﻿1
00:00:01,267 --> 00:00:46,267
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

2
00:03:21,266 --> 00:03:51,266
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

3
00:03:53,291 --> 00:03:54,416
درود...

4
00:04:04,041 --> 00:04:05,750
من مدت زیادی منتظر بودم

5
00:04:06,125 --> 00:04:06,875
همه چیز مرتبه؟

6
00:04:07,375 --> 00:04:09,291
بله، همه ما منتظر شما بودیم...

7
00:04:11,000 --> 00:04:11,500
هوم...

8
00:04:11,625 --> 00:04:12,125
بزن بریم...

9
00:04:45,666 --> 00:04:46,875
باجی سارجرائو...

10
00:04:47,000 --> 00:04:48,166
نائیک...

11
00:04:51,875 --> 00:04:53,125
کاویندرا پارماناندا...

12
00:04:53,875 --> 00:04:54,375
بیا...

13
00:04:56,541 --> 00:04:58,375
خیلی وقت است همدیگر را
می بینیم، کاویندرا بابا

14
00:04:58,375 --> 00:04:59,125
بله

15
00:04:59,916 --> 00:05:02,750
این عالی است!
چشم بینای سواراجیا اینجاست!

16
00:05:03,041 --> 00:05:04,250
حالا، نیازی نیست که بترسید

17
00:05:05,791 --> 00:05:08,791
بهیرجی... سیاست اینجا
هر روز پیچیده تر می شود

18
00:05:10,166 --> 00:05:11,250
کاویندرا بابا

19
00:05:11,875 --> 00:05:15,125
همینطور در سراسر هندوستان

20
00:05:16,125 --> 00:05:17,125
بسیار خب... تاناجی رائو

21
00:05:17,125 --> 00:05:17,500
هوم

22
00:05:17,625 --> 00:05:23,125
ما سه ماه است که اینجا مانده ایم...
کسی مشکوک نیست، درست است؟

23
00:05:23,375 --> 00:05:25,291
نه... ما از پسش برآمدیم، نائیک...

24
00:05:26,250 --> 00:05:31,291
خوب شد که این مسافرخانه در حومه‌ست...
کسی اینجا نمیاد...

25
00:05:33,541 --> 00:05:35,250
اون مردی که بیرون نشسته چی؟

26
00:05:36,000 --> 00:05:37,916
آره، اون پتان اومده...

27
00:05:38,375 --> 00:05:39,875
ولی اون همیشه مسته...

28
00:05:40,000 --> 00:05:41,500
تاناجی رائو...

29
00:05:41,666 --> 00:05:43,625
به همچین کسی اعتماد نکن...

30
00:05:44,125 --> 00:05:45,875
باید هوشیار باشیم...

31
00:05:46,000 --> 00:05:46,625
بله... درسته...

32
00:05:46,875 --> 00:05:48,041
اینجا آگراست...

33
00:05:48,500 --> 00:05:50,875
آگرا لانه ی شیطانی به نام اورنگ زیب است

34
00:05:51,125 --> 00:05:55,416
او پدرش، شاه جهان را زندانی کرد

35
00:05:56,875 --> 00:05:57,875
و سپس...

36
00:05:58,625 --> 00:06:00,291
تاریک ترین شب ها فرا رسید

37
00:06:00,916 --> 00:06:06,041
زیرا شر سایه اش را بر آگرا افکند

38
00:06:10,625 --> 00:06:11,291
مراد...

39
00:06:12,666 --> 00:06:14,041
صبر کن مراد...

40
00:06:15,416 --> 00:06:16,000
صبر کن...

41
00:06:20,125 --> 00:06:20,750
مراد...

42
00:06:23,750 --> 00:06:25,041
به من گوش کن...

43
00:06:28,125 --> 00:06:30,000
صبر کن مراد...

44
00:06:33,166 --> 00:06:34,500
میرزا راجا جیسینگ...

45
00:06:35,791 --> 00:06:36,875
مراد...

46
00:06:37,250 --> 00:06:38,000
بلند شو مراد...

47
00:06:39,625 --> 00:06:40,375
بلند شو...

48
00:06:46,125 --> 00:06:47,500
هیچ اتفاقی برات نمی افته مراد...

49
00:06:48,041 --> 00:06:49,250
اون برادرته...

50
00:06:49,625 --> 00:06:51,416
فقط می خواد حرف بزنه...

51
00:06:52,041 --> 00:06:53,500
لطفا... گوش کن چی می خواد بگه...

52
00:06:54,291 --> 00:06:56,125
نه...

53
00:08:10,916 --> 00:08:16,500
در آن شب، معین الدین 36 نفر از
بستگان شاه جهان را کشت!

54
00:08:35,416 --> 00:08:39,166
امپراتور محی الدین محمد اورنگ زیب غازی...

55
00:08:39,166 --> 00:08:45,750
زنده باد! زنده باد!

56
00:08:45,750 --> 00:08:50,125
اگر شخصی ظالمانه عمل کند،
می گوییم که او قلب پیچیده ای دارد...

57
00:08:51,000 --> 00:08:53,291
اما اگر شخصی اصلاً آن را نداشته باشد؟

58
00:08:54,916 --> 00:08:56,000
او را چه می نامید؟

59
00:08:56,000 --> 00:08:56,750
اورنگ زیب...

60
00:09:27,166 --> 00:09:27,541
نگاه کن

61
00:09:28,500 --> 00:09:29,875
چیز مهمی نیست...

62
00:09:30,375 --> 00:09:30,791
كیشنا...

63
00:09:31,500 --> 00:09:33,416
علامت رمزی چیه؟

64
00:09:34,291 --> 00:09:35,666
یادم رفت...
یادم رفت...؟

65
00:09:36,166 --> 00:09:37,500
این رو هم یادت رفت؟

66
00:09:38,291 --> 00:09:39,041
نائیک،

67
00:09:39,041 --> 00:09:40,416
امروز، من در دربار امپراتور بودم...

68
00:09:40,541 --> 00:09:41,291
چی داری میگی؟

69
00:09:41,416 --> 00:09:42,625
بله سوبه دار...

70
00:09:42,666 --> 00:09:46,041
من آهسته پشت سر امپراتور قدم برمی‌داشتم...

71
00:09:46,541 --> 00:09:50,000
او برای بررسی
تدارکات مراسم تولد آمده بود...

72
00:09:53,125 --> 00:09:57,875
فقط دو ماه تا روز جشن های سلطنتی
پنجاهمین سالگرد تولدم باقی مانده است...

73
00:09:58,500 --> 00:10:00,041
آیا تمام آماده‌سازی‌ها انجام شده؟

74
00:10:00,041 --> 00:10:00,916
آیا دعوت‌نامه‌ها ارسال شدند؟

75
00:10:01,375 --> 00:10:02,125
بله سرورم...

76
00:10:03,875 --> 00:10:05,875
پادشاه مکتوت از یون‌نان...

77
00:10:06,625 --> 00:10:10,000
مایونا آنگوسبی،
پادشاه آهنینِ پارس...

78
00:10:11,250 --> 00:10:13,375
محمد انشاه از کابل...

79
00:10:14,250 --> 00:10:17,500
و ابوالفدا غنی از قندهار...

80
00:10:19,250 --> 00:10:20,000
همه اینها...

81
00:10:21,125 --> 00:10:24,166
در جشن سلطنتی شما شرکت خواهند کرد...

82
00:10:24,750 --> 00:10:27,125
و گروهی از دولتمردان غربی
نیز وارد خواهند شد...

83
00:10:27,625 --> 00:10:33,000
افراد مشهور از سراسر جهان بر آستان آگرا می نشینند
و برای شما دعا می کنند... امپراتور

84
00:10:33,041 --> 00:10:33,750
سرورم...

85
00:10:33,750 --> 00:10:34,250
هوم...

86
00:10:34,250 --> 00:10:36,791
شیواجی، پادشاه مارات ها،
موافقت کرده که از آگرا دیدن کند...

87
00:10:41,125 --> 00:10:42,250
وزیر اعظم،

88
00:10:42,625 --> 00:10:45,791
همه حاکمان در این دنیا در
برابر من تعظیم می کنند

89
00:10:47,291 --> 00:10:48,000
به جز این ماراتا!

90
00:10:48,875 --> 00:10:51,541
حتی امروز، او با افتخار در
برابر من می ایستد

91
00:10:53,166 --> 00:10:55,125
اکنون زمان آن است
که او را به زانو درآورم...

92
00:10:57,625 --> 00:11:00,750
به من اطلاعاتی در مورد حرکات او بدهید

93
00:11:01,291 --> 00:11:04,250
بگذار فکر کند دارد کاری را
که می‌خواهد انجام می‌دهد...

94
00:11:04,250 --> 00:11:07,875
اما در نهایت، من تصمیم خواهم گرفت
که کدام قدم او آخرین قدم خواهد بود...

95
00:11:11,375 --> 00:11:14,375
امپراطور این را گفت،
که یعنی او نقشه‌ای شوم در سر دارد...

96
00:11:18,000 --> 00:11:22,125
پادشاه شیواجی ما درست می‌گوید...

97
00:11:23,500 --> 00:11:25,041
او چی گفت؟

98
00:11:27,041 --> 00:11:28,041
وقتی برسد خواهیم فهمید...

99
00:11:29,250 --> 00:11:29,666
کیشنا...

100
00:11:30,041 --> 00:11:30,416
بله...

101
00:11:30,750 --> 00:11:34,541
می‌دانی کجا برای اقامت پادشاه شیواجی
بعد از رسیدنش تدارک می‌بینند؟

102
00:11:36,125 --> 00:11:37,875
شاید در مسافرخانه مولوکچند...

103
00:11:38,541 --> 00:11:39,500
بزن بریم سراغ کار...

104
00:11:39,500 --> 00:11:39,791
هوم...

105
00:11:40,250 --> 00:11:42,541
کاویندرا بابا و من میریم
با پادشاه انیرودا سینگ جو

106
00:11:42,583 --> 00:11:44,791
از ایالت شاهزاده
نشین پوراچ ملاقات کنیم،

107
00:11:44,791 --> 00:11:46,041
تا ببینیم میتونه کمکی بکنه یا نه...

108
00:11:46,666 --> 00:11:47,625
تا اون موقع، هر سه نفرتون،

109
00:11:47,916 --> 00:11:49,625
یه نگاهی به مهمانسرای مولوکچند بندازید...

110
00:11:51,500 --> 00:11:53,625
نائیک، تو توی این چیزها خیلی خوبی...

111
00:11:54,875 --> 00:11:55,916
این کار ماست!

112
00:11:56,250 --> 00:11:59,666
کاویندرا بابا، تا کجا در نوشتن
شیوبهارات پیش رفتید؟

113
00:12:00,000 --> 00:12:02,375
تا اونجایی که شاه شیواجی
منطقه کالیان بیواندی رو فتح کرد...

114
00:12:03,125 --> 00:12:09,625
ای پادشاه، شما کالیان و بیواندی را فتح کردید
و مهاجمان خارجی را نابود کردید...

115
00:12:10,250 --> 00:12:12,625
شما هنوز در حال نوشتن هستید
در حالی که در آگرا جاسوسی می کنید

116
00:12:12,625 --> 00:12:13,916
شما عالی هستید!

117
00:12:14,791 --> 00:12:15,250
ناییک

118
00:12:17,000 --> 00:12:18,875
همانطور که پادشاه به شما
وظیفه جاسوسی داده است،

119
00:12:19,916 --> 00:12:22,541
به من وظیفه داده شده است که
تاریخ را از طریق شعر ثبت کنم...

120
00:12:23,166 --> 00:12:24,916
باشد، اما بعدش چی...

121
00:12:25,250 --> 00:12:26,041
دقیقا بعدش چی...

122
00:12:27,416 --> 00:12:30,791
شما به من نگفتید که بعداً
در کونکان چه اتفاقی افتاد...

123
00:12:31,000 --> 00:12:32,125
بشنو بشنو پس!

124
00:12:32,250 --> 00:12:35,125
همانطور که مهاراج صاحب بزرگ،
شاهجی راجه گفته بود،

125
00:12:35,125 --> 00:12:37,500
پادشاه ما شیواجی راجه باجی
غورپاده را مجازات کرد...

126
00:12:38,250 --> 00:12:40,250
خواص خان و باجی غورپاده...

127
00:12:40,500 --> 00:12:45,791
نقشه کشیدند به پادشاه شیواجی
حمله کنند، هنگامی که او به کونکان آمده بود

128
00:12:46,416 --> 00:12:49,750
خواص خان در جنگل مدهول
منتظر باجی غورپاده بود...

129
00:12:50,625 --> 00:12:54,125
اما سرنوشت او چیز دیگری در سر داشت...

130
00:12:56,625 --> 00:13:00,375
پادشاه شیواجی بسیار حیله گر است...

131
00:13:00,916 --> 00:13:04,291
او سالهاست که برای محافظت از این ایالت خود،
ترفندهای زیادی به کار می برد!

132
00:13:04,500 --> 00:13:06,791
متاسفانه برای او...

133
00:13:06,791 --> 00:13:09,375
او هنوز با من روبرو نشده است...

134
00:13:10,416 --> 00:13:12,000
من افضل خان نیستم...

135
00:13:12,666 --> 00:13:14,875
که فریب حقه های پستش را بخورم!

136
00:13:15,041 --> 00:13:17,750
من خواص خان هستم

137
00:13:17,750 --> 00:13:20,625
ببینید! ببر پادشاه عادل شاه!

138
00:13:20,791 --> 00:13:23,625
امروز، من هر حرکت آن پادشاه
شیواجی را خنثی خواهم کرد!

139
00:13:23,875 --> 00:13:25,875
من هر قدم او را له خواهم کرد!

140
00:13:26,500 --> 00:13:31,416
و در نهایت، من غرور او را
زیر سم اسبم لگد خواهم کرد!

141
00:13:31,625 --> 00:13:35,375
دین پیروز باد!

142
00:13:52,375 --> 00:13:57,125
حمله... حمله...

143
00:14:07,000 --> 00:14:08,750
او استاد جنگ است...

144
00:14:08,750 --> 00:14:10,666
او قهرمان است...

145
00:14:10,666 --> 00:14:12,750
او شجاع است...

146
00:14:12,750 --> 00:14:14,791
او قهرمان است...

147
00:14:38,000 --> 00:14:39,500
پادشاه شیواجی...

148
00:14:39,625 --> 00:14:41,500
او قهرمان است...

149
00:14:41,500 --> 00:14:43,541
او شجاع است...

150
00:14:43,541 --> 00:14:45,500
شیواجی ماهاراج یک پادشاه شجاع است...

151
00:14:45,500 --> 00:14:47,291
شیواجی ماهاراج یک پادشاه مورد احترام است...

152
00:14:49,500 --> 00:14:51,375
او قهرمان است...

153
00:14:51,375 --> 00:14:53,416
او شجاع است...

154
00:14:53,416 --> 00:14:55,375
شیواجی ماهاراج یک پادشاه شجاع است...

155
00:14:55,375 --> 00:14:57,166
شیواجی ماهاراج یک پادشاه مورد احترام است...

156
00:15:44,416 --> 00:15:47,125
آفرین یساجی!

157
00:15:57,500 --> 00:16:00,416
شاه حضرت، برو، و به آن
پادشاه شیواجی رحم نکن...

158
00:16:00,416 --> 00:16:02,375
او قهرمان است...

159
00:16:02,375 --> 00:16:04,375
او شجاع است...

160
00:16:04,375 --> 00:16:05,750
ارتش این پادشاه با عزم
راسخ در جنگ می جنگد...

161
00:16:05,750 --> 00:16:06,916
ارتش این پادشاه با عزم راسخ در جنگ می جنگد...
همه فقط اسماً شجاع هستند...

162
00:16:06,916 --> 00:16:08,500
شمشیر این پادشاه تیز است...

163
00:16:08,500 --> 00:16:10,416
او قهرمان است...

164
00:16:10,416 --> 00:16:12,500
او شجاع است...

165
00:16:12,500 --> 00:16:14,375
شیواجی ماهاراج به درخشانی خورشید است...

166
00:16:14,375 --> 00:16:16,291
ای پادشاه شیواجی،
از رعایای خود محافظت کن...

167
00:16:16,416 --> 00:16:23,750
او استاد جنگ است...

168
00:16:29,666 --> 00:16:31,500
او قهرمان است...

169
00:16:31,500 --> 00:16:33,500
او شجاع است...

170
00:16:33,500 --> 00:16:35,541
شیواجی ماهاراج یک پادشاه شجاع است...

171
00:16:35,541 --> 00:16:37,500
شیواجی ماهاراج یک پادشاه مورد احترام است...

172
00:16:37,500 --> 00:16:45,166
او استاد جنگ است...

173
00:16:45,166 --> 00:16:48,125
پادشاه بزرگ شیواجی!

174
00:16:52,875 --> 00:16:54,250
ای فرزندم،

175
00:16:54,416 --> 00:16:56,875
تو زندگیت را برای ما به خطر انداختی...

176
00:16:57,416 --> 00:16:59,625
تو برای ما خدا هستی...

177
00:17:01,625 --> 00:17:03,625
در واقع حس خوبی دارم... با دانستن اینکه...

178
00:17:04,125 --> 00:17:06,875
امروز خاک کونکان نفسی از سر آسودگی کشید...

179
00:17:08,166 --> 00:17:10,125
در حالی که آن را آزاد می‌کرد...

180
00:17:10,500 --> 00:17:11,625
پسران این سرزمین،

181
00:17:12,250 --> 00:17:15,791
کولی، گوند، بهیل، مانه‌وار و هتکاری،

182
00:17:16,375 --> 00:17:18,041
به من نیرو دادند...

183
00:17:19,375 --> 00:17:21,750
از این رو، ما توانستیم این
استان خود را نجات دهیم...

184
00:17:23,125 --> 00:17:25,000
سربازان من، دوستان من،

185
00:17:25,666 --> 00:17:27,291
شما باید متحد بمانید، درست مثل این!

186
00:17:27,291 --> 00:17:31,291
و دشمنی را نابود کنید
که چشم بد به سرزمین مادری ما دارد...

187
00:17:32,000 --> 00:17:34,875
درود بر الهه بهاوانی...

188
00:17:34,875 --> 00:17:38,375
درود بر الهه اکویرا...

189
00:17:39,000 --> 00:17:39,875
پادشاه من...

190
00:17:40,250 --> 00:17:43,041
تا به حال، هوای کنکان ما

191
00:17:43,041 --> 00:17:49,791
توسط مارهایی مانند
عادل شاهی و سیدی سلطان مسموم شده بود

192
00:17:50,041 --> 00:17:53,250
شما ناجی ما مانند لرد کریشنا هستید!

193
00:17:54,000 --> 00:17:55,041
پادشاه من...

194
00:17:55,166 --> 00:17:58,375
ما هدیه کوچکی از طرف دهکده‌مان آورده‌ایم

195
00:17:59,500 --> 00:18:02,000
لطفا این هدیه ناقابل را در پای خود بپذیرید

196
00:18:02,250 --> 00:18:04,041
هی... اونو بیار اینجا!

197
00:18:07,500 --> 00:18:08,500
باشد که الهه جاگدامبا
ما را مورد لطف قرار دهد...

198
00:18:09,500 --> 00:18:10,291
بله...

199
00:18:12,166 --> 00:18:13,125
باشد که الهه جاگدامبا
ما را مورد لطف قرار دهد...

200
00:18:16,250 --> 00:18:17,166
باشد که الهه جاگدامبا
ما را مورد لطف قرار دهد...

201
00:18:37,541 --> 00:18:40,791
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

202
00:18:40,791 --> 00:18:43,541
♪ شیوارایا تجسمی از قدرت شیوا است ♪

203
00:18:47,416 --> 00:18:50,625
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

204
00:18:50,625 --> 00:18:53,375
♪ شیوارایا تجسمی از قدرت شیوا است ♪

205
00:18:53,750 --> 00:18:55,250
♪ شیوارایا تجسم ماهاکال از لرد شیوا است ♪

206
00:18:55,250 --> 00:18:56,875
♪ شیوارایا تجسم نابودگر شیوا است ♪

207
00:18:56,916 --> 00:19:00,250
♪ شیواجی ماهاراج خدای
تمام جنگ سالاران است ♪

208
00:19:07,250 --> 00:19:10,125
♪ او در میدان جنگ شعله ور به
نبردی سخت مشغول است ♪

209
00:19:10,125 --> 00:19:13,375
♪ شعارهای جنگی آنها مانند
آهنگ عذاب رودرا بهایراوا است ♪

210
00:19:13,375 --> 00:19:16,666
♪در این جنگ، مهادیو پیشکش خون را می‌پذیرد♪

211
00:19:16,666 --> 00:19:20,250
♪ ما آن خدا را شیوارایا می نامیم ♪

212
00:19:26,750 --> 00:19:29,750
♪ او، که در قلعه "راجگاد" زندگی می کند ♪

213
00:19:29,875 --> 00:19:33,000
♪او خداوند ما شیوارایا، خداوند قلعه‌هاست ♪

214
00:19:33,000 --> 00:19:35,875
♪ما، ماراتاها، خدمتکاران او هستیم♪

215
00:19:35,875 --> 00:19:42,875
♪ شیوارایا تجسمی خشن از خداوند شیوا است ♪

216
00:19:42,875 --> 00:19:44,625
♪شیوارایا تجسمی از قدرت شیوا است♪

217
00:19:44,625 --> 00:19:46,250
♪این شیواجی ماهاراج شجاع است♪

218
00:19:46,250 --> 00:19:47,791
♪شیوارایا تجسم ماهاکال از خداوند شیوا است♪

219
00:19:47,791 --> 00:19:49,625
♪شیوارایا تجسم نابودگر شیوا است♪

220
00:19:49,625 --> 00:19:53,000
♪شیواجی ماهاراج خدای تمام جنگ سالاران است♪

221
00:20:15,875 --> 00:20:18,541
♪او کوه‌های ساهیادری را فتح کرد♪

222
00:20:19,000 --> 00:20:21,375
♪او ایالت ماوال را فتح کرد♪

223
00:20:22,375 --> 00:20:24,791
♪او منطقه کنکان را فتح کرد♪

224
00:20:25,375 --> 00:20:27,875
♪او دریا را فتح کرد♪

225
00:20:28,500 --> 00:20:29,875
♪شیواجی ماهاراج مانند یک آتشفشان است♪

226
00:20:29,875 --> 00:20:31,666
♪شیواجی ماهاراج مانند یک طوفان است ♪

227
00:20:31,666 --> 00:20:33,375
♪شیواجی ماهاراج مانند یک گردباد است♪

228
00:20:33,375 --> 00:20:35,000
♪این شیواجی ماهاراج شجاع است♪

229
00:20:35,000 --> 00:20:36,375
♪شیواجی ماهاراج مانند یک زلزله است♪

230
00:20:36,375 --> 00:20:38,041
♪شیواجی ماهاراج مانند یک سیل بزرگ است♪

231
00:20:38,041 --> 00:20:41,625
♪شیواجی ماهاراج یک اخگر سوزان است♪

232
00:20:44,666 --> 00:20:48,125
♪این شیوارایا مانند مادر، پدر و برادر ماست♪

233
00:20:48,125 --> 00:20:51,125
♪این شیوارایا محافظ زندگی ماست♪

234
00:20:51,125 --> 00:20:54,500
♪این شیوارایا پشتیبان
بنیاد خانواده های ماست♪

235
00:20:54,500 --> 00:20:57,375
♪این شیواجی ماهاراج،
سُواراجیا و همه چیز ماست♪

236
00:20:57,666 --> 00:21:01,000
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

237
00:21:01,000 --> 00:21:04,291
♪صدای خشن دامرو، شیوارایا است♪

238
00:21:06,750 --> 00:21:09,916
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

239
00:21:09,916 --> 00:21:13,000
♪شیوارایا تجسمی از شکل قدرت شیوا است♪

240
00:21:13,000 --> 00:21:16,166
♪ شیوارایا تجسمی خشن از لرد شیوا است ♪

241
00:21:16,166 --> 00:21:19,250
♪شیوارایا تجسمی از شکل قدرت شیوا است♪

242
00:21:19,875 --> 00:21:21,375
♪شیوارایا تجسم مهآکال از لرد شیواست♪

243
00:21:21,375 --> 00:21:23,000
♪شیوارایا تجسم نابودگر شیواست♪

244
00:21:23,000 --> 00:21:26,375
♪شیواجی مهاراج خدای همه‌ی جنگ سالاران است♪

245
00:21:46,166 --> 00:21:48,750
وقتی بهیرجی درباره‌ی نبرد مودهول بازگو کرد،

246
00:21:48,916 --> 00:21:52,250
بهیرجی و کاویندرا
پاراماناندا به پائوراچ

247
00:21:52,291 --> 00:21:56,375
رسیدند و با پادشاه آنیرود
سینگ جو ملاقات کردند

248
00:21:56,750 --> 00:21:58,750
اما چیزی که من نمی‌فهمم این است که...

249
00:21:59,291 --> 00:22:01,666
چرا پادشاه شیواجی اصلاً موافقت کرد
که به آگرا بیاید؟

250
00:22:01,916 --> 00:22:03,000
حالا چه بگویم، راناجی؟

251
00:22:04,416 --> 00:22:06,791
از وقتی که شایسته خان تمام
پونه و سوراجه را ویران کرد،

252
00:22:07,500 --> 00:22:11,125
پادشاه شیواجی ما به عنوان
انتقام به سورات حمله کرد!

253
00:22:12,000 --> 00:22:12,791
و سپس،

254
00:22:12,791 --> 00:22:17,875
بهیرجی شروع به روایت تواریخ
برای رانا انیرود سینگ کرد…

255
00:22:17,875 --> 00:22:20,666
اورنگ زیب که از باختن های
مکرر خسته شده بود،

256
00:22:20,708 --> 00:22:23,916
ژنرال قدرتمند خود، میرزا
راجا جای سینگ را فرستاد،

257
00:22:24,000 --> 00:22:27,541
در یک ماموریت به دکن، برای
شکست دادن شاه شیواجی

258
00:22:28,750 --> 00:22:30,916
به دلیل بی اعتمادی به میرزا راجا،

259
00:22:30,916 --> 00:22:36,250
اورنگ زیب فرمانده مورد اعتماد خود،
دِلِر خان پَتان را فرستاد تا مراقب او باشد

260
00:22:36,500 --> 00:22:39,166
در راه آمدن به دکن،
بین این دو بحث درگرفت

261
00:22:39,500 --> 00:22:42,875
سرانجام، میرزا راجا تسلیم
خواسته سرسختانه دِلِر خان شد...

262
00:22:42,875 --> 00:22:46,500
و به او اجازه داد
تا قلعه پوراندار را محاصره کند

263
00:22:54,375 --> 00:22:58,375
ماولاها از پوراندار و واجراگاد در برابر
مغول ها با جان خود دفاع کردند

264
00:22:58,375 --> 00:23:00,875
وجراگاد با نام رودرامال نیز شناخته می شد

265
00:23:01,125 --> 00:23:03,666
دلیرخان، وجراگاد را هدف قرار داد

266
00:23:03,916 --> 00:23:08,875
او توپ های غول پیکر
'عبدالله خان'، 'فتح لشکر' و 'ماهلی' را قرار داد...

267
00:23:08,875 --> 00:23:11,625
بر روی تپه ای روبروی قلعه وجراگاد...

268
00:23:13,000 --> 00:23:16,875
این سه توپ قدرتمند بر قلعه قدرتمند باریدند!

269
00:23:16,875 --> 00:23:19,041
بالاخره، وجراگاد سقوط کرد...

270
00:23:19,041 --> 00:23:22,875
دلیرخان با ارتشی متشکل
از 5000 پاتان به پوراندار حمله کرد...

271
00:23:22,875 --> 00:23:26,166
700 سرباز ماراتا،
به شجاعت شیرها با آنها جنگیدند...

272
00:23:26,166 --> 00:23:30,291
مهیب ترین آنها
موراربازی دیشپنده نامیده می شد!

273
00:23:31,166 --> 00:23:35,875
♪ خداوند وحشتناک کالابهایراو
با به صدا درآوردن زنگی وحشتناک آمد♪

274
00:23:35,875 --> 00:23:40,875
♪پروردگار کالابهایراو، پر از
خشم شدید و تب جنگ، رسید...♪

275
00:24:00,791 --> 00:24:05,541
♪خدایی مخرب و خشن
آمده است، کسی که باید از او ترسید...♪

276
00:24:05,541 --> 00:24:06,416
غیرت...

277
00:24:07,166 --> 00:24:08,750
این جنگجوی مراتا کیست؟

278
00:24:08,750 --> 00:24:14,375
بنگرید نگهبان پوراندار، موراربازی دِشپانده!

279
00:24:14,541 --> 00:24:15,291
دوستان من!

280
00:24:16,166 --> 00:24:18,250
سربازان پادشاه شیواجی راجه!

281
00:24:18,875 --> 00:24:22,000
شما به پرچم زعفرانی سوگند خورده‌اید!

282
00:24:23,000 --> 00:24:24,166
به آن‌ها رحم نکنید…

283
00:24:25,041 --> 00:24:27,250
آنها رودرامال پوراندار ما را شکستند...

284
00:24:28,000 --> 00:24:30,916
بگذارید پوراندار را با سرهایشان بیاراییم!

285
00:24:31,625 --> 00:24:33,791
هر هر ماهادِو!

286
00:24:35,375 --> 00:24:41,041
♪درود بر کسی که رودرا بهایراو است...♪

287
00:24:41,625 --> 00:24:44,500
دیلر کجاست؟

288
00:24:44,875 --> 00:24:46,500
دیلر کجاست؟

289
00:24:46,500 --> 00:24:49,375
هر کس خبر بیاورد،
سپرش را با طلا پر خواهم کرد!...

290
00:24:49,916 --> 00:24:51,125
دیلر کجاست؟

291
00:24:51,291 --> 00:24:52,500
مورار!

292
00:24:54,000 --> 00:24:55,666
من دیلر خان هستم!

293
00:24:56,875 --> 00:24:58,625
اگر ذره ای شجاعت داری، پس با من مبارزه کن!

294
00:25:14,750 --> 00:25:19,666
♪درود بر کسی که رودرا بهایراو است...♪

295
00:25:19,666 --> 00:25:24,625
♪درود بر کسی که پرالی بهایراو است...♪

296
00:25:24,625 --> 00:25:29,500
♪درود بر کسی که مارتاند بهایراو است...♪

297
00:25:29,500 --> 00:25:34,416
♪درود بر کسی که کال بهایراو است...♪

298
00:25:34,416 --> 00:25:39,375
♪درود بر کسی که رودرا بهایراو است...♪

299
00:25:39,375 --> 00:25:44,250
♪درود بر کسی که پرالی بهایراو است...♪

300
00:25:44,250 --> 00:25:49,166
♪درود بر کسی که مارتاند بهایراو است...♪

301
00:25:49,166 --> 00:25:54,125
♪درود بر کسی که کال بهایراو است...♪

302
00:26:01,541 --> 00:26:02,916
هی! منو پوشش بده...

303
00:26:03,000 --> 00:26:04,375
من را پوشش بده...

304
00:26:04,875 --> 00:26:07,041
فرار نکن بزدل...

305
00:26:12,791 --> 00:26:14,625
غیرت!

306
00:26:26,125 --> 00:26:30,875
اگر سربازانش اینقدر سلحشور هستند،
پس خود پادشاه شیواجی چگونه باید باشد؟

307
00:26:41,166 --> 00:26:42,750
ای جنگجوی نترس!

308
00:26:43,000 --> 00:26:46,250
با دیدن این همه شجاعت و دلاوری تحت
تاثیر قرار گرفتم! قبلاً هرگز ندیده بودم!

309
00:26:46,291 --> 00:26:49,250
با ما بیا! ما به تو احترام خواهیم گذاشت!

310
00:26:49,625 --> 00:26:50,708
هر چه بخواهی به
تو داده خواهد شد!

311
00:26:50,750 --> 00:26:52,541
تمام سرزمین هایی که آرزویش
را داری از آن تو خواهد بود!

312
00:26:54,000 --> 00:26:54,500
فقط اسمش را ببر!

313
00:27:00,250 --> 00:27:01,125
چه اتفاقی افتاد؟

314
00:27:01,416 --> 00:27:06,000
اه! تف به پاداش‌هایت،

315
00:27:06,500 --> 00:27:10,250
من از خاندان خود پرابو نسب دارم!

316
00:27:10,250 --> 00:27:12,625
چطور جرأت کردی
حتی فکر کنی که به شما ملحق می‌شوم؟

317
00:27:13,375 --> 00:27:20,000
من نه دنبال زمین هستم...
نه پاداش... نه جایزه...

318
00:27:20,000 --> 00:27:21,625
پیشنهاد شما بی‌ارزش است!

319
00:27:22,791 --> 00:27:25,750
من سرباز شاه شیواجی هستم...

320
00:27:25,875 --> 00:27:27,625
با دقت گوش کن!

321
00:27:27,791 --> 00:27:30,625
و فکر می‌کنی پیشنهاد
تو را قبول می‌کنم؟ اه!...

322
00:27:33,541 --> 00:27:35,000
پس، تو چه می‌خواهی؟

323
00:27:35,541 --> 00:27:37,000
مال تو...

324
00:27:38,000 --> 00:27:39,416
سر!

325
00:27:40,125 --> 00:27:42,625
سرت رو میخوام!

326
00:27:42,875 --> 00:27:43,375
عمو...

327
00:27:43,750 --> 00:27:44,750
عمو... خواهش میکنم یه کاری بکن...

328
00:27:45,041 --> 00:27:46,750
وگرنه اون شیطان ما رو میکشه!

329
00:27:47,375 --> 00:27:48,000
احتشام...

330
00:27:48,750 --> 00:27:49,375
کمان و تیرهای من رو بیار!

331
00:27:52,625 --> 00:27:58,041
هَر هَر ماهادِو...

332
00:29:22,041 --> 00:29:26,125
ارتش مغول شروع به
ویرانی در ایالت ماول کرد

333
00:29:26,416 --> 00:29:28,500
شیواجی ماهاراج از شنیدن
این خبر ناراحت شد و...

334
00:29:28,500 --> 00:29:32,250
...نامه تندی برای میرزا راجا
جای سینگ فرستاد

335
00:29:32,666 --> 00:29:37,166
راغونات‌پنت با این نامه به
اردوگاه میرزا راجا رسید...

336
00:29:54,000 --> 00:29:55,041
پنت...

337
00:29:55,666 --> 00:29:57,125
میدونی این چیه؟

338
00:29:58,916 --> 00:30:05,500
پدر هوکوم جی برای شکست دادن شاه
شیواجی مراسم کوتیلینگارچان را انجام داد!

339
00:30:05,875 --> 00:30:11,375
بعد از آن، مراسم ما باگلاموخی
انجام شد و حالا؟ شاتچاندی یاگنا!

340
00:30:11,375 --> 00:30:15,916
پنت، هروقت پدر هوکوم جی
این یاگنا را انجام داد،

341
00:30:16,041 --> 00:30:19,250
همیشه پیروز بیرون آمده است!

342
00:30:19,500 --> 00:30:24,291
حالا، هیچکس نمی تواند شاه شیواجی
را از شکست خوردن نجات دهد!

343
00:30:25,500 --> 00:30:28,541
وای… شاهزاده کیرات سینگ، وای!

344
00:30:29,375 --> 00:30:33,791
یک مرید الهه در حال انجام یک یاگنا
برای شکست دادن مرید دیگری از همان خدا است…

345
00:30:35,250 --> 00:30:36,041
چشمگیر…

346
00:30:36,125 --> 00:30:39,416
و همه اینها برای چه
کسی؟ خود امپراتوری که ایده

347
00:30:39,458 --> 00:30:42,750
زندگی اش غرق کردن
خدایان و الهه های هندو است؟

348
00:30:45,500 --> 00:30:46,541
خیلی خوب…

349
00:30:50,625 --> 00:30:51,291
پدر هوکوم جی،

350
00:30:53,250 --> 00:30:54,375
پانت، از این طرف لطفا…

351
00:30:59,625 --> 00:31:01,166
ای میرزا راجا جای سینگ بزرگ!

352
00:31:01,500 --> 00:31:07,750
با وجود قدرت فراوانتان، امروز به عنوان
خدمتکار اورنگ زیب به دکن می آیید…

353
00:31:09,041 --> 00:31:12,041
اگر به دکن آمده بودید
تا پادشاهی خود را گسترش دهید،

354
00:31:13,666 --> 00:31:16,666
من در خدمتت تعظیم می‌کردم
و در کنار تو می‌ایستادم

355
00:31:17,125 --> 00:31:19,291
اما تو انتخاب کردی که شمشیرت را
علیه هندوهای بی‌گناه بکشی

356
00:31:20,000 --> 00:31:24,375
از آنجا که افضل خان،شایسته خان شکست خورد،
اورنگ‌زیب تو را به جایشان فرستاد

357
00:31:25,166 --> 00:31:27,041
تا هندوها را بر علیه یکدیگر قرار دهی!

358
00:31:27,041 --> 00:31:28,750
این تاکتیک سیاسی جدید اوست!

359
00:31:28,750 --> 00:31:30,541
نه تنها این، بلکه برای سود مغول،

360
00:31:30,541 --> 00:31:34,791
به جنگجویانی مانند زونجار سینگ و
چهاتراسال بوندلا حمله کردی

361
00:31:35,500 --> 00:31:38,375
این باعث شرمساری
میراث بزرگ و خون راجپوت تو می‌شود!

362
00:31:38,500 --> 00:31:39,250
هی پاندیت!

363
00:31:40,291 --> 00:31:42,291
زبانت را نگه دار!

364
00:31:42,541 --> 00:31:43,000
کیرت سینگ...

365
00:31:46,500 --> 00:31:47,541
ادامه بده، پاندیت...

366
00:31:49,416 --> 00:31:52,125
همه چیز در خطر است،
خدایان، سرزمین‌ها و حتی معابد ما...

367
00:31:52,625 --> 00:31:55,041
اگر متحد نشویم، هیچ چیز
را نجات نخواهیم داد!

368
00:31:55,250 --> 00:31:58,791
اگر واقعاً شجاع هستید، پس شمشیر خود
را علیه اورنگ زیب به کار گیرید...

369
00:32:02,916 --> 00:32:06,875
من قصد دارم با ارتش خود به
سمت شمال لشکرکشی کنم...

370
00:32:07,125 --> 00:32:09,750
من همچنین نامه مخفی
درباره شما را که از جاسوس

371
00:32:09,791 --> 00:32:12,375
شایسته خان گرفته شده،
به شما نشان خواهم داد...

372
00:32:12,666 --> 00:32:15,916
و ثابت می کنم که شما گمراه شده اید!

373
00:32:17,000 --> 00:32:19,125
اما اگر این نتواند شما را متقاعد کند،

374
00:32:19,125 --> 00:32:22,000
پس شمشیر من از غلاف
خود بیرون خواهد آمد، و مانند

375
00:32:22,041 --> 00:32:24,750
ماه نو که آسمان شب
را می شکافد، خواهد برید!

376
00:32:28,041 --> 00:32:30,000
و بعد... هیچکس نمیتونه نجاتت بده

377
00:32:30,291 --> 00:32:30,750
پاندیت...

378
00:32:32,375 --> 00:32:34,125
هردومون اینو میدونیم

379
00:32:35,375 --> 00:32:37,125
پادشاه شیواجی نمیتونه مارو شکست بده!

380
00:32:38,625 --> 00:32:39,541
نه کیرات سینگ...

381
00:32:39,541 --> 00:32:42,541
با وجود اینکه در چنین
وضعیت وخیمی قرار داره...

382
00:32:43,291 --> 00:32:46,875
اون مرد شجاع از تعظیم کردن امتناع میکنه...

383
00:32:48,000 --> 00:32:49,625
و نه افرادش هیچ نشونه ای
از تسلیم شدن نشون میدن!

384
00:32:50,875 --> 00:32:51,750
در این صورت...

385
00:32:54,041 --> 00:32:55,875
من دوست دارم باهاش ملاقات کنم! شخصا!

386
00:32:56,291 --> 00:32:56,916
اما...

387
00:32:57,750 --> 00:32:59,625
در یک اردوگاه جنگی مثل شما،

388
00:33:00,041 --> 00:33:01,375
در میان ارتشی از لاک‌ها!

389
00:33:03,291 --> 00:33:05,916
پادشاه شیواجی به حرف چه کسی و
با چه ضمانتی می‌تواند اعتماد کند؟

390
00:33:22,375 --> 00:33:25,875
پادشاه من، او قسم خورده است
و برگ مقدسی که نماد همین است!

391
00:33:28,875 --> 00:33:32,875
بنابراین، ما می‌توانیم به
راجپوت اعتماد کنیم...

392
00:33:33,375 --> 00:33:33,750
هوم...

393
00:33:37,375 --> 00:33:39,250
پس از تجزیه و تحلیل بحرانی
که بر پادشاهی ما نازل شده است،

394
00:33:40,375 --> 00:33:42,875
من فقط یک گزینه پیش روی خود می‌بینم...

395
00:33:43,875 --> 00:33:45,541
و آن عقب نشینی است...

396
00:33:46,666 --> 00:33:47,250
منظورت چیه؟

397
00:33:47,625 --> 00:33:50,000
بیاین سر معاهده به توافق برسیم...

398
00:33:50,375 --> 00:33:50,875
پادشاه من...

399
00:33:52,125 --> 00:33:53,750
شما شامبو ماها دِو
ما هستید! محافظ ما!

400
00:33:53,791 --> 00:33:56,166
اگر دستور شما باشد، ما حتی
به درون آتش هم خواهیم پرید!

401
00:33:57,291 --> 00:34:00,416
یا حتی برای صلح، یک قدم به عقب برداریم...
اگر این چیزی است که شما می خواهید!

402
00:34:00,875 --> 00:34:01,375
باشه...

403
00:34:01,666 --> 00:34:03,166
حالا، متوجه بشید که چرا
شما رو اینجا احضار کردم...

404
00:34:03,250 --> 00:34:03,750
بله...

405
00:34:04,000 --> 00:34:05,875
از این به بعد، کونکان پناهگاهی
برای مردم ما خواهد بود...

406
00:34:06,291 --> 00:34:10,750
به باجی سارجراو از قبل دستور داده شده
که مردم رو به کونکان منتقل کنه

407
00:34:10,750 --> 00:34:11,250
باشه...

408
00:34:11,375 --> 00:34:13,125
شما با کونکان آشنایی خوبی دارید...

409
00:34:14,375 --> 00:34:19,375
فعلاً پیمان خواهیم داشت
و ویرانی در ارتفاعات را متوقف می کنیم...

410
00:34:19,875 --> 00:34:21,000
کونکان باید محافظت شود...

411
00:34:22,250 --> 00:34:23,875
در بدترین حالت، حتی اگر مجبور شویم
این قلعه ها را تسلیم کنیم،

412
00:34:23,875 --> 00:34:25,750
هیچ کس نمی تواند آنها را بلند کند
و به شمال ببرد!

413
00:34:26,125 --> 00:34:26,625
بله...

414
00:34:27,250 --> 00:34:31,416
خورشید غروب کرده بالاخره طلوع می کند!

415
00:34:32,375 --> 00:34:33,916
ما از ابتدا شروع خواهیم کرد...

416
00:34:34,250 --> 00:34:34,791
بله...

417
00:34:37,916 --> 00:34:39,041
تانهاجی رائو...

418
00:34:39,041 --> 00:34:40,041
حالا صبور باش

419
00:34:40,041 --> 00:34:43,250
وقتی زمانش برسه، به مغول‌ها
نشون میدیم کی هستیم!

420
00:34:44,875 --> 00:34:45,500
راغونات‌پنت...

421
00:34:45,625 --> 00:34:46,166
بله راجه...

422
00:34:46,750 --> 00:34:48,041
جلسه رو نهایی کن!

423
00:34:51,000 --> 00:34:54,541
در همین حال، یک درگیری جدید
در اردوی میرزا راجه بالا گرفت...

424
00:34:57,416 --> 00:34:59,166
چطور جرات میکنی، دلاورخان!

425
00:34:59,375 --> 00:35:03,375
انگار تو هم
در دام پادشاه شیواجی افتاده‌ای...

426
00:35:03,875 --> 00:35:05,375
و اگر اینطور نیست...

427
00:35:08,250 --> 00:35:10,750
وقتی پادشاه شیواجی فردا می آید،

428
00:35:11,041 --> 00:35:16,500
به من اجازه بدهید سرش را ببرم!

429
00:35:16,541 --> 00:35:17,250
دلاورخان

430
00:35:18,625 --> 00:35:20,541
من به پادشاه شیواجی قول داده ام!

431
00:35:21,250 --> 00:35:27,416
که در اردوگاه ما آسیبی به او نخواهد رسید!

432
00:35:27,750 --> 00:35:30,541
انگار که یک زندگی ناچیز مراتا

433
00:35:30,541 --> 00:35:33,291
برای شما مهم تر شده
از آبروی سلطنت مغول!

434
00:35:34,500 --> 00:35:35,500
در موردش فکر کن

435
00:35:37,500 --> 00:35:40,375
مردم دهلی از این تصمیم خوششان نخواهد آمد!

436
00:35:40,666 --> 00:35:46,250
من خودم عواقب
رخ دادن در دهلی را بر عهده می گیرم!

437
00:35:48,791 --> 00:35:55,250
اما اگر کسی جرات کند و به شاه شیواجی
انگشت بزند در حالی که او اینجاست،

438
00:35:57,875 --> 00:36:00,500
خودم او را خواهم کشت!

439
00:36:04,291 --> 00:36:15,375
حالا هر چقدر هم که او مورد
علاقه امپراتور، دلاورخان باشد!

440
00:36:47,250 --> 00:36:48,000
پادشاه من،

441
00:36:49,625 --> 00:36:50,625
میرزا راجا اینجاست...

442
00:37:09,250 --> 00:37:10,750
پدر، لطفا... محتاط باشید...

443
00:37:18,375 --> 00:37:21,625
سلام فروتنانه من به
جنگجوی راجپوتانا، میرزا راجا جای سینگ...

444
00:37:22,000 --> 00:37:22,500
درود...

445
00:37:24,416 --> 00:37:24,875
عالیجناب...

446
00:37:25,666 --> 00:37:26,291
این همه چیست؟

447
00:37:26,625 --> 00:37:27,875
شاه شیواجی

448
00:37:29,125 --> 00:37:31,166
ما قبلاً واجراگاد را فتح کرده‌ایم!

449
00:37:32,041 --> 00:37:36,791
و به زودی، پوراندار هم از آن ما خواهد شد!

450
00:37:46,500 --> 00:37:47,625
حمله را متوقف کنید اعلیحضرت

451
00:37:49,416 --> 00:37:52,125
من همین الان قلعه‌ی پوراندار را
تحویل می‌دهم!

452
00:37:54,500 --> 00:37:55,541
واقعاً؟

453
00:37:56,666 --> 00:37:57,375
بله درسته

454
00:37:58,625 --> 00:38:01,375
جان افرادم
برای من از این قلعه مهم‌تر است!

455
00:38:01,875 --> 00:38:02,875
قبول است

456
00:38:03,125 --> 00:38:04,250
لطفا بیایید شاه

457
00:38:05,250 --> 00:38:07,625
بياييد مسائل را داخل خيمه
سلطنتی مورد بحث قرار دهيم!

458
00:38:08,416 --> 00:38:09,125
بيا...

459
00:38:18,166 --> 00:38:18,875
لطفا بيا...

460
00:38:19,125 --> 00:38:20,250
بنشينيد

461
00:38:35,166 --> 00:38:36,250
به من بگو، پادشاه...
چه چیزی شما را به اینجا آورده؟

462
00:38:36,375 --> 00:38:38,416
شما به نامه من پاسخی ندادید

463
00:38:40,125 --> 00:38:41,791
من انتخابی نداشتم، پادشاه شیواجی

464
00:38:43,250 --> 00:38:48,166
من به راحتی می توانم
شورش را در نامه شما حس کنم

465
00:38:50,625 --> 00:38:54,291
همه آزادی را ترجیح نمی دهند، اینطور نیست؟

466
00:38:54,500 --> 00:38:57,875
کسانی که از بوی تعفن بردگی
لذت می برند، از آن می ترسند!

467
00:38:58,375 --> 00:38:59,416
پادشاه شیواجی...

468
00:39:01,000 --> 00:39:05,625
هر دشمن امپراتور، دشمن من هم هست...

469
00:39:09,000 --> 00:39:11,125
پس، چه فایده‌ای
در این بحث هست؟

470
00:39:15,375 --> 00:39:16,291
لطفا متوقف کنید، پادشاه...

471
00:39:19,500 --> 00:39:21,791
شما عمیقا به همراهانتان اهمیت می دهید...

472
00:39:21,791 --> 00:39:26,666
من دیده‌ام که شما وقتی به آنها مربوط می‌شود
احساساتی می‌شوید...

473
00:39:28,750 --> 00:39:35,541
پادشاه شیواجی، من
پادشاهان و جنگجویان بی‌شماری را دیده‌ام...

474
00:39:35,541 --> 00:39:41,791
اما هرگز کسی را ندیده‌ام که
به اندازه‌ی شما به رعایایش اهمیت دهد!

475
00:39:42,625 --> 00:39:50,166
از این رو، من خودم
درخواست شما را به امپراتور ارائه خواهم کرد!

476
00:39:50,166 --> 00:39:51,416
چنین کاری نکنید!

477
00:39:52,041 --> 00:39:57,875
وقتی آزادی، مذهب و هویت از دست بروند،
دیگر هیچ چیز در این دنیا ارزش دنبال کردن ندارد!

478
00:39:58,541 --> 00:40:00,750
من با یک درخواست واحد آمده ام

479
00:40:00,875 --> 00:40:01,625
بفرمایید

480
00:40:02,000 --> 00:40:07,291
گردن من را بزن قبل از اینکه
مهاراشترا را به قبرستان تبدیل کنی!

481
00:40:07,625 --> 00:40:08,666
پادشاه شیواجی!

482
00:40:09,500 --> 00:40:14,166
من جنگجوی راجپوت هستم! نه یک قصاب!

483
00:40:17,041 --> 00:40:17,791
راجپوت؟

484
00:40:18,916 --> 00:40:19,916
جنگجو؟

485
00:40:21,000 --> 00:40:22,000
اینطور است؟

486
00:40:23,250 --> 00:40:25,625
شما خودتان را در برابر
مغول ها خوار می کنید،

487
00:40:25,625 --> 00:40:28,000
کسانی که از درهم شکستن
دین هندو شاد می شوند...

488
00:40:28,791 --> 00:40:31,291
و هنوز جرأت داری خودت را
یک جنگجوی راجپوت بنامی؟

489
00:40:31,666 --> 00:40:34,166
وفاداری یکی از مهمترین
وظایف یک راجپوت است!

490
00:40:34,916 --> 00:40:39,916
و وفاداری من در خدمت
امپراتور اورنگ زیب است!

491
00:40:40,500 --> 00:40:43,250
وفاداری به یک بیگانه
خیانت به سرزمین مادری خود است!

492
00:40:43,875 --> 00:40:44,791
عالیجناب...

493
00:40:45,791 --> 00:40:50,000
آیا واقعاً از سرزمین
مهارانا پراتاپ قدرتمند هستید؟

494
00:40:50,875 --> 00:40:55,125
او با مغول ها جنگید،با علف و آب زندگی کرد،
در جنگل ها سرگردان شد

495
00:40:55,625 --> 00:40:58,291
اما هرگز دارما خود را رها نکرد!

496
00:40:59,666 --> 00:41:02,875
به همین دلیل او
یک بت ابدی برای میهن پرستانی مانند ماست!

497
00:41:04,125 --> 00:41:06,750
آیا میراثی مشابه برای خود نمی خواهید؟

498
00:41:07,291 --> 00:41:08,375
به هیچ وجه نه...

499
00:41:09,875 --> 00:41:11,875
با اظهارات نامربوط خود مرا فریب ندهید!

500
00:41:12,666 --> 00:41:14,500
من به امپراتور قول داده ام!

501
00:41:15,541 --> 00:41:18,541
که شما را به عنوان اسیر خواهم گرفت!

502
00:41:19,416 --> 00:41:21,375
و با این حال، من با شما صحبت می کنم...

503
00:41:22,125 --> 00:41:24,791
زیرا شما از نسل
خاندان بزرگ سیسودیا هستید...

504
00:41:25,291 --> 00:41:29,041
مرا امتحان نکنید، پادشاه شیواجی!

505
00:41:30,375 --> 00:41:35,791
من به شما احترام می گذارم،
به شجاعت و دلاوری شما بسیار زیاد!

506
00:41:36,666 --> 00:41:40,375
و با این حال نمی توانم از دلسوزی
برای شما خودداری کنم!

507
00:41:41,625 --> 00:41:45,250
مردم شما، به دلیل
لجاجت خودتان در حال رنج کشیدن هستند!

508
00:41:45,625 --> 00:41:49,625
سربازان شجاع شما دارند می‌میرند!
روستاهای ماول ویران شده‌اند!

509
00:41:52,250 --> 00:41:53,500
بنابراین... بفرمایید بنشینید!

510
00:42:05,750 --> 00:42:09,875
حالا بگو... چه تصمیمی گرفته‌ای؟

511
00:42:17,125 --> 00:42:18,625
اودیراج مونشی...

512
00:42:19,000 --> 00:42:21,000
بله سرورم... الان میام!

513
00:42:22,291 --> 00:42:23,125
بله سرورم...

514
00:42:25,750 --> 00:42:28,500
شرایط و ضوابط پیمان را
برایش بخوان...

515
00:42:29,750 --> 00:42:30,291
بله...

516
00:42:31,750 --> 00:42:32,125
بخوان...

517
00:42:32,125 --> 00:42:32,916
بله سرورم...

518
00:42:33,875 --> 00:42:34,916
با دقت گوش کن

519
00:42:35,250 --> 00:42:37,666
شما باید در مجموع بیست و سه قلعه
به امپراتور بدهید

520
00:42:37,666 --> 00:42:43,500
پوراندار، كوندانا، تونگ،
تیکونا، لوهاگاد، ویساپور، روهیدا،

521
00:42:43,500 --> 00:42:46,666
و سایر سرزمین ها

522
00:42:51,291 --> 00:42:54,166
پسر شما، شاهزاده سامباجی راجه،

523
00:42:54,791 --> 00:42:58,791
به عنوان منصب دار پنج هزار نفری
تحت امر امپراتور منصوب می شود

524
00:43:00,250 --> 00:43:04,041
هر زمان که امپراتور احضار کرد،

525
00:43:04,041 --> 00:43:07,291
شما باید در خدمت او حاضر شوید
هر زمان و هر طور که لازم باشد!

526
00:43:08,375 --> 00:43:12,375
سرزمین كونکان و دوازده قلعه
گاتس بالا در اختیار شما باقی می ماند،

527
00:43:13,250 --> 00:43:17,875
همراه با سرزمین های زیر آن قلعه ها...

528
00:43:18,916 --> 00:43:23,625
شرط سختی که برای پسرت وضع شده،
شامل حال شما نخواهد شد

529
00:43:24,750 --> 00:43:30,750
با این حال، امپراتور
انتظار همکاری وفادارانه‌ی شما را دارد

530
00:43:35,250 --> 00:43:37,500
و مهمترین شرط از همه...

531
00:43:38,416 --> 00:43:41,375
به مناسبت پنجاهمین سالگرد سلطنت
قریب الوقوع امپراتور...

532
00:43:42,166 --> 00:43:48,125
شما باید برای ملاقات با امپراتور
به پایتخت سفر کنید...

533
00:43:49,500 --> 00:43:50,125
چرا؟

534
00:43:50,375 --> 00:43:52,625
برای اثبات وفاداری خود به او!

535
00:43:57,666 --> 00:43:58,666
والاحضرت...

536
00:44:00,125 --> 00:44:03,125
من به اینجا آمده‌ام چون
می‌توانم به شما اعتماد کنم!

537
00:44:05,166 --> 00:44:07,125
چه کسی می‌داند نیت امپراتور چیست؟

538
00:44:07,250 --> 00:44:11,666
اگر به من اعتماد کنی، من بهت قول میدم

539
00:44:12,875 --> 00:44:16,250
که تو آگرا مسئولیتت با من باشه

540
00:44:16,625 --> 00:44:19,625
با تو مثل یه شاهزاده رفتار میشه...

541
00:44:20,125 --> 00:44:23,791
و از زندگیت
با ارزش تر از جون خودم محافظت میشه

542
00:44:26,500 --> 00:44:27,500
شاه شیواجی...

543
00:44:28,041 --> 00:44:29,791
اگه با این شرایط موافق باشی،

544
00:44:31,125 --> 00:44:35,750
من اونو برای رضایت و تایید
امپراطور میفرستم...

545
00:44:37,625 --> 00:44:38,375
اودایراج...

546
00:44:38,375 --> 00:44:39,000
بله قربان...

547
00:44:40,125 --> 00:44:40,916
هوم...

548
00:44:43,375 --> 00:44:44,125
شاه شیواجی...

549
00:44:44,375 --> 00:44:49,166
شنیده‌ام که راجماتا،
اوساهب شما،

550
00:44:49,166 --> 00:44:51,666
در قلعه کوندانا هستند

551
00:44:52,791 --> 00:44:54,250
و شما خوب می‌دانید

552
00:44:54,250 --> 00:44:58,041
همان قلعه‌ای که توسط نیروهای
من محاصره شده است؟

553
00:45:00,000 --> 00:45:02,041
قبل از تصمیم‌گیری خوب فکر کن...

554
00:45:05,500 --> 00:45:07,125
الهه جاگادامبا کمکم کن

555
00:45:22,666 --> 00:45:23,625
پانت...

556
00:45:47,125 --> 00:45:47,916
پس رانجی...

557
00:45:49,125 --> 00:45:50,291
این تمام اتفاقی بود که افتاد...

558
00:45:50,625 --> 00:45:54,625
به اورنگ زیب نمی توان اعتماد کرد...

559
00:45:56,000 --> 00:45:57,041
اما نباید نگران باشید...

560
00:45:58,125 --> 00:46:00,250
من به راجپوت های وفادارم علامت خواهم داد...

561
00:46:02,500 --> 00:46:04,500
حتی اگر در طول جشن تولد مشکلی پیش بیاید،

562
00:46:05,291 --> 00:46:11,375
مردان من شاه شیواجی را قبل از اینکه اتفاقی
برایش بیفتد، از آنجا اسکورت می کنند...

563
00:46:13,500 --> 00:46:15,875
این وظیفه مقدس ماست
که از هندو دارما دفاع کنیم

564
00:46:15,875 --> 00:46:21,250
هیچ سازشی در آن وجود نخواهد داشت!

565
00:46:22,500 --> 00:46:24,916
مردم اینجا شروع به گفتن این کرده اند که،

566
00:46:26,125 --> 00:46:29,750
شاه شیواجی خود تجسم الهی است!

567
00:46:31,500 --> 00:46:34,916
آخرین بارقه امید برای ما هندوها...

568
00:46:35,791 --> 00:46:39,166
و ما هرگز اجازه نخواهیم داد
که آن امید خاموش شود!

569
00:46:40,041 --> 00:46:43,625
پس از گرفتن اطمینان از انیرودها سینگ جی،

570
00:46:43,625 --> 00:46:48,250
بهیرجی و کاویندرا پاراماناندا
به آگرا بازگشتند

571
00:46:48,375 --> 00:46:48,875
ناییک...

572
00:46:49,500 --> 00:46:50,000
بله...

573
00:46:50,875 --> 00:46:52,875
دقیقا چه چیزی در ذهن راجه است؟

574
00:46:57,500 --> 00:47:00,125
پس از معاهده با میرزا راجه،

575
00:47:01,000 --> 00:47:03,500
پادشاه یک شب من را صدا زد...

576
00:47:05,875 --> 00:47:06,791
ناییک...

577
00:47:07,500 --> 00:47:08,000
بله...

578
00:47:08,541 --> 00:47:10,500
بحران کنونی یک بحران معمولی نیست

579
00:47:10,666 --> 00:47:12,541
من پیش رفتم و معاهده را امضا کردم!

580
00:47:13,000 --> 00:47:15,500
حتی اخطار و هدایای سلطنتی آنها را پذیرفتم!

581
00:47:19,000 --> 00:47:23,000
اما اکنون به نظر می رسد که
این مسئله اینجا متوقف نخواهد شد!

582
00:47:26,875 --> 00:47:29,625
باید برای ملاقات با امپراتور،
به دهلی یا آگرا بروم!

583
00:47:30,625 --> 00:47:33,000
دربار مغول آگرا
فقط یک مجمع سلطنتی نیست...

584
00:47:35,125 --> 00:47:37,125
بلکه یک لانه تهدید کننده زندگی
مانند غار ببر آدمخوار است!

585
00:47:38,500 --> 00:47:44,875
قبل از اینکه به آگرا بیایم،
تمام شمال هندوستان را پوشش بده...

586
00:47:45,875 --> 00:47:46,625
بله قربان!

587
00:47:47,875 --> 00:47:52,291
قبل از رسیدن شما، من
یک گزارش مفصل در مورد آگرا آماده خواهم کرد...

588
00:47:52,541 --> 00:47:53,375
هوم

589
00:47:53,375 --> 00:47:54,166
اما...

590
00:47:55,125 --> 00:47:57,541
دقیقا چه برنامه‌ای داری استاد؟

591
00:47:59,541 --> 00:48:04,750
اگر لرد نارسیما
از پرتاپگاد دوباره در آگرا ظاهر شود چه؟

592
00:48:12,500 --> 00:48:15,250
اگر مستقیماً به امپراتور ضربه بزنیم چه؟

593
00:48:16,625 --> 00:48:17,791
این طرح پتانسیل دارد

594
00:48:19,166 --> 00:48:22,541
اما کمی خطرناک نیست؟

595
00:48:24,291 --> 00:48:26,791
ما برای انجام کارهای ساده
به دنیا نیامده‌ایم، ناییک

596
00:48:28,250 --> 00:48:29,583
اگر از زندگی منع
شده‌ایم، پس باید بتوانیم از

597
00:48:29,625 --> 00:48:31,125
آن زمان به عنوان فرصتی
برای پیروزی استفاده کنیم

598
00:48:33,750 --> 00:48:34,416
ناییک...

599
00:48:36,125 --> 00:48:38,250
ما از روی درماندگی به آگرا نخواهیم رفت

600
00:48:39,916 --> 00:48:40,750
در عوض

601
00:48:44,500 --> 00:48:46,625
با یک برنامه درست به آگرا حمله خواهیم کرد

602
00:48:51,500 --> 00:48:53,625
در این بین،من اطمینان حاصل خواهم کرد
که پایه های سوراجیا محکم است

603
00:48:54,125 --> 00:48:55,750
خدا نکند، اگر در آگرا اتفاقی برای من بیفتد،

604
00:48:56,791 --> 00:49:01,416
پس قلعه های سوراجیا
باید محکم زیر فرمان اوساحب بایستند!

605
00:49:02,791 --> 00:49:04,000
از این رو، من
تمام تدارکات لازم را خواهم دید!

606
00:49:04,750 --> 00:49:09,875
حتی چند تن از نزدیکان اورنگ زیب در
حال توطئه برای سرنگونی او هستند

607
00:49:10,875 --> 00:49:13,750
در آنجا، شما رئیس قبیله ای به نام
شامبوسینگ شیخاوات را پیدا خواهید کرد

608
00:49:13,750 --> 00:49:15,958
او یک مامور راجپوت
است، که به طور ویژه

609
00:49:16,000 --> 00:49:18,250
توسط ویشواسراو دیگِه
ما توصیه شده است!

610
00:49:18,875 --> 00:49:23,625
با پیروی از این دستورات،
برای ملاقات با شامبوسینه شخاوات به آگرا رفتم...

611
00:49:23,625 --> 00:49:25,875
و در نهایت در یک گردهمایی شرکت کردم...

612
00:49:29,875 --> 00:49:30,625
آکیل خان صاحب

613
00:49:32,125 --> 00:49:35,666
این گردهمایی بدون شعر شما ناقص خواهد بود!

614
00:49:37,416 --> 00:49:40,875
اما بانوی شعر هنوز نرسیده اند...

615
00:49:41,166 --> 00:49:42,125
لطفا بخوانید...

616
00:49:47,875 --> 00:49:48,916
دل التماس می کند...

617
00:49:51,000 --> 00:49:54,875
وقتی سکوت بر خاک دل می افتد،

618
00:49:57,250 --> 00:50:01,125
وقتی سکوت بر خاک دل می افتد،

619
00:50:01,916 --> 00:50:05,291
احساسات راه خود را از میان
کلمات جستجو می کنند

620
00:50:06,666 --> 00:50:10,750
حتی اشک‌های پنهان هم
گاهی صدایی پیدا می‌کنند،

621
00:50:12,666 --> 00:50:17,000
هرگاه داستانی بین قلب‌ها باز می‌شود...

622
00:50:17,000 --> 00:50:18,666
وای... خیلی خوب...

623
00:50:18,750 --> 00:50:19,291
ممنون...

624
00:50:20,041 --> 00:50:21,000
بسیار خب

625
00:50:21,166 --> 00:50:24,166
حالا پرنسس،
آیا ما را با یک اجرای دکلمه مفتخر می‌کنید؟

626
00:50:24,250 --> 00:50:25,375
پرنسس؟

627
00:50:26,000 --> 00:50:27,750
پرنسس زیب‌النسا!

628
00:50:28,625 --> 00:50:30,291
دختر محبوب اورنگ‌زیب...

629
00:50:31,291 --> 00:50:32,541
برای ملاحظه‌ی شما تقدیم می‌شود...

630
00:50:32,791 --> 00:50:36,416
بعضی چهره‌ها حتی پشت نقاب هم واضح‌اند...

631
00:50:37,750 --> 00:50:43,500
هر رازی تشنه‌ی رشته‌ای از اعتماد است...

632
00:50:45,125 --> 00:50:50,125
پشت حقایق مبهم، دامی از زهر در انتظار است،

633
00:50:51,541 --> 00:50:56,875
و در هر لبخندی، داستانی
خائنانه پنهان است...

634
00:50:57,041 --> 00:50:57,791
خیلی خوب...

635
00:50:58,375 --> 00:50:59,875
وای... خیلی خوب!

636
00:51:00,625 --> 00:51:02,416
واقعا قابل توجه است!

637
00:51:07,875 --> 00:51:11,500
نقاب و فریب، طبیعت این سرزمین است...

638
00:51:14,791 --> 00:51:19,666
فراموش نکن، ای ساده‌لوح...
آسمان‌ها نظاره‌گرند...

639
00:51:19,875 --> 00:51:21,000
نائیک، مراقب باش...

640
00:51:24,625 --> 00:51:26,041
این کیه، شامبو سینگ؟

641
00:51:27,750 --> 00:51:30,750
آه... بله...
اعلیحضرت... ایشون از دکن هستند...

642
00:51:34,791 --> 00:51:36,750
مجلس تموم شد!

643
00:51:45,041 --> 00:51:46,416
چی شده، ناییک؟

644
00:51:47,125 --> 00:51:51,375
سخته باور کردن که...

645
00:51:51,375 --> 00:51:55,750
بعضی وقتا هویت در برابر
هدف کم میاره، ناییک

646
00:51:57,666 --> 00:52:03,666
ما رهبران گروهی هستیم که
انقلاب رو پشت نقاب کلمات پنهان میکنه!

647
00:52:05,500 --> 00:52:11,875
ما فقط هنرمند،
اجراکننده یا شاعر نیستیم...

648
00:52:11,875 --> 00:52:14,875
ما یک سندیکا هستیم، به اسم مخفی...

649
00:52:17,541 --> 00:52:22,500
هدف ما سرنگونی تخت
ظالمانه پدرمه

650
00:52:23,375 --> 00:52:31,625
جنایاتی که او علیه هندوها مرتکب می‌شود،
ما را به لرزه در می‌آورد!

651
00:52:33,125 --> 00:52:40,000
به نظر می‌رسد که پدر می‌خواهد
کلمه "هندو" را از این سرزمین پاک کند!

652
00:52:41,416 --> 00:52:42,625
اورنگ زیب!

653
00:52:45,125 --> 00:52:48,500
حتی کوچکترین اشاره به نام او
ترس را در بین مردم آگره برمی‌انگیزد

654
00:52:49,125 --> 00:52:55,291
تنها یک نفر در کل هندوستان وجود دارد که
اکنون می‌تواند بشریت را نجات دهد...

655
00:52:55,291 --> 00:52:58,541
آن پادشاه شیواجی... از دکن است...

656
00:52:58,541 --> 00:53:00,375
او برای من مثل یک برادر است...

657
00:53:00,875 --> 00:53:02,625
نگران نباش، نائیک...

658
00:53:03,625 --> 00:53:11,375
ما برای کمک به پادشاه شیواجی،
هر زمان که در آگره به کمک ما نیاز داشتید، آنجا خواهیم بود

659
00:53:11,375 --> 00:53:12,291
بیا پرنسس...

660
00:53:12,291 --> 00:53:17,125
و به همین دلیل ما اینجا هستیم...
تدارکات دقیقی برای دیدارش میبینیم...

661
00:53:19,250 --> 00:53:21,000
پادشاه شیواجی چیزی کمتر از یک شیر نیست!

662
00:53:21,000 --> 00:53:22,916
فقط پادشاهی مثل او
می تواند اینقدر پیش بینی کند!

663
00:53:24,375 --> 00:53:25,125
ها؟

664
00:53:45,750 --> 00:53:47,500
بیا بریم!

665
00:56:04,666 --> 00:56:05,500
آنجا! درست جلوتر! فقط کمی دورتر!

666
00:56:05,500 --> 00:56:07,166
بله عجله کن...

667
00:56:12,416 --> 00:56:15,375
نائیک...نائیک

668
00:56:16,666 --> 00:56:17,750
نه... گوش کن! صوبه دار!

669
00:56:17,750 --> 00:56:24,750
نائیک...نائیک

670
00:56:26,250 --> 00:56:29,375
صبر کن... نائیک...

671
00:56:29,541 --> 00:56:33,416
احمق! من زنده‌ام
او مرده! نگاه کن؟ آنجا!

672
00:56:34,125 --> 00:56:36,666
نائیک... تو باید بری... من از پسِ
این مرد برمی‌آم! تو باید بری!

673
00:56:36,666 --> 00:56:39,000
به وجود تو نیاز است... تو باید الان بری!

674
00:56:39,000 --> 00:56:40,416
تانهاجی رائو، او داره به ما کمک می‌کنه...!

675
00:56:40,416 --> 00:56:42,375
نه، نائیک... تو برو!
من از پسش برمی‌آم! فقط برو!

676
00:56:42,375 --> 00:56:45,750
او یکی از ماست تانهاجی رائو!
انیرودها سینگ رانا او را فرستاده تا به ما کمک کند!

677
00:56:45,750 --> 00:56:47,875
او یک رئیس زیر دست بهاوسینهادا است

678
00:56:47,875 --> 00:56:50,375
شامبوسینه شخاوات!
یکی لطفاً به او بگوید!

679
00:56:50,750 --> 00:56:53,416
او یکی از ماست! بذارید بره!

680
00:56:53,541 --> 00:56:56,250
-واقعا...؟
-بله

681
00:56:56,250 --> 00:56:59,291
نائیک، این دست است یا حلقه دار؟

682
00:56:59,291 --> 00:57:03,125
اگه یکم دیگه سفتش کرده بودی،
گردنم میشکست!

683
00:57:03,166 --> 00:57:06,125
ها! حتما مرده بودی!
زودتر نمیتونستی بگی!

684
00:57:07,791 --> 00:57:09,916
اما نائیک...
اینا دیگه چیه؟

685
00:57:09,916 --> 00:57:11,916
شاید اون جاسوس اورنگ زیب باشه!

686
00:57:13,250 --> 00:57:16,250
نائیک، همین الان اینجا رو ترک کن!
ما خودمون از پسش برمیایم!

687
00:57:16,291 --> 00:57:18,875
فولاد خان کوتوال
یه کمربند امنیتی شدید برقرار کرده...

688
00:57:18,875 --> 00:57:20,750
همه‌تون باید الان اینجا رو
ترک کنید... هر چه زودتر...

689
00:57:21,666 --> 00:57:24,416
فکر کنم، همه‌تون باید
فورا به سمت راجگاد حرکت کنید!

690
00:57:24,875 --> 00:57:26,541
اما ناییک... تو چی؟

691
00:57:26,541 --> 00:57:27,416
گوش کن!

692
00:57:27,416 --> 00:57:29,958
ما باید از امنیت پادشاه
شیواجی مطمئن بشیم، هم

693
00:57:29,958 --> 00:57:32,500
وقتی که میاد و هم وقتی
که آگرا رو ترک میکنه...

694
00:57:32,500 --> 00:57:35,291
بنابراین من باید اینجا بمونم
چون هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن هست...

695
00:57:35,500 --> 00:57:36,416
کیسنا،

696
00:57:36,875 --> 00:57:38,500
تو همه مسیرهای اطراف اینجا رو میدونی...

697
00:57:39,000 --> 00:57:41,500
تو با اونا برو و
شیواجی راجه رو سالم برگردون، باشه؟

698
00:57:42,000 --> 00:57:43,750
لطفا مراقب خودت باش...

699
00:57:43,750 --> 00:57:44,375
بله...

700
00:57:44,375 --> 00:57:46,375
حالا باید عجله کنی...

701
00:57:46,666 --> 00:57:47,750
بزن بریم...

702
00:57:48,250 --> 00:57:49,541
بزن بریم...

703
00:57:55,125 --> 00:57:58,375
در حالی که این جاسوسان
ماراتا مشغول کار بودند تا

704
00:57:58,416 --> 00:58:01,625
از امنیت پادشاه شیواجی
در آگرا اطمینان حاصل کنند،

705
00:58:01,875 --> 00:58:05,000
نامه میرزا راجا به کونور رامسینگ رسید:

706
00:58:07,625 --> 00:58:10,041
"من پادشاه شیواجی را به آگرا می فرستم..."

707
00:58:10,375 --> 00:58:13,625
یادت باشه! هیچ بی عدالتی
نباید در حق او صورت بگیرد!

708
00:58:14,041 --> 00:58:17,750
این وظیفه شماست!
دستور داده شده توسط میرزا راجا جای سینگ

709
00:58:17,916 --> 00:58:20,125
او ترجیح می داد دستور مرگ برای من بدهد

710
00:58:21,041 --> 00:58:23,500
اگر پادشاه شیواجی اینجا کشته شود چه؟

711
00:58:27,750 --> 00:58:32,000
فرمانده! فرمانده
دروازه ها را باز کنید... بگذارید وارد شویم!

712
00:58:32,250 --> 00:58:34,416
کسی اون بالا هست؟؟ در رو باز کنید!

713
00:58:34,750 --> 00:58:35,250
کیه؟

714
00:58:36,875 --> 00:58:37,541
پادشاه من؟

715
00:58:38,375 --> 00:58:39,500
چی شده؟

716
00:58:39,666 --> 00:58:43,250
فرمانده، دشمن رد ما رو گرفته…
بذارید بیایم تو! فوراً دروازه ها رو باز کنید!

717
00:58:43,500 --> 00:58:48,875
توپ ها رو آماده کنید، بچه ها!
دشمن درست پشت سر پادشاه ماست!

718
00:58:48,875 --> 00:58:50,791
پادشاه من! شما نباید اصلاً نگران باشید…

719
00:58:50,791 --> 00:58:54,000
ما حاضریم!
ما همه‌ی دشمنان رو می سوزونیم!

720
00:58:54,000 --> 00:58:56,000
بجاش… فقط بذارید پادشاه بیاد تو!

721
00:58:56,250 --> 00:58:57,625
این ممکن نیست…

722
00:58:57,625 --> 00:58:59,541
همین دیروز بود که نامه
پادشاه را دریافت کردیم...

723
00:58:59,541 --> 00:59:00,625
در آن نوشته شده که

724
00:59:00,625 --> 00:59:03,500
حتی اگر خودشان هم بیایند،
دروازه‌ها به هیچ وجه نباید شبانه باز شوند!

725
00:59:03,500 --> 00:59:05,875
این فرمان سلطنتی پادشاه ماست!
چگونه می‌توانیم اطاعت نکنیم؟

726
00:59:05,875 --> 00:59:07,750
فرمانده... اگر این دروازه را باز نکنی،

727
00:59:08,375 --> 00:59:10,125
سرت را از تنت جدا خواهم کرد!

728
00:59:10,125 --> 00:59:11,166
بسیار خب، پادشاها!

729
00:59:11,166 --> 00:59:13,375
مرگ به دست شما فقط

730
00:59:13,750 --> 00:59:16,750
نجات من خواهد بود!

731
00:59:17,875 --> 00:59:20,291
نگاه کنید، پادشاها! تا لحظاتی
دیگر خورشید طلوع خواهد کرد!

732
00:59:20,791 --> 00:59:24,000
لحظه‌ای که اولین شعاع به
افق بخورد، دروازه را برایت باز خواهم کرد!

733
00:59:24,500 --> 00:59:26,500
تا آن زمان، کمی آب و نان داشته باش

734
00:59:27,666 --> 00:59:31,291
پادشاه من! لطفا با پذیرش
پذیرایی از ما، به ما افتخار دهید!

735
00:59:39,125 --> 00:59:41,041
اوه... این همه برای چیست؟

736
00:59:45,875 --> 00:59:48,625
این جنگجویانی مانند شما هستند
که سُواراجیا را امن نگه می‌دارند، فرمانده!

737
00:59:50,000 --> 00:59:51,750
حالا من آزادم که به شمال سفر کنم!

738
00:59:56,875 --> 00:59:57,625
پادشاه من...

739
00:59:59,000 --> 00:59:59,875
لطفا از خودتان مراقبت کنید

740
01:00:04,750 --> 01:00:06,666
پادشاه شیواجی دلاوری
ماوالاهای خود را در سیدهاگاد آزمایش کرد،

741
01:00:06,666 --> 01:00:07,000
بزن بریم...

742
01:00:07,000 --> 01:00:10,125
شاه شیواجی شجاعت ماوالاهای
خود را در سیدهاگاد آزمود،

743
01:00:10,125 --> 01:00:15,125
اما، آزمایش دیگری در
راجگاد در انتظار او بود…

744
01:00:28,166 --> 01:00:32,250
یسوبای امروز خیلی زیبا به نظر می رسد!
اینطور نیست، اوساحب؟

745
01:00:36,125 --> 01:00:37,875
والاحضرت...

746
01:00:44,791 --> 01:00:46,000
اوساحب!

747
01:00:47,041 --> 01:00:48,125
اوساحب!

748
01:00:50,375 --> 01:00:51,500
شاهزاده شامبو صبر کن...

749
01:00:53,125 --> 01:00:54,625
آیا من کار اشتباهی انجام داده ام؟

750
01:00:55,500 --> 01:00:58,250
تو هرگز چگونه می توانی؟
این من هستم که اشتباه کرده ام...

751
01:00:58,791 --> 01:01:00,125
چرا این را می گویید، اوساحب؟

752
01:01:01,250 --> 01:01:03,666
حرف شما فرمان الهه باوانی برای من است!

753
01:01:04,791 --> 01:01:06,875
به همین دلیل است که مرا در چنین
موقعیت هایی قرار می دهید؟

754
01:01:07,375 --> 01:01:10,791
این مسخره بازی کافی است شیوا!
فورا آن را متوقف کن!

755
01:01:10,791 --> 01:01:13,250
حداقل حالا بگذار به عنوان
یک مادر زندگی کنم!

756
01:01:15,750 --> 01:01:19,000
من شما را قبل از اینکه به سن بلوغ برسید تسلیم
وظیفه ساختن سوراجیا کردم!

757
01:01:19,541 --> 01:01:27,166
شما می دانید که من چقدر برای سوراجیای خود
فداکاری کرده ام!

758
01:01:27,791 --> 01:01:30,125
شما در سن شانزده سالگی
قلعه تورنا را فتح کردید،

759
01:01:30,875 --> 01:01:36,375
مادر درون من زیر سایه ترس از اینکه
اتفاقی برای شما بیفتد زندگی کرده است!

760
01:01:36,625 --> 01:01:39,666
اول فتح خان بعد... بعد افضل خان...
بعد شایسته خان...

761
01:01:40,291 --> 01:01:45,250
و حالا این! اورنگ زیب؟
شما وارد لانه مار می شوید!

762
01:01:45,916 --> 01:01:50,625
ارزش او هزاران افضل خان اینچنینی است!
او فراتر از ظالم است فرزندم!

763
01:01:51,166 --> 01:01:56,125
و با این حال، شما می خواهید
شاهزاده شامبهو را به آنجا ببرید؟

764
01:01:58,250 --> 01:01:59,750
به او نگاه کن

765
01:01:59,750 --> 01:02:00,750
فقط نگاه کن!

766
01:02:01,291 --> 01:02:05,125
خدا نکند، اما اگر فردا اتفاقی بیفتد...

767
01:02:05,375 --> 01:02:08,666
و او بیوه شود، پس به من بگو، آیا آن
وقت می توانی با او روبرو شوی؟

768
01:02:09,000 --> 01:02:10,000
آوساحب!

769
01:02:16,416 --> 01:02:18,916
من تمام زندگی شما را
وقف آرمان 'سواراجیا' کردم!

770
01:02:19,625 --> 01:02:23,541
اکنون، من به دنبال
آن کودکی گمشده در وجود شاهزاده شامبهو هستم!

771
01:02:24,375 --> 01:02:28,125
آیا می خواهید آن شادی را از من،
در سال های پیری ام نیز بدزدید؟

772
01:02:28,541 --> 01:02:32,916
می‌دانم سرنوشت تو گره خورده
به خاطر حفظ حکومت خودمان!

773
01:02:33,166 --> 01:02:34,625
پس باید بروی!

774
01:02:35,625 --> 01:02:39,250
فردا، حتی شاهزاده شمبو ما
باید با میدان جنگ روبرو شود! این را می‌دانم!

775
01:02:39,250 --> 01:02:41,375
اما هنوز نه! او هنوز یک بچه معصوم است!

776
01:02:41,500 --> 01:02:44,375
از او چه انتظاری داری
وقتی که توسط دشمن محاصره شود؟

777
01:02:44,416 --> 01:02:46,500
او کاری را خواهد کرد که
آبیمانیو یک بار انجام داد!

778
01:02:46,500 --> 01:02:47,541
اما اوساهب...

779
01:02:48,541 --> 01:02:52,166
فقط، این آبیمانیو یاد خواهد گرفت
اسرار چاکراویو را که باید بعداً آن را بشکند!

780
01:02:52,500 --> 01:02:55,125
می‌خواهم اکنون او را راهنمایی کنم
تا فردا در آن به دام نیفتد!

781
01:02:56,750 --> 01:02:58,375
من آگاهم که

782
01:02:59,250 --> 01:03:01,541
من دارم با خودم یه تیکه از قلبت رو میبرم،
چیزی که برات از همه عزیزتره

783
01:03:02,041 --> 01:03:04,750
و چه کسی بهتر از من میتونه
ازش مراقبت کنه؟ پسرت؟

784
01:03:04,750 --> 01:03:07,875
بسه دیگه... با حرفات منو گیر ننداز!

785
01:03:08,125 --> 01:03:10,375
اما آوساحب، من از ته قلبم حرف میزنم...

786
01:03:13,625 --> 01:03:15,000
در واقع،

787
01:03:15,875 --> 01:03:18,500
شاهزاده شمبو برای این دیپلماسی
خیلی مهم هستند

788
01:03:24,875 --> 01:03:25,666
آوساحب...

789
01:03:26,666 --> 01:03:29,250
برای برآوردن عهد، رویا،
که در کودکی به من بخشیدید

790
01:03:30,166 --> 01:03:33,541
شاهزاده شمبو باید الان راهی بشه!

791
01:03:34,250 --> 01:03:41,541
اگه منو دعا کنی،
میتونم به راحتی از هر تله مرگباری برگردم!

792
01:03:42,375 --> 01:03:46,041
اما اگر ناراحت هستی، و ما
به شکل دیگری برویم، پس...

793
01:03:48,125 --> 01:03:50,416
شاید اولین ضربه مغول
دقیقا به هدف بخورد...

794
01:03:52,791 --> 01:03:55,750
به من بگو، نه به عنوان مادرم بلکه
به عنوان آوساحب مردممان...

795
01:03:55,750 --> 01:03:58,041
کدام وظیفه را باید ارج نهم؟

796
01:03:59,625 --> 01:04:04,125
وظیفه یک پادشاه یا یک پدر؟

797
01:04:07,916 --> 01:04:09,375
یک پادشاه...

798
01:04:09,750 --> 01:04:11,000
یک پدر...

799
01:04:13,416 --> 01:04:14,916
و همچنین یک پسر...

800
01:04:17,625 --> 01:04:22,000
به من قول بده، شیوبا فرزندم...
که سالم و سلامت برمی‌گردی...

801
01:04:22,000 --> 01:04:25,625
و هر چه بادا باد،

802
01:04:25,625 --> 01:04:30,250
شاهزاده شامبو را با دقت لازم خواهید آورد

803
01:04:32,125 --> 01:04:33,875
به من قول بده!

804
01:04:37,875 --> 01:04:39,166
قول میدم... آوساحب...

805
01:05:10,125 --> 01:05:13,125
الهه جاگادامب به ما برکت دهد...

806
01:05:23,541 --> 01:05:25,625
مرخص میشم

807
01:06:08,500 --> 01:06:11,666
پادشاه من... ما بر
آستانه شهر آگرا ایستاده ایم

808
01:06:11,791 --> 01:06:14,041
یک نفر هم دیده نمیشه،

809
01:06:14,375 --> 01:06:16,375
درسته! خیلی وقته منتظریم!

810
01:06:27,750 --> 01:06:30,750
اینجا پایتخت مغول هاست؟

811
01:06:43,041 --> 01:06:45,000
نگاه کن! یکی داره میاد...

812
01:06:45,541 --> 01:06:46,416
هوم

813
01:06:46,916 --> 01:06:48,000
عجله کن! عجله کن!

814
01:06:48,625 --> 01:06:50,916
این مترسک مثلاً کیه؟

815
01:07:00,666 --> 01:07:01,875
بین شما، پادشاه کیه؟

816
01:07:01,875 --> 01:07:03,000
هی!

817
01:07:03,000 --> 01:07:05,000
کور شدی یا چی؟

818
01:07:05,625 --> 01:07:07,375
نمی فهمی، ها؟

819
01:07:07,750 --> 01:07:09,416
باجی سارجرائو...

820
01:07:09,625 --> 01:07:10,416
صبر کن...

821
01:07:10,416 --> 01:07:11,166
بله پادشاه من...

822
01:07:15,000 --> 01:07:16,041
سلام

823
01:07:16,041 --> 01:07:17,000
شما کی هستید؟

824
01:07:17,125 --> 01:07:23,166
من منشی شاهزاده رام سینگ
هستم گیریدهاری لال…

825
01:07:24,291 --> 01:07:26,250
راناجی یک خلعت به عنوان نشانه
افتخار برای شما فرستاده اند!

826
01:07:26,500 --> 01:07:27,250
منشی؟

827
01:07:27,291 --> 01:07:27,875
بله...

828
01:07:27,875 --> 01:07:29,125
چرا شاهزاده رام سینگ خودش نیامد؟

829
01:07:32,875 --> 01:07:34,666
او می خواست بیاید اما اوه

830
01:07:34,875 --> 01:07:37,875
امپراتور در آخرین لحظه او را احضار کرد!

831
01:07:38,416 --> 01:07:40,000
از این رو، او نتوانست بیاید

832
01:07:40,416 --> 01:07:41,625
ولی من را به جای او فرستاد!

833
01:07:42,000 --> 01:07:45,000
پس این همه انتظار فقط برای
مواجهه با این کارمند رقت‌انگیز؟

834
01:07:45,166 --> 01:07:45,916
پادشاه من!

835
01:07:46,125 --> 01:07:47,500
این یک توهین است!

836
01:07:47,875 --> 01:07:49,250
این فقط یک توهین نیست سارجرائو...

837
01:07:51,041 --> 01:07:54,041
امپراتور در حال انجام یک حرکت سیاسی
بسیار ماهرانه علیه من است

838
01:07:54,041 --> 01:07:55,125
هوم...

839
01:07:55,125 --> 01:07:56,250
به هر حال...

840
01:07:56,416 --> 01:07:59,416
رفاه سوراجیا
مهم‌تر از توهین به من است

841
01:08:00,250 --> 01:08:01,291
آیا شاهزاده رام سینگ اصلاً
برای ملاقات با ما خواهد آمد؟

842
01:08:01,291 --> 01:08:03,250
یا اینکه همدیگر رو
مستقیماً در خود دادگاه ببینیم؟

843
01:08:03,500 --> 01:08:04,750
اوه نه، اینطوری نیست...

844
01:08:05,166 --> 01:08:06,875
شاهزاده خواهد آمد... قطعاً!

845
01:08:06,916 --> 01:08:07,416
اگر این چیزی است که شما می گویید...

846
01:08:07,541 --> 01:08:08,666
حالا کجا برویم؟

847
01:08:09,541 --> 01:08:10,875
حالا کجا باید برویم؟

848
01:08:11,041 --> 01:08:14,041
اوه بله... در مسافرخانه مولوکچند

849
01:08:14,250 --> 01:08:15,791
لطفا...بیا...

850
01:08:16,041 --> 01:08:18,625
بریم...

851
01:08:21,666 --> 01:08:22,750
رام سینگ قرار بود بیاید...

852
01:08:22,750 --> 01:08:23,416
بله، قرار بود بیاید اما...

853
01:08:24,375 --> 01:08:25,250
حالا اون کیه... ؟

854
01:08:27,375 --> 01:08:28,750
درود بر شما، پادشاه من

855
01:08:28,750 --> 01:08:29,541
هوم؟

856
01:08:32,000 --> 01:08:34,375
باید منو ببخشید
برای این تاخیر نابه‌هنگام...

857
01:08:35,125 --> 01:08:35,750
این شاهزاده است

858
01:08:37,041 --> 01:08:38,500
رام سینگ

859
01:08:40,500 --> 01:08:42,125
اشکالی نداره، شاهزاده رامسینگ...

860
01:08:42,916 --> 01:08:44,791
من میتونم درک کنم...

861
01:08:45,041 --> 01:08:49,000
شما یک راجپوت صادق
با یکپارچگی تزلزل ناپذیر هستید...

862
01:08:49,250 --> 01:08:52,875
اما امپراتور شما؟ او از صداقت می گوید،
اما طوری رفتار می کند که انگار...

863
01:08:52,916 --> 01:08:53,875
پادشاه من

864
01:08:56,625 --> 01:08:58,875
بگذریم
حالا، فردا چگونه پیش برویم؟

865
01:08:59,666 --> 01:09:01,791
برای جشن سالگرد تولد امپراتور؟

866
01:09:03,625 --> 01:09:06,625
ما فردا کمی زودتر حرکت خواهیم کرد...

867
01:09:06,916 --> 01:09:08,250
من شخصاً برای اسکورت شما خواهم آمد

868
01:09:08,250 --> 01:09:09,291
درست مثل امروز؟

869
01:09:13,750 --> 01:09:16,625
من را ببخشید، پادشاه شیواجی
لطفا بیشتر از این من را خجالت ندهید...

870
01:09:16,875 --> 01:09:20,500
متاسفم... فقط شوخی می کردم

871
01:09:20,666 --> 01:09:23,625
شما آنطور که من درباره
شما شنیده بودم نیستید!

872
01:09:28,500 --> 01:09:31,916
منظورت چیه؟ پس من چطوریم؟

873
01:09:32,041 --> 01:09:34,166
منظورم اینه... تو خیلی سر حالی

874
01:09:34,500 --> 01:09:35,250
هوم

875
01:09:47,250 --> 01:09:49,041
هستم، تا وقتی که عصبانی بشم...

876
01:09:49,041 --> 01:09:51,000
اون قهرمانه...

877
01:09:51,000 --> 01:09:53,000
اون شجاعه

878
01:09:53,000 --> 01:09:54,916
شیواجی ماهاراج یک پادشاه شجاعه...

879
01:09:54,916 --> 01:09:57,125
شیواجی ماهاراج یک پادشاه محترمه...

880
01:12:25,500 --> 01:12:26,166
ناییک...

881
01:12:32,250 --> 01:12:36,250
من تمام راجپوتانا را گشته‌ام،
همانطور که دستور دادید، استاد!

882
01:12:36,500 --> 01:12:40,250
در حالی که افراد زیادی
را ملاقات کردم، آنها با وجود

883
01:12:40,291 --> 01:12:44,041
موافقت با هدف ما آشکارا
از ما حمایت نخواهند کرد

884
01:12:44,041 --> 01:12:47,125
با این حال، دشمنی علیه
اورنگ زیب متقابل است...

885
01:12:47,291 --> 01:12:49,916
بنابراین، اگر فردا در دادگاه
مشکلی پیش بیاید...

886
01:12:49,916 --> 01:12:51,875
...پس فورا تهدید کننده زندگی
نخواهد شد درسته؟

887
01:12:52,041 --> 01:12:52,750
نه، استاد...

888
01:12:52,750 --> 01:12:55,500
ما با یک برنامه فرار کامل و
پیچیده وارد عمل خواهیم شد!

889
01:12:55,666 --> 01:12:56,250
هوم

890
01:12:56,375 --> 01:12:59,750
سه مکان اصلی وجود دارد که
مراسم در آنجا برگزار می شود

891
01:12:59,875 --> 01:13:01,250
اول، دیوان عام

892
01:13:01,416 --> 01:13:07,750
در اینجا، تخت امپراتور در ارتفاعی
غیرقابل دسترس قرار دارد

893
01:13:08,000 --> 01:13:10,541
دوم، دیوان خاص است...

894
01:13:10,541 --> 01:13:15,000
فقط چند نفر خاص برای این مراسم دعوت می‌شوند...
زنده باد امپراطور اورنگ زیب!

895
01:13:15,000 --> 01:13:18,125
سوم و آخرین، غسلخانه است...

896
01:13:18,125 --> 01:13:22,166
تمام جلسات حیاتی اورنگ زیب
اینجا برگزار می‌شود...

897
01:13:22,791 --> 01:13:25,625
بحث‌های ویژه، ملاقات‌ها

898
01:13:25,625 --> 01:13:29,250
یا حتی مراسم‌های بزرگ
هر چیز مهمی، اینجا اتفاق می‌افتد!

899
01:13:29,250 --> 01:13:32,500
این غسلخانه با پرده‌ای از آب آراسته شده،

900
01:13:32,500 --> 01:13:34,000
و دیگر وسایل تزئینی

901
01:13:34,000 --> 01:13:36,291
که نشان دهنده ثروت عظیم مغول است...

902
01:13:36,500 --> 01:13:39,500
فردا، ما به
دیوان عام خواهیم رفت

903
01:13:39,500 --> 01:13:42,416
از سمت جلو پله‌ای وجود ندارد

904
01:13:42,416 --> 01:13:44,625
یک در وجود دارد که به سمت
بالا به تخت پادشاهی در سمت راست منتهی می شود

905
01:13:44,625 --> 01:13:46,000
امپراتور آن را می گیرد!

906
01:13:46,250 --> 01:13:50,416
تانهاجی‌راو! شما به همراه
باجی سارجراو و هیروجی فرزاند

907
01:13:50,416 --> 01:13:53,041
کنار آن در می‌ایستید

908
01:13:53,166 --> 01:13:55,791
و به استاد کمک می‌کنید
تا راه خود را به سمت امپراتور باز کند

909
01:13:55,791 --> 01:13:56,375
بله

910
01:13:56,416 --> 01:13:58,500
بقیه افراد ما، یعنی

911
01:13:58,500 --> 01:14:02,000
نیراجی راوجی، یساجی کانک، تریامباک سوندو

912
01:14:02,000 --> 01:14:06,791
مانکوجی هریسابنیس، کاویندرا پاراماناند،
راغونات‌پانت کورده

913
01:14:06,791 --> 01:14:12,666
مجبور می‌شه جایی بایسته که مورخین
و کارمندان ایستادن

914
01:14:12,666 --> 01:14:19,125
بقیه، مثل دتاجی تریامبک،
راغوجی میترا، داوالجی گادگه و رامجی

915
01:14:19,625 --> 01:14:22,750
من هوشمندانه اون‌ها رو پشت سر
روسای مختلف در سراسر دادگاه قرار خواهم داد

916
01:14:23,125 --> 01:14:26,500
فردا مهم‌ترین روز
در تاریخ امپراتوری مراتا ما خواهد بود

917
01:14:28,875 --> 01:14:30,416
تحت پوشش ملاقات با او،

918
01:14:31,125 --> 01:14:33,750
ممکنه فرصتی برای حمله به
اورنگ زیب پیدا کنیم...

919
01:14:33,750 --> 01:14:35,625
او قهرمان است...

920
01:14:35,625 --> 01:14:37,666
او شجاع است

921
01:14:37,666 --> 01:14:39,625
شیواجی ماهاراج یک پادشاه شجاع است...

922
01:14:39,625 --> 01:14:41,791
شیواجی ماهاراج یک پادشاه مورد احترام است...

923
01:14:55,125 --> 01:14:56,625
درود بر الهه باوانی...

924
01:14:59,500 --> 01:15:07,125
او استاد جنگ است...

925
01:15:07,125 --> 01:15:08,791
شاه بزرگ شیواجی!

926
01:15:17,875 --> 01:15:20,875
دختر محبوبم
امروز کمی گم شده به نظر می رسد

927
01:15:21,000 --> 01:15:25,291
آیا این لباس سلطنتی به من نمی آید؟

928
01:15:26,125 --> 01:15:27,666
اینقدر به چی خیره شدی؟

929
01:15:28,250 --> 01:15:29,666
مرا ببخشید، عالیجناب…

930
01:15:29,750 --> 01:15:31,500
دیروز شنیدم که…

931
01:15:34,125 --> 01:15:36,250
آن شیواجی، پادشاه دکن رسیده است؟

932
01:15:36,375 --> 01:15:39,375
او همان افضل خان را شکست داد،
که یک بار شما را اسیر کرده بود

933
01:15:40,250 --> 01:15:44,375
آیا یک جنگجو مثل او نباید
با افتخار مورد استقبال قرار گیرد؟

934
01:15:47,166 --> 01:15:52,125
وزیر اعظم... چه مجازاتی
باید به دشمن اسلام داده شود؟

935
01:15:55,791 --> 01:15:56,875
حکم اعدام

936
01:15:58,000 --> 01:15:59,166
دقیقا!

937
01:16:03,000 --> 01:16:05,750
این همان مجازاتی است
که من برای شیواجی در نظر گرفته ام...

938
01:16:05,875 --> 01:16:08,875
پس چرا همان لحظه که وارد آگرا شد
به او حمله نکردید؟

939
01:16:15,166 --> 01:16:17,875
سیاست اینطوری کار میکنه، دختر عزیزم...

940
01:16:20,500 --> 01:16:22,000
سیاست...

941
01:16:23,666 --> 01:16:27,875
جاسوسان ما خبر آورده اند که
مردان پادشاه شیواجی دارند

942
01:16:28,875 --> 01:16:31,750
با هر پادشاهی در ایالت
راجپوتانا ملاقات می کنند

943
01:16:32,291 --> 01:16:35,125
انیرودها سینگ جو از پائوراچ دارد
به او کمک می‌کند...

944
01:16:38,250 --> 01:16:41,750
اگر حتی نیمی از راجپوت‌ها طرف او را بگیرند،

945
01:16:44,250 --> 01:16:47,375
آن‌وقت امپراتوری مغول به
خاکستر تبدیل می‌شود...

946
01:16:48,375 --> 01:16:51,166
و من به میرزا راجا قول داده‌ام...

947
01:16:52,875 --> 01:16:57,750
اگر آن عهد را بشکنم و شیواجی
را اعدام کنم آن‌وقت

948
01:16:58,500 --> 01:17:00,916
ممکن است میرزا راجا دشمن ما شود!

949
01:17:02,250 --> 01:17:04,750
و آن‌وقت دیگر راه برگشتی
وجود نخواهد داشت...

950
01:17:05,250 --> 01:17:06,875
از این رو، من می‌خواهم

951
01:17:07,416 --> 01:17:11,166
شیواجی فردا در دربار گستاخانه رفتار کند...

952
01:17:12,500 --> 01:17:18,000
به این ترتیب، من می‌توانم شیواجی را به راحتی به خاطر
رفتارش در دربار سلطنتی بکشم...

953
01:17:24,041 --> 01:17:27,291
و میرزا راجا هیچ چاره ای
جز سکوت نخواهد داشت

954
01:17:28,250 --> 01:17:30,000
بنابراین، شیوا را تحریک کنید

955
01:17:31,500 --> 01:17:34,666
در هر قدم ممکن به او توهین کنید

956
01:17:39,291 --> 01:17:43,291
عزت نفس و طبیعت شجاعانه او
اجازه نخواهد داد که او برای مدت طولانی ساکت بماند

957
01:17:45,125 --> 01:17:48,125
و ما می توانیم او را به راحتی نابود کنیم

958
01:17:48,750 --> 01:17:49,875
جعفر خان

959
01:17:50,916 --> 01:17:53,500
رام سینگ را امروز آنقدر مشغول نگه دارید،

960
01:17:54,125 --> 01:17:57,125
که او در آوردن شیواجی به دادگاه
تاخیر کند...

961
01:17:58,125 --> 01:18:03,000
و از آنجایی که شیواجی دیر
به دیوان عام می رسد،

962
01:18:03,000 --> 01:18:14,625
من او را در مقابل
کل دادگاه و مهمانان تحقیر خواهم کرد

963
01:18:16,291 --> 01:18:17,750
بله، امپراطور

964
01:18:19,875 --> 01:18:21,625
قیمتش چقدره؟

965
01:18:22,250 --> 01:18:23,666
بیست دینار قربان

966
01:18:23,750 --> 01:18:25,250
بسیار خب

967
01:18:25,250 --> 01:18:27,000
و این؟

968
01:18:27,000 --> 01:18:28,416
این سی دینار قیمت داره قربان

969
01:18:29,875 --> 01:18:31,875
اتفاقاً ست شطرنج هم می‌فروشید؟

970
01:18:32,166 --> 01:18:34,625
ست شطرنج؟ نه قربان...چرا؟

971
01:18:35,500 --> 01:18:38,250
چون تله از قبل روی صفحه شطرنج
گذاشته شده...

972
01:18:38,500 --> 01:18:41,500
باید جلوی شاه رو بگیریم،
وگرنه در خطر خواهد بود...

973
01:18:41,750 --> 01:18:48,250
با این حال، در صورت مات شدن،
ماهندرا سینگ راناوات در حالت آماده باش خواهد بود...

974
01:18:55,000 --> 01:18:56,500
هی کی بهت اجازه داد بیای تو؟

975
01:18:56,500 --> 01:18:59,125
پادشاه ما کجاست؟ پادشاه شیواجی ؟

976
01:18:59,125 --> 01:19:01,625
پادشاه قبلاً به سمت دادگاه رفتند

977
01:19:03,500 --> 01:19:04,875
اما شما کی میتونید باشید

978
01:19:08,916 --> 01:19:11,375
پادشاه من

979
01:19:12,041 --> 01:19:13,125
پادشاه من!

980
01:19:13,750 --> 01:19:14,375
لطفا! باید صبر کنید!

981
01:19:14,750 --> 01:19:16,875
شما نمیتوانید فیل را جلو ببرید،
زیرا خیابان ها بسیار باریک هستند؛

982
01:19:16,875 --> 01:19:19,000
جمعیت جمع می شود، اعلیحضرت

983
01:19:19,875 --> 01:19:21,750
و این را پایتخت می‌نامند... چه شرم‌آور!

984
01:19:29,375 --> 01:19:30,625
مرا ببخشید، اعلیحضرت...

985
01:19:31,375 --> 01:19:34,500
ما مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردیم...
از این رو تاخیر

986
01:19:34,625 --> 01:19:37,416
مهم نیست، مسیرهای ما از ابتدا
آشکار شده بود، شاهزاده رام سینگ!

987
01:19:37,666 --> 01:19:41,916
مسیر شما بردگی است و مسیر من آزادی!

988
01:19:44,000 --> 01:19:45,125
بله... پادشاه من...

989
01:19:45,750 --> 01:19:47,250
دیر شده...

990
01:19:47,750 --> 01:19:49,250
باید به سمت دربار سلطنتی حرکت کنیم...

991
01:19:49,666 --> 01:19:50,500
هوم...

992
01:20:01,041 --> 01:20:07,750
"صبر کنید! ها؟ اوه؟ آه! ما با او هستیم!
اما... اما ما با او هستیم! بگذارید وارد شویم!

993
01:20:08,500 --> 01:20:09,791
همين الان برگرد!

994
01:20:09,875 --> 01:20:11,416
اينجا چه خبره؟

995
01:20:11,625 --> 01:20:12,125
پادشاهم...

996
01:20:13,375 --> 01:20:16,375
مجوز فقط برای شما و پسرتون صادر شده

997
01:20:17,250 --> 01:20:19,166
این همه چیز را تغییر می دهد،
کل دشت نابود می شود

998
01:20:19,250 --> 01:20:22,250
اما عقب نشینی هم گزینه ای
نیست... باید کاری کرد

999
01:20:23,250 --> 01:20:26,250
ما با او هستیم!

1000
01:20:27,041 --> 01:20:29,166
هی، صبر کن! هی، صبر کن!... وایسا...

1001
01:20:35,625 --> 01:20:36,291
بریم پادشاهم...

1002
01:20:36,625 --> 01:20:37,125
پادشاه شیواجی!

1003
01:21:38,500 --> 01:21:40,250
شاهزاده شامبو...

1004
01:21:40,250 --> 01:21:44,041
اگر، به هر دلیلی مجبور شدم
دستت را در دادگاه رها کنم،

1005
01:21:44,041 --> 01:21:46,041
پس یک اسم را به خاطر بسپار...

1006
01:21:46,375 --> 01:21:48,625
ماهندرا سینگ راناوات...

1007
01:21:49,791 --> 01:21:52,125
او با خیال راحت شما را تا تانهاجی رائو
اسکورت خواهد کرد

1008
01:21:52,125 --> 01:21:54,750
بله پدر

1009
01:21:54,750 --> 01:21:55,541
پادشاه شیواجی...

1010
01:21:58,125 --> 01:21:59,625
بله برویم

1011
01:21:59,666 --> 01:22:04,250
با این حال، نقشه فراخواندن شیواجی ماهاراج
کمی دیر از آب درآمد، شکست خورد

1012
01:22:04,375 --> 01:22:12,916
پادشاه شیواجی آنقدر دیر رسید که وقایع
دیوان عام و دیوان خاص به پایان رسیده بود

1013
01:22:13,000 --> 01:22:16,000
چاره‌ای برایش باقی نگذاشت جز اینکه به
غسلخانه برود...

1014
01:22:43,375 --> 01:22:44,875
لطفا... از این طرف، پادشاه من...

1015
01:22:51,000 --> 01:22:54,000
حالا، هیچکس نباید صدایش را
در دربار بلند کند...

1016
01:22:54,625 --> 01:22:57,750
اگر درخواستی دارید، باید صحبت کنید،
در حالی که دهانتان را با دستمال می‌پوشانید...

1017
01:22:59,125 --> 01:23:01,041
هر کس باید این پروتکل را
در نظر داشته باشد...

1018
01:23:02,291 --> 01:23:04,000
ما نمی‌توانیم مستقیماً به
امپراتور نزدیک شویم...

1019
01:23:04,250 --> 01:23:07,250
خدمتکارانش
هدایا را از ملازمان شما می‌پذیرند...

1020
01:23:07,750 --> 01:23:09,416
و هنگام خروج از دربار،

1021
01:23:10,250 --> 01:23:12,125
نباید پشتتان را به امپراتور کنید...

1022
01:23:12,625 --> 01:23:14,500
انجام این کار توهین به
سلطنت مغول تلقی می‌شود!

1023
01:23:17,500 --> 01:23:19,166
به محض ورود شیواجی راجه به دربار...

1024
01:23:19,166 --> 01:23:21,125
با دیدن حضور شیواجی راجه

1025
01:23:21,125 --> 01:23:24,875
احساس می‌شد که جان اورنگ‌زیب را خواهد گرفت

1026
01:23:24,875 --> 01:23:26,625
به محض ورود شیواجی راجه به دربار...

1027
01:23:26,625 --> 01:23:28,625
با دیدن حضور شیواجی راجه

1028
01:23:28,625 --> 01:23:32,375
احساس می‌شد که جان اورنگ‌زیب را خواهد گرفت

1029
01:23:32,375 --> 01:23:34,041
به خاطر ناامیدی...

1030
01:23:34,041 --> 01:23:36,750
پادشاهان از هر هفت دروازه آگرا عبور کردند

1031
01:23:36,750 --> 01:23:39,750
و رود نرمده مرز ایالت قرار داده شد

1032
01:23:39,750 --> 01:23:43,250
بوشن می‌گوید که پس از آنکه پادشاهان بر
چهار سوی زمین حکومت را آغاز کردند،

1033
01:23:43,250 --> 01:23:46,875
مثل این بود که به سینه
اورنگ‌زیب ضربه زده‌اند...

1034
01:23:46,875 --> 01:23:52,416
این پادشاه کارهایی می‌کند
که هیچ‌کس نمی‌تواند بداند

1035
01:23:52,416 --> 01:23:58,375
فقط یک گندهرو، خدا، عارف یا شیواجی راجه
می‌تواند چنین کارهایی انجام دهد

1036
01:24:09,541 --> 01:24:11,041
و در هنگام خروج از دربار،

1037
01:24:11,375 --> 01:24:12,750
هيچكس نبايد پشتش رو به امپراتور بكنه
در هنگام برگشتن از دربار...

1038
01:24:12,916 --> 01:24:15,041
اين توهين به امپراتوری مغول محسوب ميشه...

1039
01:24:15,041 --> 01:24:17,875
شما اين آداب و رسوم دربار رو
به خاطر خواهيد داشت، مگه نه پادشاه شيوارجی؟

1040
01:24:20,125 --> 01:24:21,541
فراموش كردن آداب و رسوم كسانی
كه تقلب ميكنن غير ممكنه...

1041
01:24:22,625 --> 01:24:24,125
چون اين ذات وجودشونه!

1042
01:24:27,125 --> 01:24:28,125
بله...

1043
01:24:42,750 --> 01:24:43,875
ماهندرا سینگ...

1044
01:24:47,875 --> 01:24:49,291
شاهزاده شامبو...

1045
01:25:30,250 --> 01:25:32,250
متوقفشون کنید...

1046
01:25:33,375 --> 01:25:34,750
همونجا بمونید...

1047
01:25:37,125 --> 01:25:39,125
اون جایگاه تعیین شده برای کسانیه
که به هزار سرباز فرمان میدن!

1048
01:25:40,875 --> 01:25:42,125
همونجا بمونید!

1049
01:25:56,416 --> 01:25:57,666
شاهزاده رام سینگ...

1050
01:26:02,500 --> 01:26:05,000
این کیه؟ توی صف جلوتر از من ایستاده؟

1051
01:26:09,875 --> 01:26:10,416
سرورم...

1052
01:26:15,625 --> 01:26:16,416
چی شده، پادشاه؟

1053
01:26:17,250 --> 01:26:20,000
پرسیدم، اون کیه؟ جلوی من تو صف ایستاده؟

1054
01:26:21,375 --> 01:26:22,875
ایشون مهاراجه جسوانت سینگ هستند...

1055
01:26:22,875 --> 01:26:24,000
چی؟

1056
01:26:24,791 --> 01:26:27,375
فکر می‌کنی من از یک درباری مثل جسوانت سینگ
پایین‌تر هستم؟

1057
01:26:28,375 --> 01:26:29,500
این یعنی چی؟

1058
01:26:30,875 --> 01:26:36,000
بارها در جنگ از سربازان شجاع من فرار کرده
و پشت به آن‌ها کرده!

1059
01:26:38,625 --> 01:26:39,750
چه خبره؟

1060
01:26:42,250 --> 01:26:46,791
امروز، حتی پسر نه ساله‌ی من هم
افسری است که فرماندهی پنج هزار سرباز را بر عهده دارد...

1061
01:26:47,666 --> 01:26:48,875
و تو انتظار داری من اینجا بایستم؟

1062
01:26:49,041 --> 01:26:50,250
پشت این ترسوها؟

1063
01:26:53,625 --> 01:26:54,250
شاهزاده رام سینگ...

1064
01:27:02,250 --> 01:27:03,666
از شیواجی بپرس،

1065
01:27:04,375 --> 01:27:05,791
چرا او اینقدر عصبانی است؟

1066
01:27:07,791 --> 01:27:09,041
من به شما می گویم...

1067
01:27:15,500 --> 01:27:16,625
شما آن را دیدید،

1068
01:27:17,000 --> 01:27:18,500
پدر شما آن را دید،

1069
01:27:18,500 --> 01:27:20,250
امپراتور شما هم آن را دید...

1070
01:27:20,250 --> 01:27:21,666
♪ استاد جنگ ♪

1071
01:27:24,000 --> 01:27:25,125
شما می دانید...

1072
01:27:25,750 --> 01:27:28,666
پدرتان، میرزا راجا، هم می داند...

1073
01:27:30,500 --> 01:27:33,625
و امپراتور شما هم همینطور... درباره...

1074
01:27:34,250 --> 01:27:36,041
اینکه من کی هستم...

1075
01:27:38,125 --> 01:27:43,250
و شما عمداً من را در چنین
سطح پایینی قرار می‌دهید!

1076
01:27:43,750 --> 01:27:46,125
من از امروز حکومت شما را رد می‌کنم...

1077
01:27:46,625 --> 01:27:49,375
من از دولت شما متنفرم...

1078
01:27:52,791 --> 01:27:54,500
چرا من را مجبور به ایستادن کردند؟

1079
01:27:55,500 --> 01:27:56,750
و حتی اگر این کار را کردید،

1080
01:27:57,250 --> 01:27:59,541
باید اول به جایگاه من فکر می‌کردید...

1081
01:27:59,916 --> 01:28:00,625
شیواجی...

1082
01:28:04,541 --> 01:28:09,875
امروز، شما این اشتباه را
در روز تولد مقدس من مرتکب شدید...

1083
01:28:14,291 --> 01:28:15,750
من شما را می بخشم...

1084
01:28:17,875 --> 01:28:20,166
ولی من هرگز تقاضای بخشش نکردم...

1085
01:28:20,166 --> 01:28:22,666
حتی اگر از حالا به بعد یک کلمه هم بر
زبان بیاوری، این را در نظر داشته باش...

1086
01:28:22,666 --> 01:28:24,916
هر قدمی که از این به بعد بردارم،

1087
01:28:26,166 --> 01:28:28,125
با در نظر داشتن شما این کار را خواهم کرد...

1088
01:28:29,291 --> 01:28:31,541
نمی خواهم این جشن را خراب کنم...

1089
01:28:33,250 --> 01:28:39,791
بنابراین، اجازه می دهم پادشاه شیواجی
در صف افسران فرمانده سه هزار سرباز بایستد...

1090
01:28:39,791 --> 01:28:40,625
سه هزار؟

1091
01:28:41,750 --> 01:28:43,500
به لطف الهه باوانی،

1092
01:28:44,500 --> 01:28:49,500
امروز فرماندهی ارتشی چهل
هزار نفری را بر عهده دارم...

1093
01:28:51,541 --> 01:28:54,875
یک مشت گدا، یک ارتش نمی‌سازند...

1094
01:28:57,166 --> 01:29:00,458
اما مشتی کشاورز شریف
و سخت کوش، که برای

1095
01:29:00,500 --> 01:29:04,166
سرزمین مادری‌شان
تلاش می‌کنند، می‌سازند...

1096
01:29:05,750 --> 01:29:11,041
هر کسی قادر به
نگهداری ارتشی از غارتگران مثل شما نیست...

1097
01:29:11,041 --> 01:29:12,416
شیواجی...

1098
01:29:41,250 --> 01:29:46,000
تمام دنیا می‌دانند که تو چطور به
این قدرت رسیدی...

1099
01:29:48,125 --> 01:29:50,791
اما با سوء استفاده از همین قدرت...

1100
01:29:51,291 --> 01:30:01,375
حتی فکر نابودی این کشور هندوها...
سوارجای هندوها... و مذهبشان را هم نکن

1101
01:30:04,541 --> 01:30:09,916
چون اگر این کار را بکنی، یادت باشد
که بین تو و این رویای وحشتناکت،

1102
01:30:09,916 --> 01:30:13,291
دیواری نفوذناپذیر به نام
شیواجی ایستاده است!...

1103
01:30:51,625 --> 01:30:52,500
عاقل خان...

1104
01:30:52,916 --> 01:30:53,625
بله امپراطور...

1105
01:30:54,000 --> 01:30:58,875
به شیواجی هدایای سلطنتی را بدهید...
شاید آرام شود...

1106
01:30:59,250 --> 01:31:00,000
هر چه امر کنید، امپراطور...

1107
01:31:01,916 --> 01:31:02,625
وزیر اعظم

1108
01:31:03,041 --> 01:31:03,375
بله...

1109
01:31:09,500 --> 01:31:12,125
اگر آرام نشد،

1110
01:31:12,125 --> 01:31:14,916
پس برای همیشه ساکتش کنید...

1111
01:31:17,125 --> 01:31:18,000
راندانداز خان؟

1112
01:31:18,416 --> 01:31:19,125
بله...

1113
01:31:21,416 --> 01:31:22,375
گوش کن پادشاه...

1114
01:31:22,375 --> 01:31:25,041
لطفا وارد شوید...
در غیر این صورت عواقب بدی خواهد داشت، پادشاه من...

1115
01:31:28,000 --> 01:31:29,375
امروز، مرگ من فرا رسیده است...

1116
01:31:29,666 --> 01:31:31,125
من یک خدمتکار نیستم...

1117
01:31:31,375 --> 01:31:32,791
یا مرا می کشی...

1118
01:31:33,666 --> 01:31:34,875
یا خودم را می کشم...

1119
01:31:35,541 --> 01:31:38,500
اما تحت هیچ شرایطی
من اکنون در مقابل امپراتور تعظیم نخواهم کرد...

1120
01:31:40,166 --> 01:31:41,000
پرنس رام سینگ...

1121
01:31:42,375 --> 01:31:45,375
امپراتور این را برای پادشاه
شیواجی فرستاده است...

1122
01:31:48,291 --> 01:31:48,750
چی؟

1123
01:32:01,500 --> 01:32:03,125
اگر می خواهی مرا بکشی، پس برو جلو!

1124
01:32:03,875 --> 01:32:05,500
اگر می‌خواهی مرا زندانی کنی، آزاد هستی!

1125
01:32:06,000 --> 01:32:07,625
اما من هدیه و لباس سلطنتی
شما را نمی‌پذیرم...

1126
01:32:08,500 --> 01:32:09,250
واضح است؟

1127
01:32:10,500 --> 01:32:14,250
به محض ورود شیواجی راجه به
دربار، گورجابدار ناراحت شد

1128
01:32:14,250 --> 01:32:17,791
ذهن دانشمندان آشفته شد

1129
01:32:17,791 --> 01:32:21,541
بوشن می‌گوید که به خاطر آمدن بونسلاها

1130
01:32:21,541 --> 01:32:25,375
بزرگان بزرگ با ترس ایستاده بودند

1131
01:32:25,375 --> 01:32:28,750
امپراتور با دیدن شیواجی راجه وحشت‌زده شد

1132
01:32:28,750 --> 01:32:32,791
شیواجی راجه تلاش کرد
به امپراتور نزدیک‌تر شود

1133
01:32:32,791 --> 01:32:36,375
با دیدن دلاوری شیواجی راجه که
مثل خورشید تابستان می‌درخشید،

1134
01:32:36,375 --> 01:32:47,750
ستاره‌های ترک‌ها بی‌فروغ شدند

1135
01:32:54,125 --> 01:32:56,750
دلیل خشم من
فقط توهین امپراتور نیست

1136
01:32:57,375 --> 01:32:59,000
بلکه با وجود تمام تلاش‌هایمان،

1137
01:33:00,541 --> 01:33:03,500
نتوانستم به آن شیط

1138
01:33:04,291 --> 01:33:08,500
به دست آوردن فرصتی مانند
این دوباره غیرممکن است...

1139
01:33:10,916 --> 01:33:12,250
به من بگو رام سینگ...

1140
01:33:15,125 --> 01:33:17,291
چرا نباید آن کافر شیواجی را بکشم؟

1141
01:33:18,500 --> 01:33:18,791
یک...

1142
01:33:19,541 --> 01:33:20,500
به او یک فرصت بدهید، سرورم

1143
01:33:21,541 --> 01:33:24,250
او هنوز با آداب و رسوم سلطنتی آشنا نیست...

1144
01:33:25,666 --> 01:33:27,250
تو نمیفهمی، رام سینگ...

1145
01:33:28,125 --> 01:33:31,541
او من را جلوی تمام دنیا تحقیر کرد!

1146
01:33:33,500 --> 01:33:35,125
و هنوز هم، او در این شهر است...

1147
01:33:35,625 --> 01:33:38,500
اگر او سعی کند دوباره کاری
شبیه به آن انجام دهد...

1148
01:33:38,500 --> 01:33:39,375
او این کار را نخواهد کرد، سرورم

1149
01:33:47,250 --> 01:33:53,041
اگر آن مرد بتواند متکبرانه رفتار کند
در بین سربازان من در یک دادگاه شلوغ...

1150
01:33:54,125 --> 01:33:55,000
او می تواند هر کاری که
می خواهد انجام دهد...

1151
01:33:59,250 --> 01:34:00,875
پس چه کسی مسئول آن خواهد بود؟

1152
01:34:05,625 --> 01:34:07,250
پس چه کسی مسئول آن خواهد بود؟

1153
01:34:12,875 --> 01:34:14,500
پس چه کسی مسئول آن خواهد بود؟

1154
01:34:20,791 --> 01:34:21,791
من مسئولیتش را بر عهده می گیرم

1155
01:34:25,875 --> 01:34:27,250
تا زمانی که شاه شیواجی در آگرا هستند...

1156
01:34:28,916 --> 01:34:30,000
من مسئول او و اعمالش خواهم بود

1157
01:34:33,666 --> 01:34:34,125
بسیار خب...

1158
01:34:37,291 --> 01:34:39,625
باید به حرفت اعتماد کنم...

1159
01:34:43,500 --> 01:34:47,625
فردا همه اینها را به صورت کتبی
در دادگاه ارائه دهید...

1160
01:34:50,125 --> 01:34:50,625
خدا به شما رحم کند...

1161
01:35:04,000 --> 01:35:05,125
مهمانخانه را از همه طرف محاصره کنید...

1162
01:35:06,000 --> 01:35:07,416
یک گوشه هم جا نگذارید!

1163
01:35:09,666 --> 01:35:11,750
این محاصره فولاد خان است...

1164
01:35:12,375 --> 01:35:13,916
به راستی یک تله مرگ است...

1165
01:35:20,750 --> 01:35:21,750
این پادشاه شیواجی کیست؟

1166
01:35:22,041 --> 01:35:25,750
چه کسی قبل از خود امپراتور
اینقدر متکبر بوده است؟

1167
01:35:25,916 --> 01:35:30,416
و با این حال امپراتور هیچ اقدامی
در این مورد انجام نمی دهد!

1168
01:35:30,625 --> 01:35:33,125
شما کاملا درست می گویید،
مهاراج جسوانت سینگ...

1169
01:35:33,750 --> 01:35:37,250
همه در مورد رفتار شنیع او صحبت می کنند!

1170
01:35:38,625 --> 01:35:42,875
اما امپراتور یک قدم هم
علیه پادشاه شیواجی بر نمی دارد...

1171
01:35:49,041 --> 01:35:49,875
مرا ببخشید، امپراتور من...

1172
01:35:55,250 --> 01:35:57,250
ای امپراتور مقتدر!
لطفا از ما ناراحت نشوید!

1173
01:35:57,500 --> 01:36:01,500
اما، ای امپراتور فاتح جهان...
شما تاج و تخت این پادشاهی هستید...

1174
01:36:01,875 --> 01:36:05,875
تو فروغ خدا هستی، نشسته در سایه اش...

1175
01:36:06,375 --> 01:36:10,291
اما امروز، آن شیواجی پادشاه
در دربار شما ثابت کرد که

1176
01:36:12,125 --> 01:36:18,625
هر کسی می تواند صدایش و سرش را
در مقابل امپراتور هندوستان بلند کند!

1177
01:36:19,416 --> 01:36:21,041
این فقط یک توهین نیست
که به شما شده است بلکه

1178
01:36:22,750 --> 01:36:25,666
یک حمله مستقیم به شرافت اسلام است...

1179
01:36:26,250 --> 01:36:30,166
آن کافر ایستاده به شما خیره شده بود...

1180
01:36:30,166 --> 01:36:34,291
و مردم صبر شما را با
ناامیدی اشتباه گرفتند...

1181
01:36:34,375 --> 01:36:37,000
این چگونه شایسته شهرت امپراتور است؟

1182
01:36:37,375 --> 01:36:38,916
ای خواهر عزیز...

1183
01:36:39,750 --> 01:36:42,750
تو صبر مرا با ضعف اشتباه گرفته ای...

1184
01:36:44,250 --> 01:36:48,125
رفتار متکبرانه شاه شیواجی
امروز، واقعاً مرا آزرده است

1185
01:36:48,750 --> 01:36:51,750
نگران نباش او تاوانش را پس خواهد داد

1186
01:36:53,291 --> 01:36:59,625
اما امور یک پادشاهی
بیشتر با عقل اداره می‌شوند تا با تیغ

1187
01:36:59,625 --> 01:37:00,500
سرورم...

1188
01:37:02,250 --> 01:37:04,291
شاید من به اندازه شما باهوش نباشم اما

1189
01:37:06,125 --> 01:37:12,500
حفاظت از مذهب و
شکوه تاج و تخت فراتر از آن است...

1190
01:37:13,250 --> 01:37:15,625
اگر چنین شورشی بخشیده شود...

1191
01:37:16,250 --> 01:37:18,791
پس گفته خواهد شد که

1192
01:37:19,791 --> 01:37:23,750
امپراتور اسلام در برابر
یک مراتا کافر سر خم کرد...

1193
01:37:28,416 --> 01:37:29,875
حق با شماست، خواهر...

1194
01:37:30,750 --> 01:37:32,666
رفتار شیواجی عواقبی خواهد داشت...

1195
01:37:34,875 --> 01:37:35,625
مرگ او یکی از آن عواقب خواهد بود...

1196
01:37:38,500 --> 01:37:44,500
اما فقط من زمان و
مکانش را تعیین خواهم کرد...

1197
01:37:57,750 --> 01:37:59,291
تکان نخور وگرنه مجبور میشم بکشمت!

1198
01:38:01,250 --> 01:38:02,791
مثل ترسوها از پشت به من حمله نکن...

1199
01:38:04,250 --> 01:38:05,041
من یک راجپوت هستم...

1200
01:38:06,250 --> 01:38:08,250
اگر جرات داری، مثل یک
جنگجو از روبرو ضربه بزن...

1201
01:38:10,000 --> 01:38:12,625
من آمده ام به شما یادآوری کنم
در مورد همین، که شما یک راجپوت هستید...

1202
01:38:14,750 --> 01:38:16,916
من تازه از جلسه مخفی امپراتور برمی گردم...

1203
01:38:20,666 --> 01:38:26,666
آنجا تصمیم گرفته شد که، پادشاه ما شیواجی
توسط رادانداز خان کشته خواهد شد

1204
01:38:33,375 --> 01:38:36,416
ای خداوند اکلینگجی!
آیا شما...

1205
01:38:38,000 --> 01:38:39,500
آیا حقیقت را می گویید؟

1206
01:38:42,041 --> 01:38:43,250
به خداوند اکلینگجی قسم می خورم

1207
01:38:45,625 --> 01:38:51,125
پدر شما همین را به پادشاه شیواجی ما قول داد
با دادن برگ مقدس خداوند اکلینگجی...

1208
01:38:52,125 --> 01:38:54,291
که اینجا در آگرا، به پادشاه شیواجی
کوچکترین آسیبی نخواهد رسید

1209
01:38:56,625 --> 01:38:58,875
اگر الان اتفاقی برای او بیفتد

1210
01:39:01,666 --> 01:39:05,791
دیگر هیچکس به حرف یک
راجپوت اعتماد نخواهد کرد

1211
01:39:22,625 --> 01:39:26,166
شنیده ام که قصد دارید
پادشاه شیواجی را اعدام کنید؟

1212
01:39:29,666 --> 01:39:32,041
اگر این خواست امپراتور است، پس باشد

1213
01:39:32,916 --> 01:39:33,750
من یک برده هستم،

1214
01:39:34,291 --> 01:39:35,541
من چه کاری میتونم بر خلاف
خواست شما انجام بدم؟

1215
01:39:37,166 --> 01:39:38,250
فقط یک درخواست کوچک، سرورم

1216
01:39:38,375 --> 01:39:38,916
هوم...

1217
01:39:40,000 --> 01:39:40,500
بله... بگو...

1218
01:39:40,875 --> 01:39:43,250
قبل از اینکه شاه شیواجی را بکشید،
لطفا من را بکشید...

1219
01:39:46,166 --> 01:39:50,750
پدرم به او قول داده
که در آگرا در امان خواهد ماند...

1220
01:39:51,500 --> 01:39:52,500
اگر من بمیرم،

1221
01:39:53,375 --> 01:39:54,500
مجبور نیستم به پدرم جواب پس بدم...

1222
01:39:57,500 --> 01:39:59,291
فکر میکنم سوء تفاهمی پیش آمده...

1223
01:40:00,500 --> 01:40:01,250
خیالت راحت باشه...

1224
01:40:02,625 --> 01:40:08,500
من کاری نخواهم کرد که
قول پدرت را بشکند...

1225
01:40:09,166 --> 01:40:14,250
من فقط شیواجی را
با راندانداز خان به لشکرکشی کابل می فرستم...

1226
01:40:14,666 --> 01:40:15,875
یک جنگجو مثل شیواجی...

1227
01:40:17,666 --> 01:40:22,500
در این جنگ برای امپراتوری
مغول مفید خواهد بود...

1228
01:40:23,041 --> 01:40:25,750
حالا می توانی بروی...

1229
01:40:29,916 --> 01:40:31,125
متاسفم سرورم

1230
01:40:31,875 --> 01:40:33,250
اما آیا واقعاً قصد دارید پادشاه
شیواجی را ترک کنید؟

1231
01:40:33,625 --> 01:40:34,500
من او را ترک خواهم کرد،

1232
01:40:38,375 --> 01:40:41,125
اما شاید، راندانداز خان این کار را نکند

1233
01:40:44,666 --> 01:40:47,875
اورنگ زیب در حال برنامه ریزی است
برای فرستادن پادشاه به کابل...

1234
01:40:48,041 --> 01:40:50,416
بعلاوه، رام سینگ هم او را همراهی خواهد کرد

1235
01:40:51,125 --> 01:40:52,916
اگرچه، همه‌ی این‌ها فقط یک نمایش است

1236
01:41:00,166 --> 01:41:02,250
هی، تو کی هستی؟

1237
01:41:03,250 --> 01:41:04,000
من؟

1238
01:41:08,000 --> 01:41:09,791
من شاعر پادشاه هستم!

1239
01:41:10,125 --> 01:41:10,666
ای وای...

1240
01:41:15,375 --> 01:41:21,000
اما از کجا فهمیدی که امپراتور در حال توطئه است
تا پادشاه شیواجی ما را به کابل بفرستد؟

1241
01:41:21,416 --> 01:41:21,875
هی پنت...

1242
01:41:22,166 --> 01:41:24,041
او نه تنها رام سینگ را به
تنهایی با پادشاه می‌فرستد،

1243
01:41:24,875 --> 01:41:28,500
بلکه رادانداز خان را هم

1244
01:41:28,916 --> 01:41:29,375
اونجا...

1245
01:41:29,750 --> 01:41:33,000
او نقشه داره استاد رو
اونجا بکشه... در کابل

1246
01:41:34,041 --> 01:41:35,750
اما نائیک، تو چی پیشنهاد می‌کنی پس؟

1247
01:41:36,750 --> 01:41:37,125
استاد...

1248
01:41:38,000 --> 01:41:40,541
فقط یک نفر در کل این شهر آگرا وجود داره

1249
01:41:42,250 --> 01:41:43,666
که میتونه در برابر اورنگزیب بایسته...

1250
01:41:46,500 --> 01:41:47,416
هوم...

1251
01:41:49,500 --> 01:41:50,291
هوم...

1252
01:41:51,291 --> 01:41:51,541
بله پادشاه من...

1253
01:41:53,666 --> 01:41:57,166
پدر، اجازه دارم مزاحم خلوتتون بشم؟

1254
01:42:00,541 --> 01:42:01,291
بیا دیگه، زب...

1255
01:42:01,791 --> 01:42:04,125
امروز چطور اینقدر زود به من سر زدی؟

1256
01:42:05,250 --> 01:42:06,166
ای امپراتور هندوستان،

1257
01:42:07,375 --> 01:42:08,625
ای پدر مهربان من،

1258
01:42:09,416 --> 01:42:12,375
تخت پادشاهی فقط با شمشیر محافظت نمیشه،

1259
01:42:13,125 --> 01:42:17,250
بلکه با فکر و تدبیر هم محافظت میشه

1260
01:42:18,291 --> 01:42:23,291
شاه شیواجی ماهاراج بانفوذترین رهبر
در سرزمین دکن است...

1261
01:42:24,416 --> 01:42:29,416
هم قلبش و هم نفوذش در ساهیادری میتپد...

1262
01:42:30,125 --> 01:42:31,041
فقط فکرش را بکن

1263
01:42:31,625 --> 01:42:33,125
اگر او را به کابل بفرستید،

1264
01:42:34,375 --> 01:42:35,625
با وجود زندانی بودن،

1265
01:42:36,875 --> 01:42:40,250
نام او در سراسر دکن به یک
سلاح تبدیل خواهد شد

1266
01:42:40,625 --> 01:42:42,125
در غیاب او،

1267
01:42:42,125 --> 01:42:45,333
یارانش ممکن است او را به
عنوان یک قهرمان در زندان

1268
01:42:45,375 --> 01:42:48,625
تجلیل کنند و یک شورش
بزرگ علیه ما به راه اندازند!

1269
01:42:49,625 --> 01:42:50,416
پدر عزیزم،

1270
01:42:51,791 --> 01:42:54,666
ممکن است شما فقط یک
مرد را از دست ندهید، بلکه

1271
01:42:54,708 --> 01:42:57,541
کل استان دکن را به
خاطر این از دست بدهید...

1272
01:42:58,250 --> 01:43:01,375
اگر می خواهید همه چیز در آنجا آرام بماند

1273
01:43:02,625 --> 01:43:05,125
پس پادشاه شیواجی را نزدیک خود نگه دارید

1274
01:43:05,375 --> 01:43:07,666
شاید در بازداشت در حالی که
مقداری احترام حفظ شود

1275
01:43:09,000 --> 01:43:13,250
و سپس از قدرت او برای
تاج و تخت خود استفاده کنید

1276
01:43:13,875 --> 01:43:15,625
خب، این منجر به یک پیروزی واقعی خواهد شد

1277
01:43:17,666 --> 01:43:20,625
چنین توصیه ای برای آن کافر؟

1278
01:43:21,625 --> 01:43:22,250
چرا؟

1279
01:43:23,750 --> 01:43:26,875
من فقط نگران صلاح خودت هستم، پدر عزیز...

1280
01:43:28,625 --> 01:43:29,625
نگران من؟

1281
01:43:29,875 --> 01:43:30,500
بله...

1282
01:43:31,625 --> 01:43:33,291
حتی میرزا راجا نامه ای برای
شما فرستاده است...

1283
01:43:33,625 --> 01:43:35,250
او هم توصیه می کند که
همین کار را انجام دهید...

1284
01:43:49,541 --> 01:43:51,541
حالا انتظار دارید که من از
دستور شوالیه ام پیروی کنم...

1285
01:43:54,166 --> 01:43:57,166
پادشاه میرزا به پادشاه
شیواجی قول داده است...

1286
01:43:58,375 --> 01:43:59,875
و اگر آن شکسته شود...

1287
01:44:01,166 --> 01:44:03,375
پس راجپوت ها شورش می کنند...

1288
01:44:05,250 --> 01:44:06,916
فقط برای مدتی به آن فکر کنید...

1289
01:44:08,541 --> 01:44:10,666
به هر حال، من چه کسی هستم
که به شما در مورد سیاست آموزش دهم؟

1290
01:44:20,750 --> 01:44:23,375
بحران کابل در حال حاضر
دفع شده است، سرورم...

1291
01:44:23,750 --> 01:44:27,250
اما او همیشه می تواند دوباره
با آن نقشه روبرو شود...

1292
01:44:27,541 --> 01:44:34,625
اما من از توطئه کج
که در این لحظه در سرش می پروراند بی خبرم...

1293
01:44:35,750 --> 01:44:37,666
اما پس ما چه باید بکنیم؟

1294
01:44:37,750 --> 01:44:38,500
اجازه بدهید...

1295
01:44:40,416 --> 01:44:41,666
احساس می کنم...

1296
01:44:44,375 --> 01:44:45,375
باید مریض بشوم...

1297
01:44:45,625 --> 01:44:46,125
هوم...

1298
01:44:46,500 --> 01:44:47,000
چی؟

1299
01:44:48,416 --> 01:44:49,125
پادشاهم...

1300
01:44:49,291 --> 01:44:49,875
بله...

1301
01:44:51,041 --> 01:44:52,125
احساس می کنم که

1302
01:44:52,125 --> 01:44:55,125
باید همه افرادمان را سالم
از اینجا خارج کنیم...

1303
01:44:56,416 --> 01:44:57,750
این ایده منجر به دو چیز می شود...

1304
01:44:58,750 --> 01:45:02,000
یکی اینکه همه افرادمان
سالم از اینجا خارج می شوند...

1305
01:45:02,625 --> 01:45:06,125
و دو اینکه امپراتور احساس
می کند که به او اعتماد داریم...

1306
01:45:07,375 --> 01:45:08,500
پس او گاردش را پایین خواهد آورد!

1307
01:45:09,625 --> 01:45:12,458
و بعد سعی می کنم ببینم که
آیا اجازه می دهد به خانه بروم،

1308
01:45:12,458 --> 01:45:15,250
با گفتن اینکه دلم برایش تنگ
شده چون حالم خوب نخواهد بود

1309
01:45:15,250 --> 01:45:15,875
بله...

1310
01:45:18,041 --> 01:45:18,625
پادشاه من...

1311
01:45:19,916 --> 01:45:21,416
پادشاه من... رام سینگ...

1312
01:45:22,000 --> 01:45:23,250
رام سینگ اینجاست...

1313
01:45:24,125 --> 01:45:25,875
شاهزاده شامبو بیا بنشین...

1314
01:45:39,666 --> 01:45:43,625
داروهایی که تجویز شده را بیاورید...

1315
01:45:43,625 --> 01:45:44,416
بله البته

1316
01:45:44,875 --> 01:45:46,000
پادشاه شیواجی...

1317
01:45:46,625 --> 01:45:47,500
چه اتفاقی برای پادشاه افتاده؟

1318
01:45:48,875 --> 01:45:51,125
حال او خوب نیست...

1319
01:45:51,125 --> 01:45:53,541
من برایش مقداری دارو تجویز کرده‌ام...

1320
01:45:53,541 --> 01:45:56,000
خداوند بقیه را رحمت کند...

1321
01:45:57,750 --> 01:45:58,250
پادشاه شیواجی،

1322
01:45:58,791 --> 01:46:00,166
اگر شما می‌گویید، آیا پزشک
سلطنتی خودم را صدا کنم؟

1323
01:46:00,916 --> 01:46:02,041
خدای من...

1324
01:46:03,416 --> 01:46:06,250
پس شما به دارو و طبابت من اعتماد ندارید؟

1325
01:46:07,000 --> 01:46:08,750
پس چرا اصلا اول مرا صدا زدید؟

1326
01:46:09,125 --> 01:46:09,666
چرا...؟

1327
01:46:09,666 --> 01:46:12,666
خدای من، این جور آدما دیگه از کجا
پیدا میشن و چرا به من زنگ میزنن!

1328
01:46:13,166 --> 01:46:13,750
خدای من...

1329
01:46:14,750 --> 01:46:15,291
گوش کن رام سینگ...

1330
01:46:15,541 --> 01:46:16,250
بله...

1331
01:46:16,250 --> 01:46:17,750
بیخیال...

1332
01:46:19,125 --> 01:46:24,750
لطفاً دو تا از پیشنهادات من رو
به امپراطور برسون

1333
01:46:24,750 --> 01:46:26,875
بین این دو تا یکی این بود،

1334
01:46:27,250 --> 01:46:31,791
اجازه خواستن برای اینکه پادشاه شیواجی
به خاطر بیمار بودنش به دکن برگرده

1335
01:46:32,125 --> 01:46:36,291
و دیگری فرستادن افراد
پادشاه شیواجی به دکن بود...

1336
01:46:38,500 --> 01:46:39,000
سرورم...

1337
01:46:41,750 --> 01:46:43,916
امروز ارباب فئودال کوچک رسیده است...

1338
01:46:44,625 --> 01:46:45,125
نه...

1339
01:46:45,125 --> 01:46:47,875
من یک ارباب فئودال نیستم...
من یک پادشاه هستم...

1340
01:46:48,166 --> 01:46:49,375
فقط به رفتارش نگاه کنید...

1341
01:46:51,000 --> 01:46:54,125
مثل پدر... مثل پسر...

1342
01:46:54,500 --> 01:46:55,041
نه...

1343
01:46:55,416 --> 01:46:58,250
اگر پدرم طوفان است،
پس من رعد و برق هستم!

1344
01:47:04,125 --> 01:47:06,750
من به هیچ قیمتی اجازه
نخواهم داد شیواجی برود...

1345
01:47:08,166 --> 01:47:12,541
اگر او بخواهد، می تواند مردانش را
به دکن بفرستد... من مشکلی با آن ندارم...

1346
01:47:12,791 --> 01:47:13,500
متشکرم سرورم...

1347
01:47:24,125 --> 01:47:27,375
امروز صبح، رام سینگ شاهزاده شامبو را
به همراه خود به دربار اورنگ زیب برد

1348
01:47:28,500 --> 01:47:29,916
اورنگ زیب از این پسر پرسید...

1349
01:47:32,000 --> 01:47:33,375
آیا از من نمی ترسی؟

1350
01:47:36,416 --> 01:47:37,875
سپس این کوچولو جواب داد...

1351
01:47:39,541 --> 01:47:40,375
ای امپراتور...

1352
01:47:41,750 --> 01:47:43,375
من از تو نمی ترسم!

1353
01:47:45,375 --> 01:47:46,875
زیرا من به الهه باوانی اعتقاد دارم،

1354
01:47:48,041 --> 01:47:49,541
و خداوند شری رام...

1355
01:47:50,666 --> 01:47:51,375
پادشاه من...

1356
01:47:53,416 --> 01:47:54,666
پادشاه من اجازه دهید در مورد این بنویسم!

1357
01:47:56,500 --> 01:47:59,250
این فصل الهام‌بخشی برای شیو بهارات است!

1358
01:47:59,875 --> 01:48:00,541
ممکن است...

1359
01:48:01,791 --> 01:48:03,250
اما فقط یک لحظه فکر کنید...

1360
01:48:06,000 --> 01:48:07,000
به این کودک نگاه کنید...

1361
01:48:08,375 --> 01:48:11,875
همان کودکی که صبح با سری برافراشته
با سلطان وحشتناک روبرو می‌شود

1362
01:48:13,000 --> 01:48:17,125
اکنون به خواب رفته است،
معصومانه... مثل هر کسی در سن او...

1363
01:48:18,250 --> 01:48:21,000
با دیدن این چهره معصوم، قلبم تند می‌تپد...

1364
01:48:23,625 --> 01:48:25,041
او بدون مادر بزرگ شده است...

1365
01:48:28,875 --> 01:48:29,750
اگر سایبای امروز اینجا بود،

1366
01:48:31,250 --> 01:48:34,000
خیلی چیزها برای من آسان‌تر می‌شد...

1367
01:48:40,166 --> 01:48:43,166
فکر می‌کنی من مظهر شجاعتم...

1368
01:48:44,416 --> 01:48:46,791
اما وعدهٔ سوراجیا که به مردم داده شد...

1369
01:48:49,750 --> 01:48:52,750
و وعدهٔ امنیت شامبو که به اوساحب داده شد

1370
01:48:55,000 --> 01:48:58,416
من همیشه دردم را سرکوب می‌کنم
در حالی که استرس این را تحمل می‌کنم...

1371
01:49:02,916 --> 01:49:03,416
پادشاه من...

1372
01:49:04,625 --> 01:49:08,791
مهاراج، این احساسات،
این درد است که شما را انسان بزرگی می‌کند...

1373
01:49:11,125 --> 01:49:12,000
اجازه بدهید این را هم بنویسم...

1374
01:49:13,375 --> 01:49:15,666
شیو بهارات نباید حماسهٔ شمشیرها باشد...

1375
01:49:17,250 --> 01:49:18,791
بنابراین باید یک فراخوان از قلب هم باشد...

1376
01:49:19,375 --> 01:49:20,125
من در مورد این خواهم نوشت...

1377
01:49:20,750 --> 01:49:26,375
نه تنها یک پادشاه،
بلکه یک پدر هم از اسارت آگرا فرار کرد...

1378
01:49:29,125 --> 01:49:30,000
برای فرزندش...

1379
01:49:31,791 --> 01:49:32,541
بنویس...

1380
01:49:32,875 --> 01:49:35,125
اما بگذار گفتگوی امشب خاموش باشد...

1381
01:49:36,291 --> 01:49:37,250
نیازی به کلمات نیست...

1382
01:49:40,791 --> 01:49:41,250
زیرا...

1383
01:49:44,041 --> 01:49:47,291
بعضی احساسات به تیزی لبه شمشیر نیستند...

1384
01:49:48,375 --> 01:49:51,250
آنها مثل گرمای آغوش پدر هستند...

1385
01:49:55,166 --> 01:50:01,625
♪ من مشتاق دیدار تو هستم... ♪

1386
01:50:01,625 --> 01:50:02,541
شیوبا...

1387
01:50:03,416 --> 01:50:04,375
آوساحب صبر کنید...

1388
01:50:04,375 --> 01:50:09,875
♪ من مشتاق دیدار شما هستم... ♪

1389
01:50:09,875 --> 01:50:10,791
شیوبا...

1390
01:50:17,500 --> 01:50:18,625
آوساحب صبر کنید...

1391
01:50:19,875 --> 01:50:29,416
♪ من مشتاق دیدار شما هستم... ♪

1392
01:50:29,416 --> 01:50:35,041
♪ من شب و روز منتظر تو هستم ♪

1393
01:50:35,041 --> 01:50:36,375
بهاوانی، مادر،

1394
01:50:36,500 --> 01:50:42,416
پدر شوهر و شوهرم را زود به خانه بفرست...

1395
01:50:42,791 --> 01:50:45,625
من به شما لادو تقدیم می کنم...

1396
01:50:47,791 --> 01:50:57,166
♪ من مشتاق دیدار شما هستم... ♪

1397
01:51:01,000 --> 01:51:10,875
♪ درست همانطور که ماه کامل زندگی
برای پرنده کوکو خالدار است، ♪

1398
01:51:10,875 --> 01:51:18,791
♪قلب من منتظر دیدن توست...♪

1399
01:51:22,000 --> 01:51:25,375
♪مانند کودکی گرسنه که مشتاق است...♪

1400
01:51:25,375 --> 01:51:27,541
آوساحب اگه چیزی نخوری

1401
01:51:27,541 --> 01:51:29,125
چیکار میتونیم بکنیم؟

1402
01:51:30,875 --> 01:51:38,625
♪و منتظر مادرش است...♪

1403
01:51:38,625 --> 01:51:42,041
بچه تا کی باید صبر کنم...

1404
01:51:43,375 --> 01:51:44,875
خسته شدم دیگه نمیتونم تحمل کنم...

1405
01:51:44,875 --> 01:51:46,875
♪ من تشنه این هستم...♪
و بچه شامبو کجاست...

1406
01:51:46,875 --> 01:51:49,791
♪ توکارام می گوید... من تشنه این هستم...♪

1407
01:51:49,791 --> 01:51:54,541
♪ ای خدا، زود بیا و مرا
با نشان دادن چهره ات برکت بده... ♪

1408
01:51:56,041 --> 01:51:58,000
آوساحب، بایست...

1409
01:52:00,750 --> 01:52:02,500
آوساحب، لطفا گوش کن...

1410
01:52:02,500 --> 01:52:08,541
♪ ای خدا، زود بیا و مرا
با نشان دادن چهره ات برکت بده... ♪

1411
01:52:53,875 --> 01:52:55,041
این فقط سرخاب نیست!

1412
01:52:55,041 --> 01:52:59,166
این بخت و اقبال
دختران بی شمار من و خون پسرانم است...

1413
01:52:59,250 --> 01:53:01,541
به چند قربانی دیگر نیاز دارید؟

1414
01:53:01,750 --> 01:53:03,666
چرا مفهوم
سواراجیا را مطرح کردید؟

1415
01:53:03,666 --> 01:53:05,291
اگر نمی خواستید آن را کامل کنید

1416
01:53:06,166 --> 01:53:08,041
شیوبا من را به من بده!

1417
01:53:08,500 --> 01:53:09,375
تو او را برده‌ای...

1418
01:53:10,625 --> 01:53:12,416
تو او را برده‌ای و
در غار آن دیو زندانی‌اش کرده‌ای...

1419
01:53:13,416 --> 01:53:14,375
حالا فورا او را پیش من برگردان!

1420
01:53:15,125 --> 01:53:17,500
بگو ببینم، کی او را به خانه برمی‌گردانی؟

1421
01:53:17,875 --> 01:53:23,375
من از کنارت تکان نمی‌خورم
تا وقتی فرزندم به آغوشم برگردد...

1422
01:53:24,250 --> 01:53:24,875
من دخترت هستم...

1423
01:53:25,666 --> 01:53:27,916
تا وقتی به ناله‌هایم گوش کنی...

1424
01:53:27,916 --> 01:53:30,750
من یک قطره آب یا غذا هم نخواهم خورد...

1425
01:53:39,166 --> 01:53:41,000
مناسبت این هدیه گرانبها چیست؟

1426
01:53:43,000 --> 01:53:48,416
اعلیحضرت...
این از طرف تمام تجار شهر سورات است...

1427
01:53:48,625 --> 01:53:51,541
اینطوری اتفاق افتاد...

1428
01:53:51,541 --> 01:53:57,000
شاه شیواجی به سورات حمله کرد
و آن را از مغول ها گرفت...

1429
01:53:57,500 --> 01:54:01,000
از آن زمان به بعد ما خیلی رنج کشیده ایم...

1430
01:54:01,291 --> 01:54:05,791
آن شاه شیواجی ثروت ما را غارت می کند
و آن را بین فقرا توزیع می کند...

1431
01:54:05,791 --> 01:54:10,375
اگر مالیات ندهیم،
رئیسش ما را شلاق می زند، اعلیحضرت...

1432
01:54:10,625 --> 01:54:13,166
او رباخواری را با نرخ های
بهره بالا متوقف کرده است!

1433
01:54:13,250 --> 01:54:18,000
افراد او رشوه نمی گیرند،
و اجازه نمی دهند ما به آنها رشوه بدهیم...

1434
01:54:18,666 --> 01:54:20,750
حالا، شما فقط به ما بگویید، اعلیحضرت...

1435
01:54:21,125 --> 01:54:25,500
ما بازرگانان، چگونه بدون
مغول ها زنده بمانیم؟

1436
01:54:25,750 --> 01:54:26,750
نگران نباشید...

1437
01:54:28,750 --> 01:54:30,750
او فقط قادر خواهد بود چند روز زنده بماند...

1438
01:54:31,500 --> 01:54:32,750
ظرف یک ماه،

1439
01:54:33,291 --> 01:54:36,625
او به عمارت فدایی حسین خان
فرستاده خواهد شد...

1440
01:54:38,375 --> 01:54:38,791
اما این

1441
01:54:39,916 --> 01:54:41,916
این مهمان نوازی نامیده می شود اعلیحضرت!

1442
01:54:42,625 --> 01:54:47,250
فراموش نکنید که او دشمن شماست،
نه خویشاوند شما!

1443
01:54:47,416 --> 01:54:48,375
احمق!

1444
01:54:48,666 --> 01:54:50,375
سعی نکن به من درس بدهی...

1445
01:54:51,875 --> 01:54:58,166
امپراتور شیواجی را به خاطر مهمان نوازی
به آن عمارت نمی فرستد...

1446
01:54:59,000 --> 01:55:03,916
ما قصد داریم شیواجی را آنجا بکشیم و
او را به جهنم بفرستیم...

1447
01:55:06,916 --> 01:55:07,291
نائیک...

1448
01:55:07,875 --> 01:55:08,750
نقشه ما چیه...

1449
01:55:09,250 --> 01:55:11,125
در عمارت فدائی حسین،

1450
01:55:11,125 --> 01:55:13,875
جان شاه شیواجی در خطر جدی خواهد بود!

1451
01:55:13,875 --> 01:55:16,125
وقتی بهیرجی این خبر را آورد

1452
01:55:16,125 --> 01:55:18,791
شاه شیواجی از بهیرجی خواست
تا راه حلی پیدا کند!

1453
01:55:18,875 --> 01:55:20,625
هوشیار باشید...

1454
01:55:20,625 --> 01:55:22,791
اجازه ندهید کسی وارد یا خارج شود!

1455
01:55:24,250 --> 01:55:25,791
حتی یک مگس هم نباید بتواند حرکت کند!

1456
01:55:26,750 --> 01:55:27,375
هوشیار باشید...

1457
01:55:28,291 --> 01:55:28,750
هی!

1458
01:55:30,166 --> 01:55:30,500
صبر کن!

1459
01:55:40,125 --> 01:55:40,666
بیا اینجا...

1460
01:55:47,375 --> 01:55:48,250
بیا اینجا!

1461
01:55:56,750 --> 01:55:59,166
برید بگیریدش... بگیریدش...

1462
01:57:36,916 --> 01:57:40,125
اون همینجا بود! کجا رفت...

1463
01:57:40,625 --> 01:57:42,750
کجا رفت...

1464
01:57:42,750 --> 01:57:45,375
چی سرش اومد...

1465
01:57:45,375 --> 01:57:47,750
کجا رفت...

1466
01:57:48,416 --> 01:57:50,791
بریم باید پیداش کنیم...

1467
01:58:18,375 --> 01:58:20,291
این نقشه‌ی ما برای رسیدن به دِکَن است...

1468
01:58:21,250 --> 01:58:21,916
مسیر اول...

1469
01:58:23,000 --> 01:58:26,125
پس از عبور از رودخانه‌ی نارمادا، ما از
ماتورا، پرایاگ، گایا عبور می‌کنیم...

1470
01:58:26,750 --> 01:58:29,666
سپس چاندراپور، گلبرگا،
سولاپور و در نهایت رایگاد...

1471
01:58:29,666 --> 01:58:30,291
مسیر دوم...

1472
01:58:31,041 --> 01:58:34,666
ماتورا، آگرا، ناروار گاتی...
بورهانپور، پونه و رایگاد...

1473
01:58:35,541 --> 01:58:36,416
و سومین...

1474
01:58:37,416 --> 01:58:39,500
ماتورا، سورات، پونه و رایگاد...

1475
01:58:40,125 --> 01:58:44,625
در زمان فرار،می‌توانیم هر کدام
از این‌ها را انتخاب کنیم...

1476
01:58:45,375 --> 01:58:46,041
ناییک...

1477
01:58:46,791 --> 01:58:48,000
ما باید برای همه چیز آماده باشیم!

1478
01:58:48,500 --> 01:58:49,791
بله پادشاه من...

1479
01:58:49,791 --> 01:58:52,041
اما پادشاه من... از آگرا تا ماتورا؟

1480
01:58:52,875 --> 01:58:54,750
چرا راه دور برویم؟

1481
01:58:55,000 --> 01:58:56,750
نمیتوانیم مستقیماً از
رودخانه نارمادا عبور کنیم؟

1482
01:58:57,041 --> 01:58:57,625
تاناجی رائو...

1483
01:58:58,750 --> 01:59:00,625
ما مدتهاست در میان ساهیادری
قایم باشک بازی کرده ایم...

1484
01:59:01,666 --> 01:59:04,250
حالا وقت آن است که بازی را تغییر دهیم،
اینجا، در شمال هند...

1485
01:59:05,916 --> 01:59:07,250
این یک استراتژی جغرافیایی است...

1486
01:59:07,250 --> 01:59:09,375
دکن درست در زیر شهر آگرا قرار دارد
یعنی به سمت جنوب...

1487
01:59:09,625 --> 01:59:10,750
و ماتورا به سمت شمال...

1488
01:59:11,125 --> 01:59:11,416
دقیقاً...

1489
01:59:11,875 --> 01:59:13,125
به محض اینکه از اینجا برویم،

1490
01:59:13,625 --> 01:59:16,875
مغول‌ها به سمت جنوب خواهند رفت
و ما را تعقیب خواهند کرد...

1491
01:59:17,875 --> 01:59:20,125
در حالی که ما از طرف دیگر به
سمت شمال خواهیم رفت...

1492
01:59:20,500 --> 01:59:22,125
با این کار، مسیر طولانی‌تری
را طی خواهیم کرد...

1493
01:59:22,375 --> 01:59:25,750
اما مغول‌ها فکر می‌کنند که
ما سریع‌تر حرکت کرده‌ایم و قبلاً به دکن رسیده‌ایم...

1494
01:59:27,166 --> 01:59:29,500
بنابراین، آنها با ناامیدی به
آگرا بازخواهند گشت...

1495
01:59:29,875 --> 01:59:34,125
در این میان، ما از ماتورا به دکن از یک مسیر
کاملاً متفاوت سفر خواهیم کرد

1496
01:59:35,125 --> 01:59:39,625
گرچه، اینقدر هم که ما داریم
صحبت میکنیم ساده نیست...

1497
01:59:40,750 --> 01:59:42,375
باید هر قدم رو با دقت برداریم!

1498
01:59:43,750 --> 01:59:45,166
و با فکر...

1499
01:59:46,041 --> 01:59:46,875
بله استاد...

1500
01:59:46,916 --> 01:59:50,000
تمام سربازان ما در این ماموریت،

1501
01:59:50,000 --> 01:59:52,250
دارند جانشان را به خطر می اندازند!

1502
01:59:53,500 --> 01:59:55,166
به آنها نگاه کن، نائیک...

1503
01:59:56,000 --> 01:59:58,541
غیرت و شجاعت سربازان ما باید برگردانده شود!

1504
01:59:58,791 --> 02:00:00,291
عطر خاک وطنمان...

1505
02:00:01,041 --> 02:00:02,750
به آنها کمک خواهد کرد
تا شجاعتشان را بازیابند...

1506
02:00:04,250 --> 02:00:05,000
و نائیک...

1507
02:00:06,291 --> 02:00:07,666
فقط تو میتونی این کار رو بکنی...

1508
02:00:09,750 --> 02:00:10,666
هی...

1509
02:00:13,541 --> 02:00:15,000
خدای ما داره داخل پرستش میشه...

1510
02:00:15,625 --> 02:00:16,375
مزاحم نشو!

1511
02:00:17,000 --> 02:00:17,250
برو...

1512
02:00:19,500 --> 02:00:22,750
هی!

1513
02:00:22,875 --> 02:00:25,416
هی نائیک، این آهنگ خوبه...

1514
02:00:25,750 --> 02:00:27,500
ولی بذار یه چیز جدید بشنویم

1515
02:00:28,291 --> 02:00:29,625
میخوای یه چیز جدید بشنوی؟

1516
02:00:29,916 --> 02:00:30,625
پس گوش کن...

1517
02:00:31,291 --> 02:00:34,250
هی!

1518
02:00:34,375 --> 02:00:47,500
♪این جنگ چریکی شیواجی ماهاراج است♪

1519
02:00:48,041 --> 02:00:49,666
♪اما نائیک، دقیقاً منظورت چیست؟♪

1520
02:00:50,291 --> 02:00:52,041
♪اوه، این مغول ها کج هستند ♪

1521
02:00:52,125 --> 02:00:53,125
♪بله، اینها خیلی کج هستند ♪

1522
02:00:53,291 --> 02:00:55,625
♪و آنها با فریب دادن،
ببر ما را به دام انداختند ♪

1523
02:00:55,625 --> 02:00:56,416
♪درسته...♪

1524
02:00:56,625 --> 02:01:01,666
♪اما غرش این ببر در دادگاه
نسل های زیادی از آن مغول ها را نابود کرد♪

1525
02:01:01,666 --> 02:01:02,875
♪بله...♪

1526
02:01:02,875 --> 02:01:04,791
♪مغول ها ترس و تعجب خود
را ابراز می کنند و می گویند...♪

1527
02:01:04,791 --> 02:01:06,666
♪این شیوا خیلی خطرناکه...♪

1528
02:01:06,666 --> 02:01:08,541
♪ما نباید با این ببر بجنگیم

1529
02:01:08,541 --> 02:01:10,750
♪ما نباید با این مراتاها بجنگیم

1530
02:01:10,750 --> 02:01:14,791
♪دشمن آنقدر از شیواجی ماهاراج می ترسد
که با شنیدن نامش فرار می کند...♪

1531
02:01:17,125 --> 02:01:18,041
داخل چه خبره؟

1532
02:01:18,166 --> 02:01:19,791
آنها خدای خود را می پرستند...

1533
02:01:20,000 --> 02:01:21,250
می خواهی جلویشان را بگیرم؟

1534
02:01:22,541 --> 02:01:23,625
نه... بگذار ادامه دهند...

1535
02:01:25,750 --> 02:01:28,000
به هر حال همه ی
آنها به زودی می میرند...

1536
02:01:32,375 --> 02:01:41,416
♪این جنگ چریکی شیواجی ماهاراج است♪

1537
02:01:43,166 --> 02:01:44,375
♪گوش کن، صوبه‌دار...♪

1538
02:01:44,750 --> 02:01:47,500
♪سوراجیا صدها مایل دور است...♪

1539
02:01:48,041 --> 02:01:50,625
♪چطور خداوند ما شانکار
به قلعه راجگاد خواهد رفت؟♪

1540
02:01:51,125 --> 02:01:53,500
♪پس پادشاه حيله‌ای انديشيد...♪

1541
02:01:53,625 --> 02:01:56,375
♪این اورنگ زیب باید فقط از طریق
تاکتیک‌ها شکست بخورد♪

1542
02:01:58,125 --> 02:02:00,125
♪بیا با دشمن بجنگیم!♪

1543
02:02:00,125 --> 02:02:02,041
♪بیا مغول‌ها را فریب دهیم♪

1544
02:02:02,041 --> 02:02:04,041
♪برای گیج کردن دشمن...♪

1545
02:02:04,041 --> 02:02:06,000
♪چنین تله‌ای توسط پادشاه گذاشته شد♪

1546
02:02:06,000 --> 02:02:10,250
♪پادشاه این جنگ را شروع کرده،
مثل بازی با مرگ ♪

1547
02:02:10,250 --> 02:02:19,541
♪این جنگ چریکی شیواجی ماهاراج است♪

1548
02:02:20,041 --> 02:02:21,500
♪و بنابراین، دوستان...♪

1549
02:02:21,750 --> 02:02:24,500
♪شیواجی ماهاراج ما عالی است♪

1550
02:02:25,000 --> 02:02:27,875
♪هر ترفند او منحصر به فرد است...♪

1551
02:02:28,541 --> 02:02:31,500
♪باوانی دوی اوساحب...♪

1552
02:02:32,000 --> 02:02:35,500
♪او قرار است از همه ما محافظت کند♪

1553
02:02:35,791 --> 02:02:40,125
♪این جنگ چریکی پادشاه است،
که در سراسر جهان مشهور خواهد شد ♪

1554
02:02:40,125 --> 02:02:43,750
♪باید یک سبد
شیرینی بیاوریم تا به دکن برگردیم♪

1555
02:02:43,750 --> 02:02:46,125
♪بیایید راه دیگری پیدا کنیم...♪

1556
02:02:46,125 --> 02:03:01,250
♪این جنگ‌های چریکی شیواجی ماهاراج است♪

1557
02:03:03,750 --> 02:03:04,916
رام کریشنا هاری...

1558
02:03:04,916 --> 02:03:06,041
رام...رام...

1559
02:03:06,041 --> 02:03:10,916
رام سینگ رسید!

1560
02:03:11,291 --> 02:03:12,916
رام سینگ رسید!

1561
02:03:12,916 --> 02:03:15,666
رام سینگ اینجاست...

1562
02:03:15,666 --> 02:03:17,500
خفه شو...!

1563
02:03:17,625 --> 02:03:20,625
آرام باش...

1564
02:03:29,250 --> 02:03:30,625
حال پادشاه شیواجی چطور است؟

1565
02:03:30,875 --> 02:03:32,125
ما نمی‌توانیم او را در این وضعیت ببینیم...

1566
02:03:33,125 --> 02:03:34,666
ما فقط نمی توانیم...

1567
02:03:35,375 --> 02:03:40,125
با نگاه به وضعیتش، حس می شود که
با ترک این مکان برای همیشه راحت خواهد شد!

1568
02:03:41,291 --> 02:03:42,625
شاهزاده رام سینگ...

1569
02:03:51,875 --> 02:03:52,541
هوم...

1570
02:03:53,750 --> 02:03:59,250
حالا هیچ تضمینی برای زندگی من وجود ندارد...

1571
02:04:00,875 --> 02:04:06,875
شاید، زمان من فرا رسیده است...

1572
02:04:06,875 --> 02:04:10,166
پادشاه من! لطفا، چنین حرف هایی نزنید!

1573
02:04:10,500 --> 02:04:14,750
من یک خواهش از شما دارم...

1574
02:04:15,875 --> 02:04:16,791
بفرمایید، پادشاه من...

1575
02:04:19,500 --> 02:04:21,125
قبل از ترک این دنیا،

1576
02:04:21,125 --> 02:04:27,875
من می‌خواهم با بخشش صدقه به نیازمندان،
مقداری حسن نیت و برکت به دست بیاورم

1577
02:04:29,625 --> 02:04:34,791
آیا می‌شود اجازه بگیرید که

1578
02:04:34,791 --> 02:04:41,000
به نیابت از من، در مساجد صدقه بدهم...
از امپراتور اورنگ‌زیب؟

1579
02:04:46,625 --> 02:04:48,625
البته که این کار را خواهم کرد، پادشاه من

1580
02:04:48,625 --> 02:04:49,875
تمام تلاشم را خواهم کرد

1581
02:04:50,375 --> 02:04:53,666
فقط یک چیز دیگر...

1582
02:04:53,666 --> 02:05:01,875
لطفا ضمانتی را که به امپراتور
اورنگ‌زیب داده بودید، پس بگیرید

1583
02:05:06,500 --> 02:05:08,166
این بار چیست، رام سینگ؟

1584
02:05:08,166 --> 02:05:10,750
سلامتی پادشاه شیواجی هر
روز رو به وخامت می‌رود

1585
02:05:10,750 --> 02:05:13,500
خدا روحش را در جهنم بسوزاند!

1586
02:05:15,750 --> 02:05:17,166
پس من باید چکار کنم؟

1587
02:05:18,041 --> 02:05:20,000
باید برایش دارو بگیرم؟

1588
02:05:20,125 --> 02:05:20,791
نه، سرورم...

1589
02:05:21,750 --> 02:05:26,000
او فقط می خواهد شیرینی بین
مساجد و زاهدان خیرات کند...

1590
02:05:26,500 --> 02:05:27,416
سبدهایی پُر از آنها...

1591
02:05:29,875 --> 02:05:31,166
در مساجد؟

1592
02:05:31,750 --> 02:05:32,375
بله، سرورم...

1593
02:05:33,916 --> 02:05:34,791
به جای آن در معابد نباشد؟

1594
02:05:35,375 --> 02:05:37,375
او اسم مساجد را آورده بود، سرورم...

1595
02:05:40,000 --> 02:05:44,000
افسوس! نمی توانم کار برای خدا را قطع کنم!

1596
02:05:44,666 --> 02:05:45,375
مهم نیست...

1597
02:05:45,875 --> 02:05:46,791
اجازه داده شد...

1598
02:05:51,416 --> 02:05:52,250
چیز دیگری؟

1599
02:05:53,625 --> 02:05:54,916
و... اِ...

1600
02:05:57,125 --> 02:05:59,625
از آنجایی که سلامتی پادشاه شیواجی
با سرعت هشداردهنده‌ای رو به وخامت است،

1601
02:06:00,625 --> 02:06:04,875
بنابراین، مایلم ضمانتی را که
از طرف او ارائه کرده بودم پس بگیرم...

1602
02:06:05,291 --> 02:06:06,000
بسیار خب...

1603
02:06:07,375 --> 02:06:09,875
به هر حال، تصمیم گرفته‌ام جانش را ببخشم...

1604
02:06:11,000 --> 02:06:12,125
جعفرخان...

1605
02:06:12,125 --> 02:06:13,000
بله؟

1606
02:06:13,750 --> 02:06:15,625
او را از قید ضمانت آزاد کنید

1607
02:06:15,750 --> 02:06:16,625
چی؟

1608
02:06:17,541 --> 02:06:21,666
شیواجی حالا مسئولیت من است

1609
02:06:24,000 --> 02:06:25,250
هر طور که میل شماست، امپراتور

1610
02:06:25,500 --> 02:06:26,125
می توانید بروید!

1611
02:06:26,875 --> 02:06:28,791
ممنونم، سرورم

1612
02:06:42,750 --> 02:06:44,250
فولاد خان

1613
02:06:44,250 --> 02:06:45,041
بله، سرورم؟

1614
02:06:45,416 --> 02:06:47,625
بگذارید پشت مذهب پنهان شود

1615
02:06:49,375 --> 02:06:53,541
مطمئن شوید که هر کدام از سبدها را
با دقت بررسی می کنید!

1616
02:06:53,666 --> 02:06:54,250
بله، سرورم...

1617
02:06:55,666 --> 02:06:59,500
من به این مراتاها اعتماد ندارم...

1618
02:07:00,750 --> 02:07:01,291
بله، سرورم...

1619
02:07:03,000 --> 02:07:07,625
روزها آمدند و رفتند،
سبدهای شیرینی هم به طور مرتب...

1620
02:07:07,625 --> 02:07:12,500
پادشاه شیواجی سربازانش را
به دکن، به خانه فرستاده بود...

1621
02:07:12,500 --> 02:07:15,500
اورنگ زیب کمی
بی احتیاط و آسوده شد به خاطر آن!

1622
02:07:15,500 --> 02:07:18,000
در زمینه به دست آوردن
حسن نیت و ایمان بیشتر،

1623
02:07:18,000 --> 02:07:20,125
پادشاه شیواجی به کاویندرا
پاراماناندا نواسکار افتخار داد...

1624
02:07:20,125 --> 02:07:23,250
با اهدا کردن
جواهرات گرانبها و یک فیل به او...

1625
02:07:23,250 --> 02:07:25,500
از آنجا که کاویندرا پاراماناندا از قبل
اجازه امپراطور را برای رفتن داشت،

1626
02:07:25,500 --> 02:07:27,625
او با قلبی بسیار سنگین به سمت دکن حرکت کرد

1627
02:07:29,541 --> 02:07:30,125
استاد

1628
02:07:31,125 --> 02:07:33,750
آنها عمارت فدائی حسین را آماده کرده اند

1629
02:07:34,791 --> 02:07:36,541
ما فقط یک روز فرصت داریم

1630
02:07:39,666 --> 02:07:41,500
مرگ نزدیک است، استاد

1631
02:07:44,250 --> 02:07:46,541
ما باید به هر نحوی از آن فرار کنیم

1632
02:07:47,041 --> 02:07:49,500
من هرگز شما را اینقدر
مضطرب ندیده بودم، نائیک

1633
02:07:50,291 --> 02:07:51,500
تا به حال، ما

1634
02:07:53,500 --> 02:07:54,875
در سرزمین مادری خود، 'سواراجیا' بودیم

1635
02:07:55,750 --> 02:07:56,791
ما قادر بودیم به هر کسی تلافی کنیم

1636
02:07:57,750 --> 02:07:59,125
اینجا،

1637
02:07:59,125 --> 02:08:00,250
در این سرزمین بیگانه...

1638
02:08:01,500 --> 02:08:03,000
در این لانه دشمن

1639
02:08:03,750 --> 02:08:05,250
خدا نکنه، اگه اتفاقی برات بیفته...

1640
02:08:08,375 --> 02:08:10,375
اون وقت چطوری با آوساحب روبرو بشم؟

1641
02:08:10,500 --> 02:08:11,041
نائیک...

1642
02:08:13,541 --> 02:08:14,750
خودتو کنترل کن...

1643
02:08:20,500 --> 02:08:23,500
امروز آخرین روزیه که داریم...

1644
02:08:24,791 --> 02:08:25,541
فردا... این...

1645
02:08:26,625 --> 02:08:29,125
حال پادشاه شیواجی الان چطوره؟

1646
02:08:34,416 --> 02:08:35,291
دارو رو دادید؟

1647
02:08:35,291 --> 02:08:36,625
بله دادم

1648
02:08:36,750 --> 02:08:39,250
بسیار خب... استراحت کنید
و مراقب خودتون باشید

1649
02:08:40,750 --> 02:08:42,000
بیشتر از این چیزی نمیتونم بگم...

1650
02:08:43,416 --> 02:08:44,666
حالش داره بدتر میشه...

1651
02:08:45,541 --> 02:08:48,000
من یه سری دارو دادم
و پیشنهاد کردم استراحت کنه...

1652
02:08:48,125 --> 02:08:48,666
واقعاً؟

1653
02:08:48,666 --> 02:08:49,250
هوم...

1654
02:08:50,625 --> 02:08:52,541
اما دقیقا چه اتفاقی براش افتاده؟

1655
02:08:53,125 --> 02:08:56,625
نمیتونم بگم، شاید آب و هوای
آگرا بهش نساخته...

1656
02:08:57,666 --> 02:09:00,750
بقيه اش فقط خواست خداست

1657
02:09:01,541 --> 02:09:05,125
او بايد داروها را مصرف کند در
حالی که استراحت ضروری است

1658
02:09:05,416 --> 02:09:08,125
ديگر مزاحمش نشویم

1659
02:09:13,291 --> 02:09:15,000
بگذار خوب استراحت کند

1660
02:09:15,625 --> 02:09:16,291
بیا!

1661
02:09:17,000 --> 02:09:17,916
بریم!

1662
02:09:36,125 --> 02:09:39,250
و آن روز شراوان وادیا دواداشی،
بالاخره فرا رسید

1663
02:09:39,416 --> 02:09:42,375
مراسم
کریشنا جانماشتامی با موعظه کیرتان آغاز شد

1664
02:09:42,416 --> 02:09:46,541
در داخل دیوارهای زندان ماتورا،
کودک الهی از دواکی متولد شد

1665
02:09:46,875 --> 02:09:49,166
اما شیطان خشمگین از قبل تشنه مرگ او بود!

1666
02:09:49,500 --> 02:09:53,000
نجات جان این کودک برای سرنوشت
جهان بسیار حیاتی بود، ای آقایان!

1667
02:09:53,250 --> 02:09:56,625
و با این حال چگونه این نوزاد می توانست
از چنین امنیت وحشیانه ای فرار کند؟

1668
02:09:56,625 --> 02:09:57,500
هی، بایست...

1669
02:09:58,125 --> 02:09:58,666
سبد را نشان بده!

1670
02:09:58,666 --> 02:10:04,000
فردا شب باید آخرین شب شیواجی باشد

1671
02:10:04,000 --> 02:10:04,875
بله امپراطور!

1672
02:10:06,541 --> 02:10:09,000
یک گشت نفوذ ناپذیر
زندان را محاصره کرده بود

1673
02:10:09,000 --> 02:10:14,625
آیا فرزند دواکی از مرگش فرار می کرد
یا غم و اندوه مادر در سرنوشتش نوشته شده بود؟

1674
02:10:15,000 --> 02:10:16,625
چه بر سر فرزندش می آمد؟

1675
02:10:16,625 --> 02:10:18,916
آیا او نیز مانند خواهر و برادرهایش
قبل از این سلاخی می شد؟

1676
02:10:18,916 --> 02:10:21,750
دواکی بی صدا گریه کرد

1677
02:10:22,041 --> 02:10:24,416
با حرارت به درگاه خدا دعا میکرد

1678
02:10:24,875 --> 02:10:26,000
و درست در همان لحظه

1679
02:10:26,791 --> 02:10:30,125
سبد بامبو را در گوشه دید

1680
02:10:30,541 --> 02:10:32,916
انگار خود خدا
راه را به او نشان داده بود، ای آقایان!

1681
02:10:34,750 --> 02:10:37,750
دواکی آن کودک
الهی را با محبت مادرانه نوازش کرد

1682
02:10:39,125 --> 02:10:40,875
او در آن لحظه چه احساسی داشت؟

1683
02:10:41,166 --> 02:10:43,666
امتحان واقعی مادرانه اش تازه شروع شده بود

1684
02:11:33,250 --> 02:11:34,000
بیا بریم...

1685
02:11:34,916 --> 02:11:35,625
باجی بیا بریم...

1686
02:11:48,875 --> 02:11:52,041
نه... بیا این کارا رو تمومش کنیم...

1687
02:11:52,041 --> 02:11:53,500
پادشاه من...

1688
02:11:53,500 --> 02:11:54,625
موضوع چیه، پادشاه من؟

1689
02:11:55,000 --> 02:11:59,250
اگه این پایانه،
پس بذار مرگ به سراغ من بیاد!

1690
02:12:00,500 --> 02:12:04,291
این تقصیر تو نیست که ما شبیه هم هستیم...

1691
02:12:06,250 --> 02:12:08,166
خواهش می‌کنم دیگه چیزی نگو، پادشاه من...

1692
02:12:08,166 --> 02:12:10,625
این یه افتخاره، یه فرصتیه
که فراتر از ارزشمنده!

1693
02:12:12,416 --> 02:12:14,000
این فقط یه تخت نیست، هیروجی!

1694
02:12:16,000 --> 02:12:17,291
این یه تله مرگه!

1695
02:12:19,625 --> 02:12:20,500
اوه؟

1696
02:12:22,000 --> 02:12:24,541
اما اگر در همین دام
گرفتار شوید، آن وقت چه

1697
02:12:24,583 --> 02:12:27,125
بر سر 'سواراجیا' ی ما
خواهد آمد، پادشاه من؟

1698
02:12:30,041 --> 02:12:31,666
من زندگی ام را وقف شما کرده ام!

1699
02:12:31,791 --> 02:12:35,625
به جای یک مرگ معمولی،
این افتخار من است که برای شما بمیرم

1700
02:12:36,000 --> 02:12:36,375
هوم؟

1701
02:12:40,500 --> 02:12:44,375
اگر مرگ مرا در این بستر اسیر کند...

1702
02:12:44,916 --> 02:12:49,916
داستان 'سواراجیا' با
خونی که من اینجا می ریزم نوشته خواهد شد

1703
02:12:52,541 --> 02:12:53,250
پادشاه من

1704
02:12:54,916 --> 02:13:00,125
وقتی معبد پاندورانگ در پاندارپور ساخته می شد،
سانت چوخاملا در داخل شالوده آن دفن شد

1705
02:13:00,500 --> 02:13:04,500
حالا، آیا نباید معبد
'سواراجیا' ی پاندورانگ من را برپا کنیم؟

1706
02:13:05,791 --> 02:13:09,750
مانند سانت چوکوبا، اگر
گوشت و خون من برای 'سواراجیا' قربانی شود

1707
02:13:10,125 --> 02:13:13,166
ای پادشاه من، چه چیزی بهتر از این می تواند
تکمیل این تولد باشد؟

1708
02:13:15,375 --> 02:13:17,500
نجات من، در مردن برای تو ای پادشاه من است

1709
02:13:18,125 --> 02:13:19,291
لطفا این را از من نگیر

1710
02:13:19,375 --> 02:13:20,375
اما هیروجی

1711
02:13:20,375 --> 02:13:21,250
کافیه، پادشاه من

1712
02:13:22,375 --> 02:13:24,000
لطفا وقت را تلف نکن

1713
02:13:24,000 --> 02:13:25,750
به شما به اوساحب قسم می خورم

1714
02:13:31,625 --> 02:13:33,500
ای الهه جاگدامبا

1715
02:13:43,750 --> 02:13:44,791
هیروجی

1716
02:13:45,916 --> 02:13:47,125
تمام تلاشت را بکن

1717
02:13:49,291 --> 02:13:51,291
مطمئن باش که زنده به دکن برمی‌گردی

1718
02:13:55,416 --> 02:13:57,041
حواست باشه،

1719
02:13:57,791 --> 02:14:01,125
من داستان فداکاری دیگری
مثل مرارباجی نمی‌خواهم

1720
02:14:04,166 --> 02:14:06,000
منتظرت خواهم بود

1721
02:14:06,750 --> 02:14:07,416
پادشاه من!

1722
02:14:51,291 --> 02:14:54,000
و سپس، بالاخره، سبد خدا بلند شد!

1723
02:14:54,875 --> 02:14:58,125
در میان شب طوفانی و سهمگین،
سفرشان آغاز شد

1724
02:14:59,000 --> 02:15:01,000
هی! همونجا وایسا!

1725
02:15:02,000 --> 02:15:02,416
ساکت باشید!

1726
02:15:02,750 --> 02:15:04,750
دیوها راه خدا را سد کردند

1727
02:15:05,125 --> 02:15:06,791
حالا چه اتفاقی می‌افتد؟
چه سرنوشتی در انتظار است؟

1728
02:15:06,791 --> 02:15:11,375
کل جهان شروع به دعا کردن به خدای متعال کرد

1729
02:15:12,166 --> 02:15:14,750
بازش کن!

1730
02:15:21,666 --> 02:15:23,166
همه سبدها رو باز کنید...

1731
02:15:27,250 --> 02:15:28,666
زیر این شیرینی‌ها چیه...

1732
02:15:32,541 --> 02:15:33,125
برو کنار...

1733
02:15:37,500 --> 02:15:38,041
باشه...

1734
02:15:41,625 --> 02:15:42,666
چرا این یکی بسته‌ست؟

1735
02:15:42,875 --> 02:15:45,000
چون اِ فقط شیرینیه! واسه همینه!

1736
02:15:45,166 --> 02:15:45,750
بله

1737
02:15:46,625 --> 02:15:49,000
فهمیدم ولی چرا بسته‌ست؟

1738
02:15:49,000 --> 02:15:51,625
اون یکی رو که قبلاً چک کردید
پس چرا این؟ هردو یکی هستن!

1739
02:15:52,166 --> 02:15:54,291
هیس!

1740
02:15:56,916 --> 02:15:57,500
بازش کن!

1741
02:15:58,875 --> 02:16:00,166
ولی خان صاحب

1742
02:16:01,000 --> 02:16:01,541
الان بازش کن!

1743
02:16:01,750 --> 02:16:03,291
ای خاندریای ججوری!

1744
02:16:03,291 --> 02:16:05,000
ای الهه باوانی تولجاپور!

1745
02:16:05,000 --> 02:16:06,500
الهه جاگدامبای پراتاپگاد!

1746
02:16:06,500 --> 02:16:07,916
ویتورایا از پاندهارپور!

1747
02:16:07,916 --> 02:16:09,125
خداوند گانپاری، مورایا از مورگائون!

1748
02:16:09,125 --> 02:16:10,375
ای ماهادِو شینگناپور!

1749
02:16:10,375 --> 02:16:11,875
جوتیبا از کولهاپور!

1750
02:16:11,875 --> 02:16:12,791
ای لطفا به کمک ما بیا! لطفا به ما کمک کن!

1751
02:16:12,791 --> 02:16:13,625
لطفا برای کمک به ما بیا!

1752
02:16:13,625 --> 02:16:14,791
لطفا ما را نجات بده!

1753
02:16:17,166 --> 02:16:18,875
هی! به اون نگاه کن! اون شخص رو بگیر!

1754
02:16:18,875 --> 02:16:20,041
کیه؟ دنبالش کنید! حالا!

1755
02:16:20,041 --> 02:16:20,625
بگیریدش! برو!

1756
02:16:20,750 --> 02:16:21,291
برو!

1757
02:16:29,541 --> 02:16:30,500
صبر کن! وایستا!

1758
02:16:30,666 --> 02:16:31,541
پادشاه خوابیده اند!

1759
02:16:31,750 --> 02:16:32,500
برو کنار!

1760
02:16:33,666 --> 02:16:34,875
پادشاه در حال استراحت هستند! قبلا بهت گفتم!

1761
02:16:36,666 --> 02:16:37,625
برو کنار!

1762
02:17:03,166 --> 02:17:05,000
جرأت نداری مزاحمش بشی!

1763
02:17:05,000 --> 02:17:06,875
وگرنه، به رام سینگ در موردش میگم!

1764
02:17:07,791 --> 02:17:09,125
خدای من!

1765
02:17:20,000 --> 02:17:21,500
مجازاتش میکنم!

1766
02:17:21,500 --> 02:17:23,000
به هیچکس رحم نخواهم کرد!

1767
02:17:26,000 --> 02:17:26,500
هی!

1768
02:17:27,416 --> 02:17:27,791
برو کنار!

1769
02:17:28,625 --> 02:17:29,625
فورا به این هرج و مرج خاتمه دهید!

1770
02:17:30,125 --> 02:17:31,125
همه به سر جاهای خود برگردید! حالا!

1771
02:17:31,500 --> 02:17:32,125
اون کی بود؟ اونجا؟

1772
02:17:32,250 --> 02:17:32,750
نظری داری؟

1773
02:17:33,500 --> 02:17:34,500
چطور لعنتی منفجر شد؟

1774
02:17:34,750 --> 02:17:35,625
نه! هیچ سرنخی ندارم!

1775
02:17:36,125 --> 02:17:36,500
برو کنار!

1776
02:17:36,750 --> 02:17:37,875
همه به سر جاهاتون برگردید!

1777
02:17:37,875 --> 02:17:38,666
و هوشیار باشید! بجنبید!

1778
02:17:40,625 --> 02:17:41,625
اوه، خان صاحب...

1779
02:17:41,791 --> 02:17:44,125
سبد رو سریع چک کن بریم

1780
02:17:44,250 --> 02:17:45,250
بله بله باشه

1781
02:17:57,250 --> 02:17:58,875
ما هم داریم همینو بهت میگیم!

1782
02:18:01,125 --> 02:18:02,500
بذار بریم!

1783
02:18:02,625 --> 02:18:03,625
بله

1784
02:18:04,500 --> 02:18:04,791
برو!

1785
02:18:05,750 --> 02:18:06,250
برش دار!

1786
02:18:06,625 --> 02:18:08,875
و... یکی از سربازانت را با ما بفرست...

1787
02:18:08,875 --> 02:18:09,375
چرا؟

1788
02:18:09,500 --> 02:18:13,000
شهر در هرج و مرج است! مگه الان ندیدی؟

1789
02:18:14,875 --> 02:18:15,375
هوم...

1790
02:18:17,500 --> 02:18:18,000
هی!

1791
02:18:19,625 --> 02:18:20,125
تو...

1792
02:18:20,375 --> 02:18:21,250
با آن‌ها برو...

1793
02:18:22,625 --> 02:18:23,750
تا مسجد آن‌ها را همراهی کن

1794
02:18:24,000 --> 02:18:24,416
برو...

1795
02:18:25,791 --> 02:18:26,166
حالا برو!

1796
02:18:26,250 --> 02:18:26,750
بلندشون کن

1797
02:18:26,875 --> 02:18:27,375
بزن بریم

1798
02:18:32,250 --> 02:18:33,291
برو!

1799
02:18:34,000 --> 02:18:34,416
خداحافظ

1800
02:18:36,416 --> 02:18:38,625
نباید یه سبد هم بررسی نشده باقی بمونه!

1801
02:18:39,041 --> 02:18:40,625
و چطور اون کوفتی منفجر شد؟

1802
02:18:40,916 --> 02:18:42,000
یکی به سوالم جواب بده!

1803
02:18:53,916 --> 02:18:55,166
هی... صبر کن!

1804
02:18:55,500 --> 02:18:56,250
کجا؟

1805
02:18:56,541 --> 02:18:57,166
هی!

1806
02:18:57,500 --> 02:18:58,791
سرت ضربه خورده؟

1807
02:18:59,500 --> 02:19:00,791
سر!

1808
02:19:01,625 --> 02:19:02,250
سر!

1809
02:19:02,500 --> 02:19:02,750
بله...

1810
02:19:03,000 --> 02:19:04,750
سر پادشاه شیواجی درد می کنه!

1811
02:19:05,541 --> 02:19:07,000
ما داریم میریم بیرون براش دارو بگیریم...

1812
02:19:07,875 --> 02:19:08,666
تو هم میای؟

1813
02:19:08,666 --> 02:19:10,250
نه... شما می تونید برید!

1814
02:19:16,666 --> 02:19:17,625
ای پادشاه...

1815
02:19:18,875 --> 02:19:19,750
ای پادشاه...

1816
02:19:20,375 --> 02:19:21,250
ای پادشاه...

1817
02:19:23,791 --> 02:19:24,625
نگاه کن

1818
02:19:26,416 --> 02:19:33,750
امپراتور تمهیدات ویژه‌ای برای
اسکورت شما اندیشیده‌اند

1819
02:19:36,250 --> 02:19:37,125
ای پادشاه؟

1820
02:19:38,791 --> 02:19:39,375
ای پادشاه؟

1821
02:19:40,000 --> 02:19:42,041
فولاد خان، این چیست؟

1822
02:19:43,041 --> 02:19:44,041
این قرار است چه باشد؟

1823
02:20:13,666 --> 02:20:15,625
آروغ!

1824
02:20:19,125 --> 02:20:20,750
خدای من!

1825
02:20:20,750 --> 02:20:22,541
پادشاه شیواجی فرار کرده است!

1826
02:20:23,125 --> 02:20:24,625
خدای من!

1827
02:20:25,375 --> 02:20:26,500
خدای من!

1828
02:20:28,500 --> 02:20:29,875
شاه شیواجی فرار کرده!

1829
02:20:30,250 --> 02:20:30,666
فرار کرده؟

1830
02:20:33,500 --> 02:20:34,625
چطور فرار کرده؟

1831
02:20:35,916 --> 02:20:38,000
آخه چطور فرار کرده؟

1832
02:20:40,750 --> 02:20:42,125
شاید با...

1833
02:20:43,416 --> 02:20:44,875
...کمک یه جن!

1834
02:20:57,541 --> 02:20:58,375
احمق!

1835
02:21:01,750 --> 02:21:03,125
خدای من!

1836
02:21:05,125 --> 02:21:06,541
اول از همه... فورا امنیت من را افزایش دهید!

1837
02:21:06,666 --> 02:21:09,500
و آن پادشاه شیواجی را
در اسرع وقت پیش من حاضر کنید!

1838
02:21:09,625 --> 02:21:09,875
بله...

1839
02:21:09,916 --> 02:21:10,250
و

1840
02:21:12,041 --> 02:21:15,375
هر مردی را که
با یک کودک سفر می کند دستگیر کنید...

1841
02:21:15,666 --> 02:21:16,000
بله...

1842
02:21:16,041 --> 02:21:17,375
او نمی توانست خیلی دور رفته باشد...

1843
02:21:17,916 --> 02:21:18,250
حالا برو!

1844
02:21:18,291 --> 02:21:18,791
بله سرورم...

1845
02:21:19,416 --> 02:21:21,750
خود اورنگ زیب آنقدر ترسیده بود که

1846
02:21:21,875 --> 02:21:23,500
او شروع کرد به دیدن کابوس...

1847
02:22:03,041 --> 02:22:06,125
ای خواهر! تو اینجا چه غلطی می کنی؟

1848
02:22:06,250 --> 02:22:06,750
ای برادر،

1849
02:22:08,000 --> 02:22:11,375
شنیده ام که
پادشاه شیواجی ارواح را از دکن کنترل می کند!

1850
02:22:11,625 --> 02:22:13,875
از آنجایی که نباید توسط هیچ
یک از آن ارواح تسخیر شوید

1851
02:22:13,875 --> 02:22:16,250
من این بخور را از درگاه سفارش داده ام

1852
02:22:16,500 --> 02:22:17,750
من هم شنیده ام،

1853
02:22:18,375 --> 02:22:20,750
اما اول باید جلوی مردانش را بگیریم!

1854
02:22:22,416 --> 02:22:25,000
به فولاد خان دستور بدهید
امنیت کاخ را افزایش دهد...

1855
02:22:25,375 --> 02:22:26,166
برو!

1856
02:22:26,416 --> 02:22:27,250
بجنبید! و

1857
02:22:27,250 --> 02:22:28,375
فورا امنیت رو افزایش بدید!

1858
02:22:29,250 --> 02:22:30,666
بله، برادر!

1859
02:22:33,750 --> 02:22:36,666
تنها یک سوال اورنگ زیب را آزار می داد

1860
02:22:36,666 --> 02:22:40,000
پادشاه شیواجی دقیقا چطور فرار کرد؟

1861
02:22:40,250 --> 02:22:41,916
در حالی که، دو روز پیش

1862
02:22:41,916 --> 02:22:43,250
در جنگلی دور از آگرا

1863
02:22:43,666 --> 02:22:44,625
اینجا بذارش

1864
02:22:44,625 --> 02:22:45,500
صوبه‌دار،

1865
02:22:45,625 --> 02:22:46,916
شیرینی آورده ای؟

1866
02:22:47,000 --> 02:22:47,875
آورده ایم

1867
02:22:48,875 --> 02:22:49,875
سریع حرکت کن!

1868
02:22:50,041 --> 02:22:50,500
بله

1869
02:22:51,000 --> 02:22:51,541
نی ها را بردارید

1870
02:22:51,666 --> 02:22:52,416
اجازه بده بریم، شاهزاده جوان

1871
02:22:52,416 --> 02:22:53,000
نی ها را بردارید

1872
02:22:54,000 --> 02:22:55,125
طناب ها رو باز کنید

1873
02:23:28,625 --> 02:23:29,625
ناییک

1874
02:24:48,375 --> 02:24:49,500
ارباب... نگهش دارید

1875
02:24:49,666 --> 02:24:50,625
نائیک،

1876
02:24:50,625 --> 02:24:51,125
بله

1877
02:24:51,166 --> 02:24:51,875
برویم

1878
02:24:51,916 --> 02:24:52,500
تو اول برو

1879
02:24:53,541 --> 02:24:54,541
برویم

1880
02:24:54,916 --> 02:24:56,541
سوبهدار، تو باید بروی

1881
02:25:00,625 --> 02:25:02,666
بیا برویم
هوشیار باش

1882
02:25:02,791 --> 02:25:04,166
بیا... بیا...

1883
02:25:07,125 --> 02:25:09,875
اما، شاه شیواجی اصلا چطور فرار کرد؟

1884
02:25:09,875 --> 02:25:10,625
ها؟

1885
02:25:15,791 --> 02:25:17,125
و... یکی از سربازانت رو با ما بفرست...

1886
02:25:17,375 --> 02:25:17,666
هی!

1887
02:25:18,125 --> 02:25:18,500
تو!

1888
02:25:19,291 --> 02:25:20,125
با اونا برو!

1889
02:25:21,625 --> 02:25:22,666
تا مسجد اونارو همراهی کن...

1890
02:25:23,125 --> 02:25:23,541
بله...

1891
02:25:24,000 --> 02:25:24,250
برو...

1892
02:25:28,250 --> 02:25:28,750
بریم...

1893
02:25:30,500 --> 02:25:31,375
خداحافظ...

1894
02:25:40,375 --> 02:25:41,541
اون سرباز جدید!

1895
02:25:42,291 --> 02:25:43,375
اون سرباز جدید!

1896
02:25:43,916 --> 02:25:44,750
فورا پیداش کنید!

1897
02:25:44,750 --> 02:25:46,041
برو!

1898
02:25:46,125 --> 02:25:46,916
سریع!

1899
02:25:47,875 --> 02:25:48,666
فورا پیداش کن!

1900
02:25:50,041 --> 02:25:51,791
من مطمئنم! اون سرباز جدید بود!

1901
02:25:55,625 --> 02:25:56,000
بیا دیگه!

1902
02:25:56,500 --> 02:25:57,791
من همه سبدها رو اینجا چک میکنم!

1903
02:25:58,125 --> 02:25:59,000
حتما... چرا که نه؟

1904
02:25:59,125 --> 02:25:59,375
بله...

1905
02:26:00,791 --> 02:26:01,625
زود باش! نشونم بده!

1906
02:26:17,625 --> 02:26:19,750
سبدها رو بلند کن!

1907
02:26:20,041 --> 02:26:21,625
ما همین الان هم دیر کردیم...
زود باش! بلندشون کن!

1908
02:26:21,750 --> 02:26:22,666
برو جلو... زود باش دیگه...

1909
02:26:24,125 --> 02:26:26,625
بریم، وقت کافی نداریم...

1910
02:26:27,041 --> 02:26:29,125
زود باش... بذار بریم...

1911
02:26:43,041 --> 02:26:44,666
خدای من!

1912
02:26:46,916 --> 02:26:49,125
این دیگه چیه؟

1913
02:26:49,375 --> 02:26:50,000
شاه شیواجی!

1914
02:26:50,166 --> 02:26:51,375
اون موقع داشتی چه غلطی می‌کردی؟

1915
02:26:51,750 --> 02:26:55,166
هر دو ناامید و وحشت‌زده،
این سربازان از ارتش مغول

1916
02:26:55,166 --> 02:27:00,750
راگونات پانت و تریامباک پانت را
از خانه پرتیترای هارکارا دستگیر کردند

1917
02:27:00,750 --> 02:27:04,041
به منظور یافتن محل اختفای شاه شیواجی،

1918
02:27:04,041 --> 02:27:06,000
اورنگزیب آنها را بی‌رحمانه شکنجه کرد

1919
02:27:21,375 --> 02:27:23,750
تا زمانی که درباره شیواجی فاش کنند،

1920
02:27:25,291 --> 02:27:26,541
نگذارید بخوابند

1921
02:27:36,291 --> 02:27:36,916
حالا کجا برویم، کیسنا؟

1922
02:27:39,625 --> 02:27:39,791
بله

1923
02:27:40,250 --> 02:27:41,750
از این طرف سرورم!

1924
02:27:41,750 --> 02:27:44,750
بی خبر، حتی از تاریخ،

1925
02:27:44,750 --> 02:27:46,166
شاه شیواجی و سربازانش

1926
02:27:46,166 --> 02:27:48,250
راه خود را به سمت دکن هموار کردند

1927
02:27:49,041 --> 02:27:49,875
این یک سفر فوق العاده خطرناک است

1928
02:27:49,875 --> 02:27:50,625
آیا شما

1929
02:27:51,125 --> 02:27:52,250
شاه شیواجی هستید؟

1930
02:27:53,250 --> 02:27:54,291
نه نه فرزندم! نه!

1931
02:27:55,000 --> 02:27:57,125
خودت با دقت نگاه کن

1932
02:27:57,250 --> 02:27:59,666
او اصلا شبیه پادشاه شیواجی نیست

1933
02:28:01,500 --> 02:28:02,375
بله برو! برو!

1934
02:28:15,416 --> 02:28:16,875
بلندش کن نائیک...

1935
02:28:18,000 --> 02:28:20,625
الک نیرانجان!

1936
02:28:21,750 --> 02:28:24,250
برای کاهش چنین خطراتی در طول سفرشان،

1937
02:28:24,250 --> 02:28:24,916
با پادشاه میرزا درود می گویم...

1938
02:28:24,916 --> 02:28:28,500
پادشاه شیواجی، از طریق موروپانت
و پراتاپ رائو گوجار به میرزاراجا خبر فرستاد

1939
02:28:28,750 --> 02:28:31,166
ما خدمتکاران پادشاه شیواجی راجه هستیم

1940
02:28:31,416 --> 02:28:33,375
فقط دو روز پیش، پادشاه شیواجی ما

1941
02:28:33,875 --> 02:28:35,291
سالم به راجگاد رسید

1942
02:28:35,625 --> 02:28:38,875
و تاثیر آن دقیقا همانطور که در نظر بود بود

1943
02:28:39,250 --> 02:28:41,500
که شیواجی به دکن رسید!

1944
02:28:42,916 --> 02:28:44,666
او به دکن رسید!

1945
02:28:44,750 --> 02:28:50,375
آرررغ!

1946
02:28:52,666 --> 02:29:03,541
الک نیرانجان!

1947
02:29:05,000 --> 02:29:06,750
ای مقدسین محترم، چه می‌خواهید؟

1948
02:29:06,791 --> 02:29:08,250
ما چیزهای بزرگی درباره شما شنیده‌ایم!

1949
02:29:09,500 --> 02:29:11,041
شما مانند خود الهه جاگدامبا هستید!

1950
02:29:11,750 --> 02:29:12,916
این چیزی است که همه می‌گویند!

1951
02:29:14,000 --> 02:29:14,416
اِه

1952
02:29:14,916 --> 02:29:18,166
مهاراج ما چیزی با ارزش
به اندازه تمام دنیا را از دست داده است

1953
02:29:19,250 --> 02:29:21,791
فقط شما می‌توانید به ما
در یافتن آن کمک کنید

1954
02:29:22,125 --> 02:29:22,916
پارماناندا

1955
02:29:24,375 --> 02:29:25,875
هر چه می‌خواهند به آن‌ها اهدا کن

1956
02:29:25,875 --> 02:29:27,000
بله اوساهب

1957
02:29:30,291 --> 02:29:31,041
بزن بریم...

1958
02:29:34,125 --> 02:29:35,000
ای اولیای گرانقدر!

1959
02:29:35,500 --> 02:29:37,291
دنبال چه می‌گردی؟

1960
02:29:37,500 --> 02:29:38,125
مادرم!

1961
02:29:45,250 --> 02:29:48,250
شیوا...؟

1962
02:29:48,750 --> 02:29:50,250
شیوا!

1963
02:30:19,791 --> 02:30:21,125
شیوا...

1964
02:30:24,791 --> 02:30:26,125
فرزندم...

1965
02:30:32,000 --> 02:30:35,125
چرا اینقدر منتظرم گذاشتی؟

1966
02:30:37,541 --> 02:30:39,125
فرزندم، من پیر شده‌ام!

1967
02:30:39,166 --> 02:30:40,666
دیگه نمیتونم اینو تحمل کنم پسرم!

1968
02:30:43,166 --> 02:30:45,125
شیوبا!

1969
02:30:48,041 --> 02:30:49,666
و شاهزاده کوچولوی عزیزم شامبو کجاست؟

1970
02:30:50,625 --> 02:30:50,875
هوم؟

1971
02:30:51,625 --> 02:30:52,791
شامبو بچه من!

1972
02:30:53,125 --> 02:30:54,375
شامبو بچه من!

1973
02:30:54,375 --> 02:30:56,875
بچه من کجایی...

1974
02:30:57,291 --> 02:30:58,500
اوه شامبو!

1975
02:30:59,625 --> 02:31:02,750
اوه شامبو! بچه من بیا اینجا...

1976
02:31:03,000 --> 02:31:04,250
بیا منو ببین...

1977
02:31:05,375 --> 02:31:06,500
کجا قایم شدی؟

1978
02:31:06,625 --> 02:31:07,875
ای شامبو! فرزندم!

1979
02:31:08,916 --> 02:31:10,125
ای شامبو! فرزندم!

1980
02:31:10,250 --> 02:31:13,000
شامبو!

1981
02:31:13,000 --> 02:31:13,750
اوساحب

1982
02:31:13,791 --> 02:31:15,000
ای شامبو! فرزندم!

1983
02:31:17,625 --> 02:31:18,375
اوساحب!

1984
02:31:18,500 --> 02:31:18,750
هوم؟

1985
02:31:22,791 --> 02:31:24,250
شاهزاده شامبو

1986
02:31:29,750 --> 02:31:30,541
شاهزاده شامبو

1987
02:31:31,791 --> 02:31:33,375
او دیگر با ما نیست...

1988
02:31:36,041 --> 02:31:38,125
سفر به خانه،
تلاش زیاد برای او بیش از حد بود و

1989
02:31:38,500 --> 02:31:39,666
شاهزاده شامبو ما او

1990
02:31:40,541 --> 02:31:41,291
او نتوانست زنده بماند...

1991
02:31:46,041 --> 02:31:48,375
تو به من قول داده بودی...

1992
02:31:50,000 --> 02:31:50,625
شیوا...

1993
02:32:02,000 --> 02:32:03,250
آوساهب...

1994
02:32:07,500 --> 02:32:10,541
آوساهب!

1995
02:32:10,666 --> 02:32:11,666
کمی آب بیاورید...

1996
02:32:11,666 --> 02:32:13,375
تمام سوراجیا در درد غرق شد

1997
02:32:15,875 --> 02:32:32,625
مناسک را انجام دهید...

1998
02:32:54,500 --> 02:32:55,375
آوساحب

1999
02:33:26,750 --> 02:33:27,875
پلاجیرائو، چه اتفاقی افتاده؟

2000
02:33:28,125 --> 02:33:29,541
بدبختی بزرگی
بر سر همه ما آمده است، پادشاه من!

2001
02:33:30,750 --> 02:33:32,041
دخترم، عروس شما
بیوه شده است!

2002
02:33:33,750 --> 02:33:34,875
حالا دیگر چه اتفاقی قرار است بیفتد؟

2003
02:33:35,000 --> 02:33:37,041
من می فهمم،
اما ما ناتوان هستیم

2004
02:33:38,750 --> 02:33:40,166
حکمی که توسط
الهه باوانی خودمان صادر شده است!

2005
02:33:41,750 --> 02:33:42,750
شما حقیقت را می گویید،
پادشاه من

2006
02:33:46,000 --> 02:33:46,250
پادشاه من

2007
02:33:48,291 --> 02:33:49,416
فقط یک درخواست فروتنانه از شما دارم

2008
02:33:50,625 --> 02:33:52,750
لطفا همان را به من عطا کنید و
مرا از این بار وحشتناک رها سازید

2009
02:33:59,625 --> 02:33:59,916
چرا؟

2010
02:34:02,000 --> 02:34:02,625
این کودک

2011
02:34:03,500 --> 02:34:05,916
حالا این کودک زندگی فلاکت باری خواهد داشت!

2012
02:34:06,916 --> 02:34:08,291
من نمی توانم شاهد آن باشم!

2013
02:34:10,041 --> 02:34:10,875
به جای آن

2014
02:34:12,625 --> 02:34:13,791
با نگه داشتن خاطرات
شاهزاده شامبهو نزدیک قلبش،

2015
02:34:13,875 --> 02:34:18,750
او خود را آتش خواهد زد!
تبدیل به ساتی شدن...

2016
02:34:19,666 --> 02:34:20,875
او 'ساتی' خواهد شد،
پادشاه من!

2017
02:34:25,291 --> 02:34:26,750
تا اینکه یک عمر مورد تمسخر قرار گیرد

2018
02:34:27,250 --> 02:34:28,750
او با افتخار از این دنیا خارج خواهد شد

2019
02:34:28,750 --> 02:34:29,666
با تبدیل شدن به 'ساتی' شاهزاده شامبهو!

2020
02:34:29,666 --> 02:34:30,416
پیلاجیرائو!

2021
02:34:31,791 --> 02:34:32,875
آیا اصلا می فهمی چه می گویی؟

2022
02:34:36,041 --> 02:34:37,000
یسو

2023
02:34:39,000 --> 02:34:43,250
تو می گویی که می خواهی
این کودک معصوم را به آتش بفرستی؟

2024
02:34:45,875 --> 02:34:46,666
بیا اینجا، فرزندم

2025
02:34:47,125 --> 02:34:48,375
از او مراقبت کن، ملکه من

2026
02:34:50,125 --> 02:34:54,291
به جای این کار، قلب من را بسوزانید!

2027
02:34:54,750 --> 02:34:55,416
نه پادشاه من!
هرگز!

2028
02:34:57,875 --> 02:35:00,416
پس از درگذشت
پدر محترم من، پادشاه بزرگ شاهجی راجه...

2029
02:35:02,000 --> 02:35:02,916
مادر محترم من، آاوساحب

2030
02:35:04,875 --> 02:35:06,875
از روی عشق و احترام، او نیز می خواست خود
را به آتش بکشد، برای "ساتی" بودن

2031
02:35:07,375 --> 02:35:09,500
آن زمان، من او را از انجام
این کار بازداشتم...

2032
02:35:14,000 --> 02:35:14,625
میدونی چرا؟

2033
02:35:17,750 --> 02:35:19,125
باشد که آاوساحب...

2034
02:35:21,500 --> 02:35:23,375
یا عروس من...

2035
02:35:24,250 --> 02:35:27,250
یا هر زن دیگری...

2036
02:35:28,125 --> 02:35:30,625
آن‌ها ما را به این دنیا می‌آورند...
آنها این دنیای ما را اداره می‌کنند!

2037
02:35:32,875 --> 02:35:35,125
من مخالف چنین
اعمال بدی هستم که برخلاف آنهاست!

2038
02:35:36,000 --> 02:35:39,416
و اگر قرار است این کودک معصوم را به خاطر
چنین عمل واپسگرایانه ای قربانی کنید،

2039
02:35:41,500 --> 02:35:44,500
پس این دنیا شاهد خواهد بود،
چنین شکل شدیدی از این شیواجی را

2040
02:35:45,875 --> 02:35:47,791
که هیچ کس دوست ندارد هرگز ببیند

2041
02:35:48,791 --> 02:35:49,916
اینطور نیست

2042
02:35:50,125 --> 02:35:51,041
پلاجیراو به خاطر داشته باش!

2043
02:35:53,000 --> 02:35:58,625
یسو، از خاندان بزرگ شیرکه نزول می کند،
کسی که مالک اوتوجار را شکست داد،

2044
02:35:59,541 --> 02:36:01,875
فقط عروس من نخواهد بود...

2045
02:36:03,250 --> 02:36:04,375
بلکه فرزند خودم... دخترم! از اینجا به بعد

2046
02:36:05,375 --> 02:36:06,541
تو نباید نگران باشی!

2047
02:36:08,791 --> 02:36:09,500
شما می توانید اکنون بروید!

2048
02:36:09,500 --> 02:36:09,916
پادشاه من!

2049
02:36:10,166 --> 02:36:11,750
داشتن روابط خانوادگی با شما

2050
02:36:12,750 --> 02:36:14,666
افتخار بزرگی برای ماست

2051
02:36:15,541 --> 02:36:17,250
این واقعا افتخار بزرگی است!

2052
02:36:18,500 --> 02:36:19,500
اجازه دهید مرخص شوم،
پادشاه من

2053
02:36:23,875 --> 02:36:25,000
آوساحب

2054
02:36:33,666 --> 02:36:35,291
همه شما، این را در ذهن داشته باشید!

2055
02:36:37,625 --> 02:36:39,541
شاهزاده شامبو ممکن است برای شما آنجا نباشد

2056
02:36:41,250 --> 02:36:42,625
ولی برای من...

2057
02:36:51,375 --> 02:36:52,875
او هنوز زنده است...

2058
02:37:09,750 --> 02:37:10,375
گورو جی،

2059
02:37:11,875 --> 02:37:12,750
میتونی شروع کنی!

2060
02:37:21,125 --> 02:37:24,750
من به چشمان آن کودک خیره شدم...

2061
02:37:27,500 --> 02:37:30,416
من از این پسر بیشتر از شیواجی می ترسیدم!

2062
02:37:30,416 --> 02:37:31,750
آنها مرا پر از ترس کردند!

2063
02:37:34,375 --> 02:37:35,625
این دقیقا همان چیزی است
که باید اتفاق می افتاد!

2064
02:37:38,291 --> 02:37:41,541
آن بچه شیطانی
برای خیر درگذشت!

2065
02:37:42,041 --> 02:37:45,500
در حالی که اورنگ زیب مشغول
جشن گرفتن مرگ شاهزاده بود،

2066
02:37:46,041 --> 02:37:48,916
سرنوشت چیز دیگری در سر داشت...

2067
02:37:51,166 --> 02:37:52,000
اوساحب...

2068
02:38:03,750 --> 02:38:05,250
این چه جور شوخی است؟

2069
02:38:05,541 --> 02:38:07,541
نه، اوساحب...

2070
02:38:28,916 --> 02:38:30,375
باشد که الهه جاگدامبا ما
را مورد لطف قرار دهد...

2071
02:38:33,750 --> 02:38:39,125
♪در چنین لحظه غیرقابل پیش بینی،♪

2072
02:38:39,750 --> 02:38:46,250
♪آیا برگ های لطیف جدید روی درختی
که یک بار خشک شده بود می رویند ♪

2073
02:38:47,916 --> 02:38:52,916
پدر، لطفا مرا ترک نکنید!

2074
02:38:53,291 --> 02:38:55,416
من در راه بازگشت به خانه با
مغول ها خواهم جنگید پدر!

2075
02:38:55,500 --> 02:38:58,125
شامبو فرزندم، به من بگو،

2076
02:38:58,125 --> 02:39:01,375
آیا 'سواراجیا' بزرگتر است
یا عشق و محبت مادرانه؟

2077
02:39:01,500 --> 02:39:03,125
'سواراجیا' پدر

2078
02:39:03,791 --> 02:39:07,416
به خاطر 'سواراجیا' است
که من الان دارم پیش می‌روم...

2079
02:39:07,416 --> 02:39:10,375
شما به زودی به همراه
بهیرجی کاکا می‌رسید... باشه؟

2080
02:39:14,916 --> 02:39:18,916
♪به من بگو، این حقیقت است یا فقط یک توهم؟♪

2081
02:39:18,916 --> 02:39:20,250
راغونات پنت!

2082
02:39:20,250 --> 02:39:23,250
وقتی چنین آزمون‌هایی
پیش روی من قرار می‌گیرند،

2083
02:39:23,250 --> 02:39:25,125
من به قولم عمل کردم، پادشاه من!

2084
02:39:25,125 --> 02:39:27,125
من برگشتم، سالم و سلامت!

2085
02:39:27,125 --> 02:39:28,000
هیروجی!

2086
02:39:28,000 --> 02:39:31,375
♪آیا زندگی از دست رفته است،♪

2087
02:39:31,375 --> 02:39:35,250
♪یا هنوز چیزی برای زندگی کردن باقی مانده است؟♪

2088
02:39:35,500 --> 02:39:38,375
♪خوشبختی با من است ♪

2089
02:39:39,166 --> 02:39:39,625
♪چطور آن را نگه دارم، چطور آن را ایمن نگه دارم؟♪

2090
02:39:39,625 --> 02:39:41,416
اوساحب

2091
02:39:41,416 --> 02:39:43,041
من به قولم عمل کردم، مادر

2092
02:39:43,041 --> 02:39:49,500
♪آیا زندگی از دست رفته است،
یا هنوز چیزی برای زندگی کردن باقی مانده است؟♪

2093
02:40:04,875 --> 02:40:07,875
چطور کسی میتونه اینقدر بد گول بخوره؟

2094
02:40:08,291 --> 02:40:09,666
شیواجی قبلاً فرار کرده!

2095
02:40:10,791 --> 02:40:12,625
و یه جورایی، اون همچنین موفق
شد پسرش رو نجات بده!

2096
02:40:12,625 --> 02:40:14,166
فقط به من دستور بده، امپراتور من!

2097
02:40:14,500 --> 02:40:16,500
من ارتش‌مون رو میبرم،
پادشاه شیواجی رو شکست میدم و...

2098
02:40:16,750 --> 02:40:17,500
...اون رو پیش روی شما حاضر می‌کنم!

2099
02:40:19,125 --> 02:40:21,500
همه‌ی اینها بی‌ارزشه، شاهزاده‌ی من...

2100
02:40:21,500 --> 02:40:25,000
اون ارتش چند هزار لاکی ما رو شکست داده

2101
02:40:25,000 --> 02:40:26,250
و مجبورش کرده عقب‌نشینی کنه!

2102
02:40:26,875 --> 02:40:28,125
همه‌ی این‌ها...

2103
02:40:28,125 --> 02:40:30,500
راجپوت، بوندل، پتان

2104
02:40:30,500 --> 02:40:32,875
مغول ها، ترک ها، ایرانی

2105
02:40:32,875 --> 02:40:35,375
بغدادی، حبشی، قزاقی

2106
02:40:35,375 --> 02:40:37,125
ازبکی و غربی ها!

2107
02:40:37,291 --> 02:40:38,875
همه این فرماندهان قدرتمند و سربازانشان!

2108
02:40:39,000 --> 02:40:41,000
پادشاه شیواجی همه آنها را شکست داد!

2109
02:40:41,750 --> 02:40:47,000
او تمام اعتبار من را درهم شکست
و آن را در جهنم دفن کرد!

2110
02:40:47,416 --> 02:40:48,500
چرا؟

2111
02:40:49,000 --> 02:40:50,875
چرا شیواجی پیروز می شود؟

2112
02:40:51,250 --> 02:40:52,500
آیا می دانی شاهزاده من؟

2113
02:40:53,625 --> 02:40:59,791
شیواجی ممکن است حیله‌گر، خائن،
زیرک، مغرور و شرور باشد،

2114
02:41:00,375 --> 02:41:02,291
اما رفتار او...

2115
02:41:02,875 --> 02:41:07,375
...با خلوص شیر
و درخشش خورشید می‌درخشد!

2116
02:41:07,791 --> 02:41:09,125
بشنو، شاهزاده من!

2117
02:41:09,125 --> 02:41:15,625
شیواجی به دین دشمن،
کتاب‌های مقدس و زنانشان احترام می‌گذارد!

2118
02:41:16,250 --> 02:41:18,916
به همین دلیل است که اعتبارش بالا می‌رود...

2119
02:41:18,916 --> 02:41:22,041
...مانند یک برج بلند، به سوی
آسمان‌ها دست دراز می‌کند...

2120
02:41:22,375 --> 02:41:23,375
شکی نیست!

2121
02:41:23,791 --> 02:41:25,291
من واقعاً خوشبخت‌ترین هستم!

2122
02:41:27,625 --> 02:41:29,500
روبرو شدن با یک دشمن...

2123
02:41:29,750 --> 02:41:31,666
مثل شاه شیواجی!

2124
02:41:46,041 --> 02:41:49,041
امپراتور محی‌الدین محمد،

2125
02:41:49,541 --> 02:41:51,500
اورنگ زیب گا

2126
02:42:15,000 --> 02:42:16,541
اورنگ زیب با وجود ناراحتی از این تحولات،

2127
02:42:16,541 --> 02:42:18,000
با طبیعت ظالمانه خود مصمم باقی ماند!

2128
02:42:18,625 --> 02:42:21,125
او با خشم از ورود شاه شیواجی به ایالت دکن،

2129
02:42:21,250 --> 02:42:22,375
میرزا راجا را کشت

2130
02:42:22,375 --> 02:42:25,375
با خوراندن سم توسط اودایراج منشی به او

2131
02:42:25,375 --> 02:42:29,250
او همچنین پسر میرزا راجا، رام سینگ را
برای دفاع از امپراتوری خود تبعید کرد!

2132
02:42:29,416 --> 02:42:34,000
مسلماً، این باید عاقبت کسانی باشد
که به میهن خود خیانت می کنند!

2133
02:42:46,500 --> 02:42:50,000
♪پادشاه سهیادری،
امواج با پیروزی فریاد می‌زنند، ♪

2134
02:42:50,875 --> 02:42:52,500
♪ ناوگان قدرتمند او بر
دریاها ایستاده است قدرت

2135
02:42:52,500 --> 02:42:54,125
پادشاه شیواجی دشمنان
را به لرزه در می‌آورد!♪

2136
02:43:03,375 --> 02:43:06,875
♪صدای خود را بلند کنید و شعار
جِی اِکویرا، جِی شیوِرای سر دهید!♪

2137
02:43:07,666 --> 02:43:11,125
♪صدای خود را بلند کنید و شعار
جِی اِکویرا، جِی شیوِرای سر دهید!♪

2138
02:43:12,041 --> 02:43:15,875
♪قلعه‌ها بر روی آب‌ها ایستاده‌اند،
پرچم زعفرانی در باد می‌رقصد♪

2139
02:43:16,291 --> 02:43:20,125
♪بنگرید، شیوِرای از راه رسیده است
تا بر امپراتوری دریاها حکمرانی کند!♪

2140
02:43:22,500 --> 02:43:29,875
♪صدای خود را بلند کنید و شعار
جِی اِکویرا، جِی شیوِرای سر دهید!♪

2141
02:43:46,916 --> 02:43:48,916
♪از سهیادری‌ها یک ببر خشمگین برخاست،♪

2142
02:43:48,916 --> 02:43:51,000
♪خاک در رگ‌هایش، و آتش در نگاهش،♪

2143
02:43:51,000 --> 02:43:53,041
♪کوه‌ها، جنگل‌ها، و هنر جنگ چریکی♪

2144
02:43:53,041 --> 02:43:55,250
♪تنها نام او دشمنان را به وحشت می‌انداخت!♪

2145
02:43:55,375 --> 02:43:57,000
♪پادشاه به دوردست‌ها خیره شده است♪

2146
02:43:57,000 --> 02:43:59,250
♪نگاه نافذ او آبی دریا را اسکن می‌کند ♪

2147
02:43:59,250 --> 02:44:02,041
♪ببینید چگونه فرنگی‌ها، سلاطین و سیدی‌ها♪

2148
02:44:02,041 --> 02:44:03,500
♪دچار آشفتگی بزرگی شده‌اند♪

2149
02:44:03,500 --> 02:44:11,125
♪صدای خود را بلند کنید و شعار دهید
جی اکویرا، جی شیورای!♪

2150
02:44:28,750 --> 02:44:30,791
♪قلعه‌های سیندودورگ و راتناگیری♪

2151
02:44:30,791 --> 02:44:33,000
♪بر سینه دشمن سنگینی می‌کنند ♪

2152
02:44:33,000 --> 02:44:34,916
♪کولی‌ها شیپور جنگ خود را به صدا در می‌آورند♪

2153
02:44:34,916 --> 02:44:36,791
♪و با آن جنون نبرد آغاز می‌شود♪

2154
02:44:36,916 --> 02:44:39,166
♪او پادشاه رشته‌کوه‌های ساهیادری است♪

2155
02:44:39,166 --> 02:44:40,875
♪حتی امواج نیز ستایش او را می‌خوانند،♪

2156
02:44:41,250 --> 02:44:44,916
♪ ناوگان نیرومند او بر دریاست
قدرت شاه شیواجی دشمنان را به لرزه انداخته!♪

2157
02:44:47,750 --> 02:45:04,000
♪صدایتان را بلند کنید و فریاد بزنید
درود بر اکویرا، درود بر شیورای!♪

2158
02:45:09,750 --> 02:45:11,500
همین که شیواجی به دربار رسید...

2159
02:45:11,500 --> 02:45:13,416
با دیدن ظهور شاه شیواجی

2160
02:45:13,416 --> 02:45:17,166
به نظر می‌رسید که
جان اورنگ‌زیب را خواهد گرفت

2161
02:45:17,166 --> 02:45:18,916
همین که شیواجی به دربار رسید...

2162
02:45:18,916 --> 02:45:20,916
با دیدن ظهور شاه شیواجی

2163
02:45:20,916 --> 02:45:24,625
به نظر می‌رسید که
جان اورنگ‌زیب را خواهد گرفت

2164
02:45:24,625 --> 02:45:26,375
به خاطر سرخوردگی ...

2165
02:45:26,375 --> 02:45:29,041
پادشاهان از هفت دروازه آگرا عبور کردند

2166
02:45:29,041 --> 02:45:32,041
و نرمدا مرز ایالت شد

2167
02:45:32,041 --> 02:45:35,541
بوشن می‌گوید بعد از اینکه پادشاهان بر
چهار سوی زمین حکومت را آغاز کردند،

2168
02:45:35,541 --> 02:45:39,125
این مثل این بود که به
سینه اورنگ‌زیب ضربه زدند...

2169
02:45:39,125 --> 02:45:44,750
این پادشاه کارهایی می‌کند که
هیچکس نمی‌تواند بفهمد

2170
02:45:44,750 --> 02:45:50,666
فقط یک گندهاروا، خدا، زاهد یا شاه شیواجی
می‌تواند چنین کارهایی انجام دهد

2171
02:46:03,750 --> 02:46:07,500
گورجابدار همین که شیواجی
وارد دربار شد ناراحت شد

2172
02:46:07,500 --> 02:46:11,041
ذهن دانشمندان مغشوش شد

2173
02:46:11,041 --> 02:46:14,791
گورجابدار همین که شیواجی
وارد دربار شد ناراحت شد

2174
02:46:14,791 --> 02:46:18,375
ذهن دانشمندان مغشوش شد

2175
02:46:18,500 --> 02:46:22,250
بوشن می‌گوید که با آمدن بوسله‌ها

2176
02:46:22,250 --> 02:46:26,041
بزرگان بزرگ با ترس ایستاده بودند

2177
02:46:26,041 --> 02:46:29,416
امپراتور با دیدن شیواجی به شدت ترسید

2178
02:46:29,416 --> 02:46:33,500
شیواجی راجه شروع کرد
به نزدیک شدن به امپراتور

2179
02:46:33,500 --> 02:46:37,041
با دیدن دلاوری درخشان
شیواجی مثل خورشید تابستان،

2180
02:46:37,041 --> 02:46:48,500
ستاره‌های ترک‌ها کم‌فروغ شدند

