﻿1
00:01:13,250 --> 00:01:15,208
‫آره، دارم میرم.

2
00:01:17,708 --> 00:01:19,583
‫آروم باش!

3
00:03:13,125 --> 00:03:15,500
‫- سلام، عزیزم.
‫- بابا!

4
00:03:16,208 --> 00:03:17,666
‫سلام.

5
00:03:17,750 --> 00:03:21,625
‫- مزاحم شدم؟
‫- اصلاً، بیا پیش ما.

6
00:03:27,250 --> 00:03:29,250
‫این بوی چیه؟

7
00:03:29,708 --> 00:03:32,708
‫پاندا توی کثافت غلت می‌زد.

8
00:03:33,166 --> 00:03:35,291
‫عالیه.

9
00:03:36,291 --> 00:03:38,833
‫- نمی‌فهمم چرا خودت رو اذیت می‌کنی.
‫- منظورت چیه؟

10
00:03:38,958 --> 00:03:42,416
‫اون همش توی کثافت غلت می‌زنه.

11
00:03:42,500 --> 00:03:46,083
‫- ولی ببین چه نازه.
‫- درسته، ولی خیلی دردسر داره.

12
00:03:46,166 --> 00:03:49,375
‫زندگی چیزی جز دردسر نیست،
‫ولی حیوون‌ها برامون شادی میارن.

13
00:04:48,041 --> 00:04:51,458
‫[پاندا]

14
00:05:15,166 --> 00:05:17,000
‫بیا، پاندا.

15
00:05:27,041 --> 00:05:30,500
‫- عرق کردی، بابا!
‫- پاندا، اومدی.

16
00:05:30,916 --> 00:05:33,666
‫ایدا، بیا با ما بازی کن.
‫توی تیم تورگیلسی.

17
00:05:34,083 --> 00:05:36,416
‫- من شروع می‌کنم!
‫- ما باهم هستیم؟

18
00:05:36,500 --> 00:05:38,041
‫ما یه تیم هستیم.

19
00:05:39,458 --> 00:05:41,750
‫اون سعی کرد بپره روی توپ.

20
00:05:42,041 --> 00:05:44,625
‫- ایدا، من با توام.
‫- خیلی خب، حله.

21
00:05:52,125 --> 00:05:53,500
‫وای، لعنتی!

22
00:05:55,500 --> 00:05:56,791
‫آره!

23
00:05:58,291 --> 00:05:59,916
‫خفه شو!

24
00:06:00,458 --> 00:06:02,500
‫- آره، آره!
‫- نه!

25
00:06:10,541 --> 00:06:11,666
‫شب بخیر.

26
00:06:11,791 --> 00:06:14,166
‫- با بابات خدافظی کردی؟
‫- آره.

27
00:06:14,916 --> 00:06:16,458
‫شیر مزه‌ی خامه میده.

28
00:06:16,541 --> 00:06:18,208
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

29
00:06:18,458 --> 00:06:22,625
‫مستقیم برو توی تخت، بدون مسخره‌بازی.
‫مزه‌ی خامه میده؟

30
00:06:22,708 --> 00:06:24,500
‫خوب نیست.

31
00:06:24,791 --> 00:06:26,375
‫یه چیزی یادت نرفته، گریمور؟

32
00:06:26,458 --> 00:06:27,750
‫آره.

33
00:06:31,250 --> 00:06:32,333
‫مرسی.

34
00:06:32,416 --> 00:06:35,708
‫- مامان، می‌تونم قصه گوش بدم؟
‫- چی؟ آره.

35
00:06:40,000 --> 00:06:42,125
‫- شب بخیر.
‫- ببخشید، صبر کن.

36
00:06:42,208 --> 00:06:43,916
‫شب بخیر.

37
00:06:57,083 --> 00:07:00,875
‫در یک جزیره‌ی کوچک
‫یک خانه‌ی چوبی کوچک قرار دارد.

38
00:07:01,000 --> 00:07:03,000
‫در واقع یک کلبه.

39
00:07:03,083 --> 00:07:06,000
‫ساختمان‌های دیگری هم در جزیره هستند

40
00:07:06,125 --> 00:07:08,875
‫اما کلبه کاملاً جدا افتاده است.

41
00:07:09,500 --> 00:07:13,666
‫یک پیرزن تنها در آن کلبه زندگی می‌کند
‫و از پنجره‌ی خانه‌اش...

42
00:07:13,875 --> 00:07:16,166
‫پاندا، بیا اینجا.

43
00:07:20,958 --> 00:07:23,125
‫سخت نگیر.

44
00:07:23,500 --> 00:07:24,958
‫می‌دونم.

45
00:07:27,875 --> 00:07:30,208
‫بیا، بیا.

46
00:08:17,583 --> 00:08:19,708
‫حالت بهتر شد؟

47
00:10:04,666 --> 00:10:08,541
‫خب، بچه‌ها، یه آهنگ کلاسیک براتون میذارم.

48
00:11:41,166 --> 00:11:44,375
‫اون چوبه رو بذار زیرش.

49
00:11:44,458 --> 00:11:47,166
‫- خودشه.
‫- اینجوری؟

50
00:11:55,166 --> 00:11:57,541
‫دستشویی کجاست؟

51
00:11:57,666 --> 00:12:01,625
‫من تقریباً 40 سالمه و هنوز
‫توی کارگاهم توالت ندارم.

52
00:12:01,708 --> 00:12:05,375
‫- سینک و شیر داری.
‫- وصل نیست.

53
00:12:08,291 --> 00:12:12,041
‫- زمستون‌های اینجا چطوره؟
‫- میگن سرده.

54
00:12:12,375 --> 00:12:15,166
‫ولی می‌تونم بخاری داشته باشم.

55
00:12:17,333 --> 00:12:20,375
‫لعنتی، از این وضع خسته شدم.

56
00:12:21,625 --> 00:12:25,291
‫به عنوان انباری ازش استفاده کن،
‫حتی جعبه‌ها رو هم باز نکن.

57
00:12:25,416 --> 00:12:27,291
‫روی کارهای بیرونی تمرکز کن.

58
00:12:28,125 --> 00:12:29,875
‫اینجا نمی‌تونی هیچ کاری بکنی.

59
00:12:29,916 --> 00:12:32,333
‫دیگه نمی‌خوام از سطل
‫به عنوان دستشویی استفاده کنم.

60
00:12:32,625 --> 00:12:34,541
‫معلومه که نه، مسخره‌ست.

61
00:12:34,875 --> 00:12:38,625
‫بیا زودتر تمومش کنیم و بریم.

62
00:13:30,208 --> 00:13:32,833
‫اگه بهش فکر کنی خیلی ساده‌ست.

63
00:13:33,000 --> 00:13:35,375
‫از پس هزینه‌اش برنمیام، بابا.

64
00:13:36,958 --> 00:13:41,125
‫می‌تونیم پولش رو جور کنیم،
‫مشکل این نیست.

65
00:13:44,541 --> 00:13:46,875
‫پول همه چی نیست.

66
00:13:47,291 --> 00:13:51,333
‫مهم اینه اون یه چیز هیجان‌انگیز داشته باشه
‫که توی سال‌های آینده سرش رو گرم کنه.

67
00:13:56,041 --> 00:13:58,333
‫آره، موافقم.

68
00:14:00,333 --> 00:14:02,791
‫فقط باید این رو یه
سرمایه‌گذاری در نظر بگیری.

69
00:14:03,500 --> 00:14:07,750
‫من بخشی از هزینه رو میدم،
‫اونم سهمش رو میده،

70
00:14:08,666 --> 00:14:11,708
‫بعدش مگنوس می‌تونه
‫پول بقیه‌اش رو بده.

71
00:14:12,083 --> 00:14:17,041
‫- باید باهاش حرف بزنی.
‫- باهاش حرف می‌زنم، اشکالی نداره.

72
00:14:20,000 --> 00:14:23,375
‫می‌دونی، پول مسئله نیست.

73
00:14:25,750 --> 00:14:28,333
‫فقط باید تصمیم بگیریم
‫امروز می‌خریمش یا نه.

74
00:14:28,500 --> 00:14:32,125
‫اگه الان نخریمش،
‫ممکنه تا فردا فروش بره.

75
00:14:32,541 --> 00:14:36,041
‫- پس بهش زنگ بزن.
‫- باشه، بهش زنگ می‌زنم.

76
00:14:36,333 --> 00:14:39,666
‫- الان بهش زنگ بزن.
‫- الان بهش زنگ می‌زنم.

77
00:14:50,333 --> 00:14:53,333
‫مگنوس، حالت چطوره؟ پالمی هستم.

78
00:14:55,000 --> 00:14:57,166
‫توی دریایی؟

79
00:14:58,458 --> 00:15:00,750
‫اوضاع چطوره؟

80
00:15:02,750 --> 00:15:04,416
‫خوشحالم که می‌شنوم.

81
00:15:04,583 --> 00:15:07,375
‫وقتشه کیف پولت رو برداری.

82
00:15:07,916 --> 00:15:10,041
‫ایدا یه اسب پیدا کرده.

83
00:15:10,500 --> 00:15:12,708
‫- آره، یه ماده اسبِ 9 ساله‌ست.
‫- بیا!

84
00:15:13,000 --> 00:15:15,500
‫اسمش مارینه، مثل مادربزرگت.

85
00:15:16,625 --> 00:15:18,500
‫اون اسب خیلی خوبیه.

86
00:15:18,625 --> 00:15:22,791
‫زیاد بزرگ نیست و مثل مادربزرگت یکم زشته.

87
00:15:24,500 --> 00:15:28,666
‫اسبِ خیلی محشریه.
‫الان برای ایدا عالیه.

88
00:15:31,000 --> 00:15:33,458
‫خب، باید یه کاری بکنی
‫که به دستش بیاری.

89
00:15:34,708 --> 00:15:37,125
‫وگرنه اون میره شهر.

90
00:15:38,583 --> 00:15:40,500
‫اون کاملاً با ما موافقه.

91
00:15:40,708 --> 00:15:43,500
‫ولی هنرمند گرفتاریه،

92
00:15:43,708 --> 00:15:44,666
‫برای همین بهش گفتم
‫تو پول کلش رو میدی، چون ملوانی.

93
00:15:44,667 --> 00:15:46,166
‫برای همین بهش گفتم
‫تو پول کلش رو میدی، چون ملوانی.

94
00:15:46,166 --> 00:15:49,541
‫با یه کیف پر از پول.

95
00:15:50,875 --> 00:15:56,041
‫آره، الان داره چپ نگاهم می‌کنه،
‫سلام می‌رسونه.

96
00:15:58,125 --> 00:16:02,083
‫وقتی برگشتی واسه شام بیا پیش ما.

97
00:16:53,916 --> 00:16:56,291
‫باید بذاریم جوجه‌ها کنارِ مرغ‌ها باشن؟

98
00:16:56,416 --> 00:16:58,416
‫نه، هنوز نه، اونا خیلی کوچیکن.

99
00:16:58,958 --> 00:17:02,125
‫- به اونا صدمه می‌زنن؟
‫- شاید.

100
00:17:04,416 --> 00:17:07,791
‫شاید خروس جلوشون مرغ‌ها رو اذیت کنه.

101
00:17:08,333 --> 00:17:11,333
‫- پاندا!
‫- تا ابد ضربه‌ی روحی می‌خورن.

102
00:17:11,708 --> 00:17:15,916
‫چرا اجازه میدن خروس‌ها اذیتشون کنن؟

103
00:17:16,083 --> 00:17:17,333
‫خدایا.

104
00:17:17,958 --> 00:17:20,375
‫پاندا، آروم باش.

105
00:17:22,458 --> 00:17:24,916
‫همه‌ی مرغ‌ها مشکل دارن، به جز گورون.

106
00:17:25,000 --> 00:17:26,791
‫چرا اینجوری حرف می‌زنید؟

107
00:17:26,875 --> 00:17:30,333
‫- بشین!
‫- خوبه که هیچکس صدامون رو نمی‌شنوه.

108
00:17:35,166 --> 00:17:36,541
‫نه.

109
00:17:37,125 --> 00:17:41,458
‫فکر کنم حاضره، تورگلیس می‌تونه
‫یه بشقاب برای مرغ بیاره؟

110
00:17:41,583 --> 00:17:43,291
‫نه.

111
00:17:44,458 --> 00:17:45,833
‫- چی؟
‫- نه.

112
00:17:45,958 --> 00:17:47,958
‫- کاری رو که گفتم بکن!
‫- باشه.

113
00:17:50,291 --> 00:17:52,166
‫برو پایین.

114
00:18:03,416 --> 00:18:06,541
‫تو خروسی یا مرغ؟

115
00:19:50,041 --> 00:19:53,541
‫غذاهای چرب و چیل.
‫غذاهای چرب و چیل لذیذ.

116
00:19:53,750 --> 00:19:55,875
‫لعنت، داداش.

117
00:19:55,958 --> 00:19:58,625
‫- نمی‌تونم فکر کنم، خیلی گشنمه.
‫- مگی!

118
00:19:58,958 --> 00:20:01,875
‫- تو گشنه نیستی؟
‫- چی؟

119
00:20:03,750 --> 00:20:08,208
‫- گشنه دیگه، مگی. گشنه نیستی؟
‫- نه، اصلاً.

120
00:20:09,416 --> 00:20:12,458
‫استیانی، شکمت داره قار و قور می‌کنه، نه؟

121
00:20:12,541 --> 00:20:13,833
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

122
00:21:56,125 --> 00:21:58,166
‫- چیه؟
‫- هیچی.

123
00:21:58,333 --> 00:22:00,750
‫- دیدمش، می‌دونی.
‫- چی رو دیدی؟

124
00:22:00,875 --> 00:22:03,416
‫- اون نگاه لعنتی روی صورتت.
‫- چه نگاهی؟

125
00:22:03,541 --> 00:22:05,416
‫این نگاه...

126
00:22:06,500 --> 00:22:10,708
‫- هیچ نگاهی روی صورتم نبود
‫- دیدمش، تو اینجوری بودی...

127
00:22:11,625 --> 00:22:13,000
‫خدایا...

128
00:22:41,250 --> 00:22:43,583
‫- واقعاً داره سرریز می‌کنه.
‫- به خاطر بارونه.

129
00:22:43,708 --> 00:22:44,916
‫آره.

130
00:22:45,291 --> 00:22:48,833
‫- فقط بذار دست‌هاش رو بشوره.
‫- فراموشش کن.

131
00:22:49,458 --> 00:22:52,291
‫ترجیح میدم توی رود بشورم.

132
00:22:54,708 --> 00:22:56,708
‫- مطمئنی کوکی نمی‌خوای؟
‫- آره!

133
00:22:56,875 --> 00:22:59,250
‫هیچی نمی‌خوای؟ می‌ترسم از گشنگی بمیری.

134
00:22:59,333 --> 00:23:02,125
‫من اون کوکی‌های لعنتی رو نمی‌خوام!
‫حالم رو بهم می‌زنن.

135
00:23:02,208 --> 00:23:03,458
‫منظورت چیه؟

136
00:23:03,541 --> 00:23:05,583
‫- اونا مزه‌ی آشغال میدن.
‫- نه، اونا محشرن!

137
00:23:28,333 --> 00:23:31,125
‫می‌فهمم، ولی کامپیوتر
نمی‌تونه فایل رو بخونه.

138
00:23:31,250 --> 00:23:33,791
‫احتمالاً به خاطر این که فرمتش وِکتوره.

139
00:23:33,958 --> 00:23:38,541
‫فکر کنم باید پی‌دی‌اف یا جی‌پی‌جی بفرستم.

140
00:23:39,375 --> 00:23:40,375
‫خیلی ممنون.

141
00:23:40,458 --> 00:23:44,333
‫- اگه مشکلی بود بهم زنگ بزن.
‫- باشه، اشکالی نداره.

142
00:23:44,416 --> 00:23:47,125
‫این روزها شهر نمیای؟

143
00:23:47,750 --> 00:23:52,125
‫- به این زودی‌ها نه، چطور مگه؟
‫- خب، بالأخره مجردی پس...

144
00:23:52,250 --> 00:23:55,416
‫می‌تونم دعوتت کنم شام.
‫فرصت پیدا کنم مُخت رو بزنم...

145
00:23:55,500 --> 00:23:57,000
‫- کار می‌کنه.
‫- چی؟

146
00:23:57,083 --> 00:23:59,791
‫- درستش کردم. کار می‌کنه.
‫- میگه کار می‌کنه.

147
00:23:59,958 --> 00:24:03,541
‫باشه، خوشحال شدم شنیدم.
‫ولی اگه خواستی بیای شهر بهم خبر بده.

148
00:24:03,750 --> 00:24:04,833
‫باشه، حتماً.

149
00:24:05,833 --> 00:24:08,125
‫می‌تونم یه غذای خوب واسه خودمون بپزم.

150
00:24:08,375 --> 00:24:12,125
‫الان واقعاً نمی‌تونم حرف بزنم،
‫ولی بیا در تماس بمونیم.

151
00:24:12,458 --> 00:24:13,625
‫باشه، مراقب خودت باش.

152
00:24:13,875 --> 00:24:15,958
‫آره و مرسی که حلش کردی.

153
00:24:16,208 --> 00:24:19,625
‫- به برادرت سلام برسون.
‫- چشم، خدافظ.

154
00:24:19,833 --> 00:24:21,958
‫می‌بینمت...

155
00:24:27,250 --> 00:24:32,083
‫ترسو، ترسو، ترسو...

156
00:26:25,250 --> 00:26:28,375
‫- از کجا این کارو یاد گرفتی؟
‫- از بابابزرگ.

157
00:26:29,625 --> 00:26:32,083
‫داشتیم درخت می‌کاشتیم.

158
00:26:37,208 --> 00:26:40,250
‫پرنده‌ی بیچاره.

159
00:26:41,375 --> 00:26:45,666
‫چشم‌هاش بسته‌ان،
‫چرا چشم‌هاش بسته‌ان؟

160
00:26:46,500 --> 00:26:48,666
‫فکر نمی‌کنی مُرده؟

161
00:26:48,958 --> 00:26:52,666
‫شاید خوابیده؟ اصلاً حرکت نمی‌کنه.

162
00:26:53,125 --> 00:26:57,125
‫- حتی حرکتِ شکمش رو هم نمی‌بینم.
‫- نه.

163
00:26:57,708 --> 00:27:00,083
‫نفس می‌کشه؟

164
00:27:00,458 --> 00:27:02,625
‫- پس مُرده؟
‫- آره.

165
00:27:03,083 --> 00:27:05,791
‫- بیچاره.
‫- بیچاره.

166
00:27:06,250 --> 00:27:10,250
‫از آخرین بار که یه پرنده‌ی
مُرده دیدم خیلی نگذشته.

167
00:27:18,625 --> 00:27:20,875
‫من چیزی ندیدم، تمام راه ابری بود.

168
00:27:21,041 --> 00:27:24,291
‫این که خیلی بده،
‫یادمه امیدوار بودی یخچال رو ببینی.

169
00:27:24,375 --> 00:27:25,375
‫آره.

170
00:27:26,041 --> 00:27:29,000
‫آره، خیلی دلم می‌خواست، ولی شاید
‫توی راه خونه خوش‌شانس‌تر باشم.

171
00:27:29,291 --> 00:27:30,583
‫امیدوارم.

172
00:27:30,708 --> 00:27:35,250
‫همه‌جا سفید بود،
‫شاید یه بخشی ازش یخچال بود.

173
00:27:39,333 --> 00:27:41,708
‫چه سگِ بامزه‌ای.

174
00:27:43,375 --> 00:27:46,833
‫- اون سگِ توئه؟
‫- آره، اسمش پانداست.

175
00:27:47,166 --> 00:27:50,291
‫پاندا؟ سلام، پاندا.

176
00:27:51,083 --> 00:27:52,250
‫سلام، سلام.

177
00:27:52,416 --> 00:27:53,958
‫کاکر اسپانیله؟

178
00:27:54,083 --> 00:27:57,375
‫نه... نه، سگِ گله‌ی ایسلندیه.

179
00:27:58,250 --> 00:28:03,666
‫خیلی دوست دارم یه سگِ بزرگ داشته باشم،
‫به بزرگیِ اسب یا کره اسب.

180
00:28:07,958 --> 00:28:09,875
‫ای کاش می‌تونستم کارگاه
قبلی‌ام رو نشونت بدم،

181
00:28:09,958 --> 00:28:12,416
‫خیلی زیبا بود، درست کنار لنگرگاه.

182
00:28:12,916 --> 00:28:15,083
‫نه، نه، این خیلی قشنگه.

183
00:28:15,583 --> 00:28:17,208
‫قشنگه.

184
00:28:21,375 --> 00:28:23,458
‫همه‌شون قهوه‌ای هستن؟

185
00:28:24,166 --> 00:28:26,625
‫قهوه‌ای، عه... آره یا...

186
00:28:26,750 --> 00:28:30,583
‫آره، همه‌شون رنگ‌های قهوه‌ای،
‫سیاه و قرمز دارن...

187
00:28:32,375 --> 00:28:34,291
‫خیلی...

188
00:28:34,958 --> 00:28:39,375
‫خیلی خاکی و طبیعیه.

189
00:28:46,083 --> 00:28:49,750
‫- پیتر مالدینگ رو می‌شناسی؟
‫- نه، فکر نکنم.

190
00:28:49,791 --> 00:28:51,290
‫اون توی گالری با ماست،

191
00:28:51,291 --> 00:28:54,208
‫اونم روی نقاشی‌های بزرگ کار می‌کنه.

192
00:28:55,458 --> 00:28:57,625
‫احتمالاً پنج برابر بزرگ‌تر از اینا.

193
00:28:57,750 --> 00:28:59,916
‫- وای.
‫- آره.

194
00:29:01,416 --> 00:29:04,625
‫کارگاهش توی یه آشیانه‌ی بزرگ هواپیماست،

195
00:29:04,708 --> 00:29:09,708
‫می‌دونی، با دیوارهایی به ارتفاع 10 متری،
‫جای خیلی بزرگ و عظیمیه.

196
00:29:10,208 --> 00:29:12,208
‫تازه از پیشش اومدم،
‫اون ساکنِ پرتغاله.

197
00:29:12,583 --> 00:29:14,208
‫شاید اگه کارهاش رو ببینم
‫اونا رو بشناسم.

198
00:29:14,333 --> 00:29:15,500
‫اون کنارِ دریا زندگی می‌کنه،

199
00:29:15,583 --> 00:29:18,000
‫صبح و بعد از ظهر ما رو برد شنا.

200
00:29:18,166 --> 00:29:23,583
‫کاملاً، قطعاً اون رو می‌شناسی،
‫اون بزرگ و شگفت‌انگیزه.

201
00:29:25,916 --> 00:29:27,875
‫این یکی قشنگه.

202
00:29:29,291 --> 00:29:32,041
‫- اون پرواز هم می‌کنه، می‌دونی.
‫- اوه، واقعاً؟

203
00:29:32,208 --> 00:29:35,250
‫گاهی سوار هواپیماش میشه
‫و پرواز می‌کنه میره.

204
00:29:35,458 --> 00:29:39,208
‫- به کجا پرواز می‌کنه؟
‫- همه‌جا، هرجا.

205
00:29:39,625 --> 00:29:42,041
‫- به کشورهای دیگه؟
‫- نمی‌دونم.

206
00:29:42,458 --> 00:29:46,750
‫نه، احتمالاً داخلی باشه،
‫هواپیمای کوچیکیه، می‌دونی...

207
00:29:47,833 --> 00:29:49,791
‫سِسناست.

208
00:29:51,750 --> 00:29:54,625
‫پس اینا همون‌هایی هستن
‫که می‌خواستی نشونم بدی؟

209
00:29:55,916 --> 00:29:58,666
‫و دسته‌ی چهارم کسایی بودن...

210
00:29:58,791 --> 00:30:01,250
‫که روزی یه لیوان نوشیدنی می‌خوردن.

211
00:30:01,416 --> 00:30:04,583
‫و بعدش کسایی که سالم‌تر بودن
‫و بیشتر عمر می‌کردن،

212
00:30:04,708 --> 00:30:07,208
‫اونا روزی حداقل دو لیوان می‌خوردن.

213
00:30:07,333 --> 00:30:12,583
‫و بعدش سه لیوان و چهار لیوان
‫و پنج لیوان بود.

214
00:30:14,458 --> 00:30:17,166
‫یه بطری نوشیدنی 5.5 لیوانه.

215
00:30:17,291 --> 00:30:21,958
‫و کسایی که یه بطری می‌خوردن،
‫سالم‌تر بودن و بیشتر عمر می‌کردن.

216
00:30:22,458 --> 00:30:28,125
‫و این مطالعه روی 17 هزار دانمارکی
‫در طول یه دوره‌ی 10 ساله بود،

217
00:30:29,083 --> 00:30:33,041
‫یا 10 هزار دانمارکی در طول
‫یه دوره‌ی 17 ساله بود...

218
00:30:33,250 --> 00:30:36,916
‫ولی به هر حال، توی یکی از ارزشمندترین...

219
00:30:37,041 --> 00:30:39,833
‫مشهورترین مجلاتِ پزشکی دنیا منتشر شده بود،

220
00:30:39,916 --> 00:30:42,875
‫که مجله‌ی پزشکی بریتانیاست،

221
00:30:43,791 --> 00:30:46,416
‫و هرگز رد نشده.

222
00:30:47,166 --> 00:30:51,666
‫بنابراین مطالعاتِ بعدی زیادی بودن
‫که نتیجه رو تأیید کردن.

223
00:30:51,791 --> 00:30:55,958
‫نکته‌ی جالب اینه که
‫چرا این دانشِ عمومی نیست؟

224
00:30:57,583 --> 00:31:01,041
‫چون به لحاظ سیاسی درست نیست.

225
00:31:02,708 --> 00:31:06,708
‫حدود 7 درصد از تمام آدم‌ها

226
00:31:06,791 --> 00:31:09,875
‫اعتیاد به نوشیدنی، مواد یا قمار دارن.

227
00:31:10,958 --> 00:31:14,250
‫اگه نوشیدنی نخورن،
‫قمار می‌کنن یا مواد می‌زنن.

228
00:31:14,333 --> 00:31:17,458
‫نمیشه هیچ کاریش کرد،
‫نمی‌تونی نجاتشون بدی.

229
00:31:17,708 --> 00:31:23,041
‫ولی بحث عمومی در مورد اون 7 درصده.

230
00:31:25,375 --> 00:31:29,791
‫من گاهی توی باشگاه نوشیدنی‌ام
‫که دکترهای زیادی هستن می‌پرسم،

231
00:31:29,916 --> 00:31:32,916
‫ازشون می‌پرسم: چرا؟ شما این رو می‌دونید.

232
00:31:33,208 --> 00:31:38,208
‫چرا حقیقت رو نمی‌گید؟
‫چرا به مردم حقیقت رو نمی‌گید؟

233
00:31:38,583 --> 00:31:42,208
‫یعنی، برو پیش پزشکِ خانواده‌تون،

234
00:31:42,333 --> 00:31:47,875
‫اون میگه که می‌تونی به طور مرتب
‫یکی دو لیوان نوشیدنی بخوری،

235
00:31:48,041 --> 00:31:50,250
‫دکترهای کمی میگن 5 لیوان.

236
00:31:50,791 --> 00:31:52,041
‫پس، ازشون می‌پرسم:

237
00:31:52,166 --> 00:31:54,791
‫چرا حقیقت رو به مردم نمی‌گید؟

238
00:31:54,875 --> 00:31:55,875
‫و اونا میگن:

239
00:31:55,958 --> 00:31:59,333
‫خب اگه بگیم، دوستِ دکترم گفت:
‫"اگه بگیم...

240
00:31:59,708 --> 00:32:02,125
‫از جامعه طرد می‌شیم

241
00:32:02,208 --> 00:32:07,208
‫چون گفتن حقیقت در مورد نوشیدنی
‫از نظر سیاسی درست نیست.

242
00:32:09,083 --> 00:32:11,000
‫پس، چرا مردم در مورد این حرف نمی‌زنن؟

243
00:32:11,125 --> 00:32:15,125
‫چون... اگه در موردش حرف بزنی،
‫اگه در مورد حقایق حرف بزنی،

244
00:32:15,250 --> 00:32:18,041
‫طرد میشی، کارت رو از دست میدی.

245
00:32:18,291 --> 00:32:23,250
‫و ما در مورد تعدادی از آزادترین
‫کشورهای دنیا حرف می‌زنیم.

246
00:32:23,625 --> 00:32:26,708
‫و هنوز نمی‌تونیم در مورد حقیقت حرف بزنیم.

247
00:32:33,250 --> 00:32:34,500
‫بیا!

248
00:32:35,250 --> 00:32:36,500
‫بیا!

249
00:32:41,958 --> 00:32:43,458
‫وای!

250
00:32:44,041 --> 00:32:46,291
‫عجب جایی.

251
00:32:48,875 --> 00:32:50,750
‫حسش می‌کنی؟

252
00:32:50,833 --> 00:32:54,041
‫اینجا کلی اکسیژن هست، حسش می‌کنی؟

253
00:32:55,375 --> 00:32:59,041
‫وای، یخچال اونجاست، حالا می‌بینمش.

254
00:32:59,125 --> 00:33:00,166
‫وای، وای، وای.

255
00:33:00,750 --> 00:33:06,291
‫عجب جای خفنی برای کار کردن،
‫بیرون توی دل طبیعت.

256
00:33:10,875 --> 00:33:13,375
‫کوهستان‌های کوچیک.

257
00:33:17,208 --> 00:33:18,916
‫وای.

258
00:33:19,166 --> 00:33:22,250
‫چرا هر هنرمندی بیرون کار نمی‌کنه؟

259
00:33:22,583 --> 00:33:25,500
‫شانس آوردی، معمولاً بادی و بارونیه.

260
00:33:25,791 --> 00:33:28,166
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.

261
00:33:30,416 --> 00:33:35,000
‫می‌خوام این زمین رو بخرم،
‫همین‌جا. فروشیه؟

262
00:33:37,000 --> 00:33:39,166
‫این چیه؟

263
00:33:48,250 --> 00:33:50,208
‫اونا رو اینجا رنگ می‌کنی؟

264
00:33:50,583 --> 00:33:52,833
‫خب، من از رنگ استفاده نمی‌کنم.

265
00:33:55,833 --> 00:33:57,833
‫اوه، سنگینه.

266
00:34:00,333 --> 00:34:02,750
‫لعنتی، ترسیدم!

267
00:34:03,958 --> 00:34:06,083
‫هی، پاندا! ولش کن، پاندا!

268
00:34:06,166 --> 00:34:07,333
‫پاندا.

269
00:34:07,750 --> 00:34:09,958
‫- خوبی؟
‫- آره، آره، ترسیدم.

270
00:34:10,083 --> 00:34:12,375
‫- آره، اونم ترسیده...
‫- عصبانیه.

271
00:34:12,583 --> 00:34:15,375
‫- نه، اون فقط اینجا لونه داره.
‫- خیلی خب.

272
00:34:16,000 --> 00:34:18,833
‫- وای.
‫- بیا، با من بیا.

273
00:34:23,416 --> 00:34:25,583
‫نه، نه، نه...

274
00:34:29,458 --> 00:34:33,125
‫خیلی بزرگه، چجور پرنده‌ایه؟

275
00:34:33,666 --> 00:34:35,666
‫غازه.

276
00:34:35,750 --> 00:34:37,750
‫آره، البته.

277
00:34:39,458 --> 00:34:41,958
‫برداشتن اونا فکرِ خوبی نیست.

278
00:34:42,416 --> 00:34:44,041
‫گرمه.

279
00:34:45,166 --> 00:34:46,958
‫میشه این رو خورد؟

280
00:34:47,416 --> 00:34:50,083
‫احتمالاً توش زندگی هست

281
00:35:03,541 --> 00:35:04,666
‫این منم؟

282
00:35:26,166 --> 00:35:29,541
‫خیلی کوچیکه. واقعاً هواپیما اونه؟

283
00:35:29,666 --> 00:35:32,625
‫گاهی وقتی فقط یک یا دو مسافر هست
‫از این یکی استفاده می‌کنن.

284
00:35:32,708 --> 00:35:34,041
‫- خیلی خب.
‫- شرمنده.

285
00:35:34,125 --> 00:35:36,125
‫نه، نه، تقصیرِ تو نیست.

286
00:35:36,500 --> 00:35:41,208
‫من خوبم، واقعاً، فقط خیلی کوچیکه
‫و هوا هم خوب به نظر نمیاد...

287
00:35:41,708 --> 00:35:44,708
‫باشه، خب الان، آنا...

288
00:35:45,125 --> 00:35:47,125
‫می‌خوام باهات روراست باشم،

289
00:35:47,208 --> 00:35:50,083
‫الان توی گالری جا ندارم.

290
00:35:50,750 --> 00:35:52,750
‫در واقع هنرمندهای زیادی دارم

291
00:35:52,833 --> 00:35:56,125
‫که به اندازه‌ی کافی دیده نمیشن
‫و مورد توجه قرار نمی‌گیرن.

292
00:35:56,708 --> 00:36:00,166
‫ولی باور کن می‌دونم یکی رو پیدا می‌کنیم.

293
00:36:00,458 --> 00:36:02,250
‫فقط مسئله‌ی زمانه.

294
00:36:02,416 --> 00:36:04,208
‫و اگه تو گالری مناسبی پیدا نکنی،

295
00:36:04,291 --> 00:36:06,625
‫گالری مناسب تو رو پیدا می‌کنه، خب؟

296
00:36:06,708 --> 00:36:09,791
‫- آره.
‫- ممنون که دعوتم کردی.

297
00:36:10,375 --> 00:36:12,750
‫نه، نه، ممنون که اومدی
‫و وقت گذاشتی.

298
00:36:12,833 --> 00:36:13,833
‫خواهش می‌کنم.

299
00:36:14,416 --> 00:36:15,875
‫خدافظ.

300
00:36:17,708 --> 00:36:19,166
‫خدای بزرگ.

301
00:36:21,708 --> 00:36:24,375
‫به مادرم بگو دوستش دارم!

302
00:36:24,500 --> 00:36:26,916
‫مادرت عفریته‌ست.

303
00:38:24,416 --> 00:38:26,125
‫- سلام.
‫- سلام.

304
00:38:27,208 --> 00:38:29,958
‫- خوابیدن؟
‫- آره، اصلاً ساعت چنده؟

305
00:38:30,041 --> 00:38:33,000
‫احتمالاً دیر وقته، تازه برگشتم.

306
00:38:33,416 --> 00:38:35,583
‫فقط می‌خواستم شب بخیر بگم.

307
00:38:35,833 --> 00:38:38,958
‫- کاملاً از هوش رفتن.
‫- باشه.

308
00:38:41,166 --> 00:38:42,791
‫امروز چطور پیش رفت؟

309
00:38:42,875 --> 00:38:45,166
‫- مرده امروز نیومد؟
‫- خیلی خوب پیش رفت.

310
00:38:45,291 --> 00:38:47,083
‫عالیه.

311
00:38:47,291 --> 00:38:50,208
‫فردا میام بهشون سر می‌زنم.

312
00:38:52,916 --> 00:38:54,333
‫شب بخیر.

313
00:38:55,041 --> 00:38:56,416
‫شب بخیر.

314
00:38:59,416 --> 00:39:00,875
‫مگی.

315
00:39:03,333 --> 00:39:06,833
‫- می‌خوای توی ماشین حرف بزنیم؟
‫- آره.

316
00:39:06,916 --> 00:39:09,166
‫- دلستر می‌خوری؟
‫- حتماً.

317
00:39:09,583 --> 00:39:11,833
‫یه لحظه صبر کن.

318
00:39:17,625 --> 00:39:20,166
‫بی‌صبرانه منتظرم بچه‌ها برگردن مدرسه

319
00:39:20,291 --> 00:39:22,041
‫و خونه رو بهم نریزن.

320
00:39:22,208 --> 00:39:25,166
‫- اذیتت می‌کنن؟
‫- نه، دوست‌داشتنی‌ان.

321
00:39:25,333 --> 00:39:29,166
‫بعد از فصل شاه‌ماهی
‫بیشتر باهاشون وقت می‌گذرونم.

322
00:39:30,375 --> 00:39:32,166
‫بهت دروغ گفتم.

323
00:39:32,250 --> 00:39:33,791
‫در مورد چی؟

324
00:39:34,125 --> 00:39:36,375
‫کارم با سوئدیه خوب پیش نرفت.

325
00:39:36,541 --> 00:39:38,291
‫چطور مگه؟

326
00:39:39,125 --> 00:39:41,791
‫اون فوق‌العاده کسل‌کننده بود.

327
00:39:41,958 --> 00:39:43,666
‫فقط در مورد غذا و نوشیدنی حرف زد

328
00:39:43,750 --> 00:39:46,416
‫و یه کلمه در مورد کارم
‫و چیزی که نشون دادم نگفت.

329
00:39:46,916 --> 00:39:49,208
‫احساس می‌کنم همیشه این اتفاق می‌افته.

330
00:39:49,583 --> 00:39:52,375
‫هیچوقت اثر یا کاری که می‌کنی
‫مهم نیست، می‌دونی؟

331
00:39:52,583 --> 00:39:54,250
‫خود آثار هنری اهمیتی ندارن.

332
00:39:54,375 --> 00:39:58,625
‫لعنتی، اون یه بند حرف می‌زد.
‫یه مونولوگِ بی‌امان از مرگ بود.

333
00:40:00,625 --> 00:40:03,000
‫خیلی تحقیرآمیزه.

334
00:40:06,666 --> 00:40:08,583
‫خسته‌ای؟

335
00:40:08,666 --> 00:40:10,750
‫نه.

336
00:40:10,833 --> 00:40:12,500
‫به چی فکر می‌کنی؟

337
00:40:12,625 --> 00:40:15,250
‫واقعاً دلم می‌خواد بهم برگردیم.

338
00:40:18,750 --> 00:40:20,291
‫چرا که نه؟

339
00:40:20,458 --> 00:40:22,625
‫فقط... قبلاً امتحانش کردیم و من...

340
00:40:22,791 --> 00:40:25,958
‫نمی‌خوام بچه‌ها رو بیشتر گیج کنم.

341
00:40:26,541 --> 00:40:28,750
‫رفتارت رو درست می‌کنی؟

342
00:40:34,041 --> 00:40:36,791
‫- اون چیه؟
‫- آبنبات.

343
00:40:37,000 --> 00:40:38,125
‫از کجا آوردیش؟

344
00:40:38,291 --> 00:40:41,833
‫توی جیب این شلوار پیداش کردم.

345
00:40:43,291 --> 00:40:45,875
‫- به منم بده.
‫- چجور آبنباتیه؟

346
00:40:46,041 --> 00:40:47,666
‫ژله‌ای.

347
00:40:47,833 --> 00:40:49,875
‫می‌دونستی ژله از پوستِ خوک درست میشه؟

348
00:40:50,000 --> 00:40:51,000
‫نه.

349
00:40:51,083 --> 00:40:53,083
‫به خدا راست میگم.

350
00:40:54,000 --> 00:40:57,708
‫یکم چندش‌آوره که ژله
‫از پوستِ خوک ساخته میشه

351
00:40:57,833 --> 00:41:01,750
‫ولی من دست از خوردنش برنمی‌دارم
‫چون خیلی خوشمزه‌ست.

352
00:41:11,875 --> 00:41:13,166
‫بیا بریم.

353
00:41:16,750 --> 00:41:17,750
‫من رو نگاه.

354
00:41:35,916 --> 00:41:37,541
‫- نه.
‫- آره.

355
00:41:37,875 --> 00:41:40,416
‫- یاماها بهترین موتوره.
‫- در اصل همه‌شون یکی هستن.

356
00:41:40,583 --> 00:41:42,416
‫یاماها بهترینه.

357
00:42:24,875 --> 00:42:26,333
‫پاندا، بیا اینجا.

358
00:42:43,666 --> 00:42:46,625
‫شوخیت گرفته؟ خدای من، خیلی سرده.

359
00:42:51,375 --> 00:42:53,375
‫نه، نه، نه!

360
00:42:58,333 --> 00:42:59,666
‫پاندا.

361
00:43:01,541 --> 00:43:02,750
‫بیا اینجا، بیا.

362
00:43:09,791 --> 00:43:13,083
‫بعد از وسط نصفش کردم
‫و توش کریستال بود.

363
00:43:14,041 --> 00:43:16,166
‫مثل آبنباته.

364
00:43:17,291 --> 00:43:19,166
‫تورگلیس.

365
00:43:21,333 --> 00:43:22,458
‫قشنگه.

366
00:44:11,375 --> 00:44:13,833
‫اگه این شکلی بودم دوستم داشتید؟

367
00:44:14,000 --> 00:44:15,125
‫نه، افتضاحه.

368
00:44:15,333 --> 00:44:17,916
‫وای، واقعاً می‌تونی زشت باشی.

369
00:44:24,291 --> 00:44:26,333
‫الان چی؟

370
00:44:27,166 --> 00:44:28,958
‫دقیقاً همون شکلی هستی.

371
00:44:29,041 --> 00:44:32,833
‫دقیقاً همون شکلی نیستی،
‫ولی هنوزم خیلی زشتی.

372
00:44:35,833 --> 00:44:37,583
‫تو چی؟

373
00:44:37,750 --> 00:44:40,208
‫- مگی؟
‫- چیه؟

374
00:44:41,958 --> 00:44:43,916
‫آره، معلومه.

375
00:44:44,041 --> 00:44:45,916
‫امکان نداره! معلومه که نه.

376
00:44:46,125 --> 00:44:47,708
‫فکر می‌کنی من سطحی‌ام؟

377
00:44:47,833 --> 00:44:50,625
‫صبر کن، منظورت اینه که
‫اگه من این شکلی بودم...

378
00:44:51,750 --> 00:44:53,833
‫دقیقاً این شکلی.

379
00:44:54,041 --> 00:44:55,625
‫نه، شاید نه.

380
00:44:55,750 --> 00:44:57,750
‫شماها چی؟

381
00:44:57,833 --> 00:45:00,583
‫نه، برو پی کارت...

382
00:45:24,333 --> 00:45:26,250
‫چرا این انقدر کُنده؟
‫حتماً گرفته.

383
00:45:26,333 --> 00:45:28,916
‫نه، یادم رفت بلندش کنم، ببخشید.
‫اینجوری.

384
00:45:29,041 --> 00:45:31,875
‫چرا باید... آره، به خاطر هوا.

385
00:45:32,041 --> 00:45:34,375
‫لعنتی. علم.

386
00:45:35,166 --> 00:45:37,375
‫بیا امتحانش کنیم،
‫بیا امتحانش کنیم.

387
00:45:37,500 --> 00:45:39,375
‫- سنگی هست؟
‫- مهم نیست.

388
00:45:39,500 --> 00:45:42,333
‫- اگه سنگ باشه مهمه.
‫- سنگی نیست.

389
00:45:42,500 --> 00:45:44,458
‫اوه، لعنتی.

390
00:45:44,625 --> 00:45:47,333
‫- حاضری؟
‫- اینجا رو ببین!

391
00:45:54,041 --> 00:45:56,958
‫- این خیلی بهتره!
‫- درش رو باز کن.

392
00:46:00,666 --> 00:46:03,458
‫لعنتی، خیلی حریصی. شوخی کردم.

393
00:46:04,208 --> 00:46:05,625
‫ایدا!

394
00:46:06,041 --> 00:46:07,958
‫واقعاً که.

395
00:46:08,500 --> 00:46:09,625
‫یکم می‌خوای؟

396
00:46:09,791 --> 00:46:12,125
‫- نه!
‫- بدم میاد لعنتی...

397
00:46:12,208 --> 00:46:13,916
‫میز رو ببین!

398
00:46:43,166 --> 00:46:44,750
‫یکم از این می‌خوای؟

399
00:46:45,500 --> 00:46:47,541
‫تسلیم میشی؟

400
00:47:16,500 --> 00:47:18,791
‫تا آخر بازش کن. مثل من.

401
00:47:19,208 --> 00:47:21,291
‫- اینجوری؟
‫- آره.

402
00:47:22,958 --> 00:47:25,041
‫- می‌تونی کمکم کنی این یکی رو بردارم؟
‫- آره.

403
00:47:25,375 --> 00:47:27,666
‫- بلندش کنم؟
‫- آره.

404
00:47:31,000 --> 00:47:32,125
‫- مامان، نگاه کن.
‫- وای!

405
00:47:32,208 --> 00:47:33,958
‫می‌خوای این طرف باشه یا اون طرف؟

406
00:47:34,333 --> 00:47:36,041
‫بذاریدش اینجا.

407
00:48:06,125 --> 00:48:07,750
‫وقتی زیادی توی خونه مونده باشی

408
00:48:07,875 --> 00:48:09,208
‫وقتی میای اینجا پادرد می‌گیری.

409
00:48:09,375 --> 00:48:11,083
‫- کجا؟
‫- این پشت...

410
00:48:11,166 --> 00:48:13,416
‫وقتی اینجوری به سمتِ بالا میری.

411
00:48:16,041 --> 00:48:18,208
‫توت‌های چندش.

412
00:48:19,333 --> 00:48:21,833
‫لعنتی، انگور فرنگی خوبه.
‫یا اسمش هرچی که هست.

413
00:48:21,958 --> 00:48:24,958
‫- انگور فرنگی؟
‫- اسمشون توت سیاهه.

414
00:48:25,541 --> 00:48:28,000
‫- آخ.
‫- چرا همش می‌افتی؟

415
00:48:28,166 --> 00:48:29,500
‫چون کتونی پوشیدم!

416
00:48:50,041 --> 00:48:53,416
‫پاندا، بیا اینجا!

417
00:48:54,000 --> 00:48:56,041
‫بیا، بیا، بیا...

418
00:49:41,541 --> 00:49:44,125
‫- می‌تونی هر دوستی انتخاب کنی؟
‫- نه.

419
00:49:44,250 --> 00:49:47,833
‫مگه تو محبوب‌ترین دختر مدرسه نیستی؟

420
00:49:47,958 --> 00:49:50,458
‫من یه آدم معمولی‌ام.

421
00:49:50,583 --> 00:49:53,208
‫احتمالاً بتونم با بیشترشون باشم،
‫ولی می‌دونی...

422
00:49:53,541 --> 00:49:55,000
‫الان همه چی فرق می‌کنه.

423
00:49:55,125 --> 00:49:57,916
‫مامان و بابا وقتی 17 سالشون بود
‫باهم آشنا شدن.

424
00:49:58,083 --> 00:50:02,041
‫- وقتی من رو به دنیا آوردن خیلی جوون بودن.
‫- وای، تصور کن الان بچه‌دار شی.

425
00:50:02,250 --> 00:50:06,375
‫- نه، نمی‌خوام بهش فکر کنم.
‫- منم همینطور.

426
00:50:06,833 --> 00:50:08,875
‫این خیلی ناجور میشه.

427
00:50:09,208 --> 00:50:10,875
‫این روزها زن‌ها مستقل‌ترن،

428
00:50:11,000 --> 00:50:12,750
‫همه‌شون کار می‌کنن و خودشون پول دارن.

429
00:50:12,833 --> 00:50:15,583
‫من حسابی پولدار میشم.

430
00:50:16,291 --> 00:50:19,000
‫احساس می‌کنم الان سرِ دوراهی‌ام.

431
00:50:19,083 --> 00:50:21,208
‫حس می‌کنم باید یه مسیر قطعی
‫انتخاب کنم، می‌دونید؟

432
00:50:21,291 --> 00:50:24,875
‫سال‌های آینده تعیین می‌کنن
‫زندگی‌ام چه شکلی میشه، پس...

433
00:50:25,125 --> 00:50:28,125
‫برای من مهمه که تصمیمات درستی بگیرم.

434
00:50:28,250 --> 00:50:30,750
‫اینم مهمه که خودم برای خودم انتخاب کنم،

435
00:50:30,875 --> 00:50:33,833
‫تا اگه گند زدم نتونم یکی دیگه رو سرزنش کنم.

436
00:50:35,708 --> 00:50:40,166
‫کارهایی غیر از دوستی و ازدواج کردن هم هست.

437
00:50:40,458 --> 00:50:42,375
‫- من دوست می‌خوام.
‫- واقعاً؟

438
00:50:42,500 --> 00:50:44,458
‫- آره.
‫- باشه.

439
00:50:47,416 --> 00:50:51,416
‫یعنی... الان نه، ولی بعداً توی زندگی.

440
00:50:52,125 --> 00:50:54,333
‫- باهاش چیکار می‌کنی؟
‫- باهاش؟

441
00:50:54,416 --> 00:50:57,791
‫فقط کارهای معمولی.

442
00:50:58,250 --> 00:51:00,958
‫- مثلاً چی؟
‫- شماها دیوونه‌اید...

443
00:51:01,083 --> 00:51:03,833
‫نه، احمق. می‌دونی، فقط...

444
00:51:03,958 --> 00:51:09,041
‫باهم می‌ریم سینما و وقتی گواهینامه گرفتم
‫با ماشین می‌ریم می‌چرخیم.

445
00:51:10,083 --> 00:51:12,125
‫اگه گواهینامه بگیری خیلی عالی میشه.

446
00:51:12,208 --> 00:51:14,000
‫می‌تونی باهاش توی ماشین گپ بزنی.

447
00:51:14,125 --> 00:51:15,416
‫- این رو گوش بدید.
‫- شاید.

448
00:51:15,541 --> 00:51:18,000
‫کبود و خونین با لباس پاره.

449
00:51:18,125 --> 00:51:20,833
‫اجساد تلنبار شده روی هم. قساوت.

450
00:51:21,000 --> 00:51:22,708
‫یک مرد مرموز...

451
00:51:22,833 --> 00:51:23,958
‫- اینجا چه خبره؟
‫- هیس.

452
00:51:24,125 --> 00:51:25,333
‫جرائم وحشیانه و شنیع.

453
00:51:25,458 --> 00:51:26,333
‫چیکار می‌کنید؟

454
00:51:26,458 --> 00:51:31,083
‫بدترین قاتل زنجیره‌ای،
‫خشن، خونین و منزجرکننده.

455
00:51:31,208 --> 00:51:34,291
‫جریان چیه؟
‫به چی گوش می‌دید؟

456
00:51:34,416 --> 00:51:37,000
‫یک دیوانگی، یک انحراف بیمارگونه.

457
00:51:37,125 --> 00:51:40,541
‫دچار نفرت از خود، آزاردیده،
‫سوءاستفاده‌شده،

458
00:51:40,625 --> 00:51:43,125
‫به قتل رسیده، به شدت افسرده...

459
00:51:44,125 --> 00:51:45,541
‫این دیگه چیه؟

460
00:51:45,708 --> 00:51:47,708
‫و به او تعرض کرد...

461
00:51:47,833 --> 00:51:50,416
‫- جریان چیه؟
‫- اَه!

462
00:51:59,125 --> 00:52:02,125
‫کبود و خونین.

463
00:52:03,333 --> 00:52:06,166
‫سمِ قارچ.

464
00:52:06,500 --> 00:52:08,750
‫شلیک به سر.

465
00:52:09,500 --> 00:52:11,750
‫گوشتِ خام.

466
00:52:11,916 --> 00:52:13,875
‫عملِ پلید.

467
00:52:14,875 --> 00:52:17,750
‫یه مغزِ سوراخ.

468
00:52:18,583 --> 00:52:20,458
‫یه چاله بکن.

469
00:52:24,291 --> 00:52:25,291
‫آشغال.

470
00:52:25,625 --> 00:52:27,125
‫امراض.

471
00:52:28,375 --> 00:52:30,625
‫به شدت آسیب‌دیده.

472
00:52:32,291 --> 00:52:33,833
‫جنین کبود.

473
00:52:34,166 --> 00:52:35,708
‫تحقیر.

474
00:52:35,833 --> 00:52:37,250
‫هیولاها.

475
00:52:37,583 --> 00:52:38,833
‫بدبختی.

476
00:52:39,166 --> 00:52:40,833
‫خشن.

477
00:52:44,083 --> 00:52:45,875
‫دست‌های نرم.

478
00:52:45,958 --> 00:52:48,083
‫جسد سفت‌شده.

479
00:52:48,208 --> 00:52:51,166
‫کوهستان و مرغدونیِ یخ‌زده.

480
00:52:51,875 --> 00:52:53,416
‫ظلم.

481
00:52:53,625 --> 00:52:55,333
‫هیولا.

482
00:52:56,000 --> 00:52:57,750
‫لذت.

483
00:52:58,000 --> 00:52:59,833
‫جهانِ متورم.

484
00:53:01,833 --> 00:53:03,958
‫امواج خشونت.

485
00:53:05,458 --> 00:53:07,541
‫بی‌رحمی.

486
00:53:07,750 --> 00:53:10,000
‫یک مرد مرموز.

487
00:53:11,291 --> 00:53:14,083
‫برای بدترین حالت آماده شو.

488
00:53:44,791 --> 00:53:46,625
‫خب، حالا دیگه خدافظی می‌کنم.

489
00:53:46,750 --> 00:53:48,375
‫آنا.

490
00:53:48,541 --> 00:53:50,458
‫هوا خیلی بده.

491
00:53:50,541 --> 00:53:52,458
‫مجبورم.

492
00:53:52,583 --> 00:53:54,541
‫رُک بگم، وحشتناکه.

493
00:53:54,625 --> 00:53:57,583
‫ولی شبِ خوبی بود. یالا.

494
00:54:05,208 --> 00:54:08,791
‫- خیلی مسخره‌ست.
‫- آره، حالا باید تموم شه، مگی.

495
00:54:10,000 --> 00:54:12,083
‫پس من با کی هم‌صحبت بشم؟

496
00:54:12,458 --> 00:54:14,208
‫می‌دونی که باید گُم شی بری خونه.

497
00:54:19,333 --> 00:54:23,500
‫- برو.
‫- گوش کن.

498
00:54:26,833 --> 00:54:29,125
‫باد داره بدتر میشه.

499
00:54:29,458 --> 00:54:30,791
‫انقدر سخت‌گیر نباش.

500
00:54:30,916 --> 00:54:35,000
‫- هوا خیلی بده!
‫- ...بده!

501
00:54:56,750 --> 00:54:58,875
‫لعنتی.

502
00:56:18,791 --> 00:56:23,916
‫مینِ دریایی تماسی به محض تماس
‫با یک کشتی منفجر میشه.

503
00:56:24,000 --> 00:56:30,000
‫این سیستم به مین‌های دریایی تماسی
‫بریتانیا در جنگ جهانی دوم کمک کرد.

504
00:56:30,666 --> 00:56:34,083
‫چاشنی‌های مین‌های دریایی بریتانیا

505
00:56:34,166 --> 00:56:40,208
‫از مین‌های تماسی آلمان
‫در جنگ جهانی کپی شده بودن...

506
00:56:41,166 --> 00:56:43,083
‫مگی، شماره یک، باشه؟

507
00:56:44,083 --> 00:56:49,833
‫که چاشنی‌های هرتز اونا مطمئن‌تر
‫از نمونه‌های مشابه بریتانیایی بودن.

508
00:56:51,166 --> 00:56:54,541
‫پاتون‌ها از نیمه‌ی بالایی مین
‫بیرون زده بودن

509
00:56:54,625 --> 00:56:56,458
‫و حاوی اسید سولفوریک بود.

510
00:56:57,166 --> 00:57:01,291
‫مگی، اینا مین هستن لعنتی.
‫مواظبشون باش.

511
00:57:02,083 --> 00:57:06,958
‫وقتی یه کشتی بهش برخورد می‌کرد
‫محفظه متلاشی می‌شد

512
00:57:07,083 --> 00:57:10,375
‫اسید رو داخل یه باتری شارژ شده رها می‌کرد

513
00:57:10,500 --> 00:57:12,541
‫و به این ترتیب مین منفجر می‌شد.

514
00:57:13,083 --> 00:57:14,750
‫این دیوونگیه، مرد.

515
00:57:32,375 --> 00:57:35,916
‫- خیلی خب...
‫- چیه؟

516
00:57:37,375 --> 00:57:39,791
‫کی این عکس‌ها رو گرفته؟

517
00:57:40,125 --> 00:57:41,875
‫آگوست.

518
00:57:43,791 --> 00:57:45,708
‫سگه رو ببین.

519
00:57:47,208 --> 00:57:49,541
‫- نظرت چیه؟
‫- خیلی خب.

520
00:57:50,125 --> 00:57:53,125
‫دارم همه‌شون رو نگاه می‌کنم.

521
00:57:56,791 --> 00:57:58,666
‫ببین...

522
00:57:59,791 --> 00:58:04,333
‫شبیه زن‌های دهاتی هستی.

523
00:58:05,541 --> 00:58:07,208
‫بس کن.

524
00:58:07,791 --> 00:58:10,916
‫شوخی نمی‌کنم، چرا یه چیز قشنگ نمی‌پوشی

525
00:58:11,000 --> 00:58:14,125
‫و شیک و پیک نمی‌کنی
‫زیبایی‌ات رو نشون بدی؟

526
00:58:14,208 --> 00:58:16,500
‫یعنی، من توی مراسم‌ها دیدمت.

527
00:58:16,625 --> 00:58:19,250
‫اوه، دنی، خفه شو.

528
00:58:19,333 --> 00:58:22,333
‫نه، جدی میگم،
‫من با لباس قشنگ دیدمت.

529
00:58:23,458 --> 00:58:25,708
‫چرا ازت می‌خوام این کارو بکنی؟

530
00:58:25,875 --> 00:58:29,000
‫نگران نباش، یه چیزهایی رو امتحان می‌کنم
‫و برات می‌فرستمش.

531
00:58:29,250 --> 00:58:31,458
‫اونا رو بررسی می‌کنم.

532
00:58:31,958 --> 00:58:33,125
‫مرسی.

533
00:58:33,666 --> 00:58:37,041
‫برای روزنامه‌ی کشاورزهاست، درسته؟

534
00:58:38,625 --> 00:58:43,250
‫آنا، کشاورزی اهل اشویناگنوپور
‫توی گالوریاهرپور،

535
00:58:43,333 --> 00:58:49,375
‫میگه با رسیدگی به گوسفندها و هنرهای بصری‌اش
‫هیچوقت حوصله‌اش سر نمیره.

536
00:58:49,750 --> 00:58:51,666
‫زندگی اینجا واقعاً با ما مهربونه.

537
00:58:51,833 --> 00:58:56,333
‫اوه... ممنون که این کارو می‌کنی.

538
00:58:58,541 --> 00:58:59,791
‫اشکالی نداره.

539
00:59:01,791 --> 00:59:04,833
‫امیدوارم این برنامه رو ببینی.

540
00:59:05,208 --> 00:59:09,125
‫آهنگِ بعدی رو به
مادرزنِ سابقم تقدیم می‌کنم.

541
00:59:09,875 --> 00:59:15,833
‫تو مادرزنم بودی و خیلی دوستت داشتم.

542
00:59:16,750 --> 00:59:22,750
‫♪ ما همیشه دوست‌های خوبی بودیم ♪
‫♪ تا این که دخترت ترکم کرد ♪

543
00:59:22,833 --> 00:59:26,000
‫♪ چون گفت من همیشه کتکش می‌زدم ♪

544
00:59:26,083 --> 00:59:29,291
‫♪ و اون یه سلیطه‌ی روانی و دروغگوئه ♪

545
00:59:29,375 --> 00:59:32,916
‫♪ و تو هم مثل اونی... ♪

546
00:59:33,125 --> 00:59:36,083
‫♪ و یه روز به دیدنت میام ♪

547
00:59:36,208 --> 00:59:39,125
‫♪ و به خودت و کل خانواده‌ات حمله می‌کنم ♪

548
00:59:40,541 --> 00:59:43,916
‫شوهرت یه بی‌عرضه توی هولداست
‫و من می‌زنم شل و پلش می‌کنم.

549
00:59:45,625 --> 00:59:47,875
‫به نظرم اصلاً خنده‌دار نبود.

550
01:00:02,000 --> 01:00:04,458
‫توی جاده‌ی موتور کراس بودی؟

551
01:00:04,625 --> 01:00:07,666
‫- خیلی حال داد.
‫- چیکار می‌کنی؟

552
01:00:07,958 --> 01:00:09,541
‫فقط روی سکوها می‌پریدم.

553
01:00:09,666 --> 01:00:11,750
‫- نزدیک بود خودم رو به کشتن بدم
‫- هنوز اونجا سکو هست؟

554
01:00:11,833 --> 01:00:13,875
‫آره، سکوهای قدیمی.

555
01:00:13,958 --> 01:00:16,208
‫ما هم یکی ساختیم.

556
01:00:16,791 --> 01:00:20,625
‫- چی، یکی ساختید؟
‫- آره، من توی پریدن خیلی بدم.

557
01:00:20,791 --> 01:00:22,125
‫- واقعاً؟
‫- آره.

558
01:00:22,250 --> 01:00:24,333
‫چطور مگه؟

559
01:00:24,791 --> 01:00:26,666
‫- این کارو نکن.
‫- شرمنده، ببخشید.

560
01:00:27,041 --> 01:00:30,583
‫بچه‌های دیگه خیلی بهترین،
‫دنیل و بیورگوین.

561
01:00:31,625 --> 01:00:34,458
‫بشقابت رو ببر.

562
01:00:35,791 --> 01:00:37,666
‫و لیوانت.

563
01:00:37,791 --> 01:00:40,541
‫- نه، نه.
‫- اشکالی نداره، من تمیزش می‌کنم.

564
01:00:40,666 --> 01:00:43,083
‫نه، خودت می‌تونی انجامش بدی
‫و بذاریش توی ماشین

565
01:00:43,208 --> 01:00:46,625
‫همونطور که دو ساله هر روز بهت میگم.

566
01:00:57,250 --> 01:00:58,875
‫- سخت نگیر.
‫- چی گفتی؟

567
01:00:59,125 --> 01:01:01,041
‫می‌تونی کثیف‌کاری‌هات رو تمیز کنی.

568
01:01:01,208 --> 01:01:02,208
‫- کافیه.
‫- چی؟

569
01:01:02,375 --> 01:01:04,958
‫من چیز زیادی نمی‌خوام،
‫این بچه‌ها خیلی لوس شدن.

570
01:01:05,083 --> 01:01:07,083
‫شما همه چی دارید و هیچ کاری نمی‌کنید.

571
01:01:07,208 --> 01:01:10,000
‫خیلی خب. دیگه می‌تونید برید،
‫امیدوارم از غذا لذت برده باشید.

572
01:01:10,208 --> 01:01:12,250
‫چی؟ مگه ما خدمتکارِ بچه‌ها هستیم؟

573
01:01:12,500 --> 01:01:15,375
‫ازشون می‌خوام یه کاری برای خونه بکنن
‫و اونا حاضرجوابی می‌کنن.

574
01:01:15,458 --> 01:01:18,375
‫- از کدوم خونه حرف می‌زنی؟
‫- من اجازه ندارم چیزی بگم؟

575
01:01:18,458 --> 01:01:20,708
‫اشکالی نداره، بذارش اونجا.
‫من انجامش میدم.

576
01:01:20,875 --> 01:01:23,500
‫بعداً هم می‌تونیم باهم فیلم ببینیم.

577
01:01:24,125 --> 01:01:25,245
‫- و پاپ‌کرن درست کنیم؟
‫- آره.

578
01:01:25,333 --> 01:01:26,541
‫- و نوشابه بخوریم؟
‫- آره.

579
01:01:26,708 --> 01:01:29,166
‫- بابا، اگه بخوای می‌تونی پیش ما بمونی.
‫- نه، بابات نمی‌تونه.

580
01:01:29,375 --> 01:01:31,125
‫- مرسی، رفیق.
‫- خدافظ.

581
01:01:34,125 --> 01:01:35,791
‫نمی‌خوای بری؟

582
01:01:35,875 --> 01:01:38,916
‫وقتی تو نیستی همه چی راحت‌تر و باحال‌تره.

583
01:01:39,500 --> 01:01:42,458
‫من سعی دارم این بچه‌ها رو بزرگ کنم.

584
01:01:42,541 --> 01:01:46,500
‫وقتی نمی‌تونم خونه باشم آسون نیست.
‫سعی کن خودت رو جای من بذاری.

585
01:01:46,625 --> 01:01:48,791
‫خواهش می‌کنم از خودت شهید نساز.

586
01:01:48,875 --> 01:01:50,958
‫- من فقط بچه‌هایی نمی‌خوام که...
‫- رقت‌انگیزه.

587
01:01:51,041 --> 01:01:55,083
‫لوس و غیر قابل کنترل و...

588
01:01:55,291 --> 01:01:56,708
‫از کدوم بچه‌ها حرف می‌زنی؟

589
01:01:56,833 --> 01:01:59,125
‫- غیر قابل تحمل هستن.
‫- بچه‌های ما اینجورین؟

590
01:01:59,291 --> 01:02:01,416
‫نه، معلومه که نه،
‫ولی اونا باید ادب بشن.

591
01:02:01,541 --> 01:02:02,958
‫دقیقاً مشکلت همینه!

592
01:02:03,083 --> 01:02:05,083
‫تو وانمود می‌کنی چون دوستشون داری
‫دعواشون می‌کنی.

593
01:02:05,125 --> 01:02:09,125
‫نه این که دوستشون داشته باشی
‫و هر از گاهی دعواشون کنی.

594
01:02:10,125 --> 01:02:12,833
‫حالا من باهات دعوا می‌کنم
‫و باهات بدرفتاری می‌کنم،

595
01:02:12,916 --> 01:02:15,208
‫ولی فقط چون خیلی دوستت دارم.

596
01:02:15,375 --> 01:02:18,000
‫- تو اینجوری هستی.
‫- آره، خب؟

597
01:02:24,333 --> 01:02:26,375
‫می‌خوای کاری بکنم؟

598
01:02:26,500 --> 01:02:29,750
‫اگه می‌خوای کمک کنی،
‫می‌تونی از شرِ خروس دیوونه خلاص شی.

599
01:02:30,083 --> 01:02:32,000
‫وقتی سعی کردم مرغ‌دونی رو تمیز کنم
‫بهم حمله کرد.

600
01:02:32,125 --> 01:02:34,875
‫- فقط سرش رو ببرم؟
‫- نه.

601
01:02:36,583 --> 01:02:38,083
‫نمی‌تونی بدیش به یکی؟

602
01:02:38,250 --> 01:02:41,666
‫حتماً، کلی آدم هستن که دنبال
‫یه خروس جنگی می‌گردن.

603
01:02:42,208 --> 01:02:44,125
‫شب بخیر، مگنوس.

604
01:05:44,958 --> 01:05:46,208
‫گُم شید!

605
01:06:12,333 --> 01:06:14,166
‫لعنتی.

606
01:06:49,333 --> 01:06:53,541
‫ای کاش یکی که ازش متنفرم
‫یادش رفته باشه دروازه رو ببنده.

607
01:06:57,833 --> 01:07:01,416
‫ای کاش مگی یادش رفته باشه
‫دروازه رو ببنده.

608
01:07:02,458 --> 01:07:05,416
‫اون‌موقع یه دلیلی برای کشتنش دارم.

609
01:07:57,125 --> 01:07:59,041
‫فکر کنم از آدم‌ها متنفرم.

610
01:07:59,166 --> 01:08:02,333
‫می‌دونی... تحمل بودن توی جمع رو ندارم.

611
01:08:02,458 --> 01:08:04,333
‫درکت می‌کنم.

612
01:08:05,333 --> 01:08:09,833
‫یکی دو نفر اشکالی نداره.
‫با شماها خیلی عالیه.

613
01:08:09,916 --> 01:08:12,416
‫ولی می‌دونی، یه میلیون نفر.
‫نه، به کارِ من نمیاد.

614
01:08:12,666 --> 01:08:15,500
‫آره، فقط مواظب باش
‫خودت رو منزوی نکنی.

615
01:08:15,625 --> 01:08:19,041
‫خودم رو منزوی کنم؟
‫نه، من فقط، می‌دونی...

616
01:08:19,166 --> 01:08:24,250
‫کل کریسمس رو با سیگا و خانواده جشن می‌گیرم،
‫مثل بقیه.

617
01:08:28,958 --> 01:08:32,125
‫مگنوس، کریسمس رو کجا می‌گذرونی؟

618
01:08:33,291 --> 01:08:35,416
‫- مگی.
‫- چیه؟

619
01:08:35,916 --> 01:08:38,041
‫کریسمس رو کجایی؟

620
01:08:38,125 --> 01:08:40,791
‫کجا؟ خونه‌ام.

621
01:08:41,041 --> 01:08:43,083
‫خونه؟

622
01:08:43,541 --> 01:08:48,500
‫خب، فکر می‌کردم تو و خانمت جدا شدید.

623
01:08:51,791 --> 01:08:53,916
‫نمی‌دونم.

624
01:08:55,583 --> 01:08:57,375
‫نمی‌دونی؟

625
01:08:57,583 --> 01:08:59,541
‫پس کی می‌دونه؟

626
01:08:59,833 --> 01:09:01,833
‫به نظر میاد یکی زیادی حساسه.

627
01:09:01,916 --> 01:09:04,416
‫مشکل جوون‌های امروزی دقیقاً همینه.

628
01:09:04,541 --> 01:09:07,666
‫نمی‌تونی چیزی بگی،
‫نمی‌تونی کاری بکنی.

629
01:09:07,833 --> 01:09:10,416
‫همه باید توی یه چارچوب بمونن.

630
01:09:10,541 --> 01:09:12,083
‫وقتی من مدرسه می‌رفتم...

631
01:09:12,166 --> 01:09:14,666
‫تو مثلاً چه مدرسه‌ای می‌رفتی؟

632
01:09:14,791 --> 01:09:20,625
‫- مدرسه‌ی پیتزا؟
‫- مدرسه‌ی دریانوردی، احمق.

633
01:09:21,916 --> 01:09:23,541
‫الان کی حساس شده؟

634
01:09:23,625 --> 01:09:26,083
‫من نیستم، این نوجوون‌ها هستن که حساسن.

635
01:09:26,625 --> 01:09:29,458
‫قدرتِ تمرکزشون صفره.

636
01:09:29,583 --> 01:09:31,958
‫کلاً سه ثانیه روی هر چیزی تمرکز می‌کنن.

637
01:09:32,166 --> 01:09:33,541
‫به خاطر این گوشی‌هاست.

638
01:09:33,666 --> 01:09:36,458
‫فقط مشکل اونا نیست

639
01:09:36,541 --> 01:09:41,375
‫تمام اعضای خانواده صبح تا شب
‫سرشون توی گوشیه.

640
01:09:41,583 --> 01:09:46,333
‫دقیقاً و آدم‌ها دیگه نمی‌تونن
‫با زندگی کنار بیان،

641
01:09:46,458 --> 01:09:50,291
‫نمی‌تونن در زمانِ حال و واقعیت بمونن
‫و دیگه هیچی عمق نداره.

642
01:09:50,416 --> 01:09:54,291
‫همه‌شون موجوداتِ ضعیفی هستن که
‫هیچی نمی‌دونن و نمی‌تونن کاری بکنن...

643
01:09:54,416 --> 01:09:58,833
‫خدای بزرگ، تا کِی باید به این مزخرفات
‫گوش بدم؟

644
01:09:59,250 --> 01:10:01,625
‫فقط یه بار خفه شو.

645
01:10:03,375 --> 01:10:05,458
‫صبر کن، چی گفتم؟

646
01:10:06,791 --> 01:10:09,875
‫- بیا آروم باشیم، مگی.
‫- تو هم دهنت رو ببند.

647
01:10:10,791 --> 01:10:14,750
‫لعنتی، از گوش کردن به حرف‌هات خسته شدم.

648
01:10:22,833 --> 01:10:25,041
‫خدایا...

649
01:10:26,416 --> 01:10:28,541
‫اونجا چه خبره؟

650
01:10:28,666 --> 01:10:33,041
‫یکم زیاده روی نیست که
‫سرِ همه‌مون قاتی می‌کنی؟ مگی؟

651
01:10:33,625 --> 01:10:38,458
‫فقط داشتم در مورد یه زن سؤال می‌پرسیدم
‫که فکر می‌کردم تو می‌شناسی.

652
01:10:39,291 --> 01:10:40,583
‫ببین...

653
01:10:40,708 --> 01:10:45,041
‫هم می‌شناسمش هم نمی‌شناسمش.
‫واقعاً فهمیدنش خیلی سخته؟

654
01:10:45,291 --> 01:10:46,500
‫چی؟

655
01:10:56,875 --> 01:10:58,708
‫نمی‌دونم...

656
01:10:58,791 --> 01:11:01,875
‫شاید مثل دخترت سلیطه‌ست.

657
01:11:02,000 --> 01:11:04,291
‫حروم‌زاده!

658
01:11:05,291 --> 01:11:07,833
‫- آشغال عوضی.
‫- بس کن!

659
01:11:07,958 --> 01:11:09,833
‫- ولم کن.
‫- بس کنید.

660
01:11:11,125 --> 01:11:13,833
‫- کافیه دیگه.
‫- گُم شو.

661
01:11:44,333 --> 01:11:46,708
‫- تو اون رو کشتی؟
‫- چی؟

662
01:11:47,000 --> 01:11:49,333
‫تو بیبی خروسه رو کشتی؟

663
01:11:49,583 --> 01:11:51,833
‫آره، مجبور شدم بکشمش.

664
01:11:52,458 --> 01:11:53,916
‫چرا؟

665
01:11:54,583 --> 01:11:58,541
‫وحشی شده بود و گورون
‫و بقیه رو اذیت می‌کرد...

666
01:11:58,708 --> 01:12:02,291
‫گورون... بابا، اون مرغه و بیبی خروس بود.
‫ذاتشون همینه.

667
01:12:02,708 --> 01:12:05,125
‫- آره و اون هرافنتینا رو هم کشت.
‫- تو این رو نمی‌دونی.

668
01:12:05,250 --> 01:12:06,500
‫چرا، می‌دونم.

669
01:12:06,666 --> 01:12:09,083
‫- می‌بینیش؟
‫- آره.

670
01:12:09,541 --> 01:12:11,666
‫تو دیگه توی خونه زندگی نمی‌کنی،
‫از کجا می‌تونی ببینیش؟

671
01:12:11,750 --> 01:12:13,000
‫هی، واسه من حاضر جوابی نکن.

672
01:12:13,125 --> 01:12:17,833
‫مامانت دید که رفته بود روش
‫و بهش نوک می‌زد و کاکلش رو داغون می‌کرد.

673
01:12:18,083 --> 01:12:20,875
‫لازم نیست این رو توضیح بدم.

674
01:12:21,000 --> 01:12:24,791
‫بابا، اون خروسِ خوبی بود،
‫باورم نمیشه کشتیش.

675
01:12:25,000 --> 01:12:27,375
‫اون بهترین و آروم‌ترین خروس دنیا بود.

676
01:12:27,541 --> 01:12:30,916
‫یعنی، توی ذاتشونه که اونا رو ادب کنن.

677
01:12:31,041 --> 01:12:33,458
‫اگه مرغ‌ها اطاعت نکنن،
‫اون‌وقت معلومه که میرن سراغشون.

678
01:12:33,541 --> 01:12:36,000
‫مامانت از دیدن خشونتِ خروسه
‫علیه اونا خسته شده بود.

679
01:12:36,125 --> 01:12:37,708
‫پس چرا همه‌شون رو نکشتید؟

680
01:12:37,791 --> 01:12:40,083
‫همه‌شون یکی هستن،
‫به هر حال یه سلسله‌مراتبی هست.

681
01:12:40,458 --> 01:12:42,166
‫و تو از کِی به حرف مامان گوش میدی؟

682
01:12:42,375 --> 01:12:47,041
‫یه هنرمند بیش از حد احساسی که
‫هیچی در مورد حیوون‌ها نمی‌دونه.

683
01:12:53,666 --> 01:12:56,958
‫حق با توئه، نباید انجامش می‌دادم.

684
01:12:58,166 --> 01:13:00,208
‫فقط مامانت بود که می‌خواست...

685
01:13:00,333 --> 01:13:01,875
‫چرا مامان توی این کار دخالت می‌کرد؟

686
01:13:02,041 --> 01:13:03,958
‫لعنتی.

687
01:13:05,875 --> 01:13:09,083
‫- چطور انجامش دادی؟
‫- بهش شلیک کردم.

688
01:13:09,458 --> 01:13:11,000
‫- اون فوراً مُرد؟
‫- آره، آره.

689
01:13:11,125 --> 01:13:14,125
‫- راست میگی؟
‫- آره.

690
01:13:21,875 --> 01:13:24,666
‫- بهش شلیک نکردم.
‫- پس چیکار کردی؟

691
01:13:24,791 --> 01:13:29,125
‫با یه تور دنبالش کردم، توی بیشه گرفتمش،
‫و ناکارش کردم.

692
01:13:29,333 --> 01:13:31,958
‫- با چی؟
‫- یه سنگ.

693
01:13:32,625 --> 01:13:35,291
‫با یه سنگ ناکارش کردی؟

694
01:13:35,583 --> 01:13:39,416
‫- آره، یه سنگِ بزرگ.
‫- پس لِهش کردی؟

695
01:13:42,791 --> 01:13:44,333
‫آره.

696
01:13:46,875 --> 01:13:49,041
‫لعنتی.

697
01:13:55,125 --> 01:13:56,791
‫متأسفم.

698
01:13:56,875 --> 01:13:59,291
‫فقط باورم نمیشه اون کارو کردی.

699
01:13:59,458 --> 01:14:03,708
‫اون خروس خیلی خوبی بود،
‫حتی باهاش عکس‌های خانوادگی داریم.

700
01:14:03,833 --> 01:14:06,958
‫من خروس‌های زیادی دیدم
‫و همه‌شون احمق هستن.

701
01:14:07,041 --> 01:14:09,041
‫بیبی با اونا فرق داشت،
‫خیلی قشنگ و مهربون بود.

702
01:14:09,166 --> 01:14:11,333
‫آره، ولی یکم خشن شده بود.

703
01:14:11,416 --> 01:14:13,125
‫همش به مامانت حمله می‌کرد وقتی که...

704
01:14:13,250 --> 01:14:16,541
‫چون بندهای کفشش شل بودن.
‫صد بار این رو بهش گفتم.

705
01:14:16,791 --> 01:14:20,875
‫مرغ‌های دیگه هم این کارو می‌کنن،
‫پس چرا همه‌شون رو نمی‌کشید؟

706
01:14:21,833 --> 01:14:25,916
‫ایدا، متأسفم. واقعاً نمی‌خواستم انجامش بدم.

707
01:14:26,000 --> 01:14:29,125
‫ولی گاهی وقتی آدم بزرگسال هستی
‫مجبوری کارهایی بکنی که...

708
01:14:29,208 --> 01:14:33,416
‫- که نمی‌خوای بکنی...
‫- امکان نداره من اینجوری بشم.

709
01:14:34,041 --> 01:14:36,666
‫- چرا، میشی.
‫- نه.

710
01:14:37,333 --> 01:14:39,541
‫- آره.
‫- امکان نداره.

711
01:14:41,666 --> 01:14:43,125
‫همه اینجوری میشن.

712
01:14:43,333 --> 01:14:45,125
‫من نمیشم.

713
01:14:45,333 --> 01:14:47,125
‫میشی.

714
01:14:47,291 --> 01:14:49,291
‫نه.

715
01:15:52,833 --> 01:15:55,083
‫- شروع کنم؟
‫- نه.

716
01:15:55,166 --> 01:15:57,875
‫گفتی نمی‌خوای به یه دختر تیراندازی کنی،
‫پس بهتر نیست من شروع کنم؟

717
01:15:58,000 --> 01:16:01,791
‫اون دختر نیست، پسریه که موهاش بلندن.

718
01:16:01,875 --> 01:16:05,375
‫- و ناخن‌هاش بلندن؟
‫- ناخن‌هاش زنونه نیستن.

719
01:16:07,166 --> 01:16:11,833
‫بچه‌ها، بعضی از مردهایی که می‌شناسم
‫ناخن‌هاشون از مامان هم بلندتره.

720
01:16:11,916 --> 01:16:14,666
‫- میشه من بزنم، لطفاً؟
‫- باشه.

721
01:16:14,791 --> 01:16:16,875
‫- بعدش منم.
‫- بعدش من.

722
01:16:17,041 --> 01:16:18,791
‫نه، نه، نه!

723
01:16:18,875 --> 01:16:23,458
‫بابا گفت اگه تیر نذاشته باشی
‫اجازه نداری کمان رو بکشی.

724
01:16:23,791 --> 01:16:26,458
‫اینم گفت که وقتی اینجا نیست
‫اجازه نداریم به چی تیراندازی کنیم.

725
01:16:26,583 --> 01:16:28,500
‫پس هیچوقت از کمان استفاده نمی‌کنیم.

726
01:16:28,583 --> 01:16:30,416
‫- بابا دیگه اینجا نیست.
‫- آره.

727
01:16:35,291 --> 01:16:38,666
‫درست زدی وسط شکمش!

728
01:16:38,833 --> 01:16:41,083
‫- آره، زدی به شکمش.
‫- لعنتی.

729
01:16:41,791 --> 01:16:42,875
‫یعنی چی...

730
01:20:26,041 --> 01:20:29,166
‫فکر می‌کنی مامان و بابا هنوزم
‫باهم صمیمی هستن؟

731
01:20:29,291 --> 01:20:31,166
‫نه، احتمالاً نه.

732
01:20:31,291 --> 01:20:32,375
‫به هر حال دیگه نه.

733
01:20:32,500 --> 01:20:37,375
‫احتمالاً همیشه صمیمی بودن،
‫وگرنه ما اینجا نبودیم.

734
01:20:39,458 --> 01:20:42,458
‫باید باهم بیشتر صمیمی باشن
‫تا دوتا بچه یا دوقلو به دنیا بیارن؟

735
01:20:42,583 --> 01:20:44,875
‫نه بابا...

736
01:20:45,541 --> 01:20:48,208
‫من که دیگه نمی‌خوام باهم صمیمی باشن.

737
01:20:48,333 --> 01:20:49,333
‫من می‌خوام.

738
01:20:49,416 --> 01:20:51,416
‫- باشه.
‫- چرا؟

739
01:20:51,541 --> 01:20:55,541
‫چون وقتی باهم صمیمی بودن
‫همه چی باحال‌تر بود.

740
01:20:55,708 --> 01:20:57,791
‫- یه بار دیدمش.
‫- اوه، بس کن، لطفاً...

741
01:20:57,916 --> 01:20:59,083
‫چی دیدی؟

742
01:20:59,166 --> 01:21:01,375
‫خواهش می‌کنم، نه.
‫نمی‌خوام به این حرف‌ها گوش بدم.

743
01:21:01,500 --> 01:21:03,958
‫- فقط از مغزت پاکش کن.
‫- غیرممکنه.

744
01:21:04,083 --> 01:21:07,250
‫اگه کاری بکنم، نمی‌تونم به عقب برش گردونم.

745
01:21:07,375 --> 01:21:10,375
‫و اگر چیزی ببینم،
‫اون‌وقت نمی‌تونم ندید بگیرمش.

746
01:21:10,583 --> 01:21:15,083
‫یه چیزی دیدم که به نظرم عجیب بود
‫و درست نمی‌فهمیدم،

747
01:21:15,375 --> 01:21:20,625
‫ولی اشکالی نداشت،
‫چون به نظر اوکی می‌اومدن، فکر کنم.

748
01:21:38,708 --> 01:21:41,916
‫تو خیلی احمقی، مگی.

749
01:21:43,625 --> 01:21:45,500
‫تو هم همینطور.

750
01:21:49,000 --> 01:21:51,541
‫یه نصیحتی بهت بکنم؟

751
01:21:53,333 --> 01:21:55,041
‫نه.

752
01:21:59,041 --> 01:22:01,500
‫به هر حال می‌شنویش...

753
01:22:01,625 --> 01:22:04,125
‫و یکی دوتا فیله هم کنارش.

754
01:22:06,750 --> 01:22:10,625
‫همیشه خودت رو در آخرین اولویت قرار بده.

755
01:22:12,250 --> 01:22:16,583
‫از خانواده‌ات مراقبت کن
‫و با بچه‌ها و همسرت مهربون باش،

756
01:22:16,750 --> 01:22:19,708
‫اونا رو دوست داشته باش و بهشون محبت کن
‫و هرچی که می‌خوان براشون بخر.

757
01:22:19,916 --> 01:22:22,375
‫هرچی رو که خرابه و نیاز به درست شدن داره
‫بساز و درست کن.

758
01:22:22,458 --> 01:22:25,375
‫هرچی که هست.

759
01:22:26,375 --> 01:22:29,750
‫چیزی به اسم تو و وقتِ تو وجود نداره.

760
01:22:29,875 --> 01:22:34,000
‫این فقط یه پدیده‌ست
‫که اینترنت ساخته.

761
01:22:34,125 --> 01:22:38,750
‫خانواده‌ات همه چیزه،
‫هیچ چیز دیگه‌ای مهم نیست.

762
01:22:39,333 --> 01:22:42,000
‫فرض خانواده‌ات یه گلخونه

763
01:22:42,125 --> 01:22:45,375
‫پر از گل و گیاه و هوای تازه‌ست.

764
01:22:45,916 --> 01:22:47,875
‫و واقعاً باید ازش مراقبت کنی،

765
01:22:48,041 --> 01:22:51,375
‫با آبیاری و هرس کردن
‫و عوض کردن گلدون‌ها،

766
01:22:51,458 --> 01:22:54,000
‫و با تعمیر و تمیز کردن پنجره‌ها.

767
01:22:56,375 --> 01:22:59,500
‫باید همه چی رو توی این گلخونه‌ی لعنتی بذاری

768
01:22:59,625 --> 01:23:04,916
‫و اگه این کارو بکنی،
‫بهت قول میدم نتیجه‌ی زحماتت رو می‌بینی.

769
01:23:06,083 --> 01:23:08,333
‫بیشتر از اونی که نیاز داری.

770
01:23:17,083 --> 01:23:19,500
‫عالیه، ولی من سریع‌تر رفتم.

771
01:23:41,333 --> 01:23:42,875
‫اوه!

772
01:23:43,583 --> 01:23:46,208
‫- الان یخ‌زده!
‫- آره.

773
01:23:48,583 --> 01:23:49,666
‫اوه.

774
01:23:51,291 --> 01:23:54,291
‫سرِ تیر در اومد.

775
01:23:54,666 --> 01:23:57,625
‫- این یکی شکسته.
‫- واقعاً؟

776
01:24:00,000 --> 01:24:03,250
‫- این یکی بهترینه.
‫- واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟

777
01:24:03,375 --> 01:24:06,458
‫- آره.
‫- فکر کنم زرده بهتره.

778
01:24:08,375 --> 01:24:10,875
‫این یکی خیلی تیزه.

779
01:24:11,791 --> 01:24:14,916
‫اوه! درست رفت توش.

780
01:24:15,041 --> 01:24:16,625
‫نه، از دستش رد شد.

781
01:24:16,750 --> 01:24:20,166
‫- تیراندازی نکن.
‫- نمی‌خواستم بکنم، آروم باش.

782
01:24:44,666 --> 01:24:46,791
‫- بیشتر زنگ زده باشه، آره؟
‫- چی؟

783
01:24:46,916 --> 01:24:49,625
‫- اینجوری بیشتر زنگ زده باشه؟
‫- آره.

784
01:24:52,375 --> 01:24:54,666
‫- می‌دونی گوشی‌ام کجاست؟
‫- نه.

785
01:25:02,625 --> 01:25:04,916
‫چیزی نیست، عزیزم، الان می‌رسیم!

786
01:25:05,000 --> 01:25:08,291
‫همه چی روبراهه، اصلاً حسش نمی‌کنم.

787
01:25:17,875 --> 01:25:18,875
‫ببخشید.

788
01:25:19,125 --> 01:25:20,375
‫خیلی معذرت می‌خوام.

789
01:25:20,500 --> 01:25:22,958
‫از سرِ راه برو کنار لعنتی.

790
01:25:31,125 --> 01:25:33,250
‫بیا اینجا.

791
01:25:48,500 --> 01:25:50,041
‫مگی!

792
01:25:51,875 --> 01:25:54,083
‫کشتیِ جونا داره میاد سمت ساحل!

793
01:25:54,208 --> 01:25:57,041
‫چند دقیقه دیگه میان برت دارن.

794
01:25:57,125 --> 01:25:59,875
‫امیدوارم بچه‌ات حالش خوب باشه!

795
01:26:12,000 --> 01:26:14,666
‫مواظب تیر باش، خدایا.

796
01:26:14,750 --> 01:26:17,250
‫یه دکتر لازم داریم،
‫پسرم تیر خورده.

797
01:26:17,375 --> 01:26:19,500
‫- خدای من.
‫- دکتر کجاست؟

798
01:26:19,958 --> 01:26:22,125
‫- اینجاست، الان صداش می‌کنم.
‫- بیا.

799
01:26:22,250 --> 01:26:24,166
‫- مامان؟
‫- نه، صبر کنید.

800
01:26:24,333 --> 01:26:26,458
‫توی این خراب‌شده یه دکتر نیست؟

801
01:26:26,583 --> 01:26:28,250
‫- مامان، خواهش می‌کنم.
‫- اینجا چه خبره؟

802
01:26:28,333 --> 01:26:31,375
‫ببین، پسرم تیر خورده
‫و اینجا هیچ کاری براش نمی‌کنن!

803
01:26:32,083 --> 01:26:36,333
‫بیاید فقط آروم باشیم
‫و بذارید من حلش کنم.

804
01:26:36,416 --> 01:26:38,375
‫باشه، رفیق.

805
01:26:40,000 --> 01:26:41,875
‫چطور این اتفاق افتاد؟

806
01:26:42,083 --> 01:26:45,250
‫برادرم تصادفی با تیرکمون بهم تیر زد.

807
01:26:45,500 --> 01:26:48,416
‫خیلی خب. بچه‌ی خیلی سرسختی هستی.

808
01:26:49,125 --> 01:26:52,416
‫خب، واقعاً چیزی حس نمی‌کنم،

809
01:26:52,625 --> 01:26:55,375
‫- حس می‌کنم بی‌حس شدم...
‫- قیچی بده.

810
01:26:55,958 --> 01:26:58,166
‫همه چی درست میشه.

811
01:26:58,250 --> 01:27:03,000
‫به زودی یه آمپول بهت می‌زنیم و بعدش...

812
01:27:04,875 --> 01:27:08,291
‫اشکالی نداره،
‫مامانت برات یه پلیور جدید می‌خره.

813
01:27:08,416 --> 01:27:13,500
‫بیا، بیا، فقط باید اینجا رو ببرم،
‫فقط یه ذره.

814
01:27:16,583 --> 01:27:21,333
‫- خوب میشه.
‫- کارت خیلی خوبه.

815
01:27:23,375 --> 01:27:26,583
‫می‌دونی چیه، این خیلی خوبه.

816
01:27:27,083 --> 01:27:28,625
‫آخ، آخ، آخ!

817
01:27:28,708 --> 01:27:33,125
‫- درست همونطور که باید باشه.
‫- آخ، آخ.

818
01:28:12,458 --> 01:28:15,708
‫نرها حضورشون رو با
جهش‌های بزرگ اعلام می‌کنن.

819
01:28:15,875 --> 01:28:19,375
‫صد تُن با تکون دادن دُم
‫به هوا پرتاب میشه.

820
01:28:19,458 --> 01:28:22,500
‫صدای روی آب مثل شلیک توپه.

821
01:28:22,625 --> 01:28:24,666
‫زیر آب حتماً از چند مایلی احساس میشه.

822
01:28:27,041 --> 01:28:29,250
‫می‌تونی یه تیکه بهم بدی؟

823
01:28:31,000 --> 01:28:33,000
‫- نه.
‫- اوه، گریمور.

824
01:28:34,000 --> 01:28:35,458
‫- یکی بهم بده.
‫- باشه.

825
01:28:35,541 --> 01:28:41,583
‫شیرین‌بیانش زیاد نباشه،
‫باید بیشتر از شیرین‌بیان رنگ داشته باشه.

826
01:28:44,250 --> 01:28:46,083
‫- تو نمی‌تونی در موردش نظر بدی.
‫- اوه.

827
01:28:46,166 --> 01:28:48,583
‫- ولی ببین چقدر مهربونم.
‫- باشه، ممنون.

828
01:29:03,625 --> 01:29:05,750
‫- می‌دونی؟
‫- نه، ای کاش می‌دونستم.

829
01:29:05,958 --> 01:29:07,458
‫یه زمانی اسمشون سوزن‌های ایدا بود.

830
01:29:07,583 --> 01:29:12,000
‫برام سؤاله برای بافتن یه چیز خیلی ریز
‫استفاده می‌شدن یا چی؟

831
01:29:12,875 --> 01:29:15,333
‫- کوچیک‌ترین...
‫- ظریفه...

832
01:29:15,541 --> 01:29:18,083
‫- ریزترین بافتنی...
‫- می‌خوای عوض کنی، مطمئنی؟

833
01:29:18,166 --> 01:29:19,375
‫کاملاً!

834
01:29:24,166 --> 01:29:26,583
‫لعنتی، شوخیت گرفته؟
‫این رو ببین.

835
01:29:26,708 --> 01:29:28,500
‫مامان.

836
01:29:29,166 --> 01:29:33,541
‫آنا رفته بود فروشگاه
‫برای ایدا قیچی بخره.

837
01:29:33,958 --> 01:29:36,916
‫یادم نمیاد. کِی بود؟

838
01:29:37,041 --> 01:29:39,708
‫فکر کنم وقتی ایدا 3 سالش بود.

839
01:29:41,708 --> 01:29:44,416
‫- می‌تونم اون طرفش رو ببینم؟
‫- آره.

840
01:29:44,875 --> 01:29:46,208
‫- آره، بیا اینم درست کنیم.
‫- اینم؟

841
01:29:46,333 --> 01:29:47,416
‫آره.

842
01:29:47,583 --> 01:29:49,708
‫به نظرم قاب شیشه‌ای استفاده کنیم،
‫خیلی آسون‌تر میشه.

843
01:29:50,125 --> 01:29:53,125
‫آخ، زیادی سفتش کردم؟

844
01:35:59,958 --> 01:36:01,833
‫آب؟

845
01:36:02,166 --> 01:36:04,708
‫یکم آب می‌خوای؟

846
01:36:59,375 --> 01:37:01,333
‫تو چی هستی؟

847
01:37:09,375 --> 01:37:11,916
‫زنی؟

848
01:37:27,625 --> 01:37:30,166
‫خوشگلی؟

849
01:37:36,750 --> 01:37:39,458
‫می‌تونم صورتت رو ببینم؟

850
01:38:16,875 --> 01:38:21,250
‫...طبیعتاً برمی‌گرده
پیش باباش زندگی می‌کنه.

851
01:38:22,166 --> 01:38:25,000
‫یارو تقریباً 50 سالشه
‫و زن و بچه داره.

852
01:38:25,166 --> 01:38:26,291
‫باشه.

853
01:38:27,375 --> 01:38:30,291
‫این یارو حسابی کنترل‌گره.

854
01:38:30,375 --> 01:38:32,250
‫- پیرمرده؟
‫- آره.

855
01:38:33,000 --> 01:38:34,458
‫برای همین...

856
01:40:10,875 --> 01:40:14,083
‫مگیِ بُزدل، مگیِ بُزدل!

857
01:40:14,208 --> 01:40:17,083
‫پرید توی دریا و منتظر موند و منتظر موند.

858
01:40:17,166 --> 01:40:21,333
‫مگیِ بُزدل، مگیِ بُزدل!

859
01:40:21,416 --> 01:40:25,041
‫زمان گذشت و زمان گذشت.

860
01:41:21,333 --> 01:41:23,916
‫متأسفم، آنا.

861
01:41:24,041 --> 01:41:28,333
‫متأسفم ایدا و متأسفم پسرها.

862
01:41:54,458 --> 01:41:56,040
‫جونای لعنتی!

