﻿1
00:00:44,586 --> 00:00:47,839
یک قرن پس از چنگیز خان،

2
00:00:47,922 --> 00:00:51,342
امپراتوری مغول در دوران
طاعون سیاه درگیر نبرد است.

3
00:00:51,426 --> 00:00:54,971
خان‌ها در حال جنگ،
پادشاهان دست‌نشانده می‌گمارند،

4
00:00:55,054 --> 00:01:00,393
و برای حفظ کنترل خود

5
00:01:00,477 --> 00:01:05,773
که شریان حیاتی آسیا
و اروپا به شمار می‌رود.

6
00:01:07,233 --> 00:01:09,527
در قلب این کشمکش،

7
00:01:09,611 --> 00:01:13,573
تیمور جوان از طایفه بارلاس،
با سوگند وفاداری به حاکمان مغول

8
00:01:13,656 --> 00:01:19,245
برای حفظ صلحی شکننده،
در برابر طایفه خود می‌ایستد.

9
00:01:19,329 --> 00:01:23,750
با تغییر موازنه قدرت
و ظهور جنگ‌سالاران،

10
00:01:23,833 --> 00:01:28,755
سرنوشت امپراتوری‌ها

11
00:01:28,838 --> 00:01:32,967
و جاده ابریشم
به مویی بند است.

12
00:01:33,051 --> 00:01:34,552
تیمور...

13
00:01:43,353 --> 00:01:47,482
شهر سمرقند

14
00:02:03,248 --> 00:02:04,374
برخیز!

15
00:02:14,050 --> 00:02:18,805
نوه پادشاه

16
00:02:21,975 --> 00:02:27,438
تیمور بارلاس
فرمانده ارتش پادشاه

17
00:02:46,541 --> 00:02:48,418
باید از پادشاه محافظت کنیم.

18
00:04:10,416 --> 00:04:12,084
بالاخره رسیدی.

19
00:04:12,794 --> 00:04:16,631
کِی‌خسرو
معاون تیمور

20
00:04:20,843 --> 00:04:22,303
پدربزرگ...

21
00:04:23,638 --> 00:04:24,805
چه کسی این کار را کرد؟

22
00:04:25,723 --> 00:04:27,099
مغول‌ها.

23
00:04:28,017 --> 00:04:30,436
خودِ تغلق‌خان او را منصوب کرده بود.

24
00:04:31,270 --> 00:04:34,357
چرا مغول‌ها باید پادشاهی را بکشند
که به آن‌ها خراج می‌داد؟

25
00:04:34,941 --> 00:04:36,567
اینجا چه خبر است؟

26
00:04:36,651 --> 00:04:39,779
رهبر طایفه بارلاس

27
00:04:39,862 --> 00:04:41,572
خنجر بارلاس‌ها؟

28
00:04:43,908 --> 00:04:45,076
کار تو بود؟

29
00:04:45,409 --> 00:04:46,911
کار من نبود.

30
00:04:47,411 --> 00:04:50,665
او فقط یک دست‌نشانده
تحت کنترل مغول‌ها بود.

31
00:04:50,748 --> 00:04:53,626
آن‌ها کاری کردند که به نظر برسد کار بارلاس‌ها بوده،

32
00:04:54,710 --> 00:04:55,962
کار طایفه ما.

33
00:04:58,673 --> 00:05:01,634
مردانم را جمع می‌کنم
و با برادرت در خراسان صحبت می‌کنیم

34
00:05:02,134 --> 00:05:04,136
تا پادشاه بعدی ما باشد.

35
00:05:05,137 --> 00:05:06,389
و تو...

36
00:05:08,975 --> 00:05:11,018
باید بفهمی چه کسی این کار را کرده.

37
00:05:14,063 --> 00:05:16,482
اگر نفهمم چه، برادرزاده؟

38
00:05:22,488 --> 00:05:26,284
خبر مرگ پادشاه را
پخش کنید.

39
00:05:28,619 --> 00:05:29,870
پادشاه مرده است!

40
00:05:29,954 --> 00:05:32,748
اگر او سعی کند تخت را تصاحب کند چه؟

41
00:05:36,168 --> 00:05:39,213
اشراف را متقاعد کن که منتظر
بازگشت ما به همراه حسین بمانند.

42
00:05:41,841 --> 00:05:43,467
چون اگر منتظر نمانند،

43
00:05:45,052 --> 00:05:47,179
سمرقند به جنگ کشیده می‌شود.

44
00:05:48,055 --> 00:05:49,890
تغلق‌خان خواهد آمد.

45
00:05:54,520 --> 00:05:55,730
تیمور،

46
00:05:56,939 --> 00:05:58,858
نوبت تو کی می‌رسد؟

47
00:06:00,318 --> 00:06:01,694
کِی‌خسرو...

48
00:06:02,987 --> 00:06:04,280
فراموشش کن.

49
00:06:10,327 --> 00:06:12,329
پادشاه مرده است!

50
00:06:14,707 --> 00:06:16,709
پادشاه مرده است!

51
00:06:20,838 --> 00:06:22,840
پادشاه مرده است!

52
00:06:23,549 --> 00:06:25,217
پادشاه مرده است!

53
00:06:30,848 --> 00:06:40,524
آخرین جهان‌گشا

54
00:06:47,323 --> 00:06:50,951
در غیاب ما، ترس‌هایمان
برای سمرقند به واقعیت پیوست.

55
00:06:51,035 --> 00:06:52,036
یک سال بعد

56
00:06:52,119 --> 00:06:55,331
کِی‌خسرو ناپدید شد
و گمان می‌رود کشته شده باشد.

57
00:06:56,540 --> 00:07:00,127
عمویم حاجی، شورشی بی‌پروا
علیه مغول‌ها رهبری کرد

58
00:07:00,211 --> 00:07:03,714
و خشم تغلق‌خان را
بر سر تمام شهر فرود آورد.

59
00:07:05,925 --> 00:07:10,679
من انتخاب کردم که به مغول‌ها،
به تغلق‌خان، وفادار بمانم.

60
00:07:10,763 --> 00:07:11,806
تغلق‌خان
خانات جغتای

61
00:07:14,600 --> 00:07:18,437
برادرزاده‌ات شمشیرش را به من پیشکش کرد.

62
00:07:18,813 --> 00:07:20,314
تیمور نادان است.

63
00:07:21,023 --> 00:07:22,650
به مردم خودش خیانت کرد.

64
00:07:23,359 --> 00:07:25,444
نگاهم کن!

65
00:07:25,528 --> 00:07:28,489
در فکر بودم که آیا می‌توانستم
از همه آن اتفاقات آن شب جلوگیری کنم

66
00:07:29,031 --> 00:07:31,325
اگر حرف عمویم را باور نمی‌کردم.

67
00:07:32,701 --> 00:07:36,705
با این حال، با آخرین نفسش،
قسم خورد که پادشاه را او نکشته است.

68
00:07:37,331 --> 00:07:39,083
مرا مجبور به این کار کردی.

69
00:07:39,917 --> 00:07:41,836
کار من نبود.

70
00:07:48,342 --> 00:07:52,263
تغلق‌خان پسرش الیاس را فرستاد
تا ما را در جاده ابریشم بیابد،

71
00:07:52,805 --> 00:07:55,516
جایی که غارتگران،
با سوءاستفاده از هرج‌ومرج،

72
00:07:55,849 --> 00:07:58,811
به کاروان‌های تجاری که ما را تأمین می‌کردند،
حمله می‌کردند.

73
00:07:59,645 --> 00:08:02,856
بروید قبل از اینکه همه چیز را از دست بدهیم!

74
00:08:02,940 --> 00:08:04,483
ارابه را ببر! باروت را!

75
00:08:06,402 --> 00:08:08,320
بهادرها کجا هستند؟

76
00:08:09,613 --> 00:08:13,826
حالا، منتظر پایان درگیری‌ها هستیم،

77
00:08:14,618 --> 00:08:16,245
منتظر خبری از خان،

78
00:08:17,162 --> 00:08:20,207
روزی که حسین حق خود را
برای تخت پادشاهی مطالبه کند.

79
00:08:20,291 --> 00:08:22,293
حسین ابن مسلّب
وارث تخت پادشاهی

80
00:08:22,376 --> 00:08:25,004
به نام پادشاه آینده‌مان،

81
00:08:25,546 --> 00:08:27,131
از این مسیر محافظت می‌کنیم

82
00:08:27,631 --> 00:08:30,926
و خط دفاعی را تا برقراری دوباره نظم
حفظ می‌کنیم.

83
00:10:26,834 --> 00:10:28,627
آن‌ها به دنبال باروت سیاه بودند.

84
00:10:31,505 --> 00:10:33,215
در مسیر چین.

85
00:10:38,220 --> 00:10:41,515
چیزی خطرناک‌تر از
سلاحی خارج از کنترل نیست.

86
00:10:45,519 --> 00:10:49,106
به تو می‌گویم، کار آن جادوگر زرتشتی بود،
که اینجا معروف است.

87
00:10:50,232 --> 00:10:52,860
چون هیچ زن معمولی‌ای
نمی‌توانست بر من پیروز شود.

88
00:10:54,194 --> 00:10:55,571
زیاد مطمئن نباش، برادر.

89
00:10:56,029 --> 00:10:57,739
هنوز می‌توانیم تعداد بیشتری را بگیریم.

90
00:10:58,323 --> 00:11:00,367
در توقفگاه بعدی آن‌ها را غافلگیر می‌کنیم.

91
00:11:01,201 --> 00:11:03,620
می‌خواهی که من به
زنی در حال فرار حمله کنم؟

92
00:11:03,704 --> 00:11:05,539
بله، فراموش کردم که تو مرد شرافتمندی هستی.

93
00:11:05,622 --> 00:11:08,125
این قوانین یاسا، روزی تو را به کشتن می‌دهد.

94
00:11:08,500 --> 00:11:11,753
این مهاجمان به محض اینکه پشت‌مان را کنیم،
دوباره حمله خواهند کرد.

95
00:11:11,837 --> 00:11:15,007
و بهادر خواهد آمد
تا از جاده ابریشم محافظت کند.

96
00:11:15,090 --> 00:11:16,925
همان‌طور که قول دادیم.

97
00:11:17,009 --> 00:11:20,679
اگر آن‌ها به جاده حمله کنند،
آن قول‌ها بی‌فایده خواهد بود، تیمور.

98
00:11:23,432 --> 00:11:24,933
پسر تراغای؟

99
00:11:26,143 --> 00:11:27,686
تیمور بارلاس...

100
00:11:28,562 --> 00:11:29,605
از کش؟

101
00:11:30,188 --> 00:11:31,273
بله!

102
00:11:33,317 --> 00:11:34,985
ایلچی!

103
00:11:38,363 --> 00:11:40,782
به این مسافران کمک کن
تا وسایل‌شان را جمع کنند.

104
00:11:42,659 --> 00:11:44,745
امشب در کنار ما اردو خواهند زد.

105
00:11:53,545 --> 00:11:58,175
نجات‌یافته توسط تیمور افسانه‌ای،
مایه افتخار شهر دادگر ما.

106
00:11:58,508 --> 00:11:59,635
مفتخرم.

107
00:11:59,718 --> 00:12:01,136
اغراق می‌کنی.

108
00:12:01,803 --> 00:12:03,430
آیا حقیقت دارد

109
00:12:04,681 --> 00:12:08,352
که برای دفاع از مادرت
با گرگ‌ها جنگیدی؟

110
00:12:10,145 --> 00:12:12,439
باید خیلی جوان بوده باشم.

111
00:12:12,522 --> 00:12:14,066
تاریخ این‌طور می‌گوید.

112
00:12:15,776 --> 00:12:19,237
من فقط مردی معمولی
از قبیله بارلاس هستم، مثل تو.

113
00:12:19,321 --> 00:12:22,908
کاری که امروز کردی اصلاً معمولی نبود.

114
00:12:25,035 --> 00:12:31,083
پدربزرگم این را
از قوبلای‌خان بزرگ دریافت کرد.

115
00:12:34,628 --> 00:12:38,840
وعده‌ای برای عبور امن
از جاده ابریشم.

116
00:12:38,924 --> 00:12:45,597
می‌گفت که درخشش آن به تنهایی
راهزنان را دور نگه می‌دارد.

117
00:12:46,890 --> 00:12:49,726
حالا به نظر می‌رسد دعوتی است،

118
00:12:50,310 --> 00:12:53,438
حتی پیش از مرگ
پدربزرگت، سرورم.

119
00:12:55,148 --> 00:12:57,984
و من فکر می‌کردم تو فقط
تیمور افسانه‌ای را می‌شناسی.

120
00:12:59,152 --> 00:13:02,280
قازغان رهبر بزرگی بود

121
00:13:02,823 --> 00:13:04,199
و مشتری خوبی بود.

122
00:13:04,783 --> 00:13:08,537
تغلق‌تیمور و مغولان جته
تنها شانس ما هستند

123
00:13:08,620 --> 00:13:10,622
برای بازگرداندن
نظم به جاده ابریشم.

124
00:13:10,705 --> 00:13:13,333
و وقتی تخت را به من بسپارند،

125
00:13:13,416 --> 00:13:15,669
برای مردم‌مان صلح به ارمغان خواهم آورد،

126
00:13:17,337 --> 00:13:20,006
از این سر تا آن سرِ
جاده ابریشم.

127
00:13:31,810 --> 00:13:34,729
تو نمی‌توانی از دست دادن
یکی از قوی‌ترین مردانت را تاب بیاوری.

128
00:13:35,313 --> 00:13:37,149
چند روزی استراحت کن،

129
00:13:37,732 --> 00:13:38,692
بهبود پیدا کن.

130
00:13:43,613 --> 00:13:45,574
الجای، چرا عقب‌نشینی؟

131
00:13:45,657 --> 00:13:48,660
چرا وانمود می‌کنی که
پیچیدگی‌های این بازی را می‌دانی؟

132
00:13:49,077 --> 00:13:51,913
مگر خواهرت تا به حال از چیزی عقب‌نشینی کرده؟

133
00:13:53,540 --> 00:13:55,750
این دامی برای دوست جدیدمان است.

134
00:14:02,924 --> 00:14:04,634
الیاس خواجه
پسر خان

135
00:14:04,718 --> 00:14:07,637
تیمور، چه دیر به دیر.

136
00:14:07,721 --> 00:14:09,055
شاهزاده الیاس.

137
00:14:09,639 --> 00:14:11,391
چه چیزی شما را به اینجا کشانده؟

138
00:14:17,397 --> 00:14:20,984
پدرم می‌خواهد تو را
فوراً در سمرقند ببیند.

139
00:14:21,943 --> 00:14:23,737
به محض اینکه به مردانم رسیدگی کنم.

140
00:14:24,654 --> 00:14:26,823
این حملات
هر روز بیشتر می‌شوند

141
00:14:27,532 --> 00:14:30,827
و برخی بهادرها به زمان
برای بهبود زخم‌های‌شان نیاز دارند.

142
00:14:30,911 --> 00:14:33,663
خانِ تو، مردانش را فرا نخواند، امیر تیمور.

143
00:14:36,124 --> 00:14:38,960
-برای سواری خوب به نظر می‌رسی. -البته که هستم.

144
00:14:41,338 --> 00:14:44,633
نه خان و نه فرستاده‌اش را
ناامید نخواهم کرد.

145
00:14:54,309 --> 00:14:56,019
یک بازی استراتژیک.

146
00:14:59,314 --> 00:15:00,482
بیایید، دوستان من.

147
00:15:03,401 --> 00:15:06,029
غنایم را جمع کنیم
تا نزد تیمور برگردیم.

148
00:15:08,448 --> 00:15:12,077
شاید او بپذیرد
که در سمرقند بازی کنیم.

149
00:15:21,711 --> 00:15:24,005
چرا تو را فراخواندند
و نه حسین را؟

150
00:15:25,256 --> 00:15:27,884
-به الیاس اعتماد ندارم.
-به پدرش اعتماد دارم.

151
00:15:28,718 --> 00:15:30,595
تغلق تخت را به حسین خواهد داد.

152
00:15:30,679 --> 00:15:32,639
وقتی مردم تو را ببینند چه فکر می‌کنند،

153
00:15:32,722 --> 00:15:34,766
که به جای حسین
به سمرقند می‌تازی؟

154
00:15:34,849 --> 00:15:36,309
من تهدیدی برای آن‌ها نیستم.

155
00:15:36,393 --> 00:15:37,811
شایعاتی هست، تیمور.

156
00:15:38,228 --> 00:15:39,687
درباره پیش‌گویی‌های پدرت.

157
00:15:39,771 --> 00:15:41,189
من پدرم نیستم.

158
00:15:41,648 --> 00:15:43,400
و آن کسی نیستم که او فکر می‌کند می‌بیند.

159
00:15:44,442 --> 00:15:46,569
مردم مردی را که من می‌بینم، نمی‌بینند.

160
00:15:52,200 --> 00:15:53,701
و نه آن نوع پدری را

161
00:15:55,245 --> 00:15:56,913
که در حال تبدیل شدن به آن هستی.

162
00:16:05,213 --> 00:16:06,214
پدر؟

163
00:16:09,342 --> 00:16:10,510
عشق من!

164
00:16:14,514 --> 00:16:15,682
چه نامی برایش بگذاریم؟

165
00:16:15,765 --> 00:16:16,641
"او"؟

166
00:16:16,724 --> 00:16:17,892
یا "آن".

167
00:16:19,144 --> 00:16:20,311
نامی اصیل،

168
00:16:21,396 --> 00:16:22,605
مانند خودت.

169
00:16:23,398 --> 00:16:24,524
تکینا،

170
00:16:25,733 --> 00:16:27,235
به افتخار مادرت.

171
00:16:28,778 --> 00:16:29,988
برای یک پسر،

172
00:16:30,363 --> 00:16:31,531
جهانگیر.

173
00:16:32,365 --> 00:16:33,575
پادشاه جهان؟

174
00:16:34,659 --> 00:16:36,077
برادرت از این خوشش نخواهد آمد.

175
00:16:39,205 --> 00:16:40,331
الجای...

176
00:16:41,708 --> 00:16:44,794
به تو قول می‌دهم، پیش از آنکه
فرزندمان این دنیا را ببیند،

177
00:16:46,504 --> 00:16:49,883
جایگاه خانواده‌مان را در سمرقند احیا خواهم کرد.

178
00:16:51,843 --> 00:16:53,970
همه چیز مثل قبل خواهد شد.

179
00:16:57,807 --> 00:16:59,017
کاش.

180
00:17:05,148 --> 00:17:07,192
مطمئنی نمی‌خواهی
همراهت بیایم؟

181
00:17:08,484 --> 00:17:11,571
در این زمانه‌های نامطمئن،
همسر زیبایم را به خطر نمی‌اندازم.

182
00:17:13,239 --> 00:17:14,991
نزد برادرت امن‌تر خواهی بود.

183
00:17:15,575 --> 00:17:18,870
فقط به من قول بده که مراقب خودت باشی.

184
00:17:19,370 --> 00:17:21,623
با مغولان جته،
هیچ چیز بی‌هزینه نیست.

185
00:17:27,420 --> 00:17:30,590
کاری می‌کنم که به من افتخار کنی، ملکه من.

186
00:17:37,639 --> 00:17:39,390
مایه افتخار هر دوی ما باش.

187
00:20:12,251 --> 00:20:14,003
عمویت مرده است.

188
00:20:16,005 --> 00:20:19,342
تو فقط کاری را کردی که باید می‌کردی.

189
00:20:27,767 --> 00:20:31,145
من پسرم را پادشاه سمرقند خواهم کرد.

190
00:20:32,688 --> 00:20:33,981
تیمور،

191
00:20:35,858 --> 00:20:40,154
می‌دانم که هیچ عشقی

192
00:20:40,238 --> 00:20:42,865
میان تو و پسرم نیست،

193
00:20:43,699 --> 00:20:46,994
اما تو را اینجا در سمرقند

194
00:20:47,078 --> 00:20:48,996
به عنوان مشاور ارشد او نیاز دارم.

195
00:20:49,747 --> 00:20:51,165
درک می‌کنم، خان من.

196
00:20:52,458 --> 00:20:54,293
-اما...
-بیا اینجا.

197
00:21:01,092 --> 00:21:05,096
از روزگار پدربزرگم،
چنگیز خان بزرگ،

198
00:21:05,179 --> 00:21:11,310
خانواده‌ام از
جاده ابریشم محافظت کرده‌اند.

199
00:21:11,894 --> 00:21:16,107
این راهِ امرار معاش ماست.

200
00:21:16,941 --> 00:21:21,070
و برای شکوفایی باید از آن محافظت شود!

201
00:21:23,072 --> 00:21:27,284
و آیا اجازه می‌دهید پسرتان الیاس
این وظیفه را به پایان برساند؟

202
00:21:27,368 --> 00:21:30,705
و آن وعده‌ای که دادید
که تخت را به حسین بدهید چه می‌شود؟

203
00:21:31,288 --> 00:21:33,290
آیا فرزندی داری، تیمور؟

204
00:21:35,710 --> 00:21:36,877
به زودی.

205
00:21:37,753 --> 00:21:39,338
تازه خبردار شدم.

206
00:21:44,593 --> 00:21:46,595
پس به زودی خواهی دانست

207
00:21:46,679 --> 00:21:49,640
که هیچ اندوهی بزرگ‌تر از فرزندی نیست
که نمی‌تواند

208
00:21:49,724 --> 00:21:52,977
به توانایی‌هایش دست یابد.

209
00:21:53,894 --> 00:21:57,231
قولت را به من بده، تیمور،
از پدری به پدر دیگر.

210
00:21:57,314 --> 00:22:02,695
او برای حفظ آبرویش پس از مرگ من،
به کمک تو نیاز خواهد داشت.

211
00:22:31,891 --> 00:22:34,810
همه چیز در تعادل کامل است.

212
00:22:34,894 --> 00:22:36,770
همان‌طور که در طبیعت می‌بینیم،

213
00:22:37,897 --> 00:22:40,566
همین اتفاق برای روح ما نیز می‌افتد.

214
00:22:40,649 --> 00:22:41,984
مشاور معنوی تیمور

215
00:22:42,067 --> 00:22:44,195
«و او آسمان‌ها را برافراشت

216
00:22:44,737 --> 00:22:47,615
و ترازویی نهاد
تا در آن سرکشی نکنید.

217
00:22:51,911 --> 00:22:54,121
در ترازو سرکشی نکنید،

218
00:22:54,205 --> 00:22:55,915
و همه چیز را با عدالت بسنجید».

219
00:22:56,749 --> 00:22:57,958
پدرت همیشه می‌دانست

220
00:22:58,042 --> 00:23:00,002
که تو برای کارهای بزرگ مقدر شده‌ای.

221
00:23:00,377 --> 00:23:02,546
می‌دانستم که پیش‌بینی‌های او
در حال تحقق است.

222
00:23:03,339 --> 00:23:07,218
من مشاور مورد اعتمادی هستم که به کسی اعتماد ندارد

223
00:23:07,968 --> 00:23:10,179
برای رهبری تازه منصوب شده

224
00:23:10,930 --> 00:23:12,890
که رهبری کردن نمی‌داند.

225
00:23:12,973 --> 00:23:14,558
«برای رسیدن به آنچه دوست داری،

226
00:23:14,642 --> 00:23:16,810
باید در برابر آنچه از آن بیزاری
صبر پیشه کنی».

227
00:23:17,895 --> 00:23:19,355
الغزالی؟

228
00:23:21,357 --> 00:23:24,276
تغلق خان چیزی در تو می‌بیند،
همان‌طور که همه ما می‌بینیم.

229
00:23:24,902 --> 00:23:28,405
اگرچه استاد کوته‌بین تو به تو گفته بود
که به خانه نزدیک‌تر بمانی.

230
00:23:28,489 --> 00:23:30,282
همان‌طور که می‌بینی، حماقت بود.

231
00:23:31,033 --> 00:23:32,368
بیا، بنشین.

232
00:23:35,496 --> 00:23:37,623
تو برای ما نعمتی هستی.

233
00:23:37,706 --> 00:23:41,210
مرگ زودرس کازان،
شورش عمویت،

234
00:23:41,710 --> 00:23:44,338
فتوحات تغلق و حالا، الیاس.

235
00:23:46,006 --> 00:23:48,676
و شاید با حضور تو به عنوان مشاور،

236
00:23:48,759 --> 00:23:51,011
او بتواند صلح را برقرار کند.

237
00:23:53,931 --> 00:23:55,182
شاید بتواند،

238
00:23:55,266 --> 00:23:56,433
اگر خدا بخواهد.

239
00:24:22,042 --> 00:24:23,544
«عشق بزرگ من،

240
00:24:24,503 --> 00:24:29,216
تغلق خان مرا به عنوان
مشاور ارشد پسرش، الیاس، منصوب کرد.

241
00:24:30,676 --> 00:24:33,721
من از قولی که به خانواده‌ات دادم
آگاهم.

242
00:24:34,471 --> 00:24:36,724
فعلاً، حسین باید منتظر بماند.

243
00:24:37,224 --> 00:24:40,561
اعتماد خان به من،
مرا وادار به راهنمایی پسرش می‌کند.

244
00:24:41,145 --> 00:24:43,147
ممکن است من تنها مانع

245
00:24:43,689 --> 00:24:47,401
میان مردممان
و جاه‌طلبی‌های الیاس باشم.

246
00:24:55,826 --> 00:24:58,078
هر زمان که امن باشد، به دنبالت می‌فرستم».

247
00:25:31,570 --> 00:25:34,448
جاسور، انتظار نداشتم اینجا ببینمت.

248
00:25:34,990 --> 00:25:36,867
کمتر از یک ساعت پیش رسیدم.

249
00:25:37,493 --> 00:25:38,911
خوشحالم که آمدی،

250
00:25:38,994 --> 00:25:41,997
وگرنه شام لطفی نداشت.

251
00:25:44,124 --> 00:25:45,709
همسرت خوب است؟

252
00:25:45,793 --> 00:25:47,085
او نزد برادرش در امان است.

253
00:25:47,169 --> 00:25:48,796
برای این خبر خوب سپاسگزارم.

254
00:25:50,005 --> 00:25:52,758
نمی‌دانم کِی دوباره او را خواهم دید
چون اینجا می‌مانم.

255
00:25:52,841 --> 00:25:54,218
شنیدم.

256
00:25:54,301 --> 00:25:56,804
مأموریت ویژه خودِ خان.

257
00:25:57,137 --> 00:25:58,847
مردم چیزی می‌گویند؟

258
00:25:59,807 --> 00:26:01,683
مردم مضطرب هستند.

259
00:26:01,767 --> 00:26:03,769
مطمئنم که خودت متوجه هستی.

260
00:26:04,520 --> 00:26:06,772
عمویت نگرانی‌های زیادی ایجاد کرد.

261
00:26:07,564 --> 00:26:10,651
این مردم از
جنگ طولانی و پرهزینه‌اش رنج بردند.

262
00:26:12,027 --> 00:26:14,821
حالا با امید به صلح،
با الیاس شام می‌خورند.

263
00:26:18,784 --> 00:26:20,285
و تو هم هستی.

264
00:26:21,870 --> 00:26:26,792
باید نگاه‌های همه را در تالار
روی خودت و بهادرت حس کنی.

265
00:26:29,670 --> 00:26:32,297
این مردم چه انتظاری می‌توانند داشته باشند
از مردی

266
00:26:32,381 --> 00:26:35,050
که وفاداری‌اش با حسین است؟

267
00:26:36,343 --> 00:26:38,053
چطور صلح را حفظ خواهی کرد؟

268
00:26:38,720 --> 00:26:42,015
امیدوارم این تاجر ساده
مزاحم شما نباشد، امیر تیمور.

269
00:26:44,059 --> 00:26:45,269
ابداً.

270
00:26:46,019 --> 00:26:49,147
جای تو در صدر است.
بیا، به ما ملحق شو.

271
00:27:12,879 --> 00:27:16,842
البته که سپاسگزاریم از پدرم، خان ما،

272
00:27:16,925 --> 00:27:21,013
رهبر دانا و مهربانی که خستگی‌ناپذیر تلاش کرد

273
00:27:21,555 --> 00:27:24,474
تا صلح و وحدت را
به این سرزمین‌ها بازگرداند.

274
00:27:26,059 --> 00:27:27,894
و برای آوردن امیر تیمور،

275
00:27:29,688 --> 00:27:31,732
برادرزاده یکی از خائنان برلاس.

276
00:27:32,983 --> 00:27:35,110
اکنون، او مشاور ارشد من است.

277
00:27:36,028 --> 00:27:38,196
باشد که توصیه‌های خردمندانه و جایگاه او

278
00:27:38,530 --> 00:27:42,075
ما را از پیوندهای خانوادگی‌شان
و اختلافات آینده مصون بدارند.

279
00:27:42,993 --> 00:27:46,997
بیایید جام‌هایمان را بلند کنیم

280
00:27:48,123 --> 00:27:49,416
به افتخار امیر تیمور بزرگ.

281
00:27:54,004 --> 00:27:55,130
می‌خواهی چیزی بگویی؟

282
00:28:06,224 --> 00:28:09,311
می‌دانم که شورش بارلاس‌ها
جان‌های بسیاری را گرفت.

283
00:28:09,394 --> 00:28:11,730
فقط جان نادان‌هایی که
در برابر خان ایستادند.

284
00:28:12,898 --> 00:28:14,107
نادان یا غیر آن،

285
00:28:14,858 --> 00:28:17,194
این فاجعه شب و روز مرا در بر گرفت.

286
00:28:18,403 --> 00:28:19,488
بله.

287
00:28:20,697 --> 00:28:24,534
من یک بارلاس هستم، اما عمویم نیستم.

288
00:28:27,370 --> 00:28:29,539
در این دوران گذار،

289
00:28:30,373 --> 00:28:35,045
همه باید در صلح متحد شویم،

290
00:28:36,588 --> 00:28:41,426
یک بار دیگر،
زیر سایه خانی حقیقی و شایسته.

291
00:28:44,054 --> 00:28:47,557
من خود را وقف خدمت به تغلق‌خان می‌کنم

292
00:28:48,725 --> 00:28:51,144
و تلاش او برای صلح،

293
00:28:51,937 --> 00:28:53,522
شکوفایی

294
00:28:54,606 --> 00:28:57,275
و امنیت برای همه مردم!

295
00:28:57,359 --> 00:29:00,028
به افتخار خان!

296
00:29:01,571 --> 00:29:03,698
-به افتخار خان!
-به افتخار خان!

297
00:29:35,021 --> 00:29:36,648
حال خوبی نداری؟

298
00:29:40,610 --> 00:29:42,654
وقتی پدرم
نیت تو را به من گفت،

299
00:29:43,530 --> 00:29:47,075
خوشحال شدم که قدرت تو را
در کنار خود دارم، تیمور.

300
00:29:51,162 --> 00:29:53,832
اما تمامیت حکومت تو
تضمین نمی‌شود

301
00:29:53,915 --> 00:29:56,084
اگر جاه‌طلبی‌های دیگران را نادیده بگیری.

302
00:29:58,753 --> 00:30:00,630
و اجازه نمی‌دهم که تو

303
00:30:01,756 --> 00:30:04,342
یا برادر همسرت
مانع شوید.

304
00:31:13,370 --> 00:31:14,579
ایلچی!

305
00:31:45,860 --> 00:31:47,112
برو همسرم را پیدا کن.

306
00:31:50,156 --> 00:31:51,741
باید سم را از بین ببری.

307
00:31:59,582 --> 00:32:02,836
گذرگاه مخفی‌ای هست
که برای قاچاق به شهر استفاده می‌کنم.

308
00:32:03,753 --> 00:32:05,046
از آن استفاده کن.

309
00:32:13,513 --> 00:32:14,722
تیمور را به اینجا بیاور!

310
00:32:17,475 --> 00:32:20,144
اسبم بیرون دروازه شمالی
بسته شده است.

311
00:32:20,603 --> 00:32:21,604
برو!

312
00:32:23,523 --> 00:32:25,066
به اردوگاه همسرت برگرد.

313
00:32:25,149 --> 00:32:28,570
اگر از این جان سالم به در بردی،
بدهی مرا تسویه شده بدان.

314
00:33:41,476 --> 00:33:42,518
تیمور.

315
00:34:09,712 --> 00:34:10,838
تیمور.

316
00:34:28,940 --> 00:34:29,941
بلند شو!

317
00:34:42,787 --> 00:34:43,871
تیمور.

318
00:36:53,000 --> 00:36:54,752
مثل کره‌ای تازه متولد شده است.

319
00:36:58,714 --> 00:36:59,924
رهایش کنید.

320
00:37:01,801 --> 00:37:03,511
جادوگر زرتشتی.

321
00:37:04,178 --> 00:37:05,513
نگاه کن.

322
00:37:06,305 --> 00:37:08,224
تو معروفی.

323
00:37:25,950 --> 00:37:29,620
تو را برای یافتن چاقو
و سلاح‌های پنهان گشتیم.

324
00:37:30,454 --> 00:37:31,747
فقط این را پیدا کردیم.

325
00:37:38,629 --> 00:37:40,673
من هم کمی شطرنج بازی می‌کنم.

326
00:37:43,676 --> 00:37:45,469
حالا زندانی تو هستم؟

327
00:37:47,012 --> 00:37:49,306
تو فقط مرا به چشم دشمن می‌بینی،

328
00:37:50,516 --> 00:37:53,436
حتی بعد از اینکه تو را
از مرگ در صحرا نجات دادم.

329
00:37:54,854 --> 00:37:57,356
بعد از بلایی که در سمرقند
سرت آوردند.

330
00:37:57,440 --> 00:37:59,024
و تو چه می‌دانی از آن؟

331
00:37:59,108 --> 00:38:00,818
خیلی بیشتر از آنچه تصور کنی می‌دانم.

332
00:38:01,694 --> 00:38:04,196
آن شب عسلِ من نبود
که به لب‌هایت رسید.

333
00:38:05,698 --> 00:38:08,033
تغلق آدم بدی بود،
اما پسرش...

334
00:38:08,951 --> 00:38:10,744
نیازی به توضیح نیست.

335
00:38:12,037 --> 00:38:14,165
هرگز مبارزه‌ای مثل آن را ندیده بودم

336
00:38:14,665 --> 00:38:16,834
که با آن مغول‌های جته
داشتی.

337
00:38:17,960 --> 00:38:19,378
آن خشم،

338
00:38:20,629 --> 00:38:21,881
آن اشتیاق،

339
00:38:26,427 --> 00:38:27,845
می‌تواند مفید باشد.

340
00:38:35,269 --> 00:38:38,439
اگر می‌خواستم، تیمور، مرده بودی.

341
00:38:42,735 --> 00:38:44,153
چرا باید به تو اعتماد کنم؟

342
00:38:44,862 --> 00:38:47,573
همه مردان اردوگاه من
آزادند که بروند.

343
00:38:52,203 --> 00:38:53,579
بمان.

344
00:38:58,250 --> 00:38:59,627
بگذار مداوایت کنم.

345
00:39:05,341 --> 00:39:08,427
شاید دریابی
که هدف یکسانی داریم.

346
00:39:14,266 --> 00:39:15,684
و آن چیست؟

347
00:39:19,897 --> 00:39:21,190
عدالت.

348
00:40:28,465 --> 00:40:30,634
دنبال حریفی شایسته بودم.

349
00:40:38,183 --> 00:40:39,268
کی‌خسرو؟

350
00:40:41,603 --> 00:40:44,231
-فکر می‌کردم مرده‌ای.
-نه به اندازه تو.

351
00:40:46,608 --> 00:40:48,026
راه زیادی نیامدی.

352
00:40:54,158 --> 00:40:55,492
اینجا چه کار می‌کنی؟

353
00:40:56,743 --> 00:40:58,829
شورش حاجی برای من نبود.

354
00:40:59,663 --> 00:41:01,248
بانو مرا پناه دادند.

355
00:41:03,041 --> 00:41:05,502
تا زمانی که برایشان مفید باشم
با من خوب هستند.

356
00:41:05,586 --> 00:41:08,005
بله، بی‌تردید.

357
00:41:09,131 --> 00:41:10,382
آن‌ها فقط دزد هستند.

358
00:41:10,466 --> 00:41:12,384
آن‌ها تبعیدی‌هایی مثل من و تو هستند.

359
00:41:12,885 --> 00:41:15,095
سعی می‌کنند زیر بار
ظلم مغول‌ها زنده بمانند،

360
00:41:15,179 --> 00:41:16,847
به هر قیمتی.

361
00:41:16,930 --> 00:41:18,474
لعنت به مغول‌ها.

362
00:41:19,725 --> 00:41:22,019
ایلیاس را برای کاری که کرد می‌کشم.

363
00:41:22,519 --> 00:41:23,937
به سختی می‌توانی راه بروی.

364
00:41:25,230 --> 00:41:26,857
ماه‌ها در بستر بودی،

365
00:41:26,940 --> 00:41:28,358
مسموم با عسل دیوانه‌کننده.

366
00:41:33,864 --> 00:41:37,284
خوشبختانه،
بانو رازهای تو را خوب می‌داند.

367
00:41:40,746 --> 00:41:43,540
سمرقند ده روز با اسب فاصله دارد.

368
00:41:45,250 --> 00:41:46,376
وقتی به آنجا برسی،

369
00:41:47,502 --> 00:41:49,213
اگر برسی،

370
00:41:50,130 --> 00:41:52,507
می‌توانی لنگ‌لنگان تا دروازه‌ها بروی

371
00:41:52,591 --> 00:41:54,343
و ایلیاس را همان‌جا بکشی.

372
00:41:57,221 --> 00:41:58,847
چرا حالا می‌خواهی کمکم کنی؟

373
00:42:04,853 --> 00:42:06,063
سرنوشت.

374
00:42:07,439 --> 00:42:09,608
ما را به هم رساند.

375
00:42:11,777 --> 00:42:13,195
ببینیم چرا.

376
00:42:16,782 --> 00:42:18,867
برای پایت آتل می‌بندم.

377
00:43:01,868 --> 00:43:04,079
ما از همان ابتدا
با پای چپ شروع کردیم.

378
00:43:05,622 --> 00:43:06,748
نام من داگلاس است.

379
00:43:07,582 --> 00:43:08,792
پسرِ داگلاس.

380
00:43:10,293 --> 00:43:12,462
اما تو، مثل بقیه،
می‌توانی مرا جیمز صدا کنی.

381
00:43:14,297 --> 00:43:16,591
رهبر تو یک ایرانیِ اصیل‌گراست.

382
00:43:17,050 --> 00:43:18,385
درکش می‌کنم،

383
00:43:19,928 --> 00:43:21,263
اما بقیه شما...

384
00:43:22,931 --> 00:43:24,975
ما به دلایل خودمان می‌جنگیم،

385
00:43:26,560 --> 00:43:28,729
حتی دزدان خرده‌پایی
مثل ما.

386
00:43:30,814 --> 00:43:32,023
اما تو چطور،

387
00:43:33,900 --> 00:43:35,068
ای رهبر بزرگ؟

388
00:43:36,486 --> 00:43:38,280
برای چه می‌جنگی؟

389
00:43:39,448 --> 00:43:41,032
تو درک نمی‌کنی.

390
00:43:43,410 --> 00:43:44,953
گرفتن آنچه متعلق به توست،

391
00:43:46,079 --> 00:43:47,956
محافظت از آنچه مال توست...

392
00:43:48,039 --> 00:43:49,833
همه ما این را می‌فهمیم.

393
00:43:49,916 --> 00:43:51,084
همه تاوانش را خواهند داد.

394
00:43:51,168 --> 00:43:52,210
بله.

395
00:43:53,336 --> 00:43:54,629
مطمئنم که همین‌طور است.

396
00:43:57,924 --> 00:43:59,134
تیمورِ لنگ.

397
00:44:08,435 --> 00:44:10,520
حالا می‌فهمم چرا او از جانت گذشت.

398
00:44:41,426 --> 00:44:42,677
کی‌خسرو،

399
00:44:44,513 --> 00:44:46,097
وقتی حاجی شورش کرد،

400
00:44:46,848 --> 00:44:48,099
چرا به ما نپیوستی؟

401
00:44:50,227 --> 00:44:51,937
وفاداری تو به تغلق بود.

402
00:44:53,104 --> 00:44:56,399
بیزاری من از مغول‌ها
بر کسی پوشیده نیست،

403
00:44:56,483 --> 00:44:59,528
به‌ویژه پس از
اقداماتشان علیه پدرت.

404
00:44:59,903 --> 00:45:02,155
حالا داری یاد پدرم را زنده می‌کنی؟

405
00:45:03,740 --> 00:45:05,825
بحث گذشته نیست، تیمور.

406
00:45:07,369 --> 00:45:09,371
بحث چیزی است که او در تو دید.

407
00:45:12,624 --> 00:45:16,002
او پیش‌بینی کرد که پایانِ
سلطه مغول نزدیک است.

408
00:45:16,086 --> 00:45:19,297
در رویا می‌دید که من پادشاهِ
جدیدی می‌شوم

409
00:45:20,131 --> 00:45:23,426
و شمشیری شعله‌ور به دست گرفته و مغول‌ها را شکست می‌دهم.

410
00:45:24,177 --> 00:45:25,637
و او یک نادان بود.

411
00:45:26,721 --> 00:45:28,723
نادان برای به چالش کشیدن مغول‌ها.

412
00:45:29,140 --> 00:45:31,142
نادان برای زیر سوال بردن قازخان.

413
00:45:31,559 --> 00:45:33,561
و با این حال، تو در تبعیدی،

414
00:45:34,354 --> 00:45:38,733
در حالی که به کسی وفادار بودی
که هرگز وفاداری‌ات را ارج ننهاد.

415
00:45:42,070 --> 00:45:44,572
شاید باید آنچه پدرت دید را بپذیری.

416
00:45:50,453 --> 00:45:51,788
تو باید پادشاه شوی.

417
00:45:54,916 --> 00:45:58,461
ما به خاطر پیش‌گویی‌های دروغین او
تبعید شدیم.

418
00:45:59,838 --> 00:46:01,339
امتناع من

419
00:46:02,966 --> 00:46:04,592
به خاطر بزدلی نیست.

420
00:46:08,054 --> 00:46:09,681
من قولی داده بودم.

421
00:46:09,764 --> 00:46:10,890
به چه کسی؟

422
00:46:13,184 --> 00:46:14,310
به قازخان.

423
00:46:15,103 --> 00:46:16,396
و تو هم مثل او،

424
00:46:16,855 --> 00:46:19,149
مغول‌ها را به مردم خودت
ترجیح دادی.

425
00:46:19,232 --> 00:46:20,316
نه.

426
00:46:21,192 --> 00:46:22,944
قازخان مرا انتخاب کرد.

427
00:46:23,903 --> 00:46:27,532
قازخان فرصتی دیگر به من داد.

428
00:46:27,615 --> 00:46:31,661
قازخان ازدواجم با
نوه‌اش را پذیرفت.

429
00:46:34,914 --> 00:46:36,916
اما با مرگ قازخان،

430
00:46:41,880 --> 00:46:44,382
مردم حسین، وارث او را،
انتخاب نکردند.

431
00:46:45,341 --> 00:46:48,636
عموی تو بود که به عنوان
نماد آزادی ظهور کرد.

432
00:46:49,471 --> 00:46:51,347
و ببین چه بر سرش آمد.

433
00:46:51,931 --> 00:46:53,725
او رهبری که نیاز داشتیم نبود.

434
00:46:55,268 --> 00:46:56,436
تو هستی.

435
00:46:57,228 --> 00:47:01,357
اما تحت تأثیر وفاداری به
پدربزرگِ همسرت،

436
00:47:02,150 --> 00:47:03,526
یک پادشاه دست‌نشانده،

437
00:47:04,319 --> 00:47:06,237
رنج ما را نادیده گرفتی.

438
00:47:10,492 --> 00:47:12,952
حالا مسئولیت
دوباره بر دوش توست.

439
00:47:13,828 --> 00:47:16,164
آیا واقعاً می‌توانی
برای همیشه آن را رد کنی؟

440
00:47:16,247 --> 00:47:17,332
من می‌توانم.

441
00:47:18,124 --> 00:47:19,334
و این کار را خواهم کرد.

442
00:47:23,087 --> 00:47:25,006
بحث تاج نیست، تیمور.

443
00:47:27,383 --> 00:47:29,177
بحث خودِ مرد است.

444
00:47:30,762 --> 00:47:31,971
قدرت،

445
00:47:33,515 --> 00:47:34,724
شرافت،

446
00:47:36,226 --> 00:47:37,310
عدالت.

447
00:47:38,645 --> 00:47:43,233
زندگی من ساخته دست خودم است،
نه پیش‌گویی‌های دروغین.

448
00:47:46,277 --> 00:47:48,821
قازخان و الجای مرده‌اند.

449
00:47:50,031 --> 00:47:52,367
حالا تنها کاری که برایم باقی مانده

450
00:47:53,159 --> 00:47:56,037
اصلاح بی‌عدالتی‌هایی است که
ایلیاس بر آن‌ها روا داشت.

451
00:47:57,080 --> 00:47:59,916
و چه راهی بهتر از گرفتن انتقامِ
مرگ همسرت،

452
00:48:03,211 --> 00:48:04,754
که پیش‌گویی‌ای را محقق کنی

453
00:48:04,837 --> 00:48:07,340
که ایلیاس و مغول‌ها از آن هراس دارند؟

454
00:49:48,649 --> 00:49:51,235
تو تمام عمرت مثل یک سرباز پیاده زنده ماندی.

455
00:49:53,071 --> 00:49:55,406
پتانسیل یک سرباز پیاده
معمولاً دست‌کم گرفته می‌شود.

456
00:49:57,450 --> 00:50:00,411
به تو نشان می‌دهم که چطور یک سرباز می‌تواند
به چیزی فراتر تبدیل شود.

457
00:50:06,542 --> 00:50:08,503
او به چابکی دیگران نیست.

458
00:50:12,423 --> 00:50:13,591
اما استقامت دارد.

459
00:50:21,849 --> 00:50:23,684
سفرش ممکن است خطرناک به نظر برسد.

460
00:50:25,812 --> 00:50:27,563
اما با متحدان استراتژیک،

461
00:50:27,647 --> 00:50:29,816
می‌تواند بیش از حد انتظار دوام بیاورد.

462
00:50:29,899 --> 00:50:31,692
بالاخره آمدی تا با من بنوشی؟

463
00:50:32,401 --> 00:50:33,986
عسل وحشیِ بانو.

464
00:50:34,070 --> 00:50:37,114
یک قطره‌اش تو را سرزنده می‌کند.

465
00:50:39,033 --> 00:50:40,326
و خیلی بیشتر از آن.

466
00:50:41,786 --> 00:50:42,662
خب، خودت می‌دانی.

467
00:50:42,745 --> 00:50:44,455
با یک محافظ قدرتمند،

468
00:50:44,539 --> 00:50:46,582
بی‌سروصدا پیش می‌رود.

469
00:50:46,666 --> 00:50:47,625
یک جرقه ساده

470
00:50:49,877 --> 00:50:51,462
می‌تواند سرنوشت‌ها را تغییر دهد.

471
00:50:52,713 --> 00:50:55,466
این‌گونه است که مبارزه را به ایلیاس می‌کشانیم.

472
00:50:57,343 --> 00:51:00,763
پس از پشت سر گذاشتن تمام چالش‌ها،

473
00:51:01,889 --> 00:51:03,140
تمام نیرنگ‌ها،

474
00:51:04,016 --> 00:51:06,811
می‌توان آن را با هر مهره‌ای
در صفحه جابه‌جا کرد.

475
00:51:08,229 --> 00:51:09,647
دوباره برمی‌خیزد،

476
00:51:11,357 --> 00:51:12,650
دگرگون‌شده،

477
00:51:14,110 --> 00:51:16,862
دیگر در سایه‌ی کسی نیستم.

478
00:51:17,947 --> 00:51:19,782
شاید یک پادشاه.

479
00:51:22,410 --> 00:51:23,494
یک پادشاه؟

480
00:51:42,805 --> 00:51:44,307
امروز خبری هست؟

481
00:51:45,725 --> 00:51:48,144
فکر نمی‌کنم بانو بانو
دوست داشته باشد که پوستت را بکنم.

482
00:51:48,728 --> 00:51:50,438
نه بعد از این همه زحمت.

483
00:51:51,022 --> 00:51:53,274
این دلیل خوبی است
برای یک نبرد جانانه.

484
00:52:09,540 --> 00:52:10,666
یک حریف شایسته.

485
00:52:11,917 --> 00:52:13,669
فقط شش ماه طول کشید.

486
00:52:14,795 --> 00:52:16,464
اغراق می‌کنی، دوست مسیحی من.

487
00:52:16,547 --> 00:52:19,425
فکر می‌کردم بیشتر طول بکشد

488
00:52:19,800 --> 00:52:21,177
تا مرا «دوست» خطاب کنی.

489
00:52:22,053 --> 00:52:23,387
داری نرم می‌شوی.

490
00:52:57,338 --> 00:52:59,131
تو را بهتر از آن چیزی که فکر می‌کنی درک می‌کنم.

491
00:53:01,842 --> 00:53:04,261
خانواده‌ام در کنار
ویلیام والاس جنگیدند.

492
00:53:05,179 --> 00:53:07,515
ویلیام والاس وحشی.

493
00:53:07,973 --> 00:53:09,225
درباره‌اش شنیده‌ای، مگر نه؟

494
00:53:09,308 --> 00:53:12,353
-بله. درباره‌ی پادشاه خائن هم همین‌طور.
-او مرد بزرگی بود.

495
00:53:14,021 --> 00:53:15,356
کاری را کرد که باید انجام می‌داد.

496
00:53:16,357 --> 00:53:17,900
سعی کرد قبایل را متحد کند،

497
00:53:19,235 --> 00:53:21,070
اما آن‌ها عاشق دردسر بودند.

498
00:53:21,445 --> 00:53:23,364
همیشه مردم عادی را فراموش می‌کردند.

499
00:53:24,448 --> 00:53:27,535
بنابراین سوگند خوردم که هرگز
دوباره به پادشاه دیگری خدمت نکنم.

500
00:53:28,619 --> 00:53:30,454
حالا اینجا خانه‌ی من است.

501
00:53:31,372 --> 00:53:35,167
و با هر کسی می‌جنگم
تا از دوستانم دفاع کنم.

502
00:53:39,463 --> 00:53:41,006
حتی کسی مثل تو.

503
00:53:43,134 --> 00:53:44,593
یا شاید حق با تو باشد،

504
00:53:45,177 --> 00:53:46,971
تیمور لنگ.

505
00:53:49,640 --> 00:53:51,267
شاید دارم نرم می‌شوم.

506
00:54:10,411 --> 00:54:11,579
بالاخره.

507
00:54:43,611 --> 00:54:44,737
بیشتر از حد انتظار.

508
00:54:44,820 --> 00:54:47,197
بله. تقریباً هیچ مقاومتی نکردند.

509
00:54:47,281 --> 00:54:48,324
بد نبود.

510
00:54:48,407 --> 00:54:49,700
شمشیرها را به زرادخانه ببرید.

511
00:54:50,701 --> 00:54:51,869
آن صندوق را بیاور اینجا.

512
00:54:58,292 --> 00:54:59,543
با آن‌ها چه کار می‌کنی؟

513
00:55:00,502 --> 00:55:01,920
قبل از اینکه شما بروید،

514
00:55:02,796 --> 00:55:04,965
این مردان در راه
سمرقند بودند.

515
00:55:05,049 --> 00:55:07,092
همان‌هایی که شما را به حال خود رها می‌کردند تا بمیرید.

516
00:55:09,928 --> 00:55:11,263
می‌خواهی به آن‌ها ملحق شوی؟

517
00:55:21,607 --> 00:55:23,984
پیشنهاد می‌کنم با کی‌خسرو صحبت کنی.

518
00:55:27,821 --> 00:55:29,323
او دنبال تو می‌گشت.

519
00:55:41,752 --> 00:55:43,128
مرا صدا زدی؟

520
00:55:44,213 --> 00:55:45,464
مردی را دستگیر کردیم

521
00:55:45,547 --> 00:55:48,133
که می‌تواند ما را
به منابع باروت سیاه برساند.

522
00:55:48,926 --> 00:55:51,011
او در میان کاروان بیرون است.

523
00:55:51,095 --> 00:55:52,179
جاسور؟

524
00:55:53,514 --> 00:55:55,182
زندگی‌ام را مدیون او هستم.

525
00:55:55,265 --> 00:55:56,558
و چیزهای بیشتری هم هست.

526
00:55:59,436 --> 00:56:00,771
حسین زنده است.

527
00:56:02,564 --> 00:56:03,732
حسین زنده است؟

528
00:56:04,566 --> 00:56:05,859
او در حال جمع‌آوری نیرو است،

529
00:56:06,777 --> 00:56:08,987
و تمام این مدت از الیاس دوری کرده است.

530
00:56:10,072 --> 00:56:12,866
-کجا؟
-می‌دانم که باید شوکه شده باشی.

531
00:56:14,535 --> 00:56:15,577
ما هم همین‌طور بودیم.

532
00:56:17,621 --> 00:56:20,958
با باروت سیاه جاسور،
می‌توانیم الیاس را به زانو درآوریم.

533
00:56:21,417 --> 00:56:23,836
حالا زمان
تردید نیست، تیمور.

534
00:56:23,919 --> 00:56:25,379
حسین می‌تواند ما را متحد کند.

535
00:56:25,462 --> 00:56:27,965
چرا اصرار داری
که مهره‌ی افراد حقیر باشی؟

536
00:56:28,632 --> 00:56:30,634
چیزی یاد نگرفتی؟

537
00:56:30,717 --> 00:56:32,594
اگر حسین از حمله گریخت.

538
00:56:34,388 --> 00:56:35,264
الجای!

539
00:56:36,974 --> 00:56:39,810
قدرت سرنوشت را دست‌کم نگیر.

540
00:56:44,022 --> 00:56:47,359
تا زمانی که حسین زنده است،
عهد من همچنان پابرجاست.

541
00:56:48,068 --> 00:56:50,821
این از هر چرخشی در سرنوشت
قوی‌تر است.

542
00:57:37,075 --> 00:57:38,118
امیر تیمور؟

543
00:58:33,131 --> 00:58:36,343
خراسان

544
00:58:36,426 --> 00:58:41,223
افغانستان باستان

545
00:58:48,105 --> 00:58:49,523
آن‌ها چه کسانی هستند؟

546
00:58:53,026 --> 00:58:55,028
شبیه مسافران ساده به نظر می‌رسند.

547
00:58:56,279 --> 00:58:58,407
برو، به بقیه خبر بده.

548
00:58:58,490 --> 00:58:59,366
الجای!

549
00:58:59,449 --> 00:59:01,034
برو. حالم خوب است.

550
00:59:12,003 --> 00:59:13,255
تیمور.

551
00:59:24,891 --> 00:59:26,935
الیاس رفت. تعداد جته‌ها کم است،

552
00:59:27,018 --> 00:59:28,603
می‌توانیم مقاومت کنیم.

553
00:59:29,271 --> 00:59:30,480
با کدام ارتش؟

554
00:59:31,523 --> 00:59:33,191
ارتشی که به من قولش را دادی!

555
00:59:33,275 --> 00:59:35,527
دست‌کم گرفتن مغول‌ها
حماقت است.

556
00:59:35,610 --> 00:59:38,989
تو حتی نمی‌توانی همسر مغول خودت را مطیع کنی، حسین.

557
00:59:40,657 --> 00:59:43,869
چه ذهن‌های درخشان
و تاکتیک‌هایی که در یک اتاق جمع شده‌اند.

558
00:59:43,952 --> 00:59:45,036
سارای خانم
شاهدخت مغول

559
00:59:45,370 --> 00:59:46,913
حیف که نه شما،
و نه مردانت

560
00:59:46,997 --> 00:59:49,458
متوجه نشدید که سواران
وارد اردوگاهت می‌شدند.

561
01:00:05,056 --> 01:00:07,350
ستایش از آن خدا
و آسمان‌های آبی بزرگ است.

562
01:00:08,101 --> 01:00:09,144
تو زنده‌ای.

563
01:00:09,227 --> 01:00:10,645
کشتن من کار سختی است.

564
01:00:11,605 --> 01:00:13,023
شاید، برادر.

565
01:00:13,106 --> 01:00:14,316
شاید همین‌طور باشد.

566
01:00:15,901 --> 01:00:16,902
بیا.

567
01:00:18,403 --> 01:00:21,823
حالا، بگو ببینم، در این ماه‌ها
کجا بودی؟

568
01:00:26,203 --> 01:00:29,039
آیا توانستی بعد از مسموم شدن
اسب‌سواری کنی؟

569
01:00:29,706 --> 01:00:32,792
هرگز نشنیده بودم کسی
از عسل دیوانه جان سالم به در ببرد.

570
01:00:33,752 --> 01:00:36,880
سارای، همسر من
مرد معمولی نیست.

571
01:00:38,548 --> 01:00:40,467
الیاس باید مردانش را به خراسان فرستاده باشد

572
01:00:40,550 --> 01:00:42,219
قبل از اینکه به سمرقند برسی.

573
01:00:43,803 --> 01:00:47,015
الجای به شدت مجروح شد.
به سختی فرار کردیم.

574
01:00:47,098 --> 01:00:48,934
حسین همیشه استاد پنهان شدن بود.

575
01:00:49,017 --> 01:00:50,435
من کارهای بیشتری از آن انجام دادم.

576
01:00:50,518 --> 01:00:53,021
پدرم می‌گفت
او مثل ماهی لغزنده است.

577
01:00:53,104 --> 01:00:54,564
لغزنده باشد یا نه،

578
01:00:55,899 --> 01:00:57,984
تو همسر و فرزندم را نجات دادی.

579
01:00:59,402 --> 01:01:00,946
آن‌ها را در امان نگه داشتی،

580
01:01:01,696 --> 01:01:03,740
حتی وقتی فکر می‌کردی
من مرده‌ام.

581
01:01:04,199 --> 01:01:06,493
و من یک بار دیگر به تو مدیونم.

582
01:01:09,537 --> 01:01:11,915
الیاس باید به خاطر کاری که با این خانواده کرد،
تاوان بدهد.

583
01:01:15,377 --> 01:01:17,504
بیایید همین حالا به سمرقند برویم.

584
01:01:18,546 --> 01:01:20,215
تغلق در بستر مرگ است.

585
01:01:20,590 --> 01:01:23,343
الیاس سمرقند را ترک کرده
و در حال سفر به شمال است

586
01:01:23,426 --> 01:01:25,220
تا کنار پدر در حال مرگش باشد.

587
01:01:25,303 --> 01:01:28,556
تا جای او را
به عنوان خان جغتای بگیرد.

588
01:01:29,599 --> 01:01:30,725
حالا برویم،

589
01:01:30,809 --> 01:01:33,436
مردم خائن سمرقند
نمی‌توانند پیروز شوند.

590
01:01:33,520 --> 01:01:37,273
مردم سمرقند نیاز دارند
آزاد شوند، نه تسخیر.

591
01:01:39,526 --> 01:01:42,404
تیمور، این فرصت ماست.

592
01:01:43,238 --> 01:01:44,239
با تو در کنارم،

593
01:01:44,322 --> 01:01:46,449
تصور کن چه بلایی سر الیاس می‌آوریم.

594
01:01:46,991 --> 01:01:50,286
بیک‌جوق سمرقند را
تنها با چند صد نفر نگه داشته است.

595
01:01:50,370 --> 01:01:53,331
ما می‌توانیم از سمرقند
علیه بازگشت الیاس استفاده کنیم.

596
01:01:56,418 --> 01:01:57,919
ایمان‌ات را به من از دست دادی؟

597
01:03:38,478 --> 01:03:40,188
من تازه تو را پس گرفتم.

598
01:03:40,813 --> 01:03:43,983
و قلبت همین حالا با حسین
راهی سمرقند شده است.

599
01:03:52,367 --> 01:03:53,576
او حق دارد.

600
01:03:56,120 --> 01:03:57,997
اما اگر از من بخواهی،

601
01:03:58,081 --> 01:04:01,751
به او می‌گویم کسی دیگر را پیدا کند
که با او به نبرد برود.

602
01:04:04,003 --> 01:04:06,422
برادرم فقط فرصت‌ها را می‌بیند،

603
01:04:06,506 --> 01:04:07,966
همیشه همین‌طور بوده.

604
01:04:09,300 --> 01:04:12,011
چشمانش همیشه در افق به دنبال

605
01:04:12,720 --> 01:04:14,597
فرصتی برای حمله بعدی است.

606
01:04:25,024 --> 01:04:26,651
اما مردی که دوستش دارم...

607
01:04:28,987 --> 01:04:30,279
متفاوت است.

608
01:04:33,408 --> 01:04:36,119
و مردم سمرقند
به هر دوی شما نیاز دارند.

609
01:04:39,747 --> 01:04:41,416
من بیشتر نگران

610
01:04:42,291 --> 01:04:44,627
نیازهای همسر و فرزندم هستم.

611
01:04:44,711 --> 01:04:48,297
جهانگیر باید بداند
که پدرش مرد بزرگی است

612
01:04:48,381 --> 01:04:53,219
که به عهدی که برای محافظت از جاده و مردمش بسته بود،
وفا کرد.

613
01:05:06,190 --> 01:05:07,358
این چیست؟

614
01:05:12,405 --> 01:05:14,782
حالا هر دوی ما
نشان‌های الیاس را داریم.

615
01:05:17,869 --> 01:05:20,663
فقط خدا را شکر می‌کنم
که جهانگیر آسیب ندیده است.

616
01:05:23,374 --> 01:05:25,084
باید از تو محافظت می‌کردم.

617
01:05:25,168 --> 01:05:26,586
نه، نه.

618
01:05:27,712 --> 01:05:28,796
تو نمی‌توانستی بدانی.

619
01:05:28,880 --> 01:05:31,716
تو هرگز در امان نخواهی بود.
نه تا زمانی که الیاس زنده است.

620
01:05:39,015 --> 01:05:41,392
حالا زمان آن است که حسین دست به کار شود.

621
01:05:43,394 --> 01:05:44,937
او موفق خواهد شد.

622
01:05:48,816 --> 01:05:51,235
با تو در کنارش، شکی ندارم.

623
01:06:08,753 --> 01:06:11,130
این یک بار تو را به من بازگرداند.

624
01:06:27,480 --> 01:06:29,899
ما در سال گذشته نیرو جمع کرده‌ایم

625
01:06:30,358 --> 01:06:32,068
و منتظر فرصت مناسب بودیم.

626
01:06:32,985 --> 01:06:34,820
شاید فراموش کرده‌ای بشماری.

627
01:06:35,571 --> 01:06:37,990
ارتش ۱۰۰ نفره من قوی‌تر است

628
01:06:38,074 --> 01:06:41,285
از ارتش هزار نفره الیاس.

629
01:06:41,369 --> 01:06:44,247
شنیدم که چندین بار
به شهر نفوذ کردی.

630
01:06:44,789 --> 01:06:46,666
چه چیزی درباره
دفاع سمرقند می‌دانی؟

631
01:06:49,210 --> 01:06:51,712
با این تعداد نیرو،
به یک معجزه نیاز داری.

632
01:06:54,340 --> 01:06:55,508
آیا هدف عادلانه نیست؟

633
01:06:56,968 --> 01:06:59,887
من نمی‌توانم فرشتگانی با شمشیرهای آتشین
احضار کنم

634
01:06:59,971 --> 01:07:01,597
مثل رویاهای پدرم...

635
01:07:08,729 --> 01:07:09,897
چه شده؟

636
01:07:14,568 --> 01:07:16,570
شطرنج بازی می‌کنی، نه؟

637
01:07:28,332 --> 01:07:30,293
مغول‌ها از ما بیشترند.

638
01:07:30,376 --> 01:07:31,335
درست است.

639
01:07:32,211 --> 01:07:33,713
اما به آدم‌های زیادی نیاز نداریم.

640
01:07:35,381 --> 01:07:38,009
برای مغول‌های باقی‌مانده در سمرقند،
آن شهر آن‌قدر اهمیت ندارد

641
01:07:38,092 --> 01:07:41,137
که بخواهند جانشان را
برایش فدا کنند.

642
01:07:42,138 --> 01:07:44,682
چه چیزی تو را مطمئن می‌کند
که آن‌ها عقب‌نشینی می‌کنند؟

643
01:07:45,099 --> 01:07:47,727
اراده‌شان برای جنگیدن
از دو چیز می‌آید:

644
01:07:48,561 --> 01:07:49,979
ترس از خان

645
01:07:50,980 --> 01:07:52,648
و غنائم جنگی.

646
01:07:54,316 --> 01:07:55,985
این یعنی چه؟

647
01:07:56,569 --> 01:08:00,156
کاری می‌کنیم که به نظر برسد
شهر در محاصره است.

648
01:08:03,117 --> 01:08:04,118
مشعل‌ها.

649
01:08:06,454 --> 01:08:07,788
در دوردست.

650
01:08:08,581 --> 01:08:11,208
چه کسی با این همه مرد
به سمت شهر ما می‌آید؟

651
01:08:12,668 --> 01:08:14,295
بیک‌جوق احمق نیست.

652
01:08:15,046 --> 01:08:16,964
او مردان خودش را به خطر نمی‌اندازد،

653
01:08:17,048 --> 01:08:19,800
به‌ویژه
در برابر نیرویی برتر.

654
01:08:19,884 --> 01:08:20,968
نقشه‌ات چیست؟

655
01:08:21,594 --> 01:08:22,970
من به الیاس خدمت می‌کنم،

656
01:08:23,345 --> 01:08:25,514
این نبرد ارزش جان مردانش را ندارد.

657
01:08:26,223 --> 01:08:28,350
بدون الیاس، چه کسی شهر را اداره می‌کند؟

658
01:08:28,434 --> 01:08:29,477
ابوشهاب.

659
01:08:29,894 --> 01:08:31,062
برویم.

660
01:08:31,520 --> 01:08:34,899
عالی است، برای موفقیت این نقشه
به یک ترسو نیاز داریم.

661
01:08:37,234 --> 01:08:38,360
پرچم را بالا ببرید.

662
01:08:38,778 --> 01:08:40,070
باید تسلیم شویم.

663
01:08:40,446 --> 01:08:42,490
همه بزرگان سر تعظیم فرود خواهند آورد

664
01:08:42,948 --> 01:08:44,909
در برابر حاکم برحق
سمرقند.

665
01:08:46,160 --> 01:08:47,536
حسین.

666
01:08:48,662 --> 01:08:51,165
وقتی
پرچم سفید تسلیم را برافراشتند...

667
01:08:53,375 --> 01:08:57,296
ما اسکندر و مردانش را به پشت شهر
هدایت خواهیم کرد

668
01:08:57,880 --> 01:09:00,883
و آن‌ها نیروهای جته را
هنگام تلاش برای فرار در هم می‌کوبند.

669
01:09:01,550 --> 01:09:03,677
آنگاه، شهر از آن ما خواهد بود.

670
01:09:04,762 --> 01:09:06,597
وقتی مردم سمرقند ببینند

671
01:09:06,680 --> 01:09:10,226
که ما شهر را بدون آسیب رساندن
به حتی یک نفر گرفتیم،

672
01:09:10,893 --> 01:09:12,311
به ما خواهند پیوست.

673
01:09:14,605 --> 01:09:16,440
تنها دو کار باقی مانده است:

674
01:09:19,026 --> 01:09:20,486
فرستادن یک پیام

675
01:09:22,738 --> 01:09:24,198
و آماده کردن تله.

676
01:09:24,532 --> 01:09:25,825
بیک‌جوق.

677
01:09:27,660 --> 01:09:29,745
از اینکه می‌بینی از مرگ برگشته‌ام
تعجب کردی؟

678
01:09:31,288 --> 01:09:32,289
نه.

679
01:09:39,755 --> 01:09:43,092
چون شمشیرم را در بدنت فرو نکردم.

680
01:09:49,848 --> 01:09:51,308
به الیاس بگو

681
01:09:52,101 --> 01:09:54,061
که منتظرش هستم.

682
01:09:56,397 --> 01:09:58,649
و آماده باشد
تا با شمشیر من روبرو شود.

683
01:10:09,034 --> 01:10:11,370
و سهم من در این میان چیست؟

684
01:10:13,539 --> 01:10:16,959
تو، دوست من،
به ما در کشتن الیاس کمک خواهی کرد.

685
01:10:28,095 --> 01:10:31,223
حکومت خونین الیاس
و حاکمان دست‌نشانده‌اش

686
01:10:31,932 --> 01:10:33,600
به پایان رسید!

687
01:10:35,102 --> 01:10:37,062
این روز متعلق به توست، حسین.

688
01:10:39,231 --> 01:10:41,525
سمرقند از استبداد آزاد خواهد شد

689
01:10:42,901 --> 01:10:45,070
و از کسانی که علیه
خانواده‌ام شوریدند.

690
01:10:54,371 --> 01:10:55,789
این مردان تسلیم شدند.

691
01:10:57,458 --> 01:10:59,835
-آن‌ها هیچ خطری ندارند.
-هیچ خطری؟

692
01:11:04,882 --> 01:11:07,176
آن‌ها علیه ما توطئه کردند!

693
01:11:07,968 --> 01:11:10,012
نه یک بار، بلکه دو بار!

694
01:11:11,513 --> 01:11:14,266
در گوشه‌های تاریک علیه پدربزرگم
تبانی کردند،

695
01:11:14,683 --> 01:11:16,810
و برای سرنگونی تو نقشه کشیدند.

696
01:11:21,774 --> 01:11:23,317
اگر حالا بگذاری زنده بمانند،

697
01:11:23,984 --> 01:11:27,613
بارها و بارها به سراغت خواهند آمد.

698
01:11:41,919 --> 01:11:45,589
حس شرافت نباید چشمانم را کور کند.

699
01:11:54,098 --> 01:11:55,724
عدالت می‌خواهی

700
01:11:57,184 --> 01:11:58,519
یا نه؟

701
01:12:13,575 --> 01:12:14,910
تیمور عزیزم،

702
01:12:15,828 --> 01:12:19,122
خبر پیروزی تو در سمرقند
به اردوگاه رسید.

703
01:12:20,707 --> 01:12:24,044
خوشحالم که برادرم را
بر تخت قانونی‌اش می‌بینم.

704
01:12:25,754 --> 01:12:28,924
حالا بزرگترین تهدید ما الیاس است.

705
01:12:32,845 --> 01:12:34,137
حالتان خوب است؟

706
01:12:36,515 --> 01:12:37,641
خوب خواهم شد.

707
01:12:42,479 --> 01:12:44,398
زخم‌هایم التیام نمی‌یابند

708
01:12:44,857 --> 01:12:46,733
و تب مرا ضعیف کرده است.

709
01:12:47,568 --> 01:12:51,989
بی‌صبرانه منتظرم که در خانه‌ام در سمرقند
بهبود یابم.

710
01:13:03,166 --> 01:13:04,334
دروغ نمی‌گویم.

711
01:13:04,418 --> 01:13:06,837
مثل همه، من هم فکر می‌کردم
که تو مرده‌ای.

712
01:13:07,170 --> 01:13:08,547
اما اینجا هستی،

713
01:13:08,630 --> 01:13:10,257
آزادی‌بخش سمرقند.

714
01:13:10,340 --> 01:13:14,344
من نصف آن مردی هستم که
آخرین بار مرا دیدی.

715
01:13:15,470 --> 01:13:16,763
شاید لنگ می‌زنی،

716
01:13:16,847 --> 01:13:19,141
اما هنوز تیمور هستی،
پسر طراغای.

717
01:13:19,683 --> 01:13:22,269
هیچ‌کس دیگری نمی‌توانست
کاری که امروز کردی را انجام دهد.

718
01:13:22,686 --> 01:13:24,021
کاری که ما امروز کردیم.

719
01:13:26,148 --> 01:13:27,524
حال حسین چطور است؟

720
01:13:28,567 --> 01:13:29,943
او سمرقند را در اختیار دارد.

721
01:13:31,361 --> 01:13:32,696
شاید این‌طور باشد،

722
01:13:33,196 --> 01:13:35,073
اما کشتن باید بهایی داشته باشد.

723
01:13:35,824 --> 01:13:37,826
ریختن خون یک انسان دیگر

724
01:13:37,909 --> 01:13:40,329
ممکن است توجیه‌پذیر باشد،
ممکن است ارزشش را داشته باشد.

725
01:13:40,996 --> 01:13:42,873
برای چنگیزخان، بدون شک ارزشش را داشت،

726
01:13:43,457 --> 01:13:44,625
اما بهایی دارد.

727
01:13:45,083 --> 01:13:46,918
این را می‌توان در چشمان یک مرد دید.

728
01:13:47,252 --> 01:13:48,962
حداقل، امیدوارم که ببینی.

729
01:13:50,213 --> 01:13:52,132
حسین ممکن است کنترلش را از دست بدهد.

730
01:13:53,550 --> 01:13:54,843
او چیزهای زیادی از دست داد.

731
01:13:55,635 --> 01:13:57,471
و اجازه می‌دهد خشم بر او غلبه کند.

732
01:13:58,096 --> 01:13:59,931
تا کی به تو اعتماد خواهد کرد؟

733
01:14:00,015 --> 01:14:02,934
هر دوی ما می‌خواهیم
احیای جاده ابریشم را ببینیم.

734
01:14:03,310 --> 01:14:05,520
نگذار فرد تو را کور کند

735
01:14:05,854 --> 01:14:07,272
و زمینه اصلی را نادیده بگیری.

736
01:14:08,774 --> 01:14:10,192
نگران نباشید، استاد.

737
01:14:10,734 --> 01:14:12,402
به زودی همه چیز معنا پیدا می‌کند.

738
01:14:23,538 --> 01:14:24,998
تغلق مرده است.

739
01:14:25,082 --> 01:14:27,959
حالا، الیاس خان است
و به‌زودی به ما حمله خواهد کرد.

740
01:14:28,043 --> 01:14:30,754
دیده‌بانان تأیید کردند
که الیاس از شمال می‌آید.

741
01:14:32,964 --> 01:14:34,966
تله تو جواب داد، تیمور.

742
01:14:39,930 --> 01:14:43,600
ما به سمت شمال می‌تازیم
تا او را پیدا کنیم.

743
01:15:20,554 --> 01:15:23,557
جاسور، منتظرت بودیم.

744
01:15:23,640 --> 01:15:24,724
همان‌طور که خواسته بودی.

745
01:15:26,768 --> 01:15:28,061
از دیدنت خوشحالم.

746
01:15:29,688 --> 01:15:31,148
آتشبار چینی.

747
01:15:34,609 --> 01:15:38,238
چطور به مردانمان تضمین دهم
که این‌ها سرشان را به باد نمی‌دهد؟

748
01:15:38,822 --> 01:15:39,948
تضمین نمی‌دهی.

749
01:15:40,031 --> 01:15:41,408
تو مرد ایمانی، مگر نه؟

750
01:15:42,868 --> 01:15:47,372
نبرد در گل و لای

751
01:15:55,338 --> 01:15:56,590
چه چیزی نگرانت کرده؟

752
01:15:58,675 --> 01:16:02,137
تخت بالاخره مال توست.

753
01:16:02,220 --> 01:16:05,056
-همیشه مال من بود!
-و همیشه خواهد بود.

754
01:16:08,727 --> 01:16:10,478
و، پس‌فردا،

755
01:16:12,105 --> 01:16:14,149
بالاخره به صلح خواهیم رسید.

756
01:16:24,993 --> 01:16:29,789
الیاس فقط
یک مرد لنگ و شکست‌خورده را می‌بیند

757
01:16:30,749 --> 01:16:34,628
که در رأس ارتشی کوچک
از پیاده‌نظام قرار دارد.

758
01:16:37,756 --> 01:16:38,965
باروت سیاه؟

759
01:16:40,050 --> 01:16:41,176
کافی خواهد بود؟

760
01:16:41,843 --> 01:16:44,971
با کمک جاسور، از دو موج اول
جان سالم به در می‌بریم.

761
01:16:46,973 --> 01:16:48,725
بعد از آن، همه چیز به تو بستگی دارد.

762
01:16:53,521 --> 01:16:55,273
زیادی به این...

763
01:16:56,191 --> 01:16:57,233
گرد و غبار اعتماد داری.

764
01:16:57,317 --> 01:16:58,360
نه.

765
01:16:59,653 --> 01:17:01,321
به تو اعتماد دارم.

766
01:17:06,117 --> 01:17:09,162
فردا، وقتی طبل‌زن مغول
سیگنال موج سوم را بدهد،

767
01:17:09,245 --> 01:17:11,247
از بالای تپه آن‌ها را دور بزن.

768
01:17:12,040 --> 01:17:13,875
و محاصره‌شان می‌کنیم.

769
01:18:53,308 --> 01:18:56,227
موج اول، پیشروی!

770
01:19:10,658 --> 01:19:11,659
صبر کنید!

771
01:19:36,684 --> 01:19:37,644
صبر کنید!

772
01:19:43,524 --> 01:19:44,692
جمع شوید!

773
01:19:47,528 --> 01:19:48,529
تیرها!

774
01:20:15,807 --> 01:20:16,724
موج بعدی!

775
01:20:25,775 --> 01:20:27,485
آماده شوید!

776
01:20:29,153 --> 01:20:30,154
مشعل‌ها!

777
01:20:38,162 --> 01:20:39,247
حرکت کنید!

778
01:21:44,145 --> 01:21:45,146
توپ‌ها!

779
01:22:21,182 --> 01:22:22,391
نابودشان کنید!

780
01:22:25,269 --> 01:22:26,562
این علامت است.

781
01:22:27,688 --> 01:22:28,898
پیش به سوی هدف!

782
01:22:30,650 --> 01:22:31,776
بزنید بریم!

783
01:23:12,858 --> 01:23:15,027
حالا، حسین! حالا!

784
01:23:18,239 --> 01:23:20,491
بیا برادر! حالا!

785
01:23:35,923 --> 01:23:37,049
امیر!

786
01:23:41,554 --> 01:23:43,556
تیمور بیش از حد به باروت اعتماد کرد.

787
01:24:45,159 --> 01:24:46,410
تیمور!

788
01:25:44,343 --> 01:25:45,552
حسین!

789
01:25:45,970 --> 01:25:47,846
کسانی که آن پایین هستند، مردان من‌اند!

790
01:25:49,056 --> 01:25:51,141
و در گل‌ و لای گیر افتاده‌اند،

791
01:25:51,934 --> 01:25:53,560
همان‌طور که ما هم گیر خواهیم افتاد.

792
01:25:59,441 --> 01:26:01,068
سمرقند بی‌دفاع است.

793
01:26:02,653 --> 01:26:04,488
بیایید آنجا مقاومت کنیم، نه اینجا.

794
01:27:45,672 --> 01:27:46,757
تیمور.

795
01:27:49,760 --> 01:27:51,094
تیمور.

796
01:27:55,891 --> 01:27:57,100
بلند شو!

797
01:29:46,793 --> 01:29:47,919
تیمور.

798
01:30:51,274 --> 01:30:52,400
عشق من!

799
01:30:53,235 --> 01:30:54,319
چه اتفاقی افتاد؟

800
01:30:55,821 --> 01:30:56,905
چه بر سرش آمده؟

801
01:30:57,405 --> 01:30:59,491
مدت زیادی است که بیمار است.

802
01:30:59,574 --> 01:31:01,535
زخم‌هایش عفونت کرده‌اند.

803
01:31:02,077 --> 01:31:03,662
ما از آنِ خداییم

804
01:31:04,079 --> 01:31:05,497
و به سوی او باز خواهیم گشت.

805
01:31:05,580 --> 01:31:07,541
نه، نه، نه. این‌طور حرف نزن.

806
01:31:07,999 --> 01:31:09,251
حسین کجاست؟

807
01:31:12,963 --> 01:31:14,839
او تخت را به ما ترجیح داد.

808
01:31:16,675 --> 01:31:18,176
او به ما خیانت کرد.

809
01:31:18,260 --> 01:31:20,220
-نه.
-ما را آنجا رها کرد تا بمیریم.

810
01:31:26,935 --> 01:31:31,231
می‌ترسم برادرم بهای
کارهایش را درک نکند.

811
01:31:35,151 --> 01:31:36,444
به من گوش کن.

812
01:31:37,487 --> 01:31:39,906
تو پیش از این هم بدون من دوام آورده بودی.

813
01:31:40,949 --> 01:31:43,535
باید به خاطر پسرمان قوی باشی.

814
01:31:43,994 --> 01:31:48,206
حالا زمان آن است که آنچه لازم است را انجام دهیم.

815
01:31:49,124 --> 01:31:50,750
نظم را برقرار کن،

816
01:31:51,501 --> 01:31:54,212
دنیایی که شایسته‌اش است را
به پسرمان هدیه بده!

817
01:31:54,296 --> 01:31:56,423
-به من قول بده که تو...
-برو کمک بگیر.

818
01:31:57,924 --> 01:31:59,050
کمک!

819
01:31:59,676 --> 01:32:02,137
-نه، نه، نه.
-نمی‌توانم دوباره این کار را بکنم.

820
01:32:02,220 --> 01:32:04,014
بدون تو نمی‌توانم انجامش دهم.

821
01:32:04,764 --> 01:32:07,100
باید انجامش بدهی.

822
01:32:19,446 --> 01:32:20,655
الجای...

823
01:33:31,017 --> 01:33:32,018
تیمور!

824
01:33:32,393 --> 01:33:34,729
آیا شوهرت از تو نخواست
که به او ملحق شوی؟

825
01:33:41,069 --> 01:33:42,529
من با او نمی‌روم.

826
01:33:43,238 --> 01:33:44,823
نه بعد از کاری که با تو کرد.

827
01:33:48,701 --> 01:33:50,662
پسرم را از اینجا دور می‌کنم.

828
01:33:51,412 --> 01:33:54,123
من الیاس را می‌کشم،
چه با حسین، چه بی او.

829
01:33:57,168 --> 01:33:58,461
و بعد چه؟

830
01:33:59,754 --> 01:34:01,339
بعد از شکست دادن الیاس،

831
01:34:01,673 --> 01:34:04,968
تو و حسین تنها دشمنان
یکدیگر خواهید بود.

832
01:34:05,760 --> 01:34:07,720
چه بر سر هر دوی شما خواهد آمد؟

833
01:34:11,724 --> 01:34:14,644
حسین برای به دست آوردن تخت از هیچ تلاشی دریغ نکرد،

834
01:34:14,727 --> 01:34:16,729
اما تو همه چیز را از دست دادی.

835
01:34:17,564 --> 01:34:19,774
تیمور، به آن فکر کن.

836
01:34:19,858 --> 01:34:22,694
چه کسی اولین مهره را انداخت، هان؟

837
01:34:22,777 --> 01:34:25,071
الیاس؟ تغلق؟ حاجی؟

838
01:34:26,281 --> 01:34:28,950
حسین پدربزرگ خودش را کشت!

839
01:34:29,492 --> 01:34:30,493
نه.

840
01:34:30,869 --> 01:34:33,162
او بازی‌ای را شروع کرد که تو در آن هستی

841
01:34:33,538 --> 01:34:35,373
و همه چیزت را از تو گرفت.

842
01:34:35,456 --> 01:34:37,333
و او بر تخت نشسته است.

843
01:34:39,085 --> 01:34:41,963
تو آن‌قدر طولانی
به الیاس خیره شدی

844
01:34:42,046 --> 01:34:45,258
که نسبت به جاه‌طلبی‌های
عزیزانت کور شدی.

845
01:34:46,342 --> 01:34:48,511
او هرگز متوقف نخواهد شد، تیمور.

846
01:34:49,596 --> 01:34:53,057
واقعاً فکر می‌کنی در نهایت،
او تو را زنده می‌گذارد؟

847
01:34:54,058 --> 01:34:57,353
و مگر به الجای قول ندادی
که از پسرت محافظت کنی؟

848
01:35:29,761 --> 01:35:33,264
اگر برنگشتم، مراقب پسرم باش.

849
01:36:08,591 --> 01:36:09,592
تیمور...

850
01:36:19,352 --> 01:36:20,311
تیمور...

851
01:36:37,954 --> 01:36:39,038
نوبت توست.

852
01:37:06,941 --> 01:37:08,067
یک خنجر بارلاس.

853
01:37:08,151 --> 01:37:10,111
کاری کردند که متعلق به قبیله ما به نظر برسد.

854
01:37:10,862 --> 01:37:14,448
من کورِ حسِ افتخار نخواهم شد.

855
01:38:20,348 --> 01:38:21,641
وقتمان رو به پایان است.

856
01:38:22,058 --> 01:38:23,934
دیوارها قبل از پایان روز فرو خواهند ریخت!

857
01:38:24,018 --> 01:38:25,686
در تمام این شهر،

858
01:38:25,770 --> 01:38:29,190
هیچ مردی نیست که
حاضر باشد برای ما بجنگد؟

859
01:38:29,273 --> 01:38:31,442
فکر می‌کنی برای تو می‌جنگیدند؟

860
01:38:32,276 --> 01:38:34,987
از نظر آن‌ها، تو تفاوتی با الیاس نداری.

861
01:38:35,446 --> 01:38:36,656
او حق دارد.

862
01:38:40,076 --> 01:38:41,285
ستایش از آنِ خداست!

863
01:38:43,496 --> 01:38:44,705
تو زنده‌ای!

864
01:38:47,958 --> 01:38:50,419
پیوندی که روزی
ما را به هم متصل کرده بود، گسست.

865
01:39:14,568 --> 01:39:15,986
حالا...

866
01:39:16,070 --> 01:39:17,071
چه...

867
01:39:19,573 --> 01:39:21,283
چه بر سر ما خواهد آمد؟

868
01:39:25,079 --> 01:39:28,332
کسی نمانده است
که حق مشروع مرا انکار کند.

869
01:39:29,667 --> 01:39:31,210
ما از آن اطمینان حاصل کردیم.

870
01:39:34,588 --> 01:39:37,466
من از هیچ کاری دریغ نکردم
تا این حق را تضمین کنم،

871
01:39:37,842 --> 01:39:40,511
با تولد، با ازدواج،

872
01:39:41,595 --> 01:39:42,888
با...

873
01:39:43,973 --> 01:39:45,808
هر کاری که لازم بود انجام دهم.

874
01:39:47,476 --> 01:39:48,978
مجبور بودم انجامش دهم.

875
01:39:50,896 --> 01:39:52,064
برادر...

876
01:39:53,941 --> 01:39:55,192
کار تو بود؟

877
01:39:56,277 --> 01:40:00,239
پدربزرگم برای حفظ قدرت
بیش از حد ضعیف شده بود.

878
01:40:00,573 --> 01:40:02,616
آن اشراف از حاجی حمایت کردند

879
01:40:02,700 --> 01:40:04,160
-به جای...!
-کار تو بود؟

880
01:40:14,044 --> 01:40:15,546
کار من بود.

881
01:40:16,338 --> 01:40:18,090
کاری را کردم که باید!

882
01:40:19,175 --> 01:40:21,051
فکر می‌کنی برایم آسان بود؟

883
01:40:25,222 --> 01:40:27,600
مگر این چیزی نبود که هر دوی ما می‌خواستیم؟

884
01:40:34,273 --> 01:40:36,859
بیا این را با هم تمام کنیم.

885
01:40:39,528 --> 01:40:42,990
بگذار هر قربانی،
هر توافق

886
01:40:43,073 --> 01:40:45,618
ارزش خون ریخته شده را داشته باشد.

887
01:40:49,872 --> 01:40:51,373
حالا...

888
01:40:54,043 --> 01:40:57,338
حالا فقط

889
01:40:58,297 --> 01:40:59,548
الیاس باقی مانده است.

890
01:41:04,136 --> 01:41:06,931
قسم می‌خورم برادر، این آخرین بار است.

891
01:41:12,519 --> 01:41:13,896
می‌دانم.

892
01:41:37,169 --> 01:41:40,756
سال‌ها طول کشید تا این حقیقت را
درک کنم، پسرم:

893
01:41:42,174 --> 01:41:44,802
انسان‌ها تشنه‌ی قدرت هستند،

894
01:41:45,719 --> 01:41:49,431
و اغلب اهمیتی نمی‌دهند که چه جان‌هایی
زیر پای جاه‌طلبی‌شان له می‌شود.

895
01:41:50,974 --> 01:41:55,354
به همین دلیل در برابر آنچه دیگران
سرنوشتم می‌نامیدند، مقاومت کردم.

896
01:41:58,357 --> 01:42:01,026
اما سرنوشت
مسیری نیست که ما انتخاب کنیم.

897
01:42:02,069 --> 01:42:03,779
آن را برای ما انتخاب می‌کنند.

898
01:42:05,322 --> 01:42:09,243
تنها وظیفه‌ی ما این است که
شجاعت تسلیم شدن در برابر آن را داشته باشیم.

899
01:42:10,494 --> 01:42:11,954
تسلیم شدن...

900
01:42:13,247 --> 01:42:15,124
با پذیرش سرنوشتم،

901
01:42:15,874 --> 01:42:18,043
راهی برای تو می‌سازم،

902
01:42:18,794 --> 01:42:20,421
جهانگیر عزیزم،

903
01:42:23,048 --> 01:42:26,051
دنیایی
که با فداکاری دگرگون شده است.

904
01:42:37,938 --> 01:42:39,815
پس شایعات حقیقت دارند.

905
01:42:41,108 --> 01:42:43,944
یک لنگ به اردوگاه ما می‌آید،

906
01:42:44,945 --> 01:42:46,822
سایه‌ای از آنچه بود،

907
01:42:47,781 --> 01:42:50,242
و پیشنهاد تسلیم شدن برادرش را می‌دهد.

908
01:42:59,209 --> 01:43:00,752
گمان کنم این...

909
01:43:02,463 --> 01:43:03,797
برای من بود؟

910
01:43:08,427 --> 01:43:10,512
بالاخره مرا به یک بازی دعوت می‌کنی

911
01:43:12,097 --> 01:43:14,558
در حالی که درباره‌ی
تسلیم برادرت گفتگو می‌کنیم؟

912
01:43:23,192 --> 01:43:24,484
می‌توانید بروید.

913
01:43:38,999 --> 01:43:40,918
بازی را از همان‌جا که رها کردم، ادامه دهیم.

914
01:43:41,877 --> 01:43:42,961
نوبت توست.

915
01:43:48,759 --> 01:43:49,968
بگو ببینم...

916
01:43:51,887 --> 01:43:53,597
از چه چیزی می‌ترسیدی؟

917
01:43:55,390 --> 01:43:56,767
باید احساس غرور کنی.

918
01:43:57,267 --> 01:44:00,145
تهدیدی که ارزش توجه مرا داشت.

919
01:44:04,566 --> 01:44:07,069
تو و من می‌توانستیم
با هم کار کنیم،

920
01:44:08,278 --> 01:44:10,072
جاده ابریشم را بازسازی کنیم.

921
01:44:13,867 --> 01:44:16,411
چیزی که هرگز نفهمیدی، تیمور، این است که...

922
01:44:16,745 --> 01:44:19,331
چه چیزی واقعاً
برای حکومت کردن لازم است،

923
01:44:21,124 --> 01:44:22,376
برای ساختن،

924
01:44:22,751 --> 01:44:24,127
برای فتح کردن،

925
01:44:24,461 --> 01:44:26,088
برای گرفتن آنچه متعلق به توست.

926
01:44:32,052 --> 01:44:35,263
می‌گویی برای دیدگاه جد من می‌جنگی،

927
01:44:35,347 --> 01:44:37,391
اما تو قدرت او را نداری،

928
01:44:37,724 --> 01:44:40,102
استقامت او را، شهامت او را.

929
01:44:40,185 --> 01:44:42,396
-و تو داری؟
-من خون او را در رگ دارم!

930
01:44:43,897 --> 01:44:45,941
به اردوگاه من می‌آیی

931
01:44:47,234 --> 01:44:50,737
و از اتحاد نیروها و وحدت
این مردم بیچاره حرف می‌زنی؟

932
01:44:50,821 --> 01:44:52,739
آمدم تا برایشان عدالت بیاورم.

933
01:44:52,823 --> 01:44:54,074
عدالت؟

934
01:44:56,493 --> 01:44:57,995
با اشاره‌ی دست من،

935
01:44:59,079 --> 01:45:00,205
می‌فهمی؟

936
01:45:00,956 --> 01:45:03,542
-و نگهبانانم...
-دستور بده.

937
01:45:08,255 --> 01:45:09,923
شاید پدرم را فریب داده باشی،

938
01:45:10,966 --> 01:45:12,926
اما من به این راحتی فریب نمی‌خورم.

939
01:45:13,009 --> 01:45:14,553
فکر می‌کنی کی هستی؟

940
01:45:14,636 --> 01:45:16,054
تو یک خان نیستی.

941
01:45:16,138 --> 01:45:17,597
هرگز یک خان نخواهی بود.

942
01:45:18,056 --> 01:45:19,683
من همیشه یک قدم جلوتر بودم...

943
01:45:23,103 --> 01:45:25,188
از هر حرکت تو.

944
01:45:26,314 --> 01:45:29,317
دیدم که برادرت در میدان جنگ
با تو چه کرد.

945
01:45:29,901 --> 01:45:32,654
باید شکرگزار باشی که
بعد از اینکه تو را بکشم،

946
01:45:33,196 --> 01:45:35,240
من به دنبال انتقامی می‌روم...

947
01:45:37,659 --> 01:45:40,787
که مشخصاً برای گرفتنش
بیش از حد کور و ضعیفی.

948
01:45:48,378 --> 01:45:49,546
بله.

949
01:45:51,256 --> 01:45:54,050
من فقط مردی هستم
که ملکه‌اش را از دست داد.

950
01:45:56,970 --> 01:46:00,307
و تو انتظار داری بازی را رها کنم.

951
01:46:02,142 --> 01:46:03,894
اما من تو نیستم.

952
01:46:06,313 --> 01:46:09,441
الجای به من هشدار داد که به تو اعتماد نکنم.

953
01:46:11,943 --> 01:46:13,153
باید به حرفش گوش می‌کردم.

954
01:46:18,033 --> 01:46:19,659
بیا این بازی را تمام کنیم.

955
01:46:40,055 --> 01:46:41,723
منتظرت بودیم.

956
01:46:44,559 --> 01:46:45,769
زمانش رسیده است؟

957
01:46:49,064 --> 01:46:50,190
شطرنج.

958
01:46:51,650 --> 01:46:54,027
بازی زیبایی است
با تاریخی طولانی.

959
01:46:55,237 --> 01:46:57,155
به دست‌های بسیاری چرخیده است.

960
01:46:59,157 --> 01:47:01,243
مهره‌ها تغییر کرده‌اند.

961
01:47:02,369 --> 01:47:06,748
و قوانین بازنویسی شدند.
ده نفر از بهترین مردانت را به من بده.

962
01:47:10,961 --> 01:47:13,672
هرگز نشنیدم کسی از عسل دیوانه‌کننده جان سالم به در ببرد.

963
01:47:13,755 --> 01:47:17,801
سرباز می‌تواند در ابتدای بازی
دو خانه حرکت کند.

964
01:47:18,343 --> 01:47:21,096
آن عسلی که آن شب به لب‌هایت خورد،
کار من نبود.

965
01:47:30,063 --> 01:47:33,024
و اسب‌ها به شوالیه تبدیل شدند.

966
01:47:34,651 --> 01:47:35,652
نگهبانان!

967
01:47:48,039 --> 01:47:51,626
و وقتی پیاده به
انتهای صفحه شطرنج می‌رسد...

968
01:47:54,546 --> 01:47:56,131
و تا جای ممکن پیش می‌رود...

969
01:47:56,214 --> 01:47:57,382
محافظان!

970
01:47:57,465 --> 01:48:01,094
آن پیاده می‌تواند با
هر مهره‌ای که بخواهی تعویض شود.

971
01:48:12,564 --> 01:48:14,774
انگار که هرگز از دست نرفته است.

972
01:48:23,783 --> 01:48:24,743
چطور؟

973
01:48:24,826 --> 01:48:27,704
وقتی علامت دادم، دروازه‌ها را باز کن.

974
01:48:30,623 --> 01:48:31,875
ساده است، الیاس.

975
01:48:33,418 --> 01:48:34,711
دروازه‌ها را باز کنید!

976
01:48:36,504 --> 01:48:38,590
من بازی تو را یاد گرفتم.

977
01:48:41,843 --> 01:48:44,220
باید حسین را
همان‌طور که هست می‌دیدم.

978
01:48:46,514 --> 01:48:48,016
مردی مثل تو،

979
01:48:48,892 --> 01:48:50,435
که خودش را رهبر می‌نامد...

980
01:48:51,811 --> 01:48:54,189
اما همه چیز را ویران می‌کند
و هیچ نمی‌سازد.

981
01:48:57,025 --> 01:48:58,651
تو آنچه لازم است را نداری،

982
01:48:59,527 --> 01:49:03,406
برای حکومت کردن، ساختن و فتح کردن.

983
01:49:07,577 --> 01:49:08,745
من نقشه‌ای دارم.

984
01:49:20,673 --> 01:49:23,092
نقشه‌ای برای ساختن
دنیایی بهتر.

985
01:50:12,267 --> 01:50:13,309
تیمور!

986
01:51:34,390 --> 01:51:37,935
تیمور پس از سال‌ها جنگ،
اردوی زرین را شکست داد

987
01:51:38,019 --> 01:51:40,188
و به امپراتوری مغول پایان داد.

988
01:51:41,814 --> 01:51:43,066
آیا آن‌ها انتخاب کرده‌اند؟

989
01:51:43,983 --> 01:51:44,984
بله.

990
01:51:46,027 --> 01:51:47,320
محمد علی.

991
01:51:54,619 --> 01:51:55,620
برخیز!

992
01:52:01,501 --> 01:52:03,503
مردانت تو را به عنوان رهبر انتخاب کردند.

993
01:52:06,464 --> 01:52:09,217
قدم در راه من بگذار تا عدالت برقرار شود.

994
01:52:10,384 --> 01:52:13,221
تمام کسانی که سوگند وفاداری می‌خورند را ببخش.

995
01:52:18,226 --> 01:52:19,519
بقیه را بکش.

996
01:52:48,798 --> 01:52:51,676
تیمور ثبات را به جاده ابریشم
و مردمش بازگرداند

997
01:52:51,759 --> 01:52:54,095
و آخرین امپراتوری بزرگ کوچ‌نشین را بنا نهاد،

998
01:52:54,178 --> 01:52:57,598
که از ترکیه امروزی
تا شمال هند گسترده بود.

999
01:52:57,932 --> 01:53:01,227
سلسله او ۱۳۷ سال دوام آورد
و باعث ظهور رنسانس تیموری شد،

1000
01:53:01,310 --> 01:53:05,314
دوره‌ای از پیشرفت‌ها در ریاضیات،
نجوم و هنر

1001
01:53:05,398 --> 01:53:09,360
که پیش از رنسانس اروپا بود
و با آن رقابت می‌کرد.

