1
00:00:29,124 --> 00:00:32,041
تقدیم می‌کند

2
00:00:33,124 --> 00:00:38,541
محصول مشترک

3
00:00:39,624 --> 00:00:45,833
با حمایت

4
00:00:46,916 --> 00:00:49,833
با همکاری

5
00:00:50,916 --> 00:00:53,833
با مشارکت

6
00:00:54,916 --> 00:00:58,333
نویسنده و کارگردان

7
00:02:38,708 --> 00:02:41,208
- تسلیت می‌گویم، آقای توران
- ممنونم

8
00:02:41,708 --> 00:02:42,749
ما بسیار اندوهگین هستیم

9
00:02:44,583 --> 00:02:47,208
کاری نمی‌شود کرد
خواست خداست

10
00:02:50,374 --> 00:02:53,916
- خداوند روحش را قرین رحمت کند
- آمین

11
00:04:12,624 --> 00:04:17,332
قصه‌ی سه خواهر

12
00:04:25,957 --> 00:04:27,749
عزیز دلم

13
00:04:28,499 --> 00:04:29,541
قند عسلم

14
00:04:30,541 --> 00:04:32,957
قند عسلم پسرم

15
00:04:34,166 --> 00:04:35,499
بچه‌ام چه بوی خوبی می‌دهد

16
00:04:47,124 --> 00:04:48,166
عزیز من!

17
00:06:42,707 --> 00:06:43,749
خدایا!

18
00:06:46,249 --> 00:06:47,749
خدایا مرا ببخش!

19
00:06:48,499 --> 00:06:49,999
خدایا مرا ببخش!

20
00:06:54,332 --> 00:06:55,749
خدایا، مرا ببخش!

21
00:07:30,749 --> 00:07:31,999
سلام بر شما

22
00:07:32,624 --> 00:07:34,082
و بر شما سلام

23
00:07:35,832 --> 00:07:37,749
گله‌تان چند رأس گوسفند دارد؟

24
00:07:39,540 --> 00:07:42,415
- به شما چه مربوط؟
- اول درست به این مرد سلام کن

25
00:07:43,165 --> 00:07:45,290
- سلام بر شما
- و بر شما سلام

26
00:07:45,957 --> 00:07:47,957
- چند تا گوسفند دارید؟
- برای چه می‌خواهید؟

27
00:07:48,624 --> 00:07:49,665
فقط به ما بگویید

28
00:07:50,374 --> 00:07:53,790
- پنجاه تا چرا می‌پرسید؟
- ما گوسفند معامله می‌کنیم

29
00:07:54,790 --> 00:07:55,832
صاحبشان کیست؟

30
00:07:56,665 --> 00:07:58,665
من تا به حال شما را اینجا ندیده‌ام

31
00:07:59,124 --> 00:08:00,332
اهل کجایید؟

32
00:08:00,790 --> 00:08:02,874
ما از قسمت‌های بالاتر کوهستان هستیم

33
00:08:04,040 --> 00:08:06,415
این وقت شب اینجا چه کار می‌کنید؟

34
00:08:06,957 --> 00:08:07,999
راه را گم کردیم

35
00:08:08,290 --> 00:08:11,790
داشتیم به «تاش‌پینار» می‌رفتیم
اما مسیر را اشتباه رفتیم و گم شدیم

36
00:08:13,665 --> 00:08:16,790
- تنها هستید؟
- نه، سگم همراهم است

37
00:08:17,540 --> 00:08:19,415
«بلوندی»، یک سگ گله‌ی درنده

38
00:08:20,040 --> 00:08:21,040
بلوندی!

39
00:08:21,624 --> 00:08:23,457
بلوندی، بیا! بیا اینجا

40
00:08:25,582 --> 00:08:26,832
مراقب باش!

41
00:08:27,290 --> 00:08:29,790
ممکن است حمله کند خیلی وحشی است

42
00:08:32,915 --> 00:08:34,332
خب، صاحبش کیست؟

43
00:08:34,957 --> 00:08:36,290
چرا مدام می‌پرسی؟

44
00:08:41,165 --> 00:08:42,499
خیلی خب

45
00:08:43,874 --> 00:08:46,582
با اجازه شما،
باید راه بیفتیم

46
00:09:30,165 --> 00:09:32,707
شنیدم می‌خواهی گوکان را
به بیمارستان ببری

47
00:09:33,624 --> 00:09:35,749
طفلک چند روز است که اسهال دارد

48
00:09:36,374 --> 00:09:39,582
مریض به نظر نمی‌رسد
دارد می‌خندد و بازی می‌کند

49
00:09:41,582 --> 00:09:44,874
پس حالا تو بهتر از من می‌دانی؟
من هستم که پوشکش را عوض می‌کنم

50
00:09:45,249 --> 00:09:46,915
چند روز است که شکمش کار می‌کند

51
00:09:47,624 --> 00:09:50,207
ماه پیش داشتم از سینه‌پهلو می‌مردم،

52
00:09:50,582 --> 00:09:52,832
ولی تو حتی تکان هم نخوردی

53
00:09:53,124 --> 00:09:55,540
خودت را با یک نوزاد کوچک مقایسه می‌کنی؟

54
00:09:57,999 --> 00:10:00,665
- ببین چی آوردم!
- دختر، این‌ها دیگر چیست؟

55
00:10:01,124 --> 00:10:02,624
لباس‌های قدیمی متین است

56
00:10:05,540 --> 00:10:07,290
چقدر زیبا هستند

57
00:10:08,624 --> 00:10:10,624
فقط این لباس‌های راحتی را ببین!

58
00:10:13,374 --> 00:10:17,374
اوه، چه پیراهن قشنگی!

59
00:10:18,207 --> 00:10:19,249
حوا!

60
00:10:20,207 --> 00:10:21,707
این‌ها را چه کسی به تو داده؟

61
00:10:22,165 --> 00:10:24,457
- مادرم
- بهش نگو مادر!

62
00:10:24,540 --> 00:10:27,582
به تو چه مربوطه؟
هر چی دلش بخواد می‌تونه صداش کنه

63
00:10:28,707 --> 00:10:31,540
- مرال واقعاً اون‌ها رو به تو داد؟
- بله، داد

64
00:10:32,207 --> 00:10:34,290
وقتی برم شهر ازش می‌پرسم

65
00:10:34,540 --> 00:10:35,582
برو بپرس

66
00:10:36,582 --> 00:10:39,248
خب که چی؟
فقط لباس‌های قدیمی متین رو بهش داده

67
00:10:40,248 --> 00:10:42,082
اون‌ها واقعاً قشنگن!

68
00:10:48,290 --> 00:10:50,415
من دیگه نمی‌رم پیش گله

69
00:10:51,040 --> 00:10:53,582
- این حرف‌ها یهو از کجا اومد؟
- نمی‌رم!

70
00:10:53,998 --> 00:10:55,498
باشه، ولی چرا؟

71
00:10:55,665 --> 00:10:58,082
دیروز راهزن‌ها به گله
نزدیک شده بودند

72
00:10:59,415 --> 00:11:01,498
راهزن؟ داری چی می‌گی؟

73
00:11:02,082 --> 00:11:03,582
آره، بخند، راحت باش

74
00:11:04,040 --> 00:11:07,540
اگه تفنگم همراهم نبود،
هم من و هم گله کارمون تموم بود

75
00:11:08,373 --> 00:11:11,915
پدر این هم آدم ترسویی بود
از تاریکی می‌ترسید

76
00:11:12,332 --> 00:11:15,582
وقتی معدن باز شد،
برای کار در آنجا ثبت‌نام کرد

77
00:11:16,040 --> 00:11:20,082
اما آنقدر می‌ترسید که پایین برود
می‌گفت ترجیح می‌دهد بمیرد

78
00:11:20,373 --> 00:11:23,332
ولی با این حال، هر بار
لرزان به پایین می‌رفت

79
00:11:23,415 --> 00:11:25,665
یک داستان را مدام تکرار نکن!

80
00:11:26,915 --> 00:11:30,332
پدرش می‌گفت: «توی معدن
اجنه صورت‌سیاه بودند

81
00:11:30,665 --> 00:11:34,373
این اجنه داشتند با سنگ
به تیرک‌ها می‌کوبیدند

82
00:11:34,582 --> 00:11:38,165
او همیشه می‌گفت:
«معدن می‌ریزد، من پایین نمی‌روم»

83
00:11:38,748 --> 00:11:42,998
مگر پارسال گلوی یک چوپان را نبریدند
و گله‌اش را نبردند؟

84
00:11:43,665 --> 00:11:47,373
پسر، تو هم مثل پدرت هستی
تو هم مثل او ترسو هستی

85
00:11:54,248 --> 00:11:55,748
در را نکوب

86
00:12:01,165 --> 00:12:03,415
پدر، خودت را درگیر آن نادان نکن

87
00:12:48,540 --> 00:12:50,123
او خوش‌قلب است

88
00:12:51,665 --> 00:12:53,415
زود تسلیم نشو

89
00:12:53,957 --> 00:12:55,290
دوباره تلاش می‌کنیم

90
00:12:55,915 --> 00:12:58,248
پدر، دوباره داری با خودت حرف می‌زنی

91
00:12:59,498 --> 00:13:02,082
من با خودم حرف نمی‌زنم،
دارم با تو حرف می‌زنم

92
00:13:02,707 --> 00:13:05,373
حوا مثل منه
اون خوش‌قلبه

93
00:13:06,165 --> 00:13:07,915
اون مثل تو هم احمق نیست

94
00:13:08,290 --> 00:13:10,165
- پدر، دوباره شروع نکن
- حتماً!

95
00:13:10,665 --> 00:13:12,498
خوشت نیومد؟

96
00:13:13,707 --> 00:13:17,290
بعد از این‌همه سال،
به خونه برگشتید

97
00:13:17,915 --> 00:13:19,915
کاش مادرتون زنده بود

98
00:13:20,665 --> 00:13:23,165
اون‌وقت می‌دید
چه کارهایی براتون کردم

99
00:13:23,332 --> 00:13:26,540
اگه مادر هنوز زنده بود،
هیچ‌وقت نمی‌ذاشت ما بریم

100
00:13:26,790 --> 00:13:28,540
دیگه چه کار می‌تونست بکنه؟

101
00:13:29,165 --> 00:13:31,998
همه خواهرهایش را به عنوان
خدمتکار خانه فرستادند

102
00:13:33,332 --> 00:13:35,790
اما آن‌ها هرگز به روستا برنگشتند

103
00:13:36,873 --> 00:13:38,623
مادرت همیشه به من می‌گفت:

104
00:13:38,707 --> 00:13:41,957
«من در این روستا گیر افتادم
و آخرش با تو ازدواج کردم»

105
00:13:43,248 --> 00:13:44,998
او خیلی به خواهرهایش حسادت می‌کرد

106
00:13:45,915 --> 00:13:47,165
همیشه می‌گفت:

107
00:13:47,457 --> 00:13:50,415
«دخترانم را به عنوان خدمتکار
به خانه‌ها می‌فرستم،

108
00:13:50,832 --> 00:13:52,915
تا با شهری‌ها ازدواج کنند»

109
00:13:53,123 --> 00:13:55,290
من هرگز چنین چیزی از مادرم نشنیدم

110
00:13:55,456 --> 00:13:56,498
چی؟

111
00:13:56,790 --> 00:13:59,623
شما خیلی ناسپاس هستید
فکر می‌کنید دروغ می‌گویم؟

112
00:14:00,456 --> 00:14:04,248
قسم می‌خورم که نمک‌نشناس هستید
تمام کاری که می‌کنید دلسوزی برای خودتان است

113
00:14:04,956 --> 00:14:08,581
می‌گویید «پدرمان وقتی مادر مرد
ما را از خود راند» مگر نه؟

114
00:14:08,998 --> 00:14:12,040
اما روزی که به شهر رفتید
خانه‌تان را فراموش کردید

115
00:14:12,956 --> 00:14:14,915
فراموش نکنید چقدر بدبخت بودید

116
00:14:15,498 --> 00:14:19,248
وقتی شما را به روستا برگرداندند

117
00:14:19,998 --> 00:14:22,040
مگر من می‌خواستم برگردم؟

118
00:14:22,331 --> 00:14:23,623
چه کاری از دستت برمی‌آمد؟

119
00:14:23,790 --> 00:14:26,331
تو اجازه ندادی پیش خاله‌ام در آنکارا بروم

120
00:14:26,915 --> 00:14:30,081
حرف‌های احمقانه‌ات مرا عصبانی می‌کند

121
00:14:30,665 --> 00:14:32,748
من همچنان به آنکارا پیش خاله‌ام می‌روم

122
00:14:33,331 --> 00:14:36,123
وقتی گوکهان کمی بزرگ‌تر شد،
به آنکارا می‌روم

123
00:14:36,206 --> 00:14:38,248
حتماً دخترم، می‌توانی بروی

124
00:14:38,873 --> 00:14:42,665
اما شوهرت را اینجا فراموش نکن
وگرنه بعد از تو غصه می‌خورد

125
00:14:43,290 --> 00:14:44,456
البته که می‌روم

126
00:14:44,956 --> 00:14:46,706
پسرم را تحصیل‌کرده می‌کنم

127
00:14:47,581 --> 00:14:50,331
ان‌شاءالله دکتر می‌شود

128
00:14:51,373 --> 00:14:53,206
حوا، بیا نزدیک‌تر

129
00:14:54,831 --> 00:14:57,206
شیرین نیست؟

130
00:14:57,623 --> 00:14:59,123
اوه بله، خدا حفظش کند!

131
00:15:00,706 --> 00:15:02,748
- اوه، یه عقربه!
- کجا؟

132
00:15:02,915 --> 00:15:04,831
از زیر گهواره اومد بیرون

133
00:15:04,998 --> 00:15:07,873
دخترجان، داری درباره‌ی
این موجود فسقلی حرف می‌زنی؟

134
00:15:10,956 --> 00:15:13,456
حالا دیگه از این
موجودات کوچیک می‌ترسی؟

135
00:15:15,623 --> 00:15:17,998
- این موجود کوچیک؟
- پدر، دورش کن

136
00:15:18,123 --> 00:15:20,873
- دوباره زنده شد! قسم می‌خورم!
- بابا، زود باش!

137
00:15:21,873 --> 00:15:23,790
- بابا، واقعاً داره حرکت می‌کنه!
- چی!

138
00:15:27,415 --> 00:15:28,790
وروجک‌ها، شماها!

139
00:15:29,706 --> 00:15:32,665
نباید با عقرب شوخی کنید

140
00:15:34,956 --> 00:15:36,956
حتی عقرب مرده هم می‌تونه نیش بزنه

141
00:15:48,540 --> 00:15:50,498
اتفاقی افتاده؟

142
00:15:52,540 --> 00:15:55,248
- پس تو اینجا می‌خوابی؟
- کجا بخوابم؟

143
00:15:55,915 --> 00:15:58,040
قراره توی اتاق نشیمن بخوابیم؟

144
00:15:58,540 --> 00:16:00,040
کجا بخوابیم؟

145
00:16:00,623 --> 00:16:03,540
- این درست نیست!
- چی درست نیست؟

146
00:16:04,081 --> 00:16:07,206
ما زن و شوهریم!
باید کنار حوا بخوابیم؟

147
00:16:08,373 --> 00:16:11,165
بگذار ما اینجا بخوابیم،
تو برو آنجا پیش دخترت بخواب

148
00:16:11,498 --> 00:16:12,665
برو پی کارت

149
00:16:13,040 --> 00:16:16,206
اگر خلوت می‌خواهید،
بروید خانه خودتان را بسازید

150
00:16:35,956 --> 00:16:39,915
خواهر، تو را به خدا،
مگر این ملافه‌ها را ندیده‌ای؟

151
00:16:40,540 --> 00:16:41,831
کاملاً سیاه شده‌اند

152
00:16:42,248 --> 00:16:45,831
خب که چه؟ هنوز دو ماه هم از
وقتی که شستمشان نگذشته است

153
00:16:45,998 --> 00:16:49,040
دو ماه؟ پس برای همین است که سیاه شده‌اند

154
00:16:49,623 --> 00:16:51,623
عالیجناب راضی نیستند؟

155
00:16:51,748 --> 00:16:54,706
تو دست‌شویی را با دست بشور،
ببینم چقدر پیش می‌روی

156
00:16:59,956 --> 00:17:01,081
این دیگر چیست، دختر؟

157
00:17:01,665 --> 00:17:03,998
دارم ملافه‌ها را می‌شویم، خیلی سیاه شده‌اند

158
00:17:04,498 --> 00:17:07,540
اینجا عمارت مجلل نیست
آن‌ها تازه شسته شده‌اند

159
00:17:08,665 --> 00:17:10,248
مگر هیزم مجانی است؟

160
00:17:13,290 --> 00:17:14,540
زود آن را خاموش کن

161
00:17:18,748 --> 00:17:22,706
کدخدا همین الان به من گفت
که آقای نجاتی فردا می‌آید

162
00:18:53,581 --> 00:18:55,789
- خوش آمدید، آقای نجاتی
- ممنونم

163
00:18:58,623 --> 00:19:00,956
شوکت، ما دیگر نمی‌توانیم به این وضع ادامه دهیم

164
00:19:01,414 --> 00:19:03,414
همه‌اش همان داستان تکراری است

165
00:19:04,206 --> 00:19:06,539
او تنبیه‌اش را می‌بیند، نگران نباش

166
00:19:07,373 --> 00:19:10,331
او کلاً همین‌طوری است
نمی‌دانم این اخلاق را از چه کسی به ارث برده

167
00:19:11,289 --> 00:19:13,706
من او را سر عقل می‌آورم، نگران نباش

168
00:19:14,039 --> 00:19:15,873
بعید می‌دانم فایده‌ای داشته باشد

169
00:19:16,373 --> 00:19:18,581
می‌دانی که قبلاً هم این کار را کرده بود

170
00:19:19,248 --> 00:19:21,748
می‌خواستیم به او
فرصت دیگری بدهیم، اما

171
00:19:28,581 --> 00:19:31,498
نریمان قسم خورده که او را دوباره نپذیرد

172
00:19:32,164 --> 00:19:34,248
نمی‌دانم چه بگویم، آقای نجاتی

173
00:19:35,123 --> 00:19:37,123
شاید نظرتان عوض شد؟

174
00:19:38,081 --> 00:19:40,331
نه، این بار نه

175
00:19:53,664 --> 00:19:56,123
فکر کردم تا عصر بمانم

176
00:19:56,581 --> 00:19:58,331
فکر خوبی است، آقای نجاتی

177
00:20:00,206 --> 00:20:02,039
امروز مطب را باز نکردم

178
00:20:02,664 --> 00:20:06,164
باید با کدخدا درباره درخت‌های سرو اینجا هم صحبت کنم

179
00:20:07,081 --> 00:20:08,664
اصلاً کدخدا کجاست؟

180
00:20:08,748 --> 00:20:11,206
در قهوه‌خانه است بگویم بیاید؟

181
00:20:12,664 --> 00:20:14,914
از او خواستم امشب بساط نوشیدنی را آماده کند

182
00:20:15,206 --> 00:20:17,373
می‌توانیم همین الان آماده‌اش کنیم

183
00:20:20,706 --> 00:20:22,956
- اوضاع چطور است؟
- چه بگویم؟

184
00:20:23,706 --> 00:20:25,373
همه‌چیز مثل همیشه است

185
00:20:26,539 --> 00:20:28,039
امیدوارم حالت خوب باشد؟

186
00:20:30,123 --> 00:20:33,706
- دلم برایت تنگ شده بود عزیزم
- من هم خیلی دلم برای هر دوی شما تنگ شده بود

187
00:20:34,914 --> 00:20:37,164
من فقط توانستم
با حوا تلفنی صحبت کنم

188
00:20:37,248 --> 00:20:39,539
تو حتی به مراسم تدفین هم نیامدی

189
00:20:40,414 --> 00:20:42,123
نریمان اجازه نداد بروم

190
00:20:42,706 --> 00:20:44,456
اوه، عزیز دلم، به او نگاه کن

191
00:20:45,414 --> 00:20:49,623
خدا حفظش کند چقدر تپل است!

192
00:20:54,581 --> 00:20:57,081
چه شده دختر؟ چرا سرفه می‌کنی؟

193
00:20:57,247 --> 00:20:59,039
حتماً سرما خورده‌ام

194
00:20:59,122 --> 00:21:01,122
خب، نذار بچه بگیرتش

195
00:21:04,497 --> 00:21:07,039
خب، حالا چی شده؟

196
00:21:09,456 --> 00:21:10,706
چیکار کردی؟

197
00:21:11,664 --> 00:21:13,206
دوباره اوزگور رو کتک زدی؟

198
00:21:13,956 --> 00:21:16,206
نه، فقط یکم هلش دادم

199
00:21:16,706 --> 00:21:19,247
ولی اون بچه ننه
سریع به مادرش گفت

200
00:21:19,331 --> 00:21:21,331
کی می‌خوای عاقل بشی؟

201
00:21:21,414 --> 00:21:24,831
فقط یه‌کم زدمش،
اونا نمی‌دونن کتک واقعی چیه

202
00:21:25,747 --> 00:21:27,664
چطور تونستی اون بچه رو بزنی؟

203
00:21:28,414 --> 00:21:30,206
اوه، اوزگور عزیزم

204
00:21:30,914 --> 00:21:33,789
خیلی دلم برایش تنگ شده او مثل یک فرشته است

205
00:21:34,039 --> 00:21:36,456
آره، واقعاً یک فرشته فرشته‌ی بدبو!

206
00:21:36,539 --> 00:21:37,581
خدای من!

207
00:21:38,122 --> 00:21:40,831
این مثل یک بیماری است
او از قصد جایش را خیس نمی‌کند

208
00:21:41,081 --> 00:21:42,872
اگر این‌طور است، بگویید معاینه‌اش کنند

209
00:21:42,956 --> 00:21:45,081
مگر پدرش دکتر نیست؟
باید درمانش کند

210
00:21:46,039 --> 00:21:47,081
خدای من

211
00:21:48,039 --> 00:21:50,247
چقدر سنگدل شده‌ای!

212
00:21:50,539 --> 00:21:54,081
واقعاً! همه‌تان برای آن بچه‌ی بدبو
بهانه می‌آورید

213
00:21:58,497 --> 00:22:02,122
هر روز صبح من ملحفه‌های
آغشته به ادرار را می‌شستم

214
00:22:02,622 --> 00:22:04,789
از شستن آن ملافه‌ها مریض شدم

215
00:22:06,414 --> 00:22:07,706
تظاهر به سرفه نکن

216
00:22:07,956 --> 00:22:10,497
تظاهر؟ وضع مرا نمی‌بینی؟

217
00:22:10,831 --> 00:22:12,872
باید خوب از خودت
مراقبت می‌کردی

218
00:22:13,247 --> 00:22:14,956
پس دوباره تقصیر من است؟

219
00:22:15,456 --> 00:22:17,414
چه بچه نازنینی است

220
00:22:17,539 --> 00:22:20,247
اول پدر و مادرش، بعد هم تو

221
00:22:20,414 --> 00:22:22,122
همه‌تان لوسش کردید

222
00:22:22,414 --> 00:22:23,872
حرف‌های احمقانه نزن

223
00:22:24,164 --> 00:22:27,039
مشخص است که از تمیز کردن
کثیف‌کاری اوزگور واقعاً لذت می‌بردی

224
00:22:27,997 --> 00:22:30,122
مجبورم نکن بلند شم

225
00:22:30,247 --> 00:22:32,289
دعوا نکنید تازه همدیگه رو دیدید

226
00:22:32,414 --> 00:22:35,247
- اون بچه نیاز به تربیت داره
- آفرین!

227
00:22:35,831 --> 00:22:38,539
واقعاً خوب تربیتش کردی
حالا همین‌جا بمون

228
00:22:38,706 --> 00:22:42,539
می‌تونیم هر وقت بخوای
تو رو به حمدیِ لنگ شوهر بدیم

229
00:22:42,706 --> 00:22:45,914
با حمدیِ لنگ ازدواج کن، از ویسل طلاق بگیر

230
00:22:46,081 --> 00:22:47,664
حمدی هم به همون اندازه خوش‌قیافه‌ست

231
00:22:48,122 --> 00:22:49,247
اون‌وقت باید بری هیزم جمع کنی!

232
00:22:49,539 --> 00:22:52,539
یا بهتر: برگرد پیش آقای نجاتی

233
00:22:52,997 --> 00:22:56,039
چون دلت واسه اوزگور تنگ شده،
و واسه جیش و پی‌پی‌ش

234
00:22:56,206 --> 00:22:59,289
- بهت گفتم خفه شو!
- ولی نمی‌دونم اون‌ها دختری رو که

235
00:22:59,372 --> 00:23:02,414
یه بچه هم داره، دوباره قبول می‌کنن یا نه!

236
00:23:02,581 --> 00:23:04,789
تو آشغال! دهن کثیفت رو خرد می‌کنم!

237
00:23:04,872 --> 00:23:06,789
روز اول این کار رو نکن

238
00:23:06,956 --> 00:23:08,831
چه زن بدجنسی!

239
00:23:13,206 --> 00:23:17,164
اینجا چه خبره؟
هنوز نرسیده دارید با هم دعوا می‌کنید؟

240
00:23:18,331 --> 00:23:20,456
آفرین دست همه‌تون درد نکنه

241
00:23:21,622 --> 00:23:24,081
حوا، بعداً بیا پیش من

242
00:23:24,206 --> 00:23:26,122
می‌خوام برام سالاد درست کنی

243
00:23:27,622 --> 00:23:29,872
ریحان، شما دو تا هم دوغ درست کنید

244
00:23:30,497 --> 00:23:31,622
چی؟ در این ساعت؟

245
00:23:32,581 --> 00:23:34,664
آقای نجاتی آن را با خودش می‌برد

246
00:23:34,956 --> 00:23:36,956
همسرش مقداری دوغ تازه سفارش داده است

247
00:23:37,456 --> 00:23:39,789
به جای دعوا کردن، یک کار مفید انجام دهید

248
00:24:49,330 --> 00:24:50,330
رئیس

249
00:24:51,664 --> 00:24:54,622
در مورد آن درخت‌های سرو
چه کار می‌خواهیم بکنیم؟

250
00:24:55,414 --> 00:24:57,997
خب، فکر می‌کنم باید یک سال دیگر صبر کنیم

251
00:24:58,330 --> 00:25:00,830
- چی؟
- یک سال دیگر صبر کردن خوب است

252
00:25:02,080 --> 00:25:05,080
به نظر می‌رسد شرکای ما
از آن‌ها مراقبت نمی‌کنند

253
00:25:05,247 --> 00:25:08,205
- چرا این را می‌گویی؟
- آن‌ها به اندازه کافی بلند نیستند

254
00:25:08,789 --> 00:25:12,414
ولی درخت‌های سرو از آن بلندتر
نمی‌شوند

255
00:25:12,914 --> 00:25:15,164
درست است فقط همان‌قدر رشد می‌کنند

256
00:25:15,705 --> 00:25:17,247
- واقعاً؟
- بله

257
00:25:19,247 --> 00:25:21,080
خب، پس خیلی هم عالی

258
00:25:23,164 --> 00:25:25,372
- بفرمایید، نوش جان
- شروع کنید

259
00:25:38,830 --> 00:25:41,664
- دلخوری که ندارید، آقای نجاتی؟
- برای چه؟

260
00:25:42,539 --> 00:25:46,164
به‌خاطر نوران
از دست دخترانم خجالت‌زده‌ام

261
00:25:47,580 --> 00:25:48,580
حالا دیگر ولش کن

262
00:25:49,497 --> 00:25:51,914
باید به گوشش می‌زدی نزدی؟

263
00:25:51,997 --> 00:25:53,414
مگر من چنین کاری می‌کنم؟

264
00:25:54,039 --> 00:25:55,830
بی‌خیال، فایده‌ای نداشت

265
00:25:55,997 --> 00:25:57,080
چه بگویم؟

266
00:25:57,664 --> 00:25:59,455
من دیگر از نوران قطع امید کرده‌ام

267
00:26:00,955 --> 00:26:03,455
او حتی اگر کتکش هم بزنی، عوض نمی‌شود

268
00:26:06,372 --> 00:26:09,080
ولی حوا، دختر ما را که می‌شناسی، نه؟

269
00:26:09,705 --> 00:26:10,747
البته

270
00:26:11,664 --> 00:26:14,414
در مورد پسر آقای توران هم شنیده‌ای، چه مصیبتی بود

271
00:26:15,039 --> 00:26:17,372
خدایا، داغ فرزند را نصیب هیچ‌کس نکن

272
00:26:17,455 --> 00:26:18,455
آمین

273
00:26:19,914 --> 00:26:22,664
خب می‌دانی، بعد از آن اتفاق، حوا را برگرداندند

274
00:26:23,914 --> 00:26:26,664
از بین همه دخترانم، او خیلی متفاوت است

275
00:26:27,122 --> 00:26:30,289
خوش‌اخلاق و سخت‌کوش است و کار نظافت را بلد است

276
00:26:30,414 --> 00:26:32,497
خانم مرال گفت که او خیلی باهوش است

277
00:26:34,205 --> 00:26:37,247
حالا، می‌دانم که برای شما سخت خواهد بود

278
00:26:38,497 --> 00:26:40,497
شاید بتوانیم حوا را پیش شما بفرستیم

279
00:26:42,580 --> 00:26:44,330
نمی‌دانم چه بگویم

280
00:26:44,914 --> 00:26:46,497
شما بهتر می‌دانید

281
00:26:46,747 --> 00:26:48,914
حوا واقعاً خاص است
این‌طور نیست، رئیس؟

282
00:26:49,080 --> 00:26:50,747
دقیقاً، او خیلی خاص است

283
00:26:52,455 --> 00:26:55,955
فقط نمی‌دانم
ما تازه از ماجرای قبلی خلاص شده بودیم

284
00:26:57,664 --> 00:26:59,705
باید از نریمان بپرسم

285
00:27:00,080 --> 00:27:01,164
ببینیم چی میشه

286
00:27:02,580 --> 00:27:03,914
اون اینجا چیکار می‌کنه؟

287
00:27:04,997 --> 00:27:06,205
ای بابا

288
00:27:06,914 --> 00:27:08,914
گله رو سپرده به حمدی؟

289
00:27:11,080 --> 00:27:13,789
- سلام علیکم
- و علیکم السلام

290
00:27:13,955 --> 00:27:15,372
خوش آمدید، آقای نجاتی

291
00:27:16,414 --> 00:27:17,455
مشکلی پیش اومده؟

292
00:27:19,455 --> 00:27:21,205
احتمالاً من رو یادتون نمیاد

293
00:27:22,289 --> 00:27:23,414
ویسل

294
00:27:24,914 --> 00:27:26,039
شوهر ریحان

295
00:27:26,372 --> 00:27:29,039
آه بله، ویسل چطوری؟

296
00:27:29,455 --> 00:27:31,789
خوبم، خدا را شکر شما چطورید؟

297
00:27:32,289 --> 00:27:34,830
- ریحان چطور است؟
- خوب است، خدا را شکر

298
00:27:34,997 --> 00:27:36,539
برای سلامتی‌تان دعا می‌کنیم

299
00:27:37,247 --> 00:27:38,497
بفرمایید بنشینید

300
00:27:39,997 --> 00:27:42,914
- نرفتی پیش گله؟
- حمدی پیش گله است

301
00:27:44,789 --> 00:27:47,663
- کمی عرق می‌خوری؟
- او عرق نمی‌خورد آقای نجاتی

302
00:27:47,830 --> 00:27:50,872
- چرا می‌خورم
- تو نمی‌توانی عرق بخوری، پسرم

303
00:27:51,038 --> 00:27:52,872
یک گیلاس که ضرری ندارد

304
00:27:53,163 --> 00:27:56,288
- بگذار جوان بنوشد
- فقط کمی، رئیس

305
00:30:00,122 --> 00:30:02,122
هنوز این عادت را ترک نکرده‌ای؟

306
00:30:02,538 --> 00:30:03,872
منظورت چیست؟

307
00:30:04,705 --> 00:30:07,455
گفتند که ترک کرده‌ای
دوباره شروع کردی؟

308
00:30:07,872 --> 00:30:09,122
منظورت چیست؟

309
00:30:10,288 --> 00:30:13,580
بیا و کمکم کن
پدر می‌خواهد دوغ درست کنیم

310
00:30:28,705 --> 00:30:29,955
متأسفم، خواهر

311
00:30:31,372 --> 00:30:32,580
برای چه؟

312
00:30:33,372 --> 00:30:34,580
برای حرفی که زدم

313
00:30:38,080 --> 00:30:40,413
تو اصلاً نمی‌تونی جلوی عصبانیتت رو بگیری

314
00:30:41,372 --> 00:30:42,413
حق با توئه

315
00:30:44,122 --> 00:30:46,038
باعث شدم اخراجم کنن، شکست خوردم

316
00:30:46,288 --> 00:30:48,288
اما دیگه اینجا نمی‌مونم

317
00:30:49,080 --> 00:30:50,413
اوه، نورحان!

318
00:30:57,455 --> 00:30:59,497
این دفعه برات سخت‌تر می‌شه

319
00:31:00,413 --> 00:31:03,580
تو می‌تونی نظر آقای نجاتی رو جلب کنی
اما نریمان

320
00:31:04,913 --> 00:31:06,163
می‌دونم

321
00:31:06,872 --> 00:31:09,372
نریمان از همون اول
با تو مخالف بود

322
00:31:10,122 --> 00:31:12,955
- چون تو خواهرمی
- واقعاً؟

323
00:31:13,788 --> 00:31:15,121
آن‌ها این‌طور گفتند

324
00:31:15,455 --> 00:31:17,996
اگر این‌طور است، پس نباید مرا می‌برد

325
00:31:18,288 --> 00:31:19,455
خدا نکند!

326
00:31:20,663 --> 00:31:23,330
تمام آن خانواده از گرسنگی می‌مردند

327
00:31:23,663 --> 00:31:24,871
حق با توست

328
00:31:25,455 --> 00:31:27,996
انگار که او استاد آشپزی است،

329
00:31:28,205 --> 00:31:32,705
می‌آید و دخالت می‌کند
و غذای زیبای مرا خراب می‌کند

330
00:31:32,871 --> 00:31:34,830
خدای من، چقدر بی‌کفایت است

331
00:31:36,580 --> 00:31:38,705
آیا او کسی بود که موهای تو را هم کوتاه کرد؟

332
00:31:38,788 --> 00:31:42,663
اصلاً نپرس
موهایم را مثل پشم گوسفند کوتاه کرد

333
00:31:42,955 --> 00:31:46,663
وقتی رفت، قیچی را برداشتم
و آن را بیشتر به هم ریختم

334
00:31:46,746 --> 00:31:49,163
و تبدیلش کردم به مدل موی خدیجه دیوانه

335
00:31:49,246 --> 00:31:52,746
بعد به همه گفتم،
مادرم آن را کوتاه کرده، قشنگ نیست؟

336
00:31:52,830 --> 00:31:54,871
تو هم برای خودت دردسری هستی

337
00:31:58,663 --> 00:32:00,663
کار درستی کردی

338
00:32:00,996 --> 00:32:03,538
به حرف‌هایی که
دیگران می‌زنند گوش نده

339
00:32:03,955 --> 00:32:07,413
البته که همین‌طور است، رئیس
ما برای سیاست ساخته نشده‌ایم

340
00:32:08,371 --> 00:32:12,038
سیاستمدارها،
فقط دروغگوهای بی‌شرمی هستند

341
00:32:12,830 --> 00:32:15,955
یک آدم درستکار مثل تو
چه کار می‌تواند با سیاست داشته باشد؟

342
00:32:18,913 --> 00:32:21,996
حوا، گوجه‌فرنگی‌ها را خیلی ریز خرد کن

343
00:32:22,830 --> 00:32:25,830
دقیقاً، همان‌طور که در خانه انجام می‌دهی
دختر خوب!

344
00:32:27,663 --> 00:32:28,996
یک دختر خیلی خاص

345
00:32:31,038 --> 00:32:33,121
- آقای نجاتی
- بله؟

346
00:32:34,038 --> 00:32:36,330
می‌توانم چیزی از شما بپرسم؟

347
00:32:37,788 --> 00:32:40,621
خب، شما مرد تحصیل‌کرده‌ای هستید
حتماً می‌دانید

348
00:32:41,330 --> 00:32:45,538
می‌خواستم بدانم،
اگر کسی اشتباهی ایستاده ادرار کند،

349
00:32:46,996 --> 00:32:48,746
آیا گناه است؟

350
00:32:50,330 --> 00:32:52,913
پسر جان، تو ایستاده ادرار کردی؟

351
00:32:54,663 --> 00:32:56,663
چرا باید ایستاده ادرار کنی؟

352
00:32:56,996 --> 00:32:59,830
- ولی شب بود!
- خدای من!

353
00:33:02,663 --> 00:33:04,705
آقای نجاتی از کجا باید بدونه؟

354
00:33:04,871 --> 00:33:06,621
برو از کسی که میدونه بپرس

355
00:33:07,080 --> 00:33:09,205
هی، یواش‌تر!

356
00:33:10,080 --> 00:33:11,580
آروم باش

357
00:33:12,121 --> 00:33:14,330
کمی مزه بخور، وگرنه مست می‌شی

358
00:33:14,913 --> 00:33:16,413
بذار بنوشه

359
00:33:18,330 --> 00:33:20,288
می‌دونی چیه رئیس؟

360
00:33:20,455 --> 00:33:22,330
هوای اینجا آدم رو به نوشیدن وادار می‌کنه

361
00:33:22,621 --> 00:33:25,621
من خودم می‌تونم یه نوشیدنی بزرگ رو
بدون مزه بخورم

362
00:33:26,496 --> 00:33:28,705
فقط بلند می‌شدم و می‌رفتم

363
00:33:28,830 --> 00:33:29,913
همین‌طور است

364
00:33:30,580 --> 00:33:33,663
مصطفی از خانواده‌ی کورولار
چند روز پیش اینجا بود

365
00:33:33,830 --> 00:33:37,038
یک بطری بزرگ راکی را
با یک هندوانه تمام کردیم

366
00:33:39,288 --> 00:33:41,746
آن آدم عوضی، مصطفی، به اینجا می‌آید؟

367
00:33:43,496 --> 00:33:45,246
چه مشکلی با او داری؟

368
00:33:46,621 --> 00:33:50,955
در دوران رکود قبلی،
آن آدم عوضی شایعه پخش کرد که

369
00:33:51,496 --> 00:33:54,288
ما در پمپ‌بنزین
نفت احتکار می‌کنیم

370
00:33:54,663 --> 00:33:57,788
حالا هر وقت مرا می‌بیند،
از مسیر دیگری می‌رود

371
00:33:57,830 --> 00:33:58,830
آقای نجاتی

372
00:33:59,038 --> 00:34:01,746
معلوم است که نمی‌تواند توی چشم‌هایم نگاه کند

373
00:34:01,913 --> 00:34:04,705
- آقای نجاتی
- آن آدم عوضی چی؟

374
00:34:05,121 --> 00:34:08,080
داشتی درباره پمپ‌بنزین
حرف می‌زدی

375
00:34:08,746 --> 00:34:12,163
کسی را برای کار آنجا لازم داری؟

376
00:34:12,871 --> 00:34:13,913
نه، ویسل

377
00:34:14,371 --> 00:34:16,955
راستش، منظورم پمپ‌بنزین نبود

378
00:34:17,788 --> 00:34:21,788
می‌خواستم بپرسم
آیا در مطبت کاری برای انجام دادن داری؟

379
00:34:22,038 --> 00:34:24,746
برای چه کسی کار می‌خواهی؟
برای خودت؟

380
00:34:25,288 --> 00:34:27,246
ولی داری، آقای نجاتی؟

381
00:34:27,705 --> 00:34:30,413
نه، ما یک منشی داریم، همان کافی است

382
00:34:30,788 --> 00:34:34,205
تو حتی سواد خواندن هم نداری
چطور می‌خواهی آنجا کار کنی؟

383
00:34:34,455 --> 00:34:38,746
نمی‌دانم، به عنوان پادو،
یا یک همچین چیزی مگر نه؟

384
00:34:39,246 --> 00:34:41,413
پسرم، ما اینجا چنین کاری نداریم

385
00:34:42,871 --> 00:34:44,621
خودت می‌دانی وضعیت روستا چطور است

386
00:34:45,079 --> 00:34:46,788
دیگر چیزی اینجا باقی نمانده

387
00:34:47,204 --> 00:34:50,038
تنها معدن را داشتیم،
که آن هم ریزش کرد

388
00:34:50,621 --> 00:34:53,371
دیگر مردی در روستا نمانده
آنهایی که ماندند

389
00:34:53,454 --> 00:34:56,246
فقط در معدن قدیمی
دنبال زغال می‌گردند تا زمستان گرم بمانند

390
00:34:56,329 --> 00:34:59,663
اگر در شهر کاری باشد

391
00:35:00,204 --> 00:35:03,663
اگر تو بروی،
چه کسی به گله رسیدگی کند؟

392
00:35:03,829 --> 00:35:06,288
به من چه؟ یکی دیگه رو پیدا کن

393
00:35:06,371 --> 00:35:10,038
تا کِی باید گله رو بچرونم؟
ازش خسته شدم!

394
00:35:12,246 --> 00:35:13,704
خنده‌دار نیست؟

395
00:35:13,871 --> 00:35:15,996
تو به آدم‌های شهر حسادت می‌کنی

396
00:35:16,329 --> 00:35:18,913
- و من به تو حسادت می‌کنم
- خواهش می‌کنم!

397
00:35:19,079 --> 00:35:23,871
قطعاً اگه می‌تونستم،
بهت می‌گفتم گله رو به من بسپاری

398
00:35:24,746 --> 00:35:27,871
یه هفته رو توی کوهستان می‌گذروندم

399
00:35:27,954 --> 00:35:30,413
هیچ‌کس دور و برم نباشه، هوای تازه

400
00:35:30,871 --> 00:35:31,913
اما

401
00:35:32,579 --> 00:35:34,913
کار ما از بیرون آسون به نظر می‌رسه

402
00:35:35,579 --> 00:35:36,996
ولی این‌طور نیست

403
00:35:38,079 --> 00:35:39,996
باشه، مطمئنم کارت سخته

404
00:35:41,996 --> 00:35:44,454
حتماً یه کاری
توی پمپ‌بنزین پیدا می‌شه، مگه نه؟

405
00:35:44,538 --> 00:35:46,496
حاضرم دستشویی‌ها رو تمیز کنم یا هر کار دیگه‌ای

406
00:35:46,704 --> 00:35:49,163
می‌دونی، برادرم اونجا رو اداره می‌کنه

407
00:35:49,579 --> 00:35:50,788
باید از اون بپرسیم

408
00:35:50,913 --> 00:35:52,329
پس بیا همین الان ازش بپرسیم

409
00:35:52,454 --> 00:35:55,413
بسه! دیگه مزاحمش نشو
گفت که بررسی می‌کنه

410
00:35:55,621 --> 00:35:58,329
اگه تنها بودم، مشکلی نبود

411
00:35:58,913 --> 00:36:01,246
ولی من ریحان رو دارم، گوکان رو دارم

412
00:36:02,579 --> 00:36:05,329
یعنی گوکان هم باید مثل من
چوپان بشه؟

413
00:36:05,746 --> 00:36:07,496
نگرانی من هم همینه

414
00:36:07,996 --> 00:36:11,079
بذار گوکان رو توی شهر بزرگ کنم،
بره مدرسه

415
00:36:12,496 --> 00:36:13,788
باشه، حالا ببینیم چی می‌شه

416
00:36:15,079 --> 00:36:16,496
چی رو می‌خوای ببینی؟

417
00:36:17,079 --> 00:36:20,704
منظورم اینه که الان چیزی به ذهنم نمی‌رسه،
ولی پرس‌وجو می‌کنم

418
00:36:21,121 --> 00:36:24,121
اگه بریم شهر،
برای تو هم خوب می‌شه

419
00:36:24,663 --> 00:36:25,663
چطور؟

420
00:36:25,913 --> 00:36:28,496
ریحان می‌تونه هر از گاهی
بیاد بهت کمک کنه

421
00:36:28,579 --> 00:36:30,871
از وقتی نورحان رو برگردوندی،

422
00:36:30,954 --> 00:36:33,871
ریحان می‌تواند وقتی من در پمپ‌بنزین هستم،
از بچه‌هایتان مراقبت کند

423
00:36:33,954 --> 00:36:36,954
در کاری که سر در نمی‌آوری،
دخالت نکن

424
00:36:37,038 --> 00:36:38,663
پس فکر می‌کنی تو سر در می‌آوری؟

425
00:36:38,788 --> 00:36:42,329
من در هر صورت دارم با آقای نجاتی صحبت می‌کنم
به تو ربطی ندارد!

426
00:36:42,538 --> 00:36:43,579
ویسل!

427
00:36:44,079 --> 00:36:46,163
با پدرزنت این‌طور صحبت نکن

428
00:36:46,454 --> 00:36:49,079
خب آقای نجاتی، چطور می‌تواند چنین چیزی بگوید؟

429
00:36:49,288 --> 00:36:51,579
آیا حرفی که زدم اشتباه است؟

430
00:36:52,121 --> 00:36:54,538
می‌گویند بچه‌ها ریحان را خیلی دوست دارند

431
00:36:54,746 --> 00:36:57,079
او می‌تواند در طول روز از آن‌ها مراقبت کند

432
00:36:59,038 --> 00:37:03,496
اما اگر بگویید که دیگر
ریحان را در خانه‌تان نمی‌پذیرید،

433
00:37:04,288 --> 00:37:07,079
آن وقت ماجرا کاملاً فرق می‌کند

434
00:37:07,704 --> 00:37:09,288
فقط همین را بگویید

435
00:37:09,871 --> 00:37:11,496
بسیار خب، ویسل

436
00:37:11,746 --> 00:37:14,371
کاری سراغ ندارم،
اما از برادرم می‌پرسم

437
00:37:14,913 --> 00:37:16,746
خدا خیرتان بدهد

438
00:37:17,038 --> 00:37:19,496
مردم همیشه می‌گفتند
شما مرد بسیار خوبی هستید

439
00:37:19,788 --> 00:37:21,538
کی با او صحبت می‌کنید؟

440
00:37:21,996 --> 00:37:24,246
چه می‌دانم؟ هر وقت آنجا بروم، گمانم

441
00:37:25,579 --> 00:37:29,413
جسارت نباشد آقای نجاتی،
اما شما شهری‌ها، قول می‌دهید

442
00:37:29,496 --> 00:37:31,371
و بعد تو نگهش نمی‌داری

443
00:37:31,621 --> 00:37:34,163
- چطور می‌تونی این‌طور حرف بزنی؟
- ویسل!

444
00:37:35,163 --> 00:37:39,204
قرار بود یکشنبه برم شهر
فکر کنم تا اون موقع بتونی بپرسی

445
00:37:39,288 --> 00:37:41,204
اگه اون موقع بهت سر بزنم چی؟

446
00:37:41,538 --> 00:37:45,663
من از کجا بدونم که تا یکشنبه، جمعه
یا هر وقت دیگه، کاری هست یا نه؟

447
00:37:46,288 --> 00:37:47,621
ای بابا!

448
00:37:48,621 --> 00:37:52,579
ما اومدیم اینجا که راکی بخوریم،
ولی تو مدام داری غر می‌زنی

449
00:37:52,913 --> 00:37:55,413
ویسل، بیخیال، داری زیاد حرف می‌زنی

450
00:37:56,079 --> 00:37:58,038
اگه حرف بدی زدم، معذرت می‌خوام

451
00:37:58,204 --> 00:37:59,621
و می‌دونی چیه؟

452
00:38:00,246 --> 00:38:02,829
فکر می‌کنی رفتن به شهر خیلی ساده است

453
00:38:03,246 --> 00:38:05,996
که همه آنجا منتظرت نشسته‌اند

454
00:38:06,288 --> 00:38:10,163
اما تو نه حرفه‌ای بلدی،
نه تجربه‌ای داری

455
00:38:10,538 --> 00:38:14,621
نه پس‌اندازی داری
حتی خواندن و نوشتن هم بلد نیستی

456
00:38:14,996 --> 00:38:17,996
فکر می‌کنی کباب آماده
توی دهانت می‌پرد

457
00:38:18,079 --> 00:38:23,162
نه، آقای نجاتی
از شوکت کمی پول قرض می‌گیرم

458
00:38:23,454 --> 00:38:25,871
چه قرضی؟
به نظرت من پول دارم؟

459
00:38:26,079 --> 00:38:29,912
برای خودم نمی‌خواهم برای
دختر و نوه‌ات می‌خواهم

460
00:38:29,996 --> 00:38:33,246
می‌خواهی پولت را
با خودت به گور ببری؟

461
00:38:33,412 --> 00:38:34,746
کدام پول، دیوانه؟

462
00:38:34,996 --> 00:38:38,287
همه می‌دانند چقدر خسیس هستی

463
00:38:38,537 --> 00:38:41,537
مگر به تو نگفتم با پدر زنت
درست صحبت کنی؟

464
00:38:41,704 --> 00:38:45,787
با کمال احترام،
ولی تو همیشه طرف او را می‌گیری

465
00:38:46,162 --> 00:38:49,454
چرا همیشه با هم علیه من متحد می‌شوید؟

466
00:38:49,579 --> 00:38:51,621
دیگر خسته‌ام کردید!

467
00:38:51,704 --> 00:38:53,579
بس است! تمامش کنید!

468
00:38:53,829 --> 00:38:57,329
- کافی است! بلند شو!
- مگر نگفتم نباید بنوشد؟

469
00:38:57,412 --> 00:39:00,371
- برو کمی قدم بزن
- زود باش، راه بیفت!

470
00:39:00,537 --> 00:39:03,079
اما ما فقط داریم یک گفتگوی معمولی می‌کنیم

471
00:39:03,162 --> 00:39:05,079
بیا دیگر! کاری نکن که عصبانی شوم

472
00:39:05,537 --> 00:39:08,996
چرا من رو هل می‌دی، رئیس؟ هل نده

473
00:39:09,162 --> 00:39:11,621
تو خودت بدون دعوت اومدی
سر میز ما

474
00:39:12,121 --> 00:39:13,787
بیشتر از این خرابش نکن!

475
00:39:14,287 --> 00:39:16,579
رئیس، دیگه بسه

476
00:39:16,704 --> 00:39:19,996
پسرم، برو کمی هوای تازه بخور

477
00:39:20,079 --> 00:39:21,787
خودم حالیش می‌کنم

478
00:39:21,871 --> 00:39:23,371
بزن به چاک! برو گمشو!

479
00:39:24,329 --> 00:39:27,371
رئیس! گفتم دست از هل دادنم بردار!

480
00:39:27,871 --> 00:39:30,621
دهنت رو ببند! برو اون‌طرف!

481
00:39:31,496 --> 00:39:33,121
گمشو برو!

482
00:39:34,537 --> 00:39:36,537
مشکلت چیه، عوضی؟

483
00:39:37,871 --> 00:39:41,204
چیه؟ حرف بدی زدم؟

484
00:39:41,704 --> 00:39:44,037
لعنتی! پست‌فطرت!

485
00:39:44,662 --> 00:39:45,954
خدای من!

486
00:40:39,996 --> 00:40:41,996
مگه من چیکار کردم؟

487
00:40:42,121 --> 00:40:45,621
سر اون میز لعنتی
کار اشتباهی کردم؟

488
00:41:39,412 --> 00:41:41,829
چند روز پیش
دوستت رو توی بازار دیدم

489
00:41:42,954 --> 00:41:44,204
دوست من؟

490
00:41:44,954 --> 00:41:47,120
شاگرد داروساز، دیگه کی؟

491
00:41:47,995 --> 00:41:50,662
برگشته شهر،
و بی‌شرمانه این‌طرف و اون‌طرف می‌گرده

492
00:41:51,662 --> 00:41:52,995
چرا باید برایم مهم باشد؟

493
00:41:55,287 --> 00:41:57,120
همه‌اش تقصیر آقای نجاتی است

494
00:41:57,787 --> 00:42:01,245
او باید مثل یک پدر رفتار می‌کرد و آن آدم
بی‌سروپا را مجبور می‌کرد با تو ازدواج کند

495
00:42:01,829 --> 00:42:04,454
چطور می‌توانست؟ آن آدم فرار کرد

496
00:42:04,620 --> 00:42:05,995
مگر چقدر می‌توانست دور شود؟

497
00:42:06,204 --> 00:42:09,120
اینجا شهر کوچکی است و همه او را می‌شناسند

498
00:42:09,745 --> 00:42:12,162
اگر می‌خواستند،
نمی‌توانستند پیدایش کنند؟

499
00:42:12,245 --> 00:42:14,245
و ببین، حالا او برگشته است

500
00:42:16,870 --> 00:42:19,620
اما، نمی‌توانم درک کنم
چطور چنین کاری کردی،

501
00:42:20,204 --> 00:42:21,787
و فریب او را خوردی

502
00:42:22,954 --> 00:42:26,120
- کی گفت من گول خوردم؟
- منظورت چیه؟

503
00:42:27,745 --> 00:42:30,037
- اون هیچ قولی نداده بود
- چطور مگه؟

504
00:42:31,745 --> 00:42:32,745
بیخیال

505
00:42:34,245 --> 00:42:35,662
دیوانه شدی؟

506
00:42:36,829 --> 00:42:38,829
نذار کسی این رو بشنوه

507
00:42:39,620 --> 00:42:42,537
همه فکر می‌کنن تو خبر نداشتی این چه آدمی بود

508
00:42:42,620 --> 00:42:43,954
پس واسه چی این کارو کردی؟

509
00:42:46,412 --> 00:42:47,454
هیچی

510
00:42:47,829 --> 00:42:50,995
ولی واقعا نمیفهمم چرا همچین کاری کردی

511
00:42:51,204 --> 00:42:53,079
امکان نداره جدی باشی!

512
00:42:53,245 --> 00:42:55,204
خدایا، گناهان ما را ببخش!

513
00:42:56,162 --> 00:42:58,245
به عاقبتش فکر نکردی؟

514
00:42:59,162 --> 00:43:00,829
بهش فکر نکرده بودم

515
00:43:01,287 --> 00:43:04,412
بهتر بود برگردی و با آن احمق، وِیسل ازدواج کنی؟

516
00:43:04,495 --> 00:43:07,162
از کجا می‌دانستم که کارم به وِیسل می‌کشد؟

517
00:43:07,912 --> 00:43:11,079
وقتی به روستا آمدم، فهمیدم کار از کار گذشته بود

518
00:43:12,954 --> 00:43:15,662
خب اگه نمیدونست بچه دار شدی، چرا بیرونت کردند؟

519
00:43:15,870 --> 00:43:17,620
نریمان باهام بدرفتاری کرد

520
00:43:18,579 --> 00:43:21,329
- چه جور بد رفتاری؟ - به تو ربطی ندارد

521
00:43:21,412 --> 00:43:22,829
این‌قدر کنجکاوی نکن

522
00:43:29,079 --> 00:43:32,412
وقتی نوزادی را پشت در
خانه‌شان پیدا کردند، خیلی تعجب کردند

523
00:43:33,829 --> 00:43:37,079
با خودم فکر کردم، شاید گوخانِ مرا
می‌بردند و از او مراقبت می‌کردند

524
00:43:38,662 --> 00:43:40,995
اما، چرا دوباره به آنجا برگشتی؟

525
00:43:41,954 --> 00:43:44,787
اگر نرفته بودی، شاید
متوجه قضیه نمی‌شدند

526
00:43:45,745 --> 00:43:46,870
نمی‌دانم

527
00:44:06,454 --> 00:44:09,120
آن آدم عوضی، رضا،
اتفاقاً خیلی خوش‌قیافه است

528
00:44:10,537 --> 00:44:11,995
گاهی دلت برایش تنگ می‌شود؟

529
00:44:13,870 --> 00:44:16,870
خب، حالا که میدونستی اون چه اخلاقی داره،
ازدواج کردن چه جوریه؟

530
00:44:16,954 --> 00:44:20,079
- چرا می‌پرسی؟ تو هم می‌خواهی این کار را بکنی؟
- نه، هرگز

531
00:44:20,995 --> 00:44:23,412
- چرا؟
- می‌ترسم

532
00:44:24,995 --> 00:44:26,370
از چه چیزی می‌ترسی؟

533
00:44:27,495 --> 00:44:28,745
فقط می‌ترسم

534
00:44:29,829 --> 00:44:32,079
نگو که
از بچه دار شدن میترسی!

535
00:44:32,120 --> 00:44:33,120
بس کن!

536
00:44:33,204 --> 00:44:35,662
نترس،
چیز ترسناکی نیست

537
00:44:36,037 --> 00:44:38,495
اه! چه حرف‌هایی می‌زنی

538
00:44:38,829 --> 00:44:41,579
خب وقتی ازدواج کنی بعدشم بچه دار میشی دیگه

539
00:44:41,829 --> 00:44:43,245
خواهر، ساکت شو!

540
00:44:47,537 --> 00:44:49,995
می‌دانی یک شب،
اوزگور را مجبور کردم بلند شود و دستشویی کند

541
00:44:50,079 --> 00:44:51,120
و بعد؟

542
00:44:51,454 --> 00:44:53,954
از بس هرشب بی خوابی کشیدم

543
00:44:54,579 --> 00:44:57,620
از بچه دیگه متنفر شدم

544
00:44:57,870 --> 00:44:59,454
اوه بیخیال!

545
00:44:59,662 --> 00:45:02,370
قسم می‌خورم! بچه میبینم میخوام فرار کنم

546
00:45:02,620 --> 00:45:06,870
- در این سن حرف گفتن این حرفاس دختر؟
-من فکر نکنم تا آخر عمرم بچه بخوام

547
00:45:07,620 --> 00:45:09,953
همیشه بدم میومد

548
00:45:10,245 --> 00:45:13,620
اوه، پس برای همین است که
هر شب جایش را خیس می‌کند

549
00:45:13,870 --> 00:45:16,537
بگذار بکند دیگر برای دستشویی بیدارش نمی‌کنم

550
00:45:17,203 --> 00:45:18,453
کابوس شب‌هایم شده بود

551
00:45:18,703 --> 00:45:20,578
چیزی نیست که از آن بترسی

552
00:45:20,995 --> 00:45:22,495
خیلی رو اعصابم بود!

553
00:45:22,995 --> 00:45:24,495
نگران نباش، همیشه اینطوری نیست

554
00:45:25,370 --> 00:45:26,787
پس می‌گویی سختی ندارد؟

555
00:45:27,912 --> 00:45:31,328
البته که کمی سختی دارد،
اما فقط در اولش

556
00:45:33,245 --> 00:45:34,412
و بعدش؟

557
00:45:34,620 --> 00:45:36,037
بعدش خوب است

558
00:45:38,912 --> 00:45:40,120
خیلی خوب؟

559
00:45:40,412 --> 00:45:43,745
ای بابا! اگر خوب نبود،
این همه آدم بچه می آوردن؟

560
00:45:45,037 --> 00:45:46,287
من که بچه نمیارم

561
00:45:46,745 --> 00:45:49,662
خیلی خب، نیار
این دیگه چه حرفیه

562
00:46:21,328 --> 00:46:22,662
آماده است

563
00:46:25,078 --> 00:46:28,787
کتری ما در خانه هاجر است
می‌روم آن را بیاورم

564
00:47:03,787 --> 00:47:04,787
ویسل

565
00:47:14,120 --> 00:47:15,120
ویسل!

566
00:47:15,120 --> 00:47:16,120
ریحان

567
00:47:17,828 --> 00:47:18,828
ریحان من

568
00:47:28,203 --> 00:47:29,578
چرا این‌قدر طولش دادی؟

569
00:47:30,537 --> 00:47:33,120
تا جایی که می‌تونستم سریع برگشتم
بیدار شد؟

570
00:47:33,870 --> 00:47:35,620
نه، مثل یک فرشته خوابیده بود

571
00:47:36,537 --> 00:47:38,828
عزیزم، این زیبایی رو نگاه کن

572
00:47:39,870 --> 00:47:41,787
به خوش‌تیپی پدرش

573
00:47:42,370 --> 00:47:43,537
نوران!

574
00:48:00,828 --> 00:48:02,078
خوش اومدی

575
00:48:03,203 --> 00:48:04,328
ممنونم

576
00:48:04,620 --> 00:48:07,078
خب، توانستی آقای نجاتی را تحت تأثیر قرار بدهی؟

577
00:48:08,162 --> 00:48:11,245
- سر میز دعوا شد
- چه دعوایی؟

578
00:48:11,412 --> 00:48:14,287
- ویسل را بیرون کردند
- ویسل آنجا بود؟

579
00:48:14,703 --> 00:48:18,078
بله آمد و بدون اینکه دعوتش کنند،
سر میز نشست

580
00:48:18,828 --> 00:48:19,870
و بعد؟

581
00:48:19,953 --> 00:48:22,745
بعد نوشید
و شروع کرد به زیاد حرف زدن

582
00:48:23,245 --> 00:48:25,495
از دستش عصبانی شدند و بیرونش کردند

583
00:48:26,203 --> 00:48:27,620
چه بی‌شرم!

584
00:48:29,120 --> 00:48:32,453
بحث را عوض نکن
آقای نجاتی را تحت تأثیر قرار دادی؟

585
00:48:32,953 --> 00:48:37,036
- گوجه‌ها را خوب خرد کردی؟
- حالا می‌خواهی با حوا دعوا راه بیندازی؟

586
00:48:37,495 --> 00:48:39,245
به من نگاه کن، خانم حوا!

587
00:48:39,328 --> 00:48:41,995
دلت را خوش نکن
کسی که برمی‌گردد من هستم

588
00:48:42,245 --> 00:48:44,620
به من چه؟ اگر می‌خواهی برگرد!

589
00:48:44,786 --> 00:48:46,328
معلوم است که برمی‌گردم!

590
00:48:46,411 --> 00:48:49,161
فکر می‌کنی تا ابد اینجا
سرگین گاو جمع می‌کنم؟

591
00:48:49,245 --> 00:48:51,453
بلند حرف نزن، بچه را بیدار می‌کنی

592
00:48:54,703 --> 00:48:57,078
- این‌ها را می‌شویم
- در این ساعت؟

593
00:48:57,245 --> 00:49:00,161
فقط تا وقتی پدر بیرون است،
یک آب می‌کشمشان

594
00:49:00,411 --> 00:49:02,911
اوه، خواهر ما چقدر پاک و معصوم است

595
00:49:03,620 --> 00:49:06,911
کمی صبر کن،
بگذار فقط کتری را خالی کنم

596
00:49:14,536 --> 00:49:17,286
- کمی بعد نامه را بنویسیم؟
- حتماً، بله

597
00:49:19,161 --> 00:49:20,203
چه نامه‌ای؟

598
00:49:21,286 --> 00:49:24,578
به تو گفتم، دارم برای خاله‌مان
در آنکارا نامه می‌نویسم

599
00:49:26,703 --> 00:49:28,870
من یک خودنویس دارم،
با آن بنویسم؟

600
00:49:29,245 --> 00:49:31,245
- خودنویس؟
- بله

601
00:49:32,578 --> 00:49:35,453
- آن را از کجا آوردی؟
- مادر مرال به من داد

602
00:49:35,995 --> 00:49:37,745
- دروغ نگو دختر
- قسم می‌خورم

603
00:49:38,078 --> 00:49:39,953
ترم پیش آن را به من داد

604
00:49:40,120 --> 00:49:43,328
نمی‌توانی با آن نامه بنویسی
نمی‌توانیم اشتباه را پاک کنیم

605
00:49:43,578 --> 00:49:45,036
می‌توانم بنویسم، مشکلی پیش نمی‌آید

606
00:49:45,620 --> 00:49:49,745
وقتی جوهرش تمام شود،
با آن خودکار چه کار می‌کنی؟

607
00:49:50,120 --> 00:49:52,328
- جوهر اضافه دارم
- آن را هم دزدیدی؟

608
00:49:52,453 --> 00:49:55,453
من چیزی ندزدیدم
گفتم که، مادرم به من دادش!

609
00:49:55,536 --> 00:49:56,995
سر هم داد نزنید

610
00:49:58,245 --> 00:50:00,578
او آن را به من داد چون قشنگ می‌نویسم

611
00:50:00,953 --> 00:50:02,703
چقدر حسودی!

612
00:50:02,995 --> 00:50:06,828
پس فقط عاشق دست‌خط تو شده!
نریمان مثل مرال نیست

613
00:50:07,161 --> 00:50:10,745
- او نمی‌گذارد به مدرسه راهنمایی بروی
- روی اعصاب من راه نرو!

614
00:50:11,286 --> 00:50:12,453
خدای من

615
00:50:13,286 --> 00:50:16,245
به جای اینکه نگران من باشی،
نگاهی به کسی که کنارت است بینداز

616
00:50:16,328 --> 00:50:18,745
کسان دیگری هم هستند که می‌خواهند جای تو را بگیرند

617
00:50:20,745 --> 00:50:22,036
این چه حرفی است که می‌زنی دختر؟

618
00:50:24,411 --> 00:50:26,745
ویسل تمام شب داشت آقای نجاتی را کلافه می‌کرد

619
00:50:27,661 --> 00:50:31,745
گفت که می‌خواهند به شهر بروند
او قرار است در پمپ بنزین کار کند

620
00:50:31,870 --> 00:50:34,245
و ریحان هم قرار است
روزها از بچه‌ها مراقبت کند

621
00:50:34,661 --> 00:50:37,453
- چه کسی این را گفت؟ ویسل؟
- ویسل، چه کس دیگری؟

622
00:50:39,120 --> 00:50:42,411
- عجب!
- آقای نجاتی چه گفت؟

623
00:50:42,745 --> 00:50:46,453
- او را از سر میز بیرون کرد
- ای وای بر من!

624
00:50:47,536 --> 00:50:51,161
ببین ویسل و خانم ریحان
چه نقشه‌هایی کشیده‌اند!

625
00:50:51,411 --> 00:50:54,328
چه نقشه‌هایی، دختر؟ من اصلاً خبر نداشتم

626
00:50:55,203 --> 00:50:58,786
البته که نه «من از بچه‌ها مراقبت می‌کنم،
تو هم در پمپ‌بنزین کار می‌کنی»

627
00:50:59,036 --> 00:51:01,786
عصبانی‌ام نکن!
ویسل خودش این را سر هم کرده

628
00:51:01,953 --> 00:51:04,245
ویسل نمی‌توانست چنین چیزی
به ذهنش برسد

629
00:51:04,328 --> 00:51:06,620
مشخص است که برای طراحی این کار کمک گرفته

630
00:51:07,078 --> 00:51:09,953
همه می‌خواهند جای مرا بگیرند

631
00:51:10,411 --> 00:51:12,370
مرا ببخش حوا، نمی‌دانستم

632
00:51:12,453 --> 00:51:15,745
که این مار خوش‌خط‌ و خال
در واقع اینجاست

633
00:51:15,911 --> 00:51:17,286
چی گفتی؟

634
00:51:17,620 --> 00:51:20,453
کتکت می‌زنم!
دهان‌لقِ بی‌ادب!

635
00:51:20,578 --> 00:51:22,620
خواهر، بس کنید، هر دویتان!

636
00:51:44,828 --> 00:51:46,870
آقای نوری، به آن معدن قدیمی نروید

637
00:51:46,995 --> 00:51:48,495
واقعاً خطرناک است

638
00:53:34,744 --> 00:53:36,494
هنوز ذهنم را درگیر کرده است

639
00:53:37,703 --> 00:53:38,869
چه چیزی؟

640
00:53:40,119 --> 00:53:42,328
- ما رفتار شرم‌آوری داشتیم
- با چه کسی؟

641
00:53:45,744 --> 00:53:47,244
معلوم است، با ویسل

642
00:53:48,036 --> 00:53:50,328
خواهش می‌کنم آقای نجاتی اصلاً این‌طور نیست

643
00:53:52,369 --> 00:53:54,328
او فقط یک کار می‌خواست

644
00:53:56,203 --> 00:53:57,786
مگر این جرم است؟

645
00:53:58,703 --> 00:54:02,328
او احمقانه رفتار کرد و شما را اذیت کرد

646
00:54:03,536 --> 00:54:05,203
حتی گفتم

647
00:54:05,578 --> 00:54:08,744
که به زندگی‌اش در اینجا حسادت می‌کنم

648
00:54:09,786 --> 00:54:12,494
آقای نجاتی، حالا ویسل را فراموش کنید!

649
00:54:12,994 --> 00:54:14,161
فراموش نمی‌کنم

650
00:54:15,744 --> 00:54:18,578
رئیس، ویسل شاید یک چوپان باشد

651
00:54:19,744 --> 00:54:21,369
اما ویسل، ویسل است

652
00:54:22,203 --> 00:54:23,828
ویسل یک انسان است

653
00:54:24,703 --> 00:54:26,703
بیچاره فقط یک شغل می‌خواست

654
00:54:27,453 --> 00:54:30,286
تو هیچ کاری نکردی ما او را بیرون کردیم

655
00:54:31,036 --> 00:54:33,244
بیایید به او زنگ بزنیم و با او آشتی کنیم

656
00:54:35,578 --> 00:54:37,869
بهتر است کلاً فراموشش کنیم

657
00:54:39,619 --> 00:54:41,328
خیلی با او تند برخورد کردم

658
00:54:45,619 --> 00:54:49,453
برو دنبالش،
تا بتوانیم اوضاع را درست کنیم

659
00:54:53,578 --> 00:54:55,828
در نهایت، او فقط یک شغل می‌خواست

660
00:54:56,369 --> 00:54:57,619
آیا این جرم است؟

661
00:54:58,119 --> 00:54:59,869
ویسل هم یک انسان است

662
00:55:00,578 --> 00:55:04,453
باید با دیگران همان‌طور رفتار کنی
که دوست داری با خودت رفتار شود

663
00:55:19,119 --> 00:55:20,578
- سلام بر
- آه!

664
00:55:21,286 --> 00:55:23,578
تویی ترساندی‌ام

665
00:55:23,869 --> 00:55:27,578
لعنتی، شلوارم را خیس کردم

666
00:55:28,328 --> 00:55:30,286
داشتم درباره تو حرف می‌زدم

667
00:55:30,994 --> 00:55:35,286
به شوکت می‌گفتم باید
دنبالت بیاید تا همه‌چیز را درست کنیم

668
00:55:36,536 --> 00:55:38,202
اوه چرا؟

669
00:55:39,702 --> 00:55:43,119
مگر با تو ناعادلانه رفتار نکردم؟

670
00:55:43,952 --> 00:55:45,827
چطور؟ اصلاً حرفش را هم نزن

671
00:55:47,661 --> 00:55:50,244
بیا، چرا نمی‌نشینیم و
کمی دیگر نوشیدنی نمی‌خوریم؟

672
00:55:50,411 --> 00:55:52,786
نه، باید بروم

673
00:55:53,452 --> 00:55:54,994
و لطفاً مرا ببخش

674
00:55:55,244 --> 00:55:58,327
اگر کار اشتباهی انجام دادم

675
00:55:59,286 --> 00:56:00,327
نه

676
00:56:00,911 --> 00:56:03,952
- تقصیر من بود
- حرفش را هم نزن

677
00:56:04,744 --> 00:56:08,202
نه، من با تو و ریحان
کمی ناعادلانه رفتار کردم

678
00:56:08,327 --> 00:56:09,577
هرچه باشد،

679
00:56:10,369 --> 00:56:12,911
ریحان به خوبی از بچه‌هایم مراقبت کرد

680
00:56:13,077 --> 00:56:15,827
من باید به تو کمک می‌کردم

681
00:56:16,369 --> 00:56:17,827
اما نتوانستم

682
00:56:17,994 --> 00:56:21,244
تو به شوکت گفتی
که ما مراسم عروسی می‌گیریم

683
00:56:21,327 --> 00:56:23,994
و تو هزینه‌هایش را تقبل می‌کنی

684
00:56:24,661 --> 00:56:26,911
و ما هم منتظرش ماندیم

685
00:56:27,827 --> 00:56:29,827
نریمان از این فکر خوشش نیامد

686
00:56:30,286 --> 00:56:32,577
برای همین نتونستیم انجامش بدیم

687
00:56:32,661 --> 00:56:34,827
البته، تو بهتر می‌دونی

688
00:56:36,952 --> 00:56:40,577
حالا می‌خوام بهت کمک کنم

689
00:56:40,994 --> 00:56:43,119
اگه فقط بتونی یه کار جور کنی

690
00:56:43,202 --> 00:56:45,661
پمپ بنزین خیلی خوب می‌شه

691
00:56:45,786 --> 00:56:49,619
- پیگیر پمپ بنزین می‌شم
- پمپ بنزین از همه بهتره

692
00:56:49,702 --> 00:56:51,036
باشه، یه نگاهی بهش می‌اندازم

693
00:56:51,119 --> 00:56:53,619
- قول می‌دی؟
- گفتم که، قول دادم

694
00:56:54,369 --> 00:56:56,952
ولی وقتی برگشتی فراموش نکنی

695
00:56:57,619 --> 00:56:59,869
- وِیسل!
- منظورم اینه که ممکنه

696
00:56:59,994 --> 00:57:02,327
الان مست هستیم،
شاید فردا فراموش کنیم

697
00:57:02,702 --> 00:57:06,036
فقط نمی‌خواهم این هم
مثل قول عروسی‌ات تمام شود

698
00:57:07,119 --> 00:57:08,369
به من نگاه کن، ویسل!

699
00:57:09,286 --> 00:57:11,786
اول از همه، باید یاد بگیری گوش کنی

700
00:57:12,702 --> 00:57:15,119
یاد بگیر چطور با بزرگترهایت حرف بزنی

701
00:57:16,077 --> 00:57:19,036
روش صحبت کردنت با پدرزنت را هم
دوست نداشتم

702
00:57:19,119 --> 00:57:21,619
نه، با تمام احترامی که قائلم، اما

703
00:57:21,744 --> 00:57:25,077
ببین، هنوز هم گوش نمی‌کنی
مدام حرفم را قطع می‌کنی

704
00:57:25,452 --> 00:57:28,952
منظورم این نیست
چیزی که می‌خواهم بگویم این است:

705
00:57:29,494 --> 00:57:31,577
ریحان هم مثل دختر توست

706
00:57:32,744 --> 00:57:33,827
و گوکان هم هست

707
00:57:34,202 --> 00:57:36,577
اگر برایم کاری پیدا کنی

708
00:57:37,036 --> 00:57:40,202
- خیلی خب!
- اما اگر بگویی،

709
00:57:40,494 --> 00:57:43,827
نمی‌خواهم ریحان در خانه‌ام باشد،
تصمیم با خودت است

710
00:57:43,994 --> 00:57:47,952
چرا مدام ریحان را
وسط این بحث می‌کشی؟

711
00:57:48,619 --> 00:57:50,911
ریحان این، ریحان آن!

712
00:57:53,619 --> 00:57:55,327
اشتباه متوجه شدی

713
00:57:55,411 --> 00:57:59,161
معلوم است، فکر کردی که
من همه آن شایعات را باور می‌کنم

714
00:57:59,786 --> 00:58:01,161
کدام شایعات؟

715
00:58:02,369 --> 00:58:04,327
حتماً تو هم شنیده‌ای

716
00:58:05,286 --> 00:58:09,202
مردم حرف‌های خیلی عجیبی می‌زنند

717
00:58:09,452 --> 00:58:11,077
چه می‌گویند؟

718
00:58:11,244 --> 00:58:13,577
همان‌طور که گفتم، من یک کلمه‌اش را هم باور ندارم

719
00:58:14,202 --> 00:58:16,327
ولی می‌دانی که مردم حرف می‌زنند

720
00:58:16,827 --> 00:58:20,577
می‌گویند شاگرد داروساز
فقط یک بهانه بود

721
00:58:21,411 --> 00:58:22,911
حقیقت لعنتی چیست؟

722
00:58:23,369 --> 00:58:25,369
تو بهتر می‌دانی

723
00:58:26,619 --> 00:58:28,494
حقیقت لعنتی چیست؟

724
00:58:29,077 --> 00:58:30,911
چیست؟ ای آدم پست!

725
00:58:31,411 --> 00:58:33,119
پس حقیقت چیست؟

726
00:58:33,411 --> 00:58:34,452
عوضی!

727
00:58:36,786 --> 00:58:38,577
چت شده؟

728
00:58:38,702 --> 00:58:42,494
چرا من رو می‌زنی، آقای نجاتی؟

729
00:58:43,077 --> 00:58:45,619
من فقط دارم چیزی رو می‌گم
که بقیه می‌گن

730
00:58:45,744 --> 00:58:47,577
پس چرا من رو می‌زنی؟

731
00:58:49,452 --> 00:58:52,452
- نزدیک نیا، وگرنه شلیک می‌کنم
- بیار پایین اون رو!

732
00:58:52,911 --> 00:58:54,827
همون‌جا بمون وگرنه شلیک می‌کنم

733
00:58:54,994 --> 00:58:58,786
بقیه این‌طور حرف می‌زنن
گفتم که همه‌اش فقط شایعه‌ست

734
00:58:58,869 --> 00:59:00,202
چرا من رو زدی؟

735
00:59:00,577 --> 00:59:04,910
- خفه شو
- چرا این‌قدر عصبانی هستی، آقای نجاتی؟

736
00:59:05,327 --> 00:59:08,910
یا شاید به خاطر این است که ممکن است حقیقت داشته
باشد؟ برای همین است که اینقدر عصبانی هستی؟

737
00:59:08,994 --> 00:59:11,285
گفتم خفه شو! خفه شو!

738
00:59:11,910 --> 00:59:13,910
عوضی، می‌کشمت!

739
00:59:13,994 --> 00:59:16,577
حالا دیگر راهزن شدی؟

740
00:59:16,910 --> 00:59:18,244
مرا نزن!

741
00:59:18,410 --> 00:59:19,952
عوضی!

742
00:59:20,660 --> 00:59:23,494
- می‌کشمت!
- بچه‌ها، بسه دیگه

743
00:59:23,827 --> 00:59:25,702
آن چیزی که در دستت داری اسباب‌بازی است؟

744
00:59:25,785 --> 00:59:28,660
- بسه
- لعنت به تو، احمق

745
00:59:28,869 --> 00:59:31,035
- بسه
- هنوز دارد به ما فحش می‌دهد

746
00:59:31,785 --> 00:59:32,827
تمام شد

747
00:59:39,910 --> 00:59:41,202
و خیلی

748
00:59:46,160 --> 00:59:48,910
- خیلی وقت است که
- چه؟

749
00:59:49,077 --> 00:59:50,369
خیلی وقت است که

750
00:59:53,119 --> 00:59:54,744
بچه‌ها را ندیده‌ایم

751
01:00:00,827 --> 01:00:03,952
حوا، می‌روی بیرون
ببینی چه کار می‌کند؟

752
01:00:04,952 --> 01:00:06,285
منظورت نوران است؟

753
01:00:06,369 --> 01:00:08,535
بله امیدوارم خانه را به آتش نکشد

754
01:00:08,619 --> 01:00:09,994
نمی‌روم

755
01:00:10,619 --> 01:00:12,785
انگار که دلم برای خانه آقای نجاتی لک زده است

756
01:00:14,285 --> 01:00:15,327
واقعاً؟

757
01:00:16,244 --> 01:00:19,660
خب، اگر نمی‌خواهی، به پدر بگو
او همه این کارها را برای تو انجام می‌دهد

758
01:00:20,785 --> 01:00:21,827
خب

759
01:00:23,785 --> 01:00:25,285
دلم برای خانه خودم تنگ شده

760
01:00:27,535 --> 01:00:29,035
دلم برای مادرم تنگ شده

761
01:00:31,202 --> 01:00:32,702
دلم برای متینم تنگ شده

762
01:00:33,619 --> 01:00:35,452
آه، متین بیچاره

763
01:00:36,827 --> 01:00:39,285
خدای من،
تو که قدرت مطلق هستی

764
01:00:39,369 --> 01:00:42,619
اما چرا باید
چنین جان بی‌گناهی را بگیری؟

765
01:00:51,119 --> 01:00:52,452
حالا بس کن

766
01:00:53,744 --> 01:00:55,202
عزیزم؟

767
01:00:55,952 --> 01:00:57,785
دوباره شروع نکن

768
01:01:00,244 --> 01:01:02,077
البته که تقصیر منه

769
01:01:04,160 --> 01:01:06,452
حوا جان، گریه نکن

770
01:01:13,869 --> 01:01:15,910
چند روز پیش خوابی دیدم

771
01:01:17,494 --> 01:01:18,702
درباره چی بود؟

772
01:01:20,410 --> 01:01:22,660
بعد از مراسم ختم توی خونه بودیم

773
01:01:22,952 --> 01:01:24,452
داشتم شربت پخش می‌کردم

774
01:01:26,119 --> 01:01:29,827
بعد یهو کسایی که توی خونه بودن
شروع کردن عجیب نگاهم کردن

775
01:01:31,327 --> 01:01:34,285
نمی‌دونم
چرا این‌قدر عجیب نگاهم می‌کردن

776
01:01:34,452 --> 01:01:36,910
چرا به تو نگاه می‌کردند؟

777
01:01:37,369 --> 01:01:39,160
نمی‌دانم

778
01:01:40,535 --> 01:01:42,119
بعد به آشپزخانه رفتم

779
01:01:42,660 --> 01:01:46,452
خانم گلنور، همسایه‌مان،
وارد آشپزخانه شد

780
01:01:47,869 --> 01:01:51,702
از او پرسیدم: «چرا همه
این‌قدر عجیب به من نگاه می‌کنند؟»

781
01:01:53,494 --> 01:01:56,369
او گفت: «ای دختر،
شکمت حسابی بالا آمده»

782
01:01:57,952 --> 01:02:00,785
پس به خودم و شکمم نگاه کردم
ورم کرده بود

783
01:02:01,577 --> 01:02:03,577
این یعنی چه، عزیزم؟

784
01:02:05,202 --> 01:02:07,869
گفتم: «خدایا، کِی این بلا سرم اومد؟»

785
01:02:10,244 --> 01:02:12,494
بلافاصله به اتاق پشتی رفتم

786
01:02:13,369 --> 01:02:15,369
شروع کردم به زور زدن

787
01:02:16,619 --> 01:02:20,285
و یه بچه به دنیا آوردم

788
01:02:22,577 --> 01:02:24,410
به صورت بچه نگاه کردم

789
01:02:25,494 --> 01:02:28,077
صورتش دقیقاً شبیه متین بود

790
01:02:30,327 --> 01:02:31,910
بعد شروع کردم به جیغ زدن،

791
01:02:32,327 --> 01:02:34,910
«به مادر بگویید، من متین را به دنیا آوردم»

792
01:02:37,368 --> 01:02:38,660
ای وای عزیزم!

793
01:02:44,577 --> 01:02:46,327
این چه جور خوابی است؟

794
01:02:52,452 --> 01:02:53,577
حوا

795
01:02:54,993 --> 01:02:57,202
اتفاق بدی که برایت نیفتاده، افتاده؟

796
01:02:58,077 --> 01:02:59,327
نه، چیزی نیست

797
01:03:01,118 --> 01:03:03,368
کار احمقانه‌ای که نکردی، نه؟

798
01:03:03,452 --> 01:03:05,118
نه، چرا باید بکنم، خواهر؟

799
01:03:06,993 --> 01:03:08,327
گاهی

800
01:03:09,452 --> 01:03:11,160
آدم کارهای احمقانه می‌کند

801
01:03:14,452 --> 01:03:15,993
عزیزم

802
01:03:17,410 --> 01:03:19,285
مثل من ساده‌لوح نباش

803
01:03:23,827 --> 01:03:25,660
چرا این را می‌گویی، خواهر؟

804
01:03:29,660 --> 01:03:32,868
من با لباس‌های پاره‌پوره به خانه آقای نجاتی آمدم

805
01:03:33,702 --> 01:03:35,993
و با سری پر از شپش

806
01:03:37,993 --> 01:03:40,160
نریمان من را گرفت و چرخاند

807
01:03:41,243 --> 01:03:42,993
اول حسابی من را شست

808
01:03:43,827 --> 01:03:47,368
بعد لباس تنم کرد،
کاری کرد که مثل یک زن به نظر برسم

809
01:03:49,618 --> 01:03:51,952
اما من در حق نریمان ناسپاسی کردم

810
01:03:54,868 --> 01:03:56,660
آدمیزاد ناسپاس است

811
01:03:57,993 --> 01:03:59,368
ناسپاس نباش

812
01:04:00,327 --> 01:04:02,577
خواهر، نمی‌فهمم چه می‌گویی

813
01:04:06,452 --> 01:04:08,077
می‌خواستم بگویم

814
01:04:09,618 --> 01:04:12,535
وقتی به شهر رفتم،
یک دختر روستایی فقیر بودم

815
01:04:14,243 --> 01:04:16,660
در آن خانه، فکر کردم که زن شده‌ام

816
01:04:18,202 --> 01:04:19,368
و بعد از آن

817
01:04:20,618 --> 01:04:23,285
کم‌کم خودم را
خانمِ آن خانه دیدم

818
01:04:25,910 --> 01:04:28,743
یک روز چشم‌هایم را باز کردم

819
01:04:32,118 --> 01:04:34,077
و دیدم دوباره در روستا هستم

820
01:04:36,160 --> 01:04:39,118
دیدم که شکمم آرام‌آرام بزرگ می‌شود

821
01:04:41,327 --> 01:04:43,368
مخفیانه به جنگل رفتم

822
01:04:43,577 --> 01:04:46,452
گوخان را به دنیا آوردم،
و به تنهایی او را به دنیا آوردم

823
01:04:51,243 --> 01:04:52,243
بعد

824
01:04:53,202 --> 01:04:56,577
راه خودم را به سمت شهر پیدا کردم

825
01:04:57,368 --> 01:04:59,077
با گوخانم در آغوشم

826
01:05:00,618 --> 01:05:02,410
به خانه آقای نجاتی

827
01:05:04,660 --> 01:05:07,077
فکر کردم آنجا از او مراقبت می‌کنند

828
01:05:07,993 --> 01:05:12,285
برای همین او را آنجا بردم،
جلوی در گذاشتمش

829
01:05:16,118 --> 01:05:17,868
باران به شدت می‌بارید

830
01:05:20,577 --> 01:05:24,118
در راه برگشت،
جایی افتادم و از هوش رفتم

831
01:05:26,827 --> 01:05:28,160
همان‌جا افتاده بودم

832
01:05:31,577 --> 01:05:33,535
آنجا بود که خواب دیدم

833
01:05:36,243 --> 01:05:37,827
پیرمردی از آنجا رد می‌شد

834
01:05:41,077 --> 01:05:43,743
دستم را گرفت و بلندم کرد

835
01:05:45,327 --> 01:05:49,202
از من پرسید آنجا چه کار می‌کنم
و گفت به خانه برگردم

836
01:05:51,910 --> 01:05:54,327
گفتم خانه‌ام خیلی دور است

837
01:05:55,618 --> 01:05:57,618
گفت: «دور نیست»

838
01:05:58,327 --> 01:06:00,826
«خانه تو همین نزدیکی است»

839
01:06:02,160 --> 01:06:04,160
گفت که منتظرم هستند

840
01:06:05,576 --> 01:06:07,243
و اینکه مرا می‌پذیرند

841
01:06:12,285 --> 01:06:14,285
به او گفتم که مرا نمی‌پذیرند

842
01:06:15,910 --> 01:06:18,826
گفت:
«می‌پذیرند مجبورند بپذیرند»

843
01:06:20,076 --> 01:06:23,576
آن‌ها برای بچه‌ها شیر ندارند،
اما تو داری

844
01:06:25,535 --> 01:06:28,201
تو قرار است در آن خانه
مراقبشان باشی

845
01:06:29,618 --> 01:06:31,951
«تا همه بچه‌ها با هم بزرگ شوند»

846
01:06:38,076 --> 01:06:39,326
بلند شدم

847
01:06:42,743 --> 01:06:44,410
و به سمت خانه رفتم

848
01:06:51,326 --> 01:06:53,076
حوا، بیا اینجا

849
01:06:53,576 --> 01:06:57,118
آقای نجاتی در راه است
بیا و میز را جمع کن

850
01:08:13,618 --> 01:08:15,660
متاسفم، آقای نجاتی

851
01:08:16,493 --> 01:08:19,118
ولی ویسل عقل درستی ندارد

852
01:08:20,451 --> 01:08:22,618
هیچ‌کس در روستا به حرف او گوش نمی‌دهد

853
01:08:23,326 --> 01:08:25,868
هیچ‌کس به او توجهی نمی‌کند

854
01:08:27,826 --> 01:08:29,076
بی‌خیال

855
01:08:29,993 --> 01:08:31,576
موضوع مهمی نیست

856
01:08:33,493 --> 01:08:36,076
من هم آنجا کنترلم را از دست دادم، اما

857
01:08:37,910 --> 01:08:41,285
- معلوم است که آن مرد عقلش را از دست داده
- درست است، دیوانه است

858
01:08:41,701 --> 01:08:44,451
او یک روانی است
پدرش هم همین‌طور بود

859
01:08:44,910 --> 01:08:46,576
او هم عقل درست و حسابی نداشت

860
01:08:47,535 --> 01:08:51,201
آخر سر هم خودش را از درختی
در ورودی روستا دار زد

861
01:08:52,410 --> 01:08:53,660
خیلی خب، بی‌خیال

862
01:08:58,285 --> 01:09:01,285
خب، حالا باید درباره مادرزنم
چه کار کنیم؟

863
01:09:01,826 --> 01:09:02,868
چی؟

864
01:09:03,326 --> 01:09:04,951
مادرزنم؟

865
01:09:06,326 --> 01:09:09,285
آه بله،
گفتی چه مشکلی داشت؟ مریضه؟

866
01:09:09,743 --> 01:09:14,160
نه، تو این رو گفتی من درد رو توصیف کردم
و تو گفتی که حتما ویروسه

867
01:09:14,285 --> 01:09:16,160
پس احتمالاً ویروس هست

868
01:09:17,160 --> 01:09:20,076
- اون رو به شهر بیار تا معاینه‌اش کنم
- حتماً

869
01:09:43,993 --> 01:09:45,993
پدر، ازت التماس می‌کنم، من رو ببخش

870
01:09:48,909 --> 01:09:50,409
من نمی‌خوام اینجا بمونم

871
01:09:51,701 --> 01:09:53,993
دخترم، چند بار
بهت گفته شده؟

872
01:09:54,118 --> 01:09:55,784
خیلی متأسفم، قسم می‌خورم

873
01:09:57,701 --> 01:10:00,326
مگه بهت نگفتیم
که اون آخرین هشدارت بود؟

874
01:10:00,576 --> 01:10:02,409
من بچه‌ها رو خیلی دوست دارم

875
01:10:03,159 --> 01:10:05,409
هم امره و هم اوزگور، من اون‌ها رو دوست دارم

876
01:10:06,743 --> 01:10:08,784
همین الان هم دلم برایشان تنگ شده

877
01:10:11,368 --> 01:10:13,951
من هیچ‌وقت کاری نمی‌کنم که به آن‌ها آسیب بزنم

878
01:10:14,951 --> 01:10:17,368
فقط کمی از اوزگور عصبانی بودم

879
01:10:18,868 --> 01:10:20,326
دختر عزیزم

880
01:10:21,909 --> 01:10:23,826
چرا زودتر به این فکر نکردی؟

881
01:10:24,868 --> 01:10:27,159
قسم می‌خورم قصد بدی نداشتم

882
01:10:29,076 --> 01:10:32,326
و مادرم هیچ‌وقت اوزگور را سرزنش نمی‌کند

883
01:10:33,284 --> 01:10:35,743
برای همین فکر کردم خودم او را سرزنش کنم

884
01:10:36,243 --> 01:10:39,118
شاید آن‌وقت دیگر
جایش را خیس نمی‌کرد

885
01:10:40,409 --> 01:10:41,576
دخترم،

886
01:10:41,659 --> 01:10:44,243
آیا باید از تو بپرسیم
که چطور اوزگور را بزرگ کنیم؟

887
01:10:44,618 --> 01:10:46,368
نه، البته که نه

888
01:10:48,493 --> 01:10:50,493
اگر می‌شد همین حالا مرا با خودت ببری

889
01:10:51,118 --> 01:10:53,451
قسم به خدا، دیگر تکرارش نمی‌کنم

890
01:11:04,326 --> 01:11:05,576
خجالت بکش!

891
01:11:05,868 --> 01:11:08,368
حتماً باید می‌رفتی پیش آقایان می‌نشستی!

892
01:11:12,284 --> 01:11:15,201
اه، بوی عرق
می‌دهی!

893
01:11:16,076 --> 01:11:18,409
تو چه می‌دانی عرق چیست؟

894
01:11:19,243 --> 01:11:20,493
چه اتفاقی افتاد؟

895
01:11:20,618 --> 01:11:22,659
اونجا خودت رو خجالت‌زده کردی؟

896
01:11:23,409 --> 01:11:26,743
تو باعث سرافکندگی هستی،
خجالت بکش، جلوی آقای نجاتی

897
01:11:27,409 --> 01:11:30,576
حداقل،
آدم باید جایگاه خودش رو بدونه

898
01:11:31,576 --> 01:11:33,909
کی این فکرِ رفتن به شهر رو انداخت تو سرت؟

899
01:11:35,284 --> 01:11:39,284
با اون عقل ناقصت، بدون اینکه از من بپرسی،
دقیقاً داری چه کار می‌کنی؟

900
01:11:40,451 --> 01:11:42,451
اگر کسی خودش عقل نداره،

901
01:11:42,743 --> 01:11:45,743
باید از کس دیگه‌ای
مشورت بگیره

902
01:12:27,201 --> 01:12:28,201
گوکان!

903
01:12:30,784 --> 01:12:32,118
خدای من!

904
01:14:33,076 --> 01:14:36,076
رئیس، چی شد؟
اون آدم عوضی رو پیدا کردن؟

905
01:14:36,742 --> 01:14:37,909
نه، این کار را نکردند

906
01:14:39,992 --> 01:14:43,034
به محض اینکه به شهر برسم،
به ژاندارم‌ها خبر می‌دهم

907
01:14:43,909 --> 01:14:46,701
تا وقتی پزشک قانونی نیامده،
هیچ کاری انجام نده

908
01:14:47,076 --> 01:14:48,076
حتماً

909
01:15:17,909 --> 01:15:20,409
خب، کاری از دست ما
برنمی‌آمد

910
01:15:26,201 --> 01:15:29,326
آقای نجاتی، حوای ما،
اگر می‌شود به فکرش باشید

911
01:15:29,534 --> 01:15:31,534
الان وقت مناسبی برای این حرف‌ها نیست

912
01:15:32,242 --> 01:15:33,284
درست است

913
01:18:36,200 --> 01:18:38,534
- سلام بر شما
- و بر شما سلام

914
01:18:38,617 --> 01:18:39,909
خوش آمدید، رئیس

915
01:18:40,075 --> 01:18:42,534
بفرمایید داخل، آقای شوکت
خبرهای خوبی هست

916
01:18:42,700 --> 01:18:44,700
- چه خبری؟
- بفرمایید، بنشینید

917
01:18:47,117 --> 01:18:48,617
شوکرو، برای این آقا چای بیار

918
01:19:09,200 --> 01:19:11,784
عزیزم، برات
یک چای گل‌گاوزبان دیگه دم کنم؟

919
01:19:12,534 --> 01:19:14,867
نه، نمی‌خوام

920
01:19:24,909 --> 01:19:26,659
حوا، خبرهای خوبی دارم

921
01:19:27,367 --> 01:19:30,284
- چی شده؟
- قراره بری خونه آقای نجاتی

922
01:19:30,367 --> 01:19:32,659
آقای نجاتی از طریق
کدخدا خبر فرستاده

923
01:19:32,742 --> 01:19:33,867
مبارک باشه!

924
01:19:35,867 --> 01:19:37,117
تبریک می‌گم

925
01:19:38,034 --> 01:19:40,575
- پس وسایلم را جمع می‌کنم
- عجله نکن

926
01:19:40,867 --> 01:19:43,867
آقای نجاتی گفت وقتی راه باز شد،
دنبالت می‌آید

927
01:19:43,950 --> 01:19:45,534
کمی طول می‌کشد

928
01:19:48,867 --> 01:19:51,867
- آقای نجاتی نیامد؟
- نه دخترم

929
01:19:52,783 --> 01:19:54,533
گفتی که قرار است بیاید

930
01:19:56,325 --> 01:19:58,658
گفتی کدخدا قرار است او را بیاورد

931
01:19:59,283 --> 01:20:02,242
چطور بیاید؟ همه‌جا را برف گرفته است

932
01:20:02,575 --> 01:20:06,367
راه روستا بسته است
کدخدا مجبور شد تمام راه را پیاده برگردد

933
01:20:06,492 --> 01:20:10,783
اما ببین، وقتی آقای نجاتی شنید
که مریضی، برایت آنتی‌بیوتیک فرستاد

934
01:20:10,867 --> 01:20:13,742
گفت وقتی این‌ها را بخوری،
چند روز دیگر خوب می‌شوی

935
01:20:13,825 --> 01:20:15,408
حوا، کمی آب بیار

936
01:20:16,825 --> 01:20:18,908
اما اگر قرص‌ها اثر نکرد چی؟

937
01:20:19,367 --> 01:20:21,492
گفت که بلافاصله اثر می‌کنند

938
01:20:21,575 --> 01:20:24,658
و اگر نکرد، خودش با ماشین می‌آید

939
01:20:25,367 --> 01:20:26,617
حتماً می‌آید

940
01:20:27,117 --> 01:20:30,033
عزیزم، نگران نباش
اگر کار به آنجا کشید،

941
01:20:30,117 --> 01:20:33,117
خودم تو را
روی کولم می‌گذارم و به بیمارستان می‌برم

942
01:20:33,783 --> 01:20:35,950
اما اول، این دارو را بخور

943
01:20:37,992 --> 01:20:39,033
بفرما، این هم از این

944
01:20:59,825 --> 01:21:01,325
وقتی آقای نجاتی آمد،

945
01:21:01,992 --> 01:21:03,825
من با حوا می‌روم

946
01:21:03,908 --> 01:21:04,950
کجا؟

947
01:21:05,825 --> 01:21:07,575
اول به شهر، بعد به آنکارا

948
01:21:07,867 --> 01:21:10,242
شوخی می‌کنی

949
01:21:10,908 --> 01:21:14,908
خاله‌ات هرگز تو را نمی‌پذیرد
تو او را بهتر از من می‌شناسی؟

950
01:21:15,533 --> 01:21:19,200
- پس این نامه چیست؟
- حتماً، حتماً، یک نامه

951
01:21:19,700 --> 01:21:22,033
فکر می‌کنی می‌توانی مرا گول بزنی

952
01:21:22,283 --> 01:21:25,367
می‌دانی که سواد ندارم
شما سه نفر علیه من توطئه کردید

953
01:21:25,575 --> 01:21:27,742
پس بده کدخدا برایت بخواند

954
01:21:27,825 --> 01:21:29,367
خدا به من صبر بدهد

955
01:21:30,158 --> 01:21:32,533
پس هر کاری می‌خواهی بکن

956
01:21:33,533 --> 01:21:36,825
دیگر نمی‌توانم با تو کنار بیایم
تو زن بالغی هستی

957
01:21:36,950 --> 01:21:39,700
پس نامه‌ات را بردار و پیش خاله‌ات برو

958
01:21:40,200 --> 01:21:41,950
ببینیم او چه واکنشی نشان می‌دهد

959
01:22:05,533 --> 01:22:08,533
چند روز پیش، چوپانِ
روستای پایینی را کشتند

960
01:22:08,617 --> 01:22:12,033
گلویش را بریدند،
گله را بردند و فرار کردند

961
01:22:12,200 --> 01:22:14,367
- ما هم شنیدیم
- دیدی؟

962
01:22:15,367 --> 01:22:16,450
خب، بله

963
01:22:17,617 --> 01:22:20,158
شاید پدرش هم حقیقت را می‌گفت

964
01:22:20,242 --> 01:22:22,742
شاید واقعاً
جن‌های سیاه در معدن بودند

965
01:22:23,033 --> 01:22:24,825
خب، ممکن است

966
01:22:24,992 --> 01:22:27,742
آن معدن در واقع بعد از یک یا دو سال
ریزش کرد

967
01:22:28,825 --> 01:22:31,700
می‌دانی درباره آدم‌های دیوانه چه می‌گویند،

968
01:22:31,783 --> 01:22:34,908
اینکه خداوند به آن‌ها استعدادی داده
که ما نداریم

969
01:22:35,367 --> 01:22:37,408
آن‌ها چیزهایی را می‌بینند که ما نمی‌توانیم

970
01:22:37,992 --> 01:22:40,783
آن مرد توانسته ماه‌ها
در کوه‌ها پنهان شود

971
01:22:40,867 --> 01:22:43,033
دیگر درباره آن آدم پست حرف نزن

972
01:23:59,616 --> 01:24:02,533
- سلام بر شما
- و بر شما سلام، آقای نوری

973
01:24:03,366 --> 01:24:06,741
آقای نوری، آن‌ها خوب نمی‌سوزند
این کار را نکن

974
01:24:07,075 --> 01:24:09,033
می‌خری یا نه؟

975
01:24:11,033 --> 01:24:12,866
خیلی خب، همین‌جا بگذارش

976
01:24:30,658 --> 01:24:33,700
- چه اتفاقی افتاده؟
- پدر، نوران حالش خوب نیست

977
01:24:34,033 --> 01:24:35,616
اتفاقی افتاده؟

978
01:24:35,700 --> 01:24:37,700
قرص‌ها اثر نکردند

979
01:24:37,866 --> 01:24:40,241
سه روز از وقتی آن‌ها را خورده می‌گذرد

980
01:24:40,408 --> 01:24:43,325
بیا،
خودمان او را به بیمارستان ببریم

981
01:24:43,408 --> 01:24:45,158
چه کار کنیم؟

982
01:24:46,075 --> 01:24:47,658
جاده‌ها باز نیستند

983
01:24:51,783 --> 01:24:55,158
بگذار دوباره با کدخدا صحبت کنم

984
01:24:55,616 --> 01:24:57,450
فکری به حالش می‌کنیم

985
01:24:57,700 --> 01:25:00,366
- خیالت راحت، نگران نباش
- باشه، همین کار رو بکن

986
01:25:49,033 --> 01:25:50,033
ریحان

987
01:25:52,450 --> 01:25:53,450
اومدم

988
01:25:54,866 --> 01:25:56,950
که خداحافظی کنم

989
01:25:59,658 --> 01:26:01,991
می‌خوام خودم رو به ژاندارم‌ها تسلیم کنم

990
01:26:03,450 --> 01:26:05,658
هر مجازاتی که
برام در نظر بگیرن رو می‌پذیرم

991
01:26:09,616 --> 01:26:11,616
ریحان، بابت کاری که کردم خیلی متاسفم

992
01:26:13,533 --> 01:26:16,033
نمی‌تونم صدای فریادهای گوکان رو
از ذهنم بیرون کنم

993
01:26:17,075 --> 01:26:18,866
اما اون یه حادثه بود

994
01:26:19,033 --> 01:26:21,283
قسم می‌خورم که یه حادثه بود

995
01:26:22,033 --> 01:26:23,491
لطفاً من را ببخش، ریحان

996
01:26:25,866 --> 01:26:28,366
اگر برای این کار آمدی،
داری وقتت را تلف می‌کنی

997
01:26:31,908 --> 01:26:34,241
فکر کردم بیایم
برای آخرین بار تو را ببینم

998
01:26:36,283 --> 01:26:38,075
شنیدم داری به آنکارا می‌روی

999
01:26:39,283 --> 01:26:40,783
این را از کجا شنیدی؟

1000
01:26:42,116 --> 01:26:43,825
ما همه چیز را می‌شنویم، ریحان

1001
01:26:44,533 --> 01:26:47,283
بعضی‌ها مدتی من را
در کوه‌ها پنهان کرده بودند

1002
01:26:47,825 --> 01:26:50,074
اما آدم‌های خوبی نیستند

1003
01:26:51,199 --> 01:26:53,949
آن‌ها نقشه کشیده بودند که
گوسفندهای روستای پایین را بدزدند

1004
01:26:54,199 --> 01:26:55,533
برای همین فرار کردم

1005
01:26:56,616 --> 01:27:00,158
خیلی وقت است که تنها مانده‌ام

1006
01:27:03,908 --> 01:27:06,616
دیگر انرژی‌ای برای پنهان‌کاری ندارم

1007
01:27:08,491 --> 01:27:09,991
به آخر خط رسیده‌ام

1008
01:27:12,033 --> 01:27:13,699
می‌خواهم خودم را تسلیم کنم

1009
01:27:16,241 --> 01:27:17,991
ای کاش کار به اینجا نمی‌کشید

1010
01:27:20,366 --> 01:27:23,116
ای کاش آن شب
آن‌طور پیش نمی‌رفت

1011
01:27:26,283 --> 01:27:28,199
ای کاش از من متنفر نبودی

1012
01:27:29,241 --> 01:27:31,741
می‌خواستم تو و گوکان را به شهر ببرم

1013
01:27:31,824 --> 01:27:34,449
سخت کار می‌کردم،
مهم نبود چه شغلی باشد

1014
01:27:35,366 --> 01:27:37,616
فکر می‌کردم گوکان می‌تواند درس بخواند

1015
01:27:39,866 --> 01:27:41,866
ای کاش همه‌تان از من متنفر نبودید

1016
01:27:43,824 --> 01:27:45,574
مرا ببخش، ریحان

1017
01:27:46,908 --> 01:27:48,033
خواهش می‌کنم

1018
01:27:54,033 --> 01:27:55,074
ویسل!

1019
01:27:58,158 --> 01:27:59,491
برای همین میرم شهر

1020
01:28:01,324 --> 01:28:02,574
تقصیر من بود

1021
01:28:04,033 --> 01:28:05,699
معلومه که میرم

1022
01:28:07,158 --> 01:28:09,324
بمونم اینجا چیکار کنم

1023
01:28:11,824 --> 01:28:13,574
منتظر آقای نجاتی هستم

1024
01:28:14,074 --> 01:28:16,033
او به‌زودی منو می‌برد

1025
01:30:34,949 --> 01:30:36,449
خبر خوبی دارم

1026
01:30:36,532 --> 01:30:40,282
با کدخدا صحبت کردم
آقای نجاتی قطعاً فردا می‌آید

1027
01:30:40,366 --> 01:30:44,949
شهرداری به او قول داده
که جاده‌ها را باز کند

1028
01:30:45,532 --> 01:30:47,366
بیایید تا فردا صبر کنیم

1029
01:30:49,532 --> 01:30:51,116
دختر، این کیف دیگر چیست؟

1030
01:30:51,782 --> 01:30:55,616
- نگفتم زود وسایلت را جمع نکن؟
- خب چه اشکالی دارد؟ بگذار آماده باشد

1031
01:30:56,032 --> 01:30:57,532
آن را بردار

1032
01:31:03,991 --> 01:31:06,366
حوا، بیا اینجا

1033
01:31:14,574 --> 01:31:16,741
وقتی به خانه آقای نجاتی رسیدی

1034
01:31:18,199 --> 01:31:20,032
سلام مرا به بچه‌ها برسان

1035
01:31:20,949 --> 01:31:23,074
از طرف من، امره و اوزگور را ببوس

1036
01:31:25,199 --> 01:31:28,699
عزیزان من
دلم برای هر دوی آن‌ها خیلی تنگ شده است

1037
01:31:30,741 --> 01:31:32,366
شاید برای امره کمی بیشتر

1038
01:31:34,282 --> 01:31:37,157
به اوزگور بگو، نباید از دست من ناراحت باشد

1039
01:31:38,199 --> 01:31:39,949
باید به نیکی از من یاد کند

1040
01:31:41,032 --> 01:31:43,532
هرچه باشد، من از آن‌ها مراقبت کردم

1041
01:31:44,782 --> 01:31:46,199
باید برایم دعا کند

1042
01:31:46,449 --> 01:31:49,449
خدای من، این چه حرف‌هایی است؟

1043
01:31:49,699 --> 01:31:52,116
تا فردا طاقت بیاور

1044
01:31:52,449 --> 01:31:54,282
حالا اگر فردا بیاید چه می‌شود؟

1045
01:31:55,366 --> 01:31:57,407
آقای نجاتی نمی‌آید

1046
01:31:58,407 --> 01:32:01,574
بعد هم به من می‌گویی که جاده‌ها
حتماً فردا باز می‌شوند،

1047
01:32:01,657 --> 01:32:03,657
که باید کمی بیشتر صبر کنیم

1048
01:32:03,824 --> 01:32:07,866
فردا خودم تو را
به آنجا می‌برم، نگران نباش

1049
01:32:08,699 --> 01:32:11,699
ما سه خواهر راهی می‌شویم

1050
01:32:12,657 --> 01:32:14,824
تا شهر راه زیادی نیست

1051
01:32:15,157 --> 01:32:16,157
ریحان

1052
01:32:17,032 --> 01:32:18,074
حوا

1053
01:32:18,741 --> 01:32:21,407
شما قبل از اینکه حالم خوب شود نمی‌روید، مگر نه؟

1054
01:32:21,574 --> 01:32:24,324
- چطور می‌توانیم تو را تنها بگذاریم؟
- نگران نباش، عزیزم

1055
01:32:24,907 --> 01:32:26,907
از خودم پرسیدم

1056
01:32:27,741 --> 01:32:29,491
چطور به این روز افتادم

1057
01:32:31,407 --> 01:32:33,449
خودم را به مریضی زدم

1058
01:32:35,032 --> 01:32:36,116
با خودم گفتم

1059
01:32:37,282 --> 01:32:39,366
اگر مریض شوم،

1060
01:32:40,949 --> 01:32:45,199
دلسوزی می‌کنند
و نمی‌گذارند ملافه‌ها را بشویم

1061
01:32:46,824 --> 01:32:47,866
شاید

1062
01:32:49,032 --> 01:32:51,532
به بچه‌شان درسی می‌دادند

1063
01:32:53,366 --> 01:32:56,157
اما فقط مرا به این گودال فرستادند

1064
01:32:56,824 --> 01:32:58,699
این چه حرف‌هایی است؟

1065
01:32:59,241 --> 01:33:01,657
و آقای نجاتی مدام سراغت را می‌گیرد،

1066
01:33:01,949 --> 01:33:03,449
پس ناسپاس نباش

1067
01:33:03,616 --> 01:33:06,032
گفت: نوران درست مثل
دختر خودم است

1068
01:33:06,199 --> 01:33:08,949
به کدخدا گفت که می‌تواند
همه کارها را رها کند و بیاید اینجا

1069
01:33:09,032 --> 01:33:12,532
اما کدخدا گفت: «نیازی نیست،
دارو را خودم برایش می‌برم»

1070
01:33:12,907 --> 01:33:16,657
آقای نجاتی گفت ممکن است
چند روز طول بکشد تا دارو اثر کند

1071
01:33:16,824 --> 01:33:19,657
به هر حال، فردا می‌آید
و خودش وضعیت را می‌بیند

1072
01:33:21,866 --> 01:33:22,907
آن کیست؟

1073
01:33:23,532 --> 01:33:26,741
- خدیجه
- او مریض است، نوران مریض است

1074
01:33:28,532 --> 01:33:30,282
حالا برو پی کارت!

1075
01:35:09,615 --> 01:35:10,615
آه، آه

1076
01:35:11,740 --> 01:35:15,865
بهتان گفتم
فقط خودتان مقصر هستید

1077
01:35:17,115 --> 01:35:18,657
پدر، دوباره شروع نکن

1078
01:35:19,115 --> 01:35:20,865
نتوانستید در شهر بمانید

1079
01:35:21,407 --> 01:35:23,032
من هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام دادم،

1080
01:35:23,199 --> 01:35:27,199
همه شما را در خانه‌ای در شهر جا دادم
اما نتوانستید آنجا بمانید

1081
01:35:28,490 --> 01:35:32,157
مادرت و من خیلی وقت پیش تصمیم گرفتیم
که شما را از اینجا دور کنیم

1082
01:35:32,907 --> 01:35:36,865
او هرگز فراموش نکرد که چطور
همه خواهرانش رفتند و او در روستا ماند

1083
01:35:37,699 --> 01:35:41,865
همیشه می‌گفت: «من ماندم و مجبور شدم
با تو ازدواج کنم، از بین همه آدم‌ها»

1084
01:35:42,657 --> 01:35:45,699
خیلی خب پدر، مدام
یک قصه را تکرار نکن

1085
01:35:45,782 --> 01:35:47,490
- من؟
- نه، من!

1086
01:35:47,907 --> 01:35:51,115
خب، بعد از این
دیگر هیچ چیزی به تو نمی‌گویم

1087
01:35:51,490 --> 01:35:52,865
خیلی خب، نگو

1088
01:35:53,032 --> 01:35:55,324
نه نصیحت، نه قصه، نه پند

1089
01:35:55,490 --> 01:35:57,615
- هیچ‌چی!
- بسیار خب

1090
01:35:58,824 --> 01:36:02,115
- به‌زودی التماسم می‌کنی
- من هیچ‌وقت برای چنین چیزی التماس نمی‌کنم

1091
01:36:02,532 --> 01:36:07,157
پس برای حوا تعریفش می‌کنم
بکنم، دخترم؟

1092
01:36:07,574 --> 01:36:09,907
- ممنون، اما ترجیح می‌دهم نشنوم
- آه، تو ناسپاسی!

1093
01:36:11,824 --> 01:36:13,574
خوشبختانه نورانم را دارم

1094
01:36:13,740 --> 01:36:16,865
نصیحت را به کسانی بکن
که قدرش را می‌دانند مگر نه؟

1095
01:36:17,532 --> 01:36:19,657
نه، پدر باقی مانده

1096
01:36:22,282 --> 01:36:24,282
شماها همگی نمک‌نشناس هستید!

1097
01:36:26,282 --> 01:36:28,282
شما سه تا همیشه علیه من متحد می‌شوید

1098
01:36:28,449 --> 01:36:31,532
همین که پشتم را می‌کنم،
دارید نقشه می‌کشید

1099
01:36:31,657 --> 01:36:35,074
پدر، کمی ساکت باش،
بگذار نورخان بخوابد

1100
01:36:36,032 --> 01:36:39,324
بگذار حرف بزند، خواهر
وگرنه حوصله‌ام سر می‌رود

1101
01:36:39,657 --> 01:36:41,740
البته که حرف می‌زنم

1102
01:36:42,240 --> 01:36:43,574
عاشق حرف زدنم

1103
01:36:43,824 --> 01:36:46,740
اگر بپرسی چرا،
برای این است که هرگز بیهوده حرف نمی‌زنم

1104
01:36:47,407 --> 01:36:51,074
تمام خانواده‌ام عاشق حرف زدن بودند
پدربزرگم هم زیاد حرف می‌زد

1105
01:36:51,365 --> 01:36:53,949
گاهی اوقات اهالی روستا
از دستش خسته می‌شدند

1106
01:36:54,574 --> 01:36:57,240
با این حال، برای گرفتن مشورت نزد او می‌آمدند

1107
01:36:57,407 --> 01:37:00,907
به این خاطر است که
اهالی این روستا خیلی باهوش نیستند

1108
01:37:01,657 --> 01:37:03,699
کدخدا از چه کسی مشورت می‌گیرد؟

1109
01:37:03,865 --> 01:37:05,365
معلوم است، از من

1110
01:37:05,990 --> 01:37:08,740
شروع به تعریف از خودت نکن

1111
01:37:09,115 --> 01:37:10,365
چه کار کنم؟

1112
01:37:10,449 --> 01:37:13,032
وقتی کس دیگری از من تعریف نمی‌کند

1113
01:37:13,449 --> 01:37:15,823
چه چیزی برای تعریف کردن از تو داریم؟

1114
01:37:18,032 --> 01:37:19,990
شما همگی ناسپاس هستید

1115
01:37:22,740 --> 01:37:24,823
همین الان یاد یک داستان خیلی قشنگ افتادم،

1116
01:37:24,907 --> 01:37:27,907
که پدربزرگم وقتی پسر بچه بودم
برایم تعریف می‌کرد

1117
01:37:28,115 --> 01:37:29,948
قصه سه دختر ناسپاس

1118
01:37:30,032 --> 01:37:31,407
برایتان تعریفش کنم؟

1119
01:37:31,490 --> 01:37:34,615
- حتماً
- اگر فقط بگویید «حتماً»، تعریفش نمی‌کنم

1120
01:37:34,698 --> 01:37:38,032
باید قصه سه دختر ناسپاسِ
پدربزرگم را برایتان تعریف کنم؟

1121
01:37:38,115 --> 01:37:41,240
- خب بگو پدر
- «خب بگو پدر» هم فایده‌ای ندارد

1122
01:37:41,323 --> 01:37:44,948
باید قصه سه دختر ناسپاسِ
پدربزرگم را برایتان تعریف کنم؟

1123
01:37:45,032 --> 01:37:48,865
- نه، ما نمی‌خواهیم
- «نه، ما نمی‌خواهیم» هم فایده‌ای ندارد

1124
01:37:48,948 --> 01:37:51,990
باید قصه سه دختر ناسپاسِ
پدربزرگم را برایتان تعریف کنم؟

1125
01:37:52,073 --> 01:37:55,990
- خدای من، حالا به دردسر افتادیم
- «به دردسر افتادیم» هم فایده‌ای ندارد

1126
01:37:56,782 --> 01:38:00,282
قصه‌ی پدربزرگم درباره‌ی
سه دختر ناسپاس را تعریف کنم؟

1127
01:38:00,657 --> 01:38:02,615
قوقولی‌قوقو!

1128
01:38:02,782 --> 01:38:05,490
«قوقولی‌قوقو»
هم هیچ‌وقت جواب نمی‌دهد

1129
01:38:05,740 --> 01:38:09,448
قصه‌ی پدربزرگم درباره‌ی
سه دختر ناسپاس را تعریف کنم؟

1130
01:38:11,698 --> 01:38:14,532
آنجا ساکت نشستن
هم فایده‌ای ندارد

1131
01:38:14,615 --> 01:38:16,365
بگویم

1132
01:39:09,657 --> 01:39:13,073
نویسنده و کارگردان

1133
01:39:14,157 --> 01:39:17,573
قصه‌ی سه خواهر

1134
01:39:31,740 --> 01:39:35,157
تهیه‌کننده

1135
01:39:36,240 --> 01:39:40,157
محصول مشترکِ

1136
01:39:41,240 --> 01:39:45,657
محصول مشترکِ

1137
01:39:46,740 --> 01:39:50,532
تهیه‌کنندگان همکار

1138
01:39:51,615 --> 01:39:54,323
مدیر فیلم‌برداری

1139
01:39:55,407 --> 01:39:58,115
موسیقی

1140
01:39:59,198 --> 01:40:01,907
تدوین

1141
01:40:02,990 --> 01:40:05,698
مدیر انتخاب بازیگر

1142
01:40:06,782 --> 01:40:09,490
طراح صحنه

1143
01:40:10,573 --> 01:40:13,282
مدیر هنری

1144
01:40:14,365 --> 01:40:17,073
صداگذاری

1145
01:40:18,157 --> 01:40:20,865
دستیار کارگردان

1146
01:40:21,948 --> 01:40:24,657
هماهنگ‌کننده تولید

1147
01:40:25,740 --> 01:40:28,448
مدیر تولید/آلمان

1148
01:40:29,532 --> 01:40:32,240
مدیر توسعه/آلمان

1149
01:40:33,323 --> 01:40:36,032
طراح لباس

1150
01:40:37,115 --> 01:40:39,823
طراح چهره‌پردازی

1151
01:40:40,907 --> 01:40:43,615
طراحی صدا

1152
01:40:44,698 --> 01:40:47,406
میکس مجدد صدا

1153
01:40:48,490 --> 01:40:51,156
اصلاح رنگ توسط

