:20:03,625 --> 01:20:04,875
جونگی جهانا؟

920
01:20:06,041 --> 01:20:08,166
آکال سینگ،
پس وقت زیادی نداریم.

921
01:20:08,416 --> 01:20:10,875
آب رودخانه
شروع به عقب نشینی می کند.

922
01:20:11,125 --> 01:20:13,500
این اولین روستاست وقتی که
از رودخانه عبور می شود.

923
01:20:13,541 --> 01:20:15,625
از آنجا که رودخانه در اینجا باریک‌ترین است،

924
01:20:15,666 --> 01:20:18,250
مهاجمان ابتدا به این روستا حمله خواهند کرد.

925
01:20:18,750 --> 01:20:20,375
و ما جای خود را حفظ خواهیم کرد
مانند یک دیوار نفوذ ناپذیر در برابر آنها،

926
01:20:20,416 --> 01:20:22,250
خاداک سینگ جی.

927
01:20:22,791 --> 01:20:24,166
سردار صاحب،

928
01:20:25,125 --> 01:20:27,750
شما باید مراقب باشید که کودکان،
سالمندان و زنان

929
01:20:28,041 --> 01:20:30,166
به سلامت به روستایمان بازگردند.

930
01:20:31,541 --> 01:20:33,125
در مورد جنگجویانمان،

931
01:20:34,166 --> 01:20:36,500
آنها اینجا می‌مانند
و مهاجمان را عقب می‌رانند.

932
01:20:54,625 --> 01:20:56,000
آیا چیز مهمی برای گفتن دارید؟

933
01:20:56,416 --> 01:20:58,666
درست است، سرورم.

934
01:20:59,500 --> 01:21:04,166
نورا و دوستانش برای شکار به آن طرف رودخانه
رفتند.

935
01:21:04,375 --> 01:21:05,791
من...

936
01:21:09,500 --> 01:21:11,291
و شما خواب بودید؟

937
01:21:11,375 --> 01:21:12,166
سرورم...

938
01:21:12,250 --> 01:21:15,375
بین حماقت و شجاعت واقعی
مرز باریکی وجود دارد.

939
01:21:15,541 --> 01:21:16,625
سرورم... سرورم...

940
01:21:16,750 --> 01:21:18,500
یا کسی اشتباه کرده،

941
01:21:18,541 --> 01:21:19,500
سرورم...

942
01:21:21,000 --> 01:21:23,625
یا او یک مرد معمولی نیست.

943
01:21:25,500 --> 01:21:26,500
سرورم...

944
01:21:27,750 --> 01:21:31,416
سرورم، من فورا برای یافتن اطلاعات بیشتر خواهم رفت.

945
01:21:37,666 --> 01:21:39,916
حمله به دشمن
بدون دانستن قدرتشان

946
01:21:40,000 --> 01:21:42,250
چیزی نیست جز حماقت یک احمق،
جونگی!

947
01:21:42,541 --> 01:21:45,666
فقط کسانی که ایمان ندارند

948
01:21:46,666 --> 01:21:49,625
به قدرت خودشان از
قدرت دشمن می ترسند.

949
01:21:49,750 --> 01:21:52,000
حتی اگر دشمن به نظر برسد
به ضعیفی یک طناب،

950
01:21:52,541 --> 01:21:54,625
با آنها مانند یک مار سمی رفتار کن.

951
01:21:54,875 --> 01:21:57,625
اما کسانی که جرأت می کنند این کار را انجام دهند -

952
01:21:57,875 --> 01:21:59,666
آنها مار هستند!

953
01:22:14,750 --> 01:22:18,875
دینا، وقتش رسیده که
بانداژت را برداری.

954
01:22:33,791 --> 01:22:36,750
عمو، شما سلاح‌هایی دارید که کار می‌کنند.

955
01:22:36,875 --> 01:22:39,125
این سلاحی که
کار نمی‌کند از کجا آمده؟

956
01:22:39,541 --> 01:22:42,166
پسر، وقتی بابا هزورا سینگ،
فقط 18 سالش بود،

957
01:22:42,916 --> 01:22:44,750
به ارتش شیر پنجاب پیوست.

958
01:22:45,041 --> 01:22:48,375
او این تفنگ را
از یک مغول گرفت.

959
01:22:49,000 --> 01:22:50,916
پسری با بابا گفت،

960
01:22:51,250 --> 01:22:54,666
"برادر، تفنگ را گرفتی،
اما حتی نمی‌دانی چگونه شلیک کنی."

961
01:22:56,125 --> 01:22:58,000
پس عمو، این یعنی حق با او بود؟

962
01:22:58,125 --> 01:23:01,916
نه، وقتی تفنگ را گرفت،
داخلش باروت بود.

963
01:23:02,291 --> 01:23:06,916
در حالی که روی اسب یورتمه سوار بود،

964
01:23:07,125 --> 01:23:09,375
بابا آن مغول را نشانه گرفت
و کارش را تمام کرد.

965
01:23:09,750 --> 01:23:11,250
- واقعاً، عمو؟
- بله.

966
01:23:11,666 --> 01:23:13,916
اما دیگر هرگز کار نکرد.

967
01:23:14,041 --> 01:23:15,916
دوباره کار خواهم کرد، پسرم.

968
01:23:16,166 --> 01:23:19,500
همانطور که چیچی گفت،
در لحظه مناسب کار خواهد کرد.

969
01:23:20,000 --> 01:23:22,041
بیا، پسرم، تیرهایت آماده هستند،

970
01:23:22,250 --> 01:23:23,500
اما بسیار تیز هستند، پس مراقب باش،

971
01:23:23,750 --> 01:23:26,250
زیرا نمی‌خواهم تو
به چشم دوستی آسیب برسانی.

972
01:23:26,291 --> 01:23:29,541
تیر زورا، مانند تفنگت،
در لحظه مناسب اصابت خواهد کرد.

973
01:23:29,666 --> 01:23:30,916
آفرین.

974
01:23:34,500 --> 01:23:35,500
خدا حفظت کنه.

975
01:24:20,416 --> 01:24:23,041
تازه اومدی و داری از رفتن حرف میزنی؟

976
01:24:24,500 --> 01:24:28,000
سردارنی، میخوای منو اینجوری به جنگ بفرستی؟

977
01:24:29,416 --> 01:24:32,875
اگه به توانایی های من شک داشتی، چرا زودتر
ابراز نکردی؟

978
01:24:33,000 --> 01:24:36,875
سؤالی که میپرسی اشتباهه، سهاج کور جی.

979
01:24:37,000 --> 01:24:37,916
واقعا؟

980
01:24:38,375 --> 01:24:40,500
اگه قرار بود پیش اجاق توی آشپزخونه بمونم،

981
01:24:40,541 --> 01:24:42,500
پس چرا وقتمو صرف تمرین کردم؟

982
01:24:42,541 --> 01:24:44,250
من حتی به خانواده پدریم گفتم

983
01:24:44,375 --> 01:24:45,625
که هیچ فایده‌ای نداره این همه تمرین، وقتی که در آخر،

984
01:24:45,750 --> 01:24:48,166
بعد از ازدواج فقط تو آشپزخونه خواهم بود.

985
01:24:48,416 --> 01:24:50,625
سهاج کور جی، این نیست که به توانایی‌هات شک دارم.

986
01:24:50,875 --> 01:24:54,875
ولی در این لحظه، ما دو روستا برای محافظت داریم،

987
01:24:55,125 --> 01:24:58,125
و من مسئولیت این روستا رو به دوش تو می‌گذارم.

988
01:24:58,875 --> 01:25:01,500
پدر، نگران نباش.

989
01:25:01,541 --> 01:25:04,375
تا وقتی سردارنی شما و سردار کوچکتون اینجا هستن،

990
01:25:04,416 --> 01:25:06,375
هر کسی که جرأت کنه چشم طمع به این روستا داشته باشه

991
01:25:06,750 --> 01:25:09,000
شمشیر زورا سینگ باعث می‌شه که خون گریه کنن.

992
01:25:09,041 --> 01:25:13,041
زورا سینگ جی، اول بذار بازوهات اونقدر قوی بشن که بتونی بجنگی.

993
01:25:13,291 --> 01:25:17,375
مادر، بابا هزورا سینگ جی گفت
برای ساختن تاریخ،

994
01:25:17,500 --> 01:25:19,125
آدم به چیزی بیشتر
از قدرت بازو نیاز داره؛

995
01:25:19,250 --> 01:25:21,250
به اشتیاق در قلب نیاز داره.

996
01:25:24,916 --> 01:25:26,875
حق با شماست، زورا سینگ جی.

997
01:25:30,250 --> 01:25:31,791
آفرین، پسر شجاعم.

998
01:25:42,125 --> 01:25:43,791
من مرخص میشم، سردارنی.

999
01:25:50,250 --> 01:25:52,375
محصول آماده است، سردار جی،

1000
01:25:52,875 --> 01:25:54,500
و فصل برداشت فرا رسیده.

1001
01:25:54,750 --> 01:25:58,250
من به همراه زورا، با داس
در دست منتظر خواهیم ماند.

1002
01:26:00,625 --> 01:26:04,500
شما بروید و میدان جنگ را فتح کنید،
و سریع برگردید.

1003
01:26:06,666 --> 01:26:08,000
چاردی کالا!

1004
01:26:25,625 --> 01:26:27,250
دينا، به چی فکر می‌کنی؟

1005
01:26:27,625 --> 01:26:31,375
برام سواله، مزه انتقام چطوریه؟

1006
01:26:35,250 --> 01:26:37,875
تمام عمرم، به هيچکس اجازه ندادم
چپ بهم نگاه کنه،

1007
01:26:39,750 --> 01:26:43,625
اما اين آدم‌های اون طرف
رودخونه جورى ما رو خفه کردن

1008
01:26:44,541 --> 01:26:49,375
که در حالی که نفس می‌کشیم،
قلبمون ميل به زندگی رو از دست داده.

1009
01:26:49,791 --> 01:26:54,541
اونها با آتش بازی کردن، دينا؛
حالا شعله‌ها زبانه می‌کشن.

1010
01:26:54,875 --> 01:26:59,250
ما اینجا اردو می‌زنیم تا یعقوب با
خبرهای جدید برگرده.

1011
01:27:05,750 --> 01:27:07,000
خداک سینگ جی؟

1012
01:27:07,125 --> 01:27:07,916
بله؟

1013
01:27:08,125 --> 01:27:09,291
آکال سینگ جی را کجا می‌توانم پیدا کنم؟

1014
01:27:09,625 --> 01:27:10,666
او آن بالا، روی تراس است.

1015
01:27:18,750 --> 01:27:21,250
آکال سینگ، به چه نگاه می‌کنی؟

1016
01:27:22,125 --> 01:27:26,125
بابا جی،
من به روستاییان هشدار دادم که داخل بمانند.

1017
01:27:30,416 --> 01:27:34,375
نه، آکال سینگ، آنها از خودمان نیستند.

1018
01:27:40,125 --> 01:27:42,250
خداحافظ، بچنا، بعدا می‌بینمت.

1019
01:27:42,875 --> 01:27:43,875
خداحافظ.

1020
01:27:49,875 --> 01:27:50,375
آکال...؟

1021
01:27:50,500 --> 01:27:51,375
آکال سینگ؟

1022
01:27:51,625 --> 01:27:53,916
برو! فورا اینجا را ترک کن!

1023
01:28:01,791 --> 01:28:03,000
اینجا چه کار می‌کنی؟

1024
01:28:03,625 --> 01:28:06,000
باچنا، او کی بود؟

1025
01:28:07,500 --> 01:28:10,125
یکی از افرادش، از او بپرس.

1026
01:28:10,375 --> 01:28:12,916
- باچنا، این آخرین باریه که من...
- آکال سینگ،

1027
01:28:13,500 --> 01:28:15,250
هر که بود، نباید فرار کند.

1028
01:28:15,375 --> 01:28:18,916
بگیرش، من این موضوع را حل می‌کنم.

1029
01:28:38,500 --> 01:28:39,625
باچنا،

1030
01:28:40,375 --> 01:28:41,500
حقیقت را به من بگو،

1031
01:28:42,416 --> 01:28:45,125
آنها چه کسانی بودند و برای چه اینجا بودند؟

1032
01:28:45,500 --> 01:28:49,000
اینکه آنها چه کسانی بودند به شما مربوط نیست.

1033
01:28:49,375 --> 01:28:50,875
فکر می‌کنی کی هستی؟

1034
01:28:51,125 --> 01:28:52,875
با من شاخ به شاخ نشو وگرنه
پای دیگرت را هم می‌شکنم.

1035
01:29:08,666 --> 01:29:15,000
آیا تمام زندگی ما برای تو همین قدر ارزش دارد؟

1036
01:29:15,791 --> 01:29:19,041
باچنا، تو یک سگ بی‌آبرویی.

1037
01:29:19,250 --> 01:29:24,666
وقتی کارهایی که کردی را فاش کنم
چطور می‌خواهی با روستاییان روبرو شوی؟

1038
01:29:25,375 --> 01:29:30,416
فقط در صورتی می‌توانی
به آنها چیزی بگویی که بگذارم بروی.

1039
01:29:53,416 --> 01:29:55,125
نباید فرار کند، آکال سینگ.

1040
01:29:55,500 --> 01:29:59,250
اصول من کمانم را مهار می‌کند،
چانان سینگ.

1041
01:29:59,750 --> 01:30:01,791
نمی‌توانم به پشت دشمنم شلیک کنم.

1042
01:30:02,500 --> 01:30:04,000
اگر از رودخانه عبور کند،

1043
01:30:04,125 --> 01:30:05,916
او از دسترس تیر تو خارج خواهد شد.

1044
01:30:06,375 --> 01:30:09,500
وزن تیر برای عبور آن از رودخانه کافی نیست.

1045
01:30:21,500 --> 01:30:23,750
طبیعت به نفع تو است، آکال سینگ.

1046
01:30:24,000 --> 01:30:26,250
اگر طبیعت به نفع من باشد،

1047
01:30:26,750 --> 01:30:29,000
پس میدان جنگ متعلق به
خالصه است.

1048
01:30:43,750 --> 01:30:46,166
تیرهای خالصه آنقدر آهسته نیستند

1049
01:30:47,000 --> 01:30:49,250
که به دشمن اجازه فرار دهند.

1050
01:31:05,875 --> 01:31:08,791
چگونه با گورو گوبیند سینگ جی روبرو خواهی شد؟

1051
01:31:09,625 --> 01:31:12,000
متولد شده در روستای یک جنگجو،

1052
01:31:12,750 --> 01:31:14,625
با این حال تو مرگ یک خائن را می میری.

1053
01:31:38,625 --> 01:31:40,500
برو کنار.

1054
01:31:40,750 --> 01:31:42,625
یعقوب، چی شده؟

1055
01:31:45,000 --> 01:31:46,250
یعقوب، این کارو کی کرده؟

1056
01:31:46,375 --> 01:31:47,250
اسمشو بهم بگو.

1057
01:31:50,291 --> 01:31:52,000
آکال سینگ.

1058
01:31:59,750 --> 01:32:06,250
چرا به نظر میاد یعقوب از کسی حرف زد
که به تو ظلم کرده؟

1059
01:32:07,916 --> 01:32:10,750
کل قبیله ما از دستش رنج کشید.

1060
01:32:10,916 --> 01:32:13,791
اگه قدرت
روبرو شدن با حقیقت رو داری،

1061
01:32:13,916 --> 01:32:16,125
من از کسایی که اسمشون رو برد خبر دارم.

1062
01:32:17,250 --> 01:32:18,750
ریشه رنج من،

1063
01:32:19,500 --> 01:32:21,250
مرگ دارا بخش،

1064
01:32:21,625 --> 01:32:23,375
و مصیبت نورا -

1065
01:32:23,875 --> 01:32:27,041
همه به یک نام برمی‌گردد:

1066
01:32:27,250 --> 01:32:29,250
آکال سینگ.

1067
01:32:38,250 --> 01:32:40,750
روستاییان می‌گویند چیچی مثل یک شیر درنده جنگید.

1068
01:32:40,791 --> 01:32:42,875
او به تنهایی با پنج تا هفت نفر مبارزه کرد.

1069
01:32:43,041 --> 01:32:44,625
پسرم، در موردش به من بگو.

1070
01:32:45,041 --> 01:32:47,416
بی بی، من دارم به گوردواره می‌روم.

1071
01:32:47,500 --> 01:32:51,125
جیتو،
حتماً یک دعای شکرگزاری هم بکن.

1072
01:32:52,000 --> 01:32:52,916
باشه، بیبی.

1073
01:33:04,250 --> 01:33:05,250
زورا، پسرم،

1074
01:33:05,625 --> 01:33:08,291
خسته نمیشی این همه روز تیر و کمون
و شمشیر تمرین میکنی؟

1075
01:33:09,000 --> 01:33:12,291
مادر، اگه بخوام مثل پدرم
یه جنگجو بشم،

1076
01:33:12,750 --> 01:33:14,625
پس باید سخت تلاش کنم، درسته؟

1077
01:33:14,750 --> 01:33:16,375
بله، سردار جی، متوجه شدم.

1078
01:33:16,500 --> 01:33:18,375
خب زورا، یه چیزی بگو،

1079
01:33:18,500 --> 01:33:20,291
اگه میخوای مثل پدرت بشی،

1080
01:33:20,375 --> 01:33:24,375
پس باید برات یه همسری پیدا کنیم
مثل همسر پدرت - مثل من.

1081
01:33:24,416 --> 01:33:25,625
ولی همچین کسی رو از کجا پیدا کنیم؟

1082
01:33:26,291 --> 01:33:27,750
تا به حال بهش فکر نکرده بودم.

1083
01:33:28,875 --> 01:33:32,291
مادر، کمکم نمی‌کنی؟

1084
01:33:34,250 --> 01:33:35,500
من میتونم کمکت کنم،

1085
01:33:35,791 --> 01:33:38,500
اما می‌ترسم که اون موقع منو فراموش کنی.

1086
01:33:38,541 --> 01:33:39,916
اما چطور میتونم تو رو فراموش کنم؟

1087
01:33:40,250 --> 01:33:43,375
نگران نباش،
لازم نیست اصلا بهش اشاره کنی.

1088
01:33:44,125 --> 01:33:45,875
ای پسر عزیز من!

1089
01:33:50,250 --> 01:33:51,625
رانجیر نگارا؟

1090
01:34:10,375 --> 01:34:11,166
زورا، پسر من،

1091
01:34:11,250 --> 01:34:13,250
تا وقتی بهت نگفتم بیرون نرو.

1092
01:34:13,375 --> 01:34:18,000
مادر، روزی که هر جنگجویی
منتظرش است، فرا رسیده،

1093
01:34:18,125 --> 01:34:19,875
و تو می خواهی من پنهان شوم؟

1094
01:34:20,500 --> 01:34:23,541
جامعه وقتی بزرگتر شدی به تو نیاز خواهد داشت، زورا.

1095
01:34:23,666 --> 01:34:26,625
مادر، جامعه من امروز به من نیاز دارد،

1096
01:34:26,666 --> 01:34:28,250
و تو می خواهی من
تا وقتی بزرگتر شدم صبر کنم؟

1097
01:34:28,375 --> 01:34:29,875
اما تو هنوز خیلی جوانی، پسرم.

1098
01:34:30,125 --> 01:34:33,500
در این لحظه، من فقط یک سال از
بابا زورآور سینگ کوچکترم.

1099
01:34:33,750 --> 01:34:35,375
وقتی پدر برگردد،

1100
01:34:35,500 --> 01:34:37,375
چطور با او روبرو شوم؟

1101
01:34:39,166 --> 01:34:40,666
برای قلب های فروتن، ما غذا می آوریم؛

1102
01:34:40,750 --> 01:34:42,500
شمشیرهای ما به روح‌های متکبر آشکار می‌شوند!

1103
01:36:10,250 --> 01:36:12,125
خالساها دست روی کودکان بلند نمی‌کنند.

1104
01:36:12,250 --> 01:36:13,625
برو بیرون و بازی کن.

1105
01:36:29,250 --> 01:36:30,375
بشیر!

1106
01:37:09,375 --> 01:37:10,791
در لحظه مناسب کار کرد.

1107
01:37:13,666 --> 01:37:16,041
وقتی تفنگ درست شلیک می‌شود،

1108
01:37:16,375 --> 01:37:18,125
به هدفش اصابت می‌کند،

1109
01:37:18,750 --> 01:37:21,916
اما وقتی بد شلیک می‌کند،
آشوب به پا می‌کند.

1110
01:37:40,625 --> 01:37:42,125
ولش کن! نه!

1111
01:37:42,791 --> 01:37:44,416
به خاطر خدا، ولش کن!

1112
01:38:00,000 --> 01:38:02,750
نه! نه! برادرم رو ول کن!

1113
01:38:08,000 --> 01:38:09,166
نه!

1114
01:38:10,250 --> 01:38:11,750
نه!

1115
01:38:26,500 --> 01:38:29,375
چه شرم آور خواهد بود برای تاریخ

1116
01:38:32,375 --> 01:38:36,125
که بگوید جونگی جاهانا از یک زن شکست خورد.

1117
01:38:36,166 --> 01:38:39,875
هنوز آرزویت می تواند محقق شود.

1118
01:38:41,166 --> 01:38:42,625
این چه شجاعتیه؟

1119
01:38:43,166 --> 01:38:46,041
تو همسر آکال سینگ هستی...؟

1120
01:38:46,125 --> 01:38:48,750
همسر سردار آکال سینگ،

1121
01:38:49,041 --> 01:38:52,041
دختر دهمین گورو،
شری گورو گوبیند سینگ جی،

1122
01:38:52,500 --> 01:38:54,750
ارتش وجود بی‌زمان -
- آکال پورَخ.

1123
01:38:55,000 --> 01:38:57,000
من، جونگی جاهانا،

1124
01:38:57,750 --> 01:39:00,875
هر جا که از خودم صحبت می‌کنم،
هرگز کافی نیست.

1125
01:39:01,291 --> 01:39:05,916
چیزی که واقعاً حیرت‌انگیز است این است که حتی
در مواجهه با مرگ...

1126
01:39:06,000 --> 01:39:09,250
پیروزی در میدان جنگ با
کلمات خالی ادعا نمی‌شود!

1127
01:40:03,500 --> 01:40:04,625
چیچی!

1128
01:40:13,166 --> 01:40:15,416
چیچی!

1129
01:40:19,875 --> 01:40:21,000
برو پیش بی‌بی.

1130
01:40:41,166 --> 01:40:42,625
برای دل‌های فروتن، یک وعده غذا می‌آوریم؛

1131
01:40:42,666 --> 01:40:44,166
برای روح‌های متکبر، شمشیرهایمان را آشکار می‌کنیم!

1132
01:41:45,000 --> 01:41:47,875
از بین بردن دینا کار آسانی نیست.

1133
01:42:00,125 --> 01:42:01,375
وقتشه که از بین بریم.

1134
01:43:06,500 --> 01:43:07,625
مادر!

1135
01:44:03,291 --> 01:44:06,000
نمی‌دونم از چی ساخته شدن.

1136
01:44:26,541 --> 01:44:28,625
سار... سردار جی.

1137
01:44:44,916 --> 01:44:46,250
سردار جی!

1138
01:44:54,250 --> 01:44:55,500
سردارنی!

1139
01:45:12,875 --> 01:45:15,000
سردارنی! سردارنی!

1140
01:45:15,250 --> 01:45:16,875
سردارنی، حالت خوبه؟

1141
01:45:17,875 --> 01:45:18,875
سردارنی؟

1142
01:45:19,000 --> 01:45:21,375
- شما اینجا هستید.
- بله، هستم.

1143
01:45:23,375 --> 01:45:24,291
مادر!

1144
01:45:24,375 --> 01:45:25,500
زورا...

1145
01:45:30,291 --> 01:45:31,916
اگر تو اینجا بودی،

1146
01:45:32,750 --> 01:45:34,375
می‌دیدی

1147
01:45:35,125 --> 01:45:39,041
که اعجوبه کوچکت چطور
با دشمن جنگید.

1148
01:45:41,916 --> 01:45:44,375
از خوشحالی بالا و پایین می‌پریدی،

1149
01:45:44,875 --> 01:45:46,875
با تماشای پسرت

1150
01:45:47,875 --> 01:45:50,375
که امروز مثل یک جنگجوی جوان شجاع می‌جنگد.

1151
01:45:50,416 --> 01:45:53,041
از تلفات سنگین دشمن،

1152
01:45:53,500 --> 01:45:58,375
می توانم بگویم همسر و پسرم در غیاب من
چقدر خوب عمل کرده اند.

1153
01:46:01,500 --> 01:46:02,625
مادر!

1154
01:46:03,666 --> 01:46:07,125
محصول برای برداشت آماده است،
سردار جی.

1155
01:46:07,875 --> 01:46:12,500
نسیم با طراوت...
آهنگی می خواند.

1156
01:46:14,291 --> 01:46:16,375
داس ها آماده هستند.

1157
01:46:19,541 --> 01:46:23,541
- باید زورا را برداریم و به مزرعه برویم.
- بله، بله.

1158
01:46:23,625 --> 01:46:27,416
- مادر! مادر!
- ساهج کور!

1159
01:46:27,875 --> 01:46:30,875
مادر! مادر!

1160
01:46:34,416 --> 01:46:36,875
"چنتا تاکی کیجیوه"،

1161
01:46:37,541 --> 01:46:39,375
جو انهونی هوئه."

1162
01:46:39,625 --> 01:46:41,875
"ایح مرگ سنسار کوی،

1163
01:46:42,625 --> 01:46:44,625
نانک تھر ناهی کوی."

1164
01:46:45,041 --> 01:46:46,000
بابا جی...

1165
01:46:46,750 --> 01:46:47,750
سهج کور!

1166
01:46:48,250 --> 01:46:51,541
ما برای جنگجویان شجاع سوگواری نمی کنیم،
آکال سینگ؛

1167
01:46:53,375 --> 01:46:56,125
بلکه،
ما شکوه شهدا را جشن می گیریم.

1168
01:47:00,000 --> 01:47:05,416
تا الان پدر چیچی باید
پیشانی اش را بوسیده باشد و گفته باشد،

1169
01:47:06,375 --> 01:47:08,625
"من به تو افتخار می کنم، چیچی."

1170
01:47:08,791 --> 01:47:10,791
بابا جی، چیچی؟

1171
01:47:13,875 --> 01:47:14,625
او فقط یک بچه است.

1172
01:47:14,666 --> 01:47:18,291
"کبیر بارها بارها در خواب مُرد،"

1173
01:47:19,250 --> 01:47:21,500
"و کسی از مرگش خبر نشد."

1174
01:47:22,250 --> 01:47:25,000
چنان مرگی بمیر،

1175
01:47:25,541 --> 01:47:27,541
که دیگر مرگی در کار نباشد...

1176
01:47:31,625 --> 01:47:33,500
مشیت خدا را بپذیر، آکال سینگ.

1177
01:48:09,500 --> 01:48:13,875
به من قول بده،

1178
01:48:14,666 --> 01:48:19,000
فقط برای آخرین بار،

1179
01:48:20,125 --> 01:48:23,000
به چشمانت بگو،

1180
01:48:23,041 --> 01:48:27,916
نگذار اشکی از آنها جاری شود.

1181
01:48:29,625 --> 01:48:34,375
عشق ما برای روح است،

1182
01:48:34,791 --> 01:48:39,500
نه جسم، نمی بینی؟

1183
01:48:40,125 --> 01:48:43,000
حتی اگر خدا ما را از هم جدا کند،

1184
01:48:43,250 --> 01:48:48,041
محبوب من، تو برای همیشه با من خواهی ماند.

1185
01:48:50,375 --> 01:48:54,750
من همیشه نزدیک خواهم بود،

1186
01:48:55,500 --> 01:49:00,041
چه اهمیتی دارد اگر نمی توانی مرا لمس کنی، عزیز من؟

1187
01:49:00,916 --> 01:49:08,875
به چشمانت بگو، محبوب من،

1188
01:49:10,541 --> 01:49:18,125
مگذار اشکی از چشمانت بیفتد.

1189
01:49:28,666 --> 01:49:33,916
به قلبت گوش کن،
آنچه می گوید حقیقت دارد،

1190
01:49:34,125 --> 01:49:39,000
به قلبت گوش کن،

1191
01:49:39,125 --> 01:49:44,000
بین عشق و تو،

1192
01:49:44,250 --> 01:49:49,250
بگذار عشقت صادق بماند.

1193
01:49:49,375 --> 01:49:53,416
قلبم خواهد شکست،

1194
01:49:53,500 --> 01:49:58,791
اگر اشکهایت جاری شوند،

1195
01:49:59,500 --> 01:50:04,125
تو نیروی منی،

1196
01:50:04,416 --> 01:50:08,916
نگذار ایمانت از بین برود.

1197
01:50:09,000 --> 01:50:16,375
نمی خواهم ببینم امیدم به آرامی محو می شود.

1198
01:50:18,875 --> 01:50:21,416
به چشمانت بگو،

1199
01:50:21,750 --> 01:50:27,041
نگذار اشکی از آنها جاری شود.

1200
01:50:28,416 --> 01:50:33,000
به من قولی بده،

1201
01:50:33,625 --> 01:50:37,875
فقط برای آخرین بار،

1202
01:50:39,125 --> 01:50:41,750
به چشمانت بگو،

1203
01:50:41,916 --> 01:50:44,875
نگذار اشکی از آنها جاری شود.

1204
01:50:44,916 --> 01:50:49,625
من مقدر شده ام که با تو باشم،

1205
01:50:49,750 --> 01:50:54,000
من تا ابد مقدر شده ام که با تو باشم،

1206
01:50:54,916 --> 01:51:00,125
وقتی با تو هستم نگران نیستم.

1207
01:51:00,166 --> 01:51:04,875
می دانم مقدر شده ام که با تو باشم.

1208
01:51:16,250 --> 01:51:20,750
نشانه روی پیشانی تو هدیه ای است
از گورویمان، فرزند شجاع من.

1209
01:51:20,791 --> 01:51:22,541
پیش بینی می کنم وقتی بالغ شدی،

1210
01:51:22,625 --> 01:51:27,166
از پدرت پیشی خواهی گرفت
و به یک جنگجوی افسانه ای تبدیل خواهی شد.

1211
01:51:30,125 --> 01:51:34,875
من مقدر شده ام که با تو باشم،

1212
01:51:34,875 --> 01:51:39,500
من برای همیشه مقدر شده ام که با تو باشم،

1213
01:51:42,125 --> 01:51:51,666
وقتی با تو هستم نگران نیستم.

1214
01:51:52,625 --> 01:51:58,875
می دانم مقدر شده که با تو باشم.

1215
01:52:08,750 --> 01:52:11,916
تو به دارا بخش در حال مرگ قول دادی، جونگی!

1216
01:52:12,375 --> 01:52:17,375
بدون فکر کردن، چطور توانستی
برخلاف میل من از رودخانه عبور کنی؟

1217
01:52:18,125 --> 01:52:22,375
من هم به دارا بخش قسم خوردم
که از نورا محافظت کنم.

1218
01:52:23,750 --> 01:52:25,541
این تقصیر من است.

1219
01:52:27,541 --> 01:52:32,791
اگر وقتی دارا بخش افتاد
من از رودخانه عبور کرده بودم،

1220
01:52:33,875 --> 01:52:36,166
نورا امروز
در این وضعیت نبود.

1221
01:52:37,375 --> 01:52:39,541
اما این راهش نیست، جونگی.

1222
01:52:40,000 --> 01:52:44,000
عبور از رودخانه
بدون استراتژی یک اشتباه است.

1223
01:52:46,625 --> 01:52:49,916
تو کنار اسم من "جهانا" را نوشتی،

1224
01:52:51,375 --> 01:52:56,750
چون باور داشتی
که من یک روز بر دنیا حکومت خواهم کرد.

1225
01:52:57,291 --> 01:53:00,375
من به قدرت تو هیچ شکی ندارم، جونگی.

1226
01:53:00,750 --> 01:53:04,166
زیرا تا به حال،
هیچ کس به اندازه تو نزدیک نشده است.

1227
01:53:07,916 --> 01:53:13,166
اما این بار، تو با
یک جنگجوی قدرتمند روبرو شده‌ای.

1228
01:53:17,291 --> 01:53:22,000
اگر کسی که برای من مانند مادر است
از شجاعت دشمن صحبت کند،

1229
01:53:22,250 --> 01:53:26,541
باید آن را نگرانی ببینم یا ترس؟

1230
01:53:26,625 --> 01:53:27,541
جونگی!

1231
01:53:29,250 --> 01:53:34,000
دلیلی وجود داشت که من در فرستادن تو به آن سوی رودخانه تردید داشتم!

1232
01:53:36,875 --> 01:53:41,250
این به این دلیل است که شما هنوز
با کسی که من می شناسم روبرو نشده اید.

1233
01:53:44,750 --> 01:53:49,500
او قوی ترین خالصه گورو است،

1234
01:53:49,750 --> 01:53:51,875
که از فولاد نشکن ساخته شده است.

1235
01:53:52,166 --> 01:53:53,541
باور کن،

1236
01:53:54,000 --> 01:53:56,041
تو ممکنه مردان رو فتح کنی،

1237
01:53:56,250 --> 01:53:59,500
اما این خالصه فراتر از
دسترس مرگ است!

1238
01:53:59,625 --> 01:54:00,666
کاترو!

1239
01:54:43,041 --> 01:54:44,125
من را ببخش،

1240
01:54:45,500 --> 01:54:48,291
اما من نمی توانم مثل
یک زینت بیهوده اینجا بیکار بمانم.

1241
01:54:49,000 --> 01:54:53,000
اول، قلب جونگی را با
رویاهای فتح جهان پر کردی،

1242
01:54:53,291 --> 01:55:00,125
و حالا به دنبال آرام کردن خشم خروشان رودخانه هستید.

1243
01:55:00,500 --> 01:55:04,000
حتی من هم نمی‌توانم این کار را انجام دهم.

1244
01:55:04,375 --> 01:55:07,000
من به توانایی‌های شما شک ندارم،

1245
01:55:07,791 --> 01:55:09,500
و نمی‌خواهم مانع شما شوم، جونگی.

1246
01:55:09,541 --> 01:55:15,125
چیزی که مرا آزار می‌دهد این است که تا زمانی که
یک قطره خون در بدنشان باقی بماند،

1247
01:55:16,750 --> 01:55:19,000
این میدان جنگ روی آرامش را نخواهد دید.

1248
01:55:20,416 --> 01:55:24,250
آکال سینگ ستون استوار
این نبرد بود،

1249
01:55:24,416 --> 01:55:26,541
و سقوط او محوری بود.

1250
01:55:27,875 --> 01:55:30,875
و با این حال،
شما این وظیفه را ناتمام گذاشته‌اید.

1251
01:55:31,250 --> 01:55:33,916
شما شیر آزاد را زده‌اید،

1252
01:55:34,125 --> 01:55:37,000
و این به او دلیل بزرگ‌تری برای جنگیدن می‌دهد.

1253
01:55:41,625 --> 01:55:47,666
آیا شما معتقدید کسانی که می‌میرند، ستاره می‌شوند؟

1254
01:55:48,416 --> 01:55:49,791
بله،

1255
01:55:51,125 --> 01:55:55,250
گفته می‌شود مردگان در آسمان ستاره می‌شوند.

1256
01:55:55,541 --> 01:56:01,375
تمام ستاره‌هایی که می‌بینی، افرادی هستند که توسط من کشته شده‌اند.

1257
01:56:02,125 --> 01:56:03,666
و با این حال، متاسفانه،

1258
01:56:04,000 --> 01:56:09,916
مردم خودم هنوز هم به

1259
01:56:10,500 --> 01:56:12,750
قدرت جونگی جهانا شک دارند.

1260
01:56:13,916 --> 01:56:15,791
نه، جونگی...

1261
01:56:19,916 --> 01:56:21,750
حقیقت تلخ این است که،

1262
01:56:22,791 --> 01:56:26,416
هر یک از سینگ‌های آن‌ها مثل
صد هزار مرد هستند.

1263
01:56:26,500 --> 01:56:29,625
و در طرف ما،
تو به تنهایی آن قدرت را داری.

1264
01:56:30,375 --> 01:56:35,625
وقتی دشمن خیلی قدرتمند است،
باید از ذهن تو برای شکست دادن آن‌ها استفاده کنیم.

1265
01:56:37,541 --> 01:56:40,625
من یک نقشه دارم.

1266
01:56:41,375 --> 01:56:44,125
نباید دشمن را
با سلاح شکست داد،

1267
01:56:45,791 --> 01:56:48,166
بلکه با بهره‌برداری از نقاط ضعفشان.

1268
01:56:56,250 --> 01:56:57,666
آکال سینگ،

1269
01:56:59,000 --> 01:57:00,791
این یک تله است که توسط دشمن گذاشته شده.

1270
01:57:01,000 --> 01:57:05,541
اما با دانستن قدرتم،
چرا او با این موافقت می‌کند؟

1271
01:57:06,916 --> 01:57:08,291
او موافقت خواهد کرد.

1272
01:57:08,500 --> 01:57:10,500
او قطعا این کار را خواهد کرد.

1273
01:57:10,875 --> 01:57:12,666
این یک نعمت است، بابا جی،

1274
01:57:13,375 --> 01:57:19,500
که خود جونگی به من این فرصت را داده
تا انتقام شهدایمان را بگیرم.

1275
01:57:19,750 --> 01:57:23,875
این جامعه ممکن است سرهای خود را از دست بدهد،
اما هرگز اصول خود را نه.

1276
01:57:24,250 --> 01:57:27,500
آنها هرگز از چالش دشمن
دوری نخواهند کرد.

1277
01:57:28,625 --> 01:57:30,625
به شما قول می دهم،

1278
01:57:30,750 --> 01:57:35,166
آکال سینگ شما
به این جنگ و جونگی پایان خواهد داد،

1279
01:57:35,541 --> 01:57:37,291
و پیروزمندانه باز خواهد گشت.

1280
01:57:39,125 --> 01:57:45,000
برو و به جونگی بگو که خالصه
آماده و مشتاق نبرد است.

1281
01:57:45,041 --> 01:57:46,250
فهمیدم.

1282
01:57:46,750 --> 01:57:51,916
جونگی سپیده دم از رودخانه به این سمت
عبور خواهد کرد.

1283
01:57:52,000 --> 01:57:53,416
نه.

1284
01:57:54,125 --> 01:57:56,125
برو و به او بگو،

1285
01:57:57,125 --> 01:58:00,541
این بار، این خالصه خواهد بود
که از رودخانه عبور می کند.

1286
01:58:00,625 --> 01:58:04,541
و به او بگو که طولانی به طلوع خورشید
خیره شود،

1287
01:58:05,000 --> 01:58:08,000
زیرا این خالصه خواهد بود
که تنها شاهد غروب خورشید خواهد بود.

1288
01:58:25,291 --> 01:58:26,750
زورا سینگ جی،

1289
01:58:27,416 --> 01:58:29,500
این صبح زود
به کجا می روی؟

1290
01:58:29,750 --> 01:58:32,041
وقتی پدری خود را برای جنگ آماده می کند،

1291
01:58:32,750 --> 01:58:35,125
پسر نمی تواند در رختخوابش بیکار بماند، پدر.

1292
01:58:35,916 --> 01:58:38,000
من در این نبرد به شما ملحق خواهم شد.

1293
01:58:38,291 --> 01:58:40,375
به تو افتخار می کنم پسرم،

1294
01:58:41,125 --> 01:58:45,166
اما دستت هنوز برای گرفتن شمشیر خیلی کوچک است.

1295
01:58:45,250 --> 01:58:47,625
یا در آن روز، نباید

1296
01:58:47,916 --> 01:58:52,000
خاک مقدس از پای صاحبزادگان جوان سرهند را روی پیشانی من می گذاشتی،

1297
01:58:52,500 --> 01:58:54,375
یا نباید امروز چنین حرف هایی می زدی.

1298
01:58:58,125 --> 01:59:00,500
مادرت شاهد احترام عمیق تو

1299
01:59:01,250 --> 01:59:03,541
به خاک مقدس سرهند در روزهای دیگر بود پسرم.

1300
01:59:06,375 --> 01:59:08,375
من به شجاعت تو شک ندارم،

1301
01:59:09,000 --> 01:59:13,125
اما امروز، من به تنهایی با دشمن روبرو خواهم شد.

1302
01:59:13,916 --> 01:59:17,291
قبل از غروب آفتاب،
کنار شما خواهم بود.

1303
02:00:15,000 --> 02:00:16,625
آکال سینگ.

1304
02:00:17,541 --> 02:00:19,250
من چیزهای زیادی درباره شما شنیده ام.

1305
02:00:19,375 --> 02:00:22,125
امروز، شاهد خواهید بود که
هر آنچه شنیده اید درست است.

1306
02:00:23,416 --> 02:00:28,000
گفته می شود که جامعه شما
تاریخچه غرورآمیزی از دلاوری دارد.

1307
02:00:28,250 --> 02:00:32,375
حالا، بگو ببینم، کدام شیر را
قبل از خواب می کشی؟

1308
02:00:34,000 --> 02:00:37,750
جامعه من هرگز با کلمات
به تاریخ خود نبالیده است.

1309
02:00:38,166 --> 02:00:43,000
ما داستان خود را با لبه شمشیرهایمان
بر گوشت دشمن حک می کنیم.

1310
02:00:45,625 --> 02:00:48,375
به زودی خودتان
این را خواهید دید.

1311
02:00:48,750 --> 02:00:52,125
و همیشه لازم نیست
قبل از استراحت یک شیر شجاع را کشت -

1312
02:00:52,416 --> 02:00:56,041
بعضی وقت‌ها، متاسفانه، ما باید
شغال‌های بزدل را هم از بین ببریم.

1313
02:00:58,416 --> 02:01:01,916
حرف‌هایت مرا سرگرم می‌کند.

1314
02:01:02,041 --> 02:01:04,625
بهتر است با لبخند بمیری،

1315
02:01:05,291 --> 02:01:07,791
اما آکال سینگ به تو قسم می‌خورد:

1316
02:01:07,875 --> 02:01:09,500
پایان خود را
با لبخند بر چهره ملاقات نخواهی کرد،

1317
02:01:09,625 --> 02:01:11,541
بلکه با ترس که در قلبت می‌کوبد.

1318
02:01:14,625 --> 02:01:16,416
و تاریخ شاهد است -

1319
02:01:17,250 --> 02:01:21,500
این خالصه هرگز پیمان خود را نمی‌شکند.

1320
02:02:01,125 --> 02:02:05,875
اگر آکال امروز بمیرد،
من انتقامم را خواهم گرفت.

1321
02:02:08,125 --> 02:02:09,625
و اگر جونگی بمیرد؟

1322
02:02:12,666 --> 02:02:14,375
سپس من تاج و تخت را به دست خواهم آورد.

1323
02:03:25,625 --> 02:03:34,000
برخیز، ای روح دلاور،

1324
02:03:34,041 --> 02:03:42,500
سینگ‌ها از زخم‌ها نمی‌ترسند،
بزرگ یا کوچک،

1325
02:03:42,541 --> 02:03:50,625
سینگ‌ها شجاعت خود را
از گورویشان می‌گیرند و استوار می‌ایستند،

1326
02:03:51,000 --> 02:03:55,375
سینگ‌ها با قدرت غرش می‌کنند،

1327
02:03:55,416 --> 02:03:59,166
سینگ‌ها هرگز در یک مبارزه زمین نمی‌خورند.

1328
02:03:59,375 --> 02:04:03,916
سینگ‌ها با قدرت غرش می‌کنند،

1329
02:04:04,000 --> 02:04:08,291
سینگ‌ها هرگز در یک مبارزه زمین نمی‌خورند.

1330
02:04:08,375 --> 02:04:10,750
خالصاجی، برخیز.

1331
02:04:11,041 --> 02:04:13,750
باید قبل از غروب آفتاب به خانه برگردی.

1332
02:04:14,125 --> 02:04:15,916
زورا منتظر توست.

1333
02:06:21,500 --> 02:06:23,875
بابا جی، چه اتفاقی دارد می افتد؟

1334
02:06:24,500 --> 02:06:26,791
این ملخ ها به ما خیانت کرده اند.

1335
02:06:26,875 --> 02:06:28,000
حالا چه اتفاقی می افتد؟

1336
02:06:29,666 --> 02:06:30,791
این مهم نیست.

1337
02:06:32,125 --> 02:06:34,750
ولی توافق شده بود - آنها باید
در نبرد رو در رو با هم روبرو شوند.

1338
02:06:35,125 --> 02:06:37,666
حالا، خالصای ما باید با
تک تک آنها در نبرد رو در رو روبرو شود.

1339
02:06:42,875 --> 02:06:44,125
ای روح دلاور!

1340
02:06:49,750 --> 02:06:51,166
ای روح دلاور!

1341
02:06:56,750 --> 02:07:00,000
پژواک‌ها در آسمان‌ها طنین‌انداز می‌شوند،

1342
02:07:00,125 --> 02:07:03,375
همانطور که یک سینگ نعره‌ای قدرتمند می‌کشد.

1343
02:10:06,750 --> 02:10:08,875
اما آکال سینگ به شما قسم می‌خورد:

1344
02:10:09,416 --> 02:10:11,125
شما با لبخند بر لب
به پایان خود نخواهید رسید،

1345
02:10:13,291 --> 02:10:14,875
بلکه با ترسی که در قلبتان می‌کوبد.

1346
02:10:58,250 --> 02:10:59,750
خالسا جی...

1347
02:11:19,250 --> 02:11:23,750
بوله سو نیهال...

1348
02:11:23,750 --> 02:11:27,375
ست شری آکال...!

1349
02:11:55,625 --> 02:11:59,541
می‌دانستم به قولت وفا می‌کنی،
سردار جی،

1350
02:11:59,625 --> 02:12:02,500
و برای درو کردن محصول باز خواهی گشت.

1351
02:12:03,125 --> 02:12:05,125
به هر حال، سردارنی به من دستور داده بود.

1352
02:12:05,250 --> 02:12:06,250
پدر!

1353
02:12:08,500 --> 02:12:09,916
بله، زورا سینگ جی؟

1354
02:12:10,875 --> 02:12:13,791
پدر، من از شما ناراحتم.

1355
02:12:14,041 --> 02:12:14,916
چرا، پسرم؟

1356
02:12:15,000 --> 02:12:17,875
شما باید سر جونگی را
با خود می آوردید.

1357
02:12:18,250 --> 02:12:19,625
زورا سینگ جی،

1358
02:12:19,666 --> 02:12:22,541
گورو گوبیند سینگ جی به ما آموخت
که در نبرد با زندگان روبرو شویم،

1359
02:12:23,166 --> 02:12:24,875
نه اینکه به مردگان بی احترامی کنیم.

1360
02:12:26,250 --> 02:12:27,250
حق با شماست، پدر.

1361
02:12:27,750 --> 02:12:28,791
داسِت رو بردار،

1362
02:12:29,291 --> 02:12:30,791
و بزن بریم سمتِ مزارع.

1363
02:12:31,000 --> 02:12:31,916
هوم.

1364
02:13:44,041 --> 02:13:46,291
قربان، خواهرتان خواستار حضور شما هستند.

1365
02:13:58,625 --> 02:13:59,875
ای روحِ دلاور!

1366
02:14:05,500 --> 02:14:06,625
ای روحِ دلاور!

1367
02:14:07,375 --> 02:14:10,750
پژواک‌ها در آسمان‌ها طنین انداز می‌شوند،

1368
02:14:10,875 --> 02:14:15,541
وقتی یک سینگ غرشِ قدرتمندی سر می‌دهد.

1369
02:14:17,666 --> 02:14:21,041
پژواک‌ها در آسمان‌ها طنین انداز می‌شوند،

1370
02:14:21,125 --> 02:14:24,375
وقتی یک سینگ غرشِ قدرتمندی سر می‌دهد...

1371
02:14:24,500 --> 02:14:31,750
طوفان در چشمانش شعله می‌کشد،

1372
02:14:31,875 --> 02:14:34,750
در حالی که دیگران فقط یک دنیا را می‌بینند،

1373
02:14:34,875 --> 02:14:38,250
او هر دو دنیا را درک می‌کند.

1374
02:14:38,291 --> 02:14:41,375
پژواک‌ها در آسمان‌ها طنین انداز می‌شوند،

1375
02:14:41,500 --> 02:14:44,916
مانند یک سینگ، یک شیر...

1376
02:14:45,000 --> 02:14:48,250
مانند شیری که غرش مهیبی سر می‌دهد.

1377
02:14:48,291 --> 02:14:52,375
مانند یک سینگ که غرش مهیبی سر می‌دهد.

1378
02:15:06,041 --> 02:15:11,625
سینگ استوار می‌ایستد،
حق خود را از طریق نبرد مطالبه می‌کند،

1379
02:15:12,916 --> 02:15:18,750
در آغوش
تعالیم بانی پرورش یافته است.

1380
02:15:21,666 --> 02:15:23,500
او خودِ زمین را می لرزاند،

1381
02:15:23,625 --> 02:15:25,125
اوه، حتی آسمان ها هم می لرزند.

1382
02:15:25,166 --> 02:15:26,875
دنیا با حیرت تماشا می کند،

1383
02:15:27,000 --> 02:15:28,375
وقتی که شجاع با شادی قدم برمی دارد.

1384
02:15:28,416 --> 02:15:30,250
سیکیسم مانند لبه تیز تیغه است،

1385
02:15:30,291 --> 02:15:32,000
پنج اصل ایمان، پیمان راهنمای آن هستند.

1386
02:15:32,125 --> 02:15:33,625
راه فضیلت را باید پیمود،

1387
02:15:33,750 --> 02:15:36,416
سیکیسم شمشیری است که بهای آن به آسانی پرداخت نمی شود،

1388
02:15:38,166 --> 02:15:42,000
اوه، چقدر مشتاقم جانم را در راه فداکاری تقدیم کنم.

1389
02:15:42,041 --> 02:15:45,000
پژواک ها در آسمان ها طنین انداز می شوند،

1390
02:15:45,125 --> 02:15:48,291
همانطور که یک سینگ نعره ای قدرتمند می زند.

1391
02:15:48,500 --> 02:15:51,791
پژواک ها در آسمان ها طنین انداز می شوند،

1392
02:15:51,916 --> 02:15:55,291
همانطور که یک سینگ نعره ای قدرتمند می زند.

1393
02:15:55,375 --> 02:16:02,625
طوفان ها در چشمانش خشم می ورزند،

1394
02:16:02,750 --> 02:16:05,625
در حالی که دیگران فقط یک دنیا می بینند،

1395
02:16:05,750 --> 02:16:09,250
او هر دو دنیا را درک می کند.

1396
02:16:09,375 --> 02:16:12,250
پژواک ها در آسمان ها طنین انداز می شوند،

1397
02:16:12,375 --> 02:16:16,000
همانطور که یک سینگ نعره ای قدرتمند می زند.

1398
02:16:16,125 --> 02:16:19,250
پژواک ها در آسمان ها طنین انداز می شوند،

1399
02:16:19,291 --> 02:16:26,250
به عنوان یک سینگ، یک شیر...

1400
02:16:26,791 --> 02:16:28,625
شجاعت در نگاهش می درخشد،

1401
02:16:28,666 --> 02:16:30,250
از کلامش، خدا سخن می گوید،

1402
02:16:30,375 --> 02:16:32,000
مهم نیست جمعیت چقدر باشد،

1403
02:16:32,125 --> 02:16:33,750
سینگ استوار و تسلیم ناپذیر می ایستد.

1404
02:16:33,791 --> 02:16:35,375
او با هدف صحبت می کند و عمل می کند،

1405
02:16:35,416 --> 02:16:37,000
هیچ غروری در قلبش متورم نمی شود،

1406
02:16:37,125 --> 02:16:38,875
زمین را فراموش کن،

1407
02:16:38,916 --> 02:16:41,000
حتی در بهشت هم نه،

1408
02:16:43,291 --> 02:16:47,041
آیا چیزی هست که برابری کند با
اقتدار یک سردار.

1409
02:16:47,125 --> 02:16:50,000
پژواک‌ها در آسمان‌ها طنین‌انداز می‌شوند،

1410
02:16:50,125 --> 02:16:53,375
همچون یک سینگ، یک شیر...

1411
02:16:53,500 --> 02:16:56,916
همچون شیری که غرش قدرتمندی سر می‌دهد.

1412
02:16:57,000 --> 02:17:00,250
همچون یک سینگ، یک شیر...

1413
02:17:00,375 --> 02:17:03,666
همچون شیری که غرش قدرتمندی سر می‌دهد.

1414
02:17:03,750 --> 02:17:06,750
همچون یک سینگ که غرش قدرتمندی سر می‌دهد.

