1
00:00:39,956 --> 00:00:44,961
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از سیروس فخری»

2
00:00:51,050 --> 00:00:52,760
‫از کجا اسم منو می دونستی؟

3
00:00:52,969 --> 00:00:54,429
‫چرا اسم واقعیم رو می دونی؟

4
00:00:58,308 --> 00:01:01,686
‫گفتم کیم سانی.

5
00:01:03,146 --> 00:01:05,773
‫سردت نشده؟
‫برم کُتت رو بیارم

6
00:01:06,274 --> 00:01:08,067
‫حرفم تموم نشده.

7
00:03:08,438 --> 00:03:09,605
‫موضوع چیه؟

8
00:03:13,109 --> 00:03:14,110
‫محض رضای خدا...

9
00:03:15,153 --> 00:03:16,112
‫چرا؟

10
00:03:24,287 --> 00:03:25,329
‫چرا؟

11
00:03:26,539 --> 00:03:27,665
‫حالت خوبه؟

12
00:03:28,207 --> 00:03:30,126
‫رنگ و روت پرید.

13
00:03:30,460 --> 00:03:31,878
‫چرا فکر می کنی اونه؟

14
00:03:33,045 --> 00:03:34,255
‫این زن..

15
00:03:36,257 --> 00:03:37,341
‫خواهر منه.

16
00:03:52,482 --> 00:03:54,650
‫یجور زُل زدی که الان پنجره سوراخ میشه.

17
00:03:58,154 --> 00:03:59,155
‫اون تاک.

18
00:03:59,489 --> 00:04:02,408
‫حتی اگه بخوای با اون چشمای
‫ناز بهم نگاه کنی، باز دیره.

19
00:04:03,075 --> 00:04:04,619
‫رئیس ات چجور آدمیه؟

20
00:04:06,954 --> 00:04:10,792
‫فکر کنم فرشته مرگ هم این سوال پرسیده.

21
00:04:10,875 --> 00:04:14,128
‫فکر کنم سوال بعدی اینه:
‫چیا دوست داره؟

22
00:04:15,296 --> 00:04:16,422
‫واضح نیست؟

23
00:04:16,506 --> 00:04:19,300
‫یه خانم زیباست.
‫خوشگله، مگه نه؟

24
00:04:20,718 --> 00:04:21,594
‫من...

25
00:04:22,720 --> 00:04:24,514
‫دنبال این چیزا نیستم.

26
00:04:24,931 --> 00:04:27,725
‫فکر کنم اینم قبلا شنیدم.

27
00:04:30,603 --> 00:04:32,522
‫خدایش تو چته؟

28
00:04:33,147 --> 00:04:34,524
‫چی شده؟

29
00:04:36,567 --> 00:04:39,737
‫دیگه اینطوریام نیست که تاحالا دست یه دختر نگرفته باشی.

30
00:04:43,741 --> 00:04:45,868
‫الان فهمیدم.

31
00:04:46,494 --> 00:04:48,496
‫اول که موبایل نداشتی، ولی الان داری.

32
00:04:48,955 --> 00:04:50,748
‫اسم واقعیت رو هم بهم نگفتی.

33
00:04:50,831 --> 00:04:52,959
‫دستتم که گرفتم فورا واکنش نشون دادی.

34
00:04:53,501 --> 00:04:55,127
‫نکنه متاهلی؟

35
00:04:57,088 --> 00:04:59,549
‫- نه.
‫- پس فقط یه گزینه می مونه.

36
00:04:59,924 --> 00:05:01,467
‫همیشه لباس های مشکی می پوشی.

37
00:05:02,134 --> 00:05:04,011
‫تعجبی نداره رنگ و روت مثل آرد سفیده.

38
00:05:04,095 --> 00:05:05,846
‫واسه سازمان اطلاعات کار می کنی؟

39
00:05:05,930 --> 00:05:06,847
‫نه بابا.

40
00:05:07,723 --> 00:05:10,309
‫پس نکنه فرشته مرگی؟

41
00:05:19,986 --> 00:05:21,487
‫چرا نخندیدی؟
‫شوخی کردم

42
00:05:22,655 --> 00:05:25,283
‫تا وقتی متاهل یا مامور مخفی نباشی، مشکلی نیست.

43
00:05:25,366 --> 00:05:26,659
‫بریم داخل.
‫هوا سرده.

44
00:05:36,335 --> 00:05:37,628
‫پس تو کی هستی،

45
00:05:39,046 --> 00:05:40,172
‫سانی؟

46
00:05:46,595 --> 00:05:47,847
‫چیزی شده؟

47
00:05:47,930 --> 00:05:50,099
‫هیچی. فقط تشنم شد و هوس یه مرغ سوخاری کردم.

48
00:05:50,182 --> 00:05:51,434
‫شمام بخورین.

49
00:05:58,274 --> 00:05:59,400
‫هی، داداش.

50
00:06:01,485 --> 00:06:03,279
‫چرا اینطوری بهم نگاه می کنی؟

51
00:06:06,490 --> 00:06:09,618
‫تو هم نام یکی از کسایی هستی که می شناختم.
‫واسم جالب بود.

52
00:06:10,995 --> 00:06:12,705
‫اسم واقعیت کیم سانه؟

53
00:06:12,955 --> 00:06:15,374
‫- از کدوم حروف الفبای چینی استفاده می کنی؟
‫- از الفبای انگلیسی استفاده می کنم.

54
00:06:18,210 --> 00:06:19,795
‫قبلا منو جایی ندیدی؟

55
00:06:19,879 --> 00:06:22,465
‫چند روز پیش جلوی مغازه ام دیدم.

56
00:06:22,548 --> 00:06:24,508
‫باز همینطوری صدام زدی.

57
00:06:24,592 --> 00:06:26,802
‫چرا منو اینطوری صدا می زنی؟

58
00:06:28,429 --> 00:06:31,807
‫پس باید چطوری صدات کنم؟

59
00:06:33,059 --> 00:06:35,102
‫باهاش چه نسبتی داری؟

60
00:06:35,186 --> 00:06:37,521
‫اصلا می دونی اون چیه؟

61
00:06:42,401 --> 00:06:45,112
‫بهم حلقه دادیم.

62
00:06:46,197 --> 00:06:49,575
‫حالا این حلقه ها چه معنی داره؟

63
00:06:49,658 --> 00:06:51,952
‫سوال خوبی بود، اون تاک.

64
00:06:53,329 --> 00:06:55,915
‫این حلقه چه معنی داره؟

65
00:06:58,459 --> 00:07:00,211
‫حالا که حرفش رو پیش کشیدی...

66
00:07:01,629 --> 00:07:04,298
‫میشه اون حلقه رو بهم پَس بدی؟

67
00:07:04,882 --> 00:07:07,176
‫ساعت یک بعد از ظهر، توی همون قهوه خونه که
‫قبلا همدیگه رو می دیدیم، بیا پیشم.

68
00:07:08,677 --> 00:07:10,721
‫الان چی داری میگی؟

69
00:07:11,013 --> 00:07:12,056
‫نکته اول.

70
00:07:13,265 --> 00:07:16,727
‫چهره زن روی طومار با چهره ی سانی

71
00:07:17,186 --> 00:07:18,395
‫در زندگی قبلیش مطابقت داره.

72
00:07:19,271 --> 00:07:20,356
‫نکته دوم.

73
00:07:22,066 --> 00:07:23,317
‫زن روی طومار...

74
00:07:23,400 --> 00:07:24,693
‫این زن...

75
00:07:26,695 --> 00:07:27,863
‫خواهر منه.

76
00:07:28,113 --> 00:07:29,490
‫اون خواهر کیم شینه.

77
00:07:31,242 --> 00:07:32,409
‫پس این سوال پیش میاد.

78
00:07:33,369 --> 00:07:34,453
‫یعنی سانی...

79
00:07:36,080 --> 00:07:37,873
‫تناسخ خواهر کیم شینه؟

80
00:07:40,292 --> 00:07:41,669
‫مطمئن نیستم.

81
00:07:42,670 --> 00:07:44,880
‫دوباره بررسی کنم.
‫نکته اول.

82
00:07:46,257 --> 00:07:47,258
‫وقتی که...

83
00:07:47,591 --> 00:07:50,469
‫اولین بار زن روی طومار رو دیدیم، گریه ام گرفت.

84
00:07:51,595 --> 00:07:52,846
‫نکته دوم.

85
00:07:53,305 --> 00:07:56,267
‫اولین بار که سانی رو دیدم،

86
00:07:56,976 --> 00:07:57,977
‫گریه کردم.

87
00:07:58,894 --> 00:08:00,104
‫پس بازم این سوال پیش میاد.

88
00:08:04,900 --> 00:08:06,151
‫چرا اصلا گریه کردم؟

89
00:08:07,403 --> 00:08:09,363
‫چه حسی بود؟

90
00:08:10,614 --> 00:08:12,074
‫سرگذشت اونا

91
00:08:13,867 --> 00:08:16,579
‫ربطی به خاطرات حذف شده ی من داره؟

92
00:08:22,710 --> 00:08:24,086
‫در مورد هیچکدوم مطمئن نیستم.

93
00:08:40,311 --> 00:08:41,687
‫گفتی مگه قیمت یه مرغ چنده.

94
00:08:41,812 --> 00:08:44,815
‫درباره ی خرید کل مغازه هم بلوف زدی.

95
00:08:44,898 --> 00:08:46,567
‫آخرش بازم فرشته مرگ حساب کرد.

96
00:08:46,650 --> 00:08:48,068
‫خیلی سراسیمه بودم.

97
00:08:48,152 --> 00:08:50,571
‫چطور میشه کل مدت اینقدر سراسیمه باشی؟

98
00:08:50,779 --> 00:08:52,156
‫حتی دست تو جیبت نکردی.

99
00:08:52,281 --> 00:08:55,117
‫درباره ی رابطه ی رئیس من و فرشته مرگ کنجکاو بودی؟

100
00:08:55,200 --> 00:08:57,494
‫نباید ازش می پرسیدی وقتی
‫به تو نگاه می کنه، چی می بینه.

101
00:08:57,619 --> 00:08:59,955
‫مَردها همه سر و ته یه کرباسن.

102
00:09:00,039 --> 00:09:03,042
‫حالا چه گوبلین باشن، چه انسان و چه فرشته مرگ.

103
00:09:04,710 --> 00:09:06,545
‫اینطور نیست که فکر می کنی.

104
00:09:06,628 --> 00:09:08,339
‫دقیقا همونه که فکر می کنم.

105
00:09:08,589 --> 00:09:10,841
‫بهت که گفتم دیگه چیزی رو ازم مخفی نکن.

106
00:09:10,924 --> 00:09:13,469
‫فهمیدم. کل این مدت منتظر بودی
‫تا همینو ازم بشنوی.

107
00:09:13,552 --> 00:09:15,429
‫واسه همین اونجا واسم شغل جور کردی؟

108
00:09:15,512 --> 00:09:16,513
‫چون خانم سانی خوشگله؟

109
00:09:16,597 --> 00:09:19,016
‫فرصت نشد اینو ازت بپرسم،
‫ولی من چطور میتونستم برات کار جور کنم؟

110
00:09:19,099 --> 00:09:20,142
‫چی داری میگی؟

111
00:09:20,225 --> 00:09:22,061
‫من فقط تعداد کارها رو محدود کردم.

112
00:09:22,227 --> 00:09:24,063
‫من کارها رو فقط به رستوران مرغ محدود کردم،

113
00:09:24,146 --> 00:09:25,147
‫تا تلاشتو روی یه کار بذاری.

114
00:09:25,230 --> 00:09:27,149
‫اگه بهت گفتم کار رو بدست میاری،
‫اعتماد به نفست بالا رفت.

115
00:09:27,232 --> 00:09:28,859
‫می دونستم که یکی پتانسیل تو رو می بینه.

116
00:09:28,942 --> 00:09:30,861
‫خوب بلدی مزخرف بگی.

117
00:09:32,738 --> 00:09:35,574
‫- چی بگم؟
‫- پس هنوز آرزوهام برآورده نشده.

118
00:09:35,657 --> 00:09:37,159
‫یه شغل نیمه وقت و یه شوهر خوب می خواستم.

119
00:09:40,079 --> 00:09:42,372
‫چرا همش شوهر شوهر می کنی؟

120
00:09:42,456 --> 00:09:44,166
‫حتما باید پاهای تاهه رو بشکنم

121
00:09:44,249 --> 00:09:46,460
‫تا باور کنی که من سنمی با اون ندارم؟

122
00:09:46,543 --> 00:09:48,587
‫حتما باید بخاطر تو بزنم یکی رو ناکار کنم

123
00:09:48,670 --> 00:09:51,548
‫تا بفهمی شوهرت یه گوبلین بی اعصابه؟

124
00:09:53,842 --> 00:09:56,095
‫چرا حالا ناراحت میشی؟

125
00:09:59,306 --> 00:10:00,974
‫چیزی نگفتم.

126
00:10:45,185 --> 00:10:46,687
‫حالت خوبه؟

127
00:10:49,606 --> 00:10:51,024
‫گمونم بالاخره

128
00:10:52,985 --> 00:10:54,570
‫منم حالم بهتره.

129
00:11:06,206 --> 00:11:07,291
‫حلقه کجاس؟

130
00:11:09,042 --> 00:11:11,712
‫یه مدت حلقه رو نگه می دارم و بعد بهت پَس میدم.

131
00:11:11,795 --> 00:11:13,005
‫دلیلشم بهم بگو.

132
00:11:14,506 --> 00:11:16,008
‫باید یه تحقیقی در موردش بکنم.

133
00:11:16,091 --> 00:11:18,552
‫ماهیت تحقیقم اجازه نمیده تا جزئیات رو فاش کنم.

134
00:11:18,885 --> 00:11:22,139
‫راستی،
‫چرا این حلقه ی بخصوص رو انتخاب کردی؟

135
00:11:22,222 --> 00:11:23,432
‫بنظر می اومد مال منه.

136
00:11:23,515 --> 00:11:25,100
‫احیانا وقتی دستت کردی،

137
00:11:25,684 --> 00:11:27,060
‫چیزی حس نکردی؟

138
00:11:27,144 --> 00:11:28,395
‫البته که حس کردم.

139
00:11:29,688 --> 00:11:31,607
‫حس کردم که واسه دیدنت باید این حلقه رو انتخاب کنم.

140
00:11:33,358 --> 00:11:35,152
‫مَردی که با یه نگاه بهم اشک ریخت.

141
00:11:36,153 --> 00:11:37,613
‫مَردی که راحت بدست نمیاد.

142
00:11:37,988 --> 00:11:40,449
‫مَردی که واسه یه لحظه دیدنش، باید کلی صبر کنم.

143
00:11:41,033 --> 00:11:44,036
‫ولی اصلا فکرشو نمی کردم اون مَرد حلقه رو ازم بگیره.

144
00:11:46,705 --> 00:11:47,581
‫بیا.

145
00:11:51,960 --> 00:11:52,878
‫مرسی.

146
00:11:53,211 --> 00:11:54,713
‫فورا بهت برمی گردونم.

147
00:11:55,797 --> 00:11:58,216
‫حالا از ماهیت تحقیق تو خبری ندارم،

148
00:11:58,508 --> 00:12:00,052
‫ولی از طرفی دختر ساده لوحی هم نیستم.

149
00:12:00,135 --> 00:12:01,762
‫پس وقتی کارت تموم شد، نتایجشو با منم درمیون بذار.

150
00:12:01,970 --> 00:12:03,764
‫منم یه سهمی توی اون حلقه دارم.

151
00:12:04,973 --> 00:12:07,142
‫من دیگه میرم.
‫بعدظهر باید کار کنم.

152
00:12:26,620 --> 00:12:28,663
‫اینو بهت میگم چون بنظر میاد
‫خودت متوجه نشدی.

153
00:12:29,164 --> 00:12:31,416
‫فکر نمی کنی این لباس واسه غذا پُختن مناسب نیست؟

154
00:12:41,593 --> 00:12:43,428
‫خودتو جمع و جور کن و غذاتو بپز.

155
00:12:44,930 --> 00:12:46,556
‫نتونستی حلقه رو ازش بگیری؟

156
00:12:46,640 --> 00:12:47,682
‫ازش قرض گرفتم.

157
00:12:47,766 --> 00:12:49,726
‫به این میگن «پَس گرفتن» دیگه.

158
00:12:49,810 --> 00:12:50,894
‫قبلا بهش داده بودی.

159
00:12:50,977 --> 00:12:52,479
‫تازه دیروزم دستش رو گرفتی.

160
00:12:52,938 --> 00:12:55,065
‫توی زندگی قبلی باهم دشمن بودید؟

161
00:12:56,149 --> 00:12:57,275
‫از خودت حرف درنیار.

162
00:12:57,609 --> 00:12:59,069
‫مشکل شخصیه.

163
00:12:59,319 --> 00:13:01,071
‫حتی اگه چیزی بفهمم،
‫نمی تونم درباره اش حرف بزنم.

164
00:13:01,154 --> 00:13:02,155
‫قانونه.

165
00:13:02,239 --> 00:13:04,157
‫عجب فرشته مرگ شریفی.

166
00:13:04,783 --> 00:13:07,619
‫چطور آدم شریفی مثل تو می تونه
‫هویت اش رو مخفی کنه؟

167
00:13:09,913 --> 00:13:12,124
‫هر دو توی همین موقعیت بودیم.
‫لازمه اینطوری حرف بزنی؟

168
00:13:12,207 --> 00:13:14,000
‫چطور میگی هر دو توی یه موقعیت بودیم؟

169
00:13:14,417 --> 00:13:16,253
‫عشق ما تقدیرمونه.

170
00:13:16,336 --> 00:13:17,754
‫روی توفو هم اینقدر سس نریز.

171
00:13:21,466 --> 00:13:22,384
‫باشه.

172
00:13:28,014 --> 00:13:30,433
‫اسم خواهر منم کیم سان بود.

173
00:13:33,353 --> 00:13:35,480
‫واسه همین اون شب یکم آشفته شدم.

174
00:13:36,022 --> 00:13:38,775
‫حتی نمی دونی خواهرت تناسخ داشته یا نه.

175
00:13:39,067 --> 00:13:41,528
‫اگه قیافه اش فرق کنه، نمی تونم بشناسم اش.

176
00:13:42,779 --> 00:13:45,115
‫من فقط آینده و بدبختی هاشو می بینم.

177
00:13:45,198 --> 00:13:48,451
‫اگه خواهرت تناسخ داشته و تو اونو دیده باشی چی؟

178
00:13:48,994 --> 00:13:51,288
‫اونوقت چی میشه؟

179
00:13:51,371 --> 00:13:55,000
‫احتمالا چیزی از زندگی قبلیش یادش نمیاد.

180
00:13:55,292 --> 00:13:56,251
‫درسته.

181
00:13:57,127 --> 00:13:59,296
‫فقط می خوام بدونم توی این دنیا در آرامش زندگی می کنه،

182
00:14:00,088 --> 00:14:01,464
‫صحیح و سالمه،

183
00:14:03,008 --> 00:14:04,384
‫کسی هست دوسش داشته باشه...

184
00:14:05,594 --> 00:14:07,178
‫یه همچین چیزایی.

185
00:14:10,724 --> 00:14:13,435
‫خواهرم واقعا دختر زیبایی بود.

186
00:14:15,353 --> 00:14:17,647
‫حالا که حرفش پیش اومده، بیشتر بگو.

187
00:14:18,815 --> 00:14:19,816
‫درباره ی چی؟

188
00:14:20,317 --> 00:14:21,484
‫از زندگیت بگو.

189
00:14:21,902 --> 00:14:24,654
‫چطور زندگی کردی و چطور مُردی.

190
00:14:26,323 --> 00:14:28,783
‫قبلا بهت گفتم.
‫یه ژنرال بودم.

191
00:14:30,035 --> 00:14:31,328
‫من جنگجوی گوریو بودم.

192
00:14:31,411 --> 00:14:33,538
‫- توی میدان نبرد کشته شدی؟
‫- نه.

193
00:14:34,789 --> 00:14:36,666
‫من با شمشیر کسی که بهش خدمت می کردم، کُشته شدم.

194
00:14:40,003 --> 00:14:42,339
‫از کجا باید شروع کنم؟

195
00:14:42,672 --> 00:14:44,841
‫تاحالا ازش حرف نزده بودم.

196
00:14:45,050 --> 00:14:46,593
‫- لطفا نمک رو بده.
‫- باشه.

197
00:14:51,348 --> 00:14:52,682
‫یه بچه ای بدنیا اومد.

198
00:14:53,558 --> 00:14:56,019
‫پدرش پادشاه بود و قبل اون مُرده بود.

199
00:14:57,354 --> 00:14:58,980
‫مادرش از یه طبقه ی پایین بود

200
00:14:59,648 --> 00:15:01,066
‫و بر اثر بیماری مُرد.

201
00:15:02,609 --> 00:15:04,819
‫برادرش که به سن قانونی رسیده بود، پادشاه شد.

202
00:15:06,363 --> 00:15:08,573
‫هیچکس طرف اون بچه نبود.

203
00:15:09,282 --> 00:15:12,786
‫بجز پارک جونگ هیون،
‫که مربی و معلم اش بود.

204
00:15:15,747 --> 00:15:20,043
‫بعد اینکه با جونگ هیون آشنا شد،
‫اتفاقات عجیبی دور و اطرافش افتاد.

205
00:15:21,169 --> 00:15:22,879
‫برادرزاده اش که وارث تاج و تخت بود، مُرد.

206
00:15:23,588 --> 00:15:25,340
‫و همینطور شاهزاده ای که به قضیه مشکوک شده بود.

207
00:15:27,884 --> 00:15:29,886
‫حتی برادرش، پادشاه هم مُرد.

208
00:15:33,390 --> 00:15:35,809
‫همگی بر اثر یه بیماری ارثی مُردن،

209
00:15:37,394 --> 00:15:38,728
‫ولی اون بچه بعدا متوجه شد،

210
00:15:41,481 --> 00:15:43,400
‫که در اصل همگی مسموم شده بودن.

211
00:16:13,138 --> 00:16:16,015
‫ولیعهد و شاهزاده ها، همگی مُردن.

212
00:16:16,975 --> 00:16:19,185
‫یئو تنها کسی بود که زنده موند.

213
00:16:23,022 --> 00:16:25,233
‫اگه یئو شاه شد،

214
00:16:26,734 --> 00:16:28,736
‫ازش بخواه با خواهرت ازدواج کنه

215
00:16:30,071 --> 00:16:31,322
‫و ازش محافظت کن.

216
00:16:33,616 --> 00:16:35,243
‫مطمئن شو که در مسیر درست قدم برداره.

217
00:16:36,619 --> 00:16:38,580
‫و مطمئن شو که انتخاب های درست کنه

218
00:16:40,123 --> 00:16:41,124
‫مهمتر از اینا،

219
00:16:43,918 --> 00:16:45,461
‫مطمئن شو که نمیره.

220
00:16:51,843 --> 00:16:53,553
‫و بهش بگو که با این کار

221
00:16:54,262 --> 00:16:55,680
‫من مراقبش بودم.

222
00:16:56,890 --> 00:17:00,727
‫و لطفا پادشاهت رو ببخش که مجبورت کرد...

223
00:17:04,105 --> 00:17:05,148
‫همچین کاری بکنی.

224
00:17:07,859 --> 00:17:08,735
‫من...

225
00:17:09,944 --> 00:17:11,321
‫فرمان سلطنتی را می پذیرم.

226
00:17:21,414 --> 00:17:23,541
‫سال ها زندگیش رو صرف کشتن بقیه

227
00:17:24,542 --> 00:17:26,294
‫و به تخت نشوندن یه بچه کرد؟

228
00:17:27,045 --> 00:17:28,171
‫کار پارک جونگ هیون بود؟

229
00:17:29,297 --> 00:17:30,798
‫ولی چرا؟

230
00:17:31,299 --> 00:17:33,092
‫حتی قبل اینکه بتونیم پادشاه مُرده رو دفن کنیم،

231
00:17:33,801 --> 00:17:35,303
‫اون بچه پادشاه شد.

232
00:17:51,069 --> 00:17:53,738
‫اگه من نمی تونم بخاطر مرتبه ام،

233
00:17:54,030 --> 00:17:56,449
‫پادشاه بشم

234
00:17:57,367 --> 00:18:00,328
‫پس پادشاه خودم رو پرورش میدم.

235
00:18:01,037 --> 00:18:03,998
‫دنیا رو به زیر پاهای پادشاهم می ریزم،

236
00:18:05,625 --> 00:18:08,211
‫و پادشاه رو به زیر پای خودم.

237
00:18:09,671 --> 00:18:13,341
‫اینطوری کشور زیر دست من میشه.

238
00:18:14,175 --> 00:18:16,177
‫لطفا زندگی طولانی داشته باش.

239
00:18:19,430 --> 00:18:21,599
‫تاریخ عروسی شما با دستور

240
00:18:22,141 --> 00:18:24,727
‫پادشاه مرحوم تعیین شده.

241
00:18:25,269 --> 00:18:26,979
‫اون خواهر کیم شینه، درسته؟

242
00:18:27,063 --> 00:18:30,233
‫خانواده ی کیم شین با وقار و شخصیتی که دارن،

243
00:18:30,441 --> 00:18:33,820
‫هیچ کَم و کسری در مقایسه با دخترهای دیگه ندارن.

244
00:18:34,112 --> 00:18:37,281
‫پادشاه با خواهر یه جنگجوی پایین مرتبه ازدواج می کنه.

245
00:18:37,699 --> 00:18:40,284
‫حیف شد که پادشاه قبلی

246
00:18:40,368 --> 00:18:42,412
‫دیگه در بین ما نیستن.

247
00:18:42,495 --> 00:18:45,790
‫پادشاه قبلی فرمودن که کیم شین یک مطیع وفاداره،

248
00:18:45,873 --> 00:18:48,751
‫هم رزمی که باهاش در میدان نبرد جنگیده ان،

249
00:18:48,876 --> 00:18:50,211
‫و دوستی که...

250
00:18:51,587 --> 00:18:53,047
‫قابل اعتماد هست.

251
00:18:54,799 --> 00:18:58,344
‫دستورات پادشاه قبلی نقشه ی پارک جونگ هیون...

252
00:18:58,428 --> 00:19:00,388
‫برای تصاحب تاج و تخت رو بهم ریخت.

253
00:21:41,340 --> 00:21:43,259
‫از صبح اصلا ندیدمت،

254
00:21:43,884 --> 00:21:46,637
‫فکر کردم بدون دیدن صورت تو قراره ازدواج کنم.

255
00:21:46,721 --> 00:21:47,930
‫منم ترجیح ام این بود.

256
00:21:48,597 --> 00:21:51,016
‫نمی دونم چرا اومدم تا صورت زشت تو رو ببینم.

257
00:21:53,644 --> 00:21:55,938
‫چقدر به خواهر کوچکت اهمیت میدی.

258
00:21:56,272 --> 00:21:58,149
‫تو روز عروسیم نمی تونستم از این خوشحال تر باشم.

259
00:22:00,568 --> 00:22:01,736
‫ولی برادر،

260
00:22:02,403 --> 00:22:04,321
‫پادشاه چه شکلیه؟

261
00:22:05,197 --> 00:22:08,159
‫چرا به ظاهرش بیشتر از شخصیت اش اهمیت میدی؟

262
00:22:09,994 --> 00:22:11,036
‫نگران نباش.

263
00:22:11,829 --> 00:22:13,622
‫آدم خوشتیپیه.

264
00:22:13,998 --> 00:22:15,082
‫جدی میگی؟

265
00:22:16,250 --> 00:22:19,044
‫من چی؟
‫امروز خوشگل شدم؟

266
00:22:27,553 --> 00:22:28,512
‫خیلی زشت شدی.

267
00:22:30,806 --> 00:22:33,517
‫پس فکر کنم به چشم پادشاه هم زیبا نیام.

268
00:22:34,018 --> 00:22:35,478
‫فکر کنم برگردم به خونه.

269
00:22:35,686 --> 00:22:37,563
‫پادشاه قبلا تو رو دیده.

270
00:22:38,647 --> 00:22:39,482
‫دیده؟

271
00:23:00,711 --> 00:23:03,839
‫همون مَردی که چشماش از دیدنم برق می زد؟

272
00:23:05,925 --> 00:23:07,301
‫واسه دیدن من اومده.

273
00:23:08,761 --> 00:23:10,304
‫از من چی گفت؟

274
00:23:12,264 --> 00:23:13,599
‫گفت که خیلی زشتی.

275
00:23:19,605 --> 00:23:22,858
‫باید هرزگاهی به خواهر زشتت سر بزنی.

276
00:23:27,363 --> 00:23:29,114
‫برادرت از این جنگ به اون جنگ میره.

277
00:23:31,200 --> 00:23:33,160
‫یادت باشه که همیشه خبرهای خوب نمیاد.

278
00:23:36,956 --> 00:23:38,249
‫می دونم.

279
00:23:42,962 --> 00:23:44,421
‫نگران من نباش.

280
00:23:45,047 --> 00:23:46,757
‫با خوشحالی زندگیم رو می کنم.

281
00:24:05,901 --> 00:24:07,361
‫عالیجناب اومدن.

282
00:24:28,048 --> 00:24:30,426
‫آخه یه آدم سنگدل تو ذهنمه، واسه همین.

283
00:24:32,594 --> 00:24:33,971
‫با این عجله کجا می رفتی؟

284
00:24:35,723 --> 00:24:37,224
‫به دیدن شما می اومدم، عالیجناب.

285
00:24:38,183 --> 00:24:39,435
‫منم پیش شما می اومدم.

286
00:24:40,936 --> 00:24:44,189
‫گمونم خوب شد نیمه ی راه همدیگه رو دیدیم.

287
00:25:08,839 --> 00:25:11,258
‫یه چیز بی ارزش رو...

288
00:25:11,341 --> 00:25:13,761
‫نباید توی دست نگه داشت.

289
00:25:13,844 --> 00:25:16,096
‫اگه محکم بگیریش چون فکر می کنین با ارزشه،

290
00:25:16,180 --> 00:25:18,474
‫اون چیز بی ارزش و با ارزش،

291
00:25:18,557 --> 00:25:20,809
‫باید بمیرن.

292
00:25:26,190 --> 00:25:27,483
‫بوسیله ی همون دست.

293
00:25:28,859 --> 00:25:30,360
‫عالیجناب هنوز جوان هستن.

294
00:25:30,652 --> 00:25:32,404
‫عالیجناب از طرف مادری جزو طبقه ی پایین هستن.

295
00:25:32,571 --> 00:25:35,282
‫همسر عالیجناب هم از طبقه ی پایینه.

296
00:25:37,284 --> 00:25:41,246
‫سه روز پیش وزیراعظم و چند مقام قصر...

297
00:25:41,330 --> 00:25:43,957
‫درباره ی همین موضوع از عالیجناب حرف می زدن.

298
00:25:45,542 --> 00:25:47,920
‫چیزی که میگن درسته.

299
00:25:48,003 --> 00:25:51,924
‫اینم یه دلیل دیگه که عالیجناب
‫باید این موضوع رو انکار کنن.

300
00:25:52,007 --> 00:25:54,593
‫باید بخاطر بی حرمتی به خانواده ی سلطنتی...

301
00:25:54,676 --> 00:25:56,637
‫گردن وزیراعظم رو بزنین تا درس عبرتی باشه برای بقیه.

302
00:25:56,720 --> 00:25:59,348
‫باید نشون بدید که چقدر قدرتمند هستید.

303
00:26:03,936 --> 00:26:05,896
‫لطفا پادشاه رو دودل نکنین.

304
00:26:06,480 --> 00:26:09,316
‫لطفا جلوی چشم عالیجناب رو نگیرید.

305
00:26:09,983 --> 00:26:12,528
‫درست نبود که زندگی وزیراعظم رو بگیرین.

306
00:26:14,821 --> 00:26:17,908
‫بقیه موافقن که تصمیم من درست بود.

307
00:26:17,991 --> 00:26:20,619
‫- اعلیاحضرت تنها کسی هستن که مخالفن.
‫- تو واقعا...

308
00:26:20,702 --> 00:26:23,247
‫من جلوی چشم عالیجناب رو گرفتم؟

309
00:26:23,330 --> 00:26:25,749
‫یا علیاحضرت تصمیم گرفتن که جلوی دیدشون رو بگیرن؟

310
00:26:25,874 --> 00:26:27,668
‫- چطور جرات می کنی!
‫- خودت چطور جرات می کنی!

311
00:26:31,004 --> 00:26:34,049
‫فکر کردی پادشاه قبلی براش کاری کرده؟
‫من بودم که بزرگش کردم.

312
00:26:34,132 --> 00:26:36,760
‫من مثل پدر یئو هستم.

313
00:26:36,885 --> 00:26:38,512
‫همینطور من بودم...

314
00:26:38,595 --> 00:26:41,098
‫که اونو به تخت پادشاهی رسوندم
‫و بهش قدرت دادم.

315
00:26:41,181 --> 00:26:42,683
‫اشتباه میگم؟

316
00:26:44,017 --> 00:26:47,854
‫تو چیزی نیستی جز خواهر یه شمشیرزن از طبقه ی پایین.

317
00:26:47,938 --> 00:26:50,065
‫باید این هشدارهات رو برای خودت نگه داری.

318
00:26:53,235 --> 00:26:56,613
‫کسی که باید بهش هشدار بدی، من نیستم.
‫بلکه برادرته.

319
00:26:57,281 --> 00:27:00,450
‫برادرت به جنگی فرستاده شده
‫که میدان نبردش تبدیل به قبرش بشه،

320
00:27:00,534 --> 00:27:03,287
‫با اینحال برادرت باز از جنگ پیروز برگشته.

321
00:27:03,370 --> 00:27:06,248
‫به گمونم نقشه ی شومی در سرش مخفی کرده.

322
00:27:10,585 --> 00:27:13,714
‫همه میگن توی یه کشور، دو پادشاه وجود داره.

323
00:27:15,549 --> 00:27:19,011
‫میگن توی یه آسمون، دو خورشید وجود داره.

324
00:27:20,387 --> 00:27:22,389
‫اگه اینا توطئه نیست،

325
00:27:24,057 --> 00:27:26,560
‫پس چیه؟

326
00:27:51,585 --> 00:27:54,629
‫با خشم و نگرانی شمشیر بهت میدم.

327
00:27:57,799 --> 00:28:00,302
‫تا جایی که می تونی بروو اگرم ممکنه،

328
00:28:01,053 --> 00:28:02,220
‫دیگه برنگرد.

329
00:28:03,430 --> 00:28:04,765
‫عالیجناب، منظورتون اینکه...

330
00:28:06,475 --> 00:28:07,726
‫چطور می تونین...

331
00:28:08,560 --> 00:28:09,853
‫گوریو سرزمین شماست.

332
00:28:10,604 --> 00:28:13,148
‫شما دستور دادید از مرزها دفاع کنم،
‫منم همینکارو کردم.

333
00:28:14,232 --> 00:28:16,443
‫دستور دادید دشمنان تون رو بکشم،
‫منم کُشتم شون.

334
00:28:18,195 --> 00:28:20,072
‫خواهرم اینجاس و مَردم هم که...

335
00:28:20,155 --> 00:28:21,364
‫حالا متوجه...

336
00:28:23,492 --> 00:28:24,910
‫نگرانی های یک پادشاه شدی.

337
00:28:27,162 --> 00:28:28,872
‫حالا که تو رو از اندوه خودم آگاه کردم،

338
00:28:29,539 --> 00:28:31,166
‫تو هم خبر مرگت رو بهم برسون.

339
00:28:35,712 --> 00:28:36,880
‫این فرمان سلطنتی منه.

340
00:28:51,686 --> 00:28:55,148
‫لطفا به افسران عمومی سخت نگیرید.

341
00:28:56,191 --> 00:28:57,859
‫و لطفا جنگجویان رو تحقیر نکنید.

342
00:28:59,402 --> 00:29:00,362
‫خواهش می کنم،

343
00:29:01,404 --> 00:29:03,824
‫ژنرال کیم شین که در بخش مرزی سرگردانه

344
00:29:04,157 --> 00:29:05,742
‫دستور بازگشت بدید تا ازتون محافظت کنن.

345
00:29:06,743 --> 00:29:07,911
‫و مهمتر از اینا،

346
00:29:11,164 --> 00:29:12,666
‫لطفا اجازه ندید پارک جونگ هیون نزدیک شما بشه.

347
00:29:12,749 --> 00:29:13,834
‫پس اینطوری شد؟

348
00:29:14,751 --> 00:29:17,838
‫پس از بی  ارزشی به طمع رسیدی؟

349
00:29:18,547 --> 00:29:19,840
‫برادرت بهت گفته

350
00:29:19,923 --> 00:29:23,093
‫که تو تنها اُمید خانواده ی بی ارزشت هستی؟

351
00:29:24,052 --> 00:29:25,053
‫عالیجناب.

352
00:29:25,136 --> 00:29:26,847
‫پادشاه از مَردم اش محافظت می کنه.

353
00:29:26,930 --> 00:29:29,140
‫چطور یه نفر به تنهایی می تونه از پادشاه محافظت کنه؟

354
00:29:30,559 --> 00:29:33,520
‫اصلا می دونی این درخواستت چه معنی میده؟

355
00:29:33,728 --> 00:29:34,938
‫برادرت،

356
00:29:35,522 --> 00:29:37,857
‫مدام از جنگ هایی که هیچ اُمیدی بهش نیست، زنده برمی گرده.

357
00:29:38,233 --> 00:29:39,901
‫داره برای مَردم به قهرمان تبدیل میشه.

358
00:29:41,570 --> 00:29:43,488
‫بهش هشدار دادم که برنگرده،

359
00:29:44,281 --> 00:29:46,575
‫ولی همچنان با پیروزی هاش منو بی لیاقت نشون میده.

360
00:29:47,075 --> 00:29:49,369
‫از کجا بدونم که برادرت با اون شمشیر

361
00:29:49,452 --> 00:29:51,204
‫ازم محافظت می کنه یا منو می کشه؟

362
00:29:52,831 --> 00:29:53,748
‫عالیجناب...

363
00:29:55,959 --> 00:29:59,296
‫قهرمان مَردم نباید کَس دیگه ای جز من باشه.

364
00:30:00,380 --> 00:30:01,923
‫برای همین این عمل خیانت محسوب میشه.

365
00:30:06,595 --> 00:30:07,512
‫عالیجناب...

366
00:30:08,138 --> 00:30:10,807
‫بخاطر به قدرت رسیدن یک جنگجوی ناچیز،

367
00:30:10,890 --> 00:30:12,684
‫مقامات دیگه تاثیری در ممکلت ندارن.

368
00:30:12,767 --> 00:30:16,396
‫قدرت خانواده ی سلطنتی هم به تار مویی بنده.

369
00:30:18,732 --> 00:30:21,651
‫بخاطر تخلفات ژنرال کیم شین،

370
00:30:21,735 --> 00:30:23,778
‫گردن اش رو بزنین

371
00:30:23,862 --> 00:30:26,781
‫و بزرگی خود را نشان دهید.

372
00:30:27,949 --> 00:30:29,576
‫پارک جونگ هیون بالاخره

373
00:30:30,952 --> 00:30:32,829
‫اسم کیم شین رو آورد.

374
00:30:45,409 --> 00:30:55,409
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

375
00:31:07,989 --> 00:31:08,990
‫این...

376
00:31:10,492 --> 00:31:12,160
‫آخرین باری بود که خواهرم رو دیدم.

377
00:31:14,746 --> 00:31:16,164
‫اون خواهر یه جنگجو بود،

378
00:31:17,832 --> 00:31:19,292
‫و وقار یه ملکه رو داشت.

379
00:31:21,377 --> 00:31:23,630
‫مسیر رسیدن به پادشاه طولانی بود.

380
00:31:26,591 --> 00:31:28,384
‫هیچوقت نتونستم نزدیکش بشم.

381
00:31:30,386 --> 00:31:32,013
‫می دونستم که نمی تونم نزدیکش بشم.

382
00:31:33,765 --> 00:31:35,183
‫اینو می دونستم،

383
00:31:36,810 --> 00:31:38,728
‫ولی فقط باید جلو می رفتم.

384
00:31:39,646 --> 00:31:41,940
‫این آخرین نبرد من بود.

385
00:31:43,274 --> 00:31:44,901
‫باید اونجا می مُردم.

386
00:31:47,070 --> 00:31:48,113
‫چرا؟

387
00:31:49,405 --> 00:31:51,157
‫بعد از نافرمانی به دستور سلطنتی برگشتم.

388
00:31:52,033 --> 00:31:54,828
‫حسادت و ترس شاه جوان رو دست کَم گرفتم.

389
00:31:55,745 --> 00:31:56,788
‫نمی تونستم درخواست

390
00:31:56,871 --> 00:31:58,998
‫آخرین پادشاه مرحوم برای محافظت از یئو رو نادیده بگیرم.

391
00:32:00,291 --> 00:32:02,544
‫باید جون بی گناهان رو نجات می دادم.

392
00:32:02,627 --> 00:32:03,545
‫مهم تر از اینا،

393
00:32:05,630 --> 00:32:08,466
‫خواهرم با جونش از اون احمق محافظت می کرد.

394
00:32:15,181 --> 00:32:17,934
‫با کسی که هیچ خاطره ای از زندگی قبلیش نداره،
‫زیادی حرف زدم.

395
00:32:18,560 --> 00:32:19,853
‫غذا هم سرد شد.

396
00:32:21,104 --> 00:32:22,939
‫یه چیزه دیگه هم می خوام ازت بپرسم.

397
00:32:25,859 --> 00:32:26,860
‫تو قبلا...

398
00:32:27,861 --> 00:32:29,279
‫حلقه ای مثل این دیدی؟

399
00:32:33,074 --> 00:32:34,659
‫واسه من که اینو ندزدیدی، نه؟

400
00:32:34,742 --> 00:32:36,411
‫دوست ندارم بخاطر من توی دردسر بیفتی.

401
00:32:36,494 --> 00:32:39,122
‫تمرکز کن. با دقت نگاش کن.

402
00:32:39,289 --> 00:32:40,373
‫اینو قبلا ندیدی؟

403
00:32:42,375 --> 00:32:43,543
‫احیانا،

404
00:32:44,127 --> 00:32:45,879
‫فکر می کنی که تو خواهر منی؟

405
00:32:46,421 --> 00:32:47,964
‫واسه همین از گذشته ی من پرسیدی، نه؟

406
00:32:48,047 --> 00:32:49,382
‫بنداز توی دستت.
‫بذار ببینیم چی میشه.

407
00:32:49,465 --> 00:32:50,633
‫نزدیک نیا.
‫نیا دیگه.

408
00:32:50,717 --> 00:32:53,720
‫سان، الان کسی هست که دوستت داشته باشه؟

409
00:32:55,305 --> 00:32:57,515
‫متاسفم که مزاحم لحظات باشکوه تون شدم...

410
00:32:57,599 --> 00:32:59,809
‫- فکر بد نکن.
‫- باید یه جایی برم.

411
00:32:59,934 --> 00:33:01,853
‫کجا میری؟
‫می خوام منم باهات بیام.

412
00:33:01,936 --> 00:33:03,313
‫الان دیگه ما یه زوجیم.

413
00:33:03,605 --> 00:33:05,607
‫آره. هردوتون برید.

414
00:33:05,773 --> 00:33:07,025
‫می خوام تنها باشم.

415
00:33:07,191 --> 00:33:08,943
‫خواهرم هم دوست داشت تنها بمونه.

416
00:33:09,360 --> 00:33:11,154
‫برو بیرون!
‫همین الان.

417
00:33:16,159 --> 00:33:20,413
‫جونگ هیون گفت با یه دسته گل به دیدنش برم.

418
00:33:20,997 --> 00:33:22,665
‫گفت توی پاجوـه.

419
00:33:23,583 --> 00:33:25,293
‫خوشحالم که حداقل از کانادا نزدیک تره.

420
00:33:27,754 --> 00:33:31,215
‫گُل بهت میاد.

421
00:33:31,382 --> 00:33:32,550
‫هر نوع گُلی.

422
00:33:36,137 --> 00:33:38,514
‫تو واقعا مَرد ایده آل منی.

423
00:33:38,598 --> 00:33:39,891
‫هر لحظه و هر ساعت.

424
00:33:43,144 --> 00:33:45,688
‫واقعا شخصیت خوبی داری.

425
00:33:45,938 --> 00:33:47,523
‫کارهات تماما درسته.

426
00:33:48,775 --> 00:33:50,026
‫اشتباهی ازم سر زده؟

427
00:33:51,819 --> 00:33:53,654
‫- نه
‫- پس تو کار اشتباهی کردی؟

428
00:33:54,781 --> 00:33:55,656
‫نه.

429
00:33:56,532 --> 00:33:58,451
‫پس قضیه این حرفای یهویی چیه؟

430
00:33:59,619 --> 00:34:00,995
‫دلداری و روحیه دادن؟

431
00:34:02,038 --> 00:34:03,247
‫یه همچین چیزی.

432
00:34:06,959 --> 00:34:09,337
‫دقیق بگو از چه نظر ایده آلم؟

433
00:34:11,964 --> 00:34:14,926
‫قوی و زیبایی.

434
00:34:38,825 --> 00:34:39,992
‫ایناهاش.

435
00:34:40,535 --> 00:34:41,702
‫[گو جونگ هیون]

436
00:34:47,250 --> 00:34:48,251
‫اومدم.

437
00:34:58,636 --> 00:34:59,720
‫مامان؟

438
00:35:02,223 --> 00:35:03,182
‫فکر کنم...

439
00:35:04,642 --> 00:35:06,185
‫مامان منه.

440
00:35:10,606 --> 00:35:13,109
‫واقعا مامان منه.

441
00:35:15,278 --> 00:35:17,488
‫آقا، در باز کن!

442
00:35:17,697 --> 00:35:18,990
‫بریم به کتابخونه!
‫زودباش.

443
00:35:35,131 --> 00:35:37,258
‫مراقب باش.
‫ممکنه بیفتی.

444
00:35:39,135 --> 00:35:40,469
‫شما دوست مامانم بودید، درسته؟

445
00:35:44,140 --> 00:35:45,141
‫دوست بودید؟

446
00:35:46,142 --> 00:35:48,185
‫مامانم رو می شناسی؟

447
00:35:49,061 --> 00:35:51,105
‫شما جی یون هوی رو می شناسین؟

448
00:35:52,064 --> 00:35:53,983
‫فکر می کنی چرا کنارت بودم؟

449
00:35:54,775 --> 00:35:56,569
‫چون تو دختر یون هوی هستی.

450
00:35:57,612 --> 00:35:59,780
‫اون قدیما با اتو لمینیت می کردیم.

451
00:36:00,948 --> 00:36:03,034
‫یون هوی خیلی بهم کمک می کرد.

452
00:36:04,827 --> 00:36:06,787
‫توی دبیرستان بهمدیگه قول دادیم

453
00:36:07,246 --> 00:36:09,540
‫که به بچه های همدیگه لباس های خوشگل کادو بدیم.

454
00:36:10,082 --> 00:36:13,502
‫نمی تونستم به این قولم عمل کنم،
‫ولی از پولش محافظت کردم.

455
00:36:14,921 --> 00:36:15,963
‫بازش کن.

456
00:36:16,380 --> 00:36:17,590
‫پسوردش 486 هست.

457
00:36:40,154 --> 00:36:41,739
‫اینا دفترچه های پس انداز...

458
00:36:43,157 --> 00:36:44,325
‫درسته.

459
00:36:44,784 --> 00:36:47,244
‫اینا همونایی هستن که مدام از
‫خونه ی خاله ات ناپدید میشدن.

460
00:36:48,245 --> 00:36:49,914
‫اینا پول بیمه ی یون هوی هستن.

461
00:36:50,706 --> 00:36:52,541
‫بالایی جدیدترینشونه.

462
00:36:53,167 --> 00:36:54,752
‫از اون پول واسه شهریه دانشگاهت استفاده کن.

463
00:36:56,420 --> 00:36:57,755
‫قبول شدنت رو هم تبریک میگم.

464
00:37:04,553 --> 00:37:05,638
‫واسه همین...

465
00:37:07,556 --> 00:37:08,974
‫نمی تونستی این دنیا رو ترک کنی؟

466
00:37:11,811 --> 00:37:12,853
‫بخاطر من بود؟

467
00:37:14,939 --> 00:37:16,357
‫وقتی توی دنیا سرگردون بودم،

468
00:37:17,066 --> 00:37:19,819
‫دیدن بزرگ شدنت برام جالب بود.

469
00:37:24,156 --> 00:37:26,450
‫الان دیگه میرم که با یون هوی یه گپی بزنم.

470
00:37:29,537 --> 00:37:30,621
‫داری میری؟

471
00:37:31,997 --> 00:37:32,873
‫الان؟

472
00:37:33,165 --> 00:37:37,253
‫میرم و همه چی رو به مادرت میگم.

473
00:37:40,131 --> 00:37:41,132
‫میگم که دخترش

474
00:37:42,007 --> 00:37:43,175
‫چه دختر شیرینی شده.

475
00:37:44,051 --> 00:37:45,302
‫میگم که دانش آموز خوبیه

476
00:37:46,387 --> 00:37:47,888
‫و تازه توی یه دانشگاه خوب قبول شده.

477
00:37:55,146 --> 00:37:56,021
‫خب...

478
00:37:56,647 --> 00:37:57,773
‫خدانگه دار.

479
00:37:59,066 --> 00:38:00,109
‫به این زودی؟

480
00:38:05,781 --> 00:38:07,074
‫ممنونم.

481
00:38:08,576 --> 00:38:09,994
‫برای همه چی ممنونم.

482
00:38:12,329 --> 00:38:13,539
‫وقتی که

483
00:38:14,999 --> 00:38:16,625
‫اونجا مادرم رو دیدی،

484
00:38:18,169 --> 00:38:19,461
‫بازم دوستش بمون.

485
00:38:24,216 --> 00:38:25,593
‫خداحافظ.

486
00:38:30,055 --> 00:38:31,056
‫خدانگه دار.

487
00:38:33,642 --> 00:38:35,394
‫بدرود، جونگ هیون.

488
00:38:57,291 --> 00:38:58,292
‫مامان.

489
00:39:00,502 --> 00:39:03,255
‫چه دوست خوبی داشتی.

490
00:39:06,133 --> 00:39:07,217
‫راستش نه،

491
00:39:08,636 --> 00:39:09,845
‫دوست من بود.

492
00:39:12,806 --> 00:39:14,975
‫ممنون تمام کارهایی که برام کردی، هستم.

493
00:39:16,352 --> 00:39:18,687
‫کیک برنجی، مهمونی،

494
00:39:20,648 --> 00:39:21,649
‫شال،

495
00:39:22,900 --> 00:39:23,984
‫و جونگ هیون.

496
00:39:25,819 --> 00:39:26,862
‫برای همه چی ممنونم.

497
00:39:39,124 --> 00:39:40,167
‫همینطور تو.

498
00:39:41,377 --> 00:39:42,962
‫ممنون که در رو باز کردی.

499
00:39:44,129 --> 00:39:45,965
‫من همچین آدم بزرگی هستم دیگه.

500
00:39:52,137 --> 00:39:53,222
‫داری مسخره ام می کنی؟

501
00:39:53,847 --> 00:39:54,932
‫اوه، بارون.

502
00:39:55,057 --> 00:39:56,558
‫این اواخر باران نباریده.

503
00:39:57,768 --> 00:40:00,187
‫دارم خودمو کنترل می کنم که یوقت ناسا
‫نیاد و منو ببره.

504
00:40:05,609 --> 00:40:06,694
‫ناسا؟

505
00:40:08,445 --> 00:40:09,446
‫پارسال دوست، امسال آشنا.

506
00:40:10,739 --> 00:40:12,157
‫یه ذره هم عوض نشدید.

507
00:40:12,408 --> 00:40:13,701
‫و هنوزم بی ادب هستین.

508
00:40:14,743 --> 00:40:16,578
‫- آقای یو.
‫- عذر می خوام.

509
00:40:17,996 --> 00:40:19,873
‫همونطور که فهمیدین،
‫من آدم پیچیده ای هستم.

510
00:40:21,458 --> 00:40:23,293
‫می خوام ازتون خواهشی بکنم.

511
00:40:24,086 --> 00:40:25,087
‫البته.

512
00:40:26,296 --> 00:40:27,381
‫این پول بیمه اس.

513
00:40:28,215 --> 00:40:30,008
‫مادری قبل از فوتش، اینو برای بچه اش گذاشته.

514
00:40:31,844 --> 00:40:34,096
‫سپتامبر سال بعد اون بچه بیست ساله میشه.

515
00:40:34,847 --> 00:40:36,265
‫از اونجا که خاله اش قیم قانونی اونه،

516
00:40:36,640 --> 00:40:39,184
‫نمیشه بدون رضایت اون پول رو برداشت.

517
00:40:42,438 --> 00:40:43,522
‫[خانواده جی اون تاک]
‫[جی یون ساک]

518
00:40:43,605 --> 00:40:46,024
‫پول بیمه باید یجوری به صاحب اش برگردونده بشه.

519
00:40:46,608 --> 00:40:47,609
‫البته از راه قانونی.

520
00:40:48,569 --> 00:40:50,779
‫لازم نیست نگران باشید.
‫من ترتیب قضیه رو میدم.

521
00:40:51,864 --> 00:40:52,781
‫من دیگه میرم.

522
00:40:53,866 --> 00:40:54,908
‫یه چیز دیگه.

523
00:40:56,827 --> 00:40:57,703
‫بله؟

524
00:41:01,623 --> 00:41:03,250
‫ممنون که اینقدر خوب بار اومدی.

525
00:41:05,461 --> 00:41:06,628
‫من سپاسگزارم.

526
00:41:07,254 --> 00:41:08,422
‫بخاطر همه چیز.

527
00:41:24,938 --> 00:41:27,232
‫خواهرم مُرده بود.
‫بچه اش کوچک بود.

528
00:41:27,316 --> 00:41:28,525
‫پول بیمه پرداخت شد.

529
00:41:28,650 --> 00:41:30,861
‫ولی اگه بدهکار بودم، نمی تونستم قیم قانونیش بشم.

530
00:41:30,944 --> 00:41:32,988
‫پس چیکار کردم؟
‫تنها یه انتخاب داشتم.

531
00:41:33,071 --> 00:41:35,741
‫با پول بیمه تمام بدهی هام رو پرداخت کردم
‫تا بتونم قیم اون بشم.

532
00:41:35,824 --> 00:41:37,618
‫بعدش، باز پول بیمه رو دریافت کردم.

533
00:41:37,910 --> 00:41:39,536
‫ولی نتونستم پول رو به حساب خودم واریز کنم.

534
00:41:39,620 --> 00:41:41,788
‫واسه این بود که برای پرداخت بدهیت، وام خصوصی گرفته بودی.

535
00:41:41,872 --> 00:41:42,873
‫درسته.

536
00:41:44,291 --> 00:41:47,002
‫واسه همین تمام پول ها رو توی حساب اون تاک ریختم،

537
00:41:47,461 --> 00:41:49,755
‫ولی اون دفترچه های لعنتی مدام غیب شون زد.

538
00:41:49,963 --> 00:41:52,424
‫چقدر خوشحال میشم دوباره دستم به اون
‫دفترچه ها برسه.

539
00:41:53,217 --> 00:41:54,968
‫متوجه حرفم شدی؟

540
00:41:55,552 --> 00:41:56,762
‫[ذخیره صدای ضبط شده]

541
00:41:56,845 --> 00:41:58,180
‫قانون واضح و بلند متوجه حرفت شد.

542
00:41:58,263 --> 00:42:00,766
‫الان اعتراف کردی که سعی در دزدیدن پول بیمه کردی.

543
00:42:01,058 --> 00:42:03,227
‫تو کی هستی؟

544
00:42:03,560 --> 00:42:05,896
‫می خوای چیکار کنی؟
‫سعی کردم چیکار کنم؟

545
00:42:08,065 --> 00:42:10,776
‫من عاشق اون تاک هستم.
‫باهاش مثل...

546
00:42:10,859 --> 00:42:14,988
‫شمعی که بخواد خاموش بشه یا شنی
‫که بخواد بریزه، رفتار کردم.

547
00:42:15,364 --> 00:42:18,784
‫اینقدر داستان نباف.
‫دوتا گزینه داری.

548
00:42:18,867 --> 00:42:21,995
‫یک، مثل آدم تمام چیزهایی که
‫از اون تاک گرفتی رو بهش برمی گردونی،

549
00:42:22,079 --> 00:42:23,497
‫و از زندان بیرون میای.

550
00:42:23,580 --> 00:42:26,375
‫دو، با شکایت بهزیستی اوضاع پیچیده تر میشه

551
00:42:26,458 --> 00:42:28,502
‫و چند سالی به محکومیتت اضافه میشه.

552
00:42:28,585 --> 00:42:30,337
‫شماره یک یا دو؟
‫کدومو انتخاب می کنی؟

553
00:42:32,381 --> 00:42:34,716
‫با آدم اشتباهی درافتادی.

554
00:42:35,384 --> 00:42:38,804
‫من آدم های خیلی خطرناکی رو می شناسم.

555
00:42:42,766 --> 00:42:45,894
‫گمونم این تویی که با آدم اشتباهی درافتادی.

556
00:42:46,770 --> 00:42:50,023
‫من خیلی بهتر از تو اون آدما رو می شناسم.

557
00:42:55,404 --> 00:42:57,447
‫دستور ارباب کیم رو انجام دادی؟

558
00:42:58,365 --> 00:42:59,449
‫بله.

559
00:42:59,783 --> 00:43:01,702
‫و همینطور طبق خواسته ی شما
‫قضیه دوک هوا رو حل کردم.

560
00:43:02,077 --> 00:43:03,620
‫یه میز، یه صندل.

561
00:43:03,996 --> 00:43:05,998
‫درست مثل یه کارمند جدید، از فردا
‫پایه های کار رو یاد می گیره.

562
00:43:06,623 --> 00:43:07,499
‫خوبه.

563
00:43:10,210 --> 00:43:11,294
‫آقای یو؟

564
00:43:11,461 --> 00:43:13,547
‫بله، یو دوک هوا هستم.

565
00:43:14,756 --> 00:43:16,383
‫تحت تاثیر چیدمان اینجا قرار گرفتم.

566
00:43:17,426 --> 00:43:18,552
‫برگرد سر کارت.

567
00:43:24,558 --> 00:43:25,851
‫اینا بروشورهای محصولاته.

568
00:43:26,643 --> 00:43:28,478
‫تا فردا جزئیات شون رو حفظ کن.

569
00:43:32,399 --> 00:43:35,110
‫وای، داره میره بالا.
‫وای اومد پایین.

570
00:43:35,861 --> 00:43:37,112
‫حتی اینطوری میشه.

571
00:43:38,029 --> 00:43:40,115
‫- هنوز اینجایی.
‫- آقای یو.

572
00:43:41,199 --> 00:43:43,660
‫خانم جانگ ایل هونگ.

573
00:43:43,952 --> 00:43:46,955
‫وقتی بشنوی واقعا کی هستم،
‫هوش از سرت میپره.

574
00:43:47,205 --> 00:43:50,792
‫من اون بالا بالاها بدنیا اومدم،
‫ولی تصمیم گرفتم از پایه شروع کنم.

575
00:43:50,876 --> 00:43:52,544
‫می دونم که شما نوه ی رئیس هستین.

576
00:43:52,627 --> 00:43:55,213
‫دستور دارم دقیقا مثل بقیه بهتون آموزش بدم.

577
00:43:57,257 --> 00:43:59,551
‫فهمیدم. اگه اینو یه روزه حفظ کنم،

578
00:43:59,634 --> 00:44:01,136
‫بدجور شوکه میشین.

579
00:44:19,446 --> 00:44:20,989
‫قربان، چطور می تونم کمک تون کنم؟

580
00:44:22,324 --> 00:44:24,367
‫دنبال کلاهم اومدم.

581
00:44:24,451 --> 00:44:28,705
‫اوه، اون کلاه رو میگی؟
‫عجب جنس مرغوبی داره.

582
00:44:28,830 --> 00:44:30,040
‫ساخت ایتالیاس؟

583
00:44:30,248 --> 00:44:31,875
‫توی بهشت ساختمش.

584
00:44:34,294 --> 00:44:35,253
‫گرفتم.

585
00:44:36,421 --> 00:44:38,757
‫به استفاده از پارچه های باکیفیت معروفن.
‫یه لحظه.

586
00:44:39,257 --> 00:44:41,468
‫چرا اینجا یهو اینقدر سرد شد؟

587
00:44:58,610 --> 00:45:00,403
‫[سانی نه - سان هی]

588
00:45:06,326 --> 00:45:08,537
‫- الو؟
‫- هنوزم داری تحقیق می کنی؟

589
00:45:08,620 --> 00:45:12,207
‫تنبلی نکردم،
‫آره، هنوز دارم روش کار می کنم.

590
00:45:12,332 --> 00:45:14,125
‫باید کار خیلی پیچیده ای باشه.

591
00:45:15,418 --> 00:45:16,962
‫چیکار می کردی؟

592
00:45:17,045 --> 00:45:20,382
‫داشتم به این فکر می کردم که
‫باز دستت رو بگیرم یا نه.

593
00:45:21,341 --> 00:45:22,384
‫دیوونه.

594
00:45:23,635 --> 00:45:26,346
‫چرا امروز که یه روز جوان ترم، دستامو نمی گیری؟

595
00:45:27,639 --> 00:45:28,723
‫امروز؟

596
00:45:34,020 --> 00:45:35,188
‫دارم بیرون میرم.

597
00:45:35,605 --> 00:45:37,232
‫دیگه باهام تماس نگیر.

598
00:45:40,443 --> 00:45:41,486
‫امروزه؟

599
00:45:43,280 --> 00:45:45,282
‫- چی؟
‫- میشه اینو نپوشی؟

600
00:45:46,700 --> 00:45:48,201
‫چرا؟
‫بهم نمیاد؟

601
00:45:49,536 --> 00:45:50,537
‫نه.

602
00:45:52,414 --> 00:45:55,208
‫فقط می خواستم بینم توصیه ی من
‫می تونه تغییری در روز تو بوجود بیاره یا نه؟

603
00:45:57,002 --> 00:46:00,005
‫یه کفش راحت بپوش.
‫قراره پیاده روی طولانی داشته باشی.

604
00:46:01,464 --> 00:46:02,590
‫و درضمن بهت نمیاد.

605
00:46:03,800 --> 00:46:05,385
‫یادت نره لباس ها رو پهن کنی.

606
00:46:07,053 --> 00:46:08,596
‫اصلا تو کارهای خونه کمک نمی کنه.

607
00:46:09,389 --> 00:46:10,557
‫ای دختره خوش شانس.

608
00:46:11,057 --> 00:46:13,643
‫من بیچاره تک و تنها توی خونه
‫مرغ سوخاری می خورم

609
00:46:13,727 --> 00:46:15,353
‫درحالی که تو واسه خودت شوهر پیدا کردی.

610
00:46:16,771 --> 00:46:19,190
‫اونم آخرین روزای سال.

611
00:46:20,150 --> 00:46:21,526
‫خوش به حالت.

612
00:46:21,693 --> 00:46:24,029
‫برای قرار امروز

613
00:46:24,821 --> 00:46:26,698
‫باید از رنگ های شاد استفاده کنم.

614
00:46:34,789 --> 00:46:35,832
‫چطور شدم؟

615
00:46:36,249 --> 00:46:37,709
‫خیلی خوشگل شدی.

616
00:46:37,834 --> 00:46:40,920
‫نمی خوام حس کنه یه سال پیرتر شدم.

617
00:47:12,869 --> 00:47:14,329
‫متاسفم که دیر کردم.

618
00:47:14,829 --> 00:47:16,664
‫توی شلوغی یکم راه رفتن برام سخته.

619
00:47:18,082 --> 00:47:19,918
‫قبل اینکه یه سال بزرگ تر بشم خودتو رسوندی.

620
00:47:20,126 --> 00:47:22,462
‫- میشه به غرفه ی بوسینگاک بریم؟
‫- قبل رفتن،

621
00:47:23,838 --> 00:47:25,048
‫میشه دستاتو بگیرم؟

622
00:47:28,051 --> 00:47:30,762
‫همین الان؟
‫همینطور یهویی؟

623
00:47:31,179 --> 00:47:33,348
‫اونقدر کنجکاوم که نمی تونم صبر کنم.

624
00:47:40,480 --> 00:47:43,316
‫احساسات آدما هم قابل پیش بینی نیست.
‫می خوام یکم برات سخت بگیرم.

625
00:47:43,942 --> 00:47:46,194
‫می خوای دستای منو بگیری؟

626
00:47:46,945 --> 00:47:47,904
‫بله.

627
00:47:48,321 --> 00:47:49,364
‫منم می خوام.

628
00:47:50,698 --> 00:47:54,369
‫منم می خوام دستای تو رو بگیرم، وو بین.

629
00:47:58,498 --> 00:48:00,750
‫ولی حداقل باید بدونم،

630
00:48:00,833 --> 00:48:03,545
‫که دارم دستای چه کسی رو می گیرم.

631
00:48:04,629 --> 00:48:07,131
‫هنوز به سوال من جواب ندادی.

632
00:48:08,049 --> 00:48:10,552
‫دقیقا کی هستی، وو بین؟

633
00:48:10,635 --> 00:48:13,471
‫نگفتی از کجا اسم واقعی منو می دونی.

634
00:48:13,555 --> 00:48:16,516
‫حالا بخاطر خوش قیافه بودنت،
‫تا آخر امسال فرصت میدم طفره بری.

635
00:48:17,767 --> 00:48:19,769
‫تا دو ساعت دیگه سال جدید تحویل میشه.

636
00:48:40,331 --> 00:48:41,708
‫درخواست زیادی بود؟

637
00:48:44,585 --> 00:48:45,670
‫عذر می خوام.

638
00:48:51,467 --> 00:48:52,593
‫باشه.

639
00:48:56,055 --> 00:48:57,640
‫پس باید رابطه مون رو تموم کنیم؟

640
00:48:59,642 --> 00:49:02,020
‫مرسی که منو از ماشین ها دور نگه داشتی،

641
00:49:02,812 --> 00:49:05,898
‫و از دیدن حل مسائل ریاضی با خودکار هم لذت بردم.

642
00:49:06,399 --> 00:49:07,650
‫همه اش خوب بود،

643
00:49:09,485 --> 00:49:10,945
‫ولی دیگه نمی تونم اینکارو بکنم.

644
00:49:12,322 --> 00:49:14,115
‫فرض می کنم تو باهام قطع رابطه کردی.

645
00:49:15,616 --> 00:49:17,160
‫از الان دیگه باهام تماس نگیر.

646
00:49:18,161 --> 00:49:20,371
‫حتی اگه به طور تصادفی بهم خوردیم،
‫بهم سلام نده.

647
00:50:20,765 --> 00:50:21,766
‫آقا.

648
00:50:23,142 --> 00:50:24,143
‫بیا تو.

649
00:50:30,525 --> 00:50:32,527
‫چیه؟
‫خوابیده بودم.

650
00:50:32,610 --> 00:50:33,820
‫- اینطوری؟
‫- آره.

651
00:50:33,903 --> 00:50:35,321
‫من اینطوری می خوابم. مگه چیه؟

652
00:50:35,404 --> 00:50:37,907
‫هیچی.
‫حالا خوب گوش بده.

653
00:50:40,368 --> 00:50:41,452
‫به چی؟

654
00:50:44,372 --> 00:50:47,083
‫ساعت از نیمه شب گذشت.
‫سال جدید تحویل شد.

655
00:50:47,166 --> 00:50:49,085
‫الان دیگه بزرگسال شدم.

656
00:50:51,379 --> 00:50:53,673
‫خب که چی؟
‫چرا کُت پوشیدی؟

657
00:50:53,881 --> 00:50:57,134
‫برنامه دارم. دارم بیرون میرم.
‫دیگه الان یه بزرگسالم.

658
00:50:57,218 --> 00:50:58,219
‫چی؟

659
00:50:58,553 --> 00:51:00,847
‫این وقت شب برنامه چیه دیگه؟
‫مگه تو...

660
00:51:00,930 --> 00:51:02,431
‫با تو میرم.

661
00:51:02,557 --> 00:51:05,059
‫واسه همین با لباس منتظر بودم دیگه.

662
00:51:05,601 --> 00:51:07,311
‫خیلی بی عقلی.
‫یعنی حتما باید بگم تا متوجه بشی؟

663
00:51:07,395 --> 00:51:10,982
‫آره. از الان دیگه باید بگی.
‫اینقدرم دیگه بهم استرس وارد نکن.

664
00:51:11,524 --> 00:51:12,525
‫می خوای بریم بیرون؟

665
00:51:13,025 --> 00:51:15,319
‫- می خوای چیکار کنی؟
‫- کاری که می خوام رو قبول می کنی؟

666
00:51:15,653 --> 00:51:18,990
‫هرچی که باشه،
‫با کمال میل انجام میدم.

667
00:51:22,326 --> 00:51:25,913
‫آقا، می خوام سوار اون چرخ فلکه بشم.
‫بریم شهربازی.

668
00:51:26,247 --> 00:51:28,082
‫بعد روی چرخ فلک پفک و نوشابه و جگر مرغ بخوریم.

669
00:51:28,207 --> 00:51:29,667
‫بنظرم رومانتیک بشه.

670
00:51:30,918 --> 00:51:31,961
‫چیه؟

671
00:51:32,962 --> 00:51:35,548
‫بریم دیگه.
‫دیر نشه.

672
00:51:41,220 --> 00:51:42,513
‫ناراحتی؟

673
00:51:45,516 --> 00:51:46,809
‫شانس منه دیگه.

674
00:51:47,518 --> 00:51:48,477
‫فردا بریم.

675
00:51:49,478 --> 00:51:50,730
‫میشه فردا زودتر بریم؟

676
00:51:50,813 --> 00:51:52,315
‫هروقت تو بگی میریم.

677
00:51:52,732 --> 00:51:55,026
‫اگه تو می خوای سوار چرخ  و فلک بشی،
‫فردا یکم زودتر میریم و سوار میشیم.

678
00:51:55,109 --> 00:51:56,360
‫پس غذاتو بخور.

679
00:51:56,861 --> 00:51:59,113
‫بخور که گشنه نخوابی.

680
00:52:08,497 --> 00:52:10,291
‫دارم سیر میشم.....

681
00:52:10,499 --> 00:52:11,334
‫شوخی کردم.

682
00:52:12,335 --> 00:52:13,461
‫هنوز جا دارم.

683
00:52:13,669 --> 00:52:14,837
‫انگار خوش می گذره.

684
00:52:19,216 --> 00:52:21,427
‫این صحنه کلیشه دیگه چیه؟

685
00:52:22,178 --> 00:52:23,679
‫تو استخدام شون کردی؟

686
00:52:23,763 --> 00:52:25,931
‫نه، دقیقا.
‫ولی از قبل یه آشنایی باهم داریم.

687
00:52:26,515 --> 00:52:28,601
‫می دونستم این طرفا زندگی می کنی.

688
00:52:28,684 --> 00:52:32,021
‫همه  جا رو دنبالت گشتم.

689
00:52:33,064 --> 00:52:35,691
‫خودشه.
‫همون عوضی که اینکارو باهام کرد.

690
00:52:36,067 --> 00:52:38,569
‫تو دستم رو اینطور شکوندی،

691
00:52:38,652 --> 00:52:41,072
‫و الانم راحت نشستی غذا می خوری؟

692
00:52:41,697 --> 00:52:43,491
‫دخلت اومده.

693
00:52:43,783 --> 00:52:45,117
‫امروز؟
‫واقعا؟

694
00:52:45,534 --> 00:52:46,952
‫هرچی در من می بینی رو توضیح بده.

695
00:52:47,203 --> 00:52:48,537
‫چی داری زر می زنی؟

696
00:52:49,663 --> 00:52:51,123
‫الان یکم سرگرمت می کنم.

697
00:52:52,500 --> 00:52:54,585
‫از غذا لذت ببر، فقط غذای منو نخور.

698
00:52:54,668 --> 00:52:55,795
‫الان برمی گردم.

699
00:52:57,922 --> 00:52:59,673
‫دعوامون بیرون باشه.

700
00:53:00,382 --> 00:53:01,383
‫بیاین بیرون.

701
00:53:02,760 --> 00:53:04,303
‫کجا رفت؟

702
00:53:04,386 --> 00:53:06,305
‫گفتم که یکم عجیبه.

703
00:53:06,931 --> 00:53:07,890
‫بریم.

704
00:53:11,644 --> 00:53:14,563
‫خدای من. نزنن لت و پاره  اش کنن؟

705
00:53:14,647 --> 00:53:17,733
‫این لات های ولگرد این طرفا معروفن.

706
00:53:18,317 --> 00:53:22,113
‫طوری نمیشه
‫اهل کتک خوردن نیست.

707
00:53:22,238 --> 00:53:24,990
‫لطفا یه نوشابه دیگه بیارین.

708
00:53:33,499 --> 00:53:35,459
‫چطوره مثل قدیم دوئل کنیم؟

709
00:53:35,960 --> 00:53:37,628
‫آخه قبلا جنگجو بودم.

710
00:53:38,420 --> 00:53:41,298
‫عوضی، الان از کار بیکار شدم.

711
00:53:42,383 --> 00:53:45,052
‫- همش به لطف توئه.
‫- عجب زندگی تاسف باری داری.

712
00:53:45,928 --> 00:53:47,346
‫با همه تون هستم.

713
00:53:47,805 --> 00:53:49,849
‫واسه همین امروز بهتون رحم نمی کنم.

714
00:53:50,766 --> 00:53:53,269
‫قراره بد دردت بگیره.
‫اگه تونستی اینم تحمل کن.

715
00:53:53,644 --> 00:53:54,895
‫باز داری چرت پرت میگی؟

716
00:53:55,688 --> 00:53:57,982
‫هی، بکشیدش.

717
00:54:25,092 --> 00:54:26,135
‫ترکیدم.

718
00:54:59,001 --> 00:55:00,377
‫هنوزم جا داری بخوری؟

719
00:55:02,212 --> 00:55:03,631
‫تازه اشتهام باز شد.

720
00:55:04,632 --> 00:55:06,550
‫چراغ های کَم نور،

721
00:55:06,634 --> 00:55:08,677
‫یه غذای ساده،

722
00:55:08,761 --> 00:55:10,846
‫یه نوشابه،

723
00:55:10,929 --> 00:55:14,141
‫و یه دعوای قهرمانانه.

724
00:55:14,600 --> 00:55:17,019
‫اصلا تمام چیزهای عاشقانه دور ورت ریخته.

725
00:55:17,394 --> 00:55:19,980
‫فقط اگه یه چیز دیگه ام بود،
‫دیگه بی نقص میشد.

726
00:55:20,272 --> 00:55:21,315
‫چی؟

727
00:55:21,607 --> 00:55:22,983
‫یه هدیه.

728
00:55:24,026 --> 00:55:27,154
‫- چی؟
‫- خیلی وقته هیچ هدیه ای بهم ندادی.

729
00:55:28,155 --> 00:55:29,823
‫دیگه دم سال تحویل باید بدی.

730
00:55:36,955 --> 00:55:39,041
‫مگه یادت رفته من عروس گوبلین هستم؟

731
00:55:39,124 --> 00:55:40,709
‫روی من جواب نمیده.

732
00:55:44,588 --> 00:55:46,882
‫به عبارت دیگه، نمی تونی بپیچونی.

733
00:55:47,883 --> 00:55:49,051
‫نمی خواستم بپیچونم.

734
00:55:50,386 --> 00:55:52,262
‫همون بار اولم کار آسونی نبود.

735
00:56:03,941 --> 00:56:05,484
‫من باهاش قطع رابطه کردم؟

736
00:56:06,902 --> 00:56:08,529
‫یا اون با من قطع رابطه کرد؟

737
00:56:28,715 --> 00:56:30,717
‫چیکار می کنی، روح سرگردان؟

738
00:56:30,801 --> 00:56:32,094
‫آره، چیکار می کنی؟

739
00:56:32,594 --> 00:56:33,846
‫صبح بخیر.

740
00:56:33,929 --> 00:56:34,972
‫سال جدیده،

741
00:56:35,055 --> 00:56:37,516
‫و از اونجا که بخاطر خیلی چیزا
‫مدیون شما دو نفر هستم،

742
00:56:37,599 --> 00:56:39,101
‫داشتم سوپ کیک برنجی درست می کردم.

743
00:56:39,184 --> 00:56:40,811
‫ژله گندم سیاه هم درست کردم.

744
00:56:40,894 --> 00:56:42,271
‫چه راه خوبی برای شروع سال جدیده.

745
00:56:42,354 --> 00:56:43,939
‫از پیست اسکی حقوقم رو گرفتم،

746
00:56:44,022 --> 00:56:45,983
‫واسه همین یکم گوشت هم خریدم.

747
00:56:46,942 --> 00:56:50,195
‫لطفا برای من گوشت نذار.

748
00:56:51,029 --> 00:56:52,030
‫باشه.

749
00:56:55,075 --> 00:56:57,786
‫حس می کنم انگار همین دیروز بود

750
00:56:57,870 --> 00:57:01,248
‫که از درون مِه هردوتون مثل مدل ها
‫به سمت من اومدین.

751
00:57:01,331 --> 00:57:02,875
‫باورم نمیشه به این زودی سال جدید رسید.

752
00:57:02,958 --> 00:57:06,670
‫اون شب فوق العاده باحال شده بودین.

753
00:57:06,753 --> 00:57:08,213
‫ترسیده بودم،

754
00:57:08,297 --> 00:57:09,882
‫ولی شما خیلی خوشتیپ شده بودید.

755
00:57:12,176 --> 00:57:13,510
‫یه چند دقیقه صبر کنین.

756
00:57:14,803 --> 00:57:16,597
‫پیازچه.
‫یادم رفت پیازچه بخرم.

757
00:57:16,680 --> 00:57:18,682
‫بدون پیازچه نمیشه سوپ کیک برنجی پُخت.

758
00:57:18,765 --> 00:57:20,225
‫پیازچه خیلی مهمه.

759
00:57:20,893 --> 00:57:22,895
‫- بریم بخریم؟
‫- بریم.

760
00:57:53,425 --> 00:57:55,427
‫احمق ها!
‫برید کنار!

761
00:57:55,552 --> 00:57:56,970
‫از پیاده رو برید دیگه!

762
00:58:01,600 --> 00:58:03,644
‫فکر کنم با درخواست استفاده از پیاده رو،

763
00:58:03,727 --> 00:58:05,771
‫برامون سال خوبی رو آرزو کرد.

764
00:58:07,439 --> 00:58:09,066
‫ممنون بابت دعای خوبت.

765
00:58:09,149 --> 00:58:10,525
‫پس منم کاری باهات ندارم.

766
00:58:10,943 --> 00:58:12,361
‫سال نو مبارک.

767
00:58:13,028 --> 00:58:14,237
‫آخه ما خیلی باحالیم.

768
00:58:18,325 --> 00:58:19,951
‫چه مَرد نازنینی.

769
00:58:20,035 --> 00:58:22,162
‫هنوزم همچین آدمای نازنینی پیدا میشن.

770
00:58:22,329 --> 00:58:23,538
‫چه زیبا بود.

771
00:58:34,299 --> 00:58:35,509
‫لذت شو ببرید.

772
00:58:36,051 --> 00:58:38,095
‫برای لذت بُردن باید طعم  داشته باشه.

773
00:58:38,470 --> 00:58:39,888
‫من آشپز خوبی هستم.

774
00:58:40,263 --> 00:58:42,140
‫بازم سال نو مبارک.

775
00:58:42,224 --> 00:58:43,767
‫همچنین.
‫سال نوی تو هم مبارک.

776
00:58:44,976 --> 00:58:46,645
‫من و سانی دعوامون شد.

777
00:58:48,563 --> 00:58:50,607
‫موقع دعوا چی گفت؟

778
00:58:50,691 --> 00:58:52,359
‫«فرض می کنم تو باهام قطع رابطه کردی.»

779
00:58:53,443 --> 00:58:55,237
‫این یعنی،

780
00:58:55,320 --> 00:58:58,615
‫تو باعث دعوا شدی و اول باید بهم زنگ بزنی.

781
00:58:59,449 --> 00:59:00,909
‫پرسید کی هستم.

782
00:59:01,743 --> 00:59:02,828
‫سخت شد.

783
00:59:03,787 --> 00:59:07,374
‫ولی از اونجا که کلمه «فرشته مرگ» یکم ترسناکه،

784
00:59:07,457 --> 00:59:09,167
‫چطوره فقط بگی فرشته هستم؟

785
00:59:09,251 --> 00:59:10,502
‫دروغم نگفتی.

786
00:59:12,337 --> 00:59:13,422
‫ناراحت نباش.

787
00:59:13,755 --> 00:59:14,965
‫موفق باشی.

788
00:59:15,048 --> 00:59:16,925
‫این چیزا باعث میشه بزرگ بشیم دیگه.

789
00:59:17,008 --> 00:59:19,886
‫فقط سی صد سالته.
‫راه درازی پیش رو داری.

790
00:59:20,971 --> 00:59:22,055
‫چیزی نیست.

791
00:59:24,683 --> 00:59:26,935
‫- چیه؟
‫- تو خبر داشتی؟

792
00:59:27,018 --> 00:59:28,353
‫اگه بخوای به جواب برسی،

793
00:59:28,437 --> 00:59:30,730
‫باید به کسی که جواب رو داره نزدیک بشی.

794
00:59:30,814 --> 00:59:32,107
‫چی داری میگی؟

795
00:59:35,193 --> 00:59:37,696
‫چیکار می کنی؟
‫ولم کن.

796
00:59:38,155 --> 00:59:40,824
‫همونطور که انتظار داشتم،
‫چیزی درباره ی تو نمی تونم ببینم.

797
00:59:41,158 --> 00:59:43,827
‫- فقط گرما حس کردم.
‫- انگشت هام شکست بابا.

798
00:59:45,328 --> 00:59:47,456
‫- با دستم چیکار کردی؟
‫- ممنون برای سوپ.

799
00:59:47,539 --> 00:59:50,333
‫دستم.
‫پس دستم رو می خوای چیکار کنی؟

800
00:59:50,792 --> 00:59:52,711
‫وای دستم.
‫دستم قطع شد.

801
00:59:54,504 --> 00:59:55,922
‫الان دیگه خوب شد.

802
00:59:56,256 --> 00:59:58,842
‫دیگه بهتر شد.
‫نگران نباش.

803
00:59:58,925 --> 01:00:01,845
‫پس دیگه مثل بچه ها رفتار نکن، باشه؟

804
01:00:05,265 --> 01:00:07,684
‫چرا از این طرف میریم؟
‫سوپرمارکت پس چی شد؟

805
01:00:08,101 --> 01:00:09,519
‫سیب زمینی تنوری!

806
01:00:09,686 --> 01:00:11,980
‫تا حالا سیب زمینی تنوری نخوردم.

807
01:00:12,230 --> 01:00:14,191
‫قسم می خورم.
‫بار اولمه.

808
01:00:14,941 --> 01:00:16,443
‫فکر نکنم بار اولت باشه.

809
01:00:16,526 --> 01:00:19,112
‫فکر کنم اولین بارته طوری رفتار می کنی
‫که تاحالا سیب زمینی تنوری نخوردی.

810
01:00:23,408 --> 01:00:27,829
‫خدای من. واقعا که عصر، عصر ارتباطاته.
‫چه دنیای کوچکی.

811
01:00:27,913 --> 01:00:29,956
‫عجب تصادفی.

812
01:00:31,249 --> 01:00:33,251
‫چیکار می کنی؟
‫همش تصادفیه

813
01:00:36,755 --> 01:00:38,632
‫نمی خواین بهم سلام بدید؟

814
01:00:38,715 --> 01:00:40,926
‫تصمیم گرفتیم حتی اگه تصادفی
‫همدیگه رو دیدیم، سلامم ندیم.

815
01:00:41,218 --> 01:00:42,302
‫جدی؟

816
01:00:50,310 --> 01:00:52,312
‫امروز شما دوتا رسما

817
01:00:53,146 --> 01:00:54,689
‫شبیه سفیده و زرد تخم مرغ شدین.

818
01:00:55,148 --> 01:00:56,232
‫مثل نیمرو شدین.

819
01:01:01,571 --> 01:01:02,489
‫متاسفم.

820
01:01:07,035 --> 01:01:08,578
‫پس شبیه جوانه ی لوبیا هستین.

821
01:01:09,037 --> 01:01:10,038
‫تو ساقه ای

822
01:01:10,330 --> 01:01:11,456
‫و اون سرش.

823
01:01:12,415 --> 01:01:13,667
‫می دونم که از ساقه خوشت میاد.

824
01:01:22,425 --> 01:01:25,261
‫همه نقشه هام بخاطر تو خراب شد.

825
01:01:25,470 --> 01:01:27,889
‫- آخه لباس هاشون...
‫- متاسفم.

826
01:01:27,973 --> 01:01:30,600
‫نباید اینم درگیر نقشه ام می کردم.

827
01:01:33,144 --> 01:01:34,187
‫فراموش کنین.

828
01:01:35,313 --> 01:01:37,107
‫حداقل باز دیدمش.

829
01:01:44,489 --> 01:01:47,534
‫درضمن، چرا وقتی پول نداری،

830
01:01:47,617 --> 01:01:49,411
‫همش اصرار داشتی که همه رو مهمون کنی؟

831
01:01:51,079 --> 01:01:54,999
‫چطور میشه شما دو تا 5 هزار وان نداشته باشین؟

832
01:01:55,083 --> 01:01:56,251
‫رازه.

833
01:01:56,334 --> 01:01:58,378
‫رئیس ام پول غذا رو داد.
‫چه آبروریزی کردی؟

834
01:01:58,461 --> 01:02:00,547
‫دیگه فکر اینجاشو نکرده بودم.

835
01:02:00,880 --> 01:02:03,049
‫دفعه ی بعد مطمئن میشم که پول نقد...

836
01:02:03,133 --> 01:02:04,050
‫فراموشش کن.

837
01:02:04,134 --> 01:02:06,761
‫امروز کارمون به جایی نرسید

838
01:02:06,845 --> 01:02:08,972
‫و ماموریت هم بخاطر تو شکست خورد.

839
01:02:09,055 --> 01:02:12,142
‫نه. ماموریت شکست خورد،
‫ولی یه چیزی درعوض بدست آوردیم.

840
01:02:12,225 --> 01:02:13,435
‫هی.

841
01:02:19,524 --> 01:02:20,650
‫میرم سر کار.

842
01:02:24,904 --> 01:02:26,197
‫امروز جوری لباس پوشیدم

843
01:02:27,240 --> 01:02:28,366
‫که شبیه فرشته بشم.

844
01:02:31,369 --> 01:02:32,662
‫همش تقصیر توئه.

845
01:02:34,289 --> 01:02:35,331
‫باور نکردنیه.

846
01:02:47,427 --> 01:02:48,636
‫لطفا اینجا بیاین.

847
01:03:00,982 --> 01:03:03,693
‫من شبیه اهالی اینجام؟
‫شبیه مهاجرهای غیرقانونی نیستم؟

848
01:03:04,277 --> 01:03:05,862
‫شبیه اونایی نیستم که باور اولشونه اینجا میان، نه؟

849
01:03:21,628 --> 01:03:22,879
‫قشنگه...

850
01:03:35,475 --> 01:03:37,393
‫آخرشم اونو خرید

851
01:03:38,478 --> 01:03:40,521
‫تا شوهر آینده اش رو ببینه؟

852
01:04:01,334 --> 01:04:02,919
‫منم که باید اونو براش بخرم.

853
01:04:34,742 --> 01:04:36,786
‫گفت من باهاش قطع رابطه کردم،

854
01:04:37,370 --> 01:04:39,247
‫ولی یه حسی میگه اون باهام قطع رابطه کرد.

855
01:04:40,873 --> 01:04:42,250
‫متوجه نمیشم.

856
01:04:42,333 --> 01:04:45,461
‫مدت زمانی که طول می کشه تا
‫جدایی برای آدم راحت بشه،

857
01:04:45,545 --> 01:04:47,588
‫بسته به هر شخص متفاوته.

858
01:04:48,089 --> 01:04:50,466
‫بجای اینکه روی ازدست دادنش تمرکز کنی،

859
01:04:50,550 --> 01:04:53,803
‫باید روی چیزی تمرکز کنی که حال دلتو بهتر می کنه.

860
01:04:55,888 --> 01:04:56,806
‫تمرکز کنم.

861
01:04:58,099 --> 01:04:59,934
‫ممنون برای نصیحتت.

862
01:05:01,519 --> 01:05:02,562
‫چای سرد نشه.

863
01:05:02,937 --> 01:05:05,106
‫باعث میشه خاطرات این دنیا رو فراموش کنین.

864
01:05:07,483 --> 01:05:09,277
‫اینجا کل تحصیلاتم به باد رفت.

865
01:05:10,361 --> 01:05:13,698
‫چرا جوونیم رو هدر دادم تا دکتر بشم؟

866
01:05:14,449 --> 01:05:16,075
‫تو آخرین بیمار منی.

867
01:05:23,458 --> 01:05:26,419
‫ممنون برای وقتی که گذاشتین.

868
01:05:34,927 --> 01:05:37,847
‫اومدم، قربان.

869
01:05:38,264 --> 01:05:40,183
‫تازه برگشتین؟

870
01:05:40,266 --> 01:05:41,851
‫باید یه چیزی می خریدم.

871
01:05:41,976 --> 01:05:44,604
‫مشتاق دیدار بودم و نتونستم بخوابم.

872
01:05:44,687 --> 01:05:47,440
‫گفتم شاید بتونیم باهم یکم گو بازی کنیم.

873
01:05:48,316 --> 01:05:50,985
‫باید یه تاریخی تعیین کنیم

874
01:05:51,444 --> 01:05:54,530
‫تا یکی بیاد این جا شمعی ها و ظروف نقره رو تمیز کنه.

875
01:05:54,655 --> 01:05:56,908
‫خودم یه روز تمیزشون می کنم.
‫نگران نباشید.

876
01:05:58,493 --> 01:06:01,662
‫پس بریم گو رو شروع کنیم؟

877
01:06:04,957 --> 01:06:07,502
‫جوونیات من بهت این بازی رو یاد دادم.

878
01:06:08,544 --> 01:06:10,588
‫ولی این روزا همش شکستم میدی.

879
01:06:11,964 --> 01:06:14,467
‫چون یجور بازی می کنم که انگار بار آخرمه.

880
01:06:16,886 --> 01:06:18,554
‫فکر کردی من اینطور بازی نمی کنم؟

881
01:06:21,682 --> 01:06:23,476
‫اسب جنگی بود، قربان.

882
01:06:23,893 --> 01:06:26,312
‫بهتون آسون نمی گیرم.

883
01:06:28,356 --> 01:06:30,399
‫بذارید ببینم...

884
01:06:52,838 --> 01:06:54,924
‫تو یه زندگی ابدی داری،

885
01:06:55,299 --> 01:06:57,718
‫و شاهد مرگ تمام عزیزانت خواهی بود.

886
01:06:59,095 --> 01:07:01,555
‫حتی یه مرگ هم از یادت نمیره.

887
01:07:04,433 --> 01:07:07,603
‫قراره جای مهمی برید، قربان؟

888
01:07:08,521 --> 01:07:11,565
‫آره. گمونم.

889
01:07:32,044 --> 01:07:33,337
‫وسط روز اخم هات تو همه.

890
01:07:34,547 --> 01:07:36,299
‫چون حال و حوصله ندارم.

891
01:07:38,426 --> 01:07:39,552
‫اتفاقی افتاده؟

892
01:07:40,386 --> 01:07:41,637
‫بزودی یه اسم بهت میرسه.

893
01:07:42,555 --> 01:07:43,889
‫اون تاک؟

894
01:07:44,724 --> 01:07:45,725
‫نه.

895
01:07:46,350 --> 01:07:47,393
‫رئیس یو.

896
01:07:51,313 --> 01:07:52,398
‫گفتی که..

897
01:07:53,733 --> 01:07:54,734
‫رئیس یو؟

898
01:07:55,317 --> 01:07:58,029
‫هیچ منفعتی نداره کسی از زمان مرگ اش خبردار بشه.

899
01:07:58,988 --> 01:08:00,197
‫دوک هوا چی؟

900
01:08:02,116 --> 01:08:03,576
‫اگه بدونه، بهتره.

901
01:08:03,909 --> 01:08:06,912
‫باید بهش بگی تا برای بعد پشیمونی نداشته باشه.

902
01:08:06,996 --> 01:08:09,206
‫درمقابل مرگ هرچیز یشیمانیه.

903
01:08:14,587 --> 01:08:16,213
‫رئیس یو از تو پرسید.

904
01:08:18,007 --> 01:08:20,259
‫گفت حال دوستت چطوره.

905
01:08:22,928 --> 01:08:24,930
‫حتما خودشم فهمیده.

906
01:08:25,723 --> 01:08:27,308
‫چیو فهمیده؟
‫اینکه باز تنها موندی؟

907
01:08:30,186 --> 01:08:32,146
‫- به سانی زنگ زدی؟
‫- نتونستم...

908
01:08:33,022 --> 01:08:33,981
‫اگه زنگ بزنم،

909
01:08:35,024 --> 01:08:36,776
‫باید همه چی رو بهش بگم.

910
01:08:37,151 --> 01:08:39,820
‫اصلا از قیافت معلومه فرشته مرگی.

911
01:08:39,904 --> 01:08:41,405
‫یعنی اینقدر مغزش کار نمی کنه؟

912
01:08:47,703 --> 01:08:48,704
‫همش همین؟

913
01:08:48,996 --> 01:08:50,998
‫- چی؟
‫- حسی که از سانی می گیری.

914
01:08:52,166 --> 01:08:53,167
‫بازم هست.

915
01:08:53,834 --> 01:08:57,421
‫- واقعا؟
‫- بنظرم لیاقت اون اسم رو نداره.

916
01:08:57,505 --> 01:08:59,048
‫اون اسم خواهر من بود.

917
01:08:59,173 --> 01:09:00,549
‫خوشحالم دیگه باهم نیستین.

918
01:09:00,633 --> 01:09:03,677
‫هر بار که بهش برمی خوردم، اذیت میشدم.

919
01:09:04,637 --> 01:09:07,181
‫اصلا هم حس خوبی به آدم نمیده.

920
01:09:10,059 --> 01:09:11,268
‫بهتره که...

921
01:09:12,186 --> 01:09:13,521
‫پُشت سرش اینقدر بد نگی.

922
01:09:13,604 --> 01:09:14,939
‫داری طرف اونو می گیری؟

923
01:09:15,940 --> 01:09:18,400
‫یه چیزی هست که بهت نگفتم.

924
01:09:18,859 --> 01:09:20,277
‫درباره ی گذشته ی اونه.

925
01:09:21,320 --> 01:09:22,947
‫- گفتی که رازه.
‫- فکر کنم...

926
01:09:23,989 --> 01:09:25,616
‫فکر کنم اون تناسخ خواهرته.

927
01:09:25,699 --> 01:09:27,159
‫مطمئنی خودت تناسخ نیستی و سانیه؟

928
01:09:27,243 --> 01:09:29,245
‫چهره ی سانی در زندگی قبلیش،

929
01:09:30,830 --> 01:09:34,041
‫با چهره ی زن روی طومار...

930
01:09:39,713 --> 01:09:40,965
‫مطابقت داره.

931
01:09:44,093 --> 01:09:45,261
‫مطمئنی؟

932
01:09:47,054 --> 01:09:48,097
‫چی دیدی؟

933
01:09:48,597 --> 01:09:50,140
‫زنی که دیدم

934
01:09:52,226 --> 01:09:53,936
‫وسط قصر ایستاده بود.

935
01:09:55,688 --> 01:09:58,899
‫لباس سفیدی به تن داشت و بنظر اشرافی بود.

936
01:10:00,818 --> 01:10:02,528
‫یه تیر به قلب اش خورد

937
01:10:04,905 --> 01:10:07,032
‫و روی زمین افتاد.

938
01:10:13,038 --> 01:10:14,498
‫خودم که تمام اینا رو بهت گفتم.

939
01:10:15,082 --> 01:10:16,584
‫شاید رنگ لباسش رو نگفته باشم،

940
01:10:17,710 --> 01:10:18,836
‫یا اون تیر پیکان...

941
01:10:19,253 --> 01:10:20,921
‫که بنظر میاد اشاره ای بهش نکرده باشم.

942
01:10:21,714 --> 01:10:24,008
‫دیگه چی؟
‫چیز دیگه ای هم دیدی؟

943
01:10:25,467 --> 01:10:28,846
‫داخل یه کالکسه بود
‫و سرشو از پنجره بیرون آورد

944
01:10:29,138 --> 01:10:30,431
‫و به یکی لبخند زد.

945
01:10:31,557 --> 01:10:32,891
‫با خنده پرسید،

946
01:10:34,476 --> 01:10:36,186
‫- امروز...
‫- امروز خوشگل شدم؟

947
01:10:39,815 --> 01:10:44,111
‫صدایی شنیدم که جوابش رو داد.

948
01:10:44,778 --> 01:10:46,238
‫- خیلی...
‫- خیلی زشت شدی.

949
01:10:59,126 --> 01:11:00,461
‫اون...

950
01:11:02,838 --> 01:11:03,964
‫واقعا خواهرته؟

951
01:11:06,717 --> 01:11:07,634
‫آره.

952
01:12:26,088 --> 01:12:29,883
‫هر لحظه ای که باهات سپری کردم، فوق العاده بود.

953
01:12:32,219 --> 01:12:33,470
‫چه روزهایی که هوا خوب بود،

954
01:12:34,346 --> 01:12:35,722
‫چه روزهایی که هوا بد بود،

955
01:12:37,099 --> 01:12:38,600
‫چه روزهایی که هوا نه خوب بود و نه بد،

956
01:12:39,601 --> 01:12:40,936
‫تمام اون روزها فوق العاده بود.

957
01:12:41,687 --> 01:12:46,850
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از سیروس فخری»

958
01:12:46,900 --> 01:12:51,697
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از سیروس فخری»