1
00:04:37,986 --> 00:04:40,196
‫تسلیت می‌گم.

2
00:04:52,542 --> 00:04:55,420
‫- تسلیت می‌گم.
‫- متشکرم.

3
00:04:55,461 --> 00:05:00,633
‫- تسلیت می‌گم.
‫- ممنون.

4
00:05:02,844 --> 00:05:05,221
‫- تنها نیستی.
‫- ممنونم.

5
00:05:05,263 --> 00:05:06,681
‫متشکرم.

6
00:05:31,581 --> 00:05:32,999
‫سرورم.

7
00:05:33,041 --> 00:05:36,002
‫مایلند با شما صحبت کنند.

8
00:06:02,278 --> 00:06:03,780
‫هملت، بیا.

9
00:06:04,989 --> 00:06:07,367
‫خیلی به انگلستان خوش برگشتی.

10
00:06:10,912 --> 00:06:13,498
‫دعا می‌کنم خاطرات...

11
00:06:13,539 --> 00:06:17,251
‫برادر عزیزمون بایجان
‫که از دنیا رفته سبز باشد...

12
00:06:17,293 --> 00:06:21,247
‫و ما سزاوار دل‌های سوگوارمان باشیم،

13
00:06:21,297 --> 00:06:21,998
‫[مرگ مدیرعامل ملک الیزنور در ۷۷ سالگی]

14
00:06:22,048 --> 00:06:24,133
‫با این حال تا به حال رازداری
‫بر خلاف ذاتمان بود...

15
00:06:24,175 --> 00:06:26,511
‫و عقل حکم می‌کند در این غم
‫که در کنار یکدیگر...

16
00:06:26,552 --> 00:06:29,514
‫به یاد او هستیم،
‫به یاد خودمان هم باشیم.

17
00:06:30,932 --> 00:06:34,218
‫خب، گرترود...

18
00:06:34,268 --> 00:06:37,522
‫که پیشتر خواهر و ملکه ما بود را...

19
00:06:37,563 --> 00:06:40,817
‫با شوقی مملو از غم،

20
00:06:40,858 --> 00:06:44,946
‫با فرح در خاک‌سپاری و سوگواری در ازدواج...

21
00:06:47,031 --> 00:06:48,950
‫به همسری خود در می‌آوریم.

22
00:06:53,329 --> 00:06:55,623
‫البته ما نظرات ذکاوتمندانه شما را
‫در این باره پذیرا بودیم...

23
00:06:55,665 --> 00:06:58,042
‫و سپاس‌گزاریم که آزادانه
‫با این تصمیم موافقت کردید.

24
00:06:58,084 --> 00:07:00,545
‫بابت همه‌چیز سپاس‌گزاریم.

25
00:07:00,586 --> 00:07:04,465
‫مسلکی پیش خواهیم گرفت
‫تا صلح را حفظ کرده...

26
00:07:04,507 --> 00:07:06,342
‫و نامش خدشه‌دار نشود.

27
00:07:12,598 --> 00:07:14,308
‫هملت عزیزم...

28
00:07:15,852 --> 00:07:17,228
‫رنگ سوگ را از روی خود پاک کن...

29
00:07:17,270 --> 00:07:19,355
‫و نگاهی دوستانه به عمویت داشته باش.

30
00:07:20,690 --> 00:07:23,276
‫ما به هنگام حیات پدر بیمارت
‫برایش سوگواری کردیم.

31
00:07:25,319 --> 00:07:27,280
‫پسرم، خودت می‌دانی رایج است...

32
00:07:28,698 --> 00:07:30,324
‫که هر زنده‌ای باید بمیرد.

33
00:07:30,408 --> 00:07:33,077
‫وای خانم، واقعا رایج است.

34
00:07:36,789 --> 00:07:39,917
‫هملت، تو لطف داری و تحسین‌برانگیز هستی...

35
00:07:41,252 --> 00:07:43,337
‫که این وظایف سوگواری را
‫در قبال پدرت به جای می‌آوری.

36
00:07:43,379 --> 00:07:45,548
‫اما باید بدانی پدرت هم
‫پدری از دست داده بود.

37
00:07:45,590 --> 00:07:47,717
‫آن پدر، پدر خود را از دست داده بود.

38
00:07:47,758 --> 00:07:50,970
‫ما بازماندگان هم وظیفه سنگینی
‫بر دوش داریم...

39
00:07:51,012 --> 00:07:54,223
‫تا با غم سرورمان کاری کنیم.

40
00:07:55,933 --> 00:07:59,645
‫پس ادامه روند سوگ خودسرانه...

41
00:07:59,687 --> 00:08:01,189
‫مسیری مملو...

42
00:08:02,648 --> 00:08:05,151
‫معاندت و ناسپاسی است.

43
00:08:05,193 --> 00:08:07,528
‫سوگ انسانی اینگونه نیست.

44
00:08:07,570 --> 00:08:11,908
‫اما ما دعا می‌کنیم
‫تو ما را پدر خود فرض کنی.

45
00:08:14,035 --> 00:08:15,369
‫چرا دنیا باید بداند...

46
00:08:15,411 --> 00:08:18,998
‫تو ولیعهد تاج و تخت ما هستی.

47
00:08:21,918 --> 00:08:25,213
‫نگذار دعاهای مادرت بی‌جواب بمانند هملت.

48
00:08:27,924 --> 00:08:30,176
‫دعا می‌کنم پیش ما بمانی.

49
00:08:41,604 --> 00:08:46,067
‫من تمام تلاشم را
‫در اطاعت از شما خواهم کرد خانم.

50
00:08:50,947 --> 00:08:53,616
‫پاسخ دوست‌داشتنی
‫و منصفانه‌ای است.

51
00:08:55,076 --> 00:08:57,036
‫ما در انگلستان ساکن هستیم.

52
00:08:57,078 --> 00:08:58,538
‫پیشمان بیا.

53
00:08:58,579 --> 00:09:01,541
‫به هنگام رفتن به تو نوشیدن را می‌آموزیم.

54
00:09:26,148 --> 00:09:28,025
‫می‌گویند پیرمرد دو برابر یک کودک است.

55
00:09:30,111 --> 00:09:32,280
‫امشب با ما می‌آیی؟

56
00:09:33,072 --> 00:09:35,157
‫شما بروید سرورم.

57
00:10:46,729 --> 00:10:49,315
‫باشد که این...

58
00:10:49,357 --> 00:10:53,277
‫جسم لکه‌دار ذوب گشته،

59
00:10:53,319 --> 00:10:56,697
‫آب شده و به شبنم بدل گردد.

60
00:10:59,492 --> 00:11:02,161
‫یا خداوندگار مجازات سنگینی برای...

61
00:11:02,203 --> 00:11:03,663
‫کشتن خود وضع نکرده بود.

62
00:11:03,704 --> 00:11:05,164
‫خدایا.

63
00:11:05,206 --> 00:11:06,666
‫خدایا...

64
00:11:13,047 --> 00:11:16,425
‫تمام فواید این دنیا...

65
00:11:16,467 --> 00:11:23,182
‫به نظرم بیهوده، مبتذل،
‫بی‌فایده و سطحی می‌مانند.

66
00:11:23,224 --> 00:11:26,519
‫تف به این دنیا، تف.

67
00:11:26,560 --> 00:11:31,065
‫باغی بی‌برگ است
‫که به خاک بازمی‌گردد.

68
00:11:31,107 --> 00:11:35,519
‫چیزهای جلف و ذاتا چندش‌آور
‫تمامش را برگرفته‌اند...

69
00:11:35,569 --> 00:11:37,697
‫تا کار به اینجا برسد؟

70
00:11:41,117 --> 00:11:44,528
‫چنان پادشاه بزرگ‌مرتبه‌ای...

71
00:11:44,578 --> 00:11:49,750
‫که هایپریون را در برابر ساتیری می‌ماند.

72
00:11:49,792 --> 00:11:52,461
‫چنان با مادرم مهربان بود
‫که نمی‌گذاشت...

73
00:11:52,503 --> 00:11:55,715
‫نسیم آسمان محکم به صورتش بخورد.

74
00:11:55,756 --> 00:11:57,258
‫آسمان و زمین.

75
00:11:57,299 --> 00:11:59,343
‫حتما باید به خاطر بیاورم؟

76
00:12:02,388 --> 00:12:06,684
‫وفاداری اون به تو چون افزایش...

77
00:12:06,726 --> 00:12:10,396
‫اشتهایی بود که هرچه بیشتر می‌خورد
‫بیشتر می‌شد.

78
00:12:10,438 --> 00:12:12,314
‫با این حال، کمتر از یک هفته؟

79
00:12:12,356 --> 00:12:16,902
‫خدایا، حیوانی که به دنبال
‫بحث یا منطق بود...

80
00:12:16,944 --> 00:12:18,863
‫طولانی‌تر سوگواری می‌کرد.

81
00:12:20,865 --> 00:12:22,700
‫با عمویم ازدواج کرد؟

82
00:12:26,996 --> 00:12:28,748
‫برادر پدرم؟

83
00:12:28,789 --> 00:12:32,501
‫تفاوت اون با پدرم
‫چون تفاوت من با هرکول است.

84
00:12:32,543 --> 00:12:35,087
‫کمتر از یک هفته ازدواج می‌کند؟

85
00:12:38,841 --> 00:12:41,552
‫با چنان سرعت شومی...

86
00:12:41,594 --> 00:12:48,684
‫به این سرعت به این کار شنیع تن داد.

87
00:12:52,480 --> 00:12:57,151
‫نه کار خوبیست
‫و نه نتیجه خوبی خواهد داشت.

88
00:13:04,116 --> 00:13:08,579
‫اما دلم می‌شکند،
‫چرا که باید سکوت کنم.

89
00:13:56,085 --> 00:13:57,461
‫هملت.

90
00:14:18,023 --> 00:14:20,317
‫خیلی به خانه خوش آمدی.

91
00:14:27,408 --> 00:14:29,819
‫تو در السینور چه کار داری؟

92
00:14:29,869 --> 00:14:31,287
‫سرورم؟

93
00:14:32,663 --> 00:14:34,748
‫به مراسم خاک‌سپاری پدرت آمدم.

94
00:14:34,790 --> 00:14:36,709
‫خواهش می‌کنم مسخره‌ام نکن.

95
00:14:36,750 --> 00:14:39,795
‫گمان کنم برای عروسی مادرم آمدی.

96
00:14:39,837 --> 00:14:41,422
‫درست است.

97
00:14:42,464 --> 00:14:44,174
‫دقیقا بعدش برگزار می‌شود.

98
00:14:45,634 --> 00:14:48,095
‫گوشت مخصوص خاک‌سپاری
‫به سردی...

99
00:14:48,137 --> 00:14:49,889
‫بر میزهای عروسی خواهد نشست.

100
00:14:56,312 --> 00:14:58,814
‫خوشحالم که می‌بینم خوبی.

101
00:15:00,107 --> 00:15:02,067
‫سرورم عزیزم.

102
00:15:02,109 --> 00:15:04,445
‫خیلی از دیدنت خوشحالم.

103
00:15:06,363 --> 00:15:09,283
‫از این وضعیت خسته شده‌ام.

104
00:15:21,295 --> 00:15:23,088
‫ایشان پادشاه خوبی بودند.

105
00:15:23,130 --> 00:15:24,965
‫او هم انسان بود.

106
00:15:26,175 --> 00:15:27,468
‫روی هم رفته خوب بود.

107
00:15:27,509 --> 00:15:29,219
‫دیگر کسی چون او نخواهم دید.

108
00:15:29,261 --> 00:15:31,597
‫عمویت چطور؟

109
00:15:34,808 --> 00:15:39,188
‫او واقعا عاشق کارش است.

110
00:15:44,485 --> 00:15:47,029
‫گمان کنم پدرم را می‌بینم.

111
00:16:03,712 --> 00:16:06,590
‫بیایید سرورم،
‫ما انتظار شما را می‌کشیم.

112
00:16:09,969 --> 00:16:13,597
‫خواهر عزیزم، به فکر ایشان
‫و حالشان باشید.

113
00:16:13,639 --> 00:16:16,642
‫رسم را به جای آورده
‫و اسبابی در خون بغلتانید.

114
00:16:16,684 --> 00:16:19,269
‫به پیش بروید، دائمی نروید.

115
00:16:19,311 --> 00:16:21,981
‫مهربان باشید، بادوام نباشید.

116
00:16:22,022 --> 00:16:24,566
‫عطر و التماس برای یک دقیقه باشد،
‫نه بیشتر.

117
00:16:24,608 --> 00:16:26,110
‫واقعا نه بیشتر؟

118
00:16:26,151 --> 00:16:28,195
‫بیشتر به فکرش نباشید.

119
00:16:28,988 --> 00:16:32,116
‫شاید الان عاشقت باشد،
‫اما باید نگران باشی...

120
00:16:33,283 --> 00:16:36,745
‫که اگر عظمتش سنجیده شود...

121
00:16:36,787 --> 00:16:39,873
‫اراده‌اش از آن خودش نیست.

122
00:16:48,590 --> 00:16:50,467
‫باید به فرمان مادرت عمل کنیم.

123
00:16:50,509 --> 00:16:53,971
‫رفتارت او را شگفت‌زده کرده
‫و تحسینت می‌کند.

124
00:16:57,808 --> 00:17:00,728
‫پسری خارق‌العاده که می‌تواند
‫مادرش را شگفت‌زده کند.

125
00:18:49,837 --> 00:18:51,338
‫هملت.

126
00:19:05,269 --> 00:19:07,020
‫چه کسی آنجاست؟

127
00:19:19,283 --> 00:19:21,076
‫خواهش می‌کنم،
‫چه کسی آنجاست؟

128
00:20:12,377 --> 00:20:23,555
‫[لعنت به السینور]

129
00:20:30,896 --> 00:20:32,731
‫[السینور]

130
00:20:53,126 --> 00:20:55,337
‫همان‌جا بمان. تو کی هستی؟

131
00:21:14,731 --> 00:21:16,066
‫بابا؟

132
00:21:48,056 --> 00:21:49,808
‫دلیل این کارت چیست؟

133
00:21:51,977 --> 00:21:54,229
‫من باید چه‌کار کنم؟

134
00:21:55,147 --> 00:21:56,231
‫حالا مرا به کجا هدایت می‌کنی؟

135
00:21:56,273 --> 00:21:58,650
‫سخن بگو. من جلوتر نمی‌آیم.

136
00:22:00,277 --> 00:22:02,112
‫حرفم را بشنو.

137
00:22:03,739 --> 00:22:05,115
‫می‌شنوم.

138
00:22:05,449 --> 00:22:07,659
‫عمر من دارد به سر می‌رسد.

139
00:22:09,161 --> 00:22:15,250
‫زمان تحویلم به شعله‌های
‫پر از گوگرد و عذاب سر می‌رسد.

140
00:22:17,002 --> 00:22:19,296
‫سخن بگو. من مشتاقم بشنوم.

141
00:22:19,546 --> 00:22:22,341
‫مشتاق انتقام هم هستی.

142
00:22:24,509 --> 00:22:25,719
‫چی؟

143
00:22:31,308 --> 00:22:34,394
‫من روح پدرت هستم.

144
00:22:37,022 --> 00:22:41,026
‫محکوم به گشت‌زنی در شب...

145
00:22:41,985 --> 00:22:44,988
‫و خوردن آتش در روزم...

146
00:22:45,030 --> 00:22:48,950
‫تا جنایاتی که در دوران حیاتم کردم...

147
00:22:48,992 --> 00:22:51,495
‫سوخته و پاک شوند.

148
00:22:52,329 --> 00:22:56,041
‫اگر تو به عمرت
‫پدر عزیزت را دوست داشتی...

149
00:22:56,249 --> 00:22:58,377
‫خدایا.

150
00:22:58,960 --> 00:23:03,507
‫انتقام قتل ناحق و غیرطبیعی‌اش را بگیر.

151
00:23:06,301 --> 00:23:07,761
‫قتل؟

152
00:23:07,803 --> 00:23:12,307
‫می‌گویند وقتی در اتاقم خواب بودم،

153
00:23:12,349 --> 00:23:15,185
‫بیماری گریبانم را گرفت.

154
00:23:16,478 --> 00:23:19,648
‫اما بدان پسر شریفم،

155
00:23:19,689 --> 00:23:24,361
‫آن بیماری که جان پدرت را گرفت...

156
00:23:25,195 --> 00:23:27,864
‫حالا تاجش را بر سر دارد.

157
00:23:28,865 --> 00:23:30,367
‫عمویم؟

158
00:23:30,826 --> 00:23:32,327
‫بله.

159
00:23:32,369 --> 00:23:35,205
‫آن حیوان شنیع و زننده...

160
00:23:35,247 --> 00:23:40,377
‫یا جادوی ذکاوتش،
‫با مهارت خیانتش،

161
00:23:40,419 --> 00:23:44,714
‫ملکه پاکدامنم را از آن خود کرد...

162
00:23:45,757 --> 00:23:48,427
‫پادشاهی‌ام را از آن خود کرد!

163
00:23:49,719 --> 00:23:51,555
‫بگذار مختصر بگویم.

164
00:23:52,097 --> 00:23:53,974
‫من در  اتاقم خواب بودم،

165
00:23:54,015 --> 00:23:59,312
‫عمویت ساعات امنیتم را از من دزدید...

166
00:23:59,729 --> 00:24:02,858
‫و در گوش‌هایم عصاره مسمومی ریخت...

167
00:24:02,941 --> 00:24:06,570
‫که تأثیرش همانند جیوه سریع بود...

168
00:24:06,611 --> 00:24:11,032
‫و خون رقیق و پاکم را آغشته کرد.

169
00:24:11,074 --> 00:24:13,618
‫به همین خاطر به فنا رفتم!

170
00:24:16,621 --> 00:24:20,167
‫اگر ذات پاکی داری،

171
00:24:20,208 --> 00:24:22,586
‫تحمل نکن.

172
00:24:23,503 --> 00:24:26,256
‫بدرود.

173
00:24:26,965 --> 00:24:28,967
‫بدرود.

174
00:24:30,093 --> 00:24:32,596
‫مرا به خاطر بسپار.

175
00:25:15,639 --> 00:25:17,891
‫من دیدمش اوفلیا.

176
00:25:17,974 --> 00:25:20,602
‫چه کسی را دیدید سرورم؟

177
00:25:22,687 --> 00:25:25,482
‫در خرابه‌ها،
‫در نیمه شب،

178
00:25:25,524 --> 00:25:29,653
‫به سویم آمد،
‫با قدم‌های استوار،

179
00:25:29,694 --> 00:25:32,197
‫با چشمانی سرکوب‌شده
‫و مملو از تعجب و ترس...

180
00:25:32,239 --> 00:25:33,657
‫چه کسی را دیدی؟

181
00:25:33,698 --> 00:25:36,201
‫خدایا، پادشاه، پدرم.

182
00:25:36,243 --> 00:25:38,203
‫پدرت پادشاه؟

183
00:25:48,505 --> 00:25:51,216
‫شبحش آمد.

184
00:25:51,258 --> 00:25:53,218
‫من پدرم را می‌شناسم.

185
00:25:53,260 --> 00:25:56,721
‫همچون همین دستان واقعی بود.

186
00:25:56,763 --> 00:25:58,348
‫اما...

187
00:26:00,267 --> 00:26:01,601
‫کجا رخ داد؟

188
00:26:01,643 --> 00:26:02,644
‫آنجا، در شهری که ساختیم...

189
00:26:02,686 --> 00:26:04,813
‫ظاهرش چگونه بود؟
‫اخم بر چهره داشت؟

190
00:26:04,896 --> 00:26:06,848
‫رخش بیشتر غمگین بود تا خشمگین.

191
00:26:06,898 --> 00:26:10,026
‫- رنگ‌پریده بود یا سرخ؟
‫- بله، بسیار رنگ‌پریده بود.

192
00:26:11,152 --> 00:26:12,404
‫به تو نگاه می‌کرد؟

193
00:26:12,445 --> 00:26:14,573
‫دائم.

194
00:26:16,575 --> 00:26:18,910
‫ای کاش من هم آنجا بودم.

195
00:26:18,994 --> 00:26:22,205
‫فرد خبیثی در نزدیکی ماست،

196
00:26:22,247 --> 00:26:24,249
‫همین‌جا در خانه ماست.

197
00:26:24,291 --> 00:26:25,500
‫سرورم، لزومی ندارد شبحی...

198
00:26:25,542 --> 00:26:26,585
‫از قبر برخیزد تا این را
‫به ما بگوید.

199
00:26:26,626 --> 00:26:28,503
‫بله، درست می‌گویی.

200
00:26:29,254 --> 00:26:31,798
‫عموی من...

201
00:26:32,799 --> 00:26:36,094
‫عامل تمام این اتفاقات است.

202
00:26:37,429 --> 00:26:41,057
‫آنان که به هنگام حیات پدرم
‫با او بد بودند...

203
00:26:41,099 --> 00:26:45,312
‫حالا نفری بیست، چهل، پنجاه
‫و صد هزار می‌پردازند...

204
00:26:45,353 --> 00:26:47,772
‫تا با آن‌ها دوست و صمیمی شود.

205
00:26:47,814 --> 00:26:50,859
‫شبانه‌روز همین است،
‫اما این اتفاق بسیار عجیب است.

206
00:26:50,900 --> 00:26:53,194
‫من هم عجیبم و پذیرایش هستم.

207
00:26:53,236 --> 00:26:57,574
‫اوفلیا، چیزهایی فراتر
‫از تصورات ریشه در فلسفه‌ات...

208
00:26:57,616 --> 00:26:59,075
‫در آسمان و زمین وجود دارند.

209
00:26:59,117 --> 00:27:03,663
‫اما تصورات ما همچون
‫منزلگاه شیطان بیهوده است.

210
00:27:07,500 --> 00:27:09,753
‫بیا و به یک درخواست نامناسبم عمل کن.

211
00:27:16,801 --> 00:27:18,878
‫چه درخواستی سرورم؟

212
00:27:18,928 --> 00:27:21,139
‫هرگز به کسی نگو
‫من امشب چه دیده‌ام.

213
00:27:22,515 --> 00:27:25,226
‫حتی اگر خیلی عجیب رفتار کردم،

214
00:27:25,268 --> 00:27:26,686
‫چرا که احتمالا زین پس مجبور باشم...

215
00:27:26,728 --> 00:27:29,898
‫رفتار خوش‌مشربی از خود بروز دهم،

216
00:27:30,940 --> 00:27:32,442
‫اما تو امشب...

217
00:27:32,484 --> 00:27:36,446
‫اصلا شاهد نبودی که من بگویم
‫چنین چیزی دیدم...

218
00:27:37,364 --> 00:27:38,865
‫سوگند یاد کن.

219
00:27:44,746 --> 00:27:46,539
‫چه سوگندی سرورم؟

220
00:27:46,581 --> 00:27:49,417
‫هرگز این حرف من را...

221
00:27:49,459 --> 00:27:52,420
‫به کسی نگو...

222
00:27:52,462 --> 00:27:54,839
‫و در کل از من چیزی نگو.

223
00:27:54,881 --> 00:27:57,801
‫این سوگند را یاد کن
‫تا بزرگ‌ترین نیازهایت...

224
00:27:57,842 --> 00:28:00,553
‫با فیض و برکت برآورده شوند.

225
00:28:07,811 --> 00:28:10,814
‫این مکان اسباب ناچاری را...

226
00:28:10,855 --> 00:28:13,942
‫با اندک انگیزه‌ای
‫در هر ذهنی جای می‌کند.

227
00:28:15,860 --> 00:28:19,698
‫ممکن است تسلط منطقت را از تو بگیرد.

228
00:28:22,784 --> 00:28:25,245
‫عمویم را تحت نظر بگیر.

229
00:28:27,580 --> 00:28:32,961
‫اگر الان وجدان فاسدش
‫فاش نشود،

230
00:28:33,002 --> 00:28:34,963
‫من واقعا شبح دیده‌ام.

231
00:28:35,046 --> 00:28:36,881
‫تو را به جنون می‌کشد.

232
00:28:38,717 --> 00:28:40,677
‫فکرهایت را بکن.

233
00:28:44,389 --> 00:28:45,932
‫خواهیم دید.

234
00:28:47,600 --> 00:28:49,728
‫خواهیم دید.

235
00:29:43,573 --> 00:29:46,284
‫هملت.

236
00:29:47,285 --> 00:29:49,579
‫حواست هست؟

237
00:29:50,830 --> 00:29:52,081
‫ممنون.

238
00:30:21,778 --> 00:30:23,112
‫عالی است.

239
00:30:32,539 --> 00:30:36,084
‫پس می‌شود کسی همیشه لبخند
‫بر لب داشته و خبیث باشد.

240
00:30:40,880 --> 00:30:43,550
‫حداقل مطمئنم در خانه ما اینگونه است.

241
00:31:35,727 --> 00:31:39,063
‫[اخطار الزام مالکیت ملک]
‫[با سکونت کوتاه‌مدت]

242
00:32:17,936 --> 00:32:22,190
‫[جنبش فورتینبراس: السینور ریشه در خون دارد]

243
00:32:22,231 --> 00:32:23,066
‫[خانه‌هایمان را گرفتند]

244
00:32:24,609 --> 00:32:26,903
‫سرور عزیزم هملت چطور است؟

245
00:32:29,822 --> 00:32:32,158
‫خب، خدا را شکر.

246
00:32:34,494 --> 00:32:35,954
‫مرا می‌شناسید سرورم؟

247
00:32:35,995 --> 00:32:38,247
‫به خوبی.

248
00:32:38,289 --> 00:32:40,950
‫- تو ماهی‌فروشی.
‫- هه!

249
00:32:41,000 --> 00:32:43,962
‫من نیستم سرورم.

250
00:32:44,003 --> 00:32:47,131
‫پس گمان کنم فرد صادقی هستی.

251
00:32:47,215 --> 00:32:50,001
‫صادق سرورم؟

252
00:32:50,051 --> 00:32:52,136
‫بله آقا، در این دنیا یک تن...

253
00:32:52,178 --> 00:32:55,348
‫از ده‌هزار تن صادق است.

254
00:32:59,435 --> 00:33:01,020
‫شما دختری دارید؟

255
00:33:01,062 --> 00:33:03,022
‫هنوز با دخترم گفت‌وگو می‌کنید؟

256
00:33:03,064 --> 00:33:05,483
‫اما مرا در ابتدا نشناختید.
‫گفتید من ماهی‌فروشم.

257
00:33:15,702 --> 00:33:18,037
‫چه مطالعه می‌کنید سرورم؟

258
00:33:21,374 --> 00:33:22,750
‫کلمات.

259
00:33:25,586 --> 00:33:26,671
‫کلمات، کلمات.

260
00:33:30,091 --> 00:33:31,843
‫بهتر است در هوای آزاد قدم بزنید سرورم.

261
00:33:31,884 --> 00:33:35,388
‫یعنی به گورم بروم؟

262
00:33:35,430 --> 00:33:38,266
‫گاهی پاسخ‌هایتان بار سنگینی دارند.

263
00:33:39,100 --> 00:33:42,770
‫سرخوشی‌ای که معمولا
‫به جنون می‌رسد.

264
00:33:43,730 --> 00:33:45,023
‫سرورم...

265
00:33:48,317 --> 00:33:51,112
‫از حضورتان مرخص شوم؟
‫یا...

266
00:33:51,154 --> 00:33:53,281
‫تو نمی‌توانی در حضورم...

267
00:33:53,322 --> 00:33:55,241
‫کاری کنی که خودم مایل نباشم.

268
00:33:56,909 --> 00:33:59,412
‫به جز گرفتن جانم.

269
00:33:59,454 --> 00:34:00,913
‫نه، به جز گرفتن جانم.

270
00:34:14,802 --> 00:34:16,512
‫به جز گرفتن جانم.

271
00:34:24,896 --> 00:34:26,898
‫خدا یارتان باشد قربان.

272
00:34:27,815 --> 00:34:29,859
‫دوست عزیز و گرامی من.

273
00:34:30,610 --> 00:34:31,903
‫حالت چطور است؟

274
00:34:31,944 --> 00:34:34,489
‫خوشحالم که هیچ‌وقت خوشحال نیستم.

275
00:34:34,530 --> 00:34:36,157
‫خدایا.

276
00:34:36,240 --> 00:34:39,452
‫اما چرا امروز از دربار به اینجا آمده‌ای؟

277
00:34:40,328 --> 00:34:42,872
‫از دربار فرار کردم سرور عزیزم.

278
00:34:42,914 --> 00:34:44,415
‫از دشمنان چنین نشنیدم.

279
00:34:44,457 --> 00:34:47,877
‫می‌دانم تو فراری نیستی،
‫اما اخبارت حقیقت ندارد.

280
00:34:49,420 --> 00:34:52,048
‫بگذار سوال دقیق‌تری بپرسم.

281
00:34:52,965 --> 00:34:54,467
‫کسی را دنبالت نفرستادند؟

282
00:35:10,858 --> 00:35:12,110
‫با میل خود آمدی؟

283
00:35:12,151 --> 00:35:14,654
‫دیدار آزادانه است؟

284
00:35:14,695 --> 00:35:16,906
‫بیا.

285
00:35:16,948 --> 00:35:19,742
‫- بیا، با من عادلانه رفتار کن.
‫- چه بگویم سرورم؟

286
00:35:19,784 --> 00:35:21,369
‫فقط اصل کلام را بگو.

287
00:35:21,410 --> 00:35:24,622
‫می‌دانم پادشاه و ملکه عزیز
‫تو را به اینجا فرا خواندند.

288
00:35:24,664 --> 00:35:27,416
‫سرورم، به دنبالم فرستادند...

289
00:35:28,960 --> 00:35:30,044
‫تا شما را به جشن ببرم.

290
00:35:30,086 --> 00:35:32,338
‫یا شاید می‌خواهند بفهمی...

291
00:35:32,380 --> 00:35:36,092
‫مرا چه شده که آن‌ها ازش بی‌خبرند؟

292
00:35:36,134 --> 00:35:38,511
‫پای دروغ به چاره‌هایمان باز شد.

293
00:35:38,553 --> 00:35:40,847
‫شما الان خیلی تغییر کرده‌اید.

294
00:35:41,722 --> 00:35:43,516
‫این همه سال گذشته است.

295
00:35:43,558 --> 00:35:46,602
‫با خوشحالی و وضعیت پیشین خود
‫فاصله زیادی دارید.

296
00:35:50,565 --> 00:35:51,899
‫بیا.

297
00:36:03,995 --> 00:36:06,747
‫من اخیرا تمام شوقم را
‫از دست داده‌ام،

298
00:36:06,789 --> 00:36:09,083
‫اما نمی‌دانم چرا.

299
00:36:11,294 --> 00:36:14,255
‫تمام رسم و رسوم را کنار گذاشته‌ام.

300
00:36:17,633 --> 00:36:20,136
‫دیدگاه پررنگی ذهنم را درگیر کرده...

301
00:36:20,178 --> 00:36:23,431
‫که این زمین زیبا و خوش‌سیما...

302
00:36:23,514 --> 00:36:26,225
‫به نظرم پرتگاهی متروکه را می‌ماند.

303
00:36:28,436 --> 00:36:31,480
‫انسان خیلی پیچیده است.

304
00:36:33,733 --> 00:36:35,568
‫دلایل شرفاتمندانه‌ای دارد،

305
00:36:36,777 --> 00:36:39,655
‫دلایل بی‌شماری دارد،

306
00:36:39,697 --> 00:36:42,950
‫شکل و حرکات بی‌شماری دارد،
‫درک و فهمش...

307
00:36:44,118 --> 00:36:46,829
‫چون فرشتگان و ایزد است.

308
00:36:46,871 --> 00:36:53,252
‫اما این مظهر خاکی از نظر من چیست؟

309
00:36:59,217 --> 00:37:00,843
‫من از انسان‌ها شوقی ندارم.

310
00:37:05,932 --> 00:37:08,267
‫هیچ زنی مرا به شوق نمی‌آورد،

311
00:37:08,351 --> 00:37:10,269
‫البته از لبخندت پیداست
‫که با من مخالفی.

312
00:37:10,311 --> 00:37:12,647
‫سرورم، من اصلا چنین فکری نکردم.

313
00:37:12,688 --> 00:37:15,274
‫چرا چرا وقتی گفتم
‫«از انسان‌ها شوقی ندارم» لبخند زدی؟

314
00:37:15,316 --> 00:37:17,944
‫با خود گفتم اگر انسان شما را
‫به شوق نمی‌آورد،

315
00:37:17,985 --> 00:37:20,947
‫خودتان هم دیگران را سرگرم نمی‌کنید سرورم.

316
00:37:25,409 --> 00:37:27,453
‫آن‌ها چه اجرا می‌کنند؟

317
00:37:28,871 --> 00:37:31,207
‫در مراسم ازدواج اجرا می‌کنند.

318
00:37:38,297 --> 00:37:40,967
‫مراسم ازدواج.

319
00:37:45,429 --> 00:37:49,392
‫لئارتیس، قدم تو در السینور
‫روی چشم ماست.

320
00:37:50,559 --> 00:37:55,356
‫اما زن‌عمو و مادرم
‫و عمو و پدرم فریب خورده‌اند.

321
00:37:55,439 --> 00:37:58,484
‫چه فریبی سرورم؟

322
00:37:58,526 --> 00:38:01,779
‫وقتی باد به سمت جنوب بوزد،

323
00:38:01,821 --> 00:38:05,700
‫من فرق باز و اره را تشخیص می‌دهم.

324
00:39:48,260 --> 00:39:50,471
‫دیگر وقتش بود ذهن من.

325
00:40:14,370 --> 00:40:16,038
‫- درود بر شما.
‫- ممنون.

326
00:40:16,080 --> 00:40:17,248
‫درود.

327
00:40:17,289 --> 00:40:19,834
‫من یک‌بار تو را در نمایشی دیدم.

328
00:40:19,875 --> 00:40:23,838
‫اما اصلا اجرا نشد.
‫اگر هم شده باشد، بیش از یک‌بار اجرا نشد.

329
00:40:23,879 --> 00:40:27,258
‫چرا که یادم است آن نمایش
‫برای عموم اجرا نشد...

330
00:40:27,299 --> 00:40:29,635
‫و حکم خاویار ارتشبد را داشت.

331
00:40:29,677 --> 00:40:33,431
‫در این مراسم ازدواج اجرایی برقرار است؟

332
00:40:33,472 --> 00:40:36,976
‫تو باید دوازده تا شانزده نظر من را
‫در راستای...

333
00:40:37,017 --> 00:40:40,354
‫اضافه کردن به اجرا بررسی کنی،
‫توانش را داری؟

334
00:40:40,396 --> 00:40:42,523
‫بله سرورم.

335
00:40:42,606 --> 00:40:44,817
‫پس باید زود صحبت کنیم.

336
00:40:48,070 --> 00:40:49,447
‫درود بر شما.

337
00:40:59,874 --> 00:41:02,835
‫خب، من شاهد...

338
00:41:04,253 --> 00:41:07,381
‫موجودات گناهکاری در نمایشی بودم...

339
00:41:07,423 --> 00:41:11,010
‫که حیله موجود در صحنه...

340
00:41:11,051 --> 00:41:13,137
‫چنان به روحشان ضربه زد...

341
00:41:13,179 --> 00:41:17,725
‫که با همین کار جنایاتشان را جار زدند.

342
00:41:19,393 --> 00:41:21,937
‫قتل با این که زبان ندارد،

343
00:41:21,979 --> 00:41:25,524
‫با معجزه‌آساترین عضو بدن
‫سخن می‌گوید.

344
00:41:25,566 --> 00:41:28,152
‫من به این بازیگران می‌گویم چیزی...

345
00:41:28,194 --> 00:41:32,406
‫شبیه قتل پدرم
‫جلوی تو اجرا کنند عمو.

346
00:41:32,448 --> 00:41:35,326
‫ظاهرت را مشاهده می‌کنم،
‫با دقت واکنشت را می‌سجنم.

347
00:41:35,367 --> 00:41:37,870
‫اگر ذره‌ای قرمز شوی...

348
00:41:40,164 --> 00:41:41,373
‫می‌دانم چه مسیری در پیش بگیرم.

349
00:41:41,415 --> 00:41:44,293
‫روحی که من دیدم...

350
00:41:45,878 --> 00:41:49,540
‫ممکن است شیطان باشد
‫و شیطان توانش را دارد...

351
00:41:49,590 --> 00:41:51,717
‫ظاهر خوش‌آیندی بگیرد.

352
00:41:51,759 --> 00:41:53,302
‫بله... و شاید...

353
00:41:53,344 --> 00:41:57,515
‫به‌خاطر ضعف و اندوه من...

354
00:41:57,556 --> 00:41:59,558
‫از من استفاده می‌کند
‫تا بدبختم کند.

355
00:41:59,600 --> 00:42:04,355
‫مدرک معتبرتری کسب می‌کنیم.

356
00:42:14,156 --> 00:42:16,534
‫من با نمایش...

357
00:42:16,575 --> 00:42:19,995
‫وجدان پادشاه رو می‌سنجم.

358
00:42:29,713 --> 00:42:36,178
‫[سالن عروسی و مراسم مریدیان]

359
00:45:54,293 --> 00:45:56,170
‫آیا من بزدلم؟

360
00:46:00,507 --> 00:46:03,135
‫چه کسی مرا خبیث می‌خواند؟

361
00:46:03,177 --> 00:46:05,971
‫جمجمه‌ام را خرد می‌کند؟

362
00:46:06,013 --> 00:46:09,266
‫مرا از ریشم می‌کشد،
‫روی صورتم می‌پاشد،

363
00:46:09,308 --> 00:46:12,770
‫بینی‌ام را می‌پیچاند،
‫دروغ را در گلویم فرو می‌کند...

364
00:46:12,811 --> 00:46:14,605
‫و آن‌قدر عمیق است
‫که به ریه‌ام می‌رسد.

365
00:46:14,646 --> 00:46:17,483
‫چه کسی این کار را با من می‌کند؟ ها.

366
00:46:21,028 --> 00:46:22,196
‫خدایا.

367
00:46:23,489 --> 00:46:25,199
‫باید تحمل کنم.

368
00:46:27,075 --> 00:46:31,330
‫چرا که قطعا جز این نیست
‫که من دلش را ندارم...

369
00:46:31,371 --> 00:46:36,043
‫و جرئت ندارم با سرکوب مقابله کنم.

370
00:46:36,084 --> 00:46:39,588
‫وگرنه باید تا به حال موش‌های شهر را...

371
00:46:39,630 --> 00:46:42,257
‫با لاشه این برده چاق می‌کردم.

372
00:46:43,842 --> 00:46:46,512
‫ای خبیث زشت و شنیع.

373
00:46:46,553 --> 00:46:51,099
‫ای خبیث ظالم، خائن، زالوصفت و بی‌رحم!

374
00:46:51,975 --> 00:46:54,228
‫من چه احمقی‌ام.

375
00:46:55,521 --> 00:46:57,523
‫خیلی شجاعانه است.

376
00:46:59,566 --> 00:47:03,403
‫من پسر پدر عزیزی هستم
‫که به قتل رسیده...

377
00:47:03,445 --> 00:47:06,740
‫و زمین و زمان مرا
‫به انتقامم سوق داده‌اند...

378
00:47:17,918 --> 00:47:20,671
‫حال عالیجناب امروز چطور است؟

379
00:47:26,301 --> 00:47:28,595
‫خیلی متشکرم، خوبم.

380
00:47:50,576 --> 00:47:53,787
‫سرورم.

381
00:47:55,247 --> 00:47:58,584
‫دلیل کج‌خلقیتان چیست؟

382
00:48:04,464 --> 00:48:07,593
‫این اواخر آن‌چنان بدحال هستید که...

383
00:48:13,015 --> 00:48:15,100
‫به شما اعتماد نداریم.

384
00:48:20,230 --> 00:48:23,025
‫«به شما اعتماد نداریم.»

385
00:48:31,783 --> 00:48:33,744
‫پدرت کجاست؟

386
00:48:54,848 --> 00:48:56,683
‫تو منصفی؟

387
00:48:58,143 --> 00:49:00,095
‫سرورم؟

388
00:49:00,145 --> 00:49:02,940
‫- تو صادقی؟
‫- منظور سرورم چیست؟

389
00:49:02,981 --> 00:49:04,524
‫منظورم این است
‫که اگر منصف و صادق باشی،

390
00:49:04,566 --> 00:49:08,445
‫صداقتت اصلا از زیبایی‌ات نمی‌کاهد.

391
00:49:08,487 --> 00:49:10,981
‫سرورم، زیبایی به همراه صداقت
‫خریدار بیشتری دارد؟

392
00:49:11,031 --> 00:49:13,492
‫واقعا همین‌طور است،
‫چرا که قدرت زیبایی...

393
00:49:13,533 --> 00:49:18,830
‫زودتر ذات صداقت را فاسد می‌کند...

394
00:49:19,915 --> 00:49:21,917
‫و قدرت صداقت دیرتر...

395
00:49:21,959 --> 00:49:25,087
‫زیبایی را شبیه خود می‌سازد.

396
00:49:29,383 --> 00:49:31,093
‫من واقعا زمانی عاشقت بودم.

397
00:49:34,388 --> 00:49:36,098
‫بله سرورم...

398
00:49:37,474 --> 00:49:39,393
‫کاری کردید من عشقتان را باور کنم.

399
00:49:39,434 --> 00:49:42,437
‫نباید باور می‌کردی.
‫من عاشقت نبودم.

400
00:49:43,689 --> 00:49:45,899
‫من بیشتر فریب خوردم.

401
00:49:45,941 --> 00:49:47,234
‫خودت را به صومعه معرفی کن.

402
00:49:47,275 --> 00:49:50,570
‫چرا باید گناهکاران را گسترش دهی؟

403
00:49:50,612 --> 00:49:52,823
‫خودم شخصا همیشه صادقم،

404
00:49:52,864 --> 00:49:54,241
‫اگه می‌توانستم به خودم
‫چنین اتهامی بزنم،

405
00:49:54,282 --> 00:49:57,577
‫بهتر بود مادرم هرگز مرا
‫به دنیا می‌آورد.

406
00:49:58,912 --> 00:50:02,582
‫- سرورم.
‫- من خیلی مفتخرم.

407
00:50:02,624 --> 00:50:04,251
‫انتقام‌جوئم!

408
00:50:04,292 --> 00:50:05,502
‫بلندپروازم!

409
00:50:06,294 --> 00:50:08,046
‫آن‌قدر توهین در سرم جریان دارد
‫که افکارم برای پرداختن بهشان...

410
00:50:08,088 --> 00:50:10,007
‫کافی نیستند،
‫قوه تخیلم برای تصورشان کافی نیست...

411
00:50:10,048 --> 00:50:11,675
‫و زمانم برای اجرایشان کافی نیست.

412
00:50:11,717 --> 00:50:13,343
‫امثال من که میان زمین و آسمان...

413
00:50:13,385 --> 00:50:15,095
‫- می‌خزیم باید چه کنند؟
‫- سرورم.

414
00:50:15,137 --> 00:50:17,389
‫تمام ما احمق و آواره‌ایم.

415
00:50:17,431 --> 00:50:18,890
‫- سرورم. سرورم.
‫- هیچ‌کداممان را باور نکنید.

416
00:50:18,932 --> 00:50:20,225
‫- بیایید سرورم.
‫- بله.

417
00:50:22,019 --> 00:50:25,772
‫اگر ازدواج کنی،
‫این نفرین را جهیزیه‌ات می‌کنم،

418
00:50:25,814 --> 00:50:28,066
‫آرزو می‌کنم چون یخ بی‌روح،
‫چون برف سفید...

419
00:50:28,108 --> 00:50:31,319
‫و همیشه اسیر نفرت من باشی!

420
00:50:31,361 --> 00:50:32,612
‫اگر باید ازدواج کنی،

421
00:50:32,654 --> 00:50:34,489
‫- با احمقی ازدواج کن،
‫- خجالت دارد سرورم، خجالت دارد!

422
00:50:34,531 --> 00:50:36,825
‫چرا که مردان عاقل خوب می‌دانند
‫چه هیولاهایی از آن‌ها می‌سازی.

423
00:50:36,867 --> 00:50:38,368
‫جلویش را بگیرید.

424
00:50:38,410 --> 00:50:39,703
‫سرورم.

425
00:50:39,745 --> 00:50:40,996
‫لئارتیس، کمکش کن.

426
00:50:41,038 --> 00:50:42,414
‫- سرورم.
‫- نه!

427
00:50:42,456 --> 00:50:45,167
‫به حد کافی از نقاشی‌هایتان شنیده‌ام!
‫نه.

428
00:50:45,250 --> 00:50:47,461
‫خداوند به شما چهره‌ای می‌دهد،
‫اما چهره دیگری برای خود می‌کشید!

429
00:50:47,502 --> 00:50:49,796
‫- هملت.
‫- بازی کرده و تکان می‌خورید،

430
00:50:49,838 --> 00:50:52,340
‫طنازی کرده برای مخلوقات خدا
‫لقب می‌گذارید...

431
00:50:52,382 --> 00:50:54,301
‫و بازیگوشی خود را
‫به غفلت بدل می‌کنید!

432
00:50:54,342 --> 00:50:57,137
‫بروید! من دیگر طاقت ندارم.
‫مرا دیوانه کرده است!

433
00:50:58,263 --> 00:51:01,433
‫دیگر ازدواجی در کار نیست!

434
00:51:03,769 --> 00:51:04,936
‫دیگر ازدواجی در کار نیست!

435
00:51:04,978 --> 00:51:06,897
‫آنان که تا به حال ازدواج کرده‌اند...

436
00:51:06,938 --> 00:51:09,608
‫- بس است. بس کنید دیگر.
‫- همه‌شان جز یک زوج زنده می‌مانند.

437
00:51:09,649 --> 00:51:11,777
‫بقیه باید همین‌طور باقی بمانند!

438
00:51:14,321 --> 00:51:15,697
‫سرورم، خواهش می‌کنم.

439
00:51:16,573 --> 00:51:20,160
‫چه ذهن شریفی سرنگون گشته است.

440
00:51:39,679 --> 00:51:43,100
‫بودن یا نبودن؟!

441
00:51:44,017 --> 00:51:46,394
‫مسئله این است!

442
00:51:49,606 --> 00:51:52,609
‫آیا شرافتمندانه‌تر است که ضربات...

443
00:51:52,651 --> 00:51:55,654
‫و لطمات روزگار را تحمل کنیم،

444
00:51:55,695 --> 00:51:59,449
‫یا سلاح نبرد به دست گرفته
‫و با انبوه مشکلات بجنگیم...

445
00:52:00,867 --> 00:52:02,869
‫تا از میان برداریمشان؟

446
00:52:02,911 --> 00:52:05,872
‫مردن، خفتن...

447
00:52:05,914 --> 00:52:07,499
‫همین و بس؟

448
00:52:11,419 --> 00:52:15,257
‫یا اگر خوابی باشد
‫که به دردهای قلبمان و هزاران...

449
00:52:15,340 --> 00:52:19,052
‫آلام ذاتی دیگر انسان را تسکین بخشد؟

450
00:52:19,094 --> 00:52:21,888
‫غایتی است که باید با تمام وجود
‫آرزومندش بود،

451
00:52:21,930 --> 00:52:24,933
‫مردن، خفتن.

452
00:52:30,897 --> 00:52:33,316
‫خفتن، فرصت خواب دیدن.

453
00:52:34,651 --> 00:52:36,528
‫آه، مشکلش همین‌جاست.

454
00:52:38,530 --> 00:52:40,490
‫چرا که در آن خواب مرگ،
‫خواب‌هایی که پس از...

455
00:52:40,532 --> 00:52:42,617
‫رهایی این جسم فانی به سراغمان می‌آیند...

456
00:52:42,659 --> 00:52:44,953
‫حتما ما را به فکر فرو می‌برند.

457
00:52:46,955 --> 00:52:50,041
‫همین افکار است که زندگی را...

458
00:52:50,083 --> 00:52:54,129
‫این‌قدر طولانی می‌کند.

459
00:52:54,171 --> 00:52:57,841
‫آخر چه کسی به تازیانه‌ها
‫و خواری‌های زمانه...

460
00:52:58,967 --> 00:53:01,011
‫و بیداد ستمگران...

461
00:53:01,052 --> 00:53:03,638
‫و اهانت مردم خودبین...

462
00:53:03,680 --> 00:53:07,767
‫و دلهره عشق منفور
‫و تأخیر قانون تن می‌داد...

463
00:53:07,809 --> 00:53:11,980
‫در حالی که می‌توانست خود را
‫با خنجری برهنه آسوده کند؟

464
00:53:12,022 --> 00:53:13,732
‫چه کسی چنین باری را تحمل می‌کرد...

465
00:53:13,773 --> 00:53:18,145
‫تا زیر بار زندگی طاقت‌فرسا
‫عرق ریخته و ناله کند،

466
00:53:18,195 --> 00:53:20,906
‫فقط از روی وحشت
‫از چیزی پس از مرگ است،

467
00:53:20,947 --> 00:53:23,116
‫از سرزمینی ناشناخته...

468
00:53:23,158 --> 00:53:26,119
‫که هیچ مسافری از مرزش بازنگشته،

469
00:53:26,161 --> 00:53:28,371
‫اراده را مردد می‌کند...

470
00:53:28,413 --> 00:53:30,957
‫و وادارمان می‌سازد سختی‌هایمان را
‫تحمل کنیم...

471
00:53:30,999 --> 00:53:36,046
‫و به سوی بلایایی که هیچ
‫از آن‌ها نمی‌دادیم پرواز نکنیم.

472
00:53:47,265 --> 00:53:51,770
‫پس ادراک همه ما را بزدل می‌کند.

473
00:53:51,811 --> 00:53:55,982
‫به این ترتیب رنگ اصلی
‫قصد آدمی کنار رفته...

474
00:53:56,024 --> 00:53:59,152
‫و سایه اندیشه روی آن می‌افتد...

475
00:53:59,194 --> 00:54:01,446
‫و اقدامات بزرگ و خطیر...

476
00:54:01,529 --> 00:54:04,908
‫به همین خاطر از مسیر خود
‫منحرف گشته...

477
00:54:04,950 --> 00:54:07,118
‫و نام عمل را از دست می‌دهند.

478
00:54:54,749 --> 00:54:59,129
‫[بازار هالند]

479
00:55:08,138 --> 00:55:09,306
‫سلام!

480
00:55:11,349 --> 00:55:14,019
‫- سلام هملت، هملت!
‫- سلام هملت!

481
00:55:14,060 --> 00:55:15,854
‫وقت توضیح اجراست.

482
00:55:15,895 --> 00:55:17,022
‫وقت توضیح اجراست.

483
00:55:19,024 --> 00:55:21,526
‫بیایید اجرا را توضیح دهم!

484
00:55:31,036 --> 00:55:33,496
‫نمایش را سریع اجرا خواهند کرد.

485
00:55:33,580 --> 00:55:35,915
‫از تواضع ذات بشر زیاده‌روی نکنید،

486
00:55:35,957 --> 00:55:39,711
‫چرا که زیاده‌روی با هدف اجرا تناقض دارد،

487
00:55:39,753 --> 00:55:41,963
‫هدف اجرا از همان ابتدا تا به حال...

488
00:55:42,005 --> 00:55:48,011
‫نگه داشتن آینه مقابل ذاتش بود و هست،

489
00:55:48,053 --> 00:55:51,389
‫نشان دادن چهره خودش است،

490
00:55:51,431 --> 00:55:53,224
‫چهره تیره خودش...

491
00:55:53,266 --> 00:55:56,353
‫و قدمت و ظاهر زمان...

492
00:55:56,436 --> 00:55:58,396
‫با گونه و فشارش.

493
00:55:58,438 --> 00:56:00,515
‫سرورم، پادشاه این اجرا را می‌بینند؟

494
00:56:00,565 --> 00:56:04,110
‫ملکه هم می‌بیند،
‫همین حالا.

495
00:56:05,320 --> 00:56:07,405
‫به بازیگرانت بگو عجله کنند.

496
00:56:10,950 --> 00:56:12,744
‫به بازیگرانت بگو عجله کنند.

497
00:56:37,644 --> 00:56:41,689
‫حالا زمان اجرای نمایش است!

498
00:56:49,489 --> 00:56:51,741
‫بیایید نمایش را تماشا کنید!

499
00:56:58,373 --> 00:57:01,459
‫بیا اینجا هملت عزیزم.
‫بیا کنار من بنشین.

500
00:57:01,501 --> 00:57:03,670
‫نه، مادر عزیزم.

501
00:57:03,711 --> 00:57:05,839
‫جذب فلز کجا بیشتر است؟

502
00:57:05,880 --> 00:57:07,841
‫وای!

503
00:57:07,882 --> 00:57:09,759
‫هیس.

504
00:57:09,801 --> 00:57:11,970
‫هیس.

505
00:57:33,199 --> 00:57:34,826
‫بانو...

506
00:57:36,077 --> 00:57:38,913
‫خب، استراحت کنار بانویی پاکدامن
‫فکر رایجی است.

507
00:57:41,499 --> 00:57:43,001
‫چه شده سرورم؟

508
00:57:43,042 --> 00:57:44,461
‫هیچ!

509
00:57:45,795 --> 00:57:47,589
‫شما خوشحالید سرورم.

510
00:57:47,630 --> 00:57:49,257
‫چه کسی، من؟

511
00:57:50,884 --> 00:57:53,011
‫بله سرورم.

512
00:57:53,052 --> 00:57:57,056
‫مگر می‌شود خوشحال نبود؟

513
00:57:57,098 --> 00:57:59,350
‫ببینید مادرم چقدر خوشحال است!

514
00:58:03,688 --> 00:58:07,317
‫پدرم هم همین دو ساعت پیش مرده بود.

515
00:58:10,403 --> 00:58:12,906
‫چهار ماه گذشته است سرورم.

516
00:58:20,914 --> 00:58:22,832
‫چهار ماه گذشته است سرورم.

517
00:58:31,090 --> 00:58:32,884
‫این‌قدر گذشته است؟

518
00:58:33,968 --> 00:58:36,679
‫وای بر من،
‫چهار ماه پیش مرد...

519
00:58:36,721 --> 00:58:39,015
‫و هنوز از یاد نرفته است؟

520
00:58:39,057 --> 00:58:41,100
‫خب، پس امید هست
‫که یاد مردی بزرگ...

521
00:58:41,142 --> 00:58:44,062
‫نیم‌سال پس از مرگش هم زنده باشد؟

522
00:58:47,106 --> 00:58:48,983
‫هه‌هه.

523
00:58:50,401 --> 00:58:53,488
‫هه‌هه. هاها.

524
00:58:53,530 --> 00:58:55,156
‫هاهاهاها.

525
00:58:56,074 --> 00:58:58,952
‫هه‌هه‌هه. هه‌هه‌هه.

526
00:59:01,955 --> 00:59:03,581
‫چراغ‌ها خاموش!

527
01:01:04,827 --> 01:01:07,163
‫چراغ‌ها روشن!

528
01:01:07,246 --> 01:01:09,374
‫چراغ‌ها روشن!

529
01:01:10,667 --> 01:01:12,210
‫بنوشید، بنوشید، باز هم بنوشید!

530
01:01:20,051 --> 01:01:21,260
‫خوشمان آمد.

531
01:01:21,302 --> 01:01:22,595
‫سر جایتان بنشینید.

532
01:01:22,637 --> 01:01:23,971
‫بالاخره در کنار هم ضیافت می‌کنیم.

533
01:01:24,013 --> 01:01:25,640
‫همگی خیلی خوش آمدید.

534
01:01:37,652 --> 01:01:39,821
‫سرورم هملت.

535
01:01:40,738 --> 01:01:42,323
‫با این کار نمی‌توانم...

536
01:01:42,365 --> 01:01:44,200
‫عضو گروهی از بازیگران شوم؟

537
01:01:44,283 --> 01:01:45,993
‫- عضو پاره‌وقت.
‫- نه، عضو تمام‌وقت.

538
01:01:46,035 --> 01:01:48,079
‫حرف آن شبح را خیلی قبول دارم.

539
01:01:48,121 --> 01:01:49,914
‫کدام شبح سرورم؟

540
01:01:51,791 --> 01:01:54,077
‫بیا، موسیقی هست.

541
01:01:54,127 --> 01:01:56,087
‫- قربان، پادشاه.
‫- بله آقا، ایشان را چه شده؟

542
01:01:56,129 --> 01:01:59,207
‫ایشان جشن را ترک کرده‌اند
‫خیلی آشفته‌حال شده‌اند.

543
01:01:59,257 --> 01:02:00,967
‫نوشیدنی حالشان را بد کرده آقا؟

544
01:02:01,008 --> 01:02:04,053
‫نه سرورم، از خشم آشفته‌حال شده‌اند.

545
01:02:04,137 --> 01:02:06,556
‫خب، احتمالا اگر من بخواهم تطهیرش کنم...

546
01:02:06,597 --> 01:02:09,809
‫خشمش افزون شود.

547
01:02:09,851 --> 01:02:12,895
‫لطف می‌کنید پاسخ مناسبی
‫به من ارائه دهید؟

548
01:02:12,937 --> 01:02:14,647
‫آقا، نمی‌توانم.

549
01:02:14,689 --> 01:02:17,024
‫- چی سرورم؟
‫- نمی‌توانم پاسخ مناسبی دهم.

550
01:02:17,066 --> 01:02:19,444
‫- ذهن من معیوب است.
‫- سرورم، سرورم.

551
01:02:23,489 --> 01:02:25,116
‫شما زمانی دوستش داشتید.

552
01:02:27,452 --> 01:02:29,245
‫این ساز را می‌نوازی؟

553
01:02:29,287 --> 01:02:31,456
‫سرورم، نمی‌توانم.

554
01:02:31,497 --> 01:02:34,117
‫- سرورم، نمی‌توانم.
‫- خواهش می‌کنم.

555
01:02:34,167 --> 01:02:36,294
‫- باور کنید، نمی‌توانم.
‫- خواهش می‌کنم.

556
01:02:36,335 --> 01:02:37,795
‫اما من اصلا بلد نیستم سرورم.

557
01:02:37,837 --> 01:02:39,422
‫به سادگی دروغ گفتن است.

558
01:02:39,464 --> 01:02:41,758
‫این روزنه‌ها را با انگشتانت بپوشان،

559
01:02:41,799 --> 01:02:43,009
‫نفس دهانت را درونش بدم،

560
01:02:43,050 --> 01:02:44,927
‫خودش موسیقی زیبایی پخش می‌کند.

561
01:02:44,969 --> 01:02:46,679
‫ببین، مانعش همین است.

562
01:02:46,721 --> 01:02:50,016
‫بله، اما من نمی‌توانم
‫با این‌ها هارمونی بنوازم.

563
01:02:50,057 --> 01:02:51,976
‫چی؟ ببین حالا...

564
01:02:52,018 --> 01:02:55,146
‫مرا چقدر نالایق جلوه می‌دهی.

565
01:02:56,689 --> 01:02:58,858
‫برای من که ساز دروغ نواختی.

566
01:02:58,900 --> 01:03:00,234
‫انگار از موانع من آگاهی.

567
01:03:00,276 --> 01:03:01,986
‫صدایم را از بم‌ترین نت...

568
01:03:02,028 --> 01:03:03,488
‫تا زیرترین نتم در می‌آوری.

569
01:03:03,529 --> 01:03:05,740
‫حالا این ساز کوچک
‫صدای خارق‌العاده‌ای دارد...

570
01:03:05,782 --> 01:03:08,618
‫و موسیقی‌اش زیباست،
‫اما نمی‌توانی صدایش را در بیاوری؟

571
01:03:08,659 --> 01:03:09,786
‫خدا رحم کند.

572
01:03:09,827 --> 01:03:11,329
‫خیال کردی ساز دروغ نواختن...

573
01:03:11,412 --> 01:03:14,332
‫برای من از این ساز راحت‌تر است؟

574
01:03:14,373 --> 01:03:17,168
‫نباید سربه‌سر من بگذارید!

575
01:03:18,169 --> 01:03:20,421
‫رنگ و روی تیره و وحشت‌زده‌تان را...

576
01:03:20,463 --> 01:03:21,923
‫به خون جوانتان آغشته می‌کنم.

577
01:03:21,964 --> 01:03:23,508
‫مرگتان را مشاهده می‌کنم.

578
01:03:25,551 --> 01:03:27,220
‫اتحاد به درک.

579
01:03:35,853 --> 01:03:39,190
‫ملکه، مادرتان،

580
01:03:39,232 --> 01:03:43,611
‫با قصد و نیت خیر
‫مرا دنبالتان فرستاده است.

581
01:03:43,653 --> 01:03:46,239
‫همین الان با شما دیدار می‌کند.

582
01:03:47,573 --> 01:03:51,494
‫پس من خیلی زود به پیش مادرم می‌روم.

583
01:03:52,495 --> 01:03:53,955
‫باشد، همین را می‌گویم.

584
01:03:53,996 --> 01:03:55,998
‫گفتن «خیلی زود» راحت است.

585
01:04:14,433 --> 01:04:16,394
‫بیا عمو.

586
01:04:21,190 --> 01:04:23,192
‫در بسته می‌شود.

587
01:04:25,444 --> 01:04:27,071
‫حالا وقتش است...

588
01:04:31,576 --> 01:04:32,952
‫به یاد تو پدر.

589
01:04:32,994 --> 01:04:35,955
‫در باز می‌شود.

590
01:05:02,690 --> 01:05:05,318
‫آن نمایش دیگر چه بود؟

591
01:05:07,028 --> 01:05:09,488
‫هملت، خیلی به پدرت توهین کردی.

592
01:05:09,530 --> 01:05:14,277
‫مادر، تو به پدر من خیلی توهین کردی.

593
01:05:14,327 --> 01:05:16,237
‫وای بر تو، یاوه پاسخ می‌دهی.

594
01:05:16,287 --> 01:05:20,207
‫وای بر تو، خودت خبیثانه می‌پرسی.

595
01:05:21,042 --> 01:05:23,252
‫- مرا از یاد برده‌ای؟
‫- نه، نه به ایزدان.

596
01:05:23,294 --> 01:05:26,130
‫تو ملکه‌ای.
‫همسر برادر شوهرت هستی.

597
01:05:26,172 --> 01:05:29,133
‫تو مادر من هستی.

598
01:05:30,134 --> 01:05:31,594
‫خب پس...

599
01:05:31,636 --> 01:05:33,971
‫او را می‌آورم تا بتواند صحبت کند.

600
01:05:34,013 --> 01:05:35,765
‫- بیا، بیا، بیا.
‫- کلادیوس!

601
01:05:35,806 --> 01:05:37,892
‫کلادیوس!

602
01:05:37,934 --> 01:05:39,727
‫بنشین سر جایت.

603
01:05:39,769 --> 01:05:43,105
‫تکان نمی‌خوری.

604
01:05:46,400 --> 01:05:49,111
‫تا شیشه‌ای جلوت نگرفته‌ام
‫و باطن خود را ندیده‌ای،

605
01:05:49,153 --> 01:05:50,905
‫از اینجا نمی‌روی.

606
01:05:50,947 --> 01:05:52,615
‫چه‌کار می‌کنی؟

607
01:05:52,657 --> 01:05:54,784
‫مادر عزیزم.

608
01:05:54,825 --> 01:05:56,118
‫مادر عزیزم.

609
01:05:58,496 --> 01:05:59,914
‫تو که مرا به قتل نمی‌رسانی؟

610
01:06:04,543 --> 01:06:06,087
‫با چه جرئتی به او حمله کردی!

611
01:06:09,340 --> 01:06:10,758
‫هملت، نه!

612
01:06:13,260 --> 01:06:15,346
‫هملت!

613
01:06:15,388 --> 01:06:17,139
‫رهایش کن، خواهش می‌کنم!

614
01:06:17,181 --> 01:06:19,141
‫نه، نه!

615
01:06:19,183 --> 01:06:20,935
‫خدایا، خدایا!

616
01:06:20,977 --> 01:06:23,020
‫هملت، نه!

617
01:06:26,732 --> 01:06:29,352
‫خدایا! خدایا!

618
01:06:29,402 --> 01:06:31,821
‫نه، چه‌کار کردی؟!

619
01:06:31,862 --> 01:06:32,947
‫صدای پادشاه است؟

620
01:06:39,370 --> 01:06:40,496
‫خدایا!

621
01:06:40,538 --> 01:06:42,331
‫خیال می‌کردم بهتر باشی.

622
01:07:06,230 --> 01:07:10,443
‫چه کار عجولانه و خونینی.

623
01:07:15,322 --> 01:07:17,199
‫چه کار خونینی.

624
01:07:19,452 --> 01:07:21,412
‫مادر عزیزم، تقریبا به بدی
‫کشتن یک پادشاه...

625
01:07:21,495 --> 01:07:23,456
‫و ازدواج با برادرش است.

626
01:07:23,497 --> 01:07:26,292
‫- به بدی کشتن پادشاه؟
‫- بله، همین راه گفتم.

627
01:07:28,127 --> 01:07:29,795
‫من چه کرده‌ام...

628
01:07:29,837 --> 01:07:33,674
‫که زبانم را چنین گستاخانه
‫بر من می‌گشایی؟

629
01:07:33,716 --> 01:07:37,053
‫کاری کردی که شرافت
‫و حقانیت را از تو ربود.

630
01:07:38,304 --> 01:07:41,807
‫سیمای شریف بابا را ندیده بودی؟

631
01:07:42,808 --> 01:07:44,226
‫او شوهرت بود.

632
01:07:44,268 --> 01:07:45,770
‫ببین حالا چه شده است.

633
01:07:45,811 --> 01:07:47,188
‫شوهرت این است،

634
01:07:47,229 --> 01:07:51,233
‫عین گوشی عفونت‌کرده
‫برادر عزیزش را نابود کرد.

635
01:07:51,275 --> 01:07:53,694
‫مگر چشم نداری؟ ها!

636
01:07:53,736 --> 01:07:55,438
‫مگر چشم نداری؟

637
01:07:55,488 --> 01:07:57,398
‫نمی‌توانی عشق خطابش کنی،
‫چرا که در سن تو...

638
01:07:57,448 --> 01:07:59,200
‫دیگر شوق جوانی در خون جاری نیست.

639
01:07:59,241 --> 01:08:00,785
‫- سکوت کن هملت.
‫- نامش زندگی...

640
01:08:00,826 --> 01:08:04,038
‫در وضعیت کثافتی است...

641
01:08:04,080 --> 01:08:05,456
‫که غرق فساد است...

642
01:08:05,498 --> 01:08:08,250
‫و در دل این کثافت ادای عشق در می‌آوری.

643
01:08:08,292 --> 01:08:09,627
‫هملت عزیزم، دیگر بس است.

644
01:08:09,710 --> 01:08:13,214
‫- او قاتل و خبیث است!
‫- دیگر سخن نگو!

645
01:08:20,054 --> 01:08:21,430
‫نه...

646
01:08:23,307 --> 01:08:25,142
‫نه، نه مادر عزیزم.

647
01:08:25,184 --> 01:08:26,644
‫گرترود؟

648
01:08:26,685 --> 01:08:28,020
‫هیس.

649
01:08:28,062 --> 01:08:29,897
‫گرترود!

650
01:08:30,940 --> 01:08:32,149
‫بگذار بیاییم تو!

651
01:08:32,191 --> 01:08:33,400
‫برو و جسدش را ببر.

652
01:08:33,442 --> 01:08:35,319
‫- گرترود!
‫- برو.

653
01:08:37,363 --> 01:08:39,365
‫عجله کن، عجله کن.

654
01:08:39,406 --> 01:08:41,617
‫در را باز کن!

655
01:08:45,538 --> 01:08:47,832
‫- گرترود!
‫- برو، برو.

656
01:08:47,873 --> 01:08:50,167
‫در را باز کن!

657
01:08:50,209 --> 01:08:51,460
‫برو!

658
01:08:51,961 --> 01:08:53,129
‫گرترود!

659
01:09:00,803 --> 01:09:05,808
‫[خروجی اضطراری]
‫[سد معبر نکنید]

660
01:09:50,561 --> 01:09:53,230
‫هملت! ارباب هملت!

661
01:09:56,942 --> 01:09:57,943
‫ارباب هملت؟

662
01:11:28,450 --> 01:11:30,953
‫به جنون رسیده است.

663
01:11:36,208 --> 01:11:38,002
‫پسرم.

664
01:12:23,922 --> 01:12:25,549
‫هملت، ما این کار را...

665
01:12:25,591 --> 01:12:27,718
‫برای امنیت خودت انجام می‌دهیم...

666
01:12:27,760 --> 01:12:31,638
‫و از اعماق وجود سوگوار کارت هستیم،

667
01:12:31,680 --> 01:12:33,891
‫به همین دلیل باید تو را بفرستیم.

668
01:12:33,932 --> 01:12:36,393
‫پس خودت را آماده کن.

669
01:12:37,311 --> 01:12:42,066
‫همکارانت رسیدگی می‌کنند
‫و همه‌چیز به سمت دهلی می‌رود.

670
01:12:43,275 --> 01:12:45,235
‫این اعزام ناگهانی تو...

671
01:12:45,277 --> 01:12:49,615
‫باید مکثی تعمدی ایجاد کند
‫تا همه‌چیز خوب جلوه کند.

672
01:12:50,741 --> 01:12:52,159
‫بیماری‌های شدید...

673
01:12:52,201 --> 01:12:55,996
‫با روش‌های شدید درمان می‌شوند،

674
01:12:56,038 --> 01:12:58,082
‫وگرنه اصلا درمان نمی‌شوند.

675
01:13:02,503 --> 01:13:04,505
‫بیا.

676
01:13:16,392 --> 01:13:18,268
‫تأخیر نداشته باشید.

677
01:13:18,310 --> 01:13:19,645
‫امشب می‌رسانمش.

678
01:13:19,686 --> 01:13:22,773
‫پس به دهلی بیا.

679
01:14:02,521 --> 01:14:04,022
‫نه!

680
01:14:05,274 --> 01:14:08,819
‫انتظار و نماد مال و منالشان؟

681
01:14:08,861 --> 01:14:10,362
‫تمام شاهدان تو را مشاهده کردند...

682
01:14:10,404 --> 01:14:14,700
‫و من بانویی سرافکنده و خبیثم؟!

683
01:14:14,741 --> 01:14:19,037
‫من گول سوگندهای گوش‌نوازت را خوردم.

684
01:14:33,385 --> 01:14:35,137
‫هملت!

685
01:14:36,638 --> 01:14:39,016
‫پدرم را به من بده!

686
01:14:41,685 --> 01:14:44,062
‫پدرم را به من بده!

687
01:14:58,952 --> 01:15:01,663
‫[داکلندز]
‫[تونل بلکول]

688
01:15:17,387 --> 01:15:18,764
‫[السینور]

689
01:15:37,157 --> 01:15:38,534
‫دهلی؟

690
01:15:53,382 --> 01:15:55,050
‫دوستان عزیزم...

691
01:16:00,180 --> 01:16:01,431
‫روی زمین بخوابانیدش.

692
01:16:19,950 --> 01:16:22,202
‫مدرک جنون.

693
01:16:23,078 --> 01:16:24,913
‫بروید!

694
01:16:34,923 --> 01:16:38,051
‫جایی جز خانه خودتان حماقت نکنید!

695
01:16:59,656 --> 01:17:03,744
‫رفتارتان با من چون دزد مرحمت بود.

696
01:17:05,412 --> 01:17:07,372
‫حرکت کن.

697
01:17:26,433 --> 01:17:27,726
‫برو.

698
01:19:08,326 --> 01:19:09,911
‫آقا، این‌ها چه کسانی‌اند؟

699
01:19:09,953 --> 01:19:11,371
‫ما فقط انسانیم آقا.

700
01:19:11,413 --> 01:19:13,540
‫اما هدفتان چیست آقا؟

701
01:19:13,582 --> 01:19:15,292
‫به دنبال آن تکه زمینیم...

702
01:19:15,333 --> 01:19:17,711
‫که سودی جز نامش ندارد.

703
01:19:17,794 --> 01:19:20,046
‫کسی حاضر نیست
‫حتی پنج پنی برایش بدهد.

704
01:19:20,088 --> 01:19:21,840
‫نام خود را چه نهاده‌اید؟

705
01:19:23,341 --> 01:19:25,051
‫فورتینبراس.

706
01:19:28,555 --> 01:19:30,474
‫چند وقت است که در این زمین
‫زندگی کرده‌ای دوست من؟

707
01:19:33,810 --> 01:19:36,938
‫از وقتی السینور مردممان را بیرون کرد.

708
01:19:38,857 --> 01:19:42,235
‫تمام خانه‌هایمان را
‫در دادگاه از ما دزدیدند.

709
01:19:47,199 --> 01:19:49,034
‫مرا می‌شناسی؟

710
01:19:50,994 --> 01:19:53,955
‫امثال تو را هزار بار
‫آن بیرون دیده‌ام.

711
01:19:54,748 --> 01:19:56,500
‫هزینه شکل‌گیری استخوان‌هایت
‫آن‌قدر کم بود...

712
01:19:56,541 --> 01:19:59,002
‫که با آن‌ها چنین بازی‌هایی می‌کنی؟

713
01:19:59,044 --> 01:20:00,921
‫استخوان‌های من با تصورش
‫درد می‌گیرند.

714
01:20:02,756 --> 01:20:05,842
‫خب، به استفاده اصلی‌اش بازمی‌گردیم.

715
01:20:10,514 --> 01:20:12,724
‫تمام وقایع بر اطلاعاتم افزوده...

716
01:20:12,766 --> 01:20:15,352
‫و دلیل مضاعفی بر انتقامم می‌شوند.

717
01:20:20,607 --> 01:20:23,693
‫شاهد ارتشت باش
‫که حجم یا قدرتی ندارد،

718
01:20:23,735 --> 01:20:25,987
‫روحیه‌اش فقط با بلندپروازی زنده مانده...

719
01:20:26,029 --> 01:20:27,906
‫و ذات فانی و مردد...

720
01:20:27,948 --> 01:20:30,116
‫آن همه ثروت، مرگ و خطر را فاش می‌کند.

721
01:20:31,660 --> 01:20:33,870
‫حتی در این خرابه.

722
01:20:35,747 --> 01:20:38,583
‫حالا من چگونه اینجا باشم،

723
01:20:38,625 --> 01:20:41,878
‫وقتی پدرم را کشته‌اند،
‫مادرم را بدنام کرده‌اند...

724
01:20:41,962 --> 01:20:45,006
‫و دلایل محکمی دارم و از همان نسلم،
‫چگونه بخوابم؟

725
01:20:49,845 --> 01:20:52,597
‫اگر انسان خوب باشد،
‫اما فقط بخورد و بخوابد...

726
01:20:52,639 --> 01:20:54,558
‫به چه دردی می‌خورد؟

727
01:20:55,350 --> 01:20:56,518
‫حیوانی بیش نیست.

728
01:20:56,560 --> 01:20:58,478
‫فراتر از آن نیست
‫و بی‌ثمر روی زمین می‌پوسد.

729
01:21:00,397 --> 01:21:02,649
‫پس چه فراموشی حیوانی باشد...

730
01:21:02,691 --> 01:21:05,110
‫چه ترش و بیم از...

731
01:21:05,151 --> 01:21:07,863
‫تفکر دقیق بر همان رویداد،

732
01:21:07,904 --> 01:21:09,865
‫فکری که اگر به چهار بخش تقسیم شود...

733
01:21:11,992 --> 01:21:15,829
‫یک بخشش ذکاوت است
‫و سه بخشش بزدلی.

734
01:21:17,956 --> 01:21:21,710
‫من نمی‌دانم چرا هنوز زنده‌ام
‫تا بگویم «باید این کار را بکنیم.»

735
01:21:28,842 --> 01:21:33,471
‫نمی‌دانم چرا دلیل، اراده،
‫توان و ابزار اجرایش را دارم.

736
01:21:38,101 --> 01:21:41,146
‫مثال ناخوش‌آیندی ترغیبم نمی‌کند.

737
01:21:51,114 --> 01:21:52,616
‫صدایی به من بده.

738
01:22:25,023 --> 01:22:27,150
‫دوست من، از اینجا به کاخ پادشاه برو.

739
01:22:27,192 --> 01:22:28,985
‫به آن‌ها بگو طبق این حکم،
‫حق مالکیت...

740
01:22:29,027 --> 01:22:30,770
‫بر کل ثروت من مال توست.

741
01:22:30,820 --> 01:22:32,781
‫این دیگر چه پادشاهی است؟

742
01:22:32,864 --> 01:22:36,034
‫این‌گونه خانه‌هایتان را پس گرفته
‫و به شما می‌دهم.

743
01:22:37,827 --> 01:22:40,455
‫پایان داستان ما با حقانیت شکل می‌گیرد،

744
01:22:40,497 --> 01:22:42,707
‫خودمان باب میلمان
‫به آن شکل می‌دهیم.

745
01:22:44,167 --> 01:22:47,128
‫زندگی انسان فراتر از ادای «یک» نیست.

746
01:22:51,132 --> 01:22:52,801
‫حالا به السینور برو.

747
01:22:57,847 --> 01:23:00,475
‫زین پس یا افکارم خونین خواهند بود...

748
01:23:00,517 --> 01:23:02,477
‫یا هیچ ارزشی نخواهند داشت.

749
01:23:34,759 --> 01:23:37,178
‫کار دیگری نمی‌کنید؟

750
01:23:37,220 --> 01:23:39,514
‫مراسم دیگری نیست؟

751
01:23:39,556 --> 01:23:44,644
‫آرزو می‌کنیم وجودش
‫عامل شکوفایی بنفشه‌ها باشد.

752
01:23:47,272 --> 01:23:49,649
‫- شیطان روحت را بگیرد!
‫- بس است!

753
01:23:49,691 --> 01:23:51,443
‫- خواهرم!
‫- بس است!

754
01:24:02,328 --> 01:24:06,207
‫ده برابر این غم بر تو نازل شود ای ملعون!

755
01:24:09,586 --> 01:24:12,047
‫خدایا!

756
01:24:14,549 --> 01:24:16,342
‫نه.

757
01:24:16,384 --> 01:24:19,220
‫نه، بس کنید! نه!

758
01:24:20,764 --> 01:24:22,515
‫امان از دستتان، جلویش را بگیرید!

759
01:24:22,557 --> 01:24:24,267
‫هملت.

760
01:24:30,273 --> 01:24:32,525
‫خدایا!

761
01:24:35,612 --> 01:24:37,655
‫خدایا، خدای من.

762
01:24:42,035 --> 01:24:44,079
‫اوفلیا غرق شد هملت عزیزم.

763
01:24:44,120 --> 01:24:45,872
‫غرق شد؟

764
01:24:46,956 --> 01:24:50,710
‫درختان بیدی کنار نهرمان هست...

765
01:24:52,545 --> 01:24:55,965
‫شاخه‌هایش را گرفته بود،

766
01:24:57,801 --> 01:25:01,012
‫انگار چند شاخه غرق نشده بودند.

767
01:25:01,054 --> 01:25:03,973
‫احتمالا طولی نکشید
‫که جامه‌اش...

768
01:25:04,015 --> 01:25:05,850
‫خیس و سنگین شد...

769
01:25:07,227 --> 01:25:10,730
‫و بیچاره را به مرگی گل‌آلود کشاند.

770
01:25:17,529 --> 01:25:19,739
‫افسوس.

771
01:25:20,532 --> 01:25:22,117
‫افسوس.

772
01:25:27,705 --> 01:25:29,791
‫سم سوگ سنگین بود.

773
01:25:31,876 --> 01:25:35,964
‫تمامش از مرگ پدرش نشأت گرفته بود.

774
01:28:27,468 --> 01:28:29,137
‫سرورم؟

775
01:28:41,107 --> 01:28:43,318
‫قربان، پادشاه مایلند...

776
01:28:43,359 --> 01:28:46,446
‫اقدام به آشتی با لئارتیس نمایید.

777
01:28:49,657 --> 01:28:51,534
‫اگر قبول نکنم چه می‌شود؟

778
01:29:04,464 --> 01:29:07,425
‫تقدیر خاصی در سقوط گنجشک نهفته است.

779
01:29:11,429 --> 01:29:14,223
‫اگه الان باشد، وقتش نیست.

780
01:29:16,142 --> 01:29:19,145
‫اگر وقتش باشد،
‫الان نیست.

781
01:29:22,398 --> 01:29:25,234
‫اگر الان وقتش نباشد،
‫به هر حال رخ می‌دهد.

782
01:29:27,945 --> 01:29:30,198
‫آمادگی از همه‌چیز مهم‌تر است.

783
01:29:35,078 --> 01:29:37,080
‫از آن‌جا که هیچ‌کس دنیایی
‫که ترکش می‌کند را نمی‌شناسد،

784
01:29:37,121 --> 01:29:39,207
‫چه چیزی از خود به جای می‌گذارد؟

785
01:29:44,420 --> 01:29:45,963
‫راحت باش.

786
01:31:12,133 --> 01:31:13,634
‫بیا هملت.

787
01:31:16,220 --> 01:31:18,514
‫بیا و دستش را بگیر.

788
01:31:31,694 --> 01:31:33,696
‫از شما عذر می‌خواهم آقا.

789
01:31:35,323 --> 01:31:37,074
‫در حق شما جفا کرده‌ام.

790
01:31:39,118 --> 01:31:41,579
‫اما شما به شرافت خود ببخشید.

791
01:31:45,708 --> 01:31:50,421
‫حضار آگاهند و شما باید بشنوید...

792
01:31:50,505 --> 01:31:54,342
‫چقدر با حواس‌پرتی دردناکم
‫مجازات شده‌ام.

793
01:31:56,719 --> 01:31:59,096
‫آن کار من که احتمالا از دید شما...

794
01:31:59,138 --> 01:32:01,349
‫اصلا شرافتمندانه نبود
‫و استثنایی در کار نیست،

795
01:32:01,390 --> 01:32:04,143
‫جنونی بیش نبود.

796
01:32:07,438 --> 01:32:11,442
‫بگذارید رهایی من
‫از خباثت هدفمند...

797
01:32:11,526 --> 01:32:15,446
‫مرا در افکار سخاوتمندتان رها سازد...

798
01:32:16,948 --> 01:32:19,867
‫چرا که تیرم را از روی خانه شلیک کرده...

799
01:32:19,909 --> 01:32:21,702
‫و به برادرم آسیب زدم.

800
01:32:30,419 --> 01:32:31,796
‫من...

801
01:32:33,381 --> 01:32:36,384
‫من از ذات خود راضی‌ام...

802
01:32:38,010 --> 01:32:39,679
‫که انگیزه‌اش در این راستا...

803
01:32:39,720 --> 01:32:42,682
‫مرا به سمت انتقامم سوق می‌دهد.

804
01:32:44,016 --> 01:32:47,144
‫اما این بار...

805
01:32:48,646 --> 01:32:52,066
‫محبتت را چون محبت دریافت کرده...

806
01:32:55,111 --> 01:32:57,446
‫و جفا نمی‌کنم.

807
01:33:07,456 --> 01:33:09,125
‫حالا به افتخار حال بهتر هملت...

808
01:33:09,166 --> 01:33:11,085
‫نوشیدنی می‌خوریم.

809
01:33:54,295 --> 01:33:55,838
‫بفرمایید...

810
01:33:57,048 --> 01:33:58,466
‫به افتخار سلامت ایشان.

811
01:34:08,851 --> 01:34:10,686
‫جام‌هایتان را بلند کنید.

812
01:34:20,613 --> 01:34:23,532
‫تمام این نوشیدنی‌ها منشأ قدرتند؟

813
01:34:27,787 --> 01:34:29,538
‫بله سرور عزیزم.

814
01:34:33,334 --> 01:34:35,378
‫پس بیا لئارتیس.

815
01:34:36,879 --> 01:34:38,589
‫به افتخار پایان.

816
01:34:40,091 --> 01:34:41,842
‫به تأخیر نینداز.

817
01:35:56,459 --> 01:36:00,212
‫ملکه حسن نیتت را قبول می‌کند هملت.

818
01:36:00,254 --> 01:36:02,840
‫گرترود، نخور.

819
01:36:04,842 --> 01:36:06,761
‫می‌خورم سرورم.

820
01:36:15,269 --> 01:36:17,646
‫دعا می‌کنم مرا ببخشی.

821
01:36:19,190 --> 01:36:20,566
‫مادر.

822
01:36:24,278 --> 01:36:26,447
‫خدایا. نه.

823
01:36:30,910 --> 01:36:32,536
‫مادر عزیزم.

824
01:36:56,060 --> 01:36:58,145
‫مادر عزیزم.

825
01:36:58,187 --> 01:36:59,522
‫هملت.

826
01:37:08,864 --> 01:37:10,658
‫نوشیدنی زهرآلود بود؟

827
01:37:13,452 --> 01:37:15,162
‫پس زهر از آن توست.

828
01:37:15,204 --> 01:37:18,040
‫تو هم مرا ببخش هملت شریف.

829
01:37:19,166 --> 01:37:21,126
‫هرگز!

830
01:37:51,031 --> 01:37:52,491
‫عمو!

831
01:38:05,546 --> 01:38:06,881
‫عمو!

832
01:38:37,244 --> 01:38:38,579
‫خباثت!

833
01:38:40,414 --> 01:38:41,916
‫خیانت!

834
01:38:46,211 --> 01:38:51,675
‫حالا از اعمال حیوانی، خونین
‫و غیرطبیعی می‌گویند،

835
01:38:51,717 --> 01:38:56,755
‫از قضاوت‌های تصادفی،
‫کشتارهای بی‌دلیل...

836
01:38:56,805 --> 01:39:00,684
‫و مرگ‌های حیله‌گرانه می‌گویند،

837
01:39:00,726 --> 01:39:02,937
‫اما به چه منظور؟

838
01:39:04,438 --> 01:39:06,148
‫فورتینبراس.

839
01:39:07,399 --> 01:39:09,109
‫آخرین حرفم دست آن‌هاست.

840
01:39:10,527 --> 01:39:13,197
‫هدف سربازانشان عدالت است.

841
01:39:23,248 --> 01:39:25,125
‫دنباله‌روی پدرم باش.

842
01:39:33,342 --> 01:39:35,135
‫من پدرت را دوست داشتم!

843
01:40:05,541 --> 01:40:07,626
‫باشد.

844
01:40:16,802 --> 01:40:19,722
‫انتقامم را گرفتم.

845
01:40:21,722 --> 01:40:31,722
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M