﻿1
00:00:45,840 --> 00:00:49,080
‫جمعه است
‫و تقریبا ساعت هفت عصر است

2
00:00:50,080 --> 00:00:53,080
‫تا چند ساعت دیگر
‫خواهر و برادرهای شوهرم به اینجا می آیند

3
00:00:53,160 --> 00:00:55,640
‫آنها یک مسئله خانوادگی دارند که باید در مورد آن بحث کنند

4
00:00:56,400 --> 00:00:59,240
‫و وقتی می گویم بحث به این دلیل است که
‫این تنها کلمه ای است که در مورد آن صدق می کند

5
00:00:59,320 --> 00:01:02,040
‫وقتی صحبت از خولیان و خواهر و برادرهایش می شود

6
00:01:02,680 --> 00:01:05,720
‫میشه اون یکی رو هم بدید؟
‫میدونی همونی که هفته پیش به من دادی

7
00:01:05,800 --> 00:01:07,400
‫و لطفا کمی پنیر هم بدهید

8
00:01:07,920 --> 00:01:09,520
‫خولیان نمی خواست من چیزی بخرم

9
00:01:09,600 --> 00:01:12,200
‫اما بحث کردن با شکم خالی
‫سالم نیست درسته؟

10
00:01:12,720 --> 00:01:13,720
‫آنها سه نفر هستند

11
00:01:13,800 --> 00:01:15,760
‫ویکتور بزرگترین است

12
00:01:15,840 --> 00:01:17,040
‫بعد ناتالیا است

13
00:01:17,120 --> 00:01:19,800
‫و در نهایت خولیان که شریک زندگی من است

14
00:01:20,720 --> 00:01:23,120
‫ناتالیا کسی است که اصرار داشت
‫امشب ملاقات کنیم

15
00:01:23,200 --> 00:01:25,160
‫او می خواهد در مورد پدرشان صحبت کند

16
00:01:25,760 --> 00:01:28,200
‫پدر شوهر من 89 سال دارد

17
00:01:28,280 --> 00:01:29,120
‫او بیوه است

18
00:01:29,200 --> 00:01:32,640
‫و ناتالیا درست می گوید که معتقد است
‫او دیگر قادر به تنها زندگی کردن نیست

19
00:01:32,720 --> 00:01:35,360
‫او بیشتر و بیشتر گم می شود

20
00:01:36,280 --> 00:01:37,680
‫من حاضرم چقدر میشه؟

21
00:01:38,520 --> 00:01:41,480
‫ناتالیا میگه باید سریعتر تصمیم بگیرن

22
00:01:41,560 --> 00:01:45,320
‫قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج بشه
‫و اتفاق جدی‌تری بیفته

23
00:01:47,080 --> 00:01:49,520
‫ویکتور قبلاً به ما هشدار داده بود
‫که امشب دیر می‌کنه

24
00:01:49,600 --> 00:01:52,120
‫ظاهراً سرش توی کار خیلی شلوغه

25
00:01:52,200 --> 00:01:53,800
‫به نظر میاد همیشه همینطوره

26
00:01:54,480 --> 00:01:56,160
‫ویکتور با ماریسا ازدواج کرده

27
00:01:56,680 --> 00:01:58,840
‫اونها چهار تا بچه و دو تا سگ دارند

28
00:02:00,120 --> 00:02:03,280
‫ویکتور و ماریسا
‫وقتی جوان بودن توی دانشگاه با هم آشنا شدن

29
00:02:03,360 --> 00:02:04,760
‫اولش قضیه جدی نبود

30
00:02:04,840 --> 00:02:07,200
‫اما با کمی تلاش
‫و پشتکار زیاد

31
00:02:07,280 --> 00:02:10,080
‫ویکتور دلش رو به دست آورد
‫و حتی تونست اونو باردار کنه

32
00:02:11,080 --> 00:02:13,800
‫پدرزن ویکتور
‫یک وکیل مهم و شناخته شده

33
00:02:13,880 --> 00:02:16,520
‫بالاخره بهش یه شغل
‫توی دفتر وکالت خانوادگی داد

34
00:02:17,040 --> 00:02:19,200
‫اگرچه تا به امروز

35
00:02:19,280 --> 00:02:21,520
‫هیچکس واقعاً نمی‌دونه
‫ویکتور اونجا چیکار می‌کنه

36
00:02:23,560 --> 00:02:26,600
‫فقط ظاهرسازی می‌کنه و هیچی بارش نیست
‫یه آدم متظاهر واقعیه

37
00:02:26,680 --> 00:02:28,560
‫خب این چیزیه که جولیان میگه

38
00:02:29,680 --> 00:02:32,360
‫اون مردی هست که میدونه اطاعت از همسرش

39
00:02:32,440 --> 00:02:35,680
‫ این بهایی است که باید پرداخت
‫تا سبک زندگی رویایی‌اش حفظ شود

40
00:02:39,640 --> 00:02:42,600
‫ناتالیا از طرفی

41
00:02:42,680 --> 00:02:44,960
‫کاملاً برعکس
‫دو برادرش است

42
00:02:45,040 --> 00:02:47,280
‫او بسیار جدی درونگرا

43
00:02:47,360 --> 00:02:50,200
‫وسواسی و روشمند
‫و یک کمال‌گرای واقعی است

44
00:02:51,160 --> 00:02:53,440
‫او یک پروفسور بسیار مورد احترام است

45
00:02:53,520 --> 00:02:55,080
‫و انگار که این کافی نیست

46
00:02:55,160 --> 00:02:57,680
‫تمام اوقات فراغتش را
‫صرف نوشتن مقالات می‌کند

47
00:02:57,760 --> 00:03:00,760
‫و ترجمه کردن آن‌ها
‫به نمی‌دانم چند زبان

48
00:03:01,760 --> 00:03:03,600
‫ناتالیا با جرونیمو ازدواج کرده است

49
00:03:03,680 --> 00:03:04,760
‫آن‌ها یک دختر دارند

50
00:03:04,840 --> 00:03:07,200
‫اما ناتالیا هرگز واقعاً با او
‫خوشحال نبوده است

51
00:03:07,960 --> 00:03:10,200
‫جرونیمو هر فرصتی که پیدا می‌کند
‫به او خیانت می‌کند

52
00:03:10,280 --> 00:03:11,480
‫همه ما این را می‌دانیم

53
00:03:12,000 --> 00:03:14,760
‫خوشبختانه ناتالیا یک دوست خوب دارد
‫که می‌تواند روی او حساب کند

54
00:03:14,840 --> 00:03:16,400
‫این دو خیلی با هم صمیمی هستند

55
00:03:17,120 --> 00:03:20,120
‫آن‌ها همه جا با هم می‌روند
‫و رابطه بسیار خوبی دارند

56
00:03:20,920 --> 00:03:22,680
‫دوستش شریک زندگی ندارد

57
00:03:23,160 --> 00:03:25,120
‫من چیزی را القا نمی‌کنم اما

58
00:03:25,200 --> 00:03:28,400
‫بعضی وقت‌ها آرزو می‌کنم
‫ناتالیا اینقدر جدی نبود

59
00:03:28,480 --> 00:03:29,640
‫یا سرکوب شده

60
00:03:29,720 --> 00:03:32,360
‫نمی‌دونم شاید یکم خودتو رها کنی
‫فقط گفتم

61
00:03:33,920 --> 00:03:34,840
‫خداحافظ

62
00:03:35,840 --> 00:03:37,560
‫اون سه نفر
‫به ندرت همدیگه رو می بینن

63
00:03:37,640 --> 00:03:40,520
‫ولی وقتی همدیگه رو می بینن
‫من عاشق اینم که اونجا باشم و ببینم که چطوری

64
00:03:40,600 --> 00:03:42,880
‫بحث و دعوا می کنن

65
00:03:45,040 --> 00:03:46,600
‫من تک فرزندم

66
00:03:46,680 --> 00:03:48,360
‫پدر و مادرم فوت کردن

67
00:03:49,160 --> 00:03:51,200
‫پس خانواده ی خولیان تنها کسانیه که من دارم

68
00:03:51,280 --> 00:03:53,960
‫و خانواده
‫مهمترین چیز در دنیاست

69
00:03:54,040 --> 00:03:55,080
‫چون یه شریک

70
00:03:55,600 --> 00:03:58,480
‫ام بذار فقط بگم
‫که یه شریک می تونه هر لحظه ترکت کنه

71
00:03:59,000 --> 00:04:00,320
‫و دوستی ها میان و میرن

72
00:04:00,400 --> 00:04:03,360
‫اما خانواده و خواهر برادرات

73
00:04:03,440 --> 00:04:04,800
‫یه عمر باهات می مونن

74
00:04:05,320 --> 00:04:07,200
‫اونا واقعا خوش شانس هستن که همدیگه رو دارن

75
00:04:11,720 --> 00:04:14,400
‫۵۳ یکشنبه

76
00:04:18,480 --> 00:04:19,760
‫اون درِ ورودی خونمونه

77
00:04:19,840 --> 00:04:21,120
سلام

78
00:04:21,200 --> 00:04:22,960
‫خولیانه تازه رسیده خونه

79
00:04:23,040 --> 00:04:25,960
‫اون می خواد وانمود کنه که
‫انگار جلسه امشب رو فراموش کرده

80
00:04:27,800 --> 00:04:29,960
‫اینکه من چی؟
‫نه داشتم با خودم حرف می زدم

81
00:04:30,040 --> 00:04:31,520
‫آهان
‫کجا بودی؟

82
00:04:32,240 --> 00:04:35,720
‫من تست بازیگری داشتم
‫واقعا؟ به من نگفتی

83
00:04:35,800 --> 00:04:37,960
‫نه
‫تست بازیگری برای سریال تلویزیونی؟

84
00:04:38,720 --> 00:04:40,200
‫نه برای آگهی بازرگانی

85
00:04:41,040 --> 00:04:43,840
‫خب هر چی که هست
‫بالاخره تو تلویزیون خواهی بود درسته؟

86
00:04:43,920 --> 00:04:45,360
‫آره اونا اینو میگن

87
00:04:45,880 --> 00:04:47,600
‫این آگهی بازرگانی برای چیه؟

88
00:04:48,920 --> 00:04:50,360
‫برای گاسپاچو

89
00:04:51,160 --> 00:04:52,200
‫من گوجه فرنگی هستم

90
00:04:53,840 --> 00:04:56,000
‫خوبه
‫من میخوام دوش بگیرم

91
00:04:57,040 --> 00:04:57,960
‫عالیه

92
00:04:58,600 --> 00:05:00,680
‫ولی عجله کن هر لحظه ممکنه برسن

93
00:05:07,400 --> 00:05:10,120
‫عزیزم کی هر لحظه ممکنه برسه؟
‫ناتالیا و ویکتور

94
00:05:10,200 --> 00:05:13,840
‫یادته دارن میان اینجا؟
‫امروز؟ مطمئنی؟

95
00:05:13,920 --> 00:05:17,200
‫تو گفتی جمعه درسته؟ امروز جمعه است

96
00:05:17,280 --> 00:05:20,280
‫فکر کنم عمداً فراموشش کردم
‫فکر کنم آره

97
00:05:20,800 --> 00:05:23,600
‫اوهوم می بینم یه سری خوراکی خریدی؟

98
00:05:23,680 --> 00:05:25,560
‫آره یه چیزایی خریدم

99
00:05:25,640 --> 00:05:28,560
‫چون می دونستم فراموش می کنی
‫یعنی چی؟

100
00:05:28,640 --> 00:05:30,880
‫یعنی هیچی آروم باش

101
00:05:34,360 --> 00:05:35,880
‫خب مسئله اینه که

102
00:05:35,960 --> 00:05:39,920
‫می دونی هر چی غذای بیشتری روی میز
‫بذاریم بیشتر می مونن

103
00:05:40,000 --> 00:05:42,760
‫آره ولی اونا که هیچ وقت نمیان اینجا پس

104
00:05:42,840 --> 00:05:44,000
‫هوم

105
00:05:46,680 --> 00:05:48,800
‫من به عنوان پرستار توی بیمارستان کار می کنم

106
00:05:48,880 --> 00:05:50,200
‫خولیان بازیگره

107
00:05:50,280 --> 00:05:53,320
‫اما این اواخر توی پیدا کردن کار
‫مشکل داشته بنده خدا

108
00:05:53,400 --> 00:05:56,040
‫یه چندتا نقش توی برنامه های تلویزیونی
‫و تئاترها قبلاً گرفته بود

109
00:05:56,120 --> 00:05:59,320
‫اما بعد از اون
‫دیگه اوضاع بر وفق مرادش پیش نرفت

110
00:05:59,960 --> 00:06:03,760
‫پنج ساله که با همیم
‫عشق در نگاه اول بود

111
00:06:03,840 --> 00:06:05,120
‫بیشتر برای اون

112
00:06:05,640 --> 00:06:08,720
‫ما بچه نداریم
‫و این آپارتمان رو اجاره کردیم

113
00:06:09,240 --> 00:06:10,920
‫سه تا تماس بی پاسخ از ناتالیا دارم

114
00:06:12,080 --> 00:06:14,880
‫اوهوم آره اون از ظهر
‫می خواسته باهات حرف بزنه

115
00:06:14,960 --> 00:06:17,000
‫بهش گفتم به موبایلت زنگ بزنه

116
00:06:17,080 --> 00:06:20,120
‫چی می خواست؟
‫می خواست بدونه هنوز با ویکتور حرف زدی یا نه

117
00:06:20,200 --> 00:06:22,440
‫درباره چی؟
‫درباره یه لامپ

118
00:06:22,960 --> 00:06:24,880
‫یه لامپ برای چی؟
‫نمی دونم

119
00:06:25,400 --> 00:06:28,680
‫ولی ظاهراً خیلی مهمه
‫برای همین دست از زنگ زدن بهت برنمیداره

120
00:06:28,760 --> 00:06:31,240
‫ناتالیا همیشه باید یه چیزایی رو خیلی
‫بزرگش کنه

121
00:06:31,320 --> 00:06:32,640
‫جدی میگی یه لامپ؟

122
00:06:33,960 --> 00:06:35,040
‫کارولینا

123
00:06:35,120 --> 00:06:36,200
‫بله؟

124
00:06:37,040 --> 00:06:40,400
‫این تو کمد بمونه
‫چون گل خریدم بهش احتیاج دارم

125
00:06:40,880 --> 00:06:43,840
‫و از اونجایی که گلدون دیگه ای نداریم
‫میخوام از این استفاده کنم

126
00:06:43,920 --> 00:06:46,400
‫تو کمد بود
‫نه نبود

127
00:06:47,040 --> 00:06:49,640
‫تو کمد قایم شده بود
‫شبیه به هم به نظر میرسه ولی یکی نیستن

128
00:06:49,720 --> 00:06:53,000
‫ببین این هدیه داداشته
‫و از اونجایی که داره میاد

129
00:06:53,080 --> 00:06:54,960
‫داره میاد آره خب که چی؟

130
00:06:56,160 --> 00:06:57,920
‫تو گفتی میخواستی دوش بگیری

131
00:06:58,000 --> 00:07:00,160
‫چند بار باید در این مورد
‫صحبت کنیم؟

132
00:07:00,240 --> 00:07:03,040
‫من میخواستم اون چیزو
‫از پنجره پرت کنم بیرون ولی تو نذاشتی

133
00:07:03,120 --> 00:07:04,920
‫آره درسته
‫هوم

134
00:07:05,920 --> 00:07:07,640
‫چیز دیگه ای برای
‫گذاشتن گل ها نیست

135
00:07:07,720 --> 00:07:11,560
‫مطمئنم این کارو عمداً کردی
‫اوه داشت یادمون میرفت به گربه غذا بدیم

136
00:07:11,640 --> 00:07:13,640
‫کارولینا
‫بله حالا چی شده؟

137
00:07:13,720 --> 00:07:16,640
‫تو گل خریدی چون میخواستی
‫گلدون رو از تو کمد دربیاری؟

138
00:07:16,720 --> 00:07:18,600
‫نه گل خریدم چون قشنگن

139
00:07:18,680 --> 00:07:21,400
‫و چون یه چیز کوچیکی به مهمونامون اضافه میکنه

140
00:07:21,480 --> 00:07:22,520
‫هوم

141
00:07:23,360 --> 00:07:27,040
‫گوش کن اونا خواهر برادرای منن
‫مهمونای ما نیستن

142
00:07:27,120 --> 00:07:29,040
‫نیازی نیست چیزی رو خوب جلوه بدیم

143
00:07:29,560 --> 00:07:30,720
‫دقیقا برعکس

144
00:07:31,840 --> 00:07:36,360
‫عزیزم فکر نمیکنم بفهمی
‫پویایی خانواده چطور کار میکنه

145
00:07:36,440 --> 00:07:38,080
‫بهتره دخالت نکنی
‫چرا؟

146
00:07:38,160 --> 00:07:41,280
‫چون پویایی خانواده خیلی چیزا رو نشون میده
‫این گلدون برای توهین به ما بوده

147
00:07:41,800 --> 00:07:43,040
‫فکر نمیکنم اونقدرها هم زشت باشه

148
00:07:43,120 --> 00:07:46,600
‫این یه توهینه
‫و تو اینو خوب میدونی

149
00:07:47,400 --> 00:07:50,960
‫زشته مبتذله
‫و متظاهره

150
00:07:51,480 --> 00:07:52,600
‫درست مثل برادرم

151
00:07:55,240 --> 00:07:57,160
‫نمیدونم یادت هست یا نه ولی

152
00:07:57,240 --> 00:07:59,440
‫این هدیه کریسمس ویکتور به ما بود

153
00:08:00,000 --> 00:08:03,400
‫و بعدش چی؟ میفهمیم که اون اینو
‫مجانی از یه فروشگاه گرفته

154
00:08:03,480 --> 00:08:04,680
‫میشه یه لطفی در حقم بکنی؟

155
00:08:04,760 --> 00:08:06,240
‫حتما فکر کرده

156
00:08:06,320 --> 00:08:09,360
‫حالا که مجبورم برای"
‫برادر احمق کوچیکم یه هدیه بگیرم

157
00:08:09,440 --> 00:08:12,720
‫چه بهتر که این گلدون آشغال رو بهش بدم
‫"و وانمود کنم یه چیز گرون قیمته

158
00:08:12,800 --> 00:08:14,960
‫یه لطف؟
‫یه قوطی ماهی کولی باز کن

159
00:08:15,480 --> 00:08:18,720
‫ببخشید یک چیز دیگه اینکه فکر میکنی ایده خوبیه

160
00:08:18,800 --> 00:08:21,440
‫که اون چیز رو بذاری وسط
‫اتاق غذاخوری

161
00:08:21,520 --> 00:08:24,520
‫فقط برای اینکه ویکتور ببینه
‫و فکر کنه ما به گلدون مزخرفش اهمیت میدیم

162
00:08:24,600 --> 00:08:25,760
‫واقعاً منو عصبانی میکنه

163
00:08:25,840 --> 00:08:28,200
‫آروم باش
‫میذارمش یه گوشه ای یا یه همچین چیزی

164
00:08:28,280 --> 00:08:31,680
‫لازم نیست آروم باشم باشه؟
‫به نظر آروم میام؟

165
00:08:31,760 --> 00:08:33,480
‫تشخیصش سخته عزیزم

166
00:08:34,000 --> 00:08:35,440
‫روز بدی داشتی؟

167
00:08:35,960 --> 00:08:37,280
‫تا الان که نه

168
00:08:40,640 --> 00:08:45,200
‫نه تنها دارن میان اینجا
‫حالا باید بهشون غذا هم بدیم البته

169
00:08:45,280 --> 00:08:46,440
‫با شناختی که ازش دارم

170
00:08:46,520 --> 00:08:49,960
‫مشخصه که همه چیز رو از اول
‫برنامه ریزی کرده بوده

171
00:08:50,440 --> 00:08:53,640
‫ما اونقدر متشخص نیستیم که
بریم قصرش؟ نه

172
00:08:53,720 --> 00:08:56,800
‫معلومه که نه
‫ممکنه یکی از فرش های ایرانیش رو خراب کنیم

173
00:08:57,320 --> 00:08:59,520
‫کارولینا ممکنه من دارم زیاده‌روی می‌کنم؟

174
00:08:59,600 --> 00:09:00,600
‫شاید یه کم
‫ها؟

175
00:09:01,120 --> 00:09:02,520
‫خب وقت دوش گرفتنه

176
00:09:16,800 --> 00:09:20,040
‫با آنچوی‌ها چیکار کنم؟
‫بریز روش نون تست

177
00:09:22,080 --> 00:09:26,280
‫بهشون گفتی ساعت چند بیان؟
‫به ویکتور گفتم حدود ساعت هشت بیاد

178
00:09:26,800 --> 00:09:29,160
‫خب الان ساعت هشته
‫می‌دونم

179
00:09:29,240 --> 00:09:31,800
‫ولی طبق معمول نیم ساعت دیر می‌کنه

180
00:09:31,880 --> 00:09:36,840
‫چون مهمونای باحال
‫مثل ویکتور یا خانومش

181
00:09:36,920 --> 00:09:40,080
‫می‌خوان آخرین نفری باشن که می‌رسن
‫تا حضورشون مثل یه لطف به نظر برسه

182
00:09:40,160 --> 00:09:41,840
‫آره ولی خواهرت هیچوقت دیر نمی‌کنه

183
00:09:41,920 --> 00:09:44,160
‫به خاطر همینه بهش گفتم
‫راس ساعت نه اینجا باشه

184
00:09:44,240 --> 00:09:46,160
‫مطمئنم می‌خوای بدونی
‫چرا بهش گفتم نه

185
00:09:46,240 --> 00:09:47,320
‫بیشتر از هر چیزی

186
00:09:48,440 --> 00:09:51,960
‫چون خواهرم طبق معمول
‫نیم ساعت زودتر میاد

187
00:09:52,040 --> 00:09:56,480
‫برنامه‌ریزی کردم که هردوشون
‫دقیقا ساعت هشت و نیم دم در همدیگه رو ببینن

188
00:09:56,560 --> 00:09:58,880
‫با هم بیان بالا و اعصابمو خورد نکنن

189
00:10:00,520 --> 00:10:05,080
‫خواهر برادرا واقعا خسته‌کننده‌ان عزیزم
‫ولی تو اینو درک نمی‌کنی

190
00:10:05,160 --> 00:10:07,880
‫خواهرت زود میاد
‫چون می‌خواد کمک کنه

191
00:10:07,960 --> 00:10:11,240
‫نه نه نه
‫این کمک نیست دست و پا گیر بودنه

192
00:10:11,760 --> 00:10:14,160
‫خب میدونی اخلاقش اینجوریه

193
00:10:14,240 --> 00:10:16,120
‫همیشه سعی می کنه کمک کنه

194
00:10:16,200 --> 00:10:18,560
‫تا مطمئن شه همه چیز طبق برنامه پیش میره

195
00:10:19,280 --> 00:10:20,840
‫این جلسه گویای همه چیزه

196
00:10:21,600 --> 00:10:24,400
‫پدرم حواسش پرت شد

197
00:10:24,480 --> 00:10:27,120
‫و سوار اتوبوس اشتباهی شد و رفت یه طرف دیگه شهر

198
00:10:27,880 --> 00:10:28,920
‫خب که چی؟

199
00:10:29,440 --> 00:10:33,320
‫معنیش اینه که باید حبسش کنیم
‫توی یه خونه سالمندان؟ فکر نکنم

200
00:10:34,120 --> 00:10:36,040
‫یه چیز دیگه هم میدونی؟
‫دارم گوش میدم

201
00:10:36,120 --> 00:10:39,840
‫پدرم دوست داره خودشو نشون بده
‫بذارین اون کارو بکنه

202
00:10:39,920 --> 00:10:42,440
‫من با این مسئله مشکلی ندارم
‫درسته

203
00:10:42,520 --> 00:10:45,360
‫این روش خداحافظی کردنش با زندگیه
‫ما مردا احساساتمونو نشون نمیدیم

204
00:10:47,040 --> 00:10:50,160
‫اینم یه جورشه ولی بذارین این بحثو
‫برای یه روز دیگه نگه داریم

205
00:10:50,240 --> 00:10:51,880
‫مثلا وقتی مهمون نداریم

206
00:10:57,480 --> 00:10:58,800
‫ناتالیا
‫سلام خولین

207
00:10:58,880 --> 00:11:00,640
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫بله

208
00:11:00,720 --> 00:11:04,200
‫چیزی بیارم؟
‫نه نه هیچی نیار

209
00:11:04,280 --> 00:11:06,000
‫اوم پس الان دیگه میرسی درسته؟

210
00:11:06,080 --> 00:11:08,200
‫نه اصلا
‫کجایی؟

211
00:11:08,280 --> 00:11:09,840
‫خونه فردا میبینمت

212
00:11:10,360 --> 00:11:12,760
‫فردا؟
‫فردا قرار داریم درسته؟

213
00:11:12,840 --> 00:11:15,240
‫آه امروز قرار نداریم؟

214
00:11:15,320 --> 00:11:18,120
‫نه فردا شنبه
‫فردا شنبه

215
00:11:18,200 --> 00:11:20,280
‫مشکلی هست؟
‫نه نه

216
00:11:20,800 --> 00:11:24,160
‫نگران نباش اشکالی نداره
‫نه من من حتماً اشتباه متوجه شدم

217
00:11:24,240 --> 00:11:27,040
‫برات پیغام گذاشتم
‫آه نه نگرانش نباش

218
00:11:27,120 --> 00:11:29,400
‫فقط باید ماهی های کولی رو
‫دور بریزیم اشکالی نداره

219
00:11:29,480 --> 00:11:31,920
نه! نگهشون دار برای فردا
‫میدونم شوخی میکنم

220
00:11:32,640 --> 00:11:35,160
‫عالیه فردا ساعت هشت و نیم میبینمت

221
00:11:35,240 --> 00:11:37,920
‫هشت و نیم
‫نه! ساعت نه

222
00:11:38,440 --> 00:11:40,000
‫برای تو ساعت نه
‫پس ساعت نه

223
00:11:40,080 --> 00:11:42,280
‫میبینمت
‫خداحافظ

224
00:11:47,360 --> 00:11:50,280
‫حیف شد
‫دیگه کسی گلدون زیبای ما رو نمیبینه

225
00:11:50,800 --> 00:11:53,120
‫فکر کنم وقتشه
‫برم بذارمش توی کمد

226
00:12:05,440 --> 00:12:10,280
پنج چهار سه دو یک

227
00:12:12,960 --> 00:12:14,000
‫امروز شنبه است

228
00:12:14,080 --> 00:12:17,040
‫و دوباره نزدیک ساعت هفت عصره

229
00:12:17,760 --> 00:12:20,760
‫امروز صبح
‫خولین با حال خیلی بدی از خواب بیدار شد

230
00:12:21,280 --> 00:12:23,040
‫او می خواهد جلسه امشب را لغو کند

231
00:12:23,120 --> 00:12:26,320
‫او متقاعد شده که سوء تفاهم دیروز تقصیر او نبوده

232
00:12:26,400 --> 00:12:28,120
‫تقصیر ناتالیا یا ویکتور بوده

233
00:12:28,200 --> 00:12:31,840
‫ظاهراً آنها تصمیم می گیرند و برنامه هایشان را
بدون اطلاع او تغییر می دهند

234
00:12:33,680 --> 00:12:36,680
‫جولیان می گوید همیشه اینطور بوده از وقتی بچه بودند

235
00:12:36,760 --> 00:12:39,160
‫این موضوع ربطی به این دارد که او
‫کوچکترین فرزند است

236
00:12:39,240 --> 00:12:41,000
‫که معمولاً کسی است که مورد بدرفتاری قرار می گیرد

237
00:12:41,760 --> 00:12:44,000
‫خوشبختانه بعد از ناهار حالش بهتر شد

238
00:12:44,080 --> 00:12:46,160
‫و با جلسه امشب کنار آمد

239
00:12:46,680 --> 00:12:47,920
‫ناتالیا

240
00:12:48,000 --> 00:12:49,560
‫آه
‫سر وقت رسیدی

241
00:12:49,640 --> 00:12:52,800
‫در واقع زود رسیدم می خواهم کمک کنم
‫البته

242
00:12:52,880 --> 00:12:54,400
‫حالت چطوره؟
‫خوبم

243
00:12:55,960 --> 00:12:56,840
‫بیا تو

244
00:12:58,880 --> 00:12:59,800
‫جولیان

245
00:13:00,560 --> 00:13:01,640
‫ناتالیا

246
00:13:01,720 --> 00:13:05,640
‫من من من زنگ می زدم
‫اما کسی جواب نداد

247
00:13:06,240 --> 00:13:09,000
‫آه برای اینکه داشتم
‫تمرینات آرامش بخش انجام می دادم

248
00:13:09,080 --> 00:13:10,920
‫من همیشه قبل از اینکه مهمان داشته باشم
‫آنها را انجام می دهم

249
00:13:12,320 --> 00:13:14,840
‫ویکتور هنوز اینجا نیامده؟
‫نه نه چقدر عجیب

250
00:13:14,920 --> 00:13:16,840
‫اميدوار بودم با هم برسيد

251
00:13:17,360 --> 00:13:19,360
‫فکر کنم يکی منظورت من رو اشتباه فهميده

252
00:13:19,960 --> 00:13:22,280
‫کی؟
‫هيچکس همه چيز مرتبه

253
00:13:22,360 --> 00:13:24,200
‫من الان برميگردم
‫کجا ميري؟

254
00:13:24,280 --> 00:13:27,240
‫بايد برم فروشگاه
‫تا برای گربه غذا بخرم

255
00:13:27,960 --> 00:13:29,800
‫ميشه منم باهات بيام؟
‫آره با جوليان برو

256
00:13:29,880 --> 00:13:31,160
‫مطمئنی؟

257
00:13:31,240 --> 00:13:34,000
‫فکر کردم يه ساعت ديگه صبر ميکنيم
‫قبل از اينکه بحث رو شروع کنيم

258
00:13:34,080 --> 00:13:36,920
‫من يه دوش ميگيرم در ضمن
‫چون تو باشگاه دوش نگرفتم

259
00:13:40,640 --> 00:13:41,640
‫بفرمایید

260
00:13:43,200 --> 00:13:44,960
‫ديروز سه بار بهت زنگ زدم

261
00:13:45,040 --> 00:13:46,120
‫بله ميدونم

262
00:13:46,200 --> 00:13:47,560
‫کارول گفت

263
00:13:48,080 --> 00:13:50,480
‫ظاهراً نگران
‫يه لامپ بودی؟

264
00:13:50,560 --> 00:13:52,000
‫بله واقعاً نگرانم
‫هوم

265
00:13:52,080 --> 00:13:55,440
‫خوب ميدونی خواهرت چقدر ميتونه
‫هيستریک بشه

266
00:13:55,520 --> 00:13:57,480
‫ناراحتی؟
‫تا حدودی

267
00:13:57,560 --> 00:13:59,760
‫ولی تو که هيچوقت ناراحت نميشي خانم بی نقص

268
00:14:00,280 --> 00:14:03,520
‫بعضی چيزا بايد تغيير کنن
‫درسته ولی ميتونستی زودتر بهم بگي

269
00:14:03,600 --> 00:14:06,160
‫آره هرچی
‫عوضش کردی يا نه؟

270
00:14:07,160 --> 00:14:09,600
‫لامپ درسته؟
‫بله لامپ خولیان

271
00:14:09,680 --> 00:14:13,640
‫بسیار خب اما دقیقا در مورد کدام لامپ
‫صحبت می کنیم؟

272
00:14:14,160 --> 00:14:16,440
‫معلومه لامپ دستشویی بابا
‫آه

273
00:14:16,520 --> 00:14:18,000
‫ویکتور بهت نگفت؟

274
00:14:18,600 --> 00:14:19,680
‫ویکتور کیه؟

275
00:14:21,920 --> 00:14:23,720
‫لامپ دستشویی بابا
‫داره چشمک میزنه

276
00:14:23,800 --> 00:14:24,840
‫داره چشمک میزنه؟
‫بله

277
00:14:24,920 --> 00:14:27,880
‫بابا میگه که تیک های کوچیک میزنه
‫تیک های چی؟

278
00:14:27,960 --> 00:14:30,840
‫تیک ها
‫میگه دائم خاموش و روشن میشه

279
00:14:30,920 --> 00:14:33,840
‫بیچاره مدام داره خواهش میکنه
‫که یکی بیاد کمکش

280
00:14:33,920 --> 00:14:36,200
‫هوم
‫میشه لطفا این هفته درستش کنی؟

281
00:14:36,720 --> 00:14:37,960
‫آره درستش میکنم باشه؟

282
00:14:38,040 --> 00:14:39,800
‫نگران نباش آروم باش

283
00:14:39,880 --> 00:14:42,560
‫ولی من آرومم
‫به نظر آروم نمیام؟

284
00:14:42,640 --> 00:14:44,320
‫تشخیصش سخته ناتالیا

285
00:14:44,400 --> 00:14:47,560
‫تیک ها این دیگه چه کوفتیه؟
‫جدا عجب کلمه مزخرفیه

286
00:14:49,000 --> 00:14:51,400
‫چند روز پیش به ویکتور گفتم

287
00:14:51,480 --> 00:14:53,440
‫گفت که باهات دربارش صحبت میکنه
‫نه

288
00:14:53,520 --> 00:14:56,440
‫گفت که زنگ میزنه
‫و تو خیلی زود عوضش میکنی

289
00:14:58,760 --> 00:15:00,480
‫ببخشید؟
‫بله؟

290
00:15:01,120 --> 00:15:03,760
‫میشه لطفا حرفتون رو تکرار کنید؟

291
00:15:04,280 --> 00:15:07,640
‫اینکه اون اوم تماس می گرفت

292
00:15:07,720 --> 00:15:09,760
‫قسمت دوم جمله رو؟

293
00:15:09,840 --> 00:15:12,360
‫اون مطمئن میشد که شما خیلی زود عوضش می کنید

294
00:15:12,440 --> 00:15:13,400
‫چرا من باید این کار رو انجام بدم؟

295
00:15:13,480 --> 00:15:16,400
‫نمی دونم خولین چون یه نفر باید این کار رو انجام بده

296
00:15:16,480 --> 00:15:18,240
‫موافقم یه نفر باید عوضش کنه اما چرا من؟

297
00:15:18,320 --> 00:15:21,000
‫ویکتور خودش نمی تونه؟
‫یا نمی دونم خدمتکار؟

298
00:15:21,080 --> 00:15:23,520
‫خولین خدمتکار حتی از بابا هم مسن تره

299
00:15:23,600 --> 00:15:26,600
‫احتمالا می افته و گردنش می شکنه و ویکتور

300
00:15:27,200 --> 00:15:28,120
‫و ویکتور؟

301
00:15:28,200 --> 00:15:30,680
‫هر دومون می دونیم که اون همیشه سرش شلوغه با کار و

302
00:15:30,760 --> 00:15:34,280
‫آره آره یادم رفت اون خیلی کار می کنه

303
00:15:34,360 --> 00:15:35,400
‫بیچاره

304
00:15:39,440 --> 00:15:40,560
‫شب بخیر
‫سلام

305
00:15:40,640 --> 00:15:41,640
‫شب بخیر

306
00:15:46,520 --> 00:15:48,040
‫و اون چطوری گفتش؟

307
00:15:48,560 --> 00:15:49,640
‫چی رو؟

308
00:15:49,720 --> 00:15:51,880
‫کلمات رو نحوه گفتنش رو

309
00:15:51,960 --> 00:15:54,080
‫وقتی درباره چشمک زن ها صحبت می کردید

310
00:15:54,160 --> 00:15:56,720
‫"اون گفت: "جولیان این کار رو انجام میده

311
00:15:57,240 --> 00:16:01,280
‫اون لامپ رو عوض میکنه"
‫چون کار بهتری نداره که انجام بده"؟

312
00:16:01,360 --> 00:16:03,120
‫فقط یه لامپه جولیان همین

313
00:16:03,200 --> 00:16:06,400
‫آره و ویکتور خیلی متشخصه
‫که لامپ بابا رو عوض کنه

314
00:16:06,480 --> 00:16:09,120
‫آدم های در جایگاه اون کار یدی نمیکنن

315
00:16:09,200 --> 00:16:11,080
‫و از اونجایی که من هنوز بهش بدهکارم

316
00:16:12,880 --> 00:16:15,360
‫هنوز بهش بدهکاری؟
‫خداحافظ

317
00:16:15,880 --> 00:16:17,200
‫بله خب؟

318
00:16:17,280 --> 00:16:20,920
‫جولیان بیا ببین فقط داریم درباره
‫عوض کردن یه لامپ برای بابا حرف میزنیم

319
00:16:21,000 --> 00:16:23,360
‫و ویکتور گفت احتمالا تو
‫وقت بیشتری از اون داری

320
00:16:23,440 --> 00:16:25,600
‫البته
‫و به نظرت چرا اون اینو گفت؟

321
00:16:26,120 --> 00:16:28,760
‫چون فکر میکنه من سرایدار خانوادم

322
00:16:28,840 --> 00:16:31,560
‫و پیشخدمت و یه نوکر کوچیک

323
00:16:31,640 --> 00:16:33,200
‫نه من لامپ رو عوض نمیکنم

324
00:16:34,760 --> 00:16:35,880
‫داری چیکار میکنی؟

325
00:16:36,600 --> 00:16:37,800
‫دنبال کلیدام میگردم

326
00:16:40,160 --> 00:16:43,160
‫ولی به نظرت باید چیکار کنیم پس؟

327
00:16:43,240 --> 00:16:44,280
‫نمیدونم

328
00:16:44,920 --> 00:16:46,560
‫بذاریدش تو دستور جلسه

329
00:16:46,640 --> 00:16:48,360
‫اول درباره مشکل
‫آقای پدر صحبت میکنیم

330
00:16:48,440 --> 00:16:50,920
‫و خواهیم دید
‫که بعدش کی لامپ رو عوض میکنه

331
00:16:52,280 --> 00:16:54,920
‫غیر از این حالت چطوره؟
‫خیلی خوبم

332
00:16:55,000 --> 00:16:57,360
‫وارد جزئیات نمیشم
‫ولی همه چیز عالیه

333
00:16:57,440 --> 00:16:59,520
‫تو چطوری؟
‫میشه لطفا یه لیوان آب بدید؟

334
00:16:59,600 --> 00:17:02,920
‫باید یه قرص بخورم
‫اوهوم تو و میگرن هات

335
00:17:03,000 --> 00:17:04,040
‫شروع نکن

336
00:17:06,000 --> 00:17:09,040
‫اوه! چه گل های زیبایی

337
00:17:09,120 --> 00:17:11,120
‫اوه می دونم خیلی زیباست

338
00:17:11,200 --> 00:17:14,120
‫اگه دوستشون داری بفرمایید
‫همش مال خودت

339
00:17:14,200 --> 00:17:15,560
‫و گلدون رو هم باهاش ببر

340
00:17:15,640 --> 00:17:17,520
‫یه معامله دو در یک
‫هوم

341
00:17:19,400 --> 00:17:20,360
‫ممنونم

342
00:17:24,520 --> 00:17:26,800
‫من گوش می دم چه کاری می تونم انجام بدم؟

343
00:17:26,880 --> 00:17:29,520
‫خب
‫می تونی ماهی کولی رو روی نون تست بذاری

344
00:17:29,600 --> 00:17:31,360
‫عالیه

345
00:17:34,960 --> 00:17:37,360
‫هنوز به من نگفتی خوشت اومد یا نه؟

346
00:17:37,880 --> 00:17:39,960
‫از چی خوشم اومد؟
‫از کتاب

347
00:17:40,040 --> 00:17:41,640
‫چه کتابی؟

348
00:17:42,680 --> 00:17:45,280
‫رمان
‫چه رمانی؟

349
00:17:46,160 --> 00:17:49,760
‫همونی که ویکتور… نوشته

350
00:17:54,200 --> 00:17:55,680
‫برادرم رمان نوشته؟

351
00:17:55,760 --> 00:17:58,600
‫پدر به ماشین لباسشویی جدید نیاز داره
‫چون میدونی اون یکی که داره

352
00:17:58,680 --> 00:18:00,120
‫ناتالیا
‫بله چیه؟

353
00:18:01,240 --> 00:18:03,080
‫نیازی نیست بحث رو عوض کنی
‫میدونی؟

354
00:18:03,160 --> 00:18:05,000
‫اوه انقدر تابلو بود؟
‫کم و بیش

355
00:18:05,080 --> 00:18:07,720
‫نمیدونستم نمیدونستی
‫مهم نیست

356
00:18:07,800 --> 00:18:09,840
‫نه البته مهم نیست
‫چرا باید باشه؟

357
00:18:09,920 --> 00:18:10,920
‫هوم

358
00:18:11,000 --> 00:18:15,000
‫حتماً ویکتور بهت گفته ولی حتماً
‫یادت رفته چون بعضی وقتا خیلی

359
00:18:15,080 --> 00:18:16,240
‫خیلی چی؟

360
00:18:16,920 --> 00:18:20,120
‫خب میدونی تو اغلب چیزها رو فراموش میکنی
‫ها

361
00:18:20,200 --> 00:18:22,600
‫اون رمان رو بهت میده
‫نگران نباش آروم باش

362
00:18:22,680 --> 00:18:25,920
‫من آرومم آروم به نظر نمیام؟

363
00:18:26,000 --> 00:18:28,720
‫از این آروم تر نمیتونم باشم
‫حالم خیلی خوبه

364
00:18:29,760 --> 00:18:31,400
‫باشه
‫خب خب خب

365
00:18:31,920 --> 00:18:34,920
‫مثل اینکه برادرم رمان نوشته

366
00:18:36,040 --> 00:18:37,960
وای چه جالب

367
00:18:38,880 --> 00:18:42,440
‫فقط یه رمانه زیاده روی نکنیم
‫هوم؟ نمیکنیم! خبر خوبیه

368
00:18:43,680 --> 00:18:46,520
‫و از کی
‫برادر من رمان مینویسه؟

369
00:18:46,600 --> 00:18:49,120
‫چرا در مورد پدر صحبت نمیکنیم؟
‫برای همین اینجاییم

370
00:18:49,200 --> 00:18:52,000
‫ما فقط گپ می‌زنیم تجدید دیدار می‌کنیم
‫در حالی که منتظر هنرمند هستیم

371
00:18:52,080 --> 00:18:54,360
‫خب از کی؟
‫من نمی‌دونم

372
00:18:54,440 --> 00:18:56,720
‫واقعاً نمی‌دونم
‫آره آره می‌دونی بگو دیگه زود باش

373
00:18:56,800 --> 00:18:58,800
‫نمی‌دونم خولیان
‫مدتیه که گذشته

374
00:18:58,880 --> 00:19:00,520
‫یک سال کم و بیش؟
‫امکان نداره

375
00:19:00,600 --> 00:19:02,280
‫آره
‫جدی یک سال؟

376
00:19:02,360 --> 00:19:04,200
‫آیا این چیزیه که خیلی در موردش صحبت می‌کنید؟

377
00:19:04,280 --> 00:19:05,920
‫نه نه هر از گاهی

378
00:19:06,000 --> 00:19:07,440
‫اوم وقتی من اطراف نیستم

379
00:19:07,520 --> 00:19:09,600
‫آره خولیان
‫بیشتر وقتی تو اطراف نیستی

380
00:19:09,680 --> 00:19:12,520
‫اون در مورد رمان بهم گفت
‫چون ازم مشورت خواست

381
00:19:12,600 --> 00:19:14,680
‫عجب اون ازت مشورت خواست

382
00:19:14,760 --> 00:19:17,440
‫این فقط یه سرگرمیه که یکشنبه‌ها انجام می‌ده

383
00:19:17,520 --> 00:19:20,960
‫چی؟ یه سرگرمی که یکشنبه‌ها انجام می‌ده؟
‫این دیگه چه معنی داره؟

384
00:19:21,040 --> 00:19:23,160
‫یعنی رمان رو یکشنبه‌ها نوشته

385
00:19:23,240 --> 00:19:25,240
‫یکشنبه‌ها؟
‫آره خولیان

386
00:19:25,320 --> 00:19:27,560
‫صفحه اول بهش اشاره می‌کنه

387
00:19:28,080 --> 00:19:31,160
‫نوشتن رمان 53 یکشنبه ازش
‫وقت گرفت

388
00:19:31,240 --> 00:19:32,680
تقریباً تموم شد

389
00:19:33,200 --> 00:19:35,440
‫53 یکشنبه
‫اومهوم

390
00:19:35,520 --> 00:19:36,920
‫این عالیه

391
00:19:37,600 --> 00:19:40,200
‫حالا همه چیز جور در میاد
‫چی جور در میاد؟

392
00:19:40,280 --> 00:19:42,520
‫برای همینه که وقتی بهش زنگ می زنیم
‫هیچ وقت جواب نمیده

393
00:19:42,600 --> 00:19:44,400
‫نوشتن رمان خیلی سخته
‫خولیان

394
00:19:44,480 --> 00:19:47,280
‫نه ازش دفاع نکن
‫من ازش دفاع نمیکنم

395
00:19:47,360 --> 00:19:50,080
‫آره الان میخواستی این کار رو بکنی
‫چون همیشه همین کار رو میکنی

396
00:19:50,160 --> 00:19:53,560
‫من فقط میگم احتمالا
‫نوشتن رمان کار آسونی نیست

397
00:19:53,640 --> 00:19:56,880
‫دقیقا و منظوری که الان
‫داری می رسونی اینه که

398
00:19:56,960 --> 00:20:00,880
‫چون نوشتن رمان
‫خیلی پیچیده و پر زحمته

399
00:20:00,960 --> 00:20:05,040
‫ویکتور عزیز ما هیچ وقت وقت نداره
‫وقتی کسی زنگ میزنه تلفن رو برداره

400
00:20:05,120 --> 00:20:07,520
‫مخصوصا وقتی
‫برادر کوچولوی احمقش باشه

401
00:20:07,600 --> 00:20:08,920
‫که خب اون برادر منم

402
00:20:09,000 --> 00:20:11,000
‫ای بابا خولیان
‫خودت میدونی ویکتور چطوریه

403
00:20:11,080 --> 00:20:15,520
‫اون اون اون وقتی جواب میده که وقت داشته باشه
‫یا وقتی حالش رو داشته باشه یا وقتی بتونه

404
00:20:15,600 --> 00:20:16,840
‫و چرا این کار رو کرد؟

405
00:20:16,920 --> 00:20:18,200
‫و چرا چی کار کرد؟

406
00:20:18,280 --> 00:20:20,680
‫چرا رمان نوشت؟
‫یه چیزی زیر سرشه؟

407
00:20:20,760 --> 00:20:24,280
‫مطمئن نیستم شاید فقط نیاز داره
‫حرفاشو بزنه یا

408
00:20:24,360 --> 00:20:26,960
‫حرفاشو بزنه عجب
‫میدونی منظورم چیه خولیان

409
00:20:27,040 --> 00:20:29,560
‫بله ناتالیا حتما که دارم

410
00:20:29,640 --> 00:20:31,120
‫امیدوارم که حقیقت داشته باشه

411
00:20:31,200 --> 00:20:33,640
‫طفلکی
‫هوم

412
00:20:33,720 --> 00:20:35,480
‫همسایه ی پدر رو دیروز دیدم

413
00:20:35,560 --> 00:20:39,760
‫و راجع به اینکه ام
‫پدر کیاون کارای زشتش و انجام داد حرف زدیم

414
00:20:39,840 --> 00:20:41,680
‫آهان؟
‫میخوای بدونی چی گفت؟

415
00:20:41,760 --> 00:20:44,640
‫و تو راجع به
‫رمان کوچولوش چی فکر کردی؟

416
00:20:46,520 --> 00:20:49,120
‫ام مسخرش نکن
‫تمومش کن خولیان

417
00:20:49,200 --> 00:20:52,160
‫من مسخرش نمیکنم
‫"بهش گفتی "رمان کوچولو

418
00:20:52,240 --> 00:20:54,080
‫اونم با لحن کنایه آمیز
‫واقعا؟

419
00:20:54,160 --> 00:20:55,400
‫هوم

420
00:20:55,480 --> 00:20:58,360
‫حق با توئه انکار نمیکنم
‫من اینجوریم دیگه

421
00:20:58,440 --> 00:21:00,280
‫فقط حسودیم میشه

422
00:21:00,360 --> 00:21:02,640
‫ته دلم واقعا برادر بزرگمون رو تحسین میکنم

423
00:21:02,720 --> 00:21:04,640
‫هوم؟ تحسینش میکنی؟

424
00:21:04,720 --> 00:21:06,360
‫خیلی زیاد
‫اه

425
00:21:07,520 --> 00:21:09,720
‫کارول الان میتونم برم دستشویی؟
‫آره

426
00:21:09,800 --> 00:21:11,560
‫مال خودت
‫ممنون مرسی

427
00:21:12,520 --> 00:21:14,160
‫ویکتور هنوز نرسیده؟

428
00:21:14,760 --> 00:21:16,320
‫الان میرسه

429
00:21:16,400 --> 00:21:19,400
‫خب؟ بگو دیگه!
‫یه لحظه دیگه میگم

430
00:21:20,600 --> 00:21:22,960
‫و ام موضوعش چیه؟

431
00:21:23,480 --> 00:21:25,000
‫تنده؟

432
00:21:25,080 --> 00:21:27,520
‫یه کم طولانیه

433
00:21:27,600 --> 00:21:30,200
‫اوه! اینو به ویکتور گفتی؟
‫نه

434
00:21:30,280 --> 00:21:33,600
‫ولی هر روز زنگ میزنه
‫تا بپرسه تمومش کردم یا نه

435
00:21:34,120 --> 00:21:37,200
‫خیلی رو مخه
‫گفته نظر صادقانه‌مو میخواد

436
00:21:37,280 --> 00:21:39,160
‫وای چه بد

437
00:21:39,240 --> 00:21:41,040
‫و ازم خواسته که بی طرف باشم

438
00:21:41,120 --> 00:21:45,040
‫راست گفتن به جایی نمیرسه
‫ولی من بلد نیستم دروغ بگم

439
00:21:45,120 --> 00:21:46,800
‫میشه یاد گرفت ساده‌ست

440
00:21:47,560 --> 00:21:49,600
‫راست گفتن فقط یه عادت بده

441
00:21:49,680 --> 00:21:51,640
‫برادرم یه رمان نوشته

442
00:21:52,400 --> 00:21:53,680
‫رمان؟
‫آره

443
00:21:53,760 --> 00:21:55,800
‫عالیه نه؟
‫آره

444
00:21:55,880 --> 00:21:58,320
‫باید خیلی افتخار کنی
‫منظورم اینه به خودت نگاه کن

445
00:21:58,400 --> 00:22:00,640
‫حالا من چیکار کردم؟
‫نه هیچی هیچی

446
00:22:00,720 --> 00:22:03,360
‫فقط اینکه اون تو رو
‫خیلی قبول داره

447
00:22:03,440 --> 00:22:06,160
‫نظرت براش خیلی مهمه
‫ناتالیا

448
00:22:06,240 --> 00:22:08,880
‫گوش کن جولیان نظر من بهتر
‫از بقیه نیست

449
00:22:08,960 --> 00:22:10,040
‫پس لطفاً شروع نکن

450
00:22:10,120 --> 00:22:13,600
‫ویکتور فکر میکنه نظر من و این کاکتوس
‫تقریباً در یک سطح هستن

451
00:22:13,680 --> 00:22:15,840
‫کافیه خولیان
‫داری زیاده روی میکنی

452
00:22:15,920 --> 00:22:18,880
‫اون رمان رو بهت میده
‫و اگه نده چه بهتر

453
00:22:18,960 --> 00:22:20,200
‫مجبور نیستی اون رو بخونی

454
00:22:20,280 --> 00:22:22,440
‫و مجبور بشی بهش بگی
نظر صادقانت رو در موردش

455
00:22:22,960 --> 00:22:24,240
‫اوه

456
00:22:24,760 --> 00:22:26,200
‫اوه
‫آره اون عوض شده

457
00:22:26,280 --> 00:22:27,720
‫حالا اون اون ناراحت میشه

458
00:22:28,440 --> 00:22:30,720
‫چه بهتر
‫آره خب

459
00:22:31,720 --> 00:22:34,840
‫به علاوه ویکتور
‫اون به خاطر چیزهای دیگه بهت ارزش میده

460
00:22:34,920 --> 00:22:38,400
‫مثل چی؟
‫مثل مثل خیلی چیزهای دیگه

461
00:22:39,760 --> 00:22:41,120
‫شنیدی چی گفت کارول؟

462
00:22:41,760 --> 00:22:44,040
‫برادر بزرگم منو دوست داره
خیلی خوبه

463
00:22:53,680 --> 00:22:55,880
‫پس کی بهت دادش؟

464
00:22:57,800 --> 00:23:01,000
‫من نمیدونم چند ماه پیش؟

465
00:23:01,080 --> 00:23:03,560
‫اوه باشه پس مال چند ماه پیشه ها؟

466
00:23:03,640 --> 00:23:06,720
‫بله روزی که رفتیم
‫خونه پدر برای تولدش

467
00:23:06,800 --> 00:23:09,800
‫تو اون روز اونجا نبودی
‫شاید به خاطر همینه که بهت ندادش

468
00:23:10,440 --> 00:23:12,800
‫نه من اون روز اونجا بودم

469
00:23:12,880 --> 00:23:16,200
‫نه خولین نبودی
‫نه دیر رسیدم اما اونجا بودم

470
00:23:16,280 --> 00:23:17,640
‫واقعا؟
‫بله

471
00:23:18,160 --> 00:23:21,160
‫اما داستایوفسکی کوچولوی ما یه نسخه
‫اضافی برای من نداشت

472
00:23:21,240 --> 00:23:24,840
‫خولین چرا این چیزها رو
‫پیچیده تر از اون چیزی که هست می کنی؟

473
00:23:24,920 --> 00:23:26,080
‫مطمئنم دلیلی داره

474
00:23:26,160 --> 00:23:28,000
‫احتمالا دیگه نسخه
‫اضافه ای نداشته

475
00:23:28,080 --> 00:23:29,520
‫یا یا یه همچین چیزی

476
00:23:29,600 --> 00:23:31,800
‫یه نسخه اختصاصی
‫فقط برای افراد خوش شانس؟

477
00:23:31,880 --> 00:23:33,480
‫به احتمال زیاد بله

478
00:23:35,320 --> 00:23:38,000
‫خوش به حالت!
‫بسه دیگه

479
00:23:38,080 --> 00:23:40,160
‫اگه ویکتور تا پنج دقیقه دیگه اینجا نباشه
‫من میرم

480
00:23:40,240 --> 00:23:43,200
‫جلد کتاب چطوره؟
‫ام بد نیست

481
00:23:43,280 --> 00:23:44,640
‫این یه جزئیات مهمه

482
00:23:44,720 --> 00:23:46,760
‫نمی دونم خولین یه جلد داره باشه؟

483
00:23:46,840 --> 00:23:49,400
‫جلدش سخته خوب و محکم؟
‫نه واقعا نه

484
00:23:49,480 --> 00:23:52,000
‫می دونستم
‫همه پولدارها خسیسن

485
00:23:52,080 --> 00:23:54,040
‫هی اسم بچه ات چیه؟
‫فانی

486
00:23:54,120 --> 00:23:55,160
‫فانی چه اسم قشنگیه
‫آره

487
00:23:55,240 --> 00:23:57,480
‫بهش غذا دادی؟
‫آره آره دادم عزیزم

488
00:23:57,560 --> 00:23:58,600
‫خوشت اومد؟

489
00:24:01,640 --> 00:24:03,520
‫اوه اوه

490
00:24:03,600 --> 00:24:05,080
‫اوه
‫چرا این شکلی شدی؟

491
00:24:05,600 --> 00:24:06,800
‫چه شکلی؟

492
00:24:07,440 --> 00:24:10,040
‫اون شکلی که وقتی نمیدونی چی بگی میشی

493
00:24:10,720 --> 00:24:11,920
‫میتونم اینجا سیگار بکشم؟

494
00:24:12,000 --> 00:24:13,800
‫نه گربه آسم داره

495
00:24:16,880 --> 00:24:19,200
‫ناتالیا اشکالی نداره
‫اگه از رمان خوشت نیومده

496
00:24:19,280 --> 00:24:20,480
‫میتونی بهم بگی

497
00:24:21,000 --> 00:24:22,920
‫میدونی چیه؟
‫راستش بد نبود

498
00:24:23,000 --> 00:24:26,120
‫اوه واقعا؟ بد نبود؟
‫خیلی خوب بود

499
00:24:26,200 --> 00:24:28,680
‫بد نبود یا خیلی خوب بود؟
‫چون این دوتا یکی نیستن

500
00:24:28,760 --> 00:24:31,320
‫بد نبود ولی میتونست حتی بیشتر هم

501
00:24:31,400 --> 00:24:33,000
‫اوه
‫اوه" یعنی چی؟"

502
00:24:33,080 --> 00:24:35,640
‫معمولا هیچکس از
‫چیزایی که بعد از این کلمات میاد خوشش نمیاد

503
00:24:36,520 --> 00:24:38,760
‫چند تا چیز هست
‫که درست از آب درنیومده

504
00:24:38,840 --> 00:24:39,920
‫مثلا؟

505
00:24:41,040 --> 00:24:44,760
‫شخصیت ها خیلی زیادن
‫و لایه های روایی هم خیلی زیادن

506
00:24:44,840 --> 00:24:46,600
‫اوه اوه اوه نه نه نه

507
00:24:46,680 --> 00:24:49,520
‫نگو که تو لایه های روایی
‫زیاده روی کرده

508
00:24:49,600 --> 00:24:51,960
‫و پایانش وای پایانش
‫بد برداشت شده

509
00:24:52,040 --> 00:24:54,560
‫یه پایان بد برداشت شده؟
‫خوندنش آسونه

510
00:24:54,640 --> 00:24:56,400
‫دقیقا سرگرم کننده نیست اما

511
00:24:56,480 --> 00:24:59,520
‫پس به عبارت دیگه این یه
‫این اولین رمانشه خولیان این

512
00:24:59,600 --> 00:25:02,040
‫میدونم اولین رمانشه ناتالیا
‫ولی با این حال این یه

513
00:25:02,120 --> 00:25:03,680
‫این یه
‫این یه چیه؟

514
00:25:03,760 --> 00:25:05,360
‫این یه
‫چی هست ناتالیا؟

515
00:25:05,440 --> 00:25:06,360
بگو دیگه زود باش

516
00:25:06,440 --> 00:25:07,800
‫یه آشغاله

517
00:25:13,120 --> 00:25:14,240
‫فهمیدم!

518
00:25:14,320 --> 00:25:16,520
‫بهت افتخار می کنم

519
00:25:17,880 --> 00:25:21,040
‫خب من از متنفر بودن از اولین رمان
‫برادرم و خراب کردنش مفتخر نیستم

520
00:25:21,560 --> 00:25:23,360
‫اما به نظر می رسه تو رو خوشحال می کنه

521
00:25:26,160 --> 00:25:29,200
‫بله بی رحمه
‫درسته اعتراف می کنم

522
00:25:29,720 --> 00:25:31,000
‫من اینجوریم

523
00:25:31,080 --> 00:25:33,560
‫و گذشته از این فکر نمی کنم
‫باید به خودپسندی پاداش بدیم

524
00:25:33,640 --> 00:25:37,160
‫آه پس خودپسندیش
‫باعث شد بخواد یه رمان بنویسه

525
00:25:37,240 --> 00:25:38,280
‫خب معلومه دیگه

526
00:25:38,360 --> 00:25:41,400
‫در هر صورت
‫میشه بهش نگی چی گفتم؟

527
00:25:41,480 --> 00:25:44,440
‫لطفا حس خیلی بدی دارم
‫معلومه که نمیگم

528
00:25:44,520 --> 00:25:47,160
‫اونقدرها هم بی رحم نیستم
‫طفلکی تمام یکشنبه هاش رو صرف نوشتن کرد

529
00:25:47,240 --> 00:25:49,320
‫آره بیچاره اون و بیچاره تو
‫من بیچاره چرا؟

530
00:25:49,400 --> 00:25:51,400
‫چون اون ازت مشورت خواست

531
00:25:51,480 --> 00:25:54,920
‫و حالا باید بهش بگی
‫که رمان کوچولوش یه آشغاله

532
00:25:55,000 --> 00:25:57,040
‫اینطور نیست ناتالیا ها؟

533
00:25:57,560 --> 00:25:59,080
‫کی زنگ زد؟
‫ویکتور

534
00:25:59,160 --> 00:26:02,800
‫آه اینجاست؟
‫باید برم پایین و بی ام و اش رو پارک کنم؟

535
00:26:04,200 --> 00:26:06,160
‫نه گفت که نمی تونه بیاد

536
00:26:07,040 --> 00:26:09,840
‫اون توی ماربیا مونده چون
‫فردا برنامه ریختن که برن قایقرانی

537
00:26:09,920 --> 00:26:14,560
‫و این بهتره که دوباره برنامه ریزی کنی
‫و هفته دیگه همدیگه رو ببینید

538
00:26:14,640 --> 00:26:17,280
‫هوم
‫یا هر وقت که بخوای

539
00:26:20,760 --> 00:26:23,480
‫می بینی ناتالیا همیشه همون داستان

540
00:26:23,560 --> 00:26:25,440
‫من واقعاً برادر بزرگمون رو تحسین می کنم

541
00:26:25,520 --> 00:26:27,160
‫منظورم اینه کی این کارو نمی کنه؟

542
00:26:28,320 --> 00:26:30,920
‫چون زندگیش خیلی سخته اما خیلی آسونه

543
00:26:31,680 --> 00:26:34,320
‫خب حالا کی میخواد لامپ بابا رو عوض کنه؟

544
00:26:38,720 --> 00:26:41,480
‫بیخیال ناتالیا
‫اشکالی نداره من ظرف ها رو می برم

545
00:26:41,560 --> 00:26:42,440
‫ممنون

546
00:26:48,000 --> 00:26:50,200
‫بعد از شنبه گذشته
‫دومین تلاش ناموفق

547
00:26:50,280 --> 00:26:52,880
‫هر سه تصمیم گرفتند
‫در طول هفته ملاقات کنند

548
00:26:53,400 --> 00:26:56,360
‫ناتالیا از جولیان خواهش کرد
‫که با ویکتور دعوا نکند

549
00:26:56,440 --> 00:27:02,080
‫و درباره "رفتار بی احترامی تاسف بار" روز قبل چیزی بگو

550
00:27:02,920 --> 00:27:05,360
‫این ها دقیقاً حرف های جولیان بود اتفاقاً

551
00:27:06,120 --> 00:27:09,160
‫زیاد منتظر موندی؟
‫نه نه اصلا نه

552
00:27:09,680 --> 00:27:13,240
‫چه زمان بدی برای این همه باران
‫خدای من

553
00:27:13,320 --> 00:27:17,040
‫اتفاقی افتاده؟
‫اوه نه نه چرا؟

554
00:27:17,560 --> 00:27:20,640
‫اوه چون برای اولین بار سروقت اومدی

555
00:27:23,360 --> 00:27:26,160
‫مطمئنی نمیخوای کفش هات رو دربیاری؟

556
00:27:26,240 --> 00:27:29,280
‫کاملاً خیس شدن مگه نه؟
‫آره شدن درشون میارم

557
00:27:29,360 --> 00:27:31,960
‫آره خونه خودتونه
‫ببخشید

558
00:27:34,400 --> 00:27:36,760
‫داشتم امروز صبح
‫چترم رو می بردم

559
00:27:36,840 --> 00:27:39,120
‫اما بعدش تصمیم گرفتم نبرم

560
00:27:41,240 --> 00:27:45,240
‫وای به این گل ها نگاه کن
‫خیلی قشنگن!

561
00:27:45,320 --> 00:27:46,600
‫قشنگ نیستن؟
‫آره

562
00:27:46,680 --> 00:27:48,120
‫البته دارن پژمرده میشن

563
00:27:48,200 --> 00:27:50,560
‫اما به لطف این گلدون
‫هنوز عالی به نظر میرسن

564
00:27:50,640 --> 00:27:52,440
‫اینطور فکر نمیکنی؟
‫ها؟

565
00:27:52,520 --> 00:27:55,840
‫گلدون خوب به نظر میرسه مگه نه؟
‫اوه آم آره آم

566
00:27:55,920 --> 00:27:59,440
‫یه کم نوشیدنی آوردم
‫اوه ولی نباید این کار رو میکردی ویکتور

567
00:27:59,520 --> 00:28:02,160
‫ای بابا کارول منو میشناسی دیگه
‫خسیس نیستم که

568
00:28:02,240 --> 00:28:04,320
‫از نوع گرند رزروه

569
00:28:04,400 --> 00:28:06,920
‫یه نوشیدنی بُردو
‫شرط میبندم تا حالا همچین چیزی رو امتحان نکردی

570
00:28:07,000 --> 00:28:08,680
‫اوه
‫نه احتمالا نه

571
00:28:08,760 --> 00:28:11,400
‫برای اینکه ما فقط جنس ارزون
‫رو توی این خونه میخریم

572
00:28:11,480 --> 00:28:12,960
‫درسته؟

573
00:28:13,680 --> 00:28:16,560
‫دخترات چطورن؟
‫خوبن! حالشون خوبه

574
00:28:16,640 --> 00:28:21,080
‫کاش عجله میکردن و دوست پسر پیدا میکردن
‫تا از اینجا میرفتن چون اوم

575
00:28:21,160 --> 00:28:22,440
‫خانومت چطوره؟

576
00:28:22,520 --> 00:28:25,040
‫مریسا حالش عالیه
‫از همیشه هم زیباتر شده

577
00:28:25,120 --> 00:28:27,560
‫اون میخواست بیاد
‫اما از اونجایی که ناتالیا اصرار کرد

578
00:28:27,640 --> 00:28:30,040
‫که این جلسه رو
‫بدون خانواده های همسر داشته باشیم خب

579
00:28:30,120 --> 00:28:33,760
‫ناتالیا درست میگه وگرنه این جلسه
‫تا ابد طول میکشه و ما اینو نمیخوایم

580
00:28:34,280 --> 00:28:37,400
‫مطمئنی نمیخوای
‫جوراب های خیس تو دربیاری؟ ها؟

581
00:28:37,480 --> 00:28:39,640
‫اوه
‫جولیان دمپایی هاتو بهش بده

582
00:28:39,720 --> 00:28:40,960
‫دمپایی های من؟

583
00:28:41,040 --> 00:28:42,320
‫نه من این کارو نمیکنم

584
00:28:42,400 --> 00:28:43,880
‫نه نه نه مشکلی نیست کارول

585
00:28:43,960 --> 00:28:46,880
‫و گذشته از این ما نمیخوایم این جلسه
‫خیلی طول بکشه

586
00:28:46,960 --> 00:28:49,040
‫آفرین ویکتور
‫آفرین

587
00:28:49,120 --> 00:28:51,240
‫هی جولیان اگه با من موافقی

588
00:28:51,320 --> 00:28:55,840
‫که نیازی نیست
‫که که بابا رو بذاریم خونه سالمندان

589
00:28:55,920 --> 00:28:58,480
‫ممنون پس من و تو مقابل ناتالیا هستیم

590
00:28:58,560 --> 00:29:00,880
‫بیا یه نفر رو پیدا کنیم که بهش تو خونه کمک کنه

591
00:29:00,960 --> 00:29:02,640
‫و دیگه تموم قضیه همینه

592
00:29:03,160 --> 00:29:04,880
‫با من موافقی درسته؟

593
00:29:04,960 --> 00:29:08,240
‫وکلای من گفتن تا تثلیث مقدس تشکیل نشده چیزی نگم

594
00:29:09,720 --> 00:29:11,080
‫اوه کارول
‫بله؟

595
00:29:11,160 --> 00:29:13,840
‫راستش من حس بدی دارم
‫که مجبور شدم شنبه پیش رو کنسل کنم

596
00:29:13,920 --> 00:29:16,360
‫ولی خب متاسفانه مجبور شدیم بریم ماربیا

597
00:29:17,080 --> 00:29:19,720
‫اوه نگران نباش
‫این چیزا پیش میاد

598
00:29:19,800 --> 00:29:21,800
‫ویکتور
‫نمیدونم چطوری پولدار بودن رو مدیریت میکنی

599
00:29:21,880 --> 00:29:23,520
‫خسته کننده به نظر میرسه

600
00:29:23,600 --> 00:29:27,640
‫اگه میدونستی جولین
‫خیلی خیلی خسته کننده است

601
00:29:27,720 --> 00:29:29,640
‫خسته کننده همینه که فکر میکردم

602
00:29:29,720 --> 00:29:31,080
‫به هر حال من قول داده بودم

603
00:29:31,160 --> 00:29:34,480
‫که پدرزنم و چند تا از دوستاش رو
‫برای قایق سواری ببرم

604
00:29:34,560 --> 00:29:37,800
‫باورت میشه کل کشور رو
‫فقط برای همین اومده بودن؟

605
00:29:37,880 --> 00:29:42,760
‫چه آدمای مهمی
‫جولین با حساب های بانکی خیلی بزرگ

606
00:29:42,840 --> 00:29:45,520
‫درسته البته
‫آدم های مهم و پولدار قبل از خانواده

607
00:29:45,600 --> 00:29:47,560
‫دیگه چیزی نگو آروم باش نگران نباش هوم؟

608
00:29:47,640 --> 00:29:49,160
‫اصلا زحمتی نبود

609
00:29:49,240 --> 00:29:51,640
‫آمادگی زیادی نداشتیم فقط چند تا خوراکی کوچک

610
00:29:51,720 --> 00:29:54,400
‫دقیقا این ماهی کولی ها عاشق این هستند که
‫مدام از یخچال برن تو و بیان بیرون

611
00:29:54,480 --> 00:29:57,120
‫تا حالا انقدر احساس زنده بودن نکرده بودن
‫ماهی کولی خوشمزه به نظر میاد

612
00:29:57,200 --> 00:29:58,560
‫تازه از بازار؟

613
00:29:58,640 --> 00:30:00,520
‫نه تازه از قوطی

614
00:30:01,160 --> 00:30:03,960
‫الان برات دمپایی میارم باشه؟
‫بذار پاهات گرم بشن

615
00:30:10,080 --> 00:30:12,320
‫خب حالت چطوره؟ اوضاع زندگی چطوره؟

616
00:30:12,400 --> 00:30:14,920
‫زندگی عالیه همه چیز عالیه

617
00:30:15,520 --> 00:30:16,560
‫تو چی؟

618
00:30:17,360 --> 00:30:20,560
‫خبر تازه ای نداری؟
‫چیزی هست که بخوای برام تعریف کنی؟

619
00:30:20,640 --> 00:30:22,360
‫نه نه نه نه نه چرا؟

620
00:30:22,880 --> 00:30:25,520
‫نه همینطوری
‫فقط پرسیدم که بدونم چه خبره

621
00:30:25,600 --> 00:30:28,400
‫هفته پیش یه خبر برات فرستادم
‫درباره ماریسا و بچه ها

622
00:30:28,480 --> 00:30:31,840
‫از اون موقع اتفاق خاصی نیفتاده
‫نه چیز مهمی و نه هیجان انگیزی

623
00:30:32,560 --> 00:30:34,720
‫آه اگه اتفاق مهم
‫یا هیجان انگیزی نیفتاده

624
00:30:34,800 --> 00:30:36,920
‫پس خیالم خیلی راحت شد

625
00:30:37,000 --> 00:30:39,760
‫این اواخر خیلی سرم شلوغ بوده
‫آه واقعا؟

626
00:30:39,840 --> 00:30:44,680
‫بدون من دو روز هم دوام نمیارن
‫جایگزین کردن من غیر ممکنه

627
00:30:44,760 --> 00:30:48,560
‫مراقب باش اگه بهت ترفیع بدن و مدیر عامل بشی
‫از همیشه هم سرت شلوغ تر میشه

628
00:30:48,640 --> 00:30:51,160
‫حق با توئه باید حواسم رو جمع کنم

629
00:30:51,240 --> 00:30:52,760
‫باید این کار رو بکنی

630
00:30:53,600 --> 00:30:55,600
‫انگار که ما اصلا برادر نیستیم

631
00:30:56,360 --> 00:30:58,000
‫من و تو اصلا شبیه هم نیستیم

632
00:30:58,920 --> 00:31:00,760
‫ممکنه توضیح بدی؟
‫مگه معلوم نیست؟

633
00:31:01,480 --> 00:31:03,400
‫من همیشه بیشتر می خوام و

634
00:31:03,920 --> 00:31:05,880
‫تو به کمترین چیزها هم راضی هستی

635
00:31:08,840 --> 00:31:12,080
‫این قیافه رو درآوردم
‫چون هنوز نمیدونم چه عکس العملی نشون بدم

636
00:31:12,160 --> 00:31:15,520
‫آه امیدوارم حرفم
‫بهت برنخورده باشه خولیان

637
00:31:16,040 --> 00:31:17,560
‫هنوز معلوم نیست

638
00:31:21,320 --> 00:31:23,400
‫قسم می خورم عاشق حس شوخ طبعیتم

639
00:31:23,920 --> 00:31:25,600
‫همیشه بخاطر این تحسینت می کردم

640
00:31:25,680 --> 00:31:30,080
‫تو هیچ چیز رو جدی نمی گیری
‫حتی وقتی هیچ چیز برات خوب پیش نمیره

641
00:31:32,600 --> 00:31:35,320
‫یاد گرفتم که مسائل رو
‫شخصی نکنم ویکتور

642
00:31:35,400 --> 00:31:36,520
‫ببخشید

643
00:31:37,960 --> 00:31:38,960
‫دمپایی ها

644
00:31:40,160 --> 00:31:41,080
‫آه

645
00:31:42,200 --> 00:31:45,200
‫باید برم داروخونه
‫زود برمیگردم باشه؟

646
00:31:45,720 --> 00:31:49,080
‫پس لطفا تا وقتی برنگشتم دعوا نکنید
‫کارول بسه دیگه

647
00:31:59,120 --> 00:32:01,480
‫اخیرا به خودم یادآوری می کنم

648
00:32:01,560 --> 00:32:05,360
‫که دفعه بعدی که دیدمت
‫باید یه چیزی بهت بگم

649
00:32:06,640 --> 00:32:09,120
‫ولی حالا که اینجام
‫بفرمایید

650
00:32:09,640 --> 00:32:13,240
‫فقط یادم نمیاد چی می خواستم بگم
‫خب حتماً مهم بوده

651
00:32:13,320 --> 00:32:14,760
‫نمی دونم یادم میاد

652
00:32:15,800 --> 00:32:19,720
‫راستش مدتیه سعی می کنم
‫باهاتون تماس بگیرم ولی جواب نمیدید

653
00:32:19,800 --> 00:32:20,680
‫کی؟

654
00:32:21,280 --> 00:32:23,040
‫روزهای یکشنبه
‫روزهای یکشنبه؟

655
00:32:23,120 --> 00:32:27,640
‫بیشتر بعد از ناهار؟ عجیبه
‫جدی؟ چرا؟

656
00:32:27,720 --> 00:32:29,840
‫من همیشه عصرهای یکشنبه خونه هستم

657
00:32:29,920 --> 00:32:32,320
‫میگید هر یکشنبه بعد از ظهر خونه هستید؟

658
00:32:32,400 --> 00:32:35,560
‫هر یکشنبه بعد از ظهر خونه هستم
‫حتی اگه برای آخر هفته بیرون بریم

659
00:32:35,640 --> 00:32:37,000
‫حتماً بعد از ناهار برمی گردم

660
00:32:37,080 --> 00:32:38,480
‫این عادت منه
‫چه خوب

661
00:32:38,560 --> 00:32:42,440
‫و وقتی شماره ناشناس باشه تلفن رو جواب نمیدم
‫شاید برای همینه

662
00:32:42,520 --> 00:32:44,480
‫هیچ وقت؟
‫نه

663
00:32:44,560 --> 00:32:48,440
‫چون نمیخوام تمرکزم بهم بخوره

664
00:32:49,480 --> 00:32:51,640
‫مسلماً نه وقتی که

665
00:32:52,640 --> 00:32:55,080
‫داری روی کارات تمرکز می کنی درسته؟

666
00:32:55,160 --> 00:32:57,320
‫دقیقاً همینه

667
00:32:57,400 --> 00:32:58,600
‫حس خوبی نداره

668
00:32:58,680 --> 00:33:03,400
‫تا بتونی کمی با خودت وقت بگذرونی؟

669
00:33:03,880 --> 00:33:07,800
‫برای فکر کردن تعمق کردن اجازه دادن به
‫افکارت که آزادانه در ذهنت جریان پیدا کنند

670
00:33:07,880 --> 00:33:10,400
‫و چیزهایی که در دلت مانده را بیرون بریزی

671
00:33:10,480 --> 00:33:13,720
‫و فقط بتونی هر چیزی که نیاز داری رو بیان کنی

672
00:33:15,000 --> 00:33:18,040
‫دقیقاً خولیان!
‫تو کاملاً خلاصه اش کردی

673
00:33:18,120 --> 00:33:19,120
‫آره میدونم

674
00:33:19,760 --> 00:33:23,280
‫من میرم لباس ها رو آویزون کنم
‫فعلاً بارون قطع شده

675
00:33:23,800 --> 00:33:25,720
‫یه دقیقه طول میکشه تو اینجا بمون

676
00:33:25,800 --> 00:33:28,080
‫اگه ناتالیا زنگ زد بذار بیاد تو لطفاً

677
00:33:29,840 --> 00:33:30,840
‫میتونم باهات بیام؟

678
00:33:33,880 --> 00:33:35,280
‫این به خودت بستگی داره ویکتور

679
00:33:35,360 --> 00:33:36,800
‫من باهات میام

680
00:33:41,240 --> 00:33:42,800
‫این همه تلفن برای چی بود؟

681
00:33:43,320 --> 00:33:46,040
‫به مقداری مشورت نیاز داشتم
‫اما از اونجایی که تو جواب نمیدادی

682
00:33:46,120 --> 00:33:47,520
‫به ناتالیا زنگ زدم

683
00:33:48,280 --> 00:33:51,520
‫آه چه حیف
‫نه

684
00:33:52,360 --> 00:33:55,280
‫واضح است او از این فرصت استفاده کرد
‫تا وارد ذهنم شود و درباره پدر صحبت کند

685
00:33:55,360 --> 00:33:59,000
‫نمیدونم بعضی وقتا فکر میکنم اون
‫از یه جور بیماری رنج میبره

686
00:33:59,080 --> 00:34:01,880
‫اون اون همیشه زندگی رو جدی میگیره
‫انگار که یه تراژدی یونانیه

687
00:34:01,960 --> 00:34:03,560
‫میدونی من نمیتونستم بهتر از این بگم

688
00:34:03,640 --> 00:34:05,920
‫مثل این جلسه خیلی مهمی که داریم

689
00:34:06,000 --> 00:34:08,080
‫بابا حواسش پرت شد و اتوبوس اشتباهی رو سوار شد

690
00:34:08,160 --> 00:34:10,480
‫و مجبور شدیم بریم دنبالش اون طرف شهر خب که چی؟

691
00:34:10,560 --> 00:34:11,880
‫خب که چی؟
‫آره خب که چی؟

692
00:34:12,520 --> 00:34:14,680
‫همین چند روز پیش سه تا تماس بی پاسخ از طرفش داشتم

693
00:34:14,760 --> 00:34:16,760
‫سه تا تماس بی پاسخ!
‫چی می خواست؟

694
00:34:16,840 --> 00:34:20,120
‫چون لامپ بابا داره چشمک میزنه؟

695
00:34:20,200 --> 00:34:21,400
‫آره شنیدم

696
00:34:22,080 --> 00:34:25,560
‫بهش گفتم آروم باشه و تو میری اونجا و خیلی زود عوضش می کنی

697
00:34:25,640 --> 00:34:27,560
‫اون ممکنه که اشاره کرده باشه آره

698
00:34:27,640 --> 00:34:31,800
‫زود این کارو بکن قبل از اینکه کلافه بشه
‫اخیراً خیلی آزار دهنده شده

699
00:34:32,400 --> 00:34:35,920
‫آره اما ببین ویکتور مسئله اینه که
من این اواخر خیلی سرم شلوغه

700
00:34:36,000 --> 00:34:36,880
‫هوم

701
00:34:36,960 --> 00:34:39,520
‫واقعاً؟ پروژه جدیدی داری؟

702
00:34:39,600 --> 00:34:42,400
‫یه جورایی در حال انجام شدنه
‫یه تست بازیگری داشتم

703
00:34:42,480 --> 00:34:45,040
‫برای یه برنامه تلویزیونی؟
‫نه برای یه آگهی بازرگانی

704
00:34:45,120 --> 00:34:47,320
‫اوه یه آگهی بازرگانی خیلی خوبه برای چی؟

705
00:34:47,400 --> 00:34:48,680
‫گاسپاچو

706
00:34:51,280 --> 00:34:54,360
‫دنبال یه بازیگر با تجربه می گردن
‫که نقش یه گوجه فرنگی رو بازی کنه

707
00:34:55,760 --> 00:34:57,920
‫یه گوجه فرنگی
‫بله

708
00:35:00,440 --> 00:35:02,160
‫خولین

709
00:35:02,680 --> 00:35:05,800
‫این کارت دلم رو میشکنه

710
00:35:05,880 --> 00:35:06,960
‫واقعاً؟
‫بله

711
00:35:14,160 --> 00:35:17,000
‫یه کم عجیبه که ناتالیا
‫هنوز اینجا نیست

712
00:35:17,080 --> 00:35:18,800
‫آره اون معمولاً زود میاد

713
00:35:21,360 --> 00:35:22,480
‫عجب

714
00:35:23,960 --> 00:35:26,120
‫اینجا بالا خیلی خوبه خولین

715
00:35:26,200 --> 00:35:28,120
‫بد نیست مگه نه؟
‫اصلاً هم بد نیست!

716
00:35:28,200 --> 00:35:31,320
‫مثل خونه ی من نیست که خب

717
00:35:31,400 --> 00:35:32,960
‫آره آره آره

718
00:35:33,040 --> 00:35:36,440
‫خوش تیپ به نظر میای راستی
‫خوبم خوب خوب خوب

719
00:35:36,960 --> 00:35:39,280
‫مخصوصاً اگه وارد جزئیات نشیم

720
00:35:39,360 --> 00:35:40,880
‫پس وقت داری؟

721
00:35:41,920 --> 00:35:42,840
‫وقت دارم؟

722
00:35:42,920 --> 00:35:46,360
‫آره که بریم خونه ی بابا
‫و اون لامپی رو که همیشه عوض کنیم

723
00:35:46,440 --> 00:35:48,240
‫همیشه چشمک میزنه بله

724
00:35:48,320 --> 00:35:51,120
‫بله ولی یه مشکلی هست ویکتور
‫چه مشکلی؟

725
00:35:51,200 --> 00:35:54,240
‫ببین من فکر نکنم وقت داشته باشم

726
00:35:54,320 --> 00:35:56,480
‫با تبلیغ جدید گوجه فرنگی
‫و گربه رو بگردونم

727
00:35:56,560 --> 00:35:59,400
‫ولی تو تو احتمالاً الان وقت داری
‫مخصوصاً بعد از ظهرهای یکشنبه؟

728
00:35:59,480 --> 00:36:01,160
‫بعد از ظهرهای یکشنبه؟ نه
‫هوم؟

729
00:36:01,240 --> 00:36:02,760
‫نه نه

730
00:36:02,840 --> 00:36:04,480
‫می دونی چیه؟
‫چی؟

731
00:36:04,560 --> 00:36:06,640
‫ناتالیا خودش می تونه لامپ رو عوض کنه

732
00:36:07,240 --> 00:36:08,960
‫ناتالیا؟
‫آره چرا که نه؟

733
00:36:09,040 --> 00:36:10,960
‫اون می تونه تعمیرش کنه حق با توئه
دقیقا

734
00:36:11,040 --> 00:36:13,920
‫چرا ما باید این کارو بکنیم؟ چون ما مردیم؟
‫زن ها الان مدرن هستن!

735
00:36:14,000 --> 00:36:15,560
‫و چه فمینیست هایی مگه نه؟

736
00:36:15,640 --> 00:36:17,360
‫بذارین اونا از پس لامپ ها
‫بر بیان

737
00:36:17,440 --> 00:36:19,880
‫دیگه بسه این همه کار کردن ما مردهای بیچاره
‫حالا نوبت اوناست

738
00:36:19,960 --> 00:36:21,440
‫چراغ چشمک زن
‫تقریباً گیرمون انداخت ناتالیا

739
00:36:21,520 --> 00:36:22,600
‫تقریباً

740
00:36:22,680 --> 00:36:26,200
‫با اون همه مدرک کارشناسی ارشدش
‫حتماً می دونه چطوری لامپ عوض کنه

741
00:36:26,280 --> 00:36:28,520
‫گول اون چهره معصوم کوچولوش رو نخور

742
00:36:28,600 --> 00:36:30,240
‫وگرنه بذار بهت بگم کارت ساختست

743
00:36:30,320 --> 00:36:34,120
‫و اون هیچ وقت بهت نمیگه
‫که واقعاً چی فکر میکنه هیچ وقت

744
00:36:34,680 --> 00:36:36,440
‫حتی اگه ازش بخوای که بی طرف باشه؟

745
00:36:37,800 --> 00:36:39,960
‫خب شاید اون موقع آره آره

746
00:36:40,040 --> 00:36:43,240
‫اولش خوشش نمیاد
‫ولی آره

747
00:36:43,320 --> 00:36:44,320
‫نگران نباش آروم باش

748
00:36:45,120 --> 00:36:47,400
‫من آرومم به نظر نمیاد آروم باشم؟

749
00:36:47,480 --> 00:36:49,200
‫اوه فقط یه اصطلاحه

750
00:36:56,320 --> 00:36:58,880
‫اه باید دستامو بشورم
‫دستشویی کجاست؟

751
00:36:58,960 --> 00:37:01,560
‫همون جایی که همیشه بوده
‫ته راهرو سمت راست

752
00:37:01,640 --> 00:37:02,480
‫هوم

753
00:37:05,320 --> 00:37:06,600
‫آه خولیان

754
00:37:06,680 --> 00:37:08,840
‫یادم اومد چی می خواستم بهت بگم

755
00:37:09,360 --> 00:37:11,480
‫چیز مهمی نیست
‫واقعا احمقانه است

756
00:37:12,440 --> 00:37:13,840
‫من یه رمان نوشتم

757
00:37:21,560 --> 00:37:24,360
‫یه رمان؟ تو؟

758
00:37:24,440 --> 00:37:27,080
‫آره آره برادر بزرگترت آره

759
00:37:27,160 --> 00:37:28,960
‫بله می دونم تو برادر بزرگتر منی

760
00:37:29,040 --> 00:37:31,440
‫انگار نمیدونی چی بگی

761
00:37:31,520 --> 00:37:35,240
‫زبونم بند اومده یعنی تحت تاثیر قرار گرفتم
‫اصلا نمیدونستم همچین قصدی داری

762
00:37:36,000 --> 00:37:38,720
‫میدونی خولیان
‫من مردی هستم که چالش ها رو دوست دارم

763
00:37:38,800 --> 00:37:41,680
‫اوه اینو میدونیم
‫کل زندگیت یه ماجراجوییه

764
00:37:44,040 --> 00:37:45,080
‫خولیان

765
00:37:52,320 --> 00:37:54,080
‫نه

766
00:37:54,160 --> 00:37:57,360
‫واقعا برات خوشحالم
‫جدی؟

767
00:37:57,440 --> 00:38:00,840
‫همون جایی که همیشه بوده
‫ته راهرو سمت راست

768
00:38:02,160 --> 00:38:04,200
‫می‌خوام تو هم بخونیش

769
00:38:08,520 --> 00:38:10,960
‫گوش کن این چیزها واقعاً می‌تونن منو احساساتی کنن

770
00:38:11,040 --> 00:38:13,280
‫اوه برش گردون به من برات امضاش می‌کنم

771
00:38:13,880 --> 00:38:14,920
‫مجبوری؟

772
00:38:15,000 --> 00:38:18,080
‫خب این کار درستیه و از اونجایی که من اینجام

773
00:38:18,640 --> 00:38:19,920
‫در این صورت

774
00:38:24,560 --> 00:38:26,080
‫اوم

775
00:38:27,760 --> 00:38:31,320
‫اگه نمی‌تونی چیزی برای نوشتن پیدا کنی
‫نه نه نه نه نه نه نه

776
00:38:34,720 --> 00:38:36,960
‫یه روز دیگه باشه؟
‫چی؟ نه داره میاد داره میاد

777
00:38:37,040 --> 00:38:38,240
‫هوم
‫نگران نباش

778
00:38:44,160 --> 00:38:45,160
‫آه

779
00:38:50,960 --> 00:38:51,960
‫اوم

780
00:38:53,160 --> 00:38:55,600
‫اوم اومهوم اوم

781
00:38:57,600 --> 00:39:00,440
‫"به برادر کوچیکم"
‫اومهوم

782
00:39:00,960 --> 00:39:03,120
‫"که ممکنه اینطور به نظر نرسه"
‫هوم؟

783
00:39:05,240 --> 00:39:07,000
‫"اما در اعماق وجودش هست"

784
00:39:10,680 --> 00:39:15,920
‫واقعاً نمی‌دونم چی بگم کاملاً زبونم بند اومده

785
00:39:16,000 --> 00:39:18,120
‫حرفی برای گفتن ندارم

786
00:39:22,280 --> 00:39:24,640
‫جولیان؟
‫بله؟

787
00:39:26,280 --> 00:39:29,320
‫یه چیزی هست که می‌خواستم ازت بپرسم
‫چیزی نگو

788
00:39:30,720 --> 00:39:32,480
‫نیازی نیست
‫نه نه باید بپرسم

789
00:39:32,560 --> 00:39:33,960
‫نه نه نه لازم نیست اشکالی نداره

790
00:39:34,840 --> 00:39:38,520
‫میخوای من
‫بعد از خوندنش نظرم رو بهت بگم درسته؟

791
00:39:38,600 --> 00:39:40,920
‫بعد از اینکه خوندنش تموم شد درسته؟

792
00:39:41,520 --> 00:39:45,600
‫بی‌طرف باشم
‫و مهمتر از همه باهات صادق باشم درسته؟

793
00:39:46,120 --> 00:39:48,080
‫اوه چه جالب خولیان

794
00:39:48,160 --> 00:39:49,360
‫دقیقا درسته

795
00:39:49,440 --> 00:39:52,640
‫حدس میزدم

796
00:39:52,720 --> 00:39:53,840
‫و بذار بهت بگم

797
00:39:53,920 --> 00:39:57,040
‫حتی اگه بخوام هم
‫نمیتونم باهات صادق نباشم

798
00:39:57,560 --> 00:40:00,080
‫میدونی
‫برای دادنش به تو مردد بودم

799
00:40:00,160 --> 00:40:01,880
‫اصلا مطمئن نبودم

800
00:40:04,880 --> 00:40:05,880
‫اوه نه؟ چرا؟

801
00:40:06,480 --> 00:40:10,400
‫خب چون فکر کردم
‫حس میکنی مجبوری بخونیش

802
00:40:10,480 --> 00:40:12,200
‫که نمیدونم یه جور اجبار باشه

803
00:40:12,280 --> 00:40:14,840
‫نه نه اصلا
‫واقعا میخوام بخونمش

804
00:40:14,920 --> 00:40:17,720
‫تو زیاد اهل مطالعه نیستی
‫پس ممکنه برات سخت‌تر باشه

805
00:40:19,000 --> 00:40:21,320
‫منظورت بیشتر از بقیه است؟

806
00:40:21,400 --> 00:40:24,760
‫خیلی سخت‌تر
‫چون تو این کارو مرتب انجام نمیدی خولیان

807
00:40:25,400 --> 00:40:27,480
‫خیلی خب پس فکر می‌کنی که

808
00:40:28,000 --> 00:40:30,880
‫فهمیدنش برای من سخت‌تر از

809
00:40:30,960 --> 00:40:33,120
‫خواهرمون باشه؟

810
00:40:33,200 --> 00:40:35,120
‫خیلی خیلی سخت‌تر

811
00:40:35,200 --> 00:40:36,640
‫آه بله ها؟

812
00:40:36,720 --> 00:40:39,360
‫معلومه ببین ناتالیا دو تا مدرک دانشگاهی داره

813
00:40:39,440 --> 00:40:41,920
‫و به چهار زبان صحبت می‌کنه و می‌خونه

814
00:40:42,000 --> 00:40:45,000
‫اون به تفکر انتزاعی هم عادت داره

815
00:40:45,520 --> 00:40:46,680
‫و تو

816
00:40:48,760 --> 00:40:50,240
‫من فقط یه گوجه‌فرنگی‌ام

817
00:40:50,760 --> 00:40:53,160
‫جولیان شغل‌هامون کاملاً با هم فرق دارن

818
00:40:53,240 --> 00:40:54,680
‫نمی‌تونم با این بحث کنم

819
00:40:55,280 --> 00:40:57,960
‫این رمان ام پیچیده‌ست

820
00:40:58,040 --> 00:41:01,720
‫آره شرط می‌بندم لایه‌های روایتی داره

821
00:41:02,240 --> 00:41:04,320
‫از کجا می‌دونی؟
‫می‌تونم تصور کنم

822
00:41:04,400 --> 00:41:06,440
‫لایه‌های خیلی خیلی زیادی داره

823
00:41:06,520 --> 00:41:08,840
‫آخرش هم هیچی نمی‌فهمی

824
00:41:09,400 --> 00:41:10,640
‫چی؟

825
00:41:10,720 --> 00:41:13,520
‫نگران نباش من داستان‌های پیچیده رو دوست دارم

826
00:41:13,600 --> 00:41:15,040
‫این اولین کتابم نیست

827
00:41:15,120 --> 00:41:16,960
‫من چند تا رمان کوچیک خوندم

828
00:41:17,040 --> 00:41:19,120
‫رمان "کوچیک"؟
‫رمان ها

829
00:41:19,200 --> 00:41:21,400
‫رمان تلفن

830
00:41:27,200 --> 00:41:29,800
‫کارول؟
‫ناتالیا زنگ زد

831
00:41:29,880 --> 00:41:32,400
‫بله
‫او با یکی از میگرن هاش توی تخت خوابیده

832
00:41:32,480 --> 00:41:33,360
‫بله

833
00:41:33,960 --> 00:41:37,000
‫او می خواهد دوباره برنامه ریزی کند
‫بله

834
00:41:40,760 --> 00:41:41,880
‫داری چیکار می کنی؟

835
00:41:42,400 --> 00:41:44,040
‫هان؟ اوه هیچی

836
00:41:44,120 --> 00:41:47,080
‫این فقط یه بازی کوچیکه که ما اخیراً
‫تو این خونه انجام می دیم

837
00:41:47,160 --> 00:41:50,680
‫ما ماهی های کولی رو برای هواخوری میاریم بیرون
‫و بعد دوباره میذاریمشون تو قوطی

838
00:41:51,280 --> 00:41:52,640
‫کارول چی گفت؟

839
00:41:52,720 --> 00:41:54,800
‫چیز زیادی نگفت
‫فقط اینکه ناتالیا بهش زنگ زده

840
00:41:54,880 --> 00:41:59,200
‫و اون خیلی متاسفه اما با یه میگرن خیلی بد
‫توی تخت خوابیده

841
00:41:59,280 --> 00:42:01,720
‫و امروز نمی تونه بیاد

842
00:42:01,800 --> 00:42:03,040
‫جدی میگی؟

843
00:42:03,560 --> 00:42:06,200
‫اوه پسر این ناامید کننده است
‫آره

844
00:42:06,760 --> 00:42:10,400
‫این روزا خیلی مد شده
‫یه شام ترتیب میدی و هیچ کس نمیاد

845
00:42:10,480 --> 00:42:11,960
‫نشنیدی؟

846
00:42:12,480 --> 00:42:16,520
‫من باید چیکار کنم؟
‫برای شام بمونم یا چی؟

847
00:42:18,600 --> 00:42:19,800
‫لازم نیست

848
00:42:20,320 --> 00:42:23,800
‫درسته بهتره نگهش داریم برای وقتی که
‫سه تایی با هم باشیم هوم؟

849
00:42:23,880 --> 00:42:27,600
‫کاملاً موافقم بله
‫نمیخوایم بحث کنیم و هدرش بدیم

850
00:42:28,880 --> 00:42:30,680
‫یادت باشه باید به ناتالیا زنگ بزنی

851
00:42:31,200 --> 00:42:33,520
‫بله بهش زنگ میزنم حتماً

852
00:42:36,920 --> 00:42:39,160
‫برای چی به ناتالیا زنگ بزنم؟

853
00:42:41,280 --> 00:42:43,600
‫که بهش بگی لامپ
‫دستشویی رو عوض کنه

854
00:42:43,680 --> 00:42:45,840
‫آه بله بله درسته

855
00:42:45,920 --> 00:42:49,320
‫اون باید بره و اون لامپ رو عوض کنه
‫انقلاب هم هزینه‌های خودشو داره

856
00:42:49,400 --> 00:42:50,920
‫قطعاً همینطوره

857
00:42:52,720 --> 00:42:54,200
‫خب بعداً صحبت می‌کنیم
‫باشه

858
00:42:54,280 --> 00:42:56,480
‫کارول رو از طرف من ببوس
‫حتماً

859
00:42:57,520 --> 00:42:58,680
‫خولیان

860
00:42:59,200 --> 00:43:00,760
‫اون گلدون اونجا

861
00:43:02,160 --> 00:43:03,720
‫خیلی زننده‌ست

862
00:43:04,240 --> 00:43:06,240
‫باید اونی که من بهتون دادم رو
‫بذاری

863
00:43:41,360 --> 00:43:45,160
‫ساعت ۶:۴۵ بعد از ظهره
‫و دوباره جمعه‌ست

864
00:43:45,680 --> 00:43:49,920
‫شیفتم تو بیمارستان تموم شد
‫و خولیان هم حتماً تو راهه

865
00:43:50,440 --> 00:43:51,640
‫اون تبلیغ رو فیلمبرداری کرد

866
00:43:51,720 --> 00:43:54,320
‫مجبور شد خیلی زود بیدار شه
‫طفلک من

867
00:43:54,840 --> 00:43:56,720
‫ویکتور و ناتالیا از قبل آنجا هستند

868
00:43:56,800 --> 00:43:58,400
‫آنها همزمان رسیدند

869
00:43:58,480 --> 00:44:01,040
‫این جولیان را خوشحال می کند
‫مطمئنم او به زودی اینجا خواهد بود

870
00:44:01,120 --> 00:44:03,760
‫به نظر می رسد ویکتور احتمالا تلفنش را
‫در ماشین جا گذاشته است

871
00:44:03,840 --> 00:44:05,120
‫من تلفنم را در ماشین جا گذاشتم

872
00:44:05,200 --> 00:44:08,400
‫دیروز جولیان گل ها را دور انداخت
‫چون پژمرده شده بودند

873
00:44:08,480 --> 00:44:10,560
‫او همچنین گلدان را به کمد برگرداند

874
00:44:10,640 --> 00:44:16,320
‫اما از آنجایی که من می بینم
‫ناتالیا برای ما گل های تازه آورده است

875
00:44:19,800 --> 00:44:21,360
‫من آنها را در پنجره دیدم

876
00:44:21,440 --> 00:44:24,160
‫من از کنار گلفروشی رد می شدم
‫و فکر کردم

877
00:44:24,240 --> 00:44:26,960
‫خیلی قشنگ هستند
‫واقعاً اما نباید این کار را می کردی

878
00:44:27,040 --> 00:44:30,400
‫بله البته مجبور بودم
‫منظورم این است که من روز دیگر نیامدم

879
00:44:30,480 --> 00:44:32,200
‫و می دانم چقدر گل ها را دوست داری

880
00:44:32,280 --> 00:44:35,120
‫اوه خیلی زیاد مخصوصاً جولیان

881
00:44:36,120 --> 00:44:38,440
‫او جواب نمی دهد
‫از شب گذشته دارم تلاش می کنم

882
00:44:38,520 --> 00:44:39,760
‫او جواب نمی دهد
‫کی؟

883
00:44:39,840 --> 00:44:42,880
‫پدرم او نمی داند چگونه
‫از سمعک به درستی استفاده کند

884
00:44:42,960 --> 00:44:44,320
‫بنابراین هرگز جواب نمی دهد

885
00:44:44,840 --> 00:44:48,680
‫چرا یک روز او و بچه ها را نمی آوری
‫اینجا و ما ناهار بخوریم هوم؟

886
00:44:48,760 --> 00:44:50,920
‫من واقعاً دوست دارم وقتی تو به اینجا می آیی
‫بله

887
00:44:51,000 --> 00:44:54,200
‫انگار یکم زیادی خوشش اومده
‫این ممکنه عاقبت خوشی نداشته باشه

888
00:44:54,280 --> 00:44:56,160
‫خولین
‫فکر کردیم خونه نیستی

889
00:44:56,240 --> 00:44:58,120
‫زودتر از اون چیزی که فکر می‌کردم کارمون تموم شد

890
00:44:58,200 --> 00:45:00,320
‫ناتالیا میگرنت چطوره؟

891
00:45:00,400 --> 00:45:02,160
‫اوه بهترم بهترم
‫هوم

892
00:45:02,240 --> 00:45:04,520
‫خیلی ناراحت بودم که اون روز نتونستم بیام

893
00:45:04,600 --> 00:45:05,920
‫ما بیشتر ناراحت شدیم

894
00:45:06,440 --> 00:45:08,560
‫چاره‌ای جز انتقاد ازت نداشتیم

895
00:45:10,600 --> 00:45:13,120
‫این گل‌های قشنگی که ناتالیا آورده رو ببین

896
00:45:13,200 --> 00:45:15,040
‫شنیدم خیلی دوستشون داری

897
00:45:15,120 --> 00:45:16,480
‫بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی

898
00:45:17,920 --> 00:45:19,000
‫ویکتور کجاست؟

899
00:45:19,080 --> 00:45:21,600
‫رفت تو ماشینش
‫گوشیش رو اونجا جا گذاشته بود

900
00:45:21,680 --> 00:45:24,440
‫آه این هنرمندا
‫خیلی حواس‌پرت می‌شن

901
00:45:24,520 --> 00:45:28,040
‫باورت نمی‌شه
‫پایین همدیگه رو دیدیم

902
00:45:28,120 --> 00:45:30,400
‫چه تصادفی
‫آره می‌دونم مگه نه؟

903
00:45:30,480 --> 00:45:32,560
‫ناتالیا خیلی زحمت برای این کار کشیده شده

904
00:45:32,640 --> 00:45:34,080
‫عکاسی چطور بود؟

905
00:45:34,160 --> 00:45:36,000
‫اوه امروز عکاسی داشتین؟

906
00:45:37,480 --> 00:45:38,920
‫سریال تلویزیونی؟

907
00:45:39,600 --> 00:45:41,960
‫بايد دوش بگيرم
‫يه تبليغ

908
00:45:42,040 --> 00:45:44,080
‫آه چه خوب تبليغ چي بود؟

909
00:45:44,160 --> 00:45:47,160
‫چرا بهش نميگي؟
‫چيز مهمي نيست

910
00:45:47,720 --> 00:45:49,160
‫گاسپاچو
‫ها؟

911
00:45:49,240 --> 00:45:51,000
‫اون گوجه فرنگي بود

912
00:45:52,280 --> 00:45:55,720
‫آه خب
‫اين هم ميتونه خيلي جالب باشه

913
00:45:56,920 --> 00:45:59,960
‫خب بازي کردن نقش يه گوجه فرنگي
‫نميتونه آسون باشه

914
00:46:02,160 --> 00:46:03,560
‫خب خب

915
00:46:04,080 --> 00:46:07,320
‫ويکتور بهم گفت که بالاخره يه نسخه
‫از رمانش رو بهت داد

916
00:46:07,400 --> 00:46:09,680
‫بايد الان خوشحال باشي درسته؟

917
00:46:09,760 --> 00:46:11,120
‫مطمئن نيستم

918
00:46:12,160 --> 00:46:14,280
‫تو خيلي هيجان زده بودي که بخونيش

919
00:46:15,040 --> 00:46:17,520
‫اون تا الان دو بار خونده
‫واقعا؟

920
00:46:18,040 --> 00:46:20,200
‫خيلي سريع بود
‫بله

921
00:46:20,280 --> 00:46:24,040
‫تمام بعد از ظهر رو روي مبل گذروند
‫انگار نفس نميکشيد

922
00:46:24,520 --> 00:46:28,000
‫اِ داريم درباره ي اون رمان کوچيکي
‫که ويکتور نوشته حرف ميزنيم؟

923
00:46:28,680 --> 00:46:31,160
‫رمان کوچيکي نيست

924
00:46:31,240 --> 00:46:32,840
‫نگو که ازش خوشت اومده؟

925
00:46:32,920 --> 00:46:34,000
‫خيلي خوشش اومده

926
00:46:35,840 --> 00:46:38,280
‫اِ! نه اين يکي از شوخي هاتونه درسته؟

927
00:46:39,000 --> 00:46:42,520
‫میدونی چقدر عصبیم میکنه؟ این خیلی بده ناتالیا

928
00:46:42,600 --> 00:46:45,680
‫ولی غیر ممکنه چطور ممکنه
‫از اون کتاب خوشت اومده باشه؟

929
00:46:45,760 --> 00:46:48,520
‫نمیدونم برای همینه که خیلی نگرانم

930
00:46:49,040 --> 00:46:50,200
‫…اِ

931
00:46:51,240 --> 00:46:53,520
‫حتما یه دلیلی داره خولیان

932
00:46:54,160 --> 00:46:55,280
‫امیدوارم

933
00:46:56,040 --> 00:46:59,840
‫شاید متوجهش نشدی
‫اولش فکر کردم همینطوره

934
00:47:00,520 --> 00:47:04,280
‫دوباره خوندمش و حتی بیشتر از دفعه
‫اول ازش خوشم اومد

935
00:47:04,840 --> 00:47:07,400
‫من واقعا عاشق استعاره هاشم
‫خیلی زیاد

936
00:47:07,480 --> 00:47:10,040
‫چه استعاره هایی؟
‫یادته نمیخواستم تموم بشه؟

937
00:47:10,120 --> 00:47:11,960
‫آره

938
00:47:12,480 --> 00:47:13,600
‫من میرم
‫…اِ

939
00:47:14,120 --> 00:47:16,720
‫اونم ازت خواست که باهاش صادق باشی؟

940
00:47:17,480 --> 00:47:19,960
‫آره صادق و بی طرف
‫هوم

941
00:47:24,440 --> 00:47:26,400
‫متاسفم
‫چه چیز خنده داری وجود داره؟

942
00:47:26,480 --> 00:47:29,560
‫هیچی فقط لحظه شماری میکنم

943
00:47:29,640 --> 00:47:32,880
‫تا بهش بگی
‫چقدر از رمان کوچولوش خوشت اومده

944
00:47:32,960 --> 00:47:34,320
‫من اصلا همچین کاری نمیکنم

945
00:47:34,400 --> 00:47:36,720
‫اگه من مجبور باشم حقیقت رو بهش بگم
‫تو هم باید بگی خولیان

946
00:47:36,800 --> 00:47:39,520
‫به علاوه مطمئنم که فکر میکنه
‫هنوز خوندنش تموم نشده

947
00:47:39,600 --> 00:47:41,040
‫تا آخر تابستون

948
00:47:41,560 --> 00:47:45,400
‫میدونی خوندنش برای من خیلی سخت تر از
‫هر موجود زنده ی دیگه ای خواهد بود

949
00:47:45,480 --> 00:47:48,160
‫و حالا اگه اجازه بدید
‫میرم یکم شامپو بو کنم

950
00:47:48,240 --> 00:47:49,720
‫تا حالم بهتر بشه

951
00:47:53,000 --> 00:47:54,000
‫ویکتور
کارول

952
00:47:54,080 --> 00:47:56,560
‫بیا تو چطوری؟
‫دوباره اینجام

953
00:47:57,080 --> 00:47:58,080
‫برو تو

954
00:47:59,960 --> 00:48:01,680
‫آه

955
00:48:02,240 --> 00:48:05,880
‫حس میکنم تو چند روز گذشته بیشتر از کل مدتی که
‫تو این آپارتمان زندگی میکنن اینجا بودم

956
00:48:05,960 --> 00:48:08,440
‫اونها آم یه مدتیه که اینجا زندگی میکنن
‫درسته؟

957
00:48:09,240 --> 00:48:11,440
‫آره ویکتور از وقتی که با هم بودن

958
00:48:11,520 --> 00:48:14,440
‫آره درسته؟

959
00:48:14,520 --> 00:48:16,440
‫آره؟ عجیبه

960
00:48:16,960 --> 00:48:19,760
‫کارول
‫ژولیان هنوز برنگشته خونه؟

961
00:48:19,840 --> 00:48:21,680
‫چرا حموم میکنه
‫اوهوم

962
00:48:21,760 --> 00:48:24,160
‫امروز فیلم برداری داشت تبلیغ

963
00:48:24,240 --> 00:48:28,400
‫آه آره آره آره تبلیغ آره
‫بهم گفت داشت نقش چی بود؟

964
00:48:28,480 --> 00:48:29,760
‫یه یه گوجه بود

965
00:48:29,840 --> 00:48:32,760
‫کارول
‫وقتش نیست که بیخیال این کار بشه؟

966
00:48:32,840 --> 00:48:36,280
‫پس به آرزوت نرسیدی؟
‫خودتو جمع و جور کن و بگذر

967
00:48:36,360 --> 00:48:38,520
‫احتمالاً می تونم یه کار تو شرکت براش پیدا کنم

968
00:48:38,600 --> 00:48:40,800
‫راننده همیشه تقاضا براشون هست

969
00:48:40,880 --> 00:48:42,800
‫تو تو باید اینو بهش بگی هوم؟

970
00:48:43,320 --> 00:48:46,360
‫البته که میگم
‫نه الان اما یه روز دیگه

971
00:48:46,440 --> 00:48:48,480
‫آره بهتره بعداً انجامش بدی

972
00:48:49,240 --> 00:48:51,680
‫خب خب خب
‫بالاخره هممون دور هم جمع شدیم

973
00:48:51,760 --> 00:48:54,080
‫حتماً خیلی خوشحالی خواهر کوچولو؟

974
00:48:54,160 --> 00:48:57,160
‫داری به چی اشاره می کنی؟
‫هیچی من به هیچی اشاره نمی کنم

975
00:48:57,240 --> 00:48:59,160
‫"نه تو گفتی "خوشحال

976
00:48:59,240 --> 00:49:00,920
‫من احمق نیستم ویکتور

977
00:49:01,000 --> 00:49:03,760
‫ناراحتی؟
‫چون تو هیچوقت ناراحت نمیشی ناتالیا

978
00:49:03,840 --> 00:49:06,200
‫خب من الان قطعاً هستم
‫پس بهش عادت کن

979
00:49:06,280 --> 00:49:07,960
‫می تونستی زودتر بهم بگی

980
00:49:08,040 --> 00:49:09,880
‫هیچکس اجازه نداره بحث کنه
‫تا وقتی که همتون اینجا باشین

981
00:49:09,960 --> 00:49:12,280
‫نه نه نه
‫ما بحث نمی کنیم کارول هنوز نه

982
00:49:12,360 --> 00:49:14,360
‫ما فقط داریم از اخبار همدیگه باخبر میشیم درسته؟

983
00:49:14,440 --> 00:49:17,680
‫"تو تو گفتی "خوشحال
‫واقعاً "و" رو کش دادی

984
00:49:17,760 --> 00:49:20,280
‫متوجه نشدم که این کارو می کردم
‫آره خب کردی

985
00:49:20,360 --> 00:49:24,040
‫و چیزی که منو آزار میده لحن توئه
‫هوم منظورت چیه؟

986
00:49:24,120 --> 00:49:27,160
‫کارول به نظر می رسید که من
‫قبلاً چیزی را القا می کردم؟

987
00:49:27,240 --> 00:49:29,920
‫اوه جولیان از من قول گرفت
‫که امروز نظر ندهم

988
00:49:30,000 --> 00:49:31,640
‫به عروس و دامادها واقعاً اجازه داده نمی شود

989
00:49:34,240 --> 00:49:36,600
‫انگار با حضور در اینجا
‫به من لطف می کنید

990
00:49:36,680 --> 00:49:39,560
‫منظورم این است که سلامت پدر هم
‫باید دغدغه شما باشد

991
00:49:39,640 --> 00:49:41,960
‫ببین این نیت من نبود
‫میشه آروم باشی؟

992
00:49:42,480 --> 00:49:44,280
‫من خیلی آرومم

993
00:49:44,360 --> 00:49:47,080
‫به نظر آروم نمیام؟
‫چون من خیلی آرومم

994
00:49:47,600 --> 00:49:50,960
‫چیزی که هستم خسته‌ست ویکتور
‫من از رفتاری که با من داری خسته شدم

995
00:49:51,040 --> 00:49:53,560
‫این نگرش برتری که
‫نسبت به من داری

996
00:49:53,640 --> 00:49:57,760
‫مخصوصاً از وقتی که به نظر می رسه
‫من تنها کسی هستم که نگران اوضاع اینجام

997
00:49:57,840 --> 00:50:00,320
‫خب پس شاید نباید
‫اینقدر نگران باشی ناتالیا

998
00:50:00,400 --> 00:50:01,720
‫منظورت از این حرف چیه؟

999
00:50:01,800 --> 00:50:04,040
‫گوش کن
‫وقتی مسائل رو خیلی جدی می گیری

1000
00:50:04,120 --> 00:50:05,960
‫دیگه خنده دار نیستن

1001
00:50:06,040 --> 00:50:09,520
‫وای خدای من چه نظریه جالبی
‫از کجا پیداش کردی؟

1002
00:50:09,600 --> 00:50:12,480
‫از کتاب راهنمای نویسندگی برای مبتدیان
‫که بهت توصیه کردم بخونی بود؟

1003
00:50:12,560 --> 00:50:13,720
‫متاسفم

1004
00:50:14,560 --> 00:50:17,200
‫بهتر نیست قبل از اینکه دعوا رو شروع کنید
‫منتظر جولیان بمونید؟

1005
00:50:17,280 --> 00:50:18,520
‫بله بله البته
‫بله

1006
00:50:18,600 --> 00:50:20,440
‫کارول ما دیگه ادامه نمیدیم متاسفم
‫اوه!

1007
00:50:20,960 --> 00:50:23,760
‫اِ کارول یه خوراکی کوچیک برات آوردم

1008
00:50:23,840 --> 00:50:25,960
‫یه شیشه ماهی کولی تازه از بازار

1009
00:50:26,040 --> 00:50:28,600
‫چه عالی ممنون نباید زحمت می‌کشیدی

1010
00:50:28,680 --> 00:50:30,120
‫میشه لطفا یه کم آب بدید؟

1011
00:50:30,200 --> 00:50:32,120
‫باید یکی از قرص هام رو
‫برای میگرنم بخورم

1012
00:50:32,200 --> 00:50:34,240
‫بله البته الان براتون یه لیوان میارم
‫ممنون

1013
00:50:34,320 --> 00:50:37,120
‫مامان همیشه میگفت میگرن
‫مثل کشوهایی هست که بسته نمیشن

1014
00:50:37,640 --> 00:50:39,480
‫"کشوهایی که بسته نمیشن؟"

1015
00:50:39,560 --> 00:50:41,520
‫هوم نمیدونم منظورش چی بود

1016
00:50:41,600 --> 00:50:43,520
‫یه استعاره‌ست ویکتور

1017
00:50:43,600 --> 00:50:45,880
‫تو نویسنده‌ای باید اینو بدونی

1018
00:50:48,520 --> 00:50:51,800
‫میدونی حالا که صحبتش شد
‫صحبت چی؟

1019
00:50:52,320 --> 00:50:53,960
‫رمان منو تموم کردی؟

1020
00:50:55,800 --> 00:50:57,720
‫کارول!
‫بله؟

1021
00:50:57,800 --> 00:51:01,000
‫کمک لازم نداری چیزی آماده کنی؟
‫نه نه خودم انجامش میدم

1022
00:51:01,080 --> 00:51:03,200
‫اِ اِ… مطمئنی؟
‫اوهوم

1023
00:51:03,720 --> 00:51:05,560
‫ناتالیا؟
‫خودم هستم

1024
00:51:05,640 --> 00:51:07,760
‫چی شده؟
‫کِی؟

1025
00:51:07,840 --> 00:51:11,520
‫همین الان
‫میخواستی بحث رو عوض کنی؟

1026
00:51:12,640 --> 00:51:13,560
‫اوه متوجه شدی؟

1027
00:51:13,640 --> 00:51:16,600
‫آره خودت خیلی واضح نشون دادی
‫هوم

1028
00:51:16,680 --> 00:51:19,440
‫هی اگه کتابم رو دوست نداشتی
‫میتونی بهم بگی اشکالی نداره

1029
00:51:19,520 --> 00:51:21,520
‫میدونم مشکلی نیست
‫چرا باید باشه؟

1030
00:51:21,600 --> 00:51:24,280
‫میخوام حقیقت رو بگی
‫نظرت رو صادقانه بگو

1031
00:51:24,360 --> 00:51:29,000
‫آره آره ولی بهتر نیست
‫در مورد این موضوع یه روز دیگه صحبت کنیم؟

1032
00:51:29,080 --> 00:51:30,160
‫آره
‫بفرمایید

1033
00:51:30,240 --> 00:51:31,160
‫ممنون

1034
00:51:32,440 --> 00:51:33,560
‫منظورم اینه که

1035
00:51:34,680 --> 00:51:39,440
‫ما امروز کلی چیزهای مهم
‫و حساس برای صحبت کردن داریم

1036
00:51:39,520 --> 00:51:41,360
‫درسته کارول؟
‫آره

1037
00:51:41,440 --> 00:51:42,600
پف

1038
00:51:42,680 --> 00:51:44,960
‫فقط یه نظر بده بگو دیگه

1039
00:51:45,040 --> 00:51:47,680
‫اولین برداشتت بعد از خوندنش

1040
00:51:47,760 --> 00:51:51,360
‫خب میدونی
‫اولین برداشت ها میتونن اشتباه باشن

1041
00:51:51,440 --> 00:51:52,720
‫اشتباه؟

1042
00:51:52,800 --> 00:51:57,960
‫بله ام اونا همیشه
‫با چیزی که واقعاً فکر میکنی مطابقت ندارن

1043
00:51:58,040 --> 00:52:00,360
‫خب پس چهار کلمه بگو
‫همینجوری یهویی

1044
00:52:00,440 --> 00:52:02,920
‫یه تیتر اگه میشه
‫تیتر برای چی؟

1045
00:52:03,000 --> 00:52:06,640
‫ام میخواستم برداشتش رو
‫از رمانم بدونم

1046
00:52:06,720 --> 00:52:08,440
‫اون قبلاً خوندتش
‫واقعاً؟

1047
00:52:08,520 --> 00:52:11,400
‫بله
‫تو کلش رو خوندی ناتالیا؟

1048
00:52:11,480 --> 00:52:14,280
‫ولی تو هیچوقت چیزی نگفتی

1049
00:52:14,880 --> 00:52:16,920
‫نظرت چی بود؟
‫ام اوم

1050
00:52:17,000 --> 00:52:18,760
‫اوه
‫این عالی نیست مگه نه؟

1051
00:52:18,840 --> 00:52:20,360
‫هر سه تای شما اینجا هستید

1052
00:52:20,440 --> 00:52:22,400
‫ما خیلی خوشحالیم
‫که تونستید امشب بیایید

1053
00:52:22,480 --> 00:52:25,880
‫نه این درست نیست به حرفش گوش نکنید

1054
00:52:27,000 --> 00:52:29,080
‫هر وقت خواستید سر میز
‫یه جا برای خودتون پیدا کنید

1055
00:52:29,160 --> 00:52:31,440
‫من توی اتاق خواب خواهم بود
‫و یه سریال که بهش علاقه دارم رو تماشا می کنم

1056
00:52:31,520 --> 00:52:34,040
‫پس شما می تونید با خیال راحت بحث کنید

1057
00:52:34,120 --> 00:52:37,200
‫باشه ممنون عزیزم
‫ممنون کارول هوم

1058
00:52:37,880 --> 00:52:39,320
‫ناتالیا؟

1059
00:52:39,840 --> 00:52:42,280
‫هان؟

1060
00:52:42,360 --> 00:52:43,760
‫منتظریم

1061
00:52:45,760 --> 00:52:49,080
‫آه

1062
00:52:53,080 --> 00:52:55,600
‫چند روز طول کشید تا بخونیش؟
‫بیشتر از یه هفته؟

1063
00:52:55,680 --> 00:52:58,720
‫چرا می پرسی؟ مهمه؟
‫خیلی مهمه

1064
00:52:58,800 --> 00:53:01,240
‫آره وقتی یه دفعه انجامش میدی
‫خیلی بهتره

1065
00:53:01,320 --> 00:53:03,360
‫این رو نمی دونستی؟
‫اوه نه نه

1066
00:53:03,440 --> 00:53:06,640
‫راستش نمیدونم فکر کنم چند هفته طول کشید

1067
00:53:06,720 --> 00:53:09,640
‫آخ" واسه چی؟"

1068
00:53:10,160 --> 00:53:12,280
‫هر وقت فرصت داشتم شب ها می خوندمش

1069
00:53:12,360 --> 00:53:13,640
‫خب؟
‫خب؟

1070
00:53:13,720 --> 00:53:16,400
‫راستش رو بخوای
‫خیلی ازش متعجب شدم

1071
00:53:16,480 --> 00:53:18,000
‫اون ازش متعجب شده

1072
00:53:18,840 --> 00:53:21,680
‫بله من من انتظارش رو نداشتم
‫انتظارش رو نداشته

1073
00:53:21,760 --> 00:53:24,800
‫ولی این خوبه یا بده؟
‫ام بستگی داره

1074
00:53:24,880 --> 00:53:26,720
‫بستگی به چی داره؟

1075
00:53:26,800 --> 00:53:28,080
‫به خیلی چیزها

1076
00:53:28,160 --> 00:53:32,440
‫حقیقتش رو بخوای هیچوقت فکر نمی کردم
‫بتونی یه همچین چیزی بنویسی

1077
00:53:32,520 --> 00:53:34,400
‫این رمان آسون نیست اوم

1078
00:53:34,480 --> 00:53:37,400
‫نمی فهمم
‫منظورت چیه ناتالیا

1079
00:53:37,480 --> 00:53:39,920
‫خب این چیزیه که منتقدها میگن
‫ویکتور

1080
00:53:40,000 --> 00:53:41,800
‫فقط میخوام بدونم دوستش داره یا نه
‫همین

1081
00:53:41,880 --> 00:53:43,560
‫فقط میخواد بدونه دوستش داری یا نه

1082
00:53:43,640 --> 00:53:45,360
‫راستش اوم ویکتور

1083
00:53:45,440 --> 00:53:48,400
‫من نمی دونم چطوری این رو بهت بگم

1084
00:53:48,480 --> 00:53:50,160
‫گفتنش برام آسون نیست

1085
00:53:50,240 --> 00:53:52,800
‫اینکه حقیقت رو بهت بگن چیزیه که میخوای

1086
00:53:52,880 --> 00:53:56,200
‫حقیقت اینه که خب من من من

1087
00:53:57,200 --> 00:53:58,840
‫فکر کردم کارت عالی بود

1088
00:54:00,160 --> 00:54:02,960
‫اوه

1089
00:54:05,200 --> 00:54:06,280
‫چی گفت؟

1090
00:54:06,880 --> 00:54:09,440
‫فکر کرد من کارم عالی بود

1091
00:54:16,960 --> 00:54:19,040
‫کارت عالی بود ناتالیا؟

1092
00:54:19,120 --> 00:54:21,000
‫بله من خیلی خوشم اومد

1093
00:54:21,520 --> 00:54:22,520
‫مطمئنی؟

1094
00:54:22,600 --> 00:54:25,280
‫برای یک رمان نویس بار اولی
‫خیلی خوبه

1095
00:54:25,360 --> 00:54:27,960
‫برای یک رمان نویس بار اولی"
‫"خیلی خوبه

1096
00:54:28,040 --> 00:54:30,680
‫این رو میشه
‫به شکل های مختلفی تفسیر کرد

1097
00:54:30,760 --> 00:54:34,520
‫اوه! من احساس دستپاچگی میکردم

1098
00:54:34,600 --> 00:54:36,200
‫راستش رو بخوای

1099
00:54:36,280 --> 00:54:39,480
‫من مضطرب بودم که بدونم
‫نظرت در موردش چیه خواهر

1100
00:54:40,000 --> 00:54:43,480
‫خیلی؟ یا بیشتر از خیلی؟
‫میشه بیشتر توضیح بدی؟

1101
00:54:45,200 --> 00:54:47,840
‫میشه بشینیم و جلسه رو شروع کنیم؟

1102
00:54:48,360 --> 00:54:49,320
‫هوم؟

1103
00:54:51,000 --> 00:54:52,000
‫هوم

1104
00:54:54,080 --> 00:54:57,200
‫پس خوندنش خسته کننده نبود؟

1105
00:54:57,280 --> 00:54:58,800
‫ابداً نه
‫هوم

1106
00:54:58,880 --> 00:55:01,760
‫اصلا نه تبریک میگم

1107
00:55:01,840 --> 00:55:03,840
‫تبریک میگم؟
‫اون به من تبریک گفت

1108
00:55:03,920 --> 00:55:04,920
‫اوم!

1109
00:55:05,000 --> 00:55:07,240
‫خیلی ممنونم ناتالیا

1110
00:55:07,320 --> 00:55:09,720
‫نظر خواهرمون برای من
‫واقعاً مهمه

1111
00:55:09,800 --> 00:55:11,080
‫البته برای همه مهمه

1112
00:55:11,160 --> 00:55:13,760
‫بله چون هدفش
‫اون نوع مخاطبه درسته؟

1113
00:55:13,840 --> 00:55:15,160
‫اوهوم
‫ببخشید

1114
00:55:15,240 --> 00:55:16,200
‫البته

1115
00:55:18,640 --> 00:55:19,800
‫ماریسا
‫آه

1116
00:55:20,320 --> 00:55:21,720
‫عزیزم سلام

1117
00:55:21,800 --> 00:55:24,120
‫به به به به به به

1118
00:55:24,960 --> 00:55:29,760
‫پس تو واقعاً رمان کوچیکش رو
‫خیلی دوست داشتی ها؟

1119
00:55:29,840 --> 00:55:31,120
‫نه نه نگران نباش

1120
00:55:31,200 --> 00:55:33,800
‫ما اینجاییم که درباره پدر صحبت کنیم
‫تا توافق کنیم که چیکار کنیم

1121
00:55:33,880 --> 00:55:37,360
‫اوه الان فهمیدم چیکار داری میکنی
‫این بخشی از نقشه‌ته

1122
00:55:37,440 --> 00:55:39,000
‫البته که هست
‫هوم

1123
00:55:39,080 --> 00:55:42,000
‫من چه سودی میبرم اگه بهش بگم
‫رمانش یه آشغاله؟

1124
00:55:42,080 --> 00:55:45,120
‫باعث ناراحتیش میشه و قبل از اینکه شروع کنیم
‫عصبانیش میکنه

1125
00:55:45,200 --> 00:55:47,520
‫از رمانش خوشت نیومد؟
‫اصلا

1126
00:55:47,600 --> 00:55:48,480
‫نه و

1127
00:55:48,560 --> 00:55:51,960
‫حالا نوبت توئه
‫بهش بگو چقدر ازش خوشت اومد

1128
00:55:52,040 --> 00:55:56,280
‫اونقدر خوشحال میشه که تا هفته دیگه
‫پدر رو توی قصرش ساکن میکنیم

1129
00:55:56,360 --> 00:55:58,400
‫هوم
‫با استخر و انبار نوشیدنی

1130
00:55:58,480 --> 00:56:00,440
‫و خودشو به همه خدمتکارها نشون میده

1131
00:56:00,520 --> 00:56:05,000
‫اون رمان کوچیکش رو بهم داد
‫چون میخواست برام امضاش کنه

1132
00:56:05,520 --> 00:56:07,200
‫نظر من اصلا براش مهم نیست

1133
00:56:07,280 --> 00:56:09,480
‫نه ویکتور بیشتر از چیزی که فکر میکنی برات ارزش قائله

1134
00:56:09,560 --> 00:56:13,680
‫ناتالیا ممکنه من ساده باشم
‫اما احمق نیستم

1135
00:56:17,960 --> 00:56:20,200
‫دنبال چی میگردی عزیزم؟
‫تبلتم رو

1136
00:56:20,280 --> 00:56:21,960
‫نمیدونم کجاست
‫آه

1137
00:56:22,560 --> 00:56:24,920
‫اوه گربه‌ات به یه گیاه
‫توی اتاق نشیمن حمله کرده

1138
00:56:26,200 --> 00:56:28,080
‫اوه من میرم
‫هوم

1139
00:56:28,880 --> 00:56:30,680
‫ببخشید که حرفتون رو قطع کردم

1140
00:56:30,760 --> 00:56:32,720
‫اوه داشتیم درباره چی صحبت میکردیم؟

1141
00:56:32,800 --> 00:56:34,800
‫رمانی که نوشتی
‫آه بله

1142
00:56:35,760 --> 00:56:38,840
‫جولیان داشت بهم میگفت
‫که اونم خونده

1143
00:56:38,920 --> 00:56:41,360
‫واقعا؟ چه سریع
‫خب؟ خوشت اومد؟

1144
00:56:41,440 --> 00:56:43,640
‫زود باش بگو نظرت چی بود

1145
00:56:43,720 --> 00:56:46,160
‫او قادر به دروغ گفتن نیست
‫حتی اگر تلاش کند

1146
00:56:46,240 --> 00:56:47,520
‫ناتوان هوم

1147
00:56:47,600 --> 00:56:51,720
‫اما بهتره اینو بذاریم
‫برای یه روز دیگه اینطور فکر نمیکنی؟

1148
00:56:51,800 --> 00:56:53,960
‫خولیان نظر تو هم برام مهمه

1149
00:56:54,040 --> 00:56:56,320
‫دیدی چی گفتم؟
‫اوه آره؟

1150
00:56:56,840 --> 00:56:59,200
‫پس آیا به اندازه نظر ناتالیا مهمه؟

1151
00:56:59,280 --> 00:57:02,720
‫نه اونا متفاوتن
‫هیچ مقایسه‌ای وجود نداره

1152
00:57:03,320 --> 00:57:04,920
‫از چه نظر متفاوتن؟

1153
00:57:05,000 --> 00:57:08,280
‫باشه باشه
‫ببین خولیان اونقدرها هم مهم نیست

1154
00:57:08,360 --> 00:57:10,920
‫چیزی که ویکتور میخواد بدونه
‫اینه که آیا ازش خوشت اومد

1155
00:57:11,000 --> 00:57:13,160
‫آیا با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کردی

1156
00:57:13,240 --> 00:57:15,000
‫نظرت درباره استعاره‌ها چی بود

1157
00:57:15,080 --> 00:57:16,160
‫چه استعاره‌هایی؟

1158
00:57:16,240 --> 00:57:17,760
‫نظرت درباره عنوان چیه؟

1159
00:57:17,840 --> 00:57:19,800
‫نظرت چی بود؟
‫خوشت اومد؟

1160
00:57:21,080 --> 00:57:23,440
‫۵۳ ۵۳ یکشنبه

1161
00:57:24,840 --> 00:57:27,680
‫منو غافلگیر کرد
‫به شکل خوب یا بد؟

1162
00:57:29,000 --> 00:57:30,080
‫بستگی داره

1163
00:57:31,840 --> 00:57:34,200
‫میدونی چیه خولیان؟
‫بله؟

1164
00:57:34,840 --> 00:57:36,840
‫ترجیح میدم بعداً بهم بگی

1165
00:57:36,920 --> 00:57:40,520
‫بهتره قبل از اینکه نظرت رو بگی یه بار دیگه بخونیش هوم؟

1166
00:57:41,960 --> 00:57:45,000
‫منظورت اینه که شاید من درست متوجه نشدم؟

1167
00:57:45,600 --> 00:57:48,560
‫خب یه بار دیگه خوندن بعضی وقتا توصیه میشه

1168
00:57:48,640 --> 00:57:51,120
‫مخصوصاً برای کسایی که توی گاپاچو کار میکنن ها؟

1169
00:57:52,520 --> 00:57:54,680
‫فقط باید وقت بذاری

1170
00:57:54,760 --> 00:57:58,280
‫به خوندن عادت نداری و رمان آسونی هم نیست هوم؟

1171
00:57:59,080 --> 00:58:02,000
‫عجله ای نیست هروقت شد دوباره بخونش

1172
00:58:02,080 --> 00:58:04,080
‫بار سوم؟
‫چی؟

1173
00:58:04,160 --> 00:58:05,800
‫آره اون دو بار خونده

1174
00:58:07,400 --> 00:58:09,160
‫تو تا حالا دو بار خوندی خولیان؟

1175
00:58:09,240 --> 00:58:12,680
‫پشت سر هم
‫درسته؟

1176
00:58:13,200 --> 00:58:15,960
‫وای خولیان راستش زبونم بند اومده

1177
00:58:16,040 --> 00:58:18,760
‫انتظار نداشتم
‫دارم احساساتی میشم

1178
00:58:19,560 --> 00:58:21,880
‫خب اگه اون دو بار خونده

1179
00:58:21,960 --> 00:58:24,520
‫پس میتونه دقیقاً بهت بگه
‫که چی فکر میکنه

1180
00:58:24,600 --> 00:58:27,520
‫البته که میتونه بگو دیگه انجامش بده آره

1181
00:58:28,040 --> 00:58:29,320
‫خب؟
‫هوم؟

1182
00:58:29,400 --> 00:58:30,520
‫مثل یه تیتر بگو

1183
00:58:31,440 --> 00:58:33,040
‫میخوای مثل یه تیتر باشه

1184
00:58:35,360 --> 00:58:37,080
‫فقط برای ثبت در تاریخ

1185
00:58:37,160 --> 00:58:40,080
‫راستش گفتن این حرفا برای من هم سخته باشه؟

1186
00:58:41,600 --> 00:58:43,120
‫ولی به نظرم

1187
00:58:43,920 --> 00:58:46,040
‫یکم طولانی و خسته کننده بود

1188
00:58:46,120 --> 00:58:47,920
‫شخصیت ها و داستان های زیادی داشت

1189
00:58:48,000 --> 00:58:50,280
‫و پایانش خیلی سریع و بی معنی بود

1190
00:58:52,240 --> 00:58:55,560
‫اینارو بهت میگم چون قول دادم
‫که صادق و بی طرف باشم

1191
00:58:55,640 --> 00:58:59,040
‫وگرنه مثل بقیه بهت دروغ می گفتم

1192
00:58:59,640 --> 00:59:02,280
‫ولی خب چون اصرار داشتی بهت بگم

1193
00:59:07,680 --> 00:59:08,800
‫خیلی خوبه

1194
00:59:14,160 --> 00:59:18,080
‫قرار بود
‫یه تیتر باشه ویکتور؟

1195
00:59:18,960 --> 00:59:20,880
‫خوبی؟
‫آره آره

1196
00:59:20,960 --> 00:59:24,400
‫فقط این اولین نقد منفی هست
‫که گرفتم یکم "یه جوری" شدم

1197
00:59:24,480 --> 00:59:26,160
‫مسئله اینه که

1198
00:59:26,240 --> 00:59:29,480
‫ویکتور اصرار به شنیدن حقیقت
‫می تونه نتیجه عکس بده

1199
00:59:29,560 --> 00:59:30,960
‫باید اینو بدونی

1200
00:59:31,040 --> 00:59:33,000
‫فکر نمی کردم
‫اینقدر جدی بگیری

1201
00:59:33,080 --> 00:59:35,920
‫ناراحت نیستی
‫که اینقدر رک بودم؟

1202
00:59:36,000 --> 00:59:37,360
‫که چی؟

1203
00:59:37,440 --> 00:59:40,640
‫ببین بیا سر یه سرگرمی
‫ناراحت نشیم

1204
00:59:41,560 --> 00:59:43,920
‫نه نه این یه سرگرمی نیست خولیان

1205
00:59:44,000 --> 00:59:46,400
‫گوش کن دقیقاً همین رو به ناتالیا گفتم

1206
00:59:46,480 --> 00:59:48,480
‫نباید اون کلمه رو به کار ببریم

1207
00:59:49,920 --> 00:59:52,480
‫فکر کنم باید به انواع انتقاد عادت کنم

1208
00:59:52,560 --> 00:59:54,520
‫حتی اگر عینی نباشه

1209
00:59:55,800 --> 00:59:57,720
‫منظورت چیه ممکنه عینی نباشه؟

1210
00:59:57,800 --> 00:59:59,760
‫این حرف معنی خاصی نداره

1211
00:59:59,840 --> 01:00:03,880
‫میشه لطفاً بشینیم و این جلسه رو شروع کنیم؟

1212
01:00:03,960 --> 01:00:07,480
‫تو برادر کوچیک منی نمیتونی عینی باشی طبیعیه

1213
01:00:07,560 --> 01:00:10,720
‫یه لحظه صبر کن چه ربطی داره که من از رمان کوچیکت خوشم بیاد

1214
01:00:10,800 --> 01:00:12,480
‫به اینکه ما برادریم؟

1215
01:00:12,560 --> 01:00:15,280
‫"رمان کوچیک؟"
‫فقط یه اصطلاحه

1216
01:00:17,360 --> 01:00:19,040
‫این اصطلاح بی احترامیه

1217
01:00:19,120 --> 01:00:21,000
‫اوه
‫تو چند روز پیش هم ازش استفاده کردی

1218
01:00:21,080 --> 01:00:23,040
‫اما من بیخیال شدم وانمود کردم نشنیدم

1219
01:00:23,120 --> 01:00:25,680
‫چیزی که ما سه نفر باید قبل از هر چیز دیگه روش توافق کنیم

1220
01:00:25,760 --> 01:00:27,440
‫مسئله لامپ بابا هست

1221
01:00:28,240 --> 01:00:30,640
‫مطمئنم ویکتور میتونه لامپ رو عوض کنه

1222
01:00:31,160 --> 01:00:34,400
‫حالا که نوشتن رو تموم کرده وقت آزاد زیادی خواهد داشت

1223
01:00:34,480 --> 01:00:37,920
‫اصلاً داری به حرفام گوش میدی؟
‫میفهمم چرا نمیتونی عینی باشی

1224
01:00:38,000 --> 01:00:40,760
‫احتمالاً به این خاطره که هنوز به من حسودی میکنی

1225
01:00:40,840 --> 01:00:44,480
‫اوه واقعاً؟ از کِی من حسود بودم؟
‫تو کل زندگیت اینطوری بودی

1226
01:00:44,560 --> 01:00:47,320
‫این یه جور سندروم خیلی رایجه
‫توی خواهر برادرهای کوچکتر

1227
01:00:47,840 --> 01:00:49,760
‫ولی دقیقاً به چیِ تو حسودیم بشه؟

1228
01:00:49,840 --> 01:00:51,360
به من

1229
01:00:51,440 --> 01:00:54,840
‫به اینکه اوضاع من خیلی خوب پیش رفته
‫ولی برای تو نه

1230
01:00:54,920 --> 01:00:57,480
‫هوم؟
‫چه اوضاعی؟

1231
01:00:58,000 --> 01:01:01,280
‫تو راننده ی پدر زنت هستی
‫و پیشخدمت زنت

1232
01:01:04,200 --> 01:01:05,400
‫عجب

1233
01:01:06,440 --> 01:01:11,160
‫این حرفایی که از دهنت در اومد
‫منو عصبانی کرد برادر کوچیکه فهمیدی؟

1234
01:01:11,240 --> 01:01:13,960
‫شاید بهتر باشه من برم

1235
01:01:14,040 --> 01:01:15,360
‫نه
‫یه روز دیگه میبینمت

1236
01:01:15,440 --> 01:01:16,480
‫نه نه نه

1237
01:01:17,000 --> 01:01:17,840
‫اِ

1238
01:01:19,520 --> 01:01:20,520
‫ویکتور

1239
01:01:21,080 --> 01:01:23,360
‫ویکتور! بیا دیگه

1240
01:01:23,440 --> 01:01:27,360
‫من از هر دوتاتون خواهش میکنم
‫لطفاً سعی کنید یه کم تلاش کنید

1241
01:01:27,440 --> 01:01:30,680
‫خیلی سخت بود
‫که امشب سه تایی دور هم جمع بشیم

1242
01:01:30,760 --> 01:01:33,760
‫ما باید تصمیمات مهمی بگیریم
لطفاً

1243
01:01:33,840 --> 01:01:35,920
‫ولی اول اون باید معذرت خواهی کنه

1244
01:01:36,000 --> 01:01:37,520
‫معذرت خواهی؟ بابت چی؟

1245
01:01:38,120 --> 01:01:41,840
‫خب از جمله به خاطر اینکه
‫طوری با تحقیر اشاره کردی

1246
01:01:41,920 --> 01:01:44,680
‫و نقل قول می کنم
‫"که شاید من بتونم "لامپ رو عوض کنم

1247
01:01:44,760 --> 01:01:47,640
‫حالا که نوشتن
‫"رمان کوچولوی خودم" رو تموم کردم"

1248
01:01:47,720 --> 01:01:50,400
‫"بله فکر کنم توی "من
‫توی "کوچولو" زیاده روی کردم

1249
01:01:50,480 --> 01:01:53,680
‫این عادتیه که همه مون داریم
‫ویکتور خودت می دونی

1250
01:01:53,760 --> 01:01:55,920
‫نقد بد کافی بود
‫اینطور فکر نمی کنی؟

1251
01:01:56,000 --> 01:01:57,960
‫لازم نبود من رو مسخره کنه

1252
01:01:58,640 --> 01:02:01,000
‫بهش میگن طنز بازمانده ویکتور

1253
01:02:01,080 --> 01:02:02,560
‫قبلاً خیلی خوشت میومد

1254
01:02:02,640 --> 01:02:04,280
‫قبلاً بله اوم

1255
01:02:04,800 --> 01:02:06,880
‫اوه راستی تقریباً یادم رفته بود

1256
01:02:06,960 --> 01:02:11,080
‫احتمالاً باید بدونی که ما بحث کردیم
‫که کی اون لامپ رو عوض کنه

1257
01:02:11,160 --> 01:02:12,240
‫و اینکه تو این کار رو انجام میدی

1258
01:02:13,800 --> 01:02:15,000
‫کی اینو تصمیم گرفت؟

1259
01:02:15,080 --> 01:02:17,280
‫من و ناتالیا

1260
01:02:17,800 --> 01:02:19,120
ویکتور

1261
01:02:22,520 --> 01:02:25,960
‫عجب عجب عجب
‫تو هیچی به من نگفتی ناتالیا

1262
01:02:26,040 --> 01:02:28,720
‫و ما این همه وقت رو
‫با هم گذروندیم

1263
01:02:28,800 --> 01:02:30,600
‫پس شما از قبل در موردش بحث کردین درسته؟

1264
01:02:30,680 --> 01:02:32,840
‫اوم فکر کنم یکی دو بار بله
‫آه

1265
01:02:32,920 --> 01:02:36,600
‫یکی دو بار؟ نه ناتالیا خیلی بارها
‫خیلی بارها؟

1266
01:02:36,680 --> 01:02:41,240
‫و و و چرا من باید لامپ
‫بالای سر پدر رو عوض کنم

1267
01:02:41,320 --> 01:02:42,720
‫اگه اجازه داشته باشم بپرسم؟

1268
01:02:42,800 --> 01:02:45,120
‫چون ما پول چیزها رو میدیم و تو نمیدی

1269
01:02:48,320 --> 01:02:50,840
‫خب من من من الان گیج شدم

1270
01:02:51,680 --> 01:02:53,280
‫پول چی رو میدین؟
‫چیزها

1271
01:02:53,360 --> 01:02:56,280
‫صبر کن من بهش میگم ناتالیا
‫اون موقع کاملا متوجه میشه

1272
01:02:56,360 --> 01:02:57,400
‫میبینی نمیشه

1273
01:02:57,480 --> 01:03:00,240
‫ببین من واقعا سعی میکنم
‫اما نمیتونم قولی بدم

1274
01:03:00,320 --> 01:03:04,280
‫ما هر دو فکر میکنیم که
‫عوض کردن لامپ بالای سر پدر وظیفه توئه

1275
01:03:04,360 --> 01:03:07,760
‫چون ما کسایی هستیم
‫که تمام هزینه های پدر رو تقبل میکنیم

1276
01:03:08,640 --> 01:03:09,840
‫چه هزینه هایی؟
‫ام

1277
01:03:10,360 --> 01:03:13,320
‫لازم نیست وارد جزئیات بشیم هستیم؟
‫آره آره آره

1278
01:03:13,400 --> 01:03:16,360
‫باید بشیم ناتالیا
‫جزئیات خیلی مهم هستن هوم؟

1279
01:03:16,440 --> 01:03:17,640
‫چه هزینه هایی؟

1280
01:03:17,720 --> 01:03:19,280
‫خب هزینه های درمانش

1281
01:03:19,360 --> 01:03:22,280
‫سمعک
‫رژیم غذایی خاصش دندون مصنوعی جدید

1282
01:03:22,360 --> 01:03:24,880
‫فیزیوتراپی نظافتچی
‫ماشین لباسشویی

1283
01:03:24,960 --> 01:03:26,920
‫این چیزا خولین همه اینا

1284
01:03:27,000 --> 01:03:31,000
‫اینا چیزای روزمره هستن میدونی؟
‫چیزای روزمره برای چند سال اخیر

1285
01:03:31,520 --> 01:03:33,760
‫اون گفت سال؟

1286
01:03:33,840 --> 01:03:35,520
‫داره اغراق میکنه

1287
01:03:39,560 --> 01:03:40,520
‫ناتالیا؟

1288
01:03:43,880 --> 01:03:45,200
‫چند سال؟

1289
01:03:45,720 --> 01:03:48,080
‫آم من نمیدونم

1290
01:03:48,600 --> 01:03:50,080
‫چهار شاید پنج

1291
01:03:50,160 --> 01:03:51,840
‫چهار یا پنج سال؟
‫آره

1292
01:03:51,920 --> 01:03:54,840
‫ببین خولین ناتالیا نمیخواست چیزی بهت بگه

1293
01:03:54,920 --> 01:03:58,520
‫چون نمیخواستیم حس یه آدم بدبخت رو داشته باشی

1294
01:03:58,600 --> 01:03:59,640
‫برای همینه

1295
01:04:01,440 --> 01:04:04,040
‫البته
‫عجیبه که نمیخواستی چیزی بگی

1296
01:04:04,120 --> 01:04:06,640
‫ببین هردومون میدونیم
‫که همیشه پول کم میاری

1297
01:04:06,720 --> 01:04:08,560
‫و ما فقط فکر کردیم که

1298
01:04:08,640 --> 01:04:12,320
‫صبر کن صبر کن
‫بذار ببینم درست متوجه شدم

1299
01:04:13,360 --> 01:04:15,000
‫چون من یه آدم بدبختم

1300
01:04:15,080 --> 01:04:17,960
‫و نمیتونم تو هزینه های پدر عزیزم
‫کمک کنم

1301
01:04:18,040 --> 01:04:22,520
‫شما دوتا این ایده رو دادید
‫که من میتونم جبران کنم

1302
01:04:23,200 --> 01:04:25,560
‫با سرایدار بودن برای خانواده

1303
01:04:26,640 --> 01:04:27,680
‫اینطوریه؟

1304
01:04:27,760 --> 01:04:29,400
‫بله
ویکتور

1305
01:04:30,040 --> 01:04:33,560
‫همینه که تو گفتی ناتالیا
‫آره ولی اینطوری که میگی بد به نظر میاد

1306
01:04:33,640 --> 01:04:35,880
‫آره بد به نظر میاد ناتالیا

1307
01:04:38,320 --> 01:04:39,960
‫آه اینجاست

1308
01:04:41,560 --> 01:04:44,840
‫شما سه تا هنوز ننشستین؟
‫الان میشینیم عزیزم

1309
01:04:44,920 --> 01:04:45,840
‫خولیان

1310
01:04:45,920 --> 01:04:49,320
‫راستی اون روز
‫وقتی که بهم گفتی ناتالیا زنگ زده

1311
01:04:49,400 --> 01:04:54,120
‫تا درباره‌ی یه موضوع خیلی مهم
‫مربوط به یه لامپ صحبت کنه

1312
01:04:54,200 --> 01:04:55,600
‫من چی گفتم؟

1313
01:04:56,120 --> 01:04:59,480
‫گفتم که یه لامپ هیچوقت نمیتونه
‫موضوع خیلی مهمی باشه

1314
01:04:59,560 --> 01:05:01,960
‫خب بود
‫دیدی؟ فکر کنم هیچوقت نمیشه فهمید

1315
01:05:02,040 --> 01:05:03,840
‫آدم هیچوقت نمیدونه عزیزم

1316
01:05:04,520 --> 01:05:06,360
‫خولیان؟
‫بله؟

1317
01:05:06,960 --> 01:05:08,760
‫ما فقط برای بحث کردن بحث میکنیم

1318
01:05:08,840 --> 01:05:12,040
‫آره واقعاً که اینطوریم
‫نه نه یه لحظه صبر کن

1319
01:05:12,120 --> 01:05:16,200
‫مگه من و تو اون روز توافق نکردیم که
‫ناتالیا باید لامپ رو عوض کنه؟

1320
01:05:16,720 --> 01:05:19,200
‫من؟
‫آره درسته خودت

1321
01:05:19,280 --> 01:05:20,520
‫ولی چرا من؟

1322
01:05:20,600 --> 01:05:23,960
‫چون اون روز وقتی داشتیم
‫درباره‌ی کل موضوع لامپ بحث میکردیم

1323
01:05:24,040 --> 01:05:25,520
‫متوجه شدیم که منصفانه نیست

1324
01:05:25,600 --> 01:05:27,960
‫اگه اسم تو توی لیست
‫نامزدها نباشه ناتالیا

1325
01:05:28,040 --> 01:05:31,080
‫ما یک خانواده مدرن چپ گرا و فمینیست هستیم

1326
01:05:31,160 --> 01:05:34,640
‫متوجه شدیم که شاید به صورت ناخودآگاه

1327
01:05:34,720 --> 01:05:37,200
‫تو رو از معادله حذف کرده بودیم

1328
01:05:37,280 --> 01:05:38,920
‫چه معادله ای؟
‫همون چشمک زن ها

1329
01:05:39,000 --> 01:05:41,680
‫وقتی نوبت به بازسازی خونه
‫و کارهای دستی می رسید

1330
01:05:41,760 --> 01:05:44,960
‫فکر می کردی به تو مربوط نیست
‫مردها از پسش برمیان

1331
01:05:45,040 --> 01:05:47,560
‫اصلا اینطور نیست
‫خب من عوضش نمی کنم

1332
01:05:49,720 --> 01:05:51,080
‫چی گفت؟

1333
01:05:53,880 --> 01:05:56,600
‫و بفرمایید چرا لامپ رو عوض نمی کنید؟

1334
01:05:56,680 --> 01:06:00,080
‫روانشناسم از دستم عصبانی میشه
‫و حق هم داره

1335
01:06:01,320 --> 01:06:04,400
‫روانشناست نمی خواد تو
‫لامپ بابات رو عوض کنی؟

1336
01:06:04,480 --> 01:06:07,600
‫در موردش صحبت کردیم
‫و بهم گفت این کار رو نکنم

1337
01:06:08,120 --> 01:06:10,720
‫تو با روانشناستت
‫در مورد چراغ های چشمک زن حرف می زنی؟

1338
01:06:10,800 --> 01:06:14,080
‫این بخشی از درمانه
‫و من نمی تونم عوضش کنم

1339
01:06:14,160 --> 01:06:17,520
‫پس چرا روانشناست
‫عوضش نمی کنه؟ منظورم لامپه

1340
01:06:17,600 --> 01:06:19,080
‫یا می تونی روانشناست رو عوض کنی؟

1341
01:06:19,160 --> 01:06:22,000
‫باید بدونید که
‫من این موضوع رو تا آخرش پیگیری می کنم

1342
01:06:22,520 --> 01:06:26,760
‫برای اولین بار تو زندگیم کسی رو پیدا کردم
‫که کاملا منو درک می کنه

1343
01:06:26,840 --> 01:06:28,360
‫او خیلی داره بهم کمک میکنه

1344
01:06:28,880 --> 01:06:30,440
‫دقیقا داره تو چی بهت کمک میکنه؟

1345
01:06:30,520 --> 01:06:33,480
‫تا دیگه اون زنی که فکر میکردم باشم نباشم

1346
01:06:33,560 --> 01:06:36,320
‫و زنی که واقعا هستم رو کشف کنم

1347
01:06:36,400 --> 01:06:37,720
‫آه
‫آه

1348
01:06:37,800 --> 01:06:38,640
‫خیلی خب
‫خیلی خب

1349
01:06:38,720 --> 01:06:40,440
‫به من گوش کنید من جدی ام

1350
01:06:40,520 --> 01:06:45,160
‫خواهش میکنم برای یه بار هم که شده تو این زندگی کوفتیتون
‫من رو هم در نظر بگیرید

1351
01:06:45,240 --> 01:06:47,560
‫من فقط خواهرتون نیستم باشه؟
‫من هم یه آدمم!

1352
01:06:47,640 --> 01:06:49,480
‫نیازی به ناراحت شدن نیست
‫حالا خواهرمون ناراحت میشه

1353
01:06:49,560 --> 01:06:50,560
‫اوه آره آره آره

1354
01:06:50,640 --> 01:06:55,360
‫اولین کاری که باید بکنم اینه که جلوی هردوتون وایسم
‫و هرچی که فکر میکنم رو بهتون بگم

1355
01:06:55,440 --> 01:06:57,240
‫مهم نیست چی پیش میاد

1356
01:06:57,320 --> 01:07:00,560
‫ولی تو همیشه چیزی که فکر میکنی رو میگی
‫مگه نه؟ ها؟

1357
01:07:00,640 --> 01:07:02,760
‫من که زیاد مطمئن نیستم

1358
01:07:02,840 --> 01:07:04,560
‫بعدش باید
‫با شوهرم که بهم خیانت کرده روبرو بشم

1359
01:07:04,640 --> 01:07:07,360
‫و به خاطر این همه بدبختی که برام درست کرده از خونه بیرونش کنم

1360
01:07:07,440 --> 01:07:10,160
‫بعدش در آخر غصه بخورم

1361
01:07:14,080 --> 01:07:16,760
‫ولی آخه این دیگه چه ربطی
‫داره به ما ناتالیا؟

1362
01:07:16,840 --> 01:07:18,880
‫خیلی زیاد

1363
01:07:18,960 --> 01:07:22,520
‫از وقتی مادرمون رو از دست دادیم من خدمتکار این خونه بودم

1364
01:07:22,600 --> 01:07:24,560
‫ازتون خواهش می‌کنم همدیگه رو ببینیم تا درباره پدر صحبت کنیم

1365
01:07:24,640 --> 01:07:27,280
‫چون فکر نمی‌کنم دیگه بتونه تنها زندگی کنه

1366
01:07:27,360 --> 01:07:31,880
‫و شما با من طوری رفتار می‌کنید که انگار من یه آدم
‫هیستریک و درام‌کویین هستم

1367
01:07:32,960 --> 01:07:36,560
‫فکر می‌کنید کی همه جوراب‌ها و لباس‌های زیرش رو مرتب می‌کنه؟

1368
01:07:37,520 --> 01:07:40,640
‫کی غذا و داروهاش رو می‌خره؟

1369
01:07:40,720 --> 01:07:43,720
‫کی میره ناخن‌های پاش رو کوتاه می‌کنه؟

1370
01:07:43,800 --> 01:07:45,960
‫کی باتری ساعت زنگ‌دارش رو عوض می‌کنه

1371
01:07:46,040 --> 01:07:49,320
‫سمعک‌ش
‫و سه تا تلفن بی‌سیم‌ش رو؟

1372
01:07:49,400 --> 01:07:53,840
‫و کی باید هر دفعه که بابا همسایه هارو اذیت میکنه
‫از همسایه عذرخواهی کنه؟

1373
01:07:54,440 --> 01:07:56,040
‫حالا بعد از همه این‌ها

1374
01:07:56,120 --> 01:07:59,200
‫از من می‌خواهید که برم خونه‌ش

1375
01:07:59,280 --> 01:08:00,920
‫و چراغ چشمک‌زن رو درست کنم

1376
01:08:01,000 --> 01:08:05,120
‫چون هیچ‌کدوم از شما نمی‌تونید حتی
‫یک ساعت از وقتتون رو خالی کنید

1377
01:08:05,200 --> 01:08:08,240
‫تا بهش سر بزنید
‫ببینید هنوز نفس می‌کشه یا نه

1378
01:08:08,320 --> 01:08:12,320
‫و اون لامپ لعنتی رو عوض کنید؟

1379
01:08:16,760 --> 01:08:17,680
‫اوه

1380
01:08:17,760 --> 01:08:19,160
‫من میرم دستشویی

1381
01:08:24,800 --> 01:08:26,720
‫هوم
‫اوم

1382
01:08:28,520 --> 01:08:29,480
‫ها

1383
01:08:31,120 --> 01:08:32,240
‫فهمیدم

1384
01:08:35,240 --> 01:08:37,680
‫حتماً این دکتر گرونه
‫آره

1385
01:08:37,760 --> 01:08:38,760
‫هوم

1386
01:08:38,840 --> 01:08:41,640
‫اون گفت که ناخن های بابامون رو
‫خودش می گیره؟

1387
01:08:41,720 --> 01:08:43,640
‫اه

1388
01:08:50,160 --> 01:08:53,320
‫پس فکر کنم اون نظریه انقلاب ما
‫منتفی شد درسته؟

1389
01:08:53,400 --> 01:08:54,720
‫اوضاع خوب به نظر نمیاد

1390
01:08:55,240 --> 01:08:58,160
‫می ترسم لامپ ها همچنان
‫به عهده ما باشن

1391
01:08:58,680 --> 01:09:00,640
‫می خوای شیر یا خط بندازیم؟

1392
01:09:00,720 --> 01:09:02,400
‫یا می تونیم به یه برقکار زنگ بزنیم

1393
01:09:02,920 --> 01:09:04,400
‫شماها پولشو میدید

1394
01:09:04,480 --> 01:09:08,480
‫ما پول میدیم چون
‫به بابامون اهمیت میدیم خولیان

1395
01:09:09,480 --> 01:09:12,240
‫میدونی
‫ممکنه از حرفت برداشت اشتباهی کنم

1396
01:09:12,760 --> 01:09:14,400
‫هرجور دوست داری برداشت کن

1397
01:09:14,480 --> 01:09:15,920
‫این همون گربه ست؟

1398
01:09:18,560 --> 01:09:20,720
‫این سوال رو قبلاً هم پرسیدی

1399
01:09:20,800 --> 01:09:24,280
‫خب شاید به این خاطره که
‫هیچوقت ما رو به آپارتمانت دعوت نمیکنی

1400
01:09:24,360 --> 01:09:25,760
‫حتماً یادم رفته بوده

1401
01:09:26,480 --> 01:09:29,600
‫ببین ما هیچوقت شما رو دعوت نمیکنیم
‫چون تنها باری که اومدی

1402
01:09:29,680 --> 01:09:33,520
‫زنت روی مبل نمینشست
‫چون دست دوم بود

1403
01:09:33,600 --> 01:09:35,800
‫و این باعث شد او احساس ناراحتی کند

1404
01:09:35,880 --> 01:09:37,320
‫بیچاره ماریسا

1405
01:09:40,840 --> 01:09:43,840
‫حالم بهتره می تونیم جلسه رو شروع کنیم؟

1406
01:09:43,920 --> 01:09:47,840
‫اتفاقاً ماریسا خیلی حساسه
‫و آلرژی های زیادی داره

1407
01:09:47,920 --> 01:09:49,640
‫آلرژی به آدم های فقیر یکی از اونهاست

1408
01:09:49,720 --> 01:09:52,120
‫داری از همسر من انتقاد می کنی؟

1409
01:09:52,640 --> 01:09:56,000
‫چون این واقعاً من رو عصبانی می کنه
‫خولیان و مجبور میشم برم

1410
01:09:56,080 --> 01:09:57,600
‫اوه خب اگه میری

1411
01:09:58,120 --> 01:10:01,040
‫لطفاً گلدون زشتی رو که به ما دادی ببر

1412
01:10:01,960 --> 01:10:05,800
‫ما اون رو توی کمد مخفی کرده بودیم
‫اما از اونجایی که همسر من آدم خیلی خوبیه

1413
01:10:05,880 --> 01:10:08,880
‫اون رو درآورد
‫فکر کرد خوشحالت می کنه

1414
01:10:08,960 --> 01:10:12,320
‫ده دقیقه
‫اگه تمرکز کنیم می تونیم انجامش بدیم

1415
01:10:12,400 --> 01:10:15,320
‫بیاین ده دقیقه صحبت کنیم
‫در مورد اینکه با پدر چه کار کنیم

1416
01:10:15,400 --> 01:10:18,360
‫بعد از اون دیگه لازم نیست
‫همدیگه رو ببینیم

1417
01:10:19,160 --> 01:10:20,240
‫حتی توی کریسمس؟

1418
01:10:20,320 --> 01:10:23,160
‫خب این کریسمس
‫ما داریم میریم سافاری

1419
01:10:23,240 --> 01:10:24,520
‫یا تا مراسم خاکسپاری پدر

1420
01:10:25,040 --> 01:10:27,640
‫ده دقیقه هوم؟

1421
01:10:28,520 --> 01:10:29,720
‫ویکتور؟

1422
01:10:30,240 --> 01:10:32,160
‫اگه لازم باشه هوم

1423
01:10:32,720 --> 01:10:34,960
‫باشه نگران نباش الان بهشون میگم

1424
01:10:38,160 --> 01:10:40,720
‫ببخشید
‫بله عزیزم؟

1425
01:10:40,800 --> 01:10:43,640
‫همسایه زنگ زد
‫کدوم همسایه؟

1426
01:10:44,680 --> 01:10:46,080
‫همسایه ی پدرت

1427
01:10:46,160 --> 01:10:48,200
‫عجیبه اون معمولا به من زنگ میزنه

1428
01:10:48,280 --> 01:10:51,200
‫آره اون بهم گفت که سعی کرده
‫باهات تماس بگیره ولی جواب ندادی

1429
01:10:51,280 --> 01:10:54,480
‫حتما باطری موبایلم تموم شده
‫چی میخواست؟

1430
01:10:55,080 --> 01:10:59,200
‫خب اون گفت از صبح داره صدای
‫زنگ تلفن پدرت رو می شنوه

1431
01:10:59,280 --> 01:11:02,360
‫حتما من بودم
‫من تمام روز سعی کردم بهش زنگ بزنم

1432
01:11:02,440 --> 01:11:05,000
‫ولی چون اون نمیدونه
‫سمعکش چطوری کار میکنه نمیشنوه

1433
01:11:05,080 --> 01:11:06,160
‫هوم
‫آره

1434
01:11:06,240 --> 01:11:09,680
‫به هر حال اون رفت در زد
‫چون صدای موسیقی رو شنیده بود

1435
01:11:09,760 --> 01:11:14,040
‫ولی وقتی در رو باز نکرد
‫تصمیم گرفت بره تو ببینه که ام

1436
01:11:14,680 --> 01:11:15,960
‫پدرم کجا بود؟

1437
01:11:17,360 --> 01:11:18,880
‫اون روی زمین دراز کشیده بود

1438
01:11:18,960 --> 01:11:21,040
‫چرا پدرمون روی زمین دراز کشیده بود؟

1439
01:11:22,400 --> 01:11:23,880
‫اون بیهوش بود

1440
01:11:25,360 --> 01:11:26,720
‫و سرش خونریزی داشت

1441
01:11:26,800 --> 01:11:29,040
‫دیدی؟
‫چی؟

1442
01:11:29,560 --> 01:11:31,960
‫اون نمیتونه به تنهایی زندگی کنه بهت گفته بودم

1443
01:11:32,040 --> 01:11:34,640
‫هی منظورت اینه که این تقصیر ماست؟

1444
01:11:35,240 --> 01:11:36,800
‫اون رو به کدوم بیمارستان بردن؟

1445
01:11:36,880 --> 01:11:38,920
‫هیچ بیمارستانی نبردنش
‫منظورت چیه نبردنش؟

1446
01:11:39,000 --> 01:11:41,480
‫اگه ضربه مغزی شده باشه
‫باید بره بیمارستان

1447
01:11:41,560 --> 01:11:44,640
‫آره ولی نیازی نبود
‫چون وقتی آمبولانس رسید

1448
01:11:44,720 --> 01:11:48,920
‫و پدرت رو دیدن فهمیدن
‫که تو این چند ساعت گذشته اون

1449
01:11:50,320 --> 01:11:51,320
‫فوت کرده بود

1450
01:11:54,120 --> 01:11:55,040
‫کی؟

1451
01:11:56,920 --> 01:11:58,600
‫پدر ما مرده؟

1452
01:12:00,960 --> 01:12:02,320
‫بابا مرده؟

1453
01:12:03,680 --> 01:12:05,120
‫بخاطر ضربه به سر

1454
01:12:05,640 --> 01:12:08,000
‫چطوری ضربه به سر خورد کارول؟

1455
01:12:08,080 --> 01:12:10,120
‫وقتی به زمین افتاد ضربه خورد

1456
01:12:10,720 --> 01:12:11,960
‫وقتی افتاد؟

1457
01:12:19,080 --> 01:12:21,600
‫پدرشوهر من واقعاً عاشق موسیقی بود

1458
01:12:22,800 --> 01:12:24,960
‫مخصوصاً عاشق موسیقی کلاسیک بود

1459
01:12:26,320 --> 01:12:28,400
‫اون همیشه بهش گوش میداد

1460
01:12:28,480 --> 01:12:30,480
‫خونه همیشه پر از اون بود

1461
01:12:30,560 --> 01:12:31,720
‫سلام

1462
01:12:33,160 --> 01:12:35,000
‫سال های زیادی گذشته

1463
01:12:35,080 --> 01:12:38,600
‫اما وقتی دوباره آن را بشنوند
‫خاطرات به سراغشان می‌آید

1464
01:12:38,680 --> 01:12:40,840
‫و تصاویر دوران کودکی‌شان را زنده می‌کند

1465
01:12:42,200 --> 01:12:46,560
‫خاطرات زمان‌های فراموش‌شده
‫وقتی که همه زیر یک سقف زندگی می‌کردند

1466
01:12:46,640 --> 01:12:50,720
‫و پدرشان آخر هفته‌ها با
‫صدای بلند موسیقی آن‌ها را بیدار می‌کرد

1467
01:12:52,600 --> 01:12:56,560
‫آن صبح‌های یکشنبه را با
‫صبحانه‌های تمام‌نشدنی به یاد می‌آورند

1468
01:12:57,960 --> 01:13:00,920
‫دعواها و بازی‌هایشان

1469
01:13:02,120 --> 01:13:03,280
‫و تحت تاثیر قرار خواهند گرفت

1470
01:13:04,480 --> 01:13:06,280
‫آن‌ها اجازه خواهند داد موسیقی در وجودشان جریان یابد

1471
01:13:06,360 --> 01:13:08,360
‫درست مانند خونی که در رگ‌هایشان
‫جاری است

1472
01:13:08,440 --> 01:13:11,680
‫و می‌دانند که به‌طور ناگسستنی
‫به یکدیگر پیوند خورده‌اند

1473
01:13:11,760 --> 01:13:13,520
‫با وجود بحث‌هایشان

1474
01:13:13,600 --> 01:13:15,040
‫یک پیوند عمیق دارند

1475
01:13:15,120 --> 01:13:16,720
‫یک غریزه آشنا

1476
01:13:16,800 --> 01:13:19,080
‫که به راز زندگی مربوط می‌شود

1477
01:13:19,600 --> 01:13:24,080
‫چیزی که به ما کمک می‌کند کمتر احساس تنهایی کنیم

1478
01:13:24,160 --> 01:13:28,360
‫امشب کاری را انجام خواهند داد
‫که مدت‌هاست انجام نداده‌اند

1479
01:13:28,440 --> 01:13:30,000
‫و شاید دیگر هرگز انجام ندهند

1480
01:13:30,520 --> 01:13:32,160
‫آن‌ها یکدیگر را در آغوش خواهند گرفت

1481
01:13:33,680 --> 01:13:36,960
‫و حتی برای چند ثانیه

1482
01:13:37,040 --> 01:13:41,800
‫این لحظه فراموش‌نشدنی و تکرارنشدنی
‫را با هم سهیم خواهند شد

1483
01:13:42,480 --> 01:13:43,680
‫با همدیگه

1484
01:13:48,560 --> 01:13:49,760
‫بیارش تو

1485
01:13:59,360 --> 01:14:01,440
‫خوبی؟
‫آره آره

1486
01:14:01,960 --> 01:14:05,400
‫کارول پدر ما از کجا افتاد؟

1487
01:14:05,480 --> 01:14:07,480
‫بیخیال ناتالیا بیخیال

1488
01:14:07,560 --> 01:14:09,200
‫همه مون میدونیم ناتالیا

1489
01:14:10,600 --> 01:14:12,320
‫خب از نردبون افتاد

1490
01:14:14,600 --> 01:14:16,760
‫داشت بالای نردبون چیکار میکرد؟

1491
01:14:17,560 --> 01:14:19,760
‫داشت لامپ دستشویی رو عوض میکرد

1492
01:14:20,280 --> 01:14:22,040
‫ظاهراً داشت چشمک میزد
‫هیس! نه نه

