1
00:00:43,500 --> 00:00:47,916
‫روزی روزگاری، یا بهتره بگیم همین الان،

2
00:00:48,000 --> 00:00:51,375
‫روستایی کوچیک در دل تپه‌های توسکانی هست.

3
00:00:51,500 --> 00:00:55,791
‫بلودیر، شهر کوچیک عاشقانه‌ای که...

4
00:00:55,875 --> 00:00:56,958
‫[تو تا ابد بهترین هدیه زندگی من هستی]

5
00:00:58,416 --> 00:01:00,991
‫فقط باید بدونین که در بلودیر،

6
00:01:01,041 --> 00:01:06,000
‫آدم‌های معدود، نه، انگشت‌شماری
‫که هنوز نیمه گم‌شده‌شون رو پیدا نکردن...

7
00:01:06,750 --> 00:01:11,125
‫چاره‌ای ندارن جز اینکه هر گوشه‌ای
‫رویا به سر داشته باشن و دنبال شکارش باشن،

8
00:01:11,875 --> 00:01:13,625
‫و هرگز تسلیم نشن.

9
00:01:17,750 --> 00:01:20,208
‫با این حال،
‫در این شهر جادویی کوچیک،

10
00:01:20,333 --> 00:01:24,208
‫یه نفر زندگی می‌کنه که
‫عشق و عاشقی اصلا براش مهم نیست.

11
00:01:24,708 --> 00:01:25,708
‫اون کیه؟

12
00:01:26,833 --> 00:01:28,033
‫الیسا، شاهدخت قصه ما.

13
00:01:28,083 --> 00:01:30,041
‫الیسا، شاهدخت قصه ما.

14
00:01:30,583 --> 00:01:36,208
‫با اینکه واقعا شاهدخت نیست،
‫و خونه‌اش هم دقیقا کاخ نیست.

15
00:01:37,833 --> 00:01:42,166
‫و شاهزاده؟
‫نگران نباشین، اون هم اینجا است. میکل.

16
00:01:43,416 --> 00:01:46,208
‫شاهزاده‌ها اصلا برای الیسا مهم نیستن،

17
00:01:47,000 --> 00:01:49,583
‫ولی میکل خیلی به شاه‌دخت‌ها فکر می‌کنه.

18
00:02:05,416 --> 00:02:07,041
‫- صبح به خیر.
‫- صبح به خیر.

19
00:02:08,916 --> 00:02:10,333
‫سلام مامان. سلام جادا.

20
00:02:10,416 --> 00:02:11,916
‫- سلام.
‫- اینقدر به همه‌چی دست نزن.

21
00:02:11,958 --> 00:02:15,041
‫یه چیز مهمی هست که باید بهت بگم،
‫ولی نمی‌تونی به کس دیگه‌ای بگی.

22
00:02:15,083 --> 00:02:17,541
‫- هی، شنیدی؟
‫- بستگی داره. چیه؟

23
00:02:17,583 --> 00:02:18,833
‫درباره پلانی.

24
00:02:19,666 --> 00:02:21,708
‫می‌گن زن دوم گرفته.

25
00:02:22,666 --> 00:02:25,791
‫سیب‌های تازه! آب‌دار و خوشمزه!

26
00:02:25,833 --> 00:02:27,083
‫چرا داد می‌زنی؟

27
00:02:27,166 --> 00:02:28,708
‫همسرش می‌دونه؟

28
00:02:28,791 --> 00:02:31,541
‫اگه دانته با من همچین کاری می‌کرد،
‫پدرش رو درمیاوردم!

29
00:02:31,583 --> 00:02:35,208
‫باشه بابا، ولش کنین.
‫بسپرینش به کارما.

30
00:02:35,291 --> 00:02:38,541
‫بی‌خیال بابا. کارما؟
‫زنش رو بدبخت کرده.

31
00:02:38,583 --> 00:02:40,791
‫بگذریم، من خبر داشتم.

32
00:02:40,916 --> 00:02:43,041
‫اومده بود آرایشگاه...

33
00:02:43,166 --> 00:02:46,541
‫- و یه پیامک از «پیتزایی» گرفت.
‫- پیتزایی.

34
00:02:46,666 --> 00:02:49,916
‫- نوشته بود: «خیلی دلم برات تنگه.»
‫- واقعا؟

35
00:02:50,041 --> 00:02:54,458
‫پس اگه حریم خصوصی براتون مهمه،
‫موهاتون رو خونه خودتون بزنین.

36
00:02:55,958 --> 00:02:58,041
‫- باشه.
‫- خیلی ضدحاله.

37
00:02:58,083 --> 00:02:59,791
‫- مامان، من می‌رم خونه رابرتو.
‫- باشه.

38
00:03:00,416 --> 00:03:01,916
‫این رو باش...

39
00:03:02,041 --> 00:03:04,041
‫کرکره اتاقم خراب شده.

40
00:03:04,083 --> 00:03:06,791
‫- آره، حتما.
‫- تو گفتی ما هم باور کردیم.

41
00:03:06,833 --> 00:03:09,416
‫رابرتو خوش‌تیپه،
‫یه کم زیادی لاغره.

42
00:03:09,541 --> 00:03:12,208
‫- حسابی هم پولداره!
‫- فهمیدم، مامان. خوش‌تیپ و پولدار.

43
00:03:12,291 --> 00:03:16,083
‫انبار هنوز از اون کرکره‌ها داری؟
‫کرکره اتاقم باز خراب شد.

44
00:03:16,166 --> 00:03:19,166
‫آره بابا، کلی دارم.
‫میایم نصبشون می‌کنم.

45
00:03:19,500 --> 00:03:20,750
‫خودم می‌تونم.

46
00:03:21,416 --> 00:03:22,833
‫ولی از پیشنهادت ممنونم.

47
00:03:22,916 --> 00:03:27,333
‫خیلی خب، پس یه روز دیگه.
‫می‌تونیم بریم قدم بزنیم، می‌تونیم...

48
00:03:27,416 --> 00:03:28,666
‫«می‌تونیم.»

49
00:03:28,958 --> 00:03:30,166
‫«می‌تونیم.»

50
00:03:30,291 --> 00:03:31,916
‫- خدافظ، رابرتو.
‫- خدافظ، الیسا.

51
00:03:36,708 --> 00:03:39,083
‫می‌خوای ناهار رو بریم بیرون؟

52
00:03:39,166 --> 00:03:40,666
‫نمی‌شه، ساعت دو باید بریم باشگاه آبی.

53
00:03:40,791 --> 00:03:41,916
‫اون کیه؟

54
00:03:41,958 --> 00:03:44,958
‫- کارلو. از آشنایی‌تون خوشبختم. من برادرشم.
‫- دیشب هم اینجا بود؟

55
00:03:45,041 --> 00:03:47,541
‫آره، ولی اتاقم بودم.

56
00:03:48,666 --> 00:03:50,041
‫باشگاه آبی می‌ری؟

57
00:03:50,708 --> 00:03:54,208
‫آره بابا. به چپ، به جلو،
‫و تمام.

58
00:03:54,291 --> 00:03:56,166
‫راستش دیر کردم. باید...

59
00:03:56,208 --> 00:03:57,833
‫- من برم آماده بشم؟
‫- آره.

60
00:04:00,916 --> 00:04:04,166
‫- باشگاه آبی؟
‫- اولین چیزی بود که به ذهنم رسید.

61
00:04:04,208 --> 00:04:06,083
‫معاینه بیرون میلان چی شد؟

62
00:04:06,166 --> 00:04:07,791
‫خواستم تغییرش بدم.

63
00:04:07,833 --> 00:04:09,791
‫یکی امروز از دنده خلاق بلند شده.

64
00:04:11,708 --> 00:04:15,208
‫چرا از رابرتو خوشت نمیاد؟
‫خیلی تودل‌بروئه.

65
00:04:15,291 --> 00:04:18,166
‫تا حالا متوجه شدی که
‫دندون‌هاش عین دندون‌های باباته؟

66
00:04:18,291 --> 00:04:21,083
‫مقایسه کردن رابرتو و بابا
‫کمکی بهش نمی‌کنه، مامان.

67
00:04:21,166 --> 00:04:24,041
‫جادا، می‌شه تو بهش بگی
‫رابرتو بهش میاد؟

68
00:04:24,916 --> 00:04:29,166
‫بامزه است، مهربونه،
‫آدم خوبیه، آره،

69
00:04:29,291 --> 00:04:31,416
‫ولی شاید یه کم کسالت‌آوره...

70
00:04:31,458 --> 00:04:36,208
‫یادم رفته بود. طرف خودشیفته،
‫نیمه‌دیوونه یا تا حدی جنایتکار نباشه،

71
00:04:36,291 --> 00:04:37,958
‫تو اصلا در نظر هم نمی‌گیریش.

72
00:04:38,041 --> 00:04:39,833
‫شانسم بده. چی بگم؟

73
00:04:39,916 --> 00:04:43,708
‫بگذریم، رابرتو به من نمیاد.
‫وقت ندارم. کل روز کار می‌کنم.

74
00:04:43,791 --> 00:04:45,208
‫خب، همه‌مون شغل داریم.

75
00:04:45,916 --> 00:04:46,916
‫واقعا؟

76
00:04:50,958 --> 00:04:54,333
‫بگذریم، دخترها،
‫همه‌چی زوجش بهتره.

77
00:04:54,416 --> 00:04:55,791
‫من یه دختر دارم.

78
00:04:55,833 --> 00:04:57,158
‫خب که چی؟
‫مردها به درد آدم می‌خورن.

79
00:04:57,208 --> 00:04:59,500
‫می‌تونن لامپ عوض کنن،
‫لوله‌کشی رو تعمیر کنن، بلدن چطور...

80
00:04:59,625 --> 00:05:01,000
‫شیشه باز کنن.

81
00:05:02,416 --> 00:05:04,333
‫ویژگی‌هایی دارن که هیچ زنی نداره.

82
00:05:04,500 --> 00:05:05,625
‫- مامان!
‫- مامان!

83
00:05:07,041 --> 00:05:10,000
‫نظرت چیه تو بری سبزیجات رو
‫به کنت تحویل بدی؟

84
00:05:10,125 --> 00:05:11,500
‫یالا.

85
00:05:13,291 --> 00:05:14,875
‫حقیقت تلخه، مگه نه؟

86
00:05:26,541 --> 00:05:28,666
‫تق، تق، کنت.

87
00:05:28,708 --> 00:05:31,291
‫براتون کلم، جغندر و شلغم آوردم...

88
00:05:31,333 --> 00:05:33,916
‫نشد زیاد تخم‌مرغ بیارم.
‫این روزها مرغ‌ها تنبل شدن.

89
00:05:34,041 --> 00:05:35,791
‫صبحونه میل کردین؟

90
00:05:38,958 --> 00:05:40,791
‫من خسته‌ام.
‫می‌خوام کناره‌گیری کنم.

91
00:05:40,833 --> 00:05:44,791
‫کسی که بهترین قرارداد رو ببنده
‫همه سهام رو به دست میاره و نونش تو روغنه.

92
00:05:44,833 --> 00:05:46,541
‫اون یکی... می‌ره خونه.

93
00:05:48,208 --> 00:05:51,666
‫میکل، ببینیم مثل برادرت جورجیو
‫مهارت داری یا نه.

94
00:05:53,541 --> 00:05:56,791
‫اگه نمرده بود، تا الان دیگه
‫همه‌چی رو به اون داده بودم.

95
00:06:00,291 --> 00:06:01,291
‫خدافظ، پسرها.

96
00:06:01,708 --> 00:06:03,208
‫- خدافظ.
‫- خدافظ، آقای گالی.

97
00:06:03,291 --> 00:06:04,708
‫من رو از این خراب‌شده ببر.

98
00:06:09,416 --> 00:06:11,291
‫دیر یا زود اینطور می‌شد.

99
00:06:11,333 --> 00:06:14,083
‫ده سالش نبود که.
‫ولی آخه، کی می‌دونه؟

100
00:06:14,166 --> 00:06:16,166
‫خلاصه، مشخص نیست
‫چه اتفاقی براش افتاد.

101
00:06:16,208 --> 00:06:18,666
‫چه اتفاقی براش افتاد، مامان؟
‫نود سالش بود.

102
00:06:20,208 --> 00:06:22,041
‫کارم دیگه داره تموم می‌شه.

103
00:06:22,166 --> 00:06:24,416
‫- ممنونم، همین الان میایم.
‫- منتظرم.

104
00:06:27,041 --> 00:06:28,666
‫بگذریم، بانک تماس گرفت.

105
00:06:28,708 --> 00:06:32,583
‫همونطور که فکر می‌کردیم، کنت ویلا رو
‫رهن گذاشته بود که بدهی‌هاش رو بده.

106
00:06:32,666 --> 00:06:35,291
‫ولی مزرعه و زمین رو از دست نداد،

107
00:06:35,333 --> 00:06:38,041
‫پس می‌تونیم طبق توافق
‫همه‌چی رو مدیریت کنیم.

108
00:06:38,083 --> 00:06:41,166
‫الان دیگه بستگی داره
‫نوه‌هاش چی بخوان.

109
00:06:41,291 --> 00:06:43,416
‫- ببخشید.
‫- دوچیو، دیگه چیه؟

110
00:06:43,541 --> 00:06:47,541
‫هیچی. برای تابوت یه سری نمونه دارم.

111
00:06:48,166 --> 00:06:50,916
‫خودم چوب درخت گیلاس رو در نظر داشتم.

112
00:06:51,041 --> 00:06:53,416
‫یه چیز باکلاس، مثل خود کنت.

113
00:06:53,541 --> 00:06:55,833
‫- یا شاید زبان‌گنجشک...
‫- زبان‌گنجشک خوبه.

114
00:06:55,916 --> 00:07:00,583
‫زبان‌گنجشک، انتخاب ساده و بودجه‌ای.

115
00:07:00,666 --> 00:07:02,458
‫اصلا کسی به این چیزها دقت نمی‌کنه.

116
00:07:02,541 --> 00:07:04,041
‫- عالی.
‫- دیگه می‌رم.

117
00:07:04,541 --> 00:07:05,791
‫- ممنون.
‫- ممنون.

118
00:07:07,083 --> 00:07:09,666
‫- کدوم نوه؟
‫- نوه‌های کنت.

119
00:07:09,791 --> 00:07:12,833
‫وقتی مامان و خاله‌ات بچه بودن
‫تابستون‌ها رو می‌اومدن اینجا.

120
00:07:12,916 --> 00:07:15,916
‫بعد جورجیو، پسر بزرگ‌تر، مرد،
‫و می‌دونی...

121
00:07:15,958 --> 00:07:17,583
‫زندگی اتفاق می‌افته.

122
00:07:19,416 --> 00:07:22,166
‫شاید نوه‌ها تصمیم بگیرن
‫که روی این ملک سرمایه‌گذاری کنن.

123
00:07:22,291 --> 00:07:23,958
‫یا بفروشنش و ما رو بندازن بیرون.

124
00:07:24,041 --> 00:07:28,041
‫سرمایه‌گذاری روی ملکی که داره
‫داغون می‌شه منطقی نیست.

125
00:07:28,083 --> 00:07:29,916
‫آره، یه کم نیاز به تعمیرات داره.

126
00:07:29,958 --> 00:07:32,166
‫- دوباره برگشتم.
‫- دیگه چیه؟

127
00:07:32,208 --> 00:07:33,416
‫کل مبلغ رو حساب کردم.

128
00:07:34,166 --> 00:07:36,291
‫خیلی خب، کل خدمات...

129
00:07:36,416 --> 00:07:37,958
‫می‌شه ۳۵۰۰ یورو.

130
00:07:39,791 --> 00:07:40,958
‫کی پرداختش می‌کنه؟

131
00:07:41,208 --> 00:07:43,041
‫مطمئنی که باید کار کنی؟

132
00:07:43,958 --> 00:07:45,666
‫آره، خیلی مهمه.

133
00:07:45,791 --> 00:07:47,916
‫به یه ایده نیاز دارم،
‫وگرنه از شرکت اخراج می‌شم.

134
00:07:48,458 --> 00:07:50,166
‫بریم سر شام درباره‌اش صحبت کنیم.

135
00:07:50,833 --> 00:07:53,791
‫میکی. میکی. سلام!

136
00:07:54,666 --> 00:07:55,791
‫عمومون فوت کرده.

137
00:07:57,583 --> 00:07:58,666
‫البته.

138
00:07:58,708 --> 00:08:00,033
‫- یه کم موقعیت حساسیه.
‫- البته، ببخشید.

139
00:08:00,083 --> 00:08:00,875
‫- یه کم موقعیت حساسیه.
‫- البته، ببخشید.

140
00:08:00,958 --> 00:08:02,208
‫- اشکالی نداره.
‫- ببخشید.

141
00:08:02,333 --> 00:08:04,250
‫- بهت زنگ می‌زنم.
‫- باشه.

142
00:08:04,333 --> 00:08:05,458
‫ممنون.

143
00:08:07,500 --> 00:08:08,833
‫این یکی دیگه تلخ بود.

144
00:08:08,958 --> 00:08:12,208
‫دروغ نمی‌گفتم.
‫کنت، عمو بزرگمون، مرده.

145
00:08:12,750 --> 00:08:14,000
‫و ما تنها وارث‌هاش هستیم.

146
00:08:14,083 --> 00:08:15,083
‫ما؟

147
00:08:16,000 --> 00:08:18,000
‫اون بیست ساله هیچی به ما نداده.

148
00:08:19,833 --> 00:08:24,250
‫پس اون خونه که بچه بودیم
‫توش بازی می‌کردیم، اونجا الان مال ما است.

149
00:08:24,958 --> 00:08:25,958
‫بی‌خیال، میکی.

150
00:08:26,000 --> 00:08:27,625
‫بی‌خیال یعنی چی، کارلو؟

151
00:08:31,333 --> 00:08:33,375
‫- در واقع مال بانکه.
‫- البته.

152
00:08:33,458 --> 00:08:35,333
‫ولی بقیه‌اش مال ما است.

153
00:08:35,375 --> 00:08:37,333
‫بقیه‌اش؟ منظورت اون کلبه خرابه است؟

154
00:08:39,958 --> 00:08:44,208
‫ولی قطعه زمین بزرگی بود، مگه نه؟

155
00:08:44,958 --> 00:08:46,458
‫یادم نیست. فکر کنم.

156
00:08:50,625 --> 00:08:54,250
‫اونقدر بزرگ بود که زمین گلف بشه؟

157
00:08:55,833 --> 00:08:57,375
‫خیلی چیز خاصی گفتی.

158
00:09:04,583 --> 00:09:06,833
‫الو؟ آقای گالی.

159
00:09:23,458 --> 00:09:24,833
‫به نظرت مجردن؟

160
00:09:24,875 --> 00:09:26,458
‫فقط پولدار باشن کافیه.

161
00:09:26,500 --> 00:09:28,333
‫حالا می‌بینی، کنت بعدی می‌شن.

162
00:09:28,375 --> 00:09:30,208
‫ولی اگه به زشتی اون باشن...

163
00:09:30,250 --> 00:09:31,333
‫انگار واضح نگفتم.

164
00:09:31,458 --> 00:09:33,333
‫- فقط مهمه که پولدار باشن.
‫- دقیقا.

165
00:09:33,375 --> 00:09:35,833
‫- اینقدر دری وری نگین.
‫- خفه شو بابا.

166
00:09:36,958 --> 00:09:39,750
‫بی‌چاره‌ها، آخه چقدر بدبیاری؟

167
00:09:39,833 --> 00:09:44,125
‫اول پدر و مادرشون، بعد برادرشون،
‫حالا هم عموبزرگشون.

168
00:09:46,125 --> 00:09:49,250
‫- خدایا، کاش خوش‌تیپ باشن.
‫- نوه‌های کنت رو می‌گی؟

169
00:09:50,625 --> 00:09:54,500
‫شوخی می‌کنی؟ کنت که جوون بود
‫خیلی خوش‌تیپ بود.

170
00:09:55,208 --> 00:09:57,875
‫می‌گن دل همه زن‌های شهر
‫پیشش گیر بود.

171
00:09:59,333 --> 00:10:01,083
‫ما خودمون هم بد نیستیم.

172
00:10:02,458 --> 00:10:03,833
‫شوخی می‌کنیم.

173
00:10:04,583 --> 00:10:07,208
‫اوراتزی، سر به سرش نذار.

174
00:10:30,333 --> 00:10:33,333
‫- به مامانت پیام می‌دی؟
‫- مامان‌بزرگ، سرت تو کار خودت باشه.

175
00:10:40,041 --> 00:10:41,250
‫الیسا کجا است؟

176
00:10:42,208 --> 00:10:43,708
‫الیسا کجا است؟

177
00:10:43,750 --> 00:10:45,125
‫من از کجا بدونم؟

178
00:10:46,333 --> 00:10:50,083
‫دخترها، اینقدر سخت نگیرین، باشه؟
‫زندگی خودش به اندازه کافی سخته.

179
00:11:06,375 --> 00:11:07,458
‫ای وای!

180
00:11:08,125 --> 00:11:10,708
‫- ببخشید!
‫- ببخشید و زهرمار! حواست کو؟

181
00:11:10,750 --> 00:11:12,333
‫خب پشت در واینسا.

182
00:11:12,458 --> 00:11:14,158
‫- وایسا، بذار ببینم.
‫- خدایا، خیلی درد داره.

183
00:11:14,208 --> 00:11:16,083
‫- بذار ببینم. بشین.
‫- درد داره!

184
00:11:16,458 --> 00:11:18,958
‫لعنتی. شکسته؟

185
00:11:23,583 --> 00:11:24,625
‫الیسا!

186
00:11:25,333 --> 00:11:26,333
‫کارلو.

187
00:11:28,375 --> 00:11:29,375
‫میکل.

188
00:11:32,333 --> 00:11:33,708
‫چقدر شما...

189
00:11:35,375 --> 00:11:36,833
‫بزرگ... بزرگ شدین.

190
00:11:38,208 --> 00:11:40,333
‫از دیدنت خوشحال شدم.

191
00:11:41,000 --> 00:11:43,208
‫نظرتون چیه؟ بریم داخل؟

192
00:11:55,458 --> 00:11:56,875
‫رسیدن؟

193
00:12:16,833 --> 00:12:17,833
‫اون جایا نیست؟

194
00:12:19,125 --> 00:12:20,250
‫چقدر بزرگ شده.

195
00:12:22,083 --> 00:12:23,833
‫آره، واقعا متشخص شده.

196
00:12:28,833 --> 00:12:30,125
‫همه اومدن.

197
00:12:30,208 --> 00:12:32,583
‫مراسم ختم همیشه تزکیه‌کننده است.

198
00:12:34,333 --> 00:12:36,741
‫- بریم کارلو رو ببینیم. رقابت کمتره.
‫- من از میکل خوشم میاد.

199
00:12:36,791 --> 00:12:39,500
‫من هم از بامزه‌تره خوشم می‌اومد،
‫ولی آخرش گیر بابات افتادم.

200
00:12:39,583 --> 00:12:41,458
‫خیلی متاسفم.

201
00:12:41,500 --> 00:12:42,958
‫- ممنونم.
‫- تسلیت می‌گم.

202
00:12:43,000 --> 00:12:45,333
‫- باید نجاتشون بدیم.
‫- حتی فکرش هم نکن.

203
00:12:45,541 --> 00:12:47,041
‫هی، لیندا کجا است؟

204
00:12:48,083 --> 00:12:49,083
‫نمی‌دونم.

205
00:12:52,291 --> 00:12:53,083
‫لیندا؟

206
00:12:54,166 --> 00:12:56,125
‫مامانت دنبالته.

207
00:12:59,166 --> 00:13:00,750
‫امشب دوباره می‌بینمت؟

208
00:13:07,000 --> 00:13:09,875
‫ممنونم، سیمو. تو بهترینی.

209
00:13:17,250 --> 00:13:18,541
‫- سلام.
‫- سلام.

210
00:13:18,625 --> 00:13:20,500
‫- هنوز هم درد داره؟
‫- چی؟

211
00:13:21,666 --> 00:13:23,916
‫دماغت رو می‌گم. هنوز...

212
00:13:24,000 --> 00:13:26,500
‫وای، نه، خوبم. نگران نباش.

213
00:13:27,500 --> 00:13:29,250
‫خوشحالم.

214
00:13:29,375 --> 00:13:30,500
‫که کنت مرد؟

215
00:13:31,250 --> 00:13:34,666
‫نه، دماغت رو می‌گم.
‫نه... اینکه دوباره می‌بینمت.

216
00:13:36,166 --> 00:13:38,000
‫من هم از دوباره دیدنت خوشحالم.

217
00:13:38,625 --> 00:13:41,500
‫و امیدوارم کارهای فوق‌العاده‌ای
‫باهمدیگه بکنیم.

218
00:13:42,541 --> 00:13:45,041
‫- آره؟
‫- آره، می‌تونیم به صرف قهوه بریم بیرون.

219
00:13:46,625 --> 00:13:48,500
‫- هر وقت خواستی.
‫- همراه با کارلو.

220
00:13:49,625 --> 00:13:53,250
‫- همراه با کارلو. آره.
‫- می‌تونیم درباره عمارت عناب صحبت کنیم.

221
00:13:53,291 --> 00:13:55,375
‫می‌دونی که ما هنوز
‫اونجا زندگی می‌کنیم، درسته؟

222
00:13:58,291 --> 00:13:59,375
‫نه...

223
00:14:00,625 --> 00:14:01,625
‫نمی‌دونستم.

224
00:14:01,750 --> 00:14:05,166
‫آره. همون قراری رو با کنت داریم
‫که پدرت داشت.

225
00:14:06,250 --> 00:14:10,250
‫ملک کار می‌کنیم، محصولات رو می‌فروشیم...
‫و سود رو نصف می‌کنیم.

226
00:14:10,291 --> 00:14:13,875
‫این شاید برای الان اطلاعات اضافی باشه.
‫بعدا درباره‌اش صحبت می‌کنیم.

227
00:14:14,000 --> 00:14:16,500
‫آخه من یه سری ایده دارم...

228
00:14:17,500 --> 00:14:19,875
‫مگه اینکه شما می‌خواین ملک رو بفروشین.

229
00:14:22,750 --> 00:14:25,500
‫- نه، اصلا.
‫- نه؟

230
00:14:31,041 --> 00:14:33,000
‫- شرمنده. واقعا شرمنده.
‫- نه.

231
00:14:33,375 --> 00:14:34,500
‫آخه خیلی خوشحالم.

232
00:14:35,166 --> 00:14:36,625
‫که کنت مرد؟

233
00:14:39,375 --> 00:14:41,166
‫میکی، من با جایا صحبت کردم.

234
00:14:41,541 --> 00:14:44,375
‫میکل، پسرم،
‫نگاهش کن، برای خودت مردی شدی.

235
00:14:45,375 --> 00:14:48,000
‫اگه آلفانسو بود از دیدنت خیلی خوشحال می‌شد.

236
00:14:48,041 --> 00:14:50,500
‫ولی برای یه سفر طولانی رفت.

237
00:14:50,541 --> 00:14:53,541
‫یه سفر، خیلی، خیلی، خیلی طولانی.

238
00:14:53,625 --> 00:14:55,375
‫- مرد.
‫- بله.

239
00:14:56,250 --> 00:14:58,041
‫مامان، سوگواری به نوبت، باشه؟

240
00:14:58,875 --> 00:15:00,125
‫مامان، چیزی می‌خواستی؟

241
00:15:00,875 --> 00:15:01,875
‫«مامان؟»

242
00:15:01,916 --> 00:15:03,875
‫سلام. من لیندا هستم.
‫دختر الیسا.

243
00:15:03,916 --> 00:15:05,416
‫ایشون میکله.

244
00:15:06,500 --> 00:15:07,875
‫و ایشون هم کارلو.

245
00:15:10,125 --> 00:15:11,416
‫ولی الیسا مجرده.

246
00:15:11,500 --> 00:15:16,375
‫تو چطور، میکل؟
‫مجردی، ازدواج کردی...

247
00:15:16,500 --> 00:15:18,625
‫- مجردم.
‫- آفرین.

248
00:15:18,750 --> 00:15:19,791
‫من هم همینطور.

249
00:15:21,125 --> 00:15:24,166
‫این جواب اشتباه بود، بچه‌ها.
‫روحتون هم خبر نداره کجا گیر افتادین.

250
00:15:24,250 --> 00:15:27,375
‫نمی‌خوام بهونه بشنوم.
‫هر دو شما میاین عمارت عناب.

251
00:15:27,416 --> 00:15:29,875
‫واقعا؟ دقیقا کجای عمارت قراره بمونن؟

252
00:15:31,916 --> 00:15:32,916
‫بریم.

253
00:15:35,500 --> 00:15:38,875
‫ممنونم، ولی واقعا لزومی نداره
‫هر دوتون اتاق‌هاتون رو به ما بدین.

254
00:15:38,916 --> 00:15:42,750
‫- دقیقا. واقعا لزومی نداشت.
‫- رمز وای‌فای؟

255
00:15:42,791 --> 00:15:43,875
‫وای‌فای اینجا خوب نیست.

256
00:15:44,000 --> 00:15:46,500
‫اتاق لیندا و حیاط پشتی خوب کار می‌کنه.

257
00:15:48,000 --> 00:15:50,416
‫- ما جا رو تنگ کردیم؟
‫- یه کم.

258
00:15:51,416 --> 00:15:55,625
‫اگه بخوای، می‌تونی تخت من بخوابی.
‫یعنی تخت خودت.

259
00:15:56,166 --> 00:15:59,875
‫برای من مشکلی نیست.
‫می‌تونم روی مبل کنار ورودی بخوابم.

260
00:16:01,000 --> 00:16:03,500
‫اگه کسی اتاق الیسا رو نمی‌خواد،
‫من اونجا بخوابم.

261
00:16:03,541 --> 00:16:04,625
‫بریم.

262
00:16:06,541 --> 00:16:07,875
‫- کمک می‌خوای؟
‫- نه.

263
00:16:40,875 --> 00:16:43,250
‫شما به پست صوتی...

264
00:16:56,000 --> 00:16:57,375
‫[خدمات گاز - ۴۶۳.۱۱ یورو]

265
00:17:30,000 --> 00:17:30,791
‫- الیسا! الیسا!
‫- پیدات کردم!

266
00:17:50,208 --> 00:17:51,208
‫چی...

267
00:17:53,416 --> 00:17:56,583
‫خیلی خب، تو باید بیرون باشی، مرغ.

268
00:18:00,416 --> 00:18:01,416
‫بیرون.

269
00:18:01,833 --> 00:18:02,916
‫خب...

270
00:18:08,916 --> 00:18:10,041
‫لیندا؟

271
00:18:11,083 --> 00:18:12,333
‫بیداری؟

272
00:18:13,208 --> 00:18:15,541
‫وایسا! بسه دیگه. وایسا!

273
00:18:22,708 --> 00:18:25,333
‫یالا! بیرون! گم شو!

274
00:18:42,083 --> 00:18:43,541
‫صبح به خیر.

275
00:18:44,916 --> 00:18:46,791
‫می‌دونی تخم‌مرغ‌ها کجان؟

276
00:18:49,583 --> 00:18:50,583
‫لیندا؟

277
00:18:52,416 --> 00:18:53,541
‫لیندا!

278
00:18:55,666 --> 00:18:56,666
‫لیندا.

279
00:18:58,208 --> 00:18:59,458
‫چیه، مامان؟

280
00:18:59,541 --> 00:19:02,291
‫لیندا داشت بهم می‌گفت
‫می‌خواد بعد فارغ‌التحصیل شدن...

281
00:19:02,416 --> 00:19:03,916
‫به استرالیا بره.

282
00:19:04,416 --> 00:19:06,916
‫لیندا زیاد حرف می‌زنه.
‫کجا بودی؟

283
00:19:07,041 --> 00:19:08,791
‫تقصیر من بود. تقصیر من بود.

284
00:19:08,833 --> 00:19:12,083
‫سر و صدا کردم، بیدار شد،
‫پس ازش پرسیدم می‌خواد صبحونه بخوره یا نه.

285
00:19:12,708 --> 00:19:14,041
‫این سویشرت کیه؟

286
00:19:14,791 --> 00:19:16,958
‫مال میکله.
‫یه کم سردم بود.

287
00:19:17,708 --> 00:19:18,708
‫مال منه.

288
00:19:22,958 --> 00:19:24,083
‫تخم‌مرغ می‌خوای؟

289
00:19:24,166 --> 00:19:27,291
‫- آره، ولی خودم درست می‌کنم.
‫- نه، شوخی می‌کنی؟

290
00:19:27,416 --> 00:19:28,666
‫بفرما بشین، من درست می‌کنم.

291
00:19:28,708 --> 00:19:31,541
‫بی‌خیال، بشین.

292
00:19:32,208 --> 00:19:33,291
‫بشین!

293
00:19:34,166 --> 00:19:36,541
‫- تخم‌مرغ، تخم‌مرغ!
‫- بفرما. می‌خوای؟

294
00:19:38,333 --> 00:19:42,416
‫خب، وقتی رفته بودی استرالیا
‫حیوانات زیادی دیدی؟

295
00:19:43,083 --> 00:19:46,333
‫شوخی می‌کنی؟
‫همه‌جا پر حیوون بود. همه‌جا.

296
00:19:46,916 --> 00:19:47,916
‫همه‌جا.

297
00:19:48,416 --> 00:19:50,041
‫عکس هم گرفتی؟

298
00:19:50,166 --> 00:19:52,833
‫آره بابا. وایسا.
‫نشونت می‌دم. بیا.

299
00:19:52,916 --> 00:19:55,666
‫توی پوشه «استرالیا» هستن.
‫اینه‌ها.

300
00:19:55,708 --> 00:19:57,416
‫اون خیلی ترسناک بود.

301
00:19:57,458 --> 00:19:59,416
‫آره، خیلی ترسناکه.

302
00:19:59,458 --> 00:20:01,416
‫کشنده‌ترین مار دنیا است.

303
00:20:01,458 --> 00:20:03,666
‫- می‌شه ببینم؟
‫- نه!

304
00:20:04,291 --> 00:20:06,833
‫برو پایین‌تر.
‫عکس من با یه کوآلا بامزه است.

305
00:20:08,208 --> 00:20:11,041
‫می‌دونستی تقریبا همه کوآلاها
‫مبتلا به کلامیدیا هستن؟

306
00:20:11,083 --> 00:20:13,791
‫خب، این یکی حفاظت‌شده بود.

307
00:20:16,166 --> 00:20:17,291
‫گوش کن، میکل.

308
00:20:17,416 --> 00:20:20,791
‫می‌خوای باهم بریم ملک رو قدم بزنیم؟

309
00:20:21,666 --> 00:20:23,583
‫می‌تونم ایده‌هام رو بهت بگم.

310
00:20:24,583 --> 00:20:26,375
‫من هم می‌خواستم همین رو ازت بخوام.

311
00:20:27,333 --> 00:20:30,791
‫خوبه. می‌رم لباس بپوشم.
‫یه چیز راحت.

312
00:20:41,916 --> 00:20:43,166
‫عجب پیاده‌روی‌ای شد.

313
00:20:45,791 --> 00:20:47,458
‫باید رازت رو بهم بگی.

314
00:20:48,208 --> 00:20:49,291
‫چه رازی؟

315
00:20:49,916 --> 00:20:51,666
‫چرا دخترم ازت خوشش میاد؟

316
00:20:52,666 --> 00:20:55,416
‫از ۱۴ سالگی به اینور از من بدش میاد.

317
00:20:55,458 --> 00:20:57,208
‫چی بگم؟

318
00:20:57,291 --> 00:21:00,666
‫حتما به خاطر استرالیا است.
‫روحیه جهانگردی من.

319
00:21:01,666 --> 00:21:03,958
‫نمی‌تونم تصور کنم با این کفش‌ها
‫جهان‌گردی کنی.

320
00:21:08,791 --> 00:21:10,166
‫ریش‌درخت اونجا است.

321
00:21:12,416 --> 00:21:13,541
‫اون رو یادته؟

322
00:21:14,791 --> 00:21:16,166
‫یه درخت بلوط همیشه‌سبز کهنه.

323
00:21:16,208 --> 00:21:19,583
‫از مجموع من و تو و بابام و کنت
‫قدیمی‌تره.

324
00:21:20,541 --> 00:21:22,541
‫وقتی به ستوه میام،
‫میام اینجا،

325
00:21:23,541 --> 00:21:25,083
‫و همه‌چی برام واضح‌تر می‌شه.

326
00:21:26,416 --> 00:21:27,666
‫یه درخت التیام‌بخش.

327
00:21:29,416 --> 00:21:30,416
‫بله.

328
00:21:31,416 --> 00:21:36,166
‫فکرش رو بکن، وقتی لیندا اولین قدم‌هاش
‫رو برمی‌داشت، من این رو کاشتم.

329
00:21:37,791 --> 00:21:38,741
‫آویشن، چه خوبه.

330
00:21:38,791 --> 00:21:40,291
‫رزماریه.

331
00:21:40,416 --> 00:21:42,291
‫خب، مشابه هستن.

332
00:21:43,541 --> 00:21:47,291
‫- خب، دوتاش هم سبزه.
‫- اون تپه‌ها برای ساخت و ساز خوبن؟

333
00:21:48,291 --> 00:21:51,916
‫آره. ولی مقامات منطقه‌ای
‫سر مجوز زیادی گیر می‌دن.

334
00:21:52,583 --> 00:21:53,625
‫حیف.

335
00:21:53,666 --> 00:21:56,333
‫چرا؟ ما که لازم نیست چیزی
‫اینجا بسازیم.

336
00:21:56,416 --> 00:22:00,291
‫نه، همینطوری می‌گم،
‫اگه کسی بخواد ساخت و ساز کنه...

337
00:22:00,416 --> 00:22:01,541
‫همینطوری می‌گم.

338
00:22:02,291 --> 00:22:03,583
‫همینطوری.

339
00:22:05,416 --> 00:22:07,666
‫ممنون. روزی یه سیب...

340
00:22:07,791 --> 00:22:08,791
‫این اناره.

341
00:22:08,916 --> 00:22:11,416
‫- شوخی کردم.
‫- آها، باشه.

342
00:22:12,541 --> 00:22:14,083
‫چند هکتاره؟

343
00:22:14,833 --> 00:22:18,041
‫سه هکتار درخت زیتون،
‫یه هکتار هم باغ میوه و تاکستان.

344
00:22:20,083 --> 00:22:23,458
‫- داری یادداشت می‌کنی؟
‫- یه دستم همیشه می‌نویسه.

345
00:22:25,166 --> 00:22:27,458
‫زمین مسطح هم هست؟

346
00:22:27,541 --> 00:22:29,041
‫آره، چهار هکتار.

347
00:22:29,166 --> 00:22:32,166
‫باید همه‌اش رو به مزرعه اضافه کنیم،
‫تاکستان و باغ زیتون رو گسترش بدیم.

348
00:22:32,916 --> 00:22:36,291
‫البته سیستم آبیاری باید کلا نوسازی بشه.

349
00:22:38,541 --> 00:22:41,333
‫- یه کم بپیچونی درست می‌شه که.
‫- نه! وایسا!

350
00:22:41,916 --> 00:22:44,458
‫- وایسا! وایسا!
‫- نباید دستکاری‌اش کنی!

351
00:22:44,541 --> 00:22:48,208
‫ولش کن... دیگه گیر کرد.
‫باید قطعش کنیم...

352
00:22:50,666 --> 00:22:52,166
‫بریم انبار، بدو!

353
00:22:56,041 --> 00:22:57,583
‫خیلی خب. بیا.

354
00:23:00,416 --> 00:23:01,666
‫خدایا.

355
00:23:06,041 --> 00:23:08,041
‫باید لباس‌هامون رو عوض کنیم.

356
00:23:08,083 --> 00:23:09,916
‫- آره؟
‫- آره.

357
00:23:11,916 --> 00:23:14,291
‫خب، پائولو چی شد؟

358
00:23:15,375 --> 00:23:16,875
‫کل شب رو پیش همدیگه بودیم.

359
00:23:17,625 --> 00:23:19,000
‫- خب؟
‫- خب؟

360
00:23:19,541 --> 00:23:21,875
‫خب... هیچی. خوب بود.

361
00:23:22,000 --> 00:23:24,291
‫آها! پنجاه یورو بهم بدهکاری.

362
00:23:24,375 --> 00:23:25,541
‫وایسا، بذار ببینیم.

363
00:23:26,250 --> 00:23:30,500
‫- شرط بستیم بهش ابراز علاقه کردی.
‫- نه، من گفتم نکردی. و من برنده شدم.

364
00:23:30,625 --> 00:23:32,625
‫- هنوز که نگفته!
‫- از «خوب بود» مشخصه.

365
00:23:32,666 --> 00:23:35,875
‫اگه ابراز علاقه کرده بود
‫اینطوری می‌گفت؟ بی‌خیال.

366
00:23:37,125 --> 00:23:39,375
‫- بهش نگفتم.
‫- ایول! بده بیاد.

367
00:23:39,416 --> 00:23:42,375
‫خیلی خب.
‫پائولو می‌دونه مادرت خبر نداره؟

368
00:23:42,500 --> 00:23:44,750
‫نه. و نباید هم بفهمه.

369
00:23:45,291 --> 00:23:48,041
‫فکر کنم خودش بفهمه
‫اگه همه‌اش یواشکی برم بیام،

370
00:23:48,125 --> 00:23:51,750
‫ولی نمی‌خوام پیشش خراب بشم
‫که نمی‌تونم حرفم رو به مامانم بگم.

371
00:23:51,791 --> 00:23:53,500
‫من هم بودم نمی‌گفتم.

372
00:23:53,541 --> 00:23:56,166
‫آخه مامان تو از الیسا هم روانی‌تره.

373
00:23:56,250 --> 00:23:57,250
‫گم شو بابا.

374
00:23:57,875 --> 00:24:00,166
‫خیلی خب، پس چیکار می‌خوای بکنی؟

375
00:24:00,250 --> 00:24:03,250
‫می‌خوام وقتی بالغ‌تر شدم
‫ابراز علاقه کنم.

376
00:24:50,125 --> 00:24:51,125
‫بذار توضیح بدم.

377
00:24:51,250 --> 00:24:54,541
‫حرف، حرف ده هکتار زمین مسطح و تپه است.

378
00:24:55,000 --> 00:25:00,041
‫بررسی کردم. کنستانتین همه‌جای دنیا
‫زمین گلف داره به جز ایتالیا.

379
00:25:00,916 --> 00:25:04,750
‫قبل اینکه بره آمریکا
‫بیارش اینجا رو ببینه.

380
00:25:05,250 --> 00:25:08,166
‫اگه اینجا رو نشونش بدیم،
‫مطمئنم که می‌خواد سرمایه‌گذاری کنه.

381
00:25:09,291 --> 00:25:12,875
‫مکان شگفت‌انگیزیه.
‫می‌شه حسابی ازش پول درآورد.

382
00:25:18,625 --> 00:25:20,000
‫چه نقشه‌ای دارن؟

383
00:25:20,041 --> 00:25:24,000
‫می‌خوان اینجا رو بفروشن به یه آمریکایی،
‫بیاد همه‌چی رو بکوبه و یه زمین گلف بسازه.

384
00:25:25,875 --> 00:25:27,750
‫چطور می‌تونی الان غذا درست کنی؟

385
00:25:27,875 --> 00:25:29,375
‫مضطربم. کمکم می‌کنه آروم بشم.

386
00:25:30,750 --> 00:25:34,875
‫اون حروم‌لقمه می‌خواد ما رو بیرون بندازه.
‫خونه‌مون، شغلمون، همه‌چی به باد می‌ره.

387
00:25:34,916 --> 00:25:38,166
‫اینجا کل دنیای ما است.
‫می‌خوان اینجا رو ازمون بگیرن.

388
00:25:38,500 --> 00:25:40,000
‫خب، چیکار می‌خوایم بکنیم؟

389
00:25:40,125 --> 00:25:41,875
‫باید جلوش رو بگیریم،
‫ولی نمی‌دونم چطور.

390
00:25:45,750 --> 00:25:48,875
‫خب... اگه بهش فکر کنی،
‫یه راهی هست.

391
00:25:50,291 --> 00:25:51,791
‫می‌تونی به اون چیز اشاره کنی...

392
00:25:52,500 --> 00:25:54,000
‫- نه.
‫- چه چیزی؟

393
00:25:54,041 --> 00:25:56,625
‫- هیچی، مامان.
‫- جدی می‌گم، دخترها، چه خبره؟

394
00:25:56,666 --> 00:25:59,166
‫چیزی نیست. جایا داره چرت و پرت می‌گه.
‫خسته است.

395
00:26:02,125 --> 00:26:07,750
‫یا شاید هم بتونی با ملایمت
‫میکل رو متقاعد کنی که اینجا رو نفروشه.

396
00:26:07,791 --> 00:26:10,000
‫این شاید به نفع خودت هم باشه.

397
00:26:10,125 --> 00:26:12,916
‫عمرا. میکل عوضیه. ازش متنفرم.

398
00:26:15,125 --> 00:26:16,375
‫ولی کارلو...

399
00:26:17,291 --> 00:26:19,000
‫- نه.
‫- وایسا، بهش فکر کن.

400
00:26:19,625 --> 00:26:21,875
‫دوتاشون هم وارث هستن.
‫باید هر دوتا راضی به فروش باشن.

401
00:26:22,000 --> 00:26:23,625
‫اگه یکی راضی نباشه،
‫قرارداد امضا نمی‌شه.

402
00:26:23,750 --> 00:26:26,000
‫نه. تازه، من سرم شلوغه.

403
00:26:26,125 --> 00:26:27,000
‫شلوغه؟

404
00:26:27,041 --> 00:26:28,041
‫چطور؟

405
00:26:29,041 --> 00:26:33,000
‫این دفعه دیگه چه ترکیب طالع‌بینی
‫مسخره‌ای رو شده؟

406
00:26:33,041 --> 00:26:35,000
‫من کار دارم، باشه؟

407
00:26:35,041 --> 00:26:36,791
‫تازه، من اصلا از پسش برنمیام.

408
00:26:36,875 --> 00:26:38,750
‫مگه می‌خوایم چیکار کنی؟

409
00:26:38,875 --> 00:26:40,625
‫فقط باهاش مهربون باش.

410
00:26:40,666 --> 00:26:44,291
‫ببین چقدر وقت داریم، و بعدش
‫بهش بفهمون عجله‌ای برای فروش نیست.

411
00:26:44,375 --> 00:26:47,000
‫تو هم اینجا زندگی و کار می‌کنی، باشه؟

412
00:26:47,041 --> 00:26:49,750
‫حتما یارو باید شبیه وزغ باشه
‫که باهاش صحبت کنه.

413
00:26:50,541 --> 00:26:51,541
‫مامان!

414
00:26:52,375 --> 00:26:53,375
‫راست می‌گم.

415
00:26:57,625 --> 00:26:58,916
‫خب، نظرت چیه؟

416
00:26:59,000 --> 00:27:01,291
‫بفروشش به آمریکایی.
‫سود می‌کنی.

417
00:27:01,375 --> 00:27:02,541
‫دوتامون هم سود می‌کنیم.

418
00:27:02,625 --> 00:27:05,500
‫وقتی هکتارها زمین خالی
‫وسط توسکانی ببینه،

419
00:27:05,541 --> 00:27:07,000
‫به هر قیمتی راضی می‌شه.

420
00:27:07,041 --> 00:27:10,375
‫حاشیه سود رو با شرکت مدیریت می‌کنیم،
‫گالی راضی می‌شه،

421
00:27:10,500 --> 00:27:13,041
‫سهامش رو به من می‌فروشه...
‫حسابی پولدار می‌شیم.

422
00:27:13,125 --> 00:27:14,041
‫پولدار هستی.

423
00:27:14,125 --> 00:27:17,250
‫نه، باور کن، با این پول
‫هر کاری بخوای می‌تونی بکنی.

424
00:27:17,375 --> 00:27:20,875
‫می‌تونی به آرزوهات برسی.
‫آرزوت چیه؟ هیچوقت کار نکردن.

425
00:27:21,666 --> 00:27:24,750
‫شاید حتی بتونی برای خودت
‫تو میلان یه آپارتمان بگیری.

426
00:27:24,791 --> 00:27:26,291
‫از زندگی پیش تو خوشم میاد.

427
00:27:26,375 --> 00:27:27,500
‫من هم همینطور.

428
00:27:28,666 --> 00:27:30,000
‫به دخترها نمی‌گیم؟

429
00:27:30,041 --> 00:27:32,375
‫نه. اون‌ها نباید باخبر بشن.

430
00:27:32,500 --> 00:27:34,875
‫گالی گفت خریدار آمریکایی
‫سه‌شنبه می‌رسه اینجا.

431
00:27:35,000 --> 00:27:37,625
‫تازه، نمی‌خوایم اتمسفر رو خراب کنیم،
‫مگه نه؟

432
00:27:38,416 --> 00:27:41,791
‫- ولی آخه چرا من؟
‫- با عقل جور درمیاد دیگه.

433
00:27:41,875 --> 00:27:44,625
‫- ولی نمی‌خوام.
‫- خواهش می‌کنم. اینقدر بحث نکن.

434
00:27:45,000 --> 00:27:46,125
‫در بزن.

435
00:27:47,916 --> 00:27:49,166
‫خدمات اتاق.

436
00:27:50,500 --> 00:27:52,291
‫- بله، بفرما.
‫- برو.

437
00:27:52,375 --> 00:27:54,250
‫تو می‌تونی در رو باز کنی...

438
00:27:55,416 --> 00:27:56,750
‫- سلام.
‫- صبح به خیر.

439
00:27:56,791 --> 00:27:58,125
‫- صبح بخیر، الیسا.
‫- صبح به خیر.

440
00:27:58,166 --> 00:27:59,375
‫این هم اینجا است.

441
00:28:01,000 --> 00:28:02,625
‫فکر کردیم...

442
00:28:03,041 --> 00:28:07,875
‫شاید این خوشحالتون کنه،
‫می‌دونی... یه شیرینی ناقابل.

443
00:28:07,916 --> 00:28:10,625
‫- لیاقتش رو نداریم.
‫- آره، قطعا.

444
00:28:10,750 --> 00:28:12,666
‫راضی به زحمت نبودیم.
‫ممنونم.

445
00:28:12,791 --> 00:28:17,083
‫کارلو، الیسا یه سری کار بهم سپرده
‫که تو شهر انجام بدم.

446
00:28:18,041 --> 00:28:19,916
‫می‌خوای همراهم بیای؟

447
00:28:21,166 --> 00:28:22,291
‫آره، حتما.

448
00:28:24,041 --> 00:28:26,333
‫اجازه بده اول لباس درست‌حسابی بپوشم.

449
00:28:27,041 --> 00:28:29,166
‫- ما چی؟
‫- ما هیچی. من کار دارم.

450
00:28:29,791 --> 00:28:30,791
‫باشه.

451
00:28:40,041 --> 00:28:41,041
‫سلام.

452
00:28:42,958 --> 00:28:44,041
‫ازم اجتناب می‌کنی؟

453
00:28:45,583 --> 00:28:46,583
‫نه.

454
00:28:47,166 --> 00:28:48,541
‫اتفاقی افتاد؟

455
00:28:49,541 --> 00:28:50,541
‫نه.

456
00:28:50,958 --> 00:28:52,791
‫خیلی خب، پس بهت کمک می‌کنم.

457
00:28:53,541 --> 00:28:54,541
‫نه.

458
00:28:55,583 --> 00:28:56,708
‫باشه.

459
00:29:00,416 --> 00:29:01,458
‫این رو بگیر.

460
00:29:07,500 --> 00:29:08,708
‫چیکارش کنم؟

461
00:29:12,625 --> 00:29:13,833
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.

462
00:29:14,958 --> 00:29:17,875
‫وای، نه! کفش‌های جدیدم...

463
00:30:10,041 --> 00:30:12,291
‫- کارلیتو.
‫- سلام... دوچیو.

464
00:30:12,375 --> 00:30:14,250
‫خب، چه خبر؟

465
00:30:14,416 --> 00:30:15,541
‫از اینجا خوشت میاد؟

466
00:30:15,583 --> 00:30:18,666
‫- بله.
‫- میلان خیلی متفاوته.

467
00:30:18,708 --> 00:30:21,458
‫- آره. نه، فقط...
‫- انرژی متفاوتی داره.

468
00:30:21,583 --> 00:30:22,875
‫می‌بینمت.

469
00:30:23,791 --> 00:30:24,791
‫باشه.

470
00:30:28,791 --> 00:30:31,416
‫بدون من اینجا کلا از هم می‌پاشه.

471
00:30:31,458 --> 00:30:32,541
‫البته.

472
00:30:32,583 --> 00:30:34,291
‫- اومدم!
‫- اومد.

473
00:30:34,958 --> 00:30:38,916
‫دوچو.
‫داشتیم درباره زیتون‌ها صحبت می‌کردیم.

474
00:30:39,666 --> 00:30:41,583
‫- برنامه‌ای دارین؟
‫- بله.

475
00:30:41,666 --> 00:30:44,916
‫عالی. مزاحمتون نمی‌شم.
‫خوش بگذره.

476
00:30:46,208 --> 00:30:47,416
‫- خدافظ، دوچو.
‫- خدافظ.

477
00:30:49,416 --> 00:30:51,666
‫شکلات داغ احتمالا دیگه سرد شده.

478
00:30:52,041 --> 00:30:55,541
‫مرسی. ولی اتفاقا سردش رو دوست دارم.

479
00:30:57,625 --> 00:30:58,875
‫می‌خوای بریم قدم بزنیم؟

480
00:30:59,208 --> 00:31:00,833
‫- آره.
‫- خیلی خب.

481
00:31:07,666 --> 00:31:09,666
‫- همه‌چی برای امشب ردیفه.
‫- سلام، بچه‌ها.

482
00:31:09,791 --> 00:31:12,333
‫- سلام.
‫- برای جشنواره بلیت گرفتین؟

483
00:31:12,458 --> 00:31:14,291
‫برای زوج‌ها بلیت تکیه.

484
00:31:14,333 --> 00:31:16,708
‫خیلی به همدیگه میاین.

485
00:31:16,791 --> 00:31:19,666
‫- واقعا.
‫- نظرت چیه؟

486
00:31:19,708 --> 00:31:22,541
‫تو بگو. من نمی‌دونم
‫کی می‌خوای برگردی.

487
00:31:22,666 --> 00:31:24,791
‫البته، اگه قبل سه‌شنبه باشه، پایه‌ام.

488
00:31:24,916 --> 00:31:27,083
‫- عالیه. همین امشبه.
‫- خوبه.

489
00:31:27,958 --> 00:31:29,416
‫- چقدر؟
‫- ده.

490
00:31:33,041 --> 00:31:34,208
‫- ممنون.
‫- خیلی ممنون.

491
00:31:41,208 --> 00:31:43,916
‫[تا سه‌شنبه وقت داریم.]

492
00:31:49,291 --> 00:31:53,416
‫بعد از یک صحبت مفصل
‫با مرغ مهربون شما،

493
00:31:53,458 --> 00:31:55,583
‫ما به این نتیجه رسیدیم...

494
00:31:56,166 --> 00:31:58,166
‫که تو واقعا داری از من اجتناب می‌کنی.

495
00:31:58,541 --> 00:32:00,291
‫چرا موندی اینجا و برنمی‌گردی خونه؟

496
00:32:04,416 --> 00:32:05,958
‫مطمئنی به کمکم نیاز نداری؟

497
00:32:08,291 --> 00:32:11,333
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید واقعا به کمکت نیاز دارم.

498
00:32:12,541 --> 00:32:13,541
‫در خدمتم.

499
00:32:15,791 --> 00:32:17,916
‫کود اونجا است
‫و فرغون هم اونجا است.

500
00:32:18,291 --> 00:32:20,291
‫همه‌چی باید بره پشت انبار.

501
00:32:21,541 --> 00:32:22,916
‫بهت گفتم که بری خونه.

502
00:32:25,541 --> 00:32:26,541
‫خیلی خب.

503
00:33:15,958 --> 00:33:19,416
‫بذار ببینم درست فهمیدم،
‫همه این کارها رو تنهایی انجام می‌دی؟

504
00:33:19,458 --> 00:33:20,708
‫آره.

505
00:33:21,791 --> 00:33:24,208
‫هر روز خدا، از وقتی بابام مرد.

506
00:33:24,291 --> 00:33:25,791
‫قبلا با همدیگه انجامش می‌دادیم.

507
00:33:25,916 --> 00:33:27,958
‫بدون من کی کارت تموم می‌شد؟

508
00:33:30,666 --> 00:33:32,291
‫احتمالا فردا.

509
00:33:48,666 --> 00:33:50,708
‫من هیچوقت یاد نگرفتم
‫اینطور سوت بزنم.

510
00:33:51,791 --> 00:33:55,416
‫وقتی بچه بودیم، من و جورجیو
‫و کارلو یه رمز سری داشتیم.

511
00:33:59,916 --> 00:34:00,958
‫دلت براش تنگ می‌شه؟

512
00:34:04,416 --> 00:34:06,916
‫جورجیو بهترین برادر دنیا بود.

513
00:34:08,291 --> 00:34:11,583
‫بعد از مرگ پدر و مادرمون،
‫اون به همه‌چی رسیدگی می‌کرد.

514
00:34:13,666 --> 00:34:15,166
‫هیچوقت ازش تشکر نکردم.

515
00:34:19,333 --> 00:34:20,666
‫هیچوقت خودم رو نمی‌بخشم.

516
00:34:28,916 --> 00:34:30,041
‫کارمون تموم شد، رئیس؟

517
00:34:30,916 --> 00:34:33,583
‫کار اینجا تموم شد.
‫حالا باید بریم سرداب.

518
00:34:33,666 --> 00:34:35,083
‫باید بشکه پر کنیم.

519
00:34:40,916 --> 00:34:41,958
‫اون رو بده به من.

520
00:34:44,041 --> 00:34:46,666
‫بفرما. این چیه؟

521
00:34:47,541 --> 00:34:48,833
‫بهت که گفتم، بشکه پر کردن.

522
00:34:50,041 --> 00:34:51,041
‫که یعنی؟

523
00:34:52,583 --> 00:34:53,791
‫چوب زنده است.

524
00:34:54,666 --> 00:34:58,458
‫نفس می‌کشه.
‫از روزنه‌هاش تراوش می‌شه.

525
00:34:59,291 --> 00:35:01,166
‫هر از گاهی باید تا سر پرش کرد.

526
00:35:03,916 --> 00:35:07,583
‫«می‌نوشم و اندوه یار شیرین می‌شود.»

527
00:35:08,416 --> 00:35:12,041
‫«اما شیرینی نوش بی‌یار بی‌مزه است.»

528
00:35:18,416 --> 00:35:19,416
‫چیه؟

529
00:35:20,416 --> 00:35:22,166
‫صورتم کثیفه؟

530
00:35:25,916 --> 00:35:26,958
‫روبه‌راهی.

531
00:35:34,375 --> 00:35:37,666
‫«اگر علاقه‌ای نداری به یار و نوش و آهنگ،»

532
00:35:37,750 --> 00:35:40,166
‫«ابله‌ای بیش نیستی،
‫نه قدیس ماه.»

533
00:35:40,250 --> 00:35:42,125
‫خب، پس من ابله‌ام.

534
00:35:42,750 --> 00:35:43,875
‫از نوشیدنی خوشت نمیاد؟

535
00:35:43,916 --> 00:35:45,250
‫از آواز خوشم نمیاد.

536
00:35:45,291 --> 00:35:48,875
‫- بخون ببینم.
‫- نه واقعا... خارج از نت می‌خونم.

537
00:35:49,000 --> 00:35:52,125
‫- بخون.
‫- نه، هیچوقت نمی‌خونم.

538
00:35:52,250 --> 00:35:56,166
‫بی‌خیال، ممکن نیست اونقدر خارج از نت باشی
‫که اصلا هیچی نخونی...

539
00:35:56,250 --> 00:35:58,875
‫نمی‌خونم دیگه.
‫حس ناجوری بهم می‌ده.

540
00:35:59,750 --> 00:36:01,875
‫باید شکنجه‌ام کنی که آواز بخونم.

541
00:36:02,000 --> 00:36:03,250
‫باشه پس.

542
00:36:06,500 --> 00:36:07,750
‫- سلامتی.
‫- سلامتی چی؟

543
00:36:07,791 --> 00:36:08,750
‫- ما.
‫- ما.

544
00:36:09,083 --> 00:36:11,666
‫خب... پدر لیندا؟

545
00:36:13,916 --> 00:36:15,333
‫یه مرد استرالیایی.

546
00:36:15,416 --> 00:36:17,583
‫پس واسه همین اینقدر از استرالیا خوشش میاد.

547
00:36:18,833 --> 00:36:21,333
‫- دقیقا.
‫- پس، تو استرالیا رفتی.

548
00:36:22,166 --> 00:36:24,083
‫نه، اون برای تعطیلات اینجا بود.

549
00:36:24,541 --> 00:36:26,958
‫اون موقع دوست بودیم ولی...

550
00:36:27,041 --> 00:36:29,916
‫ای دل غافل، من باردار شدم.

551
00:36:32,041 --> 00:36:33,041
‫اون می‌دونه؟

552
00:36:33,291 --> 00:36:35,583
‫نه. اون سر دنیا زندگی می‌کنه.

553
00:36:35,666 --> 00:36:37,291
‫حتی اسم کاملش یادم نیست.

554
00:36:39,166 --> 00:36:40,958
‫اسم من رو یادته؟

555
00:36:41,583 --> 00:36:42,666
‫البته.

556
00:36:43,333 --> 00:36:44,458
‫کارلو.

557
00:36:55,541 --> 00:36:58,666
‫ببخشید، از کار زنگ زدن.
‫باید جواب بدم.

558
00:36:58,708 --> 00:37:02,541
‫آقای گالی؟ حتما، باید برم بیرون.
‫اینجا آنتن نمی‌ده.

559
00:37:09,791 --> 00:37:11,083
‫پس باید برنامه‌ریزی کنیم.

560
00:37:11,166 --> 00:37:13,833
‫آره، باید جلوی یکی تمرین کنم.

561
00:37:13,916 --> 00:37:16,541
‫اون پسره از کلاس پنج‌سی هست.
‫دلش پیشت گیره.

562
00:37:16,583 --> 00:37:20,291
‫دیوونه شدی؟ نباید اهل بلودیر باشه.
‫همه درجا خبردار می‌شن.

563
00:37:23,041 --> 00:37:25,166
‫راست می‌گی، می‌تونم تصور کنم
‫مامانت چی می‌گه.

564
00:37:25,208 --> 00:37:28,791
‫«سلام مامان،من می‌رم پیزا به یکی
‫ابراز علاقه کنم. زود برمی‌گردم.»

565
00:37:30,916 --> 00:37:33,333
‫نوه کنت چی؟
‫اونی که هوات رو داشت؟

566
00:37:33,416 --> 00:37:35,291
‫- ایش. اون که پنجاه سالشه.
‫- عه.

567
00:37:35,333 --> 00:37:38,833
‫ضمنا، بالاخره یه بار مامانم از یکی
‫خوشش اومده... می‌فهمی؟

568
00:37:57,166 --> 00:37:59,208
‫از کی اونجا ایستادی؟

569
00:38:01,166 --> 00:38:02,958
‫باید زنگ می‌زدم،

570
00:38:03,041 --> 00:38:04,958
‫ولی آنتن اینجا افتضاحه، پس...

571
00:38:06,291 --> 00:38:08,416
‫از قصد فالگوش واینستادم، ولی...

572
00:38:08,541 --> 00:38:10,083
‫چی شنیدی؟

573
00:38:14,791 --> 00:38:17,166
‫- بشین.
‫- لعنتی.

574
00:38:21,541 --> 00:38:22,541
‫خب...

575
00:38:24,541 --> 00:38:25,583
‫عشق...

576
00:38:31,416 --> 00:38:32,541
‫ابراز علاقه...

577
00:38:33,791 --> 00:38:34,916
‫چیزیه که...

578
00:38:37,291 --> 00:38:39,708
‫- به من ربطی نداره، خب؟ ولی...
‫- نه.

579
00:38:39,791 --> 00:38:45,041
‫شاید بهتر باشه جلوی کسی
‫که باهاش صمیمی نیستی تمرین نکنی.

580
00:38:45,166 --> 00:38:48,583
‫وایسا. بذار حرفم رو بزنم.
‫نمی‌گم طرف باید عشق زندگیت باشه،

581
00:38:48,666 --> 00:38:52,708
‫نه، تو هنوز سنی نداری، البته بالغی،
‫اصلا من نمی‌دونم...

582
00:38:54,208 --> 00:38:57,166
‫- شاید بهتر باشه جلوی دوستت تمرین کنی.
‫- دوستم؟

583
00:38:57,208 --> 00:39:01,916
‫دوست که نه.
‫شخصی که بهش اعتماد داری...

584
00:39:02,416 --> 00:39:05,791
‫- می‌شه دیگه حرفش رو نزنیم؟
‫- خیلی خوب می‌شه.

585
00:39:05,916 --> 00:39:06,916
‫خوبه.

586
00:39:08,416 --> 00:39:10,541
‫می‌شه نگی...

587
00:39:10,916 --> 00:39:12,958
‫خیالت تخت.
‫هیچی به مادرت نمی‌گم.

588
00:39:13,666 --> 00:39:14,666
‫ممنون.

589
00:39:15,541 --> 00:39:16,791
‫هی!

590
00:39:17,666 --> 00:39:19,666
‫من اونقدر پیر به نظر نمیام، نه؟

591
00:39:21,333 --> 00:39:22,333
‫نه.

592
00:39:23,083 --> 00:39:24,166
‫نه، نه.

593
00:39:29,166 --> 00:39:30,291
‫خوب پیش رفت.

594
00:39:31,458 --> 00:39:32,833
‫آفرین، میکل.

595
00:39:43,291 --> 00:39:45,416
‫- خب؟
‫- چیه؟

596
00:39:46,541 --> 00:39:49,791
‫- مشکل چیه؟
‫- هیچی. فقط ازش متنفرم.

597
00:39:51,666 --> 00:39:54,958
‫- کی؟
‫- میکل. امروز بهم کمک کرد.

598
00:39:56,041 --> 00:40:00,083
‫- مرتیکه عوضی.
‫- خیلی از خود راضیه.

599
00:40:00,166 --> 00:40:04,666
‫فکر کرده کیه؟
‫مرتیکه متکبر، خودنما، دروغگو...

600
00:40:04,791 --> 00:40:06,041
‫آره. همین رو بگو.

601
00:40:06,083 --> 00:40:10,166
‫با اون موهای بی‌نقص،
‫و اون لبخند که...

602
00:40:10,291 --> 00:40:12,291
‫دلم می‌خواد بزنم دندون‌هاش بشکنه.

603
00:40:12,833 --> 00:40:15,416
‫و اون قد و بالا، و بازوها...

604
00:40:16,083 --> 00:40:17,916
‫- لعنتی.
‫- چی؟

605
00:40:17,958 --> 00:40:21,666
‫- بدجور دل باختی.
‫- اینطور نیست، جایا. اصلا اینطور نیست.

606
00:40:21,791 --> 00:40:25,041
‫الیسا، دلت بدجور پیشش گیره.
‫تمومه. خلاص.

607
00:40:25,083 --> 00:40:27,916
‫این یکی از آهنگ‌های محبوبت نبود؟

608
00:40:28,708 --> 00:40:30,916
‫- نه. امشب رو کافیه.
‫- تو؟

609
00:40:31,083 --> 00:40:33,958
‫دارت؟ بچه بودیم همیشه بازی می‌کردیم.

610
00:40:34,333 --> 00:40:37,416
‫بزرگ‌ترها یه تیم،
‫کوچیک‌ترها یه تیم؟

611
00:40:37,458 --> 00:40:39,083
‫- حله.
‫- من نیستم.

612
00:40:39,166 --> 00:40:41,208
‫- بی‌خیال!
‫- بی‌خیال دیگه!

613
00:40:41,291 --> 00:40:45,416
‫خیلی خوب بودی. چیه؟
‫می‌ترسی حست رو از دست داده باشی؟

614
00:40:45,833 --> 00:40:47,583
‫باور کن، من هنوز احساسات دارم.

615
00:40:47,666 --> 00:40:49,541
‫- درست نگفتی.
‫- می‌دونم.

616
00:40:51,208 --> 00:40:53,791
‫اون‌ها رو نگاه...
‫با چکش.

617
00:40:53,916 --> 00:40:55,541
‫یالا. محکم‌تر، محکم‌تر، محکم‌تر!

618
00:40:57,708 --> 00:41:00,166
‫من؟ وای خدایا!

619
00:41:00,291 --> 00:41:01,166
‫ممنون.

620
00:41:02,166 --> 00:41:03,458
‫چی می‌خوری؟

621
00:41:04,708 --> 00:41:07,041
‫هی! عجب قدرتی‌ دارم!

622
00:41:09,416 --> 00:41:12,041
‫- ایول!
‫- خدایا، شانس رو باش!

623
00:41:12,458 --> 00:41:13,791
‫- نوبت منه.
‫- خب برو!

624
00:41:13,833 --> 00:41:15,708
‫- اگه بذاری... آخه...
‫- برو!

625
00:41:20,875 --> 00:41:23,500
‫- خوبه.
‫- باید اونور رو نشونه می‌گرفتی.

626
00:41:28,250 --> 00:41:30,875
‫- ایول! ایول!
‫- شانس آوردی.

627
00:41:32,750 --> 00:41:33,875
‫- بزن.
‫- ایول!

628
00:41:54,375 --> 00:41:56,750
‫- ایول! ما بردیم! ما بردیم!
‫- ایول! ما بردیم! ما بردیم!

629
00:41:59,875 --> 00:42:01,875
‫خوبه هنوز حسش رو داری.

630
00:42:12,333 --> 00:42:14,700
‫- این خوبه.
‫- قبلا این رو دیدیم.

631
00:42:14,750 --> 00:42:16,833
‫- نه.
‫- آره. حتی ادامه‌اش هم دیدیم.

632
00:42:16,958 --> 00:42:18,625
‫- وای، آره، راست می‌گی.
‫- آره.

633
00:42:18,708 --> 00:42:19,958
‫قبلا این رو دیدیم.

634
00:42:22,625 --> 00:42:23,708
‫این یکی چی؟

635
00:42:23,833 --> 00:42:24,833
‫[پائولو: کجایی؟]

636
00:42:26,333 --> 00:42:27,333
‫این یکی؟

637
00:42:31,250 --> 00:42:35,083
‫سیمو، امشب،
‫یه ایده دیگه داشتم.

638
00:42:35,125 --> 00:42:38,458
‫مستند استرالیایی نمی‌بینم.
‫همه‌شون رو حفظم.

639
00:42:38,500 --> 00:42:40,333
‫کامپیوتر رو ول کن.

640
00:42:40,875 --> 00:42:42,083
‫باشه، ایده‌ات چیه؟

641
00:42:43,333 --> 00:42:45,708
‫مامان و خاله‌ام الان بیرونن.

642
00:42:46,708 --> 00:42:48,000
‫مادربزرگم خوابه...

643
00:42:49,083 --> 00:42:53,208
‫- می‌خوای از مامان‌بزرگت سیگار بدزدی؟
‫- می‌خوام ابراز علاقه یاد بگیرم سیمون.

644
00:42:53,333 --> 00:42:54,333
‫- به من چه؟
‫- تو باید کمکم کنی.

645
00:42:54,375 --> 00:42:56,083
‫- واقعا؟
‫- نمی‌خوای؟

646
00:42:56,583 --> 00:42:58,708
‫نه، یعنی...
‫چرا، معلومه.

647
00:43:00,541 --> 00:43:05,916
‫الیسا و میکی از باختن بدشون میاد، هان؟
‫قیافه‌شون رو دیدی؟

648
00:43:10,416 --> 00:43:13,291
‫قیافه تو هم الان اون شکلیه.
‫چه خبره؟

649
00:43:14,958 --> 00:43:16,166
‫هیچی.

650
00:43:17,333 --> 00:43:18,458
‫من کار اشتباهی کردم؟

651
00:43:19,458 --> 00:43:21,916
‫نه. به خاطر تو نیست.

652
00:43:22,916 --> 00:43:24,291
‫یه سری مسائل شخصیه.

653
00:43:26,833 --> 00:43:28,916
‫می‌دونم. یه ایده دارم. بیا بریم.

654
00:43:31,458 --> 00:43:33,791
‫- می‌تونی. برو.
‫- عمرا...

655
00:44:15,583 --> 00:44:25,583
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

656
00:45:07,375 --> 00:45:09,375
‫میکل وسط ورودی چیکار می‌کنه؟

657
00:45:09,416 --> 00:45:10,791
‫خوابیده.

658
00:45:12,000 --> 00:45:13,000
‫نه.

659
00:45:25,750 --> 00:45:27,375
‫هیچکس نمی‌خواد چیزی از من بپرسه؟

660
00:45:28,000 --> 00:45:31,041
‫هیچکس نمی‌خواد بدونه دیشب چی شد؟

661
00:45:32,041 --> 00:45:33,416
‫خب، فکر کنم بتونم حدس بزنم.

662
00:45:34,541 --> 00:45:35,541
‫خیلی خب.

663
00:45:37,000 --> 00:45:38,125
‫نفهمیدین.

664
00:45:38,250 --> 00:45:42,750
‫چی رو نفهمیدیم؟ برج دلو
‫از فرصت استفاده کرد، هان؟

665
00:45:43,375 --> 00:45:44,375
‫نه!

666
00:45:44,916 --> 00:45:48,541
‫کل شب رو بازی کردیم
‫و صحبت کردیم.

667
00:45:51,000 --> 00:45:52,500
‫ولی مهم‌تر از این،

668
00:45:54,500 --> 00:45:56,541
‫گفت دیگه نمی‌خواد سهمش رو بفروشه.

669
00:45:58,000 --> 00:46:00,666
‫در واقع، می‌خواد همه تعطیلاتش
‫رو بیاد اینجا.

670
00:46:03,375 --> 00:46:07,250
‫خیلی خوش‌شانسیم! خیلی خوش‌شانسیم!

671
00:46:20,250 --> 00:46:21,250
‫میکل.

672
00:46:24,875 --> 00:46:25,875
‫میکل.

673
00:46:27,041 --> 00:46:28,375
‫- میکل!
‫- لعنتی!

674
00:46:28,416 --> 00:46:29,625
‫باید باهات صحبت کنم.

675
00:46:30,875 --> 00:46:32,291
‫ساعت چنده؟

676
00:46:32,375 --> 00:46:34,500
‫هیچی نشد. هیچی.

677
00:46:35,000 --> 00:46:36,375
‫درباره چی صحبت می‌کنی؟

678
00:46:36,416 --> 00:46:39,166
‫نصیحتت رو گوش دادم.
‫با یکی که بهش اعتماد دارم.

679
00:46:39,250 --> 00:46:43,000
‫اتاق من بودیم، فقط خودمون،
‫هر کاری کردم ولی نتونستم ابراز علاقه کنم!

680
00:46:43,125 --> 00:46:45,750
‫من تازه بیدار شدم.
‫حتی قهوه هم نخوردم.

681
00:46:45,791 --> 00:46:48,000
‫مشکل چیه؟
‫من خرابش کردم؟

682
00:46:48,041 --> 00:46:50,250
‫راستش رو بگو، من کودنم؟
‫همینه، آره؟

683
00:46:50,375 --> 00:46:53,166
‫چی می‌گی؟
‫بیا، بشین.

684
00:46:58,625 --> 00:47:00,250
‫تو همینطور که هستی بی‌نقصی.

685
00:47:00,291 --> 00:47:03,625
‫- می‌خوای بدونی چیکار کردم؟
‫- نه، نمی‌خوام.

686
00:47:03,666 --> 00:47:05,750
‫پس چرا؟ مشکل چیه؟
‫چرا...

687
00:47:05,875 --> 00:47:09,916
‫خواهش می‌کنم. صحبت درباره این
‫با تو بهم استرس می‌ده. می‌شه بس کنیم؟

688
00:47:10,000 --> 00:47:12,916
‫- نه. شاید بعدا.
‫- یا شاید هیچوقت؟

689
00:47:13,000 --> 00:47:16,125
‫- بی‌خیال!
‫- باشه. بعدا. برو دیگه.

690
00:47:16,250 --> 00:47:17,625
‫نه، وایسا.

691
00:47:20,000 --> 00:47:21,875
‫من دو بار هوات رو داشتم.

692
00:47:22,000 --> 00:47:23,875
‫حالا نوبت توئه که به من کمک کنی.

693
00:47:28,500 --> 00:47:32,875
‫باید بدونم تو کل بلودیر،
‫الیسا از کدوم زن بیشتر از همه بدش میاد.

694
00:47:35,208 --> 00:47:37,166
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

695
00:47:37,208 --> 00:47:40,541
‫- نظرت چیه؟
‫- عالیه.

696
00:47:40,666 --> 00:47:45,166
‫می‌دونی بهترین رستوران این اطراف کجا است؟

697
00:47:45,583 --> 00:47:47,666
‫دنبال جای باکلاسی هستی؟

698
00:47:48,291 --> 00:47:49,291
‫چرا که نه؟

699
00:47:50,208 --> 00:47:51,541
‫برای قرار؟

700
00:47:52,666 --> 00:47:54,791
‫یه قرار اول.

701
00:47:55,041 --> 00:47:56,708
‫با فرد خاصی؟

702
00:47:57,291 --> 00:48:02,583
‫به نظر من، دا فیلیپو اند ویوائو
‫جاییه که دنبالش می‌گردی.

703
00:48:02,666 --> 00:48:04,541
‫آره، جای خوبیه. آره. آره.

704
00:48:05,958 --> 00:48:07,583
‫ساعت ۸ می‌بینمت؟

705
00:48:09,416 --> 00:48:10,416
‫با کمال میل.

706
00:48:11,166 --> 00:48:14,916
‫وای! عجب داستانی!
‫وای، خدایا.

707
00:48:16,458 --> 00:48:19,041
‫باید یه چیز خیلی مهم بهت بگم.

708
00:48:44,541 --> 00:48:45,541
‫مشکل چیه؟

709
00:48:51,500 --> 00:48:52,500
‫ممنون.

710
00:48:53,500 --> 00:48:55,033
‫- خوشت اومد؟
‫- خیلی قشنگه.

711
00:48:55,083 --> 00:48:58,625
‫مثلا، اون دوتا،
‫سولبانی و همسر عزیزش.

712
00:48:58,708 --> 00:49:02,333
‫جدانشدنی به نظر میان، ولی در واقع
‫پارسال کم مونده بود طلاق بگیرن.

713
00:49:03,083 --> 00:49:08,333
‫فکرش رو بکن، بعد ۳۵ سال زندگی مشترک،
‫با طلای زنش خونه خریده بود...

714
00:49:08,458 --> 00:49:09,958
‫برای مادرش.

715
00:49:11,958 --> 00:49:13,125
‫ببخشید، اون داستان کلا...

716
00:49:13,583 --> 00:49:16,166
‫وای، خدایا. باورم نمی‌شه.
‫همین مونده بود.

717
00:49:18,041 --> 00:49:19,166
‫میزمون رو پیدا کنیم.

718
00:49:26,833 --> 00:49:28,041
‫خوبه، هان؟

719
00:49:31,583 --> 00:49:33,791
‫- خوش اومدین.
‫- خیلی ممنون.

720
00:49:35,458 --> 00:49:38,416
‫خب... کرکره چی شد؟
‫درستش کردی؟

721
00:49:40,333 --> 00:49:42,583
‫کرکره، تونستی درستش کنی...

722
00:49:42,666 --> 00:49:45,541
‫وای، آره، همه‌چی درست شد.
‫آره.

723
00:49:48,333 --> 00:49:50,708
‫نوه کنت. چطور آدمیه؟

724
00:49:51,541 --> 00:49:54,666
‫یه آدم عوضی از میلان.

725
00:49:55,541 --> 00:49:56,958
‫فهمیدم.

726
00:49:58,208 --> 00:50:00,208
‫ملکه پرمدعا رو باش.

727
00:50:00,291 --> 00:50:02,041
‫راست می‌گن پرمدعا است؟

728
00:50:02,416 --> 00:50:04,791
‫همه‌شون تو اون خانواده پرمدعا هستن.

729
00:50:04,916 --> 00:50:09,416
‫تازه فهمیدم خواهرش
‫با پلانی ارتباط داره.

730
00:50:09,541 --> 00:50:12,083
‫- کی؟
‫- پلانی، صاحب آسیاب زیتون.

731
00:50:12,166 --> 00:50:15,083
‫بی‌چاره زنش والنتینا،
‫می‌خواد روش زن بیاره.

732
00:50:15,166 --> 00:50:18,083
‫بی‌چاره، روحش هم خبر نداره.

733
00:50:18,166 --> 00:50:22,291
‫جادا حسابی دلش رفته.
‫پلانی به این راحتی گول نمی‌خوره.

734
00:50:22,416 --> 00:50:23,416
‫عمرا.

735
00:50:30,458 --> 00:50:31,875
‫خب، کی رو انتخاب کنم؟

736
00:50:32,708 --> 00:50:34,458
‫زلدا رو بردار. اون شبیه توئه.

737
00:50:34,583 --> 00:50:36,833
‫یه کم لوسه، ولی واقعا حیرت‌انگیزه.

738
00:50:38,583 --> 00:50:41,500
‫یه کم حساسه، ولی وقتی بخواد
‫می‌تونه مهربون باشه.

739
00:50:41,583 --> 00:50:44,500
‫این‌ها ویژگی‌های اساسی برای مبارزه هستن.

740
00:50:48,250 --> 00:50:50,708
‫خب، دیگه چی می‌تونی بهم بگی...

741
00:50:50,833 --> 00:50:51,708
‫[آماده!]

742
00:50:51,833 --> 00:50:53,375
‫درباره زلدا؟

743
00:50:55,000 --> 00:50:56,875
‫خب، برای مثال...

744
00:50:58,083 --> 00:51:02,333
‫اون سه قاشق پر می‌ریزه تو قهوه‌اش،
‫که برای من باورنکردنیه.

745
00:51:03,125 --> 00:51:07,708
‫و وقتی خجالت می‌کشه،
‫با موهاش بازی می‌کنه.

746
00:51:12,583 --> 00:51:14,250
‫خب پس، حواست به من بوده.

747
00:51:14,333 --> 00:51:15,958
‫مگه حرفی درباره تو زدم؟

748
00:51:17,500 --> 00:51:19,500
‫نه؟ این حرف‌ها درباره من نبود؟

749
00:51:19,833 --> 00:51:21,333
‫- نه.
‫- مطمئنی؟

750
00:51:24,208 --> 00:51:26,333
‫- درباره من صحبت نمی‌کردی؟
‫- نه.

751
00:51:29,666 --> 00:51:31,916
‫گوش کن، اون یارو کیه؟

752
00:51:32,458 --> 00:51:33,791
‫- کی؟
‫- اون یارو.

753
00:51:34,958 --> 00:51:36,291
‫- می‌تونم امتحانش کنم؟
‫- البته.

754
00:51:36,416 --> 00:51:37,666
‫اون رابرتوئه.

755
00:51:37,708 --> 00:51:42,208
‫همیشه پاپیچ الیسا بوده،
‫ولی اون همیشه بهش بی‌اعتنایی کرده.

756
00:51:42,291 --> 00:51:44,708
‫این اولین‌باریه که بیرون می‌رن؟

757
00:51:45,416 --> 00:51:46,916
‫آره، ولی کی اهمیت می‌ده؟

758
00:51:47,041 --> 00:51:50,416
‫من که اهمیت نمی‌دم.
‫صرفا داریم صحبت می‌کنیم، همین.

759
00:51:51,791 --> 00:51:52,791
‫آره.

760
00:51:54,416 --> 00:51:56,041
‫این کارش از قصده.

761
00:51:56,083 --> 00:51:58,291
‫- منظورت چیه؟
‫- باورنکردنیه.

762
00:51:59,833 --> 00:52:01,583
‫می‌شه اینقدر به اون زل نزنی؟

763
00:52:01,666 --> 00:52:03,416
‫ترجیح می‌دی جای دیگه‌ای بشینی؟

764
00:52:03,458 --> 00:52:04,458
‫ببخشید، چی؟

765
00:52:06,208 --> 00:52:08,791
‫کافیه، دیگه بسه.
‫خیلی بی‌ادبی.

766
00:52:09,916 --> 00:52:12,083
‫حتی یه تعریف هم از لباسم نکردی.

767
00:52:12,166 --> 00:52:13,166
‫چه لباسی؟

768
00:52:16,166 --> 00:52:17,416
‫مجبور نیستم تحملش کنم.
‫مسخره است.

769
00:52:17,791 --> 00:52:19,458
‫- رزا.
‫- فراموشش کن.

770
00:52:19,541 --> 00:52:20,583
‫عذر می‌خوام.

771
00:52:22,250 --> 00:52:25,125
‫ای وای، حسابی تو ذوقش زد.
‫بی‌چاره.

772
00:52:25,750 --> 00:52:27,750
‫اگه می‌خوای بری حالش رو بپرسی،
‫راحت باش.

773
00:52:29,916 --> 00:52:34,541
‫رابرتو، تو واقعا مرد خوبی هستی.
‫ولی همینجا راحت‌ترم.

774
00:52:34,625 --> 00:52:37,875
‫اینطوری بهتره.
‫من هم اینطور خوشحال‌ترم.

775
00:52:37,916 --> 00:52:38,958
‫- سلامتی ما.
‫- سلامتی ما.

776
00:52:45,375 --> 00:52:46,375
‫ببخشید...

777
00:53:05,000 --> 00:53:07,916
‫♪ لا لا لا لا لا لا لا لا
‫لا لا لا لا لا لا لا لا ♪

778
00:53:08,541 --> 00:53:12,291
‫♪ لا لا لا لا لا لا لا لا
‫لا لا لا لا لا لا لا لا ♪

779
00:53:12,375 --> 00:53:16,125
‫♪ لا لا لا لا لا لا لا لا
‫لا لا لا لا لا لا لا لا ♪

780
00:53:16,250 --> 00:53:19,541
‫♪ لا لا لا لا لا لا لا لا
‫لا لا لا لا لا لا لا لا ♪

781
00:53:20,541 --> 00:53:23,000
‫♪ نمی‌تونم تو رو از ذهنم بیرون کنم ♪

782
00:53:23,125 --> 00:53:26,625
‫♪ تو کل فکر و ذکر منی ♪

783
00:53:26,666 --> 00:53:30,041
‫♪ نمی‌تونم تو رو از ذهنم بیرون کنم ♪

784
00:53:30,125 --> 00:53:32,875
‫خارج از نت می‌خونه، هان؟
‫به نظرت می‌دونه؟

785
00:53:34,375 --> 00:53:35,750
‫می‌دونه.

786
00:53:36,500 --> 00:53:42,333
‫♪ به فکر بودن پیش توئم ♪

787
00:53:43,333 --> 00:53:45,541
‫♪ می‌شه بمونی؟ ♪

788
00:53:49,916 --> 00:53:50,866
‫کودنه؟

789
00:53:50,916 --> 00:53:53,541
‫♪ می‌شه نری؟ ♪

790
00:53:53,583 --> 00:53:56,791
‫این عوضی داره چیکار می‌کنه؟

791
00:53:56,916 --> 00:53:58,783
‫چیکار می‌کنی؟
‫چیکار می‌کنی؟

792
00:53:58,833 --> 00:54:00,791
‫داری چه غلطی می‌کنی؟
‫خجالت داره.

793
00:54:01,125 --> 00:54:02,666
‫رابرتو، من واقعا متاسفم.

794
00:54:04,416 --> 00:54:05,583
‫- فیلیپا! وایسا.
‫- وایسا، چی؟ ببرش بیرون.

795
00:54:05,625 --> 00:54:07,083
‫خیلی خب، الیسا.

796
00:54:08,125 --> 00:54:09,375
‫یالا.

797
00:54:09,500 --> 00:54:13,375
‫برگردید به غذاتون، عزیزان.
‫موسیقی! موسیقی، موسیقی، موسیقی!

798
00:54:16,875 --> 00:54:20,375
‫به من گفت مرتیکه عوضی.
‫این هم از رستوران باکلاس.

799
00:54:20,416 --> 00:54:23,375
‫همین رو بگم که فیلیپا به خاطر
‫وقار شناخته نمی‌شه.

800
00:54:23,500 --> 00:54:26,791
‫- متوجه شدم.
‫- تو فضا رو خراب کردی، مخصوصا برای قرار من.

801
00:54:26,875 --> 00:54:29,500
‫نه. نه. نه.
‫اون قرار نبود.

802
00:54:30,666 --> 00:54:33,250
‫توی قرار واقعی،
‫آدم‌ها به چشم همدیگه نگاه می‌کنن.

803
00:54:34,041 --> 00:54:36,500
‫- تو اون رو نگاه نمی‌کردی.
‫- تو از کجا می‌دونی؟

804
00:54:37,250 --> 00:54:38,500
‫داشتی من رو نگاه می‌کردی.

805
00:54:39,416 --> 00:54:40,916
‫همه داشتن تو رو نگاه می‌کردن.

806
00:54:41,000 --> 00:54:44,250
‫آره، باشه، درسته،
‫ولی نه طوری که تو نگاهم می‌کردی.

807
00:54:46,625 --> 00:54:49,250
‫تو گفتی عمرا آواز بخونی
‫مگه اینکه کسی شکنجه‌ات بده.

808
00:54:49,375 --> 00:54:50,750
‫دقیقا.

809
00:54:50,791 --> 00:54:52,500
‫خب، چی شکنجه‌ات می‌داد؟

810
00:54:52,625 --> 00:54:54,000
‫دیدن تو کنار یه مرد دیگه.

811
00:54:55,375 --> 00:54:58,041
‫گوش کن، میکل،
‫قبلا بهت گفتم دست برداری.

812
00:54:58,625 --> 00:55:03,541
‫لابد تو همینطوری با رابرتو
‫تو همین رستوران پیدات شد؟

813
00:55:03,625 --> 00:55:06,375
‫خب، تو با رزا بینی قرار گذاشتی
‫که فقط من رو عصبی کنی.

814
00:55:06,416 --> 00:55:09,750
‫آره، حقیقت داره،
‫ولی حداقل من بهش اعتراف می‌کنم.

815
00:55:14,500 --> 00:55:16,250
‫لعنتی، الان بارون می‌باره.
‫بریم.

816
00:55:19,875 --> 00:55:23,000
‫خدایا. آسمون اومد زمین.

817
00:55:38,833 --> 00:55:39,833
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

818
00:55:40,541 --> 00:55:42,416
‫اصلا با قبل مو نمی‌زنه.

819
00:55:45,708 --> 00:55:49,208
‫می‌اومدیم اینجا بازی می‌کردیم،
‫همه‌مون.

820
00:55:51,541 --> 00:55:53,166
‫همون موقع هم خیلی ناز بودی.

821
00:55:53,291 --> 00:55:54,375
‫یادت نیست؟

822
00:55:57,791 --> 00:56:01,916
‫اون موقع خیلی خجالتی بودی،
‫ولی دیگه نیستی.

823
00:56:03,333 --> 00:56:04,666
‫و خیلی حسود.

824
00:56:07,958 --> 00:56:09,625
‫تو فقط به جورجیو توجه می‌کردی.

825
00:56:12,333 --> 00:56:15,125
‫همیشه پیش اون بودی.
‫همیشه با اون می‌خندیدی.

826
00:56:17,583 --> 00:56:20,375
‫هر کاری می‌کردم
‫که جای برادرم باشم.

827
00:56:24,333 --> 00:56:25,625
‫این رو نمی‌دونستم.

828
00:56:25,708 --> 00:56:27,708
‫چون اصلا متوجه من نبودی.

829
00:56:29,458 --> 00:56:33,333
‫شاید زیادی بچه بودم، نمی‌دونم.

830
00:56:34,958 --> 00:56:38,458
‫شاید هم... برای تو اشتباه بودم.

831
00:56:40,958 --> 00:56:43,833
‫برای من، تو بی‌نقص بودی.

832
00:56:45,333 --> 00:56:47,083
‫یعنی، بی‌نقص هستی.

833
00:56:50,333 --> 00:56:52,333
‫باور کن، من هر چیزی هستم جز بی‌نقص.

834
00:56:55,958 --> 00:56:57,083
‫برای من هستی.

835
00:57:06,041 --> 00:57:07,083
‫صبح به خیر.

836
00:57:09,166 --> 00:57:10,208
‫صبح به خیر.

837
00:57:11,333 --> 00:57:12,541
‫بیدارت کردم؟

838
00:57:14,041 --> 00:57:17,541
‫باید بیدارم می‌کردی.
‫باید تا همه بیدار نشدن برگردم.

839
00:57:22,666 --> 00:57:23,916
‫همه‌چی رو‌به‌راهه؟

840
00:57:27,833 --> 00:57:29,458
‫باید یه چیزی بهت بگم.

841
00:57:31,083 --> 00:57:35,541
‫شاید اولش ناخوشایند باشه، ولی...

842
00:57:37,458 --> 00:57:39,958
‫باور کن، من واقعا چاره‌ای ندارم.

843
00:57:41,291 --> 00:57:42,958
‫من قراره عمارت عناب رو بفروشم.

844
00:57:43,541 --> 00:57:46,166
‫در واقع، فرایند فروش الان در جریانه.

845
00:57:47,083 --> 00:57:50,166
‫می‌دونم چقدر برای همه مهمه،

846
00:57:50,208 --> 00:57:52,208
‫ولی این یه فرصت تکرارنشدنیه.

847
00:57:54,041 --> 00:57:55,291
‫و من واقعا متاسفم.

848
00:57:55,333 --> 00:57:57,166
‫تو متاسف نیستی.

849
00:57:58,541 --> 00:58:02,083
‫تو فقط به خودت اهمیت می‌دی.
‫و پول.

850
00:58:03,541 --> 00:58:05,041
‫اینطور نیست.

851
00:58:06,416 --> 00:58:10,666
‫البته، بخشی از پول رو به شما می‌دیم،
‫پس شاید...

852
00:58:10,708 --> 00:58:12,958
‫لازم نباشه دیگه قبل طلوع خورشید
‫بیدار بشی،

853
00:58:13,041 --> 00:58:15,416
‫- اینقدر سختی بکشی، که فقط...
‫- که چی؟

854
00:58:16,166 --> 00:58:17,916
‫دختر مزرعه‌ای باشم؟

855
00:58:24,333 --> 00:58:25,916
‫لیاقتت خیلی بیشتر از اینه.

856
00:58:27,666 --> 00:58:30,208
‫و شاید تا الان واقعا حق انتخاب نداشتی.

857
00:58:30,958 --> 00:58:32,666
‫تو از کدوم گوری می‌دونی؟

858
00:58:32,791 --> 00:58:36,333
‫این حقیقت نداره.
‫اگه به حرف‌هام گوش می‌دادی،

859
00:58:36,416 --> 00:58:38,666
‫می‌دونستی من از دار دنیا
‫همین کارها رو می‌خوام.

860
00:58:39,208 --> 00:58:42,291
‫من عاشق اینجام، عاشق این زمینم،
‫و حتی عاشق دردسرهاش هستم.

861
00:58:42,416 --> 00:58:44,041
‫عمارت عناب آینده‌ای نداره.

862
00:58:44,791 --> 00:58:46,541
‫اینجا محکوم به شکسته.

863
00:58:46,666 --> 00:58:48,333
‫چرا همه کارها رو خودت انجام می‌دی؟

864
00:58:48,416 --> 00:58:50,166
‫کسب و کار که نباید اینطور باشه.

865
00:58:50,291 --> 00:58:53,541
‫جورجیو همیشه می‌گفت
‫این آخرین فرصت خوبمون برای فروش اینجا است.

866
00:58:53,583 --> 00:58:57,791
‫جورجیو رو فراموش کن. درباره اون
‫یا مثل اون صحبت نکن. تو اون نیستی.

867
00:58:58,458 --> 00:59:01,458
‫تو هیچی از من نمی‌دونی.
‫من هیچی از تو نیاز ندارم،

868
00:59:01,541 --> 00:59:03,041
‫مخصوصا دل‌سوزی‌ات.

869
00:59:05,291 --> 00:59:08,208
‫و می‌تونی به دوست آمریکایی‌ات بگی
‫بی‌خودی نیاد اینجا.

870
00:59:08,791 --> 00:59:10,541
‫الکی وقتش رو هدر می‌ده.

871
00:59:14,166 --> 00:59:15,708
‫پشت تلفن شنیدمت.

872
00:59:18,041 --> 00:59:20,291
‫و خودمون حلش کردیم.

873
00:59:20,333 --> 00:59:22,916
‫جادا با برادرت صحبت کرد که سهمش رو نفروشه.

874
00:59:23,041 --> 00:59:24,916
‫از این نظر شبیه همدیگه هستین، می‌دونی؟

875
00:59:28,208 --> 00:59:30,791
‫پس ما رو بازی دادین.

876
00:59:30,916 --> 00:59:32,416
‫تو ما رو بازی دادی، میکل.

877
00:59:35,583 --> 00:59:36,666
‫حتی...

878
00:59:39,541 --> 00:59:42,291
‫دیشب؟ اون هم بخشی از...

879
00:59:44,541 --> 00:59:45,791
‫مگه مهمه؟

880
00:59:48,333 --> 00:59:49,333
‫نه.

881
01:00:05,541 --> 01:00:07,458
‫ببخشید،
‫باید با برادرم صحبت کنم.

882
01:00:08,541 --> 01:00:10,458
‫وقتی اینطور می‌گه
‫یعنی یه اشتباهی کردم.

883
01:00:11,166 --> 01:00:12,083
‫باشه.

884
01:00:18,166 --> 01:00:21,291
‫گوش کن، قبل اینکه سر کاری که
‫مشخصا کردم منفجر بشی،

885
01:00:22,083 --> 01:00:27,041
‫فقط می‌خوام بهت بگم،
‫اینجا خونه خانوادگیه،

886
01:00:28,291 --> 01:00:32,791
‫و اینجا خیلی قشنگه...
‫با درخت‌های زیتون و تاکستان.

887
01:00:33,541 --> 01:00:35,041
‫می‌دونم که نمی‌خوای سهمت رو بفروشی.

888
01:00:36,166 --> 01:00:37,333
‫الیسا بهم گفت.

889
01:00:38,666 --> 01:00:39,791
‫الیسا؟ چرا؟

890
01:00:39,833 --> 01:00:42,166
‫اون جادا رو سراغت فرستاد
‫که از فروش منصرفت کنه.

891
01:00:42,291 --> 01:00:43,583
‫درباره چی صحبت می‌کنی؟

892
01:00:45,416 --> 01:00:46,958
‫مگه متوجه نشدی؟

893
01:00:47,541 --> 01:00:49,041
‫اول که پیدات شد،

894
01:00:49,083 --> 01:00:51,916
‫جادا حتی نگاهت هم نمی‌کرد،
‫بعد یهو چشم‌هاش برات برق افتاد.

895
01:00:51,958 --> 01:00:53,166
‫میکی، خفه شو.

896
01:00:53,208 --> 01:00:57,458
‫شاید به نظر بیاد که جادا عاشقته،
‫ولی باور کن، اینطور نیست.

897
01:00:57,541 --> 01:01:00,666
‫- تو اون رو نمی‌شناسی.
‫- اون با یه مرد متاهل دوسته!

898
01:01:00,708 --> 01:01:03,916
‫کل شهر می‌دونن.
‫حتی من هم می‌دونم.

899
01:01:04,916 --> 01:01:06,541
‫آسیاب زیتون رو می‌گردونه.

900
01:01:08,333 --> 01:01:09,458
‫این هم می‌دونم.

901
01:01:13,041 --> 01:01:15,541
‫بهم اعتماد کن.
‫تو عادت نداری...

902
01:01:15,666 --> 01:01:18,083
‫نه! تویی که به این عادت نداری.

903
01:01:19,333 --> 01:01:22,416
‫من و جادا همدیگه رو دوست داریم.
‫ختم کلام.

904
01:01:23,166 --> 01:01:25,833
‫و نه، من سهمم رو نمی‌فروشم.

905
01:01:32,583 --> 01:01:34,333
‫می‌شه راگو رو هم بزنی؟

906
01:01:40,625 --> 01:01:42,625
‫اگه کم شده،
‫یه کم سس بهش اضافه کن.

907
01:02:05,375 --> 01:02:06,375
‫این رو امتحان کن.

908
01:02:14,375 --> 01:02:16,791
‫خوشمزه است. چی توش ریختی؟

909
01:02:16,875 --> 01:02:18,375
‫همه رازهای خودشون رو دارن.

910
01:02:20,750 --> 01:02:22,125
‫- من می‌رم.
‫- باشه.

911
01:02:28,500 --> 01:02:29,500
‫سلام.

912
01:02:30,500 --> 01:02:34,791
‫سلام، من ائتورم،
‫از آسیاب زیتون.

913
01:02:35,750 --> 01:02:37,375
‫برای تحویل زیتون اومدم اینجا.

914
01:02:40,791 --> 01:02:41,791
‫می‌تونم بیام تو؟

915
01:02:43,125 --> 01:02:44,125
‫حتما.

916
01:02:44,750 --> 01:02:45,791
‫ممنون.

917
01:02:51,250 --> 01:02:53,875
‫پشت تلفن با شما صحبت کردم،
‫آقای میکل؟

918
01:02:54,000 --> 01:02:55,875
‫نه، حتما برادرم بود.

919
01:02:55,916 --> 01:02:58,375
‫تو اون یکی هستی، برادر کوچیک‌تر.

920
01:02:58,916 --> 01:03:01,416
‫منطقیه. منطقیه.

921
01:03:01,500 --> 01:03:04,875
‫بهم گفتن بیام یه بار زیتون
‫برای آسیاب ببرم.

922
01:03:05,500 --> 01:03:07,666
‫بله؟ چه خبره؟

923
01:03:07,750 --> 01:03:09,666
‫یارو زیتونیه است.

924
01:03:09,750 --> 01:03:13,625
‫نه، من و جادا همدیگه رو می‌شناسیم.
‫شهر کوچیکیه.

925
01:03:14,625 --> 01:03:17,500
‫این‌ها از اون شیرینی‌های خوشمزه‌ان
‫که می‌پزی؟

926
01:03:17,541 --> 01:03:18,875
‫یکی برمی‌دارم.

927
01:03:21,958 --> 01:03:23,625
‫جادا باحاله، مگه نه؟

928
01:03:25,125 --> 01:03:28,500
‫شهر رو نشونش دادی، ناحیه رو؟
‫طبیعت و این‌ها...

929
01:03:28,541 --> 01:03:30,750
‫تور خوبی بود؟

930
01:03:30,875 --> 01:03:34,666
‫مردم دیدنتون.
‫مخصوصا تو میدون موقع جشنواره.

931
01:03:36,666 --> 01:03:38,791
‫ولی اگه بشه یه نصیحتت کنم...

932
01:03:40,041 --> 01:03:43,916
‫حواست باشه، چون تو بلودیر،
‫همه دنبال اینن که بار خودشون رو ببندن.

933
01:03:44,000 --> 01:03:45,500
‫می‌فهمی که، نه؟

934
01:03:48,125 --> 01:03:50,875
‫در نظر گرفتیش، مگه نه؟

935
01:03:51,250 --> 01:03:52,375
‫نه؟

936
01:03:54,125 --> 01:03:56,166
‫زنگ عروسی می‌شنوم؟

937
01:03:58,000 --> 01:03:59,875
‫- فکر نکنم.
‫- نه.

938
01:04:00,375 --> 01:04:01,500
‫عجیبه.

939
01:04:09,750 --> 01:04:12,000
‫- حالم ازت بهم می‌خوره.
‫- کی داره به کی می‌گه.

940
01:04:17,958 --> 01:04:20,916
‫- بذار توضیح بدم، اون...
‫- میکل همه‌چی رو بهم گفت.

941
01:04:21,000 --> 01:04:23,541
‫همه‌تون ازم استفاده کردین.
‫تو ازم استفاده کردی.

942
01:04:23,625 --> 01:04:24,916
‫این حقیقت نداره.

943
01:04:25,000 --> 01:04:27,750
‫الیسا ازت نخواست من رو
‫متقاعد کنی که سهمم رو نفروشم؟

944
01:04:29,500 --> 01:04:32,541
‫- اولش آره، ولی بعدش...
‫- قضیه اون یارو مال چند وقته؟

945
01:04:34,541 --> 01:04:36,916
‫مهم نیست،
‫الان فقط تویی، اون...

946
01:04:37,000 --> 01:04:39,125
‫نه. نکن.

947
01:04:40,250 --> 01:04:42,000
‫می‌دونی چی بیشتر از همه من رو می‌کشه؟

948
01:04:43,000 --> 01:04:44,375
‫تویی که داری استفاده می‌شی.

949
01:04:44,500 --> 01:04:46,541
‫ارزش خودت رو نمی‌بینی.

950
01:04:48,875 --> 01:04:50,750
‫بگذریم، دیگه مشکل من نیست.

951
01:04:51,625 --> 01:04:54,500
‫ما اینجا رو می‌فروشیم
‫و برای همیشه اینجا رو ترک می‌کنم.

952
01:05:05,250 --> 01:05:07,875
‫همه می‌دونستن
‫و هیچکس هیچی به من نگفت!

953
01:05:08,000 --> 01:05:10,500
‫آره، مامان، باشه.
‫طرف عوضی منم،

954
01:05:10,541 --> 01:05:14,000
‫حالا کل شهر حرف منه،

955
01:05:14,041 --> 01:05:16,291
‫و تو اینقدر شرمساری،
‫تصور کن من چه حالی دارم.

956
01:05:16,375 --> 01:05:19,416
‫نه عزیزم، من ازت شرمسار نیستم،
‫ولی پلانی برج جوزا است.

957
01:05:19,500 --> 01:05:23,750
‫همه می‌دونن اون‌ها قابل اعتماد نیستن
‫و همیشه عین بچه می‌مونن.

958
01:05:23,791 --> 01:05:25,375
‫اصلا این صورت فلکی...

959
01:05:25,416 --> 01:05:26,625
‫مامان، کی اهمیت می‌ده؟

960
01:05:28,041 --> 01:05:29,208
‫مشکل اینه که...

961
01:05:30,583 --> 01:05:34,291
‫مشکل اینه که کارلو دیگه
‫نمی‌خواد ریخت من رو ببینه.

962
01:05:35,666 --> 01:05:37,791
‫تازه تصمیم گرفت سهمش رو بفروشه.

963
01:05:37,833 --> 01:05:40,416
‫من خراب کردم، مامان.
‫همه‌اش تقصیر منه.

964
01:05:40,458 --> 01:05:43,166
‫بی‌خیال، تقصیر تو نیست...
‫همه‌اش نه.

965
01:05:44,791 --> 01:05:46,708
‫ولی واقعا قشنگه.

966
01:05:46,791 --> 01:05:48,333
‫چی؟

967
01:05:49,791 --> 01:05:51,666
‫اینکه واقعا به کارلو اهمیت می‌دی.

968
01:05:52,916 --> 01:05:53,916
‫تقصیر منه.

969
01:05:54,666 --> 01:05:56,333
‫اصلا نباید ازت همچین چیزی می‌خواستم.

970
01:05:58,041 --> 01:06:01,791
‫نه، آخه شاید راحت‌تر می‌شد
‫اگه حقیقت رو از همون اول می‌گفتیم...

971
01:06:03,416 --> 01:06:06,916
‫الی... شاید الان وقتشه.

972
01:06:06,958 --> 01:06:08,416
‫نه.

973
01:06:08,458 --> 01:06:12,416
‫نه... به چی داریم نه می‌گیم؟

974
01:06:12,541 --> 01:06:14,166
‫هیچی، مامان.

975
01:06:14,916 --> 01:06:17,291
‫ولی می‌تونه نجاتمون بده.

976
01:06:17,333 --> 01:06:19,333
‫الی، بهش فکر کن.

977
01:06:19,416 --> 01:06:20,791
‫بهش فکر نمی‌کنم.

978
01:06:20,833 --> 01:06:23,416
‫دقیقا به چی باید فکر کنی؟

979
01:06:23,458 --> 01:06:24,408
‫هیچی، مامان.

980
01:06:24,458 --> 01:06:25,666
‫هیچی.

981
01:06:28,916 --> 01:06:30,666
‫الی، اینجا خونه ما است.

982
01:06:30,708 --> 01:06:33,166
‫زحمت ما است. کل دارایی ما است.

983
01:06:33,291 --> 01:06:37,041
‫نمی‌تونیم عمارت عناب رو از دست بدیم.
‫باید بهش بگی.

984
01:06:37,166 --> 01:06:38,666
‫نه، مجبور نیستم.

985
01:06:38,708 --> 01:06:40,583
‫دقیقا چیه که نباید بگی؟

986
01:06:40,666 --> 01:06:41,916
‫هیچی، مامان!

987
01:06:41,958 --> 01:06:43,666
‫«هیچی، مامان» و زهرمار!

988
01:06:43,791 --> 01:06:46,333
‫چیزی که باید بهم بگین رو بگین.

989
01:06:46,416 --> 01:06:49,458
‫در واقع، چیزی که بهم نمی‌گین!
‫اون هم همین الان.

990
01:06:55,833 --> 01:06:57,708
‫لیندا نوه کنته.

991
01:06:58,666 --> 01:06:59,916
‫نه.

992
01:07:01,416 --> 01:07:05,583
‫عین سریال آبکیه. اون دختر
‫یکی از سه برادره؟

993
01:07:06,666 --> 01:07:07,666
‫دختر جورجیو.

994
01:07:12,708 --> 01:07:14,041
‫خدای من.

995
01:07:14,083 --> 01:07:17,791
‫اصلا متوجه نشدم.
‫من کنارت نبودم.

996
01:07:17,833 --> 01:07:20,958
‫وظیفه مادرانه‌ام رو برات انجام ندادم...

997
01:07:21,041 --> 01:07:23,916
‫تو کنارم بودی، نگران نباش.

998
01:07:24,958 --> 01:07:25,958
‫نه واقعا.

999
01:07:27,166 --> 01:07:32,458
‫اگه این قضیه روشن بشه،
‫همه‌چی حل می‌شه.

1000
01:07:32,541 --> 01:07:36,041
‫لیندا وارث حقوقیه.
‫می‌تونه جلو فروش رو بگیره.

1001
01:07:36,708 --> 01:07:39,083
‫- ولی ما چیزی نمی‌گیم.
‫- چی؟

1002
01:07:40,666 --> 01:07:43,666
‫- عزیزم.
‫- عزیزم و زهرمار. پس اون استرالیایی نیست.

1003
01:07:45,041 --> 01:07:48,541
‫اگه بهت دروغ گفتم...
‫فقط به خاطر این بود که ازت حفاظت کنم.

1004
01:07:48,666 --> 01:07:50,291
‫مزخرفه.

1005
01:07:50,416 --> 01:07:53,291
‫هیجده سال تمام
‫فقط مزخرف بار من کردی.

1006
01:07:53,416 --> 01:07:55,958
‫- یه چیزهایی هست که تو درک نمی‌کنی.
‫- بس کن!

1007
01:07:56,041 --> 01:07:58,666
‫سال‌ها به من گفتی
‫حتی اسم کاملش یادت نیست،

1008
01:07:58,791 --> 01:08:01,708
‫ولی خوب می‌دونستی.
‫حتی آدرسش هم بلد بودی!

1009
01:08:01,791 --> 01:08:04,041
‫حالا مرده
‫و من هیچوقت نمی‌تونم باهاش صحبت کنم.

1010
01:08:04,083 --> 01:08:06,166
‫- اینقدر ساده نیست...
‫- خاک تو سرت!

1011
01:08:10,500 --> 01:08:11,500
‫تو می‌دونستی؟

1012
01:08:11,541 --> 01:08:13,375
‫- لیندا، می‌شه خودمون صحبت کنیم؟
‫- نه.

1013
01:08:14,416 --> 01:08:15,666
‫پس تو نمی‌دونی؟

1014
01:08:16,375 --> 01:08:18,500
‫- چی؟
‫- که من برادرزاده‌ات هستم.

1015
01:08:20,750 --> 01:08:24,750
‫پدر من، برادر تو جورجیو بود.
‫می‌خواستن من بهت بگم که اینجا رو نفروشی.

1016
01:08:24,875 --> 01:08:26,666
‫- این حقیقت نداره.
‫- چرا.

1017
01:08:28,875 --> 01:08:30,250
‫جورجیو می‌دونست؟

1018
01:08:35,666 --> 01:08:36,791
‫نه، نمی‌دونست.

1019
01:08:38,125 --> 01:08:39,125
‫چرا؟

1020
01:08:39,166 --> 01:08:41,500
‫- چون...
‫- چون مادر من یه آدم عوضیه.

1021
01:08:42,541 --> 01:08:44,125
‫تو فقط حرف مفت می‌زنی.

1022
01:08:45,750 --> 01:08:47,250
‫دیگه باهات صحبت نمی‌کنم.

1023
01:08:51,500 --> 01:08:52,500
‫نه.

1024
01:08:53,375 --> 01:08:54,375
‫لیندا؟

1025
01:09:00,375 --> 01:09:01,625
‫لیندا!

1026
01:09:02,666 --> 01:09:03,666
‫لیندا؟

1027
01:09:06,666 --> 01:09:08,666
‫در رو باز کن، عزیزم.
‫باید باهات صحبت کنم.

1028
01:09:41,833 --> 01:09:46,000
‫از کوره در می‌ره؟ موندم چطور،
‫آخه بابابزرگ تامی دو سال پیش مرد.

1029
01:09:46,541 --> 01:09:49,500
‫بچه‌های این نسل حتی نمی‌تونن
‫یه بهونه درست‌حسابی جور کنن.

1030
01:09:49,625 --> 01:09:50,625
‫صبح به خیر.

1031
01:09:50,666 --> 01:09:51,875
‫- صبح به خیر.
‫- صبح به خیر.

1032
01:09:53,125 --> 01:09:56,041
‫چیزی رو از دست دادم؟
‫راز جدیدی افشا شده؟

1033
01:09:56,125 --> 01:09:58,625
‫- نه.
‫- کلا همه به من دروغ گفتن.

1034
01:09:58,666 --> 01:09:59,791
‫- به گروه خوش اومدی.
‫- اینقدر دراماتیک نباش.

1035
01:10:01,791 --> 01:10:03,166
‫- صبح به خیر.
‫- صبح به خیر.

1036
01:10:09,916 --> 01:10:10,958
‫لیندا.

1037
01:10:12,291 --> 01:10:14,541
‫- لیندا. کافیه، بیا صحبت کنیم.
‫- نه.

1038
01:10:14,583 --> 01:10:16,708
‫- آره. بلند شو...
‫- نه. مامان، ولم کن!

1039
01:10:18,041 --> 01:10:21,666
‫در واقع، الان که همه اینجاییم،
‫من یه حرفی برای گفتن دارم.

1040
01:10:22,541 --> 01:10:24,541
‫تصمیم گرفتم. ملک رو می‌فروشیم.

1041
01:10:29,416 --> 01:10:31,041
‫راستی، دیشب پیش پسره بودم.

1042
01:10:35,041 --> 01:10:36,541
‫من می‌رم بیرون استفراغ کنم.

1043
01:10:46,708 --> 01:10:48,708
‫الیسا، باید صحبت کنیم.

1044
01:10:49,458 --> 01:10:52,458
‫آره. ولی متاسفم،
‫الان وقت مناسبی نیست.

1045
01:10:58,666 --> 01:10:59,791
‫درباره لیندا متاسفم.

1046
01:11:00,458 --> 01:11:03,041
‫نه، ببین، اصلا کاری از دستت برنمی‌اومد.

1047
01:11:03,083 --> 01:11:05,041
‫لیندا همیشه راه خودش رو می‌ره.

1048
01:11:06,333 --> 01:11:08,666
‫خدا می‌دونه با کی می‌گرده...

1049
01:11:09,458 --> 01:11:10,583
‫با یه کودن.

1050
01:11:11,416 --> 01:11:12,541
‫چی می‌دونی؟

1051
01:11:17,416 --> 01:11:18,583
‫همین الان بهم بگو.

1052
01:11:20,458 --> 01:11:21,833
‫- الیسا...
‫- همین الان.

1053
01:11:25,166 --> 01:11:28,291
‫قضیه چیه؟ اگه دنبال لیندا هستین،
‫اون اینجا نیست، باشه؟

1054
01:11:28,333 --> 01:11:29,666
‫ولی دیروز اینجا بود.

1055
01:11:29,708 --> 01:11:31,991
‫بهت ابراز علاقه کرد
‫و تو با یه بهونه مسخره بیرون انداختیش.

1056
01:11:32,041 --> 01:11:33,208
‫بهونه نبود.

1057
01:11:33,666 --> 01:11:35,541
‫- و من بیرون ننداختمش.
‫- چرا، انداختی،

1058
01:11:35,666 --> 01:11:36,833
‫و قلبش هم شکستی!

1059
01:11:36,916 --> 01:11:39,583
‫قلبش رو شکوندم؟
‫اصلا به نظر نمی‌اومد که...

1060
01:11:39,666 --> 01:11:41,541
‫البته که نه!
‫اون غرور داره، مثل هر زنی!

1061
01:11:41,666 --> 01:11:44,458
‫ولی تو،
‫درست مثل بقیه مردها هستی.

1062
01:11:44,541 --> 01:11:48,541
‫کلی قول و قرار می‌ذاری،
‫و بعد طرف رو با یه بچه ول می‌کنی می‌ری!

1063
01:11:48,583 --> 01:11:49,708
‫بچه دیگه چیه؟

1064
01:11:50,583 --> 01:11:52,958
‫- از این خبرها نیست.
‫- داری چی چرت و پرت می‌گی؟

1065
01:11:53,041 --> 01:11:55,541
‫- نه...
‫- واقعا متاسفم.

1066
01:11:55,666 --> 01:11:58,208
‫- از قصد نبود.
‫- زیاده‌روی کردم. من رو ببخش.

1067
01:11:59,166 --> 01:12:01,708
‫- از دستم در رفت.
‫- نه.

1068
01:12:01,791 --> 01:12:05,666
‫لیندا قراره حسابی سر دیوونگی من عصبی بشه.

1069
01:12:05,791 --> 01:12:07,458
‫حقیقت رو بهش بگو.

1070
01:12:07,541 --> 01:12:09,916
‫که مادرش یه آدم روانیه
‫که رفت جلو پسره خرابش کرد؟

1071
01:12:10,041 --> 01:12:12,333
‫نه. اون یکی حقیقت.

1072
01:12:16,333 --> 01:12:17,916
‫چیزی که به پائولو گفتی...

1073
01:12:17,958 --> 01:12:20,083
‫اینکه کلی قول و قرار می‌ذاره،

1074
01:12:20,166 --> 01:12:22,666
‫و طرف رو با یه بچه ول می‌کنه و می‌ره...

1075
01:12:25,041 --> 01:12:26,833
‫درباره اون نبود، مگه نه؟

1076
01:12:32,958 --> 01:12:37,541
‫ترجیح می‌دم از من متنفر باشه جای اینکه
‫بفهمه باباش اون رو نمی‌خواست.

1077
01:12:38,416 --> 01:12:40,083
‫ولی این تصمیم دست تو نیست.

1078
01:12:40,166 --> 01:12:41,291
‫دست تو هم نیست.

1079
01:12:42,916 --> 01:12:44,916
‫متاسفم که اینطور فهمیدی.

1080
01:12:50,916 --> 01:12:52,916
‫می‌تونستی به من بگی.

1081
01:12:53,041 --> 01:12:54,791
‫چه فرقی می‌کرد؟

1082
01:12:56,208 --> 01:13:00,166
‫شاید... از تنهایی‌ات کم می‌شد.

1083
01:13:03,791 --> 01:13:07,083
‫ولی شاید دیگه
‫خواسته خودت همین باشه.

1084
01:13:19,916 --> 01:13:20,916
‫می‌خوای؟

1085
01:13:22,458 --> 01:13:25,083
‫در واقع، دنبال خوراکی بودم.

1086
01:13:26,083 --> 01:13:27,083
‫نون؟

1087
01:13:30,541 --> 01:13:31,583
‫منم.

1088
01:13:37,958 --> 01:13:39,416
‫کم مونده بود سکته کنم.

1089
01:13:39,916 --> 01:13:42,416
‫فقط این شکلی می‌شد صحبت کنیم،
‫چون من رو نادیده می‌گیری.

1090
01:13:44,833 --> 01:13:46,541
‫می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم.

1091
01:13:47,791 --> 01:13:50,083
‫و می‌خواستم از خودم هم عذرخواهی کنم.

1092
01:13:52,291 --> 01:13:59,083
‫کل زندگیم، من دنبال مردهایی بودم
‫که هیچ آینده‌ای باهاشون نداشتم.

1093
01:14:01,666 --> 01:14:05,458
‫شاید چون یه کم شبیه تو هستم.
‫من می‌ترسم.

1094
01:14:07,041 --> 01:14:10,416
‫ولی حق با توئه.
‫لیاقتم بیشتر از این‌ها است.

1095
01:14:11,291 --> 01:14:13,541
‫لیاقت یه پرنس چارمینگ رو دارم.

1096
01:14:14,458 --> 01:14:15,916
‫شاید یه کم مسخره باشه.

1097
01:14:17,791 --> 01:14:21,083
‫کسی که بهترین راگو آلویی دنیا رو
‫درست می‌کنه.

1098
01:14:22,541 --> 01:14:23,833
‫راز من رو کشف کردی.

1099
01:14:27,916 --> 01:14:32,291
‫یکی که عاشق ویدیوگیم بازی کردنه،
‫چون همیشه یه فرصت دوباره به آدم می‌دن.

1100
01:14:33,666 --> 01:14:37,916
‫و با اینکه من خراب کردم، واقعا امیدوارم
‫که فرصت دوباره‌ای باهات داشته باشم.

1101
01:14:39,541 --> 01:14:43,041
‫می‌خوای شریک ترس‌های همدیگه باشیم؟

1102
01:14:48,000 --> 01:14:54,000
‫فرصت نشد که بهتون بگم که...
‫بابت فروش اینجا متاسفم.

1103
01:14:56,750 --> 01:14:58,666
‫برای همین اینقدر مضطربی؟

1104
01:14:59,375 --> 01:15:01,250
‫یا نکنه از دست الیسا عصبی هستی؟

1105
01:15:02,375 --> 01:15:06,125
‫از دست الیسا هم عصبی هستم.

1106
01:15:06,791 --> 01:15:09,625
‫«هم؟»
‫دیگه از دست کی عصبی هستی؟

1107
01:15:15,125 --> 01:15:16,125
‫جورجیو.

1108
01:15:16,875 --> 01:15:20,875
‫نهایتا، اون قهرمانی که من فکر می‌کردم
‫نبود. همین.

1109
01:15:27,125 --> 01:15:30,166
‫پدر دخترها خیلی اسب‌ها رو دوست داشت.

1110
01:15:31,125 --> 01:15:32,041
‫مثل الیسا؟

1111
01:15:32,125 --> 01:15:33,500
‫نه دقیقا مثل اون.

1112
01:15:34,000 --> 01:15:36,791
‫عاشق تماشای اسب‌ها بود،

1113
01:15:37,541 --> 01:15:39,000
‫و شرطبندی روی اون‌ها.

1114
01:15:41,125 --> 01:15:45,375
‫و خدا می‌دونه چند بار ما ورشکست شدیم.

1115
01:15:46,250 --> 01:15:50,500
‫جدا می‌شدیم، آشتی می‌کردیم،
‫جر و بحث می‌کردیم.

1116
01:15:50,625 --> 01:15:54,416
‫می‌خواستم... خفه‌اش کنم.

1117
01:15:56,666 --> 01:16:02,416
‫یه روز نمی‌گذره که
‫دلم براش تنگ نشه.

1118
01:16:05,166 --> 01:16:11,916
‫انگار کل زندگی‌مون رو صرف
‫پنهان کردن ایرادات و اشتباهاتمون می‌کنیم.

1119
01:16:12,750 --> 01:16:15,000
‫و متوجه نمی‌شیم که...

1120
01:16:17,000 --> 01:16:21,041
‫همین ایرادها باعث می‌شن
‫کسی عاشقمون بشه.

1121
01:16:22,000 --> 01:16:27,250
‫شاید لازمه بفهمیم اینکه خودمون
‫باشیم چه احساسی داره...

1122
01:16:28,791 --> 01:16:30,250
‫اگه می‌خوایم خوشحال باشیم.

1123
01:16:31,375 --> 01:16:32,625
‫تو چی می‌خوای؟

1124
01:17:01,000 --> 01:17:03,375
‫- صبح به خیر، آقای گالی.
‫- میکل.

1125
01:17:07,250 --> 01:17:08,916
‫از آشنایی‌ات خوشحالم،میکل.

1126
01:17:09,500 --> 01:17:11,000
‫شما ایتالیایی بلدین.

1127
01:17:11,041 --> 01:17:13,916
‫همیشه سعی می‌کنم زبان جایی
‫که ازش خرید می‌کنم رو یاد بگیرم.

1128
01:17:14,625 --> 01:17:16,875
‫درسته. از این سمت.

1129
01:17:17,625 --> 01:17:20,375
‫ملک در کل ده هکتار می‌شه،

1130
01:17:20,500 --> 01:17:24,166
‫شامل زمین زراعی، بیشه‌زار، چراگاه،
‫تاکستان، و درخت‌های زیتون.

1131
01:17:24,666 --> 01:17:28,291
‫جالیز سبزیجات هم اینجا است.
‫شاید بتونیم این رو نگه داریم.

1132
01:17:28,375 --> 01:17:31,125
‫وای، نه.
‫اینجا قراره مجتمع مسکونی بسازیم.

1133
01:17:31,916 --> 01:17:35,000
‫خیلی خب. اینجا کلا تپه‌ هست،

1134
01:17:35,125 --> 01:17:37,916
‫و اون پایین هم ریش‌درخته.

1135
01:17:38,000 --> 01:17:41,666
‫یه بلوط همیشه‌سبز،
‫که از مجموع ما هم مسن‌تره.

1136
01:17:42,166 --> 01:17:44,625
‫از اونجا منظره فوق‌العاده است.

1137
01:17:44,666 --> 01:17:47,416
‫- می‌تونیم بریم اونجا.
‫- وقت نیست، تور رو تموم کنیم.

1138
01:17:47,500 --> 01:17:49,375
‫آخر سر همه‌چی رو می‌کوبیم.

1139
01:17:52,250 --> 01:17:53,541
‫بو رو می‌فهمی؟

1140
01:17:54,750 --> 01:17:56,625
‫بوی ترفیع میاد.

1141
01:18:03,250 --> 01:18:06,625
‫اون تپه‌ها رو می‌بینین؟
‫ساخت و ساز اونجا هوشمندانه است.

1142
01:18:06,666 --> 01:18:07,500
‫بله.

1143
01:18:07,625 --> 01:18:11,750
‫اجازه نیست.
‫مقامات محلی اجازه نمی‌دن.

1144
01:18:11,791 --> 01:18:14,416
‫داری چی می‌گی؟
‫اینقدر اغراق نکن.

1145
01:18:14,500 --> 01:18:17,041
‫باید با خریدار صادق باشی.

1146
01:18:17,125 --> 01:18:19,791
‫همیشه یه راه حلی
‫برای همچین مسائلی هست.

1147
01:18:20,875 --> 01:18:23,250
‫و اون پایین،
‫نزدیک اون زمین مسطح...

1148
01:18:23,375 --> 01:18:25,750
‫نه حفره زیبا تصور می‌کنم.

1149
01:18:27,375 --> 01:18:29,875
‫ولی وقتی بارون می‌باره،
‫زیرش آب ایستایی پیش میاد،

1150
01:18:29,916 --> 01:18:35,000
‫زیاد طول نمی‌کشه همه‌جا رو آب ببره و...
‫به انگلیسی چطور می‌گن باتلاق؟

1151
01:18:35,125 --> 01:18:39,000
‫نه، اشتباه می‌کنه.
‫بعد بارون، صرفا یه چالاب ناچیز پیش میاد.

1152
01:18:41,500 --> 01:18:43,750
‫خیلی خب، کافیه.

1153
01:18:45,875 --> 01:18:47,250
‫من اینجا رو نمی‌فروشم.

1154
01:18:47,291 --> 01:18:49,666
‫چی زر می‌زنی؟
‫چرا؟

1155
01:18:49,750 --> 01:18:52,625
‫نظرم عوض شد.
‫چیزی که می‌خوام این نیست.

1156
01:18:57,916 --> 01:19:01,750
‫اون بوی ترفیع یادته؟

1157
01:19:01,875 --> 01:19:04,416
‫داره به بوی گند اخراج تبدیل می‌شه.

1158
01:19:05,541 --> 01:19:08,291
‫برادرت جورجیو عمرا
‫اینطور رفتار نمی‌کرد.

1159
01:19:08,375 --> 01:19:10,125
‫من جورجیو نیستم.

1160
01:19:11,541 --> 01:19:13,250
‫دیگه جای اون زندگی کردن کافیه.

1161
01:19:14,375 --> 01:19:15,375
‫تو دیوونه‌ای.

1162
01:19:15,416 --> 01:19:16,750
‫نه.

1163
01:19:18,666 --> 01:19:21,125
‫فقط دیر فهمیدم که واقعا چی می‌خوام.

1164
01:19:22,375 --> 01:19:23,541
‫عوضی.

1165
01:19:35,375 --> 01:19:36,875
‫چرا این کار رو کردی، میکل؟

1166
01:19:41,500 --> 01:19:43,000
‫چه خبره؟

1167
01:19:43,041 --> 01:19:45,000
‫میکل تصمیم گرفت که ملک رو نفروشه.

1168
01:20:04,500 --> 01:20:09,000
‫همه جوری باهام رفتار می‌کنن که
‫انگار بچه‌ام. مخصوصا تو.

1169
01:20:13,500 --> 01:20:14,500
‫راست می‌گی.

1170
01:20:15,625 --> 01:20:17,416
‫و درباره عمارت عناب هم راست می‌گفتی.

1171
01:20:20,125 --> 01:20:22,000
‫حقیقت اینه که
‫من عاشق اینجام،

1172
01:20:23,000 --> 01:20:24,666
‫ولی می‌خوام دنیا رو ببینم.

1173
01:20:25,500 --> 01:20:27,625
‫و تو هم راست می‌گی.

1174
01:20:29,875 --> 01:20:34,541
‫کل دنیا من همیشه اینجا بوده
‫و تو.

1175
01:20:36,291 --> 01:20:39,500
‫مامان، متاسفم که مجبور شدی
‫به خاطر من اینجا بمونی.

1176
01:20:40,166 --> 01:20:43,500
‫عزیزم، نه. نه، نه.

1177
01:20:43,625 --> 01:20:45,875
‫من تصمیمم رو گرفتم،
‫و انتخابم تو بودی.

1178
01:20:48,791 --> 01:20:51,500
‫سعی کردم همه‌جوره ازت حفاظت کنم.

1179
01:20:53,000 --> 01:20:54,541
‫اشتباهاتی کردم،

1180
01:20:55,750 --> 01:20:58,041
‫ولی الان اونقدر بزرگ شدی
‫که همه‌چی رو بدونی.

1181
01:21:21,291 --> 01:21:22,541
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

1182
01:21:22,625 --> 01:21:24,416
‫- میکل رو ندیدین؟
‫- نه.

1183
01:21:27,541 --> 01:21:28,375
‫خورشت؟

1184
01:21:28,500 --> 01:21:30,541
‫ببخشید.
‫بذار ببینم چی داریم.

1185
01:21:34,416 --> 01:21:38,000
‫این راگو شگفت‌انگیزه.
‫یه فرقی داره. چی توشه؟

1186
01:21:39,000 --> 01:21:42,625
‫دستورپخت سری داره.
‫از راگو رستوران تو خوشمزه‌تره، هان؟

1187
01:21:42,666 --> 01:21:44,125
‫زیاد جوگیر نشو.

1188
01:21:44,166 --> 01:21:45,916
‫ما می‌تونیم رستوران خودمون رو باز کنیم.

1189
01:21:46,625 --> 01:21:47,291
‫امتحانش کن.

1190
01:22:03,333 --> 01:22:07,583
‫خب، شاید بتونیم بریم
‫بستنی یا چیزی بخوریم.

1191
01:22:07,666 --> 01:22:08,666
‫- چرا که نه؟
‫- خیلی خب.

1192
01:22:08,791 --> 01:22:11,041
‫- مزه محبوبت چیه؟
‫- شکلات.

1193
01:22:11,083 --> 01:22:13,791
‫- شکلات خیلی خزه.
‫- تو چی؟

1194
01:22:13,833 --> 01:22:16,916
‫- قهوه و لیمو.
‫- پس من هم همین رو می‌گیرم.

1195
01:22:17,041 --> 01:22:18,166
‫کی می‌خوای بریم؟

1196
01:22:20,791 --> 01:22:22,958
‫در واقع اعمال تو ضد عهد عتیق بودن...

1197
01:22:23,041 --> 01:22:27,833
‫بالاخره، لیندا! من برنده شدم.
‫تو بهم ۵۰ یورو بدهکاری.

1198
01:22:27,916 --> 01:22:30,166
‫- آره.
‫- بهم ۵۰ یورو بدهکاری.

1199
01:22:30,291 --> 01:22:33,583
‫من ۵۰ یورو برنده شدم! ایول!

1200
01:22:34,833 --> 01:22:37,958
‫مشکل چیه؟
‫سر باختن شرط ناراحتی؟

1201
01:22:40,166 --> 01:22:43,583
‫گوش کن، لیندا،
‫می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.

1202
01:22:45,333 --> 01:22:48,333
‫ولی عشق در انواع مختلفی پیدا می‌شه.

1203
01:22:48,375 --> 01:22:52,333
‫عشق به هنر، تاریخ، دین،
‫هر چیزی.

1204
01:22:52,625 --> 01:22:54,000
‫آره، ولی...

1205
01:23:27,458 --> 01:23:28,833
‫گمونم به کمکت نیاز دارم.

1206
01:23:29,958 --> 01:23:31,958
‫اگه بخوای، می‌تونم یادت بدم.

1207
01:23:32,083 --> 01:23:35,000
‫حالا که شغلی ندارم،
‫حسابی وقتم خالیه.

1208
01:23:36,000 --> 01:23:37,250
‫نه برای این.

1209
01:23:41,083 --> 01:23:43,083
‫من فقط واقعا بهت نیاز دارم.

1210
01:23:45,583 --> 01:23:49,125
‫بهت نیاز دارم، و هنوز نفهمیدم
‫دقیقا چرا.

1211
01:23:50,708 --> 01:23:55,333
‫و می‌ترسم چون تا به حال
‫به هیچکسی نیاز نداشتم.

1212
01:23:59,583 --> 01:24:00,875
‫ولی برام مهم نیست.

1213
01:24:03,958 --> 01:24:06,625
‫دوست دارم امروز اینجا پیش من بمونی.

1214
01:24:07,625 --> 01:24:10,625
‫و فردا.
‫و روز بعدش.

1215
01:24:15,625 --> 01:24:19,333
‫می‌تونم دو روزی بمونم.

1216
01:24:27,000 --> 01:24:28,083
‫شوخی کردم.