﻿1
00:00:24,899 --> 00:00:28,361
‫به جنگل‌های بورنئو و سوماترا خوش اومدین.

2
00:00:29,821 --> 00:00:31,990
‫وقتی کاوشگرها برای اولین‌بار اینجا اومدن،

3
00:00:32,073 --> 00:00:34,826
‫غافلگیری‌های زیادی توی جنگل پیدا کردن.

4
00:00:36,494 --> 00:00:37,954
‫غافلگیری‌های خزنده.

5
00:00:39,706 --> 00:00:41,166
‫غافلگیری‌های برگی.

6
00:00:42,959 --> 00:00:46,588
‫غافلگیری‌های رنگارنگ و نوک‌تیز...
‫وای، این یکی واقعا غافلگیرکننده است.

7
00:00:49,841 --> 00:00:53,178
‫همه‌جا پر بود از چیزهای جدید و حیرت‌انگیز.

8
00:00:57,557 --> 00:01:01,895
‫اما بالاتر از اون‌ها،
‫یعنی، خیلی بالا،

9
00:01:01,978 --> 00:01:06,483
‫جای غافلگیرکننده‌ترین و مرموزترینشون بود.

10
00:01:07,400 --> 00:01:11,279
‫موجوداتی که فقط صداشون رو می‌شنیدن
‫و گاهی گذرا می‌دیدن.

11
00:01:16,451 --> 00:01:17,911
‫از مردم محلی سوال پرسیدن،

12
00:01:17,994 --> 00:01:20,455
‫که بهشون گفتن راس درخت‌ها
‫خونه «مردم جنگل»ـه.

13
00:01:21,331 --> 00:01:23,416
‫به زبون اون‌ها، اورانگوتان.

14
00:01:24,084 --> 00:01:29,589
‫آدم‌های منزوی پنهان‌ که برای
‫فرار از کار کردن، خودشون رو قایم کرده بودن.

15
00:01:37,180 --> 00:01:40,600
‫درست می‌گفتن که خویشاوندان نزدیک ما
‫اون بالا زندگی می‌کنن،

16
00:01:40,683 --> 00:01:43,394
‫ولی بقیه چیزها رو اشتباه می‌کردن.

17
00:01:46,689 --> 00:01:52,987
‫این درخت‌ها پر از شخصیت‌های بزرگ هستن
‫که عاشق وقت‌گذرونی و معاشرت هستن.

18
00:01:55,657 --> 00:01:57,575
‫مودب باش، رفیق.

19
00:02:04,499 --> 00:02:06,543
‫♪ من پادشاه تاب‌خورهام ♪

20
00:02:06,626 --> 00:02:09,379
‫♪ وی‌آی‌پی جنگل ♪

21
00:02:09,462 --> 00:02:11,840
‫♪ رسیدم به اوج و متوقف شدم ♪

22
00:02:12,006 --> 00:02:14,509
‫♪ همین اذیتم می‌کنه ♪

23
00:02:14,592 --> 00:02:18,304
‫این داستان یک ماده جوان به اسم ایندا است،

24
00:02:18,388 --> 00:02:22,809
‫که این جنگل شلوغ رو برای خودش کشف می‌کنه.

25
00:02:23,643 --> 00:02:28,898
‫♪ وای، اوبیدو، می‌خوام مثل تو باشم ♪

26
00:02:28,982 --> 00:02:32,318
‫♪ می‌خوام مثل تو راه برم،
‫مثل تو حرف بزنم ♪

27
00:02:32,402 --> 00:02:35,405
‫♪ وای، می‌بینی که راست می‌گم ♪

28
00:02:35,488 --> 00:02:38,950
‫♪ بوزینه‌ای مثل من هم ♪

29
00:02:39,075 --> 00:02:43,746
‫♪ می‌تونه یاد بگیره انسان باشه ♪

30
00:02:53,506 --> 00:02:54,841
‫ایندا نه سالشه،

31
00:02:54,924 --> 00:02:57,385
‫توی سن و سال اورانگوتان‌ها نوجوونه.

32
00:02:57,468 --> 00:03:01,264
‫و برخلاف اسطوره‌ها،
‫خیلی زحمتکشه.

33
00:03:03,975 --> 00:03:07,228
‫اون و مادرش دیان،
‫و برادر کوچیکش بیمو،

34
00:03:07,312 --> 00:03:09,814
‫به سختی دنبال خوراکی هستن.

35
00:03:15,278 --> 00:03:17,155
‫غذای محبوبشون میوه است،

36
00:03:17,238 --> 00:03:18,907
‫ولی وقتی میوه نیست،

37
00:03:18,990 --> 00:03:21,784
‫باید به گیاه‌های خیزران تیغ تیغی راضی باشن.

38
00:03:23,620 --> 00:03:26,080
‫بیمو دو ساله امتحانش می‌کنه.

39
00:03:26,831 --> 00:03:30,251
‫گیاه‌های تیغ تیغی به خوبی شیر مامانش نیستن،

40
00:03:30,335 --> 00:03:32,712
‫ولی باید یاد بگیره چه چیزهایی
‫قابل خوردن هستن.

41
00:03:35,506 --> 00:03:38,426
‫ایندا خیلی وقته که شیر نخورده،

42
00:03:38,509 --> 00:03:41,471
‫ولی تقریبا ده سال نزدیک مادرش مونده...

43
00:03:41,554 --> 00:03:43,514
‫تا راه و روش جنگل رو یاد بگیره...

44
00:03:45,391 --> 00:03:48,269
‫و می‌دونین، به خاطر آسودگی و امنیت
‫زندگی خانوادگی.

45
00:03:50,939 --> 00:03:56,277
‫این برای اورانگوتان‌ها طبیعیه، که
‫طولانی‌ترین دوران کودکی رو در طبیعت دارن.

46
00:04:08,164 --> 00:04:11,084
‫ولی ایندا تقریبا هر چی می‌شد رو یاد گرفته.

47
00:04:11,167 --> 00:04:12,335
‫وای!

48
00:04:14,504 --> 00:04:16,214
‫چیزیش نشد، چیزیش نشد.

49
00:04:16,839 --> 00:04:18,716
‫در طول مسیر اشتباه ازش سر می‌زنه...

50
00:04:19,592 --> 00:04:22,512
‫ولی اینکه موقع اشتباه کردن
‫پیش مامانشه بهتره.

51
00:04:28,935 --> 00:04:31,271
‫خانواده اون‌ها هنوز قویه،

52
00:04:31,354 --> 00:04:34,399
‫ولی برای ایندا،
‫به محض اینکه برادر کوچیکش به دنیا اومد...

53
00:04:34,482 --> 00:04:36,776
‫همه‌چیز عوض شد.

54
00:04:39,654 --> 00:04:43,658
‫[۱۸ ماه قبل]

55
00:04:46,744 --> 00:04:50,915
‫برای ایندا، بعد از بیمو هیچی مثل قبل نبود.

56
00:04:53,835 --> 00:04:57,422
‫آره، برادرش بی‌نهایت بامزه بود،

57
00:04:57,505 --> 00:05:02,302
‫ولی، یهو،
‫انگار همه توجه‌ها جلب بیمو بود...

58
00:05:03,094 --> 00:05:06,597
‫و ایندا فقط می‌تونست بایسته و تماشا کنه.

59
00:05:12,478 --> 00:05:15,356
‫اورانگوتان‌ها در بدو تولد خیلی ناتوان هستن.

60
00:05:16,024 --> 00:05:19,569
‫و این یعنی مامان باید بیمو کوچولو
‫رو همه‌جا با خودش می‌برد...

61
00:05:21,779 --> 00:05:26,659
‫در حالی که به موهاش چسبیده بود
‫و سعی می‌کرد نیفته.

62
00:05:38,796 --> 00:05:41,132
‫چرا اون اینقدر تو دل برو و گوگولیه؟

63
00:05:49,140 --> 00:05:52,727
‫ولی این اطراف، مراقبت از یه نوزاد
‫انقدر سخته که...

64
00:05:52,810 --> 00:05:56,272
‫از این به بعد، دیان بیشتر وقتش
‫رو صرف بیمو می‌کنه.

65
00:06:03,404 --> 00:06:08,743
‫ایندا باید به شماره دوم بودن
‫عادت می‌کرد.

66
00:06:29,138 --> 00:06:31,057
‫مثل همه بچه‌های بزرگ‌تر،

67
00:06:31,140 --> 00:06:33,810
‫ایندا هم رفته رفته عاشق بیمو شد.

68
00:06:33,893 --> 00:06:36,270
‫حالا که اونقدر بزرگ شده که بتونه
‫یه مدت مامانش رو ول کنه...

69
00:06:36,354 --> 00:06:39,065
‫و بازی کنه، خیلی باحال‌تره.

70
00:07:21,107 --> 00:07:23,359
‫اگه بیمو تو دردسر بیفته
‫دیان هواش رو داره،

71
00:07:24,360 --> 00:07:27,280
‫و اون رو برای سیر زندگی‌اش آماده می‌کنه،

72
00:07:27,363 --> 00:07:31,200
‫که، به عنوان یک نر،
‫خیلی با زندگی ایندا فرق داره.

73
00:07:42,295 --> 00:07:43,504
‫آوقات خوش...

74
00:07:44,630 --> 00:07:49,302
‫ولی همه ساکنین محله حاضر به سازش نیستن.

75
00:07:51,345 --> 00:07:54,682
‫به عنوان بلندمرتبه‌ترین ماده این اطراف،

76
00:07:54,765 --> 00:07:59,312
‫روبی و پسرش رافی،
‫وی‌آی‌پی‌های واقعی جنگل هستن،

77
00:08:00,438 --> 00:08:04,108
‫در انتخاب همه‌چیز ارجحیت دارن،

78
00:08:05,610 --> 00:08:09,572
‫در حالی که ته‌مونده‌ها
‫به دیان و خانواده‌اش می‌رسه.

79
00:08:13,784 --> 00:08:16,704
‫درخت‌های کمی موندن که میوه دارن،

80
00:08:16,787 --> 00:08:18,789
‫پس روبی می‌تونه همشون رو بگیره

81
00:08:19,999 --> 00:08:23,002
‫اون و پسرش مثل اشرافی‌ها زندگی می‌کنن.

82
00:08:25,671 --> 00:08:29,425
‫حق میوه رافی حتی از دیان هم سبقت می‌گیره.

83
00:08:31,511 --> 00:08:32,970
‫همیشه اینطوری بوده.

84
00:08:35,932 --> 00:08:40,645
‫جوریه که جنگل دشوار رو
‫برای ایندا دشوارتر هم بکنه.

85
00:08:43,606 --> 00:08:45,733
‫وقتی این میوه‌ها تموم بشن،

86
00:08:45,816 --> 00:08:47,985
‫هیچکس نمی‌دونه کی دوباره پیدا می‌شن...

87
00:08:49,904 --> 00:08:54,492
‫و کی اون و خانواده‌اش بالاخره
‫غذای درست‌حسابی می‌خورن.

88
00:09:02,500 --> 00:09:04,961
‫دونستن اینکه حق داری چی بخوری
‫یه فرایند یادگیریه.

89
00:09:06,837 --> 00:09:09,465
‫فهمیدن روش رسیدن بهش هم همینطور.

90
00:09:13,135 --> 00:09:18,182
‫برخلاف اکثر جنگل‌های استوایی،
‫این یکی پوشش آسمانه پیوسته نداره.

91
00:09:20,893 --> 00:09:25,731
‫درخت‌ها، بدون اینکه شاخه‌ها وصلشون کنن،
‫از هم فاصله دارن.

92
00:09:27,608 --> 00:09:32,113
‫و این حرکت بین اون‌ها رو پرمانع می‌کنه.

93
00:09:38,786 --> 00:09:42,039
‫می‌شه از درخت‌ها پایین اومد
‫و روی زمین جنگل راه رفت...

94
00:09:42,915 --> 00:09:47,628
‫ولی، آره،
‫فکر نکنم زیاد ایده خوبی باشه.

95
00:09:50,548 --> 00:09:54,051
‫کمتر از ۴۰۰ ببر سوماترایی
‫در طبیعت باقی موندن...

96
00:09:56,554 --> 00:09:59,932
‫ولی کافیه یکی‌شون رو ببینی
‫که غذاش بشی.

97
00:10:02,143 --> 00:10:04,520
‫شاید ترس کار کردن نبود که...

98
00:10:04,604 --> 00:10:06,981
‫اورانگوتان‌ها رو
‫بالای درخت‌ها نگه داشته بود.

99
00:10:12,028 --> 00:10:15,031
‫رفت و آمد روی زمین
‫برای بعضی‌ها جواب می‌ده...

100
00:10:15,990 --> 00:10:20,036
‫ولی اینجا بهترین روش برای
‫رفتن از درخت به درخت پرواز کردنه...

101
00:10:21,495 --> 00:10:23,205
‫یا نمونه‌ای از پرواز،

102
00:10:23,289 --> 00:10:25,333
‫مثل این میمون‌های لانگور.

103
00:10:41,223 --> 00:10:45,811
‫میمون‌های دست‌دراز با دست‌های نیرومندشون
‫فاصله‌ها رو تاب می‌خورن.

104
00:10:53,736 --> 00:10:55,780
‫وای، خیلی تحسین‌برانگیز بود.

105
00:10:58,366 --> 00:11:01,952
‫بعدش اوضاع خیلی عجیب می‌شه.

106
00:11:07,333 --> 00:11:08,918
‫این کوچولو می‌خواد چیکار کنه؟

107
00:11:14,340 --> 00:11:15,591
‫وای.

108
00:11:16,175 --> 00:11:21,472
‫اینجا تنها جنگل دنیا است که
‫مارهاش می‌تونن توی هوا سر بخورن.

109
00:11:23,182 --> 00:11:24,600
‫و من یکی...

110
00:11:24,684 --> 00:11:28,312
‫دوست ندارم وقتی این فرود میاد
‫اون پایین ایستاده باشم.

111
00:11:34,568 --> 00:11:36,987
‫خوشبختانه،
‫این‌ها بیشتر علاقه دارن که...

112
00:11:37,071 --> 00:11:39,949
‫مارمولک‌های دراکو شکار کنن،
‫نه گوینده مستند.

113
00:11:42,368 --> 00:11:43,786
‫ولی حدس بزنین چیه؟

114
00:11:44,954 --> 00:11:46,372
‫اون‌ها هم می‌تونن توی هوا سر بخورن،

115
00:11:47,915 --> 00:11:50,000
‫و حتی دورتر هم می‌تونن برن.

116
00:11:56,590 --> 00:12:00,052
‫فقط باید درست فرود بیاد.

117
00:12:02,221 --> 00:12:05,766
‫آها! امتیاز ۸.۷ بهش می‌دم.

118
00:12:08,894 --> 00:12:11,772
‫پس، کلی حرکت‌های خفن زیادی هست...

119
00:12:12,606 --> 00:12:15,860
‫ولی برای اورانگوتان‌ها،
‫یه کم سخت‌تره.

120
00:12:25,035 --> 00:12:27,329
‫اون‌ها نه تنها بزرگ و سنگین هستن...

121
00:12:28,622 --> 00:12:30,541
‫بلکه بلندترین شاخه‌ها هم...

122
00:12:32,042 --> 00:12:33,043
‫قابل اعتماد نیستن.

123
00:12:58,903 --> 00:13:00,738
‫اندازه‌ات هر چقدر هم باشه...

124
00:13:01,447 --> 00:13:04,116
‫باید درباره وزن خودت صادق باشی.

125
00:13:11,999 --> 00:13:14,919
‫اورانگوتان‌ها خیلی محکم‌تر
‫از زنبور زمین می‌خورن...

126
00:13:16,295 --> 00:13:18,798
‫پس حرکت بالای درخت‌ها باید
‫درست انجام بشه.

127
00:13:19,882 --> 00:13:21,592
‫و یاد گرفتنش هم سریع نیست.

128
00:13:23,677 --> 00:13:26,972
‫حرکت پرش با نیزه هست.

129
00:13:29,350 --> 00:13:30,684
‫تاب کنترل‌شده.

130
00:13:34,355 --> 00:13:35,856
‫هر چی که این بود.

131
00:13:38,859 --> 00:13:40,486
‫و پل.

132
00:13:42,613 --> 00:13:45,491
‫یکی از حرکت‌های محبوب مادرهایی
‫که نوزاد با خودشون می‌برن.

133
00:13:51,163 --> 00:13:53,791
‫اون‌هایی که در هنر حرکت در بالای درخت‌ها
‫استاد می‌شن...

134
00:13:54,917 --> 00:13:56,752
‫می‌تونن مسیرهای مستقیم‌تری رو برن...

135
00:13:57,878 --> 00:13:59,839
‫و در زمان و انرژی صرفه‌جویی کنن.

136
00:14:01,215 --> 00:14:04,802
‫البته بیمو می‌تونه بیشتر همکاری کنه.

137
00:14:12,184 --> 00:14:14,353
‫پس این وسط بابای ایندا کجا است؟

138
00:14:17,940 --> 00:14:20,109
‫♪ من پادشاه تاب‌خورهام ♪

139
00:14:20,192 --> 00:14:22,570
‫♪ وی‌آی‌پی جنگل ♪

140
00:14:23,028 --> 00:14:25,364
‫♪ رسیدم به اوج و متوقف شدم ♪

141
00:14:25,447 --> 00:14:27,074
‫♪ همین اذیتم می‌کنه ♪

142
00:14:27,157 --> 00:14:28,325
‫بینتانگ.

143
00:14:28,409 --> 00:14:32,079
‫نر غالب ۹۰ کیلویی این ناحیه.

144
00:14:32,162 --> 00:14:35,875
‫اون روش متفاوتی برای صرفه‌جویی انرژی داره.

145
00:14:39,920 --> 00:14:44,800
‫بانگ‌های بلند اون مایل‌ها در پیش می‌رن،
‫تا خودش مجبور نباشه جایی بره.

146
00:14:47,553 --> 00:14:52,558
‫این بانگ‌ها نرهای رقیب دفع می‌کنن
‫و ماده‌ها رو جذب می‌کنن.

147
00:14:58,063 --> 00:14:59,315
‫ادامه بده، رفیق.

148
00:15:00,399 --> 00:15:02,276
‫دلش رو بردی، شک نکن.

149
00:15:13,871 --> 00:15:17,750
‫صورت بشقاب‌مانندش شاید
‫به هدایت این بانگ‌ها کمک کنه،

150
00:15:17,833 --> 00:15:19,251
‫ولی مهم‌تر از این،

151
00:15:19,335 --> 00:15:22,421
‫به بقیه نرها نشون می‌ده
‫که اون پادشاه این ناحیه است.

152
00:15:26,342 --> 00:15:28,677
‫و اگه این به اندازه کافی روشنش نکرده،

153
00:15:28,761 --> 00:15:31,513
‫می‌تونه برای انتقال پیام نرینه رفتارش...

154
00:15:31,597 --> 00:15:35,392
‫درخت‌ها رو بدون زحمت زمین بندازه.

155
00:15:41,899 --> 00:15:44,735
‫خب، تقریبا بدون زحمت.

156
00:15:58,749 --> 00:16:00,542
‫بوم!

157
00:16:01,877 --> 00:16:06,298
‫بقیه جنگل می‌فهمن که اون توسری‌خور نیست.

158
00:16:11,553 --> 00:16:15,224
‫تلفات جانبی بینتانگ
‫به خرس آفتاب هم کمک می‌کنه.

159
00:16:16,433 --> 00:16:20,813
‫این یارو؟ به کمک نیاز داره.

160
00:16:24,900 --> 00:16:28,737
‫می‌تونه از درخت‌ها بالا بره،
‫ولی ترجیح می‌ده غذاش بهش تحویل داده بشه.

161
00:16:33,742 --> 00:16:37,037
‫پوست کلفتش در برابر زنبورهای عصبانی
‫ازش حفاظت می‌کنه...

162
00:16:37,121 --> 00:16:39,957
‫در حالی که اون دنبال لارو اون‌ها
‫یا حتی عسلشون می‌گرده.

163
00:16:49,967 --> 00:16:52,094
‫انگار به بینتانگ یه ایده داده.

164
00:16:54,805 --> 00:16:57,558
‫مشکل اینه که این‌ها زنبور نیستن.

165
00:16:58,559 --> 00:17:01,228
‫زنبور وحشی هستن.

166
00:17:05,566 --> 00:17:08,527
‫و زنبورهای وحشی عسل درست نمی‌کنن.

167
00:17:13,032 --> 00:17:15,784
‫ولی، هی، مزه‌شون بدک نیست.

168
00:17:16,410 --> 00:17:18,954
‫یه کم تند هستن،
‫ولی ارزش بررسی رو دارن.

169
00:17:35,929 --> 00:17:38,557
‫آره، قطعا خبری از عسل نیست.

170
00:17:39,975 --> 00:17:41,185
‫و کلی درد داره.

171
00:17:42,394 --> 00:17:44,063
‫کمی از این درد خودکرده است.

172
00:17:51,695 --> 00:17:53,405
‫بینتانگ شاید رئیس باشه...

173
00:17:55,365 --> 00:17:58,869
‫ولی قدرت تشخیص ایده‌های بد رو نداره.

174
00:18:02,915 --> 00:18:05,501
‫هیچی از مادرت یاد نگرفتی، بینتانگ؟

175
00:18:11,131 --> 00:18:12,549
‫با تموم شدن میوه‌ها،

176
00:18:12,633 --> 00:18:17,221
‫اورانگوتان‌ها در جستجوی غذاهای دیگه
‫همه‌جا پخش می‌شن.

177
00:18:18,972 --> 00:18:21,308
‫و ایندا با یه تصمیم بزرگ روبه‌رو می‌شه.

178
00:18:25,229 --> 00:18:26,730
‫اون آماده است که خونه رو ترک کنه.

179
00:18:27,648 --> 00:18:32,236
‫اما با چنین کمبودی از غذا،
‫الان بدترین موقع برای رفتنه.

180
00:18:39,326 --> 00:18:41,036
‫اما اگه الان نره،

181
00:18:41,120 --> 00:18:44,289
‫هر غذایی که خانواده پیدا کنه
‫باید بین همه تقسیم بشه.

182
00:18:45,916 --> 00:18:48,127
‫و مامانش همین الان غذاش رو
‫با بیمو تقسیم می‌کنه.

183
00:18:54,133 --> 00:18:55,968
‫اگه ایندا بره،

184
00:18:56,051 --> 00:18:59,263
‫باید به خودش اعتماد کنه که
‫خودش غذا پیدا کنه.

185
00:19:05,477 --> 00:19:09,648
‫در نهایت، تصمیم می‌گیره که بره.

186
00:19:17,489 --> 00:19:18,699
‫زیاد دور نمی‌شه.

187
00:19:19,491 --> 00:19:20,868
‫می‌ره اونور دره.

188
00:19:22,286 --> 00:19:24,997
‫اما مادرش تا به حال اون رو
‫به اون ناحیه نبرده.

189
00:19:44,641 --> 00:19:49,021
‫تقریبا در فاصله نیم مایلی،
‫ایندا یه جایی برای خودش پیدا کرده.

190
00:19:54,318 --> 00:19:56,862
‫اما تنها زندگی کردن گام بزرگیه.

191
00:20:09,750 --> 00:20:13,086
‫اون همیشه کنار مامانش زندگی کرده.

192
00:20:19,092 --> 00:20:22,387
‫دیان خوب آماده‌اش کرده،
‫ولی اون یادگیری بود...

193
00:20:23,305 --> 00:20:26,516
‫و خطر الان خیلی واقعیه.

194
00:20:37,778 --> 00:20:41,907
‫حالا که مکانش رو انتخاب کرده،
‫باید با خونه جدیدش آشنا بشه...

195
00:20:41,990 --> 00:20:44,451
‫و همه تمریناتش رو به کار بگیره.

196
00:20:52,960 --> 00:20:55,712
‫و برای اولین‌بار در زندگی‌اش...

197
00:20:56,755 --> 00:20:58,799
‫هیچکس نیست که کمکش کنه.

198
00:21:06,181 --> 00:21:07,432
‫در این جنگل،

199
00:21:07,516 --> 00:21:10,394
‫عاقلانه است که قبل از تاریکی
‫توی جای خوابت باشی.

200
00:21:14,439 --> 00:21:18,652
‫خونه خانوادگی، دیان
‫درست کردن آشیانه شب رو شروع می‌کنه.

201
00:21:19,444 --> 00:21:21,405
‫با زیربنا شروع می‌کنه،

202
00:21:22,197 --> 00:21:24,908
‫شاخه‌ها رو می‌پیچه و می‌بافه
‫تا یه پایه درست کنه.

203
00:21:27,286 --> 00:21:29,288
‫شاگردش هم ازش پیروی می‌کنه.

204
00:21:42,050 --> 00:21:43,510
‫یالا، بیمو.

205
00:21:43,593 --> 00:21:46,138
‫هر بچه‌ای باید یاد بگیره
‫که تختش رو درست کنه.

206
00:21:50,267 --> 00:21:53,020
‫حالا، اضافه کردن یه کم لایه.

207
00:22:01,611 --> 00:22:04,573
‫بعد از پایه، نرده‌های ایمنی.

208
00:22:08,118 --> 00:22:10,620
‫پایه، بیمو.
‫داریم پایه رو درست می‌کنیم.

209
00:22:21,298 --> 00:22:23,967
‫این حتی امن نیست.

210
00:22:27,346 --> 00:22:30,849
‫ولی تا وقتی مامان هست،
‫مهم نیست.

211
00:22:34,519 --> 00:22:36,146
‫همیشه می‌تونه بره پیش اون.

212
00:22:38,690 --> 00:22:41,193
‫بهتر از اینه که روی زمین جنگل بیدار بشه.

213
00:22:49,785 --> 00:22:53,455
‫البته،
‫تختی که مامان درست کرده اندازه دو نفر هست.

214
00:23:04,591 --> 00:23:07,928
‫دیان و بیمو تنها کسایی نیستن که
‫امشب جای خوابشون رو درست می‌کنن.

215
00:23:10,847 --> 00:23:15,102
‫همون نزدیکی، ایندا داره اولین تخت‌خواب
‫زندگی مستقلش رو درست می‌کنه.

216
00:23:16,645 --> 00:23:18,688
‫هم‌سن بیمو که بود شروع به یادگیری کرد.

217
00:23:20,399 --> 00:23:22,734
‫اما این اولین‌باره که
‫بدون نظارت انجامش می‌ده.

218
00:23:38,375 --> 00:23:40,544
‫آهان. پایه تموم شد...

219
00:23:42,254 --> 00:23:43,797
‫و لایه‌ها هم اضافه شدن.

220
00:23:46,591 --> 00:23:49,636
‫آره، نرده‌های ایمنی اطرافش.

221
00:23:53,098 --> 00:23:55,100
‫هی، بد نشد.

222
00:24:10,031 --> 00:24:13,034
‫آشیانه روبی شایسته یک ملکه است.

223
00:24:16,913 --> 00:24:20,167
‫رافی از اون بالاها خوشش میاد،
‫ولی نمی‌تونه اونجا بخوابه.

224
00:24:22,586 --> 00:24:25,547
‫اندازه اکثر بچه‌ها به خوابیدن بی‌میله.

225
00:24:26,840 --> 00:24:28,049
‫رافی!

226
00:24:40,395 --> 00:24:43,982
‫این بالا یک آشیانه دنج
‫نیاز اولیه است.

227
00:24:50,614 --> 00:24:51,990
‫ولی مطمئن نیستم.

228
00:24:52,073 --> 00:24:55,911
‫این دنج
‫یا حتی به اندازه کافی بزرگ به نظر نمیاد.

229
00:25:02,083 --> 00:25:04,961
‫خوب بخوابی، بینتانگ، خوب بخوابی.

230
00:25:33,949 --> 00:25:35,158
‫با تاریکی شب...

231
00:25:37,035 --> 00:25:38,787
‫موجودات جدید برانگیخته می‌شن.

232
00:25:41,331 --> 00:25:44,834
‫و اگه حیوانات روز روشن برای
‫کاشف‌های ابتدایی غافلگیرکننده بودن،

233
00:25:45,460 --> 00:25:50,006
‫پسر، حتما از چیزهایی که شب
‫بیرون اومدن حسابی شگفت‌زده شدن.

234
00:25:54,803 --> 00:25:57,430
‫شب‌پره‌های قمری با دم‌های دراز.

235
00:25:59,641 --> 00:26:03,103
‫عنکبوت‌های شلاقی که سرکه اسپری می‌کنن.

236
00:26:05,855 --> 00:26:08,817
‫و مارمولک‌های گکو درختی چشم‌درشت.

237
00:26:11,027 --> 00:26:14,030
‫اینجا هیچی جوری که انتظار می‌ره نیست.

238
00:26:17,534 --> 00:26:21,288
‫و این کوچولو، یه قورباغه س که می‌تونه
‫توی هوا سر بخوره.

239
00:26:31,881 --> 00:26:33,466
‫قورباغه‌های پرنده.

240
00:26:34,217 --> 00:26:35,594
‫انتظار این رو نداشتم.

241
00:26:40,599 --> 00:26:43,768
‫نگران نباش، ایندا.
‫اون‌ها خطرناک نیستن.

242
00:26:50,692 --> 00:26:52,360
‫چشم‌گرد تنبل.

243
00:26:53,361 --> 00:26:55,614
‫خیشاوند میمون ‌ها...

244
00:26:56,406 --> 00:26:58,617
‫و تنها نخستی‌سان سمی دنیا.

245
00:27:01,453 --> 00:27:04,164
‫سم اون‌ها ابزار دفاعی کارآمدیه،

246
00:27:05,123 --> 00:27:07,334
‫چون چشم‌گرد هم به اسم تنبله...

247
00:27:08,418 --> 00:27:10,545
‫هم به طبیعت.

248
00:27:12,339 --> 00:27:15,842
‫البته چشم‌گردهای نر می‌تونن
‫انتظار واکنش سریع داشته باشن...

249
00:27:15,925 --> 00:27:18,178
‫اگه نزدیک ماده‌هایی بشن که
‫مراقب بچه هستن.

250
00:27:24,351 --> 00:27:26,770
‫خب،
‫برای یه چشم‌گرد سریع محسوب می‌شه.

251
00:27:42,744 --> 00:27:45,664
‫سحرآمیزترین آواز سحری در طبیعت...

252
00:27:46,039 --> 00:27:49,125
‫توسط بانگ‌های فراموش‌نشدنی
‫میمون درازدست رهبری می‌شه.

253
00:28:09,437 --> 00:28:10,897
‫همینه که افسانه‌هایی بود...

254
00:28:10,980 --> 00:28:12,607
‫که ساکنان نوک درخت‌ها...

255
00:28:12,982 --> 00:28:14,442
‫می‌تونستن صحبت کنن.

256
00:28:59,529 --> 00:29:02,157
‫صدا در مه غلیظ دوردست‌تر می‌ره.

257
00:29:03,825 --> 00:29:05,577
‫این فرصتی برای بینتانگ هست...

258
00:29:05,660 --> 00:29:07,620
‫که صداش رو برسونه.

259
00:29:14,961 --> 00:29:15,962
‫اما امروز،

260
00:29:16,379 --> 00:29:18,798
‫یه نفر جدید صداش رو گوش می‌ده.

261
00:29:20,508 --> 00:29:22,051
‫یه غریبه...

262
00:29:22,135 --> 00:29:24,262
‫که دنبال قلمرو جدیده.

263
00:29:26,806 --> 00:29:28,892
‫با اینکه مایل‌ها فاصله داره،

264
00:29:28,975 --> 00:29:30,935
‫بانگ‌های بلند بینتانگ...

265
00:29:31,019 --> 00:29:32,520
‫موقعیت فعلی...

266
00:29:32,937 --> 00:29:34,856
‫و برنامه سفر فرداش رو مشخص می‌کنه.

267
00:29:44,199 --> 00:29:47,243
‫تازه‌وارد... یواشکی میاد اونجا.

268
00:29:49,370 --> 00:29:51,164
‫اگه بتونه بینتانگ رو غافلگیر کنه،

269
00:29:52,123 --> 00:29:53,958
‫شاید بهش برتری بده.

270
00:30:04,803 --> 00:30:06,638
‫چون میوه کم‌یابه،

271
00:30:06,721 --> 00:30:09,098
‫دیان روی حشرات تمرکز می‌کنه.

272
00:30:13,228 --> 00:30:14,229
‫تکنیکش؟

273
00:30:14,896 --> 00:30:16,147
‫مورچه‌ها رو اذیت کن...

274
00:30:16,231 --> 00:30:18,525
‫تا بالاخره موهات رو نیش بزنن و بهت بچسبن.

275
00:30:20,109 --> 00:30:21,528
‫بعد منتقلشون کن به دهنت.

276
00:30:22,445 --> 00:30:24,948
‫این شد یه خوراکی شاداب.

277
00:30:27,784 --> 00:30:30,954
‫بیمو سمت دیگه لونه مورچه‌ها
‫رو کامل از جاش می‌کنه.

278
00:30:31,579 --> 00:30:32,914
‫این حسابی اذیتشون می‌کنه.

279
00:30:42,799 --> 00:30:44,551
‫بیمو ممکنه از این کارش پشیمون بشه.

280
00:30:45,343 --> 00:30:47,929
‫پوست جوون اون از پوست مادرش نازک‌تره،

281
00:30:48,429 --> 00:30:50,181
‫و مورچه‌ها نیش می‌زنن.

282
00:30:51,307 --> 00:30:52,308
‫آخ!

283
00:30:52,851 --> 00:30:55,353
‫ورودی لونه جاییه که مورچه‌های نگهبان،

284
00:30:55,436 --> 00:30:56,729
‫با بزرگ‌ترین آرواره‌ها،

285
00:30:56,813 --> 00:30:57,814
‫جمع می‌شن.

286
00:30:59,983 --> 00:31:01,317
‫شاید بالاتر رو امتحان کنه.

287
00:31:02,485 --> 00:31:04,195
‫اگه بتونه مورچه‌های کارگر پیدا کنه.

288
00:31:04,279 --> 00:31:05,655
‫آرواره‌های اون‌ها کوچیک‌تر هستن.

289
00:31:13,496 --> 00:31:15,206
‫بفرما.

290
00:31:15,290 --> 00:31:16,875
‫دردش خیلی کمتره.

291
00:31:17,625 --> 00:31:20,086
‫آره. دفعه بعد یادش می‌مونه.

292
00:31:27,385 --> 00:31:30,221
‫کی فکرش رو می‌کرد
‫دست‌های پشمالو اینقدر به درد بخورن؟

293
00:31:36,936 --> 00:31:39,480
‫اگه نتونی حشره جور کنی،

294
00:31:39,564 --> 00:31:42,150
‫یه غذا که همیشه می‌شه پیدا کرد...

295
00:31:42,233 --> 00:31:43,484
‫درخت نخل خوراکیه.

296
00:31:44,360 --> 00:31:45,361
‫مشکل اینه که،

297
00:31:45,778 --> 00:31:48,364
‫اون‌ها فقط کف جنگل رشد می‌کنن.

298
00:31:59,584 --> 00:32:02,253
‫ایندا جمع کردن اون‌ها با دیان رو یادش میاد.

299
00:32:04,714 --> 00:32:06,841
‫ولی دیان می‌دونست فقط جایی که...

300
00:32:06,925 --> 00:32:08,843
‫جنگل بازتره دنبالشون بگرده.

301
00:32:09,761 --> 00:32:10,762
‫و...

302
00:32:10,845 --> 00:32:12,263
‫دلیل خوبی هم داشت.

303
00:34:02,123 --> 00:34:04,167
‫و ایندا دلش نمی‌خواد هیچوقت...

304
00:34:04,250 --> 00:34:07,336
‫به این اندازه به یه ببر نزدیک باشه.

305
00:34:14,594 --> 00:34:16,763
‫چندین ماه می‌شه
‫که خوراکی زیادی پیدا نمی‌شه...

306
00:34:17,221 --> 00:34:19,891
‫اما بارون دقیقا چیزیه که جنگل نیاز داره...

307
00:34:19,974 --> 00:34:21,059
‫تا میوه به ثمر بیاره...

308
00:34:21,142 --> 00:34:24,228
‫و به این دوره بی‌حاصل پایان بده.

309
00:34:26,105 --> 00:34:27,982
‫برای بیمو و دیان،

310
00:34:28,066 --> 00:34:30,860
‫تشکیل ابرها خبر خوبیه.

311
00:34:39,202 --> 00:34:40,995
‫پایانی به گرسنگی اون‌ها...

312
00:34:41,079 --> 00:34:42,413
‫در راهه.

313
00:34:46,876 --> 00:34:48,044
‫اما فعلا...

314
00:34:49,545 --> 00:34:51,756
‫بهتره سعی کنیم خیس نشیم.

315
00:35:39,637 --> 00:35:42,348
‫بعضی‌ها با چتر درست کردن
‫با توفان کنار میان.

316
00:35:42,932 --> 00:35:44,600
‫و اگه بارش بارون ادامه پیدا کنه،

317
00:35:44,684 --> 00:35:46,644
‫همیشه می‌شه به جای خواب برگشت.

318
00:35:51,315 --> 00:35:53,192
‫و اگه نتونی چتر درست کنی،

319
00:35:53,860 --> 00:35:57,071
‫خب، مجبوری لبخند بزنی و تحملش کنی.

320
00:36:35,985 --> 00:36:38,112
‫وقتی بالاخره بارون تموم می‌شه،

321
00:36:38,571 --> 00:36:41,199
‫بینتانگ صدای اومدن یه چیزی رو می‌شنوه.

322
00:36:52,585 --> 00:36:54,378
‫اون بیگانه.

323
00:36:55,504 --> 00:36:57,048
‫اون از پوشش توفان استفاده کرده...

324
00:36:57,131 --> 00:36:58,799
‫تا وارد ناحیه بینتانگ بشه...

325
00:36:59,217 --> 00:37:00,843
‫و قلمرو اون رو بررسی کنه.

326
00:37:03,512 --> 00:37:05,806
‫بینتانگ باید با این چالش روبه‌رو بشه.

327
00:37:08,601 --> 00:37:10,895
‫نرهای بالغ انقدر نیرومند هستن...

328
00:37:10,978 --> 00:37:13,105
‫که مبارزه تن‌به‌تن می‌تونه کشنده باشه.

329
00:37:14,482 --> 00:37:16,317
‫اگه ممکن باشه ازش اجتناب می‌کنن.

330
00:37:23,157 --> 00:37:25,076
‫ولی اگه بینتانگ الان وارد عمل نشه،

331
00:37:25,701 --> 00:37:28,204
‫ممکنه قلمرو خودش رو از دست بده.

332
00:37:39,715 --> 00:37:41,759
‫بینتانگ بیگانه رو هل می‌ده پایین...

333
00:37:46,305 --> 00:37:49,642
‫ولی هیچکدوم از نرها نمی‌خوان
‫کف جنگل باشن.

334
00:38:12,915 --> 00:38:14,625
‫بعد از یک نبرد شدید،

335
00:38:15,126 --> 00:38:17,461
‫بینتانگ بیگانه رو بیرون کرد.

336
00:38:19,088 --> 00:38:21,424
‫این بار بخواد برگرده بیشتر فکر می‌کنه.

337
00:38:32,101 --> 00:38:35,396
‫بارون چاله‌های آب جنگل رو پر کرده.

338
00:38:37,398 --> 00:38:40,568
‫امن‌ترین‌هاشون بالاتر از کف جنگل هستن،

339
00:38:41,485 --> 00:38:45,156
‫و آشامیدن ازشون برای وی‌آی‌پی‌ها
‫آسونه.

340
00:38:51,746 --> 00:38:53,247
‫بیمو تشنه است...

341
00:38:53,914 --> 00:38:55,166
‫ولی مجبوره صبر کنه...

342
00:38:55,708 --> 00:38:58,878
‫در حالی که مادرش ریسک می‌کنه
‫تا برای نهر پایین بره.

343
00:39:09,347 --> 00:39:12,183
‫آب خنک و خوشمزه است،

344
00:39:12,975 --> 00:39:15,686
‫ولی اونجا رفتن زیادی برای بیمو خطرناکه.

345
00:39:19,357 --> 00:39:22,526
‫رافی، آب چاله‌ی یه درخت بلند رو
‫با مادرش شریک می‌شه،

346
00:39:23,527 --> 00:39:25,196
‫به دور از دسترس ببرها.

347
00:39:30,326 --> 00:39:32,870
‫ملکه روبی سر اشتراک گذاشتن راحت نیست،

348
00:39:33,746 --> 00:39:35,581
‫حتی با پسر خودش.

349
00:39:51,055 --> 00:39:52,640
‫ایندا هم آب می‌خواد...

350
00:39:54,392 --> 00:39:56,602
‫ولی هنوز در ناحیه خطرناکیه...

351
00:39:57,019 --> 00:39:58,813
‫که دید نامساعده...

352
00:39:59,647 --> 00:40:02,983
‫و شکارچی‌ها ممکنه در زیرگیاه‌ها
‫قایم شده باشن.

353
00:40:32,012 --> 00:40:33,764
‫از صداش به نظر نمیاد که ببر نزدیک باشه.

354
00:40:41,814 --> 00:40:43,566
‫برای آب خوردن وقت داره،

355
00:40:46,068 --> 00:40:48,112
‫اگه فقط یه ببر باشه.

356
00:41:08,924 --> 00:41:10,843
‫این یه مدت تشنگی‌اش رو برطرف می‌کنه.

357
00:41:14,221 --> 00:41:17,558
‫انگار قلق زندگی مستقل
‫کم‌کم داره دستش میاد.

358
00:41:23,189 --> 00:41:25,649
‫تغییر شرایط بعد از توفان...

359
00:41:26,108 --> 00:41:28,110
‫یک نر جدید رو به ناحیه آورده.

360
00:41:37,495 --> 00:41:38,496
‫این...

361
00:41:38,871 --> 00:41:39,955
‫هارتوئه.

362
00:41:40,831 --> 00:41:44,126
‫گونه‌های گنده بقیه نرها رو نداره،

363
00:41:45,044 --> 00:41:46,086
‫و اون یه کم...

364
00:41:46,712 --> 00:41:48,255
‫می‌خاره و...

365
00:41:48,672 --> 00:41:51,717
‫ایش! فکر نکنم دهنش بوی خوبی بده.

366
00:41:56,972 --> 00:41:57,973
‫ولی...

367
00:41:58,349 --> 00:41:59,975
‫می‌تونه زاد و ولد کنه.

368
00:42:00,059 --> 00:42:02,686
‫و به دنبال جفت پیدا کردن
‫به این ناحیه اومده.

369
00:42:09,985 --> 00:42:11,779
‫دیان سن مناسبی برای اون داره.

370
00:42:13,447 --> 00:42:15,533
‫به نفعشه که تاثیر نخستین خوبی بذاره.

371
00:42:36,262 --> 00:42:37,304
‫و الان،

372
00:42:37,388 --> 00:42:39,348
‫داره معادل اورانگوتان‌ها از...

373
00:42:39,431 --> 00:42:42,017
‫پا پیش گذاشتن و معرفی خودش رو انجام می‌ده.

374
00:42:44,436 --> 00:42:45,771
‫و یه کم تو این کار...

375
00:42:45,854 --> 00:42:46,897
‫افتضاحه.

376
00:42:56,073 --> 00:42:57,324
‫برای دیان،

377
00:42:57,491 --> 00:42:59,743
‫هارتو می‌تونه منظره ترسناکی باشه.

378
00:43:00,160 --> 00:43:02,329
‫بعضی از نرها می‌تونن خیلی پرخاشگر باشن.

379
00:43:10,087 --> 00:43:12,590
‫غریزه بیمو حافظت از مادرشه.

380
00:43:13,549 --> 00:43:14,633
‫ولی...

381
00:43:14,717 --> 00:43:16,218
‫هارتو خشن رفتار نمی‌کنه.

382
00:43:16,802 --> 00:43:20,139
‫فقط می‌خواد شرایط زاد و ولد
‫دیان رو بسنجه.

383
00:43:35,988 --> 00:43:38,073
‫تشخیص می‌ده که اون بارور نیست،

384
00:43:38,157 --> 00:43:39,950
‫و احتمالا تا وقتی که...

385
00:43:40,034 --> 00:43:41,452
‫بیمو بچه است، همینطور می‌مونه.

386
00:43:49,918 --> 00:43:52,296
‫هارتو فقط باید چند سال
‫برای موقعیت مناسب...

387
00:43:52,379 --> 00:43:53,589
‫منتظر بمونه.

388
00:43:54,548 --> 00:43:57,426
‫ولی مشکلی با صبر کردن نداره.

389
00:43:59,303 --> 00:44:01,847
‫و دیان هم قاطعانه بهش نه نگفت.

390
00:44:10,939 --> 00:44:13,025
‫پارچ گیاه‌ها آب بارون رو...

391
00:44:13,108 --> 00:44:14,777
‫با شیره گوارشی ترکیب می‌کنن،

392
00:44:14,860 --> 00:44:17,446
‫این هر حشره‌ای که داخلش می‌افته رو...

393
00:44:17,529 --> 00:44:18,530
‫سوپ حشره‌ای می‌کنه.

394
00:44:20,366 --> 00:44:21,825
‫یک دستورپخت ساده...

395
00:44:21,909 --> 00:44:23,827
‫که من خونه‌مون استفاده‌اش نمی‌کنم.

396
00:44:27,206 --> 00:44:28,248
‫ولی هارتو...

397
00:44:28,582 --> 00:44:31,001
‫بدش نمیاد یه شیک پروتئین نوش جون کنه.

398
00:44:32,002 --> 00:44:34,421
‫تصمیم گرفته که یه مدت اینجا بمونه.

399
00:44:34,838 --> 00:44:37,091
‫و اگه می‌خواد دیان رو تحت‌تاثیر قرار بده،

400
00:44:38,425 --> 00:44:40,135
‫هیکل درشت کردن ایده بدی نیست.

401
00:44:53,273 --> 00:44:55,025
‫برای ایندا، تازه‌وارد محله...

402
00:44:55,109 --> 00:44:56,985
‫فرصتی برای یادگیری یه سری ترفند جدیده.

403
00:44:59,571 --> 00:45:01,615
‫به فکر خودش نرسیده بود که
‫اینطور آب تامین کنه.

404
00:45:04,993 --> 00:45:06,161
‫هوشمندانه است...

405
00:45:06,245 --> 00:45:08,664
‫و از رفتن به نهر ایمن‌تره.

406
00:45:12,960 --> 00:45:14,128
‫حاضره امتحانش کنه...

407
00:45:15,212 --> 00:45:17,214
‫اگه هارتو بذاره چیزی براش بمونه.

408
00:45:20,050 --> 00:45:23,178
‫اورانگوتان گنده‌ایه و کلی آب باید بنوشه.

409
00:45:34,314 --> 00:45:36,900
‫وقتشه ببینه هارتو چی براش باقی گذاشته.

410
00:45:40,404 --> 00:45:41,405
‫آره.

411
00:45:41,697 --> 00:45:44,366
‫این نوشیدنی‌ها انگار
‫تاریخ انقضاشون گذشته...

412
00:45:45,451 --> 00:45:47,745
‫ولی می‌تونه ایده رو امتحان کنه.

413
00:45:56,837 --> 00:45:57,921
‫جواب می‌ده.

414
00:45:58,922 --> 00:46:01,383
‫اگه هوش یادگیری از بقیه رو داشته باشی،

415
00:46:01,675 --> 00:46:04,386
‫جنگل یه کلاس درس بزرگه.

416
00:46:08,098 --> 00:46:10,809
‫حتی خرس آفتاب هم درسی برای یاد دادن داره.

417
00:46:15,397 --> 00:46:16,940
‫اگه عسل اطراف باشه...

418
00:46:17,524 --> 00:46:19,234
‫مطمئن باش که یه خرس...

419
00:46:19,318 --> 00:46:20,319
‫پیداش می‌کنه.

420
00:46:31,955 --> 00:46:35,834
‫پنجه‌های درازش برای پاره کردن
‫ورودی کندو عسل عالی هستن.

421
00:46:39,963 --> 00:46:43,634
‫ایندا اون رو به سمت چند درخت
‫که کندو دارن دنبال کرده.

422
00:46:44,343 --> 00:46:46,553
‫ولی بدون پنجه،

423
00:46:46,637 --> 00:46:47,846
‫چطور می‌خواد بازشون کنه؟

424
00:46:55,938 --> 00:46:57,439
‫یه ترکه رو جدا می‌کنه،

425
00:46:58,232 --> 00:46:59,817
‫و بهش شکل می‌ده.

426
00:47:12,913 --> 00:47:13,914
‫به طور شگفت‌انگیزی،

427
00:47:14,373 --> 00:47:17,751
‫ابزاری درست کرده که می‌تونه
‫وارد درخت بشه...

428
00:47:18,126 --> 00:47:19,920
‫و جوری به تخم زنبورها و عسل در عمقش برسه...

429
00:47:20,420 --> 00:47:22,881
‫که حتی پنجه خرس هم نمی‌تونست
‫بهشون برسه.

430
00:47:23,674 --> 00:47:26,218
‫ایندا با دنبال کردن یه خرس
‫تونست عسل پیدا کنه.

431
00:47:27,094 --> 00:47:29,012
‫ولی گرفتنش رو از...

432
00:47:29,096 --> 00:47:30,764
‫هم‌نوع‌های خودش یاد گرفته بود.

433
00:47:40,023 --> 00:47:41,692
‫اورانگوتان‌ها در نواحی متفاوت...

434
00:47:41,775 --> 00:47:44,319
‫مهارت‌های مختلف به همدیگه منتقل می‌کنن...

435
00:47:45,445 --> 00:47:46,613
‫مثل فرهنگ...

436
00:47:46,989 --> 00:47:48,031
‫در انسان‌ها.

437
00:47:49,199 --> 00:47:50,325
‫در نتیجه،

438
00:47:50,784 --> 00:47:53,871
‫اون‌ها می‌تونن
‫تقریبا از ۳۰ نوع ابزار استفاده کنن.

439
00:47:55,122 --> 00:47:56,206
‫تحسین‌برانگیزه.

440
00:48:14,725 --> 00:48:16,268
‫چه دنبال عسل باشی...

441
00:48:16,894 --> 00:48:17,895
‫چه مورچه،

442
00:48:19,771 --> 00:48:22,190
‫توی جنگل برای همه‌چیز یه مهارت هست.

443
00:48:23,191 --> 00:48:25,652
‫فقط باید یکی نشونت بده.

444
00:48:28,864 --> 00:48:31,241
‫ایندا خیلی چیزها از مادرش یاد گرفته،

445
00:48:31,491 --> 00:48:34,703
‫اما الان به منابع الهام جدید نیاز داره.

446
00:48:38,498 --> 00:48:40,918
‫و هارتو دوباره اومد،

447
00:48:41,001 --> 00:48:42,711
‫هنوز در ناحیه است.

448
00:48:45,714 --> 00:48:48,926
‫و حالا که ایندا یکی از
‫ترفندهای هوشمندانه‌اش رو دیده،

449
00:48:49,176 --> 00:48:51,345
‫می‌دونه که ارزش مشاهده کردن رو داره.

450
00:48:53,138 --> 00:48:56,058
‫دیان هم رد هارتو رو دنبال می‌کنه،

451
00:48:56,141 --> 00:48:58,268
‫از فاصله تعقیبش می‌کنه.

452
00:48:58,977 --> 00:49:01,396
‫توجه‌اش به اون جلب شده.

453
00:49:11,531 --> 00:49:12,783
‫به طور شگفت‌انگیزی،

454
00:49:12,866 --> 00:49:15,160
‫هارتو یه چشم‌گرد تنبل شکار کرده،

455
00:49:15,243 --> 00:49:17,120
‫اون هم با اجتناب از نیش سمی‌اش.

456
00:49:23,126 --> 00:49:25,003
‫اورانگوتان‌ها شاید کند باشن،

457
00:49:25,087 --> 00:49:26,546
‫ولی چشم‌گشاد...

458
00:49:26,880 --> 00:49:29,091
‫خب، کندتر بود.

459
00:49:30,634 --> 00:49:33,595
‫ایندا اول از همه رسیده،
‫و دلش می‌خواد امتحانش کنه.

460
00:49:34,304 --> 00:49:35,847
‫ولی هارتو...

461
00:49:35,931 --> 00:49:38,016
‫نمی‌خواد غذاش رو به تقسیم کنه.

462
00:49:40,143 --> 00:49:42,229
‫و حالا دیان هم پیداش شده.

463
00:49:45,190 --> 00:49:48,151
‫اینکه تو صف از دخترت جلو بزنی
‫خوبیت نداره،

464
00:49:48,235 --> 00:49:50,654
‫ولی چشم‌گرد خوراک کمیابیه.

465
00:49:51,196 --> 00:49:53,365
‫و چون هارتو می‌خواد
‫دل دیان رو به دست بیاره...

466
00:49:54,950 --> 00:49:56,743
‫اون انتظار هدیه داره.

467
00:49:59,454 --> 00:50:03,917
‫این فرصت هارتو برای به دست آوردن اونه.

468
00:50:08,714 --> 00:50:11,842
‫ولی انگار هارتو ناهار خودش رو...

469
00:50:11,925 --> 00:50:13,135
‫به دیان ترجیح می‌ده.

470
00:50:16,596 --> 00:50:20,100
‫وای، اصلا حاضر نیست با دیان تقسیمش کنه.

471
00:50:24,646 --> 00:50:25,647
‫هارتو.

472
00:50:25,731 --> 00:50:27,566
‫هارتو، داری خراب می‌کنی.

473
00:50:29,818 --> 00:50:32,154
‫نمی‌شه که شکلات بیاری...

474
00:50:32,237 --> 00:50:34,281
‫و همه‌شون رو خودت بخوری، رفیق!

475
00:50:40,996 --> 00:50:43,623
‫مشخصه دیان چی ازت می‌خواد.

476
00:50:44,041 --> 00:50:46,001
‫می‌خواد چشم‌گرد بخوره.

477
00:50:46,376 --> 00:50:49,212
‫می‌شه بهش چشم‌گرد بدی؟

478
00:50:52,257 --> 00:50:55,093
‫امیدوار باشیم بیمو
‫مهارت‌های جفت‌یابی‌اش رو...

479
00:50:55,469 --> 00:50:56,553
‫از هارتو یاد نگیره.

480
00:51:06,313 --> 00:51:08,774
‫بی‌خیال، پسر، این آخرین فرصتته.

481
00:51:20,118 --> 00:51:22,037
‫وای، پسر.

482
00:51:29,628 --> 00:51:32,130
‫وای، این دیگه ناجوره.

483
00:51:32,756 --> 00:51:36,843
‫هارتو کلا بی‌خیال آداب شده.

484
00:51:37,385 --> 00:51:40,055
‫بیمو، وقتش که برات رسید،

485
00:51:40,430 --> 00:51:43,308
‫این درس کارهاییه که نباید بکنی.

486
00:51:45,852 --> 00:51:47,145
‫آینده‌اش هر چی باشه،

487
00:51:47,938 --> 00:51:49,731
‫مشخصه که...

488
00:51:49,815 --> 00:51:51,274
‫دیان قرار نیست بخشی ازش باشه.

489
00:51:54,111 --> 00:51:56,738
‫اما جفت‌یابی تنها چالش برای هارتو نیست.

490
00:51:57,864 --> 00:52:00,867
‫مسخره‌بازی‌هاش یکی دیگه رو هشیار کرده.

491
00:52:07,207 --> 00:52:10,544
‫و این کارهاش اصلا برای بینتانگ بامزه نیستن.

492
00:52:17,551 --> 00:52:20,053
‫این گنده‌بک سروصدای ضیافت چشم‌گرد رو شنید،

493
00:52:20,137 --> 00:52:23,515
‫و وقتی برسه اونجا،
‫به نفع هارتوئه که اونجا نباشه.

494
00:52:29,855 --> 00:52:33,525
‫صدا قطعا از این ناحیه می‌اومد.

495
00:52:38,738 --> 00:52:40,740
‫اگه هارتو باهوش باشه،
‫سریع می‌زنه به چاک.

496
00:52:42,492 --> 00:52:44,077
‫کار هارتو هنوز تموم نشده.

497
00:52:45,287 --> 00:52:48,123
‫کودن یه شاخه رو تکون می‌ده...

498
00:52:48,206 --> 00:52:49,708
‫که بینتانگ رو بترسونه.

499
00:52:55,046 --> 00:52:57,048
‫بینتانگ بی‌خیال به نظر میاد.

500
00:52:57,549 --> 00:52:59,718
‫خب، حالا که دیده صرفا هارتوئه،

501
00:52:59,801 --> 00:53:01,761
‫و اون بیگانه نیست،

502
00:53:01,845 --> 00:53:03,221
‫زیاد دلخور نبود.

503
00:53:06,892 --> 00:53:09,394
‫هارتو می‌تونه هر چقدر می‌خواد
‫خودش رو نشون بده.

504
00:53:09,477 --> 00:53:12,355
‫همه می‌دونن کله‌گنده اینجا کیه.

505
00:53:18,945 --> 00:53:20,071
‫هر چی، داداش.

506
00:53:24,409 --> 00:53:26,912
‫هارتو بالاخره لپ کلام رو می‌فهمه...‌

507
00:53:27,954 --> 00:53:29,206
‫و می‌ره.

508
00:53:53,647 --> 00:53:54,689
‫برای ایندا،

509
00:53:54,773 --> 00:53:57,108
‫اومدن هارتو و جمع شدن دور چشم‌گرد...

510
00:53:57,484 --> 00:53:59,778
‫مزیت غیرمنتظره‌ای داشت.

511
00:54:03,156 --> 00:54:05,742
‫این‌ها باعث شد
‫خانواده‌اش دوباره یه جا جمع بشه.

512
00:54:07,994 --> 00:54:11,206
‫فرصت خوبیه که
‫برادر کوچیک‌تر محبوبش رو ببینه.

513
00:55:15,603 --> 00:55:19,399
‫ایندا دل‌تنگ بیمو بود،
‫پس این بهترین فرصت...

514
00:55:19,482 --> 00:55:21,151
‫برای وقت‌گذرونی باهمدیگه است.

515
00:55:23,278 --> 00:55:25,322
‫انگار که هیچوقت از هم جدا نشدن.

516
00:55:58,396 --> 00:56:02,859
‫پس همه اون افسانه‌ها درباره
‫منزوی بودن اورانگوتان‌ها، شاید اشتباه بودن.

517
00:56:03,443 --> 00:56:06,863
‫چون تجدید دیدارهایی مثل این
‫کاملا برخلاف این افسانه‌ها هستن.

518
00:56:07,614 --> 00:56:12,327
‫علاقه‌ای به خوشی، دوستی و خانواده که
‫همه‌مون می‌تونیم باهاش هم‌ذات‌پنداری کنیم.

519
00:56:22,545 --> 00:56:24,714
‫ولی نمی‌شه همیشه اینطور بمونه.

520
00:56:28,760 --> 00:56:31,054
‫و با برگشتن ایندا به تنها زندگی کردن،

521
00:56:32,680 --> 00:56:36,184
‫بیشتر از همیشه نبود خانواده‌اش رو
‫احساس می‌کنه.

522
00:56:46,069 --> 00:56:48,655
‫ولی آیا ممکنه که نیازش به همنشینی...

523
00:56:48,738 --> 00:56:51,366
‫توسط کسی که تا به حال ملاقات نکرده
‫برآورده بشه؟

524
00:56:54,244 --> 00:56:56,663
‫زکی وارد ناحیه شده.

525
00:56:59,999 --> 00:57:03,211
‫نر جوانی که مثل ایندا
‫تازه از خانواده‌اش جدا شده.

526
00:57:06,881 --> 00:57:12,178
‫درست مثل ایندا، زندگی مستقل
‫براش جدیده و بد نیست که دوست پیدا کنه.

527
00:57:23,815 --> 00:57:26,109
‫ایندا ناحیه رو بهتر از زکی می‌شناسه.

528
00:57:27,193 --> 00:57:29,821
‫به عنوان ماده، نزدیک محل بزرگ شدنشه.

529
00:57:32,073 --> 00:57:35,994
‫نرهای جوان وقتی از خونه می‌رن
‫خیلی بیشتر از مادرهاشون فاصله می‌گیرن.

530
00:57:40,039 --> 00:57:43,293
‫پس دوستی منفعت بیشتری برای زکی داره.

531
00:57:48,298 --> 00:57:50,925
‫زکی، گفتم دوستی.

532
00:57:51,885 --> 00:57:52,969
‫بی‌خیال، رفیق.

533
00:57:54,804 --> 00:57:59,309
‫انگار کمبود اخیر غذا باعث شده
‫که همه به تقسیم غذا بی‌میل باشن.

534
00:58:02,645 --> 00:58:06,816
‫اون‌ها یه سری موریانه پیدا کردن،
‫چشم‌گرد نیست،

535
00:58:06,900 --> 00:58:10,570
‫ولی همچنان زکی نمی‌خواد
‫با ایندا تقسیمش کنه.

536
00:58:13,198 --> 00:58:15,825
‫به نظرش این حشرات باید مال اون باشن.

537
00:58:26,294 --> 00:58:30,757
‫انگار همه اورانگوتان‌های نر
‫در تقسیم غذا مشکل دارن.

538
00:58:33,343 --> 00:58:35,637
‫ولی ایندا زود تسلیم نمی‌شه.

539
00:58:40,517 --> 00:58:42,977
‫حسابی مصمم هستش که
‫سهم خودش رو بگیره.

540
00:58:46,272 --> 00:58:47,482
‫بی‌خیال، بچه‌ها.

541
00:58:47,565 --> 00:58:49,359
‫مامان‌هاتون بودن چی می‌گفتن؟

542
00:58:56,157 --> 00:58:57,367
‫تیکه خوبیه.

543
00:59:01,496 --> 00:59:03,873
‫نظرت چیه بذاری یه ذره‌اش
‫مال ایندا باشه؟

544
00:59:08,920 --> 00:59:12,006
‫برای انجام کار درست هنوز دیر نشده.

545
00:59:17,971 --> 00:59:19,055
‫آفرین.

546
00:59:21,558 --> 00:59:26,062
‫ممکنه فقط ته‌مونده باشه،
‫ولی خب، شروع خوبیه.

547
00:59:28,606 --> 00:59:31,568
‫با دانش محلی ایندا
‫و قدرت زکی،

548
00:59:32,443 --> 00:59:33,861
‫با همکاری بهت عمل می‌کنن.

549
00:59:36,072 --> 00:59:40,618
‫مخصوصا اگه می‌خوان از فرصتی
‫که در راهه استفاده کنن.

550
00:59:47,125 --> 00:59:48,626
‫بعد از بارون،

551
00:59:48,710 --> 00:59:51,504
‫چِمِنانگ اولین درخته که میوه می‌ده.

552
00:59:52,297 --> 00:59:55,049
‫ولی غذای راحتی نیست.

553
00:59:57,302 --> 01:00:00,763
‫این غلاف‌ها توسط آب پراکنده می‌شن،
‫نه توسط حیوانات.

554
01:00:01,347 --> 01:00:05,184
‫پس برخلاف اکثر میوه‌ها،
‫به منظور راحت خورده شدن شکل نگرفتن.

555
01:00:12,692 --> 01:00:15,028
‫این مشکلی برای بینتانگ گنده نیست.

556
01:00:15,945 --> 01:00:17,822
‫اون و درخت‌ها تاریخچه طولانی دارن.

557
01:00:18,406 --> 01:00:22,118
‫و آرواره‌های قدرتمندش
‫حریف پوسته بیرونی سختش هستن.

558
01:00:26,289 --> 01:00:29,709
‫اما پرزهای خارش‌آور داخلش
‫مسئله‌ی دیگه‌ایه.

559
01:00:29,792 --> 01:00:32,337
‫هر چقدر هم بزرگ باشی
‫اذیتت می‌کنن.

560
01:00:43,097 --> 01:00:45,767
‫خوشبختانه، دونه‌های داخل میوه
‫اگه خوشمزه هم نباشن،

561
01:00:46,809 --> 01:00:49,395
‫حداقل مغذی هستن.

562
01:01:03,284 --> 01:01:06,454
‫با رسیده شدن پوسته،
‫شکاف شکل می‌گیره،

563
01:01:06,537 --> 01:01:09,082
‫که دریچه کوچیکی به داخل میوه
‫باز می‌کنه.

564
01:01:13,127 --> 01:01:14,754
‫دیان برای این‌ها یه روش داره.

565
01:01:15,546 --> 01:01:19,008
‫می‌شه این شکاف رو کمی گشادتر کرد.

566
01:01:20,093 --> 01:01:21,844
‫بعد با یه چوب می‌شه کند و کاو کرد...

567
01:01:21,928 --> 01:01:25,515
‫تا از شر اون پرزها خلاص شد
‫و به دانه‌های داخل رسید.

568
01:01:31,187 --> 01:01:33,481
‫بیمو تماشا می‌کنه و یاد می‌گیره،

569
01:01:34,273 --> 01:01:37,402
‫ولی تا حداقل پنج سال دیگه
‫نمی‌تونه این کار رو بکنه.

570
01:01:43,908 --> 01:01:46,035
‫دیان استاد استفاده از ابزارها است.

571
01:01:47,203 --> 01:01:49,455
‫برخلاف ماده‌های اشراف‌زاده،

572
01:01:49,539 --> 01:01:52,709
‫اون برای زندگی
‫به هر ترفند بقای ممکنی نیاز داره.

573
01:01:55,169 --> 01:01:57,797
‫تکنیکش خیلی هوشمندانه است،

574
01:01:57,880 --> 01:02:01,426
‫و اورانگوتان‌هایی که از نواحی دیگه اومدن
‫بلد نیستن چطور انجامش بدن.

575
01:02:03,678 --> 01:02:06,055
‫آره، تو رو می‌گم، زکی.

576
01:02:10,601 --> 01:02:14,439
‫وای، نه، رفیق،
‫دندونت می‌شکنه.

577
01:02:14,522 --> 01:02:16,858
‫فقط بینتانگ می‌تونه اینطور
‫میوه‌ها رو بشکنه.

578
01:02:25,992 --> 01:02:28,995
‫ولی ایندا راز مادرش رو بلده.

579
01:02:39,964 --> 01:02:42,467
‫اون تکنیکش رو به دوست جدیدش نشون می‌ده.

580
01:02:45,136 --> 01:02:49,974
‫اگه نمی‌خوای دهنت پر از پرز و خار بشه،
‫اینطوری باید انجامش بدی.

581
01:02:58,357 --> 01:03:00,318
‫زکی به همه حرکات توجه می‌کنه.

582
01:03:08,493 --> 01:03:09,744
‫به نظر تحت‌تاثیر قرار گرفته.

583
01:03:18,294 --> 01:03:19,712
‫خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفته.

584
01:03:25,718 --> 01:03:28,554
‫شاید ایندا رو دست کم گرفته بود.

585
01:03:35,853 --> 01:03:38,272
‫مهارت ایندا با میوه چِمِنانگ...

586
01:03:38,356 --> 01:03:41,484
‫نقطه عطفی در رفتار زکی با اونه.

587
01:03:45,363 --> 01:03:50,159
‫رفتارش ملایم‌تر و محترمانه‌تر می‌شه.

588
01:04:02,839 --> 01:04:04,048
‫طی ماه‌های آینده،

589
01:04:04,131 --> 01:04:06,759
‫این دو جداناپذیر می‌شن.

590
01:04:13,266 --> 01:04:16,811
‫با همدیگه سیر می‌کنن،
‫هوای همدیگه رو دارن...

591
01:04:17,562 --> 01:04:21,065
‫و برای حل مسئله هم‌فکری می‌کنن.

592
01:04:22,733 --> 01:04:25,611
‫چون دوستی همینه.

593
01:05:08,446 --> 01:05:11,324
‫میوه چِمِنانگ زیاد نمی‌مونه.

594
01:05:14,994 --> 01:05:18,247
‫طول نکشید که همه دوباره
‫با کمبود غذا مواجه بشن.

595
01:05:19,415 --> 01:05:21,500
‫حتی ملکه روبی و رافی.

596
01:05:23,502 --> 01:05:27,757
‫جایگاه عالی به دردی نمی‌خوره
‫وقتی چیزی برای تقسیم کردن نیست.

597
01:05:41,270 --> 01:05:44,857
‫حشره‌ها هر چه کوچیک‌تر باشن،
‫جمع کردنشون بیشتر طول می‌کشه.

598
01:05:51,072 --> 01:05:53,407
‫الان غذا از همیشه کمتره.

599
01:05:59,121 --> 01:06:01,374
‫هیچکس دیگه غذای بی‌دردسر نداره.

600
01:06:07,380 --> 01:06:09,173
‫بینتانگ می‌ره سراغ پوست درخت.

601
01:06:10,383 --> 01:06:11,467
‫فیبر زیادی داره،

602
01:06:12,468 --> 01:06:13,552
‫ولی چیز دیگه نه.

603
01:06:23,229 --> 01:06:27,608
‫ایندا کشف می‌کنه که شیره تلخی
‫که از کنده درخت جاری می‌شه...

604
01:06:27,692 --> 01:06:28,776
‫قابل خوردنه،

605
01:06:29,443 --> 01:06:31,237
‫ولی یه کم چسبناکه...

606
01:06:31,320 --> 01:06:33,155
‫و سیرت نمی‌کنه.

607
01:06:37,284 --> 01:06:40,079
‫بازی و دیدارهای اجتماعی متوقف شدن.

608
01:06:44,542 --> 01:06:48,671
‫همه تا جای ممکن کم جابه‌جا می‌شن
‫تا انرژی‌شون رو حفظ کنن.

609
01:07:19,910 --> 01:07:22,455
‫نوک‌شاخ‌ها نشونه‌ای برای دیان هستن.

610
01:07:25,291 --> 01:07:29,045
‫اینکه کلی پرنده همه‌شون
‫در یک جهت پرواز کنن فقط به یه معنا است.

611
01:07:30,129 --> 01:07:35,593
‫میوه‌های نرسیده درخت انجیری که
‫دو هفته پیش بررسی کرده بود، بالاخره رسیدن.

612
01:07:42,224 --> 01:07:45,352
‫همیشه پرنده‌ها اول از همه
‫میوه‌ها رو کشف می‌کنن.

613
01:07:47,063 --> 01:07:52,526
‫با دنبال کردن اون‌ها، دیان می‌تونه
‫زودتر از رقبای اورانگوتان خودش به غذا برسه.

614
01:08:14,298 --> 01:08:15,800
‫بعد از اون ایندا می‌رسه.

615
01:08:16,592 --> 01:08:19,011
‫اون توجه به پرنده‌ها رو
‫از مادرش یاد گرفته بود.

616
01:08:19,762 --> 01:08:23,641
‫جایگاه پایین رتبه‌شون باعث شده
‫که هر دو اون‌ها با تکیه به هوش...

617
01:08:23,724 --> 01:08:27,186
‫با چالش‌های این جنگل بزرگ
‫گذران زندگی کنن.

618
01:08:40,825 --> 01:08:43,452
‫همه حیوانات به زودی از این
‫درخت باخبر می‌شن،

619
01:08:45,538 --> 01:08:47,498
‫اگه حواسشون جمع بوده باشه.

620
01:08:53,003 --> 01:08:56,966
‫اما دیان، بیمو و ایندا
‫مزیت زودتر پیدا کردنش رو دارن،

621
01:08:58,884 --> 01:09:03,055
‫و ازش بهره می‌برن، قبل از اینکه اشرافی‌ها
‫بیان و همه‌اش رو به چنگ بگیرن.

622
01:09:07,434 --> 01:09:09,854
‫این میوه عالیه.

623
01:09:26,787 --> 01:09:29,039
‫ای وای. روبی و رافی اومدن.

624
01:09:34,587 --> 01:09:37,423
‫اون‌ها معمولا همه‌چی رو
‫واسه خودشون می‌گیرن.

625
01:09:42,261 --> 01:09:46,182
‫دیان عقب می‌کشه،
‫چون انتظار داره بیرونش کنه.

626
01:09:54,106 --> 01:09:56,400
‫ولی ایندا یه کم منتظر می‌مونه.

627
01:09:58,652 --> 01:10:01,322
‫انگار روبی مشکلی نداره.

628
01:10:10,956 --> 01:10:15,085
‫غذای کافی برای همه هست،
‫پس دلیلی به دعوا نیست.

629
01:10:16,837 --> 01:10:19,965
‫درخت خیلی بزرگه،
‫و حسابی میوه داده.

630
01:10:23,344 --> 01:10:27,932
‫برای همه اورانگوتان‌ها غذا هست،
‫جایگاه‌شون هر چی که باشه.

631
01:10:41,862 --> 01:10:43,239
‫رافی به بیمو نگاه می‌کنه.

632
01:10:44,823 --> 01:10:47,493
‫معمولا اجازه ندارن که اینقدر
‫به همدیگه نزدیک باشن.

633
01:10:48,160 --> 01:10:50,955
‫ولی انگار مامان‌هاشون
‫جلوشون رو نمی‌گیرن.

634
01:10:51,038 --> 01:10:54,541
‫پس شاید این فرصتی برای
‫دوست شدن باشه.

635
01:11:01,340 --> 01:11:04,510
‫چند ماه اخیر به تنهایی گذشته.

636
01:11:07,638 --> 01:11:09,807
‫دیان هنوز هم محتاطه.

637
01:11:09,890 --> 01:11:12,434
‫به ندرت بدون دردسر
‫اینقدر به روبی نزدیک می‌شه.

638
01:11:19,358 --> 01:11:22,569
‫این اولین‌باریه که پسرها
‫اجازه داشتن با همدیگه بازی کنن.

639
01:11:24,738 --> 01:11:27,241
‫برای هر دو اون‌ها لحظه ویژه‌ایه.

640
01:11:35,749 --> 01:11:38,544
‫بیمو همیشه از روبی می‌ترسیده.

641
01:11:39,920 --> 01:11:42,047
‫ولی میوه همه‌چیز رو عوض کرده.

642
01:11:49,596 --> 01:11:51,724
‫رقابت‌های قدیمی رو از بین برده...

643
01:11:52,725 --> 01:11:54,810
‫و همه رو یه جا جمع کرده.

644
01:11:59,440 --> 01:12:01,608
‫روزیه که هیچکدوم از پسرها فراموشش نمی‌کنه.

645
01:12:03,569 --> 01:12:05,154
‫حداقل تا یه مدتی.

646
01:12:07,448 --> 01:12:13,162
‫میوه انقدر خوبه که حتی بینتانگ
‫هم از نابودی درخت‌ها دست برداشته...

647
01:12:14,246 --> 01:12:15,664
‫که بیاد و به ضیافت بپیونده.

648
01:12:24,923 --> 01:12:28,177
‫روزگار خوش بالاخره برگشته.

649
01:12:31,513 --> 01:12:34,516
‫و این دفعه، هیچکس کنار گذاشته نشده.

650
01:12:35,976 --> 01:12:37,061
‫می‌دونین چیه؟

651
01:12:37,978 --> 01:12:40,356
‫خیلی شبیه یه جامعه است.

652
01:12:42,775 --> 01:12:46,403
‫اورانگوتان‌ها شاید خیلی وقت‌ها
‫سراسر جنگل پراکنده باشن،

653
01:12:47,237 --> 01:12:51,575
‫ولی فقط یه ضیافت میوه کافیه
‫که همه یه جا جمع بشن.

654
01:12:54,161 --> 01:12:56,413
‫حالا می‌تونن طبیعت واقعی‌شون
‫رو نشون بدن.

655
01:12:57,247 --> 01:12:59,291
‫اون‌ها ذاتا حیوانات اجتماعی هستن.

656
01:13:21,021 --> 01:13:22,314
‫ای داد بیداد.

657
01:13:25,484 --> 01:13:29,029
‫پسرها یه دوستی شروع کردن که
‫ممکنه سال‌ها دوام بیاره.

658
01:13:29,780 --> 01:13:33,325
‫حداقل تا وقتی که نه یا ده ساله بشن
‫و مادرهاشون رو ترک کنن...

659
01:13:33,409 --> 01:13:37,121
‫و به دل جنگل بزنن
‫تا قلمروهای خودشون رو پیدا کنن،

660
01:13:37,788 --> 01:13:40,290
‫که ممکنه مایل‌ها
‫با همدیگه فاصله داشته باشن.

661
01:13:47,214 --> 01:13:50,050
‫نهایتا، وقتشه که دیان بره.

662
01:13:51,552 --> 01:13:54,304
‫باید دنبال میوه‌های بیشتر بره
‫تا حسابی تغذیه کنه...

663
01:13:54,388 --> 01:13:58,642
‫قبل از اینکه آذوقه تموم بشه
‫و خلق و خوی روبی عوض بشه.

664
01:14:04,982 --> 01:14:07,568
‫و این یعنی بیمو هم باید بره.

665
01:14:18,745 --> 01:14:21,498
‫رافی نمی‌خواد بازی کردن تموم بشه.

666
01:14:23,167 --> 01:14:29,047
‫میمون اجتماعی بودن توی جنگلی که به ندرت
‫اجازه‌اش رو می‌ده، می‌تونه سخت باشه.

667
01:14:42,227 --> 01:14:45,939
‫انگار روبی خوشحال بود که
‫به پسرش خوش می‌گذشت و دوست پیدا کرده بود.

668
01:14:46,815 --> 01:14:47,941
‫از کجا معلوم؟

669
01:14:48,025 --> 01:14:51,028
‫شاید بیشتر اجازه بده که
‫خانواده دیان نزدیکشون بشن.

670
01:14:55,574 --> 01:14:56,658
‫برای ایندا...

671
01:15:00,037 --> 01:15:03,165
‫آره، هنوز هم هر از گاهی اشتباه می‌کنه.

672
01:15:03,248 --> 01:15:07,127
‫ولی الان زکی هست که وقتی می‌افته
‫بهش کمک کنه.

673
01:15:09,838 --> 01:15:13,342
‫با وجود غذای بیشتر،
‫این دو تا می‌تونن بیشتر جنگل رو بگردن...

674
01:15:13,425 --> 01:15:15,302
‫و بهتر باهاش آشنا بشن.

675
01:15:29,233 --> 01:15:33,529
‫از زمانی که اون کاشف‌های ابتدایی برای
‫اولین‌بار خویشاوندان قرمز ما رو دیدن...

676
01:15:33,612 --> 01:15:36,156
‫ما خیلی چیزها درباره‌شون یاد گرفتیم.

677
01:15:37,241 --> 01:15:41,078
‫اون‌ها اصلا منزوی‌هایی که یه زمانی
‫فکر می‌کردیم هستن، نیستن.

678
01:15:41,703 --> 01:15:46,458
‫و جامعه و فرهنگ اون‌ها
‫از تصورات ما خیلی غنی‌تره.

679
01:15:48,961 --> 01:15:54,132
‫تا زمانی که این جنگل‌های شکوهمند
‫باقی بمونن، اورانگوتان‌ها هم باقی می‌مونن.

680
01:15:55,133 --> 01:15:59,513
‫وحشی و آزاد و سرشار از غافلگیری.

