﻿1
00:00:22,791 --> 00:00:24,541
کایا!

2
00:00:25,624 --> 00:00:27,291
راه رو باز کن!

3
00:00:28,291 --> 00:00:31,666
ببخشید! معذرت می‌خوام.
منتظرم بمون!

4
00:00:33,041 --> 00:00:35,458
بازم نه!
آروم باش!

5
00:00:36,458 --> 00:00:39,166
ولی الان داره شروع می‌شه!

6
00:00:40,916 --> 00:00:44,416
ببخشید.
فقط می‌خوام رد شم.

7
00:00:45,541 --> 00:00:47,249
مراقب باش!

8
00:00:47,333 --> 00:00:49,333
آره، ببخشید!

9
00:00:49,416 --> 00:00:55,208
خودشناسی سلولی!

10
00:00:57,666 --> 00:00:59,291
باشه!

11
00:00:59,374 --> 00:01:01,874
سلول‌های عزیز من!

12
00:01:03,749 --> 00:01:06,749
حالا وقتشه که پخش بشیم!

13
00:01:10,374 --> 00:01:13,791
ما باید بریم سمت غدد لنفاوی.

14
00:01:13,874 --> 00:01:16,333
وقتی به اونجا برسیم،

15
00:01:16,416 --> 00:01:20,874
خودشناسی سلولی رو
با تمام وجود تجربه می‌کنیم.

16
00:01:20,958 --> 00:01:22,333
آره، همین‌جا.

17
00:01:22,416 --> 00:01:25,916
ما باید اون‌قدر تکثیر بشیم
که دلمون می‌خواد!

18
00:01:27,208 --> 00:01:31,333
و هیچ‌کس نمی‌تونه بگه که غیرممکنه!
زود باشین!

19
00:01:31,416 --> 00:01:33,124
چون که ممکنه!

20
00:01:37,499 --> 00:01:39,791
زود باشین!

21
00:01:45,416 --> 00:01:49,208
من شما رو در این سفر
هدایت می‌کنم.

22
00:01:49,291 --> 00:01:52,416
به سرزمین فرصت‌ها،

23
00:01:52,499 --> 00:01:56,708
جایی که بالاخره می‌تونید
خودِ واقعی‌تون باشید!

24
00:01:57,708 --> 00:01:59,583
عالیه!

25
00:01:59,666 --> 00:02:00,999
اما

26
00:02:01,083 --> 00:02:03,624
شک نکنید:

27
00:02:03,708 --> 00:02:07,083
کسانی هستند که
سرِ راهتون قرار می‌گیرند.

28
00:02:07,166 --> 00:02:11,499
کسانی که می‌خوان آینده‌ای که
لایقش هستید رو ازتون بگیرن.

29
00:02:14,666 --> 00:02:18,208
ولی شما هرگز نباید
باور به خودتون رو از دست بدید.

30
00:02:18,291 --> 00:02:20,874
چون اگه چیزی رو بخواید،

31
00:02:20,958 --> 00:02:23,666
می‌تونید بهش برسید!

32
00:02:24,999 --> 00:02:27,708
و حالا، سلول‌های من:

33
00:02:29,333 --> 00:02:32,958
همگی چشماتون رو ببندید.

34
00:02:35,166 --> 00:02:37,416
ببندیدشون.

35
00:02:40,458 --> 00:02:43,791
و تصور کنید که اونجایید.

36
00:02:47,374 --> 00:02:49,458
توی غدد لنفاوی.

37
00:02:49,541 --> 00:02:52,374
دارید تقسیم می‌شید.

38
00:02:52,458 --> 00:02:56,583
دوباره و دوباره و دوباره.

39
00:02:58,958 --> 00:03:02,499
دارید از زندگی نهایت لذت رو می‌برید.

40
00:03:02,583 --> 00:03:06,166
دارید دقیقاً به همونی تبدیل می‌شید
که دلتون می‌خواد.

41
00:03:07,749 --> 00:03:09,916
می‌تونی ببینی؟

42
00:03:11,208 --> 00:03:14,124
آره، تو هم می‌تونی همین‌طوری بشی!

43
00:03:15,208 --> 00:03:17,166
و هیچ‌وقت،

44
00:03:17,249 --> 00:03:19,499
هیچ‌وقت نذار کسی

45
00:03:19,583 --> 00:03:21,666
جلوی تو رو بگیره!

46
00:03:39,082 --> 00:03:42,624
این عالی می‌شه!
می‌تونم یه گروه موسیقی راه بندازم.

47
00:03:42,707 --> 00:03:45,666
یا شاید هم یه گروه کُر کامل.

48
00:03:45,749 --> 00:03:48,041
تو چی؟

49
00:03:48,124 --> 00:03:51,207
راستش خیلی بهش فکر نکردم.

50
00:03:51,291 --> 00:03:55,499
تا وقتی داریم می‌ریم اونجا،
وقت زیادی برای فکر کردن داری.

51
00:03:55,582 --> 00:03:58,791
باید شروع کنیم به جمع کردن وسایل.
بگیر!

52
00:04:07,416 --> 00:04:11,791
امیدوارم نخواسته باشی اینو برداری.
بجنب دیگه، موآ!

53
00:04:38,166 --> 00:04:40,207
هی، تو!

54
00:04:40,291 --> 00:04:42,416
اریک!

55
00:04:43,499 --> 00:04:46,749
می‌آی عزیزم؟
دیگه وقتشه که بریم.

56
00:04:46,832 --> 00:04:48,707
باشه.

57
00:04:53,624 --> 00:04:57,416
می‌دونی چیه؟
فکر می‌کنم همه‌چیز خوب پیش می‌ره.

58
00:04:57,499 --> 00:04:59,457
آره.

59
00:05:17,416 --> 00:05:21,999
چطور می‌تونم کمکتون کنم؟
ما برای عمل جراحی اومدیم.

60
00:05:22,082 --> 00:05:26,291
یا بهتره بگم پسرمون قراره عمل بشه.
اسمش اریک علی هانسن هست.

61
00:05:29,207 --> 00:05:32,291
ما باید بریم طبقه سوم.
قبلاً اونجا بودم.

62
00:05:39,374 --> 00:05:41,999
میای، عزیزم؟

63
00:05:44,582 --> 00:05:49,666
خب. برای عمل جراحی‌ات
ساعت سه وقت گذاشتیم، اریک.

64
00:05:49,749 --> 00:05:53,832
برای همین الان می‌خوام
کمی شیمی‌درمانی برات شروع کنم.

65
00:05:53,916 --> 00:05:56,624
پیشاپیش.
باشه.

66
00:05:56,707 --> 00:05:59,749
می‌دونی که این ممکنه باعث بشه
حالت خیلی بد بشه، درسته؟

67
00:05:59,874 --> 00:06:01,249
می‌دونم.

68
00:06:01,332 --> 00:06:04,999
معلومه که می‌دونی.
به نظرم تو خیلی شجاعی.

69
00:06:06,957 --> 00:06:08,832
باشه.

70
00:06:08,916 --> 00:06:11,249
خب، شروع می‌کنیم.

71
00:06:35,499 --> 00:06:39,416
سربازها، بیاید!
به سمت کلیه‌ها ادامه بدید!

72
00:06:39,499 --> 00:06:41,166
بجنبید، بجنبید، بجنبید!

73
00:06:53,999 --> 00:06:57,374
زمان لازم برای ایجاد پایگاه؟
دو ساعت، ژنرال اِبل.

74
00:06:57,457 --> 00:06:58,665
خیلی خب!

75
00:06:58,749 --> 00:07:02,415
سربازها، حواستون باشه!
حتی یک ثانیه هم نباید هدر بدیم.

76
00:07:02,499 --> 00:07:04,957
وقتی دکترها اون تومور رو
عمل کنن و دربیارن،

77
00:07:05,040 --> 00:07:08,540
تک‌تک سلول‌های سرطانی
باید از همون مسیر برن!

78
00:07:08,624 --> 00:07:10,082
دستور دریافت شد!

79
00:07:10,165 --> 00:07:13,665
وگرنه، سوژه ما،
اریک علی هانسنِ ده ساله،

80
00:07:13,749 --> 00:07:16,915
پسری که تو هر هوایی
بستنی می‌خوره،

81
00:07:16,999 --> 00:07:20,040
که هر وقت دلش بخواد
بازی کامپیوتری می‌کنه،

82
00:07:20,124 --> 00:07:24,707
و کلی چوب جمع می‌کنه،
نباید به دردسر بیفته!

83
00:07:24,790 --> 00:07:28,290
می‌خوایم بذاریم اریک زیر نظر ما بمیره؟
نه!

84
00:07:28,374 --> 00:07:32,415
نه. پس بیاید پایگاه رو راه بندازیم.
چون سرطان

85
00:07:32,499 --> 00:07:34,749
باید متوقف بشه!

86
00:07:39,582 --> 00:07:41,874
بجنب، موا!

87
00:07:45,165 --> 00:07:48,332
هی! کسی
کیف من رو ندیده؟

88
00:07:48,415 --> 00:07:51,832
کاجا؟
برای سفر بهش نیاز دارم.

89
00:07:52,832 --> 00:07:54,540
کاجا...

90
00:07:58,290 --> 00:08:01,832
روز بخیر.
مزاحم که نیستم؟

91
00:08:01,915 --> 00:08:07,415
نه، کار من اینجا تمومه.
دیگه لازم نیست دنبال کیف بگردی.

92
00:08:07,499 --> 00:08:11,207
وقتی قرار نیست جایی بری،
نیازی هم به جمع کردن وسایل نیست.

93
00:08:12,374 --> 00:08:14,374
صبر کن!
چی گفتی؟

94
00:08:14,457 --> 00:08:20,332
من همه‌چیز رو برای
اون گروه حمایتی کوچیکت توضیح دادم.

95
00:08:20,415 --> 00:08:24,040
تو و دوستات
قرار نیست به غدد لنفاوی برید.

96
00:08:24,124 --> 00:08:25,332
چی؟

97
00:08:25,415 --> 00:08:29,374
وقتی نمی‌تونی تکثیر بشی،
نمی‌تونی جایی بری.

98
00:08:31,124 --> 00:08:33,124
نه، صبر کن!

99
00:08:35,332 --> 00:08:36,957
صبر کن!

100
00:08:43,624 --> 00:08:47,040
هی، تو!
کی این تصمیم رو گرفته؟

101
00:08:47,124 --> 00:08:50,665
رئیس، مالاینوس،
خودت که می‌فهمی.

102
00:08:50,749 --> 00:08:55,082
می‌گه سفر قراره عالی باشه، بدون هیچ
جای خالی برای تنبل‌ها تو سیستم لنفاوی.

103
00:08:55,249 --> 00:08:58,665
یعنی اونایی که نمی‌تونن تقسیم بشن، مثل تو.

104
00:09:00,040 --> 00:09:02,332
خب پس من باید چیکار کنم؟

105
00:09:02,915 --> 00:09:04,749
نظرت چیه به خودت بیای؟

106
00:09:12,332 --> 00:09:16,790
ما نمی‌تونیم تقسیم بشیم،
ولی می‌تونیم یه کار دیگه بکنیم.

107
00:09:16,874 --> 00:09:18,957
روبن!

108
00:09:19,040 --> 00:09:23,665
روبن نمی‌تونه تقسیم بشه،
ولی می‌تونه...

109
00:09:24,957 --> 00:09:27,457
بذارتش روی سرش! آره!

110
00:09:28,457 --> 00:09:30,332
و موآ!

111
00:09:30,415 --> 00:09:34,207
موآ نمی‌تونه تقسیم بشه،
ولی می‌تونه...

112
00:09:35,207 --> 00:09:38,165
می‌تونه روی چشمش نقاشی کنه.
خیلی خوب بود، موآ.

113
00:09:38,249 --> 00:09:40,707
و کایا!

114
00:09:40,790 --> 00:09:44,624
کایا نمی‌تونه تقسیم بشه،
ولی می‌تونه...

115
00:09:44,707 --> 00:09:47,999
اون اصلاً نمی‌تونه
دلیل این کار رو بفهمه.

116
00:09:48,082 --> 00:09:50,790
آه؟ باشه...

117
00:09:50,874 --> 00:09:54,832
ما داریم سعی می‌کنیم یه کار دیگه پیدا کنیم،
حالا که قرار نیست جایی بریم.

118
00:09:54,915 --> 00:10:00,249
یه کاری غیر از تقسیم شدن؟
پس ما اصلاً دیگه سرطان هستیم؟

119
00:10:00,374 --> 00:10:03,124
ما حداقل به اندازه بقیه سرطان هستیم،

120
00:10:03,207 --> 00:10:06,874
حتی اگه دقیقاً نتونیم اون کار رو انجام بدیم.

121
00:10:06,957 --> 00:10:10,249
و کایا، ما با همیم و:

122
00:10:10,332 --> 00:10:14,915
وقتی با همیم
همه چی عالیه!

123
00:10:14,999 --> 00:10:18,040
آره، شاید.

124
00:10:18,124 --> 00:10:20,582
بیا.

125
00:10:20,665 --> 00:10:25,498
کایا نمی‌تونه تقسیم بشه،
اما می‌تونه یه کار دیگه بکنه.

126
00:10:25,582 --> 00:10:30,082
کایا نمی‌تونه تقسیم بشه،
اما می‌تونه...

127
00:10:30,165 --> 00:10:31,998
آره!

128
00:10:32,082 --> 00:10:36,165
کایا نمی‌تونه تقسیم بشه،
اما می‌تونه...

129
00:10:36,248 --> 00:10:39,415
با یه چیزی دور گردنش
خودش رو خوشگل کنه!

130
00:10:39,498 --> 00:10:41,832
کایا نمی‌تونه تقسیم...

131
00:10:49,457 --> 00:10:53,415
نه، کایا، صبر کن!
این خیلی احمقانه‌ست!

132
00:11:03,332 --> 00:11:08,332
چه استخوان گونه‌ای!
گرگور! لطفاً بیا اینجا.

133
00:11:11,623 --> 00:11:14,665
بله قربان!
چطور می‌تونم کمک کنم؟

134
00:11:14,748 --> 00:11:17,248
گفتی اینا جواب میدن.

135
00:11:17,332 --> 00:11:20,665
هجده تا ازشون خوردم.
هنوز هیچ خبری نیست!

136
00:11:20,748 --> 00:11:26,623
گفتم شاید جواب بدن. حالا کاملاً
مطمئنم که بنفش‌ها کارسازن.

137
00:11:26,707 --> 00:11:29,123
خب پس برام یه بنفش بیار!

138
00:11:29,207 --> 00:11:34,707
بله، هنوز کمی از اون رنگ
باقی مونده، اما توی نایژه‌هاست.

139
00:11:34,790 --> 00:11:36,623
توی نایژه‌ها؟

140
00:11:36,707 --> 00:11:39,873
اما متأسفانه، هیچ‌کس دلش نمی‌خواد
الان بره اونجا.

141
00:11:39,957 --> 00:11:45,415
بعد از سخنرانی فوق‌العاده‌ت، همه
آماده‌ان که راهی غدد لنفاوی بشن.

142
00:11:46,498 --> 00:11:50,332
می‌دونی که غدد لنفاوی
جمع بسته شده؟

143
00:11:50,415 --> 00:11:52,498
یعنی بیشتر از یکیه؟

144
00:11:52,582 --> 00:11:57,373
چطور می‌تونم همزمان
رئیس چند جا باشم؟!

145
00:11:57,457 --> 00:12:00,707
اینجا خیلی لیزه.
تو چطور اومدی تو؟!

146
00:12:00,790 --> 00:12:03,832
مالینوس، باید اجازه بدی
ما هم باهاتون بیایم غدد لنفاوی.

147
00:12:03,915 --> 00:12:08,540
گفتم کسی که نمی‌تونه تقسیم بشه،
نمی‌تونه بیاد. بزن بیرون!

148
00:12:08,623 --> 00:12:12,207
اما و اگر نداریم. برو بیرون!
یه لحظه صبر کن.

149
00:12:12,290 --> 00:12:15,832
آداب معاشرتت کجا رفته، گرگور؟

150
00:12:15,915 --> 00:12:18,373
بیا جلوتر.

151
00:12:19,457 --> 00:12:22,248
خیلی ممنونم.
خب...

152
00:12:22,332 --> 00:12:25,998
تو هم جزو اون گروهی هستی
که نمی‌تونن تقسیم بشن؟

153
00:12:26,082 --> 00:12:27,707
بله.

154
00:12:27,790 --> 00:12:32,915
متأسفم، ولی خوشبختانه
یه پیشنهاد کوچیک براتون دارم.

155
00:12:34,165 --> 00:12:39,457
همون‌طور که به کایا گفتم، یه
فرصت فوق‌العاده برای همه‌تون هست...

156
00:12:39,540 --> 00:12:43,373
همین‌جا، توی نایژه‌ها!
شما با بقیه ما همراه می‌شین،

157
00:12:43,457 --> 00:12:48,457
ولی یه مسیر انحرافی می‌رین تا
تعداد بیشتری از این بطری‌ها جمع کنین.

158
00:12:49,498 --> 00:12:52,832
ولی کاملاً پر. و بنفش.

159
00:12:52,915 --> 00:12:56,123
بنفش و پر از
ذرات خارجیِ عالی

160
00:12:56,207 --> 00:12:59,498
که توسط بادهای قدرتمند ریه
به دست ما می‌رسه.

161
00:12:59,582 --> 00:13:04,832
وقتی نوشیده بشه، می‌تونه به سلول‌های
تقسیم‌نشده‌ای مثل شما کمک کنه که جهش پیدا کنید،

162
00:13:04,915 --> 00:13:08,290
تا بتونید تقسیم بشید!
آره!

163
00:13:08,373 --> 00:13:13,415
ولی رفتن به نایژه‌ها،
خیلی خطرناک نیست؟

164
00:13:13,790 --> 00:13:15,957
درسته.
یه مقدار ریسک داره.

165
00:13:16,040 --> 00:13:20,207
ولی همون‌طور که همیشه گفتم،
اجازه ندید هیچ‌چیزی متوقفتون کنه!

166
00:13:20,290 --> 00:13:25,290
ما می‌تونیم این کار رو بکنیم! بعدش مثل بقیه
می‌تونیم بریم به گره‌های لنفاوی!

167
00:13:25,373 --> 00:13:30,540
کاملاً درسته! هیچ‌چیز بیشتر از این
نمی‌خوام که شما هم همراهم باشید.

168
00:13:31,540 --> 00:13:35,373
پس دوستان عزیزم،
امیدوارم بعداً همدیگه رو ببینیم.

169
00:13:36,623 --> 00:13:40,540
وای! فکرش رو بکن!
فقط باید آماده بشیم.

170
00:13:40,623 --> 00:13:42,290
این خیلی خطرناکه، کایا.

171
00:13:42,373 --> 00:13:45,248
کی می‌دونه اون بیرون با چی مواجه می‌شیم؟
اونجا پر از آنزیمه.

172
00:13:45,540 --> 00:13:50,040
آره، دقیقاً. آنزیم.
یه آنزیم چقدر می‌تونه بد باشه؟

173
00:13:50,123 --> 00:13:54,373
باور کن،
خیلی خیلی بد هستن!

174
00:13:54,456 --> 00:13:59,206
یه بار «اوگه»ی عزیزم داشت
برای خودش راه می‌رفت.

175
00:13:59,998 --> 00:14:05,373
قبل از اینکه بفهمه چی شده،
توسط آنزیم‌ها محاصره شد.

176
00:14:06,373 --> 00:14:09,706
لطفاً.
فقط یه ذره صبر کن.

177
00:14:09,790 --> 00:14:11,956
می‌تونم توضیح بدم.

178
00:14:12,040 --> 00:14:15,415
اونا یه چیز قرمز بهش چسبوندن.

179
00:14:16,998 --> 00:14:19,498
یه چیز قرمز که...

180
00:14:26,415 --> 00:14:29,165
اوه!
ای دل غافل!

181
00:14:30,165 --> 00:14:35,581
هیچ‌کس نباید برای آن نوشیدنی
جانش را به خطر بیندازد. اصلاً حرفش را هم نزن!

182
00:14:37,123 --> 00:14:40,415
فکر خیلی بدی است.

183
00:14:43,623 --> 00:14:46,873
برای رفتن آماده‌اید؟

184
00:14:48,040 --> 00:14:52,498
بفرمایید.
این هم سلاح برای سفر. بفرمایید.

185
00:14:58,081 --> 00:15:00,456
هی، خوبی؟

186
00:15:01,456 --> 00:15:05,790
آره. کی اهمیت می‌ده که
آن گره‌های لنفاوی مسخره کجا هستند؟

187
00:15:05,873 --> 00:15:10,498
حتماً آن‌قدرها هم که
همه می‌گویند باحال نیستند، اما...

188
00:15:10,581 --> 00:15:12,498
اما چی؟

189
00:15:13,498 --> 00:15:16,706
سلام!
تو تکثیر شدی؟!

190
00:15:16,790 --> 00:15:20,123
آره، من...
آره. باحال نیست؟

191
00:15:20,206 --> 00:15:25,165
کایا، باید خوشحال باشی.
چون دوستت می‌تواند به گره‌های لنفاوی برود.

192
00:15:25,248 --> 00:15:30,123
آره، خیلی خوب است.
ولی ما... یعنی من،

193
00:15:30,206 --> 00:15:34,540
لازم نیست بروم اگر تو می‌خواهی
که من کمی پیشت بمانم.

194
00:15:34,623 --> 00:15:39,373
نگو که می‌خواهی جلوی موآ را بگیری!
نه، معلوم است که نه.

195
00:15:39,540 --> 00:15:43,415
خوب است! یک لحظه
نزدیک بود بترسم.

196
00:15:55,040 --> 00:15:57,956
آره، خیلی عالی است.

197
00:16:07,831 --> 00:16:10,373
هیچ‌وقت نگذار چیزی مانعت شود.

198
00:16:30,748 --> 00:16:33,206
ببخشید.
معذرت می‌خواهم.

199
00:16:34,206 --> 00:16:37,290
هی! من می‌روم آن نوشیدنی را بیاورم.

200
00:16:37,373 --> 00:16:40,248
تو؟ تنهای تنها؟

201
00:16:40,331 --> 00:16:42,123
پس بقیه دار و دسته‌ات کجا هستند؟

202
00:16:42,248 --> 00:16:46,165
اونا برنامه‌های دیگه‌ای داشتن.
تازه، نقشه هم که پیش منه.

203
00:16:46,248 --> 00:16:49,915
نگاه کن.
خیلی خب، فقط یک نفر کافیه.

204
00:16:49,998 --> 00:16:54,206
اسمت کایا بود، نه؟
پس ما دو تا با هم راهی می‌شیم.

205
00:16:55,206 --> 00:16:58,373
خیلی خب، همگی.
دنبالم بیایید!

206
00:17:04,956 --> 00:17:06,915
کایا؟ کایا!

207
00:17:12,915 --> 00:17:15,290
تو باید از اون طرف بری.

208
00:17:15,373 --> 00:17:18,331
اون طرف؟
آره. فقط مسیر رو دنبال کن.

209
00:17:18,415 --> 00:17:22,498
و البته نقشه. اون تو رو
به بطری‌های توی نایژه‌ها می‌رسونه.

210
00:17:22,581 --> 00:17:25,623
یادت باشه فقط
اون بطری‌های بنفش رو لازم داری.

211
00:17:25,706 --> 00:17:29,581
همون‌جا همه‌شون رو نخور.
بیارشون پیش من.

212
00:17:29,664 --> 00:17:34,164
بعد بهت نشون می‌دم چطوری باید کار کنی.
و تا می‌تونی ازشون بردار.

213
00:17:34,248 --> 00:17:35,664
سفر خوبی داشته باشی!

214
00:17:36,998 --> 00:17:39,289
خداحافظ!

215
00:17:39,373 --> 00:17:41,748
کایا؟

216
00:17:42,831 --> 00:17:44,581
کایا!

217
00:17:47,456 --> 00:17:48,914
نه، کایا!

218
00:18:06,706 --> 00:18:09,123
کایا، اون پایین هستی؟

219
00:18:36,748 --> 00:18:40,748
سربازها، آماده نبرد بشید!
سرطان همین الان داره خارج می‌شه!

220
00:18:40,831 --> 00:18:41,998
دستور دریافت شد!

221
00:18:42,081 --> 00:18:44,164
در موقعیت‌های خود مستقر شوید!

222
00:18:44,248 --> 00:18:48,498
همگی!
سرطان باید عقب‌نشینی کند! آتش!

223
00:18:50,623 --> 00:18:53,289
نه، نه! سربازان شیمی‌درمانی.

224
00:18:53,373 --> 00:18:57,331
سرطان را به تومور برگردانید!
به خاطر اریک!

225
00:18:58,414 --> 00:19:00,914
آفرین. بیرونش کنید.

226
00:19:02,539 --> 00:19:05,956
خیلی عالی داری پیش می‌ری، عزیزم.
به‌زودی بهتر می‌شی.

227
00:19:14,373 --> 00:19:16,831
نایژه‌ها سمت چپ هستند.

228
00:19:16,914 --> 00:19:18,998
اما من کجام؟

229
00:19:26,873 --> 00:19:29,081
نه، نه!

230
00:19:35,706 --> 00:19:38,664
عقب‌نشینی! دروازه را ببندید!

231
00:19:38,748 --> 00:19:43,206
اما همه داخل شدند؟
گفتم دروازه را ببندید!

232
00:19:44,789 --> 00:19:48,498
ژنرال، دارند دروازه را می‌بندند.
خوب است.

233
00:19:48,581 --> 00:19:53,664
هیچ سلول سرطانی نباید وارد بدن شود!
دستور دریافت شد!

234
00:19:54,664 --> 00:19:56,373
ژنرال!

235
00:19:59,623 --> 00:20:01,914
گرفتمش.

236
00:20:03,289 --> 00:20:05,498
ژنرال؟

237
00:20:22,414 --> 00:20:25,081
سلام.

238
00:20:28,498 --> 00:20:30,623
می‌دانی من کی هستم؟

239
00:20:30,748 --> 00:20:33,039
من ژنرال آبل هستم
از هنگ پنجم شیمی‌درمانی!

240
00:20:33,123 --> 00:20:36,456
فوراً من را رها کن!
این یک دستور است!

241
00:20:36,539 --> 00:20:40,123
گزارشت رو می‌دم!
هی! ولم کن!

242
00:20:42,956 --> 00:20:45,789
اوه نه!
شیپور احمق!

243
00:21:03,747 --> 00:21:06,414
کایا تنهایی از تومور
زده بیرون؟

244
00:21:06,497 --> 00:21:09,581
و از یه صخره افتاده پایین!
آره، ممکنه آسیب دیده باشه.

245
00:21:09,664 --> 00:21:12,789
باید کمکش کنیم.
حتماً!

246
00:21:12,872 --> 00:21:17,581
شنیدین؟ همه رو مجبور کردن
برگردن داخل تومور.

247
00:21:17,664 --> 00:21:23,081
هزاران سرباز وحشتناک اون بیرونن.
هیچ‌کس نمی‌تونه جایی بره.

248
00:21:23,164 --> 00:21:26,914
اگه کایا
با یکی از اون سربازا روبرو بشه چی؟

249
00:21:34,997 --> 00:21:37,164
حالت خوبه؟

250
00:21:38,831 --> 00:21:43,664
اوه، ببخشید. شاید بهتر باشه
بذارمت اینجا. این‌طوری بهتره؟

251
00:21:43,747 --> 00:21:46,581
اوه آره. ممنون.

252
00:21:46,664 --> 00:21:51,372
خیلی رو اعصابه که نمی‌شه درست
با یه موجود شیپوریِ لزج بجنگی.

253
00:21:51,456 --> 00:21:56,497
من معمولاً بدن مولکولی قدرتمندی دارم،
ولی می‌دونی، من تو جنگ بودم...

254
00:21:56,581 --> 00:22:00,581
علیه سلول‌های سرطانی.
اون موجوداتِ پست و نفرت‌انگیز که...

255
00:22:00,664 --> 00:22:03,956
من یه سلول سرطانی‌ام.
چی؟ تو؟

256
00:22:04,039 --> 00:22:08,247
نه.
در حال اسکن سلولی.

257
00:22:10,122 --> 00:22:12,331
اسکن ممکن نیست.

258
00:22:12,414 --> 00:22:17,414
اگه سرطانی هستی، باید بهت بگم که
وظیفه‌ی قسم‌خورده‌ی منه که...

259
00:22:17,497 --> 00:22:21,831
جلوی پخش شدنت
توی این بدن رو بگیرم!

260
00:22:21,914 --> 00:22:27,206
می‌خوای جلوی منو بگیری که نرم سمت برونش‌ها
و غدد لنفاوی پیش بقیه‌ی سلول‌های سرطانی؟

261
00:22:27,289 --> 00:22:29,789
این اتفاق نمی‌افته.

262
00:22:29,872 --> 00:22:33,747
ارتش من همین الان دوستای سرطانی کوچولوت رو
فرستادن عقب، به همون تومور.

263
00:22:33,831 --> 00:22:35,122
چی؟

264
00:22:35,414 --> 00:22:39,372
و اگه دنبالشون نری،
مجبورم دست به کارهای جدی بزنم!

265
00:22:39,456 --> 00:22:42,997
می‌خوای چیکار کنی؟
می‌خوای با مغزت منو بکشی؟

266
00:22:43,081 --> 00:22:47,372
معلومه که نمی‌تونم
روش‌هام رو لو بدم.

267
00:22:47,456 --> 00:22:51,664
نه، ولی چون من هیچ
فشار مغزی‌ای حس نمی‌کنم،

268
00:22:51,747 --> 00:22:53,664
فکر کنم بهتره فقط بزنم به چاک...

269
00:22:55,289 --> 00:22:57,372
صبر کن!

270
00:23:06,497 --> 00:23:08,414
رحم کن!

271
00:23:14,247 --> 00:23:16,997
واقعاً تونستم.

272
00:23:19,456 --> 00:23:22,581
خودت رو ببین!

273
00:23:22,664 --> 00:23:24,456
خیلی بامزه بود.

274
00:23:24,539 --> 00:23:27,789
آره، من بامزه‌ام.

275
00:23:28,872 --> 00:23:31,247
ولی، ممنون از همکاریت.

276
00:23:31,331 --> 00:23:34,872
اگه ذره‌ای انسانیت
تو اون بدن سرطانی کوچیکت داری،

277
00:23:34,956 --> 00:23:37,497
همین الان دست از کار می‌کشی!

278
00:23:39,081 --> 00:23:43,247
آفرین.
زود برگرد به تومور!

279
00:23:43,331 --> 00:23:47,289
فکر نکنم. فقط می‌خواستم بدونم
راه رسیدن به نایژه‌ها رو بلدی یا نه.

280
00:23:47,372 --> 00:23:49,956
واقعاً که!
بلدی یا نه؟

281
00:23:50,039 --> 00:23:55,039
معلومه! برخلاف تو،
من شناخت کاملی از

282
00:23:55,122 --> 00:23:57,956
این بدن زیبا و
فوق‌العاده دارم.

283
00:23:58,039 --> 00:24:02,414
در واقع، من نقشه‌اش رو با مقیاس
یک به یک میلیارد اینجا دارم.

284
00:24:03,914 --> 00:24:08,039
اگه ما اینجا باشیم و من برم اونجا،
به... می‌رسیم.

285
00:24:08,122 --> 00:24:13,914
دردسر! کمک کردن به سلول‌های سرطانی
برای گشتن تو بدن، مجازات مرگ داره!

286
00:24:14,914 --> 00:24:19,955
آره، ولی موندن اینجا چی؟ وقتی من برم،
تو اینجا کاملاً تنها می‌مونی.

287
00:24:20,955 --> 00:24:24,039
بدون اینکه کسی باشه که کمکت کنه.

288
00:24:24,122 --> 00:24:28,164
موندن اینجا واقعاً حماقته.

289
00:24:40,289 --> 00:24:43,664
منظورت رو می‌فهمم.
کمکم کن بلند شم.

290
00:24:43,747 --> 00:24:47,580
فقط اگه منو ببری به نایژه‌ها.
این که باج‌گیریه!

291
00:24:47,664 --> 00:24:51,747
بیشتر شبیه یه توافقه. تو راه رو بهم نشون بده،
منم کمکت می‌کنم از اینجا بری.

292
00:24:51,830 --> 00:24:55,414
قول می‌دم بعدش برگردم
پیش تومور.

293
00:24:56,497 --> 00:24:58,914
قول می‌دی؟
قول می‌دم.

294
00:25:00,497 --> 00:25:02,747
چطور باید...؟

295
00:25:02,830 --> 00:25:06,455
ما با هم توافق کردیم.
می‌تونی با اونا محکم منو بگیری؟

296
00:25:06,539 --> 00:25:08,455
آره، فکر کنم بشه.

297
00:25:10,414 --> 00:25:12,039
خوبه!

298
00:25:12,122 --> 00:25:14,414
خب، کدوم طرفی؟

299
00:25:14,497 --> 00:25:19,205
چپ. اون طرفی.
لازمه تمام مسیر رو اینقدر نزدیک باشیم؟

300
00:25:19,289 --> 00:25:23,872
آره، فکر کنم لازمه. شاید بتونیم
بهش به چشم یه بغل طولانی و خوب نگاه کنیم؟

301
00:25:23,955 --> 00:25:28,664
یه بغل؟! این آخرین چیزیه که می‌خوام
از یه سلول سرطانی بگیرم!

302
00:25:39,247 --> 00:25:44,247
عزیزم، اگه کمی احساس بهتری داری،
بریم یکم با دکتر صحبت کنیم. باشه؟

303
00:25:44,414 --> 00:25:45,830
باشه.

304
00:25:45,955 --> 00:25:49,080
تو همین‌جا استراحت کن، خب؟
آره.

305
00:26:02,164 --> 00:26:05,539
سلام.
بلدی تردستی کنی؟

306
00:26:07,247 --> 00:26:10,455
تردستی؟
اینو ببین.

307
00:26:13,080 --> 00:26:17,664
حالا شش تا انگشت تو یه دستت داری
و چهار تا تو اون یکی!

308
00:26:17,747 --> 00:26:20,664
آره، ولی اینو راحت درست می‌کنم.

309
00:26:21,664 --> 00:26:26,330
باحال بود! تو باید دکتر بشی یا یه همچین چیزی.
نه، فکر نکنم.

310
00:26:26,414 --> 00:26:31,830
مامانم دکتره،
و تقریباً تمام وقت سر کاره.

311
00:26:31,914 --> 00:26:35,997
حتی امروز،
روز تولدم.

312
00:26:36,080 --> 00:26:39,164
تولدت مبارک.
ممنون.

313
00:26:39,247 --> 00:26:42,414
اصلاً چرا اینجایی؟
اگه تولدته؟

314
00:26:42,497 --> 00:26:48,122
قراره وقتی کارش تموم شد پیتزا بخوریم. ولی خب می‌دونی دکترا دیگه.

315
00:26:48,205 --> 00:26:49,872
آره.

316
00:26:49,955 --> 00:26:54,997
ولی اگه بخوای می‌تونی تبلتم رو قرض بگیری.
جدی؟ می‌تونم؟

317
00:26:55,080 --> 00:26:57,914
می‌رم بیارمش.

318
00:27:05,039 --> 00:27:06,914
اونجایی!

319
00:27:06,997 --> 00:27:09,247
کجا بودی؟
فقط یه دوری زدم.

320
00:27:09,330 --> 00:27:14,414
یه دختر تو اتاق انتظار بود.
بهش گفتم می‌تونه تبلتم رو قرض بگیره.

321
00:27:14,539 --> 00:27:19,205
دوست من، فکر نمی‌کنم
بهتر باشه انقدر بدوی و خودتو خسته کنی.

322
00:27:19,289 --> 00:27:22,039
ولی من بهش گفتم که می‌تونه قرضش بگیره.

323
00:27:22,122 --> 00:27:27,664
شاید بهتر باشه یکی از ما بهش برسونتش.
آره، منم به زودی می‌خوام برم بیرون.

324
00:27:28,914 --> 00:27:31,205
اسمش چی بود؟

325
00:27:31,289 --> 00:27:36,205
نمی‌دونم، ولی موهای قرمزی داشت
و یه تیشرت زرد تنش بود.

326
00:27:36,289 --> 00:27:40,039
خیلی خب.
برگرد سر جات، توی تخت.

327
00:27:40,122 --> 00:27:44,330
استراحت کن و بذار داروها
کارشون رو بکنن. مگه نه؟

328
00:27:44,414 --> 00:27:46,664
باشه.

329
00:27:56,455 --> 00:28:00,330
هی، فکر می‌کنی زیادی سخت‌گیری می‌کنیم،
یا تو چی فکر می‌کنی؟

330
00:28:00,413 --> 00:28:04,330
نه، اون متوجه میشه.
آره.

331
00:28:05,330 --> 00:28:09,538
فقط کاش لازم نبود این‌همه سختی بکشه.

332
00:28:10,830 --> 00:28:15,997
سعی می‌کنم مثبت باشم،
ولی خیلی وحشت دارم.

333
00:28:16,080 --> 00:28:19,788
هی، اون از پسش برمیاد.

334
00:28:20,247 --> 00:28:22,788
همه‌چیز درست میشه.

335
00:28:24,455 --> 00:28:27,163
دارم میرم بیرون!

336
00:28:27,247 --> 00:28:31,122
ببین،
چطور دارن مهماتشون رو مصرف می‌کنن.

337
00:28:32,122 --> 00:28:34,747
یعنی ممکنه تموم بشه.

338
00:28:34,830 --> 00:28:36,997
چه احمقانه!

339
00:28:39,163 --> 00:28:44,872
خبرهای فوق‌العاده‌ای دارم. به محض اینکه سربازها
اون بیرون مهماتشون رو تموم کنن،

340
00:28:45,038 --> 00:28:48,163
خب، دوباره داریم می‌زنیم بیرون!

341
00:28:49,705 --> 00:28:51,372
حالا!

342
00:28:52,413 --> 00:28:55,955
شاید فکر کنن
می‌تونن جلوی ما رو بگیرن.

343
00:28:56,038 --> 00:29:00,455
ولی حقیقت اینه که
هیچ‌چیزی نمی‌تونه جلودار ما باشه.

344
00:29:00,538 --> 00:29:03,580
موآ، می‌تونی کایا رو ببینی؟

345
00:29:03,663 --> 00:29:06,372
نه، هنوز نه.

346
00:29:08,122 --> 00:29:10,080
صبر کن... چی؟!

347
00:29:10,163 --> 00:29:15,247
من یه رهبر فوق‌العاده می‌شم!
اونا دارن چیکار می‌کنن؟!

348
00:29:16,247 --> 00:29:20,955
اوه نه، ما رو دید!
اون نور رو دید.

349
00:29:21,038 --> 00:29:22,413
اوه نه.

350
00:29:22,497 --> 00:29:27,288
موآ، باید همین الان بریم.
من اون توپ رو قبلاً دیدم.

351
00:29:28,288 --> 00:29:32,913
خوب گوش کن.
شما نمی‌تونید اینجا... اون بالا بمونید.

352
00:29:35,830 --> 00:29:40,080
این طرف! اون توپ...
از اینجا افتاد پایین.

353
00:29:40,163 --> 00:29:43,038
حالا دیگه اون ته ته است.

354
00:29:45,705 --> 00:29:49,163
اینجا یه راهروی خیلی طولانیه.

355
00:29:51,997 --> 00:29:55,372
کسی هست؟
سه تا تونل.

356
00:29:55,455 --> 00:30:00,580
توپ ممکنه کجا رفته باشه؟
باید همین‌طوری غلت خورده باشه.

357
00:30:04,330 --> 00:30:06,247
وای، خدای من!

358
00:30:07,080 --> 00:30:09,288
بچه‌ها، مطمئنیم داریم کار درستی می‌کنیم؟

359
00:30:09,622 --> 00:30:11,705
ای وای!

360
00:30:14,413 --> 00:30:17,122
یک خروجی مخفی.

361
00:30:17,205 --> 00:30:20,038
کایا؟ کایا!

362
00:30:21,038 --> 00:30:23,080
شماها!

363
00:30:26,830 --> 00:30:30,038
یعنی این ردپای کایاست؟

364
00:30:32,038 --> 00:30:37,538
اسم تو آبل هست و یکم هم توانایی داری،
ولی انگار اون‌قدرها هم توانا نیستی.

365
00:30:37,622 --> 00:30:40,788
حداقل من فرق خوب و بد رو می‌فهمم،
سلول سرطانی!

366
00:30:40,872 --> 00:30:43,455
کایا. اسم من کایاست.
کی اهمیت می‌ده؟

367
00:30:43,538 --> 00:30:45,830
بیا این آشنایی رو در همین حد
سطحی و رسمی نگه داریم.

368
00:30:45,913 --> 00:30:48,205
هیس، اون چی بود؟

369
00:30:49,955 --> 00:30:51,663
تایید شد. بعدی.

370
00:30:53,163 --> 00:30:55,372
تو هم تایید شدی.

371
00:30:55,455 --> 00:30:57,497
آفرین، همین‌طوری.

372
00:31:02,038 --> 00:31:04,288
تایید شد. بعدی.

373
00:31:04,372 --> 00:31:07,413
اون‌ها دیگه کی هستن؟
اون‌ها...

374
00:31:07,497 --> 00:31:12,413
بیا بریم اون‌طرف و بفهمیم.
نمی‌دونم واقعاً...

375
00:31:14,872 --> 00:31:18,580
یه فراموش‌کار پیدا کردیم!
یه زرد؟ بذار ببینم!

376
00:31:18,663 --> 00:31:21,746
برو کنار!
بذار من انجامش بدم.

377
00:31:31,246 --> 00:31:34,621
آه.
خیلی بده که می‌بینم این‌طوری زجر می‌کشه.

378
00:31:34,705 --> 00:31:38,371
زجر؟
خدا رو شکر کن که قرمزش نشد.

379
00:31:38,455 --> 00:31:41,663
اگه قرمز می‌شد، تیکه‌تیکه‌اش می‌کرد!

380
00:31:41,746 --> 00:31:42,955
قرمز..؟

381
00:31:45,705 --> 00:31:48,288
اونا آنزیم هستن!

382
00:31:51,830 --> 00:31:54,163
آره، همون‌جا. بعدی.

383
00:31:54,246 --> 00:31:57,871
حالا دیگه بریم.
دیوونه شدی؟!

384
00:31:57,955 --> 00:32:02,288
واسه چک‌آپ اومدید؟
دارن چک‌آپ می‌کنن! بیاید بریم.

385
00:32:02,371 --> 00:32:04,538
سلام. شما چک‌آپ سلولی!

386
00:32:06,080 --> 00:32:09,205
داریم می‌آیم!
هی، صبر کن!

387
00:32:10,205 --> 00:32:12,621
اون یه سلول سرطانیه!

388
00:32:12,705 --> 00:32:14,830
بجنبید!
جلوش رو بگیرید!

389
00:32:14,955 --> 00:32:18,080
ما سرطان داریم!
همین الان وایسا!

390
00:32:18,163 --> 00:32:22,455
هیچی نمی‌بینم!
خب نکته‌ش هم همینه دیگه.

391
00:32:27,163 --> 00:32:30,121
می‌گم وایسا!

392
00:32:30,205 --> 00:32:34,788
کایا، باید وایسی!
خواهش می‌کنم!

393
00:32:36,538 --> 00:32:38,663
تو! سلول سرطانی!

394
00:32:39,788 --> 00:32:41,455
وایسا!

395
00:32:45,413 --> 00:32:47,538
فقط تسلیم شو!

396
00:32:47,788 --> 00:32:50,621
هیچ‌چیز نمی‌تونه جلوی منو بگیره!

397
00:33:13,496 --> 00:33:15,996
با هم، ما با هم هستیم

398
00:33:16,080 --> 00:33:21,246
سلام، سلام!
استراحت تموم شد. بجنبید.

399
00:33:21,330 --> 00:33:24,163
برگردید سر کار.
آفرین، همین‌طوری!

400
00:33:27,205 --> 00:33:28,830
هی...

401
00:33:37,830 --> 00:33:41,038
بهتره
که با هم باشیم

402
00:33:41,121 --> 00:33:44,996
توی یه تیم،
خیلی کارهای بیشتری می‌تونیم بکنیم

403
00:33:46,413 --> 00:33:48,955
خیلی عالیه، بیا تو.

404
00:33:49,038 --> 00:33:51,038
دیدی؟ اونجا!

405
00:33:53,121 --> 00:33:57,038
من می‌تونم کمکت کنم
تو هم به من کمک می‌کنی

406
00:33:57,288 --> 00:34:01,246
دستت رو به من بده،
تا منم دستم رو بهت بدم.

407
00:34:02,413 --> 00:34:05,871
یکی برای همه، همه برای یکی

408
00:34:05,955 --> 00:34:09,121
وقتی با هم هستیم
قوی‌تریم

409
00:34:10,121 --> 00:34:13,788
با هم،
ما کنار هم می‌ایستیم

410
00:34:21,746 --> 00:34:24,996
کسی از شماها اون رو به اندازه کافی دیده
که بتونه بشناستش؟

411
00:34:25,080 --> 00:34:27,538
نه، متأسفانه نه.

412
00:34:27,621 --> 00:34:30,163
سلام! کارگرها!

413
00:34:31,955 --> 00:34:34,663
ما با هم قوی‌تریم!

414
00:34:35,746 --> 00:34:38,746
عذر می‌خوام بابت مزاحمت، اما
ما اینجا یه مزاحم داریم.

415
00:34:39,163 --> 00:34:41,871
یه سلول سرطانی.

416
00:34:41,955 --> 00:34:43,913
دلیلی برای نگرانی نیست.

417
00:34:44,121 --> 00:34:47,663
می‌تونید روی مغز استخون‌تون شرط ببندید که
همین الان می‌فهمیم

418
00:34:47,746 --> 00:34:52,621
کی اینجا اضافی‌ایه.
فقط به کارتون ادامه بدید.

419
00:35:11,746 --> 00:35:14,788
چشم، حتماً.
خب، حالا نوبت تحویل دادنه!

420
00:35:18,371 --> 00:35:19,954
خب...

421
00:35:31,329 --> 00:35:32,954
آها!

422
00:35:36,704 --> 00:35:39,996
کدومتون اینو تمیز کردین؟

423
00:35:42,496 --> 00:35:46,538
هیچ‌کس؟
بالاخره یکی باید این کارو کرده باشه.

424
00:35:46,621 --> 00:35:48,079
باشه.

425
00:35:48,163 --> 00:35:50,288
بررسی می‌کنیم.

426
00:35:51,496 --> 00:35:53,121
خیلی خب.

427
00:35:56,913 --> 00:35:58,538
آره.

428
00:36:01,121 --> 00:36:02,788
آره.

429
00:36:06,538 --> 00:36:08,121
آره.

430
00:36:12,663 --> 00:36:14,871
اون مال من بود!

431
00:36:14,954 --> 00:36:20,038
افتاده بود و برش داشتم.
نباید این کارو می‌کردم.

432
00:36:25,496 --> 00:36:28,579
به تحویل‌هاتون ادامه بدین.

433
00:36:38,038 --> 00:36:43,038
تمام ذرات خون تأیید شدن.
خیلی عالیه. دور بعدی!

434
00:36:43,121 --> 00:36:46,038
اون اینجا نیست.
زود باش!

435
00:36:51,246 --> 00:36:55,538
چرا ما رو کشوندی اونجا؟!
چی؟ دیدم که رفت اون تو.

436
00:36:55,621 --> 00:36:57,746
الان دیگه اونجا نیست.

437
00:36:57,829 --> 00:37:01,163
آنزیم‌ها،
برگردین به جایی که آخرین بار دیدیمش!

438
00:37:01,246 --> 00:37:05,204
تنهام نذار.
کمکم کن بیام پایین!

439
00:37:05,288 --> 00:37:09,371
منو هم با خودتون ببرین!
ما که هم‌تیمی هستیم.

440
00:37:13,538 --> 00:37:16,746
حقته،
با این کارهایی که می‌کنی.

441
00:37:16,829 --> 00:37:19,954
آها، پس اینجایی!
به لطف تو که نبود.

442
00:37:20,038 --> 00:37:22,913
تو سرطانی!
مجبور بودم جلوی تو رو بگیرم.

443
00:37:22,996 --> 00:37:25,996
ولی نتونستی.
آنزیم‌ها هم نتونستن.

444
00:37:26,079 --> 00:37:31,621
درست جلوی چشمشون بودم و ندیدنم.
به اندازه بقیه هم کارم رو خوب انجام دادم.

445
00:37:31,704 --> 00:37:35,954
جدی؟
آره، فکر کردی، چون من همیشه یه قدم جلوترم.

446
00:37:36,413 --> 00:37:38,288
ممنون که توی تیم بودی!

447
00:37:38,371 --> 00:37:41,371
اگه بیشتر از این
بری توی این بدن،

448
00:37:41,454 --> 00:37:44,913
کار همه‌مون تمومه!

449
00:37:44,996 --> 00:37:48,121
چه آدم نمایشی‌ای!

450
00:37:52,579 --> 00:37:55,996
نایژه‌ها سمت چپ هستن...

451
00:37:56,163 --> 00:37:59,788
ولی الان دیگه کدوم طرف چپه؟

452
00:38:01,204 --> 00:38:04,621
بذار هیچ مولکولی
برای من عزاداری نکنه.

453
00:38:04,704 --> 00:38:07,829
چون مرگ من اهمیتی نداره.

454
00:38:08,829 --> 00:38:12,496
من فقط برای تو گریه می‌کنم، اریک.
و برای شجاعت تو

455
00:38:12,579 --> 00:38:16,537
در مبارزه با سرطان.
تنها کاری که الان می‌تونم بکنم اینه که بگم

456
00:38:16,621 --> 00:38:20,871
چه افتخاری بود
که زندگیم رو فدای تو کنم.

457
00:38:20,954 --> 00:38:23,412
هر چیزی که تا حالا داشتم رو

458
00:38:23,496 --> 00:38:26,412
حاضرم دوباره بدم.

459
00:38:26,496 --> 00:38:28,662
خداحافظ، اریک.

460
00:38:29,996 --> 00:38:33,746
امیدوارم سربازهای دیگه موفق بشن
اونجا که من شکست خوردم.

461
00:38:34,871 --> 00:38:37,204
ازت ممنونم.

462
00:38:38,204 --> 00:38:40,371
خدانگهدار!

463
00:38:45,162 --> 00:38:48,912
بسه دیگه.
به نظر میاد هنوز زنده‌ای.

464
00:38:48,996 --> 00:38:52,287
نمیشه فقط
بذاری در آرامش بمیرم؟

465
00:38:52,371 --> 00:38:57,371
آره، ولی یه راه دیگه هم هست
اینکه دوباره با هم متحد بشیم.

466
00:38:58,454 --> 00:39:02,954
ولی فقط اگه قول بدی
که دیگه از این کارای احمقانه نکنی.

467
00:39:03,037 --> 00:39:05,287
اون چیزی که قبلاً گفتی،

468
00:39:05,371 --> 00:39:09,121
که می‌تونی به خوبیِ
بقیه سلول‌های اونجا کار کنی...

469
00:39:09,204 --> 00:39:13,246
اسکنِ سلولی... از کار افتاده.
خیلی خفن بودم، نه؟

470
00:39:13,329 --> 00:39:17,787
کاملاً مطمئنی که
صددرصد سرطانی هستی؟

471
00:39:17,871 --> 00:39:22,412
آره! این دیگه چه سوالیه؟
یه سوال خیلی مهم.

472
00:39:22,496 --> 00:39:24,871
اگه هنوز کاملاً
سرطانی نشدی،

473
00:39:24,954 --> 00:39:27,746
باید بری پیش آنزیم‌ها
و ازشون کمک بگیری.

474
00:39:27,829 --> 00:39:30,954
اگه قراره با هم متحد بشیم:
دیگه حرفی از آنزیم نزن!

475
00:39:31,037 --> 00:39:35,454
اونا می‌تونن کاری کنن که تو...
نه، دیگه حتی یه کلمه هم نگو!

476
00:39:36,454 --> 00:39:41,496
هر طور راحتی، به شرطی که قول بدی
برگردی به تومور.

477
00:39:41,579 --> 00:39:44,079
باشه!
باشه؟!

478
00:39:45,079 --> 00:39:48,079
خیلی خب، پس بذار بیارمت پایین.
عالیه! ممنون.

479
00:39:50,079 --> 00:39:53,621
اون توده‌ای که عکسش رو داشتی،
چی بود؟

480
00:39:53,704 --> 00:39:55,954
تومور؟ واقعاً که!

481
00:39:56,037 --> 00:40:01,162
اون اریکه. چیزی کمتر از کل
این دنیایی که توش زندگی می‌کنی نیست.

482
00:40:01,246 --> 00:40:05,246
باشه... حالا دیگه داری
شوخی می‌کنی.

483
00:40:07,079 --> 00:40:10,954
این که نقشه‌ست.
و کوله‌پشتی کایا.

484
00:40:11,037 --> 00:40:14,996
بچه‌ها، حس خوبی ندارم.
باید برگردیم.

485
00:40:15,079 --> 00:40:18,537
چی؟ پس کایا چی؟
ما باید بهش کمک کنیم.

486
00:40:18,621 --> 00:40:23,496
خودت کمکش کن، من می‌خوام برگردم.
نمی‌شه برگردیم؟

487
00:40:23,579 --> 00:40:28,412
اگه هوای همدیگه رو نداشته باشیم،
پس کی داشته باشه؟

488
00:40:28,496 --> 00:40:32,954
همون‌طور که می‌گیم: وقتی با همیم،
همه چی عالیه.

489
00:40:33,954 --> 00:40:38,287
خیلی خب!
کارت عالیه، گرتا.

490
00:40:40,829 --> 00:40:46,371
مگه قرار نبود این راه میان‌بر باشه؟
آره، باید الان دیگه...

491
00:40:46,454 --> 00:40:50,371
اوه! حالت خوبه؟
رسیدیم به مسیرهای عصبی.

492
00:40:50,454 --> 00:40:53,662
سردرد! یه چیزی رفت تو چشمم.

493
00:40:53,746 --> 00:40:56,079
اینا برای چی هستن؟

494
00:40:56,162 --> 00:41:02,121
این اتصالات عصبی، سیگنال‌ها رو بین
بدن و مغز رد و بدل می‌کنن.

495
00:41:02,204 --> 00:41:05,746
نه، نباید روشون راه بری!

496
00:41:05,829 --> 00:41:09,246
نگران نباش،
کاملاً مسلطم.

497
00:41:09,329 --> 00:41:17,079
دل‌درد!

498
00:41:25,662 --> 00:41:28,329
اون چی بود؟

499
00:41:28,412 --> 00:41:33,037
از صداش معلوم بود، یه سیگنال عصبی بود
که پیام درد فرستاد

500
00:41:33,121 --> 00:41:36,787
از معده تا همین‌جا بالا.
تا خود مغز.

501
00:41:36,871 --> 00:41:41,620
نزدیک نایژه‌هاست؟
نه، خیلی دورتر از اونجاست.

502
00:41:41,704 --> 00:41:45,537
بذار ببینم
می‌تونم دوباره نقشه رو بیارم یا نه.

503
00:41:48,870 --> 00:41:50,495
زود باش!

504
00:41:50,579 --> 00:41:53,870
مشکل فنی پیدا کردی؟
آره، فکرش رو بکن.

505
00:41:53,995 --> 00:41:57,204
چون تو نتونستی جلوی خودت رو بگیری
و از اون مسیر عصبی بالا نری.

506
00:41:57,287 --> 00:41:59,037
خب فقط می‌خواستم یکم خوش بگذرونم.

507
00:41:59,120 --> 00:42:03,662
فکر می‌کنی چقدر خوش می‌گذره
وقتی اون‌طور که باید کار نکنی؟

508
00:42:05,870 --> 00:42:09,245
راستش رو بخوای، من خودم خیلی خوب در این مورد می‌دونم.

509
00:42:11,370 --> 00:42:15,537
لازم نیست به خاطر من از چیزی
خجالت بکشی، همین‌طوری بهت بگم.

510
00:42:15,620 --> 00:42:17,245
باشه، باشه.

511
00:42:17,329 --> 00:42:20,287
پس یه وجه اشتراک داریم.

512
00:42:21,287 --> 00:42:22,870
چی؟

513
00:42:25,412 --> 00:42:27,329
هی!

514
00:42:27,412 --> 00:42:31,329
ببخشید! شما اتفاقی راه نایژه‌ها رو بلد نیستید؟

515
00:42:31,454 --> 00:42:32,829
نایژه‌ها؟

516
00:42:33,829 --> 00:42:39,662
تا حالا اسمش رو نشنیدیم. ما همیشه همین‌جاییم.
و مطمئن می‌شیم که ایده‌ها متولد بشن.

517
00:42:39,745 --> 00:42:42,787
ایده‌ها؟ ایده‌های کی؟

518
00:42:43,787 --> 00:42:48,579
معلومه، ایده‌های اریک. اونا این بالا هستن.
می‌خواید ببینید؟

519
00:42:55,329 --> 00:42:57,412
فوق‌العاده‌ست!

520
00:43:03,495 --> 00:43:06,287
این چیه؟
این الهامه.

521
00:43:06,370 --> 00:43:10,037
به تمام ایده‌هایی که اینجا
توی وجود اریک جوونه می‌زنه، قلقلک میده.

522
00:43:10,120 --> 00:43:13,662
آره. وقتی یه ایده کامل رشد می‌کنه
و آماده میشه...

523
00:43:13,745 --> 00:43:17,120
دینگ دانگ، می‌فرستیمش بیرون!

524
00:43:20,079 --> 00:43:21,704
خب، ایده‌های خوبین؟

525
00:43:21,787 --> 00:43:23,787
آره، بالا و پایین زیاد داره.

526
00:43:23,870 --> 00:43:27,037
ولی برای یه بچه ده ساله،
اریک خیلی خوبه.

527
00:43:27,120 --> 00:43:29,204
قطعاً!
مثلاً همین یکی رو ببین.

528
00:43:30,620 --> 00:43:32,870
فوق‌العاده‌ست!

529
00:43:36,245 --> 00:43:42,329
اون که یه باد شکم نیست؟
چرا! فکر کن چقدر افسانه‌ای میشه...

530
00:43:42,412 --> 00:43:46,162
وقتی اریک
بتونه اون رو توی دنیا رها کنه!

531
00:43:48,995 --> 00:43:54,870
آره، شاید. راستش نمی‌دونم
اصلاً باور دارم اریک وجود داره یا نه.

532
00:43:54,954 --> 00:43:57,954
معلومه که وجود داره!

533
00:43:58,037 --> 00:44:02,787
اگه بخوای می‌تونی با چشمای خودت ببینیش.
بینی اریک همین گوشه کناره.

534
00:44:02,870 --> 00:44:04,579
اوه...

535
00:44:06,620 --> 00:44:10,579
دزدی از کیف مامان؟
خیلی خب!

536
00:44:41,287 --> 00:44:46,204
این دنیای بزرگیه
که بیرون از دنیای اریکه.

537
00:44:46,287 --> 00:44:48,120
اوه!

538
00:44:49,662 --> 00:44:53,954
و اریک اون کجاست؟
ما داریم از توی بینی اون نگاه می‌کنیم،

539
00:44:54,037 --> 00:44:57,537
پس نمی‌تونیم خودش رو ببینیم.
ولی می‌تونیم دنیاهای دیگه‌ای رو ببینیم.

540
00:44:57,620 --> 00:45:00,245
مثل اون.
لعنتی!

541
00:45:01,329 --> 00:45:04,495
بفرما.
ممنون... اریک!

542
00:45:06,120 --> 00:45:09,578
اسمم رو می‌دونی؟
پشت تبلتت نوشته.

543
00:45:09,662 --> 00:45:12,912
آها!
راستی، اسم من ترزه است.

544
00:45:12,995 --> 00:45:15,620
باشه. باحاله.

545
00:45:17,203 --> 00:45:19,078
خب...

546
00:45:19,162 --> 00:45:23,662
بازی میوه خیلی باحاله.
می‌خوای با هم بازی کنیم؟

547
00:45:23,745 --> 00:45:26,787
فکر کنم باید برگردم.

548
00:45:26,870 --> 00:45:31,412
می‌فهمم. کدوم اتاق؟
بعداً می‌تونم پسش بدم.

549
00:45:31,495 --> 00:45:34,037
۳۰۴.
باشه.

550
00:45:34,120 --> 00:45:38,245
می‌بینمت!
اگه ترفندی پیدا کردی خبرم کن.

551
00:45:38,328 --> 00:45:41,453
سعی می‌کنم یه چیزی پیدا کنم.

552
00:45:44,037 --> 00:45:46,495
فکر کنم ازش خوشش میاد.

553
00:45:46,578 --> 00:45:51,328
آره، آدما هم مثل تو و من
دوست و امید و آرزو دارن.

554
00:45:53,995 --> 00:45:57,162
دفعه بعد که اومدن اینجا
می‌تونیم ازشون بپرسیم.

555
00:45:57,245 --> 00:46:00,412
سلام عزیزم.
سلام اریک‌سن.

556
00:46:00,495 --> 00:46:04,662
اونا کین؟
باید پدر و مادر اریک باشن.

557
00:46:04,745 --> 00:46:07,578
من که می‌خوام برم ببینم
اوضاع از چه قراره.

558
00:46:08,578 --> 00:46:11,078
چی شده مگه؟

559
00:46:28,412 --> 00:46:32,328
اون توده همینه؟
منظورم اینه که، اون اریکه؟

560
00:46:32,412 --> 00:46:35,287
آره، همون آدم ماست.

561
00:46:36,287 --> 00:46:38,662
یا بهتره بگم پسر،

562
00:46:38,745 --> 00:46:43,203
که اون طرف این شکاف قرار داره.

563
00:46:44,745 --> 00:46:46,328
اوهاوه!

564
00:46:46,412 --> 00:46:50,662
آره، می‌تونی این‌طور بگی. این خیلی... واقعاً اوهاوه داره،

565
00:46:50,745 --> 00:46:55,037
که اگه بخوایم زنده بمونیم، باید برگردیم
اونجا و دوباره بریم توی بدن اریک.

566
00:46:56,037 --> 00:46:59,578
وگرنه، کارمون تمومه. اوه نه!

567
00:47:07,953 --> 00:47:13,870
آبل، اونجا رو ببین. اگه بتونیم خودمون رو به
اون چیز دراز برسونیم، شاید بتونیم ازش رد بشیم.

568
00:47:13,953 --> 00:47:18,620
و چطور می‌خوایم بریم اون بالا؟ اون اصلاً یه سانتیمتر بالاتر آویزونه...

569
00:47:18,703 --> 00:47:20,912
صبر کن! چی؟

570
00:47:20,995 --> 00:47:23,620
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه همچین چیزی بگم،

571
00:47:23,703 --> 00:47:26,662
تو می‌تونی از قدرت سرطانی‌ت
استفاده کنی و خودت رو تقسیم کنی.

572
00:47:26,953 --> 00:47:30,078
و اگه خودت رو تقسیم کنی، و به
اندازه کافی این کار رو انجام بدی،

573
00:47:30,162 --> 00:47:34,120
می‌تونیم یه برج کایا بسازیم که اون‌قدر بلند باشه که به اونجا برسیم!

574
00:47:34,203 --> 00:47:38,370
من نمی‌تونم خودم رو تقسیم کنم. حتی یه ذره هم نه؟

575
00:47:38,453 --> 00:47:41,828
نه. من نمی‌تونم تقسیم بشم!

576
00:47:43,078 --> 00:47:46,078
واقعاً؟! متاسفم، آبل.

577
00:47:47,078 --> 00:47:50,453
وقتی توی تومور هستم، اون‌قدرها سرطانی نیستم.

578
00:47:50,537 --> 00:47:53,912
وقتی توی بدن هستم، زیادی سرطانی‌ام.

579
00:47:53,995 --> 00:47:58,787
حالا دوباره به اندازه کافی خوب نیستم. من به دردنخورم.

580
00:48:05,495 --> 00:48:07,370
هی.

581
00:48:08,370 --> 00:48:10,412
اینکه نمی‌تونی تکثیر بشی،

582
00:48:10,495 --> 00:48:12,620
اون‌قدرها هم بد نیست.

583
00:48:12,703 --> 00:48:16,037
آره، واقعاً. خب، شاید دلت نخواد
این رو بشنوی،

584
00:48:16,162 --> 00:48:20,578
ولی حالا مطمئن‌ترم که
تو کاملاً سرطانی نیستی.

585
00:48:20,662 --> 00:48:22,787
و این چیز خوبیه.

586
00:48:22,870 --> 00:48:26,662
به جز اینکه الان نمی‌تونی
ما رو نجات بدی.

587
00:48:26,745 --> 00:48:28,995
ولی در عوض

588
00:48:29,078 --> 00:48:33,787
احتمالاً نمی‌تونی اریک یا کس دیگه‌ای
رو هم بکشی.

589
00:48:34,787 --> 00:48:38,953
این باعث می‌شه از نظر من آدمِ یا موجودِ خوب و قابل قبولی باشی.

590
00:48:41,453 --> 00:48:44,161
تو... از من خوشت میاد؟

591
00:48:46,745 --> 00:48:48,661
اوه نه...

592
00:48:48,745 --> 00:48:52,786
پایین اومد! می‌تونیم رد شیم.
نه، نه!

593
00:48:52,870 --> 00:48:55,078
چرا، چرا! نه، نه!

594
00:48:56,078 --> 00:48:57,453
ایبل! اوه نه!

595
00:48:59,078 --> 00:49:01,828
اوه! ایبل!

596
00:49:08,828 --> 00:49:11,245
نه، نه، نه!

597
00:49:19,286 --> 00:49:21,036
گرفتمت!

598
00:49:25,745 --> 00:49:27,036
نگاه کن.

599
00:49:31,370 --> 00:49:33,036
خیلی خب.

600
00:49:34,786 --> 00:49:37,703
نه!
داشتیم می‌رسیدیم، توی بینی بودیم!

601
00:49:37,786 --> 00:49:40,120
بازم هست؟

602
00:49:40,203 --> 00:49:42,328
یه فرصت دیگه، کایا!

603
00:49:42,411 --> 00:49:44,828
و حالا فوت کن.

604
00:49:50,745 --> 00:49:53,870
آره! دوباره برگشتیم!

605
00:50:18,078 --> 00:50:21,245
دیگه از افتادن خسته شدم!

606
00:50:26,120 --> 00:50:27,953
بطری‌ها!

607
00:50:28,036 --> 00:50:30,578
و اون‌ها بنفش هستن!

608
00:50:30,661 --> 00:50:33,078
آبل، بطری‌ها!

609
00:50:34,078 --> 00:50:36,328
پس الان توی برونش‌ها هستیم!

610
00:50:38,161 --> 00:50:39,828
آبل!

611
00:50:42,828 --> 00:50:46,161
سلام، آبل. موفق شدیم.
ما توی ب...

612
00:50:49,995 --> 00:50:53,036
حالت خوبه؟
آره، کاملاً...

613
00:50:53,120 --> 00:50:56,828
نه، اصلاً خوب نیست.
اوه نه.

614
00:50:56,911 --> 00:51:00,245
نه، نه، نه!
باید چیکار کنم؟

615
00:51:00,328 --> 00:51:03,078
به چی باید دست بزنم؟

616
00:51:03,161 --> 00:51:04,911
آبل.

617
00:51:04,995 --> 00:51:09,370
فقط تیم امداد
می‌تونه الان کمکم کنه.

618
00:51:09,453 --> 00:51:11,536
چی؟

619
00:51:12,786 --> 00:51:16,161
سربازهای پزشکی توی پایگاه.

620
00:51:16,245 --> 00:51:18,661
باشه...

621
00:51:18,745 --> 00:51:21,870
باشه، حالا می‌ریم سمت پایگاه.

622
00:51:21,953 --> 00:51:25,370
داریم می‌ریم پایگاه.
فقط تحمل کن!

623
00:51:42,245 --> 00:51:44,620
از کجا باید برم؟

624
00:51:52,411 --> 00:51:53,911
باشه.

625
00:51:53,995 --> 00:51:57,536
می‌خوای از اون طرف بری؟
باشه!

626
00:52:10,036 --> 00:52:11,786
وای!

627
00:52:13,619 --> 00:52:16,453
گلو درد دارم.

628
00:52:16,536 --> 00:52:19,161
کلیه‌ام درد می‌کنه.

629
00:52:20,661 --> 00:52:25,911
یه لحظه صبر کن... «کلیه‌ام درد می‌کنه.»
پیام به مغز.

630
00:52:26,911 --> 00:52:28,994
از طرف کلیه‌ها!

631
00:52:29,994 --> 00:52:34,494
طاقت بیار، آبل!
تقریباً رسیدیم پایگاه. دیگه چیزی نمونده.

632
00:52:36,744 --> 00:52:38,786
اون چی بود؟

633
00:52:39,786 --> 00:52:41,369
اوه نه!

634
00:52:54,578 --> 00:52:58,494
مسیر دو طرفه‌ست!
اصلاً جای امنی نیست.

635
00:52:58,578 --> 00:53:01,411
هی، تو! تو اونجا بیا اینجا!

636
00:53:02,453 --> 00:53:05,161
داره سرش رو با خودش می‌بره!

637
00:53:06,994 --> 00:53:10,036
اون سلول سرطانیه!

638
00:53:11,036 --> 00:53:12,786
دنبالش!

639
00:53:12,869 --> 00:53:16,578
وایسا!
هیچ سلول سرطانی‌ای از دست من فرار نمی‌کنه!

640
00:53:21,119 --> 00:53:23,119
برگرد!

641
00:53:24,911 --> 00:53:26,911
وایسا!

642
00:53:31,411 --> 00:53:32,911
اوه نه!

643
00:53:32,994 --> 00:53:35,661
سلول سرطانی کوچولو.

644
00:53:36,661 --> 00:53:40,036
آره، دیگه کارش تمومه.

645
00:53:41,994 --> 00:53:44,786
واقعاً؟ فکر نمی‌کنم.

646
00:53:45,786 --> 00:53:48,536
ممنون بابت همراهی!
نه!

647
00:54:02,786 --> 00:54:04,411
پایگاه.

648
00:54:13,119 --> 00:54:16,578
کمک!
نیاز به کمک فوری دارم.

649
00:54:17,578 --> 00:54:19,619
خودت رو معرفی کن!

650
00:54:19,703 --> 00:54:22,703
اسکن ممکن نیست.
من کایا هستم.

651
00:54:22,786 --> 00:54:26,953
چیزی که دستته بنداز زمین تا
بتونم اسکن‌ت کنم. اون سلاحه؟

652
00:54:27,036 --> 00:54:30,244
نه.
تو یه سلول سرطانی هستی؟

653
00:54:30,328 --> 00:54:32,994
صبر کن! این آبل هست.

654
00:54:33,078 --> 00:54:35,869
من دوست آبل هستم.

655
00:54:36,994 --> 00:54:40,161
آبل؟ همون ژنرال آبل؟

656
00:54:40,244 --> 00:54:43,869
آره!
باید بهش کمک کنید.

657
00:54:43,953 --> 00:54:48,161
اینجا رو بگیرید! باید سریع
ببریمش داخل آزمایشگاه.

658
00:55:13,536 --> 00:55:16,828
آبل، دوباره حالت خوب شد!

659
00:55:16,911 --> 00:55:22,203
حالم خیلی بهتر از خوبه.
بدن دوباره داره درست کار می‌کنه.

660
00:55:22,286 --> 00:55:26,369
خیلی ممنونم، کایا.
بابت همه چیز خیلی ممنونم.

661
00:55:29,411 --> 00:55:32,744
آره، اسکنر هم دوباره کار می‌کنه.

662
00:55:32,828 --> 00:55:34,494
عالیه!

663
00:55:34,577 --> 00:55:37,786
۲۵ درصد سلول کلیه، ۷۵ درصد سرطان.

664
00:55:37,869 --> 00:55:42,744
تو هنوز کاملاً سرطانی نشدی.
اما کایا، باید خودت رو به آنزیم‌ها برسونی.

665
00:55:42,827 --> 00:55:46,119
چی! دوباره داری درباره اون
آنزیم‌ها غر می‌زنی؟

666
00:55:46,202 --> 00:55:48,077
آره، چون من...

667
00:55:48,161 --> 00:55:50,911
بذار یه چیزی بهت نشون بدم.

668
00:55:52,952 --> 00:55:57,327
اطلاعات درباره آنزیم‌ها. وقتی سلول‌ها
وظیفه اصلی‌شون رو فراموش می‌کنن،

669
00:55:57,411 --> 00:56:00,661
آنزیم‌ها سیستم یادآوریِ
بدن هستن.

670
00:56:00,744 --> 00:56:02,536
اگر سلولی بخشی از وظیفه‌اش رو فراموش کرده باشه،

671
00:56:02,619 --> 00:56:05,952
آنزیم‌ها می‌تونن به اون سلول کمک کنن
تا وظیفه‌اش رو به یاد بیاره.

672
00:56:06,119 --> 00:56:10,619
اگر سلولی همه چیز رو فراموش کرده باشه،
اون‌ها نابودش می‌کنن.

673
00:56:10,702 --> 00:56:13,369
آنزیم‌ها،
یه دوست خوب برای بدن.

674
00:56:13,452 --> 00:56:18,161
نابود کردن؟! به این می‌گی دوست؟!
روی بخش اول تمرکز کن.

675
00:56:18,244 --> 00:56:21,744
اون‌ها می‌تونن بهت کمک کنن.
آره، کمک کنن که بمیرم!

676
00:56:21,827 --> 00:56:25,619
من واقعاً فکر می‌کردم
تو دوست من شدی.

677
00:56:25,702 --> 00:56:29,577
ظاهراً بدجوری اشتباه می‌کردم.
ممنون بابت همراهی‌ت!

678
00:56:32,952 --> 00:56:36,369
نمی‌تونم بذارم بری جلو.
چی؟

679
00:56:37,494 --> 00:56:39,119
نه.

680
00:56:41,619 --> 00:56:45,036
اگه برم اینجا چی؟

681
00:56:46,577 --> 00:56:48,994
یا اینجا؟

682
00:56:49,994 --> 00:56:53,536
باید قبل از اینکه
خیلی دیر بشه متوقف بشی.

683
00:56:53,619 --> 00:56:57,994
اون‌طرف چطور؟
کاری نکن که بعداً پشیمون بشی.

684
00:57:00,244 --> 00:57:02,411
از من دور شو!

685
00:57:05,202 --> 00:57:07,161
کایا!

686
00:57:09,494 --> 00:57:12,952
ژنرال، چی شد؟
گذاشتی بره؟

687
00:57:13,036 --> 00:57:16,244
نه، اون باید به
تومور برگرده.

688
00:57:16,327 --> 00:57:21,786
اون‌وقت توی عمل جراحی گیر می‌افته.
مگر اینکه بهش درباره‌ش گفته باشی.

689
00:57:21,869 --> 00:57:27,161
نه. نگفتم.
اون هیچی درباره جراحی نمی‌دونه.

690
00:57:45,244 --> 00:57:46,952
کسی هست؟

691
00:57:47,952 --> 00:57:50,327
اون مال موآ نیست؟

692
00:58:01,077 --> 00:58:02,411
آره!

693
00:58:16,744 --> 00:58:18,661
بچه‌ها!

694
00:58:18,744 --> 00:58:22,202
من بطری‌های...

695
00:58:22,286 --> 00:58:24,327
تکثیر رو پیدا کردم.

696
00:58:24,411 --> 00:58:25,702
کسی هست؟

697
00:58:26,702 --> 00:58:28,202
موآ؟

698
00:58:31,952 --> 00:58:33,536
کایا؟

699
00:58:34,536 --> 00:58:36,161
کسی هست؟

700
00:58:37,994 --> 00:58:41,286
هیس، عقب بکشید.

701
00:58:43,202 --> 00:58:45,577
عقب بکشید.

702
00:58:49,036 --> 00:58:51,286
اینجا چی داریم؟

703
00:58:55,786 --> 00:58:58,619
می‌دانستم!

704
00:59:00,911 --> 00:59:04,785
فوق‌العاده است!
این واقعاً فوق‌العاده است، کایا!

705
00:59:05,785 --> 00:59:09,202
می‌دانی
بقیه گروه من کجا هستند؟

706
00:59:09,285 --> 00:59:11,410
نه، متأسفانه.

707
00:59:13,035 --> 00:59:17,035
باشه، من فقط یکی برای آن‌ها می‌برم،
اگر مشکلی نیست.

708
00:59:17,119 --> 00:59:20,494
چی؟
بله، بفرما راحت باش.

709
00:59:21,494 --> 00:59:25,119
حقش را داری.
آره.

710
00:59:49,994 --> 00:59:52,327
بالاخره!

711
00:59:52,410 --> 00:59:55,285
کار را باید این‌طور انجام داد!

712
00:59:55,369 --> 00:59:58,994
عالی به نظر می‌رسی.
من عالی‌ام!

713
01:00:02,952 --> 01:00:07,244
تبریک می‌گویم، رئیس!
بالاخره می‌توانی تکثیر شوی.

714
01:00:07,327 --> 01:00:11,327
چی؟ تا الان نتوانسته بودی
تکثیر شوی؟

715
01:00:11,410 --> 01:00:15,660
شاید نباید این را می‌گفتم.
مهم نیست.

716
01:00:15,744 --> 01:00:19,952
چون بالاخره می‌توانم!
به لطف تو، کایا.

717
01:00:20,035 --> 01:00:23,577
بالاخره!
پس با من بیا.

718
01:00:23,660 --> 01:00:27,327
بیا، این لحظه توست.

719
01:00:29,285 --> 01:00:31,785
دوستان عزیز!

720
01:00:31,869 --> 01:00:36,160
کایا برامون
معجون تکثیر آورده.

721
01:00:42,119 --> 01:00:47,577
بنوشید!
و تا می‌تونید تکثیر بشید!

722
01:00:50,952 --> 01:00:53,577
حداکثر تکثیر سلولی.

723
01:00:54,577 --> 01:00:58,660
اون‌وقت مجبورشون می‌کنیم از اینجا برن بیرون!
ما می‌ریم بیرون!

724
01:00:58,744 --> 01:01:04,910
من همه‌تون رو به سمت غدد لنفاوی هدایت می‌کنم.
و مدام تکثیر می‌شم و تکثیر می‌شم...

725
01:01:04,994 --> 01:01:08,494
و شما رو به
جاهای خیلی بیشتری می‌برم!

726
01:01:10,369 --> 01:01:12,827
به سمت ریه‌ها،

727
01:01:12,910 --> 01:01:16,744
کبد، لوزالمعده!
نه.

728
01:01:16,827 --> 01:01:20,494
ما قراره کل دنیا رو تسخیر کنیم!

729
01:01:38,077 --> 01:01:41,160
کمک!
ما باید اریک رو نجات بدیم.

730
01:01:41,244 --> 01:01:45,494
یه جای کار به‌شدت می‌لنگه!
باید جلوشون رو بگیرید!

731
01:01:45,577 --> 01:01:48,952
کایا؟
صبر کن، شلیک نکن!

732
01:01:49,035 --> 01:01:54,160
آبل، دوباره داری همون اشتباه رو می‌کنی؟
ببخشید، آبل.

733
01:01:55,952 --> 01:01:58,660
بذارید ببینیم
چی می‌خواد بگه.

734
01:01:58,744 --> 01:02:01,410
بهتره تا می‌تونی
یه حرف حسابی بزنی.

735
01:02:01,994 --> 01:02:04,327
آره، همین کار رو می‌کنم.

736
01:02:05,160 --> 01:02:09,410
سلول‌های سرطانی همین الان
دارن نقشه می‌کشن که از تومور بزنن بیرون.

737
01:02:09,494 --> 01:02:14,369
اونا قوی‌تر از همیشه شدن.
همه باید همین الان برن اون پایین!

738
01:02:14,452 --> 01:02:16,119
تک‌تک‌تون باید برید!

739
01:02:16,202 --> 01:02:20,160
چرا باید بهت اعتماد کنیم؟
تو هم یکی از اونایی. تو هم سرطانی!

740
01:02:20,244 --> 01:02:21,827
نه، اون هنوز...

741
01:02:21,910 --> 01:02:24,827
اسکن سلولی رو شروع کن.

742
01:02:25,827 --> 01:02:27,702
۸۳ درصد سلول سرطانی.

743
01:02:27,785 --> 01:02:32,160
اون هنوز ۱۷ درصد سلول کلیه است!
آنزیم‌ها هنوز می‌تونن کمکش کنن.

744
01:02:32,243 --> 01:02:36,618
و این همون کاریه که قراره انجام بدی.
مگه نه، کایا؟

745
01:02:36,702 --> 01:02:38,827
آره، انجامش می‌دم.

746
01:02:38,910 --> 01:02:44,118
دیگه نمی‌خوام سرطان باشم. می‌خوام
آنزیم‌ها کمکم کنن.

747
01:02:44,202 --> 01:02:49,368
چون می‌خوام به اریک کمک کنم. ولی
تنهایی از پسش برنمیام.

748
01:02:50,868 --> 01:02:53,535
به کمک همه‌تون نیاز دارم.

749
01:03:03,827 --> 01:03:05,327
آره!

750
01:03:05,410 --> 01:03:08,410
بالاخره قراره پخش بشیم!

751
01:03:09,743 --> 01:03:13,702
دروازه رو بسته نگه دار!
داری چی بلغور می‌کنی؟

752
01:03:13,785 --> 01:03:16,535
باید این رو ببینی، رئیس.

753
01:03:18,410 --> 01:03:21,368
چرا یهو این‌قدر زیاد
شدن اون بیرون؟

754
01:03:21,452 --> 01:03:22,868
نمی‌دونم.

755
01:03:23,702 --> 01:03:25,535
اون کایاست!

756
01:03:25,618 --> 01:03:29,327
اون خائن کوچولو
ما رو لو داده!

757
01:03:30,368 --> 01:03:32,785
همه رو به هر قیمتی بفرست بیرون.

758
01:03:32,868 --> 01:03:35,952
بیرون؟ ولی اون‌وقت...

759
01:03:36,035 --> 01:03:38,410
...خب، بعضی‌هامون می‌میریم.

760
01:03:38,493 --> 01:03:41,202
ولی در همین حین
سربازها مهماتشون رو تموم می‌کنن.

761
01:03:41,368 --> 01:03:45,952
و بعضی از ما می‌تونیم فرار کنیم.
فهمیدی؟!

762
01:03:46,952 --> 01:03:51,243
فهمیدی؟
آره، احمق! من رو بذار زمین!

763
01:03:57,493 --> 01:04:00,660
هی! من اینجا به مهمات بیشتری نیاز دارم!

764
01:04:04,577 --> 01:04:08,493
ژنرال، ما داریم عقب نگهشون می‌داریم،
ولی اگه همین‌طور بیان...

765
01:04:08,577 --> 01:04:11,118
مهماتمون زود تموم می‌شه.

766
01:04:11,618 --> 01:04:13,910
دریافت شد.
متوجه شدم.

767
01:04:13,993 --> 01:04:17,285
آبل، صبر کن!
اگه مهماتتون تموم بشه چی می‌شه؟

768
01:04:20,368 --> 01:04:23,618
اونوقت دیگه نمی‌شه
جلوشون رو گرفت.

769
01:04:26,660 --> 01:04:28,910
تعدادشون خیلی زیاده.

770
01:04:28,993 --> 01:04:33,743
و همه‌اش تقصیر منه.
من اون نوشیدنی مزخرف رو بهشون دادم!

771
01:04:44,868 --> 01:04:46,493
اریک.

772
01:04:46,577 --> 01:04:48,368
هی، آبل!

773
01:04:48,452 --> 01:04:51,868
نه، برو عقب، کایا.
برو یه جای امن!

774
01:04:51,952 --> 01:04:55,827
ولی گوش کن! اگه کاری کنیم که
اونا هم اون چیزی رو بفهمن که من فهمیدم چی؟

775
01:04:55,910 --> 01:04:59,827
می‌تونیم درباره اریک بهشون بگیم. اینکه ما
داخل بدن اونیم، اینکه اون مریضه.

776
01:04:59,910 --> 01:05:02,535
اینکه اون می‌میره، و اگه اونا پخش بشن
همه می‌میرن!

777
01:05:02,618 --> 01:05:06,493
دیگه خیلی دیره!
فقط برو یه جای امن!

778
01:05:12,618 --> 01:05:17,243
هی، صبر کن. مهماتم تموم شد.
چرا عملیات هنوز شروع نشده؟

779
01:05:18,243 --> 01:05:20,493
اونا اون بیرون دارن چیکار می‌کنن؟

780
01:05:24,743 --> 01:05:26,702
آره، معلومه.

781
01:05:26,785 --> 01:05:28,827
جراح‌ها هم فقط
آدم هستن دیگه.

782
01:05:28,952 --> 01:05:31,285
اگه آدم مریض باشه،
خب همینه که هست.

783
01:05:31,410 --> 01:05:33,493
آره، متأسفانه همین‌طوره.

784
01:05:33,577 --> 01:05:37,327
جانشینش
وسط یه عمل دیگه است،

785
01:05:37,410 --> 01:05:40,410
ولی باید تا یه ساعت دیگه
تموم بشه.

786
01:05:40,493 --> 01:05:44,410
باشه.
ولی خب همه‌چی خوب پیش می‌ره، مگه نه؟

787
01:05:45,868 --> 01:05:47,743
آره...

788
01:05:49,452 --> 01:05:52,035
آره، همه‌چی کاملاً خوبه.

789
01:06:09,368 --> 01:06:12,910
آره، همه‌ش رو دیدم.

790
01:06:12,993 --> 01:06:16,993
جالب بود،
ولی من یه چیز بهتر می‌خوام.

791
01:06:20,285 --> 01:06:24,535
بالاخره تموم شدم.
آخ جون! بالاخره!

792
01:06:24,618 --> 01:06:29,910
بریم که پارتی پیتزا راه بندازیم!
فقط باید این رو پس بدم.

793
01:06:30,993 --> 01:06:35,535
این رو از کجا آوردی؟
از یه پسر. اریک. خیلی پسر خوبیه.

794
01:06:35,618 --> 01:06:38,326
«اریک علی هانسن.»

795
01:06:40,660 --> 01:06:44,326
سلام. اومدم که
تبلت رو پس بدم.

796
01:06:44,410 --> 01:06:47,868
می‌رم اونجا. بفرمایید.
ممنون.

797
01:06:47,951 --> 01:06:52,618
پس اینجا بود.
آره. خیلی لطف کردی، اریک.

798
01:06:52,701 --> 01:06:57,035
رکوردت رو شکستم.
تونستی از غول مرحله آخر رد بشی؟

799
01:06:57,118 --> 01:06:59,826
انار؟
آره، تونستم.

800
01:06:59,910 --> 01:07:01,660
بله.

801
01:07:01,743 --> 01:07:06,868
خیلی ممنون. حالا که عملش رو عقب انداختن،
داشتنِ این خیلی به کار میاد.

802
01:07:06,951 --> 01:07:11,743
اون هم از مریض‌های دکتر هاوگن هست؟
شنیدم خودش مریض شده.

803
01:07:11,826 --> 01:07:14,076
بله.
حتماً همه‌چیز خوب پیش میره.

804
01:07:14,160 --> 01:07:17,410
آره، فقط ما هستیم که
دلمون می‌خواد زودتر تموم شه.

805
01:07:17,493 --> 01:07:21,618
قطعاً. راستش من با اون تیم کار می‌کنم.

806
01:07:21,701 --> 01:07:26,285
اونا هر کاری از دستشون بربیاد می‌کنن تا
هرچه زودتر به پسرتون کمک کنن.

807
01:07:27,285 --> 01:07:30,243
بله، ممنون...
ولی مامان...

808
01:07:31,243 --> 01:07:34,951
تو که جراحی.
نمی‌تونی خودت عملش کنی؟

809
01:07:35,035 --> 01:07:39,326
عزیزم، من همین الان هم
نصفِ روزِ تولدت رو سر کار بودم.

810
01:07:39,410 --> 01:07:42,451
آره، ولی اشکالی نداره.

811
01:07:45,743 --> 01:07:50,743
ژنرال!
بله سرباز، گزارش بده!

812
01:07:50,826 --> 01:07:54,826
نشانه‌های قطعیِ
پخش شدن داروی بیهوشی در منطقه!

813
01:07:54,910 --> 01:07:58,826
بیهوشی در منطقه؟ مطمئنی؟
کاملاً.

814
01:07:58,910 --> 01:08:01,285
صد در صد!

815
01:08:06,410 --> 01:08:09,618
گوش کنید! دکترها
دارن تومور رو برمی‌دارن.

816
01:08:09,701 --> 01:08:13,160
پس با تمام قوا
عقب برونیدشون! همین حالا!

817
01:08:17,201 --> 01:08:21,076
آره، همینه!
سلول‌های سرطانی دارن عقب‌نشینی می‌کنن.

818
01:08:21,160 --> 01:08:24,118
ما کنترل کامل رو در دست داریم و...

819
01:08:25,451 --> 01:08:29,410
کایا؟ نه، نه.
کجا داره میره؟

820
01:08:30,410 --> 01:08:33,076
تو الان نمی‌تونی بری اون تو!

821
01:08:33,160 --> 01:08:37,535
باید بذارید رد بشم.
خیلی مهمه!

822
01:08:38,535 --> 01:08:41,743
همگی گوش بدید!

823
01:08:41,826 --> 01:08:44,410
ما نمی‌تونیم پخش بشیم.

824
01:08:44,493 --> 01:08:47,076
نه، شما نمی‌فهمید!

825
01:08:47,160 --> 01:08:49,201
این اریکه.

826
01:08:50,243 --> 01:08:52,826
نه، اون اریک نیست...

827
01:08:52,910 --> 01:08:55,076
اونجا! خودشه.

828
01:08:55,160 --> 01:08:57,951
ما داریم تو بدن اون زندگی می‌کنیم.

829
01:08:58,035 --> 01:09:02,285
و نباید پخش بشیم، چون اگه این کارو کنیم اون می‌میره.
اگه اون بمیره، همه...

830
01:09:06,660 --> 01:09:12,576
کایا طرفشونو گرفته. حالا اونم یکی از اوناست
و داره با اون سربازها همکاری می‌کنه.

831
01:09:12,660 --> 01:09:17,326
نه، ولی...
آره. ولی با این حال باید متوقف بشیم.

832
01:09:17,410 --> 01:09:22,701
چیزی که ما باید متوقفش کنیم،
خیانتکارهای پست و حقیری مثل توئه!

833
01:09:26,201 --> 01:09:27,576
پوشش بدید!

834
01:09:32,826 --> 01:09:34,826
سلاح!
آبل.

835
01:09:34,909 --> 01:09:37,576
باید بزنیم بیرون.

836
01:09:38,576 --> 01:09:41,159
تو بخش منو کشتی!

837
01:09:42,159 --> 01:09:44,951
اسکالپل، داریش؟

838
01:09:54,118 --> 01:09:58,826
چه اتفاقی داره می‌افته؟
باید سریع از اینجا بریم بیرون!

839
01:09:59,826 --> 01:10:01,451
بجنب کایا!

840
01:10:02,743 --> 01:10:05,326
چرا همه چیز داره فرو می‌ریزه؟
ما نجات پیدا می‌کنیم؟

841
01:10:05,409 --> 01:10:07,034
معلومه که آره.

842
01:10:07,118 --> 01:10:11,618
اون دروازه رو ببند.
دارن یه نقشه‌ای می‌کشن. بده من!

843
01:10:11,701 --> 01:10:13,618
دروازه رو ببند!

844
01:10:14,993 --> 01:10:16,993
بیاید اینجا!

845
01:10:27,909 --> 01:10:29,951
از اون طرف.

846
01:10:44,576 --> 01:10:46,951
کجا رفتن؟

847
01:10:48,118 --> 01:10:52,409
حالا یه مقدار از مایع رو تخلیه می‌کنیم.
عالیه. خیلی ممنون.

848
01:10:53,826 --> 01:10:58,243
چرا این‌قدر همه چیز می‌لرزه؟
عمل جراحی شروع شده.

849
01:10:58,326 --> 01:11:02,201
دکترها دارن
تومور رو برمی‌دارن.

850
01:11:02,284 --> 01:11:06,701
کل تومور رو؟
آره، باید از اینجا بزنیم بیرون.

851
01:11:06,784 --> 01:11:12,284
صبر کن! نه، صبر کن آبل! گروه من،
دوستام، باید بهشون خبر بدم!

852
01:11:12,368 --> 01:11:15,909
نه، وقت نداری.
زود باش!

853
01:11:15,993 --> 01:11:19,243
نمی‌شه.
اگه تومور رو بردارن، همه‌شون می‌میرن.

854
01:11:19,326 --> 01:11:22,284
متأسفم کایا، ولی ما باید از اینجا بریم!

855
01:11:23,534 --> 01:11:25,701
نه، آبل!

856
01:11:25,784 --> 01:11:30,951
پس تو و اون رفیقِ شیمی‌درمانی‌ات
می‌خواید همه‌مون رو بکشید؟

857
01:11:31,034 --> 01:11:34,701
آبل، حالت خوبه؟
فکر کنم دوباره همون حس رو دارم.

858
01:11:34,784 --> 01:11:36,618
راه خروج کدوم طرفه؟

859
01:11:36,701 --> 01:11:41,034
نمی‌تونی بذاری بره بیرون.
اگه بره، اریک می‌میره.

860
01:11:41,118 --> 01:11:45,826
کدوم طرف راه خروجه؟!
نه، وایسا! ولش کن!

861
01:11:45,909 --> 01:11:49,909
آره، به محض اینکه بگی
باید از کدوم طرف برم!

862
01:11:51,826 --> 01:11:54,784
کایا، چیزی نگو!

863
01:11:55,993 --> 01:11:58,659
راه از اون طرفه!

864
01:12:07,284 --> 01:12:09,159
زود باش!

865
01:12:21,368 --> 01:12:25,659
موجود کوچیکِ دروغگوی عوضی!
داره دنبالمون میاد!

866
01:12:26,659 --> 01:12:28,951
من باید برم بیرون!

867
01:12:33,618 --> 01:12:35,909
خب، ما برای برداشتن
تومور آماده‌ایم.

868
01:12:39,368 --> 01:12:42,201
اون بطری برای گروه منه.
چی؟

869
01:12:43,784 --> 01:12:49,326
نه، اون برای بچه‌های منه.
لطفاً نخورش!

870
01:12:50,326 --> 01:12:53,534
هر کاری دلم بخواد می‌کنم!

871
01:12:58,201 --> 01:13:01,034
اوه نه، داره میره بیرون.

872
01:13:01,117 --> 01:13:03,951
دنیا به آخر می‌رسه!
شاید.

873
01:13:09,742 --> 01:13:11,742
یا شاید هم نه.

874
01:13:14,451 --> 01:13:16,951
دست از اون تقسیم شدن بردار!

875
01:13:18,492 --> 01:13:20,284
نه!

876
01:13:21,701 --> 01:13:24,409
حالا می‌بریمش بیرون.

877
01:13:26,242 --> 01:13:29,659
تقسیم نشو!
داری منو گیر می‌ندازی!

878
01:13:29,742 --> 01:13:32,201
نمی‌تونم تکون بخورم!

879
01:13:35,159 --> 01:13:38,701
فریبم دادی!
دستت درد نکنه!

880
01:14:21,992 --> 01:14:23,951
بیدار شید!

881
01:14:24,951 --> 01:14:27,534
این صدای «موآ»ست.

882
01:14:27,617 --> 01:14:30,284
بچه‌ها! کایا اینجاست.
موآ؟

883
01:14:30,367 --> 01:14:32,909
سلام.
موآ!

884
01:14:38,201 --> 01:14:39,826
بچه‌ها!

885
01:14:41,534 --> 01:14:45,992
فکر کردم مردید.
فکر کردم توی تومور موندید.

886
01:14:46,076 --> 01:14:50,701
نه، ما برای پیدا کردن تو رفتیم بیرون،
و همین نجاتمون داد!

887
01:14:51,701 --> 01:14:56,117
پس معلوم شد وقتی با هم هستیم،
همه‌چیز به خوبی پیش می‌ره.

888
01:14:57,117 --> 01:15:00,201
صبر کن. آبل.
باید پیداش کنم...

889
01:15:01,242 --> 01:15:03,867
آبل؟ آبل! آبل!

890
01:15:03,951 --> 01:15:06,117
موفق شدیم!

891
01:15:07,701 --> 01:15:12,326
دیدی چه‌کار کردم؟
تو با اون بطری، و اون هم تقسیم شد!

892
01:15:13,409 --> 01:15:16,076
باورنکردنی بود.

893
01:15:25,326 --> 01:15:28,159
چی؟
آنزیم‌ها.

894
01:15:30,159 --> 01:15:33,534
دارن میان اینجا.
اونا در واقع مهربونن.

895
01:15:33,617 --> 01:15:38,451
آره، اونا بهمون کمک کردن یادمون بیاد
که ما در اصل سلول‌های کلیه هستیم.

896
01:15:40,742 --> 01:15:43,576
شروع اسکن سلولی.

897
01:15:44,576 --> 01:15:46,201
۱۰۰ درصد سرطانی.

898
01:15:46,284 --> 01:15:48,826
نه، نه، نه.

899
01:15:48,909 --> 01:15:52,409
۱۰۰٪ سرطان.
آبل، چی گفت؟

900
01:15:53,451 --> 01:15:57,326
چی شده؟ آبل!
خیلی طولش دادی.

901
01:16:00,076 --> 01:16:03,367
الان دیگه ۱۰۰٪ سرطانی شدی.

902
01:16:03,451 --> 01:16:04,659
اوه نه...

903
01:16:07,659 --> 01:16:09,326
پس...

904
01:16:10,326 --> 01:16:12,201
من الان سرطانم...

905
01:16:14,951 --> 01:16:16,742
فرار کن.
چی؟

906
01:16:16,826 --> 01:16:18,242
فقط فرار کن!

907
01:16:18,326 --> 01:16:22,201
اون‌وقت من تکثیر می‌شم
و همه‌چیز رو برای همه خراب می‌کنم.

908
01:16:22,284 --> 01:16:27,450
شاید داروهای جدیدی اختراع کنن
یا یه همچین چیزی. فقط فرار کن!

909
01:16:28,450 --> 01:16:30,117
بدو!

910
01:16:44,909 --> 01:16:47,867
نه!
کایا، داری چیکار می‌کنی؟!

911
01:16:49,534 --> 01:16:52,784
نمی‌تونم این کار رو بکنم، آبل.

912
01:16:53,784 --> 01:16:56,617
دیگه نمی‌تونم فرار کنم.

913
01:16:57,784 --> 01:17:00,742
نه! وایسا!

914
01:17:02,575 --> 01:17:04,200
گرفتمت!

915
01:17:05,242 --> 01:17:08,284
ولش کن...
اوه، کایا!

916
01:17:16,617 --> 01:17:19,117
آبل!
چیه؟

917
01:17:20,450 --> 01:17:23,159
فقط زرد شد.
زرد؟

918
01:17:24,909 --> 01:17:28,325
و بعدش، انگار دیگه سرطان نیستی!

919
01:17:29,742 --> 01:17:31,617
هی! اسکنرت اشتباه کرد.

920
01:17:31,700 --> 01:17:34,617
حتماً وقتی سرت رو گم کردی... دوباره، آسیب دیده.

921
01:17:34,700 --> 01:17:36,325
و بعد...

922
01:17:45,242 --> 01:17:47,575
فکر نمی‌کنی؟

923
01:17:48,700 --> 01:17:52,450
خیلی لحظه آخری بود. فقط ادامه بده!

924
01:17:52,534 --> 01:17:55,159
خارج از سرویس.

925
01:17:56,825 --> 01:17:59,867
خدا رو شکر!

926
01:18:15,909 --> 01:18:17,325
بسیار خب...

927
01:18:18,325 --> 01:18:21,075
آزمایش‌هایی که گرفتیم

928
01:18:21,159 --> 01:18:24,367
هیچ سلول غیرعادی‌ای رو نشون نمی‌ده.

929
01:18:24,450 --> 01:18:28,159
پس تبریک می‌گم، اریک. تو دیگه سرطان نداری.

930
01:18:29,659 --> 01:18:32,325
موفق شد!

931
01:18:46,367 --> 01:18:49,117
فقط اون بغل رو فشار بده.

932
01:18:49,200 --> 01:18:51,159
آره، همون‌جا.

933
01:18:51,242 --> 01:18:54,909
اوه. قرار نبود اون یکی...

934
01:18:54,992 --> 01:18:56,909
اون رو ببین!

935
01:18:56,992 --> 01:19:00,450
ابل. می‌تونی اون‌ها رو پاک کنی.

936
01:19:00,534 --> 01:19:05,242
شوخی نکن. پاک کردن یه دوست؟ متأسفانه این اتفاق نمی‌افته.

937
01:19:08,992 --> 01:19:12,992
شروع اسکن سلولی. بالاخره! حالا کار می‌کنه.

938
01:19:13,075 --> 01:19:14,992
صفر درصد سرطان.

939
01:19:15,075 --> 01:19:19,659
می‌گه که شما همگی
الان صفر درصد سرطانی هستید.

940
01:19:19,742 --> 01:19:24,617
ولی فکر کردم داری تکثیر می‌شی؟
آره، و قراره همین کار رو هم بکنیم.

941
01:19:24,700 --> 01:19:27,575
ولی نه همیشه.
فقط وقتی که لازم باشه.

942
01:19:27,659 --> 01:19:31,700
خیلی خب همگی.
برگردید سر کار!

943
01:19:35,034 --> 01:19:39,492
فکر کنم باید برم، از طریق مجرای ادرار
با بقیه سربازها خارج بشم.

944
01:19:39,575 --> 01:19:42,742
چی؟
پس اون...

945
01:19:42,825 --> 01:19:46,492
یا می‌تونی عوضش
با ما کار کنی؟

946
01:19:46,575 --> 01:19:48,242
می‌تونم؟

947
01:19:48,325 --> 01:19:51,742
آره، بالاخره ما
هم‌تیمی هستیم، مگه نه؟

948
01:19:53,783 --> 01:19:56,783
شاید بتونم
یه کم بیشتر اینجا بمونم.

949
01:20:02,783 --> 01:20:04,492
ایول!

950
01:20:05,492 --> 01:20:08,617
پس می‌بینمت!
آره.

951
01:20:10,242 --> 01:20:12,117
کایا.

952
01:20:14,242 --> 01:20:17,783
ممنون بابت همراهی.
آره، ممنون بابت همراهی.

953
01:20:45,408 --> 01:20:47,658
راستی فکر کنم
یه ترفند پیدا کردم.

954
01:20:47,742 --> 01:20:48,908
جدی؟

955
01:20:49,325 --> 01:20:54,200
آره، ولی به کمکت نیاز دارم.
باید انگشتم رو بکشی.

956
01:21:06,283 --> 01:21:11,033
نه، دیدی چی شد!
این بدن دوباره داره با قدرت کار می‌کنه.

957
01:21:11,117 --> 01:21:14,242
همین‌طوری ادامه بدید، بچه‌ها!

