﻿1
00:00:53,840 --> 00:00:55,840
‫تم تاریک

2
00:03:04,320 --> 00:03:05,280
‫نوبت من

3
00:03:18,480 --> 00:03:21,080
‫ در روزهای اول
‫دسامبر ۱۸۱۵،

4
00:03:21,640 --> 00:03:24,640
‫حدود یک ساعت
‫قبل از غروب آفتاب،

5
00:03:24,800 --> 00:03:26,560
‫مردی وارد شهر شد

6
00:03:29,040 --> 00:03:31,160
‫او خود را به ژاندارمری معرفی کرد

7
00:03:32,560 --> 00:03:34,240
‫هیچ‌کس او را نمی‌شناخت

8
00:03:34,800 --> 00:03:36,040
‫او از کجا آمده بود؟

9
00:03:36,720 --> 00:03:37,880
‫دو میدی

10
00:03:38,600 --> 00:03:40,760
‫از سواحل دریا، شاید

11
00:03:40,920 --> 00:03:42,920
‫مردانی می‌خندند، همهمه

12
00:03:47,920 --> 00:03:49,680
‫هرگز! خب، خب

13
00:03:51,160 --> 00:03:52,200
‫آه

14
00:03:58,040 --> 00:04:01,600
‫ کجا بودی؟ چقدر وقت
‫لازمه تا لباساتو بشوری؟

15
00:04:01,760 --> 00:04:03,840
‫راست میگه، کجا بودی؟

16
00:04:04,000 --> 00:04:06,560
‫ دلم برات تنگ شده بود
‫بیا اینجا

17
00:04:06,720 --> 00:04:08,320
‫بیا!

18
00:04:08,480 --> 00:04:09,920
‫نمیتونی مراقب باشی؟

19
00:04:11,400 --> 00:04:13,680
‫دیر کردن کافی نیست؟

20
00:04:13,840 --> 00:04:16,720
‫قیمت کوزه را
‫از دستمزدت کم می‌کنم

21
00:04:16,880 --> 00:04:19,800
‫و سعی کن با مشتری‌ها
‫خوش‌برخوردتر باشی

22
00:04:20,920 --> 00:04:22,960
‫این دور نوشیدنی با منه، بچه‌ها

23
00:04:23,120 --> 00:04:25,920
‫نفس عمیقی می‌کشد

24
00:04:39,200 --> 00:04:40,520
‫نگاهش کن

25
00:04:51,120 --> 00:04:53,520
‫ متاسفم،
‫نمی‌توانم شما را بپذیرم

26
00:04:53,680 --> 00:04:54,560
‫این آقایان

27
00:04:54,720 --> 00:04:56,640
‫تمام اتاق‌ها را رزرو کرده‌اند

28
00:04:56,800 --> 00:04:58,880
‫اصطبل‌ها کار را راه می‌اندازند

29
00:04:59,040 --> 00:05:02,120
‫ اسب‌ها همه جا را گرفته‌اند
‫ من فضای کمی نیاز دارم

30
00:05:02,280 --> 00:05:03,840
‫خب، این هم خیلی زیاد است

31
00:05:10,920 --> 00:05:14,480
‫ من از طلوع آفتاب راه افتاده‌ام،
‫دوازده فرسنگ آمده‌ام، گرسنه‌ام

32
00:05:14,640 --> 00:05:16,840
‫و من چیزی برای شما ندارم

33
00:05:51,320 --> 00:05:52,960
‫فقط یک تکه نان

34
00:05:54,280 --> 00:05:55,520
‫ برو، گمشو

35
00:06:06,280 --> 00:06:08,160
‫ از گرسنگی بمیر!

36
00:06:08,320 --> 00:06:10,680
‫ما تو را اینجا نمی‌خواهیم!

37
00:06:10,840 --> 00:06:11,480
‫قاتل!

38
00:07:26,080 --> 00:07:27,040
‫تکان نخور!

39
00:07:36,400 --> 00:07:38,040
‫تم کنجکاو کننده

40
00:09:27,280 --> 00:09:29,200
‫ دوست من، اینجا چه کار می‌کنی؟

41
00:09:31,000 --> 00:09:32,400
‫سعی می‌کنم بخوابم

42
00:09:32,560 --> 00:09:34,240
‫روی سنگ، بیرون؟

43
00:09:35,440 --> 00:09:36,600
‫بدتر از این را هم تجربه کرده‌ام

44
00:09:37,440 --> 00:09:38,880
‫پس به مسافرخانه برو

45
00:09:43,120 --> 00:09:44,080
‫افسوس،

46
00:09:45,200 --> 00:09:47,000
‫پول نداری؟

47
00:09:49,040 --> 00:09:51,920
‫ من فقط چهار سنت دارم
‫ همیشه بدهید

48
00:09:55,520 --> 00:09:56,680
‫ما می توانیم به شما جایی برای ماندن بدهیم

49
00:09:57,960 --> 00:09:58,920
‫از روی خیرخواهی

50
00:10:00,000 --> 00:10:01,760
‫من به همه درها کوبیدم

51
00:10:01,920 --> 00:10:03,720
‫و همه جا، من را بیرون کردند

52
00:10:04,400 --> 00:10:05,720
‫یک خانه هست

53
00:10:05,880 --> 00:10:07,880
‫پایین جاده، آنجا

54
00:10:08,600 --> 00:10:10,040
‫آنجا در زدید؟

55
00:10:10,680 --> 00:10:11,640
‫نه

56
00:10:14,400 --> 00:10:15,560
‫ آنجا در بزنید

57
00:10:16,680 --> 00:10:17,440
‫هوم؟

58
00:10:17,600 --> 00:10:20,000
‫همسایه‌ی پسرخاله‌ام،

59
00:10:20,160 --> 00:10:23,760
‫همون کسی بود که ژاندارم‌ها
‫دنبالش می‌گشتند، جاعل پول

60
00:10:23,920 --> 00:10:25,280
‫بدی همه‌جا هست

61
00:10:25,440 --> 00:10:27,800
‫حتی زنش رو هم دستگیر کردند

62
00:10:28,840 --> 00:10:32,040
‫دادستان می‌گه که تا آخر هفته
‫ازش اعتراف می‌گیره

63
00:10:32,200 --> 00:10:33,160
‫اگه بی‌گناه باشه چی؟

64
00:10:33,320 --> 00:10:36,360
‫ اگه اینطوره، تو زندان چیکار می‌کنه؟
‫ سؤال خوبیه

65
00:10:36,520 --> 00:10:40,520
‫با مردی که قبل از محاکمه
‫متهم شده چیکار باید کرد؟

66
00:10:41,560 --> 00:10:45,040
‫آزاد گذاشتنش،
‫ریسک تکرار جرمه

67
00:10:45,200 --> 00:10:47,200
‫اگر او مرتکب عملی شده باشد
‫که به او نسبت داده می‌شود

68
00:10:47,360 --> 00:10:50,400
‫او را به زندان انداختن،
‫یعنی با او مثل یک مجرم رفتار کردن

69
00:10:50,560 --> 00:10:52,560
‫حتی اگر او بی‌گناه باشد

70
00:10:52,720 --> 00:10:55,040
‫ این مردم آدم‌های شیادی هستند،
‫همه‌جا پیدا می‌شوند

71
00:10:55,200 --> 00:10:57,800
‫حتی امروز یکی از آن‌ها
‫به شهر آمده است

72
00:10:58,280 --> 00:10:59,520
‫بله، خانم

73
00:10:59,680 --> 00:11:01,400
‫این مرد می‌تواند خطرناک باشد

74
00:11:01,560 --> 00:11:04,200
‫می‌گویند او وحشتناک است:
‫زشت، پشمالو، بدبو

75
00:11:04,360 --> 00:11:05,200
‫وحشتناک

76
00:11:05,360 --> 00:11:08,400
‫حتماً یک کولی است،
‫یک آدم دوره‌گرد

77
00:11:08,560 --> 00:11:10,440
‫ واقعاً؟
‫ همانطور که می‌گویم

78
00:11:10,600 --> 00:11:13,480
‫بدبختی‌هایی در راه است،
‫همه این را می‌گویند

79
00:11:13,640 --> 00:11:15,760
‫ همه،
‫این افراد زیادی را شامل می‌شود

80
00:11:19,320 --> 00:11:20,680
‫ بگذارید به قفل‌ساز بگویم

81
00:11:20,840 --> 00:11:24,600
‫قفل‌های قدیمی را دوباره نصب کند،
‫آنها را اینجا داریم

82
00:11:24,760 --> 00:11:27,200
‫ در این وقت شب؟
‫ خانه‌اش سه خانه این طرف‌تر است

83
00:11:27,360 --> 00:11:30,480
‫خوشحال می‌شود که مفید واقع شود
‫خواهرش یک دوست است

84
00:11:30,640 --> 00:11:32,120
‫این کار یک دقیقه است

85
00:11:32,280 --> 00:11:35,480
‫ خانم مگلوار، نیازی به اختراع
‫بهانه قفل نیست

86
00:11:35,640 --> 00:11:38,280
‫برای دیدن
‫دوست خوبتان قفل ساز

87
00:11:38,440 --> 00:11:40,720
‫اینها تهمت هستند، عالیجناب

88
00:11:40,880 --> 00:11:44,760
‫ چرندیاتی که حسودها می گویند
‫ می توانیم یک قفل بگذاریم

89
00:11:44,920 --> 00:11:46,960
‫پس ما در خطر بزرگی هستیم؟

90
00:11:47,120 --> 00:11:49,720
‫ نباید در را به روی
‫همه باز گذاشت

91
00:11:49,880 --> 00:11:53,840
‫ شما با او صحبت کنید، او به حرف من گوش نمی دهد
‫ اگر این کار خانم مگلوار را آرام کند

92
00:11:54,000 --> 00:11:57,360
‫ حداقل برای این شب،
‫تا زمانی که این خطر برطرف شود

93
00:11:57,520 --> 00:12:00,440
‫حتی به شیطان هم اجازه ورود
‫به این خانه را می دهیم!

94
00:12:00,600 --> 00:12:03,280
‫ قفل کردن در، فقط
‫رد کردن دیگری نیست

95
00:12:03,440 --> 00:12:06,920
‫بلکه رد کردن
‫چیزی است که می توانیم باشیم یا بشویم

96
00:12:07,080 --> 00:12:10,120
‫درِ خانه‌ی یک پزشک
‫همیشه باید باز باشد

97
00:12:10,280 --> 00:12:12,040
‫اما شما پزشک نیستید

98
00:12:12,680 --> 00:12:14,800
‫ هر انسانی
‫پزشکِ انسانِ دیگر است

99
00:12:14,960 --> 00:12:17,520
‫من یک

100
00:12:18,720 --> 00:12:19,680
‫بفرمایید!

101
00:12:34,560 --> 00:12:36,000
‫اسم من ژان والژان است

102
00:12:36,960 --> 00:12:38,880
‫نوزده سال در زندان بوده‌ام

103
00:12:39,640 --> 00:12:41,560
‫چهار روز است که آزاد شده‌ام

104
00:12:42,080 --> 00:12:44,400
‫چهار روز است
‫که دارم از تولون پیاده می‌آیم

105
00:12:44,560 --> 00:12:46,560
‫چهار روز است که می‌شنوم:
‫"برو گمشو"

106
00:12:47,120 --> 00:12:50,040
‫هيچکس منو نخواست،
‫بيرون خوابيدم،

107
00:12:50,200 --> 00:12:52,800
‫يه زن مهربون بهم گفت
‫در خونتون رو بزنم

108
00:12:52,960 --> 00:12:54,240
‫زدم

109
00:12:57,560 --> 00:12:59,720
‫ خانم مگلور،
‫يه بشقاب ديگه بذاريد

110
00:13:06,600 --> 00:13:08,120
‫ صدامو شنيديد؟

111
00:13:08,280 --> 00:13:09,480
‫من يه زندانی‌ام

112
00:13:13,280 --> 00:13:14,920
‫اين گذرنامه منه

113
00:13:16,560 --> 00:13:19,840
‫اين به اين دردی می‌خوره که خودمو به مقامات
‫وقتی به شهر می‌رسم، معرفی كنم

114
00:13:20,000 --> 00:13:21,400
‫و منو بيرون کنن

115
00:13:21,560 --> 00:13:22,920
‫می‌خواید بخونیدش!؟

116
00:13:24,480 --> 00:13:26,560
‫"نوزده سال در زندان بوده

117
00:13:26,720 --> 00:13:28,960
‫"پنج سال به جرم دزدی با شکستن

118
00:13:29,120 --> 00:13:33,440
‫"چهارده سال به دلیل تلاش برای
‫فرار، این مرد خطرناک است"

119
00:13:37,760 --> 00:13:38,720
‫بفرمایید

120
00:13:43,400 --> 00:13:46,040
‫ می‌بینم که باران خورده‌اید،
‫آقا

121
00:13:46,200 --> 00:13:47,560
‫باید خسته باشید

122
00:13:51,600 --> 00:13:53,720
‫نزدیک‌تر بیایید،
‫آتش شما را گرم خواهد کرد

123
00:14:20,520 --> 00:14:21,680
‫شام خواهید خورد

124
00:14:21,840 --> 00:14:24,000
‫در حالی که رختخواب شما را درست می‌کنند

125
00:14:24,880 --> 00:14:28,160
‫خانم مَگلوار، ملحفه‌های سفید
‫روی تخت طاق‌نما بگذارید

126
00:14:36,080 --> 00:14:38,760
‫خواهش می‌کنم آقا،
‫بنشینید

127
00:15:32,600 --> 00:15:33,960
‫اینجا چه خبره؟

128
00:15:41,280 --> 00:15:42,320
‫شما کی هستید؟

129
00:15:44,400 --> 00:15:45,600
‫یک کشیش

130
00:15:47,640 --> 00:15:48,600
‫یک کشیش؟

131
00:15:52,280 --> 00:15:54,040
‫یک کشیش آدم حسابی

132
00:15:57,880 --> 00:16:00,280
‫که با دو زن زندگی می‌کند،
‫به علاوه

133
00:16:01,400 --> 00:16:05,240
‫ چیزهایی هست که من از شنیدنش امتناع می‌کنم،
‫من در آشپزخانه خواهم بود

134
00:16:08,720 --> 00:16:12,520
‫ یک مرد در را برای شما باز می‌کند،
‫به شما غذا می‌دهد، و شما به او تهمت می‌زنید؟

135
00:16:13,240 --> 00:16:15,160
‫قصد من این نبود

136
00:16:15,320 --> 00:16:17,400
‫این کاریه که تو کردی

137
00:16:36,320 --> 00:16:38,560
‫دو مرد آنجا ایستاده بودند، رو در رو

138
00:16:38,720 --> 00:16:39,880
‫یکی، محکوم،

139
00:16:40,040 --> 00:16:43,160
‫زمخت بود،
‫اما هیچ چیز از گذشته اش پنهان نکرده بود

140
00:16:44,040 --> 00:16:47,720
‫دیگری، کشیش نیکوکار،
‫آشکارا دوست داشتنی تر بود،

141
00:16:47,880 --> 00:16:49,760
‫اما برای همه یک راز باقی مانده بود

142
00:16:49,920 --> 00:16:51,640
‫چند دهه قبل،

143
00:16:51,800 --> 00:16:54,360
‫او به همراه همسرش
‫به ایتالیا رفته بود

144
00:16:54,520 --> 00:16:56,480
‫و تنها و بدخلق بازگشته بود

145
00:16:56,640 --> 00:16:59,000
‫مرگ کسی که دوستش داشت
‫او را تغییر داده بود

146
00:16:59,160 --> 00:17:01,880
‫او از قرن خارج شده بود
‫تا وارد دین شود

147
00:17:02,040 --> 00:17:06,080
‫او متقاعد شده بود که باید تبدیل شود
‫به یک خدمتکار بی‌رحم خدا،

148
00:17:06,280 --> 00:17:09,240
‫اما تغییر او
‫هنوز کامل نشده بود

149
00:17:09,400 --> 00:17:11,240
‫و برای فهمیدن ادامه ماجرا،

150
00:17:11,400 --> 00:17:14,480
‫باید برگردیم
‫به اولین بازدید او از این مکان

151
00:17:14,640 --> 00:17:18,480
‫ خواهران معجزه می‌کنند، اما
‫ما همه‌چیز کم داریم، عالیجناب

152
00:17:19,280 --> 00:17:22,960
‫از باند، معجون
‫و حتی غذا

153
00:17:24,040 --> 00:17:27,280
‫باید بتوانیم بخریم
‫هر از گاهی گوشت

154
00:17:27,440 --> 00:17:30,480
‫یک بیمار باید بتواند غذا بخورد
‫تا سلامتی‌اش را بازیابد

155
00:17:31,360 --> 00:17:32,400
‫آه

156
00:17:33,880 --> 00:17:35,800
‫ آقای مدیر
‫ بله؟

157
00:17:36,800 --> 00:17:38,560
‫ببخشید، عالیجناب

158
00:17:39,840 --> 00:17:41,520
‫چه خبر است؟

159
00:17:41,680 --> 00:17:45,880
‫ در آن روز، کسی که
‫از این پس اسقف شده بود از بیمارستان بازدید می‌کرد

160
00:17:47,080 --> 00:17:50,160
‫کاری طاقت‌فرسا که او قول داد
‫دیگر هرگز به خودش تحمیل نکند

161
00:17:50,320 --> 00:17:53,240
‫عالیجناب میریل،
‫زیرا این نام واقعی او بود،

162
00:17:53,400 --> 00:17:56,360
‫عنوان و تمام ویژگی‌های
‫مقام خود را داشت

163
00:17:56,520 --> 00:17:58,560
‫اعلیحضرت
‫ترجیح می‌دادند از ثروتمندان بازدید کنند

164
00:17:58,720 --> 00:18:00,680
‫و با قدرتمندان معاشرت کنند

165
00:18:01,600 --> 00:18:05,600
‫او مانند یک فرد سرشناس زندگی می‌کرد، یکی از کسانی
‫که قضاوت و محکوم می‌کنند

166
00:18:05,760 --> 00:18:09,200
‫و بعد، یک روز،
‫اتفاقی افتاد

167
00:18:09,360 --> 00:18:11,000
‫هیچ کس نمی‌داند چه چیزی

168
00:18:12,400 --> 00:18:14,000
‫اما آن اتفاق افتاد

169
00:18:15,200 --> 00:18:16,240
‫او تغییر کرد

170
00:18:17,280 --> 00:18:19,840
‫اما بهتر از آن، او تغییر داد

171
00:18:21,800 --> 00:18:24,000
‫و چیزی که یک کار طاقت‌فرسا برای فرار بود

172
00:18:24,160 --> 00:18:26,160
‫به یک رویداد روزانه تبدیل شد

173
00:18:27,160 --> 00:18:30,080
‫ روز خوبی داشته باشید، دوست من
‫ ممنون، عالیجناب

174
00:18:30,240 --> 00:18:33,360
‫ تخت‌ها خیلی نزدیک
‫به هم چیده شده‌اند

175
00:18:33,520 --> 00:18:35,320
‫داره بدتر و بدتر میشه

176
00:18:35,480 --> 00:18:37,800
‫من خیلی نگران آینده هستم

177
00:18:38,760 --> 00:18:42,640
‫طبقه پر است، ما بدبخت‌ها را در حیاط
‫اسکان داده‌ایم

178
00:18:42,800 --> 00:18:45,080
‫بگذریم از بیماری‌های همه‌گیر پیش رو

179
00:18:45,560 --> 00:18:47,920
‫امسال،
‫ما تیفوس داشتیم

180
00:18:48,080 --> 00:18:49,440
‫سعی کن بخوابی

181
00:18:49,600 --> 00:18:53,160
‫ جا کم بود
‫و این دوباره اتفاق خواهد افتاد

182
00:18:53,640 --> 00:18:57,000
‫چه می‌خواهید،
‫باید به واقعیت تن داد

183
00:18:57,160 --> 00:18:59,680
‫دیگر نمی‌توانیم
‫همه را بپذیریم

184
00:18:59,840 --> 00:19:03,480
‫ چند تخت می‌تواند
‫در اتاق ناهارخوری من جا بگیرد؟

185
00:19:03,640 --> 00:19:06,360
‫ مونسنیور، خواهش می‌کنم
‫ من اینجام

186
00:19:06,520 --> 00:19:08,120
‫منظورتون قصره؟

187
00:19:08,280 --> 00:19:10,240
‫ برای درک
‫تعجب مدیر،

188
00:19:10,400 --> 00:19:12,960
‫باید بدونید
‫که کاخ اسقفی

189
00:19:13,120 --> 00:19:15,520
‫یک اقامتگاه اربابی بود،
‫همه چیز اونجا با شکوه بود

190
00:19:15,680 --> 00:19:19,480
‫آپارتمان‌های اسقف،
‫گالری‌ها، پله‌ها،

191
00:19:19,640 --> 00:19:21,160
‫فواره‌ها، باغ‌ها

192
00:19:21,320 --> 00:19:22,960
‫همه چیز باشکوه بود

193
00:19:23,120 --> 00:19:24,800
‫توی اتاق ناهارخوری شما؟

194
00:19:24,960 --> 00:19:26,920
‫زیاد مطمئن نیستم،

195
00:19:27,080 --> 00:19:30,040
‫اما تصور می‌کنم که بتواند جا دهد

196
00:19:30,200 --> 00:19:31,760
‫شصت بیمار را

197
00:19:32,440 --> 00:19:33,400
‫حداقل

198
00:19:33,560 --> 00:19:35,720
‫پس اشتباهی رخ داده، دوست من

199
00:19:42,080 --> 00:19:44,640
‫شما خانه‌ی من را دارید
‫و من خانه‌ی شما را دارم

200
00:19:45,200 --> 00:19:48,280
‫خانه‌ام را پس بده،
‫اینجا خانه‌ی من است

201
00:19:50,120 --> 00:19:53,840
‫ روز بعد، بیست و شش بیمار
‫در قصر مستقر شدند،

202
00:19:54,000 --> 00:19:58,120
‫و مونسینیور میریل به عنوان محل سکونت
‫جایی را انتخاب کرد که نقش بیمارستان را داشت

203
00:19:58,280 --> 00:20:00,960
‫ مردی مثل او،
‫یک هدیه آسمانی است

204
00:20:01,120 --> 00:20:04,840
‫او دیگر مثل قبل نیست،
‫دیگر غذای اسقف را نمی خواهد

205
00:20:05,000 --> 00:20:06,480
‫اگر قرار بود به او گوش کنم،

206
00:20:06,640 --> 00:20:09,240
‫او ناهار را
‫با سوپ روغن و نان می خورد

207
00:20:09,400 --> 00:20:11,960
‫انگار که او با
‫بوی گل ها تغذیه می کند

208
00:20:12,120 --> 00:20:14,960
‫ این رفتار
‫خیلی اسقفی نیست

209
00:20:15,560 --> 00:20:18,680
‫فراموش نکنیم که این امپراتور بود
‫که او را اسقف کرد

210
00:20:20,120 --> 00:20:24,040
‫می گویند که او کالسکه اش را رها کرده
‫و روی یک الاغ یورتمه می رود

211
00:20:24,200 --> 00:20:27,840
‫ او هزینه های کالسکه اش را
‫و هزینه های سفر شبانی اش را به فقرا باز می گرداند

212
00:20:28,000 --> 00:20:29,800
‫و هزینه های سفر شبانی اش را

213
00:20:29,960 --> 00:20:32,560
‫و اگر داشت خودش را مجازات میکرد

214
00:20:32,720 --> 00:20:35,600
‫ چون اشتباه کرده بود؟
‫ این مرد فرق دارد

215
00:20:35,760 --> 00:20:38,320
‫تا وقتی پول دارد به فقرا سر میزند

216
00:20:38,480 --> 00:20:41,000
‫وقتی دیگر پولی ندارد،
‫به ثروتمندان سر میزند

217
00:20:41,360 --> 00:20:44,400
‫میگوید آنجاست
‫که میتواند پولی برای پخش کردن پیدا کند

218
00:20:44,560 --> 00:20:46,840
‫ او بلد است خودش را بین
‫پیروانش محبوب کند

219
00:20:47,840 --> 00:20:50,040
‫میدانی به او چه لقبی داده اند؟

220
00:20:50,200 --> 00:20:52,880
‫"خوش آمدی"، "جناب اسقف خوش آمدی"

221
00:20:53,640 --> 00:20:55,640
‫اینطوری صدایت میزنند

222
00:20:56,560 --> 00:20:59,640
‫ این اسم را دوست دارم
‫"خوش آمدی" "جناب اسقف" را اصلاح میکند

223
00:20:59,800 --> 00:21:01,480
‫به نظر من خیلی با گذشت هستید

224
00:21:01,640 --> 00:21:05,400
‫اینجا دهان‌های زیادی صحبت می‌کنند
‫و سرهای کمی فکر می‌کنند

225
00:21:05,560 --> 00:21:06,760
‫قربان،

226
00:21:06,920 --> 00:21:10,040
‫این در شان شما نیست
‫که سیب زمینی جمع کنید

227
00:21:10,200 --> 00:21:13,600
‫ یک مرد روحانی باید تا جایی که ممکن است زانو بزند

228
00:21:13,760 --> 00:21:15,360
‫وگرنه کم کم فکر می‌کند

229
00:21:15,520 --> 00:21:17,280
‫ که مهم است
‫ و در مورد من؟

230
00:21:18,120 --> 00:21:19,560
‫در مورد من چه می‌گویند؟

231
00:21:20,720 --> 00:21:22,600
‫فکر کنم دارم حرف درمیارم

232
00:21:22,760 --> 00:21:25,080
‫ بگذار امتحان کنند،
‫با من طرف خواهند شد

233
00:21:25,240 --> 00:21:28,680
‫آنها می دانند که، بدون شما،
‫او هرگز به نامه هایش پاسخ نخواهد داد

234
00:21:28,840 --> 00:21:31,720
‫او از یاد خواهد رفت
‫از دوستانش، از پسر عموهایش

235
00:21:31,880 --> 00:21:33,480
‫و از شورای اسقف ها

236
00:21:33,640 --> 00:21:37,160
‫ اسقف های دیگر ترجیح می دهند
‫خبری از من نداشته باشند

237
00:21:37,320 --> 00:21:41,040
‫برای آنها، من یک در باز هستم
‫و آنها هوای تازه را دوست ندارند

238
00:21:41,200 --> 00:21:45,280
‫ عمامه های بزرگ، مانند کله گنده ها،
‫عادل ترین نیستند

239
00:21:45,720 --> 00:21:49,600
‫شما که خیلی خوب می نویسید،
‫باید درباره برادرتان بنویسید

240
00:21:49,760 --> 00:21:52,400
‫مردان بزرگ
‫شایسته تجلیل های بزرگ هستند

241
00:21:52,560 --> 00:21:55,280
‫ من این استعداد را ندارم،
‫و حتی، ناشران

242
00:21:55,440 --> 00:21:58,280
‫هرگز به یک زن اعتماد
‫نخواهند کرد

243
00:21:58,440 --> 00:22:00,760
‫و بعد، باید قربان
‫تمام زندگی اش را فاش کند

244
00:22:00,920 --> 00:22:02,520
‫برای ما تعریف کند

245
00:22:02,680 --> 00:22:05,480
‫اما چیزهایی هست
‫که نمی خواهد تعریف کند

246
00:22:05,640 --> 00:22:07,080
‫قربان مرد مقدسی است

247
00:22:07,720 --> 00:22:11,400
‫اگر این کتاب را ننویسید،
‫باید کسی آن را بنویسد

248
00:22:12,920 --> 00:22:14,320
‫یک نویسنده بزرگ

249
00:22:14,720 --> 00:22:17,840
‫کسی مثل آقای شاتوبریان

250
00:22:19,200 --> 00:22:20,960
‫اما من نمی پذیرم که او بنویسد

251
00:22:21,120 --> 00:22:23,280
‫که من داشتم شما را گرسنه می گذاشتم بمیرید!

252
00:22:29,240 --> 00:22:31,160
‫تم ملانکولی

253
00:22:35,240 --> 00:22:37,640
‫نظرت چیه بریم تو باغ؟

254
00:22:39,000 --> 00:22:39,960
‫صدای قیچی باغبانی

255
00:22:41,640 --> 00:22:43,000
‫خیلی کاربردیه

256
00:22:43,160 --> 00:22:46,400
‫میگن یه وزیر
‫بازنشسته اینو اختراع کرده

257
00:22:46,560 --> 00:22:48,280
‫چون حوصله‌اش سر میرفت

258
00:22:49,800 --> 00:22:52,760
‫نباید هیچوقت فضایل
‫خستگی رو دست کم گرفت

259
00:22:52,920 --> 00:22:55,760
‫ چیزی که دارم نگاه می‌کنم وسیله نیست، تویی

260
00:22:55,920 --> 00:22:57,040
‫هوم

261
00:23:05,600 --> 00:23:08,400
‫چرا زودتر به دیدنم نیامدی؟

262
00:23:10,600 --> 00:23:14,280
‫ هدف نامه هایت این بود که
‫مرا به راه راست هدایت کنی

263
00:23:14,800 --> 00:23:18,560
‫بعد لحن نامه هایت تغییر کرد،
‫برای همین آمدم

264
00:23:20,960 --> 00:23:21,920
‫ من را ببخش

265
00:23:31,680 --> 00:23:35,160
‫ و بعد، می خواستم که تو یک خاطره
‫دیگر از من داشته باشی

266
00:23:35,320 --> 00:23:38,800
‫ تو همان کسی خواهی بود که
‫از من در مقابل والدین مان دفاع می کرد

267
00:23:38,960 --> 00:23:40,760
‫وقتی که دعوا می کردم

268
00:23:40,920 --> 00:23:42,520
‫ یک قدیس؟
‫ هی

269
00:23:43,440 --> 00:23:47,120
‫ از کسی که زندگینامه ات را می نویسد،
‫می خواهم که مرا به شکل یک باکره به تصویر بکشد

270
00:23:47,280 --> 00:23:50,400
‫با بدنی که به اندازه کافی
‫باشد تا یک جنسیت در آنجا وجود داشته باشد

271
00:23:50,560 --> 00:23:53,120
‫یک موجود شبح مانند،
‫ظریف و شفاف

272
00:23:53,280 --> 00:23:55,960
‫ "یک موجود شبح مانند،
‫ظریف و شفاف"

273
00:23:56,120 --> 00:23:57,840
‫همه نمی توانند

274
00:23:58,000 --> 00:23:59,320
‫یک مرد مقدس باشند

275
00:23:59,480 --> 00:24:02,280
‫ داستان های کشیش
‫برای هیچکس جالب نیست

276
00:24:02,440 --> 00:24:04,440
‫نویسنده بزرگ شما بهتر است

277
00:24:04,600 --> 00:24:07,200
‫شخصیت دیگری پیدا کند

278
00:24:07,360 --> 00:24:09,600
‫در ضمن، مرد مقدس گرسنه است

279
00:24:28,080 --> 00:24:31,720
‫ اعلیحضرت مطمئن هستند
‫که می‌خواهند از این جانور استقبال کنند؟

280
00:24:31,880 --> 00:24:34,120
‫ بعضی از حرکات
‫اعمال ایمان هستند

281
00:24:34,280 --> 00:24:36,080
‫ بنشینید، خانم

282
00:24:36,240 --> 00:24:39,720
‫ بگذارید کارم را انجام دهم
‫ می‌توانم مفید باشم

283
00:24:39,880 --> 00:24:42,960
‫قرار بود چند روز بمانم،
‫سه ماه شده است

284
00:24:43,120 --> 00:24:44,440
‫اینجا خانه‌ی خودت است

285
00:24:59,320 --> 00:25:00,360
‫هوم

286
00:25:33,880 --> 00:25:37,200
‫حالا که شما کشیش هستید،
‫از من پول نمی‌خواهید؟

287
00:25:37,360 --> 00:25:40,880
‫ خدا میزبان شماست،
‫اینجا یا جای دیگر، او همه جا هست

288
00:25:42,120 --> 00:25:43,080
‫ نه آنجا

289
00:25:44,400 --> 00:25:45,920
‫حیف شد

290
00:25:46,960 --> 00:25:49,760
‫اینجا مکانی است
‫که شایسته حضور اوست

291
00:25:51,320 --> 00:25:54,320
‫ مرا وارد این بحث نکنید،
‫شما مرا بیرون می اندازید

292
00:25:54,480 --> 00:25:56,760
‫شما می توانید آزادانه صحبت کنید

293
00:25:56,920 --> 00:25:59,960
‫هیچ چیز شما را
‫از مسکن و خوراک محروم نخواهد کرد

294
00:26:00,120 --> 00:26:01,280
‫قبول کن که خدایان

295
00:26:01,440 --> 00:26:04,760
‫کم ظاهر می شوند،
‫به خصوص جایی که به آنها نیاز داریم

296
00:26:04,920 --> 00:26:06,600
‫نه خدای تو نه خدایان دیگر

297
00:26:08,640 --> 00:26:10,080
‫خواهرم هم در این مورد که
‫خدا وجود داره یا نه،

298
00:26:10,240 --> 00:26:12,800
‫مثل شما سوال داره

299
00:26:13,480 --> 00:26:16,840
‫راستش را بخواهید، من سعی می کنم
‫تا جایی که می توانم باور داشته باشم

300
00:26:17,000 --> 00:26:19,680
‫ برای ملاقات با خدا
‫هیچوقت دیر نیست

301
00:26:19,840 --> 00:26:21,160
‫خدا یا انسان،

302
00:26:21,320 --> 00:26:22,640
‫کدام یک دیگری را خلق کرده؟

303
00:26:22,800 --> 00:26:24,920
‫زیر لایه ی خدایان،
‫شما انسان را پیدا می کنید

304
00:26:25,520 --> 00:26:27,440
‫ او از دیگری بهتر نیست

305
00:26:28,560 --> 00:26:29,960
‫خدای من

306
00:26:32,000 --> 00:26:34,720
‫ اگر او خدای توست،
‫به او آداب معاشرت بیاموز

307
00:26:37,120 --> 00:26:39,160
‫من به شما دستور می‌دهم کفر نگویید

308
00:26:52,280 --> 00:26:56,560
‫ شما گفتید اینجا خانه‌ای است
‫که می‌توان صادق بود،

309
00:26:56,720 --> 00:26:59,840
‫ بدون ترس از بیرون انداخته شدن
‫ و من این را تکرار می‌کنم

310
00:27:00,000 --> 00:27:02,120
‫من سهم خودم را از دروغ‌ها داشته‌ام

311
00:27:03,160 --> 00:27:06,160
‫آنقدر زیاد که با مزخرفاتی که
‫به افراد سطح پایین می‌دهند، سرم را نچرخانند

312
00:27:06,320 --> 00:27:09,280
‫به بدبخت‌ها

313
00:27:09,840 --> 00:27:12,120
‫به آن‌ها چیزهایی می‌دهند
‫تا افسانه‌ها را باور کنند:

314
00:27:12,280 --> 00:27:14,920
‫روح، جاودانگی، بهشت

315
00:27:15,880 --> 00:27:19,120
‫آن‌ها همه اینها را می‌جوند،
‫روی نان خشکشان می‌گذارند

316
00:27:19,280 --> 00:27:21,080
‫کسی که چیزی ندارد، خدا را دارد

317
00:27:21,720 --> 00:27:22,680
‫اِ، بِه نان نُن

318
00:27:23,160 --> 00:27:26,040
‫ هر کی هیچی نداره، هیچی نداره
‫ با انجیل‌ها چه می‌کنی؟

319
00:27:26,880 --> 00:27:30,200
‫«خوشا به حال شما ای فقیران،
‫زیرا ملکوت خدا از آن شماست

320
00:27:31,040 --> 00:27:35,120
‫«خوشا به حال شما که اکنون گرسنه‌اید،
‫زیرا سیر خواهید شد

321
00:27:35,280 --> 00:27:38,120
‫«خوشا به حال شما که اکنون گریه می‌کنید،
‫زیرا خواهید خندید»

322
00:27:40,160 --> 00:27:41,360
‫این مزخرفه

323
00:27:42,560 --> 00:27:44,000
‫فقرا خوشحال نیستن

324
00:27:44,680 --> 00:27:46,680
‫قربانی کردن زمین برای بهشت،

325
00:27:46,840 --> 00:27:49,400
‫ول کردن نقد و چسبیدن به نسیه‌ست

326
00:27:49,560 --> 00:27:52,320
‫ نمی‌تونم رختخواب
‫همچین فردی رو آماده کنم

327
00:27:52,480 --> 00:27:53,760
‫آقا مهمان ما هستند!

328
00:27:56,360 --> 00:27:59,920
‫ فقرا خوشحال نیستند
‫زیبا هم نیستند

329
00:28:06,280 --> 00:28:08,640
‫بهتر است دندان بود
‫تا علف

330
00:28:09,880 --> 00:28:11,640
‫کمکتون می کنم جمع کنید

331
00:28:15,080 --> 00:28:16,160
‫لطفا

332
00:28:22,680 --> 00:28:23,640
‫ممنون

333
00:28:27,880 --> 00:28:30,760
‫ صبر کنید، خانم،
‫من کمکتون می کنم

334
00:28:45,760 --> 00:28:47,960
‫باید به ژاندارم ها خبر داد

335
00:28:49,640 --> 00:28:51,760
‫هر طور برادرم بخواهد انجام خواهیم داد

336
00:28:51,920 --> 00:28:54,320
‫ سرور من این مردها را
‫نمی شناسند

337
00:28:54,480 --> 00:28:55,760
‫او به من حمله کرد

338
00:28:56,560 --> 00:28:58,480
‫او فقط یک بدبخت است

339
00:28:59,400 --> 00:29:01,560
‫ این بدبخت‌ها
‫نباید اینجا باشند

340
00:29:01,720 --> 00:29:03,640
‫این بدبخت‌ها همین حالا هم اینجا هستند

341
00:29:07,960 --> 00:29:09,400
‫چرا این را می‌گویید؟

342
00:29:10,920 --> 00:29:13,560
‫ یک دختر مجرد
‫که فرزندش را به پانسیون می‌فرستد

343
00:29:13,720 --> 00:29:17,560
‫تا راهی برای غذا دادن به او پیدا کند،
‫آیا یک بدبخت نیست؟

344
00:29:18,840 --> 00:29:21,520
‫زنی که، روزی که
‫دختر کوچکش بیمار می‌شود،

345
00:29:21,680 --> 00:29:24,560
‫نه می‌تواند او را درمان کند
‫و نه قبل از دفن کردنش او را ببیند،

346
00:29:24,720 --> 00:29:26,600
‫آیا یک بدبخت نیست؟

347
00:29:26,760 --> 00:29:28,080
‫مادری که اینقدر گریه کرده

348
00:29:28,240 --> 00:29:31,920
‫که دیگر هیچ اشکی ندارد،
‫بدبخت نیست؟

349
00:29:32,080 --> 00:29:35,840
‫ شما خواهر مونسنیور هستید
‫ پس من هر دو هستم

350
00:29:37,160 --> 00:29:39,720
‫ عرض می کنم، مادمازل،
‫که شما همه چیز را قاطی می کنید

351
00:29:39,880 --> 00:29:42,120
‫و اینکه،
‫در آن طرف این دیوار،

352
00:29:42,280 --> 00:29:44,240
‫چیزی وجود دارد که به یک فرشته

353
00:29:44,400 --> 00:29:45,640
‫و یک شیطان نزدیک تر است

354
00:29:47,880 --> 00:29:49,200
‫من می روم بخوابم

355
00:29:52,440 --> 00:29:54,760
‫می توانید یک آجر داغ
‫برای من بالا بیاورید؟

356
00:29:54,920 --> 00:29:58,480
‫ حتما بگذارید دم بکشد
‫جوشانده تان را، برایتان می آورم

357
00:29:58,640 --> 00:29:59,960
‫و سنگربندی کنید

358
00:30:00,600 --> 00:30:02,600
‫ما چیزی درباره او نمی دانیم

359
00:30:02,760 --> 00:30:05,800
‫مونسینیور نپرسیدند
‫داستانش چه بود

360
00:30:05,960 --> 00:30:07,880
‫در حالی که، خطای او در داستانش است

361
00:30:08,720 --> 00:30:11,600
‫ به همین دلیل برادرم
‫در موردش با او صحبت نکرده است

362
00:30:13,480 --> 00:30:17,040
‫مقصرانی هستند که
‫بدبختی خود را بیش از حد در ذهن دارند

363
00:30:17,200 --> 00:30:21,640
‫بهترین کار این است که حواسشان را پرت کنیم
‫و به آنها باور دهیم که

364
00:30:21,800 --> 00:30:25,480
‫ آنها هم آدم های مثل بقیه هستند
‫ اما او یک حیوان است

365
00:30:25,640 --> 00:30:26,600
‫یک جانور

366
00:30:27,560 --> 00:30:28,640
‫یک مرد

367
00:30:30,600 --> 00:30:32,360
‫شب بخیر، خانم مگلویر

368
00:30:32,520 --> 00:30:37,160
‫ فکر می‌کنید
‫با وجود یک زندانی در خانه‌مان، می‌توانم بخوابم؟

369
00:30:37,320 --> 00:30:38,680
‫قفل در، خانم

370
00:30:39,320 --> 00:30:40,640
‫یادتان باشد در را قفل کنید

371
00:31:00,240 --> 00:31:01,640
‫ترسانده‌متان؟

372
00:31:02,400 --> 00:31:03,840
‫غافلگیر شدم

373
00:31:08,600 --> 00:31:10,440
‫برادرم با شما نیست؟

374
00:31:10,960 --> 00:31:14,400
‫ من دنبال دستشویی می‌گشتم
‫و او دنبال نوشیدنی برای ما

375
00:31:19,720 --> 00:31:21,840
‫چرا از من دفاع کردید؟

376
00:31:23,120 --> 00:31:26,960
‫ چون می‌دانم بعضی از اشتباهات
‫تا آخر عمر دنبالتان هستند

377
00:31:29,680 --> 00:31:30,760
‫بفرمایید

378
00:31:40,760 --> 00:31:42,360
‫برای بازویتان

379
00:31:44,080 --> 00:31:47,600
‫بعد من با شما هم عقیده هستم،
‫چطور می‌توانیم خوشحال باشیم

380
00:31:47,760 --> 00:31:50,520
‫وقتی بچه‌ها مثل
‫حیوانات بارکش کار می‌کنند

381
00:31:50,680 --> 00:31:54,360
‫و زن‌ها دندان‌هایشان را
‫برای ۴۰ فرانک می‌فروشند؟

382
00:31:54,520 --> 00:31:56,600
‫قیمت یک دسته مارچوبه

383
00:31:57,280 --> 00:32:01,120
‫وقتی که دندان‌هایشان نباشد،
‫بقیه چیزها هست، جسم و روح

384
00:32:14,520 --> 00:32:16,120
‫شب سردی خواهد بود

385
00:32:18,320 --> 00:32:21,800
‫ آیا همیشه برای آدم‌هایی مثل من و شما
‫هوا سرد نیست؟

386
00:32:23,480 --> 00:32:26,560
‫ حق با خدمتکار است،
‫در را قفل کنید

387
00:32:28,320 --> 00:32:31,240
‫ وقت زیادی برایم نمانده
‫که در ترس زندگی کنم

388
00:32:32,360 --> 00:32:34,360
‫پس می‌خواهید چه بلایی سرم بیاید؟

389
00:32:35,040 --> 00:32:37,360
‫خیلی وقت است که مرده‌ام

390
00:32:57,160 --> 00:32:58,680
‫تم کنجکاو کننده

391
00:33:38,840 --> 00:33:41,520
‫ خوشحالم
‫که از این نوشیدنی خوشتان آمد

392
00:33:41,680 --> 00:33:43,920
‫کمی بیسکویت هم بردارید

393
00:33:48,880 --> 00:33:51,600
‫نظرتان چیست کمی
‫بیرون قدم بزنیم؟

394
00:33:59,240 --> 00:34:01,320
‫ از این طرف
‫ دنبالتان می‌آیم

395
00:34:06,480 --> 00:34:10,760
‫ کمی پیش، سعی کردید
‫کاری کنید از شما متنفر شوند، چرا؟

396
00:34:13,000 --> 00:34:15,160
‫من چیزی را می‌دهم که از من انتظار دارند

397
00:34:15,880 --> 00:34:17,000
‫می‌فهمم

398
00:34:18,520 --> 00:34:19,480
‫شک دارم

399
00:34:30,000 --> 00:34:32,160
‫ چطور می‌خواهید
‫شما را ببخشند

400
00:34:32,360 --> 00:34:34,640
‫وقتی با همه
‫سر جنگ دارید؟

401
00:34:34,840 --> 00:34:37,200
‫من نه بخشش می‌خواهم و نه می‌بخشم

402
00:34:37,400 --> 00:34:40,680
‫ اما بد بودن،
‫یک تلاش است، نه؟

403
00:34:41,800 --> 00:34:44,120
‫شما بدهی خود را
‫به جامعه پرداخت کرده‌اید،

404
00:34:44,320 --> 00:34:47,160
‫حقوق شما امروز
‫با حقوق من برابر است

405
00:34:47,360 --> 00:34:50,120
‫ شما حق دارید سقف بالاسرتان باشد
‫و من، حق دارم بیرون بخوابم

406
00:34:50,320 --> 00:34:54,120
‫ شما بیرون نمیخوابید
‫ این استثناء چیزی را در قانون تغییر نمیدهد

407
00:34:54,280 --> 00:34:57,000
‫چیزی که در چشمان
‫خدمتکار شما میبینم،

408
00:34:57,160 --> 00:34:59,080
‫در تمام نگاه ها هست

409
00:35:19,280 --> 00:35:20,840
‫من این لحظات را دوست دارم

410
00:35:22,440 --> 00:35:24,440
‫آنها باعث میشوند بینهایت را بپذیرم

411
00:35:26,280 --> 00:35:29,800
‫پایان یک روز خبر از
‫روز دیگری میدهد، همه چیز دوباره شروع میشود

412
00:35:30,960 --> 00:35:34,480
‫تماشای طبیعت
‫همیشه برایم انرژی بخش بوده

413
00:35:35,200 --> 00:35:37,840
‫و این زمانی است
‫که عطرها متصاعد میشوند

414
00:35:38,880 --> 00:35:41,080
‫انرژی دنیا ما را سیراب می‌کند

415
00:35:41,240 --> 00:35:43,520
‫و آسمان تبدیل به یک اجازه می‌شود

416
00:35:45,320 --> 00:35:47,040
‫همه‌چیز بستگی به این دارد که چه کسی هستیم

417
00:35:49,960 --> 00:35:52,320
‫شما فکر می‌کنید خوشبختی عده‌ای

418
00:35:52,480 --> 00:35:54,360
‫بر بدبختی عده‌ای دیگر بنا شده است

419
00:35:56,000 --> 00:35:58,920
‫ ستاره‌ها برای آرام کردن رنج‌ها کافی نیستند

420
00:35:59,080 --> 00:36:03,520
‫بالانشین‌ها از آسمان تعریف می‌کنند
‫در حالی که پایین‌نشین‌ها فقط شب را می‌بینند

421
00:36:05,200 --> 00:36:06,360
‫اما ستاره‌ها آنجا هستند

422
00:36:08,520 --> 00:36:11,400
‫ بعضی از نورها
‫تاریکی را برجسته می‌کنند

423
00:36:13,520 --> 00:36:16,240
‫ من هرگز
‫چیزها را این‌طور ندیده بودم

424
00:36:18,360 --> 00:36:20,280
‫دیوار شما در وضعیت بدی است

425
00:36:21,040 --> 00:36:22,960
‫آنجا، نزدیک پلکان

426
00:36:31,160 --> 00:36:34,600
‫آن را تعمیر کنید وگرنه یک نفر
‫دزدکی وارد خانه شما خواهد شد

427
00:36:36,000 --> 00:36:38,080
‫چرا از روی دیوار بپریم

428
00:36:38,240 --> 00:36:40,240
‫وقتی در باز است؟

429
00:37:33,200 --> 00:37:35,960
‫تا اتاقتان شما را
‫همراهی می‌کنم

430
00:38:22,840 --> 00:38:26,840
‫ بین قاشق بزرگ و
‫کارد و چنگال، حدود ۲۰۰ فرانک است

431
00:38:38,680 --> 00:38:41,560
‫این دو برابر چیزی است که من
‫در نوزده سال به دست آورده ام

432
00:38:44,000 --> 00:38:45,080
‫بفرمایید

433
00:38:46,000 --> 00:38:49,280
‫تمام عدالت دنیا
‫خلاصه شده در یک کمد

434
00:38:55,840 --> 00:38:58,200
‫من نوزده ساله
‫زیر یک سقف با یه زن نبودم

435
00:38:58,360 --> 00:39:00,040
‫از نوزده سال پیش

436
00:39:01,640 --> 00:39:04,200
‫واقعا فکر می کنی
‫یه زبانه می تونه منو متوقف کنه؟

437
00:39:06,200 --> 00:39:08,280
‫تنها سوالی
‫که باید از خودت بپرسی،

438
00:39:08,880 --> 00:39:11,360
‫اینه:
‫"ساعت چند می خواد بیاد؟"

439
00:39:23,600 --> 00:39:24,960
‫از این طرفه

440
00:39:41,760 --> 00:39:43,480
‫بفرمایید آقا

441
00:39:50,840 --> 00:39:52,280
‫این به نظرتان مناسب است؟

442
00:39:58,240 --> 00:40:00,600
‫برایتان یک لیوان آب آورده‌ام

443
00:40:16,960 --> 00:40:20,280
‫فردا صبح یک فنجان شیر گاو خودمان را می‌نوشید

444
00:40:20,440 --> 00:40:22,240
‫خودم آن را می‌دوشم

445
00:40:22,400 --> 00:40:25,760
‫ بهتان می‌گویم که من یک زندانی محکوم
به اعمال شاقه‌ام، شما به من می‌گویید "آقا"

446
00:40:26,880 --> 00:40:29,280
‫چه کسی می‌گوید که من آدم نکشته‌ام؟

447
00:40:33,840 --> 00:40:36,040
‫شب خوبی داشته باشید، آقا

448
00:41:55,200 --> 00:41:58,920
‫ سرنوشتش هرچه که باشد،
‫هر بار که به تاریکی خیره می‌شود،

449
00:41:59,080 --> 00:42:02,200
‫کسی که زنجیر را تجربه کرده
‫همان چهره‌ها را دوباره می‌بیند

450
00:42:02,360 --> 00:42:05,160
‫همان شواهد
‫از سیاهی دنیا

451
00:42:06,560 --> 00:42:07,560
‫آه!

452
00:42:07,720 --> 00:42:11,120
‫او برای همیشه
‫گرفتار خنده‌های تاریکی می‌ماند

453
00:42:35,520 --> 00:42:36,560
‫گ

454
00:45:02,200 --> 00:45:05,600
‫ ژان والژان خود را با لباس
‫روی تخت انداخت

455
00:45:06,960 --> 00:45:09,080
‫تمام داستانش به یادش آمد

456
00:45:09,880 --> 00:45:11,680
‫هر چیزی که او را به آنجا کشانده بود

457
00:45:15,400 --> 00:45:18,560
‫او در سنین بسیار پایین پدر و مادرش را از دست داده بود

458
00:45:18,720 --> 00:45:22,040
‫برای او به عنوان تمام خانواده‌اش فقط یک خواهر باقی مانده بود

459
00:45:22,200 --> 00:45:25,680
‫او وقتی بیوه شد، پنج فرزند داشت

460
00:45:25,840 --> 00:45:28,280
‫او ماند و نیازهایشان را تأمین کرد

461
00:45:36,080 --> 00:45:39,520
‫او به عنوان کارگر ساده استخدام شده بود
‫تا نان بیاورد

462
00:45:39,680 --> 00:45:40,800
‫به خانه

463
00:45:44,600 --> 00:45:45,760
‫شاخه زَن

464
00:45:45,920 --> 00:45:47,840
‫کارگر ساده هیزم‌شکن

465
00:45:48,360 --> 00:45:50,440
‫او همه کارها را قبول می‌کرد

466
00:45:53,600 --> 00:45:56,040
‫ به چیزی دست نزن،
‫برو بقیه رو بیار

467
00:45:56,200 --> 00:45:57,040
‫عجله کن!

468
00:45:59,280 --> 00:46:01,720
‫اتفاق افتاد که یک زمستان سخت بود

469
00:46:06,480 --> 00:46:08,400
‫غذا کمیاب شد

470
00:46:18,000 --> 00:46:20,040
‫پنج بچه، بدون نان

471
00:46:20,520 --> 00:46:22,520
‫چه انتظاری داشتید پیش بیاید؟

472
00:46:49,720 --> 00:46:52,680
‫این قرص نان
‫سرنوشتش را رقم زد

473
00:48:02,880 --> 00:48:03,840
‫ایست!

474
00:48:06,760 --> 00:48:10,200
‫اگر اینجا هستید، به این معنی است که
‫جامعه دیگر شما را نمی خواهد،

475
00:48:10,360 --> 00:48:11,960
‫که شما گناهکار هستید

476
00:48:12,680 --> 00:48:15,760
‫اگر بمیرید،
‫هیچ کس دلتنگ شما نخواهد شد

477
00:48:15,920 --> 00:48:18,400
‫پس، جلب توجه نکنید

478
00:48:18,560 --> 00:48:20,040
‫حالا، برید سر کار

479
00:48:24,840 --> 00:48:25,800
‫تبعیدگاه،

480
00:48:25,960 --> 00:48:29,560
‫فقط
‫محرومیت از آزادی نیست

481
00:48:30,480 --> 00:48:32,640
‫این همچنین کار اجباری است

482
00:48:33,520 --> 00:48:35,200
‫هر روز سال

483
00:48:35,920 --> 00:48:37,680
‫سال به سال

484
00:48:42,400 --> 00:48:44,080
‫سنگ شما را خسته می‌کند

485
00:48:44,680 --> 00:48:46,120
‫شما را خشک می‌کند

486
00:48:48,640 --> 00:48:49,800
‫شما را نابود می‌کند

487
00:48:51,840 --> 00:48:54,480
‫هویت در گرد و غبار حل می‌شود

488
00:48:55,000 --> 00:48:57,680
‫مردان تبدیل به شبح می‌شوند

489
00:49:00,680 --> 00:49:04,320
‫زمان با نشانه‌هایی که بر چهره‌ها می‌گذارد سنجیده می‌شود

490
00:49:05,480 --> 00:49:08,480
‫با این حال، این
‫جای زخم هایی هستند که دیده نمیشوند

491
00:49:08,640 --> 00:49:10,400
‫که عمیق‌ترین هستند

492
00:49:10,560 --> 00:49:13,000
‫آنهایی که باعث شدند
‫امید از بین برود

493
00:49:14,080 --> 00:49:16,200
‫ژان والژان یک تکه نان دزدیده بود

494
00:49:16,960 --> 00:49:19,440
‫کلود گه یک تکه نان دزدیده بود

495
00:49:19,600 --> 00:49:20,960
‫داری چیکار میکنی؟

496
00:49:21,120 --> 00:49:22,800
‫آقای مدیر

497
00:49:23,600 --> 00:49:25,120
‫من دارم کسی را قضاوت میکنم

498
00:49:26,800 --> 00:49:29,320
‫ چهار دزدی از پنج دزدی
‫به دلیل گرسنگی است

499
00:49:31,560 --> 00:49:33,320
‫سلام، آقای مدیر

500
00:49:35,000 --> 00:49:38,280
‫کلود گیو یک مرد آرام بود

501
00:49:38,440 --> 00:49:40,000
‫اما رئیس زندان

502
00:49:40,160 --> 00:49:43,560
‫او را از تنها دوستش جدا کرده بود
‫بدون اینکه دلیلی برایش بیاورد

503
00:49:45,240 --> 00:49:46,680
‫بلند شید! بلند شید!

504
00:49:46,840 --> 00:49:49,240
‫پاهام! پاهام!

505
00:49:50,840 --> 00:49:52,520
‫هفته ها می گذشتند،

506
00:49:52,680 --> 00:49:55,400
‫و هر بار
‫که کلود از او سوال می کرد

507
00:49:55,560 --> 00:49:57,840
‫درباره دلیل تصمیمش

508
00:49:58,000 --> 00:50:00,560
‫ برو جلو!
‫ اونا رو بردارید!

509
00:50:00,720 --> 00:50:03,280
‫نفر بعدی هم همان جواب را می‌داد

510
00:50:05,760 --> 00:50:07,920
‫"چون"

511
00:50:08,600 --> 00:50:11,160
‫مدیر از آن دسته مردانی بود
‫که دوست دارند سوء استفاده کنند

512
00:50:11,320 --> 00:50:12,960
‫از قدرتی که دارند

513
00:50:13,120 --> 00:50:14,200
‫چرا؟

514
00:50:14,760 --> 00:50:15,800
‫چون

515
00:50:15,960 --> 00:50:19,520
‫ جرقه‌ای که چنین فندک‌هایی
‫از چنین سنگ‌هایی می‌گیرند

516
00:50:19,680 --> 00:50:21,840
‫اغلب آتش‌سوزی‌ها را روشن می‌کند

517
00:50:22,560 --> 00:50:25,080
‫ آه!
‫ بزن بریم کلود، خونشو بریز!

518
00:50:25,240 --> 00:50:27,640
‫ بزنش، برو!

519
00:50:27,800 --> 00:50:29,760
‫برو! برو!

520
00:50:45,880 --> 00:50:47,800
‫برو! ضربه بزن!

521
00:50:50,120 --> 00:50:53,000
‫کار این عوضی رو تموم کن! بزن، برو!

522
00:50:53,960 --> 00:50:55,040
‫بزنش!

523
00:50:55,200 --> 00:50:56,440
‫کارش رو تموم کن!

524
00:50:58,600 --> 00:51:02,000
‫این جور وقایع رو
‫هر محکومی شاهد هست

525
00:51:02,160 --> 00:51:04,160
‫هر روز دوران محکومیتش

526
00:51:04,320 --> 00:51:06,160
‫تحقیر شدن یک نفر

527
00:51:06,320 --> 00:51:10,040
‫گاهی به فهمیدن
‫رفتار دیگری کمک می‌کنه

528
00:51:20,040 --> 00:51:22,240
‫و آنچه کلود تحمل کرده بود

529
00:51:22,400 --> 00:51:26,720
‫از بسیاری جهات
‫شبیه به چیزی بود که ژان تحمل کرده بود

530
00:51:28,080 --> 00:51:30,640
‫جایی که باید
‫امید پیدا می شد،

531
00:51:31,360 --> 00:51:33,640
‫اعتماد، دوستی،

532
00:51:34,280 --> 00:51:35,800
‫او هیچ چیز پیدا نکرد

533
00:51:38,320 --> 00:51:41,200
‫می دانید کلود به قاضی
‫چه پاسخی داد

534
00:51:41,360 --> 00:51:44,840
‫وقتی قاضی از او پرسید:
‫"چرا این کار را کردی؟"

535
00:51:45,000 --> 00:51:46,160
‫"چون"

536
00:51:48,920 --> 00:51:50,080
‫"چون"

537
00:51:51,080 --> 00:51:52,040
‫"چون"

538
00:51:53,520 --> 00:51:55,440
‫هی! "چون"

539
00:51:56,800 --> 00:51:58,120
‫"چون"

540
00:52:00,680 --> 00:52:03,880
‫بزن بریم بچه‌ها، امروز
‫حوصله‌م خوبه

541
00:52:06,120 --> 00:52:09,840
‫نامهٔ ‫بیست خطی رو با یه سکه
برنزی براتون ردیف می‌کنم

542
00:52:10,000 --> 00:52:13,520
‫هر کی یه ذره تنباکو اضافه کنه،
‫من یه عاشق ازش درمیارم،

543
00:52:13,680 --> 00:52:15,440
‫یه شاهزاده، یه ادیب

544
00:52:16,880 --> 00:52:18,800
‫خب، اون سعی کرد فرار کنه

545
00:52:20,280 --> 00:52:21,440
‫که بره

546
00:52:22,640 --> 00:52:24,880
‫شلیک گلوله

547
00:52:25,040 --> 00:52:26,240
‫که آزاد باشه

548
00:52:28,800 --> 00:52:30,480
‫از این جهنم فرار کند

549
00:52:32,920 --> 00:52:36,000
‫در هر تلاش برای فرار،
‫او زندگی خود را به خطر انداخت

550
00:52:36,160 --> 00:52:38,080
‫یک بار

551
00:52:39,360 --> 00:52:41,640
‫دو بار سه بار

552
00:52:42,640 --> 00:52:44,960
‫اما حتی از این هم، او لذت را از دست داد

553
00:52:48,760 --> 00:52:50,840
‫تو باید تا پایان حبست صبر کنی،

554
00:52:51,000 --> 00:52:53,840
‫نصف پولت رو
‫توی یک دست دوم فروشی خرج کنی

555
00:52:54,000 --> 00:52:56,840
‫تا سعی کنی
‫چیزی که هستی رو فراموش کنی

556
00:52:57,720 --> 00:53:00,760
‫دیدی وقتی از اینجا میریم بیرون
‫چه شکلی میشیم؟

557
00:53:04,600 --> 00:53:07,160
‫آدمهای خوب
‫فقط باید چشماتو ببینن

558
00:53:07,320 --> 00:53:09,600
‫مثل همه‌مون داغون میشی

559
00:53:10,280 --> 00:53:13,600
‫تا وقتی هنوز نیرو داریم
‫بهتره فرار کنیم

560
00:53:14,200 --> 00:53:16,880
‫ فرار یعنی هر لحظه
‫سرتو برگردونی،

561
00:53:17,040 --> 00:53:19,560
‫با هر صدایی بلرزی،
‫از همه چیز بترسی

562
00:53:20,880 --> 00:53:22,400
‫از سقف دود کرده

563
00:53:23,840 --> 00:53:26,080
‫از مردی که رد میشه
‫از سگی که پارس میکنه

564
00:53:28,000 --> 00:53:29,600
‫از مسیر، از بوته

565
00:53:31,920 --> 00:53:33,160
‫از خواب

566
00:53:35,560 --> 00:53:37,480
‫این یک مجازات دیگر است

567
00:53:39,800 --> 00:53:41,160
‫یک فرسودگی دیگر

568
00:53:45,160 --> 00:53:46,280
‫یک خلاء دیگر

569
00:53:54,840 --> 00:53:57,320
‫تمام تلاش‌های من برای فرار

570
00:53:57,480 --> 00:54:00,040
‫چیزی جز تمدید مجازات برایم
‫به ارمغان نیاورد

571
00:54:00,200 --> 00:54:02,080
‫همه اینها هزینه زیادی برایم داشت

572
00:54:02,240 --> 00:54:05,640
‫سال‌ها می‌گذرند،
‫کسانی که دوستشان داشتم مرا فراموش کرده‌اند

573
00:54:05,800 --> 00:54:09,040
‫نمی‌دانم کجا هستند،
‫یا حتی اینکه زنده‌اند یا نه

574
00:54:11,920 --> 00:54:14,680
‫حتی دیگر چهره‌هایشان را هم
‫به یاد نمی‌آورم

575
00:54:50,920 --> 00:54:53,680
‫ سپس،
‫او به درون خود عقب‌نشینی کرد

576
00:54:54,960 --> 00:54:57,160
‫و خود را به صورت یک دادگاه تشکیل داد

577
00:54:58,040 --> 00:55:00,160
‫او با قضاوت خود شروع کرد

578
00:55:01,440 --> 00:55:05,080
‫او اعتراف کرد که
‫یک بی‌گناه که به ناحق مجازات شده نیست

579
00:55:05,240 --> 00:55:07,320
‫ مواظب باش!
‫ که اشتباه کرده بود

580
00:55:07,480 --> 00:55:08,920
‫آخ! آه!

581
00:55:09,080 --> 00:55:11,440
‫ ولم کن! ولم کن!

582
00:55:11,600 --> 00:55:14,080
‫ سپس از خود پرسید
‫که آیا او تنها مقصر است

583
00:55:14,240 --> 00:55:16,080
‫در این داستان فاجعه‌بار

584
00:55:17,480 --> 00:55:19,640
‫آیا مجازات او نوعی
‫تجاوز نبود

585
00:55:19,800 --> 00:55:22,000
‫از طرف قوی‌تر به ضعیف‌تر

586
00:55:23,640 --> 00:55:26,200
‫جنایتی از سوی جامعه
‫بر فرد

587
00:55:27,080 --> 00:55:29,560
‫جنایتی که هر روز
‫تکرار می‌شد

588
00:55:29,720 --> 00:55:32,320
‫جنایتی که
‫نوزده سال به طول انجامید

589
00:55:33,600 --> 00:55:35,600
‫باید با شهروندان صحبت کنه

590
00:55:35,760 --> 00:55:38,400
‫ قبلاً بهت گفتم دست از
‫مزخرف نوشتن بردار!

591
00:55:38,560 --> 00:55:40,680
‫ آی!

592
00:55:40,840 --> 00:55:42,480
‫بازم میخوای؟

593
00:55:45,240 --> 00:55:46,600
‫این بهت میاد؟

594
00:55:46,760 --> 00:55:49,040
‫این سؤالات پرسیده و حل شد،

595
00:55:49,200 --> 00:55:51,760
‫او جامعه را قضاوت و محکوم کرد

596
00:55:52,280 --> 00:55:54,360
‫او آن را به نفرت خود محکوم کرد

597
00:55:55,800 --> 00:55:57,240
‫اوه!

598
00:55:58,280 --> 00:55:59,840
‫ تو چت شده؟

599
00:56:06,760 --> 00:56:08,120
‫برو جلو، ژان!

600
00:56:10,400 --> 00:56:12,320
‫آره، آره، ژان!

601
00:56:50,200 --> 00:56:51,520
‫هوها

602
00:56:57,920 --> 00:57:00,800
‫ اگر دانۀ ارزن زیر سنگ آسیاب
‫فکری داشت،

603
00:57:00,960 --> 00:57:04,240
‫بی‌شک به همان چیزی فکر می‌کرد
‫که این مرد فکر می‌کرد

604
00:57:04,400 --> 00:57:07,120
‫جامعۀ بشری
‫فقط به او آسیب رسانده بود

605
00:57:08,680 --> 00:57:11,840
‫وقتی مرد به زندان رسید
‫هنوز خوب بود

606
00:57:12,720 --> 00:57:14,720
‫او حس کرد که دارد بد می‌شود

607
00:57:17,040 --> 00:57:18,520
‫موضوع جالب

608
00:57:18,680 --> 00:57:20,720
‫او سریع و قوی نفس می‌کشد

609
01:01:26,240 --> 01:01:27,760
‫نه! نه!

610
01:04:19,320 --> 01:04:20,640
‫سلام، خانم مگلوآر

611
01:04:20,800 --> 01:04:22,600
‫سلام، مونسنیور

612
01:04:23,280 --> 01:04:26,840
‫اون مرد وحشتناک موضوع
‫تمام گفتگوهای شهره

613
01:04:27,000 --> 01:04:29,560
‫همه دارن وراجی میکنن
‫و گوشتو میخورن

614
01:04:29,720 --> 01:04:32,320
‫ خوشبختانه
‫شما مثل اونا نیستید

615
01:04:33,680 --> 01:04:35,760
‫نه، من مثل اونا نیستم

616
01:04:36,320 --> 01:04:38,000
‫من دارم خوندن یاد میگیرم

617
01:04:40,560 --> 01:04:44,440
‫شاید یک روز، بتوانم
‫درباره نویسندگان بزرگ با شما بحث کنم

618
01:04:44,600 --> 01:04:47,520
‫ و بفهمم چه می گویید
‫ شک ندارم

619
01:04:47,680 --> 01:04:49,000
‫شک ندارم

620
01:04:51,640 --> 01:04:53,440
‫علیاحضرت، دوباره به شما می گویم:

621
01:04:53,600 --> 01:04:57,040
‫این گلها هیچ فایده ای ندارند،
‫بهتر بود کاهو می داشتیم

622
01:04:57,720 --> 01:05:00,600
‫ با شما موافق نیستم،
‫خانم مگلوار

623
01:05:00,760 --> 01:05:03,120
‫زیبایی به اندازه فایده مفید است

624
01:05:03,280 --> 01:05:04,520
‫شاید بیشتر

625
01:05:04,680 --> 01:05:09,000
‫برایم یک صندلی بیاورید، مقام من
‫به این شاخه نمی رسد

626
01:05:15,120 --> 01:05:17,720
‫ شما سزاوار این هستید
‫که از ناهار محرومتان کنم

627
01:05:17,880 --> 01:05:19,280
‫یک سبد پیدا کردم

628
01:05:19,440 --> 01:05:21,920
‫آن را روی لبه چاه گذاشتم

629
01:05:24,360 --> 01:05:27,160
‫ این سبد نقره‌جات است
‫ شاید

630
01:05:29,640 --> 01:05:32,200
‫ مونسنیور،
‫نقره‌جات کجا رفته‌اند؟

631
01:05:32,360 --> 01:05:33,840
‫این را نمی‌دانم

632
01:05:34,640 --> 01:05:37,960
‫ خدای من، حتماً مرد دیروزی
‫آن را دزدیده است

633
01:05:40,400 --> 01:05:44,200
‫دیدم که دیشب چطور به
‫نقره‌جات نگاه می‌کرد

634
01:05:50,680 --> 01:05:52,520
‫دیدی، مطمئن بودم!

635
01:05:52,680 --> 01:05:54,800
‫او دیگر اینجا نیست، رفته است!

636
01:06:01,400 --> 01:06:02,480
‫مونسنیور!

637
01:06:04,560 --> 01:06:05,720
‫مونسنیور

638
01:06:06,360 --> 01:06:08,880
‫مرد رفت،
‫نقره‌جات دزدیده شد

639
01:06:09,040 --> 01:06:12,000
‫به شما گفته بودم،
‫این مردها هیولا هستند

640
01:06:12,680 --> 01:06:15,360
‫ آیا این نقره‌جات
‫واقعاً مال ما بود؟

641
01:06:15,680 --> 01:06:17,200
‫خانم مگلوآر،

642
01:06:17,360 --> 01:06:21,040
‫من به اشتباه و از
‫خیلی وقت پیش این نقره‌جات را داشتم

643
01:06:21,680 --> 01:06:23,400
‫مال فقرا بود

644
01:06:24,480 --> 01:06:26,480
‫و این مرد چه بود؟

645
01:06:26,640 --> 01:06:28,480
‫یک فقیر، واضح است

646
01:06:29,280 --> 01:06:30,560
‫افسوس، عیسی،

647
01:06:30,720 --> 01:06:34,080
‫این نه برای من است نه برای
‫مادمازل، برای ما فرقی ندارد

648
01:06:34,240 --> 01:06:37,840
‫اما برای مونسینیور است،
‫حالا با چی غذا بخورد؟

649
01:07:01,680 --> 01:07:02,880
‫به ژاندارم ها زنگ بزنیم

650
01:07:03,040 --> 01:07:04,920
‫مونسینیور خیلی مهربان است،

651
01:07:05,080 --> 01:07:06,120
‫آخرش لخت می شود

652
01:07:06,880 --> 01:07:09,600
‫منظورم این است،
‫نباید اجازه داد که غارت شویم

653
01:07:09,760 --> 01:07:13,840
‫حالا با قاشق چنگال چوبی اینجایید
‫یک اسقف حق دارد راحت باشد

654
01:07:14,560 --> 01:07:15,800
‫خانم مگلوار،

655
01:07:15,960 --> 01:07:18,600
‫یک کشیش مرفه یک تناقض است

656
01:07:19,960 --> 01:07:21,960
‫راحتی شما یک تجمل است

657
01:07:22,120 --> 01:07:24,600
‫که مدام توی گوشم فریاد بزنه:

658
01:07:24,760 --> 01:07:28,400
‫"مردمی گرسنه اند،
‫سردشونه، فقیر وجود داره"

659
01:07:28,560 --> 01:07:30,640
‫و همیشه هم وجود خواهد داشت

660
01:07:30,800 --> 01:07:33,360
‫دلیل نمیشه که
‫خودمون رو از ضروریات محروم کنیم

661
01:07:33,520 --> 01:07:35,600
‫چه برسه به اینکه بذاریم ازمون دزدی بشه

662
01:07:35,760 --> 01:07:37,880
‫من هرچی لازم دارم رو دارم

663
01:07:38,920 --> 01:07:42,560
‫ کمکم کنید، خانم
‫وقتی آدم قلب بزرگی داشته باشه، شایسته ست

664
01:07:42,720 --> 01:07:45,600
‫ احترام و تجملات ببینه
‫ منم همین عقیده رو دارم

665
01:07:45,760 --> 01:07:46,720
‫برادرم

666
01:07:46,880 --> 01:07:48,000
‫قلبش از طلاست

667
01:07:48,160 --> 01:07:49,360
‫اما اشتباه نگیرید

668
01:07:49,520 --> 01:07:50,960
‫طلا را با روکش طلا

669
01:07:51,120 --> 01:07:54,000
‫اگر فکر کنیم،
‫روکش‌های طلا به ندرت طلا را می‌پوشانند

670
01:07:56,760 --> 01:07:58,720
‫ دزدی شده، بله یا خیر؟

671
01:07:58,880 --> 01:08:01,200
‫وقتی دزدی می‌شود، ژاندارم‌ها هستند

672
01:08:01,360 --> 01:08:04,360
‫آیا تصورش را می‌کنید، عیسی مسیح،
‫که چنین مردی را بپذیریم؟

673
01:08:05,280 --> 01:08:07,760
‫خوشبختانه
‫فقط دزدی کرده است

674
01:08:07,920 --> 01:08:09,680
‫وقتی به آن فکر می‌کنیم، لرزه بر اندام می‌افتد

675
01:08:09,840 --> 01:08:13,080
‫ نیازی نیست که
‫درام‌هایی را تصور کنیم که اتفاق نیفتاده‌اند

676
01:08:13,240 --> 01:08:14,760
‫اما اتفاق خواهند افتاد

677
01:08:15,440 --> 01:08:18,400
‫به خاطر همینه
‫که باید به پلیس خبر بدیم

678
01:08:18,560 --> 01:08:19,880
‫به فکر بقیه باشین

679
01:08:20,040 --> 01:08:22,040
‫به فکر قربانی‌های بعدی این حیوون

680
01:08:22,200 --> 01:08:25,920
‫به فکر پیرزن‌هایی که می‌ترسونه
‫به فکر مردای خوبی که بهشون خیانت می‌کنه

681
01:08:26,080 --> 01:08:28,280
‫باید از روی خیرخواهی لو بدیمش!

682
01:08:29,960 --> 01:08:32,040
‫منظورم اینه که اون

683
01:08:33,360 --> 01:08:34,360
‫بیا تو!

684
01:08:40,000 --> 01:08:40,960
‫صبر کن

685
01:08:41,120 --> 01:08:42,240
‫خدا رو شکر

686
01:08:42,360 --> 01:08:44,560
‫آفرین آقایون، ما داشتیم

687
01:08:44,760 --> 01:08:45,720
‫آه، این شمایید!

688
01:08:48,000 --> 01:08:49,120
‫خب؟

689
01:08:49,800 --> 01:08:52,000
‫نمیخواستید ما را بیدار کنید،

690
01:08:52,160 --> 01:08:54,680
‫ولی نه این که بدون خداحافظی
‫راه بیفتید و بروید

691
01:08:56,680 --> 01:09:00,920
‫ دیدیم این یارو با یه کیف داشت فرار میکرد،
‫مثل یه فراری، گرفتیمش

692
01:09:01,360 --> 01:09:04,560
‫موقع ورود به شهر، پاسپورت
‫زردش رو به ما نشون داد

693
01:09:04,760 --> 01:09:06,160
‫این یه سابقه دار هست

694
01:09:06,320 --> 01:09:08,800
‫ آزادی
‫پس رهایی نیست

695
01:09:09,360 --> 01:09:12,240
‫از زندان بیرون میایم،
‫ولی نه از محکومیت

696
01:09:12,360 --> 01:09:15,240
‫ قربان، این محتویات
‫داخل کیف هست

697
01:09:15,360 --> 01:09:16,840
‫یه سری قاشق چنگال نقره

698
01:09:17,280 --> 01:09:21,280
‫آرم اسقف‌نشین روی دستمالیه که دورتادورشه،

699
01:09:21,400 --> 01:09:23,280
‫برای همین، با خودم فکر کردم که

700
01:09:23,400 --> 01:09:24,800
‫یه اشتباه شده

701
01:09:24,960 --> 01:09:28,840
‫این قاشق چنگال‌ها مال همینجاست،
‫ولی هدیه داده شدن

702
01:09:30,360 --> 01:09:32,120
‫ژان قاشق چنگال‌ها رو جمع می‌کنه

703
01:09:32,720 --> 01:09:35,360
‫و شما یادتون رفته بود

704
01:09:36,160 --> 01:09:38,360
‫"مونسنیور"، مگه یه کشیش نیست؟

705
01:09:38,520 --> 01:09:40,920
‫ ساکت باش، تو
‫ایشون مونسنیور اسقف هستن

706
01:09:44,560 --> 01:09:45,800
‫شمعدان‌ها

707
01:09:55,880 --> 01:09:57,440
‫در این صورت

708
01:09:57,600 --> 01:10:00,520
‫ببخشید که مزاحم شدیم، عالیجناب

709
01:10:00,680 --> 01:10:01,480
‫نه

710
01:10:01,640 --> 01:10:04,120
‫مزاحم نشدید
‫آقایان

711
01:10:09,640 --> 01:10:10,600
‫خانم‌ها

712
01:10:27,440 --> 01:10:30,320
‫ من نه علاقه‌ای به
‫چوبه‌های دار دارم و نه سکوهای اعدام

713
01:10:30,480 --> 01:10:33,200
‫ باید مجازات کرد،
‫وگرنه هرج و مرج می‌شود

714
01:10:34,080 --> 01:10:37,960
‫بعد این مردها هیچ‌وقت
‫مدت زیادی بی‌گناه نمی‌مانند

715
01:10:38,120 --> 01:10:40,400
‫به تاریخ
‫پول تقلبی نگاه کنید

716
01:10:40,560 --> 01:10:44,320
‫شما به مقصر شک داشتید،
‫اما دادستان اعتراف گرفت

717
01:10:44,480 --> 01:10:45,760
‫ آه؟
‫ بله

718
01:10:45,920 --> 01:10:47,840
‫این دادستان خیلی حیله‌گر است

719
01:10:48,000 --> 01:10:51,760
‫او به زن بیچاره وانمود کرد
‫که شوهرش بایک نفر دیگه هست

720
01:10:51,920 --> 01:10:55,360
‫با نشان دادن نامه‌های
‫یک معشوقه فرضی

721
01:10:55,520 --> 01:10:58,000
‫زن باور کرد
‫و شوهرش را لو داد

722
01:10:59,840 --> 01:11:03,160
‫ این زوج کجا محاکمه می‌شوند؟
‫ در دادگاه جنایی

723
01:11:03,320 --> 01:11:05,880
‫ آه و دادستان کجا محاکمه می‌شود؟

724
01:11:07,680 --> 01:11:10,760
‫ روز خوبی داشته باشید، عالیجناب
‫ روز خوبی داشته باشید، آقایان

725
01:11:13,800 --> 01:11:14,760
‫عالیجناب

726
01:11:35,240 --> 01:11:37,160
‫ یه لیوان آب میل دارید؟

727
01:11:52,040 --> 01:11:55,120
‫ خانم مَگلوار، وقت
‫دوشیدن گاو نیست؟

728
01:11:55,280 --> 01:11:57,040
‫و تخم‌مرغ‌ها را جمع کنیم؟

729
01:12:04,800 --> 01:12:06,240
‫خداحافظ آقا

730
01:12:14,200 --> 01:12:16,400
‫ می‌خواهید بیایید بنشینید؟

731
01:12:39,520 --> 01:12:42,800
‫من همیشه
‫آدمی نبوده‌ام که امروز هستم

732
01:12:45,920 --> 01:12:49,120
‫یک روز در ایتالیا،
‫سال‌ها پیش، من

733
01:12:49,720 --> 01:12:52,600
‫من کسی را که
‫بیشتر از همه در دنیا دوست داشتم از دست دادم

734
01:12:53,560 --> 01:12:56,280
‫آن روز، من فقط
‫خشم و خشونت بودم

735
01:12:56,440 --> 01:12:58,240
‫من از تمام دنیا عصبانی بودم

736
01:13:02,520 --> 01:13:04,360
‫من به مذهب روی آوردم

737
01:13:04,520 --> 01:13:06,920
‫همانطور که دیگران نفرت را انتخاب می‌کنند

738
01:13:08,000 --> 01:13:12,120
‫ایمان من، ایمان کسانی بود
‫که می‌خواهند بجنگند و تبلیغ کنند

739
01:13:13,080 --> 01:13:15,240
‫ایمانی پر از یقین

740
01:13:15,800 --> 01:13:17,000
‫محدود

741
01:13:18,720 --> 01:13:20,560
‫ایمان یک مبلغ مذهبی

742
01:13:22,040 --> 01:13:24,600
‫هر جا که می‌رفتم،
‫باید متقاعد می‌کردم

743
01:13:24,760 --> 01:13:26,040
‫و ایمانم را تحمیل می‌کردم

744
01:13:28,280 --> 01:13:32,120
‫یاد گرفته بودم که یک زاهد گوشه‌نشین
‫که از بدترین شهرت رنج می‌برد

745
01:13:32,280 --> 01:13:33,640
‫حالش وخیم بود

746
01:13:35,400 --> 01:13:38,480
‫او را به عنوان
‫دشمن کلیسا به من معرفی کردند

747
01:13:38,640 --> 01:13:41,320
‫یک عضو کنوانسیون
‫که به مرگ پادشاه رای داده بود

748
01:13:42,560 --> 01:13:45,840
‫بار دیگر در آن فرصتی
‫برای اثبات ارزشمندی خود دیدم

749
01:13:46,000 --> 01:13:49,960
‫برای متقاعد کردن یک روح سرگردان
‫به آشتی با خدا

750
01:14:14,440 --> 01:14:17,840
‫به من وعده بدبختی‌های بزرگی
‫را در ملاقات با شما داده بودند

751
01:14:18,000 --> 01:14:19,800
‫ضرب و شتم و توهین

752
01:14:19,960 --> 01:14:21,480
‫همه به وفور

753
01:14:26,000 --> 01:14:28,960
‫ دیگر انرژی
‫برای چنین استقبال‌هایی را ندارم

754
01:14:31,680 --> 01:14:35,160
‫مردم دوست دارند شما را طبق
‫خواسته های خود ببینند

755
01:14:37,200 --> 01:14:38,560
‫من اعتبار خودم رو دارم

756
01:14:41,240 --> 01:14:44,320
‫ شما وقت زیادی برای
‫تغییر دادنش ندارید

757
01:14:44,480 --> 01:14:47,080
‫ در واقع، من به آخر راهم رسیده‌ام

758
01:14:47,920 --> 01:14:50,160
‫اما تمام کردن، کار ساده‌ایه

759
01:14:51,240 --> 01:14:52,960
‫من امشب اینجا می‌میرم

760
01:14:54,320 --> 01:14:55,600
‫زیر آسمون پرستاره

761
01:14:57,680 --> 01:14:59,840
‫من میرم چون خودم میخوام

762
01:15:01,120 --> 01:15:02,640
‫زمان من فرا رسیده

763
01:15:04,000 --> 01:15:06,600
‫من میخوام تا لحظه
‫مرگ هم آزاد باشم

764
01:15:10,720 --> 01:15:13,480
‫ اگر مطمئن هستید،
‫جای تاسف خواهد بود

765
01:15:13,640 --> 01:15:16,200
‫که ما همدیگر را بیهوده ملاقات کرده باشیم

766
01:15:19,920 --> 01:15:23,560
‫ اگر با این امید آمدید که من را اعتراف دهید، آقای کشیش،

767
01:15:23,720 --> 01:15:26,160
‫بیهوده خاک خوردید

768
01:15:29,000 --> 01:15:32,440
‫ اگر من اینجا هستم، به این دلیل است که شما گم شده اید

769
01:15:32,600 --> 01:15:34,400
‫و به آن نیاز دارید

770
01:15:36,880 --> 01:15:39,560
‫ اعتراف می کنم که به پایان دادن به ظالم رأی داده ام

771
01:15:41,200 --> 01:15:45,120
‫اما این همچنین رأی دادن به پایان دادن به فحشا برای زنان بود،

772
01:15:45,280 --> 01:15:49,360
‫پایان دادن به بردگی برای مردان، پایان دادن به شب برای کودکان

773
01:15:49,520 --> 01:15:52,200
‫با رأی دادن به جمهوری، من به اینها رأی دادم

774
01:15:52,800 --> 01:15:55,600
‫من به برادری، سازش رأی دادم

775
01:15:57,000 --> 01:15:58,040
‫سپیده دم

776
01:15:59,360 --> 01:16:02,200
‫ شاید
‫اما شما وحشت را فراموش می کنید

777
01:16:02,360 --> 01:16:04,680
‫سال 89 بود،
‫اما سال 93 هم بود

778
01:16:04,840 --> 01:16:06,880
‫ ابری به مدت
‫1500 سال شکل گرفت

779
01:16:07,040 --> 01:16:10,960
‫بالاخره ترکید و شما رعد و برق
‫را محاکمه می کنید؟

780
01:16:11,800 --> 01:16:15,080
‫ این رعد و برق همیشه
‫به جای درست اصابت نکرده است

781
01:16:16,360 --> 01:16:19,080
‫ من با شما بر سر
‫فرزندان پادشاهان گریه خواهم کرد

782
01:16:19,240 --> 01:16:22,600
‫اگر شما با من بر سر
‫فرزندان مردم عادی گریه کنید

783
01:16:22,760 --> 01:16:25,360
‫ من برای همه گریه می کنم
‫ به طور یکسان

784
01:16:27,440 --> 01:16:31,000
‫اما اگر ترازو باید متمایل شود،
‫بگذارید به سمت مردم باشد

785
01:16:31,600 --> 01:16:33,200
‫خیلی وقته

786
01:16:33,360 --> 01:16:34,400
‫که داره رنج میکشه

787
01:16:40,840 --> 01:16:43,640
‫باور نکردن
‫به خواص آب مقدس،

788
01:16:48,640 --> 01:16:50,840
‫به مادر شدن یک باکره

789
01:16:52,280 --> 01:16:55,880
‫یا به رستاخیز
‫یک شکنجه شده با تاج خار

790
01:16:56,480 --> 01:16:58,880
‫دلیل نمیشه که باور نداشته باشی

791
01:17:11,000 --> 01:17:12,680
‫نوع بشر وجود داره

792
01:17:33,080 --> 01:17:35,960
‫ من اغلب
‫نجابت این چهره رو میبینم

793
01:17:36,640 --> 01:17:38,560
‫زمانی که در دستانش ثبت شده

794
01:17:40,040 --> 01:17:42,560
‫این اشکی که
‫برای نوع بشر ریخته شد

795
01:17:47,760 --> 01:17:49,600
‫خدا در این لحظات است

796
01:17:53,920 --> 01:17:56,320
‫این مرد
‫مرا با دنیا آشتی داد

797
01:18:04,520 --> 01:18:07,800
‫مردان مادر هستند،
‫اما نمی دانند

798
01:18:12,640 --> 01:18:13,600
‫فراموش نکنید

799
01:18:14,600 --> 01:18:16,080
‫هرگز فراموش نکنید

800
01:18:17,400 --> 01:18:18,360
‫چی پس؟

801
01:18:20,800 --> 01:18:24,960
‫ اینکه به من قول دادی به لطف این پول
‫مرد شریفی بشوی

802
01:18:29,160 --> 01:18:30,520
‫ژان والژان

803
01:18:32,920 --> 01:18:33,880
‫برادرم

804
01:19:42,840 --> 01:19:45,360
‫ خواهر مونسینیور:
‫ ژان والژان فرار می‌کرد

805
01:19:46,800 --> 01:19:49,480
‫نمی‌دانست از چه چیزی،
‫ولی فرار می‌کرد

806
01:20:00,920 --> 01:20:03,280
‫نوعی خشم را در خود احساس می‌کرد

807
01:20:03,760 --> 01:20:05,640
‫نمی‌دانست علیه چه کسی

808
01:20:06,560 --> 01:20:10,120
‫با نگرانی می‌دید
‫که نوعی آرامش وحشتناک متزلزل می‌شود

809
01:20:10,280 --> 01:20:13,400
‫که بی‌عدالتی بدبختی‌اش
‫به او داده بود

810
01:21:26,720 --> 01:21:27,800
‫بازوی شما

811
01:21:27,960 --> 01:21:28,720
‫برو!

812
01:21:37,160 --> 01:21:38,360
‫برادرم

813
01:21:43,960 --> 01:21:46,360
‫ آه، درست می‌شه، درست می‌شه، درست می‌شه

814
01:21:46,520 --> 01:21:49,440
‫اشراف به تیر چراغ برق
‫آه، درست میشه، درست میشه، درست میشه

815
01:21:49,600 --> 01:21:51,840
‫اشراف رو به دار میزنیم

816
01:21:52,000 --> 01:21:54,280
‫استبداد از بین خواهد رفت

817
01:21:54,440 --> 01:21:57,520
‫آزادی پیروز خواهد شد

818
01:21:57,680 --> 01:21:59,480
‫آه، درست میشه، درست میشه، درست میشه

819
01:21:59,640 --> 01:22:02,280
‫ما دیگه نه
‫اشراف داریم نه روحانیون

820
01:22:02,440 --> 01:22:04,280
‫آه، درست میشه، درست میشه، درست میشه

821
01:22:04,440 --> 01:22:06,360
‫برابری همه جا حکمفرما خواهد شد

822
01:22:13,960 --> 01:22:14,920
‫سلام

823
01:22:18,840 --> 01:22:19,800
‫سلام

824
01:22:24,680 --> 01:22:27,560
‫سکه‌ام، آقا،
‫زیر پای شما افتاد

825
01:22:30,520 --> 01:22:32,080
‫سکه چهل سنتی‌می

826
01:22:32,960 --> 01:22:34,320
‫مال من است

827
01:22:35,120 --> 01:22:36,680
‫این سکه من است!

828
01:22:40,960 --> 01:22:41,920
‫ تو کی هستی؟

829
01:22:42,080 --> 01:22:45,160
‫ اسمم پتی ژروه است،
‫من دودکش پاک‌کن هستم

830
01:22:45,320 --> 01:22:47,000
‫شما پول من را برداشتید

831
01:22:47,160 --> 01:22:48,760
‫آن را پس بدهید!

832
01:22:50,120 --> 01:22:51,160
‫ برو گمشو

833
01:22:51,320 --> 01:22:53,880
‫ نه بدون سکه‌ام!
‫ برو، بهت میگم!

834
01:23:57,800 --> 01:23:58,760
‫بچه!

835
01:24:03,400 --> 01:24:04,480
‫بچه!

836
01:24:05,880 --> 01:24:08,240
‫برگرد تا سکه‌ات رو پس بدم!

837
01:24:10,920 --> 01:24:12,200
‫بچه!

838
01:24:16,600 --> 01:24:17,840
‫بچه!

839
01:24:20,680 --> 01:24:21,720
‫بچه!!

840
01:24:39,720 --> 01:24:40,760
‫بچه!!

841
01:25:05,440 --> 01:25:06,680
‫بچه!!

842
01:25:14,800 --> 01:25:16,120
‫کوچولو!!

843
01:27:26,760 --> 01:27:30,440
‫داستان یک مرد فقط
‫داستان یک مرد نیست

844
01:27:30,600 --> 01:27:33,520
‫بلکه داستان
‫کسانی که او ملاقات میکند هم هست

845
01:27:35,400 --> 01:27:37,400
‫آنها گاهی فراموش می شوند

846
01:27:37,560 --> 01:27:40,120
‫زیرا سرنوشت آنها
‫کمتر به یاد ماندنی است،

847
01:27:40,280 --> 01:27:42,840
‫کمتر خارق العاده،
‫کمتر رمانتیک

848
01:27:45,360 --> 01:27:48,080
‫با این حال، در میان آنها
‫موجودات استثنایی وجود دارند

849
01:27:48,240 --> 01:27:51,600
‫موجوداتی که با کاهش فضا
‫امید را باز می گردانند

850
01:27:51,760 --> 01:27:54,360
‫بین چیزی که هست
‫و چیزی که باید باشد

851
01:27:55,640 --> 01:27:58,240
‫آنها بیشتر از
‫نشان دادن راه انجام می‌دهند

852
01:27:58,400 --> 01:28:01,360
‫آنها به شما مثال
‫چیزی که ممکن است را نشان می‌دهند

853
01:28:01,520 --> 01:28:03,200
‫آنها بی‌گناهی را به شما بازمی‌گردانند

854
01:28:19,920 --> 01:28:21,840
‫سدها شکسته بودند

855
01:28:25,600 --> 01:28:28,680
‫و از آنجایی که دیگر بحث
‫بدترین بودن نبود،

856
01:28:28,840 --> 01:28:32,200
‫از این به بعد باید
‫بهترینِ مردان باشیم

