1
00:00:31,986 --> 00:00:36,982
‫[بر اساس اتفاقات واقعی]

2
00:00:37,965 --> 00:00:41,774
‫[ژوئن 1787]

3
00:00:41,979 --> 00:00:50,784
‫[ده سال از امضای اعلامیه استقلال و
‫چهار سال از پایان جنگ انقلاب می‌گذرد.]

4
00:00:50,989 --> 00:00:56,764
‫[ایالات متحده از یک دولت
‫چندپاره و ناکارآمد رنج می‌برد.]

5
00:00:56,969 --> 00:01:00,982
‫[از سر ناچاری، هر ایالت
‫نمایندگانی را به نشستی در فیلادلفیا فرستاد]

6
00:01:01,064 --> 00:01:05,979
‫[نشستی که به کنوانسیون قانون اساسی معروف شد.]

7
00:01:06,798 --> 00:01:09,993
‫[من بارها در طول جلسات به آن
‫خورشید پشت صندلی رئیس نگاه کرده‌ام،]

8
00:01:10,075 --> 00:01:13,801
‫[بی‌آنکه بتوانم تشخیص دهم
‫در حال طلوع است یا غروب…]

9
00:01:13,965 --> 00:01:18,962
‫[بنجامین فرانکلین]

10
00:01:20,559 --> 00:01:21,583
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

11
00:01:26,334 --> 00:01:27,440
‫بله! ولی به چه قیمتی؟

12
00:01:27,522 --> 00:01:29,283
‫من قبول نمی‌کنم که شما...

13
00:01:29,365 --> 00:01:30,921
‫ترجیح می‌دم زیر سلطه یه پادشاه برم

14
00:01:31,044 --> 00:01:32,272
‫تا به چنین سرنوشتی تن بدم.

15
00:01:32,846 --> 00:01:35,344
‫شما نمی‌تونید این عقیده رو بپذیرید، آقای مارتین،

16
00:01:35,426 --> 00:01:38,539
‫که وقتی این مستعمره‌ها
‫از بریتانیا مستقل شدن،

17
00:01:38,662 --> 00:01:40,996
‫از همدیگه هم مستقل شدن.

18
00:01:41,078 --> 00:01:43,453
‫و وقتی این کشور
‫اعلام استقلال کرد،

19
00:01:43,535 --> 00:01:46,689
‫ما این کار رو به صورت انفرادی
‫نکردیم، بلکه متحد انجامش دادیم!

20
00:01:46,771 --> 00:01:49,679
‫موافقم.

21
00:01:49,761 --> 00:01:51,153
‫و امیدوارم بتونم

22
00:01:51,276 --> 00:01:52,627
‫به ایالت‌های کوچیک

23
00:01:52,709 --> 00:01:53,938
‫اطمینان بدم که

24
00:01:54,020 --> 00:01:55,412
‫داخل اتحادیه جاشون امن‌تر هست

25
00:01:55,535 --> 00:01:57,092
‫تا اینکه بخوان ازش جدا باشن.

26
00:01:57,214 --> 00:01:58,484
‫واقعا باید فکر کنیم،

27
00:01:58,607 --> 00:02:01,023
‫آقای همیلتون، که مردم آمریکا،

28
00:02:01,105 --> 00:02:03,112
‫که انقدر حواسشون به منافع‌شونه،

29
00:02:03,194 --> 00:02:05,160
‫و انقدر نسبت به آزادی‌هاشون حساسن،

30
00:02:05,242 --> 00:02:08,395
‫هم شمشیرشون و هم پولشون رو

31
00:02:08,477 --> 00:02:10,361
‫بدن دست یه نهاد از دولت؟

32
00:02:10,976 --> 00:02:12,327
‫هرگز چنین کاری نمی‌کنن.

33
00:02:12,409 --> 00:02:14,170
‫و اصلا هم نباید بکنن.

34
00:02:14,293 --> 00:02:16,341
‫پس آقای میسون طرفدار هرج‌ومرجه.

35
00:02:16,464 --> 00:02:19,003
‫از استبداد فدرالی تو که بهتره، همیلتون.

36
00:02:19,085 --> 00:02:20,477
‫درسته، درسته.

37
00:02:20,600 --> 00:02:21,542
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

38
00:02:22,074 --> 00:02:23,549
‫بقای این کشور

39
00:02:23,672 --> 00:02:25,310
‫- باید مهم‌ترین دغدغه‌مون باشه.
‫- بله!

40
00:02:25,392 --> 00:02:27,317
‫درسته.

41
00:02:27,440 --> 00:02:29,119
‫اگه بریتانیایی‌ها دوباره حمله کنن،

42
00:02:29,201 --> 00:02:31,699
‫بذارید یادتون بندازم،
‫اونا شش تا قلعه مسلح

43
00:02:31,781 --> 00:02:33,542
‫در غرب و شمال ما دارن،

44
00:02:33,624 --> 00:02:35,999
‫ما هیچ اختیاری برای تشکیل
‫یه ارتش برای جنگیدن نداریم.

45
00:02:36,122 --> 00:02:37,515
‫و حتی اگر هم داشتیم،

46
00:02:37,597 --> 00:02:40,013
‫پولی نداریم که به سربازها بدیم.

47
00:02:40,095 --> 00:02:42,880
‫اون پول کاغذی که
‫کنگره سفارش چاپش رو داد

48
00:02:42,962 --> 00:02:46,484
‫و دکتر فرانکلین و بقیه چاپش کردن

49
00:02:46,566 --> 00:02:48,368
‫عملا هیچ ارزشی نداره.

50
00:02:48,491 --> 00:02:51,522
‫بهترین کاربردش توی مستراحه.

51
00:02:54,429 --> 00:02:56,436
‫و چرا پیرِ این مجمع

52
00:02:56,518 --> 00:02:58,443
‫انقدر ساکت نشستن؟

53
00:03:00,982 --> 00:03:02,047
‫هوم؟

54
00:03:02,129 --> 00:03:03,767
‫اوه، بله. خب...

55
00:03:05,037 --> 00:03:07,085
‫آقای همیلتون، من معتقدم که...

56
00:03:08,027 --> 00:03:09,665
‫کسی که زیاد حرف می‌زنه،

57
00:03:10,853 --> 00:03:12,163
‫زیاد هم اشتباه می‌کنه.

58
00:03:18,388 --> 00:03:19,904
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

59
00:03:22,033 --> 00:03:23,426
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

60
00:03:23,999 --> 00:03:28,996
‫«ترجمه از آرام متین»

61
00:03:39,890 --> 00:03:42,266
‫بنجامین، صبر کن منم بیام!

62
00:03:42,388 --> 00:03:44,969
‫[70 سال قبل]

63
00:03:52,709 --> 00:03:54,716
‫بنجامین، صبر کن منم بیام!

64
00:04:00,737 --> 00:04:02,825
‫بابا عصبانی می‌شه.

65
00:04:02,907 --> 00:04:04,504
‫بابا لازم نیست بفهمه.

66
00:04:05,856 --> 00:04:07,085
‫پس بهش نگو.

67
00:04:09,010 --> 00:04:10,443
‫ممنونم، دوست کوچولوی من.

68
00:04:44,149 --> 00:04:45,214
‫باز دیر کردی.

69
00:04:47,590 --> 00:04:48,982
‫بازم خیسی.

70
00:04:49,064 --> 00:04:51,112
‫ببخشید، پدر.

71
00:04:51,194 --> 00:04:55,207
‫خب، تونستی از دریاچه رد شی؟

72
00:04:55,330 --> 00:04:56,764
‫کی بهت گفت؟

73
00:04:56,887 --> 00:05:01,965
‫یه شمع کوچیک
‫هزار تا شمع رو روشن می‌کنه.

74
00:05:02,743 --> 00:05:04,750
‫جینی!

75
00:05:09,583 --> 00:05:11,508
‫می‌دونم شمع‌سازی

76
00:05:11,590 --> 00:05:14,661
‫اونقدرا هم خیال‌انگیز نیست، بنجامین،

77
00:05:14,784 --> 00:05:18,306
‫ولی خدمتش اینه که به خونه‌های تاریک نور میاره

78
00:05:18,388 --> 00:05:20,641
‫و به دل‌های سرد گرما می‌ده.

79
00:05:32,149 --> 00:05:36,900
‫۵، ۱۰، ۱۵،

80
00:05:36,982 --> 00:05:40,341
‫۱۶، ۱۷ تا شمع،

81
00:05:40,463 --> 00:05:42,675
‫یکی برای هر کدوم از بچه‌هام.

82
00:05:43,740 --> 00:05:46,156
‫تو دهمین پسر منی.

83
00:05:46,279 --> 00:05:48,491
‫می‌دونی چرا
‫این موضوع خاصت می‌کنه؟

84
00:05:50,948 --> 00:05:52,259
‫تو نذر منی،

85
00:05:53,078 --> 00:05:56,395
‫حسابت از برادرها و خواهرهات جداست،

86
00:05:56,518 --> 00:05:58,361
‫مثل یه پیشکش برای خدا.

87
00:05:59,590 --> 00:06:02,006
‫برای همین نزدیک بود ورشکست بشم

88
00:06:02,129 --> 00:06:04,463
‫- تا بفرستمت به اون مدرسه.
‫- ازش متنفر بودم.

89
00:06:04,545 --> 00:06:06,511
‫با این حال شاگرد اول کلاس بودی.

90
00:06:06,634 --> 00:06:10,033
‫دست خدا رو سرته، و...

91
00:06:10,115 --> 00:06:12,040
‫فکر می‌کنم تو رو صدا زده،

92
00:06:12,163 --> 00:06:14,907
‫بنجامین فرانکلین، که یه واعظ بشی.

93
00:06:14,989 --> 00:06:16,955
‫من نمی‌خوام واعظ بشم، بابا.

94
00:06:17,078 --> 00:06:20,067
‫- واعظ‌ها خسته‌کننده هستن.
‫- واعظ‌ها خسته‌کننده نیستن.

95
00:06:20,149 --> 00:06:23,631
‫پس چرا هر یکشنبه
‫وسط جلسه خوابت می‌بره؟

96
00:06:23,753 --> 00:06:26,211
‫اونا بدون هیچ مدرکی نتیجه‌گیری می‌کنن.

97
00:06:26,293 --> 00:06:27,317
‫بدون مدرک؟

98
00:06:27,399 --> 00:06:28,422
‫اونا احمقن.

99
00:06:28,504 --> 00:06:29,487
‫بنجامین!

100
00:06:33,583 --> 00:06:35,917
‫من فقط نمی‌خوام پشت منبر گیر بیفتم

101
00:06:35,999 --> 00:06:37,801
‫و چیزایی رو بخونم که بقیه نوشتن.

102
00:06:41,733 --> 00:06:42,716
‫می‌دونم.

103
00:06:44,313 --> 00:06:47,917
‫تو می‌خوای کسی باشی که خودش می‌نویسه.

104
00:06:48,040 --> 00:06:48,941
‫آره.

105
00:06:51,726 --> 00:06:54,839
‫برادرت جیمز
‫امروز صبح اومد پیشم.

106
00:06:56,067 --> 00:06:59,221
‫گفت می‌تونه از کمکت
‫تو چاپخونه‌ش استفاده کنه.

107
00:07:00,532 --> 00:07:01,965
‫واقعاً؟

108
00:07:02,088 --> 00:07:03,112
‫دلم برات تنگ می‌شه.

109
00:07:06,880 --> 00:07:08,559
‫ولی دعای خیر من همراهته.

110
00:07:11,098 --> 00:07:13,842
‫من کارهای خوبی می‌کنم، بابا.
‫کارهای بزرگ.

111
00:07:15,071 --> 00:07:17,201
‫می‌دونم که همینطوره، پسرم.

112
00:07:18,429 --> 00:07:22,443
‫ولی وسط همه‌ی این کارهای خوبی که می‌کنی،

113
00:07:24,245 --> 00:07:28,381
‫نذار خورشید
‫روی ایمانت غروب کنه.

114
00:07:33,255 --> 00:07:36,122
‫اوه، و هنوز هم نذر منی.

115
00:07:36,204 --> 00:07:38,579
‫پیشکش من به خدا.

116
00:07:40,463 --> 00:07:41,446
‫این عوض نمی‌شه.

117
00:08:08,477 --> 00:08:09,624
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

118
00:08:11,016 --> 00:08:12,163
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

119
00:08:12,286 --> 00:08:14,334
‫- اجازه هست؟
‫- ریاست جلسه اعلام می‌کنه

120
00:08:14,456 --> 00:08:18,388
‫که آقای جیمز مدیسون
‫آخرین صحبت‌های امروز رو انجام بدن.

121
00:08:18,470 --> 00:08:20,927
‫من حرف‌هایی که
‫قبلا گفته شد رو تایید می‌کنم،

122
00:08:21,009 --> 00:08:23,221
‫اینکه اگه به‌زودی در این مجمع

123
00:08:23,303 --> 00:08:24,654
‫به ثبات نرسیم،

124
00:08:24,736 --> 00:08:26,743
‫همه‌ی تلاش‌هامون بی‌فایده می‌شه،

125
00:08:27,521 --> 00:08:31,658
‫و آزادی که با سختی به دست آوردیم

126
00:08:31,781 --> 00:08:37,310
‫برای همیشه میان خودمون
‫و نسل‌های آینده از بین می‌ره.

127
00:08:38,211 --> 00:08:40,914
‫من حکومت‌های باستانی رو حسابی بررسی کردم،

128
00:08:40,996 --> 00:08:44,846
‫و به نظر میاد همین حالا داریم طرحی بنا می‌کنیم

129
00:08:44,927 --> 00:08:46,729
‫که برای همیشه سرنوشت

130
00:08:46,852 --> 00:08:49,228
‫حکومت دموکراتیک رو
‫برای بشریت تعیین می‌کنه.

131
00:08:49,351 --> 00:08:50,743
‫درسته، درسته.

132
00:08:50,866 --> 00:08:55,003
‫این مجمع نباید شکست بخوره، آقایون.

133
00:08:58,484 --> 00:09:01,473
‫با اینکه سر خیلی چیزها توافق نداشتیم،

134
00:09:01,555 --> 00:09:03,562
‫فکر می‌کنم حداقل
‫سر این یکی موافق باشیم.

135
00:09:03,644 --> 00:09:05,241
‫درسته، درسته.

136
00:09:05,364 --> 00:09:07,125
‫پیشنهاد می‌کنم جلسه رو تموم کنیم.

137
00:09:07,248 --> 00:09:08,231
‫تایید می‌کنم.

138
00:09:09,050 --> 00:09:10,156
‫جلسه تمومه.

139
00:09:19,371 --> 00:09:23,057
‫ژنرال، یه چیزی ذهنم رو درگیر کرده.

140
00:09:24,409 --> 00:09:26,620
‫اون خورشید بالای صندلی‌تون،

141
00:09:27,808 --> 00:09:30,839
‫در حال طلوعه یا غروب؟

142
00:09:40,545 --> 00:09:42,142
‫وقتی عَموم پِیتون، ریاست اولین

143
00:09:42,224 --> 00:09:45,296
‫کنگره قاره‌ای رو بر عهده داشت،

144
00:09:45,419 --> 00:09:47,917
‫همیشه تعریف می‌کرد که چطور جمع می‌شدن

145
00:09:47,999 --> 00:09:49,187
‫و به عنوان یه مجمع دعا می‌کردن.

146
00:09:52,709 --> 00:09:54,101
‫ولی اون زمان فرق داشت.

147
00:10:31,494 --> 00:10:34,156
‫هی، هی،
‫پولت اینجا به درد نمی‌خوره.

148
00:10:34,238 --> 00:10:37,064
‫نمی‌تونم نون بخرم. درستش کن.

149
00:11:28,545 --> 00:11:30,060
‫پدربزرگ.

150
00:11:30,183 --> 00:11:33,296
‫ممنون از زحمات‌تون، آقایون.

151
00:11:35,016 --> 00:11:37,391
‫بهتون گفته بودم این مرد جوان کیه؟

152
00:11:38,129 --> 00:11:41,692
‫ایشون بنجامین فرانکلین باخ‌ـه،
‫صاعقه‌گیر دوم.

153
00:11:41,774 --> 00:11:43,125
‫- دوم.
‫- آهان.

154
00:11:43,207 --> 00:11:45,419
‫صاعقه‌گیر دوم.

155
00:11:45,542 --> 00:11:46,729
‫بس کن، پدر.

156
00:11:47,630 --> 00:11:49,391
‫می‌تونی به بِنی افتخار کنی.

157
00:11:49,473 --> 00:11:51,603
‫از صبح یه لحظه هم ننشسته،
‫حتی برای غذا خوردن.

158
00:11:51,685 --> 00:11:53,528
‫من ترجیح می‌دم بدون شام بخوابم...

159
00:11:53,610 --> 00:11:55,453
‫تا اینکه بدهکار از خواب بیدار شم.

160
00:11:55,576 --> 00:11:58,033
‫این حرف رو کسی می‌زنه که
‫می‌گه خونه، خونه نیست

161
00:11:58,115 --> 00:11:59,467
‫مگر اینکه توش غذا باشه.

162
00:12:00,900 --> 00:12:02,006
‫بیا بریم، آلایزا.

163
00:12:03,644 --> 00:12:06,060
‫امیدوار بودم قبل از اینکه
‫بری خونه، پیشرفتم رو ببینی.

164
00:12:07,084 --> 00:12:08,026
‫بِنی،

165
00:12:09,869 --> 00:12:11,507
‫چاپخونه خونه‌ی منه.

166
00:12:20,927 --> 00:12:24,736
‫خب، تو توی یک هفته
‫بیشتر از ما توی پنج هفته

167
00:12:24,818 --> 00:12:26,211
‫پیشرفت کردی.

168
00:12:28,914 --> 00:12:30,224
‫یه روز پربار دیگه بود؟

169
00:12:30,347 --> 00:12:33,623
‫اگه قرار باشه یه درخت رو
‫از روی میوه‌هاش قضاوت کنیم،

170
00:12:33,746 --> 00:12:37,965
‫اون جلسه بیشتر شبیه
‫یه بوته‌ی خار بود و دردناک‌تر از نقرسم.

171
00:12:43,207 --> 00:12:46,279
‫دستگاه چاپ و
‫حروف‌چینیت امروز صبح رسید.

172
00:12:46,402 --> 00:12:48,736
‫اوه.

173
00:12:51,767 --> 00:12:52,709
‫خب...

174
00:12:53,774 --> 00:12:58,525
‫فکر کنم هر داستانی که می‌شد
‫باهاشون تعریف کرد رو گفتم.

175
00:12:58,647 --> 00:13:00,163
‫حالا مال تو هستن.

176
00:13:00,245 --> 00:13:02,170
‫تو همین‌جوریش هم
‫خیلی چیزها به من دادی.

177
00:13:02,251 --> 00:13:04,504
‫تو جلوی خونه‌ت برام

178
00:13:04,586 --> 00:13:06,429
‫یه چاپخونه ساختی.

179
00:13:06,552 --> 00:13:09,623
‫به یه خط دفاعی اول
‫در برابر مهمون‌های ناخواسته نیاز داشتم.

180
00:13:10,606 --> 00:13:13,678
‫مهمون‌ها مثل ماهی هستن،
‫بعد از چند روز بو می‌گیرن.

181
00:13:32,436 --> 00:13:34,443
‫این جلسه تا کی قراره ادامه داشته باشه؟

182
00:13:36,941 --> 00:13:39,071
‫به اندازه‌ای که 13تا معمار

183
00:13:39,152 --> 00:13:41,282
‫یه سازه بسازن که سر پا بمونه.

184
00:13:42,757 --> 00:13:44,395
‫جزیره رود،

185
00:13:44,518 --> 00:13:47,958
‫که از این به بعد ترجیح می‌دم
‫بهش بگم جزیره‌ی یاغی،

186
00:13:48,081 --> 00:13:49,842
‫حتی اینجا حضور ندارن،

187
00:13:50,907 --> 00:13:53,487
‫ولی فکر کنم مختارن که نیان.

188
00:13:53,569 --> 00:13:57,009
‫انگار همه مختارن
‫هر کاری دلشون می‌خواد بکنن.

189
00:13:59,671 --> 00:14:01,719
‫یه کلمه‌ای که یه زمانی
‫ما رو کنار هم نگه می‌داشت

190
00:14:01,842 --> 00:14:03,685
‫الان داره برای جدا کردنمون
‫استفاده می‌شه.

191
00:14:04,791 --> 00:14:06,265
‫اگه شکست بخوره چی؟

192
00:14:12,326 --> 00:14:14,047
‫اون وقت ما اونا رو ناامید کردیم.

193
00:14:27,357 --> 00:14:28,709
‫یه طوفان دیگه داره میاد.

194
00:14:29,937 --> 00:14:31,780
‫از زمان آتش‌سوزی بزرگ بوستون،

195
00:14:31,903 --> 00:14:34,893
‫هر صدای رعد و هر برقی از دوردست

196
00:14:34,975 --> 00:14:37,637
‫یه آتش از ترس تو دل‌ها روشن می‌کنه.

197
00:14:37,719 --> 00:14:39,480
‫آرومش کنیم یا شعله‌ور؟

198
00:14:40,217 --> 00:14:41,282
‫ببخشید؟

199
00:14:41,896 --> 00:14:43,453
‫خب، مثل یه چاپخونه‌چی حرف می‌زنی

200
00:14:43,535 --> 00:14:45,623
‫که تازه اولین تیترش رو پیدا کرده.

201
00:14:45,746 --> 00:14:47,630
‫واقعا؟

202
00:14:47,753 --> 00:14:51,767
‫حالا می‌تونی آرومشون کنی
‫با یه چیزی مثل این:

203
00:14:51,890 --> 00:14:56,149
‫«یک لطف و عنایت ماورایی
‫از آسمان خواهد بارید،

204
00:14:56,231 --> 00:15:00,326
‫شعله‌ها رو خاموش می‌کنه
‫و شهر برادرانه رو نجات می‌ده.»

205
00:15:01,227 --> 00:15:02,948
‫- یا؟
‫- یا...

206
00:15:03,070 --> 00:15:04,750
‫می‌تونی حسابی
‫ترس بندازی به جونشون.

207
00:15:06,511 --> 00:15:08,272
‫«روز داوری رسیده.

208
00:15:08,354 --> 00:15:10,606
‫فیلادلفیا فقط
‫یک صاعقه فاصله داره

209
00:15:10,688 --> 00:15:12,408
‫تا به یک مشت خاکستر تبدیل بشه.»

210
00:15:15,030 --> 00:15:18,183
‫با همین حروف
‫می‌تونی هر کدوم رو بنویسی.

211
00:15:19,043 --> 00:15:20,886
‫هر دوتاش هم روزنامه می‌فروشه، بنی.

212
00:15:21,009 --> 00:15:23,016
‫و تو کدومش رو انتخاب می‌کنی؟

213
00:15:23,098 --> 00:15:24,122
‫آه،

214
00:15:25,187 --> 00:15:27,111
‫اون صندوقچه‌م رو از اونجا بیار.

215
00:15:36,531 --> 00:15:38,661
‫از بین همه اسم‌های مستعارت،

216
00:15:38,743 --> 00:15:41,159
‫کدوماش آروم‌کننده بودن
‫و کدوماش شعله‌ور کننده؟

217
00:15:42,429 --> 00:15:45,378
‫بستگی داره از کی بپرسی.

218
00:15:45,460 --> 00:15:48,122
‫خب اینجا مارتای محتاط رو داریم،

219
00:15:48,245 --> 00:15:52,012
‫- اه، هری خیرخواه.
‫- هوم.

220
00:15:52,094 --> 00:15:54,797
‫اوه، البته، ریچارد فقیر.

221
00:15:54,920 --> 00:15:58,361
‫وای، دوستای قدیمیم.

222
00:16:01,473 --> 00:16:02,415
‫آه.

223
00:16:03,644 --> 00:16:04,668
‫هوم.

224
00:16:04,791 --> 00:16:06,470
‫الان از همیشه هم واقعی‌تره.

225
00:16:07,944 --> 00:16:08,968
‫این‌ها مال کیه؟

226
00:16:17,610 --> 00:16:20,149
‫«۸ نوامبر ۱۷۳۹،

227
00:16:20,231 --> 00:16:24,122
‫کشیش جورج ویتفیلد
‫از انگلستان رسیده

228
00:16:24,244 --> 00:16:25,842
‫تا مستعمره‌ها رو بیدار کنه.»

229
00:16:26,907 --> 00:16:27,890
‫جورج ویتفیلد؟

230
00:16:28,913 --> 00:16:29,896
‫ویتفیلد.

231
00:16:30,675 --> 00:16:32,722
‫اسمش جورج ویتفیلدـه.

232
00:16:32,845 --> 00:16:34,320
‫اون آروم می‌کرد یا شعله‌ور؟

233
00:16:35,589 --> 00:16:36,490
‫هر دو.

234
00:16:38,743 --> 00:16:41,569
‫«از دوران کودکی‌ام تا دورانی که

235
00:16:41,692 --> 00:16:45,009
‫در دانشگاه آکسفورد بودم،»
‫بخش اول.

236
00:16:46,934 --> 00:16:48,122
‫چرا دفترهای خاطراتش پیش توئه؟

237
00:16:49,596 --> 00:16:51,111
‫یه دوست قدیمی بود.

238
00:16:52,422 --> 00:16:54,306
‫تو با یه واعظ دوست بودی؟

239
00:16:56,599 --> 00:16:57,664
‫هنوز زنده‌ست؟

240
00:17:01,309 --> 00:17:03,521
‫اون توی انقلاب نقش داشت؟

241
00:17:09,828 --> 00:17:10,770
‫پدربزرگ؟

242
00:17:15,480 --> 00:17:16,504
‫بنی...

243
00:17:20,477 --> 00:17:23,794
‫جورج ویتفیلد خودِ انقلاب بود.

244
00:17:26,169 --> 00:17:31,248
‫[گلاستر، انگلستان - 1726]
‫وای، من چه برده‌ی پست و حقیری هستم!

245
00:17:33,214 --> 00:17:37,227
‫آیا عجیب و هولناک نیست که این بازیگر

246
00:17:37,350 --> 00:17:40,995
‫فقط در یک داستان، در یک رویای پرشور...

247
00:17:41,077 --> 00:17:44,558
‫باز گذاشتی بقیه
‫همه کارها رو انجام بدن.

248
00:17:44,640 --> 00:17:47,425
‫آخه اینجاشه که هملت
‫دلش می‌خواست بازیگر بشه.

249
00:17:50,169 --> 00:17:51,193
‫مثل تو،

250
00:17:52,750 --> 00:17:55,575
‫که پشت نقاب قایم شدی.

251
00:17:59,507 --> 00:18:02,169
‫من از همه‌شون بازیگر بهتری هستم.

252
00:18:02,251 --> 00:18:05,036
‫حداقل مادرت رو که قانع کردم.

253
00:18:07,535 --> 00:18:11,917
‫لبخند بزن، جورجی.

254
00:18:15,521 --> 00:18:16,790
‫جمعش کن.

255
00:18:18,019 --> 00:18:19,494
‫از دست‌هات استفاده کن!

256
00:18:19,575 --> 00:18:22,156
‫یه بازیگر باید
‫از دست‌هاش استفاده کنه!

257
00:18:31,821 --> 00:18:34,934
‫یه روزی تو هم اون بالا می‌ایستی، پسرم.

258
00:18:37,596 --> 00:18:41,446
‫صحنه را با اشک‌هایش غرق می‌کرد.

259
00:18:43,453 --> 00:18:45,623
‫- نمایش همان چیزیست که...
‫- یه روزی.

260
00:18:45,746 --> 00:18:49,965
‫با آن وجدان پادشاه را گیر می‌اندازم!

261
00:19:07,616 --> 00:19:10,729
‫وای، من چه برده‌ی پست و حقیری هستم!

262
00:19:10,852 --> 00:19:14,251
‫وای، من چه برده‌ی پست و حقیری هستم!

263
00:19:14,333 --> 00:19:17,159
‫وای، من چه برده‌ی پست و حقیری هستم!

264
00:19:17,241 --> 00:19:19,043
‫از اینجا بگو، جورجی.

265
00:19:19,125 --> 00:19:21,296
‫قدرت اینجا نیست، اینجاست.

266
00:19:22,278 --> 00:19:23,179
‫دوباره.

267
00:19:23,261 --> 00:19:24,531
‫اوه!

268
00:19:24,613 --> 00:19:25,883
‫نه، دوباره.

269
00:19:25,964 --> 00:19:27,234
‫اوه!

270
00:19:27,357 --> 00:19:29,487
‫آره، آره! همینه، جورجی!

271
00:19:29,569 --> 00:19:30,838
‫حسش کردی؟

272
00:19:30,920 --> 00:19:33,173
‫آره، حسش کردم.

273
00:19:35,425 --> 00:19:38,210
‫حالا کل جمله رو همین‌جوری بگو.

274
00:19:38,947 --> 00:19:42,756
‫وای، من چه برده‌ی پست و حقیری هستم!

275
00:19:42,879 --> 00:19:44,190
‫اشک در چشمانش.

276
00:19:44,313 --> 00:19:46,197
‫پریشانی در چهره‌ش.

277
00:19:46,319 --> 00:19:48,081
‫صدایی شکسته.

278
00:19:48,162 --> 00:19:52,545
‫تمام وجودش هماهنگ
‫با احساسی که در ذهنش است.

279
00:19:53,610 --> 00:19:56,108
‫و همه‌ی این‌ها برای هیچ‌چیز.

280
00:19:57,214 --> 00:19:59,098
‫اوه، چه می‌شد اگر او

281
00:19:59,220 --> 00:20:02,169
‫انگیزه و اشتیاقی که من دارم را داشت!

282
00:20:04,340 --> 00:20:06,838
‫صحنه را با اشک‌هایش غرق می‌کرد.

283
00:20:07,534 --> 00:20:10,811
‫با حرف‌های هولناکش
‫گوش همه را می‌برید.

284
00:20:10,934 --> 00:20:14,128
‫گناهکاران را دیوانه می‌کرد
‫و بی‌گناهان را وحشت‌زده.

285
00:20:14,251 --> 00:20:18,142
‫نادان‌ها را گیج می‌کرد
‫و همه را مات و مبهوت.

286
00:20:18,224 --> 00:20:19,821
‫این نمایش همان چیزیست که

287
00:20:19,944 --> 00:20:22,565
‫با آن وجدانِ پادشاه را گیر می‌اندازم.

288
00:20:27,685 --> 00:20:28,995
‫آفرین.

289
00:20:34,688 --> 00:20:39,644
‫وجدانِ پادشاه رو گیر می‌اندازی
‫و همینطور دل مامانت رو.

290
00:20:39,766 --> 00:20:43,493
‫تو انقدر خوبی که می‌تونی
‫روی هر صحنه‌ای توی لندن بازی کنی.

291
00:20:43,575 --> 00:20:46,647
‫نه با این چشم و لهجه‌ی یه آدم فقیر.

292
00:20:46,729 --> 00:20:49,842
‫خب، اگه صحنه نشد،
‫میری روی منبر کلیسا.

293
00:20:49,923 --> 00:20:50,865
‫مامان.

294
00:20:51,848 --> 00:20:53,364
‫ولی صدات...

295
00:20:53,487 --> 00:20:56,394
‫برم پشت یه منبر خاکی با یه
‫کلاه‌گیس خارش‌آور حبس بشم؟

296
00:20:56,517 --> 00:20:57,828
‫- اوه.
‫- هرگز.

297
00:20:58,606 --> 00:21:01,432
‫بازیگرها باعث می‌شن
‫مردم یه چیزی حس کنن.

298
00:21:01,555 --> 00:21:03,398
‫واعظ‌ها فقط خوابشون می‌کنن.

299
00:21:03,521 --> 00:21:05,528
‫«ای خدا.

300
00:21:05,609 --> 00:21:07,944
‫زود باش و نجاتمون بده.»

301
00:21:08,067 --> 00:21:11,589
‫«ای پروردگار،
‫بشتاب و کمکمون کن.»

302
00:21:14,210 --> 00:21:16,790
‫می‌بینم که بازیگر کاراکترهای خاص هم هستی.

303
00:21:16,872 --> 00:21:18,715
‫همیشه هم خواهم بود، آقای برتون.

304
00:21:19,411 --> 00:21:20,435
‫ازش استفاده کن.

305
00:21:21,214 --> 00:21:22,852
‫حقیقت رو بازی کن.

306
00:21:22,975 --> 00:21:24,981
‫از هر چیزی که زندگی
‫سرت میاره استفاده کن.

307
00:21:27,398 --> 00:21:28,340
‫بگیر.

308
00:21:29,118 --> 00:21:32,026
‫حالا همه‌ی راز‌هام رو بهت دادم.

309
00:21:32,149 --> 00:21:33,377
‫این...

310
00:21:33,459 --> 00:21:35,425
‫روی هر صفحه یادداشت نوشتی. من...

311
00:21:35,548 --> 00:21:37,760
‫- نمی‌تونم قبولش کنم.
‫- فرض کن قبل از اینکه

312
00:21:37,882 --> 00:21:40,135
‫پاییز امسال بری آکسفورد،
‫یه جور مطالعه‌ی اجباریه.

313
00:21:41,405 --> 00:21:42,306
‫الیزابت،

314
00:21:43,493 --> 00:21:45,705
‫من صد گینی می‌دادم

315
00:21:45,828 --> 00:21:47,507
‫اگه فقط می‌تونستم «اوه» رو

316
00:21:47,589 --> 00:21:50,374
‫به همون قدرتی بگم که پسرت میگه «اوه».

317
00:21:51,644 --> 00:21:52,667
‫اون...

318
00:21:54,510 --> 00:21:55,616
‫فوق‌العاده‌ست،

319
00:21:56,558 --> 00:21:58,196
‫و به آموزش بیشتری نیاز داره

320
00:21:58,319 --> 00:22:00,818
‫تو بیان، تفسیر
‫و فن بیان.

321
00:22:00,900 --> 00:22:04,586
‫آکسفورد همه‌ی این‌ها
‫و حتی بیشتر رو بهش میده.

322
00:22:04,667 --> 00:22:07,370
‫ناپدریش فرار کرد
‫و همه‌چیز رو با خودش برد.

323
00:22:08,026 --> 00:22:09,828
‫ما هیچ‌وقت از پسش برنمیایم.

324
00:22:09,910 --> 00:22:11,548
‫اون می‌تونه به عنوان خادم بره،

325
00:22:11,630 --> 00:22:14,865
‫تا به دانشجوهای
‫به‌اصطلاح مرفه‌تر خدمت کنه.

326
00:22:15,644 --> 00:22:18,101
‫در عوض همون سطح
‫از آموزش رو می‌گیره،

327
00:22:18,183 --> 00:22:20,435
‫به شرطی که به کارهاشون برسه،

328
00:22:20,517 --> 00:22:23,097
‫کتاب‌هاشون رو حمل کنه
‫و بهشون غذا بده.

329
00:22:23,179 --> 00:22:25,555
‫واضحه که با اینجور کارها غریبه نیستی.

330
00:22:26,333 --> 00:22:30,019
‫تنها چیزی که لازم داری
‫یه توصیه‌نامه از یه فارغ‌التحصیل آکسفوردـه.

331
00:22:31,452 --> 00:22:33,828
‫خب، ما که
‫هیچ فارغ‌التحصیل آکسفوردی نمی‌شناسیم.

332
00:22:38,292 --> 00:22:40,504
‫اونا برای ترم پاییز منتظر تو هستن.

333
00:22:45,500 --> 00:22:48,121
‫یادت باشه سرچشمه‌ی قدرتت کجاست.

334
00:22:50,988 --> 00:22:52,217
‫وقتی لحظه‌ش رسید،

335
00:22:54,060 --> 00:22:55,330
‫بترکونش، جورج.

336
00:23:09,050 --> 00:23:13,555
‫وای، من چه برده‌ی پست و حقیری هستم!

337
00:23:13,637 --> 00:23:15,807
‫اوه، چه میشد اگر او

338
00:23:15,930 --> 00:23:18,347
‫انگیزه و اشتیاقی که من دارم را داشت!

339
00:23:26,865 --> 00:23:28,544
‫بدون من چطور سر می‌کنی؟

340
00:23:31,043 --> 00:23:35,876
‫تو... همیشه قرار بود
‫روی صحنه‌های بزرگ‌تر بدرخشی.

341
00:23:37,760 --> 00:23:38,783
‫دوستت دارم، مامان.

342
00:23:39,439 --> 00:23:40,954
‫منم دوستت دارم، پسرم.

343
00:23:51,971 --> 00:23:55,370
‫[دانشگاه آکسفورد - 1732]

344
00:24:04,544 --> 00:24:07,043
‫همین الان بهم غذا دادی، پسرک فقیر.

345
00:24:07,125 --> 00:24:09,009
‫چرا اون چشم سالمت رو

346
00:24:09,091 --> 00:24:10,688
‫نمی‌بری اون طرف صورتت؟

347
00:24:13,022 --> 00:24:16,012
‫احمق، کیک من کو؟

348
00:24:19,207 --> 00:24:21,336
‫باشه بچه‌ها، بسه دیگه.

349
00:24:21,459 --> 00:24:22,852
‫نه، سیوارد.

350
00:24:22,934 --> 00:24:24,858
‫فکر نکنم هنوز بس باشه.

351
00:24:24,940 --> 00:24:28,381
‫ببخشید، دکتر تک‌چشم!

352
00:24:31,739 --> 00:24:33,910
‫گل گفتی، دکتر تک‌چشم!

353
00:24:33,992 --> 00:24:36,326
‫این یکی عالی بود.

354
00:24:36,408 --> 00:24:38,988
‫آقایان حاضر در جمع،

355
00:24:39,111 --> 00:24:43,411
‫مایلم ایشون رو بهتون معرفی کنم:
‫دکتر تک‌چشم!

356
00:24:44,845 --> 00:24:46,852
‫تک‌چشم! تک‌چشم!

357
00:24:46,974 --> 00:24:48,531
‫تک‌چشم! تک‌چشم!

358
00:24:48,654 --> 00:24:50,865
‫بسه! کافیه!

359
00:24:50,988 --> 00:24:53,323
‫- تک‌چشم...
‫- اوه، نگاه کنید، بچه‌ها.

360
00:24:53,404 --> 00:24:55,534
‫ویلیام فکر می‌کنه قهرمانه.

361
00:24:55,657 --> 00:24:59,835
‫- اوه.
‫- خب بفرما قهرمان، پاشو وایسا.

362
00:25:01,145 --> 00:25:03,725
‫اوه، درسته،
‫همین الان هم وایسادی.

363
00:25:03,807 --> 00:25:05,978
‫هی، جناب نازپرورده!

364
00:25:06,101 --> 00:25:09,131
‫بفرما جلو. هر چی می‌خوای
‫به این خدمتکار یه‌چشم بگو.

365
00:25:09,213 --> 00:25:12,981
‫من می‌تونم تحملش کنم، ولی
‫برمی‌گردی و یکی از خودتون رو ضایع می‌کنی؟

366
00:25:13,104 --> 00:25:15,275
‫شماها هیچی نیستید
‫جز یه لونه عنکبوت.

367
00:25:15,971 --> 00:25:18,510
‫هیچ چیز ارزشمندی ندارید،
‫جز پول باباهاتون.

368
00:25:18,592 --> 00:25:20,189
‫اون حداقل یه کم قلب داره!

369
00:25:24,654 --> 00:25:27,521
‫ممنون، دکتر تک‌چشم

370
00:25:27,602 --> 00:25:31,288
‫برای این تشخیص
‫دانشمندانه و فرهیخته‌تون.

371
00:25:32,148 --> 00:25:33,336
‫تموم شد؟

372
00:25:35,548 --> 00:25:37,104
‫من که تموم کردم.

373
00:25:38,046 --> 00:25:41,364
‫فکر کنم شکمم دیگه سیر شده.

374
00:25:44,312 --> 00:25:45,623
‫اوه!

375
00:25:49,022 --> 00:25:50,251
‫جمعش کن.

376
00:25:53,814 --> 00:25:54,715
‫اوه.

377
00:25:59,056 --> 00:25:59,957
‫نوش جان.

378
00:26:01,555 --> 00:26:03,561
‫اوپس.

379
00:26:18,674 --> 00:26:21,172
‫نه... خودم جمعش می‌کنم.

380
00:26:21,254 --> 00:26:23,343
‫لباس شیکت رو کثیف نکن.

381
00:26:26,865 --> 00:26:28,585
‫نازپرورده.

382
00:26:29,527 --> 00:26:31,370
‫لونه عنکبوت.

383
00:26:31,493 --> 00:26:33,500
‫احمق‌هایی که مثل شاهزاده‌ها لباس پوشیدن.

384
00:26:33,623 --> 00:26:35,425
‫اوهوم.

385
00:26:35,548 --> 00:26:37,923
‫بابت رفتاری که باهات داشتن متاسفم.

386
00:26:38,005 --> 00:26:40,217
‫نمی‌تونم بگم بهش عادت ندارم.

387
00:26:42,346 --> 00:26:43,370
‫اسم من ویلیام‌ـه.

388
00:26:44,558 --> 00:26:45,541
‫سیوارد.

389
00:26:47,507 --> 00:26:49,636
‫دکتر تک‌چشم.

390
00:26:52,585 --> 00:26:53,609
‫اونا کی هستن؟

391
00:26:55,903 --> 00:26:57,295
‫عضو باشگاه مقدسن.

392
00:26:58,114 --> 00:26:59,138
‫پروانه‌های انجیل،

393
00:27:00,285 --> 00:27:01,677
‫ولی به نظر بی‌آزار میان.

394
00:27:03,029 --> 00:27:05,322
‫فقط باهاشون راه بیا.
‫به‌زودی میرن.

395
00:27:05,404 --> 00:27:06,961
‫- ببخشید.
‫- عصر بخیر، آقایون.

396
00:27:07,043 --> 00:27:08,394
‫اینجا کاری برای شما نیست.

397
00:27:08,476 --> 00:27:11,712
‫تو همونی هستی که دیروز
‫کفش‌های ما رو برق انداختی؟

398
00:27:11,834 --> 00:27:13,391
‫احتمالا. آره.

399
00:27:14,415 --> 00:27:15,971
‫ما می‌خوایم لطفت رو جبران کنیم.

400
00:27:20,968 --> 00:27:22,524
‫اسم من جان وسلی‌ـه.

401
00:27:22,606 --> 00:27:24,080
‫اینم برادرم، چارلزـه.

402
00:27:25,636 --> 00:27:26,701
‫خدا همراهت باشه.

403
00:27:27,684 --> 00:27:29,896
‫شما... یه مشت تندرو هستید؟

404
00:27:31,944 --> 00:27:33,377
‫ما مسیحی هستیم.

405
00:27:33,459 --> 00:27:35,957
‫و اگه تندرو باشیم،
‫در عشق‌مون به خداست

406
00:27:36,080 --> 00:27:37,063
‫و به مردم.

407
00:27:38,783 --> 00:27:40,340
‫اوه... این چیه؟

408
00:27:41,486 --> 00:27:43,985
‫خدایی که ما می‌پرستیم تو رو می‌بینه

409
00:27:44,763 --> 00:27:46,401
‫و ما رو برانگیخته
‫که بهت خدمت کنیم.

410
00:27:48,203 --> 00:27:49,104
‫لطفا بشین.

411
00:27:56,435 --> 00:27:59,589
‫♪ ای عشق الهی ♪

412
00:27:59,712 --> 00:28:03,848
‫♪ برتر از همه عشق‌ها ♪

413
00:28:04,749 --> 00:28:11,220
‫♪ ای شادی آسمان،
‫به زمین بیا ♪

414
00:28:12,203 --> 00:28:15,234
‫♪ در ما قرار بده ♪

415
00:28:15,357 --> 00:28:19,903
‫♪ آن جایگاه فروتنانه‌ات را ♪

416
00:28:19,985 --> 00:28:27,357
‫♪ و همه وفادارانت را
‫با رحمتت تاج‌گذاری کن ♪

417
00:28:27,438 --> 00:28:31,370
‫♪ ای عیسی، تویی ♪

418
00:28:31,452 --> 00:28:34,933
‫♪ سراسر شفقت ♪

419
00:28:35,015 --> 00:28:39,889
‫♪ عشق پاک و بی‌کران ♪

420
00:28:40,012 --> 00:28:41,896
‫♪ تویی ♪

421
00:28:42,879 --> 00:28:45,909
‫♪ به دیدار ما بیا ♪

422
00:28:45,991 --> 00:28:50,742
‫♪ با نجاتت ♪

423
00:28:50,865 --> 00:28:57,868
‫♪ و وارد هر دل لرزانی شو ♪

424
00:28:59,752 --> 00:29:01,677
‫همه ما در نظر خدا برابر هستیم،

425
00:29:03,275 --> 00:29:05,118
‫چه یه فرد معمولی باشی

426
00:29:05,240 --> 00:29:08,312
‫چه یه خدمتکار
‫با کیک چسبیده به کفشش.

427
00:29:09,582 --> 00:29:10,974
‫♪ پایان ایمان ♪

428
00:29:11,056 --> 00:29:13,268
‫♪ همانند آغازش ♪

429
00:29:13,350 --> 00:29:15,930
‫♪ دل‌های ما را ♪

430
00:29:16,053 --> 00:29:20,189
‫♪ آزاد کن ♪

431
00:29:27,029 --> 00:29:30,633
‫آزادی... همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند،

432
00:29:30,715 --> 00:29:34,401
‫این بیشتر شبیه
‫فریاد یه انقلاب‌ـه.

433
00:29:37,759 --> 00:29:38,742
‫بخش اول.

434
00:29:46,073 --> 00:29:47,097
‫بخش دوم.

435
00:29:48,653 --> 00:29:51,930
‫مادر عزیزم،
‫درس‌هام خوب پیش می‌ره.

436
00:29:52,053 --> 00:29:54,428
‫فن بیانم خیلی بهتر شده.

437
00:29:54,510 --> 00:29:55,698
‫از اون مهم‌تر،

438
00:29:55,821 --> 00:29:58,360
‫تغییری در بدبیاری‌هام ایجاد شده.

439
00:29:58,442 --> 00:30:00,367
‫مهربان‌ترین گروه مردانی
‫که تا به حال دیدم

440
00:30:00,490 --> 00:30:05,118
‫من رو به جمع خودشون دعوت کردن
‫که بهشون میگن «باشگاه مقدس».

441
00:30:05,240 --> 00:30:09,131
‫ما کتاب‌های مقدس رو مطالعه می‌کنیم،
‫دعا می‌کنیم، برای عبادت جمع می‌شیم،

442
00:30:09,213 --> 00:30:12,244
‫و برای فقرا
‫غذا و لباس می‌بریم.

443
00:30:12,326 --> 00:30:15,193
‫دیروز،
‫وقتی به زندانی‌ها سر می‌زدیم،

444
00:30:15,316 --> 00:30:17,118
‫احساس عجیبی از گرما
‫در دلم پیدا کردم.

445
00:30:23,425 --> 00:30:25,145
‫- هللویا، خدا را شکر.
‫- جان...

446
00:30:26,333 --> 00:30:29,240
‫نباید براشون
‫کتاب مقدس بخونیم؟

447
00:30:30,305 --> 00:30:33,664
‫ما دست‌ها و پاهای مسیح هستیم.

448
00:30:33,786 --> 00:30:35,343
‫ای عیسی مهربان...

449
00:30:35,466 --> 00:30:36,571
‫دست‌ها و پاها؟

450
00:30:36,694 --> 00:30:38,333
‫نامش مبارک باد...

451
00:30:40,176 --> 00:30:41,322
‫پس صداش چی؟

452
00:30:42,305 --> 00:30:43,657
‫کلام خدا.

453
00:30:43,780 --> 00:30:45,868
‫اشتیاقت رو تحسین می‌کنم،

454
00:30:45,950 --> 00:30:48,080
‫ولی اینجا صدها زندانی هست.

455
00:30:48,981 --> 00:30:51,725
‫اگه برای تک‌تکشون
‫کتاب مقدس بخونیم، ساعت‌ها طول می‌کشه.

456
00:30:51,848 --> 00:30:54,633
‫نه یکی یکی. همه‌شون با هم.

457
00:30:55,821 --> 00:30:56,967
‫همه‌شون با هم؟

458
00:30:57,664 --> 00:30:59,384
‫و پیشنهاد می‌کنی
‫چجوری این کار رو بکنیم؟

459
00:31:00,285 --> 00:31:01,268
‫از اینجا.

460
00:31:06,469 --> 00:31:08,804
‫خدا بهتون برکت بده.

461
00:31:08,885 --> 00:31:11,056
‫قرائتی از کلام خدا،

462
00:31:12,039 --> 00:31:14,128
‫از کتاب یوحنا، البته.

463
00:31:16,831 --> 00:31:20,107
‫«نیکودیموس، اون فریسی،
‫شب پیش عیسی آمد

464
00:31:20,189 --> 00:31:21,705
‫و به او گفت،

465
00:31:22,483 --> 00:31:25,923
‫ما می‌دانیم تو معلمی هستی
‫که از طرف خدا آمده‌ای،

466
00:31:26,046 --> 00:31:28,585
‫چون هیچکس نمی‌تواند
‫این نشانه‌هایی که تو انجام می‌دهی را

467
00:31:28,667 --> 00:31:30,305
‫انجام دهد،
‫مگر اینکه خداوند با او باشد.

468
00:31:31,739 --> 00:31:35,629
‫عیسی جواب داد،
‫به‌راستی به شما می‌گویم،

469
00:31:35,752 --> 00:31:37,882
‫هیچکس نمی‌تواند
‫پادشاهی خدا رو ببیند

470
00:31:37,964 --> 00:31:40,094
‫مگر اینکه دوباره متولد شود.

471
00:31:42,674 --> 00:31:45,745
‫نیکودیموس پرسید،
‫چطور ممکن است؟

472
00:31:46,524 --> 00:31:48,858
‫چطور ممکن است کسی برای بار دوم

473
00:31:48,940 --> 00:31:51,356
‫به رحم مادرش برگردد
‫و دوباره متولد شود؟

474
00:31:52,135 --> 00:31:55,616
‫و عیسی جواب داد،
‫به‌راستی به شما می‌گویم،

475
00:31:55,698 --> 00:31:58,073
‫جسم، جسم را به دنیا می‌آورد،

476
00:31:58,155 --> 00:32:01,022
‫اما روح،
‫روح را به دنیا می‌آورد.

477
00:32:06,059 --> 00:32:08,394
‫از اینکه گفتم دوباره باید متولد شوی

478
00:32:08,517 --> 00:32:09,909
‫تعجب نکن.

479
00:32:13,882 --> 00:32:18,387
‫باد هر جا که بخواهد می‌وزد.

480
00:32:19,288 --> 00:32:21,541
‫صدای آن را می‌شنوی،

481
00:32:21,623 --> 00:32:24,285
‫اما نمی‌دانی از کجا می‌آید.

482
00:32:24,408 --> 00:32:25,718
‫یا به کجا می‌رود.

483
00:32:27,193 --> 00:32:30,551
‫پس برای هرکس که
‫از روح متولد شده، همینطور است...

484
00:32:36,858 --> 00:32:40,626
‫چون خداوند آن‌قدر جهان را دوست داشت...

485
00:32:44,599 --> 00:32:47,629
‫خداوند آن‌قدر تک‌تک شما را دوست داشت.

486
00:32:49,390 --> 00:32:50,373
‫دوست داشت.

487
00:32:54,551 --> 00:32:56,271
‫او پیامبرش را فرستاد...

488
00:32:57,418 --> 00:32:59,875
‫تا هرکس به او ایمان بیاورد

489
00:32:59,957 --> 00:33:01,718
‫و نام او را بخواند

490
00:33:03,397 --> 00:33:05,404
‫در گناهانش هلاک نشود...

491
00:33:06,756 --> 00:33:08,148
‫بلکه حیات جاودان داشته باشد.

492
00:33:13,472 --> 00:33:15,152
‫او نیامد تا ما را محکوم کند.

493
00:33:18,346 --> 00:33:19,411
‫او ما را دوست دارد.

494
00:33:23,343 --> 00:33:24,530
‫او ما را دوست دارد.

495
00:33:34,810 --> 00:33:35,957
‫یه کم آب دارید؟

496
00:33:38,087 --> 00:33:40,544
‫لطفا یه کم آب براش بیارید.

497
00:33:40,626 --> 00:33:41,855
‫داری چیکار می‌کنی، جورج؟

498
00:33:42,878 --> 00:33:44,476
‫همون کاری که تو برای من کردی.

499
00:34:41,322 --> 00:34:43,411
‫به حرف‌هایی که الان خوندم باور داری؟

500
00:34:48,121 --> 00:34:49,022
‫بله.

501
00:34:50,005 --> 00:34:51,111
‫منم همین‌طور.

502
00:34:53,363 --> 00:34:55,575
‫می‌خوای این عیسی رو بشناسی؟

503
00:34:55,698 --> 00:34:56,599
‫بله.

504
00:34:58,073 --> 00:34:59,302
‫منم همین‌طور.

505
00:35:08,721 --> 00:35:10,155
‫من از اینجا نمی‌رم تا وقتی که پای

506
00:35:10,278 --> 00:35:12,612
‫تک‌تک زندانی‌ها شسته بشه.

507
00:35:12,694 --> 00:35:14,250
‫جورج، این کار...

508
00:35:14,373 --> 00:35:18,715
‫کل روز و کل شب طول می‌کشه، می‌دونم.

509
00:35:18,797 --> 00:35:22,032
‫تو برای من این کار رو کردی،
‫منم برای اونا می‌کنم،

510
00:35:22,155 --> 00:35:23,261
‫حتی اگه مجبور باشم تنها باشم.

511
00:35:25,227 --> 00:35:26,865
‫تو توی این کار تنها نمی‌مونی.

512
00:35:28,462 --> 00:35:30,878
‫اشکالی نداره.
‫خودت رو به نور بسپار.

513
00:35:41,568 --> 00:35:44,476
‫مامان، باورت میشه؟

514
00:35:44,599 --> 00:35:45,991
‫من.

515
00:35:46,114 --> 00:35:48,858
‫نمی‌دونم باید به خودم بخندم یا گریه کنم

516
00:35:48,981 --> 00:35:52,462
‫وقتی اعتراف می‌کنم که
‫دیگه نمی‌خوام بازیگر بشم،

517
00:35:52,585 --> 00:35:53,650
‫بلکه می‌خوام یه واعظ بشم.

518
00:35:55,452 --> 00:35:57,459
‫منبر میشه صحنه‌ی من.

519
00:35:58,523 --> 00:36:01,636
‫اگه به‌عنوان یه بازیگر
‫بتونم داستان ساختگی رو باورپذیر کنم،

520
00:36:01,759 --> 00:36:03,151
‫تصور کن چی میشه

521
00:36:03,233 --> 00:36:06,592
‫اگه حقیقت رو از ته دلم بگم.

522
00:36:06,674 --> 00:36:11,179
‫هر روز داشتم
‫روی مزمور ۱۳۹ فکر می‌کردم،

523
00:36:11,302 --> 00:36:13,677
‫خداوندا، قلبم را جست‌وجو کن.

524
00:36:13,800 --> 00:36:17,076
‫ببین آیا در من راه نادرستی هست

525
00:36:17,199 --> 00:36:19,288
‫و مرا به راه جاودان هدایت کن.

526
00:36:20,926 --> 00:36:23,547
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای دعا می‌کنم.

527
00:36:23,629 --> 00:36:26,250
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای روزه می‌گیرم.

528
00:36:26,332 --> 00:36:29,117
‫باعث می‌شم پدر آسمانیم بهم افتخار کنه.

529
00:36:31,657 --> 00:36:33,500
‫تا مدتی ازم خبری نمی‌شنوی،

530
00:36:33,622 --> 00:36:36,080
‫چون وارد دوره‌ای از روزه‌داری می‌شم،

531
00:36:36,162 --> 00:36:38,701
‫کنار گذاشتن همه لذت‌های دنیوی.

532
00:36:39,848 --> 00:36:41,445
‫دوستت دارم، مامان.

533
00:36:41,568 --> 00:36:44,639
‫پسرت که از خدا می‌ترسه، جورجی.

534
00:36:56,066 --> 00:36:57,459
‫جورج!

535
00:36:57,581 --> 00:37:00,489
‫جورج، باید از اتاقت بیای بیرون
‫و یه کم هوای تازه بخوری!

536
00:37:00,571 --> 00:37:01,513
‫حمام کنی!

537
00:37:02,414 --> 00:37:05,895
‫جورج! تقریبا یک ماهه چیزی نخوردی.

538
00:37:07,329 --> 00:37:10,401
‫هوم. اینم از اولین خط دفاعم.

539
00:37:14,865 --> 00:37:17,486
‫اِم... ژنرال واشنگتن، قربان.

540
00:37:17,568 --> 00:37:19,820
‫دکتر فرانکلین،
‫به خاطر من بلند نشید.

541
00:37:21,008 --> 00:37:23,547
‫ژنرال، لطفا بفرمایید داخل.

542
00:37:23,670 --> 00:37:25,677
‫آلایزا، ظرف‌ها رو جمع کن.

543
00:37:28,257 --> 00:37:30,141
‫طوفان هر لحظه می‌رسه.

544
00:37:30,223 --> 00:37:31,452
‫همین حالا هم رسیده.

545
00:37:31,534 --> 00:37:33,786
‫اوه. می‌خواید براتون
‫چای یا قهوه بیارم، قربان؟

546
00:37:33,868 --> 00:37:35,752
‫نه، خیلی ممنونم،
‫من زیاد نمی‌مونم.

547
00:37:37,267 --> 00:37:38,455
‫پس شب بخیر.

548
00:37:41,404 --> 00:37:42,305
‫مرد جوان،

549
00:37:44,271 --> 00:37:46,278
‫اگه مشکلی نیست،
‫دوست دارم اینجا بمونی.

550
00:37:47,506 --> 00:37:48,817
‫این موضوع به شما مربوط می‌شه.

551
00:37:50,291 --> 00:37:51,438
‫بله، قربان.

552
00:37:54,674 --> 00:37:56,025
‫ممنون که
‫مزاحمت ناگهانی من رو

553
00:37:56,107 --> 00:37:57,336
‫تحمل کردید.

554
00:37:58,523 --> 00:38:01,308
‫تازه از یه سفر کوتاه برگشتم

555
00:38:01,390 --> 00:38:03,110
‫به یه دره‌ی قدیمی و آشنا

556
00:38:04,093 --> 00:38:05,650
‫هجده مایل دورتر از اینجا.

557
00:38:06,919 --> 00:38:08,189
‫دره فورج.

558
00:38:12,981 --> 00:38:15,766
‫الان جای زیبا و پررونقی شده.

559
00:38:18,796 --> 00:38:20,066
‫ده سال پیش،

560
00:38:21,336 --> 00:38:23,138
‫اونجا برامون جهنم بود.

561
00:38:28,994 --> 00:38:32,189
‫آدم‌هایی که بدون کفش
‫از بین یخ و برف عبور می‌کردن،

562
00:38:32,312 --> 00:38:35,916
‫و مسیرشون با خون
‫پاهاشون مشخص می‌شد.

563
00:38:38,414 --> 00:38:40,093
‫هیچ لباسی برای
‫پوشوندن تن برهنه‌شون نداشتن،

564
00:38:40,216 --> 00:38:41,732
‫و هیچ پتویی برای خوابیدن.

565
00:38:43,820 --> 00:38:46,974
‫تحمل شب‌های بی‌پایان،

566
00:38:48,940 --> 00:38:53,486
‫با ناامیدی منتظر بودن
‫خورشید از افق طلوع کنه.

567
00:38:56,148 --> 00:38:59,342
‫مطمئن بودم دره فورج، تاریک‌ترین دره‌ایه که

568
00:38:59,465 --> 00:39:01,144
‫ما داریم به‌عنوان یه ملت ازش عبور می‌کنیم.

569
00:39:03,274 --> 00:39:04,503
‫ولی اشتباه می‌کردم.

570
00:39:07,697 --> 00:39:12,981
‫امروز ما توی دره‌ای
‫تاریک‌تر از اون ایستادیم، بن.

571
00:39:19,493 --> 00:39:22,728
‫ما درختی کاشتیم
‫که با خون میهن‌پرستان

572
00:39:22,851 --> 00:39:24,366
‫آبیاری شده.

573
00:39:27,069 --> 00:39:29,076
‫اون رو برای خودمون نکاشتیم.

574
00:39:29,199 --> 00:39:31,001
‫برای اون کاشتیم،

575
00:39:33,540 --> 00:39:37,513
‫و برای بچه‌هاش، و بچه‌های بچه‌هاش

576
00:39:39,970 --> 00:39:43,329
‫تا زیر شاخه‌هاش پناه داشته باشن.

577
00:39:45,991 --> 00:39:48,121
‫درختی که کاشتیم هنوز درست رشد نکرده،

578
00:39:48,899 --> 00:39:51,807
‫و تا الان هر ایالت یه تبر به تنه‌ش زده.

579
00:39:54,428 --> 00:39:56,967
‫اگه این نفاق
‫بین ایالت‌ها ادامه پیدا کنه،

580
00:39:58,032 --> 00:39:59,834
‫اگه این کنوانسیون شکست بخوره،

581
00:40:01,349 --> 00:40:03,561
‫فداکاری اون آدم‌ها در دره فورج

582
00:40:03,643 --> 00:40:05,690
‫و خیلی‌های دیگه بیهوده می‌شه.

583
00:40:08,189 --> 00:40:09,213
‫حالا بن،

584
00:40:12,776 --> 00:40:14,987
‫خیلی تحسینت می‌کنم که زود گوش می‌دی

585
00:40:15,110 --> 00:40:16,216
‫و دیر حرف می‌زنی،

586
00:40:18,018 --> 00:40:20,557
‫ولی اون درختی که کاشتیم داره می‌افته.

587
00:40:23,875 --> 00:40:25,882
‫این آزمایش بزرگ به تو نیاز داره، بن.

588
00:40:28,175 --> 00:40:29,199
‫من به تو نیاز دارم.

589
00:40:31,124 --> 00:40:34,441
‫نمی‌تونیم بذاریم
‫خورشید این ملت غروب کنه.

590
00:41:02,414 --> 00:41:03,315
‫پدربزرگ؟

591
00:41:05,117 --> 00:41:06,182
‫به خوندن ادامه بده.

592
00:41:15,479 --> 00:41:18,960
‫جورج! تقریبا یک ماهه چیزی نخوردی!

593
00:41:23,260 --> 00:41:26,332
‫خداوندا، قلبم را جست‌وجو کن.

594
00:41:26,455 --> 00:41:28,748
‫ببین آیا در من راه نادرستی هست.

595
00:41:33,499 --> 00:41:35,219
‫چی به سرت اومده؟

596
00:41:35,301 --> 00:41:37,472
‫باید جسم خودم رو مصلوب کنم، جان.

597
00:41:44,434 --> 00:41:45,417
‫جورج!

598
00:41:48,489 --> 00:41:49,841
‫این تقدس نیست.

599
00:41:49,922 --> 00:41:51,192
‫این دیوونگیه!

600
00:41:52,175 --> 00:41:53,281
‫جورج!

601
00:42:00,776 --> 00:42:01,800
‫مرا جست‌وجو کن.

602
00:42:02,824 --> 00:42:04,093
‫قلبم را جست‌وجو کن.

603
00:42:12,284 --> 00:42:14,373
‫چرا این کار جواب نمیده؟

604
00:42:27,643 --> 00:42:28,544
‫جورج!

605
00:42:29,281 --> 00:42:30,182
‫جورج!

606
00:42:30,919 --> 00:42:31,820
‫جورج!

607
00:42:38,742 --> 00:42:39,929
‫بهش غذا بدید.

608
00:42:41,404 --> 00:42:44,230
‫نباید حتی یه کیلو دیگه هم وزن کم کنه.

609
00:42:46,728 --> 00:42:47,916
‫اگه شما دخالت نمی‌کردید،

610
00:42:48,038 --> 00:42:50,373
‫حتما می‌مرد.

611
00:42:53,076 --> 00:42:54,223
‫ممنونم، دکتر.

612
00:43:12,161 --> 00:43:13,718
‫چرا جلوم رو گرفتی؟

613
00:43:16,257 --> 00:43:17,854
‫چون داری خودت رو می‌کشی.

614
00:43:20,066 --> 00:43:21,376
‫ترجیح می‌دم بمیرم

615
00:43:22,482 --> 00:43:25,185
‫و در حضور مقدس اون باشم

616
00:43:25,308 --> 00:43:28,544
‫تا اینکه به زندگی
‫تو این بدن نامقدس ادامه بدم.

617
00:43:30,919 --> 00:43:32,639
‫شیطان فریبت داده.

618
00:43:33,745 --> 00:43:35,260
‫داری با یه دروغ سیر می‌شی.

619
00:43:35,383 --> 00:43:36,653
‫من روی خدا تمرکز کردم.

620
00:43:36,776 --> 00:43:38,086
‫تو روی خودت تمرکز کردی.

621
00:43:38,209 --> 00:43:40,994
‫- چطور جرات می‌کنی، جان.
‫- تو چطور جرات می‌کنی، جورج!

622
00:43:41,117 --> 00:43:43,410
‫با این کارت داری به خداوند توهین می‌کنی!

623
00:43:43,492 --> 00:43:45,827
‫دارم کاری می‌کنم بهم افتخار کنه.

624
00:43:45,909 --> 00:43:47,588
‫بهت افتخار کنه؟

625
00:43:52,093 --> 00:43:55,001
‫وقتی عیسی بعد از
‫غسل تعمید از آب بیرون اومد،

626
00:43:55,124 --> 00:43:57,008
‫خداوند بهش چی گفت؟

627
00:43:58,277 --> 00:44:00,243
‫خب بگو، تو که آیه رو بلدی.

628
00:44:02,168 --> 00:44:03,806
‫«این است بنده محبوب من.»

629
00:44:06,673 --> 00:44:07,656
‫دیگه چی؟

630
00:44:08,885 --> 00:44:10,646
‫«که از او خشنودم.»

631
00:44:14,496 --> 00:44:19,492
‫«که از او خشنودم.»

632
00:44:21,131 --> 00:44:22,810
‫آیا عیسی قبل از اون لحظه

633
00:44:22,892 --> 00:44:24,120
‫کار معجزه‌آسایی کرده بود؟

634
00:44:27,765 --> 00:44:29,076
‫حتی یکی هم نه.

635
00:44:30,100 --> 00:44:32,434
‫پس چرا خداوند
‫انقدر بهش افتخار می‌کرد؟

636
00:44:35,506 --> 00:44:37,021
‫چون بنده‌ ش بود.

637
00:44:41,567 --> 00:44:44,189
‫چون بنده ‎ش رو دوست داشت.

638
00:44:45,294 --> 00:44:46,359
‫نمی‌بینی؟

639
00:44:47,137 --> 00:44:49,963
‫مسئله تو نیستی،
‫بلکه مسیح درون توئه!

640
00:44:53,117 --> 00:44:55,288
‫یا باید این رو
‫به‌عنوان یک هدیه بپذیری

641
00:44:56,721 --> 00:44:58,523
‫یا کلا ردش کنی.

642
00:44:59,547 --> 00:45:01,881
‫پس انتخاب کن، جورج.

643
00:45:19,656 --> 00:45:22,277
‫تو جورج ویتفیلدی،

644
00:45:22,359 --> 00:45:25,308
‫که خداوند از تو خشنوده.

645
00:45:39,683 --> 00:45:41,772
‫از کلام خداوند سخن بگو،

646
00:45:42,673 --> 00:45:44,516
‫با قدرت سخن بگو.

647
00:45:45,909 --> 00:45:48,407
‫فریاد بزن و
‫از کلام خداوند رعدآسا سخن بگو.

648
00:46:07,206 --> 00:46:11,178
‫پدربزرگِ پدربزرگت یه شمع‌فروشی داشت.

649
00:46:12,366 --> 00:46:14,004
‫من وقتی بچه بودم اونجا کار می‌کردم.

650
00:46:14,741 --> 00:46:16,421
‫همیشه می‌گفت...

651
00:46:16,543 --> 00:46:21,049
‫یه شمع کوچیک
‫هزار تا شمع رو روشن می‌کنه.

652
00:46:22,236 --> 00:46:24,448
‫هوم. یعنی چی؟

653
00:46:26,373 --> 00:46:28,175
‫یعنی،

654
00:46:28,257 --> 00:46:31,247
‫کلیسای انگلستان آماده نبود

655
00:46:31,328 --> 00:46:34,359
‫برای واعظ جورج وایتفیلدِ بیدارشده.

656
00:46:39,069 --> 00:46:40,830
‫خداوندا، آنان را ببخش،

657
00:46:40,912 --> 00:46:43,369
‫و توبه‌کنندگان را به حال خود بازگردان،

658
00:46:43,451 --> 00:46:46,687
‫تابتوانیم از این پس به برکت نام تو

659
00:46:46,810 --> 00:46:48,857
‫زندگی خداپسندانه
‫و خویشتن‌دارانه داشته باشیم.

660
00:46:50,250 --> 00:46:53,690
‫خداوندا، برای نجات ما عجله کن.

661
00:46:53,813 --> 00:46:57,663
‫خداوندا، برای کمک به ما عجله کن.

662
00:47:04,461 --> 00:47:05,444
‫آمین.

663
00:47:08,066 --> 00:47:11,137
‫جمعیت کلیسا حسابی زیاد شده،

664
00:47:11,260 --> 00:47:16,175
‫احتمالا به خاطر اشتیاقی که
‫برای مهمان سخنران‌مون دارن

665
00:47:16,298 --> 00:47:17,977
‫که این اواخر خیلی‌ها رو

666
00:47:18,100 --> 00:47:22,031
‫هیجان‌زده کرده و کم هم
‫طرفدار برای خودش جمع نکرده.

667
00:47:23,629 --> 00:47:27,438
‫اصلا خوشحال نیستم که
‫اینجا می‌بینمتون، آقای ویتفیلد.

668
00:47:27,520 --> 00:47:29,936
‫خب، بدون معطلی دعوت می‌کنم...

669
00:47:30,018 --> 00:47:31,779
‫شیطان هم همین‌طور.

670
00:47:31,861 --> 00:47:35,465
‫...از جناب واعظ جورج ویتفیلد.

671
00:47:37,472 --> 00:47:40,257
‫کلاه‌گیستون رو مرتب کنید، آقای ویتفیلد.

672
00:48:08,025 --> 00:48:12,325
‫سال ۱۶۷۵،
‫اسقف اعظمِ کانتربری

673
00:48:12,448 --> 00:48:15,315
‫با یک بازیگر نسبتا معروف آشنا شد،

674
00:48:16,052 --> 00:48:17,690
‫به نام آقای بترتون.

675
00:48:17,772 --> 00:48:23,219
‫یه روز اسقف اعظم گفت:
‫آقای بترتون، لطفا بگید،

676
00:48:23,301 --> 00:48:26,373
‫چطور می‌شه که شما بازیگران روی صحنه

677
00:48:26,496 --> 00:48:28,789
‫می‌تونید انقدر
‫تماشاگرهاتون رو تحت تاثیر قرار بدید

678
00:48:28,912 --> 00:48:31,410
‫در حالی که درمورد
‫چیزهای خیالی حرف می‌زنید،

679
00:48:31,533 --> 00:48:35,342
‫ولی ما روی منبر
‫از چیزهای واقعی حرف می‌زنیم،

680
00:48:35,424 --> 00:48:37,308
‫و مردم ما

681
00:48:37,390 --> 00:48:40,953
‫طوری گوش میدن که انگار
‫فقط چیزهای خیالی هستن؟

682
00:48:41,076 --> 00:48:44,475
‫آخه چرا؟
‫آقای بترتون جواب داد،

683
00:48:44,557 --> 00:48:46,318
‫جوابش خیلی ساده‌ست.

684
00:48:47,383 --> 00:48:52,257
‫ما بازیگران درمورد چیزهای خیالی
‫طوری حرف می‌زنیم که انگار واقعی هستن،

685
00:48:52,339 --> 00:48:54,878
‫ولی شما روی منبر

686
00:48:55,738 --> 00:49:00,612
‫درمورد چیزهای واقعی
‫طوری حرف می‌زنید که انگار خیالی هستن.

687
00:49:00,734 --> 00:49:03,806
‫ پس...

688
00:49:03,888 --> 00:49:07,246
‫من یه واعظ خوش‌کلام
‫و بزک‌کرده نخواهم بود.

689
00:49:10,195 --> 00:49:11,997
‫فریب نخورید!

690
00:49:12,120 --> 00:49:13,676
‫ممکنه ذهن‌تون مذهبی باشه

691
00:49:13,758 --> 00:49:15,519
‫ولی شیطان تو دلتون باشه!

692
00:49:15,642 --> 00:49:17,854
‫خداوند همین حرف‌ها رو

693
00:49:17,977 --> 00:49:20,639
‫همون‌طور که در گذشته
‫به نیکودیموس گفت به شما هم می‌گه:

694
00:49:20,762 --> 00:49:22,564
‫باید دوباره متولد شوی!

695
00:49:24,079 --> 00:49:27,233
‫نیکودیموس، فردی محترم و مذهبی،

696
00:49:27,315 --> 00:49:30,673
‫مشهور به درستکاری بود،
‫و با این حال مسیح بهش گفت:

697
00:49:30,796 --> 00:49:32,434
‫باید دوباره متولد شوی!

698
00:49:33,130 --> 00:49:34,441
‫مثل کلیسای ساردیس،

699
00:49:34,564 --> 00:49:36,612
‫به زنده بودن شهرت داشت،

700
00:49:36,734 --> 00:49:38,332
‫ولی از درون مُرده بود.

701
00:49:38,414 --> 00:49:40,052
‫چند نفر از کلیساهای ما مُرده هستن،

702
00:49:40,175 --> 00:49:42,632
‫چون افراد مُرده دارن
‫براشون موعظه می‌کنن؟

703
00:49:42,714 --> 00:49:45,253
‫چطور آدم‌های مُرده می‌تونن
‫بچه‌های زنده به دنیا بیارن؟

704
00:49:45,335 --> 00:49:48,571
‫پس مسیح به شما می‌گه:
‫چون ولرم هستید،

705
00:49:48,652 --> 00:49:50,004
‫نه داغید و نه سرد،

706
00:49:50,127 --> 00:49:52,584
‫می‌خوام شما رو
‫از دهانم بیرون بیندازم!

707
00:49:53,690 --> 00:49:57,048
‫برای نجات به کارهای خوبتون اعتماد نکنید،

708
00:49:57,130 --> 00:49:59,424
‫یا به اینکه اسمتون توی دفتر کلیسا ثبت شده.

709
00:49:59,506 --> 00:50:01,021
‫بهتون می‌گم، فقط یه کتاب هست

710
00:50:01,103 --> 00:50:02,495
‫که باید اسمتون توش نوشته شده باشه،

711
00:50:02,577 --> 00:50:04,748
‫و اون کتابِ «حیاتِ برّه»‌ست!
‫[کتابی آسمانی که نام نجات‌یافتگان در اون ثبت میشه.]

712
00:50:04,871 --> 00:50:06,550
‫اسمتون اونجا نوشته شده؟

713
00:50:06,673 --> 00:50:07,943
‫- اونجاست؟
‫- آره!

714
00:50:08,024 --> 00:50:09,253
‫- مطمئنید؟
‫- آره!

715
00:50:09,376 --> 00:50:10,605
‫این کارو بس کنید!

716
00:50:11,792 --> 00:50:13,431
‫بیاید! بیاید!

717
00:50:13,513 --> 00:50:15,765
‫همین‌طور که هستید به سوی مسیح بیاید!

718
00:50:15,847 --> 00:50:17,280
‫چون در پیشگاه او،

719
00:50:17,362 --> 00:50:19,328
‫فرقی بین مذهبی و بی‌مذهب وجود نداره،

720
00:50:19,451 --> 00:50:21,908
‫بین برده و آزاد، بین زن و مرد!

721
00:50:21,990 --> 00:50:24,038
‫همه در پیشگاه مسیح یکی هستن!

722
00:50:24,161 --> 00:50:26,700
‫همین حالا
‫این جمعیت آشوبگر رو توبیخ کنید!

723
00:50:26,823 --> 00:50:27,929
‫بس کنید!

724
00:50:28,011 --> 00:50:29,526
‫نمی‌دونم امروز چه جور جادو

725
00:50:29,649 --> 00:50:31,164
‫یا افسونگری به کار بردی،

726
00:50:31,287 --> 00:50:33,949
‫ولی این چیزها
‫توی کلیسای من تحمل نمی‌شه!

727
00:50:34,031 --> 00:50:35,506
‫کلیسای تو؟

728
00:50:35,629 --> 00:50:37,021
‫از این به بعد در کلیسای

729
00:50:37,103 --> 00:50:39,519
‫شاه جورج اجازه موعظه نداری!

730
00:50:39,642 --> 00:50:41,199
‫اگه نتونم داخل موعظه کنم،

731
00:50:41,280 --> 00:50:43,697
‫می‌رم بیرون، توی خیابون‌ها

732
00:50:43,779 --> 00:50:47,055
‫و دشت‌ها، پیش یتیم‌ها،
‫برده‌ها و بیوه‌ها...

733
00:50:47,178 --> 00:50:49,062
‫و مجبورشون می‌کنم بیان

734
00:50:49,185 --> 00:50:51,929
‫به خانه تنها پادشاه حقیقی، عیسی مسیح!

735
00:50:52,052 --> 00:50:54,427
‫برای یک واعظ آنگلیکن ممنوعه که

736
00:50:54,550 --> 00:50:57,704
‫بیرون از کلیسا
‫برای جماعت نادان موعظه کنه!

737
00:50:57,827 --> 00:51:01,349
‫کاری می‌کنم خلع لباس بشی!

738
00:51:02,659 --> 00:51:03,888
‫راهنمایان کور!

739
00:51:03,970 --> 00:51:05,485
‫بذارید مرده‌ها
‫برای مرده‌ها موعظه کنن.

740
00:51:05,567 --> 00:51:08,188
‫ولی من آزادی در پیشگاه مسیح رو
‫برای کسانی که ایمان بیارن، اعلام خواهم کرد،

741
00:51:08,270 --> 00:51:10,236
‫و دروازه‌های جهنم پیروز نخواهند شد!

742
00:51:10,318 --> 00:51:11,301
‫برو بیرون!

743
00:51:18,591 --> 00:51:21,130
‫آمین. آمین.

744
00:51:22,277 --> 00:51:23,833
‫آمین.

745
00:51:30,263 --> 00:51:31,205
‫هی!

746
00:52:15,970 --> 00:52:17,936
‫سریع‌ترین منبرِ چهارپا.

747
00:52:20,065 --> 00:52:21,335
‫بیا یه چیز جدید رو امتحان کنیم.

748
00:52:24,980 --> 00:52:28,994
‫[بریستول، انگلستان - 17 فوریه 1739]

749
00:53:12,448 --> 00:53:14,659
‫هی، برو گمشو.

750
00:53:15,519 --> 00:53:16,830
‫زُل نزن، موش فسقلی!

751
00:53:24,407 --> 00:53:25,799
‫این دیگه چیه؟

752
00:53:25,881 --> 00:53:27,970
‫یه کشیش با منبر ولی بدون کلیسا؟

753
00:53:30,632 --> 00:53:32,639
‫اومدی از بالا به ما نگاه کنی، جناب واعظ؟

754
00:53:33,458 --> 00:53:34,482
‫این برای جمعیت‌ـه.

755
00:53:35,383 --> 00:53:36,816
‫جمعیت؟

756
00:53:36,898 --> 00:53:38,372
‫می‌گه برای جمعیته!

757
00:53:38,454 --> 00:53:41,076
‫می‌دونستید عیسی گفت،

758
00:53:41,157 --> 00:53:42,919
‫بگذارید بچه‌ها پیش من بیایند،

759
00:53:43,615 --> 00:53:46,236
‫چون پادشاهی آسمان از آنِ آنهاست؟

760
00:53:48,243 --> 00:53:50,127
‫اینجا کسی تو رو نمی‌خواد.

761
00:53:50,209 --> 00:53:52,215
‫نه، ولی نیاز دارن.

762
00:53:55,246 --> 00:53:56,680
‫بهت گفتم برو!

763
00:53:57,826 --> 00:53:59,710
‫برو گمشو!

764
00:54:13,512 --> 00:54:17,116
‫باید براتون از میوه تلخِ

765
00:54:17,198 --> 00:54:18,755
‫اعمال تاریکی بگم؟

766
00:54:21,212 --> 00:54:24,120
‫نه، فکر نکنم...

767
00:54:25,717 --> 00:54:27,847
‫چون شما رو مثل خودم می‌بینم،

768
00:54:29,075 --> 00:54:33,417
‫آشنا با غم، با کمبود،

769
00:54:33,540 --> 00:54:36,407
‫با اندوه بی‌امان در روحتون،

770
00:54:38,004 --> 00:54:41,813
‫همیشه نگران و ترسان
‫از اتفاقاتی که ممکنه بیفته.

771
00:54:43,697 --> 00:54:46,318
‫مشتاقِ پاک شدن...

772
00:54:47,751 --> 00:54:49,758
‫ولی به‌طور ناامیدکننده‌ای آلوده...

773
00:54:51,314 --> 00:54:53,035
‫پس پرواز کنید!

774
00:54:53,035 --> 00:54:54,959
‫پرواز کنید، برادرانم!

775
00:54:55,082 --> 00:54:58,031
‫برای نجات جانتون
‫به سمت عیسی مسیح پرواز کنید!

776
00:54:58,154 --> 00:55:00,243
‫به سمت خدای
‫در حال خونریزی پرواز کنید!

777
00:55:01,799 --> 00:55:04,052
‫به سمت رحمتِ بی‌کرانش پرواز کنید

778
00:55:04,748 --> 00:55:06,673
‫و ازش بخواهید،

779
00:55:06,755 --> 00:55:08,966
‫ازش بخواهید که دلتون رو بشکنه!

780
00:55:09,990 --> 00:55:13,512
‫ازش بخواهید که گناهتون رو بهتون نشون بده!

781
00:55:13,635 --> 00:55:17,731
‫ازش بخواهید که ایمانی
‫بهتون بده که با مسیح گره بخورید!

782
00:55:19,615 --> 00:55:22,113
‫چون اون هم
‫مردی پر از اندوه بود،

783
00:55:23,424 --> 00:55:25,062
‫آشنا با غم.

784
00:55:31,697 --> 00:55:34,645
‫بیدار شوید، ای خفتگان!

785
00:55:34,768 --> 00:55:36,816
‫از مردن برخیزید!

786
00:55:38,700 --> 00:55:42,509
‫می‌تونید صداش رو مثل لعازر بشنوید؟
‫[لعازر مردی بود که مُرد و عیسی او را زنده کرد.]

787
00:55:43,533 --> 00:55:45,376
‫کسی که در خاک مدفون شده بود!

788
00:55:46,359 --> 00:55:48,079
‫تاریکی اطرافش رو احاطه کرده بود!

789
00:55:49,185 --> 00:55:50,823
‫برخیزید!

790
00:55:54,345 --> 00:55:56,229
‫برخیزید!

791
00:55:56,352 --> 00:55:57,703
‫بیاید بیرون!

792
00:55:59,997 --> 00:56:01,512
‫- اون چی بود؟
‫- هیس.

793
00:56:01,594 --> 00:56:02,659
‫گوش کن.

794
00:56:02,782 --> 00:56:04,092
‫در ابتدا،

795
00:56:04,174 --> 00:56:06,222
‫دز زیر خاک
‫تاریکی روی صورتش رو پوشانده بود.

796
00:56:08,229 --> 00:56:12,325
‫و صدایِ کهن ایام ندا داد،

797
00:56:13,348 --> 00:56:15,314
‫بگذار نور بتابد!

798
00:56:17,116 --> 00:56:18,714
‫و در کمال زمان...

799
00:56:20,516 --> 00:56:23,219
‫مسیح اعلام کرد تا همه جهان بدانند...

800
00:56:24,488 --> 00:56:26,127
‫من نورِ حیات هستم.

801
00:56:27,560 --> 00:56:29,321
‫اگر کسی از من پیروی کند،

802
00:56:30,263 --> 00:56:32,434
‫هرگز در تاریکی قدم نخواهد زد...

803
00:56:33,990 --> 00:56:35,874
‫بلکه نورِ حیات را خواهد داشت.

804
00:56:54,714 --> 00:56:57,580
‫هرچند گناهان شما
‫مثل زغال سیاهه...

805
00:56:59,219 --> 00:57:02,659
‫خون اون شما رو به سپیدی برف خواهد شست.

806
00:57:03,888 --> 00:57:04,953
‫اون شما را می‌شناسه.

807
00:57:06,181 --> 00:57:07,369
‫و شما را دوست داره.

808
00:57:12,693 --> 00:57:14,004
‫اون من را نمی‌خواد.

809
00:57:18,140 --> 00:57:19,246
‫اون تو رو آفریده.

810
00:57:33,785 --> 00:57:35,423
‫بچه‌هام.

811
00:57:37,881 --> 00:57:39,437
‫بچه‌ها، منو ببخشید.

812
00:57:46,400 --> 00:57:48,570
‫ببخشید.

813
00:58:02,413 --> 00:58:05,894
‫حاضرید زندگیتون رو به مسیح بسپرید؟

814
00:58:06,918 --> 00:58:08,229
‫مثل این مرد که این کار رو کرد؟

815
00:58:08,352 --> 00:58:10,727
‫آره.

816
00:58:10,850 --> 00:58:12,202
‫بهش اعتماد می‌کنید؟

817
00:58:12,324 --> 00:58:14,086
‫آره.

818
00:58:14,167 --> 00:58:17,362
‫حاضرید اجازه بدید خونش
‫تو قلب‌های سنگی‌تون نفوذ کنه

819
00:58:17,444 --> 00:58:20,311
‫و از درون به بیرون تغییرتون بده؟

820
00:58:20,434 --> 00:58:22,563
‫- آره.
‫- بهش اعتماد می‌کنید؟

821
00:58:22,645 --> 00:58:25,635
‫آره. آره. آره.

822
00:58:25,758 --> 00:58:28,174
‫- ممنون، پدر.
‫- ممنون، مسیح.

823
00:59:00,202 --> 00:59:02,864
‫مردم ازش استقبال کردن.

824
00:59:02,946 --> 00:59:05,034
‫کلیسای انگلستان نکرد.

825
00:59:05,894 --> 00:59:09,785
‫و نه‌تنها از کلیساهاشون بیرونش کردن،

826
00:59:09,867 --> 00:59:11,792
‫بلکه از کشورشون هم بیرونش کردن.

827
00:59:12,693 --> 00:59:13,881
‫خب، کجا رفت؟

828
00:59:36,775 --> 00:59:40,502
‫[فیلادلفیا - 8 نوامبر 1739]

829
00:59:40,543 --> 00:59:44,434
‫کشیش جورج ویتفیلد
‫از انگلستان وارد شد.

830
00:59:44,516 --> 00:59:47,956
‫برای موعظه درمورد توبه در نیویورک،

831
00:59:48,038 --> 00:59:49,389
‫پنسیلوانیا،

832
00:59:50,454 --> 00:59:54,427
‫ماساچوست، جزیره رود.

833
00:59:54,550 --> 00:59:58,154
‫کشیش جورج ویتفیلد
‫از انگلستان وارد شد.

834
01:00:18,877 --> 01:00:20,515
‫- آقا!
‫- دیگه یه صبح‌بخیر هم نمیگی،

835
01:00:20,597 --> 01:00:21,580
‫دوشیزه خانم؟

836
01:00:22,195 --> 01:00:25,103
‫پدر، آقای فرانکلین،
‫یه کشیش به اسم جورج...

837
01:00:25,225 --> 01:00:27,396
‫ویتفیلد، بله،
‫در جریانش هستم،

838
01:00:27,478 --> 01:00:29,608
‫و اینکه از انگلستان
‫راهی مستعمرات ما شده.

839
01:00:29,731 --> 01:00:31,164
‫جمعیت خیلی بزرگی رو جذب کرده.

840
01:00:31,246 --> 01:00:33,703
‫- جمعیتی به بزرگیِ...
‫- ۲۵ هزار نفر.

841
01:00:33,785 --> 01:00:36,201
‫می‌دونی، از وقتی جوون بودم،

842
01:00:36,283 --> 01:00:38,495
‫همیشه برام سخت بوده
‫باور کنم که یه صدای تنها،

843
01:00:38,577 --> 01:00:40,174
‫مثلا صدای یه ژنرال،

844
01:00:40,297 --> 01:00:42,345
‫بتونه به گوش هزاران سربازش برسه

845
01:00:42,468 --> 01:00:45,417
‫اونم بدون کمک برای تقویت صداش.

846
01:00:47,137 --> 01:00:49,184
‫بله آقا. به‌هرحال، اون...

847
01:00:49,307 --> 01:00:50,577
‫من که به مهارت

848
01:00:50,659 --> 01:00:52,789
‫ویتفیلد به عنوان یه سخنران قوی شکی ندارم.

849
01:00:52,870 --> 01:00:55,410
‫ولی به این ادعای بی‌اساس شک دارم

850
01:00:55,492 --> 01:00:58,113
‫که می‌گن این‌همه آدم
‫صداش رو می‌شنون و می‌فهمن.

851
01:00:58,195 --> 01:01:00,406
‫اطلاعات کافی برای همچین ادعایی وجود نداره.

852
01:01:00,529 --> 01:01:02,495
‫و بدون مدرک، باورش نمی‌کنم.

853
01:01:03,232 --> 01:01:05,444
‫یعنی فکر می‌کنید داستان‌های لندن واقعی نیستن؟

854
01:01:06,140 --> 01:01:10,236
‫من معتقدم ماهی‌ها
‫وقتی از اقیانوس اطلس رد می‌شن، بزرگ‌تر می‌شن.

855
01:01:10,318 --> 01:01:13,266
‫هوم.
‫ولی چه راست باشه چه دروغ،

856
01:01:13,348 --> 01:01:14,905
‫دین، روزنامه می‌فروشه.

857
01:01:15,027 --> 01:01:18,222
‫و چاپخونه‌های سراسر مستعمرات،
‫از جمله چاپخونه خودم،

858
01:01:18,345 --> 01:01:21,580
‫تا حالا از این واعظ انگلیسی
‫حسابی سود کردن.

859
01:01:21,703 --> 01:01:25,102
‫پس بذار ببینیم روزنامه پنسیلوانیا تا کی

860
01:01:25,184 --> 01:01:28,625
‫می‌تونه روی موج ویتفیلد سوار بمونه.

861
01:01:32,925 --> 01:01:34,809
‫شما سه تا چتون شده؟

862
01:01:36,488 --> 01:01:39,027
‫کشیش ویتفیلد... اینجاست.

863
01:01:39,109 --> 01:01:40,338
‫اینجاست؟ یعنی کجا؟

864
01:01:40,461 --> 01:01:42,304
‫- فیلادلفیا، آقا.
‫- کی؟

865
01:01:43,000 --> 01:01:44,065
‫الان.

866
01:01:44,147 --> 01:01:46,277
‫خب دختر، چرا زودتر نگفتی؟

867
01:01:49,963 --> 01:01:50,905
‫راه رو باز کنید!

868
01:01:51,519 --> 01:01:52,748
‫ببخشید.

869
01:01:53,485 --> 01:01:54,631
‫ببخشید، آقا.

870
01:01:54,713 --> 01:01:56,884
‫اون بالکن اونجا مال چیه؟

871
01:01:57,007 --> 01:01:59,341
‫اوه، اونجا دادگاهه.

872
01:01:59,915 --> 01:02:01,963
‫همون‌جاست.
‫ممنون، آقا.

873
01:02:02,085 --> 01:02:04,788
‫خدا به همراهت.

874
01:02:22,932 --> 01:02:25,266
‫فکر کنم الان می‌فهمیم
‫این ماهی واقعا چقدر گنده‌ست.

875
01:02:38,577 --> 01:02:40,625
‫روح خداوند اینجاست، جورج.

876
01:02:41,730 --> 01:02:43,205
‫دل‌هاشون آماده‌ست.

877
01:02:44,966 --> 01:02:45,990
‫تو چی؟

878
01:02:50,413 --> 01:02:54,304
‫خدایا، اگه قراره اسم تو باقی بمونه،

879
01:02:54,386 --> 01:02:56,556
‫اسم ویتفیلد رو نابود کن.

880
01:02:57,744 --> 01:02:58,645
‫آمین.

881
01:02:59,710 --> 01:03:00,611
‫آمین.

882
01:03:12,283 --> 01:03:13,348
‫خودشه!

883
01:03:13,430 --> 01:03:14,863
‫به فیلادلفیا خوش اومدی، جناب واعظ!

884
01:03:14,945 --> 01:03:16,215
‫خدا حفظتون کنه، جناب واعظ!

885
01:03:18,099 --> 01:03:20,720
‫روح خداوند با من است!

886
01:03:20,802 --> 01:03:24,693
‫چون مرا مسح کرده
‫تا به فقرا انجیل را بشارت دهم!

887
01:03:24,775 --> 01:03:27,355
‫تا آزادی را به اسیران اعلام کنم!

888
01:03:27,437 --> 01:03:30,631
‫و ستمدیدگان را رها و آزاد کنم!

889
01:03:32,270 --> 01:03:36,119
‫ای شهر عشق برادرانه،
‫کلام مسیح، نجات‌دهنده ما،

890
01:03:36,242 --> 01:03:37,799
‫امروز برای شما طنین‌انداز می‌شود!

891
01:03:38,495 --> 01:03:42,549
‫هر که را پسر آزاد کند، به راستی آزاد است.

892
01:03:42,631 --> 01:03:44,679
‫خدای من.

893
01:03:44,761 --> 01:03:46,563
‫چرا مسیح آزاد می‌کند؟

894
01:03:46,645 --> 01:03:48,201
‫چرا زندگی دوباره می‌بخشد؟

895
01:03:48,324 --> 01:03:49,717
‫چون بدون او،

896
01:03:49,799 --> 01:03:52,051
‫در یک زندان محکوم به گناه خودتان هستید.

897
01:03:52,133 --> 01:03:54,304
‫خیابان مارکت.

898
01:03:54,427 --> 01:03:57,703
‫هر بلوک 30 متر در 80 مترـه.

899
01:03:58,276 --> 01:03:59,915
‫به‌علاوه، 12 متر از خیابون‌های فرعی،

900
01:04:00,038 --> 01:04:01,143
‫که تا اسکله میرسه.

901
01:04:02,945 --> 01:04:04,010
‫بذار ببینم.

902
01:04:04,133 --> 01:04:07,082
‫اَه! مگه میشه
‫یه چاپچی کاغذ و قلم نداشته باشه!

903
01:04:07,164 --> 01:04:09,416
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.

904
01:04:09,539 --> 01:04:11,423
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.

905
01:04:16,665 --> 01:04:18,795
‫قلمم کجاست؟

906
01:04:24,979 --> 01:04:27,560
‫لعنت بهت، جوزف، قلم من رو ندیدی؟

907
01:04:27,642 --> 01:04:30,181
‫...قدیمی رفت، نگاه کنید!

908
01:04:30,304 --> 01:04:32,024
‫چیزهای کهنه نو شدند.

909
01:04:33,171 --> 01:04:34,686
‫تا حالا یه همچین صدایی شنیده بودی؟

910
01:04:34,809 --> 01:04:36,611
‫چند نفر از ترس سرزنش

911
01:04:36,693 --> 01:04:39,232
‫و انگ خوردن،
‫از مسیح دور نگه داشته می‌شن؟

912
01:04:39,314 --> 01:04:41,280
‫مثل صدای شیپور از آسمون‌ـه.

913
01:04:41,403 --> 01:04:44,188
‫امیدی زنده در درونمون داریم.

914
01:04:44,311 --> 01:04:47,341
‫اما با این حال می‌ترسیم
‫چیزی رو اعلام کنیم که می‌دونیم حقیقته!

915
01:04:48,488 --> 01:04:51,150
‫واقعا از مسیح خجالت می‌کشیم؟

916
01:04:51,232 --> 01:04:54,795
‫همینه، آقای فرانکلین. بله.

917
01:04:55,696 --> 01:04:57,171
‫یه آزمایش واقعی.

918
01:05:00,529 --> 01:05:01,594
‫بی‌اعتباره...

919
01:05:04,911 --> 01:05:06,058
‫یا یه شایعه‌ست...

920
01:05:07,328 --> 01:05:08,720
‫یا یه حقیقت.

921
01:05:09,375 --> 01:05:10,809
‫آره.

922
01:05:10,932 --> 01:05:13,717
‫از شما اهل قلم می‌پرسم،

923
01:05:14,413 --> 01:05:17,280
‫ببینم قانون‌گذاران بزرگتون،
‫لیکورگوس، یا سولون،

924
01:05:17,362 --> 01:05:20,515
‫فیثاغورس یا افلاطون،
‫ارسطو، سنکا، سیسرون،

925
01:05:20,597 --> 01:05:22,768
‫و تمام اخلاق‌گرایان مشرک روی هم رفته،

926
01:05:22,891 --> 01:05:25,921
‫تاکنون نظام اخلاقی ارائه دادن
‫که به هیچ وجه با حکمت درخشان

927
01:05:26,044 --> 01:05:29,444
‫کسی که او را عیسی ناصری می‌نامند،

928
01:05:29,525 --> 01:05:32,802
‫قابل مقایسه نباشد،
‫سیستمی که تا این حد

929
01:05:32,925 --> 01:05:34,153
‫بادوام و گسترده باشد.

930
01:05:34,235 --> 01:05:37,758
‫تقسیم بر چهار،
‫به‌علاوه یه پنج دیگه...

931
01:05:39,969 --> 01:05:42,304
‫آره، ۶ هزار.

932
01:05:42,386 --> 01:05:43,696
‫چند نفر شدن، آقای فرانکلین؟

933
01:05:46,031 --> 01:05:48,611
‫طبق محاسبات من،

934
01:05:48,734 --> 01:05:52,297
‫صداش تا ۳۰ هزار نفر می‌رسه.

935
01:05:52,420 --> 01:05:53,689
‫گفتید ۳۰ هزار نفر؟

936
01:05:54,959 --> 01:05:55,983
‫ولی فیلادلفیا فقط...

937
01:05:56,065 --> 01:05:57,867
‫۲۰ هزار نفر سکنه داره.

938
01:06:00,488 --> 01:06:03,027
‫اگر در دینش رازهایی باشه، چی؟

939
01:06:03,109 --> 01:06:05,362
‫مگر این‌ها رازهای خداپرستی نیستن؟

940
01:06:05,444 --> 01:06:08,065
‫مگر شایسته‌ی خدایی نیستن
‫که اون‌ها رو آشکار می‌کنه؟

941
01:06:08,761 --> 01:06:13,307
‫مگر بزرگ‌ترین راز این نیست
‫که آدم‌هایی که ادعای منطق دارن

942
01:06:13,430 --> 01:06:16,379
‫و تا ژرفای علم طبیعت کاوش می‌کنن،

943
01:06:16,461 --> 01:06:19,819
‫و در نتیجه برای
‫هر ساقه‌ی علف یک راز پیدا می‌کنن،

944
01:06:19,942 --> 01:06:21,990
‫انقدر غیرمنطقی باشن که

945
01:06:22,112 --> 01:06:23,546
‫همه رازهای دین رو رد کنن؟

946
01:06:24,283 --> 01:06:25,921
‫کاتِب کجاست؟

947
01:06:26,003 --> 01:06:27,478
‫حکیم کجاست؟

948
01:06:27,560 --> 01:06:28,993
‫در میان شما اون کسی که

949
01:06:29,116 --> 01:06:30,795
‫علیه مسیح بحث می‌کنه، کجاست؟

950
01:06:30,918 --> 01:06:31,942
‫از شما می‌پرسم.

951
01:06:32,679 --> 01:06:35,996
‫آیا همه چیز در بیرون و درون ما
‫دست به دست هم نمی‌دهند تا ثابت کنند

952
01:06:36,078 --> 01:06:37,839
‫منشا الهی‌شون کجاست؟

953
01:06:37,962 --> 01:06:41,116
‫مگر خودِ مسیح
‫به عنوان کلام خدا نامیده نشد؟

954
01:06:42,181 --> 01:06:45,293
‫ترس از او آغازِ دانایی است.

955
01:06:46,522 --> 01:06:48,529
‫این قصه‌ی ماهی نیست، آقای فرانکلین.

956
01:06:50,167 --> 01:06:55,041
‫نذارید این احترام سرد و بی‌روح،
‫مثل شیشه‌ی رنگی که می‌بینید،

957
01:06:55,123 --> 01:06:57,949
‫شما رو از دل سوزانِ او دور نگه داره!

958
01:06:58,031 --> 01:06:59,751
‫چون این مهربانیِ خداونده

959
01:06:59,833 --> 01:07:01,758
‫که ما رو به سمت توبه هدایت می‌کنه.

960
01:07:01,880 --> 01:07:05,525
‫و توبه یعنی چی،
‫جز این‌که راهت رو عوض کنی؟

961
01:07:06,385 --> 01:07:10,071
‫در تاریکی، به کدام سو باید رفت؟

962
01:07:10,194 --> 01:07:11,300
‫به کدام سو باید رفت

963
01:07:11,382 --> 01:07:13,102
‫جز به سمتِ
‫نور خاموش نشدنیِ

964
01:07:13,225 --> 01:07:14,904
‫پسرِ برگزیده؟

965
01:07:14,986 --> 01:07:18,877
‫همونی که حتی وقتی ردش می‌کنیم،
‫باز هم همه عمر دنبالمونه.

966
01:07:19,000 --> 01:07:23,054
‫آه! آیا دل مرده‌تون
‫با این فکر زنده نمی‌شه

967
01:07:23,177 --> 01:07:25,307
‫که برای چنین هدفی آفریده شدید،

968
01:07:25,389 --> 01:07:29,239
‫و هنوز نقشی در پادشاهیِ
‫در حال گسترش خداوند دارید؟

969
01:07:29,321 --> 01:07:31,082
‫پس ای برادران، پابرجا بایستید

970
01:07:31,164 --> 01:07:34,358
‫در آن آزادی که مسیح به شما بخشیده

971
01:07:34,481 --> 01:07:37,553
‫و دیگه تو دام گناهان گرفتار نشید.

972
01:07:38,290 --> 01:07:43,082
‫حالا همه‌تون رو به مسیح می‌سپارم
‫به رحمت بی پایانش،

973
01:07:43,164 --> 01:07:45,990
‫که همراه با پدر و روح‌القدس،

974
01:07:46,071 --> 01:07:49,676
‫تمام جلال، تمام حرمت، تمام قدرت،

975
01:07:49,798 --> 01:07:52,256
‫اکنون و تا ابد از آن اوست!

976
01:07:52,338 --> 01:07:53,484
‫آمین!

977
01:07:53,607 --> 01:07:55,983
‫- آمین!
‫- آمین!

978
01:07:56,106 --> 01:07:57,416
‫آمین!

979
01:07:57,539 --> 01:07:58,645
‫آمین!

980
01:07:58,768 --> 01:08:00,447
‫آمین!

981
01:08:00,570 --> 01:08:02,577
‫بیدار شوید، ای خفتگان!

982
01:08:03,437 --> 01:08:04,788
‫خورشید طلوع کرده.

983
01:08:12,897 --> 01:08:15,764
‫- لطفا، جناب واعظ.
‫- ببخشید. معذرت می‌خوام.

984
01:08:15,846 --> 01:08:17,116
‫لطفا، ببخشید.

985
01:08:17,198 --> 01:08:18,590
‫لطفا، ببخشید. معذرت می‌خوام.

986
01:08:18,672 --> 01:08:21,048
‫ممنون.

987
01:08:21,170 --> 01:08:24,775
‫- ببخشید آقا! منم!
‫- ممنون از کمکتون،

988
01:08:24,897 --> 01:08:26,945
‫ولی همون‌طور که می‌بینین،
‫وقت حرف زدن ندارم.

989
01:08:27,068 --> 01:08:29,607
‫ممکنه یه لحظه
‫با جناب واعظ صحبت کنم؟

990
01:08:29,730 --> 01:08:32,310
‫- الان نه.
‫- امشب چطور؟

991
01:08:32,433 --> 01:08:33,826
‫آقای ویتفیلد برنامه داره

992
01:08:33,949 --> 01:08:35,751
‫تا آخر شب موعظه کنه
‫و به مردم خدمت کنه.

993
01:08:35,873 --> 01:08:38,249
‫- متاسفم.
‫- اوه، آقای فرانکلین.

994
01:08:38,372 --> 01:08:41,812
‫مثل اینکه ویتفیلد
‫تیتر فرداتون رو بهتون داد.

995
01:08:41,894 --> 01:08:44,474
‫- شما... بنجامین فرانکلین هستید؟
‫- بله.

996
01:08:44,556 --> 01:08:46,112
‫صاحبِ روزنامه پنسیلوانیا؟

997
01:08:46,194 --> 01:08:47,792
‫- بله.
‫- ویلیام سیوارد هستم.

998
01:08:47,873 --> 01:08:49,266
‫- اوه.
‫- آقای ویتفیلد امیدوار بود

999
01:08:49,389 --> 01:08:51,027
‫شما رو ملاقات کنه.
‫حتما تقدیر الهی بوده.

1000
01:08:51,109 --> 01:08:53,321
‫- یا شاید هم تصادف.
‫- دیر وقت می‌شه،

1001
01:08:53,402 --> 01:08:55,819
‫ولی اگه کارش تموم بشه،
‫می‌تونیم به مغازه‌تون سر بزنیم.

1002
01:08:55,901 --> 01:08:57,334
‫بله. خیلی خوبه.

1003
01:08:57,457 --> 01:08:59,177
‫- ممنون.
‫- ممنون.

1004
01:08:59,300 --> 01:09:00,488
‫خدا حفظتون کنه، آقای فرانکلین.

1005
01:09:00,611 --> 01:09:01,798
‫لطفا، جناب واعظ، خواهش می‌کنم.

1006
01:09:01,880 --> 01:09:04,010
‫باشه.

1007
01:09:04,092 --> 01:09:10,481
‫♪ از اقیانوس‌ها تا دره‌ها ♪

1008
01:09:10,563 --> 01:09:16,010
‫♪ از سرزمین اصلی تا ساحل ♪

1009
01:09:16,092 --> 01:09:22,317
‫♪ بگذار پادشاهی تو بیدار شود ♪

1010
01:09:22,399 --> 01:09:28,583
‫♪ بار دیگر در دل‌های آدم‌ها ♪

1011
01:09:28,665 --> 01:09:34,809
‫♪ فرزندانت را به آزادی فرا بخوان ♪

1012
01:09:34,931 --> 01:09:40,829
‫♪ جان‌های اسیر را به رهایی ♪

1013
01:09:40,911 --> 01:09:47,177
‫♪ بیا و بیدار کن، ای روح‌القدوس ♪

1014
01:09:47,259 --> 01:09:53,771
‫♪ بیا و امروز ما را بیدار کن ♪

1015
01:09:54,590 --> 01:10:01,102
‫♪ ای عیسی عزیز،
‫به تو خدمت خواهم کرد ♪

1016
01:10:01,225 --> 01:10:07,286
‫♪ همه وجودم را به تو می‌سپارم ♪

1017
01:10:07,409 --> 01:10:13,757
‫♪ دست‌هایم را در خدمت تو می‌گذارم ♪

1018
01:10:13,880 --> 01:10:20,392
‫♪ و دلم را به ندای تو ♪

1019
01:10:20,515 --> 01:10:26,822
‫♪ بگذار هر آرزوی دلنشین نابود شود ♪

1020
01:10:26,904 --> 01:10:33,211
‫♪ و هر سودجوییِ خودخواهانه کنار گذاشته شود ♪

1021
01:10:33,334 --> 01:10:39,641
‫♪ همه‌چیز برای جلال تو ترک شده ♪

1022
01:10:39,764 --> 01:10:46,768
‫♪ بیا و امروز ما را بیدار کن ♪

1023
01:10:50,085 --> 01:10:52,256
‫کل دنیا مذهبی شده، جوزف.

1024
01:10:54,058 --> 01:10:55,000
‫بله، قربان.

1025
01:11:02,208 --> 01:11:06,549
‫خب... تیتر روزنامه‌ی فردا قراره این باشه...

1026
01:11:07,450 --> 01:11:10,686
‫«هشتم نوامبر ۱۷۳۹.

1027
01:11:11,464 --> 01:11:14,576
‫کشیش جورج ویتفیلد از انگلستان رسیده...

1028
01:11:15,764 --> 01:11:17,525
‫تا مستعمرات رو بیدار کنه.»

1029
01:11:41,566 --> 01:11:43,942
‫هر دوتون می‌تونید برید استراحت کنید.

1030
01:11:44,064 --> 01:11:46,276
‫ممنون بابتِ صبر و تحملتون.

1031
01:11:47,382 --> 01:11:48,488
‫شما چطور، قربان؟

1032
01:11:49,307 --> 01:11:53,648
‫اوه، من وقتی تنبل‌ها خوابن،
‫عمیق شخم می‌زنم،

1033
01:11:54,344 --> 01:11:57,416
‫تا ذرت برای فروختن و خوردن داشته باشم.

1034
01:11:59,177 --> 01:12:00,119
‫البته.

1035
01:12:02,454 --> 01:12:04,460
‫عزیزم، بیدار شو.

1036
01:12:05,976 --> 01:12:07,082
‫باید راه بیفتیم.

1037
01:12:16,829 --> 01:12:17,894
‫آقای فرانکلین؟

1038
01:12:17,976 --> 01:12:18,918
‫هوم؟

1039
01:12:20,269 --> 01:12:22,522
‫پیام امروزِ کشیش ویتفیلد رو چطور دیدید؟

1040
01:12:23,013 --> 01:12:24,774
‫اوه.

1041
01:12:24,856 --> 01:12:26,822
‫برنامه دارم که حسابی ازش سود ببرم.

1042
01:12:31,450 --> 01:12:32,474
‫شب بخیر، قربان.

1043
01:12:33,621 --> 01:12:34,645
‫شب بخیر.

1044
01:12:36,160 --> 01:12:38,044
‫شب بخیر، جوزف.

1045
01:12:43,942 --> 01:12:47,095
‫عصرتون بخیر.
‫من دنبال آقای بنجامین فرانکلین می‌گردم.

1046
01:12:47,177 --> 01:12:50,945
‫اوه... بله، بفرمایید.

1047
01:12:54,139 --> 01:12:55,942
‫اسم شما چیه؟

1048
01:12:56,023 --> 01:12:57,785
‫- من ساموئل هستم.
‫- ساموئل؟

1049
01:12:57,907 --> 01:12:59,218
‫اسم محکمیه.

1050
01:12:59,341 --> 01:13:00,610
‫ایشون کی هستن؟

1051
01:13:00,692 --> 01:13:02,044
‫سامانتا هستم، قربان.

1052
01:13:02,126 --> 01:13:05,361
‫سامانتا، تو نعمت بزرگی برای پدرت هستی.

1053
01:13:05,484 --> 01:13:06,385
‫خدا به هر دوتون برکت بده.

1054
01:13:07,368 --> 01:13:09,047
‫- شب خوش.
‫- عصر بخیر.

1055
01:13:10,194 --> 01:13:13,552
‫ببخشید قربان، اسم شما چیه؟

1056
01:13:15,068 --> 01:13:16,051
‫من؟

1057
01:13:18,754 --> 01:13:19,901
‫جوزف.

1058
01:13:20,023 --> 01:13:21,662
‫جوزف.

1059
01:13:21,744 --> 01:13:23,546
‫اونم اسم محکمیه.

1060
01:13:24,201 --> 01:13:25,225
‫بهتون میاد.

1061
01:13:28,092 --> 01:13:30,877
‫اون پروردگاری که من می‌پرستم، تو رو می‌بینه.

1062
01:13:44,883 --> 01:13:45,989
‫آقای فرانکلین.

1063
01:13:47,546 --> 01:13:49,593
‫واعظ ویتفیلد.

1064
01:13:49,675 --> 01:13:51,518
‫خواهش می‌کنم، بهم بگید جورج.

1065
01:13:52,215 --> 01:13:54,058
‫باعث افتخاره که بالاخره تونستم ببینمتون.

1066
01:13:54,795 --> 01:13:57,416
‫شهرت شما توی انگلستان قبل از خودتون رسیده.

1067
01:13:57,539 --> 01:13:58,604
‫اوه؟

1068
01:14:00,037 --> 01:14:01,143
‫کدومش؟

1069
01:14:03,641 --> 01:14:06,262
‫خیلی‌ها اونجا «سالنامه ریچارد فقیر» شما رو

1070
01:14:06,344 --> 01:14:08,269
‫یکی از کتاب‌های گمشده‌ی انجیل می‌دونن.

1071
01:14:08,351 --> 01:14:10,030
‫اوه، واقعا لطف دارید.

1072
01:14:10,849 --> 01:14:14,290
‫ولی آدمی که فقط درگیر خودش باشه،
‫کارهای خیلی کوچیکی انجام میده.

1073
01:14:14,904 --> 01:14:15,805
‫درسته.

1074
01:14:16,624 --> 01:14:18,590
‫عضو کلیسای محلی هستید؟

1075
01:14:18,672 --> 01:14:22,030
‫من دوست همه‌ی کلیساها هستم،
‫ولی عضو هیچ‌کدوم نیستم.

1076
01:14:23,546 --> 01:14:24,447
‫فهمیدم.

1077
01:14:25,307 --> 01:14:26,699
‫بله.

1078
01:14:26,781 --> 01:14:28,460
‫- هوم.
‫- هوم.

1079
01:14:30,426 --> 01:14:32,842
‫باید تا صبح صبر کنید.

1080
01:14:32,965 --> 01:14:34,276
‫هوم.

1081
01:14:36,979 --> 01:14:38,658
‫اشکالی نداره اگه من...

1082
01:14:38,781 --> 01:14:40,010
‫- نه.
‫- اوه!

1083
01:14:41,976 --> 01:14:43,573
‫ممنون.

1084
01:14:44,515 --> 01:14:46,522
‫دوست دارم باهاتون همکاری کنم.

1085
01:14:46,604 --> 01:14:48,569
‫بفرمایید، ادامه بدید.

1086
01:14:50,003 --> 01:14:52,993
‫روزنامه پنسیلوانیا مهم‌ترین روزنامه

1087
01:14:53,116 --> 01:14:55,327
‫در 13 مستعمره‌ی اعلیحضرت‌ـه.

1088
01:14:55,409 --> 01:14:56,965
‫می‌تونه برای خبررسانی از

1089
01:14:57,088 --> 01:14:58,808
‫محل حضور شما خیلی موثر باشه

1090
01:14:58,931 --> 01:15:01,266
‫تا بیشترین جمعیت ممکن جمع بشن.

1091
01:15:01,348 --> 01:15:05,402
‫و همینطور بیشترین نذورات ممکن رو بیارن.

1092
01:15:05,525 --> 01:15:07,327
‫خب، خیلی لطف می‌کنید.

1093
01:15:07,409 --> 01:15:10,849
‫دارم تلاش می‌کنم برای
‫یه یتیم‌خونه در جورجیا پول جمع کنم.

1094
01:15:10,972 --> 01:15:13,143
‫مطمئنم همینطوره.

1095
01:15:13,266 --> 01:15:16,214
‫همکاری با من برای رسیدن
‫به هدف‌تون بیشترین منفعت رو

1096
01:15:16,337 --> 01:15:17,648
‫تضمین می‌کنه،

1097
01:15:19,655 --> 01:15:21,088
‫و همینطور هدف خودم.

1098
01:15:22,685 --> 01:15:24,119
‫یه جور قرارداد آسمانی.

1099
01:15:25,102 --> 01:15:27,395
‫یا فقط یه معامله در چاپخونه.

1100
01:15:31,163 --> 01:15:32,597
‫حالا که شریک کاری شدیم،

1101
01:15:32,720 --> 01:15:35,709
‫هر وقت به شهر من اومدید
‫و جایی برای موندن خواستید،

1102
01:15:35,832 --> 01:15:37,798
‫خونه‌ی من در اختیار شما خواهد بود.

1103
01:15:37,880 --> 01:15:40,133
‫پیشنهاد سخاوتمندانه‌ای برای رضای مسیح‌ـه.

1104
01:15:40,214 --> 01:15:42,385
‫خب، برای رضای مسیح نیست،
‫برای رضای شماست.

1105
01:15:42,508 --> 01:15:45,088
‫پس بریم سراغ امضای قرارداد؟

1106
01:15:45,211 --> 01:15:46,276
‫امشب؟

1107
01:15:46,399 --> 01:15:47,750
‫مگه سالنامه ریچارد فقیر نگفته

1108
01:15:47,832 --> 01:15:49,389
‫یکِ امروز به دوِ فردا می‌ارزه؟

1109
01:15:49,511 --> 01:15:51,641
‫آره، می‌دونم سالنامه ریچارد فقیر چی گفته.

1110
01:15:51,723 --> 01:15:53,075
‫باشه، بیاید شروع کنیم.

1111
01:15:53,156 --> 01:15:54,918
‫می‌خوام اول این رو منتشر کنم.

1112
01:15:57,743 --> 01:16:00,610
‫هوم. «خطاب به ساکنین مریلند، ویرجینیا،

1113
01:16:00,692 --> 01:16:02,576
‫کارولینای شمالی و جنوبی،

1114
01:16:02,699 --> 01:16:04,583
‫خدا از شما گله دارد

1115
01:16:04,665 --> 01:16:08,679
‫به خاطر بدرفتاری و ظلمتان به برده‌ها...

1116
01:16:09,702 --> 01:16:12,078
‫و به خاطر اینکه
‫انجیل را از آن‌ها دریغ کرده‌اید.»

1117
01:16:13,511 --> 01:16:15,846
‫داری یه بشکه باروت رو آتیش می‌زنی، دوست من.

1118
01:16:16,788 --> 01:16:20,105
‫من از اقیانوس اطلس عبور نکردم که
‫گوش‎های مردم رو قلقلک بدم، آقای فرانکلین.

1119
01:16:20,187 --> 01:16:22,153
‫عجب...

1120
01:16:22,276 --> 01:16:24,160
‫- آروم کنیم یا شعله‌ور؟
‫- ببخشید؟

1121
01:16:24,283 --> 01:16:26,576
‫دل‌های مردم رو آروم کنیم یا شعله‌ور.

1122
01:16:27,436 --> 01:16:31,737
‫ظاهرا هردوتاش هم روزنامه
‫می‌فروشن هم جون مردم رو نجات میدن.

1123
01:16:31,859 --> 01:16:33,580
‫خب، بیاید شروع کنیم.

1124
01:16:35,464 --> 01:16:37,266
‫شماها شریک کاری بودید.

1125
01:16:37,388 --> 01:16:39,805
‫و من کلی از اینا فروختم.

1126
01:16:39,928 --> 01:16:42,180
‫«ویتفیلد برای 17 هزار نفر

1127
01:16:42,303 --> 01:16:43,614
‫در پروویدنس، جزیره رود...»

1128
01:16:43,737 --> 01:16:44,679
‫جزیره یاغی.

1129
01:16:44,801 --> 01:16:47,300
‫«و 30 هزار نفر در بوستون.»

1130
01:16:47,382 --> 01:16:48,651
‫تاریخ رو ببین.

1131
01:16:49,634 --> 01:16:51,354
‫این‌ها توی یک روز بودن.

1132
01:16:51,477 --> 01:16:55,327
‫ولی پروویدنس و بوستون
‫50 مایل با هم فاصله دارن.

1133
01:16:55,450 --> 01:16:59,013
‫اون بیشتر وقتش رو روی اسب
‫سپری می‌کرد تا روی زمین...

1134
01:16:59,791 --> 01:17:02,289
‫و بیشتر از خوابیدن
‫سخنرانی و دعا می‌کرد.

1135
01:17:03,559 --> 01:17:06,057
‫اوه... باید اعتراف کنم، اوایل کار،

1136
01:17:06,221 --> 01:17:09,211
‫باور نمی‌کردم اون میزان
‫استقبال بتونه ادامه پیدا کنه.

1137
01:17:09,293 --> 01:17:10,685
‫خب، ادامه پیدا کرد؟

1138
01:17:10,767 --> 01:17:11,668
‫نه.

1139
01:17:13,634 --> 01:17:14,986
‫بیشتر هم شد.

1140
01:17:24,774 --> 01:17:26,617
‫واعظ جورج ویتفیلد
‫در جزیره رود، ماساچوست

1141
01:17:26,740 --> 01:17:28,501
‫درمورد توبه موعظه خواهند کرد.

1142
01:17:30,426 --> 01:17:32,638
‫مبادا در کلیسا تفرقه‌ای باشد.

1143
01:17:32,719 --> 01:17:36,651
‫بلکه همه هم‌فکر باشید،
‫در فکر و هدف یکی باشید.

1144
01:17:36,733 --> 01:17:38,208
‫بله.

1145
01:17:38,289 --> 01:17:42,262
‫پس نباید در خواب باشیم،
‫بلکه باید بیدار باشیم.

1146
01:17:42,344 --> 01:17:44,023
‫- بله.
‫- و هوشیار،

1147
01:17:44,105 --> 01:17:46,358
‫چون ما متعلق به روزیم.

1148
01:17:46,440 --> 01:17:48,651
‫بگذارید جامه‌ی نور بر تن کنیم.

1149
01:17:48,733 --> 01:17:50,945
‫بله! آمین.

1150
01:18:11,463 --> 01:18:14,576
‫نیتن! نیتن!

1151
01:18:14,658 --> 01:18:16,747
‫واعظ ویتفیلد
‫دیروز توی هارتفورد موعظه کرد.

1152
01:18:16,829 --> 01:18:19,327
‫و قراره امروز صبح
‫ساعت ۱۰ توی میدل‌تاون موعظه کنه.

1153
01:18:28,829 --> 01:18:30,262
‫مالی.

1154
01:18:30,344 --> 01:18:31,900
‫- نیتن؟
‫- مالی.

1155
01:18:33,498 --> 01:18:36,446
‫مالی، واعظ ویتفیلد.

1156
01:18:36,569 --> 01:18:39,149
‫و بر سر او تاج‌های بسیار است.

1157
01:18:40,255 --> 01:18:42,835
‫بر سر او تاج‌های بسیار است.

1158
01:18:45,907 --> 01:18:48,405
‫خداوندا، از طریق من سخن بگو.

1159
01:18:49,184 --> 01:18:50,781
‫با کلامت آن‌ها را جذب کن.

1160
01:18:52,173 --> 01:18:55,163
‫بگذار صدای تو را بشنوند.

1161
01:18:55,245 --> 01:18:58,440
‫آن‌ها را در راهی قرار بده
‫که هرگز از آن برنگردند.

1162
01:18:59,709 --> 01:19:01,798
‫هرچند تو خدای عدالت هستی،

1163
01:19:02,535 --> 01:19:05,566
‫به آن‌ها نشان بده
‫که قلبت سرشار از رحمت است.

1164
01:19:06,917 --> 01:19:11,463
‫آن مهربانی را به آنان نشان بده
‫که همیشه به من نشان داده‌ای.

1165
01:19:11,586 --> 01:19:14,822
‫وقتی از کلام تو حرف می‌زنم،
‫با قدرت سخن بگویم،

1166
01:19:15,518 --> 01:19:18,098
‫و فریاد بزنم و
‫از کلام تو رعدآسا سخن بگویم.

1167
01:19:19,286 --> 01:19:21,129
‫روی خودش اسمی گذاشته است

1168
01:19:21,211 --> 01:19:23,750
‫که هیچ‌کس نمی‌داند، جز خودش،

1169
01:19:23,832 --> 01:19:26,699
‫و اسمش کلام خداست!

1170
01:19:28,091 --> 01:19:29,525
‫خدایا از من استفاده کن،

1171
01:19:30,958 --> 01:19:32,187
‫مهم نیست چه بهایی داشته باشه.

1172
01:19:34,358 --> 01:19:37,511
‫بگذار هدیه نجاتت را قبول کنند،

1173
01:19:39,723 --> 01:19:41,689
‫و ما را آزاد کن.

1174
01:19:44,392 --> 01:19:46,440
‫و دیدم که عدالت خودم

1175
01:19:46,521 --> 01:19:48,119
‫نمی‌تونه نجاتم بده.

1176
01:19:48,242 --> 01:19:52,214
‫نیتن کول.
‫۲۳ اکتبر ۱۷۴۰.

1177
01:19:53,402 --> 01:19:57,334
‫تقریبا ۱۳ سال گذشته،
‫و گزارش‌ها همونه که بوده.

1178
01:19:58,071 --> 01:20:01,634
‫اگه جای سخنرانیم رو منتشر
‫نکرده بودی، آقای نیتن کول هیچ‌وقت

1179
01:20:01,757 --> 01:20:03,764
‫ تولد دوباره رو تجربه نمی‌کرد.

1180
01:20:03,846 --> 01:20:06,999
‫خب، اگه جای سخنرانیت رو
‫منتشر نکرده بودم ریچارد فقیر هم

1181
01:20:07,081 --> 01:20:09,170
‫همچنان فقیر می‌موند.

1182
01:20:11,914 --> 01:20:15,436
‫می‌بینم که امروز کلیسا،
‫گرم و صمیمی ازت استقبال کرده.

1183
01:20:17,566 --> 01:20:20,637
‫دوست عزیزم، جان وسلی، یه بار گفت،

1184
01:20:21,334 --> 01:20:25,798
‫«باید همیشه آماده باشی
‫موعظه کنی، دعا کنی یا بمیری.»

1185
01:20:25,921 --> 01:20:29,402
‫یادش رفت بهت بگه
‫که باید جاخالی هم بدی.

1186
01:20:34,808 --> 01:20:36,078
‫سیوارد رو از دست دادیم.

1187
01:20:40,337 --> 01:20:41,443
‫متاسفم.

1188
01:20:42,590 --> 01:20:45,211
‫داشت تو جنوب ولز موعظه می‌کرد...

1189
01:20:46,644 --> 01:20:49,347
‫که یه جمعیت عصبانی
‫شروع کردن به سنگ پرت کردن.

1190
01:20:52,255 --> 01:20:53,811
‫سه روز بعدش مُرد.

1191
01:20:55,941 --> 01:20:57,907
‫تو آخرین نامه‌ای که برام نوشت،
‫گفت...

1192
01:20:58,890 --> 01:21:00,160
‫«نترس، جورج...

1193
01:21:01,388 --> 01:21:05,893
‫ما نامیرا هستیم تا وقتی که
‫کارمون روی زمین تموم بشه.»

1194
01:21:07,491 --> 01:21:11,054
‫چی باعث میشه یه آدم
‫دوباره برگرده بین یه جمعیت خشمگین؟

1195
01:21:12,405 --> 01:21:15,846
‫همون چیزی که مسیح رو
‫به صلیب چوبی کشوند.

1196
01:21:17,852 --> 01:21:19,204
‫وقتی دنبالش میری،

1197
01:21:20,678 --> 01:21:22,358
‫با عشق هدایت میشی...

1198
01:21:23,504 --> 01:21:24,815
‫مهم نیست چه بهایی داشته باشه.

1199
01:21:27,682 --> 01:21:32,719
‫اونایی که دنبال دینِ مرده می‌رن،
‫با میلِ به حق بودن هدایت می‌شن.

1200
01:21:34,972 --> 01:21:36,569
‫آخرش هم سنگ پرت می‌کنن

1201
01:21:36,692 --> 01:21:38,330
‫به کسانی که فکر می‌کنن اشتباهن.

1202
01:21:41,975 --> 01:21:46,235
‫من از کار کردن خسته میشم، بن،
‫ولی از خودِ کار نه.

1203
01:21:48,078 --> 01:21:50,617
‫و مثل تو...

1204
01:21:50,740 --> 01:21:53,484
‫ترجیح میدم فرسوده بشم
‫تا اینکه زنگ بزنم.

1205
01:21:58,808 --> 01:22:02,781
‫راستی سیوارد گفته بود
‫اینا رو بهت بدم...

1206
01:22:05,279 --> 01:22:07,491
‫دفترهای خاطرات شخصیمه.

1207
01:22:07,613 --> 01:22:09,907
‫گفت تو باید چاپشون کنی،

1208
01:22:10,030 --> 01:22:13,634
‫که خیلی‌ها خوبی خدا رو ببینن.

1209
01:22:13,716 --> 01:22:17,484
‫فقط برای چاپ موعظه‌هات
‫مجبور شدم یه دستگاه چاپ جدید بگیرم.

1210
01:22:17,607 --> 01:22:19,777
‫خب، فکر کنم
‫باید سومی رو هم بگیری.

1211
01:22:27,026 --> 01:22:28,747
‫خدای من...

1212
01:22:30,057 --> 01:22:33,211
‫چاپخونه‌ت از دفعه قبل که اومدم

1213
01:22:33,293 --> 01:22:35,709
‫حسابی شبیه یه آزمایشگاه عجیب شده.

1214
01:22:35,791 --> 01:22:39,026
‫بله، انجمن سلطنتی اعلیحضرت

1215
01:22:39,108 --> 01:22:42,221
‫به تحقیق من
‫علاقه‌ی خاصی نشون داده

1216
01:22:42,303 --> 01:22:44,678
‫درمورد رازهای آتش الکتریکی.

1217
01:22:46,767 --> 01:22:48,897
‫- تو چی بن؟
‫- هوم؟

1218
01:22:48,979 --> 01:22:50,617
‫منبع الهامت چیه؟

1219
01:22:50,740 --> 01:22:51,968
‫منبع الهامم؟

1220
01:22:52,091 --> 01:22:54,057
‫چی بهت انگیزه میده؟

1221
01:22:54,139 --> 01:22:57,047
‫آهان، فکر کردم هیچ‌وقت نمی‌پرسی.

1222
01:23:02,617 --> 01:23:04,747
‫دنبالم بیا.

1223
01:23:08,473 --> 01:23:11,013
‫نمی‌فهمم کجاش خنده‌داره.

1224
01:23:11,095 --> 01:23:13,142
‫این یه جدول فضیلته.

1225
01:23:13,224 --> 01:23:14,740
‫- واقعا ازش استفاده می‌کنی؟
‫- اوه عزیزم.

1226
01:23:14,863 --> 01:23:16,583
‫داره جدول رو نشونش میده.

1227
01:23:16,665 --> 01:23:18,139
‫عصر بخیر، خانم فرانکلین.

1228
01:23:18,262 --> 01:23:20,146
‫اجازه بدید توضیح بدم.

1229
01:23:20,269 --> 01:23:22,235
‫اول، روی یه کارت کوچیک فضیلتی رو می‌نویسم

1230
01:23:22,357 --> 01:23:24,159
‫که قراره این هفته روش تمرکز کنم.

1231
01:23:24,241 --> 01:23:26,576
‫- فعلا، فروتنیه.
‫- که تازه اضافه‌ش کرده،

1232
01:23:26,699 --> 01:23:28,501
‫چون به اون دوازده تای اول فخر می‌فروخت.

1233
01:23:28,583 --> 01:23:31,040
‫«از عیسی و سقراط تقلید کن.»

1234
01:23:31,122 --> 01:23:32,760
‫مرتب بهش رجوع می‌کنم،

1235
01:23:32,842 --> 01:23:35,422
‫بعد هر هفته
‫با یه فضیلت جدید عوضش می‌کنم

1236
01:23:35,545 --> 01:23:36,856
‫برای ۱۳ هفته،

1237
01:23:36,979 --> 01:23:39,518
‫تا این چرخه
‫سالانه چهار بار تکرار بشه.

1238
01:23:39,641 --> 01:23:41,607
‫بعد هم توی جدول بررسی می‌کنم
‫ببینم چقدر خوب پیش رفتم.

1239
01:23:41,688 --> 01:23:43,859
‫ارزیابی‌های ما همیشه یکی درنمیاد.

1240
01:23:43,941 --> 01:23:46,808
‫خب، هر موفقیتی که به دست آوردم،

1241
01:23:46,890 --> 01:23:49,388
‫مدیون نظم اخلاقی، فکری

1242
01:23:49,470 --> 01:23:51,764
‫و انضباط بدنیِ این فضیلت‌ها هستم.

1243
01:23:51,886 --> 01:23:54,958
‫بر اساس همین‌ها بود که موفق‌ترین روزنامه

1244
01:23:55,040 --> 01:23:56,228
‫در مستعمرات رو راه انداختم،

1245
01:23:56,310 --> 01:23:58,849
‫اولین کتابخانه عمومی، ایستگاه آتش‌نشانی

1246
01:23:58,972 --> 01:24:01,388
‫و اولین بیمارستان فیلادلفیا رو تاسیس کردم.

1247
01:24:01,511 --> 01:24:04,378
‫اینو کسی میگه که همیشه می‌گه:
‫«کسی که عاشق خودش بشه

1248
01:24:04,501 --> 01:24:06,057
‫هیچ رقیبی نخواهد داشت.»

1249
01:24:06,180 --> 01:24:08,269
‫این رو برای فخر فروشی نمی‌گم، دبورا،

1250
01:24:08,351 --> 01:24:10,521
‫بلکه برای این که
‫ارزش سیستمم رو نشون بدم.

1251
01:24:10,644 --> 01:24:12,282
‫اگه یکی دیگه هم
‫این انضباط رو دنبال می‌کرد،

1252
01:24:12,405 --> 01:24:14,371
‫ممکن بود اسم اون
‫روی اجاق فرانکلین باشه.

1253
01:24:14,453 --> 01:24:16,624
‫- هوم.
‫-صاعقه‌گیر، باله شنا،

1254
01:24:16,746 --> 01:24:19,163
‫- و سوندِ انعطاف‌پذیر.
‫- بنجامین فرانکلین.

1255
01:24:19,245 --> 01:24:20,392
‫فکر می‌کنم سوندِ انعطاف‌پذیر

1256
01:24:20,514 --> 01:24:21,661
‫بزرگ‌ترین دستاوردت باشه.

1257
01:24:21,743 --> 01:24:23,750
‫- اوه.
‫- سوند چیه؟

1258
01:24:23,832 --> 01:24:26,125
‫ولش کن.

1259
01:24:26,207 --> 01:24:28,910
‫این اشتیاق برای بهتر کردن خودم،

1260
01:24:29,033 --> 01:24:31,654
‫جامعه و علم بود که منو
‫واداشت تا ثابت کنم

1261
01:24:31,736 --> 01:24:34,235
‫طوفان‌ها می‌تونن در جهتی مخالف

1262
01:24:34,316 --> 01:24:35,791
‫با جهت باد حرکت کنن.

1263
01:24:35,873 --> 01:24:37,716
‫و البته، تو خودت باد رو هم اختراع کردی.

1264
01:24:37,839 --> 01:24:40,132
‫کاملا درسته، من اختراعش کردم.
‫برای پرواز دادن بادبادک‌هام لازم داشتم.

1265
01:24:40,214 --> 01:24:42,016
‫اوه!

1266
01:24:42,098 --> 01:24:44,146
‫خب، پس این همه باد گرمی که

1267
01:24:44,228 --> 01:24:46,071
‫اینجا می‌وزه، تقصیر ایشونه.

1268
01:24:46,153 --> 01:24:47,340
‫آفرین، درسته.

1269
01:24:47,422 --> 01:24:49,470
‫شب‌بخیر، جورج.

1270
01:24:49,552 --> 01:24:50,617
‫شب‌بخیر، آقای ویتفیلد.

1271
01:24:50,699 --> 01:24:52,419
‫شب‌بخیر، سالی،
‫خانم فرانکلین.

1272
01:24:52,501 --> 01:24:53,525
‫شب‌بخیر، پدر.

1273
01:24:54,139 --> 01:24:56,105
‫شب‌بخیر.

1274
01:25:03,845 --> 01:25:05,647
‫وای، نه. باز هم داری اون کار رو می‌کنی.

1275
01:25:05,770 --> 01:25:07,450
‫- چیکار؟
‫- همون کار، بس کن دیگه.

1276
01:25:07,572 --> 01:25:09,579
‫داری چشم خرابم رو مسخره می‌کنی، بن؟

1277
01:25:09,702 --> 01:25:11,955
‫نه، اون چشم لعنتیت رو نمی‌گم.

1278
01:25:12,077 --> 01:25:13,101
‫اون نگاهی که داری.

1279
01:25:13,716 --> 01:25:16,460
‫نگاهت یه جوارایی شبیه نگاه معنوی‌ـه.

1280
01:25:18,139 --> 01:25:21,333
‫من این رو امتحان کردم، بن،
‫و نزدیک بود من رو بکشه.

1281
01:25:22,480 --> 01:25:26,043
‫همین روحیه مذهبیه که
‫مردم رو به سنگ انداختن ترغیب می‌کنه.

1282
01:25:27,067 --> 01:25:30,098
‫تو باید دوباره متولد بشی.

1283
01:25:30,221 --> 01:25:32,473
‫من معتقدم کارهای خوبم
‫که از قلب پاکم سرچشمه می‌گیره،

1284
01:25:32,596 --> 01:25:34,153
‫جلوتر از من خواهند رفت.

1285
01:25:34,234 --> 01:25:36,364
‫یعنی با زورِ بازوی خودت بری بهشت؟

1286
01:25:36,446 --> 01:25:39,395
‫مثل اینه که بخوای
‫با یه طناب شنی از ماه بری بالا.

1287
01:25:39,477 --> 01:25:43,286
‫من روی زمین انقدر کار دارم
‫که دیگه نگران ماه نیستم.

1288
01:25:43,409 --> 01:25:45,620
‫حتی اگه قرار باشه این تولد دوباره‌ای رو

1289
01:25:45,743 --> 01:25:47,013
‫که این‌همه ازش حرف می‌زنی، تجربه کنم،

1290
01:25:47,095 --> 01:25:48,978
‫هیچ‌وقت این لذت رو به تو یا هیچ‌کس دیگه

1291
01:25:49,060 --> 01:25:50,576
‫نمی‌دم که بفهمه.

1292
01:25:57,088 --> 01:25:58,071
‫بیا بریم.

1293
01:25:59,914 --> 01:26:02,494
‫- ببخشید؟
‫- کتت رو بردار.

1294
01:26:02,576 --> 01:26:04,091
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

1295
01:26:04,173 --> 01:26:05,811
‫الان؟ جدی که نمی‌گی.

1296
01:26:06,344 --> 01:26:08,719
‫وقت رو هدر نده، جورجی.

1297
01:26:08,801 --> 01:26:10,767
‫زندگی از همین ثانیه‌ها ساخته شده.

1298
01:26:10,890 --> 01:26:14,535
‫- خیلی خب.
‫- من به این نیاز دارم، و...

1299
01:26:15,845 --> 01:26:17,156
‫- این چیه؟
‫- بگیر.

1300
01:26:17,279 --> 01:26:18,344
‫باشه.

1301
01:26:26,289 --> 01:26:28,091
‫چرا دارن ناقوس کلیسا رو می‌زنن؟

1302
01:26:28,173 --> 01:26:29,525
‫خرافاته.

1303
01:26:29,647 --> 01:26:31,122
‫فکر می‌کنن اینجوری خدا رو آروم می‌کنن

1304
01:26:31,204 --> 01:26:33,907
‫تا خشمش نازل نشه
‫و خونه‌هاشون رو نسوزونه.

1305
01:26:34,030 --> 01:26:35,914
‫این تو کتاب مقدس نیست.

1306
01:26:35,996 --> 01:26:39,436
‫بالاخره، یکی پیدا شد که با من موافقه.

1307
01:26:40,664 --> 01:26:42,671
‫شرایط کاملا مهیاست.

1308
01:26:44,228 --> 01:26:46,153
‫دیوونگی هم یکی از فضیلت‌هاته؟

1309
01:26:51,845 --> 01:26:54,466
‫وقتی ابرهای رعدوبرق
‫میان بالای بادبادک،

1310
01:26:55,163 --> 01:26:58,357
‫این سیمِ نوک‌تیز،
‫آتیشِ الکتریسیته رو ازشون می‌کشه.

1311
01:26:58,480 --> 01:27:00,405
‫بادبادک و تمامِ اون ریسمان،

1312
01:27:00,487 --> 01:27:01,879
‫دارای بار الکتریکی می‌شن.

1313
01:27:01,961 --> 01:27:03,886
‫اون‌وقت رشته‌های آزاد روی ریسمان

1314
01:27:04,009 --> 01:27:05,565
‫از هر طرف بلند می‌شن

1315
01:27:05,688 --> 01:27:08,187
‫و با نزدیک شدنِ انگشت،
‫جذبش می‌شن.

1316
01:27:10,398 --> 01:27:12,897
‫اوه، ممنون، رفیق کوچولوم.

1317
01:27:19,736 --> 01:27:20,883
‫هاها!

1318
01:27:21,825 --> 01:27:24,241
‫وقتی رطوبت، بادبادک و نخ رو خیس می‌کنه،

1319
01:27:24,323 --> 01:27:26,985
‫طوری که آتشِ الکتریکی رو راحت هدایت کنن،

1320
01:27:27,108 --> 01:27:29,320
‫می‌بینی که با نزدیک شدنِ بندِ انگشتت،
‫از کلید

1321
01:27:29,443 --> 01:27:30,466
‫فوران می‌کنه و بیرون می‌زنه.

1322
01:27:30,548 --> 01:27:31,982
‫بیا، امتحانش کن.

1323
01:27:32,105 --> 01:27:33,497
‫نه، من ترجیح می‌دم امتحان نکنم.

1324
01:27:33,620 --> 01:27:35,422
‫من این کار رو
‫چندین بار انجام دادم.

1325
01:27:35,504 --> 01:27:36,487
‫کار می‌کنه.

1326
01:27:36,610 --> 01:27:38,821
‫البته... دقیقا.

1327
01:27:38,944 --> 01:27:42,016
‫بار اول، از پسرم ویلیام خواستم
‫سیم رو نگه داره.

1328
01:27:42,098 --> 01:27:46,275
‫بوم! صاعقه خورد و از دست‌هاش رد شد.

1329
01:27:47,258 --> 01:27:48,569
‫مثل برگ می‌لرزید.

1330
01:27:48,692 --> 01:27:50,617
‫خیلی شگفت‌انگیز بود.

1331
01:27:50,739 --> 01:27:52,009
‫از اون به بعد دیگه هیچ‌وقت کمکم نکرد.

1332
01:27:52,132 --> 01:27:53,361
‫حق هم داشت.

1333
01:27:53,443 --> 01:27:55,941
‫همون‌جا فهمیدم،

1334
01:27:57,210 --> 01:28:01,060
‫باید سیم رو به زمین وصل کنم
‫تا اون نیرو پخش بشه.

1335
01:28:02,453 --> 01:28:05,770
‫پس... صاعقه‌گیرم رو
‫اختراع کردم.

1336
01:28:05,852 --> 01:28:08,187
‫تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی، بن.

1337
01:28:08,309 --> 01:28:09,989
‫صبر کن، حسش می‌کنی؟

1338
01:28:10,111 --> 01:28:11,217
‫چی رو؟

1339
01:28:12,446 --> 01:28:14,043
‫اوه!

1340
01:28:14,125 --> 01:28:15,886
‫ظرف لایدن رو به کلید بزن.

1341
01:28:15,968 --> 01:28:17,197
‫نه، فکر نکنم.

1342
01:28:17,279 --> 01:28:18,262
‫بده به من.

1343
01:28:26,985 --> 01:28:28,091
‫آره.

1344
01:28:29,074 --> 01:28:30,385
‫آتش از آسمان.

1345
01:28:43,408 --> 01:28:45,620
‫تو خودِ صاعقه‌ای، جورج.

1346
01:28:47,258 --> 01:28:49,593
‫من فقط صاعقه‌گیرم.

1347
01:28:49,675 --> 01:28:51,395
‫پس منبعش کیه، بن؟

1348
01:28:55,490 --> 01:28:57,661
‫فهمیدم چیکار کردی.

1349
01:28:57,743 --> 01:28:59,545
‫خیلی زرنگی، واعظ.

1350
01:28:59,668 --> 01:29:00,937
‫خیلی زرنگی.

1351
01:29:05,443 --> 01:29:06,712
‫تایید شد!

1352
01:29:06,835 --> 01:29:08,268
‫تخلیه شد!

1353
01:29:08,350 --> 01:29:10,111
‫باید همین الان بریم!

1354
01:29:23,832 --> 01:29:26,780
‫۲۱ آوریل ۱۷۷۰.

1355
01:29:27,477 --> 01:29:30,753
‫دوست عزیزم،
‫دکتر بنجامین فرانکلین،

1356
01:29:31,654 --> 01:29:35,791
‫من هفتمین سفر زیارتیم
‫به مستعمره‌ها را شروع کرده‌ام.

1357
01:29:35,873 --> 01:29:37,347
‫و با اینکه سخت است،

1358
01:29:37,470 --> 01:29:40,869
‫حضور مسیح بهم اجازه می‌ده
‫با وجود درد لبخند بزنم،

1359
01:29:41,606 --> 01:29:45,702
‫و آتشِ عشقِ او
‫هر تب و لرزی را می‌سوزاند و از بین می‌برد.

1360
01:29:47,176 --> 01:29:48,896
‫متاسف شدم که نتوانستم در غسل تعمیدِ

1361
01:29:49,019 --> 01:29:51,067
‫ناقوس شهر شما حضور داشته باشم،

1362
01:29:51,190 --> 01:29:54,425
‫که آزادیِ خدا را
‫در سراسر این سرزمین اعلام می‌کرد.

1363
01:29:55,285 --> 01:29:59,176
‫به نظر می‌رسد مردم آمریکا
‫بیشتر از همیشه تشنه‌ی کلام خداوندند.

1364
01:30:00,118 --> 01:30:03,067
‫باشد که صدایشان
‫با آن ناقوس هم‌نوا شود.

1365
01:30:04,582 --> 01:30:06,794
‫می‌بینم که روزبه‌روز داری
‫در دنیای علم

1366
01:30:06,876 --> 01:30:08,596
‫مشهورتر می‌شوی.

1367
01:30:08,678 --> 01:30:10,931
‫همون‌طور که پیشرفت‌های قابل‌توجهی

1368
01:30:11,012 --> 01:30:13,224
‫در اسرارِ الکتریسیته داشتی،

1369
01:30:13,347 --> 01:30:15,149
‫حالا فروتنانه پیشنهاد می‌کنم

1370
01:30:15,231 --> 01:30:18,630
‫که درمورد رازِ
‫تولد دوباره هم مطالعه کنی،

1371
01:30:18,753 --> 01:30:20,186
‫چون بدون اون،

1372
01:30:20,268 --> 01:30:22,521
‫نمی‌توانیم واردِ ملکوت آسمان شویم.

1373
01:30:23,791 --> 01:30:25,429
‫خوشحال می‌شوی بدانی

1374
01:30:25,511 --> 01:30:28,214
‫که 300 کیلو استرلینگ
‫برای یتیم‌خانه‌ام در جورجیا

1375
01:30:28,296 --> 01:30:30,794
‫جمع‌آوری کردم.

1376
01:30:30,917 --> 01:30:32,514
‫امیدوارم با رسیدگی به یتیم‌هایِ روی زمین،

1377
01:30:32,596 --> 01:30:34,767
‫در آسمان ثروتمند بشم.

1378
01:30:36,036 --> 01:30:41,320
‫خودم را، دوستِ عزیز،
‫دوستِ بسیار صمیمی‌ات

1379
01:30:41,442 --> 01:30:44,514
‫و خدمتگزارِ وظیفه‌شناسِ تو،
‫جورج ویتفیلد می‌نامم.

1380
01:30:57,988 --> 01:31:01,715
‫آزادی را در سراسرِ
‫این سرزمین اعلام کنید...

1381
01:31:03,436 --> 01:31:06,384
‫برای تمامِ ساکنانش.

1382
01:31:08,145 --> 01:31:09,866
‫چه آیه‌ی شکوهمندی‌ست
‫برای طنین‌انداز شدن

1383
01:31:09,948 --> 01:31:11,831
‫در شهرِ برادری.

1384
01:31:12,569 --> 01:31:13,470
‫هوم؟

1385
01:31:14,330 --> 01:31:16,378
‫اوه، آره. خب،

1386
01:31:16,500 --> 01:31:18,425
‫ظاهرا، ساکنان این شهر

1387
01:31:18,548 --> 01:31:21,825
‫همین‌قدر با صدای بلند دارن
‫تو گوشِ پادشاهمون داد می‌زنن.

1388
01:31:23,176 --> 01:31:25,019
‫پارلمان دوست داره روی تعریفِ ما از آزادی

1389
01:31:25,101 --> 01:31:26,821
‫تاثیر بذاره،

1390
01:31:27,722 --> 01:31:30,712
‫و چون من کاملا به خُلق‌خو و روحیاتِ

1391
01:31:30,794 --> 01:31:33,210
‫مستعمره‌ها آشنا هستم،

1392
01:31:33,292 --> 01:31:35,176
‫کنگره‌ی قاره‌ای من رو انتخاب کرده

1393
01:31:35,258 --> 01:31:37,674
‫تا به نمایندگی از اون‌ها عمل کنم.

1394
01:31:37,797 --> 01:31:40,623
‫من پس‌فردا به‌سمت لندن حرکت می‌کنم.

1395
01:31:42,302 --> 01:31:44,555
‫خون‌ها برای اون آزادی ریخته می‌شه،

1396
01:31:47,299 --> 01:31:49,224
‫درحالی‌که قبلا خون‌هایی

1397
01:31:49,920 --> 01:31:52,378
‫برای آزادیِ اعلام‌شده توسطِ
‫اون ناقوس ریخته شده بود.

1398
01:31:54,712 --> 01:31:57,006
‫دعای خیر من پشت سرته.

1399
01:32:00,323 --> 01:32:01,265
‫دعا؟

1400
01:32:05,360 --> 01:32:09,784
‫توسل به خدایی که در دوردست‌هاست،
‫نمی‌تونه این مشکلات رو حل کنه.

1401
01:32:11,872 --> 01:32:14,821
‫می‌ترسم چیزی بیشتر از دعا نیاز باشه.

1402
01:32:16,951 --> 01:32:18,221
‫پس همینه؟

1403
01:32:19,285 --> 01:32:21,456
‫خدای دور

1404
01:32:21,538 --> 01:32:23,504
‫که در امورِ بشر دخالتی نداره؟

1405
01:32:24,077 --> 01:32:27,231
‫نه، کاملا مطمئنم که اون هیچ‌وقت در

1406
01:32:27,313 --> 01:32:28,664
‫امورِ من دخالت نکرد.

1407
01:32:31,654 --> 01:32:33,374
‫اعترافم شوکه‌ت کرد؟

1408
01:32:36,937 --> 01:32:37,879
‫نه.

1409
01:32:39,517 --> 01:32:41,565
‫تصورت از فضیلت شوکه‌م کرد.

1410
01:32:42,466 --> 01:32:43,736
‫چی فرمودید؟

1411
01:32:45,333 --> 01:32:47,668
‫نظرت درمورد عیسی مسیح چیه؟

1412
01:32:49,060 --> 01:32:51,272
‫من خیلی چیزها ازش یاد گرفتم.

1413
01:32:51,354 --> 01:32:53,893
‫و تا کی می‌خوای پشتِ شوخ‌طبعیت قایم بشی

1414
01:32:53,975 --> 01:32:55,941
‫و حقیقت رو به بازی بگیری؟

1415
01:32:56,063 --> 01:32:57,947
‫دوباره نه. الان نه.

1416
01:32:58,029 --> 01:33:01,633
‫بن، وقتمون داره تموم می‌شه.

1417
01:33:01,715 --> 01:33:03,763
‫روز قیامتی هست که

1418
01:33:03,886 --> 01:33:06,630
‫همه جلوی خداوند خواهند ایستاد،

1419
01:33:06,753 --> 01:33:10,152
‫و فقط ایمان به عیسی مسیح،

1420
01:33:10,234 --> 01:33:12,487
‫نه شوخ‌طبعیت، نجاتت میده.

1421
01:33:13,060 --> 01:33:15,272
‫اینکه زیاد برام آرزوی سعادتِ ابدی می‌کنی

1422
01:33:15,395 --> 01:33:16,992
‫- نظر لطفته ولی...
‫- موضوع، زندگیته،

1423
01:33:17,074 --> 01:33:18,261
‫بنجامین فرانکلین،

1424
01:33:18,384 --> 01:33:20,350
‫پای زندگیِ ابدی تو در میونه

1425
01:33:20,432 --> 01:33:22,767
‫که باعث می‌شه التماست کنم به حقیقتِ انجیل

1426
01:33:22,889 --> 01:33:23,872
‫فکر کنی.

1427
01:33:23,954 --> 01:33:26,166
‫من شواهد رو به ایمان ترجیح میدم.

1428
01:33:26,248 --> 01:33:27,804
‫شواهد؟

1429
01:33:27,927 --> 01:33:29,647
‫دیگه چقدر می‌خوای؟

1430
01:33:30,794 --> 01:33:32,596
‫سی ساله که

1431
01:33:32,678 --> 01:33:34,848
‫تو بزرگ‌ترین بیداری رو ترویج دادی

1432
01:33:34,971 --> 01:33:38,207
‫که این مستعمره‌ها تا حالا به خودشون دیدن.

1433
01:33:38,289 --> 01:33:42,425
‫نه کار من بود، نه کار وسلی
‫و نه کار جاناتان ادواردز.

1434
01:33:43,121 --> 01:33:45,661
‫اون دخالتِ قدرتمندترین دوستِ ما بود.

1435
01:33:45,743 --> 01:33:48,036
‫من هرگز سعی نکردم تو رو عوض کنم،

1436
01:33:48,159 --> 01:33:49,592
‫و خیلی ممنون می‌شم

1437
01:33:49,715 --> 01:33:51,681
‫اگه تو هم دست از تلاش
‫برای عوض کردن من برداری.

1438
01:33:51,763 --> 01:33:54,958
‫نمی‌فهمم چطور هزاران غریبه

1439
01:33:55,040 --> 01:33:57,702
‫با شنیدن این حقیقت ذوب بشن،

1440
01:33:57,784 --> 01:34:02,780
‫ولی تو، عزیزترین دوستم،
‫چرا نمی‌تونم بهت نفوذ کنم؟

1441
01:34:02,903 --> 01:34:04,500
‫چون من همه اینا رو قبلا شنیدم

1442
01:34:04,582 --> 01:34:06,835
‫و همه اینا رو قبلا دیدم، جورج.

1443
01:34:10,766 --> 01:34:13,674
‫من به‌عنوان دهمین
‫پسرِ یک پدرِ پیوریتن به دنیا اومدم،

1444
01:34:14,616 --> 01:34:18,016
‫من رو برای خدمت به کلیسا نذر کرده بودن.

1445
01:34:19,162 --> 01:34:21,333
‫اون می‌خواست من واعظ بشم.

1446
01:34:21,456 --> 01:34:22,398
‫من!

1447
01:34:23,135 --> 01:34:27,517
‫ولی اگه 50 بار دیگه هم به دنیا بیام،

1448
01:34:27,599 --> 01:34:31,572
‫هرگز سمت اون واعظ‌های
‫سلطه‌گر و ریاکار پدرم نمیرم،

1449
01:34:31,654 --> 01:34:33,210
‫که وقت زیادی رو صرف دعا می‌کردن

1450
01:34:33,333 --> 01:34:35,012
‫و وقت کمی رو صرفِ انجام کارهای خوب.

1451
01:34:36,609 --> 01:34:38,412
‫به‌عنوان یک خداپرست معتقد و دقیق،

1452
01:34:38,534 --> 01:34:41,033
‫من برای بهبود زندگی این شهر
‫کارهای خیر بیشتری انجام دادم

1453
01:34:41,115 --> 01:34:44,186
‫تا اون واعظ‌های دورو.

1454
01:34:44,309 --> 01:34:46,234
‫من به یک قادرِ متعال ایمان دارم،

1455
01:34:46,889 --> 01:34:50,207
‫ولی معتقدم که اون به ما حقوق، امکانات

1456
01:34:50,289 --> 01:34:52,705
‫و عقل داده تا کار خوب انجام بدیم،

1457
01:34:52,828 --> 01:34:54,425
‫و حالا نشسته
‫تماشا می‌کنه ببینه انجام میدیم یا نه.

1458
01:34:54,548 --> 01:34:57,251
‫خوب بودن به‌تنهایی کافی نیست، بن.

1459
01:34:57,333 --> 01:34:59,299
‫ایمان داشتن به خدا هم کافی نیست.

1460
01:34:59,381 --> 01:35:01,470
‫حتی شیطان هم به خدا ایمان داره.

1461
01:35:02,371 --> 01:35:06,466
‫همه‌چیز، همه‌چیز برمی‌گرده

1462
01:35:06,548 --> 01:35:08,760
‫به اینکه تو با عیسی مسیح چه می‌کنی.

1463
01:35:11,176 --> 01:35:12,077
‫بهم بگو،

1464
01:35:13,961 --> 01:35:17,647
‫من با تجربه نکردن
‫این تولد دوباره، چی رو از دست دادم؟

1465
01:35:17,729 --> 01:35:18,671
‫هان؟

1466
01:35:19,367 --> 01:35:21,620
‫باید کل عمرم پشت اسب بشینم،

1467
01:35:22,480 --> 01:35:26,534
‫سنگ و کود و لاشه‌ی حیوانات سمتم پرت کنن.

1468
01:35:27,763 --> 01:35:28,828
‫هر شب رو زمین بخوابم

1469
01:35:28,910 --> 01:35:31,367
‫یا کف خونه‌ی یه آدم غریبه،

1470
01:35:33,538 --> 01:35:35,913
‫بعد من رو تحویل یه جمعیت خشمگین و

1471
01:35:36,036 --> 01:35:37,142
‫یه قبرِ زودهنگام بدن؟

1472
01:35:38,903 --> 01:35:44,268
‫نه پول داری، نه خانواده،
‫سلامتیت هم رو به زواله،

1473
01:35:45,374 --> 01:35:47,790
‫یتیم‌خونه‌ت هم که داره از هم می‌پاشه.

1474
01:35:47,913 --> 01:35:50,084
‫یتیم‌خونه‌ی من
‫دیگه در حال فروپاشی نیست

1475
01:35:50,985 --> 01:35:52,173
‫به لطف خدا.

1476
01:35:53,360 --> 01:35:56,186
‫به لطف خدا
‫یا با انجام کارهای اجباری

1477
01:35:56,268 --> 01:35:57,456
‫برای سرپا نگه داشتنش؟

1478
01:36:18,466 --> 01:36:20,022
‫تنها راهش همین بود.

1479
01:36:21,865 --> 01:36:25,797
‫اگه ما دخالت نمی‌کردیم، اون یتیم‌ها

1480
01:36:25,920 --> 01:36:27,722
‫سر از خیابون درمی‌آوردن...

1481
01:36:27,804 --> 01:36:29,483
‫این اسمش مشیتِ الهیه؟

1482
01:36:30,917 --> 01:36:34,480
‫این یعنی خدا تو کار و بار
‫آدم‌ها دخالت کرده؟

1483
01:36:36,241 --> 01:36:37,715
‫تو از اون یتیم‌خونه بت ساختی

1484
01:36:37,797 --> 01:36:39,394
‫و لکه ننگی رو اسمت.

1485
01:36:40,623 --> 01:36:44,555
‫عجب طنزی،
‫آزادی رو جار می‌زنی

1486
01:36:44,637 --> 01:36:46,357
‫در حالی که رو پشتِ برده‌ها وایسادی.

1487
01:36:46,439 --> 01:36:48,118
‫پس اسم ویتفیلد رو از بین ببر

1488
01:36:48,937 --> 01:36:50,944
‫اگه باعث می‌شه اسم مسیح بمونه.

1489
01:36:52,009 --> 01:36:55,408
‫ایمانت رو روی زندگیِ
‫پرعیب و نقصِ من بنا نکن.

1490
01:36:56,596 --> 01:36:58,316
‫ایمانت رو روی

1491
01:36:58,398 --> 01:37:00,487
‫مذهبِ سرد و بی‌روحِ پدرت بنا نکن.

1492
01:37:02,084 --> 01:37:06,261
‫روی کاری که اون
‫روی یه صلیبِ چوبی انجام داد، بناش کن.

1493
01:37:07,121 --> 01:37:09,087
‫جورج؟

1494
01:37:11,626 --> 01:37:13,428
‫جورجی، چی شده؟

1495
01:37:14,821 --> 01:37:15,763
‫جورجی.

1496
01:38:12,896 --> 01:38:14,125
‫اونا منتظرم هستن.

1497
01:38:17,565 --> 01:38:19,572
‫تو بیشتر به استراحت احتیاج داری تا موعظه.

1498
01:38:21,374 --> 01:38:22,684
‫باید موعظه کنم.

1499
01:38:23,585 --> 01:38:25,879
‫از طرف یه مرد در حال مرگ...

1500
01:38:27,149 --> 01:38:28,213
‫برای مردانِ در حال مرگ.

1501
01:38:42,876 --> 01:38:43,858
‫جورجی.

1502
01:38:54,384 --> 01:39:00,159
‫♪ بر ما بتاب، ای پادشاه جلال ♪

1503
01:39:00,241 --> 01:39:07,244
‫♪ بیا امروز ما را بیدار کن ♪

1504
01:39:35,462 --> 01:39:38,821
‫ایمانت رو روی زندگیِ
‫پرعیب و نقصِ من بنا نکن.

1505
01:39:42,712 --> 01:39:44,391
‫ایمانت رو روی

1506
01:39:44,514 --> 01:39:46,766
‫مذهبِ سرد و بی‌روحِ پدرت بنا نکن.

1507
01:39:49,756 --> 01:39:54,015
‫روی کاری که اون
‫روی یه صلیبِ چوبی انجام داد، بناش کن.

1508
01:40:03,271 --> 01:40:04,869
‫نه!

1509
01:40:04,991 --> 01:40:08,022
‫[لندن - سال 1770]
‫این همون  واعظ بزرگ و وحشتناک

1510
01:40:08,145 --> 01:40:11,053
‫جورج پریچفیلده!

1511
01:40:53,155 --> 01:40:54,466
‫دریاسالار هاو،

1512
01:40:56,145 --> 01:40:58,275
‫شما از دل و فکرِ این مردم خبر ندارید.

1513
01:40:58,971 --> 01:41:01,879
‫اونا مردمی سرسخت و مستقل هستن.

1514
01:41:03,230 --> 01:41:06,998
‫بااخلاق و خودکنترل هستن،
‫اونا بیدار شدن.

1515
01:41:07,981 --> 01:41:09,087
‫بیدار شدن؟

1516
01:41:11,708 --> 01:41:12,650
‫چطور؟

1517
01:41:13,838 --> 01:41:16,090
‫اونا باور دارن وقتی اول حسابِ

1518
01:41:16,172 --> 01:41:18,466
‫ستمگرِ درون خودشون رو رسیدن،

1519
01:41:18,548 --> 01:41:22,070
‫حالا چشمی دارن که
‫می‌تونن ستمگر اونور دریا رو ببینن.

1520
01:41:22,152 --> 01:41:23,585
‫اوه، جدی؟

1521
01:41:23,708 --> 01:41:25,592
‫پس لازم دونستن شما رو بفرستن

1522
01:41:25,715 --> 01:41:28,418
‫تا این ستمگرِ اونور دریا رو سرزنش کنید؟

1523
01:41:29,851 --> 01:41:31,654
‫فکر می‌کردم این مهاجرهای سخت‌جونِ شما

1524
01:41:31,735 --> 01:41:34,766
‫حداقل برای روبه‌رو شدن با این ستمگر، یه بیل

1525
01:41:34,889 --> 01:41:35,913
‫یا تبر سرخپوستی دستتون می‌دادن.

1526
01:41:37,101 --> 01:41:39,845
‫شاید یه تیرکمون و چند تا سنگِ صیقلی

1527
01:41:39,968 --> 01:41:41,565
‫هم کافی باشه.

1528
01:41:45,701 --> 01:41:49,060
‫می‌دونی فقط روی یکی از
‫کشتی‌های من چند نفر هستن؟

1529
01:41:51,476 --> 01:41:52,582
‫800 نفر.

1530
01:41:53,770 --> 01:41:56,882
‫نیروی دریایی سلطنتی من
‫بیشتر از ۲۵۰ تا کشتی داره.

1531
01:41:56,964 --> 01:41:59,094
‫و شما هم که مردِ حساب و کتابی.

1532
01:41:59,217 --> 01:42:01,305
‫بیشتر از چند تا سنگِ صیقلی لازمت می‌شه،

1533
01:42:01,387 --> 01:42:02,452
‫دکتر فرانکلین.

1534
01:42:04,459 --> 01:42:07,367
‫هیچ نیازی نیست
‫این قضیه رو به جنگ برسونیم.

1535
01:42:07,490 --> 01:42:09,497
‫اوه، نمی‌دونم.

1536
01:42:09,578 --> 01:42:12,773
‫می‌تونه برای روزنامه
‫کوچیک‌تون داستان فوق‌العاده‌ای بشه.

1537
01:42:12,896 --> 01:42:15,271
‫کشاورزانی با تیرکمون و سنگ

1538
01:42:15,353 --> 01:42:17,810
‫در برابر قدرتمندترین ارتشِ روی زمین.

1539
01:42:17,933 --> 01:42:19,735
‫جنگ کوچیک خوبی می‌شه.

1540
01:42:19,817 --> 01:42:23,421
‫کوتاه‌مدت، ولی... هیجان‌انگیز.

1541
01:42:24,200 --> 01:42:27,927
‫هیچ جنگ خوبی وجود نداره،
‫همون‌طور که صلح بد وجود نداره.

1542
01:42:28,049 --> 01:42:29,647
‫پس اجازه بدید پیشنهاد کنم از تهدیداتی که

1543
01:42:29,729 --> 01:42:31,531
‫قادر به عملی کردنش نیستید، پرهیز کنید.

1544
01:42:32,432 --> 01:42:35,544
‫ما تا حد مرگ به شاه عریضه دادیم.

1545
01:42:36,609 --> 01:42:38,903
‫به فرماندارهای سلطنتی
‫داخل مستعمرات هم رو آوردیم،

1546
01:42:39,025 --> 01:42:40,459
‫بدون هیچ نتیجه‌ای.

1547
01:42:40,541 --> 01:42:42,793
‫ما خواستار مشارکت
‫در توافق‌نامه‌های تجاری،

1548
01:42:42,875 --> 01:42:44,636
‫مالیات و حکومت‌داری شدیم،

1549
01:42:44,759 --> 01:42:46,971
‫بدون اینکه حتی پاسخی از اعلیحضرت بگیریم.

1550
01:42:47,094 --> 01:42:48,732
‫خب، پادشاه نگرانی‌های خیلی بزرگ‌تری دارن

1551
01:42:48,855 --> 01:42:51,763
‫نسبت به کارگرهای
‫خاک‌آلودی که دارن جلب توجه می‌کنن.

1552
01:42:51,845 --> 01:42:55,367
‫دریاسالار هاو، اونورِ اقیانوس،

1553
01:42:55,449 --> 01:42:57,578
‫یه نسلِ کامل از آمریکایی‌ها

1554
01:42:57,660 --> 01:42:59,380
‫بیدار شدن و باور دارن

1555
01:42:59,503 --> 01:43:03,107
‫که آزادی هدیه‌ای نیست
‫که یه پادشاه بهشون داده،

1556
01:43:03,189 --> 01:43:05,606
‫بلکه حقی‌ست که خدا بهشون داده.

1557
01:43:06,793 --> 01:43:07,817
‫خدا؟

1558
01:43:08,964 --> 01:43:10,438
‫هوم.

1559
01:43:10,520 --> 01:43:11,790
‫خب، شاید اگه من هم

1560
01:43:11,872 --> 01:43:14,780
‫با لحنتون که متعجبانه
‫مذهبی شده همراه بشم،

1561
01:43:14,862 --> 01:43:17,606
‫شاید بهتر متوجه بشید.

1562
01:43:17,729 --> 01:43:21,619
‫وقتی پسر ولخرج
‫میراثش رو زودتر از موعد گرفت،

1563
01:43:21,701 --> 01:43:24,732
‫اون هم فکر می‌کرد
‫می‌تونه از عهده‌ی آزادیِ تازه‌ش بر بیاد.

1564
01:43:26,002 --> 01:43:28,131
‫ولی به طرز شرم‌آوری فریب خورده بود.

1565
01:43:28,213 --> 01:43:30,793
‫همه‌ی اون ثروت رو هدر داد
‫و چهاردست‌وپا برگشت پیش پدرش

1566
01:43:30,875 --> 01:43:34,029
‫با دست و شکم خالی.

1567
01:43:34,111 --> 01:43:36,445
‫شما آمریکایی‌ها
‫دقیقا همین‌طوری هستید.

1568
01:43:37,019 --> 01:43:39,517
‫کلا بلد نیستید با آزادی کنار بیاید.

1569
01:43:40,213 --> 01:43:42,957
‫آدم‌های بافضیلت بلدن با آزادی کنار بیان.

1570
01:43:46,070 --> 01:43:49,387
‫وای، از دست شما به اصطلاح شهروند نمونه.

1571
01:43:49,469 --> 01:43:51,230
‫خانم فرانکلین هم فکر می‌کنه

1572
01:43:51,312 --> 01:43:53,810
‫شما و مهمون دیشبِ تئاترتون بافضیلت هستید؟

1573
01:43:55,572 --> 01:43:57,374
‫اوه، دکتر فرانکلین،

1574
01:43:57,496 --> 01:44:00,077
‫لازم هست یادتون بیارم که بیشتر  از یک قرنه

1575
01:44:00,159 --> 01:44:03,230
‫پادشاه‌های ما
‫نوان‌خانه‌هاشون رو خالی کردن

1576
01:44:03,312 --> 01:44:05,810
‫و ولگردها رو
‫از خیابون‌هامون جمع کردن

1577
01:44:05,933 --> 01:44:07,858
‫و فرستادن به مستعمرات شما؟

1578
01:44:09,251 --> 01:44:13,223
‫و حالا فکر می‌کنید
‫این کارگرهای اجاره‌ای

1579
01:44:13,346 --> 01:44:14,657
‫می‌تونن به خودشون حکومت کنن؟

1580
01:44:21,210 --> 01:44:22,889
‫می‌دونید که شما با اون
‫حشراتی که نماینده‌شون هستید

1581
01:44:22,971 --> 01:44:25,346
‫در یک سطح نیستید.

1582
01:44:25,469 --> 01:44:28,295
‫جامعه بریتانیا
‫خیلی از شما خوشش میاد

1583
01:44:28,377 --> 01:44:31,326
‫و فکر می‌کنه
‫شما جالب و سرگرم‌کننده‌اید.

1584
01:44:31,408 --> 01:44:32,636
‫اگر فقط کمی

1585
01:44:32,718 --> 01:44:34,602
‫این فکر رو درمورد استقلال حکومت رها کنید،

1586
01:44:34,684 --> 01:44:36,609
‫پادشاه به شما پاداش بزرگی میده.

1587
01:44:37,633 --> 01:44:38,780
‫من قابل خرید نیستم.

1588
01:44:38,903 --> 01:44:40,909
‫بدون ما شما
‫همون اولِ راه می‌میرید!

1589
01:44:48,732 --> 01:44:50,288
‫ببخشید که مزاحم صحبت‌تون شدم، دریاسالار.

1590
01:44:50,411 --> 01:44:52,950
‫همین الان از اخبار مستعمرات مطلع شدم.

1591
01:44:53,032 --> 01:44:56,964
‫بیل و گاوآهن و سنگ بیشتری درخواست کردن؟

1592
01:44:57,701 --> 01:44:59,135
‫واعظ جورج ویتفیلد درگذشت...

1593
01:44:59,257 --> 01:45:01,469
‫...در نیوبری‌پورت، ماساچوست.

1594
01:45:01,551 --> 01:45:03,640
‫چون دوستِ انگلستان
‫و مستعمراتش بود،

1595
01:45:03,722 --> 01:45:05,483
‫کنسولگری فکر کرد
‫بهتره هر دوی شما باخبر بشید.

1596
01:45:08,391 --> 01:45:09,292
‫همین بود؟

1597
01:45:09,374 --> 01:45:10,275
‫بله قربان.

1598
01:45:18,015 --> 01:45:20,391
‫حالا که حرف از اولِ راه مردن شد،

1599
01:45:20,513 --> 01:45:22,315
‫تو سن کم مُرد، نه؟

1600
01:45:26,616 --> 01:45:27,926
‫می‌شناختیش؟

1601
01:45:30,916 --> 01:45:31,858
‫خب،

1602
01:45:32,636 --> 01:45:36,691
‫مستعمرات شما
‫بیداری خودشون رو داشتن، دکتر فرانکلین.

1603
01:45:36,773 --> 01:45:39,271
‫حالا وقتشه
‫تاوانش رو هم پس بدن.

1604
01:45:43,244 --> 01:45:44,309
‫کیش و مات.

1605
01:47:21,578 --> 01:47:22,766
‫کجا میری؟

1606
01:47:26,943 --> 01:47:28,377
‫پدربزرگ، داری چیکار می‌کنی؟

1607
01:47:28,459 --> 01:47:29,483
‫طوفان رسیده!

1608
01:47:30,384 --> 01:47:32,104
‫این کار خطرناکه!

1609
01:47:37,551 --> 01:47:39,435
‫پدربزرگ، این رو بپوش!

1610
01:47:40,459 --> 01:47:41,524
‫پدربزرگ!

1611
01:48:18,097 --> 01:48:19,817
‫و منبعش کیه، بن؟

1612
01:48:29,605 --> 01:48:31,039
‫کاغذها رو خیس کن، بنی.

1613
01:48:32,882 --> 01:48:34,315
‫یه چیزی هست که باید چاپ کنم.

1614
01:49:40,213 --> 01:49:41,114
‫پدربزرگ،

1615
01:49:42,261 --> 01:49:43,407
‫افتخار انجام این کار رو میدی؟

1616
01:50:28,090 --> 01:50:29,073
‫پدربزرگ...

1617
01:50:31,325 --> 01:50:32,800
‫چرا این رو زودتر برام تعریف نکردی...

1618
01:50:33,742 --> 01:50:35,298
‫داستان ویتفیلد رو؟

1619
01:50:36,650 --> 01:50:38,493
‫من...

1620
01:50:39,926 --> 01:50:41,605
‫فکر نمی‌کردم لازم باشه.

1621
01:50:45,209 --> 01:50:46,315
‫لازم بود.

1622
01:51:02,001 --> 01:51:07,981
‫[28 ژوئن 1787]

1623
01:51:19,448 --> 01:51:22,684
‫یه شمع کوچیک
‫هزار تا شمع رو روشن می‌کنه.

1624
01:51:59,380 --> 01:52:00,322
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

1625
01:52:01,551 --> 01:52:02,656
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

1626
01:52:04,172 --> 01:52:06,629
‫ادامه بدید، آقای رید.

1627
01:52:06,752 --> 01:52:09,865
‫این ایالت‌ها
‫این کنفدراسیون رو در سال ۱۷۷۶

1628
01:52:09,988 --> 01:52:12,117
‫بر پایه برابری تشکیل دادن.

1629
01:52:12,199 --> 01:52:13,878
‫وقتی ایالت‌ها برابرن،

1630
01:52:14,001 --> 01:52:16,377
‫باید نفوذ برابر
‫و رای برابر هم داشته باشن.

1631
01:52:16,499 --> 01:52:17,974
‫- آره!
‫- اگه...

1632
01:52:18,056 --> 01:52:21,578
‫اگه این مجمع به
‫ایالت‌های بزرگ رای بیشتری بده

1633
01:52:21,660 --> 01:52:22,889
‫تا ایالت‌های کوچیک،

1634
01:52:23,011 --> 01:52:25,878
‫ایالت‌های بزرگ
‫طبیعتا با هم متحد می‌شن

1635
01:52:26,001 --> 01:52:28,049
‫و روی ایالت‌های کوچیک‌تر
‫یه جور استبداد درست می‌کنن.

1636
01:52:28,172 --> 01:52:29,646
‫- درسته، درسته!
‫- در هیچ‌کجا

1637
01:52:29,728 --> 01:52:31,940
‫در تاریخ بشریت یا ملت‌ها

1638
01:52:32,022 --> 01:52:34,807
‫چنین چیزی اتفاق نیفتاده، آقای رید.

1639
01:52:34,889 --> 01:52:37,264
‫کارتاژ و روم به جون هم افتادن

1640
01:52:37,387 --> 01:52:39,926
‫به‌جای این‌که نیروهاشون رو
‫یکی کنن و ملت‌های ضعیف‌ترِ

1641
01:52:40,049 --> 01:52:41,319
‫روی زمین رو ببلعن.

1642
01:52:41,400 --> 01:52:43,366
‫اسپارتا، آتن و تبِس

1643
01:52:43,489 --> 01:52:45,701
‫هیچ‌وقت با هم یکی نشدن
‫که همسایه‌هاشون رو سرکوب کنن.

1644
01:52:45,783 --> 01:52:49,100
‫در عوض رقیب هم بودن
‫و با هم می‌جنگیدن.

1645
01:52:50,370 --> 01:52:52,499
‫هرج‌ومرج و اختلاف در انتظارمونه،

1646
01:52:52,581 --> 01:52:55,776
‫اگه نتونیم
‫تحت یه قدرت مرکزی متحد بشیم.

1647
01:52:57,619 --> 01:53:01,264
‫وقتی انسان‌ها یا ملت‌ها
‫قوی و برابر باشن،

1648
01:53:01,346 --> 01:53:03,353
‫می‌شن رقیب هم.

1649
01:53:03,435 --> 01:53:05,974
‫حسادت نمی‌ذاره متحد بشن.

1650
01:53:06,056 --> 01:53:07,817
‫پس بهتره این مجمع همین الان

1651
01:53:07,899 --> 01:53:09,537
‫اتحاد رو منحل کنه.

1652
01:53:11,790 --> 01:53:13,592
‫چطور جرات می‌کنی؟

1653
01:53:16,254 --> 01:53:18,506
‫اگه کنفدراسیون‌های
‫جزئی شکل بگیرن،

1654
01:53:18,629 --> 01:53:21,127
‫پس طرح فعلیِ
‫روی میز، آقای مدیسون...

1655
01:53:24,322 --> 01:53:26,861
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

1656
01:53:26,943 --> 01:53:27,967
‫نظم جلسه رو رعایت کنید!

1657
01:53:29,728 --> 01:53:31,489
‫این جایگاه

1658
01:53:32,636 --> 01:53:34,192
‫دکتر بنجامین فرانکلین رو به رسمیت می‌شناسه.

1659
01:53:40,991 --> 01:53:42,301
‫جناب رئیس،

1660
01:53:43,776 --> 01:53:45,824
‫اون پیشرفت کمی که کردیم

1661
01:53:45,946 --> 01:53:49,182
‫بعد از چهار پنج هفته
‫حضور و بررسیِ مداوم،

1662
01:53:49,264 --> 01:53:51,967
‫و بحث و استدلال
‫پشت سر هم با همدیگه،

1663
01:53:52,786 --> 01:53:56,226
‫این اختلاف نظرهامون
‫تقریبا درمورد هر مسئله‌ای،

1664
01:53:56,308 --> 01:54:00,486
‫که در بسیاری از موارد، به همون
‫اندازه که مخالف داشته، موافق هم داشته،

1665
01:54:00,609 --> 01:54:03,189
‫به نظرم نشونه غم‌انگیزی

1666
01:54:03,312 --> 01:54:05,851
‫از ناقص بودن
‫درک و فهم انسانه.

1667
01:54:07,817 --> 01:54:12,322
‫به نظر می‌رسه که ما واقعا

1668
01:54:12,445 --> 01:54:14,615
‫کمبود خرد سیاسی رو احساس می‌کنیم

1669
01:54:14,697 --> 01:54:18,711
‫چون در جستجوی اون هستیم.

1670
01:54:18,793 --> 01:54:21,865
‫حتی رفتیم سراغ تاریخ باستان

1671
01:54:21,946 --> 01:54:23,585
‫تا برای حکومت الگو پیدا کنیم.

1672
01:54:25,223 --> 01:54:31,202
‫و بعد از بررسی شکل اون جمهوری‌های قدیمی،

1673
01:54:31,325 --> 01:54:33,250
‫که از همون اول

1674
01:54:33,373 --> 01:54:35,503
‫بذر زوال خودشون رو داشتن،

1675
01:54:36,690 --> 01:54:38,411
‫و حالا دیگه وجود ندارن،

1676
01:54:40,172 --> 01:54:44,185
‫به کشورهای مدرن سراسر اروپا نگاه کردیم،

1677
01:54:45,373 --> 01:54:47,871
‫ولی هیچ‌کدوم از قانون‌ها و نظام‌هاشون

1678
01:54:47,953 --> 01:54:50,083
‫به درد شرایط ما نخوردن.

1679
01:54:51,516 --> 01:54:54,629
‫در وضعیت فعلی این مجمع،

1680
01:54:54,752 --> 01:54:59,462
‫که انگار داریم تو تاریکی
‫دنبال حقیقت سیاسی می‌گردیم،

1681
01:54:59,585 --> 01:55:01,469
‫و به زور می‌تونیم تشخیصش بدیم

1682
01:55:01,591 --> 01:55:03,025
‫درحالی‌که جلوی چشم‌مون قرار داشت،

1683
01:55:03,885 --> 01:55:06,219
‫چطور شده، قربان،

1684
01:55:06,342 --> 01:55:09,578
‫که تا حالا حتی یک بار هم

1685
01:55:09,701 --> 01:55:12,731
‫به ذهنمون نرسیده
‫با فروتنی از «پدر نورها» بخوایم

1686
01:55:12,813 --> 01:55:14,861
‫که ذهن‌مون رو روشن کنه؟

1687
01:55:16,950 --> 01:55:19,489
‫اوایل درگیری با بریتانیای کبیر،

1688
01:55:20,513 --> 01:55:23,011
‫وقتی خطر رو حس کرده بودیم،

1689
01:55:23,093 --> 01:55:26,124
‫ما هر روز توی این اتاق دعا می‌کردیم

1690
01:55:26,247 --> 01:55:27,721
‫که خداوند ازمون محافظت کنه.

1691
01:55:29,073 --> 01:55:31,325
‫دعاهای ما، شنیده شد

1692
01:55:31,407 --> 01:55:33,414
‫و با مهربانی پاسخ داده شد.

1693
01:55:36,035 --> 01:55:39,516
‫همه‌ی ما که در اون مبارزه درگیر بودیم

1694
01:55:40,458 --> 01:55:43,776
‫حتما بارها

1695
01:55:43,858 --> 01:55:46,766
‫نمونه‌های زیادی از عنایت الهی
‫رو به نفع خودمون دیدیم.

1696
01:55:48,445 --> 01:55:49,878
‫ما این فرصت فرخنده رو

1697
01:55:49,960 --> 01:55:54,178
‫مدیون اون مشیت الهی
‫هستیم تا در صلح و آرامش

1698
01:55:54,260 --> 01:55:58,397
‫در مورد راه‌های ایجاد
‫سعادت ملی آینده خود مشورت کنیم.

1699
01:56:01,755 --> 01:56:03,762
‫و حالا ما اون دوست قدرتمند رو

1700
01:56:05,605 --> 01:56:06,875
‫فراموش کردیم؟

1701
01:56:09,168 --> 01:56:12,117
‫یا فکر می‌کنیم که
‫دیگه به کمکش نیازی نداریم؟

1702
01:56:14,574 --> 01:56:17,114
‫قربان، من مدت زیادی زندگی کردم.

1703
01:56:18,424 --> 01:56:20,226
‫و هرچه بیشتر زندگی می‌کنم،

1704
01:56:20,349 --> 01:56:23,830
‫مدرک‌های قانع‌کننده‌تری
‫از این حقیقت می‌بینم،

1705
01:56:25,223 --> 01:56:28,499
‫که خدا در امور انسان‌ها حکومت می‌کنه.

1706
01:56:30,342 --> 01:56:33,414
‫و اگه بدون اراده اون
‫حتی یک برگ از درخت نمی‌افته،

1707
01:56:35,298 --> 01:56:39,312
‫پس ممکنه یه امپراتوری
‫بدون کمک او شکل بگیره؟

1708
01:56:41,974 --> 01:56:44,922
‫قربان، در کتاب‌های مقدس به ما گفته شده

1709
01:56:46,110 --> 01:56:48,895
‫که اگر خداوند خانه‌ای رو نمی‌سازه،

1710
01:56:48,977 --> 01:56:50,861
‫پس سازندگانش بیهوده زحمت می‌کشن.

1711
01:56:53,114 --> 01:56:54,670
‫من کاملا به این باور دارم.

1712
01:56:56,513 --> 01:56:59,666
‫و همچنین باور دارم که بدون یاری خدا،

1713
01:57:00,363 --> 01:57:03,598
‫ما در ساختن این بنای سیاسی

1714
01:57:03,721 --> 01:57:05,646
‫موفق‌تر از سازندگان برج بابل نخواهیم بود.

1715
01:57:08,021 --> 01:57:11,666
‫به‌خاطر منافع محلی و
‫کوچیک خودمون از هم جدا می‌شیم،

1716
01:57:12,567 --> 01:57:14,697
‫نقشه‌هامون به هم می‌ریزه،

1717
01:57:15,475 --> 01:57:19,366
‫و خودمون تبدیل می‌شیم
‫به مایه سرزنش و ضرب‌المثل

1718
01:57:19,448 --> 01:57:20,841
‫برای نسل‌های آینده.

1719
01:57:21,742 --> 01:57:22,847
‫و بدتر از اون،

1720
01:57:23,912 --> 01:57:27,639
‫بشریت ممکنه بعد از این موارد ناگوار

1721
01:57:28,253 --> 01:57:31,530
‫از تاسیس حکومت‌ها
‫بر اساس خِرَد انسانی ناامید بشه

1722
01:57:32,554 --> 01:57:37,796
‫و اون رو به شانس، جنگ و فتح واگذار کنه.

1723
01:57:41,154 --> 01:57:44,718
‫بنابراین، اجازه می‌خوام پیشنهاد بدم

1724
01:57:46,397 --> 01:57:48,813
‫که از این به بعد،

1725
01:57:49,919 --> 01:57:52,131
‫برای طلب یاری از خداوند

1726
01:57:52,213 --> 01:57:55,120
‫و برکتش بر مشورت‌هامون

1727
01:57:55,243 --> 01:57:57,742
‫هر روز صبح در این مجمع قبل از

1728
01:57:57,823 --> 01:57:59,912
‫شروع کار، مراسم دعا برگزار بشه.

1729
01:58:02,001 --> 01:58:05,646
‫و از یک یا چند نفر از واعظین این شهر

1730
01:58:05,728 --> 01:58:08,062
‫خواسته بشه اون مراسم رو برگزار کنن.

1731
01:58:22,765 --> 01:58:25,468
‫هرچند مطرح کردن چنین تصمیمی

1732
01:58:25,550 --> 01:58:28,008
‫در آغاز کنوانسیون مناسب‌تر بود،

1733
01:58:29,728 --> 01:58:31,939
‫در این روزهای پایانی
‫ممکنه باعث بشه مردم فکر کنن

1734
01:58:32,021 --> 01:58:34,028
‫که مشکلات ناشی از ناهماهنگی

1735
01:58:34,151 --> 01:58:35,625
‫و اختلافات داخل این مجمع

1736
01:58:35,748 --> 01:58:37,100
‫چنین پیشنهادی رو به وجود آورده.

1737
01:58:39,762 --> 01:58:41,154
‫این کار ما رو ضعیف نشون میده.

1738
01:58:46,929 --> 01:58:51,311
‫و دلیل واقعیِ برگزار نشدن دعا

1739
01:58:51,434 --> 01:58:54,956
‫توسط واعظین
‫نباید اشتباه برداشت بشه.

1740
01:58:55,817 --> 01:58:59,871
‫این مجمع پولی نداره
‫که بخواد به یک واعظ پرداخت کنه.

1741
01:59:02,001 --> 01:59:03,803
‫من پیشنهاد می‌کنم، برای اینکه

1742
01:59:03,885 --> 01:59:06,014
‫به این اقدام جلوه مثبت بدیم،

1743
01:59:06,137 --> 01:59:09,741
‫یه موعظه به درخواست این مجمع

1744
01:59:09,823 --> 01:59:11,052
‫در چهارم جولای برگزار بشه

1745
01:59:12,076 --> 01:59:13,387
‫و از این به بعد

1746
01:59:14,656 --> 01:59:17,523
‫هر روز صبح در این مجمع

1747
01:59:19,243 --> 01:59:20,308
‫دعا خونده بشه.

1748
01:59:21,496 --> 01:59:22,520
‫تایید می‌کنم.

1749
01:59:26,943 --> 01:59:28,335
‫میشه رای‌گیری کنیم؟

1750
01:59:31,980 --> 01:59:35,543
‫من به دلیل ختم جلسه،
‫درخواست تعویق دارم.

1751
01:59:35,666 --> 01:59:36,813
‫تایید می‌کنم.

1752
01:59:40,622 --> 01:59:41,933
‫پیشنهاد دکتر فرانکلین

1753
01:59:42,014 --> 01:59:44,472
‫و درخواست آقای رَندولف برای دعای روزانه

1754
01:59:45,455 --> 01:59:47,707
‫به خاطر ختم جلسه به تعویق می‌افته.

1755
01:59:54,875 --> 01:59:57,660
‫من خودم حتما روز چهارم جولای

1756
01:59:59,011 --> 02:00:00,649
‫برای دعا حضور دارم.

1757
02:00:03,107 --> 02:00:04,704
‫خوشحال می‌شم

1758
02:00:04,786 --> 02:00:07,243
‫هر کدوم از شما

1759
02:00:08,349 --> 02:00:09,373
‫به من ملحق بشید.

1760
02:00:11,994 --> 02:00:12,936
‫ختم جلسه.

1761
02:00:59,789 --> 02:01:02,615
‫پدرِ نورها در کلامش می‌فرماید،

1762
02:01:02,697 --> 02:01:05,113
‫«برای شما که نام مرا گرامی می‌دارید،

1763
02:01:05,195 --> 02:01:06,997
‫خورشید عدالت طلوع خواهد کرد

1764
02:01:07,120 --> 02:01:08,840
‫و در بال‌هایش شفا خواهد بود.»

1765
02:01:10,356 --> 02:01:11,953
‫دوستان من،

1766
02:01:12,035 --> 02:01:13,509
‫آیا می‌خواهید آزاد باشید؟

1767
02:01:14,861 --> 02:01:16,745
‫آزادی تنها در او یافت می‌شود.

1768
02:01:18,014 --> 02:01:19,939
‫می‌خواهید زندگی کنید؟

1769
02:01:20,021 --> 02:01:22,315
‫فقط اوست که حیات جاودان می‌بخشد.

1770
02:01:24,035 --> 02:01:26,861
‫به خاطر رحمتِ مهربانانه خدای ما،

1771
02:01:26,984 --> 02:01:29,687
‫خورشیدِ در حال طلوع، از آسمان می‌آید

1772
02:01:29,769 --> 02:01:31,939
‫تا بر کسانی که در تاریکی زندگی می‌کنند بتابد.

1773
02:01:33,291 --> 02:01:37,632
‫بهتون التماس می‌کنم،
‫چنین هدیه بزرگی را رد نکنید.

1774
02:01:40,540 --> 02:01:41,973
‫یک بیداری بزرگ فرا رسیده.

1775
02:01:43,980 --> 02:01:45,455
‫برخیزید، ای خفتگان!

1776
02:01:46,724 --> 02:01:47,871
‫بیدار شوید!

1777
02:01:48,977 --> 02:01:53,973
‫«ترجمه از آرام متین»

1778
02:01:55,980 --> 02:01:59,994
‫[هفت روز پس از سخنرانی فرانکلین،
‫بن‌بست بین ایالت‌ها شکسته شد.]

1779
02:02:00,076 --> 02:02:03,066
‫[سه ماه بعد، قانون اساسی ایالات متحده
‫در اول ماه مه ۱۷۸۹ امضا شد]

1780
02:02:03,188 --> 02:02:06,588
‫[و کنگره، قبل از هر جلسه،
‫مراسم دعا را به رهبری واعظین برگزار کرد.]

1781
02:02:06,670 --> 02:02:12,977
‫[رویه‌ای که تا به امروز ادامه دارد.]

1782
02:02:14,984 --> 02:02:20,472
‫[بیداری بزرگ یکی از تأثیرگذارترین
‫وقایع در تاریخ آمریکا بود و نسل‌ها را]

1783
02:02:20,595 --> 02:02:26,001
‫[با این باور که آزادی واقعی فقط در
‫عیسی مسیح یافت می‌شود، متحد کرد.]

1784
02:02:27,967 --> 02:02:31,980
‫[من بارها در طول جلسات به آن
‫خورشید پشت صندلی رئیس نگاه کرده‌ام،]

1785
02:02:32,062 --> 02:02:35,994
‫[بی‌آنکه بتوانم تشخیص دهم
‫در حال طلوع است یا غروب…]

1786
02:02:36,977 --> 02:02:45,987
‫[اما حالا بالاخره این سعادت را دارم که بدانم
‫این خورشید در حال طلوع است و نه غروب.]

1787
02:02:46,970 --> 02:02:50,984
‫[بنجامین فرانکلین
‫17 سپتامبر 1787 - روز قانون اساسی]

1788
02:02:55,243 --> 02:03:01,550
‫♪ از اقیانوس‌ها تا دره‌ها ♪

1789
02:03:01,673 --> 02:03:08,226
‫♪ از سرزمین اصلی تا ساحل ♪

1790
02:03:08,349 --> 02:03:14,861
‫♪ بگذار پادشاهی تو بیدار شود ♪

1791
02:03:14,943 --> 02:03:21,332
‫♪ بار دیگر در دل‌های آدم‌ها ♪

1792
02:03:21,414 --> 02:03:28,048
‫♪ فرزندانت را به آزادی فرا بخوان ♪

1793
02:03:28,171 --> 02:03:34,601
‫♪ جان‌های اسیر را به رهایی ♪

1794
02:03:34,683 --> 02:03:41,154
‫♪ بیا و بیدار کن، ای روح‌القدوس ♪

1795
02:03:41,236 --> 02:03:48,240
‫♪ بیا و امروز ما را بیدار کن ♪

1796
02:03:57,905 --> 02:04:04,253
‫♪ عشقی بی‌پایان، لطفی بی‌دریغ ♪

1797
02:04:04,376 --> 02:04:10,929
‫♪ رحمت‌های فراوان، از تخت پادشاهی تو ♪

1798
02:04:11,052 --> 02:04:17,441
‫♪ ارواح گمشده را به خانواده‌ها بازگردان ♪

1799
02:04:17,523 --> 02:04:23,461
‫♪ گناهکار سرگردان را به خانه فرا بخوان ♪

1800
02:04:24,117 --> 02:04:30,547
‫♪ رستگاری بیاور، ای منجی بزرگ ♪

1801
02:04:30,670 --> 02:04:37,141
‫♪ آتش مقدس را شعله‌ور کن ♪

1802
02:04:37,263 --> 02:04:43,734
‫♪ بیا ما رو دوباره زنده کن،
‫دوباره احیا کن ♪

1803
02:04:43,816 --> 02:04:50,451
‫♪ بیا و امروز ما را بیدار کن ♪

1804
02:05:00,444 --> 02:05:06,833
‫♪ ای عیسی عزیز،
‫به تو خدمت خواهم کرد ♪

1805
02:05:06,915 --> 02:05:13,263
‫♪ همه وجودم را به تو می‌سپارم ♪

1806
02:05:13,345 --> 02:05:19,857
‫♪ دست‌هایم را در خدمت تو می‌گذارم ♪

1807
02:05:19,980 --> 02:05:26,574
‫♪ و دلم را به ندای تو ♪

1808
02:05:26,656 --> 02:05:33,045
‫♪ بگذار هر آرزوی دلنشین نابود شود ♪

1809
02:05:33,168 --> 02:05:39,721
‫♪ و هر سودجوییِ خودخواهانه کنار گذاشته شود ♪

1810
02:05:39,803 --> 02:05:46,192
‫♪ همه‌چیز را برای جلال تو ترک کردم ♪

1811
02:05:46,315 --> 02:05:53,318
‫♪ بیا و امروز ما را بیدار کن ♪

1812
02:06:33,209 --> 02:06:40,130
‫♪ بیدار شو از خوابت ای خفته ♪

1813
02:06:40,253 --> 02:06:47,256
‫♪ ای مقدسان، بیدار شوید
‫و زنده شوید ♪

1814
02:06:47,338 --> 02:06:54,669
‫♪ مسیح برمی‌خیزد
‫و بر شما می‌تابد ♪

1815
02:06:54,751 --> 02:07:01,755
‫♪ نور آسمانی و الهیِ او ♪

1816
02:07:01,837 --> 02:07:08,349
‫♪ مانند طلوع خورشید
‫در آغاز صبح است ♪

1817
02:07:09,127 --> 02:07:16,171
‫♪ که تاریکی را با نوری تازه می‌شکند ♪

1818
02:07:16,253 --> 02:07:23,215
‫♪ بر ما بتاب ای پادشاه جلال ♪

1819
02:07:23,338 --> 02:07:29,646
‫♪ بیا و امروز ما را بیدار کن ♪

1820
02:07:33,987 --> 02:07:37,509
‫♪ برای پادشاهیِ تو ♪

1821
02:07:37,591 --> 02:07:43,120
‫♪ برای جلال تو ♪

1822
02:07:44,963 --> 02:07:52,540
‫♪ بیا و امروز ما را ♪

1823
02:07:52,622 --> 02:07:57,618
‫♪ بیدار کن! ♪