1
00:01:19,871 --> 00:01:22,665
آخرین قطار به فورچون
ساعت ۱۲:۰۵ از اینجا رفت.

2
00:01:22,832 --> 00:01:24,501
نه، شما ساعت ۱۲:۱۵ رسیدید.

3
00:01:24,876 --> 00:01:27,712
خودم می‌دونم، چون از اون موقع
شروع به بستن مغازه می‌کنم.

4
00:01:27,879 --> 00:01:30,298
قطار بعدی به فورچون
تا یک هفته دیگه نمیاد.

5
00:01:30,465 --> 00:01:33,801
حالا، اون زمان رو چطور بگذرونید
دیگه به خودتون مربوطه.

6
00:01:34,177 --> 00:01:37,138
فقط می‌خواستم بگم اون آقایی

7
00:01:37,305 --> 00:01:40,642
که لطف کردن من رو به این ایستگاه
رسوندن،

8
00:01:40,808 --> 00:01:45,939
به من اطمینان دادن که قطار به فورچون
ساعت ۱:۰۵ بعدازظهر حرکت می‌کنه.

9
00:01:46,231 --> 00:01:49,108
- و اشتباه به شما گفته.
- من دیگه چیکار کنم؟

10
00:01:49,275 --> 00:01:54,239
من باید حداکثر تا صبح دوشنبه
در فورچون باشم.

11
00:01:54,405 --> 00:01:57,492
شهر پرستون حدوداً
یک مایل اون طرفه.

12
00:01:57,784 --> 00:02:00,203
اونجا یه اصطبل هست
و میتونی اسب بگیری.

13
00:02:00,370 --> 00:02:02,747
از پرستون تا فورچون
دو روز راهه.

14
00:02:02,914 --> 00:02:04,374
اگه درست بازی کنی،

15
00:02:04,540 --> 00:02:06,876
میتونی حدوداً همین موقع
یکشنبه اونجا باشی.

16
00:02:07,502 --> 00:02:10,588
اما نباید وقت رو تلف کنی.
باید راه بیفتی.

17
00:02:41,828 --> 00:02:43,329
غرب وحشی.

18
00:02:45,957 --> 00:02:52,880
خب، خانم‌ها و آقایون،
بهتره چند لحظه استراحت کنیم.

19
00:02:53,297 --> 00:02:56,676
پیاده‌روی طولانی و گرمی

20
00:03:04,434 --> 00:03:09,939
شاید چند صفحه از هومر
ما رو سرحال و باانگیزه کنه

21
00:03:10,815 --> 00:03:13,985
برای سفر پرمخاطره خودمان.

22
00:03:17,155 --> 00:03:18,781
چه کوفتی؟

23
00:03:20,491 --> 00:03:25,079
اوه، اگر بهتر از این نمی‌دانستم،
قسم می‌خورم که این سوراخ گلوله است.

24
00:03:25,246 --> 00:03:27,373
- برنگرد.
- این سوراخ گلوله است!

25
00:03:27,540 --> 00:03:30,251
- خدای من. مورد دستبرد قرار گرفته‌ام.
- گفتم برنگرد!

26
00:03:30,418 --> 00:03:34,839
فقط یک واکنش صرفاً، قربان.
نه، قصد بدی نداشتم.

27
00:03:35,006 --> 00:03:37,049
- جیب‌هایت را خالی کن.
- اوه، خب، من چیزی ندارم.

28
00:03:37,216 --> 00:03:40,470
پس بله، لطفا، آقا.
خیلی حساس هستم.

29
00:03:40,636 --> 00:03:44,557
اوه، نه آقا خواهش می‌کنم، این تمام پول
من است. همه چیز است، خدایا!

30
00:03:45,057 --> 00:03:49,854
- اشیاء قیمتی‌ات را به من بده.
- من فقط حلقه مدرسه‌ام را دارم، اینجاست.

31
00:03:52,148 --> 00:03:53,566
و ساعت.

32
00:03:53,900 --> 00:03:56,611
شما که این ساعت قدیمی را
نمی‌خواهید، قربان،

33
00:03:56,778 --> 00:03:59,822
بی‌ارزش است و قفلش شکسته.

34
00:03:59,989 --> 00:04:03,993
من فقط از روی احساس
آن را نگه داشته‌ام.

35
00:04:04,160 --> 00:04:06,746
از پدرم به من رسیده
و نسل به نسل منتقل شده.

36
00:04:06,913 --> 00:04:08,456
پدر عزیزم که رفت،

37
00:04:08,623 --> 00:04:11,250
او مهم‌ترین شخص
دنیا برای من بود

38
00:04:11,417 --> 00:04:13,753
- و مهربان و دانا
- خفه شو!

39
00:04:13,920 --> 00:04:16,088
پدرم آن ساعت را برای من
حکاکی کرده بود

40
00:04:16,255 --> 00:04:18,299
با نقل قول الهام‌بخش مورد علاقه‌اش.

41
00:04:18,466 --> 00:04:19,842
تو کیف‌ها چیه؟

42
00:04:20,468 --> 00:04:24,096
اوه، اون، جناب، خواهش می‌کنم، جناب.
شما نمی‌خواید که تو اون کیف هست.

43
00:04:24,472 --> 00:04:28,142
اون، اون بی‌ارزشه.
اون فقط، اوه، نه

44
00:04:28,309 --> 00:04:29,393
- اوه. کتاب؟!
- آره.

45
00:04:29,977 --> 00:04:32,271
هیچی تو این کیف نیست
جز کتابای احمقانه.

46
00:04:32,438 --> 00:04:35,149
بله. اونا فقط کتابای احمقانه هستن.
کاملاً حق با شماست.

47
00:04:35,316 --> 00:04:37,777
- شما فروشنده‌ای؟
- نه، جناب. من یک مربی هستم.

48
00:04:38,778 --> 00:04:40,071
یه مربی چی؟

49
00:04:41,155 --> 00:04:44,075
- یه معلم.
- هان؟

50
00:04:44,700 --> 00:04:50,623
- جناب؟ من یه معلمم.
- مدرسه. گورش رو گم کنه مدرسه. حالا. حرکت.

51
00:04:52,833 --> 00:04:56,128
- لطفاً، آقا، ساعت رو دارید
- گفتم خفه شو.

52
00:05:00,299 --> 00:05:05,763
اوه، چکمه. چیزی نیست. فقط
یه مشت آشغال عوضی. معمولیه.

53
00:05:05,930 --> 00:05:08,849
بله. فقط لباسه، قربان.
شما حتماً

54
00:05:09,976 --> 00:05:11,852
حالا، اگه عقلت رو داری،

55
00:05:12,019 --> 00:05:14,355
همین‌جا که هستی می‌نشینی
تا من کاملاً از اینجا برم.

56
00:05:14,522 --> 00:05:15,773
فهمیدی پیرمرد؟

57
00:05:15,940 --> 00:05:18,484
من خیلی آروم می‌مونم،
قول می‌دم.

58
00:05:35,876 --> 00:05:37,837
ببخشید، قربان. قربان، قربان!

59
00:05:38,754 --> 00:05:42,800
اگه ممکنه فقط یه لحظه دیگه
وقتتون رو بگیرم.

60
00:05:44,343 --> 00:05:45,386
وای!

61
00:05:48,681 --> 00:05:52,768
- خدای من، چه هدف‌گیری عالی‌ای، قربان!
- سعی نکن چرب‌زبان باشی.

62
00:05:52,935 --> 00:05:55,688
یا اینکه عقلت درست کار نمی‌کنه
یا اینکه میل به مرگی.

63
00:05:56,063 --> 00:05:58,899
اوه، خب، باور کن،
در شرایط عادی

64
00:05:59,358 --> 00:06:04,947
من هیچوقت از چنین دستور قاطعانه‌ای
سرپیچی نمی‌کردم. اما افسوس که ناامیدم.

65
00:06:05,322 --> 00:06:07,199
و همه ما می‌دونیم
که بقراط چی گفت.

66
00:06:09,326 --> 00:06:12,538
- کی؟
- خودت هیپ خلاصه

67
00:06:13,080 --> 00:06:17,460
گفت شرایط سخت،
اقدامات سختی رو می‌طلبه.

68
00:06:18,753 --> 00:06:21,130
نه؟ اوه، خب. اشکالی نداره.

69
00:06:21,297 --> 00:06:24,759
من فقط دارم می‌گم که هیچوقت اینقدر گستاخ
نبودم که سرنوشت رو اینطور به بازی بگیرم

70
00:06:24,925 --> 00:06:27,553
اگه اینقدر مرد ناامیدی نبودم.

71
00:06:28,137 --> 00:06:29,388
تو الان مردنی هستی.

72
00:06:29,764 --> 00:06:33,601
باید بگم.
فکر می‌کردم دارم می‌رم فورچون

73
00:06:33,768 --> 00:06:36,729
و متاسفانه
آخرین قطارم رو از دست دادم.

74
00:06:36,896 --> 00:06:39,273
و باید تا دوشنبه فورچون باشم.

75
00:06:39,440 --> 00:06:42,902
از این رو، یک معلم نمی‌تونه
روز اول مدرسه دیر کنه.

76
00:06:43,778 --> 00:06:48,908
چطوره یک پیشنهاد کاری
بهت بدم؟

77
00:06:51,285 --> 00:06:55,164
- چی؟
- منظورم اینه که، لطفا جسارتم رو ببخش،

78
00:06:55,331 --> 00:06:58,584
اما به نظر کاملا واضح میاد
که شما مردی هستی که به پول احتیاج داری.

79
00:06:59,460 --> 00:07:02,171
منظورم اینه که، شما تمام پولی که
همراهم بود رو گرفتی،

80
00:07:02,546 --> 00:07:07,343
اما می‌تونم وقتی به فورچون رسیدیم
بهت پول بیشتری بدم.

81
00:07:07,510 --> 00:07:11,472
- وقتی به فورچون برسیم؟
- دقیقاً. بله.

82
00:07:11,931 --> 00:07:15,643
می‌دانید، من معلم جدید
فورچون هستم.

83
00:07:15,810 --> 00:07:18,604
حقوق انتظارم را دارم
به محض رسیدنم.

84
00:07:18,771 --> 00:07:21,524
حقوق ماه اول کامل.

85
00:07:22,274 --> 00:07:26,779
اگر مرا تا فورچون همراهی کنید
تا زنگ صبح دوشنبه.

86
00:07:27,321 --> 00:07:30,741
خیلی خوشحال خواهم شد آن را
به شما بدهم.

87
00:07:34,912 --> 00:07:37,206
- چقدر؟
- حقوق یک ماه.

88
00:07:37,373 --> 00:07:39,542
برای سفر دو روزه به فورچون.

89
00:07:47,800 --> 00:07:49,260
موافقت کردیم، قربان؟

90
00:07:55,432 --> 00:07:58,143
اوه، خدای من. همین الان میام، قربان.

91
00:08:03,190 --> 00:08:04,942
الو؟ الو آقا.

92
00:08:05,693 --> 00:08:09,029
هی، شما موافقت کردید.
من هیچ دردسری درست نمی‌کنم.

93
00:08:09,572 --> 00:08:11,365
من همراه سفر فوق‌العاده‌ای هستم.

94
00:08:11,657 --> 00:08:14,326
من کتاب‌های فوق‌العاده‌ای برای سفر دارم.

95
00:08:14,702 --> 00:08:18,205
- من علاقه‌ای به خواندن ندارم.
- چی؟

96
00:08:18,747 --> 00:08:21,875
خب، شاید شما کتاب‌های درست را
نمی‌خوانید.

97
00:08:22,042 --> 00:08:27,464
منظورم اینه که، می‌دونید، خواندن یک
هدیه است. تخیل رو به چالش می‌کشه

98
00:08:27,631 --> 00:08:32,219
و به آدم اجازه می‌ده زندگی‌های
زیادی و ماجراهای بی‌شماری رو تجربه کنه.

99
00:08:32,386 --> 00:08:35,723
من ماجراهای واقعی رو زندگی می‌کنم.
نیازی ندارم ماجراهای کس دیگه‌ای رو بخونم.

100
00:08:39,768 --> 00:08:41,353
اسب داری؟

101
00:08:41,520 --> 00:08:45,274
خب، خب، ام، این بخشی از مشکله. می‌بینی؟

102
00:08:45,899 --> 00:08:47,568
اوه، من قرار بود قطار رو بگیرم.

103
00:08:48,360 --> 00:08:50,863
اما خیلی خوشحال می‌شم
که کنار اسب شما راه برم.

104
00:08:51,238 --> 00:08:52,531
شانست خوبه.

105
00:08:52,990 --> 00:08:55,075
من اتفاقاً دارم
از همین مسیر رد می‌شم.

106
00:08:55,242 --> 00:08:56,160
بله.

107
00:08:57,077 --> 00:08:59,997
و اگر، و شما می‌خوای
اون همه راه رو کنار اسب من راه بری،

108
00:09:01,874 --> 00:09:03,375
فکر کنم این دیگه به خودته.

109
00:09:05,627 --> 00:09:07,671
اما اگه حتی یه کلمه
در مورد اینکه من جلوت رو گرفتم بگی،

110
00:09:07,838 --> 00:09:10,174
اون سر باریکت رو با شلیک گلوله از جا می‌کنم.

111
00:09:11,175 --> 00:09:13,761
نگران نباش. لبم بسته است.

112
00:09:13,927 --> 00:09:16,764
تا ابد مدیونتم.
خیلی ممنونم.

113
00:09:19,433 --> 00:09:26,315
درست پشت سرت میام.
اوه، ببین، صبر کن، قربان. خدایا.

114
00:09:38,202 --> 00:09:39,411
وایسا!

115
00:09:57,554 --> 00:09:58,472
بزن بریم.

116
00:10:01,308 --> 00:10:03,602
واقعاً اسب قابل توجهیه، قربان.

117
00:10:10,150 --> 00:10:14,321
اشکالی نداره.
من از پسش برمیام. دارم میام.

118
00:10:16,657 --> 00:10:19,326
قدرت جهت یابی شما رو
زیر سوال نمی برم،

119
00:10:19,493 --> 00:10:24,039
ولی خیلی راحت تر نبود
که خط آهن رو دنبال می کردیم.

120
00:10:24,206 --> 00:10:26,750
داریم از راه میانبر می ریم.
اونا رو جا بذاریم.

121
00:10:27,292 --> 00:10:30,045
- منظورت چیه که جا بذاریم؟
- گفتم جا بذار.

122
00:10:30,170 --> 00:10:32,339
- دارن کندمون می‌کنن.
- باشه.

123
00:10:34,341 --> 00:10:36,802
می‌تونم لباس جدید بخرم
توی فورچون،

124
00:10:36,969 --> 00:10:41,431
بله، اما کتاب‌های من، نه، کتاب‌های من
جایگزین ندارن، قربان.

125
00:10:41,849 --> 00:10:43,183
هرگز این کتاب‌ها رو رها نمی‌کنم.

126
00:10:43,350 --> 00:10:45,227
منظورم اینه که معلم بدون کتاب
یعنی چی؟

127
00:10:45,894 --> 00:10:49,314
خب، تو داری می‌ری، هیچ‌کس یه پول سیاه
هم واسه اون کوفتی‌ها کتاب ارزش قائل نیست.

128
00:10:49,481 --> 00:10:52,734
با کمال احترام باید بگم که مخالفم.

129
00:10:53,110 --> 00:10:57,406
تنها هدف من از سفر
از انگلستان به دنیای جدید

130
00:10:57,781 --> 00:11:00,325
این بود که به بچه‌های چشم‌گرد
فورچون درس بدم.

131
00:11:01,326 --> 00:11:05,998
هی، الان داری چیکار می‌کنی؟
نمی‌ذارم کتاب‌هام رو ببری.

132
00:11:06,373 --> 00:11:09,001
شما، شما نمی‌تونید این کار رو بکنید، آقا.
شما، شما نباید این کار رو بکنید.

133
00:11:09,501 --> 00:11:12,546
خواهش می‌کنم! منظورم اینه که تمام
چیزی که من هستم توی این کتاب‌هاست، آقا!

134
00:11:12,713 --> 00:11:15,299
برای تدریس بهشون احتیاج دارم.
خواهش می‌کنم.

135
00:11:16,466 --> 00:11:19,761
اوه، اوه، چه ایده فوق‌العاده‌ای.

136
00:11:20,637 --> 00:11:24,516
اوه، ممنونم. اوه، بله، جلد چرمی.

137
00:11:24,683 --> 00:11:27,561
کنجکاو بودم ببینم برای چی بودن.
فوق‌العاده‌ست!

138
00:11:28,395 --> 00:11:31,690
شما مرد بسیار منطقی‌ای هستید، آقای

139
00:11:33,191 --> 00:11:36,403
فکر نمی‌کنم اسمتون رو درست شنیده باشم،
آقا

140
00:11:37,362 --> 00:11:39,781
بسیار خب، من اول می‌گم.

141
00:11:40,490 --> 00:11:44,453
اسم من سسیل کلدکات
پیچ تری سوم از لندن، انگلیس است.

142
00:11:44,620 --> 00:11:51,251
- در خدمتم، قربان. و شما
- دولی، جدیدایا دولی.

143
00:11:51,418 --> 00:11:53,086
اما هیچوقت اسم منو به کسی
نگو.

144
00:11:53,211 --> 00:11:57,424
بله. راز نگه می‌دارم.
راز نگه می‌دارم.

145
00:11:57,966 --> 00:12:02,554
آقای دولی، معلوم است که ما انگلیسی‌ها
تصور غلطی از شما آمریکایی‌ها داشته‌ایم.

146
00:12:02,721 --> 00:12:03,847
منظورم این است که داستان‌هایی که درباره

147
00:12:04,014 --> 00:12:06,892
معلوم است که مزخرف و اشتباه هستند.

148
00:12:07,267 --> 00:12:09,686
در واقعیت شما مردمان دوستانه

149
00:12:09,853 --> 00:12:13,065
اوه، ما همه آنقدر دوستانه نیستیم.
بهتر است سریع سوار شویم.

150
00:12:15,525 --> 00:12:17,819
- ببخشید؟
- سریع برو توی زین.

151
00:12:20,238 --> 00:12:22,783
- اون دو تا آقا رو می‌شناسی؟
- آقا نیستن.

152
00:12:22,949 --> 00:12:24,868
حالا عجله کن. زود باش پیرمرد.

153
00:12:25,035 --> 00:12:26,328
- باشه، باشه، باشه.
- بیا!

154
00:12:26,495 --> 00:12:29,081
- پات رو بکن تو زین.
- من تا حالا سوار اسب نر نشدم.

155
00:12:29,247 --> 00:12:31,708
- یه دقیقه بهم وقت بده.
- یه دقیقه وقت نداریم. بالا!

156
00:12:34,544 --> 00:12:37,631
- صبر کن. این درست نیست.
- بیا!

157
00:12:56,900 --> 00:13:01,488
آخ! داری منو شلاق می‌زنی؟
آقای دولی. دارن می‌رسن.

158
00:13:05,951 --> 00:13:09,287
- دارن بهمون شلیک می‌کنن.
- خب پس خودتو قایم کن، لعنتی!

159
00:13:22,425 --> 00:13:24,553
- بیا، به سمت چپ خم شو.
- حالم بد شد.

160
00:13:24,719 --> 00:13:26,763
اون یکی دست چپت.
بیا دیگه!

161
00:13:29,766 --> 00:13:35,647
- یعنی گم کردیمشون.
- آها، همین شد. عالیه! خدای من!

162
00:13:35,814 --> 00:13:37,983
حواست کجاست وقتی داری
اون رو شلیک می‌کنی، احمق!

163
00:13:58,587 --> 00:14:03,091
- حالت خوبه؟
- اوه، خب، این هیجان‌انگیز بود.

164
00:14:03,633 --> 00:14:05,427
آه، بله. بودند. بله.

165
00:14:05,594 --> 00:14:09,514
اون لعنتی داری چرا اون‌وری می‌ایستی؟
برگرد اون‌ور.

166
00:14:09,681 --> 00:14:11,391
- لعنت بهش.
- وای!

167
00:14:13,810 --> 00:14:16,021
گرفتگی عضله دارم.
گرفتگی. بفرما.

168
00:14:16,897 --> 00:14:20,233
بیا. دوباره سوارش شو.
این دفعه درست انجامش بده.

169
00:14:20,400 --> 00:14:27,115
اون اراذل و اوباش کی بودند؟
چی می‌تونستند خواسته باشند؟

170
00:14:28,450 --> 00:14:29,993
منظورم اینه که به نظر من

171
00:14:30,160 --> 00:14:32,954
شاید اونا یه روش متمدنانه‌تر پیدا کرده بودن

172
00:14:33,121 --> 00:14:36,583
برای حل این مسئله.

173
00:14:38,168 --> 00:14:44,007
منظورم اینه که شاید اگه یه گفتگوی مودبانه باهاشون داشتیم،

174
00:14:44,549 --> 00:14:46,926
شاید به حرف منطق گوش می‌دادن.

175
00:14:47,636 --> 00:14:50,764
تو معلمی؟ هنوز خیلی مونده یاد بگیری، پیرمرد.

176
00:14:53,933 --> 00:14:57,354
خب، این قطعاً بیشتر از اون چیزیه که انتظارشو داشتیم.

177
00:14:57,687 --> 00:15:00,690
ما همین الانم تو ایستگاه قطار رها شدیم،

178
00:15:01,107 --> 00:15:05,153
زیر تهدید اسلحه بودیم و راهزن‌ها دنبالمون کردن و بهمون تیراندازی کردن.

179
00:15:05,528 --> 00:15:08,323
آه، کاش پدرم ما رو الان می‌دید.

180
00:15:08,490 --> 00:15:13,578
جرأت دارم بگویم حس هیجان خاصی به آدم دست می‌دهد.

181
00:15:14,663 --> 00:15:16,623
ما، کی ما؟

182
00:15:16,790 --> 00:15:20,627
آه، چرا ویلیام شکسپیر،
آلفرد لرد تنیسون،

183
00:15:20,960 --> 00:15:25,048
چارلز دیکنز، هنری دیوید ثورو،
جین آستن.

184
00:15:25,215 --> 00:15:28,301
- کی؟
- نویسندگان کتاب‌های من.

185
00:15:28,927 --> 00:15:31,930
آن‌ها مثل خانواده‌ی من هستند. منظورم این
است که، حتماً اسم بعضی از آن‌ها را شنیده‌ای.

186
00:15:32,097 --> 00:15:34,891
نه. من هرگز اسم هیچ‌کدام
از آن اسم‌ها را نشنیده‌ام.

187
00:15:35,058 --> 00:15:39,270
اوه، خدای من. منفی سه گانه.
فکر می‌کنم منظورت این بود که بگویی،

188
00:15:39,646 --> 00:15:42,774
من هرگز اسم هیچ‌کدام
از آن اسم‌ها را نشنیده‌ام.

189
00:15:44,025 --> 00:15:46,861
هی، اگر می‌خواهی این سفر
خوب و بی‌دردسر پیش برود،

190
00:15:47,028 --> 00:15:49,781
دیگه هیچ وقت به من نگو
منظورم چیه. فهمیدی؟!

191
00:15:49,948 --> 00:15:53,743
بله. متاسفم. متاسفم. بله، البته.
عادت حرفه‌ای.

192
00:15:54,411 --> 00:15:57,789
منظورم اینه که، سعی می‌کنم.
بله، تمام سعیم رو می‌کنم.

193
00:15:57,956 --> 00:16:01,251
- خیلی تلاش کن، ها؟
- متاسفم، متاسفم.

194
00:16:07,549 --> 00:16:10,718
البته.
می‌دونی، تنها فرزند بودن،

195
00:16:10,885 --> 00:16:14,431
من همدمی
از یک خواهر یا برادر نداشتم.

196
00:16:15,098 --> 00:16:22,147
بنابراین پناهگاهم رو در کتاب‌ها پیدا
کردم. شخصیت‌ها برای من خیلی زنده بودند.

197
00:16:22,647 --> 00:16:26,234
منظورم این نیست که
بچه تنهایی بودم.

198
00:16:26,401 --> 00:16:31,114
کاملاً برعکس.
مادرم پروانه اجتماعی بود.

199
00:16:31,573 --> 00:16:34,409
شگفت‌انگیزترین شام‌هایی
که او برگزار می‌کرد.

200
00:16:34,576 --> 00:16:39,497
من خارق‌العاده‌ترین افراد رو ملاقات کردم
از تمام طبقات جامعه.

201
00:16:39,664 --> 00:16:42,542
مهمونی شام فوق‌العاده‌ای رو یادمه
که اون داد

202
00:16:43,168 --> 00:16:46,129
و یک رهبر ارکستر خیلی معروف رو دعوت کرد،
در واقع برای شام.

203
00:16:47,088 --> 00:16:49,966
باد از خودش خارج کرد. و ما می‌خندیدیم.
مجبور شدیم اتاق رو ترک کنیم.

204
00:16:50,133 --> 00:16:52,886
- هی، هی، هی.
- چی؟

205
00:16:53,052 --> 00:16:56,723
ساکت شو.
خیلی آروم بلند شو، مثل

206
00:16:57,807 --> 00:16:59,809
- برای چی؟
- بلند شو.

207
00:17:08,359 --> 00:17:09,485
هیچ حرکت ناگهانی نکن. باشه؟

208
00:17:09,652 --> 00:17:12,197
نمی‌خوام طرف رو بترسونم.
سلام!

209
00:17:13,239 --> 00:17:14,741
خدای من! داره بهمون نزدیک می‌شه.

210
00:17:14,908 --> 00:17:16,618
فقط لبخند بزن بهش.
بذار من حرف بزنم.

211
00:17:36,554 --> 00:17:40,141
اوه آره. پشم توئید از لندن.

212
00:17:42,143 --> 00:17:43,311
پشم خوبیه.

213
00:17:54,322 --> 00:17:56,157
تکون نخور.

214
00:17:57,533 --> 00:18:00,495
- باشه. تکون نخور.
- خدای من. چی می‌خواد؟

215
00:18:00,870 --> 00:18:03,247
خودش می‌گه. بعد می‌ره.
امیدوارم.

216
00:18:03,623 --> 00:18:06,167
اوه، این کتاب‌های منه.
نمی‌تونه کتاب‌های منو برداره.

217
00:18:06,334 --> 00:18:07,377
من اینو بهش نمی‌گم.

218
00:18:08,336 --> 00:18:12,382
کتاب‌هایی که دوست داری، خوبه. هر کدوم رو خواستی بردار.

219
00:18:12,548 --> 00:18:14,717
اوه، تشویقش نکن، آقای دولی.

220
00:18:14,884 --> 00:18:17,970
- خفه شو.
- ولی نمی‌تونه اونا رو داشته باشه. من ممنوعش می‌کنم!

221
00:18:18,137 --> 00:18:21,265
بهش گوش نده رئیس.
هر چی می‌خوای بردار.

222
00:18:22,809 --> 00:18:23,726
خوبه.

223
00:18:25,353 --> 00:18:26,604
اگه باید یه کتاب برداری،

224
00:18:31,734 --> 00:18:33,277
این یکی رو پیشنهاد می‌کنم.

225
00:18:33,778 --> 00:18:35,113
یه اثر بنیان‌گذاره.

226
00:18:40,243 --> 00:18:41,244
چی؟

227
00:18:41,411 --> 00:18:43,955
هنوز می‌تونی بخونیش، فقط دور سوراخ رو می‌خونی.

228
00:18:45,331 --> 00:18:46,332
نه.

229
00:18:51,087 --> 00:18:54,674
این رو دوست خواهی داشت.
والدن، هنری دیوید ثورو.

230
00:18:54,841 --> 00:18:57,677
بله، درباره‌ی طبیعت‌شناس
شبیه خودتان است.

231
00:18:57,844 --> 00:18:59,137
حالا کتاب بازتابی است

232
00:18:59,303 --> 00:19:01,931
از زندگی ساده در محیط طبیعی.
شاید

233
00:19:02,098 --> 00:19:03,850
او نمی‌تواند شما را بفهمد.

234
00:19:05,476 --> 00:19:07,437
ثورو؟

235
00:19:07,979 --> 00:19:09,564
خوانده‌ام.

236
00:19:11,357 --> 00:19:14,235
می‌بینید آقای دولی، خواندن فرهنگ‌ها را

237
00:19:19,031 --> 00:19:20,116
نه، لطفا.

238
00:19:20,491 --> 00:19:22,910
چارلز دیکنز من را می‌خواهید؟

239
00:19:23,244 --> 00:19:25,705
گرفتم رفیق.
مال خودت، رفیق.

240
00:19:25,872 --> 00:19:27,540
می ترسم خوشتان نیاید.

241
00:19:27,707 --> 00:19:30,918
خیلی سنگین است.
اوه، شخصیت های زیادی دارد.

242
00:19:31,085 --> 00:19:35,882
فهمیدنش خیلی سخت است.
نه. اوه، برای من؟

243
00:19:36,048 --> 00:19:40,386
- بگیریدش.
- رئیس، لطفا.

244
00:19:44,182 --> 00:19:45,516
این چیه؟

245
00:20:01,616 --> 00:20:05,119
برای ذائقه من خیلی ترشه.
خب، باید به شما یادآوری کنم

246
00:20:05,286 --> 00:20:09,540
که آن آقا همین الان
آثار منتخب دیکنز را برداشت.

247
00:20:09,707 --> 00:20:13,002
و به چه قیمتی؟
یک کیسه کوچک توت ترش.

248
00:20:13,461 --> 00:20:16,547
خب، به نظر من این مبادله
اصلا ارزشش را نداشت.

249
00:20:17,006 --> 00:20:18,799
من کاملا غمگینم.

250
00:20:20,176 --> 00:20:24,138
آه، داری قلبم رو می‌شکنی.
حالا حرکت کن.

251
00:20:32,772 --> 00:20:38,152
- این قسمت من رو یاد ولز میندازه.
- اون ماهی گنده؟

252
00:20:40,238 --> 00:20:42,531
نه، کشور ولز.

253
00:21:00,174 --> 00:21:04,178
می‌دونید، هرچند که فقدان
چارلز دیکنز عزیز رو تسلیت می‌گیم،

254
00:21:04,553 --> 00:21:10,184
حداقل ویلیام شکسپیر رو داریم
که روحمون رو شاد کنه.

255
00:21:10,476 --> 00:21:14,814
یه جور متانت و وقاری هست که آدم موقع سفر با
اون شاعر کهن احساس می‌کنه.

256
00:21:15,356 --> 00:21:17,024
- موافق نیستی؟
- هان؟

257
00:21:18,359 --> 00:21:21,862
دوست داری بخونیش؟
منظورم اینه که خیلی خوشمزه‌ست.

258
00:21:22,029 --> 00:21:24,907
تنها چیز خوشمزه‌ای که الان می‌خوام
یه خرگوش فِریکاسه است.

259
00:21:25,866 --> 00:21:27,910
ببینیم می‌تونیم یکی رو بکشیم
قبل از اینکه هوا خیلی تاریک بشه.

260
00:21:28,327 --> 00:21:32,456
چی؟ منظورت چیه بکش؟
منظورت مرده است؟

261
00:21:39,171 --> 00:21:43,801
خدمتکارم رو می‌شناسی،
خانم ویلبرفورس، وای خدای من.

262
00:21:43,968 --> 00:21:47,638
اون همه غذای من رو آماده می‌کرد.
اوه، اون یه قدیس بود.

263
00:21:48,055 --> 00:21:51,684
مخصوصاً برای مردی که
همسر خودش رو نداشت.

264
00:21:53,519 --> 00:21:56,939
- اون چاقه.
- وای خدای من، چقدر بامزه‌ست.

265
00:21:57,106 --> 00:22:00,651
ببین، من با توت‌های رئیس
راضی می‌شم. می‌دونی، ترشن.

266
00:22:01,026 --> 00:22:03,988
- مراقب باش!
- خدای من، ببین چیکار کردی!

267
00:22:04,155 --> 00:22:06,741
- اوه، طفلک کوچولو.
- گمشو برگرد به کمپ.

268
00:22:06,907 --> 00:22:09,326
بذار خودم بدون اینکه
نفس بکشی رو گردنم این کار رو بکنم.

269
00:22:09,493 --> 00:22:12,204
لوبیا ندارین؟
منظورم اینه که گاوچران‌های پیر لوبیا دارن.

270
00:22:12,913 --> 00:22:14,790
- چی؟
- پوستش رو بکن!

271
00:22:15,541 --> 00:22:18,085
چی؟ من، من این کار رو نمی‌کنم!

272
00:22:18,878 --> 00:22:21,088
خب، شاید توی انگلستانِ خودت،
خرگوش رو جور دیگه‌ای می‌خوری.

273
00:22:21,255 --> 00:22:23,841
ولی اینجا، قبل از پختن پوستش رو می‌کنیم
و شکمش رو درمیاریم.

274
00:22:24,008 --> 00:22:27,052
- من میرم هیزم بیارم.
- راستش آقای دولی،

275
00:22:27,428 --> 00:22:28,679
فکر می‌کنم خیلی بهتر باشم

276
00:22:28,846 --> 00:22:31,974
در جمع کردن هیزم
تا پوست کندن شکار.

277
00:22:32,141 --> 00:22:34,894
ممکنه بتونیم جابجا کنیم؟

278
00:22:35,394 --> 00:22:37,938
من کشتم.
حالا تو پوستش رو بکن.

279
00:22:39,231 --> 00:22:41,817
خدای من، وای.

280
00:22:42,318 --> 00:22:45,362
عمیقترین پوزش‌های مرا پذیرا باشید
بابت سختی‌هایی

281
00:22:45,529 --> 00:22:47,156
که قرار است تحمل کنید.

282
00:22:55,414 --> 00:22:56,916
مزه مزه کردن انگشت.

283
00:22:57,875 --> 00:22:59,585
چکاوک‌ها در پرواز،

284
00:23:00,211 --> 00:23:04,548
حلزون‌ها روی خار،
خدا در آسمان است.

285
00:23:05,174 --> 00:23:08,552
- همه چیز درست است.
- این کتاب خواندن را تمام کن.

286
00:23:08,719 --> 00:23:10,804
اگر بخواهم صدای خدا را بشنوم،
به کلیسا می‌روم.

287
00:23:10,971 --> 00:23:14,308
نمی‌توانم تصور کنم که زیاد
به کلیسا رفته باشی.

288
00:23:14,475 --> 00:23:18,312
معلوم است که چقدر می‌دانی.
مادرم، خدا رحمتش کند،

289
00:23:18,646 --> 00:23:20,356
مرا هر یکشنبه به کلیسا می‌کشاند.

290
00:23:20,814 --> 00:23:22,650
تا ایمان به خدا رو توی
قلب اون بچه شیطونش بیاره.

291
00:23:24,777 --> 00:23:27,196
برنامه هر هفته بود.
ولی الان که بهش فکر می‌کنم،

292
00:23:27,363 --> 00:23:29,907
تنها خاطرات خوبیه که ازش دارم
قبل از اینکه مریض بشه.

293
00:23:32,493 --> 00:23:34,119
البته حق با شماست.

294
00:23:34,828 --> 00:23:36,372
خیلی وقته که کلیسا نرفتم،

295
00:23:37,665 --> 00:23:39,166
ولی این معنی‌اش این نیست که با خدا
رابطه‌ی خوبی ندارم.

296
00:23:40,125 --> 00:23:43,545
من و اون، یه تفاهمی داریم.
اون منو می‌فهمه.

297
00:23:44,171 --> 00:23:47,299
مطمئنم همینطوره.
راستی، جهت اطلاعتون،

298
00:23:47,466 --> 00:23:51,053
این انجیل نیست.
این رابرت براونینگ هست.

299
00:23:51,428 --> 00:23:57,685
جسارت نباشه، ولی، ام،
حدس می‌زنم تحصیلات شما محدود بوده.

300
00:23:58,727 --> 00:24:02,356
تنها دانشی که اینجا لازم داری
اینه که چطور خوب تیراندازی کنی

301
00:24:02,815 --> 00:24:03,899
و چطور پولت رو بشماری.

302
00:24:05,150 --> 00:24:08,028
می‌بینی، اینجاست که من باهات مخالفم.
آقای دولی.

303
00:24:08,570 --> 00:24:12,283
دانش عملی در مورد شغل آدم
البته که حتماً مهمه.

304
00:24:12,449 --> 00:24:17,079
اما تحصیلات گسترده‌تر ابزاریه
که تمام موانع رو از بین می‌بره.

305
00:24:20,124 --> 00:24:22,084
در مورد تحصیلات صحبت کنیم،
داشتم فکر می‌کردم.

306
00:24:23,043 --> 00:24:25,587
چطور یه آدم تحصیل‌کرده مثل تو
داره میره فورچون؟

307
00:24:26,296 --> 00:24:28,173
منظورم اینه که، اونجا فقط یه وجبه
وسط ناکجاآباده.

308
00:24:29,049 --> 00:24:34,471
خب قربان، اگه راستش رو بخوای.
من از آخرین شغلم اخراج شدم

309
00:24:35,180 --> 00:24:38,308
به خاطر نمایش وحشتناکی که
نسبت به مافوقم نشون دادم.

310
00:24:38,475 --> 00:24:43,480
- صبر کن، تو اخراج شدی از معلمی؟
- متاسفانه و با شرمندگی. بله.

311
00:24:44,148 --> 00:24:48,402
- چیکار کردی؟ کتابدار وحشتناک؟
- من مدیر مدرسه رو زدم.

312
00:24:49,445 --> 00:24:51,780
تو، تو رئیس رو زدی؟

313
00:24:52,322 --> 00:24:55,200
منظورم اینه که، حس می‌کنم،
انگار خودم نبودم، بلکه یک بت‌پرست،

314
00:24:55,367 --> 00:24:59,121
یک موجود تنفرانگیز
که حواس من رو تسخیر کرده بود.

315
00:25:00,414 --> 00:25:05,711
- اما افسوس که خودم بودم.
- خب، چرا اون پیرمرد رو لت و پار کردی.

316
00:25:06,086 --> 00:25:09,006
خب، من یک شاگرد خیلی باهوش داشتم،

317
00:25:09,381 --> 00:25:12,384
و داشت مقاله‌ای رو می‌خوند
که در مورد احتمال نوشته بود

318
00:25:12,551 --> 00:25:18,223
اینکه ما انسان‌ها از موجودات
میکروسکوپی ریز به وجود اومدیم

319
00:25:18,390 --> 00:25:21,143
- با الهام از داروین. می‌دونی.
- صبر کن، کی؟

320
00:25:22,269 --> 00:25:24,521
زیست‌شناس نه چندان متعارفی.

321
00:25:24,897 --> 00:25:28,567
با این حال، او گفت،
داروین به طرز کاملاً مناسبی اشاره می‌کند

322
00:25:28,942 --> 00:25:34,990
که شاید انسان تکامل یافته
از موجودات تک سلولی کوچک

323
00:25:35,157 --> 00:25:36,533
تا وضعیت فعلی‌اش.

324
00:25:36,700 --> 00:25:40,871
خب، کمال تعجب ما،
مدیر مدرسه پشت در گوش می‌داد.

325
00:25:41,497 --> 00:25:44,291
و قبل از اینکه فرصتی پیدا کنیم
تا در مورد موضوع بحث کنیم،

326
00:25:44,458 --> 00:25:48,170
او به داخل اتاق هجوم آورد
و فریاد زد:

327
00:25:48,337 --> 00:25:52,466
"چطور جرأت می‌کنی زیر این سقف
کفر بگویی، ای کافر؟

328
00:25:52,633 --> 00:25:55,010
خدا تنها خالق انسان است."

329
00:25:55,385 --> 00:25:59,807
و بعد چوب را برداشت
و شروع کرد به زدن بارناباس بیچاره.

330
00:25:59,973 --> 00:26:02,935
اون موقع بود که اون حیوان
از درون من بیدار شد.

331
00:26:03,101 --> 00:26:07,773
میله رو از دستش قاپیدم
در حالی که خشم غیرقابل کنترلی داشتم

332
00:26:07,940 --> 00:26:10,651
به سر اون مرد بدبخت ضربه زدم.

333
00:26:10,817 --> 00:26:12,528
و با صدایی لرزان به او گفتم:

334
00:26:12,694 --> 00:26:17,783
"آقا، دیگه هیچ وقت یکی از دانش‌آموزان من رو کتک نزن."

335
00:26:18,825 --> 00:26:21,870
یا خدا! دمت گرم پسر.

336
00:26:22,746 --> 00:26:25,374
خب، متاسفانه، این فقط یه پیروزی
موقتی بود.

337
00:26:26,208 --> 00:26:31,129
بعد از اینکه اخراج شدم، دیگه هیچ جا
در انگلستان نتونستم شغلی پیدا کنم.

338
00:26:31,755 --> 00:26:37,010
بنابراین تصمیم گرفتم وقتشه
که به دنیای جدید برم.

339
00:26:38,470 --> 00:26:42,849
اما افسوس، شهرت لکه‌دار شده‌ام
قبلاً به آنجا رسیده بود

340
00:26:43,016 --> 00:26:45,852
در بهترین آکادمی‌های آمریکا.

341
00:26:46,436 --> 00:26:48,939
و معلوم شد که اینجا هم
کسی مرا استخدام نمی‌کرد.

342
00:26:49,106 --> 00:26:53,318
همان موقع بود که آگهی‌ای
در بوستون گزت دیدم.

343
00:26:53,485 --> 00:26:57,990
"شهر فورچون دنبال معلم می‌گردد."
پس نامه نوشتم.

344
00:26:58,907 --> 00:27:01,994
و آنها هم با
نامه‌ی پذیرش جواب دادند.

345
00:27:03,245 --> 00:27:06,498
پایان یک فصل،
آغاز فصلی دیگر.

346
00:27:07,499 --> 00:27:10,335
چرا تدریس را رها نمی‌کنی
و شغل دیگری پیدا نمی‌کنی؟

347
00:27:11,753 --> 00:27:14,214
تدریس را رها کنم؟ هرگز.

348
00:27:14,589 --> 00:27:18,343
ببینید آقای دولی، تمام چیزی که
همیشه می‌خواستم این بود که تدریس کنم.

349
00:27:18,927 --> 00:27:24,975
اینکه کجا خدمت کنم و به چه کسانی،
الان در دستان قدرت بالاتری است.

350
00:27:26,435 --> 00:27:33,525
چون تدریس، منظورم اینه،
فقط یه شغل نیست، یه رسالته.

351
00:27:35,319 --> 00:27:39,698
و سرنوشت من رو هدایت کرده
تا به این رسالت پاسخ بدم

352
00:27:40,365 --> 00:27:43,410
در شهر کوچک مرزی فورچون.

353
00:27:47,122 --> 00:27:48,832
می‌دونید هدف تدریس،

354
00:27:48,999 --> 00:27:53,462
فقط وادار کردن دانش‌آموزان
به حفظ کردن حقایق و تاریخ‌ها نیست.

355
00:27:53,628 --> 00:27:56,214
بلکه الهام بخشه.

356
00:27:57,799 --> 00:28:01,303
باز کردن اون در کوچیک
که عمیقاً درون همه ما پنهانه،

357
00:28:01,470 --> 00:28:05,557
که به ما اجازه رویاپردازی میده

358
00:28:10,103 --> 00:28:13,273
رویای زندگی بهتر برای خودمون.

359
00:28:13,440 --> 00:28:15,525
و آینده‌ای بهتر برای همه.

360
00:28:21,531 --> 00:28:25,202
به تمام اون معلم‌های فوق‌العاده فکر می‌کنم

361
00:28:25,368 --> 00:28:28,288
که چقدر روی زندگی من تأثیر گذاشتن.

362
00:28:29,498 --> 00:28:31,291
همیشه سپاسگزارشون هستم.

363
00:28:35,295 --> 00:28:37,589
خیلی دلم می‌خواست یه چیزی بهشون می‌گفتم

364
00:28:38,423 --> 00:28:42,636
چون حالا می‌دونم چقدر براشون ارزش داشت.

365
00:28:46,681 --> 00:28:50,060
بزرگترین پاداش

366
00:28:50,227 --> 00:28:54,564
که یه معلم می‌تونه دریافت کنه

367
00:28:56,107 --> 00:28:58,944
اینه که بدونه یه تغییری ایجاد کرده،

368
00:29:08,119 --> 00:29:09,871
حتی اگه فقط توی زندگی یه بچه باشه.

369
00:30:03,550 --> 00:30:08,763
شب بخیر. شاهزاده‌ی عزیز.

370
00:30:09,556 --> 00:30:11,224
آه، خب ممنونم.

371
00:30:14,144 --> 00:30:16,354
اونجوری نگاه نکن.
فقط اون پتو رو بهت دادم

372
00:30:16,521 --> 00:30:18,273
چون دندونات داشت جوری به هم می‌خورد

373
00:30:18,440 --> 00:30:20,317
که انگار داشتی توی یه لیوان فلزی سکه تکون می‌دادی.

374
00:30:21,526 --> 00:30:23,153
چطور می‌تونستم بخوابم؟

375
00:30:24,321 --> 00:30:27,282
خب، بازم ممنونم.

376
00:30:30,994 --> 00:30:35,206
- چای داری؟
- دوست ندارم. خوبه! بیشترش واسه من.

377
00:30:35,582 --> 00:30:37,459
باشه. وای. اوه، آخ.

378
00:30:37,917 --> 00:30:40,295
حالا پاشو راه بیفت.
امروز باید کلی راه بریم.

379
00:30:47,469 --> 00:30:49,763
بیل داری؟

380
00:31:35,350 --> 00:31:38,728
خدای من. شما یک روز زودتر از موعد ما رو به فورچون رسوندید.

381
00:31:38,895 --> 00:31:41,189
شما فوق‌العاده‌اید. آقای دولی. فوق‌العاده!

382
00:31:41,356 --> 00:31:43,108
اوه نه. این فورچون نیست.

383
00:31:43,274 --> 00:31:47,320
فورچون اینقدر خوب به نظر نمی‌رسه، این لوبوی لعنتی. حالا پیاده شو.

384
00:31:48,029 --> 00:31:51,533
- ببخشید؟
- قرار نیست فکر کنند همراه همیم.

385
00:31:52,200 --> 00:31:53,326
خب، همینجا پیاده شو.

386
00:32:03,086 --> 00:32:08,591
- هی، کجا پیداتون کنم؟
- سالون میس لیلی.

387
00:32:08,758 --> 00:32:11,845
و کتاب‌های من چی؟ هی!

388
00:32:59,475 --> 00:33:00,393
چه روز خوبی برای پیاده‌روی!

389
00:33:00,560 --> 00:33:02,854
نمی‌دونم چی اینقدر خوبه توش.

390
00:33:03,229 --> 00:33:05,940
چی؟ سلام!

391
00:33:47,106 --> 00:33:51,027
هی رفقا. سنگتون خورد به پشت سرم.

392
00:33:51,194 --> 00:33:52,945
- تصادفی بود.
- آره.

393
00:33:53,112 --> 00:33:59,410
همین رو هم حدس زدم، بنابراین وظیفه شماست که از من عذرخواهی کنید.

394
00:33:59,577 --> 00:34:01,454
- چی روی منه؟
- چی؟

395
00:34:01,871 --> 00:34:03,915
اوه، خب، وظیفه شماست.

396
00:34:04,082 --> 00:34:08,503
یعنی، وظیفه شماست که عذرخواهی کنید.

397
00:34:08,669 --> 00:34:11,589
- بزن بریم، از اینجا دور شیم.
- اوه، وای. صبر کن، یه لحظه صبر کن.

398
00:34:11,756 --> 00:34:13,466
یه لحظه صبر کن.
بچه ها به مدرسه می رن؟

399
00:34:14,092 --> 00:34:15,009
نه. دیگه نه.

400
00:34:15,176 --> 00:34:18,971
چی؟ درس‌هاتون رو توی این سن رها کردید؟

401
00:34:19,138 --> 00:34:20,890
معلممون مرده.

402
00:34:21,057 --> 00:34:23,226
آقای بنکس بهش شلیک کرد، چون پسرش رو احمق صدا کرد.

403
00:34:23,976 --> 00:34:25,103
هی.

404
00:34:28,064 --> 00:34:31,567
این یه یادداشته.
هیچ‌کس رو احمق صدا نکن.

405
00:35:15,153 --> 00:35:17,196
آس با شاه، چیپ.

406
00:35:22,994 --> 00:35:25,746
چهار تا دو.

407
00:35:28,541 --> 00:35:30,501
لعنت بهش! قناری بیابون.

408
00:35:33,838 --> 00:35:37,175
عجله چیه بچه؟
باید شانس خودت رو توی یه دست دیگه امتحان کنی.

409
00:35:40,344 --> 00:35:43,639
لعنت بهت سسیل.
کی اینطوری یواشکی میاد سراغ آدم.

410
00:35:43,973 --> 00:35:45,433
ممکنه بهت شلیک کنم.

411
00:35:45,975 --> 00:35:49,604
ساعت قشنگ پدرم رو توی ورق‌بازی باختی.

412
00:35:49,770 --> 00:35:52,481
نه، ساعتم، پیرمرد، ساعتم.

413
00:35:52,648 --> 00:35:55,818
راستی، اسمم سسیل هست.
باید همین الان بریم.

414
00:35:55,985 --> 00:35:57,612
اوه، ببخشید آقا.
ما باید

415
00:35:59,447 --> 00:36:03,242
ببین چیکار کردی با پیرهنم.
قرار بود بگی ببخشید.

416
00:36:04,243 --> 00:36:08,205
- فکر کنم گفتم. درست می‌فرمایید، جناب.
- آره، شنیدم که گفت.

417
00:36:08,372 --> 00:36:11,375
حالا بذارش زمین قبل از اینکه یه
دونه دیگه رو خالی کنم روی پیراهنت

418
00:36:13,169 --> 00:36:17,465
میدونی وقتی یه بچه پررو میخواد
تهدیدم کنه چی میگم؟

419
00:36:17,632 --> 00:36:18,925
هان؟

420
00:36:22,261 --> 00:36:25,932
هرلی، لطفاً این آقا رو
از اینجا بیرون کن!

421
00:36:27,767 --> 00:36:29,685
حالا چی براتون بیارم؟

422
00:36:31,687 --> 00:36:35,066
خب، ببینید شغال‌ها چی
با خودشون آوردن.

423
00:36:35,232 --> 00:36:38,611
- چطوری دِلی؟
- بهتر از این نمیشم لیل.

424
00:36:38,778 --> 00:36:44,408
- یه نوشیدنی چی؟
- آماندا! نامزدت اومده.

425
00:36:45,076 --> 00:36:47,870
و میل شما چیه،
عزیزم؟

426
00:36:48,829 --> 00:36:50,831
نه، هیچی برای من.
ممنونم خانم.

427
00:36:57,922 --> 00:36:59,215
دِلی!

428
00:36:59,757 --> 00:37:01,467
این دفعه خیلی وقت بود.

429
00:37:01,634 --> 00:37:02,968
فکر کردم دیگه برنمی‌گردی.

430
00:37:03,886 --> 00:37:06,389
اوه، این موجود دوست‌داشتنی کیه؟
پدربزرگته؟

431
00:37:06,555 --> 00:37:11,185
- اون؟ نه، پدربزرگ من نیست.
- دوستته؟

432
00:37:11,936 --> 00:37:14,605
و قطعاً دوست من نیست.

433
00:37:14,772 --> 00:37:17,566
راستش، ما همسفران راه هستیم.

434
00:37:17,733 --> 00:37:22,154
همسفران راه.
خوشگل که هست، نه لیل؟

435
00:37:22,780 --> 00:37:27,493
آره، خیلی خوشگله.
فقط به اون چشم‌های آبی کوچولوش نگاه کن.

436
00:37:28,661 --> 00:37:32,289
خانم، مجذوب و افسون شدم.

437
00:37:33,707 --> 00:37:36,710
بالاخره یه جنتلمن
توی این خراب‌شده پیدا کردیم.

438
00:37:36,877 --> 00:37:39,672
دولی، یه اراذل و اوباش حقیر مثل تو

439
00:37:39,839 --> 00:37:42,216
برای چنین روباه نقره‌ای مثل او؟

440
00:37:42,591 --> 00:37:44,552
اجازه بده خودم را معرفی کنم.

441
00:37:44,927 --> 00:37:49,473
سسیل کالدرکات پیچ‌تری سوم
در خدمت شما هستم، خانم.

442
00:37:50,099 --> 00:37:51,183
لعنتی، چقدر طولانی. فکر نمی‌کنی؟

443
00:37:51,559 --> 00:37:56,480
«نامی که تلفظ می‌شود، شناسایی
فردی است که به او تعلق دارد.

444
00:37:56,647 --> 00:38:00,443
کسی که بتواند نام مرا درست تلفظ کند،
می‌تواند مرا صدا بزند،

445
00:38:00,609 --> 00:38:06,240
و سزاوار عشق و خدمت من است.»
هنری دیوید ثورو.

446
00:38:06,407 --> 00:38:07,992
سسیل اینجا کرم کتابه. بیا.

447
00:38:08,159 --> 00:38:12,371
سس، برای یک بار هم که شده راحت باش. لیل،
نوشیدنی برای کتاب‌خون، رفیق. مهمان من.

448
00:38:12,538 --> 00:38:15,249
آقای دولی،
من هرگز مشروب نمی‌نوشم،

449
00:38:15,416 --> 00:38:19,378
من برای تفریح گاه به گاه در مهمانی
های کریسمس پس انداز می کنم.

450
00:38:19,545 --> 00:38:20,588
صبر کن، آقای دولی.

451
00:38:20,838 --> 00:38:23,799
وقتی وارد سالن شدم، اسبم را بیرون ندیدم.

452
00:38:23,966 --> 00:38:29,054
- منظورم اینه که امیدوارم دزدیده نشده باشه؟
- اسب ما مگه اون چیز خاصی نیست؟

453
00:38:29,221 --> 00:38:32,474
کتاب های من آنجاست. فقط نمی توانم
تحمل کنم که آنها را از نظرم دور باشند.

454
00:38:32,641 --> 00:38:34,977
- ما باید برویم.
- آروم باش.

455
00:38:35,144 --> 00:38:37,730
اسب ما در اصطبل است و دارد نعلش را عوض می کنند.

456
00:38:37,897 --> 00:38:40,774
شما همراهان عزیز سفر من،

457
00:38:40,941 --> 00:38:44,486
نسخه های کمیاب مرا
به یک آهنگر معمولی مرزی سپردید.

458
00:38:44,653 --> 00:38:45,779
خب، عجله ات برای چیه؟

459
00:38:45,946 --> 00:38:50,534
چرا یه مدت نمی‌مونی و
یه نوشیدنی نمی‌خوری؟

460
00:38:50,701 --> 00:38:51,911
تعارف نکنید

461
00:38:52,453 --> 00:38:53,829
خیلی ممنونم خانم،

462
00:38:53,996 --> 00:38:56,790
اما وقتی کتاب‌هام از نظرم دور باشن
خیلی بی‌قرار می‌شم.

463
00:38:56,957 --> 00:38:58,500
گفتم که دیوونه‌ست.

464
00:38:58,667 --> 00:39:03,964
خب، ما این جا خیلی نوشیدنی داریم
می تونید نوشیدنی سرد میل کنید.

465
00:39:04,131 --> 00:39:08,510
اسمش کاما-سو-تراست.
شنیدی تا حالا؟

466
00:39:09,094 --> 00:39:14,892
کاماسوترِی؟
آه کاماسوترا، هی

467
00:39:15,184 --> 00:39:18,437
آه، خب با اطمینان می‌تونم بگم که اون یکی از
غذاهایی هست که هرگز نخوردم.

468
00:39:18,604 --> 00:39:22,232
- مطمئنم که خوشتون میاد آقا.
- پس خوشمزه است؟

469
00:39:24,485 --> 00:39:25,945
من نمی‌تونم این کار انجام بدم.

470
00:39:29,531 --> 00:39:33,869
این تف‌دان برای تف انداختنه،
نه برای اون کار. تو، عوضی کثیف!

471
00:39:34,036 --> 00:39:35,371
ببرش بیرون.

472
00:39:35,537 --> 00:39:39,041
- لعنت بهت، لیل.
- دفعه بعد حالتو می گیرم.

473
00:39:39,416 --> 00:39:43,504
تو و این دیوار لعنتی، خدایا.

474
00:39:43,671 --> 00:39:45,464
متاسفم عزیزم.

475
00:39:45,631 --> 00:39:49,218
حالا داشتیم چی می‌گفتیم؟
آهان، می‌خواستم بهت یه نوشیدنی بدم.

476
00:39:49,593 --> 00:39:52,680
باشه، ولی به جای اینکه یه نوشیدنی باشه،

477
00:39:52,846 --> 00:39:55,057
شاید یه فنجان چای
نداشته باشی.

478
00:39:55,224 --> 00:39:57,017
نه، دوباره نه با چای.

479
00:39:57,476 --> 00:40:02,439
بیا اینجا. بیا اینجا.
به من گوش کن. یه نوشیدنی بخور.

480
00:40:02,606 --> 00:40:06,777
من هیچوقت نوشیدنی نخوردم. منظورم اینه که،
هیچوقت در تمام عمرم نوشیدنی خالص نخوردم.

481
00:40:06,944 --> 00:40:08,278
وقتشه. فهمیدی؟

482
00:40:08,445 --> 00:40:11,740
حالا، اگه میخوای فورچون رو ببینی،
بخورش. خودتو جمع و جور کن!

483
00:40:16,745 --> 00:40:19,957
اوه، خب، امتحانش می کنم

484
00:40:22,626 --> 00:40:23,794
نوش جان.

485
00:40:26,046 --> 00:40:29,550
مثل یه پیرزن لوس تو مهمونی چای،
یواشکی مینوشی.

486
00:40:29,925 --> 00:40:31,927
باید مثل یه مرد سر بکشی. ببین.

487
00:40:51,697 --> 00:40:55,200
گارسون، یکی دیگه برام بیار!

488
00:40:59,955 --> 00:41:01,415
- بفرما.
- برای من؟

489
00:41:02,332 --> 00:41:06,420
راستش رو بخوای، مزه‌ش
کم‌کم آدم رو جذب می‌کنه، نه؟

490
00:41:06,587 --> 00:41:07,963
آره. به نظرم همینطوره.

491
00:41:12,801 --> 00:41:17,389
اون یکی طعم کامل تری داشت.

492
00:41:18,557 --> 00:41:22,769
می تونم بگم، اممم، بهتر بود

493
00:41:22,936 --> 00:41:26,482
همش از یه بطری میاد،
عزیزم.

494
00:41:26,648 --> 00:41:29,985
حالت خوبه؟
شاید دیگه کافی باشه.

495
00:41:30,152 --> 00:41:32,613
انگار باید بری دراز بکشی.

496
00:41:34,114 --> 00:41:35,699
نوشیدنی.

497
00:41:36,408 --> 00:41:42,956
کسی تو این مملکت نابالغ،
لطفاً نمیگه؟

498
00:41:46,210 --> 00:41:48,295
خب من تو رو میشناسم.

499
00:41:48,837 --> 00:41:54,843
تو همون بی فرهنگی هستی
که ساعت پدرم رو دزدید.

500
00:41:55,469 --> 00:41:59,431
در مورد چی داری پرت و پلا میگی،
پیرمرد؟ و بی فرهنگ کیه؟

501
00:41:59,598 --> 00:42:04,853
همین الان بهت دستور میدم، قربان،
که سریع تحویلش بدی.

502
00:42:07,314 --> 00:42:08,982
منظورت اینه؟

503
00:42:11,735 --> 00:42:12,778
این مال تو بود؟

504
00:42:13,612 --> 00:42:16,448
قشنگه، نه؟
بهش عادت کردم.

505
00:42:17,074 --> 00:42:18,575
اگه پسش ندم چی؟

506
00:42:19,451 --> 00:42:20,953
چیکار می‌خوای بکنی؟

507
00:42:24,539 --> 00:42:25,749
مواظب باش.

508
00:42:28,710 --> 00:42:30,170
باشه.

509
00:43:01,159 --> 00:43:02,411
دولی، عجله کن.

510
00:43:07,416 --> 00:43:10,168
چته لعنتی؟
نمی‌بینی ظریفه؟

511
00:43:25,142 --> 00:43:26,935
عوضی!

512
00:43:59,885 --> 00:44:03,221
قبلاً سر به سرم گذاشتی،
ولی الان حالم رو بد کردی.

513
00:44:06,141 --> 00:44:08,018
از زدن یه پیرمرد حال می‌کنی؟

514
00:44:08,185 --> 00:44:13,106
آقای دولی. بذار من
صورت‌حساب نظافت این آقا رو بدم.

515
00:44:13,273 --> 00:44:17,778
- خشونت هیچ‌وقت راه‌حل نیست.
- دوست پیر شما ممکنه درست بگه.

516
00:44:17,944 --> 00:44:21,656
ممکنه درست بگه، مردم،
بیخیال گذشته بشیم.

517
00:44:51,937 --> 00:44:54,189
این یه راه برای پس گرفتن
بردته.

518
00:44:54,981 --> 00:45:01,404
بعضی وقتا، معلم، خشونت
تنها راه‌حله. همه‌ش رو دیدی؟

519
00:45:03,114 --> 00:45:04,491
حتماً دیدم.

520
00:45:08,119 --> 00:45:09,204
سلام کلانتر؟

521
00:45:13,708 --> 00:45:14,918
نوشیدنی مهمون من؟

522
00:45:27,097 --> 00:45:28,890
بلند شو، دِلی. مهمون داری.

523
00:45:31,309 --> 00:45:32,602
فقط می‌تونی یه دقیقه بمونی.

524
00:45:40,694 --> 00:45:44,114
واقعاً می‌دونی چطور آدم رو
تو دردسر بندازی، پیرمرد.

525
00:45:44,864 --> 00:45:48,076
اوه، گوش کن، من سردرد وحشتناکی دارم.

526
00:45:48,243 --> 00:45:50,537
و راستی، اگر حافظه‌ام درست یاری کنه،

527
00:45:50,704 --> 00:45:55,375
این تو بودی که اصرار داشتی
اون سم بدبو رو بخورم.

528
00:45:55,542 --> 00:45:57,711
خب، از کجا باید می‌دونستم
تو دکمه‌ی بالا آوردنت

529
00:45:57,877 --> 00:45:59,629
مثل دستگاه سکه تقلبی کار می‌کنه.

530
00:46:00,380 --> 00:46:01,506
یه اصطلاح رنگارنگ دیگه.

531
00:46:02,924 --> 00:46:06,469
- چی گفتی؟
- کلمه‌ش اصطلاحه،

532
00:46:06,636 --> 00:46:08,930
یه عبارت مجازی، غیرمستقیم.

533
00:46:09,222 --> 00:46:10,932
آقای دولی، اگه اجازه بدین،

534
00:46:11,307 --> 00:46:14,102
قصد دارم اموالم رو بردارم
از خورجینتون

535
00:46:14,269 --> 00:46:17,355
و یه همراه دیگه پیدا کنم
تا فورچون.

536
00:46:17,522 --> 00:46:19,232
ممنون که منو تا اینجا رسوندین.

537
00:46:19,399 --> 00:46:24,112
صبر کن، صبر کن. از اینجا به اونجا هیچ‌کس
رو نمی‌تونی پیدا کنی که ببرتت فورچون.

538
00:46:24,487 --> 00:46:26,614
این تیکه زمین پر از دزده
و یاغیه.

539
00:46:26,781 --> 00:46:30,243
اگه بتونم همین‌جا پیاده شم،
می‌تونیم راه بیفتیم.

540
00:46:31,661 --> 00:46:36,332
- منو در بیار.
- خدای من! به هیچ وجه.

541
00:46:36,499 --> 00:46:39,127
نمی خوای کلانتر بشنوه؟
گوش کن. تو می تونی این کارو بکنی.

542
00:46:40,378 --> 00:46:42,547
هرگز. من یه آدم اصولی هستم.

543
00:46:42,714 --> 00:46:44,674
خب، اون بچه ای که
داشتی در موردش حرف می زدی چی؟

544
00:46:44,841 --> 00:46:47,260
از، از یکی از اون کتاب ها.
اسمش چی بود دوباره؟

545
00:46:48,136 --> 00:46:49,429
اولیور تویکسیت.

546
00:46:53,475 --> 00:46:57,604
آقای دولی، فکر می کنم
داشتی به حرف های من گوش می دادی.

547
00:46:57,771 --> 00:47:03,735
و واقعا منو شگفت زده کردی. البته
منظورت اولیور توئیست بود.

548
00:47:03,902 --> 00:47:06,780
آره، دقیقا. نگفتی، نگفتی که اون
یه جایی فرار کرد؟

549
00:47:06,946 --> 00:47:12,202
آها، آره. استاد جوان توئیست خودش رو از
کار سخت و طاقت فرسای یتیم خونه نجات می ده.

550
00:47:12,368 --> 00:47:14,954
یه فرار وحشتناک. همین.

551
00:47:15,121 --> 00:47:19,292
یه مثال بهتر شاید
کنت مونت کریستو باشه.

552
00:47:19,459 --> 00:47:22,212
اون اوج یه رمان زندان
محسوب میشه.

553
00:47:22,378 --> 00:47:24,589
- ببین
- اون کاملا فرق داره.

554
00:47:24,756 --> 00:47:26,424
منظورم اینه که، داستان کاملا تخیلیه.

555
00:47:26,591 --> 00:47:30,678
ببین، من فقط به خاطر اینکه ازت دفاع کردم
تو این قفس گیر افتادم.

556
00:47:30,845 --> 00:47:34,808
حالا یه کم قدردانی نشون بده و کمکم کن.

557
00:47:34,974 --> 00:47:36,935
اصلا امکان نداره.

558
00:47:48,905 --> 00:47:50,240
ساکت شو!

559
00:47:53,243 --> 00:47:58,331
- ای خدا.
- لعنت بهت، دولی، ساکت شو!

560
00:48:02,335 --> 00:48:05,672
- دست از سر و صدا بردار.
- کمکم نمی‌کنی؟ دکتر رو صدا کن.

561
00:48:05,838 --> 00:48:08,049
دیگه ناله نکن
و بخواب.

562
00:48:10,677 --> 00:48:12,345
خدای من!

563
00:48:12,512 --> 00:48:15,598
این خون است! دکتر را خبر می‌کنم.
تو مقاومت کن!

564
00:48:29,445 --> 00:48:30,613
آقای دولی.

565
00:48:31,531 --> 00:48:32,824
- رفت؟
- بله.

566
00:48:37,370 --> 00:48:40,707
حسابی اذیت شدی، معلم. استفاده از
اون توت‌ها ایده خیلی خوبی بود.

567
00:48:41,040 --> 00:48:42,333
کاملاً باور کرد.

568
00:48:42,709 --> 00:48:45,169
خب، باید رئیس قبیله رو
شکر کنیم.

569
00:48:45,336 --> 00:48:47,714
درسته. ممنون رئیس.
باشه، حالا سریع کار کن.

570
00:48:48,214 --> 00:48:49,757
- کلیدها.
- بله، کلیدها. بیا. برو بیارشان.

571
00:48:49,924 --> 00:48:51,259
برو بیارشان. از آن طرف.

572
00:48:54,971 --> 00:48:59,267
- این طرف.
- باشه. کاری که گفتم را کردی؟

573
00:48:59,726 --> 00:49:01,185
بله قربان.

574
00:49:03,855 --> 00:49:05,523
خوب، حرکت کنیم.

575
00:49:06,899 --> 00:49:09,777
خدای من. این من را یاد
تابستان هشتمم می‌اندازد

576
00:49:10,111 --> 00:49:14,449
که تمام مربای آلو سیاه مادرم را خوردم
و تقصیر را گردن توماس ویک بیچاره انداختم.

577
00:49:14,615 --> 00:49:18,786
اعتراف نکردم. و او را به خاطرش تنبیه کردند.
خدای من.

578
00:49:18,953 --> 00:49:20,788
ببخش مامان. ببخش تامی.

579
00:49:23,041 --> 00:49:26,002
بیا. سوار آن اسب شو. اوه، لعنتی.

580
00:49:26,169 --> 00:49:27,378
چیک. داری چیکار می‌کنی، پسر؟

581
00:49:29,630 --> 00:49:31,466
برگرد اینجا، عوضی!

582
00:49:31,841 --> 00:49:33,301
نمی‌خوام بهت شلیک کنم، پسر.

583
00:49:33,676 --> 00:49:36,012
- دولی!
- برگشتم دنبالت عزیزم.

584
00:49:36,179 --> 00:49:38,014
وقتی بتونم هزینه بردنت رو بدم
به پاریس.

585
00:49:38,181 --> 00:49:39,223
منتظرت می‌مونم عزیزم.

586
00:49:39,390 --> 00:49:41,017
- خداحافظ خانم!
- خداحافظ چشم آبی عزیزم.

587
00:49:41,684 --> 00:49:44,979
وایسا! ها؟

588
00:49:47,065 --> 00:49:50,109
چی؟ دولی!

589
00:49:54,989 --> 00:49:56,491
اگه موقع طلوع آفتاب راه بیفتیم،

590
00:49:56,908 --> 00:49:59,577
داریم میریم به فورچون

591
00:49:59,869 --> 00:50:01,079
نظرت چیه؟ عالی نیست؟

592
00:50:01,954 --> 00:50:06,125
معجزه است. اینطوری یک شب کامل وقت دارم

593
00:50:06,292 --> 00:50:09,170
که مستقر بشم و خودم رو برای زنگ ساعت ۷ صبح دوشنبه

594
00:50:10,880 --> 00:50:15,259
مرتب کنم. ممنونم آقای دولی. شما مرد حرفتون هستید.

595
00:50:18,763 --> 00:50:21,599
هیچ وقت از خوندن این کتابا خسته نمیشی؟

596
00:50:22,391 --> 00:50:23,726
نه. هیچوقت.

597
00:50:25,061 --> 00:50:26,354
میدونی، من هنوز نمیدونم

598
00:50:26,521 --> 00:50:28,606
توی کتاب خوندن واقعا چیه که اینقدر سرگرم کننده‌ست.

599
00:50:29,148 --> 00:50:33,820
آدم رو با ایده‌های جدید آشنا می‌کنه، دانش آدم رو گسترش میده.

600
00:50:34,445 --> 00:50:38,366
تازه، تحصیل‌کرده بودن یه دنیای کاملاً

601
00:50:38,783 --> 00:50:41,911
جدید از امکانات رو به روت باز می‌کنه.

602
00:50:42,078 --> 00:50:45,915
شرط می‌بندم با یه تحصیلات خوب می‌تونی یه شغل عالی پیدا کنی.

603
00:50:46,582 --> 00:50:52,338
- نه، تصحیح می‌کنم، یه شغل حرفه‌ای!
- فکر می‌کنی؟ از کجا اینقدر مطمئنی؟

604
00:50:53,047 --> 00:50:58,010
ثورو گفته: "مهم نیست به چی نگاه می‌کنی،
مهم اینه که چی می‌بینی."

605
00:50:58,636 --> 00:51:01,514
من ممکنه به یه یاغی ترسناک نگاه کنم،

606
00:51:01,681 --> 00:51:05,393
اما چیزی که من می‌بینم یه مرد جوان باهوشه

607
00:51:05,560 --> 00:51:08,980
که اگه بخواد، آینده درخشانی در انتظارشه.

608
00:51:09,730 --> 00:51:16,320
خب، ببین، یه کتاب برات انتخاب کردم.
این سفرهای گالیوره.

609
00:51:16,612 --> 00:51:19,282
درباره یه ماجراجو
مثل خودته،

610
00:51:19,782 --> 00:51:24,787
اما یه نیش‌وکنایه ای هم هست
به سیاست و طبیعت انسان

611
00:51:25,496 --> 00:51:26,581
بسیار خب. برام بخونش.

612
00:51:27,290 --> 00:51:31,377
خب، من واقعا فکر می‌کنم اگه خودتون بخونید
بیشتر لذت ببرید.

613
00:51:33,337 --> 00:51:36,132
خودم نمی‌خوام بخونم.
فقط می‌خوام بشنومش.

614
00:51:38,175 --> 00:51:42,346
- می‌دونی چیه؟ بی‌خیالش.
- باشه، حتما.

615
00:51:53,107 --> 00:51:57,320
آقای دولی
آیا زیاد از اون استفاده می‌کنی؟

616
00:51:57,820 --> 00:52:00,448
شش‌لول خودم؟ به اندازه کافی.

617
00:52:01,324 --> 00:52:06,829
بگو ببینم، تا حالا باهاش
یه آدم رو کشتی؟

618
00:52:08,831 --> 00:52:13,586
داری شوخی می‌کنی؟
اینجا همه یه نفر رو می‌کشن.

619
00:52:13,753 --> 00:52:15,338
مثل قانون جنگله.

620
00:52:15,504 --> 00:52:19,342
حیوانات وحشی حیوانات وحشی رو می‌کشن.
می‌دونی؟ راه دیگه‌ای نیست.

621
00:52:20,217 --> 00:52:26,932
اگه جسارت نباشه
فقط، چند نفر رو کشتی؟

622
00:52:29,226 --> 00:52:33,606
- ۱۹ نفر.
- خدای من، ۱۹ نفر؟

623
00:52:34,065 --> 00:52:37,777
یه چیزی که می‌تونم بهت یاد بدم، معلم، اینه که
سریع‌ترین تیرانداز یه روز دیگه زنده می‌مونه.

624
00:52:39,487 --> 00:52:41,781
- جالبه.
- ولی من هیچوقت زن نکشتم

625
00:52:41,947 --> 00:52:43,240
یا بچه، می‌دونی؟

626
00:52:43,407 --> 00:52:44,950
و هیچوقت به هیچ مردی
از پشت شلیک نکردم.

627
00:52:45,326 --> 00:52:49,121
- خب، آفرین به این.
- بفرما. می‌خوای امتحان کنی؟

628
00:52:50,122 --> 00:52:51,665
- شلیک با تپانچه؟
- آره.

629
00:52:52,166 --> 00:52:54,335
نه. فکر نمی‌کنم.

630
00:53:00,216 --> 00:53:03,636
مرد. حسابی افتادی،
ولی هیجان‌انگیزه، مگه نه؟

631
00:53:09,850 --> 00:53:13,479
ببینم چیزی نداره.
بیا سوسول کوچولو. دوباره امتحان کن.

632
00:53:13,813 --> 00:53:17,149
نه، نه، نه. دیگه تموم. دیگه تموم. نه.
می‌دونم دیگه چی رو نمی‌تونم انجام بدم.

633
00:53:17,316 --> 00:53:20,903
اوه، بیا دیگه. می‌دونی چی هستی؟
یه پیرمرد حال‌به‌هم‌زن.

634
00:53:23,781 --> 00:53:27,118
- چی؟
- درسته. یه پیرمرد حال‌به‌هم‌زن.

635
00:53:27,284 --> 00:53:31,330
منو با یه باد بدبو
از شکم مقایسه می‌کنی. چی؟

636
00:53:31,622 --> 00:53:35,543
چون حاضر نیستم تو آداب احمقانه تیراندازیتون
شرکت کنم.

637
00:53:35,709 --> 00:53:37,962
خب، این خیلی زننده‌ست، قربان.
زننده.

638
00:53:38,129 --> 00:53:41,048
گوش کن معلم. اینجا غرب وحشیه.

639
00:53:41,215 --> 00:53:42,883
باید بدونی چطور تیراندازی کنی
تا زنده بمونی.

640
00:53:43,050 --> 00:53:45,094
منظورم اینه که این تو بودی
که درباره داروین بهم یاد دادی

641
00:53:45,261 --> 00:53:47,096
و اون قانون بقای اصلحش.

642
00:53:47,388 --> 00:53:50,683
خب، هر کی بهتر شلیک کنه
اینجا اصلح تره.

643
00:53:51,350 --> 00:53:54,228
داروین ببین، این بزدلیه.

644
00:53:58,148 --> 00:54:01,193
- داری منو ترسو صدا می‌زنی؟
- اگه مثل گرگ زوزه بکشه

645
00:54:01,527 --> 00:54:05,114
گرگ؟ این چه کوفتیه
که گرگ ربطی به ماجرا داره؟

646
00:54:05,281 --> 00:54:07,575
- چی، داری درباره چی حرف می‌زنی؟
- این یه استعاره‌ست.

647
00:54:07,741 --> 00:54:09,827
خب، تو دیگه به من
نمی‌گی ترسو.

648
00:54:09,994 --> 00:54:11,662
اگه دیده بودی
چطور مجبور شدم از این هفت‌تیرم استفاده کنم

649
00:54:11,829 --> 00:54:14,164
تا از یه مخمصه به مخمصه دیگه خودمو نجات بدم.

650
00:54:14,331 --> 00:54:16,792
منظورم اینه که شما نصف
چیزایی که من دیدم رو باور نمی‌کنید.

651
00:54:17,334 --> 00:54:20,004
لعنتی، باید در مورد من کتاب بنویسن
از بس که سختی کشیدم.

652
00:54:20,671 --> 00:54:22,923
و در واقع، شرط می‌بندم اگه
ماجراهای من رو می‌خوندی

653
00:54:23,090 --> 00:54:25,551
توی یه کتاب لعنتی، یه جور دیگه‌ای
می‌خوندی

654
00:54:25,718 --> 00:54:26,886
در مورد اینکه کی ترسوئه یا نه.

655
00:54:27,052 --> 00:54:29,179
می‌گفتی، می‌گفتی که شخصیت دولی

656
00:54:29,346 --> 00:54:32,433
یه قهرمان رمانتیک
غرب آمریکا هست.

657
00:54:32,766 --> 00:54:35,769
ببین، من فقط داشتم می‌گفتم

658
00:54:35,936 --> 00:54:39,356
که راه‌های متمدنانه‌تری
برای حل اختلافات وجود داره

659
00:54:39,523 --> 00:54:41,191
تا اینکه پشت تفنگ قایم شد.

660
00:54:42,151 --> 00:54:45,571
مردی که تا حالا تو لوله تفنگ نگاه نکرده.

661
00:54:45,738 --> 00:54:48,991
اصلاح می‌کنم، من تو لوله تفنگ شما نگاه کردم

662
00:54:49,158 --> 00:54:51,744
و آیا داشتن تفنگ خودم منو از دست شما نجات داد؟

663
00:54:51,910 --> 00:54:55,789
نه. نه، نه. تنها چیزی که داشتم حرف‌هایم بود.

664
00:54:56,332 --> 00:54:58,417
خواهش می‌کنم. شما هیچ وقت در خطر واقعی نبودید.

665
00:54:58,584 --> 00:55:02,171
من هیچ وقت مردی رو که مسلح نبود، نمی‌کشتم. حتی اگه به اندازه شما آزاردهنده باشه.

666
00:55:03,339 --> 00:55:06,634
هرچند حالا دارم در مورد اون فلسفه شک می‌کنم.

667
00:55:07,509 --> 00:55:12,181
آقای دولی. تمام چیزی که می‌گم اینه که تفنگ‌ها جواب نیستن

668
00:55:12,348 --> 00:55:16,935
اشتباه! نه، تفنگ‌ها تنها جواب هستن. راه دیگه‌ای وجود نداره.

669
00:55:17,728 --> 00:55:23,651
تا حالا این اصطلاح رو شنیدی که "قلم از شمشیر قوی‌تره"؟

670
00:55:24,652 --> 00:55:26,153
نه!

671
00:55:26,320 --> 00:55:29,365
خب، از تفنگ هم قوی‌تره.

672
00:55:29,531 --> 00:55:32,493
و امیدوارم این درس رو
قبل از اینکه دیر بشه یاد گرفته باشی.

673
00:55:32,660 --> 00:55:36,955
واقعا امیدوارم. و راستی،
"نه، یاد نگرفتم" هست.

674
00:55:46,673 --> 00:55:50,803
بهت گفتم
دیگه هیچوقت منو تصحیح نکنی!

675
00:55:52,888 --> 00:55:56,475
و امتیاز پتو گرفتن رو از دست دادی.
پتوی من.

676
00:56:01,772 --> 00:56:02,940
شب خوش.

677
00:56:11,281 --> 00:56:13,075
ستاره‌های زیبا.

678
00:56:34,429 --> 00:56:39,852
- تکون نخور.
- مار. چه سورپرایز خوبی.

679
00:56:40,018 --> 00:56:41,103
این حرفا رو تموم کن.

680
00:56:44,565 --> 00:56:48,152
خب، چه اتفاقی داره میفته؟ هوو.
لعنتی، چه خبره؟

681
00:56:48,318 --> 00:56:49,987
- هوو، هوو، هوو.
- پایین، پسر.

682
00:56:50,529 --> 00:56:53,657
- این یعنی چی؟
- یه بار تو عمرت حرف نزن، معلم.

683
00:56:54,032 --> 00:56:56,910
خب، دالی،
انگار دوباره همدیگه رو ملاقات کردیم.

684
00:56:58,328 --> 00:57:03,125
- این مردا رو میشناسی، آقای دالی؟
- آقای دالی. چقدر باکلاسیم، نه؟

685
00:57:04,251 --> 00:57:06,795
- میتونم همین الان ولش کنم، افعی؟
- یه دقیقه دیگه.

686
00:57:07,087 --> 00:57:13,177
افعی. اوه، خب چه اسم مستعار رنگارنگ،
گرچه تا حدودی کلیشه ای.

687
00:57:13,343 --> 00:57:17,181
نه، منظورم اینه که، فرض کنیم افعی
اسم مسیحی شما نیست، البته.

688
00:57:17,347 --> 00:57:18,307
خدایا، دوباره شروع شد.

689
00:57:18,473 --> 00:57:22,853
- مسیحی، شما کشیش هستید؟
- نه، من در واقع معلمم.

690
00:57:23,020 --> 00:57:24,396
فقط یه اصطلاحه.

691
00:57:24,563 --> 00:57:28,233
می‌دونی، اسم مسیحی یعنی اسم کوچیک.

692
00:57:28,400 --> 00:57:30,485
- اسم خانوادگی من پیچ‌تری هست
- صبر کن!

693
00:57:30,652 --> 00:57:34,698
ولی اسم مسیحی من
سسیل پیچ‌تری هست.

694
00:57:35,324 --> 00:57:41,622
- اسم مسیحی آقای دولی جدیدایا هست. می‌بینی؟
- پس اسم مسیحی‌اش چارلی باشه.

695
00:57:42,247 --> 00:57:44,082
آهان، چارلی. دقیقاً.

696
00:57:44,249 --> 00:57:48,378
آره. گرفتم. هی چارلی. هان؟
این آشغالو بنداز این طرف برام.

697
00:57:48,795 --> 00:57:51,965
- با کمال میل.
- نه، نه، نه. چارلی. هی.

698
00:57:52,132 --> 00:57:55,344
- آه. اوه نه. هی.
- مار، مار. بیا مار.

699
00:57:55,510 --> 00:57:58,055
- نیازی نیست این کارو بکنی، چارلی.
- همین الان جیبهاتو خالی کن!

700
00:57:58,221 --> 00:58:00,599
باشه. جیبهاتو خالی کن.
هر چی میگه انجام بده.

701
00:58:01,558 --> 00:58:03,226
ببخشید. فقط یه دستمال دارم.

702
00:58:09,608 --> 00:58:13,904
یه پیرمرد مثل تو
اینجا با آشغالایی مثل اون چیکار داره؟

703
00:58:14,488 --> 00:58:16,698
این مملکت چه علاقه ای به باد شکم داره؟

704
00:58:17,366 --> 00:58:18,283
بلندتر بگو.

705
00:58:19,242 --> 00:58:23,080
اوه، خب، ببینید، ام، من داشتم
میرفتم به شهر فورچون.

706
00:58:24,790 --> 00:58:27,918
اوه، خواهش می‌کنم قربان. با گالیور بازی نکنید،
خواهش می‌کنم. نه.

707
00:58:28,085 --> 00:58:29,795
به هر حال، کاملاً اتفاقی،

708
00:58:30,170 --> 00:58:32,923
آخرین قطارم رو از دست دادم
و اون موقع بود که آقای دولی مهربون

709
00:58:33,090 --> 00:58:36,051
قبول کرد منو تا شهر
فورچون همراهی کنه.

710
00:58:36,218 --> 00:58:41,973
حداقل با گالیور ور نرو.
نه! وای نه. گالیور! نه، خواهش می‌کنم!

711
00:58:42,140 --> 00:58:44,142
پس آقای دولی آدم مهربونیه، نه؟

712
00:58:48,605 --> 00:58:49,856
راه بیفت، گالیور عزیز.

713
00:58:50,232 --> 00:58:54,403
پس آقای مهربون دولی قبول کرد
که تو رو تا فورچون همراهی کنه

714
00:58:54,569 --> 00:58:56,697
قبل از اینکه جیب تو رو بزنه یا بعدش؟

715
00:58:56,863 --> 00:59:00,033
خب، این دیگه مهم نیست.

716
00:59:00,200 --> 00:59:05,455
ولی آقا، من واقعاً باید اعتراض کنم.
سوزاندن کتاب گناهه.

717
00:59:05,831 --> 00:59:11,420
دزدی هم گناهه. انگار
تو و ما یه چیزی مشترک داریم.

718
00:59:11,711 --> 00:59:16,508
همه‌مون سر کار بودیم
توسط آقای مهربون دولی.

719
00:59:16,675 --> 00:59:20,429
انگار تمام پولت رو دزدیده
و وسایلت رو هم برداشته

720
00:59:21,346 --> 00:59:27,060
- انگار اسب ما رو دزدیده.
- اسب شما؟ آقای دولی!

721
00:59:29,604 --> 00:59:30,772
به شما اعتماد کردم.

722
00:59:32,566 --> 00:59:35,485
شما رو راه دادم.
شما هیچی نداشتید.

723
00:59:35,819 --> 00:59:38,655
غذای من رو خوردید، نوشیدنی من رو نوشیدید.

724
00:59:38,822 --> 00:59:42,033
زیر پر و بال خودم گرفتمتون
و بهتون آموزش دادم.

725
00:59:42,659 --> 00:59:46,955
باهاتون مثل پسری رفتار کردم که هیچوقت نداشتم.
در عوض من چی گیرم میاد؟

726
00:59:47,247 --> 00:59:52,002
تشکر من چیه؟ خنجر از پشت.
به من نگاه کن، ترسو!

727
00:59:57,007 --> 00:59:58,091
"تو هم بروتوس".

728
00:59:59,759 --> 01:00:00,719
چی؟

729
01:00:03,805 --> 01:00:08,351
"تو هم بروتوس"، یک عبارت لاتین
که بدنام شده

730
01:00:08,518 --> 01:00:11,980
وقتی ژولیوس سزار
دوست مورد اعتمادش، بروتوس را

731
01:00:12,272 --> 01:00:16,651
در میان قاتلانش شناخت.
این افسانه‌ای‌ترین خیانت است.

732
01:00:17,027 --> 01:00:19,863
شاید این عبارت را
از نمایشنامه شکسپیر شنیده باشید.

733
01:00:20,030 --> 01:00:23,992
می‌دانید، اممم، ژولیوس سزار،
وقتی این را گفتید یادش افتادم.

734
01:00:24,159 --> 01:00:25,160
- خفه شو
- خفه شو!

735
01:00:27,787 --> 01:00:28,914
باشه، خفه شدم.

736
01:00:29,080 --> 01:00:31,625
اما فقط یک چیز، اگر اجازه بدهید،
فقط یک چیز دیگر.

737
01:00:31,791 --> 01:00:35,337
می‌دانید، من آقای دولی را
در طول زمان با هم بودنمان

738
01:00:35,503 --> 01:00:36,630
نسبتاً خوب شناخته‌ام.

739
01:00:36,796 --> 01:00:40,008
و او را مردی
با صداقت کامل می‌دانم.

740
01:00:40,175 --> 01:00:42,552
خب من مطمئنم اگه اسبت رو دزدیده،

741
01:00:42,928 --> 01:00:45,263
دلیل خیلی خوبی داشته که این کار رو کرده.

742
01:00:45,430 --> 01:00:47,432
و، و همه‌تون می‌دونید هیپوکرات چی گفت.

743
01:00:47,599 --> 01:00:49,935
اون الان نمی‌دونه. حالا، خفه می‌شی؟!

744
01:00:50,310 --> 01:00:52,687
البته که می‌دونم. من شبیه یه احمق به نظر می‌رسم؟

745
01:00:52,854 --> 01:00:55,440
"شرایط وخیم، اقدامات وخیم می‌طلبه".

746
01:00:56,650 --> 01:01:00,904
وای. وای. اوه بله، آقای مار.

747
01:01:01,071 --> 01:01:04,032
عالیه. خیلی خوبه. تقریباً.

748
01:01:05,158 --> 01:01:09,245
و من مطمئنم آقای دولی در شرایط بسیار وخیمی بوده.

749
01:01:09,412 --> 01:01:13,959
وقتی تصمیم عجولانه‌ای گرفت که اسب شما رو بدزده.

750
01:01:14,626 --> 01:01:18,505
حالا از یک آدم باسواد به دیگری.

751
01:01:19,464 --> 01:01:22,717
من راه حل کاملی دارم
برای مشکل کوچیکمون.

752
01:01:23,218 --> 01:01:27,347
چرا اسب قشنگت رو برنمی‌داری

753
01:01:27,514 --> 01:01:32,102
و تمام پول دردسر رو می‌گیری
و راه خودت رو می‌ری؟

754
01:01:32,268 --> 01:01:35,855
- نه آسیبی، نه خطایی.
- همینطوری؟

755
01:01:36,481 --> 01:01:37,565
همینطوری.

756
01:01:38,608 --> 01:01:42,570
خب، خیلی خوب و متمدنانه به نظر میاد.

757
01:01:43,279 --> 01:01:47,325
می‌بینی آقای دولی،
وقتی آدم‌های منطقی حرف می‌زنن

758
01:01:47,867 --> 01:01:51,538
یه مشکلی هست.
اگه بخوایم همینطور که می‌گی عمل کنیم،

759
01:01:51,705 --> 01:01:56,876
من لذت دیدن مغز آقای مهربون دولی رو

760
01:01:57,043 --> 01:01:59,254
به اون سنگ مالیده شد
همینجا.

761
01:01:59,587 --> 01:02:02,465
حالا تماشا کن و یاد بگیر معلم،
چون نوبت توئه.

762
01:02:03,466 --> 01:02:10,223
- زود می‌بینمت مامان.
- نه. اوه نه. نه. اوه نه!

763
01:02:11,349 --> 01:02:14,144
- کتاباشو ول کن.
- اوه نه، نه!!

764
01:02:33,496 --> 01:02:35,790
دِولی، پشت سرت!

765
01:04:29,028 --> 01:04:31,990
آقای دِولی آقای دِولی.

766
01:04:33,449 --> 01:04:38,955
اوه نه. آقای دِ آقای دِولی،
آقای دِولی.

767
01:04:39,706 --> 01:04:41,791
خدای من! آقای دِولی!

768
01:04:42,792 --> 01:04:49,549
نه، اوه خدا، اوه نه، منو ببخش. همه‌ش
تقصیر من بود. اوه خدا، من عذرخواهی می‌کنم.

769
01:04:49,716 --> 01:04:50,925
اوه خدا، منو ببخش!

770
01:04:58,683 --> 01:05:00,768
بیرون، بیرون، شمع کوتاه.

771
01:05:03,396 --> 01:05:08,109
زندگی سایه‌ای است که راه می‌رود،
بازیگری بیچاره.

772
01:05:08,860 --> 01:05:11,904
که بر صحنه
ساعتش را پرسه می‌زند و غرغر می‌کند،

773
01:05:12,655 --> 01:05:15,533
و دیگر شنیده نمی‌شود

774
01:05:18,327 --> 01:05:24,292
داستانی است که احمق تعریف می‌کند،
پر از هیاهو و خشم.

775
01:05:25,710 --> 01:05:27,211
بی‌معنی.

776
01:05:30,006 --> 01:05:34,260
آقای دولی. خدا را شکر.
زنده‌ای. خدا رو شکر!

777
01:05:34,635 --> 01:05:36,429
- حالت خوبه؟
- آره. آره. ولم کن.

778
01:05:36,596 --> 01:05:37,722
بسیار خب.

779
01:05:39,140 --> 01:05:42,268
- وای، خدایا، وای!
- مراقب باش

780
01:05:42,435 --> 01:05:45,438
هیچ وزنی روش نذار.
آقای دولی.

781
01:05:52,069 --> 01:05:53,571
اون اون مرده؟

782
01:05:54,530 --> 01:05:58,910
- آره. به نظر میاد.
- چک کن، مطمئن شو.

783
01:05:59,368 --> 01:06:04,624
آقای دولی، حدس می‌زنم
دوستش چارلی فرار کرده.

784
01:06:06,876 --> 01:06:10,671
یه سوراخ رو پیشونی‌شه،
به اندازه یه سکه طلا.

785
01:06:11,380 --> 01:06:14,258
اوه، نه، نه.

786
01:06:16,677 --> 01:06:21,182
خب، فکر کنم این شد بیستمین نفر.

787
01:06:29,357 --> 01:06:32,944
حالا نگاه کن، باید تمرکزمون رو برگردونیم.

788
01:06:33,319 --> 01:06:35,738
واقعاً باید زخم‌های شما رو
رسیدگی کنم، قربان.

789
01:06:37,907 --> 01:06:41,494
خدای من!
تیر ازش رد شده. کمکی نیست!

790
01:06:41,661 --> 01:06:44,413
واسه کی داری داد می زنی؟

791
01:06:45,373 --> 01:06:47,917
باید شما رو پیش یه دکتر ببریم،
آقای دولی.

792
01:06:48,417 --> 01:06:49,961
فقط باید یه تیغ رو داغ کنی،

793
01:06:50,127 --> 01:06:53,339
و اون سوراخ ها رو بسوزونی
و بعد ببندیش.

794
01:06:56,384 --> 01:06:58,636
نمی تونم باور کنم
اون واقعاً، اون

795
01:06:59,637 --> 01:07:01,973
اون واقعاً مرده؟

796
01:07:16,362 --> 01:07:23,327
تو، تو پیرمرد دیوانه.
همش تقصیر توئه.

797
01:07:23,703 --> 01:07:25,997
نمی تونستی ساکت بمونی، نه؟

798
01:07:26,372 --> 01:07:29,750
من می تونستم این وضعیت رو
مثل همیشه درست کنم

799
01:07:31,210 --> 01:07:34,547
ولی نه، تو و اون حرف زدن های لعنتیت،
و اون کتاب های لعنتیت.

800
01:07:34,714 --> 01:07:36,465
کاش میذاشتم اون کتابا بسوزن.

801
01:07:36,632 --> 01:07:40,303
ولی نه، تو منو کاملاً متقاعد کردی
که خیلی مهمه

802
01:07:40,469 --> 01:07:43,556
اگه تقصیر تو نبود الان زنده بود.

803
01:07:44,223 --> 01:07:46,392
اونا فقط اسب لعنتی خودشونو میخواستن.

804
01:07:47,977 --> 01:07:49,937
ببخشید قربان.

805
01:07:50,229 --> 01:07:53,232
ولی به نظر میاد
اونا یه کم بیشتر میخواستن

806
01:07:53,399 --> 01:07:55,568
فقط اسبشون رو پس بگیرن.
منظورم اینه که آقای مار

807
01:07:55,735 --> 01:07:57,653
به نظر نمیومد با هیچی راضی بشه

808
01:07:57,820 --> 01:08:00,823
جز اینکه مغزمون رو بپاشن
رو این سنگ.

809
01:08:00,990 --> 01:08:04,243
چرندیات. پیرمرد هیچی نمیدونی.

810
01:08:04,410 --> 01:08:07,163
من توی یک میلیون دردسر
مثل این افتادم.

811
01:08:07,329 --> 01:08:09,623
یک میلیون بار که به نظر می‌رسید
دیگه آخر خطه.

812
01:08:10,207 --> 01:08:14,170
و هر بار هم خودم رو نجات دادم
بدون اینکه مجبور بشم کسی رو بکشم.

813
01:08:21,844 --> 01:08:27,183
اوه، خدای من آقای دولی. شما
هیچ وقت کسی رو نکشتید. نکشتید؟

814
01:08:27,975 --> 01:08:28,976
خفه شو.

815
01:08:30,144 --> 01:08:32,730
حتماً چیزی
برای خجالت کشیدن نیست، قربان.

816
01:08:33,898 --> 01:08:36,859
هر احساسی که دارید
کاملاً طبیعیه.

817
01:08:37,651 --> 01:08:41,489
منظورم اینه که گرفتن جان یک انسان
خیلی عمیقه.

818
01:08:41,655 --> 01:08:46,327
و من واقعاً متاسفم که دغدغه اصلی من
در مورد کتاب‌هایم

819
01:08:46,494 --> 01:08:51,499
باعث این زنجیره اتفاقات شد
که منجر به مرگ یک انسان شد.

820
01:08:52,750 --> 01:08:57,963
و برای این، واقعاً پشیمانم.
اما حق با شما بود، می‌دانید؟

821
01:08:58,380 --> 01:09:03,677
شرایط آنطور که پیش آمد،
اقدام قاطع را ایجاب می‌کرد.

822
01:09:03,844 --> 01:09:08,098
منظورم این است که، در عمرم
انتظار نداشتم خودم

823
01:09:08,265 --> 01:09:15,022
به روی انسان دیگری آتش باز کنم.
منظورم این است، و با این حال اینجاییم.

824
01:09:16,023 --> 01:09:18,359
می‌توانستیم با صحبت کردن
خودمان را از اینجا بیرون ببریم.

825
01:09:18,526 --> 01:09:22,404
غیرممکن. نه، شما تنها کاری را کردید
که می‌شد انجام داد

826
01:09:22,571 --> 01:09:25,866
تا جانمان را نجات دهیم.
و شجاعانه جنگیدید، قربان.

827
01:09:26,033 --> 01:09:30,788
شما، جانتان را به خطر انداختید
و جانمان را نجات دادید.

828
01:09:31,747 --> 01:09:33,874
هیچ حسی
آنطور که فکر می‌کردم

829
01:09:37,211 --> 01:09:38,295
در کشتن یک مرد ندارم.

830
01:09:40,214 --> 01:09:44,343
حتی اگه، حتی اگه زندگی
یه آدم شرور رو داشت،

831
01:09:47,096 --> 01:09:49,306
و حتی اگه واقعاً
حقش بود.

832
01:09:50,849 --> 01:09:55,604
یه جورایی اینکه کسی که
کارش رو تموم کرد

833
01:09:57,648 --> 01:09:59,817
فقط، فقط حس اشتباهیه.

834
01:10:01,527 --> 01:10:05,072
اشکالی نداره. چون
آدم دلسوزی هستی.

835
01:10:05,239 --> 01:10:10,327
پس آدم درون‌نگری هستی،
این ویژگی قابل تحسینه.

836
01:10:11,370 --> 01:10:14,999
ولی لطفاً یادت باشه
دفاع شخصی بود.

837
01:10:15,165 --> 01:10:17,626
- منظورم اینه که خودت گفتی.
- من خیلی چیزا گفتم.

838
01:10:25,050 --> 01:10:26,260
فکر کنم حق با تو بود، معلم

839
01:10:29,513 --> 01:10:33,684
- کشتن کار ترسوهاست.
- نه، اصلاً اینطور نیست. آقای دولی.

840
01:10:35,144 --> 01:10:39,106
خیلی شجاعانه بود کاری که کردی.
همه ما رو نجات دادی.

841
01:10:39,982 --> 01:10:45,446
و این صداها و این کتاب‌ها
شنیده خواهند شد.

842
01:10:45,738 --> 01:10:48,866
اجازه داده می‌شه که الهام‌بخش
نسل‌های جدید باشن.

843
01:10:49,783 --> 01:10:53,912
معلوم نیست این سرزمین جدید
چه منافعی از اون خواهد برد.

844
01:10:54,413 --> 01:10:59,460
و این به خاطر توست. و من به
نمایندگی از همه اینجا صحبت می‌کنم:

845
01:10:59,626 --> 01:11:04,214
آقای شکسپیر، آقای کیتس،
آقای ملویل، برونتی‌ها.

846
01:11:05,507 --> 01:11:12,598
من از طرف همه اونها صحبت می‌کنم.
و از صمیم قلب تشکر می‌کنم!

847
01:11:38,999 --> 01:11:41,585
خداوند شبان من است.
هیچ کمبودی نخواهم داشت.

848
01:11:41,752 --> 01:11:45,547
او مرا به کنار آب‌های آرام
هدایت می‌کند. او جان مرا تازه می‌سازد.

849
01:11:45,714 --> 01:11:48,425
آری، گرچه در دره سایه مرگ
گام بردارم،

850
01:11:48,592 --> 01:11:51,553
از هیچ شرّی نخواهم هراسید
که تو با منی

851
01:11:52,179 --> 01:11:55,849
و در خانه‌ی خداوند
تا ابد خواهم زیست. آمین.

852
01:11:57,309 --> 01:11:58,477
آمین.

853
01:12:03,107 --> 01:12:05,150
صبر کن، فکر می‌کنی
کجا داری می‌ری؟

854
01:12:08,153 --> 01:12:11,406
- به فورچون. دیگه کجا؟
- در این وضعیتی که داری؟

855
01:12:11,573 --> 01:12:14,618
نه، نه، نه. این غیرممکنه.
باید اینجا استراحت کنی.

856
01:12:14,785 --> 01:12:17,454
می‌رم و کمکی
از جایی خبر می‌کنم.

857
01:12:17,621 --> 01:12:20,791
چرندیات. قول دادم
تو رو برسونم به فورچون

858
01:12:20,958 --> 01:12:22,292
تا زنگ صبح فردا.

859
01:12:22,459 --> 01:12:23,836
و دقیقاً همین کار رو می‌کنم.

860
01:12:24,711 --> 01:12:27,548
فکر نمی‌کنی بعد از این همه اتفاق،
بذارم از توافقمون کنار بکشی؟ ها؟

861
01:12:28,340 --> 01:12:31,009
- خب
- بدون پول من؟

862
01:12:31,385 --> 01:12:32,803
بله، البته.

863
01:12:33,470 --> 01:12:35,722
ببین، اگه می‌خوایم به‌موقع اونجا باشیم
بدون اینکه اسبی داشته باشیم،

864
01:12:36,849 --> 01:12:38,892
باید تمام روز لعنتی رو راه بریم
و تا خود شب ادامه بدیم.

865
01:12:39,059 --> 01:12:40,227
فکر می‌کنی بتونی از پسش بربیای
پیرمرد؟

866
01:12:41,395 --> 01:12:44,439
- فکر می‌کنم بتونم.
- خوبه.

867
01:12:46,775 --> 01:12:50,571
خب، یه چیزی رو از همین الان
روشن کنیم،

868
01:12:51,989 --> 01:12:54,700
دیگه حرف زدن ممنوع. باشه؟

869
01:12:55,409 --> 01:12:57,870
فهمیدی؟
حالا که یه نفر رو کشتم،

870
01:12:58,996 --> 01:13:01,039
دو تا میشه، فرقی نمی‌کنه.

871
01:13:02,040 --> 01:13:05,627
فهمیدم. ولی حداقل بذار من کتاب‌ها رو حمل کنم.

872
01:13:06,086 --> 01:13:07,254
ما رو کند می‌کنی.

873
01:13:10,799 --> 01:13:12,843
تویی که پات تیر خورده.

874
01:13:14,845 --> 01:13:15,929
آقای دولی

875
01:15:42,659 --> 01:15:48,331
سر وقت رسیدید، آقای دولی. واقعاً مرد حرفتون هستید.

876
01:15:49,040 --> 01:15:54,963
نمی‌تونم به اندازه کافی ازتون تشکر
کنم. و حالا، امم، درباره ترتیب کارهامون.

877
01:15:55,630 --> 01:15:57,465
مطمئنم تا امشب،

878
01:15:57,841 --> 01:16:00,427
تمام مدارک مربوطه امضا میشه

879
01:16:00,802 --> 01:16:03,388
و من می‌تونم دینم رو به شما پرداخت کنم.

880
01:16:05,056 --> 01:16:06,725
و تا غروب اینجا نمی‌مونم.

881
01:16:08,393 --> 01:16:09,936
فکر کردی من بیشتر از این تو این خراب شده

882
01:16:10,103 --> 01:16:11,980
می‌مونم؟ مگه نه؟

883
01:16:13,690 --> 01:16:18,904
نه. فکر نمی‌کنم. نه. ولی پول، قربان.

884
01:16:19,070 --> 01:16:20,947
مطمئناً تا آزاد نخواهد شد.

885
01:16:21,114 --> 01:16:25,827
- آه، پول لعنتیتو نگه دار.
- چی؟ آقای دولی؟

886
01:16:25,994 --> 01:16:29,664
این، این خیلی سخاوتمندانه است. اما غیرممکن است.

887
01:16:29,831 --> 01:16:35,795
- نه، معامله، معامله است. - این پول شما برای شغل جدیدتان است.

888
01:16:36,838 --> 01:16:41,092
- من بدون آن خوب خواهم بود. - اما حالا چه کار می‌کنی؟

889
01:16:45,430 --> 01:16:46,640
مهم نیست.

890
01:16:47,307 --> 01:16:50,727
خب، متاسفم،
ولی این برای من مهمه.

891
01:16:52,604 --> 01:16:58,318
معلم، هرچی زودتر منو فراموش کنی،
بهتره. باشه؟

892
01:16:59,361 --> 01:17:03,073
منظورم اینه که، هنوز نفهمیدی؟
من آدم بدی هستم.

893
01:17:03,573 --> 01:17:06,826
بعضی آدما همینطوری،
همینطوری به دنیا اومدن.

894
01:17:07,160 --> 01:17:10,914
- آقای دولی، شما قلبی از طلا دارید.
- این حرفای پیچیده رو شروع نکن

895
01:17:11,081 --> 01:17:12,540
که بخوای منو قانع کنی
که اون حقیقت نداره.

896
01:17:12,707 --> 01:17:16,836
می‌دونم چی هستم، ولی نگران من نباش.
من خوب می‌شم.

897
01:17:17,962 --> 01:17:19,089
همیشه همینطور بودم.

898
01:17:29,265 --> 01:17:36,314
حداقل اینو بگیر
برای سفرت. خواهش می‌کنم.

899
01:17:36,856 --> 01:17:37,774
معلم

900
01:17:40,235 --> 01:17:41,736
من سواد ندارم.

901
01:17:44,739 --> 01:17:45,907
می‌دونم.

902
01:17:46,408 --> 01:17:48,326
ولی این برای وقتیه که یاد بگیری.

903
01:18:07,971 --> 01:18:09,097
خب

904
01:18:10,348 --> 01:18:11,307
ممنونم.

905
01:18:13,852 --> 01:18:18,064
حالا برو به اون بچه‌ها درس بده.
بهشون آینده بده و از این حرفا.

906
01:18:26,156 --> 01:18:28,241
ممنونم آقای دولی.

907
01:18:52,515 --> 01:18:57,896
خب هفته پیش در مورد
خرید لوئیزیانا صحبت کردیم،

908
01:18:58,062 --> 01:19:01,691
که اون موقع منطقه
لوئیزیانا

909
01:19:01,858 --> 01:19:05,653
توسط ایالات متحده
از فرانسوی‌ها خریداری شد.

910
01:19:06,154 --> 01:19:07,363
و اون موقع کی بود؟

911
01:19:08,406 --> 01:19:09,407
هر کسی.

912
01:19:11,367 --> 01:19:12,660
هر کسی؟

913
01:19:14,454 --> 01:19:16,623
۱۸۰۳. باشه.

914
01:19:16,998 --> 01:19:20,752
اما امروز می‌خوایم صحبت کنیم
از وقتی که دو تا مرد خیلی خاص

915
01:19:20,919 --> 01:19:23,922
استخدام شدن تا اون منطقه جدید رو
اکتشاف کنن.

916
01:19:24,088 --> 01:19:28,468
اسمشون مری‌وِدر لوئیس
و ویلیام کلارک بود.

917
01:19:29,218 --> 01:19:34,349
و مأموریتشون اسم داشت
"سپاه اکتشاف".

918
01:19:41,814 --> 01:19:42,857
سلام خانم!

919
01:19:48,279 --> 01:19:51,366
بیرون! برو گمشو!
اینجا تکدی‌گری ممنوعه.

920
01:19:51,741 --> 01:19:53,576
بچه‌ها سریع زیر میزها قایم شید.

921
01:19:55,954 --> 01:19:57,872
ببخشید خانم.
ولی می‌بینید، من

922
01:19:58,039 --> 01:19:59,624
یه آدم مست و ولگردم

923
01:19:59,791 --> 01:20:03,044
و نمی‌ذارم این خونه‌ی مقدس علم رو خراب کنی.

924
01:20:03,461 --> 01:20:07,131
ایتن، لطفا از این پنجره بپر پایین
و برو کلانتر رو خبر کن. عجله کن!

925
01:20:07,298 --> 01:20:08,966
- چشم خانم.
- نه، نه، نه.

926
01:20:09,342 --> 01:20:12,470
لازم نیست.
ببینید خانم

927
01:20:13,596 --> 01:20:18,976
- من معلم جدیدم.
- مسخره نکن.

928
01:20:19,769 --> 01:20:23,940
- معلم جدید آقای سسیل
- پیچ‌تری.

929
01:20:24,607 --> 01:20:29,779
سسیل پیچ‌تری، اهل لندن، انگلستان،
در خدمتم خانم.

930
01:20:32,407 --> 01:20:35,868
اوه بله. می‌دونم.
حتماً خیلی ژولیده به نظر میام،

931
01:20:36,035 --> 01:20:39,747
اما طاقت‌فرساترین
و غیرعادی‌ترین سفری بود

932
01:20:39,914 --> 01:20:42,500
که باید برای رسیدن به موقع
برای زنگ صبح امروز می‌داشتم.

933
01:20:42,667 --> 01:20:46,629
من و خانم‌های دیگر از
مرکز فرهنگی،

934
01:20:46,796 --> 01:20:49,841
قرار بود آقای پیچ‌تری را
جمعه تحویل بگیریم،

935
01:20:50,007 --> 01:20:52,427
و ما منتظرش بودیم
در سکوی قطار.

936
01:20:52,593 --> 01:20:59,434
بله. خب، در مورد اون. ببینید،
من متاسفانه آخرین قطار رو از دست دادم،

937
01:21:00,101 --> 01:21:04,647
و مجبور شدم مسیر
دیدنی‌تر رو انتخاب کنم.

938
01:21:05,189 --> 01:21:09,569
اما گوش کنید، من
مقداری از اجناسم رو با خودم آوردم.

939
01:21:11,779 --> 01:21:16,492
خب، کمی لبه‌هاشون سوخته. آه، اوه خوبه.

940
01:21:17,493 --> 01:21:21,456
اما فکر می‌کنم آره،
خیلی هم بد حال نیستند.

941
01:21:25,668 --> 01:21:29,589
این شمایید، واقعا خودتونید.

942
01:21:30,548 --> 01:21:34,343
آقای پیچ‌تری،
من خانم الوئیز میبل هستم.

943
01:21:34,510 --> 01:21:37,138
و از طرف
کمیته بانوان مدرسه

944
01:21:38,014 --> 01:21:41,142
می‌خواهم به شما خوش‌آمد بگویم
به شهر فورچون.

945
01:21:41,517 --> 01:21:44,770
بچه‌ها، بچه‌ها، بیایید
از آقای پیچ‌تری استقبال گرمی بکنیم.

946
01:21:45,146 --> 01:21:50,443
- سلام آقای پیچ‌تری.
- اوه، سلام به همگی. صبح بخیر.

947
01:21:50,610 --> 01:21:57,283
نمی‌تونم بگم چقدر خوشحالم
که بالاخره رسیدم، سالم و سرحال.

948
01:21:57,909 --> 01:22:00,119
اوه، حتما خیلی خسته هستید.

949
01:22:00,286 --> 01:22:03,915
شما رو راهنمایی کنیم تا مستقر بشید و فردا
بتونید درس‌هاتون رو شروع کنید؟

950
01:22:04,081 --> 01:22:07,710
اوه، خدای من نه.
نه. هر زمانی میتونم مستقر بشم.

951
01:22:07,877 --> 01:22:12,757
اما با اجازه شما،
فکر کنم فقط دوست دارم شروع کنم.

952
01:22:14,425 --> 01:22:16,719
- اوه، بله. باشه.
- ممنونم.

953
01:22:16,886 --> 01:22:21,724
من میرم
به مهمانسرای خانم اَنی

954
01:22:21,891 --> 01:22:23,392
و اتاقتون رو مرتب میکنم

955
01:22:23,559 --> 01:22:25,394
برای امروز.

956
01:22:25,561 --> 01:22:32,485
- عالیه. ممنونم خانم میبل.
- ممنونم آقای پیچ‌تری.

957
01:22:38,908 --> 01:22:40,785
خب، دوباره شروع کنیم، باشه؟

958
01:22:41,077 --> 01:22:47,792
حالا دوست دارم با تعریف کردن در مورد بزرگترین علاقه‌ام شروع کنم،

959
01:22:49,418 --> 01:22:50,503
اونم کتاب خوندنه.

960
01:22:51,754 --> 01:22:55,925
می‌دانید، کتاب‌ها،
کتاب‌ها می‌توانند ما را به هر جایی ببرند،

961
01:22:58,594 --> 01:22:59,887
در هر ماجرایی

962
01:23:00,304 --> 01:23:07,478
در هر دوره‌ای چه گذشته،
چه حال، یا خیلی، خیلی

963
01:24:16,922 --> 01:24:19,758
جدیدایا دولی اینجاست!

