﻿1
00:00:02,875 --> 00:00:04,125
<i>سال ۱۹۷۱...</i>

2
00:00:05,500 --> 00:00:09,250
<i>سالی که ترکیب جمعیتی و تاریخ جهان را تغییر داد.</i>

3
00:00:10,000 --> 00:00:15,750
برای فرار از قتل عام هایی که توسط پاکستان در اوایل سال ۱۹۷۱ انجام شد

4
00:00:15,875 --> 00:00:20,125
میلیون ها پناهنده از پاکستان شرقی وارد هند شدند.

5
00:00:20,250 --> 00:00:23,500
وقتی تمام تلاش ها برای حل بحران شکست خورد

6
00:00:23,875 --> 00:00:28,250
دولت هند برای توانمندسازی مردم پاکستان شرقی وارد عمل شد

7
00:00:28,625 --> 00:00:32,125
تا از خود در برابر ارتش پاکستان دفاع کنند

8
00:00:32,500 --> 00:00:35,375
<i>در نتیجه، تنش ها به سرعت در امتداد مرزها افزایش یافت</i>

9
00:00:35,625 --> 00:00:36,625
بین هند و پاکستان شرقی

10
00:00:37,250 --> 00:00:39,875
<i>با حس کردن تمرکز روزافزون هند بر جبهه شرقی،</i>

11
00:00:40,125 --> 00:00:42,875
پاکستان حملاتی را در امتداد جبهه غربی هند آغاز کرد

12
00:00:42,875 --> 00:00:47,375
<i>به دنبال نفوذ به راجستان، پنجاب و جامو و کشمیر.</i>

13
00:00:47,500 --> 00:00:49,625
<i>وقتی جنگ به طور رسمی در 3 دسامبر آغاز شد،</i>

14
00:00:49,625 --> 00:00:52,875
<i>نبردهای زیادی در جبهه غربی انجام شد.</i>

15
00:00:53,125 --> 00:00:56,125
<i>از مهمترین آنها می توان به نبردهای دریایی در دریای عرب اشاره کرد...</i>

16
00:00:57,875 --> 00:00:59,375
<i>جنگ هوایی بر فراز سرینگر...</i>

17
00:01:01,375 --> 00:01:06,625
<i>نبرد باسانتار در منطقه شکرگره در بخش پتانکوت-جامو،</i>

18
00:01:07,250 --> 00:01:10,625
و نبرد مناور تاوی در جامو

19
00:01:12,500 --> 00:01:15,125
<i>نتیجه این نبردها</i>

20
00:01:15,500 --> 00:01:18,875
<i>در نهایت نتیجه نهایی جنگ سال ۱۹۷۱ را رقم خواهد زد.</i>

21
00:01:30,375 --> 00:01:31,625
جناب، ساعت نه است.

22
00:01:31,750 --> 00:01:33,250
اگر دیر کنیم، فرمانده خشمگین خواهد شد.

23
00:01:33,750 --> 00:01:35,625
او خشمگین نخواهد شد، منیر.

24
00:01:36,375 --> 00:01:39,250
در واقع، او از دیدن این نقشه بسیار خوشحال خواهد شد.

25
00:01:43,000 --> 00:01:44,250
اگر سریعتر حرکت کنیم،

26
00:01:45,125 --> 00:01:46,625
تا یک ساعت دیگر از مرز عبور خواهیم کرد.

27
00:01:47,125 --> 00:01:48,000
حرکت.

28
00:02:13,625 --> 00:02:14,625
بیا.

29
00:02:34,750 --> 00:02:36,375
کمک کنم عبور کنید؟

30
00:02:55,875 --> 00:02:57,125
عقب برو!

31
00:03:05,875 --> 00:03:06,875
منو پوشش بده! منو پوشش بده!

32
00:03:09,875 --> 00:03:11,375
پشت آن درخت. سریع!

33
00:03:12,500 --> 00:03:13,375
به شلیک ادامه بده.

34
00:03:16,000 --> 00:03:16,875
آجیت!

35
00:03:23,750 --> 00:03:24,625
رام سینگ!

36
00:03:27,000 --> 00:03:27,875
بله.

37
00:04:03,750 --> 00:04:04,625
آجیت!

38
00:04:05,125 --> 00:04:06,000
آتش!

39
00:04:39,375 --> 00:04:41,375
جناب، آنها در حال عقب نشینی هستند!

40
00:04:49,375 --> 00:04:51,125
- باید از اینجا بریم!
- ترک کنید!

41
00:07:08,375 --> 00:07:10,500
زمان عبور شما به آن طرف فرا رسیده است.

42
00:08:56,750 --> 00:08:57,750
جناب...

43
00:09:16,500 --> 00:09:19,500
افرادت رو برگردون!

44
00:09:22,125 --> 00:09:24,500
ما دخالت نخواهیم کرد!

45
00:09:25,000 --> 00:09:27,375
اما با دقت به من گوش کن!

46
00:09:28,000 --> 00:09:30,250
یاد بگیر در محدوده خودت بمونی!

47
00:09:31,875 --> 00:09:34,250
در غیر این صورت، این محدودیت ها از بین خواهند رفت،

48
00:09:35,375 --> 00:09:36,500
و تو هم همینطور!

49
00:10:24,875 --> 00:10:27,750
جناب، این سند حاوی جزئیات کاملی از مواضع ما در بخش جامو است.

50
00:10:28,375 --> 00:10:30,625
این موضوع اطلاعاتی را که دریافت کردیم تأیید می کند.

51
00:10:30,625 --> 00:10:31,750
کدام اطلاعات، قربان؟

52
00:10:32,250 --> 00:10:34,250
دو نقطه آسیب پذیر در این بخش وجود دارد

53
00:10:34,375 --> 00:10:37,875
که دسترسی آسانی را برای دشمن به جامو و کشمیر فراهم می کند.

54
00:10:38,875 --> 00:10:42,500
خط آتش بس در غرب برجستگی شکرگره و مناور تاوی؟

55
00:10:42,875 --> 00:10:43,750
بله.

56
00:10:44,250 --> 00:10:46,250
و طبق گزارش های اطلاعاتی...

57
00:10:47,500 --> 00:10:51,000
در آن سوی مناور تاوی، تجمع گسترده دشمن مشاهده شده است.

58
00:10:51,125 --> 00:10:53,750
این توضیح می دهد که چرا دیده بان های دشمن در روزهای اخیر به طور غیرمعمولی فعال بوده اند.

59
00:10:53,875 --> 00:10:57,125
پس باید فورا مواضع دفاعی خود را تقویت کنیم، قربان.

60
00:10:57,250 --> 00:10:58,250
دقیقا.

61
00:10:59,250 --> 00:11:02,875
گردان ها قبلاً در دار، رایپور و چمب مستقر شده اند.

62
00:11:03,500 --> 00:11:05,500
شما به مندیالا جنوبی منصوب می شوید.

63
00:11:05,875 --> 00:11:10,250
شما از شرکتی که در حال حاضر سر پل را در دست دارد، پشتیبانی خواهید کرد.

64
00:11:10,375 --> 00:11:12,125
چه نیروی دشمنی را پیش بینی می کنیم،آقا؟

65
00:11:12,125 --> 00:11:15,125
یک لشکر پیاده نظام با پشتیبانی...

66
00:11:15,625 --> 00:11:16,875
یک هنگ زرهی.

67
00:11:17,875 --> 00:11:21,875
می دانم، فاتح. نیروی دشمن در این مقیاس به نیروهای بیشتری نیاز دارد.

68
00:11:22,750 --> 00:11:25,375
اما اولویت ستاد فرماندهی همچنان جبهه شرقی است.

69
00:11:25,625 --> 00:11:28,875
این جنگ در شرق تعیین خواهد شد.

70
00:11:29,375 --> 00:11:31,375
قربان، با قضاوت بر اساس حرکت دشمن،

71
00:11:31,500 --> 00:11:34,250
به نظر می رسد تصمیم ممکن است در غرب گرفته شود.

72
00:11:34,500 --> 00:11:35,875
این چیزی است که ما داریم، فاتح.

73
00:11:36,000 --> 00:11:38,875
اگر آنها از مناور تاوی عبور کنند،

74
00:11:38,875 --> 00:11:42,000
به زودی به جامو می رسند و سپس مستقیماً به سرینگر می روند.

75
00:11:42,125 --> 00:11:43,375
این هرگز اتفاق نخواهد افتاد، قربان!

76
00:11:44,125 --> 00:11:45,250
بگذارید بیایند!

77
00:11:46,250 --> 00:11:48,625
ما از آنها به خوبی مراقبت خواهیم کرد.

78
00:11:49,500 --> 00:11:52,750
این جنگ در شرق یا غرب تعیین نخواهد شد.

79
00:11:53,125 --> 00:11:56,125
اینجا تعیین خواهد شد... درست همین جا.

80
00:12:00,625 --> 00:12:03,500
به نظر من، استقرار بیش از دو گردان غیر عملی خواهد بود.

81
00:12:03,625 --> 00:12:06,250
اما ژنرال نیازی درخواست یک لشکر کامل را کرده است.

82
00:12:07,250 --> 00:12:08,250
با پشتیبانی کامل هوایی.

83
00:12:08,250 --> 00:12:10,750
اگر کل لشکر را به پاکستان شرقی منحرف کنیم،

84
00:12:10,875 --> 00:12:14,000
- چگونه از این جبهه دفاع کنیم، جناب ژنرال؟
- آیا فقط منتظر بمانیم؟

85
00:12:16,125 --> 00:12:18,250
آقا، نیروهای هندی در حال آماده شدن هستند.

86
00:12:22,500 --> 00:12:26,125
شما باید روانشناسی ملتی را که می خواهید با آن بجنگید، درک کنید، حامد.

87
00:12:27,375 --> 00:12:30,875
ارتش هند هرگز جرات عبور از مرز شرقی را نخواهد داشت.

88
00:12:31,375 --> 00:12:33,750
آنها از آمریکا و چین می ترسند.

89
00:12:35,000 --> 00:12:39,750
این بنگالی ها، هندی ها نژادی ترسو هستند.

90
00:12:40,875 --> 00:12:44,375
چند هزار نفر را بکشید، و می دانید چگونه پاسخ خواهند داد.

91
00:12:46,875 --> 00:12:50,625
آقا، منظور من این است که ما نباید هرگز دشمن را دست کم بگیریم.

92
00:12:50,750 --> 00:12:52,750
آنها ممکن است شجاع باشند،

93
00:12:54,250 --> 00:12:57,875
اما حتی شجاعت را نیز می توان با استراتژی درست شکست داد.

94
00:13:01,125 --> 00:13:02,000
آیا ما...

95
00:13:02,250 --> 00:13:04,625
برای عملیات چنگیز آماده ایم، ظفر؟

96
00:13:05,375 --> 00:13:07,000
جنگنده های من مسلح و آماده هستند، قربان.

97
00:13:07,625 --> 00:13:09,375
فقط تاریخ و زمان را به ما بدهید.

98
00:13:33,000 --> 00:13:34,750
قربان، موتور بیش از حد گرم شده است.

99
00:13:36,125 --> 00:13:37,625
به آب برای رادیاتور نیاز داریم.

100
00:13:52,000 --> 00:13:53,000
هی! ایست!

101
00:13:54,250 --> 00:13:55,125
لعنتی!

102
00:13:55,500 --> 00:13:56,500
هی، همونجا وایستا!

103
00:13:56,625 --> 00:13:59,250
- یه قدم دیگه برندار.
- بیارش پایین. بیارش پایین.

104
00:13:59,250 --> 00:14:00,125
وایستا!

105
00:14:00,250 --> 00:14:01,250
قلبت رو سوراخ می کنم!
بیارش پایین!

106
00:14:01,375 --> 00:14:02,875
- همونجا که هستی بمون!
- یه قدم برو عقب!

107
00:14:02,875 --> 00:14:03,750
کری؟

108
00:14:04,375 --> 00:14:06,125
مغزت رو متلاشی می کنم! بیارش پایین!

109
00:14:06,375 --> 00:14:08,750
- نیشان سینگ!
- گفتم عقب وایستا...

110
00:14:16,625 --> 00:14:18,125
نیشان سینگ، اسلحه ات رو بیار پایین.

111
00:14:31,250 --> 00:14:34,375
- همونجا که هستی بمون!
- عقب! نزدیک تر نیا!

112
00:14:34,500 --> 00:14:35,500
افسرت رو کنترل کن!

113
00:14:43,125 --> 00:14:44,500
بگو نیشان سینگ...

114
00:14:45,750 --> 00:14:48,125
درخت های اون طرف برکه چقدر فاصله دارن؟

115
00:14:49,875 --> 00:14:51,375
تقریباً ۷۰۰ تا ۸۰۰ متر، قربان.

116
00:14:52,500 --> 00:14:53,875
و افراد ما؟

117
00:14:55,500 --> 00:14:56,375
کدوم ها، قربان؟

118
00:14:57,625 --> 00:15:00,625
جوخه ما توی جاده. از اینجا چقدر فاصله دارن؟

119
00:15:01,375 --> 00:15:02,375
دویست و پنجاه متر، قربان.

120
00:15:03,750 --> 00:15:09,250
اگه شلیک کنن و فرار کنن، چقدر طول میکشه به درخت ها برسن؟

121
00:15:09,750 --> 00:15:11,000
حداقل سه دقیقه، قربان.

122
00:15:11,375 --> 00:15:13,000
و افراد ما چقدر طول میکشه به اینجا برسن؟

123
00:15:14,250 --> 00:15:15,125
یک دقیقه.

124
00:15:15,250 --> 00:15:17,125
پس توی دو دقیقه باقی مونده،

125
00:15:17,500 --> 00:15:19,750
چند تا گلوله بهشون اصابت می کنه؟

126
00:15:21,250 --> 00:15:23,625
حداقل ۱۵۰ تا ۲۰۰ تا گلوله، قربان.

127
00:15:37,750 --> 00:15:38,625
همونجا وایستا.

128
00:15:38,750 --> 00:15:40,125
به افسرت بگو همونجا وایسته!

129
00:15:40,250 --> 00:15:41,625
عقب وایستا! تکون نخور!

130
00:15:41,750 --> 00:15:42,750
تکون نخور!

131
00:15:42,875 --> 00:15:43,875
یکی جلوش رو بگیره!

132
00:15:44,125 --> 00:15:45,125
جلو نیا!

133
00:15:45,250 --> 00:15:47,500
- برو عقب.
- عقب وایستا...

134
00:15:47,625 --> 00:15:49,500
گفتم جلو نیا، وگرنه شلیک می کنم!

135
00:15:49,750 --> 00:15:50,750
برو عقب.

136
00:15:51,375 --> 00:15:52,375
عقب وایستا وگرنه شلیک می کنم!

137
00:15:52,375 --> 00:15:54,000
تکون نخور
- وایستا.

138
00:15:56,250 --> 00:15:58,875
- گفتم وایستا!
- عقب وایستا!

139
00:15:59,625 --> 00:16:00,625
هی، وایستا!

140
00:16:08,250 --> 00:16:11,625
سربازها! درجه من چیه؟

141
00:16:14,125 --> 00:16:16,000
حتماً آموزش دیدید که درجه ها رو تشخیص بدید.

142
00:16:16,875 --> 00:16:17,875
درجه من چیه؟

143
00:16:19,750 --> 00:16:20,625
سرگرد.

144
00:16:31,375 --> 00:16:32,500
سرگرد، قربان!

145
00:16:34,875 --> 00:16:36,000
سرگرد، قربان.

146
00:16:36,125 --> 00:16:37,000
اسمت؟

147
00:16:38,250 --> 00:16:40,000
آقا

148
00:16:40,250 --> 00:16:42,000
اشفق، چند وقته که توی ارتش هستی؟

149
00:16:42,625 --> 00:16:43,500
سه ماه، قربان.

150
00:16:43,875 --> 00:16:48,625
تو این سه ماه یاد نگرفتی که باید به یه افسر احترام نظامی بذاری؟

151
00:16:49,000 --> 00:16:50,375
مهم نیست به کدوم ارتش تعلق داره؟

152
00:16:51,625 --> 00:16:52,500
کردی یا نکردی؟

153
00:16:54,000 --> 00:16:55,125
به من نگاه کن، سرباز!

154
00:16:56,875 --> 00:16:58,125
جنگ هنوز شروع نشده.

155
00:16:58,625 --> 00:17:01,875
سلاح هاتون رو پایین بیارید و ادای احترام کنید!

156
00:17:14,000 --> 00:17:15,375
کی تو خونه منتظرته، اشفق؟

157
00:17:16,625 --> 00:17:21,375
پدر و مادرم... و یه برادر کوچکتر،آقا

158
00:17:21,750 --> 00:17:23,375
میخوای نامه بعدی اونها رو بخونی؟

159
00:17:24,875 --> 00:17:25,750
میخوای؟

160
00:17:27,000 --> 00:17:28,375
بله، قربان.

161
00:17:28,875 --> 00:17:32,375
پس آب رو پر کن و برو.

162
00:17:35,750 --> 00:17:36,875
زود باش، سرباز!

163
00:17:37,250 --> 00:17:38,375
قربان...

164
00:17:39,750 --> 00:17:42,875
باید جدا جدا بهت بگم؟
برو دیگه.

165
00:17:47,375 --> 00:17:48,250
قربان!

166
00:17:50,000 --> 00:17:52,625
نیشان، بالام! عقب نشینی کنید!

167
00:18:42,750 --> 00:18:43,625
چشم، قربان.

168
00:18:45,750 --> 00:18:46,625
- زنده باد هند، قربان.
- زنده باد هند، قربان.

169
00:18:46,625 --> 00:18:48,250
ریلکس باشید بچه ها. گزارش چیه؟

170
00:18:48,250 --> 00:18:49,875
قربان، همه هواپیماها تست شدند.

171
00:18:50,375 --> 00:18:51,750
فقط شش تا کاملاً عملیاتی هستند.

172
00:18:53,125 --> 00:18:54,125
کافی نیست.

173
00:18:54,250 --> 00:18:57,625
اگه جنگ بشه، به جنگنده های بیشتری نیاز داریم تا سرینگر رو امن نگه داریم.

174
00:18:58,375 --> 00:19:00,375
- شش تا کافی نیست.
- دقیقا، قربان.

175
00:19:01,000 --> 00:19:02,000
شش تا کافی نیست.

176
00:19:03,375 --> 00:19:04,500
من میتونم تنهایی از پسشون بر بیام.

177
00:19:05,125 --> 00:19:06,875
جی-من رو هم بفرستید خونه.

178
00:19:07,875 --> 00:19:10,875
اگه تو فرمانده بودی، سخون، احتمالا من رو هم میفرستادی خونه.

179
00:19:11,125 --> 00:19:12,000
شیطون.

180
00:19:13,875 --> 00:19:17,250
شاید نیروی کمتری داشته باشیم، قربان، اما قدرتمون کمتر نیست.

181
00:19:18,000 --> 00:19:20,375
این آسمان ها مال ماست، و مال ما هم خواهد موند.

182
00:19:27,500 --> 00:19:28,750
بعدا تو غذاخوری میبینمتون.

183
00:19:28,750 --> 00:19:29,625
باشه.

184
00:20:09,750 --> 00:20:11,125
این پیام رو به فرمانده ناوگان بفرستید.

185
00:20:11,500 --> 00:20:12,375
قربان.

186
00:20:13,875 --> 00:20:16,000
قربان، همه چی تو افق امنه.

187
00:20:16,625 --> 00:20:17,500
خوبه.

188
00:20:18,250 --> 00:20:20,375
پل رو نگه دار، روات.
و سرعت رو روی ۱۲ گره دریایی حفظ کن.

189
00:20:20,625 --> 00:20:21,875
باید برم اتاق سونار.

190
00:20:22,250 --> 00:20:23,125
چشم، کاپیتان.

191
00:20:35,500 --> 00:20:36,500
بگو، رانگا.

192
00:20:37,875 --> 00:20:38,750
قربان؟

193
00:20:38,875 --> 00:20:40,375
من مردام رو میشناسم.

194
00:20:41,375 --> 00:20:42,250
چی نگرانت کرده؟

195
00:20:43,500 --> 00:20:44,625
باید سرعتمون رو بیشتر کنیم.

196
00:20:46,000 --> 00:20:47,875
سونار بالای ۱۲ گره دریایی از کار میفته.

197
00:20:48,000 --> 00:20:49,000
تو اینو میدونی، رانگا.

198
00:20:49,375 --> 00:20:52,500
سونار از قبل هم مشکل داشته، و بردش هم محدوده.

199
00:20:52,500 --> 00:20:55,500
اگه از فاصله دور حمله کنن، اژدرهامون هیچ تاثیری نخواهند داشت.

200
00:20:55,750 --> 00:20:59,875
پس، اگه سرعتمون رو بیشتر کنیم، هدف قرار دادنمون آسون نخواهد بود.

201
00:21:02,000 --> 00:21:05,375
آیا ماموریت ما فرار از دشمن است یا شکار و نابودی آنها؟

202
00:21:05,875 --> 00:21:07,000
نابود کردنشان، قربان.

203
00:21:07,250 --> 00:21:09,125
برای نجات بنادر خود از حمله.

204
00:21:09,250 --> 00:21:10,500
پس ما این خطر را می پذیریم.

205
00:21:11,750 --> 00:21:14,250
بدون سونار، ما نمی توانیم زیردریایی های آنها را شناسایی کنیم.

206
00:21:16,375 --> 00:21:18,125
من به سونار اعتماد ندارم، قربان.

207
00:21:19,000 --> 00:21:21,125
- به من اعتماد داری؟
- البته، قربان.

208
00:21:26,500 --> 00:21:27,500
و من به او اعتماد دارم.

209
00:21:37,500 --> 00:21:39,500
در این آب ها، ما مرز هستیم.

210
00:21:40,375 --> 00:21:43,875
دشمن نباید تحت هیچ شرایطی از این مرز عبور کند.

211
00:21:50,500 --> 00:21:51,375
نگاه کن، رانگا.

212
00:21:52,750 --> 00:21:53,875
الهه ما را تماشا می کند.

213
00:21:55,125 --> 00:21:56,625
پیروزی قطعی است.

214
00:21:57,875 --> 00:21:58,875
قربان!

215
00:22:13,625 --> 00:22:14,500
آجیت.

216
00:22:20,750 --> 00:22:21,625
عمو.

217
00:22:23,625 --> 00:22:24,875
از کجا می آیی؟

218
00:22:25,750 --> 00:22:27,000
چک پیران، قربان.

219
00:22:27,375 --> 00:22:30,250
روستای ما آن طرف تاوی است.

220
00:22:33,250 --> 00:22:34,250
چه اتفاقی افتاده؟

221
00:22:36,125 --> 00:22:39,125
نیروهای دشمن در آن طرف مرز اردو زدند.

222
00:22:40,375 --> 00:22:41,500
سربازان ما در این طرف جمع می شوند.

223
00:22:43,625 --> 00:22:46,125
ما فهمیدیم... جنگ در راه است.

224
00:22:47,500 --> 00:22:49,250
ما یک شبه فرار کردیم.

225
00:22:50,625 --> 00:22:52,625
حالا کجا می روید؟

226
00:22:54,875 --> 00:22:55,875
نمی دانم، قربان.

227
00:22:57,125 --> 00:22:59,875
من تمام عمرم آنجا عمر کرده ام.

228
00:23:02,125 --> 00:23:04,500
در روستای ما یک مقبره متبرکه وجود دارد.

229
00:23:06,625 --> 00:23:09,750
می گویند او به مسافران گمشده کمک می کرد راه خود را پیدا کنند.

230
00:23:10,875 --> 00:23:12,500
ما آنجا چراغی روشن کردیم...

231
00:23:14,125 --> 00:23:17,375
به امید اینکه او ما را به خانه هدایت کند.

232
00:23:18,125 --> 00:23:23,000
عمو، حتی کوچکترین نور هم می تواند کسانی را که گم شده اند راهنمایی کند.

233
00:23:25,125 --> 00:23:28,125
عمو، نگران نباش.

234
00:23:29,250 --> 00:23:32,375
شما قطعا به خانه باز خواهید گشت.

235
00:23:32,875 --> 00:23:34,000
این قول ماست.

236
00:23:46,000 --> 00:23:47,375
- جی هند، قربان.
- جی هند.

237
00:23:52,625 --> 00:23:53,500
آن را آنجا بگذار.

238
00:23:54,125 --> 00:23:56,375
ما آنها را در نزدیکی آبگیر در منطقه بی طرف ملاقات کردیم،

239
00:23:56,875 --> 00:23:58,625
نزدیک ستون مرزی پنجاه و سه.

240
00:23:59,875 --> 00:24:00,750
تکاورها؟

241
00:24:01,250 --> 00:24:04,250
نه، آقا. منظم پاکستان

242
00:24:06,375 --> 00:24:08,000
این یعنی آنها فعال می شوند.

243
00:24:08,500 --> 00:24:10,125
در روستای ما یک ضرب المثل وجود دارد، قربان.

244
00:24:10,875 --> 00:24:12,875
وقتی جیرجیرک ها صدای زیادی تولید می کنند،

245
00:24:13,500 --> 00:24:14,875
شب در حال فرا رسیدن است.

246
00:24:15,750 --> 00:24:17,250
امروز، آنها به مرز نزدیک شدند.

247
00:24:17,750 --> 00:24:19,000
فردا، ممکن است از آن عبور کنند.

248
00:24:20,000 --> 00:24:21,375
ما باید اقدام کنیم.

249
00:24:22,000 --> 00:24:24,125
ما نمی توانیم اول ضربه بزنیم، هوشیار.

250
00:24:24,625 --> 00:24:25,625
شما سیاست را می دانید.

251
00:24:31,375 --> 00:24:32,750
به همین دلیل امروز مردها رو مهار کردم.

252
00:24:33,750 --> 00:24:38,125
اما عقب نگه داشتن سربازها در حالی که با دشمن روبرو هستند، روحیه اونها رو میشکنه.

253
00:24:38,625 --> 00:24:41,250
اگه جنگ شروع بشه، فرصتش رو خواهید داشت.

254
00:24:41,875 --> 00:24:42,750
قول میدم.

255
00:24:43,125 --> 00:24:44,000
جناب.

256
00:24:47,000 --> 00:24:47,875
جناب!

257
00:24:49,125 --> 00:24:52,000
فکر میکردم امروز یه درگیری داشته باشیم.

258
00:24:52,125 --> 00:24:56,500
اما جناب هوشیار با حرفاشون اونها رو خلع سلاح کردن.

259
00:24:56,625 --> 00:24:58,625
حتی دشمن هم مجبور شد تعظیم کنه.

260
00:24:59,000 --> 00:25:02,250
اگه جناب منو متوقف نکرده بود، گردنشون رو خورد میکردم.

261
00:25:02,625 --> 00:25:04,625
دو ماهه که فقط داریم اسلحه تمیز میکنیم.

262
00:25:05,750 --> 00:25:08,875
امروز فرصتش رو داشتیم، اما از دستش دادیم.

263
00:25:21,125 --> 00:25:25,000
غلبه بر ذهن شجاعت بیشتری از غلبه بر دشمن میخواد.

264
00:25:25,375 --> 00:25:26,500
مراقب باش، برادر.

265
00:25:27,250 --> 00:25:29,125
با این روند، یه قدیس میشی.

266
00:25:29,750 --> 00:25:32,125
مادرت میخواست اون کتاب رو بخونی، نه اینکه طبق اون عمر کنی.

267
00:25:35,250 --> 00:25:37,875
همه عصبانی اند که دشمن زنده رفت.

268
00:25:39,125 --> 00:25:42,125
اما بالام سینگ بیشتر از همه رنج میبره.

269
00:25:42,125 --> 00:25:43,750
- چطور؟
- آره، چطور؟

270
00:25:44,500 --> 00:25:46,125
شانسش اینجا تموم شده.

271
00:25:46,875 --> 00:25:50,625
اگه به پاکستان میرفت، شاید یه عروس پیدا میکرد!

272
00:25:52,500 --> 00:25:54,375
مزخرف نگو!

273
00:25:55,500 --> 00:25:57,125
- جناب نشان!
- بله.

274
00:25:57,250 --> 00:26:01,125
اون دختره از حصار رو یادت میاد؟ شنیدم اونم هفته پیش ازدواج کرد.

275
00:26:01,250 --> 00:26:02,750
او بهش کمک کنه

276
00:26:02,875 --> 00:26:07,250
هر دختری رو که دوست داره، تو یه ماه ازدواج میکنه

277
00:26:07,250 --> 00:26:08,875
خفه شو، احمق!

278
00:26:10,375 --> 00:26:11,375
وگرنه میکشمت!

279
00:26:11,625 --> 00:26:14,125
تو منطقه ما، اون معروفه.

280
00:26:14,625 --> 00:26:18,875
همین که به یه دختر نگاه میکنه، صدای زنگ عروسی براش به صدا در میاد.

281
00:26:19,000 --> 00:26:20,000
- جی هند، جناب.
- جی هند.

282
00:26:21,625 --> 00:26:23,625
برات تعریف میکنم یه بار چی شد.

283
00:26:24,000 --> 00:26:26,750
- خانواده یه دختر اومدن خونش.
- فهمیدم.

284
00:26:26,750 --> 00:26:29,125
- نشوندنش و روبندش رو برداشتن.
- و؟

285
00:26:29,250 --> 00:26:31,625
در واقع عمه پیرشون بود!

286
00:26:33,625 --> 00:26:38,750
گفتن: 'بابا بالام سینگ، این پیر رو هم برکت بده

287
00:26:38,875 --> 00:26:40,750
بذار اونم ازدواج کنه.'

288
00:26:41,375 --> 00:26:42,750
ای شیطون! اسم منم بالام سینگه!

289
00:26:42,875 --> 00:26:46,500
- امروز بهت درس میدم...
- درود بر بابا بالام سینگ!

290
00:26:46,500 --> 00:26:49,875
درود بر بابا بالام سینگ!

291
00:27:28,750 --> 00:27:32,375
آقایان، امروز به شما فرصتی داده میشه

292
00:27:33,750 --> 00:27:36,625
که فقط تعداد کمی از افراد خوش شانس اون رو دریافت میکنن.

293
00:27:37,750 --> 00:27:40,500
فرصت اینکه سرباز هند بشید.

294
00:27:41,250 --> 00:27:44,125
امروز شروعی تازه برای همه شماست.

295
00:27:45,000 --> 00:27:47,750
چون لحظه ای که قدم به این آکادمی میذارید،

296
00:27:49,000 --> 00:27:53,250
عمر قدیمی خودتون رو پشت سر میذارید.

297
00:27:53,250 --> 00:27:55,250
از این لحظه به بعد، همه چیز دیگه رو فراموش خواهید کرد.

298
00:27:55,250 --> 00:27:59,375
دوستاتون، خانوادتون، خونه تون.

299
00:28:00,000 --> 00:28:02,625
چون حالا، رفقاتون دوستاتون هستن،

300
00:28:04,375 --> 00:28:06,125
ارتش خانوادتونه،

301
00:28:08,000 --> 00:28:10,875
و این ملت، خانه شماست.

302
00:28:13,000 --> 00:28:15,750
ما تو را خواهیم شکست
- به پیش!

303
00:28:15,875 --> 00:28:17,625
<i>- و تو را دوباره شکل خواهیم داد.</i>
- حرکت کن!

304
00:28:17,750 --> 00:28:22,250
ما شما را طوری شکل خواهیم داد که دیگر هیچ‌کس نتواند شما را بشکند

305
00:28:25,000 --> 00:28:28,750
انتظار دارم تمام تلاشتان را بکنید

306
00:28:29,125 --> 00:28:35,625
و ثابت کنید که لیاقت سرباز خوانده شدن در ارتش هند را دارید.

307
00:28:52,750 --> 00:28:54,625
و طبق سنت،

308
00:28:55,375 --> 00:28:58,875
به بهترین دانشجوی افسری، شمشیر افتخار اهدا خواهد شد.

309
00:29:00,500 --> 00:29:02,000
نیروی هوایی آن را خواهد برد.

310
00:29:03,000 --> 00:29:04,000
چه کسی دیگری می‌تواند؟

311
00:29:43,000 --> 00:29:44,625
دانشجو، حالت خودت را حفظ کن!

312
00:30:15,500 --> 00:30:16,375
برادر...

313
00:30:18,750 --> 00:30:21,000
تو در آب شنا نمی‌کنی. روی آن سُر می‌خوری.

314
00:30:22,375 --> 00:30:23,250
فوق‌العاده‌ست.

315
00:30:24,000 --> 00:30:24,875
چطور این کار را انجام می‌دهی؟

316
00:30:26,625 --> 00:30:29,125
در روستای من، یک حوض بود.

317
00:30:30,500 --> 00:30:32,250
یک بت قدیمی از الهه در آن قرار داشت.

318
00:30:33,750 --> 00:30:36,125
پدرم برای لمس پاهای الهه به من یک سکه می‌داد.

319
00:30:37,750 --> 00:30:39,375
من در کودکی بارها شیرجه می‌زدم.

320
00:30:42,750 --> 00:30:45,875
شیرجه زدن در آب به معنای دیدن الهه مامان بود.

321
00:30:47,000 --> 00:30:49,000
- همیشه از پدرم توبیخ می‌شدم.
- چرا؟

322
00:30:50,375 --> 00:30:52,875
من صفحه‌های کتاب‌هایم را پاره می‌کردم و هواپیمای کاغذی می‌ساختم.

323
00:30:54,250 --> 00:30:55,625
سلام برادر. بیا به ما ملحق شو.

324
00:30:56,625 --> 00:30:58,375
تو مثل یک سگ شکاری می‌دوی.

325
00:30:58,625 --> 00:31:00,625
اما مهم نیست ارتش چقدر تلاش می‌کند،

326
00:31:02,000 --> 00:31:03,375
هرگز نمی‌تواند از نیروی هوایی پیشی بگیرد.

327
00:31:03,875 --> 00:31:04,750
درسته، برادر؟

328
00:31:05,250 --> 00:31:07,000
بیا، به ما ملحق شو.

329
00:31:10,000 --> 00:31:10,875
چی...

330
00:31:12,250 --> 00:31:13,250
مشکلش چیه؟

331
00:31:14,125 --> 00:31:15,250
چرا همیشه اینقدر مغروره؟

332
00:31:16,000 --> 00:31:17,000
هیچ ایده‌ای ندارم.

333
00:31:17,750 --> 00:31:19,375
او به ندرت با کسی صحبت می‌کند.

334
00:31:39,375 --> 00:31:41,875
برادر، مشت زدن به کیسه شجاعت نیست.

335
00:31:43,250 --> 00:31:45,125
اگر عرضه داری، با نیروی هوایی روبرو شو.

336
00:31:52,250 --> 00:31:53,625
سِکهون، داری چیکار می‌کنی؟

337
00:31:53,875 --> 00:31:55,250
کلاس داره شروع می‌شه.

338
00:31:55,625 --> 00:32:00,000
کلنجار رفتن با انگلیسی به اندازه روبرو شدن با اون لذت‌بخش نیست.

339
00:32:00,125 --> 00:32:02,500
- با او چه مشکلی داری؟
- من با او مشکلی ندارم.

340
00:32:03,250 --> 00:32:04,125
من با باختن مشکل دارم.

341
00:32:22,500 --> 00:32:23,875
در روستای ما یک ضرب‌المثل هست.

342
00:32:24,625 --> 00:32:28,250
وقتی مثل چوب کبریت هستی، مثل بهیم لاف نزن.

343
00:32:29,125 --> 00:32:31,500
تسلیم شو، وگرنه آخرش با دماغ شکسته روبرو می‌شی.

344
00:32:32,000 --> 00:32:32,875
بزن بریم.

345
00:32:37,625 --> 00:32:39,000
حتی اگه گردنم بشکنه، برادر...

346
00:32:41,125 --> 00:32:42,250
من هرگز تسلیم نمی‌شم.

347
00:32:44,625 --> 00:32:46,250
پس بزن بریم. یالا.

348
00:32:52,125 --> 00:32:54,625
خب... هنوز سیر نشدی؟

349
00:32:55,875 --> 00:32:57,875
وقتی مردم به بالا نگاه می‌کنند، او را می‌بینند.

350
00:32:58,625 --> 00:33:00,125
وقتی دشمنان به بالا نگاه می‌کنند، سِکهون را می‌بینند.

351
00:33:01,750 --> 00:33:03,250
اونوقت کاری می کنم او رو ملاقات کنی.

352
00:33:03,625 --> 00:33:04,500
زود باش.

353
00:33:15,000 --> 00:33:15,875
جناب سروان داره میاد!

354
00:33:16,500 --> 00:33:19,500
بزن دیگه
- جناب سروان اینجاست.

355
00:33:19,500 --> 00:33:21,625
- سخون...
- نشونت می دم...

356
00:33:21,750 --> 00:33:23,000
اینجا چه خبره؟!

357
00:33:24,625 --> 00:33:25,500
جناب سروان!

358
00:33:30,125 --> 00:33:34,250
ما دانشجویان نظامی رو از هر سه نیرو با هم آموزش می دیم

359
00:33:35,125 --> 00:33:37,500
تا یاد بگیرن با هم متحد باشن

360
00:33:39,250 --> 00:33:41,000
نه اینکه با هم بجنگن.

361
00:33:41,875 --> 00:33:44,750
این جور بی انضباطی تحمل نخواهد شد!

362
00:33:45,000 --> 00:33:47,875
دویدن ده مایلی تا تپه دومتور.

363
00:33:48,500 --> 00:33:50,125
همین الان، آس ها!

364
00:33:50,125 --> 00:33:51,125
جناب سروان!

365
00:33:56,000 --> 00:34:00,500
بچه ها، من به خاطر شما دو تا تو این دردسر افتادم.

366
00:34:02,000 --> 00:34:03,375
کتک خوردم و مجازات شدم.

367
00:34:04,125 --> 00:34:05,500
تقصیر من چی بود؟

368
00:34:06,250 --> 00:34:07,125
سلام برادر.

369
00:34:09,500 --> 00:34:11,000
خیلی باهوشی.

370
00:34:11,500 --> 00:34:13,875
فکر می کنی اول شروع کردن یعنی برنده شدن.

371
00:34:14,375 --> 00:34:15,750
من تا حالا تو هیچ مسابقه ای نباختم.

372
00:34:15,875 --> 00:34:18,625
لعنتی ها، این مسابقه نیست

373
00:34:18,625 --> 00:34:19,500
هر چی که هست.

374
00:34:20,625 --> 00:34:22,500
نمی ذارم برنده بشه، حتی تو مجازات.

375
00:34:23,000 --> 00:34:24,125
می تونی امتحان کنی.

376
00:34:26,250 --> 00:34:27,750
و اگه من ببرمت؟

377
00:34:32,125 --> 00:34:34,500
اونوقت جلوی همه بهت ادای احترام می کنم.

378
00:34:40,000 --> 00:34:41,000
تو هم باید بدوی.

379
00:35:00,750 --> 00:35:02,000
سخون، این کارو نکن.

380
00:35:08,125 --> 00:35:09,000
هی...

381
00:35:11,375 --> 00:35:12,500
من به خاطر شما دو تا به دردسر می افتم!

382
00:35:12,625 --> 00:35:14,375
خواهش می کنم بچه ها! منو به دردسر می اندازید...

383
00:35:34,375 --> 00:35:35,500
بازنده به برنده ادای احترام می کنه.

384
00:35:58,750 --> 00:36:00,250
شما دو تا هیچ وقت گوش نمی دید!

385
00:36:00,375 --> 00:36:01,750
دوباره مجازات می شیم!

386
00:36:25,375 --> 00:36:26,250
زند باد هند، جناب سروان!

387
00:36:26,375 --> 00:36:28,125
دانشجوی افسری آنگاد سینگ گزارش می ده، آقا

388
00:36:28,250 --> 00:36:31,125
- نامه پذیرشت رو گرفتی.
- بله.

389
00:36:31,250 --> 00:36:32,375
می دونستم که می گیری.

390
00:36:33,000 --> 00:36:36,375
کی می تونه جلوی پسر یه سرباز رو برای پیوستن ؟

391
00:36:37,250 --> 00:36:38,125
مامان.

392
00:36:38,250 --> 00:36:39,125
مامان؟

393
00:36:39,750 --> 00:36:40,875
هنوز بهش نگفتی؟

394
00:36:41,500 --> 00:36:42,500
تو بهش بگو.

395
00:36:42,750 --> 00:36:44,250
از مانانت می ترسی؟

396
00:36:44,750 --> 00:36:48,250
چطوری می خوای سرباز بشی؟
چطوری می خوای با دشمن روبرو بشی؟

397
00:36:48,375 --> 00:36:49,750
حتی تو هم از مامان می ترسی.

398
00:36:51,625 --> 00:36:52,500
خیله خب، باشه.

399
00:36:57,250 --> 00:36:58,125
بابا...

400
00:36:58,750 --> 00:36:59,750
به اتاقش نگاه کن.

401
00:37:00,250 --> 00:37:02,625
او ده دست لباس را امتحان می کند قبل از اینکه یکی را انتخاب کند.

402
00:37:02,875 --> 00:37:06,125
چون مامانش هست که بعد از او تمیز کند.

403
00:37:06,750 --> 00:37:09,500
وقتی همسرت به خانه بیاید، حسابت را می رسد.

404
00:37:11,125 --> 00:37:13,000
ده دقیقه به من فرصت بده.

405
00:37:13,250 --> 00:37:15,375
بعد از اینکه اینجا را تمیز کردم، به گوردواره می رویم.

406
00:37:22,250 --> 00:37:24,750
حاشیه نرو و برو سر اصل مطلب.

407
00:37:25,500 --> 00:37:27,500
پدر و پسر برای چه چیزی می خواهید اجازه بگیرید؟

408
00:37:29,750 --> 00:37:31,375
زود باش پسرم. مرد باش.

409
00:37:32,125 --> 00:37:33,125
چه اتفاقی افتاده؟

410
00:37:37,125 --> 00:37:38,500
نامه پذیرشم اومد، مامان

411
00:37:40,500 --> 00:37:43,125
می خواهم به ارتش ملحق شوم.

412
00:37:50,875 --> 00:37:52,375
گفتم نه.

413
00:37:54,500 --> 00:37:55,500
چرا فرم را پر کردی؟

414
00:37:57,625 --> 00:38:00,000
- تو هیچ وقت به حرف من گوش نمی دهی.
- خواهش می کنم، مادر.

415
00:38:01,625 --> 00:38:04,625
می خواهم مثل پدرم سرباز شوم.

416
00:38:05,750 --> 00:38:07,750
من از بچگی تو را تماشا می کردم.

417
00:38:08,250 --> 00:38:10,375
هر وقت پدر یونیفرمش را می پوشد و می رود،

418
00:38:11,000 --> 00:38:14,625
تو با افتخار او را بدرقه می کنی و می گویی، 'جی هند'.

419
00:38:16,625 --> 00:38:17,500
من می خواهم تو

420
00:38:18,500 --> 00:38:20,500
همان افتخار را برای من هم حس کنی.

421
00:38:23,750 --> 00:38:24,750
تو می دانستی؟

422
00:38:27,500 --> 00:38:28,750
اگر بهت می گفتم،

423
00:38:30,000 --> 00:38:31,750
هرگز نمی گذاشتی او درخواست دهد.

424
00:38:32,875 --> 00:38:36,750
اگر پدر و پسر از قبل تصمیم گرفته اند، چرا از من می پرسید؟

425
00:38:42,750 --> 00:38:43,625
پدر...

426
00:38:44,375 --> 00:38:45,250
من با او صحبت می کنم.

427
00:38:58,250 --> 00:38:59,125
سیمی...

428
00:39:02,500 --> 00:39:03,500
سیمی...

429
00:39:04,375 --> 00:39:06,000
او هنوز یونیفرم را نپوشیده،

430
00:39:08,375 --> 00:39:10,125
و از الان ماناتش را نادیده می گیرد.

431
00:39:13,125 --> 00:39:14,375
او تنها پسر من است.

432
00:39:15,500 --> 00:39:17,000
چطور می توانم بگذارم برود؟

433
00:39:19,000 --> 00:39:22,000
اگر هر مامان هندی همین فکر را بکند،

434
00:39:23,250 --> 00:39:24,875
چه کسی از این ملت محافظت می کند؟

435
00:39:28,500 --> 00:39:31,375
عمر و مرگ در دستان واههگورو است.

436
00:39:32,625 --> 00:39:34,875
به او ایمان داشته باش.

437
00:39:36,875 --> 00:39:38,625
بگذار پسرت با افتخار برود.

438
00:39:42,875 --> 00:39:44,625
بیا اینجا، احمق.

439
00:39:46,625 --> 00:39:47,750
دعای مامانت را بگیر.

440
00:39:48,500 --> 00:39:49,375
مامان

441
00:39:54,625 --> 00:39:56,000
خدا تو را حفظ کند، پسرم.

442
00:40:19,791 --> 00:40:21,666
واهه گورو

443
00:40:58,916 --> 00:40:59,791
سیمی.

444
00:41:00,166 --> 00:41:02,166
وقتی رسیدیم خانه، کمی <i>کادا</i> درست کن.

445
00:41:03,541 --> 00:41:04,666
داری چی میگی؟

446
00:41:05,791 --> 00:41:07,916
خیلی کم به ما دادند.

447
00:41:09,166 --> 00:41:10,041
نگاه کن.

448
00:41:11,416 --> 00:41:13,291
کاری میکنه تمام روز مثل گاوها بدویم،

449
00:41:13,291 --> 00:41:15,041
و خودش با موتور سیکلت تفریح میکنه.

450
00:41:15,916 --> 00:41:17,291
دیو و دلبر.

451
00:41:21,916 --> 00:41:23,291
نمیشه یکم آروم تر صحبت کنی؟

452
00:41:24,166 --> 00:41:25,666
دوباره تنبیه میشیم.

453
00:41:26,166 --> 00:41:27,791
گوشاش خیلی تیزه.

454
00:41:28,166 --> 00:41:29,916
سیمی، یه لحظه بیا پایین.

455
00:41:36,416 --> 00:41:37,416
چیزی گفتی؟

456
00:41:37,916 --> 00:41:38,791
هیچی قربان.

457
00:41:39,166 --> 00:41:40,291
ایس، تو چی گفتی؟

458
00:41:40,541 --> 00:41:41,666
دیو و دلبر، قربان!

459
00:41:41,791 --> 00:41:44,291
چطور جرأت میکنی به همسر من بگی دیو؟

460
00:41:45,541 --> 00:41:46,916
- نه خانم--
- ازش عذرخواهی کن!

461
00:41:48,416 --> 00:41:49,416
همین الان، ایس ها!

462
00:41:49,541 --> 00:41:50,416
ببخشید خانم!

463
00:41:51,791 --> 00:41:53,916
قبل از اینکه دوباره هردوتون رو تنبیه کنم،

464
00:41:54,166 --> 00:41:56,291
- از جلوی چشمام دور شید!
- قربان.

465
00:41:56,666 --> 00:41:58,416
تا آسایشگاه بدوید.

466
00:42:09,791 --> 00:42:11,666
اونا به ما میگفتن 'دیو و دلبر'.

467
00:42:12,166 --> 00:42:13,916
و تو منو دیو کردی.

468
00:42:14,166 --> 00:42:15,916
منم خودم رو دلبر صدا کردم.

469
00:42:17,166 --> 00:42:19,541
فکر نمیکنی ایس هاتو یکم زیادی میترسونی؟

470
00:42:20,416 --> 00:42:22,916
انضباط برای سربازها حیاتیه.

471
00:42:23,666 --> 00:42:27,291
اشتیاق، وقتی به اشتباه هدایت بشه، تبدیل به حماقت میشه.

472
00:42:27,666 --> 00:42:29,541
وقتی درست هدایت بشه، تبدیل به شجاعت میشه.

473
00:42:29,916 --> 00:42:31,916
دقیقا همینه که داشتم سعی میکردم بهشون یاد بدم.

474
00:42:32,791 --> 00:42:35,666
تا وقتی این درس رو یاد نگیرن، این سه نفر به تنبیه شدن ادامه میدن.

475
00:42:36,166 --> 00:42:37,166
سه نفر؟

476
00:42:38,666 --> 00:42:40,291
یه نفر سوم هم هست.

477
00:42:41,541 --> 00:42:42,916
اون پتانسیل اینو داره که یه افسر خوب بشه.

478
00:42:43,666 --> 00:42:46,166
فقط اگه یه چیز رو بفهمه.

479
00:42:50,166 --> 00:42:51,291
زود باشید، آقایان.

480
00:42:51,791 --> 00:42:52,916
من یه جواب میخوام.

481
00:42:53,416 --> 00:42:54,416
انضباط، قربان.

482
00:42:54,416 --> 00:42:57,166
هیچ فرمانی توی صدات نیست؟

483
00:42:59,291 --> 00:43:01,916
صدات تا کجا باید شنیده بشه؟

484
00:43:02,041 --> 00:43:03,416
لاهور، قربان!

485
00:43:03,541 --> 00:43:04,541
تا کجا؟

486
00:43:04,666 --> 00:43:05,916
لاهور، قربان!

487
00:43:05,916 --> 00:43:06,916
تا کجا؟

488
00:43:07,041 --> 00:43:08,541
لاهور، قربان!

489
00:43:09,166 --> 00:43:10,916
پس دوباره میپرسم...

490
00:43:11,291 --> 00:43:15,166
مهمترین عنصر در شکل دادن به یک دانشجوی افسری خوب چیه؟

491
00:43:16,041 --> 00:43:17,166
شجاعت، قربان.

492
00:43:18,541 --> 00:43:19,416
باشه.

493
00:43:19,666 --> 00:43:21,166
قربان... آموزش، قربان!

494
00:43:21,791 --> 00:43:23,916
هرچی بیشتر توی آموزش عرق بریزیم،

495
00:43:24,041 --> 00:43:25,791
کمتر توی جنگ خون میدیم.

496
00:43:25,791 --> 00:43:26,916
کس دیگه ای نیست؟

497
00:43:28,541 --> 00:43:30,291
- هوشیار.
- قربان!

498
00:43:30,791 --> 00:43:32,166
اتکا به خود، قربان!

499
00:43:32,666 --> 00:43:37,416
یک سرباز باید خودش را به اندازه ای توانا کند که به هیچ کس وابسته نباشد!

500
00:43:38,541 --> 00:43:40,666
همه اینها مهم هستند، دانشجویان.

501
00:43:41,041 --> 00:43:44,541
اما برای تبدیل شدن به یک سرباز واقعی، مهمترین عنصر این است

502
00:43:44,666 --> 00:43:47,166
پیوند شما با رفیقتان.

503
00:43:48,791 --> 00:43:51,916
مهم نیست یک سرباز چقدر توانا باشد،

504
00:43:52,666 --> 00:43:54,791
او هرگز نمی تواند به تنهایی در یک جنگ پیروز شود.

505
00:43:58,041 --> 00:44:02,916
مطمئن ترین سلاح یک سرباز، تفنگ یا تانک او نیست.

506
00:44:03,916 --> 00:44:06,291
مطمئن ترین سلاح او...

507
00:44:07,291 --> 00:44:08,291
عشق اوست.

508
00:44:09,041 --> 00:44:11,791
برای برادرانش. برای عزیزانش.

509
00:44:12,416 --> 00:44:14,041
برای ملتش.

510
00:44:15,291 --> 00:44:17,041
ما برای پادشاهان نمی جنگیم.

511
00:44:17,416 --> 00:44:19,166
ما برای بزرگان نمی جنگیم.

512
00:44:19,916 --> 00:44:21,666
ما برای برادرانی می جنگیم

513
00:44:22,041 --> 00:44:23,166
که کنار ما هستند.

514
00:44:24,041 --> 00:44:27,791
در جنگ، وقتی دشمنان تفنگ های خود را به سمت شما نشانه می گیرند،

515
00:44:29,916 --> 00:44:32,166
و وقتی برمی گردید و نگاه می کنید...

516
00:44:33,041 --> 00:44:35,416
حتی وقتی سایه خودتان شما را ترک کرده باشد،

517
00:44:36,416 --> 00:44:39,791
برادرانتان پشت شما خواهند بود!

518
00:44:42,166 --> 00:44:43,791
ما به عنوان برادر عمر می کنیم،

519
00:44:44,541 --> 00:44:46,666
ما به عنوان برادر خونین می میریم!

520
00:44:50,416 --> 00:44:53,041
<i>سوخی، وقتی این دفعه راکی می فرستی، دو تا بفرست.</i>

521
00:44:53,541 --> 00:44:55,166
یکی برای من و یکی برای ماهندر.

522
00:44:55,541 --> 00:44:56,791
101 روپیه برات آب می خوره.

523
00:44:57,416 --> 00:44:59,291
من یه روپیه بیشتر از 21 تا نمیدم.

524
00:44:59,416 --> 00:45:00,291
پنجاه و یک.

525
00:45:00,666 --> 00:45:01,541
خیله خب، باشه.

526
00:45:01,666 --> 00:45:02,666
برای یه دونه <i>راکی.</i>

527
00:45:03,041 --> 00:45:04,166
پس میشه 102 تا برای دو تا <i>راکی.</i>

528
00:45:04,791 --> 00:45:06,541
این روزها پول تنها رابطه ایه که باقی مونده.

529
00:45:07,041 --> 00:45:07,916
گوشی رو بده مامان.

530
00:45:08,416 --> 00:45:11,666
یه کم شرم کن دختر. همیشه پسره رو اذیت می کنی.

531
00:45:11,666 --> 00:45:14,291
اون تنها برادرمه، مامان. نباید اصلا اذیتش کنم؟

532
00:45:14,541 --> 00:45:15,666
سلام، مامان.

533
00:45:16,041 --> 00:45:18,666
سلام پسرم. همه چی خوبه؟

534
00:45:18,791 --> 00:45:19,916
بله، مامان. همه چی خوبه.

535
00:45:20,041 --> 00:45:21,916
مرخصی چی شد، و...

536
00:45:22,416 --> 00:45:24,291
در مورد دختر اهل آمبالا چی تصمیم گرفتی؟

537
00:45:25,166 --> 00:45:26,541
راستش، مامان...

538
00:45:28,166 --> 00:45:29,416
من از یکی دیگه خوشم میاد.

539
00:45:29,541 --> 00:45:30,416
چی؟

540
00:45:30,791 --> 00:45:32,166
وای! اون کیه؟

541
00:45:32,666 --> 00:45:34,416
یکی هست، مامان. و خیلی زیباست.

542
00:45:34,541 --> 00:45:37,291
تا حالا طاووس دیدی؟ اون دقیقا مثل اونه.

543
00:45:37,416 --> 00:45:39,416
احمق، باید زودتر از اینا می گفتی!

544
00:45:40,166 --> 00:45:42,416
پدرت داره یه روز رو برای دیدن دختره تعیین می کنه.

545
00:45:42,416 --> 00:45:43,666
<i>اون خیلی عصبانی میشه.</i>

546
00:45:43,791 --> 00:45:45,166
<i>اون تحقیر میشه.</i>

547
00:45:45,291 --> 00:45:47,541
لطفا، مامان، به بابا چیزی نگو. من فقط شوخی می کردم.

548
00:45:47,666 --> 00:45:49,291
من از این جور شوخی ها خوشم نمیاد.

549
00:45:49,916 --> 00:45:50,916
با پدرت صحبت کن.

550
00:45:51,041 --> 00:45:53,041
خواهش می کنم
بقیه تو صف منتظرن.

551
00:45:53,166 --> 00:45:54,666
<i>- هی...</i>
- باشه، خداحافظ. بعدا زنگ می زنم.

552
00:45:57,541 --> 00:45:58,541
بله، پسرم.

553
00:46:01,416 --> 00:46:02,416
قطع کرد.

554
00:46:02,541 --> 00:46:04,166
حتما سه دقیقه اش تموم شده.

555
00:46:04,791 --> 00:46:05,666
چه زود.

556
00:46:05,791 --> 00:46:07,291
آره مامان. همه چی اینجا خوبه.

557
00:46:08,166 --> 00:46:09,166
باشه.

558
00:46:09,416 --> 00:46:10,291
بله.

559
00:46:11,416 --> 00:46:14,041
باشه. هفته دیگه دوباره زنگ می زنم، مامان.

560
00:46:14,791 --> 00:46:15,791
باشه، خداحافظ.

561
00:46:17,541 --> 00:46:19,041
- داداش، متوجه شدی؟
- چی رو؟

562
00:46:20,291 --> 00:46:22,041
هوشیار هیچ وقت به خونه زنگ نمی زنه.

563
00:46:23,666 --> 00:46:24,791
هیچ کس هم به دیدنش نمیاد.

564
00:46:25,916 --> 00:46:27,416
اگه خانواده ای براش مونده بود، میومدن.

565
00:46:30,166 --> 00:46:32,291
مربی بهم گفت پدرش هم سرباز بوده...

566
00:46:33,291 --> 00:46:34,291
که به شهادت رسیده.

567
00:46:35,291 --> 00:46:38,166
مادربزرگش اونو بزرگ کرد تا اینکه فوت کرد.

568
00:46:39,166 --> 00:46:40,916
یاد گرفته تنها عمر کنه.

569
00:47:31,541 --> 00:47:32,916
بیا، یه سمبوسه دیگه برات بخرم.

570
00:47:32,916 --> 00:47:33,791
- یکی دیگه؟
- آره...

571
00:47:34,291 --> 00:47:35,166
هی، صبر کن.

572
00:47:41,041 --> 00:47:42,166
این راخی تو نیست؟

573
00:47:44,291 --> 00:47:46,541
بود. حالا مال توئه.

574
00:47:49,291 --> 00:47:50,666
مادرم میگه...

575
00:47:51,291 --> 00:47:53,291
حتی یه درخت هم نباید تنها بمونه.

576
00:47:56,416 --> 00:47:57,791
تو الان دیگه تنها نیستی، برادر.

577
00:47:59,416 --> 00:48:00,666
خواهرم، خواهر توئه.

578
00:48:01,666 --> 00:48:03,041
خانواده من، خانواده توئه.

579
00:48:08,916 --> 00:48:10,541
یه پیغام به خواهرم بده.

580
00:48:11,916 --> 00:48:14,416
بهش بگو دیگه لازم نیست راخی بفرسته.

581
00:48:16,416 --> 00:48:17,791
تا وقتی برادرش زنده است،

582
00:48:19,541 --> 00:48:21,041
خودش شخصا میاد که راخی رو ببنده.

583
00:48:32,541 --> 00:48:33,916
یادم رفت یه چیز مهمی رو بهت بگم.

584
00:48:34,416 --> 00:48:35,291
- خب...
- چی؟

585
00:48:37,791 --> 00:48:39,291
- هر کی باخت به اون یکی احترام نظامی میذاره.
- هی!

586
00:48:50,166 --> 00:48:53,541
در یک باغ، درهم آمیختگی رنگ ها
<i>و عطرها زیبایی می آفریند</i>

587
00:48:53,791 --> 00:48:58,291
اگر من تنها بایستم، هیچ معنایی ندارم
گر تو تنها بایستی، هیچ معنایی نداری

588
00:49:19,166 --> 00:49:21,166
ایمان من است

589
00:49:21,166 --> 00:49:23,916
<i>امیدوارم هرگز از ایمانم دور نشوم</i>

590
00:49:23,916 --> 00:49:28,666
یک دوست واقعی
دوستش را برابر با او قرار می دهد

591
00:49:33,916 --> 00:49:35,916
ایمان من است

592
00:49:36,041 --> 00:49:38,791
<i>امیدوارم هرگز از ایمانم دور نشوم</i>

593
00:49:38,916 --> 00:49:43,791
واقعی
دوستش را برابر با او قرار می دهد

594
00:49:43,791 --> 00:49:48,666
سایه دوستی
<i>از خون تیره تر است</i>

595
00:49:48,791 --> 00:49:53,291
اگر دوستم بخواهد، جانم را فدا می کنم

596
00:49:53,291 --> 00:49:56,166
طلا و نقره هیچ معنایی ندارند

597
00:49:56,291 --> 00:49:58,666
وقتی دوستانم جواهرات گرانبها هستند

598
00:49:58,666 --> 00:50:02,666
دوستی ما محکم است
<i>هرگز از هم جدا نخواهیم شد</i>

599
00:50:13,291 --> 00:50:15,541
<i>این نگرش جدید است</i>

600
00:50:15,666 --> 00:50:17,916
<i>عالی برای یک سرباز تازه کار</i>

601
00:50:18,041 --> 00:50:23,041
<i>همه ناخودآگاه به او ادای احترام خواهند کرد</i>

602
00:50:23,291 --> 00:50:27,541
<i>راست-چپ، راست-چپ، راست-چپ</i>
<i>این پاها هرگز متوقف نخواهند شد</i>

603
00:50:45,291 --> 00:50:49,291
وقتی دوستی در کنار تو راه می رود
شکست غیرممکن است

604
00:50:49,541 --> 00:50:53,541
وقتی دوستی تو را روی شانه هایش بلند می کند<
<i>می توانی ستاره ها را بچینی</i>

605
00:50:53,791 --> 00:50:57,791
شاید نباشند
<i>اما چیزی کم ندارند</i>

606
00:50:58,041 --> 00:51:01,791
کسانی که دوست دارند خوشبخت هستند

607
00:51:01,791 --> 00:51:04,166
<i>آنها خوشبخت هستند</i>

608
00:51:35,416 --> 00:51:36,291
یه نامه برات اومده.

609
00:51:40,041 --> 00:51:41,041
کی فرستادتش؟

610
00:51:45,041 --> 00:51:46,791
نوشته هوشیار سینگ داهیا.

611
00:51:49,166 --> 00:51:50,041
بخونمش؟

612
00:51:59,666 --> 00:52:00,666
بیلو!

613
00:52:02,541 --> 00:52:03,416
بیلو!

614
00:52:05,041 --> 00:52:06,416
برادر عزیزم بیلو!

615
00:52:06,666 --> 00:52:09,416
یه نامه از طرف
شوهر خواهرت رسیده.

616
00:52:09,666 --> 00:52:10,791
زود بخونش.

617
00:52:10,916 --> 00:52:13,291
خیلی پررو شده،
مستقیم بهت نامه می نویسه.

618
00:52:13,416 --> 00:52:14,791
کاری نکن بزنمت،
بی مصرف!

619
00:52:14,916 --> 00:52:16,541
تو که حتی سواد نداری، بعد به من
میگی بی مصرف؟

620
00:52:16,666 --> 00:52:18,541
فکر نکن چون میری مدرسه خیلی
باهوشی.

621
00:52:18,791 --> 00:52:19,666
بخونش.

622
00:52:22,041 --> 00:52:23,791
نامه خیلی کوتاهی.

623
00:52:24,041 --> 00:52:25,166
فقط چهار خطه.

624
00:52:25,666 --> 00:52:26,666
فقط چهار خط؟

625
00:52:27,166 --> 00:52:31,666
من خیلی وقت پیش
درد از دست دادن تو پژمرده شدم.

626
00:52:31,791 --> 00:52:34,916
کی میگه هنوز
جونی برام مونده؟"

627
00:52:35,666 --> 00:52:36,666
یعنی چی؟

628
00:52:36,916 --> 00:52:38,541
انگار خبر مرگشه.

629
00:52:40,791 --> 00:52:42,541
عمو! عمو!

630
00:52:53,416 --> 00:52:54,541
خوبه. خوبه.

631
00:52:54,541 --> 00:52:55,416
یکی دیگه...

632
00:52:55,666 --> 00:52:58,041
- فقط یکی دیگه...
- نه، نه، دیگه کافیه.

633
00:52:58,166 --> 00:52:59,916
- هوشیار سینگ داهیا؟
- بله.

634
00:53:00,291 --> 00:53:01,416
یه ملاقات کننده داری.

635
00:53:02,666 --> 00:53:03,541
کیه؟

636
00:53:03,666 --> 00:53:04,541
پدر زنت.

637
00:53:08,416 --> 00:53:09,291
پدر زن؟

638
00:53:15,041 --> 00:53:16,916
پسر، اولین اشتباهت

639
00:53:17,666 --> 00:53:20,666
اینه که بدون اجازه من به دخترم
نامه نوشتی.

640
00:53:21,041 --> 00:53:24,666
دومین اشتباهت این بود که
از مرگ و مردن نوشتی.

641
00:53:25,041 --> 00:53:26,416
فقط یه بیت شعر بود، پدر زن.

642
00:53:26,666 --> 00:53:27,541
هوشیار...

643
00:53:27,916 --> 00:53:29,916
تو اینجا اومدی
سرباز باشی یا شاعر؟

644
00:53:33,541 --> 00:53:37,541
پسر، ناراحت نشو.

645
00:53:38,041 --> 00:53:39,791
- التماست می کنم--
- خواهش می کنم این کارو نکن.

646
00:53:40,666 --> 00:53:42,166
چند روز مرخصی بگیر

647
00:53:42,916 --> 00:53:45,291
و زنت رو از خونه من بیار اینجا.

648
00:53:47,041 --> 00:53:48,416
تو واقعا ازدواج کردی؟

649
00:53:50,666 --> 00:53:51,791
من کلاس هفتم بودم.

650
00:53:52,291 --> 00:53:54,166
مادربزرگم ازم پرسید، 'بریم یکم شیرینی بگیریم؟'

651
00:53:54,291 --> 00:53:55,166
منم گفتم بله.

652
00:53:55,291 --> 00:53:57,291
نمیدونستم اون شیرینی ها برای عروسی من بودن!

653
00:53:57,666 --> 00:54:00,041
بعد از عروسی، من برگشتم خونه خودمون، و اونم برگشت خونه خودشون.

654
00:54:00,916 --> 00:54:02,541
از اون موقع دیگه صورتشو ندیدم.

655
00:54:02,666 --> 00:54:04,541
یه ساله با هم دوستیم، برادر.

656
00:54:04,916 --> 00:54:05,791
یه سال کامل.

657
00:54:06,041 --> 00:54:08,041
تو همه چیزو درباره خانواده من میدونی.

658
00:54:08,291 --> 00:54:10,416
و تو یه همچین چیز بزرگی رو از ما پنهون کردی.

659
00:54:10,416 --> 00:54:11,541
من پنهونش نکردم.

660
00:54:11,666 --> 00:54:13,041
- نگفتم چون...
- اون پنهونش کرد.

661
00:54:13,541 --> 00:54:14,416
تو قطعا پنهونش کردی.

662
00:54:14,916 --> 00:54:17,416
وقتی شروع کرد به خواستن دوبیتی، من مشکوک شدم.

663
00:54:18,291 --> 00:54:19,291
من ده تا دوبیتی خوندم،

664
00:54:19,666 --> 00:54:21,041
و اون بالاخره این یکی رو انتخاب کرد.

665
00:54:21,166 --> 00:54:22,291
کدوم یکی رو انتخاب کرد؟

666
00:54:22,666 --> 00:54:25,791
'عشق من، من خیلی وقت پیش پژمرده شدم، در درد از دست دادن تو.

667
00:54:26,166 --> 00:54:28,791
کی میگه هنوزم جونی برام مونده؟'

668
00:54:28,916 --> 00:54:30,916
بگو ببینم، اصلا این دوبیتی قافیه داره؟

669
00:54:31,791 --> 00:54:32,666
داره؟

670
00:54:32,791 --> 00:54:34,041
- نه.
- دقیقا.

671
00:54:34,041 --> 00:54:36,041
پس حق داشتن فکر کنن خبر مراسم ختمشه.

672
00:54:37,541 --> 00:54:38,791
من خیلی مضطربم.

673
00:54:39,666 --> 00:54:41,416
این اولین باریه که میرم خونه پدرزنم.

674
00:54:53,166 --> 00:54:54,916
وایسا! وایسا!

675
00:54:55,291 --> 00:54:56,166
حالا به حرف من گوش کن.

676
00:54:57,541 --> 00:54:58,916
- داماد.
- بله.

677
00:54:59,541 --> 00:55:04,541
حالا باید تشخیص بدی کدوم یکی از اینا دهاونتی منه.

678
00:55:04,666 --> 00:55:06,041
- من؟
- بله، تو.

679
00:55:06,666 --> 00:55:08,666
ولی یه چیزو یادت باشه.

680
00:55:09,166 --> 00:55:11,291
به هرکی اشاره کنی،

681
00:55:11,291 --> 00:55:13,916
باید اونو به عنوان همسرت قبول کنی و با خودت ببری.

682
00:55:14,041 --> 00:55:14,916
بله.

683
00:55:16,666 --> 00:55:17,791
آفرین.

684
00:55:19,916 --> 00:55:21,416
زود باش، سرباز.

685
00:55:21,666 --> 00:55:23,541
وقت نشون دادن شجاعته!

686
00:55:34,291 --> 00:55:35,291
اون!

687
00:55:41,041 --> 00:55:44,416
حالا باید اونو با خودت ببری!

688
00:55:44,541 --> 00:55:45,791
من حاضرم!

689
00:56:00,916 --> 00:56:03,416
- من واقعا ازت خوشم میاد.
- داری چی میگی؟

690
00:56:03,416 --> 00:56:05,416
از همون لحظه ای که دیدمت، عاشقت شدم.

691
00:56:05,541 --> 00:56:07,291
- واقعا؟
- بریم یه گشتی بزنیم؟

692
00:56:07,666 --> 00:56:08,541
باشه.

693
00:56:11,541 --> 00:56:13,166
- سلام، عمو.
- سلام.

694
00:56:13,666 --> 00:56:15,166
بالاخره زنتو آوردی خونه، پسرم؟

695
00:56:15,416 --> 00:56:16,416
شبیه چیه مگه؟

696
00:56:28,041 --> 00:56:29,041
بیا.

697
00:56:38,166 --> 00:56:39,166
بیا، بشین.

698
00:56:48,666 --> 00:56:49,666
چی شده؟

699
00:56:50,291 --> 00:56:52,166
مادربزرگ گفت

700
00:56:52,291 --> 00:56:54,416
به محض رسیدنم باید از پدر و مادر شوهر برکت بگیرم.

701
00:56:55,291 --> 00:56:56,666
میشه یه عکس ازشون داشته باشم؟

702
00:56:57,291 --> 00:56:58,166
عکس؟

703
00:56:59,666 --> 00:57:01,541
مادرم هیچوقت عکسی ازش گرفته نشد.

704
00:57:02,166 --> 00:57:04,916
همیشه میگفت، 'وقتی پدرت برگرده یه عکس میگیریم.'

705
00:57:06,166 --> 00:57:08,791
ولی پدرم بعد از جنگ سال ۴۸ دیگه برنگشت.

706
00:57:10,666 --> 00:57:11,916
تنها چیزی که ازش مونده، لباس فرمشه.

707
00:57:12,666 --> 00:57:13,541
کجاست؟

708
00:57:14,416 --> 00:57:16,541
- چی؟
- لباس فرم پدر.

709
00:57:38,166 --> 00:57:39,416
پدر، به شما تعظیم می کنم.

710
00:57:41,666 --> 00:57:43,041
- من...
- چیزی لازم داری؟

711
00:57:43,291 --> 00:57:44,916
چای، آب، نان، بیسکویت؟

712
00:57:45,041 --> 00:57:46,166
میشه یه جارو داشته باشم؟

713
00:57:46,416 --> 00:57:47,291
جارو؟

714
00:57:47,666 --> 00:57:48,666
و یکم زردچوبه هم همینطور.

715
00:57:49,291 --> 00:57:52,416
- فقط شما دارید. وگرنه--
- البته که دارم.

716
00:57:53,541 --> 00:57:54,541
براتون میارم.

717
00:58:10,166 --> 00:58:11,791
جارو. زردچوبه.

718
00:58:19,291 --> 00:58:21,166
مورچه ها از اینجا میان تو.

719
00:58:21,291 --> 00:58:23,666
اگه یکم زردچوبه بپاشیم، دیگه نمیان تو.

720
00:58:26,041 --> 00:58:26,916
واای

721
00:58:27,416 --> 00:58:28,541
من یه اشتباه وحشتناک کردم.

722
00:58:28,666 --> 00:58:31,208
مادربزرگ گفت شما باید روبنده رو بردارید، ولی من کاملا فراموش کردم.

723
00:58:31,583 --> 00:58:32,958
به من نگاه نمیکنید؟

724
00:58:33,833 --> 00:58:34,833
نگاه میکنم...

725
00:58:35,833 --> 00:58:37,458
ولی یکم زردچوبه رفت تو چشمم.

726
00:58:37,583 --> 00:58:38,833
براتون آب بیارم.

727
00:58:39,333 --> 00:58:41,208
نه، نه. خوبم.

728
00:58:41,958 --> 00:58:42,958
الان خوب شد؟

729
00:58:51,458 --> 00:58:53,333
دوستام همیشه میگفتن

730
00:58:53,958 --> 00:58:55,583
سربازها همیشه خشن هستن.

731
00:58:55,958 --> 00:58:57,333
اونا فقط بلدن بجنگن.

732
00:58:58,583 --> 00:58:59,833
ولی شما اینطوری نیستید...

733
00:59:01,083 --> 00:59:01,958
من چه شکلیم؟

734
00:59:02,208 --> 00:59:04,208
شما درست مثل ناندوی من هستید.

735
00:59:04,708 --> 00:59:05,708
خیلی آروم.

736
00:59:07,458 --> 00:59:08,333
ناندو کیه؟

737
00:59:08,583 --> 00:59:09,708
گاو نر ما.

738
00:59:10,083 --> 00:59:12,083
مردم ازش میترسن، ولی در واقع خیلی مهربونه.

739
00:59:12,833 --> 00:59:14,208
من شبیه گاوم؟

740
00:59:16,208 --> 00:59:17,958
واای، دوباره گند زدم!

741
00:59:18,083 --> 00:59:19,833
- مادربزرگ بهم گفت ساکت باشم.
- هی...

742
00:59:19,958 --> 00:59:21,083
ولی دوباره یادم رفت.

743
00:59:21,083 --> 00:59:22,083
- نه، نه...
- حتما فکر میکنید

744
00:59:22,208 --> 00:59:23,708
- یه احمق گیرتون اومده.
- نه.

745
00:59:25,291 --> 00:59:26,791
میتونم بهتون بگم به چی فکر میکنم؟

746
00:59:28,541 --> 00:59:29,666
دارم فکر میکنم...

747
00:59:31,416 --> 00:59:33,041
خیلی خوش شانسم...

748
00:59:35,666 --> 00:59:36,666
که تو رو پیدا کردم.

749
00:59:50,291 --> 00:59:56,416
<i>تو خیلی زیبایی</i>
<i>چطور میتونم اینو به زبون بیارم؟</i>

750
00:59:56,416 --> 01:00:02,541
<i>یه عمر طول میکشه فقط تماشا کنم</i>

751
01:00:02,666 --> 01:00:08,541
<i>هیچ چیزیت رو عوض نمیکنم</i>

752
01:00:08,541 --> 01:00:14,791
همینجوری که هستی دوست داشتنی به نظر میرسی<

753
01:00:14,791 --> 01:00:20,666
همینجوری که هستی دوست داشتنی به نظر میرسی

754
01:00:20,791 --> 01:00:26,791
<i>مثل یه غریبه</i>
<i>اینجوری اولش راجع بهت فکر میکردم</i>

755
01:00:26,916 --> 01:00:28,916
<i>ولی الان وقتی بهش فکر میکنم</i>

756
01:00:29,041 --> 01:00:33,041
<i>انگار که یه عمره میشناسمت</i>

757
01:00:33,125 --> 01:00:35,833
عمر و مرگم به تو گره خورده

758
01:00:35,958 --> 01:00:38,708
<i>همیشه تو رو در قلبم خواهم داشت</i>

759
01:01:03,333 --> 01:01:06,083
<i>چشمان افسونگر</i>

760
01:01:06,583 --> 01:01:09,458
<i>صدای مسحور کننده</i>

761
01:01:09,833 --> 01:01:15,833
<i>تو بادی هستی که منو با خودش میبره</i>

762
01:01:15,958 --> 01:01:21,458
<i>شب و روز، فقط از تو میگم</i>

763
01:01:21,958 --> 01:01:26,833
<i>با این حال یه چیزی همیشه ناقصه</i>

764
01:01:26,833 --> 01:01:29,833
مهم نیست چقدر تلاش میکنم

765
01:01:29,958 --> 01:01:32,833
<i>انگار پایانی برای این اشتیاق نیست</i>

766
01:01:32,833 --> 01:01:39,083
انگار یه بدهیه که از عمر قبلی مونده

767
01:01:39,083 --> 01:01:44,958
<i>هیچ چیزیت رو عوض نمیکنم</i>

768
01:01:45,083 --> 01:01:51,208
همینجوری که هستی دوست داشتنی به نظر میرسی

769
01:01:51,208 --> 01:01:56,958
همینجوری که هستی دوست داشتنی به نظر میرسی

770
01:01:57,208 --> 01:02:03,208
<i>مثل یه غریبه</i>
<i>اینجوری اولش راجع بهت فکر میکردم</i>

771
01:02:03,458 --> 01:02:05,458
<i>ولی الان وقتی بهش فکر میکنم</i>

772
01:02:05,458 --> 01:02:09,333
<i>انگار که یه عمره میشناسمت</i>

773
01:02:09,458 --> 01:02:15,458
<i>هیچ چیزیت رو عوض نمیکنم</i>

774
01:02:15,458 --> 01:02:22,083
همینجوری که هستی دوست داشتنی به نظر میرسی<

775
01:02:22,083 --> 01:02:25,083
<i>معشوقم به خانه بازگشته</i>

776
01:02:25,208 --> 01:02:28,208
<i>فقط به تو فکر میکردم</i>

777
01:02:28,333 --> 01:02:31,208
عمر و مرگم به تو گره خورده

778
01:02:31,208 --> 01:02:34,208
<i>همیشه تو رو در قلبم خواهم داشت</i>

779
01:02:34,333 --> 01:02:37,208
<i>معشوقم به خانه بازگشته</i>

780
01:02:37,333 --> 01:02:40,333
<i>فقط به تو فکر میکردم</i>

781
01:02:40,333 --> 01:02:43,333
عمر و مرگم به تو گره خورده

782
01:02:43,458 --> 01:02:46,833
<i>همیشه تو رو در قلبم خواهم داشت</i>

783
01:02:51,208 --> 01:02:52,208
دستتو برگردون.

784
01:02:58,958 --> 01:03:00,083
- بفرمایید.
- نه، برادر.

785
01:03:00,208 --> 01:03:01,833
- این دفعه، باید نگهش داری.
- اصلا، برادر.

786
01:03:02,583 --> 01:03:04,208
سالهاست که داری <i>راکی</i>
به دستم میبندی.

787
01:03:04,458 --> 01:03:06,208
وقتشه که یه چیزی از برادرت قبول کنی.

788
01:03:06,333 --> 01:03:08,000
سهم تو و ماهندر رو از برادرم میگیرم

789
01:03:08,000 --> 01:03:09,416
زیاد لوسش نکن، برادر.

790
01:03:10,041 --> 01:03:12,166
آرزوهای اون بزرگتر از چیزیه که فکرشو میکنی.

791
01:03:12,291 --> 01:03:13,416
اون میتونه هر چیزی بخواد.

792
01:03:13,666 --> 01:03:15,541
مامان، داداش داره اذیتم میکنه!

793
01:03:15,791 --> 01:03:17,916
- نکن پسرم. این کارو نکن.
- بیخودی...

794
01:03:18,291 --> 01:03:20,041
امروز متعلق به خواهراست.

795
01:03:21,166 --> 01:03:22,416
- سلام خاله.
- سلام.

796
01:03:22,666 --> 01:03:27,166
- ماهندر، این برای عروسمه.
- خاله...

797
01:03:27,291 --> 01:03:30,166
و اینم برای کوچولوتون.

798
01:03:30,291 --> 01:03:32,416
- واقعا نیازی به این کار نبود.
با یه مامان بحث نکن!

799
01:03:32,416 --> 01:03:34,291
این از روی عشقه. آروم نگهش دار.

800
01:03:34,791 --> 01:03:35,666
ممنون، خاله.

801
01:03:35,791 --> 01:03:37,666
- هوشیار.
- بله.

802
01:03:37,791 --> 01:03:38,916
این برای عروسمه.

803
01:03:39,041 --> 01:03:41,916
تو این چند ماه خیلی خوب ازش مراقبت کن.

804
01:03:42,541 --> 01:03:43,416
بله، خاله.

805
01:03:43,916 --> 01:03:45,791
پنج دقیقه به من فرصت بدید بچه ها. منم میام.

806
01:03:45,791 --> 01:03:47,166
من باید به آمبالا گزارش بدم.

807
01:03:48,541 --> 01:03:49,416
پسرم...

808
01:03:51,291 --> 01:03:52,916
چرا تو هم براش توضیح نمیدی؟

809
01:03:53,791 --> 01:03:56,041
خونه دختره از آمبالا دور نیست.

810
01:03:56,791 --> 01:03:58,166
اونا خانواده محترمی هستن.

811
01:03:58,166 --> 01:03:59,541
ولی اون از ملاقات باهاشون امتناع میکنه.

812
01:03:59,666 --> 01:04:02,291
حتی ازشون خواستم یه عکس بفرستن، ولی اون حتی نگاهشم نکرد.

813
01:04:11,666 --> 01:04:13,041
بسپارش به ما

814
01:04:13,666 --> 01:04:15,166
- چطوری؟
- چطوری؟

815
01:04:15,291 --> 01:04:17,166
پسر شما نمیتونه باخت رو تحمل کنه.

816
01:04:17,291 --> 01:04:18,541
- بزن بریم برادرا
- مراقب باشید.

817
01:04:18,666 --> 01:04:19,916
به امید دیدار، ترقه من.

818
01:04:20,041 --> 01:04:20,916
- به زودی همتونو میبینم.
- بزن بریم.

819
01:04:21,041 --> 01:04:22,041
گوش کن پسرم.

820
01:04:22,541 --> 01:04:24,916
- حالا که داری میری آمبالا...
- نه دوباره مامان.

821
01:04:24,916 --> 01:04:25,791
من نمیخوام کسی رو ملاقات کنم.

822
01:04:25,916 --> 01:04:27,541
- بزن بریم بچه ها.
- بذار حرفمو تموم کنم.

823
01:04:28,416 --> 01:04:31,416
این عکس رو بگیر و بهشون پس بده.

824
01:04:33,916 --> 01:04:36,041
- چرا؟
- چون اونا جواب رد دادن.

825
01:04:36,666 --> 01:04:38,166
از اونجایی که خیلی طول کشیده،

826
01:04:38,416 --> 01:04:41,791
احتمالا فکر میکنن پسره مشکل رفتاری داره.

827
01:04:41,916 --> 01:04:42,791
دقیقا.

828
01:04:43,791 --> 01:04:46,291
من یه خلبانم. یه کم غرور نباید داشته باشم؟

829
01:04:46,916 --> 01:04:48,166
خاله، حرفش یه جورایی منطقیه.

830
01:04:49,166 --> 01:04:51,791
ولی... چطور میتونن جواب رد بدن؟

831
01:04:52,041 --> 01:04:53,166
بیخیال.

832
01:04:53,666 --> 01:04:55,166
پیشنهادهای خیلی بیشتری دریافت میکنی.

833
01:04:55,541 --> 01:04:58,041
فقط اینو از طریق یه نفر بفرست در خونه شون.

834
01:05:07,416 --> 01:05:08,291
کیه؟

835
01:05:13,291 --> 01:05:14,166
کیه؟

836
01:05:23,791 --> 01:05:24,666
سلام، من...

837
01:05:27,041 --> 01:05:31,416
این زنگ درِ لعنتی دشمن منه! همش داره زنگ میخوره!

838
01:05:32,166 --> 01:05:33,041
بله؟

839
01:05:34,041 --> 01:05:35,666
سلام. من نیرمالجیت سینگ هستم.

840
01:05:42,291 --> 01:05:45,791
چاییت رو بخور. من سریع به پدرش توی دفترش زنگ می‌زنم.

841
01:05:46,791 --> 01:05:48,041
بهش بیسکویت تعارف کن.

842
01:05:53,166 --> 01:05:54,666
چرا یه دفعه اینجوری پیدات شد؟

843
01:06:05,041 --> 01:06:07,541
عکست...

844
01:06:07,791 --> 01:06:08,791
چطور؟

845
01:06:11,916 --> 01:06:13,041
می‌خواستم بپرسم...

846
01:06:15,416 --> 01:06:16,791
این عکس کجا گرفته شده؟

847
01:06:18,791 --> 01:06:22,791
تو فقط برای اینکه بپرسی این عکس رو کجا گرفتم، این همه راه اومدی اینجا؟

848
01:06:23,291 --> 01:06:24,166
نه.

849
01:06:25,291 --> 01:06:28,916
مردم قبل از خریدن سبزیجات، اون‌ها رو به دقت بررسی می‌کنند،

850
01:06:29,041 --> 01:06:32,041
و تو من رو بدون اینکه حتی من رو ببینی، رد کردی؟

851
01:06:33,041 --> 01:06:36,166
- چی؟
- منظورم اینه که، من نمی‌تونستم شخصاً بیام،

852
01:06:36,416 --> 01:06:38,166
اما نیازی نبود که ناراحت بشی.

853
01:06:39,041 --> 01:06:40,541
- خب، من...
- من خلبان جنگنده هستم.

854
01:06:41,166 --> 01:06:43,791
من حقوق خوبی دارم، و نسبتاً خوب آشپزی می‌کنم.

855
01:06:45,791 --> 01:06:46,916
من نسبتاً خوش‌تیپ هم هستم.

856
01:06:48,666 --> 01:06:50,166
هیچ دلیلی برای رد کردن من وجود نداره.

857
01:06:50,291 --> 01:06:52,916
- داری میگی ممکنه من رد بشم؟
- منظورم این نبود.

858
01:06:53,541 --> 01:06:56,041
پس چرا اینقدر طول کشید تا جواب بدی؟

859
01:06:57,166 --> 01:06:58,666
می‌تونستی زودتر من رو رد کنی.

860
01:06:58,791 --> 01:07:00,041
اما من هیچ وقت تو رو رد نکردم.

861
01:07:00,166 --> 01:07:01,291
خب، من هم همینطور.

862
01:07:01,666 --> 01:07:03,041
- چی؟
- بله.

863
01:07:09,416 --> 01:07:11,291
خانواده‌ام من رو گول زدند.

864
01:07:18,666 --> 01:07:20,041
اگه تو من رو رد نکردی،

865
01:07:21,916 --> 01:07:23,041
پس این یعنی تو موافقی

866
01:07:23,541 --> 01:07:26,041
- موافقی؟
- تو هیچ وقت جواب سر راست نمیدی.

867
01:07:27,291 --> 01:07:29,791
اگه تو اخلاق داری، من هم دارم.

868
01:07:33,291 --> 01:07:34,291
طاووس.

869
01:07:37,791 --> 01:07:44,166
<i>مثل رسیدن بهار است معشوق من</i>

870
01:07:44,666 --> 01:07:47,916
<i>با خود می‌آورد</i>

871
01:07:48,291 --> 01:07:53,541
اولین باران محبت را

872
01:07:53,916 --> 01:07:58,250
<i>بدنت مثل چوب صندل است سایه‌ات هم مثل چوب صندل است</i>

873
01:07:58,375 --> 01:08:03,500
<i>عطرت را عوض نکن</i>

874
01:08:03,750 --> 01:08:09,750
<i>من النگوی تو هستم، تو دستبند من هستی</i>
<i>جفت ما مثل طبل و سنج است</i>

875
01:08:09,875 --> 01:08:14,875
<i>من هرگز انگشتر را از انگشتم در نمی آورم</i>
<i>چون تو الماس انگشتر هستی</i>

876
01:08:14,875 --> 01:08:19,750
<i>رنگ رُبنده تو شنگرفی است</i>
و تمام عمر من در آن است

877
01:08:19,750 --> 01:08:25,125
<i>هرگز آن را از سرت برندار</i>

878
01:08:26,250 --> 01:08:31,000
<i>تو بی عیب و نقصی</i>

879
01:08:31,500 --> 01:08:36,500
<i>چطور تو را ماه بنامم؟</i>

880
01:08:36,625 --> 01:08:41,250
درست شبیه توست

881
01:08:41,750 --> 01:08:46,625
<i>و من تا آخر عمرم، رویم را برنمی گردانم</i>

882
01:08:47,125 --> 01:08:52,375
درست شبیه توست<

883
01:08:52,500 --> 01:08:58,000
<i>و من تا آخر عمرم، رویم را برنمی گردانم</i>

884
01:09:00,583 --> 01:09:03,041
ه دلیل افزایش تنش ها در امتداد مرز هند و پاکستان

885
01:09:03,166 --> 01:09:05,791
<i>مرخصی تمام سربازان لغو شده است،</i>

886
01:09:05,916 --> 01:09:09,916
و به آنها دستور داده شده فورا به یگان های مربوطه خود گزارش دهند

887
01:09:13,041 --> 01:09:15,291
این جدی به نظر می رسد، برادر.

888
01:09:15,916 --> 01:09:17,541
آنها را به عروسی ات دعوت نکردی.

889
01:09:19,541 --> 01:09:20,666
پس دشمن ناراحت شد.

890
01:09:21,916 --> 01:09:23,666
حالا تنها راه آرام کردن آنها از طریق جنگ است.

891
01:09:24,791 --> 01:09:28,541
عروسی های پنجابی بدون دعوا کامل نمی شوند.

892
01:09:30,041 --> 01:09:31,666
اما این جنگ نیست که نگرانش هستم.

893
01:09:33,291 --> 01:09:34,916
- این شماها هستید.
- من؟

894
01:09:35,416 --> 01:09:36,291
چرا؟

895
01:09:37,791 --> 01:09:40,041
من در جنگ مسابقه را می برم.

896
01:09:42,041 --> 01:09:44,166
و اگر این یکی را ببازی،

897
01:09:47,666 --> 01:09:49,416
باید به من ادای احترام کنی، برادر.

898
01:09:55,416 --> 01:09:56,791
تو هیچ وقت عوض نمی شوی، برادر.

899
01:09:57,791 --> 01:09:59,916
<i>کشتی آماده حرکت است</i>

900
01:10:00,791 --> 01:10:02,916
<i>شجاعت تنها لازمه برای</i>
<i>تسخیر دنیاست!</i>

901
01:10:04,416 --> 01:10:07,416
وقتی ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی متحد شوند،

902
01:10:08,666 --> 01:10:09,916
ما غیرقابل توقف هستیم.

903
01:10:14,541 --> 01:10:16,291
بیایید حسابشان را برسیم، برادرها.

904
01:10:37,541 --> 01:10:38,916
باشه، کاپیتان میتو.

905
01:10:39,916 --> 01:10:41,541
فرماندهی حالا با توست.

906
01:10:42,166 --> 01:10:43,541
وظایفت را می دانی؟

907
01:10:43,791 --> 01:10:46,416
در حالی که تو از هند محافظت می کنی

908
01:10:46,541 --> 01:10:50,166
کاپیتان میتو از مامان و خانه مان محافظت می کند.

909
01:10:51,041 --> 01:10:51,916
خیلی خوبه.

910
01:10:52,541 --> 01:10:54,541
و قوانین چی هستند، کاپیتان؟

911
01:10:55,291 --> 01:10:59,416
قانون شماره یک این است که تکالیفم را روزانه انجام دهم و به مامان کمک کنم.

912
01:10:59,541 --> 01:11:03,916
قانون شماره دو این است که روزانه یک لطیفه بگویم و مامان را بخندانم.

913
01:11:04,541 --> 01:11:07,041
خیلی خوبه.
بابا بهت افتخار می کنه

914
01:11:07,541 --> 01:11:09,416
میتو، هدیه بابا رو بیار.

915
01:11:09,541 --> 01:11:11,541
- اوه، بله!
- هدیه؟

916
01:11:24,666 --> 01:11:27,666
دستورات من چیست، فرمانده؟

917
01:11:28,416 --> 01:11:29,541
دستوری نیست.

918
01:11:30,291 --> 01:11:31,291
این یک درخواست است.

919
01:11:33,041 --> 01:11:36,458
چشماتو ببند و دستتو دراز کن.

920
01:11:42,958 --> 01:11:45,083
اون اینو دیشب برات درست کرده.

921
01:11:46,208 --> 01:11:48,583
اون گفت: 'بابا از مرزها محافظت میکنه،

922
01:11:49,333 --> 01:11:50,958
و الهه دورگا از بابا محافظت میکنه.'

923
01:11:57,208 --> 01:11:58,583
این بزرگترین هدیه توی دنیاست.

924
01:12:00,458 --> 01:12:01,333
ممنونم، کاپیتان.

925
01:12:05,083 --> 01:12:07,833
<i>و بعدش میرم</i>

926
01:12:11,708 --> 01:12:17,958
<i>و بعدش میرم</i>

927
01:12:18,583 --> 01:12:25,583
<i>ای لحظات زودگذر</i>
<i>آهسته تر، فقط آهسته تر</i>

928
01:12:26,583 --> 01:12:29,708
مامان، مرز توی آب کجاست؟

929
01:12:32,833 --> 01:12:36,083
پدرت خودش مرز هند توی آبه، فرزندم.

930
01:12:46,583 --> 01:12:47,708
عقلتو از دست دادی؟

931
01:12:48,583 --> 01:12:49,458
نباید وزنه های سنگین بلند کنی!

932
01:12:50,208 --> 01:12:51,208
من خانم یه سربازم.

933
01:12:52,208 --> 01:12:54,208
منو با یه خانم عادی اشتباه نگیر

934
01:12:54,833 --> 01:12:55,833
باشه، به من گوش کن.

935
01:12:57,458 --> 01:12:58,333
گفتم گوش کن...

936
01:13:06,333 --> 01:13:08,333
داشتم میگفتم،
یکی رو وادار کن برات نامه بنویسه،

937
01:13:08,583 --> 01:13:11,458
و به من خبر بده که
بچه پسره یا دختر.

938
01:13:12,083 --> 01:13:13,833
من کسی رو وادار نمیکنم نامه بنویسه.

939
01:13:14,958 --> 01:13:17,708
بیا و خودت ببین کی شرط رو برده.

940
01:13:18,333 --> 01:13:20,833
صبر کن و تماشا کن.
بچه پسر میشه.

941
01:13:20,833 --> 01:13:23,208
اصلا هم اینطور نیست. من شرط رو میبرم.

942
01:13:24,208 --> 01:13:25,708
ما یه دختر بچه خواهیم داشت.

943
01:13:26,583 --> 01:13:28,958
تو توی جنگ پیروز میشی،

944
01:13:29,458 --> 01:13:30,833
و من شرط رو میبرم.

945
01:13:32,083 --> 01:13:32,958
باشه، قربان!

946
01:13:40,250 --> 01:13:46,375
<i>و بعدش میرم</i>

947
01:13:47,000 --> 01:13:49,750
<i>و بعدش میرم</i>

948
01:13:53,625 --> 01:13:59,750
<i>و بعدش میرم</i>

949
01:14:12,750 --> 01:14:14,125
مگه تو خانم یه سرباز نیستی...

950
01:14:14,875 --> 01:14:15,875
و یه خانم عادی نیستی؟

951
01:14:18,750 --> 01:14:20,375
گریه کردن برای هیچکدومتون خوب نیست.

952
01:14:22,375 --> 01:14:24,000
هر دومون داریم مضطرب میشیم.

953
01:14:25,000 --> 01:14:26,500
نیازی به نگرانی نیست.

954
01:14:27,250 --> 01:14:29,125
من یه سربازم. برمیگردم.

955
01:14:30,000 --> 01:14:32,000
تاج پیروزی بر سر یا پیچیده در خاطره.

956
01:14:33,250 --> 01:14:34,250
اما من برخواهم گشت.

957
01:14:34,708 --> 01:14:37,416
<i>ای لحظات زودگذر</i>
<i>آهسته تر، فقط آهسته تر</i>

958
01:14:53,666 --> 01:14:54,541
سوخی؟

959
01:14:58,791 --> 01:14:59,791
سوخی؟

960
01:15:02,416 --> 01:15:05,666
واای، بهت نگاه کن!

961
01:15:06,041 --> 01:15:08,666
چشمات بعد از گریه کردن
حتی زیباتر هم به نظر میرسن.

962
01:15:10,041 --> 01:15:13,666
باید توی پالکیت گریه کنی.
خیلی خیره کننده به نظر میرسی.

963
01:15:14,041 --> 01:15:15,791
چه مزخرفاتی داری میگی؟
سوخی زیبا به نظر میرسه؟

964
01:15:16,541 --> 01:15:17,541
بذار ببینم.

965
01:15:19,416 --> 01:15:20,541
حتما داری شوخی میکنی!

966
01:15:22,041 --> 01:15:22,916
ممنونم.

967
01:15:24,041 --> 01:15:25,291
بابت چی؟

968
01:15:26,041 --> 01:15:28,666
بابت اینکه مسئولیتشون رو در غیاب من به عهده میگیری.

969
01:15:31,666 --> 01:15:36,166
آره، ولی از این وظیفه مرخصی طولانی نمیگیری.

970
01:15:36,916 --> 01:15:37,916
پس تا کی؟

971
01:15:45,041 --> 01:15:49,041
باید قبل از اینکه حنای دستم پاک بشه برگردی.

972
01:15:49,291 --> 01:15:51,916
چی؟ بذار حنا رو ببینم.

973
01:15:54,041 --> 01:15:55,291
صبر کن و تماشا کن، طاووس.

974
01:15:55,666 --> 01:15:58,541
<i>هر لحظه، دلتنگ تو هستم</i>

975
01:15:58,916 --> 01:16:01,916
<i>هر لحظه، تو را میخواهم</i>

976
01:16:02,291 --> 01:16:05,666
<i>-خوشبختم که تو را پیدا کردم</i>
- مامان رو دیدی؟

977
01:16:05,791 --> 01:16:08,041
<i>هر لحظه، میخواهم تو را مال خود کنم</i>

978
01:16:08,166 --> 01:16:12,791
<i>ای لحظات زودگذر...</i>

979
01:16:14,291 --> 01:16:16,791
ساتنام واههگورو.

980
01:16:18,708 --> 01:16:20,583
ان شاء الله واههگورو بهت عمری طولانی تر از من بده.

981
01:16:20,708 --> 01:16:21,583
چی؟

982
01:16:21,708 --> 01:16:23,833
چرا باید سهم تو از عمر رو بخوام؟ من به اندازه کافی از خودم دارم.

983
01:16:24,333 --> 01:16:27,333
در عوض، به من قدرتی بده تا دشمنانم را نابود کنم.

984
01:16:28,208 --> 01:16:31,833
حتی مامانهای اونا هم باید بهشون عمر طولانی داده باشن.

985
01:16:33,708 --> 01:16:39,583
مادر فقط میتونه عمر ببخشه، نه مرگ.

986
01:16:39,708 --> 01:16:41,333
یعنی نباید بجنگم؟

987
01:16:41,333 --> 01:16:43,958
نه، باید بجنگی. این وظیفه توست.

988
01:16:44,333 --> 01:16:46,708
شجاعانه بجنگ و پیروز برگرد.

989
01:16:49,333 --> 01:16:51,458
منم با عشق مادریم میجنگم.

990
01:17:04,708 --> 01:17:05,708
خداحافظ، پدر.

991
01:17:06,708 --> 01:17:07,708
این رو نگه دار.

992
01:17:09,708 --> 01:17:10,958
نه، من به اندازه کافی دارم.

993
01:17:11,958 --> 01:17:13,583
الان خوب پول درمیارم.

994
01:17:17,333 --> 01:17:18,333
بازم میگیرمش.

995
01:17:24,083 --> 01:17:27,208
پدر، میدونم همیشه شما رو اذیت کردم.

996
01:17:28,583 --> 01:17:32,458
اما قول میدم هیچوقت ناامیدت نکنم.

997
01:17:33,458 --> 01:17:34,583
همیشه باعث افتخارت میشم.

998
01:17:37,458 --> 01:17:38,458
خداحافظ، پدر.

999
01:17:39,833 --> 01:17:42,333
<i>و بعدش میرم</i>

1000
01:17:43,833 --> 01:17:45,333
حمل و نقل جاده ای پنجاب

1001
01:17:46,458 --> 01:17:52,708
<i>و بعدش میرم</i>

1002
01:18:00,833 --> 01:18:01,833
پایگاه به وایپر.

1003
01:18:01,958 --> 01:18:03,958
بالای نقطه آلفا، وارد هند میشویم.

1004
01:18:04,083 --> 01:18:05,833
زمان تقریبی رسیدن به سرینگر، یک دقیقه.

1005
01:18:06,083 --> 01:18:07,708
عملیات چنگیز آغاز شد.

1006
01:18:08,333 --> 01:18:11,208
امروز هند رو به ویرانی می کشیم.

1007
01:18:47,458 --> 01:18:49,833
- نگاه کن، هواپیماها!
- نگاه کن!

1008
01:18:58,458 --> 01:18:59,458
هی، ایست!

1009
01:19:07,208 --> 01:19:08,458
هواپیماها!

1010
01:19:32,583 --> 01:19:35,083
حمله هوایی! پناه بگیرید!

1011
01:19:35,208 --> 01:19:36,583
زمین گیر شید! محکم بگیرید!

1012
01:19:37,583 --> 01:19:40,583
- پناه بگیرید! حرکت کنید!
- پناه بگیرید!

1013
01:19:44,083 --> 01:19:45,458
سریع اسلحه ها رو بیارید!

1014
01:20:06,208 --> 01:20:08,458
- از اینجا برید بیرون!
- منطقه رو تخلیه کنید!

1015
01:20:09,458 --> 01:20:10,583
حرکت کنید!

1016
01:20:13,083 --> 01:20:13,958
پناه بگیرید!

1017
01:20:39,208 --> 01:20:41,958
قربان، آنها کنترل پل رو به دست گرفتند.

1018
01:20:47,458 --> 01:20:48,958
اونها فقط نگرفتنش، رام سینگ.

1019
01:20:50,958 --> 01:20:54,958
اونها افراد ما رو کشتند و پست رو تصرف کردند.

1020
01:20:59,583 --> 01:21:01,083
چه کار کنیم؟

1021
01:21:06,833 --> 01:21:08,083
- رام سینگ.
- بله، قربان.

1022
01:21:08,458 --> 01:21:12,708
شما با تیم براوو از رودخانه عبور می کنید، دو کیلومتر پایین دست پل،

1023
01:21:13,208 --> 01:21:15,333
- و به سمت روستا حرکت می کنید.
- بله، قربان.

1024
01:21:15,708 --> 01:21:19,458
من تیم آلفا رو برمیدارم و از شرق حمله می کنم.

1025
01:21:19,583 --> 01:21:22,958
اما اول، باید واحد پشتیبانی هوایی اونها رو نابود کنیم.

1026
01:21:23,833 --> 01:21:25,333
- سمپوران.
- بله، قربان.

1027
01:21:25,458 --> 01:21:27,208
آقا، اونها خارج از برد آر سی ال هستند.

1028
01:21:28,083 --> 01:21:29,833
ما نمی تونیم از این فاصله به هدف ضربه بزنیم.

1029
01:21:31,833 --> 01:21:34,708
پس به محض اینکه مورد حمله قرار بگیرند، درخواست پشتیبانی هوایی می کنند.

1030
01:21:36,458 --> 01:21:41,333
پس به واحد پشتیبانی هوایی حمله نمی کنیم، افسری رو که درخواست پشتیبانی هوایی می کنه می زنیم.

1031
01:21:41,958 --> 01:21:44,208
اما، قربان، اگه یه نفر دیگه سیگنال بفرسته چی؟

1032
01:21:44,208 --> 01:21:46,458
فقط اگه بذاریم به اونجا برسند!

1033
01:21:46,708 --> 01:21:47,708
- آجیت!
- قربان.

1034
01:21:48,833 --> 01:21:52,833
راس ساعت 14:00، شما افسر مستقر در واحد پشتیبانی هوایی رو می زنید.

1035
01:21:53,583 --> 01:21:56,708
یادت باشه کار رو با اولین گلوله تموم کنی.

1036
01:21:57,083 --> 01:21:59,833
در غیر این صورت، دشمن هوشیار میشه.

1037
01:22:00,208 --> 01:22:01,083
حتما، قربان.

1038
01:22:03,083 --> 01:22:06,958
و بعد، ما مهمان نوازی خودمون رو بهشون نشون میدیم!

1039
01:22:07,208 --> 01:22:08,208
قربان!

1040
01:22:23,833 --> 01:22:26,583
قربان، با جسدها چیکار کنیم؟

1041
01:22:27,333 --> 01:22:28,583
مثل همیشه.

1042
01:22:29,333 --> 01:22:31,708
- نیازی به پرسیدن نیست.
- بله، قربان.

1043
01:23:32,083 --> 01:23:34,708
- موضع بگیرید! ما مورد حمله قرار گرفتیم!
- بجنبید!

1044
01:23:39,833 --> 01:23:42,333
<i>بوله سو نهال!</i>

1045
01:23:42,458 --> 01:23:44,958
<i>ست سری آکال!</i>

1046
01:23:46,708 --> 01:23:48,833
پل مورد حمله قرار گرفته! برید اونجا و شلیک کنید!

1047
01:23:56,333 --> 01:23:59,083
آصف، بیا رو خط. آصف!
آصف، حمله هوایی رو تایید کن!

1048
01:23:59,458 --> 01:24:00,333
<i>آصف!</i>

1049
01:24:23,958 --> 01:24:25,208
نذارید کسی فرار کنه!

1050
01:24:59,583 --> 01:25:01,708
- حرکت کنید! سوار شید! عجله کنید!
- بجنبید!

1051
01:26:11,458 --> 01:26:13,208
تانگو برای چارلی. تانگو برای چارلی، بیا رو خط.

1052
01:26:13,458 --> 01:26:14,333
تانگو برای چارلی.

1053
01:26:15,208 --> 01:26:16,083
بیا رو خط...

1054
01:26:34,208 --> 01:26:35,583
<i>ببر یک به تانگو، پاسخ بده.</i>

1055
01:26:36,083 --> 01:26:37,458
<i>ببر یک به تانگو، پاسخ بده.</i>

1056
01:26:44,333 --> 01:26:46,458
<i>تانگو به چارلی. تانگو به چارلی، تأیید کن--</i>

1057
01:26:58,083 --> 01:26:59,458
<i>ببر یک به تانگو، پاسخ بده.</i>

1058
01:26:59,833 --> 01:27:01,208
<i>ببر یک به تانگو، پاسخ بده.</i>

1059
01:27:02,708 --> 01:27:03,583
به تانگو وصل شوید.

1060
01:27:03,958 --> 01:27:05,708
رشید، چرا جواب نمی‌دادی؟

1061
01:27:06,333 --> 01:27:08,708
ارتش هند حتماً در راه است. آماده باشید.

1062
01:27:09,083 --> 01:27:10,833
ارتش هند از قبل رسیده است.

1063
01:27:11,583 --> 01:27:13,583
و رشید رفت.

1064
01:27:16,208 --> 01:27:18,583
هنوز وقت هست، بهتره بفهمی.

1065
01:27:19,708 --> 01:27:21,583
حد و مرز خودت رو بشناس،

1066
01:27:22,708 --> 01:27:26,333
وگرنه هم خطوط و هم خودت محو میشید!

1067
01:27:26,958 --> 01:27:27,958
فتح سینگ.

1068
01:27:29,833 --> 01:27:31,333
تو فتح سینگ نیستی؟

1069
01:27:32,833 --> 01:27:34,708
<i>آنگاد سینگ پسر تو بود.</i>

1070
01:27:35,333 --> 01:27:37,083
مگه اون تو همین منطقه نمرد...

1071
01:27:38,083 --> 01:27:38,958
تو سال 65؟

1072
01:27:44,708 --> 01:27:45,708
شنیدم که...

1073
01:27:46,708 --> 01:27:50,708
سربازهای ما یه مرگ خیلی آروم بهش دادن.

1074
01:27:52,208 --> 01:27:56,083
<i>ما هم همون مرگ آروم رو بهت میدیم!</i>

1075
01:27:59,083 --> 01:28:00,708
چرا ساکتی، فتح سینگ؟

1076
01:28:01,833 --> 01:28:03,083
ترسیدی؟

1077
01:28:06,583 --> 01:28:10,583
<i>خوبه. باید بترسی.</i>

1078
01:28:11,083 --> 01:28:15,958
اسم شهدا شجاعت میده، نه ترس!

1079
01:28:17,458 --> 01:28:20,208
من داشتم یه لحظه سکوت
به احترام تو رعایت میکردم...

1080
01:28:21,583 --> 01:28:23,958
همونطور که برای مرده ها انجام میدن.

1081
01:28:24,208 --> 01:28:25,208
مزخرف نگو!

1082
01:28:25,333 --> 01:28:28,208
تو 23 ساله که داری مزخرف میگی!

1083
01:28:29,083 --> 01:28:31,458
شما حتی نمیتونید پاکستان شرقی رو کنترل کنید،

1084
01:28:31,708 --> 01:28:33,708
بعد ادعای کشمیر رو دارید!

1085
01:28:34,458 --> 01:28:37,333
تعداد آدمای توی پاکستان شما

1086
01:28:37,458 --> 01:28:40,333
از تعداد بزهایی که ما تو عید قربان قربونی میکنیم هم کمتره!

1087
01:28:41,333 --> 01:28:43,208
بعد شما از شکست دادن ما حرف میزنید؟

1088
01:28:43,833 --> 01:28:47,333
کشمیر رو فراموش کن! اول سعی کن این پل رو پس بگیری.

1089
01:28:48,083 --> 01:28:51,083
حتی هفت نسل بعدیتون هم

1090
01:28:51,208 --> 01:28:53,333
نمیتونن یه اینچ از این رو پس بگیرن!

1091
01:28:53,583 --> 01:28:55,833
این قول ارتش هند است!

1092
01:28:57,458 --> 01:29:00,083
از هرجا که بخواید نفوذ کنید،

1093
01:29:01,333 --> 01:29:03,958
چه از هوا، چه از زمین، چه از آب،

1094
01:29:04,833 --> 01:29:07,708
یه سرباز هندی جلوتون وایمیسته،

1095
01:29:08,458 --> 01:29:12,833
مستقیم تو چشاتون نگاه میکنه، و با افتخار میگه،

1096
01:29:13,833 --> 01:29:15,458
بیا و با من روبرو شو!

1097
01:29:16,458 --> 01:29:18,958
اینجا هند ایستاده!'

1098
01:29:19,333 --> 01:29:20,333
<i>زنده‌باد هند!</i>

1099
01:29:27,333 --> 01:29:28,458
<i>زنده‌باد هند!</i>

1100
01:29:35,208 --> 01:29:36,333
<i>زنده‌باد هند!</i>

1101
01:29:43,208 --> 01:29:44,208
<i>زنده‌باد هند!</i>

1102
01:29:51,083 --> 01:29:52,208
<i>زنده‌باد هند!</i>

1103
01:29:59,083 --> 01:30:00,208
<i>زنده‌باد هند!</i>

1104
01:30:03,083 --> 01:30:04,083
<i>جای هیند!</i>

1105
01:30:06,958 --> 01:30:07,958
<i>جای هیند!</i>

1106
01:30:12,958 --> 01:30:14,833
<i>جای هیند! جای هیند!</i>

1107
01:30:16,958 --> 01:30:18,958
<i>جای هیند! جای هیند!</i>

1108
01:30:20,958 --> 01:30:22,833
<i>جای هیند! جای هیند!</i>

1109
01:30:24,958 --> 01:30:26,833
<i>جای هیند! جای هیند!</i>

1110
01:30:28,833 --> 01:30:30,833
<i>جای هیند! جای هیند!</i>

1111
01:30:54,333 --> 01:30:55,708
- میدونی چیه؟
- بله؟

1112
01:30:55,958 --> 01:30:56,958
یه کم <i>کادا</i> درست کن.

1113
01:30:57,333 --> 01:30:58,583
ولی الان خوردی.

1114
01:30:59,583 --> 01:31:01,083
معده منه. به تو چه؟

1115
01:31:01,833 --> 01:31:02,833
درستش می‌کنم.

1116
01:31:10,208 --> 01:31:11,958
داشتی به پسرت فکر می‌کردی،

1117
01:31:12,458 --> 01:31:13,833
و اون یه نامه فرستاده.

1118
01:31:14,583 --> 01:31:16,958
زود بخونش و بگو چی نوشته!

1119
01:31:19,458 --> 01:31:20,458
«جای هیند، بابا!»

1120
01:31:21,208 --> 01:31:22,458
بلندتر.

1121
01:31:24,583 --> 01:31:26,083
«جای هیند، مامان!»

1122
01:31:26,708 --> 01:31:27,958
خدا حفظت کنه پسرم.

1123
01:31:29,583 --> 01:31:30,458
خدا حفظ کنه.

1124
01:31:33,208 --> 01:31:36,208
«نگران من نباشید. من کاملاً خوبم.

1125
01:31:37,333 --> 01:31:39,958
من از هر طرف با کوه‌های بلند احاطه شدم،

1126
01:31:40,833 --> 01:31:44,708
و شجاعت ما حتی بلندتره

1127
01:31:44,833 --> 01:31:45,708
واقعا؟

1128
01:31:46,958 --> 01:31:50,083
«اگه دشمن جرأت کنه به ما حمله کنه،

1129
01:31:50,708 --> 01:31:51,958
از تصمیمش پشیمون میشه.

1130
01:31:53,208 --> 01:31:55,708
و بابا، یه چیز دیگه.

1131
01:31:56,333 --> 01:31:58,458
اینجا من هر روز مچ میندازم.»

1132
01:31:58,833 --> 01:31:59,833
واقعا؟

1133
01:32:00,458 --> 01:32:01,708
من همه رو شکست دادم.

1134
01:32:03,583 --> 01:32:06,583
دفعه بعد، من تو رو شکست میدم

1135
01:32:06,583 --> 01:32:08,458
و موتورت رو میبرم!»

1136
01:32:10,333 --> 01:32:11,708
داره سعی میکنه پدرشو بترسونه.

1137
01:32:12,208 --> 01:32:13,333
اون بی باک شده.

1138
01:32:15,333 --> 01:32:16,333
«و مامان...

1139
01:32:19,208 --> 01:32:21,208
هنوز اینجا خیلی سرد نیست.

1140
01:32:21,958 --> 01:32:24,708
ولی... چون دلم برات تنگ شده،

1141
01:32:25,083 --> 01:32:28,958
من ژاکتم رو زیر لباسام میپوشم، و--»

1142
01:32:28,958 --> 01:32:29,958
جای هیند، قربان.

1143
01:32:31,708 --> 01:32:33,083
متاسفم که به اطلاعتون میرسونم، قربان.

1144
01:32:33,958 --> 01:32:35,208
ما کاپیتان انگاد سینگ رو از دست دادیم.

1145
01:32:39,958 --> 01:32:41,333
او با شجاعت جنگید،

1146
01:32:42,458 --> 01:32:43,833
اما تعداد دشمن بیشتر بود.

1147
01:32:44,708 --> 01:32:45,708
متاسفم، قربان.

1148
01:32:46,708 --> 01:32:48,833
چی شده؟ ادامه اش رو بخون!

1149
01:32:51,333 --> 01:32:52,333
این کی اتفاق افتاد؟

1150
01:32:53,333 --> 01:32:54,958
امروز صبح ساعت ۰۵:۰۰.

1151
01:32:55,958 --> 01:32:57,958
وقتی به بیمارستان نظامی آورده شد، به شدت زخمی شده بود.

1152
01:32:59,833 --> 01:33:01,583
او میخواست برای آخرین بار با شما صحبت کنه.

1153
01:33:02,958 --> 01:33:04,708
فرمانده سعی کرد با شما تماس بگیره، اما...

1154
01:33:05,833 --> 01:33:07,083
ولی کسی خونه جواب نداد.

1155
01:33:11,708 --> 01:33:12,708
صبح،

1156
01:33:14,333 --> 01:33:15,708
ما از گوردواره بازدید می کنیم.

1157
01:33:19,083 --> 01:33:19,958
کجا رفت؟

1158
01:33:20,583 --> 01:33:22,458
به محض اینکه اسم من اومد، خوندن رو متوقف کردی.

1159
01:33:22,458 --> 01:33:23,708
میخونی--

1160
01:33:51,583 --> 01:33:52,458
سیمی.

1161
01:33:57,458 --> 01:33:58,333
وقتشه.

1162
01:34:00,583 --> 01:34:03,083
این... به انگاد میاد؟

1163
01:34:05,708 --> 01:34:07,083
من اینو با عجله دوختم.

1164
01:34:11,333 --> 01:34:13,083
اگه برای عروسیش بود...

1165
01:34:14,583 --> 01:34:16,083
این رو بیشتر تزئین میکردم.

1166
01:34:30,708 --> 01:34:31,708
قوی باش.

1167
01:34:43,333 --> 01:34:48,833
<i>هر وقت در مرز گلوله شلیک میشه</i>

1168
01:34:50,458 --> 01:34:55,708
<i>هر وقت در مرز گلوله شلیک میشه</i>

1169
01:34:55,958 --> 01:35:02,708
به قلب مادر ضربه میزنه

1170
01:35:03,083 --> 01:35:09,833
به قلب مادر ضربه میزنه

1171
01:35:11,583 --> 01:35:17,208
<i>حس میکنم دارم فرو میریزم</i>
<i>چنگ میزنم به زمین</i>

1172
01:35:18,458 --> 01:35:23,833
<i>حس میکنم دارم فرو میریزم</i>
<i>چنگ میزنم به زمین</i>

1173
01:35:24,208 --> 01:35:31,083
<i>- جایی که پسرم رو از دست دادم...</i>
- زنده باد هند، فرزندم.

1174
01:35:31,333 --> 01:35:38,333
<i>- جایی که پسرم رو از دست دادم...</i>
- زنده باد هند.

1175
01:35:39,583 --> 01:35:45,458
مادر، تاج گل رو بذار
و سرودهای خودت رو بخون."

1176
01:35:46,708 --> 01:35:52,458
مادر، تاج گل رو بذار
<i>و سرودهای خودت رو بخون</i>

1177
01:35:52,833 --> 01:35:59,208
<i>چون بعد از مرگ</i>
دارم به سوی او میرم

1178
01:35:59,583 --> 01:36:06,583
<i>چون بعد از مرگ</i>
دارم به سوی او میرم

1179
01:36:08,083 --> 01:36:13,708
<i>امروز داره گریه میکنه، درد پسرش رو میبینه</i>

1180
01:36:15,083 --> 01:36:20,833
<i>امروز داره گریه میکنه، درد پسرش رو میبینه</i>

1181
01:36:20,958 --> 01:36:27,833
اون کسی بود که
<i>به روی مرگ خندید، عزیزم</i>

1182
01:36:27,833 --> 01:36:34,583
اون کسی بود که
<i>به روی مرگ خندید، عزیزم</i>

1183
01:36:39,708 --> 01:36:46,083
<i>آسون نیست</i>
<i>که روی شونه هات حمل کنی</i>

1184
01:36:46,833 --> 01:36:52,458
<i>آسون نیست</i>
<i>که روی شونه هات حمل کنی</i>

1185
01:36:52,583 --> 01:36:59,458
<i>جسدهای بی جان پسرها رو، عزیزم</i>

1186
01:36:59,583 --> 01:37:06,583
<i>جسدهای بی جان پسرها رو، عزیزم</i>

1187
01:37:07,333 --> 01:37:09,583
<i>عزیزم...</i>

1188
01:37:10,958 --> 01:37:13,958
<i>عزیزم...</i>

1189
01:37:14,333 --> 01:37:17,833
<i>عزیزم...</i>

1190
01:37:17,958 --> 01:37:21,333
<i>عزیزم...</i>

1191
01:37:21,458 --> 01:37:25,333
<i>عزیزم...</i>

1192
01:37:28,583 --> 01:37:33,208
<i>عزیزم...</i>

1193
01:37:36,583 --> 01:37:42,208
مامان

1194
01:37:51,458 --> 01:37:53,208
ما را برکت بده، واههگورو.

1195
01:37:53,333 --> 01:37:54,208
سیمی.

1196
01:37:56,458 --> 01:37:57,333
من دارم میرم.

1197
01:37:58,083 --> 01:37:59,333
تو داری میری جنگ.

1198
01:38:01,458 --> 01:38:03,833
حداقل امروز باید از گوردواره برکت می گرفتی.

1199
01:38:07,583 --> 01:38:09,958
تا کی می خوای اینجوری از او عصبانی باشی؟

1200
01:38:11,958 --> 01:38:13,333
شش سال گذشته.

1201
01:38:14,708 --> 01:38:16,708
دیگه خودتو سرزنش نکن.

1202
01:38:19,083 --> 01:38:22,958
حتی اگه اون روز با انگاد حرف می زدی، نمی تونستی نجاتش بدی.

1203
01:38:23,833 --> 01:38:25,708
وقتش بود که بره، و رفت.

1204
01:38:27,333 --> 01:38:28,708
ولی تو باید برگردی.

1205
01:38:34,958 --> 01:38:36,208
مراقب خودت باش.

1206
01:38:46,833 --> 01:38:47,958
جی هند، سردار جی.

1207
01:38:50,208 --> 01:38:51,208
جی هند.

1208
01:39:15,458 --> 01:39:16,833
- جاگی!
- بله.

1209
01:39:17,083 --> 01:39:18,708
- جاگی.
- بگو.

1210
01:39:18,708 --> 01:39:19,958
زود سیب زمینی ها رو خرد کن.

1211
01:39:20,208 --> 01:39:21,708
بعدش باید دشمنا رو خرد کنیم.

1212
01:39:21,833 --> 01:39:23,833
بله، البته!

1213
01:39:24,458 --> 01:39:25,333
جاگی!

1214
01:39:38,583 --> 01:39:40,583
- رام سینگ.
- قربان.

1215
01:39:40,833 --> 01:39:41,958
گورجیت چی میگه؟

1216
01:39:42,833 --> 01:39:45,958
جیره بندی ها از قبل محدوده. اگه سربازها گرسنه بمونن،

1217
01:39:46,208 --> 01:39:47,333
چطور می تونن بجنگن؟

1218
01:39:47,958 --> 01:39:49,083
چه محدودیتی، قربان؟

1219
01:39:49,458 --> 01:39:51,583
ازش بپرس کدوم مهم تره. چراغ یا غذا؟

1220
01:39:52,458 --> 01:39:53,708
معذرت می خوام، قربان.

1221
01:39:55,583 --> 01:39:56,708
ولی چراغ هم مهمه.

1222
01:39:58,583 --> 01:40:00,208
در زمان تجزیه،

1223
01:40:00,583 --> 01:40:03,583
وقتی خونه هامونو ترک کردیم و به این طرف اومدیم،

1224
01:40:04,833 --> 01:40:07,333
مادرم یه چراغ بیرون خونمون روشن کرد.

1225
01:40:08,958 --> 01:40:11,708
به امید اینکه یه روزی به خونه برگردیم.

1226
01:40:13,458 --> 01:40:14,708
اون نتونست برگرده، قربان.

1227
01:40:15,833 --> 01:40:19,458
ولی، قربان، این روستایی ها حتما به خونه برمی گردن.

1228
01:40:20,708 --> 01:40:23,583
گورجیت، این فقط یه چراغ نیست.

1229
01:40:24,208 --> 01:40:25,208
امیده.

1230
01:40:26,083 --> 01:40:27,583
ایمانشون به او

1231
01:40:28,833 --> 01:40:30,583
بگو ببینم، چطور می تونم بذارم این چراغ خاموش بشه؟

1232
01:40:34,958 --> 01:40:37,958
داشتم می گفتم، قربان...

1233
01:40:38,833 --> 01:40:40,458
اگه چند روز آینده فقط روتی ساده بخوریم،

1234
01:40:41,333 --> 01:40:42,458
نمی میریم.

1235
01:40:43,333 --> 01:40:44,583
من مدیریتش می کنم، قربان.

1236
01:40:45,833 --> 01:40:46,958
بفرمایید، قربان.

1237
01:40:48,583 --> 01:40:49,958
هر چقدر روغن حیوانی می خوای بردار.

1238
01:40:50,083 --> 01:40:51,458
برکتت بده، گورجیت

1239
01:40:51,708 --> 01:40:52,833
باید اول پیش من میومدی.

1240
01:41:24,458 --> 01:41:25,333
گزارش چیه، رنگا؟

1241
01:41:25,333 --> 01:41:27,708
قربان، فرستنده آسیب دیده.

1242
01:41:27,833 --> 01:41:29,083
و صفحه نمایش هم خراب شده.

1243
01:41:29,458 --> 01:41:30,708
تعمیرات زمان میبره.

1244
01:41:32,833 --> 01:41:33,958
باید عجله کنیم، ویجی.

1245
01:41:34,833 --> 01:41:36,333
بدون سونار، ما کاملا کور هستیم.

1246
01:41:36,833 --> 01:41:37,708
چشم قربان.

1247
01:41:38,458 --> 01:41:40,583
- قربان، من...
- نگو، رانگا.

1248
01:41:41,458 --> 01:41:42,333
قربان؟

1249
01:41:43,333 --> 01:41:45,208
میدونم به سونار اعتماد نداری.

1250
01:41:46,333 --> 01:41:50,583
نه قربان.
میخواستم بگم به شما اعتماد دارم.

1251
01:41:51,458 --> 01:41:52,333
دروغگو.

1252
01:41:54,333 --> 01:41:58,458
هواپیماهای پاکستانی به ما حمله کردند

1253
01:41:58,583 --> 01:42:00,708
در حالی که ما تمام تلاش خود را میکردیم

1254
01:42:00,833 --> 01:42:06,458
<i>تا اوضاع بنگلادش را از طریق مسالمت آمیز حل کنیم.</i>

1255
01:42:06,458 --> 01:42:08,333
<i>من کمترین شکی ندارم</i>

1256
01:42:08,458 --> 01:42:11,833
<i>که سربازان شجاع هندی ما پیروز بیرون خواهند آمد.</i>

1257
01:42:11,958 --> 01:42:13,583
دشمن به ما حمله کرده.

1258
01:42:14,083 --> 01:42:15,083
آنها بمب انداختند.

1259
01:42:15,708 --> 01:42:17,208
و قربان ما را زخمی کردند.

1260
01:42:17,833 --> 01:42:18,958
دیگه منتظر چی هستیم؟

1261
01:42:19,458 --> 01:42:21,083
چرا ما را محدود می کنند؟

1262
01:42:21,083 --> 01:42:23,208
کار به مرگ و عمر رسیده.

1263
01:42:23,333 --> 01:42:27,833
دشمن باید فکر کنه که ما ترسو شدیم!

1264
01:42:27,958 --> 01:42:28,833
بالام سینگ!

1265
01:42:30,083 --> 01:42:30,958
قربان!

1266
01:42:34,958 --> 01:42:36,958
حمله دشمن به ما نشون میده که اونا میترسن،

1267
01:42:37,458 --> 01:42:38,708
نه ضعف ما!

1268
01:42:39,958 --> 01:42:40,833
بله قربان.

1269
01:42:41,083 --> 01:42:44,458
اما قربان، چرا همیشه منتظر میمونیم اونا اول حمله کنن؟

1270
01:42:44,833 --> 01:42:45,958
چرا ما اول حمله نمیکنیم؟

1271
01:42:45,958 --> 01:42:49,708
برای آدم قوی، مهم نیست کی اول حمله میکنه.

1272
01:42:50,833 --> 01:42:51,958
چون اون میدونه

1273
01:42:52,958 --> 01:42:54,333
که ضربه نهایی رو اون میزنه.

1274
01:42:58,083 --> 01:42:59,583
سانترام، گیتا نمیخونی؟

1275
01:42:59,833 --> 01:43:00,708
قربان.

1276
01:43:01,708 --> 01:43:02,583
مامنم اونو بهم داده.

1277
01:43:03,958 --> 01:43:05,083
چون یه مامان میدونه

1278
01:43:05,833 --> 01:43:09,208
که لرد کریشنا ارابه ران ما هم هست، نه فقط آرجون.

1279
01:43:10,583 --> 01:43:12,458
ما همیشه به چیزی که میخوایم میرسیم وقتی زمانش برسه.

1280
01:43:13,083 --> 01:43:14,458
این چیزی نیست که گیتا میگه؟

1281
01:43:21,333 --> 01:43:23,583
پس، تو هم فرصت جنگیدن رو پیدا میکنی وقتی زمانش برسه!

1282
01:43:23,583 --> 01:43:24,708
قربان!

1283
01:43:25,708 --> 01:43:27,708
منظورتون اینه قربان...

1284
01:43:29,208 --> 01:43:32,708
وقتی زمانش برسه، بالام سینگ هم ازدواج میکنه؟

1285
01:43:34,958 --> 01:43:35,833
قربان.

1286
01:43:37,208 --> 01:43:38,208
بهتره الان جلوشو بگیری،

1287
01:43:38,708 --> 01:43:41,458
وگرنه همون چند تا تار مویی هم که داره رو میکَنم!

1288
01:43:43,333 --> 01:43:45,333
تو ازدواج میکنی . روش حساب کن.

1289
01:43:45,708 --> 01:43:47,208
به نظر من که سخته.

1290
01:43:48,083 --> 01:43:49,583
احمق.

1291
01:43:50,083 --> 01:43:51,208
هر چی میخوای بگو...

1292
01:43:52,958 --> 01:43:56,208
اما حس می کنم پیشنهاد از قبل رسیده.

1293
01:44:00,833 --> 01:44:02,583
- سربازها.
- بله قربان!

1294
01:44:02,708 --> 01:44:04,583
- صف ها رو بشکنید.
- بله قربان.

1295
01:44:04,708 --> 01:44:06,083
زود باشید!

1296
01:44:06,333 --> 01:44:07,708
اینجاست! اینجاست!

1297
01:44:07,833 --> 01:44:09,583
- اینجاست!
- زود باشید!

1298
01:44:13,083 --> 01:44:14,583
- سونیل سایگال.
- بله قربان!

1299
01:44:16,583 --> 01:44:17,958
- کریشان کومار.
- بله قربان!

1300
01:44:19,208 --> 01:44:20,958
- نایب سوبedar نیشان سینگ.
- بله قربان!

1301
01:44:23,333 --> 01:44:24,708
- راجندر سینگ.
- بله قربان!

1302
01:44:26,458 --> 01:44:27,583
- سانترام.
- بله قربان!

1303
01:44:29,708 --> 01:44:31,458
خواهر خانم شما خیلی نگرانه.

1304
01:44:31,833 --> 01:44:34,333
اون میگه: 'پسرت هر روز به باشگاه میره.

1305
01:44:34,708 --> 01:44:36,583
هر روز با کشتی گیرها کشتی میگیره،

1306
01:44:36,833 --> 01:44:41,208
و میگه میخواد مجرد بمونه و هرگز ازدواج نکنه.'

1307
01:44:41,458 --> 01:44:43,083
نگرانی برای چی؟

1308
01:44:43,208 --> 01:44:44,958
اون فقط هشت سالشه!

1309
01:44:47,083 --> 01:44:48,958
'مونو خیلی دلتنگته.'

1310
01:44:49,333 --> 01:44:51,458
اون همه ترقه های دیوالی اش رو سالم نگه داشته.

1311
01:44:52,208 --> 01:44:54,583
میگه وقتی پدرش برگرده اونها رو روشن میکنه.

1312
01:44:57,458 --> 01:45:00,208
'بچه ها نمیخوان به مدرسه برن.

1313
01:45:00,958 --> 01:45:04,208
- فقط مدام سراغ پدرشون رو میگیرن...'
- بنی.

1314
01:45:05,458 --> 01:45:07,583
- هی، بنی!
- چی شده، بالام؟

1315
01:45:07,583 --> 01:45:09,208
کسی برات پیشنهاد فرستاده؟

1316
01:45:09,958 --> 01:45:12,458
- میکشمت، ای مزاحم!
- چی شده؟

1317
01:45:12,833 --> 01:45:13,708
نگاه کن.

1318
01:45:14,208 --> 01:45:15,958
حدس میزنم این دفعه هم نامه ای به دست آقا نرسیده.

1319
01:45:22,708 --> 01:45:23,708
دختره.

1320
01:45:25,333 --> 01:45:26,333
من پدر شدم.

1321
01:45:27,583 --> 01:45:28,583
سانترام!

1322
01:45:29,083 --> 01:45:29,958
سانترام!

1323
01:45:30,208 --> 01:45:31,458
گوش کن...

1324
01:45:32,958 --> 01:45:34,708
اینجایی!

1325
01:45:35,333 --> 01:45:36,208
گوش کن!

1326
01:45:45,208 --> 01:45:46,083
چی شده برادر؟

1327
01:45:48,333 --> 01:45:49,708
توی نامه چی نوشته؟

1328
01:45:54,333 --> 01:45:55,333
مامان...

1329
01:45:59,208 --> 01:46:00,333
مامانم رو از دست دادم.

1330
01:46:01,833 --> 01:46:03,458
اون یهو شب مریض شد.

1331
01:46:03,708 --> 01:46:05,458
هیچ کس نبود که اون رو به بیمارستان ببره.

1332
01:46:06,708 --> 01:46:08,583
وقتی همسایه ها صبح اون رو بردن...

1333
01:46:11,708 --> 01:46:13,083
اون دیگه مرده بود.

1334
01:46:19,833 --> 01:46:21,833
نتونستم مراسم تدفینش رو هم انجام بدم، برادر.

1335
01:46:30,083 --> 01:46:31,958
اون قبل از مرگش یه چیز رو مدام میگفت.

1336
01:46:33,958 --> 01:46:39,333
'به سانت بگو خاکسترم رو در گنگ غوطه ور کنه.'

1337
01:46:48,208 --> 01:46:49,583
قوی باش، برادر.

1338
01:46:53,208 --> 01:46:54,708
بیا یه درخواست مرخصی بدیم.

1339
01:46:57,083 --> 01:46:58,708
آقای هوشیار میتونه یه توصیه نامه بذاره.

1340
01:47:04,208 --> 01:47:05,208
نه.

1341
01:47:07,583 --> 01:47:09,208
نتونستم یه مامانم رو نجات بدم، اما...

1342
01:47:10,458 --> 01:47:12,208
تا وقتی که مام میهنم رو نجات ندم...

1343
01:47:13,833 --> 01:47:15,583
این پست رو ترک نمیکنم.

1344
01:47:19,583 --> 01:47:21,208
حالا، خاکستر مادرم رو در گنگ غوطه ور می کنم

1345
01:47:22,208 --> 01:47:24,208
فقط بعد از شکست دادن دشمن.

1346
01:47:35,083 --> 01:47:36,208
حتی تو هم نامه داری.

1347
01:47:38,833 --> 01:47:39,958
از خونه چه خبر؟

1348
01:47:41,958 --> 01:47:43,208
هیچ خبری نیست.

1349
01:47:45,208 --> 01:47:46,208
منظورت چیه؟

1350
01:47:48,583 --> 01:47:51,208
انتظار خبر خوبی نداشتی؟

1351
01:47:51,583 --> 01:47:52,958
هیچ خبری نیست، برادر.

1352
01:47:56,583 --> 01:47:57,583
نامه رو بده به من.

1353
01:47:59,958 --> 01:48:00,833
نامه رو بده به من.

1354
01:48:01,333 --> 01:48:02,208
نه!

1355
01:48:03,208 --> 01:48:05,208
- ولش کن.
- گفتم نامه رو بده به من.

1356
01:48:05,583 --> 01:48:08,958
- هی! به من گوش کن، سانترام.
- 'حالت چطوره؟

1357
01:48:09,083 --> 01:48:11,708
خیلی خوشحالم که بهت اطلاع بدم که خداوند به ما فرزندی عطا کرده...

1358
01:48:13,833 --> 01:48:15,083
یک دختر.'

1359
01:48:16,708 --> 01:48:17,833
عقلتو از دست دادی؟

1360
01:48:18,333 --> 01:48:20,083
خداوند بهت یک فرشته داده و داری پنهونش میکنی!

1361
01:48:23,958 --> 01:48:24,958
من پنهونش نمیکردم.

1362
01:48:26,958 --> 01:48:28,583
فقط اینکه، بعد از شنیدن خبر...

1363
01:48:29,833 --> 01:48:32,333
برادر، اون یک مادره.

1364
01:48:33,458 --> 01:48:34,458
هر کجا که باشه...

1365
01:48:35,583 --> 01:48:37,833
همیشه از دیدن خوشحالی بچه هاش خوشحال میشه.

1366
01:48:44,833 --> 01:48:45,833
یه چیزی بهم بگو.

1367
01:48:47,708 --> 01:48:48,708
اسم چی بود؟

1368
01:48:50,708 --> 01:48:51,583
پارواتی دوی.

1369
01:48:52,708 --> 01:48:53,583
چرا؟

1370
01:48:55,458 --> 01:48:56,833
اسم خواهرزاده ات رو میذاریم...

1371
01:48:57,833 --> 01:48:59,083
پارواتی.

1372
01:49:11,833 --> 01:49:13,458
برادرم...

1373
01:49:29,208 --> 01:49:30,833
امشب جشن میگیریم.

1374
01:49:31,958 --> 01:49:33,458
باقی رام!

1375
01:49:34,458 --> 01:49:35,708
شیرینی آماده کن!

1376
01:49:36,583 --> 01:49:38,083
سانترام عمو شده!

1377
01:49:41,583 --> 01:49:43,833
خداوند به ما یک فرشته داده!

1378
01:49:53,208 --> 01:49:55,208
- جی هند، قربان.
- جی هند.

1379
01:49:55,458 --> 01:49:56,708
همه نامه ها پخش شدند، قربان.

1380
01:49:57,083 --> 01:49:58,458
به جز یکی. برای کسی به اسم هاشار سینگ.

1381
01:49:59,333 --> 01:50:01,333
اما کسی با این اسم توی دسته نیست.

1382
01:50:05,833 --> 01:50:07,708
هست. این نامه برای منه.

1383
01:50:07,708 --> 01:50:09,208
- باشه، قربان. رام-رام!
- رام-رام!

1384
01:50:13,083 --> 01:50:15,583
<i>سلام بر تو، عزیزم.</i>

1385
01:50:16,708 --> 01:50:18,583
<i>امیدوارم حالت خوب باشه.</i>

1386
01:50:19,458 --> 01:50:22,458
بهت گفتم نمیذارم کس دیگه ای نامه ام رو بنویسه

1387
01:50:22,833 --> 01:50:25,958
به خاطر همین از بیلو درس میگیرم و خودم مینویسم

1388
01:50:26,708 --> 01:50:30,083
<i>شاید اشتباهاتی داشته باشه، اما میدونم تو درست میخونیشون.</i>

1389
01:50:30,708 --> 01:50:33,833
<i>خبر اینه که دکتر گفته</i>

1390
01:50:33,958 --> 01:50:37,958
<i>میتونیم انتظار داشته باشیم که عضو جدید خانواده مون تا هفته دیگه برسه.</i>

1391
01:50:39,083 --> 01:50:40,333
بعد از این دیگه نامه ای نمینویسم

1392
01:50:41,083 --> 01:50:43,958
<i>باید بیایی و خودت ببینی</i>
چه کسی شرط رو برده

1393
01:50:44,708 --> 01:50:47,458
<i>و فقط می خواهم بگویم که...</i>

1394
01:50:48,208 --> 01:50:52,208
'عشق من، من خیلی وقت پیش پژمرده شدم،
<i>درد از دست دادن تو.</i>

1395
01:50:52,958 --> 01:50:55,958
چه کسی می گوید هنوز
<i>هیچ حیاتی در من باقی مانده است؟'</i>

1396
01:51:09,208 --> 01:51:10,583
زود باشید، بچه ها!

1397
01:51:24,708 --> 01:51:30,083
پیام ها مدام می رسند، درد ما را برمی انگیزند

1398
01:51:30,208 --> 01:51:35,458
<i>هر نامه، همان سوالات را می پرسد</i>

1399
01:51:35,583 --> 01:51:38,083
<i>کی به خانه برمی گردی؟</i>

1400
01:51:38,208 --> 01:51:40,833
<i>کی به خانه برمی گردی؟</i>

1401
01:51:40,958 --> 01:51:43,583
<i>به ما بگو کی راه میفتی</i>

1402
01:51:43,708 --> 01:51:48,833
<i>چون این خانه بدون تو گم شده است</i>

1403
01:51:48,958 --> 01:51:54,333
پیام ها مدام می رسند، درد ما را برمی انگیزند

1404
01:51:54,458 --> 01:51:59,708
<i>هر نامه، همان سوالات را می پرسد</i>

1405
01:51:59,833 --> 01:52:02,458
<i>کی به خانه برمی گردی؟</i>

1406
01:52:02,458 --> 01:52:04,958
<i>کی به خانه برمی گردی؟</i>

1407
01:52:05,083 --> 01:52:07,833
<i>به ما بگو کی راه میفتی</i>

1408
01:52:07,833 --> 01:52:13,833
<i>چون این خانه بدون تو گم شده است</i>

1409
01:52:40,083 --> 01:52:45,583
<i>این قلب سال ها خالی بود</i>

1410
01:52:45,708 --> 01:52:52,083
<i>با ورود او، انگار جشنی برپاست</i>

1411
01:52:53,833 --> 01:52:59,333
<i>درها هوشیار شده اند</i>
با شنیدن صدای قدم های کسی

1412
01:52:59,333 --> 01:53:05,708
<i>سپیده دم طلوع می کند وقتی که</i>
<i>آن شخص خاص می چرخد و می رقصد</i>

1413
01:53:07,333 --> 01:53:12,958
<i>همیشه در عجبم</i>
<i>هر وقت که تنها هستم</i>

1414
01:53:12,958 --> 01:53:18,208
<i>ماه در حیاط من فرود خواهد آمد</i>

1415
01:53:18,333 --> 01:53:20,958
کسی که سرنوشت من را شکل داد

1416
01:53:21,083 --> 01:53:23,708
<i>آراسته با آن گوشواره های زیبا</i>

1417
01:53:23,833 --> 01:53:26,583
<i>در دست داشتن آن سینی تکریم</i>

1418
01:53:26,708 --> 01:53:31,958
<i>و از حنای زیبای</i>
<i>روی دستانش می پرسد</i>

1419
01:53:32,083 --> 01:53:34,583
<i>کی به خانه برمی گردی؟</i>

1420
01:53:34,708 --> 01:53:37,333
<i>کی به خانه برمی گردی؟</i>

1421
01:53:37,458 --> 01:53:40,083
<i>به ما بگو کی راه میفتی</i>

1422
01:53:40,208 --> 01:53:45,583
<i>چون این خانه بدون تو گم شده است</i>

1423
01:53:56,458 --> 01:54:01,833
<i>از اشک هایی که از چشمان جاری می شوند بپرس</i>

1424
01:54:01,958 --> 01:54:08,333
<i>جدا شدن آسان نیست</i>

1425
01:54:09,958 --> 01:54:15,208
مادرم را پشت سر گذاشتم
کسی که برایم دعا می کند

1426
01:54:15,458 --> 01:54:21,833
<i>زیرا بیشتر از او</i>
من این سرزمین مادری را دوست دارم

1427
01:54:23,458 --> 01:54:28,833
به آرامی کسی زمزمه کرد
<i>که باید برگردم</i>

1428
01:54:28,958 --> 01:54:34,083
<i>من منتظرت خواهم بود</i>
<i>مرا در درد حسرت نکش</i>

1429
01:54:34,208 --> 01:54:36,958
<i>شب هایی که بیدار سپری شد</i>

1430
01:54:36,958 --> 01:54:39,458
<i>حرف های ناگفته</i>

1431
01:54:39,708 --> 01:54:42,208
<i>وعده های عمل نشده</i>

1432
01:54:42,583 --> 01:54:47,708
<i>و از خاطراتش می پرسد</i>

1433
01:54:47,833 --> 01:54:50,333
<i>کی به خانه برمی گردی؟</i>

1434
01:54:50,458 --> 01:54:52,958
<i>کی به خانه برمی گردی؟</i>

1435
01:54:53,083 --> 01:54:55,708
<i>به ما بگو کی راه میفتی</i>

1436
01:54:55,833 --> 01:55:01,833
<i>چون این خانه بدون تو گم شده است</i>

1437
01:55:40,208 --> 01:55:45,333
<i>ای بادهایی که می وزید!</i>

1438
01:55:45,583 --> 01:55:50,958
<i>به یک لطفت نیاز دارم</i>

1439
01:55:51,083 --> 01:55:56,083
پیدا کن کسی را

1440
01:55:56,458 --> 01:56:00,708
<i>که مرا ترک کرده است</i>

1441
01:56:01,833 --> 01:56:06,833
<i>یک جاده یا یک کوچه</i>

1442
01:56:07,208 --> 01:56:12,333
<i>هنوز پیدا نکرده ام</i>

1443
01:56:12,583 --> 01:56:17,833
<i>چیزی که بتواند این فاصله ها را پاک کند</i>

1444
01:56:18,208 --> 01:56:24,958
<i>چیزی که بتواند این فاصله ها را پاک کند</i>

1445
01:56:25,583 --> 01:56:31,083
<i>برمی گردم</i>
<i>برمی گردم</i>

1446
01:56:31,208 --> 01:56:33,833
<i>به سرزمینم</i>

1447
01:56:33,833 --> 01:56:36,458
به آن سایه عشق

1448
01:56:36,583 --> 01:56:41,833
<i>برای آن چشمان مشتاق</i>
<i>برای آن بازوهای دراز</i>

1449
01:56:41,833 --> 01:56:44,583
<i>برای آن کوچه های خانه ام</i>

1450
01:56:44,708 --> 01:56:49,833
<i>برای عمل کردن به قول هایی که دادم</i>

1451
01:56:49,958 --> 01:56:55,333
<i>برمی گردم</i>
<i>برمی گردم</i>

1452
01:56:55,458 --> 01:57:01,708
<i>برمی گردم</i>
<i>برمی گردم</i>

1453
01:57:03,958 --> 01:57:07,833
قربان، زیردریایی های ما به سمت هدف قرار دادن بنادر دشمن حرکت کردند.

1454
01:57:08,458 --> 01:57:10,583
ان شاءالله، به زودی خبرهای خوبی می رسد!

1455
01:57:13,333 --> 01:57:15,583
به حملات هوایی ادامه بده، ظفر.

1456
01:57:15,833 --> 01:57:16,708
قربان.

1457
01:57:18,208 --> 01:57:20,083
وقتشه کار رو تموم کنیم، آقایون.

1458
01:57:39,583 --> 01:57:40,583
اژدر!

1459
01:57:40,958 --> 01:57:42,208
آماده ضربه باشید!

1460
01:57:48,333 --> 01:57:50,083
اژدر!

1461
01:57:50,958 --> 01:57:51,958
فرار کنید!

1462
01:58:27,583 --> 01:58:29,333
زمین گیر شید!
- بجنب!

1463
01:58:29,458 --> 01:58:30,333
حرکت کنید!

1464
01:58:39,708 --> 01:58:40,583
همه پرسنل...

1465
01:58:41,958 --> 01:58:43,333
این کاپیتان شماست.

1466
01:58:44,458 --> 01:58:46,583
بدنه کشتی ما شکسته شده.

1467
01:58:47,458 --> 01:58:48,833
کشتی را ترک کنید.

1468
01:58:49,083 --> 01:58:50,583
<i>کشتی را ترک کنید.</i>

1469
01:58:50,833 --> 01:58:52,458
<i>کشتی را ترک کنید.</i>

1470
01:58:56,208 --> 01:58:57,458
رانگا! رانگا!

1471
01:58:59,833 --> 01:59:00,708
قربان...

1472
01:59:02,458 --> 01:59:03,333
قربان...

1473
01:59:05,958 --> 01:59:12,708
من... اعتماد...

1474
01:59:49,333 --> 01:59:50,208
چه اتفاقی افتاده، سخون؟

1475
01:59:50,833 --> 01:59:53,333
آماده شو، جی-من. فکر کنم وقتشه.

1476
01:59:56,958 --> 01:59:57,958
به پرواز درآیید! به پرواز درآیید! به پرواز درآیید!

1477
01:59:57,958 --> 02:00:00,833
چهار جت دشمن از خط کنترل عبور کرده اند
و به سمت سرینگر می روند.

1478
02:00:00,958 --> 02:00:03,083
تشکیل چیتا، به پرواز درآیید!
تشکیل چیتا، به پرواز درآیید!

1479
02:00:03,208 --> 02:00:06,583
- حرکت کنید! حرکت کنید! به حرکت ادامه دهید!
- حرکت کنید! عجله کنید!

1480
02:00:30,833 --> 02:00:33,208
باز به آلفا. اجازه پرواز.

1481
02:00:33,208 --> 02:00:35,458
جت های پاکستانی هر لحظه
ممکنه بالای سرمون باشن.

1482
02:00:35,583 --> 02:00:37,208
شما نمی توانید قبل از بمباران
بلند شوید.

1483
02:00:37,333 --> 02:00:38,208
<i>تمام!</i>

1484
02:00:51,208 --> 02:00:53,958
<i>این کارو نکن، سخون!</i>
<i>سخون، صدای منو می شنوی؟</i>

1485
02:00:54,708 --> 02:00:55,583
<i>سخون!</i>

1486
02:00:59,833 --> 02:01:00,708
حالا!

1487
02:01:09,208 --> 02:01:10,208
عالی بود، بچه ها.

1488
02:01:10,833 --> 02:01:12,708
یه دور دیگه، و می تونیم برگردیم خونه.

1489
02:01:20,958 --> 02:01:21,958
اون چی بود، شمشیر؟

1490
02:01:24,583 --> 02:01:28,208
وقتی مردم به بالا نگاه می کنند، او را می بینند.
وقتی دشمنان به بالا نگاه می کنند، سخون را می بینند.

1491
02:01:53,708 --> 02:01:54,708
شمشیر، جدا شو!

1492
02:01:54,708 --> 02:01:55,708
همونجا رو چک کن.

1493
02:02:08,208 --> 02:02:10,208
اشتباه بزرگی کردی که به اینجا اومدی

1494
02:02:10,583 --> 02:02:14,333
یادت رفته که بازهای گورو از مرزهای این کشور محافظت میکنند.

1495
02:02:14,833 --> 02:02:16,333
حالا دیگه نمیتونی برگردی.

1496
02:02:19,708 --> 02:02:22,583
شمشیر، نمیتونم از دستش خلاص شم! دنبالم افتاده.

1497
02:02:22,958 --> 02:02:24,583
حالا بگیرش!

1498
02:02:36,083 --> 02:02:39,083
زمین گیر شید! حرکت کنید! حرکت کنید!

1499
02:03:29,208 --> 02:03:30,833
- سوار شید، سوار شید.
- عجله کن!

1500
02:03:31,083 --> 02:03:32,083
زود سوار شید! یالا.

1501
02:03:32,208 --> 02:03:33,833
یالا! عجله کن!

1502
02:03:36,833 --> 02:03:38,583
قربان، هندی ها دارن کشتی رو ترک میکنن.

1503
02:03:40,708 --> 02:03:42,333
دفاعشون خیلی ضعیف بود.

1504
02:03:43,208 --> 02:03:44,583
ریاض، مسیر رو به سمت اوخا تنظیم کن.

1505
02:03:45,083 --> 02:03:45,958
چشم قربان.

1506
02:03:46,083 --> 02:03:47,458
زود باش، زود باش، سریع، سریع!

1507
02:03:47,583 --> 02:03:48,958
همه، عجله کنید!

1508
02:03:49,083 --> 02:03:50,583
یالا! عجله کن!

1509
02:03:50,708 --> 02:03:52,333
- قربان...
- یالا، ببرش.

1510
02:03:52,458 --> 02:03:53,333
عجله کن!

1511
02:03:54,083 --> 02:03:55,833
- قربان، شما؟
- ماموریت هنوز تموم نشده، سوراب.

1512
02:03:55,958 --> 02:03:56,833
تو برو.

1513
02:03:56,833 --> 02:03:58,333
- اما، قربان...
- این یک دستوره.

1514
02:04:27,583 --> 02:04:28,708
قربان، اژدر!

1515
02:04:54,833 --> 02:04:55,958
گزارش خسارت

1516
02:04:56,708 --> 02:04:58,208
آقا، مخازن تعادل آسیب دیدن

1517
02:04:58,708 --> 02:04:59,833
باید فورا به سطح آب بیاییم.

1518
02:04:59,958 --> 02:05:02,333
ما به اینجا فرستاده شدیم تا بنادر هند رو نابود کنیم.

1519
02:05:02,833 --> 02:05:04,583
اگه الان به سطح آب بیاییم، چطور به اوخا برسیم؟

1520
02:05:04,958 --> 02:05:07,208
قربان، در این شرایط، نمیتونیم به اوخا برسیم.

1521
02:05:07,833 --> 02:05:10,583
مخازن دارن پر میشن. اگه الان به سطح آب نیاییم، غرق میشیم

1522
02:05:43,833 --> 02:05:46,333
دور و برتو نگاه نکن، بالا رو نگاه کن.

1523
02:06:36,583 --> 02:06:38,333
اژدرها رو شلیک کن و کارشو تموم کن!

1524
02:06:38,458 --> 02:06:39,333
بله، قربان!

1525
02:06:53,333 --> 02:06:54,458
مار افعی به شمشیر!

1526
02:06:54,583 --> 02:06:55,708
شمشیر، گرفتیش؟

1527
02:06:59,583 --> 02:07:01,208
پشتون، به پشتیبانی نیاز دارم!

1528
02:07:01,333 --> 02:07:02,333
اون دنبالم افتاده.

1529
02:07:09,833 --> 02:07:10,833
اینا از کجا اومدن؟

1530
02:07:39,708 --> 02:07:42,333
باید برگردیم قبل از اینکه جنگنده های بیشتری بهش ملحق بشن.

1531
02:07:42,458 --> 02:07:43,333
بزن بریم خونه

1532
02:07:43,458 --> 02:07:44,583
فهمیدم، پشتون.

1533
02:08:19,333 --> 02:08:20,458
<i>ترسیدی، مار افعی؟</i>

1534
02:08:22,708 --> 02:08:26,083
داری به مرگ خیره میشی. باید بترسی.

1535
02:08:26,583 --> 02:08:28,083
من دارم به وطنم برمیگردم،

1536
02:08:28,583 --> 02:08:31,083
و تو هیچ کاری نمیتونی بکنی.

1537
02:08:31,708 --> 02:08:33,208
وقتی برگردی میخوای چی بگی؟

1538
02:08:34,083 --> 02:08:37,083
اینکه یه سِردار به تنهایی چهار تا از هواپیماهاتونو انداخت،

1539
02:08:37,583 --> 02:08:38,958
و شما هنوز نتونستید اونو بکشید؟

1540
02:08:39,833 --> 02:08:42,458
حتی یه رگبار گلوله هم نتونست شجاعتش رو بلرزونه،

1541
02:08:42,708 --> 02:08:44,958
و شما فرار کردید با اینکه سالم و سلامت بودید؟

1542
02:08:46,458 --> 02:08:47,958
<i>مطمئناً برای این کار مدال خواهی گرفت.</i>

1543
02:08:48,208 --> 02:08:49,708
اگه از این زنده بیرون بیام،

1544
02:08:50,583 --> 02:08:53,958
قسم، تو نمیای

1545
02:09:37,458 --> 02:09:42,958
<i>درود بر الهه دورگا!</i>

1546
02:09:42,958 --> 02:09:44,083
سرتون رو پایین نگه دارید!

1547
02:09:45,708 --> 02:09:46,958
زمین گیر شید!

1548
02:09:54,208 --> 02:09:55,208
الهه...

1549
02:09:56,083 --> 02:09:57,708
به من قدرت بده!

1550
02:09:58,333 --> 02:10:00,958
الهه، به من نیرو بده!

1551
02:10:03,083 --> 02:10:04,083
<i>جی هند!</i>

1552
02:10:07,208 --> 02:10:13,458
<i>درود بر الهه دورگا!</i>

1553
02:10:14,583 --> 02:10:21,583
<i>درود بر الهه دورگا!</i>

1554
02:10:21,708 --> 02:10:22,708
<i>جی هند!</i>

1555
02:10:36,583 --> 02:10:43,583
<i>- جی هند!</i>
<i>- درود بر الهه دورگا!</i>

1556
02:10:43,958 --> 02:10:50,958
<i>- جی هند!</i>
<i>- درود بر الهه دورگا!</i>

1557
02:11:13,083 --> 02:11:15,958
ما مرزهای هند در این آب ها هستیم!

1558
02:11:17,583 --> 02:11:22,458
من تو را چنان بی پروا دوست داشتم که

1559
02:11:22,458 --> 02:11:27,833
چیزی از من فراتر از آن عشق باقی نماند

1560
02:11:27,958 --> 02:11:33,208
<i>با هر قطره خونی که ریختم</i>

1561
02:11:33,458 --> 02:11:39,208
مامان، هنوز به تو مدیونم

1562
02:11:41,833 --> 02:11:47,083
<i>جی هند</i>
<i>جی هند، جی هند بر سرزمین من!</i>

1563
02:11:47,208 --> 02:11:53,583
<i>جی هند</i>
<i>جی هند، جی هند بر سرزمین من!</i>

1564
02:12:12,458 --> 02:12:13,708
خب پس، طاووس من،

1565
02:12:14,208 --> 02:12:16,333
امروز امتحان عشق ماست

1566
02:13:02,583 --> 02:13:03,708
<i>جی هند!</i>

1567
02:13:10,708 --> 02:13:11,708
<i>جی هند!</i>

1568
02:13:17,583 --> 02:13:21,833
<i>بوله سو نهال!</i>

1569
02:13:30,333 --> 02:13:32,833
و اون عوضی می گفت
نمیذاره برم خونه!

1570
02:13:44,083 --> 02:13:47,208
<i>ست سری آکال!</i>

1571
02:14:10,583 --> 02:14:14,958
<i>چه داستانی ارزش گفتن دارد</i>

1572
02:14:15,083 --> 02:14:20,833
<i>اگر زمان بتواند حقیقت آن را پاک کند؟</i>

1573
02:14:21,458 --> 02:14:25,583
<i>ارزش جوانی چیست</i>

1574
02:14:25,583 --> 02:14:31,333
اگر به سادگی محو شود
<i>و به گرد و غبار تبدیل شود؟</i>

1575
02:14:31,708 --> 02:14:37,083
چه عمری ارزش دارد
اگر هرگز تقدیم نشود

1576
02:14:37,208 --> 02:14:44,083
<i>در راه فداکاری برای ملت؟</i>

1577
02:14:45,583 --> 02:14:51,083
<i>جی هند!</i>
<i>جی هند، جی هند بر سرزمین من!</i>

1578
02:14:51,208 --> 02:14:57,458
<i>جی هند!</i>
<i>جی هند، جی هند بر سرزمین من!</i>

1579
02:15:02,208 --> 02:15:04,458
هند ضربه بزرگی وارد کرد

1580
02:15:04,583 --> 02:15:07,708
به نیروهای پاکستانی در نبردهای جبهه غربی

1581
02:15:07,833 --> 02:15:09,583
نیروی هوایی پاکستان

1582
02:15:09,583 --> 02:15:12,708
و نیروی دریایی در چندین مکان متحمل شکست شدند

1583
02:15:12,958 --> 02:15:16,208
<i>با این حال، برخی از سربازان هندی نیز در راه انجام وظیفه جان خود را از دست دادند.</i>

1584
02:15:16,333 --> 02:15:17,708
ه گزارش وزارت

1585
02:15:17,833 --> 02:15:20,958
<i>افسر پرواز نیرمالجیت سینگ سخون در سرینگر،</i>

1586
02:15:20,958 --> 02:15:24,708
<i>فرمانده ماهندر سینگ راوات از آی ان اس کاواچ در دریای عرب،</i>

1587
02:15:24,833 --> 02:15:26,208
<i>و ستوان آبیناو رانگا--</i>

1588
02:15:29,708 --> 02:15:32,958
در نبرد لونگوالا، ستوان دوم دارامویر سینگ

1589
02:15:32,958 --> 02:15:36,083
<i>دستیار فرمانده بهایراو سینگ و راتان سینگ،</i>

1590
02:15:36,083 --> 02:15:38,958
<i>لنس نایک ماتورا داس به شهادت رسیده اند.</i>

1591
02:16:04,833 --> 02:16:06,958
<i>من می خواهم مسابقه را در جنگ ببرم.</i>

1592
02:16:07,083 --> 02:16:09,333
<i>و اگه این مسابقه رو ببازی،</i>

1593
02:16:09,583 --> 02:16:11,333
مجبوری به من ادای احترام کنی، برادر!

1594
02:16:37,333 --> 02:16:41,208
ظهیر، تو باید با پیاده نظام ۲۳ از مندیالا عبور کنی و از مناور تاوی رد شی

1595
02:16:41,333 --> 02:16:42,833
و به سمت جامو حرکت کنی. تمام.

1596
02:16:43,083 --> 02:16:43,958
قربان.

1597
02:16:44,083 --> 02:16:47,458
طبق گزارشات دیده بان های ما، آخرین وضعیت دشمن در اون منطقه چطوره؟

1598
02:16:47,583 --> 02:16:49,708
فقط یه تیم از سیک ها در چک پیران حضور دارند

1599
02:16:50,333 --> 02:16:52,458
رسیدن به جامو از اونجا کار سختی نیست.

1600
02:16:52,958 --> 02:16:55,708
خوبه. من تعدادی از تانک های شما رو به مسیر دیگه ای میفرستم. قطع!

1601
02:16:56,208 --> 02:16:58,833
<i>خالد، درخواست تانک هات مورد قبول واقع شد. تمام.</i>

1602
02:16:59,833 --> 02:17:01,208
از لطفتون بابت تانک ها ممنونم، قربان.

1603
02:17:02,083 --> 02:17:03,083
عملیات رو کی شروع می کنیم؟

1604
02:17:03,458 --> 02:17:06,083
به محض اینکه نیروهای ما از مناور تاوی عبور کنند،

1605
02:17:06,208 --> 02:17:09,458
هندی ها نیروهاشون رو برای محافظت از جامو منحرف می کنند.

1606
02:17:09,458 --> 02:17:11,958
در اون زمان، شما از طریق شکرگڑھ بالژ به هند نفوذ می کنید

1607
02:17:12,458 --> 02:17:13,833
و گلوگاه مرغی رو تسخیر می کنید.

1608
02:17:14,208 --> 02:17:16,083
وقتی گلوشون رو گرفتیم،

1609
02:17:16,208 --> 02:17:18,583
سر بریدنشون زمان زیادی نمی بره!

1610
02:17:18,583 --> 02:17:19,583
ان شاءالله!

1611
02:17:41,208 --> 02:17:42,708
می خوام با فرمانده تیپ صحبت کنم.

1612
02:17:43,708 --> 02:17:44,583
قربان!

1613
02:17:44,833 --> 02:17:45,833
کیسه های شن سر جای خودشان هستند.

1614
02:17:46,083 --> 02:17:47,958
و مین های ضد تانک رو در ورودی روستا کار گذاشتیم.

1615
02:17:48,458 --> 02:17:49,958
تانک هاشون دیگه نمی تونن به پل برسن.

1616
02:17:50,083 --> 02:17:50,958
خوبه.

1617
02:17:51,333 --> 02:17:53,208
دو تیم رو در دروازه مستقر کنید.

1618
02:17:53,333 --> 02:17:54,833
یکی سمت چپ و یکی سمت راست.

1619
02:17:55,083 --> 02:17:57,208
و تو به هر دوتاشون فرماندهی می کنی.

1620
02:17:57,333 --> 02:18:00,083
و من پست رو در انتهای مسیر نگه می دارم.

1621
02:18:00,458 --> 02:18:01,458
یادت باشه.

1622
02:18:01,958 --> 02:18:04,083
اول میذاریم دشمن وارد بشه،

1623
02:18:04,583 --> 02:18:06,333
و بعد مهمون نوازیمون رو نشونشون میدیم.

1624
02:18:07,333 --> 02:18:08,208
بله، قربان.

1625
02:18:11,458 --> 02:18:14,208
آقایان، دستورات از تیپ رسیده.

1626
02:18:14,958 --> 02:18:15,833
ما داریم میریم تو.

1627
02:18:16,333 --> 02:18:18,333
دشمن می خواد از شکرگڑھ بالژ حمله کنه،

1628
02:18:18,333 --> 02:18:21,833
و جاده ها و خطوط راه آهن منتهی به جامو و کشمیر رو نابود کنه.

1629
02:18:22,458 --> 02:18:25,458
قبل از اینکه اونا کاری کنن، ما بهشون حمله می کنیم!

1630
02:18:25,833 --> 02:18:27,333
امروز، دقیقا ساعت ۱۹۰۰...

1631
02:18:28,458 --> 02:18:31,083
آلفا و براوو از اینجا از مرز عبور می کنند،

1632
02:18:31,458 --> 02:18:34,833
و با حرکت از طریق نهر باسانتار، پست جارپال رو تسخیر می کنند.

1633
02:18:34,958 --> 02:18:35,833
قربان!

1634
02:18:36,083 --> 02:18:37,833
دشمن ها در سنگرها پنهان شدن.

1635
02:18:38,458 --> 02:18:40,583
اونا از طرف هنگ زرهی پشتیبانی میشن.

1636
02:18:40,708 --> 02:18:41,833
آقایان، کار سختی در پیش داریم!

1637
02:18:41,958 --> 02:18:43,083
مشکلی نیست، قربان!

1638
02:18:43,583 --> 02:18:44,458
هوشیار!

1639
02:18:45,083 --> 02:18:47,208
تو باید با تیم چارلی برای پشتیبانی ازشون آماده باشی.

1640
02:18:49,333 --> 02:18:51,333
برای پشتیبانی ما، پونا ۱۷--

1641
02:18:51,333 --> 02:18:52,708
- قربان.
- بله، هوشیار؟

1642
02:18:54,208 --> 02:18:55,708
میدونم که برنامه از قبل تعیین شده،

1643
02:18:56,208 --> 02:18:57,208
ولی هنوز حرفی برای گفتن دارم.

1644
02:18:57,958 --> 02:19:00,833
به شرکت من باید فرصت داده بشه تا جارپال رو تصرف کنه.

1645
02:19:03,208 --> 02:19:04,708
فقط یک فرصت، قربان.

1646
02:19:05,458 --> 02:19:06,583
بهتون قول میدم...

1647
02:19:07,208 --> 02:19:10,083
که پرچم سه رنگ ما، سپیده دم بر فراز جارپال به اهتزاز در میاد.

1648
02:19:23,458 --> 02:19:26,333
سربازها، پدرم همیشه میگفت...

1649
02:19:27,333 --> 02:19:29,708
وقتی هر سربازی در دنیا به جنگ میره،

1650
02:19:30,583 --> 02:19:33,833
گلوله توی تفنگش و مواد منفجره توی جیبش داره.

1651
02:19:34,458 --> 02:19:37,708
اما وقتی یک سرباز هندی به جنگ میره،

1652
02:19:38,208 --> 02:19:41,458
مرگ رو روی شونه هاش و پرچم سه رنگ رو توی قلبش حمل میکنه.

1653
02:19:43,333 --> 02:19:44,208
شما هم باید همینطور باشید.

1654
02:19:45,083 --> 02:19:48,958
چون برای کاری که امروز میخوایم انجام بدیم، به هر دوتاش نیاز دارید.

1655
02:19:50,333 --> 02:19:52,083
امروز وارد پاکستان میشیم،

1656
02:19:52,583 --> 02:19:54,708
و پرچم سه رنگمون رو توی خاکشون به اهتزاز در میاریم!

1657
02:19:55,958 --> 02:19:58,208
دشمن هزاران برادرمون رو کشت.

1658
02:20:00,083 --> 02:20:01,708
برادران شجاعمون رو.

1659
02:20:04,333 --> 02:20:05,708
حالا ما اونها رو میکشیم.

1660
02:20:06,708 --> 02:20:08,083
یه ضرب المثل توی دهکده ما هست.

1661
02:20:10,083 --> 02:20:11,708
با اینکه ما لرد راما رو میپرستیم،

1662
02:20:12,708 --> 02:20:14,708
ولی خوی پاراشورام رو داریم.

1663
02:20:16,208 --> 02:20:18,208
وقتشه که امروز اون خوی رو نشون بدیم.

1664
02:20:19,458 --> 02:20:22,458
امروز قراره پامون رو توی خاکشون بذاریم و ویرانی به بار بیاریم!

1665
02:20:22,958 --> 02:20:25,083
ما فقط از مرز عبور نمیکنیم!

1666
02:20:25,583 --> 02:20:27,208
ما دوباره شکل میدیم!

1667
02:20:27,208 --> 02:20:29,208
همیشه قدرتمند!

1668
02:20:29,333 --> 02:20:31,458
همیشه قدرتمند!

1669
02:20:31,458 --> 02:20:33,208
همیشه قدرتمند!

1670
02:20:33,333 --> 02:20:35,208
همیشه قدرتمند!

1671
02:20:35,208 --> 02:20:36,833
همیشه قدرتمند!

1672
02:20:36,833 --> 02:20:38,958
همیشه قدرتمند!

1673
02:20:53,083 --> 02:20:55,833
۱۵ دسامبر ۱۹۷۱
جارپال

1674
02:21:02,708 --> 02:21:05,458
<i>قربان، نیروهای هندی دارن از مرز عبور میکنن و به سمت ما پیشروی میکنن.</i>

1675
02:21:05,958 --> 02:21:07,083
قدرتشون چقدره؟

1676
02:21:07,833 --> 02:21:10,458
طبق گزارش پیشاهنگ های ما، یک تیم آقا

1677
02:21:14,583 --> 02:21:17,583
اونها میخوان جارپال رو فقط با ۱۰۰ تا ۱۵۰ سرباز بگیرن؟

1678
02:21:18,083 --> 02:21:19,208
<i>اکرم، آماده ای؟</i>

1679
02:21:19,458 --> 02:21:20,333
کاملا، قربان.

1680
02:21:20,833 --> 02:21:24,833
اونها هرگز نمیتونن از دشت باز اون طرف سنگرهامون عبور کنن.

1681
02:21:25,333 --> 02:21:27,833
و حتی اگه عبور کنن، من به عنوان نیروی ذخیره آماده ام.

1682
02:21:28,333 --> 02:21:29,208
<i>خوبه!</i>

1683
02:21:29,958 --> 02:21:32,083
ما اینجا رو گورستونشون میکنیم.

1684
02:21:33,083 --> 02:21:33,958
بیرون!

1685
02:21:36,458 --> 02:21:37,958
صد و پنجاه تا بزغاله!

1686
02:21:45,833 --> 02:21:47,708
هانتر به ویکتور. ویکتور، بیا تو.

1687
02:21:47,833 --> 02:21:49,208
<i>ویکتور به هانتر، دریافت شد.</i>

1688
02:21:49,333 --> 02:21:51,958
ما به نزدیکی بچه رسیدیم. به آرتی بگو شروع کنه به خوندن لالایی.

1689
02:21:52,458 --> 02:21:54,583
<i>دریافت شد. ما دقیقا به مدت پانزده دقیقه لالایی رو میخونیم.</i>

1690
02:21:54,708 --> 02:21:55,583
قطع!

1691
02:22:00,708 --> 02:22:02,083
- این چه صداییه؟
- این چی بود؟

1692
02:22:02,208 --> 02:22:03,208
نمیدونم.

1693
02:22:11,708 --> 02:22:13,208
خم شو!

1694
02:22:13,708 --> 02:22:15,083
پایین!

1695
02:22:15,708 --> 02:22:17,708
برو پایین!

1696
02:22:52,583 --> 02:22:53,833
جناب!

1697
02:22:54,458 --> 02:22:56,708
جناب، دشمن داره نزدیک میشه!

1698
02:22:56,833 --> 02:22:59,333
- تعدادشون چقدره؟
- خیلی زیاد، گورجیت!

1699
02:22:59,708 --> 02:23:01,833
تانک، آر سی ال، خمپاره!
همه چیو آوردن!

1700
02:23:01,958 --> 02:23:03,083
جناب!

1701
02:23:03,583 --> 02:23:04,458
جناب!

1702
02:23:05,083 --> 02:23:05,958
جناب!

1703
02:23:07,833 --> 02:23:08,708
دشمن اینجاست، جناب.

1704
02:23:24,958 --> 02:23:26,708
آرامش تا ۶۰ ثانیه دیگه از بین میره.

1705
02:23:26,958 --> 02:23:27,833
سرنیزه.

1706
02:23:52,708 --> 02:23:55,708
ابزار نابودی دشمن باش و تو این جنگ بجنگ.

1707
02:23:57,583 --> 02:23:59,458
پیروزی از آن شما خواهد بود.

1708
02:24:01,208 --> 02:24:02,333
بجنگ.

1709
02:24:03,958 --> 02:24:05,333
بجنگ.

1710
02:24:07,458 --> 02:24:08,583
بجنگ.

1711
02:24:10,833 --> 02:24:11,958
بجنگ!

1712
02:24:18,833 --> 02:24:19,833
سربازها!

1713
02:24:20,833 --> 02:24:25,458
برای یک سرباز، مرز فقط یک خط کشیده شده روی نقشه نیست.

1714
02:24:26,583 --> 02:24:29,583
بلکه تعهدی است به کشورش.

1715
02:24:30,708 --> 02:24:32,583
تعهدی که هیچ کس نباید از آن عبور کند،

1716
02:24:33,333 --> 02:24:36,083
از خطی که او از آن دفاع می کند.

1717
02:24:37,708 --> 02:24:39,208
نه دشمن.

1718
02:24:39,708 --> 02:24:40,958
نه گلوله اش.

1719
02:24:41,458 --> 02:24:44,208
حتی نیاتش!

1720
02:24:45,958 --> 02:24:49,083
و امروز، تحت هیچ شرایطی،

1721
02:24:49,708 --> 02:24:52,833
اجازه نمیدهیم این تعهد شکسته شود!

1722
02:24:54,583 --> 02:24:57,208
میدونم که ما فقط ۱۰۰ نفریم،

1723
02:24:57,958 --> 02:25:00,708
و تعداد دشمن از ما بیشتره.

1724
02:25:01,458 --> 02:25:03,833
اونا تانک دارن.

1725
02:25:04,833 --> 02:25:07,833
وقتی گلوله های ۲۵ کیلویی اونا اصابت میکنه،

1726
02:25:08,458 --> 02:25:11,208
زمین تا پنج کیلومتر میلرزه.

1727
02:25:12,583 --> 02:25:15,208
هر افسری تو دنیا میگه

1728
02:25:15,208 --> 02:25:17,458
ما این جنگ رو میبازیم.

1729
02:25:18,583 --> 02:25:22,708
اما من میگم ما این جنگ رو میبریم.

1730
02:25:24,083 --> 02:25:26,833
چون جنگ ها با سلاح برده نمیشن!

1731
02:25:27,583 --> 02:25:29,708
اونا توسط کسایی برده میشن که جرات دارن!

1732
02:25:32,083 --> 02:25:34,833
وقتی ۴۰ سیک از گورو

1733
02:25:35,458 --> 02:25:37,333
در چمکائور با یک میلیون مغول روبرو شدن...

1734
02:25:37,958 --> 02:25:40,708
با لبخند گفتن: 'همش همینه؟'

1735
02:25:41,833 --> 02:25:43,458
این یعنی جرات!

1736
02:25:44,583 --> 02:25:48,583
وقتی باگات سینگ طناب دار رو در آغوش گرفت،

1737
02:25:48,708 --> 02:25:49,833
این یعنی جرات!

1738
02:25:50,583 --> 02:25:55,458
وقتی شیواجی ماهاراج به اردوگاه های دشمن یورش برد

1739
02:25:55,708 --> 02:25:58,583
قفسه افضل خان رو شکافت

1740
02:25:58,833 --> 02:26:00,458
این یعنی جرات!

1741
02:26:00,458 --> 02:26:05,333
من میخوام همون شجاعت و جرات رو تو همه شما ببینم!

1742
02:26:06,083 --> 02:26:08,333
- جرأت داریم؟
- بله قربان، داریم!

1743
02:26:08,458 --> 02:26:10,583
- جرأت داریم؟
- بله قربان، داریم!

1744
02:26:10,583 --> 02:26:12,833
- جرأت داریم؟
- بله قربان، داریم!

1745
02:26:12,833 --> 02:26:17,083
<i>- بوله سو نهال!</i>
<i>- ست سری آکال!</i>

1746
02:26:17,083 --> 02:26:21,333
<i>- بوله سو نهال!</i>
<i>- ست سری آکال!</i>

1747
02:26:56,708 --> 02:26:58,083
به حرکت ادامه بدید!

1748
02:27:05,833 --> 02:27:06,958
ادامه بده!

1749
02:27:14,583 --> 02:27:15,583
به پیش!

1750
02:27:16,708 --> 02:27:17,958
به حرکت ادامه بدید!

1751
02:27:18,083 --> 02:27:19,333
آتش!

1752
02:27:20,708 --> 02:27:21,708
زمین گیر شید!

1753
02:27:29,083 --> 02:27:30,458
زود باش، حرکت کن!

1754
02:27:32,208 --> 02:27:34,333
گلوله های خمپاره رو بردار، بنی!

1755
02:27:42,333 --> 02:27:43,333
ترک کنید!

1756
02:27:47,583 --> 02:27:49,083
به پیشروی ادامه بدید!

1757
02:27:56,333 --> 02:27:57,833
نیشان و سانترام، بیاید اینجا!

1758
02:28:01,333 --> 02:28:02,833
باید جلوی مسلسل سنگین رو بگیریم!

1759
02:28:03,458 --> 02:28:04,708
نارنجک رو بنداز!

1760
02:28:07,333 --> 02:28:09,958
اینجا نگهش دار. مسلحش کن.

1761
02:28:11,083 --> 02:28:12,083
مواظب باش!

1762
02:28:45,708 --> 02:28:47,083
چرا متوقف شدن، گورنام؟

1763
02:28:48,458 --> 02:28:49,458
و تانک هاشون کجاست؟

1764
02:29:15,958 --> 02:29:17,708
به پیشروی ادامه بدید!

1765
02:29:37,083 --> 02:29:37,958
پر کنید!

1766
02:30:07,708 --> 02:30:09,583
اگه میخوایم به سنگرها برسیم،
باید هر دو مسلسل سنگین رو خنثی کنیم.

1767
02:30:09,583 --> 02:30:10,458
دستور بدید، قربان.

1768
02:30:10,583 --> 02:30:11,958
من به سنگر حمله می کنم
و دهنشون رو می بندم!

1769
02:30:11,958 --> 02:30:13,083
عقلتو از دست دادی، نیشان؟

1770
02:30:13,083 --> 02:30:14,333
تو تازه پدر شدی!

1771
02:30:14,333 --> 02:30:15,958
قربان، دستور بدید!

1772
02:30:16,083 --> 02:30:16,958
- قربان!
- ساکت!

1773
02:30:16,958 --> 02:30:18,458
من به سنگر حمله می کنم!

1774
02:30:19,083 --> 02:30:22,083
نیشان، به اومکار بگو با خمپاره
نیروهای بالاتر رو بزنه.

1775
02:30:22,083 --> 02:30:23,458
- قربان...
- این یک دستوره!

1776
02:30:24,333 --> 02:30:25,208
- و سانترام.
- بله قربان.

1777
02:30:25,333 --> 02:30:26,333
تو به من آتش پوششی میدی.

1778
02:30:26,833 --> 02:30:29,083
- حرکت کن!
- بزن بریم!

1779
02:30:33,333 --> 02:30:34,458
مراقب باش!

1780
02:30:35,333 --> 02:30:36,333
بالرام.

1781
02:30:36,708 --> 02:30:38,833
اون پست! دستور قربان!

1782
02:30:38,833 --> 02:30:40,208
زود باش! زود باش!

1783
02:31:01,333 --> 02:31:02,958
آتش! حالا!

1784
02:31:28,958 --> 02:31:30,208
بگیرینش!

1785
02:32:03,458 --> 02:32:04,458
هی، تو!

1786
02:32:42,083 --> 02:32:43,833
بچه ها، به شلیک ادامه بدید!

1787
02:33:15,708 --> 02:33:16,708
تموم شد.

1788
02:33:34,833 --> 02:33:37,333
بریم! زود باش!

1789
02:33:38,208 --> 02:33:39,833
زود باش...

1790
02:36:38,583 --> 02:36:39,833
سامپوران!

1791
02:36:42,208 --> 02:36:43,958
تانک ها از این سمت دارن میان!

1792
02:36:44,208 --> 02:36:45,458
موقعیت رو عوض کنید!

1793
02:36:45,458 --> 02:36:46,583
بله، قربان!

1794
02:36:46,958 --> 02:36:48,333
بریم! بریم! بریم!

1795
02:37:02,083 --> 02:37:03,708
بریم! بریم!

1796
02:37:09,583 --> 02:37:10,708
آتش!

1797
02:37:26,083 --> 02:37:28,083
بارگذاری کن! حالا آتش!

1798
02:37:31,958 --> 02:37:33,583
برید داخل تانک ها!

1799
02:37:35,708 --> 02:37:36,708
بریم.

1800
02:37:43,083 --> 02:37:44,333
قربان! قربان!

1801
02:37:49,458 --> 02:37:50,458
چپ، چهل و پنج.

1802
02:37:52,708 --> 02:37:54,583
ایست! بارگذاری کن!

1803
02:37:55,958 --> 02:37:57,833
- عجله کن!
- آتش!

1804
02:38:08,458 --> 02:38:09,333
سامپوران!

1805
02:38:49,583 --> 02:38:50,458
رام سینگ!

1806
02:38:51,083 --> 02:38:51,958
رام سینگ!

1807
02:38:53,583 --> 02:38:54,458
رام سینگ!

1808
02:38:55,083 --> 02:38:55,958
رام سینگ!

1809
02:38:56,333 --> 02:39:01,083
قربان... نذار این امید بمیره، قربان.

1810
02:39:03,083 --> 02:39:07,333
تا وقتی که زنده بمونه،
همه ما برمی گردیم...

1811
02:39:07,833 --> 02:39:08,708
رام سینگ...

1812
02:39:36,833 --> 02:39:37,833
زمین!

1813
02:39:41,458 --> 02:39:42,708
منو پوشش بده!

1814
02:39:46,458 --> 02:39:47,458
به حرکت ادامه بده!

1815
02:39:48,333 --> 02:39:49,208
باشه.

1816
02:39:52,083 --> 02:39:53,333
حرکت کن، حرکت کن!

1817
02:39:56,458 --> 02:39:58,208
زود باش، حرکت کن!

1818
02:41:11,958 --> 02:41:14,083
- زود باش!
- حرکت کن!

1819
02:42:38,333 --> 02:42:39,458
از گودال رد نشو.

1820
02:42:39,708 --> 02:42:41,208
به راست بپیچ! راست!

1821
02:43:04,333 --> 02:43:05,208
پنهان شو.

1822
02:43:10,458 --> 02:43:12,208
دنبالش کن! دنبالش کن!

1823
02:45:01,458 --> 02:45:02,708
بهت نگفتم که...

1824
02:45:03,458 --> 02:45:05,583
همونطوری که پسرت رو سلاخی کردیم، تو رو هم سلاخی می کنیم؟

1825
02:45:05,958 --> 02:45:08,333
همونطوری که پسرت رو سلاخی کردیم؟

1826
02:45:12,083 --> 02:45:12,958
اسلحه!

1827
02:45:26,333 --> 02:45:27,208
بارگذاری کن!

1828
02:46:40,833 --> 02:46:41,708
نه...

1829
02:46:44,958 --> 02:46:46,708
منو ببخش، فتح سینگ. منو ببخش.

1830
02:46:47,583 --> 02:46:48,458
منو ببخش.

1831
02:46:48,583 --> 02:46:50,458
منو ببخش، فتح سینگ. منو ببخش!

1832
02:46:51,333 --> 02:46:53,458
تسلیم میشم! تسلیم میشم!

1833
02:46:54,458 --> 02:46:55,333
منو ببخش!

1834
02:46:55,708 --> 02:46:58,208
به خاطر واههگوروی خودت!

1835
02:46:59,708 --> 02:47:00,583
نه!

1836
02:47:38,708 --> 02:47:40,208
نه!

1837
02:47:50,458 --> 02:47:52,833
پسرم امروز تو رو نجات داد.

1838
02:48:53,833 --> 02:48:54,708
قربان!

1839
02:48:57,833 --> 02:48:59,208
میگه تانک های بیشتری داشتن،

1840
02:48:59,833 --> 02:49:01,833
که قبل از اومدن به اینجا، به شکرگره فرستادن.

1841
02:49:02,583 --> 02:49:04,208
فورا به فرماندهی اطلاع بدید.

1842
02:49:05,333 --> 02:49:06,708
اما دستگاه بی‌سیم در انفجار نابود شده.

1843
02:49:07,458 --> 02:49:08,958
پس یک پیک موتوری بفرستید.

1844
02:49:09,958 --> 02:49:11,208
جناب، من نمی خواهم بمیرم.

1845
02:49:13,833 --> 02:49:14,958
لطفاً من را نکشید، جناب.

1846
02:49:15,333 --> 02:49:17,333
نترس، ما به تو آسیبی نمی رسانیم.

1847
02:49:18,208 --> 02:49:19,958
تو سرباز کشورت هستی.

1848
02:49:20,708 --> 02:49:22,583
به ما بگو نقشه تان چیست.

1849
02:49:22,958 --> 02:49:24,208
من از نقشه چیزی نمی دانم، جناب.

1850
02:49:25,458 --> 02:49:26,708
افسرها می گفتند که...

1851
02:49:27,583 --> 02:49:29,333
هندی ها نژادی ترسو هستند.

1852
02:49:31,833 --> 02:49:33,583
که اگر چند هزار نفر را بکشیم،

1853
02:49:34,208 --> 02:49:37,333
بقیه حاضر می شوند پاهایمان را لیس بزنند.

1854
02:49:44,333 --> 02:49:46,458
- وقت را تلف نکن. عجله کن.
- بزن بریم.

1855
02:49:46,833 --> 02:49:48,208
آنها را یکی یکی رد کنید.

1856
02:49:48,208 --> 02:49:50,708
بالام، ازدواج کردن برای تو به اندازه کافی سخت بود.

1857
02:49:50,958 --> 02:49:52,958
اگر فلج شوی، دیگر هیچ امیدی باقی نخواهد ماند.

1858
02:49:52,958 --> 02:49:53,833
مراقب باش!

1859
02:49:53,958 --> 02:49:55,458
جنگ هنوز تمام نشده، سربازها!

1860
02:49:56,458 --> 02:49:58,708
دشمن به این راحتی ها این پست را رها نمی کند.

1861
02:49:59,083 --> 02:50:00,708
آنها حتماً یک ضد حمله انجام خواهند داد!

1862
02:50:01,208 --> 02:50:02,708
ما باید قبل از اینکه آنها...

1863
02:50:05,458 --> 02:50:06,333
هوشیار جناب!

1864
02:50:06,458 --> 02:50:07,333
هوشیار جناب!

1865
02:50:07,458 --> 02:50:08,333
هوشیار جناب!

1866
02:50:08,333 --> 02:50:09,208
هوشیار جناب.

1867
02:50:09,333 --> 02:50:10,208
حالت خوبه؟

1868
02:50:10,333 --> 02:50:11,208
هوشیار جناب!

1869
02:50:11,833 --> 02:50:12,958
پایین! پایین بیاید!

1870
02:50:17,833 --> 02:50:19,333
- پایین بیا!
- بنی، پایین!

1871
02:50:23,083 --> 02:50:24,833
هی! نه!

1872
02:50:25,833 --> 02:50:28,083
بلند شو، بنی! هیچ اتفاقی برات نمی افته!

1873
02:50:28,958 --> 02:50:30,708
یه چیزی بگو.

1874
02:50:31,208 --> 02:50:33,333
یه چیزی بگو، ای مزاحم، وگرنه می کشمت!

1875
02:50:36,208 --> 02:50:37,208
هوشیار جناب!

1876
02:50:37,333 --> 02:50:39,208
منو ول کن. به پست های خودتون رسیدگی کنید.

1877
02:50:39,708 --> 02:50:41,583
تحت هیچ شرایطی نباید عقب نشینی کنید.

1878
02:50:41,958 --> 02:50:43,083
عقب نشینی نکنید.

1879
02:50:43,208 --> 02:50:44,708
- جناب!
- بله، جناب.

1880
02:51:12,083 --> 02:51:13,583
<i>زنده‌باد هند!</i>

1881
02:51:15,583 --> 02:51:17,208
<i>زنده‌باد هند!</i>

1882
02:51:19,333 --> 02:51:20,833
<i>زنده‌باد هند!</i>

1883
02:51:22,958 --> 02:51:24,333
<i>زنده‌باد هند!</i>

1884
02:51:39,333 --> 02:51:40,333
بزن بریم، افضل.

1885
02:54:50,458 --> 02:54:51,583
نیشان!

1886
02:54:54,208 --> 02:54:55,708
نیشان، نارنجک!

1887
02:55:09,458 --> 02:55:12,833
سانترام! سانترام! سانترام!

1888
02:55:17,833 --> 02:55:18,833
سانت...

1889
02:57:11,708 --> 02:57:14,958
حس می کردم این بار فرصت پیدا نمی کنم هیچ هندی را از پا در بیاورم.

1890
02:57:16,833 --> 02:57:19,708
اما خداوند متعال دعاهایم را شنید. او بسیار بخشنده است.

1891
02:57:21,083 --> 02:57:22,833
او تو را فرستاد تا مرگت را به دست من ملاقات کنی.

1892
02:57:26,708 --> 02:57:27,958
احمق!

1893
02:57:29,208 --> 02:57:31,083
در کشور من یک ضرب المثل هست.

1894
02:57:32,208 --> 02:57:35,458
یک نفر را بکش،
هزاران نفر جای او را خواهند گرفت.

1895
02:57:36,458 --> 02:57:37,958
هزاران نفر را بکش،

1896
02:57:38,958 --> 02:57:41,458
و کل ملت
به جای آنها قیام خواهند کرد.'

1897
02:57:46,583 --> 02:57:47,583
هیچ کس نمیاد.

1898
02:57:49,833 --> 02:57:51,333
شما مشتی ترسو هستید.

1899
02:57:53,833 --> 02:57:57,208
حتی اگر چند هزار نفر را بکشیم،

1900
02:57:58,083 --> 02:58:00,208
کل کشور آماده اند که لیس بزنند--

1901
02:58:10,708 --> 02:58:16,083
هندوستان! هندوستان!

1902
02:58:16,208 --> 02:58:21,458
هندوستان! هندوستان!

1903
02:58:21,833 --> 02:58:26,833
- من بهت رحم نمیکنم!
<i>- عزت من، غرور من!</i>

1904
02:58:26,958 --> 02:58:32,583
هستی من هندوستان است

1905
02:58:54,958 --> 02:58:59,958
هندوستان! هندوستان!

1906
02:59:00,333 --> 02:59:05,333
هندوستان! هندوستان!

1907
02:59:05,708 --> 02:59:10,833
<i>عزت من، غرور من</i>

1908
02:59:10,958 --> 02:59:16,083
هستی من هندوستان است<

1909
02:59:16,333 --> 02:59:21,708
<i>جای هند!</i>
<i>جای هند، جای هند بر سرزمین من!</i>

1910
02:59:21,833 --> 02:59:26,958
<i>جای هند!</i>
<i>جای هند، جای هند بر سرزمین من!</i>

1911
02:59:27,208 --> 02:59:32,458
<i>جای هند!</i>
<i>جای هند، جای هند بر سرزمین من!</i>

1912
02:59:32,583 --> 02:59:38,833
<i>جای هند!</i>
<i>جای هند، جای هند بر سرزمین من!</i>

1913
02:59:54,208 --> 02:59:55,083
قربان.

1914
03:00:08,708 --> 03:00:09,583
قربان.

1915
03:00:10,708 --> 03:00:11,708
نه، هوشیار.

1916
03:00:12,833 --> 03:00:14,208
این پیروزی متعلق به شماست.

1917
03:00:15,208 --> 03:00:16,708
به سربازان شما.

1918
03:00:17,958 --> 03:00:20,208
بنابراین، حق برافراشتن پرچم سه رنگ

1919
03:00:21,333 --> 03:00:22,333
همچنین متعلق به شماست.

1920
03:00:58,708 --> 03:01:04,208
<i>آنها چقدر پر از خنده و نور بودند</i>

1921
03:01:05,208 --> 03:01:08,458
<i>آنها چقدر پر از خنده و نور بودند</i>

1922
03:01:08,583 --> 03:01:11,708
کسانی که حتی در مواجهه با مرگ لبخند زدند

1923
03:01:11,708 --> 03:01:14,958
<i>آنها ملت را در قلب خود حمل کردند</i>

1924
03:01:15,083 --> 03:01:20,083
<i>و مرگ را بر شانه های خود</i>

1925
03:01:21,958 --> 03:01:28,333
پرچم سه رنگی که آنها برافراشتند

1926
03:01:28,833 --> 03:01:34,333
<i>برای همیشه در خاطرات ما زنده خواهد ماند</i>

1927
03:01:34,458 --> 03:01:40,708
<i>پسران خاکی که برنگشتند</i>

1928
03:01:40,833 --> 03:01:47,458
<i>آنها برنگشتند</i>
<i>آن پسران خاک</i>

1929
03:01:47,458 --> 03:01:53,708
<i>آن سربازان جوانی که برنگشتند</i>

1930
03:01:53,958 --> 03:02:00,583
<i>آنها برنگشتند</i>
<i>آن پسران خاک</i>

1931
03:02:00,583 --> 03:02:04,208
<i>آن پسران خاک</i>

1932
03:02:13,833 --> 03:02:16,958
<i>آن پسران خاک</i>

1933
03:02:26,958 --> 03:02:30,208
<i>آن پسران خاک</i>

1934
03:02:30,333 --> 03:02:33,958
<i>آن پسران خاک</i>

1935
03:02:41,916 --> 03:02:48,416
<i>پرچمی که برای آن</i>
سردار ما از چوبه دار آویزان شد

1936
03:02:48,541 --> 03:02:55,166
<i>ما اجازه ندادیم حتی یک لکه</i>
<i>بر آن پرچم سه رنگ بنشیند</i>

1937
03:02:55,166 --> 03:02:58,541
<i>بر آن پرچم سه رنگ</i>

1938
03:02:58,666 --> 03:03:01,791
<i>بر آن پرچم سه رنگ</i>

1939
03:03:01,916 --> 03:03:07,416
<i>فقط یک پدر این درد را می داند</i>

1940
03:03:08,416 --> 03:03:11,666
<i>فقط یک پدر این درد را می داند</i>

1941
03:03:11,666 --> 03:03:14,791
<i>شادی های من حد و مرزی ندارد</i>

1942
03:03:14,791 --> 03:03:21,791
وقتی بر دوش کسی حمل می‌شوم<
<i>که مرا در آغوشش حمل می‌کرد</i>

1943
03:03:25,041 --> 03:03:31,916
<i>وقتی نور چشمان ما</i>
<i>به مرزها فرستاده می‌شوند</i>

1944
03:03:31,916 --> 03:03:37,541
آن‌ها فقط به عنوان خاطره بازمی‌گردند

1945
03:03:38,166 --> 03:03:39,166
برادر.

1946
03:03:40,791 --> 03:03:41,666
برادر.

1947
03:03:43,666 --> 03:03:45,916
امروز می‌خواهم چیزی از تو بپرسم.

1948
03:03:47,416 --> 03:03:50,541
لطفاً برادرم را برگردان.

1949
03:03:51,041 --> 03:03:53,916
خواهرت دیگر
هیچ‌چیز نخواهد خواست!

1950
03:03:53,916 --> 03:03:54,958
فقط برادرم را برگردان.

1951
03:03:55,041 --> 03:04:01,416
<i>آن سربازان جوانی که برنگشتند</i>

1952
03:04:01,416 --> 03:04:07,916
<i>آن‌ها برنگشتند</i>
<i>پسران این خاک</i>

1953
03:04:08,041 --> 03:04:11,791
<i>پسران این خاک</i>

1954
03:04:24,666 --> 03:04:27,916
<i>بعضی دردها هرگز تسکین نمی‌یابند</i>

1955
03:04:27,916 --> 03:04:31,166
<i>تبعید هرگز پایان نمی‌یابد</i>

1956
03:04:31,166 --> 03:04:34,541
<i>چراغ‌ها هنوز روشن هستند</i>

1957
03:04:34,541 --> 03:04:37,791
<i>اما تعداد کمی از پسران شجاع هرگز برنگشتند</i>

1958
03:04:37,791 --> 03:04:41,041
<i>تعداد کمی از پسران شجاع هرگز برنگشتند</i>

1959
03:04:41,041 --> 03:04:44,291
<i>تعداد کمی از پسران شجاع هرگز برنگشتند</i>

1960
03:04:44,416 --> 03:04:48,291
<i>تعداد کمی از پسران شجاع هرگز برنگشتند</i>

1961
03:04:54,250 --> 03:04:57,541
<i>به نام من جامی پر کنید</i>

1962
03:05:00,666 --> 03:05:03,916
<i>به نام من جامی پر کنید</i>

1963
03:05:04,041 --> 03:05:07,166
<i>و آن را هنگام باران‌های موسمی بنوشید</i>

1964
03:05:07,291 --> 03:05:10,291
<i>پدر، من دیگر اینجا نیستم</i>

1965
03:05:10,416 --> 03:05:14,791
لطفاً جوانی‌ای را عمر کن که من نتوانستم

1966
03:05:17,541 --> 03:05:23,916
<i>سرهایی که در نماز خم می‌شوند</i>

1967
03:05:24,416 --> 03:05:29,791
به عنوان خاطره بازخواهند گشت

1968
03:05:29,916 --> 03:05:36,166
<i>آن سربازان جوانی که برنگشتند</i>

1969
03:05:36,541 --> 03:05:43,041
<i>آن‌ها برنگشتند</i>
<i>آن پسران این خاک</i>

1970
03:05:43,041 --> 03:05:49,166
<i>آن سربازان جوانی که برنگشتند</i>

1971
03:05:49,541 --> 03:05:56,041
<i>آن‌ها برنگشتند</i>
<i>آن پسران این خاک</i>

1972
03:05:56,166 --> 03:05:59,666
<i>آن پسران این خاک</i>

1973
03:06:09,416 --> 03:06:12,666
<i>آن پسران این خاک</i>

1974
03:06:12,666 --> 03:06:16,916
<i>آن پسران این خاک</i>

